
نتیجه یک نظر سنجی جهانی نشان میدهد که اکثریت مردم در بیشتر کشورهای غربی و در برخی از کشورهای اسلامی از حمله نظامی آمریکا به ایران حمایت میکنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشینگتن، این نظرسنجی که از سوی مرکز تحقیقاتی پیو در ۲۲ کشور جهان صورت گرفته است، نشان میدهد که اکثر مردم در ۱۶ کشور جهان گفتهاند برای این که ایران به سلاح اتمی مجهز نشود، آمریکا باید به ایران حمله کند.
۶۶ درصد مردم آمریکا، ۵۹ درصد از فرانسویها، ۵۱ درصد از مردم آلمان، ۵۰ درصد از اسپانیاییها و ۴۸ درصد از مردم بریتانیا به حمله نظامی آمریکا علیه ایران رای مثبت دادهاند.
نتیجه این نظرسنجی در برخی از کشورهای اسلامی از این قرار است: ۵۵ درصد مردم مصر، ۵۳ درصد از اردنیها، ۴۴ درصد از مردم لبنان و ۲۹ درصد از مردم ترکیه از حمله نظامی آمریکا به ایران حمایت کردهاند.
اما در پاکستان، آمار و ارقام به گونه دیگری است. ۵۸ درصد مردم پاکستان از دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای حمایت کرده و تنها ۱۰ درصد گفتهاند که موافق حمله نظامی آمریکا به ایران هستند.
در روسیه ۳۳ درصد، در چین ۳۵ درصد و در ژاپن ۳۴ درصد از کسانی که در این نظرسنجی شرکت کردهاند، مداخله نظامی را راه حل مناقشه اتمی ایران میدانند.
مرکز تحقیقاتی پیو مینویسد که بر شمار افرادی که نسبت به جمهوری اسلامی ایران دید منفی پیدا کردهاند نیز اضافه شده است.
در این ارتباط، ۸۸ درصد کسانی که در آلمان در این نظرسنجی شرکت کردهاند به جمهوری اسلامی رای منفی دادهاند. این آمار در فرانسه ۸۱ درصد و در ژاپن ۷۵ درصد است.
این در حالی است که مردم پاکستان و اندونزی به جمهوری اسلامی ایران نظر مثبتی دارند.
درباره تشدید تحریمها علیه ایران، آماری که مرکز پیو ارائه کرده از این قرار است: ۷۹ درصد از مردم اسپانیا، ۷۸ درصد مردم بریتانیا، ۷۷ درصد مردم آلمان، ۷۶ درصد در فرانسه، ۶۷ درصد در روسیه و ۵۸ درصد در چین از تشدید تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران حمایت کردهاند.
به گزارش مرکز پیو، در این نظرسنجی ۲۴ هزار نفر شرکت کردهاند.
یکی از ویژگیهای جنبش سبز، پذیرش حداکثری آن از سوی ایرانیان با دیدگاههای متنوع و فارغ از مرام، مذهب، قوم و جنس است. این پذیرش و این تنوع بدان معنا است که جنبش سبز دارای ویژگیهای نسبتا معین و روشنی است که بسیاری از شهروندان به هدف و به اثربخش بودن کوشش آن در راستای هدفش، اعتماد دارند و با حفظ هویت خود در کنشهای جمعی آن مشارکت میکنند. این که میلیونها نفر در شهر تهران به خیابان آمدند و با هم سکوت کردند، بدون آنکه کسی تلاش کند گروه اجتماعی، مذهب، باور یا رویکرد سیاسیاش را اظهار کند، یعنی بیش از سبز بودن، رنگ یا نماد دیگری را بر خود بیافزاید، یا این که در نماز جمعه ۲۶ تیرماهِ هاشمی، سبزها مشارکت کردند؛ٰ ولی عدهای از آنها نماز خواندند و عدهای دیگر در کنارشان ایستادند و نخواندند، اینکه بسیاری بر بامها «الله اکبر» گفتند بدون اینکه تغییری در باور مذهبی و دینیشان حاصل شده باشد، اینکه از سهراب (پسر پروین فهیمی) تا محسن (پسر عبدالحسین روحالامینی) شهدای سبز لقب گرفتند، اینکه دهها هنرمند، ورزشکار، روزنامهنگار، نویسنده و شاعر، سبز پوشیدن در انظار عمومی را برای نشان دادن مخالفت خود انتخاب کردند و اینکه در این یک سال، هزاران ایرانی خارج از وطن در شهرها و کشورهای مختلف به مناسبتهای گوناگون با عنوان سبزها گردهم آمدند، همه و همه حکایت از توانایی اندیشه پشتیبان و گفتار مسلط بر جنبش سبز در جذب جامعه متکثر ایرانی دارد. اگر عدهای این ویژگی را نشانهای از این توانایی ندانند و با جمله کلیشهای «هر کس از ظن خود یار جنبش سبز میشود» توضیحش دهند، باید ادعای ناآگاهی مشارکتکنندگان یا فرصتطلبی آنان را اثبات کنند.

به باور من، این ویژگی جنبش سبز یعنی همبستگی در عین به رسمیت شناخته شدن تکثر، در داخل ایران پذیرفته شده است؛ اما در خارج از وطن هستند جریانها و گروههایی که گمان دارند برای فراهم شدن بستر همبستگی و همگرایی بیشتر و افزایش مدارا و تحمل باید از رنگ سبز نیز پرهیز کرد.(۱) روند رشد یا افول جذب ایرانیان در فعالیتها و مناسبتهای این نوع از گروهها، آزمون دیگری است که تجربه آن، دستاوردی خواهد بود که فراچنگ جنبش آزادی خواهی ایرانیان خواهد آمد. ارزیابی این دو نوع دیدگاه ـ فراگفتمان غالب جنبش سبز و اندیشه پرهیز از آن ـ در آینده برای فعالیتهای آزادیخواهانه بویژه در خارج از کشور شاید بتواند مفید باشد.
یکی از نمونههای دیدگاه دوم در برگزاری مراسم سالگرد جنبش سبز در آمستردام به چشم خورد. مراسمی که با تهیه و توزیع تیشرتهای سفید، پیشنهاد یکرنگ شدن در مراسم را داشت، هرچند کسی را هم اجبار به نپوشیدن لباس سبز نکرد. مراسمی که هیچ پوستری جز پوستر ضمیمه سفید منقش به «آزادی زندانیان عقیدتی» در اختیار شرکتکنندگان نگذاشت، هرچند با در دست گرفتن هر پرچم و پوستر دیگری مخالفت نکرد. مراسمی که محل سخنرانی آن از وجود یک تکه پارچه سبز عاری بود، هرچند سبزپوشها را هم بر روی آن جای داد. و در آخر مراسمی که با عنوان حمایت از آزادی زندانیان عقیدتی برگزار شد، زندانیانی که عموما در جنبش سبز فعال بودند، جنبش سبزی که در اعتراض به تقلب در انتخاباتی که موسوی و کروبی نامزد آن بودند به پا خواست؛ اما مجریان آن از نام بردن از موسوی و کروبی دریغ کردند، هرچند به سخنرانی چون نویسنده این سطور فرصت دادند از آن دو یاد کند.(۲)
سبز و اندیشههای دموکراتیک و مدرن مستتر آن در یکسالگی جنبش برای بسیاری از ایرانیان تحولخواه روشن است. برخی ویژگیهای گفتار غالب آن که مدارا، تکثر، اصلاحطلبی، خشونت پرهیزی و تغییرات گام به گام است؛ مورد پذیرش عموم قرار گرفته و این است که بر قدرت جذب حداکثری معترضان ایرانی در کنشهای جمعی اعتراضی افزوده است. اگر جریانی ادعا دارد برای این جنبش تجربه شده و موجود، گزینه بدیلی دارد که بیش از آن ضامن همگرایی افراد در عین حفظ تکثرشان است، باید به توزیع و بسط اندیشه خود به شکل نظری و سپس آزمون نظر خود به شکل عملی همت ویژهای گمارد. باید به طور مستمر نتایج اندیشه خود را با واقعبینی و با توجه به امکانات و دستیابی به اهداف و میزان استقبال یا عدم استقبال جامعه مورد ارزیابی قرار دهد.
پس از یکسال هنوز گفتمان و ویژگیهای مسلط جنبش «سبز» که بخشی از آن از زبان موسوی و کروبی شنیده میشود و بخش دیگری را روشنفکران و نخبگان سبز به طریق نوشتاری و گفتاری تولید و توزیع میکنند، از هر فراگفتار دیگری با خواست عمومی ایرانیان همخوانتر است
هرچند از سویی میتوان تجربه مراسم آمستردام را در راضی نگاه داشتن برخی گروهها و جریانات، موفق و ارزشمند ارزیابی کرد؛ اما وقتی این ارزیابی کامل میشود که این تجربه با تجربیاتی مشابه در قالب شکلی و محتوایی سبز مقایسه شود. اگر جرباناتی با برگزاری مراسم بیرنگ به مجموعه مشارکتکنندگان افزوده میشوند، در بیرنگی چه عدهای از مشارکتکنندگان کاسته میشود؟ اینکه آن جریانی که در بیرنگی حضور مییابد و رضایتش جلب میشود، چه وزن اجتماعیای دارد و اصولا اهدافش چه میزان با خواست عمومی جامعه همخوان است، در ارزیابی پیش گفته با اهمیت است؟ برگزارکنندگان مراسم با دیدگاه پرهیز از سبز، در حوزه عمل باید برای سودجویی فرصتطلبان در ربودن و مصادره کردن تجمع مردمی به سود گروههای سیاسی خود، فکری کنند، در شرایطی که تجربه نشان داده است میلیونها نفر با حفظ هویت و دیدگاه خود زیر پرچم سبز، خواست خود را دنبال کردهاند. بعلاوه باید به این پرسش نیز پاسخ گویند که چگونه میخواهند اعتماد مشارکتکنندگانی که به امید حضور در مراسمی سبز آمدهاند و نشانی از آن نیافتهاند را بازگردانند؟ فراموش نکنیم که جدا از آن که به شکل ایجابی بسیاری با جنبش سبز همدل هستند و تمایل به مشارکت در مراسم حمایت از آن دارند، به شکل سلبی نیز با توجه به هزینههای مترتب بر شرکت در مراسم اغلب گروههای خارج از کشور، بسیاری مایلند تنها صدای اعتراض خود را در مراسم سبز که رهبران و عقبه و خاستگاه آن در داخل کشور است، بلند کنند. شرکت در مراسم سبزها از نظر بسیاری از مردم عادی کمهزینهتر و کمخطرتر از مراسم غیر آن است؛ حتی اگر آن مراسم بیرنگ و سفید باشد.
نظر به اینکه از جمله گروههایی که بیچون و چرا بیشترین مشارکت را در جنبش سبز دارند، جوانان و بویژه دانشجویان هستند و نظر به تعداد بسیار بالا و رو به رشد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، باید گفت، ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت جذب این جوانان و دانشجویان در شرکت در مراسم سالگرد تبلور جنبش سبز برای تشکل «شبکه جوانان پیشرو» که به نظر میرسد هدف خود را نیز جلب توجه و همکاری با جوانان و دانشجویان قرار داده، بسیار با اهمیت و شاید حیاتی است. عدم استقبال دانشجویان و جوانان بسیاری که در شهرهای دلفت، آمستردام، اوترخت، ماستریخ، خرونینگن، لایدن و غیره در هلند مشغول به تحصیل هستند از این مراسم یا نشان از ضعف اطلاعرسانی دارد که با توجه به متمرکز بودن دانشجویان در چند دانشگاه محدود و استفاده گسترده دانشجویان از فضای مجازی و امکان دسترسی و سهولت در اطلاعرسانی به آنان، این فرض نامحتمل است. یا آنچه به باور نویسنده محتملتر است، عدم اعتماد، یا عدم ارتباط فکری دانشجویان با چنین مراسم بیرنگی است.
به باور من پس از یکسال هنوز گفتمان و ویژگیهای مسلط جنبش «سبز» که بخشی از آن از زبان موسوی و کروبی شنیده میشود و بخش دیگری را روشنفکران و نخبگان سبز به طریق نوشتاری و گفتاری تولید و توزیع میکنند، از هر فراگفتار دیگری با خواست عمومی ایرانیان همخوانتر است. هنوز جنبش سبز موفقترین تجربه و به باور من تنها گزینه موجود برای جذب حداکثری ایرانیان همراه با احترام به آرا و عقاید گوناگون است. یقینا هستند کسانی که با این برداشت از جنبش سبز مخالفند و به نادرستیِ این انتخاب عمومی باور دارند و گمان میکنند گفتار و چارچوب دیگری میتواند واجد اجماع حداکثری در عین تکثر و مدارا شود. آن عده بهتر است آن اندیشه را ابتدا تبیین و سپس به بوته آزمایش بگذارند. بدین ترتیب ضمن آنکه استقلال نظر خود را حفظ کردهاند ـ که در آینده، در بسط و تعمیق آن نظر کمک خواهد کرد ـ به خواسته یا ناخواسته مخدوش کردن سبز و سبز بودن متهم نخواهند شد.
در پایان ذکر دو نکته ضروری است. نخست، این نوشته و نقد هیچ قصد کاستن از ارزش کوششهای جوانانی بیادعا، آرمانگرا و وطنپرست در برگزاری این مراسم ندارد. بویژه آنکه مراسم آمستردام از جنبه شیوه، اجرا، نظم، جلب توجه مخاطب خارجی و بسیاری جوانب دیگر دارای نکات قوت بسیاری بود. دوم، این نوشته تنها در نقد مراسمی است که اصولا بر پایه تحولات جنبش سبز و در مناسبتهای مربوط به آن برگزار میشود. وگرنه بدیهی است هر گروه و جریان و دستهای میتواند تجمع و مراسم مطابق سلیقه خود برگزار نماید.
———————-
پانویسها:
(۱) البته عدهای نیز هستند که براین باورند جنبش سبز آن گونه که در فضای عمومی جا افتاده، جنسی تقلبی است و ره به خطا میبرد، که این نوشته در بررسی و نقد ادعای آنان نیست.
(۲) متن سخنرانی را در اینجا میتوانید بخوانید.
رهبران اتحادیه اروپا روز پنجشنبه بر سر تحریمهای بیشتر ایران در بروکسل به توافق رسیدند؛ این تحریمها با فراتر رفتن از قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شامل اقداماتی برای منع سرمایهگذاری در بخش نفت و گاز و صنعت پالایشگاهی ایران خواهد بود.
به گزارش رادیو فردا، اتحادیه اروپا در حالی تصمیم به تحریم مضاعف ایران گرفته است که در روز ۲۰ خرداد ماه امسال، شورای امنیت سازمان ملل سرانجام دور چهارم تحریمها علیه ایران را به تصویب رساند.
تحریمهای مضاعف اتحادیه اروپا که احتمالا در عرض چند هفته آینده به اجرا در میآید، بخش بازرگانی و از جمله کالاهایی که کاربرد دوگانه دارند را هدف قرار میدهد؛ بخش بانکداری،بیمه و ترابری ایران نیز از دیگر حوزههایی است که اتحادیه اروپا قصد دارد بر آنها تحریم اعمال کند.
«سرمایهگذاری تازه، کمک فنی و انتقال فناوری، تجهیزات و خدمات مربوط به این حوزهها به ویژه در بخش پالایش، مایع سازی و فناوری گاز مایع طبیعی» از موارد تحریمهای اتحادیه اروپا در بخش انرژی ایران است.
رهبران اتحادیه اروپا روز دوشنبه در بیانیه خود آوردهاند: «اتحادیه اروپا عمیقا متاسف است از اینکه ایران بسیاری از فرصتها را که برای رفع نگرانیهای جامعه جهانی درباره ماهیت برنامه هستهای ایران، پیشنهاد شده بود، مغتنم ندانست.»
رهبران اتحادیه اروپا در ادامه تصریح میکنند: «در چنین شرایطی، اقدامات محدودکننده اجتنابناپذیر شده است.»
خبرگزاری رویتز، به نقل از منابع دیپلماتیک خود گزارش داده است که برخی از کشورهای اتحادیه اروپا و از جمله آلمان به دلیل سرمایهگذاری در بخش نفت و گاز ایران، درباره شدت بخشیدن به تحریمهای ایران دارای ملاحظات و نگرانیهایی بودند، اما با این حال همه رهبران سرانجام بیانیهای قاطع صادرکردند.
اتحادیه اروپا در حالی دست به اعمال تحریمهای یکجانبه علیه ایران میزند که در آن سوی اقیانوس اطلس نیز، کنگره ایالات متحده در تدارک تحریمهای مشابهی علیه ایران است.
خزانهداری آمریکا در چارچوب اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه ایران، روز چهارشنبه فرمانده سپاه و وزیر دفاع ایران را به همراه تعدادی از شرکتهای نفتی، یک بانک دولتی و نیروی هوایی و فرماندهی موشکی سپاه در فهرست تحریم خود قرار داد.
تحریمهای روز چهارشنبه نخستین دسته از اقدامات دولت آمریکا در چارچوب اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر