-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

Latest news from Jaras for 12/12/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



یادداشت زندانی سیاسی امیرخسرو دلیرثانی از اوین
جرس: در تقارن با روز جهانی حقوق بشر، امیر خسرو دلیرثانی، فعال سیاسیِ محبوس در زندان اوین، با انتشار یادداشتی پیرامون این روز و یادآوری دیداری که سال گذشته در چنین روزی با مرحوم آیت الله منتظری انجام و جایزه حقوق بشر به معظم له اهدا گردید، به مرور گوشه ای از آنچه طی ماههای بازداشت و بازجویی بر وی و هموندانِ وی گذشته، می پردازد.


این فعال ملی- مذهبی در یادداشت خود ضمن افشای این موضوع که "محکومینی که در دادگاههای تلویزیونی سال گذشته آورده شده بودند، چندین جلسه با حضور عوامل ذیربط تمرین کرده و حتی موظف شده بودند که متنی از پیش تهیه شده را در دادگاه قرائت نمایند"، خاطرنشان می کند "متاسفانه موارد مکرری از نقض صریح و آشکار قوانین ، زیر پا گذاردن معیارهای شرعی و اخلاقی ، عدم تطبیق روال رسیدگی به پرونده ها و صدور احکام با آیین دادرسی عادلانه و قوانین جزایی کشور و نفوذ گسترده دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی در حوزه قضایی در جریان حوادث بعد از انتخابات اتفاق افتاده که منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان شده است ."


گفتنی است مهندس امیرخسرو دلیرثانی، فعال ملی- مذهبی، و عضو شورای مرکزی جنبش مسلمانان مبارز و همچنین عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه است که پس از حوادث عاشورای سال گذشته بازداشت و حکم چهار سال حبس تعزیری در دادگاه تجدیدنظر برای وی صادر شد.


به گزارش رسیده به جرس، متن یادداشت این فعال ملی- مذهبی به شرح زیر است:


روز جهانی حقوق بشر برای من یادآور خاطره شیرین و سرنوشت سازی است که بی گمان برای همیشه در خاطرم باقی خواهد ماند . سال گذشته در چنین روزی ( 19 آذر 88 ) توفیق آنرا یافتم که به همراه جمعی از فعالان سیاسی و حقوق بشری به منظور تقدیم جایزه ویژه این روز که از طرف کانون مدافعان حقوق بشر هر ساله به یکی از فعالین این زمینه اهدا میگردد ، به حضور مرحوم آیت الله منتظری برسم .


مراسم با شنیدن سخنان ایشان و خواندن نامه ای از طرف کانون مدافعان مشتمل بر تشریح دلایل تعلق گرفتن جایزه به ایشان و بعد هم اهدای جایزه برگزار شد و در آخر هم با گرفتن فیلم و عکس دسته جمعی و تهیه گزارش پایان یافت .


توفیق دیدار آیت الله منتظری برای دومین بار در طول یکسال گذشته و گذراندن دقایقی هرچند کوتاه در کنار آن وجود روحانی که صداقت و صفای باطن از سراسر کلام دلنشینش موج میزد و توجه ویژه ایشان به مسائل انسانی و حقوق بشر و اشاره به حوادثی که بعد از انتخابات پیش آمده بود ، لذت این دیدار را دو چندان ساخت و احساس کردم که در زمانه ای که پول و شهرت عده زیادی را به از خود بیگانگی و بی اعتنایی و وجدان و شرف انسانی کشانده ، هنوز هم انسانهایی وارسته یافت میشوند که با چشم پوشی بر هوا و هوسهای دنیوی ، با صداقت و از خود گذشتگی دغدغه حفظ شرف و کرامت انسانی و حقوق بشر را سرلوحه زندگی خود ساخته و در این راه علاوه بر پشت پا زدن بر مقام و موقعیتهای دنیوی و فریبنده ، حتی آسایش و امنیت خود و خانواده شان را هم به قربانگاه عشق و اخلاص برده اند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نیستند و منتظری بی گمان در طول حیات پربرکتش یکی از این وارستگان و شاید مصداق السابقون السابقون قرار گرفته بود .


کمتر از دو هفته از این روز نگذشته بود که این الگوی صداقت و شرف انسانی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت و شاید این خواست و اراده خداوند بود که در سرزمینی که اجر و قرب گذشتگان بیش از زندگان و تلاشگران است ، این بنده مخلص در آخرین روزهای عمرش از سوی جمعی به شایستگی مورد تقدیر و تشکر قرار گیرد و این جایزه در نقطه پایانی زندگی ایشان ، برای همیشه در دفتر افتخاراتشان ثبت گردد .


بعد از گذشت چند روز از این واقعه ، یکی از فعالان سیاسی توسط وزارت اطلاعات احضار شد و مورد بازجویی قرار گرفت و چون نامبرده با من سابقه رفاقت داشت ، بازجو از طریق ایشان به من پیغام داد که : " کارت به جایی رسیده که به خانه منتظری می روی و با او عکس می اندازی، مردک کمونیست ! ... به زودی نوبت تو هم خواهد شد "
با شنیدن این پیغام دریافتم که شرکت در مراسم اعطای جایزه خوشایند آقایان نشده و احتمالا به زودی به بهانه ای دستگیرم خواهند کرد .


چندین سال بود که در جنبش مسلمانان مبارز فعالیت سیاسی حرفه ای خود را از سر گرفته بودم و در دو سال اخیر نیز به عنوان نماینده جنبش در "کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه" به فعالیتهای حقوق بشری مشغول بودم و در این مدت دوبار جهت ارائه توضیحات به وزارت اطلاعات احضار شده بودم ولی هربار پس از چند ساعت گفتگو موضوع خاتمه یافته و به دستگیری نیانجامیده بود . پس از این تهدید چند روزی تردیدی در من ایجاد شد که آیا شرکت در این مراسم آنقدر ارزشمند بود که هزینه دستگیری و احتمالا پرونده سازی را بدنبال داشته باشد ؟ و در آن روزها از سوی بسیاری از دوستان هم درباره انتشار عکسهای مربوط به آن جلسه و اینکه این موضوع به دستگیری من منجر خواهد شد ، هشدارهایی داده شد .


به هر حال بعد از مدت کوتاهی این تردید در من از بین رفت و بویژه پس از آن درگذشت آیت الله منتظری دانستم که این آخرین دیدار و درسهایی که از آن آموختم در ادامه فعالیتهای سیاسی من چقدر ارزشمند بوده است . هنوز یکماه از این ماجرا نگذشته بود که سحرگاه چهارم دیماه مامورین وزارت اطلاعات به منزل شخصی ام آمده و ضمن بازرسی منزل مرا دستگیر و به بازداشتگاه ویژه اطلاعات در زندان اوین منتقل ساختند .


از همان ابتدا موضوعی که بنظرم جالب آمد این بود که در قبال درخواستم برای ارائه حکم دستگیری و ورود به منزل ، کپی نامه معاونت وزارت اطلاعات را نشان دادند که به عوامل ذیربط دستور داده بود حداکثر تا هفدهم همان ماه به دستگیری افرادی که در واقعه روز عاشورا حضور داشتند اقدام نمایند ، و این در حالی بود که در روز عاشورا من در تهران نبودم و بعدا فهمیدم که مامورین اطلاعات نیز از عدم حضورم در روز عاشورا در تهران اطلاع کامل داشتند . به هر حال پس از اطمینان از دستگیری ام یک برگ حکم بازداشت سفید امضاء را با نام و مشخصات من تکمیل کرده و جهت تکمیل اسناد در پرونده قرار دادند و جالب اینکه این حرکت غیرقانونی در منزل من و مقابل دیدگانم انجام شد . از همان لحظه فهمیدم که بازداشتم در راستای همان تهدید قبلی بوده و ارتباطی به حوادث عاشورا ندارد .


در روزهای اولیه بازداشت که به دلیل حجم زیاد بازداشتها و پر بودن سلولهای انفرادی ، در سلولهی چند نفره بازداشتگاه به سر میبردم . افراد زیادی از گروهها و جریانهای سیاسی ، افراد مستقل و حتی پیروان آیینهای و مذاهب نظیر بهاییت را دیدم که دستگیر شده و علت بازداشت آنها ظاهراشرکت در مراسم عاشورا بود . در مدت بازداشت و پس از انتقال به بند 350 زندان اوین پای صحبت عده زیادی از آنها نشستم و روند محاکمه و صدور حکم آنها را در حد بضاعت خود بررسی کردم .


متاسفانه موارد زیادی از ضرب و شتم ، شکنجه ، تحقیر و تهدید نسبت به متهم و حتی خانواده ، مطرح کردن مسائل غیراخلاقی و نسبت دادن آنها به متهمین به دروغ جهت درهم شکستن مقاومت آنها ، برخورد ناعادلانه با پیروان آیین بهاییت و فحاشی به نوامیس آنها ، توسل به شیوه های غیر انسانی و اعتراف گیری شامل شکنجه فیزیکی و یا حبسهای انفرادی طولانی مدت و عدم امکان ملاقات و تماس با خانواده ، نگهداری متهمین در زمان دستگیری در بازداشتگاههای پلیس امنیت با شرایط بسیار بد و غیر انسانی و چندین و چند مورد دیگر که نقض آشکار حقوق بشر و آیین دادرسی عادلانه و همچنین آیین نامه حقوق متهم که بخشی از قوانین قضایی جمهوری اسلامی است ، توسط متهمینی که در این مدت با آنها در تماس بودم بازگو شده که شنیدن آنها قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد .


یکی دیگر از موارد غیر انسانی هم برگزاری چند جلسه دادگاه علنی نمایشی بود که در تلوزیون پخش شد و من تقریبا با تمام محکومین این دادگاهها به صحبت نشسته ام . جالب است که این متهمین از قبل مجبور شده بودند که در روز دادگاه حتما با داشتن سبیل در جلسه دادگاه حضور یابند ! و برای بسیاری از آنها چند جلسه تمرین با حضور عوامل ذیربط برگزار شده بود و حتی برخی موظف شده بودند که متنی را که برای آنها از پیش تهیه شده بود در دادگاه قرائت نمایند .
عده زیادی از دستگیر شدگان وابستگان به گروههای سیاسی و یا هواداران ، با سابقه هواداری در دهه شصت هستند که سالهای زیادی را در آن دهه در زندان گذرانده اند و در زمان دستگیری فعلی همه مشغول کسب و کار و حرفه شغلی خود بوده و حتی در بعضی دوایر دولتی به شغلهایی نظیر دبیری آموزش و پرورش اشتغال داشته اند که متاسفانه در این ماجرا دستگیر و به آنها اتهام محاربه نسبت داده میشود و به مجازات اعدام محکوم می گردند .


ماهها زندگی در زندان در کنار این افراد و آشنایی با زندگی و خانواده آنها ( به رغم داشتن دیدگاههای متفاوت سیاسی با آنها ) به روشنی به من ثابت کرد که زندگی این افراد اصلا حالت مخفیانه که لازمه مبارزه مسلحانه که یکی از مصادیق محاربه در قوانین است را نداشته ، ولی متاسفانه توسل به بهانه هایی نظیر تماس تلفنی با گروههای سیاسی خارج کشور ، و یا حضور در تجمعات و یا حتی کمک به خانواده های زندانیان سیاسی ، منجر به صدور احکام ناعادلانه اعدام برای این افراد گردیده است .


حتی در مواردی این دستگیریها شامل چند تن دیگر از اعضای خانواده نظیر مادر ، برادر ، خواهر و یا فرزندان آنها نیز شده است که متاسفانه آنها نیز با صدور احکام سنگین شامل زندان و تبعید هم اکنون متحمل مجازات شده اند . در مواردی با انجام تهدیدهای بی شرمانه نسبت به خانواده این دسته از متهمین آنها را وادار به انجام مصاحبه تلوزیونی نموده اند .


به هر حال گذر از دوران یازده ماهه زندان برای من تجربه گرانقدری بود که ضمن آشنایی تنگاتنگ با انسانهای دردمندی که سابقه فعالیت سیاسی و یا حضور در صحنه اعتراضات مردمی و دفاع از حقوق از دست رفته خود ، آنها را به کنج زندان کشانده و از نزدیک با روال دستگیری ، بازجویی و محاکمه بسیاری از این افراد آشنا شدم و دریافتم که متاسفانه موارد مکرری از نقض صریح و آشکار قوانین ، زیر پا گذاردن معیارهای شرعی و اخلاقی ، عدم تطبیق روال رسیدگی به پرونده ها و صدور احکام با آیین دادرسی عادلانه و قوانین جزایی کشور و نفوذ گسترده دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی در حوزه قضایی در جریان حوادث بعد از انتخابات اتفاق افتاده که منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان شده است .


در دوره اجرای حکم و نگهداری متهمین در زندان نیز موارد بسیاری از نقض حقوق بشر نظیر عدم رسیدگی پزشکی مناسب بویژه در بخشهای تخصصی و حتی مقابله با درخواست بیماران زندانی در این موضوع که در مواردی حتی به ضرب و شتم بیماران توسط مسئولین زندان منجر شده به کرات مشاهده شده است .


همه این موارد اهمیت پرداختن به موضوع حقوق بشر در ایران و حتی پرداخت هزینه مبارزه در این راه را برایم اثبات کرد و حضور در آن جلسه تاریخی اهدای جایزه به مرحوم آیت الله منتظری برای من بسیار ارزشمند شد چون آنچه را که به عنوان نقض حقوق بشر در جریان فعالیتهای سیاسی ام شنیده بودم از نزدیک به چشم خود دیدم و بیش از پیش به ارزشمند بودن ادامه این راه ایمان یافتم .


نیک می دانم که نوشتن این مطلب ، بزودی منجر به اعمال فشارهای بیشتر به من که اکنون داخل زندان بسر می برم خواهد شد و به احتمال زیاد با تشکیل پرونده جدید ، بازجویی و صدور حکم با اتهاماتی واهی چون تبلیغ علیه نظام و یا اقدام علیه امنیت ملی ، نسبت به آن عکس العمل نشان داده می شود ، اما با ایمان به اینکه آنچه را که شرح دادم همه عین حقیقت و گوشه ای از واقعیتی است از آنچه که بر عده زیادی از زندانیان سیاسی گذشته ، در برابر ندای وجدان خویش خود را سرافراز می بینم و از صمیم قلب آرزو می کنم که روزی برسد که در این سرزمین فریاد حق طلبانه مظلومین در جهت عدالتخواهی ، لااقل تبلیغ علیه نظام خوانده نشود !؟

به امید آنروز
امیرخسرو دلیرثانی – 19/9/89
بند 350 زندان اوین
 


 


جرس: عیسی سحر خیز در نامه‌ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نسبت به سخنان اخیر دادستانی مبنی بر ساختار شکن و اصلاح ناپذیر نامیدن برخی از زندانیان سیاسی از جمله عیسی سحر خیز، احمد زیدآبادی و مسعود باستانی و عدم برخورداری از مرخصی و ملاقات با خانواده های خود، اعتراض نمود و تصریح کرده است: به قانون اساسی التزام دارم اما از نظر شرعی، زیر بار «حاکم جائر» و «غیرمتقی» نمی‌روم.


به گزارش تحول سبز، عیسی سحر خیز در این بخشی از این نامه سرگشاده آورده است: این مایه‌ی شگفتی فراوان من و دوستانم است که چگونه یک فرد مسئول طی مدت یک‌سال می‌تواند این میزان دگرگون شود که براساس مستندات یک پرونده قضاوت‌های متفاوتی انجام دهد و احکام مختلفی صادر کند!

خود بهتر از من به‌یاد دارید که پارسال وقتی در همین ایام در شروع مسئولیت جدید، در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین به دیدارم آمدید چه در سر داشتید و چه وعده‌هایی دادید؛ چگونه با توجه به اتهام‌های ساختگی، و به‌ویژه ضرب و جرح و شکنجه‌ی زمان دستگیری‌ام، درپی آزادساختن سریع من، یا برگزاری فوری دادگاه بودید. آن هم دادگاهی که با توجه به تاکید شما ۳۸۲ روز پس از دستگیری به‌صورت غیرقانونی در پشت درهای بسته تشکیل شد و به‌صورت آشکار یک جرم مطبوعاتی، معجزه‌آسا به جرم امنیتی تبدیل گردید تا اصل ۱۶۸ قانون اساسی زیر پا گذارده شود!
 

متن کامل این نامه که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است به شرح زیر میباشد:

به نام خداوند جان و خرد

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد/ ای‌بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی
دادستان محرم تهران

در اخبار و گزارش‌های رسمی آمده بود که جنابعالی درخصوص سه تن از زندانیان مطبوعاتی تبعید شده به زندان رجایی‌شهر، ایشان (عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی و مسعود باستانی) را «ساختارشکن» و «اصلاح‌ناپذیر» خوانده و براین اساس، آنان و خانواده‌هایشان را از «مرخصی» _که از نگاه ما «حق»، و از دید شما «امتیاز» تلقی می‌شود_ محروم دانسته و می‌دانید.
اقدامی «تبعیض‌آمیز» که در آن جنایتکاران و قاچاقچیان حائز شرایط بهره بردن از مرخصی هستند اما زندانیان سیاسی ، عقیدتی، مطبوعاتی و… به‌دلایل سیاسی و جناحی باید محروم بمانند و حتی در میان خودشان نیز رفتاری دوگانه ببینند!

جناب دادستان

این مایه‌ی شگفتی فراوان من و دوستانم است که چگونه یک فرد مسئول طی مدت یک‌سال می‌تواند این میزان دگرگون شود که براساس مستندات یک پرونده قضاوت‌های متفاوتی انجام دهد و احکام مختلفی صادر کند!
خود بهتر از من به‌یاد دارید که پارسال وقتی در همین ایام در شروع مسئولیت جدید، در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین به دیدارم آمدید چه در سر داشتید و چه وعده‌هایی دادید؛ چگونه با توجه به اتهام‌های ساختگی، و به‌ویژه ضرب و جرح و شکنجه‌ی زمان دستگیری‌ام، درپی آزادساختن سریع من، یا برگزاری فوری دادگاه بودید. آن هم دادگاهی که با توجه به تاکید شما ۳۸۲ روز پس از دستگیری به‌صورت غیرقانونی در پشت درهای بسته تشکیل شد و به‌صورت آشکار یک جرم مطبوعاتی، معجزه‌آسا به جرم امنیتی تبدیل گردید تا اصل ۱۶۸ قانون اساسی زیر پا گذارده شود!

شما حدود شش ماه بعد، در دیدار دوم، و این بار در زندان رجایی‌شهر کرج، وقتی که درپی یافتن «تواب» در میان زندانیان سیاسی بودید تا شادی از این طریق بتوانید بالاترین منافع سیاسی را برای یک جریان سیاسی حداقلی به‌دست آورید، به‌خوبی متوجه شدید که این برنامه در میان زندانیان شاخص جنبش سبز، از ابتدا محکوم به شکست است.

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی

آن زمان بود که تغییر سیاست دادید، راه دیگری برگزیدید و حتی اجازه ندادید تا امثال من برای درمان _در بدترین شرایط جسمی_ به بیمارستان منتقل شوند. به این دلیل است که اکنون بیش از سه ماه از درخواست‌های مکرر پزشکان متخصص زندان می‌گذرد اما هنوز اجازه نداده‌اید تا یک عکس‌برداری ساده‌ی «ام.آر.آی» از من به‌عمل آید تا امکان بازگشت به شرایط زندگی بر روی صندلی چرخدار به حداقل برسد و باز زمینگیر نشوم. از آن بدتر، طی هفته‌ی جاری، وقتی نیاز به یک عمل جراحی اضطراری پیدا کردم تا خون‌ریزی داخلی چندماهه‌ام پایان یابد، باز ضرورت تخصصی پزشکان معالج برای عمل در خارج از زندان را رد کردید، تا تبعیت از یک فرمان سیاسی به اوج خود برسد.

جناب دادستان محترم

در برابر پرسش مربوط به مرخصی ما سه نفر (سحرخیز، زیدآبادی و باستانی) می‌فرمایید: «از نظر من مرخصی وقتی امکان‌پذیر است که آن‌ها اصلاح شده باشند. اگر کسی محکوم شده باشد، بیاید بیرون دوباره مرتکب جرائم جدید شود، مبنای منطقی ندارد. مرخصی که بعضی‌ها می‌گویند حق زندانی است، به‌نظر ما یک امتیاز است و ما زمانی امتیاز می‌دهیم که یا در قبالش اصلاح صورت گرفته باشد یا مغایرتی با محکومیت نداشته باشد.»
اکنون این پرسش مطرح است که مگر شما به اصل ۳۷ قانون اساسی باور ندارید که تصریح می‌کند: «اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود…»

جناب جعفری دولت‌آبادی

بفرمایید که شما از کجا می‌دانید که ما درصورت کسب مرخصی، چون آن معدود افرادی عمل خواهیم کرد که به‌قول شما «آمدند بیرون و علیه نظام بیانیه داده و خود را اسیر نظام معرفی کرده و جرم امنیتی دیگری مرتکب شدند…»

جناب دادستان محترم تهران

شما چرا به بیش از ۹۰درصد دیگر زندانیان استناد نمی‌کنید که با قرار کفالت، وثیقه و … مرخص شدند و به‌زعم شما مشکلی هم ایجاد نکردند؟

از آن بدتر، شما ما را «ساختارشکن» خوانده‌اید و به‌صراحت گفته‌اید: «اسامی مذکور نیز به‌طور مرتب ساختارشکنی می‌کنند. ما چطور به این افراد امتیاز بدهیم…»

جناب جعفری دولت‌ابادی

درخواست من از جنابعالی این است که یک‌بار و برای همیشه بفرمایید چه نهادی، چه زمانی، و چگونه «ساختارشکنی» را فعل جرم معرفی کرده است که مستحق مجازات باشد؟

به‌گمان من، حال که چنین قانونی در کشور وجود ندارد و چنین جرمی تعریف نشده است، براساس آنچه به شما «آموخته‌اند» یا از شما «خواسته‌اند» اکنون هر آن کس که نقد و انتقادی به رهبری نظام داشته باشد «ساختارشکن» معرفی می‌شود. درصورتی‌که از دید فرد موردنظر، گفتار و نوشتار او اقدامی شرعی و قانونی در چارچوب اصول «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحه المولوک» است. حتی به فرض وقوع جرم نیز میزان مجازات آن در قانون تعیین شده و حتی دادگاه‌های فرمایشی بیش از حد مجازات، احکام سنگین صادر کرده‌اند.

جناب دادستان

حال بفرمایید بر چه اساسی شما این حق را به‌خود می‌دهید که خانواده‌های این زندانیان را از دیدار عزیزانشان بابت جرمی فرضی که انجام داده و مجازات شده‌اند، محروم سازید؟

بر چه اساسی برای این «ساختارشکنی» استمرار قائل شده‌اید و آن را در درون زندان هم درحال تکرار می‌بینید؟

جناب دادستان

من در مورد خودم بحث زیادی مطرح نمی‌کنم؛ چون بارها به‌صراحت گفته و نوشته‌ام که اگرچه به قانون اساسی التزام دارم اما از نظر شرعی، زیر بار «حاکم جائر» و «غیرمتقی» نمی‌روم؛ چون براساس اصل ۱۰۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شرط رهبری «عدالت»، «تقوا» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و…» است.

اما در مورد دو نفر دیگر، شما باید بفرمایید به‌عنوان مثال آقای مسعود باستانی کی و کجا علیه آقای خامنه‌ای صحبتی کرده و مطلبی نوشته است که بتوان آن را ساختارشکنی خواند؟

مگر اینکه نقد صریح رقیب اصلی اصلاح‌طلبان در سایت خبری «جمهوریت» یا حمایت مستقیم و غیرمستقیم از مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را در انتخابات ۸۸ هم‌ردیف ساختارشکنی بخوانید و بدانید!

این موضوع درمورد آقای زیدآبادی هم صادق است؛ با این تفاوت که او حمایتش را از اصلاح‌طلبان و شیوه‌های مسالمت‌جویانه بیان داشته است.

بفرمایید آیا حمایت از آقایان کروبی و موسوی و خاتمی مصداق ساختارشکنی است؟ چون زیدآبادی در دوران زندان ۱۸ ماهه‌ی خود نه حرف جدیدی زده و نه بیانیه‌ای صادر کرده است. تنها سخن او، گفت‌وگو با معاون شما بوده است که اخیرا” تاکید داشته است: «من اگرچه حکم خود را غیرعادلانه و غیرقانونی می‌دانم، اما به این حکم التزام عملی دارم.»

جناب آقای جعفری دولت‌ابادی

اجازه دهید که اندکی صادق باشیم! مشکل ندادن مرخصی به امثال ما، هیچکدام از این موارد نیست؛ علت اصلی همان‌گونه که دوبار مستقیم خدمت شما مطرح کردم این است که مقام‌های سیاسی و امنیتی که حرف آخر را می‌زنند، ما را به گروگان گرفته‌اند. علت‌اش هم روشن است؛ آن‌ها می‌ترسند؛ بیم دارند وقتی از زندان بیرون آمدیم، نکند حرفی از دهانمان بیرون بیاید و بگوییم که در مراحل مختلف «دستگیری، بازجویی، بازپرسی و شرکت در دادگاه» زیر فشار روحی و روانی بوده‌ایم، و از آن بدتر، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته‌ایم.

جناب دادستان محترم

این سخنی است که می‌تواند هرچه بیشتر مقام‌های تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و حتی شخص ایشان را دست‌اندرکار نقض گسترده‌ی حقوق بشر، به ایرانیان و جهانیان معرفی کند و در آینده‌ی نه چندان دور، در محکمه‌ای منصفانه، مجازاتی عادلانه نصیب آنان کند!

والسلام
عیسی سحرخیز
۱۷ آذر ۱۳۸۹



 


جرس: در حالی که طی روزهای اخیر اصلاح طلبان برای دیدار علی تاجرنیا به خانه وی می روند،
 

ماموران امنیتی از ملاقات میر حسین موسوی با علی تاجرنیا جلوگیری کردند و زهرا رهنورد به تنهایی از وی دیدار کرد.


 

به گزارش تحول سبز ، حصر خانگی میر حسین موسوی به بهانه حفظ امنیت جان وی همچنان ادامه دارد و ماموران امنیتی اجازه خروج به وی را جز در موارد محدود نمی دهند. به طوری که وی موفق به دیدار با دکتر تاجرنیا نشد و زهرا رهنورد به تنهایی به دیدار تاجر نیا رفت.

در این دیدار که با حضور فخرالسادات محتشمی پورهمسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده  و مریم قدس همسر فیض الله عرب سرخی  برگزار شد ، زهرا رهنورد بر حصر خانگی موسوی تاکید کرد و گفت:”ماموران امنیتی از حضور میر حسین در خارج از خانه جلوگیری می کنند و به بهانه حفظ امنیت به وی اجازه خروج نمی دهند.”

چندی پیش نیز اجازه شرکت در مراسم ترحیم یکی از اقوام موسوی داده نشد. 


در همین حال بدنبال تشدید محدودیتهای میرحسین موسوی، در اولین روز از سالگرد جنگ تحمیلی، ماموران امنیتی مانع دیدار خانواده‌های شهیدان همت و باکری با وی شدند.


پیش از این نیز ماموران محاصره کننده خانه موسوی از ورود محمدرضا خاتمی جلوگیری کرده بودند.
 

برای دیدن تصاویر در سایز اصلی، روی آنها کلیک نمائید


 


جرس: جمعی از چهره‌های اصلاح طلب ، پس از آزادی دکتر علی ناجرنیا ، با حضور در خانه اش با وی دیدار کردند.
 

به گزارش تحول سبز، در پی آزادی دکتر علی تاجرنیا عضو ارشد جبهه مشارکت اسلامی ایران پس از گذراندن یک سال حبس، جمعی از چهره‌های اصلاح طلب و دوستاران وی با حضور در منزل ایشان با وی دیدار و گفتگو کردند.

بر اساس این گزارش، چهره‌هایی همچون مهدی کروبی،محسن آرمین ، عبدالله رمضان زاده،فیض الله عرب سرخی، ابولفضل قدیانی، جواد امام،شهاب طباطبائی، سعید شریعتی و جمعی دیگر از دوستاران وی همراه با خانواده‌های خود در این دیدار ها حضور داشتند.

لازم به ذکر است دکتر علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی،رئیس منطقه تهران این حزب واز اعضای ستاد مهندس میر حسین موسوی بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۷/۸/۸۹ پس از گذراندن یک سال حبس از زندان اوین آزاد شد. وی به محض آزادی پیش از عزیمت به خانه به دیدار جمعی از خانواده زندانیان در بند رفت.

علی تاجرنیا به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی ، حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود به مدت ۵ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۴۰ و ۲۰۹ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.

برای دیدن تصاویر در سایز اصلی، روی آنها کلیک نمائید

 


 


جرس: یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی معتقد است که "میرحسین موسوی و مهدی کروبی از مرزهای نظام عبور کرده و کاملا تمام شده‏اند"؛ اما "محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی اگرچه اشتباهاتی داشته‎اند، اما داخل نظامند و حتی مصداق خواص بی بصیرت هم نیستند ."


به گزارش خبرآنلاین، حسن غفوری فرد، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم، با ادعای اینکه آقایان موسوی و کروبی از خط مرزهای نظام عبور کرده اند و کاملاً تمام شده‎اند، گفت: به جز شرایط سنی، آنها شرایط دیگر برای آنکه بتوانند از سوی شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری آینده تأیید صلاحیت بشوند و یا بالاتر از آن بتوانند رأی مردم را به دست بیاورند را هم از دست داده‏اند. بنده چنین احتمالی را بعید می‎دانم. بهتر است اصلاح‌طلبان با چهره‎ جدیدتری وارد عرصه رقابت شوند.


وی در پاسخ به اینکه آیا محمد خاتمی از چنین ظرفیتی برخوردار است یا نه؟، نیز گفت: به نظر من آقای خاتمی خارج از چارچوب نظام نیست. اما این که چقدر در انتخابات آینده شانس خواهند داشت باید منتظر ماند و دید.
به اعتقاد وی، محمدرضا عارف از چنین ظرفیتی برخوردار است که از سوی شورای نگهبان تأیید صلاحیت شود و چهره‎هایی از این دست شانس بیشتری دارند.


معاون دولت هاشمی در واکنش به اینکه برخی هاشمی را مصداق "خواص بی بصیرت" در سخنان رهبری دانسته‏اند، گفت: من شنیده‎ام که نظر رهبری این است که هاشمی و خاتمی در داخل نظام هستند. ممکن است آنها اشتباهاتی داشته باشند اما بعید می‎دانم که مصداق خواص بی‌بصیرت باشند. حساب این دو بزرگوار از موسوی و کروبی جداست. از نظر من آنها هنوز داخل نظام بوده و ملتزم به قانون هستند و به خصوص هاشمی رفسنجانی کاملا مطیع رهبری هستند.


نماینده تهران با بیان اینکه بعضی از چهره ‎های شناخته شده اصلاح طلبان در سال ٨٨ کارهایی کردند که سوالات اساسی در مورد صلاحیت ادامه فعالیت سیاسی آن ها مطرح است، افزود: البته در هر حال شورای نگهبان نظر خواهد داد. اما نیروهای ناشناخته یا کمتر شناخته شده‎شان به‌ویژه در شهره‎های کوچک، شانس بیشتری برای پیروزی در رقابت‎های آتی دارند.


غفوری‎فرد با اعتقاد بر اینکه از نظر تئوری همه چیز ممکن است و اصلاح‏طلبان هم می‎توانند برای انتخابات مجلس نهم نامزد معرفی کنند، خاطرنشان کرد: ولی اینکه چقدر نامزد آن‏ها شانس تأیید از سوی شورای نگهبان را دارد و می‏تواند رأی هم بیاورد، جای سؤال است. باید منتظر بود و دید آیا آنان کاندیدای با صلاحیت معرفی خواهند کرد یا تنها افرادی را معرفی خواهند کرد که یقین دارند نمی توانند رای مثبت شورای محترم نگهبان را کسب کنند. اگر همین الان چنین انتخاباتی برگزار شود که شانس آنها بسیار بسیار کم است. ولی خوب تا دوسال و نیم آینده احتمال دارد که آنها بتوانند بخشی از گذشته‎شان را جبران کنند.


وی در مورد "غیبت چهره‎هایی همچون مهدوی‎کنی، ناطق نوری و حتی حسن روحانی در عرصه عمومی سیاسی کشور و زیان‎هایی که این مسئله برای جریان اصولگرا می‎تواند داشته باشد" نیز گفت "اولا به چنین غیبتی اعتقاد ندارم و این‌گونه نیست که این آقایان از عرصه سیاست کشور حذف شده یا کنار زده شده باشند. آیت‌الله مهدوی‎کنی همچنان در مجامع اصولگرایان مورد وثوق‎اند و مواضعشان عامل وحدت است. ایشان مثل مرحوم مدرس سیاست را عین دیانت می دانند و به عنوان یک وظیفه دینی همیشه در مسائل متحدثه و در موارد لزوم حضور داشته و خواهند داشت. آقای ناطق‌نوری هم خودشان بعد از مجلس پنجم گفتند که دیگر در هیچ انتخاباتی نامزد نمی‌شوند. البته من تصور نمی‎کردم که ایشان بر حرف خودشان باقی‎بمانند ولی علی‎رغم انتظار ما در انتخابات مجلس ششم و حتی ریاست جمهوری بعد هم نامزد نشدند و به نظر می‎رسد که هنوز هم روی حرفشان باشند. هرچند که حضور مجددشان در این عرصه قطعاً با استقبال بسیاری از چهره‎ها و گروه‎های سیاسی مواجه خواهد شد. آقای روحانی هم که در مجلس خبرگان فعال هستند و به کارهای‌شان می‎پردازند."


این عضو فراکسیون اصولگرایان، در مورد احتمال کاندید شدن اسفندیار رحیم مشایی یا محمدرضا رحیمی، دو چهرۀ نزیک به احمدی نژاد گفت "شنیده‏ام که آقای احمدی‏نژاد جایی گفته‎اند که اگر مشایی رئیس‌جمهور شود، افتخار می‌کند که معاون اول او باشد. البته باز هم شنیده‏ام که آقای جنتی در مقابل چنین حرفی در جایی گفته‎اند که صلاحیت مشایی را برای انتخابات ریاست جمهوری در شورای نگهبان رد خواهند کرد. در هر حال بعید است مدل روسی در ایران و یا حتی در نقطه دیگری از جهان قابل الگو برداری یا کپی کردن باشد.البته احتمال اینکه آقای مشایی نامزد شود، هست. ولی احتمال اینکه تأیید صلاحیت شود و رأی هم بیاورد را من ضعیف می‌دانم.


در مورد رحیمی نیز، من با ایشان ارتباط دارم و هنوز احساس نکرده‎ام وی مصمم به این کار باشند.
اصولا کشور ما یک کشور دینامیک است و شاید سیاسی ترین کشور در دنیا باشد. مشارکت مردم و آگاهی سیاسی آنان بسیار بالا است. به همین جهت هم انتخابات در کشور ما با شگفتی‏های فراوانی همراه است. در سال 59 بنی صدر با رای بالا رئیس جمهور شد اما با فاصله چند ماه مجلسی ایجاد شد که رای به عدم کفایت سیاسی او داد. در مجلس سوم، نائب رئیس اول مجلس دوم، رای نیاورد. در مجلس چهارم، رئیس مجلس سوم رای نیاورد. در انتخابات ریاست جمهوری هفتم در حالی که مجلس کلا در دست اصولگرایان بود و همه فکر می کردند جناب آقای ناطق نوری با رای بالا انتخاب می شود، آقای خاتمی رای آورد. در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در حالی که هیچ کس انتظار نداشت، جناب آقای احمدی نژاد با رای بالا انتخاب شد. درباره یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم بایستی کمی بیشتر صبر کرد تا فضای سیاسی و کاندیدا ها مشخص شوند تا بتوان نظر داد.

 


 


جرس: با گذشت چند ماه پس از اعلام آلودگی آب آشامیدنی زندان گوهردشت کرج، طی روزهای اخیر منابع حقوق بشری گزارش دادند که ویروس نا مشخصی در زندان گوهردشت کرج بین زندانیان در حال گسترش است و مسئولین بهداری اقدام عملی برای درمان زندانیان مبتلا به این ویروس انجام نمی دهند."


بنا به گزارش هرانا، تا کنون ٩ تن از زندانیان محبوس در سالن ۱٠ و ۱۱ بند چهار زندان گوهردشت به این ویروس مبتلا شده اند که دو تن از ایشان به نامهای رضا شریفی بوکانی و میثاق یزدان نژاد حال جسمی نامساعدی دارند.


از علائم اولیه این ویروس می توان به آب ریزش بینی، اسهال، سرفه های شدید تنفسی و سیاه شدن مردمک چشم اشاره کرد.


مسئولین بهداری با تجویز داروهای معمولی به مبتلا شدگان تا کنون اقدام جدی در درمان بیماری این افراد صورت نداده اند.


چندی پیش نیز، بر اثر آب آشامیدنی ناسالم در زندان گوهردشت، بسیاری از زندانیان دچار مشکلات حاد جسمی شده بودند.
 


 


سید ابراهیم نبوی


 

پنج سال گذشته بر ملت ایران بسیار سخت و دشوار گذشته است و حضرت تان در تحمیل این زندگی دشوار بر مردم نقش اساسی داشتید. اگر شما نبودید، قطعا احمدی نژادی که در دور اول انتخابات 84 با شش میلیون رای به مرحله دوم آمده بود، هرگز نمی توانست رئیس جمهور شود و در مدت چهار سال ریاست جمهوری این کشور را ده سال از نظر اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی به عقب ببرد و بطریق اولی اگر خواست شما نبود، همین آقای محترم هرگز نمی توانست در شرایطی که خودتان می دانید و حالا دیگر اسناد مختلفی از تقلب عظیم انتخاباتی منتشر شده، برای بار دوم بر سر کار بیاید. قبلا گفته اید و دوستان خاص از شما نقل کرده اند که امر کرده اید که "احمدی نژاد یعنی من" و اگر او رای نیاورد، یعنی من رای نیاوردم و به همین دلیل کودتایی را تحمیل کردید که حاصل آن کشته شدن هفتاد تا صد نفر تا امروز، زندانی شدن هزاران تن از نخبگان و بزرگان کشور، خروج بیش از نیمی ازاعضای حکومت از جبهه رهبری، ایجاد بحران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و بین المللی و بسیاری عواقب دیگر؛ که بقول خودتان بدنامی و آبروریزی برای کل نظام بوده است. همه اینها اظهر من الشمس است و همگان آن را می دانند. شما انتخابی کردید که در آن قدرتی مطلق و شکننده و بدنامی و بی آیندگی را به دست آوردید و قدرتی نسبی و پایدار و خوشنامی و آینده را برای خودتان و حکومت از دست دادید. معامله ای کردید پر زیان که بسیارتراز بسیار کسان که عقل شان را نه به شیطان فروخته اند و نه قربانی ایمان شان کرده اند، در عجب می مانند که این چه معامله ای است؛ آن هم از سوی آدمی که به حسابگری معروف است و به هوشمندی مشهور؟ واقعا چه به دست آوردید؟ بیایید جستجو کنیم و ببینیم در این سودا چه سودی حاصل تان آمد؟

آیا استقلال ایران را به دست آوردید؟ پاسخ بی شک منفی است. خود می دانید که وقتی جناب احمدی نژاد بر صندلی قدرت نشست، ایران قدرتی بزرگ در منطقه بود و بالقوه در دست هایش ورق های بسیاری برای بازیهای دیپلماتیک داشت. آمریکایی ها برای رابطه با ایران هر امتیازی می دادند و اروپایی ها به ایران احترام می گذاشتند. ما در جهان اسلام قدرتی بودیم و اعراب منطقه جرات نمی کردند به تاریخ و جغرافیای ما چشم طمع داشته باشند. حالا تمام قدرت رسمی ایران تبدیل به بدنامی و رسوایی شده و تنها توهمی به نام اقتدار نزد ملت ها مانده است. توهمی که گاه با صرف هزینه های گزاف و نمایشات پوپولیستی جلوه می کند و چراغش به یک پف خاموش می شود، قدرتی که نام ایمان دارد و با پول حاصل شده، چگونه دوام می آورد؟

آیا انحصار قدرت بر اقتدار ملی افزود؟ پاسخ این سووال هم منفی است. می دانید که جمعی کثیر از کسانی که می توانستند در اداره کشور، در مدیریت عالی و مدیریت میانی یار حکومت باشند، دیگر برای شما و رئیس جمهور منتخب تان پشیزی احترام قائل نیستند. اقتدار ملی که در آن حکومت هر روز درهراس باشد که اگر یک مجوز اعتراض بدهد، بخش عظیمی از مردم علیه حکومت به خیابان خواهند آمد، چه ارزشی برای شما دارد؟ آیا هرگز تصور کرده اید اگر آنقدر که دولت فرانسه یا انگلیس یا آمریکا یا حتی همین عراق و افغانستان و پاکستان، به مخالفان دولت اجازه اعتراض می دهد، دولت جمهوری اسلامی به مخالفان اجازه مخالفت بدهد، اکثریت مردم در تمام شهرها علیه شما و دولت تان به خیابان می آیند؟ گفته اید این فتنه غرب است، چه فرقی می کند. اگر غرب این توانایی را دارد که هفتاد درصد مردم را علیه دولت به خیابان بکشد، پس شما چه اقتداری دارید؟

آیا انرژی هسته ای به دست آوردید؟ آقای احمدی نژاد بارها گفت که غنی سازی اهمیتی بزرگتر از ملی شدن نفت دارد. حتی ایشان اعلام کرد که می خواهد بعد از شصت سال نفت را دوباره ملی کند. ایشان چهار سال قبل اعلام کرد که ما هر چیزی بدهیم، در مقابل گرفتن حق مان در عرصه جهانی می ارزد. و ایشان گفت که تولید انرژی هسته ای بزرگترین دستآورد ایران در پنجاه سال گذشته است. فرض می کنیم که چنین باشد و تمام این مصائب را به قیمت به دست آوردن حق تولید انرژی هسته ای تحمل کردن، ارزشی نگوئیم والا، حداقل معقول داشته باشد. سووال این است که حالا مگر انرژی هسته ای تولید شده؟ مگر تولید انرژی هسته ای با این همه هزینه وضعی بهتر از پنج سال قبل پیدا کرده؟ مگر دست و پای ما برای چنین تولیدی نسبت به گذشته بازتر شده؟ مگر اصلا چیزی به دست آوردیم در مقابل این همه چیز که از دست دادیم؟

آیا عدالت گسترش پیدا کرد؟ رئیس جمهور منتخب شما گفته بود که می خواهد منافع نفت را به سفره مردم ببرد و می گفت که می خواهد قله های ثروت را نابود کند. آمارها حاضر و ناظر بر عمل دولت است و شما هم آدمی که آمار می فهمد. شما بگوئید، آیا جز اینکه دولت منافع نفت را از بعضی سفره ها برداشت تا بر بعضی سفره ها بنشاند، اتفاقی افتاد؟ و مگر همین هم اتفاق افتاد؟ خودتان می دانید که یارانه پرداخت شده این دو سه وعده ده تا بیست درصد هزینه گروهی را پوشش می دهد، در حالی که بر سبد قیمت ها بیش از بیست درصد گرانی افزوده شده. خودتان می دانید که افزایش قیمت ها چنان در این سالها افسار گسیخت که مردم گرسنه گرسنه تر و لشگر بیکاران پر تعداد تر شد. از سوی دیگر، چه کسی یا کدام قله ثروتی رسوا شد و کدام هزار فامیلی که قدرت را در دست داشت، به زندان افتاد، جز مشتی روزنامه نویس و معترض سیاسی که نان شب شان هم گرو کارشان بود؟ اگر افتخار یک دولت این باشد که در طول چهار سال دولتش یک نفر هم از گرسنگی نمرده است، ننگ این دولت همین که در طول یک هفته چهار هزار نفر از مردم تهران بخاطر آلودگی هوا که مستقیما به تصمیم گیری و رفتار دولت مربوط است، کشته شده اند و می شوند. اگر اسرائیل تهران را هر روز بمباران می کرد، آسیب بمباران از این بیشتر بود؟

آیا همه اینها را بخاطر حفظ قدرت خودتان می خواستید؟ تقریبا همه به همین پاسخ می رسند، ولی من متاسفانه نمی توانم چنین پاسخی بدهم. به نظرم نمی رسد که شما آدمی باشید که در خانه قدرت بنشینید و دلتان خوش باشد که شاهانه زندگی می کنید. اما معتقدم دچار این توهم هستید که اگر شما قدرت داشته باشید، اسلام حفظ می شود و شیعه حفظ می شود و دین در این مملکت باقی می ماند، ولی چنین نیست. چشم تان را باز کنید و حاصل قدرت گرفتن خودتان را ببینید. چشم تان را باز کنید و ببینید که ایران اسلامی شما، در درخشان ترین عصر اقتدارش به تعبیرخودتان، کشوری است که در عرض یک هفته دو نفر آدم را در دو شهر مختلف وسط خیابان، جلوی چشم پلیس می کشند و هیچ کسی هم یک آخ نمی گوید. اگر همین مقتول یک کلمه علیه شخص شما شعار داده بود، بی تردید در عرض دو دقیقه همه نیروهای ضدشورش او را می گرفتند و حداقل زنده می ماند. اما شما او را و ما را کشتید؛ شما یک ملت را کشتید؛ شما با ایجاد رعب و وحشت دلیری و جسارت را در مردم نابود کردید؛ شما شهامت دفاع از مظلوم و جرات کمک به دیگران را از بین بردید. چشم تان را باز کنید و ببینید که تمام مشخصاتی که در روایات و احادیث برای ظالم گفته شده است، در موردتان صدق می کند. و حاکم ظالم جز اینکه ظالم و متجاوز تولید می کند چه بازدهی دارد؟

می گویند چپ روی افراطی سرانجام به راست روی افراطی می انجامد. شما از ترس از بین رفتن اخلاق، توسعه فساد و افزایش ارزشهای غیر اخلاقی کاری کردید که کشور شده است کشور دروغ و فریب و ریا و فساد و مملو از ارزشهای غیراخلاقی. این حد از خلاف های جنسی، مصرف مواد مخدر و الکل، فروپاشی خانواده و بیرحمی افراد نسبت به همدیگر، نه در افغانستان و پاکستان و عربستان و مصر که کشورهای اسلامی هستند، حتی در کشورهایی که آزادی مطلق وجود دارد و بخشی از این موارد جرم هم نیست، اتفاق نمی افتد. واقعا شما به چه چیزی افتخار می کنید؟ افتخار می کنید که حکومت و روحانیون حامی حکومت دروغ نمی گویند؟ افتخار می کنید که فقیر در ایران بیشتر نشده است؟ افتخار می کنید که مردم بیشتر از گذشته نماز می خوانند؟ افتخار می کنید که ام القرای اسلام آلوده ترین شهر جهان نیست؟ افتخار می کنید که بیشترین مصرف مواد مخدر در ایران صورت می گیرد؟ افتخار می کنید که حاکمان تان و ماموران تان دزد نیستند و هر کدام شان صدها پرونده جرائم مالی ندارند؟

آقای خامنه ای! واقعا اگر وجود شما به افزایش جرم و گناه و خلاف و فقر و بی عدالتی و نابودی ایران منجر شده است، چرا به این فکر نمی کنید که محترمانه بروید و کمی بار نفرین را پشت سرتان سبک کنید؟ کاش می توانستم بفهمم به چه چیزی افتخار می کنید؟


*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 


نامه همسر تاج زاده به دادستان تهران

جرس: همسر مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی دربند، در نامه ای دیگر خطاب به دادستان تهران، ضمن شرح گوشه ای دیگر از آنچه بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنان گذشته، و یادآوری آنچه توسط حکومت بر شهروندانِ مطالبه کنندۀ حقوق اولیه روا داشته، خاطرنشان می کند "سرنوشت ما با همه زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و با همه شهدا و خانواده هایشان پیوند خورده و با دستگیری های فله ای و بگیر و ببندها صورت مسئله پاک نمی شود... بلکه باید به سوالات مقدر پاسخ گفت."


به گزارش نوروز، فخرالسادات محتشمی پور در "عریضۀ ٣۱" خود به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، با بیان اینکه "این عریضه های من در برابر همه ستم هایی که به ما می شود کم می آورد"، خاطرنشان ساخته است "...وقتی می خواهم این همه مظالم را به تصویر بکشم نه به دلیل آلودگی هوا بلکه به واقع به دلیل آلودگی هوا! هوایی که با شلیک گازهای اشک آور و گاز فلفل به روی مردم بی گناه که سؤال ساده شان « رای من کو» بود، آلوده شد."


وی خطاب به این مقام ارشد قضایی تاکید کرد "دنبال دشمن در خانه های شهروندان بی گناه نگردید. ما جز کتاب خدا و یاد شهیدان در خانه ودلمان پنهان نکرده ایم. مفتش ها را استراحت دهید. این راه که می روید تنها دل دشمنان ایران را شاد می کند."


متن این نامه به شرح زیر است:

عریضه سی و یکم
به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین


بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سلام آقای دادستان!
امروز بیستم آذرماه است. از 16 آذر چند روزی گذشته ولی هنوز دانشجویان دربند هستند و آن ها که به همان مناسبت دستگیر شدند و لابد فی الفور اتهامات اخلال در امنیت و تشویش و تهدید و الباقی تا براندازی نظام را به ایشان زدند، خوب ضرب و شتم شدند و از نظر آقایان متنبه شدند و چه ذوق کردند آن ها که بالا رفتن شماره دستگیر شدگان مجرمان امنیتی برایشان ثواب است و اجر داردو اضافه کار و تشویق و ترفیع! چه شادمانی دارد برای آقایان بازداشت بچه های معصوم با این اتهامات که به حق صرفا اتهام است و تهمت زنندگان چه بدعاقبتند و بدفرجام. حالا رسیده ایم به بیستمین روز از آذرماه و پنجمین روز از ماه حسین(ع) ماه روضه و زیارت و عزا و نوحه.ماهی که اسلام را نگاه داشته است. چگونه؟ با بازخوانی داستان کربلا با یادآوری مصاف حق و باطل.با تکرار پیام حسین که از زبان زینب(س) تا همین امروز برای ما یادگار مانده است:
«گر دین ندارید لااقل آزاده باشید» امروز اولین روز اعتصاب غذای نوری زاد بزرگ است که کودتائیان تلاش زیادی برای تحقیرش کردند و خود کوچک تر شدند. از بازجو تا آن قاضی مؤدب که نامشان در تاریخ قضا به تیرگی و سیاهی ثبت شد به خواست خودش! دیشب جایتان خالی بود در روضه ای که اگر ده ها مداح و مقتل خوان تلاش می کردند نمی توانستند به اندازه روضه ای که از زبان نوری زاد توسط همسرش خوانده شد، عزاداران را متأثر و گریان کنند. روضه روضه ایثار بود و قرارها و آرمان ها. ما سخت گریستیم نه برای خودمان بلکه برای فرزندان ایران که به همت کودتاگران زیارت وداع می خوانند با همه ارزش ها و آرمان های انقلاب. نه برای شهیدان بلکه برای خودمان که مانده ایم تا تقاص ناشکری هایمان را از داشته هایمان پس دهیم. برای همه مان که تروخشک با هم می سوزیم در میان این آلودگی ها که از همه سلول ها رسوخ کرده به قلب هایمان.


آقای دادستان! کاش شما هم با ما همراه می شدید در این روضه خوانی ها به جای حضور در مجالسی که به فرموده قصه های جدید ساز کرده اند و به فرموده مجلس امام حسین(ع) را تبدیل کرده اند به شعبده گردانی های هر روزه در رسانه میلی و دیگر رسانه های دولتی. قرار است فتنه ببافند و چون سپری بر پیکر کشند و هر چه فعل حرام است از دروغ و غیبت و تهمت و نیرنگ و ریا مرتکب شوندو حلیّتش را برخی در نمازهای جمعه اعلام کرده اند و رسانه میلی تکرارش نموده به عادت بی توجه به هشدارهای مراجع بیدار که قرار است حافظ دینِ خدا باشند در عوض مقامِ قدرت پرستان کینه توز. آری کاش شما هم همراه ما می شدید تا ببینید همسر یک آزاده دربند چگونه بی پروا پای در مجلس مردان می گذارد تا مردانگی را به یادشان بیاورد چون هم نامش فاطمه(ع) عزیز عالمِین وقتی که می دید در غیاب پدر چگونه حق شویش را ضایع می کنند و درنگ را جایز ندانست.
کاش لااقل همسرتان و فرزندانتان را بفرستید به این گونه مجالس تا نوای ما را بشنوند و اندیشه کنند. خدای را چه دیدید اگر انگشت از گوش ها به در آید تحبیب القلوب صورت می گیرد و شما یادتان می آید که آنان را که می خواهید اندیشه هایشان را مهار کنید و به اعتراف و ندبه و توبه و دست کم سکوت ذلیلانه شان بکشید، برادران شما هستند، خواهرانتان و فرزندانتان و البته بعضی جای پدران شما هستند. کاش یادتان می آمد که به جای تفتیش خانه های ما در جستجوی سلاح گرم و سرد و ابزار جاسوسی برای بیگانه که توجیه جنایات داخل زندان ها باشد، مرزبانان را مراقبت می کردید و دنبال مزدوران اجنبی در میان خود می گشتید که با تضییع حق شهروندان بی گناه با بهانه های موهوم بهانه هایی به دست دشمنان می دهند که دیگر ولخرجی برای جاسوس پروری و گرفتن اخبار پشت پرده لازم ندارند.


آقای دادستان!
شما که باید نقش مدعی العموم را داشته باشید چطور حواستان نیست که مزدوران در همان نقطه امنی هستند که شما از آن غافلید دست از سر نسرین ها و بهاره ها و نازنین ها و ساجده ها و زینب ها و فرزانه ها بردارید و بگذارید به سر خانه و زندگیشان برگردند و بیش از این آنان و همسران و مادر و پدران و فرزندانشان را رنج و آزار ندهید. وجود این بی گناهان دربند، دشمنان را از بهانه تراشی برای محکوم کردن ایران اسلامی به نقض حقوق بشر بی نیاز می سازد. وجود آن ها و دیگر زندانیان بندهای 209 و 240 و 350 و قرنطینه های خارق العاده محصول نظام قضائی عادل ما که شدت فشار نیروهای اطلاعات و سپاه گاهی صدایش را در می آورد اما باز هم درصدد تأمین خواسته های آنان برمی آید به قیمت فشار بیشتر بر زندانی سیاسی و خانواده اش. و زندانیان رجائی شهر و دیگر زندان هایی که قرار نبود بعد از انقلاب هیچ مخالفی در آن به بند کشیده شود چه رسد به آن که شکنجه و آزار شود.


آقای دادستان!
این عریضه های من در برابر همه ستم هایی که به ما می شود کم می آورد. من واژه کم می آورم. جوهر کم می آورم. نفس کم می آورم. نفسم به شماره می افتد وقتی می خواهم این همه مظالم را به تصویر بکشم نه به دلیل آلودگی هوا بلکه به واقع به دلیل آلودگی هوا! هوایی که با شلیک گازهای اشک آور و گاز فلفل به روی مردم بی گناه که سؤال ساده شان « رای من کو» بود، آلوده شد. هوایی که با ضربات باتوم بر فرق شهروند پرسشگر که سوالشان در نگاهشان نهفته بود و بر روی برگه های سپیدی که بر فراز دست هایشان گرفته بودند، آلوده شد و ... نگویید که نبودید و ندیدید و نخواندید و نشنیدید. ما همان روزهای هولناک حمله و هجوم وقتی برای طرح پاره ای از پرسش هایمان به خانه ملت رفتیم. در همان کمیسیون امنیت ملی،اقتدارگرایان تأیید کردند که بودند ودیدند البته اگر فوری تکذیبیه ندهند که این روزها دیوار حاشا سخت بلند است. باری هوا سخت آلوده است و نفس به شماره می افتد و ما کم می آوریم از شماره جنایت ها و شما کم می آورید در مهار اندیشه ها. ما کم می آوریم در برابر بچه هایمان که پرسش پشت پرسش ما را به پاسخ گویی از کرده هایمان می خوانند و شما کم می آورید در برابر ما که آن پرسش ها را برایتان تکرار می کنیم. ولی نه ما کم نمی آوریم. ما یک تجربه سی ساله در پشت سر داریم و یک تمدن هزاران ساله و یک مکتب اصیل که انسان را کریم می داند و کسی را که کرامت انسان را به رسمیت نمی شناسد ذلیل می داند و شیطانی که حسد همه وجودش را می سوزاند و حاضر به اطاعت امر پروردگارش نمی شود. ما می توانیم به خطاهایمان اعتراف کنیم در برابر بچه هایمان نه بازجوها و شما نمی توانید نمی دانم چرا خود بگویید. شما بگویید چرا هر روز عده ای با حکم شما دستگیر می شوند و به سلول های انفرادی می افتند و شما به خانوده هایشان جواب سربالا می دهید. شما بگویید که چرا عده ای در این کشور از مصونیت قضایی برخورداند و می توانند به همه چهره های نجیب و محبوب مردم بی احترامی کنند و کسی از مدعیان اخلاق و دین داری و عدالت پروری در نظام قضائی ما ککش هم نمی گزد. شما بگویید این همه بی گناه در زندان های نظامی که برایش خون دادیم و جان دادیم و عمر دادیم و هستی مان را داده و می دهیم که منزه بماند، چه می کنند. شما بگویید چرا ایران را زندان کرده اید؟ زندان اندیشه، تفکر، انسان به ما هو انسان؟؟؟


آقای دادستان بر ما خرده نگیرید از این همه شفافیت و صراحت.ما در مکتب حسین (ع) و زینب(س) پرورش یافته ایم. سرنوشت ما با همه این زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و با همه شهدا و خانواده هایشان پیوند خورده با دستگیری های فله ای و بگیرو ببندها صورت مسئله پاک نمی شود باید به سوالات مقدر پاسخ گفت و به همه چراهایی که پیش روی شما و دستگاه قضاست هرگاه توانستید پاسخ گو باشید دشمن در مقابله با شما همه ارتش و امکاناتش را هم که تجهیز کند زبون و خوار خواهدماند. به مردم خود اطمینان کنید. به مردم خود تکیه کنید و خانه تکانی را از وجود خود و مقام گاه خود و خانه خود شروع کنید برادر. دنبال دشمن در خانه های شهروندان بی گناه نگردید. ما جز کتاب خدا و یاد شهیدان در خانه ودلمان پنهان نکرده ایم. مفتش ها را استراحت دهید. این راه که می روید تنها دل دشمنان ایران را شاد می کند.


والسلام علی من التبع الهدی
فخرالسادات محتشمی پور
پنجم محرم الحرام 1431 برابر با بیستم آذرماه 1389

 


 


 

جرس: رئیس مجلس شورای اسلامی با انتقاد به "عدم اجرای قوانین مصوب مجلس و اصول قانون اساسی از سوی دولت، از ارسال نظر مجلس و شورای نگهبان به رهبر جمهوری اسلامی در مورد اختلافات میان قوای مجریه ومقننه خبر داد و خاطرنشان کرد "ما در این زمینه منتظر پاسخ رهبری هستیم."  

علی لاریجانی طی کنفرانس خبری خود با خبرنگاران داخلی و خارجی، در مورد طرح سئوال نمایندگان مجلس از رئیس دولت نیز گفت: "سوال از رئیس‌جمهور جزو حقوق نمایندگان است و من نمی‌توانم به عنوان رئیس مجلس، نمایندگان را از حقوقشان منصرف کنم".

وی همچنین در انتقاد از برخی اظهارات و عملکردهای اعضای هیئت دولت و نزدیکان محمود احمدی نژاد، خاطرنشان کرد "برخی مسائل در سیاست داخلی کشور توام با توهمات است و برخی بدشان نمی‎آید که به حواشی بپردازند و این یک کاسبی سیاسی برای برخی افراد شده است."

 

رئیس قوه مقننه ضمن سرفه هایی که طی نست خبری خود داشت، از ورود قریب الوقوع مجلس به بررسی  آلودگی هوای تهران  خبر داد.

 

به گزارش خبرآنلاین، علی لاریجانی در نشست خبری روز شنبه ٢٠ آذر ماه ٨٩،  با بیان اینکه "مجلس به دنبال وضع قوانین جدید نیست و در همین چارچوب قانون اساسی به وظیفه خود عمل می‎کند"، در مورد مطالبی که رئیس دولت در خصوص اختلاف نظر در تفسیر از قانون اساسی با مجلس گفته بود، اظهار داشت: مقام تذکر دادن در مورد صیانت از قانون اساسی مختص رهبری در قانون اساسی است و نه دولت.

 

با آب پاشی حل نمی شود، مجلس وارد این بحث می شود

رئیس مجلس همچنین در مورد آلودگی هوای تهران نیز از ورود مجلس به بررسی این مساله پس از برنامه پنجم خبر داد و گفت: من فکر نمی‏کنم که این مشکل با آب پاشی حل شود و باید عالمانه با آن برخورد کرد.

 

به گفته وی، یکی از روش های آن گسترش مترو و راهکارهای قانونی است که مجلس آن را تصویب کرده است.

لاریجانی در پاسخ به سوالی که به عدم پرداخت بودجه دو هزارمیلیارد تومانی به شهرداری برای تجهیز مترو مطابق با مصوبه مجلس اشاره داشت، گفت: از نظر ما این قانون لازم الاجراست و دولت باید این بودجه را پرداخت کند.

 

گفتنی است محمود احمدی نژاد از ماهها پیش، با امتناع از تخصیص بودجۀ تعیین شدۀ مترو، مانع گسترش و بهبود این بخش از سیستم حمل و نقل عمومی پایتخت شده بود.

 

تحقیر علما وزن این آقایان را اضافه نمی کند

لاریجانی در ادامه نشست خبری خود، در پرسشی به او گفته شد که برخی نزدیکان شخص رئیس دولت، او را مانع تعامل دولت و مجلس می‏دانند و معتقدند که لاریجانی از مرز اصولگرایی خارج شده است.

لاریجانی پاسخ داد: لزومی نمی‏بینیم که راجع به هر حرفی اظهار نظر کنیم. برخی مسائل در سیاست داخلی کشور توام با توهمات است و برخی بدشان نمی‎آید که به حواشی بپردازند و این یک کاسبی سیاسی برای برخی افراد شده است.

 

وی همچنین با اعلام مخالفت نسبت به "برخی حرف های سبکی که در حوزه دین زده می‎شود"، تاکید کرد: تحقیر علما وزن این آقایان را اضافه نمی کند.

  هرکسی خودش را معتدل می داند و قبول ندارد که افراطی است

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس از تلاش و اراده این فراکسیون برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان خبر داد.

لاریجانی در پاسخ به سوالی در خصوص مرز میان اصولگرایان افراطی و اصولگرایان معتدل و کارکرد آنها در ایجاد یا نقض وحدت، گفت: البته هرکسی خودش را معتدل می داند و قبول ندارد که افراطی است.

 

وی افزود: تلاشی که اخیرا آیت‏الله مهدوی کنی و آیت‏الله یزدی به عنوان مسئولین جامعه روحانیت و جامعه مدرسین کردند، کار درست و ماندگاری است که شاخصهای اصولگرایی را تعیین می‏کند تا افراد خودشان را با چنین ابزاری بسنجند.

 

رئیس فراکسیون اصولگرایان تاکید کرد که اراده این فراکسیون توجه به وحدت اصولگراهاست نه تفرقه.

 

وی در پاسخ به سوال دیگر روزنامه خبر که به اظهارات اخیر باهنر سخنگوی فراکسیون اصولگرایان مبنی بر مصداق خواص بی بصیرت خواندن خاتمی و هاشمی، نیز گفت: من چنین حرفی را نشنیدم و اطلاعی هم ندارم که این حرف را زده باشند. در فراکسیون اصولگرایان هم بحثی در اینباره نشده است.

 

آمریکایی ها باید در قبال اسناد منتشر شدۀ ویکی لیکس پاسخگو باشند

رئیس مجلس همچنین در پاسخ به سوالی، با بیان اینکه ابهامات ویژه‎ای در مورد ویکی لیکس وجود دارد، گفت: آمریکایی ها باید در قبال اسناد منتشر شده پاسخگو باشند.

 

لاریجانی، در ادامه نشست خبری خود ادامه داد: پیش از این نیز اسنادی وجود داشت که برخی کارهای آمریکایی‎ها از جنس جاسوسی گری است.

 

به گفته وی، اسناد منتشره از سوی ویکی لیکس، حاوی نکات درست و غلطی است و آمریکایی ها موظفند که به آن پاسخ دهند که نمایندگانشان دیپلمات بوده اند یا جاسوس.

 

دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی درباره مذاکرات اخیر ایران و ۱+۵ نیز، رفتارها و اظهارنظرهای طرف های هسته ای ایران را مهم ارزیابی کرد و گفت: نباید به گونه‎ای برخورد کنند که اعتماد ایران به ادامه مذکرات از بین رود.

  سلاح هسته ای را حرام می‏دانیم

لاریجانی با تاکید بر اینکه ایران سلاح هسته ای را حرام می‏داند، نگرانی آنها از برخورداری ایران از چنین سلاحی را بی دلیل دانست و بر لزوم رفع نگرانی ایران از سوی آنها تاکید کرد.

 

تصور ما این بود که دولت پروسه لازم برای اجرای هدفمندی یارانه ها طی کرده است

رئیس مجلس در پاسخ به سوال دیگری درباره اجرای هدفمند کردن یارانه‏ها و افزایش قیمت حامل‏های انرژی گفت: تصور ما این بود که دولت پروسه لازم برای اجرای این قانون را طی کرده است اما تا کنون مقدمات اجرای آن به طول کشید. اما اجرای این قانون به دو سه ماه اخر سال رسید. از این رو ثقل آن به سال بعد موکول می‏شود که امیدواریم فشار زیادی به مردم وارد نشود.

 

مجلس یک جایگاه قانونی دارد

لاریجانی سپس با تاکید بر اینکه مجلس یک جایگاه قانونی دارد و باید مطابق قانون، قانون بنویسد و نظارت کند تا اجرا شود، ادامه داد: فارغ از اینکه گرایش مجلس، اصولگرایی است یا اصلاح طلبی، انجام این وظایف قانون برای آینده کشور مفید است.

 

رئیس فراکسیون اصولگرایان افزود: در حوزه مسائل اصولگرایی، باید بگویم که ما باید برای آینده کشور تئوری درستی داشته باشیم. اما برخی دچار سرگشتگی شده اند.

 

لاریجانی با بیان اینکه اسلامیت اصول دارد و هرکسی نمی تواند پابرهنه وارد این امور شود، خاطرنشان کرد: من با برخی اظهارات سبک در حوزه دین مخالفم. تحقیر علما وزن این آقایان را اضافه نمی کند.

 

به دنبال تربیت انسان مسلکی هستیم نه همج الرعا

وی با تاکید بر اینکه علما باید راجع به مسائل اسلامی نظر دهند و نه کسانی که در این زمینه دانش فقهی ندارند، گفت: من با برخی حرفهای ناپخته در حوزه دین مخالفت دارم. اگر راجع به ساختار ولایت در نظام کشور و نقش ولایت فقیه صحبت می‎کنیم که از کشور صیانت می کند؛ باید واقعا پایبند به این باشیم و نباید کسانی از آن فرار کنند.

 

رئیس مجلس تاکید کرد: ما به دنبال تربیت انسان مسلکی هستیم نه همج الرعا.

  موارد نسبتا زیادی از لایحه برنامه پنجم حذف شد

رئیس مجلس هشتم از لایحه برنامه پنجم نیز به عنوان "یک کارملی بزرگ" یاد کرد و ابراز امیدواری نمود که به خوبی و کامل اجرایی شود. لاریجانی با اشاره به اینکه موارد مغایر با قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله که موارد نسبتا زیادی بود از لایحه برنامه پنجم حذف شد، افزود: همچنین کوشیدیم که تمام آنچه که در سیاست های کلی ابلاغی رهبری آمده بود را در لایحه برنامه پنجم لحاظ کنیم.

  سوال از رئیس جمهور حق نمایندگان است

علی لاریجانی، در مورد طرح سئوال نمایندگان مجلس از رئیس دولت نیز گفت: "سوال از رئیس‌جمهوری جزو حقوق نمایندگان است و من نمی‌توانم به عنوان رئیس مجلس، نمایندگان را از حقوقشان منصرف کنم".

   

لاریجانی همچنین افزود: "البته افرادی که به دنبال این کار بوده‌اند در مصاحبه‌های خود اعلام کرده اند که فعلاً زمان را برای طرح سوال از رئیس‌جمهوری مناسب نمی‌دانند."

 

گفتنی است علی مطهری نماینده تهران، که از چندی پیش پی گیر طرح احضار محمود احمدی نژاد به مجلس برای پاسخگویی به موارد "نقض قانون" بوده است، دو هفته پیش گفته بود: "تا قانون هدفمند کردن یارانه‌ها اجرایی نشود و قیمت حامل‌های انرژی مشخص نشود، این طرح به هیأت رئیسه ارائه نخواهد شد."

 

چندی پیش نیز، احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس، با تاکید بر اینکه "سئوال از رئیس جمهوری باید صورت بگیرد" گفته بود که علی لاریجانی، رئیس قوه مقننه و محمدرضا باهنر، سخنگوی فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز در این مورد با او هم عقیده می باشند.

 

دولت باید هفته گذشته بودجه سال بعد را به مجلس می فرستاد، اما...

 رئیس مجلس همچنین با اشاره به اینکه دولت باید ۱۵ آذرماه لایحه بودجه ٩٠ را به مجلس می‎فرستاد، ابراز امیدواری کرد که دولت سریعتر لایحه را به مجلس بفرستد.

 

وی در پاسخ به سوال دیگری که به اظهارات اخیر وی در مورد بی فایده بودن برخی تلاش‎ها برای ریشه کردن مبارزه با مفاسد اقتصادی علی رغم عضویت وی در ستاد مذکور اشاره داشت، نیز با خنده گفت: البته این از فنانیت شما خبرنگارها بود که چنین حرفی را از صحبت های من برداشت کردید.

من در یک مراسمی با اشاره به گرم بودن فضای سالن گفتم شما که خواستید با دانه درشت‏ها برخورد کنید، هنوز نتوانسته اید هوای اینجا را تنظیم کنید! آنوقت برخی خبرنگارها از حرف من چنین استنباطی کردند!

 

وی افزود: نکته من این بود که مساله مبارزه با فساد در همه کشورها هست. اما در نگاه جمهوری اسلامی و تاکید بر سلامت مدیران، باید با تمرکز جدی پیگیری شود.

 

وی با طرح این سوال که چطور چنین فسادهای کلانی ایجاد می‎شود؟ از لزوم به کارگیری استراتژی تقنین با رویکرد بازدارنده و استراتژی برخورد قاطع و شدید با مواردی از این دست یاد کرد و گفت: خرسندم که این اهتمام در دستگاه قضایی نیز وجود دارد و رئیس قوه قضاییه تجاوز به عنف را هم دارای حکم محارب دانستند و از برخورد شدید با آن یاد کردند.

     

 


 


جرس: معاون قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا گفت: با استفاده از رادارهای جدید ٣٠٠٠ كیلومتری می‌توانیم برای مثال هر هواپیمایی كه از آن سوی قطر و یا افغانستان پرواز خود را آغاز می‌كند، رصد كرده تا در صورتی‌كه قصد انجام عملیات در ایران را داشته باشد، با آن مقابله كنیم.

به گزارش فارس، امیر حمید ارژنگی معاون ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا، با اشاره به نسل جدید رادارهای پدافند كه ٣٠٠٠ كیلومتر برد دارند، گفت: اقدامات زیر ساختی و مكان‌یابی این رادارها صورت گرفته است و مراحل پایانی آماده‌سازی این سامانه‌ها در حال انجام است و بزودی در مدار عملیاتی قرار خواهند گرفت.


ارژنگی در ادامه تصریح كرد: براساس مكان‌یابی و پلان عملیاتی، تعداد كافی از این سامانه در محل‌های عملیاتی مستقر خواهد شد و از نظر تعداد مشكلی نخواهیم داشت.


معاون ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا همچنین با اشاره به برد این سامانه‌ها اظهار داشت: علاوه بر برد ٣٠٠٠كیلومتری، این رادارها از نظر سقف ارتفاع نیز متناسب با نیاز پدافند قابل تغییر است و هیچ مشكلی در خصوص سقف ارتفاعی این سامانه‌ها نداریم.


وی با بیان اینكه بیشترین تاثیر این سامانه، ردیابی اشیاء پرنده در فاصله دور است، گفت: وقتی این رادارها با سامانه‌های دیگر تجمیع می‌شود، به راحتی می‌توانیم نقطه‌یابی كنیم.


گفتنی است طی ماههای اخیر، مانورهایی توسط یگان های نظامی جمهوری اسلامی در بخشهای زمینی، دریایی، هوایی و پدافندی صورت گرفته و مقامات نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی، هر گونه تحرک نظامی را، منجر به "فرامنطقه ای" شدن بحران های احتمالی ذکر کرده اند.
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته