-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 12/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



حسین درخشان بعد از ۲ سال زندان
 


خرید و فروش اجزای بدن در ایران
 


فالس نیوز: «حضرت زینب با گلایه از موسوی: حرکت زینبی ۱۴۰۰ سال پیش درحکومت سید علی کاربردی ندارد»


« فرمایشات موسوی بسیار متین و قابل تامل است و انجایی که ایشان در یاداشتش می‌نویسد "آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتابشدند دست‌نشانده‌ی آمریکا و اسرائیل؟"
 و لعنت بر سید علی  که مسئول مستقیم  ادم کشیهای  ظهر عاشور ۱۳۸۸ شمسی است.»

حضرت زینب در ادامه گفت: «بنده از این نواده برادر خودم میرحسین موسوی که بدنبال حرکت‌های زینبی است گلایه دارم و باید بگویم  سید علی خامنه‌ای روی یزید را در سفاکی سفید کرده است. اگر دیدی من در دربار و بارگاه یزید حرکت زینبی کردم و جلوی چشم یزید انتقاد کردم و عاشورا را افشا کردم و مردم را نسبت به عاشورا روشن کردم  دلیل نمی‌شود همین شیوه من (تحت نام حرکت زینبی) بعد از ۱۴۰۰ سال در دستگاه و بارگاه سیدعلی خامنه‌ای کاربردی داشته باشد. یزید با آن همه  جنایت انقدر ادم بود که به زنان و کودکان اسیر کربلای عاشورا توهین نکند و انها را ازار ندهد. ولی این نوه دیگر ما سیدعلی از یزید سفاک‌تر است و حتی خانواده زندانیان و کشته شدگان بدست عمالش را نیز زجر می‌دهد و اجازه کوچکترین انتقاد و حرف حقی را به نزدیکانش نمی‌دهد چه برسد به اینکه به خانواده اسرا و کشته‌شدگان دستگاه جبارش اجازه دهد حرکت زینبی کنند.»

 در اخر حضرت زینب گفت: «سلام مرا به میرحسین برسانید و بگوید اگر بدنبال آزادی هستی. راهکار دیگری پیداکن و حرکت زینبی ۱۴۰۰ سال پیش را فراموش کن. میرحسین عزیز اینقدر به گذشته نقب نزن که سید روح‌الله نوه دیگر برادر ما هم  به خاطر دوره طلایی‌اش در عذاب شدید قرار دارد و اگر می‌توانی به آینده نظر داشته‌باش و از گذشته عبور کن.»


 


«کمپین جشن‌های ایرانی»شب یلدا را سبز کنیم


ممکن است به علت خشونت‌های باور نکردنی جمهوری اسلامی، ما ترسیده و خاموش شده باشیم. ممکن است خودمان و ایران امروز را گرفتار در چنبره خشونت و تاریکی  شب های زمستان بی پایان سیاسی و اقتصادی ببینیم.

علیرغم شب‌های  تاریک و سیاه  جمهوری اسلامی، در  سراسر تاریخ ایران و شاید در تاریخ بشری، هیچ  شبی، هولناک‌تر، ترسناک‌تر و پیام آور مرگ و تاریکی برای انسانها به حد اولین شب زمستان نبوده.

در این بلندترین شب سال، پائیز رسماً به پایان می‌رسد. با فروریختن برگ‌ها، گیاهان به خوابی طولانی می روند. حیوانات، با استفاده از چربی که در تابستان در بدنشان ذخیره شده، خود را در شب های سرد زمستان زنده نگه می‌دارند. در طول تاریخ، با وجود آن که بشر، سراسر سال برای اندوختن آذوقه زمستانی کار و تلاش کرده است، دوره‌ای را آغاز میکند  که عطسه کودکی می تواند موجب سینه پهلو و  شاید مرگ سالمند خانواده  و یا خود کودک  شود. در شصت شب ترسناکی  که در پی  بلندترین شب سال می آیند، سرمای جانگداز زمستان، می تواند جان عزیزی را، چه فقیر و چه غنی، به یکسان برباید.

چقدر این شب می‌توانست برای مادران و مادربزرگان ما ترسناک بوده باشد.

با این حال، اگر از هر ایرانی‌ای درباره این شب بلند  تاریک و هولناک سئوال شود، بلافاصله درخشی از خاطرات زیبا  در چشم‌ها و خنده ای گرم بر صورت هایشان می نشیند و آنها زیر لب زمزمه کنان می‌گویند: «یلدا».

چگونه ممکن است در این بلندترین و تاریک‌ترین شب سال، انسان بتواند خاطراتی از امید، استقامت وشجاعت علیه خشونت زمستان خلق کند؟ ایرانیان برای این تغییر روانی باورنکردنی، کدام وسیله‌ای را در اختیار دارند؟ چگونه این وسیله اجتماعی می تواند به مبارزه بی‌خشونت  و جنبش سبز ارتباط پیدا کند؟

یک ایرانی به شما خواهد گفت که این وسیله، برگزاری جشن یلدا است. برخی از انسان‌شناسان (Anthropologist) به شما خواهند گفت که این آئین‌ها هستند که می‌توانند چنین کارکرد اجتماعی  باورنکردنی ای داشته باشند .بسیاری از روانشناسانی که نقش آئین ها را در خانواده ها مورد مطالعه قرار داده اند با این نظر موافق اند.

در حقیقت، علم، بیش از ۶۰ سال است که اهمیت و کارکرد آئین‌هائی مانند یلدا را مدّ نظر دارد. کلاید کلوکهون  Clyde Kluckhohn (1960-1905) استاد انسان شناسی در دانشگاه هاروارد، شاید بیشترین سهم را در نشان دادن اهمیت آئین های انسانی، همچون یلدا، دارد. او از جمع‌آوری مطالعات خود بر روی قبایل ناواهو درآمریکای شمالی که عمدتاً شکارچی و گرد آورنده  بودند، به این نتیجه رسید که آئین ها و جشن‌های آنان بر اساس غلبه بر ترس‌های اجتماعی، اضطراب و آسیب،  خود به خود  شکل گرفته‌اند. او متوجه شد که جشن‌های ناواهو ها، برای غلبه بر ترس‌ها و اضطراب از ناخوشی و بیماری‌هایی ساخته شده بودند که موجب وحشت قبیله بود. این قبایل سرخپوست که ناچار بودند هرچند گاهی برای احتیاجات شکار و جمع آوری آذوقه از جایی به جایی دیگر نقل مکان کنند، ناخوشی و بیماری اعضای خود را فرایند هولناکی میدیدند مثل زمستانی سرد و تاریخ.

هنگامی که کلوکهون، آئین ها، جشن‌ها، آوازها و اسطوره های سرخپوستان پوئبلو را مورد مطالعه قرار داد متوجه شد که آنها مشابه آئین‌ها و مراسم ناواهوئی‌ها هستند، با این تفاوت که کارکردهای مختلف دارند. سرخپوستان پوئبلو  که به مرور زمان به کشاورزی روی آورده بودند و دیگر از جایی به جای دیگر نقل مکان نمی‌کردند، اساسی ترین اضطراب اجتماعیشان  دیگر نگرانی از بیماری نبود، بلکه، آنان عمدتاَ درگیر نگرانی هایی مربوط به بارش باران و باروری زمین بودند و آئین ها و جشن‌های آنها هم برای رفع این اضطراب ساخته شده بود.۱

بدین ترتیب کلوکهون نتیجه گیری می‌کند که در محیطی پر از ترس، نگرانی و عدم اطمینان، برگزاری مراسم و آئین‌ها هستند که می‌توانند  فضائی پر از امید، آرامش  و ثبات بیآفرینند.

مطالعه روانشناسانی که بطور جداگانه بر روی این مراسم آئینی تحقیق کرده‌اند نیز، به همان نتایج مردمشناسان ختم می‌شود.

گروهی از روانشناسان ایتالیائی، معروف به گروه میلان، از آغاز دهه هزار و نهصد و شصت، بر روی مراسم آئینی مطالعه کرده و مقالاتی در باره آنها  منتشر کردند. گروه میلان، در مطالعات خود، به تأثیر بالای مراسم آئینی در کمک کردن به خانواده‌های ناسالم پی بردند و متوجه شدند که اجرای این مراسم می‌تواند موجب احساسی از تثبیت و آفریننده فضائی باشد که منجر به گشوده شدن شبکه‌های ارتباطی میان اعضاء یک خانواده گردد. بدین ترتیب، گروه میلان استفاده از مراسم آئینی در درمان خانواده‌ها را  اغلب ضروری می دانست.۲

نتایج کار این دسته از روانشناسان بر روی آئین‌ها، سایر روانشناسان در گوشه و کنار جهان، بویژه روانشناس هلندی «وَن دِر هارت» Van der Hart را نیز تحت تأثیر قرارد داد. وَن دِر هارت در سال 1978 کتابی با نام «آئین‌ها در روانشناسی: انتقال و تداوم»  منتشر کرد. ۳

جشن‌های ملی ایرانیان، که یلدا یکی از آنهاست، وسیله‌ای برای غلبه کردن بر مشکلات جنگ، نابسامانی، ترس، عدم اطمینان و اضطراب در قرن های متمادی بوده‌اند. علیرغم عواقب هولناک کشتار جمعی مغول‌ها، سیاه‌ترین سال‌های خلافت امویان، و در هرج و مرج پس از حمله اسکندر، ایرانیان با شرکت در برگزاری مراسمی مانند یلدا و از طریق حفظ آئین‌هایی  که نسل بعد از نسل به آنها امید، شجاعت و مقاومت بخشیده بود و برای  خانواده‌هایشان خاطرات دلگرم کننده  فراهم می‌کرد، هویت خویش را زنده نگه داشته و مراسمی برای ایجاد فضایی دور از اضطراب، ترس و نا‌امنی ساختند.

امروز که ایرانیان با زمستان تاریک و ناامن  جمهوری اسلامی مواجه هستند، می‌کوشند از روش‌ها و تکنیک‌های  خشونت پرهیز، برای مبارزات خود استفاده کنند. در هیچ زمانی از تاریخ ایران، برگزاری جشن‌های ایرانی  تا به این حد سودمند نبوده واهمیت نداشته است. در هیچ زمانی از تاریخ ایران، برگزاری جشن‌های ایرانی تا به این حد ضرورت نداشته است.

استفاده از نمادی سبز در یک میهمانی خانوادگی، کنسرت یا گردهمآیی شب یلدا، می‌تواند حامل پیام این نسل به دوستان و فامیل باشد که جنبش سبز زنده، امیدوار و برای ساختن آینده بر ستون‌های فرهنگ ایرانی، همچون یلدا آماده است.

همچنین کاربرد نماد سبز می تواند مبنی بر این پیام باشد که با زنده کردن دیگر مراسم فرهنگ ایرانی، همچون سده، چهارشنبه سوری،  تیرگان، اَمردادگان و سایر جشن‌ها، به عنوان ابزاری برای به دست آوردن دمکراسی و حقوق بشر از طریق مبارزات خشونت پرهیز کوشا هستیم.


بدین قرار، در چند هفته آتی، کمپینی  در فیس بوک، به نام «شب یلدا را سبز کنیم» خواهید دید. این جمله را در همه جا پخش کنید و در زنده کردن یلدا، با همان روح و فرهنگ  خشونت پرهیزی که در نوروز دیده میشود، به ما یاری دهید.

ممکن است چنین بنظر آید که «شب یلدا را سبز کنید»، قدم کوچکی در مواجه با این همه خشونت باور نکردنی در جمهوری اسلامی باشد. ممکن است کسی فکر کند که حتی اگر هزاران  نفر، در کنسرت‌ها یا میهمانی‌های شب یلدا، نمادی سبز با خود داشته باشند چندان تفاوتی در مبارزه برای آزادی ایجاد نخواهد کرد. در حالیکه ما بر این باوریم که برگزاری مرتب آیین‌های کهن ایرانی درهر ماه پس از ماه دیگر می‌توند به ابزاری نیرومند برای مبارزه با شرایط کنونی ایران باشد. پس ازبرگزاری مراسم  یلدا،  سده را زنده خواهیم کرد با این امید که فردی در جایی از ایران، با الهام گرفتن از جشن سده، آتشی روشن کند و فیلم آن را در یوتیوب بگذارد.

ما باور داریم که نمایش چنین ویدیوئی از آتش سده در یوتیوب می‌تواند به میلیون ها ایرانی در سراسر دنیا پیام امید بفرستد. پس از سده،  با جشن چهار شنبه سوری، ما کمپین جشن‌های ایرانی را ادامه می‌دهیم. کمپین، اطلاع رسانی برای کاربرد مچ‌بندها و نشانه‌های سبز در جشن های نوروز، سیزده بدر و مهرگان در سراسر جهان را ادامه خواهد داد. علاوه بر آن، برای زنده کردن اردیبهشتگان، تیرگان، اَمردادگان و سایر جشن‌های ماهیانه، به عنوان ابزاری برای مبارزه خشونت پرهیز برای جنبش سبزی که می‌خواهد ایران آتی را بر ستون‌هایی از فرهنگ و تمدن ایرانی بنا کند، کوشش خواهیم کرد.

همراه «کمپین جشنهای ایرانی» و اکنون «شب یلدا را سبز کنید» برای زنده کردن فرهنگ انسانیت، مهر و خشونت پرهیزی که  درمراسم نوروزی نهفته است باشید، با امید این که ما می توانیم ایرانی بسازیم با همان آرزوی نیاکان‌مان که در آن هر روزمان نوروز باشد و نوروزمان پیروز. 



۱.   Robert A. Segal  (1998) “The myth and ritual theory : an anthology “Blackwell Publishers . Malden MA.

۲. Evan Imber-Black, Janine Roberts and Richard Whiting. (1988)  “ Rituals in Families and Family Therapy”. Norton and Co. New York

۳. Evan Imber-Black, Janine Roberts and Richard Whiting. (1988)  “ Rituals in Families and Family Therapy”. Norton and Co. New York


 


اندوه لندن کشت ما را
 


اعترافات جدید تلویزیونی سكينه آشتياني



به گزارش گاردين، علي‌رغم انتشار آزادي اين متهم، وي همچنان در زندان است. آشتیانی در برنامه انگلیسی زبان «تودی ایران» در حالی که بر روی یک صندلی در اتاقی که به نظر مي‌رسد در منزلش است نشسته، درباره روابط خود با عیسی طاهری که متهم به قتل شوهرش است صحبت می‌کند.


از سوي ديگر سایت «پرس تی وی» این اخبار را تکذیب و اعلام کرد تصاویری که از آن دو در منزل‌شان منتشر شده مربوط به یک برنامه تلویزیونی است که آنها در آن صحنه جنایت را بازسازی می‌کنند.


در برنامه جمعه شب، سکینه آشتیانی بر خلاف سه برنامه تلویزیونی قبلی که با چادر ظاهر می‌شد و به زبان ترکی حرف می‌زد، این بار با روسری بود و به زبان فارسی نحوه آشنایی خود را با عیسی طاهری توضیح داد.


وی گفت: «یک روز که در منزل بودم، تلفن زنگ زد. گوشی را برداشتم و فردی که آن سوی خط بود حرف‌هایی زد که من مجبور شدم تلفن را قطع کنم. من او را نمی‌شناختم.

دوباره زنگ زد. وقتی که برای سومین بار زنگ زد، به من گفت که باید چیزی را به من بگوید و التماس کرد که قطع نکنم، او گفت که یکی از بستگان من است. ما قرار گذاشتیم که همدیگر را در پارک ببینیم.»

آشتياني در ادامه این برنامه می‌گوید عیسی طاهری به او گفته که می‌خواهد با او دوست شود و با وجود آن که هر دو  آنها متاهل بوده‌اند با یکدیگر ارتباط نامشروع برقرار کرده‌اند.

او سپس می‌گوید که عیسی طاهری پنج سال پیش تصمیم به قتل شوهر او گرفت: «یک روز او به من زنگ زد و گفت که بچه‌هایم را به خانه مادرم در تبریز بفرستم. وقتی پرسیدم چرا، گفت که فردای آن روز می‌خواهد شوهرم را بکشد. پرسیدم با چی، گفت با برق. پرسیدم چطور، گفت که آمپولی به او بزنم که او را بیهوش کند تا (عیسی طاهری) بیاید و او را با شوک الکتریکی بکشد.»

سکینه آشتیانی در این برنامه تلویزیونی صحنه جنایت را در منزل خود بازسازی می‌کند و می‌گوید بعد از آن که شوهرش را بیهوش کرد، عیسی طاهری وارد خانه شده و سیم برق را به مچ و کمر او می‌بندد.

سکینه آشتیانی می‌گوید پس از این واقعه، او به دلیل عذاب وجدان خود را به پلیس معرفی کرد. اما گوینده شبکه «پرس تی وی» به اسنادی اشاره می‌کند که پلیس منحصرا در اختیار این برنامه تلویزیونی گذاشته که نشان می‌دهد که خانم آشتیانی پس از آن که توسط پلیس احضار شده به دست داشتن در قتل شوهرش اعتراف کرده و عیسی طاهری را نیز به عنوان همدست معرفی کرده است.

پس از پخش سخنان سكينه آَشتياني مقامات وزارت امور خارجه بريتانيا روز پنجشنبه ۱۲ اوت (۲۱ مرداد) اعلام نگراني خود را در اين ارتباط اعلام كردند.

سخنگوی وزارت امور خارجه بريتانيا در اين باره گفت: «ديدن اعترافات سکينه محمدی آشتيانی که ۱۱ اوت از تلويزيون ايران پخش شد، بسيار ناخوشايند است و ما از ادعای وکيل او مبنی بر اين که اين اعترافات بر اثر شکنجه بوده است، عميقا نگران هستيم.»

وزارت امور خارجه بريتانيا در اين بيانيه از مقامات ايران خواسته است تا پرونده خانم آشتيانی را به طور کامل بررسی کنند و به تعهدات بين المللی حقوق بشر که آن را امضا کرده‌اند، پايبند باشند.

از سوی ديگر عفو بين‌الملل، يک سازمان جهانی مدافع حقوق بشر با انتشار بيانيه‌ای از پخش اين «اعترافات تلويزيونی» به شدت انتقاد کرد.

همچنين محمد مصطفايی، وکيل مدافع خانم محمدی آشتيانی در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی گفت که موکلش تحت فشار به اين اعترافات دست زده است.

او با اشاره به اينکه سال گذشته خانم محمدی آشتيانی را ديده است، گفت: «جان او در دست کسانی است که قدرت را در دست دارند و طبيعی است که با توجه به انعکاس خبری گسترده‌ای که درباره اين پرونده به وجود آمده، از او خواسته باشند تا اين مسائل را بگويد تا مورد عفو قرار گيرد.»

به علاوه، حسيبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای سازمان عفو بين‌الملل، گفت که اين به اصطلاح اعترافات بخشی از اعترافات اجباری است که در طول يک سال گذشته از بازداشت شدگان به اجبار گرفته شده است.


 


آلودگی، بنزین سرطان‌زا و جان شهروندان تهرانی




به گزارش ايسنا، مرکز هماهنگی اطلاع‌رسانی آلودگی هوای تهران باز هم از ادامه افزایش شاخص کیفیت هوای پایتخت خبر داد و اعلام کرد که شاخص کیفیت هوای تهران همچنان فراتر از «نیمه شرایط هشدار» قرار گرفته و نسبت به روز گذشته نیز افزایش داشته است.

چندي پيش اعلام شد براي كاهش آلودگي‌هوا، پيشنهاد داده‌اند آسمان تهران آب‌پاشي شود. به گزارش فارس، معاون برنامه‌ریزی سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ به این پرسش که پیشنهاد آب‌پاشی از طریق چه کسی مطرح شد؟ بیان کرد: «این پیشنهاد از طریق تعدادی از کارشناسان و مدیران سازمان محیط زیست که در زمینه آلودگی هوا فعالیت می‌کردند مطرح و در نهایت تصویب شد.»

وی در پاسخ به این پرسش که چرا پرواز هواپیماها با محدویت مواجه شد؟ افزود: «آب‌پاشی در سطح شهر تهران به دلیل امنیتی محدودیت دارد و نمی‌توان در تمام سطح شهر پرواز و عملیات آب‌پاشی انجام شود. شاعری گفت: این طرح به صورت آزمایشی و بسیار محدود اما در شرایط واقعی اجرا شد.»

به گفته شاعری شوش، مولوی، آزادی، انقلاب و قلعه مرغی از جمله خیابان‌ها و میدان‌هایی بودند که آب پاشی شدند. وی تصریح کرد: وضعیت شاخص‌های آلاینده پس از آب پاشی مورد سنجش قرار گرفت و اندازه‌گیری تأثیر آب‌پاشی باید کنار سایر عوامل مورد برسی قرار گیرد.

 اين خبر واكنش معصومه ابتكار رييس كميته محيط‌زيست شوراي شهر تهران را به دنبال داشت. وي گفت: «او با بیان اینکه غیر از مهارمنبع تولید کننده آلودگی و کاهش تولید آلودگی، هیچ راه دیگری ندارد،افزود: مسائل مانند آبپاشی در هوای شهر هم خیلی مایه تاسف است زیرا مطرح شدن مسائلی از این دست در واقع فقط یک ظاهرسازی است و هیچ اثر مثبتی که ندارد، حتی شاید آثار مخرب هم داشته باشد.»

او ادامه داد: پهنه ۷۰۰ ـ ۸۰۰ کیلومتر مربعی تهران شوخی نیست و مطرح کردن موضوعی مانند تصفیه هوا و مسئله پاشیدن آب بر روی تهران محاسبه نشده است. چون اصلا هیچ دستگاه تصفیه‌ای در دنیا وجود ندارد چه ۱۰۰ تای آن و چه۱۰۰۰ تای آن بتوانند چنین حجم هوایی را تصفیه کند. اندازه‌های شهر تهران، اندازه‌های یک ساختمان یا یک استادیوم نیست.

از سوي ديگر، با وجود تحريم بنزين، سيد مسعود مير کاظمی، وزير نفت جمهوری اسلامی ، از افزايش ۱۰ ميليون ليتری توليد روزانه بنزين در پالايشگاه‌های کشورتا پايان سال جاری خبر داده اين درحاليست که شماری از کارشناسان و دست اندرکاران صنعت نفت اين سخنان وزير نفت را که از زبان ديگر مسئولات دولتی نيز تکرار شده است نادرست مي‌دانند . چند روز پيش عسگر جلاليان ، عضو کميسون انرژی مجلس شورای اسلامی ، به مسئولين هشدار داد و گفت: «بنزينی که در پالايشگاه‌ها به شکل غير استاندارد توليد مي‌شود سرطانزاست و اگر اين بنزين سرطانزا در اختيار مردم قرار بگيرد، مردم را به صورت حادتری درگير مي‌کند و هزينه تمام شده آن نيز برای کشور بالاتر است.»

به گفته كارشناسان به دليل تحريم‌ها بنزين با فرمولي جديد توليد مي شود و تركيبات مخرب و سمي دارد. بدين ترتيب علائمي شبيه مسمويت خفيف با گاز مونوكسيدكربن كه شبيه به علائم اوليه سرماخورگي است، بيشتر از موارد مشابه آلودگي هوا در سالهاي قبل به چشم مي‌خورد.

از سوي ديگر، مدیرعامل پتروشیمی جم كه یكی از مجتمع‌های تولیدكننده بنزین است، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» گفت: «بحث آلودگی هوای تهران به عوامل مختلف بستگی دارد و موضوع دیروز و امروز نیست و لازم است كه براساس یك برنامه بلند مدت كلیه عوامل آلوده‌كننده هوای تهران مورد مطالعه قرار گیرد.»

حسن بیگی در پاسخ به شائبه تشدید آلودگی هوای تهران ناشی از بنزین پتروشیمی‌ها افزود: «ما تنها خوراك تولید بنزین را به پالایشگاه‌ها تحویل می‌دهیم و پتروشیمی‌ها مسوول تحویل بنزین به خودروها نیستند.»

نه پتروشيمي و نه پالايشگاه ها هيچكدام حقيقت را درباره تركيبات بنزين به اطلاع‌ مردم نمي‌رسانند. اما براي كاهش آن مديران سازمان محيط‌زيست با روش‌هاي تخيلي آب‌پاشي عوام‌فريبانه سعي در بهبود وضعيت هواي پايتخت دارند.


 


موسوی ازکربلا گفت و، اما به صحرای کربلا نزد

بیانیه اخیرآقاي موسوی بسیار متفاوت از بیانیه‌های قبلی‌ بود. آنجا که سعی‌ کرده احساسات ظلم ستیزی ملت را بیدار نماید. البته با روش خود و الهام از احساسات مذهبی‌ خویش که به دیده احترام به آن می‌نگریم.

موسوی با لحنی حماسی از آنچه که در یک سال و نیم گذشته بر مردم رفته، مظلومیت ملت ایران را یادآوری کرده است.

در این بیانیه موسوی باز هم از «امام» نام می‌برد، اما نه از امام راحل، بلکه اين بار از امام حسین، که تفاوت آن دو امام از فرش است تا عرش.

از این بابت باید موسوی را ستایش کرد که ضمن از نظر دور نداشتن انتقادات و انتظارت مردم و منتقدین و نویسندگان، در پی‌ بازگویی حقایق، نیازی به توسل به امام راحل ندیده و به اصطلاح عامیانه به صحرای کربلا نزده است.

بعد دیگر این بیانیه که مهم‌تر می‌نامید تاثیر انتقادات بر حق و اثبات حقانیت منتقدینی است که ماه‌هاست تکرار می‌کنند: «امام» آقای موسوی، نه امام بوده و نه دوران طلایی‌ داشته، آنچه که رنگ برجسته دوران خمینی بود رنگ سرب داغی‌ بود که بر پیشانی و قلب جوانان ایران زمین نشست.

 استقبال از این بیانیه ثابت می‌کند که می‌شود از امام حسین و دین اسلام صحبت کرد بدون آنکه متهم به اصولگرایی شد. منتقدین هیچ دشمنی با اسلام آقای موسوی ندارند که خیلی‌ از آنها  خود مسلمانند و در شب‌ها و روزهای محرم بر مظلومیت حسین می‌گریند.

اینک که به شهادت آقای موسوی مظلومیت ملت ایران کم از مظلومیت امام حسین و یارانش ندارد، امیدواریم آقای موسوی همانگونه که خود در باب لزوم «زينبي عمل کردن» فرموده‌اند خود نيز در این امر بکوشند و زینبی عمل کنند.

آقای موسوی ازحضرت زینب و افشاگري‌هاي شجاعانه وي صحبت کرده و از لزوم زينبي بودن سخن رانده است اما خود ايشان، تنها از واضحات سخن مي‌گويند و از آنچه که مکتوم است سخنی به میان نمي‌آورند، ازکشتار دهه شصت حتي کلامي هم در خطابه عاشورايي ايشان نيست! آیا زینب هم، مصلحت اندیشی‌ کرد و چیزهایی‌ را گفت و چیزهایی را نگفت؟

آیا رسالت زینب غیر از افشاگری و فریاد بر سر ظالم بود؟ پس منتظر چه هستید آقای موسوی؟ زینبی بودن را از خود آغاز کنید و در افشای عاملین و زوایای پنهان فاجعه قتل‌عام زندانیان سیاسی دهه شصت لحظه‌ای تردید نفرمائید که در تنها دراین صورت رسالت‌تان را به جای آورده و زینبی عمل کرده‌اید.

در این راه هیچ عذر و بهانه‌ای پذیرفته نیست. ترس از جان و مال در اين راه بی‌‌رنگ می‌نماید چرا که زینب در زمانه‌ای سخن گفت و فرياد کشيد که همه این خطرات وجود داشت مضاف بر اينکه، در آن زمان نه سایتی‌ بود و نه روزنامه و نه رادیو و تلوزیونی. به این شکل «زینبی عمل کردن» در قرن بيست و يک، به مراتب آسان‌تر از زینب بودن در هزار و چهار صد سال پيش خواهد بود.


 


نکاتی‌ بر نوشته آقای جامی‌ در انتقاد از خودنویس


۱- چرا سعی‌ دارید جامعه ایران را ۲ قطبی نشان دهید، از نظر شما سیاه مساوی اصولگرا‌ها و احمدی نژاد و دولت او، سفید مساوی اصلاح طلبان و سبز‌های موسوی،امام راحل ( و به قولی‌ سبز الهی‌ها) هستند و به نظر می‌رسد که حق حیات برای گروهی که هیچ کدام را قبول ندارند قائل نیست حتی اگر در اقلیت باشند ( که تعداد واقعی آنها در یک رفراندم واقعی‌ بدون دخالت ۲ جناح فوق مشخص میگردد) برای همین هم از مقاله  بر علیه سبز‌های اسلامی و اصلاح طلبان خارج و داخل نشین طرفدار امام راحل بر آشفته میشوید.


۲- چرا از نظر شما همه تظاهرکنندگان سال گذشته سبز طرفدار موسوی بودند، آیا شعار های، «نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران، مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر ضدّ ولایت فقیه ، مرگ بر دیکتاتور، مجتبی‌ بمیری، ولایت را نبینی، استقلال ، آزادی، جمهوری ایرانی‌» از شعار‌های طرفداران موسوی بود.


۳- پدر ندا آقا سلطان  یکی‌ از سمبل های قیام مردم ایران که جهانی‌ شد در مصاحبه‌ای اعلام کرد که ندا و خانواده او سبز نبود و نیستند.

پس مانند ندا که سبز موسوی نیستند بسیار وجود دارند. آیا از نظر شما حق ندارند در مقابل ده‌ها رسانه سبز که مثل قارچ در خارج سبز شده‌اند، یک رسانه مثل خودنویس داشته باشند.


۴-دو جبهه جمهوری اسلامی، اصول گرایان و اصلاح‌طلب‌ها و موسوی در این ۳۲ سال هرکدام ۱۰-۱۱ سال بر سر قدرت بودند و جمهوری اسلامی  تغییر اساسی‌ در هیچ دوره‌ای نکرد و همان خط امام راحل و اسلام ناب محمدی دنبال شد در هر ۳ دوره قتل، اعدام، مصادره اموال، زندان، شکنجه، قتل مخالفان همچنان ادامه داشت  فقط به علت فشار خارج گاه مخفی‌ انجام می‌شد گاه علنی، گاه روسری‌ها ۲-۳ سانتی عقب میرفت و گاه حمله به زنان و جوانان شروع می‌شد ولی‌ در اصل حکومت تغییر نمی‌کرد، مهاجرانی، ولایتی، خرازی، فلاحیان می‌رفتند در پست‌های دیگر فعالیت کنند، مسجد جامعه ای، کردان، متکی‌، مصلحی، و ..... می‌آمدند، ولی‌ تغییری در ساختار حکومت نشد، خمینی و بعد خامنه ای، شورای نگهبان ، قوه قضائیه سر جایشان بودند، چه تضمینی دارید که ما به دنبال اصلاح طلبها راه بیفتیم همان آش و همان  کاسه‌ در  ۳۲ سال اخیر نباشد، حتی بدتر!!!


۵- خودتان می‌گویید شخصی‌ بنام «سیامند» به این دلیل در خودنویس مینوشت چون خودنویس سانسور نمی‌کرد ولی‌ «جرس» و «رسا»، آقای سیامند که به نظر می‌رسد خودی هم بوده است را سانسور می‌کرده‌اند، اینجاست که ارزش رسانه‌ای مثل خودنویس بیشتر و بیشتر مشخص می‌شود و باید درود به نیک‌ آهنگ گرامی‌ برای پای گذاری چنین رسانه‌ای فرستاد.


 آقای جامی نگران نباشید شخصی‌ که برای انتقاد از «صحیفه نور» خودنویس را ترک می‌کند، شاید چندان فرقی‌ با آخوندی که حکم به قتل سلمان رشدی، تسلیمه رحمان و مسیحی‌‌های در زندان‌های رژیم می‌دهد ندارد و همان بهتر که به جرس و رسا برود که حداقل مقاله‌اش با سانسور چاپ شود چون این شخص نبودن سانسور را برای خودش خوب می‌داند ولی‌ برای دیگران که خلاف نظرش حرف بزنند بد می‌داند.

ولی‌ مطمئن باشید که به جای این شخص ده‌ها فرد میهن پرست دیگر به خودنویس پیوسته‌اند چون قدر این رسانه و عدم سانسور آن را خوب می‌دانند.


۶-آقای جامی‌ گفتید که نمیدانید که منابع مالی‌ خودنویس از کجاست، من هم نمیدانم و  نیک‌ آهنگ گرامی‌ اگر بخواهد در مورد آن توضیح خواهند داد، ولی‌ بسیاری از ما ایرانیان  خوب می‌دانیم که منابع مالی رسانه‌های سبز در خارج، فرستادن اصلاح‌طلب‌ها در لباس، خبرنگار، پژوهشگر، دانشجوی دکترا، استاد افتخاری، طنزنویس، کارمند و مشاور بی‌.بی‌.سی‌، مشاور صدای آمریکا به اروپا و آمریکا از کجا تامین می‌گردد، و به چه کسانی‌ در [...] وصل است.


۷- استفاده از نام  ایرانی‌ ( حداقل برای خودم، آقای دارا ایرانی‌ و داریوش آریایی هم حتما دلیلی‌ دارند) به خاطر اینست که من بر این باورم که با برگشت به منشور آزادی و حقوق بشر کورش ( که  در سر درب سازمان ملل است) و آرزوی داریوش بزرگ برای ایران زمین( که اهورا مزدا ایران را از دروغ، خشکسالی، و جنگ دور به دارد) که هر سه توسط رژیم اسلامی در این سرزمین رواج پیدا کرده است ( مخصوصاً امام راحل که در مقابل دروغ‌های خود در نوفل لوشاتو گفت که تقیه «دروغ اسلامی» کرده است)  با هر سه آفت ( که توسط امام راحل و مریدان کنونی‌ او در ایران نهادینه شده است) مبارزه می‌کنم. در ایران هم می‌بینید که ایرانیان بسیاری نوروز و سال نو را در کنار آرمگاه کورش بزرگ علیرغم تمام جلوگیری‌های رژیم انجام می‌دهند که این نیز نوعی مبارزه بر علیه رژیم است.

ولی‌ یک سوال دارم که خانم معصومه علی‌نژاد قمی که در فیس بوک نیز گفتند که شما از دوستانشان هستید چرا نام خود را از نام مذهبی‌ به نام مسیح عوض کردند؟


۸-اگر تاریخ خوانده باشید ،حتما شنیدید که رژیم‌های انقلابی توتالیتر و تمامیت‌خواه به مرور فرزندان خود را می‌خورند، نمونه بارز آن انقلاب فرانسه در ۲۴۰ سال پیش، پس زندان رفتن یزدی ۸۰ ساله از بنیان‌گذران و یاران خمینی در زندان به نظر عادی و بر اساس ماهیت رژیم اسلامی است و تا تشکیل دادگاه مردمی که وظیفه رسیدگی به اعمال یزدی و امثال او را خواهد داشت، او را محاکمه نکردیم فقط از زندان رفتن او هم متعجب نیستیم، و نامه هم امضا نکردیم چون اگر قرار بر آزادی زندانیان است باید آزادی تمام زندانیان سیاسی در زندان‌های رژیم از هر گروه و جناح و دسته‌ای را خواست نه چند نفر آنهم اصلاح‌طلب! فقط سؤالی که از یزدی داریم آن‌ست که چون در محاکمه امیران ارتش ایران زمین شرکت داشته ...

 

۹- آیا شما که مخالفان رژیم را اقلیت می‌خوانید به آماری واقعی‌ دسترسی‌ دارید یا مانند احمدی‌نژاد با امام زمان در ارتباطید، و علم غیب می‌دانید و  یا گول رأی صد در صد به صدام حسین تکریتی یکسال قبل از به دار کشیدنش را خوردید، آمار واقعی‌ طرفداران  و مخالفان رژیم فقط در یک رفراندم آزاد همانطور که گفتم بدون دخالت هیچ یک از جناح‌های  رژیم چه بر سر قدرت کنونی و چه اصلاح طلبها و چه مریدان امام راحل در آینده مشخص خواهد شد.


۱۰- شما که ده‌ها رسانه سبز در اختیار دارید و رسانه‌های که هم با پول دولت‌ها مانند، بی‌.بی‌.سی‌، صدای آمریکا،رادیو فردا، و.......می‌گردند نیز در اختیار شماست، چرا یک رسانه خودنویس را به اقلیت مخالف ( به گفته شما) روا نمی‌دارید.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته