-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

Latest News from Norooz for 02/14/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دقایقی پیش مامورین امنیتی با حکم دادستان اقدام به تفتیش منزل دکتر عبدالله ناصری از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی در دوره اصلاحات نموده و وی را بازداشت کردند.
دکتر ناصری استاد برجسته تاریخ اسلام و از دانشگاهیان فرهیخته و خوش نام است که به اعتدال مشهور است. به گفته دوستان و همکاران وی دستگیری این استاد بازنشسته اجباری دانشگاه در شب 25 بهمن ماه نشانگر عدم تعادل روحی اقتدارگرایان و به هم ریختگی کامل آنان است که در صددند عقلای سبز را به بند بکشند و به دست خود شرایط را بحرانی تر کنند.
خانواده ناصری از مشکلات جسمی او از جمله ناراحتی گوارشی اش ابراز نگرانی می کنند و امیدوارند در اقدامی عاقلانه و مدبرانه هرچه زودتر او را در جمع خانواده ببینند


 


جبهه مشارکت ایران اسلامی در محکومیت بازداشت های اخیر بیانیه ای صادر کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه 22 بهمن و سالروز پیروزی قیام شکوهمند ملت برای کسب استقلال ، آزادی وعدالت، کودتا گران که ادعای تسلط بر کشور و ملت ایران را دارند در واکنش به اعلام راهپیمائی روز 25 بهمن برای حمایت از قیام آزادی خواهانه مردم مصر و تونس در اقدامی کور، که اوج درماندگی آنها را بیان میکند ، جناب آقای دکترمحمدحسین شریف زادگان اولین وزیر رفاه جمهوری اسلامی ، استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و نیز جناب آقای تقی رحمانی فعال دلسوز ملی مذهبی را به همراه تعدادی از جوانان بیگناه اما علاقمند به آزادی وآبادانی این مرز و بوم بازداشت کردند. بیان اتهامات واهی و تکراری و موج
جدید دستگیری ها نشانه هراس روز افزون متقلبان از رشد آگاهی مردم است که گمان می کنند با ایجاد ارعاب خواهند توانست مسیرآگاهی و پویائی ملت و پیش روی جنبش سبز را سد کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی این بازداشت ها را محکوم می کند و خواهان آزادی هر چه سریعتر این عزیزان و همه زندانیان سیاسی می باشد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
21/11/1389
 


 


جبهه مشارکت ایران اسلامی بمناسبت بزرگداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بیانیه ای به شرح زیر صادر کرده است :

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران در حالی سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی می دارد که ملت های مسلمان منطقه در تونس و مصر و یمن و کشورهای دیگر جنبش های ضد استبدادی و فراگیر خود را برای رسیدن به دموکراسی و اعمال حق حاکمیت ملی آغاز کرده اند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره بزرگترین انقلاب مردمی دهه های پایانی قرن بیستم، همه قشرها و گروهها به ویژه نسل جوان و آگاه کشوررا به بازخوانی و پی گیری آرمان های بلند و خواسته های اساسی ملت در آن انقلاب بزرگ فرا می خواند. انقلابی که در آن مردم با دستهای خالی، بزرگترین دیکتاتوری وابسته و فاسد منطقه را سرنگون کردند و نشان دادند که علیرغم اعمال همه محدودیت ها، ارعاب ها و آزادی ستیزی ها، نهایتاًخون بر شمشیر پیروز می شود و هیچ حکومتی نمی تواند با ظلم و تکیه بر سر نیزه باقی بماند. اما باید دید چرا انقلاب شد؟ انقلاب اسلامی قیام علیه وضعی بود که در آن دین و ملیت مردم به بازیچه گرفته شده و قدرت استبدادی همه عرصه های حکومت و سیاست را به اموری شخصی تبدیل کرده بود. آن زمان مگر جزاین بود که آزادی ها از میان رفته بود ، علما و روشنفکران و شخصیت ها و گروههای دلسوز و منتقد تحقیر شده بودند ، فساد و تبعیض و دروغ فراگیر شده بود ، قانون و حتی همان قانون اساسی بازیچه دست قدرت ، و شاه خدایگان و سایه خدا در زمین شده بود و کوچکترین نقد به او مساوی براندازی تلقی می شد و هرکس کمترین اختلاف نظری با او داشت از صفحه حکومت و چه بسا هستی حذف می شد و منابع و سرمایه های ملی در انحصار اصحاب قدرت قرار گرفته بود و خلاصه آنکه راه بر هرگونه نقد و اصلاح قانونی و مدنی بسته شده بود .چرایی وقوع انقلاب را می توان در یک جمله خلاصه کرد که صدای مردم هنگامی شنیده شد که دیگر دیر شده بود.

مگر صدای مردم برای کدام خواسته بلند شده بود؟ آنها آزادی، استقلال، عدالت، مسئولیت و پیشرفت را در همه شئون زندگی می خواستند و پس از آنکه جواب های خود را از راههای قانونی و مسالمت آمیز نشنیدند، به خیابانها ریختند و حرف خود را تا آنجا پیش بردند که باید آن رژیم برود. نظام جمهوری اسلامی ایران، محصول چنین مبارزات فداکارانه و تاریخی مردم است که اساس آن را باید با نگاه به گذشته و حال، بیشترمورد توجه قرار داد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که با درایت و دوراندیشی امام و مردم، سه رکن اصلی این انقلاب شد، شعارهایی برای کوچه و خیابان نبودند، طرح های درونی برای تحول و تامین خواسته های تاریخی ملت، حداقل از مشروطه تا به امروز، بودند. نظام جمهوری اسلامی ایران که از این انقلاب حاصل شد، سه پایه جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت دارد که معنای هر یک از آنها را به خوبی می توان از متن خواسته های مردم و رهبری انقلاب و قانون اساسی فهمید.
در وجه جمهوریت این نظام به تعبیر امام راحل "میزان رای مردم" و "مجلس برآمده از آرای آزادانه ملت در راس امور" و در وجه اسلامیت آن، "دین اخلاقی و عقلانی و رحمانی که به دور از ریا و دروغ و خرفه و ظلم قرار دارد" و ایرانیت آن به معنای سربلندی و پیشرفت ایرانی است که متعلق به همه ایرانیان است نه دسته و طبقه و گروه و جریانی خاص. در این نظام قرار نبود که نماد اسلامیت آن، افراد و گرایشهایی شوند که زبانشان جز به خشونت گشوده و عملشان جز به حذف معطوف نیست و شرع و قانون را جز در جهت قدرت داشتن یک جریان خاص تفسیر نمی کنند. قرار نبود که نمادجمهوریت این نظام کسانی باشند که در توهم مدیریت جهان مهمترین سرمایه های طبیعی و اجتماعی کشور را به راحتی بر باد دهند و قرار نبود که نماد ایرانیت کشور کسانی شوند که برای کسب قدرت، میراث تاریخی و گذشته پرافتخار ایران را به بازیچه و کاریکاتور تبدیل کنند. قرار نبود که مراجع و علما و روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان و دانشجویان و معلمان و کارگران و زنان و اقوام و احزاب و نهادهای مدنی و مطبوعات و رسانه های مستقل از آزادی بیان و آزادی بعد از بیان محروم شوند و حقوق صنفی و سیاسی خود را از دست بدهند و ایران پس از انقلاب و رحلت امام بالاترین رتبه ها را در اعمال محدودیت های امنیتی و قضایی و حقوقی بدست آورد. قرار نبود در این نظام چهره فقر و فساد و تبعیض با گزارش ها و آمارهای دروغ پنهان شود و فرار مغزها و سرمایه ها و فساداداری و قانون گریزی دستگاه اجرایی کشور روز به روز سرعت بیشتری بگیرد.جای تاسف است که امروز به جای ارزشهای اخلاقی که انقلاب اسلامی در پی آن بود باید شاهد رواج ضداخلاقی ترین اقدامات و بی پایه ترین تهمت ها و افتراها و فحاشی ها از سوی دستگاههای رسمی ، رسانه به اصطلاح ملی و تریبون ها و رسانه های وابسته به دولت نسبت به مخالفین و منتقدین باشیم. باید نگران بود که حساسیت نسبت به تضییع حقوق اساسی شهروندان کم می شود و دستگاه قضایی مستقل که از اهداف مفروض این نظام بود، به اذعان برخی مسئولین آن قربانی صدور احکام ابلاغی نهادهای امنیتی شود.باید نگران بود که چرا امروز بالاترین مقامات اجرایی صریحاً از عمل به قانون طفره می روند و رسماً راه را برای فرار از پاسخگویی و استبداد درعمل باز می کنند. باید نگران بود که چرا شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی در عمل به دفع فراتر از حداکثر و جذب کمتر از حداقل تبدیل شده و هر روز نیروها و مجموعه های جدیدی از دایره اثرگذاری دفع می شوند. باید نگران بود که چرا سخن دلسوزان این نظام و کشور از اصلاح طلب و اصول گرا و از
روحانی و دانشگاهی و از پیر و جوان به جای آنکه شنیده شود ملعبه دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی می شود. باید نگران بود که چرا وحشت ازانتخابات آزاد به حدی شده است که پیشنهادهای مشفقانه و اصلاح طلبانه جناب آقای خاتمی و دلسوزان دیگر که بیان حداقل هایی قانونی برای خروج کشور ازاین وضعیت نگران کننده است، دست اندرکاران را چنین آشفته می کند که درهمه تریبون های رسمی و غیررسمی زبان به فحاشی واتهامات ناروا باز کنند.تجربه سی و دو ساله ملت ما و تامل در آنچه امروز در تونس و مصر و یمن و اردن و سراسر منطقه خاورمیانه می گذرد، این است که باید به این نگرانی ها به صورتی عاجل پایان داد و به خواسته های ملت در دوره انقلاب بازگشت و نتیجه اراده مردم را در اعمال حق حاکمیت و در سرنوشت خودشان عملاً پذیرفت. این راه چیزی نیست جز بازگشت کامل و بدون تنازل به قانون اساسی و پذیرش حقوق ملت ، همان گونه که در آن تصریح شده است. قبول عملی این راه یعنی تن دادن به قواعد دموکراسی در چارچوب قانون اساسی وبا اتحاذ روشهای کم هزینه و مسالمت آمیز .کافی است برای مقایسه سود و زیان این راه، کشورهایی که راه دموکراسی و اصلاحات را انتخاب کردند، یا از آن فرار کردندو سرنوشت دولتهایی نظیر ترکیه و مصر را با هم مقایسه کنیم تا بفهمیم چگونه اولی توانست با اقداماتی مدنی و عقلانی در منطقه حتی سرمشقی برای حرکت های اسلامگرایانه شود و دومی با امنیتی کردن کشور و بستن راه اصلاحات و انتخابات وروشهای قانونی، جامعه را به مرحله انفجار رساند.ما بر همین اساس اعلام می کنیم که تا دیر نشده است باید فضای بسته و نگران کننده و یک طرفه کنونی را شکست و راه را برای جبران آنچه به خصوص پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری به وجود آمده است باز کرد.حداقل های این کار همان است که بارها و بارها از زبان آقایان خاتمی و موسوی و کروبی و شخصیت ها و گروههای مذهبی و سیاسی کشور و حتی اصول گرایان دلسوز بیان شده است.
ما ضمن گرامی داشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همگان را به بازگشت به اصالت های آن انقلاب شکوهمند و مردمی که همچنان خواستهای اصلی ملت است فرا می خوانیم.

جبهه مشارکت ایران اسلامی
19/11/89


 


شنبه ٢٣ بهمن

سلام دلدار دربندم!

شنبه ها که همیشه سرشار از شور و نشاط و امید است با یک پیاده روی وسط برف ها برای من آغازی مبارک بود برای فعالیت های این هفته که امیدوارم مثمر ثمر باشد. وقتی که پاهایم در برف فرو می رفت و سرما تا عمق جان نفوذ می کرد یاد بچه های ٢٠٩ می افتادم که برای گرم شدنشان باید به زندان بان ها التماس کنند و آنان از بازجوها استعلام کنند و ... یادم هست در زمان شاه زندگی های چریکی الزاماتی داشت برای تقویت جسم و روح و خوب کسانی که وارد این نوع زندگی می شدند تکلیفشان با رژیم که قصد براندازیش را داشتند و با خودشان و خانواده و دوستانشان معلوم بود اما امروز که این طفلکی های دربند از سرکار و کسب و دانشگاه و روزنامه راهی سلول انفرادی می شوند و تمرین تاب آوردن این سختی ها را ندارند فقط خدا باید به دادشان برسد وگرنه معلوم نیست زیر پروژه مخوف اعتراف گیری به کجاها برسند. گاهی برایم این سوال پیش می آید که زندان در جمهوری اسلامی چه معنایی دارد؟ ندامتگاه! خوب این دادستان طفلکی چه گناهی دارد وقتی از همه زندانیان بدون توجه به شأن و جایگاه و موقعیت گذشته و حالشان می خواهد که ندامت نامه بنویسند تا آزاد شوند یا بروند مرخصی یا از سایر حقوق اولیه یک زندانی که از نظر ایشان امتیاز است بهره مند شوند! خلاصه خیلی عجیب است که این بچه های نازنین ما به یرغم نداشتن تمرین زندگی چریکی در زندان این گونه استوار بر سر آرمان های سبزشان ایستاده اند!

عزیز روزه دارم!

وقتی به این همه سختی که دربند می کشی و تنهایی و دوری از عزیزان و محرومیت از آزادی و هوای تازه و همه دلبستگی هایی که می توان داشت و تو به همه شان برای عزت و شرف میهنت و پاسداری از آرمان های اصیل انقلاب،‌«نه» گفته ای، می اندیشم خواب و خوراک بر من حرام می شود. تو روزه باشی و من لب به طعام و شراب بگشایم بی دغدغه بی درد؟؟؟ زهی بی شرمی و بی وفایی و ناسپاسی. کاش می توانستم پا به پای تو بیایم مهربانم کاش خداوند ذزه ای از این عنایتی که به تو بنده خاص خودش دارد به من حقیر داشت تا چون تو بی اعتنا به همه تلاش های مذبوحانه در پیرامونت آن کنم که رضای خدا در آن است. من دارم سعی می کنم که مثل تو باشم: آرام،‌باوقار،‌مؤمن،‌مطمئن و مثل همیشه امیدوار! ولی باور کن سخت است فشارهایی را که روز به روز بیشتر می شود تاب آوردن. انگار خدای رحمان همه میادین ابتلایش را فارغ از شناختی که از ظرفیت من دارد برایم مهیا کرده البته من به او گفته به تو هم می گویم: از آن جا که جز جان ناقابل چیزی برای عرضه به پیشگاهش ندارم لبخند زنان با همان بضاعت اندک ایمان وارد میدان می شوم. چه چیز ارجمندتر از رضایت کسی که همه جان ها بسته به یک نظر لطف اوست.

گل همیشه بهار من!

دیروز من به حول و قوه الهی به نیکویی گذشت. خصوصا پایانش که به دیدار خوبانی از آزمون الهی سربلند بیرون آمده و مقرب پروردگار نائل شدم و خود را در برابر مراتب والای ایمانی شان خرد یافتم و خداوند خواست که این دیدار باز هم ذره های کبر و غرور ناشی از احساس فیروزی بر نفس را در من بزداید. ما کجا و این خانواده معظم شهدا کجا که همه هستی شان را فدای دوست کرده اند. خدایشان اجر هزاران باره دهد و ما را نیز از صدقه سر عزتشان مورد رحمت بی منتهایش قرار دهد. به مادر و پدرت هم سری زدم که مست دیدار تو و البته نگران احوالت بودند در عزلت و تنهایی و نگرانی های دیگری که می دانی مادرت همیشه داشته و دارد! به خانواده دوست نازنینی که جرم بزرگشان دوستی با ماست و همین مسئله این روزها سخت موجب آزارشان شده نیز سر زدم. من باور نمی کردم روزی عمق خباثت سپاه ظلم به این جا برسد که سراغ دوستان صدیق و وفادار ما بیایند و برای این که تو را که اسیر ستمی رنج دهند و مرا که دلم نمی خواهد موری از ناحیه ما آزار ببیند،‌در فشار قرار دهند،‌دل این مادر دردمند را خون کنند که هر روز زنگ می زند و نشانی فرزند گم شده اش را از من می گیرد! خدایا تو را سپاس که دشمنان ما را از احمق ها آفریدی. مگر می شود شعور داشت و به جای مصافی مردانه وارد این بازی های کثیف شد؟ کاش من اجازه داشتم برخوردهای سخیفی را که این روزها می شود علنا بیان کنم تا تو بدانی حرف حساب این مردانی که خود را نماینده قانون و چه بسا نماینده خدا در زمین می دانند، چیست. هرچند که تو خود بهتر این گروه را می شناسی. این مادر سخت بی تابی می کند و پدر مانده به هجران فرزند بیندیشد یا همسرش را تسکین دهد؟ خوب است که تو نیستی و بی خبری از این ستم هایی که به دوستانت می شود به تاوان دوستی تو. حالا دیگر به این جانباز جبهه دفاع مقدس می گویند: میزان حال افراد است اما حالی شان نیست که با این جمله چه جان ها که از مهلکه به در نرفت و چه انسان ها که بخشش و عفو شامل حالشان نشد. میزان حال افراد است. حالِ همین افرادی که هنوز برای انقلاب و نظامی که امام پایه گذاری کرد و مهمترین ثمره اش شد قانون اساسی و انتخابات آزاد حاضرند جان فشانی کنند.

میهمان شب های مهتابی ام!

تو را به جان مادرت که چون جان دوستش داری و به جان فرزندانت که عطایای پروردگارند به تو، برای ما دعا کن. برای نیک فرجامی مان برای بی اعتنا ماندن به سیاه کاری دشمنان سیاه دلمان که این روزها هراس از دست دادن قدرت به هر کار شرم آوری مجازشان کرده و از انجام هیچ منکری در ایام مبارک فروگذار نمی کنند. عکس هایی که پرداخته در راهپیمایی و نمازجمعه پخش می کنند و اخباری که مزورانه تنظیم و توزیع می کنند و برادران و خواهرانی را از ما فریب می دهند که فردای آگاهی شان بر صورت کریه شیطانی ایشان تف خواهند انداخت.برای ما دعا کن که فارغ از عربده های اهریمنی که مرگ را برای خوبان روزگار ما طلب می کنند، دل های ما بی کینه بماند مانند دل خودت صاف و بی غشّ. دعا کن که ما هر روز شعار زندگی بدهیم و شعار سبزی و صفا و امنیت و صلاح. شعار مرگ بماند برای همان ها که زندگیشان به مرگ دیگران بسته است. دعا کن ما سبز بمانیم عزیز دربندم هرکجا که باشیم سبزی ما می تواند همه پیرامونمان را سبز کند امروز که سبز رنگ غالب است.

به خدایمان می سپارمت

فخری تو
 


 


بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک مراجع عالیقدر تشییع
با سلام و احترام
اینجانب همسر سید مصطفی تاجزاده فرزند راستین امام و انقلاب و خدمتگزار صدیق مردم در ادامه اطلاع رسانی ها در مورد شرایط سخت همسرم که در بازداشت غیرقانونی در زندان ستم به سر می برد تصدیعا نکاتی را عرض می کنم:
همسرم از فردای کودتای انتخاباتی و در شب ولادت مادرمان زهرای مرضیه(س) در یورشی شبانه با حکم دادستان معزول به تاریخ چند روز قبل از انتخابات دستگیر شده به بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران در اوین منتقل شد. ماه ها بی خبری از او شرایط ناگواری برای خانواده اش مهیا نمود که اینک پس از گذشت بیش از یک سال از آن ایام هنوز خاطره تلخش در ذهن و دل آنان باقی است. تضییقات و فشارهایی که برای تکمیل سناریوی مضحک انقلاب مخملین بر ایشان همانند دیگر زندانیان سیاسی پس از انتخابات وارد شد، داستان مفصلی است که در جای خود باید به آن پرداخته شود اما شرکت دادن ایشان در یکی از دادگاه های فرمایشی با هیبتی توهین آمیز و آوردن نامشان در کیفرخواست جمعی و دیگر اقدامات غیرقانونی قابل گذشت نیست. مواردی که رئیس قوه قضائیه جدید به غیرقانونی بودن آن اذعان داشته ، در ماه مبارک رمضان سال گذشته قول رسیدگی و اجرای قانون در مورد همسرم و دیگر زندانیان سیاسی را به ما دادند. همانگونه که مستحضرید سید مصطفی تاجزاده به همراه چند تن دیگر از زندانیان بند دو الف شکوائیه ای را علیه سردار مشفق و همکاران کودتاگرش تهیه و اقدام به این شکایت حقوقی نمودند که در اثر آن به زندان بازخوانده شدند. اما متأسفانه در اقدامی غیرقانونی ایشان را که به قول مسئولین قضائی و بازجوها برای اجرای حکم ظالمانه شش سال حبس به زندان احضار کرده بودند، به جای انتقال به بند عمومی در شرایط قرنطینه نگاه داشتند که اکنون نزدیک شش ماه است این اقدام غیرقانونی مورد شکایت مکرر ماست و متأسفانه مسئولان زندان مسئولیت این اقدام را به گردن دادستان می اندازند و ایشان نیز علیرغم سوالات مکرر ما هیچ گونه پاسخی مرحمت نفرموده اند تا ما بدانیم در کجای کتاب قانون این گونه اقدامات برای زندانی سیاسی معتبر شمرده شده است.
حضرت آیة الله العظمی
خدمتتان معروض می دارد که از تاریخ ششم آذرماه سال جاری یکی دیگر از حقوق حداقلی ما یعنی ملاقات که طی چند ماه به صورت کابینی انجام می شد، ممنوع شده و ایشان امکان هیچ گونه تماس با خانواده را ندارند و ماه هاست که ما از شنیدن صدای گرم و دیدارشان محرومیم. این در حالی است که براساس آیین نامه زندان ها منع ملاقات صرفا منحصر به شرارت زندانی(عادی) و تنها برای سه جلسه پیش بینی شده است. همسر من به عنوان یک چهره سیاسی با سوابق مدیریتی چون معاون وزیر ارشاد، معاون وزیر کشور، رئیس ستاد انتخابات کشور، سرپرست موقت وزارت کشور، مشاور رئیس جمهور و در دوره ای عضو شورای امنیت ملی کشور، هنوز سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته که از ثمرات ارزشمندش ویرانی زندان ها برای مخالفین و معترضین و سیاسیون بود، ماه هاست که بازهم زندانی اوین است و شرایطی بر او تحمیل می شود که به نظر نمی رسد در رژیم ستم شاهی برای هیچ زندانی سیاسی وجود داشته باشد و این در حالی است که خود او و خانواده اش از نیروهای انقلابی و از کسانی هستند که در شکل گیری این انقلاب به قدر وسع خود سهم داشته اند و همین مسئله موجب رنجش مضاعفشان از مشاهده این مظالم گسترده و مستمر می گردد.
حضرت آیة الله العظمی
کسانی که طعم تلخ زندانی بودن را در رژیم پهلوی چشیده اند شهادت می دهند که خانواده زندانی اگر به واقع نقشی در مبارزات ضدرژیم نداشت از مصونیت برخوردار بود و نیروهای امنیتی و ساواک شاه برای آنان مزاحمتی ایجاد نمی کردند اما با کمال تأسف ما امروز شاهد آنیم که هر یک از اعضای خانواده که بخواهد صدای زندانی مظلومش را به مردم برساند با فشار و ارعاب روبرو می شود و چه بسا مزاحمت ها صرفا به نحوه اطلاع رسانی از وضعیت زندانیان هم محدود نشود و برای تحت فشار گذاشتن زندانی، خانواده او متحمل همه رقم فشار روحی و مادی می شود. در مورد خانواده مظلوم تاجزاده که جرمشان بر طبق آموزه های دینی و به تأسی عمه سادات فریاد زدن بر سر ظالم است، نادیده گرفتن حقوق اولیه شان به عنوان خانواده زندانی برای آقایان کفایت نکرده و اقدامات شنیعی را مرتکب شده اند، چون هجوم نامحرمان و اجانب به اینجانب در روز عاشورا و بازداشت غیرقانونی و نگهداری در شرایط ناهنجار و بدتر از آن هجوم به منزل ما در غیاب این جانب و تفتیش و ضبط اموال و بازداشت دخترم و دوستانش که در شب جمعه گذشته در منزل ما به سر می بردند و انتقال آنان به محیطی که به هیچ عنوان با شؤونات خانواده ما سنخیت ندارد. متأسفانه باید تأکید کرد که در نظام اسلامی ما به بهانه نهی از منکر، زشتی ها و منکراتی صورت می گیرد که عرق شرم بر جبین مسلمین بلکه آزادگان غیرمسلمان می نشاند و از آن جا که بیان آن از نظر حقیر مصداق اشاعه فحشاست در صورت امکان و رخصت، حضوراً شرح آن خواهد رفت. استفاده از دروغ و نیرنگ و فریب در برخورد با زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نیز از ابتدا تا کنون وجود داشته و نمونه بارز آن برخورد اخیر مأمورین امنیتی و قضایی با خانواده ماست که علیرغم اعلام ملاقات حضوری پس از ماه ها انتظار، این امکان را نیز ملغی اعلام کردند و پدر و مادر و فرزند تاجزاده را دو روز متوالی در انتظار دیدار فرزند و پدر عزیز نگاه داشتند و بدون درنظر گرفتن شرایط سخت روحی و جسمی ایشان حکم غیرقانونی ممنوعیت ملاقات را اعمال کردند. (البته ظاهرا امروز اجازه ملاقات پدر و مادر و خواهر ایشان را داده و باز هم من و فرزندم را محروم داشته اند)
حضرت آیة الله العظمی
ما نیک می دانیم این گونه اقدامات سخیف و پرونده سازی های مضحک، صرفا برای از پای درآوردن آزادمردانی است که با حسابی پاک و پرونده ای منزّه با خدای خویش معامله کرده اند و سرنوشت خود و خانواده هایشان را یک سره به هم او که بهترین نگاهبان است سپرده اند. نیک می دانیم که تسلیم اراده ظالم شدن قهر الهی را به دنبال خواهد داشت لذا رضاییم به رضای خدا. اما در عین حال سکوت را در برابر این همه ظلم و بی عدالتی جایز نمی دانیم و از حضرتعالی و دیگر مراجع ارجمند انتظار داریم تکلیف ما را در برابر دستگاه اطلاعاتی و قضائی که خود با نقض حقوق انسان ها و با سیاه کاری هایشان بیشترین بهانه را به دست دشمن داده و عزیزان مخلص و پاک نهاد ما را صرفا به دلیل زبان منتقد ونقد صالحانه و مشفقانه مجرم امنیتی می نامد و پی گیری های حقوقی و اطلاع رسانی های خانواده هایشان و حتی تشکیل جلسات مذهبی و قرآنی توسط آنان و شرکت در آن را جرم می شمارد، معلوم کنید. و بفرمایید که براساس کدام آیه و روایت این مردان مدعی مسلمانی می توانند ما را از دیدار عزیزانمان و شنیدن صدایشان محروم کنند و بر مخالفان سیاسی خود این گونه سخت بگیرند و زن و فرزندانشان را تحت فشار قرار دهند؟ در کدام بخش از سیره نبوی برخورد با مخالفان بدین نحو بوده و در کجای قضاوت علوی، دادستان و قاضی این گونه به قدرت وابسته و به مردم پشت کرده است و مظلوم را در میانه دعواهای سیاسی به استیصال کشانده است؟ ما به وصیت پیامبر رحمت که در آستانه میلاد مسعودش قرار داریم عمل می کنیم و کتاب خدا را در یک دست و سیره اهل بیت را در دست دیگر می گیریم تا عدالت را در آن جستجو کنیم و پایان کار ظالمان را ببینیم که بدفرجامی است. ما به خدا توکل کرده ایم اما انتظارمان از مردان خدا و یاوران دین خدا حمایت و همراهی با مظلومان است و تلاش برای استخلاص آنان از بند ستم و در حداقلی ترین سطح آن، اعلام برائت علنی از ظالمین.
السلام علی من التبع الهدی
فخرالسادات محتشمی پور
بیست و یکم بهمن ماه 1389
 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته