امروز: مهدی کروبی با ارسال نامه ای به سید حسن خمینی هتک حرمت در مراسم عزاداری امام خمینی را محکوم کرده است. در بخشی از این نامه آمده است: چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتر بدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است. متن کامل نامه به نقل از سایت کلمه در پی می آید.
حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّرهما
با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز ۱۴ خرداد و توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و از جمله اینجانب گردید.
صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را یادآوری کنم:
1. اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است به شدّت نگران شده و مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاهت و بی شرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز هشدار داده بودم.
2. حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.
3. جسارت و اهانت به ساحت بیت امام تازگی نداشته و بدون مقدمه نبوده است، یاران نزدیک امام بیست سال است که انواع سختی ها و تلخی ها را تحمّل و اهانت و توهین ها را به جان خریده اند و هر گونه شماتت و ملامت از هر اندیشه انحرافی از خط و راه بنیانگذار جمهوری اسلامی را دیده و شنیده اند و حاضر به عقب نشینی و سازش و بی تفاوتی نشده اند.
4. یاران و امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.
5. چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که در تأخیر آفت است. مصوبه مذکور از افتخارات مجلس سوم است که در پایان آن دوره از مجلس ۴۱ نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون مذکور نبود.
6. ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل ! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتر بدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.
7. شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند !! حتماً مطلع شده اید که حضرت حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی، میزبان امام در جماران، در حالی که بیست سال در ۱۵ خرداد مراسم عزاداری و اطعام سوگواران را برگزار می کرد و امسال که قرار بود در آن مراسم در حسینیه شماره دو جماران آیت الله موسوی بجنوردی که سالها در نجف اشرف از محضر امام استفاده می کرد سخنرانی کند به او اجازۀ برگزاری مراسم داده نشد !! و یا به حضرت حجت الاسلام و المسلمین منتجب نیا نمایندۀ حضرت امام در شهربانی کل کشور اجازۀ سخنرانی در دانشگاه شهر کرد و در مراسم سالگرد امام در کاشان داده نشد !!
8. شما خوب می دانید که برخوردهائی که با یاران، نزدیکان و بیت حضرت امام می شود، هدفی جر انتقام گیری از امام را در بر ندارد و آن امام دور اندیش چه خوب پیش بینی کرد حوادث پس از خرداد را و طیّ نامه ای در دفاع از مرحوم احمد آقا و افشای چهرۀ زشت منافقان، که احمد آقا اجازۀ انتشار آن را در زمان حیات خود نداد، چنین نوشت: " ...... اینجانب هیچ گاه میل نداشته و ندارم که دربارۀ نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاعی کنم، لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدسّ حقّ- جلّ و علا- مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و در نزد مسلمانان و ملّت عزیز نیز اعتراف به قصور و تقصیر و از آنان امید عفو وطلب آمرزش دارم، در پیش گروههائی و اشخاصی گناهانی نا بخشودنی دارم و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جوئی از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه هائی به گوش می خورد که احتمال فوق را قوی تر می کند. لهذا من احساس وظیفه شرعیّه نمودم برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملّت عزیز اظهار کنم که از قبلِ من در این خصوص تقصیری نباشد، یکی از آنان که بیش از همه احتمال انتقام جوئی از من دربارۀ او می رود « احمد خمینی» فرزند اینجانب است، اینجانب در پیشگاه مقدّس حق شهادت می دهم که از اوّل انقلاب تا کنون و از پیش از انقلاب در زمانی که وارد این مسائل سیاسی شده است از او رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد ندیده ام .... "
9. سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی عمّه بزرگوار شما، در زمان رحلت پدر گرامی تان حاج احمد آقا در نامه ای خطاب به او نوشت: " زندگی تو همیشه تلخ بود و امروز بر تلخی آن افزوده شده، تو که خود را فدای امام و انقلاب کردی امروز نیز تو را برای انتقام از امام و انقلاب به قربانگاه می برند، به اسم حمایت از انقلاب و امام، امام را تخریب می کنند و برای رسیدن به این منظور تو را جفاکارانه هدف گرفته اند" سپس افزود: " در هر حال آگاه باش و می دانم که آگاهی، دشمنان این ملّت برای آنکه امام را سر راه خود یافته اند، راهی ندارند مگر آنکه امام را تخریب کنند، برای نیل به این مقصود هر کسی را متهم می کنند، شخصیت هر شخصی را می کشند و از زبان هر کسی سخن می گویند و تو، نه اولّین متهم آنها هستی و نه آخرین نفر، و تو هم تنه مظلومی نیستی که من بخواهم از تو دفاع کنم ، دفاع از تو را که دفاع از امام و انقلاب است به زمان دیگری واگذاشته ام " آنگاه برای آرامش خاطر پدر بزرگوار شما جمله ای از امام را نقل می کند: " پسرم ! تو با آنکه در هیچ شغلی از شغل های سران اسلامی ایّدهم تعالی وارد نیستی، این سیلی های طاقت فرسا را که می خوری برای آن است که فرزند منی، و به حسب فرهنگ غرب و شرق باید من و هر کسی به من نزدیک و به ویژه تو که از هر کس نزدیک تری مورد تهمت و آزار و افترا واقع شود، در حقیقت جرم تو این است که فرزند منی، و این در نظر آنان کم جرمی نیست... پس سیلی ها را بخور و شکر خداوند را بجا آور که چنین عنایتی فرموده و آرزوی بیشتر کن."
10. آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت وگذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که "میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از روز ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد
و آخر دعوانا ان الحمدلله ربّ العالمین
مهدی کروبی
شانزده خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه
خرداد عجب ماه عجیبی است. به همه حوادث تلخ وشیرین آن شکسته شدن حرمت حرم امام خمینی هم اضافه شد .
هنوز خیلی از سکته منجر به ارتحال یار دیرین امام مرحوم آیت الله توسلی که با دور اندیشی خاصی در اعتراض به مهجور ماندن خط امام که گویی این روزها را می دید وخروش بر می آورد نگذشته است که حرمت امام باز شکسته شد.
کاش توسلی های دیگری هم پس از این رویداد تلخ سکته می کردند..تا شایدعاملان وآمران این حوادث تلخ بخود آیند.
دیروزدیدن آن همه جسارت سازماندهی شده لباس شخصیهای جوان به نوه امام که تجمع یکجا وشعارهای هماهنگشان در جلوی جایگاه آن هم در حضور رهبری بیانگر همه چیز بود دل همه را به درد آورد.
من اما، بر خلاف بعضی که با دیدن این واقعه یا گریستند و یا از شدت خجلت سر به زیر افکندند ازدیدن این حادثه بدون کمترین احساس تاثری با خود گفتم اگر چه این حریم نباید شکسته می شد اما آنچه در پرده بود از پرده برون افتاد .
امروز یکشنبه است و دو روز از این حادثه تلخ گذشته است. آقای احمدی نژاد بعنوان کسی که سوگند خورده از حریم شهروندان پاسداری کند وخود شاهد این حرمت شکنی بوده است اگر از این پیش آمد تلخ رنجیده است چرا دستور برخورد با آشوبگران وغوغاسالاران وکشف دستهای پنهان طراحان این حادثه را نمی دهد؟
اگر اراده ای مبنی بر برخورد با حریم شکنان باشد رسیدگی به این امر برای وزارت اطلاعاتی که ریگی شرور را از آسمان غیر ایران به ایران می آورد وبر دستانش که بخون آلوده است دستبند می زند کار چندان مشکلی نیست. چرا وزیر محترم اطلاعات در این زمینه ساکت مانده است واز خود عکس العملی نشان نمی دهد؟
خوشبختانه به دلیل حضور دوربینهای صدا وسیما در ضبط مراسم سالگرد ارتحال امام فیلم تصویر آشوبگران کاملا موجود است. آیا فرمانده ناجا در این رابطه برای شناسایی آشوبگران وظیفه ای احساس نمی کند که تا کنون در برابر این حرمت شکنی سکوت اختیار کرده است ؟
شب حادثه در مسجدامام خمینی در شهرک شهیدمحلاتی تهران پس از نماز مغرب وعشا نشریه ای بین نماز گزاران توزیع شد که در آن از خوانندگان خواسته شده بود با حضور در مراسم نماز جمعه در حرم امام به هنگام حضور سید حسن خمینی بطور هماهنگ شعاری را سر دهند واز اوبخواهند به خط امام بر گردد!
ومن از ته دل دعا می کنم کسانی که در روزهای متمادی با آنها کار سازماندهی شده ای شد تا با حضور در این صحنه فضاحت بار به خیال خام طراحان حادثه درس عبرتی به نوه امام بدهند تا این همه از تحریف خط امام سخن نگوید اندکی مانند حضرت حر با خویشتن خلوت کنند ودیده ها وشنیده های خود را از محافل گردانندگان وکارگردانان این آشوبها بیان نمایند وبا معرفی افراد کلیدی وطراحان اصلی این ماجرا وبیان آنچه را که شاهد آن بوده اند دل امام را شاد سازند..
آیا در میان این جوانان حتی یک آزاده نیست؟
من تردیدی ندارم این اتفاق خواهد افتاد و به زودی به عنایت ودعای امام خمینی،دستهای پنهان دراین حادثه آشکار خواهند شد.
امروز:رئیس مجلس شورای اسلامی امروز رسما خبر پارلماننیوز مبنی بر دستکاری در بیانیههای امضا شده توسط نمایندگان، توسط چند نماینده خاص را تائید کرد.
به گزارش پارلماننیوز، حمید رسایی نماینده افراطی حامی دولت امروز در تذکری ضمن انتقاد از تذکر لاریجانی به احمدینژاد در پی سخنان مطرح شده در کمیسیون اصل نود، از او خواست تا نسبت به سخنان آیتالله لاریجانی درباره نامه قرائت شده نمایندگان به رئیس قوه قضائیه نیز تذکر دهد.
در پاسخ به این سخنان نماینده تهران، علی لاریجانی تاکید کرد: در سخنان آغاز جلسه علنی امروز مجلس به طور کلی از جایگاه مجلس دفاع شد و همه قوا باید شان مجلس را رعایت کنند. البته شما باید توجه داشته باشید که هر چند بیانیهای صادر شد، اما برخی نمایندگان اعلام کردند آنچه در صحن مجلس قرائت شد، با چیزی که زیر آن را امضا کردهاند، تفاوت دارد.
پارلماننیوز، پنجم خرداد ماه خبر از آن داده بود که عمده بیانیههای تهیه شده در مورد مسائل جنجالی توسط سه یا چهار نماینده حامی دولت در مجلس هشتم تهیه و به امضای نمایندگان میرسد البته نکته جالب آنجاست که تعداد و اصالت امضاهای بیشتر این بیانیهها بعد از قرائت مورد تردید جدی قرار گرفته است.
در نامه معروف اخیر تعدادی از نمایندگان مجلس به آیتالله صادق لاریجانی در انتقاد از برخورد قانونی با دروغپراکنی برخی رسانهها و بعد از واکنش صریح رئیس قوه قضائیه به این نامه، از یک سو برخی نمایندگان مجلس در موضعگیریهای رسمی اعلام کردند که بنا بر اعتمادی که به همکار خود داشتهاند بدون خواندن متن بیانیه آن را امضا کردهاند و از سوی دیگر بر اساس اطلاعات رسیده به پارلماننیوز، در متن این نامه بعد از جمعآوری امضاها به این شیوه نادرست، تغییراتی اعمال شده که همین امر موجب ناراحتی برخی از امضاکنندگان شده است.
امروز:محبوبه خوانساری خبرنگار و وبلاگ نویس زندانی برای دومین بار از زندان اوین با خانواده خود تماس گرفت.
به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، طبق گفته خانواده اش حال عمومی این روزنامه نگار خوب و همچنین از روحیه خوبی برخوردار بوده است .وی در این تماس به خانواده اش اطلاع داده است که که همچنان در انفرادی به سر می برد.
این روزنامه نگار حوزه اجتماعی شب یازدهم خرداد در منزل مسکونی اش بازداشت شده است.
علی لاریجانی در نطق امروز خود نسبت به اظهارات احمدی نژاد در جمع نمایندگان عضو کمیسیون اصل نود واکنش نشان داد.
به گزارش خبرآنلاین، وی با اشاره به اصل تفکیک قوا، تمرکز قدرت در یک قوه را فساد آور خواند و گفت: اگر قوای مقننه و قضاییه ذیل قوه مجریه فعالیت کنند، ممکن است سرعت کار بالا رود اما به دیکتاتوری میانجامد.
به گفته وی تمرکز قدرت تنها در اختیارات ولی فقیه فساد آور نیست چون انتخاب رهبری دارای شرایط ویژهای است که این شرایط در انتخاب نمایندگان مجلس و رئیس جمهور لحاظ نمیشود. از این رو قوه مجریه باید به حقوق و اختیارات خود پایبند باشد و حق ورود به عرصه قانونگذاری و اظهار نظر درباره مصوبات مجلس را ندارد.
رئیس مجلس در واکنش به اعتراض احمدی نژاد به ارجاع 138 مصوبه مجلس به مجمع تشخیص مصلحت نظام به دلیل مغایرت با شرع و قانون اساسی، ادامه داد: بعید میدانم کل مصوبات مجلس هشتم 138 مورد باشد و حداکثر 10-15 مورد به مجمع ارائه شده است که خوب است دولت در ارائه لوایح خود دقت بیشتری داشته باشد که چنین نشود. هرچند که چند طرح هم ممکن است چنین شرایطی داشته باشد.
وی سپس به دفاع از جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اصل 112 قانون اساسی پرداخت و با تاکید بر اینکه مجلس اهل مجاملهدر برخورد نیست و حوزه فعالیتش را هم محدود نمیکند، ادامه داد: کمیسیونهای مجلس بویژه کمیسیون اصل نود به وظایف قانونی خود عمل کند. هرچند که رایزنیهای وحدت ساز مفید است اما نباید وظیفه ذاتی قوا را مخدوش کند.
لاریجانی نهایتا تاکید کرد که موارد تخلف دولت از قوانین موجود است و اگر اصرار به انکار آن شود، آنها را به اطلاع نمایندگان و مردم خواهند رساند
امروز: در روزهای اخیر دولت با اعتراضات شدیدی از جانب برخی مجلسیان مواجه شد که کودتاچیان قصد داشتند با عربده کشی های اخیرشان اذهان را از این اعتراضات منحرف کنند.
یکی از این اعتراضات، گزارشی است که توسط رییس کمیسیون اصل نود مجلس در رابطه با جلسه مشترک کمیسیون و رییس دولت منتشر شده است. رییس کمیسیون در همین گزارش گلایه می کند که شخصا مخالف جلسه محرمانه با رییس دولت بوده و معتقد است بی قانونی دولت باید از تریبون مجلس و نهادهای قضایی پیگیری شود. ولی از آنجا که نمایندگان به خوبی از عدم مشروعیت این دولت آگاهند، تصمیم گرفتند که محرمانه تذکر دهند!
گزارش مفصلی است که سایت الف منتشر کرده است. برای نمونه در اینجا به دو بند از تخلفات اشاره می کنیم که مشخص شود وقتی دولتی فرمایشی و نامشروع با زور سرنیزه تشکیل شود، همه چیز را با زور همان سرنیزه مطابق میل خود پیش خواهد برد.
یکی از موارد مورد اعتراض مجلسیان، "عدم اجراي قوانين مصوب مجلس و يا تأخير در ابلاغ اين قوانين براي اجرا بوده است". رییس دولت کودتا در پاسخ به این اعتراض مدعی می شود که "این قوانین در صورت ابلاغ مشكلات فراواني را به وجود ميآورده است". معنی این سخن آن است که مشکلاتی وجود دارد که در سطح فهم ۲۹۰ عضو مجلس نبوده و آنها با جهالت این قوانین را صادر کرده اند. تمام تلاشهای تخصصی ای که کمیسیونها برای این قوانین صرف کرده اند با همین یک جمله رد می شود. البته خوی منافقانه احمدی نژاد اینبار گریبان حامیان مجلسی اش را می گیرد و در ادامه اضافه می کند: "اگر اشكال نا به جاي دولت عدم ابلاغ ۲ قانون باشد، مجلس تاكنون بيش از ۱۳۰ قانون تصويب كرده كه مغاير با شرع و قانون اساسي است، اين راه ناصواب و نامناسبي است كه مجلس بگويد ما قانون خلاف شرع و خلاف قانون اساسي تصويب ميكنيم و مجمع تشخيص مصلحت نظام تكليف آن روشن ميكند". اگر آنروز که احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی به همه تهمت می زد و همه را دزد و شکنجه گر معرفی می کرد، آنروز اگر دستگاه قضایی با وی برخورد می کرد، امروز در جواب قانون شکنی محرز این جواب را نمی شنیدند. همین جواب بوده که علی لاریجانی را در هنگام بازدیدش از استان گیلان مجبور به موضعگیری کرده تا بگوید: "قباحت دارد که مدیری بگوید قانون را اجرا نمی کنم."
از دیگر موارد اعتراضی مجلس، برداشت بدون اجازه دولت از حساب ذخیره ارزی برای تامین بنزین آزاد می باشد. بر اساس گزارش های وزارت نفت، مصرف روزانه بنزین در ایران حدود ۶۷ میلیون لیتر می باشد که به طور متوسط ۲۰ میلیون لیتر آن از محل بنزین وارداتی تهیه می شود. طبق قانون، دولت باید از محل فروش بنزین آزاد بودجه مورد نیاز برای خرید بنزین وارداتی را تامین کند. این در حالیست که طبق آمار در دو ماهه اول سال روزانه تنها ۳ میلیون لیتر بنزین آزاد فروخته شده است و ۱۷ میلیون لیتر تفاوت بنزین باید از محل دیگری تامین می شده که سریعا دست به دامن صندوق ذخیره ارزی شده اند. دولت کودتا به جای برنامه ریزی و تامین این نیاز از روی استیصال ناشی از عدم مشروعیتش نفت ملت را زیر قیمت بازار می فروشد و رییس دولت کودتا به مجلس با ذکر دو دلیل بی پایه اینگونه پاسخ می دهد: "یکی اینکه دولت بخشي از بنزين را كه «بنزين اوكتان» است بايد وارد ميكرد و دوم اينكه آيا ميشود به جايگاههاي پمپ بنزين گفته ميشد كه شما در ماه به عنوان مثال 20 روز بنزين توزيع كنيد و 10 روز توزيع نكنيد؟ چه بحراني در كشور ايجاد ميشد؟ كساني كه مرتب تذكر ميدهند و ادعا ميكنند كه دولت حق برداشت از حساب ذخيره ارزي را نداشته، به اين سؤال پاسخ دهند، آيا ميشود به مصرف كننده بنزين نداد؟". با هوچیگری در دلیل دوم سعی شده تا سخافت دلیل اول به حاشیه رود. وقتی دولتی با کودتا و آدم کشی و سرکوب مردم بر مسند نشانده شده، در برابر هر اعتراض قانونی، سریعا به تکرار بحران اشاره می کند و همه را از بحرانی شدن فضا می ترساند. از آنها می پرسیم که اگر شما واقعا ۲۴ میلیون رای دارید و این مردم به برنامه هایتان رای داده اند چرا با حامیانتان مشکلات اقتصادی را در میان نمی گذارید و با شجاعت از آنها نمی خواهید که به یاری دولتتان بیایند و با اصلاح الگوی مصرف دولتتان را حمایت کنند. دلیلش این است که می دانید این مشکلات با صرف بیت المال و استخدام قداره کش و شعار دادن (به مثابه آنچه در ۱۴ خرداد در مرقد امام انجام دادید) حل نمی شود. دلیلش این است که به خوبی خود و ایادیتان از عدم مشروعیتتان آگاه اید و حتی از سایه خود نیز می ترسید.
عضو فراكسيون خط امام(ره) مجلس با گلايه از حادثه دو روز پيش در حرم امام(ره) به بيان خاطرهاي از امام پرداخت و اين حوادث را در مورد شخصيتهاي موثر جامعه طبيعي ذكر كرد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، قدرتالله عليخاني در گفتوگو با خبرنگاران پارلماني با "بسيار تلخ خواندن حادثه اخلال در سخنراني يادگار امام(ره)" اظهار داشت: كسي كه در اين واقعه مورد اهانت قرار گرفت يادگار و نوه امام(ره) بود و فكر ميكنم همه علاقهمندان به امام از آن آزردهخاطر شدند.
وي افزود: يكي از اطرافيان نزديك امام(ره) كه تا روز رحلت در كنار ايشان بود، نقل ميكند كه در سالهاي بسيار قبل از انقلاب و دوران مبارزه، يك روز صبح كه به منزل امام(ره) ميرفتم ورقهاي را كه روي درب منزل ايشان نصب شده بود ديدم و از شدت عصبانيت آن را كندم. در حالي كه آن كاغذ در چنگم بود وارد منزل امام(ره) شدم و ايشان كه در كنار حوض قدم ميزدند عصبانيت من را احساس كردند. وقتي كاغذ را در دستم ديدند گفتند كه فلاني آن نامه يا اعلاميه را هنگام صبح وقتي كه در كوچه بودم ديدم ولي آن را نكندم. سپس امام(ره) ادامه دادند، «به انسان زنده فحش ميدهند و به افراد مرده كه فحش نميدهند».
عضو فراكسيون خط امام(ره) مجلس يادآور شد: امام در ساليان پس از انقلاب فرمودند بيشتر اينهايي كه مورد حمله قرار ميگيرند افراد موثر و موجه جامعه هستند. پس نتيجه ميگيريم كه اين قضايا و حمله به شخصيتها امري طبيعي است.
عليخاني گفت: بيشتر دوستان ما از قضيه اخلال در سخنراني حجتالاسلام والمسلمين حاج سيدحسن خميني از قبل مطلع بودند و به ايشان گفته بوديم. زيرا هم اعلاميههايي پخش شده بود و هم خبرهاي آن رسيده بود اما ايشان پاسخ داد كه «هرچه خير است همان پيش خواهد آمد».
نماينده مردم قزوين با بيان اينكه حادثه مذكور كار درستي نبود، ادامه داد: هم دشمنان از اين اتفاق استفاده ابزاري كردند و هم عاملان آن ميخواستند مجلس سالگرد امام را تحتالشعاع اين حادثه قرار دهند.
عليخاني در پايان با تشكر از تفقد رهبر انقلاب نسبت به سيدحسن خميني و بيت مكرم امام(ره) گفت: مقام معظم رهبري حاج سيدحسن آقا را همراه خود به بالاي جايگاه آوردند و صورت او را بوسيدند. البته از رهبري به حق اين انتظار وجود داشت كه خوشبختانه عملي شد. حاج سيدحسن آقا هميشه تبعيت خود از رهبري را به اثبات رسانده است.
امروز: سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس با بیان اینکه بیحرمتی به نوه امام راحل هیچ سنخیتی با خط و راه امام(ره) ندارد، گفت:«جای تاسف دارد که این بیحرمتی در پیش چشمان کسانی صورت گرفت که ادعا میکنند پیروان واقعی خط امام و ادامه دهنده راه امام(ره)، آنها هستند.»
داریوش قنبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره) مجلس «پارلماننیوز»، با محکوم کردن هتک حرمت سیدحسن خمینی که روز گذشته در مراسم سالگرد رحلت امام از سوی عدهای قلیل از افراطیون صورت گرفت، اظهار داشت:« جای تاسف دارد که در مراسم سالگرد رحلت امام و در مکانی که متعلق به ایشان است بعضیها به اسم دفاع از امام، نسبت به یادگار امام(ره) و خانواده ایشان بیحرمتی میکنند.»
وی ادامه داد:« جای تاسف دارد که این بیحرمتی در پیش چشمان کسانی صورت گرفت که ادعا میکنند پیروان واقعی خط امام و ادامه دهنده راه امام، آنها هستند.»
نماینده اصلاحطلب ایلام با بیان اینکه این رفتارها هیچ سنخیتی با خط و راه امام ندارد و قابل قبول نیست، تصریح کرد:« کسانی که چنین ادعایی را دارند در عمل دچار تعارضند و در حالی که برای بزرگداشت امام آمدهاند به این شیوه با یادگار امام برخورد میکنند.»
قنبری با بیان اینکه سردسته این افراد و عوامل این حرکات باید شناسایی و با آنها برخورد شود، گفت:«بیم آن میرود که اگر برخوردی با این افراد صورت نگیرد، هتاکان گستاخ به خودشان این جرات را بدهند که برای تسویه حسابهای شخصی با امام، خانواده امام و خط امام مجددا از این رفتار که تبدیل به یک رویه شده است استفاده کنند.»
وی با بیان اینکه مدعیان جدید پیروی از خط امام(ره) هیچ ارزشی برای اصول انقلاب قائل نیستند، تاکید کرد:« این افراد که زیر پرچم اصواگرایی قرار گرفتهاند هیچ ارزشی برای ریشهها و ارزشهای انقلاب قائل نبودهاند.»
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینکه نمیدانم منظور آنها از اصول چیست، اظهار داشت:« آیا هتک حرمت یادگار امام(ره) میتواند با اصول سازگاری داشته باشد؟ اینها چگونه میتوانند خود را پیرو خط امام بدانند؟ کسانی که آن شعارها را مطرح کردندهیچ اصل و اصولی را جز منافع خود ارزش نمیدانند.»
وی خاطر نشان کرد:«اینگونه شعارها و رفتارهای مذبوحانه، ارزشهای نظام جمهوری اسلامی را زیر سئوال میبرد و بر مجموع نظام واجب است با این افراطیگریها برخورد کند.»
امیر محمدی، رییس ستاد انتخابات موسوی در قیامدشت که در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است، در انتظار ابلاغ حکم نهایی از سوی شعبه ۵۳ دادگاه انقلاب است.
به گزارش خبرنگار کلمه، امیر محمدی ۳۷ ساله که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد، نیمه شب ۲۲ خرداد ماه در منزل خود به همراه برادرش سعید محمدی دستگیر شد. سعید ،رییس ستاد انتخاباتی موسوی در پاکدشت ورامین چندی بعد با قرار کفالت آزاد شد اما امیر همچنان در زندان است و با وجود صادر شدن حکم نهایی ، هنوز این حکم به او ابلاغ نشده است.
خانواده امیر محمدی بارها برای اطلاع از رای نهایی به دادگاه مراجعه کرده اند اما قاضی به آنها گفته است که تا ده روز آینده حکم به خود امیر ابلاغ می شود.
امروز:انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با صدور بيانيهاي اهانت به حجت الاسلام سيد حسن خميني در جريان برگزاري مراسم سالگرد ارتحال امام را محكوم كرد.
به گزارش ايلنا،در بخشي از اين بيانيه آمده است:
تاریخ چه آسان تكرار میشود. آنان كه حادثه كربلا و هتك حیثیت نوه رسول خدا و نشنیدن سخنان او به نام دفاع از حكومت اسلامی! به گوششان افسانه میآید، چه به هنگام حادثهای مشابه را به چشم خود دیدند. امام امت این روزها را چه هوشمندانه پیش بینی میکرد. اما شاید او نیز گمان نمیبرد که تنها دو دهه بعد در روز رحلتش و در حرم مطهرش میهمانانی ناخوانده از راه برسند و با ادعای خط و ربط امام و ولایتی بودن بر فرزندش بتازند. نه حرمت صاحبخانه را پاس دارند و نه مراعات آبروی بیت او را بکنند.
اين بيانيه با تاكيد بر اينكه تاریخ، 14 خرداد 89 و عزای دو چندان آن را از یاد نخواهد برد،يادآور ميشود: واقعه رخ داده در سالگرد امام(ره) داغ حضرت آیتالله توسلی، یار و همراه آن حقیقت همیشه جاودان را تازه میكند كه در دفاع از حیثیت بیت امام و هنگام اعتراض به توهین صورت گرفته در حق سید حسن خمینی جان به جان آفرین تسلیم كرد. کسانی که صدای منتقدان گوششان را میخراشد و فریاد حقیقی عدالتخواهی خواب آرامشان را آشفته میکند، امروز به زعم خود با میدان دادن به افراطیونی که غائلههای حمله به کوی و بیوت مراجع را به بارآوردند، اجازه سخن گفتن به حجت الاسلام سیدحسن خمینی را نمی دهند.
در ادامه بيانيه آمده است: آنانی که دائما وحشت دارند مبادا صدای دیگری بلند شود، باید هم تاب شنیدن سخنان یادگار خمینی کبیر را نداشته باشند. اویی که امروز تاوان تداوم راه حق جویی و عدالتخواهی امام راحل را میدهد. بیت امام و یاران راستین او در دل مردمند و برخاستن صدای توهین و جفا از معدود جایگاههایی که از مدتها قبل و با هزار برنامه پر میشوند، دلهای مردم را قرص تر و عزمشان را استوارتر میکند.
اين تشكل دانشجويي در ادامه بيانيه خود با اشاره به رويكرد برخي رسانهها در قبال اهانت به يادگار امام تاكيد كرد: در این میان ذوق و شوق خبرگزاریهای دروغ از این فاجعه و سوژه یابی رسانههایی که شیپورها را از قبل کوک کردهاند، جای بسی تامل دارد. رسالت اینها دمیدن در آتش تهمت و اهانت و ظلم و گرم نگه داشتن بازار دروغ است.
کاش دلجویی رهبری نظام از سیدحسن خمینی را میدیدند و قدری شرم و حیا میکردند. هنوز از یاد نبردهایم فریاد واامامای مدعیان را بر سر ماجرای مشكوك پاره شدن تمثال حضرت امام(ره) كه علیرغم موضعگیری صریح یاران امام و دانشگاهیان، همچنان از هر تریبون و منبر رسمی، انگشت اتهام را به سوی آنان میگرفتند كه چرا به اندازه كافی مرزبندی نكردهاند! آیا امروز انتظار بیجایی است كه از جریان حاكم بخواهیم در برابر توهین مكرر به یادگار امام و سمبل بیت آن رهبر همیشه زنده موضع گیری كرده و آشكارا با توهین كنندگان مرزبندی كنند؟
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از تمامی دلسوزان نظام و یاران امام و انقلاب میخواهد که جلوی این پرده دریها و حرمت شکنیهای آشکار نسبت به شخصیتهای نظام را بگیرند. وگرنه دیری نخواهد پایید که این گونه رفتارها مبدل به رویههای عادی گشته و ارکان اصلی نظام و انقلاب را نیز مورد حمله قرار دهد.
در پايان اين بيانيه آمده است: با اظهار تاسف و تاثر و شرمندگی از این واقعه موهن و دردناک به پیشگاه امام عظیم الشان و ملت داغدار و صبور ایران از اقلیتی که امروز حرمت بیت امام را در خانه او شکستند بیزاری میجوییم و از خداوند طلب میکنیم تا در این هنگامه فتنه دشمنان با نقاب و بی نقاب امام روحالله را رسوا بگرداند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان تشکلی که هویتش با خمینی کبیر عجین شده و خود را فرزند معنوی او میداند اعلام میكند، ما فرزندان روح الله در هر لحظه از زمان ودر هر کجای این کره خاکی که لازم باشد در دفاع از یادگاران امام و اندیشههای آن بزرگ كه هنوز خورشید روشنگریش را تابان میبینیم، بی هراس از زورمداران، با تاسی از شهدای انقلاب آنچنان تلاش ومجاهدت خواهیم کرد تا جانمان نیز در این مسیر فدا گردد.
امروز: مهدی کروبی در گفت و گویی با نیوزویک به وضعیت فعلی حاکمیت پرداخت و گفت: من با تمامیت گرایی گروهی که اکنون در مسند قدرت است مخالفم؛ گروهی که فجایع و مصیبتهای بسیاری برای کشور به بار آورده است.
وی با اشاره به این مساله که عاملان خشونتها و سرکوب مردم، مسئولان برگزاری انتخابات هم بودهاند، بار دیگر تاکید کرد که ما میخواهیم با بهره گیری از روشهای غیرخشونت آمیز، حکومت را اصلاح کنیم.
مهدی کروبی در رابطه با درخواست مجوز برای برگزاری راه پیمایی اظهار داشت: پس از تقلب گسترده در انتخابات، مردم به خیابانها آمدند و به شیوهای کاملا صلحآمیز و مدنی به نتایج اعلامشده اعتراض کردند. امسال ما از وزارت کشور درخواست کردیم که مجوز راهپیمایی معترضان را صادر کند تا از وقوع هرگونه خشونتی جلوگیری شود. اگر آنها چنین مجوزی صادر نکنند، ما باید راهحلهای دیگری بیابیم.
متن کامل این گفت و گو که در سایت ایران در جهان منتشر شده، به شرح زیر است:
مهدی کروبی که اکنون ۷۳ سال سن دارد، در ایران بهعنوان شیخ اصلاحات شناخته میشود. از ژوئن سال گذشته و در پی انتخابات جنجالبرانگیز و پرشبهه ریاستجمهوری، او و میرحسین موسوی، دیگر کاندیدای اصلاح طلب، علیه آنچه «کودتای انتخاباتی» توسط محمود احمدینژاد میخوانند، دست به اعتراضات گسترده زدند.
از آن زمان تاکنون بسیاری از نزدیکان و بستگان کروبی دستگیر و زندانی شدهاند و تندروهای طرفدار دولت هم چندین بار به صراحت بر ضرورت بازداشت شخص وی تاکید کردهاند. مقامات ایران به او هشدار دادهاند که نباید با رسانههای خارجی گفتوگو کند و بسیاری از روزنامهنگاران نزدیک به او هم یا دستگیر شدهاند و یا همواره در معرض خطر بازداشت و زندانیشدن بودهاند، اما آقای کروبی هفته گذشته پذیرفت که به سوالهایی که از طریق ایمیل توسط مازیار بهاری، از گزارشگران نیوزویک و مسیح علینژاد، روزنامهنگار مستقل برایش ارسال شد، پاسخ دهد. این از معدود مصاحبههای مهدی کروبی با رسانههای خارجی است.
گفته میشود که شما خائن به کشورید و خطری برای امنیت ملی محسوب میشوید. فکر میکنید چرا تاکنون دستگیر نشدهاید؟
آنها تا به حال دو بار به خانه من حمله کردند و همه شیشهها را شکستند. دفتر کارم را پلمب کردند، روزنامهام را توقیف کردند و حزبم را به تعطیلی کشاندند. یکی از فرزندانم را مجروح کردند. از خروج دو تن از فرزندانم از مرزهای کشور جلوگیری کردند. بسیاری از افرادی که به من نزدیک بودند را بازداشت و زندانی کردند. هر یک از نمایندگان مجلس که به دیدار من میآیند، تحت تعقیب و مورد حمله قرار میگیرند. من واقعا نمیدانم که آنها برنامهای برای دستگیری من دارند یا نه، اما خودم و خانوادهام در راه نبرد برای تحقق خواستههای مردم ایران، خود را برای پرداخت هر هزینهای آماده کردهایم.
آیا شما خود را یکی از رهبران جنبش سبز میدانید؟
اگر قرار بود جنبش سبز توسط افراد مشخصی هدایت و رهبری شود، حکومت بلافاصله با بازداشت و زندانی کردن آنها به قائله خاتمه میداد. وقتی من و آقای موسوی در جریان اعتراضات پس از انتخابات کمیتهای چهارنفره را مسئول رسیدگی به وضعیت خانوادههای آسیبدیدگان پس از انتخابات کردیم، هر چهار عضو این کمیته دستگیر شدند.
آیا به اعتقاد شما آنچه در انتخابات ایران رخ داده را میتوان کودتا نامید؟
بله، قطعا! یک گروه نظامی که در سال ۲۰۰۵ (تیر ۸۳ و دور اول ریاستجمهوری محمود احمدینژاد) به قدرت رسید، بلافاصله همه مقامات و شخصیتهای با کفایت را از حکومت کنار زد. حالا نظامیان کاملا کنترل عرصههای سیاسی و اقتصادی را به دست گرفتهاند.
آیا شما با جمهوری اسلامی بهعنوان شکلی از حکومتگری مخالفید؟ یا معتقدید باید اصلاحاتی در آن صورت گیرد؟
من چندین دهه پیش از انقلاب اسلامی، برای تاسیس جمهوری اسلامی مبارزه کردهام و پس از انقلاب هم پستهای بسیار مهمی در حکومت داشتهام. من با تمامیتگرایی گروهی که اکنون در مسند قدرت است مخالفم؛ گروهی که فجایع و مصیبتهای بسیاری برای کشور به بار آورده است.
به نظر میرسد در سالگرد انتخابات جنجالبرانگیز ریاستجمهوری، اعتراضاتی صورت خواهد گرفت، شاید بتوان گفت وقوع این اعتراضات اجتنابناپذیر است. آیا شما نگران به خشونت کشیده شدن اعتراضات هستید؟
پس از تقلب گسترده در انتخابات، مردم به خیابانها آمدند و به شیوهای کاملا صلحآمیز و مدنی به نتایج اعلامشده اعتراض کردند. امسال ما از وزارت کشور درخواست کردیم که مجوز راهپیمایی معترضان را صادر کند تا از وقوع هرگونه خشونتی جلوگیری شود. اگر آنها چنین مجوزی صادر نکنند، ما باید راهحلهای دیگری بیابیم.
به نظر شما چه کسی مسئول سرکوب خشونتآمیز تظاهرات معترضان در سال گذشته است؟
کسانی که مسئول خشونتها و سرکوب خشونتآمیز مردماند، همان کسانی هستند که مسئول برگزاری انتخابات هم بودهاند. وقتی میلیونها نفر از مردم مخالفت خود با نتایج انتخابات را اعلام کردند، آقای احمدینژاد آنها را «خس و خاشاک» خواند. روحانیون وابسته به دولت، معترضان و مخالفان را «احمق» خواندند. این دولت بود که برای مقابله با معترضان به خشونت متوسل شد. من سالهای بسیاری در زندانهای رژیم شاه محبوس بودهام. در برخی موارد شکنجهها و آزارهای صورت گرفته در زندان، حتی از زمان شاه هم بدتر بوده است.
فکر میکنید جامعه جهانی، بهخصوص آمریکا، باید از مبارزات مردم ایران حمایت کند؟
دولتهای خارجی نباید از ما حمایت کنند، چون در این صورت حکومت ما را به جاسوسی برای آنها و تلاش برای تحقق اهداف دولتهای خارجی متهم خواهد کرد. اما من از مردم سراسر جهان و بهخصوص ایرانیانی که در خارج از مرزهای کشور زندگی میکنند میخواهم که از جنبش مردم ایران حمایت کنند.
ارزیابی شما از آینده ایران چیست؟
به اعتقاد من تنها راه خروج از بحران کنونی، بازگشت به قانون اساسی است و این مستلزم آزادی همه زندانیان سیاسی، آزادی رسانهها، احترام به حقوق دانشجویان و شخصیتهای دانشگاهی و اصلاح شیوههای مدیریت کشور است. ما نمیخواهیم انقلاب دیگری را تجربه کنیم. ما میخواهیم با بهرهگیری از روشهای غیرخشونت آمیز، حکومت را اصلاح کنیم.
به خلاف شایعه مخالفت با فلسفه و فیلسوفان، شریعتی در تداوم سیدجمال و اقبال، بر ضرورت ازسرگیری پرسشگری فلسفی در تمدن اسلامی و ایرانی تاکید و توصیه می کرد که جنبش بازاندیشی دینی به رغم جهت گیری اجتماعی گذشته خویش، نیازمند بازسازی فلسفی است به ویژه در دو حوزه جهان بینی و انسان شناسی و این مهم جز با بازخوانی قیاسی -تطبیقی آثار و متون کلاسیک فلسفه غرب و شرق (میراث فلسفی اسلام و ایران) ممکن نخواهد بود. انتقاد شریعتی از هند و یونان زدگی در تاریخ علم و فلسفه ایران و اسلام، نشانه کمبود علاقه و احترام عمیق او نسبت به این دو قله بلند فرهنگ یا تمدن بشری نیست، چنانکه معنای قرینه سازی بوذر در برابر بوعلی، ترجیح بدویت عقیدتی- انقلابی در برابر غنای فلسفی- علمی رئیس حکمای ایران و اسلام نیست. فضیلت سلمان بر ابوذر را در حدیث «والله لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله و انما صار سلمان من العلماء لانه امرء منا اهل البیت»، بازمی یابیم. بحث فقط بر سر جهت گیری عقیدتی - اجتماعی است و ابوذر یک نماد و سمبل است. مانند اسطوره اسپارتاکوس نزد مارکس که در کنار کپلر، یکی از دو قهرمان خود می دانست.
شریعتی فلسفه و فرهنگ یونان را دوست می داشت، به ویژه میتولوژی و تراژدی هلنی را، و همچنین دموکراسی مستقیم شورایی آتن را که از دموکراسی های بورژوا -لیبرال جدید جالب تر می یافت. دعوت شریعتی به این آغاز نو، در بازپرسی از چیستی هستی و انسان از منظر جهان یعنی توحید، پرسش های جدیدی را پیش روی دوستداران راه او می گشاید؛ تفکر یا تعقل مورد تاکید این «جهان بینی» چه شاخص های خودویژه ای دارد؟ از یکسو، چه تفاوت هایی با «فلسفه و متافیزیک» در سنت افلاطونی -ارسطویی این دو اصطلاح دارد و از سوی دیگر، با «جهان بینی» ها (تصویر ها و تصورات جدید از جهان) به عنوان بنیاد «ایدئولوژی» های مدرن؟ در سی امین سالگشت بزرگداشت هجرت شریعتی، مقصد این بحث، یافتن پاسخی کامل برای این پرسش کلیدی نیست، بلکه طرح درست صورت مساله است در انبوه سوءتفاهم هایی که گاه در افکار عمومی، پیرامون موضع واقعی شریعتی شیوع یافته است. بزرگداشت درست میراث فکری شریعتی، در سنجش آثار او به مثابه یک راه است. و این بزرگداشت، با الهام از یک آموزه نیچه ای در بازخوانی تاریخ، نه پاسداشت بیمارگونه یک شیء «عتیقه» سنتی است و نه درد بنیادگذاری یک «بنای یادبود» تاریخی، و نه سقوط به ورطه «نقادیگری» بنیان برانداز شبه مدرن، بلکه بازگشت به خود شریعتی به عنوان یک روش است متوجه آینده ای که گذشته ای دارد و گذشته ای که هرچند دگرگونه و نو، بازمی گردد. فلسفه خودآگاهی رهایی بخش مورد ستایش و تجلیل شریعتی، فلسفه «پفیوزی» یعنی در خدمت قدرت ها و توجیه تئوریک وضع موجود و تمجید از حاکمان تاریخ تا حد «روح جهان» (Weltseele) و مدح قداره بندانی چون دونیز و اسکندر و ناپلئون و هیتلر و استالین نیست زیرا فلسفه در خدمت هیچ چیز و هیچ کس نتواند بود مگر حقیقت و معنویت، و عدالت و آزادی مردم. و چنین فلسفه ای همان فرزانگی یا حکمت گمشده ای است که جوهرش را زمانی پیام آوران توحید، به زبان وحی خدایی زنده و یکتا، از آسمان به زمین آوردند و در زمان ما، که انسان دلیری خوداندیشیدن فارغ از قیمومت «سایه و آیه و مایه» را یافته، بازمی اندیشد و این همان خواست خداست که در فلسفه خلقت آدم، او بتواند متکی به خود، حتی در برابر «منع» خدا، بیندیشد. و در این توطئه الهی، شریعتی در خدمت خدا، یعنی برای خلق، در جست وجوی «بهشتی است که درختانش همه میوه ممنوعه باشند».
فلسفه مورد ستایش شریعتی، نوعی خودآگاهی ناکجاآبادی (اتوپیایی) ضد«استحمار»ی (ایدئولوژی به معنای منفی کلمه) است و پرسش اصلی فلسفی او «من کدامم؟» خویشتن «خود» در نگاه او همان من قومی و دینی موروثی و سنتی نیست و دعوت «بازگشت» او، به خود حقیقی یا اصیل انسانی و همان روح خدایی است که با موهبت خرد و عقل نقاد و پرسشگرش، خودآگاهی و اختیار و اراده و «مسوولیت» یافته و شأن و کرامت او، در قیاس با همه جانوران فرودست و فرشتگان فراسو، در این است که یک گزینش است.این فلسفه، پایه اومانیسم معنوی شریعتی است که در کنار فلسفه تاریخ وی، پایه فلسفه سیاسی دموکراسی «آینده» مورد نظر او را می سازد. نه اومانیسمی «بشرمدار» ماتریال-سکولاریستی و نه بورژوا- دموکراسی نیابتی و غیرمستقیم «نمایندگان» و قیم های عوامفریب دماگوگ، بلکه انسانیتی تشنه تعالی و معنا و نظم نوینی که در چارچوب آن، مردم و ملت ها به خودمختاری و حق تعیین سرنوشت و سیادت و حقوق انسانی و مدنی برسند. سرانجام این فلسفه اما یک سناریوی یکسره کمدیک- اتوپیک نیست، جنبه تراژیک آن، نقش «عنصر آگاهی» در تاریخ و جامعه است و «شوم بختی» آگاهی که بر دوگانگی نقش روشنفکر از سویی به عنوان وارث انبیا و ائمه است و از سوی دیگر مبارزی سیاسی که به رغم وسوسه راهبری، باید به نقش راهنمایی فکری- اعتقادی بسنده کند. پس توهم شاه شدن فیلسوف به همان اندازه اشتباه است که فیلسوف شدن شاهان. زیرا قدرت سیاسی، همچون قدرت اقتصادی، منطق خاص خود را دارد و مغایر منطق فلسفه است. فلسفه امامت و شهادت حسینی نیز همان فضیلت «پیام» خونی است که توسط زینب ابلاغ می شود و مرکب عالمانی که خون شهیدان را خوانا می سازد. پس باز به رغم مشهورات پیرامون شریعتی، نه خون و خشونت و نه جنگ و مرگ، هیچ کدام فلسفه و فرهنگ او نیستند، و شریعتی، می کوشد تا پیامش پیک آگاهی، دوستی و زندگی باشد. تراژیک در اینجا، همچون مورد یونان، نقشی پالایشگرانه (کاتارسیس) دارد، زیرا تصحیح کننده دموکراسی است زیرا محدودیت های آدمیان را برایشان آشکار می سازد. و در آخر این که خودآگاهی باید توان تحمل و شکیب آموختن دائمی و دلیری و ایثار را، در برابر نیروهای «جهل و ترس و طمع» آدمیان، بر خود هموار سازد، تا در مبارزه با «زر و زور و تزویر» از پای نیفتد و به بهای فدای بسیار همچنان به آرمان های «آزادی، برابری، عرفان» وفادار بماند.
منبع: شریعتی و نوشتهای سبز
امروز: رئیس جمهوری روسیه که کشورش با پیشنویس دور تازه تحریمها علیه ایران موافقت کرده است، گفت: ما امیدواریم که صدای جامعه بینالمللی از سوی رهبری ایران شنیده شود.
دمیتری مدودف پس از دیدار با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان گفت: وضعیت اینچنین است که اساسا، بر سر تحریمها توافق وجود دارد.
به گزارش فردا، دمیتری مدودف افزود: ابراز چنین رفتار غیرمسئولانهای نمیتواند ادامه داشته باشد. به آنچه که از سوی جامعه بینالملل گفته میشود باید گوش فرا داد.
روسیه یکی از پنج عضو دایم شورای امنیت است که با پیشنویس تحریمهای ایران موافقت کرده است؛ واشینگتن امیدوار است رایگیری قطعنامه جدید علیه ایران در هفته آینده در شورای امنیت برگزار شود.
پس از آنکه ایران از پذیرش پیشنهاد وین خودداری ورزید و اورانیوم غنیشده خود را به روسیه نفرستاد، لحن روسیه رفته رفته نسبت به ایران تغییر کرد به طوری که مسکو تهران را متهم کرد برای توصیههای روسیه سالها گوش شنوایی در ایران وجود نداشته است.
پس از انتشار خبر موافقت روسیه با پیشنویس تحریم ایران، محمود احمدینژاد در کرمان، رئیسجمهوری روسیه را مورد خطاب قرار داد و گفت: امروز برای ما توضیح رفتار مدودف به ملت ایران مشکل شده است. مردم نمیدانند اینها دوست ما هستند، در کنار ما هستند، با ما هستند یا اینکه دنبال چیز دیگری هستند.
این اظهارات با واکنش بسیار تند مسکو مواجه شد و سخنگوی کاخ کرملین رهبران ایران را متهم به «عوامفریبی» کرد و گفت: هرگونه غيرقابل پيشبينی بودن، هرگونه افراطگرايی سياسی، فقدان شفافيت وعدم انسجام در اتخاذ تصميمات که همه جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار داده و نگران میکند، برای ما پذيرفتنی نيست.
مرکل: موضع ما دربرابر ایران مشترک است
روز جمعه آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان که کشورش عضو گروه ۱+۵ است، اظهار داشت که انتظار میرود به زودی قطعنامه تازهای علیه ایران به تصویب برسد.
آنگلا مرکل گفت: زمان آن فر رسیده است که اگر چیز به لحاظ کیفی تغییر نکرد، چنین تحریمهایی به تصویب برسد. من خرسندم از اینکه ما امروز اینجا ایستادهایم.... و میگوییم که این یک موضع مشترک است نه تنها موضع اتحادیه اروپا، ایالات متحده و روسیه بلکه چین. این گامی بزرگ و مهم از سوی جامعه جهانی است.
امروز: فرمانده انتظامی تهران بزرگ با اعلام اقدامات پليس در مراسم بيست و يكمين سالگرد درگذشت آیت الله خمينی، از دستگيری 17نفر به جرم سرقت در حاشيه مراسم سالگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی خبرداد.
به گزارش ایسنا، سردار حسين ساجدینيا، در رابطه با اقدامات پليس در این مراسم اظهار كرد: پليس، امنيت كليه نقاطی كه از نظر استراتژيكی دارای اهميت بود را در اين مراسم تامين كرد به طوری كه وضعيت خوبی را از نظر امنيتی در اين مراسم شاهد بوديم و با همكاری و تعامل تمام دستگاههای امنيتی هيچگونه مشكل امنيتی در روز 14 خردادماه وجود نداشت.
این در حالی است که تولیت این مراسم، سید حسن خمینی بعلت اغتشاش عده ای نتوانست سخنرانی کند.
پلیس و نیروهای انتظامی در این خصوص توضیحی نداده اند.
گروه ها و شخصیتهای سیاسی با محکوم کردن این مساله خواستار شناسایی و پیگیرد قانونی عوامل آن شده اند.
وی با اشاره به اين كه در روز گذشته نيروهای پليس تا شعاع را تحت پوشش انتظامی قرار دادند و مشكل خاصی پيش نيامد، افزود: ماموران پليس 17 نفر سارق را در حين ارتكاب جرم دستگير كرد اين درحالی بود كه يک زن و يک مرد كه خود را به عنوان مامور پليس معرفی كرده بودند هم در اين مراسم دستگير شدند.
عرب مازار، دیروز پس از تحمل چند ماه حبس در بند امنیتی وزارت اطلاعات به اندرزگاه هشت زندان اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، عرب مازار استاد برجسته اقتصاد کشور و از مشاوران ارشد مهندس موسوی هم اکنون در بند هشت زندان اوین به همراه تعدادی دیگر از زندانیان حوادث پس از انتخابات و همچنین زندانیان معمولی نگهداری می شود. عبدالله مومنی، فعال دانشجویی نیز در همین بند نگهداری می شود او به پنج سال حبس قطعی محکوم شده است .
دکتر علی عرب مازار استاد دانشگاه علامه طباطبایی از هفتم دی ماه سال گذشته در زندان به سر می برد .
دکتر عرب مازار وضعیت جسمی مناسبی هم ندارد چراکه سابقه بیماری قلبی و همچنین دیسک کمر دارد براساس اطلاعات رسیده، این مشاور مهندس موسوی به همراه سایر مشاورانش ماه هاست که در شرایط بلاتکلیف در زندان هستند و گفته می شود تحت شدید ترین فشارها برای اعتراف تلویزیونی قرار گرفته اند اما حاضر به اعتراف نشده اند.
بهشتی شیرازی از دیگر مشاوران دربند میر حسین موسوی نیز چند روز پیش به بند عمومی زندان اوین منتقل شده است
فخرالسادات محتشمی پور به مناسب سالگرد رحلت رهبر انقلاب امام خمینی نامه ای به زهرا اشراقی نوه امام نوشت.
متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
حال خوشی ندارم زهراجان
دوست داشتم برایت در حال و هوای بهتری می نوشتم خواهرجان. روزهایی که هنوز بی حرمتی ها به همه آن چیزهایی که برایمان ارجمند است، این قسم وقیحانه به اوج نرسیده بود.
می شد زودتر از این هم نوشت. روزهایی که هنوز خداوند رخصت بعضی عزیزانمان را برای در جمع خانواده و مردم قدرشناس ایران بودن تقدیر نکرده بود. آن روزهای تلخ و سخت و جانفرسای انتظار. آن روزهای دلنگرانی و دل تنگی و دلمشغولی های شبانه روزی. آن روزها که هنوز کار به اینجاها نرسیده بود. یعنی هنوز جرأت نکرده بودند به بیت روح الله نزدیک شوند. شاید چون خیلی از اولین آزمایش غیرت جامعه رخوت زده مان نگذشته بود و از جان دادن یکی از نزدیک ترین یاران امام یعنی مرحوم توسلی از شوک و شرم بی ادبی ها و جسارت هایی که بر نواده امام رفت و بر بیت او و بر تولیت آستان پاکش. شوک این جسارت و شرم بی تفاوتی ها از جانب آنان که باید تو دهنی به حقیرهای بی ریشه می زدند و نزدند و گذاشتند این پیچک های مسموم راه خود بگیرند و بالا و بالاتر بروند.
می شد زودتر برای تو نوشت . من باید زودتر قلم به دست می گرفتم به نمایندگی از هم نسلانم و همه مولودهای غیور سال چهل و دو، سال حماسه. آنان که نیمه خرداد در گهواره بودند و چشم امید خمینی روح الله برای آینده نهضت به آنان بود و برای تو می نوشتم که از نسل منی و زاده اردیبهشت ۴۲ و نواده امامی که مقتدای ما بود و مقتدای همه مظلومین نظام ستم شاهی. و پرچم مبارزه را که به دست گرفت مردم اندک اندک پشت سرش جمع شدند و یقین داشتند که حرکت او خدایی است و برای احقاق حق بندگان خدا و ذره ای قدرت طلبی و دنیاخواهی در آن نیست.
زهرا جان اگر این بغض سنگین در گلو می گذاشت، من حرف های زیادی برای زدن داشتم. با تو و با دیگر نوادگان امام که سعادت درک محضر او را و فهم معرفتش را بیش از همه ما داشتید. حرف های زیادی که بخشی از آن پرسش های مجال طرح نداشته اند و برخی سوال های ناتمام و بخشی از آن نیز هم دلی ها و دغدغه های مشترک دیروز و امروزمان.
مصاحبه ات را با نشریه ای که به مناسبت پدربزرگت و پدر روحانی ما منتشر شده خواندم و چقدر ناگهان دل تنگ او شدم. دلتنگ اویی که می شناختم و تو گوشه ای، فقط گوشه ای از روح بزرگش را که در حد وسع خود شناخته و درک کرده بودی نمایاندی. دلتنگ اویی که خود فهمیده بودم نه آنی که پرداخته اندش و سعی می کنند با زور و کلاشی به خورد نسل امروز و با جسارت و وقاحت به خورد نسل اول و دوم انقلاب بدهند. من دلم برای امام خودم تنگ شد. او که معنای خلوص و بندگی را از او آموختم در عین خدمتگزاری به مردم. و معنی صراحت و جسارت در محضر بزرگان را از او آموختم برای نقد و سوال و اعتراض. و بخشش و سخاوت و قدرشناسی را از او آموختم که باعث اعتلای بیشترش و جای گرفتن در دل مردم می شد و معنای جایزالخطا بودن انسان را که معصوم نیست و اقرار به خطا کوچکش نمی کند. و معنای فروتنی و خضوع در برابر مردمی که بنا به شهادت تاریخ عادت به کرنش و تعظیم در برابر بزرگانشان دارند و در این ارتباط حتی پرخاش ایشان به آنان که نه قصد تملق گویی بلکه تنها بیان ویژگی های بارز و مشهودش را داشته اند، نقل و ثبت شده . چرا امام اجازه چاپلوسی و گزاف گویی در مورد خودش را به احدی نمی داد و حتی انتشار مکرر عکس و خبرش را در رسانه ها منع کرده بود؟ این ها برای من و نسل من سراسر عبرت است و باز هم قدرشناسی های او از مردم که ولی نعمتشان می دانست و رهبر خطابشان می کرد. یک روز زاغه نشینان را صاحب انقلاب می خواند و روز دیگر طفل سیزده ساله ای را که برای دفاع از سرزمینش دنیا را طلاق می گفت، رهبر خود می دانست. من یادم نمی رود که امام در هنگامه دفاع مقدس اگر نقش سرداران جان بر کف و مدیران خدمتگزار را متذکر می شد قدرشناسانه از سهم آن پیرزن روستایی هم نام می برد که تخم مرغ هایش یعنی تنها سرمایه اش را برای مرزبانی از خاک پاک وطن پیشکش می کرد و اگر از پیشرفت های کشور سخن می گفت نقش آن کشاورز سخت کوش و کارگر تلاشگر فراموشش نمی شد و دنیای مردمش را به بهانه پرثمر بودن آخرت سترون نمی پسندید. آن چه برای خود می خواست برای دیگران هم می پسندید. هم او که فرزند زمان خویشتن بود و جوانان ایران را نیز این گونه می پسندید و به قول تو اگر امروز هم در قید حیات بود مطابق نیاز زمانه می اندیشید و تدبیر می کرد.
آن روز که او با دلی آرام و قلبی مطمئن ما را ترک کرد و به سرای باقی شتافت، می دانست که از آن چه باید انجام می داده کوتاهی نورزیده و دین خدا را به خودش و انقلاب مردم را نیز به خودشان سپرد. و حالا زهرا جان ما، من و تو هم برای انحراف از دین خدا که با قدرت گرفتن اصحاب خرافه و جادو دلنگرانی های بسیار بویژه نزد اهل علم و تقوا ایجاد کرده، دلواپس هستیم، اما کعبه را باید به صاحبش بسپاریم و شترهای خود را دریابیم.
حالا حدود ۴۷ سال از آن روز تاریخی که پدربزرگت به گهواره های ما اشاره کرد و لبخندی از سر امید زد، می گذرد و ما چه زود بزرگ شدیم و داریم به نیم قرن عمرمان می رسیم. من و تو و نسل ما و همه چهل و دویی ها که پیام او را از فراخنای تاریخ هزار باره می شنویم. و ما بودیم در همه روزهای انقلاب در کسوت دانش آموز و سال های جنگ که دیگر دانشجو بودیم و همزمان معلم و مربی و روزهای سازندگی که در سنگرهای دیگر خدمت حضور داشتیم و در روزهای خوب اصلاحات که نگذاشتیم فرزند فاضل امام تنها بماند و در روزهای گرم انتخابات اخیر که در کنار بسیاری از یاران و نزدیکان و فرزندان امام، نخست وزیر امام را همراهی کردیم و ... ما بودیم و هستیم. این میدان از وجود یاران امام خالی نمی شود آنان که فرزندان معنوی و راستین امام را خوب می شناسند و مخالفان و معارضان او را نیز، هم آنان که اکنون ساده لوحانه خود را رنگ کرده اند تا بساط دغلشان پررونق شود غافل از آن که زیر تابش اشعه آفتاب حقیقت لکه های ننگ و عار به زشتی بر اندام ناموزونشان نمایان خواهد شد، آری ما هستیم و بیدار می مانیم زهرا جان. من و تو. تو که از دیروز بعد از اهانتی دوباره و سازمان دهی شده توسط اجیرشدگان به بیت امام در مقابل چشمان فرزندان او در روز عزای سالگرد ارتحالش، انگار شرری بر جانت افتاده و من که سوزش این بی حرمتی ها در دلم کم از تو نیست با این تفاوت که شما از روح بزرگ امام و از صبر و فروتنی و وزانت و ازخودگذشتگی او میراثی دارید که ما نداریم. باشد، باشد ما می کوشیم تا به سیره روح الله اقتدا کنیم که برخورد با مخالفانش را نمی پسندید و اهل مدارا بود و دعوت به وحدت می کرد. اما شما نیز به رسالت امروزتان که معرفی هرچه بیشتر و بهتر چهره واقعی امام است، اهتمام کنید. چه کسی نزدیک تر از شما به او؟ شما از اندرون سخن بگویید و ویژگی های فردی و ارتباطات خانوادگی، چهره اجتماعی او را از بیانات و وصایا و دیگر آثار مربوطه می شناسیم و می شناسانیم. زهرا جان امروز که تیر نامردمی ها و بی صفتی ها قلب نهضت خمینی(ره) را نشانه رفته است، ما یاران در گهواره او فارغ از نسبت هایمان با مرشد و اماممان که به زیبایی اسلام ناب محمدی(ص) را در برابر اسلام تحجر وبه تعبیر امروز اسلام سیاه طالبانی معرفی کرد، باید قلب جبهه فریب و دروغ را نشانه رویم. سلاح ما حقیقت گویی ماست. و تا مسلح به این سلاحیم از خشونت طلبان پرورش یافته در مکتب اهریمن، بیم نداریم
یکسال پیش و همزمان با سالگرد ملکوتی امامخمینی(ره) وزیر راه و ترابری به همراه معاون اول رییس جمهور به شیراز رفت تا عدهای از خانواده شهدا را سوار بر قطاری کند که به ظاهر قرار بود به اصفهان و سپس به تهران بیاید و خانوادههای شهدا را به مرقد امام برساند تا به تصور مسولان وزارت راه آرزوی دیرینه مردم شیراز توسط استاد رییس جمهور محقق شده و وزیر افتخار رساندن خانوادههای شهدا همزمان با سالگرد رحلت امام خمینی را در کارنامه خود به ثبت رساند.
به گزارش ایلنا، راهآهن ۵۰۶ کیلومتری اصفهان- شیراز در حالی روز ۱۳ خردادماه افتتاح شد که در همان زمان منابع محلی اعلام کرده بودند هیچ یک از ایستگاههای این قطار آماده افتتاح نیست و این راهآهن پس از افتتاح توسط مسئولان امر و عبور قطاری حامل زائران شیرازی به سمت تهران برای تکمیل پروژه تعطیل تا عملیات بلاستریزی و تراورسها تکمیل و ارتباطات ایستگاهها برقرار شود و چرا که با وضعیت این راهآهن، آماده بهرهبرداری نیست و عبور قطار حادثه آفرین خواهد بود.
به این جهت قطار نمایشی شیراز- اصفهان در روز۱۳خرداد حامل زائران بود و با سرعت ۳۰ کیلومتر بر ساعت حرکت کرد و تنها از شیراز تا آباده در حدود ۷ ساعت طول کشید تا مسافران جا به جا شوند مسیری که باید در حدود ۱۱ ساعت به طور عادی طول میکشید تا مسافران به تهران جابه جا شوند، حدود ۱۷ ساعت به طول انجامید و این امر خود به خوبی اذعان از آماده نبودن زیر ساختها و بالاستهای مسیر داشت البته قرار بود این قطار با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند که بنا به شواهد این قطار با سرعت ۳۰ کیلومتر در ساعت یعنی یک سوم سرعت قطارهای معمولی که با سرعت۱۲۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکنند، حرکت کرده است تا در حین حرکت حادثه و در نهایت مشکلی برای مسافران اتفاق نیفتد.
در آن زمان بنا به گفته مسوولان شیرازی هنوز بالاستریزی در مسیر اقلید تا اصفهان تکمیل نشده بود و از قسمت سعادتشهر تا شیراز پیچهای تراورسهای بتنی به ریل نیز کامل سفت نشدهاند و هر لحظه احتمال وقوع حادثه بود.
به این جهت این قطار تنها سه روز پس از افتتاح نمایشیاش متوقف شد تا مسئولان مجددا مسیر را ریل گذاری و اقدامات زیر سازی لازم و ایستگاه سازیها را انجام دهند. از آنجا که وزارت راه و ترابری برای افتتاح نمایشی این مسیر بسیار هزینه کرده بود بنابراین مردم شیراز هر لحظه به دنبال زمان افتتاح رسمی این طرح در مواجه با مسولین وزارت راه و استانداری شیراز از آنها در مورد زمان قطعی افتتاح این قطار سوال کردند تا این که در نهایت مسولان چندین بار زمانهای متفاوت چند ماهه را اعلام و سپس زمان اعلامی را تغییر دادند تا همانند سالهای قبل مردم شیراز را همچنان منتظر شنیدن صدای سوت این قطار بگذارند.
در آن زمان البته دستغیب نماینده مردم شیراز نیز به این افتتاح نمایشی واکنش نشان داد و از مردم شیراز خواست تا از خرید بلیط این قطار تا زمان افتتاح رسمی این قطار خودداری کنند و حتی این اقدام وزارتخانه را دلیلی برای استیضاح وزیر راه خواند.
عضو کمیسیون صنعت و معدن مجلس در آن زمان اظهارداشت: «برای احداث تخصصی راه آهن باید چندین مرحله را پشت سر گذاشت. مراحلی که کوبیدن خاک ۹۸ درصد، بالاست و تراوس و در نهایت ریل گذاری را شامل میشود. این در صورتی است که در زمان احداث راه آهن اصفهان - شیراز علاوه بر اینکه در برخی از مسیرها حتی کوبیدن خاک به زیر ۹۸ درصد میرسد. مرحله بالاست نیز در برخی از مسیرها انجام نشده و شاهد هستیم که قطعات بتنی مستقیماً بر روی خاک کوبیده قرارگرفته است».
وی با اشاره به اینکه مسوولین بارها گفتهاند که حلاوت و شیرینی این پروژه را با دیدگاههای سیاسی نباید تلخ کرد، تاکید کرد: «اگر این راه آهن استاندارد است پس چرا زمان فروش بلیتهای این قطار را به ۴ ماه دیگر موکول کردند. آیا این امر به این دلیل نیست که در این زمان میخواهند به دوباره کاری این پروژه بپردازند»؟
نماینده شیراز در مجلس گفت: «در هیچ کجای دنیا تاکنون سابقه نداشته است که اولین سفر یک قطار به حمل مسافر اختصاص یابد، در صورتی که باید تا ماهها از قطار تازه احداث شده در جهت حمل بار استفاده شود تا تمامی ابعاد و شاخصههای ایمنی مورد ارزیابی قرار گیرد. اما امروز شاهد هستیم که این روند در کشور ما به گونهای دیگر است».
بنا به گفته مسولان وقت وزارت راه و ترابری برای انجام این پروژه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد تومان خرج شده است این در حالی که در گذشته چینیها قرار بود با مبلغی کمتر از این راهآهن را اجرا کنند اما کار از دست آنها گرفته شد و به پیمانکاران ایرانی سپرده شد.
حال پس از گذشت یک سال از افتتاح نمایشی این راه آهن و پس از افتتاح مجدد آن به مناسبت عید نوروز بعد از بارها اعلام زمان افتتاح اما هنوز سوت این قطار با فواصل زمانی بلند شنیده میشود چرا که بنا به گفته مردم شیراز پس از ایام نوروز مجدد فروش بلیط برای این قطار متوقف شده است به گونهای که دانشجویان شیراز برای تردد به تهران و حضور در نمایشگاه کتاب با پاسخ " فعلا فروش بلیط نداریم " مواجه شدند تا مسوولان برای چندمین بار در طی یک سال امکانات لازم برای این قطار را فراهم کنند تا شاید روزی برسد که قطار شیراز- اصفهان- تهران به طور متناوب تردد داشته باشد.
البته روح الله احمدزاده استاندارد فارس که گویی از توقف فروش بلیط این قطار اطلاعی ندارد در این باره گفت: تردد مسافر در این خط ادامه داد و متوقف نیست این قطار آرزوی ۷۰ ساله مردم شیراز است که در گیر کمبود بودجه است.
وی ادامه داد: برای تکمیل این پروژه ۴۵۰میلیارد تومان ریالی و ۱۵۰ میلیون یورو ارزی اختصاص یافت که توانست ۹۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته باشد و چنانچه وزارت راه و ترابری همت کرده و سایر هزینههار ا متقبل شود، میتوان این عملیات اجرایی این راه آهن را کامل کرد.
استاندار فارس افزود:۵ درصد باقی مانده مربوط به ایستگاههاست که وزیر در زمان افتتاح این قطار قول مساعد داد که برای اعتبارات آن فکری کند تا پایان سال تکمیل شود و با توجه به گذراندن سه ماه از سال جاری امیدواریم با تخصیص اعتبار ۱۳۰میلیارد تومان دیگر برای تکمیل ایستگاهها بتوانیم این مسیر را کامل کنیم.
احمدزاده تصریح کرد: هنوز هم تردد مسافرین از ایستگاه صدرا صورت میگیرد و این ایستگاه به عنوان ایستگاه موقت راهاندازی شده است.
به این جهت به نظر میرسد با وعدههای اعلامی از سوی مسوولان وزارت راه و ترابری و نحوه تخصیص اعتبارات به پروژههای این وزارتخانه هنوز هم نمیتوان به افتتاح رسمی این پروژه امیدی داشت و باید هر سال افتتاح نمایشی آن را سال شمار کنیم البته وزیر راه و ترابری افتتاح این مسیر را نمایشی نمیداند و در مرداد سال گذشته برای این که به خبرنگاران حوزه راه ثابت کند که این مسیر تکمیل شده است و مشکلی وجود ندارد وعده داد تا هفته پایانی مرداد ماه خبرنگاران از این مسیر بازدید کنند که هنوز نه وعده وزیر محقق شده و نه خبری از بازدید خبری از این مسیر وجود دارد که خود نشان دهنده این امراست که این مسیر هنوز آماده نیست و وزارتخانه به جهت آمادهسازی کامل از حضور خبرنگاران دراین مسیر جلوگیری میکند.
سرمایه گرانقدر نیروی انسانی، سرمایه گذاریهای چندین هزار میلیارد تومانی طرحهای نفتی
امروزه تمامی کارشناسان و مدیران جدا از گرایشهای سیاسی و ایدئولوژیکی بر این امر اتفاق نظر دارند که نیروی انسانی بزرگترین سرمایه هر شرکت و سازمانیست و پرورش و آموزش نیروی کارآمد هزینه زمانی و مالی فراوانی دارد. از طرفی رقمهای سرمایه گذاری برای اجرای هر طرح ملی نفتی، گازی و پتروشیمی آنچنان بالاست که در مقیاسهای هزار میلیارد تومان یا میلیارد دلاری بیان میگردد. به عنوان مثال امروزه برای اجرای هر فاز پالایشگاهی گاز پارس جنوبی، بین دو هزار تا سه هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری میشود. علاوه بر این، حجم سرمایه در گردش صنایع در حال کار برای هر واحد عملیاتی گاهی تا چندین هزار میلیارد تومان در سال میباشد. بنابراین پر واضح است که چرخه های اقتصادی کشور بر پایه این صنایع میچرخد و این نیروهای انسانی توانمند هستند که میتوانند چنین حجم بالای سرمایه را هدایت کنند و این امر از توان عده ای معدود و غیر متخصص خارج است.
حقوقهای نفتی، انگیزهای برای نماندن در کشور، ترغیب مضاعف دولت احمدی نژاد برای رفتن و مهاجرت نخبگان!
در حالی که بزرگترین گردش مالی کشور در بخش نفت و گاز و پتروشیمی صورت میپذیرد و بخش اعظمی از اقتصاد ایران در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با این صنعت است، اما مقایسه حقوق خبرگان نفتی در شرکتهای ایرانی با همتایان بین المللی خود نشان میدهد که رقم حقوق کارشناسان نفتی در ایران شاید کمتر از یک دهم همطرازان خود در شرکتهای بین المللی و کشورهای حوزه خلیج فارس باشد. در حالی که یک نیروی دانش آموخته دانشگاههای برتر کشور با مدرک کارشناسی ارشد پس از حدود ده سال سابقه کار حقوقی بین یک تا دو میلیون تومان بصورت میانگین دریافت میکند، همین شخص میتواند ماهیانه هشت تا پانزده هزار دلار در شرکتهای مشابه خارجی حقوق بگیرد. بنابراین به خودی خود همین تفاوت بسیار زیاد در مقایسه با حقوقهای بین المللی و از طرفی هزینه های مشابه زندگی در ایران و اکثر کشورها انگیزه ماندن در شرکتهای داخلی را بسیار کم کرده است. این موضوع موجب فقیر شدن شرکتهای داخلی از افراد کارآزموده و خبره شده است. اما آنچه جالب است، پایینتر آوردن همین حقوق حداقل در دولت جنجالی و پر سر و صدای احمدی نژاد است. گویی که ترغیب متخصصین به رفتن و تهی شدن صنایع تولیدی و شرکتهای مهندسی و سازندگان از نیروهای انسانی زبده و مجرب، از اهداف عالیه این دولت تعریف شده است!
مقابله با بخشهای خصوصی در نفت، کانالیزه کردن پول از مجرای نهادهای نظامی و بخصوص سپاه
با روی کار آمدن دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد، سیاستهای شتابزده و بی مبنایی در طرحهای عظیم نفتی و گازی کشور اتخاذ گردید. به عنوان مثال دولت به مقابله با شرکتهای پیمانکاری نفتی موفق داخلی پرداخت و با قرار دادن آنها در لیست سیاه خود، از واگذاری پروژه به آنها جلوگیری نمود، پول آنها را بلوکه کرد و حتی آنها را از انجام پروژه های در حال انجام خلع ید نمود. نمونه هایی از آن شرکتهای صدرا، سازه، ناموران و بیشتر شرکتهای خصوصی و فعال از این دست میباشد که در نتیجه آن اکثر نیروهای متخصص این شرکتها به مرور از کشور رفتند. از طرفی طرح یکسانسازی حقوق موجب پایین آمدن حقوق شاغلین در طرحهای در حال بهره برداری شد و به دنبال آن تعداد بسیار زیادی از متخصصین که از بدو شروع طرحهای نفتی و گازی تا راه اندازی و بهره برداری از آن حضور داشتند، مجبور به خروج از شرکتهای داخلی و مهاجرت به کشورهای دیگر شدند.
اینگونه اقدامات بی مبالات که شاخصه دولت احمدی نژاد است، موجی از یأس و ناامیدی در بین نیروهای متخصص باقیمانده در این صنعت حاکم گرداند.
در کنار این امر، تنها در اولین سال دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به نقل از خبرگزاریهای دولتی و آمار رسمی، بیش از هفت هزار میلیارد تومان پروژه به قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه واگذار گردید. بعد از آن نیز این موضوع تداوم یافت، به گونه ای که حتی دست این نهاد برای برداشتهای میلیارد دلاری از صندوق ذخیره ارزی برای اجرای پروژه ها نیز باز گذاشته شد.
انهدام از درون
اخراج خبرگان نفتی
پدیده عجیب و بسیار مشکوک اخیر، موج اخراج اندک متخصصین و دلسوزان باقی مانده در این صنعت است. به دنبال انتخابات ریاست جمهوری اخیر و حوادث پس از آن، ولع جریان حاکم در دولت برای به هدر دادن سرمایه ها که مهمترین آن نیروهای انسانی است به طرز پر شتابی فزونی یافته است. جا به جایی مدیران، رویه مرسوم این دولت و برخی دولتهای پیشین بوده است، هرچند که احمدی نژاد در این بازی گوی سبقت را از همه ربوده است. اما امری که هیچ گاه مسبوق به سابقه نبوده است، اخراج فله ای متخصصین و خبرگان شرکتها به دستور مقامات مافوق خارج از شرکتها به بهانه های واهی فعالیت سیاسی و ایجاد تشنج در شرکت میباشد!
بازگو کردن حوادث تمامی شرکتها کاری دشوار و وقتگیر است و از عهده یک گزارش کوتاه خارج است. اما در این گزارش به عنوان نمونه به حوادث روی داده در شرکت تأسیسات دریایی ایران که بزرگترین شرکت پیمانکاری موجود در صنایع فراساحل نفت و گاز کشور میباشد پرداخته میشود. ماجراهای مشابه در دیگر شرکتهای اقماری نفت مانند پتروپارس، مهندسی و ساختمان نفت و بقیه شرکتها نیز به وقوع پیوسته و یا به گفته مسوولین در حراست وزارت نفت در شرف وقوع است.
نمونه: موج اخراج متخصصین و مدیران با سابقه در شرکت تأسیسات دریایی ایران
شرکت تأسیسات دریایی ایران پیمانکار مادر در اجرای طرحهای بزرگ سکوهای نفتی و گازی دریایی و لوله گذاری در دریا میباشد و گردش مالی پروژه های جاری در این شرکت به بیش از یک میلیارد دلار در سال میرسد. این شرکت از معدود شرکتهای موفق نفتی در کشور است که علاوه بر نقش عمده خود در بازسازی و تولید سکوهای جدید نفت و گازی و لوله گذاری در دریا، نقش بسیار مهمی در توسعه شهر خرمشهر پس از جنگ داشته است.
از آنجا که سکوهای دریایی به منزله تأمین کننده خوراک نفت و گاز پالایشگاههای موجود و در حال توسعه و ساخت میباشند، هرگونه خلل در ساخت و بهره برداری از این سکوها به منزله متوقف نمودن تمامی سرمایه گذاریها در بخش پالایشگاهی خشکی میباشد. از طرفی کار در دریا پیچیدگیها و مخاطرات خاص خود را دارد و متخصصین در این امر در کشور بسیار اندک میباشند و تربیت متخصصین در این صنعت با هزینه های بسیار بالا و در عرض چندین سال صورت میگیرد.
با گذشت چندین ماه از انتخابات و پس از خریداری ۴۹ درصد سهام شرکت توسط شرکت ناجی غرب، متعلق به نیروی انتظامی، در دو ماهه آخر سال شایعاتی مبنی بر اخراج تعدادی از بهترین کارشناسان ارشد شرکت به دلایل سیاسی در شرکت رونق گرفت و چندی از این ماجرا نگذشته، شایعات به حقیقت پیوست و در عرض مدت کوتاهی، حدود سی نفر از کارشناسان خبره شرکت برای ادامه همکاری با مشکل مواجه شدند. البته این خاتمه همکاری نه از جانب شرکت، که از طرف مقامات بالاتر و فشار بیرونی به مدیریت شرکت صورت پذیرفت. علی رغم پیگیری و حمایت مدیریت عامل وقت - که از مدیران برجسته و کارآزموده کشور محسوب میشود - برای جلوگیری از این موضوع، این امر اتفاق افتاد و افراد برای پیگیری اصل ماجرا به حراست وزارت نفت ارجاع شدند.
جدا از اینکه داشتن فعالیت و دید سیاسی به تنهایی جرمی محسوب نمیشود، پس از پیگیری از حراست وزارت نفت مشخص گردید که برای اکثر این افراد هیچگونه سند و پروندهای دال بر فعالیت سیاسی وجود ندارد. برای تعداد بسیار کمی نیز انتقال چند خبر قبل و پس از انتخابات توسط ایمیل به عنوان سند فعالیت سیاسی و دلیل عدم احراز شرایط لازم برای ادامه همکاری قلمداد گردید.
با این حال به گفته کارشناسان و مدیران این شرکت، در حدود سی نفر از متخصصین کارآزموده شرکت به این بهانه و البته در قالب اتمام قرارداد، مجبور به ترک شرکت شدند.
دیری نپایید که موج اخراج به مدیر عامل باسابقه و پرتلاش این شرکت کشیده شد و مسعود سلطانپور که از بدو تأسیس این شرکت توسط مهدی هاشمی در این شرکت حضور داشته و با متوسط فعالیت روزانه بیش از ۱۲ ساعت در طی ۱۸ سال، توانسته بود مراحل ترقی را در شرکت طی کرده و در جایگاه مدیریت عامل شرکت قرار گیرد، از این سمت کنار گذارده شد. این مدیر موفق و ساعی پیشنهاد وزارت نفت را در سال ۸۴ رد کرده بود و حضور در شرکت تأسیسات را مناسبتر برای خود میدانست. هرچند سلطانپور خود را تدارکاتچی شرکت برای مهیا شدن زمینه برای کار بقیه همکاران میدانست، اما حضور او پشتوانه بسیار محکمی برای اجرای پروژه های جاری در شرکت بوده است. با این حال مدیر عامل جدید، دکتر علی طاهری، که تنها چهار سال فعالیت در سمت مدیریت سازمان بنادر و کشتیرانی را به عنوان مسوولیت اجرایی در کارنامه دارد، دست همکاری سلطانپور را کنار زده و حاضر به همکاری با وی پس از خلع شدن از مدیریت شرکت نمیشود. پس از رفتن سلطانپور، بر خلاف تصور همه کارشناسان که منتظر تغییر در معاونتهای مالی و بازرگانی بودند، موج تغییرات و خاتمه همکاری با معاونتهای فنی نظیر معاونت پروژهها و ماشین آلات سنگین شرکت که از قدیمی ترینها در شرکت بوده اند شروع شده است. موجی که در کنار اخراج تعداد زیادی از متخصصین به بهانه های واهی سیاسی، احتمالاً تمامی پروژه های در دست اجرای این شرکت مانند توسعه سکوهای فروزان، فازهای ۱۲، ۱۵ و ۱۶، ۱۷ و ۱۸، ۲۰ و ۲۱ پارس جنوبی، لوله گذاریهای متعدد دریایی و غیره را با مشکلات عدیده ای روبرو خواهد ساخت و از طرفی مشاورین و پیمانکاران داخلی و خارجی را که در سالیان دراز با این شرکت همکاری داشته اند را نیز با مشکلاتی مواجه خواهد ساخت.
به مخاطره انداختن سرمایه های کلان کشور با اخراج متخصصین و خبرگان شرکتها
مقدمات و نمونه ذکر شده از این باب مطرح شد تا تذکری باشد جدی بر تأمل در تصمیم گیریها و تغییرات وسیع و بدون برنامه در شرکتها و سازمانهایی که سالیان سال زحمت کشیده اند تا بدین جایگاه دست یافته اند. به راستی که ساختن بسیار پرهزینه تر و مشکلتر از تخریب است و روند طی شده در این چند سال فعالیت احمدی نژاد و هم فکرانش در دولت همراه او، نشان میدهد که او در حالی که مرتباً سخن از ساختن و خدمت میزند، برآیند کارهای او نشان میدهد در حال تخریب تمامی سازمانهای موثر و موفق در امر سازندگیست. اخراج منتقدین و دلسوزان از شرکتها و سازمانها و پر کردن آنها با تملق گویان، نه تنها از در خدمت، که از سر در اختیار گرفتن تمامی منابع مالی با اغراض مبهم سیاسی میباشد که راه به جایی نخواهد برد و سرمایه های گرانقدر کشور را در خطر نابودی و محاق قرار خواهد داد.
هرچند که احمدی نژاد و دوستانش نشان داده اند به چنین نقدهایی بها نمیدهند، اما امید است متخصصین دلسوز و مدیرانی که هنوز در این شرکتها حضور دارند و نگران آینده و حال این ممکلتند، اجازه ندهند چنین تغییراتی در مجموعه های تحت اختیار آنان رخ دهد. زیرا که اولین کسانی که متضرر خواهند شد، کارکنان همان شرکتها خواهند بود، و سپس همه مردم شریف و نجیب ایران.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر