
ندای سبز آزادی: حجت الاسلام والمسلمین رسول منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفتگوی اختصاصی با سایت تغییر با تاکید بر آنکه “ آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت و لذا اوضاع به هیچ وجه به روال اولیه خود باز نخواهد گشت”، گفت: ” اما اگر به شکلی کدورت ها برطرف شود و زندانیان آزاد و از آسیب دیدگان این حوادث تلخ دلجویی به عمل آید و اصلاح طلبان به عرصه سیاسی کشور بازگردند، به عقیده بنده می توان وضعیت را بهبود بخشید و کشور را از این شرایط بحرانی خارج کرد. “
مشروح این گفتگو بدین شرح است:
* جنابعالی در ماه گذشته طی مصاحبه ای رفع پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی را اعلام فرمودید که اندکی پس از آن سخنگوی قوه قضاییه آن را رد و اعلام نمود رفع پلمپ شده اما هنوز رفع توقیف نشده است. بنابراین آیا دفتر حزب برای ادامه فعالیت رفع پلمپ گردیده است یا خیر؟ و با توجه به اینکه هیچ منع قانونی برای ادامه فعالیت حزب اعتماد ملی وجود ندارد. چرا تاکنون دفاتر این حزب پلمپ شده اند؟ و چه توجیهی برای این اقدامات وجود دارد؟
پس از انتخابات سوال بر انگیز سال ۸۸ و اعتراض آقای کروبی و طرح برخی سوالات از سوی ایشان متاسفانه دفاتر ایشان اهم از دفتر شخصی ایشان واقع در سعد آباد و همچنین دفتر حزب اعتماد ملی واقع در شهرک غرب از سوی ماموران امنیتی پلمپ گردید در صورتیکه مشخص نبود علت پلمپ دفتر حزب چه بوده و چرا از ادامه فعالیت حزب جلوگیری کردند و حتی روزی که مامورین جهت پلمپ دفتر آمده بودند چند ساعتی نیز کارمندان دفتر را به حالت توقیف و بازداشت نگه داشتند تا اینکه دفتر را بازرسی و تمامی دربها را پلمپ کردند و سپس کارمندان را نیز از دفتر خارج نمودند. پس از وقوع این رویداد همچنان این سوال برایمان وجود داشت که ممانعت از ادامه فعالیت حزب به چه دلیل اتفاق افتاده است تا اینکه وکیلی را جهت پیگیری این موضوع مشخص نمودیم و ایشان نیز پس از پیگیری های انجام گرفته به نقل از دادستان اعلام نمود که: من ممانعتی با فک پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی ندارم اما چند تن از برادران اطلاعاتی موافق این کار نیستند و از من درخواست کرده اند که این کار صورت نگیرد. همچنان وکیل حزب در پی یافتن پاسخ منطقی و حل مساله بود و صاحب آن ملک؛نیز هر ماه جهت دریافت اجاره بهای آن ملک می آمد تا اینکه ایشان هم کاسه صبرشان لبریز شد و خودشان وارد عمل شدند و پیگیری ایشان نیز ۴ الی ۵ ماه طول کشید و جالب اینکه به هر کجا که ایشان مراجعه میکردند با اظهار بی اطلاعی آنان مبنی بر پلمپ دفتر روبرو می شدند و با این پاسخ که : ما پلمپ نکرده ایم و نمی دانیم چه کسی آنجا را پلمپ کرده است. در نهایت پیگیری ایشان منتهی به این نتیجه شد که روزی از طرف قوه قضاییه افرادی به محل دفتر حزب مراجعه نموده و پلمپ دفتر حزب را برداشته و تمامی وسایل و لوازم داخل ساختمان را صورتجلسه نموده و در حضورما لک نیز امضا نموده و ساختمان را تحویل دادند حال اینکه آقای سخنگوی قوه قضاییه میفرمایند حزب اعتماد ملی رفع پلمپ نشده؛ مگر حزب پلمپ میشود،ساختمان حزب پلمپ میشود نه حزب، وگرنه خود حزب که پلمپ نمیشود و همچنین هیچ دلیلی برای توقیف حزب وجود ندارد و دلیل منطقی جهت منع فعالیت حزب وجود ندارد و هیچ کس هم تا کنون به ما اعلام نکرده که حزب اجازه فعالیت دارد یا ندارد!!!
پس از مصاحبه آقای سخنگوی قوه قضاییه هم خواستیم پاسخ بدهیم که آخر خود حزب را که نمی شود پلمپ کرد مگر شی است یا جایی است که بشود آنرا پلمپ کرد و رفع پلمپ دفتر حزب به چه معنایی است؟! به چه دلیل پلمپ کردید که الان فک پلمپ کردید و چرا فک پلمپ کرده اما اعلام توقیف مینمایید؟!
* آیا حزب قصد ادامه فعالیت دارد؟ در اینصورت و با توجه به تغییر شرایط سیاسی کشور، حزب با چه رویکردی فعالیتش را از سر خواهد گرفت؟
در اینباره هنوز به اتفاق نظر نرسیده ایم و هیچ جلسه ای نیز تاکنون با اعضای شورای مرکزی حزب برگزار نکرده ایم که در این باره صحبت کنیم و حزب حتما قصد ادامه فعالیت دارد اما هنوز رویکرد خاصی اتخاذ نشده.
* بعضا خبرهای گه و بی گاهی از جناح اصولگرا مبنی بر پیش شرط حذف دبیر کل محترم حزب اعتماد ملی برای ادامه فعالیت حزب شنیده شده است! لطفا به عنوان قائم مقام حزب اعتماد ملی صریحا در اینباره اظهار نظر فرمائید؟
راجع به شایعه مبنی بر حذف آقای کروبی از دبیر کلی حزب صراحتا عرض میکنم که تا کنون شورای مرکزی حزب هیچ جلسه ای مبنی بر بررسی این موضوع نداشته است و بنده تمامی این شایعات و اخبار را صریحا تکذیب میکنم.
* جنابعالی از سابقه حضور در سه دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی برخوردار هستید. به عنوان یک نماینده، عملکرد کنونی نمایندگان مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا مجلس کنونی توانسته است، نقش نظارتی خود را به خوبی ایفاء کند؟
اینکه کل مجلس را نفی کنیم یا تایید کنیم که نمی شود. اما طبیعتا مجلس از افراد متنوع و سلایق مختلفی تشکیل می شود و گرچه این عده که در مجلس هستند همه با رای قاطع ملت انتخاب شده و به مجلس وارد شده اند و با عبور از فیلترهای متعددی به مجلس راه یافته اند و در عین حال بسیاری از این کاندیداها رد صلاحیت شده اند تا این عده توانسته اند به خانه ملت راه یابند.
در این میان نیز بسیارند نمایندگانی که وامدار برخی جریانات هستند که به آنها کمک کردند تا بتوانند وارد مجلس شوند و در کسوت نمایندگی قرار گیرند اما به هر حال نمایندگان باید نقش مهم نظارتی خود را ایفا کنند. یک اقلیتی هم در مجلس هستند که دقیقا برای مردم و برای حل و رفع مسائل مردم تلاش می کنند اما در مجلس رای و نظر این اقلیت به وسیله رای منفی و مخالفت اکثریتی که به نحوی وام دار و مدیون یکسری جریانات خاص هستند، از دستور خارج شده و رای نمی آورد و کارها و فعالیت و تلاش خوب یک عده قلیلی توسط یک افرادی که وام دار سیاستهای دیگران هستند از بین می رود.
* رئیس دولت کنونی معتقد است مجلس در راس امور نیست و امام این حرف را در آن شرایط و زمان گفته است. نظر شما در اینباره چیست؟ مجلس در کشور چه جایگاهی دارد؟ چگونه است که مجلس در زمان حضرت امام در راس امور قرار دارد و اینک بسیاری از دولتمردان آنرا نه در حرف و تبلیغات و کشمکش های سیاسی بلکه عملا نیز مجلس را در راس امور نمی دانند!
اینکه یک شخصی می گوید مجلس در راس امور نیست؛ نقش و جایگاه مجلس را زیر سوال می برد که البته امام همیشه می فرمودند: مجلس در راس امور است. اما ببینید متاسفانه واکنش جدی از سوی همین اکثریت که قدرت نظارتی و قانونی بیشتری در دست دارند در قبال چنین سخنانی دیده نمی شود و لذا اینگونه است که مجلس فعلی جایگاه واقعی خود را از دست می دهد.
* انتخابات سال آینده مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟ نظر به اتفاقات تلخ یکسال گذشته و دلسردی درصد چشمگیری از مردم، آیا انتخابات مجلس مورد توجه و اقبال عمومی مردم قرار خواهد گرفت؟ اصولا چه راهکارهایی برای برگزاری یک انتخابات پرشور توصیه می کنید؟
با توجه به انتخابات سال گذشته و یاس و نا امیدی و رخوتی که در دل مردم به وجود آمده برگزاری انتخابات پرشور کار مشکلی است چرا که انتخابات بدون حضور پر شور مردم جلوه ای ندارد و مردم باید ایمان داشته باشند که رای آنهاست که تعیین کننده است. پس از انتخابات بحث بر انگیز سال ۸۸ مردم این تصور را دارند که رای آنها نیست که تعیین کننده امور است! لذا چند عامل در برگزاری انتخابات پرشور حتی برای انتخابات مجلس شورای ضروری مینماید:
ابتدا اینکه مردم اطمینان داشته باشند رای آنها خوانده شده و تعیین کننده است.
دوم اینکه سلایق و دیدگاههای مختلف سیاسی فرصت حضور داشته باشند.
سوم اینکه نگاه ابزاری به مردم و طیف های سیاسی حاضر در رقابت انتخابات وجود نداشته باشد به این معنی که فقط حضورشان جهت نمایش و هرچه داغتر کردن فضای تبلیغاتی انتخابات بوده و یا از گروه های خاصی دعوت شود به صرف اینکه ابزاری شوند جهت آوردن مردم به صحنه انتخابات؛ اما متاسفانه در حال حاضر این ذهنیت برای مردم به وجود آمده و ایجاد شده است.
* ترور های اخیر علیه دانشمندان فیزیکی و هسته ای کشور، هزینه های سنگینی و بعضا جبران ناپذیری را متحمل کشور می سازد و از سوی دیگر اذهان عمومی نیز به جهت اهمیت موضوع و اتفاقات تلخ یکسال و نیم گذشته، به شدت پیگیر و بعضا نیز دچار تردیدهایی در این زمینه می شوند. نظر جنابعالی در مورد ترورهای اخیر چیست؟ چگونه می توان از بروز چنین حوادث تلخی جلوگیری کرد؟
در اینکه عوامل اسرائیل و آمریکا در پی حذف عناصر تاثیر گذار ملت ایران هستند هیچ شکی نیست و آنها به انواع روشها دست به این ترورها میزنند؛ به شکل ترور فیزیکی، شخصیتی. به هر حال حکومت باید از نخبه ها و متفکران و سرمایه های کشور بخصوص اندیشمندان هسته ای و فیزیکی حمایتهای همه جانبه ای انجام دهد و به هر نحو ممکن آنها را محافظت نماید. تا انشا الله شاهد چنین حوادث تلخ و پرهزینه ای برای کشور نباشیم.
* همانطور که مستحضرید، بحران داخلی پس از انتخابات بحث برانگیز سال گذشته، یکسال و اندی است که بر کشور سایه افکنده و موجبات صدمات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری از منظر داخلی و بین المللی گشته است و به همین جهت کشور در شرایط سختی قرار گرفته است. از سویی در داخل با بحران های متعددی مواجه هستیم و دولتمردان و دکترین های سیاسی آنان نه تنها سهم معنوی و سیاسی درصد بالایی از شرکت کنندگان و حامیان اصلاح طلبان را ندادند بلکه سعی در حذف همه جانبه این قشر از مردم هستند و با مطرح سازی تک حزبی در کشور تمامیت خواهی را به اوج خود رساندند و از سوی دیگر تحریم های روزافزون و همه جانبه از سوی غرب که بعضا با همراهی بلوک شرق نیز بوده بر ایران فشار مضاعف می آورد تا جاییکه سخن از احتمال جنگ می رود. حاکمیت چه راه حلی برای خروج از این بحران دارد؟ آیا اصلاح طلبان می توانند برای خروج از این بحران به یاری نظام بشتابند و مفید واقع گردند؟ در اینصورت چه نقشی برای خروج از بحران کنونی ایفاء خواهند کرد؟
متاسفانه در شرایط کنونی که بسیار شرایط سخت و دشواری است حاکمیت در فضای داخلی نیاز به وحدت هرچه بیشتر و یکپارچگی ملی دارد زیرا در چنین وضعیت دشواری که علیه ایران اجماعی بین المللی در حال تشکیل است و فضای داخلی بحران زده است این وحدت و انسجام داخلی است که خطرات و حوادث جدی را از کشور و ملت دور می کند؛
خداوند متعال به حضرت محمد می فرمایند: “خداوند با مردم به شما یاری و کمک میرساند “
متاسفانه پس از انتخابات سال ۸۸ و فشارها و سرکوب های شدیدی که علیه عده ای از مردم انجام شد و در حال ادامه است همچنان فضای تهدید و ارعاب ادامه داشته و هیچ نشانی از یکپارچگی و وحدت در بین نیست. در عرصه بین المللی نیز با سیاست های اشتباهی که دولت از ابتدا در پیش گرفته بسیاری از کشور ها اکنون در کنار بلوک غرب و آمریکا و اسرائیل قرار گرفته اند و حتی چین و روسیه نیز در بسیاری از موارد بر علیه ایران رای داده و در کنار اجماع جهانی که مقابل ایران شکل گرفته است قرار دارند. تحریم های انجام گرفته و قطعنامه ها نیز فشار زیاد و هزینه های فراوانی را بر کشور وارد می آورد و حال اینکه ما به تعدادی کشور ضعیف و کوچک و بعضا بی ثبات تکیه کرده ایم. نتیجه اینکه در شرایط فعلی اجماع جهانی علیه ایران در حال شکل گیری است و در داخل کشور نیز با شرایط کنونی و حذف اصلاح طلبان و منتقدین و حتی برخی از معتدلین، اوضاع نا بسامان و بسیار ضعیف است. طبیعی است که کشور در چنین شرایطی با خطرات بسیاری از جمله حمله نظامی نیز مواجه می گردد و اگر وضعیت با همین روند ادامه یابد اوضاع بدتری خواهیم داشت.
اصلاح طلبان که فی الحال از سوی اقتدارگرایان مرده محسوب می شوند و به همکاری با آمریکا، موساد، سازمان سیا و اسرائیل متهم شده و نسبت داده می شوند. یک روز گفته میشود اینها (اصلاح طلبان) مرده اند روز دیگر می گویند فتنه گرند، پس اگر مرده ایم و از نظر اقتدارگرایان وجود نداریم لااقل ما را در گورستان خودمان آزاد بگذارند.
اما بنده معتقدم در صورتیکه این رویه تغییر یابد و اصلاح طلبان بتوانند به صحنه سیاسی کشور بازگردند، قطعا اصلاح طلبان می توانند جهت از میان بردن مسائل و مشکلات کشور طرح های نتیجه بخش و سازنده ای ارائه نمایند.
اینکه اقتدارگرایان همچنان این مسیر و روش فعلی را ادامه دهند و مردم بیش از پیش تحت فشار قرار گیرند که عاقبت بسیار بدی را پیش رو خواهیم داشت چرا که مردم بسیار تحت فشار و سختی هستند. به هر حال مردم هم تا جایی تحمل و ظرفیت دارند، اما اگر وضعیت به شکل و روال سابق بازگردد، البته اینکه عرض میکنم شکل سابق هیچگاه نمی توان وضعیت را به شکل قبل از انتخابات ۸۸ بازگرداند ؛ آن سبو بشکست و آن پیمانه بریخت اما اگر به شکلی کدورت ها برطرف شود، زندانیان آزاد و از آسیب دیدگان دلجویی شود و زمینه برای حضور تمامی گرو ها و سلیقه ها و آحاد ملت ایران مهیا گردد و اصلاح طلبان به عرصه سیاسی کشور بازگردند، به عقیده بنده می توان وضعیت را بهبود بخشید و کشور را از این شرایط بحرانی خارج نمود.
ندای سبز آزادی: آیت الله جوادی آملی ظهر روز یکشنبه در دیدار اعضای کاروان آسیایی شکست حصر غزه، در محل سالن کنفرانس بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء، در قم اظهار داشت: نجات مسلمانان فلسطینی از چنگال رژیم صهیونیستی گرچه مهم است و قطعاً باید صورت گیرد، اما مطلب مهمتر شکست اسرائیل درونی هر انسان است.
به گزارش مرکز خبر حوزه، این استاد حوزه علمیه قم با بیان این که مسلمانان معتقدند بعد از مرگ، از قفس دنیا آزاد می شوند و کارهای نیک دنیا، تا ابد مایه ای برای آسایش آن ها خواهد بود، گفت: افراد شرکت کننده در کاروان آزادی غزه که حرکت خود را از هند آغاز کرده و این راه طولانی را تا غزه ادامه خواهند داد، ره توشهای ابدی برای خود جمع می کنند که نافع آن ها بعد از مرگ خواهد بود.
ایشان با اشاره به پوشش مطلوب رسانه های ایران در خصوص انتشار اخبار کاروان آزادی غزه، بیان داشت: گرچه رسانه های ایران و غیر ایرانی موظف اند که کار شما را رسانه ای کرده و آن را به گوش مردم دنیا برسانند، اما شما به این ها اکتفاء نکنید و نیت تان خدایی و فکرتان الهی باشد.
ظلم ستیزی و عدالت خواهی اختصاص به یک ملت و دین خاص ندارد
این مفسر قرآن کریم، با بیان این که دستورات خداوند در قرآن کریم، به سه بخش احکام در قلمرو اسلامی، احکام توحیدی و در نهایت احکام بین المللی تقسیم می شود، تصریح کرد: احکام بین المللی قرآن از جمله ظلم ستیزی و عدالت خواهی، اختصاص به یک ملت یا یک دین خاص ندارد و شامل همه افراد عالم می شود که از آن ها با عنوان احکام انسانی نیز یاد می شود.
این مرجع تقلید ادامه داد: یعنی رعایت عدل لازم است، چه افراد مسلمان باشند و چه نباشند و ظلم و ستم نیز حرام است و این موضوع تنها اختصاص به افراد موحد یا ملحد ندارد.
آیت الله جوادی آملی، با اشاره به آیاتی از سوره مبارکه ممتحنه، اظهار داشت: این آیات، جزء احکام بین المللی قرآن کریم هستند که در آن ها عنوان شده است مسلمانان موظف اند که نه ظلم کنند و نه زیر بار ظلم بروند که این موضوعی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به آن تأکید شده است.
ظلم حتی در حق ملحد هم حرام است
ایشان تأکید کرد: از نظر اسلام، ظلم حتی اگر در حق یک ملحد و بی دین هم باشد، حرام است و همچنین رعایت عدل، لازم و ضروری است.
این استاد خارج فقه حوزه، گفت: مردم دنیا شاهدند که بیش از ۵۰سال است که فلسطینیان آواره اند و دیوانه ای به آن ها حمله نموده و آنان را از خانه و کاشانه خود بیرون کرده است، اگر کسی این ظلم ها را ببیند و فریاد برنیاورد، اهل غیرت نیست.
وی با بیان این که غیرت از برجسته ترین فضائل الهی و عبادی است، افزود: غیرت فضیلتی است که می توان آن ها را در بخش بین المللی قرآن جستجو کرد.
آیت الله جوادی آملی گفت: مسلمانان فلسطینی و غزه به دلیل این که حاضر نیستند کسی را در حریم خصوصی خود بپذیرند، غیرتمند و رژیم صهیونیستی که سرزمین آنها را غصب کرده، بی غیرت است.
ایشان خطاب به کاروان آزادی غزه گفتند: شما بزرگوارانه که منطقه وسیع آسیا را زیر پا گذاشته اید تا به مردم غزه کمک کنید، نشان از غیرتمداری شماست، از این رو من به نوبه خود از غیرتمداری شما سپاسگزارم.
ایشان با بیان این که گاهی خداوند به خاطر اقدام یک عده آدم غیور کشوری را از خطرات حفظ میکنند، خطاب به هندی هایی که در کاروان آزادی غزه شرکت دارند، گفت: خداوند به برکت غیرت مد اری شما، کشور هند را که سرزمین اسرار است، حفظ کند. مسیر طولانی هند، پاکستان، ایران، سوریه، ترکیه، مصر و فلسطین با غیرت شما، معطر خواهد شد و این عطر را مردمی احساس می کنند که پیرو مکتب یوسف و یعقوب نبی(ع) هستند.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: استکبار جهانی همانگونه که کر و کور است، شامه او هم بسته است و نمی تواند عطر کاروان آزادی غزه که غیرتمندانه به سوی غزه می رود را استشمام کند.
ایشان با بیان این که سفرنامه کاروان آزادی غزه، سفرنامه ای جهانی تقلی می شود، گفت: نه با دوچرخه در جهان گشتن هنر است، نه با کشتی عبور کردن کمال است و نه با هواپیما دور عالم گشتن فضیلت؛ چرا که تمام این ها فضیلت هایی حیوانی است؛ زیرا ماهی ها هم ممکن است از دریایی به دریای دیگری بروند یا پرندگان از نقطه ای به نقطه دیگر عالم، اما سفر شما سفر کاروان آزادی غزه که نیت های پاکی در آن دیده می شود، سفری الهی است.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم، خطاب به افراد کاروان آزادی غزه گفت: قدر سفر خود را بدانید و مطمئن باشید که خداوند در قرآن وعده داده است که کارهای نیک افراد را ثبت خواهد کرد.
کاروان آزادی غزه، کاروان حریت و آزادی و استقلال جهانی
ایشان تصریح کرد: کاروان آزادی غزه، کاروان حریت و آزادی و استقلال جهانی تلقی می شود و امیدواریم که برکت نیت های پاک افراد شرکت کننده در کاروان آزادی غزه، اسرائیل متنبه و مردم مسلمان غزه از حصر آزاد شوند.
آیت الله جوادی آملی در پایان در پاسخ به سؤال یکی از اعضای هندی کاروان آزادی غزه مبنی بر این که برخی افراد عنوان کردند که تنها کاری که از سوی موحدان و با نیت الهی باشد، نتیجه بخش خواهد بود، گفت: اصل این است که آن چه که ثمر می دهد کار خوب است، اما این فعل خوب اگر از فاعل خوب و موحد باشد، نتیجه دنیا دارد و هم آخرت، اما اگر صاحب آن کار خوب، به قیامت و خداوند اعتقادی نداشت، هرچند اثر معنوی و اخروی ندارد، اما اثر دنیایی او ثابت خواهد بود.
ایشان خاطرنشان کرد: تنها چیزی که مانع است کار در این دنیا به ثمر برسد، ریا و خودبینی است و از این رو اگر در کاروان آزادی غزه افرادی باشند که ریا و خود بینی نداشته باشند،َ سهم تعیین کننده ای در آزادی غزه ایفاء خواهند کرد، اگر چه اعتقادی به خدا و قیامت هم نداشته باشند.
ندای سبز آزادی: درعموم واحدهای تولیدی صنعتی به دلیل آنچه که کمبود نقدینگی و مشکل فروش نامیده میشود کارگران ازکارفرمایان بابت حقوق و مزایای قانونی خود تا شش ماه طلبدارند.
به گزارش روزنامه ارمان دبیراجرایی خانه کارگرا صفهان میگوید: درحال حاضر بیشتر کارگران اصفهانی بابت حقوق قانونی خود از یک تا شش ماه طلبکارهستند.
اصغربرشان با بیان اینکه دربرخی موارد کارفرمایان مطالبات کارگران خود را بصورت قسطی و تدریجی پرداخت میکنند، گفت: نبود امنیت شغلی باعث شده است تا کارگران تا حد ممکن درمقابل تاخیرایجاد شده سکوت کنند.
تاکنون در برخی موارد کارگران که بیشتر قراردادی هستند تنها با مراجعه حضوری به استانداری و ادارات کار و تامین اجتماعی نسبت به دریافت مطالبات خود اقدام کردهاند
ندای سبز آزادی: زندانیان سیاسی زن که از یک ماه پیش در ادامه محدودیتها و فشارهای مسئولان امنیتی به بند قرنطینه متادون انتقال یافته بودند، همچنان در این شرایط به سر میبرند.
به گزارش کلمه، این درحالی است که سایر زندانیان با جرایم عادی، در زندان از امکانات رفاهی بیشتری برخوردارند. از جمله اجازه شرکت در کلاسهای فرهنگی، کتابخانه و همچنین دسترسی روزانه به هواخوری.
زنان سیاسی که از یک ماه پیش به دلایلی نامعلوم از بند دو زندان به قرنطینه دربسته ” متادون” انتقال یافتهاند، در این مدت از حق تماسهای تلفنی با خانواده خود محروم شدهاند.
” حق تماس تلفنی” از جمله حقوق ابتدایی یک زندانی به شمار میرود که در مورد زندانیان سیاسی نادیده گرفته میشود. زندانیان سیاسی زن، در طول یک ماه گذشته تنها هفتهای یک بار به مدت ۲۰ دقیقه با خانوادههای خود ارتباط داشتهاند و محدودیتهای موجود در زندان، بر مشکلات و نابسامانی وضعیت آنان افزوده است.
زنان از دسترسی به هواخوری محروم بوده و تنها یک ساعت در روز حق استفاده از هواخوری را دارند. در حالی که حیاط زندان که از آن به عنوان هواخوری یاد میشود از ساعت ۷ صبح تا تاریکی هوا در اختیار زندانی های عادی است و زندانی ها میتوانند در هر زمان دلخواه از هواخوری استفاده کنند، در مورد زنان سیاسی این حق بدیهی زیر پا گذاشته شده است.
همچنین عدم امکان استفاده از کتابخانه زندان که پیش از این، یکی از موارد سرگرم شدن و گذران وقت زندانیان سیاسی بود، موجب نارضایتی زنان سیاسی را فراهم آورده است.
۱۸ زندانی سیاسی زن، هماکنون در بند متادون که به صورت یک سلول دربسته است نگهداری میشوند و از امکان هرگونه ارتباط با خارج از زندان و یا استفاده از امکانات زندان محرومند.
ادامه فشارها بر زندانیان سیاسی زن درحالی صورت میگیرد که حتی در بند ۳۵۰ (بند سیاسی مردان) نیز علیرغم فشارها و شرایط امنیتی موجود، زندانیان از هواخوری روزانه و امکان تردد آزاد در محیط بند برخوردارند.
یکی از زنان تازه آزاد شده از زندان در توصیف شرایط جدید زنان در بندعمومی میگوید:” از زمانی که امکان حضور در کلاسهای فرهنگی، سالن ورزشی و کتابخانه را از ما سلب کردند و به بند متادون منتقل شدیم. شرایط بسیار سخت تر از گذشته شده است. چرا که تمام زندگی ما در همان فضای بسته میگذرد و گاهی از این همه بیعملی خسته میشویم. مگر چقدر میشود از صبح تا شب خوابید و کتاب خواند.!”
وی میگوید:” پیش از این، از سالن ورزشی استفاده میکردیم و یا در کلاسهای فرهنگی زندان شرکت میکردیم که به این طریق وقتمان به نحوی میگذشت. همچنین ارتباط با خانواده از طریق تلفن، یکی از مواردی بود که زندانیان را به لحاظ روحی تسکین میداد و موجب میشد تا بتوانیم شرایط زندان را تحمل کنیم. اما به نظر میرسد، قطع تمام امکانات حداقلی ما در زندان، تنها به این دلیل صورت گرفته که زندانیان زیر این فشارها بشکنند.”
او روحیه زنان زندانی را خوب توصیف میکند، اما میگوید:” شما تصور کنید که از صبح تا شب، زندگیتان در یک اتاق، بدون هیچ امکاناتی میگذرد.” وی ادامه میدهد :” من فکر میکنم شرایط زنان در زندان به مراتب بدتر از وضعیت مردان است و میبایست توجه بیشتری به آنان صورت گیرد، اما متاسفانه، در مورد شرایط نامناسب زنان زندانی کمتر صحبت میشود. کسی از غذای بسیار بد زندان حرفی نمیزند که زنان زندانی ناچار به استفاده از آن هستند. مردان زندانی به خاطر بهره مند بودن از امکانات آشپزخانه و دسترسی به فروشگاه، لااقل می توانند گاهی برای خود غذایی بهتر درست کنند، امکانی که زنان ار آنان بی بهره اند و به همین دلیل همواره مجبور به استفاده از غذای بی کیفیت زندان هستند.”
ادامه فشار بر زندانیان زن در شرایطی صورت میگیرد که چندی پیش یکی از مسئولان زندان، قول داده بود که شرایط آنان پس از انتقال به بند متادون بهتر خواهد شد. قطع تماسهای تلفنی، نداشتن هواخوری و .. از جمله موضوعاتی است که خانوادههای زندانیان را نیز آزار میدهد.
همسر یکی از زنان زندانی میگوید:” ما دو بچه کوچک در خانه داریم، دلخوشی آنها این بود که هر روز بتوانند با مادرشان صحبت کنند، اما پس از قطع تلفنها این حق از آنان سلب شد. این بچهها نمیتوانند هر هفته برای ملاقات به زندان بیایند.”
۱۸ زن سیاسی زندانی در بند عمومی زندان اوین که بیش از ۷۰ سال حکم زندان دریافت کردهاند، با شرایطی سخت، روزگارشان را میگذرانند. این درحالی است که در روزهای گذشته، لیلا توسلی نیز پس از تأیید حکم دو سالهاش در دادگاه تجدیدنظر به زندان برگشت و به نظر میرسد روند بازگرداندن زنانی که احکام حبس قطعی دریافت کردهاند در روزها و هفتههای آینده ادامه پیدا کند.
ندای سبز آزادی: با وجود گذشت ۲۸ ماه از اعلام آخرین نرخ رشد اقتصادی سالیانه که مربوط به پایان سال ۸۶ است، تا کنون بانک مرکزی هیچ نرخ جدیدی از آمار رشد اقتصادی کشور منتشر نکرده و در آستانه تصویب قانون برنامه پنجم، سؤالات و ابهامات فراوانی را در برابر مسئولان و تصمیمگیران قرار داده است.
به گزارش فارس، جدیدترین گزارش بانک مرکزی از شاخصهای عمده اقتصادی کشور در حالی در آذرماه سال جاری منتشر شده است که آمارهای اقتصادی سه ماهه ابتدایی سال ۸۹ را تشریح میکند.
در این گزارش نرخ رشد نقدینگی ۴٫۷ درصد و تغییر شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در دوازده ماهه منتهی به خرداد ۸۹ نسبت به دوره مشابه سال قبل یعنی نرخ تورم معادل ۹٫۴ درصد عنوان شده است. همچنین گزارش مذکور تراز حساب جاری این دوره زمانی را ۶ میلیارد و ۱۱۲ میلیون دلار و تراز بازرگانی را ۹ میلیارد و ۵ میلیون دلار اعلام کرده است.
اما در میان تمام شاخصهای مهم اقتصادی که در آخرین گزارش بانک مرکزی آمده، جای تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد اقتصادی خالی است. البته این بدان معنا نیست که هیچ آماری از شاخص مذکور در این گزارش نیامده است؛ بلکه بیانگر این مطلب است که نرخی که از شاخص رشد اقتصادی در این گزارش آمده مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ است و جالب اینجاست که این آمار از گزارش سه ماهه چهارم ۸۷ که در مهرماه ۸۸ منتشر شد، عینا در ۵ گزارش بعدی تکرار شده است.
گزارش مربوط به سه ماهه چهارم سال ۸۶ در مردادماه سال ۸۷ منتشر شد و آخرین نرخ رشد که از وضعیت اقتصادی ایران از سوی بانک مرکزی اعلام شده مربوط به این گزارش است. در گزارش مذکور رشد تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت ۶٫۹ درصد و بدون احتساب نفت ۷٫۶ درصد عنوان شده است. در سه گزارش بعدی یعنی سه ماهه اول، دوم و سوم سال ۸۷ همین آمار یعنی نرخ رشد سال ۸۶ تکرار شد که آخرین آنها در فروردین ماه سال ۸۸ توسط بانک مرکزی منتشر شده است.
در گزارش مربوط به شاخصهای عمده اقتصادی کشور در سه ماهه چهارم سال ۸۷، بانک مرکزی بدون اینکه اشارهای به نرخ رشد اقتصادی سه ماهه اول سال ۸۷ داشته باشد، نرخ رشد اقتصادی سه ماهه دوم این سال را با احتساب نفت ۲٫۳ درصد و بدون احتساب نفت ۲٫۷ درصد عنوان کرد. این گزارش در مهرماه سال ۸۸ منتشر شد و از آن تاریخ به بعد بانک مرکزی در تمام گزارشهای خود آمار مذکور را عینا تکرار کرده است؛ یعنی ۶ گزارش بعدی حاوی آماری تکراری از نرخ رشد اقتصادی و مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ بودند.
تقریبا در همین زمان بود که نرخ رشد نقدینگی روند صعودی به خود گرفته بود و به گفته رئیس کل بانک مرکزی این کار به صورت برنامهریزی شده و به منظور تزریق به واحدهای تولیدی در حال انجام بود.
اکنون در فضایی که مشخص نیست برنامهریزیهای انجام شده برای دستیابی به نرخ ۸ درصدی رشد اقتصادی به عنوان هدف برنامه چهارم به چه آماری منتج شده است، این سؤال مطرح است که چگونه میتوان ارزیابی دقیقی از وضعیت اقتصادی پیش رو و آمارهایی که قرار است در آیندهای نزدیک در قالب قانون برنامه پنجم به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد، داشت؟
به خصوص با توجه به این واقعیت که آخرین نرخ رشد اقتصادی، که البته به صورت مقطعی و سه ماهه اعلام شده و مربوط به سه ماهه دوم سال ۸۷ و معادل ۲٫۳ درصد بوده است، با نرخ هدف برنامه چهارم تفاوت معناداری دارد و از نرخ سالیانه ۶٫۹ درصدی سال ۸۶ بسیار کمتر است.
ندای سبز آزادی: بیش از چهار ماه از تبعید احمد کریمی، زندانی سیاسی به زندان گنبد کاووس می گذرد و او هر روز شرایط بدتری را در تبعید نسبت به روز قبل تحمل می کند .
مادر کریمی در گفتگویی کوتاه با خبرنگار کلمه می گوید :«این روزها فقط احمد نیست که مجازات می شود بلکه ما هم مجازات می شویم و این اصلا انصاف نیست .»
او تاکید کرد : «احمد در زندان گنبد کاووس شرایط مناسبی ندارد و مسوولان زندان او را مورد اذیت و آزار قرار می دهند و نمی گذرانند با زندانیان عادی ارتباط داشته باشد . او به همراه هادی قایمی تنها زندانیان سیاسی زندان گنبد کاووس هستند .»
به گفته مادر این زندانی سیاسی، مسوولان زندان و به خصوص مسوول حراست زندان احمد را در زندان اذیت می کنند و حتی وسایلی را که خانواده برای او با هزار بدبختی به زندان گنبد کاووس می برند به دست او نمی رسانند. آنها تنها یک دست لباس زمستانی احمد را به او تحویل داده اند و بقیه را به دستش نرسانده اند .
او می گوید :« بعد از اینکه با هزار مکافات و بدبختی راه طولانی از اسلام شهر تهران را تا گنبد می پیماییم تا با فرزندم ملاقات کنیم با اینکه اولین نفر هستیم که در سالن ملاقات حاضر می شویم اما مسوولان زندان ما را آزار می دهند و آخرین نفر به ملاقات پسرم می برند آیا این انصاف است که پسرم را در تبعید این گونه آزار دهند ؟این با کدام دین و آیین سازگاری دارد ؟»
خانواده احمد برای ملاقات چند دقیقه ای با او نه ساعت راه می پیمایند تا به زندان گنبد کاووس برسند . هر چند آنها توانایی مالی اینکه هر هفته به ملاقات او بروند را ندارند .
احمد کریمی، زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شده بود در دادگاه تجدید نظر، محکومیتش به ۱۵ سال حبس توام با تبعید به گنبد کاووس تبدیل شد . احمد ۳۱ ساله اکنون روزهای سختی را در زندان گنبد کاووس می گذراند .
ندای سبز آزادی: مهران فرجی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی، روز شنبه توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
بنا بر گزارش جرس، مهران فرجی، خبرنگار اجتماعی سابقه فعالیت در روزنامه های همشهری، اعتماد ملی و کارگزارا ن و عضویت در سازمان جوانان حزب اعتماد ملی را در کارنامه خود دارد.
با احتساب این بازداشت، این هفتمین فعال مطبوعاتی است که طی روزهای اخیر بازداشت می شود.
طی هفته ای که گذشت، ریحانه طباطبایی، خبرنگار روزنامه شرق، کیوان مهرگان، احمد غلامی و فرزانه روستایی و علی خدابخش دبیر سرویس بخش های سیاسی و بین الملل و سردبیر و سرمایه گذار همان روزنامه و همچنین امیر هادی انواری، خبرنگار حوزه اقتصادی نیز بازداشت شده اند.
ایران با ٣٧ روزنامه نگار، بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان لقب گفته است.
ندای سبز آزادی: یکی از سؤالهای ساده و در عین حال مهمی که درباره قیام امام حسین (ع) و حادثه کربلا مطرح است، این است: چه شد که کار جامعه اسلامی به جایی رسید که پنجاه سال پس از پیامبر، نوه او را به همراه خانواده و همراهانش به آن شکل فجیع به قتل رساند؟ مگر حسین چه میگفت و چه میخواست؟
پاسخهای بسیاری از ابعاد مختلف به این پرسش داده شده است، امام پاسخی که در ادامه میخوانید، بر اکثر آنها برتری دارد، چرا که به اختصار، از زبان خود امام و با بیانی ملموس و – به خصوص در شرایط امروز – قابل درک است. این روایت از امام حسین (ع) را حجتالاسلام عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در سایت شخصی خود، به نقل از صفحات ۲۳۸ و ۲۳۹ کتاب رهاورد خرد «ترجمه تحف العقول» با اندکی تصرف در ترجمه، درج کرده و در توضیح آن نوشته است: سخن زیر بخشی از روایتی از امام حسین(ع) است که شبیه آن از امام علی(ع) نیز نقل شده است. از این سخن امام(ع) فضای فسادآلود آن زمان که باعث قیام آن حضرت شده است و اینکه عالمان دین چه میزان نسبت به انجام وظایف کوتاهی کرده اند، آشکار می شود.
اینک گفتار امام حسین (ع) در توصیف فضای جامعه زمان خویش و عملکرد کسانی که میدانستند و میتوانستند، اما به وظایف خود عمل نکردند تا جامعه اسلامی به سرنوشتی همچون عاشورا دچار شود:
«…شما ای گروه به هم پیوسته؛ گروهی نامور به دانش و نامدار به نکویی و معروف به خیرخواهی! به لطف خدا در دل مردم، شکوهمند هستید. بزرگ، از شما پروا میکند و ناتوان، گرامیتان دارد و آن که بر او برتری ندارید و احسانی به او نکردهاید، شما را بر خویش، مقدم میدارد. هرگاه نیازمندان از رسیدن به نیاز خود محروم بمانند، شما را شفیع قرار میدهند و شما به شکوهی، همچون شوکت شهریاران و بزرگواری بزرگان، در راه گام برمیدارید.
آیا این همه، از آن رو نیست که شما به جایگاهی رسیدهاید که مردم از شما امید دارند تا به حق خدا قیام کنید؟ اگرچه از قیام به بیشتر حقوق الهی کوتاهیکردهاید، حق امامان را خوار شمردهاید و حق ناتوانان را تباه ساختهاید، ولی آنچه را حق خود میپندارید، دنبال کردهاید. نه مالی بذل کردهاید و نه جانی را در راه جانآفرین به خطر افکندهاید و نه برای خدا با گروهی در افتادهاید.
شما از خدا، آرزوی بهشت و همجواری پیامبران و امان از کیفرش را دارید. ای کسانی که چنین آرزویی از خداوند دارید! من بر شما از آن میترسم که انتقامی از انتقامهای خدایی بر شما فرود آید؛ زیرا شما از کرم الهی به این جایگاه برتر دست یافتید؛ ولی مردان الهی را بزرگ نمیدارید. از شکسته شدن برخی از پیمانهای پدرانتان هراسان میشوید، ولی با اینکه میبینید پیمانهای الهی شکسته شده، هراسان نمیگردید؛ حال آنکه عهد (ولایت) پیامبر(ص) خوار شمرده شده است و نابینایان و گنگها و زمینگیران، در همه شهرها درماندهاند و بر آنها ترحمی نمیشود. شما به اندازه منزلتی که از آن برخوردارید، کاری نمیکنید و به کسانی که کاری می کنند مددی نمیرسانید، و با چرب زبانی و سازش با ستمگران، خود را آسوده میسازید.
همه اینها از چیزهایی است که خداوند، شما را به جلوگیری از آنها فرمان داده و یا از شما خواسته است که دیگران را در این راه یاری دهید، و شما غافلید. مصیبت شما از همه مردم، بزرگتر است، اگر نیک بدانید و این، بدان جهت است که در پاسداشت جایگاه دانشمندان، کوتاهی کردید؛ زیرا گردش امور و جریان احکام به دست دانشمندان الهی است که بر حلال و حرامش امیناند و این جایگاه، از شما گرفته شده است و این سلب منزلت، جز به سبب پراکندگی از حق و اختلافتان در سنت پیامبر(ص) پس از دلیلی روشن نیست.
اگر در مقابل فشارها شکیبایی میکردید و در راه خدا، تحمل به خرج میدادید، امور خدا بر شما وارد و از شما صادر میشد و به شما بازمیگشت؛ ولی شما، ستمکاران را در جایگاه خویش جای دادید و زمام امور خدایی را به دست آنان سپردید، تا به شبهه عمل کنند و به راه خواهشهای نفسانی بروند. گریز شما از مرگ و خوش داشتن این زندگی، که به هر حال از شما جدا میشود، آنان را بر این مقام، مسلط کرد.
شما ناتوانان را به چنگال آنها سپردید که برخی را بنده و مقهور کنند و پارهای را درمانده از تامین معیشت و مغلوب سازند، مملکت را با خودکامگی، زیر و رو کنند و به پیروی از تبهکاران و جسارت بر خدای جبار، رسوایی هوسرانیهایشان را بر خویش، هموار دارند.
به هر شهری، سخنرانی زبانباز بر منبر دارند و تمام سرزمین اسلام، بی دفاع، زیر پایشان افتاده و دستشان در همه جای آن باز است و مردم، بردهوار در اختیار آناناند و دست درازی آنان را نمیتوانند از خود، دور کنند. برخی زورگو و سر سختند که بر ناتوان به سختی حمله میبرند و پارهای فرمانروایانی هستند که از خدا و قیامت پروایی ندارند.
شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که مملکت، در دست ستمگری دغلپیشه و باجگیری ستمگر و کارگزاری است که بر مومنان، رحم نمیآورد.»
منبع: کلمه
ندای سبز آزادی: در حالیکه کتابهای داستان بسیاری از نویسندگان ایرانی در وزارت ارشاد خاك میخورند، یک نویسنده نزدیک به دولت پیشنهاد تأسیس جایزهای برای «نویسندگان آزادیخواه» داده است؛ او هدف این جایزه مقابله با جایزه ادبی نوبل اعلام کرده است.
محمد میرکیانی، نویسنده نزدیک به دولت، در گفتوگو با فارس با پیشنهاد این جایزه گفته است: نوبل دارد به سمتي ميرود كه سياستهاي خاص برخي كشورهاي مسلط دنيا را تأييد كند. سالهاست كه به آثاري جايزه ميدهند كه فرهنگ سلطه را تأييد ميكنند. چرا بايد نويسندگاني مورد تشويق قرار بگيرند كه ملت خودشان را تحقير ميكنند؟ چرا نويسندگاني جايزه ميگيرند كه در مقابل فرهنگ بومي خودشان ميايستند؟
اتهام سیاهنمایی به نویسندگان مستقل ایران شبیه اتهامی است که سالهاست به بخش مستقل سینمای ایران زده میشود. وزارت ارشاد همواره کارگردانانی چون عباس کیارستمی و جعفر پناهی را به سیاهنمایی برای اخذ جوایز بینالمللی متهم میکنند.
به اعتقاد برخی از منتقدان این گونه اتهامها ناشی از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به هنر و ادبیات است؛ نگاهی که میخواهد هر آنچه در این عرصه نوشته و تولید میشود در خدمت منافع زودگذر سیاسی و ایدئولوژیک حکومت باشد.
طرح تأسیس جایزهای به زعم میرکیانی «آزادیخواه» در حالی مطرح میشود که اخبار منتشر شده در زمینه نشر کتاب در ایران، حاکی از آن است که صدور مجوز هر روز سختتر از دیروز میشود.
جمال ميرصادقي، داستاننويس پيشكسوت، به خبرگزاری میراث فرهنگی گفته است: داستانها و ترجمههایش، ماهها و سالهاست که در قفسههاي ارشاد خاك ميخورند و منتشر نميشوند. ارشاد تاكنون به پنج عنوان از كتابهاي این نویسنده، مجوز انتشار نداده است.
او گفت: «آسمان رنگ رنگ» رماني است كه از دوسال پيش تاكنون در وزارت ارشاد و در انتظار مجوز نشر باقي مانده؛ البته چندماه پيش تماس گرفتند و گفتند مواردي بايد اصلاح شود و من نپذيرفتم و از انتشار آن صرفنظر كردم.»
جمال ميرصادقي همچنين درباره داستانهایی که مینویسد گفت که این آثار تا بهتر شدن شرايط به ناشر سپرده نميشود. «مگر ديوانهام كتابم را به ناشر بدهم تا او هم به وزارت ارشاد بسپرد و ماهها و سالها خاك بخورد.»
به نظر میرسد نویسندگانی امثال محمد میرکیانی به جای اینکه در فکر تأسیس جوایزی برای «نویسندگان آزادیخواه» باشند، باید فکری به حال وضعیت اسفبار ممیزی کنند.
ادعای عجیب آزادی مذاهب!
میرکیانی در بخش دیگری از گفتوگویش با فارس گفته است که این جایزه حتي ميتواند آثار نويسندگاني را بررسي كند كه بوداييمذهباند و يا حتي داراي مذهب مشخصي نيستند.
این اظهارات شاید عجیبترین ادعای یک نویسنده حکومتی باشد؛ این ادعای میرکیانی در کشوری که هر روز پیروان ادیان مختلف زندانی میشوند، و دین بودایی، به ویژه، دینی ساختگی و دروغین معرفی میشود چطور امکانپذیر است؟
این رفتار دوگانه، نشان از نفاقی است که در زبان و رفتار دولت و طرفدارانش دیده میشود.
اولین پیشفرض برای تأسیس هر جایزه جدید ادبی و فراهم آوردن زمینه مناسب برای خلاقیت و بروز آزاد نظرات، برداشتن سد ممیزی و یا دستکم قانونمند کردن آن است.
همچنین چطور میشود دم از آزادیخواهی زد، در صورتی که هر سال فعالیت جوایز خصوصی بیشتر شبیه فعالیت گروههای زیرزمینی میشود.
ندای سبز آزادی: فیض الله عربسرخی، از فعالان سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، برای ادامهی اجرای حکم زندان خود به اوین احضار شد.
به گزارش کلمه، چند روز پس از تهدید دادستان تهران به برخورد با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، روز شنبه معاون اجرای احکام دادستانی تهران در تماس با همسر این فعال سیاسی، از عربسرخی خواست تا برای اجرای حکم به زندان اوین مراجعه نماید.
عربسرخی که از رزمندگان دفاع مقدس و برادر دو شهید است، یکی از هفت چهره اصلاح طلبی است که از عوامل کودتای انتخاباتی شکایت کردهاند. او نخستین بار در جریان بازداشتهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و پس از نه ماه بازداشت در بند ۲ الف که زیر نظر سپاه پاسداران قرار دارد، در فروردین ماه سال جاری برای نخستین بار به مرخصی آمد، اما پس از ۵ روز برای اجرای حکم حبس شش سالهی خود به زندان بازگشت.
این فعال اصلاح طلب، در شش ماه اخیر در مرخصی درمانی به سر میبرده و اکنون طبق اعلام معاون دادستان تهران، باید بار دیگر به زندان اوین بازگردد.
همچنین نیروهای امنیتی دو هفته پیش با مراجعه به منزل فرزند وی، فاطمه عربسرخی، آن مکان را مورد بازرسی قرار داده و دختر وی را نیز به دادسرای اوین احضار کردهاند.
عربسرخی در دادگاه بدوی به شش سال زندان محکوم شده بود که این حک
ندای سبز آزادی: محمد قوچانی پس از آزادی و زمانی که سردبیر مهرنامه بود، در سر مقالهای نوشت؛ رفتار درست یک حکومت تبدیل معاند به مخالف، مخالف به دوست، و دوست به طرفدار است، نه برعکس.
اتفاقی که اکنون جزو نگرانیهای اصلی نظام است، قشری هستند که دیروز سینه ستبران حکومت بودند. کسانی که پایبند به تفکران امام، جبهه رفته و انقلابی مانده بودند. پس از ۲۲ خرداد، این قشر از اجتماع از نظام جدا شدند. برخی سکوت کردند. برخی به دلیل تف سربالا بودن، چشمانشان را بستند و برخی فریاد وا مصیبتا سر دادند و با همان روش انقلابیای که در روحیهشان خفته بود علم اعتراض به سران حکومت را برداشتند. شاید به دلیل احساس خودی بودن این فریادها رساتر بود. اما علیرغم این تصور، حکومت با این قشر سختتر از باقی برخورد کرد. دلیلش شاید واضح باشد که در یک حکومت اسلامی، شخص مسلمانی که اثبات شده است و تا دیروز زیر پرچم انقلاب صداقتش زبانزد بوده، خطرناک است. اعتراض او میتواند این شکاف ایجاد شده بین حکومت و انقلابیون دیروز را بیشتر کند. اعتراض او میتواند خانوادههای مذهبی را به خود بیاورد. اعتراض او خطرناک است؛ که چنین نیز شد و با اعتراض انقلابیون اثبات شدهی دیروز این شکاف بیشتر و بیشتر شد... وقتی بازجو با فردی که نمازخوان است و از خانوادهی انقلاب و تا دیروز به حرفهایش استناد میکرده روبرو میشود کارش سختتر است. زیرا او خود تئوریسین انقلاب اسلامی بوده و چگونه میشود ضد انقلاب خواندش؟ چگونه میشود او را مجبور به اعتراف کرد و...؟ شاید بهمین خاطر هم هست بازجویان این افراد جریتر شده و سختتر و منزجر کنندهتر رفتار کردند و میکنند.
محمد نوریزاد یکی از این بزرگ مردان است. مردی که ابوذروار فریاد وامصیبتا سر داد. در تمام نوشتههایش صریح سخن گفت و خطابش اشخاص صدرنشین حکومت بودند. وقتی با رادیو فردا گفتوگو کرد و از او پرسیدند نمیترسید که شما را هم زندانی کنند گفت؛ دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم. در دادگاههایش هم همین را تایید کرد. در انفرادیهای طولانی مدتش اعتصاب غذا کرد، روزهدار ماند و با استناد به باورها و اعتقادش، مستحکم ماند پوزهی بازجویان را به خاک مالید. دستگاه قضایی را عاصی کرد و بازجویان وزارت اطلاعات را به بنبست کشانید. مگر میشود با او دربارهی مبانی انقلاب صحبت کرد؟ او که راوی روایت فتح بوده و فیلمها و نوشتههایش همه گواه قدمها و اعتقاد صادقانهاش بوده و هست. مانند دیگر انقلابیون دیروز شکمش از حرام پرنشده، حلال خورده است و اینگونه امروز ظلم را دیده و فریاد وامصیبتا سر داده است. او شاید به جرات جزو زندانیان سیاسیست که از همه بیشتر آزار دیده است. حتی از انفرادی و درمیان چنگال بازجوهای وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه، به آیتا... خامنهای نامه نوشت و او را به چالش کشید. بزرگ مردی به نام نوریزاد که حالا ممنوعالملاقات است. حکم دادگاهش آمد و باز کوتاه نیامد و از زندان نامهای مبنی بر شکایت از وزارت اطلاعات تنظیم کرد و باز به این جرم از زندان به دادگاه کشیده شد و به دو سال زندان دیگر محکوم شد. در متنی که وبسایت این بزرگ مرد منتشرکرد، شرح کامل دادگاهش نوشته شده. حق پنهان نمیماند، حتی اگر تمام دستگاه امنیتی حکومت کودتا دست به دست هم بدهند، باز حق پنهان نخواهد ماند... حتی اگر ممنوعالملاقاتش کنند تا کسی متوجه نشود چه بر سرش میآورند، باز دست تقدیر شرایطی میسازد تا اخبارش منتشر شود. اما نکتهای که نگرانی را بیشتر میکند پیغام نوریزاد از زندان است که از روز شنبه دست به اعتصاب غذا خواهد زد و اشاره کرده که برای اعتراض به این ظلم؛ جنازهام را روز عاشورا بر شانهشان میکوبم... او به گفتهی خودش، چیزی برای از دست دادن ندارد! راسخ بر راهش قدم بر میدارد و از همه حلالیت طلبیده است. نگرانی از اوضاع او با توجه به ممنوعالملاقات بودنش بیشتر از پیش شده است. حکومت کودتا، ابوذر زمان را مرده میخواهد و اعتصاب غذای او حکومت را به خواستهاش میرساند. اما او راهی جز این نیافته تا اعتراضش را نشان دهد و بر تصمیمش راسخ است...
این خطها خطاب به نوریزاد، بزرگ مرد ایران است؛
ای مرد قلمهای شکسته، ای مرد سلولهای انفرادی و روزههای طولانی ِ انفرادی، ای مرد مناجاتهای شبانهی اوین، ای آبروی دینداری، ای همپیالهی شهدا، ای عزیزی که در قلب تمام ایرانیان چه مسلمان غیر مسلمان خانهکردهای... از تو التماس میکنیم که اعتصاب غذایت را بشکن... بگذار بمانی که به وجود تو و امثال تو نیاز است برادر... به حرمت عاشورا و محرمالحرام اعتصاب خشکت را بشکن... تو را به مصیبت عاشورا قسم میدهیم؛ بگذار سایهی مردی چون تو، بالای سر ایران بماند، که تو امروز، نماد و پرچم آزادگی هستی... ای نور چشم ایرانیان، محمد نوریزاد ما تو را نیاز داریم برای ایران، بشکن اعتصاب غذایت را برادر...
ندای سبز آزادی: نخستین شهر مدرن ایران از داشتن لولهکشی گاز، سیستم تصفیه آب و شبکه فاضلاب محروم است.
اولین و عمیقترین چاه نفت و گاز در کشور و خاورمیانه، اولین تصفیه خانه آب و لولهکشی آب در کشور، اولین کارخانه برق و راه آهن و فرودگاه ایران؛ حتی اولین پرواز در ایران از فرودگاه مسجد سلیمان صورت گرفت. مردم ایران برای اولین بار توی مسجد سلیمان باشگاه ورزشی- تفریحی و سینما را تجربه کردند. اولین تلفن در مسجد سلیمان وصل شد. اولین بار خیابان اصلی این شهر آسفالت شد. به همین سبب مسجد سلیمان به شهر اولینها شهره شده است.
اما اکنون خیابانهای شهر اولینها آمیخته با بوی فاضلاب جاری در آن است که حتی به داخل خانهها هم رسیده است و لولههای در حال نشت گاز از حیاط خانه ها سر در آوردهاند.
مسجد سلیمان بزرگترین شهر نفتی خاورمیانه اکنون مدتهاست که در خطر نشت مدام لولههای گاز و نفت و آلودگی ناشی از آن است بی آنکه تدبیری برای این مساله اندیشیده شود.
اولین شهر صاحب کارخانه تصفیه آب در ایران اکنون تنها روزی دو ساعت آب دارد و تانکرهای آب بالای بام هرخانه این شهر گواه آن است.
علیرغم وعدههای مسوولان و برنامهریزیها و بر زمین خوردن کلنگ طرحهای مختلف، مسجدسلیمان همچنان از مشکل نشتی نفت و گاز در مناطق مسکونی شهر، کمبود شدید آب شرب شهری، کمبود اعتبارات برای ساماندهی شبکه برق، کمبود شدید کادر پزشکی متخصص، کمبود مراکز پاراکلینیکی و تجهیزات بیمارستانی و آزمایشگاهی، جاری بودن فاضلاب در سطح زمین و رودخانههای شهر، نگهداری موقت و عدم جمعآوری و دفع مواد جامد(زباله) از سوی شهرداری، تراکم جمع بسیاری از زندانیان در فضای بسیار محدود و نامناسب زندان شهر، کمبود ناوگان حمل و نقل درون شهری، کمبود فضاهای فرهنگی و فقدان زیرساختهای لازم برای استقرار واحدهای صنعتی و معدنی (با توجه به وابستگی دیرینه این شهرستان به شرکت نفت) رنج می برد.
این در حالی است که مشکلات متعدد مسجدسلیمان و گزارشهای مختلف در مورد وضعیت نامناسب شهر در همه زمینههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و... در سطح کلان، به حدی رسید که در دو سال گذشته پای سازمان بازرسی کل کشور را به این شهر نفتی باز کرد.
به دنبال اعزام هیئت ویژهای از سازمان بازرسی کل کشور در فروردین 86 به شهرستان مسجدسلیمان، این هیئت با ارائه گزارشی، وضعیت عمومی و مشکلات این شهرستان و دستگاههای اجرایی آن را بررسی کرد.
سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود، به مواردی که اقدام فوری در مورد آنها ضرورت دارد اشاره کرده و آورده است: "تسریع در تهیه طرح تفصیلی مسجدسلیمان با اولویت تخلیه مناطق آلوده، آغاز فعالیت اجرایی کمیته انتقال 5 هزار واحد مسکونی از مناطق آلوده شده به مواد نشتی نفت و گاز، تسریع در واگذاری منازل مسکونی سازمانی غیر قابل استفاده شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مسجد سلیمان به ساکنان محلی، انعقاد قرارداد با پیمانکار توسعه میدان نفتی مسجدسلیمان و آغاز عملیات اجرایی، لزوم توجه جدی وزارت آموزش و پرورش به احداث مدارس مورد نیاز این شهرستان، ضرورت ایجاد شبکه جمعآوری و انتقال فاضلاب وتصفیه بیولوژیکی آن، احداث مکانی مناسب برای زندان شهر، برنامهریزی و اجرای کامل طرح جمعآوری و حمل و دفن زباله، دایر کردن شعبات مستقل برای برخی ادارات نظیر ثبت احوال و تأمین اجتماعی برای شهرهای اطراف مسجد سلیمان، اعمال امتیازات انگیزشی و جذب نیروهای مورد نیاز برای شبکه بهداشت و درمان و سایر ادارات، رسیدگی به وضعیت شهرکهای صنعتی، تسریع در آغاز عملیات اجرایی طرحهای بلاتکلیف(نظیر پتروشیمی، کارخانه آلومینیوم و ساخت نیروگاه 500 مگاواتی) و تسریع در پروژه واگذاری 192 واحدی مربوط به تعاونی مسکن فرهنگیان، از جمله مواردی بوده که اقدام فوری در مورد آنها تأکید شده است. "
از آن زمان تاکنون زمان زیادی می گذرد اما مشکلات این شهر همچنان حل نشده و پابرجاست، تاجایی که چندی پیش فرماندار مسجد سلیمان در گفت و گو با مهر از وضعیت فاضلاب آن اظهار نگرانی کرده است.
وی به این خبرگزاری گفته است:" مسجدسلیمان به عنوان اولین شهر نفتی ایران 102 سال بعد از کشف نفت از داشتن شبکه فاضلاب شهری بیبهره است. "
اکنون در برخی خیابانهای مسجد سلیمان بوی گاز ناشی از نشت لولهها با بوی فاضلاب مخلوط شده و مشکلات بسیاری به وجود آورده است. فاضلاب در محلههای پایین روی سطح زمین جاری شده است و جز آنکه منظره شهر را زشت کرده است مشکلات زیادی از نظر بهداشتی به ویژه در تابستان های گرم این شهر به وجود می آورد.
به گفته فرماندار مسجد سلیمان" این شهر، اولین شهر ایران است که به واسطه کشف نفت و پیامد آن توسعه شهری از داشتن شبکه فاضلاب شهری برخوردار بود ولی بعدها به دلیل رشد بیرویه شهر و عدم نظارت کافی، شبکه فاضلاب آن از بین رفت."
لولههای پوسیده گاز در حیاط خانهها
اما شاید مهمتر از فاضلاب جاری در شهر و خانههای آغشته به آن، سکونت مردم در مناطقی ست که لولههای نفت و گاز چار پوسیدگی و نشتی هستند.
طبق آمارهاي دولتي اكنون 25 هزار شهروند مسجدسليمان كه 24 درصد ساكنان اين شهر را تشكيل ميدهند در 6 منطقه آلوده " نفتون، پشت برج، سيبرنج، چاه نفتي، افرمبي و نمره يك" ساكن هستند.
بررسی و اتخاذ تمهیدات لازم برای ایمن کردن مناطق آلوده به نفت و گاز شهرستان مسجد سلیمان از مصوبات هیت دولت در سفر اول استانی به خوزستان در دی ماه سال 1385 بود.
معاون امور عمرانی استانداری خوزستان هم در این مورد به خبرنگاران گفته بود: با اجرای طرح احداث واحدهای مسکونی استاندارد و ایمن ، پنج هزار واحد مسکونی در معرض خطر در شهرستان مسجد سلیمان در مدت سه سال آینده جابه جا می شوند.
قرار شد دولت برای حل این مشکل با خریدن تعدادی از منازل و انتقال ساکنان آن به مجمتمع های تازه ساز شهر این مشکل را حل کند اما اکنون بعد از گذشت 4 سال همچنان مردم مسجدسلیمان در کنار لوله ها زندگی می کنند. شب های مسجد سلیمان بی نیاز از نور چراغ همیشه روشن است. کنار خانهها که از دره تا دامنه کوه ساخته شدهاند شعله فروزانی دیده میشود که از میان لولههای گاز ترش تصفیهنشده زبانه میکشد. زیبایی ترس آوری که هر لحظه بیم وقوع فاجعهای از آن میرود.
کمآبی، جوانان بیکار و بدون تفریح
مسجد سلیمان شهرستان 122 هزار نفرهای است که سالها با مشکل کمبود آب دست به گریبان بوده و هنوز برای رفع این مشکل اقدام جدی انجام نشده است.
طبق آمار اعلام شده مسجدسلیمان روزانه 85 هزار مترمکعب آب شرب نیاز دارد که در حال حاضر در این شهرستان تنها 60 هزار متر مکعب آب تولید میشود.
قطع آب روزانه و شکستگی خط لوله در خیابانها برای مردم امری عادی شده و وجود آب در لولههای آب شهری بیشتر باعث شگفتی است.
در مسجدسليمان آب تنها 2 ساعت از شبانهروز در لولهها جريان دارد و خانههای این شهر مجهز به منبعهای آبی است که در زیر آفتاب 60 درجه تابستان این شهر داغ شده و مردم همه روز مجبورند از چنین آبی استفاده کنند.
اما تنها مشكل مسجدسليمان اینها نيست. اين شهرستان 30 هزار جوان بيكار دارد، مسجد سلیمان یک خیابان اصلی بیشتر ندارد و چون فاقد جاده کمربندی است روز و شب صدای بوق ماشینهای سنگین و کامیونهای باربری در آن شنیده میشود. این شهر با چندین سینما در چند دهه پیش الان حتی یک سینمای در سطح متوسط هم ندارد.
مسجدسلیمان به عنوان اولین شهر نفتی ایران در حالی با مشکلات ریز و درشت دست و پنجه نرم میکند که این شهر به واسطه کشف نفت در آن در پنجم خرداد ماه سال 1287 اولین شهر مدرن کشور به شمار میرود.
شايد بتوان گفت مسجدسليمان امروز كه گذشتهاي پر فراز و نشيب به اندازه تاريخ سرزمین مان دارد تصوير ايران فرداي بدون نفت است.
به : دادستان تهران
از : همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی از کودتاگران انتخاباتی، آزاده ممنوع الملاقات در قرنطینه اوین
بسم الله الرحمن الرحیم
یا اباعبدالله بابی انت و امی لقد عظم مصابی بک فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک فاسئل الله الذی اکرم مقامک واکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و اله اللهم اجعلنی وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخرة
سلام آقای دادستان!
رسیده ایم به روز پنجم محرم حسینی و بیست و یکم آذر و دومین روز از اعتصاب غذای آقای نوری زاد. خواه ناخواه نام محمد و مصطفی این بار در زندان جمهوری اسلامی به هم پیوند خورده. پیوندی سخت و ناگسستنی. محمد نوری زاد جهادگر بشاگرد و راوی فتح رزمندگان اسلام و مصطفی تاجزاده دانشجوی انقلابی و مدیر مردمی دیروز و سیاست ورز مؤمن دیروز و امروز و انشاء الله فردا که دست تقدیر آنان را در کنار هم قرار داد تا صفحات جدیدی در تاریخ معاصر کشورمان تقریر شود. از رزمندگان اسلام گفتم که هنوز در بعضی جماعت ها برای سلامتی و پیروزی شان صلوات می فرستند بعد از شعارهای مرگ. این شعارهای مرگ تمامی ندارد انگار. شما باور ندارید که شعار زندگی و سبزی و سلامت را باید جایگزین کرد اما انگار نان عده ای و حیاتشان در مرگ دیگران است. مرگ را برای بندگان، فقط خدا تقدیر می کند و مرگ خواستن برای دیگران فقط به دل سختی و قساوت آدم منجر می شود. یک روز برای این یک روز برای آن و یک روز هم حتی برای فرزند خود! یا للعجب! ما که باور نمی کنیم آموزه های ملاحسینی را که همه چیز را سیاه می خواهد و ترویج می کند.
خداوندگار طبیعت را سرشار از رنگ های زیبا آفریده است و سیاه را هم فقط رنگی در کنار رنگ ها و شاید زمینه ای برای جلوه گری نقره گون ماه و ستاره های درخشانی که راه را می نمایانند. ما سبزها، روزهای رنگی و شاد را برای خودمان، فرزندانمان، همه مردمان و همه بشریت آرزو می کنیم و می دانیم که این خواست با فطرت بشری و اراده الهی سازگار و همراه است.
آقای دادستان!
به بیست و یکم آذر رسیده ایم ولی هنوز بگیر و ببندها ادامه دارد. چرا ؟؟؟ هر روز مادری، پدری، همسری، خواهری، برادری یا فرزندی زنگ می زند و خبر دستگیری عزیزی را می دهد. ما دیگر اصلا تعجب نمی کنیم، جا نمی خوریم و نمی گوییم این را دیگر چرا آن را دیگر برای چه؟ این روزها اگر کسی را دستگیر نکنند تعجب دارد. اگر کسی راست راست در خیابان راه برود یا در دفترش کارش را بکند و زندگیش را بکند تعجب آور است چون اصل بر برائت متهمان واقعی و دروغ گویان و مفتریان و فتنه گران واقعی است. بنابرین ما یک سیاهه از خوبان که به اندازه همه ایران سبز وسعت دارد گذاشته ایم جلوی رویمان و هی چوب خط می زنیم.
تا کی همه اسامی یک ضربدر سیاه بخورد.سیاه چرا سبز. ما سبزپوش سبزگوی و سبزمرام باقی می مانیم در مقابله با سیاهی. آذر کم کمک دارد راهش را می گیرد و می رود و شب یلدا دارد از راه می رسد آقای دادستان. فکر کنم باید برویم در تدارک یک یلدای باشکوه با قصه های تلخ امروز و حکایت های شیرین فردا. راستش را بخواهید ما به شوق فردای روشنمان امروز را نمی بینیم و اگر هم ببینیم خیر و برکاتی را می بینیم که نصیبمان شده از قِبل همین نکبتی که سیاه دلان طالبانی مرام برایمان تدارک کرده اند. سناریونویسان انقلاب مخملی که استبداد آرزوی دیرینشان بوده و هست و برای رسیدن به کامیابی از هیچ راه زشت و کردار زشت برائت نمی جویند.
آقای دادستان!
ما داریم روزهایمان را سپری می کنیم و شب هایمان را و شناسنامه را گذاشته ایم جلوی رویمان برای شماردن روزهای باقی نه روزهای فانی و تأسف نمی خوریم بر روزهای از دست رفته چرا که اگر دوباره بازمی گشت باز هم در همین راه گام می گذاشتیم. اما برای روزهای آینده که نه، برای همه ساعات و دقایق و لحظاتش برنامه ریزی می کنیم چون در میانه عمر ارجمندی زمان بیشتر آشکار می شود. کاش همه شناسنامه هایشان را می گذاشتند جلوی رویشان، همه آن ها که بازداشت و بازجویی و بازکاوی اندیشه های بچه های ما حالا دیگر شده یک عادت برایشان و حوصله شان سر می رود اگر کسب و کارشان کساد باشد. همه مفتّش ها همه عاملان و همه آمران. ستاد کودتا این مکاره را داغ داغ می خواهد و مزدبگیرانش هنوز از آب در هاون کوفتنشان خسته نشده اند هرچند هر چه بیشتر می کوبند ناامیدتر می شوند اما طبق عادت به همان کار ادامه می دهند شاید معجزه ای رخ دهد و بقایشان حتی یک روز درگرو یک اعترافی، چیزی به طول انجامد.
آقای دادستان!
در نامه های رسمی و عریضه ها که از نظر من رسمیتش بیشتر است چون مخاطبان بی طرفی دارد که قبل از خواندن نامه به دستگاه خرد کنش نمی سپارند، خدمتتان عرض شد که آقایان برادر! کلید خانه مرا دارند. چون تشریف آورده اند و سرقت ها نموده اند و در حضور سرایدار طفلکی مجتمع مسکونی ما سیاهه سرقت ها را ثبت نموده اند و او را صاحب البیت فرض کرده و امضایش را نیز پایین آن مرقومه مبارکه به یادگار گذاشته اند. عرض کردم سرقت! چون در غیاب ما آمده اند و اموالمان را برده اند و بارها پیگیری نتیجه ای نداشته است. لطفا بفرمایید رسیدگی شود. در آن روزهای آغازین کودتا که همه هستی من یعنی همسر عزیزتر از جانم را در شب میلاد مادرش و مادرمان زهرا(س) از جلوی چشمم ربودند دیگر به فکر خرده ریزهای دزدیده شده در روزهای بعد نبودم اما حالا از باب جلوگیری دزدی های بیشتر در جمهوری اسلامی تأکید دارم که اموال مسروقه بازگردانده شود.
این را در نامه ای به فرمانده سپاه نیز که مسئول این اقدامات گناه آلود در ارتباط با زندانیان دو الف سپاه است، اعلام کردم اما دریغ از پاسخ. دریغ از نتیجه. حالا از این فرصت استفاده می کنم و برطبق قاعده « جلوی ضرر را هر کجا بگیرید منفعت است» اعلام می کنم که هر کس مسئولیت این کار را به عهده دارد زودتر اقدام کند. همسرم را بازگردانید که همه هستی من است و اموالمان را بازگردانید که بیش از این شبهه ناک نباشد اقدامات امنیتی جاری در کشور اسلامی مان.
خداوندا من در این ایام که متعلق به بهترین بندگان توست از خودت می خواهم که همه وجودم را تا بازپس گیری همه آرمان هایمان که توسط نااهلان و نامحرمان به سرقت رفته است، در مسیر حق طلبی و عدالت خواهی و آزادی خواهی قرار دهی و مکر ماکرین و کید حاسدین و فتنه غاصبین و جور ظالمین را به خودشان بازگردانی.
آمین یا رب العالمین
فخرالسادات محتشمی پور
پنجم محرم الحرام ۱۴۳۱ برابر با بیست و یکم آذرماه ۱۳۸۹
ندای سبز آزادی: آیتالله سید محمد صادق روحانی در پیامی به مناسبت ایام عزاداری حضرت سید الشهداء(ع) از برخی تردیدها نسبت به فایده و کارآمدی شعائر حسینی انتقاد کرد و خواستار حضور همگان در مجالس ذکر و هیأتهای عزاداری شد.
ایشان همچنین از ارزشهای اخلاقی و معارف دینی همچون جانفشانی در راه عقیده، برخاستن در برابر طاغوتها و ایستادگی و پایداری در راه حق- که در پی احیای این شعائر در دلهای مؤمنان نهادینه میشود، یاد کرد و از منتقدان نیز خواست بهجای مبارزه با این شعائر، همه توان و تلاش خود را در راه افشای جنایات یزید و یزیدیان بگذارند.
متن پیام ایشان به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند در قرآن کریم میفرماید: « وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ » صدق الله العلی العظیم
جهان تشیع در آستانه فرارسیدن روزی بزرگ و یکی از ایامالله یعنی روز عاشورا، روز خون و شهادت و جانفشانی در راه حق میباشد. روزی که امام حسن مجتبی(ع) درباره آن فرمود: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» همچنانکه امام رضا(ع) نیز درباره آن فرمود: «إنّ یوم الحسین أقرح جفوننا و أسبل دموعنا، و أذّل عزیزنا یا أرض کربلا أورثتنا الکرب و البلاء إلى یوم القیمة فلیبک الباکون». هرچند شیعیان هر ساله این روز را با برپایی مراسم عزاداری، بزرگ میدارند، اما مطلبی که این روزها داغ و سوز دل شیعیان را دو چندان میکند، برخی دیدگاههای انحرافی است که از سوی افرادی مغرض هم در داخل کشور و هم در بعضی از کشورهای عربی مطرح میشود و نسبت به فایده و کارآمدی شعائر حسینی تردید ایجاد میکند. شاید اگر این صداهای غرضآلود از درون مکتب تشیع نبود، درک و تحمل آن برای ما آسانتر بود. اما صد افسوس که اینان با به تن کردن لباس تشیع و پنهان کردن خنجر خویش در زیر این لباس، میکوشند به مکتب شیعه ضربه بزنند و با خنجر زهرآلود خویش اندیشه تشیع را مسموم سازند.
سؤال این است که دلیل این کینهتوزیها نسبت به شعائر حضرت سید الشهدا(ع) چیست؟ آیا ارزشهای اخلاقی و معارف دینی -همچون جانفشانی در راه عقیده، برخاستن در برابر طاغوتها و ایستادگی و پایداری در راه حق- که در پی احیای این شعائر در دلهای مؤمنان نهادینه میشود، این غرض ورزان را به کینهتوزی وا میدارد؟ و یا ترس و وحشتی که در دشمنان خدا میافتد، آنان را نگران کرده است؟! چگونه است که ادعای حسینی بودن و دلبستگی به شعائر حسینی دارند، اما اینگونه در این معارف مکتب تشیع تشکیک میکنند؟ چرا بهجای مبارزه با این شعائر، همه توان و تلاش خود را در راه افشای جنایات یزید و یزیدیان نمیگذارند؟! در اینجا با تمام وجود فرارسیدن سالروز این مصیبت و فاجعه بزرگ را به حضرت صاحب العصر و الزمان -روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء- و به شیعیان مخلص و با ایمان آن حضرت تسلیت عرض میکنم و به همین مناسبت، نکات زیر را خطاب به مؤمنین یادآور میشوم:
اول: به یکایک فرزندان مؤمن خویش در سراسر جهان تشیع میگویم: وظیفه شما در این مرحله حساس تاریخی این است که همه تلاش خود را برای احیای این روز بزرگ به کار بندید. این مهم از رهگذر برگزاری مجالس سوگواری و شرکت در این مراسم، اقامه شعائر الهی مرتبط با مسأله عاشورا و هزینه کردن اموال فراوان در این راه ممکن میشود. چراکه این تلاشها، کمترین کاری است که برای خنثی کردن نیرنگ افراد مغرض و پاسخ به شبههافکنیها باید انجام داد. تجمع شیعیان موجب احیای فرهنگ اهل بیت(ع) میشود. همچنانکه حضرت امام جعفر صادق(ع) نیز بر این مسأله تأکید ورزیده اند. ایشان میفرمایند: «فإنَّ فی اجتماعِکم ومذاکرتکم إحیاءٌ لأمرنا، وخیرُ الناسِ بعدنا مَن ذاکرَ أمرَنا، ودعَا إلى ذِکرِنَا» حتی در نقل دیگری –که معتبرتر نیز می باشد- این روایت با تعبیری بسیار شگفتآور آمده:
« فإنَّ فی اجتماعِکم ومذاکرتکم إحیاءَنا». به اعتقاد من، قلم از بیان معانی والای آن ناتوان است. برپایه این روایت روشن میشود که صرف حضور در مجالس و دستههای عزاداری، امری بسیار مطلوب است.
بنابر این برخلاف آنچه برخی افراد غافل در داخل و خارج ترویج میکنند، دنبال کردن مراسم عزاداری و سخنرانی از راه تماشای شبکههای مختلف ماهوارهای و تلویزیونی و یا استفاده از سیدیهای صوتی وتصویری کافی نیست. زیرا روشن است که همین حضور مؤمنان در مراسم و مجالس عزاداری فریادی رسا بر سر ستم و ستمگران بهشمار میرود و موجب به لرزه در آمدن کاخهای مستکبران جهان میشود.
دوم: به فرزندان مؤمن خویش که در برپایی این مجالس ذکر و هیأتهای عزاداری فعالیت میکنند، یادآور میشوم که این کار جهادی و بزرگ خویش را ادامه بدهید. این تلاشهای شما عزیزان از برترین اعمال جهادی در روزگار کنونی بهشمار میرود. همانا این مجالس دینی از مؤثرترین سلاح هایی است که موجب می شود ایمان بر قدرتهای کفر و شیطانی چیره شود. این راه را ادامه بدهید و نکند خدای ناکرده انسانهای ضعیف النفس و کوردل برای محو این شعائر در میان شما نفوذ کنند. امید است که عزاداریهای شما مورد تأئید ذات اقدس الهی قرار گیرد.
سوم: اکنون روی سخن من با خطیبان و واعظان منبر حسینی است. از شما سخنوران دینی خواستارم تمام تلاش خود را در راه نشر معارف ائمه معصومین(علیهم السلام)، بیان احکام شرعی و تحکیم باورهای دینی بهکار بگیرید. همچنین با استفاده از ادله نقلی محکم و استدلالهای عقلی به شبهات انحرافی پاسخ دهید تا از طرفی، باورهای مؤمنان را محکمتر از گذشته گردانید و از سوی دیگر ضمن اثبات اصالت منبر و کارآمدی آن، بیپایه بودن ادعاهای افراد مغرض مبنیبر ناتوانی و ناکارآمدی منبر حسینی در بیان معارف الهی را بر همگان آشکار نمائید.
همچنین درخواست من از مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت(ع) این است که در نوحهسراییها آن طور که متأسفانه امروزه در بعضی دستههای عزاداری دیده میشود، از نغمههای لهوی و موسیقی هایی طرب آمیز استفاده نکنند. از خداوند متعال میخواهم منبر حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و مجالس مبارک ایشان را به واسطه مدّاحان متعهد و مومن حفظ نماید. چراکه اینان صدای رسای تشیّع و زبان ناطق مکتب اهل بیت میباشند. در پایان بار دیگر لازم میدانم همه شیعیان در سراسر جهان را به لزوم توجه روز افزون نسبت به این روز بزرگ و پیامهای راهگشای آن توصیه نمایم و از همگان میخواهم در راه احیای این یومالله عظیم بکوشند. انشاءالله همگان در سایه عنایات الهی و لطف حضرت ولی عصر(عج) موفّق و مؤید باشند.
و السلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته
سید محمد صادق حسینی روحانی
محرم ۱۴۳۲ ه.ق
ندای سبز آزادی: ریحانه طباطبایی، خبرنگار سرویس سیاسی روزنامه شرق، هم به فهرست روزنامهنگاران بازداشتی این روزنامه پیوست.
به گزارش کلمه، منابع خبری از بازداشت ریحانه طباطبایی در منزل پدریاش در صبح امروز خبر دادند.
پیش از این هم احمد غلامی سردبیر، فرزانه روستایی دبیر سرویس بینالملل، کیوان مهرگان دبیر سرویس سیاسی، امیرهادی انواری از نویسندگان و علی خدابخش سرمایهگذار این روزنامه بازداشت شده بودند.
ندای سبز آزادی: چند تن از کنشگران کارگری،سیاسی و مدنی، با ارسال نامه ای خواهان پایان اعتصاب غذای رضا شهابی عضو هیئت مدیرهء سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه شده اند.
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن به دست ندای آزادی رسیده است بشرح زیر است :
ما امضا کنندگان این نامه ضمن حمایت کامل از خواست به حق این فعال کارگری و به خاطر سلامت جسمی او ، از ایشان می خواهیم که در حال حاضر به اعتصاب غذای خود خاتمه داده تا از طرق دیگر خواسته های او دنبال شود
در خواست برای پایان اعتصاب غذای رضا شهابی
با خبر شدیم که عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که از تاریخ 22 خرداد 1389 دستگیر و در زندان اوین به سر می برد از روز شنبه 13 آذر 1389 تا کنون در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده خود در اعتصاب غذای خشک به سر می برد، و از نظر جسمی در وضعیت وخیمی قرار دارد .
ما امضا کنندگان این نامه ضمن حمایت کامل از خواست به حق این فعال کارگری و به خاطر سلامت جسمی او ، از ایشان می خواهیم که در حال حاضر به اعتصاب غذای خود خاتمه داده تا از طرق دیگر خواسته های او دنبال شود
با امید به گسترش صلح و عدالت در همه جهان
21آذر1389
سعید ترابیان
علی اکبر پیر هادی
داود رضوی
داود نوروزی
عباس نژند کودکی
حسن سعیدی
علیرضا ثقفی
سید مسعود شفیعی
ناصر زر افشان
فریبرز رئیس دانا
رضا رخشان
جعفر عظیم زاده
پروین محمدی
جمیل محمدی
شاهپور احسانی راد
مازیار گیلانی نژاد
هاله صفر زاده
ندای سبز آزادی: نماینده زنجان و طارم در مجلس تاکید کرد که مهمترین اولویت مجلس باید ارتقای شأن و جایگاه مجلس و بازگرداندن آن به رأس امور مربوط به قانونگذاری و نظارت باشد.
به گزارش خانه ملت، جمشید انصاری در گفتوگو با روزنامه «مردم نو» زنجان با بیان این مطلب گفت: یعنی جایگاهی که به بهانه «همسویی با دولت» دچار تنزل شده و نقش نظارتی مغفول واقع شده آن را بار دیگر احیا کنیم.
وی تأکید کرد: در بخش قانونگذاری هم باید ابتدا به موضوع وضع قانون و مهمتر از آن نظارت بر اجرای بیکم و کاست آن از سوی قوه مجریه توجه شود.
انصاری سپس به برشمردن مشکلات و معضلات مردم پرداخت و گفت: مشکلات در حال حاضر فشار زیادی را به اقشار مختلف جامعه وارد ساخته اما رفع برخی از آنها باید بسیار سریع و عاجل صورت گیرد. تورم و گرانی اقلام مصرفی و حتی مواداولیه و ساختمانی، نرخ روزافزون بیکاری و ضعف در نحوه به کارگیری درآمد بیسابقه نفت از سوی دولت، از جمله موضوعاتی است که باید به سرعت برای آن تصمیمات کارشناسی اتخاذ شود. مجلس باید با تصمیمات جدی، دولت دهم را به تغییر جدی سیاستها وادار کند.
نماینده زنجان و طارم در خانه ملت گفت: بر اساس آمار رسمی دولت نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۸، ۱۹/۱۱ درصد و نرخ فعالیت ۴۰ درصد بوده است که اگر جمعیت کشور را ۷۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، نتیجه میگیریم از این آمار فقط ۳۰ میلیون نفر نیروی فعال، مشغول به کار هستند.
انصاری اعتبار مورد نیاز برای ایجاد یک فرصت شغلی در کشور را ۳۰ میلیون تومان عنوان کرد و اظهار داشت: سالانه ۵/۳ میلیون نفر نیروی مازاد بیکار در کشور داریم که برای ایجاد اشتغال این افراد اعتباری بالغ بر ۱۰۵ هزار میلیارد تومان نیاز است.
ندای سبز آزادی: معاون وزیر نفت با ادعای اینکه آلودگی هوای تهران ارتباطی به بنزین تولیدی در شرکتهای پتروشیمی ندارد، گفت: این محصول تولید داخل با استانداردهای جهانی مطابقت دارد.
به گزارش خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، عبدالحسین بیات مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی درباره موضوع آلودگی هوای تهران به علت استفاده از بنزین تولید داخل، نیز مدعی شد: آلودگی هوای تهران ارتباطی به بنزین تولیدی نداشته و بیشتر ترفندی از سوی دشمن شکست خورده ایران اسلامی برای کم اثر کردن خودکفایی ایران در تولید بنزین است!
این در حالی است که این موضوع را چند نماینده مجلس هشتم مطرح کرده بودند و مشخص نیست معاون وزیر دولت احمدی نژاد، آنها را دشمن میخواند یا کسان دیگری را مدنظر دارد.
این معاون وزیر در ادامه اظهارات خود گفت: دشمنان زمانی شایعه اینکه امکان تولید بنزین در داخل وجود ندارد را مطرح کردند و در زمانی دیگر آلودگی بنزین تولیدی و امروز هم آلودگی هوای در اثر بنزین تولید داخل را مطرح میکنند.
بیات ادعا کرد: دشمنان شایعه وضعیت نامطلوب تولید بنزین در مجتمعهای پتروشیمی را نیز مطرح کردند در صورتی که فرآورده تولیدی در مجتمعهای پتروشیمی نه تنها از لحاظ وزن و ارزش منفی نبوده بلکه در این بخش از افزایش هم برخوردار بوده است.
گفتنی است پیش از این هم میرکاظمی، وزیر نفت، خبر آلودگی هوای تهران در اثر بنزین تولیدی در داخل را که از سوی نمایندگان مجلس مطرح شده بود، تکذیب کرده و شایعه خوانده بود و این موضوع را حربه تحریم کنندگان در برابر رسیدن کشور به خودکفایی بنزین ارزیابی کرده بود.
ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور و فاطمه ملکی، همسران دو زندانی سیاسی، سید مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد نامهای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه صادر نمودند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در بخشی از نامه همسران این عزیزان دربند دولت کودتا آمده است:برای ما موجب تأسف و تأثر فراوان است که در ایام محرم الحرام و عزای حسینی، عزیزان خدوم و ایثارگرمان در قرنطینه زندان اوین که هرگز قرار نبود قرارگاه هیچ زندانی سیاسی منتقدی باشد،عزادار سرور آزادگان هستند و تأسف بیشترمان برای برخوردهای زشت و زننده ای است که تحت لوای قانون و به واقع در اوج بی قانونی با آنان می شود!تشکیل پرونده جدید و دادگاه فرمایشی بدون حضور وکیل برای آقای نوری زاد به شکل عاجل و بی ادبی و هتاکی های قاضی مؤدب به ساحت ایشان و ممنوع الملاقات کردن آنان در شرایط بیماری و نیاز به مداوا و معالجه تحت نظر پزشک متخصص، منجر به اعتصاب غذای آقای نوری زاد و روزه سیاسی و اعتراضی آقای تاجزاده شده است که در صورت ادامه آن، بی شک مخاطراتی برای سلامت آنان به وجود خواهد آمد.
متن کامل این نامه که نسخهای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر میباشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای صادق لاریحانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و تسلیت ایام عزای حسینی
مستحضرید که حدود چهارماه است همسران ما، آقایان سید مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد به شکل کاملا غیرقانونی در قرنطینه اوین به سر می برند و این اقدام غیرقانونی هرگز توسط ایشان و ما و خانواده هایمان به رسمیت شناخته نشده است و اعتراضات خود را نیز به اشکال گوناگون اعلام کرده ایم که متأسفانه هیچ گونه پاسخی دریافت نکرده ایم.
جناب آقای لاریجانی!
مستحضرید که هنوز چند روزی از نامه ای که توسط ما و تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی که ایشان نیز از حقوق اولیه خویش از جمله تماس های تلفنی و ملاقات های حضوری با عزیزانشان محرومند، خدمت شما ارسال شد، نگذشته در آغازین روزهای محرم در کمال اعجاب ما را با خبر ممنوع الملاقات شدن عزیزانمان روبرو کردند! اینک نمی دانیم آیا مطالبه حقوق اولیه زندانی بی گناه که به ستم اسیر چنگال بی عدالتی شده است توسط خانواده اش باید موجب تضییق و فشار مضاعف شود؟!
جناب آقای لاریجانی!
برای ما موجب تأسف و تأثر فراوان است که در ایام محرم الحرام و عزای حسینی، عزیزان خدوم و ایثارگرمان در قرنطینه زندان اوین که هرگز قرار نبود قرارگاه هیچ زندانی سیاسی منتقدی باشد،عزادار سرور آزادگان هستند و تأسف بیشترمان برای برخوردهای زشت و زننده ای است که تحت لوای قانون و به واقع در اوج بی قانونی با آنان می شود!تشکیل پرونده جدید و دادگاه فرمایشی بدون حضور وکیل برای آقای نوری زاد به شکل عاجل و بی ادبی و هتاکی های قاضی مؤدب به ساحت ایشان و ممنوع الملاقات کردن آنان در شرایط بیماری و نیاز به مداوا و معالجه تحت نظر پزشک متخصص، منجر به اعتصاب غذای آقای نوری زاد و روزه سیاسی و اعتراضی آقای تاجزاده شده است که در صورت ادامه آن، بی شک مخاطراتی برای سلامت آنان به وجود خواهد آمد.
رئیس محترم قوه قضائیه!
در ایامی که نقض حقوق بشر در ایران بهانه ای برای محکومیت کشورمان شده است، ادامه مظالم وبی عدالتی ها در نظام قضائی جمهوری اسلامی کمک به دشمنان ما خواهد کرد که ادعاهای خود را بدون هیچ هزینه ای ثابت خواهند نمود و ما معتقدیم اخلال در امنیت کشور و سیاه نمایی و سیاه کاری را نه همسران مؤمن و غیرتمند ما و همه سبزهای منتقد مشفق و جوانان پاک این دیار بلکه، عمله ظلم که تحت فشارهای سخت در دستگاه های امنیتی و قضائی رخنه کرده اند، مرتکب شده و می شوند.
امروز ما در دومین روز اعتصاب غذای آقای نوری زاد و ادامه روزه های اعتراضی آقای تاجزاده اعلام می داریم که نه تنها حقوق مسلم عزیزان ما، و به تبع آن خانواده هایشان، پایمال شده است بلکه جانشان نیز در معرض خطر است. و اینک به دنبال اطلاع رسانی احوال همسرانمان، مجدانه از شما تقاضا داریم که دستور رسیدگی به وضعیت بحرانی این عزیزان و پاسخ گویی قانونی به مطالباتشان داده شود. در غیر این صورت برای پیشگیری از هرگونه خطری طبق وظیفه قانونی، شرعی و انسانی خود، اقدامات دیگری را پیش خواهیم گرفت که ممکن است هزینه های بیشتری را برای متخلفین از قانون به وجود آورد.
ولله عاقبة الامور
فخرالسادات محتمشی پور (همسر سید مصطفی تاجزاده)
فاطمه ملکی (همسر محمد نوری زاد)
ندای سبز آزادی: روز پنج شنبه ماموران امنیتی با مراجعه به بیمارستان سینا، علی شکوری راد را به اتهام تشویش اذهان عمومی و اشاعه اکاذیب بازداشت کردند. دکتر «خدمت» همسر شکوری راد با اشاره به این مطلب که خبر بازداشت همسرش را از طریق سایت جهان نیوز و اطلاعیه دادستانی متوجه شده است اظهار داشت: «گویا خود آقایان تمایل داشتند که این خبر زودتر رسانه ای شود.»
پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران،همان روز با اعلام خبر بازداشت شکوری راد، آورده بود: «در پی انتشار اظهارات علی شکوری راد در برخی از سایت ها و انتساب اظهارات وی به ریاست قوه قضائیه، و نیز طرح مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی ایران که به موجب قوانین جرم تلقی می شود، در روز جاری (پنجشنبه ۱٨ آذر) نامبرده احضار و به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفته و پس از انجام تحقیقات و با توجه به پرونده و اتهامات قبلی با تشدید قرار، بازداشت و به زندان معرفی شد. »
صدیقه خدمت در گفت و گو با سایت جرس به جزییاتی درباره این بازداشت اشاره کرد و گفت:«آنچه در اطلاعیه دادستانی مبنی بر احضار و پس از انجام تحقیقات و بررسی پرونده دکتر شکوری راد بازداشت شده است کذب محض است و ایشان را در بیمارستان بدون هیچگونه اطلاع قبلی و در ساعت کاری بیمارستان که به عنوان رئیس بخش باید پاسخگوی بیماران و مراجعان باشند بازداشت کرده و حتی با پیشنهاد دکتر که مراجعه به زندان به شنبه موکول شود موافقت نکرده و نمی دانم چرا با دوماشین پژو ظرف چند دقیقه ایشان را به زندان برده اند.»
وی در بخش دیگر این گفت و گو از یک تماس تلفنی همسرش بعد از بازداشت خبر داد که اطلاع داده در بند دو الف سپاه یعنی همان بندی که قبلا هم زندانی بود حضور دارد.
وی درباره اتهام همسرش گفت: «وقتی که من از ایشان پرسیدم علت بازداشت چه بوده گویا کسی که شماره را گرفته بود تلفن را قطع کرد. ما نمی د انیم به چه علت ایشان را بازداشت کرده اند. آنچه را هم که در اطلاعیه دادستانی آمده که ایشان متهم به اشاعه اکاذیب و تشویش اذهان عمومی هستند، به هیچوجه صحت ندارد. من حدس می زنم که همان خصومت های شخصی که از قبل مانده بود در خصوص رد اظهارات آقای محسنی اژه ای و شکایت دادستانی، که به احتمال قوی همین خصومت ها علت بازداشت ایشان است.»
همسر شکوری راد درباره بازجوهایی سری قبل بازداشت نیز توضیحاتی داد وگفت:«گویا تمام جلسات بازجویی ها به دعوا کشیده می شد. چون آقای دکتر بر روی “قانون و اجرای آن و رعایت حقوق شهروندی” تاکید می کردند و به بازجو می گفتند قانونی که ما در مجلس تصویب کردیم وتایید شده شما زیر پا می گذارید. به گفته آقای دکتر، بازجو اصلا به قانون کار نداشت و بازجو می گفت به قانون کار نداشته باش، سرنوشت تو الان دست من است و هرگونه تصمیمی که در مورد تو بگیرم همان اجرا خواهد شد.»
وی در پایان گفت: «متاسفانه اینقدر تنگ نظری های شخصی وجود دارد که برای جواب به هواداران بی استدلال و بی منطقشان و بخاطر فشارها سریعا اعلام کردند که ایشان را بار دیگر بازداشت کردند.»
ندای سبز آزادی: در ادامه فشار و تهدیدهای وارده بر دانشگاهها و تصفیه استادان ، دکتر مرتضی فلاح مدیر مسئول سابق روزنامه توقیفشدهی اقبال که استاد گروه زبان و ادبیات دانشگاه یزد بود با حکم رئیس دانشگاه یزد، علی محمد میرمحمدی از دانشگاه اخراج شد.
به گزارش جرس، در ابتدای ترم تحصیلی جاری ابتدا درسهای این استاد از وی گرفته شد و سپس حکم اخراج وی توسط رئیس دانشگاه صادر شد.
بر اساس این گزارش، هیچگونه اتهام کتبی یا شفاهی در دوره خدمت وی در دانشگاه به او ابلاغ نشده بود. وی که از استادان اصلاحطلب دانشگاه است دارای چندین تألیف کتاب و مقالات متعددی در زمینه های مختلف ادبیات در مجلات معتبر علمی ـ پژوهشی است که اخیراً و با دخالت حجت الاسلام متوسل نماینده ولی فقیه و میرمحمدی رئیس دانشگاه که هر دو از افرادی غیر خوشنام در میان استادان و دانشجویان هستند، از کار برکنار شد. دانشگاه یزد مدتهاست که پنهان و آشکار توسط انجمن حجتیه به رهبری مصباح یزدی و نهادهای امنیتی و نظامی اداره میشود و فضای سنگین امنیتی بر آن حاکم است.
دکتر فلاح علاوه بر سابقه تدریس در دانشگاه یزد، مدت مدیدی نیز در دانشگاه آزاد یزد و میبد به تدریس اشتغال داشت و همچنین سوابق زیادی در امر روزنامهنگاری و مطبوعاتی کشور دارد.
ندای سبز آزادی: میرحسین موسوی در مصاحبه با روزنامه اینترنتی قلم سبز در پاسخ به سوالی درباره اظهارنظر یکی از خطبای نماز جمعه تهران که جنبش سبز را به آتش زیر خاکستر تشبیه کرده بود گفت: به نظر بنده خطیب مورد اشاره شم قوی ای دارد. گرچه بدلیل پایبندی به مقام و موقعیت موضع ایشان دفاع از ظلم و خشونت است وکارهائی شبیه دروغ درباره یک میلیارد دلار کمک آمریکا به مخالفان، یا ترغیب خشونت، یا ولع شدید به اعدام و اعتراف گیری و مهم تر از همه تقلبات گسترده انتخاباتی و تصفیه های وسیع کاندیداها، او را از عدالت ساقط کرده است. با این همه سبزها باید با حوصله صحبت های ایشان را بشنوند. ایشان تیپ نسبتا کاملی از اقتدار گرایان تمامیت خواه است و اطلاعات خوبی که دارد را ناخود آگاه در سخنرانی ها فاش می کند. ایشان جنبش را آتش زیر خاکستر تعبیر کرده است و من کاملا با نظر ایشان موافق هستم و اضافه می کنم ادامه سرکوبها و ندیدن واقعیتها در کنار حاکمیت دروغ و قانون گریزی و فساد و عدم کارآمدی در سیاستهای داخلی و خارجی دامنه این آتش به تعبیر ایشان زیر خاکستر را هر روز بیشتر می کند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس همچنین با اشاره به مناظره های قبل از انتخابات گفت: بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از یکی از این هدفها و سنگهای سر راه بودم. حضرات در نوار مشهور و اخیراً از قول یک روحانی بحث یک توطئه بیست ساله کرده اند بنده می خواهم با توجه به دروغ نهفته در این ادعا بگویم که «جریان حاکم در آستانه انتخابات» بیست سال برای یکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد. مناظره در سایه این نگاه معنی دیگر پیدا می کند و همچنین تصفیه هائی که از مجلس چهارم شروع شد و بعد دردوره های انتخابات بعدی گسترش یافت بهتر فهمیده می شود. اقتدارگرایان به دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.
متن کامل مصاحبه با میرحسین موسوی را در روزنامه اینترنتی قلم سبز بخوانید.
ندای سبز آزادی: روز گذشته خبری مبنی بر تصمیم محمد نوری زاد، کارگردان سینما برای شروع اعتصاب غذای خشک در سایتهای خبری منتشر شد. نوری زاد علت این تصمیم خود را اعتراض به روند دادگاه سه دقیقه ای برای رسیدگی به شکایت وزارت اطلاعات از او و هچنین رفتار توهین آمیز قاضی در این جلسه دادگاه اعلام کرده است .
قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در این دادگاه سهدقیقهای، بر سر نوریزاد داد و فریاد کرده و رو به وی در جلسه دادگاه گفته است “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “میدهم شلاق بزنندت” به طوری که فریادهای او حتی در بیرون از دادگاه هم شنیده میشده است. محمد نوری زاد پس از خروج از این دادگاه غیر عادلانه و غیر انسانی تصمیم خود مبنی بر اعتصاب غذای خشک را اعلام می کند. این خبر از طریق یکی از زندانیان سیاسی که در دادگاه حضور داشته به خانوده نوری زاد رسیده است.
اکنون فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد به شدت نگران حال همسرش است، تا جایی که هنگام مصاحبه با خبرنگار کلمه از تک تک کلمات و جملاتی که بر زبان می آورد نگرانی او پیداست. با صدایی لرزان از نگرانی هایش می گوید و از همه می خواهد برای نجات جان همسرش تلاش کنند.
محمد نوری زاد روزنامه نگار، جهادگر، نویسنده و کارگردان سینماست که به اتهام نوشتن چند نامه انتقاد آمیز به رهبری و همچنین افشاگری درباره شکنجه تعدادی از زندانیان سیاسی دربند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، به زندان محکوم شده است.
در آخرین دادگاه محمد نوری زاد که به آن اشاره شد، قاضی مقیسه وی را به دو سال زندان محکوم کرد که در مجموع و با احتساب حکم قبلیاش، او باید پنج سال حبس قطعی را بگذراند. گفتوگوی خبرنگار کلمه با همسر نوری زاد را بخوانید :
خانم ملکی ماجرای دادگاه اخیر آقای نوری زاد چیست؟ می خواهم بدانم آیا شما و یا وکیل مدافع ایشان از زمان برگزاری دادگاه خبر داشتید؟
متاسفانه خیر. یعنی نه خود آقای نوری زاد از قبل در جریان زمان برگزاری دادگاه بودند و نه ما. در روزهای دوشنبه و سه شنبه به طور ناگهانی همسرم را به دادگاه برده اند که حکم این دادگاه نمایشی هم دوسال حبس بوده است. در اعتراض به این روند آقای نوری زاد خطاب به قاضی گفته اند من شما را عادل نمی دانم و این دادگاه را نیز به رسمیت نمی شناسم و وقتی قاضی مقیسه از ایشان میخواهند که حکم را امضا کنند آقای نوری زاد از امضای آن امتناع میکنند. ایشان همچنین برای قاضی استدلال میکنند اگر بخواهید واقعا به این قضیه رسیدگی شود، ابتدا باید صحت نوشته های بنده را با مراجعه به دیگر زندانیان از جمله آقایان مومنی، کرمی، تاج زاده و خیلی های دیگر روشن کنید، سپس قضاوت کنید. من مطلبی به ناحق ننوشته ام و فقط در مورد رفتار وزارت اطلاعات افشاگری کرده ام .
یعنی در همان سه دقیقه دادگاه حکم را فورا صادر کرده اند؟ و به این صحبتهای آقای نوری زاد هم بی توجهی کرده اند؟
گویا دادگاه دو جلسه طی روزهای دوشنبه و سه شنبه بوده است. منتهی ما دقیقا از آنچه گذشته اطلاع نداریم. تنها طبق اخبار اجمالی که به ما رسیده می دانیم روز دوشنبه همسرم را تفهیم اتهام کرده اند و روز سه شنبه دوباره همسرم را به داگاه برده و حکم صادر شده را به ایشان ابلاغ کرده اند و از آقای نوری زاد درخواست امضای حکم داشته اند. همچنین آقای مقیسه گفته است که بیست روز برای درخواست تجدیدنظر به حکم وقت دارید که آقای نوری زاد بازهم رو به ایشان تاکید کرده اند اگر تا سی سال دیگر هم به من فرصت بدهید چون از اساس روند چنین دادگاهی را قبول ندارم اعتراض هم نمیکنم. پس هرکاری میخواهید، انجام بدهید. همانطور که تا الان هم همین روند حاکم بوده است، که متاسفانه با فریاد و پرخاشگری قاضی مواجه میشوند.
شما و وکیل مدافع آقای نوری زاد چطور؟ چه برنامه ای برای پیگیری حقوقی این حکم دارید؟ یا آنکه فعلا همه فکرتان را موضوع اعتصاب غذای همسرتان اشغال کرده است؟
دقیقا. الان اولویت برای ما نجات جان آقای نوری زاد است. ما از دیروز که خبر تصمیم او را برای اعتصاب غذای خشک شنیده ایم لحظه ای آرام و قرار نداریم. من که همسرش هستم، میدانم که ایشان وقتی تصمیم به انجام کاری بگیرند، مصرانه آن را عملی میکنند و این موضوع با توجه به شرایط جسمی شان به شدت نگرانم می کند . حتی خود آقای نوری زاد هم این مساله را میدانند اما با علم به این خطر چنین تصمیمی گرفته اند. همسرم به همان کسی که او را در دادگاه دیده است گفته میدانم طی سه روز خون من با شهدا پیوند میخورد. من جانم را از دست میدهم و آنها فرصت را..
همانطور که همه می دانند اعتصاب غذای خشک بسیار خطرناک است . به ویژه با توجه به وضعیت جسمی نامناسب آقای نوری زاد که خودتان هم به آن اشاره کردید آیا برای اینکه همسرتان را از این تصمیم منصرف کنید، برنامه ای دارید ؟ا
ما واقعا در این شرایط هیچ راهی برای خود متصور نیستیم. برای نجات جان همسرم از همه درخواست کمک دارم. در این شرایط بحرانی دست مدد بسوی مردم ،علما و بزرگان، سینماگران ، هنرمندان و همه و همه دراز میکنم و میگویم آقای نوری زاد را دریابید. جان او در خطر است. برای نجات جان همسرم از مجامع حقوق بشری داخل و خارج از کشور نیز درخواست کمک دارم .
در حال حاضر چندین نامه هم خطاب به قوه قضاییه، دادستان و مسئولان نظام تنظیم کرده ایم اما این را بدانید که واقعا کسی نیست تا به فریادمان برسد. جان همسرم در خطر است.
یعنی در این وضعیت ما با مرگ و زندگی یک انسان روبرو هستیم و کار خاصی هم از دستمان بر نمی آید … حتی شرایط گفتوگو با او را هم نداریم تا شاید بتوانیم منصرفش کنیم.
آقای نوری زاد همچنان ممنوع الملاقات هستند؟
بله. متاسفانه در این شرایط این ممنوع الملاقات و ممنوع از تلفن بودن وضعیت را بغرنج تر کرده است. چون به او دسترسی نداریم تا از اعتصاب غذا منصرفش کنیم. حداقل درخواستی که داریم ملاقات با همسرم است .
خانم ملکی! صحبت آخرتان ؟
وقت تنگ است و لحظه لحظه فرصت ها از دست میروند. باز هم تاکید میکنم و از همه کسانی که سالها با آقای نوری زاد همکار بوده اند، کسانی که سی سال زحمات صادقانه او را برای این کشور از نزدیک دیده اند، از علما و بزرگانمان، درخواست می کنم آقای نوری زاد را دریابید. جان او در خطر است. آیا واقعا سی سال زحمات نوری زاد مستحق اعتراض برای نجات جان او نیست؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر