-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
بهنام و من، امروز بعد از سه سال از بخش خبر رادیو زمانه استعفا کردیم. من در این بخش از زمانه در همه سطوح کار کردهام. به عنوان خبرنگار ساده و مترجم تا ادیتور خبر. کار در زمانه یکی از درخشانترین دورههای حرفهای من و بهنام بود. به خصوص از پس از انتخابات ریاست جمهوری که توانستیم در حد خودمان، اخبار جنبش سبز را در این رسانه منعکس کنیم و تا اندازهای سهم کوچکی در اطلاعرسانی درباره حوادث این دوران داشته باشیم.
اما آنچه ما را واداشت تا از زمانه کنارهگیری کنیم، برخوردهای غیرحرفهای و غیرمسوولانه فردی است که به ناحق «سردبیری» این رسانه را به چنگ آورده است.
این فرد متاسفانه نه تنها فاقد ابتداییترین تواناییهایی است که یک سردبیر باید دارا باشد، بلکه به لحاظ فردی نیز فاقد تعادل در تصمیمگیری است و مثل رییس دولت دهم، مدام دروغ میگوید و فرافکنی میکند.
بخش خبر زمانه یکی از بخشهایی بود که با مقاومتهای بسیار از گزند ایدههای غیرکارشناسانه وی به دور مانده بود، اما من و بهنام دیگر از این جنگیدن مدام خسته شدیم و این بخش را به او وانهادیم تا نیروهایی که از نظر او «حرفهای» هستند و از نظر ما الفبای خبرنویسی را هم نمیدانند، در این بخش به کار بگمارد.
سردبیر رادیو زمانه همانطور که خودش به راحتی و با کودتا به این جایگاه رسیده، فکر میکند هر کسی میتوانند در بخش مهمی مثل خبر کار کنند. او که اصلن حوزه رسانه و حتا فضای سیاسی داخل ایران را نمیشناسد و سابقه فعالیت رسانهای نیز ندارد، ضعف و ناکارآمدی خود را با به کار گرفتن اکتیویستهای پناهندهای که دچار مشکلات مالی هستند و به پول نیاز دارند، جبران میکند، نقض مستقیم حقوق بشر در رسانه مدعی حقوق بشر، رسانهای که بودجهاش به نام آزادی بیان و حقوق بشر تامین میشود.
این فرد حتا با استفاده از همجنسگراها در ترکیه و پرداخت پولی ناچیز به آنها، سایت زمانه را اداره میکند. پولی که هم برای افراد نیازمند به آن، قوتی لایموت فراهم میآورد و هم این فرد بیکفایت را از گزند فشارهایی که وزارت خارجه هلند به علت موضوع تامین بودجه به این رسانه وارد میکند، دور نگه میدارد.
مدیر رادیو زمانه که خانمی خارجی است و فارسی نمیداند و متوجه نیست که در این رسانه چه میگذرد و چقدر افت کرده است و مسوولان وزارت خارجه هم تنها به میزان بودجه زمانه فکر میکنند. پس حالا که نظارتی نیست، چه بهتر که زمانه از نیروهای قدیمی و حرفهای خالی شود و به جای آنها نیروهایی بر سر کار بیایند که فکر کنند «سردبیر» تقلبی زمانه، واقعن سردبیر است و به او و ایدههایی که هر کسی که چند روز هم در رسانه کار کرده باشد، از شنیدن آنها خندهاش میگیرد، چشم بگویند.
متاسفانه برد رادیو زمانه (شورای سیاستگذاری) هم به جای بازخواست این فرد و هشدار جدی به او درباره کارش و حتا تهدید به اخراج، وی را به کلاسهای آموزشی میفرستد. سردبیر رادیو زمانه باشی و تازه آموزش ببینی.
قصد نوشتن جزییات ناتوانیها و اشتباهات فاحش وی را ندارم، چرا که هم مثنوی هفتاد من کاغذ است و هم نمیخواهم بیان این جزییات، استعفای من و بهنام را شخصی جلوه دهد.
اما مسوولان پرس ناو و برد زمانه، باید به این مسئله به طور جدی پاسخ دهند که وقتی مردم ایران برای مبارزه با دروغ، سینه جلوی گلوله سپر میکنند، چطور آنها فردی را که نماد عینی ناکارآمدی و دروغگویی است، بر سر کار نگه داشتهاند؟ آقایان برد زمانه، میدانید از زمان مسوولیت «سردبیر محترم»، تاکنون چند نفر از نیروهای حرفهای از این رسانه اخراج شدهاند و یا شرایطی برایشان فراهم شده که رفتن را بر ماندن ترجیح دادهاند؟
در شرایطی که رسانههای داخل ایران با مشکل سانسور فراوان مواجه هستند، خبرنگاران یا آوارهاند یا گوشه زندان و یا از بیم دستگیری سکوت اختیار کردهاند، شما چه زمانی میخواهید مشکلات زمانه را سامان دهید تا روزنامهنگاران حرفهای، در آرامش و به صورتی شایسته، مسایل ایران را پوشش دهند؟ حل کردن مسایل زمانه که با تعویض این فرد بیکفایت رفع میشود، چقدر باید زمان ببرید؟
شما اگر هم دستی در رسانه نداشته باشید، بالاخره میتوانید از چهار نفر که در این عرصه فعالیت میکنند بخواهید رادیو زمانه را به لحاظ نیروی انسانی و محتوایی ارزیابی کنند. زمانه دارد از دست میرود، از دست رفته است، چه اتفاق باید بیفتد تا شما به خود بیایید و اقدامی جدی انجام دهید؟
چند نفر دیگر باید از زمانه اخراج شوند؟ چند نفر دیگر باید از زمانه کنارهگیری کنند؟ چه اندازه دیگر باید این رسانه بدنام شود تا شما متوجه شوید مسئله خیلی جدیتر از آنی است که فکر میکنید؟ آیا باید همه مسایل زمانه را رسانهای کرد؟ با همه جزییات؟
زمانه ملک طلق کسی نیست که در چند صباح مسوولیتش هر طور خواست با آن رفتار کند، زمانه متعلق به همه مخاطبان و همینطور وامدار کسانی است که سالها در این رسانه و برای این رسانه زحمت کشیدند. روزی زمانه پر بود از نامهای بزرگ، مطالب جذاب و بکر و حالا….
به هر حال به عنوان خبرنگاری که کودتای ۲۲ خرداد از ایران آوارهاش کرد، وظیفه داشتم درباره وضعیت نامناسب حرفهای «سردبیر» زمانه اینجا روشنگری کنم. این ادامه همان رسالت خبرنگاری است. حالا دیگر برد زمانه و مسوولان پرس ناو باید به خود بیایند و رفع مشکل کنند. سکوت ۹ ماههام هم علاوه بر تلاش برای اصلاح، به خاطر همزمان شدن زمان کودتای «سردبیری» در زمانه با آوارگی ما بود.
لازم میدانم از مهدی جامی که پس از پلمب کافه تیتر با پیوستن ما به زمانه موافقت کرد و در این سالها به لحاظ حرفهای و شخصی، لطفهای بزرگی در حق ما کرد و همینطور از حسین علوی که هم برایمان پدری کرد و هم با اعتمادی که به طور ویژه به من داشت، فضای مناسبی در زمانه برایم فراهم آورد، به نیکی یاد کنم. برای همکاران قدیمی باقیمانده در زمانه هم آرزوی صبر دارم.
گرچه فصل نقل و انتقالات لیگبرتر با خریدهای تیمهای بالای جدول شروع شده، اما رفتهرفته تیمهای میانه جدول هم برنامههای خود را برای خرید بازیکن پیاده میکنند.
بعد از همه آن دستدست کردنها، قراردادهای پرسپولیس هم سرانجام بههیت فوتبال رسید. نوری قرارداد داخلیاش را دوساله امضا کرد و پیراهن شماره ۱۴ را هم برداشت. او که خیلیها پیش از این حضور دوباره در سپاهان را محتملتر از سرخپوش شدنش میدانستند، حالا که قرارداد بسته، خیلی راحت حرف دلش را بهزبان میآورد: «واقعن خوشحالم که توانستم پیراهن سرخ پرسپولیس را که از بچگی آرزویش را داشتم، بپوشم. امیدوارم بازیهای خوبی را که قبلن برای سپاهان و صبا انجام دادم، اینجا تکرار کنم. پیراهن شماره ۱۴ را هم برداشتم چون همیشه برایم خوشیمن بوده و قطعن با بازیکنانی که باشگاه قرار است جذب کند و همچنین مربیگری دایی، به خواستههایمان در سه جبهه میرسیم البته به شرطیکه تلاشمان را دو برابر کنیم.»
کمتر از یک ساعت بعد از امضای این قرارداد، امیرحسین فشنگچی هم پای میز مذاکره با کاشانی نشست و برای سرخپوششدن به توافق رسید. فشنگچی البته قبلن حضور در پرسپولیس را تجربه کرده اما با تیمهای جوانان و امید. در لیگ سوم هم وینکو بگوویچ او را به تیم بزرگسالان آورد و در چند بازی حتا او را روی نیمکت نشاند، اما فرصتی برای بازی برایش نبود و حالا بعد از ۶ فصل، فشنگچی دوباره سرخپوش شده و قرار است در لیگ دهم، شماره ۲۳ پرسپولیس را بپوشد. الان هم که برگشته میگوید: «به خاطر مشکل سربازی مجبور شدم از پرسپولیس بروم و حالا از اینکه دوباره برگشتهام خوشحالم. آرزوی هر بازیکنی است که یکروز به یکی از دو تیم معروف پایتخت بیاید. من هم شرط خاصی نداشتم و هر چه باشگاه گفت، قبول کردم چون پرسپولیس را با تمام وجود دوست دارم و برای موفقیت بیشتر آمدهام. البته میدانم که رقابت خیلی فشرده است اما تمام سعی و تلاشم را بهکار میگیرم تا موفق باشم.»
ساعتی بعد از آن، غلامرضا رضایی در دفتر حبیب کاشانی با او به گفتوگو نشسته بود. رضایی هم برای حضوری دو ساله در پرسپولیس توافق کرده بود، آن هم با پیراهن شماره ۱۰ که در لیگ نهم بر تن میثم بائو بود. با این قرارداد دوساله در واقع طلسم سرخپوششدن غلامرضا رضایی بعد از چند سال شکست و خودش در اینباره میگوید: «از حضور در پرسپولیس خیلی خوشحالم و تمام تلاشم را میکنم که بهترین بازیهایم را برای پرسپولیس انجام بدهم. امیدوارم در این دو فصل بتوانم طوری انجاموظیفه کنم که برای تیم مفید باشم و روزهای خوبی را با پرسپولیس تجربه کنم. خوشبختانه از زمان حضور در تیم ملی با تفکرات دایی هم آشنا هستم و میدانم هدف او قهرمانی در هر سه جام است. من هم با همین هدف است که به پرسپولیس آمدهام.»
در پایان امضای قراردادهای داخلی دو ساله، غلامرضا رضایی، محمد نوری و امیرحسین فشنگچی همراه با نماینده باشگاه به هیات فوتبال تهران رفتند و قراردادهایشان را رسمیت بخشیدند.
مهرزاد معدنچی هافبک چپپای تیم ملی هم با جدایی قطعی از باشگاه الاهلی امارات مذاکرات خود را با باشگاه پرسپولیس تهران آغاز کرده است. مهرزاد معدنچی که با سرعتش در دوره مصطفی دنیزلی و آری هان یکی از بهترین بازیکنان پرسپولیس تهران بود، بعد از جامجهانی ۲۰۰۶ ایران را ترک کرد و در لیگ امارات مشغول بازی شد.
این بازیکن سابق تیم مقاومت سپاسی شیراز، علاقهمند است فصل آینده در فوتبال ایران به بازی ادامه دهد و قاعدتن پرسپولیس یکی از گزینههای اصلیاش خواهد بود و بعید نیست که مهرزاد به زودی پرسپولیسی شود.
هادی عقیلی هم با توجه به مذاکراتی که با علی دایی داشت از او مهلتی جهت بررسی شرایط انتقال به پرسپولیس را خواستار شده بود. این مدافع ملیپوش در تماسی با حبیب کاشانی اعلام کرد بهدلیل شرایط خانوادگی و سکونت در شهر اصفهان از پیوستن به پرسپولیس صرفنظر کرده است. هادی عقیلی همچنین از هواداران تیم پرسپولیس نیز عذرخواهی کرد.
اما در این میان تیمهای میانه جدول هم برنامههای خود را برای خرید بازیکن شروع کردند. تراکتورسازی که فصل گذشته نمایش قابل قبولی در لیگ داشت، این روزها برای جذب بازیکنانی چون وحید طالبلو، محمد نصرتی، هادی شکوری و میثم منیعی اعلام آمادگی کرده است.
ظاهرن کمالوند، سرمربی تراکتورسازی در ردههای مختلف سنی، مربی این بازیکنان بوده و بههمین دلیل دوباره خواهان به خدمتگرفتن آنها شده است. در حالیکه تراکتورسازی به تازگی با مرتضا اسدی قرارداد دو سالهای بسته است. بهاین ترتیب، این بازیکن ۲۹ ساله که فصل پیش یکی از مدافعان صبای قم بهحساب میآمد، در فصل جدید برای تراکتورسازی به میدان خواهد رفت.
اما این انتقالات چندان برای سرمربی صبا خوشآیند نیست. رسول کربکندی که در روزهای گذشته از جدایی امیرحسین فشنگچی و محمد نوری، ابراز نگرانی کرده و گفته بود بدون داشتن بازیکن خوب در این تیم نمیماند، حالا اسدی را هم از دست داده است. صبای قم تا اینجای کار، عملکرد قابلقبولی در فصل نقل و انتقالات نداشته است.
البته این نگرانی تنها مختص سرمربی صبا نیست و باشگاه فولاد هم از جدایی غلامرضا رضایی گلهمند است. مسعود رضاییان، عضو هیاتمدیره باشگاه فولاد در این رابطه میگوید: «در نقل و انتقالات وقتی یک روز، نه بازیکنی از تیممان جدا میشود و نه بازیکنی میگیریم، میگوییم یک روز خنثا داشتهایم، اما وقتی یک بازیکن خود را از دست بدهیم مثل این است که کشته دادهایم. با از دست دادن رضایی باید با مهاجم خوب خارجی یا مهاجمان خوب داخلی جای او را پر کنیم.»
با وجود این، فولاد تسلیم نشده و در صدد است بازیکنانی چون مبعلی، میداوودی، خلعتبری و عمادرضا را بهخدمت بگیرد.
رییس تربیتبدنی نیروهای مسلح نیز تاکید میکند: «بازیکنان سرباز در لیگبرتر فقط میتوانند در ملوان بازی کنند و در دسته اول نیز تیمهای مقاومت سپاسی و نیروی زمینی تنها تیمهایی هستند که اجازه دارند بازیکنان سرباز را بهخدمت بگیرند.»
تمرینات این تیم شروع شده و گرچه در نخستین تمرین ملوان پژمان نوری، مهرداد اولادی، آدریانو آلوز و آلن باسیچ غایب بودند، اما برای فصل بعد بازیکنان این تیم هستند.
این در حالیاست که پیکان قزوین تا حالا بازیکنی را بهخدمت نگرفته و بهنظر نمیرسد بهدنبال جذب بازیکنان بزرگ لیگ باشد، زیرا سیاست این باشگاه جذب بازیکنان جوان برای لیگ دهم است.
مس کرمان اما سعی دارد خریدهای بزرگ انجام دهد. این تیم که در هفتههای گذشته برای خرید مهدی رحمتی اقدام کرده بود، بعد از عملینشدن این تصمیم با ارشاد یوسفی مذاکره کرده است. مدیرعامل مس درباره وضعیت مس در فصل نقل و انتقالات میگوید: «مرفاوی قصد ندارد سامره و عباس محمدی را کنار بگذارد. ادینهو و زالترون نیز یک فصل دیگر در مس میمانند اما جیووانی مدافع برزیلی، دیگر در کرمان نخواهد بود.»
سایپا نیز سیاستی کم و بیش مثل مس دارد و سعی دارد بازیکنان موثر خود را برای فصل بعد هم نگه دارد. بههمین دلیل، اعلام کرده که هر تیمی کریم انصاریفر را بخواهد، باید برای رضایتنامهاش مبلغ زیادی پرداخت کند. این تیم مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان به پرسپولیس پیشنهاد کرده بود. همچنین دیروز راهآهن با ایمان رزاقیراد قرارداد بست. بعد از حمید هدایتی و امین متوسلزاده، این سومین خرید راهآهن در فصل نقل و انتقالات بود.
همچنین علی کریمی پس از تمدید قرارداد در گفت و گو با سایت رسمی باشگاه استیلآذین تهران گفت: «من فصل خوبی را در تیم استیلآذین سپری کردم و پس از مذاکرات با مسوولان این باشگاه برای تمدید قرارداد بهمدت یک فصل دیگر بهنتیجه رسیدیم. استیلآذین تیم کمحاشیه و خوبی است. شرایط این تیم را مساعد دیدم و قراردادم را تمدید کردم.»
کریمی اضافه کرد: «پیشنهاداتی از تیمهای مختلف دریافت کرده بودم، اما واقعن فصل گذشته از شرایط استیلآذین راضی بودم و از سویی ترجیح میدادم در تهران بمانم. بههمین جهت قراردادم را تمدید کردم و خوشحالم که باز هم برای استیلآذین بازی میکنم. میخواهم سالهای آخر فوتبالم را در تهران بگذرانم.»
ستاره شماره ۸ استیلآذین با اشاره به فعالیت این باشگاه در فصل نقل و انتقالات گفت: «فکر میکنم یارگیری خوبی داشتهایم و نسبت به تیمهای دیگر بهتر عمل کردهایم. با این شرایط تیم قدرتمندی آماده شده و امیدوارم موفق به کسب عنوان قهرمانی شویم. من فکر میکنم این مجموعه توان قهرمانی را دارد. استیلآذین حالا یکی از شانسهای اصلی قهرمانی است، اما باید سخت تلاش کنیم تا بهاین هدف برسیم.»
بعد از اعلام سهمیه ۱۸۰ لیتری تابستانی خودروها ساکنین کلان شهرهای ایران بلاخص تهرانیها با چالشی جدی روبهرو شدهاند.
شهروندان تهرانی که پیش از این با مشکلاتی مانند آلودگی هوا و کمبود پارکینگ روبهرو بودند امروز یا باید بنزین آزاد بخرند و یا در صفهای طولانی مترو و اتوبوس منتظر بمانند.
بر اساس تصمیم ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور سهمیه بنزین خودروهای شخصی برای فصل تابستان ۱۸۰ لیتر تعیین شد.
به گزارش خبرنگار مهر، ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور در جدیدترین تصمیم خود، سهمیه بنزین خودروهای شخصی و عمومی را برای فصل تابستان تعیین کرد.
براساس این تصمیم، سهمیه بنزین خودروهای شخصی برای فصل تابستان ۱۸۰ لیتر (ماهانه ۶۰ لیتر) تعیین شد، این در حالی است که سهمیه بنزین این نوع خودروها در فصل بهار به همراه سهمیه ویژه بنزین نوروزی ۲۶۰ لیتر بود.
البته خبرگزاری مهر چهارم خردادماه جاری در گزارشی از دو سناریوی سهمیه بنزین خودروهای شخصی (۲۴۰ و ۱۸۰ لیتر) برای فصل تابستان خبرداده بود.
همچنین ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور در تصمیم دیگری سهمیه بنزین خودروهای عمومی شامل وانت بارها، تاکسیها و آژانسها را برای فصل تابستان بدون تغییر نسبت به فصل بهار تصویب کرد.
سهمیه بنزین نیمه یارانهای آزاد نیز ماهانه ۵۰۰ لیتر تعیین شده است. هم اکنون قیمت هر لیتر بنزین یارانهای ۱۰۰ تومان، بنزین سوپر یارانهای ۱۵۰ تومان، بنزین نیمه یارانهای ۴۰۰ تومان، بنزین نیمهیارانهای سوپر ۵۵۰ تومان است.
دو ماهه نخست سال جاری بهطور متوسط روزانه ۶۳٫۵ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف شده که مصرف این فرآورده استراتژیک نفتی در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته حدود ۲٫۷ درصد کاهش یافته است.
سهمیهبندی بنزین و کاهش ترافیک
قرار بود سهمیهبندی بنزین، ترافیک سنگین تهران را کاهش دهد؛ اما چنین نشد. همزمان با اعلام سهمیه تابستانی خودروها و کاهش آن سوالی در پیش روی شهروندان کلان شهر ایران و بلاخص تهرانیها قرار گرفت. اگر آنها خودروهای خود را کنار بگذارند آیا ناوگان حمل ونقل عمومی توان لازم را دارد؟
ماجرای دور جدید سهمیهبندی بنزین، به اواخر سال ۱۳۸۴ باز میگردد. در لایحه پیشنهادی بودجه ۸۵ تبصرهای گنجانده شده بود که به سوختهای فسیلی و حمل و نقل عمومی اختصاص داشت. این تبصره همواره یکی از بحثانگیزترین و حاشیهدارترین موضوعهای مدیریتی کشور تلقی شده است.
این تبصره در واقع روشی برای ارزیابی قابلیت و توان مدیریتی سازمانهای دولتی و توان هماهنگسازی آنها تلقی میشود. هرچند تاکنون که حدود ۳ سال از اجرایی شدن آن میگذرد، کارنامه ضعیفی پیش رو قرار دارد. تبصره ۱۳ قانون بودجه سال ۸۵ با اهداف و آرمانهای بلندی همچون ساماندهی نظام حمل و نقل شهری، رساندن حجم مصرف سوخت به رقمی معقول و منطقی، کاهش ترافیک، کاهش آلودگی هوا و در نتیجه رفاه و آسایش شهروندان طراحی شده بود. اما به دلیل وجود ضعفها و ایرادهای آشکار در معماری مدیریتی و بودجهای آن، به هدف ناکام دولت تبدیل شده است.
تبصره ۱۳ چه میگوید؟
براساس تبصره ۱۳۵ قانون بودجه سال ۸۵ که در بودجه سنوات بعدی نیز تکرار شد، «به منظور تحقق عدالت اجتماعی و دستیابی به توسعه شهری و برای حفاظت محیط زیست» به دولت اجازه داده شد سالانه بودجهای ۷ هزار میلیارد تومانی به توسعه حمل و نقل ریلی شهری، ناوگان اتوبوسرانی و تاکسیرانی شهری اختصاص یابد. جذب این تبصره به توسعه خودروهای گازسوز و مراکز عرضه سوخت آنها اختصاص دارد. مسوولان وزارت نفت به عنوان مجری این پروژه تاکنون بارها وعدههایی بر زبان راندهاند که اجرایی نشده است. از جمله آنکه قرار بود تا پایان سال گذشته ۱۸۰۰ جایگاه عرضه سی.ان.جی به بهرهبرداری برسد ولی حتا نصف این تعداد نیز تحقق نیافت.
توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی نیز تا حدود زیادی دستخوش اختلافهای دولت و شهرداریها و برخی دیگر از موانع اداری شد. به طور مشخص در شهر تهران، آنطور که مسوولان شورای شهر و شهرداری میگویند، دولت فقط حدود یک سوم بودجه مصوب توسعه مترو را تخصیص داده است و وزارت کشور در تحویل اتوبوسها نیز کارنامهای منطبق بر مصوبات مجلس ندارد.
مطابق تبصره ۱۳ قرار بود دولت پیش پرداخت تسهیلات مالی خارجی برای احداث خطوط راهآهن شهری را در همه شهرهای بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت پرداخت کند که این موضوع فقط در سه چهار شهر چند میلیون نفری تحقق یافته است. در بندهای الف تا ه این تبصره، دهها تعهد برای توسعه سیستم حمل و نقل عمومی و عرضه سوختهای جایگزین برعهده دولت گذاشته شده است که مطابق گزارش دیوان محاسبات کشور، بخش زیادی از آنها به خوبی اجرا نشده است. با این حال بند و این تبصره با استقبال جدی دولت مواجه شد و از مرداد سال ۸۵ تاکنون بیوقفه اجرا میشود. این بند مربوط به سهمیهبندی بنزین است.
برخورد دوگانه دولت
مسوولان دولت از سویی میدانند که ادامه وضعیت موجود و پرداخت یارانه، سالانه چند ده میلیارد دلاری کار ممکنی نیست و دولت را با کسری بودجه فاجعه باری روبهرو میکند. به ویژه آنکه به دلیل سیاستهای خارجی دولت فعلی، باید امکان تحریم صادرات بنزین به ایران را نیز در نظر گرفت. از سوی دیگر تبلیغات و برنامههای این دولت، متکی بر کسب رضایت عمومی است و همین مسئله است که دولت نهم را در عرصه قیمتگذاری و سهمیهبندی بنزین با پارادوکس مواجه کرده است. اظهارات ضدونقیض مسوولان دولتی را نیز میتوان در همین شرایط مورد بررسی قرار داد.
برخی از منتقدان دولت نیز معتقدند که اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها به علت عدم شفافیت گردش مالی دولت گامی دیگر در راستای ناکارامدی مدیریتی است. در همین راستا حذف یارانه بنزین، منابع هنگفتی را در اختیار دولت قرار میدهد که طی سالیان گذشته به علت نبود اعتماد میان مجلس و دیگر ارگان های نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور به دولت در عرصه مدیریت چندان امیدی به اجرای زیر ساختها و برنامههای کلان اقتصادی نیست.
با کدام زیرساخت؟
مطابق تبصره ۱۳ قانون بودجه، قرار بود ناوگان حمل و نقل عمومی، در یک برنامهریزی ۵ ساله آنچنان توسعه پیدا کند که پس از آن، حذف یارانه بنزین تاثیر چندانی بر رفاه شهروندان بر جای نگذارد. ما اکنون بیش از ۴ سال از تصویب این تبصره میگذرد و هنوز به لحاظ زیرساختهای حمل و نقل عمومی، اندرخم یک کوچه هستیم. مطابق آماری که «محمد رویانیان» ارایه میدهد، پیشبینی میشد که در صورت عدم اجرای نظام سهمیهبندی بنزین، مصرف روزانه کشور به ۹۰ میلیون لیتر برسد که اکنون این آمار ۶۳ میلیون لیتر است. قیمت این تفاوت یعنی ۲۷ میلیون لیتر روزانه چیزی حدود ۴ میلیارد دلار در سال میشود.
اما آیا دولت چنین مبلغی را به توسعه سیستم حمل و نقل عمومی اختصاص داده است؟ مسوولان شهرداری تهران میگویند وزارت کشور قرار بود سال گذشته ۹۰۰ میلیون دلار به توسعه مترو تهران اختصاص دهد که در عمل کمتر از ۳۰۰ میلیون دلار پرداخت کرد. آزادسازی بنزین در گروی توسعه حمل و نقل عمومی است و این همان مسئلهای است که در ۳ سال اخیر از سوی دولت مورد کمتوجهی و به تعبیری کملطفی قرار گرفته است.
«داریوش قنبری» نماینده ایلام در این خصوص میگوید: «اخبار موثقی در دست است که مصوبات مجلس در مورد تبصره ۱۳ اجرایی نشده و دولت، اعتبارات تبصره ۱۳ را به شکل سلیقهای و با توجه به یک سری مسایل تبلیغاتی و شاید هم انتخاباتی هزینه کرده است.» البته این نماینده مجلس تنها منتقد عملکرد دولت دراجرای تبصره ۱۳ نیست. شورای شهر و شهرداران بسیاری از شهرها از عدم تخصیص کامل و به موقع اعتبارات مربوط به حمل و نقل عمومی گلایه دارند. دیوان محاسبات کل کشور نیز نظر برخی از آنان را تایید میکند.
مرکز پژوهشهای مجلس نیز معتقد است اختیارات فراقانونی که به منتصبان رییس جمهوری در ستاد تبصره ۱۳ داده شده است، موجب تداخل کارها و مشکلات اجرایی متعددی شده است. آیا در چنین شرایطی، میتوان قیمت بنزین را بدون تبعات اجتماعی، به سطح قیمتهای منطقهای افزایش داد؟ حتا محمد رویانیان نیز چندان خوشبین نیست. و با لحنی محافظهکارانه میگوید: «برای کاهش سهمیه سوخت، با کار کارشناسی براساس مسایل ملی، اقتصادی و سیاسی تصمیمگیری خواهد شد» وقتی نماینده رییس جمهوری برای کاهش سهمیهها، این همه پیش شرط قایل است، تکلیف آزادسازی بنزین پیشاپیش معلوم است.
کاهش سهمیه تابستان اولین گامها برای اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانهها در سال جاری است. طرحی که بزرگترین جراحی اقتصادی ایران نامیده میشود. اجرای این طرح بیگمان نیاز به ثبات سیاسی و همدلی شهروندان ایرانی دارد. اما در شرایط امروز ایران که از سویی با بحران جدی در عرصه سیاست داخلی و خارجی روبهرو است، تبدیل به یک چالش جدی پیش روی سیاستمداران شده است و بیم آن میرود که اجرای این طرح به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود.
مجموعه بناهای تخت جمشید که هریک نشانگر عظمت و زیبایی خاصی است، به شرح زیر معرفی میشوند:
«پلکانهای کاخ آپادانا»
جزییات حجاریهای پلکان روبه شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش میدهد. کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکانهای شرقی این کاخ که از دو پلکان یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب تشکیل شدهاند، هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد.
«کاخ آپادانا»
کاخ آپادانا از قدیمیترین کاخهای پارسه است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شدهاست، برای برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده میشدهاست.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط مییابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شدهاست که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل است.
«کاخ تچر»
تچر یا تچرا به معنای «خانه زمستانی» است. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بودهاست. این کاخ یک موزه خط به شمار میرود. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایارشا و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شدهاست.
«کاخ هدیش»
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بودهاست، در مرتفعترین قسمت صفهی پارسه قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنیها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی رنگ زرد سنگها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگها به خاطر حرارت است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلیها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام بردهاند. «هدیش» به معنای «جای بلند» است و چون خشایارشا نام زن دوم او هدیش بودهاست نام کاخ خود را هدیش میگذارد.
«کاخ ملکه»
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شدهاست. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرقشناس مشهور، پرفسور «ارنست امیل هرتزفلد»، خاکبرداری و از نو تجدید بنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهی مرکزی تسیسات پارسه مورد استفاده قرار گرفتهاست.
«ساختمان خزانهی شاهنشاهی»
این ساختمان که از چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شدهاست با دیوار عظیمی از بقیهی پارسه جدا میشود.
«کاخ صدستون»
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن بهوسیلهی صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشتهاند، بالا نگه داشته میشدهاست.
«کاخ شورا»
به این مکان «کاخ شورا» یا «تالار مرکزی» میگویند. احتمالن شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت میپرداختهاست. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازهها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج میشدهاست. به این دلیل به این جا کاخ شورا میگویند که در اینجا دو سر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.
«آرامگاههای شاهنشاهان»
در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از پارسه نقش رستم قرار دارد. در نقش رستم آرامگاههای شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم واقع است. آرامگاه پنجمی هم هست که نیمه کاره باقی مانده و احتمالن متعلق به داریوش سوم است.
«کتیبههای گلی»
در حفاریهای انجام شده در محل پارسه تعداد بسیار کتیبههای گلی که در انبارهای زیر پارسه انباشته شده که بر اثر سوختن پارسه پخته شدند، یافت شد و همگی به آمریکا ارسال شد که متاسفانه در بین راه تعداد بسیاری از آنها از بین رفتند و مقدار مانده نیز به علت جنگ جهانی دوم در انبارهای دانشگاه آمریکا ماند و ترجمه نشد. سرانجام بخشی از آنها ترجمه و مشخص شد حاوی دفاتر حسابداری امپراتوری هخامنشی است و فراتر از آن مشخص شد ایرانیان در آن زمان چگونه میزیستهاند. به عنوان مثال مشخص شد کلیه کارگران و مهندسان در ساخت پارسه حقوق در یافت داشته ( شراب – گندم و … ) و زنان دارای حقوق کامل بوده و حتا مرخصی بارداری داشته و کسانی هم حقوق دریافت میکردند تا از کودکان مراقبت کنند .
از سایر آثار مجموعه تخت جمشید مىتوان به چاه سنگى، باروى تخت جمشید، محل نگهبانان، خیابان سپاهیان، دبیرخانه شاهی اشاره کرد.
تخت جمشید نخست اینکه چون در قلب امپراطوری قرار داشته گنج خانهی مناسبی برای اندوختن ثروت روز افزون کشور بوده، دوم اینکه جایگاه مناسب و با شکوهی برای برگزاری مراسم و جشنهایی بوده که در آن زمان برگزار میشده است. (جشنهای مهرگان و اعیاد نوروز) به نقل از مورخان در تخت جمشید بیش از ۱۲۰۰۰۰سکهی طلا و نقره، ظروف و مجسمههای بسیار ناب، اثاث گران قیمت، نیمکتهای زرین، لباسها وفرشهای ارغوانی گرانبها و…. نگهداری میشده که در نهایت با حملهی اسکندر مقدونی همهی این اشیا یا به غارت رفت یا طعمهی حریق شد.
اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت دید دستور داد که هر چیز را که میتوانند با خود ببرند و هر چیز را که نمیتوانند نابود سازند. به نوشتهی مورخین باستان ثروت تخت جمشید با ۱۰۰۰۰جفت اسب و قاطر و ۵۰۰۰ جفت شتر حمل و غارت شد. بعد از انتقال ثروت تخت جمشید اسکندر دستورداد که تخت جمشید را به آتش بکشند. به گفته مورخین باستان تخت جمشید ۳ شبانه روز در آتش میسوخت و چهل شبانه روز از آن دود برمیخواست.
آنچه که از تخت جمشید به دست آمده سرشار از عجایب معماری است که تا امروز نیز بیسابقه بوده و هر چه بیشتر بر شکوه آن افزوده است.
منابع:
رضایی، دکتر عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران، جلداول، چاپ ۱۶. تهران: اقبال، ۱۳۸۴
زرین کوب، عبدالحسین . تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴
پیرنیا، حسن (مشیرالدوله)،ایران باستان. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲
فره وشی، بهرام. ایرانویچ. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۶۸
کتاب از زبان داریوش کبیر
داریوش بزرگ کخ، هاید ماری، از زبان داریوش، مترجم پرویز رجبی، نشر کارنگ، تهران ۱۳۷۹.
توانگر زمین، محمد کاظم، ترجمه کتیبههای هخامنشی. ناشر: فاتحان راه دانش مرو دشت.۱۳۸۵
تخت جمشید بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی رضا مرادی غیاث آبادی
اقلیم پارس سید محمد تقی مصطفوی
معماری و شهر سازی ایران به روایت شاهنامه فردوسی(حسین سلطان زاده(
شخصیت و ویژگیهای اخلاقی هر فردی باعث میشود که با اطرافیانش اختلاف نظر پیدا کند. فرزندان یک خانواده هرچند با یک تربیت هم بار آمده باشند، گاهی باهم جر و بحث دارند. وقتی یکی از آنها مرتب و منظم است، آن یکی شلخته بازی در میآورد. یا یکی برای کله پاچه خوردن، دست و پا میشکند و آن یکی از پیچیدن بوی این غذا در خانه حالت تهوع میگیرد.
در یک خانواده، این اختلافات ممکن است با زیرچشمی نگاه کردن مادر و پدر حل شود. اما در زندگی همخانگی چند جوان باهم، دیگر مرجعی برای رفع اختلاف وجود ندارد و همه چیز باید بین خودشان حل و فصل شود.
میشنویم از چند جوان ایرانی بیست تا بیست و هفت ساله که هر کدام به نحوی و به علتهای گوناگون مجبور شدهاند با گروه همسالانشان در زیر یک سقف زندگی کنند.
«در کل برای تنها نبودنت خوب است. اما من تنهایی را انتخاب میکنم. چون در زندگی باهم هر کسی حرفش را میزند و هرکدام هم حق دارند نظرشان را بدهند. البته به نظرم اگر نظرها مطابق هم نبود، مجبورند یک فکر دیگری بکنند، مثلن همخانههایشان را عوض کنند یا با هم بسازند.»
«به هر حال سیستم و شرایط هر فردی متفاوت است. یکی خوابش زیاد است یکی کم است. یکی اهل غذا هست؛ یکی نیست. یکی چرب دوست دارد یکی نه. یکی شور دوست دارد، آن یکی نه. یکی غذای سالم دوست دارد بخورد، یکی اصلن دوست ندارد غذا بخورد. یکی دوست دارد خانه مرتب باشد، برای آن یکی مهم نیست. گاهی میخواهی دوستت را بیاوری خانه، اما باید قبلش هماهنگ کنی. برای خرید خانه حتمن باید چیزهایی را بخریم که همه دوست دارند استفاده کنند.»
«ما تا حد زیادی با هم کنار آمدیم و همدیگر را با همهی خصوصیات و شرایط خود پذیرفتیم. یعنی همه تلاش کردهاند که خودشان را با همدیگر وفق بدهند. این بر دوش یک نفر نیست که تحت فشار باشد. اما چون فضا محدود است و خواستهها متعدد ممکن است اختلاف پیش بیاید.»
«یکی از مشکلات خیلی مهم این است که در زندگی با گروه، افراد حریم خصوصی ندارند. برای تلفنی حرف زدن، برای دعا خواندن، برای چت کردن، تنها جاهایی که میشود برای حریم خصوصی در نظر گرفت حمام و دستشویی و بالکن است.»
“یک روز من طهران نبودم، به هم خانه ای ام گفتم که پشت درب را ننداز تا من آمدم پشت در نمانم. شب با مامان اینها رسیدیم. قرار بود که آن ها کمی استراحت کنند و بعد عازم شمال بشوند. کلید انداختیم اما درب قفل بود و با وجود تمام تاکید های من، همخانه ای ام یادش رفته بود که پشت درب را نیندازد. دیگر مجبور شدیم که … “.
آقای گل فوتبال ملی جهان برای حضور در مراسم افتتاحیه مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ چهارشنبه هفته جاری راهی ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی میشود.
به گزارش مهر، علی دایی سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس و عضو کمیته فوتبال فیفا، با دعوت رسمی از سوی سپ بلاتر رییس فدراسیون جهانی فوتبال، چهارشنبه هفته جاری راهی شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی میشود تا در مراسم افتتاحیه جام جهانی ۲۰۱۰ حضور داشته باشد.
این مراسم پنجشنبه شب در ورزشگاه ساکرسیتی برگزار میشود که فرانتس بکن باوئر رییس کمیته فوتبال فیفا، علی دایی و سایر اعضای این کمیته در آن حضور خواهند داشت.
علی دایی آقای گل فوتبال ملی جهان به دعوت بلاتر در مراسم مرحله نخست قرعهکشی جام جهانی ۲۰۱۰ حضور داشت اما به دلیل مشکلات شخصی از حضور در مراسم قرعهکشی مرحله نهایی این رقابتها عذرخواهی کرد.
گروهی از پژوهشگران آمریکایی موفق شدند دارویی را کشف کنند که میتواند خاطرات دردناک را از ذهن پاک کند.
به گزارش مهر، محققان مدرسه پزشکی دانشگاه پورتوریکو با بودجه موسسه ملی بهداشت روان در آمریکا توانستند دارویی را کشف کنند که این دارو اثرات شگفتانگیزی در حذف خاطرات دردناک دارد.
محققان میگویند: «علایم بسیاری وجود دارند که نشان میدهند Bdnf در اختلالات ذهنی دخالت دارد این بررسی جدید نشان میدهد که میتوان داروهایی را برای افزایش سطح این پروتئین در مغز توسعه داد به این ترتیب احتمال درمان مشکلاتی مثل اختلال فشار روانى پس آسیبى ناشی از یک استرس یا اضطراب افزایش پیدا میکند.»
براساس گزارش ایندپندنت، نتایج این تحقیقات میتواند گامی رو به جلو در درمان آسیبهایی چون اختلال فشار روانى پس آسیبى باشد .
مطالعات پیشین درباره این اختلال نشان میدهد بخش اینفرا لیمبیک کورتکس جلوپ یشانی کسانی که از این اختلال رنج میبرند کوچکتر از حد نرمال است.
دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان روز گذشته (یکشنبه) با انتشار بیانیهای اعلام کرد که حامد کرزی ریاست جمهوری این کشور با درخواست استعفای دو وزیر کابینه خود موافقت کرده است.
در پی عدم رضایت حامد کرزای از پاسخ محمدحنیف اتمر وزیر کشور و امراله صالح رییس اداره امنیت ملی افغانستان در خصوص حملات مسلحانه به جرگه مشورتی صلح این دو وزیر کابینه افغانستان استفعا کردند که این درخواست با موافقت ریاست جمهوری روبهرو شد.
بر اساس این گزارش «محمد منیرمنگل» معاون امنیتی وزارت کشور افغانستان به عنوان سرپرست وزارت کشور و «مهندس ابراهیم» نیز به عنوان سرپرست اداره امنیت ملی افغانستان تا زمان انتخاب وزیر مربوطه تعیین شدهاند.
دادستان شهرستان کلاله از دستگیری بیست دختر و پسر که در قالب یک تور گردشگری عازم این شهر بودند به دلیل آنچه که «فراهم آوردن زمینه فساد» عنوان شده، خبر داد.
به گزارش ایسنا، بهرام یونسی اظهار داشت: «این افراد که به صورت غیرقانونی عازم شهر کلاله بودند به جرم زمینهسازی برای رابطه نامشروع، نگهداری مشروبات الکلی و جریحهدار کردن عفت عمومی بازداشت شدند.»
وی افزود: «ماموران در حین بازرسی چند شیشه مشروبات الکلی کشف کردند و همچنین متوجه شدند دختران و پسرانی که در خودروی مینیبوس حضور داشتند هیچگونه رابطه فامیلی با هم نداشته و تنها از طریق اینترنت با هم آشنا شده بودند.»
به گفتهی آقای یونسی «این افراد پس از دو روز بازداشت با قرار کفالت آزاد شده و پرونده آنها با قرار مجرمیت و کیفرخواست، به دادگاه عمومی- جزایی شهرستان کلاله جهت رسیدگی و صدور رای ارسال شده است.»
جلسه سالانه شورای حقوق بشر در مقر سازمان ملل در ژنو از ساعتی دیگر با موضوع بررسی وضعیت حقوق زنان در جهان تشکیل خواهد شد.
در این نشست قرار است مسایل ایران و حقوق زنان نیز با حضور برخی فعالان ایرانی زن مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
حسن نایب هاشم فعال حقوق بشر در اروپا در گفتوگویی با رادیو کوچه اظهار داشت: «این نشست قرار است در خصوص مسایل حقوق زنان در ایران نیز به بحث بپردازد و چندین فعال زنان از جمله محبوبه عباس قلیزاده و سوده راد در آن امکان صحبت کردن دارند.»
وی در پاسخ به این سوال که چه کشورهایی در این نشست در خصوص وضعیت زنان ایران اظهار نظر میکنند، تاکید کرد: «موضوع جلسه شورا تنها وضعیت ایران نیست و قرار است در این شورا به وضعیت حقوق زنان در جهان پرداخته شود اما با مدت زمانی که فعالان حقوق زنان ایران برای صحبت کردن در صحن شورا به دست آوردند قرار است به نقض حقوق زنان در ایران و تبعیضهای فراوان اشاره شود».
این فعال حقوق بشر در پایان خاطرنشان کرد که ایران تا روز پنجشنبه هفته جاری که مرحله نهایی بررسی ادواری جهانی پرونده حقوق بشر جمهوری اسلامی انجام میشود، فرصت دارد تا به پرسشهای شورای حقوق بشر در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران پاسخ دهد. در مجموع پیشنهادات دو مبحث پذیرفته میشود و پذیرفته نمیشود وجود دارد که جمهوری اسلامی باید یکی را قبول کند.
حکم تیرباران دو فعال سیاسی کرد از سوی دیوان عالی تایید و به وکلای ایشان ابلاغ شد.
به گزارش هرانا، حکم اعدام (از طریق تیرباران) دو زندانی سیاسی به نامهای محمدامین آگوشی و احمد پولادخانی که توسط دادگاه نظامی صادر شده بود پس از تایید دیوان عالی روز یکشنبه به وکلای متهمان ابلاغ شد.
محمدامین آگوشی، معلم بازنشسته که به مدت ۲۰ ماه است در زندان ارومیه محبوس است در سال ۸۶ بازداشت و از سوی دادگاه نظامی به اعدام از طریق تیرباران محکوم شده است. احمد پولادخانی نیز اهل پیرانشهر و در سال ۱۳۸۶ دستگیر شد و در ۱۲ آذر ۸۸ در دادگاه نظامی شهر ارومیه، به اتهام جاسوسی و عضویت و همکاری در حزب حیات کردستان – پژاک – به تیرباران محکوم شده است.
معاون سینمایی وزارت ارشاد از تشکیل شورای عالی سینما تا پایان خردادماه سال جاری خبر داد.
جواد شمقدری با بیان اینکه «به احتمال فراوان اولین جلسه این شورا تا پایان خردادماه تشکیل میشود» تصریح کرد: «دستور تشکیل شورای عالی سینما به شورای هنر، شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شده است و درحال بررسی است و امیدوارم با بررسی آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی طرح آن نهایی شود.»
وی در خصوص ترکیب اعضای این شورا افزود: «در اولین دستور جلسه درباره ترکیب شورا و اعضای آن بحث خواهد شد.»
گفتنی است شورای عالی سینما که از ابتدای حضور آقای شمقدری به عنوان معاونت سینمایی وزارت ارشاد بحث اصلی بود قرار است ارگان ناظر بر فعالیتهای سینمایی باشد.
کارشناسان عقیده دارند این شورا محلی برای سانسور بیشتر فعالان سینمایی است.
1287 خورشیدی – «محمدعلی« شاه قاجار در پی استقرار در باغ شاه (پادگان حر) و بازداشت گروهی از سران کشور و تبعید پارهای از آنان به خراسان و اشغال نظامی سازمانهای پست و تلگراف، از ۱۷ خرداد حفظ نظم تهران را به «پالکونیک» ژنرال روس و نیروی قزاق سپرد. مجاهدان مسلح مشروطیت هم در بهارستان و مجلس سنگربندی کردند تا از نمایندگان حفاظت کنند و بهاین ترتیب، شهر تهران در داخل حصار و دیوار خود چهره یک منطقه نظامی را بهخود گرفت. این اقدام محمدعلی شاه سقوط او را سریعتر کرد.
۱۲۹۹ خورشیدی – «میرزا کوچکخان» و همفکرانش در اینروز در گیلان کمیته انقلاب سرخ تشکیل داده بودند. وی یکروز پیش از این، روسای ادارات دولتی گیلان را زندانی کرده و فردای آنروز تشکیل یک دولت محلی را در رشت اعلام داشته بود. میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ رشتی که مخالف سلطه انگلیسیها بود هنگام تاسیس کمیته انقلاب گیلان ۴۰ ساله بود.
۱۳۳۸ خورشیدی – از مجسمه «ابوالقاسم فردوسی» در میدان فردوسی شهر تهران پردهبرداری شد.
۱۹۵۲ میلادی – امروز زادروز «اورهان پاموک» داستاننگار ترکیه است که در استانبول بهدنیا آمده است. وی که برنده جایزه نوبل ادبی سال ۲۰۰۶ است اینک در دانشگاههای آمریکا فنون داستاننویسی و ادبیات تطبیقی تدریس میکند.
۱۶۳۱ میلادی – «ممتاز محل» همسر «شاه جهان» امپراتور تیموری هند هفتم ژوئن هنگام وضعحمل چهاردهمین فرزند خود درگذشت و «شاه جهان» که به وی علاقه فراوان داشت تصمیم گرفت به یادبود او یک ساختمان باشکوه بسازد و ساخت بنای «تاج محل» سال بعد آغاز شد و پس از ۲۳ سال به پایان رسید.
۱۹۷۰ میلادی – «ادوارد مورگان فوستر» رماننویس و منتقد ادبی و اجتماعی انگلیسی، درگذشت.
۱۴۹۴ میلادی – اسپانیا و پرتغال طی پیماننامهای موافقت کردند که سرزمینهای فتحشده در قاره آمریکا را میان خود تقسیم کنند.
۱۹۸۱ میلادی – در جریان جنگ عراق با ایران، نیروی هوایی اسراییل تاسیسات اتمی و تولید پلوتونیوم عراق را بمبباران و از میان برد.
۱۸۷۹ میلادی – «هرتسفلد» شرقشناس و ایرانشناس معروف آلمانی بهدنیا آمد. وی بهلحاظ شناخت خطوط و زبانهای مردم قدیم و نیز احاطه بر تاریخ ایران باستان و عراق نابغهای کمنظیر بهشمار میرفت. هرتسفلد حدود یکصد و نود کتاب، رساله و مقاله درباره تاریخ و دین ایران، به رشته تحریر درآورد و کتیبه های تختجمشید را نیز خواند. کتاب ایران و مشرق قدیم از کتابهای مهم او درباره فیروزآباد و یافتن کتیبههایی در نزدیکی کازرون از جمله اقدامات اکتشافی مهم هرتسفلد ذکر شدهاند.
۱۷۹۶ میلادی – بهدستور «پل اول» تزار روسیه تحول فرهنگی – اجتماعی این سرزمین پهناور آغاز شد. این امر به تقلید از رنسانس و تحول فرهنگی اروپاییان در روسیه صورت گرفت. اما در نهایت منجر به برخی تغییرات ظاهری گردید و هیچگونه تحول عمیق فرهنگی را دربر نداشت.
گزارشهای رسیده حاکی است صبح امروز (دوشنبه) سیزده نفر از محکومین به اعدام که به اتهام جرم حمل مواد مخدر بازداشت و محاکمه و محکوم شده بودند در زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شدند.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران محمد مصطفایی، وکیل دادگستری ضمن تایید این خبر افزود: «بیشتر این محکومین درخواست عفو و بخشودگی داده که مورد موافقت کمیسیون عفو و بخشودگی قرار نگرفته است و مهمتر اینکه برخی از آنان برای اولین بار مرتکب جرم شده بود.»
احمد شه بخش، عبدالحسین سلطان آبادی، امیر . ک، کاظم تشتکی، محمد آذرفام، محمد جعفری، نادر آذرنوش، سنجر توتازهی و باقی امینی نام برخی از اعدامشدگان صبح امروز است.
گفتنی است از ابتدای خرداد ماه جاری با احتساب این سیزده نفر، دست کم ۲۱ تن در زندانها و شهرهای مختلف ایران اعدام شدهاند.
افزایش اجرای حکم اعدام در حالی صورت میگیرند که سازمانها و گروههای حقوق بشر داخلی و بینالمللی همواره به دولت ایران برای اجرای احکام اعدام اعتراض داشتهاند.
ایران با توجه به جمعیتاش بعد از چین بیشترین تعداد اعدامها را در میان کشورهای جهان دارا است.
رییس مجلس شورای اسلامی میگوید که برخی از نمایندگان از تغییر متن بیانیههای صادر شده پس از امضای خود خبر دادهاند.
علی لاریجانی روز یکشنبه در جلسه علنی مجلس با بیان اینکه «همه قوا باید شان مجلس را رعایت کنند» تصریح کرد: «هر چند بیانیهای در حمایت از شخص یا نهادی خاص صادر میشود، اما برخی نمایندگان اعلام کردند آنچه در صحن مجلس قرائت شد، با چیزی که زیر آن را امضا کردهاند، تفاوت دارد.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که در هفتههای اخیر شماری از نمایندگان در حمایت از دولت بیانیههایی را صادر کردند.
پیش از این نیز برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس نسبت به تعداد و اصالت امضاهای بیشتر این بیانیهها بعد از قرائت ابراز تردید کردند.
گفتنی است در جریان ارسال نامهای از سوی نمایندگان مجلس خطاب به رییس قوه قضاییه پس از واکنش شدید آیتاله صادق لاریجانی نسبت به نامه نمایندگان شمار زیادی از آنها اعلام کردند که متن نامه پس از امضا تغییر یافته است.
هفتم خرداد مصادف با هفدهم ژوین، برابر با سالروز درگذشت «ممتاز محل» همسر ایرانی «شاه جهان» از پادشاهان گورکانی هند است. او در سال ۱۵۹۳ میلادی زاده شد، او که همسر دوم شاهجهان بود، در هنگام تولد چهاردهمین فرزندش در سال ۱۶۳۱ جان باخت. شاه جهان بنای باشکوه «تاج محل» را برای یادبود وی ساخت.
«ارجمند بانو بیگم» ملقب به «ممتاز محل» در پانزدهم آوریل ۱۵۹۳ میلادی زاده شد، او دختر یک ایرانی به نام «عبدالحسن عاصفخان» و نوه «میرزا غیاثالدین شیرازی» ملقب به «اعتماد الدوله» بود، که با خانوادهاش در دوره پادشاهی «اکبر»، به هند رفت و در دربار او به کار اشتغال ورزید و در مدت کوتاهی پیشرفت کرد و عهدهدار فعالیتهای مهمی شد.
پیشرفت اعتمادالدوله در دوره فرزند اکبر، «جهانگیر» چنان بود که به عالیترین مقام اداری کشور یعنی به منصب صدارت عظمی دست یافت، و جهانگیر با دختر وی به نام «مهر انسا» ملقب به «نورجهان» ازدواج کرد. «آصف خان» پسر میرزا غیاث و برادر مهرالنسا نیز به عنوان «سپهسالار» انتخاب شد. ملکه نورجهان از قدرت فوقالعادهای در دربار برخوردار بود و بسیاری از افراد خاندان او در دستگاه سلطنت به کارهای گوناگون اشتغال داشتند.
ارجمند بانو فرزند آصفخان و برادرزاده نورجهان، ملکه دربار جهانگیر بود که با شاهزاده «خرم»، فرزند جهانگیر که پسرعمهاش بود ازدواج کرد و فرزندانی از او به دنیا آورد. شاهزاده خرم که مورد بیمهری مادرش نورجهان واقع شده بود، پس از مرگ جهانگیر تنها با کمک آصفخان، پدر زن خود، توانست بر رقبایش پیروز شود و قدرت را به دست آورد. وی پس از نشستن بر تخت سلطنت با نام «شاهجهان» شهرت یافت، همسر او نیز به «ممتاز محل» ملقب شد.
شاهجهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ میلادی ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت فرزند آنها زنده ماندند و بزرگ شدند.
گفتهاند شاه جهان همسرش، ممتاز محل را بسیار دوست داشت و در همه سفرها حتا سفرهای جنگی نیز او را به همراه خود میبرد. در یکی از این سفرهای جنگی که تقریبن یک سال پس از به سلطنت رسیدن شاه جهان روی داد و او برای سرکوبی حاکمی افغانی عازم شده بود، ارجمند بانو را با وجود باردار بودن، همراه خود برده بود.
هنگام جنگ با سپاه دشمن پادشاه شنید که همسرش در هنگام وضع حمل دچار کسالت سختی شده است و امیدی به زنده ماندنش نیست، به همین سبب سریع خود را به نزد همسرش رساند و از او خواست که هر چه در دل دارد به او بگوید.
ممتاز محل هنگام مرگ از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبرهای بسازد که با آن نام وی جاوید بماند.
و در هفتم ژوین ۱۶۳۱ میلادی بعداز زایمان در سن ۳۸ سالگی درگذشت، و شاهجهان هر دو وصیت را به دل و جان قبول کرد.
نوشتهاند که شدت علاقهمندی شاهجهان به همسرش چنان بود که تمامی موی سر شاه جهان در چند ماه بعد از فوت همسرش سفید شد. او وصیت ممتاز محل را مد نظر داشت و چنان که نوشتهاند در مدت زندگی خود پس از فوت همسرش که نزدیک به سی و شش سال بود ازدواج نکرد و در این مدت دخترش، «جهان آرا» از او نگهداری میکرد.
شاهجهان وصیت دوم همسرش ممتاز محل را نیز مورد توجه قرار داد و در همان سال دستور داد آرامگاهی برای او ساخته شود. بنای باشکوه آرامگاه در زمینی وسیع در کنار رودخانه «یامونا» یا «جمنا» شروع شد و ساخت آن هفده سال به طول انجامید تا سرانجام طی مراسمی خاتمه بنای مجموعه تاج محل اعلام شد.
بنای تاج محل یکی از بهترین نمونههای معماری کشور هندوستان است که تاثیر معماری و فرهنگ ایرانی در آن کامل هویداست. که در سال ۲۰۰۷ میلادی به عنوان یکی از «عجایب هفتگانه» جدید برگزیده شد.
به دنبال انتشار یادداشتی از علی مطهری نماینده تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس روز یکشنبه ۵۰ نماینده در نامهای خطاب به رییس هیت داوری فراکسیون اصولگرایان، خواستار اخراج وی از این فراکسیون شدند.
به گزارش رسانههای داخلی ایران به دنبال نامه اعتراضآمیز علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در ارتباط با بیحرمتی به حسن خمینی نواده آیتاله خمینی در مراسم سالروز درگذشت وی گروهی از نمایندگان مجلس با امضای نامهای خواستار اخراج این نماینده مجلس از فراکسیون اصولگرایان شدند.
به دنبال اخلال در سخنرانى حسن خمینى، نوه بنیانگذار جمهورى اسلامى، در روز ۱۴ خردادماه، على مطهرى، در یادداشتى در تارنمای تابناک از این رویداد به عنوان «حادثهاى تلخ» یاد کرده و گفت: «این حادثه از پیش طراحى شده بود که محمود احمدینژاد در آن نقش اساسى داشت.»
هیت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس در واکنش به این اعتراضنامه روز یکشنبه علی مطهری را فراخواند تا درباره مواضع خود در خصوص تحولات پس از انتخابات و همچنین این یادداشت توضیحاتی ارایه دهد.
به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی – ایرنا- یک عضو فراکسیون اصولگرایان اظهار داشت: «علی مطهری زمان بسیاری است که از خط اصولگرایی خارج شده است و از همین رو او دیگر صلاحیت ماندن در فراکسیون اصولگرایان را ندارد.»
محمود احمدی بیغش افزود: «مطهری به دلیل نداشتن جرات در بیان مسایل، موضوع را به حاشیه رانده و نسبت به رییس جمهوری مسایلی را مطرح میکند ولی هدف اصلی سخن او نظام است.»
همچنین خبرگزاری نیمه رسمی فارس نیز به نقل از حمید رسایی دیگر عضو فراکسیون اصولگرایان نوشت: «مطهری برای نخستین بار نیست که با مواضع نادرست ثابت کرده از بصیرت پدرش برخوردار نیست، او مصداق بارز خواص بیبصیرت است.»
حمید رسایی میگوید: «یادداشت اخیر آقای مطهری سراسر توهین و اهانت به مسوولین نظام جمهوری اسلامی ایران و رییس جمهوری است که ۲۵ میلیون رای مردم را به دست آورده و بیش از ۴۰ میلیون نفر را پای صندوقهای رای کشانده است.»
به گفتهی این نماینده مجلس مطهری به زودی خواهد فهمید که پیوند خوردن با فتنهگران و حامیان فتنه از ملت ایران پنهان و بیپاسخ نمیماند.
گفتنی است این اظهارات در حالی بیان میشود که شماری از فعالان سیاسی و رهبران اصلاحطلب و برخی از مراجع تقلید بیحرمتی به حسن خمینی در زمان سخنرانی وی در سالروز درگذشت آیتاله خمینی را محکوم کردهاند.
در پی افزایش روند بازداشت فعالان دانشجویی و اساتید دانشگاه طی چند روز گذشته استاد طاهری عضو هیت علمی دانشگاه مازندران بازداشت شد.
گزارشهای رسیده حاکی است استاد طاهری که در دانشگاه مازندران فعالیت میکرد از سوی نیروهای اطلاعاتی بازداشت و روانه زندان متی کلای بابل شده است.
وی پیش از این نیز در زمستان سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و در زندان اطلاعات مازندران به سر میبرد که سرانجام با قرار وثیقه آزاد شده بود.
پیش از این نیز دکتر علیاکبر سروش و احمد میری از اعضای هیت علمی دانشگاه علوم و فنون بابل و دانشگاه مازندران توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده و دوران بازداشتشان را در زندان اداره اطلاعات مازندران و متی کلای بابل سپری کردند.
گفتنی است این استاد دانشگاه دارای سابقه عارضه قلبی است و وضعیت جسمی وی بسیار وخیم گزارش شده است.
همچنین گزارشها از زندان متی کلای بابل حاکی از آن است که ۵ دانشجوی دربند زندان بابل دارای وضعیت نامناسب هستند و در چند روز اخیر از هرگونه تماسی با خانوادههای خود محروم شدهاند.
محسن برزگر، ایمان صدیقی، مشفق سمندری، حسین جلیل نتاج و نیما نحوی دانشجویانی هستند که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیتشان در زندان متی کلای بابل هستند.
رییس مجلس شورای اسلامی ضمن انتقاد از تخلفهاى دولت محمود احمدىنژاد از قوانین، اعلام کرد که اگر بر انکار این تخلفها اصرار شود، آنها را به اطلاع نمایندگان و مردم خواهد رساند.
علی لاریجانی روز یکشنبه در واکنش به سخنان احمدینژاد در جمع اعضای کمیسیون اصل نود با بیان اینکه «تشخیص حسن و قبح مصوبات مطابق قانون اساسی برعهده عقل جمعی مجلس است» تصریح کرد: «بعید مىدانم کل مصوبات مجلس هشتم ۱۳۰ عدد باشد.»
روز شنبه محمود احمدینژاد طی سخنانی در کمیسیون اصل نود مجلس گفته بود که «مجلس تاکنون بیش از ۱۳۰ قانون تصویب کرده که مغایر با شرع و خلاف قانون اساسى است.»
آقای لاریجانی در ادامه صحبتهای خود افزود: «در مورد مصوبات خلاف شرع و خلاف قانون اساسی که به رقم ۱۳۰ عدد اشاره شده است، بعید میدانم کل مصوبات مجلس هشتم ۱۳۰ عدد باشد. از این تعداد شاید ۱۰ تا ۱۵ عدد آن با اشکال شرعی و یا مخالفت قانون اساسی توسط شورای نگهبان مواجه شده است که آن هم اغلب مربوط به موافقتنامههای دولت با سایر دول خارجی است که با امضای رییسجمهوری و یا وزیر خارجه به مجلس داده شده است.»
وى در پایان با بیان اینکه مجلس در برخورد «اهل مجامله» نیست و حوزه فعالیتش را هم محدود نمىکند، افزود: «مواردى از تخلفات قانونى وجود دارد که فعلن بنا بر طرح آن ندارم، چنانچه اصرار بر این مباحث باشد قطعن با اطلاع نمایندگان براى مردم بیان خواهد شد.»
در شب ۲۰ ژوئن سال گذشته در ایمیل شتابزدهای به سردبیر خودم در نیوزویک نوشتم: «همانطور که میدانیم، این آغازی بر پایان جمهوری اسلامی است. من نمیدانم چقدر طول میکشد تا رژیم اسلامی ساقط شود. خامنهای از سرنگونی شاه درسهای زیادی آموخته است و مرتکب اشتباهات مشابه نخواهد شد.» از هرطرف به نظر می رسید حاکمیت آیتاله علی خامنهای رهبر ایران محکوم رو به فناست. در روزی که سپاه پاسداران به طور خشونتآمیزی اعتراض صلحجویانه عظیم در برابر تقلب مفتضحانه انتخابات ۲۲ خرداد را سرکوب کرد، رژیم از ادعای مشروعیت ساقط شد. خامنهای به بهای تجاوز به مردم ایران، آشکار ساخت که از شاه مخلوع ایران و یا هیچ دیکتاتور متعارف دیگری بهتر نیست.
سخنانم گریبان من را گرفتند. روز بعد از آنکه این ایمیل را فرستادم، بازداشت شده و به زندان اوین تهران فرستاده شدم و ۱۱۸ روز را در آنجا سپری کردم. درحالیکه با چشمبندی سیاه در یک اتاق تیره نشسته بودم، بازجوی من، ترجمه فارسی پیغام خصوصیام را بازخوانی میکرد. اوبه سرم مشت میزد، به کمرم لگد میزد و مرتب به صورت و گردنم سیلی میزد و از من میخواست توضیح بدهم که چگونه جرات مقایسه آیتاله، نماینده خدا بر زمین را با ستمگر فاسدی نظیر شاه به خود دادهام. شکنجههای هولناک روزانه مجبورم کرد که بگویم برای نوشتن چنین چیزی متاسفم. اما هنوز به آنچه در پیام خودم نوشته بودم اعتقاد دارم، هرچند تظاهرات خیابانی تاحد زیادی فروکش کرده و خامنهای هنوز از اریکه قدرت کنار نرفته است.
در تابستان گذشته من تنها کسی نبودم که پیشبینی میکرد رژیم ایران سقوط میکند. بعضیها زوال آن را قریبالوقوع میدانستند. برخی نیز با اطلاع از تاریخ، احتیاط و صبر پیشه کردند. مجموعهای از تظاهرات برعلیه شاه که به سرنگونی وی توسط آیتاله روحاله خمینی منجر شد، برای موفقیت بیش از یک سال به درازا کشید. شاید چیزی نظیر آن برای جنبش به اصلاح سبز نیاز بود. اما یک سال بعد، جنبش سبز از دید دنیای خارج خاموش شده است. آیتاله خامنهای نیز فارغ از هر چالشی بهنظر میرسد.
چه اتفاقی افتاد؟ همانطور که در ایمیل یکسال پیش به سردبیر خودم متذکر شدم، خامنهای از شاه درسهایی آموخته است. یکی از مهمترین این درسها این بود: «از ایجاد شهید دوری گزین، چند ماه پیش از سرنگونی شاه در بهمن ۵۷، نیروهای امنیتی وی صدها مخالف ایرانی را کشتند، اما مرگ این افراد شعله ورشدن عزم عمومی در برانداختن رژیم را به دنبال داشت. خامنهای هوشیارتر از آن بود که چنین عمل کند. وقتی سپاه پاسداران و متعصبان بسیجی به معترضان خیابانی حمله کردند، آمبولانسها و پرسنل درمانی در همان نزدیکی بودند تا میزان مرگ و میر به حداقل برسد. کشتارهایی نظیر مرگ ندا آقا سلطان که بر روی نوار ویدئویی ضبط شد، از استثناهای وحشتناک بودند و نه بخشی از حرکت هماهنگ رژیم. سپاهیها دستور داشتند به جمعیت حمله کنند و نه اینکه آنها را بکشند.»
درس دوم: «رفتار خوبی با نیروهای خود داشته باش. شاه در زیر سایه نگرانی از کودتا، فرماندهان نظامی خود را تا حد ممکن ضعیف و دون نگه میداشت و در روز پیروزی انقلاب، گارد سلطنتی آماده و مشتاق تسلیم شدن بود. در نقطه مقابل، خامنهای از زمان بدست گرفتن مقام رهبری در سال ۱۳۶۸، سپاه پاسداران را نظیر ارتش اختصاصی خود آراسته است. بسیاری از اعضای سپاه متقاعد شدهاند که اقتدا به رهبر کلید ورود به بهشت است. خامنهای نیز در همین دنیا پاسخ سخاوتمندانهای به این وفاداری داده است. هنگام سرکوب معترضان، پول زیادی گیر این افراد آمده و این تازه علاوه بر وامهای خاص تهیه مسکن و ازدواج به آنها بوده است.»
سرانجام اینکه هرگز قبول نکن اشتباه کردهای. شاه سه ماه قبل از سرنگونیاش به شکست اعتراف کرد و به مردم ایران گفت: «صدای انقلاب شما را شنیدم.» خامنهای در برابر انتقاد عمومی از ولایت مطلقهاش، به ایرانیها هشدار داد: «من از آنها میخواهم به تظاهرات خیابانی پایان دهند. درغیر اینصورت آنها مسوول عواقب و پیامدهای هرگونه بحرانی خواهند بود.» خلاص شدن خامنهای از بحران تا حدی به این دلیل بود که عدم محبوبیتش در ژوئن ۲۰۰۹ به اندازه عدم محبوبیت شاه در نوامبر ۱۹۷۸ نبود. طرفداران خامنهای در ایران در اکثریت نیستند اما شمار آنها بیش از طرفداران هر رهبر دیگری در دنیا هستند. ضمنن آنها دسترسی بیشتری به پول و اسلحه دارند.
موازی دانستن جنبش سبز و انقلابیون سال ۵۷ نیز از همان ابتدا گمراه کننده بوده است. تظاهرکنندگان تابستان گذشته برخلاف فعالان انقلاب اسلامی به دنبال تغییر رژیم نبودهاند، لااقل در ابتدا این هدف را نداشتند. آنها فقط خواستار شمارش صادقانه آرای خود بودند. میرحسین موسوی، نامزدی که بیشتر آنها از وی طرفداری کرده بودند، خود نخست وزیر هشتساله دهه ۱۹۸۰ بود و التزام خود به انقلاب اسلامی و حتا شخص خامنهای را چندین بار تکرار کرده بود. عده کمی بودند که وی را به عنوان یک ناجی قبول داشتند. ایرانیها پیشتر در سال ۵۷ میگفتند: «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید.» پس از آنکه دیو با دیوی دیگر جایگزین شد، مردم دیگر اعتقادی به فرشته ها ندارند.
ایرانیها اصطلاحی به نام «روزمرگی» دارند که اصولن به این معناست که «زندگی را روز به روز بگذران». این توصیفی از شیوه خامنهای برای رهبری است. او یک تئوریسین ماهر است. اما به نظر میرسد هیچ طرح بلندمدتی برای کشور و حتا برای بقای سیاسی خود ندارد. اگر او فکر میکند جنبش سبز را به این دلیل که دیگر تظاهراتی در کار نیست از میان برده، در اشتباه است. این واقعیت که ایرانیها از مطالبه علنی حقوق خود بازداشته شدهاند، به این معنا نیست که آرمانهایشان را از یاد بردهاند.
روزنامه ایران «۱۰پیشنهاد ایران به اجلاس جده برای مقابله با اسراییل» را بیان کرده است. کاهش قیمت تولیدات خودرو خبر دیگری است که این روزنامه دولتی به نقل از قائم مقام ایران خودرو به آن اشاره کرده است.
روزنامه ابتکار از «آغاز نام نویسی تسهیلات مهر رضا» خبر داد. این روزنامه همچنین از «احتمال اخراج علی مطهری از فراکسیون اصولگرایان» مطلبی را منتشر کرده است.
«طرح مجلس برای انتخاب مستقیم شهرداران» عنوان برجسته روزنامه تهران امروز است. «نامه قالیباف به دبیرکل سازمان ملل» عنوان دیگری است که این روزنامه از آن یاد کرده است.
روزنامه جام جم در صدر اخبار خود نوشت: «انحصار بیمههای دولتی شکسته میشود». این روزنامه با اشاره به توقف دومین کشتی اعزامی به غزه (راشل کوری) در گزارشی با عنوان «کشتیهای دیگری روانه غزه میشوند» به این مطلب پرداخت.
روزنامه دنیای اقتصاد از قول احمدینژاد رییس دولت ایران به روسیه هشدار داد و نوشت: «روسیه مراقب باشد». این روزنامه اقتصادی در ادامه گزارشی هم از صعود دلار و یورو در بازار جهانی منتشر کرده است.
روزنامه شرق با اشاره به پیشنهاد ایران برای تحت فشار قرار دادن اسراییل نوشت: «کاروانهای جدید راهی غزه شود». «توقیف خودروها از سوی نیروی انتظامی باید قانونمند باشد» عنوان دیگری است که این روزنامه اصلاحطلب از قول عضو کمیسیون قضایی مجلس بیان کرده است.
روزنامه کیهان نیز در صدر اخبار خود به نقل از ۲۴۷ نماینده مجلس شورای اسلامی نوشته است که «بیانات رهبر انقلاب فصلالخطاب است».
«لغو سهمیه بنزین همزمان با اجرای طرح یارانهها» عنوان خبری است که سردار رویانیان بیان کرده است.
و در پایان روزنامه همشهری «بررسی برنامههای تازه هستهای ایران در شورای حکام» را مهمترین خبر دیده است. موارد تخلف دولت از قانون به اطلاع مردم خواهد رسید.
این خبر در بخش شایعه رادیو کوچه قرار دارد و رادیو کوچه صحت و سقم آن را تایید نمیکند.
خبرهای رسیده حاکی است پیکر ۵ تن از شهروندان کرد که روز نوزدهم ازدیبهشتماه در زندان اعدام شده بودند بدون اطلاع قبلی در محلی نامشخص دفن شده است.
ببه گزارش هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکیلی و مادر و خواهر علی حیدریان ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه در یکی از اتاقهای ساختمان استانداری با اسماعیل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.
در این ملاقات خانواده اعدامشدگان خواهان مشخصشدن چگونگی تحویل پیکر اعدامیان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ایشان اعلام کرد «اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دلیل شرایط امنیتی قادر به افشای آن نیستیم دفن شدهاند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسوولین مربوطه محل دفن ایشان را به شما اطلاع خواهیم داد.»
همچنین در پی اعلام طلب بخشش اعدامشدگان در آخرت از سوی استاندار، خانواده اعدامشدگان به وی معترض شدند و استاندار کردستان پس از مشاجره لفظی با خانوادهها اتاق ملاقات را ترک کرد.
در پی این ملاقات، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با سایر اعضای خانواده از جمله برادر علی حیدریان و فرهاد وکیلی تماس گرفته و آنها را تهدید کردند در صورت تکرار این ملاقاتها آنها را بازداشت خواهد نمود.
کشورهای آلمان و روسیه در نشستی مشترک اعلام کردند که از تحریمهای جدید بر علیه ایران حمایت خواهند کرد. آلمان و روسیه روز شنبه در نشست ۵+۱ پس از مذاکرات انجام شده بر اعمال تحریمهای جدید بر علیه ایران تاکید و حمایت کردند. «دیمیتری مدودف» ریاست جمهوری روسیه همراه با آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان با جضور در کنفرانس مطبوعاتی پس از این نشست موافقت خود را با اعمال تحریمهای موجود بر علیه ایران اعلام کردند. آقای مدودف اظهار کرد: «امیدواریم که رهبران و سران ایران نتایج این نشست را شنیده باشند.» همچنین خانم مرکل در این کنفرانس خبری تصریح کرد: «در آینده نزدیک نیز شورای امنیت سازمان ملل با اعمال این تحریمها موافقت خواهد کرد.» لازم به ذکر است که روسیه پیش از این بهعنوان شریک تجاری ایران مخالف اعمال تحریمها بر علیه ایران بوده است، اما از چند ماه پیش تاکنون با شرکت در نشستهای ۵+۱ از اعمال این تحریمها حمایت کرده است.
چند وقت پیش یک بمبگذاری در میدان تایم نیویورک باعث شد که مسوولان و متخصصان خنثا سازی طبق معمول از میان منابع طراحی حمله به آمریکا، به افغانستان، عربستان و عراق مشکوک باشند. یکی از مسوولان مبارزه با ترور میگوید: «موقعی که من از طرح بمبگذاری آگاه شدم، به طور معکوس از ۱۰ تا ۱ شمردم. موقعی که به صفر رسیدم یک نفر کلمه پ را گفت.» پ بیانگر کشور پاکستان بود.
در طی سالهای گذشته طرحهای زیادی که بر علیه آمریکا بود همگی مرتبط با پاکستان بودند. یکی از مسوولان مبارزه با تروریسم که درباره بمبگذاری میدان تایم نیویورک سخنرانی کرد میگفت: «این کاملن قابل پیشبینی بود که دود سیاه هر کسی را متوجه شخصی دارای رابطه با پاکستان میکند.» البته این مقام اجازه صحبت کردن با رسانهها را نداشته است.
جای تعجب نیست که گفته شود فیصال شهزاد، کسی که به بازجویان گفته به تنهایی کار میکرده، در حقیقت با یک لیست طولانی از گروههای افراطی که در شمال پاکستان فعالیت میکنند مرتبط بوده باشد. این گروهها که شبه قاره هند را نیز مورد حمله قرار داده بودند، اکنون به خطری مرگبار برای آمریکا و متحدانش تبدیل شدهاند. به عنوان مرکز القائده که توسط «اسامه بن لادن» هدایت میشود که در زیر ضربات ثابت شکار چیانه CIA قرار دارد، گروههای پاکستانی فعالیتهای خود را به عمق غرب بردهاند.
گروهی مثل تحریک الطبیان پاکستان (TTP) و لشگر طیبه (LeT) تا کنون موفقیتهای برای حمله به آمریکا نداشتهاند همچنان که حزباله در بمب گذاریهای سال ۱۹۸۰ در لبنان داشته یا القاعده که سفارت خانههای آمریکا در آفریقا را در سال ۱۹۹۸ تخریب کرده است. ولی آنها در این اواخر صحبت از گستاخی و مهارت در کارهای جدیدی کردهاند. LeT برای حداقل یک دهه است که در اروپا فعالیت میکند. ابتدا بودجهاش از پاکستانیهای پراکنده در کشورهایی نظیر انگلیس و فرانسه و از افراد داوطلب برای جهاد علیه غرب تامین میشد. حداقل یکی از طرحهای بمب گذاران مترو لندن در سال ۲۰۰۵ توسط LeT آموزش دیده بودند و بازرسان انگلیسی معتقدند که این گروه با دیگر گروهها در انگلیس مرتبطاند.
TTP که مسوولیت بمب گذاری ناکام شهزاد را بر عهده گرفته در پس بمب گذاری انتحاری بود که ۷ مامور CIA را نیز در سال گذشته در افغانستان به کشتن داد. و در سال ۲۰۰۸ در بزرگترین حملات از سوی یک گروه پاکستانی که در غرب انجام داده، LeT در یک ایستگاه راه آهن و یک بیمارستان و دو هتل ۵ ستاره و یک بازار طلا فروشی در بمبیی بمب گذاری کرده بوده و ۱۶۰ نفر را که در بین آنها ۶ آمریکایی هم بوده را به کشتن داده است. بعد از آن مقامات هندی، کامپیوتر یکی از طراحان حمله را مورد تفتیش قرار داد و در آن ۳۲۰ طرح حمله در سرتاسر جهان را کشف کردند که تنها ۲۰ طرح آنها در هند بوده است.
اکنون ماموران امنیتی از گروه جهاد میترسند که اقداماتش را در غرب گسترده میکند و از شهروندان آمریکایی مثل بیرتونس که یک دهه قبل استخدام کرده استفاده میکند. اگر این برآورد درست باشد، این بمب گذاری میدان تایم نیویورک میتواند اولین حمله از بین بسیاری دیگر از حملات در آینده باشد.
تهدید آشکار
منشاء اصلی بنیادگرایی پاکستانی چیست؟ در ۱۹۸۰ بسیاری از گروههای اسلامی پر حرارت در پاکستان تشکیل شدند تا با متحدان شوروی در افغانستان بجنگند. با این حال این گروهها و شرکای آنها سلاح خود را زمین نگذاشتند و در عوض آن توجه خود را معطوف به دشمن دیرینه پاکستان یعنی هند کردند. آنها توسط مردمان پاکستان و نظامیان و ماموران امنیتی پاکستان مورد تشویق قرار گرفتند، Let ، جیش محمد و دیگران زمانیکه آزادی خواهان در کشمیر فعال بودند خود را آماده کردند.
کشمیر منطقهای است که مورد ادعای هم پاکستان و هم هند است. مقامات پاکستانی اقرار کردند که جهادیها یک میانجی کمک دهندهای در میان درگیریشان با هندیها است و اسلام آباد به گروههای مثل LeT زمین، پول و حتا آموزش نظامی داده است. این نشان میدهد که آنها نمیتوانند به اهدافی در پاکستان حمله کنند یا در عملیاتی علیه آمریکا یا متحدان پاکستان شرکت کنند. با این حال همکاریهای سطح پایینی بین گروههای پاکستانی و القاعده وجود دارد که توجه زیادی را از سوی واشنگتن به سمت خود جلب نکرده است.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بوش دقت خود را بر روی متحدان بن لادن بیشتر کرد. واشنگتن به دولت پاکستان و ژنرال «پرویز مشرف» فشار آورد که LeT و جیش و دیگر گروهها را سرکوب کند که بعدها از سوی وزارت خارجه آمریکا در لیست سیاه سازمانهای تروریستی قرار گرفتند. ولی دولت اسلام آباد تنها با کمی تغییر در نامشان به این گروهها اجازه داد که عملیات خود را ادامه دهند. مثلن LeT، با بنیاد خود یعنی جماعتالعدوا ادغام شد. در دسامبر ۲۰۰۱، LeT در یک اقدام متهورانه به پارلمان هند حمله برد که باعث شد این دو کشور در آستانه جنگ قرار بگیرند.
به مرور، گروههای پاکستانی اهدافشان را به خارج از هند گسترش دادند. هدف اصلی LeT تمرکز بر روی ارتباطات واقعی یا صوری بین هند و اسراییل و آمریکا بود. در نیمه سال ۲۰۰۰ رهبر گروه، یک استاد سابق علوم اسلامی به نام «حفیض محمد سعید» بود که با زبانی مشابه فتواهایی که توسط بن لادن و دیگر رهبران القائده داده میشد، جهاد را بر علیه غرب فرا خواند. جنگ جویان LeT از منطقه آرام خود خارج شدند و به گروههای جنگنده در عراق پیوستند.
در همین زمان یک گروه افراطی جدید، TTP در مرزهای پاکستان با افغانستان شروع کرد به گسترش یافتن. زمانیکه LeT و جیش و دیگر گروهها توسط گروههای اصلی قومی پنجابی رهبری میشدند، TTP بسیار به پشتونها نزدیک بود. نژادی که توسط گروههای افغانی حکمرانی میشود. و گروه TTP در مورد چالشهای که از سوی دولت پاکستان مثل گروههای ناتو در افغانستان دریافت میکرده، هیچگاه تردیدی نداشته است. در سال ۲۰۰۷ رهبر آن، «بیتاله محسود» دستور قتل «بینظیر بوتو» و حمله به مناطق نظامی را داد. وی همچنین دستور انجام موجی از بمب گذاران انتحاری در شهرهای پاکستان را صادر کرد.
در هنگامیکه مقامات پاکستانی میخواستند که تامل بیشتری بر روی گروههای پنجابی داشته باشند، مجبور میشدند که توجه خود را به موضوع دیگری که همانا TTP بود نیز جلب کنند. ارتش در سال ۲۰۰۸ شروع به سرکوب این گروه کرد و در تابستان ۲۰۰۹ یک هواپیمای بدون سرنشین CIA بیتاله محسود را از پای درآورد. جانشین او حکیماله محسود نیز به نظر میرسد توسط حمله هواپیمای بدون سرنشین دیگری در ژانویه کشته شد. ولی نام وی دوباره برای مسوولیت بمب گذاری میدان تایم نیویورک آورده شده است.
نظامیان در مشت ما هستند
چهقدر این امر باور کردنی است؟ مقامات آمریکایی در ابتدا ادعای TTP را انکار کردند ولی پس از اینکه معلوم شد شهزاد در کمپهای بمب سازی وزیرستان که نقطه قوت محسود بوده است، آموزش دیده این موضوع را دوباره بررسی کردند. در اکتبر سال گذشته، FBI یک آمریکایی پاکستانی تبار را به نام «دیوید کولمن هدلی» و یک کانادایی پاکستانی تبار را به خاطر طراحی حمله به دفاتر روزنامه دانمارکی در کپنهاگ که کاریکاتورهای پیامبر را چاپ کرده بود، دستگیر کرد.
تعجبآورتر آن است که FBI میگوید هدلی در حملات بمبئی نیز دست داشته است. وی یک هتل و مرکز یهودیان را مورد هدف قرار داده است و میخواسته قبل از اینکه مامورین از نقشه بمب گذاری آگاه شوند، در سفارت انگلیس و هند و داکای بنگلادش نیز بمب گذاری کند. در ماه مارس هدلی در تمامی اتهامات گناهکار شناخته شد و اکنون وی منتظر حکمش است.
ارتباطات هدلی برای تیم امنیتی اوباما زنگ خطری بود و در ماه ژانویه، دانیل بنجامین، مقام ارشد ضد تروریسم وزارت امور خارجه در سخنرانی به موسسه Cato در واشنگتن گفت که چیزهایی من را نگران میکند مثل نگرانیهای LeT . در ماه بعد از آن رییس سازمان امنیت کشور «دنیس بلر» به کمیته منتخب سنا گفت که LeT تبدیل به تهدیدی مستقیم شده بوده است و اهدافش را در غرب و اروپا میبیند.
TTP هم همین کار را دارد میکند. در سال ۲۰۰۸ آنها نقشه بمب گذاری در شبکه حمل و نقل عمومی بارسلونا را داشتند با این حال این عملیات قبل از آن مرحلهای که نقشهاش را کشده بودند، در هم شکست. اگر شهزاد در شبکه محسود فعالیت میکرد، آنگاه TTP به اقدام خرابکارانه گستردهای در خاک آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر میتوانست دست بزند.
صادرات جهاد
هنوز زود است که بگوییم بسیاری از تحلیلها در مورد توانایی یک گروهی مثل TTP جهت انجام عملیات در خارج از پاکستان و افغانستان هنوز دچار شبه هستند. همچنین جنگجویان TTP در کوهستانها کم و ناتوان هستند و در برابر خارجیها بدون امکانات هستند. در عوض محسود و جنگجویانش مثل حملات زمینی(از سوی ارتش پاکستان)، خود را زیر حملات هوایی نیز میبینند (هواپیماهای بدون سر نشین CIA). به نظر میرسد که آنها آزادی فکر کردن به اهداف بزرگتر را ندارند. آنها اهداف آمریکا را در دستانشان میبینند. در ماه آوریل TTP به کنسولگری آمریکا در پیشاور پاکستان حمله کرد.
ولی TTP در راهی فعالیت میکند که تروریسم را صادر کند. کمپهای آموزش ترور در وزیرستان معبدگاه جهادیهای علیه غرب است و این شامل شهروندان آمریکایی نیز میشود. بعد از یک بار آموزش دیدن، بعضی از آنها به خانه باز میگردند و تبدیل به ماموران اجرایی TTP در سر تا سر جهان میشوند. به نظر میرسد که کمپ توسط نجیباله زازی که قصد حمله به مترو نیویورک را در سال گذشته داشته و شهزاد که متهم اصلی بمب گذاری میدان تایم نیویورک هست، توسط TTP هدایت شده باشند.
شکی نیست که بقیه هم جا پای آنها میگذارند. آشلی تلیسی، یک متخصص آسیای جنوب شرقی از موسسه وقف شده Carnegie صلح بینالمللی میگوید که هیچ دلیلی وجود ندارد که محسود برای حمله به آمریکا عزمی داشته باشد. او میگوید: «گروه محسود اقدام بزرگی را از عمق کمپها انجام داده است. وی منتظر پاسخ دادن و مقابله به مثل است. ما بسیار باید مراقب TTP باشیم.»
گروه LeT هم همین قصد را دارد ولی امکانات بسیار بیشتری دارد. آنها شبکههای بینالمللی بزرگتری دارند و به امکانات پیچیدهتر استفاده و به افراد تحصیل کردهتری دسترسی دارد مثل هدلی که میتواند در جامعه آمریکا آزادانه زندگی کند. به نظر میرسد که فعالیتهای خارجی آنها بهتر برنامهریزی شده است، حتا با همکاری دیگر گروهها مثل القائده و جیش.
شاید توان اصلی LeT پشتیبانی است که از ارتش پاکستان و سرویسها امنیتی آن کشور به دست میآورد. و آنها از محبوبیت خود در قسمتهای وسیعی از پاکستان استفاده میکنند که در آن دولت نمیتواند خدمات اجتماعی ارایه دهد و آنها این کار را انجام میدهند. پس از زلزله سال ۲۰۰۵ کشمیر پاکستان، داوطلبان LeT معمولن اولین افرادی بودند که به محل حادثه رسیدند و کمکهای ارزشمندی هم ارایه دادند.
چگونه گروههای پاکستانی جنگیدند؟ بوریس ریدل یک متخصص تروریسم در واشنگتن میگوید که بهترین شرط مدیریت سرکوب جهانی گروهکهای جهادی پاکستانی در خارج از آن کشور مخصوصن در انگلیس و آمریکا و خاور میانه است. وی میگوید: «این پایگاههای خارجی داری بیشترین تهدیدات برای ما هستند، خیلی بیشتر از عملیاتی که درخود پاکستان انجام میدهند.» به عنوان یک مقام انگلیسی و کسی که نسبت به همتایان آمریکاییش تجربه بیشتری دارد و با چالشهایی روبهرو است، بسیار خوب با یک چنین سرکوبهایی آشنا است که باید با کار سخت و طولانی با آژانسهای حقوقی کار شود. بمب گذاری میدان تایم آنطور که برنامهریزی شده بود عملی نشد. ولی همانطور که ریدل میگوید، ما نمیتوانیم به این دل خوش کنیم که آنها همیشه در بمب گذاری کارشان به اشکال بر میخورد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر