گروهی از لباسشخصیها منزل آیتالله صانعی را «خانه فساد» توصیف کردند و با «کثیف» خواندن وی، از مسئولین قم و دستگاههای اطلاعاتی خواستند که هرچه زودتر منزل و محل سخنرانی وی را تحته کنند.
یکی از لباسشخصیها که در این تجمع سخنرانی میکرد، با «نا نجیب» و «ناخلف» خواندن حسن خمینی، گفت که وی «به سرسرهای برای اهداف انتخاباتی عدهای» تبدیل شده بود اما ملت در ۱۴ خرداد حق او را کف دستش گذاشتند.

سخنران این تجمع در ادامه گفت که «ما اجازه نخواهیم داد که از اول مهرماه این فرزند نانجیب و ناخلف حاج احمدآقای خمینی در قم تدریس داشته باشد.»
آنها تاکید کردند که «ما کار خودمان را میکنیم و مسئولان اطلاعاتی بدانند فردا اگر اتفاقی افتاد ما منتظر آنها نمینشینیم.»
سخنران دیگری گفت که «آقای هاشمی رفسنجانی باید به راه انقلاب بازگردد وگرنه خیلی راحت او را حذف خواهیم کرد.»
در پایان این تجمع شعارهایی همچون «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «گوش کن ای کروبی فتنهگر، فتنهگری دگر ندارد ثمر»، «گوش کن ای موسوی فتنهگر، بیانیه دگر ندارد ثمر، پا رو نزار از گلیمت فراتر» داده شد.
ویدیوی این تجمع را از اینجا ببینید.
فرهاد جعفری از طرفداران مشهور احمدینژاد میگوید که «کمرنگ شدن روابط ما با روسیه باعث نزدیک شدنمان به آمریکا میشود و این نزدیک شدن به نفع کشور است.»
وی در گفتگو با وبسایت خبرآنلاین به اهمیت رابطه با آمریکا اشاره کرد و افزود: «در دنیای امروز هیچ کشوری نمیتواند بگوید من به دنیای پیرامون بینیازم. ما نیازهای تکنولوژیکی، صنعتی و ... داریم که باید با تعامل با کشورهای مختلف نیازهایمان را برآورده کنیم.»
جعفری ادامه داد: «در این بین عدم ارتباط ما با امریکا باعث میشود ما نیازهای خود را از دیگر کشورها با هزینههای بالاتر و کیفیت پایینتر و یا از طریق دلالهای بینالمللی تامین کنیم که این موضوع هزینه بالایی را به کشور تحمیل میکند.»
به گفتهی آقای جعفری (که خود را یک فرد لیبرال و طرفدار احمدینژاد اعلام کرده) اگر مشکل ایران با آمریکا حل شودمنافع زیادی برای دو کشور ایجاد خواهد کرد.
وی در پاسخ به این سئوال که «در ادبیات و راهبردهای سیاست خارجی دولتهای ایران و آمریکا چنین روندی را مشاهده نمیکنیم» گفت: «هر چند در روشها و ادبیات سیاست خارجی دو کشور هنوز به مرحله آغاز همگرایی نرسیده اند اما به سمتی پیش می رویم که آینده روابط ایران و آمریکا خیلی روشنتر از گذشته آن خواهد بود.»
فرهاد جعفری نویسندهی کتاب پرفروش «کافه پیانو» است که به دلیل حمایت از محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری، به یکی از طرفداران مشهور او تبدیل شده است.
منبع: خبرآنلاین
وزیر رفاه با بیان اینکه «زیان ده» بودن شرکتها ربطی به اصل ۴۴ ندارد، گفت که وزارت رفاه شرکتهای زیانده را به مردم واگذار میکند.
توجیه صادق محصولی برای این منظور آن بود که چون مستمری بگیران و مردم کم درآمد تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی جزء سهامداران این سازمان و وزارت رفاه هستند، این وزارتخانه باید ضامن حفظ منافع آنها باشد. به همین دلیل شرکتهای ضرر ده خود را واگذار میکند.
وی که برای پاسخگویی به سوال ۱۴ نماینده در جلسه علنی امروز مجلس سخن میگفت، به سیاستهای وزارت رفاه در قبال اصل ۴۴ قانون اساسی اشاره کرد و افزود: «واگذاری به بخش خصوصی به نفع وزارت رفاه است و از آنجایی که اهمیت اصل ۴۴ دقیقا مشخص است، جای هیچ شک و شبههای وجود ندارد.»
آقای محصولی نهایتا نتوانست نمایندگان را در مورد نحوه واگذاری سهام شرکتهای تحت مدیریتش به بخش خصوصی قانع کند و ۸۱ رای مخالف او را با دستان خالی از خانه ملت بدرقه کرد.
به این ترتیب او بر اساس آیین نامه داخلی مجلس یک گام به استیضاح نزدیک تر شد و در صورت اخذ دو کارت زرد دیگر از نمایندگان مجلس، استیضاح خواهد شد.
منبع: خبرآنلاین
مهدی کروبی که برای دیدار با برخی مراجع تقلید به قم سفر کرده است امروز بعد از ظهر مورد حمله گروهی از نیروهای لباس شخصی قرار گرفت.
حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی با اعلام این خبر افزود: «این گروه به ماشین آقای کروبی که مقابل منزل آیتالله صانعی بوده، با زنجیر و باتوم و چوب حمله کردهاند و با این که این ماشین بسیار محکم است، اما کاملا از بین رفته و این شدت حملات این گروه را نشان میدهد.»
وی با بیان این که پدرش همچنان در منزل آیتالله صانعی حضور دارد گفت: «این جمع که به چند صد نفر میرسند همچنان در مقابل منزل آیتالله صانعی جمع شدهاند.»
«مرگ بر منافق»، «شهر مقدس قم جای منافقین نیست» و «خامنهای كوثر است دشمن او ابتر است» از جمله شعارهای تظاهرکنندگان در مقابل بیت آیتالله صانعی گزارش شده است.
به گفتهی حسین کروبی «از نوع جمع شدن ناگهانی و رفتار این گروه پیداست که خودسر نیستند و از طرف گروهی سازماندهی و فرماندهی میشوند.»
گفتنی است در طول یک سال گذشته مهدی کروبی و اطرافیاناش چندین بار مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفتهاند.
منبع: جرس
آیتالله جوادی آملی با محکومیت حوادث ۱۴ خرداد خطاب به حسن خمینی گفت: «وقتی توهینهای جمع اندک را ملاحظه کردم از صمیم قلب برای شما دعا کردم و اکنون شما را به صبر و استقامت توصیه میکنم.»
وی با اشاره به بخشی از یک دعا در «صحیفه سجادیه» گفت: «خداوندا عذر میخواهم درباره مظلومی که در حضور من مورد ستم واقع شده من او را یاری نکرده باشم.»
جوادی آملی افزود: «آنچه آن روز واقع شد ظلمی آشکار بود که به امام و بیت امام رواداشته شد.»
وی در پایان حسن خمینی را به «شرح صدر» توصیه و گفت: «دل خودرا وسیع گردانید، منتظر لطف خداوند باشید و توکل خویش را جز به خداوند متعال متوجه نقطهای دیگر نگردانید که خداوند متعال بهترین مدد کار است.»
منبع: جماران
محمدرضا شجریان گفت: «وقتی ۳۱ سال گذشته را مرور میکنم، حتی یک روز را به خاطر نمیآورم که از زندگی در چنین شرایطی احساس خوشحالی کرده باشم.»
وی که به مناسبت اولین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری خرداد با شبکه سیانان گفتگو میکرد، به تلاشش برای جلوگیری از پخش موسیقیهایش در صدا و سیما اشاره کرد و افزود: «اجازه نمیدهم حکومت از ابزار من علیه خود من استفاده کند.»
آقای شجریان گفت که موسیقیهای حماسیای که در جریان پس از پیروزی محمود احمدینژاد از صدا و سیما پخش میشد برای زمان دیگری بوده و مربوط به این زمان نیست. وی گفت که «اگر لازم باشد چیزی برای این زمان بخوانم؛ میخوانم. که خواندم: ترانه تفنگت را زمین بگذار.»
استاد شجریان افزود که معتقد است هنر در ذات خود یک نوع اعتراض است، ولی وقتی این هنر پا به عرصه تقابل میگذارد، حکومتها از آن وحشت دارند.
وی خطاب به حاکمان جمهوری اسلامی گفت که «باید با مردم حرف زد و نمیشود با آنها بد رفتار کرد.»
شجریان در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «هرجای دنیا که میبینم مردم شاد و خوب و خوشحال هستند، بسیار لذت میبرم.»
آقای شجریان در بخش انتهایی این گفتگو گریه کرد، زمانی که گفت: «وای به آن روزی که در مملکت خودم فقر و تنگدستی میبینم مثلا یک زن بدون پشتیبان که کنار خیابان نشسته و سیگار میفروشد؛ این چیزها را من نمیتوانم ببینم.»
منبع: دل آواز و مردمک
سالگرد 22 خرداد
کلمه
سالگرد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در شهر تهران با حضور چشمگیر نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران، بسیج، لباس شخصی و … برگزار شد.
به گزارش رای ما کجاست، امروز ۲۲ خرداد یک سال پس از انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری فضای شهر تهران کاملا امنیتی بود و کوچک ترین حرکت مردم به شدت سرکوب می شد.
برای برگزاری اولین سالگرد انتخابات از مدت ها پیش از سوی معترضان جنبش سبز برنامه ریزی شده بود و حتی آنها برای برگزاری بهتر این روز، تقاضای مجوز از وزارت کشور کردند تا دوباره در این روز بپرسند “رای شان کجاست” . اما مثل همیشه حکومت از دادن مجوز راهپیمایی سکوت و بدون خشونت معترضان خودداری کرد .
پس از آن بود که رهبران جنبش سبز میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ای مشترک از لغو راهپیمایی این روز برای حفظ جان و مال مردم خبر دادند . با این حال تعدادی از معترضان مثل همیشه با حضور شان در خیابان های شهر نشان دادند که هنوز خواسته های شان را از هر روشی که ممکن باشد دنبال می کنند و همچنان بر مسالمت آمیز بودن روش های شان حتی در خیابان هم اعتقاد دارند.
پیاده روها مسدود شدند
به گزارش خبرنگاران سایت” رای ما کجاست “ساعت سه بعدازظهر ۲۲ خرداد نیروهای امنیتی در همه نقاط شهر و نه فقط محل راهپیمایی که از سوی سایت های هوادار جنبش سبز اعلام شده بود (از میدان امام خسین تا میدان آزادی ) حضور داشتند .
میدان ولیعصر یکی از میدان های اصلی شهر تهران مملو از نیروهای گارد ویژه با لباس های خاص نظامی و ماسک های سیاه رنگ مخصوص گاز اشک آور بود .اما این نیروها تنها نیروهای مستقر در این میدان نبودند. تعداد زیادی از نیروهای بسیج سوار بر موتورهایشان در همه جای شهر مانور نظامی می دادند.
فیلم برداری و عکس برداری ممنوع
خبرنگاران رای ما کجاست ،همچنان گزارش داده اند که تمام پیاده روهای خیابان ولیعصر در ضلع های مختلف آن به بهانه ساخت و ساز توسط نیروهای امنیتی بسته شده بود تا به این شکل امکان به هم پیوستن جمعیت در پیاده روها وجود نداشته باشد و مردم به خیابان ها کشیده شوند جایی که صدها نیروی پلیس در انتظارشان بود. همچنین خودروهای خالی از جمعیت نظیر مینی بوس ها ، اتوبوس های کهنه و قدیمی ، ون های گشت ارشاد و نیروی انتظامی برای جدا کردن خیابان از پیاده روها در نقاط مختلف خیابان پارک شده بودند. به نظر می رسید هدف از استقرار این خودروها اجازه ندادن به عابران برای فیلمبرداری و عکاسی از این نیروها و نیز جمعیت زیاد معترضان و درگیری های احتمالی هم هست. آنها با هر روشی سعی می کنند تلفن های همراه معترضان را کنترل کنند. تا مبادا آنها فیلم یا عکسی از صحنه درگیری های پراکنده بردارند .نیروهای امنیتی حتی سرنشینان خودروها را کنترل می کنند تا مبادا آنها بتوانند از صحنه ای فیلم یا عکس تهیه کنند .
جمعیت معترض از این میدان به سمت مسیرهای مشخص راهپیمایی در حرکت بود . جمعیتی که زیر نگاه سنگین لباس شخصی ها که کوچک ترین حرکات شان را کنترل می کرد ؛ به سمت مسیرهای تعیین شده می رفت.
چند زن و مرد که در پیاده رو حرکت می کردند به بقیه هشدار می دادند مراقب حرف هایشان هم باشند چرا که در بین مردم نیروهای امنیتی نفوذ کرده و قصد شناسایی معترضان را دارند. به طوری که آنها تاکید می کردند چند نفر به همین شکل در میدان فلسطین تهران دستگیر شدند.
نیروهای امنیتی بر پشت بام ادارت و مراکز تجاری
اما این همه ماجرا نبود و نیروهای امنیتی حتی بر پشت بام های ادارات و مراکز تجاری که در مسیر قرار داشت نیز حضور داشتند تا کوچک ترین تحرک مردم را از بالای سرشان کنترل کنند. آنها به ویژه به کوچک ترین تماس مردم با تلفن هایشان حساس بودند تا مبادا مردم از غفلت آنها برای فیلم برداری و یا گزارش لحظه به لحظه ی آنچه در خیابان ها می گذرد استفاده کنند . اما با همه تدابیر شدید امنیتی معترضان به خیابان انقلاب می رسند جایی که بیشترین حضور نیروهای امنیتی دیده می شود. پمپ بنزین واقع در این خیابان بسته است و نیروهای یگان ویژه سپاه ان را قرق کرده اند . در همین محدوده چند جوان با خشونت زیاد این نیروها مواجه و بدون اینکه حرکت خاصی کرده باشند دستگیر و به ون های گرم و بدون تهویه در این روز داغ و آفتابی منتقل و ساعت ها در آنجا نگهداری می شوند تا ساعات پایانی اعتراض ها به زندان ها و بازداشتگاهها برده شوند. با این همه جوانانی در بین معترضان دیده می شود که لباس سبز رنگ پوشیده اند و یا نمادهای سبز رنگ این جنبش را به همراه دارند.
دانشگاه تهران در محاصره نیروهای امنیتی
اما سر در دانشگاه تهران کاملا در این روز در محاصره نیروهای نظامی است و کسی جرات نزدیک شدن به آن را ندارد. جایی که درست یک سال قبل مرکز اعتراضات مدنی مردم بود و آنها همه حرکت هایشان را از همین نقطه آغاز می کردند. جمعیت معترض نگاهی به این صحنه می اندازند . چند جوان با دیدن این صحنه فریاد ” مرگ بر دیکتاتور” سر می دهند اما خیلی فوری توسط نیروهای نظامی دستگیر می شوند. طبق گزارش ها دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه شریف با تجمع های اعتراضی خود داخل دانشگاه و حتی مقابل دانشگاه شریف مردم را همراهی کردند .
گزارش خبرنگاران ما حاکی است که این نیروها حتی اجازه ایستادن و یا نشستن مردم بر پله ها و نیمکت های حاشیه خیابان انقلاب را نمی دهند. در این خیابان حتی اگر آرام حرکت کنی نیروهای نظامی بر سرت فریاد می زنند که چرا آهسته راه می روید حرکت کنید. اگر لحظه ای حرف های این نیروها را جدی نگیری و بر سرعت پاهایت نیفزایی باتوم های آنان هستند که بر پاهایت ضربه می زنند تا زودتر حرکت کنی.
جمعیت معترض به میدان انقلاب می رسد. جایی که بیشترین نیروهای نظامی و موتور سوارها استقرار دارند و با مانورهای قدرت و وحشت نظامی شان، حضورشان را به رخ معترضان می کشند.
تعدای از معترضان در همین فضا به سمت میدان آزادی حرکت می کنند. تعدادی دیگر برای فرار از این فضای به شدت امنیتی به کوچه های فرعی پناه می برند اما کوچه های فرعی نیز چیزی کمتر از این فضا بر آن حاکم نیست.
در یکی از این کوچه های فرعی منتهی به میدان انقلاب ایستگاه مترو قرار دارد. جمعیت زیادی بر سکوهای مترو نشسته اند اما پلیس با خشونت زیاد رو به آنها فریاد می زند که هیچ کس حق نشستن بر این سکوها را ندارد و مردم یا باید سوار مترو شوند و یا کوچه را ترک کنند. جمعیتی که از این رفتار خشن ناراضی اند به سمت ایستگاه مترو می روند و با سر دادن شعار ” مرگ بر دیکتاتور” به سمت سالن اصلی مترو روانه می شوند اما پلیس در اینجا نیز معترضان را تعقیب و با ضربه های باتوم ساکت شان می کند.
معترضان در ایستگاه های مختلف از مترو پیاده شده تا به سایر مسیرهای تعیین شده در راهپیمایی بپیوندند اما سایر مسیرها نیز وضعیت مشابهی دارد و شهر امروز در تسخیر کامل نیروهای نظامی است. معترضان در پل کالج ، امیر آباد ،بلوار کشاورز حرکتهای اعتراضی خود را با روشهای مختلف پی گیری می کنند . آنها با سردادن شعار و ایجاد ترافیک در این مسیرها نیز اعتراض خود را نشان می دهند . دامنه اعتراض ها حتی تا میدان آرژانتین هم کشیده می شود و ماموران امنیتی با شلیک گاز اشک آور مردم را متفرق می کنند معترضان از کنار هم می گذرند و با لبخند و نشان دادن وی یکدیگر را تشویق می کنند .
در آخرین ساعات عصر تعداد موتورسواران که معلوم نیست از کدام ارگان نظامی و انتظامی هستند؛ تعداشان افزایش می یابد و با سر دادن شعارهای ” یا الله حزب الله” و گرداندن باتوم ها، پرچم و سایر سلاح های سردشان قدرت نظامی خود را بر مردم بی سلاح و بی دفاع نشان می دهند.
اما معترضان در اولین سالگرد انتخاباتی که در سلامتش تردید کامل دارند؛ با دیدن این چنین فضایی روحیه خود را از دست نمی دهند. بسیاری از آنها با تمسخر و اشاره به حضور قوی و پررنگ این نیروها که در گوشه و کنار شهر اردو زده اند با سربلندی می گفتند معلوم شد که هنوز جنبش سبز زنده است و انها از قدرت این جنبش می ترسند وگرنه این همه بسیج نیروهای نظامی و امنیتی چه معنایی جز قدرت جنبش سبز دارد؟
برخلاف انتظارها که گفته می شد شماری از مراجع وارد ماجرای اعتشاش در سخنرانی حسن خمینی نخواهند شد آیت الله صافی گلپایگانی خواستار جبران اهانتی شد که به خانواده آیت الله خمینی شده است.
آیتالله صافی گلپایگانی در واکنش به وقایع ۱۴ خرداد در سخنانی گفت: «اهانتی که به جناب حجةالاسلام آقای حاج سید حسن خمینی شد موجب تأثر و تأسف اینجانب گردید که مسئولان محترم نظام باید آن را جبران» کنند.
این مرجع تقلید می گوید: «متأسفانه بعضی از اشخاص کارهایی نسنجیده و غیر اخلاقی انجام میدهند که به اتحاد و یکپارچگی مردم ضرر میرسانند.»
آیت الله صافی توصیه کرده است که «رسانهها و جراید و به ویژه صدا و سیما در این شرایط حساس باید کاری کنند که مردم به نظام اسلامی امیدوارتر از گذشته شوند.»
پیشتر آیتالله حسین راستی کاشانی نیز به صورتی غیرمنتظره در پیامی به حسن خمینی وقایع ۱۴ خرداد را «مایه تاسف و تاثر علاقمندان به اسلام» دانسته بود.
آیتالله یوسف صانعی، آیتالله عبدالکریم موسوی اردبیلی و آیتالله اسدالله بیات زنجانی از دیگر مراجعی هستند که وقایع ۱۴ خرداد را محکوم کردهاند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی ایت الله صافی گلپایگانی
همچنین: کلمه، (+)، (+)
پیشینه
هاشمی: رهبری از وقایع ۱۴ خرداد ناراحت شد
مرتضی نبوی به علی مطهری حمله کرده و گفته است این آقا نظرات اش زیاد نوسان پیدا می کند چون در سیاست آماتور است (یا محترمانه اش: ممارست ندارد! اینجا را ببینید). مساله مرکزی آرش حجازی هم در این نقد بسیار خواندنی که تنه به تنه افشاگری می زند هم همین است: نظرات مقامات نطام ولایت در باره مرگ ندا مرتب در حال نوسان بوده است: از اینکه فیلم اصلا جعلی است و ندا در یونان است تا اینکه نه در تهران بوده اما ان صحنه قتل را بازی کرده است و حالا اذعان می کنند که درست است و او در خیابان مورد اصابت گلوله قرار گرفته است (ولی کی زده نمی دانیم شاید اون خانمه که دست اش توی کیف اش بود!). بنا به نظر مرتصی نبوی که از ولایت شناسان معتبر در نظام جمهوری اسلامی است ما نتیجه می گیریم که کل مقامات مسئول تبلیغات و امنیت در این نظام آماتور تشریف دارند و حالا حالاها باید بروند درس یاد بگیرند تا چیزفهم شوند و بدانند چه بگویند که مجبور نشوند هر چند ماه یکبار نظرشان را تغییر دهند. توصیه می کنیم در درس اول کلاس اکابر سیاست و تبلیغات همین متن آقای دکتر حجازی را بخوانند و از رویش چندبار بنویسند:
امشب فیلمی از صدا و سیمای ایران پخش شد به نام تقاطع، که “گزارشی پژوهشی” از مرگ ندا آقاسلطان ارائه می داد. بسیار مستفیض شدم. به نظرم اتفاق فرخنده ای بود پخش این فیلم.
روز اول گفتند فیلم اصلا جعلی است و ندا آقاسلطان در یونان است.
بعد گفتند خبرنگار بی بی سی صحنه سازی کرده که ندا را بکشند و او فیلم بگیرد.
بعد سفیر ایران در مکزیک اعلام کرد که گلوله ای که “در سر ندا پیدا شده”، از نوعی نیست که در ایران وجود دارد.
بعد آقای ضرغامی دوباره گفت فیلم جعلی است.
بنده خدایی به نام آرش حجازی پیدا شد که سر صحنه بود و وقتی دید این همه دروغ می گویند و خون بیگناهی دارد پایمال می شود، نتوانست تحمل کند و به سخن در آمد. گفت اولاً که فیلم جعلی نیست و ندا جلوی چشم های من مرد. بعد هم گفت که مردم جسد ندا را برداشتند و در یک پژو ۲۰۶ گذاشتند و بردند، هرچند دیر شده بود و ندا مرده بود. آخرش هم گفت که بعد از دور شدن پژو با جسد ندا و معلم موسیقی، مردم فردی را گرفتند که سبیل و هیکل تنومندی داشت و فریاد می زد که نمی خواستم بکشمش. مردم پیراهنش را درآوردند و کارت های شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، گرفتند.
رئیس نیروی انتظامی، آقای احمدی مقدم، گفت که کل ماجرا دروغ است و پای خود آرش حجازی وسط است و اصلا اینترپل به دنبال آرش حجازی می گردد.
اینترپل اعلام کرد که نه خیر، این طور نیست و دولت ایران دروغ می گوید.
آقای احمدی مقدم گفت من کی گفتم اینترپل دنبالش می گردد، این ها را رسانه ها از خودشان در آورده اند.
ده پانزده روز بعد کارت های شناسایی عباس کارگر جاوید و بعد هم فیلمی هم از صحنه ای که مردم پیراهن کارگر جاوید را درآورده بودند، منتشر شد.
فیلم دقیقا با گفته های آرش حجازی تطبیق می کرد. آرش حجازی عکس را که دید، گفت بله این همانی است که بعد از مرگ ندا مردم گرفته بودند.
گفتند حجازی دروغ می گوید و اصلا چنین فردی آنجا نبوده و کارت ها جعلی است و با فوتوشاپ درستش کرده اند.
بعد هم خواهران بسیجی شال و کلاه کردند و رفتند “خودجوش” جلوی سفارت انگلیس تجمع کردند و تئاتر گذاشتند که اصلا این آرش حجازی خودش قاتل است و برش گردانید تا “خودجوش” ازش اعتراف بگیریم (البته برای این تجمع مجوز وزارت کشور لازم نبود).
در این میان البته مجوز انتشارات کاروان را هم لغو کردند و به کتاب هایش هم دیگر مجوز ندادند و اجازه تجدید چاپ کتاب های قبلی اش را هم ندادند تا ۲۲ کارمندش بیکار بشوند تا برایشان درس عبرتی بشود که برای آدمی مثل حجازی کار نکنند. خود حجازی هم بعد از حرف هایش تحت تعقیب قرار گرفت و ده ها بار به مرگ تهدید شد.
اما هنوز دل آقایان خنک نشده بود، چون ویدئوی ندا و شهادت آرش خان کار خودش را کرده بود و تمام دنیا اخم هایشان را به سمت ایران گره کرده بودند.
بعد به صورت “خودجوش” فیلمی ساختند و از شبکه رسمی پرس تی وی پخش کردند و در آن گفتند اصلا ماجرا از این قرار است که آرش حجازی و پناهی معلم موسیقی و ندا تیمی فرستاده از سوی خارجی ها بودند و ندا خون روی صورت خودش ریخت که مردم فکر کنند تیر خورده. بعد هم وقتی سوار پژو ۲۰۶ شدند، آرش حجازی و پناهی تیر خلاصی به ندا زدند و کشتندش و به کمک راننده که دستش توی کار بود، بردندش.
بعد شبکه اچ بی او فیلمی ساخت و برای اولین بار صحنه ای را پخش کرد که مردم جسد ندا را در ماشین می گذاشتند و آرش حجازی هم در تصویر نبود.
حرص دوستان وزارت اطلاعات کلی درآمد که پس چرا آرش حجازی سوار ماشین نشده، او که قرار بود در ماشین با گلوله ندا را بزند! پس حالا دمار از روزگارش در می آوریم که سوار ماشین نشده.
فیلم تقاطع را ساختند و در آن به آرش خان تاختند که اصلاً تو پزشک خیلی بدی هستی! اصلاً تو پزشکی؟ مدرکت کو؟ اگر پزشک خوبی بودی، سوار ماشین می شدی و می رفتی تا سناریوی قبلی ما درست در بیاید و مجبور نشویم دوباره ازاول سناریوی جدیدی بسازیم. حالا دیگر اصلا از فیلم قبلی اظهار بی اطلاعی می کنند. ظاهراً همین طوری مثل علف هرز، “خودجوش” از سبد برنامه های پرس تی وی درآمده بود!
اما این فیلم آخری از همه بهتر بود. چون دولت ایران خیلی چیزها را پذیرفت:
۱٫ ندا آقاسلطان واقعا کشته شده، در یونان نیست.
۲٫ فیلم هم جعلی نبوده.
۳٫ ندا واقعا در صحنه تیر خورده و پمپ خون هم دستش نبوده و دخیل در توطئه ای هم نبوده.
۴٫ آرش حجازی قاتل نبوده.
۶٫ بر خلاف گفته سفیر ایران در مکزیک، نه تنها گلوله به سر ندا نخورده بوده، بلکه اصلا گلوله را پیدا نکرده بوده اند! (بماند که چرا گزارش های پزشکی قانونی یک سال بعد منتشر می شود آن هم از طرف خبرنگار پرس تی وی و نه از طرف پلیس ایران).
۵٫ از همه مهم تر، عباس کارگر جاوید وجود دارد، آن روز در صحنه بوده (خودجوش، چون قرار نبوده کار عملیاتی بکنند)، بعدش هم از دست مردم کتک خورده. (البته آقای پناهی گفتند که نشنیدند ایشان فریاد بزند که نمی خواستم بکشمش. حق هم داشتند. چون همان طور که بارها گفته ام، مردم عباس کارگر جاوید را بعد از دور شدن آقای پناهی و ندا در پژو ۲۰۶ گرفتند. بنابراین آقای پناهی اولین بار بود که ایشان را می دید!)
هرچند، چون آقای کارگر جاوید شخصا گفته اند که اسلحه نداشته اند و قسم می خورند که دخالتی در ماجرا نداشته اند، پس حتما راست می گویند و نیازی به تحقیق بیشتر یا بازجویی یا محاکمه نیست.
این یک قدم بزرگ به جلو است. یک چیز مهم ثابت می شود. در یک طرف روایت آرش حجازی قرار دارد و در یک طرف روایات دولت ایران. روایات دولت ایران تا به حال چندین بار عوض شده، اما روایت آرش حجازی همان روایت است و هر روز که می گذرد، حقیقت گفته هایش بیشتر آشکار می شود. در یک طرف آرش حجازی قرار دارد که برای شهادت دادن بر چگونگی قتل یک بی گناه نه تنها چیزی به دست نیاورد (جز آرامش وجدان)، که آواره شد، امنیتش را از دست داد، کارش را ازش گرفتند، دیگر خانواده اش را هم نمی تواند ببیند، دسترنج تمام عمرش بر باد رفت، اما پای حرفش ایستاد. در طرف دیگر دولتی قرار دارد که تمام آبرویش را با شهادت ندا و شهادت دادن آرش حجازی از دست داد و به هر فریب و نیرنگ و دروغی متوسل شد تا این آبرو را دوباره باز بخرد و در این میان از هیچ کاری فروگذار نکرد.
مهم نیست اگر ثابت کنند من پزشک بدی بودم. من هیچ وقت ادعا نکردم که پزشک برجسته ای هستم. چه فرقی می کند؟ مهم این است که بی گناهی کشته شد و قاتلان گام به گام در دام خودنهاده افتاده اند، با هر دست و پا بیشتر گرفتار می شوند و خروجی ندارند.
قاتلان به مکر خدا گرفتار شدند و مکرو مکرالله والله خیر الماکرین.
در این باره بیشتر حرف خواهم زد.
یا حق
آرش حجازی
*نقل از: وبلاگ تاملات آرش حجازی
فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ میگوید ۹۱ نفر در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در تهران بازداشت شدهاند.
حسین ساجدینیا گفته که پلیس، این افراد را به عنوان «مظنون» بازداشت کرده و به مراجع قضایی تحویل داده است.
آقای ساجدینیا همچنین بروز درگیری میان مخالفان دولت با نیروهای پلیس در روز ۲۲ خرداد را تکذیب کرد.
این در حالی است که برخی رسانهها روز گذشته (شنبه) از بروز درگیریهای پراکنده در مناطق مرکزی شهر تهران خبر داده بودند.
به گفته شاهدان عینی، شمار زیادی از نیروهای امنیتی در این روز در خیابانهای مرکزی شهر تهران حضور داشتند و با استفاده از باتوم و گاز اشکآور مانع از تجمع مخالفان شدند.
فعالان حقوق بشر تعداد بازداشتشدگان این روز را بیشتر از ۹۱ اعلام کردهاند.
منبع: ایسنا
پیشینه
درگیریهای پراکنده در مناطق مرکزی شهر تهران
کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که این اتحادیه، مردم ایران را فراموش نکرده و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز خواستار آزادی فعالان حقوق بشر در ایران شده است.
خانم اشتون در سالگرد انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد، با صدور بیانیهای اعلام کرد که پس از این انتخابات، وضعیت حقوق بشر در ایران به شدت وخیم شده است.
در این بیانیه آمده که «ما {اتحادیه اروپا} شاهد هستیم که روزنامهنگاران، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان و همه کسانی که درصدد دفاع از حقوق مشروعشان هستند، در ایران دائم تهدید میشوند.»
کاترین اشتون در این بیانیه از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است که به «آزادی بیان» احترام بگذارند.
هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا نیز با صدور بیانیهای از حکومت ایران خواست که فعالان حقوق بشر بازداشت شده در این کشور را آزاد کند.
شیوا نظرآهاری، نرگس محمدی، عمادالدین باقی، کوهیار گودرزی، بهاره هدایت، میلاد اسدی و محبوبه کرمی از جمله فعالانی هستند که خانم کلینتون خواستار آزادی آنها شده است.
این بیانیه همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته به تعهدات بینالمللی و مسئولیت خود در برابر مردم ایران عمل کنند.
منبع: رادیو فردا و بیبیسی
در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران، هزاران نفر در شهرهای مختلف جهان تظاهرات و گردهماییهایی در حمایت از جنبش سبز مردم ایران برگزار کردند.
در پاریس، معترضان با ماسک سفید به نشانه زندانیان گمنام، همراه با نشانهای سبز، در نزدیکی برج ایفل گردهمایی برگزار کردند.
در رم نیز سازمان عفو بینالملل، جمعه شب تجمعی را در برابر سفارت ایران برگزار کرد.
شنبه صبح نیز هواداران جنبش سبز تجمع دیگری در برابر سفارت ایران در ایتالیا در حمایت از مردم ایران برگزار کردند.
در نخستین سالگرد انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری ایران، در هامبورگ نیز راهپیمایی برگزار شد.
در این شهر، سازمان عفوبینالملل نیز گردهمایی دیگری در مناطق پرجمعیت و کارگرنشین دیگری ترتیب داد.
روزشنبه «ما همه یک صداییم، سهرابیم، نداییم»، «هموطن شهیدم رایات را پس میگیرم» از جمله شعارهایی بود که معترضان در سالگرد انتخابات در برابر سفارت ایران در لندن سر دادند.
در پراگ، پایتخت جمهوری چک، نیز مراسمی برگزار شد که بیشتر افراد شرکتکننده از شهروندان چک بودند.
«به حمایت از فریاد آزادیخواهی مردم ایران برخیزیم» فراخوانی بود که از سوی شبکه «جوانان پیشرو» در آمستردام، پایتخت هلند، صورت گرفت.
وین نیز در سالروز انتخابات ایران شاهد برگزاری تظاهراتی اعتراضآمیز بود و شرکتکنندگان تا مقابل سفارت ایران در این شهر راهپیمایی کردند.
در واشینگتن هم ایرانیان مقیم این شهر ابتدا در مقابل دفتر حافظ منافع ایران در واشینگتن تجمع کرده و سپس به طرف مرکز شهر راهپیمایی کردند.
منبع: رادیو فردا و بیبیسی
پیشینه
درگیریهای پراکنده در مناطق مرکزی شهر تهران
داوود سلیمانی عضو ارشد جبهه مشارکت در نامهای به آیتالله خامنهای، با تشریح نحوه بازجویی در زندانها، از وی خواسته گروهی مطمئن را مامور تحقیق در مورد برخوردهای خشونتبار با زندانیان سیاسی کند.
آقای سلیمانی که از سیام خرداد ماه سال گذشته تاکنون در زندان بهسر میبرد در نامه خود نوشته که در این مدت بر اثر «فشارها و ایذاء و آزار جسمی و روحی» به بیماری عصبی مبتلا شده است.
وی نوشته که «در بازجوییها تحت شرایط شدید روحی و روانی ضرب، شتم، فحاشی، اهانت و … قرار گرفتهام.»
این عضو جبهه مشارکت از آقای خامنهای پرسیده که «واقعا به کجا میرویم، چگونه میتوان ادعای مدیریت بر جهان را داشت ولی بیانصافیها و ستمهای بیّن، ناهنجاریها و دروغ و تهمت و فشار و فریب برای گرفتن اقاریر و ایجاد رعب و وحشت در داخل را مدیریت کرد؟»
داود سلیمانی بیش از چهار ماه را در سلول انفرادی گذرانده است و در دادگاه بدوی مجموعا به شش سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شده است.
منبع: کلمه
اکبر هاشمی رفسنجانی میگوید آیتالله علی خامنهای از تلاش عدهای برای اخلال در سخنرانی حسن خمینی ناراحت شده است.
سحنرانی حسن خمینی در سالگرد درگذشت آیتالله خمینی در روز ۱۴ خرداد، با سر دادن شعارهایی از سوی هواداران خامنهای و احمدینژاد ناتمام ماند.
آقای هاشمی در تشریح وقایع پشت پرده آن روز گفت که «من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبری نشسته بودم، میدیدم ایشان ناراحتند. یک وقت که حسن آقا پیشنهاد صلوات داد و صدای بسیار بلندی از جمعیت به گوش رسید که برخلاف آن شعارها، یک دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبری معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببین، این جمعیت است، نه آن صدایی که از یک معدودی درمیآید. جمعیت وفادار است.»
رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ناتمام ماندن سخنرانی حسن خمینی و بوسیدن او از سوی آقای خامنهای هم گفت: «مقام معظم رهبری هیچ وقت حسن آقا را جلوی مردم نبوسیده بودند. آنهایی که این را میدیدند، باید درس میگرفتند، میفهمیدند، این یک اشارهای داشت. ایشان در این حد، اینگونه رمزگونه نظرشان را اعلام کردند.»
آقای هاشمی همچنین افزوده که نواده آیتالله خمینی قصد سخنرانی در این مراسم را نداشت، اما با اصرار رهبر جمهوری اسلامی حاضر به سخنرانی شد
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اخلال در سخنرانی حسن خمینی را کار درستی ندانست و از عملکرد برخی رسانههای هوادار دولت در این زمینه نیز به شدت انتقاد کرد.
منبع: ایلنا
پیشینه
انصاری: احمدی نژاد نمی خواست سیدحسن سخنرانی کند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر