-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 06/11/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ایران را از یاد نبرید. ندا را به یاد داشته باشید. اگر اعتراض های سبز را در تهران در روز شنبه دیدید، بدانید که سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد در ایران است که محمود احمد ی نژاد آن را دزدید و شبه نظامیان و اوباشان بسیجی و ماموران اطلاعات به مردم حمله کرده و آنها را کشتند و گرفتند و شکنجه کردند. تجاوز، زندان و اعدام کاری بود که دولت جمهوری اسلامی به نام خدا که هم بخشنده است و هم مهربان، انجام داد.

با چنین سرکوب خونینی، جنبش سبز فرود زیادی داشته اما از پا درنیامده است. ایران هیچگاه مانند روزهای پیش از انتخابات ۲۲ خرداد سال گذشته نخواهد بود. در بزرگترین تظاهراتی که سه روز پس از انتخابات انجام شد، بزرگترین حضور مردمی در تاریخ ایران به وقوع پیوست و همه چیز برای همیشه عوض شد. در برابر آن، خشونت بدون منطق زاده شد.

تاریخ کار خود را می کند و با وخیم تر شدن وضع اقتصاد در ایران، جنبش دوباره قدرت می گیرد اما شاید به شکلی دیگر. بالاخره در ایران مجسمه ندا آقاسلطان ساخته می شود و یادگارش گرامی می ماند. زن جوانی که به دست یکی از نیروهای بسیجی کشته شد، جای شهدایی را می گیرد که در جنگ ایران و عراق کشته شدند.

هیچگاه نباید از یاد ببریم که این جنبش خودساخته در یک جامعه مسلمان شکل گرفت و می تواند جامعه ای که هنوز هم در مقایسه با دیگر موارد مشابه مدرن است را به دورانی دیگر وارد کند.

اگر می خواهید حسی از شور و شرم در ایران در سال گذشته را ببینید، «مرگ بر دیکتاتور» نوشته افسانه مقدم را بخوانید که داستان یک انتخابات دزدیده شده را می گوید و انقلاب سبزی که شکل گرفت و داستان محسن را می گوید که در کشاکش درگیری ها دستگیر شد، شکنجه شد و از سوی کسانی که در بندش کرده بودند، چندین بار مورد تجاوز قرار گرفت. (محسن آنقدر آزرده است که از آن حرفی نمی زند اما یک پزشک بدتر از آن را و با استفاده از یک وسیله، سر مادرش آورد.)

روایت های سیاسی همه به شکل واضحی در بطن این گونه مسائل شکل گرفته است. آنچه مشخص است، نقش زنان است. شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل هم درباره این مسائل نوشته است. مادر محسن هم به طور مستقل به تظاهرات پیوست. افسانه مقدم، یک نام ساختگی است و برخی دیگر از نام ها در این داستان هم همین گونه اند اما صحبت هایی با نویسنده داشتم که مشخص می کند و اطمینان می دهد که حوادث این کتاب نزدیک به واقعیت روایت شده است.

بعد به یوتیوب سر می زنید که فیلم مستند ندا ساخته آمریکا را ببینید. این فیلم شاید برای مذاق من مناسب نباشد اما وقایع زندگی و خانواده ندا، با شجاعت سعید کمالی دهقان ثبت شده است. خبرنگار سابق گاردین به ایران باز می گردد و این فیلم را تهیه می کند. به رغم این که نظام جمهوری اسلامی تلاش کرد مردم این فیلم را نبینند، خیلی از مردم این فیلم را آنلاین نگاه کردند. و دست آخر، نگاهی به گزارش سازمان عفو بین الملل در مورد ایران بیاندازید و آمار دستیگری ها، شکنجه ها و اعدام ها را نگاه کنید.

در همین حال، آمریکا، بریتانیا و دیگر کشورهای غربی تلاش کردند تا قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کنند. به رغم این که دندان های این قطعنامه توسط چین و روسیه کشیده شده بود، اما به هر حال هدف آن سپاه پاسداران است. مسئله این جاست که باز هم این قطعنامه در مورد فعالیت های اتمی ایران است و توجهی به سابقه وخیم نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ندارد.

دو پرسش پیش می آید: بهترین راه برای توقف فعالیت ایران برای دستیابی به بمب اتمی چیست؟ و این که چقدر استراتژی توقف ایران در برنامه اتمی، می تواند به شکنجه سیاسی درونی در ایران ربط داشته باشد؟ من شک دارم چین با قطعنامه قدرتمندی که ایران را بتواند متوقف کند، همراهی داشته باشد. تحریم های بیشتر اقتصاد را خراب تر کرده و صدای مخالفان را کمتر می کند.

برخی می گویند غرب باید به تلاش های اخیر برزیل و ترکیه روی خوش نشان می داد. (گفتنی است که ترکیه و برزیل به قطعنامه تحریمی رای منفی دادند.) فکر نمی کنم توافقنامه تبادل سوخت اتمی ایران در ترکیه، تاثیری می توانست و یا می تواند بر برنامه دستیابی به بمب اتمی از سوی ایران داشته باشد و یک سری دولت طرفدار نظام پیش می آمدند تا دست های خونین آنها را بفشارند.

بمباران ایران هم که از سوی آمریکا و اسراییل مطرح می شود از سوی مشتی جنگ طلب و بی کله است که فقط به منافع رژیم حاکم در ایران منتهی شده است. تندروهای دیگر، کسانی هستند که در واشینگتن و در دیگر محافل می گوید باید آماده زندگی با ایران اتمی باشیم. اما بروز رقابت تسلیحات شیعه و سنی در خاورمیانه یک خطر بزرگ است و می تواند به تقویت نظام احمدی نژاد در ایران شود. پس برای راه جایگزین، هیچکدام مناسب نیست.

آنچه باقی می ماند، امید به برقراری یک دولت مسوول در ایران است. رهبران جنبش سبز شاید موضعی متفاوت از موضع اصلی نظام نگیرند اما یک دولت مشروع و مردمی، می تواند با دنیا وارد گفت وگو شده و یک دینامیک کاملا متفاوت را می تواند در مورد پرونده اتمی فعال کند.

این که چه تغییری و چگونه در ایران روی دهد، به لحاظ اخلاقی و عملی در اختیار مردم ایران است و این آنها هستند که باید تصمیم بگیرند. تصمیم دیگر کشورها هم بسته به حرکت و اهداف استراتژیک و تلاش عاری از خشونت و اعتراض ها در ایران است. و اگر این حرکت بر اقشار تعیین کننده مانند کارگران، کارمندان دولت و بازاریان موثر باشد، تاثیرهای کاملا آشکاری بر نظام حکومتی خواهد گذاشت.

ایران به دست ایرانیان آزاد خواهد شد و نه دیگران. اما کارهایی هم هست که ما بیرون از کشور می توانیم انجام دهیم. اول این که آسیب نزنیم و هرکاری هم برای مسئله اتمی ایران می خواهیم بکنیم، قبلش باید مطمئن شویم که به جنبش معترضان ایران تاثیری نمی گذارد. و دوم، باید راه های ارتباط و جذب اطلاعات را باز نگه داریم از این رو تلویزیون فارسی به هیچ وجه نباید قربانی کاهش بودجه در بریتانیا شود.

کار بر روی کاهش فشار اینترنتی و راه های دور زدن فیلترینگ باید بررسی و گسترده شود تا ایرانیان بتوانند هم فیلم هایی مانند مستند ندا را ببینند و هم بتوانند خبرنگار شهروندی را گسترش دهند. سوم، رهبران غرب باید صریح و بلند بگویند تحریم هایی که اعمال می شود، به دلیل نقض حقوق بشر هم هست. ما به حقوق اساسی اهمیت می دهیم و فقط نگرانی امنیت خودمان نیستیم.

و در آخر، باید همیشه به یاد داشته باشیم که سال گذشته چه بر سر ایران آمد و به ایرانیان کمک کنیم. دیکتاتورها و نظام های خودکامه می خواهند سابقه کارهایی که کرده اند توسط جهان و مردم خودشان به فراموشی سپرده شود. میلان کوندرا نویسنده جمهوری چک یک بار نوشت: چالش انسان در برابر قدرت، چالش حافظه در برابر فراموشی است.


 


«وضعیتی که با اعصاب بازی می کند»- شرح حال کسی است که درباره پیامد رفتارش فکر نمی کند. اوباما در قالب رییس جمهوری خشمگین، کلمات آبداری را به خاطر فاجعه خلیج مکزیک نثار بریتیش پترولیوم-شرکت نفت بریتانیا کرد.

واژه ها روز به روز گزنده تر می شوند و لحن توفنده رییس جمهور شرکتی را مقصر می داند که ماجرایی را از سر گذرانده تا این روزها بریتیش پترولیوم نام بگیرد. در حالی که به زودی مدیر عامل این شرکت، تونی هِیوارد به منفورترین فرد امریکا تبدیل می شود، در دادگاه جنایی گفتگو بر سر تقسیم سهام شرکت جریان دارد و این یعنی بزرگترین تهدید برای شرکت: توقیف کنترل دارایی های امریکایی شرکت و یا در واقع خود شرکت. ادامه ضربان قلب مدیریت شرکت در گرو بزرگترین تصمیم فوتبال سیاسی رییس جمهور است در میان دو نیمه بازی انتخابات ریاست جمهوری -(زیرا دور دوم در پیش است).

ولی شاید پیش از زدن تیشهء کاری دیگری به ریشه این شرکت، بهتر باشد اوباما به کتاب های تاریخ سری بزند؛ این اولین بار نیست که امریکا بر سر دارایی تصمیم گیرنده شرکت، چشم در چشم بریتیش پترولیوم می شود.

اگر رییس جمهور دیده می گشود نهایت طنز را در این قضیه می دید که قراردادهای نفتی امروز ریشه در اولین تاراج و کودتای امریکا دارند.

در آن هنگام هنوز شرکت نفت ایران و انگلیس به بریتیش پترولیوم تغییر نام نداده بود. شرکتی که روزگاری از سوی وینستون چرچیل به چنین عناوینی مفتخر شده بود: «هدیه ای از سرزمین جادو، فرای دیوانه ترین تخیلات...».این شرکت گوهری بود در تاجِ بریتانیای قرن بیستم، عصای دست کشورش بود برای پیروزی در جنگ دوم جهانی.

در سایه پادشاهان ناکام ایران، بریتانیا از انحصاری کردن فراوری و فروش نفت ایران بهره زیادی برد. این قرارداد به سود ایران نبود.

دولت بریتانیا ۵۱ درصد سرمایه سهام شرکت را در اختیار داشت. به جز سود و درآمد هنگفت مالیات که به دولت بریتانیا می رسید، شرکت نفت ایران و انگلیس برای پشتیبانی از نیروی دریایی سلطنتی دولت فخیمه، تمام موجودی نفت خود را نزدیک به رایگان در اختیار بریتانیا می گذاشت.

ولی در اواخر دهه ۱۹۴۰ و در خلال دهه ۵۰ میلادی ایرانیان سیاست را شناختند. جنبش سوسیالیسم (جامعه گرایی) تفکر رو به رشد جامعه را تشکیل می داد و دیری نپایید که در سرلوحه اعتراض ملی گرایان نام شرکت نفت ایران و انگلیس به چشم می خورد؛ در کشوری که می گفتند مدتهاست بازیچه دست سیاست انگلیس بوده است.

در واقع نه فقط در ایرانِ ۶۰ سال پیش، که شرکت از همه سوی دنیا آماج نقد قرار گرفت و محکوم شد؛ چیزی شبیه اعتراض امریکای امروز.

آتش زیر خاکستر زمانی از ایران به همه دنیا سرایت کرد که برای اولین و آخرین بار، گام های تنها نخست وزیر منتخب -و نه منتصب- ایرانی بر سواحل ایالات متحده، تومار سیاست شرکت ایران و انگلیس را در هم پیچید.

محمد مصدق، از سوی مجله تایمز به عنوان مرد سال شناخته شد و از سوی دولت بریتانیا به عنوان کابوس سال؛ به خاطر تعصب وی برای برگرداندن تعادل مالکیت شرکت نفت ایران و انگلیس به صاحبان اصلی اش. در نهایت تلاش های وی به نتیجه رسید و در سال ۱۹۵۱، شرکت نفت، ملی اعلام شد.

این تصمیم جنون مردم امریکا را برانگیخت، در برهه ای که قوه تشخیص مردم چنان بیمار شده بود که ملی گرایی را مترادف کمونیسم می دانستند؛ و بله- البته مقدار زیادی نفت بدون صاحب هم وسوسه انگیز می نمود.

کودتای ۱۹۵۳ (برابر با ۱۳۳۲) به نام رمز «آژاکس» کدگذاری شد. این اولین باری بود که سازمان سیا، دولتی را فراسوی مرزهای خویش سرنگون می کرد. ایران اولین آزمایش سازمان سیا -و دولت امریکا برای انتخاب رهبری برون مرزی بود. طرح و نقشه عملیات کمتر از شش ماه زمان برد و ۲۴ ساعت طول کشید تا به اجرا برسد. کل عملیات بیشتر از ۲۰ میلیون دلار هزینه در بر نداشت. این بی شک پیروزی تمام عیاری بود.

پس از کودتا شرکت نفت ایران و انگلیس به بریتیش پترولیوم تغییر نام داد. رضا شاه، مردی که به عیاشی معروف بود به تخت نشست.

همچنان که امریکا به کارهای ننگین خود ادامه می داد، امتیاز شعبه جدید صادر شد. شرکت تازهء بریتیش پترولیوم ۴۰ درصد شرکت را در اختیار گرفت و ۴۰ درصد دیگر میان پنج شرکت امریکایی تقسیم شد. تعادل با تقسیم شرکت رویال شل هلند و شرکت نفت فرانسه برقرار گشت.

البته ، این روزها کودتای ۱۹۵۳ با نفوذ شوم بیشتری در خاور میانه اعتبار دارد. فرآیند پرورش و بالندگی دموکراسی از عملیات هدایت چاه های زیر آب به مراتب شکننده تر و دشوارتر است.

با این حال برخی معتقدند که کنار گذاشتن آنان، پایانی بود بر دهه های پیشرفت سیاست ایران. کودتای ۱۹۵۳ پیش درآمد انقلاب ۱۹۷۹ (برابر ۱۳۵۷) ایران بود، جریانی که تندروهای اسلامی کنترل اوضاع را در دست گرفتند و امریکا هنوز با این جریان دست به گریبان گیر است.

در جریانات اخیر، رییس بریتیش پترولیوم این گفتار چرچیل را سرمشق خود قرار داده است که در مصاحبه رسانه ای گفته بود : «چون جهنم می روی مردانه رو.»

هزینه ای که نشت نفت در خلیج مکزیک به بار آورده بیش از ۲۰ میلیارد دلار برآورد می شود که تاکنون بریتیش پترولیم یک میلیارد دلار از هزینه را پرداخت کرده؛ این شرکت بیش از یک سوم سرمایه بازار خود را از دست داده است. پرچمدار بریتانیا، مسئول ۶ میلیارد تن درآمد وزارت خزانه داری از مالیات سال گذشته، استقلال خود را برای «استفاده های انحصاری» در معرض تهدید می بیند.

دیروز مدیر بریتیش پترولیوم-هِیوارد، هدف یورش های دیگری بود و به نظر می آمد دست از کار بکشد. او در مصاحبه با برنامه «اندورو مار» در برنامه تلویزیونی بی بی سی گفت که «همه چیز بستگی به خواست مقامات امریکا دارد» و ادامه داد: «مردم خشمگین، نا امید و احساساتی هستند.»

پرسش این است: آیا واژهای سرسخت و توفنده رییس جمهور، تنها یک فوتبال سیاسی است و یا این که واشنگتن برای به پایان رساندن پروژه ای که بیش از نیم قرن پیش شروع کرده بود عزم خود را جزم کرده است؟ آیا این یک تنبیه سیاسی است برای به دست آوردن سهمی بیشتر و یا الحاقیه ای نفتی؟این روزها رییس جمهور آن چنان خشمناک است که به سختی می توان پیش بینی کرد.

عکس از: رویترز


 


یک سال بعد از انتخاب دوبارۀ احمدی نژاد به ریاست جمهوری مخالفان می خواهند با تظاهرات جدید در شنبۀ آینده نشان دهند که همچنان هستند. اما بسیاری از منتقدان حکومت نگرانند که به علت شرکت در تظاهرات سر از زندان درآورند. رهبران مخالفان و هواداران آنها دولت را متهم می کنند که در انتخابات دست به تقلب گسترده زده و از اینرو نتیجۀ آن را به رسمیت نمی شناسند. این بار قرار است تظاهرات قانونی و آرام باشد – یعنی با اجازۀ وزارت کشور.

یک فعال ایرانی که از ترس بازداشت نمی خواهد نامش برده شود می گوید:«مخالفان می توانند هر مدت دلشان می خواهد در انتظار اجازه بمانند.دولت نمی خواهد خطر تظاهرات میلیونی جدید را (همانند بعد از انتخابات) به جان بخرد.»

بیش از هشت گروه مخالف، از جمله جنبش سبزِ میرحسین موسوی و حزب اعتماد ملیِ مهدی کروبی، هفتۀ گذشته از وزارت کشور تقاضای اجازه برای انجام تظاهرات کردند. تاکنون این چنین تقاضاهایی پیوسته رد شده اند.

نیروها امنیتی تظاهرات ضد حکومتی را بعد از انتخابات گذشته به شدت سرکوب کردند. بیش از ۳۰ نفر جان باختند. مخالفان تعداد کشته شدگان را ۸۰ نفر می دانند. هزاران نفر دستگیر شدند. بیش از ۱۰۰ نفر از آنها، از جمله روزنامه نگاران و هنرمندان و وزیران سابق اصلاح طلب محکوم شده و مدتهاست که در زندان هستند. دو معترض را اعدام کردند، شش نفر دیگر به مرگ محکوم شده اند.

برخی از طرفداران دولت نیز به رهبران مخالف حمله کردند. این رهبران روزی از ستون های نظام بودند – سه تن از آنها حتی روحانی هستند. اکنون آنها را ضدانقلاب و منحرف می دانند. نخست وزیرسابق میرحسین موسوی و رئیس سابق مجلس مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری از احمدی نژاد شکست خوردند. این دو همراه با رئیسان جمهور سابق خاتمی و رفسنجانی مربع مخالفان را تشکیل می دهند.

اما آمادگی مردم برای رفتن به خیابان بیشتر شده است. رهبران مخالف وسیلۀ مناسبی در اختیار ندارند تا حرفشان را به تودۀ مردم برسانند. روزنامه های آنها را بستند و وب سایت های آنها را فیلتر کردند. رسانه ها، بویژه رسانه های خارجی، یکی از قربانیان اصلی این فشارها هستند. شرکت در تظاهرات ممنوع است، همینطور تماس با رهبران مخالف.


 


حدود یکسال از کشته شدن ندا آقاسلطان می گذرد. تصاویر مرگ و لحظات آخر زندگی این هنرجوی موسیقی جوان در سرتاسر دنیا به نمایش درآمد و نماد اعتراض مردم ایران شد. این تصاویر هرچند غمناک بود اما در کنار دیگر تصاویر لرزانی که توسط مردم از اعتراض ها در ایران ثبت شد، به قدرت رو به رشد شهروندان خبرنگار تبدیل شد.

و شاید در همین لحظه که میلیون ها تن در سرتاسر جهان شاهد خشونت های نظام جمهوری اسلامی در ایران هستند، نظام هنوز هم نداند که اینترنت فقط منبع سرگرمی و قدرت نیست که یک حق اساسی است. حقی که برای دموکراسی، دیپلماسی و دولت باز، بسیار مهم است.

با گذشت یک سال هنوز مردم به دلیل انتقاد آنلاین از دولت، به زندان می افتند، شکنجه و اعدام می شوند. موانع اینترنتی بیشتر شده، سرورها خاموش شده و دسترسی ها از بین رفته است. ما این جا اما (در غرب) از فیس بوک ایراد می گیریم که چرا حق امنیت خصوصی افراد را احترام نمی گذارد اما مشکل ما این است که اگر همکارانمان در یک کلاب زدند و رقصیدند، کسی از آن خبردار نشود ولی در جای دیگر، مشکل رساندن پیام افراد است برای این که اخبار مرگ و شکنجه را منتقل می کنند. این مشکل فقط در چین و ایران نیست و در برمه یا میانمار، سوریه، تونس، ازبکستان، ترکمنستان، کوبا، عربستان سعودی، مولداوی، امارات متحده عربی و بحرین هم هست.

آمار گلوب اسکن که از ۲۸ هزار شرکت کننده توسط بی بی سی در ماه مارس، حدود چهار ماه پیش گرفته شد نشان می دهد که ۸۷ درصد مردم از حقوق خود درک مشخصی دارند. یک نفر در هفت نفر گفتند که باید از حقوق خود بهره مند شوند. اما نیمی از کسانی که در این نظرسنجی حاضر شدند احساس کردند که اینترنت مکان امنی برای ابراز عقایدشان است و از نظر بیشتر آنها اینترنت نباید تحت اختیار و کنترل دولت باشد. این موضوع نشان می دهد که مردم حاضر به نوعی توافق برای دادن حریم امن و خصوصی خود در برابر حذف دخالت دولت در اینترنت هستند. پیم اینترنت باز می گوید نباید حریم امن را کامل در نظر بگیرد اما اگر خواستید آن را امن نگه دارید، آن را به صورت باز پست نکنید.

بحث بر سر پایان دادن به کار فیسبوک، به یک جنگ جدی تبدیل شده است. در هفته های گذشته پاکستان و بنگلادش در واکنش به صفحه های که سالگرد کشیدن کاریکاتور از پیغمبر اسلام را معرفی کرده بود، فیسبوک را مسدود کردند. روحانیون در مصر و سوریه به فیسبوک اعتراض دارند و آن را مایه فساد می دانند. در عربستان سعودی هم یک پدر پس از اینکه دید دخترش با یک مرد غریبه دارد چت می کند، دختر را به ضرب گلوله کشت.

و ایده این که هرکسی باید حق دستیابی به اینترنت، نوشتن، آپلود و دانلود و تویت را داشته باشد، به یک بحث اساسی تبدیل شده است.

آمریکا به عنوان سردمدار آزادی بیان و دموکراسی باید جنبش جهانی حقوق آزادی دیجیتال را هدایت کند. همانگونه که هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا گفت، حق دستیابی اینترنتی باید به سیاست دموکراسی تبدیل شود ضمن این که اگر سوبسید هزینه تلفن ها می شود، کابل اینترنتی هم باید باشد و از تلاش ها برای گسترش آن هم باید حمایت کرد.

ولی سربازان این نبرد، ماموران دولتی نیستد بلکه داوطلبان و کارشناسان آزادی هستند که وقت خود را صرف پایین آوردن موانع و دور زدن فیلترینگ می کنند تا تویتر و ویدئوها بتوانند صحنه های خشونت بار را منتقل کنند. به گفته برت سالمون، خط مقدم حالا آنلاین است. او که از گروه مدفعان آزادی سایبری است می گوید تلاش خود را صرف آزادی اینترنتی می کند و گوگل هم از آنها حمایت مالی می کند. این یکی از بهترین تلاش ها برای تغییر به سوی دموکراسی است.

همین اواخر سالمون با یک نفر در ایران چت کرد و از او درباره دوران بازداشتش پرسید. پیام ها قطره قطره می آمدند و شعری را تشکیل می دادند: «در زندان انفرادی، با خدا تنها هستی، و هیچ نداری، حتی یک بارقه امید، حتی یک قلم، نه پول، نه تلویزیون، نه صدا، و نه هیچ چیز دیگر.»

در زبان فارسی، ندا معنا دارد و به معنای صدا است. مهم نیست به چه زبانی صحبت می کنید، اینترنت همان معنی را برای همه می آورد.

عکس از:AP


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته