-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه

Posts from Khodnevis for 03/16/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نگریستن در چهره‌ی دین و  براندازی نظام کیفری

 

اگر به جنبش براندازی ولایت با جدیت بنگریم، رشد و بلوغ آنرا در کوتاه مدت باید بدست بخت واقبال و عوامل غیر قابل پیش‌بینی سپرد. اما در بلند مدت است که بارور می‌شود و میوه‌های دلپذیر و شیرین کننده کام تولید می‌نماید. چرا که ساختار پیچیده و بغرنج نظام ولایت، نیازمند سخت کوشی است و تلاشی دراز مدت. چون قدرت نیست که باید براندازی شود بلکه نظام ولایت است، نظامی که بر اساس شریعت اسلام، قواعد و مقررات دینی بنیاد گذارده شده است. یعنی که جنبش براندازی ولایت نه با یک بلکه با دو دشمن روی در روی قرار گرفته است، دو هیولای دین و قدرت. بعضا برآن‌اند که هم اکنون دین به ضعف گراییده شده است و درگیری با آن بیهوده است و حتی ممکن است که سبب بر انگیختن ملت و انزوای جنبش شود. برخی دیگر هشدار دهند که مبادا اندیشه‌ی رهایی و براندازی را بکارگیری که انقلابات بزرگ، پایانی اسف انگیز داشته اند. پس مبادا که آزادسازی جامعه را از یو غ نظام ولایت، از نظامی که بر خرافات اندیشی و افسانه و دروغ سازی از یک طرف و خشم و خشونت و بی‌رحمی از دیگر طرف، ارجحیت داده شود.

 

روشن است که نظام ولایت را نمی‌توان با دیکتاتوری های نظامی مقایسه نمود. چرا که در نظام ولایت، شمشیر و شریعت و یا برخلاف هر نظام دیگری، چه دیکتاتوری و چه دمکراسی، دین و قدرت در وحدت و یگانگی تام و تمام با یکدیگرند. دین سوار بر دوش قدرت به هر سوی که اراده کند، می‌راند. به دشواری می‌توان تعیین نمود که در چه نقطه‌ای دین آغاز می‌شود و یا در چه نقطه‌ای پایان می‌گیرد. در نظام ولایت چیزی و جایی وجود ندارد که عاری از حضور دین باشد. دین هم در دبستان و دبیرستان و دانشگاه خود نمایی می‌کند، هم در وزارتخانه ها و نمایشگاه‌ها، هم در تلویزیون و  تاتر و سینما، هم در کوچه و بازار و خانه، هم در سازمان‌های امنیتی و پلیسی و جاسوسی و هم انتظامی و شهربانی و آگاهی و نیز هم در کارخانه و هم در اداره. هیچ قانونی هرگز به تصویب شورای نگهبان نرسد اگر از فیلتر شریعت نگذرد.

 

در ۲۵ خرداد ۸۸، وقتی بیش از ۳ میلیون نفر در شهر تهران ناگهان از اعماق تاریکی به بیرون جهیدند و به زندگی روشنایی و امید بخشیدند، کمتر کسی بود که حد اقل ثمره‌ی چنان جوش و خروشی را نرم شدن و فروتنی حکومت ولایت، و تخفیف مطالبات‌اش از ملت، ارزیابی نکند. بگذریم که بعضا حتی فروپاشی نظام را پیش‌بینی می‌کردند. اما حوادثی که در پی آن واقع شد، نشان داد که حکومت ولایت درختی است کهن سال با ریشه های  عمیق تنیده در اعماق زمین، در قلب تاریکی. که طوفانی را بس بسیار عظیم‌تر می‌طلبد که آنرا از زمین بر کند.

 

هیچیک از رژیم های دیکتاتوری جوامع مسلمان شمال آفریقا چنین ریشه ای در اعماق تاریکی نداشته اند. به‌همین دلیل همچنانکه طوفان وزیدن گرفت یا از جا کنده شدند و یا با چنگ و دندان به ساختار شکننده قدرت آویختند. البته بآن دلیل که این رژیم ها همآنند نظام ولایت، دین را با خود نداشتند و ندارند. شمشیر دیکتاتور، شمشیر شریعت نیست که بر هر گردنی فرود آید. همه‌ی دیکتاتورها بزودی در می‌یابند که خشم و خشونت و بی‌رحمی را حد و حدودی است. چرخ‌های نظام سرکوب رفته، رفته فرسوده می‌شوند و از کارایی باز می‌ایستند. سرهنگ قذافی سرانجام روزی خواهد فهمید که در دریای خون نمی‌تواند کشتی قدرت را به ساحل برساند. حال آنکه ولایت از سنگر دین است که به نبرد می‌پردازد، سنگر ی که دفاع از آن، دفاع از شریعت است و عدالت، دفاع از اخلاق است و امنیت، از نظم و انضباط و از نظام ولایت، برابر با حکومت الله و رسالت و امامت. بواسطه‌ی ماهیت دینی‌اش است که نظام ولایت می‌تواند خشم و خشونت و بی‌رحمی را به سطح بسیار بالاتری ارتقاء دهد.

 

نظام ولایت بر اساس «کیفر» است که قدرت را زیر سلطه‌ی خود کشیده است. کیفر، مجازاتی است که الله برای دشمنان خود، مشرکین و منافقین، تعیین نموده است، برای آنان که نسبت به یکتایی و یگانگی الله شک و تردید بخود راه دهند و از تسلیم و اطاعت سر باز زنند. کیفر بیانگر قهر و اقتدار الله است. الله دشمنان خود  را «محارب» می‌خواند و کیفر آنرا در این جهان اعدام تعیین نموده است. اما الله یک‌بار دیگر محارب را به کیفر میرساند، کیفری واقعی و نهایی: سوختن در شعله‌های سرکش دوزخ، نه یک‌بار و یا چند بار بلکه تا ابد. از آنجایی‌که دین اسلام، دین عدالت است، نسبتی را بین جنایات و مکافات در نظر گرفته است. سرپیچی  از احکام الله را کیفر های گوناگون است از قبیل قطع دست و پا و انگشتان و خارج ساختن چشم از حدقه، تعداد ضربات شلاق برحسب بزرگی و کوچکی گناه و جرم، سنگسار، شکنجه، تجاوز، بازجویی و حبس مجرد.

 

32 سال است که ولایت در تبعیت از اراده الله، نظام کیفری را بر پا ساخته است. همچنانکه الله بدون داشتن توانایی کیفر، یعنی بدون مالکیت بر دوزخ نمیتوانست در دل بندگان خود بیم و هراس ایجاد کند و به تسلیم و اطاعت بکشاند، نظام ولایت از همان آغاز نشان داد در کیفر "دشمن " کوچکترین اغماض ی نمیکند. کیفر البته تنها ترس و وحشت ایجاد نمیکند، بلکه خاطره ساز نیست هست. کیفر یک یاد آور منظم است که مبادا از تسلیم و اطاعت سر باز زنی. نه بگویی و نفی بنمایی.  تاثیر عمیقی که نظام کیفری در خلق و خوی مردم گذارده است نباید نادیده انگاشته شود. چرا که نظام کیفری فساد و تباهی ببار میآورد. آدمی را با وجدانی ضعیف پرورش میدهد، و  نا توان از سرزنش خود. وجدان ضعیف، آدمی را بی تفاوت نسبت به خشم و خشونت و بی‌رحمی به‌بار میآورد. آنها را سرد و بیگانه از خود و از یکدیگر مینماید. بی جهت نیست که نظام ولایت از بدو آغازین ترین لحظات ظهور ش بر مسند قدرت به کیفر دشمنان پرداخته است. مراسم اعدام، سنگسار و مراسم شلاق زنی را بی جهت نظام ولایت در انظار عمومی بر پا نداشته است. در تمام این موارد شریعت ارجحیت دارد بر شمشیر. این شریعت است که کیفر را تعیین میکند. شمشیر بنا بر اراده ی شریعت است که بر گردان محارب فرود میآید.

 

اگر هدف از جنبش براندازی ولایت، رهایی ست، چالش شریعت، چالش دین یک امر ضروری ست و اجتناب ناپذیر. بدون چالش کشیدن شریعت هرگز نمیتوانی نظام استبداد مضاعف را واژگون سازی. دژ استبداد، دین است و آموزش‌های دینی. بعضا بیهوده سعی می‌کنند که بگویند، خامنه‌ای بنده‌ی خدا ست، نه خدا،  بنا بر منابع معتبر فقهی، نمی‌تواند حکم الله را به اجرا درآورد. الله وحی خود را برای عمل بدان، برای هدایت امت، برای برقراری نظام تسلیم و اطاعت بر پیامبر خود ابلاغ نموده است. بنابراین حکومت الهی با دوران رسالت، یعنی حکومت پیامبر بپایان نمی‌رسد، بلکه حکومت الله ادامه می‌یابد در امامت و ولایت. در این معنا که تسلیم و اطاعت، ویژه‌ی الله نیست. مسلم است آن کس که زبان الله را مورد فهم قرار داده است و به اجتهاد رسیده است اگر قدرت کیفر دهی بدست آورد، چرا دوزخی بر پا ندارد و جلوه‌ی الله نشود. اینان فراموش کرده‌اند که الله به برگزیده و رسول خود فرمان داده است که هر انسانی که یکتایی و یگانگی او را مورد شک و تردید قرار دهد  باید به کیفر برساند و ریختن خونش را نیز مباح ساخته است. اگر محمد، عرب بود، آقای خامنه‌ای، ایرانی است صاحب فضل و غرور، شایسته‌تر می‌تواند فرامین الله را بکار ببندد و می‌بندد. خامنه‌ای را به غلط «سلطان» می‌خوانند حال آنکه او «خداوند» است و جلوه‌ی الله. مگر نه اینکه حرف آخر را او می‌زند. مگر نه اینکه او «فصل الخطاب» است؟ او هم عالم است و هم بینا و توانا. برخی نیز بر آنند که این دین است که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. اسلام هم با آزادی و دمکراسی سازگار است و هم دینی است رحمانی.

 

برای رهایی از یوغ ولایت نمی‌توان آب تطهیر را بر سر دین ریخت. نمی‌توان از نگریستن در چهره‌ی خونین الله سر باز زد. نظام ولایت بهترین شرایط را برای رویت چهره الله به وجود آورده است. ۳۲ سال نظام اسلامی بر سر دار مجازات به شکوفایی خود رسیده است. خبرگان حوزه های علمیه آنجا که شریعت تولید و باز تولید میشود، ولایت جلوه ی الله را بر مسند قدرت می‌نشانند. مرکز شریعت، حوزه‌های علمیه است. تا حوزه های علمیه، مرکز کیفر و نفرت شناخته نشود، تا بوجود زائد و انگلی آنها آگاهی حاصل نشود، نمیتوان عروس رهایی و آزادی را در برگرفت.  این زمانی تحقق می‌یابد که مردم از تقلید و تبعیت خودداری کنند و خود مختاری بیآموزند، به الغای دین رسمی بر خاسته و پرستش را آزاد نمایند. آزادی در پرستش است که فروپاشی نظام ولایت را ممکن می‌سازد.

 

بنابراین، براندازی ولایت و نظام استبداد، از براندازی حوزه‌های علمیه می‌گذرد. در این محل است که «علم» الله، علم بر پا داشتن نظام اسلامی مبتنی بر تسلیم و اطاعت، آموخته می‌شود. به درجه ی «اجتهاد» می‌رسند و عالم و فقیه می‌شوند و قدرت تعریف و تفسیر قواعد و مقرارت احکام شریعت را کسب میکنند. درست است که در حوزه های علمیه هستند مراجعی که از مجیز گویی و حمد و ثنای ولایت خود داری می‌کنند. اما آنها نیز تطهیر کنندگان، اصل تسلیم و اطاعت هستند و تقلید و تبعیت. رهایی از ولایت یعنی برانداختن نهادی که فقیه  و عالم و مجتهد را تولید می‌کند که مردم را مقلد خود سازند. استقلال را از آنان بربایند و عقل و خرد شان را به تعطیلی بکشانند. نفوذ حوزه‌های علمیه به آن حد است که دانشگاه‌ها را نیز به مرکزی برای تولید مجتهدین با تحصیلاتی خارج از مکتب، تبدیل نموده است. تمام رده‌های فوقانی مدیریت و نهاد های امنیتی و نظامی را باید مجتهد خواند. چون آنها نیز از نگاهداری نظام ولایت سود کلان می‌برند. نیروهای امنیتی و جاسوسی و اطلاعاتی و بویژه سپاه پاسداران را باید شمشیر ولایت و یا شریعت خواند. تنها زمانی می‌توانی شمشیر را از فرود آمدن بر هر گردنی باز داری که حساب را با شریعت تصفیه کرده و در چهره ی الله نگریسته باشی.

 

در شرایط کنونی پاک ترین بخش جامعه، بخشی که میتواند خود مختاری را بیاموزد، فرمان‌فرمای خویش شود و مسئولیت آزادی را بپذیرد، همان جوانانی هستند که در پای گیری جنبش سبز اعلام نمودند که «ولایت باطل» است. یعنی اینان اگر چه در نظام کیفری ولایت، به بلوغ رسیده اند، با نظم و انضباط شریعت در ستیز و خصومت اند. چرا که بر خلاف نسل پیشین که شریعت در سرشتشان نهاده شده بود، نسل انقلاب باید به اجبار به قواعد و مقررات آن تن دهند و بر ضد خویش بر خاسته و غریزه ی آزادی را در خود خاموش و سرکوب نمایند. بدین لحاظ جوانان در نظام ولایت بیشتر از هر قشر دیگری رنج کشیده اند. جوانان میل به پرواز دارند در این جهان درهم تنیده. اما ولایت بال پرواز را شکسته است. در این جهان کنونی، تنها زمانی میتوانی کمال انسانی را کسب کنی، که آزاد و خود مختار باشی، مهم نیست چه جایگاهی را در جامعه اشغال نموده ای، آزادی شرط تنفس است و زندگی بدون آن تن دادن به حقارت است و خواری. بعنوان یک کارگر استثمار شده مجاز نیستی که حتی دهان خود به اعتراض بگشایی.

 

بنابراین می‌توان به نیروی رهایی بخش جوانان برای براندازی نظام کیفری و ساختار جامعه ای نوین رها از اسارت و بندگی در دست شریعت برهبری ولایت و حوزه های علمیه، امیدوار بود. در جهان گشوده‌ی امروز جوانان نمی‌تواند با پیغمبر و امام، خود را شناسایی نمایند. در کشورهای عربی شمال آفریقا در واقع این نیروی جوان بلوغ یافته در جهان امروز بود که  دیگر نمی‌توانست یوغ نظام دیکتاتوری را به گردن بکشند. این کشورها همیشه از عوارض فقر و عقب ماندگی، تورم و بیکاری رنج برده‌اند، اما بپا خاسته‌اند که به کمال انسانی، به آزادی دست یابند. دیگر نمی‌خواستند رعیت و زبان بسته باشند. در این جنبش‌ها نه شعار ضد امپریالیسم و صیهونیسم بگوش رسید و نه الله اکبر و جهاد اسلامی.

 

نظام ولایت از همان آغاز با «هنجار شکنی» به منظور بر قراری «امنیت اخلاقی» به مبارزه پرداخت. جوانان بیش از هر قشر دیگری هدف این سرکوب قرار گرفتند. در نتیجه به تجربه در یافتند، بویژه در برپایی جنبش سبز آموختند که بنام امنیت اخلاقی و دفاع از نظام ولایتی، مجتهدین و آیت الله‌ها و حجت الاسلام‌های الله پرست به چه بی اخلاقی‌ها، چه دزدی‌ها، چه رانت خواری‌ها، چه رشوه گیری‌ها، چه دروغگویی‌ها، چه بازجویی‌ها، چه شکنجه‌ها و تجاوزات دست نزدند. آب تطهیر را بر سر خداوند خامنه‌ای زمانی می‌ریزند که دست‌اش آلوده بخون بهترین فرزندان این آب و خاک است. خون قتل عام در زندان‌ها در سال ۶۷، خون قتل های زنجیره‌ای و کشتار خرداد ۸۸ هنوز نه تنها در سیمای روحانی خداوند خامنه‌ای بلکه در سیمای تمام آن فقها و علما و مجتهدین حوزه‌ها و خبرگان رهبری که دم فروبستند، قابل مشاهده است. سکوت حوزه‌های علمیه در باره جنایات ولایت آنها را در کنار کیفر دهنده، در کنار خداوند خامنه‌ای قرار می‌دهد.

 

در میان جوانان بخش زنان جایگاه ویژه ای را در مبارزه با ولایت اشغال می‌کنند. چون آنان بیش از هر بخشی دیگری از جامعه مورد تحقیر و توهین قرار گرفته‌اند. چرا که آنان پیوسته به جرم هنجار شکنی گرفتار شده‌اند. نظام سرکوب ضرورتا بر ذکاوت و زیرکی جوانان و دگر اندیشان میافزاید. بنابراین، این یک اسطوره است که سنگر دین فتح ناشدنی ست. نیروی جوان نمی‌تواند در بند شریعت به انکار خویش و آنچه هست و می‌تواند باشد بپردازد. تعصب و تحجر هنوز به تضعیف وجدان آنها نیانجامیده است، می‌توانند به چهره‌الله همانگونه که هست، مطلق‌گرا، سخت‌گیر و بیرحم، کین‌خواه و کیفر دهنده، بنگرند. هرچه توانایی نگریستن در چهره‌ی الله افزایش می‌یابد، پایه‌های نظام ولایت لرزان تر می‌گردد.

 

 


 


گلوله‌ای برای امپراطور!

هنوز افکار عمومی از شک فاجعه دلخراش زلزله و سونامی در ژاپن خارج نشده بود که خبرگزاری های ترکیه از ترور ابراهیم تاتلیسس خواننده محبوب و مشهور ترکیه ای توسط افراد ناشناس خبر دادند.


گزارش ها حاکی است این خواننده تركيه‌ای دوشنبه شب  و هنگامي كه پس از ضبط برنامه تلويزيونی مشهور خود «ايبو شو» از كانال تلويزيونی «بياض تی وی» خارج می‌شد از ناحيه سر هدف گلوله افراد مسلح قرار گرفته است.


گفتنی است عاملین این سوقصد لحظاتی پس از انجام عملیات تروریستی توسط
یک خودرو از محل حادثه گریخته‌اند.


حال عمومي اين خواننده مشهور تركيه‌ای بسيار وخيم گزارش شده است. بنا به اعلام پزشكان معالج، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهيم تاتليسس شده و از قسمت جلوی سر او خارج شده است.


طی دو روز گذشته گمانه زنی های زیادی در خصوص عاملین ترور این خواننده مشهور توسط تحلیلگران ترکیه و رسانه‌های بین‌المللی صورت گرفته است. برخی عاملان این ترور را وابسته به حزب کارگران کردستان معروف به پ.ک.ک  از احزاب چپ‌گرا، جدایی‌طلب و مسلح در کردستان ترکیه می‌دانند آن‌ها گفته‌اند در اين ترور از اسلحه کلاشنيکف استفاده شده است که اسلحه مورد استفاده این گروه است و عده‌ای نیز با رد این ادعا و برعکس آن بر این باورند که اسلام‌گراهای منطقه و یا ناسیونالیست‌های ترکیه به دلیل سفرهای متعدد ابراهیم تاتلیسس در طی سالیان اخیر به مناطق کردنشین عراق و اجرای کنسرت‌هایی  به زبان کردی و همچنین سرمایه‌گذاری‌های بزرگی که در شهرهای مختلف کردستان عراق از طریق ساخت و ساز آپارتمانهای ارزان قیمت انجام داده است به این انتقام خونین دست زده‌اند.


در این میان برخی نیز احتمال می‌دهند که این خواننده مشهور قربانی یک تسویه حساب شخصی شده باشد. زندگی شخصی وی در طی سالیان اخیر همواره با حاشیه‌هایی همراه بوده است.شایعاتی مبنی بر دست داشتن ابراهیم تاتلیسس در باندهای مافیایی ترکیه وجود دارد.


اما ابراهیم تاتلیسس در کنار فعالیت های هنری نیم نگاهی هم به عرصه سیاست داشت و پس از رسیدن به شهرت، در سال ۲۰۰۷ از طرف گنج پارتی(حزب
MP به رهبری جم اوزن که از احزاب ملیت گرا و نزدیک کمالیست‌های ترکیه محسوب می‌شود) در انتخابات عمومی ترکیه شرکت کرد ولی در برابر حزب اردوغان بازنده شد و رای نیاورد.


نام اصلی وی ابراهیم تاتلی است و در یک خانوادۀ نسبتاٌ فقیر در شهر کردنشین شانلی اورفا در جنوب شرقی ترکیه به دنیا آمد. پدرش عرب و مادرش کرد بود. او در کافه پدرش همزمان که به کار مشغول بود نزد چند عاشیق هم به فراگیری موسیقی می‌پرداخت. بعد از شهرت در خوانندگی به تاتلیسس یعنی خوش صدا معروف شد. در سال
۱۹۷۵
کاستی به بازار عرضه کرد ولی عدم موفقیت آن باعث شد تا مدتی از موسیقی فاصله بگیرد و به شغل قدیمی خود یعنی آهنگری و جوشکاری ساختمان در استانبول مشغول شود.


او در موقع کار کردن هم آواز می‌خواند. ابراهیم تاتلیسس زمانی که در منزل یکی از کازینوداران معروف استانبول کار می‌کرد روزی به آواز مشغول بود و صاحب خانه از صدای او خوشش آمد و سپس او را به کازینوی خود برد و این باعث بازگشت دوباره وی به عرصه موسیقی شد و این بار به یکی از مشهورترین و پرطرفدارترین خوانندگان ترکیه بدل گشت. علاقه مندانش او را «امپراطور» و «صدای وطن» می نامند.


 


سه‌شنبه‌های اعتراض؛ حرکت به سمت جلو یا چرخش درمدار بسته؟


سومین سه شنبه اعتراضی که مصادف با شب چهارشنبه سوری بود نیز آمد و رفت و همان طور که تصور می‌شد عده‌ای که دقیقا نمی‌دانیم چند نفر بودند درمیان جو امنیتی شدید تهران و سایر شهرها به خیابان‌ها آمدند. سه‌شنبه‌های اعتراضی را از دوجنبه می‌توان بررسی کرد:


۱-آمادگی حکومت و اذعان به اینکه به دلیل اعلام زمان حرکت‌های اعتراضی درشبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود که حکومت با آمادگی کامل به میدان بیاید و توان حرکت را از معترضان بگیرد.


۲-تلاش اصلاح طلبان برای مهار حرکت اعتراضی و جلوگیری از رادیکالیزه شدن حرکت. اصلاح‌طلبان درقالب شورای هماهنگی راه سبز امید به طور ضمنی از معترضان خواستند دراین سه شنبه‌های اعتراضی از دادن شعارهای رادیکال و تلاش برای سرنگونی حکومت خودداری نمایند.


این دو پارامتر را که کنارهم بگذاریم می‌توانیم از خودمان بپرسیم که این حرکت‌های اعتراضی به کجا خواهند رفت ؟ از طرفی حکومت به خوبی می‌تواند حرکت‌ها را کنترل کند و مانع گسترش آن برای رسیدن به نتیجه نهایی بشود. از طرف دیگر اصلاح‌طلبان بشدت نگران آسیب خوردن به پایه های نظام هستند. آنها می‌خواهند نظام بماند و مردم هم درقالب شعارهایی که آنها می‌خواهند باقی بمانند. مساله‌ای که به هرصورت بسیاری با آن مخالف هستند. پرسشی که بی‌پاسخ می‌ماند این است که نفس اینگونه حرکت اعتراضی کاملا پیش‌بینی شده با مهار از سوی اصلاح‌طلبان ممکن است در گذر زمان به سمت فرسایشی شدن پیش برود. ممکن است این جو امنیتی و این اعتراضات پراکنده آنقدر یکنواخت بشوند که دیگر بسیاری از فرط تکرار تمایلی به دنبال کردن آنها نداشته باشند. شاید بهتر باشد از خودمان بپرسیم سه شنبه‌های اعتراض حرکتی به سمت جلو هستند یا فقط چرخشی درمدار بسته  و بدون رسیدن به هدفی مشخص؟




 


جشن چهار شنبه سوری در ایران بلا زده!


ویدئو کلیپ‌های دریافتی تاکنون از مناطق مختلف تهران و شهر‌های مختلف از قبیل شیراز، رشت، سنندج، اردبیل، کرمانشاه و......، نشان از شرکت گسترده، وسیع و همگانی مردم ایران در جشن باستانی چهار شنبه سوری دارد، صدای ترقه و نارنجک‌های دستی‌ از تمام ایران زمین به گوش می‌رسد، شعله‌های آتش پاک کننده از جای جای  ایران زمین زبانه میکشد و باشد که بزودی این همه پلیدی و نیروهای اهریمنی در میهن ما را در خود کشیده، ایران و ایران زمین را آزاد و رها سازد.


نکته قابل توجه سکوت سایت‌های طرفدار اصلاح‌طلبان و رسانه‌‌های خارجی‌ مثل بی‌.بی‌ سی‌، رادیو فردا و صدای آمریکا می‌باشد، این سکوت تصادفی نیست. جریان‌های اصلاح‌طلب به اندازه حکومت از اعتراض‌های مردم که سرنگونی رژیم را نشانه می‌گیرد رویگردان و بیزار هستند چون سقوط رژیم تمام جناح‌های اصلاحطلبی را نیز محو و نابود میسازد، شادی ، رقص و پای افشانی دختران و پسران ایرانی‌ آنچیزی نیست که این‌ها میخواهند، اینها میخواهند اعتراضات مردمی را در حد دوای خانگی رژیم «خاندان رفسنجانی‌، خامنه‌ای، احمدی‌نژاد، رضایی،موسوی، کروبی و...» نگاه دارند.


سقوط رژیم به معنی‌ پایان کار تمام گروه‌های طرفدار حکومت اسلامی و دوران طلایی امام راحل می‌باشد، بنابراین بسیار طبیعی است که این خیل عظیم رسانه‌های اصلاح طلبان حکومتی در برابر اعتراضات وسیع خیابانی و شعار‌های مردم در خیابان‌ها سکوت کرده اند.


تعدادی از کلیپ‌های ارسالی‌ که تاکنون از ایران رسیده است:


خواندن سرود ای ایران چهارشنبه سوری ۸۹:



چهارشنبه سوری در اردبیل -۸۹




جشن و پای کوبی مردمی

 

شیراز ۲۴ اسفند - نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران

 



چهارشنبه سوري 88 تهران بلوار فردوس صادقيه_مرگ برديكتاتور


درگیری جوانان با مامورها

----

صحت فیلم‌ها بررسی نشده است


 


مردم سنندج موتور بسیجی را به آتش کشیدند، چهارشنبه سوری، ۲۴ اسفند ۱۳۸۹
 


اصفهان - تظاهرات در روز چهارشنبه سوری،۲۴ اسفند ۱۳۸۹
 


بابل - تظاهرات در روز چهارشنبه سوری
 


چهارشنبه سوری؛ آتش خشم یا آتش شادی

خبرها از تهران حاکی از درگیری‌هایی در بخش‌هایی از تهران بین مردم و نیروی انتظامی بود. بعضی اخبار ارسالی،  تهران را  پادگانی در حالت آماده باش توصیف کردهند که انتظار یک حکومت نظامی را می‌کشید. در منیریه و جنوب تهران  نیروهای امنیتی با مردم درگیر شدند.

در شهرک اکباتان خبر ‌رسید که  نیروهای امنیتی وارد مجتمع شده‌ و با مردم درگیر شدند. در خیابان‌های فرعی بسیج و پلیس امکان ورود را نداشتند زیرا از سوی مردم روی پشت بام‌ها مورد حمله قرار می‌گرفتند و مواد محترقه بر سر آنها فرود می‌آمد. در خیابان نواب شعار « بن علی، نوبت سید علی » مدام بگوش می‌رسید . همچنین اخبار حکایت  از دیگری نیروهای انتظامی با مردم در رشت، سنندج و شاهین شهر اصفهان داشت.

یکی از همشهریان تبریزی به خبرنگار خودنویس گفت:«امسال حتی به آتش کوچکی که در حیاط خانه روشن کرده بودیم و از روی آن می‌پریدیم».

دراتوبان مدرس تهران  سومین پلاکارد دیکتاتور به پایان سلام کن امشب  نصب شد. همچنین شعار مرگ بر دیکتاتور در نقاط مختلف شهر به وضوح در میان جوانانی که تجمع کرده‌بودند شنیده می‌شد.

در شاهین شهر با حمله نیروهای بسیجی به مردمی که در حال پایکوبی بودند و دستگیری تعدادی از آنها در محله خانه چوبیها تعدادی دستگیر و زخمی شدند.


 


نازنین خسروانی آزاد شد

 

نازنین خسروانی از روزنامهنگاران اصلاح طلب با صدور قرار وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

به گزارش اخبار رسیده، صبح امروز بعد از موافقت مراجع قضایی برای صدور مجدد قرار وثیقه برای نازنین خسروانی و بعد از تامین و سپردن آن نزد مراجع قضایی نامه آزادی وی صادر و پس از تحویل آن به مسئولین زندان اوین وی از زندان آزاد شد. 

جلسه دادگاه خانم خسروانی روز ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد، اما حکم او هنوز صادر نشده است.

گفتنی ست، طی ماههای گذشته طی دو نوبت برای ایشان قرار وثیقه صادرشده بود که هر دو نوبت بنا به تشخیص مسئولین قضایی قرارها لغو و قراربازداشت او تمدید شده بود.

نازنین خسروانی از روزنامهنگاران اصلاح طلب است که با روزنامههای نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشته است. وی در ۱۲ آبان ماه توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شده بود و طی این مدت در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بوده است.


 


مصاحبه با فرشته قاضی - خطر تجاوز به زنان در رجایی شهر
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته