-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

Latest News from Norooz for 06/08/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



علی مزروعی- پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 57 تاکنون سه « همه پرسی » در کشورمان انجام شده است : « همه پرسی » برای تعیین نوع نظام در تاریخ 11 و 12 فروردین ماه سال 58 ، « همه پرسی » برای تایید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در 11 و 12 آذر ماه سال 58 ، و « همه پرسی » برای تایید بازنگری و اصلاح در قانون اساسی در 6 مرداد سال 68 . همه پرسی اول و دوم مقدم بر تصویب و تایید قانون اساسی و با فرمان رهبری انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی انجام شده است اما در مورد انجام همه پرسی سوم ، با توجه به اینکه قانون اساسی مصوب سال 58 در مورد نحوه اصلاح و بازنگری در این قانون ساکت بوده و در اصل مربوط به وظائف و اختیارات رهبری ( اصل 110 ) نیز ذکری از صدور " فرمان همه پرسی " توسط رهبری نیامده بود طبعا باید مستند و مستفاد به اصل ششم این قانون که بیان می دارد :" در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رییس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه‏پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد. " باشد که راه همه پرسی را بروی نظام سیاسی مستقر برای اداره امور کشور باز گذاشته است و امام خمینی با استفاده از این ظرفیت و پس از تجربه اجرای ده ساله قانون اساسی مصوب سال 58 و دریافت نقاط قوت و ضعف و ابهامات آن ، برای اصلاح و بارنگری در قانون اساسی اقدام کرده است . البته باید یادآور شد که بجز در اصل 59 این قانون که صراحت دارد :" در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد. " موارد دیگری که در اصول این قانون برای رجوع به آراء عمومی معین شده باشد ( وازجمله چگونگی انجام بازنگری و اصلاح درقانون اساسی و همه پرسی در باره آن ) وجود نداشته و درعمل هم از این اصل برای انجام همه پرسی در مورد اصلاح و بازنگری قانون اساسی در سال 68 استفاده نشده ، و درواقع رهبری انقلاب و نظام بگونه ای اجتهادی از اصل ششم استفاده کرده است .و البته بدلیل همین سکوت و ابهام بوده که در جریان بازنگری و اصلاح قانون اساسی اول اصلی ذیل عنوان فصل چهاردهم « بازنگری در قانون اساسی » (اصل 177 ) به این قانون افزوده شد و درآن آمد :" بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در موارد ضروری به ترتیب زیر انجام می‌گیرد. مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رییس جمهور موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی با ترکیب زیر پیشنهاد می‌نماید:
1. اعضای شورای نگهبان.
2. روسای قوای سه گانه.
3. اعضای ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام.
4. پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری.
5. ده نفر به انتخاب مقام رهبری.
6. سه نفر از هیأت وزیران.
7. سه نفر از قوه قضاییه.
8. ده نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.
9. سه نفر از دانشگاهیان.
شیوه کار و کیفیت انتخاب و شرایط آن را قانون معین می‌کند. مصوبات شورا پس از تأیید و امضای مقام رهبری باید از طریق مراجعه به آراء عمومی به تصویب اکثریت مطلق شرکت‏کنندگان در همه‏ پرسی برسد. رعایت ذیل اصل پنجاه و نهم در مورد همه ‏پرسی "بازنگری در قانون اساسی" لازم نیست. " آنچه جالب توجه می نماید اینکه به جز انجام این سه همه پرسی و به رغم وجود این ظرفیت راهگشا در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، و به ویژه پس از انجام بازنگری و اصلاح قانون اساسی ، که عملیاتی شدن این موضوع را روشن ساخته است ، تاکنون به این ظرفیت ( حتی در تهیه مقدمات قانونی ) توجه نشده و گویا در عمل « همه پرسی ؛ اصلی فراموش شده » در اداره امور کشور و اعمال قوه مقننه در باره مسائل بسیار مهم اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی شده بگونه ای که اصول مربوط به این موضوع در قانون اساسی زائد بوده و تاکنون هیچگونه کاربرد و فائده اجرایی نداشته اند! در ادامه به کالبد شکافی و اهمیت این مقوله از نظر تدوین کنندگان قانون اساسی اول و مسائل مترتب بر اجرایی شدن این اصول ( اگر بخواهد از این ظرفیت استفاده شود ) می پردازم .
همه پرسی از دیدگاه تدوین کنندگان قانون اساسی
با رجوع به «صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران » و مباحث مطرح شده از سوی نمایندگان این مجلس در این باره بخوبی می توان دیدگاه اینان ، که اکثریت آنها از عالمان دینی و مجتهدان طراز اول بودند ، و اهمیت کلیدی « همه پرسی » در اداره امور کشور را دریافت . نقل فرازهایی ازصورت مشروح این مذاکرات برای اثبات این مدعاست :
مکارم شیرازی – بسم الله الرحمن الرحیم . ما همان اندازه که باید به مساله اسلامی بودن این قانون توجه و اهمیت بدهیم ، باید به مردمی بودن قانون اساسی هم اهمیت بدهیم ، آنهم به خاطر اینکه اسلام به ما دستور داده « و امرهم شوری بینهم » . این یک دستور مسلم اسلامی است . پس اسلامی بودن جمهوری ، مسلم است و مردمی بودن آنهم با الهام از دستور اسلام ، مسلم است ...(ص 327)
نایب رئیس ( بهشتی ) - ...بنابراین آراء عمومی از نظر اینکه پشتوانه اعتبار و استحکام و قدرت یک فرد یا گروه اداره کننده است روشن است که باید کاملا به آن توجه شود . یعنی هیچ حکومتی در هیچ درجه ای نباید خود را بر مردم تحمیل کند و بعلاوه حکومتی که از حمایت مردم برخوردار نباشد ، از همکاری آنها هم برخوردار نیست و اصولا کاری نمی تواند انجام بدهد و ناچار می شود که به زور سرنیزه خودش را سرپا نگهدارد ، در نتیجه هم کارآئیش کم می شود و هم ظالم می شود ...(ص 331) ما اینطور فکر می کنیم که ضرورت اتکاء بر آراء عمومی در مراحل مختلف ناشی از یک مطلب دیگر است و آن این است که ، بهترین نوع حکومت و بهترین نوع اداره کشور آن نوع حکومت و مدیریتی است که قدرتش را از عموم بگیرد نه از سر نیزه و نه از هیچ عامل دیگر ، تکیه ما بر روی این زیر بنای فکری است و دراینجا دیگر بحث نمی شود که آیا میزان نقش آراء عمومی در اینکه فکری پخته تر باشد چقدر است ، ...(ص 365)
موسوی اصفهانی - ...مساله دوم که در اینجا مطرح است ، این است که تجربه نشان می دهد که معمولا پس از انقلابها آنچه که باعث انحراف حکومتها شده ، کناره گیری مردم از جریان امور بوده است زیرا مردمی که تلاش کرده اند ، رنج دیده اند و رژیم ستمگری را کنار زده اند و بعد هم با خیال راحت سراغ زندگی خودشان رفته اند ، با کنار رفتن مردم حکومتها هم آلوده شده اند زیرا قدرت متمرکز شده و هزاران گونه فساد پیش آمده است . در اسلام می بینیم که همه تلاشش این است که همه مردم در جریان امر باشند « کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته » اسلام همه را مسئول امور حکومتی و امور اجتماعی دانسته است ...امروز هم اگر تلاش ما این است که اسلام محفوظ بماند ، ولایت فقیه و حکومت اسلامی محفوظ بماند ، به عقیده من اگر مردم را داشته باشیم همه چیز را داریم زیرا این مردم بودند که این زمینه را برای ما فراهم کردند و اگر حمایت همین مردم را ما داشته باشیم دیگر طاغوت نخواهد توانست برما مسلط بشود ....(ص 363)
مهندس سحابی - ...در بحث هایی هم که در مورد همین اصل پنج می شد مساله حاکمیت و نظارت شرعی یا به اصطلاح ولایت فقیه یک اصل بود که همه آقایان اینرا قبول داشتند . مساله آراء عمومی آن هم یک اصل بود یعنی این دوتا هیچکدامش همدیگر را از بین نمی برد . بنابراین ، آن اصل اولی را گذاشته ایم در اصل پنج ، ولی اصل دومی را دیگر حذف کرده ایم یعنی گویی مساله آراء عمومی در اینجا فقط ذوب شده در شوراها و ولایت فقیه ، طرق دیگری هم برای ابراز آراء عمومی بایستی وجود داشته باشد و تصریح بشود تا قانون اساسی ما شکل جمهوری را داشته باشد یعنی جمهوری بنایش برآرائ عمومی است . حالا اگر اصل دیگری را قبول کردید که به آن اضافه کنید ، آن بجای خود ، و لیکن این مساله آراء عمومی بالاخره نقش اساسی و بنیادی را دراداره امور جامعه دارد که از طریق شوراها یا از طریق رفراندوم یا همه پرسی یا انتخاب رئیس جمهور ابراز می شود . (ص 388)
و در سایه چنین مباحث و دیدگاهی اصل ششم قانون اساسی در این مجلس تدوین و تصویب می شود اما باردیگر در تدوین اصل پنجاه و نهم نیز مباحث مربوط به « همه پرسی » در این مجلس باز می شود که به نقل دو فراز از آن می پردازم :
مکارم شیرازی – عرض بنده این است که مراجعه به آراء عمومی یک حق طبیعی مردم است و اصلا احتیاج به قانون ندارد و ما نه می توانیم محدودش کنیم و نه می توانیم نفیش کنیم و نه می توانیم اثباتش کنیم مثل حجیت قطع برای اینکه اساس قانون ما براساس مراجعه به آرائ عمومی است و شما مقیدش به مهم کرده اید مفهومش این است که غیر مهمش را نمی توانیم ، درحالیکه مراجعه به آراء عمومی همیشه راهش باز است این از نظر وضع خارجی ، از نظر شرعی هم باید با نظارت مذهبی انجام بشود حالا یا شورای نگهبان یا هرمرجع دیگری .(ص1792)
دکتر نوربخش – من موافقم منتها یک تذکر دارم و آن این است که در رفراندوم دو مساله اساسی پیش می آید . یک وقت است که یک موضوعی پیش می آید که در قانون اساسی پیش بینی نشده و نمایندگان مجلس حاضر نیستند تصمیم بگیرند و مسئولیت خودشان را در حدود قانون اساسی می دانند این یک مورد ، یک مورد دیگر هم پیش می آید که یک مساله به قدری اهمیت دارد که خود مردم باید تصمیم بگیرند .(ص 1793)
واژه « همه پرسی » در قانون اساسی
واژه « همه پرسی » در چهار اصل ششم ، پنجاه ونهم ، یکصد و دهم ، و یکصد و هفتاد و هفتم بکار رفته است . آنچه از متن صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی برداشت می شود و همانگونه که در اصل ششم به صراحت آمده : در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود ، از راه انتخابات یا ازراه « همه پرسی » ، این دو مقوله کاملا از هم تفکیک شده است برای اینکه در انتخابات ( انتخاب ریئس جمهور ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، اعضای شوراها و نظائر اینها ) رای دهندگان از میان نامزدهای متعدد دست به انتخاب می زنند اما در « همه پرسی » راجع به یک موضوع یا چند سئوال اعلام نظر آری و نه یا تایید و رد می کنند ( همانند سه همه پرسی انجام شده پس از انقلاب ) ، و بنابراین در مقوله « همه پرسی » باید موضوع یا سئوالات بگونه ای باشد که رای دهندگان بتوانند بصورت آری و نه یا تایید و رد در باره آن اعلام نظر کنند و این نکته در مورد اجرایی شدن اصل 59 نیز باید مدنظر باشد . اینکه در این اصل آمده :" در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد. " طبعا مساله یا مسائلی که می خواهد به « همه پرسی » گذاشته شود یا باید بصورت موضوعی مشخص و در قالب سئوالی مطرح شود تا با رای مردم تایید یا رد شود و یا اینکه قانونی با موضوع و محتوایی مشخص در مجلس تصویب شود اما اجرایی شدن آن منوط به اعلام نظر و رای موافق اکثریت مردم دراین باره باشد . متاسفانه می توان گفت بدلیل عدم بحث و پیش بینی تمهیدات اجرایی شدن اصول مربوط به « همه پرسی » در قانون اساسی ، در این باره ابهام وجود دارد که باید به رفع آن اقدام کرد .
تمهید مقدمات لازم برای اجرایی شدن « همه پرسی »
در قانون اساسی ،دراصل ششم انجام « همه پرسی » را منوط به " در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می گردد " کرده است . تنها اصلی که می شود دراین باره بدان اشاره و استناد کرد همان اصل 59 است اما جالب اینکه بدانیم حتی شیوه اجرایی شدن این اصل که باید در قانون آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی بدان پرداخته شده باشد تاکنون انجام نشده است چرا که به رغم صراحت قانون اساسی در این باره و وجود این ظرفیت راهگشا برای نظام سیاسی مستقر ، در سالهای گذشته با نوعی هراس و سوء تفاهم و ترس و دلهره از سوی برخی نیروها و جریانهای فکری و سیاسی به این موضوع نگاه شده و از طرح بحث « همه پرسی » به هر شکلی ابا و وحشت داشته اند . در مجلس ششم ، که اکثریت با نمایندگان اصلاح طلب بود ، طرحی برای افزودن موادی به قانون آیین نامه داخلی مجلس برای چگونگی اجرای این اصل و تمهید مقدمات تهیه شد و در دستور کار مجلس قرار گرفت اما از آنجا که انجام هرگونه اصلاح در قانون آیین نامه داخلی مجلس رای دو سوم نمایندگان مجلس و درپی آن تایید شورای نگهبان را می خواست ، و علاوه بر رای مخالف نمایندگان اقلیت محافظه کار به این طرح متاسفانه برخی دوستان نماینده اصلاح طلب هم بدلیل سوء تفاهم جاری در عرصه سیاسی موافق این طرح نبودند ، این اقدام به سرانجام نرسید . به هرحال اجرایی شدن این اصل مستلزم افزودن موادی به قانون آیین نامه داخلی مجلس است که معلوم و مشخص کند مسیر اجرای این اصل چگونه باید طی شود و باید به این سئوالات پاسخ گوید :
1- مساله یا مسائل بسیار مهم در چه قالبی به « همه پرسی » گذاشته می شود؟ بصورت موضوعی و سئوالی برای تایید یا رد یا اعلام موافق و مخالف برای اجرای یک قانون ؟
2- از آنجا که مصوبات مجلس برای اعمال قوه مقننه باید به تایید شورای نگهبان برسد آیا مصوبه مجلس برای رجوع به آراء عمومی ( چه در قالب موضوعی و سئوالی و چه درقالب قانون ) باید به تایید این شورا برسد یا نه؟ چرا که قانون اساسی در این باره ساکت است .
3- اگر دولت بخواهد موضوع یا اجرای قانونی را به « همه پرسی » بگذارد آیا می تواند همانند شیوه جاری آنرا در قالب لایحه ای به مجلس ارائه کند ؟ یا اینکه دولت نمی تواند دراین باره اقدام کند چون قانون اساسی در این باره ساکت است ؟
4- آیا صدور « فرمان همه پرسی » اصل یکصد و دهم (وظائف و اختیارات رهبر) شامل این اصل هم می شود یا اینکه طبق روال جاری که اعمال قوه مقننه نیازی به ورود رهبر طی تدوین و تصویب و اجرایی شدن قانون ندارد ، نیازی به صدور فرمان توسط رهبری در این باره نیست ؟
5- آیا اینکه در بخشی از اصل 177 تصریح شده :" رعایت ذیل اصل پنجاه و نهم در مورد همه پرسی « بازنگری در قانون اساسی » لازم نیست " به معنای آن است که انجام هرگونه « همه پرسی » دیگر نیاز به تصویب مجلس و رای دوسوم نمایندگان دارد؟
6- و سئوالات و ابهامات دیگری که می تواند دراین باره مطرح باشد و به ذهن نویسنده نرسیده است .
طبعا تا زمانی که به تمهید مقدمات لازم برای اجرایی شدن « همه پرسی » مورد نظر این اصل توجه نشده و در قانون آیین نامه داخلی مجلس نیز موادی بدان اختصاص داده نشود معنای محصل و مستفاد از طی این روند ، همانند سالهای گذشته ، این است که مقوله « همه پرسی ؛ اصلی فراموش شده » و زائد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است بگونه ای که حتی به شیوه اجرای آن در قانون آیین نامه داخلی مجلس نیز فکر و پرداخته نشده است !
اصل دیگری که در آن به « همه پرسی » پرداخته است اصل یکصد و دهم ( وظائف و اختیارات رهبر ) است که در بند سه صدور « فرمان همه پرسی » را بدون هرگونه قیدی جزء وظائف و اختیارات رهبری نظام دانسته است . یاد آور می شود که این بند و همچنین اصل 177 با توجه به تجربه عملی دهه اول جمهوری اسلامی ایران و اقدام امام خمینی درمورد صدور فرمان بازنگری و اصلاح قانون اساسی و « همه پرسی » در این باره به قانون اساسی اضافه شد . البته در اصل 177 شیوه عمل رهبری در رجوع به آراء عمومی و انجام همه پرسی تعریف و مشخص شده است اما بنظر می رسد که گنجاندن بند صدور « فرمان همه پرسی » بدون هرگونه قیدی در ذیل اصل یکصد و ده و نوع ارتباط آن با دواصل ششم و پنجاه و نهم نا مشخص و مبهم است و متاسفانه بدلیل عدم دسترسی راقم به صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری در قانون اساسی نمی توان دراین باره منظور آنان را دقیقا دریافت ، اما اگر منظور آنان ازگنجاندن این بند این باشد که رهبری می تواند با صدور « فرمان همه پرسی » در رابطه با موضوعی خاص مستقیما به آراء عمومی مراجعه کند ( که البته تمهیدات اجرایی آن باید تعریف و مشخص شود ) این ظرفیت نهفته ای در وظائف و اختیارات رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و امکان راهگشایی برای نظام سیاسی مستقر است که درهنگام ضرورت می توان از آن استفاده کرد .
جمع بندی این مقال اینکه هرچند موضوع « همه پرسی » ، به رغم وجود اصولی در قانون اساسی ، به « اصلی فراموش شده » در اجرا طی دو دهه اخیر تبدیل شده و نیروها و جریانی فکری و سیاسی نسبتش با این موضوع همچون نسبت جن و بسم الله بوده و با نوعی هراس از انجام هرگونه بحثی و نظری در این باره خودداری و فرار می کنند ، و دیگران را نیز بگونه ای وادار به سکوت در این باره کرده و اگر فرد یا گروهی ورود به طرح این بحث و موضوع نمود برایش اتهامات و برچسب های عجیب و غریب ردیف می کنند ، اما این ظرفیت نهفته و راهگشا در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و رهبری نظام و مجلس می توانند برای عبور از مسائل و مشکلات دامنگیر کشور از آن استقاده کنند .
این سخن آقای موسوی در دیدار اخیرش با فعالان سیاسی اصلاح طلب آذربایجان که :" اجرای بدون تنازل قانون اساسی و عدم اجتهاد در مقابل نص صریح قانون اساسی را تنها راه برای وحدت ملی و استیفای حقوق همه اقوام می داند " و " تک تک اصول مغفول و یا کنار گذاشته شده قانون اساسی باید اجرا شود و اگر مشکلی در این بین باشد به نظر خواهی عمومی گذاشته شود. " را می توان ناظر و معطوف به همین ظرفیت های نهفته در قانون اساسی و عدم استفاده از اصولی مرتبط با « همه پرسی » دانست . اگر جنبش سبز مردم ایران خواهان " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " است برای اینکه در چارچوب شرایط موجود اولا پایه مشترکی برای اینکه جنبش چه می خواهد تعریف می کند و فراهم می آورد ، ثانیا امکان عبور جامعه از وضعیت نامطلوب موجود به وضعیت مطلوب را در سایه نظم قانونی مستقر و عاری از هرگونه اقدام خشونت آمیز و بحران زا و پرهزینه ممکن می سازد ، و ثالثا ظرفیت های بالقوه وارزشمند و نهفته قانون اساسی را بالفعل ساخته و جامعه ما را برای دستیابی به سطحی بالاتر از حاکمیت قانون ، عدالت ، آزادی ، مردمسالاری و تامین و تضمین حقوق شهروندی به پیش می برد ، و در نهایت نیز امکان استفاده از اصل بارنگری در قانون اساسی در انطباق با تحولات حادث و شرایط و مقتضیات جدید و نیازهای زمانه وجود دارد که می تواند راهگشای نظام سیاسی بسوی افق های نو و بالاتر باشد . جنبش سبز در پی تغییری سازنده برای مدیریت و اداره امور بهتر کشور و تامین و تحقق کارآمدی نظام است و نه تخریب و براندازی آن ، و از اینرو " اجرای بدون تنازل قانون اساسی " را هدف قرار داده است و اگر حاکمیت اینرا در اجرا بپذیرد مقصود جنبش سبز حاصل است و با آغوش باز به استقبال آن می رود اما اگر بنا بر ادامه راهی باشد که تاکنون پیموده شده و اصولی قابل توجه از قانون اساسی ، که به ویژه معطوف به حقوق ملت و شهروندی است ، همچون « همه پرسی » به « اصلی فراموش شده » در اجرا تبدیل شوند طبعا جنبش سبز به حرکت خود ادامه می دهد و با آگاهی بخشی و صبر و استقامت تا تحقق این هدف از پای نخواهد نشست چراکه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خونبهای هزاران شهید و میراث بیش از یک قرن مبارزه و جهاد ملت ما در مقابل استعمارخارجی و استبداد داخلی برای دستیابی به استقلال ، آزادی ، عدالت ، مردمسالاری و حقوق شهروندی است که باید از آن پاسداری و اجرای کامل آنرا مطالبه نمود .


 


ندای سبز آزادی: دندانپزشکان شرکت کننده در کنگره سالانه انجمن دندانپزشکان ایران با امضای نامه ای خواستار آزادی دکتر علی تاجرنیا شده اند.

دکتر تاجرنیا در دورۀ پیشین شورایعالی نظام پزشکی نماینده دندانپزشکان در شورای عالی نظام پزشکی بود . وی در دوره اخیر نیز نامزد انتخابات نظام پزشکی بود که بدلایل سیاسی و بطور غیر قانونی رد صلاحیت شد و از رقابت در انتخابات باز ماند.
وی در کمیته صیانت از آراء ستاد مهندس میر حسین موسوی فعالیت داشت و به همین دلیل پس از انتخابات بازداشت و نهایتا در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعزیری محکوم گردید و در حال حاضر در زندان اوین، دوران محکومیتش را سپری می کند. وی عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بوده و در عین حال از اعضاء شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی می باشد.

وی سابقا عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نماینده مردم مشهد در دوره ششم مجلس شورای اسلامی بوده و از جانب آن مجلس مسئولیت هیات نظارت بر انتخابات دوره دوم شوراها را برعهده داشته است.

متن این نامه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:

بسمه تعالی

ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

احتراما همانگونه که مستحضرید آقای دکتر علی تاجر نیا، جانباز انقلاب و یکی از صدیق ترین همکاران انجمن دندانپزشکی ایران است. او همواره بی هیچ غرض و جبهه گیری به ارتقاء دانش دندانپزشکی و ارائه خدمات بهتر به مردم می اندیشد. ایشان هم اینک در زندان است و آزادی او برای پیشبرد انجمن و جلوگیری از ایجاد فضای ملتهب در جامعه علمی کشور بشدت ضروری است. بر این اساس از جنابعالی در خواست می کنیم موجبات آزادی ایشان را فراهم آورید.

با سپاس بسیار

ردیف نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
1 دکتر امیرحسین پاکروان 33 دکتر اسماعیل شاه حسینی
2 دکتر مسعود گل¬شاه 34 دکتر آگاهی
3 دکتر رایان عارف 35 دکتر جلال یعقوبی
4 دکتر محمد اعتصامی 36 دکتر نغمه شیروانی
5 دکتر آرش خاموشی 37 دکتر ناصر بیدحضری
6 دکتر سیامک شایان امین 38 دکتر ریحانه داجمر
7 دکتر عباس شاه بداغی 39 دکتر متولیان
8 دکتر عباس نگهدار 40 دکتر هدایت الله خامیان
9 دکتر سعید انصاری 41 دکتر نسرین امیدیان
10 دکتر سیمین عشرت آبادی 42 دکتر هادی اشرفی وند
11 دکتر محمد امینی 43 دکتر علیرضا جاویدی
12 دکتر احسان اثنی عشری 44 دکتر امین نوروزی
13 دکتر فرشاد وثوقی 45 دکتر رضا قره جر
14 دکتر محمد متقی 46 دکتر حمیدرضا قاسمی نژاد
15 دکتر علی حاتمیان 47 دکتر مصطفی عرب پور
16 دکتر شایان اوحدی 48 دکتر سیدحسین طاهری
17 دکتر حاجتی 49 دکتر رضا خردمند
18 دکتر سعید امین تاش 50 دکتر مرتضوی
19 دکتر رضا افضلی¬نسب 51 دکتر سلطانی
20 دکتر ابراهیم مقدسی 52 دکتر عبداللهیان
21 دکتر عباسیان 53 دکتر خدابخشی
22 دکتر محمدرضا روح¬اللهی 54 دکتر پیمان سلیمی
23 دکتر فاطمه نامور 55 دکتر مونا اسماعیل زاده
24 دکتر محمدرضا دلیلی 56 دکتر علیرضا نجفی انارکی
25 دکتر ابوالقاسم محسنی 57 دکتر محمدرضا غلامی
26 دکتر برهان حبیب¬اللهی 58 دکتر حسین عمانی سامی
27 دکتر دکتر ساغی قیاسی 59 دکتر هوشمند
28 دکتر روشن 60 دکتر احمدی
29 دکتر خداوردی 61 دکتر آرامیان
30 دکتر رضا عمید 62 دکتر فرامرز قاسمی
31 دکترعباسعلی کیخسروی 63 دکتر رحیم فرهمند
32 دکتر عباس دستورانی 64 دکتر فرنوش فتحی
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
65
دکتر سپیده عرب 97 دکتر حسام الدین نظری
66 دکتر کاظم آشفته یزدی 98 دکتر فیروزمست
67 دکتر فرشته بقایی نائینی 99 دکتر محمدحسن خیرجو
68 دکتر محمدصادق احمدآخوندی 100 دکتر فقیهی
69 دکتر امیررضا رکن 101 دکتر علی ناظری
70 دکتر حسن نوروزی 102 دکتر هاینه اسماعیل زاده
71 دکتر محمدسعید شیخ رضایی 103 دکتر میترا شرقی
72 دکتر محمدرضا شریفیان 104 دکتر پیر صحرا
73 دکتر جواد چلیپا 105 دکتر فرشید ناطقی
74 دکتر محمدهاشم حسینی 106 دکتر بهزاد عزیزی
75 دکتر فرزاد پیروزمند 107 دکتر مهرداد بابامحیا
76 دکتر مژگان پاک نژاد 108 دکتر جمشید صفری
77 دکتر حمید کرمانشاه 109 دکتر مهیار شهبازی
78 دکتر مریم قوام 110 دکتر کیومرث سلیمانی
79 دکتر عبداله قربان زاده 111 دکتر رضا فرحان
80 دکتر لیلا صدیق پور 112 دکتر سعیدیان
81 دکتر صدیقه خدمت 113 دکتر محسن صادقی
82 دکتر عباس منزوی 114 دکتر محمد گلچین
83 دکتر سیدجلال پورهاشمی 115 دکتر مینوسید ایمانی
84 دکتر احمد سوداگر 116 دکتر مسعود فلاحی نژاد
85 دکتر ابوالحسنی 117 دکتر حبیب حاجی میرآقا
86 دکتر محمود کاظمی 118 دکتر سعید نوکار
87 دکتر سیدمحمود میران 119 دکتر محمدجعفر اقبال
88 دکتر محمد اسلامی 120 دکتر سعید عسگری
89 دکتر حسن میرصالحیان 121 دکتر سیدمصطفی فاطمی
90 دکتر حسین لباف 122 دکتر علی داوری
91 دکتر رضا هادی 123 دکتر شفیع جعفری
92 دکتر عباس دلورانی 124 دکتر ساسان همایون
93 دکتر فرزانه آقاجانی 125 دکتر ابراهیم امیری
94 دکتر امیرعلی مرعشی سیدی 126 دکتر مهدی خسروشاهی
95 دکتر صحرا صبحی 127 دکتر محمدحسین قا سمی پور
96 دکتر بابک دامغانی پور 128 دکتر محبوبه اسدی ثابت
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
129 دکتر اعتمادی 161 دکتر راضیه مرتضوی
130 دکتر لیلا روغنی زاده 162 دکتر نغمه امین زاده
131 دکتر علیرضا دهقان 163 دکتر محمدجواد صادقی
132 دکتر سیمین مقدم 164 دکتر سیدمحمدهادی گرگانی
133 دکتر محمد کریم زاده 165 دکتر لطیف زرگوش
134 دکتر بهرام سپهربند 166 دکتر محمدعلی رحیمی
135 دکتر مسعود خبیری 167 دکتر مهرداد داوری
136 دکتر کاظم مهرداد 168 دکتر سیدمحمد ترابی
137 دکتر عباس قرایی 169 دکتر محسن پورحقیقی
138 دکتر کیوان زین االد ینی 170 دکتر شادی ا لهامی
139 دکتر میرزا جانی 171 دکتر حسین رمضانی
140 دکتر علی میر 172 دکتر محمد موسوی
141 دکتر فرشته قراشی 173 دکتر اسماعیل قنواتی
142 دکتر شهرام اکبرپور 174 دکتر سید قدیر صدر
143 دکتر احمد رمضانیان 175 دکتر حسین ظهیری
144 دکتر محمد فرمانی 176 دکتر ناهید بستانه دست
145 دکتر حمید اخوین 177 دکتر سیدعلی مهرداد
146 دکتر بهزاد شهسواری 178 دکتر مریم احمدآخوندی
147 منوچهر رافت 179 دکتر محمد دارابی
148 دکتر مسعود رافت 180 دکتر سیدجلیل مصطفوی
149 دکتر نمازی 181 دکتر فرشته مرسلی
150 دکتر اسحق نصیری 182 دکتر نازیلا شهبازی
151 دکتر اسدالله احمدزاده 183 دکتر مجید صبحی
152 دکتر مصطفی شیخی 184 دکتر علی امتحانی
153 دکتر علی قنبری 185 دکتر میرا بریشمی
154 دکتر رجب قنبری 186 دکتر طاری
155 دکتر محسن پاپلی 187 دکتر حمیدرضا شبستری
156 دکتر فاطمه صالح 188 دکتر گلی گشت مهری
157 دکتر طاهری 189 دکتر عبدالحکیم فرهادی
158 دکتر مهدی عباسی 190 دکتر محمد کمالی
159 دکتر شهریارسلمانی 191 دکتر رسول مختاری
160 دکتر فرزانه نیرومند 192 دکتر موسی ولی زاده
ردیف
نام و نام خانوادگی ردیف نام و نام خانوادگی
193 دکتر علیرضا رضوانی 224 دکتر حسین فرخ زاده
194 دکتر ندا امین زاده 225 دکتر سمیه اخضری
195 دکتر فریبا علیرضا نژاد 226 دکتر سعید معینی
196 دکتر سودابه عظیمی 227 دکتر علی رهنی
197 دکتر حسین چه کناری 228 دکتر عزیزالله جاه احمدی
198 دکتر رقیه فیاض 229 دکتر زیب جاوید
199 دکتر حامد مهراد 230 دکتر سیدجلیل حسینی
200 دکتر نصرت اله عشقیار 231 دکتر رضا عبادی
201 دکتر سوسن رضایی 232 دکتر کامی کیانی
202 دکتر مجید نوحی 233 دکتر نبی زاده
203 دکتر ایرج کی پور 234 دکتر رضا جلودار
204 دکتر معصومه نعمت اللهی 235 دکتر غلامی
205 دکتر سیدمحمدحسن انوشه 236 دکتر حسین افشار
206 دکتر فرهاد عزیزی 237 دکتر بهمن سراج
207 دکتر امیر حریرچی 238 دکتر قاسم میقانی
208 دکتر حامد اسماعیلیون 239 دکتر حیدری
209 دکتر حبیب محبوبی 240 دکتر نصری
210 دکتر صالح ملکی 241 دکتر ایمانی
211 دکتر محسن پایه ای 242 دکتر محمد ابراهیمی
212 دکتر محمدحسین خوشنویسان 243 دکتر فاطمه مشهدی عباس
213 دکتر محمدرضا صفی زی 244 دکتر مهدی شهرابی
214 دکتر کمال الدین بلاغی 245 دکتر سارا رمضانیان
215 دکتر آرمان آزندی 246 دکتر فریبا راثی
216 دکتر محسن نبی زاده 247 دکتر محسن نظام زاده
217 دکتر سردار بهره مند 248 دکترصدیقه امجدی
218 دکتر خسرو صمدی 249 دکتر کلهر
219 دکتر ثمانه شهابی
220 دکتر الهه مقیم
221 دکتر جواد رزاقی
221 دکتر رضا عابدین تاش
222 دکتر زهرا علیزاده
223 دکتر علی کرد افشاری


 


عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران در ادامه ملاقات هفتگی خود با خانواده‌های زندانیان، امروز (دوشنبه) با جمع دیگری از آنها دیدار كرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی تهران، در این دیدار خانواده‌ها درخواست‌های خود را با دادستان در میان گذاشتند و وی در هر مورد دستور بررسی و رسیدگی صادر كرد.

دادستان، همچنین دیروز (یكشنبه) با حضور در زندان اوین با تعدادی از زندانیان از جمله محسن آرمین، محمدرضا رجبی، محمد طاهری قزوینی و مجید دری ملاقات كرد.

در این دیدارها، زندانیان یاد شده مسایل و خواسته های خود را به طور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.

همچنین با موافقت دادستان تهران ، مرخصی فیض الله عرب سرخی تمدید شد.


 


بدرالسادات مفیدی، دبیرانجمن صنفی روزنامه نگاران از که هشتم دی ماه امسال در زندان بود، با تودیع وثقیه صد میلیون تومانی امشب از اوین آزاد شد.
به گزارش کلمه، وی ساعاتی پیش از اوین آزاد شد و مورد استقبال خانواده و دوستانش قرار گرفت.
بدرالسادات مفیدی به همراه همسرش مسعود آقایی، پس از حوادث عاشورا در منزل مسکونی اش بازداشت شد. همسرش پس از دو ماه آزاد شد اما وی تا امروز در زندان ماند.


 


شب گذشته و در پی تشکیل جلسه شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با حضور حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، این تشکل سیاسی- مذهبی اصلاح‌طلب بیانیه‌ای در محکومیت هتک حرمت امام خمینی(س) و یادگار ایشان صادر کرد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی

اینجانب در پیش گروههایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند... «بخشی از نامه حضرت امام درباره یادگار امام – صحیفه امام ج 17 ص 90»

آنچه در سالروز رحلت حضرت امام(س) و در حرم آن عزیز و هنگامی که جماعت انبوه مؤمنان برای تجدید عهد با امام و نیز ادای احترام به او و با حضور مسؤولان عالیرتبه نظام و انبوه خبرنگاران داخلی و خارجی و میهمانان مراسم رخ داد لکه ننگی است که اگر مسؤولان نظام درصدد برخورد قاطع و خشکاندن ریشه آن برنیایند باید در آینده منتظر ضربه هایی سهمگین تر به نظام و انقلاب و ایران باشیم.

هر چند که برخورد خشن، اهانت آمیز، خلاف ادب اسلامی، قانون و شرع نسبت به مراسم و شخصیت های حقیقی و حقوقی به خصوص آنان که نسبتی استوار با امام و راه او دارند، تازگی ندارد و مجهز بودن آنان به تجهیزاتی که فقط می تواند در اختیار نیروها و نهادهای رسمی باشد و برخورداری آنان از امنیت کامل از سوی دستگاهای قضایی، امنیتی و انتظامی حکایت از سازماندهی شدن این جریان دارد ولی واقعه روز جمعه از این جهت زشت تر از همیشه است که در سالروز رحلت آن بزرگوار و با اهانت به یادگار ارجمندش صورت می گیرد که در حقیقت اهانت مستقیم به شخص امام است.

شخصیت حقیقی حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید حسن خمینی به لحاظ علمی، اخلاقی، سیاسی و فکری دارای چنان اعتبار و اهمیت است که می بایست بعنوان سرمایه ارزنده امروز و فردای حوزه های علمی و انقلاب و ایران مورد احترام و تجلیل باشد ولی آن روز آنجا بعنوان نواده مورد علاقه امام و میراث دار خط و راه او و صاحب اصلی عزا حضور داشت و بلوا کنندگان هتاک، اهانت های آشکاری که علی رؤس الاشهاد و نسبت به شخصیت ها و همه چیز و همه کس کردند با عمل ناشایست خود مستقیماً امام را مورد اهانت قرار دادند. امری که به هیچ وجه قابل هضم و پذیرش برای طرفداران امام و هیچ فرد منصفی که به سرنوشت انقلاب و کشور می اندیشد نیست.

آنچه آن روز به جهان مخابره شد چهره نظام ما را مشوه نشان داد و بیشترین و بهترین دستاویز را به کسانی که با امام و راه او و با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی سر سازگاری ندارند داد تا سم پاشی کنند.

چگونه است کسانی تنها به خاطر یک مصاحبه یا نامه ای به بازداشتگاه ها گسیل می شوند و کیفرهای سنگین برای آنان مقرر می شود ولی امروز در برابر این جنایت آشکار عکس العمل سریع از سوی دستگاه های مسؤول نمی بینیم. انتظار داریم که قوه قضاییه با احساس مسؤولیت به ریشه یابی این فاجعه و برخورد ریشه ای با آن بپردازد.

مجمع روحانیون مبارز ضمن عرض تسلیت به پیشگاه حضرت بقیة الله اعظم و مردم شریف ایران و بیت بزرگوار حضرت امام از حضور چشم گیر مردم در مراسم سپاسگزاری می کند و همچنین از واکنش سوگمندانه و مسؤولانه شخصیت های بزرگ علمی، سیاسی، حوزوی و دانشگاهی و احزاب و گروه ها و اقشار مختلف مردم در برابر این اهانت نابخشودنی تشکر نموده و همچون میلیون ها عاشق دلسوخته امام و متأثر از این فاجعه دردناک از مراجع بزرگوار تقلید، علما و مدرسان بزرگوار و حوزه های علمیه در سراسر کشور انتظار دارد در برابر این اهانت بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام و بیت رفیع آن حضرت و در حقیقت اهانت به انقلاب اسلامی واکنش شایسته نشان دهند.

انما اشکوا بثی و حزنی الی الله

و علیه توکلت و الیه انیب

مجمع روحانیون مبارز

16 خرداد 1389


 


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در محکومیت هتاکی به سیدحسن خمینی بیانیه‌ای صادر کرد.
به گزارش امروز، متن این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
چهاردهم خرداد ماه امسال، خاطره فقدان رهبر آزاده و عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(س) که هر سال ملت قدرشناس و سرافراز ایران را به اندوهی جانکاه فرو می برد تکرار شد و پس از بیست و یک سال از غروب جانگداز آن آفتاب تابناک، داغ رحلت جانسوز او تازه گشت. عده ای هتاک در سالروز رحلت امام امت آن هم در کنار حرم شریف حضرتش حرمت او و سلاله پاکش را شکستند و با فحاشی و پرده دری از سخنرانی یادگار گرامی اش حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی جلوگیری کردند. بر مردم آگاه پوشیده نیست که این هتاکان بی شرم توسط چه کسانی هدایت شده بودند تا شعارهای باب میل اقتدارگرایان را سر دهند.
ملت شریف ایران
کارنامة سیاه این جریان مرموز در اهانت به امام و میراث او بر شما پوشیده نیست. این جریان خطرناک با هتک حیثیت خانواده حضرت امام (س) در سایت های هتاک خود در سال های گذشته که به فوت شهادت گونه و از سر غیرت مرحوم آیت الله توسلی منجر گردید از پرده نشینی در آمده و با حمله به حسینیۀ جماران و پایگاه معنوی حضرت امام خمینی(ره)، آن هم در شب عاشورای ۸۸ و شکستن شیشه ها و پنجره ها و تخریب دیوارهای این پایگاه معنوی انقلاب پیش رفت و سر انجام به هتک حرمت حرم مطهر امام در برابر دیدگان اشک آلود ملت شریف ایران و دوستداران خارجی امام امت انجامید. خطر این جریان مرموز وقتی بیشتر آشکار می شود که این حرمت شکنی ها را در کنار خانه نشین کردن صحابه حضرت امام و یاران راستین او در سال های غربت و مبارزه و بالاخره تحریف مواضع امام و ارائه چهره ای به غایت مشوّه و تحریف شده از ایشان تحت عنوان ارائه شاخص به جامعه، توسط بلندگوهای این جریان قرار دهیم. بی تردید این جریان غاصب به چیزی جز تحریف کامل و انحراف بزرگ در میراث امام خمینی(س) رضایت نخواهد داد، چه هنوز بیست و یک سال از رحلت امام انقلاب نگذشته است که اینگونه انظار حیرت زده جهانیان شاهد به غارت رفتن آمال و اندیشه های آن حضرت و پایمال شدن دستاوردهای بخون دل جمع شدۀ اویند تا جایی که حتی حرمت بیت او و بازماندگان او را نیز در منظر و مرئی خاص و عام می شکنند و صدایی از آنان که باید بر نمی خیزد!
مردم مسلمان ایران
اگر چه بر اصحاب دانش و فضل پوشیده نیست که شبیه سازی های بلا وجه تاریخی به ویژه قیاس وضعیت و رویدادهای امروز ما با صدر اسلام هرگز نمی تواند مبنای علمی و تحلیلی درست داشته باشد اما اگر قرار بر اینگونه شبیه سازی ها باشد آیا نباید گفت که آنچه بر سر امام مظلوم انقلاب ما و میراث او می رود همان است که بر سر رسول الله(ص) و خاندان پاکش رفت، تا جایی که نوادة گرامی او را در کربلا سر بریدند به جرم آنکه بر دین جدش خروج کرده بود؟! و او در عاشورا فریاد می زد:
«ویلکم ما علیکم ان تنصـوتوا الى فتسمعوا قولى … کلکم عاص لامرى غیر مستمع لقـولـى. قـد انخزلت عطیـاتکـم مـن الحـرام و ملئت بطـونکـم مـن الحـرام فطبع الله على قلوبکم – واى بر شما چرا ساکت نمى شـوید، تا گفتارم را بشنوید؟ … شما همگى نافرمانى ام مى کنید و به سخنـم گوش نمى دهید. آرى به سبب هدایاى حرامى که به شما رسیده و غذاهاى حرامـى که شکم هایتان از آنها انباشته شده، خـداوند این چنیـن بر دلهاى شما مهر زده است»
و دیروز هم این نوادة گرامی حضرت امام بود که خطاب به این جماعت فریاد می زد که خداوند به شما اجر دهد، سخنان مرا بشنوید، اما پاسخی جز فحاشی و پرده دری بیشتر دریافت نمی کرد. آری کسانی که شکم هایشان از سهام شرکت های دولتی انباشته شده ، باید نیز برای حرمت شکنی امام و جلوگیری از رسیدن صدای فرزندش به گوش ملت، پیاده نظام خود را به میدان بفرستند و از ارتکاب هیچ اهانتی فروگذار ننمایند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن عرض تسلیت این فاجعۀ مؤلمه و این پرده دری و هتک حرمت ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی به آستان مقدس ولیعصر عج الله تعالی فرجه الشریف و بیوت شریف مرجعیت و روحانیت، به ویژه بیت شریف حضرت امام خمینی(س)، از قوه قضاییه مصرانه می خواهد با مسببان این اهانت آشکار به حریم امام امت و بخصوص با برنامه ریزان و طراحان آن با فوریت و قاطعیت برخورد کرده و نتیجه را به اطلاع امت سوگوار ایران برساند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۱۷/۳/۱۳۸۹


 


تا آزادی زندانیان سبز - امير محمدي، رييس ستاد انتخابات موسوي در قيامدشت كه در دادگاه بدوي به يك سال حبس تعزيري و يك سال حبس تعليقي محكوم شده است، در انتظار ابلاغ حكم نهايي از سوي شعبه 53 دادگاه انقلاب است.

امير محمدي 37 ساله كه اكنون در بند 350 زندان اوين به سر مي برد، نيمه شب 22 بهمن ماه در منزل خود به همراه برادرش سعيد محمدي دستگير مي شود. سعيد ،رييس ستاد انتخاباتي موسوي در پاكدشت ورامين با قرار كفالت آزاد مي شود اما امير همچنان در زندان است و با وجود صادر شدن حكم نهايي ، هنوز اين حكم به او ابلاغ نشده است.

خانواده امير محمدي بارها براي اطلاع از راي نهايي به دادگاه مراجعه كرده اند اما قاضي به آنها گفته است كه تا ده روز آينده حكم به خود امير ابلاغ مي شود.


 


مجمع نیروهای خط امام(ره) در محكومیت حوادث 14 خرداد در حرم حضرت امام خمینی (ره) بیانیه‌ای صادر کرد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این بیانیه بدین شرح است:

مردم مسلمان ایران و همه‌ی دلدادگان راه و اندیشه‌ی امام خمینی (ره) جمعه‌ی گذشته و در سالروز ارتحال آن حضرت شاهد صحنه‌ای بودند كه در نوع خود طی 30 سال گذشته بی‌سابقه و تاسف‌بار بود. تاسفی كه غم فقدان امام عزیز را مضاعف ساخت.

گروهی كم‌شمار اما هتاك، قانونشكن و مزدور با سازماندهی و برنامه‌ریزی‌های از پیش طراحی شده در حرم آن اسوه حسنه و مقابل چشمان میلیون‌ها ناظر در داخل و خارج كشور، از سخنرانی تولیت آستان قدس امام، شخصیت فرهیخته و روحانی فاضل جناب حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی ممانعت به عمل آوردند و دل‌های مالامال از عشق به امام را سرشار از غمی تازه نمودند، كمی كه خاطرات مظلومیت امام، فرزندان و شاگردانش در طول سال‌های نهضت را زنده كرد و ذائقه‌ها را یكبار دیگر تلخ نمود.

به راستی این جماعت ظاهرا خیره‌سر كیستند كه در سال‌های گذشته به دفعات نسبت به برخی شخصیت‌های علمی، سیاسی و مدیران نظام كه همگی از یاران نزدیك امام بوده‌اند حمله و جسارت كرده‌اند و همواره با پوشش‌های رسمی و غیررسمی از هر گونه تعقیب و برخورد قانونی مصون بوده‌اند و این مصونیت تا آنجا ادامه یافته كه امروز به بیت مكرم امام جسارت‌ها می‌كنند و چنین صحنه‌هایی را ابتدا در حسینیه‌ی جماران و سپس در حرم و آستانه‌ی مقدس امام خمینی (ره) می‌آفرینند.

آیا در سال‌های نخست پیروزی انقلاب و حتی در سال‌های نخست پس از رحلت امام باور كردنی بود كه با اهل بیت امام چنین رفتاری شود؟

كجایند شهدا و شاگردان صادق خمینی عزیز كه ببینند با وصیت آنان در حفظ حریم امام و اندیشه‌ی او چه رفتاری می‌شود؟

اشاره‌ی یادگار امام مبنی بر اینكه تنها 20 سال از رحلت آن حضرت گذشته، شاهدی بر همان پیش‌بینی امام است كه احتمالا بعد از او برای انتقامجویی، به بعضی نزدیكان و دوستانش تهمت‌هایی ناروا می‌زنند و به بهانه‌ی دفاع از امام از نزدیكانش انتقام می‌گیرند!

شاید برخی سیاست‌بازان و دنیاطلبان به توجیه این رفتار ننگین روی آورند همانگونه كه معاویه پس از شهادت عمار یاسر توسط لشكر شام در توجیه پیش‌بینی پیامبر اكرم (ص) كه فرمود: «عمار به دست شقی‌ترین انسان‌های روزگار كشته می‌شود» مدعی شد كه علی (ع) عامل قتل عمار است چون علی او را به صحنه‌ی جنگ آورده است.

وای بر كسانی كه بر خوان نعمت انقلاب و نظام نشسته و با توجیه یا سكوت از كنار این حادثه بگذرند.

مگر نه این است كه تایید حامیان و سكوت خاموشان بود كه حادثه‌ی عاشورا را آفرید؟ آیا باید همچنان خاموش ماند؟ دیروز یاران امام و امروز اهل بیت بنیانگذار نظام مورد حمله قرار می‌گیرند و برخی تازه به دوران رسیده‌ها شادمانه لبخند رضایت می‌زنند. گویا می‌پندارند كه زمان عقده‌گشایی از امام و پیروان او فرا رسیده است.

شاید نااهلان و نامحرمان چند صباحی زمان انتقامجویی را مناسب بدانند اما فراموش نكنند كه فرزندان معنوی خمینی عزیز زنده‌اند و تا جان در بدن دارند مدافع نام و آرمان‌های سبز و بلند او خواهند بود.

مجمع نیروهای خط امام ، ضمن محكومیت این رفتار ننگین بر شناسایی، تعقیب، معرفی و محاكمه‌ی همه‌ی عوامل این حادثه به ویژه صحنه‌گردانان اصلی آن تاكید كرده و خواستار تلاش همه‌ی دلسوزان نظام برای پایان بخشیدن به حیات این جریان خائن و نفاق‌آلود در عرصه‌ی سیاسی كشور است.

والسلام علی من تبع الهدی
مجمع نیروهای خط امام


 


بهزاد باقری، فعال دانشجویی، روز شنبه ۸ خردادماه، در شاهین‌شهر اصفهان بازداشت شده است.
باقری دانشجوی دانشگاه تهران و سردبیر نشریات دانشجویی «خاک» و «طلوع» بوده و پیش از این در سال ۸۶ بازداشت شده بود.
همچنین نگین سیاحی، دانشجوی ترم ۲ دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری از دانشگاه اخراج شد.
نگین سیاحی از دانشجویان رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری بود.
پیش از این نیز دو تن از دانشجویان ساری در ترم ۸ از این دانشگاه اخراج شده بودند.
سونا قلی‌نژاد دانشجوی ترم ۲ رشته گیاه پزشکی و نعیم کمالی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی ساری در بهمن ماه سال گذشته از این دانشگاه اخراج شدند.


 


جواد ماهزاده ، نویسنده دربند که به چهار سال حبس قطعی محکوم شده است هم اکنون در شرایطی در زندان به سر می برد که با مرخصی وی نیز موافقت نمی شود .
به گزارش کلمه ،این روزنامه نگار و نویسنده سی ساله که در۲۹ مهرماه سال ۸۸ به دلایلی نامعلوم بازداشت شده است هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد .
وی در ابتدای بازداشتش مدتی طولانی را در بندهای وزارت اطلاعات گذراند و با اینکه زمان زیادی از بازداشتش می گذشت وضعیت بلاتکلیفی داشت تا سرانجام در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به چهار سال حبس محکوم شد. دادگاه تجدیدنظر نیز عینا چهار سال حبس این نویسنده را تایید کرد .
این نویسنده دربند که اکنون حکم تایید شده دارد بارها از مسولان زندان درخواست مرخصی کرده که از جمله این درخواست ها مرخصی برای عید نوروز بوده است . ولی هر بار ریاست دادگاه و بازجوهای پرونده با مرخصی وی مخالفت کرده اند .
جواد ماهزاده نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر» یک هفته پیش از بازداشت نیز نوشتاری به مناسبت ۶۶ سالگی محمد خاتمی منتشر کرد .
خانواده وی از مسولان تقاضا دارند که با مرخصی یا آزادی این نویسنده که ماههاست در زندان به سر می برد موافقت کنند


 


منابع خبری از ضرب و شتم ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشری محبوس در زندان کارون اهواز خبر داده و وضعیت و شرایط وی را "بسیار نگران کننده" گزارش کردند.

ابوالفضل عابدینی، خبرنگار مستقل و عضو کانون صنفی معلمان ایران، هم اکنون در حال سپری کردن دوران ۱۱ سال حبس تعزیری خود می باشد.

بر اساس گزارش های واصله از «خبر خوزستان»، این فعال حقوق بشری و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، طی روزهای اخیر شدیدا از طرف مسئولین زندان به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته و مسئولین ضمن ضرب و شتم وی، از او خواسته اند که بر علیه مجموعه فعالان حقوق بشر ایران و اعضای آن تشکل اعتراف نماید، که وی تا به حال چنین خواسته ای را قبول نکرده است.

این گزارش خاطرنشان کرد که نامبرده در حال حاضر در بند جانیان و زندانیان خطرناکِ زندان کارون نگهداری می شود و جان وی به شدت تهدید می شود. همچنین در تماسی تلفنی که دیروز با خانواده نامبرده به عمل آمد، یکی از برادران نامبرده ضمن تأیید اخبار فوق اعلام کرد که مسئولین زندان به ابوالفضل اعلام کرده اند که به زودی وی را به تهران منتقل خواهند کرد تا در آنجا نیز به اتهام "عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر، تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه نظام و مصاحبه با رسانه های خارجی" مجددا محاکمه شود.
این در حالی است که عابدینی قبلاٌ در زندان اهواز به خاطر همین اتهامات محاکه شده و برای وی یازده سال حبس تعیین شده بود .

لازم به ذکر است شعبه یکم دادگاه انقلاب اهواز، اواخر سال گذشته عابدینی را بدلیل اتهاماتی چون "ارتباط با دول متخاصم به ۵ سال، عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر درایران به ۵ سال و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به یک سال(در مجموع ۱۱ سال حبس تعزیری) محکوم کرده بود.

عابدینی که آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸ در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر گردید، در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه (طی چند سال اخیر)، نقش بسیار مهمی در انعکاس اخبار و گزارش های مربوط به آنها داشته و بارها مورد احضار و بازداشت قرار گرفته بود.


 


ندای سبز آزادی: سال گذشته در چنین روزهایی زنجیره انسانی سبز به وسعت تمام ایران و در شهرهای مختلف تشکیل شد تا شور و شوق ایرانیان سبز را برای ایجاد تغییر نشان دهد.

این زنجیره انسانی نه تنها در پایتخت بلکه در سرتاسر ایران نشان از عزم راسخ ملتی برای تغییر بود، ملتی که از تهران تا هرمزگان و از لرستان تا کردستان با زنجیره انسانی خود ندای تحول و تغییر سر دادند هرچند در موج تبلیغات آن روزها زنجیره انسانی تهران مورد توجه بیشتری قرار گرفت.

اما پس از برگزاری انتخابات و کودتای انتخاباتی این امید به تغییر و این ندای تحول تبدیل به جنبشی شد که بیش از وسعت زنجیره سبزانسانی آن روزها در خاک ایران ریشه دواند . در آستانه سالگرد این زنجیره ملی و تاریخ ساز با همان ندای تحول خواهی می شود تمامی خیابانهایی را ، که آن روزها با حضور ما سبز شدند ، باز هم به یاد آورد و بار دیگر با سبز کردن آنها یاد آوری کرد که جنبش سبز نه تنها زنده است بلکه هر روز پویا تر از گذشته به راه خود ادامه می دهد.

ندای سبز آزادی با طرح این پیشنهاد مبنی بر شعار نویسی در تمامی خیابانهایی که یک سال پیش با حضور ما سبز شدند ، بار دیگر ندای همبستگی ملی سبز ها را به گوش کودتاچیانی می رساند که هنوز گمان می کنند ، حکومت با ظلم می ماند.

در زیر لیست تمامی خیابانهایی که در هجدهم خرداد ماه سال گذشته سبز شدند را تهیه کرده ایم تا کوشندگان راه سبز امید بار دیگر با حضوری سبز تر از گذشته تمامی دیوارهای شهر را سبز کنند، تمامی خیابانهایی که یک سال پیش میزبان حضور سبز ما بودند لایق آنند که نامی سبز داشته باشند و نام این خیابانها را به نام شهدای سبز راه سبز امید تغییر خواهیم داد تا در همیشه تاریخ این همبستگی ملی در یاد ها ثبت شود.

ندای سبز آزادی از همه سبزهای غیور سراسر کشور دعوت می کند با تغییر نام این خیابانها و نوشتن نام جدید آنان تصاویر و عکس هایشان را برای ندای سبز به آدرس ایمیل irangreenvoice@gmail.com ارسال نمایند.


 


برخی دروغ‌آنلاین‌ها و رسانه‌های وابسته که در یکسال اخیر رکورددار انتشار دروغ شده‌اند و روزانه حداقل سه دروغ را منتشر می‌کنند مدعی زد و خورد بین سید خمینی و مصطفی محمدنجار بعد از نیمه تمام ماندن سخنرانی یادگار امام راحل در مرقد مطهر امام خمینی(ره) شدند.

یکی از نزدیکان حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، گفت:« خبر درگیری و زد و خورد بین یادگار امام راحل و وزیر کشور که نماینده دولت در ستاد برگزاری مراسم ارتحال امام خمینی(ره) بود به شدت تکذیب می‌شود.»

وی خاطر نشان کرد:« ایشان تنها هنگامی که وزیر را می‌بینند با خوشرویی به او می‌گوید آقای نجار! من سید حسن خمینی هستم.»

گفتنی است، برخی رسانه‌های دروغ‌پرداز مدعی شدند که وزیر کشور بعد از سیلی خوردن از سیدحسن خمینی و انصاری در بیمارستان بستری شده است!

شنیده‌ها حاکی است، وزیر کشور که اخیرا بینی خود را برای درمان انحراف، عمل کرده، روز شنبه برای کشیدن بخیه‌ها به بیمارستان مراجعه کرده بود که این مراجعه توسط دروغ‌آنلاین‌ها تعبیر به بستری شدن بر اثر سیلی خوردن از سیدحسن خمینی شد!

یادآور می‌شود نجار اخیرا اقدام به حذف نام «خمینی» از نام خانوادگی سیدحسن خمینی در یکی از مصاحبه‌های خود کرده بود.


 


رييس ستاد کل نيروهای مسلح گفت: اتحاد فتنه‌گران به برکات ۱۴ و ۱۵ خرداد و هوشياری مردم از هم پاشيده است.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، سردار سرلشکر بسيجی سيدحسن فيروزآبادی که در جمع مسوولان ستاد کل و ستاد عمليات روانی سخن می‌گفت، ادامه داد: موسوی که در زندان فضای مجازی ترتيب داده شده از سوی آمريکا، انگليس، رژيم صهيونيستی و ضدانقلاب اسير شده است با گرايش براندازانه نمکدان نظام را شکسته است و به سمت هلاکت می‌رود.

فيروزآبادی عنوان کرد: شيخ اصلاحات نيز در توهم رياست جنبش سبز منزوی شده است. نهضت آزادی هم‌چنان پرچمدار خط آمريکا و محرک جريانات فتنه در داخل کشور است و تلاش دارد به جريان فتنه استمرار بخشد که دست آن‌ها برای سياسيون آگاه و دانشجويان انقلابی رو شده است، در عين حال اصلاح‌طلبان ميانه‌رو به مرور به سمت نظام و خط امام تمايل پيدا کرده‌اند و راهبرد جديد آنان ظاهرا کار در چارچوب نظام است.

رييس ستاد کل نيروهای مسلح گفت: با اين اوصاف هيچ علامتی از بازگشت به اتحاد در ميان آنان ديده نمی‌شود و روحانيون مبارز نيز حرکت در چارچوب نظام را می‌خواهند مشی خود قرار دهند. بنابراين ممکن است رسانه‌های استکباری و بيگانه، اطلاعات نادرستی در مورد اين جريانات منتشر نمايند که مردم و جوانان عزيز نبايستی فريب آن رسانه‌ها را بخورند.

رييس ستاد کل نيروهای مسلح هم‌چنين اظهار کرد: به برکت خون شهدا و تيزبينی ولی فقيه و رهبر انقلاب و هوشياری نخبگان، آينده سياسی موفقی را ان‌شاءالله در پيش خواهيم داشت.


 


روز- فرشته قاضی: هفتمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک، امروز در حالی در دادسرای نظامی تهران برگزار می شود که پدر امیر جوادی فر، یکی از جانباختگان کهریزک در گفتگو با "روز" خبر داده است که به دلیل اعتراض خانواده های جان باختگان به کیفرخواست، قاضی دادگاه دستور تحقیق داده و برگزاری دادگاه را متوقف کرده بود.

علی جوادی فر همچنین خبر میدهد که از قضاتی که دستور انتقال فرزندش به کهریزک را داده اند به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده است. با آقای جوادی فر در حالی گفتگو کرده ام که همچون ماههای گذشته به شدت متاثر است و به راحتی قادر به سخن گفتن نیست.

امیر جوادی فر، دانشجوی مدیریت دانشگاه آزاد قزوین بود. پیکر بی جان این جوان 25 ساله که روز 18 تیر سال گذشته بازداشت شده بود، در حالی به خانواده اش تحویل داده شد که آنها پیش از آن نمی دانستند فرزندشان کجا و در چه شرایطی نگهداری می شود.

پیشتر آقای جوادی فر به "روز" گفته بود که: "روز 18 تیر با من تماس گرفتند و گفتند بچه شما در بیمارستان فیروز گر است و از ما خواستند به این بیمارستان برویم. ما هم رفتیم. در آنجا آثار ضرب و شتم برروی بدن امیر مشخص و تحت مداوا بود. ما از آنجا او را با ماموری که همراهش بود به بیمارستان لاله در شهرک غرب منتقل کردیم. در آنجا فهمیدیم چند جای بدنش شکستگی دارد و تا ظهر روز 19 تیر تحت درمان بود اما ظهراو را مرخص کردند و ما چون مامور همراه او بود مجبور شدیم او را تحویل بدهیم. خودم به اتفاق مامور او را بردم و به پلیس امنیت تهران تحویل دادم تا مساله حل شود و از آن تاریخ هیچ اطلاعی از او نداشتیم و در به در دنبال او می گشتیم اما نتوانستیم هیچ خبری کسب کنیم؛ در لیست زندانیان اوین هم نام پسرم نبود تا اینکه اطلاع دادند بیائید بچه تان را تحویل بگیرید و او را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل گرفتیم".

و اینک از آقای جوادی فر پرسیده ام:

روند برگزاری دادگاه را چگونه می بینید آیا امیدی هست که این دادگاه به نتیجه ای که شما و سایر خانواده های جان باختگان و شاکیان این بازداشتگاه انتظار دارید برسد؟

فعلا نمی توان اظهار نظر کرد چون نتیجه دادگاه هنوز معلوم نیست و حکم صادر نشده است. ما هم صبر میکنیم ببینیم بالاخره به کجا می رسد.

گویا شما به روند دادگاه اعتراض داشتید ممکن است در این مورد توضیح دهید؟

بله ما به قسمت هایی از کیفرخواست اعتراض کردیم و به همین دلیل برگزاری دادگاه متوقف شد یعنی آخرین جلسه در فروردین ماه برگزار و بعد از اعتراض ما متوقف شده بود.

اعتراض شما دقیقا به چه بود؟ آیا این اعتراض فقط از جانب شما بود یا سایر خانواده ها هم اعتراض داشتند؟

ما در واقع به یکسری از موارد اتهامی و یکسری از افرادی که که در کیفرخواست، اسمی از آنها نیست اعتراض کردیم و خواستار حضور و محاکمه آمران در دادگاه نیز شدیم. این اعتراض هم از سوی وکیل ما و هم از سوی وکلای خانواده های محمد کامرانی و محسن روح الامینی صورت گرفت. قاضی دادگاه هم دستور تحقیق مجدد داد و روند برگزاری دادگاه را متوقف کرد. حالا امروز بعد از یک ماه و نیم، جلسه دادگاه برگزار می شود و ما امروز خواهیم فهمید که به اعتراض ما ترتیب اثر داده اند یا نه.

اسم قاضی مرتضوی و سایر قضاتی که دستور انتقال فرزند شما و سایر بچه ها را به کهریزک داده اند در کیفرخواست این دادگاه نیست. آیا اعتراض شما به این موضوع بوده یا...

نه، متاسفانه چون دادگاه غیرعلنی است و مرتب تاکید می شود که اطلاع رسانی از دادگاه جرم است نمی توانیم زیاد حرفی بزنیم. اعتراض ما به بخش هایی از کیفرخواست و نبودن اسامی برخی افراد در کیفرخواست است. ما رسما در دادگاه گفتیم که باید آمران نیز در کنار عاملان محاکمه شوند. در حالیکه در این دادگاه فقط عاملان هستند و اسمی از آمران نیست؛ ما گفتیم فقط اینها را نمی خواهیم باید آمران نیز بیایند و محاکمه شوند و اکنون منتظر جلسه بعدی هستیم که امروز خواهد بود. درباره قضات نیز بله ما اعتراض کرده و گفته ایم که باید به اتهامات آنها نیز رسیدگی شود، اما قاضی دادگاه گفت که به اتهامات آنها در دادسرای انتظامی قضات رسیدگی خواهد شد و این دادگاه فقط مربوط به اتهامات افراد نظامی است. در اصل گفته اند که پرونده دو قسمت دارد که قسمت مربوط به پرسنل ناجا در سازمان قضایی نیروهای مسلح رسیدگی می شود و بخش مربوط به قضات در دادسرای انتظامی قضات خواهد بود اما هنوز نگفته اند دادگاه انها چه زمانی برگزار خواهد شد.

آیا شما در دادسرای انتظامی قضات نیز شکایتی مطرح کرده اید؟

ما در دادسرای کارکنان دولت شکایت کرده و خواهان محاکمه قضاتی که بچه هایمان را به کهریزک فرستاده اند شده ایم و منتظر هستیم که به شکایت مان در آنجا نیز رسیدگی کنند.

چرا دادسرای کارکنان دولت؟

پی گیری کردیم گفتند باید آنجا شکایت کنیم و پرونده الان در شعبه 12 این دادسرا است؛ گویا این دادسرا پرونده به دادسرای انتظامی قضات ارجاع خواهد داد.

در کیفرخواست دادسرای نظامی، متهمان چه کسانی هستند؟

12 نفر از پرسنل نیروی انتظامی با رتبه ها و درجه های مختلف در این دادگاه به عنوان متهم هستند که به اتهامات آنها رسیدگی می شود. اما نمی توانم بیش از این توضیح دهم چون ما را از اطلاع رسانی منع کرده اند.

برخی شایعات از صدور حکم اعدام برای متهمان خبر میدهد آیا این قضیه صحت دارد؟

هنوز حکمی صادر نشده و هنوز دفاع آخر متهمان صورت نگرفته است.

اگر برای متهمان این دادگاه حکم اعدام صادر شود و...

ما خواهان محاکمه آمران هستیم و با اعدام چند نفر که به عبارتی عاملان هستند ما آرامش نخواهیم یافت و در اصل پاسخ درستی به عدالت خواهی ما نخواهد بود. ما میخواهیم عدالت اجرا شود. ما روز اول به سیستم اعتماد کردیم و من فرزندم را خودم بردم تحویل دادم اما بعد... اکنون فقط اجرای عدالت را میخواهیم؛ اگر عدالتی است آمران و عاملان و همه کسانی که دست داشتند را محاکمه کنند، اگر هم عدالتی نیست و مثل روال سابق می خواهند داستان سازی کنند که من به خدا می سپارم و دادم را از خدا میخواهم و...

آقای جوادی فر، سالگرد امیر نزدیک است شما برای این روز مراسمی خواهید داشت؟

بله ما روز 23 تیر که سالگرد امیر است همچون شب سوم او، در پارکینگ منزلمان مراسم خواهیم داشت.

آقای جوادی فر میدانم برای شما بسیار سخت است و پوزش میخواهم باز باعث ناراحتی شما شدم و...

نه دخترم این ناراحتی ماههاست که با ماست؛ هر روز برای ما دقیقا مثل روز اولی است که با شما صحبت کردم و از امیر گفتم. امیر فرزند من بود و داغ فرزند همیشه برای پدر و مادر سخت است و عادی نیست و.... اما ما تحمل میکنیم و در ازای این صبر و تحمل اگر عدالتی باشد و اگر ما اعتقادی به خدا و پیغمبر داریم این صبر به نتیجه می رسد. اگر هم عدالتی نباشد که مسببین را به خدا واگذار کرده ام. مطمئنم که خدا حق ظالمان و کسانی را که به من و مردم و کشور ظلم کرده اند خواهد ستاند. کسی نمی تواند بچه مرا و بچه های دیگر را زنده کند؛ بچه های ما جانشان را در راه مملکت از دست دادند و اگر کمی عدالت وجود داشته باشد آمر و عامل و مسبب را باید با هم محاکمه کنند.


 


در آستانه 22 خرداد سپاه پاسداران کرمانشاه اقدام به احضار دانشجویان و فعالین پیشین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی کرده است.

به گزارش دانشجونیوز، تنها چند روز مانده به سالگرد انتخابات ریاست جمهوری، سپاه پاسداران شهر کرمانشاه فعالین پیشین ستاد انتخاباتی مهندس موسوی و مهدی کروبی را به دفاتر بسیج احضار کرده و با اعمال فشار بر قوه قضائیه تا کنون حکم جلب چندین از فعالین مدنی شهر کرمانشاه را صادر کرده است.

افراد احضار شده در دفاتر پی گیری تهدید به بازداشت شده و بازجویان ضمن نشان دادن حکم قضائی جلب به احضار شدگان، از آنان می خواهند تا برگه ندامتنامه و برائت از موسوی را امضا کنند. در بخشی از این برائت نامه ها چنین آمده است:" پیش از انتخابات فعالیت سیاسی و حمایت ما از میرحسین موسوی به منظور حمایت از انقلاب و ایجاد روحیه و نشاط در مردم بوده است. برای آنکه آنها با شرکت خود در انتخابات از نطام حمایت کنند". همچنین در بخشی دیگری از این ندامتنامه عنوان شده است:" اما هم اکنون از سران فتنه اعلام برائت می کنیم و از آنها می خواهیم تا دیر نشده است به آغوش ولایت و ملت بازگردند".

پیش از این و در زمستان سال گذشته سپاه پاسداران دست به چنین اقدامی زده بود و فعالین سیاسی را بارها به جهت اخذ ندامتنامه به دفاتر پی گیری احضار کرده و تحت فشار قرار داده بود. این اعمال خودسرانه عکس العمل و واکنش برخی مقامات رسمی استان را درپی داشت تا آنجا که وزرات اطلاعات به منظور پایان دادن به این اقدامات، راسا وارد عمل شده و ده نفر از دانشجویان و فعالین مدنی را بازداشت کرد. این دانشجویان پس از گذشت 3 هفته با قرار وقیقه از زندان آزاد شدند.

گفتنی است در پی این اقدامات فراقانونی سپاه پاسداران، فعالین دانشجویی و مدنی این شهر اقدام به مقابله به مثل کرده بودند و با توزیع شبنامه، نوشتن نامه به امام جمعه کرمانشاه، نمایندگان مجلس و وزیر علوم شرایط اسف بار امنیتی و اقدامات فراقانونی برخی نهادهای شبه امنیتی را بازگو کرده بودند.

درهفته های اخیر فشارها به منطور مرعوب ساختن معترضین مجددا افزایش یافته است. تا آنجا که ده ها تن از دانشجویان به کمیته انظباطی احضار شده و بسیاری دیگر به دفاتر پی گیری احضار شده اند. حکم جلب تعدادی نیز صادر شده است که تاکنون خبر بازداشت کامران آسا و بردران مسیبیان مخابره شده است.


 


مسیح علی نژاد-جرس: پروین فهیمی را بسیاری از ایرانیان به نام «مادر سهراب» می شناسند. مادری که پس از راهپیمایی مسالمت آمیز بیست و پنجم خرداد ماه، فرزندش را گم کرده بود و پس از بیست و پنج روز پرس و جوی هر روزه در برابر زندان ها و کلانتری ها و بیمارستان های تهران عاقبت در سی ام خردادماه ۱۳۸۸، خبر را دریافت کرد: سهراب اعرابی کشته شد.

سهراب اعرابی جوان نوزده ساله ای که به گفته مادرش دست هایش را برای یک اعتراض مسالمت آمیز بالا برده بود اما در برگه پزشکی قانونی او گواهی شده است، علاوه بر تیری که به این جوان شلیک شده بود، بازوی او را نیز شکستند.

پروین فهیمی شاید یکی از نخستین مادران داغداری بود که پس از کشته شدن فرزندش سکوت نکرد و مادران شهدای دیگر را نیز مشوق به شکستن سکوت بود. در سی و یکم تیر ماه سال گذشته، وی تنها چند روز پس از خاکسپاری سهراب اعرابی به همراه جمعی از زنان عضو کمپین یک میلیون امضاء ، علی رغم فضای کاملا امنیتی، به دیدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند و آنجا بود که مادر ندا آقا سلطان نیز چهل روز پس از کشته شدن دختر بیست و هشت ساله اش لب به سخن گشود و این شاید پیوند نخست مادران کشته شدگان انتخابات بود که ناگفته هایشان را به صورت جدی تر در رسانه ها منعکس می ساخت.

در سالی که گذشت، از میان ده ها کشته انتخابات شاید نام ندا و سهراب بیش از سایرین بر زبان ها بود و حتی تمبر یادبود سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان در ژاپن و هلند نیز منتشر شده است.

جرس با پروین اعرابی، در آستانه سالگرد شهادت سهراب اعرابی، گفتگویی پیرامون رنج یک ساله مادران داغدار ،پیگیری ها، بیم ها، امیدها و نگرانی هایش در مورد شهدای گمنام انجام داده است که در پی می آید:

خانم فهیمی، تنها هشت روز دیگر باقی مانده است به سالگرد روزی که گفته می شود سهراب در میدان آزادی تیر خورده است، این روزها در آستانه 22 خرداد به خانواده برخی از کشته شدگان تذکر داده اند که مراسم سالگرد و یادبود برای شهدا برگزار نکنند، برخی ها هم از مصاحبه منع شده اند، شما چه چطور؟

یک بار به خانه من آمده اند و تذکر دادند که نباید در خانه ما هیچ تجمعی صورت بگیرد. اما برگزاری مراسم سالگرد حق یک مادر است و هیچ کسی نمی تواند این حق را از ما بگیرد. من ۲۵ خرداد به بهشت زهرا می روم تا در کنار سهراب باشم. بیست و دوم تیرماه هم سالگرد به خاک سپاری سهراب است و ما باید به بهشت زهرا برویم. سهراب را کشتند و کسی نمی تواند منکر این شهادت شود، جای او هم بهشت زهرا هست پس کسی هم نمی تواند جلوی ما را بگیرد که پیش بچه هایمان نرویم. فقط می توانم ابراز امیدواری کنم که ۲۵ خرداد شاهد انبوه نیروهای امنیتی در بهشت زهرا نباشیم. .

در تمام این یک سال، آیا دولت ایران سراغی از شما گرفت؟

همان روزهای اول از استانداری و هلال احمر آمدند و بعد همه چیز تمام شد، در حالی که من هیچ هراسی از اینکه کسی به خانه ام بیاید نداشتم و می خواستم حرف ها و ناگفته هایم را به هر مسوولی بگویم تا شاید قاتل فرزندم را پیدا کنم. آنها حتی وسایل سهراب را هم به من تحویل ندادند، بالاخره برای یک مادر تمام وسایل فرزندش ارزشمند است، مگر چقدر کار داشت که بگویند حداقل وسایلش را به ما برگردانند که هر وسیله سهراب به اندازه یک دنیا برای من می ارزد؟

مثلا چه وسایلی؟

سهراب وسایل زیادی نداشت، اما همان عینکش، دو انگشتر که یکی عقیق بود، یادگار مادربزرگش و یکی هم یادگار پدرش بود، مدال فرورتیش با یک زنجیر در گردن اش و یک دستبند سبز. این همه چیزهایی بود که می توانست دل یک مادر را آرام کند. ولی همان را هم نتوانستیم پس بگیریم، شاید برای آنها بی ارزش باشد اما برای یک مادر همه چیز است. معلوم است وقتی جواب همین درخواست های ساده را نمی دهند، پرونده کشته شدن را هم پاسخگو نخواهند بود. به ما حتی قول پیگیری هم نداده اند. تازه من دنبال قصاص قاتل هم نبودم، همه خواسته من، معرفی و محاکمه یک قاتل بود تا به عنوان یک مادر به او بگویم، پسر من و باقی جوان هایی که کشته شدند، دشمن شما نبودند، دشمن این مملکت هم نبودند، می خواستم از قاتل فرزندم بپرسم به دستور چه کسی دلش رضا داد که هم وطن اش را بکشد.

و شما همه این حرف ها را بعدها به رسانه ها گفتید، آیا از رسانه ملی ایران و از رسانه های دولتی هم کسی سراغ تان آمد تا حرف های شما را بشنود؟

از صدا و سیما برای یک مصاحبه به خانه ما آمدند، من فقط یک درخواست ساده از آنها کردم، گفتم به شرط آنکه همه گفته های یک مادر را پخش کنند، حاضرم بنشینم و هر آنچه بر من گذشت را برایشان بازگو کنم. چه بهتر که آدم با رسانه های رسمی کشور خودش از ظلمی که به یک شهروند رفته است حرف بزند، اما آنها نخواستند و رفتند، از پرس تی وی آمده بودند و من فقط خواستم مرا سانسور نکنند چون به عنوان یک مادر فقط می خواستم از حق خودم برای پیگیری پرونده کشته شدن سهراب بگویم. به آنها گفتم فایده ندارد که مدام برنامه بسازیم و بگوییم یک عده اغتشاشگر بچه های ما را کشتند، بیایید تا ما برایتان بگوییم چه کسانی بچه های مرا درخیابان و یا در کهریزک کشته اند، من یک انسان هستم، در ایران زندگی می کنم و این حق قانونی من است که با رسانه ملی کشور خودم در مورد آنچه بر پسرم گذشت حرف بزنم و هیچ حرف سیاسی هم ندارم. حاضر نشدند بنشینند پای درد دل های یک مادر تا حداقل برایشان بگوید سهراب چگونه تیر خورد و من چگونه بیست و پنج روز به هوای اینکه بچه ام هنوز زنده است همه جا را گشتم .

پزشکی قانونی هم تیرخوردن سهراب را تایید کرده بود، وقتی برگه پزشکی قانونی را دیدید...

در برگه پزشکی قانونی نوشته بودند، تیر به سمت بازوی سهراب اصابت کرد و از زیر قلب وارد ریه شده. بازوی سهراب را شکستند. نمی دانم چه کسانی و اصلا چطوری. قلبم درد می گیرد وقتی یاد آن روزها می افتم که تمام بدنم بی جان شده بود و هیچ کسی نبود حتی جواب نامه های ما را بدهد که این بچه را کجا بردند و چرا کشتند، برای یک اعتراض؟ سهراب خلافی نکرد ه بود و سزاور مرگ نبود، من حتی برای بچه های کسی که به سمت بچه من شلیک کرده اند هم نمی توانم مرگ بخواهم آنها چطور دلشان آمد دست های خالی پسرم را ببینند و بعد شلیک کنند و بازوی شکسته او را تحویل ما بدهند، به خدا قسم من حتی یک سیلی هم نمی توانم به صورت قاتل پسرم بزنم .

خیلی از جوانان دچار خشم هستند از کسانی که سهراب و دیگران را کشته اند و در طول این یک سال پاسخگو هم نبوده اند؟

می دانم شهدای گمنام دیگری هستند که شاید ما حتی نام آنها را هم نشنیده باشیم. هیچ آمار دقیقی از تعداد کسانی که بعد از انتخابات کشته شدند در دست نیست. بهشت زهرا شده است بهشت جوانان اما من به عنوان یک مادر حتی حس انتقام جویی هم ندارم، از اعدام و قصاص بیزارم چون دردی را دوا نمی کند، دار زدن و انتقام گرفتن از قاتل، برای من، سهراب نمی شود همه دلخوشی و امید من این است که حس هم وطن کشی یک جایی تمام شود نه آنکه خودم همان کاری را بکنم که آنها با بچه های ما کرده اند. همیشه یک اقلیت ناچیز وجود دارند که می توانند آدم ها را بکشند و این اقلیت از عقل محروم هستند، آدم به روی انسانی که عقل ندارد و از روی حماقت آدم می کشد، گلوله نمی کشد.

پس با همین استدلال درست در آستانه سالگرد کشته شدن سهراب، از خون فرزندتان به بهای آزادی زندانیان سیاسی گذشتید؟

بله، چون اولا برای من بخشش شیرین تر از انتقام است. اگر چه می دانم طرف مقابل هم باید فهم این بخشش را داشته باشد و در ثانی فکر می کنم، حالا که سهراب من بر نمی گردد شاید باید کاری برای بچه های دیگرم که در زندان هستند انجام دهم. برای همین گفتم حاضرم از خون فرزندم بگذرم به شرطی که زندانیان سیاسی را آزاد کنند. همه آنها یکی هستند مثل سهراب. من با خون سهراب معامله کردم، یک معامله انسانی واگر زبان انسانیت برایشان آشنا باشد باید جواب دهند وقتی یک مادر از خون جوان از دست رفته اش برای آزادی صدها جوان دیگر می گذرد، چرا آنها مقاومت می کنند؟

فکر نمی کنید کسانی که حتی سید حسن خمینی را به دلیل دیدار با زندانیان سیاسی سرزنش می کنند و می گویند؛ دیدار او با اغتشاشگران آزاد شده جرم است، شما را هم متهم به دفاع از اغتشاشگران در زندان کنند؟

واقعیت این است که اغتشاشگر معنی نمی دهد، مگر می شود یکدفعه بگوییم این همه مردم اغتشاشگر هستند؟ اینها همه فرزندان همین کشور هستند و با اغتشاشگر خواندن آنها مشکل اصلی سرجای خودش باقی می ماند.

شما در شورای شهر تهران گزارشی در مورد وضعیت پرونده کشته شدن سهراب ارائه داده بودید، نتیجه چه شد و آیا از طریق مجلس هم پیگیری بوده اید؟

هیچ کس در مملکت پاسخگو نیست. درد من این است که مجلس هم مثلا باید خانه ملت باشد و نماینده هایش باید داد ما را بزنند ولی هرگز اینطور نبوده، در همان بیست و پنج روز که به هر دری می زدم تا سهراب را پیدا کنم به مجلس هم رفتم، به نماینده های مجلس می گفتم بچه خودتان اگر گم می شد چه می کردید؟ آنقدر جواب مرا ندادند تا بچه من یخ زد، جنازه یخ زده سهراب را تحویل من دادند. ظاهرا ما هیچ جایی در این مملکت نداریم که برویم. ما مردم صبوری هستیم و تحمل ما هم زیاد است. انگار هنوز باور نکرده اند که قدرت را با خودشان نمی توانند ببرند آن دنیا، آدم فقط یک کفن را می تواند با خودش ببرد، پسر جوان من و جوان های دیگر هم با یک کفن رفتند با این تفاوت که بچه های ما با یک کفن خون آلود می روند و دل هایشان پاک است.

موقع خاکسپاری سهراب فیلمی از شما منتشر شد که فریاد می زدید سکوت نخواهید کرد، به خاطر می آورید آن روز را؟

بدترین روز زندگی ام یکی آن روز بود که فهمیدم سهراب کشته شد و دومی زمان خاک سپاری اش بود. من چهار تا بچه دارم، وقتی سهراب را کشتند، برای من انگار یک چهارم قلبم از جا کنده شد و با تابوت سهراب رفت ولی سکوت و بغضم همان روزی شکست که عکس سهراب را در میان عکس های کشته شدگان شناسایی کردیم.

ظاهرا برادر سهراب، عکس را شناسایی کرد و خبر کشته شدن را به شما داده بود، درست است؟

بله بیست تیر به اتفاق پسرم سیامک رفته بودیم آگاهی شاپور چون من پیگیری هایم در زندان ها و بیمارستان و خیابان ها و هیچ جا جواب نداد، پرونده مفقودی برای سهراب تشکیل دادیم، گفتند بیایید عکس کسانی که کشته شده اند را ببینید و شناسایی کنید که آیا سهراب یکی از آنهاست یا نه. دفعه اول که دیدم سهراب میان آنها نبود و من دیگه طاقت نداشتم بار دوم بروم عکس بچه های مردم را که کشته شده اند ببینم، گفتم پسرم می آید اینکار را می کند. سیامک رفت، تا دوساعت نیامد، نگرانش بودم، من مدام توی ساختمان ها دنبالش می گشتم ولی از دور دیدم سیامک پشت یک دیواری قایم شده است. با آنکه دلم آن روز دگرگون بود و یک حسی به من می گفت یک اتفاقی افتاده اما آن لحظه نفهمیدم چرا سیامک پشت دیوار قایم شده، جلو رفتم و گفتم سیامک چی شد، رنگ به صورت سیامک نبود، از یاد آوری صورت ترس خورده و بی رنگ سیامک تمام تنم می لرزد، گفت؛ مادر، سهراب را کشتند، من از آن لحظه به بعد هیچ نفهمیدم.

ببخشید که شما را مجبور به بازگو کردن یک ماجرای دردناک کرده ام ولی آیا خودتان هم موفق به دیدن عکس سهراب و یا پیکرش شدید؟

من نمی توانستم ببینم، طاقت نداشتم. فقط یادم هست همان روز به زور مرا می بردند پشت مانیتور و می گفتند چون شاکی پرونده خود شما هستید باید خودت هم عکس را ببینی و تایید کنی وگرنه با تایید پسر شما نمی توانیم جنازه را تحویل بدهیم. هر چه می گفتم من دل دیدن عکس سهراب را ندارم و می دانم سیامک دروغ نمی گوید اما رضایت ندادند، پاهایم را روی زمین می کشیدند و من نا نداشتم حرکت کنم، من همسرم را سال هشتاد و شش از دست داده بودم و رنج دیده بودم اما پدر سهراب مریض بود. حالا که یک بچه بی پدر را کشته بودند...خدایا بدترین و سخت ترین لحظه زندگی ام بود زمانی که ناگهان صورت مهربان سهراب را در مانیتور اداره آگاهی دیدم، به زمین و زمان فحش دادم. در اولین عکس از گلو به بالا را فقط نشانم دادند، جای تیر خوردن را نشانم ندادند. صورتش حالت خواب سهراب بود. آرام بود... مگر این تصویر از جلوی ذهنم می رود...

آخرین باری که سهراب را دیدید کی بود؟

بیست و پنج خرداد بعد از راهپیمایی مسالمت آمیز از من خداحافظی کرد و به سمت انقلاب رفت. ولی من همان روزهایی که دنبالش می گشتم، همان روزهایی که اخبار مربوط به شکنجه ها را هم می شنیدم، یک بار سهراب را در خواب دیدم. دندان هایش را ریز ریز کرده بودند. این خواب، آرام و قرارم را از من گرفته بود، در همان خواب مدام از سهراب می پرسیدم شکنجه شدی؟ دندان هایت چرا ریز ریز شده؟ در گوشم گفت: اشکالی نداره. ولی من باز سوال می کردم و سهراب خم شد و درگوش دیگرم با یک لحنی که مرا آرام کند، گفت: می گم اشکالی نداره مامان. وقتی عکس سهراب را در مانیتور دیدم فقط می خواستم ببینم دندان های پسرم را خرد خرد کردند، می خواستم ببینم شکنجه اش کردند... نگذاشتند در غسالخانه بروم و بچه ام را ببینم...

خرداد برای سهراب ماه شلوغ و پر هیجانی بود، چون عکس ها و فیلم های زیادی از او در کمپین های انتخاباتی و راهپیمایی های بعد از انتخابات منتشر شده است که شما هم در آن عکس ها با سهراب همراه می شدید، خرداد امسال چه حالی دارید؟

خرداد، برای سهراب انگار ماه اضطراب بود، هم باید برای دانشگاه خودش را آماده می کرد و هم برای آینده کشور .نگرانی داشت، همان عکسی که شال سبز به گردن دارد و من هم با عکس آقای موسوی کنارش نشسته ام خود گویای همه چیز است، سهراب چند روز قبل از کشته شدن اش اصلا غذا نمی خورد، لب به هیچ چیزی نمی زد و مدام می گفت من نگران آینده هستم، یعنی چه اتفاقی می خواهد برای کشور بیافتد.

پس سهراب با آنکه فقط نوزده سال داشت، به مسایل سیاسی هم توجه می کرد؟

سهراب مثل خیلی از جوان های دیگر این مملکت قلبش برای کشورش می زد، بی قرار آینده بود، اهل روزنامه خواندن بود، آرزو داشت خبرنگار شود، دلم می خواهد دفتر خاطراتش را به شما نشان دهم ببینید چقدر دردناک است که پسر من در دفتر خودش اسم چند روزنامه نگار ایرانی را به عنوان خبرنگاران مورد علاقه اش نوشته بود و حالا خوشحالی من به عنوان یک مادر این است که دارم با روزنامه نگارانی که سهراب اسم شان را در دفترش نوشته بود، صحبت می کنم. دلم می خواهد ایران آنقدر آباد و آزاد شود که برای همه فرزندانش جا داشته باشد نه کسی را بکشند و نه کسی را مجبور کنند از خانه خودش بیرون برود، می دانم گریه و زاری کردن از مادر رها نمی شود اما اینها برای من فرزند نمی شود، دلم می خواهد فرزندان دیگرم آزاد باشند

با سپاس از شما که وقت تان را در اختیار جرس قرار دادید.


 


وزیر ارشاد دولت پیشین محمود احمدی نژاد، هتک حرمت و اهانت لباس شخصی ها به سید حسن خمینی در جریان مراسم سالگرد درگذشت رهبر فقید جمهوری اسلامی را، موجه دانسته و آنرا نتیجۀ "خطای" سید حسن خمینی در همراهی و حمایت از "سران فتنه" ذکر کرد.

به گزارش فارس، محمد حسین صفار هرندی، در برنامه شامگاه یکشنبه (١۶ خرداد) «دیروز، امروز، فردا»، که با یک روز تاخیر از شبکه سوم سیما پخش شد، پیرامون اختلال و قطع سخنرانی سید حسن خمینی در روز ١۴ خرداد توسط لباس شخصی هایی که علیه رهبران جنبش سبز و در حمایت از رهبری و محمود احمدی نژاد شعار می دادند، گفت "همۀ ملت، فرزندان و وابستگان امام را دوست دارند و به احترام ایشان آنها را احترام می‌كنند اما اگر افرادی از بستگان امام كار خطایی انجام دهند این احترام دیگر صرفا به صورت صوری و ظاهری خواهد بود. "

صفار هرندی در ادامه سخنان خود، با قیاسی مع الفارق و بدون اشاره به حضور حسن خمینی در جبهۀ مطالبات مردمی، خاطرنشان کرد "امام خمینی در یك سخنرانی فرموده بودند حتی اگر از احمد من هم خطایی سر زد باید با او برخورد شود و این مطلب را بارها فرمودند. "

بسیاری از كودتا‌چیان دنیا خود را انقلابی می‌دانند

صفار هرندی در برنامۀ شامگاه یکشنبۀ «دیروز، امروز، فردا»، با دستاویز قرار دادنِ حمایت از رهبر فقید جمهوری اسلامی، ابتدا خاطرنشان کرد "یكی از مهمترین كارهای امام این بود كه به مردم زمانه خود یاد دادند كه چگونه می‌توان خود را تغییر داد.

وی ادامه داد: بسیاری از كودتا‌چیانِ دنیا خود را انقلابی می‌دانند؛ اما در ایران كسی كه روح انقلاب و امام را در سال ۵۷ درك كرده باشد و همپای اتفاقات آن بتواند حركت كند فردی انقلابی شناخته می‌شود.

در صدر اسلام افرادی به پیامبر ایمان نداشتند اما تسلیم ایشان شدند

وزیر سابق ارشاد با بیان اینکه "در صدر اسلام افرادی به پیامبر ایمان نداشتند، اما تسلیم ایشان شدند"، گفت: "در انقلاب اسلامی هم خیلی‌ها به امام خمینی ایمان نیاورده و چون شاگرد امام بودند با ایشان مخالفت نكرده و مطالبی را كه امام بیان می‌فرمود را قبول نداشته اما جرات ابراز وجود نداشتند. "

همکار سابق روزنامه کیهان در توضیح سخن خود ادامه داد "انقلابی‌نما منافقی است كه تابلوی انقلابی بودن را سر دست گرفته اما هرگز با روح انقلاب همراهی ندارد و گروهی نیز، از آن سیلی‌هایی كه امام به آدم‌های منحرف و منافق صفت می‌زد هراس داشته و احساس می‌كردند اگر دست خود را رو كنند خیلی زود طرد می‌شوند. عده‌ای هم انقلاب را پذیرفتند و در دوره‌ای نیز آن را همراهی كردند، اما چون انقلاب در وجودشان مستقر نشد متزلزل شده و همیشه مانند درخت‌هایی هستند كه ریشه‌ در خاك نداشته و با یك تند‌باد خواهند شكست. "

دولت سازندگی مردم را به تجمل گرایی رهنمون داد

وزیر سابق ارشاد برای بار دوم طی روزهای اخیر، مجددا به هاشمی رفسنجانی حمله کرده و با ادعای اینکه "وی در دهه شصت طی خطبه نماز جمعه مردم را به تجمل گرایی دعوت كرد"، ادعا کرد "خطیب جمعه می‌گفت چرا از چیزی كه خدا برای شما حلال كرده استفاده نمی‌كنید؟ بروید و مانور تجمل راه بیندازید. "

صفارهرندی در مقام حمله به دولت سازندگی، مسئله "فرهنگ" را مورد بهانه قرار داده و مدعی شد "از جمله كارهای فرهنگی دولت سازندگی، عملكرد عطا الله مهاجرانی به عنوان معاون پارلمانی و حقوقی رئیس جمهور این بود كه چهره‌های فرهنگی فرار كرده از كشور و خیانت كرده به مردم را به كشور بازگرداند. "

وی در همین خصوص ادعا کرد: افرادی فیلم‌های توهین آمیزی درباره امام ساخته بودند و در ماجرای سلمان رشدی بر علیه ایشان بیانیه دادند؛ اما مهاجرانی آنها را با عزت و احترام به كشور بر‌می‌گرداند و حتی برای استقبال به فرودگاه ‌رفت. "

حلقه كیان كانون اصلی دوم خردادی‌ها

وزیر ارشاد دولت نهم با ادعای اینکه "چپ‌های دهه شصت در دهه هفتاد تجزیه شده و به چندین شاخه و فرقه تبدیل شدند"، نشریۀ روشنفکری دینی «کیان» و دست اندرکاران آن را مورد حمله قرار داده و گفت: "حلقه كیان كانون اصلی تجمع كسانی بود كه ماجرای دوم خرداد ۷۶ را هدایت می‌كردند. "

نحوه انتخاب رهبری

وی با اشاره به انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان جانشین آیت الله خمینی، توسط مجلس خبرگان، برخی از اعضایِ وقتِ آن مجلس را مورد حمله قرار داده و بدون ذکر نام گفت "همه افرد حاضر در آن جلسه خاطراتی دارند كه مایل به بیان آن نیستند اما یكی از آنها بیان می‌كند، موقع دادن رای وقتی خواستم قیام كنم دیدم عبایم كشیده می‌شود ابتدا فكر كردم به صندلی گیر كرده اما برگشتم دیدم پشت سری من عبایم را گرفته و می‌گوید بلند نشو، كسی كه به رای خود قانع نشده و می‌خواهد دیگران را همراه خود كند همان كسی است كه در سال گذشته در جریان اغتشاشات می‌گوید خیابان‌ها را شلوغ كنید تا از این رهبری باج گرفته و بر سر حكومت چانه زنی كنیم. "

امرش مطاع است

این چهره نزدیک به مقامات امنیتی، در دفاع از لزوم تبعیت محض از ولی فقیه، مدعی شد که آیت الله خمینی، رهبر فقید جمهوری اسلامی، آقای خامنه ای را برای رهبری توصیه کرده بود و ادامه داد "مردی كه توسط قانون و به توصیه امام خمینی به رهبری انتخاب شده، امرش مطاع است و حتی اگر كسی در دل همراه نباشد باید به خاطر منافع عمومی دستورات ایشان را بپذیرد."

گفتنی است برنامه موسوم به «دیروز، امروز، فردا»، قرار بود شنبه شب(١۵ خرداد) با حضور حسین صفارهرندی از شبكه سوم سیما به روی آنتن برود، که ناگهان به دلیل آنچه "نقص فنی" عنوان شد، پخش نگردید و با یک روز تاخیر، درحالی پخش شد که مجری اصولگرای آن (وحید یامین‌پور)، از اظهارنظر درباره علت عدم پخش این برنامه خودداری كرد. محافل خبری از توقف قریب الوقوع این برنامه خبر داده اند.


 


حدود 1 سال پیش و بعد از آن اتفاقاتی رخ داد که در روند زندگی ، امید به آینده ، سرنوشت و نیز احساسات مردم ایران تاثیر فراوانی گذاشت به طوری که به جرات می توان گفت مردم ایران در طول سالی که گذشت کمتر روزی را داشتند که در غم میهن و هم میهنان و در حسرت آرزو هایی که بر باد رفته می دیدند نباشند. این معلول علاقه ی شدید ایرانیان به ایران و نظام جمهوری اسلامی است که بارها در سالیان پیش نشان داده بودند و در 22 خرداد سال گذشته با تمام وجود و بر پایه قوانین نظام جمهوری که خود 30 سال پیش به آن مهر تایید زده بودند که هر ملتی باید سرنوشتش را خود تعیین کنند به صحنه آمدند تا یکبار دیگر حمایت کنند از نظام و رهبری و تعیین کنند سرنوشت 4 سال آینده ی کشور اسلامیشان را. چرا که خود را در پیامد 4 سال گذشته ی کشور مقصر می دیدند.
22 خرداد 88 مردم ایران با امید به این آرمان ها آن حماسه بزرگ را با حضور خود رقم زدند ؛ اما چه باید گفت که شاعبه ی بزرگ تقلب در انتخابات به وجود آمد و در ادامه سیاه ترین روزها را برای مردم رقم زد و مادران این مرز و بوم را به عزای فرزندانشان نشاند. برخی از دلسوزان نظام حتی قبل از انتخابات ( زمانی که بی اخلاقی های انتخاباتی از صدا و سیما پخش شد) این روز های تلخ را پیش بینی می کردند و بیم آن را داده بودند. نامه سر گشاده آیت الله هاشمی خطاب به رهبری که از ایشان خواسته بودند برای حل مشکلات وارد عمل شوند گواهی است بر این ادعا . ایشان در ادامه نامه آورده بودند: سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل!
اما شاید هیچ کس این روز ها را بدین تلخی و سیاهی پیش بینی نمیکرد ؛ روز های تلخی که ده ها تن از جوانان میهنمان بدست هم میهنانشان به خاک و خون کشیده شدند . نیروهای امنیتی که سلاح بدست داشتند تا در مقابل دشمنان بایستند ، هم میهنان خود را به گلوله بستند. نیروهای خود سر و لباس شخصي با چوب و کابل و باطوم و گازهای اشک آور! به جان کسانی افتادند که فقط آمده بودند بگویند رای من کجاست؟ آنها نه تنها تحمل تجمع سكوت مخالفان خود را نداشتند بلكه فجايعي مانند جنايات انجام يافته در بازداشتگاه كهريزك را به وجود آوردند که البته با تدبیر رهبری درب آن جنایتگاه مخوف بسته شد. در این باب گفتنی بسیار است و لیکن...
پس از انتخابات، دانشگاه نیز از هجمه بنیادگرایان و تندروهای حاکمیت در امان نماند و شاهد حمله به کوی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه های کشور بودیم . این حملات تنها بدین جا ختم نشد و در سالی که گذشت دانشجویان اکثر دانشگاه های کشور نیز با احکام سنگین کمیته های انضباطی محکوم شدند که دانشجویان دانشگاه تبریز ، شهید بهشتی ، امیر کبیر و .. مشتی از این خروارند.
آری دوستان در مملکتی که قرار بود در آن حتی مارکسیست هم در ابراز عقیده خود آزاد باشند ؛ ديگر سخنان نوه امام هم تحمل نكردند . آناني كه براي رئيس دولتشان تكبير مي كشيدند بي شرمانه با شعار هاي مكرر "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضد ولايت فقيه" مانع از سخنراني يادگار امام شدند.
اما آنچه موجب شعف است بیداری بیش از پیش مردم است. مردمی که حقوق خود را شناخته اند و در چارچوب قانون برای بدست آوردن آزادی و حقوق انسانی خود به مبارزه خود ادامه میدهند. بزرگترین اثبات برای این ادعا 25 خرداد سال پیش است که آن جمعیت عظیم در تهران ، تبریز ، مشهد ، اصفهان ، شیراز و ... تظاهرات اعتراضی بر پا کردند و این پیام را به تمام انحصار طلبان رساندند که اگر نظام ما جمهوری است نباید از آنچه مردم میخواهند خارج شوید و اگر اسلامی است نباید از منش اسلامی عدول کنید.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز به عنوان تشکلی با منش اصلاحی و دلسوز نظام خطاب به حاکمیت اعلام میدارد؛ قانون گریزی ،تفسیر قانون به نفع خود، خشونت گرایی ، عوام فریبی و ... را دور افکنده و به آرمانهایی که مردم برای آنها انقلاب کرده بودند باز گردند که تاریخ نشان داده که هر کس جز خواست اکثریت عمل کرده یا دیکتاتوری پیشه کرده است مورد قهر و غضب مردم واقع گردیده و محکوم به زوال شده است.
ما فرزندان انقلاب اعلام میداریم از هیچ عملی از سوی دولتمردان که منجر به بی اعتمادی مردم به نظام و در نتیجه ضعف آن شود گذشت نکرده و به آن پاسخ کوبنده خواهیم داد.
انجمن اسلامی به دانشجویان و همه مردم ایران این نوید را میدهد این روز های سیاه زودگذر است و آزادی و ارزش های انسانی با همت و استقامت ما وشما در آینده ای نزدیک قابل حصول است ؛ به شرطی آنکه همگی به قانون تاکید کنیم و از کوچکترین حق قانونی خود چشم نپوشیم.

بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
17/3/1389


 


دادستان عمومی و انقلاب تهران در ادامه ملاقات هفتگی خود با خانواده‌های زندانیان، امروز ـ‌دوشنبه‌ـ با جمع دیگری از آنها دیدار کرد.
عباس جعفری دولت‌آبادی، در این دیدار خانواده‌ها درخواست‌های خود را با دادستان در میان گذاشتند و وی در هر مورد دستور بررسی و رسیدگی صادر کرد.
دولت‌آبادی همچنین یکشنبه با حضور در زندان اوین با تعدادی از زندانیان از جمله محسن آرمین، محمدرضا رجبی، محمد طاهری‌قزوینی و مجید دری ملاقات کرد.
در این دیدارها، زندانیان یاد شده مسایل و خواسته‌های خود را به‌طور مستقیم با دادستان در میان گذاشتند.
همچنین با موافقت دادستان تهران، مرخصی فیض‌الله عرب‌سرخی تمدید شد


 


شکور اکبرنژاد در گفتگو با خبرنگار آفتاب در خصوص اعلام نرخ تورم از سوی بانک مرکزی اظهارداشت: رقم ۹/۹ نرخ تورم آن چیزی نیست که مردم لمس می کنند.
وی افزود: در جامعه ای زندگی می کنیم که میلیون ها نفر در آن زندگی می کنند و گوشت را با قیمت بالای ۱۵ هزار تومان خریداری می کنند با این اوصاف چگونه نرخ تورم نسبت به سال گذشته کاهش داشته که مردم متوجه آن نمی شوند و فقط مسئولان از آن خبر دارند.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تصریح کرد: بانک مرکزی با روشهایی به این ارقام می رسد که مبنای آن برای ما که نمایندگان مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی هستیم روشن نیست چه برسد برای مردم که اجناس روزمره خود را هر روز گران تر از روز گذشته خریداری می کنند.
نماینده تبریز یادآور شد: ئمجلس نمی تواند در قبال این آمار و ارقام سکوت کند و باید نظارت خود را قوی تر کند اینکه این اعداد و ارقام در آستانه هدفمند کردن یارانه ها که خود موجب افزایش تورم در جامعه می شود، مطرح می گردد بی حکمت نیست و لازم است رئیس بانک مرکزی در این خصوص پاسخگوی کمیسیون اقتصادی و مردم باشد که چگونه به این ارقام می رسند که برای ما هم که نماینده ملت هستیم قابل لمس نیست.
اکبرنژاد خاطرنشان کرد: معتقدم این اعداد و ارقام درست نیست زیرا مبنای محاسبه آن درست نیست علت هم این است که با واقعیت جامعه نمی خواند .
وی تاکید کرد: شاید بیان این آمار حاکی از نگرانی دولت در اجرای هدفمند کردن یارانه ها باشد که در آن صورت ما تورم دو برابری را شاهد خواهیم بود بنابراین بانک مرکزی این آمار را اعلام می کند که در صورت اجرای هدفمند کردن یارانه ها با افزایش چند درصد دیگر به این ۹ درصد نشان دهد ما تورم غیر قابل انتظاری نداریم.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته