-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 12/11/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



در اول دسامبر، معاون وزارت امور خارجه ایالات متحده ویلیام بِرنز، در برابر ساختمان کمیته امور خارجه ایستاد تا به اعضای کنگره درباره ایران توضیحاتی بدهد. او بر تاثیر گذاری آخرین دور تحریم ها تاکید کرد و سپس شماری از «اقدامات گسترده تری از رهبر ایران» نام برد که موجب نگرانی بوده است. وی درباره پشتیبانی طولانی مدت حکومت از گروه های خشونت آمیز تروریستی مانند حزب الله و حماس، مخالفتش با صلح خاور میانه و شعارهای زننده اش درباره اسرائیل، هولوکاست، 11 سپتامبر، و بسیاری مسائل دیگر از جمله سرکوب وحشیانه مردم ایران به دست دولت هشدار داد.

جرائمی که دیپلمات های امریکایی به «رهبر» نسبت می دهند پیش از این هم سیاستمداران فهرست کرده و سرسری از آن گذشته بودند. برنز ناامید نشد. نتیجه گرفت که «هنوز فرصت برای دیپلماسی (چاره جویی سیاسی) هست.» و «هنوز فضایی هست که بتوان تلاش را از سر گرفت و اعتماد دو طرفه ای میان ایران و جامعه جهانی به وجود آورد.» دست کم برای هر کسی که این پیام آشکار را درنیافته باشد، برنز دوباره گفت: «هنوز برای گفتگوهای جدی در باز است، اگر ایران آماده است که به سویش گام بردارد.»

ولی برنز درباره تلاش های ایران برای آموزش جهادگرایان، برگزاری کلاس های عملی عملیات تروریستی، و تجهیز و تامین هزینه های آنان چیزی نگفت. او در مورد پشتیبانی گسترده ایران از گروه های تندرو شیعه در عراق بیش از هفت سال گذشته هم چیزی نگفت. و همین طور از حمایت مداوم ایران از القاعده هم سخنی به میان نیاورد، سخنی که شاید برای مخاطبان قانونگذاران امریکایی اش طور خاصی جالب می بود.

در اظهارات خود در کاپیتال هیل، برنز به سادگی تصمیم گرفت که از مبارزه مخفیانه رهبران ایران در جنگ مخفیانه ای در برابر ایالات متحده، سربازانش و شهروندانش چیزی نگوید. واقعیت این است که گفتن چنین چیزی تلاش دولت اوباما برای تعامل با ایران را پیچیده تر می کند. پس به سادگی از این شیوه دشوار چشم پوشیده شد.

با این همه این گونه گریز هم دشوارتر شده. هم اکنون با انتشار احمقانه پاره ای اطلاعات وزارت امور خارجه در سایت ویکی لیکس نیز به دانش ما درباره تلاش های نامشروع و در واقع کشنده ایران به گونه قابل توجهی اضافه شده.

یکی از همین مسیرهای نشتی، اطلاعات خیره کننده ای را فاش کرد. در پنجم سپتامبر 2009 (برابر 14 شهریور 1388) سلطان زاده عرب، نایف بن عبدالعزیز که مدت طولانی وزیر کشور سعودی بوده است با جان برنان، مشاور رئیس جمهور اوباما در امور مبارزه با تروریسم، دیدار کرد.

از آن جایی که فرزند سلطان زاده هشت روز پیش از آن با حمله یک بمب گذار انتحاری تقریبا جان باخته بود، وی درباره حملات القاعده به داخل سعودی به ویژه اظهار نگرانی کرد. بخشی از این مسیر نشتی که به «ایران، گسترش دهنده تروریسم» می پردازد با این جمله شروع می شود: «نایف شکایت کرده که در خلال بیش از دو سال گذشته، ایران میزبان سعود (سنی ها) بوده - که ابراهیم، پسر اسامه بن لادن نیز در شمار جای دارد. وی با تروریست های مخالف پادشاهی سعود همکاری داشته است.»

ابراهیم بن لادن بر اساس گفته های مقام های اطلاعاتی ایالات متحده ستاره نوظهور القاعده است. نایف در ادامه می گوید که او و دیگر مقامات سعود تلاش کرده اند تا ایران را وادار کنند ابراهیم بن لادن و همدستانش را تحویل دهد. ولی تلاششان به جایی نرسید. برنان به نوبه خود اعلام کرد که ایران ظرفیت ایجاد مشکل را دارد، و شاهزاده را مطمئن کرد که دولت ایالات متحده بسیار نگران است و از نزدیک شاهد موقعیت و ماجراست.

دولت با این همه قصد ندارد به این فاش سازی و انتشار اطلاعات اجازه دهد تا از آن چون ابزاری برای گفتگو با ملاها بهره ببرد. در این سند آمده است که برنان به سلطان زاده گفته است که «تمایل پرزیدنت اوباما برای گفتگو با ایران به این معنی نیست که مشکل را درک نمی کنند.»

این اطلاعات جالب توجه اند ولی شگفتی برانگیز نیستند. ایران سالها پناه گاه تروریست های ارشد القاعده از جمله سیف العادل بوده و از او در بمب گذاری های سال 1998 سفارت خانه ها بهره برده؛ و همچنین اعضای هر دو خانواده اسامه بن لادن و ایمن الظواهری نیز در ایران پناه می گزیده اند. پشتیبانی ایران از طالبان و القاعده کاملا مستند است و مدارک خوبی برای اثباتش هست. در گزارش های سال 2004 جزئیات کاملی از چگونگی فراهم آوری جنگ افزار و کمک مالی به گروهک های شورشی به وسیلهء ایران درج شده است. علاوه بر این در طول چند سال گذشته مقامات اطلاعاتی گزارش های مفصل و نگران کننده ای در اختیار سیاستگذاران قرار داده اند که حاکی از پشتیبانی ایران از دشمنان امریکاست: ایران در خاک خود تروریست پرورش می دهد.

سری دیگری از اطلاعات درز کرده وزارت امور خارجه (ایالات متحده) مربوط به تاریخ 10 نوامبر 2007 (نوزدهم آبان 1386) جزییاتی از دیدار معاون سیاسی وزارت دفاع اریک اِلدمن و رییس جمهور افغانستان حامد کرزای بازگو می کند. الدمن به ویژه نگران بود که ایران برای طالبان «موشک و موشک های خمپاره انداز دوشی» فراهم می کند که در برابر نیروهای بریتانیا به کار گرفته شوند. رئيس جمهور کرزای با ارزیابی الدمن موافق است. در این سری اسناد وزارت امور خارجه آمده است: «کرزای موافق رویارویی با ایران است، ولی از ذکر جزییاتی بیشتر درباره چگونگی برخورد موثر چیزی نگفته است.»

الدمن با گفتن این که نشت اطلاعات همچنان ادامه دارد به وضعیت نیروها در ولایت فراه اشاره می کند و از کرزای می پرسد که آیا ممکن است در پشت یورش های اخیر طالبان دست ایران در پس پرده در کار باشد یا نه. به علاوه، الدمن مسیرهای بی شمار قاچاق از ایران به افغانستان و نقشه این مسیر ها را خاطر نشان می کند و یادآور می شود که گرچه هیچ مدرک محکمی دال بر دخالت مستقیم ایران وجود نداشته ولی گزارش ها از فراخوان استخدام طالبان برای آموزش نیرو در اردوگاه های ایران حکایت می کنند.»

تا سال 2008 تمام پرسش ها درباره میزان پشتیبانی ایران از گروه های شورشی پاسخ داده شد. مایکل هایدن، رییس سازمان سیا می گوید «پشتیبانی حکومت ایران از آنان تا درجه نهایی خود» کاملا اثبات شده است.

و این پشتیبانی تا به امروز ادامه دارد.

رسانه های ارتش به طور منظم بیانیه هایی منتشر می کنند که حاکی است نیروهای ائتلاف فرماندهان طالبان را در ارتباط با ایران و القاعده زیر نظر گرفته و هدف قرار داده اند. در یکی از همین بیانیه های رسانه ای که در 25 نوامبر 2010 (4 آذر 89) منتشر شد، ائتلاف اعلام کرد که در ولایت فراه حمله ای را در برابر طالبان ترتیب داده و یک رهبر طالبان را هدف قرار داده که عضو کلیدی در تهیه مهمات و جنگ افزار از منابع خارجی بوده است. این عملیات پس از گزارش های اطلاعاتی انجام گرفت که نشان می داد او به تازگی از ماموریت خود در ایران به افغانستان بازگشته. به گزارش نیروهای امنیت بین الملل سازمان ملل، آیساف، «این رهبر طالبان در شبکه ای تروریستی مجرایی برای جنگجویان خارجی فراهم می کرده که به افغانستان وارد شوند و برای طالبان بجنگند.» بر اساس همین گزارش آیساف، او نماینده واحد تروریستی بوده که جنگجویان خارجی را از ایران به ولایت های هلمند و فراه می آورده اند.»

به معنای واقعی کلمه صدها مثال شبیه این وجود دارد. شواهدی در دست است از جابجایی پول نقد به آن سوی مرز به وسیله افسران اطلاعاتی ایران که این خود دلیل بر تامین هزینه کشتار سربازان امریکایی یا افغانی است، مدارکی که نشان می دهد مواد منفجره «سی 4» ساخت ایران برای استفاده در حملات انتحاری در دسترس شورشیان قرار داده می شود. نخستین سری اطلاعات منتشر شده در ویکی لیکس نشان می دهد که آیساف گزارش های مداومی از تبانی میان ایران، طالبان و القاعده در افغانستان دریافت کرده است. برنامه ریزی رزم آرایی دقیق و حساب شده برای شورشیان که سالیان پیش توسط ایران آغاز شد، امروز در سطحی بالاتر به شکل پشتیبانی گسترده ایران از شورشیان خود را نشان می دهد. نیروهای ایالات متحده و افغانستان فقط در ماه اکتبر در ولایت نیمروز «19 تن» مواد منفجره و مهمات ایرانی هنگام ترابری به افغانستان کشف و ضبط کرده اند.

همین ماجرا در عراق هم صدق می کند. سری دیگری از اطلاعات منتشر شده در ویکی لیکس، این بار سندی از سوی سفارت ایالات متحده در بغداد در آوریل 2009 (اوایل بهار 88)، به تشریح راهبرد رویارویی با نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عراق در برابر نیروهای ایالات متحده می پردازد: «افسران نیروی برون مرزی «سپاه قدس» از زیر شاخه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به انجام عملیات سنتی جاسوسی و پشتیبانی از افراط گرایان خشونت طلب در عراق می پردازند.» و هنگامی که ایالات متحده مثلا توانسته لگام عملیات سپاه برون مرزی قدس را با شیوه ها و گفتگوهای سیاسی بکشد، هنوز کار زیادی باقی مانده که باید انجام شود. به ویژه این اطلاعات حکایت از آن دارند که سپاه برون مرزی قدس هنوز از قاچاق «موشک و مواد منفجره» به عراق دست بر نداشته است. یکی از این آن ها سندی در تاریخ 4 دسامبر 2008 (14 آذر 87)، نامه معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده است که در آن جان نگروپونته به رئيس جمهور ارمنستان نگرانی عمیق خود را به خاطر انتقال جنگ افزار ارمنستان به ایران ابراز کرده و یادآور شده که فروش این جنگ افزارها به ایران منجر به مرگ و مجروح شدن سربازان آمریکایی در عراق می شوند.»

نشست این هفته ایالات متحده و همپیمانانش با ایران تقریبا به طور انحصاری در مورد برنامه هسته ای ایران است. اما نگرانی ایالات متحده از بابت برنامه هسته ای ایران تنها به دلیل تولید جنگ افزارهای هسته ای نیست، بلکه بیشتر نگران تصمیم رهبری ایران در چگونگی استفاده از آن هاست.

نزدیک به یک دهه پس از حمله یازدهم سپتامبر، نه تنها شواهد فراوانی هست که ایران را کشور پیشگام تامین مالی ترور در دنیا و پشتیبان القاعده معرفی می کند، که مدارکی نشان می دهند که ایران به طور فعال عملیات تروریستی را برای کشتن سربازان و سیاستمداران امریکایی در دو نقطه جنگی دنیا (عراق و افغانستان) ترتیب می دهد. چرا رهبران ما تا این اندازه از گفتن این حقایق واهمه دارند؟

از: استیفت هیِس و توماس جوسلین در: ویکلی استاندارد


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته