
شهره شعشعانی/ رادیو کوچه
قصههای ما، از رویا تا واقعیت برنامهای است که به ادبیات داستانی و ادبیات مستند میپردازد. در این برنامه قصههایی از نویسندگان ایرانی و خارجی میخوانیم و از خاطرههایمان میگوییم. قصهها و خاطرههای مشترکی که در پیچوتاب تصاویر تودرتویشان هر کدام ما چهبسا خود را در آینهی زندگی و خیال دیگری باز یابیم.
«مرضیه ستوده» متولد سال 1336 تهران است. اوایل جنگ از ایران به کانادا مهاجرت کرد و تحصیلاتش را در رشته خدمات اجتماعی در کالج «سنهکا» (Seneca) به پایان برد و به عنوان مددکار اجتماعی به کار پرداخت.
همزمان با ثبات تدریجی و فراغتی که لازمه نوشتن بود از چند سال پیش داستاننویسی و ترجمه را بهطور جدی آغاز کرد. پس از موفقیت نخستین داستانش «بابوشکا» تاکنون هجده داستان کوتاه دیگر نوشته و داستانهای کوتاه متعددی از نویسندگان معاصر جهان ترجمه کرده است.
از مرضیه ستوده تاکنون کتابی منتشر نشده و او خود با وجود ممیزی در ایران و ناتوانی صنعت نشر کتابهای فارسی در خارج از کشور به انتشار اینترنتی آثارش بسنده کرده، جایی که داستانهای او در بسیاری از سایتهای ادبی و فرهنگی با استقبال خوانندگان روبهرو شده است.
نقد و نگاه
داستانهای مرضیه ستوده پستمدرن نیستند و میشود بهراحتی آنها را خواند. این حسن بزرگی بهخصوص در میان داستاننویسهای نوین ایرانی است که غالبن به نظر میرسد در سودای «جهانی» شدن هرچه بیشتر دلمشغول روایتهای «تکهتکه» در داستان شدهاند، داستانهایی که در آن گاهی به مدد رمز و اصطرلاب هم نمیتوان فهمید، چه کسی رفت، چه کسی آمد، چه کسی گفت، و چه کسی شنفت.
داستانهای خانم ستوده از این نظر استثنا هستند، شاید همهشان در یک سطح نباشند، اما اگر حتا نام نویسنده بر عنوان داستانها نباشد، با زبان جاندار، طنز سرشار و شخصیتهای ملموس حسابشان را از بسیاری داستانهای دیگر جدا میکنند، همانطور که در داستاننویسی معاصر دنیا، داستانی از اوکانر، بارتلمی، باشویس سینگر و آلیس مونرو از چنین خصوصیتی برخوردار است، و ما اگر به عنوان خواننده فارسی زبان ایرانی این داستانها را میخوانیم و از آنها لذت میبریم برای این نیست که نویسندگانشان «جهانی» هستند، بلکه برای این است که حرفشان روشن است، شخصیتهاشان زندهاند و ما آنها را متعلق به هر گوشهی دنیا که باشند میفهمیم و باور میکنیم(و جهانی بودن جز این، جز بیان حرف قابل فهم، چه معنایی میتواند داشته باشد؟)، کما اینکه داستانهای خانم ستوده هم اگر به عنوان مثال به زبان انگلیسی خوبی ترجمه شود و ناشر معتبری پشت آن باشد بهطور قطع با خوانندهی خود از هر قوم و ملیتی ارتباط برقرار میکند، چون حرف نویسنده، شخصیتها و روابطشان گرچه بیشتر متمرکز بر آدمهای پیرامونی است، ولی کیست که این آدمهای پیرامونی را ندیده باشد و آنها را در این داستانهای ساده و روشن و شفاف باز نشناسد. میگوییم داستانهای ساده و منظور این است که نویسنده قلنبهگویی و فاضل مآبی را خوب میشناسد و با حساسیتی آگاهانه از آن پرهیز میکند.
داستانهای خانم ستوده از این نظر استثنا هستند، شاید همهشان در یک سطح نباشند، اما اگر حتا نام نویسنده بر عنوان داستانها نباشد، با زبان جاندار، طنز سرشار و شخصیتهای ملموس حسابشان را از بسیاری داستانهای دیگر جدا میکنند
نمونههایی از نثر نویسنده در داستان «عاشیق»
«من و خواهرم دوقلو هستیم. دوقلوهای تخمک جدا. اصلن شکل هم نیستیم. نه قیافه، نه روحیه. او بگو بخند است. من حوصله ندارم. راستش اصلن او یکجو عقل ندارد. او به من میگوید تو یک ذره احساس نداری… »
«خواهرم ترجیح میداد که مهمان بیاید خانهاش تا هی به این و آن رو بیندازد. بعد که هنر دوستان اندکاندک جمع میشدند، اولش یک کم خوش بودند، با خوشی به هم میگفتند به سلامتی، مثل آدم از هم میپرسیدند کار تازه چی داری؟ بعد آنهایی که در ردهی بالاتری از هنر، یعنی نشانهشناسی بودند، دربارهی دال و مدلول و گفتههای لاکان و سوسور و دریدا، تا نصف شب ور میزدند. رشیدخان خیلی دقت میکرد که واژهی دیفرانس را حتمن دیفقانس تلفظ کند. آخر شب دیگر خشن و بیتربیت میشدند. مثلن رشیدخان تقریبن با حمله به مدعوین هوار میزد: سوسور به اونجای ننهش خندیده که این را گفته.»
«ما زودتر رفتیم. قدم زدیم. همهجا سنگفرش بود، سقفها بلند، رواقها تو در تو، پنجرهها مشبک با شیشههای رنگی رنگی. و یک بوی خوش اثیری. هالهای از حرمت و پذیرش گرد ما بود. بعدازظهر بود… .»
وبلاگ نویسنده
موسیقی متن:
Ravi Shankar & Yehudi Menuhin-Prabhati
آذین ر. / واحد ترجمه / رادیو کوچه
نادانی و جهل آمریکاییها و عراقیها در آغاز جنگ میتوانست به فاجعهای بینجامد.
در بعدازظهر دهم آوریل 2003، یک روز پس از پایین کشیدن مجسمه صدام در میدان پارادایز بغداد، من به سمت کاخ اصلی صدام، در سمت دیگر تیگریز (جلگه) رفتم. شایعاتی بود مبنی بر اینکه تفنگداران میخواهند آنجا را منفجر و ویران کنند، در عوض من آنجا گروه کوچکی از تفنگداران را یافتم که در حال جستوجو در آن مجتمع وسیع بودند و بهدنبال اسناد میگشتند. چند صد عراقی در کنار در ورودی جمع شده بودند. در بروز اولین هیجان رهایی از ظالم، آمریکاییها قهرمان بودند. هر بار که تفنگداری از قصر بیرون میآمد فریاد هلهله به هوا میرفت.
در دفتر طلاکاری شده صدام، تفنگداری را یافتم که یک پرچم عراقی را طوری پایین گرفته بود که نزدیک میز دیکتاتور آویزان شده بود و از مترجم کردی خود میخواست عبارت سبز میان پرچم را برایش ترجمه کند. من هرگز نخواهم فهمید که چرا مترجم کرد در پاسخ به او دروغ گفت. او گفت اینجا نوشته «صدام حسین.» (آن نوشته در واقع الهاکبر بود که یعنی خدا بزرگ است). تفنگدار با خوشحالی پرچم را از بالکن بیرون آورد و آن را رو به جمعیت عراقی به اهتزاز در آورد بعد فندک زیپوی خود را روشن کرد و با نگاهی پیروزمندانه اعلام کرد: «این آن کاری است که ما با صدام خواهیم کرد.»
عراقیها مبهوت شدند. هیچیک از آنها انگلیسی نمیدانست و تمام چیزی که میتوانستند بفهمند این بود که یک تفنگدار بلوند آمریکایی میخواست پرچم ملی آنها را آتش بزند. برخی بر سرش فریاد کشیدند. ولی او عصبانیت آنها را به اشتباه به حساب هیجانشان گذاشت. او با صدایی مبالغهآمیز، تو دماغی و لهجه کشیده جنوبی فریاد زد «بله، ما خشتکش را در می آوریم.»
من و مترجمم در یک لحظه تنها توانستیم از آتش زدن پرچم جلوگیری کنیم. وقتی توضیح دادیم که واژههای عربی واقعن چه بودند، رنگش پرید. او گفت: «اوه- پسر نمیدونستم»، با حالت عصبی به جمعیت نگاه کرد که با خشم نشسته بودند. «میتونی براشون توضیح بدی؟» او پرچم را در دستهای من انداخت و به سمت در پشتی دوید.
خودم را در حالی یافتم که پرچم صدام در دستانم بود و جمعیت عراقیان عصبانی روبهرویم بودند. خوشبختانه مترجم من صدای رسایی داشت و صدایش به خوبی در آن غوغا شنیده میشد. او توضیح داد که آن تفنگدار اصلن قصد توهین نداشته و توسط مترجمش گمراه شده. عراقیها نرم شدند. بعضیها به کردها طعنه میزدند. من پرچم را به پیرمردی در میان جمعیت انداختم. او مثل شیوخ قبیلهای لباس پوشیده بود و صورتی مهربان و آفتابسوخته داشت. در کمال تعجب او پرچم را به من برگردند. او گفت: «تو پرچم را نجات دادی. پس باید داشته باشیش.»
دشمنت را بشناس
سالیانی من این داستان را به عنوان تمثیلی برای نادانی و جهل به خاطر میآورم: علیرغم ماهها برنامهریزی برای جنگ با عراق، سربازان آمریکایی بهطرز حیرتانگیزی دانش کمی درباره دشمن داشتند. استادان سیاسی آنها نیز بهندرت مطلع بودند. وقتی ال.پاول برمر، به عنوان فرمانده نظامی مشاوران به بغداد رسید، بسیاری از همراهان او تنها تصوری که از آن کشور داشتند صخرهای بودن آن بود. در اولین سال اشغال، اغلب برخوردهای من با مقامات در منطقه سبز بخش استحکامات که شامل کاخ صدام نیز میشد و برمر از آنجا عراق را اداره میکرد احساس وارونهای داشتند. مصاحبهشوندگان سوالات بیشتری از من داشتند تا من از آنها. برخی از این سوالها مشخص بودند (فرق شیعه و سنی چیست؟). برخی نکات ظریفی داشتند (آیا مردم میتوانستند هم از صدام متنفر باشند و هم از آمریکاییها که آنها را از دست وی خلاص کرده بودند؟)

کاخ صدام حسین در تکریت
جهل و نادانی بهطور فزایندهای خطرناک میشد. سربازان آمریکایی سعی میکردند با شاخه نخلی و بالا نگهداشتن آن و تکان دادنش به سمت پایین ماشینها را متوقف کنند. رانندگان عراقی این چنین ترجمه میکردند «بیا» و نه «توقف کن». وقتی ماشین جلوتر میرفت سربازان فریاد هشدار سر میدادند،خشونتی که نیازی به آن نبود. گاهی آنها به سمت ماشین شلیک میکردند و راننده و مسافران را میکشتند. این ماهها قبل از این بود که سربازان با گزینههایی مشخصتر و علایم خاص اقدام به متوقف کردن اتومبیلها کردند – که تا آن زمان چندین عراقی تنها به علت یک سوتفاهم ابتدایی فرهنگی جان خود را از دست دادند.
برمر، گروه او و روسایشان در واشینگتون بهندرت مطلعتر شدند، با این حال فرض را بر این میگذاشتند که میدانند چه چیز برای عراق بهتر است. این به تصمیمات فاجعهآمیز میانجامید. مثل آن تصمیم برای خلع سلاح ارتش عراق، که دهها هزار مرد خشمگین و تعلیم نظامی دیده را به اردوی شورشیان فرستاد. دیگر نهادها وقتی عضویت در حزب بعث تعرض بهشمار میرفت، همگی خالی شدند. هیچ اهمیتی نداشت که بسیاری از مردم به حزب صدام پیوسته بودند. چون این تنها راهی بود که شغلی دست و پا کنند و آن دیپلماتهای جوان که فرق بین شیعه و سنی را نمیدانستند باید تصمیم میگرفتند که چگونه این گروهها در جامعه قدرت را به اشتراک گذارند.
این نادانی هر دو طرف را دچار کرده بود. در ماههای پیش از جنگ در 1991 عراقیها عدم درک قابل توجهی از آمریکا، کشور و بهطور ویژه – ارتش- که شکست تحقیرآمیزی بر آنان تحمیل کرده بود، را نشان دادند. ماموران صدام پیشبینی میکردند که «جورج دبلیو بوش» هرگز به سربازانش فرمان حمله نمیدهد. یا اگر چنین کند تنها حرکت تنبیهی سریعی خواهد بود که بهدنبال آن به سرعت باز خواهد گشت. پس از سقوط صدام، رهبران شورشیان جدید به من اطمینان میدادند که آمریکاییها تحمل جنگ طولانی نخواهند داشت. ضربات هدفمند، آنها را به خانه پس میفرستد.
البته برخی از اینها انکار بود. ولی عراقیها هم تاریخ آمریکا را بد خوانده بودند. مردمی که دانششان از آن مناقشه برگرفته بود از فیلمهای آمریکایی و شوهای تلویزینی که به آسانی با ویتنام و سومالی مقایسه میشد. یکی از رهبران شورشیان یک سرهنگ پیشین در ارتش عراق به من گفت که مناقشه عراق «سه شاهین سیاه پایین» است: اگر او میتوانست سه هلیکوپتر آمریکایی را سرنگون کند و پیکر سرنشینان آن را در خیابانهای بغداد بگرداند، باعث میشد افکار عمومی آمریکاییها عوض شود و بوش را مجبور کنند که بازگردد. یکی دیگر از شورشیان ویدیویی از تظاهرات ضدجنگ را در واشنگتن را بهانه میکرد – تا اینکه به او گفتم که این کلیپها مربوط به مستندی در دهه 1970 است.
عراقیها چیزهایی را مدام تکرار میکردند: غربیها ملایم و تنبل هستند و نمیتوانند گرمای صحرا را تحمل کنند. طاقت مبارزه از نزدیک را ندارند و بسیار به سلاحهای کنترل از راه دور تکیه میکنند. تلفات غیرنظامیان باعث میشود آنها بترسند. همچنین بسیاری از شورشیان قدرت متحدانشان را دست بالا میگرفتند و چنین فرض میکردند که انفجارهای انتحاری القاعده و مشاوران فنی سپاه قدس ایران میدان بازی را در مقابل زره پوش آمریکایی برابر خواهد کرد. یکی از فرماندهان شورشیان رجز میخوند که «بمبگذاران انتحاری القاعده مثل موشکهای کروز هستند منتها ارزانتر.»
منحنی یادگیری
زمانی که در بغداد زندگی میکردم عراقیها و آمریکاییها چیزهای زیادی درباره هم یاد گرفتند. درسهایی که بسیار پرهزینه تمام شد. اسطورهها و تصورات غلط عراقیها طی سال 2004 درهم شکسته شد، وقتی نیروهای آمریکایی در دو جنگ خونین فلوجه و نجف جنگیدند. آمریکاییها از عهده تابستان بینالنهرین بر آمدند. آنها هم در خیابانها و هم به صورت هوایی جنگیدند. شورشیانی که به تفنگدارها چاق و ملایم میگفتند حالا دیگر از خوی وحشیانه آنها شکایت میکردند. آن زمستان، یکی از سران قبیله در ایالت عنبر متخاصمین را برایم چنین توصیف کرد: «دانی از جهنم که خون کودکان را مینوشند و هیچ گلوله یا بمبی نمیتواند آنها را از پای در آورد.»
آمریکاییها یاد گرفتند که عراقیها هم میتوانند بجنگند. پیروزی نظامی بر نیروهای صدام به آسانی بهدست آمد، ولی وقتی برخی از آن نیروها به شورشیان پیوستند، ثابت کردند دشمنان حیلهگر و دارای قوه تطابقی هستند. عراقیها بمب کنار جادهای را اختراع نکرده بودند، ولی آن را به عنوان مرگبارترین سلاح که دشمن میتواند علیه تجهیزات مدرن دشمنش به کار گیرد، تبدیل کردند. اصرار قاطعانه شورشیان سنی بر ستایش لجوجانه آن پیروز شد. تا پایان سال 2005، فرماندهان آمریکایی اعتراف میکردند که به چیزی بیش از اسلحه برای جلب سنیها نیاز بود. شبه نظامیان شیعه که نظم کمتری داشتند و اغلب رشوهخوار بودند، هرگز چنین احترامی را نداشتند.
بعد کشتار جنگ شیعه سنی در گرفت. با صدها کشته عراقی در روز، دیپلماتها و فرماندهان آمریکایی دیگر نمیتوانستند از پیچیدگیهای اجتماعی و مذهبی عراق ناآگاه بمانند. بهزودی حتا یک سرجوخه در بغداد میتوانست با توانایی نه تنها جنگهای قلمرویی را که در کنارش و تحت فرمانش رخ میداد، بلکه زمینه سیاسی اجتماعی آن را شرح دهد. گروه های مختلف با نوع کشتن افراد مشخص میشدند. جهادیون سنی گردن زدن را ترجیح میدادند، جوخههای مرگ شیعه دوست داشتند جمجمه قربانیان خود را سوراخ کنند. سربازان آمریکایی هرگز نمیتوانند فقط از روی شکل بگویند کدام بمب کنار جادهای ایرانی است.

حال دیگر آمریکاییها میدانند که دشمن یکدست نیست بلکه آمیزهای است. آنها شیعه و سنی، عرب و کرد، جهادیون خارجی و داخلی – بهعلاوه ترکیبی از جاسوسان و نمایندگان مامور شده از کشورهای همسایه، بودند. و اگر چه همگی از اشغالگر تنفر داشتند، از یکدیگر نیز بیزار بودند. متحدین سابق علیه یکدیگر قد علم میکردند. شخص شورشی که یکبار درباره بمبگذاران انتحاری القاعده برایم رجز میخواند حال شکایت میکرد که جهادیون نظر خشن خود را بر قبیله او تحمیل میکردند. آنها برادر او را بهدلیل فروش الکل اعدام کرده بودند. در روستاها و شهرهای غرب و شمال بغداد، عراقیها خشم و غیظ خود را بر سر این جهادیون خالی میکردند.
با آغاز 2007، آمریکاییها و شورشیان عراقی به نتیجهای نهایی رسیدند که بازی را تغییر میداد. آنها میتوانستند برای نفع متقابل با یکدیگر کار کنند. قبایل سنی پول و اسلحه آمریکا را برای جنگ با القاعده تحت برنامهای بهنام سهوا یا بیداری پذیرفتند، گروه های شیعه نیز بهدنبال حذف جهادیون هستند، کشتار ضدسنی را معلق گذاشتند تا اجازه دهند اتحاد جدید کارش را بکند. بیداری اساس راهبرد ژنرال دیوید پترائوس بود که عصاره چهار سال درسهای آموختنی بودند.
وقتی به عراق بازگشتم، نتایج این ادراک آشکارا دیده میشد. مردمان برای دوباره ساختن زندگیهای عادی از کمتر شدن خشونت بهره میبردند – از پیک نیک در جلگهها، دیدن فروشگاهها و رستورانهای تازه لذت میبردند و خانههایشان را دوباره رنگ زده بودند. بمبهای انفجاری القاعده هنوز هم زیاد بودند، ولی بدون حمایت قبیلههای سنی، توانایی آنها برای ضربهزدن بهشدت محدود شده بود. رهبران شورشیان پیشین سنی و شبه نظامیان شیعه سازش نکرده بودند ولی بسیاری از آنها به سیاستی دست یافته بودند، به جای شلیک به یکدیگر در خیابان، بر سر تقسیم قدرت چانهزنی میکردند و هیچیک به آمریکاییها شلیک نمیکرد.
منطقه سبز قدیمی، صحنه بسیاری از سوتفاهمها طی هفت سال گذشته، حال کوچکتر شده بود و کمتر مخل فراز و فرود جریان شهر بود. در داخل، پستهای بازرسی که قبلن توسط آمریکاییها اداره میشد، حالا توسط عراقیها کنترل میشود. من با یک سرگرد ارتش آمریکا در شهر میگشتم و در هر پست بازرسی باید توقف میکردیم و مدارک هویتی خود را نشان میدادیم: هیچ امتیاز سیاسی خاصی برای ارتش آمریکا وجود نداشت. برای آن سرگرد، داستان اینکه چگونه پرچم صدام در اختیارم قرار گرفت را تعریف کردم. او خندید و از نادانی آن تفنگدار جوان با فندک زیپو، سری تکان داد. او گفت: «ما از آن زمان تاکنون چیزهای بسیاری آموختهایم.»
آنچه آموختیم:
1- ندای بد:
انحلال ارتش صدام باعث از بین رفتن نهادهای کاری در عراق شد و شورشیان را قدرتمند ساخت.
2- دردسرهای همسایه
همسایگان عراق مثل ایران اهدافی متفاوت با ما داشتند و بهتر از ما آماده بودند تا به آنها برسند.
3- تفرقه خانگی
شبه نظامیان شیعه و سنی از ما متنفر بودند ولی از یکدیگر بیشتر تنفر داشتند که به نفع ما تمام میشد.
برگرفته از مجلهی تایم
نوشتهی بابی گوش
مصطفا خلجی / رادیو کوچه
mostafa.k@koochehmail.com
ترجمه اشعار برندهی جایزهی صلح نوبل به انگلیسی
مجموعه اشعار «لیو شیائوبو» نویسنده و شاعر چینی برندهی جایزهی صلح نوبل 2010، از چینی به انگلیسی ترجمه و منتشر میشود.
این اثر که انتشار آن را انتشارات «گری وولف» برعهده گرفته، مجموعهای از اشعار «شیائوبو» شاعر و نویسنده 54 ساله چینی است که در زندان به سر میبرد.
«لیو شیائوبو» که در سال 1989 به عنوان یکی از رهبران اعتراض میدان تیان آنمن دستگیر شد، سال 2009 برای چندمین بار دستگیر و از سوی دولت چین به 11 سال زندان محکوم شد.
از همین روی قرار است مجموعهای از آثار این نویسنده که به یاد واقعه تاین آنمن با نام «مرثیه 4 ژوئیه» منتشر شده، به زبان انگلیسی نیز ترجمه و منتشر شود. ترجمه این اثر که به «جفری یانگ» سپرده شده، قرار است در پاییز 2011 در اختیار انگلیسیزبانان قرار گیرد.
انتشارات هاروارد نیز اخیرا اعلام کرده که مجموعه 31 مقالهای از این نویسنده را که درباره زندگی در چین معاصر است، تا سال 2010 در قالب یک کتاب منتشر میکند.
افتتاح سایت رسمی کتاب کوچهی دیجیتال
سایت کتاب کوچه، به مناسبت هشتاد و پنجمین زادروز احمد شاملو راهاندازی شد. هدف این سایت انتشار دیجتال همهی مدخلها و فیشهای کتاب کوچه است.
ورود اطلاعات این سایت به صورت هفتگی صورت میگیرد. این سایت اطلاعات را در دو شکل در اختیار علاقهمندان فولکلور ایران قرار میدهد: نسخهی اصلی کتاب کوچه، اصطلاحن نسخهی فقط خواندنی که از این هفته قابل دسترسی است و انتشار آن آغاز شده است و نسخهی توسعه یافتهی کتاب کوچه از دوم مرداد ۱۳۹۰ به صورت یک دانشنامهی قابل ویرایش در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
علاقهمندان میتوانند از این هفته، کتاب کوچه را در سایت www.ketab-kuche.org دنبال کنند.
21آذر، هشتاد و پنجمین زادروز احمد شاملو
زندهیاد «احمد شاملو»، بدون شک، برجستهترین شاعریست که شعر فارسی در سدهی اخیر به خود دیدهاست. همچنین هیچ شاعری در عصر ما به اندازه او مورد توجه و شناخت ادبیات جهان قرار نگرفت. اما شاملو را نمیتوان به لقب شاعری محدود کرد.
شاملو در طول حیات هنری خود آثار متعددی را در حوزه شعر، داستان و رمان، ترجمه، فیلمنامه، فرهنگنامه، شعر کودک، اجرای صوتی آثارش و … از خود بر جاگذاشت که تعدد باور نکردنی این آثار تا امروز باعث شدهاست چندین مجلد در قالب شناختنامه از این هنرمند و آثارش به رشته قلم درآمده، منتشر شود.
وی در 21 آذرماه 1304 در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفیعلیشاه دیده به جهان گشود. پدرش ارتشی و مادرش از قفقازیهایی بود که بعداز انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷روسیه، به همراه خانواده به ایران کوچکرده بودند.
او در نوجوانی با شنیدن صدای پیانو همسایه ارمنی، به تایید خود مسخ موسیقی میشود اما از آنجا که چنین امکانی برایش مقدور نبود، به نوشتن و سرودن علاقهمند شد و این آغاز راه بود برای احمد شاملو در عرصه شعر.
او به سرودن ادامه داد و همواره از «رسالت» و «سنگینی بار وظیفه» در قبال آحاد جامعهاش سخن گفت. بارها در رژیم پیشین به بند کشیده شد اما حتا در بدترین شرایط از نوشتن و سرودن باز نایستاد.
مباحث تئوریک ادبیات و زبانشناسی، فعالیتهای مطبوعاتی در سمتهای مختلف، کار روی دیوان شاعرانی همچون «ابوسعید ابوالخیر»، «خیام» و «باباطاهر» و «حافظ» و درنهایت تالیف مجموعه ارزشمند فرهنگنامه ادبیات عامیانه «کتاب کوچه» ازجمله فعالیتهای دیگریست که این چهره برجسته در طول حیات خود به آن پرداخته است.
سرانجام «الف.بامداد» پس از مدتها تحمل رنج بیماری قند، در تابستان سال 1379 در بیمارستان ایرانمهر، چهره در نقاب خاک کشید و توسط هزاران نفر از علاقهمندان و هواداران به سوی آرامگاه جاویدش امامزاده طاهر تشییع و آرام گرفت.
«رستماله مرادی»، شاعر خوزستانی درگذشت
یکشنبه این هفته رستم الههمرادی از شاعران خطه خوزستان در پی ایست قلبی در بیمارستانی در اهواز درگذشت. پیکر این شاعر محجوب مسجدسلیمانی که روزگاری دراز به کار آموزش ادبیات سرگرم بود در مسجدسلیمان به خاک سپرده شد.
رستماله مرادی، زاده مسجدسلیمان از شاعران گوشهگیر و گمنامی بود که حضور شعریش به دهه پنجاه خورشیدی باز میگردد. دههای که مسجدسلیمان مهدشاعران نوپرداز و نوپویی بود که بعدها به شاعران موج ناب معروف شدند که بنیانگذارش «هرمز علیپور» بود. «هوشنگ چالنگی»، «هرمز علیپور»، «سیدعلی صالحی» و «سیروس رادمنش»، «حمیدکریمپور» شناختهشدهترین آنها هستند. «رستم الهدمرادی» از زمره کسانی است که گمنام ماندند.

طاهر بنجلون
تمرکز نشریات ادبی در تهران و نبود تربیونی شایسته و درخور در استانها و یا شهرستان باعث آن شده بود که اگر شاعر و نویسندهای راهی تهران نمیشد، گمنام باقی میماند. هرمز علیپور سکوت از جنس خوزستانی را که مایه غرور و بینیازی و خلوت است، پیشه بیشتر شاعران این خطه میداند.
رستم الهعمرادی متولد ۱۳۳۸ مسجدسلیمان، بازنشسته آموزش و پرورش بود که مجموعه شعری به نام «به نفع رویاها» از او در سال ۱۳۸۸ از سوی نشر تپش منتشر شد.
جشنواره شعر نجف
این هفته اتحادیه نویسندگان نجف جشنواره جهانی شعر را در روز یکشنبه (12 دسامبر) به پایان بردند، بیش از 200 تن از نویسندگان، منتقدان و شاعران عراقی و عرب در این جشنواره شرکت کردند.
«فاضل ثامر»، رییس اتحادیه نویسندگان عراق، به یک سایت خبری گفت: «برگزاری جشنوارههای فرهنگی و شعر در عراق بهطور چشمگیری به شکست تروریستها که میخواستند با تاکتیکهای خود جامعه تحصیلکرده عراق را پارهپاره و از هم جدا کنند، کمک کرده است.»
ثامر گفت که انتخاب شهر نجف به عنوان میزبان جشنواره بزرگ شعر انتخاب خوبی بود.
وزیران فرهنگ چندین کشور مسلمان نیز در نشستی در پایتخت آذربایجان، باکو، در اوت سال 2008، نجف را به عنوان پایتخت فرهنگ اسلامی در سال 2012 انتخاب کردند.
نجف در حال آمادهسازی برای این واقعه است و عملیات بازسازی وسیعی را در مناطق نزدیک نواحی باستانی شهر نجف و کوفه در دست اجرا دارد. دولت عراق 537 میلیارد دینار برای پروژههای زیربنایی نجف و آمادهسازی برای این رویداد اختصاص داده است.
بزرگداشت «باباطاهر» در سلیمانیه
و خبر دیگر باز هم مربوط به عراق است. همایش علمی و فرهنگی «باباطاهر همدانی» شاعر و صوفی پرآوازه ایرانی سهشنبه این هفته در شهر سلیمانیه عراق برگزار شد.
شهر سلیمانیه پایتخت فرهنگی اقلیم کردستان به شمار میآید.
همایش فرهنگی و علمی باباطاهر همدانی با شعار «باباطاهر نماد تاریخ ادبی ماست» و با حضور جمعی از مسوولین اقلیم کردستان و استادان دانشگاههای اقلیم کردستان و ایران و همچنین مهمانان خارجی شروع به کار کرد.
در ابتدا نمایشگاه نقاشی با موضوع زندگی و آثار باباطاهر افتتاح شد و سپس سخنرانان درباره ابعاد شخصیت باباطاهر همدانی، زندگی وی، وضعیت و شرایط مردمان زاگرسنشین در طول حیات باباطاهر، جایگاه باباطاهر همدانی در میان ادبیات و فرهنگ مردمان لر منطقه و تاثیرات شعر باباطاهر در سطوح داخلی و خارجی سخن گفتند.
اهدای جایزه آرگانا به طاهر بنجلون
دوشنبهشب این هفته، جایزه بینالمللی شعر «آرگانا» به «طاهر بنجلون» نویسنده و شاعر مراکشی-فرانسوی در رباط اهدا شد. این جایزه مهمترین جایزه شعر کشور مراکش است.
طاهربن جلون سال ۱۹۴۴ در شهر فاس مراکش به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته فلسفه آغاز کرد و در مقطع فوق لیسانس جامعهشناسی خواند و در رشته روانشناسی دکترا گرفت. او از فعالان مسایل حقوق بشر و ساکن فرانسه است و به زبان فرانسه مینویسد. مسایل جامعه مردسالار عرب و مشکلات مهاجران از جمله دغدغههای بنجلون است.
رمان «با چشمان شرمگین» او برنده جایزه گنکور شده است. نام این رمان خود از شعر عاشقانهای از ساموئل کالریج گرفته شده است که در آن دلدادهای در مقابل معشوق از شرم سر به زیر انداخته.
خود بنجلون در شعری میگوید:
هر دستی، تنهایی فرسودهای است
که نوازشی را که بر غم جاریست، محصور میکند
احساس در شعرم، ناشناخته است
ترس، خاطرههای ما را تباه میکند.
خبر / رادیو کوچه
از روز دوشنبه ۲۹ آذر، شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل به همراه شش نفر دیگر از فعالان زن، در اعتراض به وضعیت نسرین ستوده، وکیل زندانی در ایران،در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو تحصن میکنند.
به گزارش دویچه وله، این فعالان زن به دلیل بیتوجهی مسوولان قضایی ایران به وضعیت نسرین ستوده که بیش از ۱۰۳ روز است که در زندان بهسر میبرد و برای دومین بار دست به اعتصاب غذا زده است این تحصن را انجام میدهند. آنها از مردم درخواست کردهاند که به این اعتراض عمومی بپیوندند.
شیرین عبادی، خدیجه مقدم، منصوره شجاعی، پروین اردلان، شادی صدر، آسیه امینی و محبوبه عباسقلیزاده با اعلام این تحصن طی بیانیهای از همه مردم، بهویژه فعالان زن و فعالان حقوق بشر درخواست کردهاند که با اعتراض به وضعیت نامناسب نسرین ستوده در زندان، خواستار آزادی وی شوند.
این فعالان زن در مورد وضعیت نسرین ستوده در زندان نوشتهاند که پس از پایان یافتن تحقیقات مقدماتی و ختم دادرسی حداکثر طی یک هفته میبایستی نسبت به اتهام وی اظهارنظر شود.
لازم به اشاره است که بر اساس مقررات قضایی ایران، پس از شروع محاکمه نگهداری زندانی در سلول انفرادی ممنوع است اما نسرین ستوده از نخستین روز بازداشت تاکنون در سلول انفرادی به سر میبرد و به درخواستهای مکرر او و وکلایش برای آزادی به قید وثیقه توجهی نشده است و در نتیجه خانم ستوده در اعتراض به عدم رعایت قوانین از تاریخ ۱۳ آذر، دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
بیشتر بخوانید:
«به اعتصاب غذای خود پایان دهید»
«درخواست شکستن اعتصاب ستوده»
خبر / رادیو کوچه
روز جمعه، جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیهای اعلام کردند از روز یکشنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۹ اقدام به گرفتن روزه سیاسی در حمایت از زندانیان سیاسی میکنند.
لازم به اشاره است نسرین ستوده از جمله رندانیان سیاسی است، که از روز شنبه هفته گذشته در اعتصاب غذای خشک بهسر میبرد.
محمد نوریزاد نیز از دیگران اعتصابکنندگان غذای خشک بود که به علت وخامت وضعیت جسمانی روز پنجشنبه به بیمارستان زندان اوین منتقل و مجبور به شکستن اعتصابش شده بود.
متن این اطلاعیهای به شرح زیر است:
بسم اله الرحمن الرحیم
استعینوا بالصبر و الصلاة
زندانیان سیاسی درست از فردای کودتای انتخاباتی تا کنون مظلومانه اما با درایت و هوشیاری تمام، کوس رسوایی ستمگران زیادهطلب را به صدا در میآورند. آنها همه یک رسانه شدهاند تا صدای مظلومیتشان را به همگان برسانند و گاه بر اثر فشارهای وارده راههایی را در پیش گرفتهاند که در شرایط عادی منطقی به نظر نمیرسد. اعتصاب غذا یکی از راههای رساندن صدای مظلومیت عزیزان ماست که آن را نمیپسندیم چون موجب رسیدن آسیب به آنان میشود و سلامت تن و روان آنان برای ادامه جنبش سبزمان انکار ناپذیر است.
هنوز تعدادی از زندانیان مظلوممان در اعتصاب غذا به سر میبرند و ما نمیتوانیم نسبت به این امر مانند مسوولان بیتفاوت باشیم. بنابرین ما خانوادههای زندانیان سیاسی با اعلام روزه سیاسی در روز یکشنبه ۲۸/۹/۱۳۸۹ به حمایت از اهداف آزادیخواهانه و عدالتطلبانه عزیزانمان، روح خود را صیقل میدهیم و هنگام افطار برای آزادی همه زندانیان سیاسی دسته جمعی دعا میکنیم. هر خانه یک سفره افطار و در کنار هر سفره افطار دعاهای سبزی که توسط دلهای شکسته و امیدوار خوانده میشود.
به امید روزی که هیچ زندانی، زندانی سیاسی نداشته باشد.
جمعی از خانوادههای زندانیان سیاسی
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
در پی اتفاقات پیش آمدهی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، شمار فراوانی از روزنامهنگاران، فعالانسیاسی، هنرمندان و نویسندگان بهنام کشور، یکی پس از دیگری بازداشت شدند. در تاریخ سی و اندی ساله حکومت جمهوریاسلامی، هیچگاه چنین طیف وسیعی از افراد با گرایشهای مختلف در زندان به سر نبرده بودند، از نزدیکترین یاران روحاله خمینی، بنیانگذار جمهوریاسلامی گرفته تا اعضای گروههای ملیمذهبی، کمونیستهای کلاسیک و چپهاینو و نیروهای لاییک.
در طول عمر حکومت جمهوریاسلامی بسیاری از این نیروها بارها در مقابل هم صفآرایی کرده بودند و همدیگر را به وابسته بودن به بیگانه و یا خیانت به ملت و آرمانهای نخستین انقلاب متهم میکردند. با وجود آنکه بارها تلاشهایی از سوی نیروهای دلسوز برای فراهم آوردن زمینهی گفتوگو میان گروههایی که دغدغههای مشترکی همچون آزادی، دموکراسی و سربلندی ایران دارند، صورت گرفته بود، اما هیچگاه چنین امری به درستی محقق نشد و توهینها، تهمتها و تحقیرها ادامه یافت. پس از پیشآمدهای اخیر، این نیروها به خوبی دریافتند که بنیان آزادیبیان، دموکراسی و جامعهی مدنی در ایران چقدر سست و بیریشه است. از سوی دیگر بسیاری از آنها دریافته بودند، که برخوردهای میان دلبستگان به آزادی با یکدیگر، در سایهی حضور دشمنی مانند استبداد، خودرایی و دیکتاتوری دینی چقدر کوتهفکرانه بوده است.

اما به گمان من هیچ چیزی به اندازهی تجربهی بازداشت و زندان رفتنهای اخیر برای رهبران این گروهها مفید واقع نشده است. حضور بزرگان گروههای مختلف مذهبی و غیرمذهبی، چپ و راست و میانهرو و تندرو در کنار هم و در بندها و سلولهای مشترک در زندان، زمینهی شناختی را فراهم آورد، که هیچ میزگرد و همآیش و کنفرانسی قادر به آن نبود. ساعتها گفتوگو و زندگی در کنار یکدیگر موجب شد، تا بسیاری از سوتفاهمها رفع شود و دغدغههای فراوان و مشترک این گروهها آشکار شود. حالا نیروهای آزادیخواه در درون ایران چیزی را تجربه میکردند که سالها فراموش شده بود، مبارزه برای حداقلهای مشترک. اکنون برای نخستین بار با صدور حکم حبس و یا اعدام یک نیروی غیرمذهبی صدای اعتراض تمامی گروهها بلند میشد و برای مبارزه با محدودیتهای دینی و مذهبی گروههای سکولار و لاییک نیز پیشقدم میشدند. این افراد پس از آزادی از زندان نیز به این همگراییها ادامه میدهند و ارتباطات و گفتوگوها و همدلیها ادامه پیدا کرده است.

پس از اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات و پس از چندروزی سردرگمی در میان نیروهای مخالف در خارج از کشور، انتظار میرفت که بخشی از همدلیهای بهوجود آمده در نیروهای داخل به عنوان تجربهی نیکو و شگفت، در خارج از کشور نیز بهکار گرفته شود، که با کمال تاسف و به جز در چند نمونهی کوچک، این نگرش وحدتآفرین به فراموشی سپرده شد و دوباره دعواها و بازیهای کودکانه و خودخواهانه آغاز شد. از دعوا بر سر نشان پرچم گرفته تا بستن و یا نبستن دستبند سبز و زرد و آبی. امروز این یکی خود را رییسجمهوری دورهی گذار خواند و فردا دیگری خود را رهبر مبارزه برای سرنگونی، غافل از آنکه آنچه محکم و پابرجا ایستاده است، حکومت خودکامهیدینی است که بیشترین منفعت را از این جنگها و جدلهای ابلهانه خواهد برد. هرگاه که نیروهای مخالف خارج از کشور نیز نتوانند، تا حدودی به اصول مشترکی که برای آیندهی ایران آزاد مفیدند، دست بیابند و برای رسیدن به آنها اختلافات جزیی را کنار بگذارند، این دور باطل سالها ادامه خواهد یافت.
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
ایران، یکى از کشورهایى است که در ردههاى نخست مصیبتهاى طبیعى در جهان طبقهبندى شده است. سیلها، زمینلرزهها، خشکسالىها، جنگلزدایىها، و بیابانزایىها در این کشور پدیدههایى بسیار رایج و به معنایى بسیار «طبیعىاند» و هرچند خطرات بالقوه و بالفعل این طبیعت ناملایم با شیوههاى زندگى جدید و عدم توانایى یا شناخت لازم براى مدیریت رشد جوامع انسانى بهگونهاى شگفتآور و مایوسکننده تشدید شدهاند، اما ناآرامى، ناپایدارى، و گسستهاى ناشى از آن همواره بهصورت یکى از اثرگذارترین عوامل در فرهنگ مادى و معنوى مردمان این سرزمین بروز یافتهاند.
شهرستان «بم» در جنوب شرقی ایران قرار گرفته است. این شهر در زلزلهی دی ماه 1382 بهشدت تخریب شد. براساس آمارهای موجود در حدود 40000 نفراز جمعیت بم در این زلزله جان خود را از دست دادند و وسعت گورستان بم به یکباره چندین برابر شد. جمعیت شهر بم آمیزهای از گروههای مختلف قومی، نژادی و مذهبی است. این جمعیت آمیزه ای از افراد بومی، اهالی سیستان و تبعههای کشورهای همجوار بویژه افغانستان است. این تنوع جمعیتی محصول موقعیت خاص این شهر و قرار گرفتن آن در مسیر شاهراههای تجاری است. پس از زلزله ترکیب جمعیتی بم بهشدت دستخوش تغییر شد و این تغییرات همچنان هست و به طور تقریبی بعد از زلزله مردم هنوز نتوانستند به شیوهی زندگی گذشتهی خودشان برگردند.

دکتر «اسماعیلی» رییس سابق شورای شهر بم در این زمینه میگوید، تا زمانی که حتا بعد از ساخت شهر، کارهای زیربنایی انجام نشود و نیروهای متخصص و سرمایهدار جمع نشود بم جای خود را قبل از زلزله نخواهد گرفت و با تاسف هنوز بیشتر قریب به اتفاق کسبه، پزشکان و مردم عادی داخل کانکس زندگی و کار میکنند. در اوایل زلزله پیشنهاد دادیم تا فرمانداری ویژه و مدیریت واحد شهری بهوجود آید تا کارها تسهیل شود ولی آییننامه تنظیم و تصویب نشده است. درحالیکه بدون مشارکت مردم هیچجا کار به سامان نمی رسد. وی میگوید ما اعتقاد داریم که وضعیت اعتبارات سالهای آینده هرچه سریعتر روشن شده چون هرنوع تاخیری ناامیدی مردم را درپی دارد. بم شهری که روبه فراموشی است، اگر قرار باشد بازسازی با سرعت امروزی ادامه یابد سالیان درازی طول خواهد کشید تا باغ شهر بم هویتش را بیابد.
او در اینباره میگوید با تاسف در اوایل زلزله تعداد از پیمانکاران از صداقت مردم سو استفاده کرده و اقدام به کلاهبرداری کردند درحالیکه مردم باید متوجه میبودند. البته ستادها و دادگستری هم کمک کنند. یک کار خوب نیاز به کارفرمای خوب دارد و این نقص را بایستی در ضعف مدیریت ساخت وخود مردم جستوجو کرد ، سیستم پیشبینی شدهی نظارت در بم هم، حداکثر بهصورت یک بعدی به موضوع استحکام توجه دارد. تاخیر به دلایل زیادی از جمله، اعتماد به نفس گمراهکننده تصمیمگیران، مجموعههای مهندسی فاقد دانش، نبود تجربه و علاقه، و پیگیری منافع بهطور کامل فردی از طرف مردم بم که در مقابل مصلحت و منفعت عمومی و پایدار منجر به صدور پاسخهای سریع و ناقص برای همه مسایل بازسازی از بدو امر تا به حال بوده است. از سویی دیگر پس از زلزله کارها به گروههای خاص محول شد از جمله ساخت و ساز منازل مسکونی و تجاری به بنیاد مسکن و مدارس و نوسازی.
تا اواخر سال 84 کارهای مرتبط با شهر نیز به وزارت کشور محول شده بود که از بعد از عید قسمتی اعتبارات سال84 به شهرداری بم محول شده است. وی با اشاره به عدم اجازهی دخالت به شورای شهر در فرایندی که اتفاق افتاده، میافزاید ستاد بحران در ابتدا زیر نظر فرمانداری، استانداری و وزارت کشور بوده است، و کمکها هم باید تحویل وزارت کشور، هلال احمر و سازمانهای دولتی مربوطه شده است. و کارها هنوز آنچنان که باید و شاید پیش نرفته است با این پاسدادنها.

مسئلهی دیگر تخریب ارگ بم بود که تقریبن بهطور کامل ار بین رفت و این مسئله نه تنها فقط در ارتباط با زلزلهی بم بود بلکه قبل و بعد از آن مسایل دیگری نیز دخیل بود که به آنها اشاره میشود. بىثباتى زیستى که در آن واحد بهدلیل سختى اقلیم و تهدیدهاى انسانى دیگر در ایران وجود دارد، خود را پیش از هر چیز در سطح فرهنگى و در گسستهاى بىپایان و در بسیارى موارد در کمبود میراث فرهنگى نشان داده است. شمار ساختوسازها، بناها، و آثار برجاى مانده از دورههاى گذشته، به نسبت اندکاند. خطرات طبیعى بهویژه زمینلرزهها و خطرات ناشى از شیوهی زندگى کوچنشینى و خطرات انسانى غارتها، جنگها، تعویض حکومتهاى متعارض، اشغالهاى خارجى بسیارى از این آثار را به تاراج بردهاند.
از طرفی با بهوجود آمدن هر یک از موارد بالا اثر تاریخی یا از بین میرود و یا اگر بخشی از آن باقی بماند بهوسیلهی غارتگران فرهنگی مورد دستبرد قرار میگیرد. با اینکه بخش کوچکی از بم هنوز سالم است ولی بخش اصلی تخریب شده و ما بسیار میشنویم که به دلیل بزرگی ابعاد خرابی این بخش معلوم نیست کی بازسازی شود و آیا این بخش هرگز دوباره مانند قبل میشود و یا نه مانند هزاران بنای دیگر به خاطرات عظیم این سرزمین میپیوندد. و این مهم به دست نمیآید مگر با دلسوزی مسوولان و احساس تعهد نمودن برای اینکه این بنای منحصر به فرد دوباره به سرجای خود برگردد نه اینکه از این دست به آن دست شود.
با گذشت 7 سال از فاجعهی زلزله در بم، نگاهها همچنان مبهوت است، آیا طلوع سپیدهی دلانگیز از دل غروب بم دوباره خواهد دمید؟ آیا آسمان بیستاره بم دوباره پرستاره خواهد شد؟ آیا نخلهای بم دوباره طراوت خواهند گرفت؟ آیا بیخانمانها، سامان خواهند گرفت؟ آیا زندگان بم، زندگی خواهند کرد؟ در بم، در کویر سخت و تنهای بم، چه زمان زندگی رنگ خواهد گرفت؟ مبادا بم، فراموش شود، مبادا حصاری دور بم کشیده شود، مبادا بیکسان، بیپناهان و بازماندگان بم فراموش شوند، مبادا بم فراموش شود. و مبادا و مباداها درباره بم.
خبر / رادیو کوچه
معاون اول رییس جمهوری اسلامی روز شنبه در مراسم تودیع منوچهر متکی و معارفه علیاکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه اظهار داشت با آقای متکی در یکی از روزهای گذشته گفتوگوی مشروحی صورت گرفت و برای تغییر وی توافق شد.
به گزارش ایرنا، محمدرضا رحیمی روز شنبه در این مراسم عنوان کرد: «آقای متکی قبل از ماموریت سنگال میدانست که آقای صالحی هنگام سفر وی به داکار به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه معرفی خواهد شد.»
معاون اول رییس جمهوری اسلامی در ادامه یادآور شد: «برخی مطبوعات و رسانهها اعلام کردند زمانی که آقای متکی در سفر بود، رییس جمهوری تصمیم گرفت که ایشان را از سمت خود برکنار کند که هرگز چنین نیست.»
Click here to view the embedded video.
آقای رحیمی ادامه داد: «با آقای متکی برای مسوولیت دیگری مذاکره شده و دولت به خدمات ایشان نیاز دارد.»
محمدرضا رحیمی همچنین تاکید کرد: «وزارت خارجه به همان سبکی که منوچهر متکی طراحی و پیریزی کرده است، به کار خود ادامه خواهد داد و روش و نوع کار به همراه سیاستها تغییری نخواهد کرد.»
رحیمی با یادآوری خدمات متکی از نمایندگی مجلس شورای اسلامی تا سفارت در کشورهای ترکیه و ژاپن و معاونت وزارت خارجه اظهار داشت در خصوص عدم حضور وی در این مراسم را مراسم اصلی دیگری عنوان کرد که تودیع او در آن انجام میشود.
لازم به اشاره است که حکم تودیع آقای متکی از سوی محمود احمدینژاد زمانی اعلام شد که وی در سفر سنگال از سوی رییس جمهوری اسلامی پیامی را به رییس جمهوری این کشور تسلیم میکرده و همچنین نمایندگان مجلس نیز در خصوص این تغییر ابراز شگفتی کردهاند.
بیشتر بخوانید:
«آغاز مراسم تودیع و معارفه وزیر و سرپرست وزارت خارجه»
«از برکناری متکی در شگفتیم»
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظرهای مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشتههای این بخش دارید میتوانید برای ما ارسال کنید.
افتخار برزگریان
منبع: وبلاگ دوگانهها
تاریخ را غایتمند دانستن چه تبعاتی برای فردیت و آزادی انسان دارد؟ آیا اراده انسانی در غایتمندی تاریخ جایگاهی دارد؟ کنش اجتماعی انسان و رابطه آن با فرهنگ در این جوامع چگونه نظام مییابد؟ خصوصیات تقدم نظام فرهنگی در این نگرش چیست؟ قرارداد اجتماعی چه شاخصههایی دارد؟ مفهوم و معنای قرارداد اجتماعی چیست؟ چه رابطهای میان امر قراردادی و امر اجتماعی است؟ گستردگی دایره شمولیت امر قراردادی یا امر اجتماعی کجا متوقف میگردد؟
ساختارهای اجتماعی و نهادهای اجتماعی برآمده از مفهوم قرارداد اجتماعی چگونه و بر چه مبنایی تعریف میگردند و بر چه نگرشی به تاریخ و انسان عملکرد و اثرات خویش را توجیه میکنند؟
قرارداد اجتماعی مفهومی است که در ارتباط با چگونگی ماهیت انسان، جامعه و دولت شکل گرفته است. ماهیتی که چگونگی تعاملات میان سه عنصر فوق را شکل میدهد.
بحث اصلی از این جا آغاز میگردد، انتخاب میان تقدم فرد بر جامعه و یا بالعکس پاسخ به این سوال خویش مستلزم پیش شرطی است ذهنی که در دو مفهوم تضاد معناداری تاریخ و معنابخشی به تاریخ نهفته است. پیش شرطی ذهنی که ریشه در منافع، علائق و ارزشهای افراد دارد. تقدم جامعه بر فرد و به تبع آن غایتمندی تاریخ ریشه در مفهوم قانون طبیعی اما تقدم فرد بر جامعه و در پی آن معنابخشی به تاریخ ریشه در نفی قانون طبیعی و تاکید بر فردیت دارد.
قانون طبیعی و فردیت حقوق طبیعی را برای انسانها در نظر گرفتهاند، اما تفاوتی بنیادی میان این دو تعریف از حقوق طبیعی وجود دارد.
حقوق طبیعی مبتنی بر قانون طبیعی از دو آبشخور تغذیه میکند:
1- نگرش الهیاتی به تاریخ–خداوند سازنده اصول قانون طبیعی است و بر همین اساس طبیعت منظم و هدفدار میباشد.
2- نگرش مارکسیستی به تاریخ – مفاهیم ماتریالیسم تاریخی و منطق انقلاب اجتماعی منبعث از آن به طور عام، نگرش دترمنیستی به خصوص در شکل مارکسیسم، لنینیسم و استالینیسم
این دو نگرش به قانون تاریخ، وجود قوانین جامع جوامع انسانی و حرکت انسانها در چارچوب قوانین از پیش داده شدهای که راهنمای فرآیند حیات اجتماعی است رسیده و دولت و انسانها را تنها وسیله اجرای چنین قوانینی میدانند. تبعات چنین نگاهی به انسان و تاریخ در مفهوم فرهنگ، کنش اجتماعی و دولت نمود پیدا میکند. دولت ساختار اجتماعی برآمده از قرارداد میان انسانها نیست، در واقع دولت همچون جامعه امری است مقدم بر فرد و وظیفه و اختیارات آن نه رسیدگی به امر عمومی، تامین آزادی فردی و کارویژههای قراردادی برای دولت میان افراد جامعه، بلکه پیشبرد جوامع انسانی به سمت اجرای قوانین از پیش داده شده و البته کشف آن قوانین توسط حاکمان است. دولت ابزاری است در خدمت غایتمندی تاریخ و حاکمان آن نیز مصدر حقیقت در جامعه خویش هستند.
اهداف جمعی متفاوت باعث میشود که انسانها بر اساس ارزشهای متفاوتی با یکدیگر احساس همبستگی کنند و در نتیجه اشکال نمادین گوناگونی را به عنوان پایههای هنجاری و آرمانی کنش متقابل انسانی خویش انتخاب نمایند
در چنین نگرشی نقش فرهنگ چیزی نیست جز سلطه نشانهای بر اجزا مختلف کنش اجتماعی انسانها و به زیر سیطره کشیدن امر خصوصی توسط سلطه نشانهای فرهنگ.
«نماد واحد اصلی تمامی رفتار و تمدن انسانی است، رفتار انسان رفتار نمادین است» و به تبع آن فرهنگ نیز امری نمادین است «اما معنا یا ارزش نماد را نمیتوان در نمونهای جستوجو کرد که بر حسب خصوصیات ذاتیاش نهفته در شکل طبیعی آن استخراج شده باشد» معنای نمادها را انسانهایی که آن را به کار میبرند تعیین میکنند تا در کنش متقابل خویش برای برقراری ارتباط با یکدیگر به کار بگیرند.
«گرچه نمادها باید یک شکل فیزیکی داشته باشند تا به تجربه درآیند اما شکل فیزیکی آن جز ذات آن محسوب نمیگردد» در واقع نمادین بودن فرهنگ عدم تصلب و پذیرش غیرذاتی بودن شکل آن، نشانهای بر مکشوف نبودن حقیقت آن تکثر در پذیرش معانی گوناگون بر حسب تجربههای تاریخی فرد فرد انسانهاست، حال آنکه معنای نشانه میتواند جز ذات شکل فیزیکی و در درون آن باشد و البته در این مورد کلی قطعن چنین است. تمامی کنشهای انسانی باید در چارچوب سلطه نشانهای فرهنگ که در خدمت ترویج و گسترش و نهادی کردن آن معنای مورد نظر از غایتمندی تاریخ است انجام بگیرد.
«آزادی انسانی با سلطه نشانهای فرهنگ از او سلب میشود زیرا شرط اساسی انسان بودن آن است که انسان میتواند به طور اختیاری معنایی را وضع کند و ارزشهایی را بیافریند یا به چیزی ارزش بدهد» و زمانی که نتواند چنین کند تنها ابزاری است در دستان غایتمندی تاریخ.
در متن چنین فرهنگی است که کنش اجتماعی نه به عنوان یک رابطه دو جانبه که هم فرهنگ و محیط رشد یافته در آن و هم فرد را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه فرهنگ با ارایه الگوهای فرهنگی که از قواعد و هنجارهای غیرقابل تغییر و پیشینی که کشف – نه ابداع – شده اند دست به یکسان سازی اجتماعی زده و در این بین یا امر خصوصی را تمام تحت تاثیر قرار داده و هنجاری میکند یا آن را با ایجاد دوگانگی توسط تقویت تمایل هنجاری کنش حوزه عمومی منطبق با هنجار و قواعد خاص و حوزه خصوصی و پنهانی و غیر قابل رویت تقلیل میدهد، در چنین نگرشی است که تقابلهای اجتماعی به عنوان بی هنجاری سرکوب و تطابق به عنوان امری هنجاری تبلیغ و تایید میگردد و به تضعیف فردیت و سلطه همه جانبه بر انسان صحه گذاشته میشود. از سویی دیگر قرارداد اجتماعی به عنوان نگرشی مطرح میشود که اگر نه آزادی مطلق و پراکسیس تمام عیار انسانی را به نمایش گذارده و تفسیری از ارتباط میان سه عنصر دولت، فرد و جامعه ارایه دهد که میتواند ثبات و تغییر را درون خویش نهادینه نماید. قرارداد اجتماعی با اصل قرار دادن فردیت به عنوان وضع طبیعی و جامعه و دولت به عنوان اصولی قراردادی برآمده از اختیار آزاد انسانی به دفاع از فردیت میپردازد. در واقع جامعه تلفیقی از انسانهایی است که معتقدند به وسیله فرآیند جامعهپذیری اهداف جمعی خود را در قیاس با افراد منفرد خارج از اجتماع بهتر دنبال کرده و نیازهای خود را راحت تر تحقق میبخشند.
در متن روابط متقابل متکثر انسانی که بافت بنیانی جامعه را تشکیل میدهد نظام کنش متقابلی شکل میگیرد که بنیانش بر نمادسازی و معنابخشی مشترک به این نهادها استوار است، نمادهایی که بر ارزشهای مشترک انسانی استوار است.
اهداف جمعی متفاوت باعث میشود که انسانها بر اساس ارزشهای متفاوتی با یکدیگر احساس همبستگی کنند و در نتیجه اشکال نمادین گوناگونی را به عنوان پایههای هنجاری و آرمانی کنش متقابل انسانی خویش انتخاب نمایند. در ضمن جوامع انسانی که مبتنی بر قرارداد شکل میگیرند متشکل از گروهها، سازمانها و جوامع کوچکتری هستند که عوامل همبستگی ارزی گوناگون و گاه متضادی با دیگر خرده جوامع موجود در جامعه کلان میباشند که تقابلات نمادین را در جامعه شکل میدهند.
در نگرش مبتنی بر قرارداد اجتماعی فرهنگ که مجموعه پیچیدهای است از دانشها، باورها، اخلاقیات، حقوق، آداب و رسوم و دیگر عادات و تواناییهایی که انسان به عنوان جامعهدار است نمیتواند سلطه نشانهای خود را در امر عمومی و امر خصوصی تحویل نماید چون نگرش قرارداد اجتماعی، هدف از تشکیل جامعه را نیل به اهداف جمعی میداند که یا میتواند به صورت منفرد حاصل گردد اما حصول آن در جامعه بهتر امکانپذیر است یا ناشی از روابط اجتماعی است.
در نتیجه امر خصوصی عامل تشکیل جوامع نیست و بالطبع در چارچوب نظام ارزشی جوامع (جوامع کلان و جوامع خرد) تعریف نمیگردد و مشمول قواعد هنجاری و الگوهای فرهنگی مبتنی بر نظام ارزشی نیز نخواهد بود و ساختار نمادین آن در واقع به این دلیل که نیازی به داشتن معنای ذهنی عمومی و پذیرفته شده ندارد از سلطه نمادین و نشانه ای خارج است. در بعد دیگر امر عمومی اگر چه مبتنی بر هنجارهای پذیرفته شده است، وجود عواملی چند مانع از سلطه نمادین ارزشها و فرهنگ در درازمدت و تبدیل آن به سلطه نشانهای میگردد. وجود گروهها، انجمنها و سازمانهای گوناگون که با ارزش های متفاوت و گاه متضاد در دل جامعهای کلان که الگوهای متفاوت هنجاری را تبلیغ میکنند و همچنین نیازهایی چون موقعیت اجتماعی یا قدرت اجتماعی که محصول تولید روابط جمعی است، راهحلهای گوناگونی که اعضای جامعه برای رسیدن به اهداف خویش بر میگزینند که منبعث از کارکرد این راهحلهاست و این نکته که نظام ارزشهای یک جامعه صرفن از ارزشهای مسلط تشکیل نشدهاند و همیشه ارزشهای جانشین به شکلی سلسله مراتبی در جامعه وجود دارد که اعضای جامعه و یا گروه های موجود در جامعه در جریان تقابلهای اجتماعی و ستیزهها دست به انتخاب آن میزنند و ارزشهای مسلط را ضعیف و ارزشهای معقول را جایگزین آن میکنند، میتوانند به عنوان این عوامل ذکر گردند.
آنچه در نگرش قرارداد اجتماعی ذاتی است آن است که پذیرش ارزشها و نمادهای بازگو کننده آنها مبتنی بر اختیار افراد است، چنین اختیاری در گزینش ارزشها متضمن تحول دایمی در نهادهاست زیرا معنای نهادها وضعیتی از آگاهی است که در تقابلات توزیعی ناشی از نیازهای تولید شده از طریق روابط اجتماعی همچون قدرت و موقعیت اجتماعی همیشه در تغییر و در معرض مباحثه و اعتراض قرار دارند.
آن چه که سلطه نمادین فرهنگ را شکننده میکند و عوامل فوق را تقویت مینماید باید در نوع ساختار و کارکرد دولت در نگرش قرارداد اجتماعی جست. در نگرش قرارداد اجتماعی متولی فرهنگ در جامعه دولت نیست بلکه افراد آزادی هستند که به اختیار خویش تشکیل اجتماع را پذیرفتهاند. در واقع نگرش قرارداد اجتماعی در ذات خویش انسان را دو موجود متمایز تقسیم میکند: «شهروند و فرد خصوصی.»
این تمایز مانع از فروکاستن فرد به کل، عدم به کارگیری ابزارهای قدرت در جهت سلطه نشانهای بر تمامی زوایای زندگی انسانی از جانب عدهای که خویش را کاشف قوانین طبیعی میدانند و خود، دولت و دیگر انسانها را ابزارهایی تصور میکنند که بر حسب وظیفه تاریخی و به هر صورت ممکن باید به سمت غایت تاریخی خویش حرکت کنند، گسترش امر خصوصی به حوزه عمومی به عنوان عمل آزاد انسانی، تحدید حوزه عمومی با احترام به اختیار انسانها و نگرش مبتنی بر کارکرد ارزشها در جوامع بر حسب گزینش انسانهای آزاد و برخورد با تقابلات اجتماعی به عنوان تحول در آگاهی و تقسیم بهتر و عادلانهتر امکانات محدود و منابع غیرقابل تولید به عنوان اصل اساسی قرارداد اجتماعی که مبتنی بر توافق میان انسانهای برابر و آزاد است و عدم تحمیل عقیده و باور خاصی بر چگونگی بروز امر خصوصی و عدم پذیرش ایجاد محدودیت برای امر خصوصی در مفهوم سرکوبگرانه حوزه خصوصی و … میشود. در واقع نقش دولت تامین امنیت افراد بر پایه حفظ آزادی انسانی است و برقرار کننده روندی مسالمتآمیز در حل تقابل های سیاسی، اقتصای و اجتماعی است. ساختار و کارکرد چنین دولتی در گرو پذیرش تحولات ارزشی در جامعه است که مناسبات قدرت را بر حسب تحول در ارزشها و آگاهی های افراد جامعه شکل داده و تعارضات را عامل کارایی قلمداد میکند نه فروپاشی.
خبر / رادیو کوچه
برخی منابع دیپلماتیک روز شنبه از همکاری جدید ترکیه و جمهوری اسلامی برای عقد قرارداد هستهای درباره تامین میلههای سوختی رآکتور تحقیقاتی تهران خبر دادهاند.
به نقل از آنتیوار، منابع دیپلماتیک آگاه اعلام کردند که دولت ترکیه در حال همکاری با ایران برای عقد قرارداد جدید به منظور تامین میلههای سوختی رآکتور تحقیقاتی تهران که منبع ایزوتوپهای پزشکی این کشور محسوب میشود، هستند.
آنتیوار در این مطلب نوشت: «بهنظر میرسد که در قرارداد جدید تنها نکات بیانیه تهران که به امضای ترکیه، برزیل و ایران رسید و از سوی ایالات متحده رد شد، به دقت بررسی شده است. همچنین در قرارداد جدید ایران اورانیوم 20 درصد غنیشده خود را به خارج منتقل میکند.»
روسای جمهوری ایران و برزیل به همراه نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه 27 اردیبهشت در پی مذاکراتی که در حاشیه نشست گروه 15 در تهران داشتند بیانیهای سه جانبه را منتشر کردند که به «بیانیه تهران» موسوم است، بر اساس آن قرار شد که اورانیوم کمتر غنیشده ایران بر اساس توافق با گروه وین در آنکارا با اورانیوم 20 درصد غنی شده مورد مبادله قرار گیرد.
خبر / رادیو کوچه
در روزهای اخیر، ابوالفضل عابدینینصر روزنامهنگار و فعال حقوق بشر جهت محاکمه مجدد در خصوص عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به شعبه سوم بازپرسی احضار و مورد بازپرسی قرار گرفته است.
بنا به اطلاع گزارشگران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کیانمنش بازپرس شعبه سوم مستقر در زندان اوین یکشنبه هفته گذشته ابوالفضل عابدینی را جهت بازپرسی و کسب آخرین دفاعیات در خصوص پرونده 11 اسفند ماه به این شعبه احضار کرد.
در حالی است که شعبه یکم دادگاه انقلاب اهواز این فعال حقوق بشر را پیشتر در خصوص عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به 5 سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
ابوالفضل عابدینی، مسوول سابق روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در 11 اسفند در شهر اهواز بازداشت شد. وی در زمان بازداشت از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تبلیغ علیه نظام و ارتباط با دول متخاصم در مجموع به 11 سال حبس تعزیری محکوم شده است.
بیشتر بخوانید:
«یازده سال حبس محکومیت ابوالفضل عابدینی»
خبر / رادیو کوچه
جولین آسانژ، پایهگذار ویکیلیکس که روز پنجشنبه در لندن آزاد شد گفته است که ایالات متحده برای حمله به او در حال تدارکات وسیع است، اما هر فشاری که روی او باشد، سایت ویکیلیکس با شتاب بیشتر به افشاگری ادامه خواهد داد.
جولین آسانژ، بنیادگذار سایت ویکیلیکس خود را هدف حملات شدید ایالات متحده میبیند. وی گفت بر اثر افشاگریهای سایت او بسیاری از زمامداران آبرو و حیثیت خود را از دست دادهاند و حالا کسان دیگری تلاش میکنند با فشار آوردن بر او، برای خود وجهه کسب کنند.
آقای آسانژ روز جمعه، ۱۷ دسامبر به خبرنگاران گفت که سایت ویکیلیکس به زودی اسناد بیشتری از دستگاه دیپلماسی آمریکا را افشا میکند و این بار با شتابی بیشتر. او همچنین گفت که ادامه کار ویکیلیکس به شخص او بستگی ندارد و با افتخار افزود: «ما سازمان بزرگی هستیم».
آسانژ افزود که در نشر نخستین اسناد دیپلماسی آمریکا، بیش از ۲۰ نفر سهیم بودهاند و حالا عده همکاران نیز بیشتر شده است.
بیشتر بخوانید:
«بنیانگذار ویکیلیکس آزاد شد»
رادیو کوچه
کمپانی نیلسن روز جمعه اعلام کرد آخرین برنامه «لری کینگ بهطور زنده» در شبکه سیانان دو میلیون و 240 هزار نفر بیننده داشت. کینگ پنجشنبه شب پس از 25 سال با این برنامه خداحافظی کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، این مجری باسابقه موفق شد رکورد برنامههای خبری شبکه کابلی ساعت پخش خود را بشکند. پیش از این برنامه «شان هنیتی» از شبکه «فاکس نیوز چنل» با دو میلیون و 160 هزار نفر بیشترین بیننده را داشت.
امسال میانگین هر شب این برنامه 672 هزار نفر بود، و از این نظر در رتبه سوم پربینندهترین برنامههای آن ساعت شب و پشت سر برنامه هنیتی و ریچل مدو از شبکه اماسانبیسی و گاهی حتا پشت سر برنامه جوی بهر از شبکه اناچال بود.
این مجری یکی از پیشکسوتان برنامه خبری تلویزیونی بود. پیرس مورگان جانشین کینگ در این شبکه میشود.
بیشتر بخوانید:
«پایان برنامه لری کینگ در سیانان»
شنبه 27 آذر 89/ 18دسامبر 2010
اجرا: اعظم
استودیو: دامون
تقویمتاریخ
گزیدهی اخبار مطبوعات شنبه ایران
دایرهی شکسته- «بهشت زیر خروارها خاک» – مهشب تاجیک
بخش اول اخبار
روزنگاشت- «آثاری با چشم متفکر»- محبوبه
مجلهی خبری کابل- «کمک بانک جهانی به افغانستان»- آرین
پسنشینی تند- «از عنایات خفیهی جنبش سبز»- اکبر ترشیزاد
شعر در هفتهای که گذشت- «شاعر شدن با پیانو همسایهی ارمنی»- مصطفا خلجی
آموختههایی از عراق- « گامهای گمشده»
بخش دوم خبرها
قصههای ما، از رویا تا واقعیت- «عاشیق»- شهره شعشعانی
بخش سوم خبرها
مدیر روابط عمومی نمایشگاه بینالمللی مشهد روز پنجشنبه اظهار داشت هفدهمین نمایشگاه بینالمللی ساختمان سوریه با حضور نمایشگاه بینالمللی مشهد از ایران 22 اردیبهشت ماه سال آینده برگزار میشود.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی و خبری نمایشگاههای ایران، سیدجمال شوشتری با اشاره به جزییات برگزاری این نمایشگاه اظهار داشت: «نمایشگاه بینالمللی مشهد پس از دو دوره مشارکت در نمایشگاه ساختمان سوریه، سال آینده به عنوان مجری سالن ایران در هفدهمین نمایشگاه بینالمللی ساختمان سوریه (BUILDEX 2011) حضور مییابد.»
وی افزود: «نمایشگاه بینالمللی مشهد به عنوان نماینده انحصاری برگزارکننده این نمایشگاه در ایران شرکتهای توانمند و متخصصین ایرانی را که در رشتههای مختلف ساختمان و خدمات فنی و مهندسی فعالیت دارند در این نمایشگاه مشارکت خواهد داد.»
شوشتری با اشاره به حضور شرکتهای بزرگ ساختمانی در هفدهمین نمایشگاه بینالمللی ساختمان سوریه این نمایشگاه را ویترین جامعی از کلیه فعالیتهای مرتبط با بخش ساختمان دانست و افزود: «در سال های گذشته فعالیتهایی ازجمله در حوزههای خدمات فنی و مهندسی، درب و پنجره، تجهیزات پیشساخته، ماشینآلات و تجهیزات سنگین، سنگ و مرمر، حمام، سرامیک و چینی بهداشتی در نمایشگاه ساختمان سوریه حضور داشتند».
وی روکش فلزی و نمای ساختمان، رنگ و رزین، عایقبندی، سیستمهای گرمایش، سرمایش و تهویه مطبوع، تکنولوژی آب، برق و انرژی، تجهیزات باغبانی، تجهیزات حفظ محیط زیست، مواد خام، خدمات سرمایهگذاری در بخشهای مختلف مسکن و روزنامه و نشریات ساختمان را از دیگر فعالیتهای حاضر در نمایشگاه ساختمان سوریه معرفی کرد.»
مدیر روابط عمومی و اطلاع رسانی نمایشگاه بینالمللی مشهد تصریح کرد: «علاقهمندان جهت کسب هر گونه اطلاعات بیشتر میتوانند به سایت www.expo.ir مراجعه نمایند.»
گفتنی است هفدهمین نمایشگاه بینالمللی ساختمان سوریه (BUILDEX 2011)از تاریخ 22 لغایت 26 اردیبهشت ماه سال آینده در محل شهرک نمایشگاههای دمشق برگزار میشود.
رادیو کوچه
تیم فوتبال هفت نفره ایران با برتری قاطع مقابل چین به عنوان قهرمانی نخستین دوره بازیهای پاراآسیایی در گوانگجو دست پیدا کرد.
به گزارش مهر، تیم فوتبال ایران در این دیدار که در ورزشگاه «هوآگونگ» برگزار شد با نتیجه پرگل 7 بر صفر مقابل چین ، میزبان رقابتها، به برتری رسید. تیم ژاپن هم با نتیجه 2 بر صفر از سد کره جنوبی گذشت و به مدال برنز رسید.
کسب مدال طلای فوتبال هفت نفره تعداد مدالهای ایران در بازیهای پاراآسیایی گوانگجو را به عدد 26 رساند.
هماکنون تیم ایران پس از چین، ژاپن و کره جنوبی در مکان چهارم جدول توزیع مدالها قرار دارد.
157 ورزشکار ایرانی در نخستین دوره بازیهای پاراآسیایی شرکت کردهاند. این رقابتها از روز دوشنبه 22 آذرماه آغاز شده و به مدت یک هفته با حضور ورزشکاران 45 کشور آسیایی ادامه خواهد داشت.
بیشتر بخوانید:
«ایران باز هم به مکان سوم آسیا بازگشت»
خبر / رادیو کوچه
ارتش کره جنوبی روز شنبه از برگزاری مانور نظامی در مرزهای جزیره بمباران شده توسط کره شمالی در ماه گذشته خبر داده است.
به گزارش روزنامه استریت تایمز سنگاپور، سخنگوی وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد: «ما تصمیم خود را برای انجام این مانور تغییر نخواهیم داد.»
این مقام کره جنوبی همچنین افزود هنوز مشخص نشده است که این مانور امروز یا روز دیگری انجام میشود.
کره شمالی نیز روز گذشته تهدید کرد که اگر مانور نظامی کره جنوبی ادامه یابد آنها نیز برای بار دوم و سوم اقدامات دفاعی غیرقابل پیشبینی انجام میدهند.
اوضاع جزیره «یئون پیونگ» تاکنون آرام گزارش شده است و رسانهها گزارش دادهاند که مانور کره جنوبی تا روز سهشنبه انجام میشود.
بیشتر بخوانید:
«کره شمالی باید بیش از این خویشتندار باشد»
«برای دفاع به سلاح هستهای تکیه میکنیم»
Ardavan Roozbeh\ Radio Koocheh
ardavan@koochehmail.com
Mohammad Nourizad is a documenter and writer who had attacked by pro-government medias and sites because of writing perspicuous and insolent letters to supreme leader of Iran, has gone on unlimited hunger strike for showing demonstration to process of his trial in its related court.
The imprisoned documenter announced the process of "A 3 minutes court" for studing complains of Intelligence Ministry and offensive behavior of judge as causes of his strike.
Witnesses say that head of Revolutionary Court number 28 was shouted at Nourizad and sacked him from the court. Judge Moghiseh had also threatened him to whip. The complainant is Intelligence Ministry. After several month imprisonments, his situation is not clear.
According to Fatemeh Maleki, the wife of Mohammad Nourizad, this documenter has not committed in any crime and what he had said or written was just his task that he has was doing it before this.
Stressing on the situation that made his writings and utterances to eliminate profits of some, Ms. Maleki continued and told to Radio Koocheh: "Nourizad would not withdrawal absolutely and will continue his way."
After going out of his short trail, the prisoner began his hunger strike. It has been said that he pointed that: "The reason for starting my hunger strike at Saturday is that I want to be dead on Ashura Day and show my dead body to them."
But Ms. Maleki says that she informed about her husband strike by other prisoners. The wife of documenter had interviewed with Radio Koocheh while she was in front of Evin Prison and trying to contact with her husband.
What presented here, is interview of Radio Koocheh with Fatemeh Maleki, the wife of nabbed documenter, Mohammad Nourizad.
Ms. Maleki! Your husband's hunger strike is one of the most serious subjects that considered in domestic and nondomestic medias. One of his reasons for objection and striking is his unfair court. Please explain more about his trial.
We did not reach the news directly. But what we informed is about his court that held on 6th and 7th of December due to complain of Intelligences. Unfortunately in his court, they issued 2 years imprisonment warrant for offending Intelligence Ministry officers and reviling about tortures and violations. He is also demonstrating because of impolite behavior of the judge and the process of such courts which everything was preprogrammed. He started his demonstration on Saturday 11th of December by going for hunger strike. This is the 3rd day and because he has not probably drunk water and eaten food, must suffer in a very bad situation. The process that continued for the past 1.5 year is his subject of striking.
Most believe that free and perspicuous journaling by Nourizad caused these pressures on him. Is Nourizad wants to change his point of view from before? In your connections does he decided to change his procedure from its current route?
No as we know he still believes on this. He thinks of the thing that could be effective.
Is there any objection from outside and have you done anything for him to cancel his strike?
No unfortunately. We are waiting for officials to replay. Still no informing and we are here alongside with his family in front of Evin. We are waiting for other prisoners, maybe to be informed about him.

Nourizad has got 30 years of experience and acting Revolutionary in culture field. Are any other officials supported him yet?
The place where we could be informed is the sites. Now some are trying to publish a manifest. I ask for help from all the officials, priests, actors, film players who told us that they are doing something, maybe it would be published. But I haven't seen anything on sites yet. We do what we could do. We went to visit priests in Qom. We wrote letter to head of Justices and the head of Parliament and appealed for inquiry. Still they have not responded us.
According to your perception about Nourizad, what you think his charge is?
I do not see any charge and there is no charge at all. Because he is writing as he has been writing for so many years. Unfortunately all of us are like this. As it stated about our profits then we would replay. I believe that his writings are common and seem ordinary. We served truthfully. Nourizad served 30 years in far and bereaved areas and wrote a kindly criticism but as they said: "How many would read his articles?" and we replayed if there is only a few readers, why did you read it? So you could not replay to issues. He is not guilty and just stated a kindly criticism. But they put him in a situation that he saw what must not see and I think that he became more strenuous than before.
Farsi
محبوبه شعاع / رادیوکوچه
mahboobeh@koochehmail.com
هجدهم دسامبر برابر با زادروز «پل کلی» نقاش سویسی با ملیت آلمانی است. او زاده سال 1879 بود و در کارش از سبکهای مختلف هنری، از جمله: دریافتگری، کوبیسم و سورئالیسم تاثیر گرفت. پل کله سرانجام در بیست و نهم 1940 درگذشت.
«اگر جهان واقعیتی راستین ندارد، پس آن را میتوان به آزادترین شیوهها تصویر کرد.»
«پل کلی» در هجدهم سال 1879 میلادی در یکی از حومههای شهر «برن، سویس»، در خانوادهای موسیقیدان به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو موسیقیدان بودند، ولی او نقاشی را اختیار کرد و در سالهای 1898 تا 1901 به مدت چهار سال در آکادمی «مونیخ» نقاشی آموخت.
و پس از آن به همراه دوست مجسمهسازش «هرمان هالر» راهی ایتالیا شد. در آنجا از آبزیگاهی که دورن دانشکده زیستشناسی ساخته شده بود دیدن کرد که زمینه بررسیهای او پیرامون زندگی موجودات زیر دریا در دریای مدیترانه شد.

در سال ۱۹۰۵ برای نخستین بار از پاریس دیدن کرد و در سال بعد آن ازدواج کرد و ساکن مونیخ شد، در ۱۹۰۷ صاحب پسری شد که او را «فلیکس» نامید. در ۱۹۱۰ پل، پنجاه و شش کار گرافیکی خود را در برن، زوریخ و وینترتور نمایش داد.
در سال ۱۹۱۲ در دومین نمایشگاه «سوارکار آبی» شرکت کرد. سوارکار آبی نام گروهی چهار نفره از هنرمندان اکسپرسیونیست (هیجاننما) در سال ۱۹۱۱ در آلمان بود که تشکیلاتی نه چندان جدی را با هدفهای انقلابی بهوجود آوردند.
نام «سوارکارآبی» از عنوان یکی از کارهای «واسیلی کاندینسکی» گرفته شد. این گروه که با آغاز جنگ جهانی اول متلاشی شد، با عمر کوتاه خود، نماینده اوج اکسپرسیونیسم آلمان به شمار میآید که پل کله هم یکی از اعضای این گروه بود.
او در سال ۱۹۱۴ به تونس سفر کرد و در سن سیونه سالگی به مدت دو سال در ارتش خدمت کرد. کله در سالهای 1921 تا 1931 در به تدرس هنر پرداخت و سپس تا ۱۹۳۳، که برای فرار از حملات نازیها رهسپار سویس شد، در آکادمی «دوسلدورف» مقام استادی خود را حفظ کرد.
پل در ۱۹۳۵ نمایشگاه مروری بر آثار خود را در خانه هنر مدرن برن برپا کرد. او سالهای آخر عمر خود را با بیماری گذراند. او در۱۹۴۰ ، نمایشگاه بزرگی را از آخرین کارهایش برپا کرد و در همان سال در تاریخ بیستو نهم ژوین در سن شصت و یک سالگی درگذشت.

پل کلی هنرمندی نواندیش بود که به سبب تخیل خلاق و آفرینش گسترده و متنوعش، یکی از برجستهترین شخصیتهای هنر مدرن به شمار میآید. او به شدت تحت تاثیر تجربههای «کوبیستها» قرار گرفت که در سال ۱۹۱۲ در پاریس فرصت آشناییشان را پیدا کرده بود. به نظر او این تجربهها، بیش از راهیابی به شیوههای جدید بازنمایی واقعیت، راه دستیابی به امکانات نوین بازی با فرمها را نشان میداد.
نمونه بارز مشغولیت فکری کله در کتابی است که او با نام «چشم متفکر» و در خلال دوران تدریساش نگاشته است. این کتاب یکی از معتبرترین کتابهای مربوط به علم طراحی است. او در این کتاب به تفضیل به شرح و معادلیابی وضعیتهای روحانی و معادلهای تصویری آنها پرداخته است.
کلی برای شرح و تکمیل دیدگاههای خود جهان را به عنوان مدلی شرح و بسط داد که ساخته و پرداخته ساعت ساز بزرگ و خدای سوییس است. این کار به تفهیم بهتر شخصیتهای عروسکی رویاهای او کمک بسیار کرد.
منبعها:
ویکیپدیا
سایت رسانه و فرهنگ هنر
خبر / رادیو کوچه
روز جمعه یک نماینده غیررسمی آمریکا پس از دیدار اخیر خود از کره شمالی نسبت به اوضاع بحرانی این شبه جزیره هشدار داد. کره شمالی این وضعیت بحرانی را به مانور نظامی کره جنوبی مربوط دانسته است.
بیل ریچاردسون، فرماندار ایالت نیومکزیکو که با مقامهای کره شمالی دیدار داشته گفت از پیونگ یانگ خواسته است خویشتنداری مفرطی بهکار گیرد و واکنشی به مانور نظامی کره جنوبی نشان ندهد.
این در حالی است که ماه گذشته و در جریان یک مانور نظامی در جزیرهای در کره جنوبی، ارتش کره شمالی این جزیره را بمباران کرد که به کشته شدن دو نظامی و دو غیرنظامی منجر شد.
لازم به اشاره است پیونگ یانگ تهدید کرده اگر این مانور انجام شود، پاسخی نظامی خواهد داد.
بیل ریچاردسون بدون ماموریتی رسمی به کره شمالی رفته است. او در گذشته بهعنوان نماینده رسمی آمریکا پیامهایی بین واشنگتن و پیونگ یانگ را منتقل کرده است.
آمریکا و کره شمالی فاقد روابط دیپلماتیک با یکدیگر هستند.
کره جنوبی گفته است که این مانور نظامی زمانی بین شنبه تا سهشنبه انجام خواهد شد. تاریخ دقیق این مانور به وضعیت هوا بستگی دارد.
تحصن پناهجویان ایرانی در اربیل عراق به 89 روز رسید ه است. این در حالی است که تاکنون پاسخی را در خصوص وضعیت پرونده خود از سوی دفتر سازمان ملل در عراق دریافت نکردهاند.

رادیو کوچه
2000 میلادی- سازمان ملل متحد، 18 دسامبر را روز جهانی «مهاجران» نامگذاری کرده است، دلیل این نامگذاری اهمیت پدیده مهاجرت و لزوم به رسمیت شناخته شدن حقوق مهاجران عنوان شده است.
1938 میلادی- در چنین روزی «اتو هان» فیزیکدان آلمانی توانست هسته اتم را بشکافد. این اقدام وی آغاز «عصر اتم» را در آیندهای نزدیک رقم میزد.
اوتو هان فیزیکدان و دانشمند آلمانی در فرانکفورت بهدنیا آمد و پس از طی تحصیلات خود، دکترای شیمی گرفت. وی از آن پس به مطالعه و آزمایش در علم فیزیک مشغول و سرانجام، موفق به شکافتن اتم اورانیوم شد. وی در این روز توانست یک ایزوتوپ اورانیوم را که هستههای پروتون آنها یکسان است با سرعت فراوان توسط نوترونها بمباران کند و به این وسیله موفق به شکستن هسته ایزوتوپ شد. نتیجه حاصل از شکافتن هسته، ایجاد گرمای زیاد بود. این عمل انرژی عظیمی را آزاد کرد و این انرژی بعدها در رآکتورها و بمبهای هستهای مورد استفاده قرار گرفت.
1958 میلادی- روز ملی شدن «نیجر» است. نیجر در منطقه استوایی، مرکز آفریقای غربی، بین نیجریه و لیبی قرار گرفته است. نژاد مردم این کشور سیاه و زبان رایج میان آنان فرانسوی و عربی است. اکثر مردم این کشور مسلماناند. نوع حکومت این کشور جمهوری است. پایتخت آن «نیامی» نام دارد. کشور نیجر با وجود مخالفت فرانسه اعلام استقلال کرد. جامعه بینالملل در سال 1960 استقلال این کشور را به رسمیت شناخت.
1856 میلادی- «جوزف جان تامسون» دانشمند برجسته انگلیسی در نزدیکی منچستر انگلستان، بهدنیا آمد. تامسون در سال 1897 ذره کوچک و معجزهآسای الکترون را کشف کرد و از آن پس به عنوان «پدر الکترون» معروف شد. وی در سال ۱۹۰۶ جایزه نوبل فیزیک را به خاطر کار بر روی خواص الکتریکی گازها به دست آورد.
1979 میلادی- کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یک معاهده بینالمللی است که در چنین روزی مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ به اجرا درآمد. تاکنون تنها شش کشور ایران، سومالی، سودان، نائورو، پالائو و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشدهاند. تساوی حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همه انسانها بدون تمایز بر اساس نژاد، جنسیت، زبان و مذهب، تحت حمایت قانون قرارگرفتن همه زنان، اهمیت دادن نقش زنان در سیاستهای جمعیتی، شناسایى اهمیت کلیدی نقش زنان در تولید کشاورزی و اقتصاد روستایى و مواردی از این قبیل، جزو مصوبات تدریجی این کنوانسیون است.
خبر / رادیو کوچه
روز شنبه، مراسم تودیع و معارفه منوچهر متکی، وزیر سابق و علیاکبر صالحی سرپرست کنونی وزارت خارجه جمهوری اسلامی بدون حضور متکی آغاز به کار کرده است.
به گزارش فارس، مراسم تودیع و معارفه منوچهر متکی و علی اکبر صالحی صبح امروز شنبه با حضور محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهوری اسلامی و علی اکبر صالحی سرپرست وزارت خارجه و امیر منصور برقعی قائم مقام وزیر خارجه و بدون حضور منوچهر متکی و با تاخیر در محل وزارت امور خارجه آغاز شد.
در این مراسم معاونان و مدیران کل وزارت خارجه و همچنین آیتاله تسخیری دبیر کل مجمع تقریب مذاهب حضور دارد.
آنچه در این بخش میآیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
شاهین بوستانی
منبع: سایت شاهین بوستانی
ایده «اتاق خبر» در اصل برای یک کانال تلویزیونی که میخواهد نسل جوان را به خود جلب کند، ایده خوبی است. ولی این اتاق خبر در تلویزیون من و تو در همین حد باقی میماند و هیچ کار خلاقانهای برای برقرار کردن ارتباط با بیننده مورد نظرش در آن اتفاق نمیافتد. در این برنامه، عدهای به اصطلاح «خبرنگار» یا شاید در این مورد بهتر بشود گفت «خبر جمع کن»، خبرها را برای هم میخوانند؛ نه اینکه تعریف یا بازگو کنند بلکه میخوانند، و یا شاید بهتر باید گفت «فریاد میکنند». چرا؟ این دیگر مشخص نیست. دلیل این وضعیت را شاید باید در «گنگی» این برنامه و اهداف آن جستجو کرد.
این گنگی و سردرگمی کاملن در سبک برنامه مشهود است: «تهیهکنندگان برنامه تلاش میکنند تا با استفاده از دوربینهای روی دست و وارد کردن تکانهای عمدی بر آنها احساس تحرک و پویایی یک برنامه فیالبداهه بدون سناریو را بهطور مصنوعی به بینندگان منتقل کنند. اما محتوای برنامه و شیوه اجرای خبرنگاران با فیالبداهه بودن برنامه همخوانی ندارد و این یک مشکل اساسی است که نیازمند پرورش ایده خام اتاق خبر است.»
برنامه «اتاق خبر» میخواهد این حس را منتقل کند که به بیننده تلویزیون این فرصت را داده است تا درقلب ارتباطات لحظات آخر تنظیم خبرها قرار بگیرد. به همین دلیل فیالبداهه بودن حرکات دوربین قابل توجیه میشود. البته استفاده از این تکنیک زمانی مشکل ایجاد نمیکرد که آنچه که در جلوی دوربین اتفاق میافتاد واقعن این احساس را به بیننده منتقل میکرد که در همان زمان که مجریان بهطور طبیعی داشتند خبرها را برای اولین بار برای همدیگر بازگو میکردند، دوربین هم برنامه را ضبط میکرد. اما متاسفانه این اتفاق نیفتاده است.
حتا خود مجریان برنامه دچار سردرگمی هستند و نمیدانند که آیا دارند خبرها را برای هم تحلیل میکنند، یا مشغول بازگو کردن زوایای دیگری از خبر برای همکاران خود هستند، و یا اینکه در حال اجرای برنامه خبر به شکل کلاسیک برای بینندگان تلویزیون در خانه هستند. از آنجا که مجریان گاه به زبان محاورهای صحبت میکنند و گاه بهصورت ادیبانه خبر را فریاد میزنند، آدم اصلن متوجه نمیشود که چه لزومی به این کار در آن اتاق کوچک خبر است. ضمنن بیننده شک میکند که شاید آنها در حال تمرین اجرای اخباری هستند که قرار است بعدن جلوی دوربینهای استودیو پخش خبر آن را بهطور زنده برای بینندگان اجرا کنند. هیچ چیز اصلن روشن نیست و بیننده کاملن گیج میشود و بهطور مدام در حال حدس زدن است. حرکات دوربین هم به این سردرگمی دامن میزند. اینها همه دستبهدست هم میدهند و مانع این میشود که بیننده اساسن روی محتوای خبر تمرکز کند، در حالی که همه ماجرای برنامه همین محتوای خبر است.
مجریان جوان اتاق خبر هیچ نقشی در مشکل اصلی این برنامه ندارند بلکه این تیم تهیهکننده است که به اندازه کافی در این مورد اندیشه و تحقیق نکرده و ایده اتاق خبر را بهخوبی پرورش نداده است. برای پرورش بهتر این ایده، تهیهکنندگان میتوانستند از نمونههای خوب فیلمهایی بهره بگیرند که در آنها از تکنیکهای فیالبداهگی و مستندسازی همزمان بهخوبی استفاده شده است. از میان این دسته فیلمها می توان به «office» که از کانال 2 بیبیسی و «Drop the Dead Donkey» که از کانال 4 انگلیس پخش میشوند، اشاره کرد. ناموفق بودن برنامه «اتاق خبر» نشاندهنده بیتجربگی تیم برنامهساز در تولید برنامههای تلویزیونی است چرا که آنها ظاهر شکل را گرفتهاند بدون اینکه کاملن درک کنند که چرا و در چه شرایطی از این سبک استفاده میشود و چگونه باید آن را عملی کرد. این مشکل در مجموعه تلویزیونی «آکادمی موسیقی گوگوش» کمتر دیده میشود چرا که یک شرکت تلویزیونی با تجربه تهیهکننده آن است.

مشکل دیگر برنامه اتاق خبر این است که بهندرت از تصویر و گرافیک در آن استفاده میشود در حالی که استفاده از این المانها برای قابل هضمتر کردن خبر تلویزیونی حایز اهمیت است. حتا در زمانی هم که تصاویری از این برنامه پخش میشود، بیننده همچنان سردرگم است که این تصاویر از کجا پخش میشوند. البته در اجرای کلاسیکی خبر این اشکال نیست در حالی که در اتاق خبر این موضوع غیرقابل توجیه است. اگر شکل برنامه به این گونه تعریف شده باشد که مجریان با خطاب قرار دادن یکدیگر به نقل خبر و یا تحلیل آن بپردازند و بینندگان ناظر باشند، آن گاه درهنگام نمایش تصویر این سوال پیش میآید «آیا مجریان، این تصاویر را به همدیگر هم نشان میدهند؟». البته اینچنین بهنظر نمیرسد که آنها تصاویر را به هم نشان بدهند و خود این هم به گیجی بیننده اضافه میکند. این گیجی که حاصل ترکیبی از المانهایی است که در این مقاله مطرح شده است، برای بیننده تلویزیونی برنامه اتاق خبر نامشخص است که از کجا منشا گرفته است.
در شکل فعلی برنامه اتاق خبر بیننده هیچ نوع ارتباطی با مجریان برقرار نمیکند و با آنها احساس نزدیکی ندارد. بیننده نمیداند که مجریان چه کسی هستند، چه تخصصی دارند و آیا اساسن میتوان به آنها اعتماد کرد یا نه. در یک برنامه خبری، مهمترین اصل این است که بیننده با مجری خبر احساس نزدیکی کند زیرا بدون آن بیننده اخبار را با شک و تردید دریافت میکند. این مشکل برنامه اتاق خبر از آنجا ناشی میشود که تمام دیالوگهای گویندگان با هم قابل تعویضاند، هر کسی میتواند جایگزین فرد دیگری شود و گوینده دیالوگ یک نفردیگری باشد بدون اینکه در کل قضیه تفاوتی ایجاد شود. از شکل اجرای برنامه اینطور بهنظر میرسد که سردبیر اتاق خبر پس از نوشتن سناریو آن را بین مجریان تقسیم کرده و هر خطی از آن را به یک گوینده یا بازیگر داده است تا اجرا کنند. اما این موضوع با شکل اجرا در تضاد است، چرا که این شکل برنامه درصدد القای چیز دیگری به ببیننده است. در این شکل، باید شخصیت هر مجری با خبر یا نوع تحلیلی که برای دیگر دوستان خبرنگارش تعریف میکند به بیننده منتقل شود. از طرف دیگر بیننده هیچ اعتمادی به مجریان برنامه نمیکند زیرا آنها هیچ سند تصویری برای گفتههایشان ارایه نمیدهند. این یک اصل اساسی در برنامههای خبری است که مجریان اعتماد بینندگان را به خبری که میدهند جلب کنند.
بهعنوان نمونه در برنامههای کلاسیک خبری، مجری، خبری مبنی بر مثلن انفجار در بغداد میدهد و تصاویری هم از آن انفجار نشان میدهد. در همان حال تصویر خبرنگار در محل ویژه آن حادثه نشان داده میشود که این انفجار را گزارش میدهد. سپس مجری خبر در استودیو با خبرنگار اختصاصی خودشان در بغداد گفتوگویی میکند. همه اینها دستبهدست هم میدهند تا به مجری برنامه، خبر گزارش داده شده و خبرنگار حاضر در محل وقوع حادثه اعتبار بدهد. اینگونه است که بیننده با مجری خبر تا آن حدی احساس نزدیکی میکند که انگار خودش در وسط خبر ومحل وقوع انفجار در بغداد بوده است.
با این توضیحات دیگر باید روشن شده باشد که چرا در مقاله قبلی تحت عنوان گامی به سوی یک تلویزیون مستقل نوشته بودم که شکل فعلی برنامه اتاق خبر به گونهای است که بهنظر میرسد که اخبار آن دست دوم و سوم هستند. در واقع در شکل فعلی، هیچ خبرنگاری در صحنهای که خبر در آن اتفاق میافتد، وجود ندارد. همچنین برای بازتر کردن خبر و انتقال هر چه سریعتر آن به بیننده، به اندازه کافی عکس، گرافیک و تصویر نشان داده نمیشود، و این یکی دیگر از کمبودهای اساسی اتاق خبر است.
البته کاملن واضح است که پشت ایده برنامه اتاق خبر تهیه یک برنامه خبری ارزان قیمت بوده است و تهیه تصاویر زنده یا استفاده از فیلمهای گرفته شده توسط دیگر رسانههای خبری خیلی گران تمام میشود. اما با همین وضعیت هم هنوز این امکان وجود دارد که اتاق خبر به برنامه بهتری تبدیل شود ولی باید در شکل، شیوه اجرا و استفاده از المانهای جدید تغییرات اساسی صورت بگیرد. از مهمترین این تغییرات قابل اجرا، میتوان به استفاده بیشتر از تصویر برای سندیت و اعتباردادن بیشتر به خبر اشاره کرد که این خود میتواند باعث شود که مجریان خبر برای تایید خبر سایر مجریان، بیهوده این همه سر تکان ندهند که گاه بسیار مصنوعی و خندهدار میشوند.
همچنین صفحات تاریخ این برنامه اگر که بهصورت جدا از برنامه اتاق خبر اجرا شود، میتواند یک برنامه ارزشمند و جذاب باشد ولی در شکل فعلی، بین خبر و صفحات تاریخ هیچ ارتباطی دیده نمیشود، به همین دلیل پیشنهاد میشود که این بخش از برنامه اتاق خبر حذف شود. به همین ترتیب، تحلیل سردبیر بهتر است که از برنامه اتاق خبر جدا شده و در بخش خاص خودش گنجانده شود، چرا که تحلیلهای مجریان برنامه در لابهلای گزارشهای خبری به نوعی تحلیل سردبیر است تا گویندگان برنامه، این دوباره کاری، اضافی بهنظر میرسد، ضمن این که با سبک برنامه هم اصلن جور در نمیآید.
هر چند در هفتههای اخیر با انتقاداتی که به برنامه شده است، در برنامه اتاق خبر تغییرات مثبتی صورت گرفته ولی هنوز در اجرا ناپخته و شتابزده بهنظر میرسد که خود مشکلات جدید دیگری ایجاد کرده است و باعث شده است که برنامه از نظر اجرایی و تصویری خسته کننده شود، هر چند این مشکل از اول هم وجود داشت اما قبلن به دلیل نماهای بسته و قطع سریع تصاویر، کمتر خود را نمایان میکرد، اما حالا مثل روز عریان شده و باید کاری برای آن کرد.
در پایان شاید بتوان این نکته را نیز اضافه کرد که اگر بهطور کلی برنامه اتاق خبر تظاهر نکند که یک برنامه خبری است و گلچینی است از اخبار دیگر جراید و رسانهها، مشکل اتاق خبر کمتر خود را نشان میدهد.
لندن - دسامبر 2010
خبر / رادیو کوچه
روز جمعه، در اثر حملات هواپیماهای بدون خلبان آمریکا به ناحیه قبیلهای خیبر پاکستان طی ۲۴ ساعت گذشته حدود ۶۰ تن کشته شدهاند.
به گزارش بیبیسی و به گفته مقامهای پاکستان دستکم ۵۰ تن از این کشتهشدگان در اثر حمله سه هواپیمای بدون خلبان به دره «تیراه» جان باختند.
این در حالی است که روز پنجشنبه، نیز هفت نفر دیگر در عملیات مشابهی در نزدیکی این منطقه کشته شدند.
مقامهای امنیتی عنوان کردند کلیه کشتهشدگان غیرنظامی هستند، اما هیچ منبع مستقلی این موضوع را تایید نکرده است.
در همین حال سازمان سیا تایید کرده است که مامور ارشد خود در پاکستان را بهدلیل تهدید جانی از اسلام آباد خارج کرده است.
حملات هواپیماهای بدون خلبان به مناطق قبیلهای پاکستان در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما افزایش یافته و شامل چند حمله در هفته میشود.
گفته میشود حملات هواپیماهای بدون سرنشین که موجب کشتهشدن تعدادی از اعضای ارشد گروههای القاعده و طالبان شده، قربانیان غیرنظامی زیادی نیز در پی داشته است.
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
ایران
http://www.iran-newspaper.com/
1) رهبر معظم انقلاب در پیامی برای حادثه چابهار: «دشمنان از وحدت و اقتدار دنیای اسلام هراس دارند»
پیکر پاک شهدای جنایت تروریستی در روز تاسوعای حسینی چابهار روز گذشته با حضور وزیر کشور، نماینده مقام معظم رهبری، جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسوولان و مردم شهیدپرور این شهرستان تشییـع شد.
2) با شکایت مدعیالعموم و بهدنبال افشاگری علیه مهدی هاشمی صورت گرفت: «احضار مدیرمسوول روزنامه ایران به دادسرا»
مدیرمسوول روزنامه ایران در روز قبل از تاسوعای حسینی با حکم دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار شد. وی صبح امروز نیز در دادستانی حضور خواهد یافت. عبدالرضا داوری، مدیرمسوول روزنامه گسترش صنعت هم بهدلیل درج کامل دفاعیات مدیرمسوول روزنامه ایران در دادگاه، روز جاری به دادسرا احضار شده است.
همشهری
1) روسیه اقدام تروریستی در چابهار را به شدت محکوم کرد
http://www.hamshahrionline.ir/news-123319.aspx
وزارت امور خارجه روسیه با انتشار بیانیهای ،اقدام تروریستی در مراسم سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) در چابهار ،که به شهادت و مجروح شدن دهها نفر از عزاداران حسینی (ع) منجر شده است، را به شدت محکوم کرد.
2) تودیع متکی با حضور معاون اول رییسجمهوری
http://www.hamshahrionline.ir/news-123315.aspx
مراسم تودیع و معارفه متکی و صالحی شنبه (27 آذر) با حضور معاون اول رییسجمهوری برگزار میشود.
جام جم
1)وزیر کشور خبر داد: «دستگیری 9مظنون مرتبط باجنایت چابهار»
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893862539
مصطفا محمدنجار از تشکیل جلسه امنیتی درباره حادثه تروریستی چابهار خبر داد که بر اساس آن 9 نفر از کسانی که مظنون به دست داشتن در این حادثه تروریستی بودند، دستگیر شدند.
2) دکترین دفاعی ژاپن تغییر میکند
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893885226
براساس سیاست دفاعی جدید ژاپن، روسیه دیگر خطر بالقوه برای این کشور محسوب نمیشود، بلکه چین و کره شمالی خطری برای امنیت ژاپن بهشمار میآیند. طبق طرح جدید قرار است بنیه دفاعی ژاپن با افزایش شمار هواپیماهای جنگی و زیردریایی تقویت شود. همچنین یک سپر دفاع موشکی ایجاد شده و همکاریهای نظامی با آمریکا گسترش مییابند.
کیهان
1) پیونگ یانگ: «جنگ بعدی با کره جنوبی هستهای است»
http://www.kayhannews.ir/890927/16.htm#other1600
«پیونگ یانگ» هشدار داد جنگ بعدی این کشور با کرهجنوبی، به صورت جنگ هستهای خواهد بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه پایگاه اینترنتی حزب حاکم کره شمالی دیروز نوشت: «جنگ در شبه جزیره کره اتفاق خواهد افتاد اما زمان آن مشخص نیست. با شروع این جنگ، حملات هستهای نیز رخ خواهد داد.»
2) در اسلامبول و با شرکت دکتر ولایتی صورت گرفت: «حضور اردوغان در عزاداری بینظیر روز عاشورا»
http://www.kayhannews.ir/890927/3.htm#other301
نخست وزیر ترکیه در جمع دهها هزار تن از عزاداران حسینی در اسلامبول با تاکید بر اینکه از روز شهادت امام حسین(ع) تا به امروز سینه همه ما به درد آمده و جگرمان آتش گرفته است تصریح کرد که شهادت حسین(ع) عامل وحدت و همبستگی است.
رسالت
1) آیتاله مکارمشیرازی: «بعضی مدارس دینی در پاکستان و عربستان تروریستپرورند»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=48427
آیتاله مکارمشیرازی با صدور پیامی اقدام تروریستی در چابهار را که منجر به شهادت تعدادی از شیعیان و اهل تسنن شد محکوم کرد.
2) آمریکا در آزمایش سامانه ضدموشکی شکست خورد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=48521
وزارت دفاع آمریکا «پنتاگون» اعلام کرد که ارتش آمریکا اواخر هفته گذشته بار دیگر در آزمایش سامانه ضدموشکی بالستیک خود شکست خورد.
خراسان
1) رییس انجمن داروسازان: «حکم دیوان عدالت اداری را درباره لغو حق فنی داروخانهها فعلن اجرا نمی کنیم»
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=9&day=27&id=245143
بر مبنای حکم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری درباره حق فنی داروخانهها، دریافت حق فنی توسط داروخانهها بابت نسخههای دارویی غیرقانونی است و باید لغو شود. بنا به گفته ۲ عضو کمیسیون بهداشت دلایلی که دیوان عدالت اداری برای لغو حق فنی به آن استناد میکند، این است که اولن درآمد داروخانهها از سود دارو تامین میشود و نیازی به دریافت حق فنی نیست و دوم اینکه داروخانهدارها در ازای دریافت حق فنی باید حدود ۱۴ خدمت مشاورهای دارو به بیماران ارایه دهند که این خدمات ارایه نمیشود، بنابراین دریافت حق فنی نیز محلی از اعراب ندارد.
2) موسس سایت ویکیلیکس آزاد شد
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=9&day=27&id=244886
موسس سایت ویکی لیکس از سوی دادگاهی در انگلیس با قید وثیقه آزاد شد و به دستگیری خود اعتراض کرد. وی همچنین قول داد که به افشای اسناد رسمی محرمانه ادامه دهد.
آفرینش
1)احمدیان قایممقام سازمان انرژی اتمی شد
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74587
محمد احمدیان، معاون نیروگاهی رییس سازمان انرژی اتمی با حفظ سمت به عنوان قایممقام این سازمان منصوب شد.
2) آرایش سیاسی اصولگرایان واصلاحطلبان تغییر میکند
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74585
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس از تغییر آرایش سیاسی اصولگرایان و اصلاحطلبان در آینده خبر داد. حسین نجابت در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: «پس از ورود کلمه اصولگرایی در ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور، مبانی اصولگرایی کاملن روشن بود که این مبانی شامل چهار رکن اصلی اسلام، انقلاب، ولایت فقیه در قالب حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و قانون اساسی است.»
دنیای اقتصاد
1) احمدینژاد امشب در تلویزیون از «هدفمندی یارانهها» میگوید: «احتمال اعلام اصلاح قیمتها؟»
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=236238
پایگاه اطلاعرسانی ریاستجمهوری اعلام کرده است که رییسجمهوری امشب بعد از خبر ساعت 21 در شبکه اول صدا و سیما حضور پیدا میکند و درباره قانون هدفمندی یارانهها با مردم سخن میگوید. همزمان، وزیر بازرگانی هم از آخرین تدابیر دولت برای مهار قیمتها در پی اعلام آزادسازی سخن گفته و از جمله هشدار داده است که با اخلالکنندگان در اجرای قانون یارانهها به عنوان مفسد برخورد شده و به دستگاه قضایی معرفی میشوند.
2) تاثیرپذیری شکلی بازار مسکن از یارانه هدفمند
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=236210
مدیریت شهری تهران در بررسیهایی که برای اثر قانون یارانهها بر درآمد و هزینه اداره پایتخت انجام داده به این جمعبندی رسیده است که بعد از اجرای این قانون، گرایش به زندگی و سکونت در مناطق مرکزی شهر در مقایسه با حواشی تهران افزایش پیدا میکند. همچنین بازار ساختوساز نیز اگرچه رونق کنونی را حفظ میکند، اما متراژ واحدها کوچک میشود که این باعث کاهش درآمد حاصل از صدور پروانه ساخت خواهد شد.
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
بانک جهانی اعلام کرد چهل میلیون دلار را برای کمک به برنامه راهسازی روستایی افغانستان کمک میکند.
برنامه راهسازی روستایی در افغانستان از چند سال به این سو آغاز شده و هدف آن تسهیل ارتباط روستاها با شهرها میباشد.
عبدالروف ضیا مسوول دفتر رسانهی بانک جهانی در افغانستان گفت این کمکها بدون بازپرداخت میباشد.
وی افزود کمکهای بانک جهانی به افغانستان از سال 2003 تا کنون به 211 میلیون دلار میرسد که به بخشهای مختلف مساعدت شده است.
عزیز شمس سخنگوى وزارت مالیه افغانستان از وعده کمک تازه بانک جهانی سپاسگزاری کرده آن را برای برنامه راهسازی مهم خواند.
بانک جهانى از سال ١٣٨١ خورشیدی به این سو، بر علاوه برنامه های اساسى، در بخشهاى صحت، آموزش و پرورش در قسمت بلند ظرفیت با افغانستان کمک کرده است.
این در حالی است که راههای روستاها برای سفر مناسب نبوده و روستانشینان برای سفر شهرها با مشکل روبهرو بوده و هر از گاهی نیز سبب حادثات ترافیکی نیز میشود.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- مالزی به هدف خود برای ریشه کن کردن فقر دست یافته است.
- درخواستها برای بازنگری در طرح توسعه پرلیس برای جلوگیری از وقوع سیل.
- آتشنشانی لوبان موجب نجات 1.5 میلیارد رینگیت از ارزش ملک شد.
- هند و مالزی در زمینه تحقیقات داروهای گیاهی همکاری میکنند.
- دولت از جزییات بودجه 2011 خبر داد.
- مراکز ترانزیتی میزبان کارگران خارجی خواهند بود، شاید این امر جوابی به خواستههای عمومی باشد.
- PT bank وابسته به Maybank تبدیل به بانک اسلامی میشود.
- صادرات غیرنفتی سنگاپور در ماه نوامبر 11 درصد رشد داشته است.
- سازمان بینالمللی انرژی هستهای درصورت رسیدن به توافق با کره شمالی، بازرسانی به آنجا میفرستد.
- کره جنوبی در نظر دارد 5 تمرین نظامی انجام دهد.
- روسیه نخستین بانک سوخت هستهای را با درصد پایین خلوص در جهان تاسیس کرد.
- برف باعث انجام تعطیلات پیش از کریسمس در اروپا شد.
روزنامه استار
- وزیر ارشد سراواک در سن 74 سالگی دوباره با یک زن 30 ساله ازدواج کرد.
- میخاندازی در جادهای در جورج تاون ترس ساکنان را برانگیخت.
- یک قاچاقچی مواد مخدر در یک تعقیب و گریز کشته شد.
- 177،857 رایدهنده جدید در سه ماهه سوم در کمیسیون انتخابات ثبت نام کردهاند.
- از معلمانی که نمیخواهند منتقل شوند خواسته شد تا به اداره آموزش سلانگور درخواست خود را تحویل دهند.
- تنها 0.5 درصد از مردم مالزی اقدام به اهدای عضو میکنند.
- برای لذت بردن بیشتر مصرفکنندگان از کریسمس، قیمت 14 ماده غذای پر مصرف ثابت نگه داشته میشود.
- در پی قتل یک پزشک، 4 زن مظنون بازداشت شدند.
- پروژههای فدرال در گالاس و مانیک اورای بهزودی به اتمام میرسند.
- گروهی 200 نفره از پیروان شیعه توسط اداره امور اسلامی سلانگور بازداشت شدند.
- پارلمان ونزوئلا قدرت بیشتری به چاوز داد.
- پیشنهاد آمریکا برای ممنوعیت استفاده از تلفنهای همراه توسط رانندگان کامیون.
- لونا داسیلو از قدرت خداحافظی کرد.
روزنامه نیو استریت تایمز
- شمار بالای مرگ و میر ناشی از دنگیزدگی ایجاب میکند که به نظافت شخصی و پاکیزگی بیشتر رسیدگی شود.
- پلیس دادخواستی بر ضد شرکت سامی داربی برای مفقود شدن 2 میلیارد دلار ارایه میدهد.
- بعد از امضا توافقنامه بر سر مالیاتها توسط اوباما، سهام وال استریت بدون نوسان شد.
روزنامه مالایی میل
- مالزی و نیوزیلند قرار داد صادرات غذای حلال امضا کردند.
- حزب پیشرو دو سوم از کنترل پارلمان را به دست خواهد گرفت.
سیمین/ رادیو کوچه
simin@koochehmail.com
یافتن راهی برای مدیریت زمان بهطور دقیق به خود افراد بستگی دارد. افرادی که برنامه زندگیشان از نظم برخوردار نیست، اغلب روزهایی ناراحتکننده دارند و ادعا میکنند که نمیتوانند به هیچ یک از کارهایشان برسند. آنها گمان میکنند که همه کارهایشان به یک اندازه مهم هستند. اما برای حل این مشکل میتوان به قانونی توجه کرد که میگوید 80درصد نتایج بهطور معمول از 20درصد کارها به دست میآیند و این در حالی است که 80درصد کارها فقط 20درصد نتایج را به خود اختصاص میدهند.
افرادی که نمیتوانند به خوبی زمانشان را مدیریت کنند را میتوان از این نشانهها شناخت: «عجله و دوندگی زیاد، تاخیر داشتن همیشگی، رنجش و خشم زیاد، سستی در انجام کار، به تاخیر انداختن کارها و نداشتن جرات و جسارت.»
برای بهبود وضعیت مدیریت زمان باید با توجه به اولویت کارها تشخیص داد که ابتدا باید چه کاری را انجام داد. البته اصل اساسی در مدیریت زمان آن است که مشخص شود در زندگی چه اهداف و ارزشهایی دارید و آنگاه به بهترین نحو از وقت خود استفاده کنید تا به آنها برسید.

ارزشها به شما کمک میکنند تا تعیین کنید چه چیزی در زندگی به واقع برایتان مهم است. بعضی ارزشهای مهم عبارتاند از: «امنیت مالی، شغل مناسب، دوستان باوفا، ارتباطات خوب، تناسب اندام، زندگی خانوادگی خوب و… .
پس از تعیین ارزشها و اهداف خود، باید فعالیتهایی را که در جهت اهداف شما نیستند به تدریج از دور خارج کنید. این فرآیند نیازمند آن است که نگرشها و رفتارهای جدیدی در پیش بگیرید و با مانعهای تغییر «مانند نداشتن جرات و جسارت» مقابله کنید.
گام بعدی این است که ببینید چگونه وقت خود را صرف انجام اولویتها کنید. برای این منظور میتوانید جدول زمانی برای خود تعیین و برنامههایتان را براساس اولویت طبقهبندی کنید.
البته واضح است که نمیتوانید به همه کارهای مهمتان در یک زمان رسیدگی کنید. اما با مشخص کردن زمان دقیق اجرای آنها آرامش بیشتری به دست میآورید و خیالتان کمی راحتتر میشود. اگر هم کاری خیلی پیچیده است، انجام آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و برای هر بخش مهلت خاصی درنظر بگیرید.
اگر کاری خیلی پیچیده است، انجام آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و برای هر بخش مهلت خاصی درنظر بگیرید
اگر سیستم جدید مدیریت زمانی شما خوب کار کند باید شاهد پیشرفتهای زیادی مانند کسب انرژی بیشتر، اشتیاق و قاطعیت بیشتر و افزایش اعتماد به نفس باشید. به علاوه حالا دیگر باید هر روز برای انجام دادن مهمترین فعالیتهایتان به اندازه کافی وقت داشته باشید. توجه داشته باشید مدیریت و مهار صحیح زمان به این معنا نیست که برای هر ثانیه از روزتان برنامهای داشته باشید، بلکه به این معناست که بیشتر وقت خود را به دستیابی به اهدافتان اختصاص دهید. و بهتر است برای کسب نتیجهی بهتر بهطور روزانه بر کار خود نظارت داشته باشید.
اما برای انجام هرچه بهتر مدیریت زمان چند ویژگی مورد نیاز است:
پشتکار کافی
برای داشتن برنامهریزی بهتر و بهرهمندی بیشتر از آن باید پشتکار داشت و زود خسته نشد. در واقع اگر میخواهید در زندگی خود تغییر ایجاد کنید یا به هدفی برسید، پشتکار و مداومت داشتن ضروری است. دست روی دست گذاشتن و انفعال باعث ایجاد تصور تاریکی از آینده میشود و در نتیجه سکونی که در زندگی هست و دوست داریم تغییر کند، به جای خود باقی میماند. اما باید صبور بود و در فرایند تغییر، استقامت داشت.
قاطعیت
یکی از راههای رسیدن به موفقیت و پذیرفتن تغییر برای بهبود شرایط این است که قاطعانه خواهان آن باشید. با وجود قاطعیت امکان پیروزی بیشتر است. البته با شروع قاطع بودن ممکن است در ابتدا روابط خانوادگی یا شغلیتان با مشکلاتی مواجه شود اما کمکم خودتان و دیگران به این شرایط جدید عادت میکنید و احساس بهتری را تجربه خواهید کرد.

قاطعیت به شما کمک میکند که بتوانید بیشتر مواقع آنچه را که میخواهید به دست آورید و از آنچه دوست ندارید اجتناب کنید، هرچند که این رفتار، شما را بهتر جلوه نمیدهد، اما خودتان میتوانید احساس بهتری داشته باشید.
مانعهای قاطعیت
برخی عاملها مانعی برای قاطعبودن هستند مثل ترس از عدم موفقیت که اعتماد به نفس را از بین میبرد.
ترس از طردشدن نیز مانع دیگری برای نداشتن قاطعیت است. هنگامی که میترسیم دیگران ما راطرد کنند و تنها بمانیم به این معنی است که نمیتوانیم مدیریت درستی بر موقعیت خود داشته باشیم و گاهی برای اینکه تنها نمانیم به ماندن در ارتباطی که انرژی زیادی از ما میگیرد، ادامه میدهیم. اما اگر بتوانیم قاطعانه موضع خودمان را مشخص کنیم، بیشتر میتوانیم از وقتمان استفاده کنیم و آن را بیهوده از دست ندهیم.
از دیگر مانعهای قاطعیت میتوان به احساس گناه، ترس از اذیتکردن دیگران، ترس از شکست خوردن و موردهایی از این نوع اشاره داشت.
یادگیری قاطعیت
برای یادگیری قاطعیت و به کاربردن آن در زندگی، نخست مواردی را که در آن مشکل دارید یا نمیتوانید در روابط خود موفق باشید، شناسایی کنید. برای تغییر اهدافی را تعیین کنید و بعد نحوه عملکرد خود را در آن حیطهها ارزیابی کنید. برای مثال فرض کنید به یکی از دوستانتان قرض دادهاید، اما او پول شما را پس نمیدهد. شما هم بهخاطر اعتراض نکردن و نداشتن قاطعیت در این زمینه از دست خود ناراحت میشوید و بعد که نمیتوانید ناراحتی خود را کنترل کنید، عصبانی میشوید و سپس بهخاطر بروز عصبانیت زیاد خود، احساس گناه میکنید. بدین ترتیب به حالت غیرقاطعانه خود برمیگردید و همین موضوع باعث میشود که در بیان درخواست خود بیمیلی بیشتری پیدا کنید.
در واقع شما نگران این هستید که اگر پول خود را از دوستتان مطالبه کنید، عصبانی شود و این شما را ناراحت میکند. درست است که ممکن است عصبانی شدن دوستتان برای شما ناخوشآیند باشد، ولی قابل تحمل است. بنابراین باید بتوانید با قاطعیت خواسته خود را مطرح کنید.
اما بهطور معمول از این کار میترسید، ترس از طردشدن، احساس گناه، خشم و… برای کاهش حساسیت افراد در مقابل ترسهایی که در بعضی از موقعیتهای اجتماعی ایجاد میشود میتوان با تمرین آنها را از بین برد. اینگونه ترسها در اثر رویارویی تدریجی با موقعیتهای ترسناک کاهش مییابند و اعتماد به نفس و شعور اجتماعی فرد متناسب با آن افزایش مییابد.
رفتار قاطعانه به شما کمک میکند تا به گونهای رفتار کنید که نحوه برخورد دیگران با شما تغییر کند و آنها تحت تاثیر شما قرار گیرند. رفتار ظاهری شما آثار درونی مهمی هم دربردارد، یعنی طرز فکر و احساس ما در رابطه با خودمان تغییر میکند. در واقع ما نهتنها از طریق رفتارمان به دیگران نشان میدهیم که انتظار داریم با ما بهعنوان یک آدم ارزشمند رفتار کنند، بلکه نگرش خود را نیز درباره شخصیت خود و اینکه قادر به انجام چه کارهایی هستیم تغییر میدهیم.
برای کسب قاطعیت باید به نکتههایی توجه داشت که بهعنوان مثال میتوان به این موردها اشاره کرد:
نخست با توجه کامل به طرف مقابل، توجه کامل او را نیز برانگیزید.
برای طرف مقابل خود بهطور کامل و مشخص بیان کنید که بهطور دقیق از چه رفتار او ناراحت هستید. البته سعی کنید بهطور خلاصه حرف بزنید زیرا در غیر این صورت ممکن است توجه طرف مقابل شما منحرف شود.
سعی کنید احساسات سودمند خود را برای طرف مقابل بیان کنید. اگر از همسر یا دوستتان دلخوری دارید حتمن آن را با او در میان بگذارید.
و در نظر داشته باشیدکه عصبانیت و حسادت، تلاشهای شما را برای داشتن اعتماد به نفس و قاطعبودن تضعیف میکنند.
همیشه اولویتهای خود را برای طرف مقابل مشخص کنید و از او بخواهید که به خواست شما احترام بگذارد.
هنگامی که با قاطعیت حرفتان را زدید، به دقت به جواب طرف مقابل گوش دهید. البته اگر با نظر او مخالفتی دارید حتمن به او بگویید.
هیچگاه خود را نیازمند تایید و رضایت دیگران نکنید زیرا در غیر این صورت تحمل شنیدن انتقاد از دیگران برای شما بسیار سخت خواهد شد
همچنین هرکار دیگری را که فکر میکنید به بهبود ارتباط شما کمک میکند، انجام دهید. از طرف مقابل هم بخواهید بگوید که دوست دارد واکنش شما هنگام بروز مشکلات چگونه باشد. اما فراموش نکنید هنگامی که مشکل خود را با دیگران مطرح میکنید و از آنها انتظار دارید که به خواست شما توجه کنند، خودتان هم باید در مواجهه با انتقاد دیگران منطقی رفتار کنید و نظرات دیگران را بشنوید و به آنها احترام بگذارید. انتقاد ممکن است درست روی نقطه ضعف شما دست بگذارد و احتمالن به همین دلیل از شنیدن آن برنجید و آزردهخاطر شوید. برای اینکه بتوانید به تدریج با شنیدن انتقاد کنار بیایید و با مطرح شدن مواردی مشابه، عصبانی نشوید و زود از کوره در نروید، در برابر آن مقاومت کنید. نگذارید اعتماد به نفس شما با شنیدن انتقاد دیگران کاهش یابد. هیچوقت شخصیت خود را زیر سوال نبرید، بلکه فقط اعمال و خصوصیات خود را ارزیابی کنید. برخورد صحیح با انتقاد و واکنش سازنده در برابر آن باعث افزایش اعتماد به نفس شما میشود.
و آخرین نکته این که هیچگاه خود را نیازمند تایید و رضایت دیگران نکنید زیرا در غیر این صورت تحمل شنیدن انتقاد از دیگران برای شما بسیار سخت خواهد شد. اگر کسی از شما انتقاد میکند به این معنا نیست که حتمن اشتباهی مرتکب شدهاید. سعی کنید با قاطعیت و اعتماد به نفس زیاد نظر خود را اعلام کنید. از دیگران نیز بخواهید نظرشان را بدون هیچگونه تعصبی مطرح کنند و سپس اگر لازم بود، تغییرات لازم در خود به وجود آورید.
خوب به این ترتیب میبینید که با افزودن اندکی چاشنی قاطعیت به شخصیتتان قادر خواهید بود در مدیریت کردن زمان، بسیاری از کارهای غیرضروری را از دور خارج کنید و به اولویتها بپردازید.
منبع
همشهری آنلاین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر