برای مشاهده و دانلود شماره ۴ روزنامه اینترنتی قلم اینجا را کلیک کنید.
برای مشاهده و دانلود شماره ۵ روزنامه اینترنتی قلم اینجا را کلیک کنید.
نجات مسلمانان فلسطین مهم است، اما شکست اسرائیل درون مهمتر است
آیت الله جوادی آملی ظهر روز یکشنبه در دیدار اعضای کاروان آسیایی شکست حصر غزه، در محل سالن کنفرانس بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء، در قم اظهار داشت: نجات مسلمانان فلسطینی از چنگال رژیم صهیونیستی گرچه مهم است و قطعاً باید صورت گیرد، اما مطلب مهمتر شکست اسرائیل درونی هر انسان است.
به گزارش مرکز خبر حوزه، این استاد حوزه علمیه قم با بیان این که مسلمانان معتقدند بعد از مرگ، از قفس دنیا آزاد می شوند و کارهای نیک دنیا، تا ابد مایه ای برای آسایش آن ها خواهد بود، گفت: افراد شرکت کننده در کاروان آزادی غزه که حرکت خود را از هند آغاز کرده و این راه طولانی را تا غزه ادامه خواهند داد، ره توشهای ابدی برای خود جمع می کنند که نافع آن ها بعد از مرگ خواهد بود.
ایشان با اشاره به پوشش مطلوب رسانه های ایران در خصوص انتشار اخبار کاروان آزادی غزه، بیان داشت: گرچه رسانه های ایران و غیر ایرانی موظف اند که کار شما را رسانه ای کرده و آن را به گوش مردم دنیا برسانند، اما شما به این ها اکتفاء نکنید و نیت تان خدایی و فکرتان الهی باشد.
ظلم ستیزی و عدالت خواهی اختصاص به یک ملت و دین خاص ندارد
این مفسر قرآن کریم، با بیان این که دستورات خداوند در قرآن کریم، به سه بخش احکام در قلمرو اسلامی، احکام توحیدی و در نهایت احکام بین المللی تقسیم می شود، تصریح کرد: احکام بین المللی قرآن از جمله ظلم ستیزی و عدالت خواهی، اختصاص به یک ملت یا یک دین خاص ندارد و شامل همه افراد عالم می شود که از آن ها با عنوان احکام انسانی نیز یاد می شود.
این مرجع تقلید ادامه داد: یعنی رعایت عدل لازم است، چه افراد مسلمان باشند و چه نباشند و ظلم و ستم نیز حرام است و این موضوع تنها اختصاص به افراد موحد یا ملحد ندارد.
آیت الله جوادی آملی، با اشاره به آیاتی از سوره مبارکه ممتحنه، اظهار داشت: این آیات، جزء احکام بین المللی قرآن کریم هستند که در آن ها عنوان شده است مسلمانان موظف اند که نه ظلم کنند و نه زیر بار ظلم بروند که این موضوعی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به آن تأکید شده است.
ظلم حتی در حق ملحد هم حرام است
ایشان تأکید کرد: از نظر اسلام، ظلم حتی اگر در حق یک ملحد و بی دین هم باشد، حرام است و همچنین رعایت عدل، لازم و ضروری است.
این استاد خارج فقه حوزه، گفت: مردم دنیا شاهدند که بیش از ۵۰سال است که فلسطینیان آواره اند و دیوانه ای به آن ها حمله نموده و آنان را از خانه و کاشانه خود بیرون کرده است، اگر کسی این ظلم ها را ببیند و فریاد برنیاورد، اهل غیرت نیست.
وی با بیان این که غیرت از برجسته ترین فضائل الهی و عبادی است، افزود: غیرت فضیلتی است که می توان آن ها را در بخش بین المللی قرآن جستجو کرد.
آیت الله جوادی آملی گفت: مسلمانان فلسطینی و غزه به دلیل این که حاضر نیستند کسی را در حریم خصوصی خود بپذیرند، غیرتمند و رژیم صهیونیستی که سرزمین آنها را غصب کرده، بی غیرت است.
ایشان خطاب به کاروان آزادی غزه گفتند: شما بزرگوارانه که منطقه وسیع آسیا را زیر پا گذاشته اید تا به مردم غزه کمک کنید، نشان از غیرتمداری شماست، از این رو من به نوبه خود از غیرتمداری شما سپاسگزارم.
ایشان با بیان این که گاهی خداوند به خاطر اقدام یک عده آدم غیور کشوری را از خطرات حفظ میکنند، خطاب به هندی هایی که در کاروان آزادی غزه شرکت دارند، گفت: خداوند به برکت غیرت مد اری شما، کشور هند را که سرزمین اسرار است، حفظ کند. مسیر طولانی هند، پاکستان، ایران، سوریه، ترکیه، مصر و فلسطین با غیرت شما، معطر خواهد شد و این عطر را مردمی احساس می کنند که پیرو مکتب یوسف و یعقوب نبی(ع) هستند.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: استکبار جهانی همانگونه که کر و کور است، شامه او هم بسته است و نمی تواند عطر کاروان آزادی غزه که غیرتمندانه به سوی غزه می رود را استشمام کند.
ایشان با بیان این که سفرنامه کاروان آزادی غزه، سفرنامه ای جهانی تقلی می شود، گفت: نه با دوچرخه در جهان گشتن هنر است، نه با کشتی عبور کردن کمال است و نه با هواپیما دور عالم گشتن فضیلت؛ چرا که تمام این ها فضیلت هایی حیوانی است؛ زیرا ماهی ها هم ممکن است از دریایی به دریای دیگری بروند یا پرندگان از نقطه ای به نقطه دیگر عالم، اما سفر شما سفر کاروان آزادی غزه که نیت های پاکی در آن دیده می شود، سفری الهی است.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم، خطاب به افراد کاروان آزادی غزه گفت: قدر سفر خود را بدانید و مطمئن باشید که خداوند در قرآن وعده داده است که کارهای نیک افراد را ثبت خواهد کرد.
کاروان آزادی غزه، کاروان حریت و آزادی و استقلال جهانی
ایشان تصریح کرد: کاروان آزادی غزه، کاروان حریت و آزادی و استقلال جهانی تلقی می شود و امیدواریم که برکت نیت های پاک افراد شرکت کننده در کاروان آزادی غزه، اسرائیل متنبه و مردم مسلمان غزه از حصر آزاد شوند.
آیت الله جوادی آملی در پایان در پاسخ به سؤال یکی از اعضای هندی کاروان آزادی غزه مبنی بر این که برخی افراد عنوان کردند که تنها کاری که از سوی موحدان و با نیت الهی باشد، نتیجه بخش خواهد بود، گفت: اصل این است که آن چه که ثمر می دهد کار خوب است، اما این فعل خوب اگر از فاعل خوب و موحد باشد، نتیجه دنیا دارد و هم آخرت، اما اگر صاحب آن کار خوب، به قیامت و خداوند اعتقادی نداشت، هرچند اثر معنوی و اخروی ندارد، اما اثر دنیایی او ثابت خواهد بود.
ایشان خاطرنشان کرد: تنها چیزی که مانع است کار در این دنیا به ثمر برسد، ریا و خودبینی است و از این رو اگر در کاروان آزادی غزه افرادی باشند که ریا و خود بینی نداشته باشند،َ سهم تعیین کننده ای در آزادی غزه ایفاء خواهند کرد، اگر چه اعتقادی به خدا و قیامت هم نداشته باشند.
درعموم واحدهای تولیدی صنعتی به دلیل آنچه که کمبود نقدینگی و مشکل فروش نامیده میشود کارگران ازکارفرمایان بابت حقوق و مزایای قانونی خود تا شش ماه طلبدارند.
به گزارش روزنامه ارمان دبیراجرایی خانه کارگرا صفهان میگوید: درحال حاضر بیشتر کارگران اصفهانی بابت حقوق قانونی خود از یک تا شش ماه طلبکارهستند.
اصغربرشان با بیان اینکه دربرخی موارد کارفرمایان مطالبات کارگران خود را بصورت قسطی و تدریجی پرداخت میکنند، گفت: نبود امنیت شغلی باعث شده است تا کارگران تا حد ممکن درمقابل تاخیرایجاد شده سکوت کنند.
تاکنون در برخی موارد کارگران که بیشتر قراردادی هستند تنها با مراجعه حضوری به استانداری و ادارات کار و تامین اجتماعی نسبت به دریافت مطالبات خود اقدام کردهاند
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از افزایش ۱۸ درصدی مراجعات قلبی و ۳۰ درصدی مراجعات تنفسی به اورژانسهای تهران در مدت وضعیت هشدار آلودگی هوای تهران خبر داد.
به گزارش ایرنا، مرضیه وحید دستجردی ضمن بیان این مطلب، در عین حال مدعی شد: هیچ مورد مرگ در این روزها گزارش نشده و خوشبختانه طبق اعلام مراکز ذیربط تغییرات آب و هوایی به زودی اتفاق میافتد.
وی افزود: آلودگی هوا تنها سلامت بیماران قلبی و ریوی را تهدید نمیکند بلکه کودکان، سالمندان، زنان باردار و سایر اقشار جامعه نیز باید مراقب باشند و فقط در صورت اجبار در سطح شهر و خیابانها و معابر تردد کنند.
دستجردی با توصیه به مصرف مایعات و آنتیاکسیدانها از جمله میوههای با رنگ قرمز و نارنجی در این ایام، اظهار داشت: سوزش چشم، گلو و حلق، گرفتگی صدا و سردرد علایم تاثیر آلودگی هوا بر سلامت هستند و افراد با مشاهده این علایم در خود دستورالعملهای بهداشتی را رعایت کنند تا از بروز مشکلات بیشتر در امان باشد.
وی استفاده از ماسک را ناکافی دانست و گفت: ماسک مانع نفوذ ریز آلایندهها نمیشود و بهترین راه در امان ماندن از مضرات آلودگی هوا، عدم تردد در خیابانها و معابر شهر است.
کلمه: یکی از سؤالهای ساده و در عین حال مهمی که درباره قیام امام حسین (ع) و حادثه کربلا مطرح است، این است: چه شد که کار جامعه اسلامی به جایی رسید که پنجاه سال پس از پیامبر، نوه او را به همراه خانواده و همراهانش به آن شکل فجیع به قتل رساند؟ مگر حسین چه میگفت و چه میخواست؟
پاسخهای بسیاری از ابعاد مختلف به این پرسش داده شده است، امام پاسخی که در ادامه میخوانید، بر اکثر آنها برتری دارد، چرا که به اختصار، از زبان خود امام و با بیانی ملموس و – به خصوص در شرایط امروز – قابل درک است. این روایت از امام حسین (ع) را حجتالاسلام عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در سایت شخصی خود، به نقل از صفحات ۲۳۸ و ۲۳۹ کتاب رهاورد خرد «ترجمه تحف العقول» با اندکی تصرف در ترجمه، درج کرده و در توضیح آن نوشته است: سخن زیر بخشی از روایتی از امام حسین(ع) است که شبیه آن از امام علی(ع) نیز نقل شده است. از این سخن امام(ع) فضای فسادآلود آن زمان که باعث قیام آن حضرت شده است و اینکه عالمان دین چه میزان نسبت به انجام وظایف کوتاهی کرده اند، آشکار می شود.
اینک گفتار امام حسین (ع) در توصیف فضای جامعه زمان خویش و عملکرد کسانی که میدانستند و میتوانستند، اما به وظایف خود عمل نکردند تا جامعه اسلامی به سرنوشتی همچون عاشورا دچار شود:
«…شما ای گروه به هم پیوسته؛ گروهی نامور به دانش و نامدار به نکویی و معروف به خیرخواهی! به لطف خدا در دل مردم، شکوهمند هستید. بزرگ، از شما پروا میکند و ناتوان، گرامیتان دارد و آن که بر او برتری ندارید و احسانی به او نکردهاید، شما را بر خویش، مقدم میدارد. هرگاه نیازمندان از رسیدن به نیاز خود محروم بمانند، شما را شفیع قرار میدهند و شما به شکوهی، همچون شوکت شهریاران و بزرگواری بزرگان، در راه گام برمیدارید.
آیا این همه، از آن رو نیست که شما به جایگاهی رسیدهاید که مردم از شما امید دارند تا به حق خدا قیام کنید؟ اگرچه از قیام به بیشتر حقوق الهی کوتاهیکردهاید، حق امامان را خوار شمردهاید و حق ناتوانان را تباه ساختهاید، ولی آنچه را حق خود میپندارید، دنبال کردهاید. نه مالی بذل کردهاید و نه جانی را در راه جانآفرین به خطر افکندهاید و نه برای خدا با گروهی در افتادهاید.
شما از خدا، آرزوی بهشت و همجواری پیامبران و امان از کیفرش را دارید. ای کسانی که چنین آرزویی از خداوند دارید! من بر شما از آن میترسم که انتقامی از انتقامهای خدایی بر شما فرود آید؛ زیرا شما از کرم الهی به این جایگاه برتر دست یافتید؛ ولی مردان الهی را بزرگ نمیدارید. از شکسته شدن برخی از پیمانهای پدرانتان هراسان میشوید، ولی با اینکه میبینید پیمانهای الهی شکسته شده، هراسان نمیگردید؛ حال آنکه عهد (ولایت) پیامبر(ص) خوار شمرده شده است و نابینایان و گنگها و زمینگیران، در همه شهرها درماندهاند و بر آنها ترحمی نمیشود. شما به اندازه منزلتی که از آن برخوردارید، کاری نمیکنید و به کسانی که کاری می کنند مددی نمیرسانید، و با چرب زبانی و سازش با ستمگران، خود را آسوده میسازید.
همه اینها از چیزهایی است که خداوند، شما را به جلوگیری از آنها فرمان داده و یا از شما خواسته است که دیگران را در این راه یاری دهید، و شما غافلید. مصیبت شما از همه مردم، بزرگتر است، اگر نیک بدانید و این، بدان جهت است که در پاسداشت جایگاه دانشمندان، کوتاهی کردید؛ زیرا گردش امور و جریان احکام به دست دانشمندان الهی است که بر حلال و حرامش امیناند و این جایگاه، از شما گرفته شده است و این سلب منزلت، جز به سبب پراکندگی از حق و اختلافتان در سنت پیامبر(ص) پس از دلیلی روشن نیست.
اگر در مقابل فشارها شکیبایی میکردید و در راه خدا، تحمل به خرج میدادید، امور خدا بر شما وارد و از شما صادر میشد و به شما بازمیگشت؛ ولی شما، ستمکاران را در جایگاه خویش جای دادید و زمام امور خدایی را به دست آنان سپردید، تا به شبهه عمل کنند و به راه خواهشهای نفسانی بروند. گریز شما از مرگ و خوش داشتن این زندگی، که به هر حال از شما جدا میشود، آنان را بر این مقام، مسلط کرد.
شما ناتوانان را به چنگال آنها سپردید که برخی را بنده و مقهور کنند و پارهای را درمانده از تامین معیشت و مغلوب سازند، مملکت را با خودکامگی، زیر و رو کنند و به پیروی از تبهکاران و جسارت بر خدای جبار، رسوایی هوسرانیهایشان را بر خویش، هموار دارند.
به هر شهری، سخنرانی زبانباز بر منبر دارند و تمام سرزمین اسلام، بی دفاع، زیر پایشان افتاده و دستشان در همه جای آن باز است و مردم، بردهوار در اختیار آناناند و دست درازی آنان را نمیتوانند از خود، دور کنند. برخی زورگو و سر سختند که بر ناتوان به سختی حمله میبرند و پارهای فرمانروایانی هستند که از خدا و قیامت پروایی ندارند.
شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که مملکت، در دست ستمگری دغلپیشه و باجگیری ستمگر و کارگزاری است که بر مومنان، رحم نمیآورد.»
محمدتقی فاضل میبدی
تحلیلگرانی که فلسفه عاشورا را به بحث گذاشته اند ، از اهداف مهم و والای این قیام تاریخی را مبارزه با بدعتهایی دانسته اند که پس از وفات پیامبر(ص) به دست حاکمان و مدعیان دروغین دین، و بنام اسلام، گذاشته شد.
کسانی منافع خود را در این دیدند که با دین تحریف شده و حفظ برخی شعایر و ظواهر دینی بهتر میتوان آدمیان را مطیع و منقاد خود نمود و بر منافع دنیوی دست یافت. اوج این بدعتها و تحریفها را در زمان به سلطنت نشستن امویان بر کرسی جانشینی پیامبر (ص) میتوان مشاهده کرد .
نخستین بدعتی که در اسلام راه یافت ، اساس حکومت و خلافت به شکل سلطنت بود. دراین بدعت دستگاه رهبری اسلام از مسیر و مجرای خود خارج گشت . طبیعی بود که دراین راستا حق و باطل مشتبه شود و جای خود را عوض کند . و در نتیجه جامعه با حفظ نام اسلام به رسم جاهلیت باز گردد و با شعار عدالت، ستم سایه افکند و مسلمانان راه حیرانی و سرگردانی در پیش گیرند .
هشداری که دخت پیامبر در نخستین خطابه خود در روزگار پیش از آن داده بود این بود : “فانی حرتم بعد البیان ؛ چرا بعد از بیان حق سرگردانید . و اسررتم بعد الاعلان ؛ و چرا آشکار از حقیقت دفاع نمیکنی ؟ الا و قد اری ان قد اخلدتم الی الخفض ؛ همانا می نگرم که شما به رفاه و راحت طلبی سو کردید ..”. یعنی بدعت و انحراف در دستگاه خلافت و رهبری ، جامعه اسلامی را به سمت و سوی دورویی و نفاق و حق پوشی و سرگردانی و در نهایت به راحت طلبی برده است و کمتر کسی در برابر این بدعتها احساس مسؤلیت میکند .
بدعتهای حاکمان اموی که منشأ قیام عاشورا گشت ، تنها سگ بازی و جابهجا کردن برخی حلالها و حرامها نبود . بنابر روایت تاریخ، نخستین کاری که معاویه در راستای تقویت سلطنت خود پی گرفت، به دست گرفتن شریان های اقتصادی و فرهنگی و بنا کردن بنیادهای حکومتی بود .
در حوزه فرهنگ دستور داد در شامات کسی حق بازگو کردن سخنان پیامبر را ندارد . رفت و آمدها را به گونه ای محدود کرد که کسی از شام به شهر مدینه نیاید تا حقیقت اسلام را از زبان برخی اصحاب بشنود . ابوذر غفاری که در زمان عثمان به شام تبعید شد معاویه احساس خطر کرد و به عثمان نوشت : ان اباذر لمفسد علیکم الشام فتدارک اهله ان کان لک فیه حاجه ” ( الغدیر ، ج۸ ص ۳۴ ) . یعنی همانا ابوذر مردم شام را بر تو میشوراند . پس به داد ایشان برس اگر به یاریشان نیازمندی .
یعنی سخنان اباذر مردم را با اسلام راستین آشنا می کند و ممکن است ابوذر در شام حکومت مرکزی را با خطر مواجه سازد. مهمترین چیزی که عامل بقای حکومت معاویه در شام شد بی خبری مردم از حقیقت اسلام و سخنان پیامبر بود و از سویی مبلغان وحقوق بگیران دربار در برابر موقعیت های مالی و سیاسی بدعتها می ساختند و دروغها می گفتند .
معاویه برای برقراری و دوام سلطه خود نقل احادیث پیامبر را ممنوع کرد . در مسجد دمشق ایستاد و در هنگام ایراد خطبه گفت : ای مردم از نقل احادیثی که از پیامبر وارد شده بپرهیزید . این دستور به همه جا ابلاغ شد. حقیقت اسلام همان بود که مبلغان معاویه به مردم میگفتند .
کسانی که در حکومت معاویه حق قلم و سخن داشتند ، امثال ابوالدرداء و کعب الاحبار بودند که از دیانت یهود در اسلام نفوذ کرده بودند . از این راه احادیث دروغین بی شماری وارد اسلام شد که هنوز در برخی کتابهای روایی به عنوان اسرائیلیات موجود است . تبلیغات یکسویه و انحصاری کردن تبلیغات بدست حکومت چنان در مردم تأثیر گذاشته بود ، که فردی عامی از یکی از بزرگان شام پرسید این ابوتراب که خطیب همواره بر فراز منبر او را لعن میکند کیست ؟ آن مرد در پاسخ گفت : “درست نمی شناسم ولی فکر میکنم سارقی از سارقان فتنه انگیز باشد . ” ( مروج الذهب ، ج ۳ ، ص ۴۲ ) شگفت این که تأثیر تبلیغ تا آن جا کارساز گشته بود که بعد از یک قرن و در زمان انتقال حکومت از امویان به عباسیان گروهی از نامداران شامی نزد منصور سفاح آمده و گفتند که : ” برای پیامبر اهل بیتی جز بنی امیه نمی شناسیم ( همان ص۴۳) .
معاویه استبداد سیاسی و فرهنگی را در یکی از خطبه هایش چنین اعلام کرد : ” انی لا احول بین الناس و السنتهم ما لم یحولوا بیننا و بین ملکنا ” حقیقت این است که تا زمانی که مردم میان ما و سلطنت ما حایل نشوند ما میان ایشان حایل نمی شویم ؛ یعنی در هر کار و سخنی آزادند، جز این که بخواهند بر سلطنت ما خرده بگیرند و انتقاد کنند . و در خطبه ای دیگر هر گونه انتقادی را ممنوع ساخت.(طبری،ج۳،ص۲۸۶)
این ها بدعتهایی بود که با حاکمیت امویان شکل گرفت . چه بدعتی در اسلام از این بالاتر که امر به معروف ونهی از منکر که برترین جهاد است ترک شود و حق انتقاد کردن از مردم گرفته شود ؟ امام حسین(ع) نخستین رسالت خود را در این قیام نهی از حکومت جائران دید و این که چرا مردم از حق دفاع نمی کنند؟ چه بدعتی در اسلام سهمگینتر که یاران راستین پیامبر زبانشان در کامشان مهار و یا بریده شود؟ حدود نیم قرن از رحلت رسول خدا گذشته و در این زمان کوتاه کسانی در چرخه حکومت قرار گرفته اند که یا مطرود رسول خدا بودند و یا در زمان پیامبر با جریان نفاق هم کاسه بودند.
این جابهجایی آدمها بود که جابجایی ارزشها را در پی داشت. به تعبیر امام علی(ع) تمام آثار جاهلیت باز گشته؛ یعنی شعایر اسلام موجود ولی ارزشهای اخلاقی مفقود شده است. ایستادگی امام حسین (ع) در برابر چنین وقایع تلخ و دردناکی بود .
آزادی و شرف و عزت که از آن مؤمنین است ، به دست مداحان و چاپلوسان اموی به اسارت و ذلَت تبدیل گشته بود ؛ امام حسین در روز عاشورا در برابر جریانی ایستاد که آمده بود تا دین و انسانیت را ابزار حکومت سازد، و مردم را ثنا گوی خود نماید. امام حسین (ع) در واپسین لحظات عمر خود فرمود: اگر دین ندارید پس آزادمرد باشید.
در روز عاشورا انسانیت و آزادی به نمایش در آمد ، تحولی در جهان اسلام پدید گشت . مردم دریافتند که اسلام محمد(ص) اسلام دیگری بوده، یاران پیامبر غیر از این بوده اند که از رسانه های اموی شنیده اند.
پس از انقراض و اضمحلال امویان نوبت به عباسیان، عمو زاده های پیامبر، رسید؛ اما آنان به شکل دیگری برحقیقت دین و عاشورا سرپوش نهادند. بدعتها و تحریف ها را به شکل شرارت باری به دنیای اسلام باز گردانند . روضه کربلا خوانده می شد؛ اما زندانها پر از آزادیخواهان علوی بود . اسلام درسطح شعار رواج داشت ولی حاکمان عباسی هیچ سخن حق و انتقاد آمیزی را بر نمی تافتند . اولین آنان به خاطر خون ریزی لقب سفاح گرفت.
فشارهای سیاسی و استبداد حکومتی آن چنان بالا گرفت که مردم، جور امویان را بر عدل عباسیان ترجیح دادند . امیر المؤمنین هایی که جای پیامبر نشستند ، جز قتل و زندان و شکنجه چیزی نمی شناختند . به نام اسلام حدیث ها ساختند ، دروغها گفتند و ازسویی عده ای مامور ماجور برای بدنام کردن امامان ، بنای غلو گذاشتند. و پیمانی که حاکمان با مردم بسته بودند، شکستند . خانه خدا را منجنیق بستند تا مخالفان خود را از میان بردارند . امامان شیعه را به بهانه های مختلف مقتول و مسموم ساختند .
دریغ و درد این که بدعتهای پیش از عاشورا پس از زمانی و در این عصر عباسی بازگشت. اما این بار نه تنها به دست حاکمان، که با کمک جاعلان حدیث و جاهلان به دین. از زبان پیامبر روایتها ساختند که نه تنها عقل گریز که عقل ستیز بود. جریان عاشورا ماندگاریش حفظ شد؛ اما به شکل واژگونه، که از آن هیچ اثری برنمی خاست.
مگر نه این بود که حقیقت عاشورا برای ستم ستیزی و ظلم زدایی برآمده بود. اما چرا امیرالمومنین های پس از معاویه و یزید و خلیفه های عباسی و عثمانی و صفوی در کنار تحریف دین ستمهای بیشتری روا داشتند؟ و حقیقت عاشورا و تشیع از عینیت جامعه و زمان به خلوتخانه تکایا و چند روز محرم بازگشت؟ در اینجا به همراه مولوی باید گفت:
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
چون که بد مرگی است این خواب گران.
منبع: وبلاگ نگاشته ها
علی مطهری با بیان اینکه روحانیون باید به اهداف قیام امام حسین(ع)در مراسم عزاداری محرم بیشتر توجه کنند گفت: مخالفت با موروثی شدن خلافت اسلامی و تبدیل آن به سلطنت و همچنین اعتراض به فسق و فجور یزید و فساد دستگاه امویه از دلایل سیاسی و اجتماعی قیام امام حسین (ع) بود.
به گزارش خانه ملت، این نماینده تهران در پاسخ به این سوال که مداحان در ایام عزاداری سالار شهیدان و در مداحی خود به چه مباحثی باید بپردازند، گفت: یکی از اشکالاتی که در عزاداریهای ما از قبل از انقلاب وجود داشته و پس از انقلاب نیز ادامه یافت، این است که در مراسم عزاداری بیشتر به جنبه تراژدی و مصیبت این حادثه و مظلومیت امام حسین پرداخته میشود و به جنبه حماسه و صلابت و مبارزه علیه ظلم و بهطور کلی اهداف قیام امام(ع) کمتر توجه میشود.
فرزند شهید مطهری با بیان اینکه در مداحی ها نباید عقاید نادرست ترویج شود، گفت: مداحان و نوحهسرایان باید از اشعار حماسی و زنده کننده و نه مخدر استفاده کنند، آنها باید به یزیدها و شمرهای زمان نیز توجه داشته باشند و حادثه عاشورا را جدا از وقایع عصر حاضر ندانند.
وی اظهار داشت: این تفکری اشتباه است که تصور کنیم امام یک دستور خصوصی از جانب خداوند داشت که اجرا و تمام شد، بلکه ما معتقدیم هر روز عاشورا و هر جا کربلاست «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، بنابراین حادثه عاشورا یک نمونه و الگو برای ماست و هر زمان که شرایطی مانند آن شرایط در جامعه وجود داشته باشد باید همانند امام حسین(ع) عمل کنیم.
مطهری با بیان اینکه همان طور که از نام مداح و نوحه سرا مشخص است کار آنها بیشتر مداحی و نوحهسرایی است، گفت: روحانیت در شناساندن ابعاد مختلف حادثه عاشورا به مردم وظیفه سنگین تری دارد و خطبا باید با تحلیل صحیح حادثه عاشورا از نقل روضههای دروغ و جعلی و ترویج خرافات بپرهیزند و سطح فکر مردم را در این موضوع بالا ببرند. همچنین روحانیون و ائمه جماعت مساجد اجازه ندهند که بخش اعظم مراسم عزاداری به مداحی بگذرد.
مطهری با تاکید بر اینکه بخش بیشتر یک مراسم عزاداری باید به تحلیل واقعه کربلا اختصاص یابد گفت: مداحی، سینهزنی و زنجیرزنی باید بخش کمتر یک مجلس عزاداری را تشکیل دهد مگر در روز عاشورا، ضمن اینکه باید از کارهای خلاف شرع همچون قمهزنی یا نیمهعریان شدن مردان با حضور زنان پرهیز کرد.
وی در ادامه در تشریح ابعاد سیاسی و اجتماعی حادثه عاشورا گفت: با بررسی ریشهها و دلایل قیام امام حسین ابعاد سیاسی و اجتماعی این واقعه به خوبی آشکار می شود. یکی از اصلیترین دلایل آن، موروثی شدن خلافت بود. خلافت اسلامی تبدیل به سلطنت شده بود و امام مخالف آن بود.
علی مطهری افزود: دلیل دیگر قیام امام حسین شخصیت خاص یزید بود که اهل فسق و فجور بود و تجاهر به فسق می کرد و به عنوان جانشین پیامبر شئون اسلامی را حتی به ظاهر رعایت نمیکرد. امام سکوت در برابر یزید را به معنای تایید او و اعمالش میدانست که باعث میشد پس از مدتی اثری از اسلام باقی نماند. امام حسین(ع) در این جا سکوت را جایز ندانستند و فرمودند مگر نمی بینید به حق عمل نمیشود و از باطل روی گردانده نمیشود. در چنین شرایطی بر هر مومنی واجب است که قیام کند.
وی با تاکید بر اینکه امام فرمودند بر هر “مومنی” واجب است قیام کند گفت: این به آن معناست که قیام و اعتراض علیه ظلم و ستم و فساد تنها وظیفه امام نیست بلکه بر هر مومن واجب است که در مقابل کاستیها بیتفاوت نباشد. بیتفاوتی مردم آن زمان در برابر ظلم و فساد و انحراف از سیره پیامبر کار را بهجایی رساند که امام حسین(ع) احساس کردند که جز با ریختن خون ایشان و اصحابشان و اسارت اهل بیت ایشان اسلام زنده نمیماند. اگر مسلمانان در ۵۰ سال بعد از رحلت پیامبر اسلام اجازه نمیدادند در اسلام انحراف ایجاد شود حادثه کربلا رخ نمیداد.
مطهری اظهار داشت: حفظ انقلاب اسلامی امروز ما نیز مانند حفظ انقلاب اسلامی صدر اسلام است. نباید اجازه دهیم زاویه انحراف و استبداد و نادیده گرفتن حقوق مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران باز شود. نباید در مقابل انحرافات سکوت کنیم تا کار به مراحل شدیدتر کشیده نشود.
حسین علایی *
ایام محرم فرصت ارزنده و ذیقیمتی برای همهی انسانهای علاقمند به ویژه مسلمانان است تا به بررسی و مطالعهی عظیمترین رخداد تلخ و غم انگیز تاریخ اسلام بپردازند و در آن تأمل و تدّبر کنند.
خلاصهی واقعهی عاشورا که هر ساله از سوی شیعیان دل سوخته، با گرمی و حرارت فراوان گرامی داشته میشود و به بزرگداشت و یادآوری آن فداکاری بزرگ پرداخته میشود و عزاداریهای عظیم در سراسر عالم برای زنده نگهداشتن آن حماسهی بی نظیر بر پا میگردد، این است که پنجاه سال پس از رحلت پیامبر رحمت(ص)، حکومت مدعی خلافت پیغمبر، بازماندگان خاندان وحی از جمله نوادهی رسول خدا، حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) را در سرزمین اسلام و به دست مسلمانان با فجیعترین شیوه به قتل رسانده است.
عوامل خلیفهی پیامبر، خانوادهی سبط محبوب وی را پس از قتل عام مردانشان به اسارت بردند و این فاجعه را به عنوان موفقیت دولت اسلامی تلقی و تبلیغ کردند، زیرا که مخالفین «امیرالمومنین یزید!»، را سرکوب و نابود کردهاند. اما چه اتفاقی در جامعهی اسلامی رخ داد که در عهد خلافت معاویه، امام حسن مجتبی(ع) به عنوان مضلالمومنین مطرح شد و تنها پس از گذشت پنج دهه از رحلت پیامبر خاتم(ص)، به اسم خلیفهی مسلمین، نوهی رسول خدا را به شکل حزن آمیز و فجیعی کشتند؟
به تعبیر یزید، حسین(ع) خارج از دین و عامل تشتت بین مسلمانان شده بود و یزید امیرالمومنین بود. همین جاست که به عمق این حدیث شریف پی میبریم که «الناس بملوکهم اشبه من آبائهم». یعنی مردم به حاکمانشان شبیهترند تا نسبت به پدرانشان پس از درگذشت نبی مکرم اسلام، نزدیکان و خانوادهی وی آرام آرام از ساختار قدرت کنار زده شدند و توانمندیهای مالی آنها مثل مزرعهی فدک از سوی حکومت وقت از آنها گرفته شد.
به جز حدود پنج سالی که امام علی(ع) به جایگاه رسول الله(ص) بازگشت و به دست خوارج عابد و زاهد ترور شد و به شهادت رسید، وضع و شرایط در جامعهی اسلامی به گونهای شد که در عهد معاویه، امام حسن(ع) با زهر همسرش به شهادت رسید و امام حسین(ع) هم به حاشیه رانده شد. با روی کار آمدن یزید فرزند معاویه در سال ۶۰ هجری، اوضاع از آنچه بود هم وخیمتر شد و حتی امنیت خانوادهی پیامبر هم گرفته شد و زندگی عادی آنها نیز فقط با پذیرش و تأیید حکومت یزید امکانپذیر بود.
بنابراین در زمانی که امام حسین(ع) نهضت خود را آغاز کرد، نه فقط در قدرت رسمی سهمی نداشت، بلکه امکان زندگی فردی هم بدون قبول شرایط حکومت وقت برای وی امکانپذیر نبود. یزید با این که خود در رأس قدرت بود، خاندان پیامبر را متهم به هوای نفس و طالب قدرت بودن و فتنه انگیزی در برابر خلیفهی مسلمین میکرد.
سرانجام هم نپذیرفتن حاکمیت یزید از سوی امام حسین(ع) از سوی دستگاه خلافت به عنوان قیام علیه ولی امر مسلمین تلقی و کشتن امام حسین(ع) و سرکوب طرفداران وی جایز شمرده شد و یک اقدام شرعی اعلام گردید. برای تحلیل واقعهی عاشورا میتوان از روشهای مختلفی بهره جست. در اینجا به حماسهی حسینی با الهام از سخنان یک روحانی فاضل از چند بعد و به عنوان «واقعه و قاعده»، «فاجعه و حماسه»، «اسطوره و اسوه» و «نگاه ظاهری و باطنی» مورد بررسی بسیار مختصر قرار میگیرد.
نگاه واقعه و قاعده
با نگاهی به رویدادهای فاجعهی کربلا، حادثهی عاشورا، هم واقعهی دلخراشی است و هم قاعدهی ماندگاری برای یادگیری و به کارگیری در سایر عصرها و مکانهاست. واقعهی اتفاق افتاده، کشته شدن دختر زادهی رسول خدا و تعدادی از اصحاب اهل بیت علیهم السلام و اسارت زنان و کودکان خاندان پیغمبر به دست سپاهیان کوفه و به امر یزیدی که به اسم جانشینی پیامبر بر مسلمانان حکومت میکرد، است.
از سوی دیگر، سنت حسین ابن علی(ع) در تمام این ماجرا، قاعده ای است که نه زمان بردار و نه مکان بردار است. امامصادق(ع) میفرماید: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلاست. مگر چه اتفاقی در کربلا افتاد که این واقعه دارای چنین ویژگیهایی است؟
با روی کار آمدن یزید، شیوهی حکومتی اسلام که بر مبنای ولایت و امامت تنظیم شده بود و پس از رحلت حضرت محمد(ص) به خلافت تغییر یافته بود به یک سلطنت تمام عیار تغییر یافت که نه فقط مردم در روی کار آوردن زمامداران خود نقشی نداشتند، بلکه سلطان وقت هم، همه ملت را به اطاعت از خود با تمسک به آیهی «اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولوالامر منکم» فرا میخواند.
قاعده، شیوهای بود که امامحسین(ع) با عدم بیعت با یزید آغاز کرد و با خروج از مدینه و اقامت در جوار کعبه و نیز در مسیر حرکت به سوی کوفه همه مردم را به مخالفت و عدم پذیرش سلطنت و حاکمیت یزید فرا خواند. او فرمود: «من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهدالله….»
بنابراین باید به رفتار، منش و سیرهی امامحسین(ع) در نهضت عاشورا توجه کرد. امامخمینی(ره) در عصر طاغوت با اتکای به سیرهی جدش و جملهی «هیهات من الذله» حسینی بود که مخالفت با شاه را واجب و لازم دانستند و فتوای سرنگونی آن را صادر کردند. پس واقعهی کربلا و شیوهی رفتار امام حسین(ع) در برابر خلیفهی مسلمین، یک راه است و سیره است که در همهی زمانها و مکانها باید از آن بهره برد.
نگاه فاجعه و حماسه
در فاجعهای که ابن زیاد در کربلا به وجود آورد، پیروز صحنه یزید بود. او اعضای یک خاندان و خانوادهی ۱۸نفره را که همگی در برابر قدرت حاکم ایستاده بودند کشت و زنان و کودکانشان را به اسارت برد. یزید انجام این فاجعه دهشتناک را برای تثبیت پایههای قدرت و حکومت خود لازم میدانست، اما زینب(س) بر عکس وی، تسلیم نشدن برابر خلافت را یک حماسهی زیبا که در تاریخ جاودانه خواهد ماند، ارزیابی میکرد.
دختر امام علی(ع) معتقد بود که حادثهی کربلا و شهادت برادران و فرزندان و اقوامش یک مکتب عقلانی عاشقانه را در احیای دین رسولالله پایه گذاری خواهد کرد. زینب نگذاشت کار با کشته شدن امام حسین(ع) و یارانش به پایان برسد تا یزید برندهی بازی باشد و شهد این پیروزی را بچشد.
زینب با پیام رسانی خود این شیرینی را در کام یزید آنچنان تلخ کرد که فرزند معاویه در برابر سخنان دختر علی(ع) درکاخ سبز خود شرمنده شد. زینب خطاب به یزید فرمود: «پنداری اکنون که زمین و آسمان بر ما تنگ است و چون اسیران شهر به شهرمان میبرند، در پیشگاه خداوند ما را ننگ است؟ و تو را بزرگواری است و آنچه کردی، نشانهی سالاری؟ به خود میبالی و از کردهی خویش خوشحالی که جهان تو را به کام است و کارهایت به نظام».
یزید در مواجهه با زینبکبری(س) خطاب به این بانوی صبور میگوید: میبینی به چه روزی افتادهای؟ به برادرزادهات (امامسجاد) هم بگو به فکر این نوع کارها نباشد و ادامه میدهد: دیدی خداوند با برادرت حسین چه کرد؟ زینب در پاسخ به وی میفرماید: «ما رأیت الا جمیلا» جز زیبایی ندیدم. زینب، زیبایی حماسه آفرینی حسین ابن علی(ع) را میدید و یزید کشتن وی را پیروزی خود میدانست.
نگاه اسطوره و اسوه
بسیاری از مردم به بعد اسطوره ای قیام امام حسین(ع) و خاندان باوفایش اشاره و توجه بیشتری دارند که در جای خود مطلب صحیحی است، ولی امام حسین(ع) در عین قهرمانی، اسوه و الگویی است که میتواند راهنمای بشریت در دوران حاکمیت ظلم و جور باشد. همانگونه که پیامبر اکرم (ص)فرمود: ان الحسین مصباح الهدی و سفینهی النجاة.
در جامعهی بشری چگونگی رفتار امامحسین(ع) در برابر حاکمیتی مثل دستگاه یزید که از پایگاه خلافت رسول الله(ص) زیبایی دین پیامبر رحمت را پایمال میکرد، قابل تکرار است.گرچه در این دنیا هیچکس مثل امام حسین(ع) نمیشود، ولی جباران و مستبدان زیادی بودهاند و هستند که جا پای سبک و سیرهی یزید میگذارند و خود را معیار حق میشمارند و عملاً طرفداران حق را به اتهام مخالفت با خود، به خاک سیاه مینشانند و با تیغ و درفش با حق طلبان و آزادیخواهان برخورد میکنند. آنها را به اسارت میبرند و زبان حقگویان و عدالت خواهان را در گلو خفه میکنند تا صدا و فریادی جز آنچه یزیدیان دوست دارند، در بین مردم و در فضای جامعه شنیده نشود.
در این شرایط است که اسطورهی حسینی به عنوان اسوهای که باید از آن الگو گرفت، در بین مظلومین و مغضوبین زمین مطرح میشود و صدای هل من ناصر حسینی پاسخ داده میشود. آنگاه میتوان علاوه بر گریه و ضجه در ماتم حسینی بر حماسه آفرینی و جوانمردی امام حسین(ع) و یاران باوفا و خاندان عظمت آفرینش، اشک شوق هم ریخت. امامحسین(ع) انسانی فرا زمانی و فرامکانی و بشر مافوقی است که امروز هم بخوبی قابل طراحی و نشان دادن است. او میفرماید: «مثلی لا یبایع مثل یزید» یعنی انسانهای چونان من با افراد و حاکمانی مثل یزید بیعت نمیکنند. به هر حال میتوان از عاشورا پلی به روزگار فعلی زد و در عین گریه بر فجایع رفته بر حسین و خاندان عصمت و طهارت(ع)، به سیره و رفتار آنها هم فکر کرد.
نگاه ظاهری و نگاه باطنی
امام باقر(ع) میفرمایند: ۳۰ هزار سرباز ابن زیاد میخواستند با کشتن خانوادهی پیامبر، مقرّب درگاه الهی شوند. یک سرباز ابن زیاد میگوید: من میخواهم با کشتن امام حسین(ع) نماز رسولالله را زنده کنم. قاتلین امام حسین(ع) دین و معنویت داشتند، ولی دینداری آنها ملعبهی دست حاکمیت یزید بود.
امام حسین(ع) میخواست معنویت و دینداری انسانها در جهت تقویت تفکر سلطانی فردی مثل یزید قرار نگیرد. زینب کبری(س) برای نشان دادن عمق رفتار یزید با تسلیم نشدگان در برابر سلطنت، وی را این گونه بیان میکند: «آیا این از عدل است که تو زنان و کنیزانت را در پشت پرده قرار داده ای و دختران پیغمبر را از این سو به آن سو برانی؟»
یعنی یزید معتقد به حجاب بود و در جلو چشم اطرافیان نماز هم میخواند، ولی مخالفت در برابر حکومت خود را حتی از خانوادهی بنیانگذار دین اسلام هم نمیپذیرفت.
در تشنگی کربلا، امام حسین آب خواست، اما نه با ذلت. او از دیگران کمک خواست اما نه از ترس. خیمهها مورد هجوم قرار گرفتند و آتش زده شدند ولی صلابت زینب(س) همچنان دل دشمن را شکافت.
امام حسین(ع) قیام کرد تا طومار خلیفهای را در هم بپیچد که پایگاه امامتی را که جدش پیریزی کرده بود به سلطنت فردی خویش تبدیل کرده بود و با غرور تمام و به طور مرتب از مردم اطاعت خویش را به عنوان اطاعت از خدا میخواست.
نتیجهگیری
امام حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و برای لرزان کردن پایههای حکومت وقت به راه افتاد. او فرمود: «انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاًح فی امه جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی» یعنی من از روی ستیز و سرکشی و طغیان یا پیروی از هوای نفس بیرون نیامدم و منظورم این نیست که در زمین فساد کنم یا به کسی ستم نمایم. فقط منظورم اصلاًح امر امت اسلامیو جلوگیری از فساد است و آن که به سیرهی جد و پدرم رفتار کنم.
سبط پیامبر(ع)، مسألهی اصلی جامعه را چگونگی حاکمیت و ساختار حکومتی میدانست و معتقد بود اگر حکومت درست شود سایر احکام فرعی اسلام مانند نماز و روزه و حج و زکات و حجاب نه با زور حکومت، بلکه با علاقهی مردم و مشتاقانه درست خواهد شد.
آخرین سخن امام حسین(ع) خطاب به لشکر ابن زیاد این بود که: «فارجعوا الی عقولکم» یعنی به عقلهایتان رجوع کنید. پس در عاشورای سال ۶۱ هجری نباید ماند و متوقف شد بلکه از آن باید سکویی برای عبرتسازی و درسهایی برای به کارگیری در اصلاًح وضع مسلمین ساخت.
فاعتبروا یا اولی الابصار
* این یادداشت با عنوان «واقعه یا قاعده» امروز (۲۱ آذرماه) در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.
(عکس، از راست به چپ: مادر شهید سهراب اعرابی، مادر شهید ندا آقا سلطان و مادر شهید اشکان سهرابی)
کلمه – مهستی شیرازی:
“بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت،
ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)،
زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات
و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم ”
(میرحسین موسوی، پیامِ محرم)
سهراب اعرابی یکی از شهیدان سبز است. مادر سهراب در مصاحبهای گفته است به خاطر آنکه او را وادار به سکوت کنند، او را تهدید کردهاند و گفتهاند شما سه فرزند دیگر دارید. اما پروین مادر سهراب، فهیمتر از آن است که در مقابل آنها کوتاه بیاید. او اکنون نگرانِ همهی جوانان ایران است و میداند که «جوانان سبز مثل سهراب زیاد هستند» و میگوید «همه آنها برای من مثل سهراباند.» پس باید «تکلیف قاتل فرزندم مشخص شود.» او از هر فرصتی استفاده میکند تا «زینبوار» مظلومیت سهراب و جنبش سبز را نشان دهد. او علاوه بر شکایت، به آقای شاهرودی رییس قوهی قضاییهی وقت، علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، صادق آملی لاریجانی رییس قوهی قضاییهی فعلی، کمیسیون امنیت ملی، کمیسیون اصل نود مجلس و … نامه نوشته است؛ اما «دریغ از یک جواب.» مادر سهراب میداند که آنها جوابی برای او ندارند، اما او باز هم میپرسد و میپرسد. پرسیدنهای مادر سهراب کاری است زینبی.
مادر سهراب، البته حاضر است از خون فرزندش بگذرد، «به شرط آنکه تمام زندانیان سیاسی را آزاد کنند» و وقتی از او میپرسند «تصور میکنید که به این خواست شما توجهی از سوی مسئولان بشود؟» جواب میدهد «بعید میدانم، چون ما را عددی نمیدانند.» یعنی مادر سهراب، به خوبی میداند که نباید از مسئولانِ قتل فرزندش توقعی داشته باشد. در حقیقت، شرطی که او برای گذشتن از خون پسرش گذاشته است، یک پیام است. او میخواهد زینبوار مظلومیت فرزندش را فریاد بزند تا ظالمان دیگر نتوانند جوانان سبز سرزمینش را به نام دین، شهید کنند. شرطِ مادر سهراب، کاری زینبی است.
* * *
نازنین خسروانی یکی از اسیران سبز است. دادستان تهران از گفتوگوهای مادر او با رسانهها انتقاد کرده است، اما مادرِ نازنین گفته است: «گفتوگو کردن حق من است.» مادر نازنین بارها به دادگاه انقلاب، دادستانی و زندان اوین مراجعه کرده، اما جوابی نگرفته است. او از طریق مصاحبه کردن میخواهد «صدایش را به گوش مسولان برساند.» تلاش این مادرِ نازنین برای رساندن مظلومیت فرزند خود، یک کار زینبی است؛ اما معلوم نیست دادستان تهران که شیعهی علی است، به تبعیت از چه مذهبی این مصاحبهها را در خراب شدنِ پروندهی نازنین موثر میداند!
دادستان تهران گفته است که نازنین خسروانی جرم امنیتی دارد؛ اما مادرش در بیگناهی دخترش تردید ندارد و میگوید «نازنین در یک سال و نیم اخیر بیکار و در خانه بود، یعنی بیکاری جرم امنیتی میشود!» نازنین خسروانی از روزی که دستگیر شده است، تنها یک بار و برای چند لحظه با خانه تماس گرفته و تنها گفته است که در سلول انفرادیِ اوین است. مادرش میخواهد حداقل از سلامتی او مطمئن شود، اما تاکنون موفق به این کار نشده است. وقتی مادری را از دیدن فرزند مظلومش محروم میکنند و حتی خبر سلامتیاش را از او دریغ میکنند، مادرِ نازنین هم ناچار است با تأسی از پیامآور عاشورا، زینبوار مظلومیت خود و دخترش را فریاد بزند.
* * *
آرش سقر یکی از اسیران سبز است. نام او، مانند بسیاری دیگر از زندانیان پس از انتخابات، کمتر در رسانههای خبری مطرح شده است. همسر آرش میگوید: «ما نمیخواستیم ماجرای زندانی شدن همسرم را با مصاحبههای خبری پیچیده کنیم، همیشه نگران بودیم که اگر حرفی بزنیم ممکن است به ضرر همسرم تمام شود، برای همین سکوت کردیم.» اما آزاده سرانجام سکوتش را شکسته است، تا «دستگیری غیرقانونی و محاکمهی ناعادلانه» همسرش را فریاد بزند. او در نامهای سرگشاده خطاب به رهبری نوشته است: «اجازه ندهید قانون خدا بازیچهی هوس و میل بعضی متصدیان و کارگزارانی شود که حقوق زنان و کودکان مسلمان را نادیده میگیرند» و زینبوار میپرسد «چرا حلال خدا را بر ما حرام میکنند؟»
دولتمردان حقوق و مزایای قانونی آرش سقر و همسر و فرزند وی را قطع کردهاند و او به علت ناتوانی از پرداخت اجارهبها، مجبور شده است منزل مسکونی را تخلیه کند و اندک وسایل زندگی خود را در منزل یکی از دوستان به امانت بسپارد. آزادهی همسر آرش، از خانه و کاشانهی خود آواره شده است، اما او آزادهتر از این حرفهاست و یقین دارد که «خدای مهربان، همسرش را از این امتحان سخت، سالم و سرفراز خلاصی خواهد بخشید.» او «به کرم و لطف الهی ایمان دارد.» آوارگی و آزادگی زینبِ فاطمه، سرمشقِ آزاده است.
* * *
مجید دری یکی از اسیران سبز است. مجید از دانشجویان شجاعی است که در زندان هم علیه ظلم ساکت نماند و به همین خاطر او را به بهبهان تبعید کردند. مادر مجید هر بار برای ملاقات پسرش، ۲۵۰۰ کیلومتر راه را باید برود و بیاید. مادرش میداند که با تبعید مجید «خواستهاند آزارشان بدهند.» او بارها به دادستان نامه نوشته و مظلومیت مجید را بارها فریاد زده است. او، تا جایی که توانسته، دربارهی ظلمی که بر او و پسرش رفته، روشنگری کرده است.
مادرِ مجید، دیگر دانشجویان را به صبر و استقامت دعوت میکند و با همهی سختیها میگوید: «مجید روحیهاش عالی است و همیشه روحیهاش خوب بوده است.» او با این کار خود به دیگر دانشجویان و مبارزان روحیه میدهد و حتی فرزند شجاعش را هم بینصیب نمیگذارد و به او میگوید: «اگر تو را روی کوه قاف هم بگذارند، من حتماً مستمر برای دیدن تو میآیم.» روحیهی مادر مجید، یادآور روحیهی زینب ِ علی پس از عاشوراست: او هم پیامِ صبر و استقامتش را در هر فرصتی زینبوار میرساند.
این قصه ادامه دارد…
مهران فرجی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی، روز شنبه توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
بنا بر گزارش جرس، مهران فرجی، خبرنگار اجتماعی سابقه فعالیت در روزنامه های همشهری، اعتماد ملی و کارگزاران را در کارنامه خود دارد.
با احتساب این بازداشت، این هفتمین فعال مطبوعاتی است که طی روزهای اخیر بازداشت می شود.
طی هفته ای که گذشت، ریحانه طباطبایی، خبرنگار روزنامه شرق، کیوان مهرگان، احمد غلامی و فرزانه روستایی و علی خدابخش دبیر سرویس بخش های سیاسی و بین الملل و سردبیر و سرمایه گذار همان روزنامه و همچنین امیر هادی انواری، خبرنگار حوزه اقتصادی نیز بازداشت شده اند.
ایران با ٣٧ روزنامه نگار، بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان لقب گفته است.
با وجود گذشت ۲۸ ماه از اعلام آخرین نرخ رشد اقتصادی سالیانه که مربوط به پایان سال ۸۶ است، تا کنون بانک مرکزی هیچ نرخ جدیدی از آمار رشد اقتصادی کشور منتشر نکرده و در آستانه تصویب قانون برنامه پنجم، سؤالات و ابهامات فراوانی را در برابر مسئولان و تصمیمگیران قرار داده است.
به گزارش فارس، جدیدترین گزارش بانک مرکزی از شاخصهای عمده اقتصادی کشور در حالی در آذرماه سال جاری منتشر شده است که آمارهای اقتصادی سه ماهه ابتدایی سال ۸۹ را تشریح میکند.
در این گزارش نرخ رشد نقدینگی ۴٫۷ درصد و تغییر شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در دوازده ماهه منتهی به خرداد ۸۹ نسبت به دوره مشابه سال قبل یعنی نرخ تورم معادل ۹٫۴ درصد عنوان شده است. همچنین گزارش مذکور تراز حساب جاری این دوره زمانی را ۶ میلیارد و ۱۱۲ میلیون دلار و تراز بازرگانی را ۹ میلیارد و ۵ میلیون دلار اعلام کرده است.
اما در میان تمام شاخصهای مهم اقتصادی که در آخرین گزارش بانک مرکزی آمده، جای تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد اقتصادی خالی است. البته این بدان معنا نیست که هیچ آماری از شاخص مذکور در این گزارش نیامده است؛ بلکه بیانگر این مطلب است که نرخی که از شاخص رشد اقتصادی در این گزارش آمده مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ است و جالب اینجاست که این آمار از گزارش سه ماهه چهارم ۸۷ که در مهرماه ۸۸ منتشر شد، عینا در ۵ گزارش بعدی تکرار شده است.
گزارش مربوط به سه ماهه چهارم سال ۸۶ در مردادماه سال ۸۷ منتشر شد و آخرین نرخ رشد که از وضعیت اقتصادی ایران از سوی بانک مرکزی اعلام شده مربوط به این گزارش است. در گزارش مذکور رشد تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت ۶٫۹ درصد و بدون احتساب نفت ۷٫۶ درصد عنوان شده است. در سه گزارش بعدی یعنی سه ماهه اول، دوم و سوم سال ۸۷ همین آمار یعنی نرخ رشد سال ۸۶ تکرار شد که آخرین آنها در فروردین ماه سال ۸۸ توسط بانک مرکزی منتشر شده است.
در گزارش مربوط به شاخصهای عمده اقتصادی کشور در سه ماهه چهارم سال ۸۷، بانک مرکزی بدون اینکه اشارهای به نرخ رشد اقتصادی سه ماهه اول سال ۸۷ داشته باشد، نرخ رشد اقتصادی سه ماهه دوم این سال را با احتساب نفت ۲٫۳ درصد و بدون احتساب نفت ۲٫۷ درصد عنوان کرد. این گزارش در مهرماه سال ۸۸ منتشر شد و از آن تاریخ به بعد بانک مرکزی در تمام گزارشهای خود آمار مذکور را عینا تکرار کرده است؛ یعنی ۶ گزارش بعدی حاوی آماری تکراری از نرخ رشد اقتصادی و مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ بودند.
تقریبا در همین زمان بود که نرخ رشد نقدینگی روند صعودی به خود گرفته بود و به گفته رئیس کل بانک مرکزی این کار به صورت برنامهریزی شده و به منظور تزریق به واحدهای تولیدی در حال انجام بود.
اکنون در فضایی که مشخص نیست برنامهریزیهای انجام شده برای دستیابی به نرخ ۸ درصدی رشد اقتصادی به عنوان هدف برنامه چهارم به چه آماری منتج شده است، این سؤال مطرح است که چگونه میتوان ارزیابی دقیقی از وضعیت اقتصادی پیش رو و آمارهایی که قرار است در آیندهای نزدیک در قالب قانون برنامه پنجم به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد، داشت؟
به خصوص با توجه به این واقعیت که آخرین نرخ رشد اقتصادی، که البته به صورت مقطعی و سه ماهه اعلام شده و مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ و معادل ۲٫۳ درصد بوده است، با نرخ هدف برنامه چهارم تفاوت معناداری دارد و از نرخ سالیانه ۶٫۹ درصدی سال ۸۶ بسیار کمتر است.
کلمه – گروه اقتصادی: در هفتههای اخیر، در حالی که رئیس و اعضای دولت نمیتوانستند خوشحالی خود از اینکه تعداد سفرهای استانی به هشتاد رسیده، پنهان کنند، دهها نماینده به اجرا نشدن مصوبات استانی سالهای گذشته اعتراض کردند.
دولت احمدی نژاد در هفته گذشته، هشتاد و یکمین سفر استانی خود را با حضور در استان مرکزی و پیشنهاد تغییر نام این استان به آفتاب! به فهرست سفرهای قبلی اضافه کرد تا رکورد جدیدی را در مسافرتهای دولتمردان رقم بزند. اما تذکرات نمایندگان در صحن علنی مجلس و مصاحبههای آنها با رسانهها نشان میدهد که برخلاف فهرست سفرها، فهرست مصوبات بهثمررسیدهی آنها وضع خوبی ندارد.
اعضای دولتهای نهم و دهم در این سالها، به هر یک از استانها که سفر کردند، دهها و بلکه صدها وعده را مطرح کردند که بسیاری از آنها مستقیما از زبان رئیس دولت در تجمعات چند هزار نفری به مردم اعلام شد. اما اکنون، در میانهی دور سوم سفرهای استانی، دیگر به سادگی ِ دو دور قبلی نمیتوان وعده داد و عمل نکرد. چرا که اولین سؤال مردم تجمعکننده در شهرستانها از دولت، دربارهی وعدههای محقق نشده و مصوبات ِ اجرانشده است؛ هر چند دولتمردان و پشتیبانان رسانهای آنها، به هر نحو ممکن تلاش میکنند آن سؤالها و این خلف وعدهها را مخفی نگه دارند.
دیروز (شنبه) روزنامه جمهوری اسلامی خبری عجیب را منتشر کرد که حاکی از اوج سانسور در خصوص ناکامیهای سفرهای استانی دولت بود. این روزنامه فاش کرد که در سفر استانی اخیر دولت به استان اردبیل، امام جمعه و نماینده ولی فقیه در این استان قبل از احمدی نژاد سخنرانی کرده بود، اما سخنان وی از کلیهی بخشهای خبری صداوسیمای مرکز اردبیل حذف شد، چرا که او از اجرایی نشدن مصوبات دو دور قبلی سفر استانی دولت احمدی نژاد به این استان، انتقاد کرده بود!
همین دست سانسورها، به نحوی دیگر نیز در خصوص واقعیت ناکامیهای دولت در تحقق وعدههای استانی نمود دارد؛ آنجا که مسئولان استانی با ارائه آمارهای غلط، تلاش میکنند بدقولیها و عدم اجرای طرحها و پروژههای استانی مصوب هیات دولت را پنهان کنند.
این موضوع را امروز کرمی راد از نمایندگان کرمانشاه و پیش از او هم حسینی نماینده پاوه و چند نماینده دیگر مطرح کردند. آنها از ارائه آمار غلط از سوی مسئولان دولتی انتقاد کردند و از مصوبات استانی اجرانشده نام بردند. پیش و پس از این اظهارنظرها نیز دهها نماینده مجلس، که اتفاقا بسیاری از آنها از جناح همسو با احمدی نژاد بودهاند، از وعدههای فراموششدهی رئیس دولت در سفرهای استانی و بلاتکلیفی آنها سخن گفتهاند.
کافی است کلیدواژهی “استانی” را در سایت کلمه جستوجو کنید تا دهها خبر و اظهارنظر در این خصوص را بیابید و نیاز به ذکر تکتک آنها نیست. اتفاقا نمایندگان حامی دولت در این زمینه وضع ناگوارتری دارند، چرا که در قبال حمایتهای چند سال اخیر خود از مواضع و عملکرد دولت احمدی نژاد، و در حالی که انتخابات دور بعدی مجلس را در پیش دارند، اکنون باید در خصوص اجرایی نشدن وعدهها به مردم حوزهی انتخابیهی خود پاسخگو باشند.
اما اعتراضها به این مصاحبهها محدود نمیشود. هرچند نمایندگان مجلس به خوبی میدانند که دولت احمدی نژاد را با هیچ ابزاری نمیتوانند به اجرای قانون وادار کنند، چنان که در خصوص بودجه مترو با وجود همصدایی همهی طیفهای چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب نتوانستهاند، اما تنها امکان قانونی باقیمانده برای طرح تخلفات دولت از وعدههای خود، یعنی تذکر کتبی نمایندگان، هنوز فعال است، اگرچه در عمل بعید است نتیجهای داشته باشد.
در همین هفته گذشته، در دو جلسه علنی مجلس، بیش از سی تذکر کتبی نمایندگان به احمدی نژاد و اعضای دولتش اعلام وصول شد که جز سه چهار مورد، بقیهی آنها مربوط به وعدههایی است که دولت در سفرهای استانی مطرح کرده و اجرا نشدهاند، یا مصوباتی که به فراموشی سپرده شدهاند و یا در اجرای آنها تعلل میشود.
در جلسه چهاردهم آذرماه، عزتی نماینده دهلران، حسینی نماینده شهر بابک، فولادگر و رهبر نمایندگان اصفهان، میرخلیلی نماینده میناب، کواکبیان نماینده سمنان، یوسفنژاد نماینده ساری، اکبریان نماینده کرج، پولادی نماینده ایلام، زنجانی نماینده نقده، محمدی نماینده فریدون شهر و … و در جلسه هفدهم آذرماه نیز چندین نماینده مجلس از جمله محمدیاری نماینده تالش، ثروتی نماینده بجنورد، کرمی نماینده سنندج، ذاکر نماینده ارومیه، رحمانی، اکبرنژاد و فرهنگی نمایندگان تبریز، آذرشهر و اسکو، عیسیزاده نماینده میاندوآب، یوسفنژاد نماینده ساری و … نسبت به مواردی به احمدی نژاد و وزیران او تذکر دادند که همگی از جمله وعدهها و مصوبات استانی عملینشده به شمار میرود.
اما رئیس و اعضای دولت همچنان خوشحالاند که عدد سفرهای استانی را به ۸۱ رساندهاند و بنا دارند دور سوم سفرها را نیز همچنان ادامه دهند و اگر فرصت یابند، وارد دور چهارم شوند. حال، این حجم از ادعاهای محققنشده و وعدههای مطرح شده و کلنگهای بر زمین زده شده، کی و چگونه قرار است به نتیجه برسد و مردم امیدوار را بهرهمند کند، خدا میداند.
بیش از چهار ماه از تبعید احمد کریمی، زندانی سیاسی به زندان گنبد کاووس می گذرد و او هر روز شرایط بدتری را در تبعید نسبت به روز قبل تحمل می کند .
مادر کریمی در گفتگویی کوتاه با خبرنگار کلمه می گوید :«این روزها فقط احمد نیست که مجازات می شود بلکه ما هم مجازات می شویم و این اصلا انصاف نیست .»
او تاکید کرد : «احمد در زندان گنبد کاووس شرایط مناسبی ندارد و مسوولان زندان او را مورد اذیت و آزار قرار می دهند و نمی گذرانند با زندانیان عادی ارتباط داشته باشد . او به همراه هادی قایمی تنها زندانیان سیاسی زندان گنبد کاووس هستند .»
به گفته مادر این زندانی سیاسی، مسوولان زندان و به خصوص مسوول حراست زندان احمد را در زندان اذیت می کنند و حتی وسایلی را که خانواده برای او با هزار بدبختی به زندان گنبد کاووس می برند به دست او نمی رسانند. آنها تنها یک دست لباس زمستانی احمد را به او تحویل داده اند و بقیه را به دستش نرسانده اند .
او می گوید :« بعد از اینکه با هزار مکافات و بدبختی راه طولانی از اسلام شهر تهران را تا گنبد می پیماییم تا با فرزندم ملاقات کنیم با اینکه اولین نفر هستیم که در سالن ملاقات حاضر می شویم اما مسوولان زندان ما را آزار می دهند و آخرین نفر به ملاقات پسرم می برند آیا این انصاف است که پسرم را در تبعید این گونه آزار دهند ؟این با کدام دین و آیین سازگاری دارد ؟»
خانواده احمد برای ملاقات چند دقیقه ای با او نه ساعت راه می پیمایند تا به زندان گنبد کاووس برسند . هر چند آنها توانایی مالی اینکه هر هفته به ملاقات او بروند را ندارند .
احمد کریمی، زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شده بود در دادگاه تجدید نظر، محکومیتش به ۱۵ سال حبس توام با تبعید به گنبد کاووس تبدیل شد . احمد ۳۱ ساله اکنون روزهای سختی را در زندان گنبد کاووس می گذراند .
کلمه -گروه اجتماعی :زندانیان سیاسی زن که از یک ماه پیش در ادامه محدودیتها و فشارهای مسئولان امنیتی به بند قرنطینه متادون انتقال یافته بودند، همچنان در این شرایط به سر میبرند.
به گزارش کلمه، این درحالی است که سایر زندانیان با جرایم عادی، در زندان از امکانات رفاهی بیشتری برخوردارند. از جمله اجازه شرکت در کلاسهای فرهنگی، کتابخانه و همچنین دسترسی روزانه به هواخوری.
زنان سیاسی که از یک ماه پیش به دلایلی نامعلوم از بند دو زندان به قرنطینه دربسته ” متادون” انتقال یافتهاند، در این مدت از حق تماسهای تلفنی با خانواده خود محروم شدهاند.
” حق تماس تلفنی” از جمله حقوق ابتدایی یک زندانی به شمار میرود که در مورد زندانیان سیاسی نادیده گرفته میشود. زندانیان سیاسی زن، در طول یک ماه گذشته تنها هفتهای یک بار به مدت ۲۰ دقیقه با خانوادههای خود ارتباط داشتهاند و محدودیتهای موجود در زندان، بر مشکلات و نابسامانی وضعیت آنان افزوده است.
زنان از دسترسی به هواخوری محروم بوده و تنها یک ساعت در روز حق استفاده از هواخوری را دارند. در حالی که حیاط زندان که از آن به عنوان هواخوری یاد میشود از ساعت ۷ صبح تا تاریکی هوا در اختیار زندانی های عادی است و زندانی ها میتوانند در هر زمان دلخواه از هواخوری استفاده کنند، در مورد زنان سیاسی این حق بدیهی زیر پا گذاشته شده است.
همچنین عدم امکان استفاده از کتابخانه زندان که پیش از این، یکی از موارد سرگرم شدن و گذران وقت زندانیان سیاسی بود، موجب نارضایتی زنان سیاسی را فراهم آورده است.
۱۸ زندانی سیاسی زن، هماکنون در بند متادون که به صورت یک سلول دربسته است نگهداری میشوند و از امکان هرگونه ارتباط با خارج از زندان و یا استفاده از امکانات زندان محرومند.
ادامه فشارها بر زندانیان سیاسی زن درحالی صورت میگیرد که حتی در بند ۳۵۰ (بند سیاسی مردان) نیز علیرغم فشارها و شرایط امنیتی موجود، زندانیان از هواخوری روزانه و امکان تردد آزاد در محیط بند برخوردارند.
یکی از زنان تازه آزاد شده از زندان در توصیف شرایط جدید زنان در بندعمومی میگوید:” از زمانی که امکان حضور در کلاسهای فرهنگی، سالن ورزشی و کتابخانه را از ما سلب کردند و به بند متادون منتقل شدیم. شرایط بسیار سخت تر از گذشته شده است. چرا که تمام زندگی ما در همان فضای بسته میگذرد و گاهی از این همه بیعملی خسته میشویم. مگر چقدر میشود از صبح تا شب خوابید و کتاب خواند.!”
وی میگوید:” پیش از این، از سالن ورزشی استفاده میکردیم و یا در کلاسهای فرهنگی زندان شرکت میکردیم که به این طریق وقتمان به نحوی میگذشت. همچنین ارتباط با خانواده از طریق تلفن، یکی از مواردی بود که زندانیان را به لحاظ روحی تسکین میداد و موجب میشد تا بتوانیم شرایط زندان را تحمل کنیم. اما به نظر میرسد، قطع تمام امکانات حداقلی ما در زندان، تنها به این دلیل صورت گرفته که زندانیان زیر این فشارها بشکنند.”
او روحیه زنان زندانی را خوب توصیف میکند، اما میگوید:” شما تصور کنید که از صبح تا شب، زندگیتان در یک اتاق، بدون هیچ امکاناتی میگذرد.” وی ادامه میدهد :” من فکر میکنم شرایط زنان در زندان به مراتب بدتر از وضعیت مردان است و میبایست توجه بیشتری به آنان صورت گیرد، اما متاسفانه، در مورد شرایط نامناسب زنان زندانی کمتر صحبت میشود. کسی از غذای بسیار بد زندان حرفی نمیزند که زنان زندانی ناچار به استفاده از آن هستند. مردان زندانی به خاطر بهره مند بودن از امکانات آشپزخانه و دسترسی به فروشگاه، لااقل می توانند گاهی برای خود غذایی بهتر درست کنند، امکانی که زنان ار آنان بی بهره اند و به همین دلیل همواره مجبور به استفاده از غذای بی کیفیت زندان هستند.”
ادامه فشار بر زندانیان زن در شرایطی صورت میگیرد که چندی پیش یکی از مسئولان زندان، قول داده بود که شرایط آنان پس از انتقال به بند متادون بهتر خواهد شد. قطع تماسهای تلفنی، نداشتن هواخوری و .. از جمله موضوعاتی است که خانوادههای زندانیان را نیز آزار میدهد.
همسر یکی از زنان زندانی میگوید:” ما دو بچه کوچک در خانه داریم، دلخوشی آنها این بود که هر روز بتوانند با مادرشان صحبت کنند، اما پس از قطع تلفنها این حق از آنان سلب شد. این بچهها نمیتوانند هر هفته برای ملاقات به زندان بیایند.”
۱۸ زن سیاسی زندانی در بند عمومی زندان اوین که بیش از ۷۰ سال حکم زندان دریافت کردهاند، با شرایطی سخت، روزگارشان را میگذرانند. این درحالی است که در روزهای گذشته، لیلا توسلی نیز پس از تأیید حکم دو سالهاش در دادگاه تجدیدنظر به زندان برگشت و به نظر میرسد روند بازگرداندن زنانی که احکام حبس قطعی دریافت کردهاند در روزها و هفتههای آینده ادامه پیدا کند.
اخلال در امنیت کشور، کار عملهی ظلم است، نه همسران ما و سبزهای منتقد مشفق
فاطمه ملکی، همسر محمد نوریزاد، و فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاجزاده، با ارسال نامهاش مشترک و سرگشاده به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، تاکید کردند: اخلال در امنیت کشور و سیاه نمایی و سیاه کاری را نه همسران مؤمن و غیرتمند ما و همه سبزهای منتقد مشفق و جوانان پاک این دیار بلکه، عمله ظلم که تحت فشارهای سخت در دستگاه های امنیتی و قضائی رخنه کرده اند، مرتکب شده و می شوند.
به گزارش کلمه، در این نامه همچنین همسران این دو زندانی سیاسی تصریح کردهاند که: نه تنها حقوق مسلم عزیزان ما، و به تبع آن خانواده هایشان، پایمال شده است بلکه جانشان نیز در معرض خطر است.
آنها خطاب به رئیس دستگاه قضایی نوشتهاند: اینک به دنبال اطلاع رسانی احوال همسرانمان، مجدانه از شما تقاضا داریم که دستور رسیدگی به وضعیت بحرانی این عزیزان و پاسخ گویی قانونی به مطالباتشان داده شود. در غیر این صورت برای پیشگیری از هرگونه خطری طبق وظیفه قانونی، شرعی و انسانی خود، اقدامات دیگری را پیش خواهیم گرفت که ممکن است هزینه های بیشتری را برای متخلفین از قانون به وجود آورد.
متن این نامه را در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای صادق لاریحانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و تسلیت ایام عزای حسینی
مستحضرید که حدود چهارماه است همسران ما، آقایان سید مصطفی تاجزاده و محمد نوریزاد به شکل کاملا غیرقانونی در قرنطینه اوین به سر می برند و این اقدام غیرقانونی هرگز توسط ایشان و ما و خانواده هایمان به رسمیت شناخته نشده است و اعتراضات خود را نیز به اشکال گوناگون اعلام کرده ایم که متأسفانه هیچ گونه پاسخی دریافت نکرده ایم.
جناب آقای لاریجانی!
مستحضرید که هنوز چند روزی از نامه ای که توسط ما و تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی که ایشان نیز از حقوق اولیه خویش از جمله تماس های تلفنی و ملاقات های حضوری با عزیزانشان محرومند، خدمت شما ارسال شد، نگذشته در آغازین روزهای محرم در کمال اعجاب ما را با خبر ممنوع الملاقات شدن عزیزانمان روبهرو کردند! اینک نمی دانیم آیا مطالبه حقوق اولیه زندانی بی گناه که به ستم اسیر چنگال بی عدالتی شده است توسط خانواده اش باید موجب تضییق و فشار مضاعف شود؟!
جناب آقای لاریجانی!
برای ما موجب تأسف و تأثر فراوان است که در ایام محرم الحرام و عزای حسینی، عزیزان خدوم و ایثارگرمان در قرنطینه زندان اوین که هرگز قرار نبود قرارگاه هیچ زندانی سیاسی منتقدی باشد، عزادار سرور آزادگان هستند و تأسف بیشترمان برای برخوردهای زشت و زننده ای است که تحت لوای قانون و به واقع در اوج بی قانونی با آنان می شود! تشکیل پرونده جدید و دادگاه فرمایشی بدون حضور وکیل برای آقای نوریزاد به شکل عاجل و بی ادبی و هتاکی های قاضی مؤدب به ساحت ایشان و ممنوع الملاقات کردن آنان در شرایط بیماری و نیاز به مداوا و معالجه تحت نظر پزشک متخصص، منجر به اعتصاب غذای آقای نوریزاد و روزه سیاسی و اعتراضی آقای تاجزاده شده است که در صورت ادامه آن، بی شک مخاطراتی برای سلامت آنان به وجود خواهد آمد.
رئیس محترم قوه قضائیه!
در ایامی که نقض حقوق بشر در ایران بهانه ای برای محکومیت کشورمان شده است، ادامه مظالم وبی عدالتی ها در نظام قضائی جمهوری اسلامی کمک به دشمنان ما خواهد کرد که ادعاهای خود را بدون هیچ هزینه ای ثابت خواهند نمود و ما معتقدیم اخلال در امنیت کشور و سیاه نمایی و سیاه کاری را نه همسران مؤمن و غیرتمند ما و همه سبزهای منتقد مشفق و جوانان پاک این دیار بلکه، عمله ظلم که تحت فشارهای سخت در دستگاه های امنیتی و قضائی رخنه کرده اند، مرتکب شده و می شوند.
امروز ما در دومین روز اعتصاب غذای آقای نوریزاد و ادامه روزه های اعتراضی آقای تاجزاده اعلام می داریم که نه تنها حقوق مسلم عزیزان ما، و به تبع آن خانواده هایشان، پایمال شده است بلکه جانشان نیز در معرض خطر است. و اینک به دنبال اطلاع رسانی احوال همسرانمان، مجدانه از شما تقاضا داریم که دستور رسیدگی به وضعیت بحرانی این عزیزان و پاسخ گویی قانونی به مطالباتشان داده شود. در غیر این صورت برای پیشگیری از هرگونه خطری طبق وظیفه قانونی، شرعی و انسانی خود، اقدامات دیگری را پیش خواهیم گرفت که ممکن است هزینه های بیشتری را برای متخلفین از قانون به وجود آورد.
ولله عاقبة الامور
فخرالسادات محتمشی پور (همسر سید مصطفی تاجزاده)
فاطمه ملکی (همسر محمد نوری زاد)
هشتاد و دومین روز پاییز درحالی آغاز شد که از آتشسوی جنگلهای غرب و شمال شرق کشور خبرهای خوبی میرسید این درحالیست که خطر هنوز جنگلهای شمالی کشور تهدید میکند.
به گزارش ایلنا، سرانجام بارش باران به داد جنگلهای زاگرس در غرب کشور رسیده و از دیروز بعدازظهر تاکنون آتش سوزی جدیدی در این مناطق رخ نداده است. ایرج قادی، عضو انجمن سبزچین در همین رابطه گفت: خوشبختانه از اواخر وقت دیروز که بارشهایی پراکنده در منطقه مریوان و سروآباد آغاز شده است شاهد آتشسوزی جدیدی نبودهایم و امیدواریم که این بارشها ادامه داشته باشد تا آتش دیگری در جنگلها افروخته نشود.
تخریب ۱۰درصد از عرصه جنگل ابر
از جنگل ابر نیز خبر میرسد که آتشسوزی این جنگل به طور کامل مهار و اطفا شده است و آتش جنگلهای حسینآباد و گالی کش نیز پایان یافته است. بنابر اعلام منابع محلی حدود ۴۰ هکتار از منابع جنگلهای هیرکانی در جنگلهای ابر دچار حریق شدهاند و ۱۰% از این مساحت به طور کامل تخریب شده است.
درحال حاضر تعداد از نیروهای اطفاء کننده حریق، هنوز منطقه را ترک نکردهاند و کماکان درحال نگهبانی و گشتزنی در مناطق برای جلوگیری از شروع مجددآتش در منطقه هستند.
آتش افسارگسیخته درشمال کشور
اما اخبار جنگلهای شمال کشور خبرهای خوشی نیست. خبرهای رسیده از استان گلستان حاکی است که آتشی که از پهنه جنگلی از جنگلهای گلستان تا نزدیکهای گرگان را فرا گرفته است، همچنان در نقاط مختلف ادامه دارد.
درحال حضار ۴۳۰ هزار هکتار عرصه جنگلی استان گلستان همچنان توسط آتش تهدید میشود. بر طبق گزارش منابع محلی، آتش درجنگلهای رامیان هم سه روز است که ادامه دارد.
اسدالله کریمی محقق و کارشناسی جنگل ضمن اعلام این مطلب میگوید: گرچه آتشسوزیها بیشتر به صورت سطحی و لکهای است اما چون آتش در مناطق حفاظت شده و صعبالعبور با شیب زیاد رخ داده است، کار اطفا حریق با مشکل مواجه شده و همین موجب گسترش آتش میشود.
او ادامه داد: متاسفانه کمبود امکانات در مناطق صعبالعبور ایجاد مشکل کرده است ومردم با پای پیاده و بیل و کلنگ و لوازم ابتدای به خاموش کردن آتش مشغولاند.
کریمی تصریح کرد:وجود بالگرد در این مناطق نیز به علت گستردگی عرصه نتوانسته است آنطور که باید و شاید مثمرثمر باشد زیرا اولاً این بالگردها ویژه اطفا حریق نیستند و هنگامی که تانکرهای حامل آب نیز روی آنها متصل میشود تنها میتوانند ۳ هزار لیتر آب در هر پرواز حمل کنند که رقم قابل توجهی نیست.
آتش در کمین جنگلهای دست کاشت
او هشدار داد: تمام تلاش مسئولین این است که آتش به کمربندها و نوارهای کنترلی و حفاظتی جنگلهای سوزن برگ دست کاشت منطقه نرسیده زیرا در صورت سرایت آتش به این جنگلها،درختان سوزنی برگ برخلاف جنگلهای پهن برگ که عمده درختان جنگلهای کشور را تشکیل میدهند،به سرعت میسوزد و عملا حاصل سالهای تلاش و زحمت ایجاد جنگلهای دست کاشت از بین میرود.
او تصریح کرد:بیشترین میزان این جنگلها سوزنی برگ در منطقه کلاله است که خوشبختانه هنوز آتش به این مناطق نرسیده است.
این کارشناس جنگل در مورد علت آتشسوزیهای اخیر نیز گفت: خشکی اقلیم و جنگل عامل شیوع آتش است اما عامل شروع آن نیست.
او تاکید کرد: بیشک با توجه به ساختار جنگلهای کشور که پهن برگی است. خشکی هوا، قطرات شبنم و عوامل طبیعی کمتر موجب شیوع آتش میشود و عامل انسانی و رفتار بیملاحظه توریسم و گردشگر نقش اصلی را در آتش افروزی ایفا میکند.
کریمی گفت: با وجود خشکی جنگل حتی یک برگ سوخته که توسط باد جابهجا میشود هم میتواند زمینهساز آتش بزرگ باشد و پایش و مراقبت منطقه عرصه تا زمانی که باران نبارد باید ادامه داشته باشد.
این کارشناس در مورد مساحت عرصههای سوخته نیز گفت: در حال حاضر و بدون مطالعه و مونیتور کردن منطقه نمیتوان در مورد میزان خسارات وارده نظر داد.
با وجود اینکه مسوولان در مورد وسعت عرصههای سوخته در گلستان اظهارنظر، نکردهاند اما برخی گزارشات از وسعت ۷۰ هکتاری مناطق سوخته خبر میدهد گرچه بیشتر این آتشسوزی سطحی بود و به تنه و تاج درخت آسیبی نرسانده است.
آتشهای پراکنده سایر نقاط عرصه سبز شمال کشور را نیز در نقاطی مانند ساری، گلوگاه و قائمشهر در استان مازندران و درفک و سراوان، املش دشت و ارتفاعات دیلمان در استان گیلان را بینصیب نگذاشته است.
گزارشها حاکی است که در اثر حریق جنگلهای منطقه «اچوفی» در شهرستان ساری به مساحت ۱ هکتار و در منطقه سوادکوه به مساحت ۴ هکتار طعمه حریق شده است.
در حال حاضر منطقه درفک، سراوان، املش دشت و ارتفاعات دیلمان در حال حاضر در آتش میسوزند.
اوضاع بحرانی در مینو دشت گرگان
یک فعال زیست محیطی میگوید: آتش که از جنگلهای پارک ملی گلستان تا نزدیکیهای مینودشت گرگان ادامه داشته است درحالی که بنا براعلام استاندار گلستان مهار شده بود همچنان ادامه دارد.
علی فلاح فعال زیست محیطی و استاد دانشگاه در گفتوگو با ایلنا در مورد آتشسوزی منطقه مینودشت در استان گلستان گفت: شواهد عینی حاکی است که آتشسوزیهای منطقه مینودشت گلستان به حدی است که دود و آتش زندگی مردم را مختل کرده است.
او ادامه داد: این آتشسوزی که از جنگلهای پارک ملی گلستان تا نزدیکیهای مینودشت گرگان ادامه داشته است درحالی که بنا براعلام استاندار گلستان مهار شده بود همچنان ادامه دارد.
آتش جنگلهای گلستان و مینودشت که از اول آذرماه شروع شده همچنان ادامه داشته و نه تنها برخلاف ادعای مسئولان شدت آن نهتنها کم نشده است بلکه گستردگی آتشسوزی و دود حاصل از آن به حدی است که تنفس در هوا را برای مردم محلی مختل کرده است.
فیض الله عربسرخی، از فعالان سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، برای ادامهی اجرای حکم زندان خود به اوین احضار شد.
به گزارش کلمه، چند روز پس از تهدید دادستان تهران به برخورد با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، روز شنبه معاون اجرای احکام دادستانی تهران در تماس با همسر این فعال سیاسی، از عربسرخی خواست تا برای اجرای حکم به زندان اوین مراجعه نماید.
عربسرخی که از رزمندگان دفاع مقدس و برادر دو شهید است، یکی از هفت چهره اصلاح طلبی است که از عوامل کودتای انتخاباتی شکایت کردهاند. او نخستین بار در جریان بازداشتهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و پس از نه ماه بازداشت در بند ۲ الف که زیر نظر سپاه پاسداران قرار دارد، در فروردین ماه سال جاری برای نخستین بار به مرخصی آمد، اما پس از ۵ روز برای اجرای حکم حبس شش سالهی خود به زندان بازگشت.
این فعال اصلاح طلب، در شش ماه اخیر در مرخصی درمانی به سر میبرده و اکنون طبق اعلام معاون دادستان تهران، باید بار دیگر به زندان اوین بازگردد.
همچنین نیروهای امنیتی دو هفته پیش با مراجعه به منزل فرزند وی، فاطمه عربسرخی، آن مکان را مورد بازرسی قرار داده و دختر وی را نیز به دادسرای اوین احضار کردهاند.
عربسرخی در دادگاه بدوی به شش سال زندان محکوم شده بود که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر به تایید رسیده است. او فردا قرار است خود را به زندان اوین معرفی کند.
کلمه: روز گذشته خبری مبنی بر تصمیم محمد نوری زاد، کارگردان سینما برای شروع اعتصاب غذای خشک در سایتهای خبری منتشر شد. نوری زاد علت این تصمیم خود را اعتراض به روند دادگاه سه دقیقه ای برای رسیدگی به شکایت وزارت اطلاعات از او و هچنین رفتار توهین آمیز قاضی در این جلسه دادگاه اعلام کرده است .
قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در این دادگاه سهدقیقهای، بر سر نوریزاد داد و فریاد کرده و رو به وی در جلسه دادگاه گفته است "گم شو بیرون، اجنبی مزدور" و "میدهم شلاق بزنندت" به طوری که فریادهای او حتی در بیرون از دادگاه هم شنیده میشده است. محمد نوری زاد پس از خروج از این دادگاه غیر عادلانه و غیر انسانی تصمیم خود مبنی بر اعتصاب غذای خشک را اعلام می کند. این خبر از طریق یکی از زندانیان سیاسی که در دادگاه حضور داشته به خانوده نوری زاد رسیده است.
اکنون فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد به شدت نگران حال همسرش است، تا جایی که هنگام مصاحبه با خبرنگار کلمه از تک تک کلمات و جملاتی که بر زبان می آورد نگرانی او پیداست. با صدایی لرزان از نگرانی هایش می گوید و از همه می خواهد برای نجات جان همسرش تلاش کنند.
محمد نوری زاد روزنامه نگار، جهادگر، نویسنده و کارگردان سینماست که به اتهام نوشتن چند نامه انتقاد آمیز به رهبری و همچنین افشاگری درباره شکنجه تعدادی از زندانیان سیاسی دربند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، به زندان محکوم شده است.
در آخرین دادگاه محمد نوری زاد که به آن اشاره شد، قاضی مقیسه وی را به دو سال زندان محکوم کرد که در مجموع و با احتساب حکم قبلیاش، او باید پنج سال حبس قطعی را بگذراند. گفتوگوی خبرنگار کلمه با همسر نوری زاد را بخوانید :
خانم ملکی ماجرای دادگاه اخیر آقای نوری زاد چیست؟ می خواهم بدانم آیا شما و یا وکیل مدافع ایشان از زمان برگزاری دادگاه خبر داشتید؟
متاسفانه خیر. یعنی نه خود آقای نوری زاد از قبل در جریان زمان برگزاری دادگاه بودند و نه ما. در روزهای دوشنبه و سه شنبه به طور ناگهانی همسرم را به دادگاه برده اند که حکم این دادگاه نمایشی هم دوسال حبس بوده است. در اعتراض به این روند آقای نوری زاد خطاب به قاضی گفته اند من شما را عادل نمی دانم و این دادگاه را نیز به رسمیت نمی شناسم و وقتی قاضی مقیسه از ایشان میخواهند که حکم را امضا کنند آقای نوری زاد از امضای آن امتناع میکنند. ایشان همچنین برای قاضی استدلال میکنند اگر بخواهید واقعا به این قضیه رسیدگی شود، ابتدا باید صحت نوشته های بنده را با مراجعه به دیگر زندانیان از جمله آقایان مومنی، کرمی، تاج زاده و خیلی های دیگر روشن کنید، سپس قضاوت کنید. من مطلبی به ناحق ننوشته ام و فقط در مورد رفتار وزارت اطلاعات افشاگری کرده ام .
یعنی در همان سه دقیقه دادگاه حکم را فورا صادر کرده اند؟ و به این صحبتهای آقای نوری زاد هم بی توجهی کرده اند؟
گویا دادگاه دو جلسه طی روزهای دوشنبه و سه شنبه بوده است. منتهی ما دقیقا از آنچه گذشته اطلاع نداریم. تنها طبق اخبار اجمالی که به ما رسیده می دانیم روز دوشنبه همسرم را تفهیم اتهام کرده اند و روز سه شنبه دوباره همسرم را به داگاه برده و حکم صادر شده را به ایشان ابلاغ کرده اند و از آقای نوری زاد درخواست امضای حکم داشته اند. همچنین آقای مقیسه گفته است که بیست روز برای درخواست تجدیدنظر به حکم وقت دارید که آقای نوری زاد بازهم رو به ایشان تاکید کرده اند اگر تا سی سال دیگر هم به من فرصت بدهید چون از اساس روند چنین دادگاهی را قبول ندارم اعتراض هم نمیکنم. پس هرکاری میخواهید، انجام بدهید. همانطور که تا الان هم همین روند حاکم بوده است، که متاسفانه با فریاد و پرخاشگری قاضی مواجه میشوند.
شما و وکیل مدافع آقای نوری زاد چطور؟ چه برنامه ای برای پیگیری حقوقی این حکم دارید؟ یا آنکه فعلا همه فکرتان را موضوع اعتصاب غذای همسرتان اشغال کرده است؟
دقیقا. الان اولویت برای ما نجات جان آقای نوری زاد است. ما از دیروز که خبر تصمیم او را برای اعتصاب غذای خشک شنیده ایم لحظه ای آرام و قرار نداریم. من که همسرش هستم، میدانم که ایشان وقتی تصمیم به انجام کاری بگیرند، مصرانه آن را عملی میکنند و این موضوع با توجه به شرایط جسمی شان به شدت نگرانم می کند . حتی خود آقای نوری زاد هم این مساله را میدانند اما با علم به این خطر چنین تصمیمی گرفته اند. همسرم به همان کسی که او را در دادگاه دیده است گفته میدانم طی سه روز خون من با شهدا پیوند میخورد. من جانم را از دست میدهم و آنها فرصت را..
همانطور که همه می دانند اعتصاب غذای خشک بسیار خطرناک است . به ویژه با توجه به وضعیت جسمی نامناسب آقای نوری زاد که خودتان هم به آن اشاره کردید آیا برای اینکه همسرتان را از این تصمیم منصرف کنید، برنامه ای دارید ؟ا
ما واقعا در این شرایط هیچ راهی برای خود متصور نیستیم. برای نجات جان همسرم از همه درخواست کمک دارم. در این شرایط بحرانی دست مدد بسوی مردم ،علما و بزرگان، سینماگران ، هنرمندان و همه و همه دراز میکنم و میگویم آقای نوری زاد را دریابید. جان او در خطر است. برای نجات جان همسرم از مجامع حقوق بشری داخل و خارج از کشور نیز درخواست کمک دارم .
در حال حاضر چندین نامه هم خطاب به قوه قضاییه، دادستان و مسئولان نظام تنظیم کرده ایم اما این را بدانید که واقعا کسی نیست تا به فریادمان برسد. جان همسرم در خطر است.
یعنی در این وضعیت ما با مرگ و زندگی یک انسان روبرو هستیم و کار خاصی هم از دستمان بر نمی آید … حتی شرایط گفتوگو با او را هم نداریم تا شاید بتوانیم منصرفش کنیم.
آقای نوری زاد همچنان ممنوع الملاقات هستند؟
بله. متاسفانه در این شرایط این ممنوع الملاقات و ممنوع از تلفن بودن وضعیت را بغرنج تر کرده است. چون به او دسترسی نداریم تا از اعتصاب غذا منصرفش کنیم. حداقل درخواستی که داریم ملاقات با همسرم است .
خانم ملکی! صحبت آخرتان ؟
وقت تنگ است و لحظه لحظه فرصت ها از دست میروند. باز هم تاکید میکنم و از همه کسانی که سالها با آقای نوری زاد همکار بوده اند، کسانی که سی سال زحمات صادقانه او را برای این کشور از نزدیک دیده اند، از علما و بزرگانمان، درخواست می کنم آقای نوری زاد را دریابید. جان او در خطر است. آیا واقعا سی سال زحمات نوری زاد مستحق اعتراض برای نجات جان او نیست؟
دکتر زهرا رهنورد دیشب (شنبه) با حضور در منزل دکتر علی تاجرنیا که به تازگی از زندان آزاد شده ،از مقاومت و صبر وی در دوران یکسال حبس قدردانی کرد.
به گزارش کلمه، رهنورد در این دیدار ضمن آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی بویژه زندانیان حوادث پس از انتخابات گفت :استقامت زندانیان سیاسی نقش زیادی در پیشبرد جنبش سبز داشته است و سیستم های امنیتی با همه تلاشی که در این مدت برای شکستن مقاومت زندانیان به خرج دادند، در برابر شجاعت و پایداری زندانیان در راه به ثمر رساندن آرمانهایشان هیچ توفیقی در این خصوص به دست نیاوردند.
دکتر تاجرنیا رییس کمیته صیانت از آرا استان تهران مهندس موسوی بود که بلافاصله بعد از انتخابات بازداشت شد و پس از گذشت ۶ ماه به قید وثیقه آزاد شد، اما درست ۵روز قبل از برگزاری کنفرانس سالانه بین المللی دندانپزشکی که وی سمت دبیری آن را بعهده داشت و با حضور انبوه میهمانان داخلی و خارجی برگزار شد، بازداشت و برای گذراندن دوران محکومیت به اوین منتقل شد.




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر