
شهره شعشعانی/ رادیو کوچه
ghesseha@koochehmail.com
قصههای ما، از رویا تا واقعیت برنامهای است که به ادبیات داستانی و ادبیات مستند میپردازد. در این برنامه قصههایی از نویسندگان ایرانی و خارجی میخوانیم و از خاطرههایمان میگوییم. قصهها و خاطرههای مشترکی که در پیچوتاب تصاویر تودرتویشان هر کدام ما چهبسا خود را در آینهی زندگی و خیال دیگری باز یابیم.
«فرانک اوکانر» (1903-1966) نویسنده ایرلندی با بیش از 150 اثر بیشتر به خاطر داستانهای کوتاه و خاطرهنگاری شهرت دارد.
اوکانر تنها فرزند پدری الکلی در کودکی شاهد مشکلات مالی خانواده و بدرفتاری پدر با مادرش بود. در سال 1918 به خدمت ارتش جمهوریخواه ایرلند درآمد و سه سال بعد به گروه میهن دوستان مخالف عهدنامهی انگلیس و ایرلند پیوست. در سال 1922 بهخاطر عضویت در ارتش آزادیخواه ایرلند یک سال به زندان افتاد.

پس از آزادی به فعالیتهای گوناگون از تدریس تا کتابداری و کارگردانی تاتر دست زد. در سال 1935 عضو هیت مدیره تاتر «ابی دوبلین» شد که بنیانگذارش «ویلیام باتلر ییتس» شاعر بزرگ ایرلندی بود. در سال 1939 با مرگ ییتس اختلافهای دیرپای اوکانر با هیت مدیره ی تاتر بالا گرفت و در نهایت به ترک تاتر توسط او انجامید. اوکانر در سال 1950 پس از موفقیت چشمگیری که انتشار داستانهای کوتاهش در مجلهی نیویورکر برایش به ارمغان آورد به آمریکا رفت و به تدریس در دانشگاههای این کشور پرداخت.
فرانک اوکانر در سال 1961 هنگام تدریس در دانشگاه استنفورد دچار سکته مغزی شد و چند سال بعد به دنبال یک سکته قلبی در 1966 در دوبلین درگذشت.
از اوکانر پس از مرگش در 1968 زندگینامهای بهنام «پسر پدرم» منتشر شد. این اثر محصول سالهای همکاری او با «ابی تیاتر دوبلین» است.
«نخستین اعتراف»
اوکانر بخش عمدهای از محبوبیت داستانهای کوتاهش را مدیون روایتهای سر راست است. روایتهایی که اگر چه منحصربهفرد نیستند، اما به شیوهای بسیار منحصربهفرد بازگو میشوند. داستان «نخستین اعتراف» بیان ترس کودکی خردسال از تجربهای تازه است. این داستان نمونه خوبی از قدرت توصیف، طنز، و مهارت نویسنده در خلق موقعیتهایی است که گویی همپای شخصیتهایش تمامی دقایق آن را زندگی کرده است.
«نخستین اعتراف» توسط «نیره توکلی» به فارسی ترجمه شده است.
موسیقی:
Art of Fugue by J.S. Bach
Hallelujah; Singer: Kate Voegele
سکینه محمدی آشتیانی در یک برنامه شبکه تلویزیونی پرستیوی که نیمه شب جمعه به وقت تهران پخش شد، به روابط نامشروع جنسی و قتل شوهرش ابراهیم قادرزاده اعتراف کرده است.
خانم آشتیانی در برنامه انگلیسی زبان «تودی ایران» در حالی که بر روی یک صندلی در اتاقی که گفته میشود در منزلش است نشسته، درباره روابط خود با عیسا طاهری که متهم به قتل شوهرش است صحبت میکند.
بخش اول
Click here to view the embedded video.
بخش دوم
Click here to view the embedded video.
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
وقتی برای اولین بار فیلم «بایسیکلران» «محسن مخملباف» را دیدم، بیش از هر چیزی در آن، موسیقیاش بود که مرا تحت تاثیر قرار داد. صدای زخمههای «سیتار» جانم را میخراشید و با خود میبرد. وقتی که موسیقی این فیلم جایزهی «جشنوارهی فیلمفجر» را برد، مانند خیلیهای دیگر «انتظامی» نیز نامی نیاورد و یادی نکرد، از آنهایی که یاریاش کرده بودند، تا این اثر چنین ماندگار شود. موضوعی که بعدها به آن پی بردم، نوازندگی بزرگمردی در این کار بود، که عاشق تنهایی و گمنامی بود. «عباس مهرپویا» شبیه هیچکس نبود، گرچه که خیلیها از او وام گرفتند و کسی شدند.
با آوایی حزین میخواند و نغمههای غمناک سازش را همراهی میکرد، گویی درد هزاران سال تنهایی و بیکسی را روایت میکرد. صدای گرم و گیرایش هر شنوندهای را تحت تاثیر قرار میداد. اما هیچگاه به شکل یک خواننده عامهپسند مطرح نشد. چرا که نوآوریهایش در زمینه تلفیق اشعار امروز فارسی و آهنگها و ملودیهایکهن ایرانی و رسیدن به نوعی موسیقی نوین توانست ارتباط تازهای بین دوستداران هنر و فرهنگ موسیقایی ایران در دیگر سرزمینها بهوجود آورد. اما این پویش و کاوش هنری مورد پسند بازار روز تجارت موسیقی در ایران نبود و از همین رو به سادگی از گردونه موسیقی مملکت کنار گذاشته شد. «عباس مهرپویا» ابتدا با تاتر شروع کرد و در نمایشهای تاترهای معروف دهه 20 و 30 مانند «فردوسی»، «تفکری» و «جامعهیباربد» هنرنمایی کرد و در جامعه باربد بود که کار نوازندگی با عود زیر نظر استادی عربتبار، شور و شوق او را به موسیقی تسکین داد و مهرپویا ضمن نواختن ساز هنگام اجرای نمایشها، خودش نیز آهنگ میساخت و اجرا میکرد. و همین زمینهای شد برای کشیده شدن پایش به سینما.
اولین فیلمی که «عباس مهرپویا»، موسیقیاش را ساخت و در ضمن به نقش نوازنده عود در آن ایفای نقش کوتاهی هم داشت، «دزد عشق» به کارگردانی «اسماعیل کوشان» بود که در سال 1331 در استودیو «پارسفیلم» جلوی دوربین رفت. در صحنههایی از فیلم چند قطعه موسیقی نیز توسط مهرپویا اجرا میشود، که از ساختههای خودش بوده است. مهرپویا پس از آن در چند فیلم دیگر نیز نقشهای کوچکی گرفت و همزمان به ساخت موسیقی فیلم نیز روی آورد. در همین حال مهرپویا همچنان علاقه داشت که در موسیقی عرصههای نوینی را تجربه کند و از همین رو کار با «گیتار» را شروع کرد و آن را نزد «اروین موره» استاد معروف گیتار اسپانیا فرا گرفت. نخستین اثر جدیاش در این زمینه اجرای قطعهای به نام «کلبه سرخپوستان» با گیتار الکترونیکی در انجمن هنری تهران به سال 1336 بود. برخی بر این باورند که او نخستین کسی است که گیتار برقی را وارد ایران کرد. پس از آن بود که نخستین ترانهاش را بر اساس شعری از دکتر «حمیدیشیرازی» بهنام «مرگ قو» ساخت و اجرا کرد که با استقبال فراوانی مواجه شد. «مرگ قو» باب تازهای در عرصه موسیقی ایرانی بود و شیوهای را به میدان موسیقی این سرزمین آورد که در اساس هم با موسیقی سنتی رایج متفاوت بود و هم با آنچه تحت عنوان موزیک پاپ رواج داشت، فرق آشکاری میکرد. همان آهنگی که بعدها با اجرای بد و سطحی «حبیب» به ابتذال کشیده شد.

عباس مهرپویا برای دریافت و کشف گوشههای مهجور موسیقی شرق به نقاط دورافتاده و ناشناختهای سفر کرد و بر روی فرهنگ و هنرهای مردم و جوامع دیگر مطالعه و تحقیق کرد و توانست با سبکهای فولکلور و بومی موسیقی برخی کشورهای آسیای جنوب شرقی آشنا شده و با یافتن مایههای مشترک بین آنها و موسیقی ایرانی نوعی موسیقی ترکیبی شرقی بهوجود آورد که ریشه در تاریخ هنر ایران داشت. از این تجربهها یکی آشنایی با «سیتار» بود که به سازی هندی معروف است. او دریافت که «سیتار» سازی ایرانی بوده که حدود 400 سال قبل توسط «امیرخسرو دهلوی» به هندوستان برده شده و در مقابل از موسیقی ایرانی خارج شده است. مهرپویا در هندوستان با راهنماییها و کمک «راوی شانکار» آهنگساز بزرگ هندوستان، سازنده موسقیی برخی فیلمهای «ساتیاجیت رای»، با آموزش استادی چون «محمود میرزا» توانست راز و رمز نواختن «سیتار» را فرا بگیرد. مهرپویا با تسلط به «سیتار» ماندگارترین آهنگها و ترانههایش از جمله «قایقرانان» و «آسمان میگرید امشب» را ساخت و اجرا کرد. در اوایل دهه ۵۰ تغییراتی در کارهای خود بهوجود آورد. او با شناسایی موسیقی و ساز دیگر کشورهای جهان آمیزشی از این اصوات را بهنام «کوکتل موسیقی» بهوجود آورد. مهرپویا در همین سالها، برای اشاعه سبک موسیقی خود، کلاسی درسی ایجاد کرد و در آن به آموزش انواع سازها مانند عود، ارگ، گیتار و سیتار پرداخت.
مهرپویا با همکاری ترانهسرایانی همچون «پرویز وکیلی»، «تورج نگهبان» و «داریوش روشن» به اجرای ترانههایی پرداخت، که بسیاری از آنها از آثار ماندگار موسیقی ایران هستند. انقلاب که شد، او نیز همچون برخی از هنرمندان آگاه این جامعه، دل در گروی این تغییر بست، اما دیری نگذشت که امید خود را نقش بر آب دید. جالب این است که پس از انقلاب، بیشتر اهالی موسیقی که موسیقی عامهپسندی ارایه میکردند، هر یک به نوعی دوباره مجوز کار گرفتند، اما مهرپویا مانند «فرهاد»، «فروغی»، «مازیار» و بسیاری دیگر از آنهایی که حرفی برای گفتن داشتند و به قول معروف سرشان به تنشان میارزید، خانهنشین شدند. او توان ترک ایران را هم نداشت، چون از سرنوشت امثال «ویگن» میترسید و میدید برای گذران زندگی خود مجبور به اجرای چه کارهای سخیفی شدهاند. پس در کنار مردم ماند و زجر کشید و بسنده به تدریس کرد و نوازندگیهایی بسیار اندک در کارهای دیگران.
از ازدواج بیزار بود و تا آخر عمر تنها زندگی کرد، اما علاقه خاصی به جهانگردی و مسافرت به آسیای دور و نقاط ناشناخته جهان و هنر جهانی داشت. در نهایت پس از تحمل چند سال رنج بیماری سرطان، در سال 71 چشم از جهان فروبست. در حالیکه زیر لب زمزمه میکرد:
«کسی دیگر نمیکوبد در این خانه متروک را»
مصطفا خلجی/ رادیو کوچه
mostafa.k@koochehmail.com
صبح تو به خیر
که ساعت حرکت قطار را
به من غلط گفتی
که من بتوانم
یک روز دیگر
در کنار تو باشم
این هفته سایت گروه مجلات همشهری، گفتوگویی با «احمدرضا احمدی»، شاعر موج نوی ایران را منتشر کرد که به بهانه انتشار اولین جلد از مجموعه «دفترهای سالخوردگی» با عنوان «در این کوچهها گل بنفشه میروید: باران» انجام شده بود.
احمدرضا احمدی در این گفتوگو، حرفهای جالبی را بیان کرد. او گفت: «بلد نیستم دروغ بگویم و بگویم من از بچگی شروع کردم به شعر گفتن. شاید در 19-18 سالگیام بود که شعر گفتم. و مهمترین علت گرایشم به شعر و آن شکل از شعر گفتن آشنایی با فریدون رهنما بود.»
احمدی گفت: «همیشه ادبیات کلاسیک فارسی را میخواندم. الان هم میخوانم و لذت میبرم اما فقط برای لذت بردن. اما از همان اول نمیخواستم شعرم کوچکترین شباهتی به این شعرها داشته باشد. جالب اینکه همه کسانی که از این کار و شیوه پیروی کردند، به من دشنام دادند. فروغ فرخزاد همیشه به من توصیه میکرد وزن را رها نکنم اما آخرین کارهایش بیوزن بود یا سهراب سپهری هم در این زمینه دست به تجربه زد. من البته اهل سیطره نبودم اما اهل تقلید هم نبودم. اولین بار به گمانم فریدون رهنما یا شاید داریوش آشوری اسم موج نو را روی شعر من گذاشت.»
این شاعر با بیان اینکه نه بیانیه شعر حجم را و نه هیچ متن مشابهای را امضا نکرده است و جز قباله ازدواج چیزی را در عمرش امضا نکرده، افزود: «اصولن از جمع هراس دارم. آدمی هستم منفرد، با حرکتی فردی و زندگی هم به من آموخته که این پیله را ضخیم و ضخیمتر کنم.»
احمدرضا احمدی گفت: «بعد از سکته دومم بود که 48 ساعت توی اغما بودم و وقتی برگشتم، دیدم خیلی هم مرگ چیز بدی نیست. همیشه به شوخی گفتهام با اینکه خیلی آدم خوشقولی هستم، تا به حال دو بار که با مرگ قرار داشتهام، سر قرار نرفتهام.»
بزرگداشت «ابوالقاسم شابی» در صحرای آفریقا
سیودومین جشنواره بینالمللی «توزور» با بزرگداشت ابوالقاسم شابی، یکی از شاعران بزرگ عرب برگزار میشود. این جشنواره که 24 تا 27 دسامبر در شهر توزور واقع در صحرای تونس برپا خواهد شد هرسال جهانگردان بسیاری را به خود جذب میکند. مهمترین ویژگی این جشنواره، پرداختن بهطور خاص به مقولهی فرهنگ صحرانشینهاست.
ابوالقاسم شابی 24 فوریه سال 1909 در روستای شابیه در نزدیکی شهر توزور واقع در جنوب تونس به دنیا آمد. او عمرش کوتاه بود، و 25 سال بیشتر عمر نکرد، اما شور و شعوری که داشت، عمر شعرش را جاودان کرد.
سالمرگ سرایندهی زن دیوان غربی – شرقی
امسال ۱۵۰مین سالمرگ «ماریانه فون ویلمر»، سرایندهی برخی از اشعار دیوان «غربی – شرقی» گوته است. اشعاری که از زیباترین گفتوگوهای عاشقانهی ادبیات جهان بهشمار میآیند.
دیوان غربی ـ شرقی گوته نهتنها برای آلمانیها، بلکه برای ایرانیان نیز اثری با اهمیت است. گوته این اثر را در سال ۱۸۱۵ تحت تاثیر ادب فارسی مینویسد و بهویژه حافظ را بسیار میستاید و آرزو دارد که در جهان مینویی با حافظ جامی شراب بنوشد. در دیوان غربی شرقی یوهان ولفگانگ فون گوته اما قلم دیگری نیز نقش دارد. اشعاری زیبا سرودهی ماریانه فون ویلمر که به دیوان بعد و ژرفای تازهای میبخشد و اشعار عاشقانهی دیوان را به گفتوگویی میان دو عاشق تبدیل میکند.
این هفته «محمود حدادی»، مترجم و استادیار زبان آلمانی دانشگاه شهید بهشتی در مصاحبهای با دویچه وله از زندگی و عشق ماریانه گفت.
او اظهار داشت: «میان گوته و ماریانه یک رابطهی دوستی شخصی بوده که تا به دلدادگی اوج میبرد ولی این دو، نظر به شرایطی که داشتند نمیتوانستند به وصال هم برسند و رنج این ناکامی و محرومیت از همدیگر در این اشعار در حقیقت تجلی پیدا کرده. البته به نوعی یک رابطهی معنوی بین این دو هم برقرار میشود. یعنی گوته از جوانی ماریانه نیرو میگیرد و مشخصن و صراحتن ماریانه از پیری، فرازانگی و خردمندی گوته.»
حدادی ادامه داد: «به این ترتیب هر دو مکملی میشوند برای همدیگر و آن شوق شاعرانه و فرزانگی گوته به نوعی آن توان شاعرانهای را که در ماریانه وجود داشته به حرکت در میآورد، بدان شادابی و سرزندگی میدهد و در نتیجه ماریانه که بیشتر هنرپیشه بوده و در تاتر بازیگری میکرده، نیروی شعر را در خودش کشف میکند و جواب نامههای شاعرانهی گوته را به شعر پاسخ میدهد.»
وبلاگ عباس صفاری فیلتر شد
این هفته خبر رسید که وبلاگ «عباس صفاری»، در ایران فیلتر شد. شعرهای این شاعر ایرانی مقیم آمریکا طی سالهای اخیر در تهران منتشر شده و با استقبال علاقهمندان به شعر روبهرو شده است. از صفاری در ایران دو مجموعهی «کبریت خیس» و «دوربین قدیمی» و در خارج از کشور مجموعههای «در ملتقای دست و سیب»، «تاریکروشنای حضور» و شعر بلند «حکایت ما» منتشر شده است. عباس صفاری جایزه «باران» و «کارنامه» را نیز از آن خود کرده است.
بزرگداشت مظاهر مصفا در تهران
روز پنجشنبه مراسم تجلیل از «مظاهر مصفا» شاعر پیشکسوت و استاد ادبیات دانشگاه تهران در انجمن شاعران ایران برگزار شد.
مظاهر مصفا در سال 1311 در قم به دنیا آمد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدرسه حکیم نظامی قم سپری کرد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا اخذ درجه دکتری از دانشگاه تهران ادامه داد.
از آثار او میتوان به «پاسداران سخن»، «توفان خشم»، «تصحیح دیوان سنایی»، «تصحیح کلیات سعدی»، «تصحیح جوامع الحکایات عوفی» و مجموعه شعرهای «ده فریاد»، «سپیدنامه»، «سی پاره»، «سی سخن» و «شبهای شیراز» اشاره کرد.
در مراسم بزرگداشت این شاعر، تابلو فرشی منقش به تصویر «مظاهر مصفا» به این شاعر اهدا شد.
اهدای جایزه گنکور شعر
این هفته جایزه گنکور شعر، معتبرترین جایزه شعر در کشور فرانسه، به گی گوفت، شاعر 63 سالهی بلژیکی اهدا شد. او این جایزه را بابت تمامی آثارش دریافت کرد.
انتخاب هفدهمین شاعر ملی آمریکا
این هفته کتابخانه کنگره آمریکا، دبلیو اس مروین، شاعر معاصر آمریکایی را به عنوان هفدهمین «شاعر ملی» آمریکا معرفی کرد. این رویداد تنها یکی از دستآوردهای زندگی هنری و حرفهای پربار «مروین» به شمار میرود که بخشی از آن شامل بیش از 50 کتاب شعر، داستان، نقد ادبی و ترجمه است. او همچنین برنده دو جایزه ادبی «پولیتزر»است و جایزه اول «نشنال بوک اوارد»( National Book Award) را نیز از آن خود ساخته است.
مروین معتقد است شعر با وقایع و دیدگاههای روزانه زندگی ما رابطهای تنگاتنگ و جدانشدنی دارد. رابطهای که تنها از طریق قدرت تخیل شاعرانه میتوان به آن دست یافت.
حمیرا نکهت دستگیرزاده در بستر بیماری
و آخرین خبر اینکه «محمدکاظم کاظمی»، شاعر افغان مقیم مشهد، این هفته در وبلاگ خود خبر داد که «حمیرا نکهت دستگیرزاده» در بستر بیماری است. این شاعر زن افغان مقیم هلند مبتلا به بیماری سرطان است. حمیرا تحصیلات خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل تمام کرد و دکترای خود را در رشته ادبیاتشناسی از دانشگاه «صوفیه» به دست آورده است.

این شاعر در شعر «آواز آبی» از عشق به آزادی میسراید:
با قناری دوباره میخوانم
نغمههای بلند آزادی
در میان قفس نمیمانم
شب لباس دگر به بر کرده
بار دیگر شبانههای غمین
روزهای مرا ز بر کرده
باز کن دست صبح را
از بند
باز کن بند از پر پرواز
پهنهی آسمان چه بیرنگ است
آبیاش کن
به رنگ آوازم
وارهان قامت مرا
از شب
من ستاره ز شب
نمیچینم
نور در جنس شب
نمیبینم
وارهانم ز تیره شبها
صبح در راه مانده
بیدار است
و گلویم قناری آواز است
و قناری خفته در چشمم
پر ز آواز
پر ز پرواز است
باز کن بند از تن خورشید
باز کن در به روی آزادی
که در بسته با طبیعت من
سخت بیگانه
سخت ناساز است.
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
گرچه قهوهخانهها هنوز هم صبحها از کلهی سحر باز میکنند اما دیگر شبها تا دیروقت کار ندارند. دیگر مرکز تفریح و سرگرمی نیستند. در آنها از نقل و نقالی و شاهنامهخوانی خبری نیست. تلویزیون و سریالهای جفت و تاقش دیگر راه به «اسکندرنامه» و «امیرارسلان نامدار» و «سمک عیار» نمیدهند.
نقاشی قهوهخانهای با یک نیاز در جامعه سنتی ایران اواخر سلسله قاجاریه بهوجود آمد، نیازی که براساس آن شاید بتوان یکی از کاربردیترین هنرهای جهان در قرون مختلف را جستوجو کرد.
در تعاریف رسمی، از هنر نقاشی قهوهخانهای به عنوان بخشی از زیرشاخهی هنرهای تجسمی به شبیهسازی عامیانه یاد میشود. این که چنین نقاشیای براساس نیازی شکل گرفته است که شاید فلسفه وجودی این هنر را تفسیر کند. براساس نظر بسیاری از هنرشناسان، چیستی نقاشی قهوهخانهای شاید مهمتر از چگونگی آن باشد، آن هم در دنیایی که یک هنر، آن هم نقاشی براساس نیاز مردم کوچه و بازار شکل گرفته است.

نقاشی ایران در گذر عمر طولانی و پربارش، با تمامی فراز و نشیبها که میبیند، در پناه و به قوت خیالپردازیهای عالمانه و عارفانه است، که گریزان از نشان و نشانههای عیان، نقشهایی جدا از واقعیتهای عینی را آشکار میکند. هنرمند نقاش این دیار، به تبعیت از مبانی معنوی سنت و فرهنگ سرزمینش، تنها دل را خوش در تظاهر به چیرهدستی در هنر نمیکند. او شیفتهی آشکار تفکر و الهام خویشتن است. میکوشد تا در کنار خلق زیباییهای برون، چونان انسانی متفکر، درون را بکاود. این شیوه از نگریستن و اندیشیدن و خلاقیت، هرگز به دورانی خاص از تاریخ نقاشی ایران محدود نمیشود، چرا که میتوان در دیرپاترین نقش نقاشان ناشناختهی سفالهای باستانی، در نقاشهای کهن آدم و حیوان و نبات درون غارها، حتا در پیچیدگی و رمز و راز نقوش هندسی هم، چنین خیال و مکاشفهای را نگاه کرد.
در هنر نقاشی قهوهخانهای هنرمند تنها با اتکا به تکنیکها و روشهای رایج در هنر نقاشی به خلق یک اثر هنری نمیپردازد و در این میان برای نتیجه گرفتن از موضوعی که در ذهن دارد و شاید نمیتواند آن را به زبان ساده جاری کند، به نقش زدن آن میپردازد. شاید همین موضوع مشخصکنندهی زمینهی تمایز این هنر با دیگر هنرهای تجسمی باشد. این هنر در ابتدای شکلگیری خود امری نوظهور در کشور به شمار میرفت، اما برخلاف بسیاری از نمادهای نوظهور، نقاشی قهوهخانهای در میان مخاطبان خویش پذیرفته شد. نقاشی قهوهخانهای پدیدهای نوظهور در تاریخ نقاشی این دیار بود که همراه با حفظ تمامی ارزشهای منطقی هنر مذهبی و سنتی ایران، به ضرورت نیاز و خواست مردم و به پاس احترام به باورهای مردم متولد شد. مردمی که در راستای گذر زمان، یلان و آزادگان شاهنامه حکیم توس را از خیال به نقش میطلبیدند، تا مگر در همدلی و مونسی با راستان و پهلوانان شاهنامه، غرور ملی از کف رفتهی خویش را باز یابند و رستمی را طلب میکردند تا مگر بیاید و داد از بیدادگران زمانه شان بگیرد. در چنین روزگاری بود که هنرمندان بیادعای مردم نشستند مقابل دیوار قهوهخانهها، در ایوان حسینیهها و تکیهها، بر سکوی گرد زورخانهها گوش به سخن نقالان و چشم در چشم مداحان رنگها را سایدند، و کاسههای سفالی و شکستهشان را پر از رنگ کردند و هر چه را که شنیدند و در دل داشتند بر تن دیوار و بوم نقش زدند. نقشی، تنها به مدد خیالشان و خیالی به گستره و وسعت تمامی قصه ماندن و بودن خاکشان و استقامتی به بلندای آرمانهای تبار و اجدادشان. خیالی که چون در چهار دیواری بسته و بینور قهوهخانهها به نقش مینشست، بیشمار دریچههای پر نور سرزمینهای پرآفتاب رزمگاههای نبرد را بر روی همگان میگشود. خیالی که هنرمندان عاشق را به دشت داغ کربلا میبرد، در نیمروز نبردی جاودانه و ابدی در چشم تاریخ. خیالی که خون سرخ سیاوش چون بر زمین تفته و خشک بدگمانیها و تهمتها میریخت، دشتی از سبزه و گل و گیاه میآفرید.

نقاشی قهوهخانه نوعی نقاشی روایی رنگ روغن با مضمونهای رزمی، مذهبی و بزمی است که در دوران جنبش مشروطیت بر اساس سنتهای هنر مردمی و دینی و با اثر پذیری از نقاشی طبیعت گرایانه مرسوم آن زمان، به دست هنرمندانی مکتب ندیده پدیدار شد. خاستگاه و زمینه ساز این هنر نقاشی، سنت کهن قصهخوانی و مرثیهسرایی و تعزیهخوانی در ایران بوده است و پیشینهاش به قرنها پبش از پدید آمدن قهوهخانه میرسد.
نقاشی قهوهخانه، بازتابی اصیل و صادق از هنر هنرمندانی عاشق، تنها و دلسوخته است. هنرمندانی مظلوم و محروم از تبار مردم سادهدل و آیینه صفت کوچه و بازار، آنانی که از پس قرنها سکوت، زیر سقف تاریک قهوهخانهها در خلوت عارفانه تکیهها و حسینیهها، در سر هر کوی و برزنی، چشم در چشم مردم دوختند و در محفل پر انس و الفت آنان، بغض معصومانهشان را یکباره شکستند. در ستایش راستیها و مردانگیها نقشها زدند و حکایت کژیها و پلیدیها کردند. رنگ سرخی نشاندند بر تن بوم و دیوار که گویی لختهلخته خونهای خشکیده مظلومیتهای از یاد رفته بود و رنگ سبزی گزیدند به پاس یاد بهار سر سبز و پر طراوت روح و اندیشهی راستان و آزادگانی که در جان و دل و خیال و باور مردم قرنهای قرن، نسل به نسل، سینه به سینه، تا به روزگارشان به یادگار مانده بود و چه جاودانه و همیشه پایدار و ماندنی.
هنرمندانی دلسوخته و وارسته، در این روزگار آستین بالا زدند تا که ذوق و هنر بی ادعایشان پاسخی بر شور و شیدایی و بیداری مردم باشد و غیرتی در خلق هنری سراسر شیفتگی و خلوص، آن هم به جبران روزگاران دراز سکوت و بی اعتناییها و آن همهی تحقیرها و نادیده انگاشتنهای ذوق و اعتقاد و باور مردم، مردمی که همیشه الهامدهندهی اصلی باروری و استمرار هنر و فرهنگ این دیار بودهاند.
ولی امروز تمام اینها رفته است. گاهی تمهیدی کلکی فقط برای بردن ما به آن زمانها. و کلام آخر نقاشی قهوهخانهای شخصیت بهطور کامل ایرانیگونه دارد و موضوعاتی دارد که بهطور کامل در برگیرندهی نیات و خواست عموم مردم است. نقاشیهایی که دربرگیرندهی تصاویر خیالی از واقعیاتی است که توسط ذهن خلاق هنرمند پدید آمدهاند. بهوسیله این متد نقاش، نقشی پدید میآورد که بهطور کامل با ذهنیات و تفکرات او خلق شدهاند. این هنر به مرور زمان دارد از بین میرود. امیدواریم هنرمندان این خاک تمامی تلاش خود را انجام دهند و این هنر والا را والاتر و از مردن آن جلوگیری کنند.
خبر / رادیو کوچه
براساس برخی گزارشها، روز 16 آذر برابر با روز دانشجو، شش تن از دانشجویان دانشگاه هنر تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدهاند.
به گزارش جرس، بنا بر گفته یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان آن دانشگاه، اسامی دانشجویان بازداشتی به ترتیب وحید نصرتی، هومن جعفری، سوین شیوا، مجید صادقی، حجت صحرایی و سعیدی است، که روز سهشنبه ١۶ آذر بعد از مراسم روز دانشجو توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. گفتنی است بنا بر گفته برادر وحید نصرتی، این دانشجو با خانواده خود تماس گرفته و اعلام کرده است که در زندان اوین بهسر میبرد.
همچنین منابع دانشجویی تایید نشده از بازداشت دانشجویان دیگر دانشگاهها در تهران بعد از مراسم و در حال خروج از دانشگاه خبر داده بودند.
آرین/ دفتر کابل/ رادیو کوچه
وزارت مخابرات افغانستان میگوید بیش از چهارده میلیون افغان از خدمات مخابراتی بر خوردار بوده و خدمات مخابراتی نیز هشتاد درصد افغانستان را تحت پوشش قرار داده است.
در افغانستان 9 سال قبل در زمان حاکمیت طالبان هیچ سیستم مخابراتی وجود نداشت، زیرا تمام سیستمهای ارتباطی در جنگهای داخلی و با حضور طالبان از بین رفته بود.
در آن زمان شهروندان افغان برای فرستادن پیام از یک شهر به شهر دیگر از نامههای نوشتاری استفاده میکردند که این نامهها بیشتر از یک هفته طول میکشید تا به مقصد میرسید.
اما برخی دیگر مردم که دوستان و اقاربشان در خارج زندگی میکردند، برای برقراری ارتباط حتا به کشور همسایه پاکستان سفر میکردند و از آنجا با دوستانشان در کشور های دیگر تماس تیلیفونی برقرار میکردند.

در آن زمان که سفر از یک شهر به شهر دیگر کار آسانی نبود، سفر به پاکستان نیز اقدام بس خطرناک و دشوار به شمار میرفت، زیرا در شاهراهها گروپهای مختلف حاکمیت داشتند و هر مسافر در هر پایگاه آنان با سوالهای مختلف مواجه میشدند.
شاکر یک شهروند کابل میگوید در آن زمان برای دوستانشان از کابل به ولایات نامه میفرستادند، زیرا تیلیفون وجود نداشت.
وی گفت عمهاش که گاهی میخواست با پسرش در هالند تماس بگیرد به پاکستان میرفت و از آنجا با پسرش تماس تیلیفونی بر قرار میکرد.
شهروندان افغان از پیشرفت در عرصه خدمات ارتباطی راضی بوده و میگویند اگر در تمام عرصه اینگونه پیشرفت صورت میگرفت حالا افغانستان در جایگاهی بهتری قرار میداشت.
در حال حاضر در کنار یک شرکت مخابراتی نیمهدولتی، چهار شرکت مخابراتی خصوصی نیز خدمات مخابراتی ارایه میکنند.
بریالی حسام معین تخنیکی وزارت مخابرات و تکنالوژی افغانستان میگوید تعداد مشترکین یا استفاده کنندگان از مبایل در افغانستان به بیش از چهارده میلیون نفر میرسد که بیشتر از نیمی نفوس این کشور را تشکیل میدهد.
به گفته آقای حسام سال گذشته وزارت مخابرات حدود صد و سی میلیون دلار از شرکتهای مخابراتی مالیه جمعآوری کرده و به خزانه دولت واریز کرده است.
کیفیت پایین، هزینه بلند
شهروندان افغان میگویند هرچند در عرصه مخابرات پیشرفتهای چشمگیری دیده میشود، اما هنوز کیفیت خطهای تماس مشکل داشته و هزینههای تماس نیز بلند میباشد.
محمود یک شهروند افغان میگوید با توجه به رقابت میان شرکتهای مخابرات در پیشکشهایشان، اما هزینه مکالمه و پیامکها بلند است.

وی گفت در بعضی مناطق کیفیت خط تماس خوب نیست و باید در هنگام تماس از یک محل به محل دیگر رفت تا تماس قطع نشود، اما هزینههای هنوز هم نسبت به کشورهای همسایه بلند است.
قیمت هر دقیقه تماس در میان خود شبکهها از دو تا پنج افغانی بوده، اما زمانی که از یک شبکه مخابرات به شبکه دیگر تماس گرفته شود، هزینه آن از ده تا پانزده افغانی میباشد.
همچنان حد اوسط ارسال پیامکها در داخل پنج افغانی و به خارج حد اوسط پانزده تا بیست افغانی میباشد.
بریالی حسام معین تخینکی وزارت مخابرات افغانستان میگوید نظر به سالهای گذشته قیمت مکالمه کاهش یافته است.
وی افزود به دلیل نظام اقتصاد بازار در افغانستان، وزارت مخابرات قیمتها را تعین نمیکند، اما میتواند زمینه رقابت را مساعد کند و همین رقابتها نتیجه خوبی داشته است.
آقای حسام میگوید آنان کیفیت شبکهها را مراقبت میکنند و تاکنون برخی از شرکتهای ارایه خدمات مخابراتی به دلیل مشکل در خدماتشان از سوی وزارت مخابرات افغانستان جریمههای نقدی شدهاند.
این در حالیست که با گذشت هر سال میزان رقابت میان شرکتهای ارایه خدمات مخابراتی بیشتر و آمار استفاده کنندگان از تیلیفونهای همراه نیز افزایش مییابد.
آنچه در این بخش میآیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانهها است.
منبع: العربیه. نت
مهدی کروبی روز شنبه 11 دسامبر در واکنش به اظهارات اخیر احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران که از هواداران دولت خواسته بود «فتنه یزیدی را با جنبش اعتراضی مردم در سال ۸۸ گره بزنند» تاکید کرد شبیهسازی رویدادهای تاریخی به هدف سرکوب مخالفان سیاسی صورت میگیرد.
نامزد معترض به نتایج انتخابات گذشته در مصاحبه با روزنامه «اعتماد ملی» که به شکل یک صفحه بر روی اینترنت منتشر میشود و توسط معترضان توزیع میشود احمد خاتمی را «خطیب غیرمسوول» توصیف کرد واز عواقب شبیهسازی واقعه عاشورا هشدار داد.
احمد خاتمی در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه قزوین خطاب به مداحان و مبلغان سراسر کشورگفته است: «جبهه یزید و جبهه امام حسین را در زمان حاضر برای مردم بیان کنید و فتنه یزیدی را با فتنه اخیر گره بزنید. مداحان باید احساس وظیفه کرده و گره زدن دیروز و امروز هنر بزرگ مداحی است. و برای پیدا کردن جبهه یزیدیان در داخل باید جبهه فتنهگران را ببینیم که شمشیرشان را علیه نظام ولایی از رو کشیدند و تهمتها به نظام اسلامی زدند. انتظار از مداحان بسیجی این است که در خط مقدم این روشنگریها باشند.»
مهدی کروبی گفت: «متاسفانه داستان اینگونه شده است که امروزه هر فرد یا گروهی بر اساس دیدگاه خود، مسایل و مشکلاتی که در اداره کشور با آن مواجه میشوند را با شبیهسازی به واقعه عاشورا به ابزاری برای سرکوب مخالفین سیاسی خود تبدیل میکنند.»
به گفته او: «حتا مسوول امور مساجد نیز بخشنامهای را برای مبلغین مساجد صادر کرده است که حوادث تلخ سال ۸۸ را با حوادث کربلا مشابهسازی کنید.»
وی با اشاره به احتمال تحت تاثیر قرار گرفتن «مردم سادهاندیش و سطحینگر» از شبیهسازی رویدادهای تاریخی با حوادث سیاسی جاری تاکید کرد این روحانی هوادار دولت «متوجه عواقب واثرات تخریبی» این اقدام نیست.
او گفت: «با مرور سخنان ایشان باید گفت که متاسفانه این خطیب غیر مسوول، گویی متوجه نیستند که مقایسهها و گرهزدنهای اینچنینی مجوزی میشود برای وقوع هر جنایتی در باور برخی افراد سطحینگر در جامعه و چه بسا باعث اغفال و انحراف فکری برخی از نوجوانان معتقد و مذهبی کشور میشوند.»
آقای کروبی همچنین گفت: «مدعیان دروغین جبهه حسینی در محافلی همچون روزنامه کیهان بیپروا مخالفین خود را به جبهه یزیدیان گره زده و به عنوان مثال مرا عمرسعد خطاب میکنند.»
او افزود: «در حالیکه در این شبیهسازیها و مقایسه کردنهای هدفمند معترضین به نتایج انتخابات را یزید و یزیدیان خطاب میکنند، لابد آقای احمدینژاد را امام حسین، آقای حسین شریعتمداری را حضرت ابوالفضل و خانم رجبی را حضرت زینب میبینند و خود را با آنها قیاس میکنند.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی تاکید کرد: «ما بر اساس اعتقاد و منش سیاسی و فکری، دعوا را داعوای انتخاباتی میدانیم و معتقدیم همه باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنیم و به آن پایبند باشیم.»
خبر / رادیو کوچه
در روزهای اخیر، ماشااله شمسالواعظین، نایب رییس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران و سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۱۶ ماه زندان محکوم شده است.
اتهام او توهین به رییس جمهوری و تضعیف نظام جمهوری اسلامی اعلام شده و محکومیت او قابل تجدیدنظر خواهی است.
به گزارش بیبیسی، آقای شمسالواعظین روز جمعه ۱۹ آذرماه در مورد اتهام نخست خود اظهار داشت که در حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران آمده است که او در مصاحبهای با شبکه عربیزبان العربیه، محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی را «سرکوبگر و مجنون» خوانده است.
او گفت که این اتهام از اشتباهی ناشی شده که در ترجمه سخنان او از زبان عربی به فارسی اتفاق افتاده است: «من از عبارت جنون عظمت استفاده کردم که به عربی به معنای خودبزرگبینی است. بله، من گفتهام که ایشان خودبزرگبین است، ولی نگفتم دیوانه است».
آقای شمس الواعظین در مورد اتهام دوم خود که تحت عنوان «تضعیف نظام» از او یاد شده گفت که این اتهام به مصاحبههای او با شبکههای تلویزیونی بیبیسی و العربیه، سایت روز آنلاین و مجله اشپیگل مربوط است.
به گفته او، در حکم دادگاه آمده است که آقای شمس الواعظین در این مصاحبهها علیه حکومت جمهوری اسلامی سیاهنمایی کرده، این حکومت را سرکوبگر دانسته و روزنامهنگاران ایرانی را «طعمهای گرفتارشده در چنگال رژیم» خوانده است.
لازم به ذکر است آقای شمسالواعظین، سردبیری روزنامههای توقیف شده جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان بوده است.
او پس از اعتراضات عاشورای سال گذشته تهران بازداشت و حدود دو ماه پس از آن آزاد شده بود.
خبر / رادیو کوچه
یک مقام ارشد کاخ سفید روز جمعه در واشنگتن اعلام کرد اگر ایران برنامه اتمی خود را متوقف نکند، آمریکا و متحدانش آمادهاند تحریمهای بیشتری علیه این کشور اعمال کنند.
به گزارش رویترز، گری سیمور مشاور اتمی باراک اوباما در یک موسسه تحقیقاتی در واشنگتن گفت تا زمانیکه ایران صلحآمیز بودن برنامه اتمی خود را ثابت نکند، کشورهای غربی به تشدید فشارهای خود علیه تهران ادامه خواهند داد.
مقام های آمریکایی با اشاره به اظهارات برخی مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند تحریمهای جهانی علیه ایران موثر بوده و به اقتصاد این کشور صدمه زده است.
این اظهارات سه روز پس از گفتگوهای ایران با گروه 1+5 در ژنو مطرح شده است.
در این مذاکرات دو طرف توافق کردند که دور بعدی گفتوگوها را در اواخر ماه آینده میلادی در استانبول پایتخت ترکیه، برگزار کنند.
بیشتر بخوانید:
«دور بعدی مذاکرات ایران با 1+5 در استانبول»
شنبه 20 آذر 89/ یعنی 11 دسامبر 2010
اجرا: اعظم
استودیو: مارال
تقویمتاریخ
گزارش کابل- «هشتاد درصد افغانستان به خدمات مخابراتی دسترسی دارند» – آرین
گزیدهی اخبار مطبوعات شنبه ایران
دایرهی شکسته- «پیر آینهها بازآی»- مهشب تاجیک
بخش اول خبرها
اوراقزرین- «چهارمقالهی نظامی عروضی سمرقندی» (قسمت سوم) – رضا افتخاری
روزنگاشت- «اقلیتهای کوهنشین و مردمان بومی»- محبوبه
مجلهی خبری کابل- آرین
شعر در هفتهای که گذشت- «وبلاگ را از من میگیری، شعر را نه» – مصطفا خلجی
بخش دوم خبرها
پسنشینی تند- «نالهام پایان گرفته است دیگر»- اکبر ترشیزاد
قصههای ما، از رویا تا واقعیت- «نخستین اعتراف»- شهره شعشعانی
بخش سوم خبرها
رادیو کوچه
روز جمعه، با ادامه روند آلودگی شدید هوای تهران و در پی افزایش غلظت آلایندهها، مقامهای جمهوری اسلامی از تشکیل کمیته اضطرار برای مقابله با آلودگی هوای پایتخت خبر دادهاند.
به گزارش ایسنا، امیر فاتحوحدتی، مدیر مرکز پایش آلودگی هوای استان تهران، از تشکیل این کمیته به دستور استاندار تهران خبر داد.
این در حالی است که میزان آلودگی هوای تهران برای سیودومین روز متوالی در وضعیت هشدار قرار دارد.
یوسف رشیدی، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، اظهار داشت که پایداری جوی و افزایش میزان آلایندهها تا روز یکشنبه ۲۱ آذر ادامه خواهد داشت.
بیشتر بخوانید:
«تهران همچنان در وضعیت هشدار»
مطلبهایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر میشود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که میتواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظرهای مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشتههای این بخش دارید میتوانید برای ما ارسال کنید.
پ. مهرکوهی
این هم از این، شمس آلاحمد هم به آن آلاحمد و به لقااله پیوست. در سوگ این چه باید گفت؟ در سوگ آن آلاحمد بود که شاعر ملی ما سرود: «گرچه در خانه و در بستر خویش رفت به خواب/شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال». آن آلاحمد کارش این بود که هرگاه هوس میکرد برای هر درگذشتهای یک پرونده شهادت میساخت و از آن پروندهسازیها به رونق بازار خود میافزود و به راستی چه بازارگرمی داشت پروندهسازیهایش، آن آلاحمد که مرد، این یکی آلاحمد به همراه خیلیهای دیگر کوشش کردند که برای او هم پروندهی شهادتی باز کنند ولی این شوخی نگرفت، شاید به این دلیل که بازاریهایی زرنگتر از ایشان در راه بودند تا به بازاری کهنه رنگی تازه زده و سرقفلی دکانهای دروغ را نرخی افسانهای بزنند.
کار جهان را باش، او که کارش این بود که به هر بانگ ناهمسازی چوب غربزدهگی میزد، به دست نخست وزیر دلبند و گرامی دوران جنگ، به دست همین موسوی سبز انگ غربزدهگی را بر تاج سرگرفت، اگر چه جنس تاجاش از پارچهی عمامه بود. غربرده یا غرب نازده، آن آلاحمد هر چه بود، شک ندارم که از برای خدمتهایش به اسلام عزیز جایش در ملکوت اعلا است جلال. و شک ندارم به پاسداشت راستکاریهای آن آلاحمد جای این آلاحمد هم در بهشت برین خواهد بود. امروز این آلاحمد به آن آلاحمد خبر خوش خواهد برد که: «امروز ایران اسلامی آنی است که او میخواست: که خیابانها به نام او و مرادش شیخ فضلاله و مدرس کردهاند، که خودمان به تکنولوژی اسلامی دست یافتهابم و در آشپزخانههایمان به دست دختر بچگانی کیک زرد هستهای درست میکنیم، که چنان پول از سرمان بالا میرود که ناچاریم آن را در دورافتادهترین روستاهای کشور لبنان هزینه کنیم.

که برادر لبنانیایی که تا دیروز سر بر بالینی از کاه میگذاشتند امروز از سر سایهی دولتی که اندیشهی بنیادش او بود در بهترین مبلمانهای ساخت ایتالبا میلمند و چهار دعا به جد او و پنج ناسزای به سزا بار مجوس میکنند و کشور در پناه اندیشههای تابناک او در امن و امان است و در خیابانها و چهارراهها مردم با هم مگر به سلام مهر و محبت سخنی نمیگویند و دیگر کسی دیگری را نمیکشد و دیگر سر بیگناهی به بهانهی دروغین بمبگذاری بر دار نمیرود، که هیچ شبکهی سازمانیافتهای دختران خرد سال بیسرپناه را به بازارهای حرمسراهای شیخنشینهای خلیج پارس نمیفروشد..و …..و….». اگرچه بیشترین این خبرهای خوش را برادر طبری اسلامآورده و نوهی ضد امپریالیست آن شیخ بزرگ پیش از این برای آن الاحمد برده بودند ولی آن بزرگوار زرنگتر از این بود که حرفهای رفقای پیشین را زیاد باور کند. باید خبرهای درست را تنها از یک منبع خودی باور کرد.
خبر / رادیو کوچه
روز جمعه، چین ضمن حمایت خود از برنامه صلحآمیز هستهای ایران از قدرتهای غربی خواست به چالشهای هستهای با ایران پایان دهند.
به گزارش خبرگزاری غیرمتعهدها، «یانگ جیچی» وزیر امور خارجه چین ضمن حمایت کشورش از برنامه صلحآمیز هستهای ایران افزود چین از ادامه مذاکرات هستهای ایران استقبال میکند.
وی افزود مقامات چینی با هر نوع تحریم و تهدیدی برعلیه برنامه هستهای ایران مخالفت هستند.
وزیر امور خارجه چین همچنین خواستار گسترش روابط دو جانبه با این کشور به ویژه در زمینههای تجاری و اقتصای شد.
این مقام چینی در ادامه خاطر نشان کرد ما به حق ایران در دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای احترام میگذاریم و بر این باوریم که باید از صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه نگهبانی شود.
آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه
یک حملهکننده انتحاری صبح روز شنبه، یک مرکز نیروهای ارتش افغانستان را در شمالشرق این کشور مورد حمله قرار داد.
این حمله انتحاری که در روستای چهاردره ولایت کندز رخ داد، فرد انتحارکننده کشته شده، ۵ سرباز ارتش و سه فرد غیرنظامی زخمی شدند.
غلام محیالدین فرمانده روستای چهاردره میگوید این حمله با استفاده از یک موتر پلیس که چندی پیش از سوی طالبان ربوده شده بود صورت گرفته است.
وی تایید کرد که در این حمله ۵ سرباز ارتش و سه غیر نظامی که خانمها میباشند زخمی شدهاند.

به گفته وی زخمیشدهگان به بیمارستان انتقال شده و وضعیت چهار سرباز ارتش و خیم میباشد.
کندز یکی از ولایتهای ناامن در شمالشرق افغانستان میباشد و چندی قبل والی«استاندار» این ولایت نیز در یک حمله انتحاری کشته شده بود.
خبر / رادیو کوچه
بر اساس گزارشهای روز جمعه، سه کشتی ایرانی که در آبهای سنگاپور توسط این کشور ضبط شدهاند روز چهاردهم دسامبر به مزایده گذاشته میشوند.
به گزارش خبرگزاری ملی مالزی (برناما)، مدارک دادگاه عالی سنگاپور نشان میدهد سه کشتی توچال، سهند و سبلان به دلیل بدهی به بانک فرانسوی تامینکننده وام خرید این کشتیها، روز چهاردهم ماه جاری میلادی توسط نماینده رسمی دولت سنگاپور به مزایده گذاشته میشود.
نماینده رسمی دولت سنگاپور که زیر مجموعه دادگاه عالی این کشور نیز هست، مسوول فروش اموال و دارایی کسانی است که به دولت این کشور بدهکار است.
این در حالی است که محمدحسین دجمار مدیر عامل خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی دلیل ضبط کشتیهای ایرانی در سنگاپور را دلایل سیاسی عنوان کرد و افزود دلیل ضبط این کشتیها مربوط به بدهکاری ایران نیست بلکه مربوط به تحریماتی است که بر ایران تحمیل شده است.
مقامات کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران معتقدند ضبط کشتیهای ایرانی در چند روز گذشته انجام شده است در حالی که دادگاه سنگاپور بر اساس مدارک خود مدعی است که کشتی توچال در تاریخ نهم سپتامبر و کشتیهای سهند و سبلان نیز در تاریخ چهاردهم سپتامبر ضبط شدهاند.
گفتنی است که مقامات ایرانی خاطر نشان کردهاند که بازپرداخت وام خرید این کشتیها از یک بانک فرانسوی به طور کامل انجام شده است.
بیشتر بخوانید:
«علت توقیف سه کشتی ایرانی، مسایل سیاسی است»
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
منبع: آخرین نیوز
به گزارش آخرین نیوز به نقل از مهر، پرویز سروری شامگاه پنجشنبه درجمع خبرنگاران، وجود تحول و تغییرات جدی در جبهه اصولگرایی و اصلاحطلبان را یادآور شد و افزود: «در جریان اصولگرا متاسفانه گفتمانهای جدید ایجاد شده است که وحدت و همگرایی اصولگرایان را تهدید میکند.»
وی با بیان اینکه بسیاری از اصولگرایان امروز عنوان میکنند که ما اعتقادی به وحدت اصولگرایان نداریم، گفت: «برخی اصولگرایان اعلام میکنند اعتقاد و نیازی به وحدت اصولگرایان ندارند، سبد آراشان پر و مشخص است و وحدت را در پیروی اصولگرایان از خود میدانند.
سروری وجود تفکر مبتنی بر عدم وحدت اصولگرایان را به عنوان مسئلهای خطرناک که جریان اصولگرایی را تهدید میکند مورد تحلیل قرار داد و افزود: «بعد از فتنه سال 88 آرایش سیاسی در کشور بهم خورده است.»
وی همچنین در خصوص موضعگیریهای مشایی با احمدینژاد گفت که وی تناسبی با آقای احمدینژاد ندارد.
سروری با ابراز سردرگمی نسبت به موضعگیریهای اسفندیار رحیممشایی رییس دفتر رییس جمهوری تاکید کرد: «موضع گیری مشایی هیچ تناسبی با آقای احمدینژاد ندارد.»
وی آوردن ظرفیتهای جهان اسلام در انقلاب اسلامی را ازمهمترین توفیقات نظام اسلامی عنوان کرد و افزود: «وی در تاجیکستان رفته و گفته من ثابت میکنم پیغمبر ایرانی است، بحث اسراییل و مورد اسراییل و مکتب ایرانی سایر موارد.»
سروری تاکید کرد: «ما معتقدیم جریان مشایی مغایر آن چیزی است که ما از آقای احمدینژاد سراغ داریم.»
وی ادامه داد: «مشایی برای ریاست جمهوری تمایل دارد، ولی بعید میدانم در این زمینه موفق باشد حتاالامکان آقای جنتی و دیگران گفتهاند که ما تحت هیچ شرایط وی را تایید صلاحیت نمیکنیم.»
نماینده مردم تهران در بخش دیگری از سخنانش گفت: «در فتنه پس از انتخابات متاسفانه برخی چهرهها همانند آیتاله رفسنجانی و حجتالاسلام سیدحسن خمینی موضعگیری خاصی نکردند و آقای رفسنجانی علیرغم دفاع مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه بیانیهای صادر نکرد.»
محبوبه شعاع / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
یازدهم دسامبر برابر با بیستم آذر مصادف است با «روز جهانی کوهستان» سال ۲۰۰۳، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این روز را به عنوان روز جهانی کوهستان تعیین کرد و هر سال یک موضوع یا تم را در ارتباط با حفاظت و توسعهی پایدار، کوهها طرح میکند.
«به یاری آفریدگاری که پستیها را درکنار بلندیها آفرید تا شور رسیدن به اوج را تجربه کنیم.»
در سال 1998 به پیشنهاد کشور «قزاقستان»، سازمان ملل متحد، سال 2002 را به عنوان سال بینالمللی کوهها تعیین و اعلام کرد و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد یعنی «FAO» را به عنوان هماهنگکنندهی فعالیتهای مربوط به این سال در سطح جهان مشخص کرد.

در طول سال 2002 کشورهای کوهستانی جهان از جمله ایران با تشکیل کمیتههای ویژهی این سال برنامههایی را پیش بینی واجرا کردند.
ساختار «مشارکت بینالمللی» که در «سند بالی» پیش بینی و تصویب شده بود، در سال 2003 تاسیس و آغاز به کار کرد. هدف از تشکیل این ساختار که اتحادی از دولتها، آژانسهای سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی رادربرمی گیرد، تلاش برای کاهش فقر در نواحی کوهستانی و امنیت غذایی جوامع کوهنشین، حمایت از اکوسیستمهای شکنندهی کوهستانی جهان، حفاظت از آب شیرین و تنوع زیستی کوهها است.
تاکنون47 کشور، 14 سازمان غیردولتی بینالمللی و 76 گروه اصلی از جمله وزارت امور خارجهی جمهوری اسلامی و انجمن حفظ محیط کوهستان به عضویت مشارکت بینالمللی در آمدهاند.
و اما حرکتهای بزرگ جهانی که با موفقیت همراه بود و مورد استقبال حامیان حفاظت از مناطق کوهستانی قرار گرفته بود، سبب گردید تا مجمع عمومی سازمان ملل در پنجاه و هفتمین جلسه خود در ژانویه 2003 طی قطعنامهای، روز یازدهم دسامبر را به عنوان روز جهانی کوهستان تصویب کند.
سازمام خوابار و کشاورزی، هماهنگکنندهی این روز در سطح جهان، از کشورهای کوهستانی دعوت کرد تا با اقداماتی نظیر برگزاری نشست، انتشار ویژهنامه و اعلام از طریق رسانهها در بزرگداشت این روز بکوشند. این سازمان هر سال برای این روز یک موضوع یا شعار تعیین میکند.
در همین حال، بسیاری از کشورها جشنهای مختلفی برای بزرگداشت این روز به پا کردهاند و پایگاههای اینترنتی خاصی نیز برای تبادل نظر در این زمینه به راه افتاده است. این روز جهانی، هر سال با مناسبت خاصی که مرتبط با کوهستان باشد برگزار میشود.
روز کوهستان امسال یعنی در سال 2010 با شعار «اقلیتهای کوهنشین و مردمان بومی» نامگذاری شده است.

روز جهانی کوهستان، امسال در نظر دارد تا آگاهی عمومی در مورد خطرهای طبیعی در مناطق کوهستانی و آسیبپذیری جامعههای کوهستانی را بالا ببرد، جلب توجه کافی به کشاورزی پایدار، مرتعها، چرای دام و جنگلبانی، پابهپای نیازی که به گسترش هدفها و روشها در مقیاس ملی وجود دارد، به عنوان نکات کلیدی برای کاهش خطرها و مدیریت بلاها و فاجعهها در محیطهای کوهستانی به شمار میروند.
به همین منظور، انجمن کوه نوردان ایران، از سال ۱۳۸۴ هر سال به این مناسبت، همایشهایی را برگزار کرده و با کارهایی مانند انتشار مقاله و اجرای برنامههای پاک سازی کوهستان، کوشیده است توجه همگان را به مسایل کوهستان و ضرورت حفاظت از این محیطهای باارزش، جلب کند.
همایشهای تهران، با همکاری باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات، و با عنوان «جشن کوهستان» برگزار میشود که به فرصتی برای دیدار پیش کسوتان، اعضای گروههای کوهنوردی، و دیگر دوستداران کوهستان بدل شده است.
منبعها :
راسخون
سایت کوهستان
رادیو کوچه
نام کیهان کلهر، آهنگساز و نوازنده ایرانی بار دیگر در میان اسامی دریافتکنندگان جایزه «گرمی» که به اسکار موسیقی جهان معروف است دیده میشود.
کیهان کلهر که پیش از این با آلبومهای «بی تو به سر نمیشود»، «فریاد» و «غزل» نامزد دریافت این جایزه شده بود، امسال با آلبوم «فراتر از نقشه جغرافیا» بار دیگر کاندیدای دریافت این جایزه شد.
«فراتر از نقشه جغرافیا» در بخش موسیقی کلاسیک تلفیقی نامزد دریافت گرمی است.
در این آلبوم که از جمله آلبومهای گروه جاده ابریشم است، کلهر آهنگسازی و نوازندگی کرده است. پیش از این، در میان هنرمندان موسیقی ایران تنها استاد محمدرضا شجریان و حسین علیزاده برای آلبومهای «فریاد» و «بی تو به سر نمیشود» کاندید دریافت جایزه گرمی شده بودند.
پنجاه و سومین دوره جوایز گرمی 13 فوریه 2011 (24 بهمن) برگزار خواهد شد.
رادیو کوچه
روز جمعه، تیم صنعت نفت آبادان با برتری 1 بر 0 مقابل شاهین بوشهر در هفته هجدهم لیگ برتر باشگاههای ایران، مکان ششم جدول را از پرسپولیس گرفت.
نفت آبادان با سه امتیاز این دیدار خانگی، ۲۸ امتیازی شد و با تفاضل گل کمتر نسبت به تراکتورسازی تبریز در رده ششم ایستاد.
به این ترتیب پرسپولیس پس از شکست روز پنجشنبه برابر تراکتورسازی، یک پله دیگر در جدول ردهبندی پایین آمد و با ۲۷ امتیاز هفتم شد.
در دیگر بازی روز جمعه، پیکان قزوین در زمین خود مقابل ذوب آهن اصفهان به تساوی بدون گل رسید و با گرفتن یک امتیاز از صدرنشین لیگ، با ۱۸ امتیاز در مکان چهاردهم قرار گرفت.
سایپا در قم با صبا ۱-۱ مساوی کرد و مس کرمان در خانه، برابر تیم بحران زده پاس همدان بدون گل متوقف شد.
همچنین دیدار تیم های استقلال و شهرداری تبریز در ورزشگاه آزادی به دلیل آلودگی هوای تهران لغو شد و قرار است روز شنبه انجام شود.
اکنون پس از ذوبآهن ۳۶ امتیازی، استقلال با یک بازی کمتر و ۳۳ امتیاز دوم است و مس کرمان با ۳۱ امتیاز و سپاهان با ۳۰ امتیاز و دو بازی کمتر، سوم و چهارم هستند.
بیشتر بخوانید:
«چهارمین شکست پیاپی پرسپولیس»
رادیو کوچه
2003 میلادی- برابر با روز جهانی کوهستان است. این روز فرصتی است تا دوستداران کوهستان گامهایی در جهت حفظ محیطهای کوهستانی بردارند. فائو (FAO) از سوی سازمان ملل، نهاد مسوول اعلام و پیگیری برنامههای این روز است.
1896 میلادی- برابر با زادروز «مارشال گئورگی ژوکف» فاتح برلین، نابغه نظامی روسیه و قهرمان شوروی است. او یک سرباز وظیفه در ارتش تزاری بود که در انقلاب بلشویکی اکتبر 1917 شرکت کرد و وارد حزب کمونیست شد. او سپس به عنوان یک سرباز ارتش سرخ در جنگ با ضد انقلابیون شرکت کرد. در دسامبر 1941 آلمانیها را با تحمل تلفات سنگین مجبور به عقبنشینی کرد و با این که رییس ستاد ارتش شوروی بود و باید در دفتر خود مینشست، به صحنه شتافت.
پس از رفع محاصره، از اوکراین حمله همه جانبه خود به نیروهای آلمان را آغاز کرد که به حمله نهایی سال 1345 انجامید و در آوریل همین سال برلین را تصرف کرد و در شرق آلمان مستقر شد.
1789 میلادی- انتخاب شهر واشینگتن به عنوان پایتخت ایالات متحده آمریکا. واشینگتن در شرق آمریکا و بین دو ایالت مریلند و ویرجینیا قرار دارد. این شهر بهنام «جرج واشینگتن» رهبر استقلالطلبان و اولین رییس جمهوری دولت فدرال آمریکا نامگذاری شده است. این شهر در «ناحیه کلمبیا» (District of Columbia) با نام «دی.سی» زیر نظر کنگره آمریکا و خارج از حاکمیت تمامی پنجاه ایالت این کشور قرار دارد.
1924 میلادی- مغولستان، سرزمین چنگیزخان مغول، کشوری در مرکز قاره آسیا است که رژیم جمهوری کمونیستی خود را به جهان اعلام کرد و به این ترتیب کشوری که بیش از سه سال از تاریخ استقلال و جدایی آن از امپراتوری قدیم چین نمیگذشت، به صورت جمهوری درآمد. پس از جنگ جهانی دوم مغولستان تحتتاثیر عواقب جنگ و فراز و نشیبهای فراوان و نفوذ قدرتهای بزرگ مانند چین و اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت. مغولستان، بعد از قرنها که تحت سیطره چین بود، روز 13 مارس 1921 مستقل و بعد از ایجاد کشور چین کمونیست، با حفظ استقلال به آن کشور ملحق شد.
1967 میلادی- نخستین جت مسافربر مافوق سرعت صوت به نام «کنکورد»، ساخت مشترک فرانسه و انگلستان در «تولوز» فرانسه به معرض تماشا گذارده شد. شرکتهای هواپیمایی دولتی فرانسه و انگلستان بعدها از این هواپیما در بعضی خطوط خود از جمله میان آمریکا و اروپا استفاده کردند که زمان مسافرت را کاهش داد.
پس از مدتی تولید این نوع هواپیما متوقف شد و بعد از منفجر شدن یکی از این هواپیماها پس از برخاستن از فرودگاه پاریس، پرواز بقیه آنها تا مدتی متوقف و سپس از جریان خارج شدند.
1911 میلادی- «نجیب محفوظ» نویسنده و نمایشنامهنویس مصری و برندهی جایزه نوبل ادبیات، در یکی از محلات قاهره بهنام «جمیلیه»، به دنیا آمد. محفوظ، مجموعهای در حدود چهل رمان و داستان کوتاه، به علاوهی بیش از سی نمایشنامه رادیویی و سینمایی و نمایشنامه نوشت. «بچههای محله ما» (۱۹۵۹) یکی از بهترین آثار او است که بهخاطر کفرگویی ناشی از تصویرکنایی او از خدا که مخالف عقاید ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام بود در مصر سالها ممنوع بود. به خاطر حمایت فراوان او از پیمان صلح «انور سادات» با اسراییل در «کمپ دیوید»، کتابهای او در بسیاری از کشورهای عربی ممنوع بود. این ممنوعیت با گرفتن جایزه نوبل برداشته شد.
1941 میلادی- کنگره آمریکا پیشنهاد «روزولت» رییس جمهوری وقت این کشور برای دادن اعلان جنگ به آلمان و ایتالیا را تصویب کرد. روزولت در نطقی در کنگره، از آلمان و ایتالیا به عنوان دو امپریالیست و دو دولتی که میخواهند جهان را برده خود کنند، نام برده بود. روزولت با محاسبه دقیق و با هدف ابرقدرت کردن آمریکا و پشتسر گذاردن رکود اقتصادی طولانیاش وارد جنگ جهانی دوم شده بود.
خبر / رادیو کوچه
روز پنجشنبه، ۱٨ آذرماه، امیرهادی انواری، یکی از خبرنگاران روزنامه شرق توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
به گزارش جرس، انواری خبرنگار حوزه اقتصادی بود که سابقه فعالیت در روزنامه اعتماد و دیگر روزنامههای منسوب به اصلاحطلبان را دارد.
گفتنی است روز سهشنبه هفته اخیر (۱۶ آذرماه) نیز، ماموران امنیتی فرزانه روستایی، کیوان مهرگان و احمد غلامی و سرمایهگذار این روزنامه علی خدابخش را بازداشت کردهاند.
هنوز از علت بازداشت انواری خبری منتشر نشده است، اما دادستان تهران، بازداشت روزنامهنگاران شرق را، «دلایل امنیتی» اعلام کرده بود.
بیشتر بخوانید:
«بازداشت چهار عضو تحریریه روزنامه شرق»
منبع: بیبیسی
سکینه محمدی آشتیانی در یک برنامه شبکه تلویزیونی پرستیوی که نیمه شب جمعه به وقت تهران پخش شد، به روابط نامشروع جنسی و قتل شوهرش ابراهیم قادرزاده اعتراف کرده است.
خانم آشتیانی در برنامه انگلیسی زبان «تودی ایران» در حالی که بر روی یک صندلی در اتاقی که گفته میشود در منزلش است نشسته، درباره روابط خود با عیسا طاهری که متهم به قتل شوهرش است صحبت میکند.
این در حالی است که روز پنجشنبه و بهدنبال انتشار برخی اخبار و تصاویر، رسانههای خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی و پسر او آزاد شدهاند.
اما سایت پرستیوی این اخبار را تکذیب و اعلام کرد تصاویری که از این دو در منزلشان منتشر شده مربوط به یک برنامه تلویزیونی است که آنها در آن «صحنه جنایت» را بازسازی میکنند.
در برنامه جمعه شب، سکینه آشتیانی بر خلاف سه برنامه تلویزیونی قبلی که با چادر ظاهر میشد و به زبان ترکی حرف میزد، این بار با روسری بود و به زبان فارسی نحوه آشنایی خود را با عیسا طاهری توضیح داد.
وی گفت: «یک روز که در منزل بودم، تلفن زنگ زد. گوشی را برداشتم و فردی که آنسوی خط بود حرفهایی زد که من مجبور شدم تلفن را قطع کنم. من او را نمیشناختم. دوباره زنگ زد. وقتی که برای سومین بار زنگ زد، به من گفت که باید چیزی را به من بگوید و التماس کرد که قطع نکنم. … او گفت که یکی از بستگان من است. … ما قرار گذاشتیم که همدیگر را در پارک ببینیم.»
خانم آشتیانی در ادامه این برنامه میگوید عیسا طاهری به او گفته که میخواهد با او دوست شود و با وجود آنکه هر دوی آنها متاهل بودهاند با یکدیگر ارتباط نامشروع برقرار کردهاند.
او سپس میگوید که عیسا طاهری پنج سال پیش تصمیم به قتل شوهر او گرفت: «یک روز او به من زنگ زد و گفت که بچههایم را به خانه مادرم در تبریز بفرستم. وقتی پرسیدم چرا، گفت که فردای آن روز میخواهد شوهرم را بکشد. پرسیدم با چی، گفت که با برق. پرسیدم چطور، گفت که آمپولی به او بزنم که او را بیهوش کند تا (عیسا طاهری) بیاید و او را با شوک الکتریکی بکشد.»
سکینه آشتیانی در این برنامه تلویزیونی «صحنه جنایت» را در منزل خود بازسازی میکند و میگوید بعد از آنکه شوهرش را بیهوش کرد، عیسا طاهری وارد خانه شده و سیم برق را به مچ و کمر او میبندد.
به گفته خانم آشتیانی، عیسا طاهری شش بار تلاش کرد شوهر او را با برق بکشد، اما وی همچنان تکان میخورد تا سرانجام بار هفتم او کشته شد.
روسپیگری
سکینه آشتیانی میگوید پس از این واقعه، او بهدلیل عذاب وجدان خود را به پلیس معرفی کرد.
خانم آشتیانی به زنای محصنه، مشارکت در قتل شوهرش و روسپیگری اعتراف کرده است.
اما گوینده شبکه پرستیوی به اسنادی اشاره میکند که پلیس منحصرن در اختیار این برنامه تلویزیونی گذاشته که نشان میدهد که خانم آشتیانی پس از آنکه توسط پلیس احضار شده به دست داشتن در قتل شوهرش اعتراف کرده و عیسا طاهری را نیز بهعنوان همدست معرفی کرده است.
این شبکه میگوید که خانم آشتیانی همچنین اعتراف به روسپیگری کرده است.
به گفته پرستیوی دیوانعالی کشور در سال ۲۰۰۶، خانم آشتیانی را محکوم به سنگسار کرده اما این حکم جنبه «نمادین» داشته زیرا در حال حاضر مطابق بخشنامهای، اجرای سنگسار در ایران ممنوع است.
در برنامه جمعه شب، سکینه آشتیانی بر خلاف سه برنامه تلویزیونی قبلی که با چادر ظاهر میشد و به زبان ترکی حرف میزد، این بار با روسری بود و به زبان فارسی نحوه آشنایی خود را با عیسا طاهری توضیح داد
در ادامه این برنامه، سجاد قادرزاده، پسر سکینه آشتیانی، میگوید که با محمد مصطفایی برای پذیرش وکالت مادرش تماس گرفت: «به مصطفایی زنگ زدم و او خواستار ۲ میلیون تومان شد. پول را به حساب بانکیش ریختم و او نیز شروع به کار کرد. او را هرگز ندیدهام. تنها تلفنی صحبت کردهایم.»
به گفته پرستیوی، اما مصطفایی از ایران گریخت و به نروژ پناهنده شد.
این شبکه بخشهایی از مصاحبه آقای مصطفایی با تلویزیون بیبیسی را نشان داد که او میگوید برای پرونده خانم آشتیانی و بهطور کلی دفاع از حقوق بشر هرگز پولی دریافت نمیکند.
پس از آن هوتن کیان، وکیل کنونی خانم آشتیانی، صحبت میکند و میگوید که بهدلیل تبلیغات منفی کشورهای خارجی که در آن گفته شده مجازات همه افرادی که مرتکب زنا شوند اعدام است، وکالت این پرونده را بر عهده گرفته است.
سکینه محمدی آشتیانی، ۴۳ ساله، در سال ۲۰۰۶ به اتهام مشارکت در قتل همسرش و ارتکاب زنای محصنه در تبریز محاکمه و به سنگسار محکوم شد.
به دنبال فشارهای جهانی برای جلوگیری از اجرای حکم سنگسار، سرانجام قوه قضاییه ایران اعلام کرد که خانم آشتیانی به جرم دست داشتن در قتل همسرش به قصاص محکوم شده و اجرای حکم اعدام او بر حکم سنگسار اولویت دارد.
برخی رسانههای خبری گفتند که احتمال دارد مقامات قضایی ایران که با واکنش گسترده جهانی علیه مجازات سنگسار مواجه شدهاند در صدد باشند خانم آشتیانی را به اتهام مشارکت در قتل همسرش، اعدام کنند.
به گفته آنان، در چنین صورتی، مقامات قضایی ضمن جلب رضایت طرفداران شدت عمل در پروندههای جنسی، از اجرای حکم سنگسار که طرفداران حقوق بشر آن را «ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز» و در نتیجه، مغایر موازین حقوقی بینالمللی میدانند نیز اجتناب خواهند کرد.
چندی پیش جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و سرپرست هیت ایرانی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، از مجازات سنگسار دفاع کرد، اما گفت که خانم آشتیانی ممکن است اعدام نشود.
محمدرضا / رادیو کوچه
mohamadreza@koochehmail.com
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
همشهری
1) دادستان تهران: «مقامهای اجرایی در پروندههای قضایی دخالت نکنند»
http://www.hamshahrionline.ir/news-122826.aspx
عباس جعفری دولتآبادی با اشاره به انتشار برخی مطالب منتسب به وزیر فرهنگ و ارشاد در بعضی از سایتهای خبری و جراید کشور گفت: «روز چهارشنبه و پنجشنبه گذشته مطالبی به نقل از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص رسیدگی به موضوع پرونده روزنامه ایران مطرح شده است که امیدواریم این اظهارات صحت نداشته باشد.»
2) البرادعی خواستار تحریم انتخابات ریاستجمهوری مصر شد
http://www.hamshahrionline.ir/news-122794.aspx
مدیر کل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی و یکی از برجستهترین معارضان مصر از هواداران خود خواست تا انتخابات آینده ریاست جمهوری این کشور را تحریم کنند. به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری رویترز، البرادعی اظهار داشت: «از هواداران خود میخواهم انتخابات ریاست جمهوری مصر را که سال آینده برگزار میشود، تحریم کنند.»
جام جم
1) جلسه مشترک جامعتین و اصولگرایان
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893263274
در پی برگزاری جلسه مشترک کمیته جامعتین با تعدادی دیگر از اصولگرایان، نتایج این جلسه در قالب بیانیهای از سوی آیتاله مهدوی کنی و آیتاله یزدی منتشر خواهد شد.
2) خطیب نماز جمعه تهران تاکید کرد: «ایستادگی نظام و مردم دربرابر تحریمها»
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100893256587
خطیب نماز جمعه تهران گفت: «سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به ژنو و مذاکره با نمایندگان 1+5 برگ برنده ای برای ما بود.»
کیهان
1) آتش بحران بر دامن فتنهگران افتاد: «سرکوب وحشیانه 40هزار دانشجو در خیابانهای لندن»
http://www.kayhannews.ir/890920/16.htm#other1603
در ادامه بحران اجتماعی و ناآرامیهای خشونتبار در کشورهای اروپایی، لندن صحنه درگیری خونبار 40 هزار دانشجو با نیروهای امنیتی شد. دیروز و پریروز دانشجویان بیدفاعی که نسبت به افزایش سه برابری شهریه خود معترض بودند، به خیابانهای لندن ریختند تا در یک تظاهرات آرام، ادعاهای مقامات خود درباره دموکراسی را محک زنند، اما دولت انگلیس در اقدام وحشیانه و کمسابقهای، خون دانشجویان را در کف خیابانهای سرد پایتخت این کشور جاری کرد.
2) هلاکت 10 نظامی آمریکایی در عملیات انتحاری کودک افغانی
http://www.kayhannews.ir/890920/16.htm#other1601
10 نظامی آمریکایی در حمله یک کودک عضو طالبان، در ولایت «میوند» افغانستان به هلاکت رسیدند. به گزارش خبرگزاری مهر، یک پسربچه 12 ساله مجهز به کمربند انتحاری، در حالی که به زبان انگلیسی مسلط بود، خود را به نیروهای آمریکایی مستقر در ولایت «میوند» افغانستان نزدیک کرد و با انفجار بمب در یک فرصت مناسب، 10 نظامی آمریکایی را به هلاکت رساند.
رسالت
1) آیتاله نوری همدانی:« ایستادگی در جنگ نرم نیازمند سرمایه و هزینه است»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=47902
یکی از مراجع تقلید در قم گفت: «در جنگ نرم کنونی به سرمایه و هزینههایی نیاز داریم که در این زمینه در برابر تهاجمها و هجمههای دشمن به تاسیس بسیج اقدام کردیم.»
2) فارین پالیسی ژورنال: «حقوق شهروندان آمریکایی توسط دولت لگدمال میشود»
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=47974
در پی افشای 900 سند محرمانه دولتی در آمریکا در خصوص جاسوسی دولت این کشور از شهروندان خود و همزمان شدن این برنامه با دور تازهای از افشای اسناد محرمانه دولتی این کشور در سایت ویکی لیکس ، پائول کرگ رابرتز با انتشار مقالهای وقایع فوق را در نتیجه نقض کامل حقوق شهروندان در ایالات متحده و خارج از مرزهای این کشور توصیف کرد.
آفرینش
1) رایزنی متکی با وزیران خارجه ژاپن و استرالیا درجزیره بالی
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74292
وزیر امور خارجه ایران که برای شرکت در سومین مجمع دموکراسی بالی به جزیره بالی اندونزی رفته بود درحاشیه این اجلاس با همتایان خود از کشورهای ژاپن و استرالیا در خصوص مسایل دوجانبه و بینالمللی دیدار کرد.
2) تاکید برتجدید نظردر روابط با امارات
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/News.aspx?NID=74297
نایبرییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر تجدیدنظر در روابط اقتصادی با کشور امارات و جایگزینی آن به دلیل برخی رفتارهای نامطلوب این کشور نسبت به اتباع ایرانی، تاکید کرد.
خراسان
1) واریز 10 میلیارد دلار به خزانه با پیگیری کمیته مبارزه با فساد نفتی
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=9&day=20&id=173581
موضوع واریز درآمدهای نفتی به حساب خزانه بار دیگر با اظهارات رییس دیوان محاسبات کشور خبرساز شد و رحمانی فضلی ضمن اشاره به تشکیل کمیتهای در این دیوان با عنوان «کمیته مبازره با فساد نفتی» اعلام کرد: «با پیگیری این کمیته ۱۰ میلیارد دلار درآمد فروش میعانات گازی که تا به امسال به خزانه واریز نمیشد، به خزانه کشور واریز شده است.»
2) ارزیابی مثبت روسیه و چین از مذاکرات ژنو و ادامه سکوت اشتون در برابر انتقادهای جلیلی
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=9&day=20&id=173373
با وجود گذشت 4 روز از پایان مذاکرات ایران و گروه 1+5 در ژنو و تاکید سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی بر «گفت وگو برای همکاری حول نقاط مشترک» به عنوان توافق محوری این مذاکرات، کاترین اشتون، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا که محورهای دیگری را به عنوان نتایج مذاکرات در قالب بیانیه ای مطرح کرده بود، هم چنان به سکوت در برابر اظهارات و تاکیدهای مکرر جلیلی ادامه داده است.
دنیای اقتصاد
1) سال شوکهای ویرانگر میآید؟
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=235594
نشریه معتبر اکونومیست دیروز با ارایه تحلیلی از اوضاع اقتصادی جهان از سه جهتگیری متفاوت در سه نقطه از جهان (منطقه یورو، آمریکا و اقتصادهای نوظهور) خبر داد و هشدار داد که تشدید این مرزبندیها در اقتصاد جهانی، سال 2011 را به سال شوکهای خسارتآفرین و ویرانگر تبدیل خواهد کرد. به نوشته اکونومیست، اقتصادهای گرفتار منطقه یورو اعم از یونان، ایرلند، پرتغال و غیره آینده تیره و تاری را برای این ناحیه حداقل در کوتاهمدت ترسیم میکند.
2) تشویق دورکاری با افزایش حقوق
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=235603
لطفاله فروزنده، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییسجمهوری از افزایش 3 تا 5 درصدی حقوق کارمندانی که دورکار میشوند، خبرداد و گفت: «دولت برای کارمندان دورکار امتیازاتی در نظر گرفته است که به زودی اعلام میشود.»
خبر / رادیو کوچه
رضا شهابی، زندانی عقیدتی و عضو هیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از روز شنبه ۱۳ آذر ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین دست به اعتصاب خشک زده است.
به گزارش کمپین بینالمللی حقوق بشر، زهره رضایی، همسر آقای شهابی اظهار داشت وی در وضعیت حادی به سر میبرد و گفته است که تا زمانی که تکلیفش روشن نشود به این اعتصاب ادامه خواهد داد.
رضا شهابی ۲۲ خرداد ماه امسال در محل کارش بازداشت شد و ۴۰ روز را در بند انفرادی بود اما تا این زمان جرم او مشخص نشده است. او به دلیل فعالیتهای صنفی خود چهار سال پیش نیز از کار اخراج شده است.
زهره رضایی با اظهار اینکه علیرغم تلاشهای وکیلش اما هنوز او موفق به دسترسی و خواندن پرونده همسرش نشده است، گفت: «فقط میخواهم که زودتر تکلیف پرونده همسرم روشن شود و آزاد و به خانوادهاش برگردد. انتظار دارم که همان طور که رضا شهابی حتا در زمانی که دیگر از کار اخراج شده بود اما از حقوق هم صنفهای خود دفاع میکرد حالا آنها هم از او و وضعیتش دفاع کنند و پشتش را خالی نگذارند.»
لازم به اشاره است درحال حاضر به غیر از رضا شهابی، منصور اسانلو و سعید ابوترابیان از دیگر فعالان کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در بند هستند.
بیشتر بخوانید:
«بیخبری از وضعیت ترابیان و شهابی»
خبر / رادیو کوچه
روز چهارشنبه، پس از برگزاری مراسم 16 آذر در دانشگاه صنعتی شیراز، 9 نفر از فعالان دانشجویی این دانشگاه طی حکمی به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز معروف به «پلاک 100» احضار شدهاند.
به گزارش دانشجونیوز، طبق آخرین اطلاعات هشت نفر از این فعالان آزاد شده ولی افشین کشتکاری دبیر انجمن اسلامی و از فعالان با سابقه این دانشگاه 3 روز است که در بازداشت به سر میبرد.
لازم به ذکر است که کسانی که احضار شدهاند از فعالان و یا اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز هستند.
از سویی دیگر دفتر انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه 31 شهریور ماه امسال با حکم هیت نظارت دانشگاه و بدون طی کردن مراحل قانونی به اتهام ارتباط با طیف علامه دفتر تحکیم وحدت پلمپ شده بود.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- شرکت آمریکایی Ariba فعال در زمینه کامپیوتری، از آسیا را به عنوان موتور ترقی برای رشد و پیشرفت بیشتر یاد کرد.
- طیب پیشنهاد کرد که دولت و تجارت برای تبدیل مالزی به کشوری پر درآمد با یک دیگر همکاری کنند.
- دادگاه به تاجر متهم اجازه داد ثروت خود را 98.5 میلیون رینگیت اعلام کند.
- محیالدین پیامی را به شعر در مضمون مبارزه با فساد بیان کرد.
- دردسرهای رونین لیو در حزب دموکرات دو برابر شد.
- لوتوس طرحی برای جابهجایی کارخانهاش ندارد.
- کارهای لوتوس در مسابقات فرمول 1 بر روی عملکرد اقتصادی پروتون تاثیری نخواهد داشت.
- دولت هند امنیت اطلاعات حساس را بالا میبرد.
- به مناسبت سالروز تاسیس ماکائو، چین یک جفت پاندا به آن کشور هدیه کرد.
- درگیریهای خشونتآمیز در انگلیس شدت یافته است.
روزنامه استار
- سردسته یکی از باندهای بزرگ توزیع مواد مخدر در هند، مالزی و انگلیس دستگیر شد.
- رهبران حزب پیش رو برای برد در انتخابات عمومی آینده خوشخیال نمیشوند.
- اسکلت لکلکی بسیار بزرگ در یکی از جزایر اندونزی پیدا شد.
- مالزی و کره با یک دیگر بر سر توسعه انرژی اتمی کار میکنند.
- وزارتخانه همچنان تحت برنامه صداقت مدارس به آنها کمک پرداخت میکند.
- رقابت در بندر پنانگ در دراز مدت برای کشور و مردم منطقه سودآور خواهد بود.
- تبوتابها برای عرضه مدل جدید فورد آغاز شده است.
- زنان باید جرات مسابقه با مردان را داشته باشند.
- کلاهبرداری 7،500 رینگیتی برای فروش موتور سیکلت 1000 سیسی.
- شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه خودرو کوالالامپور به 310،000 نفر رسید.
- مالزی به عنوان مقصد اول برای گردشگران ژاپنی از سال 2006 بوده است.
- اپوزسیون سیاسی مالزی مانیفستی پیش از انتخابات آماده کردهاند.
- شغل 8،000 کارمند 130 شرکت اتوبوسرانی در معرض خطر قرار دارد.
- دادستان کل آمریکا از رفتار ضدتروریستی آن کشور دفاع کرد.
- اختصاص 100 میلیارد دلار برای بهبود اوضاع آب و هوایی در جهان.
- کلینتون: «آمریکا مذاکرات اصلی صلح در خاورمیانه را به جلو خواهد برد.»
- خشونتهای پس از فوتبال در اردن باعث زخمی شدن 250 تن شد.
روزنامه نیو استریت تایمز
- پس از حمله به اشخاص سلطنتی انگلیس، پلیس تظاهرات را ممنوع کرد.
- قیمت لاستیک شروع به بالا رفتن کرد.
- مدارسی از جوهور و سراواک برای پروژههای پیشتازی انتخاب میشوند.
روزنامه مالایی میل
- دادخواست بر ضد گروهبان نیروی هوایی در روز 4 ژانویه بررسی خواهد شد.
- وزارت کشور جریمه بر روی تجارت فیلمهای قاچاق را بیشتر میکند.
Ardavan Roozbeh / Radio Koocheh
ardavan@koochehmail.com
Translated by: Azin R.
In the previous part of these dialogues I pointed out that we have ahead a series of discussion with the scholars as to evaluation of post-election trends and processes in Radio Koocheh . In such discussions we deal with attitudes and opinion of the interviewees as to post election trend flowed on the street like a wave and we shall analysis the matters which may be questions of many people.
For those came to streets and those chanted slogans, came together with other and now are witness of rise and fall of such wave.
Perhaps many ask where the Green Movement is. Perhaps so many people criticize it and perhaps some feel a must to support it as a duty. But is our today society assumes such critiques or not. Now it is 1.5 years passes those days, the leadership in this movement, its aftershocks and the problems people are facing can be talked.
"Ali Afshari" believes that the flow called Green Movement has not been prosperous , in his opinion such flow cannot meet the needs.
The guest of Zaman is Ali Afshari. He was one of the members of Tahkim Vahdat Central Council during reformist period. He was born in 1973 and is a graduate of Industrial Engineering from Ami Kabir University. He joined Islamic council of this university in 1995 and then he was elected as secretary of this Student Association for three years. He has records and background of four yeras of activity in Central Council of Islamic Association of Amir Kabir University and as its secretary for three courses and as member for five years in Central Council of Daftar Tahkim Vahdat and he has had responsibility of its political unit for three courses . Afshari was arrested after 18 Tir circumstances, went to solitary confinement and then he exited from Iran due to security pressures. He is now advisor to some active human rights organization in U.S.A and is now student of Ph.D. Course in George Washington University.
We had our dialogue at the 4th floor of this university in its lobby during a one-hour opportunity, Afshari discussed about his reasons for non-prosperous factors of Green Movement.
You are considered as one of the student activist before and now as an activist abroad , tell us what is your evaluation of Green Movement of Protest Movement of Iranian People and what do you think about its status at present ?
First I say hello and express my gratitude for your efforts, also I congratulate Radio Koocheh to provide the opportunity for such a dialogue. In my opinion the pathology is very significant and necessary at the present conditions of Iran, because some believe that when a flow is moving the pathologic discussion must be avoided.
It means its open and public pathology hoping not to weaken such movement but I believe that this opinion is wrong and conversely pathology along with the movement, while committed to its goals with benevolent aspect and such pathology is in context of the movement exaltation, is very necessary specially at the present Iranian condition which is so critical, therefore such critiques and pathologies must be welcomed.
But about Green Movement, you pointed out truly that is one of the most important events and milestone of the history at least after Iranian election and approximately during the last 32 years, but it does not mean that such movement is a new phenomenon, or a new incident not connected to the past. It must be considered as continuation of all the opposition, democratic and reformist movements in the contemporary history, i.e. if we want to consider constitutional revolution as border between the new and old history of Iran , as of the latter date the Iranian society has been in a continuous unstable status . However some governments were succeeded to stable themselves in short term, but such stability had not been ever inner not penetrating completely in the inner layers of our society and the opinion of majority of the society have not supported it . there have been provisional stabilities that at the earliest possible time when the government has been weakened or a dynamic space has came into existence due to domestic and foreign conditions we have been witness of formation of some movements some of them with revolutionary state and some with reformist action and temporary , but all of them have been non-prosperous in creating a short term victory but they cause grounds and vital for continuous movement along with our contemporary history. The Green Movement must be seen in such view point, as well .
If we want to deal with the previous 1.5 years that such Movement raised its own mottos, it has not been a successful one, But I do not close the case because still there is opportunity, even less than the past and the probability for its success has been less, but the Movement was going to meet the people's demands through victory in the election of the subsequent phase, i.e. prevention from cheating and convention of re-election, none of them realized.
It means that such expanded election fraud, which was going to realize the goals by presidency of Mr.Karoubi or Mousavi , was demolished at the beginning point . The series of protests which were happening during first months on streets, after descending in other negotiations and political actions, has not been succeeded to overthrow the coup-d'état government or led to re-election or change the balance of political powers, therefore despite that the movement is still moving but it has been non-prosperous as far as realization of its goals may concern.
But I say we cannot finalize the case it means that it has some achievements but naturally we cannot consider a several -year long term action as a political movement .unless to turn back to the same continuous action rooted in our 100-year contemporary history, and principally it cannot be limited to Green adjective or an adjective leaded by personalities like Mousvai , Khatami and Karoubi , that is the same one which had been at the beginning of this movement. Then we should look forward to a new event to be happened, this movement has one hundred years of history behind itself which is activated in its frame.
But as to discussion about its pathology , firstly it was known that its political strategy , plan or platform shall not meet the needs , such assumption that the system and its Constitution has reform capacity and based on such capacity it permits [sic] , I think no , such opportunity has not been given like Khatami who reached the very point after several years caught in structural dead end inside the system . First of all the status and standing must be clarified and the emphasize on activity in context of the same Constitution and by taking advantage of the same indices inside the system all show that the movement power has been weakened gradually. In my opinion this is the same significant factory in non-prosperous, causing that any political activity in such closed field, inevitably to be ended and reached to dead end.
Mr.Afshari you pointed out the movements before this and the attitude governing on the movement now. I have at least experience of interview with ten persons who involved in post-election trends, from the student activists to many ordinary people and citizens who participated in the protests , I saw a common point in all of them , they departed themselves from any events before .
It means that the student activist, who was from the new spectrum and faction, principally accused the previous ones for compromise and temporizing the system. And in one hand they believe that we are looking beyond this. And on the other hand I believe myself that a movement cannot be easily born spontaneously , i.e. separation of Iran to pre-election and post-election era can be a historical gross error , perhaps led us to find it. Why you think that post-election event has separated itself from its past?
While as you pointed out, during the last hundred years we have had a crisis similar to it, each ten or fifteen years. If not severe as this one but during post revolution in 1980s we had two cases, one at the first and the other late 1960s. during 1991 (1370) , the most important one was Kouye Daneshgah and 18th Tir, it means that on average we are 10 years ahead , why the present movement separate itself from its past without any official emphasis?
I do not know really that how much reflection on those is having such opinion in the Green Movement. The prominent opinion is people. But any way some have such idea. One is that generally each movement releases a new generation of forces bring the fresh forces to the scene, The Green Movement was so. Well they are not experienced they have no historical knowledge and since they came with such activity exposed themselves to the society they have natural intention to think that principally the history has commenced with them or see themselves separate from everything and it is not on purpose they drawn to this side unconsciously, there is a natural intention.
Second since some of the political forces wants the whole space, they strengthen such influences, it is an event with no connection to the past and is going to create new equations and tries to create such fracture. However I accept that it is a new phenomenon and is not repetition of the previous ones, but it is not separate too.
And now some people believes that they are more explicit in comparison with the previous generation, having the experience of reformist period, can tell specifically from Mr.Khatamai's attitude. But we had previous experiences with more revolutionary and radical attitude or for instance the 18 Tir experience when we put all these together these are existing but accidentally but inadvertently the evolution of previous challenges and campaigns in the Green movement is in its second phase not in the first one. In the first phase i.e. pre-election, there has not been such attitude basically; the street protests had not been decided to promote the people's demands. For this reason all hoped for the ballot box magic and the pre-election phase was exactly like repetition of historical experience of Dovom Khordad reformist movement. But in its second phase those who were going to participate in election , had not think about that and had no plan to this effect , such event happened automatically and activated some forces.
Absolutely any action which is occurred and that the people came to streets , and the previous unsuccessful experiences showed that the people could not expect that the Guardian Council interferes or the government does so , but the symbolic leaders of the movement used the same previous formulas , when they diminished the street protests and withdrew their main benefit I think they had role in diminishing the protests and also in upstream position , in finding the government and this is the point I want to consider in pathology , a feature that the phrase monopolizations may be too much for it , but when somebody thinks he is and the flows is dependent to him, then he is creating a new historical event.
In such context I can say the experience by which the human reached revolution, not in sense of political replacement or change , the same assumption that an individual or a group think can releases himself from the past history and can create a new history and a new world. And human being kept distance with such view point and perhaps it is the biggest achievement of 21st century, we cannot release ourselves completely from the past with any glance to past and no utopia came into existence with full fracture from the past but we can reach that point with gradual evolution and continuous improvement. Philosophically, there is a significant interpretation and such view did not exist in the forces , and the discussion were made who is Green and who is not . Who are the most noble Green and such struggles causes a series of competitions without any reason, demolishing its potentials.

There is another factor i.e. unreal understanding of forces from their potentials, reflected to political government and changes in the society and naturally the street protests is a vital factor, but no political system is existing merely with street protests and no big political change is made neither in Iran nor the world. The variety of forces inside Iran, in its positive sense, the political movement plan did not progress successfully. Any way the status of this movement and its goals and objectives must be specified in definition of its desires. Such heterogeneity must be converted to an acceptable variety or some terminology like self-leader or the assumption that the network can do magic causing evolution all have been wrong interpretation we have no movement with self-leader.
But all think that perhaps the Iranian Sufism has created the ground for such interpretation , not leadership that means mobilization of possibilities and resources of that movement for realization of its goals and inevitably a person or group will create , but this person or group is committed to the goals set by them and giving it legitimacy . But surely needs leadership but not a charismatic leader or leader like its Sufism model.
The network is a social organizing model and does not create anything per se and in the network the partnership of individuals are not at the same level however it has expansive scope. There are points in the network with more contact and communication and therefore they have more portions in decision making and organizations. Any way there were some issues like this simulated with Feb.1978 with wrong imagination but the present conditions of Iranian society is not like that time. Also it is a wrong idea to assume that everything began with rally on Tasoua and Ashura or that Chain Ceremony [Khatme Zanjirei], but it was accumulation of previous struggles and an opportunity was provided and the forces did it . As far as its pathology may concern, the assumption that Mr.Khomeini and his supporters did it , is wrong base for the subsequent exclusive actions and deletion of other groups. And if at present some people wants to delete the other forces or see themselves in a higher position, absolutely no democracy will be achieved, from such attitude.
As a matter of fact I want to emphasize on this part of your speech, during post-election process, if want to look impartially we will not see the minority societies for instance the Kurds, Baluchs, Turks and the other who are oppositions too, specially our Azerbaijani friends who believe that they are not minority , but as to social definition , the movement was centralized in capital.
Even it happened in cities like Babol , Mashhad, Isfahan and other places but it focused more in capital if we assume that the Movement would consider those demands and gave opportunity to the Kurds to have their own cabinet or have their own people in the cabinet , also the Turks , Balouchs, Sonnis , Bahaeii and other small societies existing in Iran and their accumulations makes Iran , in this case what do you think about the new form of Movement , would not be more flexible?
Really replying such question is difficult because this Movement specially in post-election phase , had heterogenic and unspecific figure to present a plan , platform or doctrine and merely under general title of Green , different demands were raised and on the other hand it can't be said it is not possible at any level, because some of these desires cannot be accomplished at once and need a process , progressed phase by phase.
In my opinion if this Movement would be victorious or if we hope it will be victorious in the little time left for it , in my opinion It had not capacity for full democracy with consideration to its records , mottos and minimum wishes of its symbolic leaders and its only advantage was providing a good introduction and atmosphere i.e a beginning to an end and not an end . Despite the fact that Mr.Karubi raised some plans but there were not merely plans there were a series of objectives and desires and no solutions were presented with consideration to content of existing Constitution which is full of conflict , therefore I cannot say surely all of these would be successful but since the victory of Green Movement caused that such repression and authority would weakened , surely the space would be more opened causing that the different forces attend the scene to raise their wishes and have their own supporters, socially.
But for reaching a society in where ethnic minorities i.e.Kurds, Turks or the religious minorities, can have their rights, one way is the government and other negative factor is our public culture specially in field of religious minorities, there is minimum tendency in our jurisprudents even those who are independent and not governmental would not accept it and are fundamentally disagree with any religious activity freedom for non-shiiats.
Actually we have to do works in such areas and these are not the things achieved rapidly , we have to move towards it and another factor is the same forces because in case of declaration of power , such forces see themselves merely it means that what you say is true , they had not participated and the Green Movement was absolutely a movement did not find geographical expansion which is one of its big errors , even it did not find the expansion in the society strata, any way its main axis was the middle class , relying on it but in this part perhaps they made it like an island.
For example one Turkish activist who is seeking identity sees just that element, even if I tell some of the tendencies that perhaps their weights are not the same , but it is bilateral by some extend. For example some of them does not consider value to the factors like democracy and human rights, or perhaps a person came closes to the fascists attitudes and those wishes are important for them that Azari language would be free and they become federal state, now it is not important that in the capital of Iran, Ahmadi Nejad and/or for instance a democratic person is governing .
These are multi-dimensional and complex discussions but their status and standing was not clear in Green Movement therefore there was not guaranty and in the best condition , it was a beginning to the end and we cannot say to create utopia even with victory , no and this is the same reasons that I think we must emphasize on pathology of Iranian society and to effort that the expectations in the society to be realistic , actually the volume of difficulties and different discussion in Iran is in a manner that if we think reach the utopia in short term we are in a mistake and if anyone claims so , is seeking for Demagoguery and fooling the people. We have to make reasonable such expectations and to find such difficult points, these problems cannot be solved at once.
May be it is my personal opinion that we cannot think that the Green Movement shall be victorious and for instance Reza Pahlavi will come to Iran by airplane and shall candid himself as a citizen or the Bahaian wants assembly seats like the Zoroastrians or Nematollahi Daravish , do not fear any more, we reach the point that what are our demands in the Green Movement . The consequent of our demands are the same events and points raised vaguely?
Because I think the leaders of Green movement told mottos that the public agreed that the people have voting right and have the right to know what their destiny is. Even you may see the same in the Constitution of countries whose governments are fascist and radical .In Constitution no one writes that the freedom is limited or freedom is conditional. I find by your speech that if we assume that the Green Movement would reach a phase it was the initiation of a new action that the demands of all strata would raise therein.
It is true , an atmosphere would be provided that the Bahaiian demanded for removing the discriminations, the forces would came on top of the power were left parties or moderate reformists and those who did not go on top of the power found the opportunity to convene a group or party assuming that the symbolic leaders of Green Movement commit to the mottos , because as we experience the persons have been different before and after victory.
One of the other concerns which has not been removed yet is repetition of experience of 1978 Revolution, Mr.Khomeini promised so much when he was in Neauphle Le Chateau. Mr.Khamanei and the present fundamentalists never say we do not give freedom to the society and we want oppression and injustice in the society even they do not assume responsibility of the murders happened on streets and it causes unrest in the country and as Mr.Khameni said, no government is silent towards unrest, but he says practically we forced and they did force us.
But for reaching a society in where ethnic minorities i.e.Kurds, Turks or the religious minorities, can have their rights, one way is the government and other negative factor is our public culture specially in field of religious minorities, there is minimum tendency in our jurisprudents even those who are independent and not governmental would not accept it and are fundamentally disagree with any religious activity freedom for non-shiiats.
With consideration to the fact that in our society there is no mechanisms to dismiss the one who is elected, and dismissal of persons is more important that their election, Popper says "right of dismissal in democracy is more important than election right". Green Movement was not going to change structure with the same glance of symbolic leaders, there is risk in context of existing structure, Whether Mr.Karoubi and Mousavi and their supporters acted beyond expectations and lowered the risk but it is not ruled out. One of the points is that confidence to individuals and groups and their promises must not be a base. We have no sacred person without motive. Therefore it is better to emphasize on plans and systems promised by that flow. There is vacuum in Green Movement which is still continuing, these generalities would not reach us to anywhere, we have tested it repeatedly.
Now the black who are living in U.S.A are those who were killed when walking on the streets alone50 years ago and in the society where its minimum external signals is land of democracy , the people were killed and nobody was accused for.
The Green Movement has been started and is product of former incidents rooted in 100 years ago or confederation of 1968 or even the Cherikhaye Fadaei Khalgh, Communists and Socialists and the other who played a role . Perhaps when many of us look at the history , indebted power of Ayatollah Khomeini to the left parties of Iran who strongly supported him caused to find a standing and there were not merely the religious who supported him in 1978 , the year that social and political spaces is more open than ever.
We take that the Green Movement has created certain changes in the frame , whether victorious or not , I feel we are dealing with system collapse , according to the historical experiences, the systems reach the borders on their ending lines to arrest anyone who talks , anyone who protests , no one can talk and everything has political aspect .severe growth of charges , and the tax issue all are among our problems of today-society. With such introduction, whether the system shall continue with or without green Movement , do you think that we are witness of collapse inside the system?
In my opinion the status of the system is critical and such crisis shall continue. Even there is probability that based on such frictions, clashes and internal reactions, it would be ended and the crises reach the uncontrollable border. Necessarily it is not so that the system termination and ending must be on behalf of the external forces. If the system cannot gather the security and police emergency state in short term and give political aspects to its presence and survival , it cannot absolutely continue. This is the principle seen in all the civilizations and societies, the officials note it and are seeking for formulas to empty the prisons, they do these as inevitable tasks not in sense of selected policies they want to promote themselves.
The second issue is that it cannot control the competitions, disputes and domestic conflicts in context of a totality. Velayat Faghih has been the center of this system, we observe and follow these issues and we see that such stand has been weakened so much. One of the achievements of Green Movement is weakening such stand and Mr.Khamenei personally has been weakened after election and his speech is not more effective as in the past , disobedience is not specific to the left faction and the present reformists. Some of the members of right faction do the same. Like Assembly and government of Ahmadi Nejad.
The policy followed by Ahmadi Nejad making it separate from the other sections of the governmental the fundamentalists faction, makes divergence inside the system making it out of control led to collapse. Especially when we are witness of many crises in the society. We have economic problems, our foreign policy ties with the most tension during its lifetime. And there are no signals that they want to go towards decreasing such tension.
On the other hand the abnormalities in the society is growing more and more in the society, crime, divorce rate , low rate of marriage all show that the society is like a patient who is suffering from serious crisis. When we put all these besides each other it shows that it is possible that the system collapsed.
If we take that the system is facing to vanish and such process happened and collapse fulfilled, what the society will face to?
What we count has been a sudden case with no readiness before. But in view point of the same society, the fact is that the system has shown that it has not reform capacity. More than the present leader himself, his status is significant. Anyone with uncontrollable power without any supervision shall goes the same route as Mr.Khomeini went and now is going. There are persons who gather around such circle and find the advantages and benefit and do not want to lose it at all and the problems came into existence as you see now. Intension for exclusiveness is existing in nature of any human being. The modern governmental political systems have solution to this effect. Anyone who is released without any control perhaps shall move towards the same side. The human beings presented formula for control of irrational habit which is increased more and more.
In my opinion changing the government and changing Constitution and Velayat Faghih , is the fundamental base of solution for future of Iran . The Green Movement showed that there is no escape from such issue and election as well. In the first phase the best choice is that Mr.Kamenini himself starts reform from top to the bottom which is the lowest cost action and the rapidest one. But when he does not so, a dead end is formed between the existing status and the desirable one and inevitably moves toward.
But it does not mean the entire story. Our entire situation is not changing the existing political system. The existing political system requires condition and not the sufficient one. If we face to power vacuum led to occurrence of Islamic Revolution experience and Reza Shah after constitutional revolution, again we will blocked in this closed cycle and can no exit . Again the non-democratic structure shall be produced.
Change is not acceptable, at any price. If we consider the criteria to accept any movement against the government and merely emphasize on wickedness of present status, it is wrong, change is appropriate but we have to be assured that the democratic replacement shall be created. It needs the same discussions in order to find which power has more talent and which power has more distance. In such discussions dealing with critique of the existing government, I think critique of the people must be made too. The people must be informed that all problems of Iran shall not be solved by changing the government; we need a long term process and plan. The reforms shall be step by step and gradually and the expectations must not be increased.
The other issue is related to protecting the Iranian borders which is sensible and needs mutual dialogue. Surely our compatriots who live in borders and who are non-Fars experienced much deprivations in these years, must achieve their rights. On the other hand we have to consider the concerns of Iranian central forces and who want to preserve the territorial integrity of Iran . Our society must reach a phase not trapped in violence and this so complex and sensible,. Revenge and malice must not be the main issues of our society. Again led to space like Feb.1978 so many people encouraged execution and if anyone wants other than these, he was excluded.
As to foreign aspects I think the forces must be strengthened who want exaltation of Iranian society, democracy and rights of Iranian people, and their opposition with the existing government is somehow supporting the case. And the reaction must be made if anyone wants to violate geographical and political territory of Iran in the region.
On one hand we say the Green Movement has not been successful by now and its leaders could not raise the actual demands , on the other hand we say the system is collapsing , there is vacuum among these two , what happened to this vacuum?
There is vacuum and it needs Iranian forces who are seeking for change.
Who do you consider as person who seeks for change?
All forces having such motive, I cannot judge them, all forces having concern for an advanced and democratic Iran whose territorial integrity to be preserved. These forces must fill the vacuum as soon as possible.
Then we need a new conference?
No. , we need dialogue, Green Movement has no more time and the macro movement of Iran is one who wants democracy for Iran which is beyond Green Movement. The Green Movement found the opportunity to became the newest applicable and want to achieve its demands or to be victorious in the election and to have the government at hands or during the post-election process to overthrow the present government, none of these happened , nothing is seen in short landscape. Therefore it is possible that after a while the Green Movement at such sense would have no application and we have to be ready for a new movement, it is so vital, I think , it must use the appropriate formation of that Movement in experiences of this Green Movement and the other Iranian Similar movements. We need such movement very soon, through closing the concerns and dialogue , as well.
The Oil Nationalization Movement at time of Mosadegh was so significant and inclusive. Even not covered all Iran like Constitutional Movement but its geographical coverage was more than Green Movement's and had much international consequences. When it got non-prosperous, and Dr.Mosadegh went to Ahmad Abad, the subsequent movements came into existence who respected Oil Nationalization Movement and use its certain elements. But it was not the Oil Nationalization Movement, it operated in another context. Such destiny is probable for the Green Movement.
The Green Movement is a religious one, whether we want or not , one of the leaders is clergyman and the Siadat of another is the condition based on which Green Movement is for the same reason . In the thought of our society religion has highlighted role that I cannot see its part in the sovereignty , the fact that a woman makes self-immolation because of his brother's severe attack , is not related to the sovereignty but it is a cause of life style in the society, what is role of religion in this condition? What is your definition of religion in the Iranian society after such collapse?
I am not agree with saying Green Movement is a religious one. There are three types of forces in green movement. Two forces were before the election i.e those who had the identity specifications of symbolic leaders, take Mr.Mousavi , these forces were more on top of the movement and less on the body.
The second one those who had not such specification, even they had different life style but attached to the political project. The third group were activated after election, they had more radical political tendencies and they were more varied. As such if we look at Green Movement as a collection of all these it was a cross-religious movement that the religious and non-religious forces were existing therein.
If you see the profile of campaigns and propagation plans of Mr.Karoubi and Mousavi , you will find it has not much religious frame.
But it starts in religion ground, is it true?
It is true and its religious backup. Mr,.Mousavi innovated Green color initially for attracting the religious forces. The movement was not anti-religion or strange to the religion,. "Cross" is a good term for it includes religious and non-religious forces. We reach the point that the religion is a very significant and at the same time complex. Some of the problems of our society rooted in the religion . I believe that there are interpretations and readings from the religion misused by the governing system. But anyway there have been some elements that it has been happened not occurred in the vacuum. Responsibility must be assumed some of our problems is due to religious interpretation and a remedy must be thought.
On the other hand some specifications of our society has been religion which is a powerful element and our solution is existing in .
The Shia Clergymen do not give opportunity and have its own methods, even more extremist in some parts , so do you think they will accept the Sonni clergyman , with his own attitude , because we have religious history problems in our society ,what is the solution?
Religion and government are issues raised in the Green Movement too. What struck the natural order of our society and hurt the religious principle was integrating these two issues . Separation of religion from state shall help everything stands at its natural place.
However our clergies and Shiat jurisprudents are not integrated but they have intentions and simply get aloof. But they consider certain rights for themselves as to some issues, i.e. the government must observe the sharia ruling and does not take rules and policies in conflict with ruling, or they don't acceot existence of Bahaiat in the society, the non-political jurisprudents are like the political ones , they have more radical position . Because they have Sonni –fighting attitude more than the government. All shall be inhibited when the doping is not among the power and government.
Now all the Shiat clergies have no problem with women voting right , but by 1963 all of them were strongly opposed . one of the causes the King [Shah] kept this issue by death of Mr.Boroujerdi because he had told that if such a thing happened he shall quit Ian to destination of Najaf and it would disturb Iranian society . what caused such issue? The facts of the time and overcoming the issue. There are persons who are not satisfied with this issue but they cannot express it , for the facts of the society set them aside.
When they separate from each other, it shall go toward the natural competition of the society and the subcultures and different life styles are put besides each other. In the transition phase we need interpretations of religion justifying separation of these two institutions religiously. We have not such issue in our dominant interpretation from Shiat Jurisprudence. All of them do not believe in Velayet Faghih and his ruling, and separated it to religious and customary Velayat . But did not completely separated government institution from religion institution. They believe that the rules must come from Jafari jurisprudence with no conflict. The clergy must raise the freedom of thought scope in the society and intervene in judicial affairs.
Therefore here the religious reformist actions become important. Such actions are a belief and also life style for the persons having religious intellectual and religious modernism postulates. I think the due benefit is not merely for the movement, but it is for the society generalities helping that the transition period performed more easily and to be more stable. Because it is possible to set aside the religious flows and to decide in contrary to their opinion, in an interval. But there is no guaranty that they do not object again and not inflict the society status.
In your opinion all these event need comprehensive and physical leadership?
It needs leadership, but a leader who is product of group and collective dialogue. Nobody can make him/herself leader. Because it is not based on liberalism basis. But we need it in dialogues; one of the problems created by dictatorship government is divergence of opinion which is damaging. Such authority must be elected in democratic form and the competent and capable persons to be in this area.
Do you see any potential in our society members for leadership? Do you know anyone who can be leader with consideration to the needs and demands of the society?
This question has been raised by so many people. Finding such person is so difficult but I think the leader shall be created in process of dialogues, some persons show capacity. But it is possible that an unknown person can find such position. I don't see anyone who says Mr.Mousavi can act in this regard, he showed himself during action, we have to discuss about the reason of having much little persons with required specifications for leadership. Perhaps the leadership is not summarized in one person and to be seen in more than one person.
Farsi
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر