-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

Latest news from Jaras for 06/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.





مجتبی واحدی -

 

جدیدترین جنایت  نظامیان اسرائیلی آنقدر وقیحانه بود که حتی حامیان رژیم صهیونیستی در شورای امنیت نیز نتوانستند در قبال آن سکوت کنند . البته همراهی سران دولت های بزرگ با خیزش جهانی علیه جنایت اخیر را نباید متأ ثر از پایبندی اخلاقی سیاستمداران در « جهانِ جنگل گونه » کنونی دانست بلکه به نظر می رسد این وضعیت ، ناشی از افزایش چشمگیر نقش رسانه ها در انتقال اطلاعات و روشن گری افکار عمومی است. نقش انکار ناپذیر رسانه ها در جریان سازی های جهانی ، موضوعی نیست که کسی قادر به انکار آن باشد. حتی سران کشور هایی مانند ایران که بارها تنفر خود از جریان آزاد اطلاعات را به نمایش گذاشته اند عمیقا بر این تأثیر واقف هستند و بر همین اساس به خیال خود ، با محدود سازی رسانه ها ، صورت مسئله را پاک کرده اند تا ناچار نباشند برای جنایات ، خیانت ها وسوء مدیریت های خویش توجیهاتی ارائه نمایند. آنها در واقع با جلو گیری از فعالیت رسانه های مستقل ، زمان آگاهی ملت ها از برخی واقعیت ها را عقب می اندازند تا اندکی بر دوران حکومت متزلزل خود بیفزایند.
 

در موضوع اخیر ، قدرت رسانه ها ، اسرائیل را در شرایط بسیار نامطلوبی قرار داده ودر مقابل ، برای همه آزادگان جهان ، وظیفه سنگینی ایجاد کرده است تا ازفرصت اخیر برای مجبورسازی سران اسرائیل به کاهش جنایات خود استفاده نمایند. البته طی روزهای اخیر ، مردم آزادیخواه وانسان دوست در سراسر جهان ـ حتی در قلب اروپا وامریکا ـ تجمعات اعتراضی برگزارنمودند وایران از معدود کشورهایی بود که در آن ، هیچ تحرک مردمی وغیر دولتی مشاهده نگردید.از این به بعد هم قاعدتا در ایران چیزی جز یک تجمع کم رونق بر اساس دعوت مقامات حکومتی اتفاق نخواهد افتاد که دلیل این وضعیت را باید در عدم صداقت مسئولان دولتی و سوء استفاده های داخلی آنها از اتفاقات بین المللی جستجو کرد. نکته دیگری که در موضوع اخیر باید مورد توجه قرار گیرد شباهت کامل توجیهات صهیونیست ها با اظهاراتی است که مقامات حکومت کودتایی ایران برای موجه نشان دادن جنایات یک سال اخیر خود ـ وبرخی جنایات قبلی ـ بیان می کنند. اسرائیلی ها ادعا کرده اند حمله مرگبار آنها اقدام تدافعی در برابر حملاتی بوده که از سوی ساکنان کشتی ازادی صورت گرفته است ! این ادعاها شباهت بسیار به یاوه گویی های  کودتا گران در ایران دارد که قتل ها ، شکنجه ها وضرب وشتم ها علیه معترضان انتخاباتی را پاسخ قانونی و اجتناب ناپذیر به « اقدامات براندازانه » می نامند و با همین استدلال ، نه تنها جنایات خویش را مشروع بر می شمارند بلکه به آنها افتخار می کنند! قبل از سری  اخیر از جنایت و نقض گسترده حقوق بشر در ایران ،   مقامات قضایی وامنیتی ایران که خود را ملزم به اجرای دستور رهبری برای خفه کردن صدای معترضان وشکستن قلم منتقدان می دانستند برای توجیه محدودسازی گسترده مطبوعات به « قانون اقدامات تأمینی وتربیتی » استناد کردند که در دهه ۱۳۳۰به منظور پیشگیری از اقدامات جنایت کارانه اراذل واوباش تصویب شده بود . لابد صهیونیست های ایرانی هم مانند همتایان خود در اسرائیل ، معتقدند که برای سرکوب مخالفان اجازه دارند به هر وسیله وتوجیهی ، متوسل شوند. ملاحظه این شباهت در رفتار جنایت کاران صهیونیست با سران دولت کودتا درایران نشان می دهد که اسفندیار رحیم مشایی در اظهارات دوستی با اسرائیلی ها چندان هم بیراهه نرفته بود . این شباهت در رفتار ، گفتار وتفکرصهیونیست های اسرائیلی و کودتاگران آدمکش در ایران بایستی همه طرفداران جنبش سبز را قانع کند که هم زمان با ایستادگی در برابر اقدامات ضد انسانی دولت کودتا درایران ، گوشه چشمی هم به مظلومان فلسطینی داشته باشند که تحت ستم مضاعف اسرائیلی ها قرار گرفته اند وضمن تحمل درد و رنج ، بایستی ادعاهای ظالمانه برخی رسانه های جهانی را تحمل نمایند ؛ همان رسانه هایی که برای توجیه جنایت اخیر ، از روش های تبلیغاتی ضرغامی در سیمای جمهوری اسلامی ، کپی برداری می کنند


 



از هادیان این واقعه، برائت می جویم

نامه آیت الله بیات در دلجویی از سید حسن خمینی -

 

متن این نامه که در وبسایت رسمی  آیت الله بیات آمده به شرح زیر است:

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم


برادر فاضل و ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی- دامت إفاضاته

سلام علیکم
 

بسیار متأسفم که در سالروز وفات جانسوز امام خمینی(رحمت الله علیه) شاهد هتک حرمت یادگار آن پیر فرزانه از سوی عده‌ای محدود و سازمان یافته بودیم که تداعی‌گر تندروی‌های افراطیونی بود که در صدر اسلام شعار حسبنا کتاب الله سر می‌دادند. این واقعه در امتداد همان خطی است که بارها گفته‌ایم می‌کوشد با تمسک به نام امام و مصالح جمهوری اسلامی، از امام و یاران امام انتقام بگیرد. هادیان واقعۀ امروز حرم امام خمینی (رحمت الله علیه) و همین‌طور کسانی که در برابر این ماجرا سکوت می‌کنند، غافلند از اینکه این آتشی است که اگر آب بر آن نپاشند، شعله‌های مُفرط آن به زودی دامان خود آنان را هم خواهد گرفت و تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.
 

یادگار عزیز امام عزیز! اینجانب به سهم خود برائت می‌جویم از ناآگاهان بی جیره و مواجبی که غافلانه خود را در برابر امام و حاملان اندیشه‌های او قرار داده‌اند و برائت می‌جویم از هادیان این واقعه که حقیقتاً به رغم مدعیات وافرشان، از خط امام و اندیشه‌های اساسی جمهوری اسلامی دور افتاده‌اند. آنکس که راه امام را می‌شناسد به خوبی می‌داند که راه او، راه تعادل و توازن است و باید افراطیون را محکوم کرد و آنها را متذکّر شد. امام عزیز ما با تأسّی از امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) همانقدر از جاهلان مقدس مآب نگرانی داشت که از عالمان متهتّک بیمناک بود. خداوند همۀ ما را از پرده‌ دری در پیشگاه خود و خلقش محفوظ بدارد و رشحات نفس مطمئنۀ امام را در شما وارث خلف آن حضرت زنده بدارد.
 

«و تِلکَ الأیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاسِ و لِیَعلَمَ اللهُ الّذینَ آمَنوا و یَتَّخِذَ مِنکُم شُهداءَ والله لا یُحِبُّ الظّالِمینَ» (آل عمران، 140)


والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

قم، اسدالله بیات زنجانی

14 خرداد 89

 


 




جرس: مراسم سالگرد آیت الله خمینی که قرار بود سیزدهم خرداد ماه از طرف یک تشکل اصلاح‌طلب در کاشان با سخنرانی رسول منتجب‌نیا، در مسجد محمدیان این شهر برگزار شود، با توصیه اکید مراجع امنیتی و فرمانداری کاشان لغو شد.

 


به گزارش پارلمان‌نیوز، از صبح روز پنجشنبه برخی افراد لباس شخصی بعضی از بنرها، اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های تبلیغات این مراسم که در سطح شهر نصب شده بود را از بین برده و برخی تصاویر را پایین کشیدند. همچنین در تماسی که از سوی این ماموران امنیتی با حجت الاسلام منتجب‌نیا، سخنران این مراسم گرفته شد به وی توصیه شد که به کاشان نرود.

بر اساس گزارش‌های رسیده سرانجام مراسم به بهانه نداشتن مجوز لغو و در مسجد محل برگزاری این مراسم بسته شد.
 


 


طنین الله اکبر در خوابگاه دانشجویان

در اعتراض به هتک حرمت سید حسن خمینی -

جــرس: در واکنش به رخدادهای پیش آمده و اظهارات بیان شده در جریان برگزاری مراسم سالگرد رهبر فقید جمهوری اسلامی و نماز جمعه امروز تهران(۱۴ خرداد) و هتاکی لباس شخصی ها به سید حسن خمینی، دانشجویان دانشگاه شیراز در اولین حرکت اعتراضی، ندای طولانی مدت الله اکبر و شعارهای جنبش را در خوابگاه دانشگاه طنین انداز کردند.



امروز در تریبون پیش از خطبه های نماز جمعه، محمود احمدی نژاد خود را برآمده از "مردمی ترین انتخابات جهان" ذکر کرد و به منتقدین خود حمله کرد.


لباس شخصی های حامی رئیس دولت و پشتیبان رهبر جمهوری اسلامی نیز، با شعار و هتاکی، سخنرانی نوه رهبر فقید جمهوری اسلامی را، در بیست و یکمین سالگرد درگذشت جدش ناتمام گذاشتند.


به گزارش منابع خبری جرس، واکنش دانشجویان دانشگاه شیراز به موارد فوق، راس ساعت ده شب جمعه، در خوابگاه مفتح آغاز شد و ساعت ها ندای الله اکبر و شعارهای حنبش ادامه داشت.


دانشجویان بدین ترتیب به استقبال نیمه دوم خرداد ماه رفتند.



 




اخبار زندانیان سبز -

جرس: محبوبه خوانساری، روزنامه نگار و وبلاگ نویس در اولین تماس تلفنی با خانواده اش از زندان اوین از حال خود خبر داد و برخورد ماموران و مسئولان زندان را مناسب توصیف کرد.

به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، خوانساری در این تماس تلفنی و گفت و گوی چند دقیقه ای با مادرش و تبریک روز مادر، گفته است در زندان اوین به سر می برد.

خانواده خوانساری از روحیه خوب او خبر دادند و اعلام کردند که وی از آنان خواسته در برابر پیشامد اخیر صبور باشند.

محبوبه خوانساری نیمه شب دهم خرداد در خانه اش بازداشت شد. هنوز از دلیل دستگیری این روزنامه نگار اطلاعات دقیقی در دست نیست و خانواده اش نیز از این موضوع متعجب هستند.

به گفته آنها خوانساری در یک سال اخیر بیشتر زمان‌اش را در خانه و در حالی گذرانده که مشغول نگارش پایان نامه و ادامه تحصیل بوده و فعالیت سیاسی نداشته است.

آنها با تکذیب هر گونه همکاری این روزنامه نگار با سایت های خبری فیلتر شده یا خارجی تاکید کردند دخترشان در یک سال گذشته فعالیت های خبری و رسانه ای را دنبال نمی کرده است.

پیش از این برخی سایت های خبری نزدیک به دولت با ذکر شایعاتی بدون منبع ادعا کرده بودند این روزنامه نگار به دلیل همکاری با برخی سایت های فیلتر شده و رسانه های بیرونی دستگیر شده است .

خوانساری از خبرنگاران با سابقه در حوزه شهری است و سال ها به عنوان گزارشگر حوزه خبری شهرداری و شوراها با باشگاه خبرنگاران جوان همکاری داشت.

در کارنامه حرفه‌ای او همکاری با روزنامه های اصلاح طلب چون سرمایه و کارگزاران و نشریات تخصصی به چشم می خورد اما زمینه کاری او عمدتا در حوزه های اجتماعی و شهری متمرکز بوده است.

علت بازداشت برادر شهید کیانوش آسا؛ نوشتن نامه به لاریجانی


کامران آسا، برادر شهید کیانوش آسا، از روز دوشنبه مورخ ۱۰ خرداد توسط نیروهای اطلاعاتی در کرمانشاه بازداشت شده است.

به گزارش دانشجونیوز، کامران آسا در حالی که قصد داشت به منظور مراجعه به دفتر ریاست قوه قضائیه و نیز دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی به تهران برود توسط نیروهای امنیتی و به دلایل نامعلومی بازداشت شده و هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه به سر می برد.

بنا به گفته نزدیکان کامران، وی حامل نامه ای از طرف خانواده خود به برادران لاریجانی بوده است که به صورت غیر منتظره‌ای و در منزل شخصی اش دستگیر می شود.

وی پیش‌تر و پس از برگزاری مراسم 16 آذر در دانشگاه علم و صنعت بازداشت شده و پس از مدتی با قرار کفالت آزاد شده بود. به نظر می رسد که علت اصلی بازداشت مجدد وی تقریر نامه‌ای سرگشاده به علی لاریجانی و طرح برخی درخواست‌ها از طرف خانواده اش بوده است.

گفتنی است دانشجویان علم و صنعت در پیامی به هر گونه دخالت کامران آسا در برگزاری مراسم سالگرد شهید کیانوش آسا را رد کرده اند. روز سه شنبه هفته گذشته صدها تن از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و علی رغم فضای به شدت امنیتی حاکم،  در مراسم بزرگداشت کیانوش آسا شرکت کرده بودند.

در همین زمینه، دو تن دیگر از فعالان مدنی کرمانشاه به نام های اشکان مسیبیان و حمیدرضا مسیبیان، هفته گذشته بازداشت شدند.

بازداشت علیرضا اخوان فعال کارگری

علیرضا اخوان، فعال حقوق کارگران و عضو کانون مدافعان حقوق کارگر ساعت چهار بامداد روز جمعه مورخ 14 خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش هرانا، ماموران وزارت اطلاعات پس از دستگیری نامبرده اقدام به ضبط کلیه لوازم شخصی وی از جمله کتاب ها و کامپیوتر او کردند.

پوریا دلیر به دلیل حضور در تجمع نمایشگاه کتاب در زندان اوین است

پوریا دلیر که در نمایشگاه کتاب دستگیر شده بود، به بند ۳۵۰ ز ندان اوین منتقل شد.

به گزارش کلمه، او که در پی حضور در تجمعی ده نفر در نمایشگاه کتاب دستگیر شده است چندی پیش همراه ۲۰ نفر دیگر به زندان اوین آورده شد و هم اکنون با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد.

در نمایشگاه کتاب امسال که در اردبیهشت ماه سال جاری در تهران برگزار شد، نیروهای امنیتی با تجمع های بیش از ده نفر برخورد می‌کردند. پوریا به همراه جمعی از دوستانش به نمایشگاه کتاب رفته بود و بدون این که شعاری بدهند و تنها به دلیل اینکه با یک جمع دوستانه در نمایشگاه حرکت می کردند، بازداشت شد.

از همراهان دستگیر شده پوریا دلیر اطلاعی در دست نیست و تعدای آزاد و تعدای همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

به گفته شاهدان عینی در نمایشگاه کتاب امسال تعدادی از مردم به ویژه جوانان در حین برگزاری نمایشگاه کتاب به دلیل شرکت در تجمع های کوچک بازداشت و روانه زندان شدند.

تحت فشار قرار دادن حسن ترلانی دانشجوی تبعید شده به زندان کرمان

حسن ترلانی از دانشجویان دربند که در زندان کرمان و در تبعید به سر می‌برد طی روزهای گذشته تحت بازجویی و فشار شدید بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفته است.

به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، حسن ترلانی 23 ساله، تنها زندانی سیاسی که به زندان مرکزی کرمان تبعید شده و در بند جوانان و در کنار زندانیان عادی و خطرناک که اکثرا معتاد به مواد مخدر هستند نگه داری می شود.

از زمان تبعید به زندان کرمان تا به حال خانواده وی به رغم صرف هزینه های زیاد و طی مسافت طولانی اجازه ملاقات حضوری با فرزندشان را نیافته و تنها می توانند 15 دقیقه در ماه به صورت کابینی با او ملاقات کنند.

از طرفی دیگر هنگام یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل ترلانی، تمامی اسناد هویتی او مانند شناسنامه، کارت ملی و غیره را ضبط کرده و با گذشت مدت طولانی و پیگیری های مداوم، این مدارک هنوز به خانواده اش بازگردانده نشده است. این در حالی است که خانواده وی برای پیگیری وضعیت فرزندشان و سایر کارهای حقوقی نیاز مبرم به مدارک هویتی وی دارند.

لازم به یادآوری است دانشجوی زندانی حسن ترلانی دو اسفندماه 86 با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند امنیتی 209 منتقل شد. وی به مدت 88 روز در این بند تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار داشت و توسط شعبه 22 دادگاه انقلاب به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی کرمان محکوم شد.

گفته می شود ترلانی به خاطر سوابق سیاسی خانواده اش با این محکومیت سنگین مواجه شده است؛ پدر بزرگ حسن ترلانی، حسنعلی صفایی که از بازاریان شناخته شده بود، در دهۀ 60 اعدام شد.

زندانی کرد در زندان مریوان اعتصاب خود را شکست

عباس روخنده زندانی کرد که در زندان مریوان به سر می‌برد، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

عباس روخنده، زندانی مریوانی که حدود ۳۰ روز را در اعتصاب به سر برده بود، به خاطر آسیب دیدن کلیه هایش به اعتصاب خود پایان داده است.

به گزارش آژانس خبری موکریان، عباس روخنده در اعتراض به بلاتکلیف بودن خود در زندان  دست به اعتصاب غذا زده بود.

عباس روخنده پنج ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در مریوان به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف، بازداشت و تا لحظه تنظیم خبر در بلاتکلیفی به سر می برد.


 




حسن توان -

 

این روزها حمله اسراییل به کشتی حامل کمک های بشر دوستانه ، انعکاس وسیعی در دنیا و بخصوص دنیای اسلامی یافته است . این واکنش ها تنها به خارج از اسراییل محدود نماند و نکته جالب این که برخی روزنامه های مهم اسراییلی نیز آن را به نقد کشیدند . ها آرتص در سرمقاله دیروز خود ((June , 2, 10 به انتفاد از این حمله پرداخته و آن را موجب تضعیف امنیت و جایگاه بین المللی اسراییل دانست . به علاوه سرمقاله نویس این روزنامه خواستار تشکیل کمیته تحقیق برای تعیین مسوول این اشتباه شد . آری شاویت دیگر نویسنده هاآرتص ، این اقدام دولت اسراییل را احمقانه خواند و نتیجه گرفت که دولت اسراییل با این کار به منافع حماس بهتر از خود حماس کمک رسانده است . وی ، نتانیاهو و باراک را متهم کرد که از کودکان دبستانی هم کمتر می فهمند.

 

واقعیت آن است که حضور اسراییل در قلب خاورمیانه و در سرزمین انبیای الهی موجب مشکلات و بحران های دامنه داری در منطقه شده است . اما مشکلات امنیتی تنها بخشی از گرفتاری هایی است که این رژیم برای مسلمانان منطقه به بار آورده است . برخی متفکران بنام دنیای اسلام اعتقاد دارند حضور اسراییل در منطقه یکی از دلایل تقویت تند روها و تضعیف موقعیت نوگراهای مسلمان بوده است . نصر حامد ابوزید معتقد است که تا قبل از جنگ 1967 و شکست اعراب از اسراییل ، جریان اسلام گرایی در مصر رویکردی نوگرا داشت اما پس از شکست 67 و احساس خطر بیرونی ، رفتارهای علمی معکوس شد و جریان سنت گرا غالب شد . ( وصفی ، 1387 : 21 ) محمد ارکون ، متفکر مشهور الجزایری نیز معتقد است حضور استعمار و اسراییل در منطقه باعث شده تا عقل نقاد و لیبرال اسلامی به محاق برود . از نظر وی با حل مساله فلسطین ، مسلمانان این فرصت را می یابند که با مسایل خودشان یعنی عقب ماندگی ، توسعه نیافتگی و مشکل آزادی های سیاسی و دموکراتیک روبرو شوند و آنگاه عقل لیبرال اسلامی می تواند حقوق از دست رفته خویش را باز یابد و بر عقل ایدئولوژیک و بنیاد گرا غلبه کند . ( ارکون ، 1379: 101 )

 

 اما پرسش اساسی این است که بالاخره دنیای اسلام قرار است با معضل اسراییل چه برخوردی داشته باشد ؟ جنگ های متعدد میان اعراب و اسراییل اغلب به نفع اسراییل و به ضرر اعراب تمام شده و به لحاظ استراتژیک و نظامی هم اسراییلی ها در خاومیانه دست بالا را دارند . مقابله نظامی حماس با اسراییل نیز به محاصره و سخت تر شدن شرایط 5/1 میلیون ساکن غره انجامیده است . می خواهم نتیجه بگیرم حتی اگر از میان برداشتن اسراییل خواست اکثریت مسلمانان منطفه هم باشد ، این کار عملی نیست . به نظر می رسد ما چاره ای نداریم جز این که واقعیت حضور یهودیان در سرزمین مقدس را بپذیریم . به گمان من اگر غرب و بخصوص آمریکا از حمایت همه جانبه از اسراییل دست بردارند ، آنها لااقل برای پذیرش راه حل دو دولت در یک سرزمین تحت فشار قرار گرفته و به آن تن خواهند داد . راهی جز مصالحه وجود ندارد .

 

ماخذ

1.       نو معتزلیان ، محمد رضا وصفی ، 1387 ، تهران ، نشر نگاه معاصر

 

2.       ارکون ، محمد ، نقد عقل اسلامی ، 1379 ، مترجم محمد مهدی خلجی ، تهران ، نشر ایده 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




پرویز فغفوری -

 

به گفته اندیشمندان «مطبوعات رکن چهارم دموکراسی‌اند». این مطبوعات گاهی سوپاپ اطمینان دولت حاکم هستند و گاهی با نگاه ظریفشان به مسائل روز جامعه، متذکر غلط‌های املایی می‌شوند. اما این مطبوعات امروز در بند توقیف هستند. پیشکسوتشان (البته بعد از انتخابات خونین سال 1388) روزنامه اعتماد ملی بود كه بهار نيز آخرين جريده از اين صنف (روزنامه‌هاي غيرمقلد نظام) که پس از انعکاس فراز و نشیب‌های انتخاباتی و در نهایت خبررسانی، ماه‌هاست که به صف منتقدان ساکت، پیوسته است. روزنامه‌ای که شاید به جرئت بتوان گفت هر روز صدها هزار انسان‌ خبرها، تحلیل‌ها و نقدهایش را می‌خواندند اما امروز سوگوار خط به خط و صفحه به صفحه آن هستند.

 

چند روز که گذشت، آب‌ها از آسیاب افتاد و من و تو یادمان رفت. همان‌طور که نشاط، جامعه، طوس، فتح، صبح امروز، عصر آزادگان، کارگزاران و شرق را یادمان رفت. روزی که شرق بسته شد، کارگزاران را به دست گرفتیم و روزی که کارگزاران توقیف شد، دلخوش به صفحات اعتماد ملی شدیم؛ روزنامه‌ای که اعتمادمان به آن روز به روز بیشتر شد. دیگر بعد از اعتماد ملی، اعتماد ماند و چند روزنامه (البته تقریبا روزنامه) دیگر که همگی بلااستثنا به محاق توفیق رفتند. جلوی کیوسک روزنامه‌‌فروشی می‌ایستی، تیترهای روزنامه‌ها را می‌خوانی اما آن چیزی که به دنبالش هستی پیدا نمی‌کنی. سر می‌چرخانی و از رهگذری که در حال تماشای توست می‌پرسی چه خبر؟ جواب مي‌شنوي: هیچ! جلوتر می‌روی و از ديگري می‌پرسی بعد از این قرار است چه خبري ب‌شنويم؟ باز هم بهت و گیجی! هر چه جلوتر می‌روی، بیشتر متوجه می‌شوی هیچ خبری نیست و بی‌خبری،  هيچ وقت خبر خوشي نبوده و نيست.

 

به محل کارت می‌رسی و می‌نشینی پای اینترنت، با وجود فیلترینگ شدید از طریق انواع فیلترشکن‌ها راهی به دنیای مجازی پیدا می‌کنی و به محض جستجوی یک مطلب، دنیایی از نقد و تحلیل‌های منصفانه و غیرمنصفانه تو را در بر می‌گیرد؛ نوشته‌هایی که در اکثر موارد نقطه نظرها و دیدگاه‌های شخصی‌اند. با خودفکر می‌کنی کدام را باید باور کرد؟ دنیای مجازی، دنیایی است که تو را چشم بسته به هر جا که بخواهد می‌برد. چیزی نمی‌گذرد خسته و سر در گم همه سایت‌ها (پنجره‌ها) را می‌بندی و از خود می‌پرسی واقعاً چه کسی راست می‌گوید؟

 

تلویزیون را روشن می‌کنی. در مقابل این جعبه جادویی می‌نشینی، اما تحلیل‌ها و گزارش‌هایش با منطق عقلی‌ات سازگاری ندارد. از نگاه کردن به آن حوصله‌ات سر می‌رود، البته اگر ديوانه‌ات نكند!

 

ساعتی بعد به منزل می‌رسی. در حال استراحت، بی‌آنکه فنجان چای یا قهوه‌ات را تا ته سر بکشی، شبکه‌های ماهواره‌ای را زیر و رو می‌کنی. باز هم جذابیت جعبه جادویی تو را به سمت خود می‌کشد، اما این بار جذابیت از نوع دیگری است، تکنیک‌ها و روش‌های خبررسانی، جدیدتر و یکدست‌تر و مخاطب‌جمع‌کن‌تر از رسانه وطنی توست. تکنیک‌هایی که کمتر کسی می‌تواند از دست و پنجه نرم کردن و مبارزه با آن (جهت جلب نشدن، پيروز بيرون آيد و تصویر و خبر همراه با آب و تاب فراوان، رنگ و لعاب دیگری دارد.

 

روزها می‌گذرد و تو که دلِ خوشی از دستپخت همسر (یا شاید هم مادر) خود نداری، جذب رسانه‌ای می‌شوی که بیشتر به مذاقت خوش آمده و تو را ( که فکر می‌کنی کمی روشنفکرتر از بقیه هستی!) چنان متقاعد می‌کند که خودت هم نمی‌فهمی شاید درصدی از آن« بزرگنمایی» باشد. پایت را روی پای دیگرت می‌اندازی و با دقت نظر اخبارش را دنبال می‌کنی و تحلیل‌هایش را «تحلیل» می‌دانی. در حین گوش کردن به خبرها و تحلیل‌ها حتی به این فکر نمی‌کنی که چه کسی و چه کسانی پشت این تریبون هستند. به این فکر نمی‌کنی که آیا نگاه نقادانه آن منصفانه و از سر دلسوزی است و یا ...؟

 

به هر حال،‌ روزنامه‌ای که تو می‌خواندی، توقيف يا لغو امتياز شده و در پی کسب خبر به رسانه‌هایی دست پیدا کرده‌ای که هیچ نظارتی از سوی دولت بر آنها صورت نمی‌گیرد. در حال حاضر نیز تک و توک روزنامه‌هایی که در جبهه مخالف دولت هستند (البته اگر تا لحظه نگارش این مطلب، طوق توقیف بر گردنشان نیفتاده باشد) به نحوی یا در خفقان و خود سانسوری به سر می‌برند و یا به سرنوشتی همانند اعتماد ملی دچار شده‌اند، به طوری که سیل عظیم خواننده‌هایشان به سمت رسانه‌های خارجی و غیردولتی کشیده می‌شود و این موضوع، واقعیتی انکارناپذیر است، تا جایی که بسیاری از صاحب‌نظران این رویه را خطری برای نظام جمهوری اسلامی می‌دانند و به دید انتقاد به آن نگاه می‌کنند. در همين حال دوگانگي برخورد با همين رسانه‌ها، گيجي اصحاب رسانه‌هاي شنيداري و گفتاري را در همين نظام برايت تداعي مي‌كند. به گفته ضرغامي (رئيس سازمان صداوسيما): بي.بي.سي و صداي امريكا براي ملت ما تهديد محسوب نمي‌شوند (نقل به مضمون). اما تمام هم و غم همين صداوسيماي نظام خلاصه شده بر ارسال پارازيت روي فركانس‌هاي اين دو شبكه! دم خروس را باور كنيم يا قسم آقاي ضرغامي را؟ خودتان قضاوت كنيد.

 

درخصوص روزنامه اعتماد ملی کار به جایی ‌رسيد که حتی تعدادی از نمایندگان مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس جدید قوه قضاییه خواستار رفع توقیف این روزنامه که به «چشم ناظر» توصیفش کردا‌ند، شدند، اما كو گوش شنوا؟

 

 باید گفت: زمانی که رسانه‌های داخلی اجازه فعالیت حرفه‌ای ندارند و فشارهای داخلی آنها را در مسیر خود سانسوری قرار می‌دهد، ناخودآگاه مخاطب این نوع رسانه‌ها به سمت رسانه‌های غربی کشیده می‌شود، فارغ از این که رنگ و لعاب این اخبار با فطرت آنها تنافری دارد یا خیر.  لابد باز هم كار، كار انگليسي‌هاست...!

 

چاره چیست؟

 

اصولا دیگر در رسانه‌های دنیا صحبتی از سانسور و خودسانسوری به میان نمی‌آید. به طور مثال در توافقنامه‌ای که میان وزارت دفاع ژاپن و انجمن روزنامه نگاران ژاپن NSK امضا شد، رسانه‌ها موافقت کردند آن دسته از اطلاعاتی که مورد تایید وزارت دفاع ژاپن است در رسانه‌ها انعکاس یابد.

 

در این توافقنامه به عقیده تاکاکی هاتوری استاد رسانه و مطالعات ارتباطی در دانشگاه توکیو هیچ نشانی از کلمه «سانسور» نبود. او می‌گوید: نگرانی من از این است که رسانه‌های ژاپنی اصلا از امضای این توافقنامه احساس شرمساری نکردند. پس وظیفه رسانه‌ها چیست؟

 

همان زمان وزارت دفاع ژاپن اعلام کرد که این اقدام را برای حفظ امنیت دو هزار سرباز خود در خاک عراق انجام داده است. البته رسانه‌های ژاپن مشکل خود را به طریقی دیگر حل کردند؛ آنها برای تهیه گزارش از روزنامه‌نگاران آزاد (freelance journalists) استفاده کردند. آنها در استخدام هیچ روزنامه‌ای نیستند و می‌توانند گزارش‌هایی بدون سانسور برای مطبوعات بنویسند. شاید در آینده و در جاهایی که محدودیت‌های خبری بیداد می‌کند، روزنامه‌نگاران آزاد بتوانند حقایق را به مردم بگویند.

 

فقط یک پرسش باقی می‌ماند: واقعا به حرف كدام‌يك از اين رسانه‌ها مي‌توان اعتماد كرد؟ رسانه‌هاي وطني كه همچون كيهان و رسالت امتحان پس داده‌اند و خارجي‌ها هم كه يك خط در ميان بايد سوتي‌هايشان را جمع كرد. كاري كه مي‌شد با دارا بودن اندكي شعور صنفي به بهترين نحو ممكن انجام داد، با توقيف و لغو امتياز روز‌نامه‌هايي كه مجيز دولت و دولتيان را نگفتند، تبديل به گردابي شده كه امثال حسيني (وزير ارشاد) و رامين (مديركل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد) هرچه بيشتر در آن دست و پا بزنند و تقلا كنند، بيشتر هم فرو مي‌روند.

 

 

*عضو انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران و فدراسيون بين‌المللي خبرنگاران

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




 

به نام آنکه انسان را آزاد آفرید

 

ندا ، سهراب ، محسن ، کیانوش ، ترانه ، مهدی ، مصطفی ، اشکان ، حسین ، سرور ، امیر ، ناصر ، فرزاد ، کاوه ، یعقوب ، فهیمه ، سالار و ...

 

تنها تعداد کمی از خواهران و برادران شهیدم هستند که تا ابد نامشان جاوید خواهد ماند. هرچند گروهی از این میترسند که نام پاک ایشان بر لوح سپید تاریخ آزادی خواهی ایران زمین حک شود و تا ایران هست نام بلندشان بر پیشانی این ملت به افتخار بنشیند.

 

اما میترسم...نه از دزدان...! نه از جانیان متجاوز...! نه از طالبان مهاجمی که بر خاک پاک ایرانم یورش آورده اند و میدزدند و می تازند و می کشند...! نه از سیلی...! نه از باتوم...! نه از شکنجه...! نه از گلوله و مرگ...!

 

از این میترسم که خون برادران و خواهرانم هدر رود. از این میترسم که تنها فرصت زندگی را از دست بدهم و نباشم در رکاب آزادی خواهان در بند...نباشم آنجا که باید باشم...نباشم در مقابل ستمکاران...

 

بارهاآرزو کرده بودم که در کربلا بودم و از آزادی و عشق دفاع میکردم. بارها آرزو میکردم که قهرمان باشم نه یک بزدل که همه چیز را آماده میخواهد. نمیخواستم در رخت خوابی گرم و نرم از پر قو بمیرم.

 

ای کاش مثل ندا و نداهای دیگر با افتخار و سربلند بمیرم. ای کاش قدمی در راه آزادی بردارم ؛ حتی اگر خودم آن را نبینم. مگر عاشق است آن کس که طلب یار میکند و منتظر می نشیند تا یار با پای خود بیاید؟! نه...! می تازد...می رود...سفر عشق می کند تا در ره یار جان سپارد...

 

آزادی! یار همیشه در فراق بشر که او را می خواهیم و می جوییم.

 

پس چرا بنشینم و چشم بر جعبه جادویی خیره کنم تا نظاره گر قربانی شدن خواهران و برادرانم باشم؟!

 

وای بر من که نشسته ام و ریختن خون هموطنانم را می نگرم!

 

وای بر من که عاشقم و خاموش!

 

فریاد میزنم و عشق را طلب می کنم. آزادی را...ندای ندا را تکرار می کنم. ندای مردمی دردمند و خسته از ظلم و تبعیض را فریاد می کنم و مشتم را ، حتی اگر خونین باشد ، بر دهان زورگویان و متقلبانی میزنم که به گفته میرحسین موسوی در روز روشن سیاه را سپید جلوه می دهند و سپید را سیاه!!!

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 




 

امپراطوري دروغ و ادعاهاي گزاف

 

قريب به اتفاق اندك نهادهاي مستقل و نيمه مستقل باقي مانده در كشور و حتي آمارهاي دستكاري شده دولتي ارسالي به نهادهاي بين المللي نشان مي دهد ، دولت نهم و دولت مستقر دهم جمهوري اسلامي ايران ، يكي از بي انضباط ترين ، فاسد ترين ، بي مبالات ترين ، محدودكننده ترين ،‌نا امن ترين ، بي ثبات ترين  و نهايتا دروغگو ترين و رياكارترين دولت هاي پس از انقلاب و حال حاضر جهان است كه ادعاهايش گوش دنيا را كر كرده و دستاوردهايش ايران را از كشوري قدرتمند و سرافراز در جهان به كشوري غرق در تباهي و نيستي كشانده است.

 

اين ادعا گزافه نيست. نمايندگان همين مجلس هشتم ، اعضاي كميسيون اصل 90 كه دسترسي كمابيشي به شكايات مردمي از نهادهاي دولتي دارند ، ديوان محاسبات كشور ، ديوان عدالت ادراي و سازمان بازرسي با ارايه مستندات و آمار از بيراهه رفتن دولت حكايتها دارند.

 

حتي اگر اين استدلال مريض گونه و توهم آلود دولتمردان دولت مستقر را هم بپذيريم كه مخالفان دولت در اين نهادها نفوذ دارند، آمارهاي دستكاري شده خود دولت فعلي  كه در جمعبندي ها و رده بندي هاي جهاني مورد استناد قرار مي گيرد ، نشان از سقوط  تمامي شاخص هاي پيشرفت كشور عزيزمان تا حد تباه ترين كشورهاي جهان مي دهد.

 

 Legatum Institute  يكي از اين نهادهاي بين المللي نظارتي است كه وظيفه خود را پايش و مراقبت از شاخص هاي پيشرفت در كشورهاي تعريف كرده است و به صورت آنلاين ميزان صعود و افول كشورها به لحاظ  شاخص عمده تحت پايش دايمي دارد.

 

اين موسسه معتبر بين المللي ، 104 كشور جهان را كه آمارهاي رسمي درزمينه هاي 9 گانه مورد نظر ارايه مي كنند در رنكينگ خود قرار داده و رده آنها را با رنگهاي سبز ( براي كشورهاي با پيشرفتهاي قابل ملاحظه ) ، زرد ( براي كشورهاي در حالت خطر ) و نهايتا  قرمز (براي كشورهاي در حال سقوط ) مورد ارزيابي قرار مي دهد.

 

 Legatum Institute  كشورها را از 9 منظر " 1- بنيانهاي اقتصادي براي توليد ثروت " ، " 2- شرايط مناسب براي طرح ايده هاي نوين " ، " 3- گسترش نهادهاي دموكراتيك مدني " ، " 4- ايجاد امنيت اجتماعي و گسترش فرصت هاي برابر " ، " 5- دولت و ميزان سلامت و شفافيت آن " ، " 6- آزاديهاي فردي " ، " 7-  توسعه سرمايه گذرايها " ، " 8 – آموزش و تحصيلات جامعه " و " 9- انسجام اجتماعي " مورد بررسي و مقايسه قرار مي دهد.

 

ايران در جدول رنكينگ اين نهاد در همه 9 منظر مورد نظر، به غير از "شرايط مناسب براي طرح ايده هاي نوين " و " آموزش " و "بهداشت"  در وضعيت سقوط  قرار دارد و در اين سه زمينه داراي وضعيت مشابه برخي  كشورها نظير مراكش ، قزاقستان ، ويتنام و چند كشورعقب افتاده و درحال توسعه است.   

 

مي توان فرض كرد بهبود وضعيت در اين زمينه يعني "شرايط مناسب براي طرح ايده هاي نوين " ، به  پيشرفتهاي هسته اي ،  پيشرفتهاي فضايي و موشكي و تحقيقات در زمينه سلولهاي بنيادين باز مي گردد كه حاصل همت و بلند نظري و تحقيقات دراز مدت دانشمندان ايراني در دولت هاي قبلي بوده كه در دولت فعلي به بار نشسته و گاه حتي عجله دولت در اعلام زودهنگام آن نظير توليد واكسن ايدز باعث افت اعتبار علمي ايرانيان شده است.

 

گزافه نيست كه بخش زيادي از اعتبار كشورهاي پيشرفته امريكايي و اروپايي در اين شاخص را مي توان به دانشمندان و متخصصان ايراني نسبت داد كه در موج هاي مختلف تحولات تن به تبعيد از كشور داده اند.

 

از جمله ديگر شاخص هاي بالاتر از سطح سقوط ، مي توان به  شاخص "آموزش" و "بهداشت"  اشاره كرد كه با توجه به سرانه حدود 10 هزار توماني اين بخش از بودجه كشوري براي ايرانيان ، مي توان آن را به همت و ايثار طبقه متوسط  شكل گرفته از پيشرفتها و گشايشهاي دولت هاي قبلي نسبت داد نه به عزم دولت نهم و دولت بدون مشروعيت و مقبوليت دهم براي بهبود اين شاخص ها .

 

كيست كه باورنكند قريب به اتفاق خانواده هاي ايراني از نان شب خود مي زنند تا فرزندان را خود را باهزينه هاي بالا در دانشگاههاي كشور ببينند و سطح تحصيلي جوانان ايراني را بايد به اين همت ايراني نسبت داد و نه تصميمات دولت.

 

در زمينه بهداشت نيز بودجه كمتر از 10 هزار تومان براي هر ايراني تا سال 1388 قطعا موتور محرك بخش سلامت ارزيابي نمي شود و آن را مي توان به توجه مردم ايران به سلامت خود و خانواده حتي به قيمت هزينه كرد پس اندازها و سرمايه گذاري هاي كوچك آنان وابسته دانست.

 

حال با چنين تفكيكي از 9 منظر مورد نظر ، در 6 منظر كليدي ديگر كه نقش نهادهاي حاكميتي در صعود و افول شاخص ها كليدي و قطعي است وضعيت ايران مشابه كشورهايي نظير كنيا ، تانزانيا ، يمن ، سودان و زيمبابوه قرار دارد و شاخص هاي سقوط قطعي ايران را به انتهاي جدول تباهي نشان مي دهد.

 

با نگاه به چنين وضعيتي است كه لازم است هر چه سريعتر دولت بي مسئوليت و فاسد كنوني را كه ادعا و دروغ او نه تنها كه گوش هموطنان ، كه گوش جهان را كر كرده  وادار كرد يا به مسئوليت هاي خود پايبند باشد و يا مسئوليت را رها كرده به اهلش بازگرداند.

 

با چنين استدلالي است كه معتقدم ايرانيان علاقمند به فرهنگ وكيان ايران عزيز در هرجاي اين جغرافيا بايد مسئوليت تاريخي خود را در اين برهه نشان داده و 22 خرداد 1389 را به روز ملي مبارزه با فساد، دروغ ، تقلب ، بي كفايتي ، حذف مديران كارمد و كارشناسان ، استبداد و خود رايي  تبديل كنند.

 

براي مقايسه شاخص هاي مورد نظر بايد به روش زير عمل كرد:

 

ابتدا وارد سايت Legatum Institute شويد.

 

سپس با انجام مراحل 3 گانه زير ايران را با هر كشوري كه مايل هستيد مقايسه كنيد:

 

 

 

 

سپس اينجا وضعيت رنكينگ ايران را درمقايسه با ساير كشورها مورد مشاهده قرار دهيد.

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته