-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

Lates News from Iran Christian for 06/07/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



مقامهای ارشد امنیتی افغانستان کشورهای خارجی، از جمله برخی کشورهای همسایه را متهم به "بازی اطلاعاتی" در زمینه تبلیغ مسیحت در افغانستان کردند.به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از بی بی سی ، وزیران کشور و اقتصاد، دادستان کل و رئیس اداره امنیت ملی برای ارائه توضیحات در باره ادعای گسترش آئین مسیحیت در افغانستان به مجلس نمایندگان این کشور فرا خوانده شده بودند.
حنیف اتمر، وزیر داخله و امرالله صالح، رئیس اداره امنیت از ادامه تحقیقات گسترده در این زمینه خبر دادند.
پیش از این یک تلویزیون خصوصی در کابل گزارش داد که شماری از افغانها مسیحی شده و این تلویزیون مدعی شد که برخی سازمانهای غیردولتی خارجی در کار تبلیغ مسیحیت دست دارند.
این موضوع نگرانی و خشم اعضای مجلس را برانگیخت و آنها بعد از بررسی تصاویر ویدئویی پخش شده از این تلویزیون خصوصی، تصمیم به فراخواندن این مقامهای دولتی گرفتند.

'به فرمایش قم'؟
امرالله صالح در سخنان خود واقعی بودن تصاویر پخش شده تلویزیونی را زیر سوال برد.
او گفت: "ما نباید مملکت خود را به آتش بکشیم، بر اساس فیلمی که مرجعش معلوم نیست. (انگیزه تهیه این فیلم فعالیت های) استخباراتی است؟ شخصیت سازی است؟ گسترش نفوذ یک تلویزیون است؟ یا واقعا چیزی را که نشان می دهد همان است؟"
امرالله صالح افزود: "حدس و گمان بسیار قوی ما این است که در عقب این موضوع بازی استخباراتی است."
رئیس اداره امنیت ملی افغانستان همچنین گفت: "کسی که آمده و کفرگویی کرده و می گوید که مسیحی است، یک روز بعد می آید و در همین تلویزیون می گوید که این کار را به فرمایش " قم" انجام داده است."
آقای صالح ضمن تاکید بر تحقیقات در باره تصاویر تلویزیونی پخش شده، تلویحا آن را به "بهره گیری از احساسات مردم افغانستان" نسبت داد.
او در ادامه سخنان خود گفت: " اگر من شش نفر ایرانی را به گونه جعلی در مقابل تلویزیون غسل تعمید بدهم، آیا ایران رابطه خود را با تمام دنیا خراب کند؟ اگر ما ده-پانزده نفر پاکستانی را پنجصد پنجصد افغانی بدهیم، لباس سفید بپوشانیم و دو سطل آب به حیث غسل تعمید روی آنها بریزیم، آیا پاکستان تمام روابط خود را با دنیای غرب خراب می کند؟"
امرالله صالح، همچنین در سخنان خود گفت که ۱۳ موسسه و نهاد غیردولتی، که عمدتا خارجی هستند، به عنوان نهادهای مشکوک در زمینه تبلیغ مسیحیت تثبیت شده اند.
به گفته او، برخی از این موسسات بسته شده و مسئولان برخی دیگر از این موسسات از کشور بیرون شده اند. آقای صالح گفت که تحقیقات در این مورد ادامه دارد.

دامنه دار؟

حنیف اتمر وزیر داخله هم در مجلس نمایندگان از برخی فعالیت ها در زمینه تبلیغ مسیحیت خبر داد و گفت شواهدی به دست آمده که حاکی از تبلیغات مسیحیت در کشور است. او افزود که امکان دارد فعالیت ها در این زمینه "دامنه دار" باشد.
آقای اتمر گفت که دو تن در ارتباط با تصاویر پخش شده تلویزیونی بازداشت شده و اعترافات متفاوتی داشته اند. به گفته آقای اتمر، یکی از این افراد گفته که هشت سال پیش "مرتد" شده است.
وزیر داخله افزود که فرد دومی گفته که به دستور یک مرجع "مذهبی-فرهنگی" که او نامی از آن نبرد، خود را به عنوان فرد مسیحی شده جا زده و هدف او "تحقیقات مستقل" در زمینه تبلیغ مسیحیت بوده است.
حنیف اتمر افزود که "مبنی بر اعترافات این دو نفر" تا حال موجودیت هفت کلیسا در کشور "تثبیت" شده است که در خانه های مسکونی است. همچنین بر اساس همین "اعترافات" ۲۵ تن "خارجی و داخلی، زن و مرد" مشکوک دانسته شده اند
در همین حال صدها تن از دانشجویان دانشگاه هرات، در غرب افغانستان در اعتراض به آنچه آنها ترویج مسیحیت در کشور خوانده اند، دست به تظاهرات زدند.
معترضان علیه شماری از کشورهای غربی شعار دادند و پرچم یک کشور اروپایی را هم به آتش کشیدند.
این معترضان همچنین از دولت افغانستان خواستند که تحقیقات شفافی را در این مورد انجام دهند و جلو تروج مسیحیت در افغانستان را بگیرند.
پیش از این نیز خبرگزاری جمهوری اسلامی اظهار داشت؛ كه یک تبعه تاجیکستان درغرب شهرکابل در خانه ای که از آن به عنوان کلیسا استفاده می شود، به دانشجویان افغان درس مسیحیت می دهد و افزود ممکن است صدها جوان افغان که بیشتر آنان دانشجویان هستند، در این مراکز در حال آموزش الهیات مسیحی باشند.
واحد مركزی خبر جمهوری اسلامی در ادامه خبر خود نوشت؛ هنوز مقامات دولتی و امنیتی افغانستان دراین زمینه واکنش نشان نداده‌اند.( ! )
مشخص نیست خبری كه پیش از این هیاهو در مجلس نمایندگان افغانستان توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی در خصوص اشاعه مسیحیت در افغانستان منتشر گردید و همزمانی آن با انتشار فیلمی از مسیحیان افغان بر روی اینترنت كه واكنش و خشم برخی نمایندگان مجلس افغانستان را در بر داشت چه ارتباطی می تواند با هم داشته باشد . و یا اساسا به گفته مقامهای ارشد امنیتی افغانستان در بازی اطلاعاتی همسایگان در این موضوع  جمهوری اسلامی چه سودی می تواند از این موضوع ببرد؟

 


تعدادی از مهمانداران همجنس گرای خطوط هواپیمایی هلند، اعلام کردند به سبب شرایط نامساعدی که در ایران برای همجنس گرایان وجود دارد در ایران احساس امنیت نمی کنند و نمی خواهند به این کشور اعزام شوند.به گزارش شهرزاد، کی ال ام در پاسخ این درخواست گفته است هم اکنون لیست ی از مهمانداران زن و مرد وجود دارد که خواسته اند از پروازهای به مقصد ایران حذف شوند، اما افراد جدیدی را به این لیست اضافه نخواهد کرد. اتحادیه ی مهمانداران هلند این تصمیم را غیر قابل قبول خواند.
به گفته ی سخنگوی اتحادیه، مردانی که از لیست پرواز به ایران حذف می شوند باید با مهمانداران زن جایگزین شوند که آنان نیز تمایلی به سفر به ایران ندارند زیرا در آن جا باید روسری سرشان کنند و گفته اند در طی اقامت در ایران مسائل ناگواری را تجربه کرده اند.
کی ال ام اعلام کرد درخواست های جدید را مورد به مورد بررسی می کند و تنها از اعزام افرادی به ایران خودداری خواهد کرد که به طور جدی با مخاطره روبرو باشند.
پروازهای مستقیم کی ال ام از آمستردام به تهران از سال 2000 آغاز شده و شامل 5 پرواز در هفته است.

 


برخی از اعضای اعدام شدگان 19 اردیبهشت روز چهارشنبه مورخ 12 خرداد ماه با استاندار کردستان برای تحویل پیکر اجساد قربانیان ملاقات کردندبنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مادر فرزاد کمانگر معلم اعدام شده به همراه خواهر فرهاد وکیلی و مادر و خواهر علی حیدریان ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 12 خرداد ماه در یکی از اتاق های ساختمان استانداری با اسماعیل نجار استاندار کردستان ملاقات کردند.
در این ملاقات خانواده اعدام شدگان خواهان مشخص شدن چگونگی تحویل پیکر اعدامیان شدند و استاندار کردستان در پاسخ به ایشان اعلام کرد " اعدام شدگان در محلی که هم اکنون به دلیل شرایط امنیتی قادر به افشای آن نیستیم دفن شده اند و پس از گذشت زمان و مساعد بودن اوضاع مسئولین مربوطه محل دفن ایشان را به شما اطلاع خواهیم داد
هم چنین در پی اعلام طلب بخشش اعدام شدگان در آخرت از سوی استاندار، خانواده اعدام شدگان به وی معترض شدند و استاندار کردستان پس از مشاجره لفظی با خانواده ها اتاق ملاقات را ترک کرد
در پی این ملاقات، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با سایر اعضای خانواده از جمله برادر علی حیدریان و فرهاد وکیلی تماس گرفته و آنها را تهدید کردند در صورت تکرار این ملاقات ها آنها را بازداشت خواهد نمود

 


هيات منصفه دادگاهي در شهر نيويورك يك ايراني متهم به عرضه خدمات غيرقانوني انتقال ارز بين ايران و كشورهاي ديگر را مجرم اعلام كرده است.محمود رضا بانكي، ۳۳ ساله، شهروند آمريكا نيز هست.او متهم است بدون دريافت مجوز لازم در زمينه حواله ارز فعاليت داشته است.دادستان هاي فدرال مي گويند آقاي بانكي، قانون تحريم هاي آمريكا عليه ايران را نقض كرده است.
وي با مجازات ۲۰ سال حبس روبروست.
آقاي بانكي اتهام هاي وارده را رد كرده است.
قاضي در جلسه روز جمعه (چهارم ژوئن) تاريخ تعيين مجازات وي را اعلام نكرد.
او در ژانويه امسال به اتهام توطئه، نقض قوانين تحريم ايران و فعاليت غيرقانوني مالي بازداشت شد.
پريت برارا، دادستان فدرال مسوول پرونده آقاي بانكي مي گويد او بدون توجه به تهديدي از سوي ايران متوجه امنيت ملي آمريكاست، به انتقال ميليون ها دلار بين دو كشور مشغول بوده است.
مقام هاي قضايي آمريكا آقاي بانكي را متهم كردند از ژانويه ۲۰۰۶ تا سپتامبر ۲۰۰۹ به نقل و انتقال غيرقانوني ارز مشغول بود.
انتقال چهار ميليون و ۷۰۰ هزار دلار و دريافت پول از منابعي در عربستان سعودي، كويت، لتوني، اسلوني، روسيه، سوئد و فيليپين از اتهام هايي بود كه هيات منصفه آن را عليه آقاي بانكي پذيرفته است.
اعضاي هيات منصفه در دادگاه ناحيه منهتن نيويورك روز جمعه پس از حدود چهار ساعت مشورت، اتهام هاي وارده را پذيرفتند و اين ايراني - آمريكايي را گناهكار اعلام كردند.

 


كره شمالي مي گويد نوشابه اي توليد كرده كه قادر است سلول مغزي توليد كند و مانع از كهنسالي پوست شود.خبرگزاري رسمي كره شمالي مي گويد اين نوشابه حاوي 60 عنصر بدست آمده از 30 گونه گياه است.به گزارش اين خبرگزاري "چيني ها، آلماني و بازرگانان ساير كشورها" در نمايشگاه تجاري ماه گذشته در پيونگ يانگ به اين محصول ابراز علاقه كرده اند.
اين نوشابه محصول يك كمپاني آب ميوه است.
"بدون عوارض جانبي"
خبرگزاري رسمي كره شمالي مي گويد اين نوشابه خواص "پيشگيري و درماني" دارد و با افزايش توليد سلول هاي مغزي به بهبود وضع مغزي و حافظه فرد كمك مي كند.
"از چروك شدن پوست محافظت مي كند، مانع از جوش هاي سياه مي شود، جلوي بيماري هاي كهنسالان همچون خونريزي مغزي، نارسايي هاي قلبي و انفاركتوس مغزي را مي گيرد."
خبرگزاري ياد شده مي افزايد اين نوشابه از كيفيت بسيار بالاتري در مقايسه با لوازم آرايش برخوردار است، رنگ پوست را روشن تر مي كند و فاقد عوارض جانبي است.
جونگ سونگو هو مدير شركت توليد كننده اين نوشابه گفته است اين محصول بر روي كارگران صنايعي همچون نيروگاه هاي حرارتي، تصفيه خانه ها و موسسات پزشكي موثر بوده است.

 


گنجی در ماه‌های اخیر در موارد متعددی، ضمن آنکه خود را همراه با جنبش سبز خوانده، اما انتقاد از رهبران جنبش را افزایش داده است. در آستانه سالگرد درگذشت خمینی، گنجی موضع‌گیری‌های اخیر موسوی و کروبی را زیر سوال برده است.
این روزنامه‌نگار سرشناس ایرانی مقیم آمریکا روز پنجشنبه در «روزآنلاین» اصرار رهبران جنبش سبز به تبلیغ راه خمینی را به نفع جنبش ندانست و مورد انتقاد قرار داد. گنجی نوشت: «موسوی و کروبی و خاتمی و دیگر رهبران میانی جنبش؛ نمی‌توانند بخشی از اقشار جامعه را که مرید رهبر و پیرو اسلام فقاهتی بنیادگرایانه‌اند، جذب کنند. جنبش سبز فقط می‌تواند اقشار چند میلیونی مخالف و میلیون‌ها شهروند بی طرف را جذب و سازماندهی کند. البته روشن است که پایگاه اجتماعی سلطان و سلطانیسم کمتر از ده درصد است و آنچه آنان را سراپا نگاه داشته، دلارهای نفتی و دستگاه گسترده ی سرکوب است، نه مشروعیت نظام یا رهبری. روشن است که آزادی‌خواهان سرکوب‌های گسترده‌ی دهه ی اول انقلاب(انقلاب فرهنگی، اعدام ها، زندان ها و شکنجه های سیستماتیک و...) را فراموش نکرده‌اند.»
گنجی، دفاع از خمینی و خود را پیرو او معرفی کردن را خطایی تاکتیکی و استراتژیکی می‌خواند:
«دفاع از خمینی و  خود را پیرو او معرفی کردن از نظر تاکتیکی و استراتژیک نادرست است. به محض آنکه مدعای "پیروی از امام راحل" طرح گردد، ساز و برگ های سرکوبگر سلطان(ارتش،سپاه،بسیج، نیروی انتظامی،وزارت اطلاعات،قوه ی قضائیه و...) و ساز و برگ های ایدئولوژیک سلطان(رادیو و تلویزیون، مطبوعات،ائمه ی جمعه و جماعات،حوزه های علمیه ی دولتی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش و...) این مدعا را مطرح خواهند ساخت که خمینی گفته است:"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند"، یا بر حمایت خمینی از  خامنه‌ای برای رهبری سخن خواهند گفت، یا از این که او فتوا صادر کرد که برای حفظ نظام همه ی احکام اولیه ی اسلام را می توان تعطیل کرد، چه رسد به بقیه ی امور را.»
گنجی، پذیرش ولایت خمینی و خامنه‌ای را همسان هم می‌داند. گنجی نتیجه‌ می‌گیرد که به همین واسطه، اعتراض به اعدام‌های اخیر از سوی موسوی و کروبی در جایی که در سال ۱۳۶۷ عده بسیاری با حکم آیت‌الله خمینی اعدام شده‌اند، چندان قابل دفاع نیست و از سوی دادستان تهران نیز سوال رفته است:
«خمینی که حفظ نظام را مهم تر از کلیه‌ی احکام شرعی به شمار می‌آورد و آن را تئوریزه کرد، برای حفظ نظام هر عملی را مجاز می‌دانست. مگر در تابستان ۱۳۶۷ چند هزار زندانی سیاسی به حکم او قتل عام نشدند؟ سرسپردگی به خامنه‌ای با سرسپردگی به خمینی تفاوتی ندارد، هر دو مصداقی از نظام سلطانی را به نمایش گذارده و می گذارند. وقتی موسوی و کروبی به اعدام های خلاف آئین دادرسی اعتراض می‌کنند، پاسخ می‌شنوند که امام در دوران نخست وزیری شما حکم اعدام هزاران تن را صادر کرد. وقتی با سران نهضت آزادی ملاقات می کنید، می‌گویند «امام» بدترین تعابیر را درباره ی آنها به کار برد. وقتی به منتظری نامه می نویسید و پس از رحلت آن آزاده مرد به مراسم تشیع جنازه ی او می روید، نامه ی برکناری او توسط خمینی را علم می کنند که جایگاه منتظری را قعر جهنم قلمداد کرده بود.»
گنجی البته تاکید می‌کند که انتقاد از خمینی از نظر سیاسی خطا است، اما پیروی‌شان از «امام» خمینی اشتباه است.

انتقاد از سبزهای خارج از کشور
گنجی در هفته‌های اخیر نیز انتقاد از کسانی که خود را موثر در راهبری جنبش سبز می‌دانند را بارها و بارها تکرار کرده است. در سلسله مقالات اخیرش در باره انقلاب فرهنگی، گنجی به توضیح در باره مسوولیت افرادی در دانشگاه‌های مختلف می‌پردازد. نام بردن از کسانی از جمله عطا مهاجرانی، محسن کدیور و ابراهیم نبوی که در تثبیت شرایط بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاه شیراز نقشی عمده بازی کردند نمی‌تواند بدون دلیل باشد.
چند ماه پیش، گنجی، سروش، کدیور، عبدالعلی بازرگان و مهاجرانی بیانیه‌ای منتشر کردند و از سوی بسیاری اتاق فکر جنبش سبز خوانده شدند. اما بروز اختلافاتی همراه با حملات غیر مستقیم مهاجرانی و کدیور به گنجی و بالعکس، «پنج تن آل‌عطا» را به محفلی کوچک‌تر تقلیل داد. اما گنجی ضمن آنکه  به نظر می‌رسد چهره جدیدی از دکتر سروش در قبال انقلاب فرهنگی ترسیم می‌کند از دیگر ارکان انقلاب فرهنگی با ذکر حوزه تاثیرشان نام می‌برد. این نام بردن می‌تواند تاثیر نامطلوبی روی مخاطبان این افراد بگذارد، چه سی سال است نقش‌شان در ایجاد فضای حذفی در دانشگاه‌ها مستور مانده است. گنجی به نقل از مجید محمدی می‌نویسد: «در شیراز، به گفته‌ی مجید محمدی، جلسات تعطیل کردن دانشگاه در منزل محسن کدیور تشکیل می‌شد. در آن جلسات محسن کدیور، عطاء الله مهاجرانی، مجید محمدی، ابراهیم نبوی، توفیقی (وزیر فرهنگ و آموزش عالی خاتمی)، کوچک زاده (نماینده‌ی مجلس فعلی)، کریم شورانگیز(استاندار کهکیلویه و بویر احمد در دوران محمد خاتمی) و... شرکت داشتند.»

 


شبکۀ خبری فارسی صدای آمريکا می گويد جمهوری اسلامی ايران تلاش کرد در دريافت امواج تلويزيونی صدای آمريکا در ايران اخلال ايجاد کند تا بينندگانِ تلويزيونِ اين شبکه را از ديدن يک فيلم مستند تلويزيونی در مورد زنی که در اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری در سال گذشته کشته شد، محروم کند.صدای آمريکا روز جمعه اعلام کرد شکايات زيادی را در مورد ارسال پارازيت بر امواج تلويزيونی اين شبکه از تماشاگران خود در ايران بلافاصله پس از پخش فيلم مستندی در مورد ندا آقا سلطان در روز چهارشنبه، دريافت کرده است.
بينندگان تلويزيون صدای آمريکا در نقاط مختلف ايران همچنين از قطع برق در منازل خود کمی پس از آغاز پخش اين فيلم مستند، خبر دادند. با اين حال صدای آمريکا می گويد فيلم مستندِ زندگی ندا آقا سلطان از طريق اينترنت نيز قابل دسترس است و تاکنون ده ها هزار مرتبه، دانلد شده است.
صدای آمريکا قصد دارد اين فيلم مستند را دوباره در تاريخ ۱۲ ژوئن در سالروز انتخابات پرسش برانگيزِ رياست جمهوری در ايران و همچنين۲۰ ژوئن در سالگرد مرگ ندا آقا سلطان، پخش کند.
ندا آقا سلطان ظاهراً توسط نيروهای امنيتی ايران طی يکی از چندين تظاهراتِ بدون خشونت ِ ضد دولتی در تهران که پس از انتخابات رياست جمهوریِ در ايران برگزار شدند، به ضرب گلوله کشته شد. تصاوير ارسالی توسط تلفنهای همراه و ويديو های مختلف، لحظۀ مرگ ندا را به طور گسترده ای در سراسر جهان پخش کردند، و نام ندا آقا سلطان به فرياد متحد کنندۀ همۀ کسانی که خواستار اصلاحات در ايران هستند، مبدل شد.

 


یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که اگر می‌خواهید تا سن ۱۰۰ سالگی عمر کنید، ۱۰ ساعت در شب بخوابید.خواب یک فاکتور بسیار مهم در جوان و زنده کردن بدن و فعال سازی سیستم ایمنی بدن است.در این پژوهش محققان دریافته‌اند: کسانی که به سن ۱۰۰ سالگی می‌رسند سه برابر بیشتر از دیگران دست کم ۱۰ ساعت خواب شبانه دارند.
در این تحقیق اطلاعاتی که مربوط به یک پژوهش گسترده چینی در سال ۲۰۰۵ بوده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش شامل ۱۵ هزار و ۶۳۸ فرد بالغ در گروه سنی ۶۵ سال به بالا و ۳ هزار و ۹۲۷ فرد ۹۰ تا ۹۹ ساله و ۲ هزار و ۷۹۴ نفر ۱۰۰سال به بالا بوده است.
روزنامه دیلی اکسپرس چاپ انگلیس در گزارشی افزود: دکتر دانان گو محقق دانشگاه ایالتی پورتلند در اورگون امریکا می‌گوید؛ حدود ۶۵ درصد از شرکت کنندگان به طور کلی اظهار داشتند که کیفیت خوابشان خوب یا خیلی خوب بوده و میانگین خواب روزانه آنها حدود هفت ساعت و نیم به انضمام چرت‌های روزانه بوده است. نکته جالب این بود که افراد بالغ ۱۰۰ سال به بالا ۷۰ درصد کیفیت خواب بهتری نسبت به جوانترها داشتند.
این گزارش هم چنین نشان می‌دهد که مردان ۲۳ درصد بیش از زنان خواب راحت دارند.
شرح این پژوهش در مجله «خواب» منتشر شده است.

 


رهبران شیعه اكنون دیگر قادر به استفاده از شعار در خطر بودن اسلام نیستند چون در طی سی سال گذشته بسیاری از پرده ها بر زمین افتاد و نحوه تفكر و باورهای مردم تغییرات عمده كرد .به گزارش شبكه خبری مسیحیان فارسی زبان، پایگاه تحلیلی خبری صدای شیعه در شبكه جهانی برای خبری كه به نقل از مركز خبر حوزه در اردیبهشت ماه منتشر كرد تیتر خبر آن را اینگونه نوشت " هشدار رئیس دفتر تبلیغات اسلامی نسبت به رواج كلیساهای خانگی " ! (تصویر روزنامه)
جالب است در متن خبر هیچ اشاره دیگری به تیتر مذكور نشده بود و از قول ربانی رئیس دفتر تبلیغات اسلامی مطالبی در رابطه با توطئه بیگانگان برای مقابله با تشیع ، كم كاری مساجد و شروع به كار شورای عالی تبلیغ در سال جاری نوشته شده بود .
مطابق این گزارش آقای ربانی در گردهمائی رابطین عمومی كاروانهای تبلیغی اوقاف اظهار داشت : لازم است و باید حوزه های علمیه به ماموریت اصلی خود كه تبلیغ ارزشهای اسلام و اهل بیت است توجه بیشتری داشته باشند . او با بیان اینكه در طول تاریخ اسلام هیچ دوره ای به مانند این دوره اسلام و تشیع مورد هجمه نبوده است ، گفت : بسیج بین المللی علیه اسلام شروع شده است ، به طوری كه دشمنان از همه ابزارها برای مقابله با تشیع استفاده میكنند .
ایشان ادامه داد : دولتهای استعماری به منظور ایجاد اختلاف قومیتی و همچنین تفرقه اندازی میان اعراب با نظام جمهوری اسلامی از گروههای تندرو سلفی همچون وهابیت حمایت میكنند . اما نگفت كه چرا حكومت جمهوری اسلامی خودش دست سلفی ها را در استانهای مرزی ایران باز گذاشته است و آنها آزادانه به تبلیغ و تحمیل ایده های خود مشغولند . رئیس دفتر تبلیغات اسلامی با بیان اینكه بعضی از جریانهای سكولار در داخل كشور به دنبال گرفتن هویت مكتب تشیع هستند اظهار داشت كه تمام این برنامه ها با یك مدیریت مشخص در حال حركت است . البته در اینجا اشاره ای نشده بود كه منظور ایشان از مدیریت مشخص چیست ؟ ولی در جای دیگر از قول همین منبع نقل شده بود كه گفته است كلیساهای خانگی در ایران با سرمایه گذاری دولت انگلیس در ایران با جدیت به رواج مسیحییت مشغولند . !!!
وی طی آماری خاطر نشان ساخت از ۱۰۰ هزار مسجد موجود در ایران تنها در ۲۵۰۰ مسجد هر ۳ وعده نماز جماعت اقامه میشود . در ۲۷ هزار مسجد فقط نماز مغرب و عشاء به جماعت برگزار میشود و امروز جامعه نیاز به امام جماعت برای مساجد دارد و خاطر نشان كرد كه برای روحانیت آزمایش سختی در چنین شرایطی وجود دارد . بنابراین مبلغان باید با همت و كار مضاعف كاستی ها را جبران بكنند . البته ایشان این مسئله را روشن نكرد كه كاستی ها در كجاست ؟ با توجه به بودجه های سرسام آور و رو به رشدی كه در ۵ سال گذشته به خصوص به حوزه های علمیه و سازمانهای تبلیغاتی آنها تخصیص داده شده است اینكه بنا بر آمار ارائه شده بیش از دو سوم مساجد در ایران در عمل بلا استفاده مانده اند و هیچگونه فعالیتی ندارند چه چیزی را نشان میدهد ؟ آیا مشكل فقط نداشتن امام جماعت به اندازه كافی است ؟
به نظر میرسد رییس دفتر تبلیغات اسلامی چیزهائی را میداند كه نمیتواند بگوید و میخواهد با فرا فكنی عدم استقبال عمومی مردم از مساجد را پنهان كند و بگوید رویگردانی رو به رشد از مساجد و روی آوری روز افزون به كلیساهای خانگی به علت پول خرج كردن خارجی ها و نداشتن امام جماعت به میزان كفایت است ! ادعائی كه به خوبی مشمول اصطلاح خودمانی " عاقلان دانند ! " میشود .
او سپس پیشنهاداتی برای معاونت تبلیغاتی حوزه بیان داشت و گفت كه این معاونت باید ستادی عمل كند و گفت : شورای عالی تبلیغ از امسال فعالیت خود را بطوری جدی آغاز میكند و دبیرخانه و كمیسیونهای تخصصی خود را كه در سال گذشته تصویب كرد تشكیل میدهد . او اعضای شورای عالی تبلیغ را معاونت تبلیغ حوزه ، دفتر تبلیغات ، سازمان تبلیغات ، سازمان اوقاف ، سازمان فرهنگ و ارتباطات ، جامعه المصطفی ، جامعه الزهرا ، مدیریت حوزه علمیه اصفهان ، مدیریت حوزه علمیه مشهد و نهاد نمایندگی مقام رهبری در دانشگاهها عنوان كرد .
این جناب ربانی گویا دارد درباره مردم افغانستان و سومالی صحبت میكند . آن كشورها هنوز از نظر افكار عمومی در جائی هستند كه دستكم پنجاه تا صد سال پیش ایران قرار داشت . درست است كه هنوز بخشهائی از جامعه ما آنطور كه همگان در فیلم یو تیوبی حمله به ۲ دختر در محله خاوران دیدند فكر و عمل میكنند ، اما دیگر این طرز تفكر بر خلاف نظر آقای ربانی تفكر غالب بر جامعه نیست و تفاوتهای اساسی در ساختارهای فكری در حال شكل گرفتن است .
به همین دلیل تحول فكری بخشهای قابل توجهی از جامعه ، رهبران شیعه اكنون دیگر مانند گذشته قادر به استفاده از سلاح اعلام در خطر بودن اسلام نیستند تا با استفاده از آن مردم را در جهت خواسته ها و اهدافشان بسیج نمایند . اكنون بسیاری از پرده ها بر زمین افتاده است و دفتر تبلیغات حوزه چه ستادی عمل كند چه هیئتی، مساجد در آینده از اینكه الان هست خالی تر خواهند ماند و همه از خود میپرسند كه مشكل كجاست كه این اسلام بعد از گذشت ۱۴۰۰سال هنوز از خطر نگذشته و بازهم در تهدید است .
نقل این خبر در واقع خسته نباشیدی به دست اندركاران كلیساهای خانگی در ایران میباشد كه با قلبهائی كه تقدیم خدا نموده اند و دستانی خالی رو به آسمان ، دستگا ههای عریض و طویل تبلیغات حكومتی را با همه یال و كوپالشان به چالش جدی انداخته اند طوری كه نمیدانند پول انگلیس باعث بروز مشكل خالی ماندن مساجد شده است یا كمبود امام جماعت برای مساجد ؟

 


در حاليكه نمايندگان اتحاديه اروپا، روز گذشته با عكس هاي ندا آقا سلطان به استقبال منوچهر متكي رفتند، تا اعتراض خود را به سركوب مردم ايران براي اولين بار در يك مراسم رسمي نشان دهند، دو فيلم مستند در مورد ندا آقا سلطان و چگونگي جان باختن او آماده پخش شده است: فيلمي به روايت سيماي جمهوري اسلامي و فيلم ديگري به روايت يك كارگردان انگليسي كه قرارست از يك شبكه تلويزيوني امريكايي پخش شود. دو فيلمي كه دو روايت مختلف از اين دختر جوان كه نماد جنبش اعتراضي مردم ايران شده است را به نمايش مي گذارند.

روايت جمهوري اسلامي
از يك سو فيلمي از سوي جمهوري اسلامي و براي پخش در صدا و سيما آماده پخش شده است كه قرار است در سالگرد شهادت ندا از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش شود.
يكي از كارمندان صدا و سيما در اين زمينه به "روز" گفته است كه در اين فيلم استاد موسيقي ندا و برخي از دوستان نزديك او حضور دارند اما خانواده ندا عليرغم همه فشارها از حضور در اين فيلم امتناع كرده اند.
به گفته اين منبع «در اين فيلم كشته شدن ندا به عناصري نفوذي نسبت داده مي شود و تمام تلاش ها بر اين است كه حكومت را از اين قضيه مبرا كنند».
رسانه هاي حكومتي نيز از وزارت اطلاعات به عنوان سازنده اين مستند نام برده و نوشته اند كه طي روزهاي آينده وزارت اطلاعات در يك برنامه مستند به تكميل ابهام زدايي ها از سناريوي ساختگي قتل ندا آقاسلطان بپردازد و اسناد جديدي از سناريوي غربي ها را منتشر مي كند.
براساس نوشته اين رسانه ها مواردي چون فيلمبرداري از دو زاويه متفاوت و همچنين انتشار سريع و بي وقفه فيلم مرگ آقا سلطان از جمله نكاتي است كه جعلي و ساختگي بودن قتل آقاسلطان را تاييد مي كند.
پيش از اين نيز صدا و سيما مستند ديگري از ندا ساخته بود كه واكنش شديد افكار عمومي را به دنبال داشت. در آن مستند، در ادعايي شگفت انگيز، عنوان شده بود كه  ندا آقا سلطان با همكاري منافقين در لجظه فيلمبرداري از خود، با دستگاهي مخصوص خون را روي صورت خود جاري مي كند و پس از اينكه همراه با آرش حجازي و استاد موسيقي خود وارد ماشين براي عزيمت به بيمارستان مي شده توسط منافقين كشته مي شود.

روايت خانواده ندا
همزمان اما در فيلمي كه توسط كارگردان انگليسي ساخته شده براي اولين بار خانواده ندا آقا سلطان حضور يافته و به روايت روزهاي تلخ كشته شدن ندا و زندگي شخصي او پرداخته اند. در اين فيلم، ويدئوها و تصاويري كه تاكنون منتشر نشده بود به نمايش در ميآيد. تهيه كنندگان اين فيلم شبكه اچ بي او امريكا، شركت من تورمن انگليس و آقاي سعيد كمالي دهقان هستند.
فيلم "براي ندا" كه نسخه اصلي و انگليسي آن 14 ژوئن از تلويزيون اچ بي او امريكا پخش خواهد شد در دو نسخه عربي و فارسي نيز تهيه شده كه نسخه فارسي آن به گفته تهيه كنندگان اين فيلم، امروز از صداي امريكا پخش خواهد شد.
سعيد كمالي دهقان، روزنامه نگار ايراني كه يكي از تهيه كنندگان فيلم "براي ندا" و تنها دست اندركار ايراني اين فيلم  است و تصاوير و مصاحبه هاي داخل ايران را نيز او تهيه كرده است در گفتگو با "روز" درباره اين فيلم و شرايط تهيه و خطرات توليد آن، بخصوص در ايران توضيحاتي داده است. متن مصاحبه با وي در پي مي آيد:

آقاي كمالي ممكن است توضيح دهيد اين فيلم توسط چه كساني و در چه شرايطي ساخته شده است؟

اين فيلم توسط آقاي آنتوني توماس ساخته شده و من به همراه شبكه اچ بي او امريكا و شركت من تورمن انگليس تهيه كنندگان اين فيلم بوديم. من غير از تهيه كنندگي، انجام تمام مصاحبه هاي مربوط به ايران را بر عهده داشتم و در سفر به ايران به همراه  خانواده ندا حدود يك ماه تمام كار اين مصاحبه ها و ساخت فيلم را انجام دادم.

خانواده ندا در اين فيلم حضور دارند. ممكن است كمي از محتواي فيلم بگوييد؟
بله با پدر، مادر، خواهر و برادر ندا و ديگر اعضاي خانواده او در اين فيلم مصاحبه كرده ايم و آنها خود حرف زده اند. يك سري عكس هاي شخصي ، خاطرات و دست نوشته هاي ندا را هم در فيلم مي بينيد. فيلم هاي جديدي نيز از ندا در اين فيلم است كه كسي نديده است. فيلم هاي جديدي هم كه براي اولين بار به نمايش در مي آيد، در اين فيلم وجود دارد كه  توسط مردم گرفته شده و بعد از تير خوردن ندا را نشان ميدهد كه چگونه و با چه ماشيني برده شد. همين بخش به ادعاهاي جمهوري اسلامي پاسخ ميدهد كه گفتند توسط ماشين برده شد و كشته شد و آن داستان ها را ساختند و قطعا جمهوري اسلامي را شوكه خواهد كرد. چون فيلمي است كه از صحنه و توسط مردم گرفته شده است. بخش ديگري نيز در لندن و امريكا و تركيه ساخته شده؛ يعني مصاحبه هايي انجام و به فيلم اضافه شده است. در اصل يك بخش از فيلم مربوط به ندا و زندگي شخصي اش  و بخش ديگر مربوط به  ندا و انتخابات ايران است. يعني از طريق داستان زندگي ندا، داستان انتخابات هم مرور مي شود. البته ما قصد قهرمان سازي از ندا را نداشتيم؛براي همين در اين فيلم معلوم مي شود ندا هم مثل خيلي از دخترهاي ايران، دختري بود كه كلاس ورزش مي رفت، موسيقي گوش ميكرد و همه خواسته هاي دختران ايراني را داشت . در اصل ندا مثل هر دختر آزاده اي در جهان است. او دنبال آزادي بود، دنبال سياست نبود. يك دختر معمولي بود كه براي آزادي، زندگيش را داد. ندا مشكلات خودش را هم داشت و ما قصد اسطوره سازي نداشتيم و اينكار را هم نكرديم. بزرگترين ويژگي ندا سركشي او بود و هيچ وقت زير بار زور نمي رفت و همين خصوصيت خيلي ارزش داشت. ما در اين فيلم درباره اين ها حرف ميزنيم و مي گوييم كه ندا چيز خاصي نميخواست؛ او فقط يك مقدار آزادي ميخواست، به عنوان يك دختر جوان كه نمي توانست مثل يك آدم معمولي در جامعه زندگي كند و اين حق از او گرفته شده بود. در اين فيلم از چيزهايي مي گوييم كه باعث شد ندا به خاطر آنها با همه خطرها بيرون برود و در نهايت كشته شود. در فيلم مي بينيم ندا كه قصد راي دادن نداشت با ديدن هيجان مردم و اينكه همه ميروند و راي ميدهند رفت تا راي دهد. چند جا ميرود تا به ميرحسين موسوي راي دهد اما در حوزه هايي كه ميرود تنها ناظران احمدي نژاد حضور دارند؛ او عصباني مي شود و راي نمي دهد و به خانواده اش مي گويد كه همه اينها فيلم و نمايش است و از قبل تعيين كرده اند كه چه كسي رئيس جمهور شود و ...... بعد به بعد از انتخابات مي پردازيم كه ندا چگونه در اعتراضات حضور داشت و به اضافه زندگي شخصي او. فيلم هايي كه ميديد، كتاب هايي كه ميخواند... و اين بخش نه به خاطر اينكه ندا ميخواند و ميديد بلكه از اين لحاظ مهم است كه روحيه يك دختر معمولي ايراني را نشان ميدهد و روحيه دختران معمولي ايراني و آنها را مي شناساند.

با توجه به فضاي  امنيتي شديد و تحت نظر بودن خانواده ندا، چگونه اين مصاحبه ها انجام گرفت و موفق شديد فيلم را بسازيد؟

مهم ترين دغدغه همين بود كه اولا چگونه خانواده ندا را راضي به اين مصاحبه ها بكنيم و از طرفي با همه فشارها و كنترل ها، دوربين را چگونه به منزل ندا ببريم. من دي ماه كه به ايران رفتم دقيقا به خاطر همين ملاحظات و مشكلات دو ماه طول كشيد تا بتوانيم اينكار را انجام دهيم. نه مجوز داشتيم براي فيلم و نه من تجربه فيلمبرداري داشتم؛ قرار بود يك تيم حرفه اي براي اينكار استخدام كنيم كه متاسفانه نشد. هيچ كس حاضر نبود ريسك كند و ما هم حق ميداديم. با برخي مستند سازان مطرح ايران هم تماس گرفتيم اما قبول نكردند و البته الان خيلي خوشحال هستم كه كسي قبول نكرد و ناچار شديم به صورت غيرحرفه اي فيلم بگيريم . در اصل فضاي صميمي فيلم، اگر قرار بود صدا بردار و دوربين آنچناني در كار باشد از بين مي رفت. ابتدا ازطريق واسطه با معلم موسيقي ندا حرف زدم اما احساس كردم تحت فشار است و بهتر است با او در ارتباط نباشم. سپس توسط يكي از دوستان، قرار گذاشته شد كه با خانواده ندا صحبت كنم خوشبختانه صحبت كردم و آنها هم آمادگي آن را داشتند. يك دوربين كوچك برداشتم و با آن شروع كرديم. فضاي بسيار پراسترسي بود. تلفن ها كنترل مي شد. همه تحت نظر بودند اما انجام شد.

چگونه اين فيلم ها را از ايران خارج كرديد؟
مهم ترين درد سر اين بود كه چگونه 15 نوار ويدئويي را از ايران خارج كنيم . با پست كه امكان نداشت. حتي امكان اينكه اين فيلم ها را كپي كنيم نيز وجود نداشت و خيلي خطرناك بود و خيلي دوران پراسترسي بود در نهايت چاره ديگري نبود جز اينكه 15 نوار را بگذارم توي چمدان وسط لباس ها و بروم فرودگاه و خارج شوم. همكارانم شوكه شده بودند چون انتظار نمي رفت موفق شويم همه اينكارها را انجام دهيم و از ايران هم خارج كنيم.

چه شد به فكر ساختن اين فيلم مستند افتاديد؟
پيشنهاد كار از طرف اچ بي او بود كه يكي از مطرح ترين شبكه هاي امريكا است. آنها ابتدا به آقاي انتوني توماس پيشنهاد  دادند اما اين شرط را نيز گذاشتند كه فيلم بايد با حضور خانواده ندا ساخته شود و در غير اين صورت منتفي خواهد بود. خب تا آن موقع فيلم هايي درباره ندا ساخته شده بود كه با تعدادي از كساني كه ندا را مي شناختند يا در زندگي اش حضور داشتند مصاحبه شده بود اما خانواده ندا در هيچ فيلمي حضور نداشتند. مهم ترين شرط اين بود و ميدانيد كه اچ بي او در سال بيش از ده مستند نمي سازد. كم اما خيلي خاص كار ميكند و رئيس اچ بي او بعد از ساخته شدن اين فيلم رسما گفت كه اين فيلم مهم ترين مستندي بوده كه در تمام سالهاي اخير كار كرده ايم. آقاي توماس هم با من تماس گرفت و من هم قبول كردم كه به طور مخفي به ايران بروم و اين فيلمبرداري ها و مصاحبه ها را انجام دهم. دليلي هم كه آقاي توماس مرا انتخاب كرد اين بود كه من ماههاي اول بعد از انتخابات ايران بودم و تقريبا تنها خبرنگار رسانه خارجي بودم كه در ايران كار ميكردم بقيه همكاران اكثرا اخراج شده بودند اما من بي سر و صدا كار ميكردم به روزنامه گاردين و شبكه سي ان ان به صورت بدون تصوير و اسم گزارش ميدادم و درباره ندا نيز گزارش مفصلي در روزنامه گاردين منتشر كرده بودم.

اين فيلم به سه زبان ساخته شده؛ ممكن است توضيح دهيد پخش آنها از كجا و به چه ترتيبي خواهد بود؟
ما جلسه اي با رئيس اچ بي او و ساير همكاران فيلم داشتيم و اچ بي او تصميم گرفت بودجه اي در اختيار قرار دهد تا نسخه هاي عربي و فارسي فيلم نيز ساخته شود چون هدف فيلم اين بود كه همه آن را ببينند و از زبان خانواده ندا او را بشناسند. البته ساختن نسخه فارسي خيلي با عجله انجام گرفت چون دقيقا در دقايق آخر اين تصميم گرفته شد و ما به اندازه نسخه انگليسي از آن راضي نيستيم اما در اصل قضيه فرقي نميكند روايت فيلم به فارسي است و برخي جاها با زير نويس فارسي. اين نسخه امروز از تلويزيون صداي آمريكا پخش خواهد شد. نسخه عربي اين فيلم هم از تلويزيون هاي عربي پخش خواهد شد . نسخه انگليسي كه در اصل  نسخه اصلي فيلم است، 14 ژوئن از تلويزيون اچ بي او پخش مي شود و سپس در 20 ژوئن در سالگرد ندا براي دومين بار پخش مي شود. از سوي ديگر، فيلم را با فرمت هاي مختلف در اينترنت قرار ميدهيم تا مردم ايران و سراسر جهان بتوانند به راحتي دانلود كنند.

با پخش اين فيلم ، فكر نميكنيد براي خانواده ندا مشكلي پيش بيايد؟
تمام مسائلي كه در فيلم مطرح شده همه با هماهنگي خانواده ندا بوده؛ چيزي كه براي آنها مهم است شناساندن ندا به جهانيان است. آنها مي گويند چيزي براي از دست دادن ندارند. مادر ندا، انساني بسيار شجاع است. ما نيز فكر نمي كنيم مشكلي پيش بيايد چون افكار عمومي جهان از اين خانواده حمايت مي كنند و همين مساله تا به حال آنها را حفاظت كرده است.لذا بعد از پخش اين فيلم نيز براي حكومت ايران خيلي مشكل خواهد بود كه بخواهد برخوردي با اين خانواده انجام دهد.
لینک دانلود:
http://www.thisisforneda.com/

 


اراذل و اوباشي كه عصر روز گذشته اقدام به ربودن دختر جواني در خيابان وليعصر كرده بودند ، با عمليات تعقيب و گريز توسط ماموران يگان امداد دستگير شدند.سرهنگ قاسم‌لويي ، معاون عمليات پليس امنيت تهران بزرگ در گفتگو با ايسنا، در رابطه با جزييات اين حادثه گفت: دو نفر از اراذل و اوباش در ساعت 19:10 روز سه‌شنبه 11 خردادماه در ملا عام خانم 21 ساله‌اي را در خيابان وليعصر (عج) بالاتر از پل پارك وي با تهديد و گذاشتن قمه بر روي پهلوي اين دختر جوان به زور سوار موتورسيكلت خود كردند.
وي با اشاره به اين كه اين دختر مابين اين دو نفر اراذل و اوباش بر روي موتور قرار گرفته بود ، افزود: دختر جوان در طول مسير اقدام به فرياد زدن و تقاضاي كمك از مردم مي‌كرد كه مردم با ديدن اين صحنه سعي كردند كه جلوي اين اراذل و اوباش را بگيرند اما يكي از اين اراذل با چرخاندن قمه اقدام به ترساندن مردم كرد و آنها از صحنه متواري شدند.
به گفته معاون عمليات پليس امنيت تهران بزرگ گشت‌هاي يگان امداد پليس در اين لحظه افراد مورد نظر را مشاهده كرد و در حين تعقيب آنها به موتورسيكلت مورد نظر دستور ايست دادند.
وي تصريح كرد: اين اراذل و اوباش در حالي كه به سمت پل پارك وي حركت كرده بودند مسير خود را در اتوبان مدرس ادامه دادند كه در آن زمان به دليل داد و فريادهاي دختر جوان يكي از آنها با قمه ضربه‌اي را به سر اين دختر وارد كرد كه منجر به بيهوش شدن وي شد.
سرهنگ قاسم‌لويي خاطرنشان كرد: در ادامه ماموران پليس در حين تعقيب اين افراد در منطقه دوربرگردان اتوبان صدر زماني كه دستور ايست به اين اراذل و اوباش دادند يكي از اراذل و اوباش اقدام به كشيدن اسلحه به سمت ماموران پليس كرد. در نتيجه پليس نيز ابتدا با شليك چند تير هوايي و دادن اخطار يك تير را به پاي يكي از اراذل كه هدايت موتورسيكلت را برعهده داشت شليك كرد كه در نهايت موتورسيكلت مورد نظر متوقف شد و پس از لحظاتي هر دو فرد مورد نظر دستگير شدند.
وي با اشاره به اين كه زمان تعقيب و گريز اين افراد از سوي پليس 10 دقيقه به طول انجاميد ، گفت: دختر مورد نظر در پي توقف شديد موتورسيكلت و ضربه وارد شده از سوي يكي از متهمان از ناحيه گردن و سر به شدت مصدوم شد. همچنين يكي از اراذل و اوباش به نام محسن 23 ساله، دليل پرت شدن از موتور از ناحيه پا مصدوم و متهم ديگر هم به نام اكبر 29 ساله كه در اثر شليك گلوله از ناحيه پا مجروح شده بود به بيمارستان منتقل شدند كه حال عمومي هر سه نفر خوب است.
معاون عمليات پليس امنيت تهران بزرگ خاطرنشان كرد: اكبر يكي از اراذل و اوباش سطح يك است كه سه سال پيش از سوي پليس دستگير و روانه زندان شده بود كه پس از گذراندن دوران محكوميت بعد از آزادي مجددا اقدام به انجام اين شرارت كرده است.
وي با بيان اين كه پرونده قضايي در اين رابطه تشكيل شده و به مراجع قضايي ارسال مي‌شود ، خاطرنشان كرد: بررسي در رابطه با اين پرونده از سوي پليس همچنان ادامه دارد.
سرهنگ قاسم‌لويي همچنين يادآور شد: سردار عليپور ، جانشين فرمانده انتظامي تهران بزرگ نيز روز گذشته در صحنه حادثه حضور داشت.

 


این عمل كه در سایت رسمی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قول یك مقام امنیتی كشور انجام آن تائید شده است عملی است كه باید عاملان آن ضمن معرفی به مردم پاسخگوی این حركت شرم آور خود نیز باشند .شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان) - در روز ۸ خرداد ماه جاری پایگاه اینترنتی آتی نیوز كه گفته میشود توسط نزدیكان مرتضی طلائی، مقام انتظامی سابق و عضو فعلی شورای شهر تهران اداره میشود ، در راستای خبرهای خود در رابطه با تبلیغات ضد مسیحی در داخل كشور از قول خبرنگار اجتماعی خود اعلام كرد كه كتب " انجیل و تورات" تحریف شده (!) به صورت گسترده از مرزهای غربی وارد كشور شده اند .
این خبر ۲ روز بعد ( ۱۰ خرداد ) توسط سایت رسمی متعلق به مركز مبارزه با جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یعنی "سایت گرداب" به نقل از وطن امروز عینا تكرار شد و ضمن اعلام ورود "كتب مقدس" مسیحیان و یهودیان به تعداد زیاد از مرزهای غربی به داخل ایران ، این خبر را داد كه یكی از مسئولان امنیتی كشور در نشست اخیر خود در استان آذربایحانغربی با اعلام این موضوع تاكید كرده بود كه نیروهای نظامی اشغالگر كشور همسایه غربی ایران (عراق ) نقش مهمی در این مسئله دارند و آنها این كتابها را از طریق مناطق مرزی مشترك با عراق وارد كشورمان میكنند . گرداب سایت امنیتی و اینترنتی سپاه پاسدارن در ادامه از قول همان مقام امنیتی مینویسد :
"بخشی از این كتب در همان منطقه پخش میشود و بخش عمده ای از آن به مناطق مختلف كشور قاچاق میگردد . فقط طی چند ماه صدها جلد كتب تحریف شده تورات و انجیل ( كتاب مقدس) هنگام ورود به كشور در یكی از مناطق مرزی سردشت كشف و سوزانده شد" .
و بازهم از قول همان مقام امنیتی كه نامشان ذكر نشده است اضافه میكند كه او خواستار آگاه سازی مردم در این خصوص شده است .
این مطلب در حالی است كه  چاپ یك تصویر یا یك كاریكاتور یا یك نوشته و داستان كمی تا قسمتی شبهه برانگیز از پیامبر اسلام و یا رهبران از دنیا رفته مسلمانان از سوی تندروهای آن مذهب با كفن پوشی و سنگ پراكنی و پرچم سوزی در پاكستان و ایران و عربستان و سومالی مواجه میشود و حمله به سفارتخانه های كشور مربوطه و تهدید و اقدام به ترور و خلاصه سر و صدا و تبلیغات فراوان بر سر آن در كشورهای مسلمان نشین راه می افتد ، بسیار جالب است كه در یك وبسایت رسمی متعلق به بزرگترین نیروی نظامی جمهوری اسلامی از قول یك منبع امنیتی رسما نقل میشود كه سازمانهای امنیتی جمهوری اسلامی كتابهای" انجیل و تورات" یعنی كتابهای مقدس مسیحیان و یهودیان را آتش زده و سوزانده اند .
البته مسئولین امنیتی و انتظامی روشن نکرده اند که آنچه به عنوان تورات و انجیل تحریف شده از آن یاد می کنند چه تفاوتی با تورات و انجیل رایج دارد.
آنها همچنین به شكل توهین آمیزی این كتب را كالاهای قاچاق خوانده اند و گویا اصلا متوجه نیستند كه این كتب برای ۲ میلیارد مسیحی در سراسر جهان از جمله حداقل نیم میلیون مسیحی در ایران جنبه احترام و مقدس دارند و به قول خودشان اینكار توهین به مقدسات محسوب میشود .
از سوی دیگر همیشه مدافعان جمهوری اسلامی در سازمانهای بین المللی و مجامع حقوق بشر دنیا این ادعا را مطرح میكنند كه ادیان مسیحی و یهودی مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده اند و پیروان آنها میتوانند علاوه بر داشتن نمایندگانی در پارلمان ایران آزادانه و بطور علنی مراسم مذهبی خود را بر طبق آئین و سنت خود اجرا كنند . اما در عمل این بند قانون اساسی نیز مانند بسیاری از بندهای دیگر آن قانون كه مربوط به حقوق ملت میباشد به طرق مختلف از سوی مسئولان جمهوری اسلامی معوق مانده و تعطیل شده است .
رهبران جمهوری اسلامی از یك طرف با سلاح تائید صلاحیت فقط كسانی را كه خودشان میخواهند به نام نماینده اقلیتهای مذهبی به مجلس میفرستند و از طرف دیگر با محدود كردن و زیر فشار گذاشتن شدید رهبران كلیساها از جمله درخواست لیست اسامی كسانی كه در جلسات پرستشی آنها حاضر میشوند ، ممنوع كردن ورود فارسی زبانان به كلیساها و محدود كردن موعظه به زبان فارسی، عدم اجازه ساخت ساختمانهای جدید برای كلیساها ، ممنوعیت چاپ و نشر انجیل در ایران در امور مذهبی آنها دخالت میكنند و علنا در راه عبادت آنها مشكلات جدی فراهم میسازند .
از این رو ایمانداران مسیحی هستند كه بخاطر این محدودیت ها برای عبادت به خانه های خود پناه میبرند و در گروههای كوچك خانگی تشكیل كلیسای عیسی مسیح را میدهند. آنها نیز پیوسته با تعقیب و دستگیری و آزار نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو میشوند و با آنان به گونه ای  برخورد میشود كه گوئی گروههای خلافكار هستند و بسیاری از رهبران آنها یا هم اكنون در زندانها هستند یا با وثیقه های سنگین منتظر برگزاری دادگاه خود میباشند .
این سوال مطرح است كه جامعه مسیحی جهان تا چه حد میتواند این جفاهای سنگین بر كلیسا های ایران را تحمل كند ؟ علاوه بر اینكه مسیحیان در داخل ایران اجازه چاپ و نشر كتاب مقدس خود را ندارند و حتی داشتن ترجمه فارسی كتاب مقدس می تواند برای یك نوكیش مسیحی جرم تلقی شود ، حال كار به جائی رسیده است كه كتب انجیلی كه در خارج و با سرمایه ایمانداران سراسر جهان با زحمت زیاد به چاپ رسیده است توسط ماموران امنیتی ایران مورد توهین قرار میگیرد و كالای قاچاق نامیده شده و به آتش كشیده میشود .
جا دارد كه این عمل شرم آور كه در سایتی رسمی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قول یك مقام امنیتی جمهوری اسلامی انجام آن تائید شده است توسط مسیحیان ایران و سراسر جهان محكوم شود و از حكومت ایران خواسته شود كه عاملان آن را به مردم سراسر دنیا معرفی نمایند .
اینهمه توهین و بی حرمتی آشكار و رسمی به مقدسات سایر ادیان در ایران در حالی اتفاق می افتد كه نه تنها هیچ محدودیتی برای مساجد اسلامی و كتاب مقدس آنها قرآن در كشورهای مسیحی نشین جهان وجود ندارد بلكه به نوعی حكومت های غربی بخاطر برخی منافع سیاسی و اقتصادی بطور مستقیم و غیر مستقیم آنها را پشتیبانی هم میكنند و با دادن سوبسیدهای هنگفت به ساخت مساجد و چاپ و نشر قرآنهای نفیس كمك مینمایند .  این در حالی است كه حتی بسیاری از كارشناسان الهیاتی جهان در اصالت كتاب مقدس مسلمانان به عنوان كتابی الهی تردید و سوالاتی بسیاری در این زمینه دارند.
در كتاب قرآن آمده است كه تورات و انجیل كتبی هستند كه از سوی خدا آمده اند . ولی رهبران مسلمانان چنین تبلیغ میكنند كه تورات و انجیل مورد استفاده در دست مسیحیان امروز جهان تورات و انجیل واقعی نیست و انجیلهائی كه اكنون توسط مسیحیان سراسر دنیا استفاده میشوند فقط نسخه های تحریف شده ای از انجیل واقعی هستند . اما جای این سوال از رهبران و معلمان مسلمانان كه ادعای غیر واقعی بودن انجیل حاضر را میكنند باقی میماند كه تورات و انجیل به گفته آنها اصلی كجاست ؟چه قسمت هایی از آن تحریف شده است ؟ كجا و توسط چه كسی و...... ؟
مطابق آنچه در قرآن نوشته شده است اگر تورات و انجیل امروزی تحریف شده است حتما باید نسخه اصلی آن وجود داشته باشد ! اما در این مورد جوابی نیست . هرگز چنین نیست كه انجیل امروزی یك انجیل متفاوت از اصل باشد . نسخه های امروزی انجیل از روی نسخ خطی تنظیم شده اند كه قدمت بعضی از قسمتهای عهد جدید آن به ۵۰ سال اول بعد از واقعه مصلوب شدن عیسی بر میگردد و برخی از نسخه های عهد قدیم مربوط به هزار سال پیش از میلاد مسیح هستند . به طور قطع در طول تاریخ بشریت درباره هیچ كتابی به اندازه "كتب مقدس" مسیحیان اینقدر توجه و دقت نظر در مقابله با نسخه های قدیمی آن اعمال نشده است و منابع آن هنوز در موزه ها و كتابخانه ها و مراكز علمی جهان در نهایت دقت و ظرافت نگهداری میشوند . بنابراین ادعای تحریف انجیل فقط ادعائی پوچ برای ایجاد شبهه در بین مردم از سوی رهبران و مروجان و مبلغین اسلام میباشد .
در هرصورت عمل سوزاندن هر كتابی چه انجیل و تورات باشد و چه كتب معمولی ، بخصوص اگر مورد توجه و احترام بخش مهمی از مردم جهان باشند ، عملی سخت ناپسند و ضد فرهنگی و غیر عقلانی محسوب میشود كه به سختی و با قاطعیت محكوم است .

 


شهر : فرج‌الله سلحشور نويسنده و كارگردان «يوسف پيامبر» در پي اثبات سرقت فيلمنامه اين مجموعه در دادگاه دوم كه بر اساس شكايت شهاب‌الدين طاهري شكل گرفته بود، به سه سال زندان و مبلغ يك ميليارد و پانصد هزار تومان جريمه نقدي محكوم شد.عباس بابويهي رئيس هيئت كارشناسي پرونده شكايت شهاب‌الدين طاهري (نويسنده كتاب ــ فيلمنامه دوجلدي يوسف صديق) عليه فرج‌الله سلحشور (نويسنده و كارگردان مجموعه تلويزيوني «يوسف پيامبر») در خصوص حكم دادگاه دوم گفت: «مرحله اول دادگاه شكايت طاهري از سلحشور به محكويت اين كارگردان مجموعه تلويزيوني «يوسف پيامبر» منجر شد.»
وي در ادامه افزود: «براساس حكم محكوميت در سرقت فيلمنامه «يوسف پيامبر»، فرج‌الله سلحشور كارگردان اين مجموعه به 70 درصد مجازات كيفري محكوم شد كه شامل سه سال زندان است. ايشان همچنين به ميزان 20 درصد از آثار تهيه و ارائه شده شاكي استفاده غيرمجاز كرده كه ارزش مادي اين بخش از استفاده غيرمجاز معادل يك سوم از قيمت قرارداد تحقيق و نگارش فيلمنامه متهم با صدا و سيما است كه محكوم به پرداخت مبلغ يك ميلياردو پانصد هزار تومان جريمه شده‌اند.»
وي در ادامه گفت: «اين راي توسط قاضي حسينيان صادر شده كه پرونده را براي گذراندن مراحل بازپرسي مجدد به دادسرا فرستاده‌اند.»
بابويهي در ادامه گفت: «طبق توهين‌هايي كه سلحشور به طاهري كرده بود، طاهري از سلحشور شكايت كرد كه روز گذشته قرار بود تا آقاي سلحشور در دادگاه حاضر شوند، اما با اعلام قبلي زمان برگزاري اين دادگاه به تعويق افتاد.»
رئيس هيئت كارشناسي اين پرونده در پايان عنوان كرد: «بايد دادگاه بعدي برگزار شود تا با توجه به صحبت‌هاي سلحشور، حكم دادگاه رسمي شود. با اين حال علي لاريجاني رئيس مجلس از قاضي دادگاه درخواست كرده‌اند كه نظرات تكميلي در خصوص دادگاه سلحشور و طاهري در اسرع وقت بدست ايشان برسد.»

 


استروان استيونسون، نماینده حزب محافظه کار بریتانیا در پارلمان اروپا، در حالی که عکس ندا آقاسلطان را در دست داشت، به حضور وزیر خارجه جمهوری اسلامی در پارلمان اروپا اعتراض کرد و منوچهر  متکی را «آدمکش» خطاب کرد.شماری از نمايندگان پارلمان اروپا، روز سه شنبه، زمانی که منوچهر متکی قصد ورود به پارلمان اروپا در بروکسل، پایتخت بلژیک را داشت، با عکس های ندا آقا سلطان در انتظار وی بودند و به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند.
آقای استیونسون به خبرگزاری آلمان گفت: «دعوت از منوچهر متکی مانند دعوت از وزیر خارجه دولت نازی آلمان به پارلمان اروپا است.»
ندا آقاسلطان در جريان تظاهرات معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته، با شليک گلوله ای که به قلب او اصابت کرد، کشته شد و تصاوير مرگ او در بسياری از رسانه های جهان منتشر شد.     
به گزارش خبرگزاری آلمان، شماری از اعضای هيات های نمايندگی ايتاليا، اسپانيا و استونی در اتحاديه اروپا، به شکل اعتراض و در حالی که پوستر و عکس های ندا را در دست داشتند در جلوی در ورودی اعتراض کردند که به شکل آرام کنار زده شدند تا جا برای عبور منوچهر متکی فراهم شود.
يک برخورد کوتاه فيزيکی هم ميان قانونگذاران اتحاديه اروپا و شماری از ماموران امنيتی پارلمان اروپا هم روی داد که گزارشی مبنی بر زخمی شدن کسی منتشر نشده است.
زمانی که وزير خارجه جمهوری اسلامی در حال ورود به سالن بود، چارلز تانوک  ديگر عضو محافظه کار  بريتانيا در کنار در ايستاده و سر خود را به علامت تاسف تکان می داد. وی با در حالی که به منوچهر متکی اشاره می کرد گفت: «اصلا نبايد به اين جا دعوت می شد.»
به گزارش خبرگزاری آلمان، «کميته اتحاديه اروپا در يک حرکت نمايشی و در حالی که شورای امنيت در حال رايزنی در مورد دور چهارم تحريم های ايران است، اين ديدار را ترتيب داد.»
مرگ ندا آقاسلطان در کنار کشته شدن ديگر معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری از سوی گروه ها و سازمان های حقوق بشر، همواره مورد تاکيد بوده است. سازمان عفو بين‌الملل در گزارش ساليانه خود که وضعيت حقوق بشر در کشورها را ارائه می‌دهد، در بخش ايران هم به ويژه به رويدادهای پس ازانتخابات و سرکوب‌ معترضان پرداخت.
در اين گزارش تصريح شد که سرکوب معترضان به ويژه پس از دستور آيت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در روز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ برای پايان دادن به اعتراض‌ها شدت گرفت.‌
کشته شدن ندا آقا سلطان مورد ديگری است که در اين گزارش به آن پرداخته شد. عفو بين‌الملل تاکيد می‌کند در حالی که مشخص شد فرد ضارب ندا آقا سلطان عضوی از بسيج بوده ، مقام‌های جمهوری اسلامی، رسانه‌های بريتانيايی و آمريکايی را عامل قتل ندا سلطان معرفی کردند و خانواده وی و ديگران در مراسم عزاداری از سوی نيروهای امنيتی مورد اذيت و آزار قرار گرفتند.
فيلم لحظه کشته شدن ندا آقاسلطان، برنده جايزه «جورج پولک»، به عنوان بهترين فيلم خبری سال شد. جايزه «جورج پولک» هر ساله از سوی دانشگاه «لانگ ايلند» در آمريکا به بهترين فيلم های خبری اهداء می شود.
رادیو فردا
euro-neda4
euro-neda2

 


تلاش‌هاي چهار تروريست بنيادگراي پاكستان براي آزاد ساختن يك همدست خود، در يك بيمارستان لاهور حمام خون به راه‌انداخت. افراد مسلح، پس از ورود به بيمارستان، آن را به رگبار بستند. اين حمله مسلحانه ۲۱ كشته و زخمي برجاي گذاشت.
لحظه‌هاي هراس انگيز در بيمارستان جناح لاهور
حمله چهار تروريست مسلح به بيمارستان جناح لاهور با هدف آزاد ساختن تروريست ديگري صورت گرفت كه در جريان حمله خونين روز جمعه به دو مسجد شهر، زخمي و تحت تدابير شديد امنيتي در بيمارستان بستري شده بود.

۱۰۰ كشته در دو مسجد
تروريست‌ها، روز جمعه (۲۸ مه) به دو مسجد بزرگ لاهور حمله بردند و به گزارش منابع رسمي، دست‌كم ۱۰۰ نفر را كشتند. در جريان اين حمله، يكي از تروريست‌ها به نام "معز" نيز زخمي شد و به بيمارستان جناح انتقال يافت. او در بخش مراقبت‌هاي ويژه بستري شد و پليس اتاق وي را تحت‌نظر گرفت.
اندكي پس از نيمه شب دوشنبه (۳۱ مه) چهار مرد مسلح در لباس پليس، به بيمارستان جناح وارد شدند و در حالي كه به همه سو شليك مي‌كردند، كوشيدند خود را به بخش مراقبت‌هاي ويژه برسانند و همدست خود را آزاد كنند. تيراندازي ميان آنان و ماموران امنيتي حدود يك ساعت به طول انجاميد و نتيجه آن ۱۲ كشته و ۹ زخمي بود. ۴ تن از كشته شدگان مامور پليس بودند.
ويدئوهاي مداربسته بيمارستان، تمام لحظات حمله و گريز را ثبت كرده‌اند. فيلم‌ها نشان مي‌دهند كه چگونه پزشكان، پرستاران و بيماران به سوي در خروجي بيمارستان مي‌شتابند و بيماراني كه توانائي حركت ندارند، در حالي كه بر سينه مي‌خزند، زير پاي فراريان ديگر لگدمال مي‌شوند.

محاصره پليس
در زمان آغاز تيراندازي، برق بيمارستان كاملا قطع شد و همين نكته هراس بيشتر آفريد. پليس بعدا مدعي شد كه خود برق بيمارستان را قطع كرده تا رسيدن به هدف را براي تروريست‌ها دشوار كند. پس از حمله تروريست‌ها، تعداد زيادي پليس به تدريج بيمارستان را محاصره كردند. يكي از تروريست‌ها به قتل رسيد. اما سه تن از آن‌ها، به گفته شاهدان عيني، با تصرف خودروي پليس گارد ويژه از صحنه گريختند.
به ادعاي پليس، تروريست‌ها تصميم داشته‌اند اگر نتوانستند همدست خود را آزاد كنند، او را در بيمارستان به قتل برسانند، تا نتواند هويت آمران حمله به دو مسجد را، در روز جمعه گذشته، نزد پليس فاش كند. اما موفق به اين كار هم نشدند. معز همچنان تحت درمان است و پليس از وي مراقبت مي‌كند
مسئولان امنيتي پاكستان معتقدند معز يكي از چهره‌هاي مهم "حركت طالبان" است. حركت طالبان به عنوان بخش پاكستاني شبكه طالبان عمل مي‌كند. جست‌وجوي گسترده براي يافتن سه مرد مسلح فراري كه گفته مي‌شود ۱۸ تا ۲۵ ساله هستند، ادامه دارد.

سرنوشت تلخ فرقه احمديه
مسجدهايي كه روز جمعه مورد حمله مسلحانه قرار گرفت، به فرقه احمديه تعلق داشت. اعضاي اين فرقه، از دهه هفتاد ميلادي، به فتواي روحانيون سنتي پاكستان، مهر "غيرمسلمان" خورده ‌و زير فشار قرار گرفته‌اند.
به گزارش دولت، ظرف ۳ سال گذشته ۳۳۷۰ نفر(به‌طور متوسط بيش از سه نفر در روز) قرباني عمليات انتحاري و تروريستي بنيادگرايان مذهبي پاكستان شده‌اند.

 


فيلم «جنسيت و شهر 2» محصول هالیوودی كمپاني «برادران وارنر» چند روز پيش در حالي در آمريكاي شمالي اكران شد كه به عقيده خود مطبوعات غرب، اين فيلم به طرز غيرقابل‌انكاري ضداسلامي است.در پي موفقيت فيلم «جنسيت و شهر 1» كه داستان آن در نيويورك اتفاق افتاد، سازندگان اين فيلم بر آن شدند تا قسمت دوم اين فيلم را نيز بسازند.
قسمت دوم این فیلم در فضايي كاملا غيرمرتبط به قسمت اول در سه كشور اسلامي عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي ساخته شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس ،در قسمت جديد اين فيلم كه همچون قسمت اول آن توسط كمپاني «برادران وارنر» ساخته شده، 4 زن مجرد قسمت قبل به فكر سفر به كشور‌ها ااسلامی فتاده و بدون توجه به اسلامي بودن اين كشورها، تمام وقت خود را در بارها و كلوب‌ها به عياشي مي‌گذرانند.
در صحنه‌اي ديگر از فيلم كه مربوط به ابوظبي است و در صحراهاي مراكش فيلمبرداري شده‌، اين 4 زن سوار بر شتر در سفر بياباني خود با زناني با پوشش چادر و روبنده‌ مشكي برخورد مي‌كنند.
فارس در ادامه این گزارش افزود ، در اين فيلم به قدري آشكار به دين اسلام و مسلمانان توهين شده كه نه تنها مسلمانان (به ويژه مسلمانان اماراتي به خشم آمده‌اند) بلكه خود مطبوعات غرب به اين مسئله اعتراف كرده و اين فيلم را بدون‌شك فيلمي ضداسلامي ناميده‌اند.
سایت وابسته به سپاه پاسداران از قول برخی نشریات اینگونه می نویسد ؛ هاليوود ريپورتر درباره اين فيلم  نوشت : فيلم «جنسيت و شهر 2» فيلمي كاملا فمنيستي است كه به طرز غير قابل انكاري ضد اسلامي است.
نشريه كانادايي تورنتو استار نيز اين فيلم مايه خشم مسلمانان و كشور‌هاي اسلامي دانست.
روزنامه يو ‌اس ‌اي ‌تودي نيز نوشت: به نظر مي‌رسد كه اين فيلم بيش از اسلام، فرهنگ شهر ابوظبي را به سخره گرفته باشد.
اين روزنامه آمريكايي مي‌افزايد: البته «مايكل پاتريك كينگ» (كارگردان و نويسنده)، در اين فيلم براي رفتاري غيرعادلانه با زنان مسلمان، فراتر از توانايي خود رفته است تا جايي كه حتي فيلم خود را با مسخره كردن اعتقادات ديني به پايان مي‌رساند.
روزنامه «نورس‌وست هرالد» نيز هم عقيده با ديگر مطبوعات غربي نوشت: به نظر مي‌رسد كه «كينگ» در فيلمنامه‌هايش مراقب توهين به جامعه مسلمانان نيست.

 


آندره آرزومانيان، نوازنده پيانو و آهنگساز فيلم، صبح امروز سه شنبه ۱۱ خرداد (۱ ژوئن) در تهران درگذشت.آقاي آرزومانيان از مدتي پيش به سرطان مغز استخوان مبتلا بود.آندره آرزومانيان در سال ۱۳۳۳در تهران به دنيا آمد و فعاليت هنري خود را از سال ۱۳۵۶با نوازندگي پيانو آغاز كرد.او از جمله در آلبوم پاييز طلايي اثر فريبرز لاچيني و سمفوني ايثار اثر مجيد انتظامي پيانو نواخت.
آقاي آرزومانيان نوازندگي پيانو را در موسيقي فيلم هاي فراواني از جمله از كرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف، آخرين پرواز، من ترانه پانزده سال دارم، زن امروز و بي تو هرگز بر عهده داشت.
او همچنين آهنگساز فيلم هاي تيغ و ابريشم ساخته مسعود كيميايي، ماهي ساخته كامبوزيا پرتوي، شبيخون، بهترين باباي دنيا، شنگول و منگول و علي و غول جنگل و چند فيلم ديگر بود.
آخرين كار آندره آرزومانيان در اين زمينه آهنگسازي براي فيلم نطفه شوم در سال ۱۳۸۷ بود.
از جمله تازه ترين آثار او نوازندگي پيانو در چند قطعه‌ آهنگ فولكلور ارمني بود كه در آلبومي با نام احتمالي «آخرين آواز عشق» منتشر خواهد شد.
ناصر فرهودي، مدير استوديو پاپ نيز در گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، از وجود دو آلبوم منتشر‌ نشده ديگر از آندره آرزومانيان خبر داد.
به گفته آقاي فرهودي، يكي از اين دو آلبوم كار مشترك ماني رهنما و آندره آرزومانيان است و ديگري ساخته فرهاد مهراد است.
آندره آرزومانيان هنگام مرگ ۵۶ سال داشت.
همسر او شراره دولت آبادي، بازيگر سينما است.

 


شاید شما هم با اولین برخورد بگویید:«نه این نمی تونه واقعی باشه!» ممکن است که خیال کنید کار موجودات فضایی فیلم « منطقه ۹» است که آن را برای خروج سفینه شان ایجاد کرده اند. یا واقعا دروازه ای برای ورود موجودات جهنمی «Hellboy» به زمین است! اما اگر سری به منابع خبری بزنید می بینید که چنین اتفاقی در گواتمالا حقیقتا به وقوع پیوسته است!
به هر حال آنچه که می بینید گودالی است دو روز پیش در یکی از خیابان های پایتخت گواتمالا به دلیل نشست زمین ایجاد شده. حفره های اینچنینی معمولا به دلیل شسته شدن خاک با آبهای زیرزمینی ایجاد می شوند. این کار معمولا به آهستگی و در طول زمان صورت می گیرد، اما گاهی باعث ایجاد شکاف هایی در سطح زمین می شود. به ندرت هم ناگهان زمین نشست می کند. در این مورد خاص دلیل اصلی فرو نشستن زمین، یک سیلابه بزرگ زیر زمینی است که بر اثر طوفانهای حاره ای به وجود آماده است.
ژرفای این نشست ها هم می تواند از جابه جایی آسفالت تا گودال های چند صدمتری متغیر باشد. برخی شاهدان محلی گفته اند که یک ساختمان ۳ طبقه در این حفره فرو رفته است، که البته هنوز این حرف تایید نشده. در خصوص تلفات هم تنها یک روزنامه گواتمالایی به دو کشته اشاره کرده است.

 


با گذشت یک هفته از ناپدید شدن داریوش شکوف فیلمساز ایرانی مقیم آلمان، پلیس برلین می‌گوید هنوز هیچ ردپایی از او پیدا نشده است. شیرین عبادی نیز، دولت آلمان را مسئول مستقیم جان این هنرمند ایرانی دانست.داریوش شکوف فیلمساز ایرانی مقیم آلمان، از تاریخ ۲۴ مه، سوم خرداد، ناپدید شده است. این هنرمند مواضعی مخالف جمهوری اسلامی داشت و اولین فیلم سینمایی در مورد وقایع پس از انتخابات ایران را به نام "تاکسی بهشتی‌ها" ساخت.
وی آخرین بار در کلن با دو تن از دوستانش دیدار داشته و به آنان گفته که عازم پاریس است.
داریوش زندی، دوست و همکار آقای شکوف، در مورد ناپدید شدن وی به دویچه وله گفت: «قرار بود آقای شکوف وقتی رسید پاریس، از آنجا به من زنگ بزند. بعد من دیدم چهار پنج روزی هست که زنگ نزده و چون قرار بود ما در پاریس کاری را با همدیگر شروع کنیم و من هم عازم پاریس شوم، با چند تا از دوستان تماس گرفتم و به قول معروف صلاح و مشورت کردیم و آن‌ها هم به من پیشنهاد کردند که من بروم پیش پلیس و اطلاع بدهم که ایشان مفقود شده است. از آن روز به بعد هم من دیگر خبر بیشتری از ایشان ندارم. آخرین باری که ایشان دیده شده، در کلن دیده شده است. یکی از دوستانش ملاقات کوتاهی با ایشان داشته و بعد خانمی که من الان اسمش را نمی‌برم، چون مطمئن نیستم ایشان دوست داشته باشد که اسمش برده شود، ایشان هم او را در کلن دیده و به او هم گفته است که من می‌روم پاریس. ولی وقتی با دوستانی که در پاریس هستند و همین‌طور با همکاران تماس گرفتیم، آن‌ها هیچ کدام خبر نداشتند».
سخنگوی مطبوعاتی پلیس برلین در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه وله گفت که پلیس هنوز نتوانسته هیچ ردی از آقای شکوف پیدا کند.
داریوش شکوف مواضعی تند علیه جمهوری اسلامی دارد. وی پس از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در ایران و در اعتراض به سیاست‌های دولت روسیه در قبال ایران، مدت چهار روز مقابل سفارت روسیه در برلین دست به اعتصاب غذا و تحصن زد. این فیلمساز ایرانی همچنین پنج سال پیش در حمایت از "برقراری آزادی و عدالت" در ایران به مدت ۷ روز در برابر دفتر مرکزی حزب سبزهای آلمان در برلین دست به اعتصاب غذا زد.
شیرین عبادی، حقوقدان، می‌گوید، گم شدن داریوش شکوف او را به یاد قتل‌های زنجیره‌ای مخالفان جمهوری اسلامی در دهه هفتاد شمسی انداخته است: «این ناپدید شدن، من را یاد ناپدید شدن مختاری و پوینده می‌اندازد. این که یک فیلمساز معروف سوار قطار شود و بعد معلوم نشود چه بلایی سرش آمده، این مسئولیت دولت آلمان است. اگر آن‌ها قصد پیدا کردن ربایندگان این فیلمساز مخالف جمهوری اسلامی را داشته باشند، خیلی راحت می‌توانند پیدایش کنند و من از همین‌جا اعلام می‌کنم، مسئولیت گم شدن یک هنرمند ایرانی برعهده‌ی دولت آلمان است».
برنده ایرانی نوبل صلح تاکید می‌کند که قصد متهم کردن هیچ شخص حقیقی یا حقوقی را ندارد، اما به نظر وی دولت آلمان می‌تواند با یک واکنش مناسب جلوی رفتارهای فراقانونی را بگیرد. شیرین عبادی می‌گوید: «بارها گفته‌ایم که اروپایی‌ها به جای این که مانع از ورود و صدور ویزا برای دانشجویان و جوانان ما شوند، بایستی مانع از ورود هیأت‌هایی شوند که از طرف دولت می‌آیند و معلوم نیست که این‌ها برای چه صد تا صد تا وارد اروپا می‌شوند!»
پلیس برلین: هنوز مدرکی دال بر ربوده شدن شکوف به دست نیاورده‌ایم
از دیگر سو، پلیس برلین می‌گوید، برای ارتباط دادن این مسئله با مواضع سیاسی داریوش شکوف، هنوز هیچ مدرکی به دست نیاورده است. سخنگوی مطبوعاتی پلیس برلین به بخش فارسی دویچه وله گفت: «در حال حاضر ما نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که گم شدن آقای شکوف با چه چیزی در ارتباط است. ما می‌دانیم که او مواضع و دیدگاه‌هایی اپوزیسیونی داشته، اما مطمئن نیستیم که موقعیت سیاسی او با گم شدنش ارتباطی داشته باشد. ما تا مدرکی در این باره به دست نیاوریم، نمی‌توانیم حدسی بزنیم و هنوز این مدرک را به دست نیاورده‌ایم».
کلاوس شوبرت، سخنگوی مطبوعاتی پلیس برلین، در پاسخ به این سؤال که حدس پلیس در این باره چیست، می‌گوید: «همه چیز ممکن است. او می‌تواند دچار یک سانحه شده و الان در یک بیمارستان بستری باشد، گم شدن او همچنین می‌تواند به دلایل شخصی و خانوادگی باشد. ما الان چیزی نمی‌دانیم».
وی در مورد پیگیری از بیمارستان‌های آلمان می‌گوید، این کار بخشی از کار روتین پلیس پس از اعلام گم شدن یک فرد است. آقای شوبرت می‌گوید: «در روزهای آینده ما با بقیه بیمارستان‌هایی که تا به حال تماس نگرفته‌ایم، ارتباط برقرار خواهیم کرد».
داریوش زندی همکار آقای شکوف نیز امیدوار است که ناپدید شدن وی یک مسئله سیاسی و یا آدم‌ربایی نباشد. در عین حال او می‌گوید، تا به حال سابقه نداشته که آقای شکوف این همه وقت دوستانش را در بی‌خبری بگذارد: «نه، من ایشان را این جوری نمی‌شناسم. مخصوصا به خاطر این که مسئله کار فیلم هم بود، ایشان خیلی دقیق کار می‌کند و خیلی وقت‌‌شناس است و حتماً سر قرارهایی که دارد می‌رود و اگر قرار است که جایی برود یا تلفن به کسی بزند، حتماً این کار را می‌کند. ولی ایشان متأسفانه نه به کسی زنگ زده، نه جواب ایمیل کسی را داده. به هرحال باید اتفاقی افتاده باشد که چنین اوضاعی هست».
به گفته‌ی آقای زندی، در تمام طول یک هفته اخیر هربار که با تلفن همراه داریوش شکوف تماس گرفته شده، دستگاه تلفن به پیام‌گیر خودکار وصل شده است.
شیرین عبادی اظهار امیدواری می‌کند که تا دیر نشده دولت آلمان واکنش مناسبی در برابر این قضیه نشان دهد. او می‌گوید: «در مورد قتل شاپور بختیار دیدیم که پلیس فرانسه چقدر سهل‌انگاری کرده بود و آخر هم قاتل به‌وسیله‌ی پلیس سوئیس دستگیر شد. بنابراین ما این‌ها را دیده‌ایم و در مقابل آن حرکت را هم دیده‌ایم که وقتی واقعه‌ی میکونوس اتفاق افتاد، کشورهای اروپایی تمام سفرایشان را به عنوان اعتراض از ایران بیرون بردند. بنابراین من بدون این که انگشت اتهام را به سوی کسی یا دولتی یا مقامی دراز کنم، می‌گویم که این واکنش‌های مناسب است که جلوی چنین رفتارهای بالاتر از قانون را می‌گیرد».

DW-WORLD.DE

 


باستانشنان موفق شده اند يك مقبره باستاني متعلق به دوره فراعنه مصر را كه محل آن را متجاوز از صد سال قبل گم كرده بودند، مجددا پيدا كنند.اين مقبره در صحراي شن در جنوب قاهره كشف شده است.تصور مي رود اين مقبره كه قدمت آن به سه هزار و سيصد سال قبل باز مي گردد متعلق به يكي از حاكمان ممفيس، پايتخت باستاني فراعنه بوده است.
اين مقبره ابتدا توسط جويندگان آثار هنري باستاني در قرن نوزده كشف شد ولي آنان متعاقبا محل مقبره را گم كردند.
اكنون گروهي از باستانشناسان مصري پس از پنج سال كاوش، موفق شده اند مقبره را مجددا كشف كنند.
اين مقبره متعلق به پتاهمس، است كه در قرن سيزده قبل از ميلاد زندگي مي كرد.
پتاهمس، علاوه بر سمت حاكم ممفيس، فرمانده ارتش بود و به موجب فرمان ستي اول، يكي از فراعنه مصر و رامسس دوم پسر وي، سمت خزانه دار و كاتب سلطنتي را نيز داشت.
يكي از كارشناسان كه استاد دانشگاه قاهره نيز هست، مي گويد اين مقبره از سال 1885 زير شن مدفون شده بود و هيچ كس اطلاعي در باره آن نداشت و به همين جهت كشف دوباره آن اهميت زيادي دارد.
حجاري هاي داخل مقبره، پتاهمس و افراد خانواده وي را در حال شكار و ماهيگيري در رودخانه نيل نشان مي دهد.
تيم اكتشافي هنوز در جستجوي يافتن حجره اي است كه اميدوار است تابوت سنگي و جسد موميايي شده پتاهمس را در آن پيدا كند.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به iranchristian-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به iranchristian@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته