کميتهی بينالمللی صليب سرخ میگويد محاصرهی باريکهی غزه توسط اسرائيل ناقض ميثاقهای جهانی ژنو و قوانين مورد توافق کشورهای جهان است. اين نهاد غيرسياسیِ بشردوستانه، در بيانيهی پنج صفحهای خود آورده است که جمعيت غيرنظامی غزه برای اعمالی مورد مجازات قرار میگيرد که هيچ نقشی در آن نداشته است. در اين بيانيه همچنين آمده است که مجازات جمعی غيرنظاميان نقض آشکار تعهدات دولت اسرائيل به قوانين بشردوستانهی بينالمللی به شمار میرود. اين کميته در بيانيهای که روز دوشنبه در ژنو منتشر شد، همچنين از شبهنظاميان حماس به دليل نقض قوانين بينالمللی انتقاد کرده و از اين گروه خواسته است تا اجازه دهند خانوادهی گيلاد شَليت، سرباز اسرائيلی که چهار سال است در اسارت آنها است، به طور مرتب با فرزند خود ديدار کند.
در حالی که فرمانده پلیس تهران از دستگیری ۹۱ نفر در جریان تجمعات در روز ۲۲ خرداد خبر داده است، سایت کلمه میگوید که ۴۰۰ تن از بازداشت شدگان در روز شنبه به زندان اوین منتقل شدهاند. در حالی که فرمانده پلیس تهران از دستگیری ۹۱ نفر در جریان تجمعات در روز ۲۲ خرداد خبر داده است، سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی میگوید که ۴۰۰ تن از بازداشت شدگان در روز شنبه به زندان اوین منتقل شدهاند. بیشتر بخوانید: نيروی انتظامی از بازداشت تعدادی از معترضان در تهران خبر داد «درگیریهای پراکنده» در حوالی میدان انقلاب تهران در سالگرد انتخابات ۸۸ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیشتر در بیانیهای از لغو تصمیم خود برای برگزاری راهپیمایی ۲۲ خرداد، سالروز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، به دلیل آنچه از آن «حفظ جان و مال مردم» یاد شده بود، خبر دادند. با این حال گزارشهای رسیده از تهران حاکی از آن بود که اقدام شماری از معترضان برای تجمع در بعدازظهر روز شنبه در خیابانهای مرکزی شهر تهران، با برخورد خشونتبار نیروهای دولتی مواجه شده است و نیروهای دولتی که مرکب از بسیج، لباسشخصیها و یگانهای ویژه بودند، با توسل به باتوم و در مورادی گاز اشکآور، از شکلگیری هر گونه تجمعی ممانعت کردهاند. در پی این حوادث شامگاه روز شنبه احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی، در گفتوگو با خبرگزاری نیمهرسمی فارس، از دستگیری «تعداد اندکی مظنون» توسط مأموران اطلاعاتی خبر داد و افزود که این افراد شنبه شب پس از تکمیل پرونده به دستگاه قضایی معرفی میشوند. ساعتی بعد در صبح روز یکشنبه حسین ساجدینیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ به خبرگزاری مهر اعلام کرد که ۹۱ مظنون در روز ۲۲ خرداد دستگیر و به دستگاه قضایی تحویل شدهاند. این فرمانده انتظامی همچنین افزود که در روز شنبه «نیروهای پلیس در سطح شهر حضور داشتند اما مورد خاص یا درگیری را شاهد نبودیم» و اضافه کرد که هیچ خسارتی به شهر وارد نشد است. این در حالی است که سایت کلمه که به انتشار اخبار مربوط به میرحسین موسوی و جنبش سبز را پوشش میدهد به نقل از منابعی در زندان اوین از انتقال حدود ۴۰۰ تن از بازداشتشدگان روز ۲۲ خرداد به این زندان خبر داد. کلمه همچنین با اشاره به انتقال بخشی از بازداشتشدگان به بخش قرنطینه زنان زندان اوین افزوده است که «با توجه به تعداد اتوبوسها به نظر میرسد زنان بازداشتشده در اوین حدود ۱۰۰ نفر باشند». این وبسایت اصلاحطلب همچنین یادآور شده است که به دلیل «تعدد نهادهای امنیتی و انتظامی و نظامی» که روز شنبه در خیابانهای تهران اقدام به دستگیری افراد کردهاند آمار بازداشتشدگان قطعی نیست و فقط شامل کسانی است که به بازداشتگاه اوین انتقال یافتهاند. منابع رسمی تا کنون در مورد هویت دستگیرشدگان در روز ۲۲ خرداد اظهار نظر نکردهاند. «مردم منافقان را دستگیر کردند» در همین حال مرتضی تمدن، استاندار و رئیس شورای تأمین تهران روز یکشنبه به خبرگزاری فارس گفت که «در بین افرادی که دیروز [شنبه] توسط مردم دستگیر شدند، تعدادی از منافقان حضور دارند که مسئولان اطلاعاتی و انتظامی در موعد مقرر در این خصوص اطلاع رسانی خواهند کرد». منافقان اصلاحی است که مقامهای جمهوری اسلامی از آن برای معرفی اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق، از گروههای مخالف جمهوری اسلامی، استفاده میکنند. آقای تمدن که در روزهای اخیر، از «غیر واقعی» بودن درخواست راهپیمایی اصلاحطلبان در روز ۲۲ خرداد سخن گفته بود، مدعی شد که دستگیری معترضان در روز ۲۲ خرداد توسط «مردم» صورت گرفته است. استاندار تهران همچنین مدعی شد که «مردم» در پیادهروها و اطراف دانشگاه تجمع کرده بودند تا در صورت راهپیمایی «فتنهگران» با آنها برخورد کنند. وی همچنین اضافه کرد که با وجود آنکه «نیروهای ارزشی» با حضور در استانداری خواستار «اخذ مجوز برای راهپیمایی در مقابله با فتنهگران» بودند، ما برای حفظ آرامش «نیازی به انجام راهپیمایی ندیدیمِ». آقای تمدن در این اظهارات، اشارهای به احزابی که برای چنین راهپیمایی درخواست مجوز داده بودند نکرد. براساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی برگزاری تجمعات به شرط آنکه مسلحانه و مخل اسلام نباشد آزاد است اما به تازگی وزارت کشور به گروههای اصلاحطلب خواهان مجوز راهپیمایی در ۲۲ خرداد اعلام کرده بود که «انجام راهپیمایی به دعوت اشخاص نمیتواند غیر قانونی تلقی شود».
در آخرين مسابقه روز سوم رقابتهای جام جهانی فوتبال، آلمان با پيروزی چهار بر صفر استراليا را در هم کوبيد و با بجا گذاشتن بهترين نتيجه در مجموع هشت مسابقه انجام شده، پيشتاز گروه چهارم شد.در آخرين مسابقه روز سوم رقابتهای جام جهانی فوتبال، آلمان با پيروزی چهار بر صفر استراليا را در هم کوبيد و با بجا گذاشتن بهترين نتيجه در مجموع هشت مسابقه انجام شده، پيشتاز گروه چهارم شد. آلمان با گلهای لوکاس پودولسکی در دقيقه ۸ و ميروسلاو کلوزه در دقيقه ۲۶ نيمه نخست را دو بر صفر پيش افتاد. مارکو رودريگز داور مکزيکی در دقيقه ۵۶ کاپيتان «تيم کاهيل» را به دليل خطای خطرناک روی باستيان شواينس تايگر آخراج کرد تا استراليا ده نفری به بازی ادامه دهد و با از دست دادن آهنگ خوب شروع نيمه دوم، دو گل پياپی ديگر هم بخورد. توماس مولر در دقيقه ۶۸ و کاکائو (بازيکن تازه وارد به جای کلوزه) در دقيقه ۷۰ گل زدند تا يوآخيم لوو و يارانش غيبت کاپيتان ميشاييل بالاک را فراموش کنند. آلمان با اين پيروزی به دليل تعداد گلهايش غنا را در صدر گروه چهارم پشت سر گذاشت. در ورزشگاه شهر دوربان خطری که ريچارد گارسيا برای تيمی که سه بار قهرمان جام جهانی شده است، آفريد با زنگ خطر کلوزه و سپس گل زودهنگام پودولسکی فروکش کرد. در دقيقه چهارم مارک شارزر، دروازه بان استراليا، راه توپ کلوزه را بست اما چهار دقيقه بعد شليک پای چپ پودولسکی برای دروازه بان تيم فولهام انگليس غيرقابل مهار بود. اين گل پس از يک کار تيمی تمرين شده توسط مسعود اوزيل، توماس مولر و پاس رو به عقب مهاجم تيم بايرن مونيخ برای پودولسکی در جناح ديگر بدست آمد. در بازيابی تدريجی استراليايیها بار ديگر گارسيا خودی نشان داد، اما ضربه او از روی لبه محوطه جريمه کارساز نبود تا آلمانيها با زدن گل دوم واکنش سنگينی برای تيم بدون بخت داشته باشند. کلوزه در يک نمايش بين المللی نشانی از آغاز ضعيف فصل سپری شده نشان نداد و در پی خطرهايی که آفريد سرانجام گل دوم را با پرش و ضربه تماشايی و محکم سر به ثمر رساند. استراليا نيمه دوم را خوب شروع کرد و به دروازه آلمان چنگ و دندان نشان داد. اما با اخراج تيم کاهيل ضربه تمام کننده بر پيکر استراليا فرود آمد. پودولسکی گريخت تا با پاس او توماس مولر به زيبايی گل سوم را بزند و کاکائو نخستين ضربه اش در اين بازی و در جام جهانی به گل چهارم آلمان بدل کرد. آلمانيها در بازی بعدی روز ۱۸ ژوييه در ورزشگاه نلسون ماندلا بی، با غناييها برای حفظ پيشتازی می جنگند و روز بعد تيمهای بازنده اين گروه - استراليا و صربستان - رو در روی هم قرار می گيرند. در حالی که استراليا نمايی از تيم ارزنده جام جهانی ۲۰۰۶ را نداشت، ميروسلاو کلوزه مرد اول اين بازی اعلام شد.
مهدی کروبی، از سران مخالف دولت که برای ديدار با آيت الله يوسف صانعی، از مراجع حامی اصلاح طلبان، به قم رفته بود، روز يکشنبه به دليل محاصره منزل اين روحانی از سوی گروهی از هواداران رهبر جمهوری اسلامی قادر به بازگشت به تهران نشد. مهدی کروبی، از سران مخالف دولت که برای ديدار با آيت الله يوسف صانعی، از مراجع حامی اصلاحطلبان، به قم رفته بود، روز يکشنبه به دليل محاصره منزل اين روحانی از سوی گروهی از هواداران رهبر جمهوری اسلامی قادر به بازگشت به تهران نشد. اين گروه همچنين به اتوموبيل آقای کروبی حمله کردند و در عين حال، اقدام به دادن شعار عليه آيت الله صانعی، مهدی کروبی و حسن خمينی، نوه آيت الله خمينی، کردند. در سخنرانیای که در اطراف منزل آيت الله صانعی از سوی هواداران رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت، القابی مانند «نانجيب» و «ناخلف» به اين مرجع تقليد و نيز نوه آيت الله خمينی داده شد. محمد علی توفيقی، روزنامهنگار و تحليلگر سياسی در پاريس، درباره تجمع هواداران رهبری در مقابل منزل آيت الله صانعی به راديو فردا میگويد: «من تصور می کنم که اينها يک رفتار سازماندهی شده از سوی حاکميت است. در شرايطی که اين آقايان ادعا میکنند و اعلام میکنند نيروی انتظامی برای جلوگيری از هر نوع اقدام غيرقانونی آمادگی دارد، چگونه است که به راحتی، اين گونه افراد بدون مجوز تجمع میکنند و اصلاً چطور اينها خبردار میشوند که يک فرد، سفر غير رسمی به قم داشته است. همه اينها شواهدی است که نشان میدهد که اين تجمع سازماندهی شده بوده و از سوی خود حاکميت راه افتاده است. من فکر میکنم که دليل اين قضيه هم بر میگردد به نوع مقابلهای که حاکميت میخواهد با رهبران جنبش داشته باشد. آقايان در محاسبات خود میدانند که بازداشت رهبران جنبش يا هر برخوردی با آنان، هزينههای بسيار سنگينی بر حاکميت تحميل خواهد کرد و طبيعتاً مردم نيز آن را تحمل نمیکنند. به خاطر همين موضوع، آقايان سعی دارند با چنين اقدامات نمايشی که از سوی گروههای حامی و طرفدار حاکميت بروز میيابد، فضايی ايجاد کنند تا عرصه را برای فعاليت رهبران جنبش سبز تنگ تر و آنها را وادار به انفعال و سکوت کنند. ادبياتی که در تجمع هواداران دولت و رهبر جمهوری اسلامی ايران در مقابل منزل آيت الله صانعی مطرح شد و از جمله، القابی مانند «نانجيب» و «ناخلف» خطاب به آيت الله صانعی و حسن خمينی، نوه بنيانگذار جمهوری اسلامی، را چگونه ارزيابی میکنيد؟ در تاريخ سياسی ايران، سازماندهی گروه های لوده و لمپن برای برخورد با آزاديخواهان و روشنفکران و جريانات منتقد حکومت، مخصوصاً در ۳۰ سال گذشته، يک پديده نوظهور نيست. از ابتدای اين جنبش و حتی در ۳۰ سال گذشته، هر گاه، صدای مخالفی و به وجود آمده يا انتقادی مطرح شده است، در هر سطحی، حتی در سطح مرجعيت مذهبی يا در سطح رهبران سياسی، به نوعی سعی شده است که گروههايی که زمينههای اجتماعی اين نوع برخوردها و اين نوع سازماندهیها را دارند، تحريک شوند. طبيعتاً اين گروهها، گروههايی هستند که از لحاظ اجتماعی از يک پايگاه معين اجتماعی پايين برخوردارند و وقتی تحريک و تهييج میشوند، از آن ادبيات ويژه خودشان که میتوانم بگويم فقط يک نوع لمپنيسم است، استفاده میکنند و معمولاً هم حرف هايی که میزنند، به نوعی، ترجمان سطح پايين همان ايدهها و تئوریهايی است که در روزنامه «کيهان» و رسانههای رسمی عنوان شده و آميزهای از آن تئوری است، که اين آقايان آن را در طول چند ماه عليه جنبش به کار بردهاند و گفتند که يک «فتنه» است. ما میبينيم که اين افراد سعی دارند با تهييج احساسات و تحريک افکار عمومی به مقاصد خود، يعنی خاموش کردن جنبش سبز، برسند. آيا شما ارتباطی بين تجمعی که در مقابل منزل آيت الله صانعی در روز يکشنبه برگزار شد، با اخلال در سخنرانی حسن خمينی در روز چهاردهم خرداد می بينيد؟ قطعاً همه اينها به صورت زنجيرهای به هم متصلند، به خاطر اينکه يک نهاد رهبری کننده و متمرکز در مقابله با جنبش سبز و اعتراض و دموکراسیخواهی و آزادیطلبی در ايران وجود دارد و اين اقدامی که در روز ۱۴ خرداد اتفاق افتاد، امکان ندارد در آن سطح و در آن وضعيتی که رهبر جمهوری اسلامی میآيد و سخنرانی میکند، بدون هماهنگی قبلی و بدون يک سازماندهی هوشمند صورت گرفته باشد. فکر می کنيد چنين تجمعی و چنين توهينی به يک مرجع تقليد چه بازتابی میتواند در قم و در ميان مراجع تقليد داشته باشد؟ بدون شک بازتاب منفی خواهد داشت؛ زيرا مرجعيت اساساً بايد از يک آزادی برخوردار باشد و اين درخواستی که تجمعکنندگان مطرح کردند که آيت الله صانعی از مهر ماه درس نداشته باشد و جلوی تدريس او را بگيرند، بازتاب منفی خواهد داشت و اعتراضاتی را در سطوح مختلف مرجعيت قم ايجاد خواهد کرد.
مهدی کروبی، از سران مخالف دولت که برای ديدار با آيت الله يوسف صانعی، از مراجع حامی اصلاح طلبان، به قم رفته بود، روز يکشنبه به دليل محاصره منزل اين روحانی از سوی گروهی از هواداران حکومت قادر به بازگشت به تهران نشد. اين گروه سازمان يافته همچنين به اتوموبيل آقای کروبی حمله کردند و در عين حال، اقدام به دادن شعار عليه آيت الله صانعی، مهدی کروبی و حسن خمينی؛ نوه آيت الله خمينی، کردند. در سخنرانی ای که در اطراف منزل آيت الله صانعی از سوی هواداران رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت، القابی مانند « نانجيب» و « ناخلف» به اين مرجع تقليد و نيز نوه آيت الله خمينی داده شد.
سايت « جرس»، نزديک به اصلاح طلبان، روز يکشنبه گزارش داد که نيروهای بسيج، حزب الله و انصار در مقابل دفتر آيت الله منتظری تجمع کردند و شيشه های دفتر او و همچنين منزل فرزند وی، سعيد منتظری، را شکستند . به نوشته جرس، اين حمله در شرايطی روی داد که نيروی انتظامی در محل حضور داشت. اين سايت نوشت که مهاجمان با شعارهايی عليه مهدی کروبی، مير حسين موسوی، محمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی و در حمايت از رهبر جمهوری اسلامی اقدام به سنگ اندازی کردند.
مرتضی تمدن، استاندار تهران، روز يکشنبه گفت که در بين افرادی که روز شنبه، سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد، بازداشت شدند، تعدادی از سازمان مجاهدين خلق حضور دارند. استاندار تهران همچنين گفت که اين افراد توسط « مردم » بازداشت شده اند. پيشتر، حسين ساجدی نيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران، گفته بود که ۹۱ نفر در سالگرد انتخابات رياست جمهوری در تهران توسط ماموران پليس بازداشت شده اند. استاندار تهران در عين حال، از ندادن مجوز راهپيمايی در روز ۲۲ خرداد به مير حسين موسوی و مهدی کروبی، دو رهبر مخالفان دولت، و نيز چند تشکل سياسی اصلاح طلب دفاع کرد.
تيم های آلمان، غنا و اسلوونی روز يکشنبه در چهارچوب مسابقات جام جهانی فوتبال آفريقای جنوبی بر استراليا، صربستان و الجزاير پيروز شدند. غنا و اسلوونی با يک گل بر حريفان خود و آلمان با چهار گل بر استراليا غلبه کردند.
در اين مسابقه هم داور در دقيقه ۷۴ آلکساندر لوکوويچ را با دومين کارت زرد اخراج کرد تا تيم صربستان ۱۶ دقيقه پايانی و وقت تلف شده را ده نفری ادامه دهد و ضمن پذيرش تک گل شکستبار چند بار تا يک قدمی رسيدن به دروازه غنا پيش برود.با برتری يک بر صفر غنا بر صربستان در گروه چهارم جام جهانی فوتبال، نخستين پيروزی نصيب آفريقاييان شد تا تيم خوش اخلاق غنا سزاوارانه برای پيشتازی گروه منتظر آخرين ديدار يکشنبه شب بين تيمهای آلمان و استراليا شود. در اين مسابقه هم داور در دقيقه ۷۴ آلکساندر لوکوويچ را با دومين کارت زرد اخراج کرد تا تيم صربستان ۱۶ دقيقه پايانی و وقت تلف شده را ده نفری ادامه دهد و ضمن پذيرش تک گل شکستبار چند بار تا يک قدمی رسيدن به دروازه غنا پيش برود و چند بار هم شاهد بيشترين خطر ريزشی ديگر برای دروازه اش باشد. در پرتوريا غنايیها در دقيقه ۸۵ به درستی صاحب يک ضربه پنالتی شدند که کوزمانوويچ، مدافع صرب بی دليل معترض هند خود بود. ضربه پنالتی را آساموئا گايان با ضربه ای سنگين به گل سه امتيازی پيروزی بدل کرد. اين تک گل درحالی بود که آساموئا و مهاجمان غنايی و صربی بارها تا آستانه گلزنی رفتند و ناکام ماندند. آساموئا به تنهايی دو موقعيت عالی گلزنی را از دست داد، با اين حال به عنوان مرد اول اين مسابقه انتخاب شد. مسابقه دو تيم ۳۸۸۳۳ تماشاگر داشت که تقريبا جملگی هواخواه تيم آفريقايی بودند. در ورزشگاه لفتوس ورسفلد ستارگان سياه با وجود بازی برتر نسبت به حريف با ريشه اروپايی، در آستانه تساوی بدون گل بودند. اما خودزنی صربها با اخراج الکساندر لوکوويچ و هند پنالتی بی مورد کوزمانوويچ به سود غنايی ها شکل گرفت. نيمه نخست با فشار غنايیها و با دروازه های بسته به پايان رسيد. در اين نيمه صربها هم در دقيقه ۲۶ به يک قدمی گلزنی رسيدند که پاس پيچدار ميلاياچ بر سر راه پانته ليچ قرار گرفت و مهاجم شاخص اروپايی هشيارانه چرخيد تا از مدافع يارگيرش رها شود به به محوطه جريمه پای گذارد. با اين حال مهاجم تيم آژاکس هلند نتوانست توپ را در مهار خود حفظ کند. در نيمه دوم گايان يک توپ را از مقابل ويديچ با سر ضربه زد، اما توپ او از پنج متری به ديرک عمودی دروازه خورد. اخراج بازيکن خشن صرب به طور عجيبی بازتابی مثبت در اين تيم داشت و پيش از آن که گل بخورد، حمله های زهرداری به دروازه غنا نشان داد. اما غنا هم در سايه اشتباه بی مورد مدافع صرب به يک پنالتی و گل برتری رسيد و گلزن، آساموآ، لحظه ای بعد توپ را به ديرک عمودی حريف زد. اسلوونی؛ بالاتر از انگليس و آمريکا! تيم ملی اسلوونی با درخشش و گل دقيقه ۷۹ روبرت کورن يک بر صفر تيم ده نفری الجزائر را شکست داد و بالاتر از انگليس و آمريکا پيشتاز گروه سوم جام جهانی ۲۰۱۰ آفريقای جنوبی شد. اين نخستين پيروزی اسلوونی در جام جهانی بود که در شهر پولوونه بدست آمد. در اين بازی عبدالقادر غزالی، بازيکن جانشين در نيمه دوم از تيم الجزاير، در دقيقه ۷۵ به دليل خطای هند و دريافت دومين اخطار از سوی داور، اخراج شد. مسابقه نه چندان دلچسب اما محکم دو تيم هنگامی برنده داشت که شليک بی زهر بازيکن وست برومويچ آلبيون از مقابل سينه فوزی شائوشی، دروازه بان الجزائر به درون گل غلتيد تا دروازه بانان انگليس و الجزائر در گروه سوم اشتباههای سرنوشت سازی داشته باشند. از تماشاگران شاخص اين مسابقه يکی هم زين الدين زيدان، اسطوره الجزائری تبار فوتبال فرانسه و قهرمان جام جهانی ۱۹۹۸ بود. بازيکن خطرناک الجزائر ندير بلحاج از تيم پورتس موث بود که از دفاع چپ حمله های تيم آفريقايی را شکل می داد و در دقيقه سوم هم ضربه های آزاد تخصصی اش را زد که سمير هاندانوويچ، دروازه بان تيم اسلوونی توپ را مشت کرد. الجزائر با حمايت تماشاگران پر سر و صدای هموطنان مسافر و خود آفريقايی های جنوبی چند حضور خطرناک در مقابل دروازه اسلوونی داشت که به نتيجه نرسيد. يک بار هم ضربه کرنر کريم زيانی با پرش و ضربه سر رفيق هاليشه تجسمی از گل را آفريد، اما توپ از کنار دروازه به بيرون رفت. با اين حال شليک والتر بيرسا بهترين موقعيت گل را برای اسلوونی فراهم ساخت که با جهش آکروباتيک و نوک پنجه شائوشی اين شليک رعدآسا به بالای دروازه منحرف شد. در نيمه دوم جنگ بيشتر در ميانه ميدان ادامه داشت اما در دقيقه ۶۰ اندراز کرم از اسلوونی در فرصتی عالی توپ را درست به همانجايی زد که دروازه بان الجزائر قرار داشت. چند لحظه پس از ده نفری شدن تيم الجزائر، اين تيم با اشتباه دروازه بان اسلوونی و پرتاب توپ در جايی که زيانی به آن رسيد، می توانست پيش بيفتند اما دروازه بان تيم اودينزه ايتاليا با شجاعتی که نشان داد، اشتباهش را جبران کرد تا سر مدافعش داد بکشد! و ديری نپاييد که اسلوونی به گل سه امتيازی دست يافت. مسابقه بعدی اسلوونی در روز ۱۸ ژوئن با تيم ملی آمريکا در ورزشگاه اليزپارک ژوهانسبورگ خواهد بود و الجزائر برای خود يابی در همان روز به ديدار تيم رده اول گروه، يعنی انگليس می رود. اين مسابقه در کيپ تاون خواهد بود.
در پی محاصره بیت آیتالله یوسف صانعی، مرجع شیعه مقیم قم، سخنران محاصرهکنندگان سخنان بسیار تندی را علیه این مرجع تقلید، و حسن خمینی، ایراد کرد و این دو روحانی را «نانجیب» خواند.در پی محاصره بیت آیتالله یوسف صانعی، مرجع شیعه مقیم قم، سخنران محاصرهکنندگان سخنان بسیار تندی را علیه این مرجع تقلید، و حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، ایراد کرد و این دو روحانی را «نانجیب» خواند. بیشتر بخوانید: آیتالله صانعی و مهدی کروبی در محاصره هواداران حکومت روز یکشنبه در پی حضور مهدی کروبی، از رهبران اصلاحطلب، در منزل آیت الله صانعی، شماری از هواداران حکومت، بیت این مرجع تقلید حامی اصلاحطلبان را محاصره کردند و مانع از خروج مهدی کروبی از این محل شدند. سخنران این تجمع که با بلندگو سخنرانی میکرد، آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی را «امام» و «نائب امام زمان» و آیتلله صانعی، مرجع شیعه را «نانجیب» و حسن خمینی را «فرزند ناخلف» سید احمد خمینی خواند. در ویدیویی که سایت جرس منتشر کرد، سخنران محاصره کنندگان بیت آیتالله صانعی گفت: «ما میخواهیم جوری بشود که دیگر جرات جسارت به نظام، جسارت به اسلام، جسارت به ارزشها، در این آقا و امثال این آقا، و سران فتنه، ان شاءالله دیگر وجود نداشته باشد.» سخنران محاصره کنندگان بیت آیتالله صانعی که خود را طلبه میخواند، افزود: «ما از مسئولین قم میخواهیم زودتر غائله این خانهها را جمع بکنند؛ این منابع فساد و مساجد ضرار هست که باعث میشود امثال این آقایون کثیف اجازه پیدا بکنند و جا و مکانی پیدا بکنند در اینجا مستقر بشوند.» او اضافه کرد: «ما از دادستان قم، از دادسرای ویژه روحانیت، از مسئولین نظامی و انتظامی میخواهیم و اولتیماتوم میدهیم هر چه زودتر بیت این نانجیب و بیت این مرجع آمریکایی را به زودی زود تخته بکنند و بساط شان را از شهر قم جمع بکنند.» این سخنران سپس حسن خمینی، نوه آیتالله خمینی، را هدف حمله قرار داد و گفت: «وصیت حاج احمد آقای خمینی، نصبالعین همه ما و دیگران باید باشد. اما متاسفانه این فرزند ناخلف، که خوب ملت حقش را کف دستش گذاشت، در چهاردهم خرداد، متاسفانه سرسرهای شده بود که برخی از این آقایون بر آن سوار شوند و سر بخورند و خودشان را به انتخابات ریاست جمهوری سه سال آینده که ان شاء الله داغش را به دلشان ملت خواهند گذاشت، برسانند.» وی ادامه داد: «اما حرف ما، قمیها و طلبهها این است؛ حرفشان باماست، کارشان هم با ماست، خودمان پهنش کردیم، خودمان هم جمعش میکنیم.» سخنران محاصرهکنندگان بیت آیتالله صانعی تهدید کرد: «ما اجازه نمیدهیم از اول مهرماه ایشان درس در قم داشته باشد. فیضیه محل خون شهدای روحانی است؛ محل تحصیل بر و بچههای انقلابی و بچههای سیدعلی خامنهای است. ما اجازه نمیدهیم؛ ما کار خودمان را میکنیم، بچههای اطلاعات و امنیتی و انتظامی و نظامی، بدانند؛ فردا چیزی نگویند؛ ما انتظارمان این است، که از اول مهر وجود نانجیب این فرزند حاج احمد آقای خمینی را ما در قم نداشته باشیم. ان شاءالله به زودی زود بقیه نانجیبها هم اصلاح بشوند و ملت حقشان را بگذارند کف دستشان.» او همچنین درباره اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، که در ماه های ااخیر به شدت مورد حمله هواداران آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد قرار داشته است، گفت: «آقای هاشمی باید به راه بگردد و گرنه خیلی راحت حذف شان میکنیم؛ ملت نشان داد نه انتساب به امام و نه انتساب به مقام و رتبه خاصی، هیچ چیز را در مقابل ولایت نمیفروشد.» محاصرهکنندگان در ادامه شعارهایی در حمایت از آیتالله خمینی و علیه مهدی کروبی و میرحسین موسوی سر دادند.
روابط عمومی وزارت اطلاعات اعلام کرد که ۱۳ عضو يک گروه، که به گفته آن وزارتخانه « ضد انقلاب، تروريستی و وابسته به سرويسهای اطلاعاتی بيگانه» بودند، بازداشت شده اند. وزارت اطلاعات ميگويد اين افراد توسط ماموران وزارت اطلاعات و نيروی انتظامی هفته گذشته در استان های قزوين، همدان، کردستان و مازندران بازداشت شده اند. وزارت اطلاعات، بدون اشاره به نام اين گروه و بازداشت شدگان، آنان را متهم کرد که در سال گذشته، به طور مستقيم، در قتل « ماموستا برهان»، امام جمعه موقت و امام جمعه مسجد قبای سنندج، و « ماموستا محمد شيخالاسلام»، نماينده مردم سنندج در مجلس خبرگان، و همچنين ربودن و قتل « خليفه ابراهيم فرهادی» در شهرستان « قروه»، نقش داشته اند. بر اساس اين گزارش، در عمليات بازداشت اين ۱۳ نفر، ۵۰۰ کيلوگرم مواد ساخت بمب همراه با ۱۰ بمب آماده انفجار و مقاديری سلاح و مهمات جنگی به دست آمد.
دولت ازبکستان اعلام کرد که بيش از ۷۵ هزار پناهنده ازبک از مناطق ناآرام در قرقيزستان فرار کرده اند. به گزارش وزارت امور اضطراری ازبکستان، اکثر پناهندگان به آن کشور، افراد کهنسال، زنان و کودکان و همچنين مجروحان درگيری های روزهای اخير هستند. در پی درگيری ميان قرقيزها و ازبک ها در بخش های جنوبی قرقيزستان در روز پنشجنبه، خانه های بسياری از ازبک تبارها مورد حمله قرار گرفته و آتش زده شده اند. اين درگيری ها تاکنون حدود ۱۰۰ کشته و بيش از ۱۲۰۰ زخمی برجای گذاشته است.
مديرکل امور بانوان وزارت آموزش و پرورش روز يکشنبه اعلام کرد که اين وزارتخانه در حال بررسی فرهنگ حجاب و عفاف در تمام کتاب های درسی است و گفت: اصلاح کتاب های درسی در اين زمينه آغاز شده است. به گزارش خبرگزار ی« مهر»، وی افزود: مسئولان سازمان پژوهش و برنامه ريزی آموزشی، جايگاه حجاب و عفاف را در کتاب های درسی از دوره پيش دبستانی تا پايان دوره متوسطه مورد بررسی قرار داده اند. مديرکل امور بانوان وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد که قرار شده است در کتاب های درسی، برخی جملات و تصاوير اصلاح شوند.
سايت « دانشجو نيوز» گزارش داد که علی طاری، رئيس ستاد انتخاباتی مير حسين موسوی در بابلسر، دچار حمله قلبی و راهی بهداری زندان بابل شده است. اين گزارش حاکيست: حمله قلبی آقای طاری در اثر عوارض بيماری نوسان ضربان قلب ناشی از فشارها بر وی و همچنين تاخير در رساندن داروهای مورد استفاده اش در دو ماه اخير بوده است. در اين گزارش که تاکنون به تاييد منابع ديگر نرسيده است، آقای طاری تحت مراقبت ويژه به سر می برد. دانشجو نيوز اشاره کرده است که پيشتر، محسن برزگر، دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل، نيز در زندان بابل مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.
مديران مسئول روزنامه های « اعتماد» و « انديشه نو» به پرداخت جزای نقدی در ازای حبس محکوم شدند. به گزارش خبرگزاری « ايسنا»، دادگاه کيفری استان تهران، مدير مسئول روزنامه اعتماد را در مورد اتهام « نشر مطالب خلاف واقع به قصد تشويش اذهان عمومی» به پرداخت ۲۰ ميليون ريال جزای نقدی بدل از حبس محکوم کرد. همچنين محمود عليزاده طباطبايی، وکيل مدير مسئول روزنامه انديشه نو، از محکوميت موکل خود به پرداخت ۱۰ ميليون ريال جزای نقدی بدل از حبس خبرداد. آقای عليزاده طباطبايی بدون اشاره به اتهام موکلش گفت که از دادگاه، تقاضای رفع توقيف روزنامه انديشه نو را کرده است.
مقام های عراقی اعلام کردند که در پی انفجار بمب در بانک مرکزی اين کشور و تيراندازی ميان نيروهای امنيتی و مردان مسلح در بغداد، حداقل ۱۲ نفر کشته و ۲۲ نفر مجروح شدند. به گزارش خبرگزاری « رويترز»، مهاجمان قصد سرقت از خزانه بانک مرکزی عراق را داشتند.
تيم های غنا و اسلوونی روز يکشنبه در چهارچوب مسابقات جام جهانی فوتبال آفريقای جنوبی بر صربستان و الجزاير پيروز شدند. دو تيم پيروز با يک گل بر حريفان خود غلبه کردند. قرار است دو تيم آلمان و استراليا يکشنبه شب آخرين ديدار روز سوم اين رقابت ها را برگزار کنند.
سقوط يک اتوبوس به دره ای در جزيره سبو، در فيليپين در روز يکشنبه حداقل ۱۸ کشته برجای گذاشت. به گزارش خبرگزاری ها، اکثر کشته شدگان، ايرانی هستند. اين اتوبوس حامل حدود ۵۰ مسافر بود. در اين سانحه تعدادی از سرنشينان نيز مجروح شدند. به نوشته خبرگزاری « آسوشيتدپرس»، چند تن از ايرانيانی که در اين حادثه جان باختند، دانشجوی پزشکی در دانشگاه سبو بودند.
در پی حضور مهدی کروبی در منزل آیت الله صانعی، از مراجع شیعه در قم، شماری از هواداران حکومت، بیت این مرجع تقلید را محاصره کرده و مانع از خروج مهدی کروبی از این محل شدند. در همین حال گزارش شده است که دفتر و بیت آیتالله منتظری نیز هدف حمله قرار گرفته و مهاجمان شیشههای این محل را خرد کردهاند.در پی حضور مهدی کروبی در منزل آیت الله صانعی، از مراجع شیعه در قم، شماری از هواداران حکومت بیت این مرجع تقلید را محاصره کرده و مانع از خروج مهدی کروبی از این محل شدند. بیشتر بخوانید: لباسشخصیها به روی خودروی مهدی کروبی آتش گشودند با محاصره بیت آیتالله خمینی، سخنرانی خاتمی ناتمام ماند سخنرانی حسن خمینی ناتمام ماند؛ رهبر «گذشته» مخالفان را بیاهمیت دانست «راهپیمایی هواداران دولت در قم و حمله تازه به دفتر آيت الله یوسف صانعی» تعرض لباسشخصیها به دفاتر منتظری و صانعی در قم یکی از نزدیکان مهدی کروبی در گفتوگو با رادیو فردا ضمن اعلام این خبر تاکید کرد که حضور این جمعیت در اطراف منزل آیت الله صانعی سازماندهی شده است و این افراد به تدریج با تماسهایی که با موبایل و بیسیم با یکدیگر میگرفتند به تدریج در محل حاضر شدند. به گفته این منبع آگاه، هواداران دولت با سر دادن شعارهایی علیه مهدی کروبی به خودروی این رهبر اصلاحطلب با چوب و زنجیر حملهور شده و به آن خسارات رساندهاند. در همین حال گزارش شده است که تلفنهای بیت آیتالله صانعی نیز مختل شده و تماس گرفتن با افراد داخل خانه به دشواری انجام میشود. یکی از نزدیکان مهدی کروبی همچنین به رادیو فردا گفته است که محاصره بیت آیتالله صانعی، حمله به خودروی وی و تجمع این افراد در حالی صورت گرفته که نیروهای انتظامی شهر قم تنها نظارهگر ماجرا هستند و برای متفرق کردن این افراد یا جلوگیری از تخریب خودروی مهدی کروبی اقدام خاصی انجام ندادهاند. به گفته حاضران در محل، بیت آیتالله صانعی همچنان در محاصره این افراد است. مهدی کروبی برای شرکت در مراسم ختمی به این شهر سفر کرده بود و پس از آن برای دیدار با آیت الله صانعی به منزل وی رفته بود. پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بیوت و دفاتر شماری از مراجع و روحانیون بلندپایه حامی اصلاحطلبان، مورد تهاجم قرار گرفت که حمله بیت آیتالله خمینی هنگام سخنرانی محمد خاتمی در شب عاشورا، هجوم به بیت آیتالله منتظری پس از درگذشت وی، حمله به دفتر آیتالله صانعی، حمله به دفتر محمدعلی صدوقی امام جمعه منصوب آیتالله خمینی در یزد و حمله به مسجد آیتالله دستغیب عضو منتقد مجلس خبرگان رهبری، از جمله این اقدامات است؛ سیدحسن خمینی نیز در چهاردهم خرداد امسال، پس از اخلال هواداران حکومت در حضور آیتالله خامنهای از ادامه سخنرانی خود بازماند . این برای نخستین بار نیست که به بیت آیتالله صانعی حمله میشود؛ پس از درگذشت آیتالله منتظری در سال گذشته، بیت این مرجع منتقد حکومت، هدف حمله عدهای قرار گرفت به طوری که به دفتر وی آسیب وارد شد. انتقادهای آیتالله صانعی، به حدی بود که جامعه مدرسین حوزه علیه قم، از تشکلهای نزدیک به حاکمیت به ریاست شیخ محمدی یزدی، اعلام کرد که او مرجع تقلید نیست. مهدی کروبی و اعضای خانوادهاش نیز پس از انتخابات، بارها هدف حمله نیروهای طرفدار حکومت قرار گرفته است. حمله به دفتر آیتالله منتظری در همین حال سعید منتظری، فرزند آیتالله منتظری، در گفتوگو با سایت جرس اعلام کرد که از ساعت دو بعد از ظهر روز یکشنبه بیت و دفتر آیتالله منتظری مورد همچوم «لباس شخصیها» قرار گرفته و شیشههای پنجره دفتر و خانه فرزندش شکسته شده است. برپایه گزارش جرس، سعید منتظری همچنین گفته است که روز ۲۲ خرداد آیتالله خامنهای به قم سفر داشته است و همزمان با این سفر، تختهنشان آرامگاه آیت الله منتظری، در حرم معصومه، برداشته شده است.
مهدی کروبی، از سران مخالف دولت که برای ديدار با آيت الله يوسف صانعی، از مراجع حامی اصلاح طلبان، به قم رفته بود، به دليل محاصره منزل اين روحانی از سوی گروهی از هواداران دولت قادر به بازگشت به تهران نشده است. بر اساس گزارش های رسيده به « راديو فردا»، اين گروه از هواداران دولت به طور سازمان يافته به اتوموبيل آقای کروبی حمله و خساراتی به آن وارد کردند. سايت « کلمه» نيز در اين مورد نوشت که اعضای اين گروه سازمان يافته اقدام به دادن شعار عليه مهدی کروبی و آيت الله صانعی کرده اند.
داود سليمانی، از اعضای ارشد حزب مشارکت، از احزاب اصلاح طلب ايران، در نامه ای به آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، خواستار تحقيق درباره نحوه برخورد با زندانيان سياسی شد. آقای سليمانی که استاد دانشکده الهيات دانشگاه تهران نيز هست، در اين نامه نوشت، در زندان "تحت ضرب و شتم، فحاشی و اهانت" مورد بازجويی قرار گرفته و از او در اين وضعيت "اقرار دروغ" گرفته شده است. اين عضو ارشد حزب مشارکت که کمی پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته بازداشت شد، افزوده است با وجود گذشت حدود يک سال همچنان دادگاه از پذيرش وثيقه سرباز می زند و او را در بازداشت موقت نگه داشته است.
عربستان سعودی و اسرائيل گزارشهای دو روزنامه بريتانيايی درباره توافق اين دو کشور بر سر حمله به تأسيسات هستهای ايران را رد کردند. دفتر نخستوزيری اسرائيل يکشنبه در بيانيهای نوشت، گزارش های منتشر شده در اين باره بیاساس است. سفيرعربستان سعودی در بريتانيا، نيز با تکذيب اين موضوع گفت، کشورش با هرگونه اقدامی که به حاکميت اين کشور لطمه وارد کند، به شدت مخالفت خواهد کرد، و هيچگاه به اسرائيل چنين اجازهای نداده است. روزنامه های بريتانيايی تايمز و ساندی تايمز در روزهای شنبه و يکشنبه نوشتند: عربستان به اسراييل اجازه داده است تا برای حمله به تاسيسات هسته ای ايران از حريم هوايی اين کشور استفاده کند.
پاکستان اتهام حمايت از شورشيان طالبان در افغانستان را رد کرد. در گزارشی که امروز (يکشنبه) از سوی مدرسه اقتصاد و علوم سياسی لندن وابسته به دانشگاه لندن، منتشر شد، سازمان اطلاعات و امنيت پاکستان، آی اس آی، به حمايت مالی، پناه دادن و آموزش نيروهای طالبان متهم شده است. يک سخنگوی ارتش پاکستان اين اتهام را "مغرضانه" و "بی اساس" خواند و گفت ميزان تلفات ارتش و سازمان اطلاعات و امنيت پاکستان در طول جنگ عليه تروريسم گويای همه چيز هست.
تیم پیکان ایران با پیروزی سه بر یک بر تیم العربی قطر، در مسابقه پایانی بیست و یکمین دوره قهرمانی والیبال مردان باشگاههای آسیا، جام قهرمانی را برای پنجمین سال پیاپی حفظ کرد.تیم پیکان ایران با پیروزی سه بر یک بر تیم العربی قطر، در مسابقه پایانی بیست و یکمین دوره قهرمانی والیبال مردان باشگاههای آسیا، جام قهرمانی را برای پنجمین سال پیاپی حفظ کرد. پیکان پیش از این نیز تیم قطری را در سومین مسابقه مرحله گروهی سه بر یک شکست داده بود. بیشتر بخوانید: ايران قهرمان واليبال نوجوانان آسيا شد در مسابقه پایانی پیکانیها به ترتیب ۲۶ بر ۲۴، ۲۵ بر ۲۲، در دوست اول و دوم از العربی پیش افتادند و گرچه ست سوم را با نتیجه ۲۲ بر ۲۵ به تیم قطری واگذار کردند اما در ست چهارم با کسب ۲۵ بر ۱۹ پیروز شدند. پیکان در مرحله نیمه پایانی سه بر صفر بر تیم پاناسونیک ژاپن پیروز شده بودند و العربی قطر نیز با پیروزی بر شانگهای چین فینال مسابقهها را بین تیمهای غرب آسیا ساخت. پنجمین قهرمانی پیاپی پیکان در قهرمانی آسیا در شهر ژن ژیانگ چین به دست آمد. در رقابتهای چین با غیبت تیم نماینده بحرین، ۹ تیم حضور داشتند که پیکان هفت بار در برابر حریفان پیروز شد که نتیجه پنج بازی سه بر صفر بود و در دو بازی در برابر العربی قطر نیز پیروزی سه بر یک کسب کرده بود. تیم قهرمان باشگاههای لیگ برتر والیبال ایران در رقابتهای آسیایی در سالهای ۲۰۰۲ در ایران، ۲۰۰۶ در ویتنام، ۲۰۰۷ در بحرین، ۲۰۰۸ در قزاقستان و ۲۰۰۹ در امارات جام قهرمانی را از آن خود کرده بود. پیکان در سالهای ۱۹۹۶ در تهران، ۱۹۹۸ در عمان، ۲۰۰۰ در تایلند و ۲۰۰۴ در ایران، نایب قهرمان رقابتها شد و در سالهای ۱۹۹۷ در عمان و ۱۹۹۹ در چین سوم شده بود. با کسب این مقام قهرمانی پیکان به عنوان تنها نماینده آسیا در پیکارهای والیبال قهرمانی ۲۰۱۰ مردان باشگاههای جهان شرکت میکند؛ مسابقاتی که در سال ۲۰۰۹ در آن حائز رتبه چهارم شده بود. رقابتهای قهرمانی باشگاههای جهان آذرماه آینده انجام خواهد شد و در حالی که پیش از این گفته شده بود به دلیل پرداخت سنگین حق میزبانی هنوز محل برگزاری این رقابتهای جهانی مشخص نیست، اما خبرگزاری مهر میزبان این رقابتها را دوحه قطر اعلام کرده است که در این صورت تیم العربی نیز به عنوان تیم کشور میزبان نماینده دیگری از آسیا خواهد بود.
آلمان خواهان استرداد و بازجویی از یک شهروند اسرائیلی بازداشتشده در لهستان، در ارتباط با سوءقصد به جان عبدالرئوف المبحوح، یکی از بنیانگذاران شاخه نظامی حماس است.دادستانی آلمان تأیید میکند که خواهان استرداد یک شهروند اسرائیلی بازداشت شده در لهستان است تا وی را به اتهام ارتباط با سوقصد به جان محمود عبدالرئوف المبحوح، یکی از بنیانگذاران شاخه نظامی حماس مورد بازجویی قرار دهد. بیشتر بخوانید: پلیس دوبی جزئیات تازهای درباره ترور مقام ارشد حماس منتشر کرد یازده تبعه خارجی با گذرنامه اروپایی؛ «مظنون به قتل فرمانده حماس» این در حالی است که خانواده آقای مبحوح خواستار آن هستند که این اسرائیلی در دوبی محاکمه شود. دادستانی آلمان و لهستان شنبه دستگیری یک اسرائیلی را در رابطه با ماجرای ترور مبحوح تأیید کردند. جسد محمود عبدالرئوف المبحوح بامداد بیستم ژانویه ۲۰۱۰ در هتل الرتانا البستان در دوبی کشف شد. آقای مبحوح که بعدازظهر روز قبل از آن، با هواپیما از سوریه به دوبی رسیده بود، چند ساعت بعد، در اتاقش در این هتل کشته شد. رئیس پلیس دوبی در طول چند هفته پس از این رخداد، با تأکید بر اینکه این سوءقصد، کار موساد بوده، فیلمهایی را از دوربینهای محافظتی فرودگاه دوبی، راهروهای هتل و یک مرکز خرید دوبی ارائه کرد که در آنها زنان و مردانی که برخی از آنها به تنیسبازان شبیه بودند، «در تعقیب المبحوح» معرفی شدهاند. رئیس پلیس دوبی در مجموع از اعزام دست کم ۳۳ نفر به این امارت برای ترور سخن گفته و افزوده بود که آنها از جمله، از ۱۲ گذرنامه بریتانیایی، شش گذرنامه ایرلندی، چهار گذرنامه فرانسوی و سه گذرنامه استرالیایی استفاده کردند. در این ماجرا از یک گذرنامه آلمانی نیز سخن رفت که مقامات آلمان تأیید کردند که این گذرنامه حقیقی روز هجدهم ژوئن ۲۰۰۹ در شهر کلن برای فردی به نام میخائیل بودنهایمر صادر شده که سال ۲۰۰۸ با داشتن گذرنامه اسرائیلی به بخش گذرنامه شهر کلن آلمان مراجعه کرده و گفته بود که فرزند بازماندگان آلمانی هولوکاست است، و در کلن اقامت دارد و گذرنامه آلمانی میخواهد. فرد مورد نظر «اسنادی» را دال بر «ازدواج والدین یهودی آلمانی خود و تعقیب آنها توسط نازیها» به اداره گذرنامه آلمان ارائه کرده بود. این در حالی است که خانواده آقای بودنهایمر حقیقی که در اسرائیل زندگی میکنند، اصرار دارند که آنها هیچگاه قدم به خاک آلمان نگذاشته و درخواست گذرنامه نکردهاند و احتمالاً فردی از مسائل زندگی آنها سوءاستفاده کرده است. در تازه ترین گزارش در زمینه تحقیقات قتل این رهبر حماس، نشریه آلمانی اشپیگل روز شنبه نوشت که لهستان یک مرد اسرائیلی را به نام اوری برودتسکی به اتهام کمک در تهیه گذرنامه آلمانی از چهارم ژوئن امسال در بازداشت خود دارد. به نوشته اشپیگل، این مرد اسرائیلی هنگام ورود با هواپیما به فرودگاه لهستان، و طبق اطلاع قبلی که آلمان در اختیار لهستان گذاشته بود، دستگیر شده است. اشپیگل ادامه داده است که تحقیقات آلمان در چند ماه اخیر نشان داد که آقای برودتسکی به امور لجستیک تیم ترور مبحوح، از جمله دستیابی این تیم به گذرنامههای خارجی کمک کرده است. خانم مونیکا لواندووسکی، سخنگوی دادستانی لهستان نیز تأیید کرده است که آقای برودتسکی روز ششم ژوئن برای ادامه حبس، به دادگاه برده شده، و قاضی رأی داده است که این اسرائیلی را میتوان تا چهل روز دیگر برای تحقیقات، در بازداشت نگاه داشت. به نوشته اشپیگل و خبرگزاری فرانسه، دادستانی آلمان از دادستانی لهستان پرسیده است که تا چه مدت دیگر این مظنون را نگاهداری میکند زیرا آلمان نیز در انتظار تحقیقات از اوست. اشپیگل نوشته است که اسرائیل از لهستان خواسته بود که آقای بردوتسکی را به آلمان تحویل ندهد، اما وزارت خارجه اسرائیل تنها به اشپیگل گفته است که «از دستگیری آقای برودتسکی در لهستان با خبر است و او همانند هر شهروند دیگر از کمک کنسولی اسرائیل برخوردار است»، اما این وزارتخانه مطلب دیگری اضافه نکرده است. اسرائیل با لهستان و آلمان مناسبات بسیار نزدیکی دارد. تا کنون در رابطه با سوءقصد به جان مبحوح، بریتانیا دو دیپلمات اسرائیلی را اخراج کرده، استرالیا نیز یک دیپلمات اسرائیل را اخراج کرد، و ایرلند نیز اعلام کرده است که به زودی یک دیپلمات اسرائیلی را اخراج خواهد کرد. به گزارش شبکه الجزیره، خانواده رهبر کشته شده حماس با صدور بیانیهای ضمن خرسندی از دستگیری این اسرائیلی در لهستان، خواهان «سرعت عمل دوبی» برای تحویل گرفتن این فرد و محاکمه او در دوبی شد.
مقامهای پاکستانی گزارش تازه مدرسه اقتصادی لندن را در باره حمایت سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان رد کرده و این گزارش را «ابلهانه و مغرضانه» خواندهاند.مقامهای پاکستانی گزارش تازه مدرسه اقتصادی لندن را درباره حمایت سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان رد کرده و این گزارش را «ابلهانه و مغرضانه» خواندهاند. به گزارش خبرگزاری فرانسه سرلشکر اطهر عباس، یکی از سخنگویان ارتش پاکستان روز یکشنبه گزارس مدرسه اقتصادی لندن را در باره حمایت سرویس اطلاعاتی ارتش این کشور از ستیزهجویان طالبان «مغرضانه و بیپایه و اساس» خوانده و آن را رد کرده است. بیشتر بخوانید: ساندی تایمز: ایران نیروهای طالبان را در زاهدان آموزش داده است پاکستان: مرد شماره دو طالبان بازداشت شد درگیری شدید ارتش پاکستان با طالبان کرزی از نیروهای طالبان خواست که سلاحها را بر زمین بگذارند به گفته وی تلفات ارتش پاکستان و سرویس اطلاعاتی ارتش این کشور در جنگ با تروریسم به خودی خود گواه نادرست بودن این گزارش است. روز شنبه مدرسه اقتصادی لندن، که یک نهاد تحقیقاتی معتبر در بریتانیا به شمار میآید، با انتشار گزارشی اعلام کرد، شواهد محکمی در اختیار دارد که نشان میدهد، میان سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان، موسوم به آی،اس،آی و ستیزهجویان در افغانستان ارتباط وجود دارد. بر اساس این گزارش سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان کمکهای مالی و آموزشی در اختیار شبهنظامیان طالبان در افغانستان قرار داده و به رهبران بلندپایه آنها نیز پناه میدهد. مدرسه اقتصادی لندن در گزارش خود تأکید کرده است، حمایت سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان «سیاست رسمی» این دستگاه اطلاعاتی است و به مراتب گستردهتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. تهیهکنندگان گزارش یاد شده میگویند، اطلاعات خود را در این باره از طریق گفتوگو با چند تن از فرماندهان عالیرتبه ستیزهجویان، وزرای پیشین طالبان و نیز منابع اطلاعاتی غربی و افغانی جمعآوری کردهاند. هر چند احتمال حمایت بخشهایی از سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان از مدتها پیش نیز مطرح بوده است، اما یافتههای تازه که به تأیید دو مقام امنیتی عالیرتبه غربی نیز رسیده است، به نگرانیهای کشورهای غربی درباره نقش پاکستان در جنگ در افغانستان دامن میزند. در گزارش مدرسه اقتصادی لندن همچنین آمده است که آصفعلی زرداری، رئیس جمهور پاکستان در اوایل سال جاری میلادی با چند تن از فرماندهان عالیرتبه طالبان در زندان ملاقات کرده و به آنها وعده آزادی و کمک به انجام عملیات نظامی را داده است. در گزارش مزبور آنگاه چنین نتیجهگیری شده است که حمایت از طالبان در «بالاترین سطوح دولت غیرنظامی پاکستان» مورد تأیید قرار میگیرد. این در حالی است که یک منبع دیپلماتیک در پاکستان گزارش مدرسه اقتصادی لندن را «ابلهانه» خوانده و تأکید کرده است، هرگونه گفتوگو با ستیزهجویان طالبان مسئلهای است که به دولت افغانستان مربوط میشود. با این حال مدرسه اقتصادی لندن در بخش دیگری از گزارش خود آورده است: «به نظر میرسد، پاکستان بازی دوگانهای را در ابعادی گسترده (در افغانستان) دنبال میکند.» در ماه مارس سال گذشته میلادی نیز دریادار مایک مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و ژنرال دیوید پترایوس، فرمانده وقت نیروهای مرکزی آمریکا نیز اعلام کرده بودند، شواهدی در اختیار دارند که نشان میدهد، عناصری از سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان از طالبان و القاعده حمایت میکنند.
محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، یکشنبه شب در یک گفت و گوی تلویزیونی شرکت خواهد کرد. به گزارش خبرگزاری ایرنا این گفتگو پس از اخبار ساعت ۲۱ از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. آقای احمدی نژاد امروز صبح در دیدار با اعضای هیات دولت و روسای سازمان های دولتی که به مناسبت آغاز دور دوم ریاست جمهوری اش برگزار شد، ۲۲ خرداد ۸۸ را روز "جهانی شدن اندیشه های انقلاب" ایران خواند. وی همچنین منتقدان دولتش را به "خلاف واقعگویی" متهم کرد. یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری، مخالفان دولت همچنان جناح محمود احمدی نژاد را به تقلب در انتخابات متهم می کنند.
چند ایرانی در یک سانحه رانندگی در فیلیپین کشته شدند. یک اتوبوس حامل حدود ۷۰ گردشگر خارجی روز یکشنبه در جزیره "سِبو" به درون دره ای سقوط کرد و در نتیجه آن دستکم ۱۰ نفر جان باختند. این سانحه تعدادی مجروح نیز داشت. هنوز مشخص نیست چه تعداد از قربانیان حادثه، ایرانی هستند. به نوشته خبرگزاری آسوشیتدپرس شماری از این ایرانیان دانشجوی پزشکی در دانشگاه سبو بوده اند.
آیت الله احمد جنتی، رییس شورای نگهبان به محمود احمدی نژاد درباره " دخالت در وظایف و اختیارات مسئولین مختلف نظام" هشدار داد. آقای جنتی در نامه ای به رییس جمهوری ضمن رد ایرادهای او از برخی از مصوبات مجلس نوشت، طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی آقای احمدی نژاد نمىتواند "در مصاديق و جزئيات وظايف و اختيارات مسئولين مختلف نظام دخالت كند." احمد جنتی همچنین از دولت خواسته است تا قوانین تایید شده توسط شورای نگهبان را اجرا کند. محمود احمدی نژاد چندی پیش در نامه ای به شورای نگهبان برخی از مصوبات مجلس را در تناقض با قانون اساسی خوانده و اجرای آنها را غیرممکن خوانده بود.
عربستان سعودی و اسرائیل گزارشهای روزنامه بریتانیایی تایمز و نشریه ساندیتایمز را در مورد دادن اجازه عبور جنگندههای اسرائیلی از یک دالان هوایی عربستان جهت حمله احتمالی به تأسیسات هستهای ایران رد کردهاند.عربستان سعودی و اسرائیل گزارشهای روزنامه بریتانیایی تایمز و نشریه ساندیتایمز را در مورد دادن اجازه عبور جنگندههای اسرائیلی از یک دالان هوایی عربستان جهت حمله احتمالی به تأسیسات هستهای ایران رد کردهاند. بیشتر بخوانید: تایمز: عربستان آسمان خود را براى حمله به ایران در اختیار اسرائیل مىگذارد «چه کسی جنگ با ایران را آغاز خواهد کرد؟» دفتر نخستوزیری اسرائیل یکشنبه در بیانیهای تأکید کرد که گزارش ساندی تایمز در این زمینه کاملاً بیاساس است. امیر محمد بن نواف، سفیرعربستان سعودی در بریتانیا، نیز با تکذیب «قاطعانه» گزارش روز شنبه روزنامه تایمز، گفت که کشورش با هرگونه اقدامی که به حاکمیت و حریم این کشور لطمه وارد کند، به شدت مخالفت خواهد کرد، و هیچگاه به اسرائیل چنین اجازهای نداده است. به نوشته روزنامه عرب زبان الشرقالاوسط، امیر نواف افزوده است که گزارشهای مربوط به موافقت عربستان با عبور جنگندههای «کشوری اشغالگر» (اسرائیل) در راه حمله به ایران، «کاملاً غیرمنطقی» است. تایمز شنبه مدعی شده بود که عربستان تمرینهایی انجام داده که هدف از آن، غیرفعال کردن سامانه پدافند هوایی خود در صورت عبور جنگندههای اسرائیلی از آسمان این کشور برای حمله به تأسیسات هستهای ایران بوده است. این روزنامه همچنین مدعی شده بود که عربستان موافقت کرده است یک دالان باریک هوایی را در شمال این کشور برای عبور هواپیماهای جنگی اسرائیل باز بگذارد و سامانههای پدافند موشکی عربستان ساکت بمانند. به نوشته تایمز، عملیات موفق هوایی علیه تأسیسات هستهای ایران به دلیل پراکنده بودن این تأسیسات در چند نقطه ایران، به چندین موج حمله نیاز دارد. تایمز لندن چندی پیش نیز مدعی شده بود که مئیر داگان، رئیس موساد اسرائیل به نخستوزیر، این کشور گفته است که با استناد به اظهارات مقامات اطلاعاتی عربستان، این کشور اطلاع داده که «چشم خود را روی عبور اسرائیل برای حمله به ایران خواهد بست»؛ گزارشی که با تکذیب و خشم عربستان روبهرو شد. ساندی تایمز نیز یکشنبه نوشته است که رئیس موساد با مقامات عربستان دیدار کرده و اجازه آنها را دریافت کرده است. اسرائیل از برنامههای هستهای ایران «در حد خطر حیاتی» ابراز نگرانی میکند و امیرنشینهای خلیج فارس نیز هرازگاهی ناخشنودی خود را از احتمال هستهای شدن ایران تلویحاً بیان کرده و گاه نیز از عواقب نشت اتمی نگرانیهایی را عنوان کردهاند. شورای امنیت چهارشنبه گذشته قطعنامه ۱۹۲۹ را با هدف واداشتن دولت ایران به عدول از بخش نظامی برنامههای هستهای که به آن متهم است، در حالی تصویب کرد که ایران تأکید میکند برنامههای اتمیاش را در چارچوب اهداف مسالمتجویانه، به ویژه برای تولید برق پیگیری میکند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل چهارشنبه از این قطعنامه استقبال کرد اما آن را «ناکافی» دانست و خواهان برقراری تحریمهای مستقل از سوی قدرتها علیه ایران به ویژه در عرصه انرژی ایران شد. در همین حال رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا جمعه در بروکسل گفت که ایران تا تولید نخستین بمب اتم یک تا سه سال دیگر زمان نیاز دارد. ایران هشدار داده است که همه منافع آمریکا و کشورهای دخیل در یک حمله احتمالی به خود را هدفی بالقوه میداند. امیرنشینهای خلیج فارس، منطقهای که آمریکا و غرب منافع و پایگاههای زیادی در آن دارند، در بیانیههای متعدد همواره تأکید کردهاند که به هیچ کشوری برای حمله احتمالی به ایران اجازه عبور نخواهند داد.
بر اثر سقوط يک اتوبوس گردشگری حامل شهروندان ايرانی و پاکستانی به درهای در نزدیکی شهر بالامبان در مرکز فيليپين در روز یکشنبه دستکم ۱۸ نفر کشته و بیش از ۳۱ نفر زخمی شدند.بر اثر سقوط يک اتوبوس گردشگری حامل شهروندان ايرانی و پاکستانی به دره ای در نزدیکی شهر بالامبان در مرکز فيليپين در روز یکشنبه دست کم ۱۸ نفر کشته و بیش از ۳۱ نفر زخمی شدند. ارسون دیگال، یک مقام پلیس فیلیپین، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که روز یکشنبه یک اتوبوس که حامل دهها گردشگران ايرانی و پاکستانی بود در جادهای کوهستانی به دلیل بریدن ترمز به داخل دره ای ۳۰ متری نزديک شهر بالامبان سقوط کرد که بر اثر اين سانحه راننده فيليپينی راهنمای گردشگران و چندين مسافر آن کشته شدند. مأموران پلیس با کمک مردم محلی دست کم ۱۰ نفر از اجساد کشتهشدگان را که در میان آنها جسد دو کودک نیز دیده میشوند از لاشه اتوبوس در ته دره بیرون آورند. همچنین گفته میشود حدود ۳۱ نفر نیز زخمی شدهاند که دست کم هفت نفر از مجروحان پس از انتقال به در بیمارستان جان خود را از دست دادند. خبرگزاری آسوشیتد پرس به نقل از همین مقام پلیس محلی گزارش داد که هنوز تعدادی از مسافران در لاشه اتوبوس گرفتار شدهاند. آن طور که خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارش میدهد بیشتر این گردشگران، دانشجویان پزشکی در شهر بالامبان در ۵۶۰ کیلومتری جنوب شرقی فیلیپین بودهاند. مقامات پلیس همچنین گفتهاند که هویت کشته شدگان را از طریق کارت شناسایی آنها و بستگانشان شناسایی کردهاند. یک مقام نظامی شهر بالامبان به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که اجساد کشتهشدگان و زخمیها به یک پادگان نظامی در نزدیکی بالامبان انتقال داده شدند تا از آنجا به بیمارستان منتقل شوند. سفارتخانههای ایران و پاکستان هنوز واکنشی به این سانحه نشان ندادهاند. گفته میشود کیفیت بد اتوبوسها، بدی جادهها و عدم رعایت مقررات رانندگی عوامل حوادث جادهای در فیلپین هستند.
داود سلیمانی، از اعضای جبهه مشارکت که از زمان خرداد ۸۸ در زندان به سر میبرد، در نامهای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی شد.داود سلیمانی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت که از زمان اعلام نتایج انتخابات در سال گذشته در زندان به سر میبرد، در نامهای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی به تشریح وضعیت بازجوییها در زندان پرداخته و خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی شده است. به نوشته پایگاه اینترنتی «کلمه»، آقای سلیمانی، که تنها چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال گذشته بازداشت شده بود، روز یکشنبه با انتشار این نامه سرگشاده به بیان نحوه برخورد با زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی پرداخته است. بیشتر بخوانید: نوریزاد خطاب به آیتالله خامنهای: شما امروز رهبر کدام مردمید؟ هشدار نوریزاد: «من، محمد نوریزاد، زندانی اوین، امنیت جانی ندارم» این فعال سیاسی اصلاحطلب که در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان قائم مقام ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در استان تهران فعالیت میکرد، با بیان اینکه به علت «اطاله دادرسی و فشارها و ایذا و آزار جسمی و روحی» در زندان به بیماری عصبی مبتلا شده، خطاب به آیتالله خامنهای نوشته است: «آنچه بر من و امثال من گذشته است، بیرون از تصوری بود که نسبت به برخورد وزارت اطلاعات و قوه قضائیه داشتم.» این عضو شاخص جبهه مشارکت که بیش از چهار ماه از دوران بازداشت خود را در سلولهای انفرادی زندان اوین سپری کرده است، پس از ماهها بازداشت از سوی دادگاه انقلاب به اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و نیز تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام» مجموعاً به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیتهای حزبی و مطبوعاتی محکوم شده است. آقای سلیمانی در نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرده است که اتهام «تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام» پس از گذشت پنج ماه از بازداشت وی و به عنوان اتهامی تازه به وی تفهیم شده بود. وی با رد تمام موارد اتهامی و «واهی» دانستن آنها در باره نحوه صدور حکم دادگاه نوشته است: «متأسفانه نه دلیل و بینهای اقامه شده و نه به دفاعیات بنده و وکیلم وقعی نهادهاند. اینک با من که عضو هیئت علمی دانشگاه و از خانواده معظم شهدا هستم و سابقه حضور طولانی در جبهههای جنگ تحمیلی در کارنامه خود داشتهام، اینگونه برخورد میشود، باید دید با دیگران چه برخوردی به عمل میآید.» آقای سلیمانی با اشاره به فشارهای جسمی و روحی وارده به زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی افزوده است: «سیستم اطلاعاتی و دستگاه قضایی که میبایست مبتنی بر اصل اصیل عدالت و انصاف استوار باشد، بر اساس وظیفه و مأموریت قانونی خویش حافظ و مروج عملی رعایت عدالت، قسط و اخلاق در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی باشد، متاسفانه باید بگویم نه تنها چنین نیست، بلکه در برخورد با سیاسیون داخل نظام و کسانی که در چهارچوب نظام فعالیت میکنند با نوعی جهتگیری خاص که به خاطر اختلاف در اندیشه و سلایق سیاسی است برخورد کرده و در بازجوییها تحت شرایط شدید روحی و روانی ضرب، شتم، فحاشی،اهانت و … قرار گرفتهام و نه تنها قوانین مصرح نظیر اصل ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی، آیین دادرسی و قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس شورای اسلامی اجرا نمی شود بلکه عملاً زیر پا گذاشته میشود.» وی با بیان اینکه از سوی گروهی از بازجویان «تحت شرایط غیرمعمول برای نوشتن اقاریر کذب» تحت فشار قرار گرفته است، از رهبر جمهوری اسلامی خواسته است، «گروهی مطمئن» را مامور رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی و آنچه بر آنها در زندانهای جمهوری اسلامی گذشته است، کند. آقای سلیمانی در ادامه نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آورده است: «واقعاً به کجا میرویم، چگونه میتوان ادعای مدیریت بر جهان را داشت، ولی بیانصافیها و ستم های بیّن، ناهنجاریها و دروغ و تهمت و فشار و فریب برای گرفتن اقاریر و ایجاد رعب و وحشت در داخل را مدیریت کرد؟ اگر قوه قضائیه و سازمانهای اطلاعاتی در کشوری فاسد شده و راه ظلم و ستم و رفتارهای غیرانسانی و بلکه ضد اخلاقی را علیه شهروندان خود روا بدارند، دیگر مردم باید شکوه و شکایت خود را به کجا برند و از چه دستگاه و مقامی دادخواهی کنند.» وی با اشاره به گزارشهای منتشر شده درباره وضعیت زندانها در ایران نوشته است: «بنده قبل از رفتن به بازداشت و زندان برخی اخبار و وقایع را میشنیدم و باور نمیکردم. تجربه زندان متاسفانه برخی از این مسایل را بر من ملموس نمود.» این عضو بلندپایه جبهه مشارکت در ادامه نامه خود به رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به سخنان علی، امام اول شیعیان، در باره نوع برخورد حاکمان با افراد زیر دست و لزوم رعایت حقوق آنها افزوده است: «امیدوارم که نقل قول مولا علی علیهالسلام موجبات اتهام دیگری نگردد، زیرا این کلام مولا نه برای یک زمان و یک شخص که پند و اندرز و نصیحتی است برای تمامی حاکمانی که میخواهند در طول تاریخ به این اسوه عدالت تأسی نمایند.» این نخستین باری نیست که بازداشتشدگان رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران اقدام به انتشار نامه سرگشاده خطاب به آیتالله علی خامنهای میکنند. پیشتر نیز محمد نوریزاد، روزنامهنگار و فیلمساز ایرانی، که به ویژه به جرم نوشتن نامههای انتقادی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی بازداشت و به زندان و شلاق محکوم شده است، با انتشار نامه سرگشاده دیگری از زندان خطاب به آیتالله خامنهای به وی هشدار داده بود، بر کشوری رهبری میکند «که مردمش از دست رفته است.» آقای نوریزاد، که پس از ماهها زندان در فروردین ماه سال جاری از سوی دادگاه انقلاب به اتهام «توهین به مقامات جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه نظام» به سه سال و نیم زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده بود، روز شنبه یک بار دیگر به جرم «توهین به امام جمعه مشهد» محاکمه شده است. به دنبال اخلال در سخنرانی حسن خمینی توسط عدهای از حامیان دولت در مراسم سالگرد درگذشت آیتالله خمینی در حضور آیتالله خامنهای، محمد نوریزاد در نامهای خطاب به حسن خمینی یک بار دیگر به انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی پرداخته بود. وی در این نامه با انتقاد از سکوت آیتالله خامنهاى در قبال این حادثه آورده بود: « در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد...رهبر ما نیز نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه خود باید آب بر آتش فتنه رییس جمهور و دار و دسته او مىافشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله ور تر ساخت.» آقای نوریزاد همچنین با بیان این که رهبر جمهوری اسلامی خود را « مستقیم و بدون تخفیف به جاى على نشانده»، افزوده است: « على کجا با مردم خود چنین مىکرد که ما مى کنیم؟ على کجا به مردم خود وعده مىداد و از پشت به آنها خنجر مىزد؟»
عمر موسى، دبير كل اتحاديه عرب، روز يكشنبه از طریق مرز رفح وارد غزه شد و از اسرائيل خواست تا به محاصره سرزمينهاى فلسطينى پايان دهد.عمر موسى، دبيركل اتحاديه عرب، روز يكشنبه وارد غزه شد و از اسرائيل خواست تا به محاصره سرزمينهاى فلسطينى پايان دهد. اين نخستين سفر يک مقام بلندپايه عربى به نوار غزه پس از كنترل آن توسط گروه حماس در سال ۲۰۰۷ است. عمر موسى با عبور از مرز رفح در مصر وارد نوار غزه شد و سفر وى دو هفته پس از حمله نيروهاى اسرائيلى به يك كشتى حامل كمکهاى غذايى براى مردم غزه صورت مىگيرد. وى در سخنانى گفت: «محاصره غزه بايد پايان يابد و شكسته شود و تصميم اتحاديه عرب در اين زمينه بسيار روشن است.» مصر كه مرز باريكى با نوار غزه دارد از سال ۲۰۰۷ كه حماس كنترل خود را بر اين منطقه كامل كرد همكارى نزديكى با اسرائيل در زمينه مراقبت شديد از محاصره اين منطقه داشت. اما قاهره دو هفته پيش با باز كردن مرز رفح اجازه داد كه كمکهاى مورد نياز مردم اين منطقه وارد نوار غزه شود. مقامهاى فلسطينى و اتحاديه عرب اعلام كردهاند كه سفر عمر موسى همچنين فرصتى براى آغاز مذاكرات مجدد ميان طرفهاى فتح و حماس است. گفتوگوهایی كه از سوى مصر پشتيبانى مىشود وبه دليل عدم اعتماد ميان طرفين هنوز به نتيجهاى نرسيده است. گزارشها حاكى است كه دبيركل اتحاديه عرب براى اجتناب از هر گونه به رسميت شناختن تصرف نوار غزه از سوی گروه حماس، با اسماعيل هنيه، رهبر اين گروه، در خانهاش ملاقات كرد و نه در دفتر وى. باسم نعيمم، وزير بهداشت گروه حماس، در نشست خبرى مشترک با عمر موسى گفت كه «بايكوت رابطه ميان غزه و جهان عرب از بين رفته است.» وى گفت كه حماس اميدوار است اين سفر مبنايى براى يک برنامه عملى در زمينه رفع محاصره غزه از سوى اسرائيل براى يكبار و هميشه باشد. مذاكرات درباره محاصره غزه دو روز پيش از سفر دبيركل اتحاديه عرب به نوار غزه، بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، با تونى بلر، نماينده گروه صلح خاورميانه ديدار و با وى درباره محاصره نوار غزه گفتوگو كرد. آقاى نتانياهو روز يكشنبه به خبرنگاران گفت كه اسرائيل به مذاكرات خود با جامعه بين المللى براى جلوگيرى از ورود تجهيزات نظامى به نوار غزه و همچنين اجازه ارسال كمکهاى انسان دوستانه به اين منطقه ادامه مىدهد. به گزارش خبرگزارى رويترز، اين اظهارات مىتواند نشانه روشنى از تجديد نظر اسرائيل در رفع محاصره نوار غزه باشد. اسرائيل پس از حمله به كشتىهاى حاوى كمکهاى سازمان هاى خيريه براى مردم غزه در روز ۳۱ مه، تحت فشارهاى شديد بينالمللى براى رفع محاصره غزه قرار گرفته است.
وزیر امور خارجه آمریکا در بیانیهای از ایران خواست تا ضمن پایبندی به تعهدات بینالمللی، همه زندانیان سیاسی و همچنین سه آمریکایی که نزدیک به یکسال است در زندانهای ایران به سر میبرند، را آزاد کند.هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، روز شنبه در بیانیهای از ایران خواست تا ضمن پایبندی به تعهدات بینالمللیاش، همه زندانیان سیاسی و همچنین سه آمریکایی که نزدیک به یکسال است در زندانهای ایران به سر میبرند، را آزاد کند. بیشتر بخوانید: اتحادیه اروپا: مردم ایران را فراموش نکردهایم کلینتون: جمهوری اسلامی ملغمهای از تقلب و سرکوب شده است خانم کلینتون در نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران که اعتراض به نتایج آن با سرکوب شدید نیروهای امنیتی روبهرو شد، تأکید کرده است که [حکومت] ایران همچنان به نقض و انکار حقوق اساسی و بنیادین شهروندانش ادامه میدهد. بیانیه خانم کلینتون در حالی صادر میشود که تجمع مخالفان دولت در تهران روز شنبه بار دیگر با دخالت نیروهای امنیتی و نظامی به خشونت گرایید و پلیس ایران نیز از بازداشت بیش از ۹۰ نفر در جریان وقایع روز گذشته تهران خبر داده است. در یکسالی که از برگزاری انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری دهم میگذرد، دهها نفر جان خود را در جریان اعتراضهای مداوم به نتایج اعلام شده این انتخابات از دست دادهاند و مقامهای قضایی و امنیتی تأیید کردهاند که تنها در یک ماه اول نزدیک به چهار هزار نفر بازداشت شدهاند. این بازداشتها که از نخستین ساعات اعلام نتایج انتخابات در شامگاه ۲۲ خرداد ۸۸ آغاز شد، صدها تن از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی و مدنی ایران را شامل میشود و بسیاری از این چهرهها پس از برگزاری دادگاههای گروهی یا انفرادی به احکام سنگین و حبسهای طویلالمدت روبهرو شدهاند. برخی از بازداشتشدگان نیز پس از مواجه با اتهام محاربه از طریق عضویت در گروههای مخالف جمهوری اسلامی، به اعدام محکوم شدهاند. وزیر امور خارجه آمریکا در بیانیه خود یادآور شده است که یکسال پس از این انتخابات، بسیاری از زندانیان سیاسی همچنان در زندان به سر میبرند و و برخی «تنها به دلیل بیان نظراتشان» به مجازات مرگ محکوم شدهاند. وی افزوده است که برخی از فعالان جامعه مدنی ایران نیز گر چه در زندان نیستند اما با اشکال دیگری از فشار مواجه میشوند. خانم کلینتون از رهبران جمهوری اسلامی خواسته است تا با عمل به تعهدات ملی و بينالمللی خود، به حقوق انسانی شهروندان ايران احترام بگذارد. این مقام آمریکایی در بخشی از این بیانیه خواستار آزادی سریع همه مدافعان حقوق بشری که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند شده است و از جمله به شیوا نظرآهاری، نرگس محمدی، عمادالدین باقی، کوهیار گودرزی، بهاره هدایت، میلاد اسدی و محبوبه کرمی اشاره کرده است. در این بیانیه همچنین از دولت ایران خواسته شده است «سه کوهنورد آمریکایی» را که از مرداد ماه گذشته تا کنون «بدون هیچ اتهامی در زندان» به سر میبرند را آزاد کند و در مورد وضعیت رابرت لوینسون شهروند آمریکایی که در سال ۲۰۰۷ در ایران ناپدید شده است، اطلاعات لازم را ارائه کند. وزیر خارجه آمریکا همچنین با تکرار این موضوع که دولتش آماده همکاری با ایران در همه زمینهها، مبتنی بر دیپلماسی و احترام متقابل، است تصریح کرده است: «ما همچنان بحث دفاع از آزادیهای اساسی انسانی و حمایت از کسانی که در سراسر جهان در پی دستیابی به حقوق جهانی خود هستند، را ادامه خواهیم داد.» پیشتر نیز کاترین اشتون، مسئول امور سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بیانیهای با تأکید بر وخیم شدن وضعیت حقوق بشر در ایران در یک سال پس از انتخابات، تأکید کرده بود که کشورهای اروپایی مردم ایران را فراموش نکردهاند. خانم اشتون در این بیانیه از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته بود تا به «آزادی بیان» احترام گذارند و به شهروندان ایرانی اجازه «ارتباط آزاد و دریافت اطلاعات از راه تلویزیون و رادیوهای ماهوارهای و اینترنت» را بدهند.
حسین ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران، می گوید ۹۱ نفر در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در تهران بازداشت شده اند. آقای ساجدی نیا در گفتگو با خبرگزاری ایسنا گفت این افراد بعنوان "مظنون" توسط پلیس بازداشت و به مراجع قضایی تحویل داده شده اند. فرمانده نیروی انتظامی تهران همچنین بروز درگیری میان مخالفان دولت با نیروهای پلیس را تکذیب کرد. به گفته شاهدان عینی شمار زیادی از نیروهای امنیتی روز شنبه در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در خیابان های مرکزی شهر تهران حضور داشتند و با استفاده از باتوم و گاز اشک آور مانع از تجمع مخالفان شدند.
مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، "سرکوب بی رحمانه" را دلیل توقف اعتراضات مخالفان در ایران دانست. آقای کروبی در یک پرسش و پاسخ کتبی با شبکه خبری سی ان ان دستگیری های گسترده، "رفتار غیرانسانی در زندان های" ایران و "ایجاد یک حکومت پلیسی" را از دیگر دلایل عدم حضور هواداران جنبش سبز در تظاهرات خواند. وی با این وجود افزود: "جنبش سبز امروز قوی تر و پخته تر از سال گذشته است" و سران حکومتی با آگاهی از اهمیت آن برای هیچ تجمعی مجوز صادر نمی کنند.
حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان، روز یکشنبه برای جلب حمایت محلی از عملیات ناتو در قندهار به این شهر سفر کرد. ژنرال استنلی مک کریستال، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو، آقای کرزی را در این سفر همراهی می کند. رییس جمهوری افغانستان در قندهار با ۵۰ تن از رهبران محلی و همچنین صدها نفر از ساکنان منطقه دیدار می کند. نیروهای ناتو برای بیرون راندن طالبان از جنوب افغانستان عملیاتی را در قندهار آغاز کرده اند. این درحالی است که بسیاری از ساکنان منطقه درباره پیامد این عملیات تردید دارند.
آيتالله احمد جنتى، دبير شوراى نگهبان، در نامهاى به محمود احمدىنژاد از وى انتقاد كرده و گفته است كه رئيس جمهور نمىتواند در مصاديق و جزئيات وظايف و اختيارات مسئولين مختلف نظام دخالت كند.آيتالله احمد جنتى، دبير شوراى نگهبان، در نامهاى به محمود احمدىنژاد از وى انتقاد كرده و گفته است كه رئيسجمهور نمىتواند در مصاديق و جزئيات وظايف و اختيارات مسئولين مختلف نظام دخالت كند. رئيس جمهور ايران روز هفدهم خردادماه در نامه اى به شوراى نگهبان گفته بود كه سه قانون «الحاق موادى به قانون ساماندهى و حمايت از عرض و توليد مسكن»، « پذيرش دانشجو در آموزشكدههاى فنى و حرفهاى، مراكز تربيت معلم و دانشگاه شهيد رجايى» و «الحاق احكامى قانون بودجه بدون ترتيبات مقرر در قانون اساسى» با قانون اساسى مغايرت دارد و خواستار آن شده بود كه «قانونگذارى در مسير منطبق با قانون اساسى» انجام گيرد. بیشتر بخوانید: آيتالله خامنهاى: مجلس نبايد دولت را معطل کند اصرار احمدینژاد بر عدم انطباق سه مصوبه مجلس با قانون اساسی آيتالله جنتى در واكنشى به اين انتقاد رئيس جمهور گفته است كه بر اساس قانون، مرجع تشخيص خلاف شرع و يا خلاف قانون اساسى بودن مصوبات مجلس شوراى اسلامى، شوراى نگهبان است، و «پس از تشخيص اين شورا و طى مراحل نهايى، ساير مقامات و نهادها وظيفهاى جز اجراى قانون و رعايت آن ندارند.» دبير شوراى نگهبان با ارائه توضيحاتى درباره مراحل بررسى قوانين مورد اعتراض رئيس دولت دهم، گفته است كه «دو مصوبه اول مجلس با نظر شوراى نگهبان اكنون به عنوان قانون تلقى شده و دستگاههاى ذيربط مكلف به اجراى آن مىباشند.» آيتالله جنتى همچنين با اشاره به تفسير شوراى نگهبان از اصل ۱۱۳ قانون اساسى تأكيد كرده است كه «مستفاد ار اصل ۱۱۳ قانون اساسى اين نيست كه رئيس جمهور محترم بتواند در مصاديق و جزئيات وظايف و اختيارات مسئولين مختلف نظام دخالت كند.» اصل ۱۱۳ قانون اساسى جمهورى اسلامى مىگويد: «پس از مقام رهبرى رئيس جمهور عالیترين مقام رسمى كشور است و مسئوليت اجراى قانون اساسى و رياست قوه مجريه را جز در امورى كه مستقيماً به رهبرى مربوط مىشود، بر عهده دارد.» اين نخستين بار نيست كه دبير شوراى نگهبان كه از هواداران دولت محمود احمدىنژاد به شمار مىرود از عملكرد و اقدامات رئيس دولت دهم انتقاد مىكند. آيتالله جنتى خطاب اوایل خردادماه خطاب به دولت گفته بود: «تكليف ماست که ضعفها و خطرات را هم گوشزد كنيم، زمانى به دليل مصلحتانديشى ناشى از احتمال سوء استفاده فتنهگران، از علنى كردن برخى انتقادها و گلايهها پرهيز كرديم و اين تذكرات را علنى نمىگفتيم، ولى تا كى بايد در اين خصوص سكوت كرد؟» وى بدون نام بردن از اسفنديار رحيم مشايى، رئيس دفتر محمود احمدینژاد، كه از سوى اصولگرايان زير انتقاد است گفته بود: «وجود عناصرى در پستهاى سياسى كه با تفكراتى خاص، در عزل و نصبها دخالت نا به جا مىكنند و مايلند كشور به آمريكا نزديک شود، براى نظام خطرناک است.» نامهنگارىهاى اخير ميان شوراى نگهبان، دولت احمدىنژاد و مجلس پس از آن علنى شد كه جمعى از اعضاى كميسيون اصل ۹۰ قانون اساسى در هفته اول خرداد با رئيس جمهور ايران ديدار و از تأخير در ابلاغ «قانون دو ميليارد تومان تسهيلات براى قطار شهرى» و نيز «قانون حمايت از توليد مسكن» توسط دولت انتقاد كرده بودند. رئيس دولت دهم در واكنش به اين انتقادها گفته بود: «امكان ابلاغ اين دو قانون نبوده است و ... خود مجلس بدون توجه به قوانين بالادستى موارد فراوانى از قوانين را به تصويب رسانده كه همه آنها با مشكل مواجه است.» اين اظهارات واكنش على لاريجانى، رئيس مجلس شوراى اسلامى، را برانگيخت و در سخنانى تهديد كرد كه اگر دولت بر تخلف از قوانين اصرار ورزد موارد را به اطلاع نمايندگان و مردم خواهد رساند. همزمان محمدرضا باهنر، معاون نظارت مجلس، اعلام كرد كه «تخلفات دولت از قانون زياد و مفصل است و در جاهایی، دولت در تخلف از قانون عمد دارد.» اوج گرفتن اختلافات مجلس و دولت در ماههاى اخير بر سر اجراى قوانين باعث واكنش آيتالله على خامنهاى، رهبر جمهورى اسلامى، شده است و وى از دولت و مجلس خواسته است كه «صميمانه» با يكديگر همكارى كنند. رهبر ايران شرايط كشور را «حساس» دانسته و با حمايت از دولت محمود احمدىنژاد كه زير فشارهاى داخلى و خارجى قرار دارد از نمايندگان خواسته است به گونهاى عمل كنند كه دولت بتواند به قانون عمل كند.
در حالی که درگیریهای قومی در قرقیزستان ۸۰ کشته بر جای گذاشته است، دولت موقت قرقیزستان با هدف کنترل بر اوضاع در مناطق بحران زده این کشور یه نظامیان حکم تیر داده است.در حالی که درگیریهای قومی در قرقیزستان ۸۰ کشته بر جای گذاشته است، دولت موقت قرقیزستان با هدف کنترل بر اوضاع در مناطق بحران زده این کشور یه نظامیان حکم تیر داده است. بیشتر بخوانید: دولت موقت قرقیزستان خواستار کمک روسیه در برقراری نظم شد «نقش روسیه در ناآرامیهای قرقیزستان» در این فرمان آمده است که نیروهای نظامی و انتظامی میتوانند برای جلوگیری از تخریب شاختمانهای دولتی و شخصی و نیز برای حفاظت از جان غیر نظامیان به سوی شورشیان آتش بگشایند. همزمان وزارت کشور قرقیزستان در بیانیهای اعلام کرد که نیروهای داوطلب برای برقراری نظم به مناطق آشوبزده اعزام میکند. رزا اُتونبايوا، رئيس دولت موقت قرقيزستان، نیز روز شنبه در یک پیام تلویزیونی خواستار کمک نظامی از خارج کشور برای برقراری آرامش در کشور شد. خانم اُتونبايوا در این پیام تلویزیونی گفت: «ما از کشورهای دوست تقاضای کمک کردهایم. کنترل اوضاع از روز شنبه از دست دولت خارج شده و ما به کمک نیروهای نظامی یک کشور به غیر از ازبکستان نیاز داریم». این در حالی است که روسیه اعلام کرد که اوضاع پیش آمده در قرقیزستان یک موضوع داخلی است و مسکو هیچ طرح و برنامهای برای اعزام نیرو به این کشور ندارد و تنها به کمکهای بشردوستانه اکتفا خواهد کرد. بنابر اعلام وزارت بهداشت قرقیزستان در طول سه روز خشونتها در قرقیزستان تا کنون ۸۰ نفر کشته و بیش از یک هزار تن زخمی شدهاند. درگیریها بیشتر در در شهر اوش و مناطق اطراف در نزدیکی مرز ازبکسان متمرکز بوده است. اما دولت از بیم گسترش نا آرامیها به شهر جلالآباد، در آن شهر هم حالت فوقالعاده اعلام کرده است. هزاران نفر از اهالی شهر اوش در نزدیکی مرز ازبکستان تجمع کردهاند و مرکز صلیب سرخ با توجه به وضعیت منطقه شرایط را بحرانی اعلام کرده است. در همین حال فیلیپ کراولی سخنگوی وزارت امور خارجه در بیانیهای تصریح کرد که اوضاع این کشور آسیای میانه، که پایگاه اصلی تدارک نیروهای آمریکایی در افغانستان است، موجب نگرانی واشینگتن است. وی ضمن تأکید برنظارت دقیق بر شرایط و اوضاع در قرقیزستان خواستار بازگشت نظم و آرامش به این کشور شد.
در یک سالی که از انتخابات ۲۲ خرداد می گذرد، آوازه اعتراض بخش قابل توجهی از ایرانیان به خارج از مرزهای ایران رفت و چهره تازه ای از ایران در رسانه های جهان ترسیم کرد، در پی یک سرکوب شدید و به بهای کشته شدن ده ها، بازداشت هزاران معترض و تلاش های بسیار در ایران و خارج از ایران. ۲۲ خرداد هم فرارسید و به گفته شاهدان عینی دست کم میدان انقلاب و خیابان آزادی تهران شاهد ادامه اعتراض هایی بود که با اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران آغاز شد. انتخاباتی که در پی آن محمود احمدی نژاد برنده اعلام شد و میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای معترض، را در جایگاه چهره های شاخص جنبشی قرار داد که اکنون از آن با نام جنبش سبز یاد می شود. در یک سالی که از انتخابات ۲۲ خرداد می گذرد، آوازه اعتراض بخش قابل توجهی از ایرانیان به خارج از مرزهای ایران رفت و چهره تازه ای از ایران در رسانه های جهان ترسیم کرد، در پی یک سرکوب شدید و به بهای کشته شدن ده ها، بازداشت هزاران معترض و تلاش های بسیار در ایران و خارج از ایران. در برنامه این هفته دیدگاه ها به بررسی کارنامه یک ساله اعتراض ها در ایران و خارج از ایران می نشینیم. همراه با محمد صادق جوادی حصار، در مشهد، مسئول اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی که به تازگی از زندان آزاد شده است، فاطمه گوارایی، در تهران، فعال مدافع حقوق زنان و عضو شورای فعالان ملی مذهبی که در انتخابات ۲۲ خرداد حامی میرحسین موسوی بود، و مهدی خانبابا تهرانی از پایه گذاران اتحاد جمهوری خواهان ایران و تحلیلگر سیاسی در فرانکفورت . آقای جوادی حصار، شما تازه از زندان بیرون آمدید و سال گذشته در این روزها شاهد اعتراض ها و تظاهراتی بودیم که تا مدتها ادامه یافت و بعد از ۲۲ بهمن در خیابانها به آن حد دیگر شاهد تظاهراتی نبودیم. اما از طریق «شبکه های اجتماعی» مشهود است که اثر اعتراض ها هنوز وجود دارد. حاصل کار معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در این یک ساله چه بوده؟ محمد صادق جوادی حصار: ابتدا تشکر می کنم از همه همراهانی که در این مدت که بازداشت بودم خانواده مرا همراهی کردند و به خصوص شخص آقای کروبی که با همه گرفتاری ها به خانواده ها توجه داشتند. امیدوارم جنبش مدنی که هنوز ادامه دارد راه های بیشتر مسالمت آمیز توام با مفاهمه را هرچه دقیق تر پیدا کند. هیچ جریان سیاسی نه به نفعش هست و نه می تواند جریان های سیاسی عمده در کشور را نادیده بگیرد. در این یک سال جریان های سیاسی منتقد و معترض کشف کردند که اگر با هم متحد نباشند بیش از پیش دچار مشکل خواهند شد و راه های تعامل منتقدانه با جریان های سیاسی مسلط بیشتر تجربه کردند و به روش های مسالمت آمیز اما پیگیرانه و مصرانه خودشان عمیقتر پی برده اند. خانم گوارایی، بسیاری از ناظران سیاسی می گویند که جناح حاکم نه اراده و نه توان سرکوب را از دست داده. حوادث یک سال گذشته این را نشان داد. حال معترضان به نتایج انتخابات چه شیوه هایی را کنار گذاشته اند که از نظرشان به نتیجه نخواهد رسید و چه شیوه هایی در دستور کارشان قرار گرفته و روی آنها تکیه می کنند؟ فاطمه گوارایی: اجازه می خواهم یک سالگی جنبش سبز را به ملت ایران تبریک بگویم. برخلاف آنچه که بخش حاکم که در قدرت است در تبلیغات خود می گوید که جنبش سرکوب شده، می توانیم بگوییم که جنبش نه تنها سرکوب نشده بلکه نشانه های بالندگی و عمق یابی در آن از نظر بسیاری از تحلیلگران به وجود آمده و اتفاقا در صورتی ماندگار خواهد شد که این نشانه ها تقویت شود و موجب درازمدت تر بودن جنبش شود. پس منظورتان اینست که اگر سرکوب شده، موجب شده که اندیشیده شود: چگونه باید به جلو رفت؟ نمی خواهم بگویم که از سرکوب استقبال می کنم. اما این را هم نمی توانم بگویم که بسیاری از فعالان سیاسی در ایران نگران روند کند شدن جنبش سبز بودند که توسط حاکمیت دامن زده می شد. نمونه اش درعاشورا شاهد این بودیم که تلاش شد جنبش به اقدامات خشونت آمیز دست بزند. این خطر در کنار اینکه جنبش دارد راه های عقلانی را بررسی می کند، یکی از پیشرفت های جنبش محسوب می شود. این روش های عقلانی را می توانید مشخص تر بیان کنید؟ جنبش های اجتماعی اساساً اشکال از پیش تعریف شده ای ندارند. فقط این را می توانیم بگوییم که جنبش های اجتماعی در اشکال بروز تظاهرات میلیونی خیابانی تجلی پیدا نمی کند. اگر این تحلیل در ماه های اول در نزد عده ای از هواداران جنبش صدق می کرد، امروز بعد از یک سال که مردم و رهبری جنبش همچنان بر پیگیری مطالبات پافشاری می کنند، نشان می دهد که جنبش توانسته اشکال جدیدی از مقاومت مدنی را جستجو کند و در قالب آن اشکال مدنی اعتراضات خود را متجلی کند. این اشکال صور مختلف دارد: از یکی از نتایج مثبت این جنبش در خارج از کشور این بود که وحدتی را فراهم آورد که تفرقه های گوناگون در خارج از کشور میان نیروهای مبارز تاحدودی برطرف شود. مهدی خانبابا تهرانی عملکرد فیلمسازها تا عملکرد فعالان سیاسی، زنان و کارگران تا معلمان. ولی نمی توانم بگویم چه شکل خاصی را برایش می توانیم پیش بینی کنیم. در راستای استراتژی کلان که جنبش دارد، مقاومت، استمرار، آگاهی بخشی، ایجاد شبکه های اجتماعی و گسترش آنها در سراسر ایران در میان همه اقشار. باید دنبال این باشیم که چگونه می توانیم با راه های خرد و کوچک این را عملیاتی کنیم. آقای خانبابا تهرانی، وزن ایرانیان خارج از کشور در این رویدادهای یک سال اخیر چگونه بوده و چه چالش هایی را پیش رو دارند؟ مهدی خانبابا تهرانی: یکی از نتایج مثبت این جنبش در خارج از کشور این بود که وحدتی را فراهم آورد که تفرقه های گوناگون در خارج از کشور میان نیروهای مبارز تاحدودی برطرف شود. فکر نمی کنید بعضی اختلافات و خط کشی های سابق به جای خود باقی است و شاید هم باید باقی باشد؟ من به این نکته می پردازم. یعنی اختلافات اگر نباشد، حالت بی رمقی در جنبش است. منتها اختلافات را در بستر این جنبش سبز به سود هماهنگی و همپایی با جنبش درون کشور تا حدودی به کنار نهادند و به صورت بحث داخلی طرح می کنند. در گذشته این اختلافات طوری بود که همراهی نمی شد. از سال گذشته هماهنگی ها، اتحادها و همراهی های گوناگونی بین نیروهای چپ، میانه و ملی و همه مبارزان به وجود آمده که همگان خواهان همان مطالباتی اند که از درون آن مطالبات جنبش اعتراضی سبز به وجود آمد. در خارج از کشور امروز تظاهراتی از سوی ایرانیان برگزار می شود و این خود نشان از یک همبستگی بزرگ به سود پیشبرد جنبش مدنی ایران و جنبش سبز رهایی بخش ایران است. کارنامه «مصالحه» از همان ابتدایی که میان رهبران اعتراض و مسئولان کشور اختلافات بروز کرد، این نقطه نظر مطرح شد که یکی از راه ها مصالحه است. نقش مصالحه از دید فعالان معترض چگونه است؟ کارنامه اش در این یک سال چگونه بوده؟ آقای جوادی حصار در پاسخ به این پرسش ضمن پذیرفتن اینکه تاثیری داشته است معتقد است که این تاثیر به گونه ای نبود که بتوان گفت تغییر روشی جدی از سوی جریان حاکم صورت گرفته باشد: «در بسیاری جاها سکوت یا عدم همراهی آقای هاشمی رفسنجانی و این دسته از نیروهای کشور باعث کندی تیغ تیزی بود که یک عده ای کشیده بودند تا ریشه جریانهای منتقد را بزنند. آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت و لابی هایی که با نمایندگان برجسته دو جریان داشت به تعدیل و بالانس دو جریان خیلی کمک کرد. امثال آقای هاشمی یا آقای [سید حسن] خمینی و یا آقای مطهری خودشان را در این جریان ها در جایگاه پدر معنوی جریان منتقد تلقی می کنند، چرا که مثلاً آقای علی مطهری میراث بر یک اندیشه منتقد حوزوی و روشنفکر به نام آقای مطهری است که هنوز هم همه جریان های فقهی کشور به نظریات ایشان استناد می کنند. بنابراین شخصی مانند آقای [علی] مطهری نمی تواند فقط به ایفای وظیفه نمایندگی در مجلس اکتفا کند، او باید به مظالم و نارواهایی که بر سر جریان منتقد رفته، اعتراض کند. اما جریان مسلط سیاسی همینقدر را هم متاسفانه سعه صدر نشان نمی دهد و سعی می کند که این صدا ها را یا نشنیده بگیرد و یا به حاشیه براند. جنبش سبز می توانند با گفتمان مستمر با این بخش از بدنه نظام به بالانس جریان های سیاسی کمک کنند و به تعمیق رفتار مسالمت جویانه اما منتقدانه و مصلحانه در کشور کمک کنند. جریان سیاسی ناچار است با تعامل برآیند این دو جریان کنار بیاید و به نوعی مفاهمه تن در دهد.» خانم گوارایی، در میان هواداران جنبش سبز کسانی هستند که می گویند بدون تعامل بین هواداران جناح حاکم و هواداران جنبش سبز کاری از پیش نمی رود. جنبش سبز می توانند با گفتمان مستمر با این بخش از بدنه نظام به بالانس جریان های سیاسی کمک کنند و به تعمیق رفتار مسالمت جویانه اما منتقدانه و مصلحانه در کشور کمک کنند. جریان سیاسی ناچار است با تعامل برآیند این دو جریان کنار بیاید و به نوعی مفاهمه تن در دهد. محمد صادق جوادی حصار جنبش سبز هرگز از بدو تولدش تا امروز مسئله حذف کسانی که با آن متفاوت می اندیشند، چه در داخل حلقه سبز و چه در بیرون به عنوان هواداران حاکمیت کنونی مطرح نکرده است. این طرف مقابل بوده که اساساً حتی حلقه خودی ها را هر روز تنگ تر از قبل می کند. ما می خواهیم ایرانی بسازیم که از تمامی اقشار موجود تشکیل شده باشد. نباید فکر کرد که فقط کسانی که امروز این مطالبات را دارند حق دارند حرف بزنند و خواست های خود را پیگیری کنند. باید به دنبال این باشیم که آن جناح خاکستری که در جامعه ایران وجود دارد و جناح حاکم سعی می کند از وجود آن در جنگ ملت علیه ملت بهره برداری کند، هر روز بیش از پیش نسبت به ماهیت، عملکرد و اقداماتی که از طرف جناح حاکم صورت می گیرد، واقف شود و حاضر شود به طیف گسترده جنبش سبز بپیوندد. قطعاً در این راه، تعامل تاثیرگذارتر از تقابل خواهد بود. آقای خانبابا تهرانی، در کنفرانس خبری سایبری که آقایان موسوی و کروبی داشتند، مسئله ای مطرح شد و آن این بود که آقای موسوی به خصوص دست روی نبود رسانه جنبش سبز گذاشتند و گفتند کسانی که در خارج از کشور هستند و این اندیشه را در سر داشتند باید اقدامات خود را تسریع کنند. این اقدام تاکنون چگونه صورت نگرفته؟ چون در خارج از کشور انواع رسانه ها است ولی یک رسانه ای که مشخصا مربوط به جنبش سبز باشد، وجود ندارد. آیا اختلافاتی هست؟ اگر چنین رسانه ای به وجود بیاید، موجب تقویت جنبش سبز می شود یا اینکه ممکن است به دلیل اختلافاتی که ممکن است بروز کند، حاصلی نداشته باشد؟ آنچه مربوط به اطلاع رسانی در خارج از کشور در ربط با جنبش سبز می شود، مبارزان و کوشندگان سیاسی و فرهنگی کوتاه نیامده اند. تا آنجا که این صدا از طریق رسانه های خارجی به ایران می رود به نظر من می تواند موجب این شود که اختلافاتی که بین صفوف مبارزان هست بر سر استراتژی مبارزه، بروز نکند؛ بلکه همگان بر سر این بروند که چه خواست هایی اصلی است و از آنها دفاع کنند و سرکوب و خشونت های حاکمیت را محکوم کنند. هراس این را دارم که اگر رسانه مستقلی به نام سبز بخواهد به وجود بیاید، نتواند در شرایط کنونی که خیلی چیزها ناروشن است، اجماعی را به وجود بیاورد. مگر آنکه زیر نظر کسانی مانند آقای موسوی و کروبی که در ایران هستند رسانه ای به وجود بیاید و فقط صدای آنها به عنوان رهبران باشد. که من فکر می کنم این هم زیاد خوب نیست. بگذاریم فعلاً گوناگونی در بیان نظرات جنبش سبز باشد. آقای خانبابا تهرانی ضمن بررسی این مسئله که طرح اختلاف های موجود میان گروه های داخل و خارج از کشور در شرایط کنونی و از طریق چنین رسانه ای به سود نیروهای جنبش نخواهد بود، زیرا به دلیل تنگناهایی که گروه های داخل با آن مواجه هستند طرح مسائلی مانند نقش ولی فقیه در یک انتخابات آزاد اساساً عملی نخواهد بود و آنها ناگزیرند از گفتن صریح بسیاری از حقایق خودداری کنند، نتیجه گیری می کند که: این به وحدت جناح های درون کشور کمک نمی کند چون جناح سرکوبگر عزم جزم کرده است که با سرکوب داخلی کار را پیش ببرد. «اصلاح پذیری جمهوری اسلامی می تواند در زمانی باشد که به این نکات توجه شود. آن کسانی که پرداختن به ولی فقیه را منع می کنند دیگر در صف اصلاح طلبان واقعی نخواهند بود، زیرا حکومت اسلامی را با همان شکل و شمایل مطلقه اش می خواهند. در نتیجه فرآیند دموکراسی سازی در ایران بدون شناسایی مبانی اصلاح پذیری نظام پیش نخواهد رفت. این یک نظر است. این نظر اگر بخواهد در ربط با یک رسانه متعلق به جنبش سبز مطرح شود، مشکل ایجاد می کند. ایرانیانی که در بیرون مرزها زندگی می کنند اکثراً این تفاهم را دارند که در تنگناهایی که دارند بسیاری از مسائل را نمی توانند بگویند.» اینک، آینده آقای جوادی حصار با اشاره به اینکه جایگاه رهبری در قانون اساسی ایران به گونه ای است که حتی اگر سکوت کند می تواند مورد مواخذه قرار گیرد، می گوید: «قرار گرفتن در چنین جایگاهی مثل شمشیر دو دم است هم می برد و هم می تواند از هر دو سو مورد انتقاد واقع شود. مثلاً باید چشم فتنه را از حدقه در می آوردند و با سران فتنه برخورد می کردند و از این دست مطالباتی که در رسانه هایشان مثل کیهان و تریبون هایی که دارند، مطرح می کنند. من در مقامی نیستم که بگویم این ایفای نقش به صورت قانونی انجام گرفته یا نه. اما اینکه جنبش اصلاح طلبی که عام تر از جریان سبز تلقی کنیم، به ناچار باید تریبونی داشته باشد. چون در بسیاری از اوقات متاسفانه وقت زیادی مصروف این می شود که اگر جنبش سبز متکثر است، اگر توانسته بعد از یک سال هنوز استمرار داشته باشد و در آن تلاش شود که حقوق تمامی افراد، گروهها، گرایش ها، اقوام، جنسیت ها، دیدگاه های مختلف رعایت شود؛ همین رمز استمرارش بوده، اگر هم رسانه ای بخواهد به وجود بیاید، باید با لحاظ تمامی این حساسیت ها شکل بگیرد. فاطمه گوارایی به ذهنیت ها و شایعات ایجاد شده و خلاف واقع هایی که از طریق رسانه های موجود در کشور علیه جنبش اصلاحی و جنبش سبز پراکنده می شود پاسخ بدهند.» آقای جوادی حصار نتیجه گیری می کند که نباید از ترس اینکه اختلافی پیش نیاید پیش نرفت. خانم گوارایی در همین دو زمینه می گوید: «شاید دوستانی که در خارج از کشور باشند از آزادی عمل و گفتار بیشتری برخوردار باشند و راحت تر بتوانند مواضع خود را عنوان کنند ولی به یاد داشته باشیم که هر موضعی [که گرفته می شود] چه تبعات سنگینی برای افراد و رهبران جنبش در داخل ایران دارد.» خانم گوارایی با اشاره به کف مطالبات که اجرای بی تناظر قانون اساسی است، می گوید جنبش می تواند در داخل به شکل محترمانه به گفتن این انتقادات بپردازد؛ «در رابطه با دستاوردهای رسانه ای، یکی از اشکالات ضعف سازماندهی است. فعلاً هرگونه حرکتی برای سازماندهی در داخل با سرکوب شدید مواجه است. از تشکیل کوچکترین جمع تا تشکیل کوچکترین نهاد و حتی جمع بسیار کوچک در یک مکان به شدت مورد جلوگیری واقع می شود. برای اینکه مبادا چیزی به وجود بیاید و در همان نطفه خفه می شود. این جنبش برای استمرار نیاز به سازماندهی دارد. یکی از ابزارهای سازماندهی را مسئله رسانه مطرح کردند. اگر جنبش سبز متکثر است، اگر توانسته بعد از یک سال هنوز استمرار داشته باشد و در آن تلاش شود که حقوق تمامی افراد، گروهها، گرایش ها، اقوام، جنسیت ها، دیدگاه های مختلف رعایت شود؛ همین رمز استمرارش بوده، اگر هم رسانه ای بخواهد به وجود بیاید، باید با لحاظ تمامی این حساسیت ها شکل بگیرد.» خانم گوارایی در پایان با اشاره به اینکه تمام مردم ایران به اینترنت دسترسی ندارند وجود یک رسانه را از نیازهای ضروری جنبش می داند که باید در عین حال با توجه به حساسیت های مختلف درون جنبش سازماندهی شود. آقای خانبابا تهرانی در زمینه رسانه بر این باور است که تا زمانی که جنبش سبز هنوز به نقشه راه نیاز دارد، ایجاد یک رسانه شاید نتواند پاسخگوی نیازهای متنوع جنبش باشد.
علی حسنپور ۴۸ سال داشت. حسابدار بود، و صاحب دو فرزند، دو سال از جنگ هشت ساله را در جبهه گذرانده بود، و چهار بار در سال به هلال احمر خون اهدا میکرد، تا آن ۲۵ خردادماه، که خونش بر زمین داغ تهران نقش بست. اکنون یک سال بعد، همسر علی حسنپور، لادن مصطفایی در گفتوگو با رادیوفردا، از هزینههای تلخ این یک سال میگوید، و از اینکه تنها انتظارش «پایمال نشدن خون همسرش» است. بیشتر بخوانید: گزارش سالانه عفو بینالملل؛ دادگاههای نمایشی، شکنجه، سرکوب و اعدام در ایران علی حسنپور ۴۸ سال داشت. حسابدار بود، و صاحب دو فرزند، دو سال از جنگ هشت ساله را در جبهه گذرانده بود، و چهار بار در سال به هلال احمر خون اهدا میکرد، تا آن ۲۵ خردادماه، که خونش بر زمین داغ تهران نقش بست. یک سال پس از انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری، هنوز تعداد دقیق کسانی که در جریان اعتراضهای تهران جان خود را از دست دادند مشخص نیست؛ آنچه که مشخص است، این است که انتخابات ۸۸ برای هیچ کس به اندازه این افراد و خانوادههاشان هزینه در بر نداشت. علی حسنپور یکی از جانباختگان اعتراضهای پس از انتخابات است که در تظاهرات گسترده و مسالمتآمیز روز ۲۵ خرداد، در سکوت میلیونی هواداران سبز، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. تصویر بدن بیجان او و خون منتشر شده بر زمینش، یکی از نخستین تصاویری بود که از خشونت عریان نیروهای امنیتی، و کشته شدن شهروندان تهرانی، در دنیای مجازی دست به دست چرخید، و کاربران اینترنتی را شوکه کرد. بدن او اما تا ۱۰۵ روز بعد به خانوادهاش تحویل داده نشد، تا همسر و فرزندانش مدت سه ماه و نیم را از سرنوشت وی بیخبر باشند. اکنون یک سال بعد، همسر علی حسنپور، لادن مصطفایی در گفتوگو با رادیوفردا، از هزینههای تلخ این یک سال میگوید، و از اینکه تنها انتظارش «پایمال نشدن خون همسرش» است. لادن مصطفایی همینک پس از یک سال به رادیو فردا میگوید: سالی که گذشته برای ما واقعاً سال سختی بود. میدانيد که من همسرم را از دست دادم. اما نه تنها درباره همسرم، بلکه در مورد همه عزيزانی که در جامعه ما اين طور شهيد شدند، اميدوارم که خونشان هيچوقت پايمال نشود. و مطئن هم هستم که نخواهد شد. اين را مطمئنم. ولی به هر حال اين يک سال به ما خيلی سخت گذشته است. خانم مصطفایی میتوانید بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان فقط از نظر احساسی است؟ یا اتفاق خاصی هم بعد از خردادماه ۸۸ و در ماههای گذشته برایتان افتاده که تحمل این شرایط را سختتر کرده است؟ از همه نظر سخت بود. ببینید، همسر من سرپرست خانه بود. نبودنش از هر لحاظ که بگوييد سخت است، از لحاظ محبت، عاطفه، نبودش، از نظر روحی و روانی... میتوانم بگویم که الان کاملاً بيمار هستيم. من هنوز مراجعه میکنيم به جاهايی که از همسرم سراغ بگیرم... مثلاً به دادسرای جنايی مراجعه میکنم. هنوز به بيمارستانها مراجعه میکنم. به دانشگاه علوم پزشکی. هر جايی را که فکر کنيد من رفتم. هنوز بعد از گذشت يک سال، لباسهای همسرم و محتويات داخل جيبش را به من ندادهاند. جسد همسر من تا ۱۰۵ روز مجهولالهويه اعلام شده بود. نمیدانید به ما چه گذشت... برای من عجيب است که چطور تا ۱۰۵ روز به ما کشته شدنش را اطلاع ندادند. آخر چرا؟ حرف من این است که روی پيشانی افراد که اسمشان را ننوشتهاند. محتويات داخل جيب همسر من را اگر خارج میکردند، چک داشته، کارت داشته. چرا همسر من را مجهولالهويه اعلام کردند؟ [با بغض ادامه میدهد] ۱۰۵ روز رنج و عذابی را که ما کشيديم... واقعاً نمیدانم چطور بگويم. با گذشت یک سال توانستهاید مسبب قتل همسرتان را پیدا کنید؟ مراجع قضایی چه میگویند؟ پرونده ما در دادسرای جنایی تهران است. من در این یک سال صد بار به دادسرا مراجعه کردم. مرجع قضایی هم هر بار حکم قضایی صادر میکند که خواهان پیدا کردن مسبب این تیراندازی است. ولی فقط در همین حد! هیچ جواب روشنی به من نمیدهند. به هیچ نتیجهای نرسیدهایم بعد از یک سال. مراجع قضایی در این مدت کسی را به عنوان مظنون پرونده معرفی کردهاند؟ نه، اصلاً. خودتان چه احتمالی میدهید؟ مسبب قتل همسرتان را چه کسی یا جایی میدانید؟ خوب با شواهدی که در دست هست و آنچه که شاهدان ماجرا میگویند، پایگاه بسیج منطقه بوده. این احتمال و شواهد را با دادسرا در میان گذاشتهاید؟ ببینید، من به دادستان تهران هم در این مورد مراجعه کردم، اما ارگانها و سازمانها جواب من را نمیدهند. من بارها مراجعه کردهام. از دادستانی خواستم که به مسئولین بگوید با ما همکاری کنند. اما هنوز این نامه دادستانی را هم به من ندادهاند. گفتند پرونده از دادسرای جنایی به دادسرای نظامی ارجاع شده. به آنجا مراجعه کردم، اما آنها هم گفتند نه، همان دادسرای جنایی است. هنوز هیچ نتیجهای نگرفتهام. کمی بیشتر از آقای حسنپور بگویید. ایشان اساساً فردی سياسی بودند؟ آن روز برای چه رفته بودند بيرون؟ اصلاً آدم سياسی نبودند. جزو همان سه چهار ميليون جمعيتی بودند که آن روز در خیابان آزادی حضور داشتند. آخر جواب اعتراض که گلوله نيست. آن هم گلوله توی سر، آن هم در راهپيمايی سکوت! آن روز پسر جوانی که هم سن پسر خود ما بود گلوله خورده بود. همسر من رفت که به او کمک کند. در همان حال، وقتی داشت به آن پسر جوان کمک میکرد، همسرم را زدند. نمیدانم اسم اين کار را چه میشود گذاشت. واقعاً چه بايد گفت؟ وقتی فردی به يک هموطن خودش که مثل بچه خودش میماند، به يک بچه هجده ساله کمک میکرده، همان لحظه، در همان حال، با گلوله بزنندش. خانم مصطفايی، الان يک سال از اين اتفاق میگذرد، در اين يک سال، با تمام تلخیهايی که برای شما داشته، اتفاقات زيادی در ایران رخ داده، چه در صحنه سياسی و چه اجتماعی. شما خودتان را به عنوان کسی که بیشترین هزینه را در جريان اتفاقات بعد از انتخابات متحمل شده، کجای جنبش سبز میبينيد؟ آيا خودتان را جزئی از این جنبش میدانید؟ بله حس میکنم. احساس میکنم که بايد راه همسرم را ادامه دهم. راهی که ناحق هم نبوده. همسرم که گناهی مرتکب نشده بود. جزو افرادی بوده که هیچ سابقه سياسی نداشته. فقط اعتراض مسالمتآمیز میکرد. همین. آتشی که در وجود ما روشن شده، فکر نمیکنم به این راحتیها خاموش شود. همسر من يک فرد...[با بغض ادامه میدهد] اصلاً نمیدانم چه بگويم... متأسفم که اين اتفاق تلخ را برایتان يادآوری میکنم. میدانید؟ اين صحنهها، این تصاویر لحظهای از جلوی چشم ما دور نيست؛ عکس تيرخورده همسرم با چشمهای باز و دهان باز... ولی با همه این احوال من الان واقعاً احساس افتخار میکنم. وقتی فهمیدم که در حال کمک به يک جوان دیگر تیر خورده، آن حس نوعدوستیاش، برای من افتخارآمیز است. خانم مصطفايی، اکنون يک سال بعد از اين حادثه، انتظارتان از جنبش مدنی ايران چيست؟ آيا انتظاری داريد از جنبش سبز؟ اميدم این است که جوانهای ما به خواستههای خودشان برسند، و تنها انتظارم هم این است که خون همسر من و امثال همسر من پايمال نشود. و در مورد کسانی که مسئول اين حادثه بودند چطور؟ حرفی دارید که بزنید؟ کسانی که مسئول حادثههايی مثل حادثه کهريزک هستند، مسئولان حادثهای که برای همسر من و امثالشان اتفاق افتاده باید روزی پاسخگو باشند. من اگر از مراکز دولتی از مراکز قانونی دادسرا به جايی نرسم، همینجا میگویم، از سازمان ملل واقعاً کمک میخواهم. کمک میخواهم که بدانم چرا و به چه دليلی همسرم را در روز روشن در خيابان زدند و کشتند. جرمش چه بود؟ من هنوز جواب دو بچهام را نمیتوانم بدهم. به من میگويند مگر پدر ما چه میخواست؟ چه گناهی کرده بود، پدر ما؟ من در جواب آنها چه بگويم؟ من حتی برای خودم هم جوابی ندارم. يک سال گذشته اما من هنوز نمیتوانم هضم کنم که چرا همسر مرا کشتند؟ همسر من دو سال در جبهه و جنگ برای مردم ايران خدمت کرده بود. در سال چهار بار میرفت هلا احمر و خون اهدا میکرد؛ آخرش هم خون خودش را يکباره داد به ملت ايران. پارسال همين موقع همسرم کنار من بود اما امسال واقعاً خيلی سخت است... خیلی سخت ...[بغضش میترکد]
رضا معینی، پژوهشگر بخش ایران در سازمان گزارشگران بدون مرز پس از دستگیری نرگس محمدی به رادیو فردا میگوید: طی چند سال گذشته کارزار گسترده ای از سوی مقام های رسمی و رسانه های وابسته به دولت علیه کانون مدافعان حقوق بشر به راه افتاده است.مأموران انتظامی جمهوری اسلامی، شامگاه روز پنجشنبه ۲۰ خرداد، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر را بازداشت کردند . خانم محمدی که ریاست هیئت اجرایی شورای صلح را بر عهده دارد و در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه بینالمللی الکساندر لانگر شد. رضا معینی، پژوهشگر بخش ایران در سازمان گزارشگران بدون مرز در این مورد به رادیو فردا میگوید: خانم محمدی در درجه اول روزنامه نگار بودند و در درجه دوم با کانون مدافعان حقوق بشر همکاری می کردند، از بدو تاسیس و بعد سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و نایب رئیس این انجمن مدافع حقوق بشر شدند و علت دستگیری او را اما در درجه اول باید از مقام های امنیتی و قضائی ایران پرسید. با توجه به اینکه خانم محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و نایب رئیس این کانون بودند و از همکاران خانم شیرین عبادی، آیا دستگیری ایشان می تواند ارتباطی به این همکاری داشته باشد؟ بدون شک بنا به آنچه ما در اطلاعیه دیروز به آن اشاره کردیم، واقعیت اینست که در طی چند سال گذشته کارزار گسترده ای از سوی مقامهای رسمی، رسانه های وابسته و نزدیک به دولت علیه شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر به راه افتاده و از بدو تاسیس کانون و از زمانی که کانون، گزارش های منظم درباره وضعیت حقوق بشر و یا قبول وکالت رایگان زندانیان عقیدتی و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان کرده، این حملات ادامه داشته است. تعداد زیادی از نزدیکان این کانون بازداشت شدند. سال گذشته آقای دادخواه، آقای عبدالفتاح سلطانی، آقای رضا تاجیک، روزنامه نگار دو بار زندانی شدند و امروز نوبت به خانم نرگس محمدی رسیده است. جمهوری اسلامی یکی از تخصص هایی که دارد، آزمودن آزموده هاست. این خطا را از همان بدو تاسیس تا امروز ادامه می دهد. این را همه می دانند که زندانی وقتی پای مصاحبه می آید، که تحت فشار است. در این بیانیه به اعترافات همسر خانم شیرین عبادی و تخریب شخصیت ایشان اشاره شده. نظر شما در مورد چنین اعترافات تلویزیونی چیست و به عنوان کارشناس رسانه، این گونه برنامه سازی ها چه تاثیری می تواند در افکار عمومی داشته باشد؟ جمهوری اسلامی یکی از تخصص هایی که دارد، آزمودن آزموده هاست. این خطا را از همان بدو تاسیس تا امروز ادامه می دهد. این را همه می دانند که زندانی وقتی پای مصاحبه می آید، که تحت فشار است. از تیمسار رحیمی، از اوایل انقلاب بگیریم که این مصاحبه ها پخش می شوند، برخی مسئولان سازمان های سیاسی و فعالان و تا امروز که حتی بخش هایی از نزدیکان خود آیت الله خمینی و یا حتی نزدیکان رهبر را هم می توانند مجبور کنند بیاورند. از نظر رسانه ای هیچ ارزشی ندارد. از نظر حقوقی دو برابر بیشتر دارای هیچگونه ارزشی نیست. من یادآوری کنم در همان شب که این برنامه از تلویزیون پخش شد، خانم نرگس محمدی دستگیر شد. این دقیقاً در همان روزی است که خانم شیرین عبادی جایزه شهروندی افتخاری فرانسه را در پاریس دریافت می کنند و اعلام کارزار مشترک سازمان گزارشگران بدون مرز و فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی اعلام می کنند. خانم نرگس محمدی خبرنگار هم هستند. گزارشگران بدون مرز در مقابل دستگیری خانم محمدی و تعداد بسیار زیادی از روزنامه نگاران چه موضعی دارد؟ موضع ما به طور مشخص اینست که روزنامه نگار نباید در زندان باشد. از همان اول اعلام کرده ایم. همه تلاش را برای آزادی اش انجام می دهیم. این کارزاری است که با فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر با هم به راه انداختیم در همین رابطه است. اما نکته ای را در رابطه با خانم محمدی بگویم، وی و همسرشان آقای تقی رحمانی اولین بار نیست [که بازداشت می شوند]. تقی رحمانی همسرشان بیش از ۱۶ سال از عمرش را در زندان های جمهوری اسلامی گذرانده است. طی ده سال گذشته اگر نگاهی سرسری به روزنامه ها، به رسانه ها بکنیم، هر ماه یک احضار یک مصیبت برای این خانواده درست شده است. واقعیت اینست که این سختگیری، این بی رحمی که علیه این گونه خانواده ها در جمهوری اسلامی می شود، علاوه بر اینکه ناعادلانه است، غیرانسانی است و نشان می دهد که تا چه حد روزنامه نگاران، فعالان مدنی در ایران تحت فشار اند. شما اطلاعی از آخرین وضعیت ایشان دارید؟ آیا قرار است آزاد شوند؟ الان در چه وضعی هستند؟ من امیدوارم که هرچه زودتر آزاد شوند. دستگیری روزنامه نگار و فعال مدنی، عملی غیرانسانی است. در عین حال خانم محمدی دو بچه دوقلو دارند که خردسال اند و عملاً امروز کسی نمی داند این وضعیت تا کجا می تواند ادامه پیدا کند. علاوه بر ایشان ما تعداد دیگری روزنامه نگار هم داریم که خودشان هم بیمار اند. یعنی در وضعیت نابسامانی به سر می برند. خوشبختانه خانم مفیدی آزاد شده اند ولی امروز آقای باستانی، آقای لواسانی، آقای زیدآبادی، خانم شیوا نظر آهاری... خانم محبوبه خوانساری و همکارشان که چند روز پیش دستگیر شده اند، هنوز ملاقاتی هم نداشته اند. این رفتار غیرانسانی برای هیچکس قابل پذیرش نیست.
با انتخابات ۲۲ خرداد و رویدادهاى پس از آن صورت بندى مناسبات حاکمیت با شهروندان تغییر یافت. شاید همین تغییر، معنا و شان راى را نیز در فرهنگ سیاسى ایران تغییر دهد. به هر حال «رأى من کجاست؟» نقطه عطفى در سیر این تغییر محسوب خواهد شد. از خرداد تا خرداد: بخش اول: تمایز انتخابات ۱۳۸۸ و شور و نشاط انتخاباتی نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ اعلام شد. اما آنچه اعلام شد خلاف انتظار مخالفان دولت بود. به ویژه آنکه ترکیب آرا و عدد و رقم اعلام شده، شائبه غیرعادى بودن نتایج را تقویت مى کرد. این که در بیش از یک صد صندوق راى صد در صد آرا از آن محمود احمدى نژاد بود، و حتى ناظرین منصوب رقباى وى هم در این صندوق ها به نامزد خود راى ندادند و یا آنکه در بیش در ۶۰ شهرستان، آراى شمارش شده بیش از تعداد واجدین شرایط بود، شاید تنها نمونه هایى از غیرعادى بودن این نتایج محسوب شود. بخشى از آنچه در روزهاى بعد در حوزه عمومى روى داد، ناشى از انتظاراتى بود که پیش از آن در ذهن افراد شکل گرفته بود. برخى با یادآورى خاطراتى که از دوم خرداد ۷۶ داشتند، انتظار آن را مى کشیدند که صرف مشارکت بیشتر راى دهندگان مى تواند نوعى تغییر را در روند امور ایجاد کند. هنجار سیاسى تا پیش از این سعى بر نمایاندن تصویرى از خود داشت که راى راى دهندگان به واقع مى تواند نوعى تغییر را در حاکمیت ایجاد کند. به نظر مهرداد مشایخى، استاد دانشگاه جرج تاون در لایه زیرین این سطح از رویدادهاى سیاسى تقابلى بین دو دیدگاه در مورد انتخابات وجود داشت. بر اساس دیدگاه جامعه شناختى این صاحبنظر، اعتراض ها به نتایج انتخابات مرحله اى از یک روند هویت یابى است؛ «فرآیند تاریخى تکامل و رشدى از جامعه شهروندى ایران است که به دنبال یک نوع هویت مى گردد. یعنى آمادگى ابراز هویت و شکل دادن به یک هویت دارد. در این فرآیند، هویت یابى است که با موانع سیاسى و فرهنگى حاکم رو در رو مى شود و بیشتر از آن بخش هایى از جامعه شهروندى هستند، به خصوص طبقه متوسط و به خصوص روشنفکران، بخش دانشجو، زنان متجدد، بخش هاى متجدد و بیشتر انتگره شده در روابط و مناسبات جهانى که به این نقطه رسیده اند که مى خواهند به عنوان یک شهروند در روابط اجتماعى شرکت کنند. از آنجا که موانع حاکم بر جمهورى اسلامى از آنها بیعت مى خواهد و از آنها دعوت مى کند که صرفاً دنباله رو حکومت و فرمانبر باشند تا صاحب حق، به همین دلیل در بنیاد یک نوع تضادى وجود دارد بین جنبش براى حق و از سوى دیگر روابط و مناسباتى که بیعت و تکلیف را وظیفه مردم قرار مى دهد.» از منظرى دیگر محتواى روابط و تنش هاى اجتماعى واجد شکل و صورتى بود که برخى از جمله رسول نفیسى، استاد جامعه شناس دانشگاه استرایر در ایالات متحده آن را بسیار بدیهى دانسته و معتقد است که تناقض موجود در آن براى همه قابل مشاهده بوده و نیاز به کنکاش چندانى ندارد. رسول نفیسی میگوید: اگر فقط به عکس ها نگاه کنید و ریشه هاى این موضوع شناخته مى شود. نگاه کنید به عکس هایى از رهبران ایران و نگاه کنید به آنهایى که در خیابان ها هستند و ببینید که چقدر از این آقایانى که معمولاً روى زمین نشسته اند دور تا دور یک اتاقى و آقاى خامنه اى هم روى یک صندلى نشسته، واقعاً به این افرادى که در خیابان هستند، شباهت دارند؟ ماحصل این تضادها و تقابل ها همراه با تجربه چهارساله محمود احمدى نژاد فضا را به سمت اعتراض پیش برد. به گفته على هنرى، فعال سیاسى و پژوهشگر در زمینه جنبش هاى اجتماعى که خود در جریان مبارزات انتخاباتى فعال بود، نوعى خواست عمومى در بین راى دهندگان در اعتراض به وضع موجود وجود داشت. وی می گوید: مشخصا ما تغییر مى خواستیم و روشى را براى اعتراض مان پیدا کرده بودیم و فکر مى کردیم با این راى دادن مى توانیم به شرایط موجود اعتراض کنیم. ساعت ۲۲ روز جمعه ۲۲ خرداد راى گیرى به پایان رسید. ۱۳ تا ۱۴ ساعت پس از بسته شدن حوزه هاى راى گیرى بیانیه آیت الله على خامنه اى نشان داد که انتظار شکل گرفته براى تغییر از طریق راى گیرى امکان محقق شدن نخواهد داشت. رهبر جمهورى اسلامى در این پیام پیش از آنکه نتایج انتخابات بر اساس رویه رسمى سالها پیش از آن ابتدا توسط وزارت کشور اعلام شده و سپس پس از رسیدگى به شکایات توسط شوراى نگهبان رسماً اعلام شود، صراحتاً راى محمود احمدى نژاد را بیست و چهار میلیون اعلام کرد و گفت که رئیس جمهورى منتخب و محترم رئیس جمهور همه ملت ایران است و همه از جمله رقیبان دیروز باید یکپارچه از او حمایت و به او کمک کنند. وى در عین حال این حمایت و کمک به محمود احمدى نژاد را امتحانى الهى خواند که مى تواند رحمت خداوند را به همراه داشته باشد. اما همه آنچه که گفته شد براى تبدیل شدن به اعتراض هاى علنى بعدى شاید نیاز به یک عامل تکمیلى دیگر هم داشت؛ یک روز پس از پیام رهبر جمهورى اسلامى محمود احمدى نژاد در میدان ولیعصر تهران جشن پیروزى گرفت و گفت: «در ایران، در انتخابات، چهل میلیون نفر خودشان بازیگر اصلى و تعیین کننده اصلى بودند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها یک کارى مى کنند. بدانید این رودخانه زلال ملت جایى براى خودنمایى آنها نخواهد گذاشت.» به کار بردن چنین عباراتى که تحقیر آمیز تفسیر شد در کنار برآورده نشدن انتظارات اجتماعى که از نظام سیاسى وجود داشت و روحیه اعتراضى به وضع موجود، موجى را برانگیخت که شاید اصلى ترین شعارش این بود: راى من کجاست؟ به گفته بنیامین صدر، روزنامه نگار این شعار بر اساس یک مشى مسالمت جویانه و در نتیجه ایستادگى نامزد اصلاح طلبان و اعتماد طرفدارانش به او انتخاب شد؛ «به عقیده من، مردم با درک ایستادگى مهندس موسوى و صداقت ایشان در گفتار و عمل حاضر شدند که بیایند و اعتراض خودشان را با این شعار کاملاً مسالمت آمیز و قانونى و در چارچوب هنجارهاى پذیرفته شده اصلاح طلبان انجام دهند.» من فکر مى کنم که هنوز هم (رای من کجاست؟) موضوعیت دارد و به عنوان کلیدى ترین شعارى که آن روزها مطرح شد، همچنان نگرانى و اعتراضات مردم با توجه به آن شعار پابرجاست. بنیامین صدر تجلى اصلى موج معترضان به نتایج انتخابات و مخالفان دولت راه پیمایى ۲۵ خرداد بود. معترضان و مخالفان در شمارى که پیش از آن اگر نه بیسابقه که کم سابقه بود، به خیابان آمدند و آنچه را نتیجه واقعى راى خود مى خواندند، طلب کردند. رسول نفیسى می گوید: جنبش مدنى ایران به طور مسالمت آمیز خواستار شرکت مدنى در همان انتخابات بسیار محدود ومهندسى شده اى بود که دولت ارائه کرده بود و حاضر بود با همان بسازد. خواست مظلومانه این که شخصى را که اینها از میان سه چهار نفر که دست چین ِ دست چین بودند، انتخاب کنند، خواست زیادى نبود. ولى دیدیم که چطور شد و خود دولت با خام دستى تمام این شعار را تبدیل کرد به شعار ضد رژیم. راه هاى اعتراضى به وضع موجود در نظر على هنرى شکل هاى مختلفى به خود گرفت. على هنرى در مورد این اشکال مختلف می گوید: راه هاى اعتراضى بر اساس آن هنجارى که وجود دارد، انتخاب مى شود. که آن زمان با توجه به انگیزه مشارکت اجتماعى بالا، جامعه به دنبال راه هاى اعتراضى متفاوت بود. که اولى انتخابات بود و بلافاصله وقتى توانستند راه پیمایى سکوت را شکل بدهند راه پیمایى سکوت شد. بعد از آن آن سرکوب به وجود آمد و بیشتر الله اکبرها شکل گرفت، شعار نویسى شکل گرفت، پول نویسى و همینطور اشکال مختلف. به این ترتیب شعار «راى من کجاست؟» به زبان ها و از راه هاى گوناگون مطرح شد. اما پاسخى مناسب و درخور دریافت نکرد. حال شاید وقت طرح این پرسش باشد که آیا این شعار همچنان موضوعیت دارد یا نه؟ ما الان دیگر نمى دانیم که تمام این جوانانى که به طور یک صدا خواستار پیدا کردن راى خودشان بودند، الان چه مى خواهند. ولى آنچه مشخص است دیگر از این مرحله فراتر رفته اند. با همه احوال اگر جمهورى اسلامى در هر زمانى به نحوى به اینها گوش مى داد، مسئله به این وخامت امروز نمى رسید. رسول نفیسی بنیامین صدر معتقد است که این شعار همچنان مى تواند مطرح باشد و خواست مخالفان دولت را بیان کند؛ «من فکر مى کنم که هنوز هم موضوعیت دارد و به عنوان کلیدى ترین شعارى که آن روزها مطرح شد، همچنان نگرانى و اعتراضات مردم با توجه به آن شعار پابرجاست. هرچند اتفاقات بسیار تلخى افتاد که به گمان من شاید این شعار را کمرنگ تر کرد و در سایه برد. اما هنوز هم آن شعار کلیدى ترین شعار ممکن است و تا زمانى که دولت فعلى مستقر است و به کار خود ادامه مى دهد، این شعار مى تواند شعار کلیدى و سازنده باشد.» از سوى دیگر با توجه به رویکرد حاکمیت نسبت به این شعار و رفتارهاى موافقان و مخالفان دولت در یک سال گذشته، نظرى دیگر مى گوید که این شعار دیگر نمى تواند بیانگر خواست مخالفان باشد و از این رو اکنون در مسیر تغییر این شعار قرار داریم. همچنانکه مهرداد مشایخى مى گوید: مردم دیگر در شعارهایشان مسئله راى من کجاست را مطرح نمى کنند. به خاطر اینکه ارتباط بین راى من کجاست، کاملاً بسیارى از مسائل ساختارى و مناسبات بنیادین این حکومت را بهتر متوجه شدند. یعنى اولاً رابطه بین راى من کجاست و قوانین اساسى، رابطه بین راى من کجاست و نقش ولایت فقیه، رابطه راى من کجاست و نقش سپاه پاسداران، رابطه راى من کجاست و دست روحانیتى که در بسیارى از نهادها فرادستى دارد... بنابراین شعارها به طرف ساختارها و به طرف قانون اساسى و به طرف اصولاً طرح انتخابات آزاد به معنى دقیق کلمه یعنى با نظارت بین المللى و شرکت تمامى نیروها حرکت کرد. نمى توانم بگویم که الان به شعار همگانى بدل شده است، ولى قطعاً مى توانم بگویم که مسیر حرکت و شعارها به این سمت و سو هست. در این بین هستند صاحبنظرانى که هر چند مسیر پیش رو را چندان مشخص و روشن نمى بینند، اما از خواستى روشن سخن مى گویند. از جمله رسول نفیسى که معتقد است عدم پاسخگویى درخور به خواست معترضان به نتایج انتخابات باعث شده تا آنها از خواست نخستین خود عبور کرده و خواست هاى جدیدى را در نظر داشته باشند؛ «ما الان دیگر نمى دانیم که تمام این جوانانى که به طور یک صدا خواستار پیدا کردن راى خودشان بودند، الان چه مى خواهند. ولى آنچه مشخص است دیگر از این مرحله فراتر رفته اند. با همه احوال اگر جمهورى اسلامى در هر زمانى به نحوى به اینها گوش مى داد، مسئله به این وخامت امروز نمى رسید. کسانى که اینها را راهنمایى مى کنند و همچنین کسانى که خودشان را جزوى از اینها، جزو مردمى که در خیابان ها هستند، نمى دانند، بلکه خودشان را متعلق به یک گذشته اى که هیچوقت در واقع وجود هم نداشته است، مى دانند. خودشان را متحد مى دانند با کسانى که در پائین جامعه شهر و روستا زندگى مى کنند؛ اینها را با یک نوع مجیزگویى و یک نوع کمک هاى مالى در کنار خودشان نگه مى دارند، فکر مى کنند که این کافیست.» به نظر مى رسد که با انتخابات ۲۲ خرداد و رویدادهاى پس از آن صورت بندى مناسبات حاکمیت با شهروندان به شکلى اساسى تغییر یافت. تغییرى که بازگشت به دوران پیش از خود را نامحتمل ساخته است. شاید همین تغییر در مناسبات معنا و شان راى را نیز در فرهنگ سیاسى ایران تغییر دهد. در هرصورت شعار «راى من کجاست؟» نقطه عطفى در سیر این تغییر محسوب خواهد شد.
روز بيستم خردادماه جمعی از ايرانیهای مقيم آمريکا با همکاری «بنياد ملی برای دموکراسی» و کنگره آمريکا برنامه ای در دو قسمت در واشینگتن برگزار کردند و در آن در یکساللگی شکلگیری جنبش سبز، از امکان و احتمالات گذار به دموکراسی سخن گفتند.روز بيستم خردادماه جمعی از ايرانی های مقيم آمريکا با همکاری «بنياد ملی برای دموکراسی» و کنگره آمريکا برنامه ای در دو قسمت در واشینگتن برگزار کردند. قسمت اول برنامه «سالگرد جنبش سبز ایران» در واشنگتن کنفرانسی بود تحت عنوان «یکسال گذشت: چشمانداز گذار به دموکراسی در ایران». این کنفرانس با سخنرانی دو سناتور از دو حزب امریکا افتتاح شد؛ سناتور تد کافمن از حزب حاکم دموکرات و سناتور جان مک کین نامزد سابق ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه. پس از آن سخنرانان در سه نشست صحبت کردند و در پایان فیلم مستند «برای ندا» نمایش داده شد. قسمت دوم برنامه در کنگره امریکا برگزار شد. در این قسمت دو سناتور دیگر از دو حزب صحبت کردند و نماینده رئیسجمهور باراک اوباما پیامی را به مناسبت سالروز وقایع ایران قرائت کرد. سپس فیلم کوتاه دیگری از بابک پیامی نشان داده شد. اين فيلم که صحنههايی از وقايع پس از انتخابات سال گذشته را نشان میدهد همراه گفتاری است با صدای آذر نفيسی. در پی نمايش اين فيلم محسن نامجو، هنرمند جوان موسيقی ايران، قطعه ای همراه با ترجمه شعر «در بن بست» احمد شاملو را اجرا کرد و در پايان، کنگره آمريکا جايزه ای به نشانه همدلی مردم آمريکا با مردم ايران به جنبش سبز مردم ايران اهدا نمود. اين جايزه قرار بود به طور نمادين به خانم سيمين بهبهانی، بانوی شعر ايران، سپرده شود اما به علت آن که او نتوانست اجازه خروج از ايران را بگيرد خانم مهناز افخمی به نيابت آن را دريافت کرد. نکته اساسی اين برنامه اين است که همبستگی مردم آمريکا با مردم ايران را نشان دهد. اين که برنامه در کنگره آمريکا؛ جايی که نمايندگان مردم آمريکا جمع هستند تمام می شود، مسئله مهمی است. آذر نفیسی آذر نفيسی، نويسنده «لوليتا خوانی در تهران» و استاد ادبيات در دانشگاه جان هاپکينز، چکيده ای از صحبتش را در گفتوگو با رادیو فردا چنین بازگو میکند: « بيشتر بحث من درباره رابطه ميان جنبش جامعه مدنی ايران با جنبش هايی بود که در دنيا قبل از اين انقلاب وجود داشته است و اين که چگونه اين جنبش از ساير جنبش ها تاثير گرفته و چگونه بر جنبش های آينده تاثير خواهد گذاشت. دولت ايران به نظر من يک دولت اسلامی نيست بلکه مذهب را به دست گرفته و از آن به عنوان ابزاری برای سلطه و ايدئولوژی خود استفاده می کند. در واقع مذهب اسلام همان قدر قربانی رژيم است که ساير مذاهب و باورها». خانم آذر نفيسی با تاکيد بر جهانی بودن اين جنبش، می افزايد: « اين جنبش فقط يک جنبش سياسی نيست بلکه جنبه حياتی دارد. به نظر من چيزی که اين جنبش را به عنوان مثال به اروپای شرقی وصل می کند اين است که فقط جنبه سياسی ندارد بلکه يک جنبه وجودی يا اگزيستانسيال دارد. وقتی به ندا فکر می کنيد که به نوعی نماد اين جنبش شد، می بينيم مبارزه او برای احقاق حقوق سياسی بود ولی در عين حال می خواست زندگی کند و زندگی شرافتمندانه و مستقل داشته باشد. جنبه وجودی اين جنبش است که به آن پايه و اساس می دهد و هر چقدر رژيم عده ای را زندانی کند يا از بين ببرد و با خشونت با جنبش مواجه شود، اين جنبش از بين نمی رود بلکه بيشتر از آن که جنبش از بين برود درون حکومت تغيير رخ خواهد داد. بحث من بيشتر اين بود که چگونه از راه های غير خشونت بار می توان برای پر و بال دادن به جنبش استفاده کرد. نکته اساسی اين برنامه اين است که همبستگی مردم آمريکا با مردم ايران را نشان دهد. اين که برنامه در کنگره آمريکا؛ جايی که نمايندگان مردم آمريکا جمع هستند تمام می شود، مسئله مهمی است». لری دايموند سخنران ديگر سالگرد جنبش سبز ايران در بنياد ملی برای دموکراسی بود. دکتر لاری دايموند، استاد روابط بين الملل در دانشگاه استفورد آمريکا و يکی از فعالان سرشناس بين المللی در پيشبرد دموکراسی در سراسر جهان است. او از گذار به دموکراسی در کشورهای مختلف سخن گفت. ثبات جامعه و ثبات اقتصادی آن ايجاب می کند گذار به دموکراسی با مدل سوم يعنی مذاکره و توافق بين نيروهایی از بالا و پايين انجام گيرد. لری دیموند او معتقد است گذار به دموکراسی به سه صورت انجام می گيرد و در اين مورد می گويد: « عملاً سه مدل گذار به سمت دموکراسی وجود دارد، اول تغيير از بالا از سوی نظام موجود در کشور، دوم تغيير از پايين از سوی نيروهای مردم و جامعه مدنی و سوم مدل مذاکره بين دو نيروی از بالا و پايين برای رسيدن به يک تعادل ». لری دايموند با توجه به اين سه مدل گذار به دموکراسی، در مورد ايران می گويد: «بحث من اين است که در نظام کنونی ايران هيچ نشانه ای از اين که مدل اول يعنی گذار از بالا صورت گيرد وجود ندارد. البته اين نظام مدعی است که يک نظام دموکراتيک است اما می دانيم که نظامی سرکوبگر و خشن است و فقط منافع خود را دنبال می کند. بنابراين من معتقدم اين نظام فقط تحت فشار تغيير خواهد کرد، چه اين فشار از سوی جنبش مردم باشد يا مجموعه ای از جنبش مردم و فشارهای بين المللی. اميد آن است با اين فشارها بخش هايی از درون نظام دريابند منافع بلند مدتشان در آن است که اين معضل را با مذاکره حل و فصل کرده و قبول کنند ثبات جامعه و ثبات اقتصادی آن ايجاب می کند گذار به دموکراسی با مدل سوم يعنی مذاکره و توافق بين نيروهایی از بالا و پايين انجام گيرد». يکی ديگر از سخنرانان کنفرانس دکتر عباس ميلانی بود که کتاب جديدش «زندگی نامه محمدرضا شاه پهلوی» زير چاپ است و به زودی منتشر خواهد شد. صحبت او به گفته خودش پاسخی به نظرات لاری دايموند است. عباس ميلانی در اين باره می گويد:«تصور من اين است که پيش بينی دقيق در مورد چگونگی اين گذار دشوار است، ولی بيشتر توضيح می دهم که چطور تلاش برای دموکراسی در ايران تلاشی ۱۰۰ ساله است. يکی از ويژگی های منحصر به فرد آن هم همين ائتلاف نيروهای اجتماعی است که ۱۰۰ سال پيش مشروطه را به قدرت آورد و در مقابل روحانيون ضد تجدد و ضد دموکراسی را ناچار به عقب نشينی کرد. يعنی شيخ فضل الله نوری که حکومتی مذهبی می خواست ناچار به عقب نشينی شد. همان ائتلاف انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ را ايجاد کرد و اين بار نماينده شيخ فضل الله نوری يعنی آقای خمينی قدرت را در دست گرفت، ولی همان ائتلاف کماکان تلاش می کند اين انقلاب از مسير خارج شده را به مسير برگرداند. به نظر من در اين که برگشت صورت خواهد گرفت ترديدی نيست و به قول ما ايرانی ها دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و يک ضرورت اجتماعی، اقتصادی و تاريخی است.»
تهیه فیلمی علیه شیرین عبادی در تلویزیون دولتی نمونه ای از فقدان خط ابتذال در دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. وادار کردن یک فرد به اعتراف علیه اعضای خانواده خود، حتی غیر اخلاقی تر و غیر انسانی تر از اعتراف علیه خود است.دولتها در دنیای امروز در بسیاری از سیاستهای اطلاعاتی از یک دسته دستورالعمل پیروی می کنند. این دستور العملها به علت رقابت میان کشورها در جمع آوری و تحلیل اطلاعات محرمانه و تنظیم و تحلیل و بازخوانی اطلاعات غیر محرمانه بسیار شبیه به هم هستند. اما کشورها به واسطه نوع ایدئولوژی، ساختار سیاسی و سیاستها تفاوتهایی نیز از حیث سیاستهای اطلاعاتی دارند. در این نوشته صرفا به آن دسته از سیاستهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی و تحولات آنها می پردازم که خاص این رژیم اسلامگراست. بدون آستانه ابتذال دستگاههای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی برای پیشبرد اهداف خود و "زدن" مخالفان و منتقدان از هیچ کاری دریغ نمی کنند در حالی که ماموران این دستگاه سربازان گمنام امام زمان نام گرفتهاند. شکنجه و تجاوز معمول ترین این کارهاست. اما فراتر از آن حتی از دو به هم زنی، تشدید یا بهره برداری از اختلافات خانوادگی، و دیگر اقدامات خاله زنکی نیز فروگذار نمی شود. کاری که به عنوان مثال در تهیه فیلمی علیه شیرین عبادی (و چند سال پیش علیه مهر انگیز کار) انجام و در تلویزیون دولتی پخش شد نمونه ای از فقدان آستانه ابتذال در دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. وادار کردن یک فرد به اعتراف علیه اعضای خانواده خود حتی غیر اخلاقی تر و غیر انسانی تر از اعتراف علیه خود و همپیمانان سیاسی خود است. افراد با اعضای خانواده ی خود پیوند عاطفی دارند و وادار کردن افراد به اعتراف علیه آنها فرد را از لحاظ عاطفی خرد می کند. سقوط اخلاقی یک دستگاه اطلاعاتی از این بیشتر نمی شود که به اختلافات خانوادگی (واقعی یا تحت فشار ساخته شده) افراد برای خرد کردن مخالفان خود تمسک جوید. نمونه دیگر استفاده دستگاه های اطلاعاتی از اختلافات پیشین خانوادگی محمودیان یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات بود. ماموران اطلاعاتی از همسر سابق مهدی محمودیان خواستند که علیه وی شکایت کند تا محکومیت وی بیشتر شود. فشار بر اعضای خانواده و تهدید به آزار و شکنجه و حتی تجاوز به آنها برای وادار کردن افراد به اقرار و اعتراف یا همکاری با دستگاههای امنیتی یک روال همیشگی در جمهوری اسلامی بوده است. بر حسب فرموده ولی فقیه در تعیین سیاستهای اطلاعاتی یک سازمان اطلاعاتی پرسشهای مشخصی باید پاسخ داده شوند: چگونه اولویتهای گرد آوری و تحلیل اطلاعات تعیین می شوند؟ نتایج در اختیار چه مقامات یا سازمانهایی قرار می گیرند؟ و چگونه منابع انجام کار تامین می شوند؟ در نظام ولایت فقیه همانند نظام سلطنتی پاسخ به این پرسشها از رهبری نظام که مقامی غیر انتخابی است اخذ می شود و همه امور "به فرموده" انجام می شوند. نهادهای انتخابی مثل مجلس در عین وجود قانون برای تنظیم و قاعده مند کردن رفتار وزارت اطلاعات در این فرایند نقشی بازی نمی کنند. نهادهای نظامی و انتظامی و قضایی تحت نظر رهبری هر یک خود به فعالیت اطلاعاتی می پردازند و در برابر نمایندگان مجلس (در عین رد شدن آنها از صافی شورای نگهبان) پاسخگو نیستند. کارایی نظام اطلاعاتی در این نظام نه بر اساس معیارهایی مشخص بلکه بر اساس رضایت مقامات بالای حکومتی بالاخص مقام ولایت فقیه اندازه گیری می شود. جذب نیرو بر اساس معیارهای غیر عقلانی «آشنایی» خانوادگی و محفلی و دوران طلبگی و نیز سوابق کاری در نهادهای قضایی و نظامی و انتظامی و شبه نظامی معیارهای اصلی جذب نیرو در نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستند. هسته اولیه نهادهای اطلاعاتی ایران عمدتا متشکل از نیروهای سپاه پاسداران و طلاب مدارس خاصی مثل مدرسه حقانی قم، جامعه الصادق و باقرالعلوم در دورههای مختلف بوده است. تحولات و تصفیه ها تنها یک گروه از سپاهیان و روحانیون را رانده و گروه دیگری از سپاهیان و روحانیون را جایگزین آنها کرده است. شایستگی و برخورداری از آموزشهای لازم و تجربه معمولا ملاکهای حاشیهای بوده و بسیاری از نیروهای شایسته به دلیل عدم اعتماد کنار گذاشته یا بازنشسته شدهاند. مقابله ایدئولوژیک با جریان آزاد اطلاعات دستگاههای اطلاعاتی کشور فقط مسئول جمع آوری و تحلیل اطلاعات نیستند بلکه مسئولیت بستن مجراهای غیر دولتی نیز بر عهده آنهاست. آنها سه انتظار حاکمیت را باید بر آورده سازند: ۱) خرابکاری در دنیای مجازی، ۲) فشار وارد آوردن بر مطبوعات برای عدم انجام وظایف اطلاع رسانی خود، و ۳) نگه داشتن شمشیر بر سر روزنامه نگاران و فعالان سیاسی برای عدم انتقال اطلاعات. با انتقال جریان اطلاعات رسانی غیر دولتی به فضای مجازی (پس از بسته شدن مطبوعات نیمه مستقل) نیروهای اطلاعاتی و نظامی همّ خود را معطوف کنترل دنیای مجازی کردهاند. دستگاه اطلاعاتی سپاه با تشکیل ارتش سایبری به اقدامات مشخصی در این حوزه دست می زند: ۱) هک کردن سایتهای اطلاع رسانی و اجتماعی ایرانی و غیر ایرانی و ضبط اطلاعات مراجعه کنندگان به آنها، ۲) پاک کردن مواد رسانهای غیر مطلوب مثل فیلم های سرکوب مردم در سایت یوتیوب، ۳) انتشار اخبار و اطلاعات غلط برای گمراه کردن افکار عمومی، ۴) ایجاد اختلال در کار پایگاه های خبری و وبلاگها از طریق تهدید اداره کنندگان یا دستور بستن آنها، و ۵) ساختن نمونه های قلابی پایگاههای خبری با نامها و گرافیک مشابه برای ایجاد سرگردانی در مخاطبان. نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی به جای جمع آوری و تحلیل و مدیریت اطلاعات برای ایجاد امنیت به حذف صورت مسئله می پردازند. کار نهاد اطلاعاتی در جامعه دمکراتیک پذیرفتن واقعیت دنیای بیرونی و فهم آن برای مدیریت عقلانی امور است نه ایجاد فضای قبرستان اطلاعاتی برای آسان کردن کار اطلاعاتی خود. بی توجهی به قانون یا دور زدن آن بنا به حکم فقیه در نظام جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی بر سر راه جمع آوری اطلاعات توسط دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی وجود ندارد. این عدم محدودیت بواسطه دینی بودن حکومت مشروعیت دینی پیدا کرده و از وظایف الهی نیروهای اطلاعاتی است که هیچ حریمی برای هیچ فردی قائل نباشند. نه تنها منتقدان و مخالفان غیر روحانی بلکه روحانیون بلند مرتبه در قم از این گونه عملیات مصون نیستند. نظام تو در توی اطلاعاتی که چندین شاخه و رشته دارد تقریبا همه را تحت نظر دارد و برای همه پرونده سازی می کند. این امر در دوران خامنهای شدت یافت و دفتر وی هماهنگ کننده این عملیات است. تقریبا تمام رسانه های دولتی در دوران احمدی نژاد توسط نیروهای سابقا اطلاعاتی اداره می شوند تا به طور سازمان یافته و هماهنگ با نیروهای سرکوب نظامی و قضایی عمل کنند. از منظر دستگاه رهبری هیچ اولویتی فراتر از سرکوب مخالفان و حفظ نظام دینی از آن طریق وجود ندارد و از این جهت مخدوش کردن اعتماد عمومی با شنود گذاری و پاییدن افراد و کنترل مبادلات و مکالمات اهمیتی ندارد. ماموران اطلاعاتی رژیم تقریبا برای همه اقدامات خود چراغ سبز بیت رهبری را در اختیار دارند و ملزم نیستند رفتار خود را با قوانین انطباق دهند. قانونی عمل کردن در حیطههایی شنود کامل مکالمات مخالفان و نیروهای موثر جامعه، تاثیر گذاری بر انتخابات، تاثیر گذاری بر جریان اطلاعات، ترور و قتل ایرانیان و غیر ایرانیان در داخل و خارج کشور، و به سکوت وادار کردن برخی افراد و گروه ها غیر ممکن است. ماموران اطلاعاتی در ایران بر خلاف کشورهای دمکراتیک نیازی ندارند همواره با یک معمای بزرگ دست و پنجه نرم کنند: این که چگونه فعالیت خود را با قوانین اساسی و موضوعه انطباق دهند. نظام اطلاعاتی معمولا با پنهانکاری، فریب و عملیات رسواکننده (در صورت افشا شدن) در گیر است. همچنین این فعالیتها با بنیادهای حقوق بشر و دمکراسی در تعارض هستند. در نظام های دمکراتیک، مدیران اطلاعاتی تلاش می کنند راهی میانه پیداکنند تا با کمترین نقض قانون و کمترین نقض حقوق بشر بیشترین بهره برداری را از دستگاه اطلاعاتی کشور برای افزایش قدرت حکومت و تضعیف دشمنان آن به عمل آورند. اما در جمهوری اسلامی تنها دغدغه مدیران و ماموران اطلاعاتی کسب رضایت هر چه بیشتر رهبر و از این طریق طی مدارج قدرت سیاسی و اقتصادی است. تهدید تلقی شدن دگر باشی و دگر اندیشی از منظر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در ایران تفاوتی میان منتقد، مخالف و برانداز مسلح وجود ندارد: همه باید مرتبا مورد تعقیب و مراقبت قرار گیرند و برای آنها پرونده سازی شود. دستگاه اطلاعاتی کشور مسئول حفظ قدرت مقامات انتصابی کشور و منافع آنها به هر قیمت است. همچنین تماشای فیلمهایی غیر از فیلم های تولید شده توسط دستگاه های دولتی یا سانسور شده توسط بخش عمده ای از مردم، رواج استفاده از کانالهای تلویزیونی غیر دولتی، رادیوهای فارسی زبان خارج از کشور، خواندن کتب غیر مطلوب، نوشیدن مشروبات الکلی و به طور کلی هر گونه دگر باشی و دگر اندیشی تهدید اطلاعاتی است. دستگاه اطلاعاتی همانند دیگر دستگاه های رژیم مسئول حفاظت از ایدئولوژی اسلامگرایی رژیم در شرایطی غیر رقابتی و بقای امتیازات و منافع قشر حاکم است و نه حفظ منافع و امنیت ملی کشور. ------------ یادداشتها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و نه رادیو فردا.
روزنامه همشهرى از « طرح دولت براى در اختيار گرفتن حساب ذخيره ارزى » خبر داده است. روزنامه پول در گزارشى با عنوان « نه اس-۳۰۰؛ نه عضويت ايران در سازمان شانگهاى » خبر داده كه نشانههاى تغيير رفتار روسها در مقابل تهران به تدريج در حال ظهور است.روزنامه همشهرى از « طرح دولت براى در اختيار گرفتن حساب ذخيره ارزى » خبر داده و نوشته « دولت به مجلس پيشنهاد كرده تا حساب ذخيره ارزى براى جبران كسرى بودجه دولت و نيازهاى ارزى احتياطى و البته طرحهاى انتفاعى دولت باقى بماند و در صندوق توسعه ملى ادغام نشود. » به نوشته اين روزنامه دولت محمود احمدى نژاد كه پيشتر خواهان انحلال حساب ذخيره ارزى و تاسيس صندوقى با نام « صندوق توسعه ملى » براى واريز مازاد در آمد ناشى از صادرات نفت و گاز شده بود از انحلال حساب ذخيره ارزى صرف نظر كرده و در قالب « لايحه اساسنامه صندوق توسعه ملى » به مجلس پيشنهاد كرده تا « منابع حاصل از صادرات نفت خام و ميعانات گازى پس از كسر سهم صندوق توسعه ملى و مصارف ارزى قوانين بودجه سنواتى به حساب ذخيره ارزى واريز شود. » اين روزنامه از مخالفت برخى اعضاى مجلس از جمله غلامرضا مصباحىمقدم با اين پيشنهاد دولت خبر داده و از قول آقاى مصباحى مقدم تاكيد كرده كه « اگر باز هم حساب ذخيره ارزى داشته باشيم ، دولت به سمت اين حساب بيشتر غش خواهد كرد، و منابع حاصل از فروش نفت و گاز را بيشتر وارد حساب ذخيره ارزى مىكند. » به نوشته روزنامه همشهرى هدف اصلى دولت از در اختيار گرفتن حساب ذخيره ارزى، جبران كسرى بودجه عمومى دولت، تأمين نيازهاى ارزى احتياطى كشور در شرايط ويژه، اختصاص منابع مالى مورد نياز طرحهاى انتفاعى دولت و تأمين منابع مالى براى اجراى قانون برنامههاى ۵ ساله و بودجههاى سنواتى است اما در لايحه پيشنهادى ، دولت مشخص نمىكند كه آيا جبران كسرى بودجه دولت در اثر نوسان قيمت نفت در بازارهاى جهانى با مصوبه مجلس صورت مىگيرد يا اينكه دولت مىتواند راسا اقدام به برداشت از حساب ذخيره ارزى كند. « نه اس-۳۰۰؛ نه عضويت ايران در سازمان شانگهاى » روزنامه پول در گزارشى با عنوان « نه اس-۳۰۰؛ نه عضويت ايران در سازمان شانگهاى » خبر داده كه تنها چند روز پس از تصويب قطعنامه چهارم شوراى امنيت سازمان ملل عليه فعاليت هاى هسته اى جمهورى اسلامى ، نخستين نشانههاى تغيير رفتار روسها در مقابل تهران به تدريج در حال ظهور است. اين روزنامه با اشاره به تاكيد ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه مبنى بر تعليق فروش موشك هاى اس ۳۰۰ به جمهورى اسلامى نوشته « موضعگيرى تند نخستوزير روسيه در مقابل تهران در رابطه با تحويل موشكهاى اس-۳۰۰ در حالى صورت مىگيرد كه حتى مقامات آمريكايى نيز قرارداد فروش اين موشك را شامل تحريمهاى در نظر گرفته شده از سوى ايران نمىدانند. » روزنامه پول همزمان خبر داده كه رييس جمهور و وزير خارجه روسيه نيز در مورد امكان عضويت ايران در سازمان همكارىهاى شانگهاى در اظهاراتى ديگر اعلام كرده اند چون جمهورى اسلامى تحت تحريم سازمان ملل قرار گرفته نمى تواند به عضويت سازمان همكارى هاى شانگهاى در آيد. سرگئى ايوانف ، معاون نخستوزير روسيه نيز با اعلام اينكه تسليحات سنگين نظامى نظير تيربارهاى سنگين ، جنگنده، بالگردهاى جنگى، كشتى جنگى و تانك بخشى از تحريم هاى تازه عليه جمهورى اسلامى ايران هستند گفته كه فروش تسليحات نظامى سبك و سلاحهاى تدافعى شامل تحريم نمىشوند. روزنامه پول درعين حال نوشته كه روسيه بنابر تاكيد قطعنامه تازه شوراى امنيت در زمينه « هوشيارى و محدوديت » در فروش سلاح به حكومت ايران قرار است تا ريز موارد تحريم هاى تازه عليه جمهورى اسلامى را مشخص كند. پيشبينى كيهان درباره محكوميت حكومت ايران به خاطر نقض حقوق بشر روزنامه كيهان كه در تيتر اول خود ۲۲ كشور اروپايى را متهم به مديريت اعتراضات پس از انتخابات در سال ۸۸ كرده در صفحات ميانى خود خبر داده كه شوراى حقوق سازمان ملل در هفته آينده قصد دارد قطعنامه ديگرى در محكوميت نقض حقوق بشر در ايران صادر كند. اين روزنامه البته محكوميت احتمالى جمهورى اسلامى به خاطر نقض حقوق بشر را پيشبينى كرده با اين ادعا كه چنين محكوميتى حاصل « گستاخى » مشترك آمريكا و آلمان است و نوشته «آمريكا مى كوشد تا شوراى حقوق بشر سازمان ملل، همبستگى خود را با قربانيان ناآرامى هاى پس از انتخابات سال گذشته اعلام كند. » روزنامه كيهان همچنين با اشاره به تلاش آلمان براى مورد توجه قرار گرفتن نقض حقوق بشر در ايران اين كشور را نيز به توطئه عليه جمهورى اسلامى متهم كرده و نوشته « آلمان نيز در تلاش اخير آمريكا براى آغاز يك سناريو جديد عليه ايران با اين كشور همراه شده است. » « ايجاد ۱۰۰ هزار حلقه صالحين در دستور بسيج » روزنامه رسالت از قول فرمانده بسيج خبر داده كه اين نيرو قصد دارد ۱۰۰ هزار « حلقه صالحين » در كشور ايجاد كند. به نوشته اين ذروزنامه محمدرضا نقدى گفته كه « براى تعالى معنوى و فكرى مردم ايجاد۱۰۰ هزار حلقه صالحين در كشور در دستور كار قرار گرفته » و طى سال گذشته « ۱۷ هزار حلقه صالحين » در كشور ايجاد شده است. « طرح صالحين » كه برگرفته از ساختار شركت هاى هرمى است در صدد تشكيل هسته هاى كوچك اما متعددى از اعضاى بسيج است كه به عنوان هسته هاى چند منظوره با تصميم فرماندهى بسيج و سپاه پاسداران عمل خواهند كرد. اين طرح از زمان ناكار آمدى بسيج در سركوب مردم در جريان اعتراضات پس از انتخابات در دستور كار بسيج قرار گرفته است. روزنامه رسالت از قول فرمانده بسيج نوشته كه از گسترش « شبكه صالحين » به مدارس و دانشگاه ها خبر داده و همچنين نوشته « يكى ديگر از برنامه هاى عمده در بسيج مستضعفين تحول آموزش دفاعى در مدارس به منظور ترويج فرهنگ شهادت و فرهنگ عفاف و حجاب است. » پاسخ شوراى نگهبان به احمدى نژاد؛قوانين مجلس لازم الاجراست روزنامه تهران امروز پاسخ شوراىنگهبان به نامه محمود احمدى نژاد را مورد توجه قرار داده و نوشته كه شوراى نگهبان در پاسخ به ادعاى اخير محمود احمدى نژاد مبنى بر غير قانونى و غير شرعى بودن برخى از قوانين مجلس شوراى اسلامى به رييس دولت اعلام كرده كه « مصوبات مجلس لازمالاجراست. » به نوشته اين روزنامه در نامه شوراى نگهبان خطاب به محمود احمدى نژاد تاكيد شده كه اگر دولت نظراتى در مورد مصوبات دارد مىتواند هنگام طرح در مجلس با نمايندگان در ميان بگذارد و چنانچه رييس دولت درباره برخى اصول قانون اساسى بررسى بيشترى را احساس مىكند مىتواند از شوراى نگهبان تقاضاى تفسير اصول قانون اساسى را نمايد. روزنامه تهران امروز همچنين در سرمقاله روز يك شنبه ۲۳ خرداد با اشاره به اوج گرفتن اختلاف على لاريجانى و محمود احمدى نژاد در خصوص عدم اجراى قوانين مجلس از سوى دولت ، و نامه اى كه محمود احمدى نژاد در همين خصوص به شوراى نگهبان نوشته، آورده است نامه رييس دولت به شوراى نگهبان « نه تنها ابهامگشايى نكرد كه هنوز بسيارى از پرسشها را در اذهان عمومى بىپاسخ گذارده است. »
تيم ملی فوتبال آمريکا در آخرين بازی روز دوم پيکارهای جام جهانی دومين شگفتی را خلق کرد و تيم ملی انگليس را در روستنبورگ يک بر يک متوقف کرد. پیش از این بازی، آرژانتین تیم نیجریه را یک بر صفر شکست داد.تيم ملی فوتبال آمريکا در آخرين بازی روز دوم پيکارهای جام جهانی دومين شگفتی را خلق کرد و تيم ملی انگليس را در روستنبورگ يک بر يک متوقف کرد. اين مسابقه در گروه سوم انجام شد و هر دو گل در نيمه نخست به ثمر رسيد. تيم آمريکا در طول مسابقه با تيم معتبر اروپايی و قهرمان جام جهانی ۱۹۶۶ به نبردی تمام عيار دست زد و هيچگاه قدمی پس نکشيد. با اين حال در رسيدن به گل تساوی بخش، رابرت گرين، دروازه بان تيم ملی انگليس در برابر شليک از راه دور کلينت دمپسی در دقيقه چهلم مسابقه اشتباه شوک آوری را مرتکب شد. گل تساوی بخش در حالی از درون پنجه های گرين به درون دروازه غلتيد که در دقيقه چهارم مسابقه کاپيتان استيو جرالد در پی يک حرکت تيمی دفاع آمريکا را مات کرد و با ضربه ای هشيارانه و با بيرون پا تيم هوارد را مغلوب کرد تا به انگليس برتری دهد و به نخستين پيروزی اميدوار کند. گل انگليس در پی پرتاب اوت گلن جانسون از راست برای فرنک لمپارد و پاس او بو وين رونی بود. مرد اول تيم منچستريونايتد توپ را به اميل هسکی سپرد تا پاس هشيارانه مهاجم تيم استون ويلا از روی لبه محوطه پنالتی موقعيت گلزنی را برای جرالد فراهم کرد. اين گل می توانست آمريکا را به عنوان تيم کم شانس تر در اين مسابقه درهم بشکند. اما در ورزشگاه رويال بافوکنگ مردان فابيو کاپه لو، با حمله های بازيکنان آمريکايی، به ويژه از جناح راست به عقب کشيدند و همين اشتباه به ضربه دمپسی و شليک او از فاصله ۲۵ متری منجر شد که در پی اشتباه دروازه بان انگليس گل تساوی بخش بازيکنان انگليس و هواداران آنان را به آسمان پرتاب کرد. روی اين گل جرالد هم مقصر بود که فرصت داد دمپسی از مقابل او پا به توپ چرخش کند و شوت بزند، با اين حال به نظر نمی آمد اين ضربه برای دروازه بان تيم وست هام قابل مهار نباشد. برای کاپه لو ايتاليايی اين گل به معنی اشتباه در گزينش رابرت گرين به جای ديويد جيمز با تجربه بود. نااميدی انگليس به برتری دوباره و رسيدن به پيروزی هنگامی جلوه کرد که جيمی کاراگر در نيمه دوم به جای کينگ به زمين آمد و او به همراه جرالد دو بار پياپی به دليل تکل ديرهنگام اخطار گرفتند. اين در حالی بود که آمريکاييها تا آستانه گل پيروزی هم پيش رفتند. با پاس دانووان، آلتايدور پا به توپ گريخت و شليک کرد، اما ضربه اش به ديرک دروازه گرين خورد. بهترين بخت گل انگليس در نيمه دوم نصيب شان رايت-فيليپس شد که هووارد توانست به داحتی ضربه ضعيف مهاجم منچستر سيتی را مهار کند. با اين حال در اواخر مسابقه اين تيم ملی آمريکا بود که برای زدن گل پيروزی فشار می آورد. مسابقه بين الجزاير و اسلواکی در روز يکشنبه اگر برنده داشته باشد، تيم برنده پيشتاز گروه سوم می شود. پيروزی آرژانتين بر نيجريه در دومين مسابقه از گروه دوم تيم ملی آرژانتين به رهبری ديه گو آرماندو مارادونا با گل دقيقه ششم گابريل هاينز يک بر صفر بر نيجريه پيروز شد و به دليل تفاضل گل کمتر پس از تيم کره جنوبی در رده دوم قرار گرفت. در اين مسابقه ليونل مسی با اين که به گلزنی توفيق نيافت، بهترين چهره ميدان بود و خوآن ورون در ميانه ميدان نقشی کليدی در پيروزی آرژانتين داشت. مارادونا پس از پيروزی تيمش در ستايش از مسی و يارانش گفت:« آنان طعم پيروزی دارند. عشق مسی به توپ مانند عشق يک بچه به شکلات است!» آرژانتين در برابر حريف آفريقايی بارها فرصت گل داشت اما تنها يک بار توانست در دقيقه ششم با ضربه کرنر خوآن سباستيان ورون و ضربه سر گابريل هاينز به گل برسد. بازيکن برتر اين مسابقه ويسنته انايه اما، دروازه بان نيجريه بود که بارها مسی و مهاجمان آرژانتينی را ناکام گذاشت. بازی بعدی آرژانتين در روز پنجشنبه با تيم ملی کره جنوبی بسيار حساس و سرنوشت ساز است. تيم برنده راه رسيدن به دور حذفی ۱۶ تيمی را هموار می کند.
هيلاری کلينتون، وزير خارجهی آمريکا، با انتشار بيانيهای در سالگرد آغاز سرکوب اعتراضات آرام مخالفان دولت ايران، از رهبران جمهوری اسلامی خواست تا با عمل به تعهدات ملی و بينالمللی خود، به حقوق انسانی شهروندان ايران احترام بگذارد. در اين بيانيه آمده است که نقض حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان ايرانی که در قانون اساسی کشور و معاهدات بينالمللی بدان تصريح شده، محکوميت گسترده جهانی مقامهای جمهوری اسلامی را در پی داشته است. خانم کلينتون در پايان اين بيانيه، بر پيگيری سياست گفتگوی ديپلماتيک با ايران، بر اساس احترام متقابل و منافع دوطرف تصريح میکند. علاوه بر اين اعلام میدارد که کشورش از آزادیهای اساسی دفاع کرده و از کسانی که به دنبال اِعمال و احقاق حقوق بشرهستند، پشتيبانی خواهد کرد.
در سالگرد انتخابات پرمناقشهی ۲۲ خرداد، در چندين کشور تظاهرات اعتراضی با حضور ايرانيان و قشرهای مختلفی از شهروندان دیگر کشورها برگزار شد. در اجتماعات و تظاهرات صورت گرفته نسبت به نقض حقوق بشر و آزادی بيان، و پيگيری سياست سرکوب و بدرفتاری با مخالفان و زندانيان سياسی از جانب حکومت جمهوری اسلامی اعتراض شد. بزرگترين تظاهرات اعتراضی در شهرهای پراگ، بوداپست، لندن، پاريس، روم، هامبورگ، استکهلم، توکيو، واشنگتن، ملبورن بر پا شد. علاوه بر اين، چندين اجتماع و نمايشگاه عکس نيز به اين مناسبت در ديگر شهرها در کشورهای مختلف برگزار شد.
شورای نگهبان در پاسخ به نامهی محمود احمدینژاد، ايرادهای وی به مصوّبات مجلس را وارد ندانست و قوانين مصوّب قوّهی مقنّنه را برای دولت لازمالاجرا خواند. رئيس دولت پيشتر در نامهی خطاب به احمد جنتی رئيس شورای نگهبان برخی مصوّبات مجلس را خلاف قانون اساسی خوانده و در اين زمينه تذکر داده بود. شورای نگهبان اعلام کرده است که پاسخ مشروح به نامهی رئيس دولت را در چند روز آينده منتشر خواهد ساخت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر