-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 06/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



محسن سازگارا، در سال ۱۹۷۹ در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت. او که امروز استاد دانشگاه هاروارد است، از طریق ویدئو کنفرانس‌های اینترنتی اش توصیه‌هایی را برای معترضان طرفدار شیوه دموکراتیک اعتراض در برابر حکومت ایران ارائه می‌کند.

هر روز سر ساعت ۱۹، محسن سازگارا، این مهاجر ایرانی به زیرزمین خانه آجریش در یکی از حومه‌های زیبای ویرجینیا در چند کیلومتری واشنگتن می‌رود. با آن منش مودبانه و عینک گرد روشنفکری اش، بلوز لاکوست و جین، این استاد علوم سیاسیِ هاروارد به هیچ‌وجه شبیه یک انقلابی در حال توطئه‌چینی در زیرزمینش نیست.

اما، در جلوی دوربین آماتوری نصب شده روبرو دیوار با یک پرچم سبز، این «نادم» از انقلاب اسلامی ایران با ده‌ها هزار بیننده ایرانی اینترنتی صحبت می‌کند. ویدئوها را از طریق فیس‌بوک و یوتیوب پخش و آنها را وادار به اندیشیدن می‌کند و توصیه‌های تاکتیکی انقلاب ضد خشونت مطرح می‌کند. آن‌طور که خودش توضیح می‌دهد مخاطب اصلی برنامه‌های او جنبش سبز دموکراتیک است، که یک سال پیش علیه رژیم آیت الله خامنه‌ای در ایران به پا خاست، و هدف نیز ایجاد «امید و مقاومت» است.

بر اساس محاسبات محسن سازگارا، این برنامه‌ها بیشتر از ۱۰۰ هزار نفر که ۶۰٪ شان در ایران هستند، بیننده دارد. یک روح دیگر از این پروژه خانگی، که از طریق فضای اینترنتی ایران و امریکا را پیوند می‌دهد، شهاب ۲۴ ساله، پسر محسن است که با پدرش هم پیمان شد تا برنامه‌ها را «اگر لازم باشد تا ۲۰۱۵ ادامه دهد».

شهاب که مسئول گذاشتن سخنان پدرش در اینترنت است و بر امنیت سایت ها نظارت دارد، می‌گوید: «ما امیدواریم که رژیم قبل از ۲۰۱۵ سرنگون شود. مردم دیگر صبرشان تمام شده است. آنها از خامنه‌ای متنفرند و خواستار تغییر رژیم هستند». محسن هم موافق است و می‌گوید: «این حکومت تمام مشروعیتش را تابستان گذشته از دست داد و بسیار شکننده است. آنها سعی می‌کنند با سرکوب به مردم خلافش را ثابت کنند، تا آنها از خیر مبارزه بگذرند. روانشناسی در این رویارویی بسیار اهمیت دارد.» روی پرچمی که دیوار پشت سرش را پوشانده به فارسی نوشته شده است: «سبز رنگ مقاومت است تا زمانی که بهار از راه برسد».

با نگاه کردن به پروفسور سازگارا که مشغول طراحی یک انقلاب سیاسی در چند هزار کیلومتری حومه‌های سبز ویرجینیا است، حسی سورئالیست منتقل می‌کند. این موقعیت همان قدر عجیب است زمانی که بدانیم محسن سازگارا یکی از همراهان با انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ و مبارزه علیه مدرنیته غربی در کنار امام خمینی بود. وی یکی از «شورشیان سرشار از ایده‌های مارکسیستی» بود که وارد جنگ علیه دیکتاتوری شاه شد و بعد به اندیشه «اسلامی توانا برای حل تمامی مشکلات» پیوست.

«همه چیز می‌تواند تغییر کند»

سازگارا بعد از پایان تحصیلاتش در دانشگاه تکنولوژی ایلینوز، جایی که با گروه‌های بسیار ضد غرب نشست و برخاست می‌کرد، و زمانی که تنها ۲۷ سال داشت به آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو ملحق شد و با چندی دیگر سپاه پاسداران را پایگذاری کردند که ستون فقرات حکومت شد.

زمانی که اسلام‌گرایان در سال ۱۹۷۹ به قدرت می‌رسند وی در قلب این دستگاه حکومتی است. بعد از مرگ خمینی در سال ۱۹۸۹ در حالی‌که از انقلابی ترسیده که از روی ناچاری مجبور است فرزندانش را بخورد، وی از سپاه می‌رود و قدرت را ترک می‌کند. وی در سال ۲۰۰۱ سعی می‌کند به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ایران و با مطرح کردن پیشنهاد اصلاح قانون اساسی برای حذف تسلط دین، دوباره وارد بازی شود.

اما خامنه‌ای وی را از این بازی دور می‌کند. وی بنیانگذار چندین روزنامه اپوزیسیون بود که به سرعت بسته می‌شوند، سازگارا در نهایت بازداشت می‌شود. وی آزادیش را مدیون اعتصاب غذایش است. او که برای مداوا به انگلستان رفته بود، احساس نا امنی می‌کند و تصمیم می‌گیرد که در ایالات متحده به زندگی در تبعید ادامه دهد.

در زمان کنفرانس‌ها که در برابر دانشجویانش ارائه می‌کرده، محسن بارها گفته است که نسل او «باید به دلیل آنچه بر سر ایران آورده است عذر بخواهد». پسرش می‌افزاید که از او ناراحت نیست، حتی وقتی گاهی منفجر می‌شود و از او می‌پرسد چگونه توانسته «کشور را در چنین مخمصه‌ای بیاندازد».

وی می‌گوید: «پدر من بهای اشتباهاتش را پرداخته است. مردم ایران درک می‌کنند و به دنبال توصیه‌های او هستند.» درمان این درد از دید پدر و پسر، عطشی دوباره است که در جامعه ایران به وجود آمده است. محسن خلاصه می‌کند: «نسل من از مدرنیته غربی بیزار بود ولی نسل فرزندان ما رویایش همین مدرنیته است، آنها دیگر از اینکه مردم دنیا محکومشان کنند، خسته شده‌اند.» پسرش می‌افزاید: «اگر کنار گذاشتن پروژه سلاح‌های هسته‌ای کمکشان می‌کند که از شر این حکومت خلاص شوند، آنها این سناریو را خواهند پذیرفت».

محسن سازگارا از عکس‌العمل دولت اوباما در زمان انقلاب دموکراتیک سال ۲۰۰۹ ناراضی است. او گمان می‌کند که رئیس جمهور امریکا در دفاعش از جوانان ایرانی که برای آینده‌شان با به خطر انداختن زندگیشان می‌جنگیدند «بیش از اندازه ضعیف» بوده است. ولی او با دقت مذاکرات حساس میان سازمان ملل متحد برای تحریم‌های جدید علیه حکومت تهران را دنبال می‌کند و آن را «تعیین کننده» می‌داند.

سازگارا می‌گوید: «طبق اطلاعاتی که من از داخل سیستم دارم، و شکاف‌هایی در میان حتی سپاه پاسداران و بسیجی‌ها، که مدام در تیراندازی به سوی مردم حریص‌تر می‌شوند، در حال صورت گرفتن است. اگر بتوانیم چند سرهنگ پیدا کنیم که بتوانند جلوی سرکوب قد علم کنند، مانند آنچه در شوروی سابق در پایان کمونیسم اتفاق افتاد، همه چیز می‌تواند تغییر کند».

ولی او همین طور تصریح می‌کند که اتحاد روسیه و چین در فرآیند خفه‌کردن حکومت و منافع اقتصادیش بسیار حیاتی است. از این نظر او شک دارد: بازی مسکو همیشه در مقابل ایران مبهم بوده است. بر اساس منابع او، ماموران سرویس‌های اطلاعاتی روسیه خودشان در قلب قدرت ایران در زمان تصمیم‌گیری درباره بکار بردن زور حضور داشته‌اند و به نظر می‌رسد که به خامنه‌ای توصیه کرده‌اند برای نجات رژیم از سرکوب استفاده کند.

عکس از: روزنامه نیویورک تایمز


 


شماره سوم دوره جدید مجله «ایران در جهان» با مطالب ویژه ای بزودی منتشر می شود. در این شماره مطالب ویژه ای به مناسبت آغاز پنجمین سال انتشار این نشریه و همچنین آغاز بخش «پرونده ویژه ماه» مجله را خواهید خواند.

به مناسبت سالگرد انتشار یادداشت هایی از عباس امیرانتظام، نوشابه امیری، مازیار بهاری، مسعود بهنود و احمد رافت و جمعی از همکاران نشریه در این شماره ویژه منتشر خواهد شد.

از این پس مجله «ایران در جهان» بخش ویژه ای نیز خواهد داشت که «پرونده ویژه ماه» نام دارد. بخشی که از این پس به بازخوانی و واکاوی یکی از سوژه های ماه خواهد پرداخت.

اولین پرونده را در شماره جدید مجله بخوانید.

در این شماره مطالب دیگری نیز منتشر خواهد شد که نظرات خوانندگان نشریه نیز از آن جمله اند. مجله «ایران در جهان» در قالب جدید برگزیده ای از مطالب ترجمه شده را نیز دربر می گیرد.

مجله «ایران در جهان» به مرور مطالب اختصاصی خواهد داشت که تنها در دسترس خریداران نسخه چاپی نشریه قرار خواهد گرفت.

برای تهیه و خرید این شماره از همین امروز می توانید با ما در تماس باشید.

قیمت تک شماره نشریه (۴۰ صفحه تمام رنگی) ۱۰ دلار امریکا است.


 


از چند ماه پیش تاکنون ایران در مسیر دستیابی به بمب اتم پیشرفت کرده است. بر اساس گزارشی که سازمان ملل دوشنبه منتشر ساخت، مقدار دست کم ۲ تن ذخیره اورانیوم ایران برای ساخت دو بمب اتم کافی است. هرچند این اورانیوم قرار بوده است برای تولید برق و نیروگاه های پزشکی مورد بهره برداری قرار گیرد، ولی تنها گام کوتاهی پس از آن تا دستیابی به سوخت کلاس بمب فاصله خواهد بود.

دیوید آلبرایت، فیزیکدان و سرپرست بنیاد دانش و امنیت بین الملل در واشنگتن اظهار می کند که از همین فناوری در ساخت جنگ افزار هسته ای نیز می توان بهره گرفت. با اشاره به مواد مورد استفاده در ساخت بمب می افزاید: "(حکومت ایران) اگر بخواهد اورانیوم غنی شده با درجه بالا تولید کند، برایش امکان پذیر است." وی برآورد کرده است که دولت ایران تا چنین تاریخی به ۱۸ ماه زمان نیاز دارد.

آلبرایت و دیگر دانشمندان که قضایا را دنبال کرده اند معتقدند که ایران در صدد ساخت گونه ای بمب اورانیوم است که در هیروشیما استفاده شده بود. و می گویند مهندسی چنین جنگ افزار هایی نسبتا ساده است. با این حال چالش پیش پای دانشمندان پروژه مانهاتن هنوز هم یکی از دشوار ترین بخش های فرآیند برنامه امروز ایران است: فراهم آوری مقدار لازم از اورانیوم قابل انفجار-به نام اورانیوم ۲۳۵-.

می توان گفت اکنون به یاری فناوری کار از همیشه ساده تر شده است. در اواخر ماه گذشته میلادی، پنج عضو دائم شورای امنیت، دور تازه ای از تحریم هایی به مراتب شدیدتر از همیشه در برابر ایران را تقدیم سازمان ملل کرده اند. تصویب به اتفاق تمامی آراء اعضای شورای امنیت، در یکی از روزهای پیش رو در این ماه اعلام خواهد شد؛ و انتظار می رود تک تک کشورها نیز تحریم های خودشان را در برابر ایران وضع کنند. ولی با این وجود کارشناسان شک دارند که ایران دست از برنامه اتمی خود بکشد.

*شرح عکس: نقشه دنیایی کشورهای اتمی دنیا- منبع سایت سازمان بین المللی انرژی اتمی

همچنین آنان نسبت به فرستادن بخشی از موجودی اورانیوم ایران به ترکیه خوشبین نیستند. بسیاری از از آنان این برنامه را شیوه ای برای رد گم کردن و وقت کشی می دانند.

آلبرایت که در دهه ۹۰ به منظور ردیابی و خلع سلاح اتمی عراق با تیم بازرسان سازمان ملل همکاری می کرد می گوید مدارکی موجود است که نشان می دهد دانشمندان ایرانی بر روی شیوه های ساخت و بهره برداری از جنگ افزارهای هسته ای کار می کنند. هدف گروه او، معروف به ایسیس (بنیاد دانش و امنیت بین الملل) جلوگیری از گسترش و ازدیاد جنگ افزارهای اتمی است.

تلاش های ایران، سال گذشته رابرت ام گیتس وزیر دفاع امریکا را بر آن داشت تا یادداشتی محرمانه مبنی بر عدم آمادگی ایالات متحده برای رویارویی با ایرانِ مجهز به جنگ افزار اتمی بنویسد. (بخش هایی از این یادداشت، بهار امسال به وسیله رسانه ها افشا شد.)

آلبرایت اعلام کرد: "موضع امریکا کاملا آشکار است: جلوگیری از ایران برای دستیابی به جنگ افزار هسته ای" و افزود: "غیر از برپایی جنگ، دورنمایی روشن از برنامه اتمی ایران در دست نیست."

آلبرایت ادامه داد: "بیشتر مردمی که عاقلانه می اندیشند می گویند که باید به فردای دستیابی ایران به بمب اتم اندیشید."

بر اساس قوانین بین المللی قید شده در پیمان منع گسترش جنگ افزار سال ۱۹۷۰، به ایران اجازه توسعه نیروی هسته ای و حتا پالایش اورانیوم داده شد.

امروز به ایران فشار آورده می شود که به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه دهد تا از صلح آمیز بودن مقاصد برنامه اطمینان حاصل کنند.

آلبرایت می گوید که ایران از سال ۲۰۰۲، با پنهانکاری در ساخت تاسیسات هسته ای و شانه خالی کردن از پاسخگویی، روند بازرسی را تضعیف کرده است.

ایران هنوز به طور رسمی با جامعه جهانی در تعامل است. ایوان اولریش، جانشین ریاست برنامه راهبردی امنیت فدراسیون دانشمندان آمریکا با گفتن این نکته ادامه می دهد: بر عکس، کره شمالی پس از بیرون کردن بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، به گونه ای آشکار موافقت با پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی را رد کرد.

تدبیر ایران شاید نزدیک شدن هر چه بیشتر به ساخت بمب اتم باشد- تا هرکجا که امکان دارد؛ ولی بدون آن که آشکارا خط قرمزهای پیمان نامه را در نوردد. اولریش معتقد است: "شاید بخواهند بدون زیر پا نهادن آشکار مفاد پیمان نامه، به نقطه توانایی هایی اتمی روزافزون و در پرده دست یابند."

آنچه که ایران را چندین سال پیش از ادامه برنامه هسته ای آن روز خود باز داشت، چالش دانشمندانش برای تهیه مقدار کافی از اورانیوم غلیظ شده ایزوتوپ نوع ۲۳۵ بود. بر خلاف مواد منفجره معمولی که مقدار کمی از آن انفجار کوچکی تولید می کند، سلاح های هسته ای برای کارایی به مقدار قابل توجهی از مواد نیازمندند و گرنه اصلا عمل نمی کنند.

متاسفانه یا خوشبختانه اورانیوم طبیعی تنها ۰/۷ درصد از (ایزوتوپ) ۲۳۵ را داراست و بقیه آن از اورانیوم با ایزوتوپ ۲۳۸ تشکیل شده است؛ این دو ایزوتوپ متفاوت از یک عنصر، یعنی اورانیوم مشتق شده اند ولی جرم اتمی متفاوتی دارند.

هر دو ایزوتوپ می توانند با شکافت هسته (فیسیون) مقادیر قابل توجهی انرژی آزاد کنند؛ هنگامی که هر کدام از این دو گونه ایزوتوپ از اورانیوم با ذرات تشکیل دهنده خود منفجر می شود، هسته عظیم اتم های تشکیل دهنده آنها شکافته و به قطعات کوچک تری تبدیل می شود. طی این فرآیند، مقدار بسیار کمی از ماده به مقدار هنگفتی انرژی تبدیل می شود.

در دهه ۱۹۳۰ فیزیکدانان با ردیابی ایزوتوپ ۲۳۵ در اجزاء تشکیل دهنده اورانیوم طبیعی دریافتند که این نوع ایزوتوپ، زنجیره شکافت اتمی (فیسیون) مخصوص به خود را داراست. وقتی اتم های ایزوتوپ ۲۳۵ شکافته می شود، ریز ذرات نوترون آزاد می شوند. نوترون های آزاد شده به بقیه هسته ها برخورد می کنند آنها را می شکنند و این برخورد، نوترون های بیشتری را از جایگاه خود آزاد می کند.

بدین ترتیب آنان پی بردند که می توان انفجار غیر قابل تصوری ایجاد کرد، اما برخی از فیزیکدانان برجسته دستیابی به مقدار کافی از اورانیوم U235 متراکم شده برای رسیدن به چنین واکنش شکافت زنجیره ای را غیر ممکن یافتند.

در طول پروژه مانهاتن، سرانجام دانشمندان راهی برای چگالش اورانیومِ کمتر از ۱ درصد غلظت به نزدیک ۹۰ درصد یافتند. این درصد تغلیظ، مناسب استفاده در "سلاح اورانیومی" است.

چرخاندن گاز اورانیومِ هکزا فلورید در دستگاه سانتریفوژ (گریز از مرکز)، بخشی از فرآیند است که امروز بر سایر شیوه ها برتری داده می شود. نیروی گریز از مرکز ایزوتوپ سنگین تر اورانیوم ۲۳۸ را به سمت خارج دستگاه می راند در حالی که بیشتر اورانیوم ۲۳۵ که سبک تر است نزدیک مرکز جمع می شود.

به گفته آرجون ماهیجانی، مهندس اتم و سرپرست بنیاد غیر انتفاعی "انرژی و پژوهش های محیط زیست"، این، قاعده ای ساده است ولی انجامِ فرایند به فناوری پیچیده ای برای چرخش ۶۰ هزار دور در دقیقه نیاز دارد. هدف این است که بتوان چرخش را با سرعت هر چه بالاتر ادامه داد بدون این که دستگاه به پرواز در آید و اجزایش از هم بپاشد و به هزاران تکه تبدیل شود.

بر اساس گفته ماهیجانی، چرخش در سرعت بالا می تواند باعث تکانه (تاب خوردن) دستگاه شود، مثل چرخش نامتعادل در ماشین لباس شویی. همچنین خود تکیه گاه ممکن است بسوزد، مگر این که از مواد خاصی ساخته شده باشد.

وی ادامه می دهد: بارها گزارش شده است که ایران رونوشت دستگاه های گریز از مرکز را از دانشمند پاکستانی الاصل بدنام، عبدالغدیر خان می گیرد: یک تحصیل کرده هلند که پس از ازدواج با زنی هلندی در تاسیسات غنی سازی این کشور مشغول به کار شد. در دهه ۱۹۷۰فناوری این تاسیسات به وسیله وی وارد پاکستان شد و همچنین گمان می رود که وی در دهه ۸۰ نقشه و کارکرد تاسیسات را در اختیار سوریه و ایران نیز نهاده باشد.

کارشناسان می گویند که اکنون چرخ هزاران دستگاه گریز از مرکز اورانیوم در ایران مشغول گردش اند.

به گفته ماهیجانی، سوخت هسته ای یک نیروگاه تنها به ۲۰ درصد اورانیوم ۲۳۵ نیاز دارد. ولی هنگامی که تغلیظ به این درجه برسد، فقط چند هفته تا تبدیل آن به اورانیوم مورد نیاز بمب اتم فاصله خواهد بود.

وی می گوید: "تنها گام کوچکی از رساندن اورانیوم ۲۰ درصد به ۹۰ درصد فاصله خواهد بود." و می افزاید: "زمانی همه دنیا ایران را به گسترش نیروی اتمی تشویق می کرد. در دهه ۱۹۶۰ شاه مسئولیت چنین چیزی را به عهده گرفته بود و "همه به پول او چشم داشتند." هرچند در سال ۱۹۷۰ (سال انقلاب ایران) هنگامی که شاه از مملکت داری خلع شد همه چیز تغییر کرد ولی از آن زمان ایران ساختن راکتور اتمی را با کشورهای دیگری دوباره از سر گرفت.

اولریش، معاون برنامه امنیت آمریکا می گوید که راکتور پژوهشی که در تهران ساخته شده برای درمان سرطان به وسیله تولید مواد رادیواکتیو به کار می رود. "چنین چیزی ما را با دشواری روبرو می سازد." و دلیل می آورد: "اگر جامعه بین الملل از آنها بخواهد که برنامه را متوقف کنند، آنان ادعا می کنند که ما می خواهیم بیماران سرطانی این کشور بمیرند." یک راه حل این بود که کشور دیگری سوخت مورد نیاز راکتور پزشکی ایران را در قالب اورانیوم ۲۰ درصدیِ آماده و فرآوری شده تنها قابل استفاده در این راکتور تامین کند. ایران نیز می باید بخشی از اورانیوم غنی شده خود را در عوض آن تحویل دهد.

طرح فرستادن ذخیره اورانیوم ایران به روسیه با شکست روبرو شد. ماه پیش، ترکیه و برزیل دوباره با ایران درباره بسته (طرح) مشابهی به گفتگو پرداختند. به گفته کارشناسان مشکل اینجاست که از زمان پیشنهاد اولیه این طرح، ایران حتا مقدار بیشتری اورانیوم اندوخته است.

آلبرایت باور دارد که سیاستی که تاحدی موفقیت آمیز عمل کرده است، خرابکاری هایی است که با تامین تجهیزات تقلبی تهیه شده در بازار سیاه در دستگاههای ایران، به بار می آورد و روند پیشرفت را کند می کند؛ فلز یا روغن اشتباه می تواند کل عملیات سانتریفوژ یا بخشی از آن را متوقف کند.

"چنین کاری منطقی است"، آلبرایت ادامه می دهد: "زیرا اقدام به چنین خریدهایی از سوی ایران غیرقانونی است؛ اگر مافیا خرید غیر قانونی انجام دهد مشکل می توان گفت که کسی مسئولیت کیفیت محصول را به عهده می گیرد."

داستانِ چند نمونه از این خرابکاری ها به اطلاع همگان رسید. از آنجا که چنین برنامه هایی اغلب طبقه بندی شده (محرمانه) هستند، آلبرایت تنها نمونه ای از این دست را به یاد دارد: "تجهیزات ناکارآمدی در یک آزمایشگاه ملی امریکا ساخته و از طریق بازار سیاه برای اخلال در روند کار ایران به این کشور فرستاده شد."

به گفته آلبرایت حتا اگر ایران به بمب هم دسترسی پیدا کند، این به معنی آن نیست که شرایط ، غیر قابل تغییر است؛ مثل اتفاقی که در سال ۱۹۷۹ پس از دستیابی افریقای جنوبی به جنگ افزار اتمی دامنگیر این کشور شد.

آلبرایت می افزاید: "برنامه آفریقای جنوبی تا سال ۱۹۸۴ فاش نشده بود. در سال ۱۹۸۹ این کشور تسلیحات اتمی خود را تسلیم کرد تا عضوی با اعتبار از جامعه بین الملل باشد؛ پس از گفتگوهای گسترده و پیاپی چنین اتفاقی به نتیجه رسید. وی معتقد است: "سیاست گفتگو می تواند به نتیجه برسد."

عکس از: رویترز


 


ایران می خواهد با توجه به ضعف یورو و برای حفظ ارزش ذخیرۀ ارزی خود ۴۵ میلیارد یورو بفروشد. به گزارش روزنامۀ "جام جم" که زیر نظر دولت است و با استناد به مقام های بانک مرکزی، این بانک کار فروش را تا ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) به پایان می برد و ۱۵ میلیارد یوروی اول را همین حالا در مقابل دلار و طلا عوض می کند.

بانک مرکزی نخواست دیروز در مورد این گزارش اظهارنظری کند. البته رئیس کل بانک مرکزی ایران محمود بهمنی هفتۀ گذشته اشاره کرده بود این کشور از نگه داری ذخیرۀ ارزی خود بصورت یورو که بشدت سقوط کرده است دست بر می دارد: "اگر یورو همچنان سقوط کند و دلار بالا برود ما باید ترکیب ذخیرۀ ارزی خود را مورد بررسی قرار دهیم."

گفته می شود از صادرکنندگان نفت ایران هم خواسته شده دیگر به یورو معامله نکند. این موضوع به اطلاع مشتریان اصلی نفت ایران یعنی ژاپن و چین نیز رسیده است.

در مجموع هدف این است که سهم یورو را در ذخیرۀ ارزی از ۵۵ درصد کنونی به ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش دهند. این تغییر به معنای اجرا نشدن دستورالعمل های رئیس جمهور محمود احمدی نژادی است: وی در سپتامبر گذشته دستور داده بود دیگر معامله ای به دلار انجام نشود، احمدی نژاد دلار را "کاغذ بی ارزش" خوانده بود.

ایران از سال ۲۰۰۷ به دلایل سیاسی و در پی افزایش فشار آمریکا، از دلار به ارزهای دیگر رو آورده بود. بهمنی به تازگی گفته بود این کار ذخیرۀ ارزی ایران را حدود ۵ میلیارد دلار افزایش داده است. به گفتۀ بهمنی ایران ۸۵ درصد معاملۀ نفتی خود را از طریق ارزهای دیگر انجام می دهد.

به گفتۀ یک مشاور سیاسی بانک مرکزیِ یکی از کشورهای خلیج فارس در صحبت با روزنامۀ هاندِلس بِلات از آنجا که ایران بعلت تحریم های آمریکا دیگر کمتر می تواند حواله های دلاری صادر کند کارشناسان این گزارش را "تعجب آور" می دانند. این مشاور حتی اجازه ندارد نام کشورش را ببرد زیرا معاملات یورو در حال حاضر "بسیار حساسند". وی درعین حال این مطلب "جام جم" را مورد تردید قرار داد "که بانک های مرکزی دیگر کشورهای خلیج فارس آمادۀ قطع معامله های یورویی می شوند".

مشاور گفت: "جانشینی برای یورو و دلار وجود ندارد. ارزهای دیگر قدرت پرداخت کافی ندارند و در بسیاری از کشورها هنوز بر سرمایه ها نظارت وجود دارد." از این گذشته گزارش بهت آوراست زیرا ایران تاکنون هیچگاه تغییر نسبت ارزهای خود را از پیش اعلام نکرده است. تحلیل گرانی هم که مورد سؤال رویترز و "وال استریت ژورنال" قرار گرفتند تردید دارند که ایران دست به این تغییر بزند.

کشورهای خلیج فارس هم بخش بزرگی از ذخیرۀ ارزی خود را بصورت دلار نگه می دارند. برای نمونه امارات متحدۀ عربی ۳۳ میلیارد دلار ذخیرۀ ارزی دارد. محمد التمیمی از بانک مرکزی این کشور گفت: "ما قصد نداریم از دلار یا یورو دست بکشیم." برای ایران نیز تغییر از یورو به دلار پیچیده است: بیشترِ بانک های ایران بعلت تحریم های آمریکا نمی توانند معاملۀ دلاری کنند. و بانک ملت تازه دیروز اوراق بهادار ۲۵۰ میلیونی در بازارمالی بین المللی قرار داد – به یورو. خبرگزاری نفتیِ دولتی ایران شانا این خبر را منتشر کرد.

آلیشا لاریس کارشناس اقتصادیِ مؤسسۀ آی-اِچ- اِس گل.بال اینسایت بر این باور است که سقوط همزمان یورو و قیمت نفت مشکل بزرگی برای ایران است: "هر دو با هم باعث می شود ایران دیگر نتواند خطر تحریم های احتمالی را نادیده بگیرد." به گفتۀ این کارشناس ایران سالها از درآمدهای نفتی خود استفاده کرده تا "با پرداخت های گستردۀ یارانه حمایت مردمی بدست بیاورد". از اینرو احمدی نژاد می خواهد این یارانه ها را حذف کند و به این دلیل با مجلس درگیر است.

عکس از:dpa


 


جعفر پناهی کارگردان ایرانی ("دایره"، "آفساید") که هفتۀ پیش بعد از ده روز اعتصاب غذا در مقابل پرداخت وثیقه از زندان اوین آزاد شد برای اولین بار به گستردگی از دوران بازداشتش گفته است. در گفتگو با شبکۀ "آرته ژورنال" که چهارشنبه شب پخش شد از بازجویی تقریباً مضحکی صحبت می کند که در پایان آن مقام های مسئول تهدید کرده اند خانوادۀ پناهی را هم بازداشت می کنند، در پی این تهدید وی تصمیم به اعتصاب غذا گرفته است. پناهی در ماه مارس همراه با همسر و دختر چهارده ساله اش و ۱۴ نفر دیگر بازداشت شده بودند. همۀ دستگیرشدگان را به جز پناهی بعد از چند روز آزاد کردند.

از صحبت با "آرته" بر می آید تشکیلات ظاهراً ظنین بوده پناهی حتی در سلولِ کاملاً زیر مراقبت خود فیلم می ساخته است. به گفتۀ پناهی شب ها او را از سلول خارج می کرده اند و از عنوان "فیلم زندگیش" از او می پرسیده اند. در ادامه پناهی توضیح می دهد موضوع سرِ فیلمی نبوده که در خانه روی آن کار می کرده بلکه به گفتۀ بازجو "موضوع سر فیلمی است که در سلولتان می سازید". به گفتۀ پناهی ساختن فیلم در زندان با توجه به نظارت شدید کاملاً غیرممکن بوده است.

علت این بازجویی ظاهراً این بوده که پناهی به همبندانش گفته پنج فیلم ساخته که به آنها "افتخار" می کند و اکنون در زندان سناریوی "فیلم زندگیم" در حال شکل گیری است. این حرف ها را شنود کرده اند و دلیلی برای قاچاق دوربین به زندان دانسته اند. پناهی در مصاحبه می گوید: "تمام جست و جوها و همۀ فشارها تنها حاصل تخیل آنهاست، نتیجۀ ترسشان از سینما. به فیلمی فکر کردن یا آرزوی آن را داشتن در اینجا جرم است".

در حالیکه پناهی بعلت انتقادش خود را آمادۀ بازداشت مجدد می کند کار برای حامی او عباس کیارستمی و هنرپیشۀ فیلمش ژولیت بینوشه در حال حاضر به نسبت راحت تر است. همچنان که معلوم شده فیلمِ در ایتالیا ساخته شده و در کن برای اولین بار به نمایش درآمدۀ عباس کیارستمی به نام "رونوشت برابراصل" اجازۀ نمایش در ایران ندارد.

معاون وزارت ارشاد جواد شمقدری علت این تصمیم را لباسِ ژولیت بینوشه اعلام کرد. وی در این فیلم بیشتر با لباس سبک تابستانی است. دست بالا، به گفتۀ شمقدری، "چند دانشگاه و بعضی جاها" می توانند فیلم را نشان دهند.

همانگونه که گفته شده کیارستمی و ژولیت بینوشه در کن، جایی که بینوشه بعلاوه جایزۀ بهترین بازیگر زن را گرفت، بشدت از پناهیِ در حالِ اعتصاب غذا دفاع کرده بودند. اشک های بینوشه در کنفرانس مطبوعاتی و نیز تصویر و نام پناهی که وی در مراسم پایانی بالا گرفت در سراسر جهان تأثیر گذاشت. از طرف دیگر پناهی که به گفتۀ خود در زندان تقریباً هیچ خبری کسب نمی کرده در گفتگویِ "آرته" از حمایت فیلم سازان جهان که کمک کردند "دوباره نزد خانواده ام باشم" تشکر کرد.

عکس از: DPA


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته