-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
داریوش شکوف، فیلمساز ایرانی که از روز ۲۴ ماه مه در شهر کلن ناپدید شده بود، روز یکشنبه ۶ ژوئن در همین شهر توسط پلیس پیدا شد.
به گزارش دویچهوله، اداره پلیس کلن طی تماسی در ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه روز یکشنبه با خانمی که مفقود شدن شکوف را به آگاهی آنها رسانده بود از وضعیت وی اطلاع پیدا کردند.
بعضی از دوستان و نزدیکان آقای شکوف بر این باور هستند که وی دچار افسردگی، انزوا و غیبت خودخواسته شده است. این در حالی است که تلفن همراه شکوف در طول ۱۳ روز غیبت، همواره روشن بود و پیامهای متوالی را ضبط میکرد.
لازم به ذکر است هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت دوران ناپدید شدن این فیلمساز ایرانی در دست نیست.
خبرهای زیست محیطی این سالهای اخیر اغلب نشان از تخریب و فاجعه دارد و هشدارهای جهانی برای تلاش همگانی برای حفظ سیارهای که اگر نباشد شاید زندگی نیز از بین برود مگر آن که تا آن زمان امکان زندگی بشر در سیارهای غیر از زمین مهیا شده باشد.
ماجرای گرمشدن زمین و تغییر اقلیمی آن به یکی از موضوعات مهم جهانی مبدل شده و هرچند که پس از نشست کپنهاک این نظریه تغییر اقلیم به نوعی در حاشیهای از شک و تردید قرارگرفت اما به هرحال به نظر میرسد فاجعهای در حال وقوع است و هریک از موجودات زنده روی زمین به نوعی در آن سهیم هستند. از دولتهای بزرگ گرفته تا تک تک افراد از کودک تا کهنسال.
و آنچه بیش از هر چیزمیتواند در جلوگیری از این فاجعه یا پیشگیری از وقایع دردناک بعدی یاری کند، درست رفتار کردن با محیط زیست است.
در واقع افراد باید از کودکی آموزش ببینند که چگونه رفتار صحیحی با محیط پیرامون خویش داشته باشند. با آب، گیاهان، خاک و هوا.
شاید همانگونه که نماینده یونیسف در نامه خویش خطاب به کودکان اشاره کردهاست هر فرد ولو این که کودک باشد باشد میتواند با عملکرد خویش الگویی برای بهینه رفتار کردن با طبیعت باشد.
«هانس اولسن» نماینده یونیسف در مالزی در نامهای خطاب به کودکان و نوجوانان به مناسبت روز جهانی محیط زیست گفتهاست: «بیائید این سیاره را نجات دهیم».
شکی نیست که جهانی را که اکنون در آن شما زندگی میکنید با دنیایی که من وقتی هم سن شما بودم زندگی میکردم، متفاوت است. آن موقع نه کامپیوتری بود نه موبایلی یا فیس بوکیی اما آن دنیا هم دنیایی بود با کارخانهها، ماشینها و مردم، البته با آلودگی و تلفات انسانی کمتر.
بیش از ۶٫۸ بیلیون نفر در این کره خاکی زندگی میکنند که در بسیاری از مناطق بیش از این می شد اگر منابع جهان بیپایان بود. اما مادر زمین با نشانههایی به روشنی عکس العمل نشان دادن را آغاز کرده است.
سالها آلودگی صنعتی و انسانی، به ویژه در کشورهای صنعتی، به اندازه کافی آسیب به محیط زیست وارد آورده و سبب تغییر اقلیمی و آب و هوایی و بسیاری از نارساییهای طبیعی شده مثل خشکسالی و سیل که تاکنون شاهدش بودیم، شدهاست.
تعادل ظریفی که بین گونههای مختلف زندگی در سیاره ما وجود داشت، به هم خوردهاست. تنوع زیستی، که به سادگی اجازه میداد انواع گیاهان و حیوانات باهم و در تعادل کامل زندگی کنند، پس از سالها «توسعه» بدون کنترل در معرض خطر قرار گرفتهاست.
کاهش یافتن جنگلها و پاکسازی زمین از درختان، عواقب وحشتناکی برای تنوع زیستی در بسیاری از کشورها به همراه داشته است. برخی از گونههای گیاهی و حیوانی ناپدید شدهاند و برخی در معرض انقراض هستند. این هم یک خبر بد برای ما انسانها ست که به این تنوع برای تهیه مواد غذایی، دارو، سوخت و دیگر چیزهای اولیه نیاز داریم.
اما شما ممکن است با خود فکر کنید که «چرا من این مطالب استرسزا را به شما میگویم؟ من که به هرحال نمیتوانم کاری در این رابطه انجام دهم.»
خوب شما ممکن است بسیار جوان باشید اما این به این معنا نیست که شما نتوانید یک پیش رو و رهبر باشید. شما میتوانید یک نمونه باشید با کارهایی که انجام میدهید. کاری که مورد علاقهتان است را انجام دهید برای دفاع از محیط زیستی که در آینده وارث آن خواهیدبود.
دلیل مهم دیگری هم وجوددارد: وقتی همه چیز به دلیل تغییرات اقلیمی به هم میریزد اغلب این کودکان هستند که بیشترین آسیبها را میبینند.
تغییرات آب و هوایی که سبب شرایط دشوار مانند سیل و خشکسالی میشود، آسیب به محصولات کشاورزی میزند، کاهش درآمدها را ناشی میشود و فقر، گرسنگی و بیماری را به همراه میآورد. آب آشامیدنی غیربهداشتی و راکد باعث اسهال، مالاریا و دنگی میشود و تولید کمتر مواد غذایی یعنی کودکان قادر نیستند به مواد غذایی که به آن نیازمندند دسترسی داشته باشند.
آسیبهای طبیعی همچنین اغلب خانهها و مراکز عمومی مثل مدرسهها را ویران میکند و کودکان باید بهای تحصیلات از دست رفته را بپردازند و حتی اگر مدرسهای هم باقی مانده باشد، بچهها دیگر پولی برای شهریه مدرسه ندارند و مجبور میشوند کار کنند تا به خانوادههایشان کمک کنندتا غذایی بر سر میز داشته باشند.
خلاصه، کودکان چیزهای زیادی را ازدست میدهند اگر ما به اندازه کافی مراقب محیط زیست نباشیم. شما میتوانید کمک کنید تنها با تصمیمگرفتن این که فقط یک کار کوچک اما مهم انجام دهید.
اولین نکته این که چگونه از آب استفاده کنید. وقتی دوش میگیرید یا دندانهایتان را مسواک میکنید مطمئن باشید که آب هدر نمیرود. وقتی به خانوادهتان کمک میکنید که ماشین بشویند یا به گیاهان آب میدهید از یک سطل به جای یک شلنگ استفاده کنید و یادآوری کنید که والدین شما هم این کار را انجام دهند. به یاد داشته باشید به این ترتیب شما آب پاک را برای آینده پسانداز میکنید.
نکته دیگر این که از کیسههای پلاستیکی پرهیز کنید. به جای آن کیف خودتان را با خود از خانه بیاورید وقتی به خرید میروید. این بسیار مهم است چراکه پلاستیک مادهای است که تجزیهناپذیر است و در طبیعت باقی میماند. مقدار زیادی از کیسههای پلاستیکی با آب شسته میشوند و به دریاها راه پیدا میکنند و در آب دریا شناور میمانند و سبب ازبین رفتن موجوداتی مثل دلفینها که در آن گرفتار میآیند، میشوند.
و سومین نکته این که کمک کنید به پس انداز هرچه بیشتر نفت و کمتر از ماشینها استفاده کنید. والدینتان را تشویق کنید که از راههای کوتاهتر استفاده کنند وقتی که برای انجام کارهای روزانه شان بیرون میروند. سعی کنید همگی با یک ماشین بیرون بروید به جای آنکه تک تک سفر کنید. و از آن بهتر این که از وسایط نقلیه عمومی استفاده کنید وقتی امکانش را دارید.
شما ممکن است فکر کنید این ها زیاد خوشایند نیست. اما باور کنید شما میتوانید به خوبی فردی باشید که یک تغییر را آغاز میکند در خانواده یا حتادر همسایگان. فقط تصور کنید این ۲٫۲ بیلیون کودک روی زمین چه میتوانند انجام بدهند وقتی تصمیم بگیرند که «کافی، کافی است»
من ایمان دارم که شما و دوستانتان با دانش و اراده راسخ میتوانید نقش مهمی در تغییر این جهان به جهانی بهتر را ایفا کنید.»
مصرف گوشت موجب تغییر و انحطاط محیط زیست میشود
اما در خبر دیگری آمدهاست که هیات مدیریت منابع پایدار سازمان ملل اعلام کرده که مصرف گوشت موجب تغییر و انحطاط محیط زیست میشود و لازم است جمعیت جهان برای مبارزه با تغییرات اقلیم به مصرف غذاهای گیاهی روی آورد.
به گزارش ایرنا، کارشناسان معتقدند عمدهترین دلیل انتشار گازهای گلخانهای تولید غذا و مصرف سوختهای فسیلی است.
این هیات بینالمللی در گزارش خود آورده است: کاهش قابل توجه اثرات تغییر اقلیم تنها با تغییر اساسی در شیوه تامین غذای سراسر جهان امکان پذیر است.
با افزایش جمعیت جهان بیم آن میرود که تولید غذا به عمدهترین عامل تغییر و انحطاط زیست محیطی تبدیل شود.
مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل میگوید، مردم میتوانند با کاهش مصرف گوشت به مبارزه با تغییرات اقلیم کمک کنند.
ایجاد موزه زیر آب در مکزیک
اما مکزیکیها موزهای در زیر آب برای حمایت از مرجانها ایجاد کردند.
به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران، مکزیکیها به هدف حمایت از گیاهان مرجانی نادر این موزه را در شهر کانکون مکزیک افتتاح کردهاند که البته پیشبینی میشود در سال ۲۰۱۱ کامل شود.
گفته میشود که گیاهان مرجانی در این منطقه به دلیل دیدارهای مکرر گردشگران آسیب زیادی دیده و قراردادن مجسمهها در محیط زیست دریایی امکان تولید مثل و تکثیر گیاهان مرجانی را بر روی آن، فراهم خواهدکرد.
البته این هم از اثرات تخریبی گردشگری بر روی طبیعت است که در بسیاری از نقاط گردشگری ایران و جهان شاهد آسیبهای جدی که گردشگران به طبیعت زدهاند بودهایم که پیشگیری از این امر نیز یک عزم جدی در هر دو حوزه گردشگری و محیط زیست را میطلبد و آموزش گردشگرانی که به مناطق طبیعی قدم میگذارند همچنین تصویب قوانین در این رابطه و کنترل کافی.
نابودی تمدن بشری با گرم شدن زمین
اما خبر دیگر این که یک پژوهشگر وطنی محیط زیست گفتهاست گرم شدن زمین تمدن بشری را نابود میکند.
به گزارش خبرآنلاین، دکتر«حمید طراوتی» عضو هیات مدیره تشکلهای زیست محیطی ایران، در یادداشتی تاکید کردهاست که امروزه این گرماست که بیداد میکند و نه سرما. دیگر زمستانهای قدیم را دیگر نمیتوان دید؛ دورانی که چهل شبانه روز جمال آفتاب دیده نمیشده است.
او در ادامه گفته است: «امواج گرم شدن کره زمین اکنون مانند یک تسونامی است که تنها چند متر ارتفاع دارد و درعمق اقیانوس ایجاد شده اما وقتی به ساحل برسد همه چیز را نابود خواهد کرد. اگر اقدامی نشود تا سال ۲۱۰۰دیگر اقیانوس منجمد شمالی وجود نخواهد داشت؛ گونه ها و اکوسیستم های وابسته به یخ از بین میروند. اگر درجه حرارت ۲ و نیم درجه افزایش پیدا کند، خرس قطبی از بین میرود. در مناطق خشک واقع در عرض های جغرافیایی میانی، مثل ایران مرکزی و در مناطقی که به آب رودخانههایی که از ذوب یخ به وجود میآید وابستهاند هم بارندگی کم میشود.»
سال ۲۰۱۰ گرم ترین سال تاریخ
از سوی دیگر به گزارش فردا، دادههای دانشمندان آمریکایی نشان میدهد که یخ مناطق قطبی در نازلترین سطح و درجه حرارت در بخش اعظم کره زمین به حد بیسابقهای گرم خواهد شد و بنابراین سال ۲۰۱۰ گرمترین سال است که در تاریخ ثبت شدهاست.
روزنامه گاردین مینویسد که دانشمندان هواشناسی و اقلیم شناسی آمریکا اعلام کردهاند که سطح یخ مناطق قطبی با نازلترین حد ثبت شده برای این فصل رسیده و به احتمال زیاد رکورد سال ۲۰۰۷ را خواهد شکست.
بررسیهایی که این دانشمندان توسط ماهواره انجام دادهاند نشان میدهد که سرعت ذوب شدن لایههای یخ امسال بسیار سریعتر شده و اکنون هر روزه حدود ۴۰ هزار کیلومتر مربع از این لایهها ناپدید میشوند.
خوب با این خبرها بهتر است همان گونه که آقای اولسن گفتهاست هریک از ما با کارهای ساده اما مهمی که میتوانیم انجام بدهیم نقش بسزایی در نجات کره زمین داشته باشیم.
در مصرف آب صرفهجویی کنیم. برای خرید از کیسههای پارچه ای استفاده کنیم و هرچه بیشتر از وسایل نقلیه عمومی بهره ببریم و در مصرف بنزین صرفهجویی کنیم. سیگار نکشیم و در سفر به طبیعت مراقب او باشیم و آسیبی به آن وارد نکنیم.
در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به «تاج الواعظین» معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجرهای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشهها و ردیفهای آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.
بخش اول
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه میدانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسهی «علمیه» سپرد. این مدرسه در بازارچهی «رحیم خان» نزدیک مسجد «رحیم خان» واقع بود با منزل شان فاصلهی چندانی نداشت. در مدرسه بهخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلاماله مجید را به او واگزار کرده بودند.
یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمیگشت با خود اندک اندک زمزمه میکرد و این زمزمه تا نزدیک در منزل او ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهرهای گشاده و ملاطفتآمیز به فرزند گفت: «جان پدر. تو صدایت خوب است و قشنگ آواز میخوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسهای از مهر بر پیشانیاش زد و گفت: «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»
آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود «تاج زاده» میگفتند. جلال تاجزاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیفها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم «سید عبدالرحیم اصفهانی» استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشهها را یاد گرفت. پس از مرحوم «سید عبدالرحیم»، پدر تاج برای اینکه او را با گوشههای سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسداله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتن طولانی در خدمت نایب اسداله نکتهها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیهی پدر برای تکمیل گوشهها و ردیفها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعتساز معروف به «خضوعی» بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل میخواند و اینجا و آنجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن میگفتند.
اولین تجربهی آواز خوانی با ساز
تاج در نوجوانی با مرحوم «حسین خان اسماعیلزاده» استاد معروف و مسلم کمانچه (دایی استاد اصغر بهاری) آشنا میشود و اولین باری که قرار بود به همراه ساز حسین خان اواز بخواند حسین خان ساز را کوک میکند و هنوز جملهی اول را نزده، تاج با عجله درآمد آواز میکند.
بخش دوم
حسین خان با لبخندی میگوید: «پسرم، در خواندن اینقدر عجله نکن. صبر داشته باش تا من درآمد بکنم. بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهارمضرابی هم بزنم. وقتی که مجلس سرحال آمد و خودت هم کاملن سر ذوق آمدی شروع کن به خواندن. تازه آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوان تا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاریهای آوازت را داشته باشند.»
همآوازهای تاج
تاج همیشه از آواز مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی و مرحوم میرزا حسین ساعتساز (حضوعی) با تجلیل و گرامیداشت فراوان یاد میکرد و به خصوص میگفت: «صوت داوود نبی در حنجره و صدای استادم مرحوم سید رحیم تجلی میکرد و ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند.» جز این دو نفر تاج با سعهی صدر و مناعتی که داشت و اصولن هر خوانندهای را تشویق میکرد، از خوانندگان همزمانش نیز از جمله به این استادان ارادت داشت و از آنان و آوازشان به نیکی یاد میکرد (این اسامی را تاج در گفتوگویی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ داشت بر زبان آورد) : «سید حسین طاهرزاده»، «سید اسماعیل خان قراب»، «قربان خان شاهی»، «تجلی»، «حاج محمد علی»، «حبیب شاطر حاجی» و «شهاب» معروف به «شهاب چشم دریده»، شاگرد حبیب شاطر حاجی که گوشهی شهابی در دستگاه زند یا ترک به او منسوب است.
کسانی که با تاج ساز نواختهاند
بیتردید بسیاری از اساتید مسلم موسیقی و نوازندگان چیره دست سازهای ایرانی با شادروان تاج اصفهانی ساز نواختهاند، ولی میتوان نام این هنرمندان را در ردیف نام کسانی که با تاج همنوازی داشتهاند ثبت کرد :
مرحوم «نایب اسداله» نی زن معروف (این استاد زمانی که تاج نزدش تلمذ میکرده به عنوان آموزش همراه آواز تاج اصفهانی نی هم میزده) مرحوم «شکری ادیب السلطنه» استاد تار، مرحوم «رضا محجوبی» (ویولن)، مرحوم «حسین یاحقی» (ویولن)، «مرحوم ارسلان خان درگاهی» (تار و سه تار)، مرحوم «اکبر خان نوروزی» (تار)، مرحوم «رضا خان باشی» (تار)، مرحوم «سلیمان خان اصفهانی» (نی)، مرحوم «علی خان شهناز» (تار) ، مرحوم «حسین خان شهناز» (تار) ، استاد «حسن کسایی» ، استاد «جلیل شهناز» (نوازندهی چیره دست تار) ، استاد «علی تجویدی» و …
شاگردان تاج
استاد شجریان میگوید: «تاج برخلاف اینکه استادان انگشت شماری داشت شاگردانش فراوان بودند. او در تعلیم، با لطف پدرانهای که داشت با اصرار هر کسی را که حتا دو دانگ صدایی داشت تشویق به خواندن میکرد و اغلب خودش نیز محض ترغیب شاگردان جوان و تازه کار بی هیچ ناز و افادهای چند بیتی مناسب زمزمه میکرد.
تاج با خضوع و خشوع فراوان تعلیم میداد و با روحیهای که داشت اکثرن از شاگردانش به عنوان شاگرد نام نمیبرد و از آنها به نام دوست و رفیق یاد میبرد. شاگردان تاج فراواناند و من (استاد شجریان) بیشتر آنها را ندیده و نمیشناسم ولی در آن میان فقط با دو نفر آنان آشنایی پیدا کردم: یکی آقای «مرتضا شریف» (قاضی دادگستری) ، از شاگردان قدیمی تاج که شیوهی تاج را خیلی خوب دریافت کرده و به کار میگیرد ، حنجرهی توانایی دارد و پخته میخواند و شعر را بجا در آواز بهکار میگیرد. یکی هم که بیش از همه و تا آخرین روزهای زندگی با تاج و در خدمت او بوده آقای «علیاصغر شاهزیدی» خوانندهی جوان اصفهانی است که خود به تعلیم آواز هنرجویان مشغول است و در یکی از آزمونهای باربد نیز رتبهی اول شده است.
عدهی زیادی هم غیرمستقیم شاگرد تاج بودهاند. این عده از راه صفحات و نوارهای تاج با سبک آواز او آشنا و روش او را در آواز تعقیب کردهاند که از این میان میتوان به خوانندهی خوش صدای معاصر آقای «حسین خواجه امیری» (معروف به ایرج) اشاره کرد.»
روحیه و خلقیات تاج
شادروان مردی سلیم النفس و با مناعت طبع بود. هرگز در طول مدت زندگیاش به خاطر مال دنیا و زندگیاش به کسی کرنش نکرد و این خاطر مدح کسی را نگفت. او از همه تعریف و تمجید میکرد و همه را با نام خیر یاد میکرد. شاید کسی به خاطر نداشته باشد که او حتا یکبار از کسی گلایهای بکند و از کسی بد بگوید. او حتا اگر از کسی رنجش میدید و خاطرش آزرده میشد این رنج و آزردگی را با سکوت بزرگوارانهای تحمل میکرد. تاج از استادانش با احترام فراوانی یاد میکرد و با دوستانش به مهربانی و عطوفت رفتار میکرد.
خانوادهی تاج
شادروان تاح در زندگی یک همسر اختیار کرد و همیشه از او به عنوان کدبانوای خانهدار، مهربان و دلسوز که موجب گرمی کانون خانوادگی است نام میبرد. خداوند به تاج شش فرزند عطا کرد. چهار دختر به نامهای تاجی، پروین، هما، پروانه و دو پسر به نامهای همایون و جمشید.
سرانجام در روز ۱۴ آذر سال ۱۳۶۰ دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق رفت. در شب سومین روز فوت او عدهی زیادی از مردم هنر دوست و هنرمند اصفهان شرکت داشتند. طوری که فضای مسجد به طور مداوم پر و خالی میشد. در آن شب «کسایی» نی میزد و گریه میکرد. همراه نالههای نی همه شیون میکردند. در همان حال استاد دکتر «شفیعی» به مناسب حال حضار مجلس خطاب به تاج گفت :
«سلک جمعیت ما بی تو گسسته ست زهم ما که جمعیم چنینیم تو تنها چونی»
منبع: زندگینامه برگرفته شده است از وبلاگ «کرشمه»
در زمانهای قدیم، در یک شهر که بیشتر مردمش تاجر بودند، زنها از بیکاری با یکدیگر بحث و غیبت میکردند و خبرهای کذب هم در این میان ردوبدل میشد. یک روز شایعه شد پادشاه و همسرش در چند ماه اخیر با یکدیگر [...] نداشتهاند. داروغه که نمیخواست آن شایعه بیشتر منتشر شود و به گوش مقامات بالاتر برسد، به فکر چاره افتاد.
پانزده، نه، شش، پنج، دو، یک و اعدام از جمله اعداد و کلماتی است که در حوادث پس از انتخابات با آنها بیش از پیش مانوس شدهایم. این اعداد، اعداد رمز و یا شما معکوس نیستند و کلمه اعدام هم کلمه رمز یا نام کالا و خوردنی و چیزی نیست. به زبان راندن این اعداد و کلمه و یا حتا نوشتن آنها بسیار راحت است به راحتی میتوان از این اعداد در محلهای مختلف استفاده کرد و روزانه بارها این اعداد از زبانمان بارها خارج میشود.
اما وقتی به خوبی فکر کنیم و تامل کنیم که بعضی وقتها این اعداد کاربردهای دیگری هم برای آزاد یا بهتر و حقوقی بگویم برای تنبیه و تادیب افراد دارند کار بسیار دشوار میشود. مثلن یک دفعه به شما بگویند فرزند شما به شش سال حبس محکوم شده است یا بگویند به مجازات اعدام محکوم شده است یا اصلن جای دوری نرویم. به خود شما بگویند به اعدام محکوم شدهاید و اگر دیوانعالی کشور حکم اعدام شما را تایید کند و شما هم احتمال قوی دهید که حکم اعدامتان در دیوانعالی کشور تایید خواهد شد، چه حالی بهتان دست خواهد داد.
یا اینکه به شما بگویند که به دلیل شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور به شش شال حبس تعزیری محکوم شدهاید. چه حالی به شما دست خواهد داد؟ حال به کرات با خود و به دیگران بگویید که بابا به خدا من فقط در راهپیمایی و راهپیماییهای سکوت شرکت کردم و در آنجا عالیجنابان موسوی و کروبی هم حضور داشتند و …. گوش شنوایی وجود ندارد که ندارد. باید هر نوع مجازاتی را تحمل کنید و خفهخون بگیرید.
بعضی وقتها که پرونده برخی از این بدبخت بیچارههای دستگیر شده پس از انتخابات را میخوانم و میبینم که آنها چطور حکم به حبس گرفتهاند با خود ساعتها تامل و فکر میکنم. این استاد قانون اساسی ما در دانشگاه، هی میگفت که شرکت در راهپیمایی و تجمعات به شرط اینکه مخل مبانی اسلام و حمل سلاح نباشد آزاد است و استادان دیگری کتابهای گوناگون منتشر کرده و در آن کتابها که به حقوق اساسی شهرت یافته است بر گرفته از همین اصل ۲۷ قانون اساسی تا دلتان بخواهد از آزادی تجمعات سخن گفتهاند و ما وکلا هم با استناد به همین مواد قانونی و نگارشهای حقوقی و غیره به دفاع از موکلینمان میپرداختیم و میپردازیم ولی انگار مرغ یک پا دارد و بس و هر آنچه نوشته شده است برای خودنمایی بوده است و بس …..
پای درد و دل مادرهایی مینشینم که فرزندش در زندان است و شش سال حبس گریبانش را گرفته است او میگوید این پسر نانآور خانه ما بود و الان هیچ نانآوری ندارم از کجا بیاورم که بخورم. یا یکی از موکلانم تلفن میزند و میگوید آقای مصطفایی به دادم برسید من در ترکیه هستم و از ترس زندان نمیتوان به ایران برگردم. خانواده من در ایران است و من اسیر شدهام. پدر و مادری برای اینکه فرزندشان حکم حبس نگیرد یا اینکه در صدور حکمش تخفیفی قایل شوند پای قاضی میافتد و التماس میکند که تو رو خدا فرزندم را آزاد کنید.
من موافق این همه سختگیری نیستم. سختگیری حد و مرزی دارد. وقتی میبینم که جوانان این مرز و بوم اینگونه هلاک میشوند آه میکشم و به خود میگویم که چرا باید انگ مجرم بر پیشانی این نوجوانان و جوانانی که آیندهساز کشور هستند زده شود. مگر گناه این جوانان چیست؟ جز اینکه به صحبتهای دو کاندیدای دیگر ریاست جمهوری گوش فرا دادهاند و به شرکت در تجمعی آرام دست یازدیدهاند. برایم سوالی پیش میآید که چرا این دست از نوجوانان و جوانانی که برخی از آنها به حق فاقد هر گونه گناهی هستند میبایست در زندان روز و شب را به سختی سپری کنند. اگر واقعن شرکت در دو تجمع یا بیشتر از آن جرم است پس چرا عالیجنابان موسوی و کروبی که هر دو در بسیاری از تجمعات شرکت کردهاند میبایست آزاد باشند؟ آیا خون این دو رنگینتر از خون جوانان در بند است؟ ….
روزی مادری به تلفن همراهم زنگ زد و گفت فرزندم به شش سال حبس محکوم شده است. هجده روز پیش حکم وی ابلاغ شده است و دو روز دیگر زمان دارم که لایحه تجدیدنظر را به دادگاه بدهم. من گفتم که در تهران نیستم. خواست تا برایش از پشت تلفن لایحهای را که نوشته بود اصلاح کنم. لایحه فرزندش را خواند. من هم اصلاحات را انجام دادم و در آخر لایحه شروع کردم به گفتن مطالبی در جهت اعلام بیگناهی فرزند محبوسش. زمانی که جملاتم را برای نوشتن میگفتم. مادر ناله میکرد و ناله و گریهاش بغضم را ترکاند. او در آخر از من تشکر کرد و خواست دعا کنم تا تنها فرزندش از زندان آزاد شود. برای مادری که برای بزرگکردن فرزندش سختیها کشیده است شش سال سهل است یک روز ندیدن فرزند قابل تحمل نیست. ولی دریغ از اینکه برخی از ما انسانها به راحتی حکم به سلب آزادی افرادی میدهیم که گناهشان غافل شدن از برخی موضوعات سیاسی بیهویت است. چه بسیار عدهای که دستگیر و بازداشت شدهاند حتا الفبای سیاست را نمیدانند و هدفی مجرمانه از شرکت در تجمعات نداشتهاند ولی امروز در زندان هستند. شما هم برای آزادی آنان دعا کنید.
جودوکار سنگین وزن تیم ملی ایران در اولین دیدار خود در رقابتهای جام جهانی حریف خود از کشور میزبان را ضربه فنی کرد.
به گزارش مهر، در ادامه رقابتهای جام جهانی مادرید اسپانیا که از سری رقابتهای گزینشی المپیک ۲۰۱۲ لندن محسوب میشود «جواد محجوب» در وزن ۱۰۰- کیلوگرم در اولین دیدار مقابل «دانیال فرناندز» از اسپانیا قرار گرفت و در کمتر از سه دقیقه و درحالیکه با یک امتیاز وازاری و یک امتیاز یوکو از حریف پیش بود، با ضربهفنیکردن رقیب به دور سوم راه یافت.
قهرمان جوانان آسیا در سال ۲۰۱۰ که دور نخست را استراحت داشت، دور بعد باید با «لئوناردو لیته» از برزیل برود. در این وزن ۳۳ جودوکار وزنکشی کردهاند.
گفتنی است رقابتهای جام جهانی جودو در اوزان سنگین از امروز دوباره پیگیری میشود که پیروزی محجوب، دومین پیروزی ایران در رقابتهای گزینشی المپیک محسوب میشود.
تحقیقات نشان میدهد حیوانات و حشرات سمی و زهردار مثل زنبورهای عسل اغلب با رنگهای درخشان و روشن، شکارچیان و خطر را دور میکنند.
دانشمندان در انگلیس در پژوهش جدیدی دریافتهاند که سیستم دفاعی زنبورهای عسل از الگوهای رنگی منحصر به فرد هم فراتر رفته و شامل تغییرات در شکل ظاهری آنها، الگوی پرواز و یا حتا صدای وزوز آنها میشود.
این محققان دریافتند که علاوه بر رنگ، نحوه پرواز کردن زنبورهای عسل و یا صدای وزوز منحصر به فردی که از خود تولید میکنند، سرنخهای مهمی است که به شکارچیان هشدار میدهد به سراغ این غذاهای بدمزه نروند.
شرکت «آدلات انترتینمنت» اعلام کرد که با استخدام «استیون شف» فیلمنامهنویس اروپایی قصد دارد تا فیلمی براساس زندگی نامه «آلبرت انیشتین» بسازد.
به گزارش ایلنا، آقای شف قرار است فیلمنامه غیراقتباسی خود را براساس اطلاعاتی که در دو دانشگاه آمریکایی بایگانی شده و همچنین کتاب بیوگرافی انشتین نوشته «والتر ایساکسون» بنویسد.
گفته میشود در این پروژه به ۲۰ سال از عمر انیشتین که به بردن جایزه نوبل فیزیک توسط او در سال ۱۹۲۱ ختم میشود، پرداخته شود.
گفتنی است استیون شف پیش از این در سال ۱۹۹۷ رمان لولیتای ناباکف، و همچنین رمان «ته اقیانوس» اثر «ژاکلین میچارد» را برای سینما اقتباس کرده بود. او همچنین بهعنوان فیلمنامهنویس همکار در نوشتن فیلمنامه «جنایت واقعی» و «وال استریت: پول هرگز نمیخوابد»، نقش داشته است.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی( ناتو) روز شنبه از کشته شدن یک نظامی خارجی دیگر در جنوب افغانستان خبر داد که به این ترتیب، شمار تلفات نیروهای خارجی در این کشور از ابتدای سال ۲۰۱۰میلادی تاکنون ، به ۲۳۰ کشته رسید.
ناتو با انتشار بیانیهای اعلام کرد که روز جمعه یک عضو نیروی بینالمللی کمک به امنیت افغانستان (ایساف) بر اثر شلیک سلاح سبک کشته شد.
گفته میشود از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون، ۲۳۰ نظامی خارجی در افغانستان کشته شدهاند.
این در حالی است که کشته شدن ۵۲۰ نظامی خارجی در سال گذشته میلادی در افغانستان، مرگبارترین سال را برای این نیروها رقم زد.
گفتنی است دو سوم تلفاتی که امسال تاکنون به نظامیان خارجی مستقر در افغانستان وارد شده است، شامل نیروهای آمریکایی است.
مهدی کروبی از رهبران مخالف دولت ایران با انتقاد از تمامیتخواهی حاکمان جمهوری اسلامی تاکید کرد که با این شیوه حکومتداری مخالف است.
آقای کروبی روز شنبه در گفتوگویی اختصاصی با مجله نیوزویک با بیان اینکه «نظامیان کاملن کنترل عرصههای سیاسی و اقتصادی را به دست گرفتهاند»، تصریح کرد: «من با تمامیتگرایی گروهی که اکنون در مسند قدرت است مخالفم، گروهی که فجایع و مصیبتهای بسیاری برای کشور به بار آورده است.»
وی افزود: «من سالهای بسیاری در زندانهای رژیم شاه محبوس بودهام. در برخی موارد شکنجهها و آزارهای صورت گرفته در زندان (در وقایع پس از انتخابات)، حتا از زمان شاه هم بدتر بوده است.»
به گفتهی آقای کروبی کسانی که مسوول خشونتها و سرکوب خشونتآمیز مردماند، همان کسانی هستند که مسوول برگزاری انتخابات هم بودهاند.
آقای کروبی همچنین گفت که برای برگزاری راهپیمایی معترضان در ۲۲ خرداد ماه امسال، تقاضای مجوز شده است.
به گفته وی، در صورتی که مسوولان وزارت کشور با این تقاضا مخالفت کنند، رهبران جنبش سبز به دنبال راه دیگری خواهند بود.
این رهبر اصلاحطلب در ادامه یادآور شد: «دولتهای خارجی نباید از ما حمایت کنند، چون در این صورت حکومت ما را به جاسوسی برای آنها و تلاش برای تحقق اهداف دولتهای خارجی متهم خواهد کرد. اما من از مردم سراسر جهان و بهخصوص ایرانیانی که در خارج از مرزهای کشور زندگی میکنند میخواهم که از جنبش مردم ایران حمایت کنند.»
به اعتقاد آقای کروبی راه خروج از بحران کنونی، بازگشت به قانون اساسی است و این مستلزم آزادی همه زندانیان سیاسی، آزادی رسانهها، احترام به حقوق دانشجویان و شخصیتهای دانشگاهی و اصلاح شیوههای مدیریت کشور است.
مهدی کروبی در پایان تاکید کرد: «ما نمیخواهیم انقلاب دیگری را تجربه کنیم. ما میخواهیم با بهرهگیری از روشهای غیرخشونتآمیز، حکومت را اصلاح کنیم.»
میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت ایران با انتشار بیانیهای ضمن بیان دیدگاههای خود در خصوص برگزاری مراسم سالروز آیتاله خمینی به «بیحرمتیهای سازمانیافته» نسبت به حسن خمینی نواده بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی انتقاد کرد.
به نوشته تارنمای کلمه- میرحسین موسوی با بیان اینکه «عدهای در حد امیرمومنان و معصومین» خود را بالا کشیدهاند تصریح کرد: «تلاش شد عدهای که مخالف تخلف، دروغ، فساد و خروج از قانون اساسی و به افلاس کشیده شدن کشور به دلیل سیاستهای مندرآوردی بودند، در مقابل قرار داده شدند.»
گفتنی است آقای موسوی در بیانیه خود به اسامی این عده اشارهای نکرد اما به نظر میرسد منظور وی رهبر جمهوری اسلامی باشد که در سخنان خود موسوی و کروبی را با طلحه و زبیر قیاس کرده است.
آقای موسوی داوری درباره این «شیوه قیاس» و مواجهه با تاریخ را بر عهده مورخان فرهیخته و سیاستمداران آگاه دانسته و افزوده است: «کشتار و حبسهای اخیر، ناشی از چنین برداشتهایی از تاریخ و فقه و اصول است.»
وی افزود: «درمراسم چهاردهم خرداد به همین شکل عمل شد و در مقابل دوربینها و چشمهای حیرتزده، گروهی اندک هتاکیهای همیشگی را این بار علیه نواده گرامی امام به اوج رساندند. لابد به این دلیل که ایشان نخواستهاند هیچ وقت مردم را تنها بگذارند.»
این رهبر اصلاحطلب در ادامه تاکید کرد: «چه کسی است که نداند همیشه عدهای به صورت سازمانیافته و برای هیاهوهایی از این قبیل جلو تریبونها به صف میشوند.»
نخست وزیر سابق ایران در بخش دیگری از بیانیه خود به «فرقه مشکوکی» اشاره کرده که «با سیاستهای خود، کارگران و معلمان و کارمندان و کشاورزان و همه مستضعفان را خاکنشین کردهاند و علیرغم حملهها و لفاظیهای خود علیه شرق و غرب، همه بازارهای گرم مسلمانی را در اختیار بیگانگان قرار دادهاند.»
وی در پایان تاکید کرد: «حسن خمینی یکی از ستارگان پر فروغ حوزههای علمیه و فضای ملی ماست و برنامهریزی برای خاموشی این فروغ جز خسارت برای طراحان آن نتیجهای نخواهد داشت.»
گزارشهای رسیده حاکی است کشتی ایرلندی که روز شنبه برای بار دوم در هفته اخیر به سمت غزه میرفت توسط نیروی دریایی اسراییل متوقف شد.
به گزارش رویترز کشتی ایرلندی راشل کوری که با نام «گروه غزهی آزاد» به همراه مایرید ماگویر برنده جایزه نوبل صلح ایرلندی در آبهای مدیترانه عازم غزه بود توسط ارتش اسراییل بازگردانده شد.
ارتش اسراییل میگوید که کشتی ایرلندی راشل کوری سعی در شکستن محاصره غزه دارد و توجهی به دستورات ندارد ولی ما محترمانه از آنها خواستهایم که از اینجا دور شوند. کشتیهای اسراییلی آن را همراهی میکنند ولی سربازان اسراییلی وارد آن نشدهاند.
گفتنی است پیش از این در هفتهی گذشته کشتی باری و مسافری که از ترکیه عازم غزه بودند با ممانعت ارتش اسراییل روبهرو شدند که منجر به درگیری و کشته شدن دست کم بیست تن شد.
علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی ضمن اعتراض به ناتمام گذاشتن سخنرانی حسن خمینی نواده آیتاله خمینی در مراسم سالروز درگذشت وی نسبت به سیاستهای محمود احمدینژاد انتقاد کرد.
آقای مطهری که طی یادداشتی برای تارنمای تابناک که برخی آن را منتسب به محسن رضایی می دانند نسبت به وقایع روز چهاردهم خردادماه انتقاد کرد و از آن به عنوان «حادثه تلخ» یاد کرد.
وی افزود: «آقایانی که اصرار بر شبیهسازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند، آیا صحیح میدانند که آنها و دار و دستهشان را به سپاه عمر سعد و ابنزیاد تشبیه کنیم؟»
آقای مطهری در سخنان خود از شخص خاصی نام نبرد اما به نظر میرسد منظور وی آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی باشد.
آیتاله خامنهای در سخنان روز جمعه خود در یک شبیهسازی تاریخی بدون اشاره به نام میرحسین موسوی و مهدی کروبی آنها را با طلحه و زبیر، دو شخصیت مخالف امام اول شیعیان مقایسه کرده بود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه با انتقاد از اظهارات محمود احمدینژاد افزود: «در روزی که باید از وحدت سخن رانده میشد، پروژه تفرقه اجرا شد و این به صلاح کشور نبود.»
به گفتهی آقای مطهری ممانعت از سخنرانی حسن خمینی یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رییس جمهوری در آن نقش اساسی داشت.
به اعتقاد علی مطهری اصرار بر طولانی کردن سخنان احمدینژاد برای اینکه وقتی برای سیدحسن باقی نماند و نیز جمله آخر ایشان که «اکنون به سخنان رهبر انقلاب گوش فرا میدهیم» دلیل بر این مدعا است.
این نماینده مجلس در پایان خاطرنشان کرد: «احمدینژاد مانند کودک یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت میکند مورد تشویق قرار میگیرد.»
1379 خورشیدی – «هوشنگ گلشیری» نویسنده معاصر ایرانی و سردبیر مجله کارنامه درگذشت. وی را بعد از صادق هدایت، تاثیرگذارترین داستاننویس ایرانی دانستهاند.
۱۳۸۷ خورشیدی – درگذشت «نادر ابراهیمی» داستاننویس معاصر ایرانی. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه و روزنامهنگاری نیز فعالیت کرده است.
۱۳۰۴ خورشیدی – نظام وظیفه یا خدمت اجباری افراد در ارتش از قدیم وجود داشته و در یونان و روم معمول بوده است. هر چند در تاریخ معاصر، برای اولین بار در انقلاب فرانسه قانونی شد. در ایران در شانزدهم خردادماه سال ۱۳۰۴ قانون خدمت نظام اجباری، مشتمل بر سی و شش ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این قانون پس از تصویب در همان زمان اجرا نشد، ولی در سالیان بعد، به مورد اجرا گذاشته شد.
۳۴۴ پیش از میلاد – «اردشیر دوم» شاه هخامنشی ایران شورش قبرسیها بر ضد امپراتوری ایران را درهم شکست. قبرس از زمان داریوش بزرگ تا جنگ ایسوس و سلطه اسکندر بر شرق مدیترانه، نزدیک به دو قرن از سرزمینهای امپراتوری ایران و پایگاه ناوگان ایران در مدیترانه بود. آتن طبق پیمان «آنتالکیداس» منعقده در سال ۳۸۶ پیش از میلاد حکومت ایران بر قبرس را بهرسمیت شناخته بود. طبق این پیمان که به صلح جهانی معروف است، جهان یونانی زبان ایران را بهعنوان قدرت اول گیتی بهرسمیت شناخته و متعهد شده بود که اقدامی برضد منافع ایران بهعمل نیاورد. اوایل قرن گذشته، در اکتشافات باستانشناسی در قبرس تعدادی سکه ایرانی رایج در قرن پنجم پیش از میلاد (۲۵ قرن پیش) بهدست آمد.
۴ پیش از میلاد – «مهرداد شاه اشکانی» در ایران، با تصرف منطقه بابل، به تلاش برای بیرون راندن سلوکیان از شرق ادامه داد.
۱۶۹۴ میلادی – زادروز «فرانسوا کنه» اقتصاددان قرن ۱۸ فرانسه. فرانسوا یک پزشک فرانسوی بود که با نوشتن کتاب «تابلو اکونومیک» وارد دنیای اقتصاد شد و او را موسس تفکر (مدرسه) و سرگروه فیزیوکراتها قلمداد کردهاند که بر اقتصاد کشاورزی و منابع طبیعی پای میفشردند.
۱۸۷۵ میلادی – «توماس مان» نویسنده آلمانی بهدنیا آمد. او از اوایل جوانی در کنار تحصیل بهکار پرداخت و از همان زمان هم بهنویسندگی مشغول شد. نخستین اثر او «فریدمن کوچک» نام دارد که در حقیقت زندگی خودش را در این کتاب بهرشته تحریر درآورده است. توماس مان در سال ۱۹۲۹ میلادی جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد.
۱۹۶۶ میلادی – با شدتگرفتن رقابت فضایى بین آمریکا و شوروی برای گردش بهدور زمین، دور تازهای از این مسابقه برای تسخیر فضا برای دستیابی به کره ماه آغاز شد. در این میان در ابتدا نخستین سفینه فضایى شوروی در چهارم آوریل ۱۹۶۶ به دور ماه گردش کرد و عکسهایى از کره ماه به زمین ارسال کرد. این مسئله باعث بیشتر شدن رقابت دو ابرقدرت شد تا اینکه دو ماه بعد، در ششم ژوئن ۱۹۶۶ یک سفینه آمریکایى بدون سرنشین، برای اولین بار بر روی کره ماه فرود آمد و اطلاعاتی از سطح آن به زمین مخابره کرد.
۱۸۸۲ میلادی – یک توفان دریایی، جان بیش از یکصد هزار تن را در منطقه بمبئی هند گرفت.
۱۹۳۶ میلادی – نخستین بالگرد در ساختمانی در برلین آلمان، به مرحله آزمایش گذاشته شد.
چند سال پیش مرحوم حضرت آیتاله توسلی یار نزدیک امام راحل جان خود را برسر مقابله با طرحی گذاشت که هدف آن حذف جناب حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی از صحنه سیاسی و امامزدایی در سطح ملی بود. وفات تاثربرانگیز و تکاندهنده ایشان گرچه مکثی در این طرح ایجاد کرد ولی آن را متوقف نساخت.
امسال مراسم بزرگداشت سالگرد رحلت امام در روز چهاردهم خردادماه فقط به یک روز خلاصه شد و همه برنامههای دیگر مردمی و رسمی از جمله برنامه شبهای ۱۴ و ۱۵ خرداد حذف شد و در همین مراسم مختصر قابل انتظار بود که به بیان چند خصوصیت اخلاقی امام بسنده شود و از احترام ایشان به رای مردم و نگاه ایشان که مجلس را را در راس امور مینشاند، سخنی به میان نیاید و باز طبیعی بود که از تاثیرات ایشان بر خطر تحجر و خودرایی در آینده انقلاب غفلت شود و برخلاف خاکساری ایشان در مقابل معصومان علیهمالسلام عدهای در حد امیرمومنان و معصومین برکشیده شوند و عدهای نیز که مخالف تخلف، دروغ، فساد و خروج از قانون اساسی و به افلاس کشیده شدن کشور به دلیل سیاستهای مندرآوردی بودند در مقابل قرار داده شوند.
داوری درباره این شیوه قیاس و مواجهه با تاریخ با مورخان فرهیخته و سیاستمداران آگاه و اصولیان فاضل است و تنها به این نکته بسنده میکنم که کشتار و حبسهای اخیر ناشی از چنین برداشتهایی از تاریخ و فقه و اصول است و باید دید که نظر مراجع بزرگ از چنین استنباطهایی با توجه به مصداقهای عملی و نتایج آن چیست؟
مراسم امسال به دلیل جنایتهای اخیر اسراییل آمیخته به سختترین شعارهای ضد صهیونیستی بود ولی طرفه آنکه در میان این شعارهای تند هیچ اشارهای به مصاحبه یکی از روسای جمهوری عربدوست ایران که اخیرن گفته است دولت ایران با مذاکره آنها با اسراییل موافق است، نشد و بازهم غیرطبیعی نبود که نصیحت حضرت امام (ره)در ماجرای مک فارلین به مسوولین کشور فراموش شود که فرموده بودند «کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید».
آیا جای آن نیست که سوال شود با این همه سیاستهای غلطانداز و غیرشفاف و مهلک چه کسانی میتوانند فرصت طلایی برای آمریکا و اسراییل و منافقین و سلطنتطلبان تلقی شوند: «آزادیخواهان و عدالتجویانی که به دنبال عظمت اسلام و ایران و ایرانی از طریق بازگشت به قانون اساسی و دوری از فساد و دروغ هستند؟ یا فرقههای مشکوکی که با سیاستهای خود کارگران و معلمان و کارمندان و کشاورزان و همه مستضعفان را خاکنشین کردهاند و علیرغم حملهها و لفاظیهای خود علیه شرق و غرب، همه بازارهای گرم مسلمانی را در اختیار بیگانگان قرار دادهاند.
عربدهجویی و هتاکی عدهای اندک در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام (ره) در مقابل تریبون سخنرانی نمیتوانست بدون رضایت و مهندسی قبلی صورت بگیرد. چه کسی است که نداند همیشه عدهای به صورت سازمان یافته و برای هیاهوهایی از این قبیل جلو تریبونها به صف میشوند. درمراسم چهاردهم خرداد نیز به همین شکل عمل شد و در مقابل دوربینها و چشمهای حیرتزده گروهی اندک هتاکیهای همیشگی را این بار علیه نواده گرامی امام به اوج رساندند. لابد به این دلیل که ایشان نخواستهاند هیچوقت مردم را تنها بگذارند.
غافل از آنکه اینگونه اعمال مهندسیشده بیش از پیش به اهمیت حراست و صیانت از یادگاران حضرت امام دامن خواهد زد.
حضرت حجتالاسلام والمسلمین سید حسن خمینی یکی از ستارگان پر فروغ حوزههای علمیه و فضای ملی ماست و برنامهریزی برای خاموشی این فروغ جز خسارت برای طراحان آن نتیجهای نخواهد داشت.
افزایش روز افزون جمعیت ایرانیها در مالزی شعله نیاز به ارایه هرگونه خدماتی حتا انتخاب دختر شایسته ایرانی در مالزی را بر افروخت.
یک گروه ایرانی که سابقه برگزاری شو و مدهای مختلف را در مالزی دارد این بار دست به برگزاری مراسم انتخاب دختر شایسته ایرانی در مالزی زده است.
صرفنظر از نفس این حرکت، برگزاری این دست مراسمها نشان از وجود سلایق مختلف ایرانیان در مالزی دارد و این مهم زمانی رخ میدهد که سیل جمعیت یک اقلیت در کشوری بیگانه سیر صعودی وحشتناکی داشته باشد و جهت اقناع این جمعیت باید خدمات مختلف با سلایق متنوع ارایه شود که انتخاب دختر شایسته ایرانی میتواند یکی از آنها باشد.
خاطرنشان میشود مراسم انتخاب دختر شایسته ایرانی در مالزی روز پنجشنبه دهم ژوئن در هتل ایستانا کوالالامپور برگزار میشود .
پیشتر قرار بود که این مراسم پنجشنبه همین هفته یعنی ۳ ژوئن برگزار شود که دست اندرکاران آن به بهانه هماهنگیهای بیشتر و برنامهریزیهای دقیقتر جهت برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم این برنامه به پنجشنبه هفته آینده ۱۰ ژوئن موکول کردند.
در آستانه جامجهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی فدراسیون بینالمللی فوتبال فیفا با انتشار لیستی به معرفی بزرگترین ورزشگاههای دنیا پرداخت.
در تازهترین ردهبندی اعلام شده از سوی فیفا ورزشگاه بوکیتجلیل مالزی که در کنار مقر ایافسی یعنی کنفدراسیون بینالمللی فوتبال آسیا قرار دارد به عنوان پنجمین و ورزشگاه آزادی به عنوان نهمین ورزشگاه بزرگ دنیا از آن یاد شد.
ورزشگاه بوکیت جلیل
به نقل از وبسایت فیفا ورزشگاه آزادی با داشتن گنجایش رسمی بالغ بر ۹۰ هزار نفر تماشاگر، میزبان تماشاگرانی هم اندازه با ورزشگاه ویمبلی لندن است.
در ابتدای دهه ۷۰ میلادی این ورزشگاه ساخته شده و به مرحله بهره برداری رسید که ابتدا میزبان پیکارهای آسیایی تهران شد و بعد در اختیار تیمهای باشگاهی همچون استقلال و پرسولیس تهران جهت انجام مسابقات خانگی قرار گرفت.
ورزشگاه آزادی
ورزشگاه آزادی در سال ۲۰۰۳ تحت مرمت و بازسازی قرار گرفت تا همچنان برگزار کننده مسابقات مهم داخلی و ملی شود.
۱۰ ورزشگاه بزرگ جهان به این شرح است:
۱- رونگرادو مایدی – پیونگیانگ، کره شمال — گنجایش: ۱۵۰ هزار نفر
۲- سالت لیگ ، کلکته هند — گنجایش: ۱۲۰هزارنفر
۳-آزتک مکزیکوسیتی، مکزیک — گنجایش: ۱۰۵ هزار نفر
۴-ملبورن کریکت گراند، ملبورن، استرالیا — گنجایش: ۱۰۰٫۰۱۸ نفر
۵- بوکیت جلیل کوالالامپور، مالزی — گنجایش: ۱۰۰ هزار نفر
۶-نیوکمپ بارسلونا، اسپانیا — گنجایش: ۹۸٫۷۷۲ نفر
۷- ساکرسیتی ژوهانسبورگ، آفریقایجنوبی — گنجایش: ۹۴٫۷۰۰ نفر
۸-ویمبلی لندن، انگلیس — گنجایش: ۹۰ هزار نفر
۹- آزادی تهران، ایران — گنجایش: ۹۰ هزار نفر
۱۰-استادیو دو ماراکانا، ریودوژانیرو، برزیل — گنجایش: ۸۸٫۹۹۲ نفر
در حالی که بیش از ۲ هفته از اتمام بحران تایلند و بازگشت این کشور به شرایط معمولی میگذرد اما همچنان صنعت گردشگری این کشور رونق گذشته خود را به دست نیاورده است.
به نقل از روزنامه استار مالزی تایلند پس از پشت سر گذاشتن اعتراضات سرخپوشان همچنان نتوانسته است صنعت گردشگری خود را رونق بخشد و پیشبینی میشود که این کشور ۳ میلیون توریست خود را در اثر این بحرانها از دست خواهد داد.
دولت تایلند همچنین به منظور کمک به صنعت گردشگری در این کشور لایحه ۱۵۴ میلیون دلاری تهیه کرده است.
رویدادهای سیاسی اخیر در تایلند باعث شده که این کشور بیش از دو میلیارد دلار از درآمد حاصل از صنعت گردشگری خود را از دست دهد و کاهش این درآمدها تا حدی بوده است که برخی از هتلداران و فعالان عرصه گردشگری شرایط فعلی را در طول ۴۰ سال گذشته صنعت گردشگری این کشور بیسابقه میدانند.
«نجیب تون رزاق» نخست وزیر مالزی روز ۵ ژوئن به منظور دیدار رسمی با مقامات لائوس وارد این کشور شد.
به نقل از خبرگزاری غیرمتعهدها، در این سفر دو روزه مقامهای دو کشور در مورد مسایل اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و گردشگری به بحث و گفتوگو میپردازند.
در این سفر همچنین گروهی ۵۰ نفره از فعالان اقتصادی مالزی در لائوس به منظور گسترش روابط اقتصادی و استفاده از فرصتهای سرمایهگذاری در دو کشور با نخست وزیر مالزی دیدار میکنند.
گفتنی است که در این سفر علاوه بر همسر نخست وزیر مالزی، «مصطفا محمد» وزیر صنعت و تجارت بینالمللی، «محمد خالد» وزیر آموزش عالی و «احمد شابری چیک» وزیر ورزش و جوانان، نخست وزیر مالزی را همراهی میکنند.
مقامهای ارتش فیلیپین از کشتهشدن سه شورشی کمونیست در این کشور خبر دادند.
به نقل از خبرگزاری رسمی فیلیپین (پنا)، مقامهای ارتش این کشور روز پنجشنبه اعلام کردند در درگیریهای بین ۲۰ شورشی کمونیست و نیروهای ارتش این کشور ۳ نفر از کمونیستها کشته و سه نفر دیگر نیز دستگیر شدند.
شورش کمونیستها در این کشور در حالی ادامه دارد که «گلوریا ماکاپاگال» رییس جمهوری فعلی این که کشور که تا پایان ماه جاری این پست را به رییس جمهوری جدید واگذار میکند از متلاشی کردن کمونیستها تا پایان دوره ریاست جمهوری خود خبر داده بود.
«ماج رونالد جیس» سخنگوی ارتش فیلیپین همچنین از زخمی شدن یک سرباز در درگیریهای امروز خبر داد.
با توجه به اهمیت و جایگاه ویژهای که خون و خونریزی در قوانین جمهوری اسلامی ایران دارند، اذن قصاصکردن و سفک قانونی دما در شان هر شخص و مقامی نبوده و این اختیار در عالیترین سطح خود «قانونی» به مقام «ولی امر» اعطا شده است و اوست که در نهایت و حتا قبل از اولیا دم، در مورد مرگ و زندگی و یا قطع عضو یک انسان محکوم به قصاص، تصمیم میگیرد. اگر بخواهد میتواند به این انسان محکوم به قصاص نفس امکان حیات دوباره بدهد واگر نخواهد، او را در معرض قصاص قرارمی دهد. اختیار با اوست، والبته که، اختیار مسوولیتآور است.
طبق ماده ٢۶۵ قانون مجازات اسلامی «ولی دم بعد از ثبوت قصاص با اذن ولی امر میتواند… قاتل را قصاص کند…».
طبق ماده ٢۶٩ قانون مجازات اسلامی «قطع عضو یا حرج آن اگر عمدی باشد موجب قصاص است و حسب مورد مجنی علیه می تواند با اذن ولی امر جانی را با شرایطی که ذکر خواهد شد قصاص نماید».
طبق ماده ٢٠۵ قانون مجازات اسلامی «قتل عمد… موجب قصاص است و از اولیا دم میتوانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط مذکور در فصول آتیه قصاص نمایند و ولی امر میتواند این امر را به رییس قوه قضاییه یا دیگری تفویض نماید».
امید ساعدی
طبق ماده ٢١٢ قانون مجازات اسلامی «هرگاه دو یا چند مرد مسلمان مشترکن مرد مسلمانی را بکشند ولی دم میتواند با اذن ولی امر همه آنها را قصاص کند…».
بنابراین، برخلاف ادعا و اظهارات مقامات جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه «قصاص بهلحاظ حقالناس بودنش هیچ ربطی به حاکمیت ندارد» اتفاقن مسوولیت قانونی «اجراییشدن» هر حکم قصاصی که در ایران به اجرا گذارده میشود، به حکم قانون بر ذمهی «ولی امر» است.
در فرازهای آتی، در تحلیل و تشریح این موضوع، به آثار حقوقی «اذن ولی امر» در سلب حیات از محکومین به قصاص یا قطع عضو آنها پرداخته (بخش اول) و سپس به آثار حقوقی «عدم اذن ولی امر» در اجرای قصاص و مالن امکان اعطا حیات دوباره، اقلن به برخی از این محکومین نگونبخت از قبیل نوجوانان زیر ١٨ سال، امثال دلآرا دارابیها، بهنود شجاعیها و بهنام زارعها… میپردازیم (بخش دوم).
اول ــ اذن ولی امر به قصاص، «سبب» مرگ است
در جرایم مستوجب قصاص، پس از رسیدگی قضایی در مرجع صالح و قطعیت یافتن حکم صادره، «اجرای» حکم قصاص ممکن نیست مگر با «اذن ولی امر» یا نماینده این مقام که برای چنین امر خطیری به وی تفویض اختیار شده است.
در واقع، پس از تقاضای اجرای حکم قطعی قصاص از طرف اولیا دم یا خود مجنی علیه (در مورد قصاص عضو) و احراز حصول کلیه شرایط قانونی مربوطه، مراتب طی تشریفات خاصی جهت استیذان از ولی امر بهاستحضار این مقام یا شخص مفوضالیه از قبل او میرسد. (معمولن در عمل و برای تسهیل و تسریع امور، این اختیار به رییس قوه قضاییه تفویض میشود).
هنگامی که ولی امر یا نمایندهاش «اذن» قصاص میدهد، این اذن او، «سبب» مرگ یا قطع عضو محکوم علیه است. ممکن است قصاص بشود (اگر ولی دم یا مجنی علیه بخواهد) و ممکن است قصاص نشود (اگر ولی دم یا مجنی علیه عفو یا مصالحه کند). یعنی اذن دادن، راه را برای مرگ یا قطع عضو محکوم علیه باز میکند و استیفا قصاص را «ممکن» میگرداند.
از لحاظ حقوقی، «سبب» آن چیزی است که از وجودش، وجود مسبب لازم نمیآید ولی از عدمش، عدم لازم میآید. یعنی در ما نحن فیه، اگر ولی فقیه «اذن ندهد»، قانونن، قطعن و مطلقن حکم قصاص اجرا نخواهد شد و دقیقن به همین دلیل است که، اذن ندادن ولی فقیه به استیفا قصاص، «علت» نجات است. (ورود تفصیلی به تمایزات تئوریک مفاهیم علت، سبب، شرط، مانع و غیره در حوصله این گفتار نیست).
با توجه به آثار حقوقی فوق العاده مهمی که بر این اختیار «ولی امر» مترتب است، در بخش دوم این مقاله و از منظری دیگر، به تبیین این راهکار نجات میپردازیم.
دوم ــ عدم اذن ولی امر به قصاص، «علت» نجات است
ولی امر میتواند، مستندن به مواد قانونی صدرالاشاره، و با در نظرگرفتن مقتضیات معقول زمان، اوضاع و احوال و مصالح عالی جامعه و با توجه به مصلحتی که در عدم استیفا قصاص و یا مفسده و توالی فاسدی که در اجرای آن تشخیص میدهد، اذن به استیفا قصاص «ندهد». در این خصوص قانونن صاحب اختیار است.
اعمال این اختیار قانونی وعدم اذن ولی امر به استیفا قصاص، موجب انتفا قصاص است. یعنی، «عدم اذن»، میشود «علت» نجات شخص محکوم به قصاص، از قصاص و فقط از قصاص، در واقع، «علت» آن چیزی است که از وجودش، وجود لازم میآید و از عدمش، عدم. در ما نحن فیه، از عدم اذن، عدم اجرا قصاص لازم میآید و نتیجه قهری، قانونی و منطقی آن، نجات محکوم علیه از قصاص است.
البته نباید این نکته بسیار مهم را فراموش کرد که: «انتفا قصاص، به هیچ وجه به منزله انتفا مجازات ومعافیت یا رهایی محکوم علیه از کیفر نیست، زیرا در مواردی که «جانی به هرعلت قصاص نشود»، مکانیسم تعبیه شده در ماده ۶١٢ قانون مجازات اسلامی عملیاتی شده و محکوم علیه به سه تا ده سال زندان محکوم خواهد شد.» «هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هرعلت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود دادگاه مرتکب را به حبس از سه تاده سال محکوم مینماید». در ضمن، میتوان از طریق قانونگذاری، حد اکثر مجازات حبس را درچنین مواردی تشدید کرده و آن را به جای ده سال به بیست و یا حتا سی سال افزایش داد.»
مضاف براین، حق اولیا دم یا مجنی علیه نسبت به محکومیت جانی به پرداخت دیه و خونبها محفوظ بوده و طبق ماده ٢٩٨ همین قانون، «دیه قتل عمد در مواردی که قصاص ممکن نباشد…یکی از موارد ششگانه»…مذکور در مادۀ ٢٩٧ قانون مجازات اسلامی خواهد بود که عبارتند از: «یکصد شتر، دویست گاو، یکهزار گوسفند، دویست دست لباس از نوع حلههای یمنی، یکهزار دینار، دههزار درهم» و ارزش ریالی هر یک از این موارد هم سالانه از سوی قوه قضاییه تعیین و به مراجع قضایی ابلاغ میشود.
وآنگهی، محکوم علیهی که به ترتیب فوق از قصاص رهایی یافته اما به حبس و پرداخت دیه محکوم شده است، اصولن و مادام که دیه را به اولیا دم یا مجنی علیه پرداخت نکرده است در زندان محبوس خواهد بود. این همان ضمانت اجراییست که اصطلاحن «حبس تا یوم الادا» خوانده میشود و در ماده ۶٩۶ قانون مجازات اسلامی پیشبینی شده است، که مقرر میدارد: «در کلیه مواردی که محکوم علیه علاوه بر محکومیت کیفری… به پرداخت دیه… محکوم شده باشد… در صورت تقاضای محکوم له دادگاه… تا استیفا حقوق محکوم له، محکوم علیه را بازداشت خواهد نمود».
در نتیجه، کلیه کسانی که در ایران قصاص میشوند، مسوولیت قانونی اجرای احکام قصاص آنها، با ولی امر و رییس قوه قضاییه (در صورت تفویض) است. اوست که عالمن عامدن اذن قصاص کردن میدهد و مانند هر فاعل مختاری، مسوول و پاسخگوی چگونگی استفاده عادلانه یا ناعادلانه از این اختیار خواهد بود. نفس اعطا چنین اختیاری توسط قانونگذار به مقام ولی امر، اخیرالذکر را در مقابل جامعه و افکار عمومی ملتزم به پاسخگویی می کند و باید افکار عمومی را حداقل در مورد قصاص نوجوانان زیر ١٨ سال توجیه و اقناع کند.
بنابراین، بسیار ضروریست که کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مدافع حقوق بشر، که برای نجات جان محکومین به قصاص تلاش میکنند، از این راه نجات حقوقی استفاده کرده و به موازات اقدامات و پیگیریهای همیشگی خود، تلاش خود را مصروف این مهم نمایند که ولی امر یا نمایندهاش را، به هر طریق ممکن «مجاب» کنند «که اذن قصاص ندهد».
اساسن علت غایی این اختیار قانونی هم همین است، که بتوان درمواردی که عدالت اقتضا میکند، این اختیار قانونی را مسوولانه و عادلانه اعمال کرد و «اذن قصاص نداد». و الا چه نیازی به پیشبینی آن در قانون بود؟
در خاتمه یادآوری یک موضوع مهم، ضروری مینماید و آن اینکه، اگر در جرایم مستوجب قصاص، که موضوع بحث ما بود، ولی امر (یا نمایندهاش) قانونن اختیار دارد عملن مانع اجرای حکم قصاص و مرگ یک انسان شود (آنهم در حالیکه قصاص، مجازات جرمیست که هم حقالناس را تضییع میکند و هم حقاله را)، به طریق اولی در جرایمی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی و غیره، که اصولن ناقض «حقاله» بوده و شاکی خصوصی نداشته و الزامن هم حقالناسی از احدیالناسی ضایع نمیشود، اختیار دارد و میتواند، از طریق مکانیسم عفو مجرم و یا لااقل تخفیف مجازات او، به کمتر از مرگ این محکومین رضایت بدهد.
در آستانه بیست و دوم خرداد و سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری قرار داریم. انتخاباتی که بسیاری معتقدند از سلامت برخوردار نبود و احتمالن دولت در نتایج آرا دست برد و تقلب صورت گرفت. معترضان به نتیجه انتخابات در تظاهرات مسالمتآمیز در خیابانها حضور یافتند. با شدتگرفتن سرکوب مخالفان دولت، تظاهرکنندگان علیه مسوولان حکومتی شعار دادند و نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و لباسشخصیها به روی مردم آتش گشودند.
بر طبق بعضی گزارشها بیش از صد نفر در حوادث بعد از انتخابات جان خود را در خیابانها و در زندانها از دست دادند. با توجه به اینکه مسوولان حکومتی هیچ نرمشی از خود نشان ندادهاند و برخی روحانیون تندرو حکم محدورالدم بودن مخالفان را صادر کردهاند آیا با تظاهرات خیابانی موافقید؟ برقرار دمکراسی و دولت پاسخگو بسیار مهم است. آیا شما حاضرید تا امنیت خود را به خطر بیاندازید و در تظاهرات شرکت کنید؟ آیا این اجازه را به اطرافیان خود هم میدهید؟ با شعار برادر شهیدم رایت را پس میگیرم موافقید؟ اگر با تظاهرات مخالفید، چه راهکارهای جایگزینی را برای تحمیل خواستهای مردم به حاکمیت سراغ دارید؟
شانزدهم خرداد سالروز درگذشت «هوشنگ گلشیری»، نویسندهی معاصر ایرانی و سردبیر مجله «کارنامه» بود. او که در سال ۱۳۱۶ خورشیدی زاده شده بود، در سال ۱۳۷۹ درگذشت، با نگارش رمان کوتاه «شازده احتجاب» در اواخر دهه چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید. وی را بعد از صادق هدایت، تاثیرگذارترین داستاننویس ایرانی دانستهاند.
«هوشنگ گلشیری» در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد و در پنج سالگی همراه با خانواده به آبادان رفت. به گفته خودش، دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیت خود بسیار موثر دانسته است.
هوشنگ بعد از گرفتن دیپلم مدتی را به تدریس در مناطق محروم گذراند و در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشته ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد، و کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد.
شرکت در جلسات انجمن صائب زمینهساز آشنایی با برخی از اهل قلم آن زمان اصفهان شد که در نشستهای ادبی دیگر تداوم یافت. آشنایی او با برخی فعالان سیاسی در این جلسات او را وارد عرصه فعالیت سیاسی کرد که به دستگیریاش در اواخر سال ۱۳۴۰ انجامید. در پایان شهریور ۱۳۴۱ از زندان آزاد و در همان سال از دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان فارغالتحصیل شد.
گلشیری بعد از مدتی همراه با تعدادی از نویسندگان نواندیش نشستهای ادبی برگزار میکردندکه به دلیل حساسیت ساواک این جلسات در خانهها ادامه مییافت، که حلقه ادبی «جنگ اصفهان» پایهگذاری شد. و شماره اول مجله جنگ اصفهان در سال ۱۳۴۴ محصول همان وقت بود، که تا سال ۱۳۶۰ منتشر شد.
با نگارش رمان کوتاه «شازده احتجاب» در اواخر دهه چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید، این کتاب را یکی از قویترین داستانهای ایرانی خواندهاند.
در سال ۱۳۵۶، تدریس در گروه تاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را به صورت قراردادی آغاز کرد و در بهمن همان سال، برنده جایزه «فروغ فرخزاد» شد.
در تابستان ۱۳۵۷، برای شرکت در طرح بینالمللی نویسندگی به آمریکا سفر کرد. در چند ماه اقامت در خارج از کشور در شهرهای مختلف سخنرانی کرد و پس از بازگشت به ایران، به اصفهان رفت و تدریس در دبیرستان را از سر گرفت.
در کنار ادبیات و نقد معاصر، ضرورت شناخت متون کهن نیز از دل مشغولیهای گلشیری بود. او به همراه دوستانی از اهل قلم در جلساتی هفتگی، که از سال ۱۳۶۱ آغاز شد و پانزده سالی ادامه داشت، بسیاری از آثار کلاسیک فارسی را بازخوانی و بررسی کرد.
گلشیری سردبیری ماهنامه ادبی «کارنامه» را در تابستان ۱۳۷۷ پذیرفت و نخستین شماره آن را در دیماه همین سال منتشر کرد. در این دوره جلسات بررسی شعر و داستان نیز به همت او در دفتر کارنامه برگزار میشد. یازدهمین شماره کارنامه به سردبیری او پس از مرگش در خرداد ۱۳۷۹ منتشر شد.
گلشیری در دوازدهم تیرماه ۱۳۷۸ جایزه صلح «اریش ماریا رمارک» را در مراسمی در آلمان دریافت کرد. این جایزه به پاس آثار ادبی و تلاشهای او در دفاع از آزادی قلم و بیان به او اهدا شد.
سرانجام هوشنگ گلشیری به دنبال یک دوره طولانی بیماری، که نخستین نشانههای آن از پاییز ۱۳۷۸ شروع شده بود، در شانزدهم خرداد ۱۳۷۹ در سن ۶۱ سالگی و در بیمارستان «ایرانمهر»، تهران درگذشت، و او را در امامزاده طاهر شهر کرج به خاک سپردند.
هوشنگ گلشیری در ۱۳۷۸ مصمم بود که جایزه بهترین رمان و مجموعه داستان سال را بنیان نهد. مذاکراتی هم برای جلب همکاری دیگران انجام داد. او قصد داشت این جایزه را «شهرزاد» یا «هدایت» نامگذاری کند. اما با آغاز بیماریاش در اواخر ۱۳۷۸، طرح او نیمهکاره ماند. در هفتمین روز درگذشتش در امامزاده طاهر اعلام شد بنیادی به نام او تاسیس خواهد شد و این بنیاد هر سال جایزهای بهنام هوشنگ گلشیری در زمینه ادبیات داستانی، به زبانی فارسی و انتشار یافته در ایران اهدا خواهد کرد.
مجموعه آثار هوشنگ گلشیری:
مجموعه داستانهای کوتاه
مثل همیشه (۱۳۴۷)
نمازخانه کوچک من (۱۳۵۴)
جُبّهخانه (۱۳۶۲)
پنج گنج (۱۳۶۸)
دست تاریک دست روشن (۱۳۷۴)
نیمهٔ تاریک ماه (مجموعه آثار- جلد اول ۱۳۸۰)
داستانهای بلند
شاه سیاهپوشان
حدیث ماهیگیر و دیو (۱۳۶۳)
رمانها
شازدهٔ احتجاب (۱۳۴۸)
کریستین و کید (۱۳۵۰)
بره گمشده راعی (۱۳۵۶)
معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد (۱۳۵۸)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر