-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 03/22/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



پیام نوروزی محمود احمدی نژاد، ۱۳۹۰
 


پیام نوروزی خامنه‌ای، ۱۳۹۰
 


لادن برومند: نام بردن از فعالان و قربانیان حقوق بشر از سوی اوباما، یک انقلاب بود

سخنان روز گذشته باراک اوباما در پیام نوروزی‌اش تاثیرات زیادی در حوزه‌های سیاسی داشته، اما فعالان حقوق بشر از جمله لادن برومند، توجه به قربانیان حقوق بشر و اسم بردن از آنها از سوی رئیس یک دولت مقتدر مثل آمریکا را تحولی بزرگ در فسلفه حقوقی بر می‌شمارد.

از لادن برومند در باره تاثیر پیام اوباما در حوزه حقوق بشری پرسیدم. برومند گفت: «از نظر سیاسی و تاریخی می‌توان گفت وارد دوره جدیدی شده‌ایم. وقتی این پیام را گوش می دادم، به یاد دهه ۷۰ افتادم. هیچوقت یک رئیس دولت در چنین سطحی وارد چنین مباحثی نمی‌شد. برای اینکه یک سنت حقوقی در روابط بین‌الملل بود که شما به خودتان اجازه دخالت در امور داخلی یک کشور دیگر را نمی‌دادید، ولی الان اذهان طوری دموکراتیزه شده، که خود آقای اوباما که تا پیش از این همان دکترین گذشته پیروی می‌کرد (حتی با وجود این ایده که تاریخ به سمت دموکراسی حرکت می‌کند) ولی ترجیح می‌دادند که نماینده یک ملت در روابط بین‌الملل، دولتش باشد. الان اذهان به سرعت تغییر می‌کند که رئیس جمهوری آمریکا، علنا مخاطب خود را مردم ایران می‌داند به آنها تبریک می‌گوید و در باره دموکراسی و حقوق‌شان حرف می‌زند و به اسم از فعالان حقوق بشر  قربانیان حقوق بشر نام می‌برد. این در روحیه کسانی که در داخل کشور فعالیت می‌کنند حتما تاثیرمثبتی دارد.

 

از لادن برومند پرسیدم که چنین سخنانی برای فعالان حقوق بشر که سال‌ها سعی کرده‌اند اهمیت مساله حقوق بشر را به گوش رهبران آمریکا برسانند چه اهمیتی دارد؟

این هم برای همه ما یک موفقیت است. همبستگی بین‌المللی حقوق بشر یا به عبارتی جامعه مدنی بین‌المللی در دو دهه اخیر دارد می‌کند این است که شخصیت و حیثیت شما را به عنوان یک انسان در سطح بین‌المللی تثبیت کند.

وقتی که ما می‌بینیم که رئیس یک دولت که در سابق به جز با هم‌تایان خود ارتباط برقرار نمی‌کرد، امروز با تکیه بر صندلی ریاست جمهوری در آمریکا تکیه زده، اسم نسرین ستوده را به عنوان یک وکیل زن فعال حقوق بشر که اینک در زندان هست می‌آورد، اهمیتش از این نظر است که دولت ایران تفهیم کند که شما هرچقدر به نسرین ستوده القا کنید که موجودیتی ندارد و اهمیتی ندارد و به عنوان انسان مطرح نیست، شکست خورده.

وقتی رئیس جمهوری آمریکا از نسرین ستوده نام می‌برد، تمام مکانیسم سرکوب و نفی شخصیت حقوقی انسان‌ها را در ایران مختل می‌کند. این از نظر فلسفه حقوقی اهمیت زیادی دارد و برای من مثل یک انقلاب فرهنگی از نظر فلسفه حقوقی می‌ماند


 


واکنش آیت‌الله خامنه‌ای به پیام نوروزی اوباما

 

به گزارش خبرآنلاین، آیت‌الله خامنه‌ای همچنین گفت: «به توفیق الهی سلسله شکست های آمریکا ادامه پیداخواهد کرد.»

آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به سخنان رئیس جمهوری آمریکا که تجمع اعتراضی مردم در میدان ازادی را با تجمع میدان التحریر قاهره مقایسه کرده بود گفت: «حالا بد نیست ملت ایران بدانند که رئیس جمهور آمریکا پیام داده که ما مدافع ملت ایرانیم. اوباما گفته است مردمی که در میدان آزادی جمع شدند شبیبه مردم مصر در میدان تحریر هستند. بله مردمی که در میدان آزادی هر سال ۲۲ بهمن جمع می‌شوند شبیه آنها هستند چون شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند.»

رهبر جمهوری اسلامی بدون اشاره به حضور بزرگ خودجوش معترضان به انتخابات ریاست جمهوری در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی، به تجمع ۲۲ بهمن اشاره کرد که عکس‌های ماهواره‌ای این تجمع در سال ۱۳۸۸ نشان از آمدن صدها اتوبوس از نقاط مختلف به نزدیکی میدان آزادی بود.


 


از «دانستن حق مردم است» تا «سال ۱۳۹۰، سال آگاهی تا رهایی»

سایت‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان جنبش سبز در بیانیه مشترکی، اعلام کردند که سال ۱۳۹۰ «سال آگاهی تا رهایی» است. این سایت‌ها در بیانیه خود گفتند: «صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است و امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.»

به نظر می‌آید این عنوان بی‌ارتباط با شعار برخی روزنامه‌های دوران سید محمد خاتمی نباشد.

به عنوان یک روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای بازمانده از آن روزگار، به دوستان سایت‌های‌«سبز» برای انتخاب چنین شعاری تبریک می‌گویم، اما سوال‌های متعددی به ذهنم می‌رسد:

۱- بنا به تجربه سال‌های ۷۶ تا ۸۴، دانستن  از نظر بخش اصلاح‌طلب حاکمیت حق مردم بود، اما دانستن چیزهایی که این گروه می‌خواست مردم بدانند. اگر بر اساس منافع حزبی و اقتصادی و سیاسی، مردم نباید می‌دانستند روند انجام امور چگونه است، این شعار فراموش می‌شد. از سوی کسانی هم فراموش می‌شد که نگاهی ابزاری به رسانه داشتند.

۲- آگاهی از ساختار نظام به روزها و سال‌های اخیر باز نمی‌گردد. وقایعی که منتهی به قدرت گرفتن روحانیون و کنار زدن افرادی معتدل از قدرت سیاسی در سال ۱۳۵۸ و ماجرای «لانه جاسوسی» شد، همچنان مورد سوال است. اتفاقی که امروز، بسیاری از اصلاح‌طلبان، مشروعیت خود را در آن جستجو می‌کنند. به عبارت بهتر، بسیاری از کسانی که خود را مشروع می‌دانند، وابسته به رفتاری هستند که آگاهی کامل‌تر از آن، مشروعیت‌شان را زیر سوال خواهد برد. مجموعه روابطی که منتهی به سال‌های سال ضرر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ایران و شهروندانش شده است.

۳- با رو شدن مدارک دهه ۶۰، معلوم می‌شود که چه کسانی در قدرت به دنبال گفتگو بوده‌اند و چه کسانی به دنبال حذف رقبای سیاسی. همین چند وقت پیش بود که گفته‌های «مهدوی کنی» از دل خاک بیرون آمد، مربوط به زمان نخست وزیری موقت‌اش که خواهان گفتگو با گروه‌های مسلح بوده است.

۴- آگاهی، موجب مسوولیت خواستن از گروه بزرگی از کسانی است که در طول ۳۲ سال گذشته پاسخگو نبوده‌اند. بسیاری از همان‌هایی که امروز مورد عنایت دوستان سایت‌های مذکور هستند. دست‌اندرکاران این سایت‌ها بنا به دلایل مختلف می‌توانسته‌اند تا امروز نسبت به بسیاری از سوال‌ها بی‌تفاوت باشند، اما انتخاب چنین شعاری مسوولیت زیادی برای خودشان بوجود خواهد آورد. جمعه گذشته در برنامه «شباهنگ» صدای آمریکا گفتم که «خودنویس» به خودی خود هیچ مشکلی با سایت‌های «سبز» ندارد، اما عدم انتشار بسیاری از انتقادها از سوی همین دوستان باعث می‌شود که منتقدین نگاه‌های خود را در جایی منتشر کنند که سانسور نمی‌کند. مطمئن هستم که نیت دوستان سایت‌های «سبز» سانسور نیست، اما گاهی ممکن است بیاندیشند که زمان انتشار بسیاری از سخنان «الان» نیست. این کار به تعبیری، خود می‌تواند سانسور باشد. انتظار می‌رود از این پس، و با توجه به این شعار، سانسور جایی در انتقال آزاد اخبار و اطلاعات از سوی این دوستان نداشته باشد.

۵- «آگاهی» و اطلاع‌رسانی آزاد، مقوله‌ای حزبی نمی‌تواند باشد. سابقه عملی سایت‌ها و رسانه‌های ایدئولوژیک، غیر از این را نشان می‌دهد. تغییر رفتار خبرنگاران این رسانه‌ها به سمت «پروپاگاندا»یی شدن چیز جدیدی نیست. دور شدن از واقعیت برای دفاع از یک «حقیقت» و همه جانبه نبودن نگاه در زمان اطلاع‌رسانی، از جمله عوارضی است که بسیاری از ما هنوز گرفتار آنیم. این عارضه را بسیاری از ما داریم؛ از من نوعی گرفته که سال‌ها در رسانه‌های ایرانی قلم زده‌ام، از جمله روزنامه‌هایی که شعار «دانستن حق مردم است» می‌دادند و بنا به منافع حزبی و سیاسی مانع انتشار خیلی چیزها می‌شدند، تا کسانی که سال‌ها کاری جز همکاری با رسانه‌های حزبی نکرده‌اند. راه حل عملی چنین کاری، تلاش برای حذف منتقد از طریق پرونده‌سازی مجازی و انتشار اخبار غیر واقعی و نامه‌های نوشته نشده و سخنرانی‌های انجام نشده نمی‌تواند باشد. آیا دوستان، مبنایی «رسانه‌ای» و «غیرحزبی» برای رسیدن به هدف خود برگزیده‌اند؟

۶- یکی از نکات مبهم در روزهای اخیر، عدم اعلام نام کسانی است که عضو «شورای هماهنگی راه سبز امید» هستند. بنا به شواهد، این افراد در انتشار خبر و گزارش و اطلاعیه، نقشی مهم را در همین سایت‌های «سبز» بازی می‌کنند. آیا «رهایی» و «رستگاری» از همین‌جا نباید آغاز شود؟

 

برای دوستان سایت‌های سبز، آرزوی سالی خوب و موفقیت آمیز دارم و آرزو می‌کنم آگاهی را بدون ترس از منافع منتشر کنند. امیدوارم آگاهی، قربانی سیاست نشود.


 


جهاد اقتصادی؛ از سایت خودتونز

 


 


جدایی نادر از سیمین-اخراجی‌ها
 


امیراحمدی: رابطه من با مهدی هاشمی قدیمی‌تر از این حرف‌هاست

 ۱۷ روز پیش گفتگویی تلفنی با دکتر هوشنگ امیر احمدی، امیراحمدی بنیانگذار و رئیس شورای آمریکاییان و ایرانیان کردیم، زمانی که به لندن رفته بود؛ از او در باره علل دیدارش با فرزند هاشمی رفسنجانی سوال کردیم. منابع خودنویس گفته بودند که آن دیدار بدون اطلاع اسفندیار رحیم مشایی انجام نگرفته بود، ولی دکتر امیراحمدی منکر هرگونه ارتباط دیدار مذکور با رئیس دفتر رئیس جمهوری شده بود.

اما دیروز بعد از دو روز تماس و پیگیری در ارتباط با همان دیدار، دکتر هوشنگ امیراحمدی گفت: «مساله خاصی میان ما وجود ندارد و به من لحاظ سابقه‌ام در دانشگاه آکسفورد، طرف مشورت مهدی هاشمی برای مطالعات دکترایش هستم.» امیراحمدی افزود که مهدی هاشی علاقه‌مند بود که ایشان «استاد مشاور»اش در دانشگاه آکسفورد در دوره دکترا باشد ولی این مساله به طور رسمی اتفاق نیافتاده است. امیراحمدی تاکید کرد که به مهدی هاشمی گفته است که کارش آکادمیک باشد و با «تز»اش بازی سیاسی نکند که او هم قبول کرده است.

در گپ تلفنی، پیش از آغاز گفتگو دکتر امیراحمدی همچنین گفت با فائزه هاشمی ارتباطی مشابه داشته و می‌خواسته او را نیز به آمریکا بیاورد ولی در آخرین لحظات آقای خامنه‌ای از از طریق پدر ایشان نگذاشت که بیاید. البته این مساله مربوط به دهه هفتاد بوده است.

امیر احمدی همچنین گفت که اختلافاتی دیدگاهی با مهدی هاشمی دارد، اما با او دعوا نمی‌کند. در باره آمریکا هم حرف می‌زند. امیر احمدی گفت: «می‌دانید که پیش از این هم مهدی هاشمی چند باری به آمریکا آمده است.»

اما نکته جالب مورد اشاره دکتر امیراحمدی، ارتباط مهدی هاشمی با پسر دیکتاتور لیبی است. امیراحمدی گفت که این دو سال‌هاست در ارتباطند و این روزها با هم تماس تلفنی دارند.

هوشنگ امیراحمدی همچنین به نگاه مهدی هاشمی به سران نظام اشاره کرد که هیچ علاقه‌ای به محمود احمدی‌نژاد ندارد اما فکر می‌کند «مشایی آدم مناسب‌تری است». امیراحمدی مدعی شد که مهدی هاشمی نگاهی مثبت به آیت‌الله خامنه‌ای دارد، اما وقتی به او گفته شد که بر اساس اطلاعات موثق، پسر هاشمی رفسنجانی تلاش کرده مدارک و سندهایی که بعضا واقعیت نداشته از طرق مختلف علیه رهبر جمهوری اسلامی در خارج از کشور منتشر کند، موضعی متفاوت گرفت.

خودنویس ضمن تشکر از لطف آقای دکتر امیراحمدی برای انجام این گفتگو، هنوز به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است که چه نکاتی باعث مانع پاسخ ایشان در زمان حضورشان در لندن بود؟ گرچه اتفاقات* دیگری بعد از انتشار خبر دیدارشان با مهدی هاشمی افتاد که می‌تواند ما را منتظر جلسات و وقوع اتفاقات بعدی نگاه دارد.

 

گفتگوی On the Record با هوشنگ امیراحمدی:

از دکتر هوشنگ امیراحمدی پرسیدم که رابطه‌اش با مهدی هاشمی به چه زمانی بر می‌گردد؟

امیر احمدی گفت: «من سال‌هاست با او رابطه داشته‌ام. در ایران او را دیده‌ام، در خارج دیده‌ام و این دیدارها چیز جدیدی نیست، از سال‌ها قبل وجود داشته و سیاسی هم نیست، اقتصادی هم نبوده، بیشتر در چارچوب رفاقتی که از قبل با هم در ایران...از قبل از زمان آقای خاتمی...آن موقع که ایشان در شرکت نفت بوده، از همان موقع شروع شد، حتی در شرکت نفت هم با او ناهار خوردم و با او رفت و آمد داشته‌ام. وقتی که تبعید شد، این رابطه ادامه پیدا کرد و به من تلفن زد و گفت اگر این طرف‌ها آمدی، خوشحال می‌شوم ببینمت...من هم وقتی لندن رفتم، طبیعی است که زنگ زده باشم و او را ببینم...خیلی عادی، خیلی معمولی، چیز خاصی هم نیست. من به خاطر ارتباطم با دانشگاه آکسفورد، و ایشان هم دارد در آکسفورد دکترا می‌گیرد، ایشان از من خواست که "ادوایزر"اش بشوم، و من به آکسفورد رفتم و با "ادوایزر"اش هم صحبت کردم، ولی هنوز به نتیجه‌ای نرسیدیم و دارم به او کمک غیر رسمی می‌کنم در مورد نوشتن تز که چه‌کار بکند و چه‌کار نکند. ایشان از نظر فکر سیاسی با من متفاوت است، حرف‌های خودش را می‌زند...ما هیچ ارتباط سیاسی هماهنگ شده و سازمان‌یافته نداریم.»

امیراحمدی ادامه داد: «مهدی هاشمی هیچ مشکلی با آقای خامنه‌ای ندارد. ایشان از آقای خامنه‌ای خیلی خوب صحبت می‌کند و او را خیلی آدم قابل و باهوشی می‌داند. تنها مشکلی را که در تمام این مدت دیدم  او دارد با احمدی‌نژاد است که منعکس کننده همان طرز فکر سبز‌هاست.»

از امیراحمدی پرسیدم که بر اساس گفته‌های منابع، جلسه لندن بی‌ارتباط با آقای اسفندیار رحیم مشایی نبوده. تایید می‌کند یا نه؟

امیر احمدی گفت: «نه به آن معنایی که ما ملاقات داشته‌ایم در ارتباط با آقای مشایی، ولی در ملاقات‌های‌مان در باره ایشان و احمدی‌نژاد و آقای خامنه‌ای شده، در باره جنبش سبز حرف زده‌ایم. می‌دانید، من نقد دارم نسبت به جنبش سبز، ایشان البته طرفداری می‌کند، ولی نقطه‌نظرهای خودش را دارد. فکر نمی‌کند که هرچه جنبش سبز کرده، درست کرده...سر آقای خامنه‌ای، ایشان آدم مثبتی است، سر آقای رحیم مشایی، ایشان آدم مثبتی است...سر آقای احمدی‌نژاد که می‌رسد، ایشان بسیار منفی است.»


از هوشنگ امیراحمدی پرسیدیم که اگر ایشان (مهدی هاشمی) نگاه مثبتی به آیت‌الله خامنه‌ای دارد، چرا تلاش کرد اطلاعاتی در مورد دارایی‌های رهبر جمهوری اسلامی به گروه‌های خارج از کشور بدهند که آنها منتشر کنند؟

امیر احمدی گفت: «من راستش در این مورد هیچ اطلاعی به جان شما ندارم. با توجه به شناختی که از ایشان دارم و حرف‌هایی که از ایشان شنیده‌ام در این جلسات، من شک دارم ایشان چنین کاری کرده باشد. ممکن است به اسم ایشان، این حرف‌ها منتشر شده باشد. چرا، چون ایشان خانوادگی نزدیک بوده به آقای خامنه‌ای، به هر حال ایشان ۳۰ سال پسر شخص دوم مملکت بوده، ایشان در دل این انقلاب و در دل این سیاست در ۳۰ سال گذشته بزرگ شده، بنابراین همه این جریانات را می‌داند.»

هوشنگ امیراحمدی بعد از شنیدن دلایل خودنویس در مورد انتشار اخبار دارایی‌های آیت الله خامنه‌ای از سوی فرزند هاشمی رفسنجانی گفت: «من خیلی خیلی متاسف می‌شوم چون معلوم می‌شود خیلی آدم دورویی است. وقتی با من حرف می‌زند، یک لحظه سعی نمی‌کند در باره آقای خامنه‌ای منفی باشد، البته این را هم بگویم که نمی‌نشیند از اقای خامنه‌ای برای من تعریف کند یا از این حرف‌ها، ایشان فکر می‌کند آقای خامنه‌ای آدم باهوشی است و کارش را در ارتباط با سیاست درست انجام می‌دهد و با سیاست‌مداری از همه عبور کند(Out-smart)، حتی از پدرخودش. فکر می‌کند اگر همه در خارج از کشور فکر می‌کنند سپاه و احمدی‌نژاد مهم هستند، او معتقد است که هیچکدام از اینها مهم نیستند و فقط آقای خامنه‌ای است که مهم است.»

---------------------

*بنا به گفته دوستان و منابع دیگر در پاریس، انتشار خبر این دیدار منتهی به جلسه‌ای میان گروهی از دست‌اندرکاران برخی سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی نزدیک به مهدی هاشمی شد، دیداری که نتیجه‌اش انتشار سخنانی «منسوب» به حجت‌الاسلام طائب در یک محفل امنیتی با هدف زیر سوال بردن انتشار هرگونه انتقادی مرتبط با اعدام‌های دهه ۶۰ بود. مستندات مرتبط با این «سخنان» مانند مدارک نامه رییس قوه قضاییه به رهبری هیچگاه منتشر نشد. محمد رضا شکوهی‌فرد، روزنامه‌نگار ساکن پاریس نیز مدعی شد که اطلاعاتی به‌دست آورده که این خبرسازی «هماهنگ» با مخالفت‌هایی نیز روبرو بوده است.


 


عباس میلانی: پیام نوروزی اوباما یک هشدار جدی به ایران بود

از دکتر عباس میلانی در باره اهمیت پیام نوروزی امسال اوباما و تفاوت آن با پیام‌های نوروزی گذشته رئیس جمهوری آمریکا پرسیدیم. میلانی گفت: «من تصور می‌کنم موضع اوباما در  قبال جنبش دموکراتیک ایران در این پیام از پیام‌های دیگرش روشن‌تر و قاطع‌تر بود؛ موضع‌گیری‌اش در قبال رژیم روشن‌تر و قاطع‌تر از گذشته بود، محکوم‌ کردن خشونت‌ها و مسوول دانستن رژیم برای خشونت‌ها مستقیم‌تر بود، سمت‌گیری همراه با خواندن شعری از یکی از شجاع‌ترین و بلیغ‌ترین سخنگویان جنبش دموکراتیک ایران و زنان آزاده ایرانی یعنی خانم سیمین بهبهانی به نظر من نشان دهنده یک چرخش بسیار مهمی است در سیاست آمریکا، و [نشان می‌دهد که] نگرانی‌شان از مساله اتمی طبیعتا کمتر شده و بیشتر متوجه شده‌اند که تنها راه حل مساله اتمی هم کمک به ایجاد یک ایران دموکراتیک است.»

از دکتر میلانی در باره تاثیرات هم‌زمانی ابراز این سخنان با تحولات منطقه و حمله آمریکا و متحدانش به لیبی سوال کردیم. میلانی گفت: «به گمان من این حرف‌ها هم به رژیم ایران و هم به بقیه رژیم‌هایی که فکر می‌کنند در قرن ۲۱ هر بلایی را سر مردم‌شان بیاورند و تحت لوای حاکمیت مرزی در درون مرز‌های خود مرتکب هر جنایتی شوند، یک هشدار است، و دولت ایران هم از بابت سرکوب و از بابت زندانی کردن و کشتن، مجبور کردن به مهاجرت مخالفین، با توجه به جمع ۳۲ سال گذشته، از همه کشورهای منطقه مسوول ‌تر است، و حتی اگر نسبت کشته‌های ایران در ۳۲ سال گذشته را نسبت به لیبی و کسانی که به زندان افتاده‌اند یا ناچار به تبعید شده‌اند، فکر نمی‌کنم هیچ کشوری در خاورمیانه بتواند با رژیم ایران برابری کند.»

اما مساله دیگر، واکنش احتمالی دولت ایران به این پیام نوروزی است. میلانی گفت: «من تصورم این است که کیهان و کسانی که نمایندگان رژیم هستند خواهند گفت که "رهبر" از اول درست گفته و هدف اوباما از آغاز مقابله بوده و پیشنهاد دو سال پیشش برای مذاکره جدی نبوده است. من فکر می‌کنم اینها از یک طرف چنین ادعایی خواهند کرد و از طرف دیگر قلدربازی در می‌آورند و تهدید می‌کنند، ولی در واقع به گمان من، به استثنای حمله نظامی به بحرین، تمام تحولات منطقه به ضرر رژیم است، و رژیم جمهوری اسلامی را با خطر جدی روبرو خواهد کرد.»


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته