
به گزارش منابع خبری، علیرغم فضای پادگانی حاکم بر تهران و شهرهای مختلف کشور، شامگاه سومین سه شنبه پایان سال و مراسم چهارشنبه سوری، به صحنه اعتراضات مردمی و سردادن شعارهایی برضد دیکتاتوری تبدیل شد.
منابع خبری جرس بعد از ظهر سه شنبه گزارش داده بودند که پاساژهای اصلی تهران، امروز به دستور مقامهای امنیتی و انتظامی پایتخت تعطیل شده و سیمای شهر در حالت حکومت نظامی به خود گرفته و میادین و تقاطعهای اصلی، با حضور گسترده نیروهای انتظامی و شبه نظامی، وضعیت فوق العاده یافته بود.
همچنین در ادامه تهدیدها و فشارهای حاکمیت و هراس جمهوری اسلامی از چهارشنبه سوری سبزها، و حضور اعتراضی آنها در آخرین سه شنبه سال، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از ممنوعیت تردد موتورسیکلت ها از ساعت ۱۶ امروز در پایتخت خبر داد.
واحد مرکزی خبر، از قول سرتیپ حسین رحیمی، از برخورد قاطع و بدون اغماض با رانندگانی که هنجارشکن معرفی شان کرده، خبر داده و گفته بود “مأموران راهنمایی و رانندگی، از ساعت ۱۴ امروز برای تسهیل در عبور و مرور شهروندان آماده باش هستند و با خودروهایی که مسیر تردد مردم را مسدود کنند، به طور جدی برخورد می نماید.”
گزارش منابع حقوق بشری نیز حاکی از آن است که در پی درگیریهای به وجود آمده در شرق تهران، دهها تن از شهروندان توسط ماموران امنیتی همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت شدند.
به گزارش مهر، احمدرضا رادان، جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی، با حضور در سیمای جمهوری اسلامی، از بازداشت چندین تن که به ادعای وی “رفتار مخاطره آمیز” داشتند، خبر داده است.
گزارش های خبری همچنین حاکی از آن است که برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در ایران، علی رغم تمامی تهدیدات نهادها امنیتی طی روزهای اخیر، به صحنهٔ اعتراضات ضد دولتی مردم در پایتخت و چندین شهر از جمله اراک، شیراز، کرمانشاه، اصفهان، بابل، مشهد و کرج تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار جرس، با وجود آرایش پادگانی در نقاط مختلف شرق تهران و حضور دهها خودرو و موتور سوار نیروی انتظامی و بسیج و لباس شخصی ها، مراسم شب چهارشنبه سوری در میدان های صدگانه نارمک برگزار شد.
این گزارش افزود “از غروب سه شنبه، نیروهای امنیتی سعی در مقابله با مردم داشتند و در برخی از میدان های نارمک موفق به پراکنده کردن مردم شدند. اما با تاریک شدن هوا بر شمار مردم و جوانان افزوده شد و آتش های بزرگ در وسط یا کناره میدان ها همراه با نور افشانی جوانان نشان از آمادگی گسترده مردم بر برگزاری مراسم به هر قیمتی داشت. در نهایت بناچار و به تدریج نیروهای امنیتی مجبور به نظاره گری شدند و در میانه این مراسم، مردم به ویژه جوانان با صدای یاحسین میرحسین، الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، اعتراض خود را به ادامه حصر و بی خبری از رهبران جنبش سبز اعلام داشتند.”
این گزارش خاطرنشان ساخت “صدای بلند مرگ بر دیکتاتور، الله اکبر و سایر شعارها، موجب وحشت نیروهای حاضر شد و در برخی موارد با گرفتن عکس و فیلم، سعی در ترساندن مردم را داشتند که با بی اعتنایی مردم هر لحظه بر شدت صداها افزوده می شد، همزمان موج خیابان، به پشت بامها کشیده شد و گروهی به شعار دادن علیه حکومت پرداختند.”
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دهها تن از شهروندان در میدان والفجر (شرق تهران)، در حالیکه شعارهایی علیه رهبران جمهوری اسلامی می دادند، توسط نیروهای گارد ویژه دستگیر شدهاند.
این گزارش افزود “شهروندان مذکور پس از دستگیری، به ماشین های مخصوص نیروهای گارد وِیژه(ون های سیاه رنگ) منتقل شده و ماموران به صورت تحقیرآمیزی ایشان را “کف خواب” کردند.
هم چنین از عصر امروز ماموران امنیتی اقدام به بستن تمامی مغازهها و پاساژهای مناطق افسریه و شهرکهای اطراف آن (مسعودیه و…) نمودند و با استقرار در خیابانهای این مناطق فضای رعب و وحشت به وجود آوردند.
این گزارش می افزاید که حضور مردم در خیابانهایی نظیر تهران پارس، پیروزی، جمهوری، سعادت آباد، سلسبیل، نظام آباد، فرمانیه، ونک، مطهری، ولیعصر، آریا شهر و… به شدت زیاد است و همزمان برخی چماقداران و لباس شخصی ها، به صورت پیاده و سواره و گروهی، به مردم و جوانان متناوبا حمله می کنند.
همزمان شاهدان عینی گفته اند در نارمک و فلکهٔ اول تهران پارس درگیری شدیدی رخ داده و در خیابان ۱۵۴ تهرانپارس و همچنین فلکه سوم، نیروهای امنیتی اقدام به سرکوب شدید جوانان و پرتاب گاز اشک آور به سمت آنها نمودند.
این گزارش افزود “نکتهٔ قابل توجه حضور کم رنگ نیروهای امنیتی در محلات و استقرار پرشمار آنها در میادین اصلی شهر بود و اینکه این نیروها تاکنون عموما سعی کردهاند خود را از درگیری در محلات کوچک تر دور نگه دارند.”
همچنین گزارش رسیده است که تا نیمه شب امشب، صدای انفجارهای پیایی هر لحظه در تهران به گوش میخورد که در برخی موارد تشخیص آن از وسایل محترقه و یا تیراندازی نیروهای امنیتی غیرممکن است.
در فیلم ها و ویدئوهای ارسالی شهروندان، شعارهایی مانند “مرگ بر دیکتاتور” و “دیکتاتور حیا کن کشورم رو رها کن” شنیده می شود.

محمود احمدینژاد، در مصاحبه با تلویزیون دولتی اسپانیا ادعا کرد: ایران هرگز مخالفان سیاسی را سرکوب نکرده است و من خود، هفتهای چهار ساعت در خیابانها با مردم گفتوگو میکنم.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، احمدینژاد روز سهشنبه ۲۴ اسفند (۱۵ مارس) در پاسخ به سئوال خبرنگار تلویزیون اسپانیا در مورد “سرکوب معترضان” در ایران گفت: “هرگز، هرگز. ما هیچوقت این کار را نکردهایم. در سی سال گذشته سی انتخابات آزاد داشتهایم”.
او در پاسخ به سئوال دیگری در مورد بیخبری از وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، گفت: “مگر شما باید بدانید؟ مگر شما وکیل مدافعآنها هستید”؟
احمدینژاد گفت که در همه کشورها مخالف وجود دارد، اما قانون هم وجود دارد و مخالفان نمیتوانند قانونشکنی کنند.
او خطاب به خبرنگار اسپانیایی گفت: “آیا شما در اسپانیا به مخالفان و تجزیهطلبها اجازه میدهید که ساختمانهای دولتی و اموال عمومی را آتش بزنند یا مردم را در خیابانها کتک بزنند”؟
احمدینژاد پرسید: “اگر در کشور شما عدهای به نام مخالف به خیابان آمدند و شکم مردم را با چاقو پاره کردند، پلیس چه میکند”؟
او این سئوال خبرنگار اسپانیایی را که “آیا همه مخالفان در ایران چنین کارهایی کردهاند” بیپاسخ گذاشت و به سخنان خود ادامه داد؛ اما خبرنگار دوباره پرسید: “آیا این دو رهبری که من اسم بردم ساختمان آتش زدهاند”؟
احمدینژاد گفت که آنها قانون را نقض کردهاند و با آنها برخورد قانونی شده است.
احمدینژاد در ادامه مصاحبه با تلویزیون اسپانیا گفت: “بگذارید خیالتان را راحت کنم. این بازیای که اروپاییها و آمریکاییها علیه دولتهای مستقل راه انداختهاند که عدهای را به نام دموکراسی علیه آنها تحریک کنند، به پایان رسیده است”.
احمدینژاد در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به تجربه افغانستان و عراق هشدار داد که مداخله نظامی احتمالی غرب در مناقشه لیبی اوضاع این کشور را وخیمتر خواهد کرد.
او گفت: “امیدوارم که دولتهای اروپایی و آمریکا در امور این منطقه دخالت نکنند و اجازه بدهند که مردم منطقه خود در مورد آیندهشان تصمیم بگیرند”.
وی همچنین اقدام معمر قذافی، رهبر لیبی در سرکوب مخالفان خود با توسل به نیروی نظامی را محکوم کرد.
آیتالله امجد، استاد برجسته اخلاق و عرفان، پنجشنبهی گذشته – نوزدهم اسفندماه ۸۹ – در جلسه سخنرانی خود در تهران، خیابان سبلان جنوبی، هشدار داده که: این روزها خیلی از مردم و بسیاری از نسل جوان اعتقادشان از همه چیز رفته است و از اسلام و دین هم اعتقادشان دارد میرود.
به گزارش کلمه، در گزیدهی سخنان آیتالله امجد که در پایگاه اطلاعرسانی ایشان منتشر شده، به دوازده نکته اشاره شده است، از جمله اینکه: هرکسی به غیر از معصومین در قدرت باشد خطرناک است، می خواهد چنگیز باشد یا قذافی یا من یا شما. مگر اینکه موافق و مخالف حق حرف زدن داشته باشند.
این استاد اخلاق همچنین با اشاره به نقش مردم، تاکید کرده است: چه کسی گفته مردم مهم یا محترم نیستند؟! مردم ما اگر از ما صداقت ببینند جان خود و عزیزانشان را فدا می کنند.
آیتالله امجد همچنین دین را تعقل و تعلق، اقبال و ادبار، اقبال به سمت خدا و ادبار از مادیات و (تعلق به) دنیا تعریف کرده و افزوده است: شما دینتان را از ما آخوندها نگرفته اید. اشتباه ما ربطی به دین ندارد. شما دینتان را از اهل بیت و قرآن گرفته اید. اهل بیت خود را فدای شما کرده اند! سعی کنید با اهل بیت آشنا بشوید.
گزیده سخنان ایشان را در ادامه بخوانید:
۱- آدم باید فراغت داشته باشد.خدا خواه باشد.انسان باید فکر بکند. ما (به جای فکر) توهم می کنیم خیال می کنیم و می گوییم فکر کردیم.باید فکر کرد. اگر فکر کنیم نتیجه می دهد. بیش از ۳۰۰ آیه ی قرآن اشاره به تفکر دارد.
۲-قرآن کتاب تربیت است و چون کتاب تربیت است همه قرآن را می فهمند ولی همه ی قرآن را اهل بیت می فهمند. باید زیاد قرآن خواند تا آدم باورش بیاید.
۳-آیه ی ((وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِـباً فَـظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّـلُماتِ أَنْ لا إِلـهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِـینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَـجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذ لِکَ نُـنْجِی المُـؤْمِنِـینَ)) گفته شده که اگر گرفتگی باشه موجب گشایش است. اثرش هم فوری است.البته شرطی هم دارد که دل هم (با زبان) بگوید.
۴-درس آقای بهجت یک کلمه بیش تر نبود و آن اینکه به علمتان عمل کنید.(ولی) الان یک نفر شاگرد ندارد.این کراماتی که برای آقای بهجت می گویند که مثلا پشت سرش را می دید برای ایشان چیزی نیست. بزرگترین کرامت آقای بهجت این بود که بنده ی خدا بود. بزرگترین کرامت ایشان این بود که کراماتش را پوشاند.حالا الان بعضی ها کرامات خود را می نویسند.آقای بهجت رفت و همه چیز را هم با خودش برد.
۵-این روز ها خیلی از مردم و بسیاری از نسل جوان از همه چیز اعتقادشان رفته. از اسلام و دین هم اعتقادشان دارد می رود.
۶-کسی در قم منبرش گرفته است و منبرشکن شده است. رفت منبر و گفت : امجد بهترین است. گفتم : دروغ نگو. گفت :امجد بعد از امام زمان بهترین است. گفتم :دروغ نگو.چند تا اینطور دروغ گفت. گفتم : تو اینطور دروغ ها و حرف ها را می گویی که منبرت گرفته است؟؟!!
۷-آقا دین یعنی تعقل و تعلق. دین یعنی اقبال و ادبار. اقبال به سمت خدا و ادبار از مادیات و (تعلق به) دنیا.
۸-آقایان! شما دینتان را از ما آخوندها نگرفته اید.اشتباه ما ربطی به دین ندارد.شما دینتان را از اهل بیت و قرآن گرفته اید.اهل بیت خود را فدای شما کرده اند! سعی کنید با اهل بیت آشنا بشوید.
۹-حدیث از قرآن مشکل تر است. چیزی که معقول نیست نباید گفت.بعضی چیز ها هم سنگین است.طرحش و توضیحش سخت است ( و کار هر کسی نیست) رجوع به روایات کار علامه طباطبایی است. نمی شود یک طلبه یک دانشجو یک روایت بگیرد و نظر دهد. روایات را و معارف دین را مجموع و کنار هم باید دید و بررسی کرد.
۱۰-غیر معصوم هر کس بیاید سر قدرت خطرناک است. می خواهد چنگیز باشد یا قذافی یا من یا شما. مگر اینکه موافق و مخالف حق حرف زدن داشته باشند.
۱۱-زمان جنگ هر کس هر طور می توانست کمک می کرد. لحاف و … درست می کردند و می فرستادند. یک پیره زنی یک بسته فرستاده بوده. جعبه ای مقوایی و سبک.باز می کنند می بینند داخل جعبه، قوطی کمپوت خالی است. آن را درست کرده ، لبله هایش را صاف کرده فرستاده و نوشته : «برادر رزمنده! من چیزی جز این قوطی نداشتم از این جای لیوان استفاده کنید.» من این را که شنیدم گریه ام گرفت. من یک هفته است گیج این ماجرا هستم. مردم این هستند.مردمِ خوبی اندچه کسی گفته مردم مهم نیستند یا محترم نیستند؟! مردم ما اینگونه اند اگر از ما صداقت ببینند جان خود و عزیزانشان را فدا می کنند.
۱۲- برای رسیدن فرج دعا کنید. آقا فرج برای ما کم رنگ است. نه واقعا بخواهید که خدا فرج امام زمان را برساند. واقعا! اگر فرج عمومی هم نشود فرج اختصاصی (برای خود فرد) می شود.

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام / و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است / با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده اید / پرواز را علامت ممنوع می زنید / با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید / گیرم که می برید / گیرم که می کشید / با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
محمد تقی فاضل میبدی
هستند کسانی که «حقوق بشر» و «حقوق شهروندی» را در کنار اسلام بر نمی تابند، با این استدلال که حقوق بشر مولود فلسفه های بشری و از دستاورد دنیای مدرن است و دین مقوله ای وحیانی و خارج از عرصه عقول بشر قرار دارد؛ آنان می گویند چرا باید دین خداوند را با یافته های فکر بشر در آمیزیم و تکلیف انسان در برابر خداوند را به پای حقوق بشر قربانی کنیم؟ بنابراین ناسازگاری دین با حقوق بشر و حقوق شهروندی عیان تر از این است که در تلاش سازگاری آنان بکوشیم.
ادعای فوق علاوه بر این که چندان پا در جای محکمی ندارد ،نشان از ناآشنایی به دین وحقوق انسان نیز می باشد. در پاره ای از مقالات و یا کتاب ها که این بحث مطرح شده بیشتر بیان گر تعصب است تا تعقل. انصاف این است که اگر کسی اسلام را در ظرف زمان و با دیده تحقیق بنگرد و عقل و اجتهاد را، که به قول اقبال لاهوری «موتور محرکه » شریعت است،مبنای تفقه در دین بداند،اصل حقوق بشر و حقوق شهروندی را در راستای اهداف انبیا می داند.
درست است که مقوله دین با مقوله حقوق بشر از هم جدا است؛ یکی الهی و دیگری بشری است. تکیه گاه دین وحی است و متکای حقوق بشر عقل. یکی در جستجوی معنویت است و دیگری در جستجوی رهایی انسان از رنج انسان های خود کامه. اما این دو مقوله از هم جدا، هیچ تباین و تضادی با هم ندارند و وجه اشتراک آنها در برخی موارد مشهود و معلوم است؛ از جمله:
۱) عدالت: یکی از مبانی مبعوث گشتن پیامبران الهی تحقق عدالت در میان ادیان است. قرآن به دفعات در آیات متعدد بر عدالت و قسط انگشت تأیید نهاده است و مفهوم برابر آن یعنی ظلم و بی عدالتی را علت اصلی سقوط جوامع، تمدن ها و حاکمان دانسته است. به آن میزان که ظلم در تعالیم دینی منفور است، کفر به آن میزان لباس نفرت بر تن ندارد.
واضعان و نویسندگان حقوق بشر و حقوق شهروندی در پی این بودند تا ابر سیاه ستم و سبعیت، جای خود را به خورشید عدالت ببخشد و انسانی ازانسانی در رنج وغذاب نباشد.
حال، معنای عدالت چیست و مصادیق آن کدام است؟ این معنا را نه، می توان از دین جست و نه از واضعان و کاتبان حقوق بشر، بلکه معنای آن را اغلب عرف زمان معین می کند. برای مثال در این روزگار زنان را از حقوق اجتماعی و حقوق اساسی ای، که برای آنان تعریف شده است، محروم کردن ظلم تلقی می شود. شاید در یکصد سال قبل ممانعت از زنان در کاندیدا شدن، شهادت دادن و قضاوت کردن عین عدالت بود، ولی در این روزگار این موارد را از مصادیق عدل دانستن جای تردیداست. همچنین خیلی از موارد دیگر.
بنابراین، دین و حقوق بشر در جستجوی تحقق عدالت هستند. البته ممکن است در مواردی نادر، پاره ای از حقوق امروزی با نصوص دینی توافق نیابد، وبتوان حق تحفظ را نگهداشت؛اما این به معنای ناسازگاری کامل دین با حقوق بشر نیست.
۲) اصل کرامت انسان: این که هر انسانی دارای کرامت ذاتی است، هم از آموزه های قرآن است،[ لقد کرمنا بنی آدم] هم سخنی است که در مقدمه حقوق بشر آمده است. نخستین گام اثبات کرامت آدمی، اجتناب از بندگی و سر سپردگی و تعلق، و مداهنه قدرتها و حاکمان زمان و تنها سر سپردگی به بندگی خداوند است. [ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت] و در پی آن آزاد ساختن بشر از هر نوع بندگی مجازی که دست و پای او را در راه انسانیت ببندد [ ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم ...] . واژه های «اصر» و «غل» یعنی وسایطی که جلوی آزادی بشر از لحاظ اندیشه و آیین و عمل را می گیرد. و انسان ها را بی اختیار کرده و به سر سپردگی افکار دیگران فرا می خواند. به قول اقبال لاهوری:
آدم از بی بصری بندگی آدم کرد
گوهری داشت نذر قباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی ز سگان پستتر است
من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد
این نکته را باید اضافه نمایم که هر گاه روابط بشری تحول یابد واز جهان سنت به عالم صنعت وارد شود، حقوق و تکالیف او نیز متحول می شود. این تحول هم در عرصه فقه و اجتهاد قابل فهم است و هم در جهان فلسفه و ادراکات عقلی . لهذا فیلسوفان عرصه جدید نسبت به روابط نوین انسانی فیلسوفی و خردورزی کرده اند و به دور از ذهنیت های قبیله ای وبه دور از تعصبات قومی حقوق و تکالیفی را در ارتباط میان شهروندان و دولت ها تعریف کرده اند. و رسالت آنها در این راستا در تضاد و تباین با دین نبوده است. ولی فقیهان در این یکصد سال گذشته باب اجتهاد را آنچنان که باید در راستای حقوق انسان گشوده نگذاشتند؛ به ویژه در مسائل کیفری و نیز حقوق اساسی. باتوجه به اینکه فقه شیعی در راستای مصالح ومفاسد آدمیان تدوین گشته است، خوشبختانه پاره ای از این حقوق که هم مبنای دینی دارند و هم در اعلامیه سی ماده ای حقوق بشر ذکر شده، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با صراحت آمده است؛ از جمله:
حق آزادی. از جمله حقوقی که تحقق آن باعث کرامت آدمی می شود، حق آزادی است. انسان باید بتواند آزادانه بیاندیشد و افکار و عقاید خود را آزادانه در قالب نشریات و یا به وسیله دیگری برای دیگران بیان نماید. طبیعی است که چنین آزادی ای نباید مخل ارزشها وآزادی دیگران شود.
اصل ۲۳ قانون اساسی تصریح می کند : ” تفتیش عقاید ممنوع است هیچکس را نمی توان به جرم داشتنن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد . ”
درمورد آزادی مطبوعات مطابق اصل ۲۴ : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد . تفضیل آن را قانون تعیین می کند .
آزادی احزاب
در اصل ۲۶ آمده است : احزاب ، جمعیت ها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند . مشروط به این که اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچ کس را نمی توان از شرکت در آن منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .
حق امنیت: ازاصول مهمی که کرامت آدمی را سلب می نماید، سلب امنیت است. لهذا از مهمترین حقوقی که اسلام و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای شهروندان منظور داشته، حق امنیت است . هر انسانی باید در جامعه احساس امنیت و آرامش داشته باشد . هرگونه عوامل خوف بر خلاف کرامت و اصول انسانیت است . خداوند نشانه های جامعه کفر را یکی فقدان امنیت و دیگری عدم معیشت می داند . { فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون ، خداوند آنانی که کفر ورزیدند لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید ( نحل / ۱۱۱). پیامبر اسلام ، جامعه مطلوب خود را جامعه ای می دانست که در آن شهروندان بدون لکنت زبان و احساس بیم حق خود را از متجاوزان باز ستانند.
در اصل ۳۲ قانون اساسی آمده است :
” هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند . در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلا فاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده ی مقدماتی به مراجع صالحه ی قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود . ”
برای آزادی و دفاع از حقوق شهروندی تا آن جا پیش بینی شده است که در اصل ۳۳ می گوید :
” هیچ کس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه ش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت ، مگر در مواردی که قانون مقرر می دارد .”
برائت
از مهمترین اصل وآموزه های اسلامی ،که در جهت حفظ حقوق شهروندی در قانون اساسی آمده است ، اصل برائت از جرم است . نمی توان از کرامت انسانی سخن گفت و از سویی نگاه بدبینانه و مجرمانه به افراد داشت ؛ چیزی که در خیلی از نهادهای امنیتی در پاره ای از کشورها رواج دارد . مجرم دانستن انسان برخلاف اصل است . دلایل محکم و شرع پسند می خواهد تا کسی را مجرم شناخت، بویژه این که جرمی باشد که به اعراض و دماء برگردد. و به جهت حفظ حرمت آدمی، اثبات برخی از جرمها، بسیار دشواراست وشاید ناممکن. در اسلام چیزی به مانند حفظ آبرو و خون آدمیان بر آن تاکید نشده است . پیامبر(ص) در یکی از خطبه های آخرین خود فرمود : ای مردم خونتان و آبرویتان محترم است نباید کسی در این زمینه حرمت شکنی کند . (تحف العقول)
در اصل ۳۷ قانون اساسی آمده است : ” اصل ، برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود”. این اصل در میان فقها ، به طور جدی مطرح بوده و فتوای فقیهان این است که نمی توان کسی را از روی ظن و گمان مجرم شناخت . حکام اموی کسانی بودند که این اصل را زیر پا گذاشتند و مخالفان خود را براساس گمانی که داشتند ، با نگاه نخست مجرم می دانستند . در اروپا تا دو قرن پیش غالب حقوقدانان اصل برائت را نمی پذیرفتند واصل را بر مجرم بودن انسان می دانستند.هرگاه نگاه حاکمان به مردم نگاه شهروندی نباشد،و مفهوم ملت جای مفهوم رعیت را نگرفته باشد، نگاه حکومتها به مردم نگاه بدبینانه است.وازآن سو مردم، نیز، به هئیت حاکمه نگاه بدبینانه دارند. لهذا یکی از راههای خوشبینی،اجرای اصل برائت و احیای حقوق بشر و حقوق شهروندی است. دراین مقال، مجالی چندان برای بحث علمی نیست.ذکراین نکته ضروری است که نباید گذاشت برخی به نام اسلام اصل عدالت ،کرامت، امنیت و در یک جمله حقوق انسانها را نادیده انگارند و سرنوشت دین و مردم را با دنیای خود در آمیزند.
منبع: وبلاگ نگاشتهها
محمد سلطانیفر*: مقاومت دیکتاتورهایی نظیر قذافی از یک منظر قابل بحث میباشد؛ نوع دیکتاتورهایی که هماکنون موج اصلاحات اخیر بر آنان شدت یافته این نگرانی را در ذهن همه متبادر میسازد که دیر یا زود این افراد باید صحنه سیاست را ترک کنند.
اما از این منظر دیکتاتورها که بر این ترک صحنه سیاست بنگریم خواهیم یافت که بسیاری از آنان پس از رفتن از صحنه دیگر نمیتوانند حتی ادامه حیات دهند و به همین دلیل مجبور هستند که تا پایان عمر در مقابل خواست مردم مقابله کنند و حتی آنان را به وحشیانهترین حالت بمباران کنند چراکه میدانند حالت وسط و میانی برای آنها وجود ندارد. و در صورت نبودن در قدرت با مرگ آنهم از نوع فجیع خود مثل صدام حسین مواجه خواهند شد.
کشتار میلیونی، بهایی است که در مقابل این دیکتاتورها ـ که جایی برای فرار ندارند ـ مترتب است.
تونس و مصر دو نوع متفاوت از این دیکتاتورها هستند. آنها هشیارانه قبل از دست زدن به قتل عام جان خود را فدای ادامه و تداوم دیکتاتوری خود نکردند و خیلی زود با کشته شدن کمتر از ۲۰۰ نفر در هر کشور بهراحتی عقبنشینی کردند البته هنوز هم معلوم نیست چه آیندهای برای آنها مترتب خواهد شد.
اگر کشوری مثل آمریکا در زمان محمدرضاشاه هم بخواهد این نوع دیکتاتورها را پناه دهد معلوم نیست عاقبتی بهتر از روابط تیره در کشور ایران و آمریکا در طول ۳۲ سال گذشته داشته باشد.
در ثانی روابط کشور پناهدهنده نزد انقلابیون به طور همیشه تیره و تار خواهد ماند و حتی برای کشتن این دیکتاتورها شاید انقلابیون نقشههای طولانیتری را بکشند و ناامنی را به داخل خاک آنها بکشانند.
راهحل بسیار خام و لیکن قابل بحث آن است که در جغرافیای دنیای امروز مجمعالجزایرهای بدون سکنهای در بسیاری از جاها وجود دارد که میتواند توسط پول به غارت برده شده. این دیکتاتورها اولاً آباد شود که حسن آن در دنیا ماندگار خواهد ماند. ثانیاً فضای کشتار را برای خود به عنوان تنها راه باقی مانده نبینند.
اطراف اندونزی، مالزی، در دریای آرام و حوزه کارائیب بسیاری از این جزایر کوچک وجود دارد که سازمان ملل میتواند برای آنها چارهاندیشی کند. این فکر شاید در ابتدا این توجیه را پیدا کند که سازمانی نظیر سازمان ملل به دنبال حمایت از دیکتاتورهاست. اما اینچنین نیست بلکه این عمل خواهد توانست جلوی ژنوساید و نسلکشی جریانی توسط دیکتاتورها را بگیرد.
فراموش نکنیم این حریم فضای امنیت تنها برای دیکتاتورها نیست بلکه فضای آزادی برای انقلابیونی است که قصد دارند علیه دیکتاتورها قیام کنند و امیدوار خواهند شد که قصابی نظیر قذافی تا آخرین گلوله خود مردم به کار نخواهد بست.
به شکل عینی و غیرشعاری روی این نظریه فکر کنم.
دنیا نمیتواند این حجم از دیکتاتورها را در یک جزیره جای دهند چراکه آنها در یک گلیم نمیگنجند و لیکن جزایر متعدد کنار هم امکان هرگونه تعامل و حتی کنترل آنها را هم برای جامعه جهانی سادهتر خواهد کرد.
این مجمعالجزایر برای دیکتاتورهایی است که نمیخواهند دست به کشتار وسیع بزنند و چنانچه دیکتاتوری علیرغم دانستن این حریم امن باز هم کشتار کرد او جنایتکار مریضی است که در هر دادگاهی و در هر محکمهای باید حکم نابودیاش را صادر کرد.
*(عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات)
اسحاق جهانگیری *
به شخصه فکر میکنم آن فرصت کوتاهی که در وزارت معادن و فلزات بودم که البته دامنه کارش محدودتر بود فرصت خوبی ایجاد کرد تا بیشتر به صنعت نزدیک شوم. من به طور قطع تفکر توسعه داشتم واین تفکر زمانی که به وزارت صنایع رفتم، تبدیل به برنامه شد. همین جا میخواهم اعترافی داشته باشم مبنی براین که روند اصلاح فکری من ودوستان من درمورد مقولههایی مثل توسعه در میانههای دهه ۶۰ ودر مجلس شکل گرفت. ما وقتی اوایل انقلاب در مجلس حضور پیدا کردیم مثل همه نیروهایی که از پشت میزهای دانشگاه و سنگرهای انقلابی بیرون آمدیم و مسئولیتهای مهم را بر عهده گرفتیم، به شکلی دیگر فکر میکردیم.
درمجلس، در دورهای کوتاه، همه ما به واقعیتها پی بردیم و فکرخود را درمورد توسعه، عدالت، رشد ودیگر مفاهیم اقتصادی اصلاح کردیم. درمجلس سوم نشان دادیم که خیلی از ذهنیتهایی که قبلا داشتهایم اگرچه مبتنی بر عدالت خواهی وانسان دوستانه است اما روشهایی که درادبیات ما برای دست یابی به آن وجود دارد، دستیابی به آن را غیر ممکن میکند. این جا بود که دیدیم سرمایه گذاری خارجی ضرورتی انکار ناپذیر است. بنابراین اگر در سالهای اولیه انقلاب نسبت به سرمایه گذاری خارجی ودرمجموع مقوله سرمایه داری موضع میگرفتیم، بعدها که با واقعیتهای اقتصاد مواجه شدیم، سعی کردیم آرام آرام، این مواضع را کنار بگذاریم. در مجلس سوم روی همین موضوع با تیم اقتصادی دولت اختلاف پیدا کردیم شد اما آقایهاشمی که آن روزها رئیس مجلس بودند جلسه حکمیت برگزار کردند.
کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یک طرف نشست نمایندههای اقتصادی دولت هم یک طرف نشستند ما تأکید داشتیم که برای تأمین منابع مالی مورد نیاز، چارهای نداریم جز این که از منابع خارجی استفاده کنیم اما دوستان ما در دولت مخالف بودند. درنهایت نظر ما رای آورد و در برنامه اول گنجانده شد. این سیر اصلاح تفکر یا حداقل به سمت توسعه رفتن از همان مجلس شکل گرفته بود. زمانی که در وزارت معادن و فلزات بودم، یک مقدار به دلیل مسئولیت مستقیمی که داشتم بیشتر حساس شدم و به این نتیجه رسیدم که موانع توسعه درکشور ما زیاد است که از باورهای غلط واندیشههای ما آغاز وبعد تا محدوده مشکلات ساختاری راهم شامل میشود.
حتما کار ما ایراد دارد که پس از ۴۰سال تلاش برای توسعه صنعتی، هنوزدر مباحث مقدماتی مانده ایم درحالی که کشور کره که همزمان با ایران، توسعه صنعتی را آغاز کرد، درحال حاضر فاتح بازارهای جهانی است وما هنوز داریم بحث میکنیم که توسعه صنعتی خوب است یا نه. وقتی ما درایران، خودروسازی را شروع کردیم، در کشور کره هم آغاز شد. وقتی ما کشتیسازی را آغاز کردیم، کره هم آغاز کرد وقتی ما بورس تهران را افتتاح کردیم، کره هم بورس سئول را راهاندازی کرد حالا چه شده که ما صدها کیلومتر از کره عقب افتاده ایم؟
به نظر من دو عامل اصلی دلیل عقب ماندن ایران از چرخه توسعه صنعتی است یکی این که سیاست گذاری صنعتی متناسب با توسعه اقتصادی ومتناسب با ظرفیتهای کشور اتفاق نیفتاده است. دوم این که سیاستهای تعیین شده حتی در یک دولت، پایدار نمانده ودائم تغییر کرده است. این که یک دولت به طور کامل سیاستهای تصویب شده در دولت قبل را تغییر میدهد، نوعی آفت برای برنامه ریزی است. گاهی حتی در یک دولت میبینیم که با تغییر وزیر، کل سیاستهای وزارت خانه تغییر میکند. در کشورهایی که توسعه صنعتی به خوبی پیش رفته، هیچ دولتی، سیاستها را تغییر نداده مگر زمانی که نیاز به این بوده است که تغییر کلی در سیاستها ایجاد شده وبه و به طور مثال، پارادایم غالب، تغییر کند. چه در شرق آسیا به عنوان پیش قراولان اصلی توسعه صنعتی چه کشورهایی که در آمریکای جنوبی قرار داشتند مثل برزیل، آرژانتین، این طرف مثل هنگ کنگ، کره اخیرا هم مالزی این ویژگی را داشتند.
دراین کشورها حتی اگر گروهی با کودتا قدرت را در دست گرفتهاند، بازهم سیاستها را تغییر ندادهاند. اعتقادشان این بوده که تغییر این سیاستها به زیان اقتصاد است. درحالی که ما این گونه نبوده ایم وروی حرفمان پایدار نمانده ایم. ما اگر با رئیس دولت قبلی مشکل داشتیم، دلیلی ندارد سیاستهای خوب دولت او را تغییر بدهیم.
به همین دلیل است که در سیاستهای اقتصادی کشور ما، نوعی زیگزاگ دیده میشود. مثل دورتسلسل میماند که میدانید، باطل است. مثل همین یارانهها که دولت فعلی جسورانه اجرایش کرده اما در دولت قبل، به این دلیل که اصلاحطلبان برنامهاش را نوشته بودند، به طور کامل کنار گذاشته شد. بماند که در برنامه چهارم قرار بود ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش قیمت داشته باشیم اما دوستان ما موضع گیری کردند اما بعد از یک دوره پنج ساله خودشان به این نتیجه رسیدند که باید این سیاست را خیلی رادیکال تر انجام بدهند. این زاییده چه بوده؟ به نظر من بخش اصلیاش زاییده این بوده است که دولتها بینیاز از مردم بودهاند دولت به منابع عظیم نفت دسترسی دارد و با این منابع احساس میکند که این مردم هستند که به او نیازدارند. مردم هستند که باید بیایند از او رانت بگیرند. مردم چیزی به دولت نمیدهند که دولت را پاسخ گو کند.
* وزیر اسبق صنایع و معادن
منبع: خبرآنلاین
در حالیکه ایام تعطیلات نوروزی در پیش است در اتفاقی عجیب از سوی شرکت های هواپیمایی تابان و فارس قشم پروازهای فرودگاه خرم آباد لغو شد.
به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، وضعیت پروازهای نامنظم فرودگاه خرم آباد به چالشی جدی پیش روی این استان تبدیل شده به طوریکه هنوز برای این مشکل با وجود گذشت سالها چاره ای اندیشیده نشده است.
همایش هم اندیشی اساتید دانشگاه جامع علمی کاربردی استان لرستان آخرین پرده از انتقادات مسئولان استان از وضعیت پروازهای فرودگاه خرم آباد بود تا این بار رئیس این دانشگاه در سخنانی عنوان کند که با وجود دعوت از مسئولان کشوری برای حضور در این مراسم ولی به دلیل لغو پرواز خرم آباد مهمانان ما نتوانستند در همایش حضور یابند.
کیانوش بهرهی که از این وضعیت پروازهای فرودگاه خرم آباد با عنوان مشکل همیشگی استان لرستان یاد کرد، ادامه داد: ما امیدواریم شاهد روزی باشیم که این مشکل در لرستان حل شود.
وی با بیان اینکه روند پروازهای فرودگاه خرم آباد استان را از حضور مسئولان کشوری و اساتید پروازی بی بهره کرده است، تصریح کرد: مشکل پروازهای لرستان همچنان به قوت خود باقی است که باید برای آن چاره اندیشی شود.
رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی استان لرستان که در حضور نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه خرم آباد سخن می گفت از حجت الاسلام میرعمادی خواست که در راستای تحقق مطالبه مردم برای رفع مشکل پروازهای فرودگاه خرم آباد پیگیری لازم را انجام دهد.
به هر حال این وضعیت حاکم بر فرودگاه خرم آباد علاوه بر اینکه حضور مسئولان ملی در این استان را کمرنگ کرده موجب انتقادات پر شمار سرمایه گذاران نیز از این وضعیت شده است به طوریکه برخی از سرمایه گذاران یکی از دلایل عدم حضور در این استان را نبود پروازهای منظم عنوان می کنند.
این روند به گونه ای است که حتی معاون برنامه ریزی استانداری لرستان از منظم نبودن پروازهای فرودگاه خرم آباد به عنوان مانعی پیش روی توسعه لرستان یاد کرده و گفته است: منظم نبودن پروازهای فرود گاه خرم آباد و مهیا نبودن برخی زیرساختها مانند راه ارتباطی مناسب موجب عدم استقبال سرمایه گذاران از این استان شده است.
این در حالیست که بارها همایشهای ملی و بین المللی زیادی در لرستان برگزار شده که به دلیل منظم نبودن پروازها یا مهمانان قید آمدن به این همایش ها را زده اند و یا در نهایت مجبور شده اند از راه زمینی وارد لرستان شوند.
این روند را می توان در لغو سفر بسیاری از مسئولان ملی به ویژه در مناسبتهای مختلف به لرستان مشاهده کرد که همواره این موضوع با قرار دادن عبارت تاسف در ابتدای جمله همیشگی نامنظم بودن پروازها دلیل نیامدن مسئولان از سوی متولیان عنوان شده است.
به هر حال پس از تاکیدات مسئولان در جریان سفر هیئت دولت به لرستان قرار شد پروازهای فرودگاه خرم آباد افزایش یابد ولی با وجود وعده های وزیر راه و ترابری همچنان پروازهای فرودگاه خرم آباد با طرح دلایل تکراری “عدم استقبال مردم” و “وضعیت توپوگرافی فرودگاه خرم آباد” با رکود و بی نظمی مواجه است در حالیکه مطابق اظهارات کارشناسان، فرودگاه خرم آباد از همه استانداردهای لازم برای دایر شدن پروازهای ملی و بین المللی برخوردار است و از سوی دیگر هم اکنون ۹۰ درصد ظرفیت پروازهای موجود نیز با استقبال خوب مردم پر می شود.
این در حالیست که در آخرین حضور مسئولان شرکت فرودگاههای کشور در لرستان معاون عملیات هوانوردی این شرکت در اظهاراتی با رد همه شائبه ها در مورد شرایط توپوگرافی فرودگاه خرم آباد و کوهستانی بودن این منطقه، عنوان کرد: این فرودگاه یکی از بهترین فرودگاههای کشور به لحاظ زیرساختی است.
محمود رسولی نژاد با اشاره به وضعیت زیرساختهای فرودگاه خرم آباد اظهار داشت: فرودگاه خرم آباد از لحاظ وجود زیرساختهای مناسب جزو ۱۶ فرودگاه پیشرفته کشور است.
وی با اشاره به اینکه سرمایه گذاری مطلوبی در فرودگاه خرم آباد شده، عنوان کرد: فرودگاه خرم آباد نسبت به بسیاری از فرودگاههای کشور در زمینه وجود زیر ساختها وضعیت بهتری دارد.
با این اوصاف همچنان پروازهای فرودگاه خرم آباد با بی نظمی و ناهماهنگی مواجه است به طوریکه حتی وعده وزیر سابق راه و ترابری برای رفع این مشکلات نیز نتیجه ای در پی نداشت تا فرودگاه خرم آباد به فرودگاهی بدون پرواز و در عین حال با هزینه نگهداری میلیاردی تبدیل شود.
این در حالیست که به گفته معاون عملیات هوانوردی شرکت فرودگاههای کشور سالانه بیش از یک میلیارد تومان صرف نگهداری فرودگاهی می شود که در سال کمتر از ۴۰ میلیون تومان درآمد دارد!
در آخرین اخبار اعلام شده از سوی مسئولان فرودگاه خرم آباد تعداد پروازهای این فرودگاه در آستانه ایام تعطیلات نوروزی با لغو پروازهای شرکت تابان و فارس قشم به تنها یک پرواز در هفته رسیده است که این روند جای تامل دارد.
به هر حال به نظر می رسد استمرار روند فعلی پروازهای فرودگاه خرم آباد بیش از هر چیزی روند توسعه استان لرستان را مختل خواهد کرد که باید هر چه سریعتر چاره ای برای این مشکل اندیشیده شود.
صدها نفر از معترضان در خیابان های دمشق، پایتخت سوریه و حلب، دومین شهر بزرگ این کشور دست به تظاهرات زده اند.
به گزارش بی .بی .سی تظاهرکنندگان گفته اند که خواهان اصلاحات دموکراتیک در کشور و آزادی تمام زندانیان سیاسی هستند.
در دمشق، تظاهرات از بخش قدیمی شهر شروع شد و به خیابان های اطراف کشیده شد.
گفته شده که شش نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس می گوید شاهدان عینی گفته اند هواداران رئیس جمهور سوریه، تجمع معترضان را به هم زده اند.
این خبرگزاری می گوید این افراد، معترضان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
تظاهرات امروز از طریق سایت فیسبوک ترتیب داده شده بود.
گروهی با نام “انقلاب سوریه علیه بشار اسد” تظاهرات امروز را برگزار کرد.
ماه پیش نیز درخواست تظاهرات مشابهی در فیسبوک مطرح شد اما در نهایت تجمعی شکل نگرفت.
معترضان در سوریه همچنین خواهان پایان دادن به قانون اضطراری در کشور هستند.
طبق این قانون، دولت می تواند به راحتی مخالفان سیاسی و فعالان حقوق بشر را زندانی کند.
کلمه_ یاسمن رهجو :چند روزی بیشتر به رسیدن سال نو نمانده است اما شاید این روزها هیچ کس به اندازه خانواده زندانیان سیاسی چشم به راه نباشند، چشم به راه آمدن عزیزانی که بیم آن می رود که سال جدیدشان را نیز پشت دیوارهای بلند و میله های آهنی آغاز کنند . مهناز اصغر زاده، همسر محسن امین زاده از مدیران ارشد دولت خاتمی و زندانی سیاسی از حال و هوای همین روزها برایمان می گوید و آخرین وضعیت همسر دربندش .
او تاکید می کند که عید امسال برایش مفهموم عید ندارد همانطور که برای خیلی ها این گونه است، برای همه مادران و پدرانی که فرزندان شان در کنارشان نیستند. برای همه فرزندانی که پدران و مادرانشان در زندان اند و برای او که نه تنها همسرش در زندان است که بسیاری از عزیزترین دوستان اش هم اکنون در زندان هستند و غم آنهاست که گاه موجب فراموشی غم های خودش می شود . با همسر محسن امین زاده مسوول ستاد اصلاح طلبان میرحسین موسوی(ستاد قیطریه)که اکنون در بند ۳۵۰ اوین زندانی است،گفتگویی را درباره آخرین وضعیت وی انجام داده ایم :
لطفا از آخرین وضعیت آقای امین زاده برای مان بگویید. آیا همسرتان هنوز در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برند؟
بله .ایشان ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ بازداشت شدند و ۸ ماه اول بازداشت شان را را در بند دو_الف سپاه گذراندند که از مجموع این مدت چهار ماهش در سلول انفرادی سپری شد . همسرم دوباره از ۴ مرداد سال ۸۹ (بعد از اتمام دوره مرخصی شان)، حدود ۸ ماه است که دوباره به زندان بازگردانده شده و در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برند و دوران محکومیت ۵ ساله شان را می گذرانند.
آیا شما هم از امکان ملاقات حضوری و تماس تلفنی با همسرتان مانند سایر زندانیان سیاسی محروم هستید ؟
بله. این محدودیت ها برای بیشتر زندانیان بند ۳۵۰ وجود دارد. در این بند هر گونه تماس تلفنی ممنوع است، مگر در شرایط خاص و با نظر مسوولان زندان. همچنین اجازه ملاقات های حضوری منوط به موافقت دادستان تهران است که بر این اساس من و دخترم توانسته ایم در این مدت سه بار همسرم را به صورت حضوری ملاقات کنیم. البته دیگر زندانیان بندهای عمومی زندان اوین شرایطی متفاوت از ما دارند و می توانند هر ماه با زندانی شان ملاقات حضوری و تماس تلفنی داشته باشند. اما نمی دانم چرا همه حقوقی که برای یک زندانی عادی رعایت می شود، از یک زندانی سیاسی گرفته شده است .بقیه ملاقاتهای ما کابینی است .
خانم اصغر زاده !وضعیت روحی و جسمی آقای امین زاده چگونه است ؟
همسرم در همه شرایط روحیه خود را حفظ می کند و ناملایمتی هایی را که در حق شان می شود تحمل می کند. اما در مورد شرایط جسمی شان، با توجه به فشارهای زندانی بودن در سلول انفرادی که سبب انتقال شان به بیمارستان هم شد همواره نگرانی هایی برای ما وجود دارد.
به چه دلیل ایشان راهی بیمارستان شدند ؟
به علت بیماری کلیوی و همچنین مشکل فشار خون راهی بیمارستان شدند ما همیشه به همین دلیل نگران ایشان هستیم .
چیزی به ایام نوروز نمانده است، آیا ممکن است آقای امین زاده به مرخصی بیایند ؟یعنی می خواهم بدانم شما به تحولی در وضعیت ایشان امیدوار هستید ؟
هنوز نمی دانم. ما دوشنبه (۲۳ اسفند)،آخرین ملاقاتمان را در سال ۸۹ با ایشان انجام دادیم و ظاهرا هم تا هشتم فردوین سال آینده ملاقات دیگری نخواهیم داشت. چون همان طور که می دانید دوشنبه دیگر اولین روز سال ۹۰ است و همچون گذشته که همزمانی ملاقات های ما با عید ها و عزاداری ها، باعث محروم شدن ما از دیدن عزیزانمان می شد، این بار هم به خاطر ایام عید نمی توانیم ملاقات داشته باشیم. البته عید امسال برای ما عید نیست. البته برای خیلی ها هم نیست. برای همه مادران و پدرانی که فرزندان شان در کنارشان نیستند. برای همه فرزندانی که پدران و مادرانشان در زندان اند. و برای ما که نه تنها همسرم بلکه بسیاری از عزیزترین دوستانمان هم در زندان هستند. این مدت آن قدر خبر دستگیری شنیده ایم که گاهی غصه های دیگران باعث می شود غم خود را از یاد ببریم. به خصوص این روزها وقتی یکی از بهترین دوستان و همراهان همه این روزهای سخت، فخرالسادات محتشمی پور در زندان است، حتی تصور شاد بودن برای عید هم برای ما غیر ممکن است. خانم محتشمی پور همیشه همراه و حامی همه خانواده های زندانیان سیاسی بود و با انرژی و ایمان قوی اش، به همه قوت قلب می داد. مقاومت او همیشه بی نظیر است و آرزوی هر روز من و فرزندانم این است که هر چه زودتر از زندان آزاد شود. در واقع آرزوی من آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی در آستانه عید نوروز است. گرچه این روزها سعی می کنیم برای آزادی عزیزانمان زیاد به خود امیدواری ندهیم. چون بارها امید ما را ناامید کرده اند و ما دیگر توان این همه لحظه شماری و انتظار را نداریم.
نظر خود آقای امین زاده درباره این شرایط چیست و این حبس های طولانی مدت را چگونه ارزیابی می کنند ؟
ایشان همیشه به آینده خوش بین هستند و امید دارند و حتی این حبس های طولانی هم نمی تواند ایشان را که دوران جوانی شان را در انقلاب و مبارزه با ظلم گذرانده اند و بعد از آن هم سال ها در پست های مهم دولتی مشغول خدمت به کشورشان بوده اند، از تلاش در جهت آرمان هایشان باز دارد.
آقای امین زاده چندی پیش خاطرات شان را از زندان در دوره اول بازداشت شان منتشر کردند، آیا در این دوره هم ایشان خاطراتشان را می نویسند ؟
بله فکر می کنم همسرم هنوز هم به نوشتن خاطراتش ادامه می دهد. حتی اگر این خاطرات را روی کاغذ هم ننویسد، مطمئنم آنها را برای همیشه در ذهنش ثبت خواهد کرد .
همسرتان روزهایش را در زندان چگونه می گذراند ؟شنیده ایم که بند ۳۵۰ امکانات رفاهی مناسبی هم ندارد ؟
بیشتر کتاب می خوانند و مشغول ترجمه چند کتاب انگلیسی هستند. البته دسترسی به همه کتاب هایی که می خواهند وجود ندارد ، اما به هر حال ترجیح می دهند بیشتر مطالعه کنند. ایشان پیش از این کلاس های روابط بین الملل برای دیگر زندانیان هم بندشان برگزار می کردند که بعد از اعمال محدودیت های بیشتر در بند ۳۵۰ و به خصوص ایجاد محدودیت برای برگزاری کلاس های همسرم ، این برنامه هم حذف شد.
بعد از گذشت بیش از یک سال و نیم از حوادث بعد از انتخابات شما برای پی گیری وضعیت همسرتان به چه جاهایی مراجعه می کنید و ایا این نهادها پاسخگویتان هستند ؟
ما بارها به دادستانی مراجعه کردیم و تقاضای ملاقات با ایشان را کرده ایم، اما هیچ ترتیب اثری داده نشده است. هم چنین چندین نامه برای رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده ایم. اما در واقع هیچ مقام مسئولی پاسخگوی ما نیست.
خانم اصغر زاده خود شما این روزها چه وضعیتی دارید؟ ایا تحمل این شرایط برایتان دشوار نیست به ویژه که همسر شما مدت ها جز مدیران ارشد و مسوولان همین نظام بوده اند ؟
مسلماً تحمل این شرایط برای ما بسیار دشوار است. هیچ گاه سال ۸۸ را فراموش نمی کنم. آن زمان که برای دستگیری همسرم به خانه ما حمله کرده بودند و در خانه مان را شکسته بودند. ما آن زمان در خانه نبودیم، اما یادم هست وقتی به خانه برگشتیم و با چنین شرایطی مواجه شدیم، بسیار متعجب شده بودیم. حتی بارها به مسوولان نامه نوشتیم و پرسیدیم چرا با کسانی که این گونه به حریم خانه ما حمله کرده اند برخوردی نمی کنند ؟ واز آنها بازخواست نمی شود. راستش ما لااقل انتظار داشتیم برای کسانی که روزی جزء مدیران شاخص این کشور شمرده می شدند و سال ها در مسئولیت های مختلف برای میهنشان تلاش کرده اند، احترام قائل شوند و با آنها این گونه برخورد نکنند. هیچ وقت آن روزی که همسرم را برای اولین بار بعد از تحمل ۱۰۰ روز انفرادی دیدم فراموش نمی کنم. به شدت لاغر شده بود و چشمانش گود افتاده بود. موهایش را تراشیده بودند و کت و شلواری را که موقع دستگیری اش پوشیده بود به او داده بودند که دوباره به تن کند. کت و شلواری به شدت چروک که برایش بسیار گشاد بود. من و دخترم تمام توان خود را جمع کردیم که با دیدن او در آن وضعیت گریه نکنیم… بگذریم از آن روزها، فقط می خواهم بگویم تک تک این روزهایی که دور از همسرم بوده ام، بی نهایت سخت بوده است و ما از حق خود برای اینهمه ظلم که در حقمان شده است نخواهیم گذشت.
می خواهم بدانم شیرین ترین خاطره شما در این مدت چه زمانی بوده است ؟
نمی توان اسم هیچ کدام از این خاطرات را شیرین گذاشت، اما وقتی همسرم به مرخصی آمد و توانستم او را آزاد و بدون هرگونه دوربین و نگاه نامحرمی در آغوش بکشم بی اندازه شاد بودم. این دو سال به من آموخت که چقدر زندگی دور از او برایم سخت است. در حقیقت این سختی ها بیشتر از اینکه ما را از هم دور کند، باعث نزدیک تر شدن مان شد.
پس نبودن ایشان در نوروز باید برای تان خیلی ناراحت کننده باشد ؟
نبودن همسرم و دیگر عزیزان دربند در ایام نوروز بسیار آزاردهنده است. شاید هیچ کس جز خانواده های زندانیان سیاسی درک نکند که تحمل ندیدن عزیزانمان در آستانه سال نو تا چه حد سخت است.
و تلخ ترین خاطره تان در این مدت چه بوده است ؟
همه این روزهایی که تا به امروز گذشته اند تلخ بوده اند. اما وقتی در آن ایام بی خبری مطلق از همسرم شنیدم پدرم به علت تومور مغزی در بستر افتاده است، این تلخی برایم بسیار بیشتر شد.
اگر صحبتی با مسوولان قضایی دارید بفرمایید ؟
ما تا کنون بارها برای آنها نامه نوشته ایم. این بار دیگر صحبتی با مسوولان ندارم و تنها در انتظار خبر خوب آزادی همه عزیزان دربند می مانیم، تا شاید این دشواری ها هر چه زودتر پایان یابند.
دولت بحرین به مدت سه ماه اعلام حالت فوق العاده کرد
به گزارش رویترز، تلویزیون دولتی بحرین به مدت سه ماه حالت فوق العاده اعلام کرد.
این تلویزیون در ادامه گزارش خود اعلام کرد که ” حمد بن عیسی آل خلیفه” پادشاه بحرین به فرمانده نیروهای وزرات دفاع این کشور دستور داد که همه تدابیر لازم را برای حمایت از کشور و شهروندان اتخاذ کنند.
این در حالی است که نیروهای امنیتی بحرین که هیچ قانونی را رعایت نمی کنند، روز گذشته در میدان لولو به تیراندازی به سمت تظاهرات کنندگان صدها نفر از آنها را زخمی کردند و بیمارستان های بحرین به علت حضور تعداد بسیار زیاد مجروحان، در حالت فوق العاده قرار داشت.
رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس، با اعلام فراگیر شدن برخی بیماریهای خاص مانند تب برفکی و آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان در جمعیت دام و طیور کشور، گفت: واردات انبوه گوشت و تخممرغ، موجب خسارتهای بزرگی به تولیدکنندگان داخلی شده است.
عباس رجایی در گفت و گو با خبرنگار خانهملت افزود: هیئت تحقیق و تفحص کمیسیون کشاورزی، از واردات دام زنده، گوشت و تخم مرغ با توجه به اپیدمیک بودن بیماریهای دام و طیور، از سازمان دامپزشکی کشور خواسته است تا گزارش کاملی از عملکرد خود را در سالهای ۸۸ و ۸۹ به این کمیسیون ارائه دهد.
وی ادامه داد: آلوده بودن جمعیت دام سنگین و سبک و همچنین طیور کشور به بیماریهای مشترک میان انسان و حیوان، موجب افزایش واردات این محصولات شده است و به همین علت تولیدکنندگان داخلی این اقلام با زیانهای کلان مالی روبهرو شدهاند.
نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: با توجه به حجم کار فزاینده مجلس در بررسی برنامه بودجه و نبود زمان کافی تا پایان سال، بررسی عملکرد سازمان دامپزشکی به سال آینده موکول میشود.
رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی بیان کرد: سازمان دامپزشکی کشور متعهد شده است تا پیش از پایان امسال اسناد و مدارک لازم برای بررسی عملکرد خود را به کمیسیون کشاورزی تقدیم کند.
پیش از این، آلوده بودن مرغهای تخمگذار کشور به بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان موجب پایین آمدن مصرف تخممرغهای داخلی و رونق گرفتن واردات انبوه این محصول شده بود.
رئیسمجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: مطمئناً مردم فهیم ایران، خوب میدانند دشمنان دوستنمای ما در داخل و خارج با برنامه شوم «تفرقهانداز و حکومت کن» که ترجمه سیاست شیطانی «فرّق تسد» استعمار پیر است، درصددند تا با ناکارآمد جلوه دادن جمهوری اسلامی در اداره جامعه، اسلام را در تعارض با جمهوریت نشان دهند و با حمایتهای خویش از متحجرین افراط گرا که نمونه آن را در خلق القاعده و طالبان دیدیم، چهره لطیف اسلام را با نسبت دادن خشونتها به مسلمانان مخدوش نمایند.
به گزارش ایلنا، آیتالله هاشمی رفسنجانی در نوشتاری به مناسبت ۲۹ اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت به بیان دیدگاههای خود پرداخته است.
متن این دیدگاه در ادامه میآید:
ایران اسلامی در میان کشورهای اسلامی و غیراسلامی دنیا، ویژگیهای منحصر به فردی دارد که به مصداق شعر «دشمن طاووس آمد پر او» از گذشتههای دور مطمع نظر یغماگران و چپاول پیشگان بود است.
دین مبین اسلام، مکتب متعالی تشیّع، مقبره شناسایی شده ۱۶ پیامبر خدا، قدمت توحیدگرایی و دینداری، تمدن باسابقه طولانی، فرهنگ غنی مردمی، سوابق حاکمیتهای مثبت و منفی در طول تاریخ، قومیتهای گوناگون و زبانهای متفاوت، وجود اماکن باستانی و زیارتگاههای متعدد، تاریخ مشعشع علم و دانش، وجود مراکز دانشگاهی مانند جندیشاپور و زیج ایلخانی، حضور مؤثر پزشکان ایرانی در اقصی نقاط معموره دنیای قدیم، استعدادهای درخشان، دستاوردهای خیرهکننده دانشهای جدید، همچنین برخورداری از جغرافیای راهبردی به عنوان چهارراه ارتباطی جهان، بهترین، کوتاهترین و امنترین مسیر لولههای انتقال انرژی به غرب و شرق جهان، وجود دو دریا در شمال و جنوب، مناطق کویری، کوهستانی، جنگلی و جلگهای، وجود همزمان چهار فصل سال در مناطق مختلف کشور، معادن گوناگون و منابع مختلف، به خصوص منابع انرژی و به ویژه نفت و گاز، ایران را کلکسیونی از انواع موهبتهای الهی کرده و این همه امتیازات برای اینکه از یوغ استعمارگران رهایی یابد و به معنای کامل کلمه در خدمت مردم باشد، برخلاف دولتهای مستعجل حاکمیتهای قلدرمأبانه، نیاز به یک ساختار پایدار و مترقی داشت که الحمدلله همزمان با زمزمه دمکراسی در جهان، در قرن گذشته انقلاب مشروطه و در این قرن انقلاب اسلامی بهترین نوع آن، یعنی مردمسالاری دینی را در این سرزمین پهناور پایهریزی کرد.
انقلابی که با همراهی مردم، رهبری امام راحل و پیشتازی روحانیت، روح استقلالطلبی و آزادیخواهی را نه تنها به ایران، بلکه در کالبد استبداد زده ملتهای مسلمان و ستمدیده منطقه و جهان دمید که نمونههای آن را امروزه در کشورهای تونس، مصر، الجزایر، لیبی، یمن، اردن، بحرین و… میبینیم. انقلابی که با نواختن آهنگ بیداری در جان خوابآلود ملتها، رویای استیلای تفکرات لیبرالی و مارکسیستی غرب و شرق بر کشورهای مسلمان را برای چپاول منابع، به کابوسی وحشتناک برای آنها مبدّل کرد و به روند تدریجی حرکت جوامع برای حذف دیکتاتوری و دخالت مردم بر سرنوشت خویش سرعتی مضاعف بخشید.
از میان عوامل متعدد تسریع در سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت در ایران، به اعتصاب کارکنان شرکت نفت اشاره میکنم که با حکم امام(ره) برای عضویت در هیأت حل مشکل سوخت مردم در زمستان سرد قبل از طلوع خورشید پیروزی در بهمن ۵۷، شاهد عینی اهمیت این ماده برای سقوط یا بقای حکومت نامشروع پهلوی بودم. اعتصابی که به دلیل اختلال در تولید و توضیع صدور نفت، نه تنها رژیم پهلوی را به خاطر خوشخدمتیهای سابق در تقدیم نفت فراوان و ارزان به غرب، از چشم قدرتهای استکباری انداخت، بلکه ماشین جنگی ژاندارم پرطمطراق منطقه را در سرکوب راهپیماییهای مردم در شهرهای مختلف زمینگیر و مستأصل کرد.
نفت، این ماده طبیعی و موهبت خداوندی که اکتشافش در ایران تاریخی صد ساله دارد، استکباریون را بر آن داشت تا برای استثمار آن، در اجرای نقشههای شیطانی خویش در جهت انتخاب حاکمان غیرمردمی و دستنشانده دقت کنند تا به قول آن مورخ انگلیسی مبادا ایرانیان مانع رسیدن «این مایع سیاه شوند که خون رگ اقتصاد بریتانیاست» و چرچیل، صریحاً میگفت: «بقای عظمت امپراطوری ما ایجاب میکند که مالکیت یا حداقل کنترل منابع نفتی ایران را به هر قیمتی که شده، به دست آوریم.» (۲۹ اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت، انتشارات وزارت نفت، ۱۳۶۵، ص ۱۸)
نگاهی از سر تأمل به اتفاقات مهم تاریخ ایران در یک قرن گذشته نشان میدهد که نفت و منابع دیگر انرژی فسیلی، محور تصمیمسازان و تصمیمگیران در خارج از مرزهای ایران برای استیلای بر این سرزمین خدا خوب کرده، بود.
از سال ۱۲۷۸ که اولین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان کشف شد، غرب با طمع چپاول و به لطایف الحیل قراردادهای استعماری را بر دولتهای غیرمردمی تحمیل کرد و اوج همکاری استعمار و استبداد معاهده ۱۳۱۲ بود که اتفاقاً به مصداق مثل معروف «عدو شد سبب خیر اگر خدا خواهد» همان یکی از دلایل زمینهساز شکلگیری نهضت ملی شدن صنعت نفت بود.
قرارداد الحاقی را به مجلس بردند، ولی نمایندگان مجلس تحت فشار افرادی چون آیتالله کاشانی و دکتر مصدق از تصویب آن امتناع کردند. عدم تصویب این لایحه و مباحثاتی که درباره آن در گرفت، باعث آگاهی مردم از ماهیت استعماری قراردادهای پیشین شد و زمینه را برای مخالفتهای بعدی و تلاش برای ملی شدن صنعت نفت فراهم ساخت. اما نفت سرمایهای نبود که استعمارگران دست بردارند و دیدیم که برای تداوم حضور خویش در منطقه و ایران، شولای ژاندارمی را بر اندام نارسای رژیم پهلوی دوختند تا بشکه بشکه نفت را زیر لوای آن ببرند و این روند تا مقطع تاریخی پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و نقطه انقطاع آن اعتصاب کارکنان نفت بود که پیش از این گفتم.
از همان روزهای اول پس از پیروزی انقلاب معلوم بود قدرتمندان آن روز جهانی و سردمداران دو بلوک شرق و غرب، پیروزی یک انقلاب، آن هم با ماهیت واقعی اسلامی و مردمی را در مهمترین زنجیره سیاستهای خویش برنمیتابند و با همه تضادها، برای تأمین منافع حیاتی خویش، هم رأی و همراه میشوند.
لغو قراردادهای علمی، اقتصادی و نظامی، بلوکه کردن داراییهای ایران، تحریمهای همهجانبه، تسلیح گروهکها، شورشهای کور، غائلههای منطقهای، کوبیدن بر طبل اختلافات قومی و قبیلهای، القای تجزیهطلبی، ناامنیهای اجتماعی و سیاسی، حذف شخصیتی و فیزیکی شخصیتهای مقبول و مؤثر در بسیج مردم، بزرگنمایی بعضی از تندرویها، ترویج ایرانهراسی و تبلیغ خطرهای خودساخته بنیادگرایی اسلامی و… از جمله دسیسهها و توطئههای دشمنان در نخستین سالهای پس از پیروزی بود که وقتی با ثبات وفاداری مردم به انقلاب و روحانیت، ناامید شدند، بر غرور کاذب یک دیکتاتور خونآشام در همسایگی ایران سوار شدند و ارتجاع را به خدمت گرفتند و یک جنگ تمام عیار و نابرابر را علیه یک انقلاب نوپا تحمیل کردند که از میان قوای نظامیاش، ارتش با قطع لجستیک، سرگرم تصفیه امرای خویش بود و سپاه پاسداران نهال کوچکی بود که فقط با ایثار جوانانش مشغول تأمین امنیت در داخل و بعضی از مناطق مرزی بود.
دشمنان استکباری که با هدف چنگاندازی مجدد بر منابع غنی نفت و گاز ایران، مترصد فرصتی برای انحراف انقلاب و برگشت خویش بودند، حزب بعث عراق را با وعده فتح یک هفتهای تهران یا حداقل الحاق خوزستان به خاک آنها، چنان ترغیب کردند که بخشهای مهمی از پنج استان کشور در سراسر مرز شمال غرب، غرب و جنوب، به ویژه مناطق نفت خیز در نفت شهر و خوزستان به اشغال آنان درآمد.
خدای بزرگ را سپاس که در کنار همه منابع و امکانات مادی و معنوی، جوانانی با شور و مردمی باشعور را به ایران اسلامی داد که فوج فوج به سوی جبههها رفتند و در تاریخ ۸ سال دفاع مقدس، صحنههایی رقم زدند که هنوز دشمنان در دانشگاههای جنگ خویش تجزیه و تحلیل میکنند.
در طول سالهای جنگ، نفت محور برنامههای دشمنان برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی بود که علاوه بر بمباران مناطق نفتخیز و تلاش برای اخلال در صدور نفت، جنگ نفت کشها مقطعی بسیار مهم است.
مخصوصاً آمریکای مغرور با نصب پرچم خویش بر کشتیهای کشورهای جنوب خلیجفارس و اسکورت نظامی آنها، درصدد تحقیر ایران بود که لحظههای اصابت موشک به نفتکش غولپیکر و اصابت یکی از کشتیها به مین، اصابت اشتباهی موشک عراق به ناو نظامی آمریکا، آن هم در مقابل چشم خبرنگاران فراوانی که برای ترسیم اقدامات خویش آورده بودند، از لحظات ماندگار تاریخ دفاع مقدس است.
به هر حال جنگ با همه فراز و فرودهای خویش با پیروزیهای نظامی و پیروزی سیاسی ایران به پایان رسید و انقلاب اسلامی براساس منویات معمار کبیر خویش که دستور تدوین سیاستهای سازندگی را صادر فرموده بودند، آستین همت خویش را بالا زد تا در کنار عقبافتادگیهای ۸ سال جنگ و عقبماندگیهای دوران سلاطین مستبّد، ایران اسلامی را آنگونه بسازد که در شأن ایران و ایرانی است.
از سال ۱۳۶۸، دولت، مجلس و همه مسئولان با تدوین برنامههای اول و دوم پنج ساله به سوی زیرساختها و زیربناها رفتند که به گواه دوست و دشمن قدمهای بزرگی برداشته شد.
نکته حائز اهمیت در این برنامهها که شاید نکتهای بسیار ظریف در عنوان روز ۲۹ اسفند هم میباشد «روز ملی شدن صنعت نفت» است. اما باید اعتراف کرد که تا آن روز تمام دانش ما از «صنعت نفت» در استخراج نفت خام به کمک اجانب خلاصه میشد و برای تصفیه آن هم فقط چند پالایشگاه محدود داشتیم. حال آنکه نفت در پایین دست خویش صنعتهای فراوانی دارد که اگر به آن توجه شود، ارزش افزوده تولید این ماده خام را چندین برابر میکند.
یکی از برنامههای دولت سازندگی در برنامههای اول و دوم، توجه به این نکته مهم بود که پالایشگاهها و پتروشیمیهای متعدد، از جمله در نقاط محروم و مرزی کشور ساخته شود که نتایج امروز از دستاوردهای این توجه بود.
اواخر سال ۱۳۷۵ بود که رهبر معظم انقلاب طی حکمی جدید به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، تدوین سیاستهای کلی نظام را که براساس قانون اساسی پس از مشورت با مجمع از وظایف ایشان بود، سرلوحه کارهای برنامه نویسی کشور قرار دادند و در این رهگذر در مجمع تشخیص با استفاده از تجربیات ارزنده دوران سازندگی، برنامه ۲۵ ساله «طرح ایران ۱۴۰۰» یا «تمدن بزرگ ایران اسلامی»، تدوین «چشمانداز ۲۰ ساله نظام» و به تبع آن «اصلاح سیاستهای صدر و ذیل اصل ۴۴» آغاز شد که میتوانست «یک انقلاب اقتصادی» را به دنبال داشته باشد.
یکی از رویکردهای مهم سند چشمانداز، انقطاع بودجه کشور از وابستگی به نفت بود که رهبری نظام با بیان آرزوی بستن آخرین چاه نفت، ضرب الاجلی مشخص کردند، اما با بحثهای کارشناسی در مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار شد، این مهم سالی ۱۰ درصد و طی ۱۰ سال انجام شود که متأسفانه به دلایلی که در این مجال نمیگنجد، عملی نشد.
به عنوان یکی از مسئولان جمهوری اسلامی که از آغاز تاکنون در عرصههای تقنینی، دفاعی، اجرایی و بعدها تصویب سیاستهای کلی و چشمانداز در رأس تصمیمگیریها بودم، با علم به زمینهها و ظرفیتها، اعلام میدارم که ایران با لحاظ همه ویژگیها، از سرآمدترین کشورهای جهان است و احراز رتبه اول در میان ۲۸ کشور منطقه که هدف چشمانداز است، طبیعیترین حق است و اگر چنین نباشد، مطمئن باشید آیندگان ما را نمیبخشند و خداوند هم که با فرصت انقلاب اسلامی، حجت را بر ما تمام کرد، نمیبخشاید.
مهم نیست که در چه مقام و منصبی باشیم، آنچه مرا میتواند خشنود کند، رویش انقلاب و تعمیق ارتباط مردم با آن است که میدانم اگر چنین باشد، عنودترین دشمنان داخلی و خارجی با شیطانیترین ترفندها نیز نمیتوانند در راه پیشرفت کشور مانعتراشی کنند.
حال که به پایان سال ۱۳۸۹ نزدیک میشویم، دعای آغاز سال را یادآوری مینمایم و از درگاه خدای «محوّلالاحوال» و «مقلّبالقلوب والابصار» میخواهم که در تمام «لیل و النهار» زندگی مردم و ما را «احسنالحال» گرداند تا همراه با بیداری زمین و رویش گل و گیاه، همدلی ملی و تقویت ایمان قلبی، برگ و بار ما در سال آینده باشد.
مطمئناً مردم فهیم ایران، خوب میدانند دشمنان دوستنمای ما در داخل و خارج با برنامه شوم «تفرقهانداز و حکومت کن» که ترجمه سیاست شیطانی «فرّق تسد» استعمار پیر است، درصددند تا با ناکارآمد جلوه دادن جمهوری اسلامی در اداره جامعه، اسلام را در تعارض با جمهوریت نشان دهند و با حمایتهای خویش از متحجرین افراط گرا که نمونه آن را در خلق القاعده و طالبان دیدیم، چهره لطیف اسلام را با نسبت دادن خشونتها به مسلمانان مخدوش نمایند.
توصیهام به مردم شریف و کمال جوی ایران، به خصوص جوانان پرشور و نشاط این است که با تقویت روح اسلامی و ایرانی، بر صفا، صمیمیت، یکدلی و یکرنگی خویش بیفزایند و نگذارند کدورتهای فردی، باعث مرارتهای اجتماعی شود و در هر مسئولیت و در هر مرحله از شغل و تحصیل هستند، برای افزایش توان ایران اسلامی در همه ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بکوشند.
در پایان به عنوان کسی که نیم قرن از عمر ۷۷ ساله خویش را در سطوح مختلف مبارزه و مسئولیت ها، گذرانده و همه تجربهها از بدترین بازجویی، زندان، شکنجه، متواری بودن، توهین و تهمت گرفته تا شهرت، مقبولیت، محبوبیت، حکومت و قدرت را در عالیترین درجات چشیده، میگویم که خداوند و قرآن بهترین پناهگاه و صداقت در گفتار و رفتار، بهترین جایگاه برای انسان در زندگی است و سعی کنید برای خوش آمد شخص یا گروه، دروغ نگویید و از ریا و تملّق بپرهیزید و خدا و خلق خدا را از خود نرنجایند که پایان کار آن«خسر الدنیا و الاخرة» است.
نازنین خسروانی بعد از تحمل چهار ماه و نیم حبس در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات آزاد شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، نازنین خسروانی روزنامه نگار که ۱۱ آبان ماه سال جاری در منزل پدری خود بازداشت شده بود، بعد از ظهر امروز با تودیع وثیقه ی ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
وی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشته است.
کلمه: پنجشنبه آخر سال در پیش است؛ روزی که بسیاری از ایرانیان بر سر مزار عزیزان ِ درگذشتهی خود میروند تا در آخرین شب جمعهی قبل از سال نو، با فاتحه و صدقه روح آنها را شاد کنند.
سال گذشته در آخرین پنجشنبهی سال، بسیاری از مردم به طور خودجوش بر سر مزار شهدای جنبش سبز در بهشت زهرای تهران و چند شهر دیگر ایران حاضر شدند تا در پایان سال دشواری که گذشت، یاد آن عزیزان را گرامی بدارند.
امسال هم گروهی از فعالان سبز از مردم دعوت کردهاند تا در آخرین پنجشنبهی سال، خانوادهی شهیدان سبز را تنها نگذارند. آنها روز پنجشنبه ۲۶ اسفندماه را «روز ایستادگی» نامگذاری کردهاند و از همگان خواستهاند تا در این روز، در سه برنامه پیشنهادی زیر حضور یابند:
- حضور بر سر مزار شهدای راه سبز ایران و ابراز همراهی و همدردی با خانوادهی شهدا
- روشن کردن شمع در محلهها و بر سر هر کوچه و خیابان در ساعت ۶:۳۰-۷:۳۰ بعدازظهر
- حضور در پشتبامها در ساعت ۱۰ شب برای الله اکبر گفتن شبانه
همچنین فعالان سبز در برخی شبکههای اجتماعی، آدرس مزار تعدادی از شهدای سبز را منتشر کردهاند که – با وجود نقص آن و از آنجا که در این فرصت اندک، امکان تهیهی فهرست کاملتری وجود ندارد – کلمه آن را عینا منتشر میکند.
تصویر در اندازهی بزرگتر

در محلهها
انتشار شاخص اجاره بهای مسکن از سوی بانک مرکزی نشان می دهد که در ۶ سال گذشته اجاره بها بیش از ۱۳۹ درصد رشد کرده است.
به گزارش خبرآنلاین، افزایش اجاره بهای مسکن به عنوان یکی از مشکلات عمده خانوارهای ایرانی محسوب می شود. آمارها نشان می دهد هزینه مسکن در سبد خانوار ایرانی به سرعت رشد کرده است به طوری که سهم هزینه مسکن از ۲۸٫۵ درصد در سال ۷۹ به ۳۵٫۳ درصد در سال ۸۷ و طبق آخرین گزارش بانک مرکزی با توجه به رکود بازار مسکن در سال ۸۸ این سهم به حدود ۳۳٫۳ درصد رسیده است.
این سهم هزینه ای در سبد هزینه خانوارهای ایرانی بالاترین هزینه بین ۱۲ گروه کالاها و خدماتی است که در سبد مصرف خانوارهای ایرانی قرار دارد و بعد از هزینه مسکن تنها گروه کالایی که سهم عمده ای در هزینه خانوارها به خود اختصاص می دهد هزینه مربوط به خوراکی ها و نوشیدنی ها است که حدود۲۵ درصد از هزینه هر خانوار ایرانی را شامل می شود.
به عبارت ساده در حالی که بزرگترین دغدغه خانوارهای شهر نشین محسوب می شود دولت نتوانسته است طی سالهای ۸۴ تا ۸۹ به درستی هزینه مسکن را مدیریت کند. نگاهی به امارهای بانک مرکزی در مورد بدجهخ خانوارهای شهر نشین گواه آن است که بیشترین میزان افزایش سهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوارهای ایرانی طی سالهای ۸۴ تا ۸۸ اتفاق افتاده است یعنی در حالی که طی سالهای ۷۸ تا ۸۳ نوسان هزینه مسکن در سبد خانوار در حدود یک درصد بوده و متوسط این هزینه در سبد مصرف خانوارهای ایرانی در حدود ۲۹ درصد باقی مانده است به ناگهاد از سال ۸۴ تا ۸۸ می بینیم که این هزینه به شدت افزایش پیدا کرده است.
افزایشی که از یک سو ناشی از افزایش قیمت مسکن در مناطق مختلف کشور بوده است و از سوی دیگر ناشی از رشد شدید هزینه های اجاره بهای واحدهای مسکونی در مناطق مختلف شهری بوده است.
به تازگی بانک مرکزی سلسه گزارهایی در زمینه شاخص بهای اجاره بها در مناطق شهری منتشر کرده است کاری که پیش از این توسط مرکز امار ایرانی انجام می گرفت که در نیمه دوم سال جاری متوقف شده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی که اخرین گزارش ان مربوط به سه ماهه سوم سال ۸۹ است رشد این شاخص نشان می دهد طی سالهای ۸۴ تا پایان آذر ماه سال ۸۹ میزان اجاره بها در مناظق شهری کشور معادل ۱۳۹٫۶ درصد رشد پیدا کرده است.
رشدی که تبعات آن در سبد مصرف خانوارها به خوبی مشهود است اگرچه به روایت بانک مرکزی بر اساس شاخص قیمت استخراجی که به قیمت ثابت محاسبه می شود این رشد در سال ۸۹ به نسبت کند شده است به طوریکه نسبت رشد سه ماهه سوم سال جاری نسبت به مدت مشابه در سال ۸۸ تنها حدود ۶ درصد رشد داشته است و نرخ رشد در این دوره نسبت به سه ماهه قبل از آن یعنی تابستان سال ۸۹ تنها رشدی بالغ بر ۲٫۵ درصد را نشان می دهد.
اجاره به روایت مرکز آمار
ولی ارقام منتشر شده بر اساس گزارش های مرکز آمار ایران که بر اساس قیمت های جاری منتشر می شود و از سامانه نقل و انتقال مسکن استخراج می شود البته در مورد شهر تهران نشان می دهد میزان رشد اجاره بها در نیمه اول سال جاری نسبت به نیمه اول سال ۸۸ رشدی معادل ۲۰ درصد در اجاره بها اتفاق افتاده است و متوسط اجاره بهای هر متر واحد مسکونی در نیهم اول سال جاری در شهر تهران به نزدیک ۹۶۰۰ تومان رسیده است؛ یا به عبارت ساده تر یک آپارتمان ۷۵ متری در شهر تهران (متراژ پایه واحد مسکن مهر) در پایان تابستان در شهر تهران ماهیانه اجاره ای معادل ۷۲۰ هزار تومان دارد که البته این اجاره بها متوسط کل مناطق شهری است.
این روند افزایش اجاره بها در واقع یکی از اصلی ترین سیاستهای برنامه چهارم در زمینه تغییر و اصلاح ساختار تقاضای مسکن را متوقف کرد. برنامه ریزان در برنامه چهارم تلاش داشتند فضای تقاضای مسکن را از تقاضای خرید مسکن به سمت اجاره سوق دهند و تقاضای ملکی از این طریق کاهش پیدا کند که در این رابطه طرح هایی نیز مد نظر بود که از آن جمله تشکیل شرکتهای برزگ اجاره داری نیمه دولتی بود که اقدام به خرید املاک احداث شده از سوی انبوه سازان کرده و آنها را اجاره می داند.
ولی دقیقا در سالهایی که باید برنامه چهارم اجرا می شد تزریق بی رویه نقدینگی به بازار مسکن باعث رشد شدید قیمت ها در بازار مسکن و در نهایت جهش قیمت در اجاره بها شد که این دو مسئله بازهم باعث شد تقاضا در بازار مسکن به سمت تقاضای تملیکی حرکت کند.
در نهایت دولت برای جبران این اتفاق سیاستهای انقباضی را در پیش بگیرد و نتیجه این سایستهای انقباضی نیز رکود بازار مسکن بود رکودی که اگر چه قیمت های مسکن را نسبت به اوج گیری سال ۸۶ و ۸۷ کاهش داد ولی نتوانسته است التهاب بازار مسکن را از آن بگیرد و تاثیر این روند در اجاره بها طی دو سال رکود بازار خرید و فروش کاملا مشهود بود.
نگاهی به اجاره بها از منظر بانک مرکزی
نگاهی به روند تغییرات شاخص بهای اجاره واحدهای مسکونی استخراج شده توسط بانک مرکزی چند نکته را نشان می دهد که می تواند برای برنامه ریزان مسکن قابل توجه باشد.
بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی بیشترین رشد طی دوره مورد بررسی مربوط به شهرهای کوچک بوده است یعنی در حالی که شاخص بهای اجاره در شهرهای بزرگ در پایان آذر ماه سال جاری به رقمی معادل ۲۳۸ رسیده است شاخص بهای اجاره مسکن در شهرهای کوچک به عدد ۲۴۹ رسیده است.
این در حالی است که طی دو سال اجرایی برنامه مسکن مهر بخش عمده ای از طرحهای مسکن مهر در شهرهای متوسط و کوچک کشور به اجرا در آمده است و باید بر اساس همین شاخص آنچه در بازار مسکن اجاره بهای شهرهای کوچک کاهش بیشتری پیدا می کرد. یعنی اگر دیدگاه «توسعه عرضه به مهار قیمت منجر می شود» دربازار دقیق عمل کند این اتفاق در مورد شاخص بهای اجاره نباید واقع می شد.
اما با توجه به آنکه افزایش ساخت وساز به رونق بازار در شهرهای کوچک منجر شده است می بینیم این رونق به افزایش قیمت منجر شده است و در حالی که مسئولین دولتی نگران فضای روانی بر بازار مسکن هستند به طوریکه برای جلوگیری از تاثیر این فضا جلوی انتشار داده های منعکس شده در سامانه معاملات مسکن را گرفته اند می بینیم که بازار از منافذی که ناشی از نگاه جزمی به بازار است آسیب دیده و رشد قیمت ها هرچند با نوسان در ان اتفاق می افتد.
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از ممنوعیت تردد موتورسیکلت ها از ساعت ۱۶ امروز در تهران خبر داد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، سردار سرتیپ حسین رحیمی همچنین از برخورد قاطع و بدون اغماض با رانندگان هنجارشکن خبر داد و گفت:مأموران راهنمایی و رانندگی، از ساعت ۱۶ امروز برای تسهیل در عبور و مرور شهروندان آماده باش هستند و با خودروهایی که مسیر تردد مردم را مسدود می کنند، به طور جدی برخورد می کنند.
مشخص نیست ممنوعیت مطلق تردد موتورسیکلت بر اساس چه قانونی اعلام شده است.

تهران، خیابان آزادی، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
مسئولان سایت دفتر رهبری، در اقدامی معنادار، سه روز پس از انتشار خبر محکومیت پسر آیتالله حائری شیرازی به زندان به جرم زمینخواری، یادداشتی از او را در تشریح اظهارات اخیر مقام رهبری منتشر کردند.
رسانهها در ابتدای هفته جاری خبر دادند که محمد طاهر حائری شیرازی معروف به شجاع، فرزند آیت الله حائری شیرازی، به شش سال حبس و بازگرداندن اموال عمومی محکوم شده است.
اتهام زمینخواری فرزند امام جمعه سابق شیراز، درو اقع متوجه شرکت تعاونی طوبی است که اعضای آن را خانواده آیت الله حائری و علیرضا نجابت داماد آقای حائری تشکیل می دهند.
مطلب آیتالله حائری شیرازی در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام رهبری منتشر شده، به تشریح ابعاد هشدار ایشان درباره اخلاق در دیدار با اعضای مجلس خبرگان میپردازد و عنوان «با دوستان درستی با دشمنان درشتی» برای آن انتخاب شده است.
در بخشی از این مطلب آمده است: نقد بلی، حرمتشکنی نه. ما میدانیم جوانان غیور ما اگر از بعضی آداب مبارزاتی در لحظاتی غفلت کردند، اما حجتگرا هستند، همین که پیام حجتشان به گوش آنها برسد تمکین میکنند و به سوی علم و پرچم خود برمیگردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر