-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
ندای سبز آزادی: گرانی بنزین در اولین روز از اجرای طرح هدفمند شدن یارانهها، باعث شده که تعدادی از صاحبان قایقهای مسافری در مسیر بندرعباس به قشم دست از کار بکشند. به گزارش کلمه، قایقداران بندرعباسی دلیل این کار را بهصرفه نبودن جابهجایی مسافر با قیمت جدید بنزین اعلام کردهاند. به گفتهی آنها، میزان بنزین مصرفی قایقها برای هربار رفت و برگشت به قشم، ۱۱۰ لیتر است که با توجه به افزایش قیمت بنزین و نرخ فعلی کرایهها، ادامهی کار برای آنها مقدور نیست. عبدالحسین رضوانی با انتشار عکسهایی از این اعتراض قایقداران بندرعباسی در وبلاگ خود، خاطرنشان کرده که بیش از ۲۳۰ قایق مسافربری در مسیر بندرعباس و قشم فعال هستند و صاحبان آنها تاکید میکنند که با گرانی بنزین، هزینه بنزین مصرفی از مبلغ دریافتی از مسافران بیشتر شده و به همین دلیل جابهجایی مسافران برای آنها بهصرفه نخواهد بود.
ندای سبز آزادی: خبرگزاری دولتی برنا در گزارشی با اعلام این خبر که دفتر موسیقی وزارت ارشاد در هشت ماه گذشته، مدیر نداشته است، از این وضعیت به شدت انتقاد کرد و نوشت: اکنون هشت ماه است که مدیر دفتر موسیقی نداریم. بعد از آنکه محمدعلی خبری بعد از یک سال مدیریت در این دفتر، به قول برخیها “برکنار” و به قول برخی دیگر “مستعفی” شد، علی ترابی شد سرپرست دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. بر اساس این گزارش، در همان ایام بود که حرف و حدیثهای فراوانی درباره افراد درنظر گرفته شده در این سمت مطرح شد. علی مرادخانی و رضا مهدوی که اولی، چهارده سال مدیریت این دفتر را در دولتهای قبلی برعهده داشت و دومی هم سالیان سال مدیرکل دفتر موسیقی حوزه هنری بود، برای این سمت نامزد شدند. احتمال حضور علی مرادخانی از همان ابتدا به دلیل عدم همسویی او با مدیران ارشاد، بعید به نظر میرسید. اما رضا مهدوی تا مدتها به عنوان مهمترین گزینه این سمت مطرح بود. آدمهای دیگری همچون ابراهیم داروغهزاده مدیر سابق موسسه رسانههای تصویری، بابک رضایی مدیرعامل انجمن موسیقی ایران و یک آهنگساز جوان که مدتی در معاونت هنری، زیاد دیده میشد، برای مدیریت دفتر موسیقی مطرح شدند و بعد از یاد رفتند. علی ترابی سرپرست هشت ماهه دفتر موسیقی هم که پیش از این معاون دو مدیر قبلی بود نیز با اطمینان کامل از عدم مدیر شدناش خبر داده بود. در این گزارش همچنین آمده است: با این اوصاف، این شائبه در ذهن شکل میگیرد که مدیر دفتر موسیقی یک شخصیت صوری و غیرتاثیرگذار است و دستورات از جای دیگری صادر میشود. پس میتوان نتیجه گرفت که اصولا مدیریت در عرصه موسیقی، جای دیگر و جدا از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام میشود. البته یک نتیجه دیگر هم شاید از این بحث بتوانیم بگیریم؛ مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک سد راه برای انجام اتفاقات موسیقایی است. نویسنده این گزارش خاطرنشان میکند: برگزاری کنسرت توسط بسیاری از هنرمندان تراز اول موسیقی کشور در خارج از کشور و عدم تمایل آنها برای اجرا در داخل، تولید و انتشار آلبومهای متعدد موسیقی بهخصوص در حوزه پاپ با محتوا و کیفیت نازل، احساس بیثباتی توسط هنرمندان موسیقی در بازار کار و تولید، ورشکستگی بسیاری از موسسات تولیدکننده آثار موسیقایی، اوضاع نابهنجار آموزش موسیقی، نبود سالن مناسب برای اجرای موسیقی در سراسر کشور، برگزاری جشنوارههای ضعیف و بیاثر موسیقی و نبود برنامهریزی مشخص و مدون برای این برنامهها؛ از جمله مشکلاتی است که همچنان عرصه موسیقی ما به آن دچار است. بر اساس این گزارش، دبیر جشنواره بینالمللی فجر؛ آقای حسن ریاحی، نزدیک به یک ماه است که به این سمت منصوب شده، اما ما تا برگزاری این جشنواره تنها سه ماه فرصت داشتهایم. آیا این زمان اندک، برای برگزاری جشنوارهای که ادعای بینالمللیشدن دارد، مناسب است؟ به سادگی، قابل پیشبینی است که چند گروه مشخص و تکراری داخلی به همراه چند گروه از کشورهای اطراف که سابقه نهچندان درخشانی در کارشان دارند، به حضور در این جشنواره دعوت خواهند شد و بدون آنکه اتفاق خاصی برای موسیقی ما بیفتد، با همراهی هزاران انتقاد و گلایه به پایان خواهد رسید و البته کک هیچ مدیری هم از این انتقادها و گلایهها نخواهد گزید. اما به هر حال یکسری از دوستان سودهای خود را در خلال گرفتن بودجههای دولتی و برگزاری کنسرتهای پاپ در بخش جنبی جشنواره، خواهند برد و …
ندای سبز آزادی: سایت تابناک از برکناری مهرداد بذرپاش، رییس سازمان ملی جوانان، به دلیل انتقاد از مشایی خبر داد و نوشت: محمود احمدی نژاد در جلسه امروز هیئت دولت، در پی انتقاد مهرداد بذرپاش از برخی دخالت های اسفندیار رحیم مشایی در امور سازمان ملی جوانان، دستور به برکناری وی داده است. برخی منابع خبری فرحناز ترکستانی معاون دانشجویی و فرهنگی وزارت بهداشت را به عنوان یکی از گزینه های جایگزین بذرپاش معرفی کرده اند. وی خواهر زن حمید بقایی، مسئول سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، است. بقایی از نزدیکان مشایی است که در زمان ریاست مشایی بر سازمان میراث فرهنگی، معاون وی بود. برخی معتقدند عزل منوچهر متکی نیز به علت انتقاد او از مشایی بوده است، که در این صورت بذرپاش را باید دومین قربانی مخالفت با مشایی در هفته اخیر به شمار آورد. حکم رسمی برکناری بذرپاش تاکنون منتشر نشده است.
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس از تصویب طرح تغییر نظام انتخاباتی مجلس در این کمیسیون خبر داد. این طرح باید در صحن علنی مجلس بررسی شود. ولی اسماعیلی نماینده گرمی در مجلس در گفت و گو با جام جم آنلاین با بیان اینکه طرح تغییر نظام انتخاباتی مجلس در دستور کار امروز کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس قرار داشت، گفت: این طرح دارای ۱۱ ماده است که در جلسه امروز کلیات این طرح و ۳ ماده از آن به رای گذاشته شد و به تصویب رسید. این عضو هیئت رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس تصریح کرد: براساس این طرح و در صورت نهایی شدن آن در صحن مجلس، انتخابات مجلس شورای اسلامی به حوزه های انتخابیه اصلی و فرعی تقسیم می شوذ و استان ها به عنوان حوزه های انتخابیه اصلی و شهرستان ها به عنوان حوزه های فرعی شناخته می شوند. داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی هم علاوه بر کسب آرای لازم در شهرستان ها باید حداکثر آرای نسبی از کل آرای ماخوذه استان را کسب کنند تا بتوانند وارد مجلس شوند. همچنین نمایندگانی به مجلس راه می یابند که بیشترین و بالاترین آرا را در استان ها کسب کنند. وی خاطرنشان کرد: براساس طرح مذکور دیگر انتخابات مجلس به دور دوم کشانده نخواهد شد بلکه کسانی که بیشترین آراء نسبی را کسب کنند به مجلس راه خواهند یافت.
ندای سبز آزادی: جلسه محاکمه لطفالله میثمی، مدیرمسئول نشریه چشمانداز ایران، برگزار شود و هیئت منصفه مطبوعات، او را مجرم شناخت. به گزارش فارس، جلسه رسیدگی به اتهام مطبوعاتی نشریه “چشمانداز ” به مدیرمسئولی لطفالله میثمی امروز در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری به ریاست قاضی مدیرخراسانی و با حضور هیئت منصفه مطبوعات برگزار شد. بر اساس این گزارش، هیئت منصفه مطبوعات با اکثریت آرا مدیرمسئول نشریه چشمانداز را در خصوص شکایت مدعیالعموم به اتهام نشر اکاذیب، مجرم دانست و با اکثریت آرا وی را مستحق تخفیف ندانست.
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاج زاده، پس از آنکه امروز هم در مراجعه به زندان اوین مطلع شد که امکان ملاقات با این زندانی سیاسی وجود ندارد و او ممنوع الملاقات است، بخشهایی از سخنان تاج زاده در ملاقات های قبلی را بازگو کرد تا میان همسرش و مردمی که فراوان دوستشان می دارد، بیش از این فاصله نیفتد. به گزارش ندای سبز آزادی ، او از قول تاج زاده گفته است:
در یکی از بازجویی ها، بازجو به من گفت: پرونده تو به لحاظ مالی و اخلاقی سفید است و ما هیچ ادعایی در این زمینه درباره تو نداریم. اما دوستانت فاسدند. به او گفتم: نمی دانم از چه فرد یا افرادی سخن می گویی ولی قبول دارم که بین اصلاح طلبان ممکن است عناصر فاسد وجود داشته باشند و این را انکار نمی کنم، اما ما طیف وسیعی هستیم و مثل هر کشور دیگری در یک طیف وسیع سیاسی چنین عناصری پیدا می شوند. ولی مگر در میان اصولگراها فاسد نیست؟ پاسخ داد: چرا، و اتفاقا پرونده بعضی از آنها هم دست ماست. گفتم: پس کشف جدیدی نکرده اید. فاسد همه جا وجود دارد، اما سه نکته را از من به یاد داشته باش! اول آنکه فاسدهای ادعایی شما از بین اصلاح طلبان، اگر واقعا در دست شما باشند، در زندان باقی نخواهند ماند؛ چون حتما بلدند چگونه خود را نجات دهند. آدم فاسد برای ماندن در زندان، انگیزه ندارد و تا حد آدم فروشی ممکن است برای نجات خود با شما همکاری کند. دوم اینکه از من به یاد داشته باش که عناصر فاسد اصولگرا وزیر و وکیل می شوند، کما اینکه خود بازجویان ابهامات و انتقادهای زیادی به امثال رحیمی و محصولی و … داشتند. و بالاخره سوم آنکه من که به قول شما هیچ انحراف مالی و اخلاقی ندارم، فقط به دلیل زبان منتقدم در زندان خواهم ماند. وی (بازجو) سکوت کرد و من اضافه کردم: مشکل همین است؛ چرا باید فاسدها آزاد باشند و بلکه وکیل و وزیر شوند، اما اشخاصی که با وجود داشتن پست های حساس، هیچ پرونده و جرم و سوء پیشینه و سوء استفاده مالی و اخلاقی در سی سال گذشته نداشته اند، باید در زندان باشند؟ آقای تاج زاده همچنین تاکید کرده که به بازجو گفته است: متأسفانه همین مسئله استحاله جمهوری اسلامی را نشان می دهد. لازم به ذکر است آقای تاج زاده که خانواده اش بیش از بیست روز است از او بی خبرند و ملاقاتی با وی نداشته اند، در گذراندن ماه پنجم حبسش در قرنطینه زندان اوین به دلیل شکایت از سردار مشفق و عوامل کودتای انتخاباتی است. او با توجه به انتقال آقای نوری زاد به بیمارستان به علت وخامت حال ناشی از اعتصاب غذای خشک، در حال حاضر در انفرادی است. همسر تاج زاده پیش از این تاکید کرده بود که همسرم گروگان آقای جنتی است که خود توسط تاج زاده مورد شکایت قرار گرفته، اما به دلیل مصونیت آهنین و نیز عدم استقلال قوه قضائیه، به شکایت علیه او رسیدگی نمی شود.
ندای سبز آزادی: خبرگزاری مهر از تشکیل صفهای طولانی جلوی دستگاههای خودپرداز بانکها برای دریافت یارانههای نقدی خبر داد و نوشت: در پی اعلام خبر مربوط به امکان برداشت یارانه های نقدی توسط افراد از حسابها و رفع مسدودیت حسابهای یارانه های نقدی، بانکها با مراجعات زیاد مردم برای برداشت مبالغ یارانه های نقدی مواجه شدند. بنا به این گزارش، امروز مردم برای برداشت مبالغ یارانه های نقدی از حسابهای خود در جلوی برخی دستگاههای خودپرداز صف کشیده اند. برخی از شعب بانکها نیز به دلیل شلوغی ناشی از مراجعات از مردم درخواست می کردند که در خارج از شعبه نوبت را رعایت کنند. در عین حال، برخی از افراد نیز به دلیل نداشتن کارتهای بانکی و عدم توانایی در برداشت از دستگاههای خودپرداز به شعب بانکها مراجعه کرده و خواستار دریافت یارانه های نقدی خود شدند، اما با این وجود تاکنون مشکلی در تامین نقدینگی توسط بانکها به وجود نیامده است.
از روز يکشنبه 28 آذر، آزادسازى يارانهها در کشور آغاز شد. آيا اين آزادسازى تاثيرى بر روند اقتصادى کشور، بهبود جذب سرمايهگذارى خارجى و تاثيرى بر دور زدن تحريمها توسط ايران خواهد داشت؟
گفتارى از سعيد ليلاز کارشناس مسائل اقتصادى :
اگر موانع ديگر در طرح هدفمند کردن يارانهها برداشته نشود، کليت اين طرح موفق نخواهد بود. حذف يارانهها براى اينکه روزى سدهاى مقدماتىتر برداشته شوند خيلى خوب و مفيد است. البته در حال حاضر استراتژى دولت اين است که فقط روى هدفمند کردن يارانهها متمرکز شود نه بر روى يک استراتژى جامع اقتصادى - اجتماعى به نام آزادسازى اقتصادى و چون آن استراتژى اجرا نمىشود ممکن است حتى تا مدتى توليدات داخلى در برابر واردات بدون سپر و بدون محافظ باشند.
اگر ما استراتژى آزادسازى اقتصادى را در قالب يک منظومه کلان اجرا مىکرديم معنايش اين بود که همزمان با آزادسازى قيمتها، دستمزدها آزاد، قانون کار اصلاح، قانون مالياتها اصلاح مىشد و فضاى عمومى کسب و کار نيز مىبايست آزاد يا و مساعد مىشد که در اين حالت کلى نيز مىتوانستيم قدرت رقابت خود را با خارج حفظ کنيم.
در حال حاضر قيمت تمام شده توليد داخلى با حذف يارانهها افزايش پيدا مىکند در حالى که همچنان قادر نخواهيم بود که به صورت آزاد با کالاهاى خارجى که اساس قيمتشان دلار است رقابت کنيم. در سال گذشته قيمت دلار تقريبا ثابت بود و به طور متوسط کمتر از دو درصد افزايش پيدا کرد. در حالى که نرخ تورم داخلى به طور متوسط سالى 15 درصد افزايش داشته است. معناى اين حرف چيست؟ معناى آن اين است که قدرت توليد داخلى سالى 13 درصد در برابر واردات کاهش مىيابد. هدفمندى يارانهها چون در استراتژى جامعى به نام آزادسازى اقتصادى و همگن انجام نمىگيرد تاثير مثبتى بر رقابتپذيرى توليد داخلى با توليد خارجى نمىگذارد و به همين دليل جذبکننده سرمايه خارجى به صورت شديدى نخواهد بود. جدا از آنکه تا زمانى که سدهاى مقدماتىتر برداشته نشوند اين طرح موضوعيت پيدا نمىکند.
از سويى مثلا اکنون که يارانهها حذف شده است، قيمت خودروهاى کممصرف افزايش بيشترى در بازار داخلى پيدا مىکند و اين انگيزه ايجاد مىکند تا خودوسازها بر روى خودروهاى کممصرف بيشتر سرمايهگذارى کنند و اين خيلى خوب است. به طور کلي بر توليد لوزام خانگى يا هر کالاى مصرفى بادوامى که انرژى کمترى مصرف مىکند و از امروز ارزش ويژهاى مىيابد، تاثير مثبت مىگذارد. اين نتايج مثبت آزادسازى يارانههاست. ولى به شرطى که آن مقدمات نيز فراهم شود. به معناى ديگر تمام جزئيات قضيه در برخى موارد به نفع توليدات داخلى شده و منجر به بهبود سرمايهگذارى مىشود و در برخى موارد خير.
اما در مجموع تا زمانى که سدهاى مقدماتىتر يعنى سدهاى ديپلماتيک و سياسى مثل تحريمها برداشته نشوند، انتظار نمىرود که در ايران شاهد رشد سرمايهگذارى چشمگيرى باشيم. تا زمانى که ايران مسائل ديپلماتيکش را با جهان حل نکرده و در بازارهاى بينالمللى ادغام نشده، سرمايهگذارى خارجى در ايران صورت نخواهد گرفت. تا زمانى که ايران قوانينش را با دنيا مطابقت ندهد و در واقع قوانين سرمايهگذارى و پايههاى حقوقى خود را با پايههاى حقوقى جهانى هماهنگ و اصلاح نکند ما قادر به جذب سرمايههاى عظيم و سنگين نخواهيم بود. ولى اگر آنها هم اصلاح شوند آن موقع شاهد خواهيم بود که مثلا در حوزههايى مثل صنايع انرژىور بهبود عملکرد سرمايهگذارى خارجى را خواهيم ديد، ولى متقابلا در بسيارى از رشتههاى ديگر چون قيمت تمام شده صنايع به دليل افزايش تورم افزايش پيدا خواهد کرد، خواهيم ديد که قدرت رقابت توليدکنندگان داخلى در برابر واردات باز هم کاهش بيشترى خواهد يافت.
چرا که دولت حاضر نيست اين تناقض را حل کند که به هر حال يا جلوى رشد تورم را بگيرد يا معادل نرخ تورم اجازه دهد که قيمت دلار افزايش پيدا کند. به عبارت ديگر اگر بناست آزادسازى اقتصادى صورت بگيرد بايد آزادسازى نرخ خارجى نيز صورت بپذيرد. براى همين است که مىگويم دولت هم بنا ندارد و اعلام هم نکرده که در چارچوب يک استراتژى در حال انجام اين کار است. والا بايد نيروى کار هم آزاد شود، کارخانهها هم بايد بتوانند نيروى کار مازاد خود را اخراج کنند؛ اگر کارخانهها حق اخراج داشته باشند و کارگران هم بايد بتوانند اعتصاب کنند. اينها کلا منظومهاى است که همگى به هم مرتبطند.
اگر استراتژى آزادسازى همانند آن چيزى باشد که لهستان، چک، اسلواکى، مجارستان، بلغارستان و رومانى اجرا کردند، اميد به تحولات خيلى عظيم در سرمايهگذارى مىتوان داشت. چنان که اکنون اين کشورها مقصد اصلى سرمايهگذارىهاى اروپايى هستند. ولى در شرايط فعلى که اولا سدهاى مقدماتىتر مثل مسائل سياسى، ديپلماتيک، تنشزدايى بين ايران و جهان و فضاى عمومى کسب و کار در ايران برداشته نشده است، شاهد اتفاق جدىاى در سرمايهگذارى خارجى نخواهيم بود، ثانيا اگر هم بيفتد در برخى حوزهها مثل صنايع انرژىور رغبت بيشترى به سرمايهگذارى خواهد بود که البته به نظر من سرمايهگذار آن هم خارجى نخواهد بود و در برخى رشتههاى ديگر رغبت کمترى وجود خواهد داشت. به همين دليل من تصور نمىکنم که به جز صرفهجويى حاصل از کاهش مصرف سوخت، منابع جديدى براى سرمايهگذارى در ايران پديد بيايد.
از سويى پيشبينى مىشود که واردات رشد پيدا کند. اگر اجزايى که درباره آنها صحبت شد به صورت همگن و يکسان آزاد بشوند حتما اثرش بر روى اقتصاد کشور و سرمايهگذارى خارجى مثبت خواهد بود. ولى اگر آزاد نشوند تنها اثر مثبتش روى کاهش کلى مصرف سوخت است که تنها از اين زاويه مىتوان از هدفمند کردن يارانهها حمايت کرد تا حداقل مسائل زيست محيطى بهبود پيدا کند. بنابر اين مجددا بايد تاکيد کرد که روى سقف عمومى توليد انتظار نمىرود تغييرى ايجاد شود. روى سقف کلى سرمايهگذارى غير از آثار حاصله از صرفهجويى مصرف سوخت اتفاق خاصى نخواهد افتاد. تلاطم در داخل صنايع و در داخل بخشهاى اقتصادى و در داخل گروههاى اجتماعى گريزناپذير خواهد بود. البته هدف از اين طرح هم همين است که اصلا نمىتوان به اين دليل طرح را سرزنش کرد چرا که بايد بتواند اين تلاطم را ايجاد کند. تبعات اين طرح در برخى طبقات اجتماعى بايد مثبت و در برخى طبقات منفى باشد. ولى در مجموعه به اعتقاد من اگر 300 ميليون بشکه معادل نفت خام از مصرف سوخت ايران کم شود باز هم اين طرح به هدفش رسيده است.
از سوى ديگر با هدفمند کردن يارانهها و کاهش احتمالى مصرف سوخت انتظار مىرود که دولت بتواند تحريمها را دور بزند. ما وارد کننده سوخت هستيم و اين موضوع بسيار احمقانهاى بوده که ما تا به حال آن را متحمل شدهايم. من بارها در مقالاتم نوشتهام که نمىشود کشور را با ديپلماسى جنگى اداره کرد در حالى که قرار است در حوزه اقتصادى صلحطلب باشيم. نمىتوانيم به دنبال ديپلماسى استقلالطلبانه برويم ولى همزمان خواهان اقتصاد ادغامگرايانه شويم. اين تناقض بزرگى است که در اقتصاد ايران طى پنج يا شش سال گذشته تا کنون مشهود بوده است. ما به غرب دشنام مىدهيم در حالى که بيشترين مراودات را با آنها داريم. کمترين تناسب بين ديپلماسى و اقتصاد در جهان در ايران است. بدين معنا که اگر بنا بود ميزان سفرها و مناسبات ديپلماتيک ايران ملاک اقتصاد باشد بايد ونزوئلا شريک اول و سوريه شريک دوم اقتصادى ما باشد. در حالى که اين گونه نيست. کشورهايى که ما قرن تا قرن يک ديپلمات معمولى از آنها نمىبينيم همانند کره جنوبى، فرانسه، ايتاليا، انگليس و غيره کشورهاى رده اول اقتصادى ما هستند. اين طرح مىتواند براى حل اين تناقض قدم اول را بردارد که هدفش نيز همين است.
ندای سبز آزادی: براساس گزارشهای رسیده فاطمه عرب سرخي، هادي حيدري ، محمد شفيعي و عليرضا طاهري از جوانان اصلاح طلب بازداشت شدند.
لازم به ذکر است این افراد ابتدا به دادسرای مستقر در زندان اوین احضار شده بودند که با مراجعه آنان به این دادسرا در صبح امروز بازداشت شدند. اخبار تکمیلی به محض دریافت منتشر خواهد شد.
ندای سبز آزادی: آزاده فرقانی، همسر آقای رئیس دانا، شمار ماموران امنیتی را حداقل هشت نفر ذکر کرد و گفت که آنان حکمی را برای بازداشت آقای رئیس دانا ارائه نکردند. به نقل از رهانا و بر اساس گزارش سایتهای خبری، دلیل بازداشت این اقتصاددان منتقد نیزاعلام نشده است و ماموران تنها گفته اند که او را برای گفت و گو با خود می برند. تاکنون محل بازداشت فریبرز رئیس دانا مشخص نشده است. آزاده فرقانی همچنین گفت که ماموران حتی کارت شناساسایی ارائه نکردند. فرقانی با مودبانه توصیف کردن رفتار بازداشت کنندگان گفت: به او گفته اند که با «جایی مصاحبه نکند و اگر هم مصاحبه کرد، بگوید که رفتارشان خوب بوده است.» او همچنین گفت که ماموران، لب تاپ و یکسری سی دی متعلق به همسرش را با خود بردند و صورت جلسه ای را هم در این مورد به امضای آنان رسانده اند. فریبرز رئیس دانا در عین حال، عضو کانون نویسندگان ایران است.
ندای سبز آزادی: منابع دانشجویی خبر میدهند که با وجود آزادی چهار دانشجوی بازداشتشدهی دانشگاه هنر تهران، یکی از فعالان دانشجویی این دانشگاه به نام مجید صادقی همچنان در زندان اوین است و یک دانشجوی دیگر این دانشگاه به نام احمد حسینخانی نیز از دانشگاه اخراج شده است. به گزارش کلمه و به گفته یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر، وحید نصرتی، هومن جعفری، سوین شیوا، مجید صادقی، حجت صحرایی و سعیدی، دانشجویانی بودند که روز سه شنبه ١۶ آذر بعد از مراسم روز دانشجو توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. اکنون همهی آنها به جز یک نفر، آزاد شدهاند و تنها مجید صادقی همچنان در زندان اوین به سر می برد. این منابع دانشجویی همچنین خاطرنشان کرده اند که احمد حسینخانی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دو بار بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بود، نیز از دانشگاه هنر تهران اخراج شده است.
ندای سبز آزادی: مدیر عامل اتحادیه سواری کرایه بینشهری گفت: مطابق مجوزهای صادره از سوی دولت نرخ کرایه اتوبوسهای ویژه و خودروهای سواری بینشهری ۲۰ درصد، بخش بار ۱۵ درصد، بخش مسافربری ۱۲۵ درصد و خودروهای سواری داخل شهری پیرو شایعات ۱۰ درصد افزایش خواهد یافت. حاجرحمت محمدعلی در خصوص تدابیر پیشبینی شده برای کنترل نوسانات احتمالی نرخ کرایههای وسائط نقلیه، اظهار داشت: خوشبختانه به رغم اجرایی شدن قانون هدفمندسازی از صبح روز جاری همه چیز عادی و به روال معمول در حال جریان است و اتفاق نامتعارفی مربوط به نرخ کرایههای وسائط نقلیه را شاهد نیستیم. وی ادامه داد: سهمیه سوخت خودروهای سواری بینشهری تا کنون ۷۵۰ لیتر با نرخ ۱۰۰ تومان بود که از امشب مطابق سهمیهبندی جدید قرار است سهمیه سوخت ۷۵۰ لیتری خودروهای سواری بینشهری به ۴۰۰ تومان در سهمیه دیماه افزایش یابد ضمن آنکه ۴۰۰ لیتر هم بنزین تشویقی به نرخ ۱۰۰ تومان به این دست خودروها تعلق یافته است. وی با اشاره به اینکه مجوز افزایش ۲۰ درصدی نرخ کرایههای بین شهری برای سواریها صادره شده است، افزود: مطابق سیاست اتحادیه مقرر شده است تا روزی که خودروها از سهمیه ۴۰۰ لیتر به بهای ۱۰۰ تومان برخوردار هستند نرخ کرایهها تغییر پیدا نکند اما با اتمام سهمیه بنزین ۱۰۰ تومانی براساس برنامهریزیهای از پیش صورت گرفته در بخش سواری نرخ کرایه خودروها در بخش سواری ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت. مدیر عامل اتحادیه سواری کرایه بینشهری در خصوص تغییر کرایه اتوبوسهای بینشهری، گفت: سقف افزایش نرخ کرایه اتوبوسهای بینشهری مطابق مصوبات صورت گرفته ۲۰ درصد اعلام شده است مشروط بر اینکه تا ۱۰ روز از گازوئیل ۱۵ تومانی مصوب قبل استفاده کنند و پس از این مدت نرخ گازوئیل آنها تا ۱۵۰ تومان افزایش مییابد که مجاز به افزایش نرخ کرایهها تا ۲۰ درصد هستند. وی در پاسخ به این سؤال که تا چه زمانی نرخهای مصوب ثابت خواهند ماند، تصریح کرد: بر اساس برآوردهای صورت گرفته در بخش بار ۱۵ درصد، در بخش مسافربری عادی که از سال ۸۱ هیچ تغییر نداشت ۱۲۵ درصد، سواری کرایه و اتوبوسهای ویژه که همیشه نرخ کرایه آنها توافقی تعیین میشد مجاز به افزایش ۲۰ درصدی کرایهها شدهاند. وی در خصوص افزایش کرایه خودروهای داخل شهری، خاطرنشان کرد: مطابق آخرین اطلاعات و اخبار واصله تا کنون هیچ مجوزی مبنی بر افزایش کرایه خودروهای داخل شهری صادر نشده است هر چند شایعاتی مبنی بر افزایش ۱۰درصدی نرخ کرایه خودروهای داخل شهری مطرح است. محمدعلی با اشاره به اینکه تمامی خودروهای سواری تحت پوشش شرکتهای تعاونی مسافربری فعالیت میکنند، تأکید کرد: هر گونه تخطی و عدول از حدود قانونی تعیین شده برای رانندگان متوجه شرکتهای متولی و قابل پیگیری از طریق مراجع قانونی اعم از سازمان حمل و نقل با شماره تماس ۱۸۸۸و ۳۰۰۰۰۲۰ و تغزیرات است. وی گفت: انتظار بخش خودرویی کشور از مسئولان بالادست و تصمیمگیر کشوری، کنترل و نظارت بر بازار قطعات جانبی خودروها و لوازم یدکی وسائط نقلیه است تا رانندگان در تأمین ملزومات خود با مشکل مواجه نشوند. وی تصریح کرد: البته دولت طی تمهیدات پیشگیرانه حجم عظیمی از قطعات جانبی خودرو و لوازم یدکی وسائط نقلیه را در انبارهای ذخیرهسازی کرده است که در زمان بروز بحرانهای احتمالی از این ظرفیتها برای کنترل بازار استفاده خواهد کرد.
ندای سبز آزادی: قاضی برای عبدالرضا تاجیک قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادر کرده و دادگاه این روزنامه نگار زندانی هم به دلیل عدم حضور نماینده دادستان، تجدید وقت شده است. به گزارش آینده، وکیل تاجیک گفت: به دلیل عدم حضور نماینده دادستان در جلسه رسیدگی به اتهامات تاجیک، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب جلسه رسیدگی را تجدید وقت کرد . محمد شریف با اعلام این خبر افزود: در این جلسه قاضی پیرعباسی با تقاضای وکلای پرونده مبنی بر تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت کرد و وثیقهای به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان صادر کرد و در صورت فقدان موجبات دیگر جهت بازداشت، این روزنامه نگار به زودی با قید وثیقه آزاد خواهد شد.
ندای سبز آزادی: رییس پلیس پیشگیری تهران بزرگ، ضمن تایید خبر حضور ماموران نیروی انتظامی در همه مناطق شهری، بهانهی آن را اجرای طرح مبارزه با سرقت از صبح امروز اعلام کرد. به گزارش ایلنا، سرهنگ محسن خانچرلی، توضیح بیشتری در مورد جزییات این طرح ارائه نکرد ولی ادعا کرد: این طرح در راستای طرح ارتقای امنیت اجتماعی برگزار میشود. وی توضیح نداد که چرا تا دیروز خبری از این طرح نبود، حال آنکه نیروی انتظامی در طرح های قبلی با تبلیغات گسترده و سروصدای بسیار عمل کرده بود. همچنین مشخص نیست که چگونه با حضور گسترده پلیس در معابر قرار است با سارقان برخورد شود. ایلنا همچنین گزارش داده که از صبح امروز، ماموران گشتهای انتظامی، در میادین اصلی شهر و مناطق پرتردد تهران مستقر شدهاند.
ندای سبز آزادی: عماد بهاور، عضو پویش حمایت از موسوی و خاتمی در نامهای به دادستان عمومی و انقلاب تهران، فاش کرد که در طول مدت بازداشت، بازحویان بارها از او خواستهاند که علیه مهندس موسوی و جنبش سبز، و همچنین علیه نهضت آزادی، مصاحبه تلویزیونی انجام دهد. او تاکید کرده که بازجویان این مصاحبهها را شرط آزادیاش قرار داده بودند که او نپذیرفت و از این رو پس از یازده ماه بازداشت موقت، در نهایت به ده سال حبس محکوم شد. به گزارش میزان خبر، عماد بهاور که رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی است، اخیرا به ده سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانهها و فضای مجازی محکوم شده است. او در نامهی خود به جعفری دولت آبادی که از زندان اوین نوشته شده، با تشریح روند پرونده خود، این روند را داستان تکراری تمامی پرونده های نیروهای اصلاح طلب دانست و نوشت: «اگرچه اصلاح طلبان اکنون در زندانند و خانواده هایشان در رنج و سختی، اما «حذف اصلاح طلبی» بیش از آنکه مسئله ایشان باشد، مسئله نظام خواهد بود.» متن نامهی عماد بهاور به شرح زیر است:
به نام خدا جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم استان تهران با سلام، همانطور که احتمالا مستحضرید، پس از حدود ۱۱ ماه بازداشت موقت و پس از گذراندن هفت ماه از آخرین بازجویی، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، حکمی سنگین و بی سابقه را به اینجانب ابلاغ کرد که شمال ده سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب، رسانه ها و فضای مجازی پس از اتمام حبس می باشد. احتمالا هم می دانید این سنگین ترین حکم قضایی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به یک فعال انتخاباتی و اصلاح طلب با اتهامات مشابه داده شده است. من در فرصت معین به این حکم ناعادلانه اعتراض قانونی خواهم کرد. اما در این نامه می خواهم اعتراض خود را نسبت به برخورد با فعالان سیاسی و تحت فشار قرار دادن آنها با صدور احکام قضایی در فضای سنگین به جنابعالی ابراز دارم. در طول مدت بازداشت، بازحویان بارها از من خواستند که دو مصاحبه تلویزیونی انجام دهم: یکی علیه مهندس موسوی و جنبش سبز و دیگری علیه نهضت آزادی ایران. شرط آزادی من دو مصاحبه بود که نپذیرفتم و ۱۱ ماه در بازداشت موقت ماندم و در نهایت به ده سال حبس محکوم شدم. همچنین ۵۷ روز را بدون ملاقات و تماس با خانواده در سلول انفرادی گذراندم و از دانشگاه نیز اخراج شدم. من بیش از ۲۵ جلسه بازجویی داشتم و در بازجویی ها به ندرت به موارد اتهامی پرداختند. اکثرا بازجویی ها تجسس درباره ی افراد نهضت آزادی ایران بود. همچنین بر من فشار بسیار آوردند تا اعتراف کنم در تظاهرات روز عاشورا حضور داشته ام. من البته به دلیل ملاحظات و سوابق بازداشت قبلی در آن تظاهرات حضور نداشته ام، لذا تسلیم فشارها نشده و اعترافات کذب نکردم. نتیجه آن شد که پس از صدور بازداشت موقت، مقالات و یادداشت های پنج سال گذشته ام را جمع آوری کرده و اتهام های جدیدی با عنوان تبلیغ علیه نظام مجدادا تفهیم نمودند. اینها تنها گوشه ای از حوادثی بود که بر من گذشت که ان شاء الله تمام موارد را در دفاعیه ای مبسوط به دادگاه تجدید نظر ارائه خواهم داد. جناب آقای دادستان! متاسفانه تفهیم انواع اتهامات بی اساس و پرونده سازی با استناد به سناریوها و فرضیه های موهوم و جعلی وسیله ای برای محدود ساختن فعالین سیاسی و حذف آنها از عرصه سیاسی شده است. من اکنون با محکومیت ده سال حبس، نماد و نماینده نسلی از فعالین جوان اصلاح طلب هستم که همیشه و همه جا بر عمل در چهارچوب قانون اساسی تاکید داشتیم. ما در تمام دوره های قبلی انتخابات شرکت کردیم و هیچگاه قهر با انتخابات و عدم حضور در عرصه رسمی سیاست نبودیم. ما تغییرات و اصلاحات سیاسی و دموکراتیم را در چهارچوب نظام می خواستیم؛ آیا می دانید چه بر سر ما آمد؟ بسیاری از ما با محکومیتها سنگین یا در زندان هستند یا با قرار وثایق هنگفت خانه نشین شده اند، بسیاری نیز وادار به مهاجرات به سایر کشورها گردیدند. اما اینکه ما امروز در زندان هستیم مشکل ماست یا مشکل نظام؟ حذف منتقدین اصلاح طلب مسئله نظام است یا اصلاح طلبان؟ اینکه ملتزمان به قانون اساسی و معتقدان به عمل در چارچوب نظام، همچون نیروهای تروریست و مبارزان مسلح محاکمه می شوند، مسئله و مشکل چه کسی است؟ جناب آقای دولت آبادی! اتهامات بنده سه مورد بود: در مورد اول کلیه فعالیتهای علنی و شفاف سیاسی من را که در قالب های معمول و عادی سیاسی و در ستادهای قانونی انتخابات بود، با عبارت عجیب و غیر حقوقی توطئه، نفوذ، انحراف و … و با عنوان اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به من تفهیم نمودند. در هیچ کدام از موارد مصداق واقعی غیر قانونی بودن فعالیت مربوطه بیان نشده است. در واقع تنها بر اساس فرضیه های موهوم و غیر مستند، در این مورد به پنج سال حبس محکوم شده ام. در مورد دوم به دلیل عضویت در نهضت آزادی ایران به چهار سال حبس محکوم شده ام. نهضت آزادی حزبی آزادی خواه است که پنجاه سال در عرصه ی سیاسی کشور به صورت علنی فعالیت اصلاح طلبانه داشته است. اعضای این حزب علیه رژیم سابق مبارزه کردند، به زندان افتادند و هزینه های فراوانی را متحمل شدند. آنها در فرآیند شکل گیری انقلاب وبرنامه ریزی برای پیروزی انقلاب نقش کلیدی و اصلی داشتند. ایشان اولین دولت جمهوری اسلامی را با تایید و اعتماد قاطع رهبر انقلاب تشکیل دادند که متن حکم نخست وزیری مهندس بازرگان موید این امر است. همچنین در سخت ترین دوران نقش موثر در انتقال حکومت به نظام جدید ایفا نمودند. نهضت آزادی ایران از تمام سالهای پس از انقلاب، هرچند از منتقدین جدی مدیریت کشور بود، اما هموراه بر وفاداری به قانون اساسی و التزام برآن تاکید داشته است. در تمام این سالها هیچکس در تدین و اخلاق مداری آنان تردید نکرد. هنگام وفات رهبران نهضت (مرحومان مهندس بازرگان و دکتر سحابی) در سالهای ۷۳ و ۸۱، مقام رهبری در پیامهایی از سوابق آنها تجلیل نموند. کمیسیون ماده ده احزاب در اظهار نظر رسمی و صریح نهضت آزادی را غیر قانونی ندانست. وزیر اسبق اطلاعات نیز صراحتا اتهام براندازی را در ارتباط با نهضت آزادی رد کرد. حال سوال من از جنابعالی به عنوان مجری قانون و برپاکننده عدل این است: نهضت آزادی در چه تاریخی منحل شد؟ در کدام دادگاه؟ در کدام شعبه؟ با چه شماره حکمی؟ اتهامات حزب چه بود؟ در چه تاریخی آن اتهامات تفهیم شد؟ حکم دادگاه در چه تاریخی به مسئولین نهضت ابلاغ شد؟ دادگاههای بدوی و تحدید نظر در چه تاریخی تشکیل شدند؟ آیا متهمین فرصت دفاع در دادگاه داشتند؟ آیا امکان تجدید نظر هم وجود داشت؟ آیا وکلای نهضت آزادی فرصت ارائه لایجه دفاعیه در دادگاههای بدوی و تجدید نظر داشتند؟ آیا دادگاه علنی بود؟ آیا دادگاه با حضور هیئت منصفه برگزار شد؟ هیات منصفه چه کسانی بودند؟ چه کسانی اعضای هیئت منصفه را انتخاب کردند؟ جناب آقای دادستان! شما خوب می دانید که هیچ گاه دادگاهی برای محاکمه حزب نهضت آزادی ایران تشکیل نشده و هیچگاه نهضت آزادی منحل نشده و غیر قانونی نبوده است. آیا شما اساسنامه و مرام نهضت را خوانده اید؟ آیا واقعا مواد ۴۹۸ و ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی در مورد نهضت آزادی و اعضای آن صدق میکند؟ و سئوال اخر: نهضت آزادی در داخل کشور چندصد عضو علنی و رسمی دارد که برای نیروهای امنیتی کاملا شناخته شده هستند؛ چرا پس از گذشت ۳۲ سال از انقلاب تنها بنده به اتهام عضویت در نهضت آزادی محکوم شده ام؟ آیا این نشان دهنده برخورد شخصی با اینجانب نمی باشد؟ در مورد اتهام سوم که تبلیغ علیه نظام است، در بین مقالات و یادداشتهای متعدد من که تماما جنبه تحلیلی و نقد کارشناسی داشته است، چند جمله را از میان متون بیرون کشیده و بدون در نظر گرفتن مقدمه و موخره آن در پرونده بزرگنمایی کرده اند. طبیعتا قضات فرصت خواندن کامل تمام مقالات را نداشته و تنها به مطالعه همان جملات بسنده کرده اند. من چندین مقاله در انتقاد از رادیکالیسم و ساختارشکنی داشته ام؛ همچنین چندین یادداشت در دفاع از مشی اصلاح طلبی و ضرورت عمل در چهارجوب قانون اساسی نوشته ام. چرا به هیچ کدام از این موارد در پرونده اشاره نشده است؟ چرا انتقاد از یک جناح تندرو را به تبلیغ علیه کلیت نظام تعمیم داده اند؟ چرا پس از گذشت صد روز بازداشت موقت، اتهام جدید تبلیغ علیه نظام به من تفهیم شد؟ چرا پس از گذشت چهار یا پنج سال از نوشتن مقالات، اکنون و پس از انتخابات ریاست جمهوری، محتوای آنها تبلیغ علیه نظام تشخیص داده شد؟ و چرا در طی بازجویی های متعدد هیچ سوالی در ارتباط با مقالات و صخت محتوای آنها مطرح نشد؟ جناب آقای جعفری دولت آبادی! شرح مختصری که در فوق آمد تنها شکواییه ای در مورد پرونده من نیست، بلکه داستان تکراری پرونده بسیاری از دوستان اصلاح طلب من است. من تقریبا ۳۰۰ جوان اصلاح را می شناختم که با انگیزه و نیروی امید و برای ساختن ایرانی آزاد در عرصه سیاست به صورت مسالمت آمیز و قانونی فعالیت می کردند و ناگهان پس از انتخابات به انحای مختلف به زندان افتادند، تهدید شدند و یا وادار به مهاجرت گردیدند. مطمئن هستم علی رغم فشارهای غیرقانونی و ظلم هایی که بر ایشان رفت، آنها در آینده از مهمترین و تاثیر گذارترین نیروهای فکری و سیاسی خواهند بود. نسلی که انتخابات ۸۸ را خلق کرد، سرنوشت آینده ایران را نیز رقم خواهد زد. آقای دادستان! من و بسیاری از دوستانم در زندان همچنان بر اجرای بی تنازل قانون اساسی تاکید داریم و اصلاحات سیاسی را تنها راه تداوم و تثبیت نظام می دانیم. اگرچه اصلاح طلبان اکنون در زندانند و خانواده هایشان در رنج و سختی، اما «حذف اصلاح طلبی» بیش از آنکه مسئله ایشان باشد، مسئله نظام خواهد بود. اکنون زمان تصمیم گیری است. امیدوارم جنابعالی و مسئولین دلسوز نظام با تصمیم گیری صحیح و به دور از تندروی هایی که خواست یک جناح سیاسی خاص است، با تاکید بر آزادی های مصرح در قانون اسیاسی، زمینه بازگشت آرامش به کشور و تحقق عدالت واقعی را فراهم نمایید. عماد بهاور ۱۲/۹/۸۹ زندان اوین-بند ۳۵۰
ندای سبز آزادی: منوچهر متکی وزیر سابق امورخارجه کشورمان اظهارات معاون اول احمدی نژاد مبنیبر هماهنگی احمدی نژاد با وی برای برکناری و اطلاع وی از این موضوع قبل از سفر به سنگال را تکذیب کرد. منوچهر متکی در گفتوگو با مهر، ضمن تکذیب ادعاهای مطرح شده در مراسم تودیع وزیر امور خارجه مبنیبر آگاهی قبلی وی در تعیین سرپرست وزارت امور خارجه، بر ضرورت رعایت صداقت در گفتار بهویژه از سوی مسئولان تاکید کرد. وی با اشاره به دیدار خود با احمدینژاد در شب سفر به چند کشور و تبادل نظر با وی درباره موضوع این سفرها، اظهار داشت: هرگز در جریان تعیین فردی به فاصله ۲۴ ساعت بعد از عزیمت به ماموریت و مضحکتر از آن تعیین روز تودیع و معارفه قرار نگرفته است. منوچهر متکی این نحوه برخورد در برکناری یک وزیر در حین انجام ماموریت را غیر اسلامی، خارج از عرف سیاسی و دیپلماتیک و توهینآمیز خواند.
ندای سبز آزادی: شب گذشته، سخنان احمدی نژاد در سیمای جمهوری اسلامی شنیدنی بود؛ به خصوص آنجا که از تغییر قیمتها با شیب ملایم و قابل تحمل برای مردم صحبت میکرد و سعی داشت تاکید کند که قیمتها نه آزاد شده و نه واقعی. اما نیم نگاهی به اتفاقی که در زمینه تغییر قیمتها افتاده، این شیب ملایم را بیشتر عمودی و روند تغییر قیمتها را دارای افزایش چند صد درصدی نشان میدهد. افزایشی که طبق وعدههای بیحاصل قبلی، قرار بود تدریجی باشد، در طول پنج سال اتفاق بیفتد و فشار زیادی به اقشار ضعیف وارد نکند. غیر از بنزین که با ارائهی سه نرخی و دامنهی تفاوت قیمتی از ۱۰۰ تا ۸۰۰ تومان، به همراه پنجاه لیتر جدا از این سهمیهها و ناشی از لطف دولت، میزان واقعی تغییر قیمت آن پنهان نگه داشته شده، در مورد بقیه اقلام میتوان تغییرات را با اعداد ملموستری اندازهگیری کرد. هرچند در خصوص بنزین نیز به طور نسبی، میتوان به طور متوسط، از افزایش بیش سه برابری صحبت کرد. در مورد قیمت گازوئیل، شیب ملایم مورد ادعای احمدی نژاد بیش از هر کالای دیگری خود را نشان میدهد! چرا که قیمت هر لیتر گازوئیل از شانزده تومان یکباره به ۱۵۰ تومان سهمیهای و ۳۵۰ تومان آزاد رسیده است؛ یعنی حتی برای گازوئیل سهمیهای هم شاهد افزایشی بیش از ۹ برابری هستیم. در مورد برق خانگی، قیمت هر کیلووات ساعت از ۷۵ ریال به ۲۲۰ ریال زسیده که حدودا افزایش ۳ برابری را نشان میدهد. در عین حال تاکیده شده که قیمت برق تجاری و اداری با شیب تندتری افزایش یافته است. قیمت گاز خانگی هم شاهد افزایش حدودا ۴ برابری بوده و قیمت گاز مصرفی خودروها نیز حدود ۱۰ برابر افزایش داشته است. قیمت آب هم، با آنکه گفته میشد در مرحلهی اول هدفمند شدن قرار نیست افزایش یابد، به نوشتهی خبرگزاری فارس به ۲۵۰ تومان برای استفادهی خانگی و ۴۰۰ تومان برای استفادهی صنعتی افزایش یافته است. جالبتر از همه اینها، قیمت آرد است که تاکنون به صورت یارانهای و با قیمت ۷۵ ریال در اختیار نانواییها قرار میگرفت، اما قیمت جدید آن ۲۸۰ تا ۳۰۰ تومان تعیین شده است که به معنای افزایش چهل برابری قیمت آن است. با این حال، دولت به نانوایان هشدار داده که فعلا حق افزایش قیمت را ندارند و در صورت گران شدن نان، با آنها برخورد میشود! احمدی نژاد هم در مصاحبه تلویزیونی دیشب خود از اهدای چهار هزار تومان یارانهی نقدی اضافی به مردم بابت افزایش قیمت نان خبر داده بود؛ چهار هزار تومانی که اگر تقسیم بر چهل (نسبت افزایش قیمت آرد) شود، میتوان آن را به معنای تحویل یک نان صد تومانی به هر ایرانی دانست! و جالبتر از اینها، پیشبینی احمدی نژاد از نرخ تورم است که در مصاحبه دیشب گفت: پیشبینی ما این است که افزایش و جهشی که در این دهک اتفاق میافتد حدود ۱۰ درصد است و ۱۳ درصد به هزینههای فعلی آنها اضافه میشود. بنابراین ۱۵۰ هزار تومان از پول واریزی دولت برای خرجهای دیگر آنها باقی میماند. هر چه به دهکهای بالاتر میرویم این فاصله کمتر میشود و با محاسبات ما تا دهک ششم وضعیت مثبت است. اما در کنار این شیب نسبتا! ملایم افزایش قیمتها، دولت تدابیر شدید پلیسی را برای کنترل بازار به کار گرفته و علاوه بر حضور گسترده نیروهای انتظامی در معابر، میادین و پمپ بنزینها، پلیس اعلام کرده که از امروز مرحله جدیدی از طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی از امروز آغاز خواهد شد. ده هزار بازرس نیز از امروز از سوی وزارت بازرگانی ماموریت گرفتهاند تا بازار را تحت کنترل بگیرند. پیش از این هم گفته شده بود که از نیروهای بسیج ادارات برای این منظور استفاده خواهد شد. علیرضا شجاعی سخنگوی وزارت بازرگانی نیز از “رصد لحظهای قیمتها” سخن گفته و وعده داده است که در روزهای آینده، بازار بدون هیچ تنشی به کار خود ادامه دهد. همزمان، مدیرعامل مترو نیز به افزایش نیافتن قیمت بلیت مترو اشاره کرده و نیز از وعده دولت برای ارائه یارانهی مترو خبر داده است؛ وعدهای که به گفتهی شهردار تهران، یک سال است که عملی نشده است. خبرآنلاین هم در گزارشی از آمادهباش پلیس خبر داده و نیز از قول برخی رانندگان شخصی، نوشته است که مسافرکشی با بنزین ۷۰۰ تومانی نمیصرفد و به همین دلیل کرایهها باید گران شوند. مدیر عامل اتحادیه سواری کرایه بینشهری نیز از افزایش ۲۰ درصدی نرخ کرایه اتوبوسهای ویژه و خودروهای سواری بینشهری، افزایش ۱۵ درصدی در بخش بار، افزایش ۱۲۵ درصدی در بخش مسافربری و افزایش حداقل ۱۰ درصدی کرایهی خودروهای سواری داخل شهری خبر داد. وی همچنین تاکید کرد که مجوز افزایش ۲۰ درصدی کرایه سواریهای بین شهری هم صادر شده است. این در حالی است که مسئولان دولتی به صراحت گفتهاند به رغم افزایش قیمت بنزین و دیگر اقلام سوختی، کرایههای حمل و نقل درون شهری و بین شهری نباید افزایش یابند؛ درست مانند قیمت بلیت هواپیما که با وجود افزایش قیمت سوخت هواپیما از امروز به لیتری ۴۰۰ تومان برای پروازهای داخلی و ۷۰۰ تومان برای پروازهای خارجی، قیمت بلیت نباید تغییر یابد! خبرگزاری مهر نیز به کاهش محسوس حجم خرید مردم در میادین میوه و ترهبار اشاره کرده و خبر داده که قیمتهای این میادین به دلیل حضور ماموران و بازرسان، هنوز تغییر نکرده است. این در حالی است که خودروهای حمل میوهجات از امروز باید گازوئیل را با قیمت سهمیهای ۹ برابری بخرند. به عقیده کارشناسان، افزایش قیمت اقلام سوختی، برق و … همانند تاثیری که بنزین و گازوئیل از طریق افزایش هزینههای حمل و نقل بر کالاهای دیگر خواهند گذاشت، لاجرم بر سطح عمومی قیمتها تاثیر دارند و از این رو در روزهای آتی باید منتظر تکان خوردن قیمتها در خصوص کالاهایی که به طور غیرمستقیم با این اقلام هدفمند شده در ارتباط هستند، باشیم.
ندای سبز آزادی: زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه، به همراه فاطمه امیرانی همسر شهید باکری، فخرالسادات محتشمیپور همسر مصطفی تاج زاده، مریم شربت دار قدس همسر فیضالله عربسرخی و الهه مجردی همسر محسن میردامادی، با خانوادهی سردار مقدم رئیس کمیتهی ایثارگران ستاد میرحسین موسوی دیدار کرد. محمد عزلتی مقدم، رئیس کمیته ایثارگران ستاد موسوی، یک ماه و نیم قبل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او که از سرداران دوران جنگ بوده است، در پی دیدار جمعی از سرداران دفاع مقدس با موسوی، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. به گزارش خبرنگار کلمه، زهرا رهنورد در دیدار با خانوادهی سردار مقدم گفت: «این ارزشهای الهی و اخلاص است که در رگهای ذهن و اندیشه و عمل سردار مقدم میجوشد و او را به چنان حقطلبی و عدالتجویی و آزادیخواهی اوج میدهد که قلدران و دیکتاتورها و دشمنان ایشان که او را دستگیر کردهاند، در درهی دروغ و نیرنگ و قلدری دست و پا میزنند و در این سقوط خواهند پوسید.» رهنورد در این دیدار خطاب به خانوادهی این سردار دوران جنگ ادامه داد: «سردار مقدم در اوج عزت و قدرت است که حاکی از ایمان و راه راستی است که در پیش گرفته است.» به گفتهی این استاد دانشگاه، «مردم ما با شعار رای من کجاست مبارزهی خود را شروع کردند، ولی هیچکس باور نمیکند که با این چنین خشونت و مردمآزاری و مردمکشی روبهرو شوند. تمام خشونتهای بخشی از حاکمیت فعلی ناشی از دروغ بزرگی است که گفته است و ناشی از ترسی است که از مردم و از آزادی خواهان دارد.» او اضافه کرد: «اما قلدران بدانند که شکست خواهند خورد و روزی که دور نیست مردم و آرمانهای آزادیخواهانهی آنان پیروز خواهد شد.» به عقیدهی رهنورد، «برای یک حاکمیت ننگ بزرگی است که سرداری را که جانش را برای اسلام و ایران بر کف نهاده است، در زندان به بند بکشد؛ آزادهای که برای نجات وطن، جان خود را در طبق اخلاص گذاشته بود. این ننگ بزرگی است که سردار دفاع مقدس را در بند کشیدهاند.» رئیس کمیتهی ایثارگران ستاد موسوی هنگام بازگشت از دیدار جمعی از سرداران دفاع مقدس با مهندس موسوی بازداشت شد. در ماههای اخیر، برخوردهایی از این دست با بسیاری از ملاقاتکنندگان میرحسین موسوی صورت گرفته و علاوه بر دیگر محدودیتهای ایجاد شده برای وی، در مواردی از ملاقات افراد با او نیز جلوگیری شده و یا دیدارکنندگان پس از ملاقات، بازداشت شدهاند.
ندای سبز آزادی: درحالیکه تبعات نحوۀ اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و رهاسازی قیمت کالاها و خدمات، سبب نگرانی بنگاههای تولیدی و خدماتی و بویژه شهروندان شده، سخنگوی كارگروه تحول اقتصادی، از "آغاز خوب هدفمندی یارانهها" خبر داده و در توضیح اصلاح قیمت ها در روند اجرای طرح مذکور، از تغییر قیمت برق به ۴۵ تومان، آب به ٢٨٣ تومان، گاز خانگی به ٧۰ تومان، گندم به ٢۵۰ تومان، آرد به ٢٩۰ تومان، برق صنایع ۴۰به تومان، برق كشاورزی به ۱۴ تومان و سوخت هواپیما به ۴۰۰ تومان خبر داد.
به گزارش فارس، محمدرضا فرزین، سخنگوی كارگروه تحول اقتصادی، با ادعای "آغاز خوب هدفمندی یارانهها"، با چشم پوشی از صف های طولانیِ شهروندان در مقابل جایگاههای پمپ بنزین و آرایش نظامی مقابل آن گفت: براساس گزارشهای ارسال شده در پمپبنزینها ازدحامی نداریم و ازدحامی در عابربانكها نیز برای دریافت یارانه نقدی گزارش نشده است.
وی در خصوص جزئیات قیمت برق، گاز، آب و نان گفت: قیمت برق، گاز و آب براساس مناطق گرم، سرد و معتدل كشور و "گروههای مصرفی " متفاوت پیشبینی شده است. وی در عین حال افزود: متوسط قیمت برق ۴۵ تومان، متوسط آب مصرفی هر متر مكعب ٢٨٣ تومان و متوسط قیمت گاز خانگی هر متر مكعب ٧۰ تومان تعیین شده است.
فرزین اضافه كرد: قیمت گندم در سراسر كشور تكنرخی و با قیمت ٢۵۰ تومان عرضه میشود. به گفته وی، آرد نیز تكنرخی شد و با هزینه آسیا و حدوداً ٢٩۰ تومان عرضه خواهد شد بر این اساس قیمت آرد آزادپزها كاهش یافت.
سخنگوی كارگروه تحول اقتصادی تصریح كرد: در خصوص قیمت اصلاح شده نان و محصولاتی كه آرد استفاده می كنند با صنوف و تشكلهای مربوطه توافق شده است و وزارت بازرگانی باید قیمتهای جدید را اعلام كند.
فرزین با اشاره به تفاوت قیمت این حاملها برای مناطق مختلف خاطرنشان كرد: به عنوان مثال در مناطق گرم متوسط قیمت برق ۱۴ تومان است. وی گفت: قیمت برق صنعتی ۴۰ تومان و برای كشاورزی ۱۴ تومان پیشبینی شده است.
فرزین گفت: قیمت آب برای كشاورزی اصلاً تغییری نكرده است، اما قیمت آب شرب شهری و روستایی مشمول افزایش قیمت میشود. وی ادامه داد: قیمت آب براساس میزان مصرف متفاوت است. برای استانها ضرایب تبعیضی در نظر گرفتهایم و براساس میزان هزینه ضرایب تبعیضی هم كاملاً مشخص شده است.
سخنگوی كارگروه تحول اقتصادی خاطرنشان كرد: قیمت بنزین هواپیما برای ایرلاینهای ایرانی ۴۰۰ تومان و برای هواپیماهای ایرلاینهای خارجی به نرخ بینالمللی خواهد بود.
فرزین در خصوص قیمت گازوئیل تصریح كرد: قیمت هر لیتر گازوئیل در محدوده سهمیهبندی ۱۵۰ تومان است. وی ادامه داد: در عین حال نرخ دوم قیمت گازوئیل ٣۵۰ تومان است كه برای مصرف خارج از سهمیه در نظر گرفته شده است.
گفتنی است همزمان مدیر عامل اتحادیه سواری كرایه بینشهری اعلام کرد: مطابق مجوزهای صادره از سوی دولت نرخ كرایه اتوبوسهای ویژه و خودروهای سواری بینشهری ٢۰ درصد، بخش بار ۱۵ درصد، بخش مسافربری ۱٢۵ درصد و خودروهای سواری داخل شهری "پیرو شایعات" ۱۰ درصد افزایش خواهد یافت.
تمام موارد مذکور، بر خلاف ادعای مقامات ارشد دولت و سخنگویان سیاسی و اقتصادیِ آن (مبنی بر بهبود وضعیت اقتصادی مردم و عدم افزایش قیمت ها)، تاثیر مستقیم بر قیمت کالاها و خدمات مورد نیاز شهروندان خواهد داشت.
ندای سبز آزادی: بهمن اخوان، نماینده تفرش و عضو کمیسیون صنایع و معادن در مجلس، در یادداشتی نوشت: نفس هدفمندکردن یارانهها کار بسیار خوبی است چون این اتفاق در اکثر کشورهای دنیا افتاده است اما در شرایط کشور ما، پیاده کردن هدفمندی یارانهها به نظر نمیرسد اولویت اقتصاد باشد؛ به عبارتی هنوز بسترهای اقتصاد ما برای اجرا کردن این طرح اقتصادی مهم آماده نیست. بنابراین اگر نتوانیم یک جراحی تمیز و رادیکال انجام دهیم، واکنشهای این موجود زنده به شکل تورم، موج ورشکستگی بنگاهها و اعتراضات احتمالی بروز میدهد و پس از آن مجبور به توقف طرح خواهیم شد که هزینه بسیار سنگینی دارد. سیاستهایی مانند طرح تحول، تورم بالایی دارند. تورم تمام استانداردها را به هم میریزد. پول، استاندارد استانداردهاست. همه را، هر چیز را با پول میسنجند. در این فضا جراحی اقتصاد بسیار حساس بوده و میبایست مرحله به مرحله و به دقت پیش رود. در شرایطی که ما گندم را به قیمت کیلویی ۴۰۰ تا ۵۰۰ از کشاورز خریداری میکنیم و در دنیا مقام اول را در ضایعات نان با ۱۰۰۰ میلیارد تومان در سال داریم این کار منطقی به نظر نمیرسد، با همین تحلیل و همین آمار کوچک خواهیم دید که اگر هزینه ضایعات نان بین خانوادهها تقسیم شود با ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان از این رقم به ازای هر خانوار میتوان هم کیفیت نان را بالا برد و هم کارهای توسعهای انجام داد. مشکلات مهمتری داریم که در آنها هم مانند مصرف انرژی اول هستیم. جا دارد اول آنها درمان شوند بعد به مسئله حساس مردم یعنی حذف یارانهها برسیم. در سرانه مصرف تریاک در جهان اول هستیم، در فرار مغزها در جهان اول هستیم، در فضای کسب و کار از آخر اول هستیم، در تعداد کشتهها در تصادفات رانندگی در جهان اول هستیم، در ریسک اقتصادی رتبه ۱۴۰ هستیم، سالانه ۲۵ میلیارد دلار هزینه خسارت کشتهشدگان رانندگی را میدهیم، سالانه نزدیک به ۱۵۰ هزار نفر از نخبگان کشور مهاجرت میکنند که به میزان ۵۰ میلیارد دلار تا زمان نخبه شدن برای کشور هزینه داشتهاند. اگرچه ما در کشورمان مقام اول را در دنیا بعد از ونزوئلا در مصرف بنزین نیز داریم و بنزین در کشور ما در حالی با قیمت پایین به مردم فروخته میشود که در کشورهای منطقه قیمت آن بین ۷۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان است. بنابراین افزایش قیمت بنزین اتفاق خوبی است اما در صورتی که بهره بانکی را نیز همزمان با هدفمندکردن یارانهها مثل کشورهای اروپایی به ۳ درصد برسانیم و از سرمایههای پولی در جهت سرمایهگذاری در بخشهای کشاورزی و دامداری استفاده کنیم. یکی از چالش های اصلی اقتصاد ما در حال حاضر ایجاد اشتغال و در آمد و توسعه طر ح های تولیدی و صنعتی است. هدفمندکردن یارانهها اتفاق مثبتی است اما در صورتی که سطح درآمد مردم را بالا ببریم و از کاهش بهره بانکی در جهت تولید و اشتغالزایی رونق اقتصاد استفاده کنیم. منبع: خبرآنلاین
ندای سبز آزادی: طبق آمار خط فقر در شهر تهران و در سال گذشته، هفتصد هزار تومان اعلام شده بود. این آمار در حالیست که ادارهی کار حقوق پایهی هر کارمند – یا بهقولی – کارگر را دویست و هفتاد هزار تومان میداند. اگر تورم را هم به این موضوع اضافه کنیم، فقر و تفاوت طبقانی حاکم در جامعه زیاد موضوع پیچیدهای نیست. در شرایطی که قیمت مسکن و مایحتاج ابتدایی زندگی، به مراتب از حقوق یک کارمند بیشتر است و او در شرایط عادی در سختی و فشارهای مالی سنگین ایامش را میگذراند. با وضعیت اقتصادی سه سال اخیر، همین حقوق کممقدار نیز با تاخیرهای چندین ماهه و عقب افتاده پرداخت میشود. چرخش پول در جامعه به بنبست رسیده و با وامهای بلاعوض و تنها جهت بستن دهن شهرستانها، از سمت دولت پولها، به جای ایجاد کار و کارخانه برای مردم، به دست مردم عادی داده شده و تبدیل به زمین و طلا شدهاند. با چینش تمامی اینها میتوان شاهد بود که مشکلات اقتصادی در قشرهای متوسط به پایین جامعه بیشتر میشود. شکاف طبقاتی بیشتر میشود و به طبع هنگامی که فقر زیاد شود، جرم و جنایت و دزدی و حتی افسردگی هم به به صورت تصاعدی زیاد میشود. این چرخه ادامه دار است، تا زمانی که مسئولین فکری به حال این چرخهی فاسد و زهوار در رفته بکنند و بین درآمد و خرجها توازنی ایجاد کنند. مطالب بالا، تمامن موضوعاتی بود که در سالهای اخیر از سمت متخصصان، جامعهشناسان، اقتصاددانان، روزنامهنگاران و... مطرح میشد و همه منتظر طرحی بودند تا چارهساز این روند نزولی و فاجعهآور باشد. در چنین شرایطی طرح هدفمندسازی یارانهها مطرح شد و با تمام بالا و پایینها و انتقادهای درستی که به این طرح الکن و دور از عقلانیت و واقعیت میشد، دولت کودتا با بلاهت همیشگیاش فشار آورد و تصویبش را از مجلس گرفت و حالا به مرحلهی اجرا رسانده است. از ماهها قبل دولت و حامیانش با حاشیهسازیهای فراوان و جنگ روانی زیاد خود را آمادهی چنین روزی کردند. طرحی که از ابتدا شکست خورده است و در ادامه اعتراضات مردمی و کارگران را به علت فشار بیش از حد در پی دارد. حاشیهسازیها هم همه در همین محور بود تا در صورت اعتراضات مردمی سرکوب گستردهای انجام شود و با ایجاد فضای ترس در بین مردم، از ماهها قبل به پیشواز هدفمند کردن یارانهها رفتند. اما به این نکته دقت نکردهاند که شاید مردم با ترس از اعتراضات انتخابی دیگر توی خیابان نیامدند، اما هنگامی شکم زن و بچههاشان گرسنه باشد و توان پرداخت پول آب و برق را نداشته باشند، دیگر با زندان و حبس و گلوله خانه نشین نمیشوند. قشر کارگر و متوسط به پایین جامعه نیاز به تامین معاش دارند و در صورت فشارهای بیشتر از این، دیگر انگیزهای برای سکوت و کار کردن نمیبینند! اما یکی از مهمترین تاثیرات این طرح غیراصولی که همراه با فشارهای مالی فراوان است؛ ناامنی ذهنی برای خانوادهاست. این ناامنی ذهنی تاثیراتی بهمراتب عمیقتر در رفتارها و ریشهی هنجارهای اجتماعی خواهد گذاشت. ناامنی ذهنیای که همراه با ترس و سرخوردگیست. ترسی که ناشی از نخواندن دخل و خرج و برآورده نشدن نیازهای اولیهی معیشتیست. با ایجاد این ترس و ناامنی، فضای اجتماع بسوی انحطاط سوق میکند. ناامنی خانوادگی به اجتماع سرایت میکند و باعث بیشتر شدن بزهکاران خواهد شد. سرخوردگی ایجاد شده، با توجه به شکاف طبقاتی موجود، کینه و عقدهها را در بین کودکانی که در این فضا بزرگ میشوند، ایجاد میکند. عقدهای که در فرایند دراز مدت موجب شکست بنیان اخلاقی اجتماع خواهد شد. احساس ناامنی و ترس از عدم توان تهیهی معیشت خانواده، یکی از آن مواردیست که هم تاثیر کوتاه مدت دارد و هم تاثیر دراز مدت خواهد داشت. جدای بحث انحطاط ریشهای این طرح که باعث تزلزل بنیان اجتماع میشود، دولت و حکومت باید منتظر اعتراضات کارگری و مردمی نیز باشند. اگر دولت کودتا، خود از محقق شدن این طرح امیدوار بود، چنین در نزدیکی شروع هدفمند کردن یارانهها نیروی نظامی و امنیتی را به میدان نمیکشید. همین برخورد نشان میدهد که خود دولت نیز در انتظار اعتراضات مردمی به علت معیشت و تورم و گرانی و یارانههای هدفمند شدهست. دستگیری و بازداشت فعالان کارگری در ماههای اخیر خود گواه این موضوع است که سونامی فریادهای کارگران در راه خواهد بود. اعتصابات و خوابیدن کار و تحصنهای یکپارچه، موضوعی نیست که دولت با ایجاد ترس و دستگیری بتواند لگام بزند. اصرار بیجهت احمدینژاد به این طرح بدون تعقل، بهای سنگینی برای حکومت خواهد داشت، که گویا باید در انتظار نشست و زوال اجتماع را مشاهده کرد، زوالی که اینبار دودش توی چشم حکومت هم خواهد رفت و خانهی صاحبان قدرت را نیز خواهد سوزاند. شاید این ضربالمثل قدیمی ایرانی بهترین مصداق این موضوع باشد که؛ یک دیوانه سنگی توی چاه میاندازد، که صد عاقل نمیتوانند در بیاورند!
ندای سبز آزادی: بر اساس مشاهدات مردم ، در پی اعلام آغاز اجرای طرح هدفمندی (حذف) یارانه ها از روز یکشنبه و گران شدن قیمت سوخت ، نیرو های انتظامی و امنیتی حضور چشم گیری در شهر تهران و به خصوص جایگاه های توزیع سوخت پیدا کرده اند .
این اقدام برای مقابله با اعتراض های احتمالی مردم نسبت به آغاز این طرح و جهش قیمت ها می باشد. هم چنین برخی از شاهدان از وضعی مشابه در سایر شهر های کشور خبر می دهند.
صفهای طولانی در پمپبنزینها
“مکن ای صبح طلوع!” این پیامک کوتاه را در دقایق اخیر خبرنگاران چند رسانه نزدیک به دولت، برای دوستانشان ارسال کردند. آنها شاید بهتر و یا لااقل زودتر از رئیس دولت حاضر به پذیرش واقعیتی شدهاند که در پس لبخندهای هیستریکاش در نطق تلویزیونی امشب پنهان بود. احمدی نژاد در آخرین ساعات روز شنبه، از آغاز طرح هدفمند شدن یارانهها خبر داد. چیزی از پخش این سخنان هم نگذشته بود که ستاد هدفمندی یارانهها با انتشار “اطلاعیه شماره دو” از تعیین قیمت ۴۰۰ تومان برای هر لیتر بنزین سهمیهای و ۷۰۰ تومان برای هر لیتر بنزین آزاد خبر داد و قیمت هر لیتر گازوئیل سهمیهای را نیز تا ۱۵۰ تومان بالا برد و همچنین قیمت گازوئیل غیر سهمیهای را نیز به به لیتری ۳۵۰ تومان رساند. اما هنوز دقایقی از پخش مستقیم اظهارات رئیس دولت در سیمای جمهوری اسلامی نگذشته است که از سطح شهر تهران خبر میرسد صفهای طولانی در برابر پمپبنزینهای پایتخت ایجاد شده و نیروهای پلیس نیز به صورت گسترده در سطح معابر و میادین شهر حضور یافتهاند. به نظر میرسد که اعلام (یا به بیان بهتر اهدای) سهمیهی بنزین حمایتی علیالحساب نیز نتوانسته اعتماد مردم به دولت را جلب کند و بدین ترتیب در حالی که صبح هنوز فرا نرسیده و بانکها، نانواییها، فروشگاهها و دیگر واحدهای اقتصادی آسیبپذیر از طرح هدفمندی، هنوز آغاز به کار نکردهاند، فعلا پمپ بنزینها طلیعهای پر ازدحام و تا حدی ناآرام را برای انقلاب اقتصادی مدنظر احمدی نژاد وعده میدهند. گزارش خبرنگار کلمه از سطح شهر تهران حاکی است که نیروهای پلیس و همچنین ماموران لباس شخصی به طور ویژه در کنار پمپ بنزینها حضور پررنگی دارند و چراغهای گردان خودروهای پلیس، بر روی صفهای طولانی که از دقایق ابتدایی اعلام آغاز طرح هدفمندی، جلوی پمپ بنزینها تشکیل شده، نور میاندازد تا شاید شبی که به گفتهی حامیان دولت، نباید صبح شود، قدری روشنایی به خود ببیند. شب تاریک هدفمند شدن یارانهها آغاز شده است. طرحی که دولت جدا از ملت، بدون تدبیر و دوراندیشی و بدون توجه به نظر عموم کارشناسان اقتصادی، به مرحلهی اجرا درآورده، از فردا سرنوشت آیندهی نزدیک مردم و شاید آیندهی کمی دورتر دولت مستقر را رقم خواهد زد. چندی پیش که میرحسین موسوی نسبت به امنیتی کردن فضای کشور به بهانهی هدفمند کردن یارانهها هشدار داده بود و گفته بود “هنر نیست که برای اجرای هدفمند کردن یارانهها در ۲۰۰۰ منطقه تهران نیرو بچینیم یا فرمانده پلیس به یاری سپاه و بسیج جهت ترساندن مردم افتخار کند و شیوه مدیریتی این آقایان بلایی بر سر کشور چه در اقتصاد و حوزههای دیگر آورده که امکان برگشت به وضعیت شش سال گذشته هم خیلی سخت شده است” دولتمردان حاکم، به این نکتهی دوراندیشانه توجه نکردند که اجرای یک طرح اقتصادی با زمینهچینی امنیتی و پلیسی کردن فضا، معنایی جز اعتراف به عدم تسلط دولت بر اوضاع، جدایی دولت از ملت و نبود تدبیر و اعتماد به نفس در دولت، ندارد. حال طرح هدفمند شدن یارانهها در شرایطی کلید خورده که از همین شب آغازین، فضای پلیسی پایتخت نشان از فرداهای تلختر دارد؛ فرداهایی که لاجرم مواجههی اقشار ضعیف با واقعیت تکاندهندهی هدفمندی نیز قرار است با مشت آهنین دولت پلیسی روبهرو شود.
ندای سبز آزادی: ایرانیان مقیم مالزی به همت تشکل رسام- راه سبز ایرانیان مالزی- در چهار شب آخر دهه ی اول محرم گرد آمدند تا با یادآوری حوادث عاشورا، پیامهای این واقعه ی بزرگ را برای امروز جامعه ایران بررسی کنند.
به گزارش تحول سبز، این مراسم ، در منطقه سردانگ کوالالامپور برگزار و با استقبال قابل توجه ایرانیان مالزی روبرو شد، حجت السلام دکتر رضا موسوی فارغ اتحصبل جامعه شناسی دانشگاه سوربن و ازهمراهان دکتر شریعتی به دعوت سبزهای مالزی سخنران این مراسم بود و در چهار شب سلسه سخنرانی های را در باب عاشورا و فرهنگ اعتراض ایراد کرد.
دکتر رضا موسوی در سخنرانی های خود به نقش اعتراض در جامعه پرداخت و با یادآوری صحنه قتل جوانی که در تهران و مقابل چشمان نظاره گر مردم و دوربین های موبایل جان داد گفت: گاهی جامعه به جایی می رسد که انگیزه ای برای اعتراض در خود نمی بیند. یک جامعه وقتی مستقل و سالم است که هم فکر، همدل ، هم درد و هم بسته و هم رنج باشد.
موسوی هشدار چند سال اخیر دکتر غلامعباس توسلی را تکرار کرد که گفته است: جامعه ایران در حال فروپاشی است.
این دانش آموخته الهیات از دانشگاه میشیگان، سپس به تاثیرپذیری گاندی از قیام عاشوار و نهضت حسینی اشاره کرده و میگوید: وقتی گاندی بعد از پیروزی قیام ملی هند در برابر میلیونها نفر از هندیها که فریاد درود بر گاندی سر میدادند، گفت بر من درود نفرستید بر حسین درود بفرستید که سالها تلاش و استقامت و مبارزه رهبران شما تنها الگوبرداری از یکی از درسهای حسین بن علی ( ع) بود.
موسوی در ادامه از ضعف تربیتی مجالس عزاداری در ایران انتقاد کرده و می گوید: متاسفانه در جامعه ما خواندن زیارت نامه ها نه برای شناخت ائمه اطهار و سلوک و گفتارشان بلکه برای رفع بیماری و گرفتاری خوانده و طوطی وار تکرار میشود در حالیکه اگر در مجالس ما زیارت موسی بن جعفر خوانده شد باید در پی آن فرهنگ مبارزه در برابر ظلم برای شنونده تبیین شود نه اینکه تبدیل به مخدری شود که او را ساکن و تابع محض کند. بسیاری از کسانی که به حرم معصومین رهسپار میشوند تنها به هدف حاجت مندی و رفع گرفتاری و شفای بیماری است در حالیکه همه احادیث و روایات متواتر از پیامبران و معصومین بر توکل به خداوند به عنوان تنها ملجا و برآورنده حاجات تاکید شده است.
این مراسم در چهار شب با مرثیه خوانی برای سالارشهیدان و پخش نذورات مردمی ادامه داشت. شعرخوانی و یادآوری شهدای عاشورای سال گذشته در ایران از بخش های دیگر برنامه بود که با پخش گردنبندهای دست ساختی که درآن نام شهدای جنبش سبز حک شده بود، خاطره عاشورای خونین ۸۸ گرامی داشته شد.
در نظرسنجی که توسط مسئولان برگزاری مراسم میان شرکت کنندگان پخش شد ، اکثریت مخاطبان از سخنرانی حجت الاسلام موسوی رضایت داشتند. همچنین یکی از مسئولین برنامه در پاسخ به سئوالی درباره هزینه ی این مراسم اظهار داشت که “تمامی مخارج این مراسم اعم از هزینه ی سالن، شام، تزیینات و غیره توسط کمکها و نذورات مردمی تامین شده است.
گفتنی است سفارت جمهوری اسلامی در مالزی سالهاست که مراسم ده شب محرم را با تدراکات گسترده برپا میکرده است ولی امسال به همت سبزهای مالزی چندین برنامه مردمی در کوالالامپور و شهر های اطراف برگزار شد که با استقبال گسترده ایرانیان مالزی نشین مواجه شد.
خانم سعیده منتظری، دختر فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که از شرکت کنندگان این مراسم بود با تشکر از یرگزارکنندگان ، سوگواری سبزها را به لحاظ کیفیت مراسم و استقبال عزادارن حسینی بسیار غیرمنتظره خواند و اشاره کرد که مجلس دولتی سفارت بسیار کم تعداد بوده است و این نشان از شناخته شدن مجموعه رسام در میان ایرانیان مقیم مالزی دارد.
ندای سبز آزادی:همزمان با عملياتي شدن تعديل و اصلاح قيمت ها، اطلاعيه ستاد هدفمند كردن يارانه ها منتشر شد. گفتنیست اطلاعیه دوم حاکی از این است که قیمت بنزین آزاد لیتری 700 تومان و بنزین دولتی لیتری 400 تومان تعیین شد.
اطلاعیه اول: تکذیب گمانه زنی ها
به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، متن اين اطلاعيه به شرح زير است:
اطلاعيه شماره يك بسم الله الرحمن الرحيم اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه ملت شريف تمدن ساز ايران به اطلاع مي رساند كه پس از دريافت فرم اطلاعات اقتصادي خانوار و دريافت شماره حساب سرپرستان خانوار و واريز مبالغ يارانه در سال جاري، مرحله نهايي اجراي قانون هدفمندكردن يارانه ها مبني بر اصلاح قيمت هاي حامل هاي انرژي آرد و نان و آب شرب روستا و شهر و پرداخت يارانه هاي نقدي خانوارها از ساعت 24 شنبه 27/9/1389 در سراسر كشور آغاز مي شود. حامل هاي انرژي هاي مشمول اصلاح قيمت عبارتند از:
جدول قيمت كليه حامل هاي انرژي فوق الذكر متعاقبا در اطلاعيه شماره 2 ستاد هدفمندكردن يارانه ها به استحضار ملت شريف ايران خواهد رسيد.
تمامي خانوارهايي كه مبالغ يارانه به حساب آنها واريز شده مي توانند با شروع كار اداري بانكها در روز يكشنبه در سراسر كشور به تدريج جهت دريافت يارانه 2ماهه واريز شده اقدام نمايند.
در پايان به استحضار مي رساند كه دولت با برنامه ريزي دقيق و كارشناسي شده و بكارگيري تمامي ظرفيت خويش از آمادگي كامل براي اجراي قانون برخوردار است.
خواهشمند است بدون توجه به شايعات و گمانه زني هاي بي اساس اخبار اجراي قانون را از طريق مراجع رسمي اطلاع رساني دولت و اطلاعيه هاي ستاد هدفمند كردن يارانه ها پيگيري نمايند.
ستاد هدفمند كردن يارانه ها با پايش دقيق و مستمر كليه ابعاد اجراي قانون اين اطمينان را به مردم انقلابي ايران مي دهد كه نهايت مراقبت را اعمال نموده و در اجراي طرح همراه مردم حركت مي كند و ان شاءالله با همبستگي آحاد مردم و دولت مسير تعالي در دوره پيشرفت و عدالت را طي خواهد نمود
اطلاعیه دوم: تایید گمانه زنی ها
طبق اطلاعيه شماره دو ستاد هدفمند كردن يارانه ها، ميزان سهميه و قيمت هاي جديد بنزين و گازوئيل و گاز خودرو(CNG) در حوزه حمل و نقل كه بر اساس قانون هدفمندكردن يارانه ها تعيين شده براي وسايط نقليه بنزين سوز، گازسوز و گازوئيل به شرح ذيل اعلام مي شود: 1- سهميه بنزين خودروها اعم از شخصي و عمومي و موتورسيكلت بدون تغيير و معادل سهميه آبان 1389 تعيين مي شود. 2- بنزين معمول سهميه اي، به قيمت هر ليتر 4000ريال و بنزين معمولي غيرسهميه اي به قيمت هر ليتر 7000 ريال و گازخودرو(CNG) هر متر مكعب به قيمت 3000ريال تعيين مي شود. 3- بنزين سهميه اي ماه هاي گذشته خودروهاي شخصي كه در كارت سوخت افراد باقيمانده است بصورت ذخيره براي آنان حفظ و با قيمت هر ليتر بنزين معمولي 1000ريال و بنزين سوپر 1500 ريال قابل استفاده است. 4- سوخت كليه خودروهاي گازوئيل سوز با توجه به نوع و كاربري سهميه بندي شده و گازو ئيل سهميه اي خودروهاي گازوئيل سوز به قيمت هر ليتر 1500ريال و گازوئيل غيرسهميه اي به قيمت هر ليتر 3500 ريال تعيين و از طريق كارت هوشمند سوخت قابل استفاده خواهد بود. 5- به منظور حمايت از بخش كشاورزي، ضمن تعيين سهميه سوخت مراكز و ماشين آلات اين بخش قيمت هر ليتر گازوئيل سهميه اي 1500 ريال و قيمت غيرسهميه اي 3500ريال تعيين مي گردد. 6- جهت رفاه و نيز امكان مديريت فعال بخش حمل و نقل كه از گازوئيل استفاده مي كنند سهميه اين بخش بصورت دوماهه با قيمت 1500 ريال تعيين و از طريق كارت هوشمند سوخت خودرو قابل استفاده است. سهميه و قيمت هاي اعلامي از ساعت 24 روز شنبه 27/9/1389 قابل اجرا مي شود. ضمنا علاوه بر سهميه عادي مندرج در بند 1، سهميه علي الحساب و حمايتي خودروهاي عمومي و شخصي بنزين سوز به قيمت هر ليتر 1000 ريال تعيين مي شود كه از دي ماه1389 از طريق كارت سوخت خودرو قابل استفاده خواهد بود. همچنين وسايط نقليه ديزلي(گازوئيل سوز) نيز از سهميه حمايتي علي الحساب حداكثر ميزان مصرف ده روز براي يك مرحله با قيمت 165 ريال بهره مند مي گردند.
فاجعه اقتصادی در راه است
شوک اول اجرای هدفمند کردن یارانه ها نه افزایش قیمت بنزین که تقریبا 4 برابر شده بلکه افزایش 9 تا 18 برابری گازوییل سوخت اول حمل و نقل عمومی بود.شاید هیچ کس فکرش را هم نمیکرد گازوییل از 16.5 تومان به 150 تومان سهمیه ای و 300 تومانی آزاد برسد با این حساب باید دنبال یک فاجعه قیمتی در حمل و نقل عمومی باشیم که تاثیر مستقیم در افزایش قیمنهای کالاهای اساسی خواهد گذاشت
احمدی نژاد در سیما
رئیس دولت روز گذشته خبر داد که اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها از فردا آغاز می شود. به گزارش ایلنا، محمود احمدی نژاد در گفت و گو با شبکه اول سیما با تاکید بر اینکه مردم باید پول واریز شده به حساب بانکی خود را درست مصرف کنند و برای برداشت آن سریعا به بانکها مراجعه نکنند، اظهار کرد : با توجه به اینکه اجرای این طرح از فردا آغاز می شود، مردم باید برای استفاده از این مبلغ برنامه ریزی کنند ، البته این رقم در آینده حداقل به 2 برابر می رسد و اگر آنچه مورد نظر من باشد عملی شود و با همکاری مجلس بودجه سال آینده تصویب شود، بیش از این نیز خواهد شد. وی تاکید کرد: مردم اجازه دهند تا بعد از 2 ماه قبض آب و برق بیاید و بر اساس آن برای مصرف پول واریز شده به حسابها برنامه ریزی کنند. رئیس دولت کودتا همچنین با بیان اینکه در مرحله اول واریز یارانه نقدی، واریز دوم هم خواهد بود، خبر داد: با توجه به اهمیت «نان»، به ازای هرماه 4 هزار تومان دیگر برای هر نفر این هفته به حساب ها واریز می شود. احمدی نژاد در مورد تدابير دولت براي قيمت آب، برق و گاز نيز خاطرنشان كرد: قيمت آب، برق و گاز را پلكاني كرديم تا همه به صرفهجويي تشويق شوند. احمدينژاد با بيان اين كه دو ماه در حساب مردم پول است و دولت آماده باش است تا اين طرح به زيبايي اجرا شده و شيريني آن در كام مردم باقي بماند، ادامه داد: با محاسبات ما شش دهك از روز اول وضعشان بهتر ميشود، دو دهك بايد قدري صرفهجويي كنند و دو دهك ديگر بيشتر صرفهجويي كنند. احمدی نژاد همچنین از مردم خواست، در هنگام اجرای هدفمند کردن یارانه ها به اطلاعیه های ستاد مربوطه در استانها توجه کنند و به اخبار گرانی کالاها اهمیت ندهند. احمدی نژاد در این برنامه با تاکید بر اینکه لذت زندگی کردن در ذخیره کردن نیست ، گفت : لذت زندگی در برای دیگران زندگی کردن است .امام حسین (ع) هم اینگونه زندگی کرد و تمام هستی اش را فدای جامعه کرد . وی با بیان اینکه « می خواهم نکته ای را به مردم بگویم » ، گفت : این پولی که به حساب مردم واریز شده ، پول ویژه ای است . این مملکت ، مملکت امام زمان (عج) است ، لذا این پول هم پول امام زمان است . پول برکت دار است ، پول پاک است . مراقب باشیم که با پولهای دیگر قاطی نشود ، خراب نشود . احمدی نژاد دربخشی دیگر از این برنامه تصریح کرد از امشب کار اصلاح قیمت ها شروع می شود و بعد از این گفتگوی تلویزیونی ، اولین اطلاعیه در این باره صادر می شود. به گفته او مرحله اصلاح قیمتها از ابتدای یکشنبه (ساعت 24 امشب) در بنزین به صورت رسمی اجرا می شود. رییس دولت کودتایی درادامه این برنامه از افرادی که در هدفمند کردن یارانه ها ثبت نام نکردند ، تشکر کرد و گفت : نزدیک به دو دهک یعنی 15 میلیون ثبت نام نکردند که کاری زیبا و بر اساس فرهنگ ایرانی و اسلامی است و باید از آنان تشکر کرد .
ندای سبز آزادی: متکی نیامد. آقای سابقن وزیر این روزها سرخورده ترین دولتمرد جمهوری اسلامی است. لابد تا لحظه آخر من بمیرم تو بمیریها برای آمدنش ادامه داشته. متکی نیامد تا مراسم تودیعش پر حاشیه شود. درست مثل دوران وزارتش که پر از حاشیه بود و او بیشتر در آن مسند " ماله کش " خرابکاریهای برادران چکمه پوش بود تا وزیر امور خارجه و چه خواندنی خواهد بود خاطراتش اگر روزی جرأت نوشتنشان را بکند. متکی نیامد تا آخرین پرده نمایش مهرورزی با اصول گریان " بی بصیرت " بدون او اجرا شود و جای خالی نقش قربانی اصلی خودکامگی " دیکتاتور کوچک " بیشتر به چشم اهل نظر بیاید.
بیچاره متکی
متکی نیامد و نیامدنش دردی از دردهایش را آرام نمی کند. او نیامد و نیامدنش به سان نیامدن بازنده سرشکسته ای است که تمام قمارهایش را باخته است. و البته متکی تنها یکی از آخرین قربانیان مستبدی است که استبدادش ماههاست بر تمام سلوک سیاست در کشور من سایه انداخته است. مستبدی که کوتاهی قامتش اجازه دیدن ساده ترین و بدیهی ترین اصول سیاست و دیپلماسی را به او نمی دهد. دیکتاتوری کوچک که ولع استبدادش حتی به او اجازه نداد تا دست کم حکم اخراج آقای وزیر را در خفا و پنهان به دست او بدهد و کمی برای این آخرین قربانی آبروداری کند.
نه! دیکتاتور نمی تواند. دیو درونش نمی گذارد تا آرام بنشیند. جنجال در ذات اوست تا نگاهها همچنان به او معطوف بماند و بتواند در آب گل آلود شنا کند و امتیاز بگیرد. برای او اعتبار و آبروی مملکت اصلاً اهمیتی ندارد. برای او مهم نیست که آبرو و حیثیت مملکت از دست می رود وقتی وزیر امور خارجه اش هنوز در سنگال است تا گند کاری آقایان را ماله بکشد، که حکم اخراجش اعلام شود. برای او مهم نیست که شأن دیپلماسی کشورمان چنان پائین آمده و پیش پا افتاده که حتی گامبیا هم با ما رابطه اش را قطع می کند. برای او مهم تحقیر شدن کسانی است که از آنها کینه ای به دل دارد و چه کینه ای از این بالاتر متکی نامی به او نهیب بزند که " تا من وزیر امور خارجه ام، وجود نمایندگان ویژه برای امور آسیایی و آفریقایی و ... بی معناست! " که متکی البته مهره او نبوده و مهره حضرت " آقا " است و این حضرت " آقا " البته مجبور است در منجلاب خود ساخته اش و در برابر تمام خرابکاریها و نافرمانیهای کسی که " نظریاتش به ایشان نزدیک تر است " سکوت اختیار کند و در برابر هر اعتراض و مخالفتی ندا سر دهد که " این دولت بهترین دولت در 100 سال گذشته است! "
ناکارآمدیها ادامه دارد
متکی نیامد تا نیامدنش ادله دیگری باشد بر پریشان حالی و وخامت اوضاع و احوال مملکت و مملکت داری در این روزهای ایران. او نیامد تا " بهترین دولت 100 سال گذشته " بدون آمدن او به تقلای بی فرجامش برای برون رفت از بحرانهای خودساخته اش ادامه دهد. دولتی که قرار بود کاآمدترین دولتها باشد و تنها کارآمدی اش پاشیدن تخم نفرت و زندانی کردن روزنامه نگاران و منتقدان و مخالفانی است که اساسش را قبول ندارند و متقلبش می خوانند و چه حقیر است دولتی که برای ساکت کردن آنها در زندان هم عاجز است و به خشونتی کور و بی سرانجام متوسل می شود و در این راه از دستگیر و زندانی کردن خانواده زندانیان سیاسی هم ابایی ندارد که چرا داشته باشد؟ وقتی درماندگی اش در اداره امور مملکت به حدی است که در روز عاشورا در میان عزاداران حسینی بمبی منفجر می شود و قریب 40 نفر کشته می شوند و اصلاً کک این دولت هم نمی گزد و همان اول بسم الله و بدون هیچ تحقیقی البته ثابت می شود که متهم اصلی آمریکاست و شبکه های جاسوسی خیالی.
که اصلن برای این " بهترین دولت 100 سال اخیر " مهم نیست که نیروهای امنیتی به جای آنکه تمام فکر و ذکر و پول و وقتشان را صرف نگهبانی و پاسداری از امنیت کشور کنند، سراغ روزنامه نگاران بی پناهی بروند که تنها پناهگاهشان، همان تحریریه های خاموشی است که چون شمع نیمه جان آخرین حلقه های آزادی بیان را از دل و جانشان می سوزانند تا مگر کور سویی باشند در این تاریکی و برادران قباحت کار را به جایی رسانده اند که وارد همان تحریریه ها می شوند و اهالی قلم را در همان تحریریه بازداشت می کنند.
قصه های نخوانده
متکی نیامد تا قصه های ناخوانده همچنان ناخوانده باقی بماند. متکی نیامد تا دولت کودتا اهداف بزرگتری را در سر بپروراند. دور زدن مجلسی که یارای آخ گفتن در برابر این همه خودکامگی را هم ندارد و حالا باید بدود تا توپی که به زمینش افتاده است را باری به هر جهت شوتی بزند که همین روزها دعوای برنامه پنجم را کتک خورده و آویزان به پایان می برد و همین روزهاست که برنامه بازی برنامه بودجه را از همان اول باخته باشد و همین روزهاست که بازی هدفمندی یارانه ها را با بازندگی از همان آغاز کار به پیش ببرد و حالا دولت کودتا توپ انتخاب وزیر جدید خارجه را هم در زمینش انداخته و باید همچنان نمایندگان این روزها " بی بصیرت " شده از ترس متهم شدن به " بی بصیرتی " تن به بازی های کوچک دیکتاتور کوتاه قامت سرزمین من بدهند.
اخراج متکی از کابینه تو دهنی محکمی بود به همانها که راه مماشات با این دولت کودتایی را در پیش گرفته اند و چشمانشان را به روی واقعیت بی کفایتی و بی درایتی و کوتاه قامتی دولت منتصبشان بسته اند و همین امروز و فرداست که جنگ زرگری اختلاف دولت و مجلس را علم کنند تا فکر کنند که البته در مملکتی مردم سالار زندگی می کنند! که سالارش نه با رای مردم که با کشتن و اسیر کردن مردمش سالار شده است و تمام تاج سالاری اش همان است که گامبیا کشوری رابطه اش را با ما قطع کند و سنگال مملکتی سفیرمان را احضار و کشتی هایش به حراج بی آبرویی گذاشته شوند و هر روز خبر برسد که فلان قدر اسلحه و مهمات از فلان کشتی اش پیدا شده و فلان قدر هروئین و مواد مخدر از کشتی دیگر و روزی نباشد که ویکی لیکس سایتی درباره اش اسراری را فاش نکند و بی آبرویی اش به سرحدی برسد که بنویسند و به ریشخندش بگیرند که برای دیپلماتهای عراقی و سیاستمدارانش " زن صیغه ای " پیشکش می کرده و این تازه اول صبح دولتی است که ماهانه میلیاردها تومان پول زبان بسته را به جای آنکه خرج آبادی و آبادانی مملکت کند به شکم بلای مبارزه با دشمنی خیالی می ریزد و حالا گندش هم بالا آمده که با بادیه نشینان مصر سر و سری داشته تا در همان جبهه های خیالی و فرضی رفیقی پیدا کند و دردسری!
32 سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد و ایامی به این بی ثباتی پنج سال گذشته در کشور ما بی سابقه است. که هر روز آبستن حادثه ای تازه تر از افتضاحات و خرابکاریهای جماعتی است که بند و درفش و زندان کردن هر صدای مخالفی افتخارشان است و کشته شدن بی گناه ترین مردم اعتبارشان! چکمه پوشانی که از زندانی کردن زن و بچه مردم هم ابایی ندارند و قرون وسطایی ترین روشها را برای اعتراف گرفتن و به حرف کشیدنها به کار می برند تا شاید دهانی باز شود و برگی بر تمام اوراق جنایاتشان افزوده شود . 32 سال از عمر جمهوری اسلامی می گذرد و گویی قرار است تمام اعتبار و شأن و منزلت آن، صرف کوتاه قامت ترین دولتهای تمام تاریخ 100 ساله اخیر ایران شود و چه خوش خیالنند آنها که دولتش را " بهترین دولت 100 ساله اخیر! " خوانده اند که حالا حالاها باید تاوان این همه حمایت کورکورانه را در خلوت و سکوتشان در عصبی ترین حالتهایی که ممکن است به سراغ آدمیزاد بیاید پس بدهند. این تازه اول سپیده دم " دولتش " هست و مانده تا سحر و برآمدن آفتاب حقیقت که جهانی را پرده دریهایش خیره خواهد کرد و البته و صد البته که آن روز دیر نیست و همیشه خیلی زود دنیا به کام دیکتاتور جماعت و ابواب جمعی اش دیر می شود. باور نمی کنید! خودتان ملاحظه کنید! " منوچهر متکی به مراسم تودیعش نرفت! "
ندای سبز آزادی: رئیس قوه قضائیه در واکنش به فشارهای وارده از سوی حامیان دولت جهت بازداشت و محاکمۀ رهبران جنبش سبز، می گوید "من یك سال پیش گفتم این افراد را مجرم میدانم اما اینكه چرا برخورد نمی شود، یكسری مصالح عمومی در نظام وجود دارد كه بنده تعیین كننده این مصالح نیستم... مصالح كلی نظام را رهبری تشخیص داده و ما هم سرباز او هستیم." به گزارش جرس صادق لاریجانی همچنین در واکنش به انتقادات برخی نمایندگان حامی دولت پیرامون آنچه "عدم رسیدگی به موضوع سران فتنه" ادعا کرده بودند، گفت "از نماینده مجلس تعجب میكنم كه میگوید چرا دستگاه قضایی به موضوع سران فتنه رسیدگی نكرده است. من كه برای شما شخصا مسائل نظام را بازگو كردم این چه جفایی است كه علاوه بر توضیح تكراری انجام میدهید. آن زمان كه آقایان مشغول استراحت بودند قوه قضاییه مشغول رسیدگی به پروندهها بود. " این چه سربازی ولایت است كه ما را سپر كردهاید به گزارش ایسنا، صادق آملی لاریجانی رییس دستگاه قضایی روز شنبه ٢٧ آذرماه ٨٩، طی سخنرانی در جمع اساتید و دانشجویان دانشكده علوم قضایی با بیان اینكه در قوه قضاییه مشكلاتی هم از جهت نیروی انسانی و هم از جهت ساختاری وجود دارد، گفت: آنچه مورد نیاز دستگاه قضایی است، استقلال و قاطعیت است كه این امر نیز ناشی از قانون نیست و عمدتا به شخصیت قضات و مدیران قوه قضاییه بازمیگردد. متاسفانه گاهی احساس میشود كه قضات این بخش را كمرنگ میكنند البته قضات خدمتگزار و دلسوز در دستگاه قضایی بسیار وجود دارند. باید گفت انالله و اناالیه راجعون كه شما در كنار كعبه قسم جلاله میخورید رئیس دستگاه قضایی همچنین به اظهارات اخیر یکی از حامیان دولت اشاره کرد و گفت "آقایی بیان كرده كه چرا قوه قضاییه در برخورد با سران فتنه كوتاهی میكند و لیستی بلندبالا را اعلام میكند كه اگر این افراد محاكمه نشوند، خودمان اقدام میكنیم. یا دیگری كه در كنار ركن یمانی كعبه قسم میخورد كه اگر رییس مجلس در خصوص سران فتنه صریح سخن نمیگوید به این دلیل است كه اگر حكومت عوض شد میخواهد در حكومت بعدی دستی داشته باشد. باید گفت انالله و اناالیه راجعون كه شما در كنار كعبه قسم جلاله میخورید. " این افراد را مجرم می دانم، اما بنده تعیین کننده نیستم صادق لاریجانی ادعا کرد: من كه یك سال پیش گفتم این افراد را مجرم میدانم اما اینكه چرا نمیرسیم در لفافه بیان كردم كه یكسری مصالح عمومی در نظام وجود دارد كه بنده تعیین كننده این مصالح نیستم. از نماینده مجلس تعجب میكنم كه میگوید چرا دستگاه قضایی به موضوع سران فتنه رسیدگی نكرده است. من كه برای شما شخصا مسائل نظام را بازگو كردم این چه جفایی است كه علاوه بر توضیح تكراری انجام میدهید. آن زمان كه آقایان مشغول استراحت بودند قوه قضاییه مشغول رسیدگی به پروندهها بود. این چه سربازی ولایت است كه ما را سپر كردهاید وی افزود: مصالح كلی نظام را رهبری تشخیص داده و ما هم سرباز او هستیم. آنها ادعا میكنند كه سرباز ولایت هستند این چه سربازی ولایت است كه شما به طور غیرمستقیم رهبری را مورد هجمه قرار داده و ما را سپر كردهاید. آیا كسی كه توهین و افترا میكند باید مجازات شود یا خیر؟ میخواهند ما را در مقابل حزباللهیها و اصولگراها قرار دهند. ما با حزباللهی و بسیجی حرف نداریم. من دست بسیجی متعهد را نیز میبوسم اما اگر دادستان شهری جرمی را مشاهده كرد باید اقدام كند. رییس قوه قضاییه ادامه داد: شنیدم روحانی بزرگواری در روز عاشورا بر روی منبر رفته و به قوه قضاییه توهین كرده كه شما بیعرضه هستید كه به پرونده سران فتنه رسیدگی نمیكنید. مگر دستگیر كردن دو سه نفر برای قوه قضاییه كاری دارد، اندكی به خود بیایید اینها ظلم به قوه قضاییه است. من نسبت به شخص خاصی نظر ندارم، حرفم این است كه از احدی برای چشمپوشی از این حرفها سفارش نمیگیریم مگر رهبر انقلاب. متاسفم برای عده ای که شفاعت ظلم را می کنند آملی لاریجانی با تاكید بر این كه همه ما باید به قانون خاضع باشیم، گفت: این چه تهمتهایی است كه میزنید. آقای نمایندهای به من میگوید سعه صدر داشته باشد اما یك كلام نمیگوید كه این فرد اشتباه كرده است. متاسفم برای عدهای كه هنگامی هم كه شفاعت میكنند، شفاعت ظالم را میكنند.
وی با اشاره اظهارات یك فرد مبنی بر اینكه "من نه به پست و مقام وابستگی دارم و نه راه خود را تغییر میدهم. اگر تخطی نسبت به قانون را بپذیریم راه را برای بسیاری از مسایل باز كردیم. گفته میشود قانون اساسی را قبول ندارم و تنها به وصیت پدر شهیدم عمل میكنم"، گفت: هنگامی كه بنیصدر گفت من به قانون عمل نمیكنم امام راحل فرمود غلط میكنی كه به قانون عمل نمیكنی. سایتهایی كه به بعضی از دستگاهها وابسته هستند چرا این مباحث را پخش میكنند آنها بدانند كه برخورد ما قطعی است و انسان متدین اگر مرتكب جرمی شد باید مجازات شود. به احمدی نژاد گفتیم اگر شما بگذرید ما نمیگذریم وی تصریح كرد: بعضی به ما گله كردند كه شما نسبت به توهینهایی كه به رییسجمهور شد عمل نكردید. بنده مكرر به دادستان تهران كه در همین جا از وی قدردانی میكنم گفتم كه شما قاطعانه در این خصوص عمل كنید. در مورد این موارد نیز ورود كردیم و برخی سایتها را نیز بستیم زمانی كه رییسجمهور گفت كه از حقوق خود گذشته است ما گفتیم كه اگر شما بگذرید ما نمیگذریم. وقتی توهین به رییسجمهور و مقامات كشور میشود دادستان موظف به رسیدگی است.
آملی لاریجانی گفت"تقاضایم به ویژه از مسوولان بالای كشور این است كه به استقلال و قاطعیت قوه قضاییه كمك كنند. ما در سیاستهای كلی دستگاه قضایی ذرهای از فرمایش رهبری عدول نخواهیم كرد و انشاءالله منویات ایشان را اجرا میكنیم. " حتما باید به دنبال تدوین و تاسیس حقوق بشر اسلامی باشیم وی با بیان اینكه دانشكده علوم قضایی برای دستگاه قضایی یك فرصت استثنایی است، افزود: در حقوق و علوم انسانی و همچنین در فلسفه حقوق و فلسفه علوم انسانی نمیتوانیم به مجموعه وارداتی از مغرب زمین، اكتفا كنیم. البته اتكا به آنها نیز درست نیست. فكر كردن حد و مرزی نمیشناسد. غربیها با نگاه خاصی به انسان مباحث حق و حقوق بشر را مطرح میكنند. ما مسلمانها حتما باید به دنبال تدوین و تاسیس حقوق بشر اسلامی باشیم. تاسیس این حقوق بشر از اقدامات ضروری به شمار میرود. بنای ما این است به شدت با مفاسد اجتماعی برخورد كنیم آملی لاریجانی با بیان اینكه مدیران دستگاه قضایی باید باشجاعت، اقتدار، استقلال و قاطعیت دستگاه قضایی را به نمایش بگذارند، گفت: بسیار از شعار دادن میپرهیزم اما بنای ما این است به شدت با مفاسد اجتماعی برخورد كنیم مهمترین مانع در این زمینه عدم عزم جدی و ترس از برخورد اصحاب حقوق بشر است. هر زمانی اعدامی صورت میگیرد هیاهویی بلند شده و بیان میكنند كه مجازات غیرانسانی است، آنها این مبانی را از كجا آوردهاند. فلان وكیل به خارج از كشور سفر میكند و اعلام میكند كه اعدام مجازاتی غیرانسانی است. عدم قاطعیت ما باعث شده اقداماتی كه انجام میدهیم بازدارندگی نداشته باشد رییس دستگاه قضایی با اشاره به حادثهای در تهران مبنی بر اینكه دو موتورسوار به جوانی كه كیفی را در دستش گرفته حمله كرده و به وی ۱٢ ضربه چاقو میزنند، گفت: من نمیگویم هیچ جای دنیا جرم و مجازات وجود ندارد ولی عدم قاطعیت ما باعث شده اقداماتی كه انجام میدهیم بازدارندگی نداشته باشد. اگر در این مسایل قاطعیت نشان دهیم حداقل تخفیف مییابد. نیروی انتظامی ضابط دستگاه قضایی است و خواهش ما این است كه به معرفی این موارد تسریع بخشند و از همكارانمان در دستگاه قضایی نیز میخواهیم كه به این پروندهها به سرعت رسیدگی كنند.
اگر كسی با سلاح سرد موجب ترس مردم شود به عنوان محارب یا مفسد فیالارض، حكمش اعدام است آملی لاریجانی با بیان اینكه در قانون، سلاح سرد عینا سلاح گرم است، گفت: اگر كسی با سلاح سرد موجب ترس مردم شود به عنوان محارب یا مفسد فیالارض، حكمش اعدام است و این جزا قطعی است. نفس چاقو كشیدن و ترساندن مردم مصداق محاربه است. اشرار باید خود را جمع و جور كنند و بدانند كه این مسیر ادامه نخواهد داشت.
وی با گلایه از این كه گاهی احساس میشود هجمههای حساب شدهای متوجه استقلال قوه قضاییه میشود، گفت: توقع ما این است كه مسوولان، اصولگرها و حزباللهیها به قوه قضاییه كمك كنند. دستگاه قضایی متعلق به بنده نیست و بنده فقط در اینجا امانتدار هستم. قوه قضاییه مقتدر و مستقل باید تا ظهور آقا بماند تا بتواند در اجرای عدالت قدم بردارد.
ندای سبز آزادی: ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار که همسرش بهمن احمدی امویی از سی ام خردادماه سال گذشته و پس از انتخابات پرمناقشه سال گذشته بازداشت و روانه زندان شد، در نامه ای که در وبلاگ شخصی اش منتشر کرده، خطاب به همسر زندانی اش نوشته است که«تو با لبخندت آنها را شکست خواهی داد، با لبخند و صبوری و استقامت ات.» بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار و نویسنده چند کتاب اقتصادی، با استناد به مقاله هایی که در روزنامه های اصلاح طلب و سایت شخصی اش در نقد دولت احمدی نژاد نوشته به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.سردبیری وب سایت خرداد نو که یک سایت منتقد دولت بود و تنها دو ماه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فعالیت کرد، یکی دیگر از اتهامات وی است. به گزارش کلمه، متن کامل نامه ژیلا بنی یعقوب به بهمن احمدی امویی به نقل از وبلاگ شخصی اش به شرح زیر است: سال پیش در چنین روزی برایت نوشتم امروز سالروز ازدواج مان است و تو در گوشه سلول انفرادی هستی و لابد امسال باید خوشحال باشم که می نویسم امروز در سالروز ازدواج مان تو در سلول انفرادی نیستی و در یکی از سلول های عمومی بند ۳۵۰ هستی.اما همچنان از هرگونه تماس تلفنی محروم هستی و حتی نمی توانیم در چنین روزی با هم صحبت کنیم، همچنان که ماههاست از ملاقات حضوری محروم هستیم و ماههاست که من تو را فقط از پشت شیشه ی کابین می بینم و صدایت را از پشت سیم تلفن می شنوم و من همچنان نمی فهمم که به چه کسی در این کشور بر می خورد اگر موقع ملاقات بتوانم بدون واسطه ی آن شیشه لعنتی و مات، درست روبرویت بنشینم و بتوانم برای چند دقیقه ای دستهایت را در میان دستهایم بگیرم و بگویم همچنان دوستت دارم. همیشه با خودم می گویم گیرم که تو یک مجرم خطرناک هستی!خب،چه اشکالی دارد که بتوانی دست همسرت را در میان دستهایت بگیری؟مگر آنها که به جرم قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف در زندان اند از این حق محروم اند که تو به جرم اینکه در یک سایت و چند روزنامه مقاله های انتقادی علیه دولت احمدی نژاد نوشته ای،از این حق محروم باشی؟ من نمی فهمم چرا حتی با اینکه در آیین نامه سازمان زندان ها تصریح شده که حداکثر برای تنبیه یک زندانی می توان یک ماه او را از ملاقات حضوری محروم کرد، تو و خیلی دیگر از زندانیان سیاسی را ماههاست که از این حق محروم کرده اند؟همچنان که نمی فهمم چرا وقتی در همین آیین نامه سازمان زندان ها آمده است که زندانی حق دارد در زندان کامپیوتر شخصی و موبایل خودش را داشته باشد، تو و دوستانت از حق تلفن زدن با تلفن های عمومی زندان هم محروم هستید. نمی دانم چه کسی تازگی ها نوشته بود که تصمیم هایی که زندانی را از ملاقات حضوری و تلفن زدن به عزیزانش محروم می کند مبتنی بر کینه ورزی است و نه بر اصلاح. بهمن عزیزم، در سالروز ازدواج مان این چند جمله را به عنوان هدیه ای کوک از من بپذیر،جملاتی که درست چند روز بعد از پایان اعتصاب غذایت برایت نوشتم و نمی دانم چه وقت خواهی توانست این جمله ها را بخوانی، اما هروقت که خواندی یادت باشد من امروز و در سال روز ازدواجمان این کلمات را برایت در صفحه وبلاگم نوشته ام. عزیزم، چون تو آنجا سرفراز و محکم ایستاده ای، من اینجا مصمم و مقاوم ایستاده ام. همیشه دوستت داشتم، اما این روزها بیشتر از همیشه دوستت دارم.صبوری ات را، ایمان ات را به اعتقادت، مقاومت و مهربانی ات را بیش از همیشه ستایش می کنم.مثل همیشه آرامش و لبخندت را به رخ شان بکش.آنها نمی توانند مثل تو آرام باشند و لبخند بزنند و به همین خاطر عذاب می کشند.آنها به لبخندهای ما حسادت می کنند، به لبخندهای من و تو. و من چقدر دلم می سوزد که آنها نمی توانند مثل ما با وجود این همه سختی که می کشیم، لبخند بزنند. عزیزم، هیچ وقت خشمگین نشو، آنها از خشم شما احساس قدرت می کنند. تو !با لبخندت آنها را شکست خواهی داد، نیاز به هیچ سلاح دیگری نداری.با لبخند و صبوری و استقامت ات. بهمن جانم، لبخند بزن، به همه سختی ها و نامهربانی ها لبخند بزن.تو من را داری،من تو را دارم.ما لبخندهای یکدیگر را داریم.ما امیر مهدی کوچولو و باهوش را داریم که آگاهی و فهمش ما را به فردای ایران امیدوار می کند.ما امیر کوچولوهای زیادی در ایران داریم!همه اینها برای لبخند زدن کافی نیست؟پس لبخند بزن.
آل طاها: یادداشتهای روزنامهی کیهان، فارغ از تهمتهایی که میزنند و دروغهایی که میگویند، هر از گاهی، خواسته یا ناخواسته نیمهی پنهانِ مشی سیاسی سیاستمداران خود را آشکار میکند. سیاستمدارانی که حسین شریعتمداری، یار غار و کیهان تریبون نیمه رسمی آنهاست. در ادامهی این نوع سیاستورزی کیهانی و از قضا همزمان با ترور خشونتبار و ناجوانمردانهی چابهار، یادداشت روز کیهان، در مطلبی با عنوان «از اینجا شروع کنید»، ناخواسته به حقیقت تلخی در خصوص آنچه «فتنهی ۸۸» مینامد، اعتراف کرده است. یادداشتنویس کیهان میگوید که در یک سال و نیم گذشته، مجال چندانی برای سیاستورزی در داخل کشور وجود نداشته و از روزی که «کسانی تصمیم گرفتند با لگد زدن به صندوق رای، شکست خود را به شکستی برای همهی نظام تبدیل کنند»، «سیاست داخلی کنار رفته است» و «رفتار امنیتی و انتظامی» که نویسندهی کیهان آن را امنیت ملی مینامد، بر عرصهی کشور سایه افکنده است. نگارنده با خواندن این سطور، پیش از هر چیز، آرزو کرد که ای کاش نویسندهی کیهان همتی مضاعف به خرج میداد و «نشانههایی» را از «کسانی» که به صندوقهای رای لگد زدهاند، ذکر میکرد تا «نیمهی پنهان» آنها نیز آشکار شود. مگر نشان دادن این نیمهی پنهان، خصلتی کیهانی نیست؟ پس یادداشت چه کیهانیتر میشد، مثلاً اگر نویسنده می گفت: با لگدِ چه کسانی صندوقهای رای به کتابخانهای در شیراز پرت شدند؟ چه کسانی صندوقهای ۱۵۰ درصدی را پر کردند؟ چه کسانی اساماسها قطع کردند تا رای صندوقها مخابره نشود؟ چه ناکسانی بر روی سهراب اعرابی و کیانوش آسا که به دنبال رای گمشدهی خود و صندوقهای واقعی رای بودند، آتش گشودند؟ چه میشد اگر کیهان هم عکسی از هزاران عکسی را که عالم و آدم دیدهاند، میدید و دستکم همان صحنهی مشهوری را منتشر میکرد که در آن یکی از کسانی که به صندوقهای رای لگد زده است، اسلحهای در دست دارد و به نام بسیج و بسیجی بر بام برآمده است تا صاحبان رای را شهید کند، تا مبادا کسی به دنبال صندوقهای رای بگردد؟ کیهان دستکم باید میگفت: چه کسانی از شعار «رای من کجاست» وحشت دارند و با دیدن آن بر اسکناسها و کوچههای شهر به خود می لرزند و این شعار سبز را با رنگ سیاه میپوشانند، مبادا سیاهی عمل آنان آشکار شود؟ حقیقت این است که کیهان استثنائاً راست گفته است و درست نوشته است که: «از وقتی یک گروه سیاسی مدعی وفاداری به اصل نظام، نقاب از چهره کنار زد و در قامت یک اپوزیسیون برانداز ظاهر شد، دیگر جایی برای سیاست داخلی به معنای رقابت بهنجار و قاعدهمند گروههای سیاسی درون نظام باقی نماند.» آری؛ گروهی به صندوقهای رای لگد زدند و رای مردم را نخواندند. «گروهی اندک» که چون توان سیاستورزی و رقابت سیاسی نداشتند و صندوقهای رای مردم را دشمن خود میدیدند، با «سردار مشفق» همنوا شدند و مبارزهی انتخاباتی را جنگ نرم خواندند و ستادهای انتخاباتی را با «اتاق جنگ» یکی گرفتند و از دیدارهای انتخاباتی و احزاب سیاسی با عنوان «کانونهای توطئه و سرداران فتنه » یاد کردند تا مجالی برای سیاستورزی باقی نمانَد و همهچیز امنیتی شود که صاحبنظران گفتهاند «جایی که سیاست تمام میشود، جنگ آغاز میشود.» راستی کیهان که تا این اندازه، دغدغهی عمل سیاسی و لگدپراکنی به صندوقهای رای را دارد، چرا با برخورداری از «الهامات غیبی» از «سردار مشفق» سراغی نمیگیرد و آدرس صندوقهای رای را از او نمیپرسد که آن «بندهی خدا» نشان داده است که بر همهچیزِ عالم، عالم است و به تفاوتهای سیاست داخلی و امنیت ملی آگاه است و در صحنهی جنگ نرم، خود دستی بر آتش دارد؟ باری؛ سوالهای بیجواب بسیارند. ما را که به جواب دادن خداوندان کیهان امیدی نیست، اما حسین شریعتمداری بهتر است دستکم یادداشتنویس خود را فرا بخواند و به همان زبان مشهور و تعبیر آشنای کیهان از او بپرسد که «نویسنده توضیح نمیدهد در حالی که یک سال از نهم دی ماه گذشته است و سالی است که کیهان و یارانش بساط فتنه را برچیدهاند، چرا هنوز هم فضای امنیتی بر کشور سایه افکنده است؟ و مجالی برای سیاست داخلی وجود ندارد؟ و چرا هنوز هم نویسنده شکلگیری فضای سیاست داخلی را به موضعگیری در خصوص فتنه موکول کرده است؟ و اصولگرایی را بر مدار شریعت فتنه تعریف کرده است؟» و باز هم نویسنده را بازخواست کند که «چرا بیبصیرتی کرده و شاخصهایی را برای کسانی که به صندوقهای رای لگد زدهاند، نیاورده است، تا به کمک آنها اصولگرایانِ کیهانی خود را باز شناسند و شریعتمداران در غبار فتنه و بیبصیرتی راه را گم نکنند.» شاید هم حسین شریعتمداری بهتر است یادداشتنویس خود را اخراج کند که برخلاف سیاست کیهانی، با سخن گقتن از صندوقهای رای و کسانی که به آنها لگد زدهاند، داغ مردم را تازه کرده و توطئهی شوم ۲۲ خرداد را، سیاستورزی و رقابتهای انتخاباتی خوانده است!».و زبانم لال!! دیر نیست که حسین شریعتمداری، یادداشتنویس خود را به بند بکشد و یک راست به اوین بفرستد که هم زمان با خشونتورزی و ترورهای چابهار، راز خشونتورزی و سیاستپرهیزی یارانش را لو داده و سردار مشفق را رسوا کرده است، که تجربه نشان داده است «شاکیان سردار مشفق» لازم است پیشاپیش متهم و محکوم باشند تا فرصتی برای دادخواهی و دادرسی نداشته باشند و از جستوجو به دنبال صندوقهای رای و سیاست ورزی دور بمانند.
ندای سبز آزادی: آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی در ادامه بحث خود در سخنرانیهای دههی اول محرم امسال که که ذیل عنوان “امام حسین(ع)، مصلح غیور و انسان ضدّ غرور” ایراد میشود، در شبهای دهم و یازدهم به بحث دربارهی هدف اصلاحی امام حسین (ع) و انواع اصلاح روشی و بینشی، و نیز بحث دربارهی حجابها و موانع موجود برای داشتن بینش و تشخیص حق و باطل پرداخت. به گزارش کلمه، این استاد اخلاق در بحث از لزوم اصلاح بینش مردم در دو سطح ظاهری و باطنی، تاکید کرد: امام حسین(علیهالسلام) دقیقاً میفرماید که به دنبال اصلاح امت است و هم به اصلاح ظاهری و هم به اصلاح باطنی توجّه دارد. اصلاح ظاهر از راه امر به معروف و نهی از منکر ایجاد میشود و اصلاح باطن هم خود به خود مترتّب میشود و دیگر لازم نیست که حضرت بیاید و حق را از باطل جدا کند. اگر مردم تحت حکومت هواهای نفسانیشان نباشند، خودشان میفهمند. وی با تصریح به اینکه قیام امام حسین (ع) حرکتی علیه حکومت وقت بود، هدف پیامبر را اسلام و ابزار را حکومت معرفی کرد و گفت: امام حسین دید که بنیامیه دارند اینها را جابهجا میکنند، لذا قیام کرد. آیتالله مجتبی تهرانی خاطرنشان کرد که امویان، اسلام را در خدمت حکومت خود قرار داده بودند، و سپس به روایتی از امام صادق (ع) اشاره کرد که میفرماید: وای بر کسانی که این دین را ابزار به دست آوردن دنیا کنند. وای به حال کسانی که در میان مردم امرکنندگان به قسط را میکشند! و وای به حال آن جامعهای که مؤمن در آن جامعه باید با تقیّه زندگی کند، یعنی نتواند حق را بگوید. یعنی خفقان چنان جوّ غالب جامعه را بگیرد و چنان جوسازی شود که مؤمن نتواند حرف حق را بزند. مشروح سخنان این استاد بزرگ اخلاق در شبهای دهم و یازدهم محرم را در ادامه به نقل از سایت ایشان بخوانید: جلسه دهم اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا»[۱] مروری بر مباحث گذشته بحث ما راجع به قیام و حرکت امام حسین(علیهالسلام) بود که گفته شد صحیفهی جامعی است از درسهای گوناگون معرفتیِ معنوی، فضیلتی انسانی، دنیوی، اخروی، فردی و اجتماعی برای ابناء بشر. بالاخره عرض کردم امام حسین(علیهالسلام) مصلحی غیور و انسانی ضد غرور بود و در این حرکت نه خود مغرور بود و فریب خورد و نه دیگران را فریب داد. بلکه بالاتر از این، میخواست از فریبخوردگان دستگیری کند. در باب مسألهی حرکت و قیام حضرت، در این جلسه میخواهم نسبت به مباحث گذشتهمان به نوعی جمعبندی کنم. اینکه حضرت در وصیتنامهاش مینویسد من میخواهم امّت جدّم را اصلاح کنم، منظور از اصلاح امّت عرض کردم که هم اصلاح ظاهری داریم و هم اصلاح باطنی. یعنی حضرت میخواست روش و بینش امّت را اصلاح کند. روش از راه امر به معروف و نهی از منکر اصلاح میشود امّا بینش مترتب بر روش است؛ یعنی «بینش» متوقّف بر روش است و به تعبیری «محصول روش» است. بینش امری باطنی است که وارداتی نیست. من در جلسه گذشته تقریباً ساختار وجودی انسان را از نظر قوای درونی توضیح دادم و گفتم که انسان آنگاه از نظر درونی بینش پیدا میکند و میتواند بین حق و باطل را تمییز دهد و به تعبیری تعقّلی صحیح و الهی داشته باشد که قوای حیوانی وجودش را مهار کرده باشد. و اگر آنها افسارگسیخته باشند، بر عقل حکومت میکنند و عقل اسیر میشود؛ به اسارت شهوت و غضب میرود. نگرانی امیرالمؤمنین برای امّت من در اینجا روایتی را از علی(علیهالسلام) مطرح میکنم ولی زیاد توضیح نمیدهم، چون مربوط به بحث گذشته است. این روایتی را که میخوانم، در نهجالبلاغه آمده است که شما هم زیاد شنیدهاید، ولی من آن را در قالب اصطلاحات طلبگی در میآورم. علی(علیهالسلام) فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَانِ » بیم و نگرانی من نسبت به شما فقط درباره دو چیز است؛ «اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ» یک، تبعیّت از هوای نفس یعنی شهوت، غضب و وَهم. یعنی اینها به طور گسترده عمل کنند و بر عقل و سراسر وجود شما حکومت کنند؛ دو، آرزوی بلند که این، بحثی جدا نیاز دارد و من نمیخواهم وارد آن شوم. «فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ»[۲] پیروی از هواهای نفسانی، راه حق را میبندد. این همان مطلبی که الآن گفتم و در جلسه گذشته توضیح دادم. چرا تبعیت از هوای نفس راه حق و حقیقت را میبندد؟ چون اگر بنا شود که این قوای حیوانی افسارگسیخته عمل کنند، مانع حق میشوند. پیروی از هواهای نفسانی مانع فهم حق ما یک قانون داریم که به «قاعدهی مقتضی و مانع» معروف است و با این عنوان پیرامون آن بحث میکنیم. فرض کنید، ما در جایی که میخواهد یک کاری انجام شود و همه چیز هم فراهم است، به اصطلاح مقتضی موجود است، میبینیم فلانی یا فلان چیز مانع شده است و به خاطر او آن کار انجام نمیشود. مثلاً آتشی آوردیم تا هیزمی را بسوازینم. امّا هر کاری میکنیم هیزم آتش نمیگیرد. یک نفر به ما میگوید که هیزم مرطوب است و همین رطوبت مانع است. این مثال قاعدهی مقتضی و مانع است که هر جا مقتضی موجود باشد و مانع هم نباشد، آثار شیئ پدیدار میشود. لذا اگر مانع همراه مقتضی وجود و حضور داشته باشد، مقتضی اثر نمیگذارد.[۳] همه هوای نفس دارند، پیروی از آن مذموم است در جلسه گذشته این بحث را گفته بودم و میخواستم این روایت را هم توضیح داده باشم. لذا اینکه حضرت میفرماید: متابعت از هوای نفس مانع حق است، «یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ» مانعیّتش اینجا معلوم میشود که هر انسانی که دارای هوای نفس است، پیروی از هوای نفسش در مقتضی ادراک حق که عقل است تأثیر میگذارد و نمیگذارد او حق را بفهمد. لذا این تعبیر که مسأله تعقّل و تمییز دادن حق از باطل، به هیچ وجه وارداتی و تحمیلی نیست، به خاطر این است که انسان در درون خود، مقتضی تشخیص را دارد، امّا هوای نفس مانع این میشود که او حق را از باطل تمییز دهد.[۴] اصلاح بینش بهوسیله امر به معروف لذا اینکه امام حسین میفرماید: من برای اصلاح امت جدّم میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم، یعنی میخواهم به امّت اسلامی روش دهم؛ به این معنا که من میخواهم با عمل کردن به امر به معروف و نهی از منکر، افسارگسیختگیهای موجود در جامعه اسلامی را مهار کنم تا اینکه امت اسلامی سر عقل بیایند؛ خودشان بتوانند حق را از باطل تمییز دهند. من با این کار به مردم روش میدهم تا خودشان بینش پیدا کنند؛ نه اینکه من به آنها بینش میدهم. اگر روش جامعه درست شود، خودشان بینش پیدا میکنند و خودشان حق و باطل را تمییز میدهند.
عباراتی از امام خمینی(رضواناللهتعالیعلیه) در جلسه گذشته عبارتی را از استادم[۵] نقل کردم که مربوط به بحث بود. حالا هم یک عبارت دیگر را از یک بخش فرمایشات ایشان نقل میکنم. ایشان فرمودند که: «همانطور که میزان در منع حق و صدّ آن، اتّباع هوای نفس است، … » این همان جمله نهجالبلاغه است که ایشان آوردهاند، «… میزان در جلب حق و در پیدایش آن، متابعت از شرع و عقل است …» یعنی همین روش ظاهری شرعی است که میتواند هوای نفس تو را مهار کند و هر مقدار که متشرّع باشی به حق میرسی و اگر روش شریعت را داشته باشی، به حق میرسی! این عین جملات و عبارات ایشان است.[۶]
تنها راه اصلاح امّت، عمل به شریعت امام حسین(علیهالسلام) دقیقاً میفرماید که به دنبال اصلاح امت است و هم به اصلاح ظاهری و هم به اصلاح باطنی توجّه دارد. اصلاح ظاهر از راه امر به معروف و نهی از منکر ایجاد میشود و اصلاح باطن هم خود به خود مترتّب میشود و دیگر لازم نیست که حضرت بیاید و حق را از باطل جدا کند. اگر مردم تحت حکومت هواهای نفسانیشان نباشند، خودشان میفهمند. لذا اگر امّت اسلامی به تعبیر ما بخواهد اصلاح شود، راهی جز این نیست که احکام شریعت اسلام در جامعه پیاده شود.
قیام امام حسین، علیه «حکومت» بود این مطلب مربوط به مباحث گذشته بود؛ امّا امشب مطلب دیگری را میخواهم عرض کنم. در اوّلین جلسه بحثی که در این ایّام محرم داشتیم، من گفتم که اگر حرکت ظاهری امام حسین را نگاه کنیم، میبینیم که حرکت و قیام حضرت علیه «حکومت» بود؛ یعنی حضرت میخواست رژیمی را برکنار کند و یک رژیم دیگر سر کار بیاورد. حکومتی را کنار بگذارد و حکومت دیگری را حاکم کند که متناسب با جامعه اسلامی باشد. این قضیه خیلی روشن است و من هم به صورت صریح آن را مطرح کردم. حالا اصل این مسأله چه بود؟ رابطه «حکومت» و «اسلام» من ابتدا مقدّمهای را عرض کنم بعد به فرمایش امام حسین(علیهالسلام) خواهم رسید. آن مقدّمه این است گاهی «حکومت» مولود و زاییده شده از اسلام است، که حکومت پیغمبر اکرم اینطور بود که حکومتشان از اسلام متولّد شده بود و کسی هم در آن تأمّل ندارد. گاهی «حکومت» زاییده شده از اسلام نیست، بلکه «اسلام» ابزار حکومت است. ۱٫ ۱٫ اسلام اصل است در قسم اوّل آنچه که اصل است چیست؟ اسلام است. چرا که اسلام و اجرای فرامین دین اسلام است که باعث ایجاد و تشکیل حکومت شده است. هدف چیست؟ هدف اسلام است و «حکومت» نقش ابزاری پیدا میکند. «خودِ حکومت» مستقلاً هدف نیست، بلکه میتوان گفت «وسیله اجرای دستورات و پیاده کردن اسلام» است. استاد ما، امام(رضواناللهتعالیعلیه) چندین بار در سخنانش هم این تعبیر را داشتند که حکومت وسیله است و آنچه که هدف است، اسلام است. ۱٫ ۲٫ حکومت اصل است یک وقت قضیه عکس میشود و حکومت میشود «اصل»؛ در اینجا اسلام میشود «ابزار». قضیه کاملاً وارونه و جابهجا میشود. اگر اسلام هدف باشد، باید حکومت در راستای اسلام باشد، ولی اگر حکومت هدف باشد، اسلام باید ابزار آن باشد و قهراً در راستای او قرار بگیرد. هرجا که این ابزار با هدف نمیخواند، باید ابزار کنار برود. این حرف خیلی روشن است اصلاً پیچیده نیست. بنیامیّه حکومت را «اصل» قرار داده بودند امام حسین(علیهالسلام) دید حکومت بنی امیّه در آن موقع، جای هدف و وسیله را جابهجا کردند. پیغمبر هدفش اسلام بود و حکومت از آن و به خاطر آن متولّد شده بود، امّا حالا بر عکس شده بود و حکومت حرف اوّل را میزد. اسلام حرف دوم را میزد. حالا اگر اسلام که در رتبه بعد از حکومت قرار گرفته و حرف دومی است، با حکومت که اصل و هدف شده است در تعارض قرار گیرد، معلوم است که حرف دوم کنار میرود و همان حرف اوّلی میماند. امّا اگر اسلام حرف اوّل را زد، آنجا است که حکومت حرف دوم را باید بزند. نتیجه ابزار شدن «اسلام» برای «حکومت» امام حسین دید که بنیامیه دارند اینها را جابهجا میکنند، لذا قیام کرد. حالا میگویم نتیجه این جابهجایی چیست. وقتی حکومت اصل و هدف شد و اسلام ابزار تشکیل و بقای حکومت تلقّی شد، به مرور زمان و به تدریج، وقتی که ببینند این ابزار دیگر به درد نمیخورد و نمیتواند نیازهای حکومت را برآورده سازد، به راحتی آن را دور میاندازند. تمام شد! چون اصل حکومت است و هر چه که حکومت را نگه دارد، به درد میخورد و باید پای آن ایستاد؛ چون اسلام دیگر برای حکومت کارایی ندارد اسلام را کنار میزنند. از طرفی هم گفتیم که ابزار حکومتهای غیر الهی، سه چیز بیشتر نیست: تطمیع، تهدید و تحمیق. بنیامیه همین ابزار را به کار گرفته بودند و اساساً ما از همین ابزار میفهمیم که هدف آنها، حکومت بود، نه اسلام. اگر اسلام «ابزار» شود، باید فاتحهاش را خواند! این تعبیر امام حسین که خودش میفرماید: «و علی الإسلام والسلام» چون دارد میبیند که اینها هدف و وسیله را جابهجا کردهاند و این جابهجایی بعد به تدریج منجر به از بین رفتن اسلام میشود. در نگاه آنها اسلام اصالت نداشت و هدف نبود. بیبندوباری رواج داشت و در نتیجه درِ «اصالت الإباحهها» باز میشد. باب لاابالیگری باز میشد و احکام شریعت به دست فراموشی سپرده میشد. قضیه این بود. اوّل جابهجایی هدف و وسیله بود، ولی بعد از آن و به تدریج تمام احکام شریعت فراموش میشد. اوّل اسلام هدف بود و حکومت وسیله بود، امّا حالا که حکومت اصل شده و اسلام ابزار است، امام حسین(علیهالسلام) قیام میکند. خدا فرمود: وای بر کسانی که …! اینطور میشود که اسلام به تدریج از بین خواهد رفت. حالا یک روایت میخوانم. روایت از امام صادق (علیهالسلام) است. راوی میگوید: شنیدم که حضرت میفرمود: «قال رسول الله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ» پیغمبر فرمود که خداوند تبارک و تعالی عزوجل میفرماید: فرمایش خدا است. «وَیْلٌ لِلَّذِینَ یَخْتِلُونَ الدُّنْیَا بِالدِّینِ وَ وَیْلٌ لِلَّذِینَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ وَ وَیْلٌ لِلَّذِینَ یَسِیرُ الْمُؤْمِنُ فِیهِمْ بِالتَّقِیَّةِ»[۷] وای بر کسانی که این دین را ابزار به دست آوردن دنیا کنند. حالا یا جاه باشد، فرق نمیکند، یعنی دین که یک امر کلّی است، برای به دست آوردن مال و جاه نقش ابزار داشته باشد. تنها بحث حکومت نیست، کلّی است. هر انسانی که دینش ابزار و وسیله باشد برای به دست آوردن دنیا، وای بر او است. «خَتَل» یعنی «فریبکاری»؛ یعنی کسی میخواهد با دین، دیگران را فریب دهد تا دنیا را به دستآورد. جمله دوم، این است: «وَ وَیْلٌ لِلَّذِینَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ» وای به حال کسانی که در میان مردم امرکنندگان به قسط را میکشند! این عبارت هم به «تهدید» اشاره دارد. «وَ وَیْلٌ لِلَّذِینَ یَسِیرُ الْمُؤْمِنُ فِیهِمْ بِالتَّقِیَّةِ» و وای به حال آن جامعهای که مؤمن در آن جامعه باید با تقیّه زندگی کند، یعنی نتواند حق را بگوید. یعنی خفقان چنان جوّ غالب جامعه را بگیرد و چنان جوسازی شود که مؤمن نتواند حرف حق را بزند. مثلاً این موجب شود که مؤمن واقعی که حق را از باطل تشخیص میدهد، از ترسش دیگر نتواند دهان باز کند و حق را بگوید. هدف یزید «حکومت» بود و ظاهر را هم حفظ نمیکرد! امام حسین دید که اباحهگری و لاابالیگری و امثال اینها خیلی رواج پیدا کرده است و همه هدف، «حکومت» شده است. آن چیزی هم که اوضاع را بدتر کرد، این بود که یزید هم آدم بیبند و باری بود و از فسق علنی ابایی نداشت. قبلیها یک مقدار ملاحظه میکردند، ولی یزید که آمد، خودش یک آدم دریدهی کذایی بود که اصلاً ملاحظه این حرفها را نمیکرد. اصلاً دنبال اسلام و این حرفها نبود. اینکه شندهاید بقای اسلام واقعاً به دست حسین(علیهالسلام) بود، واقعاً همینطور است. چون او آمد و اینطور جوشکنی کرد که اگر این کار را نمیکرد، فاتحه اسلام خوانده میشد. خودش هم فرمود: «و علی الإسلام والسلام» بحث «خلافت و سلطنت» نبود؛ بحث «حکومت و اسلام» بود گاهی به تعبیر روز میگویند: خلافت به سلطنت تبدیل شده بود. این حرف درست نیست! خلافت و سلطنت هر دو یک چیز است. ما که بحث لفظی نمیکنیم! هر دو حکومت است. این حرفها یعنی چه؟ هر دو مورد، حکومت است و وجه اشتراکشان حکومت است. این حرفها، لفاظّی است. بحث در این بود که امام حسین(علیهالسلام) میخواست اسلام را حفظ کند. حضرت میخواست حکومتی سر کار باشد که در خدمت اسلام باشد، نه اسلامی که در خدمت حکومت باشد. امام حسین این را میخواست. وقتی «روش» اصلاح شود راه اصلاح «بینش» باز شده است راه این کار چه بود؟ راه اساسی آن هم اصلاحِ بینش مردم، نسبت به این جابهجایی و وسیله شدن اسلام برای حفظ حکومت بود. باید مردم روشن شوند تا اثرگذار باشد. از آنجا هم که بینش دادن به مردم، امر وارداتی و اجباری نیست و هر چه در گوش گویی، یا در گوش نمیرود، یا اگر برود از آن طرف بیرون میرود، لذا راه منحصر به این بود که امام حسین(علیهالسلام)، امر به معروف و نهی از منکر کند. یعنی با روش دادن به جامعه، بینش پیدا شود. وقتی روش اصلاح شد و موانع حق برطرف شد، انسان خودش میتواند حق را از باطل تمیز دهد. کاری که امام حسین(علیهالسلام) میتوانست انجام دهد، فضاشکنی بود، که کرد. این فضایی را که بنیامیه با آن ابزارهای شیطانی که در دست داشتند، برای جامعه ایجاد کرده بودند را امام حسین شکست. به تعبیر دیگر امام حسین دنبال این بود که مردم را از ورطه غرور نجات دهد؛ نه خود مغرور بود و نه دیگران را مغرور کرد. مهم این بود که آنهایی که فریب خورده بودند را نیز آگاه کرد. خطبه روز عاشورای امام حسین، «وجدانی» بود! من در جلسهی گذشته روایتی را در این رابطه خواندم و حالا میخواهم روایت دیگری را بخوانم. به خطبهی روز عاشورای امام، دقت کنید! یکی از تعبیراتش این است که: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ الدُّنْیَا فَجَعَلَهَا دَارَ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ مُتَصَرِّفَةً بِأَهْلِهَا حَالًا بَعْدَ حَالٍ » اوّل اینکه خدا این دنیا را خلق کرده است. دوم اینکه این دنیا، زائل شدنی است. من میروم، تو هم میروی، همهی ما میرویم. کسانی را هم که میبینی دارند ریاست میکنند، یا چند روزی پول پیدا میکنند، مدت اقامتشان در این دنیا تمام میشود و آنها هم میروند. اینها را میفهمی! اینها را که میبینی! دیگر لازم نیست که این چیزها را هم به تو بفهمانم! اینها همه از امور وجدانی و مشاهدات روزمرّه است. فَالْمَغْرُورُ مَنْ غَرَّتْهُ وَ الشَّقِیُّ مَنْ فَتَنَتْهُ فَلَا تَغُرَّنَّکُمْ هَذِهِ الدُّنْیَا»[۸] فریبخورده کسی است که دنیا فریبش دهد و بدبخت کسی است که به دنبال دنیا برود. پس این دنیا شما را فریب ندهد! این جملات برای روز عاشورا است. حضرت میخواهد کسانی که فریب خوردهاند، چه کسانی که به آنها وعده پول و ریاست داده شده و چه کسانی که ترسانیده شدهاند، را از این راه هلاکتبار نجات دهد.
جابهجایی دین و دنیا یعنی «بازیچه شدن دین» اگر دین و دنیا جابهجا شود، به این معنا که پول و ریاست هدف شده و دین وسیله شود، معنایش این است که دین به بازیچه گرفته شده است. در آیهای که دارد این مطلب را توصیف میکند، میفرماید: «الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهیُ الدُّنْیا»[۹] کسانی را که دینشان را بازیچه گرفتند، برای اینکه به دنیا برسند. «غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا» انتهای فریب خوردن دنیا، ـ نعوذ بالله ـ به سُخره گرفتن دین است.
دین برای یزیدیان لقلقه زبان بود امام حسین، وقتی وارد کربلا میشود این جملات را میگوید که همه برگرفته از آیه قرآن است: «النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ» مردم بندگان دنیا هستند و دین تنها لقلقه زبان آنها است. در آیه داشت: «لَهوٌ وَ لَعِبٌ» دین را بازیچه گرفتند؛ اینجا دارد دینشان مانند آن چیزی است که در دهان میگذارند و میگردانند. «لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ» دین فقط سر زبانشان است. دین چنین چیزی شده است. «یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُون»[۱۰] لذا دین را هر جا که به نفعشان باشد و دنیایشان را تأمین کند به کار میبرند و هر جا در سختی و تنگنا قرار میگیرند، دینداری را رها میکنند و متدیّنین بسیار اندک میشوند. امام حسین دنبال این بود که به جامعه «روش» دهد و بر اثر روش دادن به جامعه، «بینش» پیدا شود. بینش که پیدا شد، مردم خودشان حق را از باطل تمییز میدهند و حق را انتخاب میکنند. چون حق یک امر فطری است و این خودش یک بحث جدا است که باید در جای خودش مطرح شود.[۱۱] دلیل وفاداری یاران حسین(علیهالسلام) لذا امشب امام حسین خطبه خواند و بعد هم گفت هر که میخواهد برود، برود! اجازه مرخصی هم داد، امّا کسی نرفت.[۱۲] یاران حسین، تماماً کسانی بودند که روششان اسلامی بود، لذا بینش داشتند و میتوانستند حق را از باطل تمییز بدهند و تا آخرین نفس هم بایستند. حضرت گفت اینها با من کار دارند، با شماها کاری ندارند. اوّلین کسی که بلند میشود و اظهار وفاداری میکند، ابالفضل(سلاماللهعلیه) است. او گفت: «نَفْعَلْ ذَلِکَ لِنَبْقَى بَعْدَک»[۱۳] ما برویم برای اینکه زنده بمانیم؟! خدا یک همچنین روزی را نیاورد! آن یکی بلند شد، گفت اگر مرا بکشند، بعد هم بدنم را بسوزانند، خاکسترم را به باد دهند و دوباره زنده شوم و … دست از تو برنمیدارم. آن یکی گفت هزار بار مرا بکشند و…. . این پایداری و انتخاب حسین، برای این بود که آنها حق را شناختند. جلوگیری از حمله در عصر تاسوعا شما شنیدهاید که عصر تاسوعا، امام حسین جلوی خیمهها نشسته بود و سرش را روی قلاف شمشیر گذاشته بود و مختصری خوابش برد. خواهرش زینب(سلاماللهعلیها) آمد و گفت: برادر! مگر نمیبینی که چه خبر شده است؟! اینها میخواهند حمله کنند! امام برادرش ابالفضل را خواست و به او گفت: برو ببین چه خبر است! اباالفضل رفت و آمد. گفت: اینها میگویند یا باید بیعت کنید یا اینکه همین الآن به شما حمله میکنیم. من جملات مقتل را میخوانم تا شما در این جملات دقت کنید. حضرت به ابالفضل فرمود: «ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى غَدٍ وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ» اگر میتوانی برو و حمله را تا فردا عقب بنداز. اینها را دفع کن و امشب را مهلت بگیر! حسین(علیهالسلام)، به دنبال عمل به شریعت برای چه امام مهلت خواست؟ برای اینکه به به «روش» عمل کند تا بینش جلا پیدا کند. چون عمل به روش است که بینش را جلا میدهد. حضرت فرمود: «لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیْلَةَ» برای اینکه ما امشب را هم برای خدا نماز بخوانیم و عمل به شریعت کنیم، «وَ نَدْعُوهُ» امشب را دعا کنیم، «وَ نَسْتَغْفِرُهُ» استغفار کنیم. «فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی کُنْتُ قَدْ أُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ » خدا میداند که من نماز برای او را دوست دارم. «وَ تِلَاوَهیَ کِتَابِهِ» خواندن کتابش را هم دوست دارم، « وَ کَثْرَةَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ»[۱۴] همچنین دعا کردن و استغفار را دوست دارم. خدا میداند که من این چیزها را دوست دارم. حسین(علیهالسلام) خواست که برادرش امشب را مهلت بگیرد تا دوباره به «روش» عمل کند و «بینش» جلا پیدا کند. میخواهد صبح که میآید یک مرد الهی باشد، همهاش برای خدا باشد. همهاش خدا باشد. حسین(علیهالسلام) مظهر الله است. از اوّل تا آخر کارش همین بود.
ذکر مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) روز عاشورا شد. اصحاب رفتند و همه شهید شدند. بنیهاشم هم رفتند و شهید شدند. جملهای در مقتل آمده که: « فَنَظَرَ یَمِیناً وَ شِمَالاً» یک نگاهی به راستش کرد، یک نگاه به چپش کرد، « فَلَم یَرَ مِن أصحَابِهِ أحَداً» هیچ یک از اصحابش را ندید. شروع کرد صدا کردن: «فَنَادَی یَا مُسلِمَبنَعَقِیلٍ! یَا هَانِیَبنَعُروُةٍ!» یارانش را صدا کرد. سرّ آن چه بود؟ ـ یا امام حسین ـ چرا اینها را میخواهی؟! برای چه صدایشان میکنی؟ «قُومُوا عَن نَومَتِکُم» از خواب بیدار شوید، چرا؟ چون حسین(علیهالسلام) میداند که این خبیثها، قصد دارند به زن و بچهها حمله کنند. «قُومُوا عَن نَومَتِکُم أیُّهَا الکِرَامُ فَادفَعُوا عَن حَرَمِ الرَّسُولِ» بلند شوید و از حرم پیغمبر دفاع کنید.
وداع امام با اهل حرم بعد رویش را سمت خیمهها کرد. صدایش بلند شد، «یَا سُکَیْنَةُ یَا فَاطِمَةُ یَا زَیْنَبُ یَا أُمَّ کُلْثُومٍ عَلَیْکُنَّ مِنِّی السَّلَامُ »[۱۵] خداحافظ! من هم میخواهم بروم. این زن و بچه از خیمه بیرون ریختند و اطراف حسین(علیهالسلام) را گرفتند. دیگر معلوم است چه خبر میشود! چون اینها فقط آقا را دارند و ـبه حسب ظاهرـ دیگر کسی را ندارند. در این میان نازدانه سکینه دختر حسین آمد جلو و گفت: «یَا أَبَهْ اسْتَسْلَمْتَ لِلْمَوْتِ؟» پدر! آیا تو هم تن به مرگ دادی؟ چون دیده است که همه رفتند و نیامدند. امام حسین با کنایه به او گفت که چگونه تن به مرگ ندهد، کسی که یار و یاوری ندارد عزیزم؟! دختر به پدر گفت: حالا که اینطور است، «یَا أَبَهْ! رُدَّنَا إِلَى حَرَمِ جَدِّنَا» اوّل بیا ما را ببر و مدینه بگذار، بعد خودات بیا و بجنگ! میفهمی یعنی چه؟ یعنی ما بعد تو با این دشمن چه کنیم؟ سکینه به فکر شب یازدهم بود. سکینه شروع کرد به گریه کردن. پدر او را به بغلش گرفت و این جملات را میگفت: «سیطول بعدی یا سکینة فاعلمی منک البکاء إذا الحمام دهانی» سکینه گریه نکن! تو بعد از من گریهها داری! اشک چشمش را پاک میکرد و میگفت: «لا تحرقی قلبی بدمعک حسرتاً»[۱۶] با این اشکهایت دل بابا را آتش نزن! من نمیدانم چگونه امام حسین از بین این زن و بچه رفت. بعد از اینجا بود که از خواهر چیزی را طلب کرد. گفت: «ایتینی بثوب عتیق» برو آن پیراهن کهنه مرا بیاور!
جلسه یازدهم أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا»[۱] مروری بر مباحث گذشته بحث ما راجع به قیام و حرکت امام حسین(علیهالسلام) بود. قیام حضرت صحیفهای از درسهایی در ابعاد گوناگون معرفتیِ معنوی، فضیلتی انسانی، دنیوی، اخروی، فردی و اجتماعی برای ابنای بشر بود. من عرض کردم امام حسین(علیهالسلام) مُصلحی غیور و انسانی ضد غرور بود. بحث ما به اینجا رسید که امام حسین(علیهالسلام) همان طور که در وصیتنامهشان نوشته بودند، برای اصلاح امت، یعنی هم اصلاح ظاهری و هم اصلاح باطنی، قیام کردند؛ هم برای روش رفتاری دادن به امت و هم از نظر باطنی برای اصلاح بینش، تا امّت بتوانند بین حق و باطل تمیز بدهد. امشب در این جلسه میخواهم دو مطلب را عرض کنم؛ اوّل اینکه بینش، ادراکات درونی است و به معنای تمییز دادن و تعقّلی است که انسان بتواند حق را از باطل تشخیص دهد. عرض کردم این امر وارداتی از بیرون نیست، بلکه هر بشری دارای این بینش است. اما حُجُب و موانع بر سر راه است که باید برطرف شود تا انسان بتواند حق و باطل را تمیز دهد. در اینجا من یک سؤال مطرح میکنم. هدف از بعثت انبیا؛ اصلاح روشها و بینشها بعثت انبیا، ارسال رُسُل، انزال کُتُب آسمانی، شریعتها و مأموریتی که انبیا داشتند، هم در ارتباط با مسائل رفتاری و روش دادن که احکام الهیه در شرایع است بود و هم از آن طرف در ارتباط با متذکّر شدن مسائل درونی به ابنای بشر بود. یعنی هم بُعد بیرونی دارد و هم بُعد درونی دارد. در آیه شریفه خطاب به خود پیغمبر اکرم است که میفرماید: «اُدْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة»،[۲] امت را با دو موردِ حکمت و موعظه حسنه به راه پروردگارات دعوت کن. در قالب اصطلاح ما طلبهها و در اصطلاح کلامی، حکمت مربوط به عقل نظری است و موعظهی حسنه، مربوط به عقل عملی است. یک سؤال: چرا ارسال رُسُل؟ حکمت نظری ادراک کلیّات است و در ارتباط با مسائل خداشناسی است و حکمت عملی در ارتباط با حسن و قبح است که به وسیله این انسان تشخیص میدهد که چه چیزی حَسَن و چه چیزی قبیح است. بنابر این که حکمت نظری قادر به درک کلیات است و حکمت عملی هم خودش میتواند حُسن و قُبح را تشخیص دهد، دیگر چرا ارسال رُسل و انزال کُتب مطرح میشود؟ پاسخ: کار انبیا، تذکّر دادن است حالا میخواهم جواب را عرض کنم. در ارتباط با مسأله خداشناسی، این امر یک امر فطری است که اصلاً ما در روایت داریم که فرمودند: «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَهی الْفِطْرَهی هِیَ التَوحید»،[۳] یعنی هر مولودی بر فطرت توحیدی متولد میشود. در ارتباط با عقل عملی هم، همینطور است که این هم جزء فطریات است، یعنی عقل عملی، خودش حسن و قبح را تشخیص میدهد و لازم نیست کسی به او بگوید. برای مثال اگر به کسی بگویی میخواهم آدم بکشم، عقل عملی میگوید آدمکشی بد است، لازم نیست به او بگوییم آدمکشی بد است، خودش میداند. اینها جزء چیزهایی نیست که وارداتی و از بیرون باشد. آن چیزی که مربوط به عقل نظری است و آنچه که مربوط به عقل عملی است، وارداتی نیست. انبیا هم که میآیند، جدای روش رفتاری دادن یعنی احکام شرعیه، در رابطه با عقل نظری و عقل عملی، مطالبی را که میگویند همه تذکر و یادآوری است. کار انبیا، برطرف کردن موانع است کاری که ایشان انجام میدهند این است که آن چیزی را که در درون انسان هست ولی به واسطهی موانعی که ایجاد شده، از آن غفلت شده است، آن را یادآوری میکنند. «وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنین».[۴] انبیا به آنچه که درون خود من است، یادآوری میکنند و تنبه میدهند. به آنچه که در دل من هست، آگاهی میدهند. هیچ پیغمبری در دلِ من و در عقلِ من چیزی وارد نمیکند و نهالی نمیکارد؛ هیچ پیغمبری نمیتواند این کار را بکند و نکرده است. «نشاکار» خدا است که انسان را بر فطرت توحیدی آفریده است. «یُولَدُ عَلَی الفِطرَةِ»، یعنی خدا میگوید من عقل عملی و عقل نظری را با وجود انسان، آمیخته کردم. انبیا فقط میآیند و به انسان تنبه میدهند. ضرورتِ داشتن واعظ درونی حالا میروم سراغ چند روایت که چون بحث مفصل است، به این مقدار بسنده میکنم.[۵] شما اگر به نهجالبلاغه مراجعه کنید، میبینید که حضرت در آنجا میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ یُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى یَکُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ غَیْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظٌ»[۶] بدانید کسی که از خویشتن کمک و یاری نشود به این صورت که از طرف خودش پند دهنده و جلوگیرندهای برای خودش نداشته باشد، منع کننده و پند دهندهای غیر خودش برای او نمیباشد. بدون پند دهنده درونی، هرچه هم که انسان موعظه و پند بشنود اثر نمیکند. گویی آهن سرد کوبیدن است. تا خودیاری نباشد، یاری دیگران هیچ فایدهای ندارد. امام باقر(علیهالسلام): «مَنْ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً فَإِنَّ مَوَاعِظَ النَّاسِ لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُ شَیْئاً»[۷] کسی که از درون پنددهنده نداشته باشد، اگر تمام مردم هم جمع شوند و بارها به او تذکّر دهند، باز هم فایده ندارد. روایت دیگری از امام زینالعابدین(علیهالسلام) است که میفرماید: «کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ ابْنَ آدَمَ لَا تَزَالُ بِخَیْرٍ مَا کَانَ لَکَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِک»[۸] تا آنجایی که عقل درون تو دارد کار میکند، بر راه خیر هستی و عاقبت به خیری داری، اما اگر آن کار نکند به خاطر موانعی که خودت درست کردهای، دیگر فایده ندارد و به سمت خیر در حرکت نیستی. «غرور» حجاب عقل نظری و عملی حسین(علیهالسلام) هم وظیفهاش این بود کسانی را که زمینهای داشتند متنبه کند. علی(علیهالسلام) میفرماید: «بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ»[۹] غرور است که بین شما و موعظه پرده شده است. با وجود غرور، موعظه فایده ندارد. کسانی که فریبخورده امور دنیوی هستند، تا حجابها را برطرف نکنند، موعظه برایشان فایدهای ندارد. منشأ غرور، جهل مرکّب است نه جهل مطلق؛ لذا برطرف کردنِ این خیلی مشکل است. در خطبه هشتاد و نُه نهجالبلاغه و در نسخهای خطبه صد و هشت و بعضی جاها خطبه صد و هفت است، امام علی(علیهالسلام) فرمودند: « قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْیَا قَلْبَهُ وَ وَلِهَتْ عَلَیْهَا نَفْسُهُ فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا»، خواهشهای نفسانی عقل او را دریده است و دلش را دنیا ربوده و میرانده است، دنیا او را شیفته خودش کرده و این آدم بنده دنیا شده است. «وَ لِمَنْ فِی یَدَیْهِ شَیْءٌ مِنْها»[۱۰] و بنده دنیاداران است. چون عقلش دریده شده است، دلش مرده و شیفته دنیا شده و خودش بنده دنیا و دنیاداران شده است. مثل حیوان بی عقل، دنبال دنیا میدود.
وظیفه انبیا، روش دادن و اصلاح بینش است وظیفه انبیا دو چیز بود، یکی روش رفتاری دادن و دیگری اصلاح بینش، اما نه اینکه بیاید بینش را در درون من بکارد، بلکه باید با همین روش رفتاری دادن، حجابها را برطرف کند تا این چاه خودش بجوشد و آب حیات از آن سرازیر شود. امام حسین(علیهالسلام) همین کار را میکرد. در فاعلیّت فاعل هیچ بحثی نبود. کدام اعمال رافع حجاب است؟ مطلب دوم؛ آنهایی که در مقابل امام حسین(علیه السلام) آمده بودند، نماز میخواندند، روزه میگرفتند، روش رفتاری داشتند، پس چطور شما این حرفها را میزنید؟ آنهایی که مقابل امام حسین آمدند، کمونیست که نبودند. کسانی بودند چه بسا به ظاهر رفتارشان، رفتار اسلامی بود، پس چه طور شد اینها اینگونه شدند؟ معاصی مانع قبولی اعمال در باب روش رفتاری این بحث هست که کدام یک از اعمال، حجاب را برطرف میکند و جلا میدهد به گونهای که انسان بتواند حق را از باطل تمییز دهد و به سمت حق رود. در اینجا یک بحث راجع به واجبات و محرمات، به خصوص محرمات هست. این را بدانید در باب واجبات و محرمات، مثلاً هر نمازی جلا نمیدهد، بلکه نماز مقبول است که دل را جلا میدهد. یعنی نمازی که مورد پذیرش خداوند باشد، اثرگذار است. در باب عبادات و طاعات این مسأله مطرح است که معاصی مانع از قبول عبادات میشود. آنهایی که با علی(علیهالسلام) مقابله کردند، صرف این مقابله از معاصی کبیره بود. سؤال میکنند خوارج نهروان همه پیشانیهاشان پینه بسته بود، شب تا صبح هم عبادت میکردند، همین مقابله با علی(علیهالسلام) از معاصی کبیره بود. این عبادتها دیگر به درد نمیخورد. تأثیر لقمهی حرام یک لقمه حرام درون شکم رود، چهل روز نمازش قبول نمیشود. پیامبر میفرماید: «روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم): مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَة»[۱۱] اگر کسی یک لقمهی حرام بخورد، نمازش تا چهل روز قبول نمیشود. حالا گستردهتر از این هم از پیغمبر نقل شده است که حضرت فرمودند: «روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْعِبَادَهیُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْل»[۱۲] عبادت همراه حرامخواری مانند بنا کردن بنا روی شن روان است. یک روایت از امام باقر(علیهالسلام) است که فرمودند: «إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَصَابَ مَالًا مِنْ حَرَامٍ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ حَجٌّ وَ لَا عُمْرَةٌ وَ لَا صِلَةُ رَحِمٍ حَتَّى أَنَّهُ یَفْسُدُ فِیهِ الْفَرْجُ»[۱۳] کسی که مال حرام به دستش آمده است، نه مکهاش، نه عمرهاش، نه صلهی رحماش، هیچ کدام از آنها مقبول نیست و این لقمه، حتی روی نطفهاش اثر میگذارد. تأثیر لقمهی حرام در کربلا دشمنان امام حسین نماز میخواندند، روزه میگرفتند، به هیچ دردی نمیخورد! امام حسین روز عاشورا دو مرتبه سخنرانی کرد که در تاریخ هست. خوارزمی مینویسد، مرتبه دوم که آمد صحبت کند، تا شروع کرد، لشکر شروع کردند به هایوهوی و جنجال کردن. هلهله کردند که حرفش را گوش نکنند. حضرت به آنها خطاب کرد« وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی» وای بر شما! چرا ساکت نمیشوید که حرفهای مرا گوش کنید؟! سر وصدا، جار و جنجال راه انداختید که حرفهای مرا گوش نکنید؟! « وَ إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ أَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَ مَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَ کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی» اگر حرف مرا گوش کنید شما را هدایت میکنم و اگر نشنوید، همهتان گناهکار خواهید بود. شماها یک دستهتان تطمیع شدید، به شما پول دادهاند که به جنگ با من آمدهاید. «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ»[۱۴] شکمهایتان الآن پر از حرام است. چون لقمه حرام خوردهاید، چیزی نمیفهمید و هیچ عبادتی از شما اثر نمیکند و باعث نمیشود که به حرفای من گوش دهید. حرام خواری دشمنان امام حسین(علیهالسلام) آیا امام علم غیب فرمودند؟ من از شماها سؤال میکنم، این عدهای که عمرسعد از کوفه آورده بود، غذاهایشان را همراه خودشان آورده بودند؟ تمام غذاهایشان از بیتالمال مسلمین بود. چند روز که آنجا بودند، عمرسعد به آنها غذا میداد. از کجا اینها را آورده بود؟ همهاش از بیتالمال مسلمین بود. مال مسلمین را به حرام آورده بود و در شکم اینها میریخت. لذا شکم همه از حرام پر بود. نماز میخواندند، ولی مال حرام مانع اثرگذاری نماز بود. اصلاً گوش نمیکنند، جار و جنجال راه میاندازند، هوچیبازی در میآورند که صدای امام را نشنوند. خوارزمی نوشته است هلهله میکردند. حسین میگوید: وای بر شما، چرا ساکت نمیشوید؟! چرا حرف من را گوش نمیکنید؟! روش رفتاری «صحیح» ولی «بی تأثیر» اینها روش رفتاری داشتند، اما فایدهای نداشت، چون رفع حجاب باطنی نمیکند. امام حسین امروز فریاد کشید و فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیَّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ و هَیهاتَ مِنا الذِلَة» ـحالا من مؤدب بگوییمـ آن فرومایه، پسر فرومایه، من را تهدید کرده است! بعد گفت: «وَ جُدُودٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ».[۱۵] ما از خاندان پاکدامنان و نیکان هستیم. یعنی ریشهی این مسأله این است که اینطرفیها حلالخور و حلالزادهاند، ولی سپاه مقابل حرامخور است. امام حسین همه اینها را میگفت، همه ریشههایش را نیز بیان کرد. ذکر مصیبت امام حسین(علیهالسلام) در مقاتل مینویسند حسین(علیهالسلام) امروز، وقتی خودش به میدان آمد، به بیبیها سفارش کرد که از خیمهها بیرون نیایید! لذا اینها همه در خیمهها بودند. حضرت حمله میکرد و برمیگشت بر روی یک بلندی میایستاد و با صدای بلند میگفت: «لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إلَا بِالله». گاهی میآمد تکبیر میگفت؛ «الله اکبر» صدای حضرت که به بیبیها میرسید، دلشان آرام میگرفت. سید مینویسد، حضرت لحظاتی ایستاد: «فَوَقَفَ یَستَرِیحَ سَاعَهیً» ایستاد تا مقداری استراحت کند. آخر حسین(علیهالسلام) دیگر خسته شده بود. «إذ أتَاهُ حَجَرٌ فَوَقَعَ عَلَى جبهَتِهِ» سنگی آمد و به پیشانی حسین(علیهالسلام) خورد. خون سرازیر شد، جلوی دیدگان حسین(علیهالسلام) را گرفت. «فَأخَذَ الثَّوبَ لِیَمسَحَ الدَّمَ عَن جبهَتِهِ» حسین(علیهالسلام) دست برد دامن پیراهن را بالا آورد تا خون را از چهره پاک کند. «فَأتَاهُ سَهمٌ مَسمُومٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ فِی صَدرِهِ»، در نسخه بدل دارد « فَوَقَعَ عَلَى قَلبِهِ فَانقَلَبَ مِن فَرَسِهِ»[۱۶] حسین(علیهالسلام) به زمین آمد، من عبارات را ترجمه نمیکنم. مرکب خودش را به خون حسین آغشته کرد، شیهه میکشید و به طرف خیمهها میرفت. این زن و بچه در انتظار این بودند که دوباره صدای آقا را بشنوند و دلشان آرام بگیرد. صدای مرکب را شنیدند، اما از راکب خبری نیست. از خیمهها بیرون ریختند، با مرکبی مواجه شدند که آلوده به خون است، دور او را گرفتند. هر کدام از او سؤالی میپرسد. در میان نازدانه دختر حسین سکینه آمد، به مرکب رو کرد و گفت: « یَا جَوَادُ! هَل سُقِیَ أبِی أم قَتَلُوهُ عَطشَاناً؟». پینوشتهای شب دهم [۱]. سوره مبارکه اعراف، آیه ۵۱ [۲]. نهجالبلاغه، خطبهی ۴۲ [۳]. البتّه این قاعده برای جایی است که مقتضی موجود باشد و إلا مانعیّت لغو است. از نظر علمی، حرف از مانع، بدون وجود مقتضی، لغو است. [۴]. مطلب مدّ نظر من این بود. به نهجالبلاغه و جملات علی (علیهالسلام) مراجعه کنید! این روایت را زیاد شنیده بودید و من میخواستم در این قالب بریزم که مطلب گذشتهام نیز معلوم شود. [۵]. امام خمینی(رضواناللهتعالیعلیه) [۶]. این کلمات در ذیل حدیث دهم، چهل حدیث ایشان است. [۷]. اصول کافی، ج ۲، ص ۲۹۹ [۸]. بحارالأنوار، ج ۴۵، ص ۵ [۹]. سوره مبارکه اعراف، آیه ۵۱ [۱۰]. بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۸۲ [۱۱]. انسان اینطور است که حق را میپسندد. درست است که حق در ذائقهی حیوانی، تلخ است و میگویند: «الحق مرٌّ» ولی این مربوط به ذائقهی حیوانی است. وگرنه در ذائقهی الهی، حق شیرین است و انسان خودش آن را انتخاب میکند و تا آخر کار هم میرود. چون من بحث حق را کردهام دیگر تکرار نمیکنم. مفصّل راجع به حق صحبت کردهام. [۱۲]. این را من جلسات قبل گفتم که این روایت از نظر سندی معتبر نیست که از حضرت سکینه(سلاماللهعلیها) نقل میکنند که ده نفر، ده نفر، چند نفر، چند نفر، رفتند. این روایت سند درستی ندارد. لذا آنهایی که رفتنی بودند، در برخورد با حر، در منزل زباله، رفته بودند. در اینجا رفتنی در کار نبوده است. [۱۳]. بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۹۲ [۱۴]. بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۹۱ [۱۵]. بحارالأنوار، ج ۴۵، ص ۴۷ [۱۶]. المناقب، ج ۴، ص ۱۰۹ پینوشتهای شب یازدهم ۱٫سورهی الاعراف آیه ۵۱ ۲٫سورهی النحل آیه ۱۲۵ ۳٫ بحارالأنوار ۳ ۲۷۹ باب۱۱ ۴٫سورهی الذاریات آیه۵۵ [۵]. خیال نکنید که من به این نکات توجه ندارم، آنهایی که اهلش هستند دقت کنند. ۵٫ نهجالبلاغه ۱۲۲ ۹۰ ۶٫ بحارالأنوار ۷۵ ۱۷۳ باب ۲۲ ۷٫ بحارالأنوار ۶۷ ۶۴ باب ۴۵ ۸٫ بحارالأنوار ۷۰ ۱۵۷ باب ۱۲۵ ۹٫ نهجالبلاغه ۱۵۹ ۱۰٫ بحارالأنوار ۶۳ ۳۱۴ باب ۲ ۱۱٫ بحارالأنوار ۸۱ ۲۵۸ باب ۱۶ ۱۲٫ بحارالأنوار ۹۶ ۱۲۵ باب ۲۱ ۱۳٫ بحارالأنوار ۴۵ ۸ ۱۴٫ بحارالأنوار ۴۵ ۸ بقیهی الباب ۳۷ ۱۵٫ اللهوف ۱۲۰
ندای سبز آزادی: با گذشت ۴۵ روز از بازداشت نازنین خسروانی همچنان هیچگونه خبری از وضعیت وی در دسترس نیست.
خانوادهی خسروانی پس از گذشت 45 روز از بازداشت فرزندشان همچنان در بی خبری از وضعیت فرزندشان به سر می برند.
گفتنیست نازنین خسروانی تنها یک بار در پنجمین روز بازداشت با خانوادهاش تماس گرفته و اکنون ۴۰ روز از آخرین تماس وی با خانواده اش میگذرد و نهتنها اطلاعی از اتهامات وارده به وی وجود ندارد بلکه خانوادهی نازنین خسروانی در بیخبری مطلق بسر میبرند. شایان ذکر است خانواده خسروانی نگران سلامتی فرزندشان هستند.
گفتنیست پیش از این فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران در نامههایی به صادق لاریجانی رییس قوه قضائیه و محمود احمدینژاد رئیس دولت مستقر در ایران خواستار آزادی فوری نازنین خسروانی شده بودند.
ندای سبز آزادی: ناهید کیانوش راد ، عمه ساجده کیانوش رد نامه ای خطاب به برادر زاده خود نوشته است ، در کوشه ای از این نامه آمده است «باور نمی توان کرد که آن نسل پر شور و پر امید به بند کشیده شده و در میان دیوارهای بلند اسارت گرفتار شده باشد . اما شده است !باور نمی توان کرد که دانشگاه جایگاه پلیس و تیر و تفنگ و کارزار جنگ ؛ و زندان مأمن و پناه دانشگاهیا ن شده باشد . اما شده است ! باور نمی توان کرد که حضور در برنامه دعای کمیل جرم محسوب شود . اما شده است ! باور نمی توان کرد که شرکت در کلاس تلاوت و تفسیر قرآن ؛ نتیجه اش زندان اوین باشد اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است !»
متن کامل نامه ناهید کیانوش راد به برادر زاده در بند اش که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
به نام خدا
با آرزوی سلامتی برای ساجده عزیز
امروز به وبلاگی که برای آزادیت از بنداسارت گشوده شده سری زدم نوشته ها راخواندم به چهره معصوم؛
نگاه مهربان وپرسشگرت نگریستم .از دریچه چشمانت عبور کردم و......... به انقلاب رسیدم.
انقلاب 57 ونسل 57 . نسلی که با دین به معنای مکتبی اش آشنا شد و با عشق به حق و حق طلبی ؛عدل و عدالت محوری ؛ تکریم انسان و انسانیت ، اسلام را به عنوان شیوه ای نوین برای زیستن برگزید .
من هم چون تو وهزاران انسان به ناحق به بند کشیده شده کم حوصله و بی قرارم و به تفصیل سخن نمیگویم!
انقلاب شد.شاه رفت.امام آمد. زندگی جان گرفت . به همین سادگی !
با آمدن امام جوانه های امید در دل این نسل به شکفتن آغاز کرد . همه ساده زیست شدند و قانع !به تجمل و خواب و خوراک و عافیت طلبی نه (!) می گفتند و ....
هرجا باری بود برمی داشتند ؛ هر جا کاری بود می دویدند ؛ غرق سرور و شادمانی از سرنگونی استبدادو حاکمیت عدالت و قانون !
در آن سالهای سرشار از شوق و امید سپاه متولد شد و جهاد جان گرفت !آن نسلی که پیش از این وصفشان را کرده بودم ؛ مدرسه و دانشگاه و شغل را رها کردند ،کمر همت بستند!و به آبیاری نها ل نورسته انقلاب پرداختند.
ایام و روزگار سپری شد . 10 سا ل . 20 سا ل . 30 سا ل .....و .... از آن زمان گذشته .نوجوانان آن روز جوان شدند و جوانان ،میانسا ل و میانسالان کهنسا ل .
به سادگی نمی توان باور کرد که 30 سا ل و... گذشته باشد . اما گذشته است !
باور نمی توان کرد که آن همه وحدت و شوق و اشتیاق به سر آمده باشد . اما آمده است !
باور نمی توان کرد که آن نسل پر شور و پر امید به بند کشیده شده و در میان دیوارهای بلند اسارت گرفتار شده باشد . اما شده است !باور نمی توان کرد که دانشگاه جایگاه پلیس و تیر و تفنگ و کارزار جنگ ؛ و زندان مأمن و پناه دانشگاهیا ن شده باشد . اما شده است ! باور نمی توان کرد که حضور در برنامه دعای کمیل جرم محسوب شود . اما شده است ! باور نمی توان کرد که شرکت در کلاس تلاوت و تفسیر قرآن ؛ نتیجه اش زندان اوین باشد اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است ! باور نمی توان کرد که ..... اما شده است !
در این هیاهوی نا با وری ها چشم بر هم می نهم و کسانی را می بینم که در کنار هم بودند و فدای هم !و اینک روی در روی هم با قهر و غضب هم را نظاره می کنند ! دسته ای این سوی دیوار و گروهی آن سوی دیگر ! گروهی شکنجه می دهند و گروهی شکنجه می شوند . (بر روح و جانشان ! )
کسانی را می بینم که در میانسا لی و کهنسا لی خلوت نشین سلول های زندان شده اند . کسانی که زیبا ترین لحظه های زیستنشان را برای خدمت به دین و برای تکریم انسان و انسانیت فدا کرده اند ! کسانی چون بهزاد نبوی که همنشین شهید رجایی بوده و روح و روانش سرشارازعطر وجود آن عزیز ) ، دکتر میر دامادی ( که مظلومیت و صبر و سکوتش ما را شرمنده زیستنمان کرده ! ) و کسانی دیگر ...! دهها و صد ها زن و مرد و پیر و جوانی که با بغض نشسته در گلو ؛ ما ت و مبهوت ! اینک در کنج زندان به تأ سف نشسته اند !و تاوان دفاع از آزادی انسان را با اسارت خویش پرداخته اند .
ساجده عزیز ؛ چشمان مهربان و صداقت نهفته در نگاهت اوج مظلومیتت را فریاد می کند !
دوستت دارم و در کنارت می مانم ! در کنار تو و همه کسانی که قلبشان برای نجات انسان از ظلم و استبداد می تپد .
ندای سبز آزادی: صبح امروز، 27 آذرماه، مراسم تودیع منوچهر متکی، وزیر سابق خارجه ایران، در غیاب خود او و محمود احمدینژاد برگزار شد.
این مراسم با حضور سرپرست جدید وزارت خارجه، علیاکبر صالحی و محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس دولت، برگزار شد.
به گزارش ایسنا، آقای رحیمی، معاون اول محمود احمدینژاد، جابهجایی در مقامهای دولتی را موجب «تغییر و تحول در کشور» خواند و اعلام کرد که آقای صالحی در سمت جدید خود «طرحی نو خواهد انداخت». وی هم چنین خبر داد که مراسم دیگری با حضور آقای متکی و رئیس دولت برای قدردانی از زحمات او برگزار خواهد شد.
به گزارش ایرنا، آقای رحیمی با رد گمانهزنی های مطبوعات و رسانهها درباره بیخبر بودن آقای متکی از برکناریاش در حالیکه برای ماموریت به سنگال رفته بود، اعلام کرد که وزیر سابق خارجه از انتصاب علیاکبر صالحی به عنوان سرپرست این وزارتخانه «باخبر» بوده است.
آقای متکی در حالیکه برای ارائه پیام آقای احمدینژاد به سنگال سفر کرده بود، روز 22 آذرماه از سوی رئیس دولت برکنار شد.
در ماههای گذشته، خبرهایی از برکناری وزیر خارجه و اختلاف وی با رئیس دولت شنیده میشد. برای مثال، در شهریورماه امسال، اندکی پس از آنکه احمدینژاد، برای چهار بخش از جهان، نمایندگان ویژهای را برگزید، وزیر خارجه به طور غیرمستقیم به آن واکنش نشان داد.
با وجود آنکه خبر برکناری منوچهر متکی، شگفتی برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را در پی داشت، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه هم در نشستی خبری در روز 23 آذرماه گفته بود: «تغییر آقای متکی، بر اساس اعلام دفتر ریاست جمهوری، قبلا مطرح شده بود».
علیاکبر صالحی پیش از این، ریاست سازمان انرژی اتمی را به عهده داشته است و قبلتر هم در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بعد در کنفرانس اسلامی مشغول به کار بوده است.
سرپرست جدید وزارت خارجه در مراسم تودیع اعلام کرد که اتحادیه اروپا خواستار روابط «متین» با جمهوری اسلامی است و از آنها دعوت کرد که «هرچه زودتر شيوه تقابل را به تعامل تبديل كنند»؛ زیرا این روش «برای هر دو طرف سودمندتر است».
آقای صالحی هم چنین در این مراسم اولویت سیاست خارجی کشور را «توجه به کشورهای همسایه و جهان اسلام» معرفی و جایگاه دو کشور عربستان و ترکیه را «خاص» توصیف کرد.
به هر حال علیاکبر صالحی همینک تنها سرپرست وزارت خارجه است و مشخص نیست تا زمانی که در این سمت میماند از چه امکاناتی برخوردار باشد.
ندای سبز آزادی: سازمان دیدهبان حقوق بشر، روز جمعه 26 آذرماه از مقامات کشور سوریه درخواست کرد که علی عبدالله، نویسنده و فعال سیاسی سوری را آزاد کنند. این روزنامهنگار سوری ممکن است به دلیل «انتقاد از نقض حقوق بشر در ایران» در یک «دادگاه نظامی» محاکمه شود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، علی عبدالله که به اتهام «نقض شئون اخلاقی ملی» 30 ماه را در زندان به سر برده بود، به محض آزادی دوباره بازداشت شد، زیرا در سلول خود از تسلط مذهب در سیستم حکومتی ایران و چگونگی انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1388 انتقاد کرده بود.
سوریه از متحدان نزدیک ایران به حساب میآید و در دیدارهای میان مقامهای سوری و ایران، این کشور همواره از فعالیتهای هستهای ایران حمایت کرده است.
سارا لی ویستون، رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیدهبان حقوق بشر در نیویورک در اطلاعیهای مینویسد: «حکومت سوریه که به نداشتن سعه صدر در برابر انتقاد شهره است، گویی در بیتحملی به رکوردی جدید دست یافته است و گویی دیگر برای مقامهای سوری کافی نیست که منتقدان صلحطلب سیاستهای خود را به زندان بیاندازند. اکنون آنها میخواهند آدمها را به دلیل سخنانش درباره دیگر حکومتها هم تنبیه کنند».
علی عبدالله که جزو گروه مخالف «منشور دمشق» است، در حالی که 30 ماه را در زندان سپری کرده بود، میبایست خردادماه امسال آزاد میشد. اما مقامهای سوری وی را به دلیل بیانیهای به یک آژانس خبری درباره نقش نقض حقوق بشر در ایران در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1388 و به دلیل مقالهای در انتقاد از ولایت فقیه به دادگاهی نظامی فرستادند.
250 امضاکننده «منشور دمشق» همگی از چهرههای مطرح مخالف حکومت سوریه از مذهبی تا سکولار هستند. آنها در این منشور که در سال 2005 منتشر شد، حکومت سوریه را حکومتی «توتالیتر و تمامیتخواه» میخوانند و خواستار اصلاحات تدریجی و صلحآمیز بر پایه گفتوگویی مستمر هستند.
در شهریورماه سال 89 قاضی یک دادگاه تحقیقاتی نظامی، علی عبدالله را به «خراب کردن روابط سوریه با کشوری دیگر» متهم کرد. وکلای او به این تصمیم دستگاه قضایی اعتراض کردند، اما سرانجام در اواسط آذرماه، یک دادگاه نظامی این اتهام را تایید کرد و او باید در تاریخی که هنوز نامشخص است، در مقابل دادگاه حاضر شود.
او همراه به 11 فعال دیگر به اتهام مبهم «تضعیف اخلاقیات ملی» و «پخش اخبار دروغ یا مبالغهآمیز که ممکن است اخلاق جامعه را تحتتاثیر قرار دهند» به 30 ماه زندان محکوم شد.
علی عبدالله، نویسنده و خبرنگار، به دلیل فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسیش تاکنون سه بار به زندان افتاده است.
ندای سبز آزادی: يك عضو كميسيون اجتماعي مجلس معتقد است كه عدم مديريت،علت حادثه معدن كرمان بوده است.
سيد علي محمد موسوي مباركه نماينده مباركه در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در ارتباط با حادثه اخير معدن كرمان اظهار داشت: از نظر اسلام حق نداريم فردي را كه داراي شغلي پائينتر از ساير مشاغل است را به گونهاي ديگر نگاه كنيم.
اين نماينده مجلس با تاكيد بر اينكه حادثه اخير كه منجر به كشته شدن تعدادي از كارگران شد نشانگر عدم مديريت است ،خاطر نشان كرد: تكرار اين حوادث نشاندهنده ضرورت توجه بيشتر مسئولين به معادن است.
موسوي ادامه داد: در اين حادثه ضروري به نظر ميرسد كه از خانوادههاي كارگران فوت شده دلجويي به عمل آيد و حمايتهاي لازم از آنها شكل گيرد.
به گفته وي هر حادثهاي كه رخ دهد مسئولين بايد در ارتباط با آن پاسخگو باشند.
ندای سبز آزادی: روزنامه «دیلیتلگراف» مدعی شد که ایران گفتوگو در مورد پیشنهادی را به صورت پنهانی آغاز کرده که طبق آن تحریمها در مقابل واگذاری بخش زیادی از ذخیرۀ اورانیوم و تعلیق غنیسازی سوخت هستهای، مرتفع خواهد شد. به گزارش خبرآنلاین به نقل از وبسایت این روزنامه انگلیسی، توافقی به ابتکار ترکیه مطرح شده که از ایران میخواهد تا حدود یک هزار کیلوگرم از اورانیوم کم-غنیشده و همچنین تمام ۳۰ کیلوگرم ذخیرۀ اورانیوم غنیشدۀ ۲۰ درصدی خود را به مکان امنی منتقل سازد. در عوض، فرانسه و روسیه میل سوختی حاضر و آماده برای ایزوتوپ دارویی رآکتور را تأمین خواهند کرد. رآکتور بوشهر، تزئینی میشود؟ روز پنجشنبه «دیلیتلگراف» به نقل از یک مقام مرتبط با این مذاکرات نوشت: ما فکر میکنیم این معامله انجامپذیر است. اما هنوز جزئیات بسیاری برای عملی شدن آن وجود دارد. این روزنامۀ بریتانیایی مدعی شد منابع دیپلماتیک گفتهاند مذاکرهکنندگان ایرانی و ترک چندین نوبت برای گفتوگو دربارۀ شکل های این معامله با یکدیگر ملاقات کردهاند. آنها امیدوارند این پیشنهاد را ماه آینده در نشست ۱+۵ و ایران در استانبول رو میز بگذارند. پس از ملاقات وزیر خارجۀ ترکیه و مقامات ایرانی در بحرین، فرانسه، روسیه و آمریکا نیز در حال گفتوگو هستند. یک کارشناس مسائل هستهای در دانشگاه «بیلکنت» آنکارا به «دیلیتلگراف» گفت: ترکیه خواهان تحمیل خود در سطح جهانی نیست. اما در اینجا سهمی واقعی دارد. دیپلماسی کمعمق و تهدیدآمیز راه حل نیست. ایران نیازمند طرف گفتوگویی است که به آن اعتماد دارد. در آمریکا دو نظر در مورد ابتکار عمل ترکیه وجود دارد. ماه گذشته برخی از سناتورها متنفذ از اوباما خواستند تا هر گونه توافقی را پیش از تعلقی غنیسازی از سوی ایران رد کند. اما هیلاری کلینتون اخیراً گفت ایران میتواند به صورت مشروط، به غنیسازی ادامه دهد. ایدۀ مبادلۀ سوخت به ژوئیۀ ۲۰۰۹ باز میگردد، هنگامیکه ایران از آژانس بینالمللی انرژی اتمی مجوز خواست تا برای رآکتور تحقیقاتی تهران سوخت بخرد. فرانسه، روسیه و آمریکا پیشنهاد کردند در قبال انتقال هزار و ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم کم-غنیشدۀ ایران، میل سوختی در اختیارش قرار دهند. بر سر تحویل میل سوختی قبل یا بعد از انتقال اورانیوم رقیق ایران بحث درگرفت و این پیشنهاد به فرجامی نرسید. اما در ماه می ۲۰۰۹ ترکیه و برزیل توافقی را با ایران به امضا رساندند که در آن پیشبینی شده بود هزار و ۲۰۰ کیلوگرم از ذخیرۀ اورانیوم کم-غنیشدۀ ایران به آنکارا منتقل گردد و در عوض میل سوختی به ایران تحویل شود. آمریکا با این طرح مخالفت کرد با این بهانه که ایران تا آن مقطع اورانیوم بیشتری (هزار و ۵۰۰ کیلوگرم) را غنی ساخته است. و پس از توافق سه جانبه ایران، ترکیه و برزیل برای تبادل سوخت، تحریم های شدیدتر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران با تلاشهای امریکا تصویب شد.
ندای سبز آزادی: تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی در شام غریبان حسینی با حضور در منزل سید مصطفی تاجزاده زندانی ممنوع الملاقات از همسرش فخرالسادات محتشمی پور که به همراه خانواده نوری زاد مقابل اوین طی یورشی وحشیانه بازداشت و به اداره منکرات منتقل شده بود، استقبال کردند. به گزارش ندای سبز آزادی ، محتشمی پور که همراه همسر نوری زاد و مادر پیر او بلافاصله بعد از آزادی برای معاینات پزشکی به بیمارستان رفته بود در بازگشت به خانه ضمن تشکر از میهمانانش و همه افرادی که طی چند ساعت بازداشت او، فرزندش را که بیش از یک و سال نیم است در بازی کودتاگران آرامش از زندگی اش رخت بربسته، تنها نگذاشته اند از وخامت حال خانم نوری زاد ابراز نگرانی کرد. وی با شرح مصائبی که در بعد از ظهر عاشورا براو و خانواده نوری زاد گذشت این واقعه را لکه سیاهی در کارنامه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و پلیس دانست که هرگز از خاطر ملت مسلمان ایران و آزادگان ایرانی پاک نخواهد شد. همسر تاجزاده گفت : ما فقط برای آگاهی از احوال عزیزانمان و توسل به ائمه (ع) به مقابل اوین رفتیم و نه تنها جوابی نگرفتیم بلکه مورد هتک حرمت و بی ادبی مأموران جور قرار گرفتیم و موجب تأسف است که در حالی که رسانه میلی حسین (ع) را چهره ای محبوب و مقبول حتی برای غیرمسلمانان معرفی می کند اما در روز عاشورای حسینی به زنان مؤمنه هجوم می آورند. آن هم در حال قرائت دعا و در نشستی مسالمت جویانه. ما شکایت زورگویان مزور زمانه مان را به جدمان رسول الله (ص) می بریم و از خدا مدد می جوییم که ما را در افشای ظلم پایدار بدارد. لازم به ذکر است تعدادی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی به شکل حضوری یا غیرحضوری ضمن دلجویی از خانواده تاج زاد و نوری زاد این اقدام غیرانسانی را نکوهش کرده پایداری خانواده های زندانیان سیاسی را در جهت استیفای حقوق اولیه شان ستودند.
ندای سبز آزادی: محمدصادق جوادی حصار، سردبیر روزنامه توقیف شده توس و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی فردا (یکشنبه ٢٨ آذرماه) محاکمه می شود. به گزارش جرس، این روزنامه نگار مشهدی متهم به “اقدام علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” است که در دادگاه انقلاب مشهد فردا محاکمه می شود. بنا بر این گزارش، جوادی حصار در تاریخ ۱٠ دی ماه سال ٨٨ به وسیله نیروهای امنیتی بازداشت شد که با گذشت بیش از ۵ ماه در زندان مشهد، روز ۱۱ خرداد امسال به صورت موقت از زندان آزاد شده بود.
ندای سبز آزادی: چندی پیش مجمع روحانیون مبارز از مسئولان قضایی خواسته بود به فرمان هشت مادهای امام خمینی (س) پایبند باشند. کلمه چندی پیش متن کامل این فرمان را منتشر کرد و اکنون مصاحبه سایت جماران با آیتالله محقق داماد را برای آگاهی یبشتر خوانندگان منتشر میکند. آیت الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد، فقیه، حقوقدان و استاد فلسفه، که در آن زمان به عنوان رئیس سازمان بازرسی کل کشور در ستاد اجرایی فرمان هشت ماده ای امام حضور داشته، در این گفتوگوی مکتوب، ضمن بازخوانی چرایی و چگونگی صدور فرمان به شرح اقدامات ستاد اجرایی می پردازد. او فرمان هشت مادهای امام را یک سند فقهی توصیف میکند که در سختترین شرایط، بر پاسداری از ارزشهای اخلاقی و انسانی و اسلامی تاکید میکند. جناب آقای دکتر محقق داماد، شما در سال ۱۳۶۱ یکی از اعضاء شاخص ستاد اجرائی فرمان ۸ مادهای حضرت امام بودید لطفا در مورد فرمان ۸ مادهای و ستاد اجرائی مختصراً توضیح بدهید. بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و فروریزی دستگاههای دولتی نوعی تندروی و اعمال روشهای خشن امری روزمره شده بود. مخصوصاً در شرایط درگیریهای مسلحانه سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ روند قانونمندی جامعه به شدت آسیب دیده بود. در این شرایط بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در فرمانی که بعداً به فرمان ۸ مادهای معروف شد، در راستای جلوگیری از تجاوزات و تندروی ها دستورات قاطعی صادر کردند که در قانونمند کردن کارکردهای نهادهای انقلابی و کارگزاران و مأمورین دولتی در قوای اجرائی و قضائی بسیار تأثیر گذار شد. امام در شرایط سخت جنگ خارجی و جنگ مسلحانه گروههای داخلی حفظ ضوابط و معیارها را ضروری اعلام کردند به نحوی که هیچ عذر، ضرورت وحتی مصلحتی تجاوز به حقوق شهروندی مردم را توجیه نکند و با افراد خاطی برخورد شود. این فرمان عام و کلی و شامل موارد متعددی بود به منظور عملیاتی کردن هر یک از بندهای این فرمان ستادی تشکیل شد مرکب از آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان رئیس تشکیلات قضائی و رئیس دیوان عدالت اداری و اینجانب به عنوان رئیس سازمان بارزسی کل کشور و نخست وزیر وقت و وزیر وقت کشور و وزیر مشاور در امور اجرائی.این ستاد تحت ریاست آیت الله موسوی اردبیلی جلسات خود را مرتباً تشکیل میداد و احکام نصب اعضاء این ستاد تماماً از طرف رهبری انقلاب صادر شده بود. ستاد اجرائی در اولین اقدام به منظور اجرائی کردن بندهای فرمان ۸ مادهای منشور اجرائی در قالب ۲۴ ماده تنظیم و به تصویب رساند که در واقع دستورالعمل هیاتهای بازرسی بود که به منظور نظارت بر اجرای فرمان ۸ مادهای تشکیل شده بود. نحوه نظارت بر اجرای فرمان ۸ مادهای چگونه بود؟ با شروع کار ستاد مرکزی هیاتهای سه نفره بازرسی یک نفر به انتخاب قوه قضائیه یک نفر از طرف نخست وزیری و نفر سوم توسط بازرسی کل کشور تشکیل و به استانها اعزام شدند گزارش این هیأتها در ستاد مرکزی مبنای کار بود و بر اساس تخلفات و جرائم اعلامی در برخورد با متخلفین تصمیمات قاطع و سریع اتخاذ میشد. نحوه اقدام ستاد اجرائی چگونه بود؟ ستاد غالباً جلسات خود را شبها تشکیل میداد و به گزارشها رسیدگی میکرد و تصمیمات متخذه بلافاصله ابلاغ و روز بعد از طرف صدا و سیما انتشار مییافت که چندین مورد عزل مقامات مختلف قضائی و اجرائی و تحت پیگرد قرار دادن متخلفین جو خوشبینی بیسابقهای ایجاد کرد به طوری که بسیاری از افراد که در مقابل تندرویها وجو رادیکال سالهای ۶۰ و ۶۱ مرعوب شده و مهاجرت کرده بودند، به کشور بازگشتند و کسی جرأت نمیکرد که قوانین را نقض کند. انتشار نام متخلفین که عزل میشدند یا تحت پیگرد قرار میگرفتند، باعث عبرت دیگران شده بود، به طوری که درصد تجاوزات از قوانین و موازین به طور بسیار محسوسی کاهش یافت. مهمترین تخلفات در چه زمینههائی بود؟ گزینشها و هیاتهای بازسازی و پاکسازی ادارات و مراکز آموزش عالی وضع نامناسبی داشت. علاوه بر این، تجاوز به اموال و حریم شخصی مردم نیز به رویهای هر روزه تبدیل شده بود. امام در آن شرایط که هر روز چند خانه تیمی کشف میشد رعایت حدود قانونی و شرعی را لازم دانستند. برای مثال مشخصاً یکی از بندهای فرمان ۸ مادهای مضمونا اینگونه بود که اگر مأمورین دادستانی برای کشف و دستگیری اعضاء خانههای تیمی وارد منزلی شدند، فقط در حدود مأموریت محوله اقدام کنند، به طوری که (اگر مثلاً) آلات لهو و لعب مشاهده کردند، از این جهت متعرض صاحب یا ساکنین خانه نشوند. چنین بلندنظری و تساهلی در آن شرایط بحرانی از شخصیتی در حد و قد و قواره امام قابل انتظار بود، به طوری که بعضی از مضامین بندهای فرمان ۸ مادهای مورد شگفتزدگی و تعجب حتی صاحب نظران میشد. در کوتاهترین بیان، پیام فرمان ۸ مادهای چه بود؟ اقدام به اجرای قوانین و مقررات و حفظ اموال و نفوس مردم و حفظ حریم خصوصی و رعایت حقوق شهروندی. سرانجام ستاد اجرائی فرمان ۸ مادهای چه شد؟ بعد از اعزام هیاتهای بازرسی و قانونمند شدن نسبی و تدریجی سازمانهای دولتی و نهادهای انقلاب و به کار افتادن سیستمهای نظارتی که در قانون اساسی و قوانین عادی پیشبینی شده بود ضرورت ادامه کار ستاد اجرائی عملاً از بین رفت. یک قسمت تحت عنوان هیاتهای قضائی زیر نظر آیت الله موسوی اردبیلی باقی ماند که مدتها همانند دادگاههای اصل ۴۹ در مورد بعضی پروندههای مفصل تصمیمگیری میکردند. به نظر شما مهمترین بند منشور ۲۴ مادهای که بر اساس فرمان ۸ مادهای تصویب شد کدام است؟ همه بندهای ۲۴ گانه منشور با استعانت از منطوق و مدلول یا روح فرمان ۸ مادهای تنظیم و تصویب شده بود و انتخاب از بین آنها مشکل است برای نمونه در بند ۱۱ منشور چنین آمده است: «افراد کمیتهها از حیث وظایف انتظامی تابع وزارت کشور در امور مربوطه به قوه قضائیه (اعم از دادگاهها و دادسراهای انقلاب و دادگاههای کیفری یک و دو) ضابط قوه قضائیه محسوب و فقط مجری اوامر کتبی و قانونی مقامات قضائی صالحه در محدوده حوزه مأموریت خود میباشند و بدون حکم مقامات صالحه قضائی حق هیچگونه تحقیق، تفحص و احضار و جلب و دستگیری افراد یا ورود به منازل و تعرض به اموال را وجهاً من الوجوه ندارند. جرائم مشهود از شمول این حکم مستثنی است. متخلفین درمحاکم صالحه محاکمه و مجازات شرعی و قانونی میشوند. کلیه مأمورین انتظامی و اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کمیتهها و بسیج موظفند از اجرای دستورات و اوامر مقامات غیر قضائی در زمینه احضار و جلب و دستگیری افراد و توقیف اموال اکیداً خودداری کنند.» به نظر شما به طور کلی چه درس وپیامی این فرمان داشت ؟ به نظر من این فرمان از یک فقیه جامع الشرائطی مانند امام می تواند حاوی درس بلکه دروس مهمی باشد.شما می دانید که فقه ما علاوه بر نصوص شرعیه که در منابع اولیه وجود دارد یکی از منابع مهم آن سیره اصحاب وعمل فقیهان بزرگ است. امام خمینی (س) که یکی از فقیهان بزرگ تاریخ ونمونه کامل مکتب فقهی قم است به یک پندار غلط وخطا خط بطلان کشید، و آن این بود که برخی چنین می اندیشیدند و شاید هنوز هم چنین بپندارند که مصلحت همه چیز را توجیه میکند. دروغ، خیانت، افترا، اتهام زدن به دیگران، آزار و شکنجه مردم و حتی اشاعه فحشاء همه این اعمال در شرائط عادی حرام وممنوع است ولی می گویند اگر مصلحت اقتضاء کند مجاز بلکه واجب است! در حالی که این به معنای نفی تمامی ارزشهای الهی و انسانی است. امام خمینی در شرائط سخت جنگی، ترور و وحشتی که تروریستها ایجاد کرده بودند و هر روز نقطه ای از کشور دچار انفجار میشد و عزیزان بسیار گرانبهایی از ما شهید می شدند، حتی در چنین شرایطی ارتکاب اعمالی را که در متن فرمان آمده است مجاز ندانستند. به عقیده ایشان، هیچ مصلحتی بالاتر از ارزشهای اسلامی – انسانی نیست و اگر همه این اعمال مجاز شود، دیگر نظام معنی ندارد. این فرمان با توجه به شخص و شخصیت صادر کننده باید یک سند فقهی شناخته شود وبه نظر من بایستی با آثاری نظیر تنبیه الامه نائینی که در مشروطیت توسط میرزای نائینی تالیف شد مقایسه شود. تنبیه المله وتنزیه المله در مقام پاک کردن اتهاماتی است که بر روحانیت شیعه وقت وارد می شد که این طایفه مخالف آزادی ودموکراسی و پیشرفتهای زندگی روزمره مردم هستند، و لذا عنوان کتاب تنزیه المله نهاده شد و تمامی این اتهامات را از دامن روحانیت پاک کرد. اعلام کرد که لااقل افرادی از فقها هستنند که اینگونه فکر می کنند. در تاریخ صدور این فرمان، این اتهام را بر حکومت اسلامی وارد میساختند که دراین نظام هدف وسیله را توجیه میکند و امام با صدور فرمان، این اتهام را به عنوان یک فقیه بزرک و معمار انقلاب از دامن نظام اسلامی زائل ساخت. من البته به هیچ وجه مدعی نیستم که کسی از فرمان تخلف نکرد. متخلف همیشه وجود داشته، ولی باید سعی کرد که متخلفین به نام اسلام چنین نکنند. در خاتمه، تذکر این نکته را ضروری میدانم که برخی از مطالب و نکاتی که در متن فرمان آمده بود، دقیقا در قوانین موجود از جمله در آئین دادرسی کیفری وجود داشت. ولی اینکه امام خمینی برآن تاکید فرمود، به این علت بود که برخی از متخلفین اینگونه مقررات را جزء قوانین فرهنگ غربی معرفی کرده بودند و میگفتند این همان مطالبی است که طرفداران حقوق بشر غربی طالب آنها هستند و مقید بودند که رعایت نکنند و آن را نقض کنند. و متاسفانه نقض این گونه قوانین ومقررات را به دین اسلام و یا روحیه انقلابی منتسب میساختند. به هر حال اگر فضای آن زمان تصور گردد صدور این فرمان در آن زمان و آن جو و فضا، یکی از مظاهر شجاعت دینی امام مبتنی بر تقوا و فقاهت شمرده خواهد شد. تقوائی که در مرجع تقلید شرط است، عبارت است از مخالفت هوی و اطاعت محض از اوامر الهی و شجاعت انجام خواستهای خداوند، حتی اگر هم مخالف با افکار عمومی باشد.
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاجزاده در سی و هشتمین عریضه خود به دادستان تهران خواستار ملاقات خود با همسرش شد و نوشت : من باید فورا همسرم را ببینم باید فورا از حالش شخصا باخبر شوم باید به او خبر بدهم از سلامت خودم، از حال بچه ها و مادر و پدرش. می خواهم بگویم عزیزم ملالی نیست جز دوری تو. ملالی نیست جز حمله اشقیا به عزاداران حسینی هنگام خواندن دعا.می خواهم حالش را بپرسم می خواهم بپرسم در روز عاشورا صدای مرا شنیده است؟ متن عریضه سی و هشتم که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته به شرح زیر است:
به : دادستان تهران از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای ۸۹،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین بسم الله الرحمن الرحیم سلام آقای دادستان امروز در دوازدهم محرم الحرام و هنوز دل شکسته از مصائبی که در عاشورای حسینی بر ما و خانواده برادر ارجمندم محمد نوری زاد رفت نه به دلیل این که نفس تحمل ستم دردآور است بلکه از این رو که سیلی خوردن از مدعیان مسلمانی در ماه حرام سوزناک است و از این رو که نه فقط انقلابمان بلکه دینمان نیز دارد توسط نااهلان نامحرم به تاراج می رود. آقای دادستان! من کلامم را با سلام آغاز می کنم که پیامبر رحمت با آن آغاز سخن می کرد حتی وقتی دشمنانش را مخاطب قرار می داد. شما که لابد دوستید و مستحق سلم و سلامت. با سلام آغاز کردم تا از سلامت همسر عزیزدربندم پرسش کنم که حالا با انتقال تنها مصاحبش لابد باز هم محبوس در انفرادی است. از سلامت همسرم که می دانم روزه دار است در اعتراض به ستم هایی که بر او روا می دارید و برما و فرزندان و پدر و مادرش. خدای من چگونه می شود این همه آه و این همه ناله شنیده نشود یا شنیده شود و به تمسخر گرفته شود؟ من باور نمی کنم که انسان دلش از سنگ شود. باور نمی کنم چرا که خداوند راه توبه را برای دنی ترین و شقی ترین بندگانش نیز بازگذاشته است. اما چرا بعضی آدم ها اصرار دارند که به شنائت و دنائت و قساوت شهره شوند و به کین توزی؟ این ها که صفاتی اهریمنی هستند و موجب نفرت مردم از متصفین به آن ها؟! بهت برانگیز است این کردارها در زمانه ای جنگ طلبان منفورند و صلح طلبان تکریم می شوند. حالا از این حرف ها که حرف دل ماست بگذریم آقای دادستان برویم سراغ عزیزدلمان مصطفای نازنین من. کجاست او حالا که نوری زاد را هم برده اند از کنارش حالا به واقع دارد دوباره طعم انفرادی را می کشد یارمن ؟؟؟ وای تصور آن روزهای سخت شکنجه و آزار دیوانه ام می کند آقای دکتر. شما این چیزها را درک می کنید؟ انگار یک بار دیگر هم پرسش کردم از عشقتان به همسر و فرزندانتان به مادرتان پدرتان و دیگر اعضای خانواده تان. به نظرم کسی که در یک خانواده پر از مهر و عاطفه رشد کرده باشد معنی عاطفه را خوب می فهمد. آقای دادستان! من باید فورا همسرم را ببینم باید فورا از حالش شخصا باخبر شوم باید به او خبر بدهم از سلامت خودم، از حال بچه ها و مادر و پدرش. می خواهم بگویم عزیزم ملالی نیست جز دوری تو. ملالی نیست جز حمله اشقیا به عزاداران حسینی هنگام خواندن دعا.می خواهم حالش را بپرسم می خواهم بپرسم در روز عاشورا صدای مرا شنیده است؟ صدای یا زینبم را و فریاد مصطفی مصطفایم را. آقای دادستان در اداره منکرات آن مردی که از سینه زنی آمده بود مأموریتش را انجام دهد و گفت پسرعموی من است و نبود چون پسرعموی من جانباز است و حالا دلش هم شکسته سخت و پناهنده جدّش شده و مادرش زهرا(س) در دارالزهرا، آن مرد از من پرسید دوست داری بروی زندان؟ با تعجب پرسید و من آرام گفتم می خواهم بروم پهلوی همسرم. مصطفایم. آن مرد که می گفت اسمش سیدی است و من نمی دانم راست می گفت یا نه لابد منظورش این بود که زن تو واقعا با همه آن چه شنیدی و برایت گزارش کرده اند از انفرادی و آزار و شکنجه نمی ترسی؟ من اما اصلا به این چیزها فکر نمی کردم و نمی کنم. هرجا که به کوی یار نزدیک تر باشد برای من خوش است و نیکو. آقای دادستان جایی خواندم که برای خانواده های زندانیان سیاسی برنامه هایی دارید. یک چشمه اش را نشانمان دادید روز عاشورا، منتظر بقیه اش می مانیم در باقی ماه این حرام. ما با صبر و صلاة داریم خودمان را برای ادامه راه آماده می کنیم. به آمرین بفرمایید که نوبت نمایش پرده های ما هم می رسد. پرده های عاشقی! امن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السوء؟؟؟ فخرالسادات محتشمی پور که ذکر یا زینب را نمی توانید از او بگیرید دوازدهم محرم الحرام ۱۴۳۲ برابر با بیست و هفتم آذرماه ۱۳۸۹
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر