
خبرگزاری الشرق الاوسط مصرگزارش داد: عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب روز جمعه از تصمیم خود برای کناره گیری از ریاست این اتحادیه ظرف چند هفته آینده خبر داد.
عمرو موسی که نزدیک به ده سال رئیس اتحادیه اروپا عرب است، روز جمعه و در پی برکناری حسنی مبارک دیکتاتور سابق مصر از قدرت، تاکید کرد در چند هفته آینده از این سمت استعفا خواهد کرد.
نام عمرو موسی به عنوان یکی از نامزدهای احتمالی برای ریاست جمهوری اینده مصر مطرح است.
به گزارش خبرگزاری رویترز از قاهره؛ عمرو موسی پیش از تصدی مقام دبیر کلی اتحادیه عرب، وزیر امور خارجه مصر بود.
عمرو موسی به سبب اظهارات صریح و شفاف از حمایت خوبی در میان کشورهای عربی برخوردار است.

در آستانه تظاهرات مخالفان دولت الجزایر در الجزیره، پایتخت این کشور، نیروهای پلیس و امنیتی در این شهر به حالت آماده باش درآمده اند.
دولت عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر هرگونه تجمع اعتراض آمیز در روز شنبه را ممنوع اعلام کرده است، با این وجود گروه های مخالف قصد دارند راهپیمایی خود را ساعت ۱۱ صبح به وقت محلی آغاز کنند.
پلیس الجزایر روز جمعه از تجمع افراد برای جشن گرفتن کناره گیری حسنی مبارک از قدرت، جلوگیری کرد.
خبرنگار بی بی سی در الجزیره می گوید دولت آقای بوتفلیقه مصمم است از تکرار وقایع تونس و مصر که به کناره گیری رهبران این دو کشور منجر شد، جلوگیری کند.
یک سخنگوی حزب مخالف دولت موسوم به "تجمع برای فرهنگ و دموکراسی" گفته است: "ما برای راهپیمایی آماده ایم."
به گزارش خبرگزاری رویترز او گفت: "(شنبه) برای دموکراسی در الجزایر روزی عالی خواهد بود."
این در حالیست که بر اساس گزارش ها، تعداد ماموران پلیس در پایتخت الجزایر به طور محسوسی افزایش یافته است.
بنا بر گزارش ها، حداقل ۱۵ خودروی سبک و سنگین پلیس در حوالی "میدان یکم می" که محل آغاز راهپیمایی اعلام شده، توقف کرده اند.
همین تعداد خودروی پلیس نیز در یکی از خیابان های فرعی نزدیک بیمارستان مصطفی دیده شده است.
خودروهای زرهی متعددی نیز در چهارراه های مختلف شهر الجزیره پارک کرده اند.
دولت الجزایر هفته پیش وعده داد که قانون وضعیت فوق العاده که حدود ۱۹ سال بر این کشور حاکم بوده را در آینده نزدیک لغو کند.
با این وجود، این دولت تاکید کرد مردم اجازه تظاهرات در خیابان های پایتخت را نخواهند داشت.
منتقدان می گویند که دولت الجزایر از قانون وضعیت فوق العاده برای سرکوب مخالفان استفاده می کند.
حکومت مرکزی این قانون را برای مبارزه با گروه های تروریستی لازم می داند.
این قانون پس از آغاز جنگ داخلی الجزایر در سال ۱۹۹۲ وضع شده و با وجود خاتمه درگیری ها همچنان اجرا می شود.
شنبه گذشته تظاهرات صدها نفر در الجزیره به خشونت کشید و دست کم دو کشته و شماری زخمی برجای گذاشت.
تظاهرکنندگان طی هفته های گذشته علیه افزایش کم سابقه بهای مواد خوراکی به خیابان ها ریخته بودند.
رئیس جمهوری الجزایر پنجشنبه گذشته از دولت خواست که بر اشتغالزایی تمرکز کند و رادیو - تلویزیون این کشور نیز به مخالفان فرصت بیشتری برای ارائه نظراتشان را بدهد.
دولت وی به منظور آرام کردن مردم قیمت برخی از اقلام خوراکی را کاهش داده است.
منبع:بی بی سی

خانواده های تقی رحمانی، منصور اسانلو و یدالله اسلامی در مصاحبه با "روز" نسبت به وضعیت این سه زندانی سیاسی ابراز نگرانی کردند.
خانواده تقی رحمانی از تماس تلفنی این فعال سیاسی خبر داده اما گفته اند از محل نگهداری و اتهام یا اتهامات انتسابی به او بی خبرند.
خانواده منصور اسانلو اما ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت این فعال کارگری گفتند تمام پی گیری هایشان برای گرفتن خبری از وضعیت سلامت آقای اسانلو بی نتیجه بوده است.
خانواده یدالله اسلامی نیزگفتند که از محل نگهداری و علت بازداشت این عضو مجمع نمایندگان ادوار مجلس بی خبر هستند.
همزمان و در حالیکه تنها یک روز به 25 بهمن باقیست موج جدیدی از بازداشت های فله ای فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی آغاز شده و طی روزهای گذشته بیش از 21 نفر بازداشت شده اند.
تقی رحمانی (عضو شورای فعالان ملی مذهبی و عضوفعال ستاد انتخاباتي مهدی کروبی)، صالح نقره کار(دبیر کمیته حقوقی ستاد میرحسین موسوی و خواهر زاده زهرا رهنورد)، یدالله اسلامی (دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس)، محمد حسین شریف زادگان (وزیر رفاه دولت هشتم و همسر خواهر میرحسین موسوی)، میثم محمدی و امید محدث (مدیر و کارمند سایت بنیاد شهید بهشتی) و مصطفی میراحمدی زاده (عضو بنیاد باران) صدرالدین بهشتی (فرزند علیرضا بهشتی شیرازی)، مازیار خسروی و نزهت امیرآبادیان (روزنامه نگاران روزنامه شرق)، فریبا ابتهاج (مسول دفتر معصومه ابتکار)، کورش زعیم (از اعضای جبهه ملی ایران) ، محمد حسین مهیمنی (فرزند استاندار سابق مازندران)، غلامحسین محمودی میمندی (مسئول حوزه شرق حزب مشارکت) ، پیمان عارف (فعال سابق دانشجویی)، غلامحسین محمودی و عباس شجاعی و مجتبی شایسته (اعضای جبهه مشارکت) ، زهرا افتخاری و زهرا شریف (دو فعال دانشجویی و از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی) و جاوید فخریان (فعال دانشجویی) از جمله بازداشت شدگان دو روز گذشته هستند.
بی خبری از دکتر یدالله اسلامی
همسر دکتر یدالله اسلامی در مصاحبه با "روز" از محل نگهداری و علت بازداشت همسرش ابراز بی اطلاعی می کند و می گوید به شدت نگران وضعیت همسرش است.
یدالله اسلامی، دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس و مدیر مسئول روزنامه توقیف شده فتح است که روز جمعه در منزلش بازداشت شد.
همسر آقای اسلامی می گوید: تا این لحظه آقای اسلامی نه تماسی گرفته اند و نه میدانیم که کجا به سر می برند و در چه شرایطی هستند و همین به شدت ما را نگران کرده است.
او می افزاید: وقتی ماموران وارد منزل شدند، خود را نیروهای امنیتی معرفی کردند و یک لحظه کاغذی را به دکتر نشان دادند اما متاسفانه ما ندیدیم که حکم بازداشت یا تفتیش از سوی وزارت اطلاعات بوده یا سپاه. وقتی من خواستم خود را معرفی کنند یکی از آنها خود را سردار کریمی یا سرهنگ کریمی معرفی کرد و هیچ توضیحی ندادند که علت تفتیش منزل و بازداشت آقای دکتر چیست.
ماموران از منزل دکتر اسلامی مدارک شناسایی از جمله کارت ملی، سند منزل، لپ تاب، هارد کامپیوتر و تعدادی سی دی با خود برده اند. همسر دکتر اسلامی توضیح میدهد: همسرم پزشک جراح است و سی دی هایی که بردند همه سی دی های پزشکی بود. وارد اتاق خواب ما شدند؛ ما کتاب زیاد داریم همه را به دقت دیدند و جالب این است که هم از ما و هم از کتاب ها و اتاق های ما فیلم می گرفتند. من واقعا نمیدانم این فیلم به چه کارشان می آید. ضمن اینکه در کتابخانه ما دفترچه ای است که عکس آقای خاتمی روی آن است و با دقت از آن فیلم گرفتند.
او می افزاید: دکتر اسلامی ، نماینده مجلس سوم و دبیرفعلی مجمع نمایندگان ادوار مجلس بوده و این تشکل ، یک تشکل کاملا قانونی و شناخته شده است.
همسر آقای اسلامی سپس با ابراز نگرانی از وضعیت این نماینده سابق مجلس می گوید: نه محل نگهداری ایشان معلوم است و نه میدانیم که در چه شرایطی و اصلا دست چه کسانی هستند و این مساله واقعا ما را نگران کرده. موقع بازداشت هم اصلا اینقدر حضور ذهن نداشتم که زود مسواک و لباس برای ایشان بگذارم. امیدوارم حداقل خبر بدهند و بگذارند تلفنی بزند تا بدانیم کجا است و وسایل شخصی اش را ببریم.
یکسال زندان دیگر برای اسانلو
همسر منصور اسانلو در مصاحبه با "روز"از وضعیت سلامتی همسرش ابراز نگرانی می کند و می گوید: هر چه پی گیری کردیم تا کوچکترین خبری از وضعیت منصور بگیریم به هیچ نتیجه ای نرسیدیم.
روز گذشته برخی وب سایت ها از وضعیت حاد جسمانی آقای اسانلو و حمله قلبی او خبر داده بودند. پروانه اسانلو در این زمینه می گوید: من هم مثل شما هستم و هیچ خبری ندارم وقتی این خبر را خواندم با هر جایی که امکان داشت تماس گرفتم اما هیچ خبری ندادند و مسولان زندان گفتند که "حالش خوب است و جای نگرانی نیست و فقط دیشب حالش بد شده بود و به بیمارستان منتقل شده بوده و الان خوب است". اما خبرهایی که من می شنوم با این گفته مسول زندان متفاوت است اینکه منصور سکته کرده و تنگی نفس داشته و با برانکارد او را برده اند و زنجیر به پایش بسته بودند و... حتی شنیده ام که سایر زندانیان هر چی در زده اند که حال منصور خوب نیست کسی توجهی نکرده و ....
خانم اسانلو می افزاید: شما نمیدانید ما در چه وضعی هستیم. مادر منصور، مادر من و فرزندانم همه نگران و مستاصل هستیم. به دادسرا و دادستانی هم رفتیم فایده ای نداشت. سه هفته است که تلفنش قطع است و ما صدایش را هم نمی شنویم. در دادستانی گفتم جواب دادند بله به دلایلی قطع است. گفتم بگذارید فقط چند ثانیه زنگ بزند و ما صدایش را بشنویم و بدانیم که حالش خوب است اما متاسفانه تا کنون اجازه نداده اند. ملاقات حضوری هم که نداریم. واقعا نمیدانیم چه باید بکنیم.
همسر آقای اسانلو که روز یکشنبه هفته گذشته موفق به ملاقات با این فعال کارگری شده بود می گوید: منصور حالش خوب نبود، صورتش به شدت پف کرده و برافروخته بود. از او پرسیدم چرا این گونه هستی گفت شاید به خاطر سرما است یا اینکه هواخوری کمتر می برند اصلا حرفی از ناراحتی قلبی و چیز دیگری نزد. ظاهرش اصلا طبیعی نبود و از آن روز هم از وضعیت او بی خبر هستیم تا اینکه الان این خبرها را می خوانیم.
وی می افزاید: هفته پیش نامه ای نوشتم و گفتم که خانواده های زندانیان نیاز دارند؛ ما نیاز داریم حرف بزنیم. او را تنبیه کرده اید ما چی؟ ما چه گناهی داریم؟ الان نزدیک یک ماه است که تلفنش را قطع کرده اید آخر چرا؟ اما جوابی نشنیدم و بی نتیجه بازگشتم.
منصور اسانلو، رئیس هيأت مديرۀ سنديكای کارگران شركت واحد اتوبوسرانی ایران و از سرشناس ترین فعالان کارگری است که با اتهاماتی امنیتی به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شده است.
و اکنون همسرش می گوید که یکسال حبس تعزیری دیگر به محکومیت آقای اسانلو اضافه شده است: دیروز به وکیل زنگ زده و گفته اند که حکم یکسال حبس تعزیری در دادگاه تجدید نظر تایید شده است.
خانم اسانلو می افزاید: خیلی سخت است شما نمیدانید. در تب و تاب می سوزیم نمیدانیم در چه وضعیتی است اینقدر مستاصل شدیم که بلند شدیم رفتیم به چندین بیمارستان سر زدیم و پرسیدیم که چنین کسی را اینجا اورده اند؟ تنها می خواستیم بدانیم حالش چطور است اما گفتند که چنین اسمی ثبت نشده. کلی دیروز خواهش تمنا کردیم که بگذارید فقط چند ثانیه زنگ بزند و بگوید حالش خوب است. فقط بدانیم حالش خوب است و حمله قلبی نکرده و ... اما نگذاشتند. ما همچنان در نگرانی هستیم و در تب و تاب می سوزیم.
انقلاب نکردیم که امروز سرکوب شویم
مادر تقی رحمانی در مصاحبه با "روز" از تماس تلفنی کوتاه این فعال سیاسی خبر داد و در عین حال گفت که فرزندش نتوانسته است درباره اتهامات و محل نگهداری اش صحبتی بکند.
تقی رحمانی از فعالان ملی ـ- مذهبی و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جریان انتخابات سال گذشته، روز پنج شنبه در منزلش بازداشت شد.
زهرا رحمانی می گوید: شب ریخته اند منزل پسرم و قفل را شکسته و وارد منزل شده اند. در مقابل چشمان دو نوه ام ، تقی را بازداشت کرده اند و همسرش هم به شدت دچار تشنج و در بیمارستان بستری شد.
وی می افزاید: دیروز نرگس را از بیمارستان به منزل آورده ایم اما حالش خوب نیست از طرفی دو نوه ام به شدت بی تاب هستند و به هم ریخته اند. ماموران رفتار مناسبی نداشته اند و یکباره با شکستن قفل وارد خانه شده و در مقابل چشمان علی و کیانا، پدرشان را برده اند. این دو بچه از نظر روحی به هم ریخته اند و مدام می گویند آقا دزده آمد و بابا را برد. علی مدام می گوید که آقا بده آمد و اتاق مرا به هم ریخت و میخواست اسباب بازی های مرا بدزدد. کیانا هم همین طور، او هم مدام می گوید آقا بده یا آقا دزده بابا را برد. نمیدانید در چه وضعی هستیم مدام با این بچه ها حرف می زنیم تا بتوانیم آرامشان کنیم از آن طرف تقی زندان است و نمیدانیم اصلا کدام زندان است و اتهامش چیست نرگس هم که میدانید در چه وضعی است و نمیدانیم در زندان چه بلایی سر او آورده اند که به این روز افتاده.
نرگس محمدی، همسر تقی رحمانی و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، تیر ماه و پس از آزادی از زندان بلافاصله در بیمارستان بستری شد.
تقی رحمانی همان زمان به "روز" گفت که همسرش هر چند ساعت یک بار دچار فلج عضلانی می شود و قادر به انجام کارهای روزانه و حتی حرف زدن نیست.
خانم محمدی پس از ورود ماموران امنیتی به منزلش مجددا دچار تشنج و فلج عضلانی شده و به بیمارستان منتقل شده بود.
زهرا رحمانی، مادر تقی رحمانی که فرزندش بیش از یک سوم زندگی اش را در زندان به سر برده می گوید: 15 سال تمام اوین رفت و آمد داشتم و الان باز با یک زن مریض و دو کودک 4 ساله ، تقی را برده اند اما اشکالی ندارد من واگذار کرده ام به خدا و میدانم که خدا جواب خواهد داد. من به بچه ام ایمان دارم و میدانم که او انسانی شریف و پاک است و اگر ده تومان داشته باشد 9 تومانش را می بخشد، با ذلت و خواری سراغ بچه ام رفته و با آن وضعیت او را بازداشت کرده اند. من تنها میخواهم یک چیز به مسئولان جمهوری اسلامی بگویم و آن هم اینکه شما نمیدانید ما چی کشیدیم تا انقلاب شود و امام بیاید شب و روز تظاهرات رفتیم و .... نه برای اینکه امروز باز مردم را سرکوب کنید و با بچه من چنین رفتاری کنید. مدام الان می شنویم که می گویند رفتید انقلاب کردید تظاهرات کردید و اکنون با بچه ات چنین می کنند و .........
خانم رحمانی در خاتمه می گوید: میخواهند بازداشت کنند احضاریه بفرستند، این چه نوع برخوردی است؟ چرا آرامش و امنیت خانواده ها را بر هم می ریزند؟ آن دو بچه 4 ساله چه گناهی دارند؟ ریخته اند قفل را شکسته اند نه حکمی نشان داده اند و نه مشخص است از کدام ارگان هستند.
نرگس محمدی پیش از این در نامه سرگشاده ای به دادستان تهران نحوه ورود ماموران امنیتی به منزلش را تشریح کرده و نوشته است: وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب میدیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادریام به تاراج رفته و من بیپناه در سرزمینی غریب و بیگانهام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم: آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شدهاند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن 37 ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال ........
متن کامل نامه خانم محمدی بدین شرح است:
به نام خداوندی که رحمت او وسیع و دائم است بر همه بندگان
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران
با سلام و احترام
اینجانب نرگس محمدی همسر تقی رحمانی این شکوائیه را خدمت حضرتعالی مینویسم و درخواست رسیدگی عاجل دارم.
شب گذشته، ساعت 20:30 صدای زنگ منزل به صدا درآمد. سؤال کردم کیستید؟ گفتند با آقای رحمانی کار داریم. سری چرخاندم و تقی را صدا کردم. تقی در منزل نبود. گفتم نیست و آیفون را گذاشتم. من هم مشغول کار فرزندان کوچک ۴ سالهام بودم تا آماده خواب شوند. در را باز نکردم و کارهایم را ادامه دادم.
من در وسط هال کنار دو کودکم بودم و با آنها صحبت میکردم که ناگهان در حدود 2 متری خود 4-5 مرد با لباس شخصی را دیدم. آنچنان شوکه شده بودم که قادر به حرکت نبودم. زبانم بند آمده بود. من بیمار هستم. و روزی 18 عدد قرص میخورم و تحت مراقبت پزشکان مغز و اعصاب و اعصاب و روان و ریه هستم.
بیماری دیگری هم دارم که میبایست عمل جراحی شوم. دست و پاهابم سست شد و روی پاهایم لغزیدم. در را گرفتم تا زمین نخورم، اما دستانم سست و بیجان شد. گفتم شما کی هستید و چرا بدون اجازه وارد خانه شدید. از ترس نمیتوانستم تکان بخورم. پلههای خانه ما مستقیم وارد هال میشود و آنها در ورودی کوچه را با دیلم شکسته بودند و 2 در ورودی دیگر را باز کرده بودند و بدون حتی یک یا الله یا صدایی آرام و بیصدا از پلهها بالا آمده بودند و من یک باره با دیدن چهره مردان ناشناس و در حالی که لباس نامناسبی بر تن داشتم و روسری بر سر نداشتم و آماده خواب بودم، زبانم بند آمده بود. در مقابلشان ایستادم و علی و کیانا، بچههای مظلوم و بیپناهم را به آغوش کشیدم تا نترسند. آنها مرتب از من میپرسیدند این ها دزدند؟ بعد از جر و بحث که در منزل من چه میکنید و من روسری ندارم، در مقابلم ایستادند و اجازه دادند تا بروم شال بردارم.
به زحمت خودم را روی زمین کشیدم و یک شال از کشوی اتاق برداشتم و در مقابل دیدگان مردان ناشناس بر سر انداختم. نتوانستم مانتو بپوشم و لباس عوض کنم. روی زمین افتاده بودم. تقی واقعا پیش ما نبود و من هم چون مشغول خواباندن بچهها بودم متوجه نشده بودم که تقی برای تنظیم درجه شوفاژ به موتورخانه رفته است.
به هر حال آنها در ورودی حاج خانم (صاحبخانه) را نیز شکستند و وارد منزل وی هم شدند. حاج خانم بعدا میگفت من روی تخت در اتاق خواب دراز کشیده بودم که دیدم چند مرد بالای سر من هستند. تقی هم در طبقه زیرزمین (2 طبقه پایینتر) در موتورخانه مشغول کار بوده که یک مرتبه او را دستگیر کردند.
اما بازداشت تقی رحمانی همچون بازداشت من در 2/03/89 کاملا غیرقانونی بود. هیچگونه حکم ورود به منزل ما و حکم تفتیش آن و یا بازداشت تقی رحمانی در دست مأموران وجود نداشت. هر چه گفتیم این کار شما غیرقانونی است و ما باید به پلیس 110 گزارش دهیم که مردان ناشناس بدون حکم بازداشت به طور غیرقانونی وارد منزل شخصی ما شدند و قصد بردن تقی را دارند، تلفن ما را برداشتند و اجازه زنگ زدن ندادند.
تا ساعت 23 شب منزل ما را دفعه قبل زیر و رو کردند. گفتم من شماره تلفن 8 پزشک معالج خود را در موبایل و دفترچه تلفن دارم ضمن اینکه اینها 6 ماه پیش توسط مأموران اطلاعات بررسی شده، آنها را به من بدهید چون من برای مراجعه به پزشکانم به آنها نیاز دارم. اما آنها اعتنایی نکردند و هر چه دستشان آمد از منزل ما بردند. تقی هم گفت تلفنهای ضروری نرگس را بدهید.اما ندادند. صبرم را از کف دادم. یکی از مأموران گفت ما شیر هستیم و چون شمشیر. فریاد زدم باشد چون قدرت دارید هر چه میخواهید ببرید حتی میخواهید لباسهای ما را هم بکنید و ببرید.
من خدا را شاهد و ناظر و گواه میگیرم، علی و کیانا به شدت ترسیده بودند.
دادستان محترم
نمیدانم رنجی را که بر من و خانوادهام روا میدارند چگونه بر قلم جاری سازم. زمانی که 20 / 3/89 وارد زندان اوین شدم سرحال و سالم بودم اما وقتی از آن در بیرون آمدم، با بیماری نگرانکنندهای دست به گریبان بودم. 6 ماه است که تحت معالجه پزشکان هستم و هنوز من بیمارم و ناتوان. بارها درخواست کردم پاسپورتم را بدهند تا من برای معالجه از ایران بروم و ندادند. من دو کودک ۴ ساله دارم. زمانی که مرا بازداشت کردند کیانا را عمل کرده بودم.
ناله میکرد و ضجه میزد و گریه میکرد بار تا پایین پلهها مرا بردند و دخترم با صدای لرزان از من خواست تا او را ببوسم و بروم. 3 بار بالا آمدم و او را بوسیدم. نگذاشتم اشکم را ببیند ولی خدا شاهد است که در دل خون میگریستم. کیانا را عمل جراحی کرده بودم. شکمش پر از بخیه و زخم بود. همان شب ساعت 8 از بیمارستان به منزل آورده بودم. و باید مراقب بخیهها میبودم. دختر کوچک سه سال و نیمهام تب داشت.عمل جراحی سختی شده بود و من 10 شب و روز بیدار بر بالین کوچکش بودم
در زندان آرزو کردم ای کاش مادر نبودم. آیا در این سرزمین مادر بودن گناه است؟ ای وای بر ما
این صحنه دیشب دوباره برای علی و کیانا، کودکان 4 ساله معصوم من تکرار شد. آن ها تا صبح در خواب هذیان می گفتند. چندین نوبت مأموران با تقی با الفاظ بسیار نامناسب و دور از شأن یک مأمور رسمی حکومت با صدای بلند درگیر شدند و علی و کیانا با چشمان بهتزده و نگران به صحنه مینگریستند. علی راه میرفت و با خودش میگفت از خانه من برید بیرون. بابا را اذیت نکنید.
به دلیل شوکی که بر من وارد شده بود و حملههای مکرر تا صبح قادر به ایستادن نبودم. 2 بار تشنج شدید کردم. ای کاش مرده بودم و دیشب را ندیده بودم.
بگذارید صادقانه بگویم دیشب وقتی مردان نامحرم ناشناس در مقابل من ایستاده بودند و مرا با سر و روی نامناسب میدیدند، احساس کردم در ایران نیستم. احساس کردم سرزمین مادریام به تاراج رفته و من بیپناه در سرزمینی غریب و بیگانهام. حال سؤال دارم از شمای مسئول و طلب پاسخ دارم:
آیا زنان این سرزمین، بر مردان حکومت حلال شدهاند؟ آیا ما زنان و مادران دیگر حرمتی در این سرزمین نداریم؟ آیا با وضع ظاهری درون خانه دیدن من ، یک مادر، یک زن 37 ساله در منزل شخصی و در شب هنگام توسط مردان ناشناس و نامحرم هیچ گناهی در پیشگاه خداوند متعال نیست؟
آیا ترسیدن کودکان بیپناه من، زیر و رو شدن اسباب منزلم در مقابل چشمان کودکانم نه یک بار بلکه به فاصله شش ماه یک بار، موجب آزار فرزندان کوچک من نیست؟ من چگونه روان آن دو معصوم بیگناه را از بردن مادر، از بردن پدر و از خاطرات تلخ پاک کنم؟ خدایا دنیای کودکانهشان چه با خشم و بیرحمی مکدر شده است. علی و کیانا، مرتب با مردان ناشناس صحبت میکردند و با دستهای کوچکشان به آنها اشاره میکردند که اینها وسایل ما را میبرند. مامان آنها دزد هستند؟ بابای من را نبرید، آقا!؟ بابا نرو، مامان من بابا را میخوام ....
پس از بردن تقی کیانا روی موزائیکها دراز کشید و با صدای بلند گریه سر داد و پدرش را میخواست.من مثل یک مرده و بیجان نقش بر روی زمین ققط او را مینگریستم. دختر چهار سالهام را. میخواهم بگویم من یک انسانم، یک همسرم، یک مادرم وتکرار این همه درد و رنج دیگر در خیالم هم نمیگنجد.
تقی رحمانی 15 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی ایران گذرانده به جرم آزادی بیان. و این هم سهمی دیگر. من هم 1/12/89 دادگاهی خواهم شد به جرم مدافع حقوق بشر بودن و علی و کیانای کوچک و معصومم را به خدا خواهم سپرد.
بازداشتکنندگان خود را ابتدا از نیروی انتظامی و سپس از وزارت اطلاعات معرفی کردند و بعد ساعت 24 و 30 دقیقه بعد از نصف شب از وزارت اطلاعات بازجویان بنده زنگ زدند و گفتند تقی را ما نگرفتیم. و من در هول و هراسم از این بردن تقی که نمیدانم چه کسانی بردند و چرا بردند. اتهامش چه بود و چرا این گونه با ما رفتار کردند. در هراسم از شکسته شدن درهای منزلم. از ورود غیرقانونی افراد ناشناس. از احساس ناامن بودن حتی در منزلم.
احساس تحقیری که از آنچه بر من دیشب گذشت، در تمام وجودم رخنه کرده، از هراس آینده علی و کیانا، از سنگدلی کسانی که باید حافظان امنیت خانواده من باشند، اما رنج و ستم و دلشکستگی بر من روا میدارند. ای خدای من ای کاش قدری با ما مهربانتر بودند. آیا این خواسته زیادی است؟ به خدا پناه میبرم. این نامه را در حالی برای حضرتعالی مینویسم که علی و کیانا خوابندو من عازم بیمارستان و دکتر. از شما میخواهم تا به شکواییه من رسیدگی فرمایید. شکایت از ورود غیرقانونی مردان ناشناس، بازداشت همسرم بدون حکم بازداشت. تفتیش منزلم بدون حکم تفتیش، ورود غیرقانونی مأموران به حریم شخصی خانوادهام شب هنگام، اذیت و آزار روانی کودکانم، تشدید بیماریام.
از یک دادستان در حکومت اسلامی خواستهای مصرانه دارم ، شکایت از مردانی که مرا سر برهنه و با لباس نامناسب و در حالی می نگریستندکه بر اثر بیماریام بر زمین افتاده بودم. من یک زن ایرانی و یک مسلمانم. وبه خدا سوگند اگر از هر تجاوزو قانون شکنی بگذرم از تحقیری که در منزلم شدم نخواهم گذشت.
احساس میکنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.
در انتظار پاسخ آن مقام محترم قضایی چشم به راهم و تقاضای ملاقات فوری دارم.
منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد روز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه ـ تنها چند روز پس از آنکه گزارشگر ویژه سازمان ملل نسبت به اعدام های پنهانی در "زندان وکیل آباد" ابراز نگرانی کرده بود ـ ۱۰ تن دیگر به اتهاماتی نظیر "حمل"، "نگهداری" و "خرید و فروش" مواد مخدر، به صورت پنهانی و دسته جمعی در زندان وکیل آباد اعدام شده اند.
بنا به این گزارش 5 تن از اعدام شدگان روز هجده بهمن ۱۳۸۹ دارای ملیت افغانی بوده اند.
یک فعال حقوق بشر در مشهد، با تائید این خبر در مصاحبه با روز جزئیات بیشتری از این اعدام ها را فاش کرده است. او با بیان اینکه "بیش از 1000 زندانی در زندان وكیل آباد مشهد هم اكنون به اتهامات مرتبط با مواد مخدر به مجازات اعدام محكوم شده اند" می گوید: "اعدام ها بدون اطلاع خانواده و متهم و بدون ابلاغ تاییدیه دیوان عالی انجام شده است".
این فعال حقوق بشر تلاش های بین المللی در راستای جلوگیری از این اعدام ها را "ناکافی" می داند و از گزارشگران سازمان ملل متحد می خواهد جهت بررسی وضعیت این زندانها به ایران سفر کنند.
این مصاحبه در پی می آید.
منابع حقوق بشری از اعدام 10 نفر به صورت مخفیانه در روزهای گذشته گزارش داده اند. شما چه اطلاعی از این اعدام ها دارید؟
دیوان عالی كشور دستور اجرای حكم را به دادستانی مشهد فرستاده و دادستانی مشهد هم بدون اطلاع به خانواده و یامتهم و بدون ابلاغ تاییدیه دیوان عالی، دستور اجرای اعدام ها را به مسئولان زندان وكیل آباد اعلام و مقدمات اجرای حکم را آماده کرده است. حتی قبل از اجرای حكم، گواهی فوت نیز برای زندانی ها صادر شده است. یعنی برای آدم زنده گواهی فوت صادر شده. بنا به اطلاع ما تنها چند ساعت قبل از اجرای حكم زندانی ها رااز بند های مختلف جمع کرده و برای غسل قبل از اعدام و نوشتن وصیت نامه به بند 6.1 برده و سپس هم اعدام ها را به صورت دسته جمعی و در یك ردیف اجرا کرده اند.
به نظر شما مقامات قضایی به چه علتی از اعلام اعدامهای زندان وکیل آباد خودداری می کنند؟
اول آنكه گزارش هایی منتشر شده كه نشان میدهد در زندان های دیگری به جز زندان وكیل آباد نیز اعدام های پنهانی و گسترده اجرا میشود؛ مانند زندان بیرجند كه هفته گذشته محسنی اژه ای، دادستان کل کشور آن را تایید كرد. زندان تایباد نیز نمونه ی دیگر از زندانهایی است که احکام اعدام در آن به صورت مخفیانه به اجرا در می آید. اما علت اصلی اینكه این اعدام ها اعلام نمی شود، تعداد بسیار زیاد اعدام ها، خصوصا در زندان وكیل آباد مشهد و زندان بیرجند است. به علت همجواری با افغانستان تعداد بسیار زیادی محكوم به اعدام در این زندان ها نگهداری میشوند. بدون شك اعلام رسمی اعدام های صورت گرفته در مشهد، بیرجند و تایباد، آمار اعدام های ایران را بسیار زیاد و حتی چهار رقمی خواهد كرد. به همین خاطر است كه از اعلام این اعدامها خودداری می شود. از طرفی تا كنون هیچ یك از اخبار این اعدام ها كه توسط رسانه های غیردولتی منتشر شده، توسط مقام های دولتی و قضایی جمهوری اسلامی تكذیب نشده و در چندین مورد تلویحا تایید هم شده است. علت دیگر هم به نظر می رسد ناشی از وجود شهروندان افغانی در بین اعدام شدگان باشد كه در صورت اعلام عمومی، برای جمهوری اسلامی مشكلات دیپلماتیكی به همراه دارد. هرچند كه اعدام های پنهانی دولت نیز در بسیاری موارد افشا شده و باعث بروز اعتراضاتی از سوی شهروندان افغان و دولت این كشور شده است.
بر اساس اخبار این افراد در ارتباط با اتهامات مرتبط با مواد مخدر اعدام شده اند. در طول ماه گذشته و همزمان با آغاز موج جدید اعدام ها، بسیاری از فعالان حقوق بشری در ایران از اینکه افرادی هم با جرایم سیاسی در بین اعدام شدگان باشند ابراز نگرانی کرده اند. آیا این احتمال وجود دارد که افراد سیاسی هم در میان اعدام شدگان زندان وکیل آباد وجود داشته باشد؟
تا حالا گزارشی در مورد اینكه اتهام افراد اعدام شده سیاسی باشد، به بیرون از زندان درز نکرده است. تا جایی كه ما اطلاع داریم، این موضوع دست كم در مورد زندان وكیل آباد صحیح نیست.
فعالان حقوق بشر در داخل و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر در این راستا چه تلاشهایی کرده اند؟ به ویژه اینکه در میان اعدام شدگان تعدادی از اتباع کشورهای همسایه نیز وجود دارد؟
تا كنون تلاشهای خوبی انجام گرفته است. تا آنجا كه در یك گزارش، گزارشگر ویژه اعدام های خودسرانه، شتابزده و فراقانونی سازمان ملل به موضوع اعدام های پنهانی در زندان وكیل آباد اشاره شد. اما این موضوع كافی نیست و باید تلاش ها تا جایی ادامه داشته باشد كه گزارشگران سازمان ملل از زندان وكیل آباد مشهد و خصوصا بند چهار و پنج این زندان، زندان بیرجند و زندان تایباد دیدن كنند. یا اینكه جمهوری اسلامی را ملزم به پاسخگویی و توقف این اعدام های مخفیانه و دسته جمعی كنند.
بازتاب این اعدام ها در میان مردم مشهد چگونه است؟
با اجرای هر نوبت از این اعدام ها، همه چهارده هزار زندانی مشهد متوجه می شوند و بدین ترتیب این موضوع به خارج از زندان نیز منتقل می شود. این اخبار خصوصا در طبقات محروم جامعه به سرعت پخش میگردد و حتی در طبقات كم سواد مشهد هم بازتاب های بسیار منفی ایجاد كرده است. حتی آنهایی هم كه اتفاقا با مجازات اعدام هم موافق هستند، این اعدام ها را محكوم و آن را عاملی برای ایجاد ارعاب در میان افکار عمومی ارزیابی می کنند. در حقیقت حکومت از اجرای اعدام های غیر سیاسی، اهداف سیاسی را دنبال می كند. هر چند در بسیاری از موارد خبر اعدام ها را اعلام هم میكند، اما در مواردی برای جلوگیری از افزایش آمارهای رسمی اعدام ها، خبر اجرای این اعدام ها را رسما تایید و یا تكذیب نمی كند. با این حال همچنان به روند اعدام های غیرقانونی و مخفیانه در زندان مشهد و زندان بیرجند ادامه می دهد.
آیا آماری هم از اعدام های مخفیانه در اختیار دارید؟
طبق برآورد ها و اطلاعاتی كه توسط نهاد های حقوق بشری مختلف در دو سال اخیر جمع آوری شده، از زمان حضور آقای محسنی اژه ای و دستور وی برای اعدام های گسترده، دست كم و در مدت یك سال و نیم اخیر پانصد زندانی در مشهد به صورت مخفیانه و دسته جمعی اعدام شده اند. بیشترین آمار اعدام ها هم به تابستان امسال و خصوصا مرداد و شهریور باز میگردد. به عنوان مثال تنها در یك روز در تاریخ 27 مرداد، 67 زندانی به صورت گروهی و مخفاینه اعدام شده اند.
گفته می شود تعداد بیشتری از محکوم شدگان به اعدام در زندان وکیل آباد منتظر اجرای حکم هستند. شما به آمار چهارده هزار زندانی در این زندان اشاره کردید. چه تعداد در این میان محکوم به اعدام هستند؟
بیشترین تعداد محکوم شدگان به اعدام در بند 5 زندان مشهد نگهداری می شوند. در بند های دیگر هم بعضا زندانیان محكوم به اعدام وجود دارند. اما در مورد آمار تقریبی، می شود گفت دست كم هزار و طبق گفته خیلی از زندانی ها تا دو هزار زندانی محكوم به اعدام در این زندان وجود دارند. احکام بسیاری از اینها هم در طول سالهای گذشته صادر شده است و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد. البته در دو سال اخیر به علت افزایش اعدام ها، از آمار زندانی های محكوم به اعدام در این زندان كم و به آمار اعدام شده ها افزوده شده، ولی همچنان احكام اعدام در دادگاه های شتابزده و كوتاه مدت با روند بسیار نگران كننده ای در حال صدور هستند.
منبع:روزآنلاین/کاوه قریشی

صائب عريقات، مذاکره کننده ارشد تشکيلات خودگردان فلسطینی، شنبه، پس از آن که مشخص شد اسناد فاش شده در مورد مذاکرات فلسطینیها و اسرائیل، از دفتر وی به سرقت رفته، از سمت خود استعفا کرد.
این اسناد اوایل بهمن ما توسط شبکه تلویزیونی الجزیره منتشر شد و انتقاد شدید مقامهای فلسطینی را به دنبال داشت.
به گزارش الجزیره، آقای عریقات پیشتر اعلام کرده بود، در صورتی که معلوم شود این اسناد از دفتر وی به سرقت رفته، مسئولیت این امر را برعهده خواهد گرفت.
مقامات ارشد تشکيلات خودگردان فلسطينی، پیشتر شبکه الجزيره را متهم کرده بودند که با انتشار اسناد مربوط به مذاکرات صلح و واگذاری بخشهايی از اورشلیم (بیت المقدس شرقی) به اسرائيل، درصدد تضعيف دولت خودگردان است.
طبق این اسناد مذاکرهکنندگان فلسطینی برای دستيابی به صلح با واگذاری بخشهايی از بيتالمقدس شرقی (اورشليم) به اسرائيل و همچنين سرنوشت پناهندگان فلسطينی موافق کردهاند.
همزمان با انتشار خبر استعفای صائب عریقات، مقامات فلسطینی روز شنبه اعلام کردند انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در سرزمینهای فلسطینی، قبل از ماه سپتامبر، مهر ماه آینده، برگزار خواهد شد.
این اطلاعیه رسمی، پس از نشست مقامهای سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری محمود عباس در کرانه باختری رود اردن، انتشار یافته است.
بسياری از اسناد منتشر شده توسط الجزيره مربوط به مذاکرات فلسطينیها با اسرائيل در دوران اهود اولمرت، نخست وزير سابق اسرائيل، در سال ۲۰۰۸ است.
اين نخستين رويارويی تشکيلات خوگردان فلسطينی و شبکه الجزيره نيست. پس از انتشار گزارشی در خصوص نقش احتمالی محمود عباس در مرگ ياسر عرفات، رهبر سابق فلسطينیها، تشکيلات خودگردان فلسطينی در سال ۲۰۰۹ دفتر شبکه الجزيره را کرانه باختری را بست.
تشکيلات خودگردان فلسطينی شبکه الجزيره را به حمايت از گروه اسلامگرای حماس متهم میکند.
شبکه الجزيره میگويد: اسناد منتشره در روز يکشنبه بخش اول از يک هزار ششصد سند درباره مذاکره صلح اعراب و فلسطينیها است که منتشر خواهند شد.
حماس که نوار غزه را تحت کنترل خود دارد در واکنش به این بیانیه گفته است که نتایج انتخابات مذکور را به رسمیت نخواهد شناخت.
منبع:رادیو فردا
در پی کناره گیری حسنی مبارک از ریاست جمهوری مصر، شورای عالی نیروهای مسلح این کشور در بیانیه ای که از تلویزیون قرائت شد، گفت از احمد شفیق، نخست وزیر، خواسته است تا تشکیل دولت جدید وظایف خود را انجام دهد.
دو روز پیش از این معاون رییس جمهوری مصر با قرائت بیانیه ای در تلویزیون مصر، خبر کناره گیری آقای مبارک را از قدرت اعلام کرد. آقای مبارک کمتر از بیست و چهار ساعت قبل گفته بود که حاضر نیست استعفا دهد.
به گفته عمر سلیمان، اختیارات حسنی مبارک به شورای عالی نیروهای مسلح واگذار می شود. محمد حسین طنطاوی، وزیر دفاع مصر ریاست این شورا را به عهده گرفته است. وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون گفته است که رابرت گیتس، وزیر دفاع این کشور دیشب (پنجشنبه دهم فوریه) با آقای طنطاوی صحبت کرد. از زمان آغاز ناآرامی ها در مصر، این پنجمین مکالمه تلفنی وزرای دفاع دو کشور بود.
صدها هزار نفر که از هجده روز قبل در مرکز قاهره دست به تظاهرات زده اند، با خوشحالی از استعفای آقای مبارک استقبال کردند. در قاهره مردم با تکان دادن پرچم و به صدا درآوردن بوق ماشین ها خوشحالی خود را از استعفای آقای مبارک نشان دادند.
مبارک در نطقی تلویزیونی که پنجشنبه شب (دهم فوریه)، ایراد کرد، گفت قصد دارد تا انتخابات ریاست جمهوری در ماه سپتامیر در راس قدرت بماند اما بخشی از اختیارات خود را به عمر سلیمان، معاونش و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت، واگذار می کند.
زمانبندی انتقال قدرت و تشکیل دولت جدید هنوز اعلام نشده است.
ارتش مصر همچنین بر پایبندی به همه پیمان های منطقه ای و بین المللی این کشور تاکید کرده است.
به گفته سخنگوی ارتش مصر، این کشور به تمام معاهده های بین المللی و منطقه ای، از جمله پیمان صلح با اسرائیل پایبند خواهد بود.
ایالات متحده از موضع ارتش مصر استقبال کرده است.
کاخ سفید با انتشار بیانیه ای از استقبال باراک اوباما از موضع شورای عالی نیروهای مسلح مصر برای انتقال قدرت به غیرنظامیان و پایبندی به تعهدات بین المللی این کشور خبر داد.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز ضمن استقبال از بیانیه ارتش مصر، پیمان صلح دو کشور را سنگ بنای ثبات در خاورمیانه دانست.
دولت های اسرائیل و مصر در سال 1979 در پی تلاش های دیپلماتیک جیمی کارتر، رئیس جمهوری وقت آمریکا پیمان صلح کمپ دیوید را امضا کردند.
همزمان، منابع خبری در مصر از ممنوع الخروج شدن سه نفر از مقام های ارشد حکومت خبر دادند.
تلویزیون دولتی مصر اعلام کرد احمد نظیف، نخست وزیر سابق، حبیب عدلی، وزیر کشور پیشین و انس فکی، وزیر اطلاع رسانی فعلی نمی توانند از کشور خارج شوند.
مقام های مصر می گویند تحقیقاتی درباره این سه نفر در جریان است اما جزئیات آن را مشخص نکردند.
همزمان با تحولات سیاسی در مصر، بعضی از ساکنان قاهره به صورت داوطلبانه مشغول تمیز کردن شهر و جمع آوری آثار ناآرامی هستند.
ارتش از معترضان خواسته است میدان تحریر را ترک کنند ولی گروهی از تظاهرکنندگان می گویند به رغم حضور نوزده روزه در این محل تا مشخص نشدن زمانبندی انتقال قدرت پایگاه اصلی حرکت اعتراضی مردم مصر را ترک نخواهند.
حضور ارتش در این میدان به تدریج در حال کمرنگ شدن است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر