
سیمین / رادیو کوچه
simin@koochehmail.com
بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفت وگو تعامل با دیگران می گذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و… . در این میان همیشه عده ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. هم چنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. این گونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ برای مثال ستاره اقبالشان بلند باشد و یا مهره مار داشته باشند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می نمایند که همین قوانین عامل برتری و جلب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می توانیم این طور باشیم.
در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره ای مختصر می کنیم:
کم تر حرف بزنیم
این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هر جا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد این طور برداشت می نمایند که کم گویی یعنی هیچ گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می گردد.
قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده گویی شده و از هر گونه لاف زدن و هم چنین بیهوده گویی و صحبت عجولانه جلوگیری می کند. حتمن دیده اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آن را حلاجی نموده سپس بیان می نمایند و اکثر اوقات جواب آن ها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می آید را بیان می نمایند، بدون این که حتی لحظه ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر می کنند و اکثر اوقات حرف هایی می زنند که باعث پیشمانی شان می گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.
با صدای بلند نخندیم
خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می برد. هیچ انسان گرانمایه ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدی بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و باتوجه به اینکه دیگران نمی دانند مطلب شما چقدر خنده دار است، باعث سوء برداشت آن ها می شود.
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم
لبخند بزنیم
یک لبخند کوچک باعث جذب می شود. هر انسان دارای یک کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقن مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می دهد. پس همان طور که یک کودک جذب یک لبخند می شود، ما نیز جدب چهره های بشاش و خنده روی می شویم. هم چنین لبخند باعث زیبا شدن چهره می شود.
در امور دیگران دخالت نکنیم
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می کرده اید که دقیقن پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده و گفته «چی شده»؟حتمن برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت با ما نیز در میان گذاشته می شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آن ها شده و نوعی دور شدن را ایجاد می نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت در حضور وی خوددای می کنند.
بسیار بسیار کم شوخی کنیم شوخی هر قدر هم کوچک می تواند باعث رنجش شود، مگر این که این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. برای مثال شوخی هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر.
به ظاهر خود برسیم
یکی از عواملی که باعث تأثیرگذاری در بین سایرین می شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنن هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می دهد و یا لباسش پاره است دم خور شود.
آن چه هستیم باشیم
از بیان حرف های بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آن چه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگ تر از آن چه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.
منبع
محبوبه / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
1368 خورشیدی: انتخاب «سید علی خامنهای» به رهبری ایران توسط مجلس خبرگان رهبری. او همچنین از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ برای دو دور پیاپی رئیسجمهور ایران بود. علی خامنهای پس از فوت سید روحالله خمینی و از طرف مجلس خبرگان رهبری به مقام رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران برگزیده شدهاست. وی یکی از مراجع تقلید شیعیان است.
۱۳۰۷خورشیدی: زادروز «سیدموسی صدر» روحانی ایرانی، شخصیت سیاسی فکری شیعه، و رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهدهدار شد. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت «معمر قذافی»، ناپدید شد. او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» مشهور است.
۱۳۵۸ خورشیدی: در این روز دریادار «مدنی کرمانی» استاندار وقت خوزستان صدام حسین را متهم به ارسال اسلحه به ایران و عامل تحریک برخی عوامل درخوزستان کرد و گفت که اگر یک وجب از خاک خوزستان از دست رود حاضر است او را اعدام کنند. در این ۲۳ تن کشته و شماری مجروح و ۱۲۰ نفر هم دستگیر شده بودند.
۶۵۲ میلادی: ده سال پس از جنگ نهاوند، «قارن» یکی از ژنرالهای ارتش ایران در آن جنگ، برای ادامه مقاومت، از نهاوند به هرات رفته بود و سپاهی از مردم هرات، فراه و کهستان برای جنگ با اعراب فراهم ساخته بود و چون در پیشاپیش این سپاه حرکت می کرد در نخستین تماس دو نیرو، هدف یک تیر قرار گرفت و کشته شد و سپاه بدون سردار او به ارگ هرات عقب نشینی کرد. در این جنگ، فرماندهی نیروهای عرب را «ابن خازم» برعهده داشت.
۱۳۶۸خورشیدی: مرگ «سید روحاله خمینی» روحانی و مرجع تقلید شیعه، رهبر انقلاب ۱۳۵۷ و بنیانگذار نظام «جمهوری اسلامی» در ایران.
۱۳۰۱ خورشیدی: دولت تهران پس از برکناری «سید ضیاء الدین طباطبایی یزدی» از نخست وزیری، بیست و پنج هزار تومان هزینه سفر به او داد تا کشور را داوطلبانه ترک کند و سید ضیاء از ایران رفت. وی سالها در فلسطین که توسط انگلستان اداره می شد اقامت کرد که پس از اشغال نظامی ایران در شهریور ۱۳۲۰ به کشور بازگشت و از شهر یزد زادگاه خود به نمایندگی مجلس انتخاب گردید و اعتبارنامه وی برغم مخالفت شدید دکتر مصدق که او را عامل یک دولت خارجی (انگلستان) اعلام کرده بود تصویب شد.
۱۳۳۲ خورشیدی: در آخرین سال حکومت مصدق پرداخت دستمزد کارکنان دولت ایران طبق اشل ترمیم شده وقت آغاز شده بود، که در آن حقوق کارمند پایه تازه استخدام ۱۵۰ تومان تعیین شده بود. طبق این جدول، حقوق آخرین پایه آن زمان با سی سال سابقه کار ۶۹۲ تومان اعلام شد.
رادیو کوچه
مراسم بیست و یکمین سالروز درگذشت آیتاله خمینی رهبر سابق ایران و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی صبح امروز (جمعه) در مقبرهی وی در تهران برگزار شد.
در این مراسم که با حضور آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، محمود احمدینژاد رییس دولت و شماری از مقامهای ارشد ایران برگزار میشد شماری از گروه های افراطی حامی دولت ایران با سر دادن شعار مانع سخنرانی حسن خمینی نواده آیتاله خمینی شدند.
به گزارش بیبیسی شرکت کنندگان در این مراسم، با حمل پلاکارد و سر دادن شعارهایی، حمایت خود را از حکومت و رهبری آیتاله خامنهای ابراز کردند و علیه رهبران مخالف دولت ایران شعارهای تندی سر دادند.
Click here to view the embedded video.
خبرگزاری فارس نیز در گزارشی اعلام کرد که علت سر دادن شعار در هنگام سخنرانی حسن خمینی و ناتمام ماندن صحبتهای وی «سکوت او در فتنههای اخیر در برابر اقدامات فتنهگران در مقابله با آرمانهای امام» بوده است.
آیتاله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در مراسم سالروز درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی در سخنانی با هشدار به مخالفان نظام در حوادث یک سال اخیر اظهار داشت: «کسانی که در صدد تغییر در هدف های انقلاب ایران بر می آیند همیشه چنان حرکت نمیکنند که مخالفت آنان با انقلاب مشخص شود، و حتی گاه به عنوان طرفداری از انقلاب، حرکتی میکنند که انقلاب از جهتگیری خود به کلی دور بیافتد.»
وی افزود: «برخی کسانی که زمانی جزو پیروان و مروجان امام بودهاند پس از آنکه سال های متمادی برای امام و این هدف حرف زدند و حرکت کردند بر خلاف این مبانی میایستند و حرف می زنند.
رهبر ایران از نام این افراد سخنی به میان نیاورد اما به نظر میرسد منظور وی میرحسین موسوی نخست وزیر سابق ایران است که از رهبران معترضان به شمار میآید.
آیتاله خامنهای در پایان تاکید کرد که در خلال سی سال گذشته، «توطئههای دشمنان» به دلیل ایستادگی مردم به تقویت نظام منجر میشود و به عنوان نمونه، از «فتنه» بعد از انتخابات یاد کرد و با اظهار اینکه کشورهای غربی از این حرکت حمایت کردند، برگزاری تظاهرات نهم دی ماه سال گذشته را نشانه شکست این توطئه دانست.
پیش از سخنان رهبر ایران محمود احمدینژاد به سخنرانی پرداخت.
رییس دولت ایران با اشاره به سخنان آیتاله خمینی که «میزان رای ملت است» و اهمیت رای مردم تصریح کرد: «سال گذشته مردم با حضور گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، مردمی ترین انتخابات جهان را برگزار کردند و بیست و پنج میلیون نفر به من رای دادند اما مانند سی سال گذشته، برخی خودخواهان خود را برتر از ملت دانستهاند و این افراد زمانی رای ملت را قبول دارند که به نفع آنان باشد.»
آقای احمدینژاد با بیان اینکه معترضان فعلی خود با همین سیستم و با همین روش بارها بر مناصب حکومتی تکیه کردهاند تصریح کرد: «در این میان تنها رهبری با مقاومت زیاد در برابر فشار تمام قدرتهای فاسد از رای مردم صیانت کرد»
وی بدون نام بردن از فرد خاصی تاکید کرد: «کسی حق ندارد خود را میراثدار انحصاری امام و خط امام بشمارد»
رییس دولت ایران در پایان گفت: «از عجایب تاریخ ماست که عدهای در صف دشمنان قسم خورده امام، یعنی سلطنت طلبان، منافقان و رسانههای استکباری و سران استکبار بایستند و آنگاه ادعای پیروزی و مالکیت انحصاری امام و خط امام را داشته باشند و انتظار داشته باشند مردم این ادعای آنان را قبول کند»
مراسم سالروز درگذشت آیتاله خمینی هر سال در روز چهاردهم خردادماه در آرامگاه وی برگزار میشود.
جمعه چهاردهم خردادماه – چهارم ژوئن
شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران
اجرا : سام
استودیو: دامون
تقویم تاریخ – محبوبه
بخش اول اخبار
روزنگاشت -«کسی با نقش خود در تاریخ ایران»درگذشت آیتاله خمینی-محبوبه
رادیو لیچار – «گزیده هفته» - فرورتیش
مهارتهای زندگی -«رمز تاثیرگذاری بر دیگران»- سیمین
یکترانه یک آهنگ – دامون
بخش دوم اخبار
گزارش روز هفتم – سام
ملودی کوچه – «صدای مردم آمریکا- قسمت اول»- ثمر سعیدی
گفتگوی روز- گفتگو با مرضیه پاسدار همسر احمد قابل-اردوان روزبه
رادیو کوچه
در پی کناره گیری یوکیو هاتویاما نخست وزیر سابق ژاپن روز جمعه اعضای مجلس نمایندگان – مجلس سفلای پارلمان ژاپن - به «نائوتو کان»، رهبر جدید حزب «دموکراتیک» برای تصدی پست نخست وزیری رای اعتماد دادند.
به گزارش آسوشیتدپرس نائوتو کان ۶۴ ساله از مجموع چهارصد و هفتاد و هفت رای ریخته شده به صندوق در جلسه روز جمعه مجلس نمایندگان، توانست سیصد و سیزده رای را از آن خود سازد.
این در حالی است که تنها رقیب آقای کان، شینجی تاروتوکو، نماینده استان اوزاکا در مجلس عوام ژاپن بود که تنها ۱۲۹ رای از نمایندگان را به خود اختصاص داد.
با اعلام نتیجه رایگیری، رییس مجلس نمایندگان ژاپن گفت که این مجلس تصمیم گرفته است تا نائوتو کان را به سمت نخستوزیر ژاپن منصوب کند.
همچنین ساعاتی پیش از رای گیری استعفای یوکیو هاتویاما نخست وزیر سابق ژاپن و اعضای کابینه او به طور رسمی اعلام شد.
نائوتو کان شصت و چهار سال سن دارد و در موسسه تکنولوژی توکیو تحصیل کرده است.
آقای کان در سال ۱۹۸۰ به عنوان یکی از نامزدهای فدراسیون سوسیالیست، که یک تشکل سیاسی کوچک و مدافع حفظ محیط زیست بود، وارد مجلس نمایندگان شد و پیش از این در سمتهای وزیر بهداری و وزیر دارایی ژاپن خدمت کرده است.
رادیو کوچه
دادگاه تجدید نظر تهران حکم محکومیت حبس و تبعید شبنم مددزاده نایب رییس شورای تهران دفتر تحکیم وحدت را به همراه برادرش فرزاد مددزاده تایید کرد.
شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی موحدینیا روز پنجشنبه شبنم مددزاده، دبیر سیاسی انجمن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران به همراه برادرش فرزاد مددزاده را به ۵ سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم کرد.
حکم دادگاه بدوی برای این خواهر و برادر زندانی ۵ سال حبس و تبعید به زندان رجایی شهر بود که در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۸۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب توسط قاضی محمد مقیسه صادر شد.
اتهام فرزاد و شبنم مددزاده ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدین خلق عنوان شده است.
گفتنی است این حکم در حالی تایید میشود که محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع شبنم و فرزاد مددزاده که سعی در تبرئه موکلین خود داشت خود اکنون در بازداشت به سر میبرد.
محبوبه / رادیو کوچه
mahboobeh@koochehmail.com
امروز جمعه چهاردهم خرداد مصادف با سالروز درگذشت «سید روحاله مصطفوی موسوی خمینی» است، که درسیام شهریور سال ۱۲۸۱ خورشیدی زاده شد. وی روحانی، مرجع تقلید شیعه و رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی بود که سرانجام در سال ۱۳۶۸ خورشیدی و در سن ۸۶ سالگی در گذشت.
«سید روحاله مصطفوی موسوی خمینی» در سیام شهریور ماه سال ۱۲۸۱ خورشیدی در شهرستان خمین از توابع اراک در ایران به دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند خانوادهاش بود. نام پدرش «سید مصطفی موسوی» و نام مادرش «هاجر احمدی» بود. او دو برادر به نامهای «مرتضی و نورالدین یک خواهر به نام «آغازاده خانم» داشت. جد او یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» بود که به هندوستان رفت و در دهلی یا کشمیر اقامت گزید.

پدرش سید مصطفی از معاصرین «میرزای شیرازی» بود. او پـس از آنکه چنـد سال در نجف علوم و معارف اسلامی را فراگرفته بود به درجه اجتهاد نایل آمد و بـه ایران بازگشت و در شهرستان خمین مرجع مردم در امور دینی شد. در حالی که بیش از پنج ماه از تولد روحاله نمیگذشت، که خوانین خمین سید مصطفی را در مـسیر خمین به اراک با گلوله کشتند.
روحاله دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادرش و عمهاش «صاحب خانم» و دایهاش «ننه خاور» سپری کرد. صاحب خانم زن شجاعی بود و پس از ترور برادرش (پدر خمینی) به تهران رفت و با عینالدوله صدر اعظم مظفرالدین شاه دیدار کرد و خواستار قصاص شد که عاقبت این امر محقق گردید.
در قرن سیزدهم خورشیدی در بیشتر مناطق ایران و از جمله خمین مدرسه به شکل امروزی وجود نداشت و آن گروه از مردم که به تربیت و تحصیلات فرزندان خود اهمیت میدادند، آنها را به مکتب خانه میفرستادند، تا خواندن و نوشتن و قرآن و ادبیات فارسی بیاموزند. خمینی نیز به مکتب فرستاده شد و نزد «ملا ابوالقاسم» به فراگیری «عم جز»، گلستان و بوستان سعدی و چند کتاب ادبی دیگر پرداخت.
در آن زمان روحاله برای ادامه تحصیل باید به اراک میرفت، اما با توجه به وقوع جنگ جهانی اول و اوضاع آشفته کشور، امکان رفتن نبود لذا بزرگان خمین تصمیم گرفتند مدرسهای به سبک مدارس جدید ایجاد کنند. این مدرسه سه معلم داشت، که یکی مدیر بود و سر کلاس درس هم میرفت و یکی دیگر از آنها به نام میرزاعلی خان، معلم زبان فرانسه و یک فرد معمم نیز معلم زبان فارسی بود. «آقا شیخ فضلالله» عموی مادر خمینی نیز معلم شرعیات بود. خمینی نیز به این مدرسه رفت. علاوه بر آن خانواده وی که از وضع مالی خوبی برخوردار بودند، برایش معلم سرخانه گرفتند.
در سیزده سالگی روحاله جنگ جهانی اول آغاز شد وی خود خاطره جنگ جهانی اول را به یاد میآورد. او گفته:«من هر دو جنگ بینالمللی را یادم هست، من کوچک بودم لیکن مدرسه میرفتم و سربازهای شوروی [روسیه تزاری] را در همان مرکزی که ما داشتیم، من آنها را آنجا میدیدم. ما مورد تاخت و تاز واقع شدیم.»
روح اله خمینی پانزده سال داشت، که بیماری وبا در ایران شایع شد و عمه و سپس مادرش مردند.
او در سال ۱۳۰۸ خورشیدی با «خدیجه ثقفی» معروف به «قدس ایران»، ازدواج کرد و ثمره این ازدواج
هفت فرزند به نامهای «مصطفی»، «صدیقه»، «فریده»، «لطیفه»، «فهمیه»، «سعیده»، و «احمد» بودند.

روحالله خمینی در بیان خاطراتش گفته:
«از مدتها قبل از آمدن آقای «بروجردی» عمده اشتغال من به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود. پس از آمدن او به تقاضای آقایانی مثل مرحوم آقای مطهری و آیتالله منتظری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود.»
به ظاهر نخستین بار طی سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۶ با امر سیاست و حکومت در معنای خاص آن مواجه شد. وی هر چند در قم به تحصیل اشتغال داشت، اما درشکه کرایه میکرد و به تهران میآمد، تا به نطقهای «سیدحسن مدرس» در مجلس شورای ملی گوش فرا دهد و بشدت تحت تاثیر شخصیت وی بود. بهخصوص او شاهد درگیری سیاسی بین مدرس و رضا شاه بود.
مخالفت با اقدامات محمدرضا پهلوی توسط سید روحاله خمینی از سال ۱۳۴۱ جدیتر شد و در واکنش به رفراندوم انجام شده توسط حکومت شاه و نتایج اعلام شده در آن، به ایراد سخنرانی و نصیحت شاه پرداخت.
در سال ۱۳۴۳ به خاطر مخالفت با قانون «کاپیتالاسیون» و به اتهام اقدام علیه امنیت کشور به خارج از ایران (ترکیه، عراق و در نهایت فرانسه) تبعید شد. چرا که بر اساس قانون، دستگیری و زندانی نمودن مراجع تقلید منع شده بود. در طول دوران تبعید با ارسال نوارهای سخنرانی به رهبری فکری انقلاب میپرداخت و سرانجام پس از ۱۴ سال در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت.
وی در روز بازگشتش به ایران در میان هواداران میلیونی خود که از سراسر ایران به تهران آمده بودند، در بهشت زهرا به سخنرانی پرداخت و مسوولان نظام پادشاهی را به چالش کشید.
ده روز بعد به دنبال شکست گاردشاهنشاهی، آخرین سنگر مقاومت نیروهای شاهنشاهی شکسته شد و انقلاب ایران به طور رسمی پیروز شد و او به عنوان رهبر این انقلاب زمام امور را در دست گرفت. این ده روز، «دهه فجر» نامیده میشود و هر ساله توسط طرفداران جمهوری اسلامی جشن گرفته میشود.
بنابر دستور وی انحلال مجلس سنا، دستور به تشکیل مجلس موسسان برای نوشتن قانون اساسی جدید، برگزاری همهپرسی فروردین ۱۳۵۸، برای برقراری نظام جمهوری اسلامی، در دستور کار قرار گرفت. در این همهپرسی که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ انجام گرفت، بیش از ۹۸٫۲ درصد مردم به جمهوری اسلامی ایران، رای «آری» دادند و این روز، روز «جمهوری اسلامی ایران» نامیده شد. اگر چه که بسیاری معتقد بودند نحوه رای گیری به صورت «آری یا خیر» شکل دموکراتیکی نبوده است.
خمینی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پس از تصرف رادیو توسط انقلابیون در بیانیهای با تقدیر از عقبنشینی و عدم دخالت ارتش در امور سیاسی، از مردم خواست از خرابکاری و اخلالگری و حمله به سفارتخانهها جلوگیری کنند و نوشت «به امرای ارتش اعلام میکنم که در صورت جلوگیری از تجاوز ارتش، و پیوستن آنان به ملت و دولت ملی اسلامی، ما آنان را از ملت و ملت را از آنان میدانیم و مانند برادران با آنان رفتار می نماییم.»

در همان شب شورای عالی ارتش شاهنشاهی در جلسهای با شرکت اکثر فرماندهان عالیرتبه خود و بدون هیچ مخالفتی پشتیبانی کامل خود از خواستههای ملت را اعلام کرد.
اما تنها ساعاتی پس از آن عدهای از سران حکومت پهلوی از جمله سرلشکر «منوچهر خسروداد» فرمانده هوانیروز، «سپهبد مهدی رحیمی» رییس شهربانی کل، سرلشکر «رضا ناجی» اولین فرماندار نظامی ایران و تیمسار «نعمت نصیری» رییس سابق ساواک در مدرسه رفاه به حکم «صادقخلخالی» اعدام شدند.
روحاله خمینی قبل از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ وعدههایی در خصوص برابری زنان و مردان و آزادی مطبوعات به مردم ایران داده بود. همچنین او در تاریخ دهام اسفندماه ۱۳۵۷ در سخنرانی که در روز ورود به شهر قم انجام داد، از اهداف انقلاب به تحویل دادن سرمایه ملی به مردم و مجانی کردن آب، برق و اتوبوس برای مستمندان اشاره کرده بود. نکاتی که بعد ها بارها در باب اجرا و عدم اجرای آن و دیدگاه هایی که پیش از انقلاب طرح شده بود، در بین طرفداران و مخالفان وی بحث در گرفت. که در نهایت منتهی به اجرای نظر صاحبان قدرت شد.
بسیاری در دوره هی مختلف پس از انقلاب اعتقاد دارند آن چه که در کشور به وقوع پیوسته است با نظر این آیت اله بوده است و گروهی نیز معتقد بودند این اطرافیان آیت اله بوده اند که وی را با اخبار خود به سوی یک تصمیم گیری رهنمون می کردند. ادامه جنگ ایران و عراق، اعدام های گروه های مخالف نظیر چریک ها، مجاهدین، کشتار مشهور خاوران ۶۷ و پاکسازی ادارات و سازمان ها از افرادی که ایمان کافی به انقلاب نداشتند از جمله این موضوعات مطرح شده است.
در دوران وی بسیاری از نیروی های طرفدار انقلاب مورد ترد وی و نزدیکانش قرار گرفتند و بسیاری نیز در همان ابتدای انقلاب اعدام شدند. کسانی مانند صادق قطب زاده که با وی از پاریس به ایران آمد و در آخرین سمت خود رییس صدا و سیمای انقلاب بود.
شاید گفتن از روح اله موسوی خمینی سخنی از یکی از سخت ترین دوران تاریخ معاصر ایران باشد چرا که وی نقشی انکار ناپذیر در وقایع پنچاه سال اخیر ایران دارد.
در سال های بعد انقلاب کهولت سن و هم چنین برخی بیماری ها که هیچ گاه از سوی پزشکان معتمد وی روشن نشد چه بیماری هایی بوده است او را رها نکرد. در همان سال های اول انقلاب به دلیل بیماری بستری شد و هم چنین در سال های بعد نیز به دلیل بیماری و مراقبت خانگی هیچ گاه از جماران خارج نشد. اما در سال ۶۸ خورشیدی بیماری های وی رو به وخامت گذارد به طوری که بر نزدیکان وی پویشیده نبود که او نزدیک به یازده سال پس از پیروزی انقلابش در آستانه مرگ قرار دارد.
به هر روی فوت «آیتاله خمینی» به طور رسمی در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ خورشیدی ثبت شد گرچه وی در شامگاه ۱۳ خرداد در سن ۸۷ سالگی درگذشته است. تشییع جنازه وی با شرکت طرفدارانش از ایران و نقاط مختلف جهان صورت گرفت و این موضوع انعکاس جهانی زیادی داشت.
پس از مرگ وی بنابر تشخیص مجلس خبرگان و با توجه به این که در یک روند جانشین قبلی وی ایت اله منتظری خلع شده بود و در آن زمان در حصر خانگی نیز بود، حجت الاسلام خامنه ای که بعد توسط علمای شیعه آیت اله شد و در زمان مرگ وی رییس جمهوری وقت بود به رهبری حکومت جمهوری اسلامی منصوب شد.
در پایان باید اشاره کرد پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران بسیاری از نزدیکان وی و حتا نوه او حسن خمینی از سوی برخی اقتدار گرایان عوامل فتنه و بر انداز خوانده شدند.
آثار سید روحاله خمینی عبارتند از:
شرح دعای سحر / شرح حدیث رأس الجالوت / حاشیه امام بر شرح حدیث رأس الجالوت / التعلیقة علی الفوائد الرضویة / شرح حدیث جنود عقل و جهل / مصباح الهدایة إلی الخلافة والولایة / تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس / شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) / سرالصلوة / آداب نماز (آداب الصلوة) / رساله لقاءالله / حاشیه بر اسفار / کشف الاسرار / انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة (۲ جلد) / بدایع الدرر فی قاعدة نفی الضرر / الرسائل العشرة / رساله الاستصحاب / رساله فی التعادل و التراجیح / رساله الاجتهاد و التقلید / مناهج الوصول الی علم الاصول ۲ جلدی / رساله فی الطلب و الاراده / رساله فی التقیه / رساله فی قاعده من ملک / رسالة فی تعیین الفجر فی اللیالی المقمره/ کتاب الطهارة – ۴ جلد / تعلیقة علی العروة الوثقی / المکاسب المحرمه ۲ جلد
تعلیقه علی وسیلة النجاة / رساله نجاة العباد / حاشیه بر رساله ارث / تقریرات درس اصول آیتالله العظمی بروجردی / تحریر الوسیله ۲ جلد / ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد / ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد
کتاب البیع – ۵ جلد / حکومت اسلامی یا ولایت فقیه / کتاب الخلل فی الصلوة / جهاد اکبر یا مبارزه با نفس / رساله توضیح المسائل/ مناسک حج «احکام مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی» / تفسیر سوره حمد / استفتائات ۳ جلد / دیوان شعر / سبوی عشق / ره عشق / باده عشق / نقطه عطف / محرم راز / مقام رهبری در فقه اسلامی با استفاده از کتاب البیع / مسائل امر به معروف و نهی از منکر از تحریر الوسیله / مسئله قضاوت از کتاب تحریر الوسیله/ جهاد نفس از کتاب اربعین حدیث / رابطه نیت و اخلاص از کتاب اربعین حدیث / صحیفه امام «مجموعه آثار امام خمینی» ۲۲ جلد / صحیفه نور / وصیتنامه /لمحات الاصول / کوثر ۳ جلد / منشور روحانیت / وعده دیدار / فریاد برائت / آوای توحید
رادیو کوچه
یک نماینده مجلس شورای اسلامی میگوید که زنان ایرانی اگر مانند زنان کشورهای عربی بتوانند ازدواج مجدد را بپذیرند، بسیار بهتر از این است که مردان بخواهند ازدواج موقت داشته باشند.»
به گزارش ایلنا موسا قربانی با تاکید بر اینکه «باید ازدواج مجدد در جامعه ترویج داده شود» تصریح کرد: «مشکل اصلی که در جامعه ما برای محدود کردن ازدواج مجدد مردان وجود دارد این است که فرهنگ جامعه بهگونهای است که نمیتواند بپذیرد مردان ازدواج مجدد داشته باشند، در حالی که در کشورهای عربی ازدواج مجدد مردان امری طبیعی است و ازدواج مجدد یک مرد، مشکلات و دعواهای خانوادگی را ایجاد نمیکند.»
وی افزود: «در شرایطی که ضابطهای در کشور در رابطه با ازدواج مجدد نداریم، مردها راحتتر به خواسته خود میرسند. پس باید تلاش کنیم ازدواج مجدد ضابطهمند شود.»
این نماینده مجلس همچنین با اشاره به تبعات ازدواج موقت اظهار داشت: «ما هرگز مردان را تشویق نمیکنیم که به سراغ ازدواج موقت بروند و معتقدیم که ازدواج موقت در جهت تحکیم بنیان خانواده نیست و این احتمال وجود دارد که ازدواج موقت به بنیان خانواده لطمه بزند.»
به گفتهی آقای قربانی ازدواج موقت میتواند در جهت جلوگیری از فساد موثرعمل کند، اما یک نسخه یکنواخت و فراگیر نیست.
موسا قربانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «زنها در خانه کار میکنند و میتوانند در ازای کار خود از شوهرشان پول طلب کنند، اما این کار را نمیکنند، زنان حق دارند شروط ضمن عقد را از مرد طلب کنند اما نمیکنند. این مشکل زنان است که حقوق خود را مطالبه نمیکنند، قانون این امکان را فراهم کرده است اما زنان از آن استفاده نمیکنند. زنان خودشان کوتاه میآیند»
این روحانی نماینده مجلس خاطرنشان کرد: «در شرایط فعلی کشور ما، اگر هر مردی بخواهد، ازدواج مجدد داشته باشد، به آسانی میتواند این کار را انجام دهد. نه اینکه مجاز باشد بلکه تواناییاش را دارد»
وی در پایان سخنان خود گفته که در عربستان کارمند زن وجود ندارد و اگر «فقط همین مساله را در ایران عملیاتی کنیم، بسیاری از مشکلات حل میشود.»
دفتر افغانستان / رادیو کوچه
مقامهای محلی افغانستان از کشته شدن هشت تن بر اثر انفجار طی دو حادثه جداگانه در جنوب این کشور خبر دادند.
«عبدالحکیم انگار» فرمانده پلیس ولایت هلمند شامگاه پنجشنبه ضمن تایید این خبر تصریح کرد: « چهار نفر بر اثر انفجار مین کارگذاری شده در حاشیه جادهای در لشکرگاه مرکز این ولایت کشته شدند.»
وی افزود: «چهار غیر نظامی دیگر در درگیری نیروهای امنیتی افغان و خارجی با شورشیان طالب در شهرستان «مارجه» جان خود را از دست دادند.»
به گفته فرمانده پلیس هلمند، در این درگیری به نیرو های افغان و بین المللی آسیبی نرسید و تحقیقات در مورد تلفات غیر نظامیان آغاز شده است.
گفتنی است نیروهای افغان و بین المللی در یک عملیات بزرگ نظامی در اسفند ماه سال گذشته، مارجه را از تصرف مخالفان مسلح دولت آزاد ساختند، اما گزارش های اخیر حاکی از نفوذ دو باره جنگجویان طالب در این منطقه دارد.
رادیو کوچه
فدراسیون فوتبال ایران با استعفای حسین شمس از سمت سرمربیگری تیم ملی فوتسال موافقت کرد.
به گزارش مهر، حسین شمس پس از قهرمانی تیم ملی فوتسال ایران در یازدهمین دوره مسابقات فوتسال قهرمانی آسیا استعفای خود را به فدراسیون فوتبال ارایه کرد که این درخواست روز پنجشنبه با موافقت مسوولان فدراسیون مواجه شد.
آقای شمس در خصوص دلایل استعفای خود اظهار داشت: «با شرایط فعلی حاضر به ادامه همکاری با فدراسیون فوتبال نیستم و دیگر به تیم ملی فوتسال ایران بازنمی گردم.»
وی همچنین خاطر نشان کرد: «پنج ماه است که از فدراسیون فوتبال هیچ پولی دریافت نکردهام. این فدراسیونی که اینقدر مدعی است، پول مربیانش را بدهد. من که جانم را برداشتم و از دست این فدراسیون فرار کردم.»
گفتنی است حسین شمس که به عنوان جانشین ژوراندیرو برزیلی سرمربی تیم ملی فوتسال ایران شد ضمن دستیابی به سه عنوان قهرمانی در آسیا و راهیابی به مرحله دوم مسابقات جام جهانی ۲۰۰۸ برزیل و کسب نتایج درخشان در این مسابقات، فوتسال ایران را تا رده چهارم رنکینگ جهان ارتقا داد.
در یک گزارش جدید اعلام شد که نرخ مرگ ومیر ناشی از سرطان پوست در بین مردان، طی ۳۰ سال اخیر دو برابر افزایش یافته است.
طبق آمار مرکز تحقیقات سرطان انگلیس، تنها در این کشور نرخ تلفات مردان در دهه ۱۹۷۰ کمتر از ۴۰۰ مورد از هر ۱۰۰ هزار نفر بوده در حالی که این رقم در حال حاضر به ۱۱۰۰ قربانی از هر ۱۰۰ هزار نفر بر اثر ابتلا به این بیماری رسیده است. در حالی که در زنان شمار قربانیان سرطان پوست با روند کنونی افزایش داشته است.
این تحقیقات هم چنین نشان داده است که شمار قربانیان در افراد بالای ۶۰ و ۷۰ سال بیشتر است.
به گزارش تلگراف، پیشگیری اولین گام مهم برای متوقف کردن این روند رو به گسترش و نجات جان انسانهاست.
محققان توصیه میکنند به منظور متوقف ساختن این افزایش سریع تلفات سرطان ملانوم، مردان باید بیش از همیشه نسبت به خطرات تماس زیاد با نورخورشید آگاه شوند.
مهمترین عنوانهای رسانههای امروز مالزی:
خبرگزاری برناما
- اسرائیل به کشتی کمکرسان ریهل کرو اجازه نمیدهد به غزه نزدیک شود.
- محمد انوار به مسابقات قرآن کلانتان باز می گردد.
- پیام مالزی به فلسطین فرستاده شد؛ شما تنها نیستید.
- یک پسر بچه دو ساله بخاطر سوء رفتار کشته شده است.
- نجیب با ۱۲ مالایی آزاد شده از بند اسراییل ملاقات میکند.
- شرکت یورو پلاس بخاطر فعالیتهای غیر معمولش مورد باز خواست قرار گرفت.
- اعضای بنیاد تامین نیروی انسانی میتوانند تا ۳۰ درصد از اعتبارات خارجی را داشته باشند.
- شرکت بزرگ Sime Darby بازار های چین را ارزیابی می کند و پیشنهاد سرمایه گذاری در فعالیتهای پایین دستی را میدهد.
- مالزی به مشتریان چینی اطمینان داد که اطلاع رسانی را در مورد فواید روغن نارگیل گسترش دهد.
- یک مسوول IATA گفت که صنعت هوایی پس از دو سال ترمیم میشود.
- حزب حاکم ژاپن انتخابات برای برگزیدن رییس حزب را آغاز کرد.
- سازمان بهداشت جهانی میگوید که ترس از H1N1 همچنان ادامه خواهد داشت.
- بازپرسیها و حیرت پلیس انگلیس پس از قتل ۱۲ نفر توسط یک مرد همچنان ادامه دارد.
- چین و میانمار در مورد پایداری های مرزی به توافق رسیدند.
روزنامه استار
- کن به احتمال قوی نخست وزیر بعدی ژاپن خواهد بود.
- دادگاه دوم انوار به ۱۴ جولای موکول شد؛ وکیل مدافع خواستار گزارش پزشکی در مورد محمد صیفل شد.
- ۶ دانش آموز دختر قربانی تجاوزات یک راننده تاکسی میشدند.
- تغییرات در لائوس به آن کشور اجازه میدهد که روابطش را با مالزی گسترش دهد.
- دختر سنگ خور به آسایشگاه فرستاده شد.
- دو آشوبگر توسط دستگاههای پیشرفته شناسایی و به دام افتادند.
- دوستی اینترنتی منجر به از دست دادن ۱٫۲ میلیون رینگیت از سوی یک زن شد.
- پژوهشگران دانشگاه Utar می گویند که قوه محرکه برق مقرون به صرفه تر از دستگاه های فسیلی است.
- انتشارات Star رسانه رسمی پوشش دهنده نمایشگاه خودرو ۲۰۱۰ در مالزی خواهد بود.
- قوانین صنعت توریسم باید برابر تقلّب ها در مورد بیمه ها به ایستد.
- کلانتان با مشکل کم آبی مواجه است.
- یک ایرانی دیگر با ۵٫۸ کیلوگرم ماده مخدر شیشه به ارزش ۱٫۴۵ میلیون رینگیت دستگیر شد.
- از روبات ها برای جلوگیری و ترمیم نشت نفتی سواحل آمریکا استفاده می شود.
- آمار کشته شدگان آتش سوزی در بنگلادش به بیش از ۱۰۰ نفر رسید.
- اوباما در یک مصاحبه تلویزیونی حادثه غزه را یک تراژدی خواند.
- کمیته ای از سازمان ملل مسئول دور نگه داشتن سازمان های غیردولتی همجنس بازان شد.
روزنامه نیو استریت تایمز
- با داشتن دوست سیگاری عادتها به سرعت منتقل میشوند.
- جریمه ۱،۳۰۰ رینگیتی بخاطر قمار بازی.
- وزارت تجارت داخلی قول جبران کسری شکر را داد.
مریم باقی دختر عمادالدین باقی دلنوشتهای را برای پدر در بند خود نگاشته است. عمادالدین باقی فعال سیاسی و روزنامهنگارایرانی است که در جریان حوادث پس از انتخابات ایران بازداشت شد.
با پدرم؛ عماد الدین باقی
آنقدر این روزها بلندیشان را به رخم کشیدهاند وشبها سیاهیشان را، که انتظار دیدن طلوع آزادی دشوارتر شده. با اینکه هر روز قلبم بلندتر از دیروز نوید تولد خورشید آزادی را از دل سیاه شب شهرمان فریاد میزند.
امروز ولادت حضرت فاطمه(س) است و اینک ۱۶۰ روز از زندانی بودن تو میگذرد. این روزها چقدر اسیر داریم، تو اسیری، بسیاری ازهم وطنانمان اسیرند،بغضمان اسیر است، فریادهامان اسیر است،اندیشه و کلام اسیرند و تلختر از همه قلمها اسیرند،قلمی که تو سالهاست طعم اسارتش را چشیدهای و من یک شاهدم،شاهد زندگی پر ماجرای پدرم و زندانهای مکرر تنها به جرم آزادگی قلمش.
شاهد مقالاتی که مثله میشد،شاهد کتابهایی که هرگز چاپ نشد، شاهد کتابهایی که خمیر شد و یا به سلاخ خانه رفتند و هر چه میخواستند از تنشان بریدهاند،شاهد بودهام روزنامههایی که به چاپخانههای پر از موش میروند تا هر آنچه دوست ندارند از آن جویده شود، غافلند ازاینکه اندیشه، جوهر قلم است وآن را نمیتوان جوید.
امشب میخواستم هر چه در سر دارم بنویسم اما گویی موشها به مغز من هم نفوذ کردهاند.شب از نیمه گذشته اما خواب به چشمم نمیآید،زمان کش میآید و مهتاب ملول از قاب پنجره به اتاقم خزیده و روی دیوار رو به رویم جا خوش کرده و من در نور نیمه جان مهتاب صورت پر امید تو را میبینم با لب خندان که در ملاقاتهای کوتاهمان به جان ما انگیزه ایستادگی را تزریق میکند.
طبق عادت تمام سالهای دوری گاهی برایت نامههایی مینویسم که شاید هرگز نخوانی،از ظلمهایی که میبینم بر هم وطنانم میرود و آنها نشتر است بر قلب من و هنوز نمی توانم باور کنم قدرت آنقدر شیرین باشد که بتوان به خاطرش اشک هم وطن را نادیده گرفت. اشکهایی که باورم این است در کفه هر ترازویی سنگینی می کند.
ای کاش همه قلبشان مثل تو از آیینه بود، تو حتی تحمل نداری ببینی حقوق مجرمی پایمال می شود و کرامت انسانی ضایع گردد،چه رسد به مردم بی گناه و من در این روزهای تب دار که گذشت می دیدم تو چگونه با دیدن این وقایع آب می شوی.
بابا در این روزگار که جای تمام فرهیختگان و استادان و دانشجویان و خبرنگاران و… در کنج زندانهاست ، این اسارت باز هم چقدر شایسته توست،هر چند من نمی توانم حتی از یک ثانیه از عمر مفید و با ارزش تو که در زندان به هدر می رود چشم بپوشم و تقاص تمام لحظه هایت را و لحظه هایی که تو مال ما بوده ای و از ما ربوده اند را هر روز با اشکهایم از خدا طلب می کنم .
روزهایی مثل امروز که تو باید می بودی،امروز جای تو خالی است که پیشانی خسته ی مادرم را ببوسی و روزش را تبریک بگویی. مادرم فاطمه که فاطمه وار پشت در پشت تو ایستاده و درد تو درد اوست و او چقدر امروز جای خالی تو را احساس می کند.
در حالی که وزیر خارجه جمهوری اسلامی از آمادگی تهران برای مذاکره با آمریکا، فرانسه و روسیه در زمینه طرح مبادله اورانیوم خبر میدهد، مدیر شورای امنیت سازمان ملل میگوید قطعنامه جدید علیه ایران احتمالا در ده روز آینده در این شورا به رای گذاشته خواهد شد.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، روز چهارشنبه در دیدار با همتای بلژیکی خود ضمن اعلام آمادگی تهران برای مذاکره با گروه وین متشکل از آمریکا و روسیه و فرانسه «برای تنظیم توافقنامه کتبی» اضافه کرد: «امیدواریم این زمینه بسیار مناسب… با اقدامات تخریبی در شورای امنیت از بین نرود.»
خبرگزاری رویترز به نقل از «دیپلماتهای غربی» میگوید پنج عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان امیدوارند که این بخشهای الحاقی تا پایان هفته جاری به اعضای غیردائم ارائه شود. به گفته کلود هلر، نماینده مکزیک، آمریکا و متحدانش خواستار «اقدام سریع» شورای امنیت در مورد قطعنامه علیه تهران و «رایگیری در ده روز آینده» هستند.
رادیو کوچه
محمد نوریزاد روزنامه نگار و کارگردان ایرانی در بند روز پنجشنبه در پنجمین نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی از وی خواست تا مراقب «بانیان اصلی فتنه» که در اطراف او «آرایش یافتهاند»، باشد.
آقای نوریزاد در این نامه با اشاره به فرا رسیدن اولین سالگرد انتخابات ایران و حوادث پس از آن به آیتاله خامنهای هشدار داد که مراقب سران واقعی فتنه که سران قدرتهای در سایهاند، باشد.
این وبلاگنویس که به دلیل نوشتن سه نامه به رهبر ایران به اتهام توهین به رهبری محکوم به سه و نیم سال حبس و تحمل پنجاه ضربه شلاق شده است در بخش دیگری از نامه خود مینویسد: «اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوانهای اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آوردهایم، فراتر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است.»
به گفتهی آقای نوریزاد فتنه واقعی همان پلیدی درهم فشردهای است که خسارت ستمهای یکسال گذشته را بر سر مردمان فرو آورده است.
متن کامل نامه محمد نوریزاد به شرح زیر است:
به نام خالق حق
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیتالله خامنهای
یک سا ل از ظهور “فتنه” در کشور ما سپری شد. فتنهای که به قول رسانههای رسمی و شخصیتهای شاخص نظام، هم آبروی ما را مضحکه جهانی در انداخت، و هم خون و مال جمعی از هموطنان ما را تباه ساخت، و هم شکاف هراسناکی در ساختار ملی و حیثیتی ما ایجاد کرد.
میبینید که من نیز مثل بسیاری، از همین واژه “فتنه” آویختهام. واژهای که در این یک سال گذشته، به قدر همه عمر اساطیریاش از او سود بردهایم. واژهای که در ادبیات سیاسی ما، به فهرست مطول واژگانی چون: طاغوت، طاغوتی، انقلاب، ضد انقلاب، مستضعف، مستکبر، منافق، ضد ولایت فقیه، امت شهیدپرور، دشمن قسمخورده و واژگان دیگری از این دست پیوست و معنای ویژهای برای خویش اختیار کرد.
در این یک سال گذشته، آنچنان افراطگونه بر طبل فتنه و سران فتنه کوفتیم تا کودکان ما نیز به محض شنیدن آن، بدانند ما را جز از موسوی و خاتمی و کروبی، مقصودی نیست. آوار و بهمن سران فتنه، همان پلیدی درهم فشردهای است که خسارت این ستم را بر سر مردمان ما فرو میبارد. بهمنی که به هنگام عبور، از کنار خانه هاشمی رفسنجانی میگذرد، و کسانی که از اهل این خانه را نیز به حجم آوارگونگی خویش میافزاید.
سران فتنه اما، فراتر از خسارات فراوانشان، فوایدی نیز داشتهاند که من، قصد واشکافی فایدههای آنان را دارم. پیش از آن، اجازه بدهید در سفری به دور دستهای روستای محل زادگاهم، به ترسیم دورنمایی از این فایدهها بپردازم. جدال بر سر قدرت، ظاهرا ودیعه مکرری است که در هیچ کجای تاریخ، بیمخاطب نبوده است، چه در قبایل بدوی، و چه در جوامع مدنی، در روستای ما نیز، دو طایفه کمخرد، طبق یک عادت ضروری، و به بهانهای تکراری، خشماگین بر سر هم میکوفتند و بعد از تحمل جراحتها و ناسزاها و بیآبروییها کارشان به پاسگاه و امنیه و وساطت بزرگترها میکشید.
در جدال هر باره، نیک به یاد دارم که مردان طایفه شکستخورده، بیدلیل بر اهل خانه خود سخت میگرفتند. یعنی پدری که در میدان کارزار، توسط حریف از پا در آمده بود، در خانه خویش، به یک خطای مختصر، بر سر زن و فرزند خود میکوفت و مردانگی مخدوش خود رابه رخ میکشید و یادآور میشد.
باورم بر این است که حکایت ما و سران فتنه نیز خارج از این روال روانی و تاریخی نیست. سران فتنه در این مثال ساده و روستایی من همان اهل منزلاند. کسانی که ما با کتک زدن آنان، عصبیت ناشی از شکستهای پی در پی خود را تخلیه میکنیم و قدرت مخدوش خود به رخ میکشیم. روستایی چوبخورده و تحقیرشده دیروز، از این روی بر سر زن و فرزند خود میکوفت، که فکر آنان را از واکاوی چند و چون شکست خویش، به همان خطای خانگی معطوف کند.
قبول میفرمایید که ما و شما، در این آزمون سی ساله، کارنامه درخشانی از عمل به وعدههای اسلامی انقلاب نیاراستهایم. اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوانهای اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آوردهایم، فرا تر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است.
شرمندهام که نوشته من از صراحتی اینچنین تلخ و گزنده آکنده است. باورم بر این است که ما را فرصت چندانی برای بازگشت و ترمیم خرابیها نیست. وگرنه، من آداب کوچکتری خویش، نیک میدانم.
اگر انقلاب سی ساله ما، هیچ نداشت الا به صحنه آوردن انصاف، ما پیروز بودیم. و اگر هیچ نداشت الا ادب و پاکی و پاکدستی بزرگان، ما پیروز بودیم. من از بلندای سی سالگی انقلاب که به گذشته مینگرم، آرزو میکنم ای کاش ما را با “اسلام اختراعی” خود کار نبود. و یا حتی اسلام، تنها در سفر به دور دستهای تاریخی ما محدود و تعریف نمیشد. و ما، به جای بار انداختن اسلام اختراعی خود در کوچه بنیهاشم، بر سر و سینه کوفتنهای بیپشتوانه، اهالی کوچه بنیهاشم را به امروز تاریخی خویش فرا میخواندیم و از نورشان بهره میبردیم.
ای کاش در همان ویرانه تاریخی خویش مانده بودیم اما در عوض: ادب داشتیم، خدا داشتیم. ای کاش دوستی ما با خدا و خوبان خدا، در لفظ نمیماند، و به عمل میگرایید. ای کاش مراجع تقلید ما و روحانیان ما میدانستند که محدوده آگاهی و دانش آنان، محدود به علومی است که ارتباط چندانی با حساسیتهای کشوری و جهانی ندارد. و میدانستند که جامعه، مردم، تاریخ، و سنتهای الهی، برای خود مختصات و قواعدی دارند و ورود ناآگاهانه به هر یک از این حوزهها، و دخالت ناشیانه در سیر عالمانه آنها، جامعه را به آشفتگی حتمی فرو میبرد.
رهبر گرامی، از خود شریف شما آموختهام که سخت دلتنگ عدالت علوی باشیم. عدالتی که به جانبداری از مردم شهر قم، محکمهای به پا کند، و بزرگان دینی و مسئولان خطاکار حکومتی این شهر را فرا بخواند، و از آنان بپرسد: چرا شهر قم، که تا پیش از انقلاب، پاک و شایسته بود، بعد از انقلاب، اول شهر آسیبدیده از مفاسد اجتماعی کشور شده است؟ عدالتی که آقازادههای ما را، مثل پدرانشان، به تناول شهد مفاهیم دینی وا میداشت و آنان را از شیرینی واردات شکر باز میداشت. عدالتی که خود این پدران را نیز از مواضعی چون معدن سنگ سرخ بیدخت فارس، باز میداشت. عدالتی که برای ورود به حسابرسی آستان قدس رضوی زانوانش نلرزد. عدالتی که به عدم تعادل فکری مسئولان حکومتی، و حتی به عدم تعادل یک رییسجمهور نمره منفی بدهد. عدالتی که شهامت اعاده حیثیت از خود را داشته و اجازه ندهد کسی و کسانی از او بیاویزند و متاع دروغین خود را در سبد نیاز مردم گذارند.
رهبر گرامی، ما امروز، چه بخواهیم وچه نخواهیم، شکست خورده معرکه جولانِ تاریخی ِ خویشیم. متأسفانه، حتی در موضوع تخصصی خودمان که اسلام باشد، به قهقرا گراییدهایم. بدیهی است که در این سی سالگی انقلاب، باید به یکیک کاستیها و ناهنجاریها، و به نقش و سهم خود اعتراف کنیم و در جایگاه یک مسئول، پاسخگوی مردم و تاریخ باشیم. که چرا در معرفی اسلام به روزی در افتادهایم که علاوه بر طرد مخاطبان جهانی، مخاطبان داخلی دین خدا را نیز تاراندهایم و به گزینش نامبارک حداقلی مردم خویش ناچار شدهایم؟ و چرا چنان چهره مخوف و نامبارکی از اسلام آراستهایم که فرزندان بلافصل خودمان نیز از آن میهراسند و بدان تمایلی ندارند؟ و یا چرا با سرمایههای پولی سرزمین خویش به آنچنان غارتی درافتادهایم که دزدان گردنه، فردا، از ما طلبکار آبروی رفته خویش خواهند شد؟ و یا چرا با آوار اسلام اختراعی خویش، جلوی “رشد” اسلام واقعی و جلوی رشد مردم خود را گرفتهایم؟
رهبر گرامی، میبینید که پرسشهای بزرگ و توفانی و حتمی پیش روی ماست. و ما ناگزیر از پاسخگویی به این همه سوال سرگردانیم. باورم بر این است که سران فتنه، درست در بزنگاه نیاز، به یاری ما شتافتند. اگر آنان نبودند، ما وشما اکنون باید به مردم خود “پاسخ” میگفتیم که مسئول این همه عقبماندگی و کار نابلدی، و رواجگر این همه بیکیاستی و بیلیاقتی، وبه باد دهنده این همه فرصت و ثروت، و بدیهی کننده این همه دروغ و حرامخوری، و بانی این همه خندهدار شدن قانون، کسی جز خود ما نیست.
سران فتنه از راه رسیدند تا ما را از پاسخگویی به مطالبات مکرر و رها مانده و بیسرانجام مردم برهانند. ما و شما از این روی به سرکوب سران فتنه اصرار ورزیدیم که تا مردمان ما به مشغلهای انحرافی درافتند و از چگونگی کارهای تو در توی ما و مسئولیتهای خاکآلود و بر زمین مانده ما نپرسند. از ما نپرسند آیا این بود آن انقلابی که همگان را به درک و لمس و بهرهمندی از افقهای نورانیاش نوید میدادید؟
آیا اسلامی که از او دم میزدید، همین است که در چارچوب در خانه جوانان بیکار و معتاد و تنفروش و سرگشته و فرومرده و پژمرده و معلق ما ذبح میشود؟ همین است که در مجلس شورای اسلامی، هر روزه چهرهاش میخراشند و پوستش میدرند؟ و در دستگاه قضا به شوخیاش میگیرند؟ و در دولت، جیبهایش را خالی میکنند؟
اگر سران فتنه نبودند، ما و شما باید هر روزه به مردم خود پاسخ میگفتیم که چرا سپاه، در روز روشن، سهام مخابرات را بالا کشید؟ وچرا سپاه و نیروی انتظامی، با واردات میلیاردها کالای قاچاق، همچنان سلحشور و غیور ومردمیاند؟
سران فتنه آمدند تا نمایندگان شجاع و نترس و البته باکفایت ما بهانهای برای پرخاش و ناسزا داشته باشند، نمایندگانی که مفهوم استقلال مجلس، و نمایندگی مردم را در همان روز نخست، زیر پا مینهند تا اعتبارنامههایشان تصویب شود. نمایندگانی که همچنان به سرکوب سران فتنه محتاجاند و برای محاکمه آنان طومار امضا میکنند تا نگاه مردم را از عصارگی بر خاک افتاده فضایلشان، و از طنز مجلسی که باید در رأس امور باشد و نیست، به غوغای سران فتنه منحرف کنند و خود را از حمل سنگینی امانت مضمحل شده مردم، و تحمل شماتت مردم برهانند. نمایندگانی که متأسفانه، سالهاست به جای قانون و نظارت قانونی، و به جای تحقیق و تفحص مؤثر، و به جای واخواهی حقوق فراموش شده مردم، شوخی میپراکنند.
رهبر گرامی، اطمینان دارم با من موافقید که اگر از این مجلس و قوانین و نظارت آن، آبی گرم شده بود، مردمان ما را اکنون بهرهای در مشت بود، و اگر دستگاه قضا را با قانون نسبتی بود، ما را اکنون از برکات عدل وانصاف و درستی او نصیبی بود، و اگر دولت را لیاقت وبرنامه وعقلانیتی بود، ما را تاکنون از ورطه ورشکستگیهای داخلی و تحقیرهای جهانی به در برده بود. اما این سه یار دبستانی را ظاهراً جز رکود و رخوت و رفاقت، رویکردی نیست. پس چرا نباید از ظهور فتنه و سران فتنه در پوست نگنجیم و نگاه پرسشگر و پرشماتت مردم داخل و خارج و نسلهای گذشته و آینده را به رفتار آنان منحرف نکنیم؟
این روزها شاهدیم که بار دیگر مبارزه با بدحجابی به کانون فهم بزرگان دینی ما راه یافته است. و چه برخوردهای شداد و غلاظ، برای چندمین بار، بر سر جامعه ما سایه انداخته است. اما برای چندمین بار نیز میتوان از همین اکنون عاقبت شکستخورده و پر از آسیب این هیاهوی هیچ در هیچ را به چشم دید. چرا که شهر قم، و آسیبهای دلخراش و مفسدههای اجتماعی آن، دقیقاً محصول همین نگرش خام و دستوری و بیخردانه است. اگر بپذیریم که اجبار در خطکشیهای خشک اجتماعی، ضروری و بافایده است، این را نیز میپذیریم که اجبار در مواضع فهم و فکر و باور مردم، جز خسارت و خرابی و گریز و نفرت مردم نتیجه ندارد. شرمندهام که بگویم راز تنهایی ما، و کم شدن مخاطبان داخلی و جهانی ما، در همین اسلام اجباری و اختراعی ما است. اسلامی که اغلب در این سی سال عمر خود، از کنار حقهای آشکار عبور کرده است و بر گزینش ناحقهای آشکار اصرار ورزیده است.
در زندان وزارت اطلاعات، و در زندان عمومی، داستانهایی از اسلام اختراعی خودمان دیدهام که امید دارم در یک ملاقات حضوری، همه را یک به یک برای شما باز گویم. اما از باب نمونه، به یکی از مظاهر آن اشاره میکنم و از توقف بر این شرم بزرگ، درمیگذرم:
من این روزها، با جوان نوزده سالهای همنشین و همبند هستم که مجموعهای از خردمندیها و درستیها با اوست. این جوان با همین سن و سال اندک خود، دو فرمول بدیع ریاضی را که ازدسترس همه دانشمندان و ریاضیدانان جهان دور بوده است، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است. این جوان، با همین سن و سال اندک خود، چهار اختراع غرورآفرین دارد. المپیادی است. برنده جشنواره خوارزمی است. به زبانهای انگلیسی و ایتالیایی مسلط است. این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییسجمهور و تبلیغ علیه نظام، پنج ماه و نیم است که در زندان است. اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع آن غشغش میخندند. این جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده و توسط بازجوهای تند و بیادب خود کتک خورده و تهدید شده است. این جوان، همان است که آقای جلالالدین فارسی، پدرش را به ضرب گلوله تفنگ شکاری خود کشته است. این جوان، اکنون، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق وعدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلالالدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ریال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلالالدین فارسی قاتل را آزاد گذارده، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسیاش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا و ضرب و شتم در انداخته است.
من معتقدم راز شکست اسلام اختراعی ما، در همین خصلتهای گزینشگری و خاصهپروری و نخبهگریزی و فریبکاری و عوامپروری است. و اختلاط غلیظ حق و باطل در او. کارایی سرکوب سران فتنه، در این بوده است که نگاه منتقدین ما را از امثال آقای جلالالدین فارسی که قاتل اما آزاد است، به این جوان گستاخ اما بیگناه، معطوف کند. حالا خود شما رد پای نمایندگان مجلس، و قضاوت دستگاه قضایی، و دولتمردان عدالتورزمان را در تحلیل فرایندهای اینچنینی جامعه، رصد فرمایید.
راستی شما در مقام فرماندهی کل قوا، تا چه حد به رفتار سپاهیان و نظامیان خود، در ورود به مواضع اقتصادی، ودر قامت رانتخوارانی چون آقای صادق محصولی، و در واردات میلیاردها کالای قاچاق از مبادی گمرکی و اسکلههای رسمی و غیررسمی اشراف دارید؟ و البته اجازه میدهید که در تقبیح رفتار ناشایست سپاهیان و نظامیان، مسئولیت حضرتعالی را نیز در مقام فرماندهی یادآور شویم؟ و از شما به خاطر تغییر چهره آن سپاه و آن بسیج و آن اسلام آرمانی گله کنیم؟
رهبر گرامیام، کمکم به سالروز ظهور فتنه نزدیک میشویم. اگر کمی هوشمندی اختیار کنیم، باور خواهیم کرد که جماعتی، دور از چشم شما، به خلق حادثه میاندیشند. حادثههایی که نیمه دوم خرداد را به زعم خود در بحرانی طراحیشده فرو ببرند. این بحران، که چه بسا خونین نیز باشد، قرار است مجدداً انرژی تازهای را علیه سران فتنه سامان دهد. طراحان این بحران، با خلق حادثههای ریز و درشت، شما را در موضعی قرار خواهند داد تا همانی بگویید که آنان میخواهند. و همان موضعی را اختیار کنید که آنان مشتاقاند.
شما را به خدا، رهبر گرامی، مراقب فتنهها باشید. فتنههایی که بانیان آن، فراتر از سران فتنه، در اطراف شما آرایش یافتهاند و ادعای دوستی غلیظ میکنند. فتنه را در تحرک قدرتی بکاوید که در سایه است. قدرتی که هرگز مطیع شما نیست و برای خود قرار و مداری دارد. قدرتی که یکجا از حنجره رییسجمهور نامتعادل ما بیرون میخزد، و در جای دیگر از امضای نمایندگان مجلس ما جاری میشود، و برای گشودن موانع پیش رو، به قاضیان مرعوب دستگاه قضا تحکم میکند. سران واقعی فتنه، سران قدرتهای در سایهاند. سرانی که میلیارد میلیارد پول بیزبان مردم را جابجا میکنند، و به پرونده مفتوحه میلیاردها پول گمشده، پوزخند میزنند. در این یک سال گذشته، و با غوغایی که از رسانهها و تریبونهای رسمی علیه سران فتنه در گرفت، قدرتهای در سایه، بهترین فرصت را برای پیشبرد مقاصد خود بلوکه کردند. قدرتهای در سایه، در این یک سال پرآشوب و پرهیاهو، به قدر همه عمر خود به تحکیم مواضع خود پرداختند، اما غافل از این که بخش وسیعی از مردم را از اطراف شما پراکندند. قدرتهای در سایه، به مردم احتیاج ندارند، اما کدام رهبر است که بدون مردم، همچنان رهبر باشد و رهبری کند؟!
از باب طنز، بگویم که چندی پیش آقای جلالالدین فارسی، به سران فتنه تاخت تا او نیز حتی از این کارناوال هتاکی جا نمانده باشد. فراتر از طنز، شما را به تماشای امضای خودتان، پای برگه خرید سهام مخابرات توسط سپاه فرا میخوانم. بله، قدرتهای در سایه، با شما این میکنند! و بدون این که شما بخواهید و شما راضی باشید و شما خبر داشته باشید، امضای رضایت شما را پای عملکرد خود مینشانند. شما را به خدا مراقب فتنههای واقعی باشید.
شکوفه/ دفتر ترکیه / رادیو کوچه
shokufeh@koochehmail.com
طی دو برنامهی گذشته شنیدیم از پسرهایی که مامان در خانهشان نیست. مجبورند خودشان آشپزی بکنند، اتاقهاشان را خودشان مرتب کنند، جورابهایشان را خودشان بشورند به طور کل تمام کارهایی که قبلن به گردن مامانها انداخته میشد، باید خودشان به شخصه انجام بدهند.
حالا تصور کنید خانه مجردی دخترانه چه شکلی است؟ به نظر می رسد خانهای که همگی اعضای آن دختر باشند، بسیار مرتب، منظم و همه چیز در جای خودش است. اما گاهی هم ممکن است خلاف این باشد.
خانهی مجردی دخترانه خانهای است که در آن پدری نیست که بگوید این چه وقت آمدن است، این چه لباسی است پوشیدی، یا اصلن کارهای اساسی دیگر، تعمیر لولهی شوفاژ، چکهی آب از سقف و امثال این کارها با خود دختر خانمهاست.
امروز میرویم سراغ دو دختر مجرد که با یکدیگر خانهی هم هستند و مدتی است دور از خانواده زندگی میکنند. با آنها در مورد زندگی مستقلشان در ترکیه و لحظههای شیرینی و تلخی که در خانوادشان و زندگی مجردی داشتهاند، گپی زدم.
«کارهایی که بیشتر مردانه است بیشتر به چشم میخورد. مثلن یکبار آب ساختمانمان قطع شده بود. ما هم زبان بلد نبودیم، هم کاری از پسمان بر میآمد، آنها هم کمی با ایرانیها رابطهی خوبی نداشتند>»
«مامانم خیلی به آرایشم گیر میداد. مثلن سایه میزدم، میگفت دختر چی شده؟ خوردی به دیوار؟ رنگ سایهام کبود بود.»
«توی ایران خیلی سر زمان برگشت به خانه حساسند. کجا بودی با کی بودی. با کی اومدی؟»
«یکی از دلایلی که ما اینجا احساس امنیت بیشتری نسبت به ایران میکنیم این هست که در بطن جامعهی اینجا نیستیم. در ایران میدانستیم که چه اتفاقات و حوادثی رخ میدهد اما اینجا نه. برای همین خیالمان راحتتر است. ولی فکر میکنم خیلی از ترکها روی مسئلهی امنیت حساس هستند.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر