-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 03/15/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



چهارشنبه سوری؛ سنتی که جمهوری اسلامی هرگز نتوانست آن را نابود کند!

 

از همان ابتدای انقلاب درزمان خمینی جمهوری اسلامی کمر به نابودی سنت‌های باستانی ایرانیان بست و با ترویج فرهنگ اسلامی با ارجحیت زبان عربی خواست سنت‌های ایرانیان را مانند نوروز و چهارشنبه سوری از میان ببرد ولی این سنت‌ها آنچنان درمیان ایرانیان ریشه دوانده بودند که هرگز جمهوری اسلامی موفق به این کار نشد.

 

حتی درسال‌های جنگ که سخت ترین سال‌های بقا جمهوری اسلامی بود نیز این سنت ها برپاداشته شد. به‌راستی دلیل آن چه بود؟ شاید به این خاطر بود که خمینی کمر به نابودی فرهنگ باستانی ایرانیان بسته بود تا بساط سلطه خود را بیشتر بگسترد. ولی موفق نشد. خمینی از دنیا رفت و چهارشنبه سوری و نوروز همچنان پابرجا ماندند. جانشینان خمینی نیز درازمیان بردن این سنت‌های باستانی موفقیتی نداشتند وحتی در زمان اصلاحات از در آشتی نیز با آن برآمدند.

 

به نظر می‌رسد چهارشنبه سوری و نوروز بخشی جدایی ناپذیر از هویت ما ایرانیان هستند. هویتی که بدون آن ایرانی بودن معنی ندارد. به امید اینکه جمهوری اسلامی برود و چهارشنبه سوری و نوروز همچنان باقی بمانند. اگر درایران هستید و از روی بوته می‌پرید و ترقه در می‌کنید و به قاشق زنی می‌پردازید جای ما خارج نشینان را هم خالی کنید. چهارشنبه سوری برشما مبارک باد. 

 

 


 


«خودتونز»؛ پروژه جدید خودنویس

 

اما کار با سایت جدید چگونه است؟

 

  • برای آنکه کارتون‌های خود را منتشر کنید، باید ابتدا ثبت نام کنید و عضو سایت بشوید.
  • برای عضویت هم مثل شکل شماره یک، باید ایمیلی واقعی داشته باشید تا بعد از دریافت پیام از سوی ما، حساب‌تان فعال شود.
  • اگر تا دو ساعت ایمیلی از سوی سایت «خودتونز» دریافت نکردید، لطفا با نشانی دیگر ما تماس بگیرید khodetoons@gmail.com.
  • در ضمن می‌توانید هنگامی در فیس‌بوک آنلاین شده‌اید، با همان شناسه فیس‌بوک خود نیز اینجا در «خودتونز» آنلاین شوید. تنها کار سخت، زدن دکمه فیس‌بوک در صفحه ثبت نام است!.
  • اگر حساب‌تان در خودتونز فعال شده باشد، می‌توانید وارد شوید، به همین راحتی!
  • هرگاه دچار مشکلی شدید، تعارف را کنار بگذارید به این نشانی ایمیل بزنید:khodetoons@gmail.comموضوع ایمیل باید “problem” باشد.

 

  • #۱ ثبت نام کنید(شکل بالا)
  • ‎#۲ وارد شوید (شکل بالا)
  • ‎#۳ گالری کاراکترهای کارتونی: برای آغاز کار، کاراکتر کارتونی مورد نظرتان را با ماوس به درون
  • ‎#۴ گالری پس‌زمینه: می‌توانید پس‌زمینه‌های مختلف را برای آدمک‌های کارتونی استفاده کنید!
  • #۵ گالری بادکنک‌های کلامی. کاراکترها از طریق این بالون‌ها می‌توانند با هم حرف بزنند، برای بادکنک‌های بزرگ‌تر، حد اکثر ۹۸ حرف و برای بادکنک‌های کوچک‌تر، حد اکثر ۶۸ حرف. نگذارید کاراکترها یا آدمک‌ها بیش از حد خودشان حرف بزنند!!
  • #۶ تخته رسم: همه اتفاقات اینجا می افتد! اگر خواستید کارتان در چند قاب (فریم) اتفاق بیافتد، علامت +را فراموش نکنید! (#
  • ‎نکنید! (#۷).
  • ‎#۸ به کارتون خودتان یک اسم هم بدهید بد نیست!
  • ‎#۹منتشر کنید!

بعد از زدن دکمه PUBLISH کارتون شما را دبیر سایت می‌بیند و برای انتشار عمومی آماده می‌کند.


 


نوه خواهر رهبری: در انبوه سیاهی مالی رهبری، شاید بتوان نقاط سفیدی پیدا کرد

دیروز نخستین بخش گفتگو با حمیدرضا فروزانفر، نوه خواهر بزرگ آیت‌الله خامنه‌ای را در خودنویس خواندید. امشب اما از این عضو خانواده بزرگ خامنه‌ای در باره خانواده و روابط اجتماعی و مالی سید علی خامنه‌ای و خانواده خودش پرسیده‌ام.

 

خیلی‌ها از داخل زندگی داخلی خانواده خامنه‌ای خبر ندارند. شنیده شده که مثلا در مهمانی‌های داخلی، دختران خانواده کاملا متفاوت از دختران خانواده‌های مذهبی لباس می‌پوشند. البته بحثی بر ستر خوبی یا بدی نیست؛ بر سر تفاوت با دیگران و احیانا درک تغییرات است.

من در عروسی هر چهار پسر آقای خامنه‌ای حضور داشته‌ام. در قسمت مردانه...خب در قسمت زنانه هم به موازاتش مهمانی برقرار بود. اطلاعاتی که از خانواده خودمان می‌گرفتیم، عروسی به عروسی تغییر می‌کرد. مثلا عروسی مصطفی، یک عروسی کاملا معمولی آخوندی بود، هرچه جلوتر آمدیم، این فضا بازتر شد. [این تغییرات تا جایی بود که] در عروسی دخترهای آقای خامنه‌ای، کسی از اعضای خود آن خانواده به من گفت لباس‌هایی که دخترهای آقا در قسمت زنانه می‌پوشند من رویم نمی‌شد دختر خودم بپوشد...می‌دانید، حرف ممکن است ذاتا از جنس حرفهای «خاله‌زنکی»باشد، اما در واقع نشان دهنده یک نوع تغییر دیدگاه که لزوما هم بد نیست ولی مرگ خوب است فقط برای همسایه؟ بقیه مردم آدم نیستند؟ دل ندارند؟ نیروی انت‍ظامی فقط باید بریزد عروسی‌های مردم؟! می‌دانید، پوشیدن «مینی‌ژوپ» و لباس باز خیلی امر عادی‌ای است در مهمانی‌ها، اما اینکه در فضای بیت اتفاق بیافتد که مثلا من با یکی صحبت کردم که در آن جمع حضور داشته، مورد عتاب مسعود قرار می‌گیرد خواهرش که این لباست را برو عوض کن چون متناسب با شان ما نیست. بشدت به سمت فضای مدرن امروزی تهران سوق داده شده‌اند و حتی شواهدی وجود دارد که به مراکز خرید تجاری خاص می‌روند و آنجا را قرق می‌کنند تا خانواده هرچه را که می‌خواهند بتوانند بخرند. این چیزهایی بوده که در قبل وجود نداشته. ما قبل از این چنین فضاهایی نمی‌دیدیم. نمی‌خواهم ماجرا را خیلی بزرگ کنم، اما همین چیزی که تغییر کرده، قابل توجه است و یک سری چیزها را زیر سوال می‌برد. همیشه صحبت از ساده زیستی بوده و «علی‌وار» زندگی کردن آقای خامنه‌ای [و خانواده] بوده. در عرصه عمومی این خیلی رعایت می‌شود، اما آیا واقعا در محفل‌های خانوادگی این مساله وجود دارد؟ پسر کوچک اقای خامنه‌ای، میثم، با خانواده یکی از خانواده‌های بزرگ بازاری وصلت کرده و می‌دانید که در فضای خانواده پول‌دار، مسائل طور دیگری است. اساسا قبول کردن چنین وصلتی خودش می‌تواند زیر سوال باشد.

می‌خواهم بگویم که تفکری که از طرف «بیت» به جامعه القا می‌شود، آن تفکری نیست که در خود بیت بهش اعتقاد داشته باشند. این تناقض وجود دارد. این ویترین قشنگی که در بیرون هست، پشت پرده لزوما رعایت نمی‌شود. این خیلی دردآور است. نسل عوض شده. بچه‌هایی که می‌آیند، چیزهای جدیدتری می‌طلبند. وقتی خانم‌ها به دیدار هم می‌روند، تغییر در دکوراسیون خانه، در نوع پوشش در وضعیت خانه و وضعیت دخترها و پسرها دیده می‌شود، چیزی نبوده که در سال‌های قبل دیده باشیم و توقع‌اش را داشته باشیم. گفتنی‌ها در این باره زیاد است، منتهی نمی‌توان همه جزئیات را طرح کرد چون حتما افرادی دچار مشکل می‌شوند.

 

آیا این تناقض‌ها برای فامیل‌های دورتر باعث شده که رابطه دورتر شود، یا سعی کرده‌اند به خاطر حفظ ارتباط، منافع یا هر چیز دیگری آنرا حفظ کنند؟

از یک مقطعی به بعد، از ۳-۴ سال پیش رنگ و بوی رفت و آمد خانوادگی تغییر پیدا کرد. تا قبل از این مثلا اگر در مهمانی افطار، همه اعضای خانواده بودند، درجه یک، دو، سه، همین‌طور دامادهای خانواده که به ترتیب اضافه شده بودند، از ۳-۴ سال پیش، چیزی که مورد اعتراض خیلی از اعضای خانواده قرار گرفت و دیگر نرفتند، خیلی قبل از ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری اخیر، آدم‌های بیگانه‌ای در جمع خانوادگی ما حاضر می شدند که آنها را نمی‌شناختیم، انگار آقای خامنه‌ای دارد خاص بودن اعضای خانواده‌اش را به این دلیل که همراهی نمی‌بیند با خودش را دارد از بین می‌برد، یعنی دارد همه را علی‌السویه نگاه می‌کند، همان‌جوری که دارد در یک دیدار عمومی با یک گروه سر سفره افطار می‌نشیند، با ما هم دارد همین کار را می‌کند، در حالیکه آن اوائل اصلا این‌طوری نبود. در یک روند بیست ساله، تغییر شخصیت این آدم کاملا مشهود است. از یک «دایی» بزرگی که سعی می‌کرد به همه بچه‌های خانواده برسد و محبت کند و پای حرف‌های همه بنشیند، شوخی کند و هیچ‌کس را از قلم نیاندازد، تبدیل شده به یک آدمی که حوصله ندارد، اگر قبلا یک ساعت می‌نشست، الان ده دقیقه می‌نشیند، نوع ارتباطش خیلی محدود شده، خیلی از بالا نگاه می‌کند، خیلی از بالا با آدم‌ها برخورد می‌کند، خیلی حوصله ندارد و خیلی حتی شاید قبول ندارد، برای اینکه جسته گریخته  بحث‌هایی بین پسرها وجود داشته...ما بحث می‌کردیم که این چه وضعی است...چگونه ممکن است با این دیدگاه، چنین رفتاری سر بزند...نهایتا خیلی دل‌خوش نبودند از جمع خانواگی که دعوت می‌کردند، هرچه جلوتر می‌رفتیم و مخالفت‌ها بیشتر می‌شد و خانواده‌ها حرف‌هایشان را می‌زدند، عملا ارتباط قطع شد و در موارد خیلی ضروری که به خاطر «صله رحم» قبلا دعوت می‌کردند، دیگر دعوت نکردند. این شاید به سن آقای خامنه‌ای هم مربوط باشد و بی‌حوصله‌گی و بدخلقی، یک مقدار هم می‌گردد به اینکه در جمع‌های خانوادگی، حرف گفته می‌شود، ممکن است تند و تیز و آن‌جوری که در عرصه اجتماع مطرح می‌شود [در جمع خانوادگی] مطرح نشود اما مسلما چیزی نیست که شنیده نشود اما اقای خامنه‌ای تحملش را ندارد.تصور اینکه من آقای خامنه‌ای را خطاب قرار دهم و سوال منطقی‌ام را مطرح کنم، احتمالش صفر است، چون آنچنان برخورد تند و خشنی با من خواهد شد که خودم از سوال خودم پشیمان خواهم شد.

 

آیا  ممکن است کسی از اعضای خانواده به خاطر انتقادی که از آقای خامنه‌ای می‌کنند، راهی زندان شوند؟

راهی زندان، نه، اما حذف می‌شوند. من ندیدم مواردی را که به زندان افتاده باشند. اما آقای خامنه‌ای کلام مخالف و حتی کلامی که در تایید نباشد را تاب نمی‌آورد. همه چیز باید در تایید آن ماهیت ذهنی باشد که مد نظر اقای خامنه‌ای است. موارد زیادی هست، اگر حافظه یاری دهد، می‌توان تک تک برخوردها را ذکر کنم. مثلا مورد خیلی بارزش، اعتراض مهدی، پسر محمد خامنه‌ای  به دخالت وزارت بهداشت در انتخاب و ادامه کار اعضای هیات علمی دانشگاه محل خدمتش بود و آقای خامنه‌ای حتی جواب نداد. یعنی یک سوال بسیار منطقی بود در باره کار نادرست آقای احمدی‌نژاد و وزارت مربوطه در حذف پست‌های هیات علمی و آدم‌هایی که دارند می‌آورند، آدم‌های صالحی نیستند، ولی آقای خامنه‌ای اصلا جواب نداد و روی‌اش را آن طرف کرد و اجازه نداد بحث ادامه پیدا کند.

این اواخر محدود شده بود [حرف زدن در دیدارها] محدود شده بود به این که «نماز روزه‌های همه قبول» و «انشالله موفق باشید» و همین چیزها، در صورتی که در سال‌های گذشته، فضا باز بود و هر کسی که می‌خواست می‌توانست صحبت بکند، نه در چارچوب سیاست، بلکه مستقیما آقای خامنه‌ای را مورد خطاب قرار دهد، حرف بزند، صحبت کند...کاملا این فضا برچیده شده، کاملا این خلق‌تنگی و عصبانیت و خشم را می‌توان در نگاه و نحوه برگزاری همان مهمانی می‌شود دید. یک جوری از سر رفع تکلیف.

 

خانواده شیخ علی تهرانی چه موقعیتی دارند؟ بعد از بازگشتشان از عراق، حرف و حدیث فراوان بوده. اطلاعات مشخصی نبوده، اما به هزار و یک دلیل، خیلی‌ها تمایلی ندارد حرفی بزنند به جز پسرشان دکتر مرادخانی که عملا یک مخالف نظام است.

حقیقتش این است که دکتر مرادخانی [پسر خواهر رهبری و فرزند شیخ علی تهرانی] در فرانسه  به‌شدت فعال هستند و مصاحبه می‌کنند و مواضعشان  را هم اعلام می‌کنند. مادرشان خاله مادرم هستند. چیزی که از نزدیک دیده‌ام، این است که جز سختی، جز مرارت و محدودیت‌های زیاد اجتماعی، چه برای آقای شیخ علی تهرانی، چه برای خانواده در طول این سال‌ها چیزی وجود نداشته. همه که از بیرون نگاه می‌کنند، می‌گویند که خواهر رهبر بوده و هر کس دیگری که بود، باید اعدامش می‌کردند و باید شرایط خیلی سخت‌تری اتفاق می‌افتاد این سوالی است که مردم به نظر من باید از خود آقای خامنه‌ای بپرسند که چرا این کار را نکرده. من شنیده‌ام که آقای خامنه‌ای گفته‌اند که «من باید اعدام می‌کردم، منتهی من آدمی نیستم که خون بین من و خانواده‌ام قرار بگیرد». این البته در تناقض با حرف‌های دیگرشان قرار می‌گیرد که عین آب خوردن جوان‌های مردم را به بهانه‌های واهی می‌کشند و از بین می‌برند. اگر اعتقاد این است، اگر واقعا جرمی مرتکب شده‌اند،  شیخ علی تهرانی و خانواده‌شان متهم‌اند، باید حکمی از طرف دستگاه قضایی آقای خامنه‌ای صادر شود. اگر اعدامی صورت نگرفته، واقعا به این معنا نیست که دارند در ناز و نعمت دارند زندگی می‌کنند. من با این خانواده بزرگ شده‌ام و از نزدیک دیده‌ام که این خانواده برای طبیعی‌ترین حقوق‌شان مثل تحصیل، مثل کار چه مشقاتی را در واقع دیده‌اند و از هیچگونه حمایت برادر مادرشان استفاده نکرده‌اند و نخواسته‌اند، چون با جهان‌بینی‌شان اصولا در تضاد است. اما اگر آقای خامنه‌ای می‌گوید که خونی نباید ریخته شود، خون اینها که رنگین‌تر از خون جوانان مملکت بوده؟ چه دستگاه عادلی است؟ اگر باید حکم می‌داد خوب حکم می‌داد. به نظر من کسی که سو استفاده کرده، اقای خامنه‌ای است نه خانواده آقای تهرانی. آنها یک عقایدی داشته‌اند که برای خودشان محترم است. کاری کرده‌اند که به الان بر نمی‌گردد و مال سال‌های خیلی دور است با شرایط زمانی و مکانی آن دوره. اما بعد از بازگشتشان به تهران، چه خود آقای تهرانی و چه اعضای خانواده درگیر بازجویی‌های طویل‌المدت، زندان‌های طویل‌المدت، حصرهای خانگی طویل‌المدت قرار گرفتند و زمان زیادی برای «نرمال» شدن مسائل سپری شد. آقای [شیخ علی] تهرانی سن‌اش خیلی بالاست و طبیعتا حضور در کنار خانواده برای‌شان خیلی راحت‌تر است تا اینکه بخواهند در جایی جداگانه بخواهند ایشان را نگه‌داری کنند.

الان شیخ علی‌ تهرانی با خانواده زندگی می‌کنند، اما در شرایطی بسیار سخت زندگی می‌کنند. جایی نمی‌توانند بروند، پاسپورت ندارند، از شهر نمی‌توانند خارج شوند، تحت نظر هستند. این چیزهایی است که درد آور است. برای من که علاقه هم دارم، پسرشان هم‌سن من است و دیده‌ام با چه مشقتی درس خوانده، پزشک شده، چگونه حق‌اش را به طرق مختلف خورده‌اند، واقعا دردآور است وقتی این را می‌بینیم. از آن طرف همه می‌گویند چون خواهر آقای خامنه‌ای بوده، هیچ اتفاقی نیافتاده. واقعا این طور نیست.

 

این روزها بعد از سخنان آقای مهاجرانی در باره پاک‌دامنی مالی خانواده آقای خامنه‌ای، بحث‌های زیادی مطرح شده. این حرف‌ها را که می‌شنوید، احساس ویژه‌ای پیدا نمی‌کنید؟


من سند و مدرک و رقم نمی‌توان بیاورم که بگویم چقدر سو استفاده مالی وجود دارد، اما در مرکزی که هم تقدس وجود دارد، هم پول زیادی هست و هم زور سپاه وجود دارد، مگر می‌شود گفت که حتی اگر پاک‌ترین افراد آنجا کار کنند، در دراز مدت مجموعه سالمی از آب در بیاید. در عین حال شواهد زیادی وجود دارد که مستقیما دخالت می‌کنند. من دخالت مستقیم آقای خامنه‌ای را در مساله نفت جدی می‌بینم و پایش هم ایستاده‌ام و حرف دارم. برادر کوچک آقای خامنه‌ای حسن خامنه‌ای سالهاست رییس بازرسی وزارت نفت است. سر چندین وزیر را هم خورده است. آقای خامنه‌ای مستقیما بر پول نفت و قراردادهای نفتی تسلط دارد تا ریال آخرش. چیزی نیست که بدون اطلاع او و مجوعه اش چیزی جابجا بشود. اینکه بگویند آقای احمدی‌نژاد پول را واریز نکرده به این شکل نمی‌تواند باشد که ایشان بخواهد یا نخواهد واریز کند. اما مبلغی که این وسط «گم و گور» شده خیلی بالاتر از این حرف‌هاست در همه عرصه‌های مالی، برای اینکه می‌دانید که ایشان به عنوان مرجع تقلید، یک سری وجوهاتی دارند که به بیت رهبری واریز می‌شود، به واسطه مقام حقوقی‌ای هم که دارند، یک سری بودجه‌هایی هست و خودشان و مجموعه‌شان تصمیم می‌گیرند که اینها کجاهزینه شود. آقای مهاجرانی دارند زندگی شخصی ایشان را زیر سوال می‌برد یا زندگی  حقوقی‌شان را؟ در هر دو بعد به نظر من نه تنها لکه‌های خاکستری وجود دارد، بلکه شاید در یک انبوه سیاهی بشود تک و توک نقاط روشن  و سفیدی پیدا کرد. این تعبیر من است، منتهی من کارشناس مسائل اقتصادی نیستم و نمی‌توانم بدون مدرک ثابت کنم، اما امیدوارم کسانی که در جریان واقعیت‌ها هستند بیایند و حرف بزنند. من به عنوان یک عضو خانواده می‌گویم که حرف‌های آقای مهاجرانی به هیچ عنوان قابل تایید نیست، و اگر هم چیزی هزینه شده که شکلش شرعی بوده، بر می‌گردد به ماهیت بیت که برای هرچیزی می‌تواند یک سرپوش شرعی درست کند که مثلا این پول در اینجا یا آنجا هزینه شود و خیلی‌هایش را ما نمی‌دانیم. کسی نمی‌داند چه حجم پولی وارد بیت می‌شود و خارج می‌شود و آیا این حجم پول دست آدم‌های درست‌کار است و جابجا نمی‌شود. مسلما اقای خامنه‌ای هفتاد و خرده‌ای ساله نمی‌آید پول‌ها را در جیبش بگذارد و یا برای اعضای خانواده برود خانه بخرد، اما این مجموعه، مجموعه فاسدی است و فساد این مجموعه به کسی بر می‌گردد که آن‌را درست کرده و مسوولیت‌اش با آقای خامنه‌ای است. یک عده‌ای که الان در بیت هستند، از زمان ریاست جمهوری ایشان در کنارشان بوده‌اند و امین آقای خامنه‌ای محسوب می‌شوند. اگر پولی قرار شود هزینه شود، از حساب ویژه و وجوهات است و هر جور تشخیص می‌دهند خرج می‌کنند. من حرفی را که می‌زنم به‌واسطه آشنایی بیست ساله با آن مجموعه است. بیست سال است آنجا رفته‌ام و آدم‌ها را می‌شناسم. موقعیت‌ها را می‌دانم... فقط یک نمونه بنیاد حکمت اسلامی صدرا زیر نظر برادر بزرگتر آقای خامنه‌ای محمد خامنه‌ای با آن رقم های میلیاردی که ردیف بودجه داشت در زمان وزرات ارشاد آقای مهاجرانی و خود ایشان می‌آمدند دست بوس محمد خامنه‌ای برای رفع و رجوع که البته قرار بود همه اینها در خدمت فلسفه باشد الان آن مجموعه تبدیل شده به یک کارتل اقتصادی بزرگ. شروع کردند به خریدن مجموعه‌های صنعتی به ثمن بخس و پول درآوردن از فلسفه. کی می‌گوبد علوم انسانی پول ساز نیست؟! [برای پسران سید محمد هم] کافی است عموی آدم رهبر فرزانه کشور باشد.

 

گزارش مخلمباف را حتما خوانده‌اید که گفته می‌شود از طرف نزدیکان مهدی هاشمی به‌دست مخلملباف رسیده است. وقتی آن گزارش منتشر شد چه احساسی پیدا کردید؟

من آن گزارش پخش شد، خود من یکی از اولین کسانی بودم که با آن مخالفت کردم. نزدیک به ۶۰٪ آن گزارش خلاف واقع است.

از کجا می‌دانید؟

چیزهایی که اعلام کرده بودند، تعداد اسب‌ها و دارایی‌هایی که گفته بودند، هیچ ارجاعی نداده بودند. من می‌توانم با تخیل خودم چیزهایی را در مورد آقای هاشمی رفسنجانی بنویسم. خود من در طول بیست سال، این ابعاد وسیع را ندیده بودم. انتقادم هم در آن مقطع  به گزارش آقای مخملباف این بود که چنین گزارش‌هایی به پتانسیل جنبش سبز آسیب وارد می‌کنند. چیزهایی در آن گزارش بود که وارد فاز خاله‌زنکی و زندگی شخصی اقای خامنه‌ای شده بود و دردی را هم دوا نمی‌کرد. اگر هم سو استفاده‌ای صورت گرفته، در این حد و اندازه‌ها نیست و با ظاهرسازی اتفاق می‌افتد و افراد واسطه بسیار زیادی هستند که از طریق آنها کار انجام می‌شود. حجم سو استفاده حتما بسیار زیاد است، اما نه به آن شکل بچه‌گانه که اقای مخملباف لیست کرده بود دانه دانه... لیست عصاهای آقای خامنه‌ای را گذاشتند و یکی یکی قیمت‌گذاری کردند. فضا را به این سمت بردن ما را به جایی نمی‌برد.

آدم‌هایی هستند از من آگاه‌تر و کار کشته‌تر که می‌توانند نظر بدهند. خود من به عنوان عضوی از خانواده در آن مقطع برآشفته شدم، چون حس کردم که مسیر جنبش سبز را با هدف قراردادن خاله‌زنکی مسائل جنسی و مالی آقای خامنه‌ای [آن هم غیر واقعی] منحرف کرده‌اند.

آن گزارش طوری بود که انگار اگر اقای خامنه‌ای همین امشب بمیرد، همه مشکلات حل شود. یک مجموعه‌ای از افراد وجود دارد که منافعی دارند.یک حلقه‌ تنگی هم هست که نزدیک‌تر و امین‌تر است نسبت به اقای خامنه‌ای. شما ممکن است یک متر در سراسر کشور به نام ایشان پیدا نکنید. اما آیا این به آن معنا است که این ملک وجود ندارد؟

 

ادامه دارد

-------

مرتبط:

نوه خواهر رهبری: رفتار امروز خامنه‌ای، نتیجه کودکی تحقیر آمیز اوست

«خامنه‌ای؛ پادشاهی که لخت است»


 


وقتی بازجو جواب می‌دهد؛ پاسخ‌های محسنی اژه‌ای به سوال‌هایی در باره «فتنه»، «کهریزک» و ...

محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و وزیر سابق اطلاعات در شماره ویژه‌ نورزی روزنامه خراسان به نکاتی پرداخته که بسیاری به این زودی انتظار خواندنش را نداشته‌اند.

بخش‌هایی از این گفتگو، به نقل از خبر آنلاین در زیر می‌آید:

 

*یکی از عوامل اصلی در ایجاد این فتنه، مقابله باطل با نظام برحق ما بوده و هست ولی در کنار این افراد داخلی هم بودند که در طول ۳۱ سال بعد از انقلاب به لحاظ جهات شخصی با نظام زاویه پیدا کردند و آرام آرام درجهت خاص دشمن قرار گرفتند و چه بسا بعضی الان همراه با دشمن حرکت می کنند. به عنوان نمونه بعید می دانم یکی از این کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال می کند را در ذهن داشته است. در روزهای اول در صحبتی که با ایشان داشتم عنوان می کرد که «تو مطمئن باش که آن چه که نسبت به اصل نظام باشد و نظام را تضعیف کند حتی اگر صد درصد به ضرر خودم باشد آن کار را انجام نمی دهم، مطمئن باش از ولایت فقیه و ولایت رهبری دست بر نخواهم داشت.»

*شاید یک مورد از این صحبت ها بعد از انتخابات انجام شده باشد ولی یقین دارم از این نوع صحبت ها قبل از انتخابات بود یعنی زمانی که ایشان هنوز نامزدی خود را به صورت رسمی اعلام نکرده بود و بعد از آن. خود ایشان از اولین کسانی بود که نامزدی خود را درانتخابات اعلام کرد. منظورم آقای کروبی است .ایشان اصرار می کرد که شما مطمئن باش که در هیچ شکلی متکی به خارجی ها نخواهم شد ولی امروز می بینیم غیر از این است. بنابراین علاوه بر دشمن، عوامل درونی و شخصی نیز، صفاتی که انسان را از مسیر آرام آرام خارج می کند مانند لجبازی و یکدندگی، گاهی کار را به جاهای خطرناک می رساند.

*همه نمی توانند وقتی حرفی می زنند و می فهمند که اشتباه است براحتی از حرفی که زده اند برگردند.اگر خدای نکرده نفس بر ما مسلط شد چه بسا حق مسلم را نادیده میگیریم و برای این که از حرف باطل خودمان برنگردیم راهمان را تا ثریا کج ادامه می دهیم. به هر صورت تاحق هست باطل جولان می دهد منتهی ممکن است که تاکتیک دشمن عوض شود یک روز جنگ نرم است یک روز جنگ سخت و روز دیگر جنگ دیگر. 

* این جریانی که سال قبل اتفاق افتاد جریانی دارای ابعاد مختلف است. کسانی که در یک صف قرار گرفتند افرادی کاملا متفاوت بودند و انگیزه های متفاوتی داشتند ولی عملا در یک صف بودند و امکان ندارد که با یک مسئله چند بعدی و دارای مصادیق متعدد با انگیزه های مختلف و با تابلوها و عناوین مختلف و با یک عقبه کاملا متفاوت ،به همه یک نگاه داشته باشیم و بخواهیم با همه این قضایا فقط از طریق قضایی اقدام شود این نتیجه معکوس خواهد داشت. 

* دستگاه قضایی کارهای بسیار پرحجم و خوبی کرده در عین این که ممکن است بخش هایی از کارهایش قابل نقد باشد .این اقدامات اکنون هم ادامه دارد. تعداد پرونده هایی که در دادسرای تهران تشکیل شده حجم قابل توجهی است و واقعا بعضی از بازپرس ها و مسئولان دادگاه های ما برای مدتی اصلا نتوانستند وقتشان را صرف زندگی خصوصی اشان کنند حتی شب عید سال قبل هم سر کار بودند . لذا این که بگوییم قوه قضاییه کار کمی کرده یا کاری نکرده حتما صحیح نیست.قوه قضاییه حتما در خنثی کردن و مقابله با این توطئه نقش داشته است.

*خیلی از کسانی که در فتنه سال گذشته به خصوص ماه های اول در این صف قرار گرفتند عاقبت قضیه را نمی سنجیدند که دشمن تا کجا این مسیر را دنبال می کند و خودشان هم کردند به زعم این افراد این فرض که که تقلب صورت گرفته است واقعی بود. لذا شما می بینید از زمان صحبت مقام معظم رهبری در ۲۸ خرداد ریزش ها شروع شد و تا الان ادامه پیدا کرد. یک اقدامی شاید امروز برای یک فرد نابخشودنی باشد ولی در یک سال و نیم پیش قابل اغماض است بنابراین از اقدامات قوه قضاییه هم صرف بحث قضایی نبوده بلکه همراهی با سایر دستگاه ها نیز بوده است .قوه قضاییه طبق قانون در این باره هم وظیفه دارد.

*بحثی در این جا مطرح است مسئله جنگ نرم و انقلاب مخملی است که دشمن دنبالش بود و آن را در قضیه انتخابات بروز و ظهور داد. این یک بحث است که در این زمینه شاید وزارت اطلاعات مقدم بر همه نهادها بود .خاطرم هست که اولین بار بعد از این که گزارشاتی را به مسئولان ذیربط دادیم مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. هرچند تاکید کردم که دشمن البته کور خوانده و ایران اسلامی دیگر کشورها نیست اما آن ها دنبال این قضیه هستند.همان موقع بعضی از مسئولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که می زنید!

*نمی توانستیم این موضوع را جا بیندازیم که این بار دشمن ما تمام همتش را بر مسائل فرهنگی و اجتماعی و فراهم کردن یک انقلاب مخملی درکشورمان متمرکز کرده است .وقتی این را می گفتیم واقعا برخی ما را مسخره می کردند!

*ما برای این که این قضیه را جا بیندازیم چند نمونه را دستگیر کردیم تا مستنداتی که قابل فهم بیشتری باشد ارائه بدهیم . همین آقای تاجبخش که بعدا در قضایای فتنه دستگیر شد محکومیت بالای ۱۵ سال حبس گرفت که البته خاطرم نیست حکمش در دادگاه تجدید نظر تایید شد و یا خانم هاله اسفندیاری . نه این که ما این ها را عناصر مهمی می دانستیم بلکه می خواستیم این مطلب را جا بیندازیم که این ها دنبال انقلاب مخملی هستند. همان موقع در راستای بنیاد سوروس حرف هایی زده می شد که کسی باور نمی کرد . خیلی ها این را قبول نداشتند . بنابراین وزارت اطلاعات هم کاملا این مطلب را متوجه شده بود و هم اطلاع رسانی کرده بود . در این شرایط تنها کسی که به گزارشات وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد، مقام معظم رهبری بودند .این در حالی بود که خیلی از مسئولان دیگر اصلا این حرف را تحویل نمی گرفتند.

وزارت اطلاعات در جریان بود که بعضی از عوامل به آمریکا رفته اند
*آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیش بینی می کرد اما نه به این عمق و سطح ! در این عمق که یک شخصی مثل موسوی به میدان بیاید و این گونه در برابر حق و قانون روشن و موضوعی که خودش سالیان سال دیده و شنیده بایستد! نه! فکرش را نمی کردیم .این که این مجموعه این گونه با هم متحد بشوند بعضی را می دانستیم اما این گونه که چنین مجموعه ای با هم متحد شدند و طی زمانی کوتاه با خارج از کشور وصل شوند آن هم به صورت علنی و عریان تصورش را نمی کردیم . البته وزارت اطلاعات در جریان بود که بعضی از عوامل این ها به آمریکا رفته اند.اما وزارت اطلاعات پیش بینی نکرده بود که با این سرعت همه این ها با هم پیوند بخورند و این جور آشکارا در جهت دشمن قرار گیرند و با هم کار کنند. خلاصه وزارت اطلاعات اجمالا پیش بینی می کرد که رویکرد دشمن به سمت جنگ نرم است و در فکر انقلاب مخملی است ولی سرعت حوادث و در هم تنیدگی آن را پیش بینی نکرده بود ولی همین مقدار پیش بینی وزارت را هم خیلی ها قبول نداشتند.

*این جا بود که وقتی این جریان تا این اندازه روشن شد خیلی ها موضوع انقلاب رنگین و مخملی را مطرح کردند همان موضوعی که وقتی وزارت آن را در جلسات مطرح می کرد بعضی آن را مسخره می کردند. وزارت اطلاعات پیش بینی می کرد با توجه به فضایی که وجود داشت، کدهای اطلاعاتی و غیر اطلاعاتی و شواهد پنهان و مسائل ظاهری بعید نیست که در روز انتخابات یا بعد از آن بخواهند فضا را متشنج کنند حتی روزهای آخر روشن شده بود که حتی اگر پیروز بشوند یا شکست بخورند باز هم چنین فضا یی را ایجاد می کنند که مستندات این مسئله موجود است .بر همین اساس یکی از کدهایی که روی آن زیاد کار کردیم بحث تقلب در انتخابات ۲۲خرداد ۸۸ بود. این موضوع را از حدود چند ماه قبل از انتخابات مورد توجه قرار دادیم . در نیمه دوم سال ۸۷ بود که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه اولین استارت مربوط به این ماجرا را زد .ایشان مطرح کردند که باید مراقب بود که در انتخابات تقلب نشود. شواهد دیگری هم مطرح بود که می خواهند بعد از انتخابات مسائلی از جمله مسئله تقلب را مطرح کنند .

*وزارت اطلاعات از حدود چهار ماه مانده به پایان سال ستاد انتخابات را تشکیل داد البته وزارت اطلاعات از سال های قبل هم همیشه چند ماه قبل از انتخابات ستاد انتخاباتی را تشکیل می داد که موضوعات مربوط به وزارت را به صورت ویژه پیگیری کند .اما این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود گفتیم بر روی تمام مسیرهایی که ممکن است بر اساس آن تقلب صورت بگیرد کار اطلاعاتی انجام شود و این مسئله مورد پیگیری قرار گیرد که احیانا کسی از ما سئوال کرد یا خواستیم اطلاع رسانی کنیم کاملا به موضوع مسلط باشیم .چون نمونه هایی هم در انتخابات قبل صورت گرفته بود که وزارت اطلاعات بر اساس این پیش بینی کار فوق العاده سنگینی روی این موضوع انجام داده بود .این جا بود که به دلیل پیش بینی ها که یکی از فاکتورهای آن تقلب بود وزارت اطلاعات کار بسیار سنگینی انجام داد.

*وزارت اطلاعات بعد از انتخابات با ارائه چندین ماه کار اطلاعاتی به میدان آمد و نتیجه پیگیری هایش را به مسئولان ارائه داد. در جلسات متعدد گفتم من به عنوان وزیر اطلاعات حاضرم با هر کسی که ادعا می کند تقلب سازمان یافته موثر درنتیجه انتخابات یا حتی غیر سازمان یافته ولی موثر در نتیجه انتخابات صورت گرفته به صورت مستدل صحبت کنم چرا که اطمینان داشتم کارهایی که انجام دادیم کاملا مستدل است که هر انسان منصفی با اطلاع از آن متوجه می شود که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است. البته شاید در جایی یک نفر با دو شناسنامه رای داده باشد و یا حتی در گوشه ای شناسنامه ای را جعل کرده باشند و این گونه کارها چه بسا اتفاق افتاده باشد ما چنین موضوعی را در این حد نفی نمی کنیم .

*در این زمینه خدمت آقای هاشمی رفسنجانی رفتم و توضیحاتی ارائه دادم خدمت بعضی آقایان دیگر هم رفتم . دو سه نوبت با آقای کروبی صحبت کردم با آقای موسوی هم همین طور. همان موقع به آقای موسوی گفتم به عنوان یک مرجع رسمی نظارتی و کسی که مدعی است، حاضرم با استدلال با هر کسی که شما بگویید تمام مسائل را بررسی کنیم. بسیاری از کسانی که اطراف آقای موسوی بودند افرادی اطلاعاتی بودند. من با مردم عوام روبرو نبودم . به عنوان مثال آقای یونسی وزیر قبلی اطلاعات یکی از این افراد بود یا آقای امین زاده هم اطلاعاتی بودند.ایشان به خوبی می توانست بفهمد که وقتی من ادعا می کنم تقلبی صورت نگرفته و دلایل خود را ارائه می کنم آیا سخن راست می گویم یا خلاف. حتی بعضی از این افراد بازنشسته وزارت اطلاعات و افرادی اطلاعاتی بودند بنابراین وقتی می گفتم ما ستاد داریم و در انتقال صندوق ها از روزی که از انبار بیاورند چه کارهایی کرده ایم و یا در مورد پلمب صندوق ها و انتقال آن ها و یا در زمان شمارش آرا و جمع بندی آرا چه کارهایی انجام داده ایم به خوبی متوجه می شدند که ما دروزارت اطلاعات چه کار کرده ایم .آن ها به خوبی می فهمیدند که کار اطلاعاتی یعنی چه؟

*به آقای موسوی گفتیم که ما بعنوان یک مرجع رسمی نظارتی که احساس مسئولیت می کنیم حاضریم با شما یا اطرافیان شما استدلال کنیم و تاکید می کردیم مسیری که شما می روید و بی دلیل می گویید ابطال انتخابات اصلا شدنی نیست . به آقای موسوی گفتم دو سئوال از شما می کنم اگر به فرض محال فردا صبح انتخابات را باطل کردند و دوباره انتخابات برگزار شد و باز رای نیاوردید آیا نتیجه را قبول دارید؟ گفتند نه. گفتیم شما به شورای نگهبان نامه نوشتید و خواستید اقداماتی انجام شود اگر شورای نگهبان بازشماری کرد، به هر صورت و هرچه که شما گفتید و کار به نتیجه مطلوب شما نرسید آیا شما قبول می کنید باز هم گفتند نه !

ماجرای کهریزک
*در جریان ماجرای کهریزک به نظرم من اولین نفری بودم که نسبت به کهریزک هشدار دادم . در تیرماه سال ۸۸ بود که بر اساس تجربه برای سرکشی به زندان اوین رفتم تا از بازداشتگاه و زندانیان بازدید کنم . در بازدید اولی که داشتم چند زندانی را دیدم که از سر و وضع خوبی برخوردار نیستند وقتی از جزییات شرایط آن ها پرسیدم گفتند که این زندانیها از کهریزک آمده اند. من تا آن موقع نمی دانستم که کهریزک چگونه اداره می شود و در این مورد اطلاعی نداشتم . شاید این ایراد به من گرفته شود که تو به عنوان وزیر اطلاعات چرا از این موضوع اطلاع نداشتی که این ایراد را می پذیرم و ایرادی صحیح است .البته می دانستم بازداشتگاهی به نام کهریزک هست. به هر صورت پیگیری کردم و فهمیدم که وضعیت آنجا مناسب نیست لذا به بعضی مسئولان گفتم که وضعیت آن جا مناسب نیست و زندانی به آن جا برده نشود.همان زمان بود که در۱۸ تیرماه باز تجمعات و درگیری های خیابانی صورت گرفت و تعدادی متهم به آن جا بردند.

*گزارش داده بودم آنجا وضع مناسب نیست . بعدا شنیدم از دفتر رهبری هم ابلاغ شده بود که به این زندان زندانی نبرید بعضی از آقایان گفته بودند ما در زندان اوین از نظر جا محدودیت داریم. می گفتند امکان این که همه متهمان از جمله متهمان مواد مخدر و دیگر متهمان را در یک جا نگهداری کنیم نیست بنابراین باید این ها را جابجا کنیم. در آن زمان مقام معظم رهبری فرمودند اگر جا ندارید آن ها را آزاد کنید.

*در ذهن من این گونه است که این ماجرا مربوط به شب ۱۹ تیر می شود اما آقای مرتضوی می گفتند شب ۲۱ تیر بوده است. ولی صرف نظر از این موضوع ما مطلع شدیم که تعدادی را به آنجا برده اند .

*بر همین اساس هم دستور داده شد که آن هایی را که بردند را سریع منتقل کنند که به نظر می رسد در انجام این دستور قدری تعلل شد. چنین دستوری بعد از ظهر داده شد و آخر شب بر آن تاکید شد ولی عملا تا زمانی که انتقال صورت گرفت ۲۴ ساعت طول کشید که البته شاید این زمان غیر طبیعی نبود ولی به هر تقدیر از بعداز ظهر و بخصوص آخر شب که در حضور دادستان کل وقت آقای دری نجف آبادی و آقای مرتضوی دادستان تهران تاکید شد که حتما این ها منتقل شوند که با تاخیر ۱۰-۱۵ ساعته منتقل شدند.اما در مورد عملکرد وزارت اطلاعات در این زمینه نیز باید بگویم قضاوتمان باید بر مبنای شرایط خاص زمانی و موقعیت خاص آن زمان باشد.اگر شرایط زمانی و موقعیت ها را در نظر نگیریم نقد وارد است اما اگر آن شرایط را در نظر بگیریم یا نقد وارد نیست یا نقد صورت گرفته کمرنگ می شود. این که چرا بعضی از این متهمان روزهایی در زندان مانده اند و بعد آزاد شده اند و بعد ممکن است تبرئه شوند؟ باید گفت وقتی جمعی بر خلاف قانون به خیابان می ریزند آتش می زنند، تخریب می کنند و نیروی انتظامی آن ها را که دستگیر می کند ممکن است افرادی که دستگیر می شوند الزاما مجرم نباشند ممکن است بر خی از آن ها صرفا نظاره گر بوده باشند و یا مشکل کمی داشته باشند . از طرف دیگر شاید در شرایطی کسانی که دستگیر شده اند مشکلشان صرفا با سئوال جواب حل بشود اما در شرایط دیگر این گونه نباشد.


 


به پایان سلام کن!‏

باز به یُمن میهمانی بهار، باغ می شود سبز و شگفت آور

 

باز در ازدحام خرید نوروزی، پر می‌شود هوا از عطر گاز اشک آور

 

شهر را از یکسو رنگین کمانی در بر می‌گیرد شاد و پر رنگ

 

آن طرف در عرض هر خیابان، سپاه خصم می‌ایستد با چماق و تفنگ

 

سختی و رنج زندگی یا که دریوزگی و بیکاری

 

دستشان می دهد، باطوم سیاه و سلاح بی‌عاری

 

من و تو با تنی خسته اما دلی لبریز از شادی و غرور

 

سان می‌بینیم در سکوت از سپاه تباهی با سرور

 

جمع مان چو افزون می‌گردد

 

حمله دشمن زبون شروع می‌گردد

 

آسمان را ابر سیاه فشنگ و گاز و باطوم می‌گیرد

 

اما در دلهامان، هرگز امید پیروزی نمی‌میرد

 

مشت شیطان فرو می آید بر اندامم

 

نگاه که می کند می‌ترسد، چو می بیند هنوز خندانم

 

درد می‌پیچد در تمام جانم

 

کُند و خسته می‌گردد هر گامم

 

اما باز نمی‌مانند از ایستادن، این پاها

 

به شیرینی‌ای ِ بوسه می‌ماند درد این تاول ها!


 


نامه ۳۸۸ نفر از وكلاي دادگستري به رياست قوه قضاييه در اعتراض به محكوميت وكلاي دراويش گنابادي

 

 

خبرگزاری مجذوبان نور، سایت مربوط به دارویش گنابادی در خبری از نامه ۳۸۸نفر از وکلای دادگستری به ریاست قوه قضاییه در اعتراض به محکومیت وکلای دروایش گنابادی  اعلام کرد:

 

 

۳۸۸نفر از وكلاي دادگستري به اتفاق اعضاي هيأت مديره كانون وكلاي دادگستري فارس ، در نامه اي به آيت الله صادق لاريجاني ، محكوميت وكلاي دراويش گنابادي به تحمل زندان و لغو پروانه وكالت دو تن از آنها را محكوم كردند و ضمن ابراز نگراني از تداوم اين وضعيت ، خواستار رفع موانع در مسیر دفاع شرافتمندانه و آزادانه از شهروندان کشور، اجتناب از حذف وکلای شریف از عرصه های مختلف و رسیدگی عادلانه و قانونی فارغ از جهت گیریهای سیاسی به پرونده هاي محكوميتي وكلا شدند .

به گزارش خبر نگار سایت مجذوبان نور، در پي شكايت وزارت اطلاعات ، فرشيد یداللهی و امير اسلامی که وکالت پرونده تعدادی از دراویش جزیره کیش را به عهده داشتند از سوی شعبه  صد و دو دادگاه جزایی کیش به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و مصطفی دانشجو نیز در جریان وکالت پرونده دو نفر از دراویش گنابادی ساکن شهرستان نکا، با همین اتهام به حکم قطعی دادگاه تجدید نظر مازندران به هفت ماه زندان محکوم شد .

 

متن بيانيه جمعي از وکلای دادگستری فارس و کهکیلویه و بویراحمد :

 

بسمه تعالی

 

حضرت آیت الله آملی لاریجانی؛

ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام و ادای احترام

جنابعالی نیک مستحضرید که عدالت اجتماعی بدون حاکمیت قانون و دستگاه قضایی سالم و مستقل، معنا و مفهومی نخواهد داشت و نشانه سلامت دستگاه قضا حفظ حقوق فرد فرد جامعه و اجرای دقیق قانون و پیشگیری از اعمال نفوذ مراکز قدرت است. مسلماً حفظ حقوق ملت نیز، مستلزم امنیت، مصونیت و استقلال وکلای دادگستری است، چرا که وکلای دادگستری در حقیقت نمایندگان مردم در دستگاه قضایی می باشند و هر گونه ممانعت و ایجاد تنگنا برای ایشان در انجام وظایف قانونی خود، تجاوز آشکار به حقوق مردم محسوب و موجب سلب اعتماد عمومی می شود. متأسفانه اين روزها تشديد فشارها بر وكلاي مستقل و شجاع، نگراني نسبت به سلامت دستگاه عدالت را افزايش داده است و دورنمايي تیره و مبهم از استقلال وكيل و جایگاه كانون وكلا در نظام حقوقی کشور ترسيم مي كند که حاصل این روند تضییع کامل حقوق مردم به دست حافظان عدالت است.

بسیاری از اعضای محترم کانونهای وکلا و نخبگان علم حقوق در بدو تشکیل مركز امور مشاوران حقوقي قوه قضاییه -موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم- بر این نکته تاکید داشتند که تسلط و تصرف مراجع قضایی بر وکلای این مرکز، نا کارآمدی و عدم استقلال آنها را در پی خواهد داشت. با گذر زمان این مدعا با ایجاد مشکلات عدیده و حتی لغو پروانه وکالت وکلای تحت پوشش این مرکز به اثبات رسید و نمونه بارز آن لغو پروانه آقایان مصطفی دانشجو و امید بهروزی در جریان دفاع از حقوق اقلیت های مذهبی است. شوربختانه در ادامه اعمال سیاست تخریب شأن و شوکت وکیل، پس از وکلای تحت پوشش مرکز امور مشاوران نوبت به کانونهای وکلا رسیده است. لطمات و محروميتهايي كه این روزها وكلاي دادگستري مي كشند در طول تاريخ وكالت و قضاوت كم نظير است. تدوين و ابلاغ آيين نامه اصلاحي لايحه استقلال كانون وكلا، رد صلاحیت عضویت در هیأت مدیره، نقض اصول محاكمات در تعقیب و مجازات وكلاي فعال مدني و اجتماعی و مدافعین حقوق دگراندیشان و اقلیتهای دینی و مذهبی، صرفاً به سبب انجام وظیفه، تنها گوشه هايي از روند تعدي به استقلال وكيل و كانون وكلاست.

اين اقدامات در دستگاه قضایی در تعارض آشكار با قوانین داخلی و بين المللي است و موجب سلب مصونيت و آزادي بيان وكلا درموضع دفاع خواهد بود و محروم ساختن جامعه از وكلاي شجاع و فعال، نشانه ضعف دستگاه عدالت و‌ همواركردن راه براي قانون گريزی و اعمال سلیقه در نظام قضایی است.

ما وكلاي دادگستري، ضمن تأكيد بر لزوم مصونيت، استقلال و آزادي وكيل در موضع دفاع، فارغ از نگرش و باورهای دینی و مذهبی موکلین، قانون را سرلوحه و الگوی رفتاری وکیل می دانیم و در این خصوص با قضات شریف و مستقل وجه اشتراک داریم.

ریاست محترم قوه قضائیه

اخیراً شاهد ایجاد تنگناهای مختلف برای وکلا در عرصه های گوناگون همچون رد صلاحیت بلاجهت کانديداي هيأت مديره کانون وکلاو بازداشت و محکومیت تعدادی از همکاران در تهران و دو نفر از وکلای کانون فارس، آقایان فرشید یداللهی فارسی و امیر اسلامی بورکی که اخیراً توسط شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی کیش به حبس محکوم شده اند، هستیم؛ لذا ما جمعی از اعضای کانون وکلای دادگستری فارس و کهکیلویه و بویراحمد مراتب نگرانی خود را از تداوم این وضعیت اعلام داشته و از آن مقام محترم تقاضای رفع موانع در مسیر دفاع شرافتمندانه و آزادانه، اجتناب از حذف وکلای شریف از عرصه های مختلف و رسیدگی عادلانه و قانونی فارغ از جهت گیری­های سیاسی را داریم. بی شک تحقق این مهم سبب گسترش عدالت و فراهم شدن امنیت قضایی خواهد شد.

 

جبار آئینی - روئین آرست - لاله آسایش – آشنا - سیدرضا آل‌محمد - زهرا آیین – شهریار ابوقداره - جواد ابراهیمی - احمد ابولپور - سید اکبر ابطحیان - یحیی اتحادخوب - مریم احدی - حمید احدی‌نیا - محمدرضا احمدی - فرشید احمدی - عبدالرحیم ادیب - شهرام ارجمندی مزیدی - علیرضا ارجمندی - محسن ارکیا - حسن اژدری (نایب‌رئیس کانون وکلای فارس) - فاطمه اژدری - مهدی اسدی - علی اسفندیاری - دانیال استخر - احمد اسد سنگابی – اسماعیلی- محرم اسماعیلی- شهدخت اسدی- فرهاد اسدی - کریم اسدی -  فاطمه اصغرزاده - مسعود اعتمادی - امین افتخار - حسین اکبر‌زاده - بهنام اکبری (عضو هیأت مدیره کانون وکلای فارس) - محمود الهی - سید محمدعلی الهامیان - مسعود امیری -  علیرضا امیدوار - منوچهر امامی - محمد ایزدپناه - ابولقاسم برازجانی - آزاده برازجانی - نازنین برازجانی - صادق برمکی - نجیم برومند - امین بهارفرامرزی - سعید بهروزی - نوشاد بهرامی - بهادر بهزادی (عضو هیأت مدیره کانون وکلای فارس) - امیر مختار بهزادی‌پور - غلامرضا بهاری - جعفر بهمنی – بهادری - علی بهمنیاری – بهاء‌الدینی- کورش بیات‌نژاد - علی بیداری - هومان پارسا - مازیار پارسایی - افشین پارسایی - فاطمه پارسایی - زهرا پارسایی - محمد پارسایی – بی‌باک پاپری - غزل پایمرد - علی پروین - امین پروانه‌نژاد - بهنام پورفسایی- زهرا پیون - کرامت پیکرستان - فاطمه تسلیم - محمدرضا تقی‌زادگان - رضا تواضعی - اصغر توانا - بهزاد ثانی‌بخش - علی جاودانی - روح الله جاودانی - محمد جاودان - عباد جاویدی – علی‌اکبر جسمانی - سیدهدایت‌الله جعفری - سیدحسام جعفری - سیداسماعیل جعفری - سیدابراهیم جعفری - بهروز جعفری - نرگس جعفرپور - محمدهادی جعفرپور - رضا جوکار - محمدعلی جهانخواه - مسعود جعفرزاده - لیلا جعفری - عبدالصمد حسانی - محمدعلی حسن‌پور - غلامرضا حسن‌زاده - علی حسن‌زاده - رضا حسین‌خانی - نورالله حسین‌خانی - سهیل حسین‌خانی - محمد حسین‌خانی - محمد حسینی - سیدستار حسینی - سید جواد حسینی - سید مهدی حسینی - کریم حسینی – حبیب‌الله حسینی – حضوری – علی‌اصغر حیدری - مژگان حیدری - محمد حیدری - علی حیدریه - آرام خاکسار - الهام خانی - مهرداد خانی‌زاده - مجتبی خباز - صدیقه خدادی‌پور - فاطمه خرم‌آبادی - محمد خسروی - مریم خسروی - محمد خلیلی‌اعلم- محسن خواجه‌پور - حامد خورشیدی - مهدی خورشیدی - مجتبی خورشیدی - محمدحسین خورشیدی - محسن خورشیدی - هومان خورشیدی - معصومه دادخواه - فرهاد دادفر - حمیدرضا داستار - حسین داوودی - اردوان دبیری - مجید دقت - مجتبی دلداری - یوسف دوستی - ایاز دهقان - الیاس دهقانی - سکینه دهقان - فایز دهقانی - ناصر دهقانی - ناصر ذوالقدر - محمد راجی - رضا راد - غلامحسین رئیسی (عضو هیأت مدیره کانون وکلای فارس)- مجتبی رئیسی - شیرزاد رحمانی - محمد رحمت - مهدی رحیمی - محمد رحیمی - عبدالحمید رحیمی - رامین رحیمی - ارسلان رزمجو - مهرداد رزمجو - سجاد رستگار - زهره رشیدی - علی رضائی - مسعود رضائی – رضائیان - حمیده رضائی - حسن رضاییان - علی رضاییان - محسن رضایی- رضائی - مریم رعیتی - آرش رفعتی نژاد - فرشید رفوگران - مهراب رفیعی - حمزه رفیعی‌زاده - علیرضا رمضانی - سیدمحمدعلی رمضانی - محمود رنجبر - عبدالله روا - رضا روستا - مریم رهنمایی - حسن زارع - محمد زارع - محمد مهدی زارع - غلامرضا زارع - عبدالرسول زارع - رضا زارع - سعید زارع - حسین زارع - نصرالله زارع - نازنین زارع - رسول زارع - سیامک زارعی - فاطمه زارعی - اکبر زارعی - مسعود زارعی - عادل زارعی - اسفندیار زارعی - علی زاهدی - حسن زیلابی - زینب ساسانپور- نازنین سالاری - محمدرضا ستوده - یوسف سجادی – سعیدی- مهدی سعیدی - شعله سعیدی - پیمان سعیدی‌فرد – سیدعلی‌اصغر سلامی - آرش سلطان‌پور - احسان سلطان‌فر – حجت‌اله سلطان‌فر - مهرداد سلطان‌فر - غلامرضا سلطانی‌منفرد - حمید سلیمانی - علی سلیمانی - سیاوش پوراکبر- علی‌صالح سیف‌آبادی - فاضل سیفی- مهدی شادرام - عبدالله شجاعی – شریعتی - فاطمه شعبانی - پریا شفیع‌زاده - فتاح شفیعی- رضا شریفی - عباس شریفی - کامران شریفی - مهناز شریفی - مسعود شکرالله‌زاده - سیاوش شکوهی - مهدی شکوهی ‌مشهدی - علیقلی شوکت‌پور - غلامرضا شیرازی - علی صابری - کریم صادقی - کامران صادقی – صادقی- عباس صالحی - فاطمه صالحی - تابش صبوری - فرشاد صحرائیان - ساناز صدقی - مهران صمیمی - محمود طراوت‌روی - محمد طراوت - عاطفه ظهرابی - علی عاطفت‌فرد - افشین عباس‌پور - محمدهادی عباسی - آرش عبدالهی - مسعود عرفان‌پور - مسعود عسکرپور - فرهاد عسکری - جواد عطارزاده - محسن علمداری - سید محمدعلی علوی - مرتضی علی‌نژاد بی‌نظیر - لیلا عوض‌پور - ایمان غلام‌نژاد - محمدحسین فاتح‌منش - پژمان فاتحی - مسعود فتحی - حسین فتحی - سیروس فتحی - امیرحسین فرجی - مریم فرحی - هومان فرد – فروزان - فرحناز فروهر فر - فهیمه فرجی - مهدی فرجی - سعیده فرزانه - افشین فرهادی - باقر فرهادی - مسلم فرهادی  - یداله فرهادی - عبدالحمید فرهادی‌پور - علی فصاحت – علی‌اصغر قائمی - ابوالقاسم قائدی – قادری- قاسم پور- جهانپور قاسمی‌فرد - مجتبی قانع‌بردبار - محمدرضا قربانی - رعنا قزل‌بیگلو - سعید قنبری - بهمن قهرمانی - جمشید کارآمد - ابوذر کاظمی – کاظمی- مهدی کاظمی - امید کاووسی - سمانه کرم‌پور حقیقی - سعید کرم‌نژاد - سوده کرمی- محمد کرمی - محسن کرمی - مرضیه کرمی - محمود کریمی - محمد کریمی - اصغر کسایی - پوریا کشاورز- محمود کشاورز شیرازی - محمدحسین کشاورز - بهروز کشت‌گر - حسن کشکولی - شاهرخ کشکولی - علی کشکولی - مجتبی کشمیری – جلال‌الدین کمالی – کمالی- مریم کمالی – کمال‌زاده- ارسلان کوشا - حسن کیامرثی – کیامرثی- هاشم کیان‌فرد - زهرا کیوان - بیژن گرامی - ابراهیم گرامی - زهرا گواهی - رحمان گودرزی – علی‌رضا گودرزی - سارا گودرزی - عبدالرضا گودرزی - احد لطفی - دکتر علی ماندنی‌پور (رئیس کانون وکلای فارس ) - مهدی ماندنی‌پور - نجمه مباشری - محمدرضا محبی- سیدناصر محزون - غلامرضا محمودی - فرید محمودی - حسین محمدی - خسرو محمدی - صادق محمدی- عسکر محمدی – علی‌حسین محمدی - محمدمهدی محمدی - حسین مرادی - بهروز مردانی- آیدا مروج – مسعودی- علیرضا مسعودی - محبوبه مسعودی - هوشنگ مصطفوی- سامان مظفری- کاظم مظفری- جعفر معزی - محمدجعفر مقتدری (عضو هیأت مدیره کانون وکلای فارس) - علی اصغر منصوری - فاطمه منفرد دارنجانی – مؤیدی‌راد - پویا موجودی – موسوی - راضیه موسوی - مصیب مهبودی - مریم مهبودی - مملکت مهبودی - سیدمحمود مهدوی - فرهنگ مهرآرا - احمد میرزائی - کریم میرزائی - مهدی میرزائی - سمانه ناصری- محمد ناصری- بهنام نامداری - زهرا نامداری - علیرضا نجفی- کامبیز نجفی- سمیه نجفی کشکولی - امیر ندیمی- سعید ندیمی- حسن نصر - مهدی نگارنده- کاظم نوربخش- محمدعلی نوروززاده - شهاب نوری - عبدالخالق نوری - مریم نوری- مصطفی نوری- امیر نیاکان - داوود نیاکان- عبدالله والی‌زاده - عبدالحسین وصال - جهانپور وقار فرد- مهناز وکیلی - فریبرز یداللهی فارسی- فاروق یوسفی - مسلم یوسفی- علیرضا یمی - علی اکبر یونسی

 

 

 

 


 


چهارشنبه سوری آقا
 


آدمهایی که با وجودشان، جمهوری اسلامی حتی نیازی به سرکوب ندارد

* اینا باشن یا نباشن چه فرقی به حال منو تو داره؟ کار کن پسر. فردا اگر پول داشتی راحت زندگی می‌کنی، نداشتی؟! باید بیفتی به گدایی

 

* فقط مردم ضرر میکنن. زمان انقلاب هم یه عده رفتن کشته شدن، آخرش تاج و برداشتن عمامه گذاشتن

 

* معلوم نیست با هم چه دعوایی دارن مردم رو انداختن به جون هم

 

* آخه می‌دونی. مردم نمی‌تونن کاری رو پیش ببرن. زور دستشونه دیگه

 

* تو این دوره زمونه آدم باید به فکر خودش باشه. همین محمد مگه نبود؟! ما می‌رفتیم جبهه این نشست درسشو خوند رفت ژاپن. ببین چه زندگی به هم زده. تو هم می‌خوای راحت زندگی کنی درستو بخون به فکر آیندت باش

 

* تو این مملکت باید سعی کنی با کسی کاری نداشته باشی. امروز اینا هستن، فردا نیستن

 

* حالا مثلا موسوی هم میومد. می‌خواست چی بشه؟ فکر می‌کنی از احمدی نژاد بهتر بود؟! تازه اون از قدیم تمام سوراخ موراخ های دولت رو می‌شناسه میدونه از کجا کِش بره که کسی نفهمه

 

* آدم باید کلاهش رو بچسبه باد نبره

 

* ...

 


 


چهار شنبه سوری خرافی شد
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته