-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفتگویی با سایت تغییر گفته «اوضاع به هیچ وجه به روال اولیه خود و شرایط پیش از انتخابات 88 باز نخواهد گشت اما اگر اصلاح طلبان به عرصه سیاسی کشور بازگردند، میتوان کشور را از این شرایط بحرانی خارج کرد.» گزارههای این گفت و گو پیش روی شماست:
- پس از انتخابات سوال برانگیز سال ۸۸ و اعتراض آقای کروبی و طرح برخی سوالات از سوی ایشان دفاتر ایشان از سوی ماموران امنیتی پلمپ شد در صورتیکه مشخص نبود علت پلمپ دفتر حزب چه بوده است.
- وکیل مرتبط به نقل از دادستان اعلام نمود که من ممانعتی با فک پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی ندارم اما چند تن از برادران اطلاعاتی موافق این کار نیستند و از من درخواست کردهاند که این کار صورت نگیرد.
- صاحب ملک به هر کجا که ایشان مراجعه میکردند با این پاسخ که ما پلمپ نکردهایم و نمیدانیم چه کسی آنجا را پلمپ کرده رو به رو میشدند. در نهایت پلمپ دفتر حزب را برداشته و ساختمان را تحویل دادند.
- سخنگوی قوه قضاییه میفرمایند حزب اعتماد ملی رفع پلمپ نشده؛ مگر حزب پلمپ میشود، ساختمان حزب پلمپ میشود نه حزب، وگرنه خود حزب که پلمپ نمیشود. هیچ دلیلی برای توقیف حزب وجود ندارد و هیچ کس هم تا کنون به ما اعلام نکرده که حزب اجازه فعالیت دارد یا ندارد.
- راجع به شایعه مبنی بر حذف آقای کروبی از دبیر کلی حزب صراحتا عرض میکنم که تا کنون شورای مرکزی حزب هیچ جلسهای مبنی بر بررسی این موضوع نداشته و بنده تمامیاین شایعات و اخبار را صریحا تکذیب میکنم.
- نمایندگان باید نقش مهم نظارتی خود را ایفا کنند. نظر اقلیتی که برای مردم تلاش میکنند، به وسیله مخالفت اکثریتی که به نحوی وام دار یکسری جریانات خاص هستند، از دستور خارج شده و رای نمیآورد.
- اینکه یک شخصی میگوید مجلس در راس امور نیست، نقش و جایگاه مجلس را زیر سوال میبرد اما متاسفانه واکنش جدی از سوی همین اکثریت که قدرت نظارتی و قانونی بیشتری در دست دارند در قبال چنین سخنانی دیده نمیشود و لذا اینگونه است که مجلس فعلی جایگاه واقعی خود را از دست میدهد.
- با توجه به انتخابات سال گذشته و یاس و ناامیدی و رخوتی که در دل مردم به وجود آمده برگزاری انتخابات پرشور کار مشکلی است چرا که پس از انتخابات بحث بر انگیز سال ۸۸ مردم این تصور را دارند که رای آنها نیست که تعیین کننده امور است.
- چند عامل در برگزاری انتخابات پرشور ضروری است: ابتدا اینکه مردم اطمینان داشته باشند رای آنها خوانده شده و تعیین کننده است. دوم اینکه سلایق و دیدگاههای مختلف سیاسی فرصت حضور داشته باشند. سوم اینکه نگاه ابزاری به مردم وجود نداشته باشد به این معنی که فقط حضورشان جهت نمایش باشد.
- حکومت باید از نخبهها و متفکران و سرمایههای کشور بخصوص اندیشمندان هستهای و فیزیکی حمایتهای همه جانبهای انجام دهد و به هر نحو ممکن آنها را محافظت نماید.
- متاسفانه پس از انتخابات سال ۸۸ و فشارها و سرکوبهای شدیدی که علیه عده ای از مردم انجام شد و در حال ادامه است همچنان فضای تهدید و ارعاب ادامه داشته و هیچ نشانی از یکپارچگی و وحدت در بین نیست. در عرصه بین المللی نیز با سیاستهای اشتباهی که دولت از ابتدا در پیش گرفته بسیاری از کشورها حتی چین و روسیه نیز بر علیه ایران رای داده و در کنار اجماع جهانی که مقابل ایران شکل گرفته است قرار دارند.
- تحریمهای انجام گرفته و قطعنامهها فشار زیاد و هزینههای فراوانی را بر کشور وارد میآورد و حال اینکه ما به تعدادی کشور ضعیف و کوچک و بعضا بی ثبات تکیه کرده ایم.
- اصلاح طلبان از سوی اقتدارگرایان مرده محسوب میشوند و به همکاری با آمریکا، موساد، سازمان سیا و اسرائیل متهم میشوند. یک روز گفته میشود اینها (اصلاح طلبان) مرده اند روز دیگر میگویند فتنه گرند، پس اگر مردهایم و از نظر اقتدارگرایان وجود نداریم لااقل ما را در گورستان خودمان آزاد بگذارند.
- در صورتیکه اصلاح طلبان بتوانند به صحنه سیاسی کشور بازگردند، قطعا میتوانند جهت از میان بردن مسائل و مشکلات کشور طرحهای نتیجه بخش و سازنده ای ارائه نمایند.
- مردم هم تا جایی تحمل و ظرفیت دارند، هیچگاه نمیتوان وضعیت را به شکل قبل از انتخابات ۸۸ بازگرداند؛ آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت اما اگر به شکلی کدورتها برطرف شود، زندانیان آزاد و از آسیب دیدگان دلجویی شود و زمینه برای حضور تمامیگروها و سلیقهها و آحاد ملت ایران مهیا شود و اصلاح طلبان به عرصه سیاسی کشور بازگردند، میتوان وضعیت را بهبود بخشید و کشور را از این شرایط بحرانی خارج نمود.
پنجمین نفر از امضاء کنندگان شکایت علیه سردار مشفق، امروز با بدرقه دوستان و خانواده راهی اوین شد.
فیض الله عرب سرخی، امروز برای چهارمین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته راهی زندان شد.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب پیش از این به شش سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
وی در جریان حوادث پس از انتخابات دستگیر و زندانی شد و به گفته وکلیش با اتهام «اقدام عليه امنيت کشور و تبليغ عليه نظام» روبروست.
عرب سرخی یکی از هفت فعال سیاسی، است که شکایت خود را علیه سردا مشفق و یک گروه نظامیـ اطلاعاتی و آمران و مباشران تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را به رئیس قوه قضاییه و سازمان قضایی نیروهای مسلح تسلیم کردند؛ اما از سوی دیگر به جای متشاکی، شاکیان روانه زندان شدند.
محسن امینزاده، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضانزاده، فیضالله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی هفت فعال سیاسی بودند که از برخی نهادهای مرتبط با تقلب در انتخابات سال گذشته شکایت کردند.
از این هفت فعال سیاسی تنها میردامادی و رمضان زاده بیرون از زندان به سر میبرند.
شایعه برکناری متکی اولین بار در دی 85 و سپس در آبان 86 منتشر شده بود ولی با پادرمیانی «بزرگان» منوچهر متکی در پست خود ابقاء شد. با این حال در تابستان امسال زمانی که احمدی نژاد نزدیکان خود را به سمت نمایندگان ویژه منصوب کرد اختلافات او و متکی از حد شایعه فراتر رفت و به رسانه ها کشیده شد.
برخی معتقدند نزدیکی منوچهر متکی به علی لاریجانی، موجب شد که محمود احمدی نژاد از نخستین روزهای کار دولت نهم او را وزیر تحمیلی بداند و اعتماد لازم را به این وزیر کلیدی خود نداشته باشد. با این حال وقتی خبر انتصاب 4 نماینده ویژه احمدی نژاد در امور آسیا، خاورمیانه، خزر و افغانستان منتشر شد و در میان این نمایندگان ویژه دو پست کلیدی نماینده ویژه در خاورمیانه و آسیا به دو نفر از نزدیکان احمدی نژادیعنی اسفندیار رحیم مشایی و محمد بقایی که سابقه ای در وزارت خارجه نداشتند، اختصاص داده شده بود، ناظران این اقدام رئیس دولت را حمل بر عدم اعتماد او به وزارت خارجه و شخص وزیر خارجه کردند و چنین تحلیل کردند که رئیس جمهور به دنبال آن بوده که سیاست خارجی و دیپلماسی را به دست افرادی معتمد و نزدیک به خود بسپارد.
این اقدام احمدی نژاد هرچند بلافاصه با مخالفت کمیسیون امنیت ملی مجلس مواجه شد اما مدتی طول کشید تا وزیر خارجه لب به گلایه باز کند. وقتی در دیدار هیئت دولت با رهبری به مناسبت هفته دولت، ایشان تحرک دیپلماتیک دولت را قابل تشکر دانستند و عنوان کردند که «وزارت امور خارجه مسئول هدایت منسجم و برنامه ریزی شده همه مسائلی است که به نوعی با سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها مربوط می شود» همگان منتظر بازگشت احمدی نژاد از این تصمیم و واگذاری سیاست خارجی به وزارت خارجه بودند. اما چند روز بعد محمد بقایی نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا که در همان ابتدای کار، اظهاراتش در مورد کشتار ارامنه به واکنش شدید ترکیه منجر شده بود، از انتصاب دو نماینده دیگر از سوی رئیس دولت برای آفریقا و آمریکای لاتین خبرداد. او همچنین در برابر این پرسش که آیا نمایندگان ویژه از خارج از مجموعه وزارت امورخارجه تعیین خواهند شد، پاسخ داد که احتمالا چنین خواهد بود.
این سخنان بقایی که به معنای پایفشاری محمود احمدی نژاد بر تصمیم خود در مورد سیاست خارجی بود واکنش تند و بی سابقه متکی را به همراه داشت.
منوچهر متکی در واکنش به این خبر و ضمن یادآوری اشتباه بقایی در مورد کشتار ارامنه گفت: «مشخص نیست آقای بقایی بر اساس کدام مسئولیت و از چه جایگاهی این گونه سخنان نسنجیده را بیان می کند در حالی که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر وی که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد از بین نرفته است.»
او همچنین با فصل الخطاب دانستن نظر صریح مقام رهبری در مورد پرهیز از موازی کاری در سیاست خارجی، گفته بود که: «تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور بویژه در شرایط کنونی آن هم توسط برخی از افراد دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بریدن است.» سخنانی که همگان سخنان پایانی متکی به عنوان وزیر خارجه دانستند. با این حال چند ماه طول کشید تا این حرف ها، اثر خود را بگذارد و او رفتنی شود.
حال منوچهر متکی می رود تا محمود احمدی نژاد وزن خود را به رقبای خودنشان دهد. متکی از آخرین بازماندگانی جریانی در کابینه احمدی نژاد است که به عنوان «راست سنتی» شناخته می شوند. باید دید این خبر چه تاثیر و بازتابی در وزن کشی سیاسی ایران خواهد داشت.
دیدار همسر میرحسین موسوی و همسر شهیدباکری با خانواده نوری زاد
1389/9/22
زهرا رهنورد با حضور در منزل محمد نوریزاد، که در اعتصاب غذای خشک به سر میبرد، ضمن اظهار همدردی با همسر و فرزندان وی گفت: «نوریزاد حر زمان ماست و ایستادگی او بر سر آرمانهایش، الگویی برای نسل امروز و فردا خواهد بود.»
رهنورد که در این دیدار فاطمه امیرانی، همسر شهید حمید باکری، نیز همراهیاش میکرد، با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین اهداف اعتصاب غذا توسط زندانیان سیاسی، رساندن پیام حقطلبیشان به افکار عمومی است، گفت: «پیام حقطلبی آقای نوریزاد آنقدر رسا بوده که در این چند روزه به گوش مردم ایران و حتی جهان رسیده است. مردم ایران برای امروز و فردای خود به محمد نوریزاد نیاز دارند، از همین رو ما از او درخواست میکنیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهد تا سلامت و زندگیاش بیش از این به خطر نیفتد.»
فاطمه ملکی، همسر نوریزاد، نیز با تشکر از دلجویی رهنورد، گفت: «ما از لحظهای که تصمیم او را برای اعتصاب غذای خشک شنیدهایم، لحظهای آرام و قرار نداشتهایم و واقعا نگرانش هستیم. امیدواریم که پیام شما و دیگر شخصیتها و اقشار مختلف مردم برای شکستن اعتصاب غذا به ایشان برسد و این درخواستها مورد توجهش قرار گیزد تا بیش از این سلامتیاش به خطر نیفتد.»
شنبه گذشته خبری مبنی بر تصمیم محمد نوریزاد، نویسنده و هنرمند زندانی، برای شروع اعتصاب غذای خشک در سایتهای خبری منتشر شد. نوریزاد علت این تصمیم خود را اعتراض به روند دادگاه سهدقیقهای برای رسیدگی به شکایت وزارت اطلاعات از او و هچنین رفتار توهینآمیز قاضی در این جلسه دادگاه اعلام کرده است.
در حالیکه دولت پس از ماهها، کماکان از پرداخت اعتبارات و بودجۀ متروی تهران خودداری می کند، یکی از نمایندگان مجلس از بینتیجه ماندن پیگیری جلسات با دولت برای اجرای مصوبه مربوط به اعتبارات مترو خبر داد.
اسماعیل کوثری با بیان اینکه با معاونت عمرانی وزیر کشور برای سرعت در اختصاص یارانه مترو جلسات متعددی داشتیم، گفت: «پیگیریها برای اجرای مصوبه مربوط به اعتبارات مترو هنوز به نتیجه خاصی نرسیده است.»
به گفته وی، «اختصاص یارانه به مترو، اجرای مصوبات مندرج در بودجه سالانه و همچنین بحث اختصاص یک میلیارد دلار به مترو تهران طبق مصوبه مجلس، سه برنامهای است که در دستور کار قرار دارد، اما آنچه هم اکنون در جلسات با وزارت کشور در اولویت پیگیری قرار دارد همان بحث مربوط به تخصیص سریع یارانه مترو است.»
از اوایل سال جاری، دولت از پرداخت بودجۀ تخصیصی برای متروی تهران خودداری کرده و علی رغم مصوبه مجلس نیز، این مهم در محاق مانده است.
با تشدید آلودگی هوا در تهران در یک ماه گذشته انتقاد از محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری، به سبب مخالفت با بودجه متروی تهران بالا گرفته است.
احمدینژاد مصوبه مجلس درمورد اختصاص دو میلیارد دلار بودجه مترو به دولت را «غیر قانونی» اعلام کرده و گفته بود که دولت این مصوبه را اجرا نخواهد کرد.
به گفته تحلیلگران، احمدینژاد به این دلیل با بودجه مترو مخالف است که نمیخواهد چشماندازهای سیاسی محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، و یکی از رقیبان خود در انتخابات ریاست جمهوری پیشین برجسته شود.
پس از آتشسوزی در جنگلهای گلستان که با وارد شدن ارتش پایان یافت، چند روزی است که آتش به جان جنگلهای گلوگاه و بهشهر افتاده است.
آتشسوزی در چند نقطه از جنگلهای بهشهر از شب گذشته آغاز شده و هنوز ادامه دارد. جلسه ستاد حوادث غیر مترقبه در فرمانداری بهشهر پایان یافت و دستگاههای زیر مجموعه ستاد، ساماندهی و به مناطق هدف اعزام شدهاند اما نیروها کافی نیست و لازم است تا از نیروهای مردمی هم استمداد شود.
این ستاد یک فروند بالگرد درخواست کرده که امیدوار است بهزودی وارد منطقه شود. وسعت و علت آتش سوزیها اعلام نشده است اما آتش سوزیها در چندین نقاط شهرستان بهشهر از حد فاصل بین نکا و بهشهر در غرب تا نقاطی از یانه سر در شرق است.
آتشسوزیها در جنگلهای گلوگاه هم که از سهشنبه دو هفته گذشته یعنی ۹ آذرماه آغاز شده بود، هنوز خاموش نشده است.
از ابتدای منطقه آتشسوزی در تیرتاش تا انتهای آن در بخش مرکزی این شهرستان نواری به طول ۱۰ کیلومتر آتش گرفته و با وجود تلاشهای مسئولان هنوز بهطور کامل اتفای حریق نشده و همچنان ادامه دارد.
امروز محمود احمدینژاد وزير خارجهاش را درست در ميانهی سفری دیپلماتیک عزل کرد. همین جمله به قدر کافی معنادار است. عزل متکی در حین سفر تنها به معنای عزل او نیست؛ معنای صريحِ ديگرش تحقیرِ اوست. رييس دولت کودتا و وزير خارجهاش مدتهاست با هم اختلاف دارند ولی علنی کردن اين اختلاف آن هم به این شکل تنها از کسی بر میآمد که پروفایل روانی و شخصیتی محمود احمدینژاد را داشته باشد. این يک عزل عادی نيست؛ عزلی است تحقيرگرانه که تنها با متخلفان يا دزدان و قاتلان انجام میدهند. گويی وزير خارجهای او ذنب لايغفری مرتکب شده است یا معصيت عظمایی که باید حتماً پيش از اتمام سفرش (که برای رساندن پیامِ خود احمدینژاد انجام شده بود) او را بر میداشتند. جزييات ماجرا هر چه باشد، صورت خبر به قدر کافی افشاگر است.
اما اين عزل تحقیرآمیز دلالت بر واقعیت ديگری هم میکند. اختلافات و تنشهای میان اصولگرايان وارد مرحلهی تازهای شده است. صحنهی سياسی امروز ايران در دست اصلاحطلبان – و بدون شک سبزها – نيست. يکهتازان ميدان کودتاچيان هستند و اصولگرايان مختلف. در این صحنهی خالی از منتقد و معترض – يعنی صحنهای که به تعبیر حکومتی باید قاعدتاً صحنهگرداناناش همه «بابصيرت» باشند – اين اختلافها آغاز درگیریهای عمیقتر و گستردهتری است.
اردشیر اميرارجمند در سخنانی که هفتهای پیشتر در دانشگاه یوسیال گفت، اشاره کرد که ريزش نیروهای طرف مقابل بسیار گسترده بوده است. اين اتفاق، تنها نشانهی بسيار کوچکی از واقعيت ریزش شديد در طرف مقابل است. سخنان صفار هرندی مبنی بر بروز جنگ داخلی در صورت آغاز پيشرس تبليغات برای انتخابات رياستجمهوری بعدی، نشانهای ديگر بود. اين نشانهها از اين پس بیشتر و بيشتر خودش را نشان خواهد داد. در همين راستا، میتواننامهی دادستان تهران خطاب به غلامحسين الهام و تعرض شديد روحالله حسينيان به صادق لاريجانی را سرشار از همين نشانهها ارزيابی کرد.
بازیگران اين درگیری که گمان میکنم درگيری پرهزینه و بسيار سنگينی برای اصولگرايان و محافظهکاران داخل نظام باشد، همه «خودی» هستند. دیگر در اين میان «غيرخودی» وجود ندارد. هر چه هستند، همه نورچشمی نظاماند که آرامآرام آغاز به دریدن هم کردهاند. آغاز این سقوط همان روزی بود که دستهای آلودهی کودتاگران تقدیس شدند و حاکميت سياسی به دفاع تمامقد از خونریزی، دروغ، ريا، قانونشکنی و رفتار و گفتار لمپنانه برخاست. اين تازه آغاز ماجراست.
محمد خاتمی در پیامی رسمی به محمد نوری زاد از زندانیان پس از انتخابات، از وی خواست تا به اعتصاب غذای خشک خود پایان دهد.
محمد نوریزاد که اخیرا به همراه مصطفی تاجزاده ممنوعالملاقات شده، اعلام کرده بود که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.
خاتمی با بیان اینکه نوری زاد برای ما عزیز است و ارزشهای وجودی و خدمات او برای همیشه در خاطره ملت و تاریخ انقلاب ثبت خواهد شد، گفته است: «هر چند من هم معتقدم به او و بسیاری از سرمایه های انقلاب و کشور و اصل نظام ستم شده و می شود ولی به هر حال برای همه ما آنچه مهم است سرنوشت کشور و انقلاب و اصالتهای آن و حفظ حق و حرمت مردم است و در این راه از دادن هزینه نباید پرهیز کرد.»
به گفته رئیس جمهور پیشین ایران، «امیدوارم همه بدانند که با همبستگی و پایبندی به قانون اساسی و عدالت است که می توان بر مشکلات غلبه کرد.»
محمد خاتمی در آخر با خواهش از محمد نوریزاد از وی خواست که «از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود.»
خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داده است که منوچهر متکی، وزیر امور خارجه از کار برکنار و علی اکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه معرفی شده است.
بر اساس این گزارش، محمود احمدینژاد در نامه ای از «زحمات» منوچهر متکی «تشکر و قدردانی» کرده و در حکم دیگری علی اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی را به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه ایران منصوب کرده است.
برکناری آقای متکی از سمت خود در حالی صورت می گیرد که وی هم اکنون به منظور ابلاغ پیام محمود احمدینژاد به رییس جمهور سنگال در این کشور به سر میبرد.
این برکناری نخستین تغییر در دولت دهم به شمار میرود. احمدی نژاد در چهار سال فعالیت دولت نهم، وزیران وزارتخانههای آموزش و پرورش، نفت، صنایع و معادن، تعاون، رفاه و تامین اجتماعی، کشور، اقتصاد و امور دارایی، دادگستری، راه و ترابری، اطلاعات و ارشاد را تغییر داده بود.
متکی با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 1384، به عنوان وزیر خارجه ایران معرفی شد.
علی اکبر صالحي نیز در دولت هشتم، نماينده ايران در آژانس بينالمللي انرژي اتمي بود و در حال حاضر رئیس سازمان انرژی اتمی ایران است.
بیش از هشتاد هنرمند، دانشگاهی و سیاستمدار جهان با امضای نامه سرگشادهای خطاب به آیتالله علی خامنهای و محمود احمدینژاد، خواستار آزادی سکینه محمدی آشتیانی، زن محکوم به اعدام شدند.
هنرمندانی نظیر رابرت ردفورد، رابرت دِنیرو و میافارو، بازیگران نامآور هالیوود، استینگ خواننده بنام بریتانیایی، وُله سوینکا نویسنده، هووارد جیکوبسون نویسنده و برنده بوکر ۲۰۱۰ از امضا کنندگان این نامه هستند.
این نامه که در صفحه اول روزنامه تایمز امروز دوشنبه به چاپ رسیده، حاوی امضای سیاستمدارانی نظیر کاترین اشتون، دیوید میلیبند، برتران دلانوئه، شهردار پاریس و برنار کوشنر وزیر سابق امور خارجه فرانسه نیز هست.
در این نامه آمده است: «سکینه محمدی آشتیانی به اندازه کافی زجر کشیده است… ما امضاکنندگان، از دولت ایران میخواهیم تا خانم آشتیانی، سجاد قادرزاده، پسر وی و جاوید هوتن کیان، وکیل او را سریعاً از حبس آزاد کنند.»
بر اساس اعلام مقامهای جمهوری اسلامی، سکینه محمدی آشتیانی که از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر میبرد، از سوی دادگاه به اتهام «زنای محصنه» به سنگسار و به اتهام مشارکت در قتل همسرش به اعدام با طناب دار محکوم شده است.
انتشار خبر احتمال سنگسار خانم محمدی آشتیانی بازتاب گستردهای در سطح جهان داشت و کمپینهای بسیاری برای نجات جان خانم محمدی آشتیانی به راه افتاد.
در حال حاضر حکم سنگسار وی به طور موقت متوقف شده است، اما امکان اعدام وی به دلیل مشارکت در قتل همسر همچنان وجود دارد.
شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی اعلام کرد سه کشتی باربری این شرکت که در آبهای سنگاپور توقیف شدهاند، در هفته جاری به حراج گذاشته میشوند.
محمدحسین داجمر مدیر عامل شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی درباره سرنوشت کشتیهای توقیف شده به خبرگزاری ایرنا گفته که «زمان حراج این کشتیها هفته جاری اعلام شده و تمام تلاش ما به تعویق انداختن زمان حراج تا حل مشکل است.»
کشتیهای باربری سهند، سبلان و توچال، متعلق به ناوگان کشتیرانی ایران، مدتی پیش با شکایت یک بانک فرانسوی در سنگاپور توقیف شدهاند.
بانک فرانسوی که وام خرید کشتیها را پرداخت کرده، به دلیل عدم دریافت اقساط وامهایش، به دادگاه شکایت کرده و حکم توقیف این سه کشتی را که در رهن این بانک بوده، از دادگاه گرفته است.
ایران در چند سال گذشته تعدادی کشتی با وام بانکهای خارجی خریداری کرده و ماهانه مبالغ زیادی را بابت اقساط وام خرید این کشتیها به بانکهای خارجی پرداخت میکند.
مسئولان فرودگاه رشت برای گرفتن طلب خود از شرکت هواپیمایی کاسپین اقدام به حبس مسافران در داخل هواپیما و ممانعت از خروج آنها کردند.
به گزارش وبسایت آخریننیوز، هواپیمای پرواز دمشق - رشت با بیش از ۱۳۰ مسافر ساعت ۱۴ روز گذشته (یکشنبه) در فرودگاه بینالمللی سردار جنگل رشت فرود آمد ولی به سبب بدهی شرکت هواپیمایی کاسپین به فرودگاه رشت، مسافران آن به گروگان گرفته شدند.
این گزارش میافزاید که سرانجام با رایزنی مسئولان و وساطت برخی نهادهای مستقر در فرودگاه، اجازه خروج مسافران (پس از یک ساعت) از هواپیما داده شد.
گفته میشود هواپیماهای شرکت کاسپین به علت بدهی ۴۰۰ میلیون ریالی اجازه ورود به فرودگاه رشت را نداشتند، اما این شرکت توجهی به این اخطار نکرد و پرواز دمشق– رشت وارد فرودگاه شد.
جدیدترین گزارشها نشان میدهد سپردههای ایرانیان ۲۲ درصد کل سپردههای خارجی بانکهای ترکیه را تشکیل میدهد.
موسسه نظارت و کنترل بانکهای ترکیه اعلام کرده که سپردههای بانکی ایرانیها در بانکهای این کشور به رقم چهار میلیارد و ۳۰۰ هزار میلیون لیره معادل دو میلیون و ۹۶۷ هزار دلار برابر با سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است.
بر اساس این آمارها، ارزش کل سپردههای بانکی در ترکیه تا پایان سپتامبر گذشته به رقم ۵۷۳ میلیارد لیره ترک رسید.
همچنین ارزش سپردههای وارد شده از خارج از ترکیه به بانکهای این کشور ۱۹ میلیارد و ۸۰۰ میلیون لیره بود که اکثر آن مربوط به شهروندان ترکیه است که در خارج از این کشور کار میکنند.
پیش از این نیز گزارشهایی منتشر شده بود که پس از همراهی کامل امارات با تحریمهای پولی و بازرگانی علیه ایران، تهران بخش اعظم مبادلات پولی و بازرگانی خود را از حوزه خلیج فارس به ترکیه منتقل میکند.
عبدالسعید حقیقیمقدم فرماندار قم پیشنهاد کرد به منظور حفظ «بار معنوی و فرهنگی» سفر آیتالله علی خامنهای به قم، هر هفته «مراسم شکرانه» در مدارس این شهر برگزار شود.
آقای مقدمفر عصر روز گذشته (یکشنبه) در جلسه شورای آموزش و پرورش شهرستان قم گفت: «بار معنوی و فرهنگی سفر مقام معظم رهبری نباید به فراموشی سپرده شود.»
فرماندار قم افزود: «در هر هفته باید یک مدرسه، مراسم شکرانه را به همراه پوشش خبری مناسب برگزار کرد تا اهمیت این سفر همچنان برای جامعه زنده نگه داشته شود.»
علی خامنهای اوایل آبان ماه سالجاری به قم سفر کرد و با برخی روحانیون بلندپایه این شهر دیدار و گفتگو کرده بود.
آقای خامنهای پس از این سفر رسمی تاکنون سه سفر غیر رسمی دیگر نیز به قم داشته است.
اعضای بسیج دانشگاه بوعلی سینای همدان با تجمع در مقبره استر و مردخای تهدید کردند در صورت صدمه دیدن مسجدالاقصی توسط اسرائیل، این مقبره را ویران خواهند کرد.
این گروه از بسیجیها روز یکشنبه با تجمع در مقبره استر (همدان) با صدور بیانیهای اعلام کردند: «ما دانشجویان بسیجی به سران رژیم صهیونیستی هشدار میدهیم اگر به هر نحوی به مسجدالاقصی تعدی کنند، مقبره این قاتلان پست را ویران میکنیم.»
آنها نوشتهاند که استر و مردخای «کسانی هستند که با استناد به کتاب عهد عتیق 77 هزار ایرانی را در یک روز به قتل رساندهاند.»
بنابه روایات عهد عتیق، استر یک زن جوان یهودی بود که پنج قرن پیش از میلاد مسیح به همسری خشایار پادشاه هخامنشی درآمد و او را قانع کرد به یهودیان اجازه دهد آزادانه در داخل مرزهای امپراتوری ایران سکنی گزینند.
چندین پروژه عمرانی و باستان شناسی در اطراف مسجدالاقصی که یهودیان آن را به عنوان قبه الصخره و مسلمان به عنوان حرم الشریف میشناسند، در جریان است.
این پروژهها باعث طرح این اتهام از سوی بعضی مسلمانان شده است که اسرائیل قصد تخریب این مکان مذهبی را دارد.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از افزایش ۱۸ درصدی مراجعات قلبی و ۳۰ درصدی مراجعات تنفسی به اورژانسهای تهران در مدت وضعیت هشدار آلودگی هوای تهران خبر داد.
مرضیه وحید دستجردی ضمن بیان این مطلب، در عین حال مدعی شد: هیچ مورد مرگ در این روزها گزارش نشده و خوشبختانه طبق اعلام مراکز ذیربط تغییرات آب و هوایی به زودی اتفاق میافتد.
وی افزود: آلودگی هوا تنها سلامت بیماران قلبی و ریوی را تهدید نمیکند بلکه کودکان، سالمندان، زنان باردار و سایر اقشار جامعه نیز باید مراقب باشند و فقط در صورت اجبار در سطح شهر و خیابانها و معابر تردد کنند.
میزان آلودگی هوای تهران امروز برای سی و چهارمین روز پی در پی در وضعیت «هشدار» باقی ماند.
سازمان هواشناسی پیشبینی کرده است که از فردا، با وزش باد و بارش پراکنده باران از غلظت آلایندهها کاسته شود.
مهران فرجی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی، روز شنبه با یورش ماموران امنیتی بازداشت شد.
وی فعالیت در روزنامههای همشهری، اعتماد ملی و کارگزاران و عضویت در سازمان جوانان حزب اعتماد ملی را در کارنامه خود دارد.
با احتساب این بازداشت، این هفتمین فعال مطبوعاتی است که طی روزهای اخیر بازداشت می شود.
طی هفتهای که گذشت، ریحانه طباطبایی، خبرنگار روزنامه شرق، کیوان مهرگان، احمد غلامی و فرزانه روستایی و علی خدابخش دبیر سرویس بخش های سیاسی و بین اللمل و سردبیر و سرمایه گذار همان روزنامه و همچنین امیر هادی انواری، خبرنگار حوزه اقتصادی نیز بازداشت شدهاند.
ایران با ٣٧ روزنامه نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان لقب گفته است.
اشرف منتظری، دختر آیتالله منتظری که هم شاهد روزهای «قائم مقام رهبری» پدر بوده و هم روزگار حصرش را دیده در گفتگو با مردمک از شرایط زندگی خانوادهاش در طول این سالها گفته است. با هم گزارههای این گفتگو را میخوانیم:
- از همان شروع مبارزات همه اعضای خانواده از علاقهمندان و مقلدین امام خمینی شدیم و در مبارزات نوعی سمپاتی نشان میدادیم. نقش پدرم در حوزه و بین فضلا و طلاب و ارجاع آنان به تقلید از آیتالله خمینی خیلی تاثیرگذار بود.
- پدرم حدود 72 ماه، یعنی بیش از پنج سال، زندانی بود. حدود 61 ماه نیز تبعید شد.
- پدرم در دوران اول زندان در سال 1345 توسط دكتر جوان شكنجه شد. در سال 1354 شخصی به نام سعیدی، با سیلیهای مداوم و شلاق ایشان را شكنجه میداد كه در اثر سیلیها پرده گوش ایشان پاره شد. شكنجههای برادرم نیز معروف است، از قبیل شلاقهای متوالی و زیاد و گذاشتن ایشان روی اجاق داغ.
- ماموران ساواک منزل ما را تفتیش میکردند، عکسی از مرحوم امام خمینی روی کمد بود. آنها عکس را با نگاهی غضبآلود برداشتند ولی من گفتم اگر آن را بردارید بچهها ناراحت میشوند، آنها هم فوراً عکس را سر جایش گذاشتند. همچنین در اطاقی زیر پتو مقداری اعلامیه پنهان کرده بودم. تصادفاً یکی از زنان فعال که از دوستان نزدیک بود هم در آن اطاق به اتفاق بچههایش خوابیده بود. من به ماموران گفتم دختر خاله همسرم که مریض است و از اصفهان آمده در این اطاق در حال استراحت است. ماموران هم از تفتیش آن اطاق چشمپوشی کردند. اما در جمهوری اسلامی یادم هست تمام وسایل و اثاثیه اطاقها را زیرورو میکردند و باشدت وارد اطاقی شدند که دختر مریضم در حال استراحت بود، به نحوی که دخترم از ترس گریه میکرد و میلرزید.
- ما انتظار نداشتیم در نظامی كه خانواده ما برای تشکیل آن زندانها، تبعیدها و شكنجههایی را متحمل شده، مجدداً به اتهامات واهی مورد ایذا و فشارهای روحی قرار گیرد. البته اخبار متواتر حكایت از آن دارد كه در زندانهای جمهوری اسلامی، علاوه بر شكنجههای روحی، شكنجههای جسمی فراوانی بوده و هست. یكی از دغدغههای مهم پدرم همین شكنجه ها بود و ایشان هیاتهایی را به طور منظم به داخل زندانها میفرستادند و از بسیاری كارهای خلاف و شكنجهها جلوگیری كردند.
- پدرم كاملاً درد زندانی و تبعیدی و خانواده او را با تمام وجود احساس میكرد. ایشان میگفت این قضات دادگاه انقلاب یك روز هم درد زندان را احساس نكردهاند وگرنه این حكمهای سنگین را برای اتهامات جزیی صادر نمیكردند.
- پس از سخنرانی سیزده رجب و حمله لباس شخصیها و بسیجینماها به بیت ایشان و تلاش برای خارج كردن پدرم از اطاق محل كارشان و بردنشان به جای نامعلومی، ایشان در آرامش كامل روحی بود و در مقابل تهدید مسئولان سپاه كه میگفتند باید از این جا خارج شوید میگفت من از پشت میز مطالعه تكان نمیخورم. سران سپاه با بیسیم به مقام بالاتر گزارش كردند و پس از ردوبدل كردن كلماتی مایوسانه از اطاق مطالعه ایشان خارج شدند.
- همان روزها، از یکی از پاسداران قمی که عضو تیم حفاظت بیت بود شنیدم که میگفت آقای منتظری با امام زمان ارتباط دارد. گفتم چه طور؟ گفت آن روز که به بیت و اطاق ایشان حمله کردند، برنامه آنان این بود که آقا را بیاورند توی کوچه بین مهاجمین تا آنها او را از بین ببرند. نا تصمیم گرفتیم اگر آقا را بیرون آوردند به مهاجمین و سران آنها حمله کنیم و لذا اسلحههای خود را برای این کار آماده کرده بودیم و معلوم نبود چه خواهد شد و به یقین حمام خون راه میافتاد.
- وضعیت روحی پدرم بعد از انتخابات ریاست جمهوری و حوادثی كه رخ داد بسیار نگرانكننده بود. ایشان لحظهای از فكر زندانیان سیاسی كه به خاطر انتقاد به تقلب در انتخابات، محاكمه و محكوم میشدند بیرون نمیرفت.
- دو مبنای اصلی انقلاب كه نظام مبتنی بر آن به نام جمهوری اسلامی مقرر شد، جمهوریت و اسلامیت بود، پدرم در یكی از پیامهای بعد از انتخابات صریحاً گفت با اوضاع فعلی نه از جمهوریت و نه از اسلامیت نظام چیزی باقی مانده است.
- پیشبینی میشد كه تشییع جنازه ایشان بیش از اندازه باشكوه باشد ولی متاسفانه حاكمیت محدودیتهای نامریی اعمال کرد مثل این كه در اصفهان شایع كردند كه جنازه ایشان را به نجف آباد میآورند تا عده زیادی از آمدن به قم منصرف شوند یا این كه در ورودیهای شهر قم بسیاری از اتوبوسهایی را كه مردم برای شركت در تشییع جنازه با آنها آمده بودند چندین ساعت متوقف کردند تا به مراسم تشییع جنازه نرسند. ماموران امنیتی حدود یك ساعت زودتر از وقت اعلام شده ترتیبی دادند تا تشییع جنازه شروع شود و علاوه بر این، مسیر تشییع را از خیابان بزرگی كه دفتر رهبری در آن خیابان بود تغییر دادند تا مسیر آن كوتاه شود و زودتر به حرم حضرت معصومه برسد.
- كسی از اعضای بیت دستگیر نشد ولی عده ای از دوستان و آشنایان و فعالان سیاسی و عدهای از جوانان كه ما آنها را نمیشناختیم، دستگیر شدند و متاسفانه یکی از افراد بازداشت شده در اثر تصادف به سختی مجروح شد و پس از چند روز، در اثر خونریزی فوت کرد. آنهایی كه دستگیر شدند، در حین دستگیری و بعد از بازداشت مورد اذیت و شكنجه قرار گرفتند.
- ماموران امنیتی نگذاشتند هیچ مراسمی برای پدرم برگزار شود. همان شب دفن كه اعلام شده بود در مسجد اعظم جلسه ختمی بر قرار است، نیروهای لباس شخصی در حالی كه عكس رهبر را در دست داشتند آمدند و شبستان مسجد اعظم را اشغال کردند و تا آخر با دادن شعارهای اهانتآمیز مانع برگزاری جلسه ختم شدند. همزمان عدهای از آنها به در دفتر و نیز منزل برادرم سعید، حمله كردند و شیشههای آن جا را شكستند و تا آخر شب مانع رفت و آمد مردم شدند و هركس اصرار میكرد مورد ضرب و شتم قرار میگرفت.
- فكر می كردند، با فوت ایشان، مردم هم راه و رسم ایشان را فراموش میكنند، ولی واقعیت را طور دیگری دیدند و لذا راهی جز حمله و تخریب و غارت پولهای مربوط به شهریه طلاب نداشتند.
عیسی سحر خیز در نامهای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نوشته است، به قانون اساسی التزام دارم اما از نظر شرعی، زیر بار «حاکم جائر» و «غیرمتقی» نمیروم.
این نامه در پی آن نوشته شده است که اخیرا دادستان تهران برخی زندانیان از جمله عیسی سحر خیز، احمد زیدآبادی و مسعود باستانی را «ساختار شکن» و «اصلاح ناپذیر» خوانده و مانع مرخصی و ملاقات ایشان با خانواده های خود شده است.
این روزنامه نگار زندانی در واکنش به اظهارات دادستان تهران که گفته بود «مرخصی که بعضیها میگویند حق زندانی است، بهنظر ما یک امتیاز است و ما زمانی امتیاز میدهیم که یا در قبالش اصلاح صورت گرفته باشد یا مغایرتی با محکومیت نداشته باشد»، نوشته است: «اکنون این پرسش مطرح است که مگر شما به اصل 37 قانون اساسی باور ندارید که تصریح میکند، اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود؟»
سحر خیز در ادامه نامه خود نوشته است، «شما چرا به بیش از 90 درصد دیگر زندانیان استناد نمیکنید که با قرار کفالت، وثیقه و غیره مرخص شدند و به زعم شما مشکلی هم ایجاد نکردند؟»
وی در واکنش به لغو حقوق اولیه خود و زندانیان سرشناس دیگر تحت نام «ساختار شکن»، نوشته است: «بهگمان من، حال که چنین قانونی در کشور وجود ندارد و چنین جرمی تعریف نشده است، براساس آنچه به شما «آموختهاند» یا از شما «خواستهاند» اکنون هر آن کس که نقد و انتقادی به رهبری نظام داشته باشد «ساختارشکن» معرفی میشود.»
عیسی سحر خیز در نامه خود تصریح کرده است که «من در مورد خودم بحث زیادی مطرح نمیکنم؛ چون بارها بهصراحت گفته و نوشتهام که اگرچه به قانون اساسی التزام دارم اما از نظر شرعی زیر بار «حاکم جائر» و «غیرمتقی» نمیروم چرا که براساس اصل 109 قانون اساسی شرط رهبری عدالت، تقوا و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و... است.»
وی در ادامه خاطرنشان ساخته، «مشکل ندادن مرخصی به امثال ما، هیچکدام از این موارد نیست؛ علت اصلی همانگونه که دوبار مستقیم خدمت شما مطرح کردم این است که مقامهای سیاسی و امنیتی که حرف آخر را میزنند، ما را به گروگان گرفتهاند.»
سحرخیز که مدتی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران اصلاحات بوده در پایان نامه خود نوشته است، «این سخنی است که میتواند هرچه بیشتر مقامهای تحت رهبری آیتالله خامنهای و حتی شخص ایشان را دستاندرکار نقض گستردهی حقوق بشر، به ایرانیان و جهانیان معرفی کند و در آیندهی نه چندان دور، در محکمهای منصفانه، مجازاتی عادلانه نصیب آنان کند.»
محمد نوری زاد، نویسنده و مستندساز زندانی، با بیان اینکه «طی سه روز خون من با شهدا پیوند میخورد و روز عاشورا، جنازه ام را برسرشان می کوبم »، از تصمیم خود مبنی بر آغاز اعتصاب غذایی خشک خبر داد، که علت آن را «اعتراض به روند دادگاه سه دقیقهای برای رسیدگی به شکایت وزارت اطلاعات از او و هچنین رفتار توهین آمیز قاضی در جلسه دادگاه» اعلام کرده است.
فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد در مصاجبهای که به گزارش کلمه با نگرانی شدیدی وی انجام شده از همه خواسته برای نجات جان همسرش تلاش کنند. گزارههای این گفتگو را میخوانید:
- نه خود آقای نوری زاد از قبل در جریان زمان برگزاری دادگاه بودند و نه ما. در روزهای دوشنبه و سه شنبه به طور ناگهانی همسرم را به دادگاه برده اند که حکم این دادگاه نمایشی هم دوسال حبس بوده است. آقای نوری زاد گفته اند من شما را عادل نمی دانم و این دادگاه را نیز به رسمیت نمی شناسم و وقتی قاضی مقیسه از ایشان میخواهند که حکم را امضا کنند آقای نوری زاد از امضای آن امتناع میکنند.
- آقای مقیسه گفته که بیست روز برای درخواست تجدیدنظر به حکم وقت دارید که آقای نوری زاد تاکید کرده اند چون از اساس روند چنین دادگاهی را قبول ندارم اعتراض هم نمیکنم. هرکاری میخواهید، انجام بدهید، همانطور که تا الان هم همین روند حاکم بوده است، که متاسفانه با فریاد و پرخاشگری قاضی مواجه میشوند.
- الان اولویت برای ما نجات جان آقای نوری زاد است. ما از دیروز که خبر تصمیم او را برای اعتصاب غذای خشک شنیدهایم لحظهای آرام و قرار نداریم. ایشان وقتی تصمیم به انجام کاری بگیرند، مصرانه آن را عملی میکنند و این موضوع با توجه به شرایط جسمی شان به شدت نگرانم میکند . همسرم به همان کسی که او را در دادگاه دیده است گفته میدانم طی سه روز خون من با شهدا پیوند میخورد. من جانم را از دست میدهم و آنها فرصت را.
- برای نجات جان همسرم از همه درخواست کمک دارم. در این شرایط بحرانی دست مدد بسوی مردم ،علما و بزرگان، سینماگران ، هنرمندان و همه و همه دراز می کنم و می گویم آقای نوری زاد را دریابید. جان او در خطر است. برای نجات جان همسرم از مجامع حقوق بشری داخل و خارج از کشور نیز درخواست کمک دارم .
- در حال حاضر چندین نامه هم خطاب به قوه قضاییه، دادستان و مسئولان نظام تنظیم کرده ایم اما این را بدانید که واقعا کسی نیست تا به فریادمان برسد. جان همسرم در خطر است.
- در این وضعیت ما با مرگ و زندگی یک انسان روبرو هستیم و کار خاصی هم از دستمان بر نمی آید. حتی شرایط گفتوگو با او را هم نداریم تا شاید بتوانیم منصرفش کنیم. ممنوع الملاقات و ممنوع از تلفن بودن وضعیت را بغرنج تر کرده است. چون به او دسترسی نداریم تا از اعتصاب غذا منصرفش کنیم. حداقل درخواستی که داریم ملاقات با همسرم است .
رضا شهابی، فعال سندیکایی بازداشتی و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در هفتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضیِ خود، به علت وخامت وضع جسمانی به بیمارستان منتقل شد.
شهابی که خرداد ماه سال جاری در تهران بازداشت شده، از حدود یک هفته قبل، در اعتراض به وضعیت نامشخص خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذای خشک زده بود.
حسن شهابی برادر این فعال سندیکایی گفته که او در آخرین ملاقات در روز پنجشنبه گفته است تا روشن شدن وضعیتش به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.
همسر این فعال سندیکایی زندانی، طی روزهای اخیر با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی همسرش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفته بود: «امروز که به ملاقات رفتم، دیدم حتی نمیتواند راه برود، قدرت حرف زدن هم نداشت حالش خیلی بد بود. خیلی از دوستان و همکارانش از من خواسته بودند که امروز از او بخواهم که اعتصابش را بشکند اما او گفت من تا روشن نشدن تکلیفم اعتصابم را ادامه میدهم. آخر او نزدیک به هفت ماه است که بازداشت شده و هنوز جرمش مشخص نیست.»
همسر این فعال کارگری همچنین با اظهار اینکه همسرش فقط از حقوق هم صنف های خود دفاع می کرده و به غیر از این کار دیگری انجام نداده است، گفت: «او نزدیک به هفت ماه است که در زندان است، دو ماه پیش با آزادی او با قرار وثیقه موافقت شد، بار اول گفتند که ۶۰ میلیون اما دوباره گفتند که ۱۰۰ میلیون باید وثیقه گذاشته شود ما هم تهیه کردیم با این وجود هنوز او را آزاد نکردند.»
به جز شهابی، نسرین ستوده و همچنین محمد نوری زاد نیز در اعتصاب غذا به سر میبرند.
شعلههای آتش همچنان بخشی از جنگلهاي گلستان تا نزديكهاي گرگان را فرا گرفته و در حال حاضر 430 هزار هكتار عرصه جنگلي استان گلستان توسط آتش تهديد ميشود.
یک محقق و كارشناس جنگل با اعلام اینکه «سه روز است جنگلهاي راميان در آتش میسوزد»، گفت: «گرچه آتشسوزيها بيشتر به صورت سطحي و لكهاي است اما چون آتش در مناطق حفاظت شده و صعبالعبور با شيب زياد رخ داده است، كار اطفا حريق با مشكل مواجه شده و همين موجب گسترش آتش ميشود.»
اسدالله كريمي افزود، «متاسفانه كمبود امكانات در مناطق صعبالعبور ايجاد مشكل كرده و مردم با پاي پياده و بيل و كلنگ و لوازم ابتدائی به خاموش كردن آتش مشغولاند.»
وی درادامه خاطرنشان کرد «بالگردها نیز آنطور كه بايد و شايد موثر نبودهاند زيرا اولاً اين بالگردها ويژه اطفا حريق نيستند و هنگامي كه تانكرهاي حامل آب نيز روي آنها متصل ميشود تنها ميتوانند 3 هزار ليتر آب در هر پرواز حمل كنند كه رقم قابل توجهي نيست.»
این کارشناس جنگل هشدار داد: «تمام تلاش مسئولين اين است كه آتش به جنگلهاي سوزن برگ منطقه نرسد، زيرا در صورت سرايت آتش به اين جنگلها، درختان سوزني برگ به سرعت ميسوزد و عملا حاصل سالهاي تلاش و زحمت ايجاد جنگلهاي دست كاشت از بين ميرود.»
کریمی با اشاره به «عامل انساني و رفتار بيملاحظه توريسم و گردشگر» به عنوان عوامل اصلی آتش سوزی، توضیح داد: «با وجود خشكي جنگل حتي يک برگ سوخته كه توسط باد جابهجا ميشود هم ميتواند زمينهساز آتش بزرگ باشد و پايش و مراقبت منطقه عرصه تا زماني كه باران نبارد بايد ادامه داشته باشد.»
این در حالیست که آتشهاي پراكنده ساير نقاط عرصه سبز شمال ایران مانند ساري، گلوگاه و قائمشهر در استان مازندران و درفک و سراوان، املش دشت و ارتفاعات ديلمان در استان گيلان را نیز بينصيب نگذاشته است. گزارشها حاكي است كه در اثر حريق جنگلهاي منطقه «اچوفي» در شهرستان ساري به مساحت یک هكتار و در منطقه سوادكوه به مساحت چهار هكتار طعمه حريق شده است.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياستخارجي مجلس گفت: يكشنبه هفته آينده در اولين جلسه اين كميسيون طرح كاهش روابط با انگليس بررسي ميشود.
کاظم جلالی دلایل بررسی طرح کاهش روابط با بریتانیا را «گستاخیهای مکرر سفیر انگلیس در ایران و عدم رعایت شئون دیپلماتیک و همچنین دخالتهای مکرر برخی دیگر از دولتمردان انگلیس در امور ایران از جمله دخالتها و تهدیدهای ساورز که منجر به شهادت دکتر شهریاری شد و همچنین عملکرد مغرضانه بی.بی.سی، رسانه دولتی این کشور به عنوان بازوی رسانهای فتنه» عنوان کرد.
از سوی دیگر حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس، سفارت انگليس را «جاسوس خانه» توصيف كرد.
در همین زمینه غلامرضا کرمی، از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت که اعضای این کمیسون بر کاهش سطح روابط دو کشور «اتفاق نظر» دارند.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز درباره سخنان سفیر بریتانیا در تهران که ایران را به نقض حقوق بشر در ایران متهم کرد، گفت که «سفیر انگلیس در ایران باید ادب سفیر بودن را بیاموزد».
گفته میشود یادداشت سفیر بریتانیا در تهران به مناسبت روز جهانی حقوق بشر در تصمیم مجلس برای بررسی دوباره طرح کاهش روابط با بریتانیا بیتاثیر نبوده است.
سفیر بریتانیا در تهران، سه روز پیش به مناسبت روز جهانی حقوق بشر در مقالهای که در سایت سفارت آن کشور منتشر شد، از حکومت ایران به خاطر «دستگیریهای خودسرانه» و «آزار و اذیت مدافعین حقوق بشر» انتقاد کرد.
در پی انتشار يادداشتی از سفير بريتانيا در تهران درباره وضعيت حقوق بشر در ايران، گروهی با تجمع مقابل سفارت اين کشور در تهران پرچم بريتانيا را آتش زدند.
خبرگزاریهای ایران افراد تجمعکننده را «دانشجویان دانشگاههای تهران» معرفی کرده و گزارش کردند که با در دست داشتن تصاویری از متخصصین هستهای ایران که در یکسال گذشته ترور شدند، شعارهائی علیه انگلیس، آمریکا و اسرائیل سر دادند.
ایرنا گزارش کرده است که «دانشجويان، خشمگين از ترور دانشمندان ايرانی پرچم کشورهای آمريکا و انگليس را به نشانه اعتراض به آتش کشيدند»؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی این تجمع را «خودجوش» خوانده و تصریح کرده که «دانشجويان» خواستار اخراج سايمون گس، سفير بريتانيا در تهران، شده اند.
خبرگزاری فارس نيزگزارش کرد «حميد رسايی و اسدالله بادامچيان، دو نماینده مجلس، به صف تجمع کنندگان پيوستند و با با پرتاب تخم مرغ به سمت سفارت انگليس خشم و نفرت خود را به نمایش گذاشتند.»
یکی از تجمع کنندگان در این خصوص گفته است: «سفير انگليس اخيرا در وبلاگ خود عليه ايران مطلب نوشته و پز حقوق بشری داده است و اين در حالی است که خيابان های انگليس اين روزها صحنه نقض جدی حقوق بشر است.»
سايمون گس روز 18 آذرماه در يادداشتی با عنوان «جرم نسرين ستوده، دفاع شجاعانه است» که در سايت سفارت بريتانيا در تهران منتشر شده، نوشت که «از سال گذشته تا کنون مدافعان حقوق بشر مورد آزار و اذيت قرار گرفته و زندانی شده اند. يک نمونه از آنها نسرين ستوده است.»
آقای گس می افزايد: «دادستانهای ايران اتهام مبهم «اقدام عليه امنيت ملی» را عليه او مطرح کرده اند اما اتهام اصلی او در واقع دفاع شجاعانه و آشکار کردن بیعدالتیهايی است که حکومت ايران ترجيح میدهد پنهان بمانند.»
این نوشته سفیر انگلستان در تهران واکنشهائی از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات تهران نیز داشته، به گونهای که کاظم جلالی، سخنگوی کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس از نهائی شدن طرح کاهش سطح روابط با انگليس خبر داد.
حمایتگران جنبش سبز ایران در برلین، با اردشیر امیر ارجمند، مشاور میرحسین موسوی گفتگو کردند. آقای امیرارجمند در این گفتگو از جایگاه جنبش سبز در ایران و جهان سخن می گوید. تماشای این گفتگو خالی از لطف نیست.
وزیر راه و ترابری در مراسم افتتاح نمایشگاه صنایع هوایی و هوانوردی ایران در کیش 30 دقیقه از وقت 40 دقیقهای خود را به شرح فواید سبزی و پیاز و لزوم صادرات این محصولات به کشورهای سردسیر اختصاص داد.
حمید بهبهانی در این مراسم گفته که «بایستی سبزیها را به صورت پاک شده بستهبندی و به بازارهای جهانی عرضه کنیم.»
در مراسم افتتاح این نمایشگاه بیش از 120 شرکت ایران و خارجی شرکت داشتهاند.
وبسایت الف با اعلام این خبر نوشته که مسئولان اجرایی کشور باید عادت کنند که «جز در حوزه تخصصی» خود سخن دیگری نگویند.
ميرحسين موسوی از رهبران جنبش سبز گفته است جريان حاکم در جمهوری اسلامی ايران بيست سال است که برای يکدست کردن کشور تلاش میکند و انتخابات سال گذشته آخرین پرده این تلاشها به شمار میرود.
آقای موسوی در گفتگو با نشريه اينترنتی «قلم سبز» با اشاره به مسائل مطرح شده در مناظرههای انتخاباتی سال گذشته از سوی احمدینژاد اظهار داشت: «مناظره کذايی نه برای از ميدان بدر بردن بنده يا آقای کروبی بلکه برای تصفيه حساب کامل با همه نيروهای رقيب و يکدست کردن کشور بوده است.»
اين رهبر جنبش سبز با اشاره به نوار سخنرانی سردار مشفق، يک مقام اطلاعاتی که سال گذشته اظهارات وی درباره انتخابات منتشر شد، افزود: «حضرات در نوار مشهور و اخيرا از قول يک روحانی بحث يک توطئه بيست ساله کردهاند، بنده میخواهم با توجه به دروغ نهفته در اين ادعا بگويم که جريان حاکم در آستانه انتخابات بيست سال برای يکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود.»
وی در توضيح بيشتر گفته است: «مناظره در سايه اين نگاه، معنی ديگر پيدا میکند و همچنين تصفيههايی که از مجلس چهارم شروع شد و بعد در انتخابات بعدی گسترش يافت بهتر فهميده میشود.»
آقای موسوی اضافه کرده که حاکمان جمهوری اسلامی «به دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدين و معترضين بودند؛ فضايی شبيه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.»
ریحانه طباطبایی خبرنگار سرویس سیاسی روزنامه شرق هم به فهرست روزنامهنگاران بازداشتی این روزنامه پیوست.
به گزارش سایت کلمه، ریحانه طباطبایی صبح امروز یکشنبه توسط نیروهای امنیتی در منزل پدرش دستگیر شده است.
هفته گذشته نیز احمد غلامی سردبیر، فرزانه روستایی دبیر سرویس بینالملل، کیوان مهرگان دبیر سرویس سیاسی، امیرهادی انواری از نویسندگان و علی خدابخش سرمایهگذار این روزنامه بازداشت شده بودند.
جمهوری اسلامی ایران همزمان با آغاز دور تازه مذاکرات درباره برنامه هستهای با جامعه جهانی، سرکوب روزنامهنگاران و وبنگاران را تشدید کرده است.
روزنامه شرق از زمان تأسیس خود بارها از سوی هیات نظارت بر مطبوعات که زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است توقیف شده است.
این روزنامه، ۲۲ فروردین ماه سال ۸۹ و پس از دو سال و نیم توقیف، انتشار سراسری خود را از سر گرفت.
دولت محمود احمدینژاد شش میلیارد تومان برای توسعه مسجد «بالاسر کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه» در قم اختصاص داد.
بر اساس این مصوبه، بودجه مذکور به تدریج در اختیار بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت.
این مصوبه از سوی محمدرضا رحیمی معاون اول احمدینژاد برای اجرا ابلاغ شده است.
هفته گذشته نیز سعید زاویه مدیر مجموعه فرهنگی هنری ارگ آزادی از برپایی «تکیه دولت» پس از گذشت حدود ۸۰ سال در مجموعه ارگ آزادی تهران با ۳۰ میلیارد تومان هزینه خبر داده بود
تکیه دولت در محله سرچشمه تهران در کوچهای به نام «دولت» بوده که حدود ۸۰ سال پیش تخریب شد و در حال حاضر تنها چادر سقف آن باقی مانده است.
مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز میگوید که دولت محمود احمدینژاد در سه حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ روند قهقرایی داشته و باعث عقبماندگی کشور شده است.
آقای کروبی در مصاحبه با روزنامه تکصفحهای اعتماد ملی با توصیف دولت محمود احمدینژاد به عنوان «دولت مستقر» گفت که دولت احمدینژاد در زمینه سیاست خارجی بدبختیها و بیآبرویی بسیاری به بار آورده است.
مهدی کروبی فراموش کردن قطعنامههایی که اثرات اقتصادی زیانباری برای ایران دارد از سوی مسئولان کشور را نشانه آن دانست که آنها «از درد و رنج مردم بیاطلاعند.»
آقای کروبی در بخش دیگری از این گفتگو اظهار داشت: «در برخی استانهای ایران نرخ بیکاری به ۳۰ درصد رسیده و در بیشتر مناطق صنعتی حدود ۵۰ درصد از واحدهای تولیدی در حال تعطیلی هستند.»
این رهبر جنبش سبز همچنین با انتقاد از کارنامه فرهنگی دولت به بالا رفتن درصد اعتیاد، افزایش چشمگیر میزان طلاق و خشونت اجتماعی، فرهنگ دروغسازی از سوی دولت، جا افتادن ریا، تملق و چاپلوسی و کمرنگ شدن اعتماد بین مردم اشاره کرده است.
وی در عین حال گفت که «امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسائل و مشکلاتی را که در اداره کشور با آن مواجه میشوند با شبیهسازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل میکند.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر