ندای سبز آزادی: ماموران امنیتی از ملاقات میر حسین موسوی با علی تاجرنیا جلوگیری کردند و زهرا رهنورد به تنهایی از وی دیدار کرد.
به گزارش تحول سبز ، حصر خانگی میر حسین موسوی به بهانه حفظ امنیت جان وی همچنان ادامه دارد و ماموران امنیتی اجازه خروج به وی را جز در موارد محدود نمی دهند. به طوریکه ایشان موفق به دیدار با دکتر تاجرنیا نشد و زهرا رهنورد به تنهایی با ایشان ملاقات کرد.
در این دیدار که با حضور فخرالسادات محتشمی پورهمسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده و مریم قدس همسر فیض الله عرب سرخی برگزار شد ، زهرا رهنورد بر حصر خانگی موسوی تاکید کرد و گفت:”ماموران امنیتی از حضور میر حسین در خارج از خانه جلوگیری می کنند و به بهانه حفظ امنیت به وی اجازه خروج نمی دهند.”




ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان، از نشریات حامی دولت تیتر اصلی شماره 19812 خود در روز شنبه 20 آذر را به تظاهرات دانشجویی در بریتانیا در واکنش به تصمیم دولت برای افزایش هزینه های دانشگاه ها اختصاص داد و در ادامه از آن به عنوان "درگيري خونبار 40 هزار دانشجو با نيروهاي امنيتي" یاد کرد.
هزینه های تحصیل در دانشگاههای بریتانیا به طور میانگین سه هزار پوند در سال است که با اجرایی شدن تصمیم اخیر دولت به 9 هزار پوند خواهد رسید. گردهمایی معترضان که خواستار لغو تصمیم جدید دولت بودند، در روز های گذشته به وقوع خشونت میان نیروهای پلیس و دانشجویان نیز منجر شد. در نهابت در شب جمعه مجلس نمایندگان بریتانیا با 323 رای موافق در برابر 302 رای مخالف، لایحه دولت برای افزایش هزینه دانشگاهها را تصویب کرد.
اما گزارش کیهان از این اعتراضات اخیر خود قابل تامل است: "ديروز و پريروز دانشجويان بي دفاعي كه نسبت به افزايش سه برابري شهريه خود معترض بودند، به خيابان هاي لندن ريختند تا در يك تظاهرات آرام،ادعاهاي مقامات خود درباره دموكراسي را محك زنند، اما دولت انگليس در اقدام وحشيانه و كم سابقه اي، خون دانشجويان را در كف خيابان هاي سرد پايتخت اين كشور جاري كرد."
همچنین، گزارش کیهان اعتراضات دانشجوبی در بریتانیا را "يك جنگ داخلي تمام عيار" توصیف نموده و "از احتمال سقوط دولت ائتلافي انگليس" خبر داد. در ادامه این گزارش آمده است که دولت بریتانیا "بي ترديد در حال پرداختن تاوان فتنه انگيزي عليه دولت جمهوري اسلامي در حوادث پس از انتخابات سال 1388 است."
کیهان می افزاید: "جامعه انگليس الان مثل ساير كشورهاي اروپايي كاملا ملتهب است و با هر جرقه و اعتراضي به صحنه درگيري و خشونت هاي خياباني تبديل مي شود."
تیتر و روش کیهان طوری است که گویی در 18 ماه گذشته دانشجویان بسیاری در حوادث پس از انتخابات کشته، زخمی و شکنجه نشده اند. یا این که اصلا کسی از نوع تعامل اقتدارگرایان با عبدالله مومنی و دیگر دانشجویان خبر ندارند. بسیاری از دانشجویان و دیگر اقشار کشورمان با تهدید و ارعاب روزمره مواجه بوده و بطور منظم به کمیته انضباطی فراخوانده شده و با محکومیتهای کوتاه و بلند مدت روبرو شده اند. پرتاب شهروندان از روی پل و یا عبور خودروی پلیس از روی شهروندان و حبس و زندانی شدن مجید توکلی از دانشجویان و شهادت کیانوش آسا کاملا بی اطلاع هستند. تیتر و گزارش کیهان نوعی تلاش برای فرافکنی و نشنیدن ترک خوردن های فزاینده مشروعیت حاکمیت می باشد که در بیانیه اخیر میرحسین موسوی درباره ماه محرم آمده است. او در بخشی از بیانیه می گوید: حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست.
البته ئر عین حال که نقد سیاستهای دولت بریتانیا جای خاص خود را داشته ولی بدون شک مشکلات دولتهای اروپایی به معنی مشروعیت دولت کودتا در کشورمان نیست. کیهان و سیمای میلی متاسفانه همچنان در جهت ترغیب مخاطبین خود بسوی رسانه های خارجی و بیگانه گام برداشته و با روشهای خود بیش از پیش باعث بی اعتمادی مردم به حاکمیت گردیده و به گسست در جامعه دامن زده اند.

ندای سبز آزادی: هفته نامه گذر با صدور اطلاعیه ای شروع به کار خود را اعلام کرد.
در اطلاعیه هفته نامه گذر آمده است « هفته نامه گذر در راستای احقاق آرمان آگاهی بخشی پا به عرصه رسانه خواهد گذاشت ، گذر هفته نامه ایست تحلیلی که شما را در امر آگاهی رسانی همراهی میکند ، گذر سبز است اما به تکثره عقیده ، ایده ، دین و آیین احترام میگذارد و سعی دارد جامعه متکثر ایرانی را به نمایش بگذارد ، گذر در ادامه نهضت نشریه های تک برگی پا به میدان گذاشته و جز همراهی در این نهضت هیچ رویکرد دیگری را برای خود تصور نمیکند ، گذر مفتخر است که در ادامه راه نشریات تگ برگی همچون کلمه ، اعتماد ملی ، قلم سبز و صبح صادق پا به میدان گذاشته است و امید دارد تا در کنار این نشریات سبز خار چشم استبداد باشد »
فعالیت های هقته نامه گذر را میتوانید از طریق صفحه فیس بوک این هفته نامه دنبال کنید.
ندای سبز آزادی: عیسی سحر خیز در نامهای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نسبت به سخنان اخیر دادستانی مبنی بر ساختار شکن و اصلاح ناپذیر نامیدن برخی از زندانیان سیاسی از جمله عیسی سحر خیز، احمد زیدآبادی و مسعود باستانی و عدم برخورداری از مرخصی و ملاقات با خانواده های خود، اعتراض نمود.
به گزارش تحول سبز، عیسی سحر خیز در این بخشی از این نامه سرگشاده آورده است: این مایهی شگفتی فراوان من و دوستانم است که چگونه یک فرد مسئول طی مدت یکسال میتواند این میزان دگرگون شود که براساس مستندات یک پرونده قضاوتهای متفاوتی انجام دهد و احکام مختلفی صادر کند!
خود بهتر از من بهیاد دارید که پارسال وقتی در همین ایام در شروع مسئولیت جدید، در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین به دیدارم آمدید چه در سر داشتید و چه وعدههایی دادید؛ چگونه با توجه به اتهامهای ساختگی، و بهویژه ضرب و جرح و شکنجهی زمان دستگیریام، درپی آزادساختن سریع من، یا برگزاری فوری دادگاه بودید. آن هم دادگاهی که با توجه به تاکید شما ۳۸۲ روز پس از دستگیری بهصورت غیرقانونی در پشت درهای بسته تشکیل شد و بهصورت آشکار یک جرم مطبوعاتی، معجزهآسا به جرم امنیتی تبدیل گردید تا اصل ۱۶۸ قانون اساسی زیر پا گذارده شود!
متن کامل این نامه به شرح زیر میباشد:
به نام خداوند جان و خرد
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد/ ایبسا خرقه که مستوجب آتش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیهروی شود هر که در او غش باشد
جناب آقای جعفری دولتآبادی
دادستان محرم تهران
در اخبار و گزارشهای رسمی آمده بود که جنابعالی درخصوص سه تن از زندانیان مطبوعاتی تبعید شده به زندان رجاییشهر، ایشان (عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی و مسعود باستانی) را «ساختارشکن» و «اصلاحناپذیر» خوانده و براین اساس، آنان و خانوادههایشان را از «مرخصی» _که از نگاه ما «حق»، و از دید شما «امتیاز» تلقی میشود_ محروم دانسته و میدانید.
اقدامی «تبعیضآمیز» که در آن جنایتکاران و قاچاقچیان حائز شرایط بهره بردن از مرخصی هستند اما زندانیان سیاسی ، عقیدتی، مطبوعاتی و… بهدلایل سیاسی و جناحی باید محروم بمانند و حتی در میان خودشان نیز رفتاری دوگانه ببینند!
جناب دادستان
این مایهی شگفتی فراوان من و دوستانم است که چگونه یک فرد مسئول طی مدت یکسال میتواند این میزان دگرگون شود که براساس مستندات یک پرونده قضاوتهای متفاوتی انجام دهد و احکام مختلفی صادر کند!
خود بهتر از من بهیاد دارید که پارسال وقتی در همین ایام در شروع مسئولیت جدید، در بازداشتگاه ۲۰۹ اوین به دیدارم آمدید چه در سر داشتید و چه وعدههایی دادید؛ چگونه با توجه به اتهامهای ساختگی، و بهویژه ضرب و جرح و شکنجهی زمان دستگیریام، درپی آزادساختن سریع من، یا برگزاری فوری دادگاه بودید. آن هم دادگاهی که با توجه به تاکید شما ۳۸۲ روز پس از دستگیری بهصورت غیرقانونی در پشت درهای بسته تشکیل شد و بهصورت آشکار یک جرم مطبوعاتی، معجزهآسا به جرم امنیتی تبدیل گردید تا اصل ۱۶۸ قانون اساسی زیر پا گذارده شود!
شما حدود شش ماه بعد، در دیدار دوم، و این بار در زندان رجاییشهر کرج، وقتی که درپی یافتن «تواب» در میان زندانیان سیاسی بودید تا شادی از این طریق بتوانید بالاترین منافع سیاسی را برای یک جریان سیاسی حداقلی بهدست آورید، بهخوبی متوجه شدید که این برنامه در میان زندانیان شاخص جنبش سبز، از ابتدا محکوم به شکست است.
جناب آقای جعفری دولتآبادی
آن زمان بود که تغییر سیاست دادید، راه دیگری برگزیدید و حتی اجازه ندادید تا امثال من برای درمان _در بدترین شرایط جسمی_ به بیمارستان منتقل شوند. به این دلیل است که اکنون بیش از سه ماه از درخواستهای مکرر پزشکان متخصص زندان میگذرد اما هنوز اجازه ندادهاید تا یک عکسبرداری سادهی «ام.آر.آی» از من بهعمل آید تا امکان بازگشت به شرایط زندگی بر روی صندلی چرخدار به حداقل برسد و باز زمینگیر نشوم. از آن بدتر، طی هفتهی جاری، وقتی نیاز به یک عمل جراحی اضطراری پیدا کردم تا خونریزی داخلی چندماههام پایان یابد، باز ضرورت تخصصی پزشکان معالج برای عمل در خارج از زندان را رد کردید، تا تبعیت از یک فرمان سیاسی به اوج خود برسد.
جناب دادستان محترم
در برابر پرسش مربوط به مرخصی ما سه نفر (سحرخیز، زیدآبادی و باستانی) میفرمایید: «از نظر من مرخصی وقتی امکانپذیر است که آنها اصلاح شده باشند. اگر کسی محکوم شده باشد، بیاید بیرون دوباره مرتکب جرائم جدید شود، مبنای منطقی ندارد. مرخصی که بعضیها میگویند حق زندانی است، بهنظر ما یک امتیاز است و ما زمانی امتیاز میدهیم که یا در قبالش اصلاح صورت گرفته باشد یا مغایرتی با محکومیت نداشته باشد.»
اکنون این پرسش مطرح است که مگر شما به اصل ۳۷ قانون اساسی باور ندارید که تصریح میکند: «اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود…»
جناب جعفری دولتآبادی
بفرمایید که شما از کجا میدانید که ما درصورت کسب مرخصی، چون آن معدود افرادی عمل خواهیم کرد که بهقول شما «آمدند بیرون و علیه نظام بیانیه داده و خود را اسیر نظام معرفی کرده و جرم امنیتی دیگری مرتکب شدند…»
جناب دادستان محترم تهران
شما چرا به بیش از ۹۰درصد دیگر زندانیان استناد نمیکنید که با قرار کفالت، وثیقه و … مرخص شدند و بهزعم شما مشکلی هم ایجاد نکردند؟
از آن بدتر، شما ما را «ساختارشکن» خواندهاید و بهصراحت گفتهاید: «اسامی مذکور نیز بهطور مرتب ساختارشکنی میکنند. ما چطور به این افراد امتیاز بدهیم…»
جناب جعفری دولتابادی
درخواست من از جنابعالی این است که یکبار و برای همیشه بفرمایید چه نهادی، چه زمانی، و چگونه «ساختارشکنی» را فعل جرم معرفی کرده است که مستحق مجازات باشد؟
بهگمان من، حال که چنین قانونی در کشور وجود ندارد و چنین جرمی تعریف نشده است، براساس آنچه به شما «آموختهاند» یا از شما «خواستهاند» اکنون هر آن کس که نقد و انتقادی به رهبری نظام داشته باشد «ساختارشکن» معرفی میشود. درصورتیکه از دید فرد موردنظر، گفتار و نوشتار او اقدامی شرعی و قانونی در چارچوب اصول «امر به معروف و نهی از منکر» و «نصیحه المولوک» است. حتی به فرض وقوع جرم نیز میزان مجازات آن در قانون تعیین شده و حتی دادگاههای فرمایشی بیش از حد مجازات، احکام سنگین صادر کردهاند.
جناب دادستان
حال بفرمایید بر چه اساسی شما این حق را بهخود میدهید که خانوادههای این زندانیان را از دیدار عزیزانشان بابت جرمی فرضی که انجام داده و مجازات شدهاند، محروم سازید؟
بر چه اساسی برای این «ساختارشکنی» استمرار قائل شدهاید و آن را در درون زندان هم درحال تکرار میبینید؟
جناب دادستان
من در مورد خودم بحث زیادی مطرح نمیکنم؛ چون بارها بهصراحت گفته و نوشتهام که اگرچه به قانون اساسی التزام دارم اما از نظر شرعی، زیر بار «حاکم جائر» و «غیرمتقی» نمیروم؛ چون براساس اصل ۱۰۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شرط رهبری «عدالت»، «تقوا» و «بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و…» است.
اما در مورد دو نفر دیگر، شما باید بفرمایید بهعنوان مثال آقای مسعود باستانی کی و کجا علیه آقای خامنهای صحبتی کرده و مطلبی نوشته است که بتوان آن را ساختارشکنی خواند؟
مگر اینکه نقد صریح رقیب اصلی اصلاحطلبان در سایت خبری «جمهوریت» یا حمایت مستقیم و غیرمستقیم از مواضع آیتالله هاشمی رفسنجانی را در انتخابات ۸۸ همردیف ساختارشکنی بخوانید و بدانید!
این موضوع درمورد آقای زیدآبادی هم صادق است؛ با این تفاوت که او حمایتش را از اصلاحطلبان و شیوههای مسالمتجویانه بیان داشته است.
بفرمایید آیا حمایت از آقایان کروبی و موسوی و خاتمی مصداق ساختارشکنی است؟ چون زیدآبادی در دوران زندان ۱۸ ماههی خود نه حرف جدیدی زده و نه بیانیهای صادر کرده است. تنها سخن او، گفتوگو با معاون شما بوده است که اخیرا” تاکید داشته است: «من اگرچه حکم خود را غیرعادلانه و غیرقانونی میدانم، اما به این حکم التزام عملی دارم.»
جناب آقای جعفری دولتابادی
اجازه دهید که اندکی صادق باشیم! مشکل ندادن مرخصی به امثال ما، هیچکدام از این موارد نیست؛ علت اصلی همانگونه که دوبار مستقیم خدمت شما مطرح کردم این است که مقامهای سیاسی و امنیتی که حرف آخر را میزنند، ما را به گروگان گرفتهاند. علتاش هم روشن است؛ آنها میترسند؛ بیم دارند وقتی از زندان بیرون آمدیم، نکند حرفی از دهانمان بیرون بیاید و بگوییم که در مراحل مختلف «دستگیری، بازجویی، بازپرسی و شرکت در دادگاه» زیر فشار روحی و روانی بودهایم، و از آن بدتر، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتهایم.
جناب دادستان محترم
این سخنی است که میتواند هرچه بیشتر مقامهای تحت رهبری آیتالله خامنهای و حتی شخص ایشان را دستاندرکار نقض گستردهی حقوق بشر، به ایرانیان و جهانیان معرفی کند و در آیندهی نه چندان دور، در محکمهای منصفانه، مجازاتی عادلانه نصیب آنان کند!
والسلام
عیسی سحرخیز
۱۷ آذر ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: امروز ۲۰ آذرماه، نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان طی تماس تلفنی با خانواده خود از استمرار اعتصاب غذایش خبر داد.
به گزارش مدرسه فمینیستی، رضا خندان ضمن بیان اینکه حال جسمی همسرش بسیار بد است و به سختی می توانست صحبت کند، افزود: نسرین گفت هنوز در اعتصاب غذاست و در ادامه هم تاکید کرد «خواستهام لغو کلیه احکام ناعادلانه بعد از انتخابات است و هیچ خواسته شخصی ندارم».
نسرین ستوده، برنده جایزه بین المللی حقوق بشر ایتالیا، از روز ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ بازداشت و از آن زمان در سلول انفرادی بهسر میبرد. او در طی بازداشت خود ۳ بار دست به اعتصاب غذا زده است که یک بار آن اعتصاب غذای خشک بودکه به مدت ۹ روز ادامه داشت. نسرین ستوده مجددا از روز ۱۵ آذرماه اعتصاب غذای خشک خود را از سر گرفته است.
ندای سبز آزادی: شب گذشته عیسی سحرخیز به علت تنگی نفس و افزایش شدید فشار خون از ۱۱ به . ۱۹ به بهداری زندان اوین منتقل و تحت مراقبت ویژه قرار گرفت.
به گزارش تحول سبز، ضربان قلب وی نیز به ۴۵ رسیده که تا زمان ارسال این گزارش پزشکان در بهداری اعلام کردهاند که سحرخیز برای ادامه درمان باید به بیمارستان منتقل گردد.
مهدی سحرخیز فرزند این روزنامه نگار دربند گفت: من و خانوادهام نگران حال پدرم هستیم و هر اتفاقی برای پدرم رخ دهد مسئولیتش با مسئولین جمهوری اسلامی است!
مهدی سحرخیز گفت: با اینکه پزشک پدرم دستور جراحی وی را در بیمارستان داده بود ولی باز هم مسئولین سر باز زدند و وی را در داخل زندان عمل کردند.
وی همچنین در ادامه خاطرنشان کرد: با آنکه پزشک معالج سحرخیز ۴ ماه پیش درخواست ام آر ای داده است ولی مقامات امنیتی این اجازه را ندادهاند که وی را برای عکسبرداری ببرند.
مهدی سحرخیز در ادامه از سازمان پزشکان بدون مرز به عنوان ارگانی مستقل و غیر سیاسی خواست تا به وضعیت زندانیان بیمار سیاسی ایران از جمله پدرش، ابراهیم یزدی، نسرین ستوده، هنگامه شهیدی، مهدی محمودیان و.. بپردازند و به دلیل وخیم بودن وضعیت جسمی زندانیان سیاسی به جمهوری اسلامی ایران فشار آورده و به ایران بیایند و وضعیت زندانیان سیاسی را پیگیری کنند.
ندای سبز آزادی: وکیل عبدالرضا تاجیک از تعیین زمان محاکمه موکل خود در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خبر داد.
به گزارش ایلنا، محمد شریف با اعلام این مطلب اظهارکرد: صبح امروز که به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودم، متوجه شدم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، تاریخ ۲۸ آذرماه را به عنوان زمان رسیدگی به پرونده موکلم، تعیین وقت کرده است.
وی اتهامات تاجیک را تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر، موضوع ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی عنوان کرد. وکیل تاجیک در پاسخ به این پرسش که آیا درخواستی برای تبدیل قرار ارائه کردهاید، گفت: در هفته گذشته با مسئول پرونده صحبتی صورت گرفت که به تاریخ محاکمه موکول شد.
شریف در خصوص آخرین وضعیت پرونده شیوانظر آهاری نیز گفت: بعد از حکم دادگاه بدوی که موکلم را به اتهام محاربه و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور به ۶ سال حبس محکوم شده بود، به حکم صادره در زمان قانونی اعتراض صورت گرفت اما تاکنون حکم دادگاه تجدیدنظر صادر نشده است.
پروین تاجیک، خواهر عبدالرضا تاجیک نیز به خاطر پی گیری وضعیت برادرش و مصاحبه با رسانه های خارجی به دلیل نگرانی از وضعیت او که به طرز عجیبی در یک سال و نیم گذشته سه بار بازداشت شده است به یک سال و نیم زندان محکوم شد .
شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، خواهر تاجیک را به اتهام «اقدام تبلیغی علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» به یک سال و نیم زندان محکوم کرد.
عبدالرضا تاجیک که به دنبال رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال گذشته خورشیدی در ایران دو بار بازداشت و با قید وثیقه آزاد شده بود، یک بار دیگر در روز ۲۲ خرداد سال جاری و پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد و از آن زمان تاکنون همچنان در زندان به سر میبرد.
عبدالرضا تاجیک علاوه بر همکاری با روزنامههای اصلاحطلبی مانند فتح، بنیان، بهار و شرق، در زمینه حقوق بشر نیز فعالیت داشت و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر نیز بود.
ندای سبز آزادی: محمدرضا تابش در جمع مسئولان این شهرستان و مدیران مراکز آموزش عالی اردکان با اشاره به اینکه در طول تاریخ ، ملتها و اقوام گوناگون بخصوص آنها که سابقه تاریخی کهنی دارند، با ساختن اسطورهها و تکیه بر آنها که معمولا نمادی از آرمانهای دست نیافتنی و مجسم کننده حقخواهی عدالت طلبی و ظلم ستیزی است و ساختن تصویری خیالی و زیبا از آنها، حرکت به سوی آینده را ترسیم می کنند، افزود: اما در تاریخ تشیع اسطورهای وجود دارد که نه تنها ذهنی و خیالی نیست، بلکه در عالم واقعیت تحقق پیدا کرده است.
به گزارش ایسنا، نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی،روح بزرگ اباعبدالله الحسین، مقاومت و مظلومیت وصف ناپذیر اصحاب و یارانش و ایثار و ازخودگذشتگی تحسین برانگیز آنها ، عظمت کار بازماندگان واقعه عاشورا بخصوص حضرت زینب(س) که فقط ممکن است در ذهن خیال پرداز انسان رخ دهد را واقعیتی دانست که در عاشورا برای ما و در عالم خارج و واقع تحقق پیدا کرده است، واقعه ای که به گفته وی هویت شیعه را در طول تاریخ حفظ کرد و مظهر آزادگی و اوج حماسه و ایثار برای همه بشریت شد.
تابش ادامه داد: باید حماسه عاشورا و قیام اباعبدالله الحسین را کالبدشکافی کنیم و اهداف والای امام حسین(ع) از قیام عاشورا را به روشنی بشناسیم و آنها را به مردم بشناسانیم.
وی ضمن تاکید بر تحلیل و بازشناسی جنبه های حماسی،ارزشی،انسانی،اخلاقی،عقلانی و عاطفی عاشورا در کنار هم تصریح کرد: امام حسین (ع) تنها متعلق به تشیع و عصر ما نیست بلکه متعلق به تمام تاریخ و همه انسانیت است و نباید به فکر و سلیقه و گروهی خاص محدود شود.
دبیر کل فراکسیون خط امام(ره) استفاده ابزاری از دین و مقدسات را امری مطرود دانست و افزود: این مسئله ممکن است در کوتاه مدت نفعی را متوجه گروه و یا سلیقه ای نسازد اما در دراز مدت به اصل دین و اعتقادات مردم لطمه وارد می کند که این امر گناهی نا بخشودنی و جفای بزرگ در حق دین و مکتب انسان ساز تشیع است.
دبیر کل فراکسیون خط امام(ره) مجلس ابراز امیدواری کرد که مراجع دینی و رسمی کشور نسبت به تحریفات عاشورا که توسط برخی از مبلغین و مداحان صورت می گیرد حساس باشند و واکنش نشان دهند تا باورها و ذهنیت مردم از اصل قیام حضرت ابا عبدالله (ع) و حادثه عظیم عاشورا به امور فرعی و حاشیه ای منحرف نشود.
به گزارش ایسنا، نماینده مردم اردکان همچنین در بازدید از پژوهش سرای دانش آموزی جوان این شهرستان عنوان کرد: طراحی نظام آموزشی ما باید به نحوی باشد که میل به پژوهش و تحقیق در جوانان تقویت و نهادینه شود.
نماینده مردم اردکان گفت: آرمان گرایی از ویژگیهای نسل جوان است و باید از این خصیصه در جهت پیشرفت ، عمران و سازندگی کشور استفاده کرد.
تابش در این بازدید با تسلیت ایام ماه محرم و با بیان اینکه جوانان آینده سازان جامعه و به عنوان سرمایه های اجتماعی محسوب می گردند افزود: باید از طرف مسئولان نظام نسبت به درک این قشر عظیم و برآوردن خواسته ها و مطالباتشان گامهای اساسی برداشته شود.
وی تصریح کرد: شخصیت دادن به جوانان و آنها را به خودباوری رساندن، شاه کلید فائق آمدن بر مشکلات و انجام کارهای بزرگ و دست نیافتنی است ، همانطور که تحقق انقلاب اسلامی، پیروزی در جنگ تحمیلی و فتح قله های رفیع دانش و آرزوها و آرمانهای به ظاهر دست نیافتنی ملت نتیجه باور کردن جوانان و تقویت روح خودباوری در آنها بود.
تابش تقویت روحیه پژوهشی در بین دانش آموزان را یک مسئله اساسی دانست و با بیان اینکه آموزش و پرورش به عنوان یکی از عظیمترین و فراگیرترین نهادهای اجتماعی مرتبط با اقشار مختلف مردم می تواند به عنوان منشاء تغییرات مهم و ارزشمند در تمامی ابعاد مختلف جامعه باشد، تحول نظام آموزشی را یک ضرورت برشمرد و افزود: طراحی نظام آموزشی ما باید به نحوی باشد که میل به پژوهش و تحقیق در دانش آموزان و دانشجویان نهادینه شود و فرهنگ پژوهش وکاوشگری به عنوان یک هدف اصلی و باور راستین در بالاترین حد مد نظر قرار گیرد.
نماینده مردم اردکان پژوهش را زیربنای توسعه هر کشور دانست و بر کاربردی کردن نتایج پژوهشها و به کارگیری دانشهای پژوهش محور و فناوریهای نوین تاکید کرد.
وی عنایت مجلس به افزایش بودجه تحقیقات و پژوهش در بودجه های سالانه و برنامه پنجم توسعه را نشات گرفته از اعتقاد و باور نمایندگان به تقویت این مقوله دانست و ابراز امیدواری کرد : نتیجه پژوهشها و تحقیقات انجام گرفته کاربردی شود و در پروژه ها و طرح ها تجلی یابد.
تابش اقدام وزارت آموزش و پرورش در تاسیس پژوهش سرای دانش آموزی و در اختیار قرار دادن مکان مناسب در اردکان برای آن را قابل تقدیر دانست و برلزوم برنامه ریزی برای بهره برداری مطلوب از این مکان و استفاده از استعدادهای دانش آموزان تاکید کرد.
در ادامه نماینده مردم اردکان از بخشهای مختلف این پژوهش سرا بازدید و از نزدیک با معلمان و دانش آموزان حاضر به گفتوگو نشست و قول مساعد پیگیری برخی موارد مطروحه و تامین امکانات مورد نیاز را داد.
ندای سبز آزادی: محسن رنانی، اقتصاددان، از وجود فضای سانسور در خصوص طرح هدفمندسازی یارانهها و فشار بر رسانهها برای نقد نکردن این طرح، به شدت انتقاد و تاکید کرد که مطالعات آکادمیک در این باره، تنها در صورتی که تاییدکنندهی نظر مقامات بالاتر باشند، منتشر میشوند.
به گزارش ایلنا، این استاد دانشگاه در میزگردی با موضوع بررسی طرح هدفمندسازی یارانهها و تاثیر آن بر زندگی خانوادهها که در دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان برگزار شد، در پاسخ به این سوال که چرا دانشگاه در خصوص طرح عظیمی چون هدفمندسازی یارانهها کمتر حساس بوده و میزگردهای از این دست برگزار نشده است، تصریح کرد: علت کم مطالعه شدن این بحث این است که از یک سو امیدی به پذیرفته شدن مطالعات دانشگاهیان نیست و از سوی دیگر سیاستگذاران مساله را سطحی گرفته و جدی نگرفتهاند.
رنانی به ذکر نمونهای از نتایج مطالعه اکادمیک در این خصوص در دانشگاه اصفهان پرداخت و خاطر نشان کرد: اخیرا به سفارش یک ارگان دولتی و با هزینه خود دولت، مطالعهای در خصوص طرح هدفمندسازی یارانهها در دانشگاه اصفهان صورت گرفت. اما در زمان ارائه نتایج مطالعه، از تیم پژوهشی خواسته شد در گزارش نهایی و هنگام ارائه نتایج مطالعه برای مقامات مسئول بالاتر، تنها قسمتهای خوب و تایید کننده این گزارش ارائه شود و مواردی که به آثار منفی هدفمندسازی پرداخته می شود برای مقامات ارائه نشود.
وی تصریح کرد: در خصوص طرح هدفمندسازی یارانهها در بین سیاستگذاران به صورت جدی خودسانسوری وجود دارد و از سوی دیگر رسانهها نیز برای پرداخت به این مساله و نقد هدفمندسازی با مشکلات و فشارهایی مواجه هستند.
این اقتصاددان در ادامه افزود: در زمان مطرح شدن بحث تعدیل اقتصادی در سال ۶۸ و در دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی نیز کمتر کسی جرات نقد عمومی در خصوص این طرح را داشت و در آن زمان نیز روزنامهها همکاری نمیکردند. با این حال افرادی چون دکتر درخشان پیامدهای طرح تعدیل را به خوبی پیشبینی کردند و برای مقامات ارشد نوشتند اما گوش شنوایی نبود.
وی افزود: به عنوان مثالی دیگر، متن کامل سخنان من در مشهد در خصوص «پیش شرطهای موفقیت هدفمندسازی یارانهها» را هیچ خبرگزاری یا روزنامه ای حاضر نشد منتشر کند و شاید سخنان امروز من نیز منتشر نشود. این ها نشانه این است که راه نقد بر این سیاست بسته است.
رنانی در خصوص نامه اول اقتصاددانان به رییس جمهور و جلسه مشترک اقتصاددانان با احمدی نژاد، هم تصریح کرد: در آن جلسه به اقتصاددانان گفته شده بود که ما در خصوص هدفمندسازی یارانهها تصمیم گرفتهایم و شما در مرحله اجرا به کمک ما بیایید که یکی از اقتصاددانان در پاسخ به این مساله به درستی گفته بود اقتصاددانان باید در مرحله تصمیمگیری یاری کنند و اجرای آن کار دستگاههای و ارگانهای مجری است.
وی افزود: چنین طرح بزرگی چگونه ممکن است در فضای ابهامآمیز کنونی به پیش رود و اجرایی شود؟
الگوی مصرف با شوک قیمتی اصلاح نمیشود
این استاد دانشگاه به نگاه غلطی که به مشکلات اقتصاد کشور وجود دارد، اشاره کرد و افزود: متاسفانه به مشکلات اقتصاد “نگاه مکانیکی” داریم، مثلاً مطرح میکنیم که اولین مصرفکننده انرژی هستیم یا بالاترین مصرف سرانه نان را داریم و برای کاهش این مصرف، باید قیمت ها را بالا ببریم. ولی مصرف سرانه شیر و گوشت را نمیبینیم که در ردههای پایین جهانی هستیم.
وی افزود: نمیتوانیم بگوییم چون بالاترین سرانه مصرف انرژی را داریم، باید آن را با یک شوک قیمتی کاهش دهیم، بلکه باید توجه داشته باشیم این مصرف زیاد به صورت تدریجی و در یک ساختار اقتصادی شکل گرفته و باید آن ساختار اصلاح شود تا مصرف بالا نیز اصلاح شود. البته آزاد سازی قیمت ها مهمترین راه اصلاح ساختار است اما شوک درمانی و افزایش یکباره قیمت ها الزاما ساختارها را اصلاح نمی کند بلکه پیامدهای دیگری نیز دارد. اصلاح ساختار نیاز به یک برنامه دقیق زمانبندی شده بلند مدت دارد به طوری که همه دولت ها به آن برنامه پایبند باشند. او راهکار تضمین اجرا ی چنین برنامه ای را تصویب آن از طریق همه پرسی دانست.
با محاسبه درست، قیمت بنزین باید ۲۰۰ تومان باشد، نه ۴۰۰ یا ۷۰۰ تومان
این اقتصاددان برجسته از تعیین مبلغ کل یارانه بر اساس قیمت اسمی کنونی دلار که مدنظر دولت است انتقاد کرد و این شیوه را نادرست دانست.
وی افزود: در این روش به جای اینکه مقدار یارانه را به ریال حساب کنند، ابتدا به دلار حساب کرده و سپس آن را تبدیل به ریال کردهاند. یعنی اول گفته اند اگر ما مثلا بنزین خود را در بازار جهانی می فروختیم چند دلار به دست می آوردیم حالا اگر این دلارها را بر اساس نرخ برابری هزار تومان به ریال تبدیل کنیم چقدر می شود، پس ما اینقدر داریم یارانه بنزین می دهیم.
رنانی در خصوص اشکال این روش گفت: در این روش اگر نرخ برابری دلار به ریال تغییر کند، مثلا هر دلار دو هزار تومان شود، میزان محاسبه یارانهها دو برابر میشود. و با توجه به این که تعیین نرخ دلار در دست دولت است خیلی ساده دولت می تواند با افزایش نرخ دلار، میزان یارانه محاسبه شده را افزایش دهد. وی افزود نرخ دلار یک نرخ حسابداری است و نمی تواند مبنای محاسبه سیاست های رفاهی قرار گیرد.
این اقتصاددان افزود: تعیین قیمتها باید بر اساس شاخص برابری قدرت خرید مصرف کننده (PPP) اندازهگیری شود. طبق این روش مثلاً در خصوص تعیین قیمت بنزین باید ببینیم مردم آمریکا میزان رفاهی که از یک لیتر بنزین می برند چقدر است و برای این میزان رفاه چه سهمی از درآمد سرانه خود را می پردازند، بعد محاسبه کنیم که اگر بخواهیم مردم ایران همان درصد از درآمد خود را برای یک لیتر بنزین بپردازند چقدر باید بدهند.
دکتر رنانی افزود: اگر بر اساس شاخص برابری قدرت خرید مصرف کننده محاسبه کنیم قیمت دلار را باید ۴۰۰ تومان محاسبه کنیم و اگر به این روش محاسبه کنیم آنگاه قیمت بنزین حداکثر باید ۲۰۰ تومان باشد نه ۴۰۰ یا ۷۰۰ تومان.
شوک هدفمندسازی یارانهها، توسعه کشور را برای چند نسل متوقف میکند
رنانی با بیان اینکه طبقه متوسط توسعه را جهت میدهد، افزود: برای برنامهریزی باید به فاکتورهای این طبقه نگاه کرد که اتفاقاً بخش عمده انرژی نیز توسط این طبقه مصرف میشود.
وی گفت: در گزارشهای دولت دائماً سهم انرژی خانوادههای فقیر با خانوادههای ثروتمند مقایسه میشود که صحیح نیست و این شکاف در همه کشورها وجود دارد و برای برنامهریزی باید به سهم انرژی در طبقه متوسط توجه داشت.
رنانی طبقه متوسط را موتور توسعه دانست و افزود تخریب این طبقه به معنی توقف چند نسلی فرایند توسعه است. او گفت حق نداریم با این استدلال که شکاف میان دهک های پایین و بالا زیاد است کاری کنیم که طبقه متوسط تخریب شود. او گفت بخش اعظم انرژی کشور اکنون توسط طبقه متوسط و پایین مصرف می شود و شوک قیمتی می تواند طبقه متوسط را به سوی طبقات فقیر سوق دهد و بنابراین منبع تولید سرمایه های فکری و انسانی کشور یعنی طبقه متوسط دیگر توانی برای تولید سرمایه انسانی و فکری نداشته باشد.
این اقتصاددان با اشاره به نیاز جامعه به سه طبقه برای حرکت در مسیر توسعه تصریح کرد: طبقه بالای جامعه سرمایه لازم برای حرکت در مسیر توسعه را فراهم میکند، طبقه متوسط تامین کننده سرمایه انسانی و فکری برای حرکت به سمت توسعه است و درصد بالایی از نخبگان هر کشور در طبقه متوسط هستند و طبقه پایین، نیروی کار لازم برای رشد و توسعه را فراهم میکند.
وی با بیان اینکه هدفمندسازی یارانهها فشار زیادی به طبقه متوسط جامعه وارد میکند، تصریح کرد: اگر رفاه و فرصت رشد از این طبقه گرفته شود، دچار روزمرگی شده و قدرت تولید نیروهای فکری و سرمایه انسانی را از دست می دهد و اگر در یک نسل، طبقه متوسط را متوقف و تخریب کنیم، برای چند نسل توسعه متوقف میشود.
رنانی با بیاناینکه در ضروری بودن هدفمندسازی یارانهها شکی نیست، اظهار داشت: یارانه مانند اعتیاد است و باید درمان شود، ولی اگر فردی که چندین دهه معتاد بوده را بخواهیم یک شبه ترک دهیم، بدون تردید غیرممکن است.
وی افزود: مردم این کشور چندین دهه با یارانهها خوگرفته و ساختار اقتصادی کشور و خانوادهها بر اساس آن شکل گرفته است و اگر بخواهیم با شوک درمانی به حل این مشکل بپردازیم، ثمرهاش توقف طبقه متوسط خواهد بود.
شوک درمانی به بحرانهای اجتماعی منجر میشود
این اقتصاددان برجسته کشور با بیان اینکه شوکدرمانی اثر بدی بر اقتصاد در کشورهایی که از این روش استفاده کردهاند گذاشته است، تصریح کرد: شوک درمانی فقط در چندین کشور خاص جواب داده که نقطه مشترک این کشورها، اجرای طرح در دوران رونق اقتصادی و حداکثر بودن سطح اعتماد عمومی مردم است که این مساله توصیه صندوق بینالمللی پول نیز هست، ولی هماکنون کشور ما در شرایط معکوس به سر می برد یعنی سطح اعتماد پایین و سطح رکود بالا ست که شوک درمانی در این شرایط حلقه تورم و فقر را تشدید کرده و ممکن است به بحرانهای اجتماعی منجر شود.
وی با بیان اینکه دولت در مرحله شناخت بیماری بسیار خوب عمل کرده است، افزود: به درستی اصلیترین مساله اقتصاد ایران بحث غیر واقعی بودن قیمتها است ولی برای نجات این بیمار، پس از شناخت بیماری نیاز به شرایط دیگر از جمله شناخت راه درست درمان، ایجاد اعتماد متقابل بین پزشک و بیمار، وجود تیم جراحی قوی، پایدار بودن و با ثبات بودن شرایط جسمی و روحی بیمار، و نهایتا امکان پذیری کنترل بحرانهای پس از جراحی را داریم که تردید ما در وجود این شرایط است.
رنانی خاطر نشان کرد: پیشنهاد ما برای اجرای این طرح این بود که عزم ملی برای اجرای این طرح به حدی باشد که رییس جمهور بعدی و دولت بعدی به سمت لغو طرح حرکت نکند و طی ۱۰ الی ۱۵ سال همه قیمتها واقعی شوند و برای چنین تصمینی می شد آن را به همه پرسی گذاشت.
وی تصریح کرد: این کار باید در یک روند بلندمدت با برنامهریزی شفاف اجرایی شود و یک برنامهریزی بلندمدت اجازه میداد تا همه خود را تعدیل کنند، ولی با روش کنونی، شوک ایجاد شده بسیار خطرناک خواهدبود.
این اقتصاددان به ذکر مثالی از یک تغییر کوچک در انگلستان پرداخت و افزود: دولت انگلستان در سال ۲۰۰۹ اعلام کرد سال آینده تولید لامپ ۱۰۰ در انگلستان ممنوع میشود و به این شکل به تولیدکننده و مصرفکننده یک سال فرصت داد تا خود را تعدیل کنند. در آنجا برای مساله به این کوچکی چنین فرصتی داده میشود و ما مساله به این بزرگی یعنی حذف هم یارانه های کشور را میخواهیم با شوک درمانی حل کنیم.
وی افزود: شوک درمانی به این معناست که جامعه نداند چه زمانی سیاست اجرا میشود و به جامعه طلاعاتی در خصوص نوع و نحوه اجرای سیاست داده نشود و سیاست نیز به صورت ضربتی و سریع اجرا شود. اما متاسفانه این شکل هدفمندسازی که دارد اجرا می شود مانند این است که مریض را نه ماه روی تخت اتاق عمل بخوابانیم و نداند چه زمانی عمل میشود و اضطراب فراوان او را از پای درآورد. الان تولیدکنندگان ما نه ماه است در شرایط نامعلوم و مبهم و اضطراب قرار دارند و قدرت هر گونه تصمیم گیری و برنامه ریزی از آنها گرفته شده است.
رنانی تصریح کرد: هیچ اقتصاددانی سابقه دار و با تجربه ای را پیدا نمیکنید که این شیوه اجرای سیاست را تائید کند.
ندای سبز آزادی: جمعی از چهرههای اصلاح طلب با آزاده سر افراز دکتر علی ناجرنیا دیدار کردند.
به گزارش تحول سبز، در پی آزادی دکتر علی تاجرنیا عضو ارشد جبهه مشارکت اسلامی ایران پس از گذراندن یک سال حبس، جمعی از چهرههای اصلاح طلب و دوستاران وی با حضور در منزل ایشان با وی دیدار و گفتگو کردند.
بر اساس این گزارش، چهرههایی همچون مهدی کروبی،محسن آرمین ، عبدالله رمضان زاده،فیض الله عرب سرخی، ابولفضل قدیانی، جواد امام،شهاب طباطبائی، سعید شریعتی و جمعی دیگر از دوستاران وی همراه با خانوادههای خود در این دیدار ها حضور داشتند.
لازم به ذکر است دکتر علی تاجرنیا عضو برجسته جبهه مشارکت ایران اسلامی،رئیس منطقه تهران این حزب واز اعضای ستاد مهندس میر حسین موسوی بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۷/۸/۸۹ پس از گذراندن یک سال حبس از زندان اوین آزاد شد.
علی تاجرنیا به فاصله چند روز بعد از انتخابات دهمین ریاست جمهوری در خرداد ماه سال ۸۸ به همراه عده زیادی از فعالان سیاسی ، حزبی و دانشجویی و بسیاری از اعضای ستاد مهندس موسوی دستگیر شده بود به مدت ۵ماه در بازداشت موقت در بند امنیتی ۲۴۰ و ۲۰۹ نگهداری شد که نزدیک به ۱۰۰ روز از این مدت را در سلول انفرادی و تحت بازجویی های مکرر و طولانی مدت سپری کرد.




علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم …
ندای سبز آزادی: وبسایت نوری زاد، در آخرین مطلبی که درج کرده نوشته است: نویسنده این مطلب به قول خودش توفیق این را داشته است که سی دقیقه در راهروی طبقه سوم دادگاه انقلاب در کنار محمد نوری زاد بنشیند.به دلیل ممنوعیت – ملاقات هفتگی ، خانواده وی هیچگونه اطلاعی از او و از هم سلولی اش آقای سید مصطفی تاج زاده ندارند . خدای قادر متعال نویسنده این مطلب را در کنار محمد نوری زاد می نشاند تا او آخرین خبرها را به ما برساند . نویسنده ناشناس ، هرکه هست ، خدایارش . که به همین اندازه ما را از عزیزمان با خبرکرد :
اول که دیدمش ، نشناختمش . موهای سرش بلند شده بود . جوری که گویی سه ماهی او رابه آرایشگاه نبرده باشند . پای چپش می لنگید . از شعبه ۲۸بیرون آمده بود . در راهرو جای نشستن نبود . به اتاق منشی رفت تا بریکی از صندلی های اتاق منشی بنشیند . منشی شعبه ۲۸ اجازه نداد . به راهرو برگشت . من به احترامش از جا برخاستم تا به جای من بنشیند . قبول نکرد . اصرار کردم . قبول نکرد . التماسش کردم . قبول نکرد . ایستاد . چهره آرام اما پیروز داشت . گویی از یک جنگ تمام عیار بازآمده بود . جنگی که در آن ، پشت حریفش را به خاک برده بود ، جوان سربازی که او را از زندان اوین به دادگاه آورده بود ، تقلا کرد تا شاید جایی برای نشستن نوری زاد پیدا کند . راهرو ، از همیشه شلوغ تر بود . عده ای از متهمین را با دستبند و پابند آورده بودند . صندلی ها اشغال بود ، سینه کش دیوار نیز جای برای نشستن نداشت . تا این که بخت یار شد و نفر پهلوی دستی مرا صدا زدند . مثل فنر از جا جست و رفت . اینجا بود که کنار کشیدم و به نوری زاد اشاره کردم در کنار من بنشیند . نشست . پرسیدم :
- مرا می شناسید ؟
گفت :
- چهره نورانی شما برایم آشناست . اگر اسم شریف شما بخاطرم نیست مرا ببخشایید . درست همینطور کتابی صحبت کرد . “ببخشایید” . انگار یک متن ادبی ویراستاری شده را با صدای گرمش می خواند . همان صدای گرمی که در سایت شخصی اش هست و با خدا مناجات کرده است . ” نجواهای محمد نوری زاد در زندان ” . همان صدایی که گاه با بغض و هق هق کلماتی که در گلو می مانند و شکسته و ترک خورده به گوش می رسند ، همراه است :
- خدایا ، درکنار سلول انفرادی من ، جوانی سخت ناله می کند و از تو طلب مرگ می کند . کف دستم را بر دیوار مشترکمان می گذارم و آیه ای از قرآن تو را برای او می خوانم . ” الحمدالله الذی اذهب عنی الحزن ان ربنا لغفور شکور . عجبا که جوان آرام می گیرد .”
من نجواها را با صدای حزن آلود نوری زاد بارها شنیده و بارها با او گریسته ام . با او به بالای ابرها سفر کرده ام . و با او در سلول تنگ انفرادی زانو به زانو نشسته ام . خدا خواست در بیداری نیز در کنار او بنشینم و چند کلمه ای از او بشنوم . صحبت کردن من و او جایز نبود . یعنی ما اجازه نداشتیم با هم صحبت کنیم . حتی سربازی که او را آورده بود ، دوبار به نوری زاد تذکر داد که صحبت نکند . اما شلوغی راهرو و رفت و آمد متهمین وسربازها و خانواده هایی که به احتمال ملاقات بستگان خویش آمده بودند ، این امکان را فراهم آورد که نوری زاد نجوا گونه با من صحبت کند . شاید من که در کنار او بودم ، به زور می شنیدم او چه می گوید . هیچوقت یادم نمی رود . وقتی دانست من دانشجو هستم ، روز شانزدهم آذر را به من تبریک گفت . آن روز ، شانزدهم آذر بود . من سراپا گوش بودم و او مسلسل گون ، هرچه را برخودش گذشته بود برای من گفت . از من خواست تا شنیده هایم را به اطلاع دیگران برسانم . و تأکید کرد : “یک مطلبی از گفته های من تنظیم کن و به سایت شخصی من بده . منصف باش و چیزی از خودت بر آن اضافه نکن و روح سخنان مرا تغییر نده . ” گفتم : چشم.
و نوری زاد ادامه داد :
چند هفته پیش ، در یک دادگاه سه دقیقه ای مرا بخاطر توهین به مأموران وزارت اطلاعات مجرم دانستند . بازپرس عجول ، طی دو سوال سرو ته قضیه را به هم آورد و پرونده ای برای من تشکیل داد . ظاهراً در نامه ای به رهبری ، من نوشته بودم که مأموران وزارت اطلاعات ، با متهمین بازداشت شده برخوردهای تند همراه با ضرب و شتم دارند و به آنها ناسزا می گویند . من در پاسخ به سوأل اول این بازپرس عجول نوشتم : وقتی مأموران وزارت اطلاعات ، کله حمزه کرمی و عبداله مؤمنی را در کاسه مستراح فرو می کنند و خود مرا – محمد نوری زاد را – می زنند و غلیظ ترین فحش های رکیک را بر زبان می آورند ، چرا نباید به این رویه زشت و هیولاگون اعتراض کنم ؟ خلاصه در آن سه دقیقه ، بازپرس عجول مرا مجرم دانست و پرونده ای را که مأمور تشکیل آن بود ، تشکیل داد . مگر او ، و گنده تر از او ، می توانند به شکایت وزارت اطلاعات توجهی نکنند و بگویند این شما هستید که مقصرید؟بازپرس بی نوا باید زندگی کند . او که قرار نیست به زحمت بیفتد . گور پدر عدالت و انصاف و کسی که از دستگاه قضایی طالب حق و حقیقت است .
من بعد از این بازپرسی خنده دار، نامه ای نوشتم به رئیس قوه قضاییه و از مأموران خاطی وزارت اطلاعات شکایت کردم . نامه ام صریح بود . طوری که دو نفر ، یکی از اطلاعات ، و یکی هم از دادستانی مرا خواستند . مرد اطلاعاتی که خودش را ” نوروزی ” می نامید ، مودب بود اما مرا فریب خورده می دانست . جوابش را دادم . دومی می خواست بداند که من کی و کجا از مأموران اطلاعات کتک خورده ام و ناسزا شنیده ام و شکایت کرده ام . می گفت با یک واسطه از طرف خود آقای لاریجانی آمده . اسمش را پرسیدم . نگفت . شاید آقای لاریجانی می خواسته بداند این ” کله در مستراح فرو کردن ها ” در دوره او بوده . همین که فهمید به دوره پیش از او مربوط است ، فتیله عدالتش پایین کشیده شده و خیالش راحت شده است . تا این که دیروز پانزده آذر ، مرا به همین شعبه ۲۸ آوردند پیش قاضی مقیسه . در همان یکی دو جمله اول دانستم قاضی بی ادبی است . زانوی پای من درد می کند . مثل شعبان بی مخ ها داد زد : لنگت را جمع کن . به او گفتم : قاضی باید با ادب باشد . من پایم درد می کند . گفت : پس دراز بکش . در اتاق سه نفر بودیم . من و مقیسه و منشی که گفته های مقیسه را می نوشت . مقیسه یک روحانی فربه است . شروع کرد به خواندن پرونده من در همان جلسه . به او گفتم : یک قاضی باید متن پرونده را قبلاً خوانده باشد . گفت :سرمان شلوغ است . نمی رسیم . گفت : تو باید ثابت کنی این حرف هایی را که درباره مأموران وزارت زده ای!
راستش من ته این دادگاه نمایشی را می دانستم چیست . مگر این فردی که اسمش را قاضی گذارده دستگاه اطلاعات را رها می کرد و برحق من انگشت می نهاد ؟ هرگز . و چون دادگاه را به شدت نمایشی یافتم ، به مقیسه گفتم : من ، نه شما را و نه این دادگاه را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس من نه تو را نه این دادگاه را قبول ندارم . و منشی نوشت . داشتند سندهای لازم را علیه من کامل می کردند . مقیسه روکرد به من و گفت : اگر ثابت نکنی می دهم شلاقت بزنند . حکم زندان برایت می برم . گفتم : من تو را و نه دادگاهت را به رسمیت نمی شناسم . گفت : حسابت را می رسم . گفتم : تو مرعوب وزارت اطلاعاتی . من تو را قبول ندارم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو مأمور وزارت اطلاعاتی من تو را قبول ندارم . و منشی نوشت .
مقیسه گفت : بدبخت می دانی با خودت چه می کنی ؟ گفتم : هرچه در توان داری بکار بگیر . یک سال . ده سال . بیست سال . حبس ابد . تو با هر رأیی که می دهی آتش جهنمت را شعله ورتر می کنی . مقیسه به تنگ آمد و گفت : حالی ات می کنم مزدور اجنبی . گم شو بیرون .
به او گفتم : من مزدی اگر گرفته ام از جمهوری اسلامی بوده . کارمند جهادسازندگی بوده ام . کارم مشخص بوده . تو چه ؟ که بر مسند علی نشسته ای و با عدالت شوخی می کنی !
منشی به مقیسه گفت : بنویسم ؟ مقیسه به او گفت : نه ، ولش کن . مریض است . نمی بینی ؟ به مقیسه گفتم : مریض خودتی . کدام مریض ، مریض تر از کسی که بر سر حق و عدالت کلاه می گذارد ؟ از اتاق بیرون آمدم . مرا به اوین بازگرداندند و امروز باز به شعبه ۲۸ آوردند . وارد اتاق مقیسه که شدم ، علاوه برخود او و منشی اش ، یک خانم ( نماینده دادستان ) و مردی که بعداً فهمیدم محض احتیاط آورده اند تا من با مقیسه دست به یقه نشوم هم بودند . مقیسه سر ضرب شروع کرد و بدون بسم الله و رسمیت جلسه از من پرسید : به چند سال محکوم شده ای؟ خواستم چیزی نگویم ، اما گفتم : در پرونده من هست .
گفت : در این پرونده نیست . گفتم : از دستگاه کامپیوتر دادگاه سوأل می کردید مشخص می کرد . گفت : حالا تو بگو . گفتم : سه سال و نیم . گفت : تو نوشته ای که مأموران اطلاعات کله متهمین را در کاسه توالت فرو می کنند . باید این را ثابت کنی . می دانستم بازی شروع شده است وصحنه با حضور نماینده دادستان کامل است .
گفتم : من نه شما را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس می گوید من نه تو را و نه این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم . مقیسه گفت : تو نوشته ای با حمزه کرمی و عبدالله مومنی این کار را کرده اند . من این دونفر را می آورم اینجا اگر گفتند با ما این کار را نکرده اند چه ؟ گفتم : اگر معلوم شد مأموران وزارت اطلاعات مقصرند چه ؟ شما آدمی هستی که برعلیه آنها رأی بدهی ! نیستی . به همین دلیل من کوچکترین ارزشی برای این دادگاه قائل نیستم .مقیسه به نماینده دادستان گفت : تا کیفرخواست مرا بخواند . آن خانم ، در دو جمله مرا مستحق مجازات دانست . درست همان نقشه ای که از پیش مشخص بود .
گفتم : خانم محترم ، ضمن احترام به شما و چادر شما ، من این دادگاه و این قاضی را قبول ندارم . مقیسه گفت : چرا؟ گفتم : بخاطر این که شما فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به منشی اش گفت : بنویس تو فرسنگ ها از عدالت فاصله داری . مقیسه به من گفت : من بزرگترهای تو را به طناب اعدام سپرده ام . از سال ۶۰ تا الآن دارم قضاوت می کنم . گفتم : جهنمت را در همین دنیا خواهی دید . گفت :بدبخت ،من خودم رادرمرکز بهشت می بینم . گفتم : اگر این را هم نگویی شب ها چطور از عذاب وفشاروجدان بخوابی . تازه اگر وجدانی برایت مانده باشد . گفت : اگر ثابت نکنی این حرفها را ، می دانم با تو چه کنم . گفتم : قبولت ندارم . بویی از عدالت نبرده ای . گفت : باشد . پس من بر اساس همین پرونده ( پرونده دو سوالی وسه دقیقه ای که در آن حمزه کرمی و عبدالله مومنی اشاره کرده بودم . وسرهای فرو شده آنها در مستراح و فحش ها و ناسزاها)رأی صادر می کنم . گفتم : بروم ؟ گفت : باش تا حکم به تو ابلاغ شود .
صحبت های نوری زاد به اینجا که رسید ، او را به داخل صدا زدند . رفت و ده ثانیه بعد برگشت . از کنار من عبور کرد ، به احترامش از جا بلند شدم . توقفی کرد و گفت : “دوسال حبس برید . به مقیسه گفتم بنویس سی سال !”
نوری زاد با سرباز همراهش و مأمور دیگری که درجه بالاتری داشت ، درطول راهرو رفت و به طرفی پیچید . من بلافاصله کاغذ و قلم در آوردم و هرچه را که از او شنیده بودم ، نوشتم تا فراموشم نشود .
نوری زاد در آن نجوای نیم ساعته ، به اندازه یک ساعت مطلب فشرده به من گفت . چیزهای دیگری هم از او شنیدم که بد نیست آنها راهم متذکر بشوم . پیش از آن که از صندلی ای خالی شود و او درکنار من بنشیند ، یکی از وکلای سرشناس آمد و با دیدن نوری زاد که ایستاده بود ، با او خوش و بش کرد . شنیدم که نوری زاد به گفت : آقای وکیل ، میدانم که کار شما نیست اما برای زندان انفرادی بازداشت شدگان یک فکری بکنید . من اطمینان دارم اگر همین آقای مقیسه را یک روز ، حتی تفریحی به سلول انفرادی بیندازند ، می آید و یک روز را بیست روز محاسبه می کند . چرا باید یک روز در سلول انفرادی ، که با هزار جور هول و هراس همراه است ، معادل یک روز بند عمومی محاسبه شود ؟ دربند عمومی، جمعیت زیادی هست . در سلول انفرادی هیچیک از اینها که نیست ، نگرانی و اضطراب و هول و هراس هم هست . وکیل با شنیدن این سخنان ، پا به پا شد و گفت : آقای نوری زاد ، اینها به ما مربوط نیست . باید مجلس روی این موضوع کارکند . نوری زاد انگار که بخواهد تیری درتاریکی انداخته باشد . به او گفت : برای همین موضوع ، بسترسازی کنید . در محافل ، درهرکجا که بحثی قضایی هست ، این مهم را مطرح کنید . اگر یک روز انفرادی معادل ده روز محاسبه شود ، بسیاری از زندانیان امروز ، آزاد می شوند .
یک نکته دیگر هم از نوری زاد شنیدم که بسیار به دلم نشست . نوری زاد ایستاده بود که یکی از زندانیان سیاسی جلو رفت و اورا درآغوش گرفت و بوسید و حال آقای تاج زاده را از نوری زاد پرسید . نوری زاد دست به شانه اوگذاشت و گفت : ” همینقدر بگویم که من تاج زاده را ندیده بودم . علیه اومطالب انتقادی زیادی نوشته بودم . رفتارو گفتار تند او را نمی پسندیدم .اما اکنون که چندماهی است با اوهمنشین شده ام ، اورا مردی منطقی ، مسلمان ، خیراندیش میدانم . تاج زاده بسیارپاک است . در مسایل سیاسی آگاه وکارشناس است . همه اینها به کنار، پیشنماز من است درنمازجماعت.
نوری زاد رابه اوین برگرداندند . اماآخرین سخنان اودرگوشم مانده است . قاطع و تردیدناپذیر :
” من از روز بیست آذربه اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. دراعتراض به قانونی که نیست .عدالتی که نیست وظلمی که هست .علت این که از روز بیستم (شنبه)رابرای شروع اعتصاب انتخاب کرده ام این است که می خواهم درست روزعاشورا ، جنازه ام رابر سر اینها بکوبم .”
این تابلو راشما مجسم کنید : یک راهرو ، ویک مرد در میان دومأمور می لنگد و پیش می رود . آیا او به سوی مرگ می رود ؟ خدایا درعاشورای توچه نهفته است ؟
نوری زاد یک تقاضا نیز داشت :
” بهمه بگو حلالم کنند . مخصوصاً به خانواده ام . به همسر و فرزندانم . که بسیار آزردمشان .
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده آزاده در بند که به تازگی به همراه محمد نوری زاد ممنوع الملاقات شده اند در سی و یکمین عریضه خود خطاب به دادستان تهران از بی عدالتی دستگاه قضا در آستانه ماه محرم گفته و از رنج زندانیان سیاسی نوشته است ، در گوشه ای از این عریضه آمده است « ولی نه ما کم نمی آوریم. ما یک تجربه سی ساله در پشت سر داریم و یک تمدن هزاران ساله و یک مکتب اصیل که انسان را کریم می داند و کسی را که کرامت انسان را به رسمیت نمی شناسد ذلیل می داند و شیطانی که حسد همه وجودش را می سوزاند و حاضر به اطاعت امر پروردگارش نمی شود. ما می توانیم به خطاهایمان اعتراف کنیم در برابر بچه هایمان نه بازجوها و شما نمی توانید نمی دانم چرا خود بگویید »
متن کامل این عریضه که نسحه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
عریضه سی و یکم
به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
سلام آقای دادستان!
امروز بیستم آذرماه است. از 16 آذر چند روزی گذشته ولی هنوز دانشجویان دربند هستند و آن ها که به همان مناسبت دستگیر شدند و لابد فی الفور اتهامات اخلال در امنیت و تشویش و تهدید و الباقی تا براندازی نظام را به ایشان زدند، خوب ضرب و شتم شدند و از نظر آقایان متنبه شدند و چه ذوق کردند آن ها که بالا رفتن شماره دستگیر شدگان مجرمان امنیتی برایشان ثواب است و اجر داردو اضافه کار و تشویق و ترفیع! چه شادمانی دارد برای آقایان بازداشت بچه های معصوم با این اتهامات که به حق صرفا اتهام است و تهمت زنندگان چه بدعاقبتند و بدفرجام. حالا رسیده ایم به بیستمین روز از آذرماه و پنجمین روز از ماه حسین(ع) ماه روضه و زیارت و عزا و نوحه.ماهی که اسلام را نگاه داشته است. چگونه؟ با بازخوانی داستان کربلا با یادآوری مصاف حق و باطل.با تکرار پیام حسین که از زبان زینب(س) تا همین امروز برای ما یادگار مانده است:
«گر دین ندارید لااقل آزاده باشید» امروز اولین روز اعتصاب غذای نوری زاد بزرگ است که کودتائیان تلاش زیادی برای تحقیرش کردند و خود کوچک تر شدند. از بازجو تا آن قاضی مؤدب که نامشان در تاریخ قضا به تیرگی و سیاهی ثبت شد به خواست خودش! دیشب جایتان خالی بود در روضه ای که اگر ده ها مداح و مقتل خوان تلاش می کردند نمی توانستند به اندازه روضه ای که از زبان نوری زاد توسط همسرش خوانده شد، عزاداران را متأثر و گریان کنند. روضه روضه ایثار بود و قرارها و آرمان ها. ما سخت گریستیم نه برای خودمان بلکه برای فرزندان ایران که به همت کودتاگران زیارت وداع می خوانند با همه ارزش ها و آرمان های انقلاب. نه برای شهیدان بلکه برای خودمان که مانده ایم تا تقاص ناشکری هایمان را از داشته هایمان پس دهیم. برای همه مان که تروخشک با هم می سوزیم در میان این آلودگی ها که از همه سلول ها رسوخ کرده به قلب هایمان.
آقای دادستان! کاش شما هم با ما همراه می شدید در این روضه خوانی ها به جای حضور در مجالسی که به فرموده قصه های جدید ساز کرده اند و به فرموده مجلس امام حسین(ع) را تبدیل کرده اند به شعبده گردانی های هر روزه در رسانه میلی و دیگر رسانه های دولتی. قرار است فتنه ببافند و چون سپری بر پیکر کشند و هر چه فعل حرام است از دروغ و غیبت و تهمت و نیرنگ و ریا مرتکب شوندو حلیّتش را برخی در نمازهای جمعه اعلام کرده اند و رسانه میلی تکرارش نموده به عادت بی توجه به هشدارهای مراجع بیدار که قرار است حافظ دینِ خدا باشند در عوض مقامِ قدرت پرستان کینه توز. آری کاش شما هم همراه ما می شدید تا ببینید همسر یک آزاده دربند چگونه بی پروا پای در مجلس مردان می گذارد تا مردانگی را به یادشان بیاورد چون هم نامش فاطمه(ع) عزیز عالمِین وقتی که می دید در غیاب پدر چگونه حق شویش را ضایع می کنند و درنگ را جایز ندانست. کاش لااقل همسرتان و فرزندانتان را بفرستید به این گونه مجالس تا نوای ما را بشنوند و اندیشه کنند. خدای را چه دیدید اگر انگشت از گوش ها به در آید تحبیب القلوب صورت می گیرد و شما یادتان می آید که آنان را که می خواهید اندیشه هایشان را مهار کنید و به اعتراف و ندبه و توبه و دست کم سکوت ذلیلانه شان بکشید، برادران شما هستند، خواهرانتان و فرزندانتان و البته بعضی جای پدران شما هستند. کاش یادتان می آمد که به جای تفتیش خانه های ما در جستجوی سلاح گرم و سرد و ابزار جاسوسی برای بیگانه که توجیه جنایات داخل زندان ها باشد، مرزبانان را مراقبت می کردید و دنبال مزدوران اجنبی در میان خود می گشتید که با تضییع حق شهروندان بی گناه با بهانه های موهوم بهانه هایی به دست دشمنان می دهند که دیگر ولخرجی برای جاسوس پروری و گرفتن اخبار پشت پرده لازم ندارند.
آقای دادستان!
شما که باید نقش مدعی العموم را داشته باشید چطور حواستان نیست که مزدوران در همان نقطه امنی هستند که شما از آن غافلید دست از سر نسرین ها و بهاره ها و نازنین ها و ساجده ها و زینب ها و فرزانه ها بردارید و بگذارید به سر خانه و زندگیشان برگردند و بیش از این آنان و همسران و مادر و پدران و فرزندانشان را رنج و آزار ندهید. وجود این بی گناهان دربند، دشمنان را از بهانه تراشی برای محکوم کردن ایران اسلامی به نقض حقوق بشر بی نیاز می سازد. وجود آن ها و دیگر زندانیان بندهای 209 و 240 و 350 و قرنطینه های خارق العاده محصول نظام قضائی عادل ما که شدت فشار نیروهای اطلاعات و سپاه گاهی صدایش را در می آورد اما باز هم درصدد تأمین خواسته های آنان برمی آید به قیمت فشار بیشتر بر زندانی سیاسی و خانواده اش. و زندانیان رجائی شهر و دیگر زندان هایی که قرار نبود بعد از انقلاب هیچ مخالفی در آن به بند کشیده شود چه رسد به آن که شکنجه و آزار شود.
آقای دادستان!
این عریضه های من در برابر همه ستم هایی که به ما می شود کم می آورد. من واژه کم می آورم. جوهر کم می آورم. نفس کم می آورم. نفسم به شماره می افتد وقتی می خواهم این همه مظالم را به تصویر بکشم نه به دلیل آلودگی هوا بلکه به واقع به دلیل آلودگی هوا! هوایی که با شلیک گازهای اشک آور و گاز فلفل به روی
مردم بی گناه که سؤال ساده شان « من کو» بود، آلوده شد. هوایی که با ضربات باتوم بر فرق شهروند پرسشگر که سوالشان در نگاهشان نهفته بود و بر روی برگه های سپیدی که بر فراز دست هایشان گرفته بودند، آلوده شد و ... نگویید که نبودید و ندیدید و نخواندید و نشنیدید. ما همان روزهای هولناک حمله و هجوم وقتی برای طرح پاره ای از پرسش هایمان به خانه ملت رفتیم. در همان کمیسیون امنیت ملی،اقتدارگرایان تأیید کردند که بودند ودیدند البته اگر فوری تکذیبیه ندهند که این روزها دیوار حاشا سخت بلند است. باری هوا سخت آلوده است و نفس به شماره می افتد و ما کم می آوریم از شماره جنایت ها و شما کم می آورید در مهار اندیشه ها. ما کم می آوریم در برابر بچه هایمان که پرسش پشت پرسش ما را به پاسخ گویی از کرده هایمان می خوانند و شما کم می آورید در برابر ما که آن پرسش ها را برایتان تکرار می کنیم. ولی نه ما کم نمی آوریم. ما یک تجربه سی ساله در پشت سر داریم و یک تمدن هزاران ساله و یک مکتب اصیل که انسان را کریم می داند و کسی را که کرامت انسان را به رسمیت نمی شناسد ذلیل می داند و شیطانی که حسد همه وجودش را می سوزاند و حاضر به اطاعت امر پروردگارش نمی شود. ما می توانیم به خطاهایمان اعتراف کنیم در برابر بچه هایمان نه بازجوها و شما نمی توانید نمی دانم چرا خود بگویید. شما بگویید چرا هر روز عده ای با حکم شما دستگیر می شوند و به سلول های انفرادی می افتند و شما به خانوده هایشان جواب سربالا می دهید. شما بگویید که چرا عده ای در این کشور از مصونیت قضایی برخورداند و می توانند به همه چهره های نجیب و محبوب مردم بی احترامی کنند و کسی از مدعیان اخلاق و دین داری و عدالت پروری در نظام قضائی ما ککش هم نمی گزد. شما بگویید این همه بی گناه در زندان های نظامی که برایش خون دادیم و جان دادیم و عمر دادیم و هستی مان را داده و می دهیم که منزه بماند، چه می کنند. شما بگویید چرا ایران را زندان کرده اید؟ زندان اندیشه، تفکر، انسان به ما هو انسان؟؟؟
آقای دادستان بر ما خرده نگیرید از این همه شفافیت و صراحت.ما در مکتب حسین (ع) و زینب(س) پرورش یافته ایم. سرنوشت ما با همه این زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و با همه شهدا و خانواده هایشان پیوند خورده با دستگیری های فله ای و بگیرو ببندها صورت مسئله پاک نمی شود باید به سوالات مقدر پاسخ
گفت و به همه چراهایی که پیش روی شما و دستگاه قضاست هرگاه توانستید پاسخ گو باشید دشمن در مقابله با شما همه ارتش و امکاناتش را هم که تجهیز کند زبون و خوار خواهدماند. به مردم خود اطمینان کنید. به مردم خود تکیه کنید و خانه تکانی را از وجود خود و مقام گاه خود و خانه خود شروع کنید برادر. دنبال دشمن در خانه های شهروندان بی گناه نگردید. ما جز کتاب خدا و یاد شهیدان در خانه ودلمان پنهان نکرده ایم. مفتش ها را استراحت دهید. این راه که می روید تنها دل دشمنان ایران را شاد می کند.
والسلام علی من اتبع هدی
فخرالسادات محتشمی پور
پنجم محرم الحرام 1431 برابر با بیستم آذرماه 1389
ندای سبز آزادی: بیشتر به لطیفه می ماند. حرفهای این روزهای بعضیها را می گویم. راستش کار از لطیفه و طنز و هزل گذشته است. این حرفها این روزها به هذیان بیشتر شباهت دارد. هذیانهای پریشان ذهنی بیماری که دچار تب نوبه شده است. البته شنیدن اینگونه حرفها در این ایام که یزیدیان خودشان را حسین ( ع ) می بینند مسبوق به سابقه است. تا دلت بخواهد نمونه و نشانه هست که می توان بدست آورد. این آخری اما کلی اسباب خنده خلایق شده است. حرفهای تازه صادق لاریجانی. باور کنید که قصد و غرض این نوشته توهین به کسی نیست، اما بعضیها خودشان اسباب مضحکه را ندانسته می چینند. قاضی القضات ولایت ما دلش از حرفهای احمد جنتی به درد آمده و فریاد و فغان " وا استقلالا! " برداشته که فلانی دهانت را آب بکش! چه کسی گفته است که دستگاه امنیتی قاضی است و می تواند هر کاری [ غلطی ] که دلش خواست بکند. جناب حضرتش که یک شبه از مقام حجه الاسلامی به بارگاه رفیع آیت اللهی ( از نوع استبدادی اش ) مفتخر گردیده است در پاسخ به گلایه دبیر شورای نگهبان که کنار گذاشتن " بچه های امنیتی " از پرونده های قضایی را بد دانسته بود گفته است: " دستگاه امنیتی قاضی نیست و همیشه کار قضاوت با دستگاه قضایی بوده است و این جای تاسف دارد که برخی از بزرگان ما اظهارات خود را بر مبنای نوشتههای روزنامهها بیان میکنند. "
قوه ای بدون استقلال
مرور روند قضاوت و قضا در تمام سالهای گذشته نشانگر عدم استقلال قوه قضائیه بر اساس تعریفی است که در قانون اساسی آمده است و اگر این روند در هشت سال مدیریت اصلاح طلبان در نوع خودش فاجعه ای بود وحشتناک در مواجه با منازعات سیاسی و اجتماعی، اما روال قضا و قضاوت در ایام پس از انتخابات و بویژه در روزگار مدیریت آقای لاریجانی به مرز عبور از فضاحت رسیده است. آقای لاریجانی در حالی این حرفها را در مقابل احمد جنتی بیان کرده است که مرور حوادث رخ داده در کشور طی یکسال و اندی پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نشان می دهد که نیروهای نظامی و امنیتی در این مدت هر کاری که دلشان خواسته است کرده اند و هر بلایی که توانسته اند بر سر نظام قضائی ایران آورده اند. از دستگیری فله ای و بی سابقه دلسوزترین و باوفاترین یاران انقلاب گرفته تا اجرای شنیع ترین و غیر انسانی ترین شکنجه ها و تجاوزها و قتلها در این ایام در زندانهای ایران و رخ دادن ماجراهای سیاهی نظیر رسوایی کهریزک و کوی دانشگاه تهران و برگزاری دادگاههای استالینی کار را به جایی رسانده که این روزها روح امثال هیتلر و استالین در عالم برزخ بسی شاداب و روی آنان بسی سفید شده است.
حتی مرور تیتروار حوادث رخ داده در عالم قضاوت و قضا در ایران طی این مدت هم آدمی را به شک می اندازد که " نکند در عالم رویا به سر می برم! " شاید بد نباشد البته برخی از این حوادث را به یاد آقای لاریجانی بیاوریم. شاید حالا که وجدان ایشان از سخنان پیر و مراد بسیاری از به اصطلاح اصولگرایان کمی قلقلک آمده است، مرور دوباره آنها باعث پشیمانی و دست کم برداشتن قدمی برای امر خیری شده باشد.
سئوالات بی پاسخ
جناب حضرت ایشان در حالی از استقلال قوه قضائیه حرف می زنند که بسیاری از چهره های شاخص و خدوم ایران و انقلاب پیش از به پایان رسیدن انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند و همچنان در زندان به سر می برند و حکم دستگیری آنها 4 روز پیش از برگزاری انتخابات توسط کسانی امضاء شده است که فاجعه کهریزک را رقم زده اند. آقای لاریجانی سئوال اصلی از شما این است که چطور دم از استقلال قوه قضائیه می زنید که امثال تاج زاده، امین زاده، صفایی فراهانی، امینی و ... بدون ارتکاب هیچ جرمی در زندان به سر می برند؟ شما چطور دم از استقلال قوه قضائیه می زنید، وقتی هنوز که هنوز است بانیان حمله به کوی دانشگاه تهران دستگیر و زندانی نشده اند؟ یعنی شما نمی دانید آن جنایات را چه کسی و یا چه کسانی مرتکب شده اند؟ نکند که شما فیلم منتشر شده از بی بی سی را ندیده اید؟ ندیده اید که چطور برادران امنیتی شما به جان جوانان مردم افتاده و چگونه بدتر از آن چه که یزیدیان در روز عاشورا با کاروان حسین (ع) کردند با آنها کرده اند؟ شما ندیدید چهره خونین ندا آقا سلطان را؟ شما ندیدید و یا نشنیدید ماجرای کشته شدن سهراب اعرابی را؟ شما در جریان پرونده کهریزک نیستید؟ شما نمی دانید چه کسانی مرتکب آن جنایات و جنایات پس از آن شده اند؟ شما نمی دانید چه کس یا کسانی " رامین پوراندرزجانی " را به قتل رسانده اند و آن را خودکشی جا زده اند؟ شما خبر ندارید از اعترافات سردار مشفق؟ راستی شما دربرابر شکایت ان هفت نفر که جملگی شان در زندانند چه کردید؟ آیا غیر از این بود که همه آن هفت نفر را دوباره به زندان درافکندید؟ شما از آن چه بر سر محمد نوری زاد می رود بی خبرید؟ نکند هنوز نامه او را نخوانده اید؟ نامه آن هفت نفر را که به واسطه اتهامات مشفق نامی، خطاب به شما نوشته شده است را چطور؟ همین دیروز بود که شکوری راد را دوباره روانه زندان کردند؟ شما نمی دانید؟ در جریان نیست که چرا؟ شما در جریان زندانی شدن لیلا توسلی تنها به جرم شهادت دادن واقعیت و گفتن چگونگی قتل مردم عادی توسط خودروی نیروی انتظامی که می بایست حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد، در روز عاشورای سال 1388، قرار ندارید؟ شما نمی دانید که چه کسانی سعید حجاریان را با آن وضعیت جسمانی به زندان بردند و آن دادگاه را که بیشتر مضحکه بود تا محکمه برگزار کردند؟ راستی سیمای ملی و مصاحبه گر آن وعده مصاحبه های بعدی با آقا سعید و سایر اصلاح طلبان را داده بود. چه شد؟ چرا دوباره به تلویزیون نیامد؟ شما در جریان چگونگی دفن شبانه دهها جنازه بی نام و نشان قرار ندارید؟ شما نمی دانید کیانوش آسا چگونه کشته شد؟ شما در جریان شکنجه شدن امثال مومنی و نوری زاد نیستید؟ شما نمی دانید که چه شد که مادر سهراب اعرابی دستگیر شد؟ شما در جریان به زندان افتادن نسرین ستوده قرار ندارید؟ شما نمی دانید که درست همزمان با سخنان مشعشانه حضرتعالی چهار نفر از خبرنگاران و دست اندرکاران روزنامه شرق با هجوم نیروهای امنیتی دستگیر شده اند؟ شما در جریان نحوه دستگیری جعفر پناهی قرار ندارید؟ راستی دستگاه قضا این روها چقدر استقلال دارد اقای قاضی القضات؟ چقدر؟ همین دو روز پیش بود که 16 نفر از دانشجویان را در اداره اطلاعات به بدترین وجهی کتک زده اند. شما در جریان این ماجرا هم نیستید؟ در جریان دستگیری امثال زیدآبادی و سحرخیز و آن چه بر آنان می رود چطور؟ در جریان نحوه دستگیری مجید توکلی چطور؟ شما اصلاً می دانید بند 350 اوین کجاست؟ شده است که نیمه شب به خانه کسی بریزند و شما بعدتر، این موشوع را از رادیو و تلویزیون و بیانیه وزارت اطلاعات فهمیده باشید؟
عدالتی که نداریم
این سئوالات و هزاران سئوال بیشتر از آن است که هنوز و همچنان بی پاسخ مانده است و رئیس قوه به اصطلاح قضائیه از حرفهای به تنگ آمده که گفته بود: " درباره بعضی از اینها، بچههای اطلاعات پیش من میآمدند و ناراحت بودند از اینکه این فرد فسادهای گوناگون دارد و جرات ندارند علیه او دم بزنند."
احمد جنتی با اشاره به یک متهم امنیتی در خارج از کشور [ مهدی هاشمی ] ادامه داده بود: "خواستهاند که پروندهاش به اطلاعات و سپاه نرود و در همان قوه قضاییه آن هم توسط قاضی عادل ـ از نظر اینها ـ رسیدگی شود. قاضی عادل از نظر اینها کسی است که تبرئه کند و یا محکومیت کمی بدهد و اِلّا ظالم است."
از نظر دبیر سالخورده شورای به اصطلاح نگهبان، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران "امکاناتی دارند که دستگاه قضایی ندارد" و اگر متهم در اختیار این دو نهاد قرار نگیرد، "برخوردهای لازم" با او صورت نخواهد گرفت.
وای به مردم ایران که جان و مال و ناموسشان به دست کسانی است که نگران " برخوردهای لازم " با زندانیان بی گناهی هستند که تنها جرمشان ایستادن در برابر بی قانونیها و ناعدالتی هاست. وای به مردم ایران که امثال آیت الله جنتی دبیر شورای به اصطلاح نگهبانی است که وظیفه اش مراقبت از قانون اساسی است. همان قانون اساسی که در اصل ۱۵۶ اش آمده است: " قوه قضاییه، قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهدهدار رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع و... است.
کودتای بزرگ استبدادگران در سال گذشته با همه مصائبش لااقل این حسن را داشت که چهره واقعی نظام قضا و قضاوت را برای مردم ایران آشکار سازد و اگر تا قبل ازاین انتخابات، سیطره کامل نهادهای امنیتی بر سیاستها و عملکرد این قوه از دید عمومی پنهان بود، بعد از انتخابات، این سیطره بیش از هر زمان دیگری برای مردم ایران نمایان شده است و حالا مردم می دانند که تصمیم گیرنده نهایی در قوه قضائیه نه قضات بی طرف و مستقل که برادران امنیتی و اطلاعاتی هستند و قوه قضائیه ای که باید پاسدار جان و مال و ناموس و در یک کلام عدالت باشد، حالا سرباز اوباشانی است که لباس امنیت بر تن کرده اند و هر بلایی که بخواهند بر سر آزادیخواهان می آورند. همانهایی که یکی از بزرگترین جرمهایشان تلاش برای مستقل ماندن قوه قضائیه است.
واقعاً که حرفهای آقای قاضی القضات این روزها به هذیان بیشتر شباهت دارد تا هزل و لطیفه. هذیانهای مردی که متاسفانه بیماری اش استبداد و تشنگی قدرت است.
ندای سبز آزادی: ساکنان خانه های آبادان، خرمشهر و مسجدسلیمان پس از سالها و علیرغم وعده های مسوولان همچنان در انتظار لوله کشی گاز به سر می برند.
با وجود برخورداری خرمشهر از منابع نفت و گاز و با وجود نزدیکی به آبادان و نیز اهمیت استراتژیک این شهر خرمشهر گازرسانی به آن هنوز تکمیل نشده و مردم، کپسول های گاز را در خیابان ها به قیمت گزاف تهیه می کنند.
به گزارش ندای سبز آزادی پروژه گازرساني به اين شهر با وجود ادعاهای مکرر مسوولان این شهر و وزارت نفت، به صورت قطرهچكاني انجام ميشود و مردم رنج كشيده اين شهر پس از سالها تحمل جنگ و بمباران و بی خانمانی اکنون كه از بسياري از امكانات اوليه محروم هستند، مشكل گاز را هم بايد تحمل كنند.
سال گذشته محمود احمدی نژاد در سالگرد سوم خرداد با سفر به خرمشهر خود را فرماندار افتخاری این شهر اعلام کرد و قول حل مشکلات شهر را در کوتاه ترین زمان ممکن داد اما مردم خرمهشرهنوز از داشتن لوله کشی گاز در خانه ها محروم هستند.
لوله کشی گاز هنوز تکمیل نشده است و در قسمت هایی که لوله به خانه ها رسیده است علمک برای استفاده از گاز نصب نمی شود.
چندی پیش عبدالحميد محسني راد عضو شوراي اسلامي شهر خرمشهراعلام کرد: لولههاي اصلي گاز در خيابانهاي اصلي شهر كشيده شدهاند ولي حدود 70 درصد خانهها علمك گاز دريافت نكردهاند و با استفاده از كپسولهاي گاز، زندگي خود را ميگذرانند.
این درحالی است که فرماندار خرمشهر این شهر را به دلیل کثرت پروژه های عمرانی در حال اجرای آن، کارگاه عمرانی نامیده است.
عبدالله حسینی به فارس گفت:" اجرای عملیات گازرسانی و تکمیل این پروژه، اصلاح شبکه آب و فاضلاب شهری و کابل های مخابرات موجب شده است تا حفاری های زیادی را در سطح شهر و در نقاط مختلف شاهد باشیم."
اما خانه های بدون لوله کشی گاز تنها خرمشهر دیده نمی شود. آبادان هم که صاحب نخستین پالایشگاه نفت کشور است هنوز لوله کشی گاز ندارد.
با آنکه در سال 1385 و به مناسبت گرامی داشت دهه فجر دو پروژه آبرسانی و گاز رسانی در شهرستانهای آبادان و خرمشهر افتتاح شد اما بیشتر مناطق آبادان و خرمشهر همچنان بعد از 4 سال در انتظار رسیدن لوله های گاز به خانه ها به سر می برند.
ماه گذشته مدیر عامل شرکت گاز استان خوزستان، آبادان و خرمشهر را جزو 47 شهر سبزی اعلام کرد که قرار است به زودی اقدامات لازم برای آبادانی آنها صورت گیرد.
وی گفت:" گازرسانی در سه شهر آبادان و خرمشهر و مسجد سلیمان به سرعت در حال انجام است و دو شهر مسجد سلیمان و خرمشهر در نیمه دوم سال آینده به شهر سبز تبدیل خواهند شد و آبادان هم در سال 1390 به شهرهای سبز استان ملحق خواهد شد. "
جالب اینجاست که فرماندار خرمشهر در گفت و گو با فارس از تکمیل گازرسانی این شهر تا سال 1392 خبر داده است. این درحالی ست که در سال 1385 پروژه شبکه گازرساني شهري خرمشهر طی مراسمی با حضور مسئولين استاني و محلي خرمشهر به بهره برداري رسيد و اولين شعله گاز در خانه يک خانواده شهيد روشن شد.
با این وصف و با وجود انتشار اخبار ضدو نقیض از مسوولان درباره پروژه گازرسانی به این شهرهای نفت خیز معلوم نیست مردم این سه شهر باید در خیابان ها در پی خرید کپسول گاز باشند و تا کی به وعده های دولت مستقر دلخوش بدارند.
ندای سبز آزادی: همسر رضا شهابی، فعال کارگری و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، که از روز شنبه ۱۳ آذر ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین دست به اعتصاب خشک زده، دچار وضعیت وخیم جسمانی شده است.
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر، زهره رضایی، همسر این فعال سندیکایی در گفتگو با این گروه حقوق بشری گفته است که وی در وضعیت حادی به سر می برد و تاکید دارد تا زمانی که تکلیفش روشن نشود به این اعتصاب ادامه خواهد داد.
رضا شهابی ۲۲ خرداد ماه امسال در محل کارش بازداشت شد و ۴۰ روز را در بند انفرادی بود اما تا این زمان جرم او مشخص نشده است. او به دلیل فعالیت های صنفی خود چهار سال پیش نیز از کار اخراج شد.
همسر این زندانی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی همسرش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: "امروز که به ملاقات رفتم، دیدم حتی نمی تواند راه برود ، قدرت حرف زدن هم نداشت حالش خیلی بد بود. خیلی از دوستان و همکارانش از من خواسته بودند که امروز از او بخواهم که اعتصابش را بشکند اما او گفت من تا روشن نشدن تکلیفم اعتصابم را ادامه می دهم. آخر او نزدیک به هفت ماه است که بازداشت شده و هنوز جرمش مشخص نیست."
همسر این فعال کارگری با اظهار اینکه همسرش فقط از حقوق هم صنف های خود دفاع می کرده و به غیر از این کار دیگری انجام نداده است، گفت: "او نزدیک به هفت ماه است که در زندان است، دو ماه پیش با آزادی او با قرار وثیقه موافقت شد، بار اول گفتند که ۶۰ میلیون اما دوباره گفتند که ۱۰۰ میلیون باید وثیقه گذاشته شود ما هم تهیه کردیم با این وجود هنوز او را آزاد نکردند."
زهره رضایی با اظهار اینکه علیرغم تلاش های وکیلش اما هنوز او موفق به دسترسی و خواندن پرونده همسرش نشده است، گفت: "فقط می خواهم که زودتر تکلیف پرونده همسرم روشن شود و آزاد و به خانواده اش برگردد. انتظار دارم که همان طور که رضا شهابی حتی در زمانی که دیگر از کار اخراج شده بود اما از حقوق هم صنف های خود دفاع می کرد حالا آنها هم از او و وضعیتش دفاع کنند و پشتش را خالی نگذارند."
در حالی هفت ماه از بازداشت این زندانی می گذرد که او تنها نان آور خانواده بوده است، آنها مستاجر هستند و در این مدت و درنبود او دوستانش به خانواده از لحاظ مالی کمک کرده اند.
درحال حاضر به غیر از رضا شهابی، منصور اسانلو و سعید ابوترابیان از دیگر فعالان کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در بند هستند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، ضمن ابراز نگرانی شدید از وضیت وخیم شهابی، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول سلامتی این فعال سندیکایی معرفی کرد.
ندای سبز آزادی: شهردار تهران با اشاره به اینکه باید حدود ۱۲۰ میلیارد تومان یارانه برای بلیت مترو و اتوبوس تا پایان سال پرداخت شود، گفت: تا امروز حدود ۳ میلیارد تومان پرداخت شده که بسیار کم است.
به گزارش فارس، محمدباقر قالیباف امروز در مراسم افتتاح ایستگاه متروی چهارراه ولیعصر به توسعه حمل و نقل عمومی اشاره کرد و گفت: شهرهایی میتوانند پایداری خود را حفظ کنند و در واقع تحمل ظرفیت را داشته باشند که زیر ساختهای آنها شهر آماده باشد.
قالیباف اضافه کرد: در دنیا شهرهایی توانستهاند که مشکلات زیست محیطی خود را حل کنند که تأسیسات زیرزمینی خود را به خوبی توسعه دهند. به اعتقاد شهردار تهران، اگر در زیر زمین کارهای تأسیساتی کامل نشود به همان میزان ناپایداری بر روی زمین ایجاد میشود.
در حوزه حمل و نقل عمومی در حالت اضطرار هستیم
وی به آلودگی هوای کلانشهر تهران اشاره کرد و گفت: باید حمل و نقل عمومی توسعه پیدا کند؛ ایجاد اقدامات سلبی و کوتاهمدت خوب است ولی باید قبل از آن اقدامات ایجابی و دراز مدت برای شهر انجام داد.
شهردار تهران با بیان اینکه حمل و نقل عمومی یکی از زیرساختهای مهم در سطح شهر تهران است، گفت: تا زمانی که به مرز ۲۱۸ کیلومتر مترو در تهران نرسیم در حوزه حمل و نقل عمومی در حالت اضطرار هستیم.
قالیباف با بیان اینکه از سال ۸۵ تا سال ۸۹، ۶۰ کیلومتر تونل ایجاد کردهایم، گفت: ۴۷ تا ۴۸ کیلومتر آن به بهرهبرداری رسیده و الباقی آن آماده بهرهبرداری است؛ به طور متوسط سالانه ۱۵ کیلومتر مترو در تهران احداث کردهایم. این ظرفیت قابل گسترش است و میتوانیم سالانه ۳۰ کیلومتر مترو در تهران بسازیم.
به گفته قالیباف، در صورتی که مترو بر اساس طرح جامع حمل و نقل عمومی توسعه پیدا کند؛ در آن زمان هنگامی که آلودگی ایجاد شود میتوانیم از مردم بخواهیم در جاهای که مترو وجود دارد از خودرو استفاده نکنند. دیگر جریمه و تعطیلی نمیخواهد فقط باید اطلاعرسانی کنیم.
به اعتقاد شهردار تهران، باید در زیر شهر یک حیات جدی وجود داشته باشد تا در روی شهر مردم با آسایش و آرامش زندگی کنند این از سیاستهای قطعی شهرداری تهران است.
وی با تأکید بر این موضوع که در کوتاه مدت اتوبوسرانی را توسعه میدهیم، گفت: روزی که تصمیم به توسعه بی.آر.تی با ۳ هزار صفحه کار کارشناسی گرفتیم؛ خیلی از افراد به بنده انتقاد کردند که بعدا شما در این مسیر خطوط را مترو را راهاندازی میکنید و خطوط بیآرتی بلااستفاده میماند؛ بنده گفتم اگر قرار است در مسیر شرق و غرب مترو احداث کنیم حدود ۳ سال طول میکشد و حتی برای این مدت نیز احداث خطوط بیآرتی توجیه اقتصادی دارد اما امروز میبینیم که خط ۴ مترو نیز راهاندازی شده اما از حجم اتوبوسهای بی.آر.تی کم نشده است.
به گفته شهردار تهران، اگر اتوبوس حرکت کند و به تعداد صندلیهای موجود آن فقط افراد نشسته باشند برخیها میگویند استقبال نشده است؛ مگر بنا است که مردم را به طور فشرده در اتوبوسها جا دهیم باید به گونهای رفتار کرد که پیرمردان و جانبازان هم بتواند از اتوبوس استفاده کنند.
وی گفت: برخی فکر میکنند اگر مسافرین فشرده سوار اتوبوس نشوند اقتصادی نیست؛ یعنی اقتصادی زمانی است که همه آویزان باشند؟ باید این موضوع را دقت کنیم و مشکلات را برطرف کنیم.
قالیباف ادامه داد: مثلاً اگر کسی میخواهد به مهمانی برود و برای رسیدن به مقصد از اتوبوس استفاده کند؛ نباید به گونهای باشد که دو مرتبه تصمیم بگیرند لباسهای خود را دوباره عوض کند.
شهردار تهران تأکید کرد: باید حمل و نقل عمومی توسعه پیدا کند و مشکلات موجود را باید برطرف کنیم. شهادت میدهم که دوستان در وزارت کشور هر کاری از دستشان برآمده انجام دادهاند؛ به هر حال آنها نیز مشکلاتی دارند و به حد توان خود کمک کردهاند.
قالیباف با بیان اینکه گلهمندی نمیکنم و بر این باور هستم که باید مشکلات را در شهر حل و فصل کنیم، گفت: مردم میخواهند که مدیران همدل، مهربان و … باشند و مشکلات را در شهر برطرف کنند.
۵۶ درصد اعتبارات شهرداری در حوزه حمل و نقل عمومی هزینه میشود
قالیباف همچنین در جمع خبرنگاران حضور یافت و گفت: توسعه مترو یکی از مهمترین دغدغههای حمل و نقل شهری است.
وی با بیان اینکه ۵۶ درصد اعتبارات در شهرداری تهران در حوزه حمل و نقل عمومی صرف میشود، گفت: از سال ۸۵ تا ۸۹، ۶۰ کیلومتر مترو در تهران ساخته شده است.
آبپاشی آسمان تهران برای کاهش آلودگی هوا شبیه یک شوخی است
وی در بخش دیگر سخنانش به آلودگی هوای کلانشهر تهران اشاره کرد و گفت : پاشیدن آب در آسمان شبیه یک شوخی بود تا یک اقدام و این امر مشکلی را برطرف نکرد.
شهردار تهران ادامه داد: اما تعطیلی کارخانجات اقدام خوبی برای رفع آلودگی هوا بود.
وی به خرید ۴۰۰ واگن اشاره کرد و گفت: در سال ۸۶ کارخانهای با مشارکت خارجیها در زمینه تولید واگن مترو احداث کردیم و در حال حاضر در این کارخانه واگن تولید میشود.
قالیباف با تأکید بر این موضوع که طبق قرارداد السیها باز شده است، گفت: لوکومتیوها در آینده نزدیک وارد خطوط مترو میشود.
از ۱۲۰ میلیارد تومان یارانه مترو و اتوبوس فقط ۳ میلیارد تومان پرداخت شد
قالیباف با بیان اینکه باید حدود ۱۲۰ میلیارد تومان یارانه برای بلیت مترو و اتوبوس تا پایان سال پرداخت شود، گفت: تا امروز حدود ۳ میلیارد تومان پرداخت شده است و بسیار کم است. ولی مسئولان وزارت کشور قول دادهاند ۲۰ میلیارد تومان یارانه تا پایان سال پرداخت کنند ولی تاکنون این امر رخ نداده است.
وی به بودجه حدود ۴۰۰ میلیارد تومانی مترو اشاره کرد و گفت: حدود ۱۶۰ میلیارد تومان آن تاکنون پرداخت شده است.
شهردار تهران به طرح استفاده یک میلیارد دلاری متروی تهران از حساب صندوق ذخیره ارزی اشاره کرد و گفت: این امر نیز تاکنون مشخص نشده است.
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به اینکه کمیسیون متبوعش تاکنون به دلیل بررسی برنامهی پنجم در مجلس فرصت تشکیل جلسه برای رسیدگی به وضعیت آلودگی هوای تهران را نداشته است، گفت که بعد از فرصت تعطیلات یک هفتهای مجلس این موضوع در کمیسیون بهداشت مورد بررسی قرار میگیرد.
مسعود پزشکیان در گفتوگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه از نظر اجتماعی پیشگیری مقدم بر درمان محسوب میشود، اظهار کرد: وقتی نسبت به روند آینده جامعه با نگاه پیشگیرانه وارد نشویم، خواه ناخواه در اجرا دچار مشکلاتی خواهیم شد که حل آن بسیار سخت است. مثلا در عمدهی بیماریهای ناشی از آلودگی هوا درمانها بسیار پرهزینه است و برگشت به حالت اولیه در بسیاری موارد غیرممکن است.
وی با بیان اینکه اقدامات انجام شده برای کنترل آلودگی هوا کافی نبوده است، افزود: ما در رابطه با حفظ زیست، چارچوبهای شهرسازی و توسعه، حمل و نقل، ورود ماشینها به خیابان و تقسیم و تخصیص منابع، مشکلات اساسی داریم، لذا مسالهی مهم این است که بتوانیم نقشه جامعی داشته باشیم و از این به بعد نگذاریم این معضل ادامه یابد.
نمایندهی تبریز تصریح کرد: ما باید روی زیرساختها سرمایهگذاری و هزینه کنیم و در روند توسعه به گونهای کار کنیم که محیط زیست از بین نرود، و تقسیم منبع به شکل عادلانه باشد. چرا که اگر این برابری وجود داشته باشد دلیلی ندارد افراد تمام خطر مهاجرت را بپذیرند و برای دسترسی امکانات به تهران بیایند و در نتیجه جمعیت پایتخت به این میزان افزایش یابد.
این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در پایان یادآور شد که مشکل آلودگی هوا باید با کمک مردم، دولت، شوراها و سیاستگذاران حل شود.
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه زمان مشخص شده برای ارائه بودجه سال ۹۰ طبق قانون گذشته است، گفت: مجلس هر لحظه منتظر دریافت این لایحه است و تاخیر در ارائه آن هیچ توحیهی ندارد.
جعفر قادری در گفتگو با مهر، درباره زمان ارائه بودجه سال ۹۰ به مجلس گفت: از نظر ما زمان برای ارائه لایحه بودجه سال آینده به مجلس گذشته است.
وی ادامه داد: طبق تکلیفی که قانون برای دولت تعیین کرده است دولت باید تا ۱۵ آذرماه لایحه بودجه را به مجلس تقدیم می کرد اما چنین اتفاقی نیفتاده است.
قادری با اشاره به عملکرد دولت در ارائه بودجه سنوات گذشته به مجلس تصریح کرد: ما در سالهای گذشته هم با تاخیر در ارائه لایحه بودجه سالانه مواجه بوده ایم و امیدواریم تاخیر در ارائه این لایحه چون سالهای گذشته نباشد و حداکثر تا پایان آذرماه این لایحه به مجلس فرستاده شود.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به بررسی برنامه پنجم توسعه در مجلس تا نیمه اول آذرماه و توجیه عدم ارائه لایحه بودجه سال آینده به این دلیل، گفت: تاخیر در ارائه لایحه بودجه هیچ توجیهی ندارد زیرا اساسا احکام و کلیات برنامه پنجم طبق مصوبات کمیسیون تلفیق مشخص شده بود و دولت می توانست براساس آن بودجه را تنظیم کند.
وی ادامه داد: اگر در تغییر جزئیات هم اشکالی به وجود می آمد دولت فرصت داشت تا قبل از ارائه لایحه به مجلس اشکالات آن را حل کند.
نماینده شیراز درباره رسیدگی به گزارش تفریغ بودجه سال ۸۷ در کمیسیون برنامه و بودجه نیز گفت: از آنجا که کمیسیون برنامه و بودجه از زمان ارائه برنامه پنجم به مجلس جلسه کاری نداشته و اعضای کمیسیون در جلسات تلفیق شرکت کردند بررسی این گزارش امکان پذیر نبود و احتمالا این گزارش هفته آینده در دستور کار کمیسیون برنامه و بودجه قرار می گیرد.
به گزارش مهر، پس از آنکه گزارش تفریغ بودجه ۸۶ و بحث “یک میلیارد دلار” در آن به موضوعی جنجالی تبدیل شد ، گزارش تفریغ بودجه سال ۸۷ اوایل دیماه سال ۸۸ از سوی دیوان محاسبات کشور به مجلس ارائه شد ، اما با وجود تاکید دیوان محاسبات و بخشی از نمایندگان مجلس بر قرائت و بررسی آن پیش از بررسی لایحه بودجه سال ۸۹ و برنامه پنجم توسعه ، این گزارش تا کنون قرائت نشده است .
طبق تبصره ماده ۱۰۲ آیین نامه داخلی مجلس گزارش تحقیق و تفحص و تفریغ بودجه باید خارج از نوبت در دستور کار مجلس قرار گیرد .
به گزارش مهر، رئیس مجلس نیز در شهریور ماه در جمع خبرنگاران از بررسی گزارش تفریغ بودجه ۸۷ پس از بررسی برنامه پنجم توسعه خبر داده بود.
ندای سبز آزادی: نماینده آبادان با بیان این مطلب که بر خلاف وعدهها و تبلیغات گسترده هنوز آبرسانی به شهر آبادان انجام نشده و مردم این شهر همچنان آب شور و غیر قابل شرب میخورند، خواستار تسریع در انجام آبرسانی به مردم این شهر شد.
عبدالله کعبی در گفت و گو با خانه ملت، با بیان این که طرح آبرسانی به شهر آبادان با نام طرح غدیر ۵ مهر امسال با حضور رییس جمهور و تبلیغات فراوان به بهرهبرداری رسید، گفت: با وجود اینکه این طرح در آن زمان افتتاح شد اما هنوز آب شرب مناسب به مردم آبادان نرسیده و با وجود پیگیریهای مکرر نمایندگان این منطقه همچنان کار آبرسانی به مردم آبادان به کندی پیش میرود.
وی در توضیح طرح آبرسانی به آبادان، گفت: در طرح آبرسانی غدیر که قرار بود آب شرب منطقه آبادان و خرمشهر را تامین کند، ابتدا قرار بود از بالا دست سد کرخه برای مردم آبادان آب بیاورند که بعد از چندین ماه خلف وعده در نهایت از پایین دست این سد و از همان بخشی که آب بخش کشاورزی تامین میشود به شهر آبادان آب آوردند که حتی این طرح هم به خاطر اینکه بخشی از لوله کشی تصفیه خانه شماره ۲ آبادان آماده نشده بود با مشکل مواجه شد.
کعبی با انتقاد از پاسخگو نبودن مسئولان اجرایی در مورد این موضوع، تصریح کرد: این پاسخگو نبودن و این طولانی شدن آبرسانی که در نقطه مقابل وعده ها و تبلیغات گسترده آقایان قرار دارد موجب بی اعتمادی مردم به مسئولین اجرایی خواهد شد.
گفتنی است مشکل آب شرب آبادان که وعده داده شده بود با افتتاح طرح آبرسانی غدیر توسط احمدی نژاد در مهرماه امسال برای همیشه به فراموشی سپرده شود، نه تنها باری از دوش مشکلات مردم ابادان برنداشت بلکه این مشکل تا آنجا ادامه پیدا کرد که در ماه های اخیر بارها اعتراض مردم و نمایندگان این منطقه را در پی داشت.
در یکی از آخرین نمونه های این اعتراض ها، “سید حسین دهدشتی” نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی سه شنبه هفته گذشته در جریان جلسه علنی مجلس به بیان تذکر آیین نامه ای پرداخت و در تذکر خود با انتقاد شدید از پاسخگو نبودن مسئولان در مورد این طرح خواستار تسریع در آبرسانی به مردم آبادان شد.
ندای سبز آزادی: آیتالله جوادی آملی، با تاکید بر اینکه اهالی ایرانی کوفه در ماجرای کربلا شرکت نداشتند، شیعیان را فرزندان معنوی امام حسین (ع) نامید و تاکید کرد که ما به همین خاطر حق داریم خون خواه سالار شهیدان باشیم. ایشان همچنین تصریح کرد: نام مبارک امام حسین علیه السلام تا ابد زنده است و جریان عاشورا نیز برای همیشه ماندگار است.
به گزارش روابط عمومی بنیادعلوم وحیانی اسراء، آیتالله جوادی آملی در درس اخلاق که با حضور جمعی از دانشجویان و طلاب از سراسر کشور برگزار شد، در ادامه فرمایشات خود از جلسات قبلی اظهار داشت: انسان تا خود را نشناسد، نمیتواند متخلق شود؛ زیرا تزکیه نفس و اصلاح اخلاقی به شأنی از شئون نفس وابسته است و ما تا ندانیم کدام حوزه و شأن عهدهدار پذیرش تزکیه و تربیت اخلاقی است، راه به جایی نمی بریم.
وی تاکید کرد: هر چه بر علم ما افزوده میشود، مشکل جهل را حل میکنیم، اما مشکل جهالت با علم برطرف نمیشود و این مشکل را فقط عقل عملی و اخلاق حل میکند، نه عقل نظری.
ایشان به تقسیم بندی انسان از نظر نیروهای بدنی به چهار بخش چشم و گوش (مجاری ادراکی) و دست و پا (مجاری تحریکی) اشاره کرد و گفت: در صحنه نفس نیز شأنی از شئون نفس داریم که آن معارف و حلال و حرام، بد و خوب، حق و باطل و صدق و کذب را درک میکند. این بخش در واقع بخش اندیشه و جزم است؛ از جزم هم کاری ساخته نیست که بخواهد عمل کند، بلکه متولی عمل عزم و انگیزه است.
آیتالله جوادی آملی با بیان این که نفس اماره با عقل و اندیشه کاری ندارد، بلکه به عقل عملی درگیر است، به بیان مثالی از حبس عقل عملی در وجود انسان پرداخت و گفت: چه بسا عقل عملی در جبهه جهاد اکبر اسیر هوس شود و دست و پای او بسته گردد. اگر شما به عالم بیعمل اعتراض کنید این اعتراض به شما وارد است نه به او. باید از شما تعجب کرد که چرا از عالم فاسق این سئوال را پرسیدید.
این مفسر قرآن کریم تاکید کرد: اخلاق برای آن است که ما بدانیم متولی اندیشه و انگیزه چه کسی است. ما همان طوری که موظفیم ببینیم چشم و گوش و دست و پای ما سالم است تا با چشم ببینیم و با گوش بشنویم و با دست و پا کار کنیم و محبوب را جذب و مکروه را دفع کنیم، باید در صحنه نفس کاملا مراقب باشیم که آیا او که متولی اندیشه و انگیزه است دچار آسیب نشده است؟
ایشان با اشاره به کارکردهای دیگر اخلاق اظهار داشت: اخلاق برای این است که به درونمان سری بزنیم و شئون نفس را رقم بزنیم و متولیان اندیشه و انگیزه را شناسایی و ارزیابی کنیم و سلامت و مرض آنها را بررسی کنیم که اگر بیمار بود، درمانش کنیم و اگر سالم بود از آنها بیشتر استفاده کنیم.
وی در ادامه، عاشورا را مرز شهادت عنوان کرد و گفت: هر کسی که توفیق شهادت را پیدا کرد انشاء الله با اولیای خداوند محشور شود و اگر کسی این توفیق را پیدا نکرد لااقل باید راهی راه شهادت باشد.
آیتالله جوادی آملی افزود: شعار رسمی ما شیعیان این است که «اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ». این شعار دو بخش دارد؛ یکی این است که از خدای سبحان می خواهیم که اجر عزاداران را زیاد کند و در بخش دوم آن، از ذات اقدس اله میخواهیم که ما را جزو کسانی قرار دهد که خون خواهی سالار شهیدان را دارند و به دنبال انتقام از قاتلان سیدالشهدا علیه السلام باشند.
ایشان با تشریح وابستگی شیعیان به ائمه اطهار علیهم السلام اظهار داشت: اگر از ما پرسیده شود که به شما چه ربطی دارد که میخواهید انتقام بگیرید، ما میگوئیم که آنها پدر معنوی ما را به شهادت رساندند.
وی تاکید کرد: پدر و مادر ما وقتی با هم ازدواج کردند، حاصل ازدواج آنها تولد ما بود و آنها برای ما شناسنامه گرفتند و نامی برای ما انتخاب کردند، اما وقتی که ما بالغ شدیم باید پدر و مادرمان را خودمان انتخاب کنیم.
این استاد حوزه ادامه داد: پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند که من و علی پدران شما هستیم؛ پس اگر وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام پدر معنوی ما شد، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز مادر ما هستند.
آیتالله جوادی آملی با یادآوری این نکته که مسئله امامت امری قراردادی و اعتباری نیست، اظهار داشت: ما اگر واقعا شیعه هستیم، از فرزندان ائمه اطهار علیهم السلام هستیم، داغ شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام همیشه برای ما وجود دارد.
این مرجع تقلید با اشاره به فرمایشات امام حسین علیه السلام که طی سخنانی در مکه در جمع مردم فرموده بود انسان هرگز نمیمیرد و مرگ را میمیراند، تاکید کرد: این هفت میلیارد بشر که بر روی کره زمین زندگی میکنند، به جز آنهایی که به مکتب اهل بیت علیهم السلام اعتقاد دارند، به این عقیده هستند که بعد از مرگ میپوسند، ولی مکتب اهل بیت(ع) به ما میآموزد که انسان مرگ را میمیراند، به خاطر این که ما میرویم و دیگر در صحنه قیامت و بهشت و برزخ مرگی وجود ندارد.
وی تصریح کرد: آنهایی که اعتقاد دارند انسان بعد از مرگ میپوسد با خودشان میگویند، الان که جوان هستند از زندگی بهره ببرند، اما کسانی که عقیده دارند انسان مرگ را احاطه میکند، به گونه دیگری فکر میکنند.
آیتالله جوادی آملی اظهار داشت: یکی از برجسته ترین رهنمودهای امام حسین علیه السلام این بود که به همگان آموختند بشر مرگ را میمیراند نه این که با پدیده مرگ بپوسد.
وی در بخش دیگری از فرمایشات خود با اشاره به اتمام تفسیر خطبههای حضرت امیرالمومنین علیه السلام در کتاب شریف نهجالبلاغه، به بیان تفسیر نامههای آن حضرت پرداخت و افزود: اولین نامه کتاب شریف نهجالبلاغه، نامه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به مردم کوفه بوده است.
آیتالله جوادی آملی با شرح بیشتر علت فرستادن این نامه گفت: چهار ماه بعد از استقرار وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام بر خلافت، طلحه و زبیر وقتی متوجه شدند که امام علی علیه السلام پیشنهاد آنها را عملی نمیکند و طمع آنها به سنگ خورده است، به بهانه عمره مفرده، از مدینه خارج شدند و عایشه را نیز به همراه خود بردند تا زمینه قیام علیه امام زمان خود را فراهم کنند.
ایشان تصریح کرد: آنها وارد بصره شدند و والی آنجا را کشتند و در مخازن بیتالمال را باز کردند و از آنها استفاده کردند و در این زمان امام علی علیه السلام نامهای به اهالی کوفه نوشتند و آنها را نسبت به وضعیت آشفته مدینه آگاه کردند.
معظم له ادامه داد: بخشی از اهالی کوفه ایرانی بودند که به کوفه رفت و آمد داشتند و به لطف خدا این افراد در صف نماز جماعت امیرالمومنین علیه السلام حضور داشتند و اصلا در جریان کربلا شرکت نکردند.
آیتالله جوادی آملی اظهار داشت: پس از این که امام علی علیه السلام در نامه خویش جریان کشته شدن عثمان و آشفته بودن مدینه را تشریح کردند، گروه یاران شرافتمند و اهل کوفه به کمک ایشان آمدند و بصره را فتح کردند و امام علی علیه السلام طی نامهای خطاب به اهل کوفه فرمودند: خداوند به شما اهل این شهر از ناحیه اهل بیت پیامبرتان جزا و پاداش دهد بهترین پاداشی که به عاملان و مطیعان خود و سپاسگزاران نعمتهایش عطا میکند، چرا که شنیدید و اطاعت کردید دعوت شدید و اجابت نمودید.
ایشان همچنین با اشاره به مصیبت و حادثه حزنانگیز جریان کربلا اظهار داشت: کربلا آسان به دست نیامده که آسان از دست برود.
حضرت آیتالله جوادی آملی در پایان تاکید کرد: نام مبارک امام حسین علیه السلام تا ابد زنده است و جریان عاشورا نیز برای همیشه ماندگار است.
ندای سبز آزادی: دبیر اجرایی خانه کارگر استان اصفهان میگوید: درحال حاضر بیشتر کارگران اصفهانی بابت حقوق قانونی خود از یک تا شش ماه طلبکار هستند.
اصغر برشان در گفتوگو با ایلنا گفت: در عموم واحدهای تولیدی صنعتی به دلیل آنچه که کمبود نقدینگی و مشکل فروش نامیده میشود کارگران ازکارفرمایان بابت حقوق و مزایای قانونی خود طلبدارند.
وی با بیان اینکه در برخی موارد کارفرمایان مطالبات کارگران خود را بصورت قسطی و تدریجی پرداخت میکنند، گفت: نبود امنیت شغلی باعث شده است تا کارگران تا حد ممکن درمقابل تاخیر ایجاد شده سکوت کنند.
به گفته برشان، تاکنون در برخی موارد این کارگران که بیشتر قراردادی هستند، تنها با مراجعه حضوری به استانداری و ادارات کار و تامین اجتماعی نسبت به دریافت مطالبات خود اقدام کردهاند.
این فعال کارگری با بیان اینکه در برخی از موارد کارفرما با وجود فروش محصولات و فعالیت خط تولید از پرداخت مطالبات کارگران خود داری میکند؛ گفت: در این شرایط به دلیل نبود امنیت شغلی کمتر کارگری حاضر به پیگیری حقوقی برای وصول مطالبات معوقه خود است.
ندای سبز آزادی: رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران میگوید؛ حل معضل پیچیدهای مانند مسئله آلودگی هوا، با برنامهریزی، تدوین ساز و کارهای هماهنگ و کارآمد مدیریتی و در واقع تامین اعتبارات، هماهنگی بین بخشی، نظارت و پایش مستتمر امکانپذیر است و هیچ راه دیگری هم ندارد.
معصومه ابتکار در گفتوگو با ایلنا در مورد راهحلهای غلبه بر معضل آلودگی هوای تهران گفت:برای حل مشکل آلودگی هوا در تهران باید برای منبع آلودگی برنامهریزی شود، مشخص شود که آلایندهها کدامند، منابعشان مشخص شود و براساس آن برنامهریزیها صورت بگیرد.
او با بیان اینکه غیر از مهارمنبع تولید کننده آلودگی و کاهش تولید آلودگی، هیچ راه دیگری ندارد،افزود: مسائل مانند آبپاشی در هوای شهر هم خیلی مایه تاسف است زیرا مطرح شدن مسائلی از این دست در واقع فقط یک ظاهرسازی است و هیچ اثری مثبتی که ندارد، حتی شاید آثار مخرب هم داشته باشد.
ابتکار تصریح کرد: حتی ایجاد یک میلیمتر بارندگی برای شهر تهران با این نوع هواپیماهای سمپاش نزدیک به ۶۴ هزار سورت پرواز نیاز است و این میزان آلایندگی همین سورت پردازها و مشخص نبودن اینکه این نیم میلیمتر بارندگی مشکلی را از هوا تهران حل کند، خود مسئله است.
او ادامه داد: پهنه ۷۰۰ ـ ۸۰۰ کیلومتر مربعی تهران شوخی نیست و مطرح کردن موضوعی مانند تصفیه هوا و مسئله پاشیدن آب بر روی تهران محاسبه نشده است. چون اصلا هیچ دستگاه تصفیهای در دنیا وجود ندارد چه ۱۰۰ تای آن و چه۱۰۰۰ تای آن بتوانند چنین حجم هوایی را تصفیه کند. اندازههای شهر تهران، اندازههای یک ساختمان یا یک استادیوم نیست.
ابتکار با بیان اینکه راهحل این موضوع همان است که سایر کشورهای دنیا نیز آن را تجربه کردهاند گفت: از سال ۷۹ مطالعات و برنامه مدیریت آلودگی هوا تهران تدوین و به مدت ۵ سال این برنامه اجرا شد.
او ادامه داد: نتایج خوبی مانند حذف سرب از هوای شهر تهران، تعیین استانداردهایی برای هوای تهران، ترویج اتوبوسهای گازسوز، حمل و نقل عمومی، اقدامات مانند توسعه مراکز، معاینه فنی است دستاوردهای اجرای این برنامه ۵ ساله است.
عضو شورای شهر تهران تصریح کرد: ما نمیخواهیم یک کار صوری انجام دهیم و معضلی را از گردن خود باز کنیم، ما میخواهیم واقعا مشکلی از مشکلات تهران حل میشود و راهحل درست دشوار است، و این راهحلهای کوتاه مدت، از سر باز کردن و پاک کردن صورت مسئله است.
او تصریح کرد: این اقدامات دهن پر کن باعث میشود که شاید عوام بگویند چه راههای خوبی، پس چرا مسئولان قبلی متوجه این امر نشدند هواپیماهایی روی شهر بفرستند و آب بپاشند.
ابتکار در مورد عملکرد کمیته اضطرار نیز گفت: اگر از طریق تعطیلی میتوان بر مشکل آلودگی هوای تهران غلبه کرد، بهتر است کلاً تهران را تعطیل کنیم.
او ادامه داد: این خوب است که شرایط از هشدار به اضطرار نرسد اما این راهحل نیست بلکه وظیفه نهاد مسئول این است که برنامهای داشته باشند، تا مشکل به طور اساسی مرتفع شود.
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تصریح کرد: برای مثال ژاپن، طی یک برنامه ۱۰ سال توانست مشکل آلودگی هوای توکیو را که تعداد خودروهای آن از تهران هم بیشتر است،ولی با یک برنامه جدی، منسجم و سختعگیرانه، معضل آلودگی، ترافیک و حمل و نقل را راه حل کرده است.
او تصریح کرد: اینها مسائل لاینحلی نیست بلکه تنها با برنامهریزی، یک اراده و مدیریت قوی، مسائل قابل حل است.
ابتکار با انتقاد از بیبرنامهگی در عملکرد نهادهای مسئول گفت: درست است وضعیت هوا از هشدار به اضطرار نرسیده اما از وضعیت هشدار هم خارج نشده است،
او ادامه داد:به یاد داشته باشیم، تداوم این وضعیت هشدار به شدت نگرانکننده است و به طور یقین سالمندان و خردسال و حتی افراد میانسالی که در سطح شهر فعالیت میکنند، آسیبهای جسمی و بهداشتی به دنبال دارد، بنابراین اصلا مشکلی مرتفع نشده و مشکل کمان وجود دارد و تنها از تشدید آن با تعطیلی جلوگیری کردهایم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، به نظر میرسد اقداماتی تخیلی مانند پاشیدن آب در هوای تهران به وسیله هواپیما و یا استفاده از تصفیه کننده برای هوای تهران نتواند، مشکلی از مشکلات هوای تهرانی حل کند که به گفته یوسف رشیدی مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران با مجموع امروز، ۵۰ روز غیراستاندارد را پشت سر گذاشت.
با این تفاسیر تعداد روزهای ناسالم امسال، ۳۳ روز از استاندار روزهای ناسالم یک سال فراتر رفته است.
باید به یاد داشت که حل کردن معضلی مانند آلودگی هوای تهران با توجه به تجارب موفقی مانند توکیوی ژاپن جز با برنامه ریزی بلند مدت حداقل ۱۰ساله مقدور نیست.
ندای سبز آزادی: نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس ضمن تاکید بر اینکه مجریان طرح تحول اقتصادی باید با تدبیر و سعهصدر و برنامهریزی اقدامات خود را پیش ببرند، افزود: هدفمندی یارانهها نباید موجب نگرانی مردم شود.
سیروس سازدار نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با فارس، با اشاره به واریز یارانههای نقدی برای تمام استانهای کشور و نزدیک شدن به اجرای طرح تحول اقتصادی اظهار داشت: هر قانونی که به تصویب میرسد یک سری معایب و یک سری حسنها دارد و وقتی که قرار است تحولی بزرگ در کشور انجام شود قطعا یک سری مسائل هم در پی آن به وجود خواهد آمد.
وی افزود: البته ما قصد داشتیم زمانی طرح تحول اقتصادی را اجرا کنیم که زیرساختهای کشور بطور کامل آماده باشند چرا که در حال حاضر زیرساختها بطور کامل آماده نیستند.
نماینده مردم مرند ضمن تاکید بر اینکه مجریان طرح تحول اقتصادی باید با تدبیر و سعه صدر و برنامهریزی اقدامات خود را پیش ببرند، ادامه داد: مجریان باید در هدفمندی یارانهها طوری عمل کنند که مردم نگرانی از بابت اجرای این طرح نداشته باشند، چرا که ممکن است عدهای بخواهند از این طرح سوءاستفاده کنند.
سازدار اظهار داشت: مردم ما در طول سالهای گذشته سابقه خود را نشان دادهاند، لذا اگر مسائل را با صداقت با مردم در میان بگذاریم مشکلی بوجود نمیآید و ضرری هم متوجه کشور نمیشود، چه بسا که بسیاری از مشکلات هم حل شود.
وی ضمن تاکید بر اطلاعرسانی دقیق در اجرای هدفمندی یارانهها اظهار داشت: باید مسائل و مشکلات به موقع به اطلاع مردم برسد و هرجا که مردم احساس مشکل کردند مسئولین برای رفع آن تلاش کنند.
وی در پایان خواستار ارائه آمار و ارقام و اطلاعات شفاف و دقیق از سوی مسئولین به مردم شد تا مردم دچار شک و شبهه نشوند.
با اعتبار قوه قضاییه و شخص شما، دنبال تسویه حساب شخصی با شکوری راد هستند
ندای سبز آزادی: سید محمدرضا خاتمی، نایبرئیس مجلس ششم، در نامهای به رئیس قوه قضاییه، از وی خواست دستور دهد “یک بار و برای همیشه به فریاد دادخواهی مکرّر و بدون پاسخ دهها زندانی و خانواده آنها پاسخ داده شود و علل واقعی بازداشت ها، نحوه بازداشت ها، نحوه برخورد با زندانیان و خانواده آنها، نحوه برگزاری دادگاهها، نحوه صدور احکام، نحوه رفتار با زندانیانی که احکام قطعی خود را می گذرانند و در یک کلمه نحوه رعایت حقوق این عزیزان روشن شود تا مشخص شود چه ظلم عظیمی بر پاک ترین فرزندان این کشور روا داشته می شود.”
به گزارش نوروز، این چهره سیاسی همچنین در نامه خود به صادق لاریجانی، با بیان اینکه “عده ای برای اثبات تئوری ها و سناریوهای شکست خورده خود حاضر هستند همه چیز و از جمله اعتبار قوه قضاییه و شخص شما را مخدوش کنند” از وی خواست “اجازه سوء استفاده از شخص خود را به کسانی که در صدد تسویه حساب شخصی با آقای دکنر شکوری راد هستند، ندهید.”
دکتر علی شکوری راد، نماینده مجلس ششم، روز پنجشنبه برای بار دوم در دفتر کارش بازداشت و به زندان منتقل شد. هرچند علت بازداشت مجدد او نیز، همانند تمامی افرادی که پس از انتخابات سال گذشته بازداشت و زندانی شده اند، “جرائم امنیتی” اعلام شده است، اما به نظر میرسد که او نیز مانند همهی دیگر بازداشتشدگان، با انگیزه سیاسی بازداشت شده است.
همین موضوع باعث شده که سید محمد رضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل جبهه مشارکت که از همکاران دانشگاهی دکتر شکوری راد نیز هست، نامه زیر را درباره او خطاب به رئیس قوه قضائیه بنویسد:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب آیة الله آقای لاریجانی
رییس محترم قوه قضاییه
سلام علیکم
روز پنجشنبه هجدهم آذر ماه در کمال ناباوری برای دومین بار جناب آقای دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در محل کار خود و در حالی که مشغول خدمت به بیماران بود، دستگیر شد و به درخواست مهلت وی برای اتمام رسیدگی به کار فرومانده بیماران، ترتیب اثر داده نشد و به سلول انفرادی تحت نظر نیروهای نظامی منتقل گشت.
آقای دکتر شکوری راد انسان عالم، با فضیلت، متدین و خدومی است که نظیر او کمیاب است و چنین برخوردهایی با امثال او برای قوه قضاییه مایه بی اعتباری است ولی از شان و منزلت او چیزی نمی کاهد بلکه جایگاه او را در دلها استوار تر می سازد.
اتهام ایشان، آنگونه که دادستان محترم تهران بیان داشته است، یکی نقل قولی منتسب به شما در مورد انتخابات و دیگری ارتکاب جرمهای امنیتی است که امروز چون نقل و نبات همگان با آن متهم می شوند و به نظر می رسد بیشتر بهانه ای است برای زیر پا گذاشتن همه قوانین، تا منتقدی محروم از همه حقوق خود، برای ماهها به سلول انفرادی انداخته شود شاید گره ای از کار فرو بسته بازجویان امنیتی و نظامی باز شود.
در مورد آقای دکتر شکوری راد گمان بر آن است که آنها که از آزادی ایشان به درخواست حضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی و دستور مقام رهبری سخت دلخور بودند، در صدد برخورد شخصی با ایشان و به اصطلاح رو کم کنی هستند و چه باک که این بار از شما مایه بگذارند.
آقای دکتر شکوری راد در طول حیات سیاسی پر برکت خود هیچ زاویه پنهانی ندارد و تمام نظرات و فعالیتهای ایشان به طور علنی و صریح در پیش افکار عمومی مطرح شده است و این امر در بازداشت قبلی ایشان به خوبی به اثبات رسیده است. طبعا این گونه برخوردهای غیر عادلانه با چنین شخصیتهایی نشانه خوبی از آنچه درون قوه فضاییه می گذرد و رابطه این قوه با نهادهای امنیتی و نظامی نیست، به خصوص اگر ملاحظه کنیم این اتفاق درست یک روز پس از سخنان امید بخش شما در مورد تحت الامر بودن این نهادها واقع می شود. این روند از آن رو باعث نگرانی می شود که نشان می دهد عده ای برای اثبات تئوری ها و سناریوهای شکست خورده خود حاضر هستند همه چیز و از جمله اعتبار قوه قضاییه و شخص شما را مخدوش کنند.
حتما تایید می کنید که حتی اگر آقای دکتر شکوری راد مرتکب همه آنچه دادستان محترم جرم می پندارند شده باشد، مستحق بازداشت و انتقال به سلول انفرادی نیست و بازجویی در مورد این اتهامات باید توسط بازپرس قضایی و با حضور وکیل ایشان صورت گیرد و در نهایت در دادگاهی علنی به آنها رسیدگی شود.
ما از شما می خواهیم اوّلا اجازه سوء استفاده از شخص خود را به کسانی که در صدد تسویه حساب شخصی با آقای دکنر شکوری راد هستند، ندهید و خود دستور آزادی ایشان را صادر کنید، ثانیا دستور دهید یک بار و برای همیشه به فریاد دادخواهی مکرّر و بدون پاسخ دهها زندانی و خانواده آنها پاسخ داده شود و علل واقعی بازداشت ها، نحوه بازداشت ها، نحوه برخورد با زندانیان و خانواده آنها، نحوه برگزاری دادگاهها، نحوه صدور احکام، نحوه رفتار با زندانیانی که احکام قطعی خود را می گذرانند و در یک کلمه نحوه رعایت حقوق این عزیزان روشن شود تا مشخص شود چه ظلم عظیمی بر پاک ترین فرزندان این کشور روا داشته می شود.
با تقدیم احترام
سید محمد رضا خاتمی
٢٠/٩/١٣٨٩
ندای سبز آزادی: بدنبال وخامت حال عیسی سحرخیز فرزندش با درخواست از سازمانهای جهانی برای نجات زندانیان بیمار، اظهار داشت که من و خانواده ام نگران حال پدرم هستیم و هر اتفاقی برای پدرم رخ دهد مسئولیتش با مسئولان جمهوری اسلامی است.
عیسی سحر خیز به علت تنگی نفس و افزایش شدید فشار خون از ۱۱ به . ۱۹ به بهداری زندان اوین منتقل و تحت مراقبت ویژه قرار گرفت . بنا به این گزارش ضربان قلب وی نیز به ۴۵ رسیده که تا زمان ارسال این گزارش پزشکان در بهداری کاری نتوانسته اند انجام دهند و اعلام کردهاند برای ادامه درمان، سحر خیز باید به بیمارستان منتقل شود.
مهدی سحر خیز فرزند این روزنامه نگار دربند در گفتگو با خبرنگار تحول سبز با اعلام این خبر گفت:با اینکه پزشک پدرم دستور جراحی وی را در بیمارستان داده بود ولی باز هم مسئولین سر باز زدند و وی را در داخل زندان عمل کردند.
وی همچنین در ادامه خاطرنشان کرد: با آنکه پزشک معالج سحرخیز ۴ ماه پیش درخواست ام آر ای داده است ولی مقامات امنیتی این اجازه را ندادهاند که وی را برای عکس برداری ببرند.
مهدی سحر خیز در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه فکر می کنید علت چنین برخورد های با پدر شما چیست، گفت : مسئولان کشور نسبت به پدر من کینه دارند. امیدوارم که به زودی این جنایتکاران در دادگاهی عادل مورد محاکمه قرار بگیرند.
مهدی سحرخیز در ادامه از سازمان پزشکان بدون مرز به عنوان ارگانی مستقل و غیر سیاسی خواست تا به وضعیت زندانیان بیمار سیاسی ایران از جمله پدرش، ابراهیم یزدی، نسرین ستوده، هنگامه شهیدی، مهدی محمودیان و.. بپردازند و می خواهیم به دلیل وخیم بودن وضعیت جسمی زندانیان سیاسی به ایران فشار آورده و به این کشور بیایند و وضعیت زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر