در نخستین روز معاملات این هفته ۱۳۰ میلیون سهم در ۸ هزار و ۶۲۶ بار معامله به ارزش ۴۵۹ میلیارد و ۱۵۳ میلیون ریال در تالارهای بورس اوراق بهادار داد و ستد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در نخستین روز معاملات این هفته ارزش بازار سهام به ۷۱۴ هزار و ۲۸۳ میلیارد ریال رسید که نسبت به روز کاری قبل افت ۲ هزار و ۲۲۰ میلیارد ریالی ثبت کرد.
در پایان معاملات یکشنبه ۱۶ خردادماه ۸۹ شاخص کل با ۱۷ واحد کاهش نسبت به روز کاری قبل، عدد ۱۴ هزار و ۱۶۴ واحد را نشان می دهد که بیشترین تاثیر مثبت را سهام شرکتهای سایپا با ۵۳/۱۱ واحد،سرمایه گذاری غدیر با ۷۸/۸ واحد، ایران خودرو با ۱۱/۷ واحد، پتروشیمی اراک با ۹۱/۵ واحد و مخابرات ایران با ۴۵/۵ واحد بر روی شاخص داشتند.
این در حالی بود که سهام شرکتهای فولاد مبارکه اصفهان، ملی صنایع مس ایران، مپنا، بانک صادرات و حفاری شمال به ترتیب بیشترین تاثیر منفی را بر روی شاخص داشتند.
جعفر پناهی کارگردان ایرانی (”دایره”، “آفساید”) که هفتۀ پیش بعد از ده روز اعتصاب غذا در مقابل پرداخت وثیقه از زندان اوین آزاد شد برای اولین بار به طورمفصل از دوران بازداشتش گفته است.
به گزارش پایگاه خبری ایران در جهان ،پناهی در گفتگو با شبکۀ “آرته ژورنال” از بازجویی تقریباً مضحکی صحبت می کند که در پایان آن مقام های مسئول تهدید کرده اند خانوادۀ پناهی را هم بازداشت می کنند، در پی این تهدید وی تصمیم به اعتصاب غذا گرفته است. پناهی در ماه مارس همراه با همسر و دختر چهارده ساله اش و ۱۴ نفر دیگر بازداشت شده بودند. همۀ دستگیرشدگان را به جز پناهی بعد از چند روز آزاد کردند.
از صحبت با “آرته” بر می آید تشکیلات ظاهراً ظنین بوده پناهی حتی در سلولِ کاملاً زیر مراقبت خود فیلم می ساخته است. به گفتۀ پناهی شب ها او را از سلول خارج می کرده اند و از عنوان “فیلم زندگیش” از او می پرسیده اند. در ادامه پناهی توضیح می دهد موضوع سرِ فیلمی نبوده که در خانه روی آن کار می کرده بلکه به گفتۀ بازجو “موضوع سر فیلمی است که در سلولتان می سازید”.
به گفتۀ پناهی ساختن فیلم در زندان با توجه به نظارت شدید کاملاً غیرممکن بوده است.
علت این بازجویی ظاهراً این بوده که پناهی به همبندانش گفته پنج فیلم ساخته که به آنها “افتخار” می کند و اکنون در زندان سناریوی “فیلم زندگیم” در حال شکل گیری است. بازجوها این حرف ها را شنود کرده اند و دلیلی برای قاچاق دوربین به زندان دانسته اند. پناهی در مصاحبه می گوید: “تمام جست و جوها و همۀ فشارها تنها حاصل تخیل آنهاست، نتیجۀ ترسشان از سینما. به فیلمی فکر کردن یا آرزوی آن را داشتن در اینجا جرم است”.
در حالیکه پناهی بعلت انتقادش خود را آمادۀ بازداشت مجدد می کند کار برای حامی او عباس کیارستمی و هنرپیشۀ فیلمش ژولیت بینوش در حال حاضر به نسبت راحت تر است. فیلمِ در ایتالیا ساخته شده و در کن برای اولین بار به نمایش درآمدۀ است .فیلم عباس کیارستمی به نام “رونوشت برابراصل” اجازۀ نمایش در ایران ندارد.
کیارستمی و ژولیت بینوش در کن، جایی که بینوش جایزۀ بهترین بازیگر زن را گرفت، بشدت از پناهیِ در حالِ اعتصاب غذا دفاع کرده بودند. اشک های بینوش در کنفرانس مطبوعاتی و نیز تصویر و نام پناهی که وی در مراسم پایانی بالا گرفت در سراسر جهان تأثیر گذاشت. از طرف دیگر پناهی که به گفتۀ خود در زندان تقریباً هیچ خبری کسب نمی کرده است.
جعفر پناهی ،در گفتگویِ “آرته” از حمایت فیلم سازان جهان که کمک کردند “دوباره نزد خانواده ام باشم” تشکر کرد.
ساعت دو نیمه شب سیزدهم خرداد، ماموران امنیتی به منزل شخصی علی رضا اخوان وارد شده و بدون داشتن حکم قانونی، پس از جست و جوی کامل منزل که بیش از دو ساعت به طول انجامید، وی را دستگیر کرده و با خود بردند.
به گزارش خبرنگار کلمه ،علی رضا اخوان در تماس تلفنی که پس از ۲۴ ساعت با منزل خود داشته، گفته که در سلول انفرادی ۲۰۹ اوین نگه داری می شود .
تا کنون هیچ گونه اتهام مشخصی علیه وی اعلام نشده است.
مجید دری ، دانشجوی دربند پس از ارائه تقاضای کتبی دیدار با دادستان تهران موفق شد وی را در زندان اوین ملاقات کند .
به گزارش خبرنگار کلمه ،خانواده مجید دری برخورد دادستان تهران ، جعفری دولت آبادی را در این ملاقات بسیار خوب توصیف کرده اند . دادستان تهران در این ملاقات درخواست های مجید دری را شنیده و قول مساعده داده است که به آنها رسیدگی خواهد کرد .
مجید دری روز هجدهم تیرماه سال گذشته بازداشت واکنون دربند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد .
وی در دادگاه اولیه به یازده سال حبس تعزیری محکوم شد اما در دادگاه تجدید نظر حکمش به شش سال حبس قطعی کاهش یافت. حکمی که پنج سال از آن قرار است در زندان ایذه اجرا شود .
مجید دری و خانواده ش نسبت به اجرای حکم زندان در تبعید وی معترض اند . این دانشجوی دربند در ملاقات با دادستان تهران درباره تجدیدنظر در این حکم نیز از وی طلب مساعدت کرده است .حکمی که در صورت اجرا موجب می شود این دانشجوی دربند ۱۸ تیر ماه به زندان ایذه انتقال یابد .
مجید دری یکی از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان بوده است . دانشجویان محروم از تحصیل به عنوان دانشجوی ستاره دار در جامعه شناحته شده اند. آنها در روزهای قبل از انتخابات، تجمع های اعتراضی را علیه محمود احمدینژاد، انجام دادند. احمدینژاد در مناظرهها ی انتخاباتی اش ادعا کرده بود که هیچ دانشجوی ستارهداری در دورهی او وجود نداشته است و نخواهد داشت.
محمد مصطفایی ،وکیل دادگستری از اعدام قربی الوقوع۲۶ نفر در زندان قزلحصار کرج خبر داد.
به گزارش کلمه ،محمد مصطفایی در آخرین مطلب وبلاگ خود از این اعدام ها خبر داده و نوشته است :
“ امروز از یکی از موکلینم که در زندان قزلحصار کرج محبوس است شنیدم که بیست و شش نفر از محکومین به اعدام که مجرم به حمل مواد مخدر هستند را جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه برده و قرار است به زودی حکم اعدام این بیست و شش نفر اجرا گردد. اسامی برخی از این محکومین عبارتند از محمد جعفری، محمد آذر فام، باقر امینی، سلطان آبادی و محمد مرادی و نادر آذرنوش از جمله این محکومین هستند. بیشتر این محکومین درخواست عفو و بخشودگی داده که مورد موافقت کمیسیون عفو و بخشودگی قرار نگرفته است و مهمتر اینکه برخی از آنان برای اولین بار مرتکب جرم شده بود.
صدور حکم اعدام بسیاری از این محکومین توسط قاضی حسینی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی صورت گرفته است. کمیسیون عفو و بخشودگی می تواند به راحتی از جان این عده از محکومین بگذرد و به نظر می رسد مصلحت نیز در این است که حکم هیچ یک از محکومین به اعدام اجرا نگردد چرا که لطماتی که اجرای حکم این عده از افراد به کشور وارد می سازد بسیار زیاد است و باعث می گردد وجهه کشورمان در سطح بین الملل مخدوش گردد. از طرفی سابقه و تجربه نشان داده است که اجرای حکم اعدام روش مناسبی برای پیش گیری از وقوع جرم نیست. و می بایست برای کاهش جرم از روش های علمی و جرمشناسانه استفاده کرد. ”
مصطفایی در پایان اظهار امیدواری کرده است که با تلاش فعالین حقوق بشر و همت مسئولین اجرای حکم این عده از محکومین به اعدام متوقف شود.
حادثه ای که هنگام سخنرانی سید حسن خمینی در حرم امام رخ داد ، مرا به یاد نماز جمعه شیراز در سال ۱۳۶۳ می اندازد و من فکر می کنم که بهترین فردی که حس و حال آقای حاج سید حسن خمینی را می فهمد آقای حائری شیرازی امام جمعه وقت شیراز است .
در آن زمان هم عدهای به اصطلاح طرفدار آیت الله منتظری تلاش کردند که نماز جمعه را به اغتشاش بکشانند و با پرتاب دمپایی و حتی مهر مانع ایراد خطبه از سوی آقای حائری شوند .
واقعه شیراز بسیار دردناک بود . من هم آن موقع واکنش نشان دادم و به هر حال تلاش کردم به سهم خودم جلوی حادثه را بگیرم .صحبت آقای حائری حکایت از این نکته داشت که نبایستی حرمت نماز جمعه شکسته شود . نبایستی حرمت مسجد شکسته شود و ایشان خیلی کوتاه دو خطبه را ایراد کرد و بعد به هر حال به نماز ایستاد .
آن زمان آن تعداد کم ( که بعد هم به راه افتادند و از مسجد خارج شدند ) ، شناسایی شدند و تا آنجایی که امکان پذیر بود با آنها برخورد شد .
بنده اگر بخواهم برخورد خطی و جناحی بکنم باید بگویم کار آنها ناپسند بود اما کار اینها که به اصطلاح در خط مقابل آیت الله منتظری هستند در حادثه ۱۴ خرداد ۱۳۸۹ صواب بود .
اما اگر بخواهیم برخورد منصفانه و عادلانه داشته باشیم و ملاحظات خطی ، صنفی و جناحی را کنار بگذاریم ؛ هر دو حادثه از یک جنس اند ، هر دو مبتنی و معطوف به حرمت شکنی اند .
در آنجا حرمت نماز جمعه و امام جمعه و مسجد شکسته شد و در اینجا هم حرمت آرامگاه امام (ره) ، حرمت امام در سالگرد ارتحال امام و همین طور حرمت نوه ایشان هم در پیشگاه روح پر فتوح امام و هم در محضر مقام معظم رهبری ، شکسته شد .
به مراتب حرمت شکنی حادثه ۱۴ خرداد۸۹ جانکاه تر و عمیق تر از حرمت شکنی سال ۶۳ بود . من امیدوار هستم همانطور که در سال ۶۳ تلاش شد تا با حرمت شکنان برخورد شود ، اینجا و در این مورد هم سعی شود با خط دهندگان و حرمت شکنان اصلی حادثه ۱۴ خرداد برخورد شود .چرا که نفس حرمت شکنی مذموم است ، از سوی هر جناحی که می خواهد باشد .
نکته دیگر آن که اگر آن حرمت شکنان (سال ۶۳) باقی ماندند و نام نیکی از آنها به جای ماند، مطمئن باشید که نام نیکی از حرمت شکنان ۱۴ خرداد نیز به جای خواهد ماند ؛ همانگونه که تاریخ درباره آن حادثه خوب قضاوت نکرد مطمئن باشید که درباره این حرمت شکنان هم قضاوت خوبی نخواهد کرد .
ای کاش آنهایی که توسط عده ای تحریک شدند و حرمت شکنی کردند صبر می کردند تا نوه امام جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی ، مطالب خودش را ایراد کند . چه بسا متناسب با نامگذاری آن روز که دایر برمدار وحدت بود سخن از محوریت اندیشه های سیاسی امام (ره ) و به طور خاص ولایت فقیه با رهبری مقام معظم رهبری به میان می آمد ؛ خوب این فرصت را از ایشان گرفتند!
حتی اگر به تصور شما ایشان می خواست حرف ناصوابی بزند باید به او این اجازه را می دادید ، چون این حرف به اصطلاح ناصواب به عنوان سندی تاریخی و منسوب به ایشان به ثبت می رسید ؛ وانگهی فراموش نکنیم که سخنران فصل الخطاب مقام معظم رهبری بودند که در صورت صلاحدید به اصلاح مواضع سخنرانان قبلی می پرداختند .
ای کاش همه ما یاد بگیریم که با حوادث ناگوار ، برخورد فراجناحی ، عادلانه و منصفانه بکنیم و به این آموزه انبیایی توجه بکنیم که ” کار بد را مگیرید حتی از اهل خیر و کار خوب را بگیرید حتی از اهل کفر ” ؛ مهم نفس یک عمل است .
این عمل حکایت از یک ناپختگی و غره شدن بود . معمولا قدرت مستی می آورد و من مطمئن هستم که این حادثه از پیش طراحی شده بود . کما اینکه در سال ۶۳ نیز ، روز قبلش به من گفته شد که فردا قرار است در مسجد وکیل شیراز اتفاقی رخ بدهد و از قبل قرار است عده ای در آنجا تجمع کنند .
من بر خلاف همیشه ساعت ۱۰ صبح رفتم مسجد و مشاهده کردم که تمام شبستان پر است . شبستانی که در جمعه های عادی تا ساعت ۱۱ و نیم صبح هم پر نمی شد .
به هر حال جای تاسف دارد . ما اگر این عمل را تقبیح نکنیم ، مطمئن باشید که واقعه ای مشابه سراغ خودمان هم خواهد آمد . به هر حال آن حادثه را آن روز طرفداران حضرت آیت الله منتظری تقبیح نکردند و متاسفانه بار دیگر و به صورتی معکوس تکرار شد .
امیدوارم عقلای قوم به ویژه جناح اصولگرای غالب این عمل را تقبیح کنند ، در غیر این صورت دیر یا زود شاهد تکرار وقایع تاریخی خواهیم بود و یک چنین حادثه ای یا مشابه آن گریبان آنان را نیز خواهد گرفت.
به هر حال یک چنین هتک حرمتی زیبنده یک چنین مراسمی نبود و شما به عنوان یک خبرگزاری شاهدید که بنده در ماه های اخیر هیچ گونه موضعگیری مصداقی نکرده ام و بنای موضع گیری مصداقی هم نداشتم ، اما این حادثه را آن چنان دردناک دانستم که سکوت را جایز ندانسته و موضعگیری را عین صواب و در راستای وظیفه روشنفکری خود دانستم . و لو بلغ ما بلغ .
منبع: عصر ایران
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردیبلی در پی اتفاقات روز ۱۴ خرداد در حرم امام خمینی هنگام برگزاری مراسم سالگرد رحلت ایشان خطاب به سید حسن خمینی بیانیه ای صادر کرد.
به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی
سلام علیکم
با خبر شدیم که در جریان سخنرانی حضرتعالی در سالروز ارتحال بنیان گذار کبیر انقلاب، اتفاقاتی افتاد که باعث شد بیانات شما نیمه تمام باقی بماند. ضمن ابراز تاسف از این اتفاق و تامل بیشتر در آن از خود و شما می پرسیم که:
چرا باید چنین حرکت هایی بوجود آید؟ آیا آن عده که شما قلیلش خواندید همان هایی نبودند که امام می گفت: “اگر من هم خلاف اسلام عمل کنم همین مردم مرا کنار خواهند گذاشت”. دوستداران امام امیدوار بودند بعد از ایشان با دیدن چهره شما و شنیدن سخنان شما به یاد امام بیافتند، ولی چنین نشد. براستی چه اتفاقی افتاد و چه حرکت هایی انجام شد که امروز شاهد وقوع چنین وضعی هستیم؟ آیا امت اسلامی اشتباه فکر می کنند یا باید اشتباه را در جایی دیگر جستجو کرد؟
ما دانشجویان ضمن تقدیم احترام خدمت حضرتعالی و بیت مکرم حضرت امام (ره) و با توجه به سخن مقام معظم رهبری که فرمودند: حضرت امام متعلق به شخص، خانواده، حزب و طبقه خاصی نیست و هر کس پیرو فرموده های او باشد یار امام است، سوالاتی که از مدت ها پیش در اذهان عمومی و در ذهن ما شکل گرفته و چه بسا ریشه این اتفاقات اخیر باشد را مطرح نموده و قبلا از حضرتعالی عذر خواهی می کنیم که شاید طرح چنین سوالاتی تلخ باشد و به مزاقتان خوش نیاید.
یادتان نرفته که در دوران اصلاحات و در اوج مظلومیت و انزوای آرمان ها و افکار امام (ره) سکوت کردید. بسیاری از انحرافات از سخنان و راه امام را دیدید که به اسم خط امام به خورد مردم داده می شد ولی چیزی نگفتید. تاجایی که عده ای پا را فراتر گذاشته و صراحتا اعلام کردند که افکار امام را باید به موزه تاریخ سپرد. آیا شما نباید از امام وآرمان هایش در مقابل این هجمه ها دفاع می کردید؟ آیا روندی که موسسه تنظیم و نشر آثار امام طی سال های گذشته در پیش گرفته واقعا در جهت افکار و راه امام بوده است؟!! حضور افراد مخالف فکر امام را در این موسسه چگونه توجیه می کنید؟
در جریان بعد از انتخابات و رای بی سابقه و ۴۰ میلیونی مردم به نظام، حرکات و موضع گیری های برخی نخبگان سیاسی از جمله حضرتعالی سوال برانگیز بوده که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم. وقتی ولی فقیه و ولی امر مسلمین رای ۲۵ میلیونی مردم به رئیس جمهور منتخب را تنفیذ می کردند، عدم حضور شما در آن شرایط حساس کشور و در اوج دوران فتنه چه معنایی داشت؟ آیا به انتخاب مردم اعتراض داشتید یا به تنفیذ رای مردم توسط رهبر؟
در جریان قضایای فتنه اعلام نکردن مواضع صریح و محکوم نکردن این حرکت ها چه پیامی داشت؟ آیا فکر نمی کنید این گونه سکوت ها اعلام حمایت تلویحی از جریان فتنه است؟ مگر وصیت مرحوم حاج احمد آقا، پدر بزرگوارتان این نبود که خطاب به حضرتعالی و برادرانتان فرمودند ” همیشه در خط رهبری حرکت کنید … و هرگز دچار تحلیل های گوناگون نشوید که دشمن در کمین است”. آیا این حرکت های شما با فرموده های پدرتان در تناقض نیست؟
در اقدام صدا و سیما برای شفافیت اهداف فتنه گران و نشان دادن عمق ضدیت حامیان آنها با آرمان امام در توهین به تمثال مبارک ایشان ، شما به صدا و سیما اعتراض کردید و هیچ واکنشی به این حرکت فتنه گران نشان ندادید. به نظر شما بهتر نبود طبق فرموده رهبری به جای زیر سوال بردن این اقدام اصل قضیه را محکوم می کردید؟
آیا جلسات و دیدار های حضرتعالی با کسانی که در مقابل رهبری و نظام ایستاده اند و از هیچ کوششی برای بردن آبروی نظام و ضربه زدن به آن دریغ نکرده اند و امروز هم صراحتا و با بی شرمی اعلام می کنند که ما به رفتارهای امام هم انتقاد داریم و امام را هم زیر سوال می برند، پیروی از خط امام و رهبری است؟ فکر نمی کنید پخش شدن تصاویر جلسات شما با این افراد موجب دلگرمی ضد انقلاب و فتنه گران و نا امیدی مردم از شما خواهد شد؟
نگاهی به تاریخ انقلاب نشان می دهد که طبق فرموده مقام معظم رهبری:” امام دشمنی شخصی با کسی نداشت… اما دشمنی به خاطر مکتب برای امام بسیار جدی بود.” تا جایی که حضرت امام خود نوه ارشدشان را طرد کردند و مشابه این اتفاق در مورد فرزندان آیت الله گیلانی و آیت الله خزعلی نیز رخ داده است. چرا که همان طور که عنوان شد، بنیان و اساس این نظام اسلام و دستورات الهی است نه اشخاص و افراد .
ما دانشجویان از حضرتعالی تقاضا داریم ضمن اعلام مواضع صریح در قبال جریانات اخیر و اثبات پیروی خود از خط امام و رهبری به ابهامات و سوالاتی که در اذهان عمومی ایجاد شده پاسخی روشن و قاطع دهید تا سران فتنه و مخالفان نظام و انقلاب از شما دلسرد و مردم و یاران انقلاب به شما امیدوارتر شوند و این انقلاب در مسیر حرکت پرفراز و نشیب خود از حضور شما بیشترین بهره را ببرد.
یادمان هست و یادتان باشد که امام می گفت: مردم با کسی عقد اخوت نبسته اند … هر کس عکس جهت اقیانوس حرکت مردم، حرکت کند دست و پایش خواهد شکست.
والسلام علی من اتبع الهدی
۱۶ خرداد ۸۹
فضای حاکم بر بند ۳۵۰ زندان اوین به شدت امنیتی شده است .
به گزارش خبرنگار کلمه ،هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین تعداد زیادی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات نگهداری می شوند.
مسوولان این بند که باید همچون دیگر بندهای زندان اوین شرایط بند عمومی را برای زندانیان ایجاد کنند و از خانواده های زندانیان کتاب و لباس بپذیرند و یا امکان تماس تلفنی راحت را برای زندانیانی که همگی دوران بازجویی شان سپری شده ، فراهم کنند ،فضا را هر روز برای شان تنگ تر و امنیتی تر می کنند.
شرایط امنیتی این بند به خصوص بعد از اعدام “فرهاد وکیلی” زندانی کرد که در همین بند زندانی بود افزایش یافته است .
از آن زمان مسوولان زندان از ورود هر گونه کتاب حتی شعر و رمان به داخل بند جلوگیری می کنند و نظارت بیشتری بر تلفن های زندانیان دارند .
با اینکه بر خلاف همه بندهای های عمومی زندان اوین ، زندانیان این بند فقط روزانه حق دارند یک یا دو دقیقه با خانواده هایشان صحبت کنند اما باز هم مسوولان بر تلفن های آنها نظارت بیشتری می کنند .
خانواده های زندانیان این بند نیز نسبت به برخوردهای این گونه با فرزندان شان که بیشتر شان حکم گرفته و دوران حبس شان را سپری می کنند اعتراض دارند .
مسولان بند ۳۵۰ همچنین برگزاری هر نوع مراسمی را برای فرها د وکیلی در این بند ممنوع اعلام کرده بودند اما زندانیان چند روز پس از اعدام وکیلی برای وی مجلس یادبودی برقرار کردند و یک زندانی فلسطینی به قرائت یک سوره بلند قرآن در این مراسم پرداخت .
بعد از برگزاری این مراسم بود که تعدادی از زندانیان حوادث پس از انتخابات به انفرادی فرستاده و تعدادی نیز به زندان رجایی شهر منتقل شدند.داود سلیمانی،عیسی سحرخیر ،رسول بداغی و رضا رفیعی فرو شان از جمله این زندانیان هستند که به خاطر حضور در مراسم فاتحه خوانی برای فرهاد وکیلی به رجایی شهر منتقل شدند.
وکیل مدافع ارسلان ابدی گفت که حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فیالارض ابلاغ شده است.
به گزارش فارس، فرزام اردلان وکیل ارسلان ابدی یکی از متهمان وقایع روز عاشورا با اعلام ابلاغ حکم برائت موکلش از اتهام محاربه و فساد فیالارض اظهار داشت: دادسرا درباره موکلم به استناد به دلایلی که از نظر ما منطبق با مسئله نبود، تقاضای حکم محاربه و فساد فیالارض کرده بود.
وی افزود: در جلسه شعبه ۱۵ از موکلم دفاع کردم و ریاست محترم نیز دلایل دادسرا برای اتهام محاربه را نپذیرفت و حکم برائت از اتهام محاربه و فساد فیالارض را صادر کرد و موکلم طی این حکم از این اتهامات مبری شد.
وکیل ارسلان ابدی درباره سایر اتهامات موکلش خاطرنشان کرد: برای سایر اتهامات موکلم رأی به حبس سنگینی دادند که در مورد آن نیز تجدیدنظرخواهی کردیم و امیدواریم در مرحله تجدیدنظرخواهی مورد توجه قرار بگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در واکنش به مسائل پیشآمده در مراسم ۱۴ خرداد نسبت به غلبه پیدا کردن حاشیه بر متن در این مراسم ابراز تاسف کرده است.
حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، در نوشتاری که در انتقاد به مسایل پیشآمده در حاشیه مراسم سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام(ره) منتشر کرده، به ذکر جملهای از سید حسن خمینی در این زمینه پرداخته و آورده است:
عصر جمعه نخستین باری که ساعاتی بعد از مراسم، جناب حاج حسن آقای خمینی را دیدم و از ایشان درباره نگاهشان به حادثه و بازتاب آن پرسیدم به طور طبیعی به لحاظ روابط صمیمانهای که داریم – که خود محصول منش بلند و کرامت این خاندان است – انتظار و تصورم بر این بود که در پاسخم ایشان ابتدا درد دلی کند و از دشواری تحمل شرایط در این روزها اشارهای داشته باشد، خدای متعال را شاهد میگیرم اولین مساله و مهمترین مطلبی که پیرامون این حادثه گفت این بود که « آنچه که مرا بیش از هر چیز رنج میدهد این است که این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن ـ که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بود ـ غلبه کرده است.»
رئیس دانشکده علوم حدیث، گفت: همواره اعتقاد داشتم که مطلقگرایی در حوزههای سیاسی آفتی خطرناک است.
به گزارش مهر، محمدی ریشهری در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشکده علوم حدیث و در پاسخ به این سئوال که مشی سیاسی شما چیست، گفت: در یک جمله، اجتناب از مطلقگرایی.
وی ادامه داد: کسی که یک جناح را به طور مطلق قبول داشته باشد و در مقابل، جناح دیگر را به طور مطلق رد کند، نمیتواند به حقیقت دست یافته و به تکلیف الهی خود عمل کند.
وی همچنین شخصیتگرایی را ضد حقگرایی دانست و افزود: تنها حکم و نظر رهبری به عنوان فصلالخطاب میتواند در مسائل گوناگون ملاک قرار گیرد، آن هم به این دلیل است که حکم ولی فقیه حجت شرعی است.
محمدی ریشهری با اشاره به خاطرات سالهای ابتدای انقلاب اسلامی با بیان اینکه اشخاص هیچگاه نمیتوانند ملاک حقیقت قرار گیرند از بصیرت به عنوان یک عامل مهم در انجام تکلیف الهی یاد کرد و گفت: نباید به افراد از منظر فضاسازیهای سیاسی و آتش افروزیهای جناحهای سیاسی نگریست بلکه باید در پی حق و کشف حقیقت بود.
وی با استناد به روایتی از معصومین(ع) افزود: در روایات اسلامی آمده است که انسان باید در مسائل مختلف یا آگاه به مسأله باشد و یا در پی دانستن و کشف حقیقت باشد، اما هیچگاه نباید در مسیر تبعیت، بدون منطق از افراد و گروههای مختلف پیروی کند که در این صورت بی تردید گمراه خواهد شد.
رئیس دانشکده علوم حدیث با استناد به روایت دیگری افزود: اگر انسان رابطه بین خود و خدا را اصلاح کند، خدا رابطه بین او و مردم را اصلاح میکند. چنین انسانی به چیزی جز پیروی از حق و انجام تکلیف الهی خود نمیاندیشد.
ری شهری همچنین در پاسخ به سئوال یکی دیگر از دانشجویان در خصوص مشی سیاسی وی گفت: من تاکنون عضو هیچ جناح سیاسی نبودهام و امیدوارم تا آخر هم در هیچ جناح سیاسی قرار نگیرم، تلاش اینجانب این بوده و هست که حق را از هر گروه و هر شخصی بپذیرم و باطل را از هیچکس پذیرا نباشم.
هاجر کبیری، فارغ التحصیل پژوهشگری اجتماعی از دانشگاه تبریز ،از تحصیل محروم و دانشجوی ستاره دار شد .
به گزارش کلمه ، در حالی که چند روزی بیشتر از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد نمی گذرد ، باز هم مثل چند سال اخیر تعدادی از دانشجویان هنگام دریافت کارنامه اولیه شان فهمیدند که از تحصیل محروم و به اصطلاح ستاره دار شده اند .
با شروع به کار دولت محمود احمدی نژاد وزارت علوم او با وزیری چون محمد مهدی زاهدی شروع به محروم کردن تعدادی از دانشجویان از تحصیل کرد. دانشجویانی که فقط به خاطر فعالیت سیاسی و یا اجتماعی در دانشگاه های محل تحصیل شان حالا باید از تحصیل در دوره های بالاتر باز می ماندند .
امسال نیز طبق روال سال های گذشته تعدادی از دانشجویان بدون دلیل از تحصیل محروم شدند .
کبیری از فعالان دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضای آذربایجان ، و سردبیر نشریه توقیف شده “تلنگر” نیز وقتی برای دریافت کارنامه خود اقدام کرد به او اعلام شد که ستاره دار است و نمی تواند کارنامه اش را دریافت کند .
دانشجویان ستاره دار بارها به این روند غیر قانونی از تحصیل محروم شدن شان اعتراض کرده اند. آنها سال گذشته و قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز مقابل دانشگاه تهران و وزارت علوم بارها دست به تجمع زدند. اما با این همه محمود احمدی نژاد هر بار در مناظره های تلویزیونی وجود این دانشجویان را انکار کرد.تعداد زیادی از این دانشجویان بعد از این اعتراض ها دستگیر و روانه زندان اوین شدند .
شیوا نظر آهاری ، مجید دری و ضیا نبوی از جمله دانشجویان ستاره دار در بند هستند .
بنا بر اخبار رسیده صبح روز گذشته، جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸، حامد روحی نژاد، زندانی سیاسی اندرزگاه شماره ۸، در پی تشدید بیماری اسکلروز چندگانه ( ام. اس.) دچار حمله شده و وضعیت جسمانی وی رو به وخامت نهاده، به شکلی که بینایی چشم راست نام برده به شدت کاهش یافته است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی روحی نژاد، انتقال او به بهداری موثر نبوده و مسوولان زندان نیز وی را از ملاقات با پزشک متخصص محروم کرده اند.
حامد روحی نژاد از ۱۴ اردیبهشت سال ۸۸ در زندان اوین به سر می برد. او پس از حدود ۴ ماه از زمان بازداشت، در دومین دادگاه مربوط به درگیری های اخیر، توسط قاضی صلواتی به اتهامات مختلفی از جمله تلاش برای بمب گذاری مسجد نبوت و حسینیه ارشاد در روز انتخابات و انقلاب مخملی با استفاده از مسائل پس از انتخابات متهم و به اعدام محکوم شد.
لازم به ذکر است که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ده سال زندان تعزیری کاهش پیدا کرد.
هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس علی مطهری را به برای ادای توضیحاتی در خصوص موضع گیریهایش در قابل جریان فتنه احضار کرد.
به گزارش فارس، در پی انتشار یادداشتی از علی مطهری نماینده تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در خصوص آخرین تحولات سیاسی در بحث سایتها، جمع کثیری از اعضای فراکسیون نسبت به این موضوع تذکر دادند.
هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس با توجه به تذکرات متعدد اعضاء صبح امروز علی مطهری را به این هیئت فراخواند تا درباره مواضع خود در خصوص تحولات پس از انتخابات به خصوص یادداشتی که روز گذشته از وی درباره سالگرد امام (ره) منتشر شده توضیحاتی ارائه دهد.
اعضای هیئت داوری از علی مطهری خواستند تا در خصوص دفاع وی از سران فتنه و حمله به معترضان به سران فتنه در مراسم سالگرد ارتحال امام توضیح دهد.
هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس متشکل از ۵ نماینده روحانی است که چنانچه یکی از اعضای فراکسیون اساسنامه را رعایت نکرده و آن را نقض کند از وی توضیح خواسته و تذکر میدهد و در صورت ضرورت در خصوص عضویت نامبرده در فراکسیون تصمیم گیری میکنند.
قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره) در نوشتاری به مناسبت حادثه سهمگین اخلال ظالمانه جمعیتی اندک در مراسم ملی بزرگداشت امام خمینی (ره) و توهین به حرم امام ، حریم امام و یادگار امام گفت: «خوش بحال مرحوم حاج احمد آقا، آیت الله توسلی، و آنها که به وقوع پیوستن پیش بینی اعجاب انگیز امام را ندیده و رفتند.»
متن کامل این یادداشت که در سایت جماران منتشر شده بدین شرح است:
بنام خدای مظلومان
انا لله و انا الیه راجعون
روز گذشته در کمال ناباوری و در حالی که چشم دهها هزار زائر به تریبون مراسمی دوخته شده بود که در یک سویش مضجع نورانی امام بود و در سوی دیگرش چشم ها و قلب های بی شمار مشتاقانی که آمده بودند تا خاطره ی فراموش نشدنی وداع جانسوز ۱۴ خرداد را در سالروز رحلت مقتدایشان زنده کنند و همراه با میلیون ها بیننده ای که از رسانه ی ملی نظام در بزرگترین مراسم سالانه در عصر پس از امام و در محضر صاحبان عزا ، اعضای خانواده ی شریف امام قدردانی خود را از عزیزی که تمام هستی و خاندان خویش را وقف عزت اسلام و سربلندی ملت شریف ایران کرده است در پیش چشم صدها خبرنگار خارجی به نمایش بگذارند ،آری در کمال ناباوری در چنین روزی در محضر امام ، در حرم امام و در جلوی دیدگان خاندان امام ظلمی را نسبت به بانی مجلس و یادگار امام سازمان دادند که اگر در دید و منظر همگان نمی بود کسی باور نمی کرد .
دیروز (جمعه) یادگار و حفید محبوب امام ، همان کسی که از بدو تولدش بارها امام در نامه هایش از تبعیدگاه، دعاهای خاص خود را همراه با بوسه های پدرانه و مهربانانه نثار او کرده و صدها بار بر سرو روی او بوسه زده است ، همان کسی که امام خمینی در مناجات های شاعرانه و سروده هایش با تبرک جستن به اسامی اهل بیت رسول خدا(ص) برای او و دیگر اهل بیتش عزت و ماندگاری را از خدای متعال طلب کرده است ، حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن آقای خمینی با دوبار تأکید رهبر معظم انقلاب به عنوان دومین سخنران مراسم – طبق سنت همه ساله پشت – تریبون آمد .
پیغام ها و هشدارهایی از مدت ها قبل از برخی محافل افراطی می رسید و رسما نیز در اظهارات برخی افراد موثر در مراکز خاص در سایتها انعکاس یافته بود مبنی بر این که نخواهند گذاشت این سخنرانی پا بگیرد. شواهد و قراین همگی از تصمیم همان محافل افراطی به اخلال در برنامه سخنرانی یادگار امام حکایت داشت.
به واسطه ی عظمت ابعاد جسارتی که در این روز بزرگ به وقوع پیوست و پیامد های عمیقا نگران کننده آتی آن ، اگر دبیر محترم ستاد بزرگداشت امام خمینی صلاح ببیند و شرحی از جزئیات مراسم به صورت مستند برای مسئولین امر و عموم مردم شریف و بهت زده از این ماجرا را منتشر نماید ، در کشف علل و عوامل وقوع این ماجرای تلخ بسیار راه گشا می باشد .
به هر حال ، چهره ی یادگار امام برای استقرار در پشت تریبون در جایگاه ظاهر شد . ایرانیان در طول تاریخ و اکنون نیز در همه جای جهان به ملتی با ادب ، با فرهنگ و قدرشناس شناخته می شوند. جمعیت از مسئولین نظام و علمای حاضر و میهمانان خارجی و مدعوین رسمی و عموم زائران امام آماده بودند تا با ذکر شیرین صلوات بر خاتم پیامبران (ص) به صاحب عزا ، نوه و یادگار امام خوشامد گویند و داغ های نشسته بر دل این عزیز و مهم تر از همه داغ فراموش نشدنی رحلت امام را به وی و دیگر اهل بیت امام که در جمع حاضر بودند تسلیت گویند. اما از آغاز اعلان برنامه دومین سخنران ، جمعیتی حدود هزار نفر در حالیکه در حساس ترین مکان نزدیک به جایگاه استقرار داده شده بودند با تمامی وجود فریاد می کشیدند و شعار هایی نامرتبط و بعضا توهین آمیز سر می دادند که قصد آنان در جلوگیری از سخنرانی یادگار امام تا زمانی که ایشان سخنانش را ناتمام گذاشت کاملا مشهود بود. شعارها و همهمه هایشان درهم و نامفهوم بود، حاج سید حسن آقا سخنش را با نام خدا آغاز کرد اما آن جمع اندک هتاک و پرهیاهو برنامه اشان چیز دیگری بود و همچنان به فریاد کشی و اخلال ادامه می دادند. خیل زائرانی که از اقصی نقاط ایران از شهرها و روستاهای مختلف در محوطه صحن حضور داشتند ایستاده یا نشسته مات و مبهوت از چرایی این بی نظمیها، ساکت برای شنیدن سخنان عزیز خاندان خمینی منتظر بودند و جمعیت بیشتری که در محوطه بیرون صحن بودند نیز بی خبر از آنچه که در صحن و جلوی جایگاه اتفاق افتاده است برای استماع سخنان فرزند برومند یادگار امام به انتظار نشسته بودند. استواری ، صبوری و متانت یادگار امام که میراث ارزشمند پدر و امام راحل است و بیان مقدمه سخنرانی ایشان و تذکرات توأم با آرامش ایشان نیز هتاکان را به شرم نیاورد. سرانجام عزیزمان حاج حسن آقا با دلی رنجدیده، حرمت شکنی در روز امام و حرم امام را تاب نیاورد و پس از تذکار چند نکته کوتاه اما بسیار پیامدار و پرمعنی – که اهل معرفت و آگاهی، معنای تکاندهنده این جمله که هنوز دو دهه بیش از رحلت امام نگذشته است! را بخوبی می دانند – سخن خویش را نا تمام گذاشت و بدین ترتیب این جمعیت اندک اما پرهیاهو و با برنامه قبلی و مستظهر به حمایتهای محافل افراطی که فضای روبرو و نزدیک جایگاه و تریبون (در پشت محل استقرار مسئولین و مدعوین) را اشغال کرده بودند جسارت شکستن حرمت حرم امام ، حرمت مراسم عظیم رسمی سالروز رحلت امام و شکستن حریم خاندان و یادگاران امام را به نام خویش و به نام گردانندگان خود ثبت کردند.
آری این جمعیت اندک، و البته نه اینها که گردانندگانشان که در سال های اخیر و این ایام جز خط کشیدن بر همه ی افتخارات سی ساله نظام ، بی اعتبار کردن دست آورد های انقلاب ودادن نسبت های مکرر ناروا به نزدیک ترین اصحاب انقلاب و یاران امام و ایجاد تفرقه و تنش بین نیروهای انقلاب و دو دسته گی در جامعه و بدبین کردن جوانان به افتخارات و مواریث و یادگاران امام با جعل و انتشار دروغهای مکرر و تهمت و افترا به دیگران آنهم با شعارها و نمادهای به ظاهر دفاع از امام، هنر دیگری نداشته و کار شبانه روزیشان در سایت ها و تریبون ها ومراسم و مداحی ها و خیابان ها این است که هر روز چهره ای دیگر از نیکان و خدمت گزاران ملت و انقلاب را از گردونه خدمت گذاری به مردم و انقلاب محروم، و ناجوانمردانه بر تمامی خدمات آنان قلم سیاه بکشند، و یقینا اگر روند به همین منوال ادامه یابد چنین سرنوشتی را این جریان افراطی برای یکایک خدمتگزاران صدیق انقلاب از هر دو جریان و جناح موجود و فعال در عرصه انقلاب تدارک خواهند دید. آری اینان و گردانندگانشان در روز جمعه در مراسم امام و در بزرگترین گردهمایی معنوی سالانه ی نظام، همان مراسمی که بیست سال است با کمال امنیت و پرشکوه بدون هیچ حادثه ای برگزار می شده است را با مقاصدی بسیار پست دنیایی و دست آوردی بس بی مقدارتر از آن به چالش کشیدند و حرمت ها را شکستند و دل دشمنان امام را شاد و دل دوستداران اهل بیت امام را داغی تازه نهادند.
نتیجه چه شد ؟ صدها تن میهمانان خارجی دعوت شده به مراسم مهبوت و مغموم ، سر اکثریت مسئولین رده های مختلف نظام در تمام طول برنامه پس از این واقعه تلخ به زیر افکنده و غمگین ، دل داغدیده محترمات اهل بیت امام و عزیزان امام شکسته و با چشمانی اشک آلود مراسم را از نیمه ترک گفته ، دل هزاران مادر و پدر شهید حاضر در مراسم و یا ناظر این وافعه از سیما، خونین و در آن سو اما چشمان نامحرم دشمنانی که همه ساله ابعاد این مراسم و مطالب آن را به دقت رصد می کنند از حرمت شکنی نسبت به خاندان امام برق زده و شادمان، این بود دست آورد همه تلاشهای پنهان و آشکاری که از چندین ماه پیش بکار بستند تا بخیال باطل خود بین مردم و اهل بیت امام و یادگار امام فاصله بیاندازند. و این بی حرمتی در حرم امام بهترین ارمغانی بود که این جریان افراطی در سالروز بزرگداشت یاد امام به بوقهای بیگانه ارزانی داشت تا سوژه ای شود برای تحلیلها و خبرها در به چالش کشیدن نظام و تفرقه اندازی بین دلسوزان انقلاب.
در شگفتم رسانه ها و روزی نامه هائی که هرگونه حقگویی را به دلیل اینکه موجب خشنودی بیگانگان شده و اسباب خوشحالی بی بی سی و صدای آمریکا می شود را بشدت محکوم می کنند و با همین حربه هر روز به این و آن می تازند امروز چگونه این اقدام وقیحانه را که در پیش چشم دوربینهای پرشمار خودی و بیگانه سازماندهی کرده و به نمایش گذاشتند و مراسم امام را تحت الشعاع قرار دادند توجیه می کنند. و چگونه خود را پیرو رهبری و ولایت می دانند در حالیکه شاهد بودند که رهبری معظم انقلاب با حرکت بی سابقه خویش در تفقد نسبت به یادگار امام درست بفاصله چند دقیقه پس ازاین حرمتشکنی ها عملا از این جمعیت اندک و هتاک تبری جستند؟.
نسبت دادن اینگونه رفتارهای وقیحانه به بسیجیان واقعی و آن بسیج عزیزی که امام آنرا تعریف و تأسیس کرد و اوامر و نواهی خویش را بطور شفاف درباره وظایف آن در وصیتنامه تصریح نموده است، بزرگترین ظلم به بسیج و اهانتی است بزرگ به شهیدان و بسیجیان واقعی و امام بسیجیان.
شرم آورتر از آنچه که این جمع اندک سازماندهی شده و هتاک در حرم امام پدید آوردند آنکه به فاصله چند دقیقه پس از این حادثه با استفاده از امکانات عمومی و بیت المال در پیامکهای کوتاه فراوان – که مدتهاست اینگونه پیامها را بدون اجازه گیرندگان و صاحبان تلفن همراه مرتب در موضوعات مختلف مخابره می کنند – به ابراز شادمانی از اینکه نگذاشتند نوه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در مراسم بزرگداشت امام و پدر بزرگ خویش از امام بگوید و از زائران امام تشکر کند پرداخته و حتی وقیحانه در پیامکهایشان از اینکه درخواست صلوات و فاتحه برای امام نیز آنان را از برهم زدن مراسم باز نداشت اطلاع رسانی و شادمانی کردند. ساعتی بعد که ابعاد این حرمت شکنی وقیحانه دهان به دهان و از طریق گفتگوهای حاضرین و ناظرین واقعه فزونی گرفت و آغاز موجی از همدردی با اهل بیت رنجکشیده امام و پرسشهای جدی اینسو و آنسو از چرایی و چگونگی این بی حرمتی پدیدار گشت، گردانندگان این واقعه و آن محافل، به اصطلاح دستپاچه شده و در سایتها و رسانه های خویش شروع کرده اند به فلسفه بافی و دادن آدرسهای گمراه کننده و خلاف گوییها؛ تردیدی ندارم که روزنامه های آتش بیار اینگونه معرکه ها که حلقه وصل محافل افراطی و خط دهنده تبلیغات آنند از فردا به هر رطب و یابسی متوسل می شوند تا به توجیه این وقاحت و حرمت شکنی آشکار بپردازند و ابعاد این لطمه بزرگی که به حیثیت مهمترین برنامه معتبر نظام جمهوری اسلامی زدند که در شاخصهای خط و راه امام از کبائر گناهان است را کوچک جلوه داده و حتی آنرا کاری افتخار انگیز بنامند و و حرمتشکنی و توهینهای این جمعیت اندک سازماندهی شده هتاک را که مردم شریف تهران مدتهاست بخوبی ماهیت و حرکات آنها را می شناسند، به مردم و زائران امام نسبت دهند.
اینهم رنجی دیگر در کارنامه رنجهای بیشمار خاندان خمینی کبیر، و باید همان شعر عارفانه امام را زمزمه کنیم که در آن رنج و بلای پیمودن راه حق و حقیقت را بجای شیرینی و آسایش ناهمراهی با حق طلب کرده و می گوید: ما را رها کنید در این رنج بی حساب
ذکر این خاطره و حقیقتی که دیروز (جمعه) دو سه ساعت بعد از مراسم شاهد آن بودم خالی از لطف و نکته نیست. عصر جمعه نخستین باری که ساعاتی بعد از مراسم، جناب حاج حسن آقای خمینی را دیدم و از ایشان در باره نگاهشان به حادثه و بازتاب آن پرسیدم بطور طبیعی به لحاظ روابط صمیمانه ای که داریم – که خود محصول منش بلند و کرامت این خاندان است – انتظار و تصورم بر این بود که در پاسخم ایشان ابتدا درد دلی کند و از دشواری تحمل شرایط در این روزها اشاره ای داشته باشد خدای متعال را شاهد می گیرم اولین مسئله و مهمترین مطلبی که پیرامون این حادثه گفت این بود آنچه که مرا بیش از هر چیز رنج می دهد اینکه این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بوده غلبه کرده است.
آیا بیان همین یک نکته از نگاه و دغدغه های یادگار امام کافی نیست تا بانیان بلوای حرمت شکنانه روز جمعه را در پیشگاه خدا شرمنده کند؟
آری دغدغه عزیزان خمینی مسائل شخصی نبوده و نیست. این را ملت ایران با تمام وجودش در مواجهه و مراوده با امام و خاندان امام در این سی سال گذشته و سالهای پیش از این در یافته است. از زمان وقوع این حرمتشکنی تلخ تا لحظه نگارش این دلنوشته که از سر ناصبوری و دلتنگی از رنجهای این روزها بر قلم شکسته ام جاری شد چندین بار دستخط این جمله دردآلود امام در جلوی چشمم مجسم گردید جمله ای از پیام امام که وقتی برای درج در صحیفه امام در سالهای قبل آن را مرور می کردم بارها از دردهای ناگفته و رنجهای فراوان امام گریستم. توصیه می کنم یکبار دیگر آن پیام و چندین پیام دیگر با همین مضمون از امام را بخوانید و از شگفتی پیش بینی های امام و رنجهای دل دریائیش بیشتر بدانید. جمله امام چنین است: « احتمال قوى مىدهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مىدانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند. و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمههایى به گوش مىخورد که احتمال فوق را قوىتر مىکند. » صحیفه امام، ج۱۷، ص ۹۰
پس از واقعه تلخ دیروز (جمعه) علاوه بر مراجعه و تماسهای فراوان زائران و حاضران در مراسم با دفتر حضرت امام و دوایر حرم مطهر در ابراز انزجار از گردانندگان این حرمتشکنی، تا اکنون چندین تماس تلفنی از اعضای خانواده معزز شهیدان و حتی خانواده سه فرزند شهید داده داشتم که هق هق گریه امانشان نمی داد و ملتمسانه می خواستند همدلی خود و خانواده اشان را به حاج حسن آقا و اعضای بیت امام برسانم. این انگیزه ای شد برای بازگویی درد دل خود در این نوشته و همصدایی با خیل عظیم عاشقان خمینی که دستشان از رسانه ها و ابزار قدرت کوتاه است.
در دلتنگیها و بی قراری های اخیر خویش گاهی زمزمه می کنم: خوش بحال آنها که جریان تلخ حرم امام در مثل دیروزی را ندیده و آنچه که ناجوانمردانه در این ایام در حق یاران و همراهان و خاندان امام می گویند و می نویسند و خواهند نوشت را نشنیده و رفتند، خوش بحال مرحوم حاج احمد آقا، آیت الله توسلی، و آنها که به وقوع پیوستن پیش بینی اعجاب انگیز امام را ندیده و رفتند…. و انا ان شاء الله بهم لاحقون.
خدمتگزار ترویج اندیشه و آثار امام – حمید انصاری ۱۵ خرداد ۱۳۸۹
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّرهما
با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز ۱۴ خرداد و توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و از جمله اینجانب گردید.
صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را یادآوری کنم:
- اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است به شدّت نگران شده و مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاهت و بی شرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز هشدار داده بودم.
- حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.
- جسارت و اهانت به ساحت بیت امام تازگی نداشته و بدون مقدمه نبوده است، یاران نزدیک امام بیست سال است که انواع سختی ها و تلخی ها را تحمّل و اهانت و توهین ها را به جان خریده اند و هر گونه شماتت و ملامت از هر اندیشه انحرافی از خط و راه بنیانگذار جمهوری اسلامی را دیده و شنیده اند و حاضر به عقب نشینی و سازش و بی تفاوتی نشده اند.
- یاران و امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.
- چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که در تأخیر آفت است. مصوبه مذکور از افتخارات مجلس سوم است که در پایان آن دوره از مجلس ۴۱ نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون مذکور نبود.
- ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل ! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتر بدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.
- شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند !! حتماً مطلع شده اید که حضرت حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی، میزبان امام در جماران، در حالی که بیست سال در ۱۵ خرداد مراسم عزاداری و اطعام سوگواران را برگزار می کرد و امسال که قرار بود در آن مراسم در حسینیه شماره دو جماران آیت الله موسوی بجنوردی که سالها در نجف اشرف از محضر امام استفاده می کرد سخنرانی کند به او اجازۀ برگزاری مراسم داده نشد !! و یا به حضرت حجت الاسلام و المسلمین منتجب نیا نمایندۀ حضرت امام در شهربانی کل کشور اجازۀ سخنرانی در دانشگاه شهر کرد و در مراسم سالگرد امام در کاشان داده نشد !!
- شما خوب می دانید که برخوردهائی که با یاران، نزدیکان و بیت حضرت امام می شود، هدفی جر انتقام گیری از امام را در بر ندارد و آن امام دور اندیش چه خوب پیش بینی کرد حوادث پس از خرداد را و طیّ نامه ای در دفاع از مرحوم احمد آقا و افشای چهرۀ زشت منافقان، که احمد آقا اجازۀ انتشار آن را در زمان حیات خود نداد، چنین نوشت: " …… اینجانب هیچ گاه میل نداشته و ندارم که دربارۀ نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاعی کنم، لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدسّ حقّ- جلّ و علا- مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و در نزد مسلمانان و ملّت عزیز نیز اعتراف به قصور و تقصیر و از آنان امید عفو وطلب آمرزش دارم، در پیش گروههائی و اشخاصی گناهانی نا بخشودنی دارم و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جوئی از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه هائی به گوش می خورد که احتمال فوق را قوی تر می کند. لهذا من احساس وظیفه شرعیّه نمودم برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملّت عزیز اظهار کنم که از قبلِ من در این خصوص تقصیری نباشد، یکی از آنان که بیش از همه احتمال انتقام جوئی از من دربارۀ او می رود « احمد خمینی» فرزند اینجانب است، اینجانب در پیشگاه مقدّس حق شهادت می دهم که از اوّل انقلاب تا کنون و از پیش از انقلاب در زمانی که وارد این مسائل سیاسی شده است از او رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد ندیده ام …. "
- سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی عمّه بزرگوار شما، در زمان رحلت پدر گرامی تان حاج احمد آقا در نامه ای خطاب به او نوشت: " زندگی تو همیشه تلخ بود و امروز بر تلخی آن افزوده شده، تو که خود را فدای امام و انقلاب کردی امروز نیز تو را برای انتقام از امام و انقلاب به قربانگاه می برند، به اسم حمایت از انقلاب و امام، امام را تخریب می کنند و برای رسیدن به این منظور تو را جفاکارانه هدف گرفته اند" سپس افزود: " در هر حال آگاه باش و می دانم که آگاهی، دشمنان این ملّت برای آنکه امام را سر راه خود یافته اند، راهی ندارند مگر آنکه امام را تخریب کنند، برای نیل به این مقصود هر کسی را متهم می کنند، شخصیت هر شخصی را می کشند و از زبان هر کسی سخن می گویند و تو، نه اولّین متهم آنها هستی و نه آخرین نفر، و تو هم تنه مظلومی نیستی که من بخواهم از تو دفاع کنم ، دفاع از تو را که دفاع از امام و انقلاب است به زمان دیگری واگذاشته ام " آنگاه برای آرامش خاطر پدر بزرگوار شما جمله ای از امام را نقل می کند: " پسرم ! تو با آنکه در هیچ شغلی از شغل های سران اسلامی ایّدهم تعالی وارد نیستی، این سیلی های طاقت فرسا را که می خوری برای آن است که فرزند منی، و به حسب فرهنگ غرب و شرق باید من و هر کسی به من نزدیک و به ویژه تو که از هر کس نزدیک تری مورد تهمت و آزار و افترا واقع شود، در حقیقت جرم تو این است که فرزند منی، و این در نظر آنان کم جرمی نیست… پس سیلی ها را بخور و شکر خداوند را بجا آور که چنین عنایتی فرموده و آرزوی بیشتر کن."
- آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت وگذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که "میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از روز ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد
و آخر دعوانا ان الحمدلله ربّ العالمین
مهدی کروبی
شانزده خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه
در پی قطع سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در مراسم ۱۴ خرداد در حرم مطهر، حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی حرمت شکنی در حرم امام خمینی را محکوم کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران حضرت آیت الله العظمی حاج سید عبد الکریم موسوی اردبیلی از مراجع عظام تقلید ضمن تأکید بر ابراز وفاداری ملت بزرگوار ایران نسبت به امام خمینی (س) و اهل بیت شریف امام و بزرگداشت یوم الله ۱۵ خرداد از حادثه تلخ شکستن حرمت مراسم امام در حرم امام خمینی شدیدا ابراز تأسف نمود و اخلال جمعیتی اندک و افراطی در برنامه سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن آقای خمینی را محکوم کرد.
بنا بر همین گزارش، معظم له همچنین طی تماس تلفنی با یادگار امام و تفقد از ایشان مراتب تأثر خویش و انزجار از اسائه ادب و حرمت شکنی در مرقد مطهر حضرت امام را به وی و اهل بیت امام ابلاغ فرمودند.
صنعت زعفران به عنوان یکی از کالاهای استراتژیک در شرایط سختی قرار گرفته است. با آن که بخش خصوصی در این باره دستاوردهای خوبی در بازارهای بین المللی کسب کرده اما اگر در این باره برنامه ریزی حسابشدهای با همکاری شورای ملی زعفران( اتاق ایران)، شرکتهای زینفع و دولت برقرار نشود این کالای استراتژیک نیز مانند بازار فرش و بازار پسته در اختیار کشورهای خارجی قرار خواهد گرفت.
این بار اما کشورهایی چون هند یا امریکا نیستند که درحال تصاحب بازار زعفران ایران هستند بلکه این افغانستان است که دارد گوی سبقت را از ایران میرباید.
به گزارش آفتاب فرهاد سحرخیز مدیرعامل شرکت سحرخیز در این باره گفت:
× رقبای جدید و مخاطرات جدید روبروی کالای استراتژیک و غیرنفتی ایران یعنی صنعت زعفران قرار گرفته است، اتاق ایران برای تبدیل تهدیدها به فرصت درصنعت زعفران چه کرده است؟ آیا در این باره طرحهایی اجرا شده است؟
- بله .اتاق ایران و مجموعه اتاق بازرگانی که خانه ما است به عنوان پارلمان بخش خصوصی سال گذشته دریک حرکت بسیار خوب، شورای ملی زعفران را در مشهد تشکیل دادند تا برای حفظ این صنعت که تولیدات آن در حوزه غیر نفتی قابل ملاحظه است در کوران بحرانهای آینده حفظ شود.
این شورا ازبخشهای مختلف درگیر زعفران از اتحادیه تولید کنندگان گرفته تا فروشندگان و صادرکنندگان و صندوق زعفران ، نمایندههای مجلس و خود اتاق، به صورت یک مجموعه بسیار مناسبی شکل گرفته است.
به نظر من این شورا باید با کار ستادی، حمایت و حساسیت آدمهای موثر را به خود جلب کند.اینها کارهایی است که جز از اتاق بازرگانی و شورای ملی زعفران بر نمیآید. تا الان هم خیلی خوب جلو رفتهایم به شرط این که وارد کارهای اجرایی نشود.
ببینید اگر شورای زعفران بخواهد با خود صادرکننده رقابت کند این کاری است که در نهایت غلط است و تجارت این حوزه را باشکست مواجه خواهد کرد. شورا باید کار ستادی کند و در کار ستادی هم صددرصد موفق خواهد بود. شورا تا کنون بحرانهایی را که به وجود آمده به خوبی جمع بندی کرده وبه خوبی از پس اداره این بحرانها برآمده است.
ضمن این که ما یک تهدید بسیار بزرگ داریم که تا سه سال پیش تنها تولید کننده زعفران با تولید ۹۶ درصد بوده ایم. ولی به تدریج داریم آن را از دست میدهیم؟
× آیا رقبای جدیدی دارند وارد عرصه تولید و توزیع زعفران شدهاند؟
- در حال حاضر افغانستان وارد بازار شده و در ۱۳ استان خود دارد به کشت زعفران میپردازد. زیرا اقلیم برابر داریم. ضمن آن که کشاورزان افغانی سالها در مزارع ایران کارگری کردهاند و تکنیکهای پرورش زعفران ایران را به خوبی آموختهاند میدانند که چه زمانی به کشت زعفران باید اقدام کنند.
زعفران گیاهی است که به آب زیادی نیاز ندارد. من نمی دانم تا چه اندازه در ایجاد رقیب جدید برای زعفران کشورمان دخیل بوده ایم. کمک به افغانها جهت کشت زعفران و دوری از کشت تریاک نمیدانم تا چه اندازه درست بوده است. ما نباید این کار را میکردیم .
اصلا قبول نمی کنم که پیاز زعفران به عنوان یک ذخیره ژنتیکی قاچاق شده و به افغانستان رفته است. چطور است که تعزیرات وقتی ۱۰۰ کیلو چای قاچاق وارد کشور میشود از فلان سوپرمارکت میتوانند چای مذکور را جمع آوری کنند.
ولی پیاز زعفران به راحتی میتواند قاچاق شود. پیاز به عنوان یک ذخیره ژنتیکی از ایران به هلند رفت و درآن جا اصلاح ژنتیکی شد و اکنون راندمان برداشت زعفران در مزارع ما سه کیلو است ولی این راندمان در افغانستان بالای شش کیلو است.
چند شرکت بزرگ امریکایی دارند افغانیها را به شدت حمایت میکنند. درآینده مشتریهای اروپایی خیلی خوشحال خواهند شد که از افغانستان با قیمت پایین ترو سهلتر زعفران را خریداری کنند. برای این که ما جاهایی جلوی آن ها ایستادهایم.
ازجمله اجازه ندادیم که اتفاقی که برای رب افتاد برای زعفران بیفتد. برخی مشتریهای رب ایرانی سلیقه خودشان رابرای رقیق کردن رب ایرانی به ما تحمیل کردند و این کار متاسفانه انجام شد. در باره زعفران نیز بارها اعلام کرده اند که میخواهند زعفران خوردتر باشد ولی ما چنین درخواستی را قبول نکردهایم.
چون این را میبرند و بعد به اسم زعفران ایران میفروشند و به این گونه بازار را میشکنند. این کار را افغانی به راحتی میپذیرد و همین الان نیز دارد این اتفاق میافتد. اسپانیا، مراکش، تونس به کشت زعفران رو آوردهاند. من آدمی را می شناسم که در آرژانتین دارد زعفران می کارد. همانطوری که در ایران نیز زعفران دیگر تنها در خراسان کشت نمیشود.
هفته پیش خبر این بود که در استان لرستان کشت زعفران جواب داده است. البته در داخل هر چه بیشترزعفران کشت شود منافع ملی ما هر چه بیشتر تامین خواهد شد.اما چرا این صنعت به بیرون نیز رفته است. بالاخره میخواهم بگویم که آینده سختی خواهیم داشت. اگر نجنبیم زعفران ما مانند پسته و فرش از دست ما خواهد رفت.
×درجهت حمایت صادرات بسته بندی دولت چه کمکهایی به شما کرده است؟
- در این باره دولت و سازمان توسعه تجارت حرکت خوبی را در حمایت از صنعت زعفران بسته بندی انجام دادند. آنان برای تجاری که زعفران را به صورت فلهای صادر میکردند عوارض قرارداد و این دراصل یک کار منطقی بود که برای کشور و صنعت بسته بندی یک شاخص بسیار مثبت محسوب میشود.
زیرا دیگران را تشویق می کند که با بهره وری بیشترارزش افزوده بیشتری به کشوروارد کند. دکتر غضنفری پشت سر این طرح ایستاد زیرا ۸۰ درصد زعفران کشور را کسانی دارند صادر میکنند که منافعشان درخامفروشی است. این نگاه ملی جلوی این تفکر کوتاه مدت را خواهد گرفت . این خود جایزهای است به صنعت بسته بندی زعفران و درمقابل کسی که دارد فله میفرستد حتی ۵ درصد نیز باید مالیات بدهد.
× حوزه فعالیت شما بیشتر خارجی است یا داخلی؟
- تقریبا تمرکز فعالیتمان با حدود ۸۰ درصد در بازار داخلی است. زیرا به شدت با این طرز فکر مخالفیم که صرفا باید برای کیفیت کالاهای صادراتی تلاش کرد. سالیانه ۳۰ تن زعفران در داخل مصرف میشود.
اگر بخواهیم از بیرون نگاه کنیم و ایران را نیز به عنوان یک مشتری ببینیم، می بینیم، باز هم مصرف کننده کشور خودمان سنتیترین و بزرگترین مصرف کننده زعفران در دنیا است.
از این رو در این هفتادو چند سالی که از فعالیت ما میگذرد، ارتباطمان را سخت با مصرف کننده داخلی حفظ کردهایم.
× به کیفیت اشاره کردید آیا در این باره دارای استاندارد داخلی هستید؟
- برای زعفران به شرکت سحرخیز از طرف وزارت بهداشت جایزه سیب سلامت اهدا شد. سیب سلامت به این معنی است که ما موفق شدهایم در تولیدات خود علاوه بر رعایت حداقلهای استاندارد، حداکثرهای استاندارد را نیز رعایت کنیم. تا سال گذشته هیچ نفعی برای آن کسی که حداکثرهای استانداردها را رعایت میکرد وجود نداشت. و همه برابر بودند.
×پس سیب سلامت در اصل در رعایت استاندارد سلامت صنعت غذایی با حداکثر کیفیت است؟ و نه حداقلهای استانداردهای ارائه شده؟
- بله. جایزه سیب سلامت برای کسی است که آن حداقل استانداردها را پشت سرگذاشته است و اکنون دارد کارهایی می کند که مستقیما برروی سلامت جامعه تاثیر دارد. این موضوع را وزارت بهداشت پشتیبانی کرد و مبدع آن بود. این حرکت حس رقابت را در میان تولید کنندگان برای افزایش کیفتیت روشن کرد.
×برای این که بتوانید به صادرات گسترده زعفران دست بزنید به لیسانسها و ایزوهای خارجی نیاز است شما در این زمینه چه استانداردهایی را که دارای ارزش و اعتبار جهانی هستند کسب کرده اید؟
- به نکته مهمی اشاره کردید . چون حوزه جغرافیایی استانداردها بسیار مهم است. بسیاری از کشورها استاندارد ملی ما را برای زعفران قبول نمیکنند و به طور خاص هر بخشی از جهان یک سری از استانداردها را خواستار هستند.
از این رو با توجه به پیاده کردن استانداردهای بین المللی ایزو و گرفتن گواهی FDA که مربوط به سازمان غذا و دارو امریکا است تقریبا همه جهان را در پوشش داریم. اگر ما اف.دی.ای نداشتیم نمی توانستیم در بازار دنیا نفوذ کنیم زیرا همه دنیا اف. دی . ای را قبول دارند
×شما تا کنون کدامیک از بازارهای خارجی را به تصرف خود درآوردهاید؟
- بزرگترین رقیب دیرینه ما اسپانیا است. این کشور سالهای سال بود که زعفران ما را به صورت فلهای خریداری میکرد و هنوزهم خریداری هم میکند. شاید علت آن نیز مربوط به گرایش برخی در این صنعت باشد که به نظر من صادر کننده نیستند و تنها عمده فروش به شمار میروند.
صادر کننده آن کسی نیست که کالایی را به صورت خام در اختیار کشور دیگری بگذارد. ما سال گذشته به عنوان صادرکننده نمونه زعفران در حوزه بسته بندی زعفران انتخاب شدیم. فقط به ژاپنیها به صورت فله جنس میفروشیم. آنان زعفران را در صنعت داروسازی استفاده میکنند.
کشورهای حوزه خلیج فارس از از مصرف کننده های دیرینه زعفران ما هستند. آن ها به لحاظ الگوی مصرف شباهت زیادی با الگوی مصرف مردم کشور ما دارند. در غرب اروپا به طور اخص به فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، یونان نیز صادرات زعفران داریم.
نروژو سوئد نیزمصرف کنندههای خوب زعفران ما هستند. در آمریکای جنوبی به بازار برزیل و آرژانتین به خوبی نفوذ کردیم. در کانادا از مدتها پیش نفوذ کردیم. با یک سری زحمات و مشکلات در بازار آمریکا نیز حضور داریم.
دو سال است که در بازار ژاپن هستیم و در این بخش خاص سفارت ایران در ژاپن خیلی به ما کمک کرده است. برای این که در سفارت یک جلسه قوی برگزار شد و سمینارهایی هم از طریق صندوق توسعه زعفران برگزار کردیم به نحوی که در یک حرکت هماهنگ توانستیم با همکاری میان بخش خصوصی، دانشگاه و سفارت ایران یک بازار جدید و خوب را برای کالای استراتژیک کشورمان فراهم کنیم آن هم در شرایطی که فضای مالی و… براثر تحریمها روز به روز بستهتر میشود.
به طور کلی باید بگویم درحال حاضر در پنج قاره به فروش زعفران ایران مبادرت کردهایم. به عبارت دیگردر استرالیا، آسیا به صورت سنتی ، اروپا و امریکا، امریکای لاتین و در آفریقا یعنی در آفریقای جنوبی دارای نماینده هستیم . در بخش مسلمان نشین آفریقای جنوبی در حال فروش زعفران هستیم.
×صادرات شما تا چه انداره برای کشور ارز آوری دارد؟
- سالیانه و در مجموع ۱۰۰ میلیون دلار صادرات زعفران داریم. البته ۱۰۰ میلیون دلار برای زمانی بوده است که زعفران کیلویی ۴۰۰ دلار فروخته می شد و ۲۰۰ تن نیز صادرات آن بود. سال گذشته با گرانی زعفران مواجه شدیم و قیمت ها تا ۴ میلیون تومان افزایش یافت.
خوشبختانه امسال قیمتها کاهش یافته و سال زراعی آینده که از پاییز به پاییز است سال خوبی خواهیم داشت. از یک سو سطح زیر کشت بسیار بیشتر شده و از سوی دیگر کشاورزان نیز در کشت دقت کرده اند.
در این میان حمایتهایی هم استانداری خراسان رضوی جنوبی به عمل آورده که در مجموع باعث شد پیاززعفران حفظ شد. من فکر می کنم سال زراعی آینده بالغ بر ۳۰۰ تن تولید در این حوزه خواهیم داشت واین امر کمک می کند تا آن بازارهایی را که در شرایط گرانی از دست دادیم مجددابه دست بیاوریم و مردم دوباره با زعفران آشتی کنند .
×شرکت شما در این ۱۰۰ میلیون دلار دارای چه سهمی است؟
- حدود ۸۰ درصد آن ظرفیت فروش فله ای است. ولی در بخش بسته بندیاش حدود ۲۰ درصد یا ۲۰ میلیون دلار است.
×اگر ۲۰ درصد را ۱۰۰ فرض کنیم از ۱۰۰ درصد به شما چند درصد تعلق دارد؟
- حداقل شاید حدود ۶۰ درصد آن در اختیا شرکت سحر خیز است.
× بر چه محدودیتها و موانعی غلبه کردهاید و برای این مقصود تا چه اندازه به آموزش و بهداشت تکیه داشتهاید؟
- بزرگترین مانعی که در بخش تولید داریم این است که باید فرهنگ کار کیفی را در واحدهای خود پیاده کنیم. برای این منظور به سمت آموزش حرکت کردیم. ما پرسنلمان را آموزش دادهایم. در این آموزشها بر استانداردهای کارتاکید کردهایم ازجمله این که خانم ها باید دستکش دست کنند.
هنگام کار نباید زیورآلات به خود داشته باشند. حتما باید هدبند داشته باشند. هیچ مویی در داخل زعفران نباید وجود داشته باشد. دستگاه متالیکتور که فلزیاب است و فلزاتی چون منگنه و… را درزعفرانهای بسته بندی شده شناسایی کرده و به سرعت جلوی ورود بسته مذکور به بخش توزیع را میگیرد هیچگاه نباید دچار نقص و یا خارج از سرویس باشد.
از آن جا یک بخش مهم کارمان بر می گردد به کشاورزانی که کماکان به صورت سنتی اقدام به خشک کردن زعفران میپردازند بار این فشار در سالنهای بسته بندی کاملا نمایان است. به طوری که موها یا آشغالها باید با پنس برداشته و سپس میکروب زدایی شود.
کشاورزان ما به این دلیل که زعفران را به صورت سنتی خشک میکنند و برای خشک کردن در روزنامه میریزند زعفران خیس، جوهر روزنامه را به خود میگیرد و در آزمایشگاه با این جواب مواجه می شوم که زعفران رنگ شده است.
اگر بخواهیم آن بخش از تولیدات را رها کنیم که دچار دور باطل می شویم که این خود ضرر بسیار بزرگی است. اما باید با تلاش زیاد برای آموزش کشاورز در این حوزه به جبران مسایل بپردازیم تا کالای زعفران متناسب با سلیقه و استانداردهای جهانی در معرض فروش قرار بگیرد.
×ظاهرا قرار بود زعفران ایران توسط اتحادیه اروپا ممنوعالورود شود چه عاملی از این حرکت ممانعت کرد؟
- بله، ۱۰ سال پیش اتحادیه اروپا میخواست زعفران ایران را ممنوع الورود کند. بازرسانشان با همان آقایانی که مایلند خودعزیزی کنند رفتند درمزارع ما، فیلمبرداری کردند و نشان دادند که خانمی دارد زعفران میچیند و بعد در همان محل اقدام به تعویض کهنه بچه اش می کند .
دامش دارد در مزرعه زعفران راه می رود. اما این مسایل اکنون خیلی تغییر کرده است. ما پارسال با یک هیات ژاپنی به صورت سرزده به یک مزرعه زعفران در شهرستان “زاوه” رفتیم. من دچار استرس بودم زیرا نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
باورمان نمیشد که آموزشها تا آن اندازه جواب داده باشد. همه کارگران با دستکش گل می چیدند. من به عنوان یک ایرانی افتخار کردم. با آموزشهایی و انتشار بروشورها اجازه ندادیم این کالا در زمره کالاهای تحریمی اروپا قرار بگیرد.
این فیلم را در سوییس و اسپانیا پخش کردند و گفتند که زعفران ایران این گونه عمل می آید. خوشبختانه دنیا زعفران ما را به خوبی میشناسد ولی در نهایت یک پشتیبانی آخررا نیز میخواهد که از دست یک شرکت کوچک برآورده نیست.
باید مراکز خرید مجانی برای تجار ایرانی فراهم کنیم مانند دبی که برای تجار خود اقدام به ایجاد مراکز خرید مناسب کرده است. چرا نباید یک جای مجانی برای محصولمان نه فقط برای یک شرکت خاص ایجاد کنیم؟ قطعا این امر تاثیر دارد.
×به عبارت دیگر نیاز به ظرفیت سازی و پشتیبانی دولت دارید؟
- من می گویم ما کیفیت را رد کرده ایم و می توانیم با آبرومندی بر روی پای خود بایستیم. نیاز به ظرفیت سازی در بازار فروش داریم. ببینید اسپانیا ۱۰۰ سال سابقه فروش زعفران در دنیا داردو هنوز که هنوز است ۱۰۰ درصد هزینه های شرکت زعفران فروش اسپانیایی توسط دولت این کشور پرداخت می شود.
برای این که از ما میترسد و میداند که تولید کننده واقعی پا به میدان گذاشته است. حتی هزینه اقامت شرکت هایشان را دولتشان پرداخت می کند. اما به عنوان یک تاجرایرانی زمانی که به کشور برمیگردم دارایی هزینه هتل را شبی ۱۰۰ دلار بیشتر قبول نمی کند.
این تضادها آدمی را می آزارد. لذا من کدام هتل بروم که در شان یک تاجر ایرانی باشد. به عبارت دیگر برای کاهش هزینهها باید در مسافرخانه اقامت بگیریم .
این همه هزینه در سفارتخانههای جمهوری اسلامی انجام میشود تا سطح آن در نظام جهانی کاهش نیابد که کار درستی است ولی این مهم است که در حوزه اقتصاد برای کالاهای استراتژیک خود نیز به همان اندازه اهمیت قایل شویم. از این رو دیدگاه ها نسبت به صادرات باید تغییر کند.
×آقای سحرخیز شما به عنوان مدیرعامل نسل سومی شرکت سحرخیزها به شمار میروید این جالب است که در صنعت و همچنین صنعت غذایی ادامه نسلها در مدیریت به وجود آمده است؟
- من با شما موافقم و معتقدم که نماد صنعتی شدن در یک کشور این است که نسلهای جدید راه قبلیها را ادامه دادهاند یا خیر؟ البته معتقدم که برای رسیدن به این نقطه خیلی فاصله داریم. ما مجموعه مان توسط پدربزرگمان بنیان گذاشته شده است به نام مرحوم حاج محمد سحرخیز. ایشان معروف بود به حاجی عطار.
زیرا نگاه مردم به عطاریها نگاه مثبتی بوده به نحوی که به عطاری ها مردم به عنوان داروخانه نگاه میکردند. این نگاه اخیرا در سطح جهانی نیز تجدید حیات یافته است. از این رو سعی میشد و اکنون نیز سعی میشود که درمان بیماریها را با محصولات طبیعی خداوند پیدا کنند تا مواد شیمیایی رایج که ۴۰ سالی است گریبان مردم جهان را گرفته است.
×چرا تولید خانوادگی شما پیروز شد؟ شما با ۲۰۰ پرسنل و کارگر دارید علاوه بر زعفران ۸۰ نوع تولیدات را به بازار می رسانید؟
- ما شاید همیشه در خانوادهمان دارای یک اصل بودیم و آن این که در آن بازه تناوب خرید مصرف کنندهها سعی کردیم کیفیت را حفظ کنیم. هیچ وقت ادعا نداشته و نداریم که بهتراز زعفران وجود ندارد. چرا ممکن است باشد.
ولی همیشه سعی کردیم که مصرف کننده ما با این مسئله مواجه نشود که یک کالارا با چهار کیفیت متفاوت از ما خریداری کند. همه تلاش ما این بوده که کیفیت خود را به هر نحو ممکن حفظ کنیم.
×آیا این موضوع به خاطر اسم سحرخیز صورت گرفته است؟
- نسل ما بله. ما می خواهیم نام نیاکان مان به خوبی و نیکی یاد شود.
×به عبارت دیگر شما یک تعلق خاطری به این اسم دارید و متقدید این اسم باید تولید کننده بهترین ها باشد؟
- بله دقیقا. این آمرزش روح گذشتگان و درآینده برای خودمان باقیات و صالحات خواهد بود. و این که در حقیقت اندوخته ای را به ما داده اند که این اندوخته چیزی ندارد جز اعتماد مردم. و این که اعتماد را باید به عنوان یک میراث حفظ کنیم.
تاکیدمان هم به همه خواهرها، برادرها، دخترعموها، پسرعموها و جمع خانوادگی که تقریبا ۱۰ نفر دورهم هستیم که هسته اصلی و همکارانمان که لایه دوم خانواده ما هستند ما شاید تا الان چندین مورد بازنشستگی داشته ایم در سیستم خود و شاید حدود ۵ مورد بوده اند که به مدت ۳۰ سال در مجموعه ما بوده اند و الان هم که نیستند فرزندانشان پیش ما هستند.
همانطور که در مصرف کننده و مشتریان سحرخیز خود ما الان با نسل سوم مشتری ها روبرو هستیم در سیستم داخلی خودمان نیز الان نسل دوم پرسنل و همکاران ما حضور دارند. اگر پدر رفته ، به جای وی پسر و یا دخترش آمده است.
×من شنیده ام برای این که این برند حفظ شود شما اقدام به ازدواج درونی می کنید. یعنی دختر عمو با پسرعمو ازدواج کرده و امثال این ها ؟درست است؟
- بله خانم من دخترعموی من هستند و این کار در خانواده ما بسیار رواج دارد. تک تک کسانی که در سحرخیز مشغول کارهستند از نگهبانی کارخانه تا فروشنده فروشگاههای ما، احساس میکنند که زعفران تولید شده یک حیثیت کاری است که به مردم عرضه میشود و نباید ذرهای در آن کم فروشی شود، ویا با نقص همراه باشد. ما هیچ سفارشی جز این به پرسنلمان نداریم.
و به عبارتی یک رابطه قلبی را با تمام ذی نفعان سحرخیزسعی کرده ایم برقرار کنیم. از کارگران گرفته تا تامین کنندگان و پیمانکاران و….. باید اضافه کنم که جلسات من به عنوان مدیرعامل با بخش خدمات مشتری ۱۰ برابر بیشتر از جلساتی است که با مدیران داخلی برگزار میکنم. چون این اعتماد را به هیچ وجه نمیخواهیم از دست بدهیم.
×چرا بر روی زعفران تمرکز کردید؟
- در آن سالها شاید زعفران یکی از محصولات ما بوده که عرضه میکردیم و مردم نیز بر اساس اعتمادی که داشتند از ما این محصول را خریداری میکردند. زیرا این محصول در طب سنتی هم جایگاه ویژهای داشت . ضمن این که زعفران نقش مهمی در رنگین کردن سفرههای ایرانیها از زمان قدیم نیز داشته است.
×رونق کار شما از چه زمانی آغاز شد ؟
بعد ازفوت پدربزرگم، پدر و عمو بعد از سال ۱۳۴۲ سکان کار رابه دست گرفتند .در اوایل دهه ۵۰ خورشیدی با افزایش نقدینگی در کشور، رونق اقتصادی بیشتری شاهد هستیم. به این ترتیب توریست و زوار بیشتری به مشهد آمدند و در آن جا زعفران به عنوان شاخص سوغات خراسان از جایگاه خاصی برخوردارشد.
×در چه تاریخی زعفران به عنوان یک محصول صادراتی و استراتژیک برای ایران اهمیت یافت؟
- با همین روند تا سال ۱۳۸۰ آرام آرام زعفران جایگاهش درداخل و خارج تقویت شد. ایران و اسپانیا درحدود سال ۱۳۵۷ هر دو تولید کنندههای بزرگ زعفران با ۲۰ تن تولید بودند. تا دهه ۸۰ خورشیدی این رقم در ایران به حدود ۲۲۰ تن تولید رسید. اما اسپانیا در این رقابت عقب افتاد و تولید خودش را تقریبا به صفر نزدیک کرد. در همین زمان جایگاه خوبی نیز در صادرات پیدا کردیم .
×از چه زمانی عرضه زعفران با این کیفیت یعنی با بسته بندی صنعتی و بهداشتی رواج یافت؟
- از زمانی که نسل تحصیل کرده و جوان جامعه میل به سوی محصولات بسته بندی شده با کیفیت تمایل پیدا کرد و میان تولید کننده زیرپلهای و واقعی تمایز قایل شد. از این رو در یک حرکت جدی اززعفران فروشی به صنعت بسته بندی زعفران ارتقاء یافتیم.
البته در این راه تنها نبودیم و واحدهای بسیار خوب دیگری نیز حضور داشتند که شاید پیشرو بودند و در این راه خیلی زحمت کشیدند چه برای معرفی زعفران به دنیا و چه برای مصرف کنندههای داخلی.
×آیا بر روی خواص دارویی زعفران تحقیقاتی انجام داده اید؟
- زعفران دارای دو خاصیت بسیار بزرگ است. ۱- شدیدا ضد افسردگی است و این امر در مقالات پزشکی ایرانی و ژاپنی به اثبات رسیده است. ۲- تاثیر شگرفی مانند پیشگیری از بروز برخی سرطانها مثل سرطان پوست و سرطان کبد دارد.
به ویژه در توقف سرطان کبد بسیار موثر بوده است. البته ما با این سوال مواجه بودیم که چقدر زعفران باید در روز مصرف کنیم تا این بیماریها دچار نشویم. بر روی این سوال به صورت یک پروژه در دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه داروسازی آن کار شد.
× شرکت سحرخیز چه مقدار از هزینه این پروژه را پرداخت کرد؟
- این پروژه ابتکار صندوق توسعه صادرات زعفران بود که ما هم یکی از اعضای هیات مدیره آن هستیم.
× نتیجه پروژه چه بود؟
- نتیجه آن بود که مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی گرم زعفران در روز برای هرشخص ضروری است. این رقم برای هر نفر سه تا پنج گرم در ماه است. من فکر می کنم ماهی پنج گرم هزینهای است که برای این کالا باید پرداخت شود.
کالایی که از دل طبیعت آمده و فاقد ذرهای تاثیرات شیمیایی است و حداقل تاثیرش ضد افسردگی است که جوامع علمی صنعتی و نیمه صنعتی به آن دچار هستند.
یک عضو فراکسیون خط امام(ره) در تذکری به وزرای اطلاعات و کشور خواستار شناسایی اهانتکنندگان به خاندان امام(ره) در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) شد.
به گزارش پارلماننیوز، در تذکر مصطفی کواکبیان به محمدنجار و حیدر مصلحی که در پایان جلسه علنی امروز مجلس قرائت شد، بر ضرورت شناسایی اهانت کنندگان به خاندان محترم حضرت امام (ره) در مراسم ۱۴ خرداد تاکید شده است.
خلیل بهرامیان وکیل پرونده برخی از اعضای اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشت ماه به دفن مخفیانه پیکر اعدام شدگان اعتراض کرد و گفت: پیگیری های ما در مورد تحویل گرفتن پیکر موکلانم هیچ نتیجه ای نداده و شنیده می شود که مسوولان امنیتی کشور به دفن مخفیانه پیکر آنها مبادرت کرده اند.
به گزارش جرس، بهرامیان ضمن ابراز تاسف از عدم پاسخگویی مسلولان دستگاه قضایی به خانواده ها و وکیل اعدام شدگان گفت: نزدیک به یک ماه است که خانواده های داغ دیده در به در دنبال پیکر های عزیزان شان می گردند و هیچ پاسخی که مبتنی بر احساس مسوولیت آقایان باشد نشنیده اند.
وی در پاسخ به روند پیگیری های خود و دیدارهای خانواده های اعدام شدگان با مسوولان و تصمیم سازان کشور گفت: واقعیت این است که در این مدت به هر کسی که ممکن بود نامه نوشته ایم، از مسوولان استانی گرفته تا نمایندگان مجلس، رییس قوه قضاییه و همه کسانی که باید در این زمینه پاسخگو می بودند، اما متاسفانه رییس قوه قضاییه یک شاه سلطان حسین است که بی خاصیت و بی رگ بر یک صندلی مهم کشور نشسته است که فقط حکم دستگیری صادر می کند.
بهرامیان در پاسخ به پرسش دیگری در مورد نقش دادستان تهران و دیدار با جعفری دولت آبادی گفت: راستش دیگر حوصله ای برای دیدار با دادستان تهران باقی نمانده وقتی به هیچ وجه پاسخگوی تصمیمی که خودشان گرفته اند نیستند.
وی همچنین افزود: پیگیری های ما حاکی از دفن مخفیانه اعدام شدگان است که ظاهرا در راستای همان بی منطقی های همیشگی از افشای محل دفن هم خودداری می کنند.
بهرامیان اظهار داشت: در کشوری که منطق و عقل حاکم نباشد، راهی جز اینکه آرزو کنیم تعقل براین سیستم بیمار حاکم شود باقی نمی ماند.
وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری در خصوص وضعیت خانوادگان اعدام شدگان گفت: خانواده هایی که فرزندان شان را کشته اند طبعتا نمی توانند از وضعیت روحی مناسبی برخوردار باشند اما مادر فرزاد کمانگر همچنان قدرتمند ایستاده است و می گوید، فرزندش را تقدیم آزادی ایران کرده است. روحیه قدرتمند این مادر پاسخ خوبی است به روحیه ضعیف کسانی که حتی حاضر نیستند در مورد پیکر اعدام شدگان هم اطلاع رسانی کنند.
ماه گذشته قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که مستقیما رئیس آن از سوی رهبر منصوب میشود پنج نفر را در زندان اوین مخفیانه و بدون اطلاع وکیلان و خانوادهها به دار آویخت.
بنا به گزارش هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکیلی و مادر و خواهر علی حیدریان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در یکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعیل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.
در این ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحویل پیکر اعدامیان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ایشان اعلام کرد ” اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دلیل شرایط امنیتی قادر به افشای آن نیستیم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولین مربوطه محل دفن ایشان را به شما اطلاع خواهیم داد.”
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر