-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

Latest news from Jaras for 06/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.





در دیدار با نمایندگان مجلس -



به گزارش ايلنا، رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با رییس، هیأت رییسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی همکاری صمیمانه دولت و مجلس را یکی از نکات لازم و ضروری برشمرد و تأکید کرد: این همکاری باید تحقق یابد و اینکه هر یک از دو طرف بگویند، ما همه کارها و وظایف را انجام داده‌ایم و طرف مقابل باید جلو بیاید، قابل قبول نیست.

 
وی افزود: حدود و وظایف مجلس و دولت در قانون مشخص شده است، اگرچه برخی از این حدود هم در قانون مبهم و غیر مشخص است که باید برطرف شوند اما نیاز امروز کشور همکاری دولت و مجلس است.
 

آقای خامنه‌ای خاطر نشان کرد: نباید در دولت هیچ گونه انگیزه نافرمانی از مجلس بوجود آید و در مجلس نیز نباید مطلقاً انگیزه معطل کردن دولت وجود داشته باشد.

 
وی تاکید کرد: این سخن که دولت باید به قانون عمل کند، سخن درستی است اما از آن طرف هم قانونگذار باید نقش و شرایط مدیران اجرایی را نیز در نظر بگیرد، زیرا دولت، عنصر وسط میدان است و کار او باید تسهیل شود.
 

رهبر جمهوری اسلامی، با تأکید بر اینکه میان اجرا و طراحی اجرا فاصله زیادی وجود دارد، خاطرنشان کرد: در کنار این موضوع که دولت باید به قانون عمل کند، مجلس هم باید کاری کند که دولت بتواند به قانون عمل کند.

 

گفتنی است در ابتدای این دیدار علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در گزارشی از عملکرد دو ساله مجلس هشتم گفت: در این مدت 421 لایحه و طرح در مجلس بررسی شده که 142 فقره آن به قانون تبدیل شده است.

 

وی، قانون تجارت، طرح امر به معروف و نهی از منکر و طرح اصلاح الگوی مصرف را از جمله مصوبات و اقدامات مهم مجلس برشمرد و گفت: بررسی برنامه پنجم توسعه از ابتدای این هفته در کمیسیون‌های تخصصی آغاز شده و مجلس با رویکرد مدل توسعه اسلامی – ایرانی، این بررسی را انجام می‌دهد.

 

 


 







خبرنگار کلمه با علی شکوری راد نماینده معرفی شده به وزارت کشور درباره راهپیمایی سکوت و ایرادات وزارت کشور گفت و گو کرده است.


آقای شکوری راد مفاد درخواست احزاب اصلاح طلب در ۸ بند آمده است . واکنش وزارت کشور به درخواست شما چه بود؟

وزارت کشور ابتدا یک برخورد مثبت تری نسبت به دفعات قبل نشان داد و مشخص کرده که این درخواست باید حاوی چه نکاتی باشد و گروههای اصلاح طلب هم نامه ای تهیه کردند و امروز صبح به وزارت کشور فرستادند و بر مبنای آن نکات خواسته شده را لحاظ کردند ولی براساس آخرین خبری که من دارم هنوز آنها بهانه جویی هایی می کنند .فکر می کنم نوعی اتلاف وقت است . نکات دیگری را هم در خواست کرده اند که ظاهرا گروهها باید درباره آنها تصمیم بگیرند و اقدامی را انجام دهند.


آن نکات و بهانه ها چیست؟

وزارت کشور مطرح کرده که هدف راهپیمایی روشن نیست و خواسته است که دبیرکل یا نماینده تام الاختیار دبیرکل هر یک از احزاب و گروهها باید شخصا در وزارت کشور حاضر شده و تعهد بدهند و حتی آن را ثبت محضری کنند که راهپیمایی مسلحانه نخواهد بود. این شرایط هیچگاه درباره راهپیمایی که تاکنون برگزار شده مطرح نبوده است . وی بر همین اساس علاوه بر رد درخواست جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که پروانه شان توسط کمیسیون ماده ده احزاب لغو شده  و همچنین انجمن روزنامه نگاران زن را نیز بدلیل ناقص ماندن مراحل آخرین انتخابات شورای مرکزی از حق ارائه درخواست محروم دانسته است.

مهمترین ایرادی که به درخواست ها گرفتند چه بود ؟

اشاره کردند که آقای قدیانی عضو مجاهدین انقلاب اسلامی است و من عضو جبهه مشارکت و چون این دو حزب پروانه فعالیت شان لغو شده است، حق ندارند که نماینده معرفی کنند . در حالیکه من عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی و مجمع نمایندگان ادوار به جهت یک دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی هستم و لذا این ایراد نمی تواند وارد باشد. چون من تنها عضو جبهه مشارکت نیستم. اما به هرحال ما می خواهیم سعی کنیم ایرادات را برطرف کنیم و نظر آنها را تامین کنیم تا انشالله راهپیمایی برگزار شود.  گفتید که یکی از ایرادات مطرح شده این است  که هدف راهپیمایی روشن نیست.

شما در پاسخ این اشکال چه خواهید گفت؟

هدف راهپیمایی ، اعتراضی بوده که در سال گذشته نسبت به نتایج انتخابات صورت گرفته است و این راهپیمایی تداوم همان اعتراض است.  چقدر احتمال دارد که به درخواست شما برای برگزاری راهپیمایی جواب مثبت داده شود؟  نوع برخورد البته بهتر از گذشته است ولی ایراداتی که گرفته میشود، ایراداتی تازه ای است که پیشتر سابقه نداشته و هیچکدام از راهپیمایی های که تاکنون برگزارشده چنین سخت گیری های در موردش اعمال نشده است.

باتوجه به سخنرانی های نمازجمعه ۱۴ خرداد و حملات شدید الحنی که از سوی سایت های رسمی دولتی نسبت به جنبش سبر مطرح شده است. اکنون نرمش وزارت کشور چطور قابل توجیه است ؟ آیا فکر می کنید مجوز داده شود؟

نخیر. این روی خوش نشان دادن به معنای رفتن به سمت صدور مجوز نیست . یک نوع توجه به قانون است. اینها در حال حاضر سعی دارند تا قانون را به شکل سفت و سخت و حداکثری در مورد راهپیمایی ۲۲ خرداد اعمال کنند . بهانه های قانونی می گیرند و از ما میخواهند که آنها را برطرف کنیم. اگر ما می دانستیم که اینها اینطور میخواهند بهانه جویی کنند، طبیعتا ما هم تمهیدات لازم را دنبال میکردیم که به این بهانه جویی ها برخورد نکنیم ولی از این نظر که  استنادشان در برخی موارد به قانون و آیین نامه است ما سعی می کنیم آن ایرادات را برطرف کنیم تا مجوز را بگیریم.

شما می گویید که این روی خوش نشان دادن فقط توجه به قانون است ولی درواقع علاقه ای به برگزاری راهپیمایی ندارند. در یک سال گذشته بارها تقاضای احزاب اصلاح طلب را برای برگزاری راهپیمایی بی پاسخ گذاشته بودند  بدون اینکه به قانون رجوع کنند. پس رویه کنونی چطور قابل توجیه است؟

اینها می خواهند که با برنامه و به شکل قانونی مجوز ندهند . درگذشته با بی اعتنایی برخورد می کردند ولی این بار نمی خواهند با بی اعتنایی برخورد کنند و می خواهند برای ان استناد قانونی بیابند ولی  معنایش این نیست که چشم انداز روشنی برای گرفتن مجوز وجود دارد. مسلما آنها برنامه ای برای دادن مجوز ندارند.

با توجه به اینکه در یک سال اخیر تبلیغات رسمی حکومت مبنی بر ریزش نیروهای حامی جنبش سبز بوده است. آیا احتمال می دهید که اینها مجوز را صادر کنند؟

آنها اگر چنین اطمینانی داشتند راحت تر با ما برخورد می کردند و آنها مطمئنا چنین فرضی را ندارند . چه بسا خودشان  (وزارت کشور ) هم می دانند که جمعیت زیادی به خیابان خواهند آمد و به همین دلیل هم هست که تا کنون مجوزی را صادر نکردند و اگر بخواهند که در آخرین لحظه ها مجوز را صادر کنند. ما فکر می کنیم که مانند ۲۵ خرداد که مردم سریع متوجه شدند و آمدند، این اتفاق دوباره بیافتد ولی اگر وسعتش کمتر از آن زمان هم باشد ما چیزی را از دست نداده ایم .

 


 





آرمان آزاد -

 

امروز در خبرها خوانده شد که وزارت کشور از شش سازمان سیاسی که تقاضای مجوز راهپیمایی در روز 22 خرداد داده بودند, تقاضای معرفی نماینده کرده است در حالیکه تقاضای جبههء مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی رد شد.

 

هرچند هنوز نمیتوان تصمیم نهایی را پیش بینی کرد و غالب تحلیل ها پیشتر مشترک بر این بود که مجوزی صادر نخواهد شد, خبر فوق همچنان میتواند نشانی از احتمال صدور مجوز برای راهپیمایی در این روز را ارائه دهد. بر همین اساس این گمانه ها به ذهن خطور میکند که صدور مجوز برای حاکمیت چه سود و زیانی در بر خواهد داشت. چه عواملی باعث خواهد شد که اساسا حاکمیت پای میز قمار صدور مجوز بنشیند؟

 

 همچنان که در متن خبر آمده است وزارت کشور به شش گروه سیاسی اعلام کرده که "یک نفر نماینده معرفی کرده و درخواست خود را با مشخص کردن شعارها و متن قطعنامه پایانی تکمیل کنند". مشخص است که انتظار حاکمیت از شرکت کنندگان, حرکت در چهارچوب مشخص و معین نظام است و پایبندی گروههای سیاسی به شعارهای تایید شده شرط اساسی مورد بحث خواهد بود.

 

اما باید دید حال از دید نظام کودتایی, که سابقهء سیاه سرکوب های بسیار خشن سال گذشته را در کارنامه دارد چه چیز باعث میشود که حتی درخواست صدور مجوز به مرحله معرفی نمایندگان گروهها برسد.

 

گمانه زنی هایی که از امروز در محافل سیاسی آغاز شده است نشان از آن دارد که همگان در پی کشف توطئهء پشت پردهء این نوع کنش هستند. بسیاری بر این باورند که حاکمیت قصد دارد تا فعالین را در یک حالت تعلیق و سردرگمی نگه دارد تا معترضین نتوانند پیشاپیش بر اساس یک رویکرد واحد,صدور و یا عدم صدور مجوز, برنامه ریزی کنند. از سویی دیگر با تداوم چند روزهء این تعلیق و احتمال صدور مجوز در دقایق پایانی امکان اطلاع رسانی گسترده و فراخوان به موقع را از گروههای سیاسی میگیرند تا با اینکار اولا ژست صدور مجوز به خود گیرند و ثانیا با عدم حضور میلیونی که نتیجهء عدم اطلاع رسانی خواهد بود دراقلیت به سر بردن معترضین را  به رخ میکشند.

 

 اما از طرف دیگر صدور هرگونه مجوز راهپیمایی میتواند به نفع جنبش تمام شود از این رو که تعداد بسیار بیشتری از مردم حاضرند در یک تظاهرات با مجوز رسمی شرکت کنند تا در یک راهپیمایی بدون مجوز! همچنین در صورت شکل گیری تظاهرات مسالمت آمیز با حفظ چهارچوب مشخص و شعارهای معین و بدون خشونت, احتمال سرکوب و بازداشت و برخورد با معترضین به شدت کاهش پیدا میکند چرا که گروههای بسیاری از درون مخالفین خود را موظف به حفظ چهارچوب مورد توافق با وزارت کشور خواهند دید و مردم را دعوت به حفظ آرامش خواهند کرد. مضاف بر آن در صورت مطرح شدن شعارهای تند و رادیکالی توسط گروهی از شرکت کنندگان  که اجتناب ناپذیر هم مینماید, علاوه بر زیر سوال رفتن تعهد و توافق گروههای متقاضی مجوز, هزینهء سرکوب و بازداشت مخالفینی که چهارچوب قانون را زیر پا گذاشته اند به شدت کاهش میابد و شکلی مشروع بر اساس رفتار متداول پلیس در سراسر جهان به خود میگیرد.

 

در حال حاضر تنها راهی که به نظر نگارنده مناسب می آید اینست که از هم اینک فرض را بر صدور مجوز بنا گذاریم و با توان حداکثر اقدام به اطلاع رسانی و صدور فراخوان نماییم. تاکید بسیار بر نحوهء شرکت در راهپیمایی که همانا ممانعت از هرگونه شعار رادیکالی و اقدام خشونت آمیز است از وظایف شبکه های فعال سیاسی و اجتماعی است. مباحثه, ارائهء شواهد و دلایل زیانهای مبارزات و شعارهای خشونت آمیز و نیز دعوت به حفظ سیاست رفتاری واحد در این روز حساس تاریخی, روزی که سرنوشت منتخب یک نسل به یغما رفت, میتواند از وظایف معتقدین به مبارزات مدنی و خشونت آمیز باشد. تظاهرات سکوت و یادآوری عظمت و نتایج حاصل از آن یکی از راهکارهای مطروحه است.

 

فراموش نکنیم که تنها با حضور میلیونی است که ضمانتی بر تداوم حرکت پر شور جنبش به دست می آوریم و در غیر اینصورت باز هم گرد یأس و نا امیدی بیش از پیش بر جامعه گسترانده خواهد شد.

 

و در نهایت اگر در روزهای باقی مانده مجوزی هم صادر نشد باز هم میتوان امیدوار بود که مردم به دلیل دانش وبینش بالایی که دارند و همچنین به استناد دعوت و پیامهای سران جنبش سبز, صحنه را خالی نخواهند کرد. از سویی دیگر این انگ عدم صدور حتی یک مجوز راهپیمایی بدون خشونت نیز به کارنامهء کودتاگران اضافه خواهد شد که باز نشان از ترس حاکمیت و وجود قدرت نهفتهء جنبش در بطن جامعه دارد.

 

در پایان لازم میدانم به این نکته هم اشاره شود که احتمال صدور مجوز برای گروههای حامی دولت کودتا نیز به شدت وجود دارد و با اینکار که به شکل بدون سر و صدای رسانه ای هم رخ میدهد, نیروهای خود را به شکل سازماندهی یافته و در حمایت از دولت احمدی نژاد به میدان آورند تا حضور معترضین را کمرنگ و خنثی کنند. درست مشابه کاری که در 22 بهمن سال گذشته انجام شد.

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




ایرج ایرانی -

 

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان

ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

 

سالهاست که در ادبیات ما ایرانیان ضرب المثل،تمثیل و نیز ابیاتی دستچین شده و در لابلای گفتارمان به کار می آید و هرآنچه بیشتر بکار رود ، لاجرم سخن نغزتر و دلنشین تر که

 

هنر نزد ایرانیان است وبس...

 

اما وجه تسمیه ابیات فوق در شرایط امروز ما چیست ؟

 در مثل مناقشه نیست ایوان مدائن در روزگار ما زیارتگاهی است در جنوب تهران که آرامگاه معمار انقلاب اسلامی ایران و یادگار ایشان - هم او که در زد و بندهای پشت پرده باندهای مافیائی قدرت ، قافیه را خیلی زود باخت و به دگران وانهاد- قرار گرفته است .

 

اما بپردازیم به عبرت گرفتن که آن نیز از دو سو قابل بررسی است

سوی اصلی آن به حاکمیت برمیگردد که نشان داده گوشش به این حرف ها بدهکار نیست

 

یادش بخیر روزگارانی که مخلصانه،خصوصا در روزهای قدس که به نماز جمعه مشرف میشدیم همین رهبر فعلی انقلاب که آن روزگاران اسیر پتیاره قدرت نگردیده بود دو عبارت را بیش از همه عبارات در شروع خطبه ها بیان مینمود

 

" عبادالله اوصیکم به التقوی الله " و نیز " حب الدنیا راس کل الخطیئه "

آری آن روزگاران سالیانی است که بسر شده و اینک حضرتش چنان مست جمال نوعروس زر و زخرف دنیوی هستند که گویا العیاذ بالله تعبیر دوم از اساس نا معتبر و بقول نا صواب شیعیان غالی گویا حضرتش مکاشفه فرموده اند که " آری راوی سنی بوده است ...!!! "

 

نرود میخ آهنی در سنگ ...

 

اما سوی دگر که میبایست به عبرت گرفتن ما بیانجامد .

این شق قضیه اما تاهفته ی گذشته برای عده قلیلی از رعیت  دیرباور و مجذوب و مذبوب در ولایت حضرتش خفی و مبهم و توام با ناباوری وپس از چهاردهم خرداد و عرعر عده ای از جیره بگیران دولت که منجر به قطع پیاپی سخنان نواده آن معمار- که بدبختانه کبیرش میخوانند – ناباورانه به این نظر رسیدند و

 

از ماست که بر ماست ...!!

 نواده بنیانگزار انقلاب را در کنار مضجع جد خود به بدترین شکلی مضحکه قرار داده و  عملا سیرک ملک و حکومت و اسلام ناب محمدی ، و آن آزادی بیانی راکه رئیس جمهور مخبط و متقلبش پیوسته در حضور خبرنگاران بیگانه دم میزد را به سخره آورترین شکل در نزد جهانیان عیان نمودند...که

 

از کوزه برون همان تراود که در اوست

 

در این دو سه روز سپری شده از روز واقعه علاوه بر موضع گیری برخی از مراجع آزاده حتما متوجه پیام های سران سبز شده اید ...

 

این دو عزیز برای نخستین بار مهملات شیخنا را برنتابیده و عملا در اقدامی متهورانه به ریشخند نمودن حضرت سلطان هریک به فراخور حال خویش (والبته به بهترین و بی واسطه ترین جملات )با عرایض خود سیلی های آبداری را نثار گونه های ولائیشان نموده تا منبعد اندازه مصرف کوکنارشان از حد تجاوز ننموده و مراقب نشخوار کلمات خود باشند و دگرباره وجود منحوسشان را با مولای متقیان قیاس ننمایند

 

اما وظیفه ما چیست ؟

 از محافل امنیتی و شب نشینی های سربازان گمنام امام زمان این اخبار به بیرون درز نموده که در صورت عدم حضور میلیونی سبزها در سالگرد انتخابات در شنبه آینده ، حکم بازداشت هر دو بزرگوار به جرم همان بیانات از جیب مبارکه استحصال و امید ملت را در نطفه خفه خواهند نمود .

 

بیاد داشته باشیم که در صورت مرعوب شدن و خالی گذاردن میدان بازهم باید از دیده عبر کنیم !!

پس برماست که با هر کیش ، هرگونه طرز تفکر سیاسی ، از هر نسل ، مرد یا زن ،در تهران یا شهرستانها ،  چپ یا راست ، اصولگرا یا سکولار ...و خلاصه همه ما در شنبه آینده ، سالگرد انتخابات این دو عزیز را تنها نگذاشته و به حاکمیت بفهمانیم که ما همه با هم هستیم ...

 

وعده ما شنبه 22/03/1389 –میدان امام حسین تا آزادی

 

 هموطن از خواب گران،خواب گران،خواب گران خیز  .....                                          

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.


 




فهیم فهمیده -

 

در اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی در شبانگاه 14 خرداد 89  ادعا شد که در آن روز بیش از دو و نیم میلیون نفر در  نماز جمعه در مرقد امام حضور داشته اند.

 

 به پیوست عکس های مربوط به  تصاویر پخش شده از سیما را ملاحظه  و با تصویر تهیه شده از گوگل  مقایسه فرمایید.در تصویر اخیر، طول دو خط عمود برهم که خارج منطقه مثلث بندی است به ترتیب یکصد و پانصد متر است  و مساحت ناحیه مثلث بندی شده 62 هزار متر مربع است.  چنین مساحتی به هیچ عنوان گنجایش جمعیتی بیش از  نود هزار نفر (یک و نیم نفر در هر متر مربع) را ندارد.

 

   توجه کنید که اگر 7 نفر  شانه به شانه به صف بایستند،  عرض یک اتاق 5 در 8 متر را پر می کنند . حال در جلوی این صف نمی توان با فاصله کمتر از 70 سانتیمتر صف دیگری ایجاد نمود . حتی در این فاصله نیز در هنگام حرکت پای افراد  به یکدیگر برخورد می کند. در این شرایط در فشرده ترین حالت امکان تشکیل 6 صف مقدور می گردد.

 

پس در 20 متر مربع 42 نفر جای گرفته اند . یعنی در هر متر مربع  کمی بیش از دو نفر.

 

هر چند در یک اجتماع آزاد خیابانی بدون محدودیت، ممکن نیست در هر متر مربع بیش از یک نفر بایستد، ولی  اگر تراکم نفرات  در مرقد امام را در روز 14 خرداد یک و نیم نفر هم فرض کنیم آنچه در تصاویر سیما دیده می شوند جمعیتی کمتر از یکصد  هزار نفر خواهد بود.با آن همه تبلیغ و امن بودن مراسم و کاروانهایی که از سراسر کشور جمع آوری شده بودند، چرا جمعیت کمتر از  یک در صد تهرانی ها بودند؟

 

آنانی که ادعای دو و نیم میلیونی میکنند آیا میدانند که با تراکم یک و نیم نفر در متر مربع و برای عرض 45 متری خیابانها ،با دو ونیم میلیون نفر می توان فاصله 33 کیلومتری از مرقد امام  تا تجریش (از طریق خ ولیعصر) را مملو از نفرات کرد؟ آیا میدانند این تعداد یعنی چقدر؟

 

قطعا اگر از حضور مردم سو استفاده نمی شد در این روز جمعیت میلیونی سبز ها یاد امام را گرامی  می داشتند . همچنانکه اگر در قضیه هتک حرمت ، به ایشان مجوز داده شده بود ، به جای جمعیت 200 هزار نفری در 9 دیماه ،سیل میلیونی مردم سبز در خیابانها می آمدند.

 

در دورانی که وزیران آخرین  دولت زمان امام (که بارها و بارها مورد تفقد امام شدند) در فشار یا در زندانند و در مراسمی  که ریاست اصلی و واقعی قوه مجریه، و ریاست قوه مقننه در آخرین سالهای حیات امام را فتنه گر می خوانند و برایشان خط و نشان محاکمه و اعدام میکشند،و با ریاست قوه قضاییه در همان دوران با بغض و کینه برخورد میشود، و در محلی که بر ضد هاشمی که براستی نفر دوم کشور در دوران امام بود شعار میدهند، و صحبت نوه امام را با بی ادبی نیمه تمام میکنند  ، و سخنران  بعدی به زشتی و کراهت این وقاحت ها اشاره ای هم نمی کند ،   چه جای دوست داران امام است . اگر کسی  امام را  محترم بداند در این مراسم چه بکند؟

 

توصیه می شود در مبحث برآورد جمعیت ها  ،مقاله علم جمعیت شماری را در سایت جرس قلم سبز 21 فروردین 89 را ملاحظه نمایید. و  برآورد جمعیت ها را در مراسم دولتی 24 خرداد، 9 دیماه،22 بهمن و همچنین 25 خردادو.. مرور کنید.

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




آذر اهورائي -

 

جریان پوپولیستی و اپورتونیستی منافق و چپ نما اکنون دومین ضربه خود را به جریان اصیل انقلابی و ملی و مذهبی مردم ایران وارد کرده و به این طریق تا کنون دوبار مسیر جنبش انقلابی و دمکراتیک و اسلامی مردم ایران را از راه راست و صراط مستقیم منحرف کرده و به بیراهه برده است.

 

اولین ضربه این جریان انحرافی و ضد انقلابی و فرصت طلبانه و منافقانه به جنبش انقلابی مردم ایران به جریان تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق از طریق بر پائی یک کودتای خزنده و مسلحانه درون سازمانی بر می گردد. کودتائی که منجر به لو رفتن بسیاری از کادرهای مسلمان این سازمان و تصفیه خونین و فیزیکی آنها توسط جریان نفاق شد. قتل و سوزاندن جنازه مجید شریف واقفی گواهی بر این جنایت و خیانت تاریخی و انحراف ایدئولوژیک است که دامنه و ترکشهای آن متاسفانه به همان دوران کوتاه مبارزه با رژیم ستم شاهی محدود نشد و آثار و نتایج آن به دوران پس از پیروزی انقلاب کشیده شد و آنقدر این جریان نفاق به  درازا کشید که سرانجام به دومین کودتای خزنده این جریان اپورتونیسیتی و پوپولیستی و چپ نما و ضد انقلابی در 22 خرداد سال گذشته منتهی شد.

 

به دور از منطق قیاس و شبیه سازی تاریخی به شیوه رهبر کنونی جمهوری اسلامی و با عبرت آموزی از حوادث تاریخی؛ بدلایل بسیاری  کودتای انتخاباتی 22 خرداد را می توان مشابه و همسو و ادامه کودتای درون سازمانی جریان نفاق و تغییر ایدئولوژی مسلحانه در سازمان مجاهدین خلق دانست. تعبیری که آقای دکتر سعید حجاریان نیز بدرستی بر آن تصریح داشته است.

 

انقلاب ایران از همان بدو پیروزی دچار دو جریان نقاق از درون و بیرون نظام گردید. جریان نفاق بیرونی در منتهی الیه چپ و جریان نفاق درونی در منتهی الیه راست با یکدیگر در ضدیت با انقلاب اسلامی و تیشه زدن به ریشه نظام جمهوری اسلامی و تضعیف و براندازی خط و اندیشه امام خمینی اشتراک نظر و وجه تشابه یافتند.

 

جریان نفاق بیرونی چیزی به جز ادامه همان جریان نفاق حاکم بر سازمان مجاهدین خلق پس از تغییر ایدئولوژی در درون و بیرون زندان نبود. آنها قبل از انکه بتوانند بر علیه رژیم شاه دست به اسلحه ببرند توانسته بودند بر علیه یاران خود دست به اسلحه شوند. این مشی مسلحانه منافقانه و ضد انقلابی پس از پیروزی انقلاب نیز همچنان ادامه یافت.

 

با ازادی معدود رهبران دربند سازمان از زندان مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی آنها  بر مبنای همان ایدئولوژی انحرافی و منافقانه و اپورتونیستی و پوپولیستی راه خود را ادامه دادند. آنها بجای همراهی با مردم و نظام نوین انقلابی در بیرون زندان دست به سازماندهی نیروهای هوادار خود زده و از همان روز اول پیروزی انقلاب با نظام و امام بنای دشمنی و مخالفت را گذاشته و به جمع اسلحه پرداخته و آخرالامر در جریان برکناری بنی صدر با اعلام جنگ مسلحانه بر علیه نظام و انقلاب و مردم دست به ااسلحه برده و با دشمن متجاوز خارجی بر علیه میهن و مردم خود متحد شده و پیشقراول و راهنمای ارتش متجاوز صدام در حمله به خاک میهن خود گردیده و عاقبت به دامن وی پناه برده و دست به کار ترور و تصفیه فیزیکی و هدفمند رهبران نظام شدند.

 

آنها رهبران اصیل و کادرهای انقلابی و نخبه و متفکری چون مطهری و بهشتی و مفتح و منتظری را شهید و عرصه رهبری نظام را از کادرهای انقلابی و مترقی و مخلص خالی کرده و مرتجعان ضد انقلابی و انجمن حجتیه ائی را برای پر کردن جای خالی آنها در صحنه باقی گذاشتند و به این سان جریان نفاق بیرون نظام به کمک جریان نفاق درون نظام آمده و این دو جریان منافق و ضد انقلابی چون دو لبه قیچی نظام را از بیرون و درون پوک و تهی و فرسوده و پوسیده و پاره پاره نمودند.

 

اما خط نفاق درونی که عمدتا در درون روحانیت و حوزه های دینی جریان داشت؛ مخالفتی با رژیم گذشته و نقشی در مبارزات انقلابی قبل از پیروزی انقلاب نداشت. آنها از ابتدا با اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی و تفکر دکتر شریعتی و با راه و اندیشه امام خمینی برای تشکیل حکومت دینی نه تنها توافقی نداشتند بلکه در دل و به زبان نیز دشمنی دیرینه و آشکاری با آنها داشته و تشکیل حکومت دینی را منحصر به امام زمان و تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت را بر خلاف شرع و عامل تاخیر در ظهور امام غایب می دانستند.

 

لذا این جریان انحرافی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با زدن نقاب دین و انقلابی گری افراطی در جهت انحراف نظام اسلامی از آرمانهای والای انقلاب و امام و مردم کوشید. این جریان در قبل از انقلاب در انجمن حجته و بعد از انقلاب در شورای نگهبان متبلور گردید. بطوریکه این نهاد قانونی از ابتدا در پی ارائه تفسیری ارتجاعی و ضد انقلابی و مغایر با دمکراسی و حق حاکمیت ملی و آزادی و حقوق بشر از اسلام و قانون اساسی بر آمد تا جائیکه امام در تقابلی آشکار با رهبر کنونی نظام تز ولایت مطلقه فقیه را راه چاره ائی برای محدود کردن اختیارات قانونی و بستن دست این نهاد دینی مطلق العنان دید و مجمع تشخیص مصلحت نظام را بعنوان یک ابزار و نهاد قانونی فرا دست شورای نگهبان در جهت تحقق این امر پیش بینی نمود.

 

امام معتقد بود که فقه حکومتی با فقه سنتی تفاوتی ماهوی دارد و فقه سنتی اگر احکام اولیه را از متون دینی بدون توجه به شرایط روز و  نیازها و اقتضائات زمان استخراج و صادر می کند؛ اما در مقابل فقه حکومتی می تواند و باید و این حق و اجازه را از سوی خداوند دارد تا این احکام اولیه را بنا به ضرورت و نیازهای زمان و بنا به مصلحت جامعه و نظام  نقض و وتو و احکام دیگری را ولو بصورت موقتی جایگزین آنها کند.

 

از منظر دکتر شریعتی و جریان روشنفکری دینی؛  دین برای ناس و توده مردم بود نه دین برای دین . به اعتقاد آنها دینی که در خدمت ضد مردم باشد دیگر دین نیست بلکه ضد دین و ضلعی از مثلث زر و زور و تزویر است. امام تحت تاثیر این قرائت رحمانی و روشنفکرانه از دین از یکسو و با پایبندی به تز ولایت فقیه خود از سوی دیگر؛ ولایت مطلقه فقیه را بعنوان راهکاری تلفیقی برای جلوگیری از استبداد فقیه و پایمال شدن منافع جامعه و نظام در پای فقه سنتی و دین غیر حکومتی و نامردمی دید.

 

اما او آینده را ندیده بود و نمی دانست که همین شمشیر دو دم ابزاری می شود برای تشکیل حکومت استبدادی و خودکامه دینی. به اعتقاد امام دین باید در خدمت  رفاه و سعادت و خوشبختی مردم و ابزاری برای تحقق آزادی و عدالت در جامعه باشد نه مانعی بر سر راه آن. اما بر خلاف تصور امام ولایت مطلقه  ابزار مناسبی برای این کار و راه مناسبی برای رسیدن به آن هدف والا نبود.

 

امام خمینی با طرح و ارائه تز ولایت مطلقه فقیه شاید می خواست چنین منظر و قرائتی مترقی و مردم سالارانه از دین را ارائه دهد. غافل از آنکه ولایت فقیه از اساس فرضیه ائی باطل و انحرافی و به منزله زدن تیشه به ریشه دین و نظام دینی و تفکر دینی بود و فقیه در اصل و بر طبق متون معتبر دینی تنها در صورت عدم تصدی و تولی دولت بر امور مجانین و صغار و محجورین بر آنها ولایت داشت  نه بر مردمی رشید و بالغ و فهیم. و تعمیم ولایت فقیه از اداره امور محجورین و صغار و مجانین بر امر حکومت و اداره امور ملت بطور عام یک کار غیر اخلاقی و غیر عقلانی و نامردمی و ضد دمکراتیک و مخالف آزادی انسان و ناقض حق حاکمیت ملی بود. 

 

این یک اشتباه تاکتیکی و استراتژیک و تاریخی از سوی حضرت امام بود. او بجای آنکه با استفاده از اختیارات مطلقه خود نهاد مزاحم و غیر دمکراتیک و ضد مردمی شورای نگهبان را از اصل و اساس لغو و از قانون اساسی حذف و مردم و نظام و انقلاب را برای همیشه از شر آن راحت و رها کند ؛ او برای محدود کردن این نهاد قانونی لقمه را به دور سر چرخاند و ولی فقیه را به حاکم مطلق العنان تبدیل و نهاد انتصابی دیگری را با اختیاراتی افزونتر مافوق نهاد انتصابی اول قرار داد. این بستر قانونی و ذهنی و عینی مهیا ؛ زمینه را برای ظهور دیکتاتوری فقیه و استبداد دینی پس از امام فراهم کرد. امری که در انتخابات سال گذشته به رغم خواست اکثریت ملت رقم خورد. 

 

کودتای ضد انقلابی و ضد مردمی و سیاه 22 خرداد سال گذشته بر علیه رای سبز ملت ؛ در واقع کودتای انجمن حجتیه و شورای نگهبان به کمک سپاه پاسداران بر علیه آرمانهای مردم ایران و خط انقلاب و راه امام خمینی و دومین کودتای خزنده جریان اپورتونیستی و پوپولیستی و چپ نما و خط نفاق بر علیه جنبش انقلابی و اصلاح طلبانه مردم ایران و خط بطلانی بر فرضیه منسوخ ولایت فقیه بود.

 

خط نفاق درون نظام اکنون نقاب از چهره خویش بر گرفته و آشکارا و همسو با خط نفاق بیرون نظام تمام دستاوردها و تجارب و مدیریت دوران بیست و شش ساله نظام جمهوری اسلامی را تا قبل از حاکم شدن جریان نفاق به چالش گرفته و تمام مردان امام و سرنشینان کشتی نظام را به اتهام همکاری با جریان نفاق بیرونی به بیرون پرت کرده و اکنون در سالگرد این کودتای خزنده پس از یاران وشاگردان و دوستان امام نوبت به خاندان و نوادگان او رسیده است.

 

انها برای امام زدائی و تغییر ایدئولوژی نظام ؛ اکثر یاران امام را حذف و حصر و طرد و حبس کرده و برای حذف نهائی نام امام بر آن شده اند تا با تغییر نام خانوادگی خاندان امام از خمینی به مصطفوی نام و راه او را برای همیشه به موزه تاریخ بسپارند.

 

این دومین کودتای خزنده خط نفاق است؛ کودتائی که برای رسیدن به پیروزی نهائی باید از روی اجساد میلیونها انسان آزاده ایرانی عبور کند و اجساد هزاران انسان شریف دیگر چون مجید شریف واقفی و ترانه موسوی را به آتش قهر و انتقام اسلام ارتجاعی و اموی و صفوی از اسلام انقلابی و مترقی و مردمی خمینی بسوزاند.

 

هم از این روست که 22 خرداد آینده بعنون اولین سالگرد دومین کودتای خزنده خط نفاق روزی تاریخی و مهم و سرنوشت ساز در تاریخ ملت ایران خواهد بود. روزی که ملت ایران با حضور سبز خود می تواند آن را به روز شکست خط نفاق و روز جشن پیروزی بزرگ ملت تبدیل کند.    

 

         

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 


برای میر سبز ایران

رضا رئیسی -

 

این روزها از هر کوچه و خیابان که گذر می کنیم یاد و خاطره روزهای شیرین با هم بودن برای ایران بودن در جانمان تداعی می شود ، مردمی آمدند و به دل آمدند و چه جانانه آمدند از هر قشرو طبقه و عقیده چیزی در تو دیدند" امید" را دیدند ؛امید همان گمشده بی تدبیری ها و خلق الساعگی های بی تدبیران ناکارآمد را؛ همان که جامعه بی آن در کشاکش مصائب بی پایان به سمت نیستی و اضمحلال میرود، تو زنده میکردی این روزنه حیات بخش را ، ستاد تو نه متکی به دلارهای نفتی بود نه استوار بر خوان نعمت ارباب قدرت تو از پس بیست سال سکوت بالاخره آمدی؛ و تیتر خورد مهندس میر حسین موسوی آمد  نسل پیشین روزهای سخت جنگ، کمبود و مشکلات همه سویه را به یاد داشت و در بزنگاهی چنین سخت و طاقت فرسا دانسته بود که تو توانسته بودی خالی از مدعا، ساده و بی ریا همراه و در کنار مردم  از آن روزهای سخت به سلامت بگذرانی ما را

 

 اما نسل جدید ؛نسل سومی ها چه ؟ تو را بیست سال از صحنه بدور داشتند تا فراموش شوی تا  تیری از روشنی نباشی بر تاریکخانه قدرت و جبروت شان،چه پرسشگرانه نسل تازه می پرسیدند که میر حسین کیست؟ اینجا بود که طنین صدای گرم آن سید همیشه خندان مردم مدار گوشهایمان را نوازش کرد: در بیست و دوم خرداد همه با هم نام زیبای میر حسین موسوی را می نویسیم و کلید خورد آنچه که  بیست سال از آن واهمه داشتند آنهمه تاریک بافی و نا مردمی به سر انگشت همت مردم بر باد رفت موج سبز صداقت و  کارآمدی کرانه های ایران را درنوردید و همه یکی شدیم برای ایران "ایران برای همه ایرانیان"

 

 هر روز امیدمان در راه سبز امید پر رنگ تر و دست یافتنی تر می شد در ابتدا ترسمان این بود که مردم نیایند و اقلیتی میدان دار حکومت بر اکثریتی شوند که خاموش است و عافیت میطلبد اما هر روز پر رنگ تر از دیروز آمدند انگار آنها هم مثل تو خطر را احساس کرده بودند دیگر ثمره آنهمه تلاش بی مزد و منت به منصه ظهور رسیده بود و گامی تا پایان چهار سال تحقیر و توهین به شعور ملتی بیشتر نمانده بود،منتظر و مطمئن به اعلام نتایج آماده جشن ملی بودیم

 

 و اما ... مثل اینکه کیهان و رجا نیوز بهره ای از علوم غیبیه داشتند که دو روز قبل تیتر زده بودند محمود احمدی نژاد با 63% آرا رئیس جمهور ایران ؟!

 

 بهت و حیرت سراسر وجودمان را گرفت نگاه پرسشگر تک تک مردم از یادم نخواهد رفت ما با دل آمده بودیم با عشق برای ایران و اکنون باور نداشتیم آنچه که می شنویم و می بینیم یعنی خواب بودیم؟یعنی این مردمی که زنجیرهای انسانی و استقبال بی نظیر را در هر جای ایران براه انداخته بودند از کجا آمده بودند؟ نکند خواب نما شده بودیم؟نکند آن هاله معروف کار دستمان داده بود؟ اینجا بود که اولین بیانیه سرشار از شعورت نوازشگر قلبهای زخمی ما شد: ما تسلیم این صحنه آرائی خطرناک نمی شویم ،مهندس جان خوب به ضمائم و اسلوبهای مهندسی آگاهی داشتی که گفتی مهندسی آرا! و در تند باد آنروزها مردم نفس به نفس قدم به قدم آمدند تا بگویند مسئله ما انتخاب یک شخص نیست توهین به شعور یک ملت است و شما و آن شیخ شریف همراه راه و روشنی بخش قدمهای استوار ملت بودید

 

 چه بسا شنیده ایم و شنیده اید افرادی می گویند کاش رای نمیدادیم!اینها که از قبل معلوم کرده بودند ،گول خوردیم. اما این یک عضو کوچک  و خیل عظیم سبز اندیشان لحظه ای نه تنها در انتخاب و رای سبز خود شک نکرده ایم بلکه همواره بدان بالیده ایم ،هر بار که بیانیه و سخنرانی سرشار از آگاهی و شعور شما را خوانده ایم مصمم تر از قبل بر راه استوار این جنبش عدالت خواه؛ آزادی طلب، قانونمدار ایمان آورده ایم ،هر کلامش زمزمه راه و اندیشه ماست آنجا که گفتید :

 

 در پیروزی ما شکست هیچ کس نیست

 

 اگر بدانند که ما چه می خواهیم کلاه خود و چوبدستی های خود را وا می نهند و به ما می پیوندند

 

 جنبش را به کیش شخصیت پرستی آلوده نکنید من هم یک نفر هستم همراه و همگام خیل عظیم سبز اندیشان

 

 ما اگر از کشتی نظام پیاده شدیم از کشتی اسلام که پیاده نشدیم  این اسلامیت نیست ما می خواهیم دروغ نباشد فساد نباشد ما می خواهیم حقوق مردم برسمیت شناخته شود ما می خواهیم ایران و ایرانی عزت داشته باشد؛کشور با تصمیمات یک شبه اداره نمی شود

 

 و بسیار از این جملات راهگشا و نغز که نتیجه هر چه باشد بر بلندای تاریخ این سرزمین ثبت شد و ماندگار خواهد بود

 

 میر عزیز بدان این مردمی که در طول این یکسال این راه سبز را همگام و هم نفس آمدند در قامت شما و همراهانتان آن گمشده ای را می جویند که یکصد سال و اندی است برای آن نسل ها از جان و مال و ناموسشان هزینه داده اند تا گوهر یگانه آزادیت را در آغوش کشند

 

 میر عزیز این مردم شما را نه در پوستر و بیلبورد چند متری و میلیونی که در دلهای خود ثبت کرده اند این مردم نام و نان بخشایشی دریافت نمیدارند تا با شما باشند آنها با شمایند و براستی که این مردم اهل کوفه نیستند . و من الله التوفیق

 

 هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق    ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




محمدعلی توفیقی -

 

سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در تازه ترین اظهار نظر خود گفته است که موسوي با گرايش براندازانه به سمت هلاكت مي‌رود! این فرمانده عالی رتبه نظامی که خبرگزاری فارس اظهاراتش را منعکس کرده است در بخش ديگري از سخنانش در مورد مهدی کروبی افزوده است که شیخ اصلاحات در توهم رياست جنبش، منزوي شده است، نهضت آزادي همچنان پرچم‌دار خط آمريكا و محرك جريانات فتنه در داخل كشور است. روحانيون مبارز حركت در چارچوب نظام را مي‌خواهند مشي خود قرار دهند و در عين حال اصلاح‌طلبان ميانه‌رو به مرور به سمت نظام و خط امام تمايل پيدا كرده‌اند!

 

با توجه به سوابق امر و دخالت های آشکار سر لشکرفیروزآبادی در امور سیاسی و اینکه در این گزارش خبری کوتاه بنوعی همه جریانات و رهبران جنبش سبز در داخل کشور از سوی او مورد اشاره قرار گرفته اند باید آن را در راستای یک عملیات روانی جدید ارزیابی کرد. مخصوصا هنگامیکه درمی یابیم این سخنان در جمع مسئولان عملیات روانی ستاد کل نیروهای مسلح! ایراد شده است ذن به جنگ روانی بودن آن بیشتر تقویت می شود.

 

اما یک سال پس از چالش برانگیزترین انتخابات جمهوری اسلامی و در حالی که در تریبون های رسمی بارها در مورد "مرگ فتنه" و پایان عمر اصلاح طلبان سخن به میان آمده است جنگ روانی اخیر چه هدفی را تعقیب می نماید؟

 

علیرغم ادعای تسلط کامل بر اوضاع از سوی حاکمیت و عادی نمایی همه امور، شواهد متعددی وجود دارد که نشان می دهد اوضاع عادی نیست و انرژی وحشتناکی که حاکمیت صرف کنترل امنیتی کشور کرده اثر بخشی مورد انتظار را نداشته است و حاکمان تنها توانسته اند آتش اعتراض مردم به روش های غلط حکومت داری و درخواست آنها برای استقرار دمکراسی و آزادی را در زیر خاکستر سرکوب شدید پنهان نمایند. در آستانه سالگرد 22 خرداد که از یک سو رهبران و احزاب سیاسی تقاضای برگزاری راهپیمایی و مراسم یادبود نموده اند و از دیگر سو زمزمه های اعلام آمادگی گسترده مردم برای شرکت در راهپیمایی های اعتراضی –حتی بدون صادر شدن مجوز- شنیده می شود ( این زمزمه ها یقینا توسط دستگاه های امنیتی با فرکانس و وضوح به مراتب بالاتری به مسئولان مافوق گزارش می شوند!) این موضوع حاکمان را به شدت نگران بازتولید صحنه هایی مانند راهپیمایی های عظیم و میلیونی هفته اول پس از انتخابات نموده است.

 

این نگرانی از آنجا بیشتر تشدید شده است که علیرغم سرکوب خونین و انجام همه اقدامات ممکن مانند بستن مطبوعات، زندانی نمودن فعالان سیاسی و روزنامه نگاران، شکنجه، تجاوز، حبس های طویل المدت و حتی اعدام و تهدیدات صریح و آشکار رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه اخیر، جنبش سبز بصورت آشکار و کاملا چالشی در سطح رهبران و در حالت انباشت انرژی در زیر پوست اجتماع همچنان ادامه یافته است. بنابراین طراحان کودتای 22 خرداد به منظور غلبه بر مشکلات روزهای پیش رو علاوه بر گسیل نیروهای بسیج از سراسر کشور به تهران و شهرهای بزرگ، خط تفرقه افکنی و از میان بردن انسجام درونی رهبران جنبش در داخل کشور را در دستور کار قرار داده اند.

 

نگاهی به افزایش حجم و کیفیت خبرسازی های سایت ها و روزنامه های طرفدار دولت، این رویکرد غیراخلاقی که عمده تا با دروغپردازی و قلب واقعیت ها همراه است را بخوبی نشان می دهد.

 

بنظر می رسد حاکمان قصد دارند با توجه به تجاربی که از سالهای ابتدای انقلاب دارند، با ایجاد خط کشی های کاذبی مانند میانه رو  و تند رو و جدا کردن نحوه برخورد با نیروهای فعال در جنبش با انگیزه های متفاوت مانند براندازی ،ریاست طلبی و پیروی از خط آمریکا و استکبار، ضمن ایجاد اختلافات درونی زمینه های انشقاق در صفوف بهم پیوسته آزادیخواهان را فراهم تا در فرصت مناسب امکان برخورد جدی با تک تک رهبران و جریانات فعال در جنبش فراهم شود. البته این جنگ روانی، ناامید کردن مردم از سران و آینده جنبش را نیز هدف گرفته است.

 

در همین راستا است که سرلشکر فیروز آبادی ناچار شده است ضمن آسمان  و ریسمان کردن، ادعاهایی را مطرح نماید که هیچکدام از پایه و اساس منطقی و حتی زمینه های پذیرش در افکار عمومی برخوردار نیستند.بعنوان نمونه در حالی مهندس موسوی را به انگیزه های براندازانه متهم می نماید که او در کمتر از یکسال قبل کاندیدای مورد تائید نظام بوده است و پس از آن نیز هموراه اعتراضات خود را در چارچوب بازگشت به قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن مطرح نموده است و یا آقای کروبی نه تنها به هیچ وجه منزوی نشده است بلکه تقاضای صدور مجوز برای راهپیمایی 22 خرداد را بصورت مشترک با مهندس موسوی امضا و برای مراجع مربوطه ارسال نموده است.همچنین اصلاح طلبان همواره به کار در چارچوب نظام و خط امام تاکید داشته اند و اتفاقا یکی از اتهامات آنها در قضاوت های منفی برخی جریانها همین موضوع بوده است.

 

جنگ های روانی عمده تا با هدف قلب واقعیت ها و وارونه نمایی وضع موجود صورت می گیرند. بنابراین رمزگشایی از اظهارات نه چندان ماهرانه این فرمانده نظامی کار چندان دشواری نیست مخصوصا آنجائیکه او می گوید: اتحاد فتنه‌گران به بركت 14 و 15 خرداد و هوشياري مردم از هم پاشيده است و یا بعدا که اشاره می نماید  هيچ علامتي از بازگشت به اتحاد در ميان آنان ديده نمي‌شود، محور اصلی این عملیات روانی لو می رود  و نشان می دهد که ترس و واهمه شدید از بهم پیوستن نیروهای منتقد و مخالف بحدی است که آنها را به صرافت القا حقه کهنه ی تفرقه و ایجاد چند دستگی، برای تداوم استبداد دینی واداشته است.

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 




پیام بهروزی -

 

اگر بخواهیم به یکی از عوامل تمایز بخش بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته اشاره کنیم میتوانیم به اهمیت بیشتر ویژگیهای اکتسابی (ویژگیهایی که هر فرد با تلاش خود به آنه دست میابد) در برابر ویژگیهای انتسابی (ویژگیهایی که بخاطر موقعیت خاص افراد به آنها تعلق میگیرد) اشاره کنیم. مثلا در این کشورها برای ورود به  فعالیتهای سیاسی در سطوح عالی تحصیلات، تجربه و میزان و کیفیت فعالیت حزبی افراد بسیار مهمتر از این است که آن فرد با افراد سرشناس جامعه چه نسبتی داشته باشد حالا همین مورد را با برخی چهره های سیاسی حال حاضر کشورمان مقایسه کنید. حتما شما هم قبول دارید که بسیاری از این افراد که به آقا زاده ها معروفند اگر از این ویژگی انتسابی برخوردار نبودند بعید است جایی بودند که الان هستند.

 

با توجه به اینکه آقا زادگی از ارزشهای سنتی جامعه ماست پس بالطبع بایستی در میان افراد و گروه های سنتی از اهمیت بالایی برخوردار باشد که هست اما در ماجرای 14خرداد و نوع دفاعیات صورت گرفته از آقای حسن خمینی نشان داد اهمیت به آقا زادگی در بین دوستان اصلاح طلب ما هم کم نیست. با یک تحلیل محتوای ساده معلوم میشود که در دفاع از ایشان مهمترین ویژگی ایشان انتساب به خاندان آیت ا...خمینی است و رفتار شعار دهندگان نیز بیشتر بخاطر مخاطب شعارها محکوم شده است تا نوع رفتار.دوستان عزیز اصلاح طلبی به اسم نیست به رسم است مگر ما برای تحقق دموکراسی تلاش نمیکنیم آیا در دموکراسی مورد نظر ما کسی نمیتواند آزادانه علیه هر کسی که بخواهد شعار دهد آیا داریم تلاش میکنیم تا خط قرمزها را جمع کنیم و آنها را محدود به قانون کنیم یا تنها میخواهیم خط قرمزها را عوض کنیم.اگر اینطور است پس این اصلاح طلبی تنها نامیست در مقابل رقیب و اگر اینطور نیست این همه درخواست مجازات از سوی شخصیتهای حقیقی و حقوقی اصلاح طلب برای مسببین یا مرتکبین این عمل چیست؟

 

آری آن عده مرتکب کاری زشت و غیر اخلاقی شدند اما نه چون مخاطب آنها آقای حسن خمینی بود یا اینکه علیه میر حسین عزیز شعار دادند بلکه زشتی عمل آنها در سلب فرصت از سخنران بود.

 

دوستان همیشه سبز مگر آنچه همه دوستداران دموکراسی و حقوق بشر برای آن تلاش میکنند چیزی جز برخورداری برابر فرصتها در همه زمینه ها برای همگان اعم از شخصیتهای حقیقی و حقوقی است.

 

 مگر نه اینست که اعطای امتیاز به آقا زاده ها بیش از بیست سال است که ما را رنج میدهد و ما در صدد اصلاح این قبیل معایب فرهنگی هستیم پس مبادا بخاطر اینکه ما را از فرصتهای مختلف خصوصاً فرصتهای سیاسی محروم کرده اند از اصول اصلاح طلبی مان که شاید مهمترین آن "برخورداری همگان از فرصتهای برابر" باشد دور شویم.

 

من نیز به سهم خود رفتار زشت، غیر اخلاقی و غیر دموکراتیک عده ای فریب خورده و ناآگاه از مزایای حکومت دموکراتیک را محکوم میکنم و خواستار فرستادن پیامی فرهنگی از سوی میرحسین و خاتمی عزیز برای این عده و آگاهی دادن به آنها و دعوتشان برای پیوستن به جنبش همیشه سبز ایرانیان هستم.

 

 باشد که برای این عده و کسانیکه هنوز در انتخاب راه تردید دارند موثر افتد!

 

زنده باد اصلاحات – زنده باد جنبش سبز

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته