امروز: صادق زیباکلام گفت: نامزدهایی که خود را بعنوان اصلاح طلبان معرفی کردند رأی نیاوردند چون مردم آنها را بعنوان اصلاح طلب نپذیرفتند.
صادق زیباکلام ، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به انتخابات مجلس نهم و تاثیر آن بر فضای سیاسی کشور اظهار داشت: این انتخابات هیچ تغییری در وضعیت و شرایط سیاسی کشور بوجود نخواهد آورد.
وی افزود: انتخابات مجلس نهم چه در دور اول در اسفند ماه و چه در دور دوم برای کرسی های باقی مانده که روز جمعه صورت گرفت تغییراتی را ببار نخواهد آورد.
کارشناس سیاسی افزود: چه انتخاباتی که گذشت و چه انتخابات ریاست جمهوری سال 92 مبارزه جدی و همه جانبه بین اصولگرایان است که البته اصولگرایان در این انتخابات به دو گروه مخالف و موافق احمدی نژاد تقسیم می شوند.
به گفته زیباکلام، بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 اصولگرایان به دو جریان اصلی تقسیم شدند. یک جریان اصولگرایان سنتی هستند شامل جامعه مدرسین ، روحانیت مبارز، ائمه جمعه و جماعات ، موتلفه و سایر جریاناتی که بعنوان محافظه کاران در طیف سیاسی راست قرار دارند. آنان در این انتخابات تحت عنوان جبهه متحد اصولگرایی ظاهر شدند.
وی ادامه داد: طیف دیگر اصولگرایی نیز از تیر ماه سال 84 شکل گرفته که حول محور احمدی نژاد است. این طیف در انتخابات مجلس شورای اسلامی که برگزار شد، بنام جبهه پایداری ظاهر شدند. من از قبل از شروع انتخابات هم پیش بینی کرده بودم که طرفداران احمدی نژاد حداقل 100 کرسی را در مجلس نهم به خود اختصاص خواهند داد که در عمل هم اینگونه شد. آنان حدود 60 الی 70 کرسی در دور اول به دست آوردند و مابقی را نیز در دور دوم کسب کردند.
زیباکلام خاطرنشان کرد: البته جریان وابسته به احمدی نژاد یک جریان تابلودار به این معنا که نامزدهای متمایل به دولت وارد مجلس شوند ، نیست. بسیاری از طرفداران احمدی نژاد از اعضای جبهه پایداری هستند. جبهه پایداری هیچ اختلافی با احمدی نژاد ندارند. نه از نظر سیاسی، نه در سیاست خارجی ، نه در مسائل اجتماعی ، نه در سیاست های اقتصادی هیچ اختلافی میانشان نیست. تنها ایرادی که جبهه پایداری به رئیس جمهور دارد در خصوص شخص رحیم مشایی است که البته احمدی نژاد نیز تا به امروز نشان داده است که حاضر نیست پشت به آقای رحیم مشایی بکند و همه حمله ها و فشار ها را تحمل کرده اما حاضر نشده رحیم مشایی را قربانی کند.
وی تصریح کرد: نه قبل از 22 خرداد 88 و نه بعد از آن ، نه بعد از حوادث اردیبهشت پارسال و نه حتی امروز هم رهبران جبهه پایداری در قم و تهران هیچ انتقاد و اعتراضی را نسبت به سیاست های اجتماعی و اقتصادی دولت احمدی نژاد نداشته اند.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه رأی جبهه پایداری در انتخابات رأی احمدی نژاد است، بیان کرد: گروه سوم طرفداران آقای احمدی نژاد که به مجلس نهم راه یافته اند شامل برخی نامزدهایی می شود که به عنوان مستقل در انتخابات شرکت کردند. این گروه مورد تأیید جبهه متحد و اصولگرایان سنتی قرار نگرفتند و جبهه پایداری نیز به صورت رسمی از آنها حمایت نکرد اما مورد حمایت دولت بودند و وقتی وارد مجلس نهم شوند تمایلاتشان به سوی احمدی نژاد خواهد بود.
زیباکلام تأکید کرد: مجموع این آرا برای دولت از یکصد کرسی نیز بیشتر خواهد بود و برخلاف آنچه که اصولگرایان سنتی می گویند احمدی نژاد در این انتخابات موفق بوده است.
وی خاطرنشان کرد: یقینا جبهه پایداری و احمدی نژاد بر این اساس تلاش می کنند که پس از ورود به مجلس ریاست آنرا توسط آقای دکتر حداد عادل به دست آورند. البته حداد عادل ذاتا طرفدار احمدی نژاد نیست ، اما رشادت لاریجانی را برای مقابله با دولت ندارد.
زیباکلام با اشاره به اینکه بر اساس این تحلیل و با توجه به در دست داشتن نزدیک به یکصد کرسی در مجلس نهم، جبهه پایداری به رهبری احمدی نژاد سعی خواهند کرد برای انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد را معرفی کنند، بیان کرد: به همین دلیل می توان گفت که اصلی ترین تاثیر انتخابات مجلس نهم بر انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خواهد بود. در کوتاه مدت اما مجلس نهم در فضای سیاسی کشور تغییری ایجاد نخواهد کرد. مجلس همچنان عقیم خواهد ماند و نمی تواند از قوه مجریه حساب کشی کند و در حقیقت احمدی نژاد از قدرت برخوردار خواهد بود. ضمن آنکه ممکن است مجلس نهم زمینه را برای آینده احمدی نژاد نیز فراهم می کند.
کارشناس مسائل سیاسی درباره حضور مردم در دور دوم انتخابات نیز با اشاره به اینکه عموما حضور در دوردوم نسبت به دور اول کمتر است ، گفت: در دور اول نیز از حضور مردم آمار متفاوتی ارائه شد اما فکر می کنم به طور کلی حضور مردم در انتخابات دور نهم مجلس به اندازه انتخابات اسفند ماه سال 86 بود یعنی در حدود 3/1 واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند.
وی همچنین درباره وضعیت کاندیداهای اصلاح طلب در مجلس نهم نیز گفت: درستش این است که بگوییم اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم شرکت نکردند. از قبل نیز این موضع را اعلام کرده بودند و نه هیچ کاندیدای رسمی معرفی کردند و نه از هیچ کاندیدی حمایت کردند.
زیباکلام تصریح کرد: نامزدهایی که خود را بعنوان اصلاح طلبان معرفی کردند نیز رأی نیاوردند چون مردم آنها را بعنوان اصلاح طلب نپذیرفتند. آقای دکتر مصطفی کواکبیان یا خانم سهیلا جلودارزاده ، یا آقای علیرضا محجوب یا آقای قدرت الله علیخانی و سایر نامزد هایی که تحت عنوان اصلاح طلب وارد شدند رای نیاوردند چون رای دهندگان باقوه اصلاح طلبان اساسا در اتخابات شرکت نکردند اعم از دور اول یا دوم.
وی تأکید کرد: اگر یک نامزد رسمی اصلاح طلبان در تهران فی المثل وارد انتخابات شده بود ، در همان دور اول بالای دو میلیون رأی به دست می آورد. نمایندگان اصلاح طلب در مجلس نهم حضوری نخواهند داشت اما اصلاح طلبان همچنان به عنوان یک نیروی عظیم بالقوه سیاسی مطرح هستند و هرکسی که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نامزد رسمی اصلاح طلبان باشد با استقبال گسترده ای روبه رو می شود و به مراتب بیشتر از نامزد اصولگرایان کسب رأی می کند.
این کارشناس سیاسی تصریح کرد: معتقدم اگر محمدرضا عارف به عنوان نامزد مورد تأیید رهبران اصلاحات قرار گیرد قطعا رأی سنگینی را به دست خواهد آورد. البته قالیباف نیز اگر به عنوان نامزد غیر اصلاح طلب در برابر علی لاریجانی، دکتر ولایتی و یا سعید جلیلی بعنوان نامزد های مورد تایید اصولگرایان قرار بگیرد نیز قطعا رأی بالایی به دست خواهد آورد.
امروز: در نهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ بانکی در ایران، به اتهامهای شش متهم دیگر این پرونده از جمله سه مدیر وزارت راه و ترابری در دو نوبت صبح و عصر رسیدگی شد.
به گزارش مردمک به نقل از خبرگزاری مهر، در این جلسه که امروز ۱۷ اردیبهشت به ریاست قاضی ناصر سراج در شعبه اول دادگاه انقلاب برگزار شد، نماینده دادستان تهران گفت که آنها «یک باند در وزارت راه بودند.»
در هفتمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ بانکی در ایران، نماینده دادستان تهران اعلام کرد که چهار تا پنج مدیر ارشد وزارت راه در ارتباط با این پرونده بازداشت شدهاند.
رضا نجفی پس از قرائت کیفر خواست برای آقای «ش. ر»، مدیرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابری، گفت که او متهم به دریافت رشوه در دو نوبت به مبلغ ۲۶۶ هزار دلار و مبلغ ۱۳۵ میلیون تومان است.
او در دفاع از خود گفت که اظهار شرمساری میکند و دفاعی ندارد اما افزود: وقتی در وزارت راه و ترابری، ده هزار کیلومتر راهسازی در دستور کار قرار دادم و سالانه چهار هزار نفر از کشتهها کاهش یافت، من متهم نیستم.
پس از آنکه این متهم گفت پولهای رشوه را در کار خیر هزینه کرده، نماینده دادستان با تاکید بر اینکه اقدامهای او «رابین هودی» و اصلا متنبه نشده، درخواست اشد مجازات را برای او کرد.
آقای «ش. ر» همچنین گفت که حدود چهار ماه است که در بند ۲۴۱ اوین در بازداشت انفرادی بوده و به تارگی با دیگران زندانی و وضع بهتر شده و قاضی سراج در پاسخ به او گفت که زندان، هتل نیست.
متهم ردیف دوم، آقای «ع. ا» بود که در سمت مدیر راه و ترابری شهرستان لارستان، مبلغ ۱۶۸ هزار یورو رشوه دریافت کرده بود اما اعلام کرد که اتهامهای وارده را قبول ندارد.
این مجری سابق طرح راه آهن شیراز- بندرعباس در این باره توضیح داد: من نمیدانستم در پاکت چه بوده است، اصلا آن را خرج نکردهام و تمامی پولها را به دادستانی بازگرداندهام.
او افزود: به من گفتند که شنیدم کارهای خیری انجام میدهی، اگر مبلغی به شما رسید، طیب و طاهر و با رضایت است و این مبلغ را به این نیت دریافت کردم ولی در مصرف آن شک داشتم.
آقای «ع. ا» همچنین پس از اینکه گفت هنوز در مرخصی است و وزارت راه و ترابری چیزی به او ابلاغ نکرده و جلسههای کاری حاضر میشود، قاضی دادگاه تاکید کرد «وقتی کیفرخواستتان صادر شده حق ندارید سرکار بروید.»
در کیفرخواست متهم ردیف سوم پرونده فساد مالی بزرگ سیستم بانکی نیز آمده است که او از طریق نامشروع مبلغ ۱۱۳ هزار یورو و با وساطت یا معاونت در رشوه، مبلغ ۲۰۲ هزار یورو به دست آورده است.
آقای «ک. ر» به دلیل نسبت خانوادگی با وزیر سابق راه و ترابری دولت نهم، ارتباط نزدیکی در این وزارتخانه داشته اما تاکید کرده است: درست است من فامیل او هستم اما از این ارتباط سوء استفاده نکردم.
او با اشاره به اینکه «بروید حسابهای بانکی وزیر را چک کنید، او نیازی به این خردهریزها ندارد» افزود: ارتباط من با وزیر سابق دولت نهم استاد و شاگردی بوده است و نمیتوانسته از من حق حساب بگیرد.
این متهم با تاکید بر اینکه اتهامهای وارده را قبول ندارد، گفت: من پنج تفاهمنامه با وزارت راه و شرکت تراورس بستم و این نیازی به پارتی من نداشت آنها با نمایندگان مجلس رفتند دفتر وزیر تا تفاهم نامه بسته شود و من دلال نیستم.
از طرف دیگر، محمد اسلامی، وکیل او خطاب به قاضی دادگاه گفت: اتهامهای متهم پرونده مرتبط با معاون وزیر است و رسیدگی به اتهامات تمامی وزرا و معاونین آنها در صلاحیت دادگاه کیفری است.
اما ناصر سراج تاکید کرد که موکل او سمت دولتی ندارد و این «دادگاه صالح است»، پس نباید بگوید این پرونده در دادگاه کیفری رسیدگی کند.
در این دادگاه، مدیرعامل سابق شرکت فولاد فام اسپادانا، متهم به شرکت در اخلال در نظام اقتصادی، مشارکت در اداره باند کلاهبرداری و اخذ وجوه نامشروع در پنجاه و سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبهٔ گروه ملی اهواز شد.
اما آقای «ی. م» گفت که اتهامهای خود را قبول ندارد و به دلیل اینکه به مه آفرید خسروی، صاحب شرکت «امیرمنصور آریا» و متهم ردیف اول این پرونده، چک سفید امضا نداده، او مرا از مدیر عاملی برکنار کرده است.
همچنین کیفر خواست آقای «ک. ن»، مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا متهم به تبانی با مدیران شرکت امیرمنصور آریا و مفسدین شبکه بانکی و انجام معاملات صوری و کلاهبرداری کلان از منابع بانکی در پنجاه و سه فقره گشایش اعتبار اسنادیدر بانک ملی کیش قرائت شد.
آقای «م. ح» نیز به شرکت در اخلال در نظام اقتصادی از طریق فعالیت و مشارکت در باند کلاهبردار، ارتکاب به جرایمی مانند شرکت در تحصیل مال از طریق نامشروع و کلاهبرداری کلان از منابع بانکی متهم شد.
جلسه رسیدگی به اتهامهای مدیران ارشد وزارت راه و گشودن پرونده برای معاون سابق وزیر اقتصاد درحالی برگزار شد که نماینده دادستانی در جلسه پنجم دادگاه نیز گفته بود که تعدادی از نمایندگان مجلس، مقامهای دولتی به زودی در دادگاه حاضر میشوند.
او در جلسه ششم نیز گفته بود در اختلاس بزرگ، شبکهای مافیایی به محوریت مهآفرید خسروی و دخالت شماری از نمایندگان مجلس، بازنشستگان قضائی ـ امنیتی، اطلاعاتی، سازمان خصوصیسازی و مدیران بانکی دخالت داشتند.
در شهریور امسال، گزارشها درباره اختلاس سه هزار میلیارد تومانی منتشر شد و رسانهها و تحلیلگران آن را «بزرگترین اختلاس تاریخ ایران» بر شمردند.
یک شرکت به نام گروه «امیرمنصور آریا» و صاحب آن متهم شدهاند که از طریق تبانی با رئیس یکی از شعبههای بانک صادرات استان خوزستان اقدام به گشایش سه هزار میلیارد تومان اعتبارنامه بانکی «غیرمجاز و تقلبی» کردهاند.
از ۲۹ بهمن ماه تا کنون، ۹ جلسه از دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ بانکی در ایران برگزار شده و در اولین جلسه آن، مهآفرید خسروی متهم ردیف اول پرونده اتهام فساد فیالارض را نپذیرفت.
مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور پیشتر تاکید کرده بود که نهادهای بازرسی و قضایی تردیدی ندارند که دولت محمود احمدینژاد از گروه آریا حمایت کرده است.
امروز: همسر قاسم شعله سعدی وکیل دعاوی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی همسرش و با اشاره به اتهامات مطرح شده می گوید: من از آقای خامنه ای سوال می کنم که آیا شما معتقدید این آیه مربوط به شما می شود؟ آیا واقعا این آیه در مورد شما صدق می کند؟ آقای خامنه ای اگر شما واقعا قبول کنید که این آیه در مورد شما صدق میکند و همسر من را به خاطر آن باید مجازات حد بکنند اشکالی ندارد من حاضرم ایشان در حبس بماند و یکسال و نیمش را بگذراند بعد آزاد شود.
به گزارش کلمه، قاسم شعله سعدی که از چهاردهم فروردین ماه سال گذشته در زندان اوین بسر می برد علیرغم وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی که دارد و باید سریعا تحت درمان و عمل جراحی قرار گیرد اما پیگیری های هر روزه همسر وی تاکنون بی پاسخ مانده است. این وکیل دربند هم اکنون از ضایعه نخاعی که شش سال پیش در زندان به آن دچار شده است رنج می برد و بی توجهی به این مسئله می تواند "خطر" جانی برای وی در بر داشته باشد.
این حقوقدان دربند در زندان با از کار افتادن دست چپ و بروز سایر علایم فلج، مواجه شده است.
دکتر قاسم شعلهسعدی نماینده شیراز در مجالس سوم و چهارم بود که در سال۱۳۸۱ نامه ای سر گشاده خطاب به رهبری نوشت و در آن نامه شرایط آقای خامنه ای را از جهت واجد شرایط رهبری بودن در آن زمان از منظر حقوقی به سوال و چالش کشید. در سال ۸۵ شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران رای شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب را که وی به اتهام " تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری " محکوم شده بود را تایید و او را به یک سال و نیم حبس محکوم کرد. البته پس از پیگیری های فراوان به دلیل اشکالات شکلی و ماهوی فراوان در پرونده و روند دادرسی ریاست وقت قوه قضائیه آقای شاهرودی طی نامه ای به رئیس کل دادگستری استان تهران نوشت که اولا: توقف اجرای حکم داده شود، ثانیا: طبق قانون جدید اعمال ماده ۱۸ در دادگستری تهران شود. بدین ترتیب اجرای حکم متوقف و منوط به اجرای ماده ۱۸ شد.
چندی پیش نیز مادر قاسم شعله سعدی زندانی سیاسی و شهید اصغر شعله سعدی شهید دفاع مقدس، در نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشته بود "یا دستور فرمایید سینه مرا هم محافل خودسر بشکافند همانطور که سینه پروانه فروهر را شکافتند و مرا به گورستان ببرند تا به فرزند شهیدم اصغر بپیوندم " و یا "دستور فرمایید مرا هم در اوین زندانی کنند تا به فرزند اسیرم بپیوندم شاید بوی پیراهن یوسفم چشم و دلم را روشن کند".
گفتگوی کلمه با فخرالسادات فهندژ سعدی، همسر این زندانی سیاسی را با هم می خوانیم:
لطفا از آخرین وضعیت آقای شعله سعدی بگویید.
این هفته من به دادگاه مراجعه کردم گویا پرونده را آقای زرگر بردند که روی آن نظر دهند ولیکن هنوز نظرشان را اعلام نکرده اند و ما هیچ خبری نداریم تا روز دوشنبه ببینیم چه خبری می شود. ولیکن به طور قطع اینها نمی توانند از نظر قانونی آقای شعله سعدی را نگه دارند. اگر ایشان را نگه دارند، تخلف از قانون کردند.
دقیقا طبق قانون آقای شعله سعدی چه زمانی باید آزاد شوند؟
ایشان باید ۸ ام فروردین آزاد می شدند.
چه کسی جلوی اجرای قانون را گرفته است؟
ببینید حکم یک سال حبس ایشان که از سوی شعبه ۱۵ صادر شده بود ۸ فروردین ماه تمام شده است. از سوی دیگر یک سال و نیم حبس دیگر هم داشتند که آقای شاهرودی دستور توقف حکم و اعمال ماده ۱۸، که تا کنون اعمال ماده ۱۸ نشده، را داده بود که هیچگونه رسیدگی مجدد ماهوی نشده و تاریخ اجرایش هم گذشته و مشمول مرور زمان شده است.
پس از پیگیری های ما، شعبه ۲۶ که رای را صادر کرده بود، پرونده را خواست و خواستند آقای پیر عباسی رییس شعبه، نامه ای به این مضمون نوشتند برای آقای شعله سعدی که حبس شما چون مربوط به شعبه ۱۵ بوده و این حبس را گذرانده اید و تا فروردین ماه حبستان تمام می شود حبسی که مربوط به پرونده یک سال و نیم شما می باشد مشمول مرور زمان است و دستور توقف تعقیب داده شده. و این را باید به آقای شعله سعدی ابلاغ می کردند تا از روی آن شعبه ۲۶ اقدام به آزادیشان بکند اما به شعله سعدی اعلام نشده و آقای رشته احمدی معاون دادستانی در اجرای احکام اوین، طی یک نامه پرونده را فرستاده به شعبه ۳۶ که البته فرستادن این پرونده به شعبه ۳۶ غیر قانونی است.
چرا غیرقانونی است؟
چون معاون دادستان خودش نمی تواند شعبه تعیین کند و بفرستد. طبیعتا باید پرونده به شعبه ۲۶ بر میگشت تا اگر به جایی هم باید برود، از آنجا اقدام شود. ولی اینها مستقیما به شعبه ۳۶ فرستادند و علتش هم در نامه شان نوشته شده که اول آیه ۳۳ سوره مائده را برای حکم آقای شعله سعدی در نظر گرفتند و گفتند از یک طرف این شامل حد است در صورتی که حد یک مجازات شرعی است و میزانش هم در قانون و شرع تعیین شده و در قرآن آمده کسی نمی تواند چیزی را اضافه کند و بگوید این هم حد دارد.
برای خوانندگان کلمه توضیح بیشتر می فرمایید از شرایطی که به وجود آمده است؟
آیه ۳۳ گفته جنگ با خدا و رسول خدا. آیا آقای شعله سعدی جنگ با خدا و رسول خدا کردند که چنین آیه ای را برایشان در نظر گرفتند که طبق این آیه باید مجازات شوند؟ ضمن اینکه از صدر اسلام تا حالا جز ۲-۳ دوره کوتاه مدت که آن هم توهین می شد به خود حضرت محمد، ما دیگر حکومت اسلامی نداشتیم که بخواهیم به خاطر توهین به رهبری کسی را مجازات کرده باشند یا کسی مجازات شود که این آیه در مورد آقای شعله سعدی صدق بکند. از طرف دیگر ایشان در نامه شان فرمودند که اقدام علیه امنیت ملی حکم تعزیری دارد. ایشان باید توجه کند که کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی مربوط به مجازات های بازدارنده و تعزیری است و توهین به رهبری و اقدام علیه امنیت نیز در این کتاب آمده و میزان مجازاتش هم تعیین شده و ماده ۱۷۳ همین قانون آیین دادرسی کیفری شامل این مواد می شود و در نتیجه شامل آقای شعله سعدی می شود و آقای شعله سعدی باید طبق ماده ۱۷۳ که خود شعبه ۲۶ هم له آن استناد کرده آزاد می شده اما تا کنون آزاد نشدند.
پس دستور آقای شاهرودی نقض می شود، درست است؟
آقای رشته احمدی درباره ی رای آقای شاهرودی گفتند که آقای شاهرودی گفتند این ماده ۱۸ به خاطر این است که مجرمین از مجازات فرار کنند. از نظر من این یک توهین به آقای شاهرودی است. آقای رشته احمدی باید بدانند که اگر آقای شاهرودی دستور توقف اجرای حکم را دادند، درک ایشان بالا بوده و تشخیصشان این بوده که این رای غیر شرعی بوده و در مورد آقای شعله سعدی بخشنامه شان صدق نمی کرده. در غیر این صورت خود آقای شاهرودی باید این بخش نامه را اجرا می کردند و ماده ۱۸ را رد می کردند و ایشان را برای رسیدگی مجدد به ماده ۱۸ رجوع نمی دادند. پس بنابراین این توهین به آقای شاهرودی است یعنی آقای شاهرودی درک نکردند که این از آن موارد نبوده و اشتباهی رای دادند؟
اگر از این غیرقانونی ها که بگذریم استنادات آقای رشته احمدی چقدر قابل قبول است؟
آقای رشته احمدی چیزهایی نوشته بود و استناداتی کرده بود که من تمام جوابیه اش را از کتاب قانون استخراج کردم و آنها را برای آقای زرگر فرستادم و روی پرونده شان قراردادم. هیچ کدام از استناداتی که ایشان به کار برده شامل آقای شعله سعدی نمی شود و اصلا به پرونده او ارتباطی پیدا نمی کند و من حتی با معاون اجرایی دادستان، آقای دولت آبادی هم که صحبت کردم گفتم این چه نظری بود ایشان داد که گفتند من هم نظرم بازدارنده است، مجازات بازدارنده است. مجازات بازدارنده یعنی اینکه در قانون تعیین شده است و باید حتما آزاد شود ولی ما هیچ گونه خبری نداریم تا ببینیم این هفته نظر شعبه ۳۶ چی هست و چه نظری برای ما داده می شود.
این روزها حکم ها و اتهامات زیادی از این دست می بینیم. توهین به رییس دولت، توهین به رهبر... نظرتان درباره ی این نحوه صدور حکم با این اتهامات چیست؟
من شاکی هستم از ظلمی که دارد به آقای شعله سعدی و خانواده اش می شود. من از آقای خامنه ای سوال می کنم که آیا شما معتقدید این آیه مربوط به شما می شود؟ آیا واقعا این آیه در مورد شما صدق می کند؟ آقای خامنه ای اگر شما واقعا قبول کنید که این آیه در مورد شما صدق میکند و همسر من را به خاطر آن باید مجازات حد بکنند اشکالی ندارد من حاضرم ایشان در حبس بماند و یکسال و نیمش را بگذراند بعد آزاد شود.
الان وضعیت جسمی آقای دکتر چطور است و در چه شرایطی هستند؟
ایشان از نظر وضعیت جسمی مریض هستند ممکن است که ظاهرشان چیزی را نشان ندهد اما پزشکان و پزشک قانونی زندان بارها و بارها ام آر آی گرفتند و وضعیت ایشان را بررسی و تاکید کرده اند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند دچار قطعی کامل نخاع می شود و همچنین خودشان اظهار می کنند که دست راستشان را خیلی نمی توانند بالا ببرند و آزرده هستند. پزشک قانونی هم نظر به آزادی ایشان داده است.
کار کجا متوقف شده اگر پزشک قانونی هم همین دستور را داده است؟
من فکر می کنم این نامه در دادستانی پیش آقای دولت آبادی است و ایشان ابراز نمی کنند که برود به پزشک قانونی. حتی اگر بخواهند مجازاتشان کنند و آن یکسال و نیم را اجرا کنند ماده ۲۹۱ شامل حال ایشان می شود و باید آزاد شود ولی تاکنون با بی اعتنایی به وضعیت خطرناکشان هنوز در حبس هستند.
با توجه به اینکه این بی قانونی ها زیاد دیده می شود اگر ادامه پیدا کند و آقای شعله سعدی را آزاد نکنند شما چه واکنشی خواهید داشت؟
من امیدوارم که چنین اتفاقی نیفتد چون این زیر پا گذاشتند قانون است اینها خودشان مدعی هستند که قاون مدار هستند و قانون و عدالت را اجرا می کنند. عدالت چیست؟ عدالت این است که شما قانون را به نفع متهم تفسیر کنید نه به نفع قانون گذار. قانون می گوید که شعله سعدی باید طبق این مقررات و طبق این ماده آزاد شود. اگر اینها چنین کاری را بکنند، خودشان زیرعلامت سوال رفتند و حرفشان هیچ گونه پایه و اساسی ندارد و به قانونی که خودشان از روی شرع نوشته اند هیچ گونه پایبندی به ش ندارند و اجرا نمی کنند. پس قانونی که اگر اجرا نشود فایده ای داشتنش در یک کشور چیست و اصلا به چه درد می خورد این قانون.
من منتظر و امیدوارم که آقای زرگر که هم به فقه آگاهی دارند و هم اینکه باید طبیعتا حقوقدان باشند که قاضی شدند به عدالت اجرا کنند و طبق قانون رای دهند. ما بیشتر یا کمتر از قانون نمی خواهیم ما می خواهیم که قانون اجرا شود. اجرا شدن قانون یعنی اینکه شعله سعدی باید آزاد باشد و در آغوش گرم خانواده اش باشد. غیر از این باشد یعنی اینکه اینها عدالت و قانون را زیر پا گذاشتند و به حرف خودشان هم پایبند نیستند.
از این تاریخ به بعد من باید به مقامات بالاتر رو بیاورم و از آنها بخواهم نه به عنوان خواهش بلکه به عنوان اجرای عدالت و اجرای قانون ازشان بخواهم که این را اجرا کنند.
بعد از این نگرانی ها و فشارها، سخنتان به مسئولان قضایی چیست؟
من فقط برای مسوولین یک کلام دارم. برای فرار از قانون سعی نکنند به شرع رجوع کنند و شرع را خراب کنند بهتر این است که بگذارند اعتقادات مردم باقی بماند.
من با آقای محمد جواد لاریجانی هم صحبتی دارم. آقای محمد جواد لاریجانی دبیر حقوق بشر قوه قضاییه! اگر شعله سعدی در زندان بماند آیا باز شما می گویید که حقوق بشر در ایران رعایت می شود؟ حقوق بشر چیست؟ یعنی اینکه حق و حقوق فردی افراد و خانواده شان رعایت شود. آیا شما واقعا معتقد به این هستید که حقوق خانواده من و شعله سعدی رعایت می شود؟
امروز: احمدرضا رادان در پاسخ به اینکه آیا تغییر در سیاست گشت ارشاد فضای شهر را امنیتی نکرده است گفت: تعداد گشت ارشاد در سطح شهر زیاد نشده و رویکرد ما هم تغییری نکرده، ما معیارهایمان را برای بد پوششی بر اساس قانون و همان راهکار اجرایی حجاب و عفاف اعلام کردیم و وظیفهمان را انجام می دهیم که بحث امنیتی هم نیست.
به گزارش فارس، رادان ادامه داد: فکر کنم اگر دستگاههای دیگر هم وظیفه خود را انجام دهند برنامه خوبی باشد و برای تابستان هم همان برنامه سال گذشته اجرا خواهد شد.
جانشین فرمانده ناجا از آغاز طرح تابستانی نیروی انتظامی در تهران خبر داد و افزود: این طرح ظرف چند روز آینده در استانهای دیگر شروع خواهد شد که برخورد با دیشهای ماهواره، بد پوششی، برخورد با اراذل و اوباش، آلودگی صوتی، مزاحمت نوامیس و طرح سالمسازی دریا از اولویتهای طرح امنیت اخلاقی است.
امروز: وزیر خارجه آمریکا در سفرش به هند قصد دارد مقامهای این کشور را به اجرای تحریم نفت ایران قانع سازد. هند تاکنون اعلام کرده بود به تحریمهای سازمان ملل علیه ایران پایبند است، ولی نه به تحریمهای یکجانبه آمریکا.
به گزارش دویچه وله، وزیر امور خارجه آمریکا پس از سفر به چین و بنگلادش، روز یکشنبه (۶ مه/۱۷ اردیبهشت) وارد دهلی نو شد. خانم هیلاری کلینتون سفر سهروز خود را از شهر کلکته آغاز کرد. وی قصد دارد در این روز با نخستوزیر ایالت بنگال غربی، خانم ماماتا بانرجی دیدار و گفتوگو کند.
هیلاری کلینتون روز سهشنبه (۸ مه) به دهلی نو خواهد رفت و با سوماناحالی مالیا کریشنا، وزیر امورخارجه هند و مانموهان سینگ، نخستوزیر این کشور دیدار خواهد داشت.
ازجمله موضوعهایی که در دستور کار نمایندگان دو کشور است، مسئله وضعیت حاکم بر افغانستان و نیز تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران در چارچوب مناقشهای بینالمللی هستهای است.
هند کشوری است که هم با ایالات متحده آمریکا و هم با جمهوری اسلامی ایران مناسبات دوستانهای دارد.
اقتصاد شتابنده و رو به رونق هند نیاز فزاینده به واردات مواد خام دارد و از این رو متکی به واردات نفت ایران است. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، هند حدود ۷۰ درصد نفت خود را وارد میکند و حدود ۹ درصد نفت وارداتی هند از طریق ایران تأمین میشود.
به گزارش خبرگزاری آلمان به نقل از یک مقام دولت آمریکا، خانم کلینتون در سفر خود به هند تلاش خواهد کرد مقامهای هند را قانع سازد تا از میزان واردات نفت خود از ایران هرچه بیشتر بکاهند.
معامله پایاپای با پول نفت ایران
در توافقی که میان ایران و هند صورت گرفته، دهلی نو ۴۵ درصد بهای نفت وارداتی از ایران را با ارز روپیه پرداخت و به یک حساب ویژه واریز خواهد کرد. ایران نیز قصد دارد که این روپیه را برای خرید کالاهای دیگر هزینه کند. چین نیز چنین معامله پایاپای را در ازای خرید نفت با ایران دارد.
همزمان با سفر وزیر خارجه آمریکا به هند، یک هیأت تجاری جمهوری اسلامی ایران نیز وارد پایتخت، دهلی نو شده است. این هیأت قصد دارد زمینههای سرمایهگذاری ایران در هند، با پول روپیهی حاصل از فروش نفت، و فرصتهای اقتصادی در این کشور را مورد بررسی قرار دهد.
جمهوری اسلامی میکوشد با این معامله پایاپای تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا را دور بزند. این تحریمها بانکهای بینالمللی را از معامله با ایران منع کرده و برحذر داشته است. هر گونه همکاری، بهویژه در رابطه با فروش نفت، میتواند مجازاتهای سنگین برای نهادهای بانکی در پی داشته باشد.
با اعلام تحریمهای گسترده در اوایل سال جاری میلادی، مقامهای هندی برای جایگزین کردن نفت ایران مذاکراتی را با عربستان سعودی آغاز کردند. ایران پس از عربستان سعودی دومین تأمینکنندهی نیاز نفت خام هند است. هماکنون هند کاهش نفت خود از ایران را با نفت عربستان سعودی تأمین میکند.
یک مقامآمریکایی که نمیخواسته نام وی فاش شود، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که اگرچه هند گامهایی در راستای مستقل شدن از نفت ایران برداشته است، ولی این تلاش کافی نبوده و آمریکا قصد دارد هند را به کاهش هرچه بیشتر واردات نفت از ایران متقاعد سازد.
با اینکه مقامهای هند اعلام کرده بودند فقط به تحریمهای سازمان ملل علیه ایران پایبند خواهند بود و نه تحریمهای یکجانبهی آمریکا، ولی اینبار باید محتاطانهتر از پیش عمل کنند.
بر اساس این تحریمها کشورها و شرکتهای بزرگ که با ایران معامله نفتی دارند، تا آخر ماه ژوئن سال جاری فرصت خواهند داشت تا از میزان واردات نفت خود از ایران بهطور قابل ملاحظهای بکاهند، درغیراینصورت با تحریم آمریکا مواجه خواهند شد.
امروز: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار اعضاي هيأت امنا، مديران، كاركنان و خيّرين بنياد امور بيماريهاي خاص با اشاره به روند شكلگيري اين بنياد، نبود متولي ويژه براي بيماراني چون هموفيلي، تالاسمي و ساير بيماريهاي خاص را مهمترين دليل تشكيل اين مركز خواند و گفت: امروز پس از دو دهه از تشكيل بنياد امور بيماريهاي خاص، وقتي به دستاوردها، امكانات و خدمات گستردهاي كه به بيماران و نيازمندان ارائه ميشود، نگاه ميكنيم، تحسين و قدرداني هر انساني را برميانگيزد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخش ديگري از سخنانش با اعتراض نسبت به مدعيان دروغين حقوق بشر در غرب گفت: چگونه غربيها ميتوانند ادعاي رعايت حقوق بشر داشته باشند، در حالي كه داروهاي حياتي بيماران نيازمند را مشمول تحريمهاي بيرحمانه خود قرار ميدهند.
امروز: دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت:محمد شریف ملکزاده مورد رافت اسلامی و عفو رهبری قرار گرفته است.
به گزارش فارس، عباس جعفری دولت آبادی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره سرنوشت پرونده اتهامی ملکزاده گفت: این پرونده با صدور کیفرخواست آماده ارسال به دادگاه بود اما گزارشها و درخواستی به دفتر مقام معظم رهبری فرستاده شد و بر اساس این درخواست و گزارشها ملکزاده مورد رافت اسلامی و عفو رهبری قرار گرفت.
دولت آبادی در پاسخ به این سوال که این درخواست از سوی چه کسی ارسال شده است بیان داشت: پاسخ همانی بود که گفتم، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر.
امروز: شصت سال است که مردم ایران علیرغم حکومت ها که چشم دیدن دکتر مصدق را نداشته و ندارند، هرگاه نگران سرنوشت و آینده خود می شوند به او و یادگاران رو می کنند که الگو و نماد وطن پرستی است. پیش از او الگو و برانگیزاننده مردم در روزهای سخت، شخصیت های دینی یا اسطوره ای بوده اند.
اصلاح طلبان قهرمانان بلند آوازه و موثر تاریخ ایران اند، اگر قائم مقام نام داشته اند یا امیرکبیر، میرزا حسین خان سپهسالار بوده یا میرزا علی خان امین الدوله، دکتر مصدق، علی امینی یا مهندس بازرگان. انقلابیون و تندروها ویران کرده اند و هر چه ویرانی است از آن هاست که قرن ها بر این خاک زجرکشیده حکم رانده اند، و اگر آبادانی هست از آن کسان است که اصلاح طلب و مصلحت اندیش بوده اند. نگاه کنید به نقش آن ها در همین هفتاد سال، رضاخان پهلوی که می توانست در بالای فهرست اصلاح طلبان ایرانی جا بگیرد با برانداختن اولین و تنها پادشاه دموکرات کشور که دموکرات بودنش حاصل کشته ها و مقاومت های مردم در انقلاب مشروطیت بود - عملا دستاورد آن انقلاب بزرگ را از میان برد و چون سلطنت و حکومت [یعنی دولت ] را با هم در دست گرفت دیکتاتور شد و چون دیکتاتور شد دیگر در زمره اصلاح طلبان جا نمی گیرد. پانزده سال طلائی زمان بعد از جنگ جهانی اول را که جهان قدرت ضعیف بود و امپراتوری عثمانی و روس در همسایگی ایران مضمحل شده بودند، موقع جهش بود و دموکراسی به دست آمده ایران می توانست جان بگیرد، به قدرت طلبی رضاخان که وجود مغتنمی برای ایران می توانست بود به هدر رفت. در پایان کار رضاشاه و در حالی که به همتش بسیار چیزها هم ساخته شده بود امنیت و راه و انتظامات اداری و شهرنشینی پادار شده بود، همان ضعفش که به دیکتاتوریش انجامید باعث شد متفقین مانند موش مرده ای بیرونش انداختند.
تاریخ به ما می گوید سقوط و فرار رضاشاه که همزمان با اشغال تهران توسط نیروهای روس و بریتانیا رخ داد می توانست فاجعه شود، تنها به یک دلیل نشد. وجود بزرگ مردان اصلاح طلب که صلاح مملکت را بر کینه خود ترجیح می دادند. وقتی رضاشاه عاجز درمانده عذرخواه به خانه فروغی رفت که پیر و رنجور در حبس خانگی بود و به او متوسل شد، نوه فروغی در را بروی دیکتاتور در هم شکسته باز کرد. همان که پدرش را بیهوده و بی دادگاه و بی دفاع رضاشاه دستور داد بکشتند. اما فروغی لگام زد و نگذاشت کینه ها بجوشد. انگلیسی ها به او پیشنهاد تاسیس جمهوری دادند. همه شرایط فراهم بود اما مرد ادیب صلاح را در این دید که فرزند رضاشاه در سلطنت بماند و چنین پنداشت با این جوان سوئیس رفته دمکراسی هم به دست می آید، ساختمان قدرت هم از هم نمی پاشد. به دنبال فروغی، احمد قوام السلطنه و دکتر مصدق هم از تبعید به در آمدند. آن ها هم انقلابی نبودند و وارد گود شدند و ابائی نداشتند که در مقابل فرزند جوان رضاخان تعظیم کنند و او را شاه بخوانند. که این است شرط بزرگی. مگر گاندی چه کرد، مگر ماندلا چه کرد.
اما باز چنان که می دانید طبع قدرت طلب و سلطه جو که هیچ با ذات اصلاح طلبی همسو نیست بازی را راند تا جائی که در بیست سال آخر سلطنت همان جوان سوئیس رفته هم تبدیل به دیکتاتوری شد. کسی که با افتخار می گفت کشور را به تنهائی و بی مشاور اداره می کنم و فرصت طلائی تاریخ که همه کشورهای صاحب نفت با آن آبادان شدند، از دست رفت. و چون باز با این تندروئی کشور به لبه سقوط رسید محمد رضا شاه هم جائی جز خانه اصلاح طلبان پیرو دکتر مصدق نداشت. دکتر سنجابی رهبر جبهه ملی پیشنهاد دیرهنگام وی را با دلایل معلوم نپذیرفت، دکتر صدیقی شرطش ماندن شاه بود و سرانجام شاپور بختیار پا جلو گذاشت. اما خیلی دیر شده بود، از عهده دکتر علی امینی و عبدالله انتظام و دکتر شایگان و دیگر اصلاح طلبان خیراندیش هم کاری ساخته نبود.
تازه انقلابی بزرگ که فرصت را برای دفن سلطنت غنیمت شمرده بود هم باز به میراث مصدق آخرین اصلاح طلب متوسل شد، به مهندس بازرگان. و اصلاح طلبان توانستند از آن مهلکه انقلاب و خون جوشی کشور را به سلامت برهاندند. همه چیز داشت روال عادی خود می گرفت. اما تندروها باز به خرابکاری وارد میدان شدند. چوبه های دار، گروگان گیری، دعوت جهان به دشمنی، لغو قرارداد ساخت نیروگاه اتمی به این شعار که طاغوتی است و یادگار پادشاهی، تدارک حمله به تخت جمشید و پاک کردن زمین از آثار سلطنت از جمله شاهنامه فردوسی، کشاندن کشور به لبه جنگ داخلی از یادگاران تندروهائی است که در هیات حکومتگر یا حکومت خواه وارد میدان شدند و جشن بزرگ مردم ایران را تبدیل به میدان خون و شهادت طلبی کردند.
تندروهای خودی بزودی همدستانی همچون صدام حسین یافتند و حاصلش فرورفتن در جنگ، به هدر دادن خون هزاران جوان مسلمان.
افراط طلب ها جز این نیستند، و هر چه بر زبانشان باشد، هر چقدر بوتوکس بر چین و چروک ها بزنند و کسوت بیارایند همین قدر که نفرت می آفریند و وعده بهشت دروغین می دهند جز دوزخ از آنان نمی ماند. با جملاتی شبیه "من شما را دوست دارم" "من همه شما را دوست دارم" "من نوکر مردم هستم" "ایرانیان بهترین مردم جهان هستند" کینه و نفرت و فریب می سازند و برای هدر دادن منابع، به همراهان و آشنایان و باند خود فرصت غارت می دهند و این ها تنها کسانی نیستند که به طفیل پول نفت یک چند حکمرانی می گیرند و خود را در صدر جهان می بینند.دشمنان تندرو آن ها هم در به هدر دادن موقعیت ها با آنان سهیم اند.
تاریخ می گوید ایرانیان که هفتاد سال است حکومتگران "ملت نجیب" خطابشان می کنند، زمانی که سرنوشت و هویت شان به موئی بسته باشد از اصلاح طلبان میانه رو دعوت می کنند. بزرگ ترین دیکتاتورهای ایرانی سرانجام به در خانه فروغی می روند و یا آهن تفته و سرخ حکومت را در کف یکی چون شاپور بختیار و یا مهندس بازرگان رها می کنند.
این نقش اصلاح طلبان است که به جز خیر مردم نمی بینند. نظری به بالا ندارند. و قرنی است که ترمیم تمام خرابی های تندروها به عهده اینان بوده است. از زمانی که نسیم آزادی از حوالی مدیترانه به آسیا هم رسید جز همین امثال گاندی و مصدق و خاتمی نبودند که سرزمین هایشان را به سامان رساندند. گروه مقابلش جنگ ساخت، ترور وارد میدان کرد، وعده بهشت داد، مردم را کوتاه مدتی هم فریب داد اما سرانجام طشتش به زیر افتاد و باز مردم به نسلی تازه از اصلاح طلبان و میانه روها متوسل شدند.
اینک همان روزگار رسیده است. گره خوردن و فروبسته نمودن صحنه سیاسی و اقتصادی کشور، به مردم نوید می دهد که نزدیک است روزهای اصلاح، روزهای بازگشت اختیار به مردم، روزهائی که هر کارمند ساده ای هوس دیکتاتوری نکند، و ثروت مردم صرف انقیاد همان مردم نشود، هر بی سروپائی خود را در آن مرتبه نبیند که سوار بر سیاره ای مردم را بره وار به دنبال خود بکشاند و این نقش عجب را مدام در جام جهان نمایش به نمایش بگذارند.
در این میان خطا می کنند کسانی که ایران را همین نمایش دروغ می بینند و می دانند، ایران این سرزمین فریب و وعده نیست. ایران ما هزاران دانشمند جوان است، هزاران راهساز و مهندس عمران اند، هزاران تولید کننده و اقتصاددان، پزشک و مهندس. همان ها که در سخت ترین شرایط، با ندانم کاری و بی برنامگی دولت و تحریم جهانی دارند کاری می کنند که بی مزد و منت است و گرفتار مخدوم بی عنایت اند. سال هائی است که گرفتار طاعونی شده ایم به اسم پوپولیست دریده که آدمی شرم می کند از هویت خود، به گمانم جا دارد بر همان نکته ای تامل کنیم که خشایار دیهیمی در "شهامت مدنی" نوشت تامل کنیم. بر اصل شهروندی خود و حقوقی که حکومت در مقابل ما دارد و حقوقی که ما در مقابل حکومت داریم.
من گمان دارم و بر این گمان دلایلی دارم که یک سال و نیم آینده زمان جان گرفتن دوباره پیکره اصلاح طلبی است، این بار تجربه بزرگ دو جنبش را هم در ذهن دارد. جنبش دوم خرداد و جنبش سبز. که هیچ کدامشان نمرده اند. شعله هایشان در جان هر خانواده ایرانی که یکی از نسل جوان دارد فروزان است. این نور ها روزی نه دیر و نه دور، یکدیگر را خواهند یافت و دوباره سرودی چنان در میدان آزادی سر خواهند داد.
به گمانم غلط نیست که در برابر هر حرکت اصلاح طلبان و نمادهای امروزی شان به کتابچه زندگی مصدق برگردیم. آیا با آن تطبیق دارد. بزودی یکی از درس های وی را با هم می گشاییم.
منبع: روز آنلاین
امروز: میثم محمدی و امید محدث روزنامه نگار و از کارمندان بنیاد شهید بهشتی امروز با رای دادگاه انقلاب به ۴ سال حبس محکوم شدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، میثم محمدی فعال و روزنامه نگار که مدیریت سایت بنیاد شهید بهشتی صبح امروز بر اساس حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب و با استناد به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به ۴ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه ها و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ای و مطبوعات محکوم شد.
همچنین امید محدث، روزنامه نگار نیز به جرم اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و با استناد قانون ۶۱۰ مجازات اسلامی به تحمل ۴ سال تعزیری و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه ها محکوم شده که با توجه به شرایط خاص حبس صادره حکم تعزیری وی به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمده است.
میثم محمدی از کارمندان بنیاد شهید بهشتی که اسفند سال ۸۹ بازداشت در پی حمله نیروهای اطلاعات به دفتر بنیاد بهشتی به همراه امید محدث دستگیر شده بود پس از موافقت مراجع قضایی و شکسته شدن قرار بازداشت موقت وی و صدور قرار کفالت پس از ۲ ماه از زندان آزاد شده بود.
میثم محمدی پیش از این در روزنامه کلمه سبز دبیر سرویس سیاسی و از اساتید دانشگاه بود که بعد از انتخابات در دفتر بنیاد شهید بهشتی مشغول به فعالیت بود. از سوابق وی پیش از انتخابات می توان به همکاری با بیت آیت الله صانعی نیز اشاره کرد.
لازم به ذکر است که امید محدث فرزند شهید حجت الاسلام محدث است که در سانحه هوایی هواپیمای سی ۱۳۰ به شهادت رسید.
امروز: مؤسسه «باسل» سوئیس، به تازگی آماری درباره ریسک پولشویی در کشورهای گوناگون منتشر کرده که بنا بر آن، ایران دارای بالاترین ریسک پولشویی در جهان است. ریسک بالای پولشویی در یک کشور، به معنای بالا بودن احتمال و امکان انجام پولشویی در آن کشور است.
به گزارش «تابناک»، بر پایه آمار منتشره در مؤسسه حکومتداری باسل در سوئیس، ایران و نروژ در دو سر متفاوت طیف پولشویی بوده و به ترتیب، دارای بالاترین و پایین ترین ریسک پولشویی در جهان هستند.
بر اساس این گزارش، «سلوان لمن»، مدیر پروژه مؤسسه باسل درباره این آمار گفته است: هدف از این رتبهبندی، ایجاد یک استاندارد جهانی برای برآورد درست ریسک است که منحصراً به موضوع پولشویی اختصاص داشته باشد.
لمن با بیان اینکه ردیابی پولشویی دشوار است و این امر ریسکهای قانونی و اعتباری فراوانی را متوجه مشاغل و نیز نهادهای مالی میکند، اظهار داشته که نیاز شدیدی به ارائه این آمار و رتبهبندی وجود داشته است.
وی در این باره گفته است: "به طور کلی، برآورد ریسک کشوری، سنگ بنای هر سیاست ریسک و یک نیاز تنظیمی ضروری است."
امتیازات مربوط به هر کشور در این رتبه بندی، از پانزده شاخص در دسترس، از جمله ارزیابی چهارچوب ضد پولشویی آن کشور اقتباس شده است؛ از این جمله، می توان به گزارشهای نظارتی منتشره از سوی «نیروی وظیفه عملیات مالی» اشاره کرد که یک کنسرسیوم جهانی از وزرای دولتهاست و وظیفه مبارزه با پولشویی و عملیات مالی گروههای تروریستی را بر عهده دارد.
به گفته لمن، تلاش دیگر این مؤسه این بوده که یک "تصویر کلی از ریسک کشوری" ارائه داده و استانداردهای مالی و شفافیت مالی هر کشور را همراستا با ریسک سیاسی آن در نظر بگیرد.
از میان ۱۴۴کشور موجود در این فهرست، 32 کشور در «محدوده قرمز» هستند؛ به این معنا که کشورهای یادشده دارای بالاترین میزان ریسک هستند. پس از ایران که به عنوان دارنده بالاترین میزان ریسک شناخته شده، کنیا، کامبوج، هائیتی و تاجیکستان در این محدوده قرار دارند.
نروژ و استونی، تنها کشورهایی هستند که در این فهرست با نام کشورهای دارای «ریسک پایین» ارزیابی شدهاند.
به این ترتیب، بیشتر کشورهای موجود در لیست نامبرده، در طبقهبندی «ریسک میانه» قرار دارند. در این میان، از نظر بالاترین میزان ریسک، آمریکا رتبه ۹۸ و سوئیس رتبه ۷۲ را از آن خود کردهاند؛ جالب اینکه وضعیت کشورهایی چون قزاقستان و مصر در این زمینه از سوئیس و آمریکا بهتر است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر