-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی با تاکید بر این که برای راهپیمایی روز ٢٢ خرداد هیچ مجوزی صادر نشده است، تهدید کرد که در این روز با هرگونه «بیقانونی» به شدت برخورد خواهد شد.
وی گفت که با «روشنگری»هایی که در این مدت صورت گرفته است، عده زیادی از افراد راه خود را از «جریان فتنه» جدا کردهاند و بعید است فردا شنبه، ۲۲ خرداد اتفاق خاصی رخ دهد.
جانشین فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به مانور روز چهارشنبه ۱۹ خرداد ماه، افزود: «با برگزاری این مانور به افراد و گروههایی که به نوعی مزاحم نوامیس مردم هستند، هشدار دادیم ما با کسی تعارف و شوخی نداریم و مقابله با آنها جدی و قاطع خواهد بود.»
به گفتهی آقای رادان «نیروی انتظامی بر حسب وظیفه قانونی خود، همیشه برای کمترین احتمالات، بیشترین پیشبینیها را دارد.»
پیشتر وزارت کشور نیز در بیانیهای که در پایگاه اطلاعرسانی دولت منتشر شده بود، از «عدم صدور مجوز» برای راهپیمایی روز ۲۲ خرداد خبر داده بود.
یکی از مشکلات پناهجویان ایرانی ساکن ترکیه، هزینههای سنگین پزشکی و دارویی است. با توجه به اینکه اکثر پناهجویان، با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنند، در صورت ابتلا به بیماری یا نیاز به دارو و پزشک، مشکلات آنها بیشتر نیز خواهد شد. در این میان، نقش سازمانهای داوطلب نظیر آسام پررنگتر خواهد شد، اما آیا آسام و دیگر سازمانهای خیریه، به شکل مناسبی پاسخگوی اینگونه مشکلات پناهجویان، هستند؟
در این رابطه با یکی از پناه جویان ایرانی ساکن ترکیه، که پس از ورود به این کشور، بچهدار شده و خود و فرزندش از بیماری رنج میبرند، گفتوگو کردهایم:
به خاطر مشکلاتی که شوهرم داشت مجبور شدیم از کشور خارج شویم. دقیقا مشکلاتش را نمیدانم و باید خودش باشد و برایتان توضیح دهد. بزرگترین مشکل ما بچهمان است. من شش ماه باردار بودم که آمدیم. اینجا برای ما خیلی مشکل پیش آمد. من، به دلیل اینکه پروازهای زیادی داشتم، قند و فشارم بالا بود، ولی اینجا هیچگونه توجهی به وضعیت ما نشد.
همسرم، چندین بار به آسام گفت که قند من بالاست و باید تحت نظارت و کنترل پزشک باشم و انسولین تزریق کنم. ولی هیچکس به حرف ما گوش نداد. حتی مجبور شدم به خاطر مشکل قندم، یک ماه زودتر به وسیلهی سزارین بچه را به دنیا بیاورم، چون در حال خفگی بود. یک ماه در آنکارا در دستگاه نگهداری میشد، به خاطر بیماری من، کلسیم به بدنش نرسیده بود و با مشکل روبرو شد، به طوری که حتی الان هم هنوز آن مشکلات را دارد.هنوز، به خاطر فشارهای دوران بارداری، قلبش مشکل دارد.
شوهرم، نیز به خاطر مشکلاتی که در ایران داشت، تشنج دارد و دچار لرزش دست شده است. به همین دلیل نتوانسته سرکار برود و به او کار ندادهاند. حتی ما به خاطر شرایط بد مالی، مجبور شدیم الان در خانهای باشیم که رطوبت دارد، در صورتی که رطوبت برای فرزندم خیلی ضرر دارد.
حتی پول بیمارستان آنکارا را به ما ندادند. فرزندم، به خاطر مشکل قلبیاش هرماه باید تحت نظر باشد. بعد از دوماه که به آنکارا رفتیم، قبول نکردند و حتی شوهرم را نگه داشتند و از او تعهد گرفتند که باید سریع پول را بدهید و قبول نکردن، بچه را معاینه کنند. در شهر ما، دستگاههای چک اکو قلب و غیره، وجود ندارد.
اگر فقط، من و شوهرم بودیم، زیاد برایمان مهم نبود ولی چون این بچه همراه ماست، خیلی سخت است. (گریه میکند) به خاطر همین مشکلات مالی، محبور شدیم در خانهای باشیم که حتی حمامش، هواکش ندارد. یک روز شوهرم و پسرم به حمام رفته بودند. گاز آنها را گرفت. تمام مدارکش هست. یک روز کامل در پلیس بودیم و حتی من را متهم به قتل آنها کردند، به این صورت که من میخواستهام شوهر و پسرم را با گاز خفه کنم. به همین دلیل، شوهر و پسرم یک روز در بیمارستان، و زیر اکسیژن بودند.
این موارد را که با پلیس مطرح میکنیم، میگویند باید پول خاک را پرداخت کنید تا ما پول بیمارستان آنکارا را تصفیه کنیم. ما نداشتیم که پول خاک را بدهیم. حتی وسایل کوچکی که داشتیم را فروختیم تا پول خاک را بدهیم و بتوانیم به آنکارا برویم تا چکآبهای بعدی را بتوانیم انجام دهیم.
یک پیش مصاحبه رفتیم و بعد از سه ماه، به ما تاریخ مصاحبهی اصلی دادند. بعد از چند ساعت انتظار، زمانی که حدود ساعت دو و نیم، وکیل آمد تنها توانست با همسرم تا ساعت پنج و نیم، مصاحبه کند. به من گفتند که دوباره باید بیایی. در پاسخ گفتم که پسرم مریض است و هربار که به آنکارا میآییم هزینهی زیادی دارد، پس لطفا تاریخ مصاحبه ما را زودتر بگذارید. اما متاسفانه شش ماه بعد به ما تاریخ مصاحبه دادند. در واقع یک سال بعد به ما تاریخ مصاحبه دادند.
یک روز به آسام هم گفتم که ۹۰ درصد مشکلاتی که برای پسرم پیش آمده، مقصرش شمایید. حتی با چند نهاد حمایت از کودکان مکاتبه کردیم و جوابی نگرفتیم. من تنها یک هفته قبل از تولد پسرم توانستم انسولین تزریق کنم چون قدرت خرید انسولین را نداشتیم. با چند پزشک صحبت کردم و همگی گفتند، اگر از همان ابتدای ابتلا به این بیماری، انسولین تزریق میکردم این مشکلات برای پسرم پیش نمیآمد.
ما تمام مدارک مبنی بر بیماری را برای یوان فرستادیم اما هیچگونه پاسخی ندادند و حتا تاریخ مصاحبهی ما را تغییر ندادند.
چندوقت پیش درحال گشت و گذاری در فیس بوک بودم که با خودم فکر کردم چه جالب اینجا هرکی هرچی به ذهنش میرسه مینویسه. گاهی از سردردش یا گزارش از حال گربه همسایه گاهی هم آدما با خودش و زمین و زمان قهر میکنن و هر احساسی دارن به قلم می آرن و با دیگران تقسیم میکنن. البته من زیاد از این خاصیت فیس بوک خوشم نمیآد و دایم فکر میکنم انگار آدم توکوچه نشسته و کتاب زندگیاش هم باز کرده با یه ذرهبین بزرگ روش که همه ببیینن.
اما امروز با مطلبی روبرو شدم که یک کمی در این مورد تجدید نظر کردم؛ روانشناسان میگویند بازگفتن آنچه در ذهن داریم، روزنههای بستهشده روح و روان ما را سبک میکند و البته نوشتن آنها کمک زیادی به خودشناسی داره.
نمیدونم شما هم از اون دسته افراد هستین که یه دفترچه کوچک خاطرات داشته باشید و خاطرات هر روزه یا هر از چندگاهتون رو در آن بنویسید. یادم میآد در دوره بچگی من، اغلب یک دفترچه زیبا داشتند که در ان مطالب مهم یا خاطراتشان را مینوشتند یا آخرای سال تحصیلی از دوستانشان میخواستند چند خطی براشون به یادگار بنویسه.
حالا در عصر ارتباطات، بسیاری از آدما مینویسن اما این بار در وبلاگهاشون یا فضاهای سایبر مربوط به گروههای مختلف.
مهم نیست که چقدر مهارت در نوشتن داریم مهم این است که آنچه در ذهن داریم رو بنویسیم. نوشتن خاطرات و وقایع روزانه درمان بخش، شامل نگارش مطالبی در زمینه حوادث، اندیشهها، احساسات، خاطرات و ادراکات شخص در جریان سفر زندگی است. نوشتن خاطرات و یادداشتهای روزانه روشی بسیار مفید و مناسب برای مقابله با استرس و مدارا کردن با آن است. روانشناسان و متخصصان امور سلامتی، سالهاست که برای افزایش رشد و تعالی شخصی، از این روش استفاده میکنند.
گفته میشود نوشتن خاطرات روزانه و به طور کلی درج یادداشتهای روزانه، روشی عالی برای رسیدن به خودآگاهی است. نوشتن یادداشتهای روزانه، ارتباطی میان ذهن و روح فراهم میآورد و اولین قدم برای از میان برداشتن استرس است.
خاطره نویسی ابزاری در خدمت مراقبه است و روشی است تا ذهن را از اندیشه پاک کند. با نوشتن خاطرات، آرامش بر ذهن حاکم میشود. افکار و احساسات از ذهن خارج میشوند تا بر کاغذ نقش ببندند.
متخصصان بر این باورند که این روش میتواند در زمینههای مختلف به اشخاص کمک کند. میتواند احساس گناه را از ذهن بشوید و به راه حلی خلاق برای مساله برسد.
بررسیهای اخیر نشان میدهند که نوشتن خاطرات نه تنها برای روح و روان مناسب است، بلکه به سلامت جسمانی اشخاص هم کمک میکند.
تنها نوشتن نثر نیست که به کاهش استرس کمک میکند. ثابت شده است که نوشتن شعر نیز به کمکردن ناراحتیهای روانی کمک میکند. با آن که به الزام تمامی شعرها وزن و آهنگ ندارند، استفاده از وزن و آهنگ در سرودن شعر، به اشخاص احساسی از کنترل میدهد.
نوشتن خاطرات روزانه به عنوان یک روش مقابله، اثراتی کوتاه مدت و بلندمدت به همراه دارد.
اثرات فوری و کوتاه مدت: به دلایل بسیار مختلف، اشخاص نمیتوانند همه احساسات خود را بیان کنند. از یک سو آگاهانه موانعی بر سر راه ابراز احساسات خود قرار میدهند و از سوی دیگر به طرزی ناخودآگاه با سرکوب کردن ادراکات، نگرشها و احساسات خود، رفتارهایی بیمارگونه به نمایش میگذارند. نتایج میتواند بسیار ناراحت کننده باشد و شخص را بارها و بارها به کلینیکهای روان درمانی بکشاند. یکی از هدفهای اصلی روان درمانی، افزایش خودآگاهی و ابراز صادقانهی خویشتن است.
خودابرازی از طریق نوشتن خاطرات و یادداشتهای روزانه، افکار مسموم ذهن را از آن خارج کرده، آن را به روی کاغذ میآورد
به طور خلاصه، خودابرازی از طریق نوشتن خاطرات و یادداشتهای روزانه، افکار مسموم ذهن را از آن خارج کرده، آن را به روی کاغذ میآورد.
نوشتن دفتر خاطرات افکار، احساسات و ادراکات را آزاد و رها میسازد. در نتیجه مغز به آزادی میرسد. نوشتن خاطرات در واقع نوعی مراقبه است، یک مراقبهی نوشتاری و کتبی. چراکه وقتی اندیشههای قدیمی از ذهن خارج میشوند، فضای خالی که پیش از آن اشغال کرده بودند، امکان فراهم آمدن آگاهی های بیشتری را مهیا میسازد و بر عمق اندیشه میافزاید.شرایط جدید، قابل قیاس با تماشاکردن محیط از روی قله کوه است، حال آن که شرایط قدیم را میتوان با نگاه کردن به پیرامون از پایین کوه مقایسه کرد. آگاهی بیشتر، درها را به روی درک بیشتر میگشاید.
نوشتن اندیشههای شخصی به انسان امکان میدهد خود را از چنگال این اندیشهها، رها کند. آزادکردن اندیشه و احساس، نوعی اقرار شخصی به شمار میآید که در طی آن، با رفتارهای خود، صادقانه برخورد میکنیم. این، اقدام مهمی برای التیام روابط درونی و روابط شخصی با دیگران است.
افزون بر این، برخلاف گفتو گوی درونی با خویشتن، استفاده از نوشتن به عنوان روشی برای ابراز خویشتن، به نویسنده امکان میدهد مالکیت احساسات خود را پذیرا باشد.
اثرات بلند مدت: ممکن است دشوار باشد که به طور روزانه شاهد تغییرات ادراکات شخصی و نگرش خود در قبال حوادث و شرایطی باشیم که استرس آمیز ارزیابی میشوند. اما اگر گهگاه به سراغ نوشتههای سابق خود برویم، به تدریج به آگاهی مورد نظر خود میرسیم.
شهر جور دیگری شده بود بعد از بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸، خیابانها دیگر فقط راههای پهن و باریک و بلند و کوتاهی نبودند که همه جای شهر را به هم وصل میکردند، هویت خیابانها دیگر شده بود، خیابانهای دودگرفته شهر شده بودند جایی برای نفس کشیدن، جایی برای پیدا کردن نگاههای آشنا، دستهای آشنا، خیابانها محمل رمزی بودند که فقط «ما» میدانستیم و «آنها» چیزی از راز ما نمیدانستند و نخواستند که بدانند و ما تنها نشانههایی از رازمان را بر در و دیوار شهر میکشیدیم و مینوشتیم، میکشیم و مینویسیم. شهری که در بزنگاهی دیگر از تاریخ پر فراز و فرود سرزمینمان طور دیگری معنی شد و خیابانهایش در ذهنهای ما بستر قصهای تازه شد.
در روزهای بیم و امید، قرار بود به زندگی عادی بازگردیم، قرار بود نگذاریم سایه شوم «آنها» سبزی امیدمان را سیاه کند، پس دست به کار زندگی شدیم و راه افتادیم در شهر و به گوشه و کنار خیابانهایی سرک کشیدیم که حالا فقط خیابان نبودند، میعادگاه «ما» بودند. تمرین آزادی و ثبت زندگی این بار بر در و دیوار شهر.
به خانه سهراب رفتیم، شهرک آپادانا، جایی در غربیترین نقطه شهرمان و فریاد زدیم نام او را.
به خیابان ولی عصر رفتیم، خیابان بلندی که اولین پیوند سبزمان آنجا رقم خورد.
میدان هفت و تیر و خیابان کریمخان، حالا دیگر شده بود جز جدانشدنی حرکتی که «ما» آغازگرش بودیم. همدیگر را در دانشگاه جستوجو کردیم و در غیاب هم، برای هم، پیام گذاشتیم که بیایید تا شاهد جوانه زدن شهری باشیم که حالا جور دیگری شده است.
«ما» رازمان را در گوش شهرمان زمزمه کردیم، راز سبزمان را به مجسمههای شهرمان آویختیم و «آنها» چشمهایشان را بر جوانههای نورسته شهرمان بستند و شهرمان همچنان جور دیگری است برای «آنها» که از شهری چنین سبز و جوشان بیزارند و برای «ما» که رازمان را بر در و دیوار شهر میکشیم و مینویسیم، همچنان، تا همیشه……
محمود عباسزاده مشکینی، مدیر کل سیاسی وزارت کشور اعلام کرد که هیچ یک از گروهها و احزاب اصلاحطلب نماینده رسمی خود را برای درخواست راهپیمایی ۲۲ خرداد به وزارت کشور نفرستادهاند و هیچ مجوز راهپیمایی برای این روز صادر نشده است.
وی گفت که گروههای اصلاحطلب در مقابل درخواست کارشناسان این وزارتخانه مبنی بر «شفاف بودن»، «قایمباشک» بازی کردند و حاضر به «قبول مسوولیت» نشدهاند.
آقای عباسزاده افزود که گروه متقاضی راهپیمایی باید یک هفته قبل از انجام راهپیمایی با ارسال نامه و حضور نماینده رسمی، درخواست خود را به وزارت کشور داده و این نماینده «موظف است تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت به وزارت کشور تسلیم کند.»
به گفتهی این مقام مسوول وزارت کشور «نماینده رسمی گروه متقاضی انجام راهپیمایی باید به وزارت کشور مراجعه کند و مدارک خود را ارایه نماید تا درخواست به صورت شفاف و برای اخذ نظر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در دستور کار قرار گیرد.»
وی افزود که مرجع تشخیص اینکه یک راهپیمایی مخل مبانی اسلام است یا نه، از اختیارات کمیسیون ماده ۱۰ احزاب است که اعضای آن نمایندگان سه قوه کشور هستند.
پیشتر آقای مشکینی گفته بود که «هدف» راهپیمایی ۲۲ خرداد روشن نیست و دبیرکل یا نماینده تامالاختیار دبیرکل هر یک از احزاب و گروههای تقاضاکننده باید شخصن در وزارت کشور حاضر شوند و در مورد مسلحانه نبودن راهپیمایی تعهد بدهند.
به گزارش منابع خبری اصلاحطلب، علی شکوریراد و ابوالفضل قدیانی، نمایندگان احزاب و گروههای درخواستکننده مجوز راهپیمایی در گزارشی از ملاقات خود با مسوولان وزارت کشور نوشتهاند: «تصمیم قطعی و نهایی در وزارت کشور بر عدم صدور مجوز است، ولی برای این تصمیم دلایل قانونی تراشیده میشود.»
در پی اعدام شماری از مهاجرین افغانستان توسط دولت ایران، اردوان روزبه، خبرنگار بینالمللی و سر دبیر رادیو کوچه، میگوید که دولت ایران در مورد اعدام افغانها و همچنین شهروندان ایرانی پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران، با شفافیت عمل نکرده است.
به گزارش ، انتشار گزارشهایی در مورد اعدام افغانها در ایران، اعتراضهای گستردهای در داخل افغانستان در پی داشت. تعدادی از اعضای مجلس نمایندگان که اولین بار از اعدام افغانها در ایران را صحبت کردند، تعداد اعدامشدگان را در حدود چهل و پنج تن گزارش کردند. اما، مقام های وزارت امور خارجه افغانستان این رقم را رد کرده و گفتند که آنان خبر اعدام نه شهروند افغان در ایران را تایید میکنند.
با این حال، آقای روزبه در گفتوگوی تلفنی با روزنامه ۸صبح، گفت که حرکتهای فرا قانونی و تعبیرهای «غلط» از قوانین در ایران، باعث شده که روند اعدامها به شکل قانونی طی نشود. اردوان روزبه که یک شهروند ایران است، با غیرقانونی خواندن اعدامهای اخیر شهروندان افغان و ایرانی میافزاید: «در مورد اعدام افغانها بهنظر میرسد که قوانین جاری کشور (ایران) اجازه اعدام را به دولت و دستگاه قضایی این کشور میدهد. اما، اعتراضی که ما در مورد اعدام افغانها در ایران و همچنین اعتراضهایی که نسبت به اعدامهای پس از انتخابات در ایران داریم، مشکل این است که به هیچوجه شفاف و روشنسازی در این قضیه نشده است».
عدم حضور نمایندگان دولت افغانستان در جریان اجرای اعدام افغانها در آن کشور، نگرانیها در مورد غیرعادلانه بودن محاکمهها را بیشتر کرده است. چنانچه اردوان روزبه میگوید که نهادهای جامعه مدنی ایران نیز بر اثبات جرم و شفاف بودن محاکمه اعدام شدگان مطمین نیستند. او تاکید میکند که مردم ایران پس از اجرای اعدام، خبر اعدام شدن شهروندان افغان و ایرانی را میشنوند.
آقای روزبه تاکید میکند که اعدامهای پس از انتخابات در ایران، بیشتر با رویکردهای فرا قانونی و بدون در نظرداشت «ارزش های انسانی» صورت گرفته است.
آقای روزبه به ۸ صبح گفت: «متاسفانه در بخشهایی از دولت ایران یک حرکت منطقی نسبت به شناسایی و شرایط افغانها در ایران انجام نشده است. سالها پیش از این، رهبر ایران اعلام کرد که اسلام مرز ندارد. وقتی در کودتای ۱۳۵۷ در افغانستان که مصادف با انقلاب در ایران بود، تعداد زیادی از افغانها وارد ایران شدند، بنا به فشارهایی که بر مردم در دوره حکومت کمونیستی و سران و دستنشاندگان کشور شوروی سابق در افغانستان آمد، با توجه به شعار رهبران ایران که اسلام مرز ندارد، این شرایط را پذیرفتند و شماری از شهروندان افغان به ایران آمدند. از سوی دیگر در ایران نیز با این قضیه مشکلی وجود نداشت چرا که بسیاری از افغانها برای آرمانهای رهبر ایران در جنگ ایران و عراق کشته شدند». وی افزود: «اما این که چرا رویکرد مناسب وجود نداشته، متاسفانه باید اقرار کرد که به دلیل عدم اطلاعرسانی شفاف و روشن در مورد وضعیت افغانها در ایران و عدم شناخت مردم ایران، رویکردها نسبت به افغانها روشن نیست».
درک متناسب
اعدام زندانیان افغان در ایران با آن که از سوی خیلی از نهادهای بینالمللی نیز مورد انتقاد قرار گرفت، نهادهای مدنی و حقوق بشری ایران و همچنین گروه اصلاحطلب آن کشور که از عملکرد حکومت اعتراض دارد در مورد شفاف و یا غیرشفاف بودن اعدام افغانها در آن کشور عکسالعملی از خود نشان ندادهاند. اردوان روزبه میگوید که مدیران جنبش اصلاحطلب و مدنی ایران در شرایطی قرار نگرفتهاند که درک متناسبی از همسایگان نزدیکشان، یعنی افغانستان پیدا کنند. او تاکید میکند: «باید به این موضوع اعتراض کرد و بارها در نوشتهها اعتراض کردیم که ما باید بدانیم که جان یک انسان در هر جایی از دنیا با هر رنگی و هر لباس و لسانی برابر با جان دیگر افراد باشد و برای همه ما اهمیت داشته باشد».
با این حال، اردوان روزبه مقامهای دولت افغانستان را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید که بر مقامهای ایرانی فشار وارد نکردهاند تا شهروندان افغان که در ایران متهم هستند، در محکومیتشان عدالت رعایت شود. او تاکید کرد که شماری از شهروندان افغان در «ساحه اعدام» قرار دارند و دولت افغانستان در راستای تامین عدالت در صدور احکام اعدام به افغانهای متهم، فشار وارد نکرده است.
حامد کرزی، رییس جمهوری افغانستان، برای حضور در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای به تاشکند، پایتخت ازبکستان، سفر کرده است.
اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای روز جمعه (۱۱ ژوئن) بهطور رسمی کار خود را آغاز کرد و اگرچه افغانستان عضو این سازمان نیست، رییس جمهوری افغانستان مانند سالهای قبل به عنوان «مهمان ویژه» به این اجلاس دعوت شده است.
هیت افغان به ریاست حامد کرزی بعد از ظهر پنجشنبه وارد پایتخت ازبکستان شد.
دفتر آقای کرزی در اطلاعیهای گفته است که رییس جمهوری در سخنرانی خود در این اجلاس بر مبارزه با تروریسم به عنوان «پدیدهای منطقهای و بینالمللی» تاکید خواهد کرد.
آقای کرزی اوایل این هفته نیز در سخنانی در نشست سران کنفرانس “امنیت و اعتماد سازی در آسیا” در شهر استانبول ترکیه هم بر همین موضوع تاکید کرده بود.
لازم به توضیح است دو روز پیش از برگزاری اجلاس، رییس جمهوری ایران برنامه شرکت در آن را لغو کرده است و گفته میشود که دلیل این تصمیم ناخرسندی از موضعگیری روسیه و چین در قبال قطعنامه شورای امنیت علیه برنامه اتمی ایران بوده است.
یک. تصویب قطعنامه شورای امنیت بر خلاف پیشبینیهای معمول در ایران و بهخصوص با وجود به حراج گذاشتن ناموس هستهای در معامله با ترکیه و برزیل. در این تحول، توقف حمایت چین و روسیه از نظام مقدس بسیار مهم است چنانکه رای ممتنع لبنان (گزارش مهرداد فرهمند از بیروت را در بیبیسی بخوانید). اگر لایههای عمیقتر را هم بخوانیم مطلب جدیتر میشود. کافی است به دعواهای لفظی ایران و روسیه در دو هفته اخیر توجه کنید. نرفتن محمود احمدینژاد به نشست گروه شانگهای هم که در آن چین نقش مهمی دارد لایه دیگری از ماجرا است.
دو. انتشار نامه بیسابقهای از طرف دفتر هاشمیرفسنجانی در پاسخ به کسی که هیچکس نمیشناسدش یعنی رضا شکیبایی که خود دفتر هم میگوید سابقهای ندارد در عالم حرفهای مگر چندصباحی در شریفنیوز. این نامه مثل دیگر رفتارهای هاشمی بسیار معنادار و تو بر تو ست. مطلب رضا یکشنبه هفته گذشته بازنشر شده و اصلاش هم خیلی پیشتر نوشته شده. چرا دفتر این قدر صبر کرده و حالا جواب میدهد؟ به نظرم حوادثی که در همین فاصله رخ داده انتشار این نامه را – که خود میگوید خطاباش عام است و فقط به رضا شکیبایی نیست – ضرورت بخشیده است.
سه. در این فاصله تقریبن دو هفتهای یا همین خرداد پر حادثهای که معرف حضور است جنجال اغتشاش در سخنرانی سیدحسن خمینی را داریم در روز ۱۴ خرداد. اجازه بدهید این را نقطه اوج حساب کنیم در تحولات داخلی. بعد از آن ناگهان به شکلی غیرمنتظره موج حمایتها از سیدحسن و بیت رهبری سابق شکل گرفت. و طبق معمول حوادث در ایران، ماجرا پیش از آنکه فکر کنی داغ شد چندان که آیتاله محمد گیلانی هم به میدان آمد و امروز دیدم که آیتاله راستی کاشانی هم که در میان اهل حوزه اعتباری مثال زدنی دارد وارد داستان شده است. اینها کسانی بودهاند که معمولن وارد هیچ عرصه رسانهای نمیشوند.
چهار. این آخری هم کمتر از آنهای دیگر مهم نیست. کروبی و موسوی اعلام میکنند که راهپیمایی ۲۲ خرداد برگزار نمیشود و ملاحظهای که دارند این است که ممکن است جان و مال مردم به خطر بیفتد. این را بگذارید کنار آن حرف شکوریراد که گفته بود وزارتکشوریها میگویند تعهد بدهید راهپیمایی مسلحانه نخواهد بود، داستانی پس پشت ماجرا بوده است.
خب من عمدن حرفهای سیدعلی خامنهای را اشاره نکردم در همان ۱۴ خرداد. به نظرم این نشانه مرحله بعدی است. بارها دیدهایم که وقتی جناب ولایت صحبت و اشارهای میکنند ولایتمداران از فردا شروع به بگیر ببند میکنند. ظاهرن این اتفاق به دلیل ۲۲ خرداد به تعویق افتاد یا اگر همه نشانهها را درست خوانده باشم قرار بوده روز ۲۲ خرداد اتفاق بیفتد. فراموش نکنیم که وزارت کشور این بار نرمشی ظاهری نشان داده است و گویا اصلن بدش نمیآمده راهپیمایی سرانجام برگزار شود. اما این نه برای این است که ایران مهد آزادی است. برای اینکه در این روز یک تسویه حساب اساسی راه بیفتد و همه چیز به گردن جنبش سبز انداخته شود و بر اساس همان رویه معمول با آتش سنگین توپخانه رسانهای همه آبها و فضاها گلآلود شود و ماهیهای لازم گرفته شود.
علی آقا چه گفته بود؟ یادتان هست؟ علیآقا از جنگ حرف زده بود.
حالا یکبار دیگر صحنه را ببینیم:
حرکت خامنهای در روز ۱۴ خرداد دو جهت داشت اول منکوب کردن و سرجای خود نشاندن بیت رهبری سابق به رعامت سیدحسن خمینی. او گل داد و ولایتمداران گلوله. صلاح نبود آقا خود را مستقیم درگیر کند. اما همه پیام را گرفتند. رهبران جنبش سبز با زیرکی تمام بخش غیرسیاسی حوزه علمیه را بسیج کردند تا نشان دهند که اهانت به بیت رهبری سابق حتا برای غیرسیاسیون حوزه هم تحمل شدنی نیست.
اما آیا مسئله سیدحسن است؟ هم آری هم نه. سیدحسن سنگر اول است. برای همین بهدرستی مجاهدان انقلاب نوشتند و گفتند که این حمله به سیدحسن مقدمه مسایل بعدی است.
قرار است بعدش چه اتفاقی بیفتد؟ چرا هاشمی عنان صبر از کف داده است و کف بر لب آورده و خشمگین شده است؟ نامهاش را بازخوانی کنید میبینید انگشت اتهام مستقیم به رهبر اشاره میکند. بهخصوص وقتی صحبت از تقلب و درآوردن اسمها میکند. هاشمی میگوید در این مدت رهبری خامنهای، انتخاباتها هر جا که توانستهاند با تقلب و دستکاری همراه بوده است و هر جا نتوانستهاند نفوذ حریفان مقابل بوده است از جمله خود او. در واقع هاشمی دارد میگوید خامنهای برای تحکیم رهبری خود همیشه از اهرم تقلب و البته استصواب بهره برده است. وقتی بیانیه دفتر هاشمی به بازشماری آرای تهران میرسد میگوید با شمردن تنها بیست درصد از آرا موقعیت هاشمی از ۳۰ به ۱۹ رسیده اما رهبر دستور توقف بازشماری را داده است، بعدش را هم که همه میدانیم.
صحنه به نظر من اینطور است:
سپاه و خامنهای میخواهند کودتایی را که سال پیش شروع کردند تکمیل کنند. این وضعیت موجود مثل خار در چشم و استخوان در گلو است و از این بابت و تنها از همین بابت خامنهای واقعا خود را در جای امام علی حس میکند.
سپاه و خامنهای برای پیشبرد اهداف خود ناچار از فریباند. آنها نشان دادهاند که این کار را بسیار خوب بلدند. طبعن در جایی که بتوانی دشمن را غافلگیر کنی بیشترین ضربه را میزنی. در این مسیر البته از غوغا و چماق و اوباشیگری هم نمیگذرند. نوشته حسین قدیانی در وطن امروز به نظرم نمونه عالی روش و منش و بینش نظام اقلیت حاکم است. این منش در عمق خود به سگکشی معتقد است. زماناش که برسد.
در مقابل رفسنجانی قرار دارد و گروه سه نفره خاتمی و موسوی و کروبی. بازی اینها بازی درخشانی است. آنها سعی میکنند با تمام شناختی که از حریف دارند و تمام وفادارانی که در شبکه طرف مقابل دارند دست او را بخوانند و به او اجازه ندهند از روش غافلگیری استفاده کند. بازی بازی دو گروهی است که هم را خوب میشناسند و عقبه و زاغه و امکانات جنگ و گریز هم را شناسایی کردهاند.
فعلن دو طرف در دو بیت رهبری فعلی و رهبری سابق در مقابل هم قرار گرفتهاند.
اوضاع جهانی به نفع بیت رهبری کنونی نیست. این را کروبی به درستی گفته است. این نظام اقلیت کارآمد هم نیست. چون فاقد هر نوع پیوستگی با نخبگان جامعه و کارگزاران و برنامه ریزان است. این نظام فقط به زور و پول و فریب متکی است. ولی هیچکدام از این سه در بازار سیاست جهانی خریدار نداشت. اگر داشت دستکم پول لبنان (و البته روسیه) را میخرید. فریب حراج هستهای را شورای امنیت میخورد. داستان زور هم که میدانیم به کجا رسیده و چقدر موثر بوده است. زندانیان نظام از داخل زندان هم بیانیه میدهند و از بیت رهبری سابق حمایت میکنند.
این شاخ به شاخ شدن داخلی بسیار با معنا است. بهزودی نبردی آغاز خواهد شد.
داریوش شکوف، فیلمساز مخالف جمهوری اسلامی که حدود سه هفته پیش ناپدید شده بود «دولت ایران» را مسوول ربودن خود دانست.
داریوش شکوف، فیلمساز مخالف جمهوری اسلامی که چندى پیش خبر ناپدید شدن وى منتشر شده بود، گفته است که توسط چهار مرد عربزبان به گروگان گرفته شده و به خاطر ساخت یک فیلم انتقادى علیه رژیم ایران به قتل تهدید شده است.
وى که روز پنجشنبه در نخستین اظهارنظر پس از ناپدید شدنش، از طریق تلفن با خبرگزارى آسوشیتدپرس سخن مىگفت، درباره ربایندگان خود گفته است: «من اطمینان دارم که میان ربودن من و رژیم ایران ارتباط وجود دارد. این اقدام کار این رژیم نفرتانگیز است.»
آقاى شکوف گفته است، در روز ناپدید شدنش در حالى که روى نیمکتى در یکى از میدانهاى مرکزى شهر کلن نشسته بود، توسط چهار مرد به زور سوار یک خودرو شده و با چشمان بسته به زیرزمین خانهاى منتقل شده بود و در تمام این مدت در آنجا نگهدارى مىشده است.
به گفته وى ربایندگان با او بدرفتارى نکرده و وى را مورد ضرب و شتم قرار ندادهاند.
شکوف که علت آزاد شدن خود را «بازتاب جهانى» ناپدید شدن خود مىداند، گفته است که ربایندگان هنگامى که وى را در کنار رود راین رها کردند، یک بار دیگر تهدید کردند، چنانچه فیلم (جدید) خود را به نمایش بگذارد، وى را خواهند کشت.
داریوش شکوف که از روز ۲۴ ماه مه در شهر کلن ناپدید شده بود، روز ششم ژوئن در همین شهر توسط پلیس پیدا شد.
مطلبهای بخش وبلاگستان به نقل از نامههای رسیده و یا وبلاگهایی است که با درخواست از طریق پست الکترونیکی برای انتشار به این رسانه ارسال میشوند. بدیهی است که انتشار این مطلبها فقط در راستای حرکتی در جهت جریان آزاد رسانهای است و به هیچ وجه به معنای تایید آن نیست. این مطلبها با انتشار در این بخش میتواند توسط کسانی که نقدی بر آن دارند مورد نقد واقع شود.
دانشجویان دانشگاه آزاد واحدهای تهران مرکز، تهران جنوب، تهران شمال، علوم تحقیقات روز ۲۲ خرداد به دانشگاه نمیروند.
همچنین این دانشجویان از اساتید و کارمندان دانشگاه نیز خواستهاند تا در این اعتصاب به دانشجویان بپیوندند.
متن کامل بیانیه به شرح ذیل می باشد:
«به نام یگانه خالق آزادی»
نزدیک به یکسال از تقلب انتخاباتی صورت گرفته و تاراج اعتماد مردم این سرزمین میگذرد و دولت بر آمده از کودتا غافل از آنکه به سر نیزه میتوان تکیه کرد ولی بر روی آن نمیتوان نشست روی پایههای دروغ و ریا و جعل و تحریف و خرافه به پیش میرود.
اکنون با گذشت یکسال از خرداد ماه ۱۳۸۸ جنبش سبز مردم ایران نیز تولد یک سالگی خود را پشت سر گذاشته و میرود تا وارد دو سالگی خود شود. جنبشی که ریشه در شرافت مردمان دارد و با سرخی خون شهدای سبز خود آبیاری شده است و فراز و نشیبهای بسیاری را به خود دیده است.
با توجه به تجربیات ارزشمند به دست آمده در طول یکسال گذشته لزوم تمرین و انجام حرکتهای مدنی و خشونت پرهیز دیگری علاوه بر حضور در خیابانها به چشم میخورد چه آنکه جنبش سبز مردم ایران تنها در کف خیابانها خلاصه نمیشود و میبایست حضور سبز مردم و همبستگی ایشان به صورتهای دیگر نیز تجلی پیدا کند.
سرکوبهای وحشیانه صورت گرفته که هیچ حد و مرز اخلاقی و انسانی و اسلامی نمیشناسد شکلگیری و بروز مخالفتها و مقاومتهای مدنی را اجتناب ناپذیر مینماید.
جیرهخواران و مواجب بگیران مثلث تیغ و تسبیح و نفت در این یکسال هر چه در توان داشتند رو کردند و از هیچ شرمی ابا نداشتند و به همراه اربابان و جیرهدهندگانشان خود بافتند و خود باور کردند و خود گریستند.
نیروهای امنیتی و نظامی به همراه مزدوران بسیجی دانشجویان و استادانشان را بازداشت نموده و به جای کلاس درس روانه زندانها نمودند. با باطوم و چماق و قمه و اسلحه و زنجیر به دانشگاه حمله نمودند و بسیاری از دانشجویان را از دانشگاه اخراج و از تحصیل منع نمودند و به جای ایشان مزدوران بله قربانگویشان را با سهمیههای آنچنانی وارد دانشگاهها نمودند تا بلکه به زعم خود بتوانند صدای دانشگاه را خفه کنند اما پیکر نحیف و رنجور و زخم خورده دانشگاه افتان و خیزان به حیات انتقادی خود ادامه داده است و بار ها ثابت نموده است که دانشگاه زنده است و زنده خواهد ماند.
حلقه سخت کودتا به همراه بازوان سرکوبش که فکر می کرد میتواند کنترل دانشگاه را در دست گیرد اکنون سخت گیج شده است و نقشههای شوم خود را بر آب میبیند.
دانشجویان عزیز!اساتید گرامی!کارمندان محترم!
کنترل فضای دانشگاه نه به دست عوامل انتظامات و حراست و نه به دست کمیتههای ظالمانه انضباطی است و نه به دست بسیج است و نه به دست سایر عوامل امنیتی.
کنترل دانشگاه به دست خود ماست، دانشگاه خانه دوم ماست و هیچکس بیش از ما مستحق استفاده از آن نیست. مردمان ما میبایست بدفرمانی مدنی و نافرمانی مدنی را تجربه کنند و به باور ما نقطه آغاز این تجربه دانشگاه است.
اگر تجمعات مسالمتآمیز ما را سرکوب میکنند و همکلاسیها و اساتیدمان را به بند میکشند و زندان میافکنند و برای کارمندان زحمتکشی که برای ما دلسوزی میکنند پروندهها میسازند، اگر یک روز در دانشگاه حاضر نشویم چه خواهند کرد؟
ما دانشجویان اعلام میداریم که روز شنبه ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۹ همزمان با سالگرد کودتای انتخاباتی صورت گرفته در اعتراض به:
- تقلب آشکار در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و دزدیده شدن رای مردم
- وقایع رخ داده پس از انتخابات و قتل تعدادی از هموطنانمان
- بازداشت همکلاسیها و اساتیدمان و ممنوعالتحصیل و ممنوعالتدریس کردن تعدادی از ایشان
از حضور در دانشگاه و کلاسهای درس خودداری خواهیم نمود و از اساتید و کارمندان محترم نیز میخواهیم تا با خودداری از حضور خود بر سر کلاسهای درس و محیط اداری دانشگاه در این اعتصاب سبز با ما همراه شوند و دوشادوش مردم عزیزمان در اعتراضات مدنی و مسالمتآمیز شرکت نمایند.
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحدهای تهران مرکز، تهران جنوب، تهران شمال، علوم تحقیقات
احمد قابل پس از تحمل نزدیک به ۱۷۰ روز زندان، روز گذشته (پنجشنبه) با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی و با حکم قاضی کاووسی رییس شعبه ۵ دادگاه انقلاب مشهد آزاد شد.
اولین جلسه دادگاه قابل، روز ۲۹ اردیبهشت برگزار شد که طی آن تمامی موارد اتهامی مطرح و وی و وکلایش با رد اتهامات، دفاع خود را مطرح کردند.
گرچه زمان جلسات بعدی دادگاه هنوز مشخص نشده است اما دادگاه با درخواست وکلا مبنی بر تغییر قرار بازداشت، موافقت کرد و قرار تامین وثیقه صادر شد.
با وجود کاهش وزن شدید، وضعیت عمومی قابل خوب توصیف شده است. وی در حال حاضر در مشهد است و به زودی به محل سکونت خود، فریمان باز خواهد گشت.
قابل ۲۹ آذر ۸۸، بعد از درگذشت آیتاله منتظری برای مراسم تشییع او از مشهد به قم سفر میکرد که در بین راه نیشابور بازداشت شد.
در روز چهارشنبه ۱۹ خرداد ماه، ۱۴ تن از فعالین دانشجویی دانشگاه کرمان بازداشت و دستکم ۳۵ نفر از آنها به کمیته انضباطی احضار شدند.
«شورای هماهنگی فعالان جنبش سبز دانشگاه کرمان» با انتشار بیانیهای، ضمن تایید خبر فوق اینگونه برخورد با دانشجویان را محکوم کرد.
به گزارش ادوار نیوز، این سرکوبها در پی ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه کرمان در روز چهارشنبه ۱۹ خرداد، صورت گرفته است.
گفتنی است پیشتر و در پی سفر محمود احمدینژاد به کرمان نیز، ۱۷ تن از فعالان دانشجویی دانشگاه کرمان بازداشت شده بودند.
دانشمندان چینی طی گزارشی نشان دادند امکان انتقال اطلاعات از میان فاصلهای طولانی با استفاده از شبکههای کوانتومی امکانپذیر است.
این مطالعه میتواند منجر به ارایه رایانههای سریعتر و کوچکتر کوانتومی و ارتباطات غیرقابل نفوذ و رمزگذاری شده در سرتاسر جهان شود. محققان طی این گزارش اعلام کردند توانستهاند اطلاعات را در مسافتی برابر ۱۶ کیلومتر «تله پورت» کنند. (تله پرت به مفهوم انتقال انرژی یا ماده از مکانی به مکان دیگر بدون جابهجایی آن در فضا است).
به گفته یکی از محققان این پروژه از دانشگاه علوم و تکنولوژی چین این طولانیترین مسافت گزارش شدهای است که تا کنون در آن تله پورت نوری انجام گرفته است. این مسافت نسبت به تلاشهای پیشین برای اجرای چنین فرآیند انتقالی ۲۰ بار طولانیتر است.
بر اساس این نظریه، ذرات نور و ماده میتوانند با یکدیگر درگیر شوند و هر چه برای یک ذره رخ دهد بدون توجه به فاصله و یا نوع ماده درگیر برای ذره دیگر نیز رخ خواهد داد. آنچه دانشمندان چینی موفق به انجام آن شدهاند انتقال تغییر حالت اطلاعات از پروتونی به پروتون دیگر در فاصلهای به طول ۱۶ کیلومتر است.
حسن محسنی، سخنگوی سازمان میراث فرهنگی از «کنترل و نظارت دقیق» این سازمان بر تورهای گردشگری به مقصد کشورهای خارجی خبر داد.
آقای محسنی گفت که در همین راستا از روز سهشنبه ۱۸ خرداد «کمیته بررسی و تعیین مقاصد مجاز و غیرمجاز گردشگری» به منظور «بحث پیرامون وجود خطرات بهداشتی، امنیتی، اخلاقی و اجتماعی در برخی از کشور ها برای مسافران ایرانی» تشکیل شده است.
وی همچنین از برگزاری جلسههای توجیهی برای مدیران دفاتر خدمات مسافرتی و راهنمایان تورهای گردشگری در زمینههای «رعایت شئونات اسلامی و عدم اسکان مسافران در اماکن یا مناطقی که شهره به فساد اخلاقی است یا مشکلات امنیتی دارد» خبر داد.
محسنی گفت که قرار است دستورالعملی مبنی بر «رعایت شئونات اسلامی در سفرها، عدم تبلیغ فعالیتهای گردشگری غیر اخلاقی، عدم ارایه تور سفر در روزهای عزاداری به مقصد کشورهایی که شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند و الزام راهنمایان به رعایت شئونات اسلامی در طول سفر و هدایت مسافران در این مورد» تدوین شود.
همچنین مقرر شده است که از این پس دفاتر خدمات مسافرتی قبل از تنظیم برنامه تورها با استفاده از سایت وزارت امور خارجه ایران نسبت به قوانین و مقررات کشور مقصد و همچنین توصیههای امنیتی مرتبط، اطلاعات لازم را به دست آورند.
لازم به ذکر است تغییرات در نحوه برگزاری تورهای خارجی در ایران از سال گذشته در دست بررسی بوده است.
محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه حوادث بعد از انتخابات را خطرناکتر از جنگ ۸ ساله با عراق عنوان کرد و گفت: «ماموریت سپاه مقابله با تهدیدات سخت، امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و فرهنگی است.»
وی که روز گذشته (پنجشنبه) در جمع پاسداران و بسیجیان استان گلستان سخنرانی میکرد، افزود: «فتنه عمیق سال گذشته، پایان انحرافی بود که از اواسط دوران ۳۰ ساله انقلاب عدهای به نام امام آن را آغاز کردند و به دنبال تخطئه انقلاب بودند تا با ایجاد موانعی برای نظام، باعث کندی شتاب آن شده و مسیری که باید برای رشد و کمال طی کند با مشکل مواجه شود.»
آقای جعفری در ادامه گفت: «فتنه سال گذشته حدود ۸ ماه بیشتر طول نکشید، اما بسیار خطرناکتر از جنگ تحمیلی بود که صدام با حمایت جامعه جهانی علیه ما آغاز کرد و بحمداله با لطف خداوند و هدایت پیامبرگونه رهبری و هوشیاری مردم، از این حادثه سخت عبور کردیم.»
فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به اینکه «مشکلاتی که از ابتدا تاکنون انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده، بسیار شبیه به مشکلات صدر اسلام است» افزود: «انقلاب به خوبی اهداف خود را دنبال میکند و جایگاه خود را در بین تمام مردم حقطلب و مستضعف سراسر دنیا باز کرده و امروز بسیاری از روسای جمهور کشورهای دنیا (چه مسلمان و چه غیر مسلمان)، همان حرف جمهوری اسلامی را بیان میکنند.»
جعفری در پایان اضافه کرد: «بیش از بیست سال است که ماهیت تهدید علیه انقلاب تغییر کرده و از تهدید فرهنگی وارد مرحله جنگ فرهنگی و نرم شدهایم و بر همین اساس رهبری اعلام جهاد فرهنگی نمودهاند.»
جواد شمقدری، معاون سینمایی وزرات ارشاد گفت که امروز هر کس در سینمای ایران اعتراض کند «تکریم» میشود.
جواد شمقدری، معاون سینمایی وزرات ارشاد با بیان اینکه «امروز به وضعیت سینمای ایران همه معترضند»، گفت: «چرا قبلن اعتراض نمیکردند؟ زیرا جرات اعتراض نداشتند و کسی که اعتراض میکرد بایکوت میشد اما امروزه اگر کسی اعتراض کند تکریم میشود.»
وی که در روز ۱۸ خرداد در همایش روسای ادارات ارشاد استان یزد سخن میگفت، افزود: «سینمای ایران را در ده-دوازده سال گذشته در مسیر تخریب جلو بردند، اما ما در دو سه سال آینده شرایط را مناسب خواهیم کرد.»
آقای شمقدری با اشاره به اینکه «هنر شیطانی هنر نیست و این هنر الهی است که در دایره هنر معنا پیدا میکند»، افزود: «متاسفانه در برخی دانشکدههای ما هنر را بالذاته هنر میدانند و این از درک و دید قرآنی خارج است و هنر زمانی معنا پیدا میکند که دعوت به خیر و تعالی کند.»
به گفتهی معاون سینمایی وزیر ارشاد «استقلال فرهنگی اهل فرهنگ، توجه به معارف اسلامی، تهذیب نفس و کار برای رضای الهی از دیگر مشخصات یک هنرمند است.»
وی افزود که «حوزه فرهنگ سختترین و پیچیدهترین حوزه برای اظهار نظر است و بایستی کسانی که در این حوزه ورود کرده و اظهار نظر میکنند دارای تخصص و تدبر باشند.»
باراک اوباما نخستین سالگرد انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری ایران را یادآور «قتلها» و «سرکوبهایی» دانست که جهان آن را فراموش نکرده است.
آقای اوباما پس از تصویب چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران گفت: «شنبه یک سال از انتخابات ایران میگذرد و مردم ایران توجه جهان را به خود جلب کرده بودند.»
وی اظهار داشت: «دنیا به یاد میآورد که دولت ایران چگونه بیگناهان را به قتل رساند و مخالفان را سرکوب کرد از جمله زن جوانی که در خیابان کشته شد.»
اشاره رییس جمهوری آمریکا به ندا آقاسلطان است که در سیام خرداد ماه سال گذشته در جریان ناآرامیهای انتخاباتی به ضرب گلوله کشته شده است.
در جریان اعتراضها به نتیجه انتخابات آن طور که کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران اعلام کرده است دستکم ۵۲ تن کشته شدهاند.
جواد توسلیان همسر شیرین عبادی علیه وی در صدا و سیمای ایران «اعتراف» کرد و گفت که همسرش نسبت به جمهوری اسلامی «کینه» دارد.
وی در برنامهای که شب گذشته (پنجشنبه) از بخش خبری بیستوسی پخش شد، با اشاره به مشکلات خود در زندگی خصوصی با این فعال حقوق بشر رفتار واقعی او را دور از آنچه که «حقوق بشر» نامیده میشود، معرفی کرده است.
آقای توسلیان گفت که عبادی با «گروههای منحرف سیاسی» ارتباط دارد و جایزه نوبل وی به این دلیل بود که وی علیه جمهوری اسلامی فعالیت کرده است.
وی افزود که یک نوع توافقی بین «بهاییان» و همسرش ایجاد شده است و بهاییان تلاش میکنند که خانم عبادی بیشتر در جهان مطرح شوند.
توسلیان اضهار داشت: «که زندگی ما «زندگی خوبی» نبود و ما مشکلات زیادی داشتیم و من پس از ۳۴ سال زندگی به این نتیجه رسیدهام که خانم عبادی کسی نیست که بتواند مدافع حقوق مردم باشد.»
لازم به یادآوری است که این برنامه در آستانه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در ایران از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.
226 میلادی: «اردشیر پاپکان» بنیانگذار دودمان ساسانیان در چنین روزی سکه زرین «شعله جاویدان» را پول ملی (سراسری) ایران اعلام داشت و به جریان گذارد.
۲۵۰ میلادی: کتابخانه «گندی شاپور» یا (جندیشاپور در خوزستان) که بزرگترین کتابخانه دنیای باستان و نخستین کتابخانه عمومی، پژوهشی جهان بهشمار آمده است آغاز بهکار کرد ولی تکمیل آن تا آوریل ۲۵۲ میلادی ادامه داشت. دانشگاهی که در همین محل و به همین نام دایر شده بود نیز بزرگترین مرکز آموزش و پژوهش پزشکی، فلسفه و ادبیات دنیای قدیم خوانده شده است. در این دانشگاه استادان ایرانی، هندی، یونانی و رومی تدریس میکردند.
۱۳۳۵ خورشیدی: دولت وقت اعلام کرد که از سال تحصیلی آینده تحصیل در دانشگاه تهران رایگان خواهد بود و از دانشجویان پولی دریافت نخواهد شد. تعلیمات عمومی نیز رایگان و یکنواخت بود، بعدها که ایران دارای دانشگاههای متعدد شد، تحصیل در همه دانشگاههای دولتی رایگان بود و از اواسط دهه ۱۳۵۰، موسسات غیردولتی آموزش عالی هم از دریافت شهریه و هرگونه پول دیگر از دانشجویان منع شدند و از همان سال پرداخت کمک هزینه به دانشجویان نیز آغاز شد.
۱۹۳۲ میلادی: زادروز «آتول فوگارد» نویسندهای که همه تلاش خود را در راه حذف هرگونه تبعیض از زندگی بشر بهکار برده است آتول در جمهوری فدرال آفریقای جنوبی به دنیا آمد. معروفترین کتاب او «گره خون» عنوان دارد که شرح مظالم نظام اقلیت سفید پوست آفریقای جنوبی نسبت به رنگین پوستان است. فوگارد یک بار در برابر قاضی ژریم آرپاتید در دفاع از خود گفته بود که او یک نویسنده است، نه یک سیاستمدار که برای نوشتن و گفتن، هزار ملاحظه داشته باشد و مواظب مقام و پول خود باشد.
۱۸۶۷ میلادی: زادروز «شارل فابری» فیزیکدان فرانسوی که لایههای اوزون را کشف کرد و ۷۸ سال عمر کرد. وی ضمن مطالعه مبحث نور، متوجه این لایهها در جو بالای زمین شد، و دانست آلایندهها در این لایه ایجاد تغییرات زیانآور میکنند که یکی از آنها گرم شدن خارج از قاعده محیط زیست است.
۱۳۸۳ خورشیدی: سالروز درگذشت «لوریک میناسیانی هوسپیان» بازیگر سینما و تلویزیون و فرزند آرمان هوسپیان بازیگر نامدار سینمای ایران بود، او فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۹ با فیلم به یاد ماندنی «پرده آخر» ساخته «واروژ کریممسیحی» آغاز و در طول فعالیتش در هجده فیلم بازی کرد که بعضی از آنها مانند پرده آخر، بوی پیراهن یوسف، دختری با کفشهای کتانی، بودن یا نبودن و بوی کافور عطر یاس از فیلم های مطرح سینمای ایران هستند.
به گفتهی رییس مرکز تحقیقات ایدز وزارت بهداشت ایران، ۹۹ درصد موارد جدید شناسایی شده ابتلا به ویروس ایدز از طریق ارتباط جنسی مبتلا شدهاند.
مینو محرز، رییس مرکز تحقیقات ایدز وزارت بهداشت گفت: «۹۹ درصد موارد جدید شناسایی شده ابتلا به ویروس ایدز در کشور از طریق ارتباط جنسی مبتلا شدهاند و انتقال جدید از طریق اعتیاد بسیار محدود است.»
وی گفت که این ۹۹ درصد موارد جدید شناسایی شده در بیمارستان امام خمینی تهران که مهمترین مرکز تشخیص و درمان این بیماری در کشور است مشاهده شدهاند.
محرز با ابراز نگرانی از این موضوع افزود: «اگر هم موارد محدودی به علت تزریق مشترک و اعتیاد به این بیماری مبتلا شده و امروز شناسایی شوند، مربوط به گذشته است که اکنون شناسایی میشود و انتقال ویروس این بیماری از طریق اعتیاد تقریبن کنترل شده است.»
وی در ادامه اظهار داشت: «متاسفانه در برخورد با جوانان مبتلا با افرادی مواجه میشویم که اغلب افراد روشن، امروزی و آشنا به اینترنت و تکنولوژیهای روز هستند اما آگاهیهای به خصوص آنها درباره کنترل بیماری ایدز کم است.»
خانم محرز در پایان خواستار اطلاعرسانی رسانهها و همکاری آنان با وزارت بهداشت در این خصوص شده است.
مراسم افتتاحیه اولیه پیکارهای جامجهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی با حضور حدود ۳۰ هزار علاقهمند در ورزشگاه اورلندو ژوهانسبورگ برگزار شد.
این مراسم ساعت ۲۱ شب گذشته به وقت تهران شروع شد و بیش از ۴ ساعت به طول انجامید.
در ابتدای این مراسم ابتدا نلسون ماندلا، رهبر آزادیخواه آفریقای جنوبی برای لحظات کوتاهی سخنرانی و از برگزاری این پیکارها در کشورش به عنوان یک واقعه مهم یاد کرد.
همچنین رییس کمیته برگزاری این مسابقات و سپ بلاتر رییس فیفا برای لحظاتی کوتاه در ارتباط با این پیکارها سخنرانی کردند و به تیمها و میهمانان مسابقات ورود به آفریقایجنوبی را خوشآمد گفتند. زوما رییس جمهوری آفریقای جنوبی و مقامات فیفا نیز در این مراسم حاضر بودند.
پیکارهای جام جهانی ۲۰۱۰ از امروز (جمعه) با حضور ۳۲ تیم در ۸ گروه آغاز خواهد شد.
پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت بر اعمال تحریم بر علیه ایران، روسیه تصمیم دارد قرارداد فروش موشکهای اس ۳۰۰ به ایران را به حال تعلیق درآورد.
این تصمیم پس از این که شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ ژوئن با وجود مخالفتهای ترکیه، برزیل و لبنان با تحریمهای بر علیه ایران، این قطعنامه را به تصویب رساند، اتخاذ شده است.
قرارداد عرضه سیستمهای اس ۳۰۰ به ایران در ماه دسامبر ۲۰۰۵ امضا شده بود، اما روسیه به دلایلی از تحویل این سیستمها خودداری کرده است.
در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۰ «الکساندر فومین» معاون اول مدیر سازمان فدرال همکاریهای فنی و نظامی روسیه علت تاخیر در اجرای قرارداد را وجود نقایص فنی این سیستمها اعلام کرد و گفت: «کشورش در حال رفع این نقایص است.»
به گفته وی، نقایص فنی در بخش فرکانسهای رادیویی بوده است که برطرف میشوند.
روسیه در حالی مدعی وجود نقص فنی در سیستم اس ۳۰۰ شده است که در روز ۱۳ فروردین ماه سال جاری مسکو ۱۵ سری از این سیستم را تحویل چین داده بود.
بیستویکم خرداد برابر با زادروز «فریدون شهبازیان» از آهنگسازان و نوازندگان سازهای کوبهای است، او که متولد سال ۱۳۲۱ خورشیدی است، فارغ تحصیل از دانشکده هنرهای زیباست و فعالیت خود را قبل از انقلاب آغاز کرد، او از دهه ۶۰ آهنگسازی برای فیلم را آغاز و آهنگسازی در بیش از ۷۰ فیلم را در پرونده کاری خود ثبت کرده است، وی هم اکنون جزو منتقدین موسیقی پاپ ایران است.
«فریدون شهبازیان» فرزند «حسن شهبازیان» آهنگساز و رهبر ارکستر شمارهی ٣ رادیو، در بیستویکم سال ۱۳۲۱خورشیدی در تهران زاده شد. او یادگیری موسیقی را از سن هشت سالگی و با ساز ویولن نزد «عطا اله خادم میثاق» آغاز کرد و در سن ۱۸ سالگی به عضویت ارکستر سمفونیک تهران به رهبری «حشمت سنجری» در آمد. شهبازیان فارغ تحصیل دانشکده هنرهای زیبای از دانشگاه تهران است.
چند سالی بعد یعنی در سال ۱۳۴۶رهبر گروه کر و ارکستر سمفونیک رادیو شد. او در قبل از انقلاب با خوانندگانی مثل «سیمین غانم» کار میکرد که شاید بتوان گفت، معروفترین ترانه ساخته شده توسط او قبل انقلاب ترانه «گل گلدون» بوده است.
بعد از انقلاب هم با خوانندگانی همچون «محمدرضا شجریان» آغاز به کار کرد و سپس با «علیرضا افتخاری» و «عبدالحسین مختاباد» نیز همکاری داشت تا اینکه به سمت معاونت موسیقی صدا و سیما منصوب شد و با شروع دوران ریاست جمهوری «خاتمی» به همراه «علی معلم» و عدهای از جوانان موسیقی پاپ را در ایران بعد انقلاب، پایه ریزی کرد که وظیفه نظارت بر موسیقی پاپ را به عهده داشت.
او خوانندگانی چون «محمداصفهانی» و «علیرضا عصار» و «حسین زمان» را معرفی کرد و باعث رشد و ترقی خوانندگانی چون مرحوم «عبداللهی»، «قاسم افشار» و «خشایار اعتمادی» شد، اما او در قسمت پاپ فقط با محمد اصفهانی کار کرده است .
او در پرونده کاری خود، آهنگسازی بر روی اشعار «احمد شاملو» را دارد که از افتخارات موسیقایی وی است، که به گفته خود شاملو هیچکس بهتر از شهبازیان نمیتوانست از عهده این کار (هماهنگی کامل موسیقی و شعر) برآید.
شهبازیان در دهه ۶۰ آهنگسازی برای فیلم را نیز آغاز کرد، بسیاری شهبازیان را «پدر موسیقی پاپ ایران» بعد از انقلاب میدانند. او آهنگسازی در بیش از ۷۰ فیلم را در پرونده کاری خود ثبت کرده است و در این خصوص اعتقاد دارد که مبنای موسیقی فیلم در ایران روال منطقی و درستی ندارد.
طبق گفته وی برای فیلم باید موسیقی همزمان ضبط بشود و نوازندهها همزمان با نمایش فیلم قطعات را بنوازند که این اتفاق نمیافتد چون امکانات این موضوع در ایران نیست. این آهنگساز بزرگ موسیقی فیلم را به دو شاخهی افکتیو و ملودیک تقسیم می کند.
از جمله فیلم هایی که وی آهنگسازی کرده است، عبارتند از: میرزا کوچک خان جنگلی، شیر سنگی، لیلا، هیوا، آقای رییس جمهور، عروس رومشکان، خاموشی دریا، آرزوهای زمین و اخراجیها، و از کارهای اخیر شهبازیان میتوان به خاموشی دریا و گریز و آلبومی که به تازگی وارد بازار شعر و وموسیقی شده است، با نام «کاشفان فروتن شوکران ۲»، اشاره کرد، وی هم اکنون جزو منتقدین موسیقی پاپ ایران است.
«شهریزات عبداجلیل» وزیر توسعه جامعه و خانواده مالزی از طرح جدید دولت درباره حمایت از اقشار سالمند در این کشور خبر داد.
به گزارش خبرگزاری رسمی مالزی (برناما)، وزیر توسعه جامعه و خانواده مالزی گفت با توجه به بازنگزی قوانین مربوط به حقوق شهروندان سالمند که مربوط به سال ۱۹۵۵ و ۱۹۹۸ است یک طرح عملی و سیاست کلی در ارتباط با حقوق سالمندان مالزیایی به زودی اعلام میشود.
وی از آماده شدن این طرخ برای ارایه به مجلس خبر داد و افزود در این طرح هفت بخش کلی مورد نظر قرار گرفتهاند که عبارتند از حمایت مالی، ایجاد فرصت کاری، بهداشت، مراقبت از سالمندان، محیط زیست پاک، ایجاد شبکههای حمایت از سالمندان فقیر و تسهیل خدمات حملو نقلعمومی.
وی همچنین از مزایای مالیاتی برای کارفرمایانی که از سالمندان در کارهای خود استفاده میکنند خبر داد و افزود قراردادهای درمانی رایگان برای سالمندان فقیر در دستور کار این وزارت قرار دارد.
«نیک محمد مصطفی» وزیر صنعت و تجارت بینالمللی مالزی از برگزاری هفتمین نمایشگاه حلال مالزی خبر داد و افزود انتظار میرود این نمایشگاه بتواند در صادرات این محصولات نقش اساسی داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری رسمی مالزی (برناما)، به گفته وزیر صنعت و تجارت بینالمللی مالزی، ۶۶۱ غرفه از ۳۲ کشور مختلف محصولات خود از جمله محصولات آرایشی، گیاهی، بستهبندی و بهداشتی را به نمایش میگذارند.
وی افزود: «این نمایشگاه با هدف توسعه مبادلات جهانی غذای حلال و تاثیر آن و همچنین تسهیل مبادلات بینالمللی با حضور کشورهای مختلف از سراسز دنیا و فعالان مالزیایی این صنعت برگزار میشود.
وزیر صنعت و تجارت بینالمللی مالزی اعلام کرد که گرایش برخی از کشورها به محصولات حلال باعث حضور گسترده آنها در این نمایشگاه شده است که از جمله میتوان به حضور سازمان تجارت خارجی ژاپن اشاره کرد.
گفتنی است که پیش از برگزاری این نمایشگاه نیز شرکت توسعه تجارت خارجی مالزی قصد دارد طی روزهای ۲۱ و ۲۲ ماه ژوئن برنامهای در مرکز همایشهای این مرکز برگزار کند تا صادرکنندگان و واردکنندگان بتوانند در مورد موارد مذاکره به گفتوگو بنشینند.
اندونزی، سنگاپور، عربستانسعودی، ایران، چین، فرانسه، انگلستان، ایتالیا و آلبانی از جمله کشورهای شرکتکننده در این همایش هستند و علاوه بر این کشورها کشورهای دیگری نیز برای شرکت در این نمایشگاه اعلام آمادگی کردهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر