
٢٢ خرداد نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. همگان تظاهرات مردمی در اعتراض به انتخابات ناعادلانه و تخلف و تقلب در نتایج آن را به یاد دارند. این تظاهراتهای مردمی، که گستردگی آنها از انقلاب ١٣٥٧ بدین سو بیسابقه بود، به شدت سرکوب و به خون کشیده شدند. دهها معترض کشته و هزاران نفر در سراسر کشور دستگیر شدند. در بازداشتگاهها شکنجه به شکل منظم علیه بازداشت شدگان بکار گرفته شد که چندین مورد تجاوز نیز گزارش شده است. با آنکه امروز اکثریت بازداشت شدهگان آزاد شدهاند، اما بسیاری از آنها به شکل موقت آزاد و همچنان تحت پیگرد قضایی قرار دارند. خطر صدور احکامی سنگین آنها را تهدید میکند. امروز با پنهانکاری مقامات ایران و سانسور گسترده رسانهها در کشور، ارائه آمار دقیقی از زندانیان سیاسی ناممکن است. با این حال فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز تعداد زندانیان سیاسی را در سراسر کشور ٤٠٠ تا ٨٠٠ نفر برآورد میکند.
جامعه جهانی، با بیتوجهی به نقض حقوق بشر، همه هم خود را بر حل معضل اتمی ایران متمرکز کرده است. بر بستر این بی عملی سرکوب مردم در ایران ادامه دارد. اینگونه از اغاز سال میلادی جاری، هشت زندانی در ارتباط با شرکت در تظاهرات به مرگ محکوم شدهاند. در ایران اعدام فعالان سیاسی و به ویژه اقلیت های قومی، امری متداول است.در این کشور مجازات اعدام ابزاری است در خدمت ایجاد وحشت، مهار جامعه مدنی و حفظ قدرتی که جز رژیمی خودکامه نامی دیگر ندارد.
در آستانه سالگرد رویدادهای غم انگیز انتخابات ٢٢ خرداد، فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی همهی زندانیان سیاسی در ایران هستند. بدین مناسبت هر دو سازمان مدافع حقوق بشر با راه اندازی کارزاری برای آزادی همه زندانیان عقیدتی در ایران فهرستی از ٤٠ زندانی سیاسی منتشر می کنند. این زندانیان اعم از روزنامهنگار، سندیکالیست، دانشجو، مدافعان حقوق زنان، و یا کسانی که اعتقادی متفاوت از اسلام رژیم حاکم دارند. بخشی از رهبران فکری جامعه ایران به شمار میآیند. برخی از آنها سالهاست که در زندان بسر میبرند. فرزاد کمانگر یکی از آنها بود که متاسفانه در تاریخ ١٩ اردیبهشت سال جاری با چهار تن دیگر از فعالان سیاسی اعدام شد. این اعدامها با هدف منصرف کردن مردم از شرکت در تظاهرات سالگرد ٢٢ خرداد انجام گرفتهاند.
وضعیت روزنامهنگاران و آزادی مطبوعات در ایران روز به روز بدتر میشود. از خرداد ١٣٨٨ تا امروز بیش از ٢٠ روزنامه و سایت اطلاع رسانی توقیف یا مجبور به توقف فعالیت خود شده اند. بیش از ٣٠٠٠ هزار روزنامهنگار از حق کار محروم و در بیکاری بسر می برند. با ٤٠ روزنامهنگار و وبنگار زندانی، جمهوری اسلامی ایران سومین زندان بزرگ جهان برای روزنامه نگاران است. ایتالله سید علی خامنهای و محمود احمدینژاد با برقراری حکومت وحشت و ترور، این کشور را از روزنامهنگاران خود محروم و حق دانستن را برای مردم ممنوع کردهاند.
فهرست انتشار یافته تنها شماری از زندانیان سیاسی هستند، فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی هستند. از سوی دیگر هر دو سازمان مدافع حقوق بشر با این باور که جامعه جهانی میتواند و باید مواضعی قاطع تر در برابر جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کند. از جمله خواهان :
تشکیل کمیسیون تحقیق از سوی نهادهای صلاحیت دار حقوق بشر سازمان ملل برای تحقیق در باره موارد نقض حقوق بشر در ارتباط با رویدادهای پس از انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨
بررسی موارد نقض حقوق بشر در شورای امنیت سازمان ملل و امکان تصویب مجازات هایی علیه آمران و عاملان موارد نقض فاحش حقوق بشر در ایران
انجام اقدامات موثری برای پیشگیری و مجازات موسساتی که با جمهوری اسلامی ایران در نقض حقوق بشر همکاری می کنند. به ویژه ممنوع کردن صدور تجهیزات شنود ، سخت و نرم افزارهایی که گردش آزاد اطلاعات را مهار و دسترسی به اینترنت و رسانه های دیگر را محدود یا غیرممکن می کند، و نیز ابزار و وسائلی که برای سرکوب خشونت بار معترضان به کار می رود.
برای آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران – امضا کنید
صدها زندانی عقیدتی هم اکنون در زندان های حمهوری اسلامی بسر می برند. برخی سال ها و بسیاری دیگر، در پی تظاهرات مردمی در اعتراض به تخلف و تقلب در نتایج انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨ بازداشت و زندانی شده اند. همه این زندانیان به خاطر عقاید خود از آزادی محروم شده اند. آنها برای نقض فاحش حقوق بشر در کشورشان، برای اعتراض به تبعیض درحق زنان، در دفاع از حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، برای آنکه اعتقادی متفاوت از اسلام رژیم حاکم دارند و برای آنکه خواهان صیانت از حق رای خود شده اند، در زندان بسر می برند.
با زندانی کردن این افراد و در بسیاری موارد شکنجه ی آنها، با مجبور کردن آنها به اعتراف علنی به " ارتکاب جنایات"، با محاکمه دست جمعی و ناعادلانه آنها، مقامات مسئول ایران به شکل فاحش تعهدات بین المللی خود را در امر رعایت حقوی بشر نقض می کنند. و در این باره مسئول هستند.
از این روی ما از مقامات مسئول ایران خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران هستم.
برای دسترسی به جزئیات کمپین بر این لینک کلیک نمائید.
ندای سبز آزادی: آقایان علی شکوری راد و ابوالفضل قدیانی نمایندگان گروهها و احزاب درخواست کننده مجوز برگزاری راهپیمایی بیست و دوم خردادماه در نامه ای سرگشاده خطاب به گروههای اصلاح طلب و آقایان موسوی و کروبی به تشریح دیدار خود با مدیرکل سیاسی وزارت کشور و دبیرکمیسیون ماده 10 احزاب پرداختند.
براساس این دیدار برای نمایندگان احزاب حاضر در جلسه محرز گردید که وزارت کشور قصد صدور مجوز راهپیمایی را ندارد و با بهانه جویی سعی در پیدا کردن دلایل قانونی برای این مسئله می گردد.
به گزارش ندای سبز آزادی متن کامل این نامه شرح زیر است:
بنام خدا
حضور نمايندگان محترم تشكل هاي در خواست كننده راهپيمايي
با سلام
به استحضار مي رساند به منظور پيگيري در خواست ارائه شده به وزارت كشور، اينجانبان به اتفاق، در ساعت 2:30 بعد ازظهر روز چهارشنبه 19/3/89 به وزارت كشور مراجعه نموده و موفق به ديدار مدير كل سياسي وزارت كشور و دبير كميسيون ماده ده احزاب شديم. در اين ديداركه بدون هماهنگي قبلي انجام شد، آقاي سليماني رئيس محترم ادلره احزاب و آقاي عباس زاده مشكيني مدير كل محترم سياسي با خوشرويي پذيراي ما شدند و قريب دو ساعت وقت خود را به گفتگوي با ما اختصاص دادند كه در جاي خود در خور تشكر است.
در اين ديدار روند ارائه در خواست و اشكالاتي كه مسئولين فوق الذكر به آن وارد مي دانستند مورد بحث قرار گرفت. بر اساس گفنگوهاي انجام شده، محرز شد كه تصميم قطعي و نهايي در وزارت كشور بر عدم صدور مجوز است ولي براي اين تصميم دلايل قانوني تراشيده مي شود .آقاي مشكيني در پاسخ به سوال مشخص ما كه اساسا آيا شما حاضر هستيد به مخالفان دولت اجازه راهپيمايي بدهيد اعلام كرد كه ما براي كساني كه مخالف چه و چه و چه هستند هرگز مجوز صادر نخواهيم كرد. وي اين سخن را پس از آنكه گفته بود سياست ما اجراي قانون است، بيان نمود .از نظر ايشان آئين نامه مصوب دولت ملاك است و در حالي كه استنادات ما به صراحت اصل 27 قانون اساسي و قانون مجلس بود وي بهانه هايي جزئي را كه به موجب آئين نامه مطرح مي نمود، دليل عدم پذيرش در خواست احزاب ذكر مي كرد .وي روز پيش از آن با توبيخ متصدي دبيرخانه موجب شده بود ثبت دبيرخانه نامه در خواست گروهها از دفتر انديكاتور حذف و شماره اندكس ورودي نامه از گوشه آن بريده شود. وي ايرادات و نواقص پرونده احزاب را در اداره احزاب وزارت كشوربهانه كرده و به موجب آن امضاء نمايندگان آنها را غير قابل پذيرش اعلام مي نمود .از جمله ايرادات حيرت انگيز آئين نامه اي ايشان اين بود كه شما اعلام كرده ايد در طول مسير سكوت خواهيد كرد در حاليكه در آئين نامه آمده است بايد شعارهاي راهپيمايي از قبل مشخص باشد و سكوت در آئين نامه پيش بيني نشده است. به هر حال ايشان اصل در خواست را عليرغم رفع نواقصي كه قبلا به احزاب درخواست كننده اعلام شده بود، قابل پذيرش نمي دانست اما نهايتا با اصرار ما پذيرفت كه به آن پاسخ كتبي بدهد .
از جمله ايرادات وي به امضاء جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب در زير درخواست بود كه روز گذشته خانم فرامرزيان جهت رفع اين ايراد، امضا اين دو تشكل را از زير نامه حذف كرده بود .ايشان ابتدائاّ نمايندگي ما دو نفر را به عنوان اعضا اين دو تشكل نمي پذيرفت اما با استدلال ما كه بعنوان افراد حقيقي نماينده اين گروهها هستيم و علاوه بر آن آقاي شكوري راد عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي جامعه پزشكي نيز مي باشد نمايندگي ما دو نفر را بلا اشكال دانست و بر همين اساس گفتگو ها ادامه يافت.
آقاي سليماني اعلام نمود كه تنها يكي از تشكل ها (حزب اداره ملت ايران ) نقص پرونده ندارد و اظهار نمودند اگر دبير كل اين تشكل و يا نماينده تام اختيار آن، در وزارت كشور حاضر شود و در خواست خود را تقديم نمايد در خواست قابل قبول خواهد بود تا پس از قبول، جهت بررسي و اتخاذ تصميم در مورد صدور يا عدم صدور مجوز، به كميسيون ماده ده احزاب ارسال شود .اين در حالي است كه دبير كل اين حزب در حال حاضر در مسافرت است و امكان امضاء آخرين نامه را نيز نداشته است.
همچنين در ضمن گفتگوهاي چالشي به استناد مباني استدلالي آقايان براي ما روشن شد كه:
1. اگر چه در آئين نامه قانون احزاب جزئيات روند درخواست برگزاري تجمع و راهپيمايي ذكر شده اشت اما هيچ قانون مستقلي براي برگزاري راهپيمايي و از جمله به در خواست اشخاص وجود ندارد و تنها ماخذ قانوني در اين مورد همان اصل 27 قانون اساسي است كه بر اساس آن، انجام راهپيمايي به دعوت اشخاص نمي تواند غير قانوني تلقي شود. زيرا قانون مانعي براي آن وجود ندارد و مجازاتي براي آن در نظر گرفته نشده است. لذا رد درخواست آقايان موسوي و كروبي جهت برگزاري راهپيمايي محمل قانوني نداشته است و حتي الزام قانوني براي ارائه درخواست نيز وجود نداشته است. حداكثر آن بوده است كه اگر پس از برگزاري راهپيمائي مورد نقضي بر دو شرط مصرح در قانون اساسي يعني عدم حمل سلاح و عدم نفي مباني اسلام، ظاهر مي گرديد قابل پيگرد قضايي مي بود. در ابتداي اين بحث، ما به چگونگي صدور مجوز ظرف كمتر از 24 ساعت براي تجمع 24/3/89 ميدان ولي عصر كه به دعوت آقاي احمدي نژاد انجام شد اشاره كرديم كه آقاي مشكيني اعلام كرد براي آن تجمع در خواست قانوني وجود داشته و مجوز قانوني نيز ظرف همان مدت كم، براي آن صادر شده است ولي هنگاميكه استدلال محكم ما را براي عدم نياز به اخذ مجوز قانوني توسط اشخاص شنيدند اظهار كردند پس آن تجمع نيز نياز به مجوز نداشته است .
2. وقتي ايشان بطور جزئي به آئين نامه در خواست راهپيمايي توسط احزاب استناد مي كردند سوال كرديم به استناد كدام قانون شوراي هماهنگي يا سازمان تبليغات اسلامي كه حزب نيستند راهپيمايي برگزار مي كنند و آيا براي راهپيمايي 22 بهمن مجوز راهپيمايي صادر شده است كه بنا بر اظهارات ايشان معلوم شد چنين نبوده است لذا مشخص شد براساس استناد ايشان به قانون احزاب، راهپيمائي 22 بهمن غير قانوني بوده است .ايشان در پاسخ به اين استدلال گفت چيزي كه مربوط به نظام است و مردم همه مي آيند ديگر مجوز نمي خواهد كه پاسخ داده شد پس راهپيمايي 25 خرداد كه جميعت بسيار زيادي از مردم در آن شركت داشتند و از 22 بهمن كمتر نبود نيز نياز ي به اخذ مجوز نداشته و قانوني بوده است.
در نهايت اگر خواسته باشيم براي راهپيمايي مجوز بگيريم بايد امكان بهانه جويي را از آنها سلب كنيم و براي اين منظور بايد مطابق آئين نامه در خواست مجددي با رعايت كوچكترين جزئيات، توسط احزاب و گروههايي كه آنها نتوانند ايرادي به پرونده آنها در وزارت كشور بگيرند ارائه شود كه اين كار مستلزم اين است كه راهپيمايي حداقل يك هفته به تاخير بيافتد .اما نظر به اينكه در طي گفتگوها براي ما محرز شد كه اراده سياسي موجود در وزارت كشور بر امتناع از صدور مجوز است نتيجه چنين اقدامي نيز نهايتاّ ارائه مجوز نخواهد بود و حتما بهانه هاي جديدي مطرح خواهد شد. چنين تصميمي صرفاّ مي تواند موجب افشاگري بيشتر در مورد تصميم دولت به عدم صدور مجوز برگزاري راهپيمايي به مخالفان خود باشد كه البته ديگر براي كسي پوشيده نيست.
ابوالفضل قدياني علي شكوري راد
نمايندگان معرفي شده به وزارت كشور
از سوي گروههاي درخواست كننده مجوز برگزاري راهپيمائي
در سالگرد انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري
21/3/89
رونوشت: آقايان مهندس مير حسين موسوي و حجه الاسلام و المسلمين مهدي كروبي، جهت استحضار
محمد اولیایی فر وکیل پایه یک دادگستری و وکیل مدافع فعالان حقوق بشر و افراد زیر هیجده سال، روز 11 اردیبهشت ماه سال جاری در دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای سپری نمودن یک سال حبس تعزیری خود به زندان اوین منتقل شد.
روز 18 خردادماه جمع کثیری از همکاران اولیایی فرد در کانون وکلای دادگستری و نیز برخی از فعالان جنبش زنان برای دیدار و دلجویی از خانواده وی میهمان خانه اش شدند.
همسر و مادر و پسر کوچکش، پارسا، و تعدادی از بستگان وی میزبان جمعی بودند که در میان آنها، نسرین ستوده، وکیل آقای اولیایی فر، محمد مصطفایی، عبدالفتاح سلطانی، عبدالصمد خرمشاهی، مهناز پراکند، سارا صباغیان، ، مینا جعفری، منصوره شجاعی، نوشین احمدی خراسانی، رزا قراچورلو و بسیاری دیگر از وکلای دادگستری حضور داشتند.
در این جمع نسرین ستوده، وکیل اولیایی فرد، از روند غیرقانونی دستگیری وی برای اجرای حکم یک ساله اش سخن گفت. زدن پابند به اولیایی فرد برای انتقال به زندان، یکی از این روندهای غیرقانونی بود. اولیایی فرد چندی پیش به جرم اعتراض به اعدام کودکان زیر ۱۸ سال محاکمه شده بود، و به یک سال زندان محکوم شد ولی حکم دادگاه به شیوه ی رسمی، یعنی ابلاغ به صورت کتبی به ایشان یا وکیل ایشان – صادر نشده بود. و از این رو اولیایی فرد پیش از زندانی شدن اش به این روند اعتراض داشت و از این رو حاضر نشد زیر بار مساله غیرقانونی برود و برای حکم غیررسمی درخواست تجدید نظر نماید.
اولیایی فرد خود در مصاحبه ای که پیش از زندان انجام داده بود در مورد این حکم گفته بود: «من در یک مصاحبه ای که با صدای امریکا داشتم، در مورد صدور احکام اعدام یا اجرای احکام اعدام برای افراد زیر 18 سال اعتراض کردم. به خاطر همین اعتراض، محاکمه و به زندان محکوم شده ام. اعتراض من کاملا قانونی بود. چون معتقدم از آنجایی که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است، و ماده 37 این کنوانسیون می گوید که هر گونه مجازات سالب حیات ممنوع است، بنابراین در کشورما افراد نباید به خاطر جرم هایی که در سن زیر 18 سال مرتکب شده اند، اعدام شوند.»
خانواده محمد اولیایی فر علیرغم گذشت ماه ها از زندان وی ، با روحیه ای قوی و دلی پر امید از نحوه دستگیری این وکیل شجاع و دستهای دستبند زده و پاهای بسته شده اش هنگام انتقال به زندان اوین سخن گفتند.
مادر اولیایی فرد درحالی که اشک در چشمان اش حلقه زده بود، از ملاقات های هفتگی با او سخن گفت و نگران از این که در این ملاقات چهره هر روز نحیف تر شده فرزندش، او را چگونه در عذاب می برد.
عکس هایی که هنگام انتقال به زندان اوین توسط یکی ازنزدیکان تهیه شده بود ، در میان جمع دست به دست می گشت و همسر و مادرش توضیحاتی درباره نحوه دستگیری و رفتن او به اوین می دادند.
در این میان پارسای کوچک، پسر یکدانه اولیایی فرد، با چشمانی که گویی به دنبال پدر می گشت، از این سوی اتاق به آن سو می رفت. می شد در چشمان این پسر کوچک هم شادمانی از دیدن همکاران و دوستان پدر دربندش، را دید و هم غم این پرسش بزرگ و لاینحل برای او که چرا پدرش در کنارشان نیست.
مادر گفت، پارسا در ملاقات هایش با پدر در زندان اوین، فقط او را نگاه می کند و گاه برایش ترانه ای می خواند، ترانه ای که برای پارسای کوچک فرصت های از دست رفته کودکی اش در کنار پدر را بازگو می کند.
مهمانان به پارسای کوچک نگاه می کردند و می دانستند وقتی او ببالد خواهد دانست که پدرش فرصت در آغوش گرفتن او را با تلاش برای جلوگیری از اعدام کودکانی همچون پسرش تاق زده است، کودکانی که شاید برخلاف پارسا پدر و مادری مسئول نداشته اند که آن ها را از خطرات جامعه حفاظت و حمایت کند و امروز این پدر پارساست که خواسته نه فقط برای او که برای همه کودکان سرزمین اش، پدری کند و به جرم این «پدری» در بند است.
منبع :مدرسه فمینیستی
شورای فعالان ملی- مذهبی به مناسبت سالگرد انتخابات 22 خرداد، بیانیهای تفصیلی منتشر کرد و طی آن راهکارهایی را برای برون رفت از بحران کنونی و ترمیم شکاف دولت- ملت ارائه داد.
در این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، صدور مجوز برای راهپیمایی، تضمین امنیت برای تظاهراتکنندگان، آزادی زندانیان سیاسی و توقف احکام اعدام، آزادی مطبوعات و رسانهها، لغو محدویت تشکلیل و فعالیت احزاب، اصلاح نظام انتخاباتی و برگزاری انتخابات عادلانه ، مقدمهای ضروری برای خروج از بحران ساختاری فعلی و پیشرفت کشور عنوان شده است.
به استناد این بیانیه جنبش سبز در شرايط کنوني جامعه ايران، در محل تقاطع چهار شکاف تاريخي، شکاف ملت و دولت، شکاف دين و دولت، شکاف طبقاتي و شکاف اجتماعي محقق شده است.
متن کامل این بیانیه به این شرح است:
به نام خدا
بيانيه تحليلي شوراي فعالان ملي- مذهبي به مناسبت سالگرد انتخابات 22 خرداد 88
يک سال پيش در چنين روزهايي، مردم ايران با شوق و شوري وصفناپذير در انتخابات رياست جمهوري فعالانه و با رفتاري مدني شرکت کردند تا ديدگاههاي خود را براي تغيير در زندگي اجتماعيشان طرح کنند. اما در روزهای پس از 22 خرداد، زمانی که نتيجهي انتخابات را با مشاهدات و باورهاي خود مغاير ديدند، با شعار "رأي من کو؟" در شهرهاي بزرگ به خيابانها آمدند.
حکومت نتوانست پاسخي قانع کننده به مردم بدهد و نتيجه انتخابات را توجيه کند. مردم بر بامها رفتند و نداي الله اکبر سردادند، به خيابانها آمدند و در تظاهرات مسالمت آميز و بدون خشونت، ابطال انتخابات را تقاضا کردند، حکومت، آنها را اقليتي کوچک، فريب خورده، خس و خاشاک و مزدور بيگانه خواند، نيروهاي نظامي و انتظامي را به خيابانها آورد و در نهايت با بازداشت و زندان و ابزار تهديد و سرکوب با مردم روبرو شد. روزها و ماهها گذشت و اعتراضات مردم به شکلهاي مختلف، ادامه يافت. حکومت استمرار جنبش اجتماعي را پيش بيني نکرده بود، بنابراين انواع روشهاي سرکوب، تبليغات و اعطاي امتيازات اقتصادي را براي کنترل اوضاع بهکار بست، اما همچنان راهبرد اصلي خود را بر محور ايجاد ترس، قرار داد تا به حضور مردم در خيابانها خاتمه دهد. مطبوعات بسته و فعاليت احزاب محدود شد، خون تعدادي از شهروندان و به ويژه جوانان سنگفرش خيابانها را رنگين کرد، حقوق زندانيان پايمال شد و گروهي از جوانان در زندانها جان باختند. ناصحان و دلسوزان کشور، حاکمان را به مدارا با مردم و تأمين حقوق اساسي آنها دعوت کردند، اما حکومت، به نصايح آنها بياعتنايي کرد و با تصور اينکه، کوچکترين عقب نشيني موجب تسري جنبش به لايه هاي ديگر اجتماعي و شهرهاي کوچک خواهد شد، از پذيرش راه حلهاي مسالمت آميز امتناع کرد. اما دادگاههايي که قرار بود پروندههاي وابستگي دستگيرشدگان را افشا کند، عليرغم آن همه تبليغات، با شکست مواجه و تمامي پروژه به فراموشي سپرده شد. اعدامهاي زندانيان سياسي نيز با واکنش منفي عمومي، به شکست انجاميد. طيفي از حاکميت، بانيان جمهوري اسلامي را سران فتنه ناميدند تا فضاي سياسي را به مقابلهي تمام عيار و براندازانه بدل سازند. اين پروژه نيز با دعوت رهبران جنبش، آقايان ميرحسين موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، به رفتار مسالمت آميز، شکيبايي و مقاومت، پيش نرفت. مردم در 22 بهمن به خيابانها آمدند، اما از درگيري با نيروهاي امنيتي و لباس شخصي پرهيز کردند.
جنبشي که از 22 خرداد آغاز شده، اينک با نام جنبش سبز شهرتي جهاني يافته است و همچنان زير پوست جامعه ميتپد و در حوزهي عمومي، با بروز بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي، هر روز مخاطبان بيشتري مييابد؛ به طوري که آثار گسترش آن در شهرهاي کوچک، بين اقوام ايراني و اقشار فرودست شهري به خوبي مشهود است.
ريشههای جنبش سبز
جنبش سبز، پديدهاي اجتماعي است که ريشه در تاريخ نوين مردم ايران دارد. خواست مردم ايران در جنبش مشروطه براي تأسيس عدالتخانه (به مثابه نماد نظام قضايي مدرن)، تأسيس مجلس شورا (نماد حاکميت ملي از طريق انتخابات) و استقرار حکومت قانون (نماد نفي استبداد و خودکامگي حکومتگران) در فراز و فرود يکصد ساله، بارها بازنمايي شده است. جنبش ملي شدن نفت، جنبشهاي سياسی پس از 15 خرداد 42، انقلاب 57 و جنبش اصلاحات دههي 70، به اشکال مختلف همان آرزوها و آرمانهاي نخستين را با افزودن عناصري جديد بازگو ميکند. بدين ترتيب، جنبش سبز، از يک سو، ميراثدار جنبش مردم ايران در صد سال اخير است، و از سويي ديگر، با تحولات نوين جامعهي ايران پيوند خورده و به شبکهاي اجتماعي در حوزهي عمومي متکی شده است.
جنبش سبز در شرايط کنوني جامعهي ايران، در محل تقاطع چهار شکاف تاريخي محقق شده است:
1- شکاف ملت و دولت: از يک سو، ملت ايران سالهاست که بر خواست مشروع خود براي تحقق آزادي، دمکراسي و پيشرفت تکيه ميکند و از سوي ديگر، دولتها از پذيرش مشارکت مشروع مردم در پيشبرد امور و تأمين حقوق اساسي آنها امتناع ميکنند. گسترش شکاف ملت- دولت و شيوع فضاي بياعتمادي موجب شده است که شعارها و تبليغات حکومت، افکار عمومي را اقناع نکند. فقر، بيکاري، فساد و عقب ماندگي جامعه از يك سو، و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهي از صاحب منصبان و وابستگان حاکميت، و نيز اعمال رويههاي قضايي ناعادلانه، از سوي ديگر، اين گسست را عميقتر کرده است. اين شکاف موجب شده است که مردم به آن دسته از روشنفکران، روحانيون، روزنامه نگاران و فعالان سياسي که خارج از حاکميت هستند، روي آورند و متقابلاً، حکومت نيز به جاي تکيه به افکار عمومي، به نهادهاي قدرت و قواي قهريه متوسل شود. اين شکاف که ريشهي تاريخي دارد، با اعمال سياست هاي نادرست در سالهاي اخير تعميق شده است.
2- شکاف دين و دولت: يکي از مهمترين ارکان مشروعيت حاکميت در سالهاي نخست پس از انقلاب، تکيه به ميراث فرهنگ ديني و نهادهای دينی بوده است. در سالهاي اخير، رويههاي غيراخلاقي حکومتگران موجب شده است که از منظر اخلاق ديني حاکميت در حوزهي عمومي مورد نقد قرار گيرد. هر روز رسانهها خبر از افشاي دزدي، ارتشاء، فساد اقتصادي، جعل مدرک، دروغ و ... مي دهند. مردم بر اساس فرهنگ ديني خود، صداقت و راستگويي، مهرباني با مردم و ساده زيستي را مهمترين ويژگي پيشوايان ديني خود مي دانند، آنها سالها از زبان معلمان ديني خود آموختهاند که پيامبر اسلام (ص) نمونهي مهرباني و مدارا با مخالفانش بود؛ امام علي (ع) قضاوت منصفانه ميکرد و امام حسين و ساير امامان (ع) براي احقاق حق مظلومانه به شهادت رسيدند. هنگامي که مردم مظلوميت زندانيان بيگناه و خبر شکنجهي زندانيان را ميشنوند، زندان و شکنجهي پيشوايان دينيشان را به ياد ميآورند. مردم بر اين باورند که پيشوايان دينيشان براي حکومت ارزشي قائل نبودند و هرگز حقيقت را فداي مصلحت حکومت نميکردند.
در سالهاي اخير، تضاد اخلاق و رويههاي حکومت، به شکاف ميان دين (به مثابه فرهنگ عمومي و سازماني اجتماعي) و دولت انجاميده است. گرچه نهاد دولت در ايران، پيرايهي ديني دارد، اما در افکار عمومي همچون دولتي عرفي و متکي به قدرت دنيوي (نظامي و اقتصادي) تلقي ميگردد. شعار "دروغ ممنوع" در فرايند انتخابات 22 خرداد 88 و پس از آن، بيانگر شکاف اخلاقي بين مردم و دولت و انگارهي دولت دنيوي بود.
در اين تحول تاريخي، مردم، از آنجايي که فرهنگ و سنتهاي ديني را در تضاد با رفتار حکومت تلقي ميکنند، به آن گروه از روحانيون که از حوزهي قدرت و سياست رسمي کناره جستهاند، بيشتر احترام ميگذارند. بدين ترتيب، حکومت ديگر نميتواند مانند گذشته، با اتکاي به فرهنگ ديني، مخالفان خود را ضد دين يا مخالف اسلام معرفي کند. اين در شرايطي است که طيف بزرگي از روحانيون، روشنفکران و هنرمندان صاحب نام نيز، که به لحاظ اخلاق و باورهای دينی مورد اعتماد مردم هستند، اينک در برابر حکومت قرار گرفتهاند.
3- شکاف طبقاتي: اختلاف طبقاتي به صور مختلف در سطح کشور آشکار شده است. از يک سو، به لحاظ برخورداري از قدرت و ثروت بين طبقهي جديدي از حاکمان و وابستگان آنها و اکثريت مردم شکاف عميقي به وجود آمده و از سوي ديگر، اجراي ايدهي خودي و غيرخودي، طبقهي حاکمه را در برابر اکثريت ملت قرار داده است. دولت جديد با توزيع اعانه و صدقه، سعي کرده است که سيماي خود را در منظر فقرا، حاشيه نشينان و روستائيان بازسازي کند، اما اين شکاف طبقاتي در شرايطي که دولتي متمرکز و بزرگ، با دهها ميليارد دلار درآمد ارزي در سال، به دليل ناکارآمدي، قادر به کنترل بيكاري، تورم و تأمين رفاه عمومي نيست، اثري ناچيز و کوتاه مدت داشته است.
4- شکاف اجتماعي: شکاف مرکز- پيرامون، به صورت عقب ماندگي استانهاي محروم و اقوام ايراني، تمرکز روزافزون قدرت در دستان اقليتي مرکزنشين و نابرابري در توزيع منابع و فرصت ها و اختيارات، بر شکاف اجتماعي افزوده است. به همين ترتيب، شکاف بينانسلي و تفاوتهاي فرهنگي بين نسل جوان و تحصيل کرده با گفتمان حاکميت، برخورد خشن و تحقيرآميز با زنان و جوانان در خيابانها، بدرفتاري با دانشجويان منتقد و معلمان، بياعتنايي به خواستهاي اقليتهاي مذهبي و قومي، اين شکافهاي اجتماعي را عميقتر ساخته است.
* * *
علل تداوم اين جنبش، همان عللی است که آن را پديد آورده است. به بيان ديگر، تا زمانی که اين شکافها پر نشود، حل نهايی بحران ناممکن است. هر گونه سياست سرکوبگرانه در قبال جنبش سبز و رهبران آن، به عاملي براي تشديد و تعميق شکافها و تضادهاي اجتماعي بدل خواهد شد. جنبش سبز، جنبشي نوين، زندگيگرا، بدون خشونت، اصلاح طلبانه و قانونگراست، اما اگر سياستهاي سرکوب و تهديد تشديد شود، پيامدهاي سهمگيني را به دنبال خواهد آورد. آنگاه روند فروپاشي اجتماعي تشديد خواهد شد و شکافهاي اجتماعي و اقتصادي تماميت جمهوري اسلامي را تهديد خواهد کرد.
تشنج و انزواي سياسي در روابط بينالمللي و انعکاس وقايع پس از انتخابات از طريق رسانهها و شبکههاي اطلاعرساني و انتشار تصاوير خشونتهاي خياباني، شکنجه و کشتار زندانيان، اعدامهاي سياسي و غيرسياسي و ... بين حاکميت ايران و افکار عمومي جهاني، موجب فشار بر روي دولتها براي تنبيه حکومت ايران شده است. به نظر ميرسد در شرايطي که اوضاع اقتصادي روزبهروز وخيمتر ميشود، با بروز آثار ناشي از تشديد تحريمهاي بين المللي و سياست هاي غلط اقتصادي، طيف وسيعي از اقشار فرودست به صف معترضان ميپيوندند و در ميانمدت مقابلهي شديدي با حکومت خواهند داشت. حاکمان ميتوانند شورشهاي دههي 70 در شهرهاي قزوين، اراک، مشهد و اسلامشهر را به ياد آورند که چگونه طي چند روز شهرها به صحنهي زد و خورد قهرآميز بدل شد. تکرار چنان حوادثي در شرايط کنوني به مراتب سهمگينتر و گستردهتر و به زيان کشور و ملت خواهد بود.
در روزها و ماههاي اخير شاهد دو نوع تحرک هستيم: از يک سو، تحرکات اقشار فرودست آغاز شده و از سوي ديگر، تحرکات اقوام ايراني گسترش يافته است که اين تحرکات به دليل اجراي سياست هاي نادرست، بر تعداد مخالفان حکومت افزوده و امکانات حکومت را براي مديريت بحران محدود کرده است.
تا زماني که يک جنبش به گفتمان ملي تبديل نشده، ميتوان با تبليغات و سرکوب بر آن غالب شد، اما هنگامي كه جنبشي اجتماعي بازتاب دهنده شخصيت و هويت ملي ميشود، با هر اقدام سرکوبگرانه رشد ميكند و در سطح و عمق لايههاي مختلف اجتماعي نفوذ ميکند. امروز جنبش سبز بازتاب دهندهي خواستهاي معلمان، زنان، جوانان، طبقهي متوسط جديد، روشنفکران، هنرمندان، دانشجويان و اقليتهاي قومي و مذهبي ايران است و به تدريج، بازتاب دهندهی رنجهای فرودستان، کارگران و بيکاران خواهد شد. به رسميت شناختن اين واقعيت و مدارا با آن، تنها راه براي خروج از بحراني است که ثبات سياسي، بالندگي اجتماعي و توسعه اقتصادي را نشانه گرفته است. فروپاشي ساختاري، در شرايط تشديد شکافها و نيز انزواي سياسي داخلي و خارجي، يک تهديد واقعي است. دنياي غرب نيز با درک شرايط بحرانی حاکميت، ضمن تشديد فشارها و تهديدها، امتيازات بيشتری را از دولت ايران مطالبه خواهد کرد. آنها مسابقهی تسليحاتی، حضور نظاميان در ساخت قدرت سياسی، بلندپروازیهای اقتصادی دولت و تشديد بحران هستهای را به عنوان مقدمهی فروپاشی سياسی تلقي ميكنند و گذشت زمان را به نفع خود ميدانند.
راهکارها و چشماندازها
براي برون رفت از بحران کنوني، ترميم شکاف دولت- ملت، مقدمهاي ضروري است. حاکميت ميتواند گفتگو بين دولت و ملت را با اقدامات زير تسهيل نمايد:
1- موافقت با درخواست راهپيمايي رهبران جنبش سبز (آقايان ميرحسين موسوي و مهدي کروبي) و تضمين امنيت براي تظاهرات قانوني مخالفان
2- آزادي زندانيان سياسي بازداشتشده پس از انتخابات و توقف احکام اعدام
3- تأمين حقوق اساسي مصرح ملت در قانون اساسي، به ويژه آزادي تجمعات، آزادي مطبوعات و رسانهها
4- لغو محدوديتها نسبت به تشكيل و فعاليت احزاب و سازمانهاي سياسي و مدني
5- اصلاح نظام انتخاباتي و برگزاري انتخابات عادلانه تحت نظارت نهادي بيطرف که بتواند اعتماد عمومي سلب شده را بازگرداند.
اينها مقدمهاي است براي دوراني از اصلاحات متوالي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، که براي خروج از بحران ساختاري فعلي و پيشرفت کشور ضروري است.
تغييرات اجتماعي نيازمند شکيبايي است و مردم، بايد به شيوهي مبارزات مسالمتآميز و آگاهيبخش خود ادامه دهند و در سالگرد 22 خرداد رويهي عدم خشونت را همچنان پيگيري کنند. ملت ايران به دليل شايستگيهاي تاريخي و همچنين تجربياتي که در اين سالها کسب کرده، روزهاي روشني را در پيش رو دارد و هيچ حکومتي نميتواند در برابر خواست يک ملت، مقاومت نامحدود کند.
شوراي فعالان ملي- مذهبي
19/3/1389
با گذشت یک ماه از ارائه پیشنویس قطعنامه افزایش تحریم های جمهوری اسلامی توسط آمریکا و اعلام پشتیبانی اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل(روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) از آن پیش نویس، امروز چهارشنبه ١۹ خرداد ۸۹ (نهم ژوئن ٢۰١۰)، چهارمین قطعنامه تحریم جمهوری اسلامی پیرامون پرونده اتمی آن کشور، در این سازمان جهانی به رای گذاشته شد و با اکثریت دوازده رای مثبت، در برابر دو رای منفی (ترکیه و برزیل) و یک رای ممتنع (لبنان)، به تصویب رسید.
طی این قطعنامه، یک دانشمند هسته ای جمهوری اسلامی، ۲۲ شرکت متهم به ارتباط با برنامه های اتمی و موشکی ايران، پانزده موسسه متعلق به سپاه پاسداران و سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران، مشمول تحریم سازمان ملل قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز گذشته ژرار آرو، سفیر فرانسه در سازمان ملل، از آماده شدن پیش نویس قطعنامه تحریم ایران خبر داده و فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، با بیان اینکه "آمریکا به این نتیجه رسیده است که ایران فقط در صورت فشار و تحریم، سیاست اتمی خود را تغییر خواهد داد"، ابراز خوش بینی کرده بود که شورای امنیت، تهران را مورد تحریم جدید قرار دهد. امروز همچنین وزیر خارجه آمریکا خاطرنشان ساخته بود مجازات های پیش بینی شده در قطعنامه امروز شورای امنیت، مهم ترین تحریم هایی خواهد بود که ایران تا کنون با آن مواجه شده است. سوزان رایس، نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد نیز می گوید قطعنامه جدید، شامل اقدامات جدید و لازم الاجرایی زیادی است.
پیش از این شورای امنیت با صدور قطعنامه های تحریم ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و همچنین قطعنامۀ ۱۸۰۳ ، خواستار توقف عملیات غنی سازی در ایران، اطلاع رسانی و همکاری این کشور با آژانس بین المللی انرژی اتمی، قبول پروتکل الحاقی به پیمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای شده بود.
محمد خزاعی، سفیر ایران سازمان ملل متحد در مصاحبه با خبرگزاری رسمی دولت ایران(ایرنا) تصویب احتمالی این قطعنامه را "اشتباهی بزرگ" دانسته بود و پیش از آن، منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی که هفته گذشته برای دیداری دو روزه به بلژیک و پارلمان اروپا سفر کرده بود، بر ادامه غنی سازی اورانیوم تاکید کرده و در مورد تشدید تحریم علیه تهران هشدار داده بود.
مفاد دقیق و جزئیات این قطعنامه متعاقبا اعلام خواهد شد.
نیویورک تایمز امروز گزارش داده بود که یوکیو آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، امروز چهارشنبه ۱۹ خرداد، به خبرنگاران گفته بود "پاسخ کشورهای گروه وین از طریق نماینده دائمی ایران در آژانس به دولت ایران ابلاغ شده است."
وی محتوای این پاسخ را فاش نکرد، اما بلافاصله علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران ضمن تأیید دریافت پاسخ مذکور، گفت که سه کشور آمریکا، روسیه و فرانسه نظر خود را در نامه های جداگانه ای اعلام کرده اند.
محمود احمدی نژاد روز گذشته هشدار داده بود که در صورت تصویب قطعنامه، هرگونه مذاکره در مورد مسائل اتمی ایران را متوقف خواهد کرد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بیانیه ای به مناسبت سالگرد 25 خرداد صادر کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
بيست و پنجم خرداد سالگرد اعتراض مردم ايران به سرنوشت آرايشان در انتخابات رياست جمهوري دورة دهم است.
اين اعتراض خودجوش، مدني و مسالمت آميز، با حضور پر شكوه ميليون ها نفر درخيابان هاي تهران به ثبت رسيد و اما پاسخ اين رفتار قانوني، سركوب خونين و خشونت آميز، كشتار و به شهادت رساندن ده ها تن انسان مظلوم و بي دفاع، دستگيري و حبس صدها نفر از بهترين فرزندان ملت و زنان و مردان پير و جوان از ميان قشرها و گروه هاي اجتماعي مختلف، اعم از دانشجويان و استادان دانشگاه، كارگران، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان سياسي و حزبي اصلاح طلب بود و به دنبال آن، سانسور گسترده و بي سابقه رسانه هاي جمعي مكتوب، الكترونيكي و مخابراتي و تبليغات يك سويه و آكنده از دروغ و تزوير، به خصوص از رسانه ملي، اعمال سياست ارعاب و وحشت، محاكمه و اعدام هاي سياسي به بهانه هايي مشكوك و بر خلاف آيين دادرسي و همه قوانين موجود و نيز زنداني كردن و شكنجه و جناياتي از قبيل آنچه در كهريزك اتفاق افتاد.
اما همه اينها موجب تعميق و گسترش اعتراض مردم تحت عنوان جنبش سبز شد و همه شواهد و قرائن منطق ميرايي دروغ در كنار اصل پايايي حقيقت، گواهي مي دهد كه تا وقتي دروغ و زور و تزوير ادامه داشته باشد جنبش آزادي خواهي، استقلال طلبي و عدالت خواهي مردم نيز ادامه دارد، گرچه با فراز و فرودها و افت و خيزها و سكوت ها و فريادها مواجه شود و درست همين خصلت پديداري دوسويه جنبش هاي مردمي بوده است كه درطول تاريخ، استبداديان حاكم بر ايران را فريب داده و آنها را از توجه به ريشه هاي واقعي و عميق اعتراضات مردمي بازداشته و از حل كردن به موقع و اصولي بحران سياسي و اجتماعي دچار غفلت ساخته است.
آنان متأسفانه هنگامي متوجه شده و به فكر راه حل اصولي و رجوع به ملت و تمكين به خواست حق طلبانه آنان بر مي آمده اند كه آخرين ته ماندة اعتماد و اميد مردم به اصلاح خويش را از دست داده و در بن بست خود ساخته اي گرفتار مي آمده اند كه ديگر هيچ راه گريزي جز وداع با قدرت و حاكميت براي آنها باقي نمي مانده است.
اقتدارگرايان امروزي حاكم نيز بايد تاكنون دريافته باشند كه جنبش سبز مردم ايران، نه جمع كردني، بلكه حل كردني است و حل آن در گرو تسليم شدن به حق و حقوق ملت و قطع ريشه هاي واقعي بحران اعتراضي يعني حاكميت غير دموكراتيك مبتني بر زور و ترس و سركوب و به رسميت شناختن حكومت قانون است.
ما به آنان توصيه مي كنيم كه با تجربه اندوزي و درس آموزي از تاريخ، تا دير نشده به ريسمان نجات بخش خدا و مردم چنگ زنند و از خصومت و لجاجت با ملت خويش دست برداشته و به قانون و حقوق انساني و اساسي مردم تمكين كنند و بدانند كه بقاي نظام در گرو پايبندي به آرمان ها و اصول اوليه انقلاب، يعني آزادي، استقلال و عدالت است و همچنين حل بحران هاي كشور موكول به آشتي با ملت و اعتراف به حقوق آنان به جاي باج دهي به باج خواهان و قدرت هاي بين المللي است .
جنبش سبز جنبشي اصلاح طلب، مستقل و ملي است و به هيچ نيرويي جز قدرت لايزال خداوند و مردم ايران متكي و اميدوار نيست. به همين دليل است كه اقتدارگرايان علي رغم همه فشارها براي اعتراف گيري هاي ساختگي و سناريوسازي هاي جعلي و دروغ ها و تهمت ها براي وابسته نشان دادن رهبران و فعالان و توده ها ي مردم حاضر در جنبش سبز، تا كنون نتوانسته اند يك برگ سند يا موردي موجه و صادق، براي اثبات اتهامات خود ساخته، به افكار عمومي ارايه كنند و به همين دليل است كه اكنون پس از يك سال ، آنان مجبور شده اند براي مخدوش كردن اين جنبش، نه از بر چسب " انقلاب مخملي " ، بلكه از اصطلاح " فتنه" استفاده كنند. اصطلاحي كه تلويحاً نشان از عجز و شكست در توجيه افكار عمومي براي مرتبط ساختن جنبش با قدرت هاي خارجي و اعتراف به درون زا بودن بحران موجود در ايران دارد.
رهبران جنبش سبز و اصلاح طلبان در نظر و عمل ثابت كرده اند كه آزادي و دموكراسي و حق حاكميت ملي و حقوق بشري و سياسي و شهروندي مردم را دركنار اسلام و در چارچوب ايران، استقلال، وحدت و تماميت ارضي و نظام و قانون اساسي مي خواهند و مي جويند.
جنبش سبز نه حركتي كور، نيست انگار يا آنارشيستي، كه نهضتي اصلاحگر، عقلاني و واقع بين در عين آرمان خواهي است.
جنبش سبز و اصلاحات بيانگر خواست طبقات و قشرهاي گوناگون جامعه ايران است. طبقات و اقشاري همچون دانشجويان ، كارگران، زنان، معلمان، روشنفكران، روحانيون ترقي خواه و اقوام و اقليت هاي مذهبي و ... . و همه آنان بر سر اصلي ترين و عمومي ترين مطالبات و مخرج مشترك خواسته هاي مردم، زير چتري واحد گرد آمده اند.
اينك همه قشرها و طبقات مظلوم و محروم از حقوق اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و سياسي دريافته اند كه راه استيفاي حقوق خود و رفع ستم و نابرابري هاي موجود در همه عرصه ها، از نفي استبداد سياسي و مذهبي و تلاش براي استقرار حاكميت قانون مي گذرد.
در فقدان آزادي در همه ابعاد آن، اعم از آزادي بيان و مطبوعات ، احزاب، اجتماعات و انتخابات و با نبود ساختاري دموكراتيك ، اميد به حل ابتدايي ترين مشكلات كشور و تأمين ساده ترين نيازها و خواسته هاي ملت نمي رود، به ويژه درشرايطي كه ناكارامدي دولت و بحران مديريت، افزون بر بحران مشروعيت، نه تنها آن را از حل مسائل روزمره نيز بازداشته، بلكه ستيز با متخصصان و عالمان دانشگاهي منتقد ومخالفت با دانش وكارشناسي، خود به يكي از بزرگترين مشكلات كشور و نظام در تمام قلمروهاي سياست هاي خارجي و داخلي تبديل شده است.
جنبش سبز جنبش نخبگان و كادرها و مطالبات آنها نيست. جنبش مردم و مطالبات همه اقشار است و جنبش هر شهروند يك رسانه، هر شهروند يك كادر، هر شهروند يك ستاد است . جنبش سبز جنبش شبكه گسترده و بي مركز يا تمام مركز طبقات و قشرهاي اجتماعي مختلف مردم است و به همين دليل است كه بر خلاف جنبش هاي كلاسيك، با دستگيري و بازداشت كادرها و فعالان حزبي و سياسي و دانشجويي، بازداشتني نيست. حتي با بازداشت گسترده و پر كردن زندان ها از جوانان، زنان و مردان گمنام ناشناخته نيز، متوقف نمي شود .
جنبش سبز، جنبشي مدني و ضد خشونت است . با وجود همة بربريت و توحشي كه حتي در خيابان هاي شهر و در مرئي و منظر جهانيان و حتي در روزهاي حرمت دار و محرمي چون عاشوراي حسيني عليه مردم اعمال شد و علي رغم همة تلاش هاي موذيانه و نفوذگرايانة مشكوكي كه براي به خشونت و انحراف كشاندن جنبش صورت گرفته است جوانان آگاه و مردم فهيم ايران به مقابله به مثل خشونت گرايانه درنغلطيدند و همچنان با تحمل و مدارا، بر مطالبات و شعارهاي حق طلبانه خود پاي فشرده اند.
جنبش سبز جنبشي اخلاقي است. جنبش ضد دروغ است. اعتراض به تزوير در كنار مقاومت در برابر زور است و به همين دليل بر خلاف اصل هدف وسيله را توجيه مي كند كه تا كنون راهنماي عمل استبداديان بوده است متوسل به اين منطق ماكياوليستي، ضد اخلاقي و ضد اسلامي نشده است و انشاالله در آينده نيز نخواهد شد.
جنبش سبز مشي خود را مبتني بر ايستادگي بر سر آرمان ها و مطالبات و پيگيري توام با صبر و متانت و عقلانيت، بدون انتظار دست يابي عجولانه و سريع به اهداف قرار داده است . اين جنبش ميان وسيله و هدف و راه و مقصد، جدايي نمي افكند و جامعه آزاد، كثرت گرا، دموكراتيك و آميخته با خرد جمعي و انتقادي و حق خودباشي و دگرباشي را در طول مسير تجربه مي كند . جامعه آزاد مطلوب كه اين جنبش دل درگرو خلق آن دارد مبتني بر آزادي، برابري، عرفان و عقلانيت و توام با اخلاق و معنويت ديني است.
بر خلاف آوازه گري رسانه هاي اقتدارگرايان، جنبش سبز به پايان نرسيده و جمع نشده است. بهترين دليل آن همين واقعيت ساده است كه به رغم ادعاي تبليغات چيان و آنها كه جنبش سبز را جنبش چند صد يا ده نفر وانمود مي كنند آنان تاكنون حتي پس از گذشت يك سال پرخوف و خطري كه بر اين جنبش تحميل كرده اند از صدور يك مجوز رسمي براي برگزاري تجمع و راهپيمايي جنبش سبز وحشت دارند!
به راستي اگر ادعاي آنان مبني بر شكست و اتمام جنبش سبز حقيقت دارد چرا از پذيرش اين حداقل خواسته قانوني سر مي پيچند و نمي گذارند تا دعاوي شان در بوته عمل به محك آزمون سنجيده شود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن همدردي با خانواده هاي معظم همة شهيدان جنبش سبز و اصلاح طلب و نثار خالصانه ترين درودها به آنان و شهيدانشان و مجروحان و اسيران و آسيب ديدگان، يك بار ديگر بر اين محك آزمون پايايي يا ميرايي جنبش سبز تأكيد كرده و مي خواهد كه با صدور مجوز رسمي اجازه دهند تا مردم با حضور يا عدم حضور خود در تجمع و راهپيمايي جنبش سبز اعلام موضع كنند و پاسخ آري يا نه خويش را به جنبش سبز در معرض داوري ايرانيان و جهانيان بگذارند.
والسلام
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
19/3/1389
روزنامه کودتاچی وطن امروز سر تیتر روز سه شنبه هجده ام خرداد ماه خود را به دلنوشته یک بسیجی اختصاص داد ، این دل نوشته که سر تا سر حمله به سران جنبش و تعریف و تمجید از آقای خامنه ای بود نکاتی را به ذهن خواننده می آورد که بیان آنها میتواند برای آینده تاریخی و دینی ایرانیان مفید باشد.
نویسنده این متن خود را بسیجی دانسته که خامنه ای را مولای خود میداند و در سر تا سر این متن سعی دارد تا او را مولای خود و اسوه عدالت و حاکمیت اسلامی معرفی کند، در این متن تنها تلاش میشود تا نکاتی از این متن را بازنگری کنیم و با مروری بر نهج البلاغه به یاد این عزیز بیاوریم که امیر المومنین که بود و حاکمیت و حکومت در دیدگاه وی چگونه بوده است.
این برادر بسیجی در گوشه ای از متن خود اینگونه مینوسد: «ما دلمان تنگ شده برای جنگ. ما ترمز بریدهایم. ما دانیالهای میدان شوشیم، بچههای پایگاه بسیج. ما نیروی انتظامی نیستیم. نظامیتر از این حرفها هستیم»، این شخص که خود را مرید امام و پیرو خط او میداند فراموش کرده است که جایی امام در وصیت نامه سیاسی خود توصیه اکید کرده بود که نظامیان نباید در سیاست دخالت کنند، البته نباید بیش از این از این برادر بسیجی انتظار داشته باشیم چون در جایی دیگر از متن اونوشته است که: «ما امام را بینهایت دوست داشتیم؛ خامنهای را کمی بیشتر».
شاید آوردن چند نکته از فرمایشات امام علی (ع) برای نویسنده این مطلب خالی از لطف نباشد: «از پستترين حالات زمامدار در نزد مردم شايسته اين است كه گمان برند فرمانرواى آنها ، فخر و نازش را دوست دارد و به خود خواهى و تكبر ميگرايد و من دوست نميدارم كه درباره من چنين بينديشيد و گمان كنيد هواخواه ستايشم و از شنيدن آن لذت ميبرم ، سپاس خدا را كه چنين نيستم ، پس با من بمانند زمامداران ستمكار سخن نگوئيد و از ترس خشم من ، حقايق را پوشيده نداريد و با من با چاپلوسى رفتار نكنيد و نپنداريد كه گفتار حق بر من گران مىآيد ، زيرا اگر كسى گفتار حق و پيشنهاد عدالت بر او گران آيد ، دادگرى و اجراى حق بر او گرانتر خواهد آمد».
نویسنده دل نوشته وطن امروز خود را برای جنگ با مردم آماده دانسته و خامنه ای را مولای خود میداند در حالی که علی (ع) در باره حکومت اینگونه میگوید: «آيا بمن فرمان ميدهيد كه پيروزى را با ستمكارى بدست آورم و با مردمى كه زمامدار آنانم روشى جائرانه در پيش گيرم ؟ بخدا قسم تا شب و روز بگذرند و ستارگان بدنبال هم بروند چنين كارى نخواهم كرد»
آیا این سیره علیست؟ آیا حمله به مردم بی دفاع ، تیر اندازی به سوی آنها ، زیر کردن آنها با ماشینی که باید امنیت آنها را فراهم کند سیره علی (ع) است؟ آیا کشتن ندا و سهراب و اشکان و... سیره علیست؟ آیا کهریزک همان عدالت علیست؟ باید پرسید از این دوست بسیجی که آیا علی آن است که او تصویر میکند؟ یا آن چیزی که ما در نهج البلاغه از او داریم؟
این فرد مدعی بسیجی بودن با اعتراف بر بیشمار بودن سبزها در کمال حقارت اینگونه میگوید: «ما بارها گفتهایم. بازهم میگوییم: غلط کردید بیشمارید»
باید به این شخص گفت برادر من آیا بی شمار بودن گناه است آیا ملت بودن کفر است؟ آیا در برابر امت بی شمار باید ایستاد؟ آیا سیره علی به شما میگوید که در برابر بی شماران ایستادگی کن و شمشیر بکش؟ آیا علی مخالفان سیاسی خود را قتل عام میکرد؟ برادر ما در جنگ نیستیم ، ما بر جنگیم، ما هیچ چیز جز قانون نمیخواهیم...
حال روی سخنم با دوست بسیجی است که خود را برای جنگ با ما آماده میکند ، برادر من مگر تو نمیگویی که ما اندکیم و تو و مولایت بی شمار، نگاهی کن میشود راهی جز جنگ هم برای عدالت پیدا کرد ، اگر سبز ها همه ملت نیستند چرا از حضور آنها میترسید؟ به مولایت که آگاه است و عالم بگو تا بگذارد ما رسوا شویم و ندای کم شماری ما به گوش همه برسد ، بگو بگذارد تا بیاییم تا ببینید که ما چه قدر کم شماریم ، آیا حضور مردمان کم شمار جایی برای ترسیدن دارد؟ برادر ما دشمن خارجی نیستیم ما همان مردمیم که مولایمان علیست ، ما همان عزاداران حسینی هستیم که دربرابر ضرب باتوم های شما فریاد یا حسین مان بلد بود، اگر کم شماریم کم شماریمان را به رخ مان بکش ، اما اگر بی شمار بودیم ، ایستادگی نکن که سیره علی ایستادگی در برابر مردم نیست.
شاید نمی شناسید عمق بی شماری ما را ، باور کن بیست و دوم خرداد روزیست که میتوانی ببینی که خدا کجا ایستاده است، به علی گوش کن که میفرماید « تو بهر حال ، از دو حال بيرون نيستى ، يا خويشتن را جوانمردانه بحقيقت واداشتهاى كه در اينصورت چرا رو از مردم پنهان دارى و به ايفاى حق نپردازى و بخدمات بزرگوارانهات ادامه ندهى و يا مردى خشن و سختگير و بىبخششى كه در اينحال مردم از تو روى بر ميگردانند و حق خويش از تو نمىخواهند و از حق گزاريت نوميد ميشوند»
برادر به مولایت بگو که به علی گوش کند «از مردم خويش دور مباش و پرده استتار بر چهره مينداز كه اگر زمامداران از مردم بدور مانند كينهها برخيزد و فرمانروا از كار مردم ناآگاه ماند و كارها بناسامانى كشد و زمامدار از اوضاع بيخبر ماند و بناچار كارهاى بزرگ را ، كوچك شمارد و كارهاى كوچك را بزرگ داند و نيكى را زشتى پندارد و زشتى را نيكو پندارد و ناروائى باروائى درآميزد.»
به مولایت بگو علی در برابر ستم و ظلم سکوت نمیکرد ، به مولایت بگو علی حقی را نا حق نمیکرد ، به مولایت بگو گوش کند به علی
«سوگند بخدا ، اگر اقليمهاى هفتگانه و هر چه را در زير آسمان آنهاست بمن بخشند و از من بخواهند كه پوست جوى بنافرمانى خداى از دهان مورچهاى برگيرم ، چنين نخواهم كرد»
به مولای خود بگو که خداوند اینگونه میگوید و بگو گوش کند به صدای حق .
«اى ايمانآوران ، همگى برپادارندگان دادگرى و گواهان براى خدا باشيد هر چند بزيان شما يا پدران و مادران و بستگان شما باشد ،بالهاى مهربانى خود را بر مردمان بگشاى و با آنان گشادهرو باش و نرمخوئى كن و بين آنها حتى در نگاه و اشاره و درود ، برابرى را رعايت كن ، تا توانمندان بستم تو اميد نبندند و ناتوانان از دادگريت نوميد نشوند»سوره حديد آيه 26
برادر بسیجی آنچه تو از علی آموختی ، آموخته ما بیشماران نیست ، من از علی آنچه تو یافتی نیافتم و من از علی آموختم که رعایت حرمت و حقوق خوارج نیز که سرسخت ترین دشمنان امام محسوب می شدند و از تحقیر و دشنام های رکیک علیه او دریغ نمی ورزیدند محترم است. در مانیفست علی حتی نسبت به دشمنان شناخته شده وی هم مادامی که با شمشیر برهنه علیه دولت عدالت نشوریده اند و به جنگ و نهب روی نیاورده اند باید مدارا کرده و حقوق آنانرا نیز همچون سایر مستمری بگیران حکومت تامین نمود.
در واقع زمانی که دانستم علی به عنوان ولی امر مسلمین ترجمان مهربانی و اغماض حاکمان با مخالفان سیاسی خود بوده و در برخورد با دشمنان قسم خورده اش نظیر مروان بن حکم و سعید بن عاص که از رهبران اصلی جنگ جمل و مخالفان سرسخت وی محسوب می شدند و نیز عبدالله بن زبیر که در ملاءعام بدترین ناسزاها را به امام میگفت ،طریق ملاطفت و گذشت را در پیش می گرفت و مادامیکه خوارج علیه او قیام مسلحانه نکرده بودند با آنها نیز کاملا مدارا کرده و حقوقشان را از بیت المال می پرداخت و آزادیشان را مطلقا محدود نمی ساخت و حتی پس از آنکه علیه وی قیام کرده و در اثر شکست پا بفرار می گذارند ،به هیچوجه اجازه تعقیب آنانرا نمی دهد ، آنگاه به اوج تساهل و تسامح و احترام به حقوق بشر و عطوفت و رافت انسانی در اسلام و مرام علی پی بردم!
وانگهی زیباترین و عاطفی ترین جلوه های حکومت دینی در تاریخ را در واکنش علی نسبت به ربوده شدن خلخال از پای یک زن یهودی مشاهده کردم تا آنجا که وی را به گریستن وادار می کند و مردن هر مسلمانی به خاطر شنیدن این خبر را، غیر قابل ملامت و سرزنش می داند.
از رفتار علی آموختم که حتی جانشین بلافصل محمد(ص) را هم یک یهودی می تواند در اوج قدرتش به شنیع ترین نسبت ها متهم کرده و به محکمه ای فرابخواند و محکوم بکند که قاضی آن منصوب خود او بوده است.
چکیده مترقی ترین و متعالی ترین بیانیه حقوق بشر را در مانیفست امام علی به مالک اشتر خواندم آنجا که خطاب به او نوشته است
«با همه مردم با رحمت و محبت رفتار کن و برای آنان حیوان درنده نباش که بهره های آنها را غنیمت می شمارد، زیرا آنان دو گروه اند: یا برادر دینی تو هستند یا انسانی مانند تو»!”
برادر بسیجی سران جنبش سبز که تو فتنه میخوانی نه از تاریخ میترسند و نه از دین ، بلکه در راهی قدم بر میدارند که ادامه تاریخ است ادامه عدالت خواهی علی و ادامه راهی که از حسین آموختند، سران فتنه دلشان به باتوم و گاز اشک آور و گلوله خوش نیست ، سران جنبش دلشان به مردمی خوش است که سکوتشان میتواند بلندترین فریاد عدالت پخواهی باشد. و مردم ، مردمی که بی شمارند نه گلوله دارند و نه کهریزک ، دلی دارند که سالها برای مظلوم تپیده است دلی دارند که آموزگارش مولایشان علی بوده است ، دلی که به آنها یاد داده است که میشود در برابر ظلم و گلوله ایستاد ، مردمی که بی شمارند به حکم جهاد مولایشان دل خوش نیستند بی شماران به این دلخوشند که میزان رای انهاست و بس...
در دنیای امروز شبکه های اجتماعی نقش موثر و عمده ای را در امر ارتباطات اجتماعی بر عهده دارند. شبکه های مختلف و با توانایی ها و کارایی های متنوعی همچون: اورکات، توییتر، فرندفید، مای اسپیس و فیس بوک.
در ایران اما نقش این شبکه های مجازی به دلیل محدودیت هایی که در امر ارتباطات و آزادی مطبوعات و رادیو تلویزیون وجود دارد، بسیار پر رنگ تر و مفیدتر است. به طوری که شاهد بودیم در ماه های پیش از انتخابات 88 و حوادث یک سال پس از آن، سایت فیس بوک توانست جایگاه رفیعی را در بین همه شبکه های اجتماعی در انتقال اخبار، ویدئوها و عکس ها تصاحب کند و عملا تبدیل شود به مهمترین شبکه اجتماعی و پل ارتباطی میان معترضان به نتایج انتخابات.
تیم سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که پیش از این شرح وظایف دیگری داشت، مسئولیت شناسایی فعالین فیس بوک را برعهده گرفت و همین امر باعث شد نیروی بیشتری را جذب کند. وظیفه این نیروها ایجاد پروفایل های جدید و با عناوین و شعارهای سبز بود که بتوانند به راحتی میان معترضان نفوذ کنند.
شرح وظایف این عده به شرح زیر است:
1) ساختن پروفایل تازه و (اد) کردن فعالین عرصه فیس بوک علی الخصوص چهره های شناخته شده و برخی افرادی که مواضع تندتری دارند
2) شناسایی در درازمدت و گاهی اوقات دادن پیشنهاد دوستی و ارتباط های زیرزمینی برای فعالیت های سیاسی تحت عنوان اینکه باید خود ما دست به کار شویم و به رهبران جنبش نباید دلخوش بود. که به منظور شناسایی فرد مورد نظر صورت می گیرد و ایراد این کار اینست که معترضین ممکن است در مدت کوتاهی هویت اصلی خود را فاش کنند و قربانی شوند.
3) چت کردن های اتفاقی و رندوم و پرسیدن سوال های ساده ای همچون: تو کجایی؟ چند سالته؟ دانشجویی؟
در اینگونه موارد این افراد اصرار دارند وانمود کنند که هدفشان از پرسیدن این سوالات صرفا کنجکاویست و حتی ممکن است در صورت تفره رفتن شما به راحتی از ادامه چت منصرف شوند.
4) کامنت دادن به مطالب افراد یا گروه ها به قصد ایجاد تشنج و یأس از ادامه مبارزه
در اینگونه موارد با نوشتن کامنت هایی اغلب افراطی و گاهی اوقات ضد دین سعی می کنند اختلاف افکنی کنند. گاه فردی یا جریانی را زیر سوال می برند، گاه حرف های غیر واقعی و غیر مستندی را از گذشته افراد شاخص بازگو می کنند، گاه یک نویسنده یک کارتونیست و یا یک فعال سیاسی را بی مهابا به سازمان های جاسوسی مرتبط و او را متهم به مزدوری می کنند. هدف از همه این کارها ایجاد التهاب و جنگ روانی بین معترضان است.
5) انتشار نوت ها و متن های خبری
نکته جالب در این بخش این است که اخبار یا مطالب به اصطلاح آگاهی دهنده را طوری مطرح می کنند که خواننده را دچار شک می کند یعنی ضمن اینکه عده ای این متن ها را باور می کنند، عده ای نیز به آنها شک می برند و این باعث می شود در برخی موارد حتی اگر خبر راست و حقیقی هم باشد نسبت به صحت خبر تردید کنند. آنها در این شیوه هم خبرهای راست و هم خبرهای دروغ را منتشر می کنند تا خواندگان نگاهی تردیدآمیز نسبت به کل اخبار فیس بوک پیدا کنند این همان بلاییست که بر سر سایت بالاترین نیز آمده است.
6) انتشار عکس ها و ویدئوهای خلاف واقع و دروغین
بهترین مثال این مورد در بخش عکس، همان عکس قمه زنی دخترعرب در روز عاشورا بود که به طور گسترده در فیس بوک منتشر و عنوان شد که این دختر توسط عوامل بسیج و نیروی انتظامی مجروح شده و یا در مورد ویدئو می توان به ویدئویی اشاره کرد که در روز کارگر و تحت عنوان اعتصاب تاکسیرانان و عدم سوار کردن مسافرمنتشر شده بود که با دیدن خود فیلم متوجه می شدیم که رانندگان با صدای بلند طلب مسافر می کنند.
اما روش جدیدی به ذهن تیم سایبری سپاه که در محل سفارت آمریکا در تهران مستقر هستند رسیده، ارسال گزارش تخلف از فعالین(ریپورت کردن) به فیس بوک می باشد. در این روش ضمن شناسایی فعالین عرصه فیس بوک، پروفایل شخصی آنان را تحت عناوینی چون انتشار عکسهای مستهجن و پورنوگرافی گزارش می دهند. متاسفانه فیس بوک هم بدون کوچکترین بررسی، آن پروفایل ها را مسدود (disable) می کند.
این اتفاقیست که حدودا ده روز پیش برای خود من پیش آمده و پروفایل خودم را بنا به گزارشات دروغ از دست داده ام. البته جای شکر دارد که این دوستان نمی توانند به اطلاعات پروفایل دسترسی پیدا کنند و فقط با گزارش تخلف می توانند آنها را توسط خود فیس بوک مسدود و غیرفعال کنند.
با توجه به اینکه فیس بوک اهمیت ویژه ای برای جنبش اعتراضی مردم ایران دارد و مهمترین ابزار ارتباطی مردم است، تکرار اینگونه اقدامات تا حدی فاجعه بار است زیرا هر روز شاهد این خواهیم بود که تعدادی از دوستانمان حذف شوند. جالب تر اینکه پس از شروع این گزارشات تخلف و مسدود شدن پروفایل ها، یک نوت که در بخش 5 اشاره کردم از طرف خود آنها منتشر شده که حاوی نکات امنیتی برای کاربران فیس بوک است. آنها در این نوت توصیه می کنند اگر دوستانتان مدتی نبودند و با همان اسم و مشخصات با پروفایل جدیدی شما را (add) کردند بدانید آنها هکر هستند و قصد دارند اطلاعات شما را بربایند!
در این متن حتی توصیه می شود که این کاربر جدید را بدون معطلی (block) کنید.
دوستان عزیز، متاسفانه حرکتی را آغاز کرده اند که به زودی به قطع رابطه همه ما با هم منجر خواهد شد و متاسفانه با روند موجود به تدریج و به علت گزارشات تخلف، یکی یکی مسدود خواهیم شد. راه های متعددی برای جلوگیری از این امر به ذهن می رسد از جمله نوشتن نامه دسته جمعی خطاب به مسئولان فیس بوک، ولی شاید بهترین و موثرترین راه ، ملاقات حضوری فعالان جنبش با مقامات و مدیران فیس بوک باشد.
این دیدار و توضیح و شرح واقعه شاید کمک مهمی به آگاه شدن فیس بوک از عاقبت مسدود کردن های پیاپی کاربرانش در ایران بکند.
دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی با صدور اطلاعیهای اعلام کرد «سکوت مصلحتآمیز» آیتالله خامنهای باعث شده که «یک نامزد به خود اجازه میدهد جلوی ۵۰ میلیون بیننده تلویزیونی، دروغ و تهمت بزند.»
به گزارش امروز چهارشنبه وبسایت آقای هاشمی، در این اطلاعیه که از نظر لحن تند آن بی سابقه است گفته می شود که مخالفان رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به سکوت آقای خامنهای «همقسم» شدهاند که «هاشمیستیزی» را تیترهای اول و دوم روزنامههای خود کنند.
این اطلاعیه افزوده که «امروز سکوت مصلحتآمیز رهبری معظم انقلاب که در نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی به آن اشاره شده، کار را به جایی رسانده که یک نامزد به خود اجازه میدهد جلوی ۵۰ میلیون بیننده تلویزیونی دروغ و تهمت بزند.»
این اطلاعیه پس از حملات اخیر روزنامه وطن امروز صادر میشود و پاسخی است به مطلب رضا شکیبایی رئیس شورای سیاستگذاری وطن امروز که روز یکشنبه ۹ خرداد ماه ۱۳۸۹ منتشر شد. این روزنامه در یکشنبه اخیر نیز با انتشار یادداشتی از حسین قدیانی به بهانه انتقاد از مواضع حسن خمینی به خانواده هاشمی حمله کرد. بعلاوه، وطن امروز در یادداشتی در شماره امروز چهارشنبه خود با اشاره به اینکه مهدی کروبی گفته است مرگ احمد خمینی مشکوک است تلویحا هاشمی رفسنجانی را مسئول مرگ احمد خمینی دانست: «شایعهای بیمبنا در محافل مختلف مطرح شد مبنی بر اینکه مسبب رحلت حاج احمد آقا، حجتالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی بوده است.»
دفتر آقای هاشمی بدون اشاره به محتوای انچه وطن امروز منتشر کرده با «دروغ و غیر اخلاقی» دانستن محتوای یادداشت شکیبایی، اعلام کرد که «بیپاسخ گذاشتن شبهات، باعث تسریع انحراف کنونی جامعه از اهداف انقلاب اسلامی و ظلمی مضاعف به آیندگان خواهد بود.»
حسین قدیانی در یادداشت صفحه اول روز یکشنبه خود ضمن اینکه به سیدحسن خمینی نوشته بود «دیگر بوی خمینی نمی دهی»، اتهامات شایع در باره مهدی هاشمی را تکرار کرد و نوشت: «من سگ اصحاب کهف را کاری ندارم؛ او آدم شد اما این آقازاده فراری هم مثل چی دارد دروغ میگوید.»
رضا شکیبایی نیز نوشته است: «شما در تمام مدتی که تهران درگیر اغتشاشات بود حتی برای یک بار هم که شده این آشوبها و قانونشکنیها را محکوم نکردید. آیا سکوت شما این گمانه عدهای را تقویت نمیکند که اصلا آن نامه کذایی (به رهبر) برای دامن زدن به آشوبهای برنامهریزی شده عدهای بعد از انتخابات نوشته شده بود، پس آشوب خودساخته را نمیشود محکوم کرد؟»
در اطلاعیه دفتر هاشمی با انتقاد از حملاتی که در یک سال گذشته به آقای هاشمی و خانوادهاش شده است، آمده که «به فرض محال که حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از آقای موسوی در انتخابات مسجل شده بود، آیا به گناه حمایت یک شخص از یک نامزد، باید هر دروغی را که به ذهن میآید، علیه آن شخص و خانواده ایشان در تلویزیون گفت؟!»
این اطلاعیه از هواداران احمدینژاد پرسیده است: «چگونه است که سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقام امام جمعه منصوب مقام ولایت در خصوص لزوم سلامت انتخابات، حمایت از یک نامزد تلقی میشود؟ مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟!»
دفتر آقای هاشمی ادامه داده که «این چه شیوه ناشیانه در سیاست است که ۱۲ سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ اولاً وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیاً وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمیشد؟ آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟ آیا حضور ۱۰۶ درصدی همه مردم یکی از استانهای غربی کشور در همان انتخابات کافی نیست که به عنوان منادیان دروغین مردمسالاری دینی اسلامی خجالت بکشید؟!»
این دفتر در عین حال پرسیده که «چرا نمیگویید دور جدید اظهار نگرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی از عدم توجه به رأی مردم و سلامت انتخابات از زمانی شروع شده است که بعضی از شخصیتهای مؤثر دستاندر کار انتخابات صراحتاً اعلام میکردند که رأی مردم در حکومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است؟»
در بخش دیگری از این اطلاعیه به پیروزی هاشمی در انتخابات مجلس خبرگان اشاره شده و آمده است: «مگر نمیدانید در همان انتخابات وقتی مقام معظم رهبری حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان را متعیّن میخوانند، آیتالله هاشمی رفسنجانی هم نامنویسی خویش را مشروط به عدم دخالت نهادهای غیرمسئول در انتخابات میکنند و مقام معظم رهبری هم میفرمایند: این شرایط را فراهم میکنم؟!»
این اطلاعیه همچنین این پرسش را مطرح کرده که «چرا در بیان نتایج انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ نعل وارونه میزنید؟ مگر نمیدانید با شمارش مجدد تنها ۲۰ درصد صندوقهای حوزه انتخابیه تهران، که توسط شورای نگهبان انجام میگرفت، آیتالله هاشمی رفسنجانی از رتبه سیام به نوزدهم رسید؟ مگر نمیدانید وقتی آن آبروریزی داشت اساس انتخابات را زیر سؤال میبرد، رهبر معظم انقلاب دستور توقف بازشماری را صادر فرمودند؟»
دفتر آقای هاشمی خطاب به هواداران احمدینژاد نوشته که «مشکل اینجاست که اول بسیجیان قدیم را خانهنشین کردید و سپس لباس آنان را پوشیدید و به فرماندهشان میتازید و تهمت را با توهین آمیختهاید، کلاه انصاف از سر گرفتهاید و لباس بیتقوایی به تن کردهاید؟»
این اطلاعیه افزوده که «از یک طرف پیشبینیهای اظهر من الشمس نارضایتی مردم از سوی رئیس عالیترین مجمع مشورتی مقام معظم رهبری به ایشان را القای تقلب در انتخابات میدانید و از طرف دیگر جمله معروف آن نماینده مجلس را که میگفت: باشید تا رأی ۲۴ میلیونی آقای احمدینژاد را در فردای انتخابات ببینید حاصل درایت و دوراندیشی میدانید؟»
دفتر آقای هاشمی در بخش دیگری از اطلاعیه خود آورده است: «از یک طرف قانون وضع میکنید که آیتالله هاشمی رفسنجانی میبایست برای افزایش مشارکت حداقلی در قبال سیل تهمتها و توهینها و دروغها تا پس از انتخابات ریاست جمهوری سکوت اختیار میکرد و از طرف دیگر حکم شرعی میدهید که آن نامزد انتخابات برای افزایش مشارکت حداکثری دروغهای مناظره را در سخنرانیها و مصاحبههای انتخاباتی تکرار کند!»
در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: «چرا برای جبران ضعف عملکرد خویش در اقتصاد و فرهنگ، راه چاره را دشمنتراشی از میان انقلابیون سابق میدانید؟ اگر آیتالله هاشمی رفسنجانی سکوت اختیار میکنند، برآشفته میشوید و وقتی لب به سخن میگشاید که اساس اسلام با رأی مردم بود و خواهد بود، آشفتهتر میشوید؟!»
متن کامل پاسخ روابط عمومی دفتر آیتالله هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:
روزنامه وطن امروز، روز یکشنبه ۹ خرداد ماه ۱۳۸۹ به بهانه انتشار نامه سال گذشته آیتالله هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، اقدام به انتشار مجدد نامه رئیس شورای سیاستگذاری خویش نمود.
نامهای که نویسنده با علم به دروغ بودن محتویات و غیراخلاقی بودن ادبیات نوشته خویش از میزان تأثیر آن در تشویش اذهان عمومی آگاه است و با اندک انصاف روزنامهنگاری خواستار پاسخ برای تنویر افکار عمومی شده است.
اگرچه پاسخگویی به نامههای اینچنینی که خالی از بدیهیات اخلاقی میباشد، نوعی گام نهادن به بیراهه است و به همین دلیل در چاپ اول، از کنار آن گذشتیم، اما بیپاسخ گذاشتن شبهات، باعث تسریع انحراف کنونی جامعه از اهداف انقلاب اسلامی و ظلمی مضاعف به آیندگان خواهد بود که میخواهند بدانند در مقطع ۳۰ ساله پس از انقلاب اسلامی بر کشورشان چه گذشته و میگذرد!
توضیح ضروری اینکه این پاسخ در کنار مخاطب خاص خویش، مخاطبان عام نیز دارد، بهویژه جوانان روشنضمیر و پرسشگری که بلوغ عقلی و سیاسی آنان، با فریادهای سهمخواهی و ادبیات قدرتطلبانه گروهی که برای بقای خویش، زبرالحدیدهای امام راحل در مبارزه نفسگیر با رژیم پهلوی، یادگاران مردان و شهدای بزرگ انقلاب چون شهید بهشتی، شهید مطهری، آیتالله طالقانی، شهید رجایی، شهید همت، بیت شریف حضرت امام و مهمتر از همه تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی را متهم به انحراف از خط اصیل اسلام میدانند و با هدف زیر سؤال بردن اقدامات امام راحل و مقام معظم رهبری، امینترین یاران آن دو بزرگوار را آماج تیر تهمت خویش قرار میدهند.
نویسنده متن سراسر تهمت و توهین که کار کردن در شرکت صنعتی پارس خودرو!! مقدمه مسئولیتش در سایت شریف نیوز سابق و روزنامه وطن امروز فعلی میباشد، متن خویش را با جمله به ظاهر زیبای «اخلاق، گمشده سیاست است» آغاز کرده تا اولاً تئوری شیطنتآمیز جدایی دین از سیاست را القا نماید و ثانیاً با انتساب لقب دروغگویی به آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان بارزترین روحانی عرصههای تقنینی و اجرایی در تاریخ معاصر، تهمتها و ادعاهای دینستیزان و روحانیگریزان را به کمال برساند. همان کاری که آن نامزد انتخاباتی در آن مناظره کذایی در حق سه روحانی دیگر این دو عرصه سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی حججالاسلام خاتمی، ناطق نوری و کروبی انجام داده است.
نویسنده که به مصداق آن ضربالمثل قدیمی، کمحافظه شده است، متن خویش را با دروغی بزرگتر آغاز کرده است که آیتالله هاشمی رفسنجانی به خاطر اطلاعرسانی وطن امروز از روزنامه شکایت کرده است و این در حالی است که آیتالله هاشمی رفسنجانی از هیچ روزنامهای و یا هیچ شخصی شکایت نکردهاند؟!!
بهانه چاپ مجدد این متن سراسر توهین و تهمت، انتشار نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی به آیتالله خامنهای در سایت شخصی است.
توجه به این نکته خالی از لطف نیست که این روزها بعضی از مراکز خبری و رسانهای به بازبینی و انتشار مجدد آن نامه پرداختند که نمونه بارز آن اختصاص دو قسمت از مطالب مسلسل با عنوان «مطالبات غیرقانونی» توسط روزنامه کیهان است که به نقش آیتالله هاشمی رفسنجانی در انتخابات و نامه ایشان به آیتالله خامنهای پرداخته است.
چه شده است که انتشار نامه از سوی کیهان افشاگری فتنه و سران فتنه!!! تلقی میشود، اما اگر همین نامه از سوی سایت آیتالله هاشمی رفسنجانی منتشر شود، دمیدن بر آتش فتنه تلقی میگردد؟!
نویسنده نامه، دفاع آیتالله هاشمی رفسنجانی از دستاوردهای ۳۰ ساله انقلاب در نامه به آیتالله خامنهای را یک بدعت غیراخلاقی در مخالفت با رهبری معظم انقلاب میداند و با توجه به سوابق رسانهای خویش فراموش کردهاند که آن بدعت غیراخلاقی، غیرانسانی و غیراسلامی در مناظره تلویزیونی پایهریزی شده است و اینک توسط پارهای از رسانههای وابسته به یک جریان خاص ادامه دارد.
جای تعجب است که جمله معروف رهبری معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ در حرم امام را که فرمودند: «صحیح و موردپسند نیست که یک نامزد در نطقهای تلویزیونی برای اثبات خود به نفی دیگران متوسل شود» را یا نشنیدند و یا نمیخواستند بشنوند و رئیس جمهور را ولاییترین رئیس جمهور تاریخ ایران میدانند و سپس ابراز مطالب خلاف در مناظره تلویزیونی را حق ایشان برای جبران عدم حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از دولت میشناسند.
به فرض محال که حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از آقای موسوی در انتخابات مسجل شده بود، آیا به گناه حمایت یک شخص از یک نامزد، باید هر دروغی را که به ذهن میآید، علیه آن شخص و خانواده ایشان در تلویزیون گفت؟!
گذشته از همه این مسائل، وقتی شخص آیتالله خامنهای در ملاقات حضوری با آیتالله هاشمی رفسنجانی میفرمایند درباره اصل و محتوای نامه هیچ ملاحظهای ندارند و یک بار به صورت خصوصی و یک بار در نماز جمعه هم به خلافگوییهای آن نامزد پاسخ میدهند، چگونه عدهای زیر لوای دروغین حمایت از رهبری، ملاحظهتراشی میکنند؟!
چگونه است که سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقام امام جمعه منصوب مقام ولایت در خصوص لزوم سلامت انتخابات، حمایت از یک نامزد تلقی میشود؟ مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟!
سابقه تذکرات آیتالله هاشمی رفسنجانی در خصوص سلامت انتخابات، محدود به دیروز و امروز نیست، از همان ماههای نخستین پس از انقلاب اسلامی که به حکم مستقیم امام راحل به عنوان سرپرست وزارت کشور برای برگزاری انتخابات شدند، وقتی با سخنان دلسوزانه!!! یکی از مسئولین وقت وزارت کشور مواجه شد که بفرمایید انقلاب به چه کسانی نیاز دارد تا نامشان را از صندوق آرای مردم بیرون بیاوریم!!، عتاب آلود آن کلام دلنشین امام را تکرار کردهاند که «میزان رأی مردم است»
این چه شیوه ناشیانه در سیاست است که ۱۲ سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ اولاً وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیاً وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمیشد؟!! آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟!! آیا حضور ۱۰۶ درصدی همه مردم یکی از استانهای غربی کشور در همان انتخابات کافی نیست که به عنوان منادیان دروغین مردمسالاری دینی اسلامی خجالت بکشید؟!
چرا نمیگویید دور جدید اظهار نگرانیهای آیتالله هاشمی رفسنجانی از عدم توجه به رأی مردم و سلامت انتخابات از زمانی شروع شده است که بعضی از شخصیتهای مؤثر دستاندرکار انتخابات صراحتاً اعلام میکردند که رأی مردم در حکومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است؟!
چرا وقتی میخواهید تسلسل تاریخ برگزاری انتخابات را طی سالهای اخیر بگویید و براساس دیدگاههای خویش تحلیل کنید، هنگامی که به انتخابات مجلس خبرگان در سال ۱۳۸۶ میرسید، سکوت میکنید؟! چرا وقتی از نتایج خیرهکننده آن انتخابات و فاصله رأی آیتالله هاشمی رفسنجانی با نفر دوم پرسیده میشود، حضور ناظران بیشمار ایشان در همه صندوقهای حوزه انتخابیه استان تهران را دلیل میآورید؟ آیا این دلیل در قرینه خویش پاسخی غیر از این دارد که اگر ناظران آیتالله هاشمی رفسنجانی هنگام شمارش آرا نبودند، نتیجه انتخابات غیر از این بود؟
مگر نمیدانید در همان انتخابات وقتی مقام معظم رهبری حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان را «متعیّن» میخوانند، آیتالله هاشمی رفسنجانی هم نامنویسی خویش را مشروط به عدم دخالت نهادهای غیرمسئول در انتخابات میکنند و مقام معظم رهبری هم میفرمایند: «این شرایط را فراهم میکنم»؟!
چرا وقتی بحث انتخابات مجلس ششم میشود، فقط و فقط به خاطر عقدههای قدیمی و کینههای شخصی با لباس اصولگرایان، مروج اندیشههای آن مبلغ سکولاریسم میشوید؟ چرا فکر نمیکنید که مقدمه انقلابستیزی و اسلامستیزی نویسنده کتاب کذایی عالی جناب سرخپوش هم مثل بعضی از شماها هاشمیستیزی بوده است؟!
چرا در بیان نتایج انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ نعل وارونه میزنید؟ مگر نمیدانید با شمارش مجدد تنها ۲۰ درصد صندوقهای حوزه انتخابیه تهران، که توسط شورای نگهبان انجام میگرفت، آیتالله هاشمی رفسنجانی از رتبه سیام به نوزدهم رسید؟ مگر نمیدانید وقتی آن آبروریزی داشت اساس انتخابات را زیر سؤال میبرد، رهبر معظم انقلاب دستور توقف بازشماری را صادر فرمودند؟
در فرازی دیگر از نامه به جفاهای اصلاحطلبان در حق آیتالله هاشمی رفسنجانی اشاره شده و آمده است که آن موقع «همین بسیجیها و امت حزبالله بودند که به میدان دفاع از جنابعالی آمدند.»
اولاً جفای در حق آیتالله هاشمی رفسنجانی معطوف به عملکرد افراطیون دیروز اصلاحطلبی و افراطیون امروز اصولگرایی نیست. اگر اسناد به اصطلاح تاریخی ساواک در قبل از پیروزی انقلاب را ورق میزدید، میخواندید که شیخ اکبر هاشمی ۴۰ میلیون تومان به خرابکاران اجتماعی پیرو امام خمینی(ره) کمک کرده است. اگر تورق آن اوراق را در شأن روحیه دینمداری خویش نمیدانید، تاریخ دو سه سال اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی را بخوانید که تهمتها و توهینهای امروز روزنامه وطن امروز، تکرار مطالب روزنامه «انقلاب اسلامی» دیروز است که توسط بنی صدر مدیریت و منتشر میشد.
ثانیاً تفاوت آنها با شما در هتک حرمت شخصیتهای مؤثر انقلاب اسلامی چون شهید هاشمینژاد، شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید مطهری، شهید رجایی، شهید باهنر، آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی، در نوع عملیات ترور فیزیکی و شخصیتی است.
تفاوت دیگر این است که اگر آن روز، گروهی هاشمیستیزی را نردبانی برای روحانیستیزی و اسلامستیزی خویش قرار میدادند، فوراً با نهیب «این تذهبون» امام مواجه میشدند و امروز سکوت مصلحتآمیز رهبری معظم انقلاب که در نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی به آن اشاره شده، کار را به جایی رسانده که یک نامزد به خود اجازه میدهد جلوی ۵۰ میلیون بیننده تلویزیونی دروغ و تهمت بزند و روزنامههای همسو قسم یاد کنند که با بهانه و بیبهانه هاشمیستیزی را تیترهای اول و دوم هر روز خویش کنند.
ثالثاً، امت حزبالله و بسیجیهای واقعی دیروز که با قانون سهمیه حضور رزمندگان در دانشگاهها، محققان و استادان دانشجویان امروز هستند و با اعتراف نماینده ولی فقیه در دانشگاهها ۷۰ درصد با افراطیونی چون شما نیستند، خون دل میخورند و وقتی میبینند به بهانههای سیاسی، فرمانده شهدا، بسیجیان، سپاهیان و ارتشیان در ۸ سال دفاع مقدس آماج تهمتها قرار میگیرد و به قول خویش در آن نامه صبوری پیشه میکند، بر مظلومیت شهدا و فرماندهشان اشک میریزند. مشکل اینجاست که اول بسیجیان قدیم را خانهنشین کردید و سپس لباس آنان را پوشیدید و به فرماندهشان میتازید. حکایتی که یادآور آن واقعهای است که شخصی به آیتالله العظمی بروجردی عرض کرد که یک روحانی را در حال دزدی گرفتند و حضرتش برآشفت و گفت: نگویید یک روحانی دزدی میکرد، بگویید دزدی لباس روحانیت پوشیده بود.
رابعاً، گیریم که گروه اندک شما همان گروه کثیر مردمی حامیان آیتالله هاشمی رفسنجانی در توطئههای تجزیهطلبی و شورشهای کور و بعدها در غائله ۱۴ اسفند ۱۳۶۰ و بعدها در غائله اسفندماه ۱۳۷۸ است، چه شده است که کفاره آن حمایتها را، تهمتهای امروز قرار دادهاید و عمق گناهی که برای آن حمایتها احساس میکنید، چقدر است که تهمت را با توهین آمیختهاید، کلاه انصاف از سر گرفتهاید و لباس بیتقوایی به تن کردهاید؟
دور از شأن شما در ادعای اصولگرایی و سیاستمداری است که در نقادیها اینگونه ناشیانه قلم روزنامهنگاری به دست گیرید و در یک متن به اصطلاح نامه دچار تضادهای آنچنانی شوید!!!
از یک طرف شکست آقای ناطق نوری در انتخابات ۷۶ را نتیجه به تنگ آمدن مردم از سیاستهای دولت سازندگی میدانید و از طرف دیگر به میدان آمدن فرزندان آیتالله هاشمی رفسنجانی و حزب کارگزاران را عامل پیروزی آقای خاتمی در همان انتخابات میدانید!!
از یک طرف پیشبینیهای اظهر من الشمس نارضایتی مردم از سوی رئیس عالیترین مجمع مشورتی مقام معظم رهبری به ایشان را القای تقلب در انتخابات میدانید و از طرف دیگر جمله معروف آن نماینده مجلس را که میگفت: «باشید تا رأی ۲۴ میلیونی آقای احمدینژاد را در فردای انتخابات ببینید» حاصل درایت و دوراندیشی میدانید؟!!
از یک طرف قانون وضع میکنید که آیتالله هاشمی رفسنجانی میبایست برای افزایش «مشارکت حداقلی» در قبال سیل تهمتها و توهینها و دروغها تا پس از انتخابات ریاست جمهوری سکوت اختیار میکرد و از طرف دیگر حکم شرعی میدهید که آن نامزد انتخابات برای افزایش «مشارکت حداکثری» دروغهای مناظره را در سخنرانیها و مصاحبههای انتخاباتی تکرار کند!!!
از یک طرف میگویید «ما نمیگوییم نامه آیتالله هاشمی رفسنجانی با نیت تقویت اردوکشی خیابانی نوشته شده و از طرف دیگر در چند سطر پایینتر میگویند «نامه هاشمی برای پشتیبانی از آشوبگران نوشته شده بود.»
از یک طرف ابراز نگرانی میکنید که فلان تئوریسین اجتماعی که به غرب گریخته، در نوشتههای خویش اختلاف مسئولان عالیرتبه نظام را القا میکند و از طرف دیگر برای فراگیری این القای شیطانی از هیچ روزنی دریغ نمیکنید؟!
این بیانصافیها نتیجه کدام نوع نگاه به مسئولان جمهوری اسلامی است؟ چرا برای جبران ضعف عملکرد خویش در اقتصاد و فرهنگ، راه چاره را دشمنتراشی از میان انقلابیون سابق میدانید؟ اگر آیتالله هاشمی رفسنجانی سکوت اختیار میکنند، برآشفته میشوید و وقتی لب به سخن میگشاید که اساس اسلام با رأی مردم بود و خواهد بود، آشفتهتر میشوید؟!
نویسنده نامه که گویا نمایندگی همکاران رسانهای خویش در یک جناح خاص را در نگارش این نامه به دوش میکشد، در هر جای نامه که فرصتی دست داد، مظلومنمایی کرده و از شکایت سخن گفت؟!!
شکایتی که هرگز و هیچگاه شخص آیتالله هاشمی رفسنجانی از رسانه یا فردی نکرده است؟!!
امید آنکه این مرقومه کوتاه، پاسخ به همه تهمتها و توهینهایی باشد که از یک سال گذشته و همزمان با مناظره تلویزیونی شب ۱۳ خرداد کلید خورد و هنوز هم ادامه دارد، هرچند میدانیم هدف نویسندگانی از این دست شفافسازی و اطلاعرسانی نیست، وگرنه با کمترین تأمل در سخنرانیهای دو همسنگر دیرین یعنی آیتالله خامنهای و آیتالله هاشمی رفسنجانی پی خواهند برد که القای اختلاف آن دو بزرگوار یک «توهم» بیش نیست.
شاید یکی از گناهان نابخشودنی آیتالله هاشمی رفسنجانی از دیدگاه مدعیان دروغین پیرو خط امام و رهبری که اینگونه هتاکانه به ایشان میتازند، عنایت ویژه امام به آیتالله هاشمی رفسنجانی باشد که «وجود ایشان را برای انقلاب مفید میدانستند.»
و چه زیبا و دقیق آن عبد صالح در ۲۸ سال قبل پیشبینی فرمودند: «... احتمال قوی میدهم که بعد از من برای انتقامجویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمتهای ناروا بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند...» (صحیفه نور، جلد ۱۷، ص90)
برای حسن ختام توجه کسانی که خود را در خط امام میدانند و هتاکانه به حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی میتازند، به خاطرهای از آیتالله حائری شیرازی جلب مینماییم که روزنامه دولتی ایران در تاریخ ۱۲/۳/۱۳۸۹ نقل و منتشر کرده است: «حضرت آیتالله العظمی خامنهای در دوران ریاست جمهوری به من فرموده بودند هر زمان آیتالله هاشمی رفسنجانی به مسافرت میرفت، امام(ره) گوسفندی را برای سلامتی ایشان قربانی میکردند و زمانی که ایشان از سفر بازمیگشت نیز امام(ره)
گوسفند دیگری را به شکرانه سلامتیاش قربانی میکردند و برای ایشان اهمیت ویژهای قائل بودند و معتقد بودند که وجود آیتالله هاشمی رفسنجانی برای انقلاب لازم است.»
امید آنکه در بیان تاریخ و خاطرات دوران مبارزه و پیروزی، حبّ و بغضها مانع بیان حقیقتها نشود و بیان واقعیتها متقدم بر همه دروغها باشد که این بهترین کار برای رسانه و ارباب رسانههاست.
والسلام علی من اتبع الهدی
دانشجویان دانشگاه آزاد واحد های تهران مرکز،تهران جنوب،تهران شمال،علوم تحقیقات روز 22 خرداد به دانشگاه نمی روند.
همچنین این دانشجویان از اساتید و کارمندان دانشگاه نیز خواسته اند تا در این اعتصاب به دانشجویان بپیوندند.
در این بیانیه آمده است: جیره خواران و مواجب بگیران مثلث تیغ و تسبیح و نفت در این یکسال هر چه در توان داشتند رو کردند و از هیچ شرمی ابا نداشتند و به همراه اربابان و جیره دهندگانشان خود بافتند و خود باور کردند و خود گریستند.
کنترل دانشگاه به دست خود ماست!دانشگاه خانه دوم ماست و هیچ کس بیش از ما مستحق استفاده از آن نیست.مردمان ما می بایست بد فرمانی مدنی و نافرمانی مدنی را تجربه کنند و به باور ما نقطه آغاز این تجربه دانشگاه است.
اگر یک روز در دانشگاه حاضر نشویم چه خواهند کرد؟
متن کامل بیانیه به شرح ذیل می باشد:
«به نام یگانه خالق آزادی»
نزدیک به یکسال از تقلب انتخاباتی صورت گرفته و تاراج اعتماد مردم این سرزمین می گذرد و دولت بر آمده از کودتا غافل از آنکه به سر نیزه می توان تکیه کرد ولی بر روی آن نمی توان نشست روی پایه های دروغ و ریا و جعل و تحریف و خرافه به پیش می رود.
اکنون با گذشت یکسال از خرداد ماه 1388 جنبش سبز مردم ایران نیز تولد یک سالگی خود را پشت سر گذاشته و می رود تا وارد دو سالگی خود شود.جنبشی که ریشه در شرافت مردمان دارد و با سرخی خون شهدای سبز خود آبیاری شده است و فراز و نشیب های بسیاری را به خود دیده است.
با توجه به تجربیات ارزشمند به دست آمده در طول یکسال گذشته لزوم تمرین و انجام حرکت های مدنی و خشونت پرهیز دیگری علاوه بر حضور در خیابان ها به چشم می خورد چه آنکه جنبش سبز مردم ایران تنها در کف خیابان ها خلاصه نمی شود و می بایست حضور سبز مردم و همبستگی ایشان به صورت های دیگر نیز تجلی پیدا کند.
سرکوب های وحشیانه صورت گرفته که هیچ حد و مرز اخلاقی و انسانی و اسلامی نمی شناسد شکل گیری و بروز مخالفت ها و مقاومت های مدنی را اجتناب نا پذیر می نماید.
جیره خواران و مواجب بگیران مثلث تیغ و تسبیح و نفت در این یکسال هر چه در توان داشتند رو کردند و از هیچ شرمی ابا نداشتند و به همراه اربابان و جیره دهندگانشان خود بافتند و خود باور کردند و خود گریستند.
نیرو های امنیتی و نظامی به همراه مزدوران بسیجی دانشجویان و استادانشان را بازداشت نموده و به جای کلاس درس روانه زندان ها نمودند.با باطوم و چماق و قمه و اسلحه و زنجیر به دانشگاه حمله نمودند و بسیاری از دانشجویان را از دانشگاه اخراج و از تحصیل منع نمودند و به جای ایشان مزدوران بله قربان گویشان را با سهمیه های آنچنانی وارد دانشگاه ها نمودند تا بلکه به زعم خود بتوانند صدای دانشگاه را خفه کنند اما پیکر نحیف و رنجور و زخم خورده دانشگاه افتان و خیزان به حیات انتقادی خود ادامه داده است و بار ها ثابت نموده است که دانشگاه زنده است و زنده خواهد ماند.
حلقه سخت کودتا به همراه بازوان سرکوبش که فکر می کرد می تواند کنترل دانشگاه را در دست گیرد اکنون سخت گیج شده است و نقشه های شوم خود را بر آب می بیند.
دانشجویان عزیز!اساتید گرامی!کارمندان محترم!
کنترل فضای دانشگاه نه به دست عوامل انتظامات و حراست و نه به دست کمیته های ظالمانه انضباطی است و نه به دست بسیج است و نه به دست سایر عوامل امنیتی!
کنترل دانشگاه به دست خود ماست!دانشگاه خانه دوم ماست و هیچ کس بیش از ما مستحق استفاده از آن نیست.مردمان ما می بایست بد فرمانی مدنی و نافرمانی مدنی را تجربه کنند و به باور ما نقطه آغاز این تجربه دانشگاه است.
اگر تجمعات مسالمت آمیز ما را سرکوب می کنند و همکلاسی ها و اساتیدمان را به بند می کشند و زندان می افکنند و برای کارمندان زحمت کشی که برای ما دلسوزی می کنند پرونده ها می سازند؛اگر یک روز در دانشگاه حاضر نشویم چه خواهند کرد؟
ما دانشجویان اعلام می داریم که روز شنبه 22 خرداد ماه 1389 همزمان با سالگرد کودتای انتخاباتی صورت گرفته در اعتراض به:
- تقلب آشکار در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و دزدیده شدن رای مردم
- وقایع رخ داده پس از انتخابات و قتل تعدادی از هموطنانمان
- بازداشت همکلاسی ها و اساتیدمان و ممنوع التحصیل و ممنوع التدریس کردن تعدادی از ایشان
از حضور در دانشگاه و کلاس های درس خود داری خواهیم نمود و از اساتید و کارمندان محترم نیز می خواهیم تا با خود داری از حضور خود بر سر کلاس های درس و محیط اداری دانشگاه در این اعتصاب سبز با ما همراه شوند و دوشادوش مردم عزیزمان در اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز شرکت نمایند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد های تهران مرکز،تهران جنوب،تهران شمال،علوم تحقیقات
با اینکه کمتر از سه روز به 22 خرداد مانده است، وزارت کشور دولت احمدی نژاد که از تأیید مطلقه آقای خامنه ای برخوردار است، به لطایف الحیل وقت کشي می کند، ایرادهای بني اسرائیلی می گیرد و قانون اساسی را به تمسخر گرفته است. اصل 27 قانون اساسی تصریح کرده است: "تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است". ده حزب و تشکل قانونی در مهلت مقرر از وزارت کشور تقاضای مجوز راه پیمائی کرده اند.
وزارت کشور پاسخ داده که هدف راهپیمایی روشن نیست و خواسته است که دبیرکل یا نماینده تام الاختیار دبیرکل هر یک از احزاب و گروهها باید شخصا در وزارت کشور حاضر شده و تعهد بدهند و حتی آن را ثبت محضری کنند که راهپیمایی مسلحانه نخواهد بود.
در محافل حقوقی و سیاسی تهران شنیده شده که این پاسخ وزارت کشور وجاهت قانونی ندارد. دولت قانونا مجاز نیست از هدف و نیت راه پیمائی ها و اجتماعات پرسش کند. قانونگذار تنها دو قید برای این حق شهروندي پیش بینی کرده یکی مسلحانه نبودن، دوم مخل به مبانی اسلام نبودن.
دومین اشکال حقوقی اين پاسخ درخواست تعهد یا ثبت محضری مسلحانه نبودن راه پیمائی از دبیرکلهاي احزاب متقاضی است. اصل بر برائت است. حمل سلاح مجوز نیروی انتظامی می خواهد. تنها حاملین قانونی سلاح قوای نظامی و انتظامی هستند. حکوتی که از متقاضی راه پیمائی مسالمت آمیز تعهد محضری عدم حمل سلاح می خواهد، در حقیقت به ناتوانی خود در برقراري نظم اعتراف می کند. در کشورهای دموکراتیک روزانه دهها تظاهرات و راه پیمائی در کمال نظم صورت می گیرد. در هیچ جای دنیا دولت چنین شرائط محالی را پیش پای شهروندان نمی گذارد.
در محافل سیاسی تهران شنیده می شود که حکومت تصمیم دارد بسیجیان و ماموران مسلح لباس شخصی را در میان تظاهرکننده ها بفرستد و اخلال آنها را به پای معترضان سبز بگذارد. مشکل حکومت و دولت ایران عدم صداقت و بیطرف نبودن است. مردم می پرسند نمی خواهید بگذارید راه پیمائی برگزار شود چرا مرد و مردانه اعلام نمی کنید؟ چرا تزویر می کنید؟ افکار عمومی و جهانیان از اهداف جنبش سبز آگاه هستند. وزارت کشور بعد از یک سال خود را به خواب خرگوشی زده می پرسد هدفتان از راه پیمائی مبهم است! راستی کیست که نداند معترضان سبز متقاضی اجرای بی تنازل قانون اساسی و برگزاري انتخابات آزاد هستند؟
برخی آگاهان سیاسی معتقدند وزارت کشور در دقیقه نود مجوز صادر مي کند. زمانی که امکان تدارک براي برگزارکنندگان نباشد. مشکل اصلی حاکمیت این است که از روی باسکول رفتن می ترسد. تعداد مخالفان بسیار بیش از موافقان دولت است. حاکمیت در هر مراسمی بايد کلی خرج کند و با هزاران اتوبوس سیاهي لشکر از روستاها و شهرستانهای دور و نزدیک به پایتخت بیاورد، حال اینکه مطابق آمار مهندسی شده خود همین وزارت کشور اکثریت شهروندان تهرانی مخالف رئيس دولتند و با اقدامات خشن و غیرقانونی یک سال اخیر این انزجار عمومی به مراتب بیشتر شده است. مردم می گویند تردید دارید امتحان کنید: راه پیمائی یا همه پرسی. این زمزمه در هر کوچه و خیابانی شنیده می شود: این همه 9 دي و 22 بهمن را به رخ ما نکشید، ما بدون اتوبوس و ساندیس و اضافه کار سه برابر شمائیم! قبول ندارید روز 22 خرداد تماشا کنید.
اما برخی اساتید حقوق عمومی معتقدند اجرای اصل 27 نیاز به مجوز ندارد، اطلاع به دولت آن هم برای کنترل ترافیک و حفظ نظم کفایت می کند. راه پیمائی 22 خرداد کاملا قانونی است و شهروندان نباید در شرکت در آن ذره ای تردید به خود راه بدهند. به نظر این اساتید مقاومت مدنی از حقوق شهروندي است و تظاهرات مسالمت آمیز از لوازم این حقوق است. این وظیفه رهبران جنبش است که مردم را به حضور مسالمت آمیز در خیابانها دعوت کنند. راه پیمائی میلیونی توأم با سکوت تمام نقشه های کودتاگران را نقش برآب می کند.
در حالی که علاوه بر درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی، هشت حزب و گروه اصلاح طلب نیز در نامهای از وزارت کشور خواستهاند برای راهپیمایی روز 22 خرداد مجوز صادر کند، مديركل سياسي وزارت كشور، با شایعه خواندن خبر درخواست مجوز برای این راهپیمایی، دریافت هرگونه نامه رسمی را رد کرد.
به گزارش فارس، محمود عباسزاده مشكيني مديركل سياسي وزارت كشور در جمع خبرنگاران گفت: ما هم مثل شما اين روزها در برخي از رسانهها شايعات و اخباري را پيرامون درخواست مجوز توسط برخي اشخاص و گروهها ديدهايم كه لازم ميدانم در اين زمينه مطالبي را عنوان كنم.
وی ادامه داد: اولا نماينده رسمي هيچ حزبي حضوراً براي طرح درخواست و ارائه مدارك قانوني براي تكميل درخواست براي طرح در كميسيون ماده 10 احزاب به وزارت كشور مراجعه نكردهاست، ثانيا تنها نشانهاي كه ما يافتهايم اين است چند روز پيش يادداشتي غير رسمي مبني بر درخواست مجوز راهپيمايي به دبير خانه وزارت كشور ارسال شده كه عنوان چند حزب از جمله دو حزب توقيف شده ذيل اين يادداشت درج شده كه حتي يكي نيز فاقد امضا ست كه البته تكليف حزب توقيف شده مشخص است.
عباسزاده مشکینی همچنین مدعی شد: كارشناس مربوطه در وزارت كشور تلاش كردهاست با مسئولان رسمي گروههايي كه عنوان آنها در ذيل اين يادداشت آمدهاست تماس گرفته و خواسته است در صورتي كه مفاد يادداشت، موضع و درخواست رسمي گروه است طبق قانون و بهصورت شفاف طرح درخواست كنند و با عرض پوزش بايد عرض كنم "قائم با شك بازي" نكنند. ليكن كسي حاضر به قبول مسئوليت اين يادداشت نشده است.
وی سپس در خصوص نحوه صدور مجوز راهپيمايي اظهار داشت: اولاً طبق اصل 27 قانون اساسي تشكيل اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است و طبق تبصره دو ماده 6 قانون فعاليت احزاب و جمعيتها مصوب 1360 مرجع تشخيص اينكه يك راهپيمايي مخل مباني اسلام است يا نه، از اختيارات كميسيون ماده 10 احزاب است كه اعضاي آن نمايندگان سه قوه كشور هستند. ثانياً براساس ماده 30، 31، 32 تصويب نامه شماره 30530 مورخ 1361.4.9 هيات وزيران كه با امضاي نخست وزير وقت آقاي ميرحسين موسوي براي اجرا به وزارت كشور ابلاغ شده است؛ گروه متقاضي راهپيمايي بايد يك هفته قبل از انجام راهپيمايي كتباً و حضوراً توسط نماينده رسمي و معرفي شده گروه درخواست خود را به وزارت كشور تسليم كند."
وي ادامه داد: طبق ماده 31 همان قانون نماينده رسمي گروه موظف است تعهدي مبني بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مباني اسلام و امنيت به وزارت كشور تسليم كند.
این کارها نوعی اتلاف وقت است
درپی درخواست دو هفته پیشِ میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای کسب مجوز راهپیمایی مراسم ٢٢ خرداد، که طی نامهای رسمی خطاب به استاندار تهران ارسال شد، هشت حزب اصلاحطلب "مجمع نمایندگان ادوار مجلس"، "سازمان مجاهدین انقلاب"، "انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران"، "انجمن روزنامهنگاران زن"، "مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی"، "جبهه مشارک"»، "حزب اراده ملت" و "مجمع نیروهای خط امام"، نیز طی نامه ای مشترک به وزارت کشور، با استناد به اصل ٢۷ قانون اساسی، تقاضای صدور مجوز برای راهپیمایی روز ٢٢ خرداد، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در ساعت چهار بعد از ظهر کرده بودند.
گرچه اکنون عباسزاده مشکینی، منکر دریافت نامه شده است، اما در زمان دریافت نامه، وزارت کشور از شش حزب از میان این احزاب خواسته بود که نمایندگان خود را معرفی کنند.
علی شکوری راد،نماینده معرفی شده به وزارت کشور معتقد است که وزارت کشور در تلاش است در عین نشان دادن توجه به قانون، با بهانهجوییهای گوناگون اتلاف وقت کند.
بر خلاف گفته مدير كل سياسي وزارت كشور که درخواست مجوز را در حد شایعه دانسته، شکوریراد اعتقاد دارد که وزارت کشور ابتدا یک برخورد مثبت تری نسبت به دفعات قبل نشان داد و حتی مشخص کرد که این درخواست باید حاوی چه نکاتی باشد و گروههای اصلاح طلب هم نامهای تهیه کردند و به وزارت کشور فرستادند.
شکوری راد میگوید: "مهمترین ایرادی که تاکنون وزارت کشور بر ما وارد کرده این است که آقای قدیانی عضو مجاهدین انقلاب اسلامی است و من عضو جبهه مشارکت و چون این دو حزب پروانه فعالیتشان لغو شده، حق ندارند نماینده معرفی کنند. در حالی که من عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی و مجمع نمایندگان ادوار به جهت یک دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی هستم و لذا این ایراد نمیتواند وارد باشد. چون من تنها عضو جبهه مشارکت نیستم. اما به هرحال ما می خواهیم سعی کنیم ایرادات را برطرف کنیم و نظر آنها را تامین کنیم تا انشالله راهپیمایی برگزار شود.
نبش قبر نکنید
به نظر میآید برای بسیاری عاقبت صدور مجوز برای راهپیمایی 22 خرداد روشن است، چرا که حتی پرداختن به این موضوع را کاری چون نبش قبر میدانند.
چندی پیش، مرتضی تمدن استاندار تهران درباره درخواست مجوز راهپيمايي توسط اصلاحطلبان براي 22 خرداد گفته بود: چه علاقهاي داريد كه نبش قبر كنيد، ما اصلا به آن فكر نميكنيم و چيزي هم به اين عنوان به دست ما نرسيده، از مسائل حاشيهاي كنار بياييد و برويد مملكت را آباد كنيد و جريان فتنه را نبش قبر نكنيد.
در همین اثنا، سردار حسین ساجدینیا، رییس پلیس تهران هم به وضوح مردم را تهدید کرد که پلیس با تجمعهای "غیرقانونی" در روز 22 خرداد برخورد خواهد کرد.
سخنگوی کمپین ملی و سراسری فرزندان موسوی و رهنورد، در آستانه 22 خرداد ماه طی بیانیهای، ضمن اعلام حضور در راهپیماییهایی 22 خرداد، افزود: فرزندان موسوی و رهنورد آماده خلق حماسه دیگر در خرداد ماه هستند.
به گزارش جرس، سخنگوی کمپین در ادامه گفت: فراخوان 22 خرداد کمپین ملی و سراسری فرزندان موسوی و رهنورد همراه با ایده و راهکارهایی برای هرچه با شکوه برگزار کردن این راهپیمایی سراسری است که به زودی اعلام خواهد شد.
متن کامل بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفته، به این شرح است:
سالروز پاسداری از نهال سبز آزادی گرامی باد.
سلام به آن همه دستی که به بافت اتحاد و اتصالِ عشق، شمالیترین نقطه تهران را به جنوباش رساندند و فریاد یکی بودنِ به جوارِهم را به افلاک بردند. دست نبود به شمار سبزش، که دل بود به تلمباری اعتقاد رهایی! دست نبود آن همه، که سر شاخههای سرو و صنوبر بود تا سروستانی بپا شود که هیچ کس را غم تکیه گاه نباشد.
امروز در سالروز حضور شانه به شانهیمان که تجریش تهران را به راهآهناش سپردیم، شاخههایی را به تیغ خصم، سر به بالین خاک داریم و ساقههایی را به بند و زنجیر فلک الافلاک! امروز به غنیمت بر و بالای سپیداران ما، حتی آن سوی دیوار و حصارِ عدو را سبز کردهایم... راستی که کدام دست توان بازدارندگی رویش سبز را دارد که زمین خدا به نشوِ آن گسترده گشت؟
دستها، آن پیالههای مهر که به در هم شدن خود، خواب غوکان بر اقتدار را بر هم زدند، به سبز همچنان و به حجم ایمان باقی به پیکر ما و گوش به فرمان ساقی کوثر دارند و هر چه امیر عشق و دلیل راه، میر حسین قافله سالار بفرماید بدان امر میبرند، دستها در هجر آن شمار از خود که یا به بندند و یا بریده از پیکر هرگز از ایمان و آرمان مشترک دست نخواهند کشید.
دستها از بتارک حضور دردی کش عشق به خلق به امیری که نهیب به دلقپوشاناش، ولوله به قبیله جباران انداخته است.
میر حسین استوار به صدر کاروان است و فرزنداناش جان تازه میگیرند و دست از او و آرمان مقدساش نمیشویند. ما صاحبان همان دستی هستیم که دل خود را به ساغرش ریختیم و بدو سپردیم. تبارک الله به این همه دست که با میر قافله یکدست و همدست گشته است. دستها چه کم دارند تا پدرمان حسین است و مادرمان زهرا؟
به احترام دستهای بلند خلق که در هجدهم خرداد 88 به اهتزاز آمدند تا سروستان ما بیماش به تنهایی و هراساش از داس درو نباشد. دستها را به رعنایی و به باره باره و دوباره بر می کشیم تا شک به ایستایی و برو بالایی ما نباشد.
رحمت خدا به راهیان راه حق و هدایت پروردگار بر آنان که شبیخون به قافله حق میزنند. ما باقی به همان اعتقاد، خاطره پرواز دستها را ماندگار خواهیم کرد.
کمپین ملی و سراسری فرزندان موسوی و رهنورد
18/3/89
تا آزادی روزنامه نگاران زندانی دقایقی پیش اعظم ویسمه برای سومین بار با خانواده خود تماس گرفت.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، اعظم ویسمه در تماس با خانواده خود خبر از آن داد که امروز دادستان تهران با او ملاقات کرده است.
دادستان تهران در این دیدار اعلام کرده است که اتهام اعظم ویسمه همکاری با ارگان رسمی 70 نماینده مجلس شورای اسلامی، پارلماننیوز است.
اعظم ویسمه گفته است که همچنان در انفرادی به سر میبرد.
دانشجویان دانشگاه کردستان با صدور بیانیه ای از اعتصاب خود در روز 25 خرداد خبر داده اند.
به گزارش دانشجونیوز، این دانشجویان در بخشی از بیانیه خود آورده اند: " اگر مانند ندا و کیانوش با تیر سینه هایمان رابشکافند باز اندیشه هایمان را نمیتوانند به گلوله ببندند و اگر ما را در بند کنند باز اندیشه هایمان را نمیتوانند در بند کنند و اگر مانند فرزاد و شیرین ما را دار بزنند باز هم اندیشه هایمان را نمی توانند دار بزنند".
متن کامل بیانیه این دانشجویان به شرح زیر است:
به نام خدا
در زمستان زوق و اندیشه سبز بودن چه جرم سنگینی نیست
همانطور که در یک سال اخیر و همچنان سالهای سال نمایان گشته است ملت ایران در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده و می کنند و در این میان در سال گذشته به خوبی قدرت و ایستادگی و اراده ی ملت ایران این مهم را به اثبات رسانیده است که ظلم و جور در ایران چیزی جز خفت و درماندگی برای بانیان ظلم و جور نمی آورد . بدینوسیله در ماه خرداد و در نزدیکی سالروز کودتای انتخاباتی 22 خرداد سال 1388 ما دانشجویان دانشگاه کردستان به اطلاع همگان میرسانیم که تنها راه برای برون رفت از این بحران کنونی تنها وتنها تن دادن به حقوق به حق ملت ایران که همانا آزادی و دموکراسی و انتخابات آزاد و آزاد کردن بی قید و شرط زندانیان سیاسی و همچنین لغو حکم اعدام برای زندانیان سیاسی از جمله 16 فعال سیاسی کرد میباشد . پس تا دیر نشده است صدای آزادی خواهانه ی ملت ایران را بشنوید .
و همچنین این دانشجویانند که اثبات کرده اند که در برابر هیچ ظلم و ستمی نمی ترسند و اگر هم سپاهیان و بسیجیان همانند 18 تیر به صحن مقدس دانشگاه حمله کنند باز سکوت برای دانشجویان و قشر روشنفکر جامعه معنا ندارد و فریادها بلندتر میگردد.
اگر مانند ندا و کیانوش با تیر سینه هایمان رابشکافند باز اندیشه هایمان را نمیتوانند به گلوله ببندند و اگر ما را در بند کنند باز اندیشه هایمان را نمیتوانند در بند کنند و اگر مانند فرزاد و شیرین ما را دار بزنند باز هم اندیشه هایمان را نمی توانند دار بزنند .
لذا بدینوسیله ما دانشجویان دانشگاه کردستان به اطلاع عموم میرسانیم که در روز سه شنبه 25 خرداد به نشان اعتراض به وضع بد اداره کشور و همچنین دفن پنهانی و مشخص نکردن قبر جنازه پنج شهیدمان << فرزاد کمانگر –شیرین علم هولی- فرهاد توکلی – علی حیدریان و مهدی اسلامیان>> و همچنین اعتراض به حکم اعدام 16 فعال سیاسی کرد دست به اعتصاب غذا زده و غذاهایمان را بر سر میز دست نخورده میگذاریم.
باش تا صبح دولتت بدمد کین هنوز از نتایج سحر است
دانشجویان دانشگاه کردستان
بر اساس اخبار رسیده به نقل از منابع آگاه دانشجوئی استان مازندران، در چند روز اخیر نیروهای امنیتی استان مازندران اقدام به دستگیری طاری رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در شهرستان بابلسر کردند.
به گزارش دانشجونیوز این اقدام نیروهای امنیتی در جهت فشار بر فعالین سیاسی استان مازندران در آستانه برگزاری سالگرد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است. تاکنون علت بازداشت و اتهام وی از سوی نیروهای امنیتی و قضائی ذکر نشده است.
طاری که از مسئولین اداره آموزش و پرورش شهرستان بابلسر در دولت اصلاحات بود به گفته مقامات قضائی هم اکنون در بند ویژه زندان متی کلای بابل در کنار دانشجویان به سر می برد.
در ادامه منابع دانشجویی استان مازندران گزارش می دهند که حال این فعال سیاسی استان مازندران به شدت وخیم گزارش شده و پزشک زندان متی کلای بابل مشکل قلبی وی را تائید کرده است، ولی مقامات قضائی و دادستانی بابلسر تحت فشار اداره اطلاعات استان مازندران در روزهای اخیر هیچ گونه توجهی به این موضوع نداشته اند.
طاری در ماه های اخیر به همراه علی اکبر سروش و احمد میری از اعضای جبهه مشارکت استان مازندران و از اعضای ستاد میرحسین موسوی در استان مازندران توسط اداره اطلاعات استان مازندران دستگیر شده و در زندان اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل بازداشت بوده اند.
لازم به ذکر است در چند روز اخیر جنبش سبز استان مازندران در بیانیه ای به مناسبت سالگرد انتخابات ریاست جمهوری از کلیه مردم سبز استان مازندران دعوت کرد تا در روز 22 خرداد به همراه دانشجویان این استان در راهپیمائی اعتراضی سکوت سبز شرکت کنند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه های مختلف شهر مشهد با انتشار بیانیه اعلام کردند که در راهپیمایی روز ۲۲ خرداد شرکت خواهند کرد.
به گزارش دانشجونیوز این دانشجویان در بیانیه خود اعلام کردند که تجمع خود را از ساعت ۳۰.۱۱ از مقابل دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد آغاز خواهند کرد. این دانشجویان همچنین در ساعت ۱۶ از دانشگاه فردوسی، پارک ملت و فلکه پارک به سمت بلوار سجاد راهپیمایی خواهند کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
تا سالروز غم و اندوه اندک زمانی باقیست ، سالی سراسر هزینه و سرمایه، اما هر چه که شد، ذره ای از باورمان کاسته نشد ، آنچه که بود ایمان آوردن به راهمان بود و بس ...
یک سال پیش کمی زودتر از چنین روزی یا اندکی دیرتر آغاز کردیم ، برای ایرانی بهتر، برای زندگی بهتر، برای تصویری بهتر از ایرانمان ...
شروعمان با چه بود؟ دلی لبریز از بی اعتمادی، شنیدیم و شنیدیم ، اندیشه ای داشتیم، شنیده ها با آن شد باورمان ، گفتیم و گفتیم ، اندیشه ای داشتند ، گفته هایمان با آن شد باورشان ، گفتند و گفتند ... و شدیم بی شمار.
بیست و دو خرداد روز سرنوشت شد برایمان ...
بی شمار شدیم ، از بیشماریمان هراسیدند ، شرم نکردند ، فریاد زدیم ، سکوت را ، سکوتمان را کشتند ... هنوز هم با سکوت فریاد می زنیم و هنوز هم می کشند ...
مگر چه خواستیم جز آنچه که ادعایشان بود ؟ مگر میزان رای ما نبود ؟ میزان را خواستیم ! افسوس که شرم و حیایی نبود ، افسوس که درک و شعوری نبود ...
شدیم مخملی ، شدیم برانداز ، شدیم محارب ... کدام بودیم جز ایرانی ؟
شادی اندیشه ی ایرانی آزاد و سربلند از خاطرمان نمی رود ، شادی روز های با هم بودنمان، اتحاد و امید ترسانمان از خاطرمان نمی رود ، انتخابمان از یادمان نمی رود، سرکوبمان، کتک خوردن ها، بازداشت شدن ها، شکنجه ها ، کشته شدن ها را فراموش نمی کنیم که این ها خود بزرگ ترین دلیل ادامه راهمان اند.
قسم به تک تک روز هایی چون امروز و روزهای پس از آن ، قسم به شادی از دست رفته مان ، سوگند به باور از دست نرفته مان ، سوگند به شرافت گل هایی که چیدید و گل هایی که هنوز پرپر می کنید ، نا امید نمی شویم ... قسم به وجدانمان که برایتان غریب است سالروز لحظه لحظه ی تلخی ها و خوشی های کنار هم بودنمان را پاس می داریم ...
اندیشه ای داشتیم ، اندیشه ای داریم ... و هنوز هم فریاد می زنیم ، ایران برای ایرانیان ...
همراه شو عزیز...
وعده ما ۲۲ خرداد،
دانشگاه فردوسی، رو بروی دانشکده مهندسی، ساعت 11:30
از دانشگاه فردوسی ، پارک ملت و فلکه پارک به سمت بلوار سجاد ساعت 16
تا کی به خوف و وحشت بار ستم کشیدن
تا کی ز بار نفرت پشت وطن خمیدن
تا کی به سینه دوست ، شمشیر خصم دیدن
یاران به بند و زندان ، زار و اسیر ماندن
باید ز جان گذشتن ، دست از جهان بریدن
درها به هم شکستن ، زنجیر ها گسستن
دبیركل جمعیت زنان مسلمان نواندیش با بیان اینكه " اصلاحات در معنای عام، محترم و جا افتاده است" گفت: پس از هر انتخابات اصلاحاتی در جهت خواستههای مردم انقلابی و در چارچوب و معیارهای هر انقلاب صورت میگیرد، پس اصلاحطلبی چیزی نیست كه بتوان آن را از میدان فعالیتهای سیاسی در كشور خارج كرد.
فاطمه راكعی در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینكه " به طور معمول اصلاحطلبان و به خصوص آنها كه در احزاب هستند، با مجوز رسمی وزارت كشور و در چارچوب اساسنامههایشان فعالیت میكنند" اظهار كرد: حق مسلم احزاب است كه در مقابل برخی جریانات كشور نقد و موضعگیری داشته باشند، احزاب اصلاحطلب قانونی هستند و به نظر نمیرسد بخواهند حق قانونیشان را از آنها سلب كنند، یا كسانی بتوانند چنین كاری را انجام دهند.
وی در ادامه به اتفاقات پس از انتخابات سال گذشته اشاره كرد و افزود: متاسفانه با مسائلی كه پیش آمد، برخی چهرههای شاخص اصلاحطلب و فعالان احزاب اصلاحطلب، هنوز در زندان به سر میبرند كه اگر مرتكب جرمی شدهاند باید مطابق قانون مشخص شود و پاسخگو باشند. البته اگر مشكلی از سوی یك یا چند فرد ـ دانسته و یا ندانسته ـ در یك حزب پیش آمده باشد باید قانونی با آنها رفتار شود و به نظر نمیرسد به هر دلیلی بتوان تمام احزاب اصلاحطلب را تعطیل كرد.
وی با بیان اینكه " اصلاحطلبی ملت آگاه ایران تعطیلبردار نیست" گفت: هر مسالهای كه در مورد احزاب فعال اصلاحطلب مطرح میشود باید در چارچوب قانون باشد و به نظر نمیرسد كه تمام احزاب مشمول انحلال و یا تعطیل شوند.
دبیركل جمعیت زنان مسلمان نواندیش اصلاحطلبی را در ایران "امتداد و ادامه طبیعی راه امام و شهدا" دانست و تصریح كرد: اصلاحطلبی ادامه راه تمام ملت 98 درصدی ایران است كه در سال 58 به جمهوری اسلامی رای دادند و طیف بسیار وسیعی را در برمیگیرند، البته بعضی تندرویها در چارچوب اصلاحات مدنظر نیست، بلكه منظور جریان اصیل ملی است كه طالب و خواهان اصلاحات در كشور هستند.
وی با تاكید بر اینكه " هرگونه كثری و كاستی و عملكرد غیرقانونی كه به جمهوری اسلامی آسیب میزند باید اصلاح شود" گفت: اصلاحطلبی به معنای عام كلمه، تعطیلیبردار نیست.
وی درباره اینكه آیا اصلاحطلبان خواهان ادامه فعالیت سیاسی هستند؟ گفت: باید از اصلاحطلبان شاخص و فعالان اصلاحطلب در چارچوب احزاب سیاسی پرسیده شود كه آیا در شرایط فعلی حوصله ادامه فعالیت سیاسی را دارند یا خیر؟ به نظر من اگر هم عده قلیلی بخواهند خود را از فعالیتها كنار بشكند، عدهای دیگر هستند كه جایگزین شوند و اهداف عالی را ادامه دهند.
یکی از مراجع تقلید با اشاره به حوادث سالگرد حرم آیت الله خمینی در 14 خرداد گفت: در این مراسم حرکتی بسیار ناشایست و غیر اخلاقی انجام شد که اکنون موجب اختلاف شده است، ولی نباید به روی این اختلافات بنزین بریزیم.
به گزارش مهر، آیت الله ناصر مکارم شیرازی قبل از ظهر چهارشنبه در آخرین درس خارج فقه خود در سال تحصیلی جاری اظهار داشت: در مراسم سالگرد امام حرکتی کاملا غیراخلاقی واقع شد که باعث شد افراد، روزنامهها و سایتها در مقابل هم صف بکشند ولی همه توجه کنند که نباید بنزین روی آتش این اختلافات ریخت.
وی افزود: این کسانی که اختلافات را دامن میزنند توجه داشته باشند که در خارج از مرزها دشمنان در حال تنظیم قطعنامه علیه ما هستند، اسرائیل برادران ما را در غزه میکشد، کیان ما را تهدید مینماید و در کل شرایط، شرایط تهدید و خطر است.
مکارم ادامه داد: در چنین موقعیتی باید به جای آتش افروزی تمامی دوستداران انقلاب جبهه واحدی تشکیل دهند و اگر مشکلی هم وجود دارد عقلای قوم دور هم جمع شده آن را رفع کنند.
وی با اظهار تأسف از رفتار بعضی نشریات ابراز داشت: در بعضی جراید حرفهای رکیک و زشتی میبینم که در شأن مسلمان نیست و نباید هیچ انسان مؤمنی به توهین متوسل شود.
مکارم شیرازی خاطر نشان کرد: آیا این درست است در حالی که دشمنان هر لحظه فشار خود را بیشتر میکنند ما به اختلافات دامن بزنیم.
وی با بیان اینکه مسائل اخیر خوراک خوبی برای رسانههای دشمنان ما شده است گفت: امیدوارم در پرتو عنایات خداوند کاری کنیم که همه بدخواهان ناکام شوند.
مکارم همچنین اظهار داشت: اگر مسئله محاصره غزه حل نشود آبروی مسلمانان خواهد رفت چرا که عدهای با دادن جان و خون خود در کشتی آزادی زحمت بسیاری را متحمل شدند و رها کردن این کار در وسط راه موجب بیآبرویی است.
این مرجع تقلید تصریح کرد: همه مسلمین اعم از علما و حکام تا مردم عادی نباید به کمتر از شکسته شدن محاصره غزه راضی شوند چرا که مسئله، مسئله آبروی اسلام است و هیچ توجیهی ندارد که عدهای از مسلمین 3 سال در محاصره باشند.
در حالی که هنوز پروندۀ اختلاس چندین میلیاردی معاون ارشد دولت دهم کماکان در محاق قرار دارد و امکان بررسی و رسیدگی به آن مشمول صلاحدید مقامات ارشد کشور شده، امروز منابع خبری از اختلاس میلیاردی دیگری در بخش دیگری از زیر مجموعه های دولت خبر دادند.
به گزارش آفتاب نیوز، حسنجان عباسپورقمی، مدیرعامل شرکت مخابرات مازندران، درباره اختلاس میلیاردی در مخابرات استان مازندران خاطرنشان کرده است "مبلغ دقیق اختلاس به زودی اعلام میشود. "
وی تصریح کرد "سوءاستفاده مالی در شرکت مخابرات مازندران توسط یکی از واحدهای حقوق کارکنان انجام شد، به این معنی که مبالغ حقوقی که برای پرداخت در اختیار وی قرار گرفته به حساب خود واریز میکرد. "
عباسپورقمی همچنین افزود "طی کنترلی که واحدهای مربوطه به عمل آوردند فرد متخلف شناسایی و این فرد مبالغی از هزینه اختلاس شده را به حساب شرکت مخابرات مازندران عودت داده است. "
مدیرعامل شرکت مخابرات مازندران درباره اینکه مبلغ اختلاس شده خبری به رسانه ها نداد و فقط متذکر شد: در آینده نزدیک آمار و آرقام دقیق اعلام میشود.
عباسپور بیان داشت: برای جلوگیری از اختلاس یا سوءاستفاده مالی، کنترل محسوس نرمافزاری تهیه و در شرکت مخابرات مازندران اجرا میشود که در حال حاضر در مرحله تکمیل کردن این نرمافزار هستیم.
چندی پیش نیز روزنامه «جام جم» خبر از اختلاسی چند میلیاردی در یکی از شرکت های تابع دولت خبر داده و گفته بود هفت نفر از كارمندان، با همکاری سه مسئول ارشد و عاليرتبه، مبالغ زیادی را اختلاس کرده اند.
زمستان گذشته نیز منابع خبری گزارش دادند که یک مقام ارشد دولتی در راس این شبکه اختلاس بزرگ میلیاردی قرار دارد و علاوه بر این مقام عالیرتبه، تعدادی از مدیران و کارکنان دولتی حضور دارند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی مراسمی با بنیانگذار جمهوری اسلامی تجدید بیعت کردند که بر خلاف سالهای گذشته، سید حسن خمینی در این مراسم حاضر نشد.
به گزارش خبر آنلاین، سیدحسن خمینی تولیت حرم آیتالله خمینی، در این مراسم حضور نداشت و سیدعلی خمینی در غیاب وی به استقبال نمایندگان آمد و با رییس مجلس مصافحه کرده و گفتوگوی کوتاهی نیز داشت.
محمدعلی انصاری نیز، سیدعلی خمینی را در این استقبال همراهی میکرد.
در این مراسم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تقدیم تاج گل، با آرمانهای آیتالله خمینی تجدید بیعت کرده و پس از فاتحه خوانی به گلزار شهدای 72 تن رفتند.
گفتنی است روز جمعه، عده ای سازماندهی شده با سر دادن شعارهایی مانع از سخنرانی سید حسن خمینی در مراسم سالگرد بینانگذار جمهوری اسلامی شدند.
پس از آن موج محکومیت به این هتک حرمت از سوی مراجع، علما، احزاب و اشخاص همچنان ادامه دارد.
رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه "قانون مصوب مجلس که به تایید شورای نگهبان رسیده، باید اجرایی شود"، به نامه اخیر رئیس دولت به دبیر شورای نگهبان واکنش نشان داده و همزمان رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، به احمدینژاد اخطار قانون اساسی داد.
به گزارش خبرآنلاین، امروز چهارشنبه ١۹ خرداد ماه، اخطار قانون اساسیِ وارده از سوی علی عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، به محمود احمدی نژاد، با اشاره به نامه اخیر وی به دبیر شورای نگهبان که طی آن "طرح دو فوریتیپذیرش دانشجو در مراکز فنی و حرفهای را غیر قانونی خوانده بود"، صورت گرفت.
وی با تاکید بر اینکه رئیسجمهور براساس اصل ١٢٣ قانون اساسی موظف است مصوبات مجلس و نتایج همه پرسیها را هر چه سریع ترامضا و اجرا نماید، یادآور شد که طرح مورد ایراد رئیس دولت، به تایید شورای نگهبان رسیده و چون برای اجرا دارای محدودیت زمانی است باید زودتر ابلاغ شود تا کنکور این دانش آموزان برگزار گردد.
همزمان علی لاریجانی با تاکید بر اینکه "قانون مصوب مجلس که به تایید شورای نگهبان رسیده باید اجرایی شود"، خاطرنشان ساخت: "قوانینی که سیر قانونی تصویب را گذراندهاند، باید سریعتر ابلاغ شود و اگر این کار صورت نگیرد تخلف است و پی گیری خواهد شد. وزارت مربوطه هم باید بداند آنچه که مسیر قانون را طی کرده باید اجرا شود چون اگر شورای نگهبان مصوبهای را تایید کرد تقریبا کار تمام شده تلقی میشود.
لازم به ذکر است محمود احمدی نژاد اوایل هفته جاری، در واکنش به تهدیدات اخیر رئیس مجلس شورای اسلامی در زمینه "افشای تخلفات دولت از قانون"، بلافاصله نامه ای به احمد جنتی دبیر شورای نگهبان نوشته و در اقدامی پیشدستانه مصوبات مجلس را "خلاف قانون" معرفی کرده بود.
گزارش ها از حضور ماموران امنیتی و پلیس در خیابان های تهران حکایت دارند.
پلیس علت این حضور گسترده را برگزاری مانور "ارتقاء امنیت در پایتخت" اعلام کرده است، اما مخالفان دولت می گویند نزدیک شدن به سالگرد انتخابات علت "امنیتی شدن" تهران است.
حسین ساجدی نیا، رئیس پلیس تهران، روز چهارشنبه ۱۹ خرداد (نهم ژوئن) به خبرگزاری ایسنا گفت: "نیروهای عملیاتی پلیس تهران در یک تمرین عملیاتی به منظور ارتقای امنیت جامعه حضور یافتند تا میزان آمادگی نیروها از جهت سرعت و دقت در مأموریت ها سنجیده شود."
رئیس پلیس تهران درباره احتمال همزمانی این مانور در روزهای نزدیک به نخستین سالگرد انتخابات بحث برانگیز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ اظهار نظر نکرد، اما گفت که حضور نیروهای پلیس در خیابان های انقلاب و آزادی تهران و میادین اصلی پایتخت "تمرین عملیاتی" است تا پلیس برای "مواقع خاص" آماده شود.
آقای ساجدی نیا اعلام کرده است که پلیس تهران آمادگی آن را دارد که ظرف ۲۰ دقیقه ماموران خود را در محل ماموریت مستقر کند.
همزمان مخالفان دولت ایران از احتمال ارتباط میان حضور چشمگیر پلیس در خیابان ها و میادین اصلی تهران با نزدیک شدن به نخستین سالگرد انتخابات خرداد ۸۸ سخن می گویند.
برخی از وبسایت ها و وبلاگ های نزدیک به مخالفان دولت ایران امروز (چهارشنبه ۱۹ خرداد) استقرار نیروهای بسیج و لباس شخصی در کنار خودروهای سیاه رنگ پلیس تهران موسوم به "ضد شورش" را دلیلی بر آمادگی پلیس تهران برای جلوگیری از هرگونه تجمع یا راهپیمایی اعتراضی دانستند.
آیت الله وحید خراسانی طی تماسی از اهانتهای واقع شده در روز چهارده خرداد ابراز تاسف کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، این مرجع تقلید در این تماس فرمودند:این حادثه روز 14 خردادماه اهانتی به سید حسن خمینی وموجب تاثر و تاسف عمیق شد زیرا که المرء یحفظ فی ولده.
پیش از این نیز جمعی از مراجع عظام تقلید و جمع کثیری از روحانیون و علمای حوزه علمیه حضورا یا بوسیله تلفن انزجار خویش را از رفتار جمع اندکی در سالگرد ارتحال حضرت امام نسبت به یادگار ایشان ابراز نمودند .
در همین حال ، در پی هتک این حرمت جمعی اندک در روز 14 خرداد، جمع کثیری از اساتید،محققان و پژوهشگران حوزه علمیه قم با سید حسن خمینی دیدار کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران ،در این دیدار چند تن از اساتید حوزه ضمن اعلام انزجاراز این اقدام و اعلام وفاداری به آرمان های بنیادنگذار جمهوری اسلامی و بیت ایشان،یادآور شدند تصور نمی شد با گذشت بیست سال از رحلتشان ، در کنار مرقد ایشان ودر انظار مهمانان خارجی و نمایندگان رسانه های جمعی جهان،اینگونه مورد بی حرمتی قرار گیرد.
سید حسن آقا خمینی نیز در این دیدار صمیمانه با تشکر از اساتید و پژوهشگران حوزه و تقدیر از حساسیت ویژه آنان به افکار و اندیشه و موقعیت امام این وقایع را با توجه به جایگاه منحصر به فرد حضرت امام و تاثیر گذاری افکار ایشان در موقعیت کنونی قابل پیش بینی دانسته،این حرکات را موجب روشن شدن اذعان مردم و در نهایت موجب تقویت افکار بلند حضرت امام به شمار آوردند.
حاج سید حسن خمینی در این دیدار در پاسخ به پرسش یکی از حاضران نسبت به شایعه برخورد فیزیکی ایشان در حرم مطهر این موضوع را به کلی عاری از واقعیت دانست.
میزان: در آستانه اولین سالگرد انتخابات بحث بر انگیز ریاست جمهوری سال گذشته ایران، مهدی کروبی یکی از دو نامزد معترض به نتایج این انتخابات در گفتگو با العربیه بار دیگر بر وجود تقلب در این انتخابات و ضرورت برگزاری راهپیمایی اعتراضی در سالگرد آن تأکید کرد، اگر چه به گفته او نیروهای "لباس شخصی" در صدد به خشونت کشاندن این راهپیمایی برخواهند آمد. کروبی معتقد است که خواست مردم در راهپیمایی میلیونی روز 25 خرداد (15 ژوئن) بررسی مجدد نتایج اعلام شده انتخابات بود اما به دلیل برخوردهای صورت گرفته خواست های مردم عمیق تر شد و به یک جنبش مردمی تبدل شد. دبیر کل حزب اعتماد ملی معتقد است که دولت آقای محمود احمدی نژاد علاوه بر فقدان مشروعیت نا کارآمد نیز هست.او می گوید که "این دولت به راحتی دروغ می گوید و سخنان خود را نقض می کند و قانون را زیر پا می گذارد."
کروبی در باره علت ارسال دو نامه محرمانه به آقای هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران درباره شکنجه و تجاوز در زندان ها می گوید که ابتدا فکر می کرده که آقای هاشمی با توجه به نفوذی که دارد و نزدیکیش به رهبر توانایی پی گیری موضوع را دارد اما بعد خلاف آن را در میابد، چرا که خود آقای هاشمی هم تحت فشار است بنابر این تصمیم به انتشار عمومی این نامه ها می گیرد. او قبول ندارد که سرکوب اعتراض های خیابانی مردم را ترسانده و از مطالباتشان دور کرده است بلکه معتقد است که مرحله قبل مرحله "اعلام حضور جنبش سبز" بود و اکنون این جنبش وارد مرحله تثبیت شده است. نامزد معترض به نتایج انتخابات می گوید که فشارها بر فعالین سیاسی و مطبوعاتی بسیار زیاد است و عملا امکان فعالیت حزبی وجود ندارد، زیرا بیم آن می رود که در صورت برگزاری جلسه ای حزبی نیروهای امنیتی به محل جلسه یورش ببرند و تعدادی را دستگیر کنند. او تنها راه ارتباط سران معترض با مردم را با توجه به غیاب مطبوعات مستقل، از مجرای فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می داند. کروبی به شدت از سیاست های داخلی و خارجی احمدی نژاد انتقاد می کند و او را در این دو حوزه نا موفق می داند. و می گوید موضع جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی تضعیف شده و دولت با کشورهایی رابطه دارد که هیچ جایگاه و تآثیر گزاری راهبردی در عرصه جهانی ندارند.
گفتگو از فرزانه بذرپور
-جناب آقای کروبی کمتر از یک هفته دیگر جنبش سبز به یكسالگی می رسد، شما و آقای موسوی در بهمن ماه گذشته اعلام كردید كه استراژی جنبش سبز را معین می كنید و به اطلاع مردم می رسانید، درباره این استراتژی توضیحی می دهید؟
یک مقدمه ای کوتاه وجود دارد و آن اینکه حاکمیت مسئله را اینقدر پیچیده و مشکل کرد. اساس این حرکت و جنبش، اعتراض به نتایج انتخابات بود البته نتایج انتخابات های دیگر هم بود چون در سال های اخیر در دیگر انتخابات ها هم حرکت های خودسرانه ای وجود داشت .
در این انتخابات به صورت انفجاری منجر به راهپیمایی عظیم و اعتراض مردم مواجه شد. برای همین شعار مردم این بود که رای ما را پس دهید . ما هم همین را خواستیم و اینکه هیاتی مورد اطمینان تشکیل شود تا آنها انتخابات را بررسی کنند چون ما یقین داشتیم که اگر بررسی دقیق و بی طرفانه انجام گیرد ؛ انتخابات باید ابطال شود تقلب در این انتخابات به گونه ای گسترده بود که نمی شد با هیچ توجیهی آن را جمع کرد . بنابراین این اصل حرکت ما بوده است که انتخابات انتخاباتی نادرست بود و ما باید تلاش کنیم که انتخابات درست و آزاد برگزار شود .
اگرچه متاسفانه با توجه به حوادث خاص فشارهای که هست عده ای که در زندان هستند برای اینکه دستگیرها گسترده تر نشود تاکنون به موضوع استراتژیها نپرداخته ایم . اما کف خواست ما اجرای همان اصول قانون اساسی است که می گوید مطبوعات و روزنامه ها آزاد، تجمعات آزاد بر طبق قانون اساسی و راهپیمایی بدون حمل سلاح را آزادانه داشته باشیم. ما درخواست برگزاری انتخابات آزاد را داریم. این اصل حرکت اعتراضی ما بوده و هست.
راهپیمایی سالگرد انتخابات
-به تجمعات اشاره کردید . شما در مصاحبه ها و پیام ها از دعوت به تجمع اعتراضی در سالگرد انتخابات خبر دادید . آیا شما میخواهید در این تجمع هم شخصا شرکت کنید؟ و فکر میکنید حاکمیت اجازه برگزاری تجمع به هواداران شما میدهد؟
وظیفه ما این بود که درخواست خودمان را بدهیم. ما بارها خواستیم که تجمعی داشته باشیم که حکومت اعلام کرده که درخواست ندادید درحالیکه داده بودیم. لذا برای اینکه هیچ ابهامی نباشد ما از طریق رسانه ها اعلام کردیم که درخواستمان را برای راهپیمایی در سالگرد انتخابات به وزارت کشور ارسال کردیم
ما بر این درخواست پافشاری هم می کنیم. ما تعهد و تضمین میدهیم که هیچ گونه حادثه ای هم رخ ندهد من مطمئنم که گروهی از شبه نظامیان تلاش می کنند اگر تجمعی برگذار شد آنرا به خشونت بکشند اما مردم ما آنقدر عاقل و بالغ و سیاسی هستند که حتی اگر افرادی هم وارد شده و شعارهای تندی دهند مردم قدرت این را دارند که شرایط را کنترل کنند و با آنها برخورد کنند . اما چنانچه اجازه راهپیمایی ندادند بعد باید تصمیم گرفت که چه باید کرد الان نمیشودگفت .
-شما یکی از معدود روحانیونی هستید که علاقه خاصی به فعالیت حزبی دارید و در سابقه شما عضویت و دبیرکلی حزب مانده است آیا این درخواست ها را از طریق حزب میدهید و آیا اکنون امکان فعالیت برای حزب شما هست؟ در ماههای اخیر برخی احزاب از جمله مشارکت و مجاهدین پروانه فعالیت شان لغو شده و برخی از احزاب با محدودیت های دیگری مواجه شده اند. آیا درباره حزب اعتماد ملی( حزب منسوب به شما) چنین محدودیت هایی اعمال شده است؟
سوال شما چند بخش داشت . بله من کاملا مقیدو معتقد به تشکیلات هستم لذا مجمع روحانیون مبارز را تاسیس و ثبت کردیم این تنها تشکلی روحانیون است که قانونا ثبت شده است.
اگر ما بخواهیم یک کار تشکیلاتی منسجم کنیم در نظامی که همه ی ارکان آن متکی به رای است. پس طبیعی است که تشکیلات با هم رقابت و فعالیت کنند .علت اینکه احزاب ما قدرت نگرفتند این است که کمتر افراد دنبال حزب بودند. بلکه کمتر می خواستند پایگاه حداکثری و تشکیلات فراگیر و نیروی عظیم داشه باشند. چیزی که با روحیه حزبی و تکثر آرا منافات دارد.
پس لازمه قانون اساسی ما که متکی بر رای است در مرحله اول تشکیلات می خواهد تا بهتر هم نتیجه گیرد . وقتی تشکیلاتی حرکت نکنند دچار تفرد می شوند.
درباره سوال دیگرتان از فعالیت حزب اعتماد ملی باید بگویم که محدودیت که برای اعضای دیگر احزاب پیش امده برای ما هم تا حدی پیش امده است. از جمله اینکه دفتر حزب پلمپ شده است. اعضای حزب اجتماعی با هم ندارند و جلسه رسمی شورای مرکزی اگر تشکیل شود نگرانیم که بیایند بعضی ها را بگیرند و اینها همه اخطار دستگاه های اطلاعاتی بوده و هیچ توجیه قانونی هم ندارد. اما اینکه صحبت از لغو کنند هنوز چنین چیزی مطرح نشده است. اما به هرحال به شدت مانع از فعالیت حزب شده اند.
و بعضی از نفرات ما در بازداشت به سر میبرند به هر حال فشارشدیدی علیه ما هستاما من به صورت شخصی فعالیت هایی دارم و دفتر شخصی خودم را دارم اما با این حال بارها اعضای آن را احضار کرده اند. حتی پسران من را هم گذرنامه های شان را گرفتند و اجازه خروج از کشور ندارند.
هماهنگی نیروی انتظامی با گروه های خودسر
-دو پسر شما اجازه خروج از کشور ندارند از سفر اقای خاتمی هم جلوگیری شده است. ایا شما برای خروج از کشور یا شهر تهران محدودیت های دارید؟
درباره آقای خاتمی من شنیدم که مورد خاص بوده و خود ایشان هم در مجمع روحانیون مبارز گفته است که به وی مراجعه کردند و گفته اند این یک مورد خاص بوده و شما ممنوع الخروج نیستید . اما در مورد خودم برنامه ای برای مسافرت به خارج از کشور ندارم و چیزی هم نشنیدم واگر بخواهم بروم گذرنامه دارم و طبیعتا نباید مشکلی وجود داشته باشد . درباره خروج از شهر تهران، هم محدودیتی ندارد .اما تا جایی میرویم با توجه به اینکه نیروهای پاسدار هم همراه ما هستند و به قول خودشان برای انجام وظیفه به نیروی انتظامی آن شهر اطلاع می دهند.
و نیروی انتظامی به جای حفاظت، به گروه های خودسر خبر می دهند که هر جا میرویم آنجا جمع می شوند. و برای ما مزاحمت ایجاد کنند.
در قزوین و در قم این اتفاق افتاد. حتی درباره آقای موسوی و سفرشان به قم، به ایشان اطلاع داده شد که اگر شما به آنجا بروید قرار است که گروههای خودسر شما را مورد هدف قرار دهند به هر حال بارها نیروی انتظامی چنین هشدارهای به ما داده است. حتی وقتی که برخی افراد مزاحمت در محل زندگی من و خانواده ام ایجاد می کنند پیش تر نیروی انتظامی باخبر است اما کاری نمی کند و تنها می ایستد و نظاره می کند.در واقع نیروهای خودسر اطلاعاتشان را رسماً از سپاه و نیروی انتظامی می گیرند.
-جناب كروبی شما نامه اعتراضی تان را نسبت به تجاوز و كشتار در زندانهای جمهوری اسلا می خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشتید ، با این حساب می توانیم فرض كنیم كه شما معتقدید آقای هاشمی همچنان در قدرت نقش موثری دارد و اگر چنین است آیا شما تصور می كنید كه آقای هاشمی به وظایف خود عمل كرده است و اصولا شما از ایشان كه دو ریاست مهم بر مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت را بر عهده دارند چه انتظاری دارید؟
من دو نامه به هاشمی نوشتم . یک نامه درباره مسئله تجاوز در زندان ها بود و در آن گفتم با توجه به جایگاه شما و نزدیکی به رهبری لازم است این کار بررسی شود که ایشان هم حواله داد به قوه قضائیه که نتیجه جلساتی شد که از من هم خواستند که اسنادی را ارائه کنم اما آنها هم نتیجه ای نداد و به جای پیگیری موضوع، حوادث دیگری رخ داد. عاقبت دفتر من را هم بستند و نیروهای ما را گرفتند و آنچه از اسناد و مدارک در دفتر بود با خودشان بردند. بله من آن موقع فکر میکردم آقای هاشمی می تواند موثر باشد و احترامی که برای ایشان قائل هستند بتواند اقدامی انجام بدهد اما گویا شرایط دشواری بوده و خود آقای هاشمی و خانواده اش در معرض حملات سنگین است و دیگر نمی توان انتظاری داشت . من مدتها ست که با اقای هاشمی دیدار نکردم.
- درباره مدارکی که براساس آن به آقای هاشمی نامه نوشتید و حاکمیت را متهم به شکنجه مخالفان کردیدو اعلام کردید که هر وقت لازم شود اسناد و مدارک بیشتری هم دارید. آیا قصد انتشار مدارک جدیدی دارید؟
من نظام را متهم نکردم . من خود را عضو نظام جمهوری اسلامی میدانم . و خود را از فرزندان کوچک این انقلاب می دانم و اینکه در این زمینه کار کردم. ما خیراندیش آینده نظام هستیم و دلسوز نظام هستیم پس باید نقد کنیم و تذکر هم بدهیم .
در بسیاری از مقاطع من اعتراض و نقد به عملکرد مسئولین داشته ام و برخی از آنها هم در سطح رسانه ها منتشر شده است. مثالی از آنجه که علنی شده است در سال 77 در جریان برخورد با شهرداری ها، من نامه نگاری انتقادی کردم و درباره اینکه بسیاری از شهرداران شکنجه شده ند و بی جهت در زندان ها نگه داشته شدند در چند سال پیش اعتراض کردم.این قضیه چون شدید تر و سنگین تر بود با احتیاط برخورد کردم و مصاحبه نکردم و نامه ای محرمانه به اقای هاشمی نوشتم و تاکید کردم که باید بررسی شود و تجاوز جنسی را در زندان ها ممکن است صورت گرفته باشد.
وقتی ده روز گذشت و اقای هاشمی جواب نداد احساس تکلیف کردم و نامه را روی سایت گذاشتیم. به جای اینکه بخواهند از ما که اسناد را ارائه دهیم تا بررسی کنند، یکباره تمامی ائمه جمعه علیه من وارد میدان شدند و من احساس کردم که اینگونه می خواهند من را از میدان بیرون ببرند . و الان به مسوول سایت من فشار می آورند که تکذیب کنند و بگوید که من اغفال شدم و حتی او را به پنج سال زندان محکوم کرده اند.
درباره شکنجه، چون چند نفر کشته شدند چند مامور نهایتا مجبور شدند که اقرار کنند که بوده است . ما آنجا نبودیم که ببینیم و من می گفتم که عده ای به سراغ من امده اند و چنین گفته اند به محض اطلاع به سراغ آن افراد می رفتند و تهدیدشان می کردند و ازارشان میدادند به گونه ای که قربانیان تجاوز به شدت میترسیدند و یا فرار می کردند و ساکت میشدند.
آقایان میخواستند پافشاری کنند که همه سکوت کنند. به من می گفتند که این آبروریزی است .یک خانمی میگوید که در ماشین نیروهای انتظامی و امنیتی برای من این اتفاق افتاده است یا فلان آقا می گوید که در فلان کلانتری در فلان شهر این اتفاق برای من افتاده است. این برای نظام بد است و انتظار حداقلی ما بررسی و کنکاش در موضوع بدون جنجال آفرینی بود تا اعتماد مردم به نظام بازگردد.
فعالیت حزبی وفشار حاکمیت
-جناب كروبی شما از مبارزان با نظام شاهنشاهی بودید و پس از انقلاب اسلامی مناصب مختلفی از جمله ریاست مجلس شو رای اسلامی داشتید، بسیاری از اصلاح طلبان دیگر كه امروز در زندان به سر می برند هم در جمهوری اسلامی مناصب بلند پایه ای داشته اند ،شما فكر می كنید خودتان و دیگر كسا نی كه در انقلاب اسلامی حضور داشته اند چه اشتباهاتی مرتكب شده اند كه امروز به زعم شما و آقای موسوی جمهوری اسلامی از اهداف انقلاب 57 فاصله بسیار گر فته است؟
همیشه باید اعتراض را شنید. طبیب هم که میخواهدبیمار را معالجه کند سوالات مختلف میکند و می گردد ببیند که کسالت چیست و مهمترین موفقیت برای یک پزشک این است که تشخیص بیماری را بدهد چون در صورت تشخیص میتواند تجویز دارو کند.
اولین کاری که باید میشد این بود که این معترضین چه میگویند و نیروهای امنیتی حاکم بر قضات نباشد و ما می گوییم که شورای نگهبان نظارت کند و نه قیمومیت . وقتی اجرای قانون اساسی به درستی صورت نمی گیرد خوب طبیعی است که افراد اعتراض می کنند . در پی اعتراضات به جای پاسخگویی ، برخورد می شود. در زمانی که مسئولیتی داشتم من خودم از کسانی بودم که هم اعتراض میکردم و هم رایزنی می کردم.
اینها به چند اصل قانون اساسی تکیه میکنند و باقی اصول را به فراموشی میسپارند و آنچه را از قانون اجرا میکنند که به نفع و صلاح خودشان است و نتیجه ان می شود که عده ای معترض ایستاده باقی میمانند و عده ای دیگر منزوی می شونند.چقدر از معاونان و استانداران سابق را به زندان بردند و چه تعداد که احضار کردند و چه تعداد بیشماری را منزوی کردند و بخش زیادی هم هستند که معترض هستند.
این برخورد که با مطبوعات دارند و اینقدر فشار بر مطبوعات هست و وزارت ارشاد که مدافع مطبوعات باید باشد اینقدر فشار وارد می کنند حکومت اسلامی متکی بر ارای مردم است و هر جمعیتی باید تلاش کنند که رای مردم را جمع کنند و اگر رای نیاوردند باید بمانند اما عده ای می خواهند که از این ابزار استفاده کنند و من می گویم که این شیوه از جمهوری در انقلاب 57 فاصله گرفته است. و این موجب درگیری نیروهای نظام شود و این فاصله گرفتن از حکومت از رهنمودهای امام و مردم است .
- به دو نکته مهم اشاره کردید در بحث آخر، یکی اینکه هر کس رای آورد؟ با توجه به تغییری که در انتخابات شوراها انجام شده است . هرگونه انتخابات قریب الوقوعی هم به تاخیر افتاده است . در جنین شرایط فعالیت های پارلمانتاریستی به نوعی تعطیل شده است. در این شرایط باید چطور عمل کرد؟
من معتقدم هر انتخابات به موقع خودش باید برگزار شود . البته می توان انتخابات خبرگان رهبری را که برای صنف خاصی است و محدود هم هست میتوان با هر انتخاباتی تجمیع شود. اما انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری با توجه به گستردگی دایره رای دهنده گان و نامزدها، به نظر اقدام درستی نیست. یکبار که بگویند برای دوسال انتخابات شوراها را به تعویق بیاندازیم تا به انتخابات ریاست جمهوری برسد. می توانند بگویند دوسال دیگر هم اصلا انتخابات نباشد در کشوری که تا استقرار یابد دو رییس جمهور رفت یکی شهید شد و دیگری یک سال بیشتر نبود و سومی هم دستش بر گردنش آویزان بود و همان موقع انتخابات برگزار شد . به نظر من تعویق انتخابات شوراها در واقع زمینه چینی برای تعطیل انتخابات است هر چند که انتخاباتی ومثل انتخابات ریاست جمهوری دهم بود و نبودش چندان فرقی ندارد.
امام یک جمله ای دارد که می گوید هیچ کس از مادر دیکتاتور زاییده نمیشوند بلکه به تدریج این اتفاق می افتد. وقتی انتخابات را کم رنگ کنید، به سمت بی خاصیت شدن و نهایتا تعطیل شدن رخ می دهد. و به تدریج به ورطه ی دیکتاتوری سقوط میکنید. انتخابات یک روز نباید به تاخیر بیافتد. حوادث بسیار مهمی در کشور اتفاق می افتاد آن موقع هم می شد انتخابات را تعطیل کرد اما هیچ وقت این رخ نداد .
-شما بر اجرای کامل قانون اساسی تاکید دارید . جمعی از هوادران شما می گویند که برخی از اختیارات که برای نهادها ی ختاص درنظر گرفته شده دلیل این شرایط است. و بر اصلاح اصول قانون اساسی به عنوان راه حل معتقدند. آیا شما هم با این نظر موافقید؟
من نمی گویم که اختیارات زیاد اثر منفی یا مثبت دارد . اما آنچه که مهم است این نیست. اختیارات مسئولیت را هم به دنبال دارد اگر اختیار زیاد ، مسئولیت و نظارت هم همراه باشد مشکل نداره . دولت نظارت دارد. رهبری نظارت دارد . مجلس نظارت دارد. دولت هم نظارت بر آن هست. اگر درست نظارت انجام شود اختیارات زیاد مشکلی ایجاد نمی کند اما اگر اختیار داده شد و رها شود ایجاد اشکال میکند.
دولت فعلی بر اساس قانون اختیارات زیادی دارد و متاسفانه هر آنچه که بخواهد می کند.
دعواهای که با مجلس و مجمع دارد و برخوردهای بسیار بدی که از سوی دولت با مجلس می شود . برای دولت، سوال استیضاح و تحقیق و تفحص برای آن هست .
اگر درست اجرا شود . اختیارات ایجاد مشکل نمی کند. اما باید نظارت و مسئولیت را در کنار اختیارات دیدید.
الان مجلس محترم تلاش می کند اما آنقدر نیرومند نیست که جلوی بی قانونی های دولت را بگیرد. مجلس اگر قدرتمند بود با دولت و اقدامات قانون شکنانه اش برخورد می کرد. دولت فعلی اصولا اعتنایی به قانون حتی قوانین مصوب خودش هم ندارد، هر سال مبلغی به عنوان بودجه به مجلس ارسال می کند اما هیچوقت به ان عمل نمی کند و منابع کشور را هدر می دهد و یا هر گونه که بخواهد مصرف می کند.
-شما در داخل کشور بارها تاکید کردید که احمدی نژاد را مشروع نمیدانید اما به عنوان دولت مستقر به رسمیت می شناسید.
بله من دولت کنونی را به عنوان دولت مستقر می شناسم / به هر حال دولت امنیت با اوست. زمانی که مزاحمت برای من و خانه ام ایجاد می شود من باید از نیروی انتظامی زیرمجموعه دولت باید بخواهم . اگر گذرنامه بخواهم باید به دولت مراجعه کنم اما به هیچ وجه احمدی نژاد را برخاسته از رای مردم نمی دانم.
دوستان خارجی احمدی نژاد ارزش استراتژیک ندارند
-در مورد سیاست خارجی، آیا احمدی نژاد خواست های جمهوری اسلامی را مطرح می کند و آیا نماینده مشروع مردم است یا به اعتبار رئیس دولت نظرات خودش را مطرح میکند؟ به ویژه در موضوعات چالش برانگیز سیاست خارجی احمدی نژاد؟
یک بحث اینکه قرارداد و معاملات و تفاهماتی بین دول است و هر دولتی انجام میدهد آقای احمدی نژاد هم این کارها را به عنوان رئیس دولت مستقر انجام می دهد اما ما معتقدیم که احمدی نژاد با این حرفهاش ایران را در صحنه بین الملل منفعل کرده رفتارهای وی هزینه بالایی برای جمهوری اسلامی داشته است . ما واقعا متاسف می شویم وقتی مسئول موساد میگوید خدمتی که احمدی نژاد به ما کرده است هیچ کسی نمی کرد. و عملا هم داریم میبینیم که وی چه حساسیتی در دنیا به وجود آورده است که به نفع اسرائیل شد.
-در مورد ارتباط دولت کنونی با کشورهای دیگر چه نظری دارید؟
من واقعا دلیل ارتباط این دولت با برخی کشورها و سرانشان را نمی فهمم. بسیاری از دوستان آقای احمدی نژاد در صحنه بین الملل هیچ ارزش استراتژیکی برای ما ندارند و در مقابل در چهار سال گذشته مجموع روابط ایران با دیگر کشورهای دنیا ضعیف تر شده است و همه اینها به خاطر موضع گیری های نسنجیده رئیس دولت در صحنه بین الملل است. علیرغم صرف هزینه های کلان برای جلب حمایت کشورهای درجه سه حتی آنها هم حاضرنیستند از اظهارات نابخردانه دفاع کنند.
-و انرژی هسته ای ؟
من هم مانند بقیه ایرانیان عقیده دارم که ما حق داریم از انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز استفاده کنیم و مطمئنم که اگر این موضوع را بدون جنجال آفرینی و هوچی گری مطرح کنیم سایر کشورهای دنیا بجز انهایی که مشکل بنیادی با ایران دارند ناچار به قبول خواسته ما خواهند شد.
-در مورد سیاست داخلی چطور؟
در داخل کشور هم 30 سال از انقلاب گذشته هیچ دولتی مانند دولت فعلی تا این اندازه مورد مخالفت نخبگان دانشگاهی و حوزوی نبوده است . اعضای آکادمی های علوم ایران با احمدی نژاد مخالفند و به همین دلیل وی سعی در تغییر بافت آکادمی های علوم دارد. مسئولین رسمی اعلام کردند که 80% دانشگاهیان کشور به نامزدهایی غیر از احمدی نژاد رای داده اند و در حوزه های علمیه هیچیک از مراجع تقلید دینی مطرح حاضر به صدور پیام تبریک برای دولت نشدند چون در مورد انتخاب وی ابهام جدی داشتند.برای مسئولین جمهوری اسلامی که اکثر ایشان برخواسته از حوزه های علمیه هستند این یک پیام واضح است که بسیاری از مراجع تقلید حاضر به پذیرش رئیس دولت نیستند.
-شما پیش بینی کرده اید که دولت احمدی نزاد نمی تواند یک دوره چهارساله دوام بیاورد برای این پیش بینی دلیلی دارید؟
من معقتدم علاوه بر فقدان مشروعیت این دولت فقدان کارآمدی هم دارد.این دولت به آسانی دروغ می گوید و به آسانی هم تصمیمات و سخنان قبل خودش را نقض می کند و عملا هیچ ثباتی ندارد، همین بی ثباتی بدترین خطر برای هر دولتی است .رئیس دولت یک روزی می گوید به سه دهک یارانه می دهیم و یک روز بعد می گوید به همه می دهیم. مدیران باتجربه نظام نیز حاضر نیستند با این دولت کار کنند یا دولت آنها را به دلیل گرایشات سیاسی شان حذف می کنند . بسیاری از صنایع ما ورشکست شده و کارخانه ها قادر به پرداخت حقوق کارگران نیستند . رئیس دولت بدون توجه به نظریات کارشناسان و موسسات علمی یک روز بر اثر خواب یکی از نزدیکانش ستاد مدیریت بحران زلزله تاسیس می کند و یک روز دیگر هم بدون اطلاع و بررسی می گوید شش میلیون نفر از اهالی پایتخت را باید از این شهر انتقال داد. با چنین وضعیتی و حجم عظیم معترضان داخلی بعید می دانم این دولت بتواند برای چهار سال به فعالیت ادامه دهد.
- آقای خاتمی رییس جمهور سابق و خود شما از ضرورت برگزاری رفراندم سخن گفته اید ،شما فكر می كنید درباره چه مساله ای باید رفراندم صورت گیرد تا بحران سیاسی ایران مرتفع شود؟
یکی از مسائلی که برای رای بگذاریم باید این باشد که آنها، چیزی که مثل آفتاب آشکار است به کل منکر میشوند. مثلا نرخ بیکاری بالاست. به هر کس برمیخوریم میگوید ما جوان بیکار داریم. اما آقای احمدی نژاد میگوید که ایران یک کارگاه بزرگ است خیلی ساده یک تجمع بیکاران بگذارید ببینید چند نفر می آیندشورای نگهبان وظیفه داشت نظارت کند تا مجلس دولتی نشود و دولت در انتخابات دخالت نکند حالا رفراندوم بگذارید تا مردم بگویند که واقعا همینطور است یا بالعکس. هنوز برخی از اعضای خبرگان تدوین قانون اساسی زنده هستند . که می گویند ما از حکومت شاه بیرون امدیم و معتقدیم بودیم که دربار ساواک و شاه وکیل ادوله درست میکند ما گفتیم که یک دستگاهی باشد که بر دولت نظارت کند . تا آنها زور به مردم نگویند و توجه مان همیشه به رئیس جمهور بود که با استفاده از موقعیتش در انتخابات دخالت غیر قانونی نکند . اکنون مردم میگویند خودمان رای میدهیم . شورای نگهبان حق دارد چنانچه نامزدی مفسد بوده یا جاسوس است با ارائه اسناد محکمه پسند رد صلاحیت کند اما بعد از آن باید بگذاریم مردم انتخاب کنند. نه اینکه چند نفر به جای شعور یک ملت تصمیم بگیرند.مردم از مسئولین بیشتر میفهمند و از مسئولین کمتر اشتباه می کنند. اجازه دهیم مردم انتخاب کنند.
-شما برای ارتباط با هوادارانتان راهکاری دارید یا رسانه ای دارید؟
ما به جز سایت هیچ رسانه ای نداریم حتی مجله مربوط به همسر من هم بسته شد. الان بسیار نگران هستیم که اگر حتی روزنامه نگاران را دعوت کنیم برای آنها دردسری شود . حتی همین مصاحبه ها هم برای افراد داخل ممکن است مشکل ساز باشد. ولی اخبار به راحتی در اینترنت و محافل مردم رد و بدل می شود و حکومت هم نمی تواند آن را توقیف کند. جنبش مردم ایران یک جنبش پرتعداد از مردمی است که بخش عظیمی از آنها را نخبه ها و تحصیلکردگان تشکیل می دهند. با فیلتر کردن چند سایت و بستن روزنامه ها نمی توان جلوی دسترسی ایشان به اخبار را گرفت.
-دانشجویان ایرانی خارج از کشور در تظاهرات های در خارج از کشور علیه احمدی نژاد شرکت میکنند. آیا شما از آنها حمایت میکنید؟
ایرانی ها در هر جای دنیا بخشی از جامعه ایرانی هستند و خواسته هایی شبیه به هم دارند، ایرانیان دیگر کشورها هم رای شان را می خواهند و اطمینان دارند که نتیجه انتخابات سالم نبوده است، من اگرچه ارتباط تشکیلاتی با آنها ندارم اما از خواسته های قانونی و مسالمت آمیز آنها حمایت می کنم
به نظر می رسد بعد از سرکوب معترضان در دسامبر گذشته دیگر کسی جرآت به خیابان آمدن را ندارد؟
اینطور نیست، از آغاز جنبش دهها نفر در جریان اعتراضات توسط نیروهای نظامی کشته شدند اما خانواده همین کشته شدگان نیز با روحیه خواستار ایستادگی و مقاومت تا رسیدن به اهدافمان هستند، اما جنبش از مرحله اعلام و حضور هر روزه گذشته است و ما اکنون در مرحله تثبیت هستیم، جنبش سبز واقعیتی است که حتی اگر در تجمعات و تظاهرات هم حضور نیابد نمی توان منکر حضور گسترده اجتماعی آن شد.
آقای کروبی هفته های گذشته حکومت ایران چند نفر از مخالفان را اعدام نمود و در ماههای قبل نیز چند نفر دیگر را به همین نحو اعدام نموده بود آیا انها از هواداران شما بودند؟
این افراد نه تنها هیچ ارتباطی با من نداشتند بلکه با دیگر نامزدهای انتخاباتی نیز ارتباطی نداشتند و همه آنها حتی از ماه ها قبل از انتخابات در زندان بودند ، هر چند که تلاش شد تا با محاکمه آنها در خلال دادگاه معترضان به نتایج اعلام شده برای انتخابات، معترضان را تروریست معرفی کنند.
من اطلاعی دقیقی از فرآیند پرونده و حکم دادگاه اعدام شدگان ندارم اما مطمئنم که اصول اولیه انسانی در زمان اعدام آنها رعایت نشد و حتی خانواده هایشان نتوانستند آخرین ملاقات را با آنها داشته باشند. به نظر من این اعدامها برای ترساندن جوانان در آستانه 22 خرداد ماه و جلوگیری از شروع مجدد اعتراضات خیابانی است .هرچند که مطمئناً نتیجه ای متفاوت با آنچه اعدام کنندگان می خواهند پدید خواهد آمد.
جناب كروبی به عنوان آخرین سوال اگر جمهوری اسلامی شما را بازداشت وروانه زندان كند و قرار باشد قبل از زندان پیامی به هو ادارانتا ن بدهید آن پیام چه می تواند باشد؟
میگویم هشیار باشید و امیدوار و در چارچوب قانون اعتراضات خود را دنبال کنید.
احزاب اصلاح طلب اعلام کرد ه اند که راهپیمایی ۲۲ خرداد در سکوت برگزار خواهد شد. این راهپیمایی سخنران یا قطعنامه ی نخواهد داشت و شرکت کنندگان پلاکاردهایی را با شعار اجرای کامل قانون اساسی و انتخابات آزاد در سکوت حمل خواهند کرد. این درحالی است که علی رغم تاکید احزاب اصلاح طلب مبنی بر مسالمت آمیز بودن و عدم حمل سلاح ، وزارت کشور در واکنش به درخواست برگزاری راهپیمایی از نمایندگان ارشد احزاب تعهد محضری خواسته است.
خبرنگار کلمه با علی شکورای راد نماینده معرفی شده به وزارت کشور درباره راهپیمایی سکوت و ایرادات وزارت کشور گفت و گو کرده است.
آقای شکوری راد مفاد درخواست احزاب اصلاح طلب در ۸ بند آمده است . واکنش وزارت کشور به درخواست شما چه بود؟
وزارت کشور ابتدا یک برخورد مثبت تری نسبت به دفعات قبل نشان داد و مشخص کرده که این درخواست باید حاوی چه نکاتی باشد و گروههای اصلاح طلب هم نامه ای تهیه کردند و امروز صبح به وزارت کشور فرستادند و بر مبنای آن نکات خواسته شده را لحاظ کردند ولی براساس آخرین خبری که من دارم هنوز آنها بهانه جویی هایی می کنند .فکر می کنم نوعی اتلاف وقت است . نکات دیگری را هم در خواست کرده اند که ظاهرا گروهها باید درباره آنها تصمیم بگیرند و اقدامی را انجام دهند.
آن نکات و بهانه ها چیست؟
وزارت کشور مطرح کرده که هدف راهپیمایی روشن نیست و خواسته است که دبیرکل یا نماینده تام الاختیار دبیرکل هر یک از احزاب و گروهها باید شخصا در وزارت کشور حاضر شده و تعهد بدهند و حتی آن را ثبت محضری کنند که راهپیمایی مسلحانه نخواهد بود. این شرایط هیچگاه درباره راهپیمایی که تاکنون برگزار شده مطرح نبوده است . .وی بر همین اساس علاوه بر رد درخواست جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که پروانه شان توسط کمیسیون ماده ده احزاب لغو شده و همچنین انجمن روزنامه نگاران زن را نیز بدلیل ناقص ماندن مراحل آخرین انتخابات شورای مرکزی از حق ارائه درخواست محروم دانسته است.
مهمترین ایرادی که به درخواست ها گرفتند چه بود ؟
اشاره کردند که آقای قدیانی عضو مجاهدین انقلاب اسلامی است و من عضو جبهه مشارکت و چون این دو حزب پروانه فعالیت شان لغو شده است، حق ندارند که نماینده معرفی کنند . در حالیکه من عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی و مجمع نمایندگان ادوار به جهت یک دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی هستم و لذا این ایراد نمی تواند وارد باشد. چون من تنها عضو جبهه مشارکت نیستم. اما به هرحال ما می خواهیم سعی کنیم ایرادات را برطرف کنیم و نظر آنها را تامین کنیم تا انشالله راهپیمایی برگزار شود. گفتید که یکی از ایرادات مطرح شده این است که هدف راهپیمایی روشن نیست.
شما در پاسخ این اشکال چه خواهید گفت؟
هدف راهپیمایی ، اعتراضی بوده که در سال گذشته نسبت به نتایج انتخابات صورت گرفته است و این راهپیمایی تداوم همان اعتراض است.
چقدر احتمال دارد که به درخواست شما برای برگزاری راهپیمایی جواب مثبت داده شود؟
نوع برخورد البته بهتر از گذشته است ولی ایراداتی که گرفته میشود، ایراداتی تازه ای است که پیشتر سابقه نداشته و هیچکدام از راهپیمایی های که تاکنون برگزارشده چنین سخت گیری های در موردش اعمال نشده است.
باتوجه به سخنرانی های ۱۴ خرداد و حملات شدید الحنی که از سوی سایت های رسمی دولتی نسبت به جنبش سبر مطرح شده است. اکنون نرمش وزارت کشور چطور قابل توجیه است ؟ آیا فکر میکنید مجوز داده شود؟
نخیر. این روی خوش نشان دادن به معنای رفتن به سمت صدور مجوز نیست . یک نوع توجه به قانون است. اینها در حال حاضر سعی دارند تا قانون را به شکل سفت و سخت و حداکثری در مورد راهپیمایی ۲۲ خرداد اعمال کنند . بهانه های قانونی می گیرند و از ما میخواهند که آنها را برطرف کنیم. اگر ما می دانستیم که اینها اینطور میخواهند بهانه جویی کنند، طبیعتا ما هم تمهیدات لازم را دنبال میکردیم که به این بهانه جویی ها برخورد نکنیم ولی از این نظر که استنادشان در برخی موارد به قانون و آیین نامه است ما سعی می کنیم آن ایرادات را برطرف کنیم تا مجوز را بگیریم.
شما می گویید که این روی خوش نشان دادن فقط توجه به قانون است ولی درواقع علاقه ای به برگزاری راهپیمایی ندارند. در یک سال گذشته بارها تقاضای احزاب اصلاح طلب را برای برگزاری راهپیمایی بی پاسخ گذاشته بودند بدون اینکه به قانون رجوع کنند. پس رویه کنونی چطور قابل توجیه است؟
اینها می خواهند که با برنامه و به شکل قانونی مجوز ندهند . درگذشته با بی اعتنایی برخورد می کردند ولی این بار نمی خواهند با بی اعتنایی برخورد کنند و می خواهند برای ان استناد قانونی بیابند ولی معنایش این نیست که چشم انداز روشنی برای گرفتن مجوز وجود دارد. مسلما آنها برنامه ای برای دادن مجوز ندارند.
با توجه به اینکه در یک سال اخیر تبلیغات رسمی مبنی بر ریزش نیروهای حامی جنبش سبز بوده است. آیا احتمال می دهید که مجوز را صادر کنند؟
آنها اگر چنین اطمینانی داشتند راحت تر با ما برخورد می کردند و انها مطمئنا چنین فرضی را ندارند . چه بسا خودشان (وزارت کشور )هم می دانند که جمعیت زیادی به خیابان خواهند آمد و به همین دلیل هم هست که تا کنون مجوزی را صادر نکردند و اگر بخواهند که در آخرین لحظه ها مجوز را صادر کنند. ما فکر می کنیم که مانند ۲۵ خرداد که مردم سریع متوجه شدند و آمدند ،این اتفاق دوباره بیافتد ولی اگر وسعتش کمتر از آن زمان هم باشد ما چیزی را از دست نداده ایم .
ندای سبز آزادی: سال گذشته در چنین روزهایی زنجیره انسانی سبز به وسعت تمام ایران و در شهرهای مختلف تشکیل شد تا شور و شوق ایرانیان سبز را برای ایجاد تغییر نشان دهد.
این زنجیره انسانی نه تنها در پایتخت بلکه در سرتاسر ایران نشان از عزم راسخ ملتی برای تغییر بود، ملتی که از تهران تا هرمزگان و از لرستان تا کردستان با زنجیره انسانی خود ندای تحول و تغییر سر دادند هرچند در موج تبلیغات آن روزها زنجیره انسانی تهران مورد توجه بیشتری قرار گرفت.
اما پس از برگزاری انتخابات و کودتای انتخاباتی این امید به تغییر و این ندای تحول تبدیل به جنبشی شد که بیش از وسعت زنجیره سبزانسانی آن روزها در خاک ایران ریشه دواند . در آستانه سالگرد این زنجیره ملی و تاریخ ساز با همان ندای تحول خواهی می شود تمامی خیابانهایی را ، که آن روزها با حضور ما سبز شدند ، باز هم به یاد آورد و بار دیگر با سبز کردن آنها یاد آوری کرد که جنبش سبز نه تنها زنده است بلکه هر روز پویا تر از گذشته به راه خود ادامه می دهد.
ندای سبز آزادی با طرح این پیشنهاد مبنی بر شعار نویسی در تمامی خیابانهایی که یک سال پیش با حضور ما سبز شدند ، بار دیگر ندای همبستگی ملی سبز ها را به گوش کودتاچیانی می رساند که هنوز گمان می کنند ، حکومت با ظلم می ماند.
در زیر لیست تمامی خیابانهایی که در هجدهم خرداد ماه سال گذشته سبز شدند را تهیه کرده ایم تا کوشندگان راه سبز امید بار دیگر با حضوری سبز تر از گذشته تمامی دیوارهای شهر را سبز کنند، تمامی خیابانهایی که یک سال پیش میزبان حضور سبز ما بودند لایق آنند که نامی سبز داشته باشند و نام این خیابانها را به نام شهدای سبز راه سبز امید تغییر خواهیم داد تا در همیشه تاریخ این همبستگی ملی در یاد ها ثبت شود.
ندای سبز آزادی از همه سبزهای غیور سراسر کشور دعوت می کند با تغییر نام این خیابانها و نوشتن نام جدید آنان تصاویر و عکس هایشان را برای ندای سبز به آدرس ایمیل irangreenvoice@gmail.com ارسال نمایند.




آنچه در زیر می خوانید متن مصاحبه خانم زهرا رهنورد با روزنامه ایتالیایی رپوبلیکا (La Repubblica) است که روز گذشته منتشر شد.
زهرا رهنورد با آن روسری گلدار ترکمنی و بلوز جین اش در زیر چادر مشکی اما تور دارش ،خیلی زود تبدیل به مشهورترین زن ایران در همه انتخابات های سی سال گذشته شد.چهره ای که بارها توسط نشریات داخلی و خارجی بیشتر از همسرش میرحسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری ایران مورد توجه قرار گرفت و تبدیل به سوژه داغی برای بحث و جدل میان موافقان و مخالفانش شد.او بارها مورد حمله مخالفان خودش و حتی مخالفان همسرش قرار گرفته است. ..
دکتر زهرا رهنورد ، نقاش و مجسمه ساز و استاد دانشگاه که به اعتقاد بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی از سالها دور چهره ای مشهور در عرصه فرهنگ ،هنر و سیاست بوده است در بخش پیشین این مصاحبه وقتی در برابر این پرسش قرار گرفت که آیا از دفاع همسرش از او در مناظره انتخاباتی با محمود احمدی نژاد راضی بوده است یا نه؟
بارها از زنان ایرانی پوزش خواست .مهندس موسوی در برابر حمله های تند رقیب انتخاباتی اش در باره همسرش (زهرا رهنورد) او را روشنفکرترین زن ایران لقب داده بود .خانم رهنورد در این باره می گوید :"کلام آقای موسوی یک حرف نمادین بود.شاید مرا نمونه ای از همه زنان ایرانی تلقی کرد.چون او احترام زیادی برای زنان قائل است."
هر وقت کسی از رهنورد در باره همسرش موسوی سوالی می پرسد، پاسخ می دهد: من اول رهنورد هستم سپس همسر موسوی
خانم رهنورد در ماه های گذشته، تحت فشار دائم، بر شما و همسرتان چه گذشت و چگونه اين دوره را زندگی کرديد؟
به مدت یک سال مردم ایران زیر انواع و اقسام فشارها به سر می برند . زیرا فقط پرسیده بودند که رای شان کجاست ؟ این پرسش می توانست از طرف حاکمیت بطور قانونی و مسالمت آمیز پاسخ داده شود . اما حاکمیت فعلی در برابر این سوال ساده و دموکراتیک استبدای ترین رفتار را انجام داد و مردم سوال کننده را دستگیر و زندانی کرد ، به روی آنها اتش اسلحه گشود. امروز مطالبات مردم ایران آزاد ی، دموکراسی ، قانون گرایی و انتخابات آزاد است . این خواسته ها بسیار گسترده تر از اعتراضات اولیه است . پس طبیعی است وقتی مردم ما در چنین شرایط سختی به سر می برند ، من و موسوی و کروبی وآقای خاتمی و خانواده های ما، هر یک زیر ضربات فیزیکی یا اتهامات و شوک هایی متعدد قرار بگیریم .
در يک چنين روزهائی، تقريباً يکسال پيش، اطمينان به پيروزی در انتخابات داشتيد: با نگاه به اين گذشته، چه احساسی نسبت به آن دوران داريد؟ آيا احساس غضب می کنيد؟ احساس تسليم؟ احساس اميد؟ يا احساس اندوه؟
جنبش سبز ایران در پی سعادت و رفاه مردم است . این در حالی است که حاکمیت فعلی روز به روز بیشتر از گذشته موجب فقر و مکنت مردم و تهدید آزادی های اساسی شده است . انتخابات گذشته فرصت بسیار خوبی بود که از مردم ایران گرفته شد و این مایه تاسف است .
شما و همسرتان بصورت دائم در شرائط تحديد بسر می بريد. آيا ترس داريد؟ خود را در خطر حس می کنيد؟ هرگز فکر کرده ايد که کشورتان را ترک کنيد؟
هرگز به ترک ایران نیاندیشیده ام . البته من ، پیش از انقلاب ایران ، به دلیل انسداد سیاسی و سرکوب های رژیم شاه در آمریکا بودم و فعالیت خارج از کشور را به همراه همسرم در آنجا و از طریق فعالیت در انجمن های اسلامی دانشجویان ایران در آمریکا و اروپا پیگیری می کردیم . اما امروز ما از یک فرد ساده به یک افراد شاخص و موثر تبدیل شده ایم . سرنوشت ما بیش از گذشته به ملت ایران و آینده آن گره خورده است . ایران جایی است که من ان را برای زندگی و مرگ خودم انتخاب کرده ام . تا خدا چه بخواهد .اما در مورد ترس : هرگز در زندگی خود از هیچ فرد ویا نظامی نترسیده ام . انگاه که به مسئولیت های خودم به عنوان یک انسان آزادی خواه عمل نکرده باشم من فقط از خدا می ترسم . موسوی هم در مقایسه با گذشته با شجاعت و جرئت بیشتری صحبت وعمل می کند و هرگز از آرمان هایش کوتاه نخواهد آمد .
احتمالاً تظاهرات خيابانی، بيش از آنکه از سوی اغلب اشخاص پيش بينی می شد و انتظار ميرفت، به پيش رفت. همسر شما يک شخص "فنی و متخصص بود"، که به يک رهبر محبوب و پرجذبه تبديل شد... آيا اين پيشروی و پيش رفت بيش از آنی بود که خود ايشان انتظار داشت؟ آيا شما خود را به دست اين جريان در حال حرکت سپرديد و يا آگاهانه انتظارات ملت را دريافتيد؟
در جریان انتخابات دهم ریاست جمهری ایران و در سال گذشته ، هم من و هم موسوی و هم ملت ایران انتظاراتی داشتیم . همه خواهان بهبود اوضاع کشور و تغییرات اساسی بودیم . احترام به آزادی های فردی ، عدم دخالت در زندگی زنان و مردان این سرزمین ، ازادی و دموکراسی و قانون گرایی .این ها بخشی از خواسته ها و آرزوهای ملتمان بود . اعتراضات و کنش مردم و ما بر یکدیگر تاثیر متقابل داشته است . اما این یک واقعیت است که مردم از ما جلوتر هستند و ما را با خود به سوی آرمان های شان می برند . وقتی حاکمیت حاضر نشد به این پرسش طبیعی مردم ایران که " رای من کجاست " ، پاسخ دهد و به جای پاسخ قانونی و مدنی ، زندان و گلوله را به مردم ایران نشان داد ، در این حالت و به طور طبیعی هر مخالف شاخصی می توانست به یک شخصیت مقبول و یا محبوب تبدیل شود . موسوی هم یکی از این شخصیت ها ست که با اقبال مردم روبرو شد .
آيا درحال حاضر گفتگوئی با دولت در جريان است؟ آيا در حال حاضر کوششی برای بازگشودن (گره) و حل شرايط ايجاد شده در جريان است؟
همه مایلند که گره مشکلات فعلی را باز کنند . اما حاکمیت در پی خشونت است . در پی سرکوب و دستگیری مردم و معترضین هستند . گویا نمی خواهند مشکلات را حل کنند . فکر می کنم حاکمیت فعلی با عملکرد بدی که دارد در پی براندازی جمهوری اسلامی است . چیزی که نه مردم و نه کروبی و موسوی و من به دنبال آن هستیم . در نتیجه گفتگویی نمی تواند در جریان باشد .
تاکید می کنم که جنبش سبز یک جنبش اصلاح طلب، نرم و ضد خشونت است .22 ،25 و 30 خرداد سه تاریخ مهم و بزرگ درجنبش سبز مردم ایران است و حضور میلیونی مردم در خیابان دراین روزها بشارت پیروزی این جنبش در اینده بود.
چه پيامی مايليد از سوی جنبش سبز به جهانيان بدهيد؟ جامعه جهانی چه کاری ميتواند انجام دهد و چه عملی را نبايد انجام دهد؟
جنبش سبز و مطالبات مردم کاملا ملی، ایرانی و مردمی و درون جوش است . به هیچ جریان بیرون از ایران وابسته نیست و از آن خط و الهام نمی گیرد. اما افکار مترقی جهان به طور طبیعی باید مدافع حقوق ملت ها باشد و ازادی خواهی را در هر کجای جهان که باشد ، حمایت کند. افکارعمومی جهان باید مواظب باشد که دولت های شان در معامله با دولت ایران، آزادیخواهان ایران را حمایت کنند. اما در نهایت مردم ایران باید خودشان مشکلاتشان را حل کنند .
در ماه های گذشته خبرهای بسيار از اعدام ها، تجاوزها، خشونت ها و به زندان انداختن ها داشتيم. عکس العمل شما در اين موارد چگونه بوده؟ آيا چيزی هست که مايل باشيد در اين زمينه بگوئيد؟
من به طور کلی با خشونت از طرف هرکس که باشد مخالفم . در ایران و در درون جنبش سبز گروه های مرجع مثل هنرمندان ،روزنامه نگاران ،فعالان حقوق بشر ، دانشگاهیان ، ورزشکاران ،و گروه های دیگری مثل جنبش معلمان ، کارگران ، دانشجویان و زنان وجود دارد .
همچنین در اطراف فلات مرکزی ایران اقوام و نژادها با زبان ها و ادیان متفاوت زندگی می کنند که می تواند به یک فرصت خوب برای ایران تبدیل شود . حاکمیت می تواند این ها را به یک فرصت خوب تبدیل کند و همه را زیر بال و پر خود بگیرد و وحدت ملی را در عین تکثر و احترام به حقوق فرهنگ ها و اقلیت های نژادی و زبانی و قومی ، وحدت ملی را تقویت کند . آن وقت خواهیم دید که هیچ حرکت خشنی از سوی هیچ گروه و زبان و مردمی اتفاق نمی افتد . از این رو من با هر نوع خشونت از جمله اعدام مخالفم . اما مهمتر این که روش های دادرسی منجر به اعدام شده است . برای من مهم است و فکر می کنم این اعدام ها ، سیاسی و فاقد وجاهت قانونی لازم و حقوقی بوده است .
اگر امروز بخواهيد پيش بينی ای انجام دهيد، بنظر شما اين زورآزمائی به کجا می کشد و چگونه ختم می شود؟
ملت قطعا پیروز خواهدشد . و به ارمان های خود خواهدرسید . اما این موقعیت مرهون پایداری و مقاومت مردم و هم چنین موجب ارتقاء سطح اطلاعات ، آگاهی و دانایی آنها خواهد بود . نهایتا حق همیشه پیروز است . حتی اگر زمان زیادی لازم داشته باشد .
دنیای مدرن ، استبداد و دیکتاتوری را بر نمی تابد . دنیای رسانه و اینترنت و دیجیتال و دنیای نظریه ها و اندیشه ها ، خواهان دموکراسی و ازادی ملی و ازادی های فردی است و ایران هم بخشی از این جهان است.
آيا هرگز فکر کرده ايد که تسليم شويد و از خيرش بگذريد؟
هرگز! چرا باید چنین فکر شومی به سر من بزند . خودم را به خدا اسپرده ام و امیدوارم تا آخرین قطره خونم را به پای ازادی و دموکراسی بریزم . تا خدا چه بخواهد .
شما سمبل زنانی هستيد که به ميدان آمده اند. چه چيزی مايليد در مورد نقش زنان در جنبش سبز بگوئيد؟
حاکمیت فعلی ایران در این ایام یک سال خیر ، به سرکوب زنان پرداخته و اولین سرکوب را در حق خود من انجام داد . رییس دولت آنها در روند انتخابات در یک مناظره تلویزیونی با موسوی ، حمله را به من شروع کرد و شخصیت علمی و هنری من را زیر سوال برد . اگر چه موجب ریشخند ملت به خودشان شد . زنان به طور جدی از پیش تاران جنبش سبز بوده اند. حاکمیت هم به طور جدی زنان را سرکوب کرده است . اما این سرکوب نقشی در عقب نشینی زنان نداشته است .
زنان ایران همواره در پی تحقق دو دسته مطالبات هستند: 1- مطالبات ملی که تحقق آزادی ، دموکراسی ، قانون گرایی ، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی های فردی و شخصی در سطح خصوصی و عمومی و 2- رفع تبعیض و اعاده حیثیت فرهنگی و حقوقی زنان ایران و تنظیم قوانین برابری خواه.
اما من بارها گفته ام تحقق دموکراسی بدون حضور زنان و بدون پاسخ مثبت به مطالبات زنان ممکن نیست .
آيا مسئله هسته ای بر شرائطی که بعد از انتخابات سال گذشته ايجاد گرديده تأثيری داشته و دارد؟
دولت از مسئله هسته ای سوء استفاده می کند . در ظاهر شعارهای تند می دهد و در باطن سازش می کند . و به دنبال معامله با دولت های دیگر است . آن هم به دلیل عدم مشروعیتی که دارد . بنابراین تلاش می کند اگر در ایران نا مشروع است ، در سطح بین المللی با دادن امتیازاتی به دولت های مختلف ، برای خود مشروعیت کسب کند . اما تا ملتی با دولت خود هماهنگ نباشد ، آن دولت در هیچ کجای جهان وجهه ای نخواهد داشت . امیدوارم تحقق ایران پیروز و دموکرات را هر چه زودتر به ملت ایران و جهانیان مژده دهیم.
تهیه شده توسط فرانچسکا کافرری با همکاری مصطفی خسروی
منبع: ادوار نیوز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر