ندای سبز آزادی: دیروز(پنجشنبه) خانواده نوری زاد برای اطلاع از وضعیت جسمی این کارگردان و روزنامه نگار ایرانی که در هفتمین روز اعتصاب غذای خشک بسر می برد، در مقابل زندان اوین تهران بست نشسته بودند که با توهین و تحقیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.
به گزارش امروز، لحظاتی پس از بازداشت به دلیل برخورد بد ماموران و به اسارت کشیدن همه اعضای خانواده نوری زاد ، همسر نوری زاد در بازداشتگاه دچار حالتی اورژانسی شد . همسر نوری زاد سابقه فشار خون بالا را دارد. به گفته نزدیکان ایشان از روز گذشته تا امروز تماسهای زیادی برای ملاقات با وی انجام شده اما به دلیل اینكه همسر محمد نوری زاد در اثر استرس فراوان دچار شوک عصبی شده بودند ترجیح داده شد تا ظرف یك دو روز آینده ملاقاتی با ایشان صورت نگیرد تا وی در آرامش كامل سلامتی خود را بازیابد
ندای سبز آزادی: در واکنش به تداوم اعتصاب غذای تعدادی از زندانیان سیاسی و بی توجهی مسئولین نسبت به این قضیه، جمعی از خانواده های زندانیانِ سیاسی و عقیدتی، با صدور بیانیه ای، از روزه سیاسی خود در روز یک شنبه ٢٨ آذرماه ٨٩، جهت حمایت از اهداف آزادی خواهانه و عدالت طلبانه زندانیان" خبر داده و خاطرنشان کرده اند "هنگام افطار نیز برای آزادی همه زندانیان سیاسی دسته جمعی دعا می کنیم. هر خانه یک سفره افطار و در کنار هر سفره افطار دعاهای سبزی که توسط دل های شکسته و امیدوار خوانده می شود. "
به گزارش جرس، متن بیانیۀ "روزۀ سیاسیِ جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی" به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
استعینوا بالصبر و الصلاة
زندانیان سیاسی درست از فردای کودتای انتخاباتی تا کنون مظلومانه اما با درایت و هوشیاری تمام، کوس رسوایی ستمگران زیاده طلب را به صدا در می آورند. آن ها همه یک رسانه شده اند تا صدای مظلومیتشان را به همگان برسانند و گاه بر اثر فشارهای وارده راه هایی را در پیش گرفته اند که در شرایط عادی منطقی به نظر نمی رسد. اعتصاب غذا یکی از راه های رساندن صدای مظلومیت عزیزان ماست که آن را نمی پسندیم چون موجب رسیدن آسیب به آنان می شود و سلامت تن و روان آنان برای ادامه جنبش سبزمان انکار ناپذیر است.
هنوز تعدادی از زندانیان مظلوممان در اعتصاب غذا به سر می برند و ما نمی توانیم نسبت به این امر مانند مسئولان بی تفاوت باشیم. بنابرین ما خانواده های زندانیان سیاسی با اعلام روزه سیاسی در روز یک شنبه ٢٨ آذرماه ٨٩، به حمایت از اهداف آزادی خواهانه و عدالت طلبانه عزیزانمان، روح خود را صیقل می دهیم و هنگام افطار برای آزادی همه زندانیان سیاسی دسته جمعی دعا می کنیم. هر خانه یک سفره افطار و در کنار هر سفره افطار دعاهای سبزی که توسط دل های شکسته و امیدوار خوانده می شود.
به امید روزی که هیچ زندانی، زندانی سیاسی نداشته باشد.
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
بیست و ششم آذر ماه ٨٩
گفتنی است نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشری، آرش صادقی فعال دانشجویی دانشجوی زندانی، غلامحسین عرشی از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، رضا شهابی فعال سندیکایی و محمد نوری زاد نویسنده، زندانیانی هستند که کماکان در اعتصاب غذا به سر می برند و از وضعیت آنان خبری در دست نمی باشد.
ندای سبز آزادی: درحالیکه محمد نوری زاد، زندانیِ سیاسیِ اعتصابی، بر اثر اعتصاب غذا دچار وضعیت وخیم جسمانی شده و روز گذشته با زور و اجبار ماموران به بیمارستان منتقل گردیده، دادستان تهران معتقد است "وضعیت جسمی وی خوب و مناسب می باشد."
محمد نوری زاد، نویسنده و سینماگر زندانی، روز گذشته (عاشورا) در حالیکه در ششمین روز از اعتصاب غذای خشک خود به سر می بُرد، بدلیل شرایط نامساعد ناشی از اعتصاب، در ساعات اولیه بامداد توسط مأموران به زور به بیمارستان منتقل گردید و از آن پس خبری از وی منتشر نشده است.
با این حال، روز جمعه عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، طی گفتگویی با خبرگزاری ایسنا، اخبار منتشره را "ادعا" ذکر کرد و گفت: "وضعیت جسمی نوری زاد خوب و مناسب است. "
گفتنی است روز عاشورا، همچنین خانواده نوری زاد و همسر مصطفی تاج زاده، دیگر زندانی سیاسی، در مقابل زندان اوین دست به تحصن زده بودند، که همراه با اهانت و توهین ماموران چندین ساعت مورد بازداشت قرار گرفتند.
همسر محمد نوری زاد، بعد از آزادی، بدلیل مشکلات حاد جسمانی (حمله قلبی و نوسانات شدید فشار خون)، به بیمارستان مدرس تهران و با نظر پزشکان، در بخش مراقبت های ویژه بستری گردید و کماکان از وضعیت مساعدی برخوردار نمی باشد.
طی روزهای اخیر مراجع، شخصیت ها و طیف زیادی از فعالان، خواستار توقف اعتصاب غذای نوری زاد و چهار زندانی اعتصابی در زندان اوین شده بودند.
این زندانی سیاسی همچنان بر تداوم اعتصاب غذای خود تاکید دارد.

ندای سبز آزادی: با گذشت یک سال از حملات نیروهای شبه نظامی و لباس شخصی های حامی حکومت به مسجد قبای شیراز (محل تدریس و اقامه نماز آیت الله دستغیب)، کماکان مسئولان مربوطه هیچ اقدامی در جهت دفاع از افرادی که مورد ضرب و شتم و آسیب های جدی واقع شده، صورت نمی دهند.
به همین مناسبت، تارنمای حدیث سرو، گزارشی کامل از رخدادهای ماههای اخیر- از زمان اولین حملات لباس شخصی ها به مسجد- انتشار و همراه با تصاویر و مستنداتی، در اختیار عموم قرار داده اند.
گفتنی است از زمان آغاز انتقادات آیت الله سیدعلی محمد دستغیب، به دولت، حکومت و رهبر جمهوری اسلامی (بویژه بعد از انتقادات وی به نتایج انتخابات و سرکوب مردم معترض)، مسجد محل اقامه نماز و محل تدریس و بیت وی، مورد حملات و آتش سوزی توسط شبه نظامیان بسیج (با حمایت نیروهای انتظامی) قرار گرفت و در جریان این حملات متعدد، گروه زیادی از نمازگزاران و شاگردان آن مرجع مردمی، مورد ضرب و شتم و آسیب های جسمانی قرار گرفتند.
متن کامل و مصور این گزارش، در تارنمایِ "حدیث ســرو" منتشر شده است.
ندای سبز آزادی: در حالیکه محمد نوری زاد در هفتمین روز از اعتصاب غذای خشک خود به سر می برد بنا به اخبار واصله به علت وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده اما تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست و هیچ مقام قضایی و رسمی حاضر به پاسخگویی به نگرانی های خانواده وی نشده است.
همچنین بدنبال پیگیری روز گذشته خانواده نوری زاد در مقابل زندان اوین به علت برخورد خشونت آمیز ماموران امنیتی حال همسر نوری زاد نیز وخیم گزارش شده و از دیروز در بخش مراقبتهای ویژه پزشکی بیمارستان بسر می برد. مادر آقای نوری زاد با حالی بسیار منقلب می گوید: "شش هفته است که از پسرم خبری ندارم.من یک مادر هستم و از مسئولین می خواهم بگذارند فرزندم را ببینم."
به همین مناسبت "جرس" با مادر محمد نوری زاد که می گوید: "من یکسال و نیم است که هرچه بر سرمان آوردند هیچ مصاحبه ای نکردم اما الان دیگر نمی توانم دردم را نگویم" در خصوص شرایط بحرانی پیش آمده به گفتگو پرداخته است که متن آن در پی می آید:
خانم نوری زاد چه مدت است که فرزندتان را ندیده اید و از حال وی بی خبرید؟
ما به هر ریسمانی داریم چنگ می اندازیم تا یک خبری از وضعیت پسرم بگیریم اما تا الان اجازه ملاقات یا تلفن نداده اند. من شش هفته است که از پسرم خبری ندارم. هفت روز است که اعتصاب کرده است و می گویند که حالش وخیم شده و به بیمارستان منتقل شده است. ما اصلا نمی دانیم که آیا راست می گویند که به بیمارستان منتقل شده یا اصلا همان اوین است؟ نمی دانیم حقیقت دارد یا نه؟ من یک مادر هستم و حق مسلم من است که بدانم وضعیت فرزندم چطور است. چرا باید اجازه داده نشود که یک مادر فرزندش را ببیند، چرا؟
فرزند من نویسنده است. سی سال است که شنیدها و دیده ها را می نویسد و دست به قلم است، چطور شده که این چند سال نباید بنویسد و بگوید؟ مگر فرزند من چه نوشته که به ضرر این نظام و حکومت باشد؟ تنها گناه او نویسندگی است. نویسنده اگر قلمش آزاد نباشد که دیگر نامش "خفقان" است. حالا کسانی هستند که از این موضوع ناراحت شده اند و به آنها برخورده است و به همین دلیل او را به زندان انداخته اند. الان یکسال و نیم است که فرزندم در زندان تحت بدترین شرایط است و چه شکنجه هایی به او وارد شده است. کتک خوردنش را من دیده ام، لباسش را که درآورد آثار این ضربات را دیدم. تازه خیلی چیزها را ما ندیدیم و از نظر ما پنهان بوده که این بچه چه سختی ها در این یکسال و نیم تحمل کرده است. قبلا هفته ای دو هفته ای یکبار به مدت خیلی کوتاه ملاقات کابینی داشتیم. الان همان ملاقات را هم از ما گرفته اند. اخیرا هم که گفته اند حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده، شب و روز ما شده گریه. ما خبر نداریم که اصلا فرزندم زنده است یا نه؟ آخر کجا برویم، دردمان را به چه کسی بگوییم؟
شما برای پیگیری وضعیت فرزندتان و بیان خواسته هایتان به کجا ها مراجعه کرده اید؟
به همه جا، قوه قضاییه، پیش مراجع وعلما قم رفتیم دیگر به چه کسی دردمان را بگوییم؟ در کجا را بزنیم؟
الان هفت روز است که اعتصاب خشک کرده است و اصلا نمی دانم کجاست و در چه شرایطی است. گفته بود که خون من باید با خون سیدالشهدا قاطی شود، الان هم که می گویند حالش بد شده و ... ( جملات با گریه قطع شد)
اعضای خانواده نوری زاد برای خواندن زیارت عاشورا و بدست آوردن اطلاع از وضعیت آقای نوری زاد به زندان اوین مراجعه کرده بودند می توانید برایمان بگویید که چه اتفاقی آنجا افتاد؟
همسر و فرزندان و خواهر و برادر آقای نوری زاد رفته بودند تا زیارت عاشورایی بخوانند و بلکه خبری هم از سلامتی و وضعیت آقای نوری زاد بگیرند که ماموران امنیتی آمدند با رفتاری فوق العاده خشن با آنها برخورد کردند. بچه ها به آنها می گفتند به ما بگویید آقای نوری زاد حالش چطور است؟ کدام بیمارستان است؟ که بعد به آنها حمله کردند و با رفتار بسیار بد و خشنی آنها را بردند و همه را بازجویی کردند حتی بچه ها را هم بازجویی کردند...
بازجویی ها در چه موردی بود؟
اینها فکر می کردند که بچه ها تشکل یافته آنجا رفته اند که بعد متوجه شدند که همه از اعضای خانواده نوری زاد هستند و بخاطر نگرانی بیش از حد برای آقای نوری زاد آنجا رفته اند و هیچ تشکل و هماهنگی از قبل در کار نبوده است. این حق طبیعی و قانونی یک خانواده زندانی است که از وضعیت عزیزش با خبر شود. یکماه است که هیچ خبری از آقای نوری زاد نداشتیم. البته بعد متوجه شدند اما متاسفانه دیر متوجه شدند و رفتارهای ماموران فوق العاده خشن و غیر انسانی بود.
بعد از اینکه متوجه نگرانی شما شدند هیچ خبر یا وعده ای برای اطلاع یافتن از وضعیت آقای نوری زاد ندادند؟
هیچی هیچی، اصلا خبری از وضعیت فرزندم ندادند یا حداقل بگویند که ایشان زنده هستند یا نه؟ به هرحال بدانند که ما ساکت نخواهیم شد چون عزیزمان دربند است.
با خبر شدیم بعد از این برخوردها حال همسر آقای نوری زاد بد شد و در بیمارستان بستری شدند، الان وضعیت جسمی و روحی ایشان چطور است؟
الان در بیمارستان تحت مراقبت های ویژه است و حال مناسبی ندارد. دیروز فوق العاده حالش بد بود امروز هم زیر سرم و در بخش سی سی یو است و بهش آرام بخش تزریق می کنند.
خانم نوری زاد طی دیداری که با مراجع و علمای قم داشتید آنها از وضعیت دردناک زندانیان سیاسی ابراز تاسف کردند و حتی آیت الله صانعی شرایط نامناسب موجود را "غیر شرعی" خواندند. لطفا از دیدارتان با مراجع صحبت بفرمایید.
وضعیت و شرایط آقای نوری زاد را برایشان گفتیم همه از این شرایط ابراز تاسف کردند. آیت الله صانعی گفتند که تقریبا بیست سال پیش قرار بود که زندان های انفرادی هر یک روزش یک ماه حساب شود که فرزند من هشتاد روز در انفرادی و در یک متر و نیم بوده است وبعد هم که به ناحق برایش زندان بریده اند باید در بند عمومی باشند اما چرا در قرنطینه با آقای تاجزاده دور از همه و بدون ملاقات و امکانات نگهداری می شوند؟ آخه به من مادر بگویید چرا؟
با توجه به اینکه می گویید مسئولین زندان و قوه قضاییه هیچ پاسخی به درخواست های شما نمی دهند چه صحبتی با عقلای نظام دارید؟
بخدا این برخوردها درست نیست، ما متعلق به این مملکت هستیم، فرزند من جز اینکه برای این آب و خاک زحمت کشیده، هیچ کاری نکرده که این طور با او برخورد می کنند. زحمتی که بچه من برای این مملکت کشیده یک ذره اش هم آنها نکشیده اند.
فرزند من یک جهادگر زحمت کش است، با شهید آوینی هم رشته و همکار بوده است. بهترین سالهای زندگیش را در بشاگرد که به گوش کسی هم نخورده، گذرانده است. ده سال دور از خانواده و زن و بچه در آنجا برای این مملکت زحمت کشید. آقایان بیایند من ببرم گذر به گذر آنجا را نشانشان بدهم که بچه من در کجا چه زحمتها کشیده است. سی سال برای این انقلاب زحمت کشیده، در جبهه ها جنگیده، حالا جواب و مزدش این است؟ وقتی هم که من می گفتم محمد جان چقدر زحمت می کشی ؟ می گفت: " مادر جان، این مملکت مال ماست باید برایش تلاش کنیم". من یک مادر هستم و از مسئولین می خواهم بگذارند فرزندم را ببینم اگر نگذارند عاقبت بدی برایشان دارد. آخه پدر و مادر که نمی توانند چشمشان را ببندند تا فرزندشان را از بین ببرند. من یکسال و نیم است که هرچه بر سرمان آوردند هیچ مصاحبه ایی نکردم اما الان دیگر نمی توانم دردم را نگوییم.
ندای سبز آزادی: دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ، نامه ای خطاب به رئیس قوه ی قضاییه در آستانه ی 8 دی منتشر کردند ، در گوشه ای از این نامه آمده است « دانشگاهی که در برابر کمترین مطلب یک نشریه ی منتقد، مدیر مسئول و نویسندگان آن را از تحصیل محروم می کند چرا مقابل اینان اقدامی نکرد؟ اینان که دانشگاه را میدان جنگ کردند و هر که را دیدند به باد ضرب و شتم گرفتند. آیا حرکت خودجوش با اسپری فلفل و قمه همراه است؟ آیا آن افراد مسن که در دانشگاه نعره ها زدند و دانشجویان بی دفاع را مضروب کردند از فارغ التحصیلان علم و صنعت بودند که به طور خودجوش، همگی در یک روز با سلاح به دانشگاه بازگشتند؟!! »
متن کامل این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
جناب آقای آیت الله صادق آملی لاریجانی
این نامه جهت آگاهی شما از پاره ای از اقدامات غیر قانونی بسیج دانشگاه علم و صنعت و رابطان آنها در خارج از دانشگاه به شما نوشته شده است. این دردنوشت در اصل دادخواستی است علیه کسانی که یک سال پیش در هشتم دی ماه 1388 به دانشگاه علم و صنعت یورش آورده، آن را هتک حرمت کردند، به ضرب و شتم دانشجویان پرداخته و عده ای را به اسارت بردند.
اینکه نیروهای نظامی حق ورود به دانشگاه را ندارند سال پیش با ترفندی جدید توسط نیروهای بسیج دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت پاسخ داده شد. چیزی که امروزه در رسانه های دولتی به عنوان "حرکت خود جوش" از آن نام می برند! عده ای از بسیجیان مسلح در مقابله با تجمع مسالمت آمیز دانشجویان معترض به وقایع روز عاشورا، به شکل علنی با اسپری فلفل، زنجیر، سنگ، چوب و قمه به آنها حمله کرده و عده ی کثیری را مضروب کردند. البته این بسیجیانِ جنگجو تنها نبودند و افرادی با سن و سال بالا، با چفیه و سلاح سرد، "حیدر حیدر" گویان از خارج دانشگاه به آنها پیوستند. (که همه ی اینها نشان از خود جوش بودن آن برخوردهای سبعانه دارد!!!)
سوال اینجاست: دانشگاهی که در برابر کمترین مطلب یک نشریه ی منتقد، مدیر مسئول و نویسندگان آن را از تحصیل محروم می کند چرا مقابل اینان اقدامی نکرد؟ اینان که دانشگاه را میدان جنگ کردند و هر که را دیدند به باد ضرب و شتم گرفتند. آیا حرکت خودجوش با اسپری فلفل و قمه همراه است؟ آیا آن افراد مسن که در دانشگاه نعره ها زدند و دانشجویان بی دفاع را مضروب کردند از فارغ التحصیلان علم و صنعت بودند که به طور خودجوش، همگی در یک روز با سلاح به دانشگاه بازگشتند؟!!؟
جناب آیت الله آملی لاریجانی
ما دانشجویان حق طلب دانشگاه علم و صنعت از هر قشر و تفکری از شما سوال می کنیم آیا شما به وظیفه ی خود عمل کردید؟
آیا ما که مظلوم واقع شده ایم (یا لااقل در مقام شاکی این ادعا را داریم) می توانیم بی لکنت حقمان را طلب کنیم؟
اگر به حق بر مسند قاضی القضات تکیه زده اید پاسخ ما را بدهید.
ما شکایت داریم.
ما از هتک حرمت دانشگاه علم و صنعت و دانشجویان آن شکایت داریم.
ما به مضروب شدن دانشجویان شرکت کننده در تجمع 8 دی توسط نیروهای مسلح شکایت داریم.
ما از دانشجویان بسیجی که در این اقدام بی رحمانه و غیر انسانی شرکت داشتند شکایت داریم.
ما بابت هر قطره ی خون و هر قطره ی اشکی که در آن روز جاری شد شکایت داریم.
آیا می توانیم این ها را با شما در میان بگذاریم؟ آیا می توانیم بی ترسِ زندان، محرومیت از تحصیل و ارعاب خانواده و آشنایانمان این شکواییه را به شما تقدیم کنیم؟
به خدا سوگند اگر به ما تضمین بدهید که دانشجویی مورد اهانت قرار نمی گیرد، آینده اش تباه نمی شود و تحت فشار قرار نمی گیرد حاضریم با بیش از 50 شاهد در دادگاهی علنی حاضر شویم و مستندات خود را ارائه کنیم. (مستنداتی از قبیل عکس و فیلم که در حال حاضر قسمتی از آنها در محیط های مجازی پخش شده اند)
آیا هنوز آنقدر به مولایمان علی (ع) ارادت دارید که بتوانید سلامت ما را جهت حضور در دادگاه و بعد از آن تضمین کنید؟ مگر نه اینکه او کافر و مسلمان را در یک دادگاه می نشاند و بی پیش فرض به قضاوت می پرداخت؟
مبادا چون واقعه ی کوی دانشگاه تهران جای متهم و شاکی عوض شود... مبادا چند روز بعد از شهادت در دادگاه، عده ای از شاهدان اعتراف کنند که فریب داده شده اند و هیچ اتفاقی نیفتاده است!
جناب آیت الله لاریجانی یک بار هم که شده نشان دهید هنوز می شود به عدالت به معنای واقعی آن امیدوار بود. ما منتظر پاسخ شماهستیم. یک بار برای همیشه ریشه ی این بی رحمی ها و قساوت ها را بخشکانید. شما می توانید اما نمی دانیم چرا نمی خواهید...
جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده در بند مصطفی تاج زاده که ظهر روز عاشورا به دست ماموران امنیتی به همراه خانواده محمد نوری زاد بازداشت شده بود ، پس از آزادی در عریضه سی و هفتم خود خطاب به دادستان تهران آنچه بر او و خانواده نوری زاد در ظهر عاشورا گذشت را برای دادستان تهران شرح داده است ، در بخشی از عریضه محتشمی پور با عطر مهر مادری آمده است « ما همه یک خانواده ایم حتی اگر تکه تکه مان کنید. من مادر همه جوان های آسیب دیده که نه مادر همه سبزهای میهنم باقی می مانم تا همسرم باز هم از داشتن همسری چون من به خود ببالد. آقای دادستان فرزندان من از حق خود گذشته اند تا پدرشان بتواند سرافرازانه زندگی کند و مادرشان بتواند مهر مادری اش را به همه آنان که نیازمند آنند هبه کند. آری این بود بخشی کوچک از آن چه بعد از ظهر عاشورا و شام غریبان حسین بر ما گذشت »
متن کامل این عریضه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
به : دادستان تهران
از : یکی از ستم دیدگان عصر عاشورای 89،همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقای دادستان
عریضه امروز را دیروقت دارم می نویسم از بس که فردای اسیری کار آدم زیاد می شود. اسیری! خداوند روح آدم را اسیر غیر خود نپسندد، جسم که در هر حال فانی است. اما این اسارت چند ساعت دیروز ما خیلی عجیب و باورناکردنی بود. دوست دارم بدانم دستور این حمله وحشیانه در بعدازظهر عاشورای امسال را چه کسی صادر کرده بود؟ آیا اصلا دستوری صادر شده بود یا این کار هم به عوامل خودسر مربوط می شد؟ آقای دادستان بگذارید یک بار دیگر با همه تلخی که تکرار این ماجرا برایم دارد اما برای روشن شما که دادستانید و طبیعتاً باید دادِ ما را بستانید واقعه را مرور کنیم:
آقای نوری زاد از روز شنبه به گفته خودش، نقل شده توسط کسانی که او را در آن دادگاه فرمایشی دوم به ریاست قاضی مؤدب دیده اند، در اعتصاب غذا به سر می برد. طی این چند روز شخصیت های مذهبی، علمی، فرهنگی و سیاسی از او تقاضا کرده اند حالا که صدای مظلومیتش و صدای افشاگر ظلمش به مردم ایران و جهان رسیده، اعتصاب غذایش را بشکند اما متاسفانه خانواده هیچ راهی برای رساندن این پیام ها به او ندارند. آقای تاجزاده هم که خود در روزه سیاسی است، نتوانسته او را از ادامه اعتصاب منصرف کند. خبرها حاکی از وخامت حال اوست و خانواده مضطرّش که به هر دری زده اند با بن بست مواجه شده اند، راه می افتند به سمت اوین برای بست نشینی و دعاخوانی. من نیز که به دست شما زندگیم با زندگی نوری زادها پیوند خورده و همسرم مصاحب شبانه روزی مرد زندگی فاطمه است، راه می افتم هم برای هم راهی با خواهرم و خانوده اش هم به این امید که اگر روزنی باز شد به آن قرنطینه لعنتی من نیز خبری بگیرم از یاردربندم. با وضو راهی می شوم و هنوز به بالای پله ها نرسیده مردان تنومندی به طرف من می آیند و مانع رسیدنم به خانوده نوری زاد می شوند که دارند بلند بلند زیارت عاشورا می خوانند. من مصمم به حرکتم ادامه می دهم تا این که مهاجمین هجومشان را آغاز می کنند و اینجاست که من ناگهان از خود بی خود شده فریاد یا زینب سر می دهم. حالا سرم را به دیواره کیوسک نگهبانی گذاشته فریاد می زنم و عمه ام را می خوانم، تیماردار کربلا را. عمه ام، پیام رسان عاشورا را. عمه ام، بزرگ کاروان اسرا را. فریاد من با فریاد خانواده نوری زاد پیوند می خورد و حالا این مردان نامحرم اجنبی بدون رعایت هیچ گونه حریم و حرمتی دست کثیفشان با بدن فرزند زهرا(س) مماس شده است. من همسرم را می خوانم: مصطفی مصطفی اما او صدایم را نمی شنود و اگر هم بشنود کاری از دستش برنمی آید چون خود در دست اشقیا اسیر است. حالا فریاد زن و مرد و جوان است که گوش مرا انباشته است. یا حسیییییییییییییییین!یا زیننننننننننننننننننننب! من دیگر هوشیار نیستم. مردان اجنبی تنومند دارند مرا به سمت ماشین نیروی انتظامی می کشند. من هم چنان فریاد می کشم . فحش و ناسزا و جسارت و خشونت و صحنه هایی که یادآور عصر عاشوراست. من هم چنان عمه ام را به مدد می طلبم: عمه جان زینب ما را می بینی هنوز هم شقاوت ها ادامه دارد. هنوز عاشورا تمام نشده هنوز فرزندان رسول الله (ص) از غاصبین جائر سیلی می خورند. شدت وحشی گری به حدی است که اعتراض بعضی از خودشان را هم برمی انگیزد. بچه ها ضجه می زنند: مادرمان. مادرمان را هم پیش ما بیاورید. من از پشت شیشه هایی که با میله های مشبک پوشیده شده خواهرم را می بینم که مدهوش به داخل ون دیگری می اندازند و ماشین ها حرکت می کنند. من در کنار فرزندان نوری زاد بر کف ماشین افتاده ام. چادر از سرم کنار رفته و خوشبختانه جدار دوم حجابم هنوز بر سرم هست. نمی دانم کدام یک از بچه ها سر مرا بر زانو گرفته اند. یکی می گوید: مادر فخری لطفا مقاوم بمان ما به تو نیاز داریم و خیلی های دیگر. من خودم را جمع و جور می کنم: زینب زبان گرفته. علی مثل همیشه آرام در خود فرورفته زیر لب دعا می خواند. فائزه مادرش را می خواهد و فریاد می زند. من چشم می دوزم در چشم مأمورینی که پشت به در داده مراقب مایند که لابد از ماشین پایین نپریم و می گویم: پسرم مادرت می داند تو چکاره ای؟ آرام می گوید: من سربازم. و من فکر می کنم کاش سربازهایمان با دشمن می جنگیدند به جای مادران و خواهرانشان!
آقای دادستان!
شما می دانید دستور این حمله وحشیانه را به خانواده نوری زاد که در هراس از مرگ پدر به ائمه معصومین(ع) متوسل شده و زیارت نامه و دعا می خواندند در مقابل اوین، چه کسی صادر کرده بود؟ دستور داشتند یا خودسرانه حمله ور شدند این انسان نماهای بی دین که حرمت ماه حرام و عاشورای حسینی نگاه نداشتند؟ ما باید به کجا شکایت ببریم برای این بی حرمتی و این منکراتی که در روز روشن جلوی دوربین های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی صورت گرفت؟ فیلم ها را به مردم نشان نمی دهند اما به شما چرا. بپرسید دستور حمله را چه کسی داد و اگر این عناصر سری دارند از آن سر بپرسید مگر مهاجمین خدانشناس برای چنین روزهایی نیروی زن تربیت نکرده اند که دست کثیف و نامحرمشان را به تن نوامیس مردم نزنند. انا لله و انا الیه راجعون. باید آیه استرجاع خواند آقای دادستان. در روز عاشورا که قاتلین کشته شدگان عاشورای 88 راست راست می گردند در کوچه و خیابان مملکت اسلامی و خانواده های شهدای عاشورایی اجازه برگزاری مراسم در مزار عزیزانشان ندارند و آقایان خودسر یا چندسر دست به منکراتی می زنند که لرزه براندام مؤمنین می اندازد و بعد قربانیان خود را می برند اداره منکرات که روز عاشورا هم تعطیل نیست. ما را از ماشین پیاده می کنند اما خواهرم فاطمه بیهوش است و او را داخل زیراندازی که چندی پیش نوری زاد ها روی آن نشسته بودند و زیارت عاشورا می خواندند می پیچند و می برند داخل سالن کناری. صحنه وحشتناکی است. فریاد بچه ها و زاری و ناله بزرگترها. با فاطمه چه کردند؟ ما سینه می زنیم و حسین حسین می گوییم و می رویم در سالن. و قوم ظالمین با چهره هایی که هیچ نشانه ای از ایمان در آن نیست و از انسانیت محوطه را پر کرده اند. ما را از مقابل آنان عبور می دهند و می برند در یک سالن می نشانند. آدم های ملایم ترشان می آیند داخل و چند خواهر نیروی انتظامی که هاج وواج مانده اند از موارد منکراتی عاشورایی که جمله محجبه اند و دعا و نمازخوان. حالا رسالت زینبی ما شروع می شود و از خودمان و از عزیزان دربندمان و از گروه سبزمان برایشان می گوییم. سکوت کرده اند و لابد دارند به آن چه شنیده اند فکر می کنند. باید رخصتشان داد باید تأمل کنند. یکی شان با شوق و شعف زیادی تند تند عکس می گیرد طفلکی فکر می کند سوژه های خوبی به دست آورده اند از ابتدا تا انتهای اسارت ما را تصویربرداری می کند و همه صحنه های قشنگ را حتی نماز خواندن مرا که عصبانی ام می کند و سرش فریاد می کشم: مرا با خدایم تنها بگذار! و دعای قنوت نماز من این است: « ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهّاب» یکی یکی همه را برده اند بازجویی. نوبت من آخر از همه است انگار مردی که می گوید هم سال من است و می گوید سید است و پسرعموست از من می خواهد مشخصاتم را بگویم. من مشخصاتم را قبلا به یکی از خواهران نیروی انتظامی گفته ام خوب لابد مأمورانشان را قبول ندارند. تکرار می کنم. مرد خود را مهربان به نظر من می آورد. من می گویم وقت خوبی برای بازجویی نیست. او می گوید مجبوریم باید این کار انجام شود. من می گویم چون متهم نیستم پاسخی ندارم. مرد می گوید اتهام، شرکت در تجمع غیرقانونی است. من می گویم: تجمع غیرقانونی را با امنیت کامل مقابل خانه مردم انجام می دهند و می زنند و می شکنند وشعار می دهند و جایزه شان را می گیرند و با صحت و سلامت می روند خانه هایشان، ما ولی رفتیم در جوار همسرانمان و جویای حالشان بودیم و خشونت دیدیم و هتاکی شنیدیم و حالا هم آورده اندمان اداره منکرات برای معروفی که روز عاشورا انجام دادیم: افشای ظلم. مرد که خود را سیدی معرفی می کند می گوید: اگر پاسخ ندهی کار سخت می شود و من می گویم کار ما را یک و سال و نیم است سخت کرده اید و خدا باید گره کار ما را بگشاید و ... راستش را بخواهید حافظه من ضعیف شده است گفتگوها را برادرها حتما ضبط کرده اند بگیرید و بعد از دیدن فیلم وحشی گری های نیروهای امنیتی با دقت بخوانید. من حالم هیچ خوش نبود. من به سؤالات جواب ندادم چون حالم خوش نبود و خود را متهم نمی دانستم و اساسا اتهامی وجود نداشت. من دلم برای همسرم تنگ شده بود گفتم مرا ببرید پیش همسرم. گفت دوست داری بروی زندان؟ گفتم اکنون هم در زندان هستم مرا ببرید پیش همسرم. مصطفای عزیزم و گفتم الهی برافتد نشان جدایی. یادم نیست دیگر چه ها گفتم ولی یادم هست که در مقابل اصرار پسرعموی ناتنی برای جواب مکتوب نوشتم: اینجانب فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، زندانی ممنوع الملاقات قرنطینه اوین به دلیل اقدامات وحشیانه و رفتار نامحرمان در عصر عاشورا و انتقال به جایی که نمی دانم کجاست از طریق ماشینی که به قفس می ماند از جواب دادن معذورم. چیزی به این مضمون را نوشتم برای پسرعمویی که راست نمی گفت. پسر عموی من یک دستش را از مچ و چند انگشت دست دیگرش را در ترور نافرجام صهیونیست ها از دست داده و دلش را هم به امامش داده که ما را گذاشته و رفته تا بیفتیم دست این اجنبی ها که دروغ می گویند و ما را به دروغ گویی دعوت می کنند. در بازجویی ها به خانواده نوری زاد گفته بودند: بگویید محتشمی ما را آورده بود و برنامه را او هماهنگ کرده بود تا زودتر رهایتان کنیم بروید. من خودم را برای ماندن آماده کرده بودم اما گفتند بروید پی کارتان بعد از این که موبایل ها را دادند دستمان و رسید گرفتند. خواهرم فاطمه کم کم داشت به هوش می آمد و داشت زیرلب می گفت: تا محمد را نبینم هیچ کجا نمی روم و بعد شروع کرد به فریاد زدن و تکرار همین جمله و من دعوت برادرها را پذیرفتم و به او دروغ گفتم تا آرامش کنم. به او گفتم باشد می رویم او را ببینیم اما وقتی راه افتادیم ماشین به جای طی کردن مسیر بیمارستان بقیة الله راهی بیمارستان مدرس شد تا فاطمۀ محمد در سی سی یو بستری شود و من پس از یک مداوای سرپایی او را که محمدش را می خواست تنها گذاشتم و راهی خانه شدم تا رسالت زینبی را ادامه دهم. من دروغ را فقط برای حفظ جان انسان ها می گویم آقای دادستان به برادرها بگویید ذوق زده نشوند. من هرگز حقیقت را فدای مصلحت نخواهم کرد. و یک چیز دیگر را هم به آن ها بگویید: ما همه یک خانواده ایم حتی اگر تکه تکه مان کنید. من مادر همه جوان های آسیب دیده که نه مادر همه سبزهای میهنم باقی می مانم تا همسرم باز هم از داشتن همسری چون من به خود ببالد. آقای دادستان فرزندان من از حق خود گذشته اند تا پدرشان بتواند سرافرازانه زندگی کند و مادرشان بتواند مهر مادری اش را به همه آنان که نیازمند آنند هبه کند. آری این بود بخشی کوچک از آن چه بعد از ظهر عاشورا و شام غریبان حسین بر ما گذشت. دوست دارم بدانم دستور این یورش وحشیانه در ماه حرام وروز حرام را چه کسی صادر کرده تا بروم دلیلش را از او بپرسم. و دوست دارم او و همه آمرین بدانند این تن خاکی ما که عاقبت در قبری تنگ طعمه مار و مور می شود، فدیه ای است برای آزاد کردن آزادی از چنگ نااهلان و نامحرمانی که هرگز رعبشان ما را به عقب نشینی نمی اندازد و خوفشان به سکوتمان وادار نمی کند که نیک آموخته ایم: «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم»
فخرالسادات محتشمی پور اسیر عصر عاشورای 89
یازدهم محرم الحرام 1432 برابر با 26/9/1389
ندای سبز آزادی: مراسم تودیع منوچهر متکی وزیر سابق امورخارجه و معارفه علیاکبر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امورخارجه صبح روز شنبه برگزار میشود.
به گزارش ایسنا، این مراسم با حضور محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد برگزار خواهد شد.
دوشنبه هفته گذشته احمدی نژاد در حکمی علیاکبر صالحی را به عنوان «سرپرست وزارت امور خارجه» منصوب کرد و در نامه جداگانهای از زحمات و خدمات منوچهر متکی در دوران تصدی مسوولیت وزارت خارجه قدردانی کرد.
در پی این تغییرات محمد احمدیان معاون نیروگاهی رییس سازمان انرژی اتمی نیز با حفظ سمت از سوی علیاکبر صالحی به عنوان قائم مقام این سازمان منصوب شد.
ندای سبز آزادی: خرید میلیاردی کتاب از سوی وزارت ارشاد به مناسبت عاشورا، که رقمی قابل توجه است، بار دیگر موضوع جنجالبرانگیز خرید کتاب توسط ارشاد را پیش کشیده است.
قبل از تاسوعای امسال خبر خرید 500 میلیون تومان کتاب با موضوع عاشورا از سوی وزارت ارشاد، در خبرگزاریهای ایران منتشر شد. اما این موضوع به اینجا ختم نشد و فردای عاشورا نیز خبر دیگری منتشر شد مبنی بر اینکه بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، مبلغ 500 میلیون تومان دیگر، علاوه بر اعتبار قبلی، برای خرید کتابهای عاشورا اختصاص داده است. توجیه این اقدام اینچنین اعلام شد که «استقبال صورت گرفته از سوی ناشران، کتابخانههای عمومی سراسر کشور و ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استانها از خرید کتابهای عاشورایی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باعث این دستور دوباره شده است.»
اما سؤال این است که وقتی روزهای تاسوعا و عاشورا تمام کشور در حالت تعطیل به سر میبرد، این استقبال ناشران و نهادهای رسمی چگونه اعلام شده است؟
این خرید کتاب، هر چند که به بهانهای مقدس صورت گرفته، اما به نوعی غیرقانونی است. وزارت ارشاد در صورتی میتواند کتاب از ناشران خریداری کند که شورای انتخاب و خرید کتاب وزارت ارشاد اسامی آن کتابها را به تصویب رسانده باشد. اما بهمن دری با این اقدام عجولانه، این شورا را موظف کرده است که خارج از ضوابط آییننامه شورا کتابهایی با موضوع نهضت عاشورا و پیامآوران کربلا در حوزههای داستان، پژوهش و تحقیق و شعر و سروده را خریداری کند. با این حال هیچ مشخص نیست که باز هم در بین همین کتابها، عدالت و انصاف رعایت شود و آثار تمامی ناشران و نویسندگان و شاعران ایران لحاظ شود.
معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد 5 استان کشور را مکلف به خرید این کتابها کرده است، اما اسامی این استانها اعلام نشده است.
خرید کتاب؛ دعوای همیشگی ناشران و وزارت ارشاد
همیشه موضوع خرید کتاب از سوی اداره کتاب وزارت ارشاد سبب مناقشه میان گروهی از ناشران و این وزارتخانه بوده است.
خرید کتاب وزارت ارشاد از دو جهت برای ناشران ایران اهمیت دارد، اول به جهت انگیزههای مالی که سبب میشود بخشی از نقدینگی ناشران از این طریق تأمین گردد و دیگر از جهت تزریق کتاب به کتابخانههای عمومی کل کشور.
اما چند سال قبل، سال 1386، انتشار فهرست کتابهایی که وزارت ارشاد از ناشران خریداری کرد، اعتراض اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران را که مهمترین تشکل ناشران کشور به شمار میرود، برانگیخت.
البته همیشه رقم اعلام شده از سوی وزارت ارشاد برای خرید کتاب، کمتر از این رقمی بوده است که اکنون این وزارتخانه برای کتابهای عاشورایی اختصاص داده است؛ اما در مورد همان مبالغ کم نیز بیعدالتیهایی صورت میگرفت. به طوری که یک بار رئیس ناشران و کتابفروشان تهران اعلام کرد که وزارت ارشاد شش میلیارد و هفتصد میلیون تومان به خرید کتاب اختصاص داده و کمیته کتاب این وزارتخانه با برگزاری هفت جلسه، فهرستی برای خرید کتاب تدوین کرده که در آن، از میان نزدیک به نه هزار ناشر ثبت شده و بیش از چهار هزار ناشر فعال، تنها از حدود ۴۸۰ ناشر یا به عبارت دیگر دوازده درصد کل ناشران فعال، کتاب خریداری شده است و ۸۸ درصد ناشران از خرید کتاب وزارت ارشاد سهمی نبردهاند.
زمانی که محسن پرویز معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد را به عهده داشت، حسن کیاییان، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران طی نامهای به وزارت ارشاد از دستاندرکاران اداره کتاب این وزارتخانه خواست در سیاستهای خرید کتاب تجدیدنظر کنند و «سیاستی در پیش بگیرند که عام، شفاف، پایدار، علنی، ضدرانت، بی فساد، عادلانه و تابع منافع ملی باشد».
در ابتدای این نامه آمده بود: «انتشار فهرست کتابهای خریداری شده در سه ماهه اول سال ۸۶ همچون قله کوهی یخی از پس ابر و مه سر برآورد».
از سوی دیگر، جعفر همایی، مدیر نشر نی که سمت سخنگویی اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران را هم بر عهده داشت نیز در نامهای اعتراض آمیز به معاون فرهنگی وقت به تقاضای کمیته خرید کتاب برای خرید ۱۴۰ میلیون تومان کتاب از نشر نی اعتراض کرد و نوشت: «ضمن آنکه بسیار مشتاقم کتابهای مؤسسهام به کتابخانهها برود و از وجه فروش آن نیز بینیاز نیستم اما به دلیل اینکه رویه خرید کتاب را ناعادلانه و شبههناک میبینم انصراف خود را از این فروش اعلام میدارم، تا زمانی که هیئت خرید کتاب با اتخاذ رویهای نسبتاً عادلانه و منطبق با شعار عدالتخواهی دولت، این شبهه را مرتفع سازد».
از وقتی که احمدینژاد جای محمد خاتمی را در ریاست جمهوری اشغال کرده تا کنون، میلیاردها تومان کتاب از سوی وزارت ارشاد خریداری شده است، اما فقط بخش اندکی از فهرست این کتابها منتشر شده و هیچ گاه همه فهرست علنی نشده است. این موضوع بیشتر به شائبه وجود فساد در گزینش آثار از سوی ارشاد دامن زده است.
این درحالی است که در دوران اصلاحات، فهرست خرید کتاب به صورت هفتگی منتشر میشد و نهادهای نشر هم در کمیته خرید کتاب عضویت داشتند.
ندای سبز آزادی: شاید روزی که آیت الله خمینی دستور تاسیس سپاه پاسداران را صادر کرد، هیچ کس فکرش را هم نمی کرد این نهاد که هدف از شکل گیری آن دفاع از انقلاب بود بعد از سی سال به بزرگترین نهاد اقتصادی و سیاسی کشور تبدیل شود و حضورش در همه عرصه های تولید ثروت به سیطره سیاسی بر جنبه های مختلف بینجامد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سال 1357 تاکنون تغيرات ساختاری زيادی داشته است و از حالت نظامی و امنيتی و حتی ارزشی، به بزرگترين و قدرتمند ترين رانت خوار اقتصادی تبديل شده است و چنان ثروتی اندوخته است که برای حفظ منافعش در انتخابات ریاست جمهوری هم دخالت می کند و به قیمت کودتا حاضر به از دست دادن آن نیست.
چنانکه روزنامه گاردین سال گذشته در گزارشی نوشت:" هر چند تخمین مقدار ثروت سپاه غیر ممکن به نظر می رسد، برآورد تحلیلگران غربی در حدود یک سوم تا دو سوم کل تولید ناخالص داخلی است. این مقدار معادل دهها میلیارد دلار است."
این نفوذ و امتیازگیری سپاه بعد از پایان جنگ ایران و عراق آغاز شد و در این سالها با حمایت از جناح های تندرو و اصول گرا نه تنها خط مشی و طرز فکر خود را نشان داد بلکه زمینه ای فراهم کرد تا با رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در دوره گذشته امتیازهای بیشتری از او بگیرد و قدرت اقتصادی خود را بیشتر کند.
اکنون سپاه پاسداران با داشتن دو قرارگاه اصلی (با زمینه اقتصادی و فنی) به نام های قرارگاه بازسازی و قرارگاه خاتم الانبياء به عنوان دو بازوی مهندسی خود سهم بسیار زیادی در بیشتر پروژه های اقتصادی و به ویژه قراردادهای نفتی دارد و همچنان به دنبال وسعت بخشیدن به سیطره اقتصادی و در نهایت سیاسی خود است.
قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء بعد از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فعالیت های خود را از ساخت راه و سد سازی که از سال های بعد از جنگ هشت ساله با عراق آغاز کرده بود، به نفت گسترش داد و پروژه های بسیاری را با کمک و رانت دولت در اختیار گرفت. این نهاد وابسته به سپاه، بعد از انتخابات جنجال برانگیز سال گذشته، و در حالی که سپاه نقش تعیین کننده در مقابله با معترضان به تقلب در آن بر عهده داشت، دخالت های خود را در بخش اقتصادی گسترش داد.
چنانکه سال گذشته شرکت نفت و گاز پارس، مجری بزرگترین میدان گازی ایران، اجرای پنج فاز توسعه این میدان را به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران واگذار کرد.
واگذاری همزمان توسعه پنج فاز میدان گازی پارس جنوبی به قرارگاه خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران ایران، قدرت سیاسی، مالی این نهاد نظامی را عیان کرد و نشان داد که دولت می تواند بدون برگزاری مناقصه، پروژه های بزرگ نفتی را به این مجموعه بی تجربه و غیر متخصص واگذار کند. برای اجرای برخی از این پروژه ها وزارت نفت سال ها با شرکت های بین المللی مذاکره کرده بود اما به دلیل نحوه اجرای قراردادهای بیع متقابل که چندان مورد وثوق شرکت های سرمایه گذار خارجی نیست اغلب این پروژها متوقف ماند. سپاه اما توانست با تحمیل شیوه جدید قرارداد به شکل مشارکت در تولید هم نفوذ خود را در نفت گسترش دهد و هم بر سود حاصل از این قراردادها برای خود بیفزاید. پروژه هایی که اکنون با گذشت چند ماه یا چند سال از واگذاری آنها به سپاه، در نتیجه غیر متخصص بودن این نهاد اغلب متوقف و به تعطیلی کشیده شده یا اینکه سرعت پیشرفت آن بسیار کمتر از زمان وعده داده شده است و توجیه اقتصادی خود را از دست داده است.
همزمان با این اقدام، نورالدین شهنازی زاده،معاون وزیر نفت از واگذاری ساخت سه خط لوله نفتی در مجموع به طول یکهزار و 810 کیلومتر به قرارگاه خاتم الانبیا خبر داد و گفت: ارزش این قرارداد نفتی حدود 850 میلیون دلار برآورد می شود.
قدم گذاشتن در پارس جنوبی که بزرگترین پروژه نفت و گاز ایران است، برای قرارگاه وابسته به سپاه فرصتی استثنایی فراهم کرد. اگر همین پنج سال پیش بحث بر سر واگذاری دو فاز (۱۵ و ۱۶) پارس جنوبی به قرار گاه خاتم الانبیا در میان بود اکنون نه تنها در دست سپاه است بلکه این مجموعه همزمان مذاکرات چند فاز را پیش می برد.
فازهای ۲۲، ۲۳ و ۲۴ پارس جنوبی که دو سال پیش در ازای همکاری برای انتقال گاز ایران به اروپا، به کشور همسایه ترکیه واگذار شده بود، حالا به صورت اختصاصی نصیب قرارگاه خاتم الانبیا شده است؛ این نهاد وابسته به سپاه در فازهای ۱۳ و ۱۴ نیز با همکاری شرکت ملی حفاری و شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی مشارکت خواهد داشت در حالی که بسیاری از پروژه های قبلی را به ویرانی کشانده و حتی در یکی از فازهای پارس جنوبی سابقه "اشتباه در محل حفاری" را نیز در کارنامه خود ثبت کرده است.
اما نقش خاتم الانبیاء در توسعه میدان گازی پارس جنوبی خلاصه نمی شود. آنها یک سال بعد از انتخابات سال 84 قرارداد یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلاری انتقال گاز را از وزارت نفت گرفتند و از آن زمان حضورشان در صنعت نفت شکل دیگری گرفت. به طوری که اکنون ساخت بخشی از خط لوله دهم سراسری به طول ۱۷۵ کیلومتر، خط لوله دوم خرم آباد به طول ۱۶۹ کیلومتر، خط لوله طرح توسعه میدان گازی بوشهر به طول ۹۲ کیلومتر، خط لوله زیر دریایی کیش به طول ۱۷کیلومتر و ساخت دو ایستگاه تقویت فشار گاز، ساخت خط لوله ۶۰۰ کیلومتری اهواز تا دهگلان کردستان، طرح توسعه فاز دوم پالایشگاه گاز ایلام، توسعه میدان نفتی سوسنگرد، خط لوله نفت یک هزار و ۸۱۰ کیلومتری نکا در شمال به جاسک در جنوب ایران به ارزش سه میلیارد دلار از جمله پروژه های نفتی است که سپاه پاسداران عهده دار انجام آن است.
در پنج سال گذشته و به ویژه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 با ناامن شدن فضای سیاسی ایران و بعد از آن اعمال تحریم های بین المللی رفته رفته همچنان که حضورمعتبر ترين کمپانی های اروپايی و ژاپنی در طرح های نفت و گاز ايران به پايين ترين سطح در سی سال گذشته رسيد، نهاد های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به ويژه قرار گاه سازندگی خاتم الانبيا، حضور خود را در اين طرح ها افزايش دادند.
هرچند به نظر می رسد حضور گسترده سپاه در فعالیت های اقتصادی و عمرانی، می تواند پیمانکاران داخلی و شرکت های خصوصی ایران را که در اجرای برنامه های عمرانی محدود و کوچکتر مشارکت دارند با مشکل مواجه کند اما سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران در زمان امضای قرارداد خط لوله انتقال گاز از عسلویه به ایرانشهر در پاسخ به انتقادها گفته بود: "ما سود طلب و تاجر نیستیم و اگر درآمدی هم حاصل شود در جهت دفاع از مملکت است."
اما مرور دوباره اساسنامه تشکیل سپاه و نفوذ این نهاد در اقتصاد و سیاست و حتی خارج از مرزهای ایران به شکل حمايت مالی و نظامی گروهای مسلح حزب الله لبنان و حماس تا گروه های شيعه عراق و نفوذ اطلاعاتی و نظامی سپاه قدس در کشورهای همسایه ایران و حتی آفریقا، ساختار و وضعیت کنونی این نهاد را از آنچه در ابتدا بود فرسنگ ها دور نشان می دهد.
ندای سبز آزادی: “طرح ختم ۷۲ میلیون صلوات برای سلامتی نوری زاد سهم شما ۵ صلوات و ارسال به ۵ نفر”
عبارت بالا، متن پیامکی است دیشب و امروز، هزاران ایرانی آن را دریافت و ارسال کردند. امروز این صلواتها همچنان در شبکه غیررسمی سبزها دست به دست میشود تا همه بدانند که خودشان و دیگری قدردان و به یاد نوریزاد هستند.
امروز، هفتمین روز اعتصاب غذای خشک محمد نوریزاد است. او از چند ماه پیش تا صبح دیروز، عاشورا، در ناکجاآبادی در زندان اوین بود. اما از دیروز جسم نیمهجانش را به ناکجاآبادی در بیرون از زندان اوین، در زندانی بزرگتر، منتقل کردهاند.
غیر از این خبر ِ که عین بیخبری است، نه خانوادهی او خبری دارند و نه دیگران. تنها زندانبانان این زندان ِ به بزرگی ِ ایران میدانند که او کجاست، در چه حالی است، زنده است یا زبانم لال … زبان سرخ او، عاقبت سر سبزش را …؟
نوریزاد زبانی حقگو داشت / دارد. این را نه فقط عاشوراییان و زینبهای زمانه، که یزیدیان هم میدانند. ابنزیادها اما نمیدانند با این میثم تمار چه کنند که وقتی آزاد بود، حق را گفت و وقتی به زندان افتاد، باز هم حق را گفت، باز هم به زندان افتاد و باز بیرون آمد، اما گویی وجود او – تا هست – با حقگویی آمیخته است. نه وقتی آزادیاش را گرفتند، از گفتن حق بازماند و نه وقتی با وثیقه آزاد شد، نه وقتی در قرنطینه محصورش کردند و نه حتی اکنون که معلوم نیست تخت کدام بیمارستان، کنج کدام زندان یا زمین کجای ایران، افتخار میزبانی او را دارد.
میثم تمار امروز ما، حقگو بوده و مانده؛ حتی وقتی که زبان جسمش از کار افتاده. میلیونها صلواتی که دیشب و امروز به نام او به روح پیامبر هدیه شده، گواه صداقت و حقانیت این رهرو راستین محمد و این آزادمرد بزرگ است؛ او ثابت کرد هم دین دارد و هم آزاد است، در مقابل زندانبانانی که در عمل نشان دادند نه دین دارند و نه آزادگی.
منبع: گروه سیاسی کلمه
ندای سبز آزادی: سید حسین دهدشتی، نماینده آبادان در مجلس هشتم، در یادداشتی درباره مشکل آب شرب مردم آبادان که در “خانه ملت” منعکس شد، نوشت:
من “سید حسین دهدشتی” نماینده مردم آبادان به عنوان خدمتگذار و منتخب مردمی که به من اعتماد کردند بایستی صادقانه علاوه بر انجام وظایف نمایندگی که همانا قانونگذاری و نظارت است مشکلات و معضلات حوزه انتخابیه را نیز پیگیری کنم و باید عرض کنم تذکرات و سوالاتی که بعضا از طرف ما در صحن مجلس مطرح می شود پس از پی گیری ها و مکاتبات متعدد است که بی اثر بوده، لذا به ناچار به آن متوسل می شویم.
خوزستان کارون را دارد و باز هم مردم آن از نعمت آب قابل شرب بی نصیب هستند
بحث آب شرب و کشاورزی آبادان هم یکی از دغدغه های اصلی مردم شده است همانطور که مستحضرید خوزستان دارای بزرگترین و پرآب ترین رودخانه کشور (کارون) است که از دیرباز به منظور تامین آب شرب و کشاورزی مورد استفاده قرار می گرفت به گونه ای که آب شرب آبادان در قبل از جنگ تحمیلی از با کیفیت ترین آب کشور بوده است. اما متاسفانه در طی چندین سال گذشته به دلیل سوءمدیریت منابع آب به ویژه در استان خوزستان احداث سدهای متعدد بدون در نظر گرفتن حقابه به ، مزارع، توسعه شهرهای بالادست کارون و افزایش ورود پساب و فاضلاب شهری و صنعتی به کارون، راه اندازی طرح توسعه نیشکر، خشکسالی های پی درپی، عدم لایروبی کارون و از طرفی پیشروی آب دریا به بهمنشیر و کارون، شهرهای پایین دست کارون به ویژه آبادان و خرمشهر دچار بحران آب (شوری) آبا شرب و کشاورزی شدند.
بحران آب در آبادان به کشته شدن چند نفر منجر شد
این بحران از سال ۱۳۷۹ به وضوح خود را با EC ( معیار تشخیص شوری آب )حدود ۷۰۰۰ نشان داد که با شیطنت و سوءاستفاده دشمنان به تنش و اغتشاش در آبادان و کشته شدن چند نفر منجر شد که متاسفانه برای حل معضل آب شرب به شیوه های مقطعی و با هزینه های گزاف متوسل شدند تا آنکه به همت دولت نهم و به منظور تامین آب شرب و پایدار شهرهای جنوب، مرکزی و غرب استان خوزستان (شامل آبادان، خرمشهر، اهواز، شادگان، دشت آزادگان، شوش و روستاهای مسیر…) طرح آبرسانی غدیر با اعتباری بالغ بر ۱۳۰۰ میلیارد تومان در آذرماه ۱۳۸۷ برای انتقال آب از سد کرخه و دز شروع گردید که فاز اول طرح (آبرسانی آبادان و خرمشهر) در اولویت قرار گرفت.
چشم انداز ۲۵ ساله طرح تامین ۲۴ مترمکعب در ثانیه برای ۷/۴ میلیون نفر در استان خوزستان است.
عملیات اجرایی طرح در شروع بسیار خوب بود و طبق زمانبندی و وعده های مسئولین قرار بود در اوایل سال ۱۳۸۸ فاز اول طرح (آبرسانی به آبادان و خرمشهر) به بهره برداری برسد.
آبی که به آبادان رسید حتی برای شستشو قابل استفاده نیست
اما متاسفانه به دلیل کمبود نقدینگی و مسائل دیگر پروژه کند و حتی چندین ماه متوقف گردید اعتراض مردم به شوری آب که EC آن گاها به ۶۰۰۰ میکروموس می رسید که نه تنها غیرقابل شرب بلکه قابل استفاده برای شستشو و استحمام هم نبود و از طرفی آبیاری کشاورزی و نخیلات نیز مختل گردیده بود.
لذا اولین اعتراض رسمی بنده در نطق پیش از دستور صحن مجلس در ۱۹ فروردین ۱۳۸۸ بود که اشاره صریح به شوری آب و غیرقابل شرب بودن آن داشتم که انعکاس خوبی داشت و باعث توجه بیشتر مسئولین و عذرخواهی از مردم آبادان و خرمشهر گردید و پروژه سرعت گرفت با توجه به دغدغه مردم در این خصوص بحث اصلاح آب در اولویت کاری بنده قرار گرفت لذا به طور مرتب بر پیشرفت پروژه قضاوت و بازدید داشتم.
شانزده بار تذکر تنها در طول یک سال برای اصلاح وضعیت آب شرب آبادان
با توجه به وقفه پروژه در نیمه سال ۱۳۸۸ تذکرات بنده شروع شد:
۱- در تاریخ ۱۰/۹/۸۸ تذکر کتبی به وزیر نیرو به دلیل عدم اعلام به موقع پروژه آبرسانی غدیر
۲- در تاریخ ۲۶/۹/۸۸ تشکیل جلسه با معاون وزیر در آبادان و تاکید بر تسریع در پروژه و اظهار نگرانی از افتتاح غیرواقعی و ظاهری پروژه
۳- در تاریخ ۱۸/۹/۸۸ سوال مشترک بنده با ۳ نماینده خوزستان از وزیر نیرو در کمیسیون عمران درخصوص تاخیر در اجرای پروژه
۴- در تاریخ ۲۳/۱۰/۸۸ جلسه با دکتر حسینی وزیر اقتصاد و نماینده هیات دولت در سفراستانی به خوزستان در آبادان و تاکید به تسریع در طرح آبرسانی غدیر
۵- در تاریخ ۲۹/۱/۸۹ تذکر کتبی به وزیر نیرو به دلیل توقف و کندی پروژه طرح غدیر
۶- در تاریخ ۸/۲/۸۹ بازدید از ایستگاه پمپاژ قیصریه (شروع طرح) به اتفاق وزیر نیرو تا مسیر خرمشهر و ارزیابی روند پیشرفت پروژه
۷- در تاریخ ۱۶/۴/۸۹ تذکر کتبی به وزیر نیرو به دلیل عدم پیشرفت پروژه
۸- در تاریخ ۲۸/۴/۸۹ جلسه مشترک نمایندگان استان خوزستان با وزیر نیرو و پی گیری و تاکید بر طرح غدیر
۹- در تاریخ ۲۹/۴/۸۹ تذکر کتبی جمعی ۱۸ نماینده استان خوزستان به وزیر نیرو در همین خصوص
۱۰- در تاریخ ۳/۵/۸۹ جلسه هیات رئیسه مجمع نمایندگان خوزستان (ناصری نژاد ـ سید شریف حسینی ـ دهدشتی ) با رئیس جمهور و تاکید مجدد طرح غدیر
۱۱- در تاریخ ۲۳/۶/۸۹ جلسه با معاون وزیر (عصارزاده) در آبادان و وعده افتتاح طرح غدیر در آبادان برای ۵ مهر و کاهش EC آب به ۱۵۰۰ میکروموس
۱۲- در تاریخ ۵/۷/۸۹ افتتاح طرح غدیر (آبرسانی) به آبادان توسط ریاست محترم جمهوری
۱۳- در تاریخ ۱۸/۷/۸۹ تذکر کتبی به وزیر نیرو به دلیل ادامه شوری آب شرب آبادان بعد از گذشت ۲ هفته از افتتاح طرح غدیر
۱۴- در تاریخ ۵/۸/۸۹ تذکر کتبی مجدد به وزیر نیرو به دلیل ادامه شوری آب بعد از گذشت یک ماه از افتتاح
۱۵- در تاریخ ۱۹/۸/۸۹ تذکر کتبی به رئیس جمهور به دلیل ادامه شوری آب بعد از گذشت ۴۵ روز افتتاح
در جلسه مشترک دولت و مجلس در اواخر آبان ماه ۸۹ و صحبت و تاکید مجدد بر عدم بهبود آب شرب آبادان به رئیس جمهور درحضور دکتر لاریجانی که آقای احمدی نژاد اظهار بی اطلاعی کردند و قول مساعد حل مشکل را دارند.
۱۶ ـ در تاریخ ۷/۹/۸۹ تذکر کتبی به وزیر نیرو (ادامه شوری آب علی رغم گذشت ۶۲ روز)
۱۷ ـ در تاریخ ۱۶/۹/۸۹ تذکر شفاهی در صحن مجلس به مسئولین امر به دلیل گذشت قریب ۳ ماه از افتتاح طرح غدیر و شوری آب چرا مسئولین با مردم با صداقت برخورد نمی کنند و هیچکس پاسخگو نیست.
به دور از انصاف است مردمی که ۸ سال مقاومت کردند و در منطقه صفر مرزی ـ مرزبانی می کنند هزینه آبی را بپردازند که غیرقابل شرب است و برای خرید آب شرب هزینه مضاعف کنند.
ندای سبز آزادی: محمدحسن ابوترابی نایب رییس مجلس هشتم از تصمیم احمدی نژاد برای برکناری ناگهانی متکی دفاع کرد.
به گزارش ایسنا، نایب رییس مجلس تصمیم اتخاذ شده در مورد برکناری وزیر امور خارجه سابق را با توجه به تمامی ابعاد و آثار و نتایج آن، دانست.
ابوترابیفرد نماینده قزوین در گفتوگو با ایسنا، در ارزیابیاش نسبت به برکناری متکی و انتصاب صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه خاطرنشان کرد: این مساله از اختیارات ریاست جمهوری است که با توجه به همه ابعاد، آثار و نتایج آن، این تصمیم اتخاذ شده است.
ندای سبز آزادی: امروز جمعه، ۴۲۳ روز از وعده احمدی نژاد به صادرکنندگان برای دریافت به روز جوایز صادراتی میگذرد و همچنان سازمان توسعه تجارت ایران به دلیل نبود منابع مالی از پرداخت جوایز صادراتی امتناع میکند.
به گزارش مهر، ۲۹ مهر روز ملی صادرات سال ۸۸ بود که محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم برای تجلیل از صادرکنندگان نمونه به میان آنها آمد و به آنها وعده داد که از این پس سازمان توسعه تجارت ایران جوایز صادراتی را به روز پرداخت می کند. امروز ۲۱ آذرماه، ۴۲۳ روز است که صادرکنندگان نه تنها جوایز صادراتی خود را به روز دریافت نمیکنند، بلکه معوقاتی هم از سال گذشته دارند.
اگرچه رقم جوایز صادراتی تنها می تواند بخشی از ضرر و زیان صادرکنندگان ناشی از تثبیت نرخ ارز را جبران کند، اما به نظر می رسد در شرایط فعلی که تحریم و بحرانهای مالی دنیا از بعد بین المللی و اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها و ثابت ماندن نرخ ارز از بعد داخلی دست و پای صادرکنندگان ایرانی را برای جهشهای بالاتر از وضعیت فعلی صادراتی بسته است، جایزه صادراتی حداقل کاری است که می توان برای صادرکنندگان انجام داد.
جهش های صادراتی بدون جایزه
این درحالی است که روند رو به رشد صادرات کشور در برنامه چهارم و پیشی گرفتن ۱۴۹ درصدی تحقق برنامه از اهداف تعیین شده، همچنان ادامه دارد و در ۸ ماهه امسال مطابق آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران، حدود ۵۰ درصد از ارز مورد نیاز واردات از محل صادرات تامین و در بخش صادرات کالا ۳۱ درصد و در بخش صادرات خدمات ۷۷ درصد رشد حاصل شده است.
آمارها نشان می دهد که علیرغم تمامی تنگناها و محدودیتهای بین المللی پیش روی صادرات، پتانسیل صادرات کالا و خدمات در ایران به گونه ای است که می تواند جهشهای صادراتی را برای کشور رقم زند، این درحالی است که در ۸ ماهه ابتدای امسال، حدود ۴ هزار قلم کالا به بیش از ۱۶۶ کشور صادر شده و بزرگترین شرکای ایران طبق آمارها، چین، عراق، امارات، افغانستان، هند، ترکیه، تایوان، بلژیک و اندونزی هستند.
کیومرث فتح اله کرمانشاهی معاون سازمان توسعه تجارت ایران در گفتگو با مهر گفت: برای تحقق جهش صادراتی و برابری صادرات به واردات، باید بیش از گذشته موضوع صادرات مدنظر قرار گیرد، در این میان جایزه صادراتی حداقل کاری است که دولت می تواند برای تشویق صادرکنندگان داشته باشد و بودجه آن را به موقع تامین کند.
۵۰۳ میلیارد تومان معوقه داریم
وی افزود: باوجود دستور رئیس جمهوری برای پرداخت به روز جوایز صادراتی، هم اکنون سازمان توسعه تجارت ایران در بخش ارایه جوایز صادراتی سالهای ۸۸ و ۸۹ به صادرکنندگان کالا و سالهای ۸۷، ۸۸ و ۸۹ به صادرکنندگان خدمات بدهی دارد، به نحوی که مجموع بدهی ها در این دو بخش تا پایان سال جاری به ۵۰۳ میلیارد تومان می رسد.
وی اظهار داشت: براساس برآوردها، در سالجاری ۱۱۰ میلیارد تومان در بودجه برای جوایز صادراتی در نظر گرفته شده که تاکنون حدود نیمی از این رقم پرداخت شده است. البته صادرکنندگان از سازمان توسعه تجارت انتظار دارند که پرداخت جوایز صادراتی را از کانالهای مختلف پیگیری کنند.
به اعتقاد کرمانشاهی، صادرات غیرنفتی در تمامی شرایط باید در اولویت قرار داشته باشد و در جریان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نیز استراتژی کشور باید بر مبنای توسعه صادرات غیرنفتی پیاده سازی شود.
وی با اشاره به اقدامات خوب دولت در تهیه بسته حمایت از صادرات غیرنفتی در جریان هدفمند کردن یارانه ها تصریح کرد: صادرات پایدار محور توسعه است و اگر قرار است اتفاقی در توسعه اقتصادی کشور رخ دهد، باید به صادرات توجه بیش از گذشته مبذول شود.
اوراق مشارکت، سهام بانکی و … به جای جایزه صادراتی
کرمانشاهی گفت: در حال حاضر سازمان توسعه تجارت در حال رایزنی برای گنجاندن بودجه مورد نیاز برای پرداخت جایزه صادراتی در بودجه سال ۹۰ یا متمم بودجه سال ۸۹ کل کشور است، ضمن اینکه در حال پیگیری برای پرداخت جوایز صادراتی از طریق سهام بانکها یا اوراق مشارکت یا هر راهکار مناسب دیگری است تا بتواند هرچه سریعتر دین خود به صادرکنندگان را پرداخت کند.
وی اظهار داشت: به محض اینکه دولت، بودجه جوایز صادراتی را پرداخت کند، سازمان توسعه تجارت ایران در قالب آئین نامه، به استانها ابلاغیه هایی را خواهد داشت تا هرچه سریعتر جوایز صادراتی را پرداخت کنند.
تصمیم با سازمان خصوصی سازی
به گفته کرمانشاهی، پیشنهاد ارایه سهام بانکها به صادرکنندگان هنوز به نتیجه نرسیده است، البته دولت موافقت های خود را اعلام کرده؛ اما سازمان خصوصی سازی به دلیل اینکه برای ارایه سهام، ضوابطی دارد، هنوز کار را به نتیجه نرسانده است.
وی ادامه داد: اولویت سازمان توسعه تجارت پرداخت جوایز نقدی صادراتی است، اما اگر این کار عملیاتی نشد، پرداخت سهام و اوراق مشارکت و یا راهکار بهتر دیگری را در دستور کار قرار خواهیم داد.
کرمانشاهی با تاکید بر ضرورت حمایت همه جانبه از صادرات غیرنفتی کشور، افزود: در حال حاضر نسبت صادرات به واردات یک به دو است و البته برنامه ریزی ای دولت، برابری صادرات با واردات را ترسیم کرده، این درحالی است که در ۵ سال اخیر نسبت صادرات به واردات ۱ به ۴ بود که هم اکنون این نسبت به ۱ به ۲ رسیده است. از سوی دیگر، صادرات کشور از سال ۸۰ تا ۸۹ به صورت تقریبی ۷ برابر شده و از ۴ میلیارد دلار در سال ۸۱ به بیش از ۲۶ میلیارد دلار در سال جاری رسیده است.
صادرکنندگان همچنان منتظر پرداخت جوایز صادراتی اند. آیا این وعده، روزی عملی خواهد شد؟
ندای سبز آزادی: بنا به گزارشهای دریافتی، مادر اشکان سهرابی یکی از جان باختگان اعتراضات سال گذشته به دادستانی انقلاب فراخوانده شده و برای وی احضاریه ای در رابطه با معرفی خود به دادستانی ارسال گردیده است.
به گزارش كانون حمايت ازخانواده هاي جان باختگان وبازداشتي ها ، حاکمیت بدنبال ایجاد فضای رعب و وحشت در بین خانواده های جانباختگان می باشد.
در همین راستا، مهدی رمضانی، پدر شهید رامین رمضانی نیز، از روز یکشنبه ۱۴ آذر در مراسم یادبودی که به مناسبت تولد امیر ارشد تاجمیر برگزار گردیده بود ،به همراه تعداد دیگری از مادران جانباختگان و خانواده های آنان بازداشت گردید.
تعدادی از نفرات بازداشت شده در این مراسم آزاد گردیدند و خانمها حکیمه شکری و ندا مستقیمی و آقای مهدی رمضانی تا کنون در اوین بازداشت می باشند و خانواده های آنان از وضعیت آنان مطلع نیستند.
گفتنی است روز گذشته (عاشورا)، ماموران امنیتی مانع برگزاری مراسم بزرگداشت جانباختگان عاشورای سال گذشته گردیدند و با اهانت و خشونت، خانواده های جانباختگان و تجمع کنندگانی که برای سوگ جانباختگان در بهشت زهرای تهران حضور داشتند را متفرق ساختند.
علياصغر شفيعيان : گر چه سیاسیون شایعه ی تبریک لاریجانی را از همان عصر روز انتخابات شنیده بودند اما سایت "رجانیوز" که به جریان آقای احمدی نژاد تعلق دارد برای اولین بار آن را علنی کرد. مرداد ماه پارسال چند نماینده ی طرفدار آقای لاریجانی در مجلس به تقلبی بودن مدرک تحصیلی آقای رحیمی - معاون اول - انتقاد کردند و رجانیوز در واکنش به آنها در خبری با تیتر "آيا علي لاريجاني مدرك دكترا دارد؟"، اعلام کرد:
" آقای لاریجانی که قاعدتا به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، بعد از ظهر روز اخذ رأی - قبل از پایان زمان رأی گیری - تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوریاش تبریک گفت ... "
این خبر در همان زمان به سرعت و به طور گسترده ای بازتاب داشت و طرفداران دولت را به شدت عصبانی کرد، از جمله سایت "استقامت" با تیتر "تبريك گفتن لاريجاني به موسوي قابل گذشت نیست" و سایت "افشا" با این تیتر وانش نشان داد: "خیانت لاریجانی با تبریک پیروزی در انتخابات به موسوی پیش از رای شماری".
و روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز بر پایه ی همین خبر رجانیوز در تابستان پارسال نوشت: "تاکنون تنها اصلاح طلبان مدعی وقوع تقلب در انتخابات بودند اما به تازگی از اردوگاه دولتی ها نیز چنین صداهایی شنیده می شود".
ادعای اصلاح طلبان، بهار 1389
از اعضای ارشد ستاد آقای موسوی تا الان هیچ کس به صورت علنی چیزی نگفته اما اردیبهشت ماه 89 یعنی نه ماه بعد از اعلام آن خبر در رجانیوز، آقا سعید شریعتی اصلاح طلب برای سخنرانی در جمع دانشجویانی اصولگرا به دانشگاه مشهد رفته بود که گفت آقای عطریانفر از آقای هاشمی رفسنجانی نقل کرده "اولين افرادي كه به ميرحسين در انتخابات تبريك گفتند اصولگراها بودند و اولين پيام تبريك به ميرحسين، تماس مصطفي پورمحمدي بوده، بعد ناطقنوري و پس از آن علي لاريجاني".
در یک نشست دانشجویان حامی دولت، از فاطمه خانم رجبي در باره ی این گفته ی شریعتی می پرسند که او می گوید: "خيلي هم دور از ذهن نيست ... حالا اين واقعيت داشت يا نداشت در جلسات سياسيون مطرح بود". خانم رجبی همسر آقای الهام است که زمان انتخابات همزمان وزیر دادگستری دولت آقای احمدی نژاد و عضو شورای نگهبان بود.
سایت دولتگرای "پارسا پرس" هم بعد از سخنرانی شریعتی نوشت که: "شهادت سعید شریعتی قرینه ای بر اظهارات سال گذشته این نماینده مجلس است."
تکذیب شده و نشده ها
"با وجود بازتاب ها فراوان این سخنان حتی در رسانه های آمریکایی، لاریجانی هیچ گونه واکنشی در تکذیب آن انجام نداد". این جمله ای بود که پارساپرس در اردیبهشت ماه 1389 نوشته بود. وضعیت تا امروز به همین منوال ادامه دارد الا نقل قولی غیر رسمی از آقای لاریجانی در یک محفل خصوصی غیر علنی. سایت جهان تیرماه 1389 به نقل از یک دانشجوی بی نام و نشان نوشت: " لاريجاني از اينکه چندبار تا حالا گفته شده که لاريجاني با موسوي تماس گرفته و پيروزياش در انتخابات را تبريک گفته، گلايه ميکرد و اون رو دروغ خواند ".
پورمحمدی زیاد سخنرانی می کند اما موضعی نگرفته؛ اما روابط عمومی سازمان بازرسی که آقای پورمحمدی رییسش است اواخر اردیبهشت 1389 تکذیبیه ای منتشر کرد و گفت که روز 10 تیر 1388 یعنی 18 روز بعد از انتخابات پیروزی آقای احمدی نژاد را تبریک گفته است.
آقای ناطق نوري منتسب به دفتر رهبری است، بازرس ویژه ی دفتر رهبری است اما تا كنون چنين ادعايي درباره خود را نه تكذيب كرده و نه تاييد. ولی زیاد فرقی نکرده است با آن دو نفر دیگر، چون تکذیب آنچنانی تاثیری نداشته است. سایت دولتگرای عدالتخواهی در ابتدای تابستان 1389 در مطلبی با عنوان "بصیرت در وقت اضافه" نوشت: " چرا از تبریک ناطق، لاریجانی و پورمحمدی به میرحسین قبل از اعلام رسمی شورای نگهبان سخنی به میان نیامده؟ "
بنابر این، رسانه های دولتگرا که مجموعه ی ادعای تبریک را منتشر کرده اند تاکنون از ادعای خود کوتاه نیامده اند.
تاثیر تبریک های احتمالی
نکته ی قابل توجه در موضوع تبریک احتمالی این آقایان "میزان تاثیر" آن تبریک هاست. ادعاهای مطرح شده این است که عصر روز انتخابات به آقای موسوی تبریک گفته اند و آقای موسوی حدود ساعت 11 شب ادعای پیروزی قطعی کرده است.
اگر واقعا تبریک گفته باشند آقای موسوی می توانسته است آن را مبنا قرار دهد چون آقایان لاریجانی، ناطق و پورمحمدی به اطلاعات و گزارش های مهمی دسترسی داشته اند و حرف آنها و تبریکشان بسیار قابل اعتمادتر از گزارش ناظران کاندیداها بر سر صندوق هاست.
تبریک باعث گمراهی : البته ادعای حامیان احمدی نژاد می توانسته با هدف تخریب لاریجانی و ناطق و پورمحمدی هم باشد اما حامیان دولت اعتراضشان این بود که تبریک این آقایان، آقای موسوی را دچار " توهم و اتخاذ مواضع فتنه انگیز" بوده است. در واقع می گفتند که او را به "اشتباه" انداخته اند.
اتفاقا این همان دلیلی است که سعید شریعتی به نقل از هاشمی رفسنجانی مطرح کرد تا اعلام پیروزی آقای موسوی را موجه و بر مبنای آن تبریک ها نشان دهد.
یک احتمال غیر عادی هم این است که گفته شود آن سه نفر با نیت و هدف گمراه کردن مهندس موسوی تماس گرفته بودند و پس از به دام افتادن طعمه، صدایش را درنیاورده و یا منکر تماس شده اند.
تبریک نشانه ی تقلب : مدعیان تقلب انتخاباتی هم آن تبریک ها را دلیلی بر پیروزی موسوی می خوانند و می گویند که تبریک ها مانند دم خروسی است که هیچ قسم حضرت عباسی را بعد از آن نمی توان باور کرد. آنها این تبریک ها گافی می دانند که از سوی این آقایان داده شده است.
برخورد با مدعیان
مدعیان چه کسانی هستند؟ : منبع دسته ی اول مدعیان سایت رجانیوز بود که مدعی است یک نماینده ی مجلس این خبر را داده اما با گذشت 15 ماه از انتشار آن خبر تاکنون نامش را فاش نکرده است. سایت های زنجیره یی دولتگرا و دیگر سایت های خبری هم این خبر رجانیوز را منتشر کردند؛ از جمله جوان آنلاین، شبکه خبر دانشجو، شبکه ایران، فردا نیوز، تابناک، استقامت، و وبلاگ های زنجیره یی.
دور دوم ادعاها مربوط است به سعید شریعتی از محمد عطریانفر نقل کرده که او هم از آیت الله هاشمی رفسنجانی نقل کرده است. این خبر هم در رسانه های مختلف خبری راست و چپ به طور گسترده ای منتشر شده است.
بر مبنای رویه ی جاری، نه تنها منبع خبر بلکه منتشر کنندگان آن نیز در قبال انتشار آن مسوول هستند. هیچ گزارشی درباره ی برخورد با هیچ کدام از این نشریات و رسانه ها وجود ندارد، آن دو مورد تکذیب رسمی و غیر رسمی هم بازتاب قابل توجهی در رسانه ها نداشت.
برخورد متفاوت با ادعای شکوری راد
اواسط آذر ماه (یعنی دو هفته پیش) "علی شکوری راد" در دانشگاه لرستان در مناظره ای ادعا کرد که "صادق لاریجانی" نیز شب انتخابات به موسوی تبریک گفته بود. این ادعا شبیه به ادعاهای قبلی بود اما شکوری راد به همین دلیل فورا بازداشت شد.
فارغ از درستی و نادرستی این برخورد با شکوری راد، نکته ی قابل توجه تبعیضی است که در رفتار با دیگر ادعا کنندگان در پیش گرفته شده است. مگر شکوری راد با رجانیوز و آن نماینده ی مجلس و یا آقای هاشمی رفسنجانی فرق دارد؟
این ادعا اگر اتهام است چه تفاوتی با ادعای تبریک علی لاریجانی، ناطق و پورمحمدی دارد؟ تنها تفاوت این ادعا مسوولیت آیت الله لاریجانی است که در زمان انتخابات عضو شورای نگهبان بوده و الان هم رییس قوه ی قضاست. بنابر این هم در انتخابات عضو نهاد داوری بود و اطلاعاتش از نتایج به نسبت آن سه نفر بیشتر بوده و هم امروز رییس قوه ی قهریه است و مسوول دادگاه و زندان.
شباهت ها اما؛ هر چهار نفر انسان هستند، ایرانی و مسلمان و شیعه بنابر این در برابر قانون از این لحاظ برابرند. آقا صادق رییس یک قوه است، علی آقا هم هست، آقای ناطق هم رییس بازرسی دفتر رهبری است، آقای پور محمدی هم رییس بازرسی کل کشور. خب آیت الله لاریجانی در یک کفه ی ترازو و آن سه را در کفه ی دیگر بگذاریم، کدام سنگین تر هستند؟
اگر ادعای شکوری راد اشتباه است، می شود آن را تکذیب کرد و یا درباره ی آن توضیح داد، یا از کنار آن گذشت، همان کاری که آن سه نفر کرده اند. این دلیل نمی شود که چون چیزی به آقای لاریجانی منتسب شده فورا طرف را بگیرند و به زندان بیاندازند. روال قضایی هم این نیست که برای چنین اتهامی در قدم اول بازداشت کنند، اول می شود او را احضار کرد تا درباره ی اتهامش توضیح دهد.
صبر و تحمل آیت الله لاریجانی بایستی بیش از دیگران باشد، یعنی این انتظار ملت است که ایشان در قبال حق دیگران بیش از حق خود حساس باشد نه اینکه به فرض انتساب نسبتی نادرست به آقای لاریجانی، شکوری راد به چشم بر هم زدنی بازداشت شود.
معنی استقلال دستگاه قضا
دو ماه پیش هم شکوری راد برای چند روز بازداشت شده بود که با پادرمیانی آیت الله شبیری و موافقت رهبری آزاد شد اما متاسفانه طرفداران دولت به شدت از این پادرمیانی عصبانی شدند و با بی احترامی به این مرجع تقلید، آن درخواست را اعمال نفوذ و پارتی بازی و اعمال فشار به دستگاه قضایی خواندند تا جایی که در یادداشتی که جوان آنلاین منتشر کرد، به صراحت تهدید شده بود که از این پس این دست اعمال فشارها را افشا خواهند کرد.
در واقع دولتگراها که از آزادی شکوری راد و آن هم با وساطت یکی از مراجع ناراحت بودند می خواستند با خبر سازی و جنگ روانی، زیربار رفتن دستگاه قضایی را به تمسخر بگیرند و وانمود کنند که توجه دستگاه قضایی به این درخواست در واقع زیر سوال رفتن استقلال این دستگاه بوده است.
علی رغم انتقاداتی جدی که به دستگاه قضایی داریم اما آیت الله لاریجانی در مدت مسوولیتش نشان داده که به استقلال دستگاه قضا اهمیت می دهد و زیر بار فشارهای دولتگرایان نمی رود. از واکنش به ادبیات نامناسب آقای احمدی نژاد و سعی در اعمال دخالت در امور قضایی گرفته تا واکنش صریح به آقای هاشمی رفسنجانی در پرونده ی دانشگاه آزاد، تا همین هفته ی گذشته که به آقای جنتی گفت علی رغم توصیه ی او پرونده های قضایی را به نهادهای امنیتی نمی دهند.
هر طور که حساب کنیم، بازداشت شکوری راد به وجاهت آقای لاریجانی ضربه می زند و بر ابهام شایعه ی تبریک می افزاید؛ آیت الله شبیری که پادرمیانی کرده بود دلگیر می شود که چنین برخوردی شده است و افکار عمومی می پرسد که اگر کسی درباره ی آنها چنین ادعایی می کرد هم دستگاه قضا به این سرعت و روش عمل می کرد؟
منبع: وبلاگ نویسنده
ندای سبز آزادی: کماکان از وضعیت سلامتی و جان محمد نوری زاد که از روز شنبه اعتصاب خشک(عدم خوردن هرگونه آب و غذا) خود را شروع کرده ، هیچ خبری در دست نیست و این بی خبری ها بر نگرانی ها بیشتر دامن می زند .
به گزارش وبسایت محمد نوری زاد فاطمه ملکی همسر وی نیز بر اثر حمله ی وحشیانه دیروز ماموران در جلوی اوین ، هم اکنون در سی سی یو بستری ست.
شایان ذکر است که دیروز همسر محمد نوری زاد به همراه فرزندان و خانواده ی آقای نوری زاد و خانم محتشمی در جلوی اوین در اعتراض به این شیوه ی حاکم بر دادگاه های نمایشی و عدم اطلاع از جان آقای دکتر نوری زاد و ممنوع الملاقات بودنشان ، در جلوی بازداشتگاه اوین به بست نشستند و ساعتی بعد ، مأموران مرد اوین همگی آنان را با ضرب و شتم دستگیر و برای چند ساعتی آنان را بازداشت نمودند.
علی سمیع زاده: حسین قدیانی را نمی شناختم و وب نوشت اخیرش را تا دیشب نخوانده بودم. همان که روح الله حسینیان ، شمشیر مالک اش خواند و در واکنش به احضار وی به دادگستری ، رییس قوه قضاییه را به سعه صدر فرا خواند و نوشت :" نمی دانم در دستگاهی که سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند نزد چه کسی شکایت برم . دستگاه قضایی به کجا می رود ؟ دستگاهی که سربازان و افسران جنگ نرم را هدف قرار داده و تیغ به زنگی مست سپرده .
روزی مدیر مسئول کیهان با شکایت زنی خود فروخته به میز محاکمه کشیده می شود و روزی مدیر ایران به اتهام گفتن بالای چشم آقازاده ی فراری ابروست محاکمه می گردد و روزی حسین قدیانی عزیز احضار میشود که چرا از قوه قضاییه انتقاد کردی ."
با نوشته ام نه قصد نقد دارم و نه سودای نصیحت که نویسنده محترم خود به احوالاتش آگاه تر است تا دیگران. پس غرض ذکر نکته ای است و بس.
یادم می آید روزگاری را که هنوز یالثارات الحسین قطعه کاغذی کوچک و کم تیراژ بود و اصحاب قلم بیشتر چشمشان به جمال و نه قلم نویسندگان آینده شلمچه و امثال آن روشن؛ نشریه ای بود به نام پیام دانشجوی بسیجی که بعدها با شکایت فرمانده وقت بسیج ، نام بسیجی از عنوان آن حذف شد؛ اوایل دهه 70 .
هسته اصلی این جریده حشمت الله طبرزدی بود و دوستانش که اکثرا از دامن انجمن های اسلامی دانشجویی (و نه دانشجویان که آن یکی را دیگر از خانواده خودی ها نمی دانستند) قدم به محفل مطبوعات گذاشته بودند. می نوشتند و می نوشتند و می نوشتند و کسی جلودار قلمشان نبود. از فقر و لابه طبقه مستضعف و از کید و مکر بالانشینان به ظاهر انقلابی. نخستین بار کاربرد لفظ امام برای رهبری از قلم این آقایان تراوش کرد و پیگیری پرونده های مفاسد اقتصادی نظیر اختلاس 123 میلیاردی فاضل خداداد و ارتباط آن با رفیق دوست ها از مهمتری محورهای آن محسوب می شد. پیام دانشجو اما چندی بعد توقیف شد و نویسندگان به نامش از پس گذر ایام، محفل مدعیان عاشق را به خلوت آنان که تا دیروز دشمنشان می دانستند، وانهادند و مدتی بعد به حق یا ناحق راهی منزلگاه اوین شدند.
یادداشت سراسر التهاب و اتهام دوست نادیده حسین قدیانی را که خواندم بی اختیار نوشته های آن جریده مرحوم در خاطر آمد و فیلتر وبلاگش یاد آن توقیف را زنده کرد.
مخلص کلام خواستم تا خطاب به آن دوست عزیز به عنوان کسی که با شما مخالفم و مشی سیاسی و اخلاقی شما را نمی پسندم ، بگویم، آنچه مکتب تشیع و سیره بزرگان به ما آموخته است آن است که راه سیاست از میانه می گذرد و قلم حرمت بزرگی است که اگر به مستی وانهاده شود ، آتش در خرمن دنیا و آخرت صاحب قلم می زند.
اگرچه میهمان ارباب پیروز قدرتید و نیازی به حمایت منتسبان به فتنه ای چون ما ندارید اما آزادی نوشتن و گفتن شما را در چارچوب حفظ حرمتها ارج می نهیم .
امام علی (ع) می فرماید: "من استقبل وجوه الارا عرف مواقع الخطا " "کسی که به آرا و اندیشه ها روی آورد محل خطا و اشتباه را می شناسد" پس اگر خواستید راه گفتگو گشاده است، می شنویم و می گوییم که گفتگو صراط مستقیم نیل به فردایی بهتر است. فردایی که در سایه عقلانیت شاید، امثال ما و شما دیگر عرصه را برای دیگری تنگ نبینیم.
------
لینک پیوست متن وبلاگ قدیانی در یکی دیگر از وبلاگهای طرفدار اوست
http://zarrin-che.blogfa.com/post-170.aspx
منبع: وبلاگ ای ایران
ندای سبز آزادی: میرحسین موسوی در پیامی خطاب به زندانیانی که در اعتصاب غذا به سر میبرند، از همهی آنها خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهند، چرا که به گفتهی وی، امروز دلبستگان به آزادی و عدالت و عظمت ایران نگران سلامت آنها هستند.
موسوی در این پیام کوتاه ابراز امیدواری کرده است که این زندانیان با شکستن اعتصاب غذای خود در این روزهای یاد و یادآوری حماسهی حسینی، خانوادهها و همراهان جنبش سبز را از نگرانی نجات دهند.
به گزارش کلمه، نسرین ستوده، محمد نوریزاد، غلامحسین عرشی، رضا شهابی و آرش صادقی از جمله زندانیانی هستند که در اعتصاب غذا به سر میبرند و اوضاع جسمی همهی آنها وخیم گزارش شده است.
متن کامل پیام میرحسین موسوی خطاب به زندانیانی که در اعتصاب غذا به سر میبرند، به شرح زیر است:
دوستان و همراهان در بند،
طرفداران آزادی و حقوق انسانی و پایبندان پر استقامت ارزشهای ایرانی و اسلامی
ملت ما امروز بیش از همیشه از رنجها و فداکاریهای شما آگاه است. پیام ایستادگی شما را نسیم سبز آگاهی دهن به دهن و سینه به سینه به همهجای ایران عزیز رسانده است.
امروز دوستداران ملت میدانند در این راه زنان و مردانی دلیر آمادهاند که تا آخرین نفس مقاومت کنند تا همچنان امید برای تحقق زندگی شایسته برای مردم زنده بماند.
ترکیب کسانی که امروز در زندانها جان بر کف نهادهاند، قابل تأمل و عبرت است: زن و مرد و هنرمند و کارگر و حقوقدان و معلم؛ انسانهایی فرهیخته از هر صنف و طبقه و گروه و قشر.
دوستان جان بر کف
امروز دلبستگان به آزادی و عدالت و عظمت ایران، نگران سلامت شما هستند و امید آنکه شما با شکستن اعتصاب غذای خود در این روزهای یاد و یادآوری حماسهی حسینی، خانوادهها و همراهان جنبش سبز را از نگرانی نجات دهید.
علي مهربان: امروز فرداي عاشوراست، تبار حسين در اسارت نانجيباني ستمگر، غافلاني سود جو، و كوته فكراني پست. پيكر شهدا بر زمين، سرهاي شهدا بر نيزه ها، زنان وفرزندانشان در غل و زنجير اسارت.
امروز زينب زني از خاندان رسالت بايد رسالت جدش را بر دوش كشيده به اتمام رساند، جمع اوري فرزندان و خاندان شهدا، دلداري و همراهي با انان در سفر عشق تا شام و بارگاه متعفن يزيد و رساندن پيام حسين به اهلش و به نااهلان دوران.
مير حسين درست ميگويد، بايد به مردم اگاهي بخشيد، بايد به انان واقعيات را گفت، انان بايد بدانند هر نماز طولاني نماز جعفر طيار نيست. مردم بايد بدانند كه معاويه نيز نماز ميخواند، طولاني و پر طمطراق.
مردم بايد بدانند غصب كنندگان حق علي حق حكومت نداشتند، انان خود را صاحب حق نشان دادند، معاويه وپسرش غاصبان حكومتند و شوريدگان بر رسول و دينش.
بايد به جاهلان گفت كه سركوب مردم و ريختن خون انان رسم يزيد است هركه بدين راه رفت خود يزيد و سكوت در برابر ان همراهي با يزيد است.
مير حسين عاشورا را خوب ميفهمد و ميداند كه عاشورا بدون زينب ناتمام است، ميداند كه زينب نباشد عاشورا ره به جائي نخواهد برد. او ميداند كه اتمام عاشورا رسالت زينب است و اوست كه بايد بار پيام رساني و اگاهي بخشي به مردم را بر دوش كشد، اوست كه از پس تحمل مصائب كربلا بايد تازه به مردمان نادان بگويد اين كه كشتيد حسين فرزند رسول خداست و انان كه به اسارت ميبريد خاندان و وابستگان پيامبرند، بايد بگويد تا در تاريخ بماند اينان كه به اسارت برده ايد خاندان حسين و يارانش و انان همه دوستداران علي و مطيعان رسول خدايند، بر اعمالتان صبر كنيد و كمي انديشه، شايد كه راه درك را مي پيمائيد و در اينراه بازگشتي براي شما نباشد.
مردمان بايد بدانند كه كشتن بي گناهان سيره معاويه ويزيد است، بنام دين كشتن ظلم مضاعف و ان مستوجب عذابي سخت است. مردم بايد بدانند كه تظاهر به دين داشتن و در باطن كشتن و بستن واسير كردن ادميان رسم حسين و حسينيان نيست، مردم بايد بدانند كه عرصه سيمرغ بدست مگسان سالوس اشغال گشته، انان برسم خرافه و تزوير دين را وارونه ساخته وبر مركب مراد سوارند. مردم بايد بدانند كه فاسدان لباس پاكي پوشيده دروغ بهم مي بافند، دشمنان بر ما مستولي گشته و نوكري ارباب ميكنند. مردم بايد بدانند كه اين ره به نا كجا اباد است نه راه و رسم اولياء خدا.
مردم بايد بدانند انان كه لباس تزوير پوشيده اند دشمنانند و بدخواهان. مردم بايد بدانند پاكان و خوبان بدست مزدوران وناهلان اسيرند، مردم بايد بدانند كه كوتاهي در برابر ظالمان خسران دنيا و اخرت را بهمراه خواهد داشت، ساليان سال اين ورد زبانمان و ملكه ذهنمان بود، پس چه شده است ما را كه امروز ظلم ظالم در لباس دين را نمي بينيم و در برابر ستمگر بظاهر زاهد نمي ايستيم!؟
ضحاك در لباس خوبان بر ما ظلم روا ميدارد و حقوق فرزندان ما را به اوباش خارجي ميسپارد، تا كي سكوت؟ تا كي كوتاهي و مماشات؟ حسين از ما جز همراهي چه خواست؟ مگر ميشود پاسخ حسين را نداد؟ حسين در ميان کوفیان غريب بود ايا در ميان ما ايرانيان نيز غريب است؟ هيهات.
بودن در راه حسين ارزوي ما ايرانيان است، ما در جنگ هشت ساله بارها اين ثابت قدمي را ثابت كرديم و عاشقانه تا پايان ان مانديم و دم بر نزديم.
اما امروز ازادگانمان را اسير ميكنند، و مردان خوب وطن را حذف. خوبان را سر ميبرند و فاسدان را بر مسند مينشانند. دشمنان را در ايران منصب ميدهند و ايراينان را زير دست ميسازند، اوباش در كشورمان بر مردممان خشونت روا ميدارند و جزائي نمي بينند.
ايا با تمام اينها ميتوان ساكت بود و بر حكمراني يزيد ناظر ماند؟ ايا سكوت در برابر دشمنان كوفي مسلک ظلم بر حسين نيست؟ ايا در مرام ايرانيان اين سكوت قابل قبول است؟ هرگز كه ايراني سرفراز تباهي را پذيرفته و به سكوت در برابر سالوكان ستم پيشه اقدام كند. هرگز كه ایرانی حقيقت جو در برابر ظالمان دروغگو سكوت كند. يزيد خوب ميداند كه اين قوم در برابر ظلم كرنش نمي كند، او خوب ميداند كه مردمان ما سالهاست كه راه سربلندي را پيشه كرده و در برابر حقيران فاسد ساكت نخواهند ماند. اينهمه ترس و دست و پا زدن نشانه اطلاع او از مرام ازادگي ايراينان است.
نادانان نيز گريزي از اين راه نخواهند داشت، با ما همراه خواهند گشت و بر انان راهي جز اين نخواهد بود، با ما خواهند امد و بر عمله جور در كنار ما خواهند شوريد و همانند ما مزدوران بيگانه را به درك راهي خواهند نمود؟ تا صبح، تا سپيده، تا نور/
يا زينب/ يا حسين

ندای سبز آزادی: هشت نفر ديگر از عوامل انفجار تاسوعاي چابهار، دستگير شدند.
به گزارش خبرگزاري فارس، يك مقام آگاه در وزارت اطلاعات اعلام كرد هشت نفر ديگر از عوامل تروريستي و مرتبطان اين جنايت را در شهرستان هاي چابهار ، نيكشهر و كناركِ سيستان و بلوچستان شناسايي و دستگير كنند.
پيش از اين هم يك مقام آگاه در وزارت اطلاعات ، گفته بود: سه بمب گذار كه از يك كشور همسايه وارد ميهنمان شده بودند و در تور ماموران ويژه وزارت اطلاعات قرار داشتند طي اقدامات جداگانهاي قصد بمب گذاري در مناطقي از جنوب و شرق كشور را داشتند كه يك نفر در درگيري با ماموران وزارت اطلاعات کشته شد.
به گفته وي عنصر دوم هنگام خروج از كشور دستگير و نفر سوم ميان جمعيت متاسفانه موفق شد به اقدام كور خود دست بزند و تعدادي از عزاداران حسيني را در شهر چابهار به شهادت برساند.
گفتنی ست در جریان انفجار چابهار سی و نه نفر کشته و دهها نفر مجروح شدند.
ندای سبز آزادی: این روزها، روزهای اعتصاب غذای زندانیان سیاسی معترض به رفتار غیرانسانی دستگاه قضایی و نیروهای اطلاعاتیست. رضا شهابی یکی از اعضای سندیکای اتوبوسرانی که از ده روز پیش دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، راهی بیمارستان شد و اعتصاب غذای خشک خود را به اعتصاب تر تغییر داد. به این معنیکه تنها آب میآشامد. اما اوضاع جسمی او طبق شواهدی که در اخبار منعکس شده، زیاد مساعد نیست.
روز ۵ شنبه خانواده رضا شهابی موفق شدند با وی ملاقات کنند. بنا به گفتهی خانواده رضا شهابی، این عضو در بند سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از روز شنبه همان هفته به دلیل عدم رسیدگی به پروندهاش در اعتصاب غذا به سر میبرد. رضا شهابی از تاریخ ۲۲ خرداد ۱٣٨۹ در زندان اوین به سر میبرد. در تاریخ ۱۹ مهر ماه قرار بود وی با وثیقه ۶۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شود که این امکان میسر نشد و کماکان در زندان به سر می برد.
حسن شهابی برادر رضا شهابی در گفتوگو با رادیو فردا گفت که او در آخرين ملاقات خود با برادرش گفته است تا روشن شدن وضعيتش به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد. اعتصاب غذای رضا شهابی پس از آن صورت گرفت که مقامهای قوه قضاييه، دو مرتبه با آزادی او به قيد وثيقه مخالفت کردند.
اما ادامهی اعتصاب غذای رضا شهابی با واکنشهای بینالمللی مواجه شده است. در بیانیهای اتحادیه کارگران کشتیرانی، قطار و ترانسپورت بریتانیا، فعالان کارگری خواستهاند که تعدادی از نمایندگان در نشست علنی پارلمان این کشور از وزیر امور خارجه پیگیری درخواست آزادی رضا شهابی را طرح کنند. این اتحادیه همچنین اعلام کرده که موضوع دستگیری و زندانی شدن رضا شهابی را در نشست فدراسیون جهانی کارگران ترانسپورت "آی تی اف" مطرح میکند و این نهاد را به تلاش برای آزادی رضا شهابی فرا میخواند. نشست "آی تی اف" در ماه اوت در مکزیکوسیتی برگزار میشود.
اکبر پیرهادی، عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد در ارتباط با حمایتجهانی از فعالان کارگری در ایران به دویچهوله گفت که ما کم و بیش در جریان این همبستگی بودیم و از همه دست اندرکاران چنین کارزاری تشکر میکنیم. ما از سایر اتحادیههای کارگری انتظار داریم که پیرامون فشار به همکاران صنفی خود، خبررسانی کنند. امیدواریم این حمایتها کمکی به وضع سندیکالیستهای ایرانی بکنند.
ابراهیم مددی، رضا شهابی و مرتضی کمساری در زندان اوین، علی اکبر نظری در زندان قزل حصار، غلامرضا غلامحسینی و منصور اسالو در زندان رجایی شهر در بازداشت به سر می برند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هم در اطلاعیهی خود ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت سلامت رضا شهابی خواهان رسیدگی هر چه سریعتر به پرونده وی و آزادی اعضای سندیکا شد.
.برخورد با اعضای سندیکای اتوبوسرانی در شرایطی صورت میگیرد که حکومت از تحرکات اعتصابی کارگران میترسد و در تلاش به بنبست رساندن حرکتهای کارگری و یکپارچه است.
اما موضوعی که اکنون از این تحرکات واجبتر است، اوضاع جسمی و خطرناک رضا شهابیست که در اعتصاب غذا بسر میبرد. این وضعیت در صورت تداوم موجب بروز خطر جدی برای این فعال کارگری خواهد شد. به دلیل اینکه چندین زندانی سرشناس دست به اعتصاب غذا زدهاند اخبار رضا شهابی بینشان کمرنگ شده است.
حکومت در مواجهبا این اعتصاب غذای وسیع، یا باید یک قدم به نفع خواستههای معترضان عقب بنشیند، یا با تکبر برخورد کند . این موضوع روزهای آینده مشخص خواهد شد. امیدواریم که حکومت صدای اعتصاب کنندگان را یکبار هم که شده بشنود تا شاهد فاجعهی اسفبار دیگری نباشیم. در صورت بروز اتفاقی نظیر از بین رفتن این معترضان، حکومت بهای سنگینی را خواهد پرداخت.
همچنین باید تلاش کرد تا فعالان زندانی که ممنوعالملاقات و در اعتصاب غذا هستند، اعتصاب خود را بشکنند، زیرا به وجودشان برای ادامهی مبارزه علیه ظلم و جور نیاز است.
در محكوميت حادثه تروريستي روز تاسوعا
ندای سبز آزادی: جامعه روحانيت اهل سنت چابهار در اطلاعيه اي از عموم مردم سيستان و بلوچستان براي انجام يك راهپيمايي در محكوميت اقدام تروريستي تاسوعاي خونين اين شهرستان در روز شنبه 27 آذرماه همزمان با سالروز شهادت حضرت امام زين العابدين (ع) دعوت به عمل آورد.
به گزارش ایرنا،در اين اطلاعيه آمده است: اين راهپيمايي به منظور گراميداشت خاطره شهادت جمعي از برادران و خواهران شيعه و سني كه در جريان عزاداري حسيني در تاسوعاي خونين چابهار شهيد شدند، برگزار مي شود.
جامعه روحانيت اهل سنت چابهار در اين اطلاعيه با محكوميت شديد اين حادثه تروريستي از اقشار مختلف مردم تقاضا كرده است؛ با شركت در راهپيمايي عمومي، نفرت و انزجار خود را از عوامل و ايادي استكبار اعلام و همبستگي و همدردي خود با مصيبت ديدگان را ابراز كنند.
ندای سبز آزادی: تهران و شهرهای مختلف ایران، در عاشورای ۱٣٨٩، همزمان با اعلام آماده باش و آرایشِ یگان های انتظامی و شبه نظامیان بسیج و لباس شخصی ها، چهره ای مشابه حکومت های نظامی به خود گرفته و تحت کنترل محسوس نیروهای امنیتی و جو پلیسی قرار داشتند.
به گزارش جرس در این میان، اختلال در اکثر سیستمهای تلفن همراه، صف آرایی نیروهای یگان ویژه پاسداران در سطح شهر، کنترل دقیق و اطلاعاتیِ هیئت های عزاداری و همچنین گشت های پر تعداد و بعضا بازرسیِ شهروندان، تهران را به پادگانی بزرگ تبدیل کرده بود.
این درحالی است که علیرغم ادعای چند ماه اخیر مقامات حکومت مبنی بر عدم وجود هرگونه نگرانی امنیتی، برقراری حالتی شبیه حکومت های نظامی در سطح برخی شهرها، حکایت از چیز دیگری داشت.
منابع متعدد خبری، روز پنجشنبه ٢۵ آذرماه ٨٩، در عین اینکه از شرایط کنترل شدید امنیتی خبر می دادند، گزارش هایی نیز از چند حرکت اعتراضی و برخوردهای سریع و خشن نیروهای انتظامی و لباس شخصی مخابره کردند.
برخورد با خانواده های زندانیان
از اواسط روز چهارشنبه (تاسوعا)، تهران به سمت فضایی مشابه پس از عاشورای ٨٨ پیش رفت و گزارش منابع خبری، تصاویر منتشره و شاهدان عینی حاکی از حضور گسترده نیروهای انتظامی و نفربرهای ضد شورش در خیابان های مرکزی تهران و پرواز هلیکوپترهای ناجا از نخستین ساعات روز عاشورا بود.
در پی تحصن و بست نشینی خانواده محمد نوری زاد، زندانیِ سیاسیِ اعتصابی، در مقابل زندان اوین، ظهر امروز اعضای این خانواده همراه با همسر مصطفی تاج زاده، دیگر زندانی سیاسی، دستگیر و به داخل زندان منتقل شدند. (دستگیر شدگان شامگاه عاشورا آزاد شدند و همسر نوری زاد به سی سی یو منتقل گردید.)
آخرین خبر در این زمینه اینکه حاكمیت مانع برگزاری مراسم شب شام غریبان توسط خانواده های زندانیان در مقابل درب اوین شده است.
جلوگیری از برگزاری مراسم نهضت آزادی و جنبش مسلمانان مبارز
در پی یورش روز گذشتۀ ماموران امنیتی به منزل هاشم صباغیان، از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران و وزیر کشور دولت موقت، و همچنین بازداشت چندین ساعتۀ وی و یکی از روحانیونِ حامی جنبش سبز (سلیمانی)، ماموران امنیتی همچنین مانع برگزاری مراسم سوگواری عاشورا توسط فعالان نهضت آزادی شدند.
همچنین در راستای همین فشارها و اِعمال ممنوعیتها، ماموران امنیتی از تشکیل جلسه دوهفتگی شرح وتفسیر قرآن در منزل دکتر حبیب الله پیمان، دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز، ممانعت بعمل آوردند.
سوگ فرزند و همسر و برادر و پدر، ممنوع
طی هفته ای که گذشت، همزمان با فشار حکومت و اعلام ممنوعیت درج و انتشار آگهیِ مراسم سالگرد جانباختگان عاشورای سال گذشته توسط دستگاههای امنیتی، به خانواده های آنان گفته شده بود که از برگزاری مراسم سالگرد در بهشت زهرا یا اماکن عمومی دیگر خودداری کنند.
با این وجود، اعلان هایی در سایت ها و وبلاگ های غیرحکومتی منتشر گردید که در آن ها از مردم خواسته شده بود تا روز عاشورا در مراسم سالگرد شهدای عاشورای ٨٨، در بهشت زهرای تهران حضور یابند.
بنا به گزارش منابع حقوق بشری و همچنین شاهدان عینی، امروز تعدادی از مادران وخانواده های جانباختگان که برای ادای احترام و مراسم یادبود شهیدان عاشورای ٨٨ به بهشت زهرا رفته بودند، هنگام مراجعه بر سر مزار سایر شهدای جنبش در قطعات مختلف با اعتراض و برخورد تند مأمورین امنیتی مواجه شدند.
تهران، پادگانی بزرگ
براساس گزارش كانون حمایت از خانواده جان باختگان وبازداشتی ها، امروز در بسیاری از دسته های عزاداری و حدفاصل آنها، لباس شخصی های بی سیم بدست مستقر بودند و جو را شدیدا کنترل می کردند.
گزارش هایی پراکنده نیز از بروز تشنج در دسته های عزاداری در چند نقطه تهران، توسط شهروندان در وبلاگ های مخالفان منتشر گردید، که رسانه های مستقل آن را تایید نکرده اند.
شهـــرهای دیگر، سوگ و اعتراض و بازداشت
بنا به گزارش منابع خبری، در روز پنج شنبه ٢۵ آذر ماه (عاشورا)، جمع کثیری از مردم کرمانشاه و دوستداران کیانوش آسا، دانشجوی شهید جنبش سبز، بر مزار وی شهید حضور یافته و یاد وخاطره او را گرامی داشتند.
دراین گردهمایی که جمعی از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه و همکلاسیهای سابق کیانوش حضور داشتند شرکت کنندگان در غم فقدان کیانوش آسا به سوگ نشستند.
به مناسبت عاشورا و ایام سالگشت درگذشت مرحوم آیت الله العظمی منتظری، روز عاشورا با وجود فشار نیروهای امنیتی و حاکمیت جو پلیسی در شهرستان نجف آباد، جمعی از جوانان آن شهر، با تجمع در محل تولد آن مرجع مردمی، به سر دادن شعارهایی در حمایت از جنبش سبز و نفی دیکتاتوری سر دادند.
به گزارش منابع خبری جرس، جوانان، دانشجویان و مردم سبز نجف آباد، با سر دادن شعارهایی چون "دیکتاتور بداند، ما همگی منتظری گشته ایم"، "مرگ بر دیکتاتور" و "منتظری منتظری راهت ادامه دارد"، به سوگواری عاشورا پرداختند، که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی که مرتبا به گرفتن فیلم و عکس و شناسایی مردم معترض مشغول بودند، با کمک نیروی انتظامی به متفرق کردن جمعیت پرداختند که منجر به درگیری و بازداشت چندین نفر و برقراری فضای پلیسی تشدید شد.
گزارش های پراکنده از تهران و شهرستان ها
گزارش مذکور و همچنین مشاهداتِ شهروندان از وقایع عاشورای امسال، موارد زیر را مخابره کرده اند، از جمله:
- بازداشت پنج جوان در حوالی ساعت دو و نیم بعد از ظهر در خیابان بهبودی توسط ماموران امنیتی
- استقرار نیروهای انتظامی با ون وموتور از میدان امام حسین تا دانشگاه شریف هرچند متر به چند متر بخصوص سر تقاطع ها ومیادین درزیر پل حافظ وپیچ شمیران
- استقرارنیروهای گارد ویژه با زره پوش درمیدان انقلاب ومیدان فردوسی
- استقرار انبوهی از ماموران انتظامی درخیابان انقلاب تقاطع وصال به دلیل وجود پمپ بنزین
- استقرار ماموران بر سر ایستگاه های مترو امام حسین، دروازه دولت، فردوسی، انقلاب و كنترل افراد در خروجی های مترو
- مستقر كردن خودروهای انتظامی در پیچ شمیران
- استقرار نیروی انتظامی با ون وموتور در میدان توحید و ولیعصر
- استقرار ماموران یگان ویژه در بلوار كشاورز حدفاصل امیر آباد تا میدان ولیعصر به خصوص ابتدای خیابان ۱۶آذر، فلسطین، وصال و نبش پارك لاله
- استقرار نیروهای یگان ویژه به همراه اسلحه گاز اشك آوردر دست برخی از آنها در چهارراه ولیعصر
- گشت موتورهای لباس شخصی و بیسیم به دست در سراسر خیابان انقلاب و آزادی
- ساختمان پلیس راهنمایی و رانندگی نبش رودکی نیز محل استقرار نیروهای گاردی زره پوش بود.
- پرواز هلی كوپتر در حوالی ظهر بر فراز میدان امام حسین
- استقرار ماشین آتش نشانی در میدان انقلاب و میدان صنعت(شهرک غرب)
همچنین گزارش رسید که پایگاه بسیج مقداد، امروز مقرِ فعالِ شبه نظامیان بوده و نیروهایشان را از آنجا سازمان می دادند
دیگر گزارش ها که حکایت از حاکمیت جو امنیتی و فضای رعب و وحشت در پایتخت داشت، تجمع بسیجیان در ضلع شمالی میدان توحید، بلوار کشاور، میدان فردوسی، میدان ولیعصر، زیر پل حافظ، زیر پل پیچ شمیران و همچنین میدان امام حسین بود.
این گزارش ها همچنین از "حمله و دستگیری چهار تن در منطقه چهارباغ اصفهان توسط ماموران امنیتی"، "صف آرایی لباس شخصی ها و ماموران یگان ویژه در میدان قطب تبریز مقابل عزادارانی که شعار هیهات مناالذله سر می دادند"، "برخورد ماموران در شهر رشت با یکی از تجمعاتِ سوگواری و جراحت دونفر در همین رابطه" و همچنین استقرار یگان ویژه و لباس شخصی ها در اهواز و شیراز و بندرعباس، خبر داده اند.
بعد از به کارگیری تمهیدات پلیسی، انتظامی و امنیتی جهت کنترل شهروندان، شامگاه پنجشنبه (عاشورا) مقامات امنیتی حکومت، از "برگزاری مراسم عاشورا در امنیت کامل" خبر دادند.
احمد جنتی و برخی مقامات ارشد حکومت، طی هفته های اخیر از جنبش اعتراضی مردم ایران بعنوان "فتنه گرانی که هنوز آتـــش زیر خاکستر هستند" یاد کرده اند.
گفتنی است چند روز پیش در آستانۀ اولین سالگرد عاشورای خونین ٨٨، مهدی کروبی طی پیامی خاطرنشان کرد "مردم را کشته اند و می گویند خدا آبروی فتنه گران را برد. خدا آبروی آنهایی را برد که کهریزک به پا کردند. که مردم را از پل به پائین انداختند. آبروی آنهایی را بردکه خانواده ها را عزادار کردند. آنهایی که حق ملت را تضییع کردند."
ندای سبز آزادی: تهران نسبت به جمعیت و گستردگیاش، در زمینه توزیع کتاب با مشکلات فراوانی مواجه است؛ البته این موضوع مختص تهران نیست و شهرهای بزرگ و کوچک ایران نیز با موانع زیادی در این زمینه روبهرو هستند.
ساکن هر محله تهران که باشی، اگر دنبال کتابی بگردی، باید زمان زیادی صرف کنی و سختی آلودگی هوا و ترافیک را به جان بخری تا به کتابفروشیهای راسته انقلاب برسی. یا اگر کتابت پیدا نشد به کریمخان بروی و چند کتابفروشی آنجا را بگردی.
اما این مشکل در اغلب کلانشهرهای جهان وجود ندارد. جدای از سیستمهای توزیع پیشرفته رایانهای و یا تلفنی، معمولا در هر منطقهای چندین کتابفروشی بزرگ و کوچک وجود دارد، تا دسترسی به کتاب در هر نقطهای از شهر در کوتاهترین زمان ممکن باشد.
یکی از دلایلی که نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، برخلاف نمایشگاههای بینالمللی سراسر دنیا از صورت نمایشگاه خارج شده و به حالت فروشگاهی بزرگ در آمده است، همین نقص توزیع کتاب در ایران و به ویژه در تهران است.
با اینحال همین کتابفروشیهای موجود نیز با مشکلات فراوانی مواجه هستند؛ قوانین مالیاتی بزرگترین مشکل کتابفروشان است که آنها را به ستوه آورده است. و علیرغم وعده مسئولان هنوز چارهای برای آن اندیشیده نشده است. کتابفروشان معتقدند که فروش کتاب درآمد بالایی ندارد که بتوان مالیاتهای سنگین را پرداخت کرد.
البته معاون وزیر ارشاد به تازگی خبر از تصویب لايحه غيرتجاري بودن كتابفروشيها داده است. به موجب این قانون، وجود كتابفروشيها، دفاتر نشر و توزيع پخش كتاب در واحد مسكوني مستقل يا مجتمع (كه به طور كامل در اختيار اين دفتر قرار گيرد) و همچنين ساختمانهاي اداري و تجاري بلامانع شد.
اما این همه مشکلات کتابفروشیهای تهران و ایران نیست؛ برخی از کتابفروشان در استانهای ایران میگویند که برگزاری نمایشگاههای استانی کتاب از سوی دولت احمدینژاد باعث پایین آمدن آمار فروش در کتابفروشیها شده است.
همچنین توزیعکنندگان بزرگ کتاب در تهران، همیشه هدف حملات جناح اقتدارگرا بودهاند. این جناج با اتهامهای گوناگون سعی دارد نبض بازار کتاب را در دست گیرد و از این راه بر توزیع کتاب کنترل بیشتری پیدا کند.
با این حال کاش داستان کتابفروشان به همینجا ختم میشد. طی سالهای اخیر هرازگاهی، خبری درباره به آتش کشیدن و یا بسته شدن کتابفروشیها به گوش میرسد.
این اتفاق فقط در تهران روی نمیدهد و گهگاهی در شهرهای دیگر ایران مثل اصفهان یا تبریز هم روی میدهد. انصار حزبالله چند سال پیش به یک کتابفروشی در اصفهان حمله کردند که در پی آن ۷۰۰ جلد کتاب و تعدادی مجله را توقیف کردند.
کتابفروشان تهرانی هم هنوز خاطره تلخ به آتش کشیده شدن کتابفروشی مرغآمین را فراموش نکردهاند. شاید این سنت آتش زدن کتابفروشیها در جمهوری اسلامی از آن تاریخ آغاز شد: سال ۷۴ بود و مهندس مصطفی میرسلیم، نویسنده کتاب «احتراق موتورهای درونسوز»، وزیر ارشاد بود. انتشارات مرغ آمین در آن سال کتابی منتشر کرد با نام «و خدایان دوشنبهها میخندند» نوشته رضا خوشبین خوشنظر. چاپ این کتاب خیلی سروصدا کرد. این کتاب داستان سه رفیق دوران بچگی بود. یکی از آنها که در دوران بچگی انحرافاتی داشت، در بزرگسالی بسیجی شده بود. انتشار این کتاب باعث شد که عدهای از لباس شخصیها به کتابفروشی مرغ آمین حمله کنند و آیتالله احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران، از این قانونشکنی حمایت کرد.
شاید جناح اقتدارگرا میخواست با این حرکت، انتقام خود را از مدیران فرهنگی پیش از میرسلیم بگیرد. چون با گشايش فضاي فرهنگي در سالهاي پس از پايان جنگ، به تدريج در فضاي انتشار کتاب نيز گشايشهايي ايجاد شد. چنين گشايشي البته تاوان سختي براي وزير ارشاد پس از جنگ، یعنی «محمد خاتمي» داشت. تاجايي که فشارهاي برخي از گروههاي سياسي در قدرت او را واداشت تا در سال 71 از سمت خود استعفا دهد.
در دوران احمدینژاد نیز این سنت به گونهای دیگر ادامه یافت. این بار به لطف مطبوعات و رسانهها که شمارشان نسبت به اوایل دهه هفتاد، بیشتر شده بود، اگر نمیتوانستند کتابفروشی را آتش بزنند، آن را قفل و زنجیر میکردند.
در همین سالها بود که تعطيلى کافهکتابهاى تهران با پلمپ کافه کتاب ثالث آغاز شد. گرچه این اقدام به دستور اداره اماکن نيروى انتظامى و به دليل آنچه از سوى نيروى انتظامى تداخل صنفى اعلام شد، صورت گرفت، اما هیچ گاه دولت در حل این مشکل چارهای نیندیشید.
5 کافهکتاب ثالث، کتاب ونک، کتاب روشن، دروس و ويستار به یکباره، اخطاريههايى گرفتند و به مرور بسته شدند.
کافه کتاب بدرقه جاویدان نیز بسته شد. مدیر این کتابفروشی پس از این واقعه اظهار داشت: فردی که برای پلمپ کتابفروشی آمده بود در پاسخ به اعتراض من گفت «هر فسادی که در این مملکت ایجاد می شود از همین کافهکتابهاست.»، در حالی که در این کافه کتابها افرادی که استطاعت مالی ندارند می توانند کتاب را در چند ساعتی که در کافه حضور دارند بخوانند.
نخستین کافه کتاب تهران از سوی نشر روشنگران و مطالعات زنان در اوایل دهه 80 با عنوان پاتوق فرهنگی تهران و با شعار "خواندن کتاب با یک فنجان چای" شکل گرفت اما این کافه کتاب هم مجبور به تعطیلی و تخلیه شد.
با اینحال شاید ارزش کتابفروشی نزد دولت، مثل ارزش خود کتاب باشد؛ و مصیبتهایی که گریبانگیر کتاب و پدیدآوردهاش است، به گونهای دیگر کتابفروش و مشتری کتاب نیز به آن مبتلاست.
ندای سبز آزادی: فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران بزرگترین نهاد بین المللی مدافع حقوق روزنامه نگاران در نامه هایی به صادق لاریجانی رییس قوه قضائیه و محمود احمدی نژاد رئیس دولت مستقر در ایران خواستار آزادی فوری نازنین خسروانی شد
به گزارش صفحه فیس بوک نازنین خسروانی را آزاد کنید، در این نامه به امضای خانم میندی ران مسول بخش زنان فدراسیون .بین المللی روزنامه نگاران رسیده است
وی در این نامه با توجه به اعلام نشدن اتهام نازنین خسروانی از زمان دستگیری تا لحظه درج نامه نسبت به وضعیت این روزنامه نگار زن در زندان ابراز نگرانی کرده است.
در این نامه آمده است: فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران نسبت به ممنوع الملاقات بودن این روزنامه نگار بشدت نگران بوده و خواستار ارائه توضیح از سوی مقامات ایران برای اینگونه رفتار است.
خانم میندی ران در انتهای نامه خود با اشاره مدت زمان طولانی بی خبری این روزنامه نگار نسبت به وضعیت سلامت وی ابراز نگرانی کرده و با توجه به اعلام نشدن هیچ اتهامی برای خسروانی به نمایندگی از فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران خواستار آزادی بی قید و شرط این روزنامه نگار زندانی شده است.
لازم به ذکر است که فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران بزرگترین نهاد صنفی مدافع حقوق روزنامه نگاران در سراسر جهان است که بیش از 200 نهاد صنفی در 125 کشور عضو این فدراسیون هستند و بیش از هفتصدهزار عضو دار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر