-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

Latest News from Kaleme for 03/18/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مراسم یکمین سالگرد همسر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله منتظری امروز دز شرایطی در بیت آن مرحوم برگزار شد که نیروهای امنیتی حضور چشمگیری داشتند.

به گزارش تحول سبز، طبق اعلام قبلی مراسم اولین سالگرد همسر آیت الله منتظری در بیت آن مرحوم عصر امروز و با حضور جمع کثیری از مردم برگزار شد.

این مراسم در حالی برگزار شده که حضور مامورین اطلاعات و سپاه موجب ایجاد فضایی کاملا امنیتی شده و مامورین حاضر قصد در کنترل و اداره مجلس را داشته اند.

بنا به گزارش ارسالی، از این مراسم علی رغم محدودیت های موجود و ایجاد فضای امنیتی جمع کثیری از مردم در این مراسم حضور داشته اند.


 



 



 


سایت تحول سبز، مخاطبان خود و فعالان سبز را دعوت کرده به اینکه در ایام نوروز، یاد شهیدان و نام زندانیان و به خصوص میر و شیخ شجاع جنبش را زنده نگه دارند، و به این منظور از همگان دعوت کرده که تصویر سفره‌های سبز هفت‌سین خود را برای انتشار در این سایت، به آدرس ایمیلی که به این منظور ایجاد شده، ارسال کنند.

این سایت تصاویری زیبا و دیدنی از سفره‌های سبز هفت‌سین سال قبل را منتشر کرده که در این صفحه قابل مشاهده است، و همچنین فراخوان زیر را منتشر کرده که می‌خوانید:

نوروزی دگر در راه است و بوی بهاری دیگر به مشام میرسد بهاری همراه با دلتنگی. این دومین نوروزی است که همراهش شور و نشاط همیشگی نیست،وبا آمدنش غمی به روی سینه ها می آید،یادیاران شهید،یاد دلیران دربند،یاد مظلومین آسیب دیده ،یاد مادران چشم انتظار و یاد فرزندان یتیم شده

نوروز ما سبز است همچو سبزه هفت سین و سبز می ماند همچون اندیشه های سبزمان

حال که در آستانه نوروزی دگر قرار داریم برآن شدیم تا با قراری سبز در این ایام هم دل و همراه یاران خویش شویم.آنانکه خونشان تا ابد نامشان را جاوید نگه خواهد داشت و آنها که با اندیشه سبزشان سفره هفت سین عیدشان را در پشت میله های زندان پهن خواهند نمود و ما نیز هم دل و همره آنان خواهیم شد و درکنار خانواده های خود سفره هفت سین مان را با زنده نگه داشتن خاطره سبز آنها تکمیل خواهیم کرد.

این فراخوان ، فراخوان شور است و امید ، سالی که بر سبز اندیشان ایران گذشت سال بود که از سویی رهبران در بند سال صبر و استقامت نام گذاری شده بود و الحق آنها که این نام را برای سالی نو فریاد زده بودند خود مظهر عمل بدان شده اند. صبری که همراه شان بود برای دلجویی از خانواده های آسیب دیده و دربند و استقامتی که آنان را نیز در بند نمود.

برآن شدیم تا با صدور فراخوانی سبز همچون سال گذشته با صبری عظیم و استقامتی پایداربرهمگان ثابت کنیم که همواره و در همه حال قدردان خانواده های آسیب دیده و زندانی و یاران شهید و دربند مان خواهیم بود.

میخواهیم این نوروز را با قراری سبز آغاز کنیم، وبا سفره هایی هفت سین خود ، یاد شهدای جنبش سبز را زنده نگه داریم و آزادی زندانیان دربندمان را فریاد برنیم.

سفره های هفت سین ما امسال رنگ و بوی دگری خواهد داشت. نشان سبز سفره های هفت سین ایرانی عکس هایی خواهد بود از رهبران و زندانیان جنبش سبز ایران، آری در این بهار سفرهای هفت سین ما نیز نشان اعتراضی خواهد بود به حصر میر و شیخ شجاع مان و فریادی خاموش که آزادی تمام زندانیان سیاسی را طلب می کند

یاد بانوی سبز ایران ، فخر زنان ، فخرالسادات محتشمی پور ، یاد محمد مختاری و صانع عزیز، خاطره ۲۵خرداد، یاد سهراب ها وندای ها پر پر شده، به یاد زید آبادی ها و امویی ها و محمودیان های در بند ، ایستادگی میرحسین و صراحت کلام رهنورد، یاد شیخ شجاع و همسر همیشه همراهش، خاطره روزهای سبز سالی که گذشت ….

آری، سفره های هفت سین ما نیز در این بهار سبزتر از گذشته خواهد بود وبا مزین کردن آن با تصاویر عزیزان دربند و شهید مان زنده خواهیم کرد نام شهدا ی مان را و یاد خواهیم نمود از زندانیان دربند

بهار را با دعا برای آزادی تمامی زندانیان دربند آغاز میکنیم یا محول الحول والاحوال را میخوانیم و از او که تحویل کننده سالها و حالهاست میخواهیم که حال ما را به بهترین حال تحویل بگرداند، و یقینا بهترین حال همه ما آن زمانیست، که زندانیان مان آزاد،و همه در کنار هم همراه با میر و شیخ مان باشیم

و با این نیت و آرزو زمزمه خواهیم کرد: حول حالنا الی احسن الحال

تصاویر خود را از سفره های سبز هفت سین ، برای ما به آدرس : gostareshagahi@gmail.com ارسال فرمائید.


 


در حالی که شورای امنیت در آستانه تصمیم گیری برای مداخله نظامی در لیبی است، معمر قذافی، رهبر لیبی اعلام کرد که نیروهای حامی دولت، از شامگاه پنجشنبه، حمله به شهر بنغازی، مهمترین شهر تحت کنترل شورشی‌ها را آغاز می‌کنند.

به گزارش منابع خبری بین‌المللی، رهبر لیبی در پیامی رادیویی اعلام کرد که نیروهای دولت در مقابل نیروهای شورشی که استقامت کنند، کوتاه نخواهند آمد.

وی دراین باره خطاب به مردم بنغازی گفت که سربازان به همه خانه‌ها خواهند رفت و مردمی که اسلحه ندارند نباید نگران باشند.

قذافی خطاب به سربازانش نیز گفت که اگر شورشی‌ها اسلحه را زمین گذاشته و فرار کردند، با آنها کاری نداشته باشند.

سخنان قذافی درحالی بیان شد که شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بررسی راه‌های مقابله با معمرقذافی تشکیل جلسه می‌دهد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک دیپلمات فرانسوی گزارش می‌دهد که ممکن است بمباران هوایی مقر ارتش لیبی، در صورت تصویب قطعنامه در شورای امنیت به سرعت آغاز شود.


 


ابوالفضل فاتح رییس کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی  و مشاور میرحسین موسوی در یادداشتی  با تقبیح حصر یاران امام  نوشت:

مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود… و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ مگر می شود در لابراتوارهای دروغ، صبح تا شام دروغپردازی کرد و برای هر حرکت آنان که نمی پسندیم، عده ای را کفن پوشاند و حتی از تار موی دختری در خیابان نگذشت ولکن بر هر چه دوستان می کنند از بدعت و بی قانونی و تعدی و تخطی تا کشف حجاب در مرکز سیاست مدعیان دینداری، چشم پوشاند و نگران بغض ها نبود؟

به گزارش کلمه متن کامل یادداشت ابوالفضل فاتح به شرح زیر است:

حصر آقایان موسوی و کروبی، حذف هاشمی و هتک خاتمی رخدادی مردود، بسیار تلخ و نگران کننده است و اگرچه بر مبنای آموزه های دینی (لا یکلف الله نفسا الا وسعها) قرار گرفتن در چنین موقعیتی، مسئولیت رااز عهده ی این شخصیت های ریشه دار انقلاب رفع می کند، اما اشتباهی استراتژیک، تاریخی و نافرجام است که به دلایل روشن، متاسفانه زیان نهایی آن متوجه کشور، نظام و انقلاب عزیزمان خواهد شد. افزون بر آن نگرانی های جدی نسبت به نوع رفتار مدعیان، با دو شخصیت محصور و همسرانشان وجود دارد، چرا که روایت درنوردیدن مرزهای اخلاق و قانون در حبس و حصر، روایتی متواتر و معتنابه است.

ما را چه شده است دو دهه پس از رحلت امام عظیم الشان، خیل کسانی که محضر ایشان را درک کرده و مشمول تایید و تکریم خاص ایشان بوده اند در معرض تعدی بی رحمانه ی کسانی می بینیم که در تاریخ انقلاب کمتر نام و نشانی از آنان یافته و عموما سهامداری قدرت بارزترین خصلت و حیف و میل سرمایه های معنوی و مادی وجه اشتراکشان است. طرفه آنکه رفتار حذفی با این شخصیت ها دارای ماهیت یکسان و از یک ماخذ بوده است، ولو مشی متفاوت داشته اند. چنانکه تفاوت مشی موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و بیت حضرت امام و مراجع گرانقدر تقلید از حضرات آیات صانعی تا موسوی اردبیلی و حتی وحید خراسانی و جوادی آملی در قبال قضایای کشور، تاثیری در این حذف و هتک ها نداشته است. این واقعیت ها، نشان از طرح و برنامه ای هدفمند می دهد که گویا قضایای یکی دو سال اخیر بهانه ای بیش نبوده است. اگر خدای ناکرده یاران امام چنان که مدعیان زشت گفتاراقامه می کنند، عموما خائن و منحرفند، چه استبعادی وجود دارد که دیگران به همین سیاق، حواریون امروز را خائن تر و منحرفتر نخوانند؟ و این گونه چه خواهد ماند؟

همین یکی دو دهه، گواهی می دهد که تفکر خط امام در قیاس با جریان مدعی، به رغم تمامی ناملایمات و سیلی ها ی ناجوانمردانه ای که خورده است، در صیانت از یادگارهای ارزشمند سیاسی و مذهبی امام بیشتر در نقش همان مادری بوده که برای سلامت فرزند، از خود گذشته و دایه ی مدعی را تحمل نموده است. چه بسا پروژه، پروژه ی خمینی زدایی و محو  تفکر علاقمند و حساس به سمبل ها و میراث آن یگانه است. براستی هدف از چهره ی تحریف شده و خشنی که عامدانه در رسانه های رسمی از ایشان ترسیم می کنند چیست؟ پاسخ روشن است. آنان دریافته اند که امام احیاگر حق حاکمیت ملی و مردمسالاری در پیوند با اسلام عزیز در ایران بود و مادام که تفسیر امام از حقوق سیاسی و اجتماعی مردم در اسلام، الگوی مردمان شریف نسل امروز باشد، ظلم و آپارتاید سیاسی به نام و در لوای دین ممکن نخواهد بود. از این رو مراقبت هوشمندانه از ترفند ها و غفلت هایی که می تواند این میراث گرانقدر را ربوده یا آسیب رساند، یک ضرورت است و البته این به مفهوم بسته بودن باب اجتهاد و لحاظ نکردن واقعیت ها ی زمانه نیست که او خود استاد بی نظیر اجتهاد با لحاظ عناصر زمان و مکان بود.

در این حال، اگر به اصول بنیادی و مردم دارانه ی انقلاب وفاداری می شد، سی و دو سال پس از واقعه، به جای آنکه قدرت نظام را در میدان واقعی نقد و حضور آحاد مردم محک بزنیم، در حصر و هتک پیشکسوتان انقلاب و رهبران منتقدان و معترضان داخلی به رخ نمی کشیدیم؟ در قضاوت تاریخ، افتخار از آن کسانی است که منتقدان خود را به بند و حصر کشیدند یا از آن کسانی است که در حضور و جولان منتقدان بر اریکه ی انتخاب آزاد مردم نشسته و بر آگاهی و کارآمدی تکیه نموده اند؟ به یاد دارم زمانی پس از تهاجم همه جانبه ی جریانی با بهره گیری از امکانات وسیع رسانه ای به شخصیت آقایان میرحسین موسوی و کروبی، مهندس در مضمونی می گفت “گیریم که منتقدان و معترضان را منکوب نمودند، با واقعیت ها چه می کنند؟ چرا به جای گسیل امکانات کشور برای هجو و هتک منتقدان، سرمایه ها صرف عدالت، کارآمدی و قانون گرایی نمی شود تا مردم دلهایشان به سوی آنها مستقر گردد؟”.

مگر می شود نمایندگان میلیونها تن از مردم نه در نظام سیاسی حضوری داشته، و نه در فضای عمومی برخوردار از حقی و حزبی و رسانه ای باشند و نه حتی در حوزه ی خصوصی، چندان امکان ابراز عقیده و نظری فراهم باشد، و عمده ی امکانات سیاسی و اقتصادی مصروف تحمیل گروه و جریانی خاص به کشور شود و بزرگترین پروژه های اقتصادی در برابر چشم حیرت زده ی مردم غنیمت گرفته و نفتی ترین قراردادهای تاریخ کشور بی اطلاع مجلس با بیگانه امضا شود… و با این همه اگر کسی دم به انتقاد برآورد او را به عناد و خیانت متهم کرده و آنگاه متوقع بود که کشور به قانقاریای سیاسی و اقتصادی مبتلا نشود؟ مگر می شود معدل سواد و درک عمومی ملتی از معدل بینش و سواد بسیاری از دست اندرکارانش بالاتر باشد و همان معدود شخصیت هایی که شمار اندکی را در تراز آنان در دوران صد ساله ی اخیر می توان سراغ گرفت را نیز به انزوا کشید و در ازای آن کوته بین ترین افراد را بر سرنوشت انتخابات و امنیت ملک و ملت مستولی کرد و انتظار کمتر چالشی را نداشت؟ مگر می شود در لابراتوارهای دروغ، صبح تا شام دروغپردازی کرد و برای هر حرکت آنان که نمی پسندیم، عده ای را کفن پوشاند و حتی از تار موی دختری در خیابان نگذشت ولکن بر هر چه دوستان می کنند از بدعت و بی قانونی و تعدی و تخطی تا کشف حجاب در مرکز سیاست مدعیان دینداری، چشم پوشاند و نگران بغض ها نبود؟

متاسفانه سالهاست این کاستی ها جدی گرفته نمی شوند. یک سو مصائب پیش گفته است و هاضمه ی ضعیف و بلوغ نایافتگی سیاستمداران و شکاف معنی دار با دانسته ها و خواسته های مردم و یک سو کیان کشور و اساس نظام و انقلاب که عزیزند و محصول خون شهیدان و مجاهدت های چند صد ساله. یک سو مطالبات به حق است و ناشنوایی متصدیان و یک سو طمع مطرودان و بیگانگان. این همه شرایط فعلی را از پیچیدگی های غامضی برخوردار نموده که تحلیل آن دشوار و برون رفت از آن در آینده ی نزدیک را دشوارتر می نماید. اما مسجل است هر حرکتی می بایست با در نظر گرفتن محدودیتها، حیثیات و آینده ی این عناصر طراحی و برنامه ریزی شود.

در دوران فعلی که شرایط “بغض های فروخفته” و “استخوان در گلو”، خیل عظیمی از دلسوزان را در بر گرفته و مرزها آمیخته شده است، ضرورت دارد هر کس هر جا که هست و هر کس که نفوذ و قدرت بیشتری دارد، چه در میان مسئولان و چه در میان منتقدان، مراقبت کند اوضاع پیچیده تر از وضع فعلی نشود و بر مصائب افزون نگردد تا خدای نا کرده با خطا یا تدبیر غلط یا اقدامی افراطی و خطرناک، مسائل و دشواریها به مرحله ی بی بازگشت نرسند. آنچه در منطقه می گذرد، قابل شمول، تعمیم و بازتولید در ایران نیست. چرا که ۳۲ سال از آن مرحله گذشته ایم و برای دشواریهایمان نیازمند راه حل دیگری هستیم. اما منطقه و خیزش حق تعیین سرنوشت، آموزه های فراوان برای همگان دارد، اگر اهل عبرت باشیم.

به یاد دارم آن زمان که در نوشته ای سخن از گفت و گوی ملی به میان آمد، هم نادرست ترجمه شد و هم پاسخ درخوری نیافت. بسیاری، از متصدیان امور گرفته تا جریانات اپوزوسیون خارج کشور به آن تاختند. با این وجود، امروز نیز همچون گذشته به رغم همه ی دشواریها و فرصت سوزیها، معقول ترین راه ترمیم برای برون رفت از وضعیت دشوار و سرمایه سوز فعلی، پرهیز از دو گانه ی ظلم و استیلا طلبی حکومتی از یک سو و رادیکالیسم ساختارشکنانه و خشونت طلب از سوی دیگر به همراه تن دادن به اصلاحات مرحله ای، نظام مند و صبورانه با تکیه بر قانون اساسی و ارزشهای بنیادی متبلور در شعار اصولی و همچنان ضروری “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” در یکایک حرکتها و رویکردهاست. گفت و گو و مفاهمه ی ملی نیز در صورت وفاداری به مبانی یاد شده در همین چارچوب قابل ارزیابی است.

گرچه تجربه ها جز این می گوید و به سنت معمول شنیده نمی شود،اما چه می توان کرد که چراغ امید را نمی توان و نباید خاموش کرد، لذا به نهیب درد و امید اصلاح عرض می شود، کرامت انسانی که وجه همت قرآن محمدی (ص) و سیاق عملی ائمه ی اطهار (علیهم السلام) است، شامل عموم انسان می شود که یا برادرند یا برابر، چه رسد به پاسداشت حق بزرگان و السابقون. هیچ کس نمی تواند هتاکی غیر اخلاقی و ناجوانمردی سیاسی را چه به تلویح و چه به تصریح در حق هیچ کس روا دارد یا حرمت ها را بشکند. همین طور شایسته است در آستانه ی نوروز که پیام آور تدبر و تحول است، سیاست حصر و هتک و زندان به سیاست پذیرش حق انتقاد، ابراز نظر و حتی “تخطئه که موهبت الهی است”، تغییر یابد و با پایان این سیاست عسر و حرج، نه تنها خانواده های بسیاری از نگرانی رهایی یابند بلکه لوازم به رسمیت شناختن حق همزیستی ملی، مذهبی و سیاسی توسعه یابد.

کشور نیازمند اصلاح است. و هدف، اصلاح رویه های نا صواب. رویکرداصلاحی، مرام، مرز ، شعار و اخلاق خود را می طلبد و نمی تواند با غیر اصلاح آمیخته گردد. خوشا کسانی که مرزها را حفظ وبا حفظ مرزهاافتخار اصلاح را به نام خود ثبت کنند.


 


یک عضو کمیسیون انرژی مجلس، مهم‌ترین نقطه ضعف امسال مجلس را عدم نظارت کافی و متناسب بر عملکرد دولت در اجرای مصوبه‌های نمایندگان مردم خواند و گفت: در صورت ادامه روند آسان‌گیری مجلس بر تخلف‌های دولت، کم‌توجهی دولت به قانون و در نتیجه بروز تخلف‌ها در سال آینده افزایش می‌یابد.

مؤید حسینی‌صدر در گفت و گو با خانه‌ملت، افزود: دولت در یکسال گذشته مرتکب تخلف‌های بسیاری شده است و این امرنشان‌دهنده ضعف مجلس درعمل به اختیار قانونی و نظارتی اش بوده است.

نماینده خوی در مجلس تصریح کرد: تأخیر بی‌سابقه و ۷۵ روزه دولت در ارائه لایحه بودجه، تأخیر درارائه برنامه پنجم توسعه، عدم واریز اعتبارهای مصوب مجلس به مترو، بی‌توجهی به تذکرها و پیشنهادهای قانونی نمایندگان مردم و به‌طور کلی عدم پاسخگویی مجموعه دولت در اجرا نکردن مصوبه‌های مجلس شورای اسلامی، اهم قانون‌شکنی‌های دولت در سال ۸۹ است.

وی با اظهار نگرانی از ادامه روند ضعیف نظارت مجلس برعملکرد دولت، ادامه داد: از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌خواهم که از ابتدای سال آینده با جدیت و دقت کامل عملکرد دولت را رصد کنند و درباره کوچک‌ترین تخلف‌ها از دولت پاسخ بخواهند.

حسینی‌صدر تأکید کرد: بارها در مجلس اتفاق افتاده که در هنگام رأی گیری در صحن علنی، طرح‌هایی که با نظر اکید متخصصان حوزه آن طرح، لازم الاجرا بوده، تصویب نشده و در بسیاری مواقع دیگر نیزعکس این قضیه اتفاق افتاده است.

عضو کمیسیون انرژی مجلس، گفت: روند تصویب طرح‌ها و لوایح در مجلس شورای اسلامی باید به سمت بررسی کارشناسی در کمیسیون‌های تخصصی و حذف نهایی بودن رأی‌گیری در صحن علنی هدایت شود.


 


سیدباقر اسکویی، مشاور مهدی کروبی و رئیس سازمان جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی، پس از گذراندن ۳۱ روز بازداشت در سلول انفرادی، امروز – پنج شنبه ۲۶ اسفند ماه – با سپردن وثیقه آزاد شد.

به گزارش امروز، اسکویی که ۲۵ بهمن ماه سال جاری با یورش نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شده بود، در تمام مدت بازداشت خود در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین و تحت بازجویی های شدید قرار داشته است.

شنیده ها حاکی است این مشاور مهدی کروبی طی ۳۱ روز بازداشت به دلیل آنکه حاضر نشده است علیه کروبی اعتراف کند، تحت فشارها و بازجویی های شدیدی قرار گرفته بوده و طی این مدت به دلیل برآورده نکردن خواسته های بازجویان، از ملاقات و تماس تلفنی با خانواده خود نیز محروم بوده است.

سیدباقر اسکویی از فعالان سابق عضو دفتر تحکیم وحدت است که دبیری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران، منتخب مدیران مسئول نشریات دانشجویی سراسر کشور در کمیته نظارت بر نشریات دانشگاهی وزارت علوم در زمان تصدی دکتر معین، دبیری کمیته دفاع و صیانت از دانشگاهیان و تشکلهای دانشجویی، ریاست ستاد دانشجویی کل کشور مهدی کروبی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و ریاست سازمان جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی و مشاورت مهدی کروبی در امور جوانان و دانشجویان را در کارنامه خود دارد.


 


فرسایش در توان و امنیت ملی و عقب‌ماندگی در مسابقه‌ی پیشرفت بدان علت است که حقوق اساسی ملت و در رأس همه “حق تعیین سرنوشت” و “انتخابات آزاد” که بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی است، توسط انسدادطلبان مخدوش شده‌است. (+)


 


خبرگزاری الجزیره اعلام کرد که علی عبد الله صالح، دیکتاتور یمن، در اقدامی غیرمنتظره، قدیمی‌ترین زندانی سیاسی یمن را از زندان آزاد کرده و پس از ۱۶ سال حبس، از او عذرخواهی هم کرده است!

بجاش الاغبری ۵۲ ساله که بیش از ۱۶ سال در زندان‌های حکومت سرکوب‌گر عبدالله صالح به سر برده، پس از آزادی از زندان در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های خبری محلی یمن گفت: هنگامی‌که مسئولان زندان در سلولم از من بازدید کردند و سلام و عذرخواهی عبدالله صالح بابت زندانی شدنم، را به من رساندند، بسیار تعجب کردم. عبدالله صالح در پیغام خود گفته بود از این که ۱۶ سال است، مرا زندانی کرده بسیار متاسف است و از این بابت به شدت از وی عذر خواهی می‌کند.

خبرگزاری فارس که از جمله رسانه های حامی دولت سرکوب‌گر ایران است، بدون اشاره به وضعیت زندانیان سیاسی دو سال اخیر در ایران، که برخی از آنها از تابستان سال گذشته به مرخصی نیامده اند، خبر الجزیره را منتشر کرده و از قول این زندانی سیاسی نوشته است: عبدالله صالح در پیغام خود گفته بود از این که ۱۶ سال است، مرا زندانی کرده بسیار متاسف است و از این بابت به شدت از وی عذر خواهی می‌کند.

بر اساس گزارش الجزیره، الاغبری تاکید کرده که بی‌شک پس از آزادی به معترضین یمنی در میدان التغییر در دانشگاه صنعاء جهت سرنگونی رژیم عبدالله صالح خواهم پیوست.


 


پس از یک ماه بازداشت، دکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، امروز از زندان اوین آزاد شد.

دکتر یدالله اسلامی، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده فتح، از نمایندگان اصلاح طلب و دبیرکل نمایندگان ادوار مجلس و از چشم‌پزشکان مطرح کشور، عصر روز جمعه ٢٢ بهمن ماه امسال، با مراجعه ماموران امنیتی، بازداشت و به اوین منتقل شده بود.

هنوز علت دستگیری و اتهامات وارده به این نماینده سابق مجلس، مشخص نیست، اما بازداشت وی در حالی رخ داد که دو روز پیش از آن، مجمع نمایندگان ادوار مجلس (به دبیرکلی یدالله اسلامی)، بیانیه ای در حمایت از راهپیمایی ۲۵ بهمن صادر کرده بود.


 


بنا به گزارش منابع خبری، محمد خاتمی شامگاه چهارشنبه ٢۵اسفند – در حالیکه از سوی مقامات دولت دستور به بایکوت خبری داده شده بود- در میان استقبال گسترده و چشمگیر مردم اردکان، وارد آن شهر شد.

به گزارش جرس منابع خبری گزارش داده اند که از غروب چهارشنبه در اطراف میدان اصلی شهر قابل مشاهده بود، که با تاریک شدن هوا به جمعیت اضافه شد و همزمان اکثر رانندگان عبوری – از جمله اتومبیل های شخصی و تریلرها و اتوبوس ها – با دیدن این جمعیت زیاد که تصاویر خاتمی را در دست گرفته و شعار می دادند، تصاویر خاتمی را به شیشه ماشینها نصب کرده و با بوقهای ممتد خود همراهی خود را اعلام می کردند.

این گزارش از حضور گسترده جوانان و بانوان در کاروان خودجوشِ استقبال از خاتمی خبر داده و با اشاره به شعارهای آنان خاطرنشان ساخت “مردم با شعارهای ممتد درود بر خاتمی … صل علی محمد بوی خمینی آمد … سلام بر خاتمی درود بر خمینی و … تا خون در رگ ماست خاتمی سرور ماست و دیگری خاتمی خاتمی خدا نگهدار تو بمیرد بمیر دشن خونخوار تو و همچنین الله اکبر، از محمد خاتمی استقبال بعمل آوردند که رئیس جمهور سابق، با لبخند همیشگی از مردم تشکر کرده و فقط تقاضا می کرد که را باز کنند تا به خانه برسند.”

این گزارش افزود “گویا مقامات امنیتی اجازه نداده بودند خاتمی از اتومبیل پیاده شود و دستور بودند که سریعا به خانه برود اما خیل استقبال به حدی بود که اتومبیل امکان حرکت نداشت … بطوری که مسیر میدان تا منزل مادر ایشان که حداکثر سه دقیقه است در طول نیم ساعت طی شد و و تا درون خانه نیز مردم با شعار و صلوات از ایشان استقبال کردند.”


 


کلمه: بیست و نه سال پیش، بنیانگذار جمهوری اسلامی هشداری را به مسئولان رده‌بالای نظام اعلام کرد که هنوز هم شنیدنی است.

امام خمینی (س) در ملاقاتی که در روز ششم خردادماه ۱۳۶۰ با نمایندگان مجلس شورای اسلامی داشت، بر لزوم پرهیز از قدرت‌طلبی و پایبندی همه به خصوص مسئولان به قانون اساسی تاکید کرد و هشدار داد که اگر ۲۲ بهمن دیگری فرا برسد، انفجاری حاصل می‌شود که فاتحه‌ی همه‌ی مسئولان نظام را می‌خواند!

این سخنان در صحیفه امام؛ ج ۱۴، ص ۳۷۹-۳۸۰ منتشر شده و سایت جماران نیز چندی پیش فایل صوتی آن را منتشر کرده بود.

فایل صوتی این سخنرانی را در زیر می‌توانید بشنوید یا دریافت کنید، و متن قسمتی از سخنان ایشان آن هم در ادامه می‌آید.

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک نمایید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.

قسمتی از سخنان امام خمینی(ره) در دیدار با نمایندگان مجلس در ۶ خرداد ۶۰

همه می خواهند تمام این قدرت چی چی. آخر من نمی فهمم چه قدرتی الان درکار هست! خوب، محمدرضا اگر دنبال این مسائل می رفت مطلبی بود، برای اینکه یک قدرتی بود – قدرت شیطانی بود – کسی حق نداشت یک کلمه بگوید؛ اما امروز که بقال سرمحله می آید و می گوید که برادر نخست وزیر اینجا این کار درست نیست، برادررئیس جمهور این کار درست نیست، این دیگر قدرتی نیست. یک برادری است، یک دسته برادرند، یک دسته شان شانسشان آورده است آنجا نشسته اند؛ یک دسته بیچاره هم برای اینها سینه می زنند! قدرت نیست که ما حالا برای یک قدرتی بیاییم. اینهاتلبیسات ابلیس است که بر ما غلبه کرده است.

این تلبیسات ابلیسی را چنانچه مسامحه کنید، شما را به جهنم می فرستد! در همین دنیا هم به تباهی می کشد. در همین دنیا ایستاده است این تلبیس نفسانی و این شیطان نفس ایستاده است تا آنجایی که همه چیز دنیا را به باد فنا بدهد. هیتلر حاضر بود تمام بشر از بین برود، و خودش در آن قدرت همان آلمان باقی باشد. آن نژاد بالاتر و این چیزی که در مغز هیتلر بود در مغز همه شما هست! خودتان غفلت کرده اید. در مغز همه این مطلب هست که همه بروند و من باشم! تا نروید سراغ اینکه یک انصافی در کار باشد، یک توجهی به خدا در کار باشد. یک حسابی در کارباشد، که خودتان از خودتان حساب بکشید که من امروز می خواهم چه بکنم، می خواهم همه مملکت ایران را به هم بزنم برای اینکه من باشم و هیچ کس نباشد نه، همه باشید، وهمه هم حفظ کنید مملکت را. همه باشید، و همه روی قانون عمل بکنید قانون اساسی راباز کنید، و هر کس مرز و حد خودش را تعیین کند. به ملت هم بگویند که قانون اساسی مابرای دولت این را وظیفه کرده است ؛ برای رئیس جمهور این را؛ برای مجلس این را؛برای فرض کنید فلان کار برای ارتش این را. برای همه وظیفه معین کرده است. به مردم بگویند در قانون اساسی که شما رای دادید برایش، وظیفه ما این است.

در لفظ فقط نباشد، و در واقع خلاف. واقعا سر فرود بیاورید به قانون ؛ و واقعا سر فرود بیاورید به اسلام. لفظ را همه می گویند. شاید شیطان را هم ازش بپرسند، می گوید من انقلابی هستم! امروز همه انقلابی هستند! امروز همه دلسوز برای ملت هستند! امروز دعوای اینکه ماهمه جنگ هم رفته ایم – و شما دیدید که یک دسته نوشته اند که ما از اول در جنگ چه بودیم – گفته اند. خوب، من هم می توانم بگویم من در صف اول جنگ دارم جنگ می کنم، ولی اینجا افتادم همینطور.

باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده اند، این مردم زاغه نشین که شماها را روی مسند نشانده اند ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود.

از آن روز بترسید که ممکن است یکی از "ایام الله " – خدای نخواسته – باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن، قضیه این است که فاتحه همه ما را می خوانند!

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک نمایید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.


 


باقر فرهادی، قائم مقام ستاد مهندس میرحسین موسوی در شیراز، مورد ضرب و شتم مأموران نیروی انتظامی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار کلمه از شیراز، فرهادی که به همراه خانواده‌اش روز سه‌شنبه ۲۴ اسفند به تخت‌جمشید رفته بود، از سوی مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

وی هم اکنون در بیمارستان مرودشت، به صورت تحت‌الحفظ بستری است. باقر فرهادی وکیل پایه یک دادگستری و از جانبازان جنگ تحمیلی است.

همچنین در هفته‌های اخیر چدن تن از فعالان سیاسی شیراز از جمله سید احمد موسوی، بهادر منفرد، سعیدرضا رحم‌دار و محمدرضا حسن‌پور بازداشت شده‌اند.


 


علی کروبی، فرزند سوم مهدی کروبی به قید وثیقه آزاد شد. به گزارش سحام نیوز ساعتی قبل علی کروبی با سپردن وثیقه یک میلیارد ریالی نقدی آزاد گردید.

لازم به توضیح است ماموران امنیتی ۲۵روز قبل طی تماسی تلفنی با وعده دروغ از وی می خواهند برای دیدار با مهدی و فاطمه کروبی، به منزل ایشان مراجعه نماید. علی کروبی پس از مراحعه به منزل پدر به همراه همسرش بازداشت می شوند. ماموران امنیتی علی کروبی را به اتهام نخ نما شده و واهی "جاسوسی" دستگیر نموده بودند.


 


کلمه – گروه سیاسی: سونامی اعتراضات ضد دیکتاتوری در کشورهای خاورمیانه همچنان ادامه دارد و بحرین که در دو روز اخیر اوج‌گیری ناآرامی‌ها را تجربه کرده، به عرصه‌ی افشای سطح جدیدی از دوگانگی‌ها در موضع‌گیری‌های بین‌المللی بدل شده است؛ تناقض‌هایی که در رفتار کشورهای غربی، دولت‌های عربی و نیز دولت ایران دیده می‌شود.

از سویی دولت ایران، در حالی که عملا به حق تعیین سرنوشت برای مردم خود قائل نیست و بارها به سرکوب معترضان پرداخته، ریاکارانه به حمایت از حق اعتراض مردم بحرین می‌پردازد و رفتارهای سرکوب‌گرانه‌ی دولت بحرین را که در ابعادی از مورد مشابه ایرانی الگو گرفته، محکوم می‌کند؛ و از سوی دیگر دولت‌های غربی به خصوص آمریکا آشکارا رفتاری دوگانه را در پیش گرفته‌اند و در حالی که معمولا به اتفاقاتی با اهمیت کمتر، واکنش‌های جدی‌تری نشان می‌دهند، در قبال جنایاتی که در جریان سرکوب معترضان در بحرین به وقوع پیوسته، موضعی به‌نسبت سست و کم‌مایه اتخاذ کرده‌اند و در برابر دخالت بی‌توجیه و خشونت‌بار نیروهای عربستان و امارات در این کشور نیز سکوت کرده‌اند.

هرچند متاسفانه برخی مقامات و روحانیون بلندپایه‌ی نظام هنوز موضعی علیه سرکوب‌های بحرین اعلام نکرده‌اند، اما موضع‌گیری سریع و صریح برخی از مراجع و علمای مستقل از جمله موضع حضرات آیات صافی گلپایگانی، وحید خراسانی و مکارم شیرازی علیه جنایت‌های صورت گرفته در بحرین قابل تقدیر است؛ و در این میان، به طور خاص باید به موضع آیت‌الله وحید اشاره کرد که هم استدلال بی‌پایه‌ی برخی کشورهای عربی منطقه برای دخالت نظامی در بحرین را با دلیل رد می‌کند و هم هوشیارانه اشاره می‌کند که موضوع بحرین، دعوای شیعه و سنی نیست و فقط شیعیان نیستند که در این کشور، مظلوم واقع شده‌اند.

تقلیل اعتراضات ضد دیکتاتوری و ظلم‌ستیزانه‌ی بحرین به دعوای شیعه و سنی، رویکردی است که متاسفانه از سوی برخی رسانه‌های غربی به آن دامن زده می‌شود؛ رویکردی که نتیجه‌ی آن، ایجاد نوعی شیعه‌هراسی و سپس ایران‌هراسی و در نتیجه متحد کردن کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج فارس در جبهه‌ی مقاومت علیه تغییرات دموکراتیک در منطقه، و تسهیل سرکوب معترضان در بحرین است.

متاسفانه جریان رسانه‌ای مسلط در ایران که به جناح حاکم وابسته است، نیز دانسته یا ندانسته در دام فضاسازی رسانه‌ای بیرونی افتاده و با پررنگ نمایاندن وجه شیعی این اعتراضات و نیز معرفی حرکت ضد استبدادی مردم بحرین به عنوان جنگ علیه آل فلان و آل فلان، عملا آتش تهیه‌ی تبلیغات ضد ایرانی و نتیجه‌ی عملی آن یعنی تشدید سرکوب معترضان بحرینی با استناد به اتهام وابستگی به ایران را فراهم کرده‌اند.

بی‌تدبیری دولت ایران در حفظ موقعیت خود به جای افراط‌گری نیز، که کاهش سطح روابط ایران و بحرین اولین نتیجه‌ی عینی آن است، به این وضعیت دامن زده تا رفتار دولت ایران و رسانه‌های وابسته به آن، در خدمت فضاسازی مورد نیاز دولت‌های عربی و متحدان غربی آنها برای سرکوب اعتراضات بحرین قرار گیرد.

علاوه بر رسانه‌های وابسته به دولت ایران که موضع مناسبی علیه بحران بحرین در پیش نگرفته‌اند، رسانه‌های سبز نیز متاسفانه تاکنون توجه کافی به این موضوع نداشته‌اند؛ حال آنکه نزدیکی موضع معترضان بحرین با ایران، به مراتب بیشتر از معترضان تونسی و مصری و … است.

جدا از ظلم‌های آشکاری که در قبال مردم بی‌گناه بحرین – که حتی بسیاری از آنها شعار “اسقاط النظام” هم ندادند – روا داشته شده و دخالت نظامی کشورهای دیگر برای سرکوب مخالفان دولت بحرین، که خود برای استدلال بر مظلومیت معترضان بحرینی کافی است، خاستگاه اختلافات سیاسی امروز در بحرین را باید در انتخابات پر حرف و حدیث پنج ماه قبل جست‌وجو کرد.

شیعیان بحرین که اکثریت جمعیتی و اقلیت سیاسی این کشور محسوب می‌شوند و قرابت‌های فرهنگی زیادی با مردم ایران دارند، در انتخابات پیشین پارلمانی توانستند موفقیت چشمگیری به دست بیاورند. مخالفان دولت بحرین معتقدند که دولت در آن انتخابات تقلب کرد، آنچنان که در اثنای انتخابات هم بسیاری از رهبران و فعالان سیاسی مخالف را به زندان انداخت. با این حال جمعیت ملی الوفاق به عنوان عمده‌ترین حزب مخالف توانست ۱۸ کرسی از ۴۰ کرسی پارلمان را به خود اختصاص دهد.

بدین ترتیب اعتراضات مخالفان دولت در بحرین نیز از یک تقلب انتخاباتی آغاز شد و در همان زمان، چند تن از نمایندگان راه یافته به پارلمان از جریان مخالف دولت، صراحتا اذعان کردند که شیعیان بحرین، جرات و جسارت مخالفت با دولت و ایستادگی در برابر تقلب انتخاباتی را از جنبش سبز ایران آموخته‌اند.

به این معنا، بحرین در میان کشورهای عربی، بیشترین تاثیرپذیری را از جنبش سبز ملت ایران داشته است و از گذر این تاثیرپذیری بوده که با موج جدیدی استبدادستیزی در خاورمیانه پیوند خورده و به وضعیت امروز رسیده است.


 


این نوشته در اردیبهشت ۱۳۶۹ در نشریه «ندا»، اولین فصلنامه جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است سایت تاریخ ایرانی به مناسبت  سالروز وفات حاج سید احمد خمینی آن را بازنشر کرده است.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

أفائن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم؟!

مناسب دیدم نوشته را با فرازی از پیام امام آغاز کنم که خطاب به فرزندان روحانیش می‌فرماید: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.»

در حقیقت محتوای دردآور این سخن، عنوان و موضوع بحث این مقاله است که به درخواست جمعی از علاقه‌مندان و شیفتگان امام در جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران در حالی نگاشته‌ام که خاطره تلخ جدایی و فراق را نه هر روز و هر ساعت که بی‌وقفه و مدام، ناگزیر تحمل می‌کنم، و سنگینی سهمگین هجران آن عزیز را تنها به امید ادامه راهش تحمل‌پذیر ساخته‌ام.

تلاش من در این نوشته آن است که مروری بر یکی از جنبه‌های ناشناخته و ناگفته زندگانی امام داشته باشم. قبل از هر چیز اعتراف کنم که: قلم زدن و سخن گفتن از ابعاد وجودی مردی که در عصر غربت اسلام، دین خدا را زنده کرد و مجد و عظمت از دست رفته مسلمین را بازگرداند و خواب راحت را از چشم صاحبان عمده قدرت و ثروت و سلاح جهان، ربود و به آرزوی دیرینه مسلمین جامه عمل پوشاند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را بنیان نهاد، کاری است بس دشوار. امامی که جز به حق نمی‌اندیشید و ملاکی جز ادای تکلیف الهی بر رفتار و گفتارش حاکم نبود، از احدی جز خدا نمی‌هراسید، حکومت را همچون مولایش علی (ع) تنها برای حاکمیت دین خدا و ستادن حق مظلومین و از ستمگران می‌خواست. انتظار ترسیم تمامیت شخصیت چنین مردانی بوسیله قلم و سخن امثال من چنان است که گویی از منظر برکه‌ای، دیدن بیکران پهنه دریا را طلب کنی، دریادلی که فانی فی‌الله بود و عارف بالله.

اما با اینهمه باید نوشت و گفت: نه تنها برای نسل آینده که برای نسل حاضر نیز، برای همه آنان که حیات طیبه را در ادامه راه خمینی (سلام‌الله علیه) جست‌وجو می‌کنند، برای آنان‌که عزیزانشان را در راه خمینی فدا کردند، برای کسانی که قلبشان به عشق تحقق آرمان‌های خمینی می‌تپد، برای آنان که اگر میله‌ها و پرده‌های آهنین و حصارهایی که دشمنان بشریت ایجاد کرده‌اند کنار رود در سرمای ۳۰ درجه زیر صفر فوج فوج خود را به امواج خروشان ارس‌ها می‌زنند تا عکس و پیام پیر الهی و منادی اسلام ناب محمدی (ص) را مایه فروغِ دیدگان بی‌فروغ و دل‌های خسته‌شان کنند.

خمینی (س) را نیازی به وصف ما نیست که همه وجودش «انقطاع الی الله» بود و در میدان عرفان عملی و مجاهده با نفس، دنیا و جاذبه‌های دنیایی را پیش از آن‌که بشناسیمش به اهلش وانهاده بود. او را نیازی به توصیف ما نیست که اکنون قامت افراشته‌اش به حکم تقدیر الهی بر خاک آرمیده و روح بلندش به ملکوت اعلی پیوسته است. نیاز، نیاز ما و نیاز نسل ما و نسل‌های پس از ماست. آن هم نه نیاز به تعریف و تمجید، گرچه وصف محبوب و مراد، خود مایه التیام زخم داغ جگر سوز فراق است، بلکه آنچه را که نیازمند بازگویی و بیان آنیم: شناخت خمینی و راه خمینی و آرمان خمینی (س) است.

ادامه انقلاب اسلامی – ثمره یک عمر مجاهده امام و یاران امام – و موفقیت آن در میدان‌های کارزاری که بی‌تردید با دشمنان قسم‌خورده‌اش در پیش رو خواهد داشت تنها زمانی ممکن است که راه و اندیشه و آرمان و اهداف بانی آن را به درستی بشناسیم. اگر ارزیابی ما از سیر انقلاب از نقطه تکوین گرفته تا پیروزی سیاسی، و مقاطع پس از آن تا زمان رحلت منادی و بانی آن، توأم با شناخت و آگاهی کامل بود آنگاه است که می‌‌توانیم به ادامه راهش امیدوار باشیم.

***

گرچه عشق مردم ما به امامشان ریشه در عمق باورهای دینی داشته است و بدین جهت پیوند مردم با امام به سال‌ها قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ برمی‌گردد، بویژه آن‌که امام مظهر بازگویی دردها، و فریاد خشم ملت علیه ستم رژیم منحوس پهلوی و جنایت‌های آمریکا در ایران بود، که خود به سبب توجه بسیاری از اقشار به سمت پیام و اندیشه امام و پذیرش آن گردید، اما واقعیت این است که شناخت اکثریت مردم ایران و بسیاری از مسلمانانی که امکان آشنایی با قیام و انقلاب امام را یافته و شیفته امام گردیده‌اند بیشتر ناظر بر دو جنبه «فقاهت و مرجعیت» و جنبه «مبارزاتی و سیاسی» زندگی امام، آن هم بعد از ورود آن عزیز به ایران بوده است. بسیاری از ابعاد دیگر حیات پرتحرک و پرواقعه و حادثه آن حضرت، حتی در بعد فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی (قبل از ورود امام و بویژه قبل از ۱۵ خرداد ۴۲) نه تنها برای عموم مردم بلکه برای طلاب و روحانیون و حوزه‌ها هنوز ناشناخته مانده است.

بعد از ورود امام و تشکیل حکومت اسلامی، متأسفانه حجم توطئه‌های دشمنان انقلاب در خارج و کارشکنی‌ها و دشمنی‌های ناشی از حسادت‌ها و حماقت‌ها و مزدوری‌ها در داخل به حدی بود که یاران صدیق امام تمام همشان را ناگزیر صرف خنثی‌سازی توطئه‌ها و حل مشکلات به ارث رسیده از رژیم گذشته کردند و هرگز فرصت آن به دست نیامد تا به بازگویی حقایق گذشته انقلاب اسلامی بپردازند، وقایعی که نظیر آن را تنها در تاریخ سوزناک و مظلومانه علی(ع) شنیده و خوانده‌ایم.

شاید در این زمینه قصور و کوتاهی‌هایی نیز وجود داشته که فعلاً فرصت مجال برشماری و بحث آن نیست. به هر حال، برعهده نویسندگان و هنرمندان و مورخین متعهد و دلسوخته انقلاب است که به نحو شایسته‌ای غبار از چهره تاریخ خونبار انقلاب اسلامی بشویند و خطر انقطاع فرهنگی نسلی که می‌بایست پرچمدار ادامه این نهضت مقدس باشد ولی از نزدیک در جریان حوادث گذشته انقلاب نبوده است را جدی بگیرند.

هشدار الهی را فراموش نکنیم که فرمود: «افائن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا»

«آیا اگر پیامبر (ص) از دنیا برود و یا کشته شود بر اعقاب و گذشتگانتان (عصر جاهلیت) باز می‌گردید؟ پس (آگاه باشید که) هرکس به گذشته (جاهلیت) خویش بازگشت هیچ‌گونه زیانی به خداوند نرسانده است.» (آل عمران ۱۴۴)

گرچه خطاب خداوند محدود به زمان رسول‌الله(ص) نیست اما قدر مسلم آن است که مخاطبین کلام الهی مسلمانانی هستند که عصر پیامبر(ص) را درک کرده، دین خدا را از آن حضرت دریافت نموده‌اند. ولی احتمال خطر وجود داشته که خداوند اینچنین عتاب‌انگیز هشدار می‌دهد آن هم به کسانی که شاهد رنج‌های بیشمار پیامبر(ص) و یاران انگشت‌شمارش در مکه بوده‌اند و مشکلات و سختی‌های طاقت‌فرسا و جنگ‌های پیاپی آن حضرت را در مدینه نظاره کرده و یا خود در متن حوادث حضور داشته‌اند و چه بسا فداکاری‌ها و مجاهدت‌ها که برای تحقق اهداف پیامبر(ص) نموده‌اند. خطر بازگشت به عصر قبل بعثت و انقلاب محمد(ص) و حاکمیت دوباره ضد ارزش‌های جاهلیت برای یاران آن حضرت نیز وجود داشته است.

آری دچار روزمرگی شدن، و از ادامه راه در میانه آن باز ایستادن، تحت تأثیر وسوسه خناسان قرار گرفتن، ناامید و مأیوس شدن، اهداف و آرمان‌ها و رنج‌هایی که برای تحقق آنها کشیده شده فراموش کردن و از مسیر منحرف گشتن و به گذشته‌های شوم بازگشتن، واقعیت تلخی است که احتمال وقوع آن به عنوان یک خطر جدی فراروی تمامی انقلاب‌ها و نهضت‌ها وجود داشته و دارد، چه رسد به آن‌که نسبت به سختی‌های راه پیموده و بهای سنگینی که برای رسیدن به وضعیت موجود پرداخت شده است ناآگاه و ناآشنا باشیم.

نسل جوانی که فوج فوج به راه انقلاب و امام روآورده و می‌آورند، طلاب جوانی که وارد حوزه‌های علمیه شده و می‌شوند، و همه آنانی که از این پس مسئولیت تداوم انقلاب را بر دوش می‌گیرند، اگر نسبت به گذشته آگاه نباشند، اندیشه‌های تحجرگرایانه و مقدس‌نمایانه را از عرفان و زهد و تعبد راستین بازنشناسند، سرچشمه و منشأ خطر را آن سان که باید تشخیص ندهند، خطر بازگشت تدریجی و انحراف از اصول در طوفان حوادث آینده و فضای غبارآلودی که ممکن است از سوی صاحبان تفکرات شکست‌خورده از امام و انقلاب در نبود امام ایجاد شود، به طور جدی وجود دارد.

از این روست که بیان وضعیت حوزه‌های علمیه در گذشته برای درک عظمت کاری که امام کرده و رنجی که آن عزیز کشیده تا به وضع کنونی رسیده‌ایم یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که بدون آن ادامه راه مصون از آفات و انحرافات نخواهد بود.

بی‌دلیل نیست که حضرت امام علی ‌رغم این‌که از وارد شدن در مباحثی که نهایتاً مربوط به شخص ایشان می‌شد بشدت پرهیز داشت، در عین حال مکرراً (بویژه در پیام‌های چند سال اخیرشان) خطر بازگشت به همان تفکراتی را که سال‌های سال برای زدودن آثار آن خون دل خورده و قربانی‌ها داده، گوشزد نموده است. آنجا که امام به ذکر نمونه‌هایی از مظاهر تفکر گذشته حاکم بر بخش وسیعی از حوزه‌ها می‌پردازد و مواردی از برخورد متحجرین و مقدسین را یادآور می‌شود؛ درصدد قصه‌گویی و صرفاً نقل تاریخ گذشته نیست که امام را مسئولیت و شأنی بسیار والاتر از این سخن‌هاست؛ او نگران ادامه راه است.

من با برخی از دوستانم که گمان می‌کنند بیان صریح مظلومیت‌ها و رنج‌ها و دردهای امام در حوزه قم و نجف سبب شکستن ابهت و عظمت شخصیت امام در باور مشتاقانش می‌شود، سخت مخالفم. بیان مظلومیت‌های امام نه از آن جهت است که فرزند امام هستم، و شاهد صحنه‌های رنج‌آور گذشته، و نه بدان جهت که قصد مرثیه‌سرائی داشته باشم و دل‌شیفتگان آن عزیز راحل را به درد آورم. نه! مسئله، مسئله، تکلیف و ادای وظیفه است. این رسالت همه کسانی است که در کوران حوادث قبل از انقلاب و در متن حوادث حضور داشته‌اند. باید به مردم عزیزی که در راه امامشان از همه چیز خود گذشته و فرزندان و عزیزانشان را تقدیم نموده‌اند، صریح و بی‌پرده وقایع تلخ گذشته را بگوئیم تا دشمنان و دوستان را بشناسند، خطراتی را که متوجه راه خونبار شهیدانشان هست به روشنی دریابند.

مردم ما و نسل‌های آینده باید بدانند که پیروزی انقلابشان یکباره و بی‌مقدمه در ۲۲ بهمن سال ۵۷ اتفاق نیفتاد. هرگز چنین نبوده که امام در سال ۴۱ و ۴۲ قیامی کرده باشد و ظرف چند روز مسئله تمام شده و شکست خورده باشد و دوباره در سال ۵۷ فرصتی پیش آمده و به پیروزی رسیده باشیم. پیروزی سیاسی انقلاب در ۲۲ بهمن مترتب بر پیروزی‌هایی بوده است که در میدان‌های سخت مبارزه طولانی امام با متحجرین و مقدس‌نماهای احمق و دین به دنیافروشان به دست آمده بود. انقلابی به مراتب دشوارتر از انقلاب سیاسی لازم بود تا طلسم‌های تحجر شکسته شود، برداشت‌های انحرافی از اسلام که تا عمق حوزه‌های دینی رسوخ کرده بود، زدوده شود و غبار قرن‌ها هجوم بیگانگان و پیرایه‌های دروغین از دامن اسلام راستین شسته شود و زلال اندیشه‌های اسلام ناب محمدی(ص) به نسل تشنه و خسته معاصر برسد.

صفحه صفحه دوران سخت و رنج‌آوری که امام طی کرد تا موفق به چنان انقلاب فرهنگی شد مشحون از تلخی‌ها و مرارت‌ها و تهمت‌ها و کارشکنی‌ها است که متأسفانه همچنان این صفحات تا به امروز ناخوانده و ناشناخته مانده است. راهی بس دشوار و طولانی و توأم با هزاران هزار مشکل و سختی سپری شد تا امام توانست پرچم سرخ مبارزه و قیام را در کوران حوادث حفظ کند و بر پهنه ایران اسلامی در صحنه‌های شکوهمند دهه مبارک فجر و ۲۲ بهمن به اهتزاز درآورد. ایستادن و مقاومت کردن در برابر زورگویان و قلدران و ستمگرانی چون رژیم شاه، قابل مقایسه با میدان مبارزه با ده‌ها جریانی که به نام دین و اسلام به مخالفت با تفکر اسلام واقعی برخاسته بودند، نمی‌باشد. در آن میدان حداکثر حبس و شکنجه و تبعید بود و خونی که می‌بایست تقدیم راه آزادی کنی، اما در این میدان، از آبرو مایه گذاشتن، خون دل خوردن و برای رضای خدا صبر و سکوت کردن می‌خواست تا در مقابل سیل تهمت‌ها و زخم زبان‌ها بایستی تا موفق شوی جمود و رکود و قشری نگران را در هم بشکنی و بار دیگر حوزه‌های علمیه را کانون جوشش اسلام راستین و بی‌پیرایه کنی و دوباره روحانیت متعهد را همچون همیشه تاریخ پرچمدار قیام و انقلاب اسلامی سازی.

اینها حماسه‌سرایی و شعار نیست، واقعیت‌هایی است که تصدیق آن نیاز به شناخت چگونگی گذر امام از راه پرفراز و نشیب و طولانی و صعب‌العبور انقلاب دارد. اینچنین نبوده که امام بی‌مقدمه در سال ۴۲ قیامی کرده و علیه ظلم فریادی کشیده و با کشته شدن یارانش و سرکوبی نهضتش، در تبعید دنبال درس و کار و زندگی و مرجعیت رفته و دوباره ۱۵ سال بعد به ایران برگشته و تشکیل حکومت داده باشد.

امام به یک انقلاب فرهنگی به معنای واقعی کلمه نیاز داشت تا سد جمود را بشکند و مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی را به عنوان مهمترین تکلیف الهی در حوزه‌ها و در سطح جامعه مطرح سازد. امام در شرایطی یک تنه کمر به ادای تکلیف الهی بست که خود در توصیف این شرایط می‌فرماید: «یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده‌ای کمر همت بستند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند.»

«اوضاع مثل امروز نبود، هرکس صددرصد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشارها و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به درمی‌رفت.»

و در فراز دیگر خطاب به روحانیون می‌نویسند: «یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ، بیشتر زخم‌ برداشتند. گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی‌دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است هرگز. ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری‌تر از اغیار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است.»

عده‌ای مقدس‌نمای واپس‌گرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند…

«خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است. وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید.

حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد، به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود. یاد گرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شک به شمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت وضع روحانیت و حوزه‌ها وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود. علمای دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامی‌مان نشأت گرفته از همین بارقه است.

طلاب جوان حوزه‌ها و نسل جوان و انقلاب ما باید بدانند که هسته اولیه انقلابشان در چه شرایطی شکل گرفت و چه مرارت‌ها و سختی‌هایی را امام و یارانش تحمل کردند تا دوباره اسلام به صحنه حیات جامعه بازگردید. امام در یکی از سخنرانی‌هایشان نوع تفکر حاکم بر حوزه‌ها و جامعه آن زمان را چنین بازگو می‌کند: «آنچنان تبلیغ کرده بودند که اوایلی که من – همان سال اول، دومی که – آمدم قم، در قم وضع جوری بود که یکی از روحانیون… آنجا مورد طعن مردم بود، می‌گفتند در منزلش روزنامه پیدا می‌شود! روزنامه پیدا شدن در منزل یک روحانی را نقص می‌دانستند، فلان آخوند، سیاسی است! به او طعن می‌زدند، تبلیغات همچو بود که یک آخوندی اگر چنانچه می‌خواست در این امور دخالت کن می‌ترسید از مردم، مطعون می‌شد، کنار گذاشته می‌شد.»

***

فریادی را که امام علیه قاعدین در منازل می‌کشید تا شاید بیدارشان کند و یا حداقل بدینوسیله بیزاری اسلام راستین و روحانیت واقعی را از پذیرش خفت‌ها و انظلا‌م‌ها به دنیا اعلام کند، بدون بهاء نبوده است. امام و یارانش بهایی سنگین برای این فریادها و اعتراض‌ها و تشرها، به سنگینی ۱۵ سال خون دل خوردن و تهمت و تکفیر و زخم‌زبان شنیدن و توطئه دیدن، پرداخته‌اند.

این فریادها را که می‌فرمود: «وای بر ما، وای بر این علمای ساکت، وای بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت. این سکوت مرگبار اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل به دست همین بهایی‌ها، این مملکت ما، این نوامیس ما پایمال بشود. وای بر ما… امروز سکوت، همراهی با دستگاه جبار است.»

*

آقا به هوش بیائید، نجف را بیدار کنید، اعتراض کنید… اگر اعتراض نکردید ما تکلیف نداریم؟ ما باز به حال این ملت بنشینیم و نگاه کنیم هرچه بر سر ملت می‌آید؟ همان برویم حرم حضرت امیر و یک دعایی بکنیم؟ همین مقدار کافی است برای ما؟ یا مائی که داریم در پناه اسلام و با بودجه اسلام … زندگی می‌کنیم، برای اسلام یک قدم برنداریم؟ تز اسلام است؟

*

شما در صورتی خلفای اسلام هستید که اسلام را به مردم بیاموزید و نگویید بگذار تا امام زمان بیاید… منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می‌گفت باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(ع) بیاید… اینجا ننشینید فقط مباحثه کنید.

*

شما در جامعه هیبت و شوکت دارید، ملت اسلام به شما احترام می‌گذارند و برای شما کرامت قائلند، این مهابت و عزتی که در جامعه دارید برای این است که از شما انتظار می‌رود که در برابر ظلمه، به حق قیام کنید، حق ستم‌دیدگان را از ظالم بگیرید، به شما امیدوارند که قیام نمائید و از تعدی ظلمه جلوگیری کنید. شما مقام پیدا کردید لیکن وقتی که به مقام رسیدید حق آن را ادا نکردید.

*

شما از مقام خود استفاده نکرده و کاری انجام نمی‌دهید و آن کسی را هم که به وظیفه عمل می‌کند کمک نمی‌نمائید. همت و دلخوشی شما به این است که ظالم، پشتیبان شما باشد، برای شما احترام قائل شود، مثلا ایها الشیخ الکبیر بگوید! دیگر کاری ندارید که بر سر ملت چه می‌آید و دولت چه می‌کند.»

***

اینچنین نبوده که این هشدارها و صدها نمونه آن به سادگی بر قلم و زبان امام جاری شود و بگذرد. پیامد هر سخن و نوشته این نبود که فقط، قلب‌هایی ندای فطرت را می‌شنید و جذب انقلاب می‌شد، بلکه کینه‌ها و حسادت‌ها بود که افزون می‌گشت و به دنبالش انبوه طعن‌ها و زخم‌زبان‌ها بود که به سوی امام سرازیر می‌شد.

ما وظیفه داریم که به مردم بگوییم امامشان در چه شرایطی و با چه مرارت‌هایی از حریم اسلام واقعی دفاع کرد که موجب بازگشت عزت و شرف به جامعه خموده و افسرده آن روز گردید. ما باید به مردم عزیزمان بگوییم که چرا رژیم شاه براساس سیاستی که در کاخ سفید پس از سرکوبی نهضت ۱۵ خرداد طراحی شده بود، نجف را تبعیدگاه دائمی امام انتخاب کرد، چه دردناک است بازگویی وقایع تلخ آن دوران، باید در کنار امام بودید تا عمق درد و رنج را حس کنید.

توصیف مظلومیت‌ها و رنج‌هایی که امام نه از ناحیه بیگانگان که از مقدسین بی‌درد و بی‌مسئولیت درون حوزه‌ها متحمل شد، در یک مقاله و کتاب و نوشته نمی‌گنجد. شاید برای مردم عزیز‌مان که شاهد صبر و شکیبایی امامشان در سهمگین‌ترین حوادث پس از پیروزی بوده‌اند این جمله امام در این زمینه گویاترین باشد که در لحظه ترک نجف فرمود: «من در اینجا با حرم مطهر مأنوس بودم اما خدا می‌داند در این مدت من از دست اهل اینجا چه کشیدم.»

*

برای امام که هرگز حاضر نشد دفاع از کیان اسلام را با همه سختی‌هایش به نشستن در منزل و درس و بحث و سلام و صلوات عوض کند، تحمل فشارهای رژیم شاه و شنیدن اخبار شهادت و تبعید و شکنجه یارانش و تحمل فشار چکمه‌پوشان بعثی بغداد در نجف بسیار آسان‌تر از تحمل زخم‌‌زبان‌ها و تهمت‌ها و توطئه‌چینی‌های مدعیان فقه و اسلام و دین و روحانیت بود.

امام در نجف، ‌از یک سو مسئولیت ادامه قیام را بر دوش داشت و می‌بایست در مقابل آمریکا و رژیم شاه که می‌کوشیدند تا آثار نهضت ۱۵ خرداد را به هر وسیله‌ای محو و نابود کنند، بایستد و نگذارد خون شهیدانی که در آن روز مظلومانه در خیابان‌ها و کوچه‌های قم و تهران و دیگر شهرهای ایران بر زمین ریخته شد، هدر رود، و این امر مستلزم برقراری رابطه مستمر با ایران بود و ارتباط با ایران با وجود ساواک جهنمی شاه و همکاری آن با مأمورین عراق که سخت مراقب اوضاع بیت امام در نجف بودند بسیار دشوار می‌نمود بویژه آن‌که یاران امام نیز در حبس و یا در تبعید و تحت کنترل بودند، با اینهمه امام وظیفه خود می‌دانستند تا به خانواده‌های شهدا، رسیدگی کرده و عناصر مؤمن به انقلاب را در داخل و خارج کشور به هم مرتبط نموده و با تبادل اطلاعات و اخبار مربوط به نهضت و تعقیب برنامه‌ها و بررسی‌ وضعیت رژیم شاه، تغذیه فکری انقلابیون را فراهم سازند، و با ارسال سخنرانی‌ها و بیانیه‌ها و کتاب‌ها، مشعل انقلاب را همچنان روشن و فروزان نگاه دارند. از سوی دیگر خنثی‌سازی توطئه‌های دشمنان انقلاب در سطح جهان اسلام در پیش رو بود، و همچنین مقابله با کارشکنی‌ها و مخالفت‌های عناصر بی‌هویت روحانی واجب می‌نمود.

مسئولیت ادامه قیام تنها منحصر به حضور در میدان‌های یادشده نمی‌گردید، متحجرین و مقدس مآب‌هایی که شاهد کشتار و فجایع رژیم در ۱۵ خرداد بودند نه تنها حمایت نکرده بلکه جهت توجیه سکوت‌شان راه افتادند و با طرح اماها و چراها، حقانیت قیام امام را زیر سؤال بردند. امام در وصف سختی برخورد با این جناح می‌فرماید: ترویج تفکر شاه سایه خداست و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این‌که ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه‌السلام باطل است و هزاران قلت دیگر مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه نفی و تبلیغات جلو آنها را گرفت. تنها راه‌حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود، علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.

اشکال اساسی اینها به امام این بود که دخالت در سیاست(!) و قیام او سبب تعطیلی درس و بحث آقایان(!) شده است، حتی بعضی از همین‌ها بعد از وقایع ۱۵ خرداد بی‌شرمانه امام را مورد حمله قرار می‌دادند که قیامش حرمت مراجع را شکسته! چرا که فریادش منجر به دستگیری او شده و به این ترتیب مرجع‌گیری! باب شده است! شعور و درک و مسئولیت‌خواهی را ببینید!

اینها همان مقدس‌نماهای احمقی بودند که رفتار و گفتارشان متدینین ناآگاه را به بیراهه می‌کشاند و از متن اجتماع و مسئولیت‌ها به کنج عزلت و بی‌تفاوتی راند و در نتیجه مقام و موقعیت روحانیتی که همواره پیشاپیش ملت‌ها پرچم‌دار مبارزه بودند در جامعه تضعیف شد. اعمال و تفکر جامد اینها باعث غربت دین خدا و سوق خیل جوانان معصوم مسلمان به سمت افکار و مکتب‌های انحرافی گردید. همان‌هایی که از استدلال فرار می‌کردند و مسائل فلسفی را دون‌ شأن روحانی می‌دانستند و کتاب‌های این چنینی را با انبر جابه‌جا می‌کردند که مبادا دست‌شان نجس شود.

خانه کوچک امام در نجف کانون قیام بود و نقطه امید ملت و در عین حال مرکز تحمل فشارهای دو دستگاه جبار حکومت‌های دیکتاتوری شاه و رژیم عراق و همزمان نیز هدف تهاجم و حملات و بی‌حرمتی‌ها و زخم‌زبان‌های کسانی که قیام امام، آرامش نکبت‌بار زندگی‌شان را برهم زده بود. شاید باور نکنید همان امامی را که هرگز راز و نیاز شبانه و نماز شبش ترک نمی‌شد گرچه بر روی تخت بیمارستان و در بستر بیماری باشد، همان امامی را که در سن ۲۷ سالگی کتاب پررمز و راز اسرار الصلوه را نگاشت، همان که قیامش سبب برپایی نماز و احکام الهی گردید و آخرین لحاظت عمرش را نیز با ذکر خدا و در حال نماز به پایان رسانید و به وصال محبوب و معشوقش رسید، به همین امام، مقدس نمایان متحجر، در نجف نسبت تارک الصلوه دادند.

از همین قماش، بودند کسانی که در مسیر بین محل درس امام و مرقد مطهر مولا علی(ع) می‌ایستادند که امام رد شود و آنها بی‌اعتنایی کنند تا به خیال خودشان زخمی زده باشند و قلب نورانی امام را به درد آورده باشند. در دورانی که یاران امام به سختی هزینه‌های خرید نوار و دستگاه تکثیر و کاغذ چاپ و نشر بیانیه‌ها و کتاب‌های امام را فراهم می‌کردند و از جانشان مایه می‌گذاشتند تا خاطره قیام ۱۵ خرداد زنده بماند و انقلاب ادامه یابد و در دورانی که ادامه نهضت سخت نیازمند تقویت مالی بود، بعضی از همان‌ها که وصفشان رفت در ایران و نجف وجوهات می‌گرفتند و به کسانی می‌دادند که در غیاب امام صرف توطئه‌چینی علیه امام و انقلاب کنند. روحانیون متحجر در ایران و عراق کتاب‌ها و اعلامیه‌های امام را که با هزاران مشکل تهیه می‌شد، به بهانه توزیع در بصره و شهرهای عراق و ایران توسط افراد نفوذی و ظاهر الصلاح می‌گرفتند و داخل چاه آب و یا رودخانه‌ها می‌ریختند.

گرفتاری‌های امام تنها فشارهای رژیم شاه و آمریکا نبود که گسستن حلقه‌های زنجیر اسارت‌بار ۲۵۰۰ سال رژیم ستمشاهی با رهبری صحیح و قیام دینی و مردمی و بذل جان و مال قابل علاج و چاره بود (چنانکه شاهد بودیم) اما آنجا که به نام دین و فقاهت و زهد و تقدس‌گرایی به جنگ اسلام واقعی برمی‌خیزند چه باید کرد؟

این سخن دردمندانه امام را بنگرید که فرمود: «در پانزده خرداد ۴۲ تنها مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود، که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود، بلکه علاوه بر آن، از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود، که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.»

«واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌شان بعد از پیروزی روشن گشت مسیر این خیانت بزرگ همواره می‌نمودند… بگذارم و بگذرم و ذائقه‌ها را بیش از این تلخ نکنم.»

آری، ما و همه کسانی‌که شاهد وقایع دردناک انقلاب و رنج‌های امام بوده‌اند وظیفه داریم تا واقعیت‌ها را به درستی بازگوئیم، تا پرچمداران فردای مبارزه و نسل‌های آینده انقلاب بدانند که انقلاب‌شان که مایه مباهات و افتخار و سربلندی دوباره مسلمین گردیده، یک شبه به انجام نرسیده است. آنچه که گفته شد ذکر مصیبت و مرثیه‌سرایی نیست، پیشگیری از مصیبت‌هایی است که اگر با دید باز حرکت نکنیم ممکن است دوباره گرفتار آن شویم.

افشای نام و چهره کسانی‌که با امام و انقلاب آن کردند که گوشه‌ای از آن را در این مقاله می‌خوانیم مشکلی را حل نمی‌کند، چرا که تنها شخص و افراد نیستند، جریانی هستند که از صدر اسلام تا به امروز در مقابل اسلام واقعی وجود داشته و دارند؛ حلقوم‌شان در خدمت اسلامی است که امام تعبیر به اسلام آمریکایی کرده، در مقابله با خط امام و انقلاب هر روز رنگ و نام و شعار عوض می‌کنند. خطر بازگشت و انحراف از مسیر هر انقلابی همیشه وجود دارد، تنها با حفظ وحدت، تبعیت از مقام معظم رهبری، آگاهی و همدلی و ایستادگی تا پای جان بر سر اصول انقلاب است که می‌توان راه را ادامه داد.

این ابراز نگرانی از من نیست تا عده‌ای جاهل و ناآگاه و یا دسته‌ای آگاهانه دست‌آویزی بیابند و در مقابل خط مستقیم اسلام ناب که خط امام است بایستند، بلکه این امام است که هشدارمان می‌دهد: «البته هنوز حوزه‌ها به دو تفکر (اسلام ناب و اسلام آمریکایی) آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست، طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام آمریکایی‌اند و دشمنان رسول‌الله.»

بهتر است برای نتیجه‌گیری بیشتر از نوشته‌ام در بیان شناسایی مشخصات طرفداران اسلام آمریکایی باز هم به کلام امام استناد کنم. حضرت امام چهره جدید این جریان همیشگی تاریخ را اینچنین ترسیم می‌کنند. طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‌مآبی و دین‌فروشی عوض شده است. شکست‌خوردگان دیروز سیاست‌بازان امروز شده‌اند. آنها که به خود اجازه ورود در امور سیاست‌ را نمی‌دادند پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگی چپی‌ها و سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان کردستان تنها یک نمونه است که می‌توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه‌ ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه سربرآوردند. باز خدا رسوایشان ساخت.

دسته‌ای دیگر از روحانی‌نماهایی که قبل از انقلاب، دین را از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه دربار می‌ساییدند یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیده‌اند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسئولین نظام، کمونیست شده‌اند، تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان (ارواحنا فدا) را مفید و راهگشا می‌دانستند امروز از این‌که در گوشه‌ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‌دهد فریاد وااسلاما سر می‌دهند.

دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند. ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند.

راستی اتهام آمریکایی‌ و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود، از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست، عوام یا خواص، خواص از چه گروهی از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذرم که حرف بسیار است.»

***

من در این مقاله مختصر خواستم تا صفحه‌ای را از کتاب قطور و نانوشته مظلومیت‌های امام آن هم در حد مقدمه و دیباچه‌ای که رنج فرقت آن عزیز و مشغله‌های فراوان مجال تنظیم و تربیت آن را نداد گشوده و سطری از هزاران رنج و خون دلی را که امام برای به ثمر رسیدن انقلاب خورده بود بازگو کنم. ان‌شاءالله در آینده فرصت نوشتن سطور و صفحات دیگر را در این زمینه بیابم و با شما عاشقان امام درد دل کنم.

و در همینجا نیز یادی از شهیدان گرانقدر روحانیت و شاهدان زنده‌ای کنم که در آن ایام غربت در گوشه و کنار کشور و در داخل و خارج دست از همه چیز خویش شستند و مخلصانه و عاشقانه حقانیت راه امام را دلاورانه فریاد کشیدند و صدای حق‌طلبی و مظلومیت امام را به گوش حوزه‌های علمیه و ملت ایران و مسلمانان جهان رساندند و همچنان که امامشان بارها فرموده ثابت کردند که: «در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام، اولین کسانی بوده‌اند که بر تارک جبینشان خون و شهادت نقش بسته است.»

سخنان و نوشته‌های امام پر است از درد دل شیرمردی که در عرصه پیکار مجال هرگونه اظهار وجود را از خصم می‌گرفت و در عین حال از درد و رنج بی‌دردها و بی‌رنج‌ها می‌نالید. پیشنهاد من به خواهران جامعه زنان جمهوری اسلامی ایران و تمامی علاقه‌مندان به تحقیق در تاریخ انقلاب اسلامی آن است که با تکیه بر فرمایشات امام در این زمینه تحقیقی در خور شأن امام و انقلاب خونبار اسلامی‌شان بنمایند و به تمام مسلمانان راستین به روشنی نشان دهند که در نبود امام هرگز به دوران جاهلیت قبل از امام برنخواهند گشت.

ان‌شاءالله


 


منبع: پارسینه


 


تجمع اعتراضی روز چهارشنبه در شهر حدیده، در غرب یمن، توسط معترضانی انجام گرفت که خواستار کناره‌گیری علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهوری این کشور، هستند.

به گزارش بی بی سی فارسی، علی عبدالله صالح ۳۲ سال است که مسند قدرت را در شبه‌جزیره فقیر یمن، که در همسایگی عربستان سعودی است، در دست دارد.

یک منبع بیمارستانی از زخمی شدن دست‌کم ۱۰ تن از تظاهرکنندگان مخالف دولت یمن بر اثر حمله نیروهای امنیتی در میدان «التغییر» نزدیک دانشگاه صنعا خبر داد.

بنا به اظهارات یک پزشک محلی که تعدادی از مجروحان را تحت درمان قرار داده است، پلیس و هواداران دولت با گاز اشک‌آور، گلوله‌های مشقی و واقعی و خنجر به تظاهرات‌کنندگان حمله کردند.

خبرگزاری رویترز به نقل از این پزشک گزارش کرده است که: “صدها نیروی امنیتی و ماموران پلیس لباس شخصی، که همگی مسلح بودند، به تظاهرات‌کنندگان حمله کردند و درگیری‌ها هنوز ادامه دارد.”

بنا به گزارش این خبرگزاری، تظاهرات‌کنندگان از بیمارستان‌های خصوصی خواسته‌اند که به محل زد و خوردها آمبولانس ارسال کنند و از مردم یمن نیز خواسته‌اند که برای درمان مجروحان، خون اهدا کنند.

شاهدان عینی گفته‌اند که به چشم خود دیده‌اند نیروهای امنیتی لباس شخصی، برخی از مجروحان را تا داخل ساختمان بیمارستان اصلی صنعا، پایتخت، تعقیب کرده و کتک زده‌اند.

طی هفته‌های اخیر، هزاران نفر در شهرهای مختلف یمن، از جمله پایتخت، در خیابان‌ها تجمع کرده و خواستار مقابله دولت با فساد اداری، نرخ بالای بیکاری و کناره‌گیری رئیس‌جمهوری از قدرت شده‌‌اند.

اعتراضات یک ماه گذشته در یمن اغلب به خشونت کشیده شده است و در این خشونت‌ها بیش از ۴۰ نفر کشته شده‌اند.

علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری یمن، اعلام کرده است که این کشور قانون اساسی جدیدی مبتنی بر نظام پارلمانی خواهد داشت.

وی همچنین قول داده که در سال ۲۰۱۳، که دوره ریاست‌جمهوری او به پایان می‌رسد، دیگر کاندیدای انتخابات نشود. او همچنین گفته که پسر او هم در این انتخابات نامزد نخواهد شد.

شایان ذکر است که رئیس‌جمهوری یمن چند سال پیش هم وعده مشابهی داده بود.


 


در ادامه واکنش ها به سرکوب و کشتار مردم و معترضان در بحرین، آیت‌الله علی سیستانی، مرجع تقلید شیعیان دولت بحرین را به پرهیز از اعمال خشونت علیه تظاهرکنندگان فراخوانده است.

به گزارش جرس به نقل از خبرگزاری فرانسه، حامد الخفاف، سخنگوی آیت الله سیستانی چهارشنبه گفت: ایشان با ابراز نگرانی شدید درباره شدت عمل منامه علیه غیرنظامیان بی‌دفاع و غیرمسلح طی چند روز گذشته، بر لزوم حل و فصل مشکلات در این کشور شیعه‌نشین از طریق راه‌های مسالمت‌آمیز تأکید کردند.

بیانیه آیت الله سیستانی در حالی منتشر می شود که صدها تن از مأموران ضد شورش بحرین و نیروهای اعزامی عربستان سعودی با استفاده از تجهیزات نظامی از جمله تانک و بالگرد، معترضان مستقر در میدان لؤلؤ منامه را هدف قرار داده¬اند.

این میدان مرکز اعتراضات ضد دولتی بوده است و معترضان طی چند هفته اخیر در آن تحصن کرده¬اند و بر اثر حمله نیروهای دولتی بحرین به این معترضان دست‌کم شش نفر کشته و بیش از یک¬هزار نفر زخمی شده‌اند.

همزمان «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه آمریکا از به‌کارگیری نظامیان برای سرکوب تظاهرکنندگان مخالف حکومت در بحرین و از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که سربازان خود را برای کمک به بحرین اعزام کرده‌اند انتقاد کرده و اوضاع را نگران کننده خواند.

باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز پادشاه عربستان سعودی و امیر بحرین را به خویشتنداری فراخوانده است.

بنا بر این گزارش، نیروهای امنیتی بحرین چهارشنبه با استفاده از تانک، هلی‌کوپتر و خودروهای آب‌پاش تظاهرکنندگان در منامه پایتخت بحرین را پراکنده کردند.

ارتش بحرین در برخی از مناطق پایتخت حکومت نظامی اعلام کرده است.

گزارش شده است تاکنون دست‌کم سه غیرنظامی در اثر شلیک گلوله توسط پلیس کشته شده‌اند.

مقام‌های بحرین می‌گویند سه نیروی پلیس نیز در این درگیری‌ها کشته شده‌اند.

وزیر خارجه آمریکا در قاهره در مصاحبه با شبکه «سی‌بی‌اس» گفت: “معتقدیم که به آرزوها و مطالبات تظاهرکنندگان نباید پاسخی امنیتی داد.”

همچنین وزیر بهداشت بحرین به همراه قضات شیعه در اعتراض به خشونت‌های پلیس به‌طور دسته جمعی استعفا داده‌اند.

شیعیان که ۷۰ درصد جمعیت بحرین را تشکیل می‌دهند، سال‌هاست که از تبعیض گسترده انتقاد می‌کنند و گفته شده که پادشاه بحرین برای سه ماه در کشور وضعیت اضطراری اعلام کرده است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته