-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
«کیهان کلهر» در سال ۱۳۴۲ شمسی در کرمانشاه بهدنیا آمد. او که از خانوادهای کـرد و اهل موسیقی است از پنجسالگی موسیقی را به صورت آماتور آغاز کرد. از هفتسالگی به صورت کلاسیک و جدی آن را پیگیری کرد. با توجه به پشتکار و علاقهی فراوانی که به موسیقی از خود نشان داد، توانست با وجود سن کم از دوازدهسالگی آن را به صورت حرفهای آغاز کند و در سیزدهسالگی با ارکستر رادیو و تلویزیون کرمانشاه همکاری کند.
بخش اول
کلهر بهجز نوازندگی کمانچه، در نواختن سازهای دیگری از جمله سهتار تبحر و توانایی دارد. در هفدهسالگی به کشور ایتالیا رفته و سپس برای ادامهی تحصیل در رشتهی موسیقی به کانادا مهاجرت میکند. در رشتهی آهنگسازی از دانشگاه «کارلتن اتاوا» فارغالتحصیل میشود و با ظرایف و فنون موسیقی غربی هم آشنایی پیدا میکند. این آشنایی سبب میشود تا بعدها بتواند آثار ماندگاری از جمله آلبومهای « غزل ۱ و ۲ و ۳ و ۴ »، « تا بیکران دوردست » و «شبهای فیروزهای نیشابور» و… را با هنرمندان معتبر موسیقی جهان خلق کند.
کلهر مدت کوتاهی با گروه شیدا در مرکز هنری « چاووش » همکاری میکند. همچنین به عنوان نوازندهی کمانچه و سهتار با گروه دستان همکاری کرده و آثار باارزشی هم با آنها خلق میکند.
کلهر از معدود هنرمندان موسیقی است که برای معرفی و شناساندن موسیقی متعالی ایرانی با نوازندگان و آهنگسازان بهنام خارجی همکاری کرده است.
از جمله میتوان به نوازندهی مطرح سیتار، « شجاعت حسینخان » اشاره کرد که حاصل این همکاریها آلبومهای « غزل ۱ و ۲ و ۳ و ۴(باران) » است. همکاری با هنرمند ترک « اردال ارزنجان »، نوازندهی مطرح باقلاما، که ثمرهی این همکاری کنسرتهایی در مناطق مختلف جهان و آلبومی به نام «تا بیکران دوردست» است. او هم چنین با یویوما، کوارتت کرونوس و ارکستر فیلارمونیک نیویورک همکاری نزدیک داشته است.
کیهان کلهر در ایران با آلبوم «شب سکوت کویر» با صدای استاد محمدرضا شجریان برای اهالی موسیقی و مردم، بهعنوان آهنگساز و نوازندهای چیرهدست معرفی شد و در ادامه همکاری خود را با ایشان، استاد حسین علیزاده و همایون شجریان آغاز کرد. نتیجهی این همکاریها، کنسرتهای متعدد در آمریکا، اروپا و دیگر نقاط مختلف جهان بود. همچنین کلهر بعد از سالها انتظار مردم ایران، بههمراه استاد شجریان و گروهش برای یاریرساندن به مردم زلزلهزدهی بم، در دیماه ۱۳۸۲ «همنوا با بم» را به روی صحنه آوردند. ماحصل این تلاشها آلبومهای جاودانهی «زمستان است»، «بیتو بهسر نمیشود» و «فریاد» است که جملگی در موسیقی اصیل ایرانی میدرخشند.
در میان آثار منتشرشده از سوی کلهر، دو اثر متفاوت نیز جلب توجه میکنند. از این جهت که او در آلبومهای «سفر به دیگر سو» و «شب سکوت کویر» بهعنوان نوازندهی سهتار هم هنرنمایی کرده است و این از تواناییهای اوست.
کیهان کلهر معتقد است: «کسانی شاخص و مطرحاند که یک فکر یا ذهنیتی پشت کارشان است. همیشه دوست داشتهام که خودم را نسبت به زمینههای دیگر هنری هم تا اندازهای مطلع نگهدارم و معتقدم یکی از اشکالاتی که هنرمندان ما دارند، این است که در زمینهی هنر خودشان خیلی محبوس هستند. نوازنده، موسیقیدان یا موسیقیشناس کسی است که باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد. این بخشی از کار من است که علاقه دارم با موسیقیدانانی که از فرهنگهای دیگری هستند همکاری کنم.
این کار اولن باعث میشود موسیقی ایرانی به کسانی که موسیقی ایرانی را نمیشناسند و به کنسرت موسیقی ایرانی نمیآیند، معرفی شود. دومن باید توجه داشت که در دنیایی که ما امروز زندگی میکنیم، موسیقی یک علم شخصی نیست و به مملکت خاصی بستگی ندارد.» او معتقد است: «امروزه مردم دوست دارند بیشتر از فرهنگ هم بدانند و با هم بیشتر ارتباط داشته باشند.»
اگر مروری بر آثار کلهر داشته باشیم متوجه میشویم که وی کمتر از آواز در کارهایش استفاده میکند و تاکید بیشتری بر ملودی دارد. خود او در این رابطه میگوید: «بیشتر دوست داشتم که کار سازی انجام دهم و فقط در مراحل خاصی در کارم با خواننده کار کردهام که ترجیح اول من نبوده است.» شاید این کار وی به این دلیل است که به موسیقی سازی در فرهنگ ما کمتر توجه شده است که ریشهی آن به عوامل فرهنگی میرسد.
کلهر نوازندهای است که بیشتر کارهایش تلفیقی است. تلفیقی از بداهه و موسیقی نوشتهشده و این توانایی او را میرساند. همچنین در بین نوازندگان کمانچه به نوازندهای تکنیکی معروف است.
کلهر دربارهی سفر خود به غرب و فراگرفتن موسیقی علمی و سپس بازگشت به ایران میگوید: «البته یک قسمت آن شخصی است. من علاقه داشتم که نوعی زندگی را تجربه کنم و چیزهایی را یاد بگیرم. این تجربه در برههای از زندگی من صورت گرفت و گذشت. الان از نظر من دلیلی ندارد که خارج از کشور زندگی کنم. علیالخصوص اکنون که نسل سوم موسیقیدانهای ما بیشتر علاقه دارند چیزهای جدید را تجربه کنند و از عواملی که در همه جای دنیا وجود دارد بهره بگیرند. برای همین من تصور کردم در این مرحلهی خاص در صورتی که در ایران زندگی کنم میتوانم تاثیرگذار باشم و به نسل جوان موسیقی کمک کنم.»
بخش دوم
کلهر نوازندهای است که نشان داده هم در تکنوازی و هم در کارهای گروهی توانایی بالایی دارد و کنسرتها و آلبومهای او گواه این مدعاست. او در کارهای گروهی نشان داده که به راحتی خود را با دیگر افراد گروه تطبیق میدهد و آنها را به سمت خود میکشاند. این قابلیت وفق دادن در کارهای گروهی به تایید خود او ارزشمندتر است تا تکروی. به قول خودش: « دوست دارم در ترکیبی تعریف شوم که در نهایت به صورت مجموعهای از صداها به آن نگریسته میشود.»
آلبوم «باران» یا همان «غزل ۴» کلهربه همراه سیتار «شجاعت حسینخان» در سال ۲۰۰۴ میلادی نامزد جایزهی معتبر « گرمی Grammy » شد. همچنین او از سوی «جان آدامز» برای نوازندگی در جشنوارهی «در گوش شما » در نیویورک برگزیده شده است.
کلهر در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۷ میلادی بههمراه سنتور نسیامک آقایی»، نی «سیامک جهانگیری» و تنبک «پدرام خاورزمینی»، در چهارچوب سلسله کنسرتهای جاده ابریشم در آمریکا به بداههنوازی پرداخته است.
از کارهای مهم او میتوان به «شب سکوت کویر»، «زمستان است»، «بیتو بهسر نمیشود» و «فریاد» با صدای استاد محمدرضا شجریان، «نخستین دیدار بامدادی» با همراهی تنبک پژمان حدادی، «در آینهی آسمان» با همراهی تنبور علیاکبر مرادی و تنبک پژمان حدادی، « غزل ۱ و ۲ و ۳ و ۴(باران)» همراه با شجاعت حسینخان، «شبهای فیروزهای نیشابور» به همراه یویوما، «تا بیکران دوردست» به همراه اردال ارزنجان، «سفر به دیگر سو» همراه با گروه دستان و شهرام ناظری و… اشاره کرد.
مطلبهای بخش وبلاگستان به نقل از نامههای رسیده و یا وبلاگهایی است که با درخواست از طریق پست الکترونیکی برای انتشار به این رسانه ارسال میشوند. بدیهی است که انتشار این مطلبها فقط در راستای حرکتی در جهت جریان آزاد رسانهای است و به هیچ وجه به معنای تایید آن نیست. این مطلبها با انتشار در این بخش میتواند توسط کسانی که نقدی بر آن دارند مورد نقد واقع شود.
سیمین/ رادیوکوچه
simin@koochehmail.com
… الان که بهش فکر میکنم یه بغضی گلومو فشار میده… امروز حالم دست خودم نیست، مرتب یاد پارسال همین روزا میافتم و خاطرات اون مثل یک فیلم جلوی چشمام رژه میره:
روزای قبل انتخابات بود… همهجا پر بود از شعارها و نشانههای تبلیغاتی.
پیر و جوان، زن و مرد، مادر و فرزند همگی با نشانی سبز رنگ کنار خیابان ایستادند، در زنجیرهای انسانی به بلندای بلندترین خیابان پایتخت.
جوانان با شور جوانی و مادران و پدران با چشمانی پر از امید و نگرانی نسبت به آینده …
نوشته بودم :
«انگار انقلاب دیگری است … انقلابی از یک جنس دیگر اما با همون شور و اشتیاق و با همان حضورها. هرچند فکر نکنم این دفعه کسی حاضر باشه جلوی گلوله سینه سپر کنه یا بی محابا بره تو دل دشمن.
این دفعه هم یه جور تخلیه انرژیه اما یک مدل دیگه. حالا به جای موهای بلند و صورتهای باریش و بیریش محجوب و انقلابی، موهای سیخسیخ و گاهی ابروهای ورداشته پسرا رو میبینی، حالا شعارهای دسته جمعی و حلقههای کوچک بزن و برقص این نسل جوانو که همه چیزشون با هم قاطی شده میبینی! نسلی که شاید آزادی و مفهومش رو به این میدونه که بذارن هرمدلی دلش خواست بپوشه یا هرجا دلش خواست برقصه یا اگر هم بیشتر از این از آزادی بدونه حداقل بروز نمیده.
اما تو خیابونا یک کارناوال واقعیه. هرکسی با یک نشانه سبز. انگار دیگه اون حمایته مهم نیست، با هم بودنشونه که براشون. انگار مدتها دنبال یک چیزی بودن که همه دوستش داشته باشن. حالاهمه با هم مهربون شدند و لبخند میزنند حتا به طرفدارهای اندک دیگر کاندیداها هم لبخند میزنند و علامت پیروزی نشون میدن. شو رو حال عجیبی است…
دو شب مونده به انتخابات
هنوز کارناوال شادی برپاست تو خیابونها… با دو شهروند تونسی در مسیری همراه میشم. ماشین متوقف میشه، راه تقریبن از حضور مردم بند اومده، همه دارن شادی میکنن و شعار میدن.
همه بیرونن، پدرا مادرا با جوونا حتا پدربزرگا و مادربزرگا…
اون دوتا همراه تونسی من با هم صحبت میکنند و به شدت میخندند. از اونا میپرسم«جریان چیه؟» میگن «خیلی جالبه. در کشور ما هم انتخاباتی در راهه اما نکته ایناست که این مردم دارن تمام تلاششونو میکنند که رییسجمهوری قبلی بره و ما در کشورمان تمام تلاشمونو میکنیم که او باقی بمونه.»
علتش رو میپرسم، علت ماندگاری او را. میگن که از زمان ریاست او اوضاع مردم خیلی بهتره و همه راضی هستند و اگر او کنار بره همه کارشون به تیمارستان میکشه. و باز میخندند، از ته دل …
شب قبل از انتخابات
بازهم در خیابانیم، بدون تبلیغات، فقط حضور، یک حضور نفسگیر و من در حیرتم که چرا هیچ کس از نیروهای مخالف کاری نمیکنه؟ به طرز عجیبی آرومند…
یه آقایی توی صف ماشینهای در حال حرکت تو خیابون میگه: «حالا روز بعد از انتخابات میبینیمتون وقتی احمدینژاد ۱۳ میلیون رای آورد و موسوی ۲ میلیون.»
انگار خبرا زودتر رسیده بود به بعضیا…
واقعن دیدنی است و اگر بخوای عمیقتر فکر کنی ناراحت کننده. این شلوغیها خیلی معنی داره؛ یعنی آدما حسابی به تنگ اومدن. یعنی بار مسوولیت این رییسجمهوری خیلی سنگینه…
روز انتخابات
با دوستان تصمیم داریم بریم یه جایی بیرون شهر
همه سفارش میکنیم که شناسنامهها یادمون نره. با اونایی هم که افتخارشون اینه که تاحالا رای ندادن کلی سرو کله میزنیم و متقاعدوشن میکنیم که این دفعه خیلی رایشون سرنوشتسازه. اونقدر که دچار عذاب وجدان میشن و مصمم به رای دادن..
مستقر که میشیم، میپرسیم اینجا نزدیکترین صندوق کجاست؟ میگن معمولن میارن اینجا، صندوق سیاره. اطمینان نمیکنیم و قبل از اینکه ناهارمونو بخوریم، خودمونو به یک شهر کوچک می رسونیم و توی یک مدرسه به یک حوزه اخذ رای وارد میشیم. برخوردا خیلی هم دوستانه نیست برخلاف دورههای قبلی. باید توی صف بایستیم. بعضی از مسوولان حوزه رای با دیدن صورتهای خندان ما چهرهی جدی و کمی هم تهدیدآمیز به خودشون میگیرن…
مراقبیم چیزی ازقلم نیافته و کسی اشتباهی چیزی ننویسه.
بعد از طی مراحل، جلوی در حوزه با ذوق زدگی یک عکس دسته جمعی میگیریم با کلی ادا و اطوار پیروزمندانه. تا میآییم به عکس دوم برسیم یک سرباز میآد و پشت سرش هم یک ماشین انتظامی از راه میرسه و به ما هشدار میده که اونجارو ترک کنیم. البته ما هم با اون هیاتی که راه انداخته بودیم دلیل خوبی برای یک گزارش ناآرامی بودیم.
تعجب میکنم همیشه از شلوغی پای صندوقا استقبال میشد اما این بار …
به هرحال خوش و خرم بر میگردیم و ناهارمونو با طیب خاطر میخوریم. از شما چه پنهون عصرشم کلی بساط دامبل و دیمبول به مناسبت پیروزی کاندیدامون در انتخابات راه میاندازیم.
کلی خوشحالیم و این لحظهها مونو با فیلم و عکس ثبت میکنیم.
غروب بر میگردیم. بعضیا میگن به موقع به رایدادن نرسیدن. بعضی حوزهها برگه رای کم آوردن و نشده خیلیا رای بدن و …
بعد از چند روز هیجانانگیز، هیجانی شاد و سرخوشانه، امشب با امید به فردا میخوابم.
روز ۲۳ خرداد
ساعت ۸ صبحه، هنوز چشممو باز نکردم از خواب میپرسم چه خبر؟ چهره مادر شبیه نمایههای غمگین نمایشی شده. تلویزیون را روشن میکنم که خبر ساعت ۸ را بشنوم و میشنوم …
نههههههههههههههههههه
شوکه میشم. باورم نمیشه. مگه میشه؟
حالا میفهمم خونسردی بعضی آدما و گروهها درقبال شادیها و شلوغیهای اخیر چه معنی داشت. به حرف اون آقا که توی ترافیک سرشو از پنجره ماشین کمی بیرون آورد و به ما گفت «فردای انتخابات میبینیمتون» فکر میکنم.
شوکه شدم … انگار هرچی انرژی داشتم از بدنم یه دفعه کشیدن بیرون.
آماده میشم تا برم بیرون. چهرههای مردم باز هم دیدنی است اما اینبار به طرز رقت باری دیدنی است. هرچی امید و آرزو بود از چهرههاشون کوچ کرده. انگار یک دفعه همه این مردم مسخ شدن، همه مات و مبهوتن. فقط به هم نگاه میکنن با یک پرسش بزرگ: «چی شد؟»
از ابتدای خیابان مفتح شمال میدان هفتم تیر به سمت شمال قدم میزنم. در میانه راه چند تا ماشین زره پوش با نیروهای سیاهپوش میبینم. دارن به سمت میدان ۷ تیر میرن و احتمالن میدان انقلاب. یکه میخورم و دلم از ترس میلرزه. پیشبینی یک مقابله آن هم به خشنترین شکل ممکن.
و در روزهای بعد … وقتی این بهتزدگی مردم کمکم پرید و جای خودش را به حالتی پرسش گرایانه داد، دیگر آن روبان سبز متصل به کیف دستیام و آن انگشتر سبز مینا نشانهای بود ترسناک که حالا دیگر خشم آشکار بسیاری را بر میانگیخت.
و آن همه بارقههای امید و لبخند جای خود را به چهرههایی مصمم داد که تلاش دارند با مسالمت آمیزانهترین شکل حق خود را طلب کنند اگر کسی حقی برایشان قایل باشد…
و بعدها از خودم شرمنده شدم که فکر کردهبودم اینبار کسی نمیره جلو گلوله … نمی ره تو دل دشمن …
عبدالحسین روحالامینی نجفآبادی، دبیرکل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی و عضوسابق شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، از نزدیکان و مشاور انتخاباتی محسن رضایی کاندیدای دوره دهم ریاستجمهوری بوده است. همچنین فرزند وی، مرحوم محسن روحالامینی، یکی از کشتهشدگان حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دوره دهم است که پس از دستگیری در ۱۸ تیر، و طبق گزارش رسمی پزشکی قانونی در بازداشتگاه کهریزک براثر ضرب و شتم جان باخت.
به همین مناسبت، خبرگزاری مهر با او گفتوگویی را درباره انتخابات ریاستجمهوری انجام داد که روحالامینی طی این گفتوگو به تحلیل انتخابات پرداخت و گفت: «در حوادث سال گذشته، هزینه بسیاری دادیم و خسارات بالایی را متحمل شدیم که از جمله آن، شهادت فرزند بنده و عدهای دیگر بود. بنابراین نباید درباره این مسایل به گونهای تحلیل کرد که آخرتمان را به دنیای دیگران بفروشیم و دور از انصاف و واقعنگری به این مسئله بپردازیم. البته در این بین، نباید وقایع و حقایق را هم فراموش کنیم، چون بزرگترین ظلم در حق خودمان، مردم و آیندگان، کتمان حقایق است.»
وی افزود: «انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ یکی از اوراق و فصول تاریخ معاصر است که میتوان از آن به عنوان یکی از درخشانترین این اوراق، با توجه به حضور مردم و مسایلی دانست که میتوانست محقق شود، اما نشد. مردم چه بعد و چه قبل از انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته امتحانشان را به خوبی پس دادند.»
روحالامینی تصریح کرد: «در کمتر انقلابی پیش میآید که مردم بعد از ۳۰ سال اینگونه در صحنه دفاع از موجودیت انقلابشان حاضر شوند. مهم نیست مردم سال گذشته به چه کسی رای دادهاند، مهم این است که این آرا در مسیر نظام و انقلاب بوده و هست و باید همه آن ۴۰ میلیون نفر رایدهنده و ۷۰ میلیون نفر جمعیت کشور را جزو خانواده انقلاب محسوب کرد. چه خوب بود که قدر این حضور دانسته میشد و بعضی از تلخ کامیهای بعد از انتخابات بهوجود نمیآمد.»
وی درباره عملکرد صدا و سیما پیش و پس از انتخابات گفت: «رسانه ملی متهم به جهتگیری و طرفداری از یک کاندیدای خاص شد و شاید اگر شرایط پس از انتخابات حاد نمیشد، رسانه ملی مجال بیشتری برای جبران اشتباهات داشت. قطعن در شرایط حاد اجتماعی دایره انتخاب محدود میشود. البته بنده همه را در این بحث مقصر میدانم، اما معتقدم باید فضا بازتر شود البته رییس سازمان صدا و سیما در این زمینه حرف، دلایل و توجیهاتی دارد که امثال ما کمتر آن را میپسندیم.»
سرزمینی که داستان ما در آن اتفاق میافتد، چنان نفرین شده بود که در گوگل ارث هم پیدا نبود. در آنجا، توی یک قصر بزرگ و ترسناک، یک جادوگر زشت و پلید و خبیث و کثیف و نامرد و بیاحساس و رذل و احمق و عوضی و بیشعور و خونخوار و به درد نخور و بیخود و بیربطی زندگی میکرد. یک روز سه کوهنورد آمریکایی که دستگاه GPS آنها خراب شده بود، اشتباهی به آن طرف رفتند…
رییس هیت داوری فراکسیون اصولگرایان پس از بررسی نامه و مواضع اخیر علی مطهری اعلام کرد که او همچنان عضو فراکسیون اصولگرایان است.
حسین ابراهیمی رییس هیت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس در گفتوگو با خبر آنلاین و فارس گفت که آقای مطهری همچنان اصولگرا است و هیت داوری به این نتیجه رسید که مطالبی که ایشان گفته و سپس در نامهای آن را توضیح داده سبب رفع ابهام شده است.
احضار مطهری به هیت داوری فراکسیون پس از آن روی داد که وی به اقدامات رخ داده در مراسم سالگرد امام راحل واکنش نشان داد و در یاداشتی در این زمینه نوشت: «حادثه ممانعت از سخنرانی حجتالاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد رحلت امام خمینی (ره) یک حادثه تلخ و مخالف آرمانهای انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیشطراحیشده بود که شخص رییس جمهوری در آن نقش اساسی داشت و میتوان گفت از سنخ مناظره انتخاباتی ایشان بود که زمینه فتنه را فراهم کرد.»
همین اظهار نظر کافی بود تا برخی اعضای فراکسیون اصولگرایان در اعتراض به این سخنان از هیت داوری فراکسیون بخواهند تا عملکرد مطهری را بررسی کند.
خبرسازی برخی رسانهها هم موجب شد تا برخی از احضار مطهری به هیت داوری خبر دهند موضوعی که آقای ابراهیمی رییس هیت آن را «دعوت» مطهری خواند.
کار به جایی رسید که برخی نمایندگان طرح اخراج مطهری از فراکسیون اصولگرایان را طرح کردند. موضوعی که با استقبال وی مواجه شد و موجب شد او از لزوم شکلگیری فراکسیونی جدید متشکل از نیروهای معتدل دو جناح سخن بگوید.
حال پس از یک هفته از این اتفاقات ابراهیمی رییس هیت داوری فراکسیون اصولگریان،در گفتوگو با خبر با اشاره به جلسه صبح امروز این هیت برای بررسی نامه و مواضع اخیر علی مطهری گفت: «این هیت به اتفاق آرا معتقد است که علی مطهری همچنان اصولگرا است و میتواند عضو فراکسیون اصولگرایان باقی بماند.»
گفتنی است پیشتر علی مطهری در اظهار نظرات اخیر، انتقاد خود را از دستگاه اجرایی و دولت به خصوص در مراسم بزرگداشت آیتاله خمینی ابراز کرده است.
مطلبهای بخش وبلاگستان به نقل از نامههای رسیده و یا وبلاگهایی است که با درخواست از طریق پست الکترونیکی برای انتشار به این رسانه ارسال میشوند. بدیهی است که انتشار این مطلبها فقط در راستای حرکتی در جهت جریان آزاد رسانهای است و به هیچ وجه به معنای تایید آن نیست. این مطلبها با انتشار در این بخش میتواند توسط کسانی که نقدی بر آن دارند مورد نقد واقع شود.
عیسا سحرخیز در پیامی از زندان کرج به نشست سبزهای مالزی به مناسبت ۲۲ خرداد یکی از مهمترین دستاوردهای جنبش سبز را در یک سالگی این جنبش نیل به اصلاحات ناب و اتحاد گسترده همه آزادی خواهان دانست و ادامه داد: «اصلاحات نابی که حاکمان گمان میکردند با موفق شدهاند در دوازده سال بعد از دوم خرداد آن را مستهلک سازند و مدفون کنند اما خیزش عظیم خرداد گذشته نشان داد که مردان و زنان ایرانی تا به هدف تغییر دست نیابند دست از ایستادگی نخواهند کشید.»
متن کامل این پیام که نسخهای از آن در اختیار «میزان خبر» قرار گرفته است به شرح زیر است:
سلام و درود به هموطنانم در کشور مالزی
بسیار خوشحال شدم از اینکه در همایشی که برای پاسداشت تولد جنبش سبز ایران برگذار کردهاید وقتی هم برای من تخصیص داده اید.
و بسیار خوشحالم که میشنوم جنبش سبز آنچنان فراگیر شده که تمام ایرانیان آزادیخواه در هر کجای دنیا به آن پیوستهاند.
آری در یکسال گذشته هرکس که دلش برای این مرز و بوم میتپیده از کنج سیاه چال اوین و رجایی شهر تا پایتخت هر کشور اروپایی و آسیایی یک صدا و یک ندا دادهاند.
یکسال از تولد جنبش سبز ملت ایران میگذرد، یکسالی که دستاورهای عظیمی برای ایران و ایرانی به همراه داشته است.
و خوشحالیم که در دوران کوتاه یکساله این جنبش به آنچنان رشد و بلوغی رسیده است که اراده خود را بر خواست اقتدارگرایان تحمیل میکند.
یکی از مهمترین دستاوردهای این جنبش نیل به اصلاحات ناب و اتحاد گسترده همه آزادیخواهان بوده است.
اصلاحات نابی که حاکمان گمان میکردند با موفق شدهاند در دوازده سال بعد از دوم خرداد آن را مستهلک سازند و مدفون کنند اما خیزش عظیم خرداد گذشته نشان داد که مردان و زنان ایرانی تا به هدف تغییر دست نیابند دست از ایستادگی نخواهند کشید.
در یکسال گذشته جنبش تلاطمات گستردهای را پشت سر گذاشت اما از هر موجی با تجربهای بیشتر بیرون مد و از هر آتشی ققنوسی جوان به پا خواست.
اکنون در دانشگاهها و حوزههای علمیه در منازل اساتید دانشگاه و بیوت مراجع تقلید در هر شهری از ایران همدلی با جنبش منتظر فرصتی است تا فریاد آزادیخواهی سر دهد.
همچنین ارتباط گسترده آنان با جنبش از کانالها مجازی نشان میدهد که مرتجعین تا چه حد از مقابله با نخبگان جنبش، عاجزند و دانشجویان و روزنامه نگاران توانستهاند ترفندهای سانسور و فیلتر و نظیرهم را بیاثر کنند.
امیدوارم تلاشهای دوستان عزیز جنبش سبز در مالزی همچنان یاریگر شهروندان داخل کشور باشد که همچنان برای دستیابی به آرمانهایشان ایستادهاند.
و سحر بسیار نزدیکتر از آن است که حاکمیت میپندارد، تا رسیدن به آن سحر میایستیم و همواره یاد شهیدان آزادی را که همدوش ما در این خیزش بودند گرامی میداریم.
از دوستان میخواهم به احترام شهدای جنبش یک دقیقه درسکوت بایستند.
اعضای شورای اسلامی کار آبادان در پی اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان اخراج شدند.
به گزارش هرانا، کارگران شرکت زمزم آبادان به دلیل عدم پرداخت حقوق فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۸۹ و عدم پرداخت حق بیمه خود چند روزی دست از کار کشیده و خواستار پرداخت مطالبات خود شدند.
بنا بر این گزارش مدیر شرکت در پاسخ به کارگران اقدام به اخراج حدود ۶۰ نفر از آنان از جمله اعضای شورای اسلامی کار کرد و هم اکنون واحد تولید کارخانه تعطیل شده است.
شایان ذکر است که کارگران اخراج شده دارای سابقهای از ۴ تا۱۵ سال هستند و علیرغم مکاتبات انجام شده توسط شورای اسلامی کار هیچگونه نتیجه و پاسخی دریافت نشده است.
اگردر زندگی با چینیها برخورد داشته باشید حتمن به این نتیجه رسیدید که آنها خیلی مقتصد هستند و اهل پسانداز.
چرا چینیها بیش از حد پسانداز میکنند؟
در خبرها آمده که دلیل پسانداز کردن بیشاز حد چینیها داشتن دختر کافی دلیل پسانداز کردن بیشازحد چینیهاست.
به گزارش خبرآنلاین، کارشناسان معتقدند عدم توازن جنسی در جمعیت کشور چین از مهمترین دلایل علاقه بیش از حد مردم این کشور به پسانداز کردن است.
آنها معتقدند شدتیافتن رقابت برای ازدواج در این کشور باعث شدهاست که مردان یا به عبارت دیگر مردان و پسرانشان تا حد ممکن پسانداز کنند تا بتوانند در بحران کمبود تازه عروسها، خانوادههای دختران را برای رضایت به ازدواج تحت تاثیر قرار دهند.
بسیاری معتقدند نرخ بالای پسانداز مردم کشور چین، یکی از مهمترین دلایل عدم تعادل و بروز بحران اقتصادی جهانی بودهاست. همیشه این انتقاد مطرح بودهاست که چینیها بسیار کم هزینه میکنند و سهم بزرگی از درآمد خود را پسانداز میکنند.
به همین دلیل صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بارها از پکن خواستهاند تا تمهیداتی بیندیشد تا شهروندانش کمتر پسانداز کرده و بیشتر خرج کنند.
قانون تک فرزندی در کشور چین، همراه با علاقه سنتی خانوادههای چینی به داشتن فرزند پسر و امکان سقط جنین دختران باعث شدهاست این کشور ۱٫۳ میلیاردی، با بحران عدم توازن جنسی روبه رو شود.
آکادمی علوم اجتماعی چین هشدار داد که به ازای هر ۱۱۹ پسر که در این کشور متولد میشوند فقط ۱۰۰ دختر به دنیا میآید. به این ترتیب تا پایان سال ۲۰۲۰ تعداد مردان چینی بدون همسر در سن ازدواج از ۲۴ میلیون نفر فراتر خواهد رفت.
ناامیدی ناشی از بدتر شدن چشمانداز ازدواج برای مردان باعث شدهاست که میزان پسانداز چینیها از ۱۶ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۳۰ درصد در سال ۲۰۰۷ افزایش پیدا کند.
به این ترتیب میتوان علت مازاد حساب جاری چین و کسری حساب جاری آمریکا را توضیح داد.
مردان در کسری از ثانیه در مورد ظاهر زنان قضاوت میکنند
صحبت ازدواج شد نتایج تحقیقی را بشنویم از دانشگاه آمستردام:
نتایج یک تحقیق از سوی دانشگاه آمستردام، نشان میدهد مردان در کسری از ثانیه میتوانند تصمیم بگیرند که آیا نسبت به ظاهر یک زن علاقهمند هستند یا خیر. البته دانشمندان معتقدند این بدان دلیل است که مردان به طور ژنتیکی برای این امر برنامهریزی شدهاند.
به گزارش تلگراف، آخرین تحقیقات نشان میدهد مردان، یک زن با ظاهری زیبا را دارای قدرت باروری زیاد و قادر به ادامه یک زندگی خانوادگی میدانند که میتواند به غریزه بقای مردان پاسخ دهد.
برعکس زنان مدت زمان بیشتری طول میکشد تا بتوانند در مورد احساسات خود درباره یک مرد تصمیم گیری کنند، چرا که آنها باید اطمینان حاصل کنند که آیا یک مرد شریک متعهدی که بتواند زندگی خوبی برای آنها فراهم کند هست یا خیر.
پروفسور «مارک وان ووگت» و دکتر «جوآنا ون هوف» از دانشگاه آمستردام این تحقیقات را انجام دادهاند که قرار است نتایج آن توسط نشریه شناخت اجتماعی و عصب شناسی موثر در آکسفورد به چاپ برسد.
آنها تحقیقی روی شیوه برخورد مردان و زنان در برابر چهرههای گوناگون انجام دادند. در این تحقیق نزدیک به ۲۰ مرد و ۲۰ زن حضور داشتند و فعالیتهای مغزی آنها در حین انجام کارهای گوناگون مورد ارزیابی قرار گرفت.
در حالی که این افراد در حال انجام کارهای مختلفی بودند تصاویری از اشخاصی با جنس مخالف به آنها نمایش داده میشد.
در این تحقیقات مشخص شد مردان به سادگی با دیدن یک چهره زیبا به سمت آن جذب میشوند، اما برعکس زنان به کار خود ادامه میدهند.
پروفسور ون ووگت در این باره میگوید: «مردان به این شکل تکامل پیدا کردهاند که به دنبال سرنخهایی برای پیدا کردن زنان بارور برای زندگی خود باشند و داشتن چهره زیبا یکی از این سرنخهاست.
این نکته را ما قبلن هم میدانستیم، اما چیزی که برای ما تازگی داشت این بود که یک مرد در مدت زمان بسیار کوتاهی میتواند در مورد ظاهر یک زن قضاوت کند. در حقیقت مردان در کسری از ثانیه میتوانند تصمیم بگیرند که یک زن با معیارهای زیباییشناسی آنها تطابق دارد یا خیر.
در سوی مقابل زنان با دیدن چهره مردان زیبا این گونه واکنش نشان نمیدهند، بلکه آنها به دنبال پیدا کردن دلایل قویتر برای اثبات خوب و مناسب بودن مرد میگردند. زنان بیشتر بر اساس رفتار یک مرد تصمیمگیری میکنند که آیا یک مرد میتواند متعهد و قابل اعتماد است یا خیر.»
رشد انفجاری گردشگری آفریقای جنوبی با آغاز جام جهانی
اما این روزها تب جام جهانی گرم است و بازار گردشگری آفریقای جنوبی حساب دچار تحول شده است.
جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ افریقای جنوبی با جذب بیش از سه میلیون توریست و سرمایهگذاریهای کلان در توسعه و ارتقای زیرساختهای توریستی این کشور، روند رشد انفجاری توریسم ورزشی در این کشور را کلید زده است.
به گزارش chn، براساس جدیدترین بررسیهای اعلام شده در رسانههای Hفریقای جنوبی پیشبینی شده است که مسابقات جام جهانی فیفا در این کشور درآمدی بالغ بر ۲۱٫۳ میلیارد رند(واحد پول) آفریقای جنوبی برای اقتصاد این کشور به ارمغان آورد.
بنا به همین گزارشها صنعت گردشگری قادر است درحدود سه میلیون توریست را به این کشور جلب کند که این میزان توریست مستلزم ارتقای سطح عملکرد شبکه ارتباطات و فرودگاههای این کشور است.
درعین حال موفقیت این کشور در برگزاری این مسابقات به وضوح سبب ارایه تصویر بهتری از آفریقای جنوبی و دیگر بخشهای این قاره است که ابزاری کلیدی در ارتقای اقتصاد اجتماعی پایدار در درازمدت برای کل قاره افریقا میشود.
باتوجه به این ارزیابیها از مسابقات فیقا به عنوان فرصت منحصر به فردی برای توریسم آفریقای جنوبی نامبرده میشود و مقامات و کارشناسان توریسم ا این کشور ازمدتها قبل از زمان شروع مسابقات تا کنون، دست به برگزاری کمپینهای متعددی برای ترویج و معرفی توریسم این کشور زدند و با آغاز سال ۲۰۱۰ این کشور رسمن این سال را به عنوان «سال صنعت توریسم» نامیدند.
دراین فعالیتها بازارهای بزرگ توریسم جهان نظیر امریکا، آلمان و انگلستان، ژاپن و چین بیش از دیگر کشورها درمرکز توجه کمپینهای جذب توریست در آفریقای جنوبی بودهاند.
درنتیجه این اقدامات و با آغاز مسابقات، خبرها حاکی از افزایش نرخ تبلیغات تجاری درزمینه توریسم و صنایع وابسته به آن به ویژه در کیپ تاون است که تقریبن از ماه گذشته رشد چشمگیری نشان داده است.
«کیپ تاون» پایتخت غیر رسمی کشور افریقای جنوبی است که طی سالهای اخیر با تمرکز بر تبلیغات و ارایه نمونههای برتر در زمینههای آشپزی، سبکهای نو فرهنگی و اجتماعی و ارتقای سطح بهداشت عمومی و برخورداری از آب و هوای اکثرا آفتابی در سالهای اخیرتلاشهای زیادی برای برگزاری این مسابقات جهانی کردهاست.
جهانگردان فوتبالدوست، در آفریقای جنوبی مراقب وسایل خود باشند
البته از سوی دیگر و با وجود همه تمهیدات، مقام های آفریقای جنوبی، از جهانگردان فوتبالدوست درخواست کردند، مراقب وسایل همراه خود از دست سارقان باشند.
به گزارش (chtn)، در پی افزایش سرقت اشیا و وسایل همراه ورزشکاران و گردشگران حاضر در آفریقای جنوبی، دولت این کشور به همراه کمیته برگزاری مسابقات با صدور اطلاعیههایی خواهان هوشیاری جهانگردان در مراقبت از وسایل خویش شدند.
انتشار این اطلاعیهها در حالی صورت میپذیرد که طی یک هفته گذشته چندین خبر سرقت و تهدید جان علیه خارجیان منتشر و شکایات متعددی نزد پلیس این کشور ثبت شده بود.
گفتنی است تاکنون علاوه بر به سرقت رفتن وسایل همراه بازیکنان برخی از تیمهای حاضر در رقابتها و تهدید جان چهار خبرنگار چینی، دولت افریقای جنوبی مراقبت از اموال را اولین گام میهمانان در حفاظت از جان و اموال خود اعلام کرده است.
گشایش موزه درختها در سوییس
سفری به دنیای گردشگری داشتیم، خبری هم بشنویم از گشایش یک موزه جدید: یک معمار خوش ذوق سوییسی در کاری ابتکاری، اقدام به گشایش موزهای از گونههای مختلف درخت در شهر زوریخ کرد.
به گزارش (chtn)، این موزه که درفضایی بدون سقف و در زمینی به مساحت ۵/۲ جریب گشایش یافته مجموعهای از درختانی را در خود جای داده است که توسط گرداننده موزه طی سالیان متمادی جمعآوری و احیا شده است.
این موزه که به اسم گرداننده خود، انزو انا، «موزه درخت انا» نام گرفته در محوطه یک صومعه متعلق به قرن چهاردهم و در نزدیک در یاچه زوریخ قرار دارد.
در این موزه رو باز بیش از دو هزار گونه درخت که در قالبی زیبا از دیوارهای سنگی قرار گرفتهاند به نمایش عمومی درآمدهاند.
احداث اولین هتل اجتماعی جهان
شهر میلان درایتالیا نخستین هتل اجتماعی را با درهم شکستن استانداردهای رایج هتل سازی و به کمک دو آرشیتکت معروف به صنعت توریسم جهان ارایه کرد.
به گزارش chn، این طرح درواقع ایده و مفهوم جدیدی برای سبکهای مهمانپذیری است که این نوع هتلهای جدید تمام کلیشههای رایج در هتلهای معمولی را در هم میشکند و نادیده میانگارد.
استانداردهایی چون قسمت ویژه پذیرش، راه پله، لابی یا سرسرای هتل، بالابرها و راهروهای به سبکهای مورد نظر ازجمله این کلیشههای معماری هستند که در این سبک جدید نادیده گرفته شدهاند.
در این سبک جدید معماری اتاقهای شخصی بر خیابانهای شهر اشراف دارند و هر فضا دارای ورودی مستقیمی است که از طریق پنجره شخص را مستقیما به خیابانهای شهر متصل میکند.
درها نیز با استفاده از روشهای نوین الکترونیکی و با کلیدهای الفبایی کنترل میشوند که با کد خاصی که توسط مسافران و از طریق آنلاین رزو شدهاند، قابل دسترسی هستند.
دراین هتلها با دیوارهایی اوریب فضا به گونهای است که گویی شهر خود وارد محیط شده و خصوصیات خود را به گونهای معنا دار و به طور چشمگیری همزمان به فضای هتل و پیرامون شخص ساکن در اتاق سرایت میدهد به طوری که گویی اتاق خود تمام شهر و به عکس شهر تمام اتاق است.
«الساندرو روسو» خالق و طراح اصلی این مفهوم در معماری هتلهای جدید شهری که در پروژه نوساری شهر تحت عنوان شهر @ خانه خیابانی شهرت دارد، می گوید: «وقتی شما به تنهایی به جایی سفر میکنید و در اتاق مثلا شماره ۱۰۳۲ در طبقه شانزدهم یک هتل هستید، اغلب دچار احساس انزوا و جداشدگی میشوید.»
وی میافزاید: «پروژه خانه خیابانی در شهر به عکس میکوشد با نمایش شهر با تمام سرعت و حرکت و نوری که قابل مشاهده است، میان شهر وتمام موجودیتش با افراد و سکنه آن ارتباط برقرار کند. این کار درست به همان نحوی انجام میشود که حضور افراد دور یک میز احتمالن سبب آشنایی و دوستی افراد و مهمانان میشود. درواقع با این طرح، تمام شهر با مسافر یا توریست در تمام دوران سفرش همراهی خواهدکرد.»
در این قبیل پروژهها فضاهای باز ارتباطی کلان شهرها به عنوان راهروهایی از هتلها تلقی میشوند.
هیتلر قهرمان یک فیلم هندی میشود
و آخرین خبر این که هیتلر قرار است قهرمان یک فیلم هندی باشد.
به گزارش خبرآنلاین، به گفته «راکش رانجان کومار» کارگردان هندی، این فیلم که «دوست عزیز، هیتلر» نام دارد، به ظاهر شباهت زیادی به فیلم آلمانی و تحسینشده «سقوط» تولید سال ۲۰۰۴ دارد که در آن برونو گانز به نقش آدولف هیتلر ظاهر شد.
کومار در اینباره به «مومبای میرور»، گفت: «این فیلم درباره روزهای آخر هیتلر شامل زندگی در یک پناهگاه زیرزمینی در برلین و پس از مرگ اوست.»
این فیلم بر شخصیت دیکتاتور آلمان همین طور ارتباط او با ایوا براون معشوقهاش و دیگر اطرافیانش در آخرین روزهای رژیم نازی متمرکز میشود. سازندگان «دوست عزیز، هیتلر» میگویند عنوان فیلم به دو نامه اشاره دارد که مهاتما گاندی رهبر استقلال هند برای او نوشت.
این فیلم با بودجهای بین دو تا سه میلیون دلار و در لوکیشنهایی در جنگل و کوهستان ساخته میشود و تاریخ اکران هنوز مشخص نشده است.
نکته قابل توجه اینجاست که فیلمهای بالیوودی اغلب عامهپسند و مملو از رقص و آواز هستند و حالا پرداختن این سینما به مضمونی اینچنین جدی، جای تامل دارد.
تلسکوپ فضایی هابل قرار است تا سال ۲۰۱۳ بازنشسته شود و پس از آن، تلسکوپ فضایی جیمز وب با آینه ۶٫۵ متری جایگزین آن شود.
لازم به گفتن است جیمز وب به فاصله ۱٫۵ میلیون کیلومتری زمین خواهد رفت تا با گردآوری پرتوهای فروسرخ، به اعماق کهکشان سفر کند و اعجابآورترین عکسهای آینده را از فضا برای ما بفرستد.
هرچند تلسکوپ فضایی جیمز وب هنوز در دست ساخت است، مدلی دقیقن هماندازه آن دور دنیا را میگردد تا مردم از نزدیک آن را ببینند و بشناسند.
آیتاله جنتی در پاسخ به احمدینژاد اشاره کرده است که منظور اصل ۱۱۳ قانوناساسی این نیست که رییسجمهوری در وظایف دیگران دخالت کند.
آیتاله جنتی در پاسخ به نامه رییسجمهوری ایران در مورد برخی از مصوبات مجلس که خلاف قانون اساسی است نوشت: «مرجع تشخیص خلاف شرع و یا خلاف قانون اساسی بودن مصوبات مجلس شورای اسلامی شورای نگهبان است.»
به گزارش خبرآنلاین به نقل از اداره کل روابط عمومی شورای نگهبان متن این پاسخ به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
رییس جمهوری محترم
سلام علیکم
نامه شماره ۵۸۱۴۴ مورخ ۱۶/۳/۱۳۸۹ جنابعالی که علیرغم انتظار ما در رسانهها نیز منتشر گردید و اصل و موضوع نامه در جلسه مورخ ۱۹/۳/۸۹ شورای نگهبان مطرح گردید. از آنجا که در متن این نامه به نکاتی اشاره شده است مقرر گردید موارد ذیل به اطلاع جنابعالی برسد:
۱- همانگونه که جنابعالی به درستی در نامه خود مرقوم نمودهاید مرجع تشخیص خلاف شرع و یا خلاف قانون اساسی بودن مصوبات مجلس شورای اسلامی شورای نگهبان میباشد که این شورا نیز براساس قانون اساسی و آییننامه داخلی خود در انجام این وظیفه قانونی دقت لازم و کافی را معمول داشته است، اما یادآور میگردد که پس از تشخیص این شورا و طی مراحل نهایی، سایر مقامات و نهادها وظیفهای جز اجرای قانون و رعایت آن ندارند.
۲- در خصوص قوانین مورد اشاره در این نامه توجه جنابعالی را به نکات ذیل جلب مینمایم:
الف- طرح الحاق موادی به قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن در شورای نگهبان مورد بررسی قرار گرفت و به دلیل وجود ابهامات و ایرادات به مجلس اعاده شد که پس از اصلاح مصوبه و رفع ابهامات و ایرادات نظر اعضا محترم این شورا مبنی بر عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی آن به مجلس شورای اسلامی اعلام گردید.
ب- طرح پذیرش دانشجو در آموزشکدههای فنی و حرفهای، مراکز تربیت معلم و دانشگاه شهید رجایی پس از بررسی در شورا مغایر با شرع و قانون اساسی تشخیص داده نشد.
ج- در پاسخ به نامه شماره ۱۱۵۹۰ مورخ ۲/۳/۸۹ رییس محترم مجلس شورای اسلامی به ایشان اعلام شده باید مصوبه به شورای نگهبان ارسال تا همانند سایر مصوبات مورد بررسی و اظهارنظر قرار گیرد.
همانگونه که مستحضرید دو مصوبه اول مجلس با نظر شورای نگهبان اکنون به عنوان قانون تلقی شده و دستگاههای ذیربط مکلف به اجرای آن میباشند. بدیهی است دولت محترم نیز چنانچه از نظر کارشناسی و مصلحتسنجی نظراتی داشته باشد مقتضی است در هنگام طرح مصوبات در مجلس شورای اسلامی آن را با نمایندگان محترم مجلس در میان گذاشته تا مورد توجه واقع شود.
در خصوص مسوولیت اجرای قانون اساسی موضوع اصل ۱۱۳، این شورا در گذشته نظراتی داشته که توجه حضرتعالی را به نظرات مذکور جلب مینماید. در بخشی از این نظرات که در سال ۱۳۷۷ اعلام شده آمده است که دایره اصل ۱۱۳ تنها مربوط به مواردی است که اصلی از اصول قانون اساسی به کلی زمین مانده باشد مثل اصل هشتم قانون اساسی درباره امر به معروف و نهی از منکر. علاوه بر اینکه مستفاد از اصل ۱۱۳ قانون اساسی این نیست که رییس جمهوری محترم بتواند در مصادیق و جزییات وظایف و اختیارات مسوولین مختلف نظام دخالت کند.
در پایان یادآور میشود که رییس جمهوری محترم در صورت نیاز به بررسی بیشتر میتواند از شورای نگهبان تقاضای تفسیر اصل یا اصولی از اصول قانون اساسی را بنماید.
فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از دستگیری ۹۱ نفر در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در تهران خبر داد.
حسین ساجدینیا گفته که پلیس، این افراد را به عنوان «مظنون» بازداشت کرده و به مراجع قضایی تحویل داده است.
آقای ساجدینیا همچنین بروز درگیری میان مخالفان دولت با نیروهای پلیس در روز ۲۲ خرداد را تکذیب کرد.
این در حالی است که برخی رسانهها روز گذشته (شنبه) از بروز درگیریهای پراکنده در مناطق مرکزی شهر تهران خبر داده بودند.
به گفته شاهدان عینی، شمار زیادی از نیروهای امنیتی در این روز در خیابانهای مرکزی شهر تهران حضور داشتند و با استفاده از باتوم و گاز اشکآور مانع از تجمع مخالفان شدند.
فعالان حقوق بشر تعداد بازداشتشدگان این روز را بیشتر از ۹۱ اعلام کردهاند.
آن چه در پی میآید بدون حک و اصلاح گزارشی از یک شهروند تهرانی است که به عنوان یک شاهد دیروز در خیابانهای تهران بوده است. این گزارش مرورعینی او در روز ۲۲ خرداد است که میخوانید. نویسنده مطلب بنابر ضرورتها درخواست کرده از ذکر نام او خودداری شود.
ساعت ۷ صبح است.
هوا گرفته و غبارآلود است. کمی. درست مثل سال گذشته همین ساعتها. اما یک تفاوت محسوس همه چیز را به روزی دیگر بدل میکند. منطقه ۷ تیر آن هم در یک روز ابتدای هفته در ساعت ۷٫۳۰ دقیقه صبح، میتوانست شلوغ باشد که نیست. انگار گرد و غبار مرگ در هوا پراکندهاند. نه خبری از مامورهای نیروی انتظامی ست و نه لباس شخصیها. خدا میداند در این یکی دو روز بر هر فردی که آینده حرکتهای اعتراضی و تحول خواهی مردم برایش مهم است چه گذشته است. یک سوال کوتاه و کشنده در ذهن: «۲۲ خرداد چه میشود؟»
به سختی از سر مفتح برای انقلاب ماشینی نگه میدارد. گرد مرگ در شهر پراکندهاند. مثل آن روز صبح که نتایج رای گیری را اعلام کردند و هیچکس با هیچکس سخن نمیگفت، که خاموشی به هزار سخن در زبان بود.
در یکی از کوچههای منتهی به خیابان مفتح، حوالی هفت تیر یک ون نیروی انتظامی ایستاده است و برای تعدادی از سربازها عملیات امروز را تشریح میکند. میگوید درگیر نشوید و وقتی من را میبیند که با لبخند صبح به خیر میگویم سری تکان میدهد و تعجب میکند. میگویم : «نگران نباشید مهندس موسوی گفته است که مردم نیایند، امروز روز راحتی را دارید.»
در دلم جملهام را چند بار تکرار میکنم و حتا خود به اینکه «اتفاقی نمیافتد» زیاد اطمینان ندارم. جوابی نمیدهند. راهم را میگیرم و دور میشوم. خیابان انقلاب حد فاصل امامحسین تا میدان انقلاب خالی از هرگونه نیروی امنیتی است. حوالی ساعت ۸٫۳۰ در حالی که هنوز مغازهها در میدان انقلاب تعطیل هستند تنها چند خودرو راهنمایی و رانندگی د رحال تردد هستند.
نیمه تعطیل بودن مغازهها در ساعت ۹٫۳۰ در میدان انقلاب کمی عجیب است.
چشمهای نگران مردم، که بیشترشان را قشر دانشجویی که میخواهند به جلسات امتحان بروند تشکیل میدهند. میدان فردوسی اما شلوغ است. رفت و آمد زیادتر هم میشود. میروم روبهروی دفتر روزنامه جوان. کارکنانش میخواهند بورد بیرون از ساختمان را با روزنامههای امروز پرکنند. میگویم: «نزنید شاید امروز شلوغ شود مردم بیایند و آنها را بکنند «خونسرد بیآنکه حتا نگاهم کند میگوید: «نه خیالتان راحت. همه چیز تمام شده است». باور نمیکنم اما.
تا ساعت ۱۱ صبح خبری از حضور نیروها نیست. به یکباره و هم زمان چندین میدان اصلی همچون انقلاب را نیروهای گارد ویژه به تعداد کثیری پر میکند اما دیری نمیپاید که باز متفرق میشوند. در همین حوالی زمانی، هلیکوپترهایی در اطرف خیابان آزادی حرکت میکنند. تا ساعت ۱ بعد از ظهر خبری از نیروهای امنیتی در میدان آزادی نیست و تنها در میدان امام حسین و انقلاب آن هم به شکلی کاملن متفاوت مستقر شدهاند. موتورسواران بسیج که وجهه و شکلی کاملن متفاوت از آنچه تا کنون دیدهایم را برای خود تعریف کردهاند در میدان امام حسین حضور دارند. صورتهای شیو کرده و لباسهایی که کمتر در میان نیروهای لباس شخصی دیدهایم در این سالها. اما آنها نیز به زودی متفرق شده و جای خود را به نیروهای یگان ویژه و انتظامی میدهند.
جمعیت از حوالی ساعت ۴ به بعد به شکل گسترده اما پراکنده در خیابان آزادی در حال شکلگیری ست.
به طور کلی میتوان جمعیت در خیابان آزادی – انقلاب را به دو شکل کاملن مجزا بررسی کرد. از میدان انقلاب به سمت آزادی و از میدان انقلاب به سمت امام حسین.
در قسمت اول بیشترین نیروهای مردمی که حضور داشتند افرادی بودند که با اتوموبیلهای خود به این قسمت آمده بودند و ترافیک سنگینی را ایجاد کردهاند. نیروهای امنیتی پلیس ضد شورش و لباس شخصیها به بهترین تعامل در این ماههای اخیر رسیدهاند و به طرز غیرقابل باوری احساس اخوت و نزدیکی میکنند.
حضور نیروهای بسیج با لباسهای پلنگی آن هم در سنین زیر بیست سال تصویری مضحک از نوع خاص امنیتی کردن شهر تهران را نشان میداد. لاین وسط خیابان آزادی را که محل عبور اتوبوسهای تندرو بیآرتی است، محلی برای تاخت و تاز و رعب و وحشت ایجاد کردن نیروهای گارد ویژه، سپاه و لباس شخصی است. جمعیت درون بیآرتی موج میزند و همه نگاهها به هم است اما در پیادهروها جمعیت اندکی که روزهای عادی نیز دیده میشود تردد میکند.
در قسمت دوم حد فاصل میدان انقلاب تا چها راه ولیعصر، نیروهای مردمی در پیادهروهای ضلع شمالی خیابان در حال افزایش است. تردد بیآرتیها مشکل شده و تعدادی از آنها خارج از ایستگاه نگه داشته تا مسافران را پیاده کنند. درست حوالی ۵ بعد از ظهر است. هر لحظه به جمعیت پیادهروهای این بخش اضافه شده و نیروهای امنیتی جمع معترضین را که هیچ شعاری نداده و تنها در حال رفت و آمد هستند را متفرق میکنند. در ساعت ۶ جمعیت گسترش یافته و درگیریهای فردی که معمولن بالا هم نمیگیرد در میان نیروهای امنیتی و مردم شکل میگیرد.
اما به یک باره با حمله نیروهای گارد ویژه به سمت مردم در چهاراه ولیعصر و ضرب و شتم تعدادی از آنها و هو کردن نیرهای امنیتی توسط دیگر مردم که در ایستگاه بیآرتی شاهد این ماجرا هستند ورق بر میگردد و شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» مردم شکل میگیرد.
نیروهای امنیتی به شعاردهندگان حملهور شده و شیشه برخی از بیآرتیها را از درون و بیرون خورد کرده و تعدادی از شعاردهندگان را در درون بیآرتی دستگیر میکنند و با دیگر بازداشتیها به همراه نیروهای لباس شخصی به سمت خیابان فلسطین میبرند.
در پی این موضوع درگیریهای شدیدی میان لباسشخصیها و مردم در خیابان فلسطین شکل میگیرد. تعامل نیروهای انتظامی و لباس شخصی به بهترین حالت خود میرسد. نیروهای پلیس مبادرت به زدن مردم میکنند و طعمههای خود را به لباس شخصیها تحویل میدهند.
در بالای پل حافظ نیز درگیریهای فیزیکی شکل میگیرد. و تعدادی نزدیک به ۱۰۰ نفر بازداشت میشوند. جمعیت به سمت خیابانهای فرعی هجوم میآورد و در حالی که نیروهای حداکثری پلیس در کوچههای فرعی ذخیره شدهاند مردم با عجله به خیابان بر میگردند. تعقیب و گریزها در حالی ادامه دارد که بر تعداد نیروهای امنیتی هر لحظه افزوده میشود. به جز میادین اصلی مسیر انقلاب تا آزادی در دیگر مسیرها نیز حضور نیروهای گارد ویژه و موتورسواران و ونهای نیروی انتظامی دیده میشود.
در میدان آریاشهر هیچ نیروی پلیسی دیده نمیشود و گویا بر اساس سیاست تمرکز نیروها در خیابانهای فرعی، انواع نیروها چیده شدهاند. در بلوار فردوس، در خیابانهای سلیمی جهرمی و رامین شمالی دو طرف خیابان را خودروهای مینیبوسی پلیس ضد شورش پر کرده است و مغازهدارها در اعتراض به این حرکت، مبادرت به بستن مغازههای خود میکنند. در خیابانهای مفتح، سمیه و تخت طاووس نیز وضع به همین شکل است.
درگیریهای پراکندهای نیز در میدان انقلاب شکل میگیرد و تعداد زیادی از تلفنهای همراه افراد توسط نیروهای لباس شخصی غصب میشود. این در حالی ست که با تاریکی هوا بسیاری از افراد را که شاید تا ساعاتی قبل میتوانستند دستگیر شوند را تنها با ضبط کارتهای شناساییشان آزاد میکنند. به طور کلی مغازهها در حالت نیمهتطیل به سر میبرند و حضور نیروهای امنیتی حتا تا ساعت ۱۰ شب نیز در این مسیر دیده میشود.
زیبایی شکوه یکسالگی این جنبش را میتوان در فریادهای اله اکبر شبانه درک کرد. فریادهایی که ما را یاد سال گذشته میاندازد. شاید بلندتر از قبل. و این به معنای پویایی جنبشی ست که هر لحظه برگی نو را رو میکند و سعی در رسیدن به آن بلوغ رفتاری را دارد که کمترین هزینه و بیشترین سود را برای او به همراه داشته باشد. خبرهایی از بانگهای اله اکبر در نقاط مختلف شهر شنیده میشود. آریاشهر، سعادآباد، شهرک غرب، یوسفآباد و … غریو فریادهاست. حتا برای خاموش این فریادها در منطقه ستارخان حوالی فلکه اول، تیر هوایی نیز زده میشود اما مردم مستحکم به راه خود ادامه میدهند. و این یک روز با شکوه بود. روزی که توانست اهمیت تفکر خرد جمعی رهبران جنبش سبز را نشان دهد. بازی جنبش سبز برد- برد بود و حکومت باخت- باخت.
کاترین اشتون، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز گذشته اعلام کرد که این اتحادیه، مردم ایران را فراموش نکرده است.
کاترین اشتون، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که این اتحادیه، مردم ایران را فراموش نکرده و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز خواستار آزادی فعالان حقوق بشر در ایران شده است.
خانم اشتون در سالگرد انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد، با صدور بیانیهای اعلام کرد که پس از این انتخابات، وضعیت حقوق بشر در ایران به شدت وخیم شده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما (اتحادیه اروپا) شاهد هستیم که روزنامهنگاران، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان و همه کسانی که درصدد دفاع از حقوق مشروعشان هستند، در ایران دایم تهدید میشوند.»
کاترین اشتون در این بیانیه از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است که به «آزادی بیان» احترام بگذارند.
هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا نیز با صدور بیانیهای از حکومت ایران خواست که فعالان حقوق بشر بازداشت شده در این کشور را آزاد کند.
شیوا نظرآهاری، نرگس محمدی، عمادالدین باقی، کوهیار گودرزی، بهاره هدایت، میلاد اسدی و محبوبه کرمی از جمله فعالانی هستند که خانم کلینتون خواستار آزادی آنها شده است.
این بیانیه همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته به تعهدات بینالمللی و مسوولیت خود در برابر مردم ایران عمل کنند.
در پی حمله اسراییل به کاروان آزادی، گروه سینمایی اتوپیای فرانسه نمایش یک فیلم اسراییلی را در سالنهای خود متوقف کرد.
به گزارش مهر از آسوشیتد پرس، در پی حمله نیروهای اسراییل به کشتیهای حامل کمکهای بشردوستانه به نوار غزه، گروه سینمایی اتوپیای فرانسه نمایش برنامهریزی شده فیلم کمدی «پنج ساعت در پاریس» متعلق به اسراییل را متوقف کرد و به جای آن مستندی به نام «ریچل» درباره دانشجوی معترض آمریکایی که در جریان حمله بولدوزرهای ارتش اسراییل به منطقه فلسطینینشین نوار غزه مجروح میشود را روی پرده برده است.
مدیر این موسسه سینمایی اعلام کرده که این عمل تنها راه اعتراض نسبت به رفتار اسراییل در حمله به کاروان آزادی و قتل ۹ نفر از سرنشینان آن بوده است. از سوی دیگر سازمان یهودیان مقیم فرانسه این اقدام را نشانه افزایش بیسابقه احساسات ضداسراییلی در این کشور خوانده است.
امروز یکشنبه ۲۳ خرداد در جلسه مجلس شورای اسلامی توضیحات وزیر رفاه و تامین اجتماعی در پاسخ به سوال نمایندگان، در مورد عدم اجرای معافیتهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی را قانع نکرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در جلسه امروز مجلس شورای اسلامی، پس از ارایه پاسخ صادق محصولی وزیر رفاه و تامین اجتماعی به سوال نادر قاضیپور نماینده مردم ارومیه، این نماینده با بیان اینکه این سوال را از طرف ۱۴ نماینده دیگر مطرح کرده است، گفت: «نه من و نه هیچکدام از دیگر نمایندگان سوالکننده از پاسخ وزیر قانع نشدیم.»
بر این اساس در مورد پاسخ وزیر، از نمایندگان مجلس رایگیری شد که نمایندگان نیز با ۹۷ رای مخالف و ۸۱ رای موافق توضیحات محصولی را قانع کننده ندانستهاند.
لازم به یادآوری است سه بار عدم توانایی هر وزیر در اقناع نمایندگان مجلس به منزله استیضاح آنان تلقی شده و وزیر برکنار میشود.
در جریان اعتراضات روز گذشته شنبه ۲۲ خرداد ماه دو فعال دانشجویی بهنام سعید فدایی اصل و فرنوش رزقی توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، سعید فدایی اصل برادر میلاد فدایی اصل از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد تهران مرکز و از زندانیان سیاسی پس از انتخابات است که به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.
گفتنی است، تلاش خانواده دو بازداشت شده برای پیگیری وضعیت ایشان تا کنون به جایی نرسیده است و مسوولین و ارگانهای مختلف از پاسخ شفاف به خانوادهها خودداری میکنند.
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
در پی اعتراضات مردمی در اولین سالگرد اعتراض به نتایج دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، بیش از ۹۰۰ تن از شهروندان بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، دستکم ۳۰۰ تن از این افراد بازداشتی را زنان تشکیل میدهند و خانوادههای بازداشتشدگان از چگونگی وضعیت عزیزانشان بیاطلاعاند.
این روند تا جایی است که نیروهای امنیتی با بستن تقاطع خیابان «شهدای ژاندارمری» و «کارگر جنوبی» برای ممانعت از تجمع خانواده ها در مقابل «ستاد فرماندهی تهران بزرگ» ممانعت به عمل آوردهاند.
گفتنی است تا کنون دستکم مشخصات ۱۵ تن از زنان بازداشتی که کارت شناسایی به همراه نداشتند به خانوادهها اعلام شده و از ایشان خواسته شده که مدارک شناسایی این افراد را تحویل دهند.
مسوولان به خانوادهی مردان بازداشت شده نیز گفتهاند که از فردا برای پیگیری وضعیت عزیزانشان باید به «پلیس امنیت» مراجعه کنند.
شایان ذکر است در ساعت ۲ بامداد ۲۳ خرداد ماه، سی تن از بازداشتشدگان که همگی در ردیف سنی ۲۰-۲۵ سال بودند به وسیلهی یک ون به میدان انقلاب منتقل و در آن جا رها شدند.
بر اساس گزارشهای رسیده در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران، ایرانیان ساکن رم، آمستردام، واشینگتن، هامبورگ، پاریس، لندن، وین و پراگ دست به راهپیمایی زدند.
در پاریس، معترضان با ماسک سفید به نشانه زندانیان گمنام، همراه با نشانهای سبز، در نزدیکی برج ایفل گردهمایی برگزار کردند.
در رم نیز سازمان عفو بینالملل، جمعه شب تجمعی را در برابر سفارت ایران برگزار کرد.
شنبه صبح نیز هواداران جنبش سبز تجمع دیگری در برابر سفارت ایران در ایتالیا در حمایت از مردم ایران برگزار کردند.
در نخستین سالگرد انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری ایران، در هامبورگ نیز راهپیمایی برگزار شد.
در این شهر، سازمان عفوبینالملل نیز گردهمایی دیگری در مناطق پرجمعیت و کارگرنشین دیگری ترتیب داد.
روزشنبه «ما همه یک صداییم، سهرابیم، نداییم»، «هموطن شهیدم رایات را پس میگیرم» از جمله شعارهایی بود که معترضان در سالگرد انتخابات در برابر سفارت ایران در لندن سر دادند.
در پراگ، پایتخت جمهوری چک، نیز مراسمی برگزار شد که بیشتر افراد شرکتکننده از شهروندان چک بودند.
«به حمایت از فریاد آزادیخواهی مردم ایران برخیزیم» فراخوانی بود که از سوی شبکه «جوانان پیشرو» در آمستردام، پایتخت هلند، صورت گرفت.
وین نیز در سالروز انتخابات ایران شاهد برگزاری تظاهراتی اعتراضآمیز بود و شرکتکنندگان تا مقابل سفارت ایران در این شهر راهپیمایی کردند.
در واشینگتن هم ایرانیان مقیم این شهر ابتدا در مقابل دفتر حافظ منافع ایران در واشینگتن تجمع کرده و سپس به طرف مرکز شهر راهپیمایی کردند.
داوود سلیمانی در نامهای به آیتاله خامنهای از وی خواسته است گروهی را مامور تحقیق در مورد برخوردهای خشونتبار با زندانیان سیاسی کند.
به گزارش کلمه، داوود سلیمانی عضو ارشد جبهه مشارکت در نامهای به آیتاله خامنهای، با تشریح نحوه بازجویی در زندانها، از وی خواسته گروهی مطمئن را مامور تحقیق در مورد برخوردهای خشونتبار با زندانیان سیاسی کند.
آقای سلیمانی که از سیام خرداد ماه سال گذشته تاکنون در زندان بهسر میبرده، در نامه خود نوشته که در این مدت بر اثر «فشارها و ایذا و آزار جسمی و روحی» به بیماری عصبی مبتلا شده است.
وی نوشته است که «در بازجوییها تحت شرایط شدید روحی و روانی ضرب، شتم، فحاشی، اهانت و … قرار گرفتهام.»
این عضو جبهه مشارکت از آقای خامنهای پرسید: «واقعن به کجا میرویم، چگونه میتوان ادعای مدیریت بر جهان را داشت ولی بیانصافیها و ستمهای بین، ناهنجاریها و دروغ و تهمت و فشار و فریب برای گرفتن اقاریر و ایجاد رعب و وحشت در داخل را مدیریت کرد؟»
لازم به یادآوری است داود سلیمانی بیش از چهار ماه را در سلول انفرادی گذرانده و در دادگاه بدوی در مجموع به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی در اظهار نظری اعلام کرد که آیتاله علی خامنهای از تلاش عدهای برای اخلال در سخنرانی حسن خمینی ناراحت شده است.
به گزارش ایلنا، آقای هاشمی در تشریح وقایع پشت پرده آن روز گفت: «من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبری نشسته بودم، میدیدم ایشان ناراحتند. یک وقت که حسن آقا پیشنهاد صلوات داد و صدای بسیار بلندی از جمعیت به گوش رسید که برخلاف آن شعارها، یک دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبری معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببین، این جمعیت است، نه آن صدایی که از یک معدودی درمیآید. جمعیت وفادار است.»
رییس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ناتمام ماندن سخنرانی حسن خمینی و بوسیدن او از سوی آقای خامنهای هم گفت: «مقام معظم رهبری هیچ وقت حسن آقا را جلوی مردم نبوسیده بودند. آنهایی که این را میدیدند، باید درس میگرفتند، میفهمیدند، این یک اشارهای داشت. ایشان در این حد، اینگونه رمزگونه نظرشان را اعلام کردند.»
آقای هاشمی همچنین افزوده که نواده آیتاله خمینی قصد سخنرانی در این مراسم را نداشت، اما با اصرار رهبر جمهوری اسلامی حاضر به سخنرانی شد.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اخلال در سخنرانی حسن خمینی را کار درستی ندانسته و از عملکرد برخی رسانههای هوادار دولت در این زمینه نیز به شدت انتقاد کرده است.
لازم به یادآوری است در مراسم بزرگداشت آیتاله خمینی در روز ۱۴ خردادماه سال جاری سخنرانی حسن خمینی توسط عدهای از شرکتکنندگان در این مراسم با سر دادن شعار ناتمام ماند.
شعبه یکم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار را به شش ماه حبس تعزیری قطعی محکوم کرد.
به گزارش ساوالان سسی، بر اساس حکم صادره از سوی قاضی علیزاده، اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام عنوان شده و حکم یکسال حبس تعزیری صادره برای این زوج آذربایجانی به شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است.
علیرضا فرشی در جریان مراسم راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ که توسط اداره تربیت بدنی آذربایجانشرقی در پارک ایلگولی تبریز برگزار شده بود بهدست ماموران اداره اطلاعات بازداشت شد. ماموران امنیتی چندی بعد طی تماسی تلفنی با سیما دیدار همسر علیرضا فرشی از وی خواستند تا برای ملاقات با همسرش به زندان تبریز مراجعه کند که پس از حضور دیدار در زندان تبریز مامورین امنیتی وی را نیز بازداشت کردند. فرشی و دیدار پس از تحمل بازداشت موقت سه و یک ماهه به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد و شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز در ۲۳ آبان ۸۸ این روج آذربایجانی را به یکسال حبس تعزیری محکوم کرد.
در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ عدهای از شرکتکنندگان در این پیادهروی همگانی اقدام به سردادن شعارهای «ورک دیلینده مدرسه» و «یاشاسین آذربایجان» کرده بودند. به دنبال این امر ماموران امنیتی ضمن حمله به شعاردهندگان و ضرب و شتم آنها عدهای را بازداشت کردند.
سازمان عفو بینالملل روز نهم ژوئن ۲۰۰۹ با انتشار اطلاعیهای ضمن بررسی وضعیت حقوق بشر در فضای انتخاباتی ایران، خبر از بازداشت و زخمی شدن بیش از ۱۵ نفر در تبریز از جمله علیرضا فرشی داده بود.
لازم به توضیح است سیما دیدار مدیر مسوول سابق نشریه دانشجویی یاشماق در دانشگاه تهران و شاعر آذربایجانی و علیرضا فرشی از فعالین سابق دانشجویی دانشگاههای شریف و تهران و استاد دانشگاه آزاد جلفا است.
روز گذشته شنبه بابک ساران فرزند امیرحسین حشمتساران توسط ماموران لباس شخصی دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، روز شنبه ۲۲ خرداد ماه حوالی ساعت ۲۰:۱۵ بابک ساران ۲۵ ساله و دانشجوی مهندسی عمران و محروم از تحصیل در خیابان فخر رازی توسط موتور سوارهای بسیجی مسجد سجاد که پایگاه بسیج است دستگیر شد.
بنا بر این گزارش، بابک ساران ساعتی قبل از دستگیری نیز مورد حملهی لباس شخصیها قرار گرفته بود و از ناحیه کمر و پا دچار صدماتی شد.
گفتنی است بابک ساران فرزند زنده یاد امیرحسین حشمتساران، دبیر کل جبهه اتحاد ملی ایران است که در سال ۱۳۸۷ در زندان گوهردشت کرج جان باخت.
روزنامه ایران از «طرح ۲ فوریتی کاهش روابط با آژانس اتمی در مجلس» خبر داد. «پرداخت حقوق خرداد فرهنگیان با احکام جدید» تیتر دیگری است که این روزنامه دولتی به نقل از وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده است.
روزنامه تهران امروز در ارتباط با پاسخ شورای نگهبان به نامه محمود احمدینژاد نوشت: «مصوبات مجلس لازم الاجراست.» این روزنامه در مطلب دیگری خبر از «انتقاد روحالامینی از عملکرد صدا و سیما» داد.
روزنامه جام جم نیز در صدر اخبار خود به اظهارات رییس مجلس خبرگان اشاره کرده و از قول آیتاله هاشمی رفسنجانی نوشت: «قطعنامه اخیر موذیانه و ریاکارانه است.»
«مخالفت پوتین و لاوروف با تحویل اس ۳۰۰ و عضویت ایران در سازمان شانگهای» عنوان اصلی روزنامه خراسان است. این روزنامه در گزارشی به اظهارت وزیررفاه درباره هدفمند کردن یارانهها در بخش کشاورزی و قیمت گوشت پرداخته است.
روزنامه شرق «فراخوان هاشمی رفسنجانی برای وحدت» را به عنوان خبر اول خود برگزید. «موافقت بانک مرکزی با عرضه سکه در بورس» تیتر دیگر این روزنامه اصلاحطلب است.
روزنامه فرهنگ آشتی «هوشمند شدن کارتهای انرژی از اسفندماه» را برجسته کرده است. این روزنامه نیز در دیگر مطلب خود از «ابهام در شیوع شپش سگی در مدارس شمال تهران» گزارشی را منتشر کرد.
«۲۲ سفارت اروپایی فتنه ۸۸ را مدیریت میکردند» خبر اول روزنامه کیهان است که از قول سفیر سابق اتریش در تهران بیان شده است. کیهان همچنین مطلبی را با عنوان مخالفت نمایندگان عراق با حضور سفیر آمریکا در مراسم افتتاح پارلمان جدید منتشر نمود.
و در پایان روزنامه همشهری تیتر «آغاز بهره برداری از ۶۰ پروژه شهری در مرکز تهران» را مهمترین خبر دیده است. این روزنامه نیز «پیشنهاد دولت برای حفظ حساب ذخیره ارزی» را در مطلب دیگری آورده که با هدف جبران کسری بودجه ارایه شده است.
روز دوم مسابقات جام جهانی با برد تیم کره جنوبی برابر یونان آغاز شد و با پیروزی آرژانتین برابر نیجریه ادامه پیدا کرد. در بازی آخر روز دوم نیز آمریکا و انگلستان در دیداری پرتنش امتیازها را تقسیم کردند.
درنخستین بازی روز دوم، دو تیم کره جنوبی و یونان از گروه B مسابقات به مصاف هم رفتند که تیم کره جنوبی توانست حریف اروپاییاش را با نتیجه دو بر صفر شکست دهد و نخستین پیروزی مسابقات را به نام آسیاییها ثبت کند.
کرهایها برای رسیدن به گل در این مسابقه چندان منتظر نماندند و در دقیقه هفتم دیدار به گل رسیدند. «لی یونگ سو» در این دقیقه از بازی بر روی ارسال ضربهای آزاد از نزدیکی نقطه کرنر و با جایگیری هوشیارانه در تیر دوم توانست تیمش را در ورزشگاه «نلسون ماندلا» از حریف اروپاییاش پیش بیاندازد.
کرهایها پس از گل نخست، حملاتشان را ادامه دادند و در دقیقه ۵۲ دیدار توسط «جی سونگ پارک» به گل رسیدند. پارک این گل را با یک توپ ربایی از میانه میدان و بر اثر اشتباه «لوکاس وینترا»، مدافع یونان، به ثمر رساند.
پس از این گل، دو تیم به حملاتشان ادامه دادند اما این حملات نتیجهای نداشت و این دیدار با همین نتیجه به پایان رسید. در پایان این دیدار، پارک جی سونگ به عنوان بهترین بازیکن میدان برگزیده شد. او درباره بازی آینده تیمش برابر آرژانتین گفت: «در این جام جهانی ممکن است اتفاقات غیرمنتظرهای بیفتد و این همان چیزی است که قصد انجامش را داریم.»
در دومین دیدار روز دوم هم دو تیم آرژانتین و نیجریه به مصاف هم رفتند که این دیدار با پیروزی یک بر صفر تیم آرزانتین به پایان رسید.
آرژانتینیها این دیدار را هجومی آغاز کردند و تا پیش از به ثمر رساندن نخستین گل دیدار در دقیقه ششم، چندین بار تا آستانه فروپاشی دروازه نیجیره پیش رفتند. تک گل این دیدار نیز بر روی یک ضربه کرنر و ضربه سر هنرمندانه «گابریل هاینزه»، مدافع آرژانتین، به ثمر رسید.
دروازهبان نیجیریه در این دیدار، «ویسنت انیه ما»، ۶ بار دروازهاش را از فروپاشی نجات داد و بهترین بازیکن میدان لقب گرفت.
در این دیدار علاوه بر تلاش دروازه بان نیجریه، بیدقتی مهاجمان آرزانتین نیز سبب شد که این دیدار با همین نتیجه به پایان برسد. «لیونل مسی»، مرد سال فوتبال جهان، در این دیدار فرصتهای فراوانی را از دست داد اما «دیهگو مارادونا»، سرمربی آرژانتین در پایان دیدار به حمایت از بازیکنش پرداخت و گفت: «او در هر لحظه بازی به توپ بسیار نزدیک بود. فوتبال بدون تماشای مسی، اصلن زیبا نخواهد بود.»
در گروه B این مسابقات، تیمهای کره جنوبی و آرژانتین با ۳ امتیاز به ترتیب جایگاه اول و دوم گروه را از آن خودشان کردهاند و تیمهای نیجریه و یونان هم بدون امتیاز در رتبههای بعدی ایستادهاند.
در آخرین دیدار روز دوم نیز دو تیم آمریکا و انگلستان از گروه C این مسابقات به مصاف هم رفتند که این دیدار پرتنش با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسید.
در این دیدار ابتدا تیم انگلستان توسط «استیفن جرارد» با یک ضربه بغل پای دقیق در دقیقه پنجم دیدار به گل رسید. پس از این گل، تیم آمریکا حملات پراکندهای را روی دروازه انگلستان تدارک دید و توانست در دقیقه چهلم دیدار توسط «کلینت دمپسی» و بر روی اشتباه مسلم «رابرت گرین»، دروازه بان انگلستان، به گل تساوی برسد. رابرت گرین در این صحنه نتوانست شوت کم رمق و زمینی دمپسی، که از پشت محوطه جریمه و به وسط دروازه نواخته شده بود، را مهار کند و توپ پس از مهار ناموفق او به آرامی در درون دروازه جای گرفت.
در نیمه دوم تیم انگلستان بر شدت حملاتش افزود اما مردان «فابیو کاپلو» نتوانستند گل برتریشان را وارد دروازه آمریکا کنند و این دیدار با همین نتیجه به پایان رسید.
در پایان این دیدار نیز «تیم هاوارد»، دروازهبان آمریکا، به خاطر تلاشهایش در بسته ماندن دروازه تیمش به عنوان برترین بازیکن میدان لقب گرفت. او در این دیدار هفت بار دروازهاش را از فروپاشی نجات داد.
1752 میلادی – بانو «فرانسیس برنی» داستاننگار انگلیسی بهدنیا آمد. از معروفترین داستانهای او «اولینا»، «سسیلیا» و «آواره» هستند. او که ۸۸ سال عمر کرد، داستانهایش را بهصورت خاطرات افراد خیالی مینوشت.
۱۸۰۷ میلادی – «یاولووا» شاعره بزرگ و شخصیت معروف ادبی روسیه در قرن نوزدهم میلادی در شهر «هلموند» واقع در آلمان متولد شد. پدر و مادرش آلمانی بودند ولی چون خود او به یک ادیب روسی علاقهمند شد و با او ازدواج کرد، تبعه روسیه شد. یاولووا در سال ۱۸۳۸ اولین مجموعه اشعارش را منتشر کرد.
۱۸۹۳ میلادی – زادروز بانو «دورتی سایرز» نویسنده و روزنامهنگار انگلیسی که ۶۴ سال عمر کرد. وی در کتاب خاطراتش نوشته است: «به زبان داستان هر آنچه را که نمیشود به زبان خبر نوشت، میتوان بیان کرد. هدف یکی است. آگاهی دادن و تاثیر مثبت گذاشتن.»
۱۹۲۸ میلادی – زادروز «جان نش» ریاضیدان آمریکایی که فیلم «یک ذهن زیبا» براساس زندگی وی ساخته شد. جان در تکامل نظریه «بازیها» نقش بسیار موثری داشت و بهخاطر تلاشهایش در این زمینه، در سال ۱۹۹۴ میلادی برنده جایزه نوبل اقتصاد شد.
۱۹۴۰ میلادی – «پاریس» پایتخت فرانسه در جریان جنگهای جهانی دوم بهتصرف نیروهای آلمان نازی درآمد. سربازان هیتلر پس از تصرف پاریس، پیروزمندانه در خیابانهای شهر رژه رفتند. حمله آلمان نازی به فرانسه بهدنبال حمله به هلند و نروژ و بلژیک در ماه می سال ۱۹۴۰ میلادی شروع شد و پس از انحلال ارتش فرانسه در اینروز، پاریس تسخیر شد.
۱۹۴۴ میلادی – «بان کی مون» سیاستمدار کرهای و هشتمین دبیرکل سازمان ملل متحد بهدنیا آمد. وی معتقد است سه رکن اساسی سازمان ملل یعنی: «صلح و امنیت، توسعه و حقوق بشر» کلید حل همه مشکلات است.
۱۹۷۰ میلادی – درگذشت «الکساندر کرنسکی» سیاستمدار برجسته روسی. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، وارد صحنه سیاست شد و در مقام نمایندگی مجلس دوما علیه اختناق و بیدادگری نیکلای دوم، آخرین تزار روس، زبان بهاعتراض و حملات تند باز کرد. کرنسکی در ۲۷ فوریه ۱۹۱۷ در پشت تریبون مجلس دوما که تزار آنرا برای فرونشاندن احساسات آزادیخواهانه مردم بهوجود آورده بود، خاندان سلطنتی تزار را مسوول فلاکت و هرجومرج و اختناق آن زمان دانست و آشکارا خواستار برکناری تزار، حتا بهزور شد.
۸۴۰ میلادی – «دایرهالمعارف» ادبیات و زبانها، ماه ژوئن سال ۸۴۰ میلادی را پایان تلاش «سیبویه ایرانی» برای تنظیم دستور زبان عربی ذکر کرده، که وی این قواعد را در کتاب خود «الکتاب» آورده است. تا آن زمان، زبان عربی دستور زبان نداشت و کار سیبویه ایرانی خدمت بزرگی به همه اعراب بهشمار میآید. سیبویه که با این اقدام، از تاریخ لقب «نحوی» گرفته است در ایالت فارس بهدنیا آمده بود. وی که از فارس به شهر ساوه رفته بود در ۴۰ سالگی در این شهر درگذشت.
۱۳۲۵ خورشیدی – زادروز «بابک بیات» آهنگساز موسیقی فیلم و ترانههای ایرانی.
سیزدهم ژوین برابر با زادروز «جان نش» ریاضیدان نابغه و برجسته آمریکایی که در سال ۱۹۲۸ میلادی متولد شد و در ۳۱ سالگی به بیماری روانگسیختگی یا «اسکیزوفرنی» مبتلا شد، کار مهم او معرفی مفهومی است که بعدها به «تعادل نش» معروف شد. کارهای او در گسترش نظریه بازیها (از شاخههای ریاضیات نوین) بسیار موثر بوده است.
«میگویند مرز بین نبوغ و جنون به باریکی یک تار مو است.»
«جان نش» در سیزدهم ژوین سال ۱۹۲۸ در آمریکا متولد شد. در کودکی اطرافیان و بهخصوص خانوادهاش متوجه هوش بسیار او شدند و میدانستند که آینده درخشانی پیش روی اوست.
جان در ۲۰ سالگی مدرک لیسانس و فوق لیسانس را یکجا اخذ کرد و ۲ سال بعد هم، در سن ۲۲ سالگی، به درجه دکترا نایل شد. او به معنای واقعی کلمه یک نابغه ریاضی بود و تئوریهای مهم و بحثانگیزی در حوزه ریاضیات و اقتصاد وضع کرد که برایش جوایز متعددی به همراه داشت.
او در سال ۱۹۹۴، به جایزه نوبل اقتصاد نیز دست پیدا کرد. اما آنچه از جان نش چهرهای ممتاز و مورد توجه ساخته است، نه نبوغ ریاضی، که استقامت او در مبارزه با بیماری «اسکیزوفرنی» است.
خودش در یادداشتی برای پایگاه اینترنتی بنیاد نوبل مینویسد: «از کودکی تمایل داشتم که کارهایم را تنهایی انجام بدهم. گوشهگیر بودم و دوست نداشتم که با همکلاسیهایم بجوشم. فکر میکردم کارهایشان، تفریحاتشان، همه و همه یک جور وقت تلف کردن است.»
«در ۳۱ سالگی هنوز هم گوشهگیر بودم. همسرم باردار بود و من در دانشگاه تدریس میکردم. همه چیز روبهراه بود تا اینکه کمکم سر و کله آن فکرهای عجیب و غریب و آن صداهای لعنتی پیدا شد.»
جان نش صداهایی غیرواقعی را میشنید که او را از خطراتی موهوم حذر میدادند و وادارش میکردند کارهایی برخلاف خواستهاش انجام بدهد. رفته رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و زندگیاش در آستانه فروپاشی قرار گرفت.
همسرش او را ترک کرد، کرسی استادی خود را در دانشگاه از دست داد و بالاخره در بیمارستان بستری شد.
پزشکان بیماریاش را نوعی «اسکیزوفرنی هذیانی» تشخیص دادند که با افسردگی خفیف و کاهش اعتماد به نفس همراه شده بود.
او در ابتدا از خود سرسختی و مقاومت نشان میداد و سعی میکرد با هر ترفندی شده از بیمارستان و حتا از نظارت مستقیم روانپزشک، فرار کند. اما با شدت گرفتن بیماری، کمکم به درمان تن داد. سوای درمان، آنچه بیش از همه به جان کمک کرد، تلاش آگاهانهای بود که او از خود نشان داد.
او با تمام توان سعی کرد تا محتوای ذهن بیمار خود را ذره ذره اصلاح کند. این فرآیند جبرانی، چیزی نزدیک به ۲۵ سال از بهترین سالهای عمر او را گرفت اما امید و ارادهای که او از خود نشان داد، کار خودش را کرد و ریاضیدان نابغه از بند بیماری نجات پیدا کرد.
جان نش اینطور مینویسد: «به مرور زمان سعی کردم بخش بیمار ذهن خودم را شناسایی و پاک کنم. سعی کردم رفته رفته ذهنیت عالمانهای را که از قبل داشتم، بازسازی کنم. این کار خیلی طول کشید، خیلی چیزها را از من گرفت اما فکر میکنم الان دیگر بخش اعظم آن هذیانها و آن توهمات را دور ریختهام. اینکه در این سن و سال هنوز میتوانم یک ریاضیدان و تئوریسین فعال باشم، به این معنی است که من در مبارزه با بیماریام موفق شدهام».
درباره زندگی عبرتآموز و امیدبخش جان نش علاوه بر کتابهای مختلفی که نوشته شده است، دو فیلم نیز بر همین اساس تولید شده است. یکی فیلم «یک ذهن زیبا» که تفاوتهایی با زندگی واقعی جان دارد، به طور مثال در مورد فداکاری «آلیشیا» همسر جان نش در این فیلم اغراق شده است، زیرا در واقع آلیشیا در سال ۱۹۶۳ میلادی از جان نش جدا شده و هفت سال بعد در ۱۹۷۰ به جان نش اجازه داده است تا در خانه وی زندگی کند.
و دیگری فیلم مستند «جنون درخشان» که در این فیلم نگاهی دقیقتر و وفادارانهتری به زندگی او شده است.
جان نش دارای دو فرزند پسر است. فرزند اولش که درست همزمان با شروع بیماری پدر به دنیا آمد، ریاضیدان است و از بد حادثه، درست مانند پدر، به بیماری اسکیزوفرنی هذیانی مبتلاست. او نیز سالهاست که تحت نظارت و درمان پزشکان قرار دارد.
جان نش یکی از معروفترین اساتید ریاضیات در دانشگاه «پرینستون» است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر