
فقدان مشروعیت مردمی و سیاسی جریان حاکم، چاره ای برای سردمداران آنها باقی نگذاشته تا با شبیه سازی های تاریخی مع الفارق، حاشیه امنی از تقدس الهی برای خود دست و پا کنند و به مشروعیت سازی آسمانی روی بیاورند.
نظریه پردازان علوم اجتماعی و سیاسی بر این باورند که مرحله اول در آغاز فرآیند فروپاشی هر نظام ایدئولوژیکی «از دست دادن مشروعیت» آن است. امری که با کودتای صورت گرفته علیه آرای مردم در 22 خرداد 1388و سرکوب وحشیانه اعتراضات حق طلبانه مردم به نتایج اعلام شده انتخابات، حادث شده است.
نگاهی گذرا به حوادث یک سال اخیر به خوبی نشان می دهد که میزان سوء استفاده جریان حاکم از مقدسات دینی و مذهبی مردم ایران در این مدت بی سابقه بوده است.
اقتدارگرایان دین فروشی که به خوبی به از دست دادن پایگاه اجتماعی خود واقف شده اند، برای حفظ قدرت به هر بهانه ای متوسل می شوند و چوب حراج بر تمام مقدسات و ارزش ها می زنند و در این آشفته بازار چه چیز بهتر از توسل به حکومت علوی و مقایسه خود و مخالفانشان به علی و مخالفانش؟
شبیه سازی تاریخی حکومت علی(ع)
اینگونه است که ما تبدیل به علی می شویم و مخالفان ما به مخالفان علی بدل می شوند. مهم نیست که می گوییم علی معصوم بود و ما معصوم نیستیم. هیچ اهمیتی ندارد که ما را عده ای انسان زمینی که خود با رای انسان های زمینی دیگری انتخاب شده بودند انتخاب کردند، مهم این است که در هنگام عمل خودمان را در جایگاه علی قرار بدهیم و از مشروعیتی که مدعی هستیم مختص علی است، برای خود حکم صادر کنیم و چوب تکفیر و تفسیق بر سر منتقدان خود بزنیم.
آیت الله خامنه ای در نماز جمعه 14 خرداد خود بار دیگر به همان حربه نخ نما شده گذشته روی آورد. رهبر جمهوری اسلامی بسان تمام سال های پیش از این بار دیگر خود را در جایگاه امام اول شیعیان نشاند و مخالفان خود را مخالف علی معرفی کرد.
گویا آقای خامنه ای فراموش کرده است حکومت او حکومت علی نیست. در حکومت علی، خلخال که از پای زن یهودی کنده می شد، رهبر جامعه اسلامی طلب مرگ می کرد اما در حکومت آقای خامنه ای، چادرها از سر زنان مسلمان کشیده می شود و عاملان آن مورد تشویق و تحسین قرار می گیرند.
در حکومت علی، حقوق مخالفان از بیت المال قطع نمی شد و در حکومت عدل خامنه، شرط نخست حقوق گرفتن از دستگاه های دولتی آنهم از پول بیت المال، اعلام التزام علنی به شخص آقای خامنه ای در گزینش هاست.
در حکومت علوی، هیچکس به بیعت با علی ناچار نشد و هیچکس به جرم بیعت نکردن تحت فشار قرار نگرفت اما در حکومت آقای خامنه ای، حساب منتقدان که هیچ، حساب بیعت کنندگانی چون هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و دعاگو و نوری زاد و .... هم با کرام الکاتبین است اگر بخواهند کوچگترین انتقادی بکنند.
سپاهیان حکومت علوی هرگز از سرمایه بیت المال برای خود ثروت آنچنانی بدست نیاوردند اما یاران آقای خامنه ای به خود اجازه داده اند که در بیت المال و سرمایه های کشور دست برده و ثروت های کلان برای خود جمع کنند.
اتفاقا این سپاهیان اموی بودند که اسلحه در دست داشتند و مخالفان خلفا را قتل عام می کردند. فرماندهان لشگر یزید بودند که از قبل خلیفه به جاه و مقام می رسیدند و زمین را جولانگاه فسق و فجور خود می کردند.
بیست سال پس از فوت چه شد؟
کار به آنجا رسیده و آش آنقدر شور شده که «علی مطهری» به ممانعت اوباش از سخنرانی «سید حسن خمینی» اشاره می کند و می گوید: «این سپاه عمر سعد و ابن زیاد بودند که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟»
آقای خامنه ای می داند منظور از سپاه عمر سعد و ابن زیاد و ممانعت از سخنرانی نوه پیامبر چیست؟
حالا که رهبر جمهوری اسلامی خود به شبیه سازی ناشیانه تاریخی روی آورده، بهتر است به چند پرسش اساسی فکر کند. نمی گویم پاسخ دهد که مقام ربوبیت ایشان چنان رفیع است که کسی را یارای جسارت به آن و درخواست پاسخگویی از ایشان نیست. همان که فکر کند و بیندیشد کافی است.
آقای خامنه ای معتقد است حکومت پس از پیامبر اسلام به جای حق به ناحق سپرده شد. پس چگونه است او که پس از رحلت امام به حکومت رسید خود را به جای خلیفه اول با علی ابن ابی طالب مقایسه می کند؟ اگر بنا بر شبیه سازی تاریخی است آقای خامنه ای باید خود را با خلیفه اول که ایشان معتقد است ناحق بود قیاس کند نه با علی.
طلحه و زبیر که آقای خامنه ای علاقه فراوانی به مقایسه مخالفان خود با آنها دارد، عمری را در رکاب پیامبر جانفشانی کرده بودند و شمشیر زده بودند. اما کدام یک از صحابه آقای خامنه ای مانند مصباح یزدی، احمدی نژاد، طائب، حجازی، محمدی گلپایگانی و امثال اینها جزو صحابه امام خمینی محسوب می شدند اگر نگوییم که علیه او شمشیر می زدند؟
طلحه، طلحه الخیر بود و زبیر سیف الاسلام. آقای خامنه ای بگوید که کدام یک از صحابه این روزهایش نه امروز که زمان بهره بردن از مواهب پیروزی است بلکه در دوران سختی و مبارزه، از فرسنگ ها اطراف بیت امام گذر کرده بودند؟
آقای خامنه ای حتما آنچه پس از پیامبر اسلام بر صحابه او رفت را خوب می داند. ناسلامتی او روحانی است و مسلط به تاریخ اسلام.
آقای خامنه ای می داند که صحابه پیامبر، عمار بود که پس از رحلت پیامبر در کوفه کتکش می زدند و ناسزایش می گفتند. درست مانند یاران خمینی، درست مانند کروبی که یار دیرین امام بود و امروز توسط اوباش حکومتی، مظلومانه کتک می خورد و ناسزا می شنود.
صحابه پیامبر سلمان بود. صحابه امام هاشمی رفسنجانی بود که عمری را در کنارش مبارزه کرد. خاتمی بود که فرزند فاضل و باتقوایش بود، میرحسین بود که تا روز آخر از او در برابر سنگ اندازی های شما حمایت کرد، کروبی بود، عبدالله نوری بود، توسلی بود، موسوی خوئینی ها بود، محتشمی پور بود، انصاری بود نه مصباح یزدی و احمد خاتمی و طائب و کاظم صدیقی و ...
صحابه محمد، ابوذر بود که بیست سال پس از پیامبر در تنهایی خویش در ربذه دق کرد و مرد. همانطور که صحابه خمینی، سید حسن است که در برابر اوباش گفت هنوز بیست سال از رحلت امام نگذشته که شما با خانواده اش اینگونه می کنید. صحابه امام آیت الله توسلی بود که در غم اهانت اوباش حکومتی به خانواده امام دق کرد و مرد.
آقای خامنه ای احتمالا از این نامه امام پیش از درگذشتش باخبر است که گفته بود «احتمال قوی می دهم كه پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیكان و دوستانم تهمتهایی كه من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی كه باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند.»
رهبر جمهوری اسلامی حتما به خوبی به خاطر دارد که آیت الله توسلی در حال بیان چه سخنانی در ارتباط با سید حسن خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که بغض راه گلویش را بست و جان به جان آفرین تسلیم کرد. «حاج حسن آقا می گفت من به خواب اعتقاد ندارم ولی دو بار پشت سر هم به فاصله چند شب، قبل از جریانات اخیر امام را در خواب دیده است که امام با ناراحتی به حسن آقا می گفته اند من را دارند از خانه ام بیرون می کنند؛ چرا کاری نمی کنید؟»
خواب حسن خمینی جمعه 14 خرداد 1388 در خانه اش، حرم آیت الله خمینی تعبیر شد. ولی اگر قرار به شبیه سازی تاریخی باشد، بد نیست آقای خامنه ای این موارد را به یاد داشته باشد و البته بیشتر به خاطر داشته باشد که نه او علی است و نه مخالفانش طلحه و زبیر.
بدرالسادات مفیدی، دبیرانجمن صنفی روزنامه نگاران از که هشتم دی ماه امسال در زندان بود، با تودیع وثقیه صد میلیون تومانی امشب از اوین آزاد شد.
به گزارش کلمه، وی ساعاتی پیش از اوین آزاد شد و مورد استقبال خانواده و دوستانش قرار گرفت.
بدرالسادات مفیدی به همراه همسرش مسعود آقایی، پس از حوادث عاشورا در منزل مسکونی اش بازداشت شد. همسرش پس از دو ماه آزاد شد اما وی تا امروز در زندان ماند.
منابع خبری از ضرب و شتم ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشری محبوس در زندان کارون اهواز خبر داده و وضعیت و شرایط وی را "بسیار نگران کننده" گزارش کردند.
ابوالفضل عابدینی، خبرنگار مستقل و عضو کانون صنفی معلمان ایران، هم اکنون در حال سپری کردن دوران ۱۱ سال حبس تعزیری خود می باشد.
بر اساس گزارش های واصله از «خبر خوزستان»، این فعال حقوق بشری و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، طی روزهای اخیر شدیدا از طرف مسئولین زندان به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته و مسئولین ضمن ضرب و شتم وی، از او خواسته اند که بر علیه مجموعه فعالان حقوق بشر ایران و اعضای آن تشکل اعتراف نماید، که وی تا به حال چنین خواسته ای را قبول نکرده است.
این گزارش خاطرنشان کرد که نامبرده در حال حاضر در بند جانیان و زندانیان خطرناکِ زندان کارون نگهداری می شود و جان وی به شدت تهدید می شود. همچنین در تماسی تلفنی که دیروز با خانواده نامبرده به عمل آمد، یکی از برادران نامبرده ضمن تأیید اخبار فوق اعلام کرد که مسئولین زندان به ابوالفضل اعلام کرده اند که به زودی وی را به تهران منتقل خواهند کرد تا در آنجا نیز به اتهام "عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر، تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه نظام و مصاحبه با رسانه های خارجی" مجددا محاکمه شود.
این در حالی است که عابدینی قبلاٌ در زندان اهواز به خاطر همین اتهامات محاکه شده و برای وی یازده سال حبس تعیین شده بود .
لازم به ذکر است شعبه یکم دادگاه انقلاب اهواز، اواخر سال گذشته عابدینی را بدلیل اتهاماتی چون "ارتباط با دول متخاصم به ۵ سال، عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر درایران به ۵ سال و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به یک سال(در مجموع ۱۱ سال حبس تعزیری) محکوم کرده بود.
عابدینی که آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸ در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر گردید، در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه (طی چند سال اخیر)، نقش بسیار مهمی در انعکاس اخبار و گزارش های مربوط به آنها داشته و بارها مورد احضار و بازداشت قرار گرفته بود.
ایران، تهران، حرم بنیانگذار انقلاب اسلامی و منبری که فردی به قامت سید حسن خمینی بر آن ایستاده و جمیعتی اندک که اخلال میکنند و همه اینها در حضور فردی اتفاق میافتد که داعیه دار افسار داری همه ارکان نظام است، غم انگیز است! شاید هم نیست، مدت هاست که چنین حرمت شکنی را انتظار داشتیم، مدت هاست که میدانستیم که این سیلاب تا کجا خواهد آمد، شاید از آن روز که حرمت جماران را شکستند، یا شاید آنروزی که آیت الله صانعی را بی حرمت کردند، و یا شاید آنروزی که فردی به خود اجازه داد که از جایگاه یک رئیس جمهور سخیفترین توهینها و تهمتها را نثار روسای جمهور قبلی کند و در جواب با تکریم مواجه شد.
میخواستند که سید حسن را بی حرمت کنند که غافلند که آنکه بی حرمت شد در درجه اول مقتدای خودشان بود، آن کسی که از تخت اقتدار به زیر کشیده شد شخص خامنهای بود، کسی که در حضورش بی احترامی عیان شد رهبری بود که داعیه دار سلطنت بر قلوب است. سید حسن بی حرمت نشد که آن کسانی که بر ایشان تاختند همانهای بودند که در روشنایی روز و در برابر انتخاب مردم باختند و در مقابل این باخت خیابانهای شهرهای ایران را با خون مردم آبیاری کردند، همان مردمی که قرار بود ولی نعمت باشند، نه رعیت ارباب قدرت.
اینجا حرم امام است و میزبان خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مراسم، مراسم بزرگداشت امام و متولی شخص سید حسن و چه زیبا رسم مهمان بودن را به جا آوردند و چه پسندیده میزبان را حرمت نهادند! سرعت سقوط آنقدر تند است که انسان جا میماند، آنقدر سریع میتازند که حتا اندیشه هم عقب میماند، گیریم که یاران امام جملگی در دامان صیهونیسم غلتیده اند، گیریم که بیت امام تمامی به مکر سیا و موساد دچار شده اند، ولی این مزار که مزار خود امام است، نیست؟ اینجا مراسم بزرگداشت شخص امام است، نیست؟ و این حرکتی که شما میکنید بی حرمت کردن بنیانگذار ساختاری است که به یمن وجود آن شما خود را اختیار دار جان و مال همه ملت میدانید، اینگونه نیست؟ چه گفتمان و استدلالی عبثی، آن هنگام که مخاطب عقل را در خدمت اطاعت نهاده است.
آنچه که گذشت تنها بخشی از یک مجموعه راهبرد است، راهبردی که تحریف انقلاب را دنبال میکند، واضحاً آنچه که از خمینی در ذهنیت مردم و تک تک برگهای تاریخ ثبت شده مقابل اینهاست، مقابل آن حکومتی است که اینها در حال بنای آنند، پس خمینی دیگری تعریف میکنند و تاریخ دیگری مینگارند و یاران جدیدی برای امام کشف میکنند، حدیث طرح میکنند و قیاس مطرح میکنند و در هر منبری نقل میکنند، طلحه و زبیر سازی میکنند و خود در جایگاه علی حکم تکفیر میدهند، که نمیدانند که علی را شانههای به هم فشرده مردم وادار به پذیرش افسار قدرت کرد، نه شکنجه و کشتارهای خیابانی و شنبههای خونین تهران و شیراز.
سید حسن خمینی امروز سربلند شد، گواه سربلندی بیت امام و همراهی ایشان با مردم در مقابل استبداد، چه سید حسن و چه سید یاسر و چه بقیه، هیاهو امروز این سرشکستگان است، شعارها و جهت گیریهای اینهاست که سالهاست تبدیل به بخشی از قطب نمای جهت یابی ما شده است که البته محتوای شعارهای اینها آینه تمام نمای ذهنیت آمران آنهاست، آمرانی که از طنز ماجرا اینبار در صحنه حاضر بودند و از نزدیک مهندسی خود را نظارت میکردند.
منبع: http://shoorehzar.blogspot.com/2010/06/blog-post.html
جواد ماهزاده ، نویسنده دربند که به چهار سال حبس قطعی محکوم شده است هم اکنون در شرایطی در زندان به سر می برد که با مرخصی وی نیز موافقت نمی شود .
به گزارش کلمه ،این روزنامه نگار و نویسنده سی ساله که در۲۹ مهرماه سال ۸۸ به دلایلی نامعلوم بازداشت شده است هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد .
وی در ابتدای بازداشتش مدتی طولانی را در بندهای وزارت اطلاعات گذراند و با اینکه زمان زیادی از بازداشتش می گذشت وضعیت بلاتکلیفی داشت تا سرانجام در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به چهار سال حبس محکوم شد. دادگاه تجدیدنظر نیز عینا چهار سال حبس این نویسنده را تایید کرد .
این نویسنده دربند که اکنون حکم تایید شده دارد بارها از مسولان زندان درخواست مرخصی کرده که از جمله این درخواست ها مرخصی برای عید نوروز بوده است . ولی هر بار ریاست دادگاه و بازجوهای پرونده با مرخصی وی مخالفت کرده اند .
جواد ماهزاده نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر» یک هفته پیش از بازداشت نیز نوشتاری به مناسبت ۶۶ سالگی محمد خاتمی منتشر کرد .
خانواده وی از مسولان تقاضا دارند که با مرخصی یا آزادی این نویسنده که ماههاست در زندان به سر می برد موافقت کنند
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در محکومیت هتاکی به سیدحسن خمینی بیانیهای صادر کرد.
به گزارش امروز، متن این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
چهاردهم خرداد ماه امسال، خاطره فقدان رهبر آزاده و عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(س) که هر سال ملت قدرشناس و سرافراز ایران را به اندوهی جانکاه فرو می برد تکرار شد و پس از بیست و یک سال از غروب جانگداز آن آفتاب تابناک، داغ رحلت جانسوز او تازه گشت. عده ای هتاک در سالروز رحلت امام امت آن هم در کنار حرم شریف حضرتش حرمت او و سلاله پاکش را شکستند و با فحاشی و پرده دری از سخنرانی یادگار گرامی اش حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی جلوگیری کردند. بر مردم آگاه پوشیده نیست که این هتاکان بی شرم توسط چه کسانی هدایت شده بودند تا شعارهای باب میل اقتدارگرایان را سر دهند.
ملت شریف ایران
کارنامة سیاه این جریان مرموز در اهانت به امام و میراث او بر شما پوشیده نیست. این جریان خطرناک با هتک حیثیت خانواده حضرت امام (س) در سایت های هتاک خود در سال های گذشته که به فوت شهادت گونه و از سر غیرت مرحوم آیت الله توسلی منجر گردید از پرده نشینی در آمده و با حمله به حسینیۀ جماران و پایگاه معنوی حضرت امام خمینی(ره)، آن هم در شب عاشورای ۸۸ و شکستن شیشه ها و پنجره ها و تخریب دیوارهای این پایگاه معنوی انقلاب پیش رفت و سر انجام به هتک حرمت حرم مطهر امام در برابر دیدگان اشک آلود ملت شریف ایران و دوستداران خارجی امام امت انجامید. خطر این جریان مرموز وقتی بیشتر آشکار می شود که این حرمت شکنی ها را در کنار خانه نشین کردن صحابه حضرت امام و یاران راستین او در سال های غربت و مبارزه و بالاخره تحریف مواضع امام و ارائه چهره ای به غایت مشوّه و تحریف شده از ایشان تحت عنوان ارائه شاخص به جامعه، توسط بلندگوهای این جریان قرار دهیم. بی تردید این جریان غاصب به چیزی جز تحریف کامل و انحراف بزرگ در میراث امام خمینی(س) رضایت نخواهد داد، چه هنوز بیست و یک سال از رحلت امام انقلاب نگذشته است که اینگونه انظار حیرت زده جهانیان شاهد به غارت رفتن آمال و اندیشه های آن حضرت و پایمال شدن دستاوردهای بخون دل جمع شدۀ اویند تا جایی که حتی حرمت بیت او و بازماندگان او را نیز در منظر و مرئی خاص و عام می شکنند و صدایی از آنان که باید بر نمی خیزد!
مردم مسلمان ایران
اگر چه بر اصحاب دانش و فضل پوشیده نیست که شبیه سازی های بلا وجه تاریخی به ویژه قیاس وضعیت و رویدادهای امروز ما با صدر اسلام هرگز نمی تواند مبنای علمی و تحلیلی درست داشته باشد اما اگر قرار بر اینگونه شبیه سازی ها باشد آیا نباید گفت که آنچه بر سر امام مظلوم انقلاب ما و میراث او می رود همان است که بر سر رسول الله(ص) و خاندان پاکش رفت، تا جایی که نوادة گرامی او را در کربلا سر بریدند به جرم آنکه بر دین جدش خروج کرده بود؟! و او در عاشورا فریاد می زد:
«ویلکم ما علیکم ان تنصـوتوا الى فتسمعوا قولى … کلکم عاص لامرى غیر مستمع لقـولـى. قـد انخزلت عطیـاتکـم مـن الحـرام و ملئت بطـونکـم مـن الحـرام فطبع الله على قلوبکم – واى بر شما چرا ساکت نمى شـوید، تا گفتارم را بشنوید؟ … شما همگى نافرمانى ام مى کنید و به سخنـم گوش نمى دهید. آرى به سبب هدایاى حرامى که به شما رسیده و غذاهاى حرامـى که شکم هایتان از آنها انباشته شده، خـداوند این چنیـن بر دلهاى شما مهر زده است»
و دیروز هم این نوادة گرامی حضرت امام بود که خطاب به این جماعت فریاد می زد که خداوند به شما اجر دهد، سخنان مرا بشنوید، اما پاسخی جز فحاشی و پرده دری بیشتر دریافت نمی کرد. آری کسانی که شکم هایشان از سهام شرکت های دولتی انباشته شده ، باید نیز برای حرمت شکنی امام و جلوگیری از رسیدن صدای فرزندش به گوش ملت، پیاده نظام خود را به میدان بفرستند و از ارتکاب هیچ اهانتی فروگذار ننمایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن عرض تسلیت این فاجعۀ مؤلمه و این پرده دری و هتک حرمت ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی به آستان مقدس ولیعصر عج الله تعالی فرجه الشریف و بیوت شریف مرجعیت و روحانیت، به ویژه بیت شریف حضرت امام خمینی(س)، از قوه قضاییه مصرانه می خواهد با مسببان این اهانت آشکار به حریم امام امت و بخصوص با برنامه ریزان و طراحان آن با فوریت و قاطعیت برخورد کرده و نتیجه را به اطلاع امت سوگوار ایران برساند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۱۷/۳/۱۳۸۹
عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران در ادامه ملاقات هفتگی خود با خانوادههای زندانیان، امروز (دوشنبه) با جمع دیگری از آنها دیدار كرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی تهران، در این دیدار خانوادهها درخواستهای خود را با دادستان در میان گذاشتند و وی در هر مورد دستور بررسی و رسیدگی صادر كرد.
دادستان، همچنین دیروز (یكشنبه) با حضور در زندان اوین با تعدادی از زندانیان از جمله محسن آرمین، محمدرضا رجبی، محمد طاهری قزوینی و مجید دری ملاقات كرد.
در این دیدارها، زندانیان یاد شده مسایل و خواسته های خود را به طور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.
همچنین با موافقت دادستان تهران ، مرخصی فیض الله عرب سرخی تمدید شد.
بهزاد باقری، فعال دانشجویی، روز شنبه ۸ خردادماه، در شاهینشهر اصفهان بازداشت شده است.
باقری دانشجوی دانشگاه تهران و سردبیر نشریات دانشجویی «خاک» و «طلوع» بوده و پیش از این در سال ۸۶ بازداشت شده بود.
همچنین نگین سیاحی، دانشجوی ترم ۲ دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری از دانشگاه اخراج شد.
نگین سیاحی از دانشجویان رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بود.
پیش از این نیز دو تن از دانشجویان ساری در ترم ۸ از این دانشگاه اخراج شده بودند.
سونا قلینژاد دانشجوی ترم ۲ رشته گیاه پزشکی و نعیم کمالی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ساری در بهمن ماه سال گذشته از این دانشگاه اخراج شدند.
شکور اکبرنژاد در گفتگو با خبرنگار آفتاب در خصوص اعلام نرخ تورم از سوی بانک مرکزی اظهارداشت: رقم ۹/۹ نرخ تورم آن چیزی نیست که مردم لمس می کنند.
وی افزود: در جامعه ای زندگی می کنیم که میلیون ها نفر در آن زندگی می کنند و گوشت را با قیمت بالای ۱۵ هزار تومان خریداری می کنند با این اوصاف چگونه نرخ تورم نسبت به سال گذشته کاهش داشته که مردم متوجه آن نمی شوند و فقط مسئولان از آن خبر دارند.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تصریح کرد: بانک مرکزی با روشهایی به این ارقام می رسد که مبنای آن برای ما که نمایندگان مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی هستیم روشن نیست چه برسد برای مردم که اجناس روزمره خود را هر روز گران تر از روز گذشته خریداری می کنند.
نماینده تبریز یادآور شد: ئمجلس نمی تواند در قبال این آمار و ارقام سکوت کند و باید نظارت خود را قوی تر کند اینکه این اعداد و ارقام در آستانه هدفمند کردن یارانه ها که خود موجب افزایش تورم در جامعه می شود، مطرح می گردد بی حکمت نیست و لازم است رئیس بانک مرکزی در این خصوص پاسخگوی کمیسیون اقتصادی و مردم باشد که چگونه به این ارقام می رسند که برای ما هم که نماینده ملت هستیم قابل لمس نیست.
اکبرنژاد خاطرنشان کرد: معتقدم این اعداد و ارقام درست نیست زیرا مبنای محاسبه آن درست نیست علت هم این است که با واقعیت جامعه نمی خواند .
وی تاکید کرد: شاید بیان این آمار حاکی از نگرانی دولت در اجرای هدفمند کردن یارانه ها باشد که در آن صورت ما تورم دو برابری را شاهد خواهیم بود بنابراین بانک مرکزی این آمار را اعلام می کند که در صورت اجرای هدفمند کردن یارانه ها با افزایش چند درصد دیگر به این ۹ درصد نشان دهد ما تورم غیر قابل انتظاری نداریم.
دادستان عمومی و انقلاب تهران در ادامه ملاقات هفتگی خود با خانوادههای زندانیان، امروز ـدوشنبهـ با جمع دیگری از آنها دیدار کرد.
عباس جعفری دولتآبادی، در این دیدار خانوادهها درخواستهای خود را با دادستان در میان گذاشتند و وی در هر مورد دستور بررسی و رسیدگی صادر کرد.
دولتآبادی همچنین یکشنبه با حضور در زندان اوین با تعدادی از زندانیان از جمله محسن آرمین، محمدرضا رجبی، محمد طاهریقزوینی و مجید دری ملاقات کرد.
در این دیدارها، زندانیان یاد شده مسایل و خواستههای خود را بهطور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.
همچنین با موافقت دادستان تهران، مرخصی فیضالله عربسرخی تمدید شد
با گذشت سه روز از اخلال در مراسم سخنرانی حسن خمینی، برخی محافظه کاران میانه رو، رفتار آیت الله خامنه ای با نوه رهبر فقید انقلاب را پس از نیمه کاره ماندن این سخنرانی، "تفقدآمیز" و نشان دهنده نارضایتی از تندروی دانسته اند.
اشاره این ناظران به زمانی است که رهبر جمهوری اسلامی ایران، بعد از نیمه کاره ماندن سخنرانی نواده آیت الله خمینی و قبل از شروع سخنرانی خود، سر او را از موضع یک مقام بزرگ تر بوسید.
این نظر، در مقابل دیدگاه ناظرانی قرار دارد که می پرسند آیا بی احترامی کم سابقه شعاردهندگان حامی دولت به نماینده خاندان آیت الله خمینی، می توانست بدون رضایت آیت الله خامنه ای صورت بگیرد؟
از نگاه گروه دوم، برخی شعارهای معترضان، از قبیل "نواده روح الله، سید حسن نصرالله"، از نوعی نبودند که به صورت فی البداهه و خودجوش و بدون برنامه ریزی قبلی بیان شده باشد، این "برنامه ریزی قبلی"، نمی توانست مستقل از محاسبه واکنش آیت الله خامنه ای باشد.
به طور کلی، مسئولان سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران، برای مراسمی که در حضور شخص اول حکومت ایران برگزار می شوند، اهمیت ویژه ای قائلند و در مورد آنها کوچکترین ریسکی را نمی پذیرند.
به عبارت دیگر، هرگز قرار نبوده و نیست که در حضور رهبر جمهوری اسلامی ایران، حادثه پیش بینی نشده ای دوربین های رسانه ها را متوجه خود کند، یا نیروهای وفادار به رهبری، عمل خودسرانه ای را انجام دهند که بر خلاف تمایل رهبر باشد.
سخنرانی آیت الله خامنه ای، یک نشانه مهم تر در مورد موضع وی راجع به شعار علیه نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود. رهبر ایران، بلافاصله بعد از نیمه کاره ماندن سخنان سید حسن خمینی، که با "هلهله" پیروزی شعار دهندگان در وسط مراسم سالمرگ آیت الله خمینی بدرقه شد، در میان استقبال شدید همان شعار دهندگان به جایگاه سخنرانی رفت. او کلمه ای بر زبان نراند که معنای آن، گله ای مختصر از رفتار معترضان باشد.
این در حالی است که روش آیت الله خامنه ای، معمولا خودداری از واکنش در مقابل آنچه خطا می داند نبوده، و طبیعتا فرض خویشتنداری او در مقابل "خطاهایی" که در مقابل چشمان او صورت بگیرند، دور از ذهن است.
رهبر ایران، در گذشته حتی در مورد موضوعاتی در حد نمایش صحنه ای از تصویر پاره شده آیت الله خمینی در تلویزیون هم، خود را ملزم به واکنش شدید دانسته است. وی به علاوه در بسیاری از موارد، گذشته از موضع گیری شخصی در مورد وقایع، میزان موضع گیری مجاز برای دیگران را هم تعیین کرده است. به عنوان نمونه، هنگامی که سخنان اسفندیار رحیم مشائی معاون وقت رئیس جمهور در مورد "دوستی با مردم اسرائیل" باعث اعتراض اکثر اعضای دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی و نیز مراجع تقلید شد، شخص اول حکومت در کنار نادرست دانستن آن سخنان، از منتقدان خواست که اعتراضات خود نسبت به آقای مشائی را متوقف کنند.
در آن زمان، حتی وقتی که آیت الله خامنه ای در بخش اول سخنرانی خود در حال انتقاد از سخنان رحیم مشائی بود، هرگز سخنانش با شعار علیه معاون رئیس جمهور همراه نشد. گویی مستمعان، اگرچه هنوز بخش دوم سخنرانی رهبر را در مورد پایان اعتراض به آقای مشائی نشنیده بودند، اما اطمینان نداشتند که آیا مجاز به شعار دادن علیه "دوست مردم اسرائیل" هستند یا خیر.
اگر با توجه به شواهدی از این قبیل، این فرض پذیرفته شود که ماجرای روز ۱۴ خرداد با رضایت رهبری صورت گرفته، آن گاه این سوال مطرح می شود که دلیل موافقت او با چنین اقدامی در حق سخنگوی خانواده آیت الله خمینی چه می توانسته باشد.
واقعیت آن است که وی پس از انتخابات، زیر سوال بردن مشروعیت رئیس جمهوری را غدغن کرده و از "خواص" خواسته با معترضان به انتخابات مرزبندی شفاف کنند. او همچنین تاکید کرده "خواصی" که در حوادث بعد از انتخالبات موضع گیری مناسبی نداشته باشند، فارغ از سوابقشان در نظام و انقلاب مطرود طرد می شوند، و یادآور شده که حتی برخی همراهان آیت الله خمینی، به خاطر "خیانت" اعدام شده اند.
اگر مبنای قضاوت، اظهارات آیت الله خامنه ای باشد، که معمولا در داخل نظام جمهوری اسلامی چنین است، حسن خمینی چند بار از خط قرمزهای تعیین شده توسط رهبری رد شده است.
غیبت در مراسم تنفیذ رئیس جمهوری، دعوت از محمد خاتمی برای سخنرانی در منزل آیت الله خمینی، عیادت از مشاور میرحسین موسوی (عیرضا حسینی بهشتی) بعد از آزادی از زندان، و نشستن بر سر یک میز با کاندیداهای اصلاح طلب در مراسم عروسی پسر دبیر کل حزب مشارکت، ... همه و همه اقداماتی فراتر از خط قرمزهای مشخص شده توسط رهبری محسوب می شوند.
هزینه نمادینی که حسن خمینی باید برای نشستن در کنار "سران فتنه" می پرداخت، آن بود که جمعیتی از مدافعان رهبری، جلوی چشم سایر مقام های حکومتی علیه او شعار بدهند و خواستار "مرگ" همان کسانی شوند که وی در کنارشان نشسته است.
اما شاید این، همه ماجرا نباشد. چرا که رفتار نیروهایی که حکومت آنها را "خودجوش" یا "خودسر" می نامد، قاعدتا در حضور شخص اول حکومت و دوربین های رسانه ها، محطاط تر از زمان های دیگر است.
به عبارت دیگر، آنچه در ۱۴ خرداد انجام شد، احتمالا نشان دهنده "کف" هزینه ای است که کسانی چون حسن خمینی باید به خاطر نپذیرفتن محمود احمدی نژاد پرداخت کنند، و نه "سقف" آن.
حدود 1 سال پیش و بعد از آن اتفاقاتی رخ داد که در روند زندگی ، امید به آینده ، سرنوشت و نیز احساسات مردم ایران تاثیر فراوانی گذاشت به طوری که به جرات می توان گفت مردم ایران در طول سالی که گذشت کمتر روزی را داشتند که در غم میهن و هم میهنان و در حسرت آرزو هایی که بر باد رفته می دیدند نباشند. این معلول علاقه ی شدید ایرانیان به ایران و نظام جمهوری اسلامی است که بارها در سالیان پیش نشان داده بودند و در 22 خرداد سال گذشته با تمام وجود و بر پایه قوانین نظام جمهوری که خود 30 سال پیش به آن مهر تایید زده بودند که هر ملتی باید سرنوشتش را خود تعیین کنند به صحنه آمدند تا یکبار دیگر حمایت کنند از نظام و رهبری و تعیین کنند سرنوشت 4 سال آینده ی کشور اسلامیشان را. چرا که خود را در پیامد 4 سال گذشته ی کشور مقصر می دیدند.
22 خرداد 88 مردم ایران با امید به این آرمان ها آن حماسه بزرگ را با حضور خود رقم زدند ؛ اما چه باید گفت که شاعبه ی بزرگ تقلب در انتخابات به وجود آمد و در ادامه سیاه ترین روزها را برای مردم رقم زد و مادران این مرز و بوم را به عزای فرزندانشان نشاند. برخی از دلسوزان نظام حتی قبل از انتخابات ( زمانی که بی اخلاقی های انتخاباتی از صدا و سیما پخش شد) این روز های تلخ را پیش بینی می کردند و بیم آن را داده بودند. نامه سر گشاده آیت الله هاشمی خطاب به رهبری که از ایشان خواسته بودند برای حل مشکلات وارد عمل شوند گواهی است بر این ادعا . ایشان در ادامه نامه آورده بودند: سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل!
اما شاید هیچ کس این روز ها را بدین تلخی و سیاهی پیش بینی نمیکرد ؛ روز های تلخی که ده ها تن از جوانان میهنمان بدست هم میهنانشان به خاک و خون کشیده شدند . نیروهای امنیتی که سلاح بدست داشتند تا در مقابل دشمنان بایستند ، هم میهنان خود را به گلوله بستند. نیروهای خود سر و لباس شخصي با چوب و کابل و باطوم و گازهای اشک آور! به جان کسانی افتادند که فقط آمده بودند بگویند رای من کجاست؟ آنها نه تنها تحمل تجمع سكوت مخالفان خود را نداشتند بلكه فجايعي مانند جنايات انجام يافته در بازداشتگاه كهريزك را به وجود آوردند که البته با تدبیر رهبری درب آن جنایتگاه مخوف بسته شد. در این باب گفتنی بسیار است و لیکن...
پس از انتخابات، دانشگاه نیز از هجمه بنیادگرایان و تندروهای حاکمیت در امان نماند و شاهد حمله به کوی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه های کشور بودیم . این حملات تنها بدین جا ختم نشد و در سالی که گذشت دانشجویان اکثر دانشگاه های کشور نیز با احکام سنگین کمیته های انضباطی محکوم شدند که دانشجویان دانشگاه تبریز ، شهید بهشتی ، امیر کبیر و .. مشتی از این خروارند.
آری دوستان در مملکتی که قرار بود در آن حتی مارکسیست هم در ابراز عقیده خود آزاد باشند ؛ ديگر سخنان نوه امام هم تحمل نكردند . آناني كه براي رئيس دولتشان تكبير مي كشيدند بي شرمانه با شعار هاي مكرر "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضد ولايت فقيه" مانع از سخنراني يادگار امام شدند.
اما آنچه موجب شعف است بیداری بیش از پیش مردم است. مردمی که حقوق خود را شناخته اند و در چارچوب قانون برای بدست آوردن آزادی و حقوق انسانی خود به مبارزه خود ادامه میدهند. بزرگترین اثبات برای این ادعا 25 خرداد سال پیش است که آن جمعیت عظیم در تهران ، تبریز ، مشهد ، اصفهان ، شیراز و ... تظاهرات اعتراضی بر پا کردند و این پیام را به تمام انحصار طلبان رساندند که اگر نظام ما جمهوری است نباید از آنچه مردم میخواهند خارج شوید و اگر اسلامی است نباید از منش اسلامی عدول کنید.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به عنوان تشکلی با منش اصلاحی و دلسوز نظام خطاب به حاکمیت اعلام میدارد؛ قانون گریزی ،تفسیر قانون به نفع خود، خشونت گرایی ، عوام فریبی و ... را دور افکنده و به آرمانهایی که مردم برای آنها انقلاب کرده بودند باز گردند که تاریخ نشان داده که هر کس جز خواست اکثریت عمل کرده یا دیکتاتوری پیشه کرده است مورد قهر و غضب مردم واقع گردیده و محکوم به زوال شده است.
ما فرزندان انقلاب اعلام میداریم از هیچ عملی از سوی دولتمردان که منجر به بی اعتمادی مردم به نظام و در نتیجه ضعف آن شود گذشت نکرده و به آن پاسخ کوبنده خواهیم داد.
انجمن اسلامی به دانشجویان و همه مردم ایران این نوید را میدهد این روز های سیاه زودگذر است و آزادی و ارزش های انسانی با همت و استقامت ما وشما در آینده ای نزدیک قابل حصول است ؛ به شرطی آنکه همگی به قانون تاکید کنیم و از کوچکترین حق قانونی خود چشم نپوشیم.
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
17/3/1389
وزیر ارشاد دولت پیشین محمود احمدی نژاد، هتک حرمت و اهانت لباس شخصی ها به سید حسن خمینی در جریان مراسم سالگرد درگذشت رهبر فقید جمهوری اسلامی را، موجه دانسته و آنرا نتیجۀ "خطای" سید حسن خمینی در همراهی و حمایت از "سران فتنه" ذکر کرد.
به گزارش فارس، محمد حسین صفار هرندی، در برنامه شامگاه یکشنبه (١۶ خرداد) «دیروز، امروز، فردا»، که با یک روز تاخیر از شبکه سوم سیما پخش شد، پیرامون اختلال و قطع سخنرانی سید حسن خمینی در روز ١۴ خرداد توسط لباس شخصی هایی که علیه رهبران جنبش سبز و در حمایت از رهبری و محمود احمدی نژاد شعار می دادند، گفت "همۀ ملت، فرزندان و وابستگان امام را دوست دارند و به احترام ایشان آنها را احترام میكنند اما اگر افرادی از بستگان امام كار خطایی انجام دهند این احترام دیگر صرفا به صورت صوری و ظاهری خواهد بود. "
صفار هرندی در ادامه سخنان خود، با قیاسی مع الفارق و بدون اشاره به حضور حسن خمینی در جبهۀ مطالبات مردمی، خاطرنشان کرد "امام خمینی در یك سخنرانی فرموده بودند حتی اگر از احمد من هم خطایی سر زد باید با او برخورد شود و این مطلب را بارها فرمودند. "
بسیاری از كودتاچیان دنیا خود را انقلابی میدانند
صفار هرندی در برنامۀ شامگاه یکشنبۀ «دیروز، امروز، فردا»، با دستاویز قرار دادنِ حمایت از رهبر فقید جمهوری اسلامی، ابتدا خاطرنشان کرد "یكی از مهمترین كارهای امام این بود كه به مردم زمانه خود یاد دادند كه چگونه میتوان خود را تغییر داد.
وی ادامه داد: بسیاری از كودتاچیانِ دنیا خود را انقلابی میدانند؛ اما در ایران كسی كه روح انقلاب و امام را در سال ۵۷ درك كرده باشد و همپای اتفاقات آن بتواند حركت كند فردی انقلابی شناخته میشود.
در صدر اسلام افرادی به پیامبر ایمان نداشتند اما تسلیم ایشان شدند
وزیر سابق ارشاد با بیان اینکه "در صدر اسلام افرادی به پیامبر ایمان نداشتند، اما تسلیم ایشان شدند"، گفت: "در انقلاب اسلامی هم خیلیها به امام خمینی ایمان نیاورده و چون شاگرد امام بودند با ایشان مخالفت نكرده و مطالبی را كه امام بیان میفرمود را قبول نداشته اما جرات ابراز وجود نداشتند. "
همکار سابق روزنامه کیهان در توضیح سخن خود ادامه داد "انقلابینما منافقی است كه تابلوی انقلابی بودن را سر دست گرفته اما هرگز با روح انقلاب همراهی ندارد و گروهی نیز، از آن سیلیهایی كه امام به آدمهای منحرف و منافق صفت میزد هراس داشته و احساس میكردند اگر دست خود را رو كنند خیلی زود طرد میشوند. عدهای هم انقلاب را پذیرفتند و در دورهای نیز آن را همراهی كردند، اما چون انقلاب در وجودشان مستقر نشد متزلزل شده و همیشه مانند درختهایی هستند كه ریشه در خاك نداشته و با یك تندباد خواهند شكست. "
دولت سازندگی مردم را به تجمل گرایی رهنمون داد
وزیر سابق ارشاد برای بار دوم طی روزهای اخیر، مجددا به هاشمی رفسنجانی حمله کرده و با ادعای اینکه "وی در دهه شصت طی خطبه نماز جمعه مردم را به تجمل گرایی دعوت كرد"، ادعا کرد "خطیب جمعه میگفت چرا از چیزی كه خدا برای شما حلال كرده استفاده نمیكنید؟ بروید و مانور تجمل راه بیندازید. "
صفارهرندی در مقام حمله به دولت سازندگی، مسئله "فرهنگ" را مورد بهانه قرار داده و مدعی شد "از جمله كارهای فرهنگی دولت سازندگی، عملكرد عطا الله مهاجرانی به عنوان معاون پارلمانی و حقوقی رئیس جمهور این بود كه چهرههای فرهنگی فرار كرده از كشور و خیانت كرده به مردم را به كشور بازگرداند. "
وی در همین خصوص ادعا کرد: افرادی فیلمهای توهین آمیزی درباره امام ساخته بودند و در ماجرای سلمان رشدی بر علیه ایشان بیانیه دادند؛ اما مهاجرانی آنها را با عزت و احترام به كشور برمیگرداند و حتی برای استقبال به فرودگاه رفت. "
حلقه كیان كانون اصلی دوم خردادیها
وزیر ارشاد دولت نهم با ادعای اینکه "چپهای دهه شصت در دهه هفتاد تجزیه شده و به چندین شاخه و فرقه تبدیل شدند"، نشریۀ روشنفکری دینی «کیان» و دست اندرکاران آن را مورد حمله قرار داده و گفت: "حلقه كیان كانون اصلی تجمع كسانی بود كه ماجرای دوم خرداد ۷۶ را هدایت میكردند. "
نحوه انتخاب رهبری
وی با اشاره به انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان جانشین آیت الله خمینی، توسط مجلس خبرگان، برخی از اعضایِ وقتِ آن مجلس را مورد حمله قرار داده و بدون ذکر نام گفت "همه افرد حاضر در آن جلسه خاطراتی دارند كه مایل به بیان آن نیستند اما یكی از آنها بیان میكند، موقع دادن رای وقتی خواستم قیام كنم دیدم عبایم كشیده میشود ابتدا فكر كردم به صندلی گیر كرده اما برگشتم دیدم پشت سری من عبایم را گرفته و میگوید بلند نشو، كسی كه به رای خود قانع نشده و میخواهد دیگران را همراه خود كند همان كسی است كه در سال گذشته در جریان اغتشاشات میگوید خیابانها را شلوغ كنید تا از این رهبری باج گرفته و بر سر حكومت چانه زنی كنیم. "
امرش مطاع است
این چهره نزدیک به مقامات امنیتی، در دفاع از لزوم تبعیت محض از ولی فقیه، مدعی شد که آیت الله خمینی، رهبر فقید جمهوری اسلامی، آقای خامنه ای را برای رهبری توصیه کرده بود و ادامه داد "مردی كه توسط قانون و به توصیه امام خمینی به رهبری انتخاب شده، امرش مطاع است و حتی اگر كسی در دل همراه نباشد باید به خاطر منافع عمومی دستورات ایشان را بپذیرد."
گفتنی است برنامه موسوم به «دیروز، امروز، فردا»، قرار بود شنبه شب(١۵ خرداد) با حضور حسین صفارهرندی از شبكه سوم سیما به روی آنتن برود، که ناگهان به دلیل آنچه "نقص فنی" عنوان شد، پخش نگردید و با یک روز تاخیر، درحالی پخش شد که مجری اصولگرای آن (وحید یامینپور)، از اظهارنظر درباره علت عدم پخش این برنامه خودداری كرد. محافل خبری از توقف قریب الوقوع این برنامه خبر داده اند.
مسیح علی نژاد-جرس: پروین فهیمی را بسیاری از ایرانیان به نام «مادر سهراب» می شناسند. مادری که پس از راهپیمایی مسالمت آمیز بیست و پنجم خرداد ماه، فرزندش را گم کرده بود و پس از بیست و پنج روز پرس و جوی هر روزه در برابر زندان ها و کلانتری ها و بیمارستان های تهران عاقبت در سی ام خردادماه ۱۳۸۸، خبر را دریافت کرد: سهراب اعرابی کشته شد.
سهراب اعرابی جوان نوزده ساله ای که به گفته مادرش دست هایش را برای یک اعتراض مسالمت آمیز بالا برده بود اما در برگه پزشکی قانونی او گواهی شده است، علاوه بر تیری که به این جوان شلیک شده بود، بازوی او را نیز شکستند.
پروین فهیمی شاید یکی از نخستین مادران داغداری بود که پس از کشته شدن فرزندش سکوت نکرد و مادران شهدای دیگر را نیز مشوق به شکستن سکوت بود. در سی و یکم تیر ماه سال گذشته، وی تنها چند روز پس از خاکسپاری سهراب اعرابی به همراه جمعی از زنان عضو کمپین یک میلیون امضاء ، علی رغم فضای کاملا امنیتی، به دیدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند و آنجا بود که مادر ندا آقا سلطان نیز چهل روز پس از کشته شدن دختر بیست و هشت ساله اش لب به سخن گشود و این شاید پیوند نخست مادران کشته شدگان انتخابات بود که ناگفته هایشان را به صورت جدی تر در رسانه ها منعکس می ساخت.
در سالی که گذشت، از میان ده ها کشته انتخابات شاید نام ندا و سهراب بیش از سایرین بر زبان ها بود و حتی تمبر یادبود سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان در ژاپن و هلند نیز منتشر شده است.
جرس با پروین اعرابی، در آستانه سالگرد شهادت سهراب اعرابی، گفتگویی پیرامون رنج یک ساله مادران داغدار ،پیگیری ها، بیم ها، امیدها و نگرانی هایش در مورد شهدای گمنام انجام داده است که در پی می آید:
خانم فهیمی، تنها هشت روز دیگر باقی مانده است به سالگرد روزی که گفته می شود سهراب در میدان آزادی تیر خورده است، این روزها در آستانه 22 خرداد به خانواده برخی از کشته شدگان تذکر داده اند که مراسم سالگرد و یادبود برای شهدا برگزار نکنند، برخی ها هم از مصاحبه منع شده اند، شما چه چطور؟
یک بار به خانه من آمده اند و تذکر دادند که نباید در خانه ما هیچ تجمعی صورت بگیرد. اما برگزاری مراسم سالگرد حق یک مادر است و هیچ کسی نمی تواند این حق را از ما بگیرد. من ۲۵ خرداد به بهشت زهرا می روم تا در کنار سهراب باشم. بیست و دوم تیرماه هم سالگرد به خاک سپاری سهراب است و ما باید به بهشت زهرا برویم. سهراب را کشتند و کسی نمی تواند منکر این شهادت شود، جای او هم بهشت زهرا هست پس کسی هم نمی تواند جلوی ما را بگیرد که پیش بچه هایمان نرویم. فقط می توانم ابراز امیدواری کنم که ۲۵ خرداد شاهد انبوه نیروهای امنیتی در بهشت زهرا نباشیم. .
در تمام این یک سال، آیا دولت ایران سراغی از شما گرفت؟
همان روزهای اول از استانداری و هلال احمر آمدند و بعد همه چیز تمام شد، در حالی که من هیچ هراسی از اینکه کسی به خانه ام بیاید نداشتم و می خواستم حرف ها و ناگفته هایم را به هر مسوولی بگویم تا شاید قاتل فرزندم را پیدا کنم. آنها حتی وسایل سهراب را هم به من تحویل ندادند، بالاخره برای یک مادر تمام وسایل فرزندش ارزشمند است، مگر چقدر کار داشت که بگویند حداقل وسایلش را به ما برگردانند که هر وسیله سهراب به اندازه یک دنیا برای من می ارزد؟
مثلا چه وسایلی؟
سهراب وسایل زیادی نداشت، اما همان عینکش، دو انگشتر که یکی عقیق بود، یادگار مادربزرگش و یکی هم یادگار پدرش بود، مدال فرورتیش با یک زنجیر در گردن اش و یک دستبند سبز. این همه چیزهایی بود که می توانست دل یک مادر را آرام کند. ولی همان را هم نتوانستیم پس بگیریم، شاید برای آنها بی ارزش باشد اما برای یک مادر همه چیز است. معلوم است وقتی جواب همین درخواست های ساده را نمی دهند، پرونده کشته شدن را هم پاسخگو نخواهند بود. به ما حتی قول پیگیری هم نداده اند. تازه من دنبال قصاص قاتل هم نبودم، همه خواسته من، معرفی و محاکمه یک قاتل بود تا به عنوان یک مادر به او بگویم، پسر من و باقی جوان هایی که کشته شدند، دشمن شما نبودند، دشمن این مملکت هم نبودند، می خواستم از قاتل فرزندم بپرسم به دستور چه کسی دلش رضا داد که هم وطن اش را بکشد.
و شما همه این حرف ها را بعدها به رسانه ها گفتید، آیا از رسانه ملی ایران و از رسانه های دولتی هم کسی سراغ تان آمد تا حرف های شما را بشنود؟
از صدا و سیما برای یک مصاحبه به خانه ما آمدند، من فقط یک درخواست ساده از آنها کردم، گفتم به شرط آنکه همه گفته های یک مادر را پخش کنند، حاضرم بنشینم و هر آنچه بر من گذشت را برایشان بازگو کنم. چه بهتر که آدم با رسانه های رسمی کشور خودش از ظلمی که به یک شهروند رفته است حرف بزند، اما آنها نخواستند و رفتند، از پرس تی وی آمده بودند و من فقط خواستم مرا سانسور نکنند چون به عنوان یک مادر فقط می خواستم از حق خودم برای پیگیری پرونده کشته شدن سهراب بگویم. به آنها گفتم فایده ندارد که مدام برنامه بسازیم و بگوییم یک عده اغتشاشگر بچه های ما را کشتند، بیایید تا ما برایتان بگوییم چه کسانی بچه های مرا درخیابان و یا در کهریزک کشته اند، من یک انسان هستم، در ایران زندگی می کنم و این حق قانونی من است که با رسانه ملی کشور خودم در مورد آنچه بر پسرم گذشت حرف بزنم و هیچ حرف سیاسی هم ندارم. حاضر نشدند بنشینند پای درد دل های یک مادر تا حداقل برایشان بگوید سهراب چگونه تیر خورد و من چگونه بیست و پنج روز به هوای اینکه بچه ام هنوز زنده است همه جا را گشتم .
پزشکی قانونی هم تیرخوردن سهراب را تایید کرده بود، وقتی برگه پزشکی قانونی را دیدید...
در برگه پزشکی قانونی نوشته بودند، تیر به سمت بازوی سهراب اصابت کرد و از زیر قلب وارد ریه شده. بازوی سهراب را شکستند. نمی دانم چه کسانی و اصلا چطوری. قلبم درد می گیرد وقتی یاد آن روزها می افتم که تمام بدنم بی جان شده بود و هیچ کسی نبود حتی جواب نامه های ما را بدهد که این بچه را کجا بردند و چرا کشتند، برای یک اعتراض؟ سهراب خلافی نکرد ه بود و سزاور مرگ نبود، من حتی برای بچه های کسی که به سمت بچه من شلیک کرده اند هم نمی توانم مرگ بخواهم آنها چطور دلشان آمد دست های خالی پسرم را ببینند و بعد شلیک کنند و بازوی شکسته او را تحویل ما بدهند، به خدا قسم من حتی یک سیلی هم نمی توانم به صورت قاتل پسرم بزنم .
خیلی از جوانان دچار خشم هستند از کسانی که سهراب و دیگران را کشته اند و در طول این یک سال پاسخگو هم نبوده اند؟
می دانم شهدای گمنام دیگری هستند که شاید ما حتی نام آنها را هم نشنیده باشیم. هیچ آمار دقیقی از تعداد کسانی که بعد از انتخابات کشته شدند در دست نیست. بهشت زهرا شده است بهشت جوانان اما من به عنوان یک مادر حتی حس انتقام جویی هم ندارم، از اعدام و قصاص بیزارم چون دردی را دوا نمی کند، دار زدن و انتقام گرفتن از قاتل، برای من، سهراب نمی شود همه دلخوشی و امید من این است که حس هم وطن کشی یک جایی تمام شود نه آنکه خودم همان کاری را بکنم که آنها با بچه های ما کرده اند. همیشه یک اقلیت ناچیز وجود دارند که می توانند آدم ها را بکشند و این اقلیت از عقل محروم هستند، آدم به روی انسانی که عقل ندارد و از روی حماقت آدم می کشد، گلوله نمی کشد.
پس با همین استدلال درست در آستانه سالگرد کشته شدن سهراب، از خون فرزندتان به بهای آزادی زندانیان سیاسی گذشتید؟
بله، چون اولا برای من بخشش شیرین تر از انتقام است. اگر چه می دانم طرف مقابل هم باید فهم این بخشش را داشته باشد و در ثانی فکر می کنم، حالا که سهراب من بر نمی گردد شاید باید کاری برای بچه های دیگرم که در زندان هستند انجام دهم. برای همین گفتم حاضرم از خون فرزندم بگذرم به شرطی که زندانیان سیاسی را آزاد کنند. همه آنها یکی هستند مثل سهراب. من با خون سهراب معامله کردم، یک معامله انسانی واگر زبان انسانیت برایشان آشنا باشد باید جواب دهند وقتی یک مادر از خون جوان از دست رفته اش برای آزادی صدها جوان دیگر می گذرد، چرا آنها مقاومت می کنند؟
فکر نمی کنید کسانی که حتی سید حسن خمینی را به دلیل دیدار با زندانیان سیاسی سرزنش می کنند و می گویند؛ دیدار او با اغتشاشگران آزاد شده جرم است، شما را هم متهم به دفاع از اغتشاشگران در زندان کنند؟
واقعیت این است که اغتشاشگر معنی نمی دهد، مگر می شود یکدفعه بگوییم این همه مردم اغتشاشگر هستند؟ اینها همه فرزندان همین کشور هستند و با اغتشاشگر خواندن آنها مشکل اصلی سرجای خودش باقی می ماند.
شما در شورای شهر تهران گزارشی در مورد وضعیت پرونده کشته شدن سهراب ارائه داده بودید، نتیجه چه شد و آیا از طریق مجلس هم پیگیری بوده اید؟
هیچ کس در مملکت پاسخگو نیست. درد من این است که مجلس هم مثلا باید خانه ملت باشد و نماینده هایش باید داد ما را بزنند ولی هرگز اینطور نبوده، در همان بیست و پنج روز که به هر دری می زدم تا سهراب را پیدا کنم به مجلس هم رفتم، به نماینده های مجلس می گفتم بچه خودتان اگر گم می شد چه می کردید؟ آنقدر جواب مرا ندادند تا بچه من یخ زد، جنازه یخ زده سهراب را تحویل من دادند. ظاهرا ما هیچ جایی در این مملکت نداریم که برویم. ما مردم صبوری هستیم و تحمل ما هم زیاد است. انگار هنوز باور نکرده اند که قدرت را با خودشان نمی توانند ببرند آن دنیا، آدم فقط یک کفن را می تواند با خودش ببرد، پسر جوان من و جوان های دیگر هم با یک کفن رفتند با این تفاوت که بچه های ما با یک کفن خون آلود می روند و دل هایشان پاک است.
موقع خاکسپاری سهراب فیلمی از شما منتشر شد که فریاد می زدید سکوت نخواهید کرد، به خاطر می آورید آن روز را؟
بدترین روز زندگی ام یکی آن روز بود که فهمیدم سهراب کشته شد و دومی زمان خاک سپاری اش بود. من چهار تا بچه دارم، وقتی سهراب را کشتند، برای من انگار یک چهارم قلبم از جا کنده شد و با تابوت سهراب رفت ولی سکوت و بغضم همان روزی شکست که عکس سهراب را در میان عکس های کشته شدگان شناسایی کردیم.
ظاهرا برادر سهراب، عکس را شناسایی کرد و خبر کشته شدن را به شما داده بود، درست است؟
بله بیست تیر به اتفاق پسرم سیامک رفته بودیم آگاهی شاپور چون من پیگیری هایم در زندان ها و بیمارستان و خیابان ها و هیچ جا جواب نداد، پرونده مفقودی برای سهراب تشکیل دادیم، گفتند بیایید عکس کسانی که کشته شده اند را ببینید و شناسایی کنید که آیا سهراب یکی از آنهاست یا نه. دفعه اول که دیدم سهراب میان آنها نبود و من دیگه طاقت نداشتم بار دوم بروم عکس بچه های مردم را که کشته شده اند ببینم، گفتم پسرم می آید اینکار را می کند. سیامک رفت، تا دوساعت نیامد، نگرانش بودم، من مدام توی ساختمان ها دنبالش می گشتم ولی از دور دیدم سیامک پشت یک دیواری قایم شده است. با آنکه دلم آن روز دگرگون بود و یک حسی به من می گفت یک اتفاقی افتاده اما آن لحظه نفهمیدم چرا سیامک پشت دیوار قایم شده، جلو رفتم و گفتم سیامک چی شد، رنگ به صورت سیامک نبود، از یاد آوری صورت ترس خورده و بی رنگ سیامک تمام تنم می لرزد، گفت؛ مادر، سهراب را کشتند، من از آن لحظه به بعد هیچ نفهمیدم.
ببخشید که شما را مجبور به بازگو کردن یک ماجرای دردناک کرده ام ولی آیا خودتان هم موفق به دیدن عکس سهراب و یا پیکرش شدید؟
من نمی توانستم ببینم، طاقت نداشتم. فقط یادم هست همان روز به زور مرا می بردند پشت مانیتور و می گفتند چون شاکی پرونده خود شما هستید باید خودت هم عکس را ببینی و تایید کنی وگرنه با تایید پسر شما نمی توانیم جنازه را تحویل بدهیم. هر چه می گفتم من دل دیدن عکس سهراب را ندارم و می دانم سیامک دروغ نمی گوید اما رضایت ندادند، پاهایم را روی زمین می کشیدند و من نا نداشتم حرکت کنم، من همسرم را سال هشتاد و شش از دست داده بودم و رنج دیده بودم اما پدر سهراب مریض بود. حالا که یک بچه بی پدر را کشته بودند...خدایا بدترین و سخت ترین لحظه زندگی ام بود زمانی که ناگهان صورت مهربان سهراب را در مانیتور اداره آگاهی دیدم، به زمین و زمان فحش دادم. در اولین عکس از گلو به بالا را فقط نشانم دادند، جای تیر خوردن را نشانم ندادند. صورتش حالت خواب سهراب بود. آرام بود... مگر این تصویر از جلوی ذهنم می رود...
آخرین باری که سهراب را دیدید کی بود؟
بیست و پنج خرداد بعد از راهپیمایی مسالمت آمیز از من خداحافظی کرد و به سمت انقلاب رفت. ولی من همان روزهایی که دنبالش می گشتم، همان روزهایی که اخبار مربوط به شکنجه ها را هم می شنیدم، یک بار سهراب را در خواب دیدم. دندان هایش را ریز ریز کرده بودند. این خواب، آرام و قرارم را از من گرفته بود، در همان خواب مدام از سهراب می پرسیدم شکنجه شدی؟ دندان هایت چرا ریز ریز شده؟ در گوشم گفت: اشکالی نداره. ولی من باز سوال می کردم و سهراب خم شد و درگوش دیگرم با یک لحنی که مرا آرام کند، گفت: می گم اشکالی نداره مامان. وقتی عکس سهراب را در مانیتور دیدم فقط می خواستم ببینم دندان های پسرم را خرد خرد کردند، می خواستم ببینم شکنجه اش کردند... نگذاشتند در غسالخانه بروم و بچه ام را ببینم...
خرداد برای سهراب ماه شلوغ و پر هیجانی بود، چون عکس ها و فیلم های زیادی از او در کمپین های انتخاباتی و راهپیمایی های بعد از انتخابات منتشر شده است که شما هم در آن عکس ها با سهراب همراه می شدید، خرداد امسال چه حالی دارید؟
خرداد، برای سهراب انگار ماه اضطراب بود، هم باید برای دانشگاه خودش را آماده می کرد و هم برای آینده کشور .نگرانی داشت، همان عکسی که شال سبز به گردن دارد و من هم با عکس آقای موسوی کنارش نشسته ام خود گویای همه چیز است، سهراب چند روز قبل از کشته شدن اش اصلا غذا نمی خورد، لب به هیچ چیزی نمی زد و مدام می گفت من نگران آینده هستم، یعنی چه اتفاقی می خواهد برای کشور بیافتد.
پس سهراب با آنکه فقط نوزده سال داشت، به مسایل سیاسی هم توجه می کرد؟
سهراب مثل خیلی از جوان های دیگر این مملکت قلبش برای کشورش می زد، بی قرار آینده بود، اهل روزنامه خواندن بود، آرزو داشت خبرنگار شود، دلم می خواهد دفتر خاطراتش را به شما نشان دهم ببینید چقدر دردناک است که پسر من در دفتر خودش اسم چند روزنامه نگار ایرانی را به عنوان خبرنگاران مورد علاقه اش نوشته بود و حالا خوشحالی من به عنوان یک مادر این است که دارم با روزنامه نگارانی که سهراب اسم شان را در دفترش نوشته بود، صحبت می کنم. دلم می خواهد ایران آنقدر آباد و آزاد شود که برای همه فرزندانش جا داشته باشد نه کسی را بکشند و نه کسی را مجبور کنند از خانه خودش بیرون برود، می دانم گریه و زاری کردن از مادر رها نمی شود اما اینها برای من فرزند نمی شود، دلم می خواهد فرزندان دیگرم آزاد باشند
با سپاس از شما که وقت تان را در اختیار جرس قرار دادید.
درپی احضار 70 نفر ار دانشجویان دانشگاه تبریز، شورای انضباطی این دانشگاه در آستانه خرداد ماه برای 9 تن از فعالین دانشجویی در مجموع 15 ترم تعلیق صادر کرده است.
به گزارش دانشجونیوز، در طول یک سال گذشته مسئولین دانشگاه تبریز به منظور جلوگیری از حرکتهای اعتراضی و مدنی و نیز ایجاد فضای امنیتی در دانشگاه تبریز به احضار 70 تن از دانشجویان این دانشگاه مبادرت ورزیده بودند. صدور انواع احکام انضباطی از قبیل انفصال از خوابگاه, محرومیت از تسهیلات, ممنوع الورودی به دانشگاه, توبیخ کتبی با درج در پرونده, تعلیق از تحصیل به مدت 2 ترم از جمله این احکام صادره از جانب کمیته انضباطی بوده است.
هم اینک و در آستانه 22خرداد کمیته انضباطی دانشگاه تبریز حکم قطعی شده 9 تن از داشجویان را به شرح زیر اعلام کرده است:
محمد مینایی دانشجوی رشته ریاضی ورودی 86 حکم ابلاغی: 2 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
محمد رازانی دانشجوی رشته عمران ورودی 87 حکم ابلاغی: 1 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
شهلا ابراهیمی دانشجوی رشته علوم اجتماعی ورودی 85 حکم ابلاغی: 2 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی و پیشنهاد انتقال به دانشگاه دیگر
آستره مولودی دانشجوی رشته علوم تربیتی ورودی 86 حکم ابلاغی: 1 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
سمیرا چلانی دانشجوی رشته تاریخ ورودی 88 حکم ابلاغی: 2 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
احمد الیاسی دانشجوی رشته عمران ورودی 85 حکم ابلاغی: 2ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
احمد نوری دانشجوی رشته ریاضی ورودی 86 حکم ابلاغی: 1 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
شهرام همایونفر دانشجوی رشته شیمی ورودی 85 حکم ابلاغی: 2 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
مریم زارعی دانشجوی رشته علوم تربیتی ورودی 84 حکم ابلاغی: 2 ترم تعلیق و محرومیت از تسهیلات دانشگاهی
لازم بذکر است در آستانه 22 خرداد فعالین دانشجویی و سیاسی دانشگاه تبریز از سوی مسئولین دانشگاه به دفاتر حراست احضار شده و مورد تهدید قرار می گیرند. این درحالی است که نزدیک به 2 سال از لغو مجوز و تعطیلی انجمن اسلامی دانشگاه تبریز به عنوان قدیمی ترین و تنها نهاد مستقل و منتقد دانشگاه تبریز توسط مسئولین دانشگاه می گذرد.
در آستانه 22 خرداد سپاه پاسداران کرمانشاه اقدام به احضار دانشجویان و فعالین پیشین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی کرده است.
به گزارش دانشجونیوز، تنها چند روز مانده به سالگرد انتخابات ریاست جمهوری، سپاه پاسداران شهر کرمانشاه فعالین پیشین ستاد انتخاباتی مهندس موسوی و مهدی کروبی را به دفاتر بسیج احضار کرده و با اعمال فشار بر قوه قضائیه تا کنون حکم جلب چندین از فعالین مدنی شهر کرمانشاه را صادر کرده است.
افراد احضار شده در دفاتر پی گیری تهدید به بازداشت شده و بازجویان ضمن نشان دادن حکم قضائی جلب به احضار شدگان، از آنان می خواهند تا برگه ندامتنامه و برائت از موسوی را امضا کنند. در بخشی از این برائت نامه ها چنین آمده است:" پیش از انتخابات فعالیت سیاسی و حمایت ما از میرحسین موسوی به منظور حمایت از انقلاب و ایجاد روحیه و نشاط در مردم بوده است. برای آنکه آنها با شرکت خود در انتخابات از نطام حمایت کنند". همچنین در بخشی دیگری از این ندامتنامه عنوان شده است:" اما هم اکنون از سران فتنه اعلام برائت می کنیم و از آنها می خواهیم تا دیر نشده است به آغوش ولایت و ملت بازگردند".
پیش از این و در زمستان سال گذشته سپاه پاسداران دست به چنین اقدامی زده بود و فعالین سیاسی را بارها به جهت اخذ ندامتنامه به دفاتر پی گیری احضار کرده و تحت فشار قرار داده بود. این اعمال خودسرانه عکس العمل و واکنش برخی مقامات رسمی استان را درپی داشت تا آنجا که وزرات اطلاعات به منظور پایان دادن به این اقدامات، راسا وارد عمل شده و ده نفر از دانشجویان و فعالین مدنی را بازداشت کرد. این دانشجویان پس از گذشت 3 هفته با قرار وقیقه از زندان آزاد شدند.
گفتنی است در پی این اقدامات فراقانونی سپاه پاسداران، فعالین دانشجویی و مدنی این شهر اقدام به مقابله به مثل کرده بودند و با توزیع شبنامه، نوشتن نامه به امام جمعه کرمانشاه، نمایندگان مجلس و وزیر علوم شرایط اسف بار امنیتی و اقدامات فراقانونی برخی نهادهای شبه امنیتی را بازگو کرده بودند.
درهفته های اخیر فشارها به منطور مرعوب ساختن معترضین مجددا افزایش یافته است. تا آنجا که ده ها تن از دانشجویان به کمیته انظباطی احضار شده و بسیاری دیگر به دفاتر پی گیری احضار شده اند. حکم جلب تعدادی نیز صادر شده است که تاکنون خبر بازداشت کامران آسا و بردران مسیبیان مخابره شده است.
ندای سبز آزادی: سال گذشته در چنین روزهایی زنجیره انسانی سبز به وسعت تمام ایران و در شهرهای مختلف تشکیل شد تا شور و شوق ایرانیان سبز را برای ایجاد تغییر نشان دهد.
این زنجیره انسانی نه تنها در پایتخت بلکه در سرتاسر ایران نشان از عزم راسخ ملتی برای تغییر بود، ملتی که از تهران تا هرمزگان و از لرستان تا کردستان با زنجیره انسانی خود ندای تحول و تغییر سر دادند هرچند در موج تبلیغات آن روزها زنجیره انسانی تهران مورد توجه بیشتری قرار گرفت.
اما پس از برگزاری انتخابات و کودتای انتخاباتی این امید به تغییر و این ندای تحول تبدیل به جنبشی شد که بیش از وسعت زنجیره سبزانسانی آن روزها در خاک ایران ریشه دواند . در آستانه سالگرد این زنجیره ملی و تاریخ ساز با همان ندای تحول خواهی می شود تمامی خیابانهایی را ، که آن روزها با حضور ما سبز شدند ، باز هم به یاد آورد و بار دیگر با سبز کردن آنها یاد آوری کرد که جنبش سبز نه تنها زنده است بلکه هر روز پویا تر از گذشته به راه خود ادامه می دهد.
ندای سبز آزادی با طرح این پیشنهاد مبنی بر شعار نویسی در تمامی خیابانهایی که یک سال پیش با حضور ما سبز شدند ، بار دیگر ندای همبستگی ملی سبز ها را به گوش کودتاچیانی می رساند که هنوز گمان می کنند ، حکومت با ظلم می ماند.
در زیر لیست تمامی خیابانهایی که در هجدهم خرداد ماه سال گذشته سبز شدند را تهیه کرده ایم تا کوشندگان راه سبز امید بار دیگر با حضوری سبز تر از گذشته تمامی دیوارهای شهر را سبز کنند، تمامی خیابانهایی که یک سال پیش میزبان حضور سبز ما بودند لایق آنند که نامی سبز داشته باشند و نام این خیابانها را به نام شهدای سبز راه سبز امید تغییر خواهیم داد تا در همیشه تاریخ این همبستگی ملی در یاد ها ثبت شود.
ندای سبز آزادی از همه سبزهای غیور سراسر کشور دعوت می کند با تغییر نام این خیابانها و نوشتن نام جدید آنان تصاویر و عکس هایشان را برای ندای سبز به آدرس ایمیل irangreenvoice@gmail.com ارسال نمایند.




یک روز پس از آنکه علی لاریجانی رئیس مجلس اظهاراتی از محمود احمدی نژاد در دیدار بااعضاء کمیسیون اصل 90 مجلس مطرح و دولت را تهدید به مطرح کردن برخی از تخلفات قانونی کرد و با تکذیب آن از سوی رسانه های وابسته به دولت کودتا مواجه شد، اینبار احمدی نژاد با ارسال نامه ای به شورای نگهبان از نقض قانون توسط مجلس خبر داد و سه لایحه تصویب شده در مجلس را مغایر با قانون اساسی دانست.
گفتنی است احمدی نژاد در این نامه به جزئیات مواردی از سه قانون مجلس اشاره کرده است که نتیجه یکی از آنها به ادعا رئیس کودتا به نفع زمین خواران و دیگری دخالت مستقیم مجلس در امر اجرائی کشور است.
شایان ذکر است احمدی نژاد در دیدار هفته گذشته خود با اعضای کمیسیون اصل نود از مجلس گلایه کرده و با انتقاد از دخالت مجمع تشخیص مصلحت فعالیت این دو نهاد را فراتر از قانون و شرع دانسته و خطاب به آنها گفته بود «مجلس تاكنون بيش از 130 قانون تصويب كرده كه مغاير با شرع و قانون اساسي است، اين راه ناصواب و نامناسبي است كه مجلس بگويد ما قانون خلاف شرع و خلاف قانون اساسي تصويب ميكنيم و مجمع تشخيص مصلحت نظام تكليف آن روشن ميكند؛ مگر مجمع تشخيص مصلحت نظام، مافوق شرع و قانون اساسي است؟ و چرا يك مركز بالا دستي ديگري فراتر از قانون اساسي و شرع مقدس در كشور تصميم گيرنده نيست؟ فلسفه وجودي مجمع براي تنگناها و موارد خاص قانونگذاري بود كه هماكنون تبديل به روش جاري شده است».
به نظر می رسد حساسیت محمود در خصوص زمین خواری و مشکلات او با مجلس بی ربط به فساد های مالی نزدیکان وی نباشد، احمدی نژاد بیشتر در سفر استانی خود از مجلس انتقاد و لایحه تصویبی مجلس را به نفع زمین خواران دانسته بود، اختلافات این روزهای مجلس و دولت کودتایی بی شک در ارتباط مستقیم با فساد های مالی رحیمی و محمدجواد لاریجانی هست و این دونهاد که موظف به پاسداری از قانون اساسی هستند سعی دارند با تهدید یکدیگر بر عملکردهای غیر قانونی خود سر پوش گذاشته و از افشای فساد مالی نزدیکان خود جلوگیری کنند.
سایت کودتاچی جوان وقتی از شایعه سازی بر علیه سران جنبش سبز ناامید می شود و با هر شایعه در خصوص مهدی کروبی و میرحسین موسوی مقاومت بیش از پیش آنها را می بیند چاره ای نمی بیند جز تخریب این افراد، کاری که در تمامی این یک سال تمام انرژی کودتاچیان را گرفته است و از ناچاری دست به گریبان ساختن جوک های خبری شده اند که خواننده تنها با دیدن آنها بر سرمایه ای که هزینه این رسانه ها میشود دل می سوزاند.
جوان کودتاچی در گزارشی از دعوای خانوادگی یکی از سران جنبش سبز خبر داد و مدعی شد در این درگیری برخورد فیزیکی هم میان یکی از رهبران جنبش سبز و همسر وی صورت گرفته است، این خبرگزاری تنها با ذکر کلمه "شنیده شده" برای خودش منبعی ساخته و برای تخریب سران جنبش کودکانه دست و پا زده است.
قابل توجه است رسانه ای از عصبانیت یکی از رهبران می نویسد و از حمله او به همسرش می نویسد و آن را زشت توصیف می کند که هنوز یادمان نرفته برای تصویب لایحه چند همسری چه قدر تلاش می کرد.
وبسایت کودتاچی جوان مدعی شد که شخص مورد اشاره به خاطر برخورد مردم با یادگار امام عصبانی است ، خواندنی ترنظر کارشناسان این وبسایت است که اینگونه بیان می شود:«کارشناسان معتقدند ، عمده عصبانیت سران فتنه به واسطه سردر گمی ، بلاتکلیفی ، درگیری ها و اختلافات داخلی ، خالی بودن دست و رو شدن بلوف ها و خونسردی و متانت ومدیریتی است که نظام نسبت به آنها اعمال می نماید».
به وضوح میتوان در گزارش های دروغین کودتاچیان ترس از خرداد ماه و حضور مردم را لمس کرد ، ترسی که آنها را به سمت ساختن مضحک ترین خبرها سوق داده است.
سید شاهین نوربخش- جریده کیهان در شماره امروز خود، پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران را جزیی از آنچه که "شبکه فتنه" می خواند نامیده و با بی نزاکتی ای که در ادبیات نماینده ولی فقیه در این جریده ی دریده مرسوم است، به فحاشی علیه بزرگان انقلاب و منسوبان امام پرداخت.
فحاشی های کیهان البته در قیاس با موج بداخلاقی ها و شاخ و شانه کشیدن های اقلیت حاکم در چند سال اخیر حاوی نکته غریبی نیست، طرفه آنکه یک روز قبل از آن شعبان بی مخ های تازه بالغ، حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی را به صحنه هتاکی های خود تبدیل کردند و خم به ابروی مدعیان اصولگرایی نیز نیامد.
اما برچسب زنی های ناتمام کیهان که اندک اندک دامن همه را گرفته است و از خودی ها جز مشتی افراد عصبی و نامتعادل، کسی را باقی نگذاشته است، نشانه گسترش بیماری خطرناکی در حاکمیت جمهوری اسلامی است که از سال ها پیش آن را مبتلا ساخته بود و اینک به مراحل حاد و بحرانی خود رسیده است.
چند سال پیش هنگامی که نمایندگان مردم در مجلس پرافتخار ششم، نظارت استصوابی شورای نگهبان را – با توجه به پیش بینی این روزگار - به چالش می کشیدند، حبیب الله عسگراولادی مسلمان دبیرکل وقت حزب موتلفه در مقام پاسخگویی برآمد و در مطلبی شبه طنز گفت: "من از نمایندگان سوال می کنم، در صورتی که برای دختر شما خواستگاری بیاید، شما درباره او تحقیق و پرس و جو نمی کنید تا صلاحیت او را ارزیابی کنید؟ چطور انتظار دارید که نظام بدون تحقیق و کسب اطلاع از صلاحیت افراد، اجازه ورود آنان به ارکان حکومت را بدهد" !
سخنان طنزگونه اما تاسف آور عسگراولادی به روشنی نشان می داد که حضرات اصولگرا – اعم از سنتی و با سابقه و بی سابقه و تازه به دوران رسیده و غیره – بدون تعارف ارکان حکومتی که روزگاری قرار بود جمهوری باشد را مانند دختر دم بخت خود می دانند که قرار است در هر انتخاباتی آن را به عقد شخص دیگری درآورند که صلاحیتش احراز شده باشد و لاجرم ناچار به تحقیقات کافی و نظارت از نوع استصوابی اند. لذا سخن گفتن از حقوق ملت و یادآوری قول و قرارهای اول انقلاب محلی از اعراب نیافت و تلاشگران عرصه احقاق حق، "دشمن" و روزنامه هایشان هم "پایگاه دشمن" خوانده شد.
امروز ماجرا همان ماجرا و مرض همان مرض است با این تفاوت که سرتاسر این پیکر بیمار و ذهن خراب را فراگرفته و تا آنجا پیش رفته است که هرکه در این انقلاب نقشی و جایگاهی داشت "فتنه گر" و "برانداز" و "ضد انقلاب" نام گرفته و صلاحیت خود را از دست داده است و خلاصه علی مانده و حوضش!
ندای سبز آزادی: دندانپزشکان شرکت کننده در کنگره سالانه انجمن دندانپزشکان ایران با امضای نامه ای خواستار آزادی دکتر علی تاجرنیا شده اند.
دکتر تاجرنیا در دورۀ پیشین شورایعالی نظام پزشکی نماینده دندانپزشکان در شورای عالی نظام پزشکی بود . وی در دوره اخیر نیز نامزد انتخابات نظام پزشکی بود که بدلایل سیاسی و بطور غیر قانونی رد صلاحیت شد و از رقابت در انتخابات باز ماند.
وی در کمیته صیانت از آراء ستاد مهندس میر حسین موسوی فعالیت داشت و به همین دلیل پس از انتخابات بازداشت و نهایتا در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعزیری محکوم گردید و در حال حاضر در زندان اوین، دوران محکومیتش را سپری می کند. وی عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بوده و در عین حال از اعضاء شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی می باشد.
وی سابقا عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نماینده مردم مشهد در دوره ششم مجلس شورای اسلامی بوده و از جانب آن مجلس مسئولیت هیات نظارت بر انتخابات دوره دوم شوراها را برعهده داشته است.
متن این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضائیه
سلام علیکم
احتراما همانگونه که مستحضرید آقای دکتر علی تاجر نیا، جانباز انقلاب و یکی از صدیق ترین همکاران انجمن دندانپزشکی ایران است. او همواره بی هیچ غرض و جبهه گیری به ارتقاء دانش دندانپزشکی و ارائه خدمات بهتر به مردم می اندیشد. ایشان هم اینک در زندان است و آزادی او برای پیشبرد انجمن و جلوگیری از ایجاد فضای ملتهب در جامعه علمی کشور بشدت ضروری است. بر این اساس از جنابعالی در خواست می کنیم موجبات آزادی ایشان را فراهم آورید.
با سپاس بسیار
ردیف نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
1 دکتر امیرحسین پاکروان 33 دکتر اسماعیل شاه حسینی
2 دکتر مسعود گل¬شاه 34 دکتر آگاهی
3 دکتر رایان عارف 35 دکتر جلال یعقوبی
4 دکتر محمد اعتصامی 36 دکتر نغمه شیروانی
5 دکتر آرش خاموشی 37 دکتر ناصر بیدحضری
6 دکتر سیامک شایان امین 38 دکتر ریحانه داجمر
7 دکتر عباس شاه بداغی 39 دکتر متولیان
8 دکتر عباس نگهدار 40 دکتر هدایت الله خامیان
9 دکتر سعید انصاری 41 دکتر نسرین امیدیان
10 دکتر سیمین عشرت آبادی 42 دکتر هادی اشرفی وند
11 دکتر محمد امینی 43 دکتر علیرضا جاویدی
12 دکتر احسان اثنی عشری 44 دکتر امین نوروزی
13 دکتر فرشاد وثوقی 45 دکتر رضا قره جر
14 دکتر محمد متقی 46 دکتر حمیدرضا قاسمی نژاد
15 دکتر علی حاتمیان 47 دکتر مصطفی عرب پور
16 دکتر شایان اوحدی 48 دکتر سیدحسین طاهری
17 دکتر حاجتی 49 دکتر رضا خردمند
18 دکتر سعید امین تاش 50 دکتر مرتضوی
19 دکتر رضا افضلی¬نسب 51 دکتر سلطانی
20 دکتر ابراهیم مقدسی 52 دکتر عبداللهیان
21 دکتر عباسیان 53 دکتر خدابخشی
22 دکتر محمدرضا روح¬اللهی 54 دکتر پیمان سلیمی
23 دکتر فاطمه نامور 55 دکتر مونا اسماعیل زاده
24 دکتر محمدرضا دلیلی 56 دکتر علیرضا نجفی انارکی
25 دکتر ابوالقاسم محسنی 57 دکتر محمدرضا غلامی
26 دکتر برهان حبیب¬اللهی 58 دکتر حسین عمانی سامی
27 دکتر دکتر ساغی قیاسی 59 دکتر هوشمند
28 دکتر روشن 60 دکتر احمدی
29 دکتر خداوردی 61 دکتر آرامیان
30 دکتر رضا عمید 62 دکتر فرامرز قاسمی
31 دکترعباسعلی کیخسروی 63 دکتر رحیم فرهمند
32 دکتر عباس دستورانی 64 دکتر فرنوش فتحی
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
65
دکتر سپیده عرب 97 دکتر حسام الدین نظری
66 دکتر کاظم آشفته یزدی 98 دکتر فیروزمست
67 دکتر فرشته بقایی نائینی 99 دکتر محمدحسن خیرجو
68 دکتر محمدصادق احمدآخوندی 100 دکتر فقیهی
69 دکتر امیررضا رکن 101 دکتر علی ناظری
70 دکتر حسن نوروزی 102 دکتر هاینه اسماعیل زاده
71 دکتر محمدسعید شیخ رضایی 103 دکتر میترا شرقی
72 دکتر محمدرضا شریفیان 104 دکتر پیر صحرا
73 دکتر جواد چلیپا 105 دکتر فرشید ناطقی
74 دکتر محمدهاشم حسینی 106 دکتر بهزاد عزیزی
75 دکتر فرزاد پیروزمند 107 دکتر مهرداد بابامحیا
76 دکتر مژگان پاک نژاد 108 دکتر جمشید صفری
77 دکتر حمید کرمانشاه 109 دکتر مهیار شهبازی
78 دکتر مریم قوام 110 دکتر کیومرث سلیمانی
79 دکتر عبداله قربان زاده 111 دکتر رضا فرحان
80 دکتر لیلا صدیق پور 112 دکتر سعیدیان
81 دکتر صدیقه خدمت 113 دکتر محسن صادقی
82 دکتر عباس منزوی 114 دکتر محمد گلچین
83 دکتر سیدجلال پورهاشمی 115 دکتر مینوسید ایمانی
84 دکتر احمد سوداگر 116 دکتر مسعود فلاحی نژاد
85 دکتر ابوالحسنی 117 دکتر حبیب حاجی میرآقا
86 دکتر محمود کاظمی 118 دکتر سعید نوکار
87 دکتر سیدمحمود میران 119 دکتر محمدجعفر اقبال
88 دکتر محمد اسلامی 120 دکتر سعید عسگری
89 دکتر حسن میرصالحیان 121 دکتر سیدمصطفی فاطمی
90 دکتر حسین لباف 122 دکتر علی داوری
91 دکتر رضا هادی 123 دکتر شفیع جعفری
92 دکتر عباس دلورانی 124 دکتر ساسان همایون
93 دکتر فرزانه آقاجانی 125 دکتر ابراهیم امیری
94 دکتر امیرعلی مرعشی سیدی 126 دکتر مهدی خسروشاهی
95 دکتر صحرا صبحی 127 دکتر محمدحسین قا سمی پور
96 دکتر بابک دامغانی پور 128 دکتر محبوبه اسدی ثابت
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
129 دکتر اعتمادی 161 دکتر راضیه مرتضوی
130 دکتر لیلا روغنی زاده 162 دکتر نغمه امین زاده
131 دکتر علیرضا دهقان 163 دکتر محمدجواد صادقی
132 دکتر سیمین مقدم 164 دکتر سیدمحمدهادی گرگانی
133 دکتر محمد کریم زاده 165 دکتر لطیف زرگوش
134 دکتر بهرام سپهربند 166 دکتر محمدعلی رحیمی
135 دکتر مسعود خبیری 167 دکتر مهرداد داوری
136 دکتر کاظم مهرداد 168 دکتر سیدمحمد ترابی
137 دکتر عباس قرایی 169 دکتر محسن پورحقیقی
138 دکتر کیوان زین االد ینی 170 دکتر شادی ا لهامی
139 دکتر میرزا جانی 171 دکتر حسین رمضانی
140 دکتر علی میر 172 دکتر محمد موسوی
141 دکتر فرشته قراشی 173 دکتر اسماعیل قنواتی
142 دکتر شهرام اکبرپور 174 دکتر سید قدیر صدر
143 دکتر احمد رمضانیان 175 دکتر حسین ظهیری
144 دکتر محمد فرمانی 176 دکتر ناهید بستانه دست
145 دکتر حمید اخوین 177 دکتر سیدعلی مهرداد
146 دکتر بهزاد شهسواری 178 دکتر مریم احمدآخوندی
147 منوچهر رافت 179 دکتر محمد دارابی
148 دکتر مسعود رافت 180 دکتر سیدجلیل مصطفوی
149 دکتر نمازی 181 دکتر فرشته مرسلی
150 دکتر اسحق نصیری 182 دکتر نازیلا شهبازی
151 دکتر اسدالله احمدزاده 183 دکتر مجید صبحی
152 دکتر مصطفی شیخی 184 دکتر علی امتحانی
153 دکتر علی قنبری 185 دکتر میرا بریشمی
154 دکتر رجب قنبری 186 دکتر طاری
155 دکتر محسن پاپلی 187 دکتر حمیدرضا شبستری
156 دکتر فاطمه صالح 188 دکتر گلی گشت مهری
157 دکتر طاهری 189 دکتر عبدالحکیم فرهادی
158 دکتر مهدی عباسی 190 دکتر محمد کمالی
159 دکتر شهریارسلمانی 191 دکتر رسول مختاری
160 دکتر فرزانه نیرومند 192 دکتر موسی ولی زاده
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
193 دکتر علیرضا رضوانی 224 دکتر حسین فرخ زاده
194 دکتر ندا امین زاده 225 دکتر سمیه اخضری
195 دکتر فریبا علیرضا نژاد 226 دکتر سعید معینی
196 دکتر سودابه عظیمی 227 دکتر علی رهنی
197 دکتر حسین چه کناری 228 دکتر عزیزالله جاه احمدی
198 دکتر رقیه فیاض 229 دکتر زیب جاوید
199 دکتر حامد مهراد 230 دکتر سیدجلیل حسینی
200 دکتر نصرت اله عشقیار 231 دکتر رضا عبادی
201 دکتر سوسن رضایی 232 دکتر کامی کیانی
202 دکتر مجید نوحی 233 دکتر نبی زاده
203 دکتر ایرج کی پور 234 دکتر رضا جلودار
204 دکتر معصومه نعمت اللهی 235 دکتر غلامی
205 دکتر سیدمحمدحسن انوشه 236 دکتر حسین افشار
206 دکتر فرهاد عزیزی 237 دکتر بهمن سراج
207 دکتر امیر حریرچی 238 دکتر قاسم میقانی
208 دکتر حامد اسماعیلیون 239 دکتر حیدری
209 دکتر حبیب محبوبی 240 دکتر نصری
210 دکتر صالح ملکی 241 دکتر ایمانی
211 دکتر محسن پایه ای 242 دکتر محمد ابراهیمی
212 دکتر محمدحسین خوشنویسان 243 دکتر فاطمه مشهدی عباس
213 دکتر محمدرضا صفی زی 244 دکتر مهدی شهرابی
214 دکتر کمال الدین بلاغی 245 دکتر سارا رمضانیان
215 دکتر آرمان آزندی 246 دکتر فریبا راثی
216 دکتر محسن نبی زاده 247 دکتر محسن نظام زاده
217 دکتر سردار بهره مند 248 دکترصدیقه امجدی
218 دکتر خسرو صمدی 249 دکتر کلهر
219 دکتر ثمانه شهابی
220 دکتر الهه مقیم
221 دکتر جواد رزاقی
221 دکتر رضا عابدین تاش
222 دکتر زهرا علیزاده
223 دکتر علی کرد افشاری
مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی دو تن از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات امروز با یکدیگر دیدار کردند.
به گزارش ادوارنیوز این دیدار به میزبانی مهدی کروبی و به منظور بررسی حوادث روز 14 خرداد و هتک حرمت صورت گرفته به نوه بنیانگزار جمهوری اسلامی انجام شده است و قرار است در این دیدار تصمیمات جدید جهت برگزاری مراسم راهپیمایی 22 خرداد نیز اتخاذ گردد.
خبرهای تکمیلی در این خصوص متعاقبا ارسال می گردد.
مجمع نیروهای خط امام(ره) در محكومیت حوادث 14 خرداد در حرم حضرت امام خمینی (ره) بیانیهای صادر کرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این بیانیه بدین شرح است:
مردم مسلمان ایران و همهی دلدادگان راه و اندیشهی امام خمینی (ره) جمعهی گذشته و در سالروز ارتحال آن حضرت شاهد صحنهای بودند كه در نوع خود طی 30 سال گذشته بیسابقه و تاسفبار بود. تاسفی كه غم فقدان امام عزیز را مضاعف ساخت.
گروهی كمشمار اما هتاك، قانونشكن و مزدور با سازماندهی و برنامهریزیهای از پیش طراحی شده در حرم آن اسوه حسنه و مقابل چشمان میلیونها ناظر در داخل و خارج كشور، از سخنرانی تولیت آستان قدس امام، شخصیت فرهیخته و روحانی فاضل جناب حجتالاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی ممانعت به عمل آوردند و دلهای مالامال از عشق به امام را سرشار از غمی تازه نمودند، كمی كه خاطرات مظلومیت امام، فرزندان و شاگردانش در طول سالهای نهضت را زنده كرد و ذائقهها را یكبار دیگر تلخ نمود.
به راستی این جماعت ظاهرا خیرهسر كیستند كه در سالهای گذشته به دفعات نسبت به برخی شخصیتهای علمی، سیاسی و مدیران نظام كه همگی از یاران نزدیك امام بودهاند حمله و جسارت كردهاند و همواره با پوششهای رسمی و غیررسمی از هر گونه تعقیب و برخورد قانونی مصون بودهاند و این مصونیت تا آنجا ادامه یافته كه امروز به بیت مكرم امام جسارتها میكنند و چنین صحنههایی را ابتدا در حسینیهی جماران و سپس در حرم و آستانهی مقدس امام خمینی (ره) میآفرینند.
آیا در سالهای نخست پیروزی انقلاب و حتی در سالهای نخست پس از رحلت امام باور كردنی بود كه با اهل بیت امام چنین رفتاری شود؟
كجایند شهدا و شاگردان صادق خمینی عزیز كه ببینند با وصیت آنان در حفظ حریم امام و اندیشهی او چه رفتاری میشود؟
اشارهی یادگار امام مبنی بر اینكه تنها 20 سال از رحلت آن حضرت گذشته، شاهدی بر همان پیشبینی امام است كه احتمالا بعد از او برای انتقامجویی، به بعضی نزدیكان و دوستانش تهمتهایی ناروا میزنند و به بهانهی دفاع از امام از نزدیكانش انتقام میگیرند!
شاید برخی سیاستبازان و دنیاطلبان به توجیه این رفتار ننگین روی آورند همانگونه كه معاویه پس از شهادت عمار یاسر توسط لشكر شام در توجیه پیشبینی پیامبر اكرم (ص) كه فرمود: «عمار به دست شقیترین انسانهای روزگار كشته میشود» مدعی شد كه علی (ع) عامل قتل عمار است چون علی او را به صحنهی جنگ آورده است.
وای بر كسانی كه بر خوان نعمت انقلاب و نظام نشسته و با توجیه یا سكوت از كنار این حادثه بگذرند.
مگر نه این است كه تایید حامیان و سكوت خاموشان بود كه حادثهی عاشورا را آفرید؟ آیا باید همچنان خاموش ماند؟ دیروز یاران امام و امروز اهل بیت بنیانگذار نظام مورد حمله قرار میگیرند و برخی تازه به دوران رسیدهها شادمانه لبخند رضایت میزنند. گویا میپندارند كه زمان عقدهگشایی از امام و پیروان او فرا رسیده است.
شاید نااهلان و نامحرمان چند صباحی زمان انتقامجویی را مناسب بدانند اما فراموش نكنند كه فرزندان معنوی خمینی عزیز زندهاند و تا جان در بدن دارند مدافع نام و آرمانهای سبز و بلند او خواهند بود.
مجمع نیروهای خط امام ، ضمن محكومیت این رفتار ننگین بر شناسایی، تعقیب، معرفی و محاكمهی همهی عوامل این حادثه به ویژه صحنهگردانان اصلی آن تاكید كرده و خواستار تلاش همهی دلسوزان نظام برای پایان بخشیدن به حیات این جریان خائن و نفاقآلود در عرصهی سیاسی كشور است.
والسلام علی من تبع الهدی
مجمع نیروهای خط امام
روز- فرشته قاضی:
هفتمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک، امروز در حالی در دادسرای نظامی تهران برگزار می شود که پدر امیر جوادی فر، یکی از جانباختگان کهریزک در گفتگو با "روز" خبر داده است که به دلیل اعتراض خانواده های جان باختگان به کیفرخواست، قاضی دادگاه دستور تحقیق داده و برگزاری دادگاه را متوقف کرده بود.
علی جوادی فر همچنین خبر میدهد که از قضاتی که دستور انتقال فرزندش به کهریزک را داده اند به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده است. با آقای جوادی فر در حالی گفتگو کرده ام که همچون ماههای گذشته به شدت متاثر است و به راحتی قادر به سخن گفتن نیست.
امیر جوادی فر، دانشجوی مدیریت دانشگاه آزاد قزوین بود. پیکر بی جان این جوان 25 ساله که روز 18 تیر سال گذشته بازداشت شده بود، در حالی به خانواده اش تحویل داده شد که آنها پیش از آن نمی دانستند فرزندشان کجا و در چه شرایطی نگهداری می شود.
پیشتر آقای جوادی فر به "روز" گفته بود که: "روز 18 تیر با من تماس گرفتند و گفتند بچه شما در بیمارستان فیروز گر است و از ما خواستند به این بیمارستان برویم. ما هم رفتیم. در آنجا آثار ضرب و شتم برروی بدن امیر مشخص و تحت مداوا بود. ما از آنجا او را با ماموری که همراهش بود به بیمارستان لاله در شهرک غرب منتقل کردیم. در آنجا فهمیدیم چند جای بدنش شکستگی دارد و تا ظهر روز 19 تیر تحت درمان بود اما ظهراو را مرخص کردند و ما چون مامور همراه او بود مجبور شدیم او را تحویل بدهیم. خودم به اتفاق مامور او را بردم و به پلیس امنیت تهران تحویل دادم تا مساله حل شود و از آن تاریخ هیچ اطلاعی از او نداشتیم و در به در دنبال او می گشتیم اما نتوانستیم هیچ خبری کسب کنیم؛ در لیست زندانیان اوین هم نام پسرم نبود تا اینکه اطلاع دادند بیائید بچه تان را تحویل بگیرید و او را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفتیم".
و اینک از آقای جوادی فر پرسیده ام:
روند برگزاری دادگاه را چگونه می بینید آیا امیدی هست که این دادگاه به نتیجه ای که شما و سایر خانواده های جان باختگان و شاکیان این بازداشتگاه انتظار دارید برسد؟
فعلا نمی توان اظهار نظر کرد چون نتیجه دادگاه هنوز معلوم نیست و حکم صادر نشده است. ما هم صبر میکنیم ببینیم بالاخره به کجا می رسد.
گویا شما به روند دادگاه اعتراض داشتید ممکن است در این مورد توضیح دهید؟
بله ما به قسمت هایی از کیفرخواست اعتراض کردیم و به همین دلیل برگزاری دادگاه متوقف شد یعنی آخرین جلسه در فروردین ماه برگزار و بعد از اعتراض ما متوقف شده بود.
اعتراض شما دقیقا به چه بود؟ آیا این اعتراض فقط از جانب شما بود یا سایر خانواده ها هم اعتراض داشتند؟
ما در واقع به یکسری از موارد اتهامی و یکسری از افرادی که که در کیفرخواست، اسمی از آنها نیست اعتراض کردیم و خواستار حضور و محاکمه آمران در دادگاه نیز شدیم. این اعتراض هم از سوی وکیل ما و هم از سوی وکلای خانواده های محمد کامرانی و محسن روح الامینی صورت گرفت. قاضی دادگاه هم دستور تحقیق مجدد داد و روند برگزاری دادگاه را متوقف کرد. حالا امروز بعد از یک ماه و نیم، جلسه دادگاه برگزار می شود و ما امروز خواهیم فهمید که به اعتراض ما ترتیب اثر داده اند یا نه.
اسم قاضی مرتضوی و سایر قضاتی که دستور انتقال فرزند شما و سایر بچه ها را به کهریزک داده اند در کیفرخواست این دادگاه نیست. آیا اعتراض شما به این موضوع بوده یا...
نه، متاسفانه چون دادگاه غیرعلنی است و مرتب تاکید می شود که اطلاع رسانی از دادگاه جرم است نمی توانیم زیاد حرفی بزنیم. اعتراض ما به بخش هایی از کیفرخواست و نبودن اسامی برخی افراد در کیفرخواست است. ما رسما در دادگاه گفتیم که باید آمران نیز در کنار عاملان محاکمه شوند. در حالیکه در این دادگاه فقط عاملان هستند و اسمی از آمران نیست؛ ما گفتیم فقط اینها را نمی خواهیم باید آمران نیز بیایند و محاکمه شوند و اکنون منتظر جلسه بعدی هستیم که امروز خواهد بود. درباره قضات نیز بله ما اعتراض کرده و گفته ایم که باید به اتهامات آنها نیز رسیدگی شود، اما قاضی دادگاه گفت که به اتهامات آنها در دادسرای انتظامی قضات رسیدگی خواهد شد و این دادگاه فقط مربوط به اتهامات افراد نظامی است. در اصل گفته اند که پرونده دو قسمت دارد که قسمت مربوط به پرسنل ناجا در سازمان قضایی نیروهای مسلح رسیدگی می شود و بخش مربوط به قضات در دادسرای انتظامی قضات خواهد بود اما هنوز نگفته اند دادگاه انها چه زمانی برگزار خواهد شد.
آیا شما در دادسرای انتظامی قضات نیز شکایتی مطرح کرده اید؟
ما در دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده و خواهان محاکمه قضاتی که بچه هایمان را به کهریزک فرستاده اند شده ایم و منتظر هستیم که به شکایت مان در آنجا نیز رسیدگی کنند.
چرا دادسرای کارکنان دولت؟
پی گیری کردیم گفتند باید آنجا شکایت کنیم و پرونده الان در شعبه 12 این دادسرا است؛ گویا این دادسرا پرونده به دادسرای انتظامی قضات ارجاع خواهد داد.
در کیفرخواست دادسرای نظامی، متهمان چه کسانی هستند؟
12 نفر از پرسنل نیروی انتظامی با رتبه ها و درجه های مختلف در این دادگاه به عنوان متهم هستند که به اتهامات آنها رسیدگی می شود. اما نمی توانم بیش از این توضیح دهم چون ما را از اطلاع رسانی منع کرده اند.
برخی شایعات از صدور حکم اعدام برای متهمان خبر میدهد آیا این قضیه صحت دارد؟
هنوز حکمی صادر نشده و هنوز دفاع آخر متهمان صورت نگرفته است.
اگر برای متهمان این دادگاه حکم اعدام صادر شود و...
ما خواهان محاکمه آمران هستیم و با اعدام چند نفر که به عبارتی عاملان هستند ما آرامش نخواهیم یافت و در اصل پاسخ درستی به عدالت خواهی ما نخواهد بود. ما میخواهیم عدالت اجرا شود. ما روز اول به سیستم اعتماد کردیم و من فرزندم را خودم بردم تحویل دادم اما بعد... اکنون فقط اجرای عدالت را میخواهیم؛ اگر عدالتی است آمران و عاملان و همه کسانی که دست داشتند را محاکمه کنند، اگر هم عدالتی نیست و مثل روال سابق می خواهند داستان سازی کنند که من به خدا می سپارم و دادم را از خدا میخواهم و...
آقای جوادی فر، سالگرد امیر نزدیک است شما برای این روز مراسمی خواهید داشت؟
بله ما روز 23 تیر که سالگرد امیر است همچون شب سوم او، در پارکینگ منزلمان مراسم خواهیم داشت.
آقای جوادی فر میدانم برای شما بسیار سخت است و پوزش میخواهم باز باعث ناراحتی شما شدم و...
نه دخترم این ناراحتی ماههاست که با ماست؛ هر روز برای ما دقیقا مثل روز اولی است که با شما صحبت کردم و از امیر گفتم. امیر فرزند من بود و داغ فرزند همیشه برای پدر و مادر سخت است و عادی نیست و.... اما ما تحمل میکنیم و در ازای این صبر و تحمل اگر عدالتی باشد و اگر ما اعتقادی به خدا و پیغمبر داریم این صبر به نتیجه می رسد. اگر هم عدالتی نباشد که مسببین را به خدا واگذار کرده ام. مطمئنم که خدا حق ظالمان و کسانی را که به من و مردم و کشور ظلم کرده اند خواهد ستاند. کسی نمی تواند بچه مرا و بچه های دیگر را زنده کند؛ بچه های ما جانشان را در راه مملکت از دست دادند و اگر کمی عدالت وجود داشته باشد آمر و عامل و مسبب را باید با هم محاکمه کنند.
حکم تيرباران دو فعال سياسی کرد از سوی ديوان عالی تائيد و به وکلای ايشان ابلاغ شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حکم اعدام (از طريق تيرباران) دو زندانی سياسی به نام های محمد امين آگوشی و احمد پولاد خانی که توسط دادگاه نظامی صادر شده بود پس از تائيد ديوان عالی امروز به وکلای متهمان ابلاغ شد.
محمد امين آگوشی، معلم بازنشسته که به مدت ۲۰ ماه است که در زندان اروميه محبوس است در سال ۸۶ بازداشت و از سوی دادگاه نظامی به اعدام از طريق تيرباران محکوم شده است. احمد پولادخانی نيز اهل پيرانشهر و در سال ۱۳۸۶ دستگير شد و در ۱۲ آذر ۸۸ در دادگاه نظامی شهر اروميه، به اتهام جاسوسی و عضويت و همکاری در حزب حيات کردستان - پژاک - به تيرباران محکوم شده است.
رييس ستاد کل نيروهای مسلح گفت: اتحاد فتنهگران به برکات ۱۴ و ۱۵ خرداد و هوشياری مردم از هم پاشيده است.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، سردار سرلشکر بسيجی سيدحسن فيروزآبادی که در جمع مسوولان ستاد کل و ستاد عمليات روانی سخن میگفت، ادامه داد: موسوی که در زندان فضای مجازی ترتيب داده شده از سوی آمريکا، انگليس، رژيم صهيونيستی و ضدانقلاب اسير شده است با گرايش براندازانه نمکدان نظام را شکسته است و به سمت هلاکت میرود.
فيروزآبادی عنوان کرد: شيخ اصلاحات نيز در توهم رياست جنبش سبز منزوی شده است. نهضت آزادی همچنان پرچمدار خط آمريکا و محرک جريانات فتنه در داخل کشور است و تلاش دارد به جريان فتنه استمرار بخشد که دست آنها برای سياسيون آگاه و دانشجويان انقلابی رو شده است، در عين حال اصلاحطلبان ميانهرو به مرور به سمت نظام و خط امام تمايل پيدا کردهاند و راهبرد جديد آنان ظاهرا کار در چارچوب نظام است.
رييس ستاد کل نيروهای مسلح گفت: با اين اوصاف هيچ علامتی از بازگشت به اتحاد در ميان آنان ديده نمیشود و روحانيون مبارز نيز حرکت در چارچوب نظام را میخواهند مشی خود قرار دهند. بنابراين ممکن است رسانههای استکباری و بيگانه، اطلاعات نادرستی در مورد اين جريانات منتشر نمايند که مردم و جوانان عزيز نبايستی فريب آن رسانهها را بخورند.
رييس ستاد کل نيروهای مسلح همچنين اظهار کرد: به برکت خون شهدا و تيزبينی ولی فقيه و رهبر انقلاب و هوشياری نخبگان، آينده سياسی موفقی را انشاءالله در پيش خواهيم داشت.
بر اساس خبرهای رسیده از مشهد بعد از ظهر روز دوشنبه محسن صنعتی پور در اعتراض به حکم کمیته انضباطی دانشگاه فردوسی ، دست به اعتصاب غذا زد. این اعتصاب غذا در حالی صورت می گیرد که در چند هفته اخیر کمیته انضباطی دانشگاه فردوسی مشهد تحت فشار نیروهای امنیتی حکم دو ترم محرومیت از تحصیل را برای محسن صنعتی پور صادر کرد. این فعال دانشجوئی که دبیر تشکیلات فراکسیون مدرن انجمن های اسلامی دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد می باشد در گفتگوئی با منابع آگاه خبری در مشهد تاکید کرد: " تا شکستن حکم غیر قانونی دو ترم محرومیت از تحصیل از سوی کمیته انضباطی دست از اعتصاب غذا بر نخواهم داشت. "
در ادامه منابع آگاه دانشجوئی در مشهد گزارش می دهند که اعتصاب غذای محسن صنعتی پور در اعتراض به حکم کمیته انضباطی دانشگاه با حمایت اعضای فراکسیون مدرن و سایر فعالین دانشجوئی در مشهد شکل همراه بوده است.
محسن صنعتی پور عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و عضو فعال ستاد دانشجوئی مهدی کروبی در استان خراسان بوده است و در شهریور ماه 88 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از حدود یک ماه بازداشت با سپردن وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد.
گفتنی است در چند روز اخیر آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه خواستار انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه های کشور شد
کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی: با گذشت ۶ ماه از بازداشت بدرالسادات مفيدی، روزنامه نگار و دبير انجمن صنفی روزنامه نگاران، صبح ديروز جهت برگزاری دادگاه و رسيدگی به اتهامات وی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران منتقل شد. اَما بنا به در خواست دکتر محمد شريف، وکيل اين روزنامه نگار، برگزاری جلسه دادرسی به دو روز ديگر موکول شد.
بنا به گزارشات رسيده بدرالسادات مفيدی در شعبه ۲۶ تقاضای تبديل قرار بازداشت خود را ارائه کرده اما قاضی پيرعباس رياست شعبه، پاسخ نهايی خود به اين درخواست را به روز برگزاری دادگاه موکول کرده است.
سال گذشته سازمان گزارشگران بدون مرز اعلام کرد ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران دنياست. احمد زيدآبادی، ابوالفضل عابدينی نصر، مسعود باستانی، مسعود لواسانی ، روزنامه نگاران ديگری هستند که از وضعيت نا مناسب فيزيکی در زندان رنج می برند.
تا آزادی زندانیان سبز - امير محمدي، رييس ستاد انتخابات موسوي در قيامدشت كه در دادگاه بدوي به يك سال حبس تعزيري و يك سال حبس تعليقي محكوم شده است، در انتظار ابلاغ حكم نهايي از سوي شعبه 53 دادگاه انقلاب است.
امير محمدي 37 ساله كه اكنون در بند 350 زندان اوين به سر مي برد، نيمه شب 22 بهمن ماه در منزل خود به همراه برادرش سعيد محمدي دستگير مي شود. سعيد ،رييس ستاد انتخاباتي موسوي در پاكدشت ورامين با قرار كفالت آزاد مي شود اما امير همچنان در زندان است و با وجود صادر شدن حكم نهايي ، هنوز اين حكم به او ابلاغ نشده است.
خانواده امير محمدي بارها براي اطلاع از راي نهايي به دادگاه مراجعه كرده اند اما قاضي به آنها گفته است كه تا ده روز آينده حكم به خود امير ابلاغ مي شود.
مهدی کروبی در نامه اخیر خود به سيد حسن خمینی نوشته است: «ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتربدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است».
گفته می شود مراد کروبی اموری است که در نهایت به درگذشت مشکوک احمد خمینی در اسفند 1373 انجاميد. در آن زمان شایع بود که مرگ وی طبيعی نبوده است. بعد از ماجرای قتلهاي زنجیره ای توسط ماموران وزارت اطلاعات در پاییز ۱۳۷۷ و بحثهایی که در این زمینه در مطبوعات ایران جریان داشت عمادالدين باقی گفت که سید حسن خمیني به وی گفتهاست که حجتالاسلام نیازی رئیس دادگاه نیروهای مسلح که پرونده رسیدگی به این ماجرا به وی سپرده شده بود، در دیداری با او (سیدحسن خمینی) گفتهاست که مجرمان قتلهای زنجیرهای گفتهاند که احمد خمینی توسط محفل قتلهای زنجیره ای کشته شدهاست. این حرفها را عمادالدین باقی در یک جلسه گفتگو و مناظره در جمع دانشجویان اصفهان اظهار داشته بود. گفته او از سوی نیازی تکذیب شد و او به اتهام نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت. باقی از سید حسن خمینی خواستار شد که در زمینهٔ درستی یا نادرستی گفتههای او اظهار نظر کند. سید حسن خمینی در نامهای به دادگاه تایيد کرد که «حضورآقای نیازی در دفتر و اعلام اینکه اعترافاتي مبنی بر قتل مرحوم یادگار امام موجود است، صحیح می باشد، چنانکه خود آقای نیازی هم به این مطلب تصریح کرده اند.»
اکنون کروبی تهديد کرده که افشاگری خواهد کرد. بیشک اطلاعات کروبی در اين زمینه بیشتر از باقی است. البته باقی الان در زندان است. روح الله حسینیان مدافع رسمی سعید امامي در تلویزیون جمهوری اسلامی شارح خط امام است و در روز درگذشت آیت الله خمینی در جوارآرامگاهش نوه اش اجازه سخن گفتن پیدا نمی کند.
این سوال در محافل مطرح است که آیا کسانی که به احمد خمینی رحم نکردند به مهدی کروبي يا میرحسین موسوي رحم خواهند کرد؟ مسئله اين است.
برخی دروغآنلاینها و رسانههای وابسته که در یکسال اخیر رکورددار انتشار دروغ شدهاند و روزانه حداقل سه دروغ را منتشر میکنند مدعی زد و خورد بین سید خمینی و مصطفی محمدنجار بعد از نیمه تمام ماندن سخنرانی یادگار امام راحل در مرقد مطهر امام خمینی(ره) شدند.
یکی از نزدیکان حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:« خبر درگیری و زد و خورد بین یادگار امام راحل و وزیر کشور که نماینده دولت در ستاد برگزاری مراسم ارتحال امام خمینی(ره) بود به شدت تکذیب میشود.»
وی خاطر نشان کرد:« ایشان تنها هنگامی که وزیر را میبینند با خوشرویی به او میگوید آقای نجار! من سید حسن خمینی هستم.»
گفتنی است، برخی رسانههای دروغپرداز مدعی شدند که وزیر کشور بعد از سیلی خوردن از سیدحسن خمینی و انصاری در بیمارستان بستری شده است!
شنیدهها حاکی است، وزیر کشور که اخیرا بینی خود را برای درمان انحراف، عمل کرده، روز شنبه برای کشیدن بخیهها به بیمارستان مراجعه کرده بود که این مراجعه توسط دروغآنلاینها تعبیر به بستری شدن بر اثر سیلی خوردن از سیدحسن خمینی شد!
یادآور میشود نجار اخیرا اقدام به حذف نام «خمینی» از نام خانوادگی سیدحسن خمینی در یکی از مصاحبههای خود کرده بود.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در محکومیت هتاکی به سیدحسن خمینی بیانیهای صادر کرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
چهاردهم خرداد ماه امسال، خاطره فقدان رهبر آزاده و عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(س) که هر سال ملت قدرشناس و سرافراز ایران را به اندوهی جانکاه فرو می برد تکرار شد و پس از بیست و یک سال از غروب جانگداز آن آفتاب تابناک، داغ رحلت جانسوز او تازه گشت. عده ای هتاک در سالروز رحلت امام امت آن هم در کنار حرم شریف حضرتش حرمت او و سلاله پاکش را شکستند و با فحاشی و پرده دری از سخنرانی یادگار گرامی اش حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی جلوگیری کردند. بر مردم آگاه پوشیده نیست که این هتاکان بی شرم توسط چه کسانی هدایت شده بودند تا شعارهای باب میل اقتدارگرایان را سر دهند.
ملت شریف ایران
کارنامة سیاه این جریان مرموز در اهانت به امام و میراث او بر شما پوشیده نیست. این جریان خطرناک با هتک حیثیت خانواده حضرت امام (س) در سایت های هتاك خود در سال های گذشته که به فوت شهادت گونه و از سر غیرت مرحوم آیت الله توسلی منجر گردید از پرده نشینی در آمده و با حمله به حسینیۀ جماران و پایگاه معنوی حضرت امام خمینی(ره)، آن هم در شب عاشورای 88 و شکستن شیشه ها و پنجره ها و تخریب دیوارهای این پایگاه معنوی انقلاب پیش رفت و سر انجام به هتک حرمت حرم مطهر امام در برابر دیدگان اشک آلود ملت شریف ایران و دوستداران خارجی امام امت انجامید. خطر این جریان مرموز وقتی بیشتر آشکار می شود که این حرمت شکنی ها را در کنار خانه نشین کردن صحابه حضرت امام و یاران راستین او در سال های غربت و مبارزه و بالاخره تحریف مواضع امام و ارائه چهره ای به غایت مشوّه و تحریف شده از ایشان تحت عنوان ارائه شاخص به جامعه، توسط بلندگوهای این جریان قرار دهیم. بی تردید این جریان غاصب به چیزی جز تحریف کامل و انحراف بزرگ در میراث امام خمینی(س) رضایت نخواهد داد، چه هنوز بیست و یك سال از رحلت امام انقلاب نگذشته است که اینگونه انظار حیرت زده جهانیان شاهد به غارت رفتن آمال و اندیشه های آن حضرت و پایمال شدن دستاوردهای بخون دل جمع شدۀ اویند تا جایی که حتی حرمت بیت او و بازماندگان او را نیز در منظر و مرئی خاص و عام می شکنند و صدایی از آنان که باید بر نمی خیزد!
مردم مسلمان ایران
اگر چه بر اصحاب دانش و فضل پوشیده نیست که شبیه سازی های بلا وجه تاریخی به ویژه قیاس وضعیت و رویدادهای امروز ما با صدر اسلام هرگز نمی تواند مبنای علمی و تحلیلی درست داشته باشد اما اگر قرار بر اینگونه شبیه سازی ها باشد آیا نباید گفت که آنچه بر سر امام مظلوم انقلاب ما و میراث او می رود همان است که بر سر رسول الله(ص) و خاندان پاکش رفت، تا جایی که نوادة گرامی او را در کربلا سر بریدند به جرم آنکه بر دین جدش خروج کرده بود؟! و او در عاشورا فریاد می زد:
«ویلكم ما علیكم ان تنصـوتوا الى فتسمعوا قولى ... كلكم عاص لامرى غیر مستمع لقـولـى. قـد انخزلت عطیـاتكـم مـن الحـرام و ملئت بطـونكـم مـن الحـرام فطبع الله على قلوبكم - واى بر شما چرا ساكت نمى شـوید، تا گفتارم را بشنوید؟ ... شما همگى نافرمانى ام مى كنید و به سخنـم گوش نمى دهید. آرى به سبب هدایاى حرامى كه به شما رسیده و غذاهاى حرامـى كه شكم هایتان از آنها انباشته شده، خـداوند این چنیـن بر دلهاى شما مهر زده است»
و دیروز هم این نوادة گرامی حضرت امام بود که خطاب به این جماعت فریاد می زد که خداوند به شما اجر دهد، سخنان مرا بشنوید، اما پاسخی جز فحاشی و پرده دری بیشتر دریافت نمی کرد. آری کسانی که شکم هایشان از سهام شرکت های دولتی انباشته شده ، باید نیز برای حرمت شکنی امام و جلوگیری از رسیدن صدای فرزندش به گوش ملت، پیاده نظام خود را به میدان بفرستند و از ارتکاب هیچ اهانتی فروگذار ننمایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن عرض تسلیت این فاجعۀ مؤلمه و این پرده دری و هتک حرمت ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی به آستان مقدس ولیعصر عج الله تعالی فرجه الشریف و بیوت شریف مرجعیت و روحانیت، به ویژه بیت شریف حضرت امام خمینی(س)، از قوه قضاییه مصرانه می خواهد با مسببان این اهانت آشکار به حریم امام امت و بخصوص با برنامه ریزان و طراحان آن با فوریت و قاطعیت برخورد کرده و نتیجه را به اطلاع امت سوگوار ایران برساند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
17/3/1389
نماينده اروميه بابيان اينكه تعداد زندانيان در اين شهر افزايش يافته اما بودجه بيشتر نشده است، گفت: اكنون در زندانهاي اروميه نزديك به دو برابر ظرفيت، زنداني وجود دارد كه با مشكلات زيادي مواجه هستند.
به گزارش فارس، نادر قاضيپور نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي كه روز يكشنبه در تذكري كتبي به وزير دادگستری، خواستار رسيدگي به افزايش زندانيان زندان اروميه و بررسي علت اسكان آنان در راهروها شد، اظهار داشت: با توجه به اين كه ظرفيت زندان ظرفيتي محدود است و استانداردهاي مشخصي دارد، ولي تعداد زندانيان در اروميه افزايش يافته و اكنون در زندانهاي اين شهر نزديك به دو برابر ظرفيت، زنداني وجود دارد كه با مشكلات رفاهي شديد، جا و مكان، امكانات آسايشي و غذا مواجه هستند.
وي با بيان اينكه هزينه زندان، هزينه ثابتي است و سرانه ثابتي نسبت به تعداد زندانيان در نظر گرفته ميشود، افزود: افزايش هرگونه زنداني بيش از حد، موجب ميشود از غذاي ديگران كم شده و به اين زندانيان مازاد داده شود كه اين ظلم در حق زندانيان است.
اين نماينده مجلس كه پنج سال بازرس انجمن حمايت از زندانيان در اروميه است، اضافه كرد: مثلاً دولت براي هزار زنداني بودجه تخصيص ميدهد و زماني كه اين تعداد به 2000 زنداني برسد، غذاي اين زندانيان چگونه تأمين ميشود؟
قاضيپور در پايان گفت: تعداد زندانيان در اروميه افزايش يافته است؛ در حالي كه بودجهاي افزايش پيدا نكرده است كه بايد به اين مسئله سريعا رسيدگي شود.
در پی توهین به نوۀ امام خمینی بیانیه در محکومیت این عمل زشت صادر شده به شرح زیر :
هرکه برگش دهد شکستن دل بشکند شاخ عمر و بر نخورد
بر عزیزان کسی که خواری کرد زود گردد ذلیل و در گذرد
جای آن دارد که درابتدا بار دیگر رحلت جانگداز بنیان گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(قدس الله نفس الزکیه) را به عموم آزادگان جهان تسلیت عرض مینماییم.
او که معنای عشق و آزادی را برای ملت ایران به زیبایی بیان کرد و چه خوب اسوه ای بود برای تمام حکام دنیا و چه آزاده مردی بود که منزلگه سعادت را به مردم نشان داد ، همان که ملت را ولی نعمت حکام دانست ، همان که گفت شما مسئول زندگی خود هستید نه پدرانتان ،آنان ولی شما نیستند که برای شما تعیین تکلیف کنند.
آری او چنین بود ، که هنوز بعد از 21 سال آرمانهای او ، اهداف رفیع مردم قهرمان ایران است.
اما آنطور که مستحضرید حین سخنرانی یادگار امام عده ای پلید و خودکامه اجازۀ سخن گفتن به این امید امام را نداده و با شعار مرگ بر منافق مانع سخنرانی ایشان شدند. آیا از دیگر معیارهای سنجش خط امام ، احترام به اهل بیت ایشان که همواره خلق و خوی امام را بیانگر بوده اند نیست؟ ای کاش این معیار از قلم نمی افتاد.
در معیت کدام درنده خو بوده اید که اینچنین به خلق آن خو گرفته اید و اینچنین برخورد زننده با یادگار امام کردید ، چگونه است که سید حسن نصرالله نوادۀ روح الله است و سید حسن خمینی منافق؟ چگونه بی محابا دو فرزند اسلام را با هم در تقابل قرار میدهید؟ای کاش با همین معیارهای مطروحه می سنجیدید که در خط امام جای دارید یا بر علیه امام اقدام میکنید؟
والله که ندای امام از دهان یادگارش بیرون می آید نه از دهانه تفنگ مزدوران ، والله که جواب خون شهدا را یاوران واقعی امام میتوانند بدهند نه آنان که امام را مانع ظهور امام عصر میدانستند! افسوس که آن بزرگوار رفت و اینک اهل بیت و یارانش هیچ رسانه ای برای سخن گفتن ندارند ، اگر که مجال سخن گفتن داشتند که :
" ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست "
ای کاش که بزرگان نظام سکوت نمیکردند و این چند روز صف خود را از آنان که فتنه را فتح باب کردند جدا مینمودند . آنان که تنها در سخنانشان دم از زنده بودن امام میزنند و در عمل نشانی از او ندارند بدانند همین زنده بودن یاد امام است که هر مستبدی در هرجای جهان را از اریکۀ قدرت به زیر خواهد کشید. زورگویان بر خود ننازند که پوست گذرش به دباغ خانه خواهد افتاد و چه بی امان خواهد بود آن که روز مردم را شب و سیاهی مردم را سپید دید . بر خود ننازید که فرزندان روح الله امان به عمروعاص زمانه نخواهند داد . آنچنان که به فرمودۀ آن فرزانه ، "امام در مقابل ظلم تسامع نداشت" فرزندانش نیز آنچنانند که او بود .
بترسید و خوفناک باشید که اگر قهر بیت امام باعث دستوری از جانب آن عزیزان شود آن دستور را سربند خود میکنیم و آنچنان که در مقابل کوردلان ایستادند ، میایستیم و از کشته شدن در راه امام و وطن باکمان نیست. اما :
" کی شود دریا به پوز سگ نجس "
در پایان از تمامی آزادگان توقع داریم در مقابل این اوباش گری ها اعلام موضع کنند . کمیتۀ جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام (ره) مسئولیت اصلی این فتنه را که مقدمه ساز شعله ور شدن خشم مردم است را بعهده برگزارکنندگان مراسم میداند و از این توهین بی توجیه شرمساریم و تا پایان این هفته اعلام عزای عمومی مینماییم و رخت عزا بر تن میکنیم، باشد که خداوند رحمان موجبات مغفرت این کوردلان پلید را مهیا سازد.
17/3/1389
کمیته جوانان و دانشجویان
مجمع نیروهای خط امام (ره)
شاخه استان چهارمحال و بختیاری
صبح امروز ۱۳ شهروند که پیش از این به اعدام محکوم شده بودند، در زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شدند.
به گزارش رهانا، طی روز گذشته، ۲۶ نفر از محکومان به اعدام که مجرم به حمل مواد مخدر بودند را جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه برده و اعلام کرده بودند که بزودی آنها را اعدام خواهند کرد.
نام برخی از اعدام شدگان احمد شهبخش، عبدالحسین سلطانآبادی، مسعود، امیر.ک، کاظم تشتکی، محمد آذرفام، محمد جعفری، نادر آذرنوش، سنجر توتازهی و باقی امینی است و برخی از این افراد برای بار اول مرتکب جرم حمل مواد مخدر شده بودند.
به گفته محمد مصطفایی، از این افراد مقدار بسیار زیادی مواد مخدر کشف شده بود ولی این امکان وجود داشته تا با واسطه کمیسیون عفو و بخشودگی از اعدام نجات یافته و حکم اعدامشان به حبس ابد تبدیل شود. اعدام این عده بدون حضور وکیل مدافعشان بوده و گویا خانوادههای آنان نیز اطلاعی از زمان اعدام نداشتند.
محمد مصطفاییی، وکیل دادگستری روز گذشته از اعدام قریبالوقوع این زندانیان خبر داده بود.
حکم اعدام بسیاری از این محکومان توسط قاضی حسینی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی صادر شده است.
از ابتدای خرداد ماه جاری با احتساب این سیزده نفر، دست کم ۲۱ تن در زندانها و شهرهای مختلف ایران اعدام شدهاند. افزایش اجرای حکم اعدام در حالی صورت میگیرند که سازمانها و گروههای حقوق بشر داخلی و بینالمللی همواره به دولت ایران برای اجرای احکام اعدام اعتراض داشتهاند.
محمود احمدينژاد در نامهاي به دبير شوراي نگهبان، به برخي طرحهاي مصوب مجلس اشاره کرد كه به گفته وی، اين طرحها با قانون اساسي جمهوری اسلامی منطبق نيست.
در اين نامه از علي لاريجاني به دليل اينكه به ترتيبات مقرر در قانون اساسي پايبند نيست، انتقاد شده است.
گفتنی است، روز گذشته علی لاریجانی اعلام کرده بود که مواردي از تخلفات قانوني وجود دارد که چنانچه اصرار بر اين مباحث شد، در این موارد اطلاعرسانی خواهد کرد.
به گزارش ايلنا متن کامل نامه محمود احمدینژاد به آيتالله جنتي، بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت آيت لله جنتي
دبير محترم شوراي نگهبان
با سلام ؛ احتراما با توجه به نامههاي شماره402.4106 مورخ 1389.1.30 و شماره 423.11754 مورخ 1389.3.2 و شماره 11590 مورخ 1389.3.2 رييس محترم مجلس شوراي اسلامي و با توجه به سوگندي كه در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند متعال ياد نمودهام تا پاسدار قانون اساسي كشور باشم و به حكم وظيفه شرعي و قانوني به عنوان خدمتگزار مردم موارد زير را جهت استحضار جنابعالي و اعضاي محترم شوراي نگهبان اعلام ميدارم :
1- طرح الحاق موادي به قانون ساماندهي و حمايت از توليد و عرضه مسكن (موضوع نامه 402.4106 مورخ 1389.1.30 رييس محترم مجلس شوراي اسلامي ) ؛
طرح مذكور در واقع اصلاح ماده 133 قانون برنامه چهارم است كه موجب ميشود قلمرو ماده مذكور از بافت مسكوني روستاها به كل محدوده روستاها و نيز محدوده شهرهاي زير بيست و پنج هزار نفر جمعيت تسري يابد.
بنابراين: اولا طرح ياد شده (بدليل تسري قانون به خارج از بافت مسكوني و نيز به محدوده شهرها) هم جهت با ديگر مواردي است كه پديده زمين خواري را موجب گرديده است و از اين رو با اصول چهل و پنجم و چهل و نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و فرمان مقام معظم رهبري «مدظله العالي» (موضوع نامه شماره 4519، م مورخ 1388.12.15) در تعارض جدي قرار دارد و ثانيا به دليل عدم رعايت آشكار قانون آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي ناسازگار با مبناي اصل شصت و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است ، زيرا مطابق ماده 215 قانون آيين نامه داخلي مجلس اصلاح مواد برنامه ضمن طرح هاي ديگر نيازمند راي دو سوم نمايندگان حاضر در مجلس مي باشد و علاوه بر اين هرگونه تغيير و اصلاح خود آيين نامه داخلي نيز بنا به تصريح اصل ياد شده موافقت دو سوم حاضران در مجلس را لازم دارد . اين در حالي است كه طرح ياد شده با وجود آنكه در مقام اصلاح ماده 133 برنامه چهارم مي باشد اصولا به عنوان اصلاح برنامه در مجلس مطرح نشده و بر اين اساس نصاب قانوني درمورد آن رعايت نگرديده است .
ثالثا اين طرح با اصل هفتاد و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز ناسازگار است (توضيح اينكه طرح مذكور مي تواند موجب خروج قابل توجه اموال دولتي و عمومي از مالكيت دولت شود و از آنجا كه اموال دولتي در زمره منابع دولت مي باشد و يكي از اقلام درآمدهاي دولت در قوانين بودجه سنواتي واگذاري دارايي هاي سرمايه اي از جمله املاك و مشابه آن است موجبات كاهش منابع دولت بدون پيش بيني طريق جبران آن را فراهم مي سازد .)
علاوه بر اين احكام مندرج در ماده 2 طرح مذكور ماهيت بودجهاي دارد و خارج از قالب اصلاح بودجه مصوب امكان اجرا ندارد . در حالي كه مقام معظم رهبري «مدظله العالي» تاكيد فرمودهاند قانوني تصويب شود كه امكان اجرا داشته باشد (به خصوص اينكه تكليف به اجرا از زمان تصويب قانون شده است ) عنايت دارند درآمدها و هزينههاي دولت در سال 1389 در قانون بودجه كل كشور تعيين شده و تكليف به اخذ وجه خارج از حدود مقرر در قانون بودجه و پيش بيني هزينه مازاد بر آن بدون رعايت اصل پنجاه و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران محل اشكال است.
در بند (2) ماده (1) اين طرح مقرر شده است هياتي كه قاضي دادگستري فقط يكي از اعضاي آن (در رديف ساير اعضا) ميباشد در مورادي كه عرصه ملك متعلق به دولت يا سازمانها و موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي و يا موقوفه ميباشد تعيين تكليف نمايد.در حالي كه اساسنامه برخي نهادهاي عمومي غير دولتي به تصويب ولي فقيه رسيده و يا اموال آنها در زمره اموال در اختيار ولي فقيه مي اشد و هرگونه تغيير موكول به رعايت اساسنامه و نظر معظم له است و در مورد اوقاف نيز بايد نظر واقف در مورد نحوه استفاده ملاك قرار گيرد . اموال دولت و انفاق نيز احكام خاصي دارد كه نميتوان سرنوشت آن را به چنين هياتي واگذار كرد .به عبارت ديگر تعارض جدي ميان صدر و ذيل اين بند وجود دارد : از يك سو حكم ، مربوط به جايي است كه مالكيت دولت يا سازمانها و نهادهاي عمومي و يا موقوفه بودن ملك، مسلم و بنابراين تكليف روشن است و از سوي ديگر هيات مذكور مكلف شده است «تعيين تكليف» نمايد. توضيح اينكه يا در موارد فوق تراضي با مالك و يا نظر واقف و يا موافقت مفاد اساسنامه و با اصلاح آن حاصل است كه در اين صورت رسيدگي هيات ، فاقد موضوعيت است و يا اينكه منظور صدور سند اعياني به نام متصرف مي باشد كه با مسلم بودن مالكيت دولتي يا عمومي يا موقوفه بودن ملك، محل اشكال اساسي بوده و اين نيز منوط به نظر مالك يا ولي فقيه يا واقف (حسب مورد ) مي باشد .
2- "طرح پذيرش دانشجو در آموزشكده هاي فني و حرفهاي ، مراكز تربيت معلم و دانشگاه شهيد رجايي"
با تصويب اين طرح ، از يك طرف مجلس شوراي اسلامي در مقام تعيين ظرفيت پذيرش دانشجو در مراكز و دانشگاه فوق الذكر برآمده است كه از مصاديق بارز امور اجرايي است و از اين جهت با اصل شصتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ناسازگار به نظر ميرسد و از سوي ديگر طرح ياد شده با مفاد اصول هفتاد و پنجم ، سي ام و پنجاه و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قابل جمع به نظر نميرسد.
توضيح اينكه اولا مطابق اصل شصتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اعمال قوه مجريه جز در مواردي كه مستقيما بر عهده مقام معظم رهبري «مدظله العالي» است از طريق رئيس جمهو و وزرا ميباشد . بنابراين مجلس شوراي اسلامي نبايد در امور اجرايي و لوازم آن دخالت نمايد و تصميماتي بگيرد كه از وظايف قوه مجريه است . سوال اين است كه اگر تعيين ميزان پذيرش دانشجو در يك واحد آموزشي از اختيارات اجرايي نيست ديگر چه اختياري براي اعمال مديريت توسط مديران اجرايي باقي ميماند . اين در حالي است كه حتي در داخل قوه مجريه نيز با توجه به بند 11 سياست هاي كلي نظام اداري ابلاغي مقام معظم رهبري «مدظله العالي» تمركز زدايي از امور اداري و تفويض اختيار به مديران دستگاهها در دستور كار نظام اداري كشور قرار دارد . به علاوه با توجه به اصل هفتاد و يكم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مجلس شوراي اسلامي مي تواند "در حدود مقرر در قانون اساسي" نسبت به وضع "قانون" اقدام نمايد بنابراين نبايد آنچه كه ماهيتاً تصميم اجرايي و موردي تلقي مي شود و عنوان "قانون" در مورد آن صادق نيست تحت عنوان "قانون" تصويب و در امور اجرايي دخالت شود .
ثانياً در تبصره 2 طرح مذكور تغيير در ساختار آموزشي كشور موكول به تصويب مجلس شوراي اسلامي شده است كه از يك سو در مواردي مغاير اختيار رئيس جمهور (موضوع اصل 126 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ) و اختيار دولت (موضوع اصل 138 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) در اصلاح ساختار اداري آموزش كشور و تنظيم سازمانهاي اداري مربوط مي باشد واز سوي ديگر در مواردي با توجه به تغاير با وظايف بيست و هشتگانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي (از جمله بندهاي 1، 9، 25 و 27 آن) مآلاً قابل جمع با اصل پنجاه و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به نظر نمي رسد.
تبصره 3 طرح مذكور نيز علاوه بر اين كه در تعارض آشكار با اصول 126 و 57 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (به شرح فوق) ميباشد نمونهاي ديگر از رويهاي است كه متاسفانه در سالهاي اخير ابداع شده و مجلس شوراي اسلامي پس از اقدام قانوني دولت با وضع قانون جديد نسبت به لغو اختيارات قانوني قوه مجريه اقدام و در صدد ملغي الاثر نمودن تصميم منطبق با قانون دولت بر مي آيد: تصويب "قانون الحاق يك تبصره به قانون نحوه اجراي اصول 85 و 138 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در مورد مسئوليت هاي رئيس مجلس "قانون وظايف و اختيارات شوراي هاي عالي" ، "قانون اصلاح ماده 139 قانون برنامه چهارم و ماده 1 قانون برنامه سوم (تنفيذي در برنامه چهارم)" ، قانون استفساريه ماده 28 قانون تشكيلات ، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور و انتخاب شهرداران و "قانون اصلاح ماده 28 مذكور، قانون" اصلاح قانون منع تصدي بيش از يك شغل (درمورد اعضاي حقوقدان شوراي نگهبان) به شرحي كه در نامه 192956 مورخ 1388.9.30 اينجانب به محضر مقام معظم رهبري"مدظله العالي" مرقوم افتاده و از سوي معظم له به حضرتعالي نيز ارجاع گرديده است از جمله مصاديق اين امر مي باشد كه اختيارات قانوني مورد استناد اقدامات دولت را لغو و بعضاً دولت را مجبور مي سازند تا راهي را كه براساس قانون رفته است برگردد يا براي اجراي برنامه هاي خود هزينه هاي سنگيني را بپردازد.
ثالثاً تبصره 4 طرح مورد بحث كه در مقام پيش بيني درآمد و هزينه براي دولت مي باشد بدليل عدم درج درقانون بودجه با اصل پنجاه و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ناسازگار به نظر مي رسد توضيح اينكه با حكم مذكور اصلاح بودجه است كه در اين صورت يا بايد سقف بودجه سال 1389 رعايت مي گرديد و يا بايد در قالب لايحه ارائه مي شد كه هيچ يك از دو فرض مذكور اتفاق نيفتاده است، ممكن است گفته شود طرح ياد شده در مقام اصلاح بودجه نبوده است كه در اين صورت اين سوال جدي وجود دارد كه چگونه ممكن است قانوني كه اجراي آن موكول به دريافت و پرداخت است بدون دريافت يا پرداخت ، اجرا شود. زيرا ارقام هرگونه دريافت و پرداخت در قوانين بودجه و اصلاحيه ها و متمم هاي آن مي آيد و خارج از آن مكان اجرا وجود ندارد. عنايت دارد كه تاكيد مقام معظم رهبري «مدظله العالي» و نيز اساساً حكم عقل اين است كه قانون غيرقابل اجرا تصويب نشود.
رابعاً تكليف دولت به پذيرش دانشجوي روزانه در سال 90-1389 بدون تامين بار مالي آن در بودجه با اصل 75 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ناسازگار به نظر مي رسد و علاوه بر آن به موجب اصل سي ام قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تكليف دولت به تامين وسايل آموزش و پرورش "رايگان" تا پايان متوسطه مقرر شده و در مورد تحصيلات عاليه اين تكليف تا سرحد خودكفايي كشور مي باشد، بنابراين مكلف نمودن دولت به پذيرش دانشجوي كارداني و كارشناسي در مواردي كه نه تنها هيچ گونه نيازي وجود ندارد بلكه بايد براي فارغ التحصيلان فراوان جوياي كار نيز تمهيدات لازم انديشيده شود وجهي ندارد.
3- الحاق احكامي به قانون بودجه مصوب مجلس بدون رعايت ترتيبات مقرر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و آيين نامه داخلي (موضوع نامه شماره 11590 مورخ 1389.3.2 رييس محترم مجلس شوراي اسلامی)
همانگونه كه استحضار دارند(با توجه به ارسال رونوشت نامه مذكور به شوراي محترم نگهبان) ، در نامه فوق الذكر رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي دو تكليف بسيار مهم محتوايي (تكليف به تضمين تسهيلات موضوع بند 8 قانون بودجه سال 1389 و تكليف به اخذ مبلغ 500 ريال از هر كيلو ميوه و سبزيجات وارداتي و پرداخت آن به صندوق بيمه روستائيان و عشاير) را با اعلام اينكه در ابلاغ قانون بودجه از قلم افتاده است بدون رعايت ترتيبات قانوني مقرر نموده اند كه در نوع خود بي سابقه است توضيح اينكه در متن مصوبه مجلس شوراي اسلامي كه از سوي مجلس به شوراي نگهبان ارسال شده هيچ يك از دو تكليف ياد شده نيامده است و در كمال تعجب رييس محترم مجلس شوراي اسلامي كه بايد با توجه به سوگند موضوع اصل 67 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ماده 17 آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي بيش از هر كس پايبند به ترتيبات مقرر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و آيين نامه ياد شده باشد بدون رعايت اصل 94 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و مقررات آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي صرفاً به ارسال رونوشت براي شوراي محترم نگهبان اكتفا نموده است.
اينجانب به عنوان مسئول اجراي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، پاسداري از اين ميثاق ديني و ملي از جمله در خصوص جايگاه بيبديل شوراي نگهبان در صيانت از شرع مقدس اسلام و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را بر همگان فرض ميدانم كه مرجع انحصاري تشخيص انطباق مصوبات مجلس با موازين اسلام و عدم مغايرت مصوبات ياد شده با احكام اسلام اكثريت فقهاي معظم شورا و در مورد انطباق و عدم تعارض با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اكثريت همه اعضاي شوراي نگهبان مي باشد . اميدوارم با درايت اعضاء محترم شوراي نگهبان قانونگذاري در مسير منطبق بر قانون اساسي هر روز متعاليتر گردد.
از خداوند متعال عزت و سرافرازي حضرتعالي و اعضاء محترم شورا را مسئلت دارم.
محمود احمدينژاد
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی از بررسی موضوع اثرات امواج پارازیتی، در حضور وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات و مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این کمیسیون خبر داد.
به گزارش خانه ملت، بشیر خالقی، اظهار داشت: در این جلسه از "رضا تقیپور" وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات سوال شد که امواج ماهوارهای تا چه میزان سلامت را تحت تاثیر قرار می دهد و اینکه آیا این امواج به صورت کنترل شده در هوا منتشر میشود یا خیر؟
نماینده مردم خلخال در مجلس افزود: مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از نحوه اندازه گیری و کنترل امواج پارازیتی ابراز بی اطلاعی کردند.
عضو کمیسیون بهداشت، درمان مجلس شورای اسلامی گفت: مقرر شد وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به عنوان متولی سلامت گزارشی در خصوص مضرات امواج ماهواره ای به کمیسیون ارائه دهد.
وی خاطر نشان کرد: ادامه بررسی اثرات امواج ماهواره ای بر سلامت افراد به جلسه های بعدی موکول شد.
با گذشت بیش از پنج روز از ارائه درخواست هشت سازمان و تشکل سیاسی برای مجوز تظاهرات روز بیست و دوم خرداد، منابع خبری امروز گزارش دادند که وزارت کشور درخواست جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب را نپذیرفته، اما از شش سازمان سیاسی دیگر خواسته است "یک نفر نماینده معرفی کرده و درخواست خود را با مشخص کردن شعارها و متن قطعنامه پایانی تکمیل کنند."
منبع خبری فوق الذکر با بیان نکته فوق، علت عدم پذیرش امضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در لیست درخواست مجوز از وزارت کشور را، لغو پروانه آنها توسط کمیسیون ماده ده احزاب اعلام کرده است.
این گزارش همزمان خاطرنشان کرده است "اگرچه این رفتار به معنی موافقت با درخواست سازمانهای سیاسی اصلاح طلب برای مجوز راهپیمایی نیست؛ اما یک گام به جلو در مسیر عمل به قانون (اصل ٢۷ قانون اساسی) تلقی می شود."
لازم به ذکر است متعاقب درخواست دو هفته پیشِ میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای کسب مجوز راهپیمایی مراسم ٢٢ خرداد، که طی نامهای رسمی خطاب به استاندار تهران ارسال شد، هشت حزب اصلاحطلب «مجمع نمایندگان ادوار مجلس»، «سازمان مجاهدین انقلاب»، «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران»، «انجمن روزنامهنگاران زن»، «مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی»، «جبهه مشارکت»، «حزب اراده ملت» و «مجمع نیروهای خط امام»، نیز طی نامه ای مشترک به وزارت کشور، با استناد به اصل ٢۷ قانون اساسی، تقاضای صدور مجوز برای راهپیمایی روز ٢٢ خرداد، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در ساعت ۴ بعد از ظهر کرده بودند.
جمعی از سبز های مشهد فراخوان هایی برای شرکت در راهپیمایی اعتراضی نسبت به دولت کودتا در روز 22 خرداد منتشر نموده اند.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی در مشهد در این فراخوان ها از مردم مشهد دعوت شده است که از ساعت 16 شنبه بیست و دوم خرداد مقارن با اولین سالگرد کودتا انتخاباتی در تجمعات و راهپیمایی های دو مسیر تقی آباد-ملک آباد و فلکه پارک-بلوار سجاد شرکت نمایند.
در این فراخوان ها همچنین از سبز های مشهد دعوت شده است که روزهای پنجشنبه و جمعه 17 و 18 خرداد همزمان با اولین سالگرد شهادت شهید الله اکبر، مهندس مصطفی غنیان ، بر مزار وی واقع در قطعه 157 صحن قدس حرم امام رضا (ع) شرکت نمایند.
متن این فراخوان به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ان ﷲ ﻻ يغير ما بقوم حتی يغير ما به انفسهم
خداوند سرنوشت هيچ قومی را تغيير نخواهد داد مگر آنها خودشان را تغيير دهند .
دوباره من،
،دوباره تو
،ﻣﺎدوباره
،دوباره حرکت
،دوباره سبزها
،و دوباره نمايش حضور
اگر چه، خسته ايم از دروغ، خسته ايم از ريا، ولی هموطن پا به پايمان بيا ،
در کنار تمامی دردها، زجرها، اسارتها، توهين ها و ...و حتی جان گذشت ها
ولی ما ايستاده ايم
چرا که دريا را با سکون، نسبتی نيست.
در ماه خرداديم، ماهی که مثل اکثر خردادها بايد خاطره شود و ماندگار آيندگان از حضور ما ، و در اين زمان ، اين خرداد ماست و متعلق به نسل ما و بنا داريم خرداد خود را با خردادهای بزرگ ديگر پيوند بزنيم و با حضور مجدد خود نشان دهيم که ما هستيم، ﺗﺎ هر زمانی که ظلمی برپا شود، حقی پايمال گردد، عدالتی به ميزان نرسد ....و اسﻼم بزرگ و رئوف ﻣﺎ در سايه اين اندک خشن و مسلمان نما، بر سر دستها بچرخد .
پس بياييد تا با حضور ديگری، امروز به ياد حسين(ع) و با هدف حسين(ع) برخيزيم، برای اصﻼح مجدد امت پيامبر(ص) و اجازه ندهيم تا دوباره حسين ديگری به ميدان آيد و از سر ياری فرياد هل من ناصر سر دهد .
هموطنان و همشهريان مشهدی
برنامه ها ی بزرگداشت 22 خرداد در شهر مشهد به شرح ذيل اعلام ميگردد:
-تجمع و راهپیمایی روز 22 خرداد از ساعت 16 در دو مسیر زیر:
1. از ميدان دکتر علی شریعتی (تقی آباد) و سه راه راهنمایی به سمت میدان فلسطین (ملک آباد)
2. از دانشگاه فردوسی ، پارک ملت و فلکه پارک به سمت بلوار سجاد
-فریاد الله اکبر بر فراز بامها از 22 تا 25 خرداد ساعت 21
-حضور بر مزار شهيد ﷲ اکبر، مهندس مصطفی غنيان در روزهای پنج شنبه و جمعه 27 و 28 خرداد همزمان با سالگرد شهادت وی واقع در حرم مطهر ، صحن قدس ، قطعه 157 و شرکت در مراسم سالگرد شهيد در صورت برگزاری مراسم.
معاون مالی و اداری شهرداری تهران در رابطه با ۳۷۰میلیارد تومانی که گفته شده هزینه هایی بوده که فاقد سند ثبت شده است، گفت: بررسی کرده ایم و مشخص شده که ۱۵ درصد از کار باقی مانده است چرا که برخی از حسابها به صورت چک هایی صادر شده که مربوط به سالهای بسیار قبل است که در اسناد ثبت نشده و باید از اسناد راکد در بانکها این موارد به دست آید.
به گزارش ایلنا، حسین پورزرندی در حاشیه جلسه ۱۸۸۸ شهرداری تهران ادامه داد:ظرف ۱۵ روز آینده رقم نهایی را اعلام میکنیم و میگوییم که چه میزان از ارقام مشکل دارد و چقدر از آنها قابل حل است و اینکه می گویند چرا ۲ ماهه است که گزارش مالی را شهرداری نداده باید بگویم گاهی حسابهای مالی تا ۱۰ سال طول می کشد چراکه باید جستجو کنیم و تنها بند سه که مربوط به اسناد راکد است باقی مانده که از شورای شهر فرصت گرفته ایم تا دقیق بررسی شود.
پورزرندی با اشاره به اینکه حسابرسی ها را از سال ۸۲ نیز آغاز کردهایم، افزود: اصلاح حسابها در صورت های مالی سال ۸۷ نیز باید بررسی شوند. یعنی در واقع بررسیها از سال ۸۲ تا ۸۷ در حال حسابرسی است.تازمانی که لاشه چکها را نبینم نمیتوانم قضاوت کنم و اظهار نظر سطحی بدهم. بررسی یکساله شده یک سال و نیم این تاخیردر کارهای مالی مشکلی نیست.
عدهای دنبال این هستند که تخلفات شهرداری را بگوییم
معاون مالی اداری شهرداری تهران گفت: بعد از اصلاح نظام مالی شهرداری تهران از نظام اصلاح نقدی به تعهدی و استقرار حسابرسی در شهرداری تهران در سال ۸۵ و از ابتدای انجام عملیات حسابرسی تاکنون بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان از اموال و داراییهای شهرداری شناسایی و اصلاح حساب شده است.
وی گفت: عده ای دنبال این هستند که تخلفات شهرداری را بگوییم اما همین مسئله نیاز به دقت دارد اگر این کار را نکنم باید به من خرده بگیرند. مغشوش کردن جامعه درست نیست.اگر کسی هنر بررسی این اسناد را در این مدت کوتاه دارد به جای من این کار را بکند.
معاونت فنی و عمرانی گزارش مالی تونل توحید را بدهد
وی در رابطه با این موضوع که چرا هزینه صورت گرفته درتونل توحید مشخص نشده و گزارش مالی آن بعد از گذشت ۳ الی ۴ هفته به شورای شهر ارائه نشده، توضیح داد: هر دو سه ماه عملکرد بودجه از سوی شهرداری ارائه می شود و پروژه به پروژه مشخص است. در رابطه با تونل توحید هم قیمت تمام شده فقط حساب نقدی ندارد بلکه غیر نقدی هم هست که بررسی آن زمان می برد.
پورزرندی تصریح کرد: معاونت فنی و عمرانی نیز باید اطلاعات خود را در رابطه با هزینه کرد خود در تونل توحید ارایه دهد .به معاونت گفتهام فردا اطلاعات آن را دربیاورند هرچند که احتساب قیمت تمام شده زمان می برد و کسی مدعی نیست شهرداری شفاف شده است.
در سه ماهه اول درآمد نقدی شهرداری ۵۵ درصد است
معاون مالی اداری شهرداری تهران در مورد وضعیت درآمدی شهرداری در سه ماهه ابتدایی سال گفت: در درآمدهای غیر نقدی ۱۰۰ درصد در آمد داشتهایم اما در نقدی تنها ۵۵ درصد درآمد زایی شده است که علت آن این است که اوایل سال مردم نگاه می کنند ببینند وضعیت پولی کشور در رکود بازار مسکن چگونه می شود. اما قراردادهایی منعقد شده که در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته ۱۰ درصد افزایش یافته است.
مترو مال مردم است و حق مردم خوردنی نیست
وی در مورد عدم ابلاغ برداشت از حساب صندوق ذخیره ارزی برای مترو افزود: دنبال پیگیری این موضوع از وزارت اقتصاد و دارایی هستیم.کمک به مترو تنها از عهده شهرداری برنمی آید.امروز شهر بدون مترو نمیتواند باشد و اگر در زمان تصویب، قانون برداشت از حساب صندوق ذخیره ارزی در روزنامه رسمی اعلام شده پس باید ابلاغ شود. در هرصورت حق مردم خوردنی نیست چرا که مترو مال مردم است.
لایحه طرح جامع درآمدی شهرها ظرف یک ماه به مجلس ارائه میشود
وی در رابطه با لایحه خودکفایی شهرها گفت:در جلسه کلان شهرها خواسته شده که طرح جامع درآمدی شهرها به مجلس برود و در همین خصوص وزارت اقتصاد و دارایی قول داده ظرف یک ماه آن را به مجلس تقدیم کند چراکه با شهرفروشی و تراکم فروشی شهرها دیگر قابل اداره کردن نیستند این درحالی است که ساخت و ساز قبلا بالای ۸۷ درصد بود اما الان به زیر ۷۵ درصد رسیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر