-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

Best of Balatarin for 12/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




بعد از جنگ جهانی و اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان برخی از مردم آنجا رفتارعجیبی پیدا کرده اند. این عده نام فرزندان خود را هیتلر میگذارند. برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آن زبان بسته را نوکرهیتلر و یا کنیز هیتلر میگذارند. نصف این جماعت هنوز برج ایفل را ندیده اند ولی سالی سه مرتبه میروند و دیوار برلین را بازدید میکنند. با اینکه اکثرشان اصلا آلمانی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به دیوار برلین به زبان آلمانی دعا میخوانند. آنهائیکه که بر اثر تجاوز ارتشیان آلمان به اجدادشان دورگه آلمانی فرانسوی شده اند، یک شال اس اس به کمرشان میبندند تا همه بدانند که اینها از پدر آلمانی و بر اثر تجاوز به دنیا آمده اند و البته به این امر افتخار هم میکنند. یک عکس از یک جوان خوشتیب و خوش هیکل را توی خانه اشان قاب کرده اند و میگویند این عکس هیتلر است و به آن احترام میگذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی هیتلر را نشانشان میدهند، زیر بار نمیروند و میگویند اصلا هیتلر سبیل نداشته!! اگر هم روزی یکی از آنها از این وضع خسته شود و بگوید "گور پدر هرچی آلمانی" آنقدر به لینکش منفی "توهین آمیز" میدهند و گزارش نژادپرستی برایش رد میکنند که لینک حذف شود. به یزدان که گر این مردم فرانسه خرد داشتند...
با ۲۵۰ امتیاز و ۱۴۲ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


مهدی کروبی در گفت‌وگویی با پیش‌شماره هشتم روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتمادملی که به منظور تکثیر مردمی در فضای اینترنت قرار گرفته است، از عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های سیاست خارجی، اقتصادی و فرهنگی نیز به شدت انتقاد کرد و گفت "دولت به فرهنگ سازی دروغ در جامعه دست زده است و تملق و چاپلوسی را به عنوان یکی از روش های مدیریت کشور جا انداخته" و "اعتمادها بین مردم کمرنگ شده و فرهنگ دروغ و تزویر و ریا در جامعه پررنگ تر شده است
با ۱۸۵ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بسیاری از اسناد دست اول وجود دارد که خائنین به مردم انها را در بایگانیها مخفی کرده اند... باید فضایی مجازی برای افشاگری در مورد این جنایتها و خیانتها گشود...
با ۱۷۷ امتیاز و ۴۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم …
با ۱۵۹ امتیاز و ۲۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


كلير برسي از اعضاي سازمان عفو بين الملل گفت: استانداردهاي بين المللي كه ايران هم آنها را پذيرفته حق محاكمه عادلانه و مجبور نشدن به اعتراف را براي متهمان ايجاد كرده است. قوه قضائيه مسئول اين پرونده است و اجازه انجام اين مصاحبه هم حتما از طرف آنها بوده. راه انداختن اعترافاتي تلويزيوني در حاليكه روند رسيدگي قضايي هنوز هم در جريان است و در اين ميان زني بين مرگ و زندگي دست و پا مي زند چيزي جز مضحكه كردن سيستم قضايي ايران نيست.
با ۱۴۳ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش و سپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است.اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ما همه برای مردمیم. سپاه بایداز حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه. پس مردم برای چی انقلاب کردند؟
با ۱۲۰ امتیاز و ۵۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


ندارد
با ۱۲۰ امتیاز و ۱۲ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


مهدی کروبی در جدیدترین مصاحبه خود احمد خاتمی را « شریح قاضی» خطاب کرد و گفت: " مدعیان دروغین جبهه حسینی در محافلی همچون روزنامه کیهان بی پروا مخالفین خود را به جبهه یزیدیان گره زده و به عنوان مثال مرا عمرسعد خطاب می کنند ..و البته بنده نسبت های ناروایی را که به برخی از بزرگان همچون جناب آقای مهندس موسوی می دهند نه تنها آنها را بیان نمی کنم، بلکه به دلیل برخورداری ایشان از خصوصیات بارزی چون سیادت و ایمان و انقلابی بودن از تکرار آن نسبت های ناصواب نیز پرهیز دارم." به گزارش تحول سبز ، در شماره هشتم روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتماد ملی گفت‌و‌گویی تفصیلی با مهدی کروبی منتشر شده است. متن کامل این گفت‌و‌گو در پی می‌آید: آقای کروبی، با فرا رسیدن ایام محرم بعضی از خطیبان نمازجمعه از مبلغین و مداحان خواسته اند فتنه یزیدی را با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ گره بزنند. تحلیل شما از این سخنان ظالمانه و هتاکانه چیست؟ قبل از پاسخگویی به این پرسش فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه رشادت و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم را به همه مسلمانان تسلیت عرض می کنم. محرم ماهی است که در آن حضرت اباعبدالله به همراه خاندان و یاران اندک، جان عزیز خود را فدا کردند تا با انحرافی که در دین خدا ایجاد شده بود مقابله کنند.حکومت بنی امیه در مقام حاکم آن زمان، مدعی دفاع از اسلام بود و درمقابل اما امام حسین (ع) به صراحت فرمودند که برای اصلاح امور جامعه قیام می کنند. متاسفانه داستان اینگونه شده است که امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسائل و مشکلاتی که در اداره کشور با آن مواجه می شوند را با شبیه سازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل می کنند. لذا حتی مسئول امور مساجد نیز بخشنامه ای را برای مبلغین مساجد صادر کرده است که حوادث تلخ سال ۸۸ را با حوادث کربلا مشابه سازی کنید. در همین راستا اخیراً نیز یکی از امامان جمعه موقت تهران مطالبی ذکر کرده اند که گویی متوجه عواقب و اثرات تخریبی آن به خصوص در باور مردم ساده اندیش و سطحی نگر نبوده است. این خطیب بی پروای جمعه ادعا کرده اند که مردم ایران به همان اندازه که از سران طاغوت نفرت داشتند، به همان میزان نیز از سران فتنه متنفر هستند و لذا مبارزین قبل از انقلاب و مسئولین خدمتگزار در سطح عالی جمهوری اسلامی را با طرفداران شاه یعنی امثال نصیری و هویدا مقایسه می کنند. از طرفی این خطیب جمعه در سخنرانی خود در دانشگاه قزوین خطاب به مداحان و مبلغان سراسر کشور گفته است:« جبهه یزید و جبهه امام حسین را در زمان حاضر برای مردم بیان کنید و فتنه یزیدی را با فتنه اخیر گره بزنید. مداحان باید احساس وظیفه کرده و گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است. و برای پیدا کردن جبهه یزیدیان در داخل باید جبهه فتنه گران را ببینیم که شمشیرشان را علیه نظام ولایی از رو کشیدند و تهمت ها به نظام اسلامی زدند. انتظار از مداحان بسیجی این است که در خط مقدم این روشنگری ها باشند.» با مرور سخنان ایشان باید گفت که متاسفانه این خطیب غیر مسئول! گویی متوجه نیستند که مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور می شوند. مدعیان دروغین جبهه حسینی در محافلی همچون روزنامه کیهان بی پروا مخالفین خود را به جبهه یزیدیان گره زده و به عنوان مثال مرا عمرسعد خطاب می کنند و البته بنده نسبت های ناروایی را که به برخی از بزرگان همچون جناب آقای مهندس موسوی می دهند نه تنها آنها را بیان نمی کنم، بلکه به دلیل برخورداری ایشان از خصوصیات بارزی چون سیادت و ایمان و انقلابی بودن از تکرار آن نسبت های ناصواب نیز پرهیز دارم. در حالیکه در این شبیه سازی ها و مقایسه کردن های هدفمند معترضین به نتایج انتخابات را یزید و یزیدیان خطاب می کنند! لابد آقای احمدی نژاد را امام حسین ، آقای حسین شریعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زینب می بینند و خود را با آنها قیاس می کنند!!! البته با این تفاوت که در آن زمان حکومت در اختیار یزید وعبیدالله بود و حسین و یارانش در اقلیت و غربت اما اکنون آنهایی حاکمیت را دراختیار دارند که جنایتهای بی نظیری در کهریزک، اوین و کف خیابانها و حمله به مجتمع های مسکونی به نام یاران و جانشینان واقعی امام حسین درحق مردم مظلوم و بی دفاع ایران انجام دادند. ما بر اساس اعتقاد و منش سیاسی و فکری، دعوا را داعوای انتخاباتی می دانیم و معتقدیم همه باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنیم و به آن پایبند باشیم. چنین شبیه سازی هایی که می تواند جامعه را دچار تشتت و بحران های متعدد سازد را نه به مصلحت نظام می دانم و نه الحمدالله جرات چنین جسارتی را بر مسلمانان و ارادتمندان خاندان نبوت و امامت از هیچ یک از طرفین ندارم ولکن یک نفر را بدون واهمه تشبیه می کنم. وی سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو خبرگان رهبری است که اخیراً در مقام شبیه سازیهای تاریخی صدر اسلام و گره زدن آن با حوادث غیر انسانی سال گذشته برآمده است تا شاید از این طریق، مقبولیت از دست رفته را با برانگیختن احساسات مذهبی و بوجود آوردن انحرافات فکری در سطحی از تودۀ جامعه برای دولت مطبوع خود بازگرداند. بنده ایشان را به دلیل ایجاد انحرافات مذهبی، دین فروشی، بی تقوایی، تملق و چاپلوسی اربابان قدرت «شریح قاضی» خطاب می کنم. اما ترس من هم از آن است که در آن دنیا شریح قاضی یقه ام را بگیرد که چرا بعد از ۱۴۰۰ سال مطلبی از من خواندی و ناگهان مرا با این خطیب جمعه مقایسه کردی درحالیکه این شخص در زمان خودتان زندگی کرده و سخنان و رفتارش را دیده و شنیده اید. دولت اخیراً مدعی شده است که اقدامات مثبتی در عرصه مدیریت کشور انجام داده است؛ چگونه می شود صحت و کذب این ادعا را تحلیل و بررسی کرد؟ دولت مستقر مدعی است که با اقدامات مدیریتی خود، به سمت قله پیشرفت حرکت کرده است و اکنون حتی زمان آن رسیده که از بالای قله، فکری هم برای مدیرت جهان داشته باشد. اما با بررسی سیاست های دولت مستقر در سه حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ تحلیل خواهم کرد که نه تنها قله های تعالی و پیشرفت را طی نکرده ایم که به قهقرا رفته و از کاروان توسعه و پیشرفت عقب مانده ایم. ۱- در حوزه سیاست خارجی دستاورد دولت این بوده است که معاون رییس جمهور کومور وعده می دهد که در صورت انتخاب شدن، روابط کشورش را با ایران قطع کند و حتی کار به آنجا می رسد که سفیر این کشور در ایران می گوید که بازگشایی سفارت در ایران کشورش را با هزینه های گزافی مواجه کرده است. از طرف دیگر کشور کوچک گامبیا ارتباط خود با ایران را قطع کرده و به کلیه ایرانیان و شهروندان ایرانی که از طرف دولت ایران در کشور گامبیا خدمت می کردند ۴۸ ساعت مهلت داد تا خاک این کشور را ترک کنند. شکست ایران در انتخاب به عنوان عضو هیات مدیره شورای زنان سازمان ملل نمونه دیگری از موفقیتهای مدعی شدۀ دولت است! در این انتخابات که ۵۴ کشور شرکت داشتند، ایران نتوانست از میان ۱۱ کشور آسیایی، بر یکی از ۱۰ کرسی هیات زنان سازمان ملل تکیه زند. جالب این است که ایران در رقابت با کشور کوچک تیمور شرقی که تنها هشت سال است به استقلال رسیده و جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر را درخود دارد شکست خورد و با ۱۹ رای در مقابل ۳۶ رای تیمور شرقی به کرسی هیات مدیره شورای زنان سازمان ملل نرسید! آنچه به عنوان نمونه ذکر شد اما تمام ماجرا نیست که باید به قضیه نیجریه هم اشاره ای کرد. هنوز هیچ مقام مسئولی درباره گزارش نیجریه به سازمان ملل مبنی بر ارسال تسلیحات و گزارش جامعی علی الخصوص درباره ارسال محموله مواد مخدر از جانب ایران به این کشور توضیحی نداده است. بهتر این است که مسئولان حداقل زبان بگشایند و درباره این مسئله توضیح بدهند، در زمان حکومت پهلوی هم اگر اشرف که به همه مفاسد زبانزد عام و خاص بود از مقام خود استفاده می کرد و محموله های مواد مخدر به کشور وارد می کرد، ذکری از نقش شاه معدوم و اطرافیانش نمی شد و همه می پذیرفتند و می دانستند که اشرف مواد مخدر رد و بدل می کند. از همه این بدبختی ها و بی آبروهایی که بگذریم، هر روز نیز قطعنامه ای علیه ایران صادر می شود و آقایانی که قطعنامه را کاغذ پاره می خوانند و ارزشی برای آنها قائل نمی شوند و حتی خواهان افزایش قطعنامه هم می شوند گویا فراموش کردند که بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این قطعنامه سازمان ملل بود که صدام را متجاوز شناخت و حقوق ایران را احقاق کرد و ما را نیز بابت این احقاق حق خوشحال و راضی ساخت ولو با تاخیر. پس چگونه است که اکنون قطعنامه هایی که اثرات اقتصادی زیانباری برای ایران دارد به راحتی فراموش شده و کنار گذاشته می شود؟ معلوم است که از درد و رنج مردم بی اطلاعند. ۲- در زمینه اقتصادی برای دولتی که مدعی ایستادن در قله پیشرفت است نیز بنده ابرهای سیاهی را می بینم. مطابق آمار رسمی در برخی استان های کشور نرخ بیکاری به ۳۰ درصد رسیده است.رییس اتاق بازرگانی نیز یک سال قبل اعلام کرد:« در بیشتر مناطق صنعتی کشور حدود ۵۰ درصد از واحدهای تولیدی در حال تعطیلی هستند و بقیه واحدهای تولیدی نیز با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت اسمی خود مشغول کار هستند.» و نیز همین مقام چندی قبل اعلام کرد که تعداد چک های برگشتی در ماه های اخیر از بعد انقلاب سابقه نداشته جز سال ۵۷ که وضعیت خاصی داشت. و از هر ۱۱ برگ چک یک برگشتی داریم. مجموع اخبار مخابره شده رسمی و غیر رسمی از وضعیت برخی صنایع و اعتصاب کارگران در کارخانجات مختلف حاکی از آن است که کارگران چندین ماه است حقوق دریافت نکرده اند. مصیبت کارفرمایان اما به دلیل غلبه رکود اقتصادی از کارگران بیشتر است. تحمل گرانی بعضی از اقلام و مایحتاج ضروری زندگی روزمره که به صورت وحشتناک بالا رفته برای مردم سخت است. مضاف براینها ضوابط قانونی برای ارائه تسهیلات بانکی رعایت نمی شود و به گفته عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس :« در یکی از بانک های دولتی ۲۵ درصد مطالبات معوقه در اختیار ۸ نفر است و ۷۵ درصد باقیمانده هم مربوط به مابقی افراد جامعه است.» این وضعیت اقتصادی درحالی حادث شده است که در سالهای اخیر با گران شدن قیمت نفت، درآمدهای بی سابقه نفتی به دست آمده که درآمدهای نفتی این دولت بالاتر از تمام دولت های پیشین بوده است. ۳- اما کارنامه فرهنگی این دولت نیز جای خود دارد. لازم به گفتن نیست و با گشتی در خیابان های شهر هویدا است که درصد اعتیاد بالا رفته و دامنه آن حتی به مدارس نیز کشیده است بطوریکه در برخی استان ها بنا به گزارش رسانه های داخلی سن اعتیاد به ۱۴ سال رسیده است. طبق آمار رسمی سازمان ثبت احوال کشور میزان طلاق افزایش چشمگیری یافته است و خشونت اجتماعی به بالاترین حد خود در سالهای اخیر رسیده است. البته غالب شدن چنین وضعیت فرهنگی چندان هم جای تعجب ندارد وقتی که دولت به فرهنگ سازی دروغ در جامعه دست زده است و تملق و چاپلوسی را به عنوان یکی از روش های مدیریت کشور جا انداخته اند دیگر چه انتظاری می توان از افراد عادی جامعه داشته باشیم. بدیهی است دولت الگوی رفتاری شهروندان یک جامعه است لذا می بینیم به چه میزان اعتمادها بین مردم کمرنگ شده و فرهنگ دروغ و تزویر و ریا در جامعه پررنگ تر شده است و به فرهنگ غالب جامعه مبدل گشته است. ای کاش به همین زودی سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فراموش نمی شد که می فرمودند: « هیچ وقت کاری نکنید که اعتماد مردم سلب شود هر کاری می کنید آن را صادقانه با مردم در میان بگذارید».
با ۱۱۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


آقای کروبی، با فرا رسیدن ایام محرم بعضی از خطیبان نمازجمعه از مبلغین و مداحان خواسته اند فتنه یزیدی را با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ گره بزنند. تحلیل شما از این سخنان ظالمانه و هتاکانه چیست؟ قبل از پاسخگویی به این پرسش فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه رشادت و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم را به همه مسلمانان تسلیت عرض می کنم. محرم ماهی است که در آن حضرت اباعبدالله به همراه خاندان و یاران اندک، جان عزیز خود را فدا کردند تا با انحرافی که در دین خدا ایجاد شده بود مقابله کنند.حکومت بنی امیه در مقام حاکم آن زمان، مدعی دفاع از اسلام بود و درمقابل اما امام حسین (ع) به صراحت فرمودند که برای اصلاح امور جامعه قیام می کنند. متاسفانه داستان اینگونه شده است که امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسائل و مشکلاتی که در اداره کشور با آن مواجه می شوند را با شبیه سازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل می کنند. لذا حتی مسئول امور مساجد نیز بخشنامه ای را برای مبلغین مساجد صادر کرده است که حوادث تلخ سال ۸۸ را با حوادث کربلا مشابه سازی کنید. در همین راستا اخیراً نیز یکی از امامان جمعه موقت تهران مطالبی ذکر کرده اند که گویی متوجه عواقب و اثرات تخریبی آن به خصوص در باور مردم ساده اندیش و سطحی نگر نبوده است. این خطیب بی پروای جمعه ادعا کرده اند که مردم ایران به همان اندازه که از سران طاغوت نفرت داشتند، به همان میزان نیز از سران فتنه متنفر هستند و لذا مبارزین قبل از انقلاب و مسئولین خدمتگزار در سطح عالی جمهوری اسلامی را با طرفداران شاه یعنی امثال نصیری و هویدا مقایسه می کنند. از طرفی این خطیب جمعه در سخنرانی خود در دانشگاه قزوین خطاب به مداحان و مبلغان سراسر کشور گفته است:« جبهه یزید و جبهه امام حسین را در زمان حاضر برای مردم بیان کنید و فتنه یزیدی را با فتنه اخیر گره بزنید. مداحان باید احساس وظیفه کرده و گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است. و برای پیدا کردن جبهه یزیدیان در داخل باید جبهه فتنه گران را ببینیم که شمشیرشان را علیه نظام ولایی از رو کشیدند و تهمت ها به نظام اسلامی زدند. انتظار از مداحان بسیجی این است که در خط مقدم این روشنگری ها باشند.» با مرور سخنان ایشان باید گفت که متاسفانه این خطیب غیر مسئول! گویی متوجه نیستند که مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور می شوند. مدعیان دروغین جبهه حسینی در محافلی همچون روزنامه کیهان بی پروا مخالفین خود را به جبهه یزیدیان گره زده و به عنوان مثال مرا عمرسعد خطاب می کنند و البته بنده نسبت های ناروایی را که به برخی از بزرگان همچون جناب آقای مهندس موسوی می دهند نه تنها آنها را بیان نمی کنم، بلکه به دلیل برخورداری ایشان از خصوصیات بارزی چون سیادت و ایمان و انقلابی بودن از تکرار آن نسبت های ناصواب نیز پرهیز دارم. در حالیکه در این شبیه سازی ها و مقایسه کردن های هدفمند معترضین به نتایج انتخابات را یزید و یزیدیان خطاب می کنند! لابد آقای احمدی نژاد را امام حسین ، آقای حسین شریعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زینب می بینند و خود را با آنها قیاس می کنند!!! البته با این تفاوت که در آن زمان حکومت در اختیار یزید وعبیدالله بود و حسین و یارانش در اقلیت و غربت اما اکنون آنهایی حاکمیت را دراختیار دارند که جنایتهای بی نظیری در کهریزک، اوین و کف خیابانها و حمله به مجتمع های مسکونی به نام یاران و جانشینان واقعی امام حسین درحق مردم مظلوم و بی دفاع ایران انجام دادند. ما بر اساس اعتقاد و منش سیاسی و فکری، دعوا را داعوای انتخاباتی می دانیم و معتقدیم همه باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنیم و به آن پایبند باشیم. چنین شبیه سازی هایی که می تواند جامعه را دچار تشتت و بحران های متعدد سازد را نه به مصلحت نظام می دانم و نه الحمدالله جرات چنین جسارتی را بر مسلمانان و ارادتمندان خاندان نبوت و امامت از هیچ یک از طرفین ندارم ولکن یک نفر را بدون واهمه تشبیه می کنم. وی سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو خبرگان رهبری است که اخیراً در مقام شبیه سازیهای تاریخی صدر اسلام و گره زدن آن با حوادث غیر انسانی سال گذشته برآمده است تا شاید از این طریق، مقبولیت از دست رفته را با برانگیختن احساسات مذهبی و بوجود آوردن انحرافات فکری در سطحی از تودۀ جامعه برای دولت مطبوع خود بازگرداند. بنده ایشان را به دلیل ایجاد انحرافات مذهبی، دین فروشی، بی تقوایی، تملق و چاپلوسی اربابان قدرت «شریح قاضی» خطاب می کنم. اما ترس من هم از آن است که در آن دنیا شریح قاضی یقه ام را بگیرد که چرا بعد از ۱۴۰۰ سال مطلبی از من خواندی و ناگهان مرا با این خطیب جمعه مقایسه کردی درحالیکه این شخص در زمان خودتان زندگی کرده و سخنان و رفتارش را دیده و شنیده اید. دولت اخیراً مدعی شده است که اقدامات مثبتی در عرصه مدیریت کشور انجام داده است؛ چگونه می شود صحت و کذب این ادعا را تحلیل و بررسی کرد؟ دولت مستقر مدعی است که با اقدامات مدیریتی خود، به سمت قله پیشرفت حرکت کرده است و اکنون حتی زمان آن رسیده که از بالای قله، فکری هم برای مدیرت جهان داشته باشد. اما با بررسی سیاست های دولت مستقر در سه حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ تحلیل خواهم کرد که نه تنها قله های تعالی و پیشرفت را طی نکرده ایم که به قهقرا رفته و از کاروان توسعه و پیشرفت عقب مانده ایم. ۱- در حوزه سیاست خارجی دستاورد دولت این بوده است که معاون رییس جمهور کومور وعده می دهد که در صورت انتخاب شدن، روابط کشورش را با ایران قطع کند و حتی کار به آنجا می رسد که سفیر این کشور در ایران می گوید که بازگشایی سفارت در ایران کشورش را با هزینه های گزافی مواجه کرده است. از طرف دیگر کشور کوچک گامبیا ارتباط خود با ایران را قطع کرده و به کلیه ایرانیان و شهروندان ایرانی که از طرف دولت ایران در کشور گامبیا خدمت می کردند ۴۸ ساعت مهلت داد تا خاک این کشور را ترک کنند. شکست ایران در انتخاب به عنوان عضو هیات مدیره شورای زنان سازمان ملل نمونه دیگری از موفقیتهای مدعی شدۀ دولت است! در این انتخابات که ۵۴ کشور شرکت داشتند، ایران نتوانست از میان ۱۱ کشور آسیایی، بر یکی از ۱۰ کرسی هیات زنان سازمان ملل تکیه زند. جالب این است که ایران در رقابت با کشور کوچک تیمور شرقی که تنها هشت سال است به استقلال رسیده و جمعیتی کمتر از یک میلیون نفر را درخود دارد شکست خورد و با ۱۹ رای در مقابل ۳۶ رای تیمور شرقی به کرسی هیات مدیره شورای زنان سازمان ملل نرسید! آنچه به عنوان نمونه ذکر شد اما تمام ماجرا نیست که باید به قضیه نیجریه هم اشاره ای کرد. هنوز هیچ مقام مسئولی درباره گزارش نیجریه به سازمان ملل مبنی بر ارسال تسلیحات و گزارش جامعی علی الخصوص درباره ارسال محموله مواد مخدر از جانب ایران به این کشور توضیحی نداده است. بهتر این است که مسئولان حداقل زبان بگشایند و درباره این مسئله توضیح بدهند، در زمان حکومت پهلوی هم اگر اشرف که به همه مفاسد زبانزد عام و خاص بود از مقام خود استفاده می کرد و محموله های مواد مخدر به کشور وارد می کرد، ذکری از نقش شاه معدوم و اطرافیانش نمی شد و همه می پذیرفتند و می دانستند که اشرف مواد مخدر رد و بدل می کند. از همه این بدبختی ها و بی آبروهایی که بگذریم، هر روز نیز قطعنامه ای علیه ایران صادر می شود و آقایانی که قطعنامه را کاغذ پاره می خوانند و ارزشی برای آنها قائل نمی شوند و حتی خواهان افزایش قطعنامه هم می شوند گویا فراموش کردند که بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این قطعنامه سازمان ملل بود که صدام را متجاوز شناخت و حقوق ایران را احقاق کرد و ما را نیز بابت این احقاق حق خوشحال و راضی ساخت ولو با تاخیر. پس چگونه است که اکنون قطعنامه هایی که اثرات اقتصادی زیانباری برای ایران دارد به راحتی فراموش شده و کنار گذاشته می شود؟ معلوم است که از درد و رنج مردم بی اطلاعند. ۲- در زمینه اقتصادی برای دولتی که مدعی ایستادن در قله پیشرفت است نیز بنده ابرهای سیاهی را می بینم. مطابق آمار رسمی در برخی استان های کشور نرخ بیکاری به ۳۰ درصد رسیده است.رییس اتاق بازرگانی نیز یک سال قبل اعلام کرد:« در بیشتر مناطق صنعتی کشور حدود ۵۰ درصد از واحدهای تولیدی در حال تعطیلی هستند و بقیه واحدهای تولیدی نیز با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت اسمی خود مشغول کار هستند.» و نیز همین مقام چندی قبل اعلام کرد که تعداد چک های برگشتی در ماه های اخیر از بعد انقلاب سابقه نداشته جز سال ۵۷ که وضعیت خاصی داشت. و از هر ۱۱ برگ چک یک برگشتی داریم.
با ۱۰۶ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


امـــــروز: پیش شماره هشتم روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتمادملی گفتگو تفصیلی خود با مهدی کروبی را منتشر کرد. به گزارش تحول سبز متن کامل این گفت‌و‌گو در پی می‌آید: آقای کروبی، با فرا رسیدن ایام محرم بعضی از خطیبان نمازجمعه از مبلغین و مداحان خواسته اند فتنه یزیدی را با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ گره بزنند. تحلیل شما از این سخنان ظالمانه و هتاکانه چیست؟ قبل از پاسخگویی به این پرسش فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه رشادت و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم را به همه مسلمانان تسلیت عرض می کنم. محرم ماهی است که در آن حضرت اباعبدالله به همراه خاندان و یاران اندک، جان عزیز خود را فدا کردند تا با انحرافی که در دین خدا ایجاد شده بود مقابله کنند.حکومت بنی امیه در مقام حاکم آن زمان، مدعی دفاع از اسلام بود و درمقابل اما امام حسین (ع) به صراحت فرمودند که برای اصلاح امور جامعه قیام می کنند. متاسفانه داستان اینگونه شده است که امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسائل و مشکلاتی که در اداره کشور با آن مواجه می شوند را با شبیه سازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل می کنند. لذا حتی مسئول امور مساجد نیز بخشنامه ای را برای مبلغین مساجد صادر کرده است که حوادث تلخ سال ۸۸ را با حوادث کربلا مشابه سازی کنید. در همین راستا اخیراً نیز یکی از امامان جمعه موقت تهران مطالبی ذکر کرده اند که گویی متوجه عواقب و اثرات تخریبی آن به خصوص در باور مردم ساده اندیش و سطحی نگر نبوده است. این خطیب بی پروای جمعه ادعا کرده اند که مردم ایران به همان اندازه که از سران طاغوت نفرت داشتند، به همان میزان نیز از سران فتنه متنفر هستند و لذا مبارزین قبل از انقلاب و مسئولین خدمتگزار در سطح عالی جمهوری اسلامی را با طرفداران شاه یعنی امثال نصیری و هویدا مقایسه می کنند. از طرفی این خطیب جمعه در سخنرانی خود در دانشگاه قزوین خطاب به مداحان و مبلغان سراسر کشور گفته است:« جبهه یزید و جبهه امام حسین را در زمان حاضر برای مردم بیان کنید و فتنه یزیدی را با فتنه اخیر گره بزنید. مداحان باید احساس وظیفه کرده و گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است. و برای پیدا کردن جبهه یزیدیان در داخل باید جبهه فتنه گران را ببینیم که شمشیرشان را علیه نظام ولایی از رو کشیدند و تهمت ها به نظام اسلامی زدند. انتظار از مداحان بسیجی این است که در خط مقدم این روشنگری ها باشند.» با مرور سخنان ایشان باید گفت که متاسفانه این خطیب غیر مسئول! گویی متوجه نیستند که مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور می شوند. مدعیان دروغین جبهه حسینی در محافلی همچون روزنامه کیهان بی پروا مخالفین خود را به جبهه یزیدیان گره زده و به عنوان مثال مرا عمرسعد خطاب می کنند و البته بنده نسبت های ناروایی را که به برخی از بزرگان همچون جناب آقای مهندس موسوی می دهند نه تنها آنها را بیان نمی کنم، بلکه به دلیل برخورداری ایشان از خصوصیات بارزی چون سیادت و ایمان و انقلابی بودن از تکرار آن نسبت های ناصواب نیز پرهیز دارم. در حالیکه در این شبیه سازی ها و مقایسه کردن های هدفمند معترضین به نتایج انتخابات را یزید و یزیدیان خطاب می کنند! لابد آقای احمدی نژاد را امام حسین ، آقای حسین شریعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زینب می بینند و خود را با آنها قیاس می کنند!!! البته با این تفاوت که در آن زمان حکومت در اختیار یزید وعبیدالله بود و حسین و یارانش در اقلیت و غربت اما اکنون آنهایی حاکمیت را دراختیار دارند که جنایتهای بی نظیری در کهریزک، اوین و کف خیابانها و حمله به مجتمع های مسکونی به نام یاران و جانشینان واقعی امام حسین درحق مردم مظلوم و بی دفاع ایران انجام دادند. ما بر اساس اعتقاد و منش سیاسی و فکری، دعوا را داعوای انتخاباتی می دانیم و معتقدیم همه باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنیم و به آن پایبند باشیم. چنین شبیه سازی هایی که می تواند جامعه را دچار تشتت و بحران های متعدد سازد را نه به مصلحت نظام می دانم و نه الحمدالله جرات چنین جسارتی را بر مسلمانان و ارادتمندان خاندان نبوت و امامت از هیچ یک از طرفین ندارم ولکن یک نفر را بدون واهمه تشبیه می کنم. وی سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو خبرگان رهبری است که اخیراً در مقام شبیه سازیهای تاریخی صدر اسلام و گره زدن آن با حوادث غیر انسانی سال گذشته برآمده است تا شاید از این طریق، مقبولیت از دست رفته را با برانگیختن احساسات مذهبی و بوجود آوردن انحرافات فکری در سطحی از تودۀ جامعه برای دولت مطبوع خود بازگرداند. بنده ایشان را به دلیل ایجاد انحرافات مذهبی، دین فروشی، بی تقوایی، تملق و چاپلوسی اربابان قدرت «شریح قاضی» خطاب می کنم. اما ترس من هم از آن است که در آن دنیا شریح قاضی یقه ام را بگیرد که چرا بعد از ۱۴۰۰ سال مطلبی از من خواندی و ناگهان مرا با این خطیب جمعه مقایسه کردی درحالیکه این شخص در زمان خودتان زندگی کرده و سخنان و رفتارش را دیده و شنیده اید. دولت اخیراً مدعی شده است که اقدامات مثبتی در عرصه مدیریت کشور انجام داده است؛ چگونه می شود صحت و کذب این ادعا را تحلیل و بررسی کرد؟ دولت مستقر مدعی است که با اقدامات مدیریتی خود، به سمت قله پیشرفت حرکت کرده است و اکنون حتی زمان آن رسیده که از بالای قله، فکری هم برای مدیرت جهان داشته باشد. اما با بررسی سیاست های دولت مستقر در سه حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ تحلیل خواهم کرد که نه تنها قله های تعالی و پیشرفت را طی نکرده ایم که به قهقرا رفته و از کاروان توسعه و پیشرفت عقب مانده ایم.
با ۱۰۲ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جرس: محمد نوری زاد می گوید: علت این که روز بیستم (شنبه) رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم … نویسنده این مطلب به قول خودش توفیق این را داشته است که سی دقیقه در راهروی طبقه سوم دادگاه انقلاب در کنار محمد نوری زاد بنشیند.به دلیل ممنوعیت – ملاقات هفتگی ، خانواده وی هیچگونه اطلاعی از او و از هم سلولی اش آقای سید مصطفی تاج زاده ندارند . خدای قادر متعال نویسنده این مطلب را در کنار محمد نوری زاد می نشاند تا او آخرین خبرها را به ما برساند . نویسنده ناشناس ، هرکه هست ، خدایارش . که به همین اندازه ما را از عزیزمان با خبرکرد: به مقیسه گفتم : من ، نه شما را و نه این دادگاه را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس من نه تو را نه این دادگاه را قبول ندارم . و منشی نوشت . داشتند سندهای لازم را علیه من کامل می کردند . مقیسه روکرد به من و گفت : اگر ثابت نکنی می دهم شلاقت بزنند . حکم زندان برایت می برم . گفتم : من تو را و نه دادگاهت را به رسمیت نمی شناسم . گفت : حسابت را می رسم . گفتم : تو مرعوب وزارت اطلاعاتی . من تو را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو مأمور وزارت اطلاعاتی من تو را قبول ندارم . و منشی نوشت . مقیسه گفت : بدبخت می دانی با خودت چه می کنی ؟ گفتم : هرچه در توان داری بکار بگیر . یک سال . ده سال . بیست سال . حبس ابد . تو با هر رأیی که می دهی آتش جهنمت را شعله ورتر می کنی . مقیسه به تنگ آمد و گفت : حالی ات می کنم مزدور اجنبی . گم شو بیرون . به او گفتم : من مزدی اگر گرفته ام از جمهوری اسلامی بوده . کارمند جهادسازندگی بوده ام . کارم مشخص بوده . تو چه ؟ که بر مسند علی نشسته ای و با عدالت شوخی می کنی ! منشی به مقیسه گفت : بنویسم ؟ مقیسه به او گفت : نه ، ولش کن . مریض است . نمی بینی ؟ به مقیسه گفتم : مریض خودتی . کدام مریض ، مریض تر از کسی که بر سر حق و عدالت کلاه می گذارد ؟ از اتاق بیرون آمدم . مرا به اوین بازگرداندند و امروز باز به شعبه ۲۸ آوردند . وارد اتاق مقیسه که شدم ، علاوه برخود او و منشی اش ، یک خانم ( نماینده دادستان ) و مردی که بعداً فهمیدم محض احتیاط آورده اند تا من با مقیسه دست به یقه نشوم هم بودند . مقیسه سر ضرب شروع کرد و بدون بسم الله و رسمیت جلسه از من پرسید : به چند سال محکوم شده ای؟ خواستم چیزی نگویم ، اما گفتم : در پرونده من هست . گفت : در این پرونده نیست . گفتم : از دستگاه کامپیوتر دادگاه سوأل می کردید مشخص می کرد . گفت : حالا تو بگو . گفتم : سه سال و نیم . گفت : تو نوشته ای که مأموران اطلاعات کله متهمین را در کاسه توالت فرو می کنند . باید این را ثابت کنی . می دانستم بازی شروع شده است وصحنه با حضور نماینده دادستان کامل است . گفتم : من نه شما را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس می گوید من نه تو را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه گفت : تو نوشته ای با حمزه کرمی و عبدالله مومنی این کار را کرده اند . من این دونفر را می آورم اینجا اگر گفتند با ما این کار را نکرده اند چه ؟ گفتم : اگر معلوم شد مأموران وزارت اطلاعات مقصرند چه ؟ شما آدمی هستی که برعلیه آنها رأی بدهی ! نیستی . به همین دلیل من کوچکترین ارزشی برای این دادگاه قائل نیستم .مقیسه به نماینده دادستان گفت : تا کیفرخواست مرا بخواند . آن خانم ، در دو جمله مرا مستحق مجازات دانست . درست همان نقشه ای که از پیش مشخص بود . گفتم : خانم محترم ، ضمن احترام به شما و چادر شما ، من این دادگاه و این قاضی را قبول ندارم . مقیسه گفت : چرا؟ گفتم : بخاطر این که شما فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به من گفت : من بزرگترهای تو را به طناب اعدام سپرده ام . از سال ۶۰ تا الآن دارم قضاوت می کنم . گفتم : جهنمت را در همین دنیا خواهی دید . گفت :بدبخت ،من خودم رادرمرکز بهشت می بینم . گفتم : اگر این را هم نگویی شب ها چطور از عذاب وفشاروجدان بخوابی . تازه اگر وجدانی برایت مانده باشد . گفت : اگر ثابت نکنی این حرفها را ، می دانم با تو چه کنم . گفتم : قبولت ندارم . بویی از عدالت نبرده ای . گفت : باشد . پس من بر اساس همین پرونده ( پرونده دو سوالی وسه دقیقه ای که در آن حمزه کرمی و عبدالله مومنی اشاره کرده بودم . وسرهای فرو شده آنها در مستراح و فحش ها و ناسزاها)رأی صادر می کنم . گفتم : بروم ؟ گفت : باش تا حکم به تو ابلاغ شود . اول که دیدمش ، نشناختمش . موهای سرش بلند شده بود . جوری که گویی سه ماهی او رابه آرایشگاه نبرده باشند . پای چپش می لنگید . از شعبه ۲۸بیرون آمده بود . در راهرو جای نشستن نبود . به اتاق منشی رفت تا بریکی از صندلی های اتاق منشی بنشیند . منشی شعبه ۲۸ اجازه نداد . به راهرو برگشت . من به احترامش از جا برخاستم تا به جای من بنشیند . قبول نکرد . اصرار کردم . قبول نکرد . التماسش کردم . قبول نکرد . ایستاد . چهره آرام اما پیروز داشت . گویی از یک جنگ تمام عیار بازآمده بود . جنگی که در آن ، پشت حریفش را به خاک برده بود ، جوان سربازی که او را از زندان اوین به دادگاه آورده بود ، تقلا کرد تا شاید جایی برای نشستن نوری زاد پیدا کند . راهرو ، از همیشه شلوغ تر بود . عده ای از متهمین را با دستبند و پابند آورده بودند . صندلی ها اشغال بود ، سینه کش دیوار نیز جای برای نشستن نداشت . تا این که بخت یار شد و نفر پهلوی دستی مرا صدا زدند . مثل فنر از جا جست و رفت . اینجا بود که کنار کشیدم و به نوری زاد اشاره کردم در کنار من بنشیند . نشست . پرسیدم : - مرا می شناسید ؟ گفت : - چهره نورانی شما برایم آشناست . اگر اسم شریف شما بخاطرم نیست مرا ببخشایید . درست همینطور کتابی صحبت کرد . "ببخشایید" . انگار یک متن ادبی ویراستاری شده را با صدای گرمش می خواند . همان صدای گرمی که در سایت شخصی اش هست و با خدا مناجات کرده است . " نجواهای محمد نوری زاد در زندان " . همان صدایی که گاه با بغض و هق هق کلماتی که در گلو می مانند و شکسته و ترک خورده به گوش می رسند ، همراه است : - خدایا ، درکنار سلول انفرادی من ، جوانی سخت ناله می کند و از تو طلب مرگ می کند . کف دستم را بر دیوار مشترکمان می گذارم و آیه ای از قرآن تو را برای او می خوانم . " الحمدالله الذی اذهب عنی الحزن ان ربنا لغفور شکور . عجبا که جوان آرام می گیرد ." من نجواها را با صدای حزن آلود نوری زاد بارها شنیده و بارها با او گریسته ام . با او به بالای ابرها سفر کرده ام . و با او در سلول تنگ انفرادی زانو به زانو نشسته ام . خدا خواست در بیداری نیز در کنار او بنشینم و چند کلمه ای از او بشنوم . صحبت کردن من و او جایز نبود . یعنی ما اجازه نداشتیم با هم صحبت کنیم . حتی سربازی که او را آورده بود ، دوبار به نوری زاد تذکر داد که صحبت نکند . اما شلوغی راهرو و رفت و آمد متهمین وسربازها و خانواده هایی که به احتمال ملاقات بستگان خویش آمده بودند ، این امکان را فراهم آورد که نوری زاد نجوا گونه با من صحبت کند . شاید من که در کنار او بودم ، به زور می شنیدم او چه می گوید . هیچوقت یادم نمی رود . وقتی دانست من دانشجو هستم ، روز شانزدهم آذر را به من تبریک گفت . آن روز ، شانزدهم آذر بود . من سراپا گوش بودم و او مسلسل گون ، هرچه را برخودش گذشته بود برای من گفت . از من خواست تا شنیده هایم را به اطلاع دیگران برسانم . و تأکید کرد : "یک مطلبی از گفته های من تنظیم کن و به سایت شخصی من بده . منصف باش و چیزی از خودت بر آن اضافه نکن و روح سخنان مرا تغییر نده . " گفتم : چشم. و نوری زاد ادامه داد : چند هفته پیش ، در یک دادگاه سه دقیقه ای مرا بخاطر توهین به مأموران وزارت اطلاعات مجرم دانستند . بازپرس عجول ، طی دو سوال سرو ته قضیه را به هم آورد و پرونده ای برای من تشکیل داد . ظاهراً در نامه ای به رهبری ، من نوشته بودم که مأموران وزارت اطلاعات ، با متهمین بازداشت شده برخوردهای تند همراه با ضرب و شتم دارند و به آنها ناسزا می گویند . من در پاسخ به سوأل اول این بازپرس عجول نوشتم : وقتی مأموران وزارت اطلاعات ، کله حمزه کرمی و عبداله مؤمنی را در کاسه مستراح فرو می کنند و خود مرا – محمد نوری زاد را – می زنند و غلیظ ترین فحش های رکیک را بر زبان می آورند ، چرا نباید به این رویه زشت و هیولاگون اعتراض کنم ؟ خلاصه در آن سه دقیقه ، بازپرس عجول مرا مجرم دانست و پرونده ای را که مأمور تشکیل آن بود ، تشکیل داد . مگر او ، و گنده تر از او ، می توانند به شکایت وزارت اطلاعات توجهی نکنند و بگویند این شما هستید که مقصرید؟بازپرس بی نوا باید زندگی کند . او که قرار نیست به زحمت بیفتد . گور پدر عدالت و انصاف و کسی که از دستگاه قضایی طالب حق و حقیقت است . من بعد از این بازپرسی خنده دار، نامه ای نوشتم به رئیس قوه قضاییه و از مأموران خاطی وزارت اطلاعات شکایت کردم . نامه ام صریح بود . طوری که دو نفر ، یکی از اطلاعات ، و یکی هم از دادستانی مرا خواستند . مرد اطلاعاتی که خودش را " نوروزی " می نامید ، مودب بود اما مرا فریب خورده می دانست . جوابش را دادم . دومی می خواست بداند که من کی و کجا از مأموران اطلاعات کتک خورده ام و ناسزا شنیده ام و شکایت کرده ام . می گفت با یک واسطه از طرف خود آقای لاریجانی آمده . اسمش را پرسیدم . نگفت . شاید آقای لاریجانی می خواسته بداند این " کله در مستراح فرو کردن ها " در دوره او بوده . همین که فهمید به دوره پیش از او مربوط است ، فتیله عدالتش پایین کشیده شده و خیالش راحت شده است . تا این که دیروز پانزده آذر ، مرا به همین شعبه ۲۸ آوردند پیش قاضی مقیسه . در همان یکی دو جمله اول دانستم قاضی بی ادبی است . زانوی پای من درد می کند . مثل شعبان بی مخ ها داد زد : لنگت را جمع کن . به او گفتم : قاضی باید با ادب باشد . من پایم درد می کند . گفت : پس دراز بکش . در اتاق سه نفر بودیم . من و مقیسه و منشی که گفته های مقیسه را می نوشت . مقیسه یک روحانی فربه است . شروع کرد به خواندن پرونده من در همان جلسه . به او گفتم : یک قاضی باید متن پرونده را قبلاً خوانده باشد . گفت :سرمان شلوغ است . نمی رسیم . گفت : تو باید ثابت کنی این حرف هایی را که درباره مأموران وزارت زده ای! راستش من ته این دادگاه نمایشی را می دانستم چیست . مگر این فردی که اسمش را قاضی گذارده دستگاه اطلاعات را رها می کرد و برحق من انگشت می نهاد ؟ هرگز . و چون دادگاه را به شدت نمایشی یافتم ، صحبت های نوری زاد به اینجا که رسید ، او را به داخل صدا زدند . رفت و ده ثانیه بعد برگشت . از کنار من عبور کرد ، به احترامش از جا بلند شدم . توقفی کرد و گفت : "دوسال حبس برید . به مقیسه گفتم بنویس سی سال !" نوری زاد با سرباز همراهش و مأمور دیگری که درجه بالاتری داشت ، درطول راهرو رفت و به طرفی پیچید . من بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و هرچه را که از او شنیده بودم ، نوشتم تا فراموشم نشود . نوری زاد در آن نجوای نیم ساعته ، به اندازه یک ساعت مطلب فشرده به من گفت . چیزهای دیگری هم از او شنیدم که بد نیست آنها راهم متذکر بشوم . پیش از آن که از صندلی ای خالی شود و او درکنار من بنشیند ، یکی از وکلای سرشناس آمد و با دیدن نوری زاد که ایستاده بود ، با او خوش و بش کرد . شنیدم که نوری زاد به گفت : آقای وکیل ، میدانم که کار شما نیست اما برای زندان انفرادی بازداشت شدگان یک فکری بکنید . من اطمینان دارم اگر همین آقای مقیسه را یک روز ، حتی تفریحی به سلول انفرادی بیندازند ، می آید و یک روز را بیست روز محاسبه می کند . چرا باید یک روز در سلول انفرادی ، که با هزار جور هول و هراس همراه است ، معادل یک روز بند عمومی محاسبه شود ؟ دربند عمومی، جمعیت زیادی هست . در سلول انفرادی هیچیک از اینها که نیست ، نگرانی و اضطراب و هول و هراس هم هست . وکیل با شنیدن این سخنان ، پا به پا شد و گفت : آقای نوری زاد ، اینها به ما مربوط نیست . باید مجلس روی این موضوع کارکند . نوری زاد انگار که بخواهد تیری درتاریکی انداخته باشد . به او گفت : برای همین موضوع ، بسترسازی کنید . در محافل ، درهرکجا که بحثی قضایی هست ، این مهم را مطرح کنید . اگر یک روز انفرادی معادل ده روز محاسبه شود ، بسیاری از زندانیان امروز ، آزاد می شوند . یک نکته دیگر هم از نوری زاد شنیدم که بسیار به دلم نشست . نوری زاد ایستاده بود که یکی از زندانیان سیاسی جلو رفت و اورا درآغوش گرفت و بوسید و حال آقای تاج زاده را از نوری زاد پرسید . نوری زاد دست به شانه اوگذاشت و گفت : " همینقدر بگویم که من تاج زاده را ندیده بودم . علیه اومطالب انتقادی زیادی نوشته بودم . رفتارو گفتار تند او را نمی پسندیدم .اما اکنون که چندماهی است با اوهمنشین شده ام ، اورا مردی منطقی ، مسلمان ، خیراندیش میدانم . تاج زاده بسیارپاک است . در مسایل سیاسی آگاه وکارشناس است . همه اینها به کنار، پیشنماز من است درنمازجماعت. نوری زاد رابه اوین برگرداندند . اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر : " من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم ." این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهرو ، ویک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است ؟ نوری زاد یک تقاضا نیز داشت : " بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان .نوری زاد رابه اوین برگرداندند . اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر : " من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم ." این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهرو ، ویک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است ؟ نوری زاد یک تقاضا نیز داشت : " بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان .
با ۹۸ امتیاز و ۲۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


به میمنت و مبارکی پارازیت هم به جمع خودسانسورکنندگان عزیز پیوست ودرهنگام معرفی شخصیت بد هفته نامی از «نیروی دریایی ارتش آمریکا »نبرد. شاید بهتر بود به جای این خودسانسوری نسبتا ناشیانه اصلا اشاره ای به این مطلب نمی کرد.ظاهرا عرق ملی کامبیز حسینی نگذاشت ساکت بماند و درچند ثانیه سرو ته قضیه را هم آورد.به راستی اگر کامبیز به عبارت «نیروی دریایی ارتش آمریکا » اشاره می کردچه می شد؟قدرمسلم دستگیر نمی شدو به زندان نمی افتاد. شاید کمی توبیخ می شد.شاید هم از برنامه اخراج می شد که البته این یکی خیلی بد بود. به هرصورت فراموش نکنیم وی از دولت آمریکا حقوق می گیردو اگرچه گفته می شود پارازیت بنیان قدرت را به زیر سوال می برد ولی ظاهرا به سراغ بعضی قدرتها نمی رود تا درامان بماند. به امید روزی که ایران و ایرانی رسانه مستقل خود را داشته باشد و مجبور نشود از ترس دولت آمریکا خودش را سانسورنماید
با ۸۸ امتیاز و ۱۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


امروز در اغلب بخش‌های خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی، بارها این خبر تکرار شد که عربستان سعودی به خاطر آسيب‌هاي وارد آمده به محيط زيست سواحل شرقي خود در جريان جنگ خليج فارس (1991)، مبلغ یک ميليارد و 200 ميليون دلار غرامت گرفته است. شاهزاده ترکی بن ناصر بن عبدالعزیز، رییس سازمان حفاظت محیط زیست عربستان گفت: مبلغ یادشده توسط سازمان ملل متحد از دولت عراق گرفته و به دولت سعودی پرداخت شده است.جالب است که عربستان بابت جنگی که اصولاً راهی به خاک آن کشور نیافت و بیش از چند روز به طول نیانجامید، توانسته است، چنین مبلغی را به عنوان غرامت از یک کشور عربی بگیرد. البته پیش‌تر هم کویتی‌ها چنین کاری را اجرایی کرده بودند. منتها پرسش اصلی این است که اگر خسارت وارد آمده بر محیط زیست عربستان بابت چند روز جنگ از مرز یک میلیارد دلار می‌گذرد، خسارت جنگ هشت ساله عراق بر علیه ایران به همراه تبعات جنگ‌های نخست و دوم خلیج فارس بر ایران چقدر خواهد شد و چرا با وجود آن که سازمان ملل متحد رسماً عراق را آغازگر جنگ و تجاوزگر واقعی معرفی کرده است، هنوز هیچ غرامتی به ایران پرداخت نشده است؟! فکر می‌کنم، فقط خسارت ریزگردهایی که از سرزمین عراق به ایران رسیده است، سر به میلیاردها دلار بزند، اگر فقط می‌توانستیم اثر سؤ آن را بر روی سلامت شهروندان‌مان به درستی تعیین و انتشار دهیم. وای به حال آثار سؤ استفاده از سلاح‌های شیمیایی که هنوز در ایران قربانی می‌گیرد! شاید اگر می‌توانستیم این غرامت‌ها را زنده کنیم، دیگر از تصور شروع برنامه تحول اقتصادی اینگونه ملت و دولت نمی‌لرزیدند و کابوس نمی‌دیدند! می‌دیدند؟
با ۸۶ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


اسنادی که ترجمه آنها را در این فصل می خوانید، بخشی از اسناد مربوط به ایران است که در مطبوعات امریکا و انگلستان و فرانسه، پر اهمیت تر تلقی شده اند. از دید ایرانیان نیز، اسناد حاوی اطلاعاتی هستند در خور اهمیت. بسیاری از آنها بر آنها که نگران سرنوشت ایران هستند، معلوم بوده اند. //امریکا نباید با رهبران ایران گفتگو کند چراکه آنها منتظر ظهور قریب الوقوع امام زمان هستند:در یکی از تحلیلهای سری منتشره توسط ویکیلیکس آمده است: ورود ایالات متحده به مذاکره مستقیم با رهبران ایران اشتباه است. نه تنها رهبری ایران "غیر قابل اعتماد" است، بلکه تحت سلطه یک گروه منتظران (حجتیه) می باشد که پایه تصمیمات مهم آنها در مورد سیاست داخلی و خارجی بر اعتقاد به بازگشت قریب الوقوع "گمشده" موسوم به مهدی موعود یا امام دوازدهم بنا می شود. از همه مهمتر، بسیاری از ایرانی ها به پیام رئیس جمهور اوباما در مورد تغییر امیدوارند. مذاکره با دولتی که همچنان به سرکوب و نقض ابتدایی ترین حقوق شهروندان ایران می پردازد، نادرست است. //چرا اوباما با جنگ با ایران مخالف است؟ - گفتگوهای وزیر دفاع فرانسه با وزیر دفاع امریکا در باره احتمال حمله اسرائیل به ایران:.....................
با ۸۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


گفته های نوریزاد در زندان به یک زندانی سیاسی: اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر : " من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم ." این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهرو ، ویک مرد در میان دو مأمور می لنگد و پیش می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای تو چه نهفته است ؟ نوری زاد یک تقاضا نیز داشت : " بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان .
با ۸۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


جمعه شب 19 آذر ماه حوالی ساعت 21:00 پاسداربند ها به سلول زندانیان سیاسی بهروز جاوید طهرانی و جعفر اقدامی یورش بردند و آنها را مورد اذیت وآزار قرار دادند. پاسداربندها همچنین اقدام به پخش ، تخریب و ضبط وسایل شخصی این دو زندانی سیاسی نمودند. این یورش و برخوردهای غیر انسانی و وحشیانه تا مدتی طولانی ادامه داشت. پاسداربندی که فرماندهی این یورش وحشیانه را به عهده داشت زینلی نام دارد. این فرد از شکنجه گران سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت کرج می باشد که در شکنجه های وحشیانه ، تجاوز جنسی به زندانیان عادی و شکستن دست و پای زندانیان شهرت خاص دارد. او اخیرا به بند 2 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است و کینۀ حیوانی نسبت به زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی دارد.زینلی همان کسی است که در شکنجه و شکستن دست وپای زندانیان مانند بهرام تصویری ،محسن بیگوند و،حسن شریفی نقش داشت. در این یورش همچنین پاسداربندی بنام حسینی و تعدادی دیگری از پاسداربندها او را همراهی می کردند. زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع نسبت به یورش و حشیانه و برخوردهای غیر انسانی آنها اعتراض نمودند...
با ۸۱ امتیاز و ۱۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


مهدی کروبی در گفت‌وگویی با پیش‌شماره هشتم روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتمادملی که به منظور تکثیر مردمی در فضای اینترنت قرار گرفته است، از عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های سیاست خارجی، اقتصادی و فرهنگی نیز به شدت انتقاد کرد و گفت "دولت به فرهنگ سازی دروغ در جامعه دست زده است و تملق و چاپلوسی را به عنوان یکی از روش های مدیریت کشور جا انداخته" و "اعتمادها بین مردم کمرنگ شده و فرهنگ دروغ و تزویر و ریا در جامعه پررنگ تر شده است." وی در این گفت‌وگو که سایت تحول سبز نیز متن آن را منتشر کرده، همچنین با اشاره به بخشنامه اخیر مرکز امور مساجد برای مشابه سازی حوادث سال ۸۸ را با حوادث کربلا و نیز سخنان یکی از امام جمعه تهران در همین راستا، هشدار داد که: "مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور." متن کامل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید: آقای کروبی، با فرا رسیدن ایام محرم بعضی از خطیبان نمازجمعه از مبلغین و مداحان خواسته اند فتنه یزیدی را با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ گره بزنند. تحلیل شما از این سخنان ظالمانه و هتاکانه چیست؟ قبل از پاسخگویی به این پرسش فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه رشادت و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم را به همه مسلمانان تسلیت عرض می کنم. محرم ماهی است که در آن حضرت اباعبدالله به همراه خاندان و یاران اندک، جان عزیز خود را فدا کردند تا با انحرافی که در دین خدا ایجاد شده بود مقابله کنند.حکومت بنی امیه در مقام حاکم آن زمان، مدعی دفاع از اسلام بود و درمقابل اما امام حسین (ع) به صراحت فرمودند که برای اصلاح امور جامعه قیام می کنند. متاسفانه داستان اینگونه شده است که امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسائل و مشکلاتی که در اداره کشور با آن مواجه می شوند را با شبیه سازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل می کنند. لذا حتی مسئول امور مساجد نیز بخشنامه ای را برای مبلغین مساجد صادر کرده است که حوادث تلخ سال ۸۸ را با حوادث کربلا مشابه سازی کنید. در همین راستا اخیراً نیز یکی از امامان جمعه موقت تهران مطالبی ذکر کرده اند که گویی متوجه عواقب و اثرات تخریبی آن به خصوص در باور مردم ساده اندیش و سطحی نگر نبوده است. این خطیب بی پروای جمعه ادعا کرده اند که مردم ایران به همان اندازه که از سران طاغوت نفرت داشتند، به همان میزان نیز از سران فتنه متنفر هستند و لذا مبارزین قبل از انقلاب و مسئولین خدمتگزار در سطح عالی جمهوری اسلامی را با طرفداران شاه یعنی امثال نصیری و هویدا مقایسه می کنند. از طرفی این خطیب جمعه در سخنرانی خود در دانشگاه قزوین خطاب به مداحان و مبلغان سراسر کشور گفته است:« جبهه یزید و جبهه امام حسین را در زمان حاضر برای مردم بیان کنید و فتنه یزیدی را با فتنه اخیر گره بزنید. مداحان باید احساس وظیفه کرده و گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است. و برای پیدا کردن جبهه یزیدیان در داخل باید جبهه فتنه گران را ببینیم که شمشیرشان را علیه نظام ولایی از رو کشیدند و تهمت ها به نظام اسلامی زدند. انتظار از مداحان بسیجی این است که در خط مقدم این روشنگری ها باشند.»
با ۸۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت کنونی ايران، در آخرين اظهارنظر خود گفته است که مقامات دولتی قصد دارند در ماه محرم رويدادهای سال ۸۸ را با واقعه عاشورا و حوادث کربلا شبيه‌سازی کرده سرکوب را بيشتر کنند. مهدی کروبی که با روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتماد ملی گفت‌وگو کرده است، اظهار داشت که گروه‌های پشتيبان دولت زمانی که با مسائل و مشکلات کشور روبه‌رو می‌شوند، «شبيه‌سازی به واقعه عاشورا» را به ابزاری برای سرکوب مخالفان سياسی خود تبديل می‌کنند. کروبی به بخشنامه مرکز رسيدگی به امور مساجد به مبلغان مذهبی اشاره کرد که قرار است در روزهای ماه محرم، رويدادهای پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ايران را با حوادث کربلا «مشابه‌سازی» کنند. بر پايه اطلاعيه‌ای که چند روز پيش تارنمای «مرکز رسيدگی به امور مساجد» با امضای حسين ابراهيمی، رئيس اين مرکز منتشر کرد؛ عزاداران موظف‌اند تا همزمان با «تبيين فلسفه نهضت عاشورا»، درباره «ابعاد فتنه سال ۸۸ و بصيرت‌بخشی در مقابله با جنگ نرم دشمن» نيز بر منبر مسجدها صحبت کنند. کروبی: «بنده ایشان (احمد خاتمی) را به دلیل ایجاد انحرافات مذهبی، دین‌فروشی، بی‌تقوایی، تملق و چاپلوسی اربابان قدرت "شریح قاضی" خطاب می‌کنم» شيعيان جهان در ايام ماه محرم، نخستين ماه تقويم اسلامی (هجری قمری)، به‌ويژه از آن‌رو که حسين بن‌علی، امام سوم شيعيان در دهم محرم (عاشورا) کشته شده است، به عزاداری می‌پردازند. در همين زمينه مهدی کروبی به سخنان احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان و امام جمعه تهران نيز پرداخت. احمد خاتمی در سخنرانی‌ای خطاب به مداحان و مبلغان مذهبی گفته بود:«جبهه يزيد و جبهه امام حسين را در زمان حاضر برای مردم بيان کنيد و فتنه يزيدی را با فتنه اخير گره بزنيد.» وی افزوده بود: «برای پيدا کردن جبهه يزيديان در داخل بايد جبهه فتنه‌گران را ببينيم که شمشيرشان را عليه نظام ولايی از رو کشيدند و تهمت‌ها به نظام اسلامی زدند.» کروبی اين مقايسه‌ها را مجوزی برای «وقوع هر جنايتی در باور برخی افراد سطحی‌نگر در جامعه» و باعث «اغفال و انحراف فکری» نوجوانان مذهبی دانست. اين نامزد انتخابات دهم رياست جمهوری افزود: «در اين شبيه‌سازی‌ها و مقايسه‌کردن‌های هدفمند، معترضين به نتايج انتخابات را يزيد و يزيديان خطاب می‌کنند! لابد آقای احمدی‌نژاد را امام حسين، آقای حسين شريعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زينب می‌بينند و خود را با آن‌ها قياس می‌کنند!» وی تفاوت بزرگ اين شبيه‌سازی را اين خواند که «اکنون آن‌هايی حاکميت را در اختيار دارند که جنايت‌های بی‌نظيری در کهريزک، اوين و کف خيابان‌ها و حمله به مجتمع‌های مسکونی به نام ياران و جانشينان واقعی امام حسين در حق مردم مظلوم و بی‌دفاع ايران انجام دادند.» مهدی کروبی بار ديگر تأکيد کرد که اختلافات بر سر انتخابات و رعايت قانون اساسی است و چنين شبيه‌سازی‌هايی جامعه را دچار «تشتت و بحران‌های متعدد» می‌کند. وی احمد خاتمی را «شريح قاضی» خطاب کرد و دليل آن را «ايجاد انحرافات مذهبی، دين‌فروشی، بی‌تقوايی، تملق و چاپلوسی اربابان قدرت» دانست. «شريح قاضی» از چهره‏های صدر اسلام و همچنين وقايع مربوط به کشته شدن حسين بن‌علی، امام سوم شيعيان در کربلا است که گفته می‌شود از نظر خصوصيات اخلاقی، فردی عافيت‌جو و فرصت‌طلب بود که برای رسيدن به مقام و منصب و تثبيت آن، با هر نوع حکومت و خلافتی کنار می‏آمد. مهدی کروبی در بخش ديگری از سخنان خود از سياست‌های دولت در عرصه‌های سياست خارجی، اقتصاد و فرهنگ انتقاد کرد. در بخش سياست خارجی، کروبی قطع رابطه گامبيا با ايران، عدم عضويت ايران در شورای زنان سازمان ملل، «ارسال اسلحه و مواد مخدر به نيجريه» و تحريم‌های سازمان ملل را از جمله «شکست‌های دولت» خواند. در بخش اقتصادی، «افزايش نرخ بيکاری، تعطيلی و کم شدن ظرفيت کاری واحدهای صنعتی، افزايش بی‌سابقه چک‌های بانکی برگشت خورده، افزايش گرانی و اعتصاب کارگران در کارخانجات مختلف» از جمله ناکارآمدی‌های دولت شمرده شد.
با ۷۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


جنگل‌های مناطق شمال، شمال شرق و غرب كشور همچنان در آتش می‌سوزد،جنگل‌های زاگرس غربی در مریوان،جنگل‌‌های گلستان درشمال و جنگل ابر در سمنان درشمال شرق كشور در حال حاضر در محاصره آتش هستند. به گزارش اینا؛ از شمال كشور خبر می‌رسد كه آتش‌سوزی همچنان در مناطق مختلف استان گلستان ادامه دارد. سید نجیب حسینی نماینده مردم مینودشت وكلاله گفت: آتش‌سوزی جنگل‌های گلستان هنوز ادامه دارد و مهار نشده و با وجود شدت وزش باد در طی چند روز گذشته آتش گسترش چشم‌گیری داشته است. او با انتقاد از عملكرد مسئولان كشور در برخورد با این آتش‌سوزی گفت: جای تعجب است كه به جنگل گلستان كه بعنوان گل سرسبد جنگل‌های كشور شناخته می‌شود و به تمام مردم ایران تعلق دارد به صورت ملی نگاه نمی‌شود. او ادامه داد: انتظار می‌رود كه هم وزیر كشور و هم وزیر جهاد كشاورزی به منطقه گلستان بعنوان نقطه بحران نگاه كنند. حسینی باستایش عملكرد مسئولین استان گلستان كه تمام امكانات خود را جهت مهار آتش به كار گرفته‌اند افزود: استان گلستان تمام آنچه را كه در توان داشت انجام داد و این جای تقدیر دارد اما مجموعه مسئولین كشوری كه متولی این كار هستند چرا امكانات كشور را برای پایان دادن به بحران آتش در جنگل گلستان به كار نمی‌برند؟ او ادامه داد: چگونه است، هنگامی كه یك سیل یا زلزله اتفاق می‌افتد تمام امكانات كشور بسیج می‌شود و به كمك نقاط بحران‌زده می‌شتابد اما در بحران آتش گلستان خبری از بسیج امكانات ملی نیست. نماینده مردم مینودشت وكلاله گفت: اگر تمام توان ما همین است كه تا اكنون نشان داده‌ایم چرا از سایر كشورها كمك نمی‌خواهیم تا به ما در مهار آتش یاری برساند. او با بیان اینكه افكار عمومی مسئولین را در مورد كم‌كاری در مسئله خاموش كردن آتش جنگل‌های گلستان نمی‌بخشند، گفت: درحالی كه تمام استان گلستان یكپارچه و با تمام ظرفیت‌های خود به جنگ با آتش رفته‌اند جای تعجب است كه وزیران كشور و جهاد كشاورزی تاكنون حتی یك بار هم برای بازدید به منطقه نیامده‌اند، مسئولان باید در زمینه این كم‌كاری پاسخگو باشند. حسینی ابراز امیدواری كرد كه با توجه بیشتر مسئولین و به كارگیری كلیه منابع ملی هرچه زودتر شر آتش از جنگل گلستان كم شود. از شمال شرق كشور نیز خبر می‌رسد كه آتش جنگل‌های ابر در شاهرود استان سمنان كه از روز سه‌شنبه آغاز شده است همچنان ادامه دارد. طبق آخرین اخبار تا روز جمعه آتش در مناطقی در جنگل ابرمهار شده ولی هنوز خاموش نشده است. به گفته منابع محلی تاكنون حداقل 35 هكتار از جنگل‌های این منطقه در آتش سوخته است. صعب‌العبور بودن و شیب بالا در مناطق آتش كار امداد رسانی را به این مناطق سخت و دشوار كرده‌ است. مردم محلی، نهادهای نظامی، ارتش و سپاه، با امكانات كاملاً ابتدایی مانند بیل، كلنگ و دبه‌های آب به صورت پیاده‌ تامناطقی كه گرفتار آتش‌ شده اندپیش رفته و سعی در مهار آن دارند. از غرب كشور نیز خبر می‌رسد كه آتش‌سوزی جنگل‌های مریوان و سروآباد كه از ابتدای خرداد ماه آغاز شده است همچنان ادامه دارد. به گفته ایرج قادری آمار آتش تاامروز صبح به 860 نقطه رسیده است كه در یك ماه گذشته با توجه به عدم بارش باران هم در تعداد و هم حجم آتش افزایش چشمگیری مشاهده می‌شود. طبق آخرین خبرها تاكنون بیش از 35 هزار هكتار از جنگل‌های مریوان و سروآباد در آتش سوخته است به طوری كه مناطق جنگلی در خط مرزی ایران با عراق به طور كامل محو شده است. روستا‌های پیله‌ور، رشه‌ده، خوش‌كلام، سردوش بیشترین میزان گستردگی جنگل‌های سوخته در منطقه مریوان و سروآباد را به خود اختصاص داده‌اند.
با ۷۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


آیت الله سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، گفته که "گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است و مداحان فتنه یزیدی را با فتنه سال ۸۸ گره بزنند" * شبیه سازی تاریخی همیشه که قرار نیست جواب دلبخواه بدهد. ریسک بزرگی است؛ شاید مخاطب بخواهد تامل خاصی بکند، آن وقت ممکن است جای حسینی و یزیدی را درست تشخیص ندهد! شاید بخواهد ابراز زر و زور و تزویر و بهانه مظلومیت سال شصت و یک هجری یک منازعه پُرخون را مقایسه کند با شرایط و توانمندی های امروز طرفین یک دعوا؛ دعوایی سر سلامت یک انتخابات و چه بسا آن چنان که می گویند یک "فتنه پیچیده" ... به ریسکش نمی ارزد کربلا را بیاورند داخل ماجرای هر چقدر هم پیچیده؛ کربلایی که سالار شهیدانش "آزادگی" را فریاد کرد. در کربلای ِ تاریخ، مظلوم کشته می شود با لبانی تشنه؛ با یارانی کم شمار. سر از تن اش جدا می کنند. دعوت کنندگانش پا پس می کشند از غم نان و جان. خاندانش را به اسارت می برند. توهین و تهمت نثارشان می کنند ... ظالم از تخت پایین نمی آید ولی از زینب ِ داغدار هم خلاصی ندارد ... لطفا دست از سر کربلا بردارید؛ خیر نمی بینید. کربلا پاک می ماند؛ ایمان داریم به این. * در بازار شام هنگامی که اسیران اهل بیت را بر در مسجد جامع دمشق به پای داشته بودند، پیرمردی خطاب به امام سجاد علیه السلام عرض کرد: "سپاس خدایی را که شما را کشت و عوامل فتنه را از ریشه قطع کرد" ... منبع: بررسی تاریخ عاشورا - ص 144 - 145
با ۷۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


ماشاءالله (محمود) شمس‌الواعظین، نایب رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در گفت‌و‌گو با بی‌.بی‌.سی فارسی گفت که دادگاه انقلاب او را به اتهام «توهین به رئیس‌جمهوری» و «تضعیف نظام» به تحمل 16 ماه زندان محکوم کرده است. آقای شمس‌الواعظین درباره اتهام توهین به رئیس‌جمهوری گفت که شعبه 28 دادگاه انقلاب، او را به این دلیل محکوم کرده است که در مصاحبه با شبکه العربیه، رئیس‌جمهوری را «مجنون» و «سرکوبگر» خوانده بود. به گفته‌ او دادگاه درباره معنای واژه «مجنون» در زبان عربی دچار اشتباه شده است.
با ۶۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


شش دانشجوی دانشگاه هنر تهران از جمله افراد بازداشت شده در جریان اعتراضاتِ دانشجوییِ شانزدهم آذر ماه هستند، که اکنون در زندان اوین به سر می‌برند.ادوار نیوز، سایت خبری سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، اسامی این دانشجویان بازداشت شده را وحید نصرتی، هومن جعفری، سوین شیوا، مجید صادقی، حجت صحرایی و سعیدی گزارش کرده است.پیش از این گزارش‌هایی در مورد بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه‌های رازی کرمانشاه، صنعتی امیرکبیر تهران و صنعتی شیراز در روز شانزدهم آذر ماه منتشر شده بود.
با ۶۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


باید حدود 120 میلیارد تومان یارانه‌ برای بلیت مترو و اتوبوس تا پایان سال پرداخت شود، گفت: تا امروز حدود 3 میلیارد تومان پرداخت شده كه بسیار كم است. محمدباقر قالیباف امروز در مراسم افتتاح ایستگاه متروی چهارراه ولیعصر به توسعه حمل و نقل عمومی اشاره كرد و گفت: شهرهایی می‌توانند پایداری خود را حفظ كنند و در واقع تحمل ظرفیت را داشته باشند كه زیر ساخت‌های آنها شهر آماده باشد. قالیباف اضافه كرد: در دنیا شهرهایی توانسته‌اند كه مشكلات زیست محیطی خود را حل كنند كه تأسیسات زیرزمینی خود را به خوبی توسعه دهند. به اعتقاد شهردار تهران، اگر در زیر زمین كارهای تأسیساتی كامل نشود به همان میزان ناپایداری بر روی زمین ایجاد می‌شود. در حوزه حمل و نقل عمومی در حالت اضطرار هستیم وی به آلودگی هوای كلان‌شهر تهران اشاره كرد و گفت: باید حمل و نقل عمومی توسعه پیدا كند؛ ایجاد اقدامات سلبی و كوتا‌ه‌مدت خوب است ولی باید قبل از آن اقدامات ایجابی و دراز مدت برای شهر انجام داد. شهردار تهران با بیان اینكه حمل و نقل عمومی یكی از زیرساخت‌های مهم در سطح شهر تهران است، گفت: تا زمانی كه به مرز 218 كیلومتر مترو در تهران نرسیم در حوزه حمل و نقل عمومی در حالت اضطرار هستیم. قالیباف با بیان اینكه از سال 85 تا سال 89، 60 كیلومتر تونل ایجاد كرده‌ایم، گفت: 47 تا 48 كیلومتر آن به بهره‌برداری رسیده و الباقی آن آماده بهره‌برداری است؛ به طور متوسط سالانه 15 كیلومتر مترو در تهران احداث كرده‌ایم. وی تصریح كرد: این ظرفیت قابل گسترش است و می‌توانیم سالانه 30 كیلومتر مترو در تهران بسازیم. باید در زیر شهر یک حیات جدی وجود داشته باشد به گفته قالیباف، در صورتی كه مترو بر اساس طرح جامع حمل و نقل عمومی توسعه پیدا كند؛ در آن زمان هنگامی كه آلودگی ایجاد شود می‌توانیم از مردم بخواهیم در جاهای كه مترو وجود دارد از خودرو استفاده نكنند. دیگر جریمه و تعطیلی نمی‌خواهد فقط باید اطلاع‌رسانی كنیم. به اعتقاد شهردار تهران، باید در زیر شهر یک حیات جدی وجود داشته باشد تا در روی شهر مردم با آسایش و آرامش زندگی كنند این از سیاست‌های قطعی شهرداری تهران است. وی با تأكید بر این موضوع كه در كوتاه مدت اتوبوس‌رانی را توسعه می‌دهیم، گفت: روزی كه تصمیم به توسعه بی‌.آر.تی با 3 هزار صفحه كار كارشناسی گرفتیم؛ خیلی از افراد به بنده انتقاد كردند كه بعدا شما در این مسیر خطوط را مترو را راه‌اندازی می‌كنید و خطوط بی‌آرتی بلااستفاده می‌ماند؛ بنده گفتم اگر قرار است در مسیر شرق و غرب مترو احداث كنیم حدود 3 سال طول می‌كشد و حتی برای این مدت نیز احداث خطوط بی‌آرتی توجیه اقتصادی دارد اما امروز می‌بینیم كه خط 4 مترو نیز راه‌اندازی شده اما از حجم اتوبوس‌های بی.‌آر.تی كم نشده است. سوار شدن به اتوبوس زمانی اقتصادی است كه مردم آویزان باشند؟ به گفته شهردار تهران، اگر اتوبوس حركت كند و به تعداد صندلی‌های موجود آن فقط افراد نشسته باشند برخی‌ها می‌گویند استقبال نشده است؛ مگر بنا است كه مردم را به طور فشرده در اتوبوس‌ها جا دهیم باید به گونه‌ای رفتار كرد كه پیرمردان و جانبازان هم بتواند از اتوبوس استفاده كنند. وی گفت: برخی فكر می‌كنند اگر مسافرین فشرده سوار اتوبوس نشوند اقتصادی نیست؛ یعنی اقتصادی زمانی است كه همه آویزان باشند؟ باید این موضوع را دقت كنیم و مشكلات را برطرف كنیم. قالیباف ادامه داد: مثلاً اگر كسی می‌خواهد به مهمانی برود و برای رسیدن به مقصد از اتوبوس استفاده كند؛ نباید به گونه‌ای باشد كه دو مرتبه تصمیم بگیرند لباس‌های خود را دوباره عوض كند. شهردار تهران تأكید كرد: باید حمل و نقل عمومی توسعه پیدا كند و مشكلات موجود را باید برطرف كنیم. قالیباف در ادامه سخنانش افزود: شهادت می‌دهم كه دوستان در وزارت كشور هر كاری از دستشان برآمده انجام داده‌اند؛ به هر حال آنها نیز مشكلاتی دارند و به حد توان خود كمك كرده‌اند. قالیباف با بیان اینكه گله‌مندی نمی‌كنم و بر این باور هستم كه باید مشكلات را در شهر حل و فصل كنیم، گفت: مردم می‌خواهند كه مدیران همدل، مهربان و ... باشند و مشكلات را در شهر برطرف كنند. 56 درصد اعتبارات شهرداری در حوزه حمل و نقل عمومی هزینه می‌شود قالیباف همچنین در جمع خبرنگاران حضور یافت و گفت: توسعه مترو یكی از مهمترین دغدغه‌های حمل و نقل شهری است. وی با بیان اینكه 56 درصد اعتبارات در شهرداری تهران در حوزه حمل و نقل عمومی صرف می‌شود، گفت: از سال 85 تا 89، 60 كیلومتر مترو در تهران ساخته شده است. آب‌پاشی آسمان تهران برای كاهش آلودگی هوا شبیه یک شوخی است وی در بخش دیگر سخنانش به آلودگی هوای كلانشهر تهران اشاره كرد و گفت: پاشیدن آب در آسمان شبیه یک شوخی بود تا یک اقدام و این امر مشكلی را برطرف نكرد. شهردار تهران ادامه داد: اما تعطیلی كارخانجات اقدام خوبی برای رفع آلودگی هوا بود. وی به خرید 400 واگن اشاره كرد و گفت: در سال 86 كارخانه‌‌ای با مشاركت خارجی‌ها در زمینه تولید واگن مترو احداث كردیم و در حال حاضر در این كارخانه واگن تولید می‌شود. قالیباف با تأكید بر این موضوع كه طبق قرارداد ال‌سی‌ها باز شده است، گفت: لوكومتیو‌ها در آینده‌ نزدیک وارد خطوط مترو می‌شود. از 120 میلیارد تومان یارانه مترو و اتوبوس فقط 3 میلیارد تومان پرداخت شد قالیباف با بیان اینكه باید حدود 120 میلیارد تومان یارانه‌ برای بلیت مترو و اتوبوس تا پایان سال پرداخت شود، گفت: تا امروز حدود 3 میلیارد تومان پرداخت شده است و بسیار كم است. ولی مسئولان وزارت كشور قول داده‌اند 20 میلیارد تومان یارانه تا پایان سال پرداخت كنند ولی تاكنون این امر رخ نداده است. از 400 میلیارد تومان بودجه 160 میلیارد تومان پرداخت شد وی به بودجه حدود 400 میلیارد تومانی مترو اشاره كرد و گفت: حدود 160 میلیارد تومان آن تاكنون پرداخت شده است. شهردار تهران به طرح استفاده یک میلیارد دلاری متروی تهران از حساب صندوق ذخیره ارزی اشاره كرد و گفت: این امر نیز تاكنون مشخص نشده است.
با ۶۷ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" جمعه شب 19 آذر ماه حوالی ساعت 21:00 پاسداربند ها به سلول زندانیان سیاسی بهروز جاوید طهرانی و جعفر اقدامی یورش بردند و آنها را مورد اذیت وآزار قرار دادند.پاسداربندها همچنین اقدام به پخش ، تخریب و ضبط وسایل شخصی این دو زندانی سیاسی نمودند. این یورش و برخوردهای غیر انسانی و وحشیانه تا مدتی طولانی ادامه داشت. پاسداربندی که فرماندهی این یورش وحشیانه را به عهده داشت زینلی نام دارد. این فرد از شکنجه گران سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت کرج می باشد که در شکنجه های وحشیانه ، تجاوز جنسی به زندانیان عادی و شکستن دست و پای زندانیان شهرت خاص دارد. او اخیرا به بند 2 زندان گوهردشت کرج منتقل شده است و کینۀ حیوانی نسبت به زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی دارد.زینلی همان کسی است که در شکنجه و شکستن دست وپای زندانیان مانند بهرام تصویری ،محسن بیگوند و،حسن شریفی نقش داشت. در این یورش همچنین پاسداربندی بنام حسینی و تعدادی دیگری از پاسداربندها او را همراهی می کردند. زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع نسبت به یورش و حشیانه و برخوردهای غیر انسانی آنها اعتراض نمودند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش و برخوردهای وحشیانه،تخریب وضبط وسایل شخصی زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
با ۶۵ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


عزیزی را از روی پل کالج به پایین پرتاب کردند ... عزیزی را با ماشین نیروی انتظامی زیر گرفتند ...عزیزی را گلوله فرق سرش شکافت و .... گمان مبر ای دوست که حضورت امری است سخت و دشوار ...وظیفه ای است بر گرده ات اگر درد مردمت را داری ...وظیفه ای است اگر حس می کنی که خون آن عزیزان در حال پایمال شدن است .باید بیایی ...باید ببینی و نشان دهی که هستی و نمود این بودنت در فضایی چون عاشورا چه دیدنی تر خواهد بود . حضور در عاشورا نه تنها سهمگین و دشوار نیست چه بسا کم خطر و ساده نیز باشد اما اگر سهمگین هم بود این حضور بایسته و لازم بود ... هیچگاه نباید زیاد برد مطلومیت آن عزیزانی که به شنیع ترین وجه ممکن بدستان این حرامیان به شهادت رسیدند . هیچگاه نباید دیده ها را بر حقایق بست و ندید که کشور از هر سو در حال نابودی است.فقر و فساد و. فحشاء روزافزون کشور را به پرتگاهی کشانده که دیگر تنفس در آن نیز برایمان غیر ممکن میشود. باید آمد ...باید دید و باید بود تا شرمسار دیدگان نبود
با ۶۴ امتیاز و ۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت کنونی ايران، در آخرين اظهارنظر خود گفته است که مقامات دولتی قصد دارند در ماه محرم رويدادهای سال ۸۸ را با واقعه عاشورا و حوادث کربلا شبيه‌سازی کرده سرکوب را بيشتر کنند. مهدی کروبی که با روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتماد ملی گفت‌وگو کرده است، اظهار داشت که گروه‌های پشتيبان دولت زمانی که با مسائل و مشکلات کشور روبه‌رو می‌شوند، «شبيه‌سازی به واقعه عاشورا» را به ابزاری برای سرکوب مخالفان سياسی خود تبديل می‌کنند.
با ۶۲ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


مهدی کروبی در گفت‌وگویی با پیش‌شماره هشتم روزنامه تک‌صفحه‌ای اعتمادملی که به منظور تکثیر مردمی در فضای اینترنت قرار گرفته است، از عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های سیاست خارجی، اقتصادی و فرهنگی نیز به شدت انتقاد کرد و گفت "دولت به فرهنگ سازی دروغ در جامعه دست زده است و تملق و چاپلوسی را به عنوان یکی از روش های مدیریت کشور جا انداخته" و "اعتمادها بین مردم کمرنگ شده و فرهنگ دروغ و تزویر و ریا در جامعه پررنگ تر شده است." وی در این گفت‌وگو که سایت تحول سبز نیز متن آن را منتشر کرده، همچنین با اشاره به بخشنامه اخیر مرکز امور مساجد برای مشابه سازی حوادث سال ۸۸ را با حوادث کربلا و نیز سخنان یکی از امام جمعه تهران در همین راستا، هشدار داد که: "مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور." متن کامل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید
با ۶۲ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


گزارش‌ها از تهران حاکی است که رضا شهابی، عضو هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، به دليل شرايط نامناسب جسمانی‌اش، روز شنبه به بيمارستان منتقل شده است.همچنین، نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان طی تماس تلفنی با خانواده خود از استمرار اعتصاب غذایش خبر داد.محمد نوری زاد نیز در وبسایت شخصی خود اعلام کرده است: من از روز بیست آذر به اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. در اعتراض به قانونی که نیست، عدالتی که نیست و ظلمی که هست. علت اینکه از روز بیستم (شنبه) را برای شروع اعتصاب انتخاب کرده‌ام، این است که می‌خواهم درست روز عاشورا، جنازه‌ام را بر سر اینها بکوبم.غلامحسین عرشی، از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اواخر هفته گذشته پس از اعتراض به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شد. او در اعتراض به این اقدام مسئولان زندان دست به اعتصاب غذا زده است . از آغاز اعتصاب غذای وی بیش از هفت رور می گذرد.
با ۵۹ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


کروبی: با مرور سخنان ایشان باید گفت که متاسفانه این خطیب غیر مسئول! گویی متوجه نیستند که مقایسه ها و گره زدن های اینچنینی مجوزی می شود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحی نگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور می شوند.در این شبیه سازی ها و مقایسه کردن های هدفمند معترضین به نتایج انتخابات را یزید و یزیدیان خطاب می کنند! لابد آقای احمدی نژاد را امام حسین ، آقای حسین شریعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زینب می بینند و خود را با آنها قیاس می کنند!!! البته با این تفاوت که در آن زمان حکومت در اختیار یزید و عبیدالله بود و حسین و یارانش در اقلیت و غربت اما اکنون آنهایی حاکمیت را در اختیار دارند که جنایتهای بی نظیری در کهریزک، اوین و کف خیابانها و حمله به مجتمع های مسکونی به نام یاران و جانشینان واقعی امام حسین در حق مردم مظلوم و بی دفاع ایران انجام دادند.
با ۵۹ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


اعطاي جايزه سالانه حقوق بشر کانون وکلاي دادگستري اسپانيا به نسرين ستوده و محمد مصطفايي به مناسب روز جهاني حقوق بشر. محمد مصطفايي جايزه خود را به محمد اوليايي فر وکيل دادگستري و مدافع حقوق بشر تقديم کرد. خانم دکتر قانع استاد حقوق بشر دانشگاه آکسفورد نماينده دريافت جايزه خانم نسرين ستوده بود. متن سخنراني محمد مصطفايي در جلسه دريافت جايزه در حضور وکلا، قضات و مقامات رسمي اسپانيا از جمله يکي از وزري اسپانيا و نيز ريئس کانون وکلاي بين الملل و اتحاديه اروپا که در کانون وکلاي دادگستري برگزار شد چنين است: همکاران بزرگوار، مقامات محترم اسپانيا؛ خانمها و آقايان در حال حاضر که من و همکار عزيز دربندم اين افتخار را پيدا نموده ايم که دريافت کننده جايزه سالانه ي کانون وکلاي اسپانيا باشيم من احساسي دوگانه دارم در عين حال هم بسيار خوشحالم وهم بسيار اندوهگين . خوشحال از اين مسئله که همکاراني در اين نقطه از دنيا دارم که نسبت به مسايل حقوق بشري آگاه و حساس هستند و اين طور از همکاران خود در ديگر کشورها حمايت و پشتيباني مي کنند و موجبات دلگرمي آنها را فراهم مي کنند و به نقش بسيار حساس و خطير وکلا در دفاع از حقوق انساني واقف هستند وبراي پيشبرد اين حقوق و جلوگيري از نقض آنها تلاش مي کنند اما اندوهگينم از اينکه همکاران عزيزم در ايران به جاي اينکه در دادگاه مشغول به دفاع از حقوق موکلين خود باشند به جرم دفاع از آنها در زندان هستند و يا برخي ار آنها همانند من وادار به تبعيد شده و قادر به ايفاي وظيفه اي که به آن عشق مي ورزند در وطنشان نيستند. هرچند چنين برخوردهاي زشت وابلهانه با وکلا که يک بال فرشته عدالت را تشکيل مي دهند نه تنها دلسردمان نمي کند و صدايمان را خاموش نمي نمايد بلکه عزم ما جزم تر شده و با توان و نيروي مضاعف اما در شکلي ديگر به دفاع از حقوق انساني افراد مي پردازيم و در اين راه حمايت و پشتيباني همکارانمان درنقاط مختلف دنيا بسيار ارزنده ومهم بوده و نقش چشمگيري دارد چرا که نشانگر اين مسئله است که وکالت و حمايت از حقوق انسانها حد و مرز ندارد و نقض حقوق انسانها در هر نقطه اي از دنيا بسيار قبيح و البته خطرناک مي باشد، مي گويم خطرناک چراکه دنياي امروز ما دقيقا مصداق دهکده ي جهاني است که نقض حقوق بشر در گوشه اي از اين دهکده همانند آتشي است که دامن آن منطقه را گرفته واگر مهار نشود دير يا زود دامن ساير بخشهاي اين دهکده را مي گيرد. حاکمان مستبد و ايدئولوژيک و تشنه ي قدرت در جاي جاي اين دهکده تنها به فکر حفظ قدرت و منافع شخصي خود هستند و البته نمي توانند فراتر از آن را ببينند و در اين خيالند که با به آتش کشيدن و زير پا گذاشتن حقوق حقه ي مردمانشان و سرکوب آناني که تاب ظلم و ستم را نداشته و با آن مقابله مي کنند و در پي احقاق حقوق خود هستند ، پايه هاي قدرتشان را مستحکم تر نموده و به خيال خود در مسير درست حرکت مي کنند غافل از اينکه آتشي که برپا کرده اند دير يا زود گريبان خود آنها را مي گيرد و اي کاش که قدرت اين گونه چشم بصيرت آنها را کور نکرده بود و کساني را که دلسوزانه و بدون هيچ چشمداشتي در پي خاموش کردن اين آتش هستند را به بند نمي کشيدند و با رذيلانه ترين روشها مانع آنها نمي شدند. در اين بين وکلا نقش چشم گيري را در مهار اين آتش افروزي مستبدان دارند و اين دولتها نيز به خوبي از اين نقش آگاه هستند و به همين دليل است که با متوسل شدن به هر وسيله اي در صدد از ميان برداشتن استقلال و کارايي آنها هستند و در اين ميان متاسفانه حاکمان وطن عزيز من ايران در اين امر همچون ساير موارد نقض حقوق بشر چون سنگسار و اعدام اطفال زير هجده سال و آمار اعدام پيشرو است. فکر نمي کنم در هيچ جاي دنيا دفاع از حقوق بشرجرم باشد،صحبت وکلا با رسانه هاي منتقد، جرم باشد وبه تهديد امنيت ملي و تبليغ عليه نظام تعبير شود و به واسطه ي آنها وکلا را به بند کشند و به آنها اجازه دفاع و ايفاي وظايفشان را در جامعه ندهند .فکر نمي کنم در هيچ کشوري صلاحيت وکلايي که براي هيئت مديري کانون وکلا کانديد هستند توسط قوه ي قضاييه احراز شود و به اين بهانه کارامدترين و شجاع ترين آنها کنار گذاشته شوند و اجازه نداشته باشند که متصدي پستي را که لياقت آن را دارند باشند و در واقع هيات مديره اي به شدت محافظه کار را بوجود آيد که قادربه ايفاي مهمترين وظيفه ي خود که دفاع از اعضايش است نباشد و فکر نمي کنم در هيچ کشوري قوه ي قضاييه ي آن به موازات کانون وکلا وکيل تربيت نمايد و بيرون دهد و با دادن امتيازاتي ويژه آنها را به عنوان وکلاي تسخيري در جرايم سياسي به کار بگيرند و قضات را به همکاري بيشتر با آنها تشويق نمايند. آيا اين اقدامات چيزي جز نابودي استقلال کانون وکلا و به تبع آن وکيل دادگستري نيست؟استقلالي که در همه جاي دنيا پذيرفته شده است و هيچ بحثي در آن وجود ندارد و آيا اين اقدامات ناقص کردن عدالت نيست و مخدوش کردن دادرسي عادلانه نيست و آيا اين نقض فاحش حقوق بشر نمي باشد. فقط کافي است مقايسه اي اجمالي با کانون وکلاي اسپانيا نماييم تا پي به تفاوتها ببريد و متوجه شويد همکاران شما که از حقوق فعالين سياسي، روزنامه نگاران،زنان و کودکان در ايران دفاع مي کنند و آن را وظيفه ي خود مي دانند در چه شرايطي کار مي کنند و با چه خطراتي مواجه هستند و حمايت و پشتيباني شما همکاران گرامي چه دلگرمي به اين وکلا مي دهد . بله همکاران گرامي نه تنها آتش نقض حقوق بشر در ايران به شدت افروخته شده بلکه هر دم حاکمان جمهوري اسلامي بنزين بر روي آن مي ريزد و هر کسي را که در صدد خاموش کردن و مهار آن باشد با اتهامات واهي و خنده دار به بند مي کشند ويا وادار به تبعيد مي نمايد وبه اين ترتيب هزينه دفاع از پرونده هاي حقوق بشري را به حدي بالا مي برند که وکلا نزديک پرونده هاي حقوق بشري نشوند و از قبول آنها امتناع کنند و مشغول پرونده هاي حقوقي عادي باشند که نه تنها خطري ندارد بلکه درآمد بسيار خوبي هم دارد و به اين ترتيب ناقضين حقوق بشر فکر مي کنند به اهداف شوم خود مي رسند اما غافل از اين که اين آتشي که افروخته اند هر دم گسترده تر مي شود و مي رود که دير يا زود اول گريبان خود آنها و بعد همه جاي اين دهکده ي جهاني را فرا گيرد و هرچه آنها سرکوب هاي داخلي را افزايش مي دهند فشارهاي بين المللي هم شدت مي گيرد و حمايت کانون وکلاي اسپانيا از همکاران خود در ايران خود گواهي بر اين ادعاست. همکار عزيزم آقاي محمد اوليايي فر صرفا به دليل دفاع از نوجواني که در سن 16 سالگي بازداشت و متهم به قتل گرديده بود و وقيحانه توسط جمهوري اسلامي، اعدام شد محکوم به يک سال حبس گرديد و مدت ده ماه در بدترين شرايط در حبس به سر مي برد او حتي از کمترين حقوق يک زنداني عادي برخوردار نيست و تا کنون نتوانسته از مرخصي و ملاقات با خانواده خود استفاده کند و همچنان در بند است شجاعت ايشان در دفاع از حقوق افراد قابل تقدير است و من با افتخار جايزه خود را به اين همکار بزرگوارم تقديم مي کنم. محمد مصطفايي وکيل دادگستري
با ۵۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته