-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

Latest News from Koocheh for 06/09/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



رادیو کوچه

شورای امنیت سازمان ملل متحد ساعاتی پیش چهارمین قطعنامه تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی ایران را  پس از رای‌گیری به تصویب رساند.
بر اساس گزارش‌ خبرگزاری‌ها این قطعنامه که با دو رای منفی ترکیه و برزیل و رای ممتنع لبنان و هم‌چنین ۱۲ رای مثبت به تصویب رسید، یکی از سخت‌ترین تحریم‌های جمهوری اسلامی است که به دلیل برنامه هسته‌ای و غنی سازی اورانیوم در ایران تصویب شده است.
خبرگزاری سی‌ان‌ان گزارش داد که در این قطعنامه چهل شرکت و یک فرد مورد تحریم قرار گرفته‌اند، پانزده شرکت که توسط سپاه پاسداران کنترل می‌شوند، سه شرکت توسط خطوط دریایی جمهوری اسلامی کنترل می‌شوند و باقی ۲۲ شرکت مرتبط با تولید تجهیزات اتمی و اسلحه هستند. هم‌چنین این خبرگزاری اضافه کرد که تنها شخص تحریم شده مدیر کارخانه اتمی اصفهان است.
به گزارش خبرگزاری بی‌بی‌سی سوزان رایس، نماینده آمریکا در سازمان ملل که در جلسه شورای امنیت حاضر بود، بلافاصله پس از تصویب قطعنامه جدید گفت که دولت آمریکا همچنان مایل به انجام گفت و گوهای سازنده با مسوولان دولت ایران است، اما دولت ایران بارها فرصت‌هایی که برای برطرف کردن نگرانی‌های جامعه جهانی در اختیار این کشور قرار گرفته را نادیده گرفته است.
گفتنی است برخی از موسسه‌ها و شرکت‌هایی که در فهرست تحریم‌ها  قرار گرفته‌اند در خارج از ایران بوده ولی تحت کنترل جمهوری اسلامی قرار دارند و یا در راستای اهداف آن فعالیت می کنند، از جمله این شرکت‌ها «فرست ایست اگزپورت بانک» که در مالزی است ولی تحت کنترل بانک ملت ایران است.


 


رادیو کوچه

عصر روز دوشنبه، بیش از ۲۰۰ نفر از ایرانیان ساکن تورنتو، به دعوت جمعی از تشکل‌های دانشجویی و حقوق بشری، در مرکز اصلی شهر دست به تجمع و راهپیمایی زدند، که با استقبال گرم مردم تورنتو روبه‌رو شد.


 


علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال ایران طی حکمی فریدون معینی را  پس از ماه‌ها فعالیت به عنوان سرپرست، به عنوان‌ جانشین مهدی تاج در ریاست کمیته تیم‌های ملی منصوب کرد.

به گزارش  مهر، فریدون معینی که ۱۷ فروردین ماه امسال و به‌دنبال کناره‌گیری مهدی تاج از ریاست کمیته تیم‌های ملی، به عنوان سرپرست این کمیته  منصوب شده بود با حکم جدید علی کفاشیان به ریاست این کمیته منصوب شد. معینی درعین حال مسوولیت ریاست کمیته جوانان فدراسیون فوتبال را نیز برعهده دارد.

کلیه فعالیت‌های مربوط به برنامه‌ریزی، تنظیم تقویم سالیانه و پیشنهاد مدیر و سرمربی تیم‌های ملی فوتبال، فوتسال، فوتبال ساحلی و بانوان در رده‌های سنی مختلف و نظارت بر عمل‌کرد تیم‌های ملی تحت نظر این کمیته قرار دارد.

این کمیته شامل یک رییس، یک نایب رییس و با عضویت روسای کمیته‌های جوانان، بانوان، فوتسال، فوتبال ساحلی، فنی و توسعه و مدیر تیم‌های ملی تشکیل می‌شود.

مسوول امور بین‌الملل و رییس کمیته رسانه‌ها  نیز بدون حق رای در جلسات این کمیته حضور خواهند داشت. این کمیته زیر نظر رییس فدراسیون فوتبال اداره می‌شود.


 


بهداد بردبار / رادیو کوچه

جفری رابرتسن یک وکیل تراز اول و متخصص بررسی موارد نقض حقوق بشر است‌، که با رسانه بیگانه نیست و سال‌ها علاوه بر مشغله حقوقی، با رسانه‌های استرالیا و انگلستان هم‌کاری کرده است. اما شناخت ویژه او از حقوق بین‌المللی باعث شد که بنیاد عبدالرحمن برومند برای بررسی اعدام‌های سال ۱۳۶۷ به سراغ او برای انجام تحقیقات گسترده‌ای در این باره برود.

رابرتسن در  مقاله‌ایی با عنوان: «سازمان ملل باید قاتلان جنایات دهه هشتاد را محاکمه کند‌» که در روزنامه گاردین منتشر شد به اهمیت زنده کردن این پرونده برای جلوگیری از قتل‌عام‌های بعدی پرداخت.

در روزهای گذشته گزارش کامل تحقیقات رابترسن توسط بنیاد برومند در واشنگتن منتشر شد. به نظر می‌رسد انتشار این گزارش از اعدام‌های سال ۱۳۶۷ درست چهار روز پیش از سال‌گرد ۲۲ خرداد باعث بروز سو‌تفاهم‌های زیادی بشود.

رابرتسن در گاردین نوشت که شاید خشونت‌های بعد از انتخابات و اعدام عده‌ای با حکم «محارب» نباید باعث تعجب کسی شود، چه این همان رژیمی است که سال‌ها قبل هزاران نفر از زندانیان سیاسی را کشت اما هیچ‌گاه حساب پس نداد.

رابرتسن این جنایت را با قتل عام صربرنیتسا در بوسنی مقایسه می‌کند. او در پاسخ به سوال نیک آهنگ کوثر در مورد نقش میرحسین موسوی می‌گوید:

«ایشان باید توضیح بدهد چرا در پاسخ به خبرنگار اتریشی در زمستان سال ۶۷ گفت که زندانیان می‌خواستند شورش کنند و ما باید این توطئه را سرکوب می‌کردیم.  کشورهای جهان سوم حق دارند در مقابل دشمنان از خود دفاع کنند.»

علاوه بر روزنامه گاردین که دیروز متن مفاله آقای رابرتسون را منتشر نمود ،نیک آهنگ کوثر در مصاحبه‌ایی که در وب سایت خودنویس منتشر شد نظر او را در مورد بررسی جنایات انجام شده پرسید. آقای رابرتسون معتقد است هرچند که آقای خمینی رهبر پیشین انقلاب اسلامی در قید حیات نیست اما آقایان خامنه‌ایی، رفسنجانی و موسوی که در آن زمان عهده‌دار مسولیت‌های کلیدی بودند باید به دادگاه فراخوانده شوند. آقای میر‌حسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری با موضع‌گیری بر علیه دولت احمدی‌نژاد و رهبر جمهوری اسلامی ایران به مهم‌ترین رهبر اپوزیسیون در مبارزه با استبداد تبدیل شده است. آیا با انتشار گزارش بنیاد برومند و پیرو آن نشر مقاله و مصاحبه آقای رابرتسون موافقید؟ نقش دولت و نخست وزیر وقت آقای میر‌حسین موسوی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه کسانی را در این پرونده مقصر می‌دانید؟ آیا بر قراری عدالت مهم است یا توجه به مصلحت‌؟


 


دانشمندان انگلیسی اعلام کردند موفق به ساخت فناوری لیزری پیش‌رفته‌ای شده‌اند که می‌تواند مواد منفجره پنهان شده را ردیابی کند.

به گزارش  مهر، از این تکنولوژی می‌توان در ردیابی میدان‌های مین و بمب‌های کنار جاده‌ای و هم‌چنین بهبود ایمنی در فرودگاه‌ها استفاده کرد.

محققان در دانشگاه «سنت اندروز» توانسته‌اند با استفاده از نوعی پلاستیک به نام «پلی فلورن» نوعی لیزر ابداع کنند که می‌تواند نسبت به بخار ناشی از مواد منفجره واکنش نشان دهد.

به گفته محققان این مکانیزم می‌تواند موادی تی‌ان‌تی مانند که به وفور در مواد منفجره مورد استفاده قرار می‌گیرند را در غلظت بسیار محدودی شناسایی کند. غلظتی کمتر از ۱۰ ذره در میلیارد بر فراز میدان‌های مین موجود در مناطق ملتهب جنگی ابرهای رقیقی از بخار مولکول‌های مواد منفجره‌ای وجود دارند که بمب‌ها از آن ساخته شده‌اند.

به این شکل مولکول‌های مواد منفجره با صفحه پلاستیکی که لیزر از آن ساخته می‌شود تماس برقرار کرده و با مولکول‌های نورزای لیزر واکنش نشان داده و تابش نور را متوقف می‌کنند.

دانشمندان می‌گویند این واکنش مولکول‌های تی‌ان‌تی مانند با زنجیره‌های پلیمری، شیوه‌ای کاملن جدید را برای متوقف کردن تابش لیزر فراهم می‌آورد.

از دیگر مواردی که برای استفاده از این سیستم لیزری عنوان شده است، تجهیز ابزار روباتیک است تا با ارسال آن‌ها به مناطق مشکوک به داشتن مین و کنترل کردن آن‌ها از راه دور به پاک‌سازی مناطق مختلف که قربانی جنگ شده‌اند پرداخت.


 


رادیو کوچه

علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی می‌گوید که اگر از فراکسیون اصول‌گرایان اخراج شود، تلاش خواهد کرد تا فراکسیونی جدید متشکل از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تشکیل دهد.

به گزارش خبرگزاری‌های داخلی علی مطهری روز سه‌شنبه در حاشیه جلسه علنی مجلس با بیان این‌که «خط‌کشی‌های بین اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان را قبول ندارم»، تصریح کرد: «اگر اعضای فراکسیون اصول‌گرایان اقدام به اخراج من از فراکسیون کنند، این مقدمه‌ای خواهد بود که فراکسیون سومی متشکل از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تشکیل شود.»

وی افزود: «معتقدم بین اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان مجلس دیواری وجود ندارد، بنابراین می‌توان فراکسیونی شامل هر دو گروه بوجود آورد.»

به گفته‌ی آقای مطهری «مجلس هشتم مانند مجلس ششم نیست که برخی در صدد تغییر نظام باشند.»

اظهارات این عضو فراکسیون اصول‌گرایان در حالی بیان می‌شود که روز دوشنبه برخی از نمایندگان مجلس با انتقاد از سخنان آقای مطهری خواستار «اخراج»  وی از فراکسیون اصول‌گرایان و رسیدگی به آن در قوه قضاییه شده بودند.


 


چهار‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۳۸۹- ۹ ژوئن ۲۰۱۰

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا:  اعظم و سارا

note3استودیو: علی

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده اخبار مطبوعات ایران

note3روزنگاشت – «جانی در سرزمین عجایب» – به مناسبت زادروز«جانی دپ» -  محبوبه

note3 بخش اول اخبار

note3سوت – «مصاحبه تفصیلی با حبیب کاشانی» – محمدرضا

note3بزرگان ایران‌زمین- «فروغ شعر امروز ما» – بخش اول – آرش و آوا

note3گزارشی از اعتراضات دیروز فعالان مدنی در تورنتو

note3پرسه فرهنگی – «این همه رنگ به رنگ» – سیمین

note3گفت‌وگوی روز – «اعدام‌ها فقط یک آمار نیست»- اردوان روزبه

note3بزرگان ایران‌زمین- «فروغ شعر امروز ما» – بخش دوم  – آرش و آوا

note3 بخش دوم اخبار


 


نشر ثالث اعلام کرد که به زودی فیلم‌نامه‌ای از «احمد شاملو» شاعر معاصر ایرانی به نام «میراث» که آن را برای ساخت دراختیار «مسعود کیمیایی» قرار داده بود، توسط این فیلم‌ساز منتشر خواهد کرد.

به گزارش ایلنا، مسعود کیمیایی که این روزها سرصحنه فیلم‌برداری «جرم» به‌سر می‌برد، تاریخ نوشتن این فیلم‌نامه را در سال‌های ۱۳۶۸ یا ۷۰ دانست و دلیل فیلم نشدن آن را در هنگام زندگی شاملو‌، مجوز ندادن به این سناریو اعلام کرد.‌

داستان «میراث» در آذربایجان می‌گذرد و به نهضت آزادی‌طلبانه آذربایجان و برخوردهایش با حکومت وقت می‌پردازد. این فیلم‌نامه ازسوی نشر ثالث برای گرفتن مجوز به ارشاد فرستاده شده است.

گفتنی است «احمد شاملو» در واگذاری حقوق «میراث» به مسعود کیمیایی نوشته است:‌ «به‌این‌وسیله سناریو نوشته خود را که موقتن «میراث» ثبت شده، برای تبدیل به فیلم به آقای مسعود کیمیایی واگذار می‌کنم. ضمنن بین طرفین درمورد حذف پاره‌ای صحنه‌ها، توافق حاصل شده است که من از این نظر هم برای آسان‌تر شدن کار، از طرف خود به ایشان اختیار وکالت می‌دهم.»


 


دفتر افغانستان / رادیو کوچه

اداره امنیت ملی افغانستان روز سه‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای از بازداشت یک گروه چهار نفری از طراحان حملات تروریستی در شهر کابل خبر داد.

در این بیانیه آمده است: «این گروه قصد انجام یک رشته حملات انتحاری در داخل محوطه زندان مرکزی پل‌چرخیدر کابل را داشتند  و هدف آن‌ها این بود که با انجام حملات انتحاری در زندان پل‌چرخی، زمینه فرار زندانیان وابسته به گروه طالبان را فراهم کند.»

گفته می‌شود شمار زندانیان طالبان و افراد طرف‌دار این گروه در زندان‌های افغانستان چهار هزار و ۵۰۰نفر است، حدود ۸۰۰ نفر هم در زندان بگرام تحت مدیریت نیروهای آمریکایی نگهداری می‌شوند.

گفتنی است یک‌شنبه گذشته‌ «محمدحنیف اتمر» وزیر کشور و «امراله صالح» رییس اداره امنیت ملی افغانستان به دلیل کوتاهی در تامین امنیت محل برگزاری مجلس مشورتی صلح این کشور، از مقام‌های خود کنار رفتند.


 


مریم / رادیوکوچه

maryam.m@koochehmail.com

  • 630 میلادی – «سپهبد شهربراز» (شهروراز) ژنرال مشهور ایرانی و فاتح مصر در شهر تیسفون کشته شد. وی پس از مرگ مرموز «اردشیر سوم» شاه ۹ ساله ایران عملن به‌مدت ۴۴ روز امور سلطنت ایران را به‌دست گرفته بود تا امپراتوری ما را از خطر اضمحلال برهاند. این ژنرال بود که اورشلیم و دمشق را از روم پس گرفته، صلیبی را که مسیح بر آن مصلوب شده بود به تیسفون (مدائن) منتقل کرده، مصر را متصرف شده و در اسکندریه، پادگان ایرانی را ساخته بود.
  • ۱۳۳۱ خورشیدی – روزی است که دکتر مصدق رییس دولت وقت در دادگاه جهانی لاهه نطق تاریخی خود را ایراد کرد و وجدان جهانیان را متوجه حقوق ملل ضعیف ساخت. دکتر مصدق در این نطق گفت : که وجدان جهانیان نباید اجازه دهد که حقوق ملل ضعیف پایمال شود. جهانیان باید از ملل کوچک که برای احقاق حقوق خود و استفاده از حاکمیت ملی و استقلال بپا می‌خیزند در برابر دول دارای قدرت نظامی، تبلیغاتی و نفوذ سیاسی وسیع دفاع کنند. ما کاری جز گرفتن حق مسلم خود نکرده‌ایم.
  • ۱۸۷۰ میلادی – «چارلز دیکنز» نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی در ۵۸ سالگی درگذشت و ۱۵ داستان طولانی و ده‌ها داستان کوتاه از خود به‌یادگار گذاشت. دیکنز که دوران کودکی را در فقر گذرانده بود در داستان‌هایش کوشیده است جهانی بسازد که در آن از فقر اثری نباشد.
  • ۱۳۱۵ خورشیدی – دولت وقت ایران سوادآموزی اجباری افراد ۱۸ تا ۴۰ ساله را به‌اجرا گذاشت.
  • ۱۸۱۵ میلادی – کنگره وین به‌کار خود پایان داد. کنگره تاریخی «وین» به‌عنوان یکی از بزرگ‏ترین اجتماعات سیاسی بین‏المللی در قرن نوزدهم، از روز ۱۴ اکتبر در وین پایتخت اتریش آغاز شد تا درباره متصرفات فرانسه طی جنگ‏های «ناپلئون بناپارت» تصمیم‏گیری کند. در این کنگره که به‌منظور سر و سامان‌دادن به مسایل اروپا پس از نخستین استعفای ناپلئون بناپارت تشکیل شد، سلاطین و سران برجسته اروپا نیز شرکت داشتند. مسایلی که کنگره با آن‏ها روبرو بود پیچیدگی و دشواری فراوان داشت چرا که انقلاب فرانسه و جنگ‏های ناپلئون، ساختار اروپا را به‌کلی درهم ریخته بود. شعار کنفرانس وین عبارت بود از: «حقانیت و جبران». بدین ترتیب، کنگره وین نوعی پیروزی دولت‏های بزرگ بر دولت‏های کوچک و پیش‌رفت رژیم‏های سلطنتی علیه جمهوریت در اروپا بود. این کنگره کوشید و توانست عقربه زمان را در اروپا به‌عقب برگرداند ولی باعث شد که در آینده، انقلاب‏های دیگری بروز کند. هم‏چنین از سوی دیگر، این کنگره توانست از بروز جنگ تا یک‏صد سال بعد در اروپا جلوگیری نماید. در نهایت، منافع قدرت‏های حاضر در کنگره، با تقسیم سرزمین‏ها و الحاق مناطق به کشورهای انگلستان، هلند، اتریش و پروس تامین گردید و به آن عنوان غرامت اطلاق شد.
  • ۱۹۶۲ میلادی – بر اثر آتش‏سوزی بزرگ دانشگاه الجزیره در پایتخت کشور الجزایر، بیش از پانصد هزار نسخه از کتاب‏های نفیس کتاب‌خانه این دانشگاه از بین رفت. اکثر کتاب‏های سوخته شده، از منابع و مآخذ مهم و کم‌نظیر بودند.
  • ۱۹۶۳ میلادی – «جانی دپ» هنرپیشه آمریکایی، متولد شد.
  • ۱۸۹۸ میلادی – «کورتزیو مالاپارته» نویسنده و خبرنگار ایتالیایی، متولد شد.

 



رادیو کوچه

ده حزب اصلاح‌طلب طی نامه‌ای با معرفی نمایندگانی به وزارت‌کشور ایران، از برنامه‌های خود برای برگزاری راه‌پیمایی در روز ۲۲ خرداد، سال‌گرد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خبر دادند.

در این نامه آمده است: «راه‌پیمایی درخواستی، از ساعت ۱۶ تا ۲۰ روز شنبه ۲۲ خرداد برگزار خواهد شد و مسیر آن از میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران است.»

هم‌چنین این احزاب در نامه خود آورده‌اند: «این راه‌پیمایی کاملن مسالمت‌آمیز، بدون حمل سلاح و با رعایت موازین امنیت ملی خواهد بود و راه‌پیمایان تنها از نمادهای سبز و پلاکاردهایی با مضمون اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد استفاده خواهند کرد  و این راه‌پیمایی، سخن‌ران یا قطع‌نامه‌ای نخواهد داشت.»

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «انتظامات راه‌پیمایی برعهده احزاب برگزار‌کننده خواهد بود اما حفظ امنیت راه‌پیمایی و ممانعت از هرگونه اخلال در برنامه راه‌پیمایی از سوی  افراد فرصت‌طلب و قانون‌شکن  که قصد بر هم زدن امنیت را دارند، برعهده دستگاه‌های انتظامی و امنیتی است.»

«مجمع نمایندگان ادوار»، «انجمن اسلامی جامعه پزشکی»، «مجمع نیروهای خط امام»، «مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی»، «انجمن روزنامه‌نگاران زن»، «حزب اراده ملت ایران»، «حزب هم‌بستگی ایران اسلامی»، «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران»، «جبهه مشارکت ایران اسلامی» و «انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها» امضا‌کنندگان نامه خطاب به وزارت کشور هستند.


 


رادیو کوچه

«ژیلا بنی‌یعقوب» وب‌لاگ‌نویس و  روزنامه‌نگار از سوی دادگاه انقلاب تهران به حبس و  محرومیت از روزنامه‌نگاری محکوم شد.

ژیلا بنی‌یعقوب که در روز ۳۰ خردادماه سال گذشته و در ایام اعتراضات انتخاباتی به هم‌راه همسرش «بهمن احمدی‌امویی» بازداشت شده بود و پس از تحمل دوماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد، روز گذشته (سه‌شنبه) توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی‌ به تحمل یک‌سال حبس تعزیری و ۳۰ ‌سال محرومیت از روزنامه‌نگاری محکوم شد.

هم‌چنین  همسر وی بهمن احمدی‌امویی در دادگاه بدوی به ۷ سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به تحمل ۵ سال حبس قطعی محکوم شده و در حال حاضر در بند ۳۵۰ اوین زندانی است.

ژیلا بنی‌یعقوب در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شد.


 


امیر و کاملیا / رادیو کوچه

«وصیت نامه‌ی دار‌‌‌‌‌‌یو‌‌‌‌ش بزرگ»

«کتیبه‌های داریو‌ش نماد اخلاق و سازندگی کشو‌‌‌‌ر»

«نظر مورخان و اساتید درباره داریوش بزرگ»

«داریوش بزرگ سر لوحه میهن‌پرستی و کشو‌رداری»

«درفش کاویانی نماد فر و شکوه ایران»

«منشور کوروش، اولین منشور حقوق بشر جهان»

«بیمارستان و دانشگاه پزشکی گندی‌شاپور»

«کوروش، بزرگ مرد ادیان الهی»

«کورش بزرگ الگو و پدر صلح و حقوق بشر جهان»

«آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد»

«محلی که روزی مرکز اولین امپراتورجهان بود»

«آخرین سخنان کوروش؛ ابر مرد تاریخ»

«گذری بر زندگی کوروش بزرگ»



 


محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

امروز نهم ژوین برابر با زادروز «جانی کریستوفر دپ» بازیگر آمریکایی است. او که متولد سال ۱۹۶۳ میلادی است، نام خود را به عنوان یکی از انعطاف پذیرترین ستارگان عصر جدید هالیوود به ثبت رسانده است. بازیگری که قابل پیش بینی عمل نمی‌کند و نقش‌هایی را می‌پذیرد که هم منتقدان و هم بینندگان را شگفت‌زده می‌کند.

«جان کریستوفر دپ‌» ملقب به «جانی دپ» در نهم ژوین سال ۱۹۶۳ میلادی در ایالت «کنتاکی» به دنیا آمد.

او در سال ۱۹۷۰ هم‌راه با خانواده‌اش به «فلوریدا» نقل مکان کرد و در آن‌جا بزرگ شد. خانواده جانی از نژادهای ایرلندی و آلمانی و آمریکایی اصیل هستند، در حالی‌که دپ یک نام «فرانسوی» است.

هنگامی که دپ ۱۵ ساله داشت، یعنی در سال ۱۹۷۸ والدینش از هم طلاق گرفتند و او یک سال بعد از مدرسه اخراج شد و به موسیقی راک روی آورد و وارد یک گروه راک به نام «بچه‌ها» شد، و چند سال هم‌کاری و دوستی با گروه باعث شد که جانی دپ در سال ۱۹۸۳ در سن ۲۰ سالگی با «لوری آن آلیسون»  ۲۵ ساله خواهر درامر گروهش ازدواج کرد.

چندی بعد همسرش «نیکولاس کیج» را به او معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصه بازیگری شود. اما ازدواج جانی و آلیسون دوامی نداشت و در سال ۱۹۸۵ از هم جدا شدند.

بعد از چندی با زنی به نام «ونسا پارادایس» که یک خواننده و نویسنده آهنگ‌های پرطرف‌دار در کشورش فرانسه است، ازدواج می‌کند که این ازدواج  تا به امروز دوام آورده است.

دپ دارای دو فرزند به نام‌های «لیلی رز ملودی» متولد ۱۹۹۹ میلادی و «جک» متولد ۲۰۰۲ میلادی می‌باشد.

اما در زمینه بازیگری، دپ با بازی خود در نقش اصلی یک مجموعه تلویزیونی در اواخر دهه هشتاد، حسابی معروف شده بود، و گفته شده که هر ماه بیش از هزار نامه از طرف‌دارانش دریافت می‌کرده‌ است.

ولی به گفته خودش از این وضع راضی نبود و حس می‌کرد دارد به یک کالا تبدیل می‌شود، یک کالای خوش‌رنگ و لعاب که رسانه‌ها برای نوجوانانی که تشنه این جور چیزها هستند، آماده می‌کنند و هر روز و هر شب به اشکال مختلف به خوردشان می‌دهند.

پس در یک تصمیم یک‌باره خود را کنار کشید. شهرت و محبوبیت و بت شدن را به کناری گذاشت و گفت می‌خواهد از این به بعد فقط در فیلم‌هایی بازی کند که با شخصیت او جفت و جور باشند. این طور شد که جانی دپ از بت نسل جوان، به شمایل آدم‌های تنها در سینما تغییر چهره داد و به دنیای عجیب و غریب «تیم برتون» راه پیدا کرد و شد آن‌چه خودش می‌خواست.

بازیگری که برایش فرقی نمی‌کرد، فیلمی که در آن بازی می‌کند، یک فیلم مستقل کم خرج است یا یک فیلم استودیویی پرفروش. او کار خودش را می‌کند و به قول خودش روحش را به نقش‌ها می‌دمد.

به هیچ وجه برایش مهم نیست که نتیجه کار پرفروش از کار دربیاید یا کم فروش، یا  فیلم‌هایش مشهور باشند یا نه.

او می‌گوید: «اصلا درک نمی‌کنم که تو سر کاری بروی و هر چه می‌توانی از وجودت برای آن فیلم مایه بگذاری، بعد هم در آخر به تنها چیزی که نگاه کنند، مقدار پولی باشد که فیلم در گیشه پارو می‌کند.»

او آن‌قدر پای این عقایدش ایستاد و این قدر فیلم مستقل و متفاوت غیرتجاری بازی کرد که دیگر کسی باور نمی‌کرد او روزی در یک فیلم تجاری هالیوودی ظاهر شود و موفق هم شود.

ولی در بیستمین سال فعالیت حرفه‌ای‌اش، «جک اسپارو» همه چیز را عوض کرد. جانی دپ، با چنان قدرت و شیطنتی نقش این دزد دریایی هفت خط را در «دزدان دریایی کارائیب» در سال ۲۰۰۳ بازی کرد که همه باور کردند او می‌تواند یک بازیگر پول‌ساز هم باشد.

از پرفروش‌ترین فیلم‌هایی که او بازیگر اصلی بوده میتوان به:« سوئینی تاد»، «شجاع»، «چارلی و کارخانه شکلات سازی» و «آلیس در سرزمین عجایب» اشاره کرد.

جانی دپ در سال  ۲۰۰۸ نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم سوئینی تاد، در سال ۲۰۰۵ نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم «در جستجوی ناکجاآباد»، در سال ۲۰۰۴ نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم دزدان دریایی کارائیب «نفرین مروارید سیاه» و درسال ۱۹۹۷ نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم «شجاع» بوده است.

رابرت دنیرو درباره او گفته:بدون جانی سینما چیزی کم داشت.

دیگر آثار جانی وپ:

۲۰۱۱ – دزدان دریایی کارائیب: بر امواج بیگانه ۲۰۱۰ – آلیس در سرزمین عجایب

۲۰۰۹ – دشمنان عمومی ۲۰۰۹ – شهر گناه ۳

۲۰۰۹ – خاطرات رم ۲۰۰۹ – شهر گناه ۲

۲۰۰۹ – شانتارام ۲۰۰۷ – سوئینی تاد

۲۰۰۷ – دزدان‌دریایی کارائیب: پایان جهان ۲۰۰۶ – دزدان‌دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده

۲۰۰۶ – هرزه ۲۰۰۵ – عروس مرده

۲۰۰۵ – چارلی و کارخانه شکلات سازی

۲۰۰۴ – افسار گسیخته ۲۰۰۴ – در جستجوی نورلند

۲۰۰۴ – و بعد از آن آنها شاد زیستند

۲۰۰۴ – پنجره مخفی ۲۰۰۳ – صبحانه با شکارچی

۲۰۰۳ – گمشده در لامانچا

۲۰۰۳ – روزی روزگاری در مکزیک

۲۰۰۳ – دزدان‌دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه

۲۰۰۱ – از جهنم

۲۰۰۱ – مردی که گریه می‌کرد ۲۰۰۰ – قبل از شبهای پاییز

۲۰۰۰ – نهمین دروازه ۲۰۰۰ – شکلات

۱۹۹۹ – اسلیپی هالو

۱۹۹۹ – همسر فضانورد ۱۹۹۹ – دروازه نهم

۱۹۹۸ – ترس و نفرت در لاس‌وگاس ۱۹۹۷ – شجاع

۱۹۹۷ – دنی براسکو ۱۹۹۵ – شکاف زمان

۱۹۹۵ – مرد مرده

۱۹۹۵ – دون خوان دومارکو ۱۹۹۴ – ادوود

۱۹۹۳ – بنی و جون ۱۹۹۳ – چه کسی انگور گیلبرت خورد

۱۹۹۳ – رویای آریزونا ۱۹۹۰ – ادوارد دست‌قیچی

۱۹۹۰ – گریه بچه ۱۹۸۶ – جوخه

۱۹۸۴ – پناهگاه دزدان ۱۹۸۴ – کابوسی در خیابان الم

۲۰۰۸ -نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم سوئینی تاد

۲۰۰۵ -نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم در جستجوی ناکجاآباد

۲۰۰۴ -نامزد اسکار بازیکر نقش اول مرد برای فیلم دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه

۱۹۹۷ -نامزد نخل طلایی جشنواره کن برای فیلم شجاع

منبع‌ها:

ویکی پدیا

بیوگرافی جانی دپ

هم‌شهری


 


سینا / رادیو کوچه

sina.magazine@koochehmail.com

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

«هم‌کاری صمیمانه دولت و مجلس فراتر از خطوط سیاسی» عنوان اول روزنامه ایران است که رهبر جمهوری اسلامی در دیدار  با رییس، هیت رییسه و نمایندگان مجلس خواستار شد.

این روزنامه دولتی در ادامه خبر از «تحویل کارت خرید الکترونیکی ۱۰۰ هزار فرهنگی در چند روز آینده» می‌دهد.

روزنامه تهران امروز از «آخرین هشدار ایران به شورای امنیت» در خصوص بیانیه سه جانبه تهران-ترکیه-برزیل خبر داد.

این روزنامه در ادامه به افزایش قیمت سکه و طلا اشاره کرده و می‌نویسد: «سکه طلا ۳۱۳ هزار تومان شد.»

روزنامه جام جم نیز صحبت‌های آیت‌اله خامنه‌ای در جمع نمایندگان مجلس را مهم دیده و می‌نویسد:

«هم‌کاری دولت و مجلس فراتر از جهت‌گیری‌های سیاسی باشد.»

این روزنامه هم‌چنین در عنوان دیگری به افزایش دریافتی کارمندان معادل نرخ تورم اشاره کرده است.

روزنامه دنیای اقتصاد صحبت‌های رهبر ایران را به نوعی دیگر ارزیابی کرده و در صدر اخبار خود نوشته: «نیاز امروز، هم‌کاری دولت و مجلس».

«جهش ۳۶ دلاری بازار جهانی طلا» تیتر دیگر این روزنامه اقتصادی است.

روزنامه شرق درخصوص واکنش علی مطهری نماینده مجلس به تهدید اخراج از سوی فراکسیون اصول‌گرایان از قول وی خبر از «تشکیل فراکسیون با اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان» داد.

«نیروی انتظامی با کسی شوخی ندارد» عنوان دیگری است که این روزنامه اصلاح‌طلب به نقل از سردار رادان منتشر کرده است.

«حرمت‌شکنی باب شود، دامن طراحانش را هم می‌گیرد» خبر اول روزنامه فرهنگ آشتی است که از قول حسن روحانی آورده شده است.

تیتر دیگر این روزنامه از نهایی  شدن متن چهارمین قطع‌نامه تحریم علیه ایران حکایت دارد.

روزنامه کیهان در صدر اخبار خود از هشدار احمدی‌نژاد به شورای امنیت مطلبی را درج کرد: «قطع‌نامه را تصویب کنید مذاکره نمی‌کنیم.»

«با تصویب مجلس، سقف جریمه رانندگی ۲۰۰ هزار تومان تعیین شد» دیگر عنوان این روزنامه است.

و در پایان روزنامه همشهری از «اختصاص بودجه ۲۰ میلیارد تومانی برای ساماندهی بازار تهران» گزارشی را منتشر کرد.

«همه رانندگان تاکسی پایتخت بیمه می‌شوند» عنوان دیگر این روزنامه است.


 



 


فرورتیش رضوانیه / رادیو کوچه

«زندگی موتسارت و محارب شدن او»

«قسمت دوم داستان چنگیزخان و خلیج مغول»

«چنگیزخان و تغییر نام خلیج فارس به خلیج مغول»

«چرا مادران آمریکایی با چادر عربی به ایران آمدند»

«داستان اغتشاش در جنگل»

«داستان انتخابات در ‌جنگل»

«با مزاحم تلفنی حرف بزن»

«زندگی در ایران وقت تلف‌کنی است»

«تمهیدات جدید برای ورود مومنان به بهشت»

«چگونه با وزارت اطلاعات تماس بگیریم»

«چگونه در ایران بمیریم»

«میزان اعتبار لازم برای تغییر حکومت ایران»

«پاسخ آقای قرائتی به شادی صدر»

«فقط خانم‌های بالای هجده سال گوش بدهند»

«وقتی رادیو کوچه از سوی ارتش سایبری هک شد»

«صدای متخصص خنثی‌سازی بمب پیش از انفجار ایلام»

«ایران را سین سیتی کرده‌اید»

«فایل صوتی اعترافات «جابر الف» درباره خانه فاطمی»

«فایل صوتی واقعی یک بازجویی در وزارت اطلاعات»

«مستند سربازان گمنام»

«لحن احمدی‌نژادی یک مرد با همسرش»

«فایل مکالمه ماموراطلاعات با پدر یک روزنامه‌نگار»

«افشای یک کازینوی مخفی در تهران»

«احمدی‌نژاد گفت ایران به اسراییل تودهنی زده»

«هکیده شدن سایت ارتش سایبری سپاه مبارک»

«آقای پرز را در میهمانی دیدم، به دفترشان نرفتم»

«مکالمات بیسیم نیروی انتظامی مسکو»

«جشنواره برترین‌های سال ۱۳۸۸»

«شرح چگونگی دست‌گیری فرزند فائزه هاشمی در فرودگاه»

«سال تنبلی مضاعف و بیکاری مضاعف»

«ریلکسیشن»

«پسر بن‌لادن و چهارشنبه سوری»

«حمید معصومی‌نژاد در زندان رم کشته شد»

«شباهت محمدعلی رامین و پیتزا»

«یازدهم سپتامبر هم هولوکاست بود»

«واحد مرکزی خبر و قاچاق اسلحه»

«استقبال از اکران اینترنتی فیلم «آخرین ردبول ریگی»

«رادیو لیچار قسمت سوم»

«گفت‌وگو با خواهر عبدالمالک ریگی»

«رادیو لیچار»






 


مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه


 


مهم‌ترین عنوان‌های رسانه‌های امروز مالزی:

خبرگزاری برناما

  • اتحادیه‌های جهانی گزارش دادند: «کشتار و سرکوبی در مورد کارگران انجام شده است.»
  • پرسنل ATM گفتند که در‌باره انجام تغییرات مصمم باشید.
  • از موتور‌سواران خواسته شد که از خطوط اصلی بزرگراه‌ها استفاده نکنند.
  • طیب می‌گوید: «رادیو و تلویزیون سراواک یک نیروی متحد است.»
  • دو نفر به‌خاطر فرار از اقامت‌گاه مهاجران، بازداشت شدند.
  • جوانان حزب پیش‌رو تور یک مالزی واحد را به راه می‌اندازند.
  • سرمایه‌گذاران RBTR به‌دنبال کمک‌های بانک مرکزی مالزی و MOF.
  • طرح دهم مالزی برای مالایی‌ها به‌منظور دست‌رسی به درآمد بیشتر و اقتصاد پر درآمد‌تر ضروری است.
  • نجیب می‌گوید: «مالزی مثل ایسلند و یونان دچار ور‌شکستگی دولتی نمی‌شود.»
  • پزشکان آمریکایی روشی اعجاب‌انگیز را در بر طرف نمودن تومور مغزی یافتند.
  • ممنوعیت سیگار در انگلیس باعث کم‌شدن سکته‌های قلبی  و خرج‌های پزشکی شده است.
  • نخست وزیر جدید ژاپن کابینه جدید را معرفی کرد.

روزنامه استار

  • خرده‌فروشان بر ادامه فروش اقلام کنترل شده تاکید کردند.
  • تجار در مورد قانون جدید اعطای گواهی تجارت در مورد شکر و روغن دچار تفرقه شدند.
  • دو دانشجوی مالایی ساکن یمن به‌خاطر گذر از محدوده شهری صنعا از آن کشور اخراج شدند.
  • نجیب از اقدام کمک‌رسانی به غزه پشتیبانی کرد.
  • ۶ عضو خانواده‌ای در تصادف رانندگی در خیابان کلانتان- سگمان کشته شدند.
  • انجمن ضد سامی ولو ۵۰۰،۰۰۰ لوح فشرده ویدئویی در مورد اشتباهات وی منتشر می‌کند.
  • از مردم خواسته شده تا به‌خاطر جلوگیری از کاهش منابع طبیعی کم‌تر غذای دریایی مصرف کنند.
  • در جورج تاون طرف‌داران تیم‌های شرکت‌کننده در جام جهانی به هوا‌داری پرداختند.
  • عضو خاندان سلطنتی سلانگور از رواج زبان انگلیسی و حمایت کردند.
  • تلفن‌های قاچاق در نمایشگاه کامپیوتر.
  • اقدام سریع، یک کارخانه را از آتش سوزی نجات داد.
  • کشور‌های شورای امنیت سازمان ملل بر سر تحریم ایران به توافق رسیدند.
  • هیلاری کلینتون به کشور‌های آمریکای لاتین پیشنهاد هم‌کاری بیش‌تر را داد.

 


«شیرین نشاط» ، هنرمند پرآوازه‌ی ایرانی، در گفت‌وگو با «اشپیگل» می‌گوید، برای هنرمند ایرانی، چه در داخل و چه خارج از ایران، اصل «هنر برای هنر» دیگر معنا ندارد. او می‌پرسد، مگر می‌توان چشم هنر را در برابر واقعیات بست؟

«اشپیگل آنلاین» در یک گفت‌وگوی مفصل با شیرین نشاط‌، نظرات او در باره‌ی «جعفر پناهی»، فیلم‌سازی در ایران، «جنبش سبز» و «سانسور» را جویا شده است.

نیمی از گفت‌وگوی «ناتاشا راییس»، مصاحبه‌گر اشپیگل، و شیرین نشاط در‌باره‌ی جعفر پناهی، دستگیری و آزادی اوست. شیرین نشاط پناهی را «یک قهرمان واقعی» می‌نامد و از «ایستادگی» او در برابر جمهوری اسلامی تقدیر می‌کند. کارگردان فیلم «زنان بدون مردان» آن‌قدر خود را به پناهی نزدیک می‌داند که از زبان او حرف می‌زند. در پاسخ به پرسش ناتاشا راییس، که آیا شهرت پناهی باعث آزادی او شده‌، می‌گوید: «به طور حتم. به همین دلیل هم اگر او می‌توانست، می‌گفت که از دیگر زندانیان پشتیبانی کنید نه از من. آن‌ها هم مثل من بی‌گناه هستند».

یکی از هنرمندانی که در خارج از کشور برای رهایی پناهی تلاش‌های زیادی کرد، شیرین نشاط بود. او مبتکر بیانیه‌ای است که بیش از ۴۰ سینماگر معروف، از جمله «رابرت ردفورد»، «مارتین اسکورسیزی» و «مایکل مور» آن را امضا کردند. آن‌ها در این بیانیه خواستار آزادی بی‌قید و شرط پناهی شده بودند.

«جمهوری اسلامی از هنر می‌ترسد؟»

ناتاشا راییس از شیرین نشاط می‌پرسد که آیا فیلم می‌تواند تهدیدی برای جمهوری اسلامی باشد و آیا اصولا دلیلی وجود دارد که دولت ایران از هنر بترسد؟ نشاط در پاسخ، به نقش فیلم‌ساز در دو جامعه‌ی ایران و آمریکا می‌پردازد. او می‌گوید، در آمریکا آزادی بیان وجود دارد، اما فیلم‌سازانی که حرف تازه‌ای برای گفتن دارند، به‌سختی می‌توانند خود را مطرح کنند. او علت این امر را تماشاچی آمریکایی می‌داند که به نوعی از واقعیات گریزان است و بیشتر به فیلم‌های پرخرج سرگرم‌کننده رو می‌آورد.

نشاط سپس به تماشاچی ایرانی می‌پردازد که از فیلم‌ساز می‌خواهد، در مقابل معضلات موضع بگیرد، فریاد بزند. به گفته‌ی او، تماشاچی ایرانی به دلیل حضور سنگین سانسور، قادر است که ناگفته‌ها را «در میان سطور بخواند. به همین دلیل ما می‌توانیم فیلم‌های استعاری، آبستره یا شاعرانه بسازیم.»

شیرین نشاط به این نتیجه می‌رسد که فیلم‌سازان ایرانی نفوذ زیادی در جامعه دارند، اما به همان نسبت هم دچار دردسر می‌شوند: «کار فیلم‌سازان داخل کشور سانسور می‌شود، خودشان را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند و آن‌ها را دستگیر می‌کنند. ما هم که در تبعید به‌سر می‌بریم.»

او در ادامه می‌افزاید: «دولت فعلی قدرت تخیل ما را تهدیدی برای خودش می‌داند، زیرا ما نمی‌توانیم از نظر اخلاقی و هنری، خودمان را از واقعیت زندگی خودمان جدا کنیم. در سایر نقاط جهان هنرمندان حداقل امکان انتخاب دارند.»

مصاحبه‌گر اشپیگل از شیرین نشاط می‌پرسد که چرا او هر چند ثانیه یک بار به تلفن همراهش نگاه می‌کند. آیا او انتظار پیامی از جانب پناهی را دارد؟ نشاط در پاسخ می‌گوید که منتظر خبر است، خبری در‌باره‌ی زندانیان سیاسی، خبرهایی که از طریق ایمیل یا فیس‌بوک پخش می‌شوند. او می‌گوید که نگران است، نگران مادرش، نگران دوستانش، نگران کشورش.

نشاط در ادامه تاکید می‌کند که امروز برای هنرمند ایرانی، اصل «هنر برای هنر» بی‌معناست. او می‌پرسد: «چگونه می‌توان به این اصل پایبند بود؟ با بستن چشم هنر بر روی واقعیات؟»

کارگردان «زنان بدون مردان» می‌گوید که تا یک سال پیش از اظهار نظر مستقیم سیاسی پرهیز می‌کرده، اما اتفاقات تابستان ۲۰۰۹ او را دگرگون کرده‌اند: «این جوانان برای چیزی مبارزه می‌کنند که من به آن اعتقاد دارم: جنبشی عاری از خشونت که تشنه‌ی دموکراسی‌ست. آیا چیزی ورای این، چیزی پرارزش‌تر از این وجود دارد؟ این انسا‌ن‌ها در خیابان‌های تهران جانشان را به‌خطر می‌اندازند، و آن‌وقت من این‌جا به فکر نامم باشم؟ به این فکر باشم که به عنوان هنرمند نباید تابوشکنی کنم و خودم را در صف فعالان سیاسی قرار دهم؟ (…) آیا این برای مردم دلسردکننده نیست که من در آپارتمان‌ام در نیویورک بنشینم و سکوت کنم، در حالی که آن‌ها در برابر اسلحه می‌ایستند؟»

آینده‌ی «جنبش سبز»

شیرین نشاط در پاسخ به این پرسش که آینده‌ی «جنبش سبز» را چگونه می‌بیند، می‌گوید که باید منتظر هفته‌های آینده بود، زیرا نخستین سال‌گرد جنبش اعتراضی مردم، آن‌ها را به آن حال و هوای یک سال پیش برمی‌گرداند.

او معتقد است که دستگیری جعفر پناهی و اعدام پنج زندانی سیاسی در ماه مه، انگیزه‌ای شد برای اعتراضات بیشتر. نشاط از برنامه‌ریزی اعتراضات در شهرهای گوناگون ایران خبر می‌دهد و این‌که در خارج شمار زیادی از ایرانیان در پی تدارک حرکت‌های اعتراضی هستند. او از «شجاع آذری» نام می‌برد که در حال تهیه‌ی فیلمی به همین مناسبت است.

«زنان بدون مردان» و تکرار تاریخ

شیرین نشاط در شصت‌وششمین دور جشنواره فیلم ونیز یک شیر نقره‌ای دریافت کرد. فیلم «زنان بدون مردان» شیرین نشاط که بر اساس رمان شهرنوش پارسی‌پور ساخته شده، گوشه‌ای از تلاش بی‌فرجام ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی را نشان می‌دهد. نشاط در این فیلم که در بسیاری از کشورهای جهان به پرده رفته − یا در آینده‌ی نزدیک می‌رود − زنان و مردانی را به‌تصویر می‌کشد که علیه شاه و برای پشتیبانی از دولت ملی مصدق به خیابان‌ها می‌ریزند.

ناتاشا راییس ضمن اشاره به این‌که تهیه‌ی فیلم ۶ سال طول کشیده، می‌پرسد: «آیا داستان فیلم با اتفاقاتی که در تابستان گذشته در ایران افتاد، تازگی پیدا کرده؟» شیرین نشاط می‌گوید: «ما در تابستان گذشته در فاز پایانی فیلم بودیم. (…) اصلن باورم نمی‌شد. تشابهی که میان ۱۳۳۲ و ۱۳۵۸ می‌دیدم، برایم تکان‌دهنده بود (…) شاید این جریان اتفاقی نیست، بلکه گواهی است بر این فرضیه که تاریخ تکرار می‌شود.»


 


مهدی عبداله زاده

غبار زمان دیر یا زود بر هر آن‌چه که مکتوب نشود خواهد نشست. بیست سال پیش بانوی آواز ایران- هایده- چشم از جهان فرو بست و ویدئوی تشییع جنازه‌اش تا ماه‌ها دست به دست می‌گشت و بغض و بهت و تاسف در فضای غم‌بار اواخر دهه شوم شصت پراکنده می‌شد.

آن روز‌های تلخ و روز‌های پیش‌تر از آن، که با صدای جادویی هایده در هم تنیده بود، دیگر در هیاهوی  جامعه سیاست‌زده و مصیبت‌زده ایران  کم‌تر به یاد مان می‌آید. اگر امروز به ترانه‌های او نیز گاهی گوش می‌دهیم، کم‌تر فرصت می‌کنیم تا او را آن‌چنان که بود و آن‌چنان که در زندگی‌مان جای داشت به یاد آوریم.

مستند «سخن از هایده» اما، تلنگری است بر ذهن فراموش‌کار ما تا به همراهی‌اش، هم کارنامه و زندگی یک هنرمند را دوره کنیم و هم به تبع این مرور، بر آن‌چه در دهه پنجاه و شصت بر ما گذشت از منظری متفاوت نگاه بیاندازیم.

در دورانی که روند مستند سازی عمدتن با هدف حضور در جشنواره‌های سینمایی و با روی‌کرد به مسایل سیاسی و اجتماعی روز پی گرفته می‌شود، رفتن به سراغ سوژه‌ای چون «سخن از هایده» تنها با انگیزه‌ای شخصی و علاقه‌ای عمیق نسبت به موضوع میسر است. «پژمان اکبر‌زاده»، پیانیست، پژوهش‌گر موسیقی و روزنامه‌نگار در اولین تجربه سینمایی‌اش  روی‌کردی ژورنالیستی را در پیش گرفته است. او که فیلم خود را با بررسی نخستین روز‌های ورود هایده به عرصه خوانندگی شروع می‌کند و با تشییع جنازه او  به پایان می‌برد، بیش از آن که در پی آفرینش یک مستند سینمایی باشد سعی در ارایه یک مقاله تصویری جامع و مانع دارد: مقاله‌ای مفصل درباره «همه آن‌چه می‌خواهیم در‌باره هایده بدانیم.» به همین دلیل است که کار او را نمی‌توان در چارچوب معیارهای  معمول مستند سینمایی به نقد کشید.

شیوه روایت مستند در این فیلم چند گانه است. مستند‌ساز هم جلوی دوربین صحبت می‌کند و هم روی تصاویر نریشن می‌خواند. به جز این، تصاویر آرشیوی به هم‌راه گفت‌وگو‌های انجام شده توسط اکبر‌زاده در آمریکا، فرانسه، هلند، بریتانیا و آلمان مجموعه‌ای «دیدنی» از اطلاعات دست‌چین شده و نظم یافته را به دست می‌دهد که حاصل تحقیقات دامنه‌دار و عمیق کارگردان در این زمینه است.

اما آن‌چه به فیلم وسعت و غنایی خاص بخشیده، نوع نگاه جاری در آن است که صرفن به زندگی و کارنامه هایده به عنوان یک هنرمند محدود نمی‌شود. بلکه پس زمینه‌های اجتماعی، سیاسی تاثیر‌گذار بر روی‌کرد آثار متاخر هایده نیز در پیوند با رویداد‌های مهمی چون انقلاب، جنگ هشت ساله و غربت و دل‌تنگی حاکم بر مهاجران ایرانی ساکن اروپا و آمریکا بررسی می‌شوند. فیلم در این رهگذر تا آن‌جا پیش می‌رود که برای نمونه، لحظاتی از فضای غم‌بار توام با امید به بازگشت زود هنگام به ایران – که در اغلب کنسرت‌های دهه شصت هایده وجود دارد- را نیز به نمایش می‌گذارد.

چهره‌های شاخصی چون «محمد حیدری»، «فرید زلاند» و «انوشیروان روحانی»، به عنوان هم‌کاران هایده و شاهدان زنده تاریخ زندگی و هنر وی، انتخاب‌های مناسبی برای مصاحبه‌ها بوده‌اند. اما پرسش‌های دقیق و توام با تسلط و بینش کارگردان باعث شده تا شنیدنی‌ترین حرف‌ها از زبان آن‌ها شنیده شود. در این میان بیش از همه، نوع حضور حیدری و حرف‌های اوست که به جذابیت مصاحبه‌ها می‌افزاید.

با آن‌که تدوین فیلم روان و متناسب با روایت است، اما برخی از تصاویر یا نماها کم‌ترین ارتباط منطقی را با بقیه فیلم دارند. به گونه‌ای که موجب اطناب و زیاده‌گویی و یا گاه اضافه‌گویی شده‌اند. مثلن صحنه‌ای آرشیوی که در آن گوگوش قرار است  حضور هایده را در برنامه نوروزی تلویزیون اعلام کند، با مقدمه‌ای بسیار طولانی همراه است که نه به موضوع ربط دارد و نه حتا شنیدنش از زبان خواننده جذابی چون گوگوش می‌تواند در آن مقال پذیرفتنی باشد.

مستند«سخن از هایده» پس از بار‌ها نمایش در جشنواره‌های مختلف، اکنون رهسپار فستیوالی در سیاتل است تا در روز ۱۹ ژوئن به تماشاگران عرضه شود. این فیلم هرچند با زیر نویس انگلیسی به نمایش در می‌آید، اما بی‌چون و چرا مختص به مخاطب فارسی زبان است و اساسن برای این گروه مخاطب ساخته شده است. چرا که وسعت اطلاعات پس زمینه‌ای و دانش فرهنگ عمومی مخاطب برای فهم فیلم در سطحی چنان وسیع مورد نیاز است که تقریبن هیچ تماشاگر غیر‌ایرانی نمی‌تواند بدون آن اطلاعات از عهده درک فضا و اهمیت موضوع  برآید.

تلاش فیلم‌ساز در ثبت و ضبط بخشی از تاریخ شفاهی و خاطرات پر اهمیت اهالی موسیقی حول یک محور مشخص، بیش از آن‌که به بازشناخت یک چهره آواز خوان بیانجامد، باعث شرح و بسط وضعیت موسیقی در دهه چهل تا شصت است. به گونه‌ای که در پی تحلیل‌هایی که –به ویژه توسط «محمود خوشنام» منتقد و کارشناس موسیقی- صورت می‌گیرد تاثیر متقابل موسیقی‌دانان، آواز‌خوانان و سبک‌های موسیقایی بازخوانی می‌شوند و به این طریق برخی گوشه‌های تاریک و ناگفته از تاریخ موسیقی آن دوره آشکار می‌شود.

«سخن از هایده» به خاطر کوشش بی‌چشم‌داشتی که صرفش شده شایسته تقدیر است. ساختن این‌گونه مستند‌های بی‌ادعا و فرهنگ‌ساز، کار دل است و غنیمت به شمار می‌آید. هنوز ده‌ها سوژه دیگر از این دست روی زمین مانده است که باید به سراغشان رفت. پیش از آن که دیر شود. سخن از دیگر آواز خوانان را می‌شود پیش از آن که رخ در نقاب خاک در کشند آغاز کرد.


 


این مطلب از تارنمای روزآنلاین برداشت شده است.

نیما رسایی

دلار که روزی از سوی آقای احمدی‌نژاد «کاغذ پاره» خواند شده بود، دوباره واحد تبدیل ذخائر ارزی ایران شده است.

حذف دلار بیش از دو سال طول نکشید، با این تفاوت که در آن دوره، دولت مستقر  و حامیانش، سر و صدای بسیار کردند ولی این‌بار، دولت بی‌سر و صدا فقط با اعلام بانک مرکزی به سوی دلار چرخید.

هنگام تغییر ذخائر ارزی ایران از دلار به یورو در سال ۸۶ بسیاری از کشورهای نفتی و همانند ایران از این چرخش اجتناب کردند ولی آقای احمدی‌نژاد با تبلیغات بسیار مبادرت به این کار کرد. در آن دوره هم ایران از این چرخش ضرر هنگفتی دید، همان‌طور که این روزها چرخش دوباره به سمت دلار، باعث کاهش ۲۲درصدی ذخائر ارزی ایران شده است.


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

گروهی از دانشجویان دانشگاه‌های مختلف شهر مشهد با صدور بیانیه‌ای محل‌های مورد نظر خود برای تجمع روز ۲۲ خرداد در دانشگاه‌های این شهر را اعلام کردند.

به گزارش تحول سبز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است‌:

به نام خدا

دانشجوی عزیز سلام

سال پیش در همین روزها حال و هوای تازه‌ای بین ما بود‌، سرشار از شور برای تعالی بخشیدن ایرانمان

با تمام عقیده‌های گوناگون بسیاری از ما بر این عقیده شدیم که برای حداقل بهتر شدن اوضاعمان‌، برای کمی آزادی بیشتر همه با هم پای صندوق رای برویم و این‌طور شد که تمامی اعضای یک خانواده که تاکنون هیچ دوره‌ای رای نداده بودند پای صندوق رفتند‌، اما آه از بعد آن روز ، آه از ظلم در حق‌مان‌، ظلم بدین آشکاری بر انتخابمان.

امروز می‌خواهم این سخن با تو بگویم‌: هم کلاسی‌، هم دانشگاهی‌، هم‌شهری‌، ای هموطن اگر در این یک‌سالی که گذشت آن‌چه من دیدم تو ندیدی‌، آن‌چه من شنیدم تو نشنیدی‌، آن غمی که از پرپر شدن ندای عزیزم‌، سهراب‌، ترانه و بقیه هم‌وطنان شهیدمان بر من رفت بر تو نرفت‌، مرا با تو کاری نیست جز آن‌که به وجدانت بسپارمت‌.

اما اگر ذره‌ای برای خون‌هایی که ریخته شد تا من و تو و فرداها فرزندانمان از میراث آزادی بهره‌مند شوند‌، ارزش قائلی‌؛ اگر بغض گرفته در گلو داری‌؛ اگر اندکی به جای خالی دوستانت که از تحصیل محروم شدند فقط به خاطر طلب کردن حق‌شان‌، می‌اندیشی،  وقت آن فرارسیده تا ۲۲ خرداد در کنار هم باشیم.

ترس به خود راه نده‌، مگر ندیدی و نشنیدی که ما بیشماریم

ترس به خود راه نده که این روز، روز ریزش پایه‌های دیکتاتوری و استبداد است و پنجره‌ای باز به سوی فردایی آزاد.

دوست عزیز منتظرت هستم. مرا تنها مگزار

وعده ما ۲۲ خرداد دانشگاههای مشهد

دانشگاه آزاد مشهد‌: بین دانشکده فنی و انسانی ساعت ۱۱:۳۰

دانشگاه فردوسی‌: روبه‌روی دانشکده مهندسی ساعت ۱۱:۳۰

دانشگاه خیام : روبه‌روی سلف ساعت ۱۱:۳۰

دانشگاه سجاد : صحن حیاط دانشگاه ساعت ۱۱:۳۰

زنده باد ایرانی غیور و آزاده

زنده باد جنبش سبز

آزاد باد ایران پاک و عزیزمان

با هم‌کاری مشترک :

نهضت سبز دانشجویان مشهد

جنبش سبز دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

و دانشجویان سبز دانشگاه‌های خیام و سجاد


 


مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

مدرسه فمینیستی

نزدیک به یک سال از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ می‌گذرد، روزی که با ظهور جنبش سبز، حق‌خواهی کنش‌گران آن قربانی‌های بسیاری گرفت: زنانی در این میان کشته شدند و خیل عظیمی از زنان به زندان‌ها افکنده شدند. با وجود آن‌که به دلیل عدم اطلاع‌رسانی از سوی زنانی که در خیابان‌ها بازداشت شده‌اند، تعدادی دقیق از زنان بازداشتی در یک ساله اخیر وجود ندارد اما همین تعداد زنانی که اخبارشان در رسانه‌ها آمده است نشان دهنده آن است که طیف و تعداد زنانی که در یک ساله اخیر به دلیل حق‌خواهی و فعالیت‌های کنش‌گرانه خود بازداشت شده‌اند، بسیار گسترده است‌.

زنان بسیاری در طول یک ساله اخیر با احکام سنگین مواجه شدند حتا برای برخی از زنان زندانی احکام اعدام صادر شد و یا حتا پای چوبه‌های دار رفتند. (مانند شیرین علم هولی)

سایه سنگین احکام سنگین برای زنانی که پس از بازداشت، امروز دیگر در زندان نیستند اما هر لحظه به دلیل آن که در ایران به سر می‌برند ممکن است با اجرای حکم‌شان زندانی شوند نیز بسیار است. از جمله حکم سنگین شش سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق برای «سارا توسلی» و یا حکم ۳ سال حبس تعزیری برای «آذر منصوری»، تایید حکم ۲ سال حبس و پرداخت مبلغ سیصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم برای «هاله سحابی».

برگزاری جلسات دادگاه زنانی که با صدور وثیقه آزاد شده‌اند (مانند ژیلا بنی‌یعقوب، زهره تنکابنی و بسیاری دیگر)، نگرانی از صدور احکامی سنگین و سایه سنگین زندان برای آنان را افزایش می‌دهد.

محرومیت از تحصیل مانند ستاره‌دار شدن «هاجر کبیری» و «لیلا صحت» و اخراج از دانشگاه (از جمله محرومیت از تحصیل عاطفه رنگریز و نگین سیاح، طه ولی‌زاده و…) یکی دیگر از تبعیض‌هایی است که زنان فعال این روزها با آن مواجه هستند.

محرومیت از شغل نیز از جمله مشکلاتی که زنان فعال در داخل کشور با آن روبه رو هستند، از جمله محرومیت از شغل «نرگس محمدی»، «صبا واصفی» و «سمیرا صدری»

احضارها و تماس‌های تهدیدآمیز گاه و بی‌گاه زنان فعال (از جمله فشار به صبا واصفی و یا احضار زهرا مجردی‌) برای محدود کردن فعالیت‌هایشان که تنها معدودی از آن‌ها در اخبار منعکس می‌شود نیز از جمله این فشارها در یک ساله اخیر بر زنان است.

بازداشتی‌های سال ۱۳۸۹

«اعظم ویسمه» بازداشت. شدنیمه شب ۱۰ خردادماه ۱۳۸۹، اعظم ویسمه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

اعظم ویسمه نیمه شب گذشته با حکم دادستانی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. تا این لحظه دلیل بازداشت او مشخص نیست.

پیش از این نیز ورود ویسمه که از خبرنگاران پارلمانی باسابقه است و در یک سال و نیم اخیر، خبرنگار پارلمان‌نیوز بوده است به مجلس ممنوع شده بود.

گفتنی است، پارلمان‌نیوز که ارگان رسمی فراکسیون خط امام مجلس متشکل از ۷۰ نماینده اصلاح‌طلب مجلس است در طول ماه‌های اخیر به دلیل اطلاع‌رسانی شفاف و علی‌رغم رعایت چارچوب‌ها و خط قرمز‌ها فیلتر شده است و بازداشت ویسمه در آستانه سال‌گرد انتخابات در راستای اعمال فشار بیشتر به این رسانه اصلاح‌طلبان ارزیابی می‌شود. پیگیری‌ها و تلاش‌ها برای بررسی علت این بازداشت از صبح امروز آغاز شده است.

«محبوبه خوانساری»، بازداشت شد. نیمه شب ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ محبوبه خوانساری که هم‌کاری با روزنامه‌های «کلمه سبز»، «هم میهن» و «شرق» و نیز خبرگزاری میراث را در کارنامه خود دارد بازداشت شد. از علت بازداشت این خبرنگار خبری در دست نیست.

محبوبه خوانساری‌، روزنامه‌نگار و وب‌لاگ نویس است که ماموران نیمه شب دهم خرداد، ساعت ۱۱ پس از مراجعه به خانه محبوبه خوانساری‌، اتاق کار او را تفتیش کرده و پس از ضبط موبایل‌، کامپیوتر و برخی اموال شخصی‌، او را با خود برده‌اند.

ماموران هنگام مراجعه به خانه این روزنامه نگار درباره دلیل دستگیری و این‌که او به کجا منتقل می‌شود، توضیحی نداده و تنها به خانواده او گفته‌اند ۴۸ ساعت بعد با آن‌ها تماس می‌گیرند و برای پیگری می‌توانند به دادسرای انقلاب در خیابان معلم مراجعه کنند.

خوانساری از خبرنگاران فعال در حوزه شهری است که بیش از ۱۰ سال در این حوزه و در ارتباط با رسانه‌های مختلف از جمله خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان و نیز گزارش‌گر روزنامه‌های سرمایه‌، کارگزاران‌، ‌خبرگزاری میراث فرهنگی و هفته نامه‌ها و ماهنامه‌های تخصصی در حوزه شهری فعالیت داشته است.

«حمیده فرج‌زاده»(پینار) در ۴ خرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد. حمیده فرج زاده (پینار) فعال شناخته شده زن آذربایجانی چهارم خرداد ۱۳۸۹ در ارومیه بازداشت شد.

به گزارش سانا از ارومیه ماموران ادره اطلاعات این شهر این مدافع حقوق زنان آذربایجان را هنگام خروج از خانه بازداشت و منزل پدری او مورد تفتیش قرار گرفت و تمام کتاب‌ها، سی دی‌ها و هر کاغذی که روی آن چیزی به زبان ترکی نوشته شده بود را با خود بردند.

ماموران اطلاعاتی گفته‌اند که خانم فرج‌زاده به تبریز منتقل خواهد شد و زودتر از یک هفته آزاد نخواهد شد.

حمیده فرج‌زاده فارغ‌التحصیل از دانشگاه علوم پزشکی ایران، فعال سابق دانشجویی و از فعالان شناخته شده زن هم در عرصه حقوق ملی و هم در عرصه حقوق زنان است.

«مهناز کریمی» بازداشت شد. روز سه‌شنبه ۲۸ اردی بهشت ۸۹ مهناز کریمی شاعر آذربایجانی بازداشت شد.

نزدیکان خانواده‌های جباری، عزیزی و سردارپور می‌گویند ماموران امنیتی روز دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۸۹ این فعالین را در یکی از خیابان‌های اصلی این شهر بازداشت کرده‌اند.

به گزارش ساوالان سسی، ماموران امنیتی ساعتی پیش از بازداشت او و تعدادی دیگر از فعالان آذربایجانی ضمن تماس تلفنی با آن‌ها و معرفی خود به عنوان کارمند فرمان‌داری، آن‌ها را برای جلسه‌ای با فرماندار پارس آباد(مغان) به محل فرمانداری این شهر دعوت کرده بودند.

ماموران پس از بازداشت این افراد به منازل آن‌ها رفته و بدون در دست داشتن حکم قاضی اقدام به تفتیش منزل و تهدید خانواده بازداشت شدگان کرده‌اند و کیس‌های کامپیوتر، کتاب‌ها و سایر وسایل شخصی آن‌ها را با خود برده‌اند.

بازداشتی‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸

«بدرالسادات مفیدی» از ۸ دی ماه در زندان به سر می‌برد. بدرالسادت مفیدی در روز ۸ دی ماه ۱۳۸۸ در منزل خود به همراه همسرش، «مسعود آقایی» بازداشت شد. پس از مدتی همسر وی آزاد شد و وی هنوز به دلیل عدم اتمام تحقیقات مقدماتی هنوز در بلاتکلیفی به سر می‌برد. چندی پیش خانواده این روزنامه نگار زندانی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی مفیدی گفته بودند که او علاوه بر ناراحتی قلبی دچار شکستگی دندان و عفونت لثه نیز شده که توجهی به آن نمی‌شود.

«شیوا نظرآهاری» هم‌چنان در انتظار حکم دادگاه. شیوا نظرآهاری در اولین موج بازداشت فله‌ای فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی ایران، دو روز پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد بازداشت و اول مهرماه با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. او که عضو موسس و سخن‌گوی کمیته گزارش‌گران حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل است، روز ۲۹ آذر ماه سال گذشته بار دیگر هنگامی که برای شرکت در مراسم ختم آیت‌اله منتظری راهی شهر قم بود، بازداشت شد. دورانی که با افت و خیزهای فراوان همراه بوده و نگرانی‌های فراوانی را در مورد وی موجب شده است.

خانم کریمان در مورد وضعیت دخترش گفته است: «گفته‌اند که به پرونده بازداشت اول شیوا یعنی ۲۴ خرداد سال گذشته در این جلسه رسیدگی خواهد شد اما در دو ملاقاتی که با دادستان تهران داشتم و هم‌چنین دوباری که دادستان در بند ۲۰۹ با شیوا دیدار کرده، گفته است که هر دو پرونده یعنی پرونده بازداشت اول و بازداشت دوم شیوا را تجمیع خواهند کرد تا شیوا فقط یک‌بار به دادگاه برود اما هنوز خبری از این ادغام پرونده نیست.»

بهاره هدایت که از ۹ دی ماه در زندان به سر می‌برد به نه سال و نیم حبس محکوم شد. به گزارش ادوار نیوز بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، به نه سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

«بهاره هدایت» از جمله دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات است که از ۹ دی‌ماه ۸۸ تاکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد.

وی پس از اعلام حکم‌اش بار دیگر از سوی شعبه ۴ بازپرسی امنیت به دادگاه انقلاب احضار شد. بنا به گفته خانواده این فعال دانشجویی دلیل این احضار در رابطه با پرونده بازداشت وی در ۱۸ تیرماه ۱۳۸۶ عنوان شده است.

«محبوبه کرمی» از ۱۱ اسفند بازداشت شد. روز ۱۱ اسفند ۱۳۸۸، ماموران امنیتی با داشتن حکم تفتیش و بازداشت محبوبه کرمی، از اعضای کمپین یک میلیون امضا، به منزل او آمده و پس از بازرسی و جلب وسایل شخصی او و برادرش، وی را بازداشت کردند.

محبوبه کرمی مدت‌ها تحت فشار برای انجام مصاحبه تلویزیونی بود و خوشبختانه پس از ماه‌ها بالاخره به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. هرچند شرایط روحی او بر اثر فشار و وجود پدر بیمارش، نگران کننده است.

«مهدیه گلرو» از ۱۲ آبان سال گذشته تاکنون در زندان به سر می‌برد. مهدیه گلرو و همسرش وحید لعلی‌پور، در تاریخ ۱۲ آبان ماه در منزل بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. همسرش که بدون هیچ‌گونه فعالیت سیاسی بازداشت شده بود، اسفند ماه سال گذشته از زندان آزاد شد. مهدیه گلرو عضو شورای حق تحصیل و فعال دانشجویی در ۱۵ فروردین به تحمل دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد.

قاضی پرونده وی با تبدیل قرار بازداشت گلرو که از تاریخ ۱۲ آذر سال سال گذشته در بازداشت موقت به سر می‌برد با وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی موافقت کرد. این در حالی است که پرداخت این مبلغ وثیقه از توان خانواده او خارج است.

وی پیش از این نیز در تاریخ ۱۲ آذرماه سال گذشته بازداشت و به اتهامات واهی که «تبلیغ علیه نظام از طریق مقالاتی که باعث سیاه‌نمایی می‌شود» و «مصاحبه با رسانه‌های بیگانه» و «نشر اکاذیب» عنوان شده بود، به به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است. و با احتساب حکم ۲ سال و چهار ماه حبس تعزیری دادگاه ۱۵ فروردین، این فعال دانشجویی جمعا به ۳ سال و چهار ماه زندان محکوم شد.

بازداشت «هنگامه شهیدی» از ۶ اسفند۱۳۸۸٫ هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی بار دیگر در روز ۶ اسفندماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. هرچند او پیش از آن در ۹ تیر ماه به دنبال اعتراضات مردمی به انتخابات ریاست جمهوری دستگیر و روانه اوین شد. وی دهم آبان ماه با وثیقه ۹۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. اما پس از آن حکم ۶ سال حبس تعزیری وی از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد و دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. روز ۸ خرداد هنگامه شهیدی توسط یکی از زندانیان معتاد بند نسوان مورد حمله قرار گرفت.

از ۲۹ اردیبهشت برای «لاله حسن‌پور» وثیقه‌ ۱۰۰ میلیون تومانی گذاشته شده، اما هنوز آزاد نشده است.

لاله حسن‌پور، فعال زنان و فعال حقوق بشر از تاریخ ۲۵ اسفندماه سال گذشته در زندان به سر می‌برد و وضعیت جسمی وی نیز در زندان خوب عنوان نشده است.

بر اساس اخبار رسیده از ۲۹ اردیبهشت از طرف دادگاه به خانواده‌ی وی اعلام شده که در ازای تودیع وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی می‌توانند شاهد آزادی فرزندشان باشند و خانواده‌ی وی نیز در تلاش برای تودیع این میزان وثیقه به دادگاه هستند.

«کبرا زاغه‌دوست» از مراسم چهلم شهدای انتخابات تاکنون در زندان است. کبرا زاغه دوست، که در مراسم چهلم شهدای انتخابات دستگیر شده بود، هنوز در زندان بسر می برد. وکیل وی گفته است که: «اتهاماتی که به موکلم تفیهم شده، مربوط به شوهرشان است که به ایشان ارتباط ندارد و در محدوده صلاحیت دادسرا نیز قرار ندارد.»

وکیل این زندانی سیاسی در ادامه گفت: «موکلم هیچ‌گونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و مشخص نیست چرا قرار بازداشت او به قرار سبک‌تری تبدیل نمی‌شود.»

«سمیه اجاقلو» در ۱۳ اسفندماه بازداشت شد. سمیه اجاقلو، فعال حقوق بشر در تاریخ ۱٣ اسفند ماه از سوی نیروهای امنیتی در اصفهان بازداشت شده است. وی طبق آخرین خبر که در فروردین ماه از وی منتشر شده است تنها یک‌بار به صورت تلفنی از محل نامعلومی در شهر تهران با خانواده خود تماس گرفته است.

بازداشت «نیلوفر هاشمی آذر»، دانشجوی معماری دانشگاه تهران در روز عاشورا. نیلوفر هاشمی آذر، دانشجوی معماری دانشگاه تهران به هم‌راه مادرش شهرزاد نصیری در روز عاشورا (یکشنبه ۶ دی‌ماه) در خیابان جمال‌زاده دستگیر شدند. بنابر گزارش‌های دریافتی شهرزاد نصیری مادر این دانشجوی زندانی با تعهد آزاد شده است اما نیلوفر هاشمی را به زندان اوین منتقل کرده‌اند.

«راضیه عالمی»، از ۱۳ اسفند در بازداشت به‌سر می‌برد. راضیه عالمی از هم‌کاران سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که از تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ در بازداشت به سر می‌برد. راضیه عالمی به اتهام تبلیغ علیه نظام و جرایم رایانه‌ای در ۱۳ اسفند ماه بازداشت شده است.

«سما بهمنی» در ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در بازداشت به‌سر می‌برد. سما بهمنی، فعال حقوق بشر در پی عزیمت به شهر مهاباد برای پیگیری امور شخصی خود در مسیر برگشت در تاریخ ۱۳ بهمن ماه سال گذشته در تاکسی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و ۹ فروردین ماه سال جاری به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به شش ماه حبس تعزیری و همین‌طور فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز به شش ماه حبس تعزیری، جمعن یک سال زندان محکوم شده است.

سما بهمنی اهل بندرعباس، پیش‌تر در مرداد ماه سال ۸۷ به علت تلاش برای تهیه گزارشاتی از نقض حقوق بشر در منطقه کردستان و هم‌چنین حمایت از «فرزاد کمان‌گر» به هم‌راه همسر خود بازداشت و توسط دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

«نفیسه مجتهدی» از اواسط اسفندماه در بازداشت به‌سر می‌برد. نفیسه مجتهدی و همسرش که در زمینه حقوق بشر فعالت می‌کردند در اواسط اسفندماه سال ۱۳۸۸ در جریان موج گسترده بازداشت فعالان و کنش‌گران حقوق بشر بازداشت و تا کنون در وضعیت بللاتکلیف به‌سر می‌برند. آن‌ها هم‌چنین دارای یک فرزند خردسال نیز است که از زمان بازداشت تا کنون تنها یک‌بار و به‌طور کوتاه اجازه تماس با خانواده خود را یافته است.

«عاطفه نبوی» از ۲۵ خرداد در بازداشت به‌سر می‌برد. عاطفه نبوی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ همراه پسر عمویش ضیاالدین نبوی بازداشت شد. عاطفه نبوی پس از بازداشت به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و به مدت ۹۵ روز در این بند به سر برد، وی سپس به قرنطینه متادون و بند عمومی انتقال یافت. وی در آذر ماه به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.

«سما نورانی» از ۱۲ اسفند در بازداشت است. سما نورانی در تاریخ ۱۲ اسفند ماه بازداشت شد. در تاریخ ۱۹ فروردین ماه ۱۳۸۹ گزارش شد نورانی تحت فشار شدید جهت پذیرش اتهامات در مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفته است.

«زینب جلالیان» محکوم به اعدام. زینب جلالیان، از فعالین زن کرد محکوم به اعدام و محبوس در زندان اوین، بر اساس گزارش‌ها در اواسط اردیبهشت ماه سال جاری از طرف بازجوهای وزارت اطلاعات جهت اخذ اعترافات تلویزیونی تحت فشار قرار گرفته است.

درملاقات سه ساعته یاد شده زینب جلالیان با اصرار بر این‌که هیچ جرمی مرتکب نشده که بخواهد جلوی تلویزیون قرار بگیرد از انجام درخواست ماموران اطلاعاتی سرباز زده است.

«رزیتا واثقی» از ۲۴ اسفند در بازداشت.  رزیتا واثقی در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. در تاریخ ۱۶ فروردین ماه گزارش شد، وی برای اخذ تعهد کتبی در زندان تحت فشار است. در تاریخ ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ رزیتا واثقی به زندان مرکزی مشهد منتقل شد.

«زهرا جباری» که در زندان به‌سر می‌برد به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. زهرا جباری ۳۶ ساله و متاهل و دارای یک فرزند است که در جریان اعتراضات ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ روز قدس دستگیر شد و هنوز در زندان به‌سر می‌برد. وی در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ دادگاهی شد و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد.

«معصومه یاوری» که در زندان به‌سر می‌بردبه ۷ سال حبس محکوم شد. معصومه یاوری به ۷ سال حبس تعزیری در زندان «رجایی‌شهر» محکوم شد. معصومه یاوری، زن خانه داری است که به محاربه متهم شده بود و نماینده دادستان تهران تقاضای حکم اعدام برای او کرده بود. خانم یاوری دو کودک ۴ و یازده ساله دارد و شوهر او سابقه محکومیت سیاسی در دهه ۶۰ را دارد.

«مریم اکبری منفرد» از ۱۰ دی ماه در زندان به‌سر می‌برد. مریم اکبری منفرد یکی از این زندانیان است که ۱۰ دی ماه ۱۳۸۸ در جریان حوادث عاشورا‌ی حسینی بازداشت و راهی زندان اوین شد. وی سپس به اتهام «محاربه» به پانزده سال حبس تعزیری محکوم شد. وی سه فرزند دارد که کوچک‌ترین آن‌ها پنج ساله است.

«پروین جوادزاده» از روز عاشورا تاکنون در زندان به سر می‌برد. پروین جوادزاده یکی دیگر از زنان زندانی بند نسوان اوین است‌. که در شرایط بسیار دشواری به‌سر می‌برد‌.

جواد زاده ۲۲ ساله نیز عصر عاشورا توسط نیروهای سپاه هنگام تردد در خیابان بازداشت و اکنون در بلاتکلیفی کامل در زندان اوین به‌سر می‌برد . وی اکنون جوان‌ترین زندانی سیاسی زن بند نسوان اوین است‌. سه ماه اول بازداشت خود را به صورت کامل در یکی از سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه محبوس بوده است که این موضوع موجب لطمه‌های شدید روحی و جسمی به او شده است‌. طبق اخباری که از بند نسوان زندان اوین می‌رسد اتهام این دختر جوان نیز محاربه است و پرونده وی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال شده است‌.

«سحر قاسمی‌نژاد» از ۱۴ بهمن ماه در زندان. چهارشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۸‌، سحر قاسمی‌نژاد بازداشت شد. ماموران با حضور در خانه وی او را بازداشت و وسایل شخصی آن‌ها از جمله کیس کامپیوتر، کتاب و دیگر لوازم شخصی‌شان را ضبط و آن‌ها را با خود بردند. سحر قاسمی نژاد متولد سال ۶۲ است. پدرش از جمله افرادی است که در دهه ۶۰ اعدام شده است، اما وی هیچ گروه و جریان سیاسی نبوده است.

«فاطمه خرم جو» از ۱۷ دی ۸۸ در زندان. فاطمه خرم جو در تاریخ ۱۷ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. وی به اتهام ارتباط با بیگانگان هم اکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد. در تاریخ ۲ خرداد ماه ۱۳۸۹ خرم‌جو به درخواست دادستان با وی ملاقات داشته است.

بازداشت «ماه‌فرید منصوریان معمار»، فعال محیط زیست. نیمه شب ۱۹ بهمن‌ماه ۱۳۸۸، هم‌زمان با موج جدید بازداشت‌ها، خانم ماه‌فرید منصوریان معمار، از فعالان محیط زیست، در منزل مسکونی خود بازداشت شد. به گفته‌ی همسر وی، ماموران یک حکم کلی برای بازداشت فله‌ای به وی نشان داده و پس از تفتیش خانه و برداشتن مقداری از لوازم شخصی‌اش، او را به نقطه‌ی نامعلومی بردند. ماه‌فرید منصوریان معمار، ۵۵ سال دارد و پیش از این نیز در دهه‌ی ۶۰ به مدت شش سال در زندان بوده‌است.

«زهرا بهرامی»، یکی از زنان دستگیر شده روز عاشورا. زهرا بهرامی ۴۵ ساله از دستگیر شدگان روز عاشورا از زمان دستگیری تا به حال در بند ۲۰۹ زندان اوین به‌سر می‌برد. خانواده بهرامی در چند ماه اول بازداشت از وضعیت و شرایط عزیزشان بی‌خبر بودند و تاکنون از داشتن ملاقات حضوری محروم هستند. آن‌ها در طی این مدت تحت فشارهای روحی و تهدیدات بازجویان قرار دارند که از انتشار وضعیت وشرایط خانم بهرامی خوداری کنند و گرنه آن‌ها هم دچار مشکل خواهند شد.

زهرا بهرامی مقیم کشور هلند است و دارای ملیت ایرانی- هلندی است. او برای دیدن فرزندش به ایران سفر کرده بود.

«عذرا قاضی میرسعید» از ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در زندان به‌سر می‌برد. عذرا قاضی میرسعید در حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ بازداشت شد. وی به اتهام محاربه و به ۳ سال حبس قطعی محکوم شد. وی هم‌اکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد.

بازداشت «نیلوفر لاری‌پور» شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ. نیلوفر لاری‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ روز ۱۳ بهمن ماه بازداشت شد. لاری مسوول صفحه ترانه‌های مجله است که بیشتر در مورد ترانه‌های مذهبی و ریشه آن در ایران باستان مطلب می‌نوشته است و بنا به گفته دوستانش هیچ گونه فعالیت سیاسی و حزبی نداشته و حتا مطالب وب‌لاگی او نیز در خصوص مسایل مذهبی و دین بوده است و تنها فعالیت سیاسی لاری‌پور مربوط به دوران انتخابات و تبلیغات بوده که برای آقای موسوی تبلیغ می‌کرد.

تبدیل حکم اعدام «مطهره بهرامی» به حبس. مطهره بهرامی یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا است که ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس حکم وی به حبس تغییر یافت. مطهره بهرامی که روز عاشورا به اتفاق همسر ، پسر، دوست پسرش و هم‌چنین دوست همسرش بازداشت شده بود، با اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده بود. پرونده او در مرحله تجدید نظر از اعدام به حبس تغییر یافت اما «محسن دانشور» و «مهدی دانشور»‌، همسر و پسر مطهره بهرامی هستند که به همراه او بازداشت شده و به اعدام محکوم شده‌اند.

تبدیل حکم اعدام «ریحانه حاج ابراهیم» به حبس. ریحانه حاج ابراهیم، به اتفاق مطهره بهرامی در روز عاشورا بازداشت شد. او نیز در حکم اولیه به اعدام محکوم شد اما پس از آن حکم وی در دادگاه تجدید نظر به حبس تغییر یافت.

دربندیان پیش از انتخابات سال ۱۳۸۸

«عالیه اقدام دوست» از دی ماه ۱۳۸۷ در زندان به‌سر می برد. عالیه اقدام دوست به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی علیه قوانین تبعیض‌آمیز در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران، به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد و از دی ۱۳۸۷ برای اجرای حکم در زندان به سر می‌برد. عالیه اقدام دوست در اسفند ۱۳۸۸ به اتهام خواندن تاریخچه هشتم مارس در بند نسوان اوین، یک هفته در سلول انفرادی بازداشت شد و پرونده داخل زندان برای وی تشکیل شده است.

«روناک صفارزاده» از سال ۱۳۸۶ در زندان به‌سر می‌برد. روناک صفارزاده در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد. صفارزاده به شش سال و ۷ ماه زندان محکوم شده است. وی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج به‌سر می‌برد.

«شبنم مددزاده» زندانی که از ابتدای اسفندماه ۱۳۸۷ در زندان به‌سر می‌برد. شبنم مددزاده، متولد ۱۳۶۷، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در روز یکم اسفند ماه ۱۳۸۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پس از گذراندن بیش از ۷۰ روز در سلول انفرادی به بند عمومی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. علی‌رغم صدور قرار وثیقه دستگاه امنیتی بارها با آزادی وی مخالفت کرده است. در بهمن ماه سال جاری، شبنم و برادرش «فرزاد مددزاده»، هریک به پنج سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شدند.

«زینب بایزیدی» از سال ۸۷ در زندان به سر می‌برد. زینب بایزیدی در شهر مهاباد، روز چهارشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۸۷ توسط نیروهای اطلاعاتی مهاباد بازداشت شد. و سپس به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی پیش از این به اتهام نشر اکاذیب، تبلیغ علیه نظام اسلامی و عبور غیر‌قانونی از مرز به ۶ ماه حبس تعلیقی به مدت چهار سال و تبعید به زندان مراغه محکوم شده بود.

«صهبا رضوانی» در آذر ماه سال ۱۳۸۷ بازداشت و به اطلاعات سمنان منتقل شد. رضوانی به ۳ سال زندان محکوم شده است. وی هم اکنون در زندان سمنان اصفهان محبوس است. صهبا رضوانی از سال ۱۳۸۷ در زندان به‌سر می‌برد.

صهبا رضوانی، شهروند بهایی زندانی که بیش از یک سال است در بازداشت موقت به‌سر می‌برد، با محدودیت استفاده از دارو روبه‌رو شده و در آخرین انتقالش به بهداری مورد بد رفتاری و بی‌احترامی از سوی مسوولین بهداری زندان اوین واقع شده است.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، این زندانی بهایی که در سال گذشته از زندان سمنان به زندان اوین منتقل شده است هفته گذشته با وخیم شدن وضعیت جسمی و انتقالش به بهداری پس از برخورد نامناسب مسوول بهداری اوین، از مداوای وی به بهانه کمبود دارو خودداری شد. این در حالی ست که پس از انتقال مجدد وی به بهداری، پزشک دیگری که در بهداری حضور داشته بر وجود دارو به مقدار کافی گواهی داده است.


 


علی انجیدنی/ رادیو کوچه

داشتم به حرف اون بنده خدا که من رو از بازداشت‌گاه بهشت ترسانده بود شک می‌کردم چون یک‌ساعتی بود که همه‌جا رو گشتم و غیر از امکانات و شرایط فوق‌العاده رفاهی و تفریحی هیچ چیز دیگری پیدا نکردم‌. فقط ورودی اتاقی را دیدم که رویش تابلوی ورود مطلقن ممنوع نوشته شده بود و هیچ کس را هم نمی‌گذاشتند به آن نزدیک شود. از هر کی پرسیدم در آن‌جا چه خبر است کسی جواب درست حسابی نمی‌داد.

ناگهان اسم مرا صدا زدند. به دفتر بازداشت‌گاه رفتم‌. افسر مربوطه پرونده مرا نگاهی کرد و پس از کلی مقدمه گفت‌: «خوب آقای دکتر شما سابقه خوبی از دریافت انواع عذاب‌های سنتی و مدرن در جهنم دارید و حالا نوبت این است که کمی از مزه تنبیه‌های بهشتی را هم بچشید.» اصرار داشت برای عذاب‌هایشان اسم تنبیه را بگذارد. من گفتم‌: «من رو از عذاب نترسانید که در این وادی حسابی آب دیده شده‌ام. زودتر برویم شروع کنید.» با خونسردی گفت‌: «البته شما آدم با تجربه‌ای هستید ولی خواهش می‌کنم جوجه‌هایتان را قبل از فصل پاییز و در آمدن از تخم شمارش نکنید. ممکن است پوچ هم دربین آن‌ها وجود داشته باشد.» با اعتماد به نفس گفتم‌: «بحث جوجه نیست قربان. ما در این راه از مرغ هم جلوتریم. شتر مرغ شده‌ایم‌.» خندید و با اشاره سر به سربازی که در گوشه اتاق ایستاده بود دستور داد تا مرا به همان اتاق مرموز ببرند.

وارد شدیم‌. دستگاه‌های عجیب و غریبی آن‌جا بود‌. من را روی تخت خواباندند و دستگاه‌ها را به سرم وصل کردند. اپراتور دستگاه گفت شما به سال ۱۳۷۸ هجری شمسی برای قرار گرفتن در نقش مامان اقدس خانم منتقل می‌شوید. هنوز تا می‌خواستم بگم‌: «جان؟ من کجا می‌روم‌؟» که دیدم توی یک مجلس عروسی هستم و در لباس یک خانم ۵۵ ساله به عنوان مادر عروس دارم به مهمان‌ها خوش آمد‌گویی می‌کنم‌. با خودم گفتم این مدل عذاب رو ندیده بودیم‌. اینا می‌خوان چه بلایی سرم بیارن؟ نکنه الان سروکله پدر عروس پیدا بشه و هوس کنه … ؟ بر شیطان لعنت فرستادم و سرگرم کارهایی شدم که خیلی‌هایش را بی‌اراده انجام می‌دادم‌.

یک آن خواهر داماد اومد جلو و در حضور جمع متلکی گفت‌. من هم عصبانی شدم و شروع به داد و قال کردم که یک آن دیدم سرم دارد گیج می‌رود و زبانم در حال سنگین شدن است. تازه دو ریالی من افتاد که الان حال مامان اقدس خانم یعنی من بد می‌شود و او (‌من‌) را به بیمارستان می‌برند و آن‌جا کی منتظربیمار است؟ معلومه. دکتر گیج علی. که آن شب یکی از چندین سوتی پزشکی‌اش را انجام می‌دهد.

قلب و مغزم با هم قاطی شده بود و بر طراح همچین عذابی هم آفرین و هم فحش آب‌داری نثار کردم‌. خلاصه مامان اقدس خانم وارد اورژانس شد و دکتر مورد نظر که همان جوانی خودم باشد با یک پرستار گیج‌تر از خود به بالین مریض آمد. تمام مراحل اتفاق آن شب‌، مو به مو‌، توسط خودم بر سر خودم آمد و واقعن عذاب از این بدتر امکان‌پذیر نبود که بر سرم آوردند. می‌خواستم خودم رو خفه کنم که بدیهی‌ترین چیزها را در معاینه و درمان بیمار در نظر نمی‌گرفتم و مامان اقدس خانم هم که نمی‌تونست حرف بزند وگرنه هرچی فحش بود به خودم داده بودم. القصه شش هفت ساعت استرس فول کشیدیم و در نهایت مامان اقدس خانم یعنی من دوباره به ملکوت اعلی پیوست‌.

یک‌آن از جا پریدم و دیدم که روی همان تخت در اتاق مرموز هستم‌. انگار از کوه دماوند برگشته بودم‌. خسته و داغون و تا اپراتور خواست دهنش را باز کند گفتم‌: «آقا غلط کردم. جون هر کی دوست داری تمومش کن. عذاب بسه. این عذاب صد تای عذاب‌های جهنم بود‌. جان من ما رو به جای کس دیگه نفرست اون پایین. چیزهای ناجور‌تر هم هست که اگه در نقش آن‌ها بروم بدبخت می‌شوم‌. ای خدا غلط کردم . حوری کجایی‌؟ خانم کجایی‌؟ بیاین من رو نجات بدین.» مثل بچه‌های کوچک داد می‌زدم و گریه می‌کردم. افسر کشیک آمد داخل و گفت‌: «برای امشبش بسه. ببینیم اگر فردا هم مهمان ما بود تنبیه بعدی را برایش آماده کنیم.»

تا صبح روی تختم فقط کابوس عذاب‌های بعدی را می‌دیدم. با خودم فکر می‌کردم اگر در نقش فرنگیس‌، شیما‌، ماری‌، و ده‌ها زن دیگر که آن‌ها را آزار و اذیت کرده‌ام قرار بگیرم که بیچاره خواهم شد. صبح از هم‌اتاقی‌ام شنیدم که تا سپیده دم در حال تقلا کردن و جیغ و داد بوده‌ام‌. ساعت ده صبح اسمم را خواندند و مرا از بازداشتگاه بیرون بردند. جلوی در حوری منتظرم بود. تا دیدمش زدم زیر گریه. گفتم‌: «جان هر کی دوست داری کاری کن من رو دیگه این‌جا نیارن. قسم می‌خورم دیگه بچه خوبی بشم.»

سرم رو تو بغل گرفت و گفت‌: «دکتر جون فکر می‌کردم طاقتت بیشتر از این حرف‌هاست‌. نترس اگه خدا بخواد قراره تو اورژانس بیمارستان مرکزی بهشت کار کنی. من قولش رو از خود معاون اجرایی بهشت گرفتم‌.» یک آن بوی عطر بغل حوری من رو از حال و هوای عذاب به حالی دیگر آورد و خودم رو محکم‌تر به حوری فشار دادم‌. حوری گفت‌: «ببین داری زیر قول و قرار‌هایت می‌زنی‌؟ قرار شد شلوغ نکنی دکی جون.» با خودم گفتم هر بهانه‌ای بیاورم اون می‌فهمه پس بهتره با یک عذرخواهی سرو ته قضیه را بهم بیاورم.

حوری من رو سوار ماشینش کرد و با هم به سمت بیمارستان مرکزی بهشت راه افتادیم‌. توی راه شروع کرد به نصیحت کردن که یادت باشه تو با سفارش من در اون‌جا کار می‌کنی و هرکار بدی که انجام بدی به پای من نوشته می‌شود و از این قبیل حرف‌ها.

داخل بیمارستان شدیم و یک راست به دفتر مدیریت بیمارستان رفتیم‌. منشی مدیر پس از کسب اجازه ما را به داخل اتاق رییس بیمارستان راهنمایی کرد. پشت یک میز بزرگ کله کچلی دیده می‌شد که روی یک‌سری کاغذ خم شده بود و با صدای سلام حوری بالا آمد و من با دیدن قیافه رییس بیمارستان تقریبا داد زدم: «یا ابالفضل. خدایا. خودت کمک کن. بازم قراره زیر دست دکتر مسعودی کار کنم‌؟» حوری گفت‌: «مگه تو آقای دکتر را می‌شناسی‌؟» گفتم: «اختیار دارین. ارادت قلبی و عروقی خدمت ایشان داریم. ایشان یک سکته کامل به خاطر من داشته‌اند و من هم کمی ضرب دیدگی به خاطر ایشان.»

دکتر مسعودی که حالا از پشت میزش به این طرف آمده بود رو به حوری کرد و گفت‌: «پزشک سفارشی جناب معاون اجرایی همین گوساله است‌؟» صدای من در آمد که: «‌نخیر جناب آقای گاو. آقای معاون آدرس طویله رو اشتباهی داده بود.» حوری اومد وسط و گفت‌: «خجالت بکشید. دو تا دکتر. مثل خروس جنگی‌ها رو‌به‌روی هم آماده حمله شده‌اید‌.» گفتم: «خوب حوری عزیز. تو اگه بدونی این کاپیتان لیچ چه آدم بی‌شعوری بود در عالم خاکی. همه از دستش به عذاب بودند. من از کار خدا تعجب می‌کنم‌، چرا این آدمی که باعث آزار همه می‌شده رو گذاشته رییس بیمارستان مرکزی بهشت‌. خوب دکتر کم بود‌؟»

به جای حوری دکتر مسعودی جواب داد‌: «من از کار خدا تعجب می‌کنم تو روباه مکار رو کی به بهشت راه داده‌؟ برای تو جهنم هم زیادیه.» من گفتم‌: «در هر صورت من حاضرم عذاب‌های جهنم و عذاب‌های بازداشتگاه بهشت رو ببینم ولی در یک‌جا با این دکتر از خدا بی‌خبر کار نکنم‌.» اونم جواب داد‌: «حالا کی تو رو راه داد این‌جا‌؟ مگه از روی نعش من رد بشی بخوای بیای این‌جا کار کنی.» هنوز جمله دکتر مسعودی تمام نشده بود که در باز شد و فردی وارد شد و داد زد‌: «جناب آقای معاون اجرایی بهشت تشریف فرما می‌شوند…»( ادامه دارد)


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به koocheh-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به koocheh@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته