-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 02/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



برای سی و دومین سالگرد انقلاب که با انقلاب مصر و رفتن مبارک همزمان شده است، دیروز تمامی هوش و حواس ایران متوجه مصر بود. چند روز قبل، رهبر انقلاب، آیت‌الله علی خامنه‌ای از معترضان قاهره حمایت کرده و آنها را دعوت کرده بود تا «مدل انقلاب سال ۱۹۷۹» را در پیش بگیرند. روز گذشته اما نوبت محمود احمدی‌نژاد بود تا در بزرگداشت رسمی اعلام کند که «جنبش نهایی آغاز شده است». وی از تریبون تاکید کرد: «ما در وسط یک انقلاب جهانی هستیم که از سوی امام زمان هدایت می‌شود»؛ امام دوازدهم شیعیان که رئیس‌جمهور مداوما در اظهاراتش به او اشاره می‌کند.

او با اشاره به جنبش‌های مردمی در مصر و تونس اضافه کرد: «ما به زودی شاهد یک خاورنزدیک جدید بدون امریکا و بدون رژیم صهیونیستی خواهیم بود که در آن از سرکوبگران خبری نخواهد بود.» مثل هر سال، این جشن‌ها که از سوی مقامات برگزار می‌شوند، صدها هزار نفر را گردهم آورده بود. بعضی‌ها به جز شعارهای سنتی و معمولِ «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، فریاد «مرگ بر مبارک» هم سر دادند.

حمید، یک معترض ایرانی در حالی‌که «بازی دوجانبه» مقامات را محکوم می‌کند، با لحنی معترضانه می‌گوید: «این اتفاق را مال خود کرده اند!» از یک طرف، حکومت ایران مبارک را سرزنش می‌کند و اعتراض مصر را با انقلاب علیه شاه ایران در سال ۱۹۷۹ مقایسه می‌کند. از طرف دیگر، این حکومت حاضر نیست از شکنجه مخالفان، سانسور رسانه‌ها، مسدود کردن اینترنت و تمامی روش‌هایی که شبیه دستگاه سرکوب خودشان است انتقاد کند.

دوباره زنده کردن «موج سبز»

اگر بخواهیم اظهارات اپوزیسیون ایران را باور کنیم که با قیام در کشورهای عربی تشنه‌تر از قبل به دنبال آزادی است، این مخالفان برای برگزاری تظاهرات خودشان در روز دوشنبه ۱۴ فوریه و برای «اعلام همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه» تقاضای مجوز رسمی کرده است. بعضی‌ها این دعوت را فرصتی برای زنده کردن «جنبش سبز» می‌دانند که از تجمعات بعد از انتخابات سال ۲۰۰۹ شکل گرفت و با سرکوب ضعیف شد؛ دستگاه سرکوب در ایران ده‌ها نفر را کشت و هزاران نفر را به بند کشید.

حکومت در تهران که با اظهارات خودش به دام افتاده است، تا به امروز نه برای این تجمع اجازه صادر کرده و نه آن را ممنوع کرده است. اما تا جایی که می‌توانسته صداهای مخالف را خفه کرده است. و مهدی کروبی، یکی از چهره‌های مهم معترضان دو روز است که در خانه‌اش در تهران محبوس است. خط تلفن وی هم به صورت موقت قطع شده است. ده‌ها نفر از نزدیکان به اپوزیسیون در ایران نیز در این آخر هفته دستگیر شده اند و در میان آنها مازیار خسرویِ خبرنگار و پیمان عارفِ دانشجو حضور دارند. اما برنامه‌های بخش فارسی تلویزیون بی بی سی، که از طریق ماهواره پخش می‌شود، دو روزی است که با پارازیت قطع می‌شود.

* از: دلفین مینویی / در: لوفیگارو

عکس از: AFP


 


دولت ایران روز جمعه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب را جشن گرفت ولی از طرف دیگر قرار است روز دوشنبه و در تمام کشور، تظاهرات دیگری برگزار شود. جنبش سبز و نیروهای خواستار دموکراسی خواسته اند در حمایت از مردم تونس و مصر راهپیمایی کنند و با شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها ان را سازماندهی می کنند. ۳۰ هزار نفر در صفحه فیس بوک وعده داده اند که به این تظاهرات بپیوندند. فعالان ایرانی از وائل غنیم از مدیران گوگل در مصر که مدافع جنبش بود و نواری سبز برمچ بسته بود، بار دیگر انرژی گرفتند.

آقای غنیم به یک گروه مدافع حقوق بشر در روز پنجشنبه گفت: «به تمام مردم ایران می گویم که آن ها باید از مردم مصر بیاموزند چرا که این ما بودیم که اول از شما یاد گرفتیم.» گفته ها و تصاویر او به صورت گسترده در شبکه های اجتماعی ایرانی پخش شده است.

در تهران و شهرهای بزرگ دیگر، پیام های زیادی از جمله «دیکتاتوری را متوقف کنید» و یا «اعدام ها را متوقف کنید» روی اسکناس ها نقش بسته بود و دست به دست می شد. با اسپری هم روی دیوارها نوشته ای با عنوان «میدان تحریر» به چشم می خورد. میدان اصلی قاهره که نیروهای مخالف دولت در آن جا جمع شده بودند و شاید مشابه میدان آزادی در ایران باشد و یادآور جمعی که دو سال پیش و پس از انتخابات آن جا جمع شدند.

صحبت از تظاهرات روز دوشنبه در میان کوچه و بازار و میان تاکسی و اتوبوس میان مردم رد و بدل شده است. مهدی کروبی گفت که این تظاهرات را درخواست کرده تا پروپاگاندا و دروغ های رسانه های دولت در مخالفت با نیروهای دموکراسی خواه را بی اثر کند.

آقای کروبی از پنجشنبه هفته پیش در حصر خانگی است و فقط همسرش می تواند به درون و بیرون خانه رفت و آمد کند. تمام تلفن ها و موبایل های آقای کروبی، همسر و پسرانش قطع شده است. دستکم شش تن از مشاوران و یا نزدیکان کروبی و میرحسین موسوی دستگیر شده اند.

مقامات رهبری جمهوری اسلامی در روزهای گذشته، مقاومت مردم تونس و مصر را ادامه انقلاب اسلامی ایران خوانده بودند که البته با واکنش تند و سریع از سوی مصر و تونس روبرو شد و همه این حرف ها را رد کردند. تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی روز جمعه تصاویری از زمان انقلاب ایران و تکان دادن پرچم های آمریکا در اعتراض را نشان می داد و در تصویری دیگر، مردم مصر و در حالی که پرچم های حسنی مبارک را در دست داشتند و تکان می دادند، نشان داد و گفت که این ادامه همان انقلاب است. دولت جمهوری اسلامی گفته اگر کسی بخواهد در حمایت از مردم تونس و مصر راهپیمایی کند، باید به راهپیمایی روز ۲۲ بهمن بپیوندند و نه این که فکر راهیپمایی دیگری باشد.

دولت پیشاپیش اقدامات پیشگیرانه را به اجرا گذاشته و شمار زیادی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در سرتاسر تهران چیده است. حسین همدانی، از فرماندهان سپاه پاسداران به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا گفته بود که مخالفان چیزی جز یک جسد نیستند و با تمامی آن ها برخورد خواهد شد.

از ماه گذشته که اعتراض ها خاورمیانه را دربرگرفته، دولت ایران هم فشارها بر ناراضیان و دگراندیشان را بیشتر کرده است. از اول ژانویه تاکنون، هر ۹ ساعت، یک نفر در ایران اعدام شده است که به گزارش سازمان های حقوق بشری، درنوع خود رکورد محسوب می شود. فقط در ماه ژانویه، ماه گذشته میلادی، ۸۷ تن در ایران اعدام شده اند. اعدام های ماه اخیر حتی در متوسط ماه های قبلی و از زمانی که احمدی نژاد به قدرت رسیده، بیشتر بوده است.

تحلیگران می گویند دستگاه قضایی بدون دقت و فقط با عجله به اعدام مشغول است. دست کم سه تن از اعدامی ها، قربانیان فعالیت سیاسی بودند. هادی قائمی، مدیر کمپین بین المللی حقوق بشر ایران می گوید: «این اعدام های سیاسی، پیامی به مردم است: به فکر ناآرامی و نارضایتی نباشید چرا که کنترل اوضاع در دست ماست و این هم نتیجه ای است که عاید شما می شود.»

مقامات ایران از این اعدام های اخیر که همه اش هم با طناب دار بوده، حمایت کرده و می گویند اشرار و خلافکاران و قاچاقچیان مواد مخدر و زنا در میان این افراد بوده اند. رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه هم گفت: «این عجیب است که کشورهای به اصطلاح متمدن از مقابله با جرم و زنا و قاچاق مواد مخدر انتقاد می کنند.»

موج اعدام های اخیر باعث شده خیلی از فعالان طبقه متوسط به دلیل بهای سنگین احتمالی، عقب بکشند. دیگران از جمله فعالان دانشجویی می گویند این کارها باعث شده جدیت آن ها بیشتر شود و به سوی آزادی سیاسی بیشتر هم خواهند رفت. یک مشاور بازرگانی ۳۲ ساله در تهران می گوید: «البته که همه ما از خشونت می ترسیم و ما که از مصری ها کمتر نیستیم.»

اعدام های اخیر، فشارهای بین المللی بر ایران را هم افزایش داد. دولت هلند تمامی روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرد و در اعتراض به اعدام زهرا بهرامی، شهروند ایرانی – هلندی، سفیر خود را از ایران فراخواند.

خانم بهرامی ۴۵ ساله در جریان اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد و اتهام اولیه او این بود که اطلاعات به رسانه های خارجی می فرستاده است. بعد از آن اتهامش به قاچاق مواد مخدر تغییر یافت. وی به سرعت اعدام شده و تا پیش از درخواست هلند برای بازگرداندن جسد، آن را در خارج از شهر و به صورت مخفیانه دفن کردند.

سعید ملکپور، شهروند ایرانی کانادایی و همسر فاطمه اخلاقی هم به دلیل وب سایت پورنوگرافی و تلاش برای اقدام علیه نظام به مجازات مرگ محکوم شده است. خانم اخلاقی از یک مصاحبه تلفنی در کاناد می گوید: «من هر روز در هراس زندگی می کنم و همه اش می ترسم که نکند یواشکی دارش بزنند. این ها همه اش برای این است که به دیگر ناراضیان درسی بدهند.»

* از: فرناز فصیحی / در: وال استریت جورنال


 


اگر مردم به پا خیزند حکومت های خودکامه برخود می لرزند. معمولاٌ. در ایران اما اینگونه به نظر نمی رسد، دست کم در این روزها که کشورهای عربی از انقلاب تکان می خورند. حاکم تونس بن علی اولین قربانی بود، حسنی مبارکِ «فرعون» به احتمال دومی خواهد بود، اما چنین نمی نماید که حکومت ایران نگران باشد. رهبر مذهبی کشور علی خامنه ای جنبش را می ستاید و از آن بعنوان «بیداری اسلامی» نام می برد. بدین ترتیب مقایسه ای با انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران می کند. قطعاٌ تفسیر عجیبی است زیرا حکومت ایران هم در سال ۲۰۰۹ با اعتراض های مردمی روبرو بود و آن را با بی رحمی سرکوب کرد. حکومت نمی خواست بیداری ملت خود را بربتابد.

اما باریک که شویم می بینیم تفسیر خامنه ای از انقلاب عربی منطقی در خود دارد. دولتی که بعد از مبارک خواهد آمد قطعاٌ مذهبی تر از دولتِ او خواهد بود – و این کار را برای ایران آسان تر خواهد کرد. احتمالاٌ دولت های عربی که بعد از این انقلاب ها سرکار می آیند بیش از اسلاف خود سیاست ضد اسرائیلی در پیش خواهند گرفت. این نکته نیز ریختن آب به آسیاب حکومت اسرائیل ستیز ایران است. اصولاٌ جمهوری اسلامی ایران با حکومت های دموکراتیک در منطقه مناسبات بهتری دارد تا با حکومت های خودکامه.

از زمانی که در ترکیه حزب مذهبی عدالت و توسعه دولت را در دست دارد مناسبات بین دو کشور تقریباٌ هیچگاه به این خوبی نبوده است و از زمانی که در بغداد نیز نیروهای مذهب گرا به دولت راه یافته اند مناسبات با عراق خیره کننده است. تهران باید در منطقه بیشتر از خودکامگان در هراس باشد. در افشاگری های ویکی لیکس می شد خواند که پادشاه عربستان سعودی «سرِمار را متلاشی» می خواهد. نخست وزیرترکیه اردوغان چنین نظرهایی ندارد. بلکه کاملاٌ برعکس، وی می کوشد مثلاٌ در مسئلۀ مهم هسته ای واشینگتن را دوربزند و با ایران گفتگو کند. اردوغان به این ترتیب سیاست غرب را برای منزوی ساختن ایران می شکند.

البته که مناسبات نسبتاٌ خوب بین تهران و استانبول به هیچ رو ریشه در برداشت مشترک از دمکراسی ندارد. از اینرو احتمالاٌ مناسبات در موارد بحرانی به این شکل نمی ماند. در هرحال چه بسا حکومت ایران در جمع دولت های مذهبی احساس امنیت بیشتری کند. دست کم فعلاٌ، زیرا در تمام منطقه نظمی نوین شکل می گیرد که تاریخی است در حالیکه ضعف ابرقدرت آمریکا همچنان ادامه دارد. روز از نو روزی از نو. امکان دارد که ترکیه و ایران رقابت کنند که کدامیک می توانند برای جهان اسلام الگو باشند. اما این کار به درازا خواهد کشید – و امروز نمی توان گفت این رقابت به کجا خواهد کشید.

اما نارضایتی در کشور خودی چه می شود؟ ممکن نیست جرقۀ انقلاب عربی به ایران هم سرایت کند و جنبشِ سرکوب شده و منفعل مخالفان را احیا کند؟ دو تن از مهمترین رهبران مخالف، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، برای هفتۀ آینده فراخوآن تظاهرات داده اند. اینان از وزارت کشور رسماٌ تقاضای مجوز کرده اند. یکی از مشاوران موسوی می گوید: «اگر به ما اجازه ندهند نشانۀ این است که از مردم می ترسند.»

ارادۀ زندگی در آزادی و کرامت – قطعاٌ این اراده فصل مشترک تظاهرات عربی در سال ۲۰۱۱ با تظاهرات در ایران در سال ۲۰۰۹ است. اما نتیجه از اساس متفاوت است، تاکنون. اکبر گنجی یکی از مهمترین شخصیت های نمادین در بین مخالفان ایران پرسش دردناکی مطرح می کند: «حاکم تونس حتی یک ماه هم طول نکشید که بعد از شروع اعتراض ها سقوط کرد. چرا ماهها اعتراض در ایران چنین مؤفقیتی نداشت؟» جواب: جنبش ها متفاوتند، ماهیت حکومت هایی هم که این جنبش ها با آنها مبارزه می کنند یکی نیست. گنجی می گوید: «هر دو کشورِ تونس و ایران با حکومت های دیکتاتوری رویرو هستند. اما غیر از این نقطۀ مشترکی ندارند.» به باور گنجی مخالفان ایران دموکراسی و حقوق بشر می خواهند اما «هیچگونه سازماندهی ندارند.»

با این وجود اشتراک بسیار مهمی بین دو کشور وجود دارد: جوانان تحصیل کرده و آزادی خواه وآگاه از تحولات جهانی. به دیگر سخن: مردمی انقلابی.

* از: اولریش لادورنِر / در: تسایت آنلاین

عکس از: Reuters


 


ایران درباره موج مردم سالاری (دموکراسی) خاورمیانه چه فکر می کند؟ در ظاهر، مقامات تهران خوش باورانه وانمود می کنند که این احساسات ضد رژیم است که منطقه را در می نوردد و آن را به پیروزی 32 سال پیشِ انقلاب آیت الله خمینی مانند می کنند: از آن چون موج آغازِ بیداری اسلامی دنباله رو انقلاب خمینی نام می برند که در آن جمهوری اسلامی ناچار خواهد نقش رهبری را بازی کند.

اما باید گفت در خلوت، آیت اله های ایران در زیر عباهای خود می لرزند. چرا؟ چون به تازگی احساسات ضد حکومت در تونس، قاهره و حتا فرای این دو کشور بیدار شده و این چنین، صدای نفس های یک زندگی تازه و جنبش های مردم سالارانه، در کشور به تاراج رفته خود آنان نیز شنیده خواهد شد.

دست کم این همان چیزی است که ایرانیان مخالفان حکومت بدان امید دارند. از تابستان 2009 یعنی زمان پیدایش ائتلافی سست میان عناصر ضد رژیم و عناصر اصلاح طلب، در قالبی به نام جنبش سبز، کنشگران این جنبش مخالفان اصلی دولت کنونیِ تهران به شمار می روند و از وقایع اخیر قاهره که به مردم سالاری اصرار دارد الهام می گیرند و نیرویی دوباره می یابند.

گفته می شود که سازمان های مخالف، اکنون برای راه پیمایی همگانی بزرگی برنامه ریزی می کنند. در ظاهر، این صف آرایی به خاطر پشتیبانی ایران از شورش های دموکراتیک مردم تونس و مصر انجام خواهد شد. اما عناصر مخالف حکومت در ایران، این حقیقت را پنهان نمی کنند که فراخوان اخیر معیار سنجش مسیر جریان های آزادی خواهانه در جمهوری اسلامی است. جریان هایی که اکنون به چالش کشیده شده اند و با افت و خیز همراه بوده اند.

مهدی کروبی، سخنگوی پیشین مجلس و یکی از رقیبان انتخاباتی احمدی نژاد، که از رهبران افتخاری و جنبش سبز است در گفتگو با نیویورک تایمز می گوید: «هر گونه رویدادی که به خیزش مردم و مبارزه مسلمانان دنیای عرب در برابر خودکامگان مربوط می شود به سود ماست.» وی ادامه می دهد: «دوشنبه آینده، میدان آزمون جنبش سبز است. اگر دولت مجوز این راهپیمایی را صادر کند تظاهرات عظیمی برپا می شود که نشان خواهد داد که جنبش سبز تا چه اندازه زنده است.»

برای اطمینان، باید گفت که احتمال صدور مجوز برای این راه پیمایی اندک و حتا ناچیز است. (گمان نویسنده در این باره درست بود و مجوز صادر نشد-م) پس از سرکوب ریشه ای اعتراضات مردم به تقلب انتخاباتی و انتخاب دوباره احمدی نژاد در سال 2009 ، نهاد قدرت حالت آماده باش خود را در برابر هر گونه اعتراض و دگراندیشی حفظ کرده است تا درس درستی به کسانی بدهد که جرات ابراز مخالفت کرده اند. این گونه بود که در ماه های اخیر با زنجیره ای از ترفندهای نه چندان پیچیده، به سوی جنبش سبز آتش گشودند.

برای نمونه، وزارت دادگستری جمهوری اسلامی در برابر رهبران مخالفان، کروبی و میرحسین موسوی، نخست وزیر پیشین، با متهم کردن آنان به ایجاد «فتنه» دست به اقدامات قانونی تازه ای زده و تحقیقات گسترده ای را آغاز کرده است. در همین هنگام نگهبان قدرتمند قانون اساسی یعنی شورای نگهبان به دنبال راهی است تا از شرکت سیاستمداران اصلاح طلب در انتخابات جلوگیری کند؛ با این استدلال که حتا تغییر تدریجی دولت، خیانت است. و افراد امنیتی رژیم با هدف قراردادن چندین تن از کنشگران که آنان را دشمن کشور می نامند، به گونه چشمگیری روند اعدام ها را در کشور افزایش داده اند. پیام حکومت بی اندازه روشن است: مخالفت در برابر جمهوری اسلامی هزینه بالایی در بر دارد.

با این همه برای واشنگتن نشانه های تازه ای از ایستادگی مردم در برابر حکومت، گویای لحظه ای از حقیقت است. هنگامی که برای نخستین بار جبهه سبز در تابستان 2009 در برابر رژیم قد برافراشت و آن را به چالش خواند، کاخ سفید تصمیم گرفت که بیرون از میدان، تماشاگر باشد. رییس جمهور ایالات متحده، باراک اوباما در آن هنگام امیدوار بود که آیت اله ها درباره پی گیری سرسختانه اهداف اتمی در نهایت پای میز گفتگوی واقعی خواهند نشست و به خاطر دوری از اتهام دخالت در مسائل داخلی ایران، تصمیم گرفت وزنه سنگینی به سود مبارزان حکومت در کفه آنان ننهد. به خاطر این عدم پشتیبانی، ایالات متحده جایگاه معنوی و توانایی خود را برای کمک به پیدایش سیاستی مردم سالارانه در آن کشور از دست داد.

با این همه به نظر می رسد به تازگی تیم اوباما خط سیاست دیگرگونه ای را در پیش گرفته باشد. از زمان آغاز بحران قاهره در اواخر ماه گذشته، دولت امریکا (با همه ناهمگونی هایش) صدای مدافع شرایط دموکراتیک گذار مصر بوده و به حسنی مبارک، پیر قدرتمند سیاست مصر برای پاسخگویی به اراده همگانی مردمش و ترک پهنه سیاست فشار آورده است. در این روند، رفتار کاخ سفید در پاسخ به تمام تردیدهای نخستین، نشانه هایی به دست می دهد که گویای تلاش ایالات متحده برای گسترش ایده مردم سالاری است.

واکنش رسمی واشنگتن به هیجان دیگرباره مخالفان دولت ایران در روزهای آینده، تعیین کننده است: چشم انتظاران یاری امریکا امید دوباره ای خواهند یافت. و یا از ایالات متحده این بار کاملا قطع امید خواهند کرد.

از: ایلان برمن

در: د دیپلمات


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته