-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

Latest News from Norooz for 02/09/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سه شنبه ١٩ بهمن

سلام یار دل آرای من!

سه شنبه مان به وعده بازجویانت قرار بود سبز باشد. بزرگوار مردی که استاد دادستان کودتا بود و با عزل او جانشینش نه حرمت او و نه حرمت هیچ استاد دیگر را نگاه نمی دارد، واسطه خیر شده بود برای این که مادر و پدر پیر و بیمارت تو را ببینند و دخترک هجران کشیده صبورت که نزدیک شش ماه است بار غم ستم را بردبارانه تاب می آورد.

من صبح زود رفتم دنبال کارهای پزشکی ام که پس از آن فراغت داشته باشم به تو فکر کنم و به خواسته های خردت که برای بازجوها بزرگ است و غیرقابل دسترس! از بی حواسی راه را اشتباه رفتم و اتوبان های پرترافیک را پشت سر گذاشتم تا برسم به بیمارستان. در راه بازگشت سری زدم به مغازه یک دوست و هرچه را فکر می کردم در آن تنهایی منحوس ستمگر پدیدآورده، تو را به حس و حال بیرون نزدیک کند، برایت تهیه کردم. مادر و پدرت چشم انتظار بودند و دخترمان از هیجان دیدار تو در تب و تاب بود. راهی اوین شدیم دسته جمعی مثل همه آن سه شنبه های پیشین که برای من و تو و خانواده ات خاطره بود. چه فرق می کرد تو را کجا ببینیم و جلوی چشمان چند نامجرم که پشت دوربین همه حرکات ما را رصد می کردند؟ مهم این بود که تو را می دیدیم که آن رخت نکبتی زندان را از تن در می آوردی برای دقایقی و گاه ساعتی و می آمدی به آن اتاق کوچک ملاقات. می نشستیم و گپ می زدیم و خواهرانت برایت لطیفه می گفتند تا حا ل و هوایت عوض شود. و تو چشم از دخترت برنمی داشتی و او خوش خلقی می کرد تا مبادا به اندوه درونش پی ببری اما تو باهوش تر از آن بودی و هستی که بشود سرت کلاه گذاشت.

مهربان دربندم!

امروز من عزیزترین کسانت،‌ پدر و مادر و فرزندات را کشاندم از آن سربالایی نفس گیر تا پشت در اوین. آن جا که با هر گشوده شدن پنجره عده ای خبری خوش را انتظار می کشند و ما با باز شدنش مهیای دیدار تو می شدیم سال گذشته هر سه شنبه. تا پشت در آمدیم طبق قراری که چند جانبه هماهنگ و قطعی شده بود اما رنگ و نیرنگ کودتا یادمان آورد که بازی ادامه دارد وقتی خبر دادند که هماهنگی درکار نیست و باید برویم دنبال کارمان. ما رفتیم دنبال کارمان و چقدر کار داشتیم و داریم عزیز محبوس در بند ستم اسیران نفس. می گویند آن جا ناهماهنگی زیاد است. می گویند باید با دادستان هماهنگ کرد. بازجوها می گویند و ما نیک می دانیم که دادستان طفلکی بی رخصت بازجوها آب نمی خورد. می گویند حکم قضائی برای انتقالت به محل ملاقات لازم بوده و نداده اند. این ها را آن ها می گویند اما من و تو خوب می دانیم داستان چیست. داستان بی حرمتی به پیران ما و تحقیر جوانانمان برای شکستن ما که سبز سبز ایستاده ایم برای گرفتن حق و حقوق خود. دست آخر گفتند پدر و مادر و دخترش فردا بیایند برای ملاقات. و من پوزخند زدم به امنیتی که با وصال ما به مخاطره می افتد و پوزخند زدم به حقارتی که با آزار پدر و مادران ما برآن سرپوش گذاشته می شود.

مصطفای من!

چه خوب که ملاقاتی انجام نشد. وگرنه من چگونه می توانستم در چشمان امین و وحید که در بهار زندگیشان بهارهایشان را به حبس کشانده و از حداقلی ترین حقوق محرومشان می کنند نگاه کنم بعد از سیراب شدن عطش دیدارم؟ من چگونه می توانستم دست های سرد مادر بهار را بفشارم با دست هایی که ساعاتی قبل در دستان مهربان تو گرم شده بود و چگونه می توانستم دردهای همسران زندانیان رجائی شهر را هم درد باشم با این ملاقات صدقه سری؟

چه خوب شد که ملاقاتی صورت نگرفت وگرنه من چگونه می توانستم بعد از آن هجوم عاشورایی این بار برایت از هجوم به خانه ناامنمان بگویم که نامحرمان با حکم یکی دیگر از قضاتی که به فرمایش مراجع عالیقدر در لبه پرتگاه جهنم قرار دارند پا در آن گذاشته و به بهانه نهی از منکر،‌منکراتی انجام داده اند که شنیدنی است برای فریاد وااسلاما سردادن! من چه باید می گفتمت وقتی تو طبق عادت می پرسیدی خوب چه خبر؟ چه خبری جز ملال و اندوه و افسوس؟ چه خبری جز حاکمیت دروغ و نیرنگ؟ چه خبری جز فلاکت و بدبختی و مسکنت در کشور شیعه امام زمانی که روی نفت خوابیده؟ چه خوب که آقایان یادشان آمد که دیدار ما مخاطره آمیز است برای اقتدارشان که همه را به نعمت داغ و درفش خانه نشین کرده. اقتداری که با یک تجمع قانونی آرام فرومی ریزد و از این رو جرأت اعطای مجوز ندارند. از تجمع می گویم؟ در استحکام این اقتدار همین بس که از یک مناظره در سطح محدود به لرزه می افتد! خوب شد. آری خوب شد عزیزم خوب شد که ما نیامدیم و تو چشم در چشم فاطمه ندوختی تا همه مصائبی که بر دردانه ات رفته با یک نگاه بخوانی و همه دردهایی که بر دل من ماه هاست که سنگینی می کند،‌بدانی و آن نمه های اشک را در چشمان پدر و مادرت ببینی.

نازنینم!

بازنده بازی امروز که بود؟ آیا واقعا خودشان نمی دانند؟ آنان که خود تماس گرفتند و دعوت کردند و تأکید کردند و تأیید کردند و بعد برای استنکاف از پاسخ گویی این عمل زشت،‌تلفن همراهشان را خاموش کردند؟! مهم نیست آن حس بد پشت در ماندن مهم حس خوب قبول شدن در آزمون الهی است مهربانم. مهم قوت قلبی است که ما بی شمارها وقتی که با همیم داریم و انرژی مثبتی که از با هم بودن می گیریم و به یکدیگر منتقل می کنیم. دعاهای امروز ما طعم و رنگ دیگری داشت. ما به قبولی فکر می کنیم در میانه آزمون و برای رقیب هم دعای خیر داریم هرچند هر روز پرده های دیگری از چهره هایشان برداشته می شود و ما شفاف تر می بینیم و می شناسیمشان بدون نقاب بدون ماسک! خوب شد امروز ما همدیگر را جلوی دوربین نامحرمان ندیدیم اصلا چه معنی می دهد تو را حتی برای ملاقات ببرند به آن مجموعه غیرقانونی که تو ماه ها به موجودیت آن معترض بودی؟ من تو را جلوی چشمان نامحرم نمی توانم تنگ در آغوش بگیرم محبوبم بیا به همان قرار سابق بازگردیم: من و تو و ماه در همان شب های مهتابی. من هیچ شاهدی برای عشق پاکمان جز ماه نمی خواهم. بیا به قرار سابقمان بازگردیم: من و تو و ماه در همه شب های مهتابی.


 


جبهه مشارکت ایران اسلامی بمناسبت بزرگداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بیانیه ای به شرح زیر صادر کرده است :

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران در حالی سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی می دارد که ملت های مسلمان منطقه در تونس و مصر و یمن و کشورهای دیگر جنبش های ضد استبدادی و فراگیر خود را برای رسیدن به دموکراسی و اعمال حق حاکمیت ملی آغاز کرده اند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی با گرامیداشت یاد و خاطره بزرگترین انقلاب مردمی دهه های پایانی قرن بیستم، همه قشرها و گروهها به ویژه نسل جوان و آگاه کشوررا به بازخوانی و پی گیری آرمان های بلند و خواسته های اساسی ملت در آن انقلاب بزرگ فرا می خواند. انقلابی که در آن مردم با دستهای خالی، بزرگترین دیکتاتوری وابسته و فاسد منطقه را سرنگون کردند و نشان دادند که علیرغم اعمال همه محدودیت ها، ارعاب ها و آزادی ستیزی ها، نهایتاًخون بر شمشیر پیروز می شود و هیچ حکومتی نمی تواند با ظلم و تکیه بر سر نیزه باقی بماند. اما باید دید چرا انقلاب شد؟ انقلاب اسلامی قیام علیه وضعی بود که در آن دین و ملیت مردم به بازیچه گرفته شده و قدرت استبدادی همه عرصه های حکومت و سیاست را به اموری شخصی تبدیل کرده بود. آن زمان مگر جزاین بود که آزادی ها از میان رفته بود ، علما و روشنفکران و شخصیت ها و گروههای دلسوز و منتقد تحقیر شده بودند ، فساد و تبعیض و دروغ فراگیر شده بود ، قانون و حتی همان قانون اساسی بازیچه دست قدرت ، و شاه خدایگان و سایه خدا در زمین شده بود و کوچکترین نقد به او مساوی براندازی تلقی می شد و هرکس کمترین اختلاف نظری با او داشت از صفحه حکومت و چه بسا هستی حذف می شد و منابع و سرمایه های ملی در انحصار اصحاب قدرت قرار گرفته بود و خلاصه آنکه راه بر هرگونه نقد و اصلاح قانونی و مدنی بسته شده بود .چرایی وقوع انقلاب را می توان در یک جمله خلاصه کرد که صدای مردم هنگامی شنیده شد که دیگر دیر شده بود.

مگر صدای مردم برای کدام خواسته بلند شده بود؟ آنها آزادی، استقلال، عدالت، مسئولیت و پیشرفت را در همه شئون زندگی می خواستند و پس از آنکه جواب های خود را از راههای قانونی و مسالمت آمیز نشنیدند، به خیابانها ریختند و حرف خود را تا آنجا پیش بردند که باید آن رژیم برود. نظام جمهوری اسلامی ایران، محصول چنین مبارزات فداکارانه و تاریخی مردم است که اساس آن را باید با نگاه به گذشته و حال، بیشترمورد توجه قرار داد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که با درایت و دوراندیشی امام و مردم، سه رکن اصلی این انقلاب شد، شعارهایی برای کوچه و خیابان نبودند، طرح های درونی برای تحول و تامین خواسته های تاریخی ملت، حداقل از مشروطه تا به امروز، بودند. نظام جمهوری اسلامی ایران که از این انقلاب حاصل شد، سه پایه جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت دارد که معنای هر یک از آنها را به خوبی می توان از متن خواسته های مردم و رهبری انقلاب و قانون اساسی فهمید.
در وجه جمهوریت این نظام به تعبیر امام راحل "میزان رای مردم" و "مجلس برآمده از آرای آزادانه ملت در راس امور" و در وجه اسلامیت آن، "دین اخلاقی و عقلانی و رحمانی که به دور از ریا و دروغ و خرفه و ظلم قرار دارد" و ایرانیت آن به معنای سربلندی و پیشرفت ایرانی است که متعلق به همه ایرانیان است نه دسته و طبقه و گروه و جریانی خاص. در این نظام قرار نبود که نماد اسلامیت آن، افراد و گرایشهایی شوند که زبانشان جز به خشونت گشوده و عملشان جز به حذف معطوف نیست و شرع و قانون را جز در جهت قدرت داشتن یک جریان خاص تفسیر نمی کنند. قرار نبود که نمادجمهوریت این نظام کسانی باشند که در توهم مدیریت جهان مهمترین سرمایه های طبیعی و اجتماعی کشور را به راحتی بر باد دهند و قرار نبود که نماد ایرانیت کشور کسانی شوند که برای کسب قدرت، میراث تاریخی و گذشته پرافتخار ایران را به بازیچه و کاریکاتور تبدیل کنند. قرار نبود که مراجع و علما و روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان و دانشجویان و معلمان و کارگران و زنان و اقوام و احزاب و نهادهای مدنی و مطبوعات و رسانه های مستقل از آزادی بیان و آزادی بعد از بیان محروم شوند و حقوق صنفی و سیاسی خود را از دست بدهند و ایران پس از انقلاب و رحلت امام بالاترین رتبه ها را در اعمال محدودیت های امنیتی و قضایی و حقوقی بدست آورد. قرار نبود در این نظام چهره فقر و فساد و تبعیض با گزارش ها و آمارهای دروغ پنهان شود و فرار مغزها و سرمایه ها و فساداداری و قانون گریزی دستگاه اجرایی کشور روز به روز سرعت بیشتری بگیرد.جای تاسف است که امروز به جای ارزشهای اخلاقی که انقلاب اسلامی در پی آن بود باید شاهد رواج ضداخلاقی ترین اقدامات و بی پایه ترین تهمت ها و افتراها و فحاشی ها از سوی دستگاههای رسمی ، رسانه به اصطلاح ملی و تریبون ها و رسانه های وابسته به دولت نسبت به مخالفین و منتقدین باشیم. باید نگران بود که حساسیت نسبت به تضییع حقوق اساسی شهروندان کم می شود و دستگاه قضایی مستقل که از اهداف مفروض این نظام بود، به اذعان برخی مسئولین آن قربانی صدور احکام ابلاغی نهادهای امنیتی شود.باید نگران بود که چرا امروز بالاترین مقامات اجرایی صریحاً از عمل به قانون طفره می روند و رسماً راه را برای فرار از پاسخگویی و استبداد درعمل باز می کنند. باید نگران بود که چرا شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی در عمل به دفع فراتر از حداکثر و جذب کمتر از حداقل تبدیل شده و هر روز نیروها و مجموعه های جدیدی از دایره اثرگذاری دفع می شوند. باید نگران بود که چرا سخن دلسوزان این نظام و کشور از اصلاح طلب و اصول گرا و از
روحانی و دانشگاهی و از پیر و جوان به جای آنکه شنیده شود ملعبه دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی می شود. باید نگران بود که چرا وحشت ازانتخابات آزاد به حدی شده است که پیشنهادهای مشفقانه و اصلاح طلبانه جناب آقای خاتمی و دلسوزان دیگر که بیان حداقل هایی قانونی برای خروج کشور ازاین وضعیت نگران کننده است، دست اندرکاران را چنین آشفته می کند که درهمه تریبون های رسمی و غیررسمی زبان به فحاشی واتهامات ناروا باز کنند.تجربه سی و دو ساله ملت ما و تامل در آنچه امروز در تونس و مصر و یمن و اردن و سراسر منطقه خاورمیانه می گذرد، این است که باید به این نگرانی ها به صورتی عاجل پایان داد و به خواسته های ملت در دوره انقلاب بازگشت و نتیجه اراده مردم را در اعمال حق حاکمیت و در سرنوشت خودشان عملاً پذیرفت. این راه چیزی نیست جز بازگشت کامل و بدون تنازل به قانون اساسی و پذیرش حقوق ملت ، همان گونه که در آن تصریح شده است. قبول عملی این راه یعنی تن دادن به قواعد دموکراسی در چارچوب قانون اساسی وبا اتحاذ روشهای کم هزینه و مسالمت آمیز .کافی است برای مقایسه سود و زیان این راه، کشورهایی که راه دموکراسی و اصلاحات را انتخاب کردند، یا از آن فرار کردندو سرنوشت دولتهایی نظیر ترکیه و مصر را با هم مقایسه کنیم تا بفهمیم چگونه اولی توانست با اقداماتی مدنی و عقلانی در منطقه حتی سرمشقی برای حرکت های اسلامگرایانه شود و دومی با امنیتی کردن کشور و بستن راه اصلاحات و انتخابات وروشهای قانونی، جامعه را به مرحله انفجار رساند.ما بر همین اساس اعلام می کنیم که تا دیر نشده است باید فضای بسته و نگران کننده و یک طرفه کنونی را شکست و راه را برای جبران آنچه به خصوص پس از انتخابات گذشته ریاست جمهوری به وجود آمده است باز کرد.حداقل های این کار همان است که بارها و بارها از زبان آقایان خاتمی و موسوی و کروبی و شخصیت ها و گروههای مذهبی و سیاسی کشور و حتی اصول گرایان دلسوز بیان شده است.
ما ضمن گرامی داشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همگان را به بازگشت به اصالت های آن انقلاب شکوهمند و مردمی که همچنان خواستهای اصلی ملت است فرا می خوانیم.

جبهه مشارکت ایران اسلامی
19/11/89
پلمب یکی از نمازخانه‏های باسابقه اهل‏سنّت تهران و بازداشت پیش نماز آن


 


 

در ادامه حمایت ها از درخواست مجوز راهپیمایی توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی، مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی طی صدور بیانیه ای تفصیلی و تحلیلی از شرایط فعلی کشور، ضمن انتقاد از شرایط موجود، خواستار برگزاری انتخابات آزاد وبدون نظارت استصوابی - با نظارت نهادهای مردمی و رسانه های آزاد - آزادی زندانیان سیاسی , آزادی رسانه ها و روزنامه ها, ازمیان برداشتن سانسور و فیلتر وپارازیت , آزادی احزاب وگروه های سیاسی وآزادی حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها, به رسمیت شناختن حقوق مردم وحق انتخاب کردن و انتخاب شدن گردید.


در بخشی از این بیانیه آمده است: انقلاب اسلامی با مؤلفه های آزادی خواهی , عدالت جویی , واستقلال طلبی با مشارکت گسترده مردم و حضور وهمراهی گروه های سیاسی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی به پیروزی رسید .جمهوری اسلامی ویا به عبارتی جمهوریت واسلامیت تجلی گاه آرمان های مردم وبه ویژه آرمان آزادی وعدالت تلقی وازسوی مردم پذیرفته شد .همزمان با شکل گیری نهادهای نظام جمهوری اسلامی برخی کاستی ها ازسویی وسوء تدبیر برخی گروه های سیاسی آن مقطع تاریخی ازسویی دیگر, به درگیری ها وخشونت ها دامن زد. وپس از آن نیزبا بروز جنگ فضای سیاسی تساهل وروامداری دچار انسداد شد .

این بیانیه می افزاید: با گذر از شرایط جنگی , تغییر قانون اساسی , درگذشت امام خمینی , کشوروارد مرحله ای تازه شد ؛ تغییرات ساختاری منجر به تمرکز قدرت در حوزه مدیریت کلان کشور شد .رویکرد تمرکز قدرت غیر پاسخگو آغازپررنگ ترشدن تفکر به حاشیه راندن مردم واصول آزادی وعدالت شد ؛که تجلی این رویکرد را درمقاطع مختلف انتخابات می توان مشاهده نمود .

مجمع نمایندگان تصریح دارد: شکل عریان وناب این تفکر در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خودنمایی نمود , علیرغم استقبال بی نظیر اقشار مختلف اعم از کار گران , جوانان , زنان , دانشگاهیان واندیشمندان جامعه برخوردی در خور شآن ملت بزرگ ایران با مردم صورت نگرفت واندیشه آزادیخواهی با سد تفکر سازمان یافته اقتدار گرایی وتمامیت خواهی روبه رو شد .

پاسخ اعتراض مدنی ومسالمت جویانه مردم چیزی جز سرکوب , دستگیری وشکنجه وزندان واعدام نبود .

این بیانیه خاطر نشان کرد:.به موازات کم رنگ کردن نقش مردم , مسدود کردن آزادی های قانونی ومدنی ؛ نا کار آمدی مدیریت سیاسی کشور وسوء مدیریت ها , اتخاذ خط مشی های نسنجیده وبرنامه های نادرست موجب گردید که روند شاخص های اقتصادی ومعیشتی مردم شیب نزولی پیدا کرده وکارگران وکشاورزان , کارمندان ؛ دانشگاهیان وفرهنگیان وتولید کنندگان در تنگنای معیشتی قرار گرفته وبیکاری ورکود وفقدان شرایط سرمایه گذاری وگرانی قیمت کالا وخدمات گریبانگیر مردم شود .

مجمع نمایندگان می افزاید: همه اینها چیزی نیست جز دورشدن از آرمان ها واصول اولیه انقلاب چون آزادی وعدالت ورعایت حقوق شهروندی وبه رسمیت شناختن حق آزادی بیان واحزاب, حق آزادی انتخابات وآزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن , حق آزادی اجتماعات وراه پیمایی ها , حق آزادی روزنامه ها , ممنوعیت شنود وباز کردن نامه ها وبسته های پستی وعدم دخالت در زندگی خصوصی افراد , مجاز نبودن تفتیش عقاید وممنوعیت سانسورو... , که درقانون اساسی مورد توجه وپذیرش ودر عمل به فراموشی سپرده شده است .

این بیانیه در خاتمه تصریح دارد: در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب هیچ منفعت ومصلحتی برتر از خوشبختی مردم ورفاه وآسایش وآزادی آنان وجود ندارد وهمبستگی ملی از راه به رسمیت شناختن آزادی ها ی قانونی ورعایت حقوق شهروندی ممکن می گردد .
برای پاسداشت انقلاب وهزینه گزافی که مردم متحمل شده اند راهی جز تحول دیدگاه حاکم واقدام فوری برای رفع کاستی ها و نابسامانی ها و پاسخگویی به مطالبات مردم وجود ندارد .


متن کاملِ بیانیۀ هفده ماده ای مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی

1-پیروزی انقلاب اسلامی حاصل همراهی وهماهنگی همه گروه ها وفعالین سیاسی واجتماعی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی بود . در روند مبارزه طولانی وبا بهره بردای از فضا ی مناسب جهانی نیروها ی سیاسی کشور با پذیرش رهبری امام خمینی ، نظام شاهنشاهی را سرنگون ونظام مبتنی برخواست واراده ملی را جایگزین آن کردند ؛ مبنای رفتار سیاسی مردم ونخبگان بیانات واظهارات امام خمینی به وِیژه نظرات ایشان در زمان اقامت در پاریس بود .که نظام جمهوری اسلامی را برگرفته از آرا وانتخاب آزاد مردم دانسته وبر اهمیت آزادی های فردی واجتماعی ؛ آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن ؛ آزادی عقیده وبیان وحاکمیت مردم درهمه شئؤن دانسته , دامنه این آزادی ها را تا آزادی واختیار در نوع پوشش بانوان وآزادی کمونیست ها در ارائه دیدگاه ونظراتشان بسط وگسترش دادند. سخنان امام خمینی در پاریس مانیفیست نظام جمهوری اسلامی ومبنایی برای شکل گیری هماهنگی وهمراهی همه اقشار ملت در پیروزی انقلاب اسلامی شد .
2- شهید گرامی استاد مطهری دربیان به کار نگرفتن واژه دمواکرتیک در عنوان نظام جمهوری اسلامی که پیشنهاد گروهی از سازمان های سیاسی برای همه پرسی تعیین نوع نظام آینده کشور بود براین نکته تاکید می کردند که به کار گیری این واژه از آنجا که جمهوری اسلامی نظامی کاملا دموکراتیک است درست نبوده و آزادی های مردم ناشی از واژه دموکراتیک تلقی می شود , درحالی که جمهوری اسلامی همه حقوق وآزادی های مردم را تامین وتضمین می کند , وبا چنین دیدگاه ونگرشی جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش تجلی خواست رهبری ومردم شد .

3- هرچند سرعت دگرگونی ها وسیر شتابان رخدادها سبب شد که سازمان های سیاسی برای رویارویی با وضع نو پدید فاقد برنامه ریزی ها ی دور اندیشانه واجرایی باشند , ولی برگزاری انتخابات وتشکیل مجلس خبرگان ؛ قانون اساسی را مبنایی برای میثاق ملی ووحدت همگانی نمود , افسوس که بزرگمردی چون آیت الله طالقانی درمیان راه رخت از میان بست ولی در مجلس خبرگان برای حاکمیت رای مردم وقانونی کردن شوراها برای اداره کشور همه همت خودرا به کار گرفت وقانون مترقی وپیشرفته شوراها نتیجه پایمردی وایستادگی بزرگمردی چون ایشان وهمراهی خبرگان برگزیده مردم در مجلس خبرگان بود .مردم نیز به عنوان صاحبان اداره کشور در جریان روند قانون گزاری قرار گرفته ودامنه بحث وگفتگو در همه زمینه ها در کشور رونق یافته بود . البته بروز پاره ای رخدادها چون اشغال سفارت امریکا بازهم به فضای هیجانی در زمان تدوین قانون اساسی دامن زده وموضوع دیگری نیز همزمان با قانون اساسی به عنوان موضوع گفتگو شرایط کشوررا در بر گرفت وبه گونه ای جا یگزین گفتگوهای دامنه دار در باره مواد قانون اساسی شد . سقوط دولت بازرگان که پیامد اشغال سفارت امریکا بود به بر آمدن دولتی تازه با محوریت شخصیت های روحانی شده وهمین امر راه را برای ورود روحانیون به دستگاه اجرایی هموار تر وپذیرفتنی تر نمود . حاصل این کنش ها وواکنش ها به دگرگونی های معنادار در ساخت سیاسی کشور منجر شد .

4- پس از پیروزی انقلاب اسلامی فضای تساهل و روا داری در کشور به گونه ای رواج پیدا کرد که شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی در تلویزیون با سران گروه های سیاسی چون توده ای وفدائیان خلق ودیگر گروه های سیاسی در باره دیدگاه ها ی عقیدتی به بحث علنی وآزاد می پرداختند ورونق فضای گفتگو در کشور همه را به اندیشیدن در باره دیدگاه ونظرات سیاسی وبرنامه های کاری گروه های گوناگون وادار وجامعه چند صدایی واقعی را نوید می داد . بیان دیدگاه سیاسی وعقیدتی گروه های سیاسی به عنوان روشی برای آزاد اندیشی فضای جامعه را تحت تاثیر قرار داده وهمه را به عنوان صاحبان اصلی انقلاب به آینده امیدوار می نمود

5- تحلیل شرایط روزهای نخستین انقلاب وبازگو کردن همه رخدادها به آسانی ممکن نیست ولی انقلاب اسلامی مردمی ترین حرکت مردمی در قرن بیستم بود که تحولات سریع منطقه ای وجهانی را دامن زد ,نا گفته نباید گذاشت که بروز در گیری ها در گنبد وکردستان وبرخی مناطق دیگرو بی تدبیری برخی از گروه های سیاسی که درک درستی از دگرگونی ها وشرایط کشور نداشتند سبب شد که شرایط سیاسی داخلی دستخوش تغییرات جدی شده وبرخی از عوارض ناخواسته برکشور ومردم تحمیل شود که پیامدها ونتایج آن هنوزهم بر کشور سایه افکنده وروند سالم سازی ساختار سیاسی کشور را نیز دستخوش دگرگونی ها ی معنادار کرد ؛ افزون براین رفتارهای نا موزون وویرانگر که سلاح را در مناسبات سیاسی جایگزین گفتگو کرد , رفتارهایی که خشونت را برعرصه سیاسی تحمیل وروامداری را از میدان سیاست به گوشه های انزوا فراری داد .که این حدیث مفصلی است وناگفته های بسیار دارد, بدهی سازمان های سیاسی به مردم که خشونت وسلاح را وارد میدان سیاست کردند بسیار وسنگین است . انقلاب فرهنگی وتعطیل دانشگاه های کشور وپاکسازی دانشگاه ها برگی دیگر از تاریخ سیاسی ماست که باید به درستی مورد بازخوانی وبررسی قرار گیرد . خاستگاه انقلاب فرهنگی وپیامدهای آن وچرایی تعطیل دانشگاه هنوز مورد ارزیابی قرار نگرفته است . جنگ خونین عراق برعلیه ایران با پشتیبانی کشورهای بزرگ وتامین اسلحه توسط کمپانی ها ی بزرگ اسلحه سازی شرق وغرب وتامین هزینه های گزاف توسط حاکمان کشورهای عربی منطقه و حضورمزدوران وفرماندهان جنگی برخی کشورها درمیدان های جنگ علیه ایران فرصت های بزرگی از کشوررا گرفت ومنابع بزرگ مادی ومعنوی را به کام خود فرو برد .که این موضوع واهمیت آن در شکل گیری مناسبات وساختار سیاسی وپیامدهای آن نیازمند بررسی همه جانبه است , امام خمینی در نامه ای که به مسؤلین کشور در زمان پذیرش قطعنامه نوشتند نکته های مهمی را مطرح وبراهمیت بررسی جنگ وسرانجام آن تاکید کردند , امری که همچنان مغفول مانده است .

6- با گذر از شرایط جنگی؛ تغییر قانون اساسی , رحلت امام خمینی کشور وارد مرحله ای تازه شد. دولت سازندگی جایگزین دولت دوران جنگ شد , قدرت ریاست جمهوری ورهبری درقانون اساسی نسبت به دوران پیش از آن وزمان امام گسترده تر شد , با حذف پست نخست وزیری ریاست جمهوری بالاترین مقام اجرایی ومسؤل گزینش وزیران ومعرفی به مجلس شد وجایگاه مجلس در ابراز اعتماد به نخست وزیر ازبین رفت , با حذف شورای عالی قضایی؛ گزینش ریاست دستگاه قضایی به رهبری سپرده شد , صدا وسیما به عنوان زیر مجموعه رهبری شرایط تازه ای پیدا کرد .شورای امنیت ملی درقانون اساسی نهادینه شد , دستگاه های قضایی وقانون گذاری واجرایی به گونه ای زیر نظر رهبری قرار داده شد .دولت سازندگی برچنین بستری برای گذر از شرایط جنگی زمامدار اداره کشورشد .اصلاحات اقتصادی وسازندگی سرلوحه شعارها وبرنامه هاقرار گرفت, هرگونه مخالفت با دولت هم به عنوان مخالفت با رهبری وپیامبر به شعارهای سیاسی راه پیدا کرد , ریاست جمهوری ورهبری به عنوان اداره کنندگان اصلی کشور مدیریت کلان کشوررا دردست داشتند .مجلس چهارم با رد گسترده نیروهای سیاسی شکل گرفت وگام بزرگ شورای نگهبان در به کار گیری نطارت استصوابی برداشته شد , کار زار سیاسی در انتخابات مجلس چهارم که نخستین مجلس پس از امام بود با حملات وموج گسترده تبلیغاتی رادیو وتلویزیون به شکل گیری مجلسی یک دست تر ومطیع تر انجامید ودرهمان مجلس نظارت استصوابی به عنوان ماده قانونی در قانون انتخابات گنجانیده شد . شورای نگهبان که در انتخابات مجلس اول از رد صلاحیت آقای کیانوری رهبر حزب توده خودداری کرده ودلایل قانونی برای ردصلاحیت را در دسترس نمی دید تبدیل به شورای نگهبانی می شود که در انتخابات مجلس سوم در پی عدم تایید صحت انتخابات شهر تهران بوده که با دخالت امام وبرگزیدن نماینده ای برای بررسی موضوع ازعدم تایید صحت انتخابات تهران ناتوان می شود , درانتخابات مجلس چهارم بدون هیچ مانع وبا پشتوانه های تازه به رد صلاحیت بیش از چهل نفر از نمایندگان مجلس سوم وبسیاری ازفعالین سیاسی خوشنام دیگر در سراسر کشور دست می زند. اختیاری که هم چنان شورای نگهبان برای خود قائل است وبرخی گروه های سیاسی ویا نظامی برای حذف رقبای سیاسی آن را ابزاری مفید وکار آمد تشخیص داده اند .

7- با پایان دولت سازندگی , دولت اصلاحات براساس نیاز به باز سازی وآزادی فضای سیاسی وتوسعه همه جانبه موجی از امیدرا دردل مردم بر انگیخت وجلوه تازه از زندگی سیاسی را با تا کید برحقوق شهروندی وآزادی های سیاسی واجتماعی وشکل گیری نهادهای مدنی و روزنامه های آزادتردربرابر مردم قرار داد , ادبیات سیاسی تازه و واژه های نو جای خودرا در گفتمان حاکم پدید آورد , مردم به خودباوری بیشتر رسیده و نویسندگان ونخبگان وروزنامه نگاران امنیت بیشتری احساس می کردند , روزنامه ها با شکل وشمایل تازه راه خودرا به سوی دکه ها باز کردند وروزنامه درهزینه سبد خانوار جایی برای خود پیدا کردند , شور ونشاط اجتماعی زندگی مردم را درخود گرفته بود که اندکی پس از آن طومار مطبوعات آزاد درهم پیچیده شد و شرایط دشواری برای روزنامه نگاران رقم خورد .دولت اصلاحات کامیابی ها ی بزرگ وناکامی های بزرگی را تجربه کرد افزایش اعتبار ایران در مجامع بین المللی وداخلی نتوانست مانع برنامه ریزی ها کار شکنانه وویرانگر شود , مساله با کارشکنی در دولت اصلاحات پایان نیافت وجمع کردن سفره تساهل وتسامح به عنوان راهبرد دربرنامه ریزی های مخالفان داخلی پررنگ ترشد.دولت ومجلس اصلاحات در پیشبرد مصوبات وبرنامه های قانونی با دشواری های بزرگی دست وپنجه نرم می کردند. مجلس هفتم با رد صلاحیت گسترده فعالین سیاسی اصلاح طلب وبرگزاری انتخابات توسط دولت اصلاحات علیرغم تاکید ریاست جمهور بربرگزاری انتخابات آزاد رویه ای تازه را برکشور حاکم کرد , به نظر می رسد که ناگفته های آقای خاتمی از چگونگی برگزاری انتخابات مجلس هفتم برای درک بهتر شرایط سیاسی درشرایط کنونی کشور مفید ولازم باشد .به ناگزیر برخی کاستی های اصلاح طلبان نیز در این دوره از دایره بررسی بیرون نخواهد بود .

8- .پراکندگی اصلاحات طلبان وعدم برنامه ریزی درست ازسویی وروش های به کار گرفته شده وسازماندهی های دراز مدت وبا استفاده از نهادهای قدرت سبب شد که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به سربرآوردن دولتی تازه با روش های نو منجرشود , مروری دوباره بر گزارش تحقیق وتفحص مجلس ششم از برگزاری انتخابات مجلس هفتم به درک بهتر وآگاهی ازروش های دخالت های سازمان یافته در انتخابات کمک کننده ومفید است . قدرت یافتن آشکار بیشتر نهادهای نظامی از پیامدهای این مرحله از تاریخ سیاسی کشور ماست .به موازات ایجاد محدودیت برای رسانه ها ونهادهای مدنی شیوه ای نوین از مدیریت مبتنی برسخنرانی های جنجالی وبدون مطالعه موج تازه ای از دشمنی وکاهش اعتبار برای کشور رقم زده شد . فضای سیاسی واجتماعی وفرهنگی کشور با بسته انگاری با مشکلات تازه ای روبه روشد .در آمدهای کشور رو به فزونی وبهبود اقتصادی رو به کاستی گذاشت , سرمایه های ملی دستخوش ناکار آمدی شد . و با چنین شرایط کشور آماده ورود به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شد , وسرفصل تازه ای در تاریخ سیاسی ایران گشوده شد .

9- انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با سازماندهی نهادهای سیاسی وفعالیت گسترده کنشگران اجتماعی وسیاسی به ویژه جوانان ودانشجویان, زنان , ونخبگان؛ وهمدلی وهمراهی اقشار گوناگون مردم به زیباترین وبزرگترین همایش سیاسی در ایران بدل شد , مناظره های رادیو وتلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری واجتماعات انتخاباتی وبه کار گیری تارنماهای اینترنتی، مدنی ترین رفتار سیاسی از مردم ایران را در برابر چشم جهانیان قرار داد .خیابان های شهر های کشور به جایگاهی برای ابراز مخالفت و یا موافقت همرا ه با دوستی ومهربانی شده بود , واین امر نوید پدید آمدن همبستگی ملی ؛ وگذر آسان تر به مردمسالاری را می داد .آنچه در روزهای پیش از برگزاری انتخابات در ایران توسط مردم وجوانان با گرایش های گوناگون فکری و سیاسی آفریده شد نمونه ای ارزشمند وبارز از آگاهی وتوان برنامه ریزی سیاسی نیروها ی مدنی بود, اگر چه می شد مدیریت مناظره ها با نمایش بی طرفی صدا وسیما همراه بشود که نشد ولی مردم به عنوان داوران بی طرف نقش خودرا به خوبی ایفا کردند . آنچه بعد از 22 خرداد برکشور گذشت سایه ای سنگین بررفتار مدنی ومسالمت جویانه گروه های مختلف سیاسی در پیش از برگزاری انتخابات انداخته است .وبا همین استدلال کشورفاقد توان وزمینه لازم برای دست یابی به مردم سالاری معرفی می شود ولی بازخوانی آنچه در آن مرحله گذشت به درک روشن تری از زمینه های سیاسی واجتماعی وفرهنگی انجامیده ونقش برخی گروه های سیاسی وحاکمیت در دامن زدن به نارسایی ها و ناتوان جلوه دادن مردم را بیشتر نشان خواهد داد .

10 – روزهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داستان پر ازاندوه وآهی است که زیان های ناشی از آن برای مردم وکشور وحاکمیت به این زودی ها از میان نخواهد رفت , اعتبار های از دست رفته به دست نیامده وآسیب های وارده جبران نخواهد شد .شکوه حضور میلیونی مردم تهران در روز بیست وپنج خرداد 1388درخیابان های تهران که بیش ازسه میلیون نفر بر آورد شد , بزرگترین همایش سیاسی تاریخی این مرز وبوم است , راهپیمایی سکوت واعتراض آرام مردم می توانست دستمایه بزرگی برای کشور به شمار آمده وراهی مناسب برای پاسخگویی به درخواست مردم برگزیده شود . سوگمندانه باید گفت که این بزرگی وآزادمنشی مردم کشور درمیدان آزادی با شلیک گلوله رنگ خون به خود گرفت , وشب پیش از آن کوی دانشگاه قربانی جنایت بزرگ وتاریخی شد, وخاطره شوم حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر با شکلی وحشیانه تر تکرارشد .روزهای پس از آن مردم با حضوری آرام برخواست های مدنی خود تاکید کردند ولی روز 30 خرداد شهر به خون کشیده شد . دستگیری فعالین سیاسی که ازهمان شامگاه 22خرداد شروع شده بود به شکلی گسترده رواج پیدا کرد , زندان ها پر وپر وپرتر شد , کهریزک از دل دستگیری جوانان وبی تدبیری دست اندرکاران شکل گرفت ونمونه ای از جنایت تاریخی علیه بشریت شد ,دادگاه ها و اعترافات ساختگی واحکام غیر عادلانه اعتبار دستگاه قضا را ازبین برد , سکوت برخی بزرگان دینی پرسش های بسیاری را در برابر نسل جوان قرار داد و اگر نبود سخنان وموضع گیری های فقیه مجاهد آیت الله العظمی منتظری واعتراض آیات بزرگوار صانعی ودستغیب وبیات زنجانی وطاهری اصفهانی وبرخی دیگر از بزرگان دینی معلوم نبود چه برسر دین ودینداری در این کشور می آمد , انجام این همه رفتارهای نادرست ونا خوشایند وخشن به نام دین واستفاده ابزاری درهمه جا وبرای همه چیز از دین به دین گریزی درجامعه رواج ورونق داد , وقایع روز عاشورا به شکل وارونه ای بازتاب داده شد وصدا وسیما اعتبار خودرا با مخدوش نشان دادن واقعیت ها از دست داد؛ درحالی که موضوع کشته شدگان درخیابان های تهران مورد چشم پوشی قرار می گرفت از شادی وکف وسوت گروهی در روزعاشورا گفته می شد بدون اینکه ازدلیل آن کف وسوت چیزی به نمایش در آید و بدون آنکه واقعیت های آن روز وخواست های مردم بازتاب داده شود , آنچه گذشت وتصویرهایی که ثبت وبازتاب داده شد درذهن مردم ایران وجهان به صورت حکایت سخت این روزها ماندگار شده است .وبا کمال تاسف سرمایه های بزرگی را از دسترس خارج وعوارض جبران نا پذیری برجای گذاشته است ؛ دست اندرکاران حکومت آنچه را به دست آورده اند در برابر آنچه از دست داده اند بسیار کم وکم ارزش تر است , وبا رفتارهای غیر قابل قبول وامنیتی ونظامی کردن فضای سیاسی کشور دامنه سختگیری ها ودستگیری ها ومحکومیت ها را گسترده تر کرده وبا ناتوانی از قانع کردن مردم سانسور وفیلتر وپارازیت را به عنوان ابزار به کار بسته اند تا راه آگاهی یافتن مردم را از واقعیت ها بسته نگاه دارند وشگفتا که چاره کاررا در این یافته اند که سر فصل های آموزشی علوم انسانی را در دانشگاه تغییر داده تا از این رهگذر برای ناتوانی خود در استدلال راهی پیدا کنند.

11- با چنین شرایطی سی ودومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشته و پا در آستانه سی وسومین سال می گذاریم درحالی که موج حرکت های مردمی کشورهای تونس ومصر ویمن را در نوردیده وصدای اعتراض مردم اردن و الجزایر به گوش می رسد ودیری نخواهد پایید که این موج آزادیخواهی وعدالت طلبی به سرزمین سوریه هم برسد , ملت ایران پیشتاز این حرکت سرنوشت ساز وامید آفرین در خاورمیانه وشمال آفریقا است ,پیامی که همه کشورهای مسلمان منطقه را فرا گرفته وبساط دیکتاتوری واستبداد ونابرابری وفساد را ازمیان برخواهدداشت . جنبش سبز که ادامه جنبش اصلاح طلبی است بازگو کننده خواست ها ونیازها ی مردم است . مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی به عنوان بخشی از جنبش سبز مردم ایران با پشتیبانی از حرکت وقیام های آزادیخواهانه کشور های مسلمان نمی تواند نسبت به آنچه در کشور می گذرد سکوت اختیار کرده وبرنارسایی ها وناروایی ها چشم پوشیده وراه های گذر از بحران را بامردم وحاکمیت در میان نگذارد .هرچند که این روزها پیام ها وتوصیه های خیرخواهانه به هیچ گرفته شده ویا با انبوهی از دشنام پاسخ داده می شود .

12- راه حل های آقای هاشمی در آخرین نماز جمعه ایشان در سال گذشته وپیشنهادهای آقایان موسوی وکروبی در روزها وماه های پس از انتخابات ودر تازه ترین نمونه آن پیشنهاد آقای خاتمی در باره چگونگی شرکت در انتخابات درخواست های حداقلی پیش نیاز هر گونه راه حل برای برون از تنگناها ودشواری ها وبحران موجود است .رهبران جنبش سبز آقایان موسوی وکروبی وخاتمی در حوادث پس از انتخابات با خویشتنداری وتوصیه به آرامش وبازنگه داشتن هر گونه روش ورویه اصلاحی بزرگترین رهبران آشتی ملی ومدافعان قانون ویک پارچگی سرزمینی بوده اند , انها به درستی براین نکته تاکید کرده اند که باید با به رسمیت شناختن حقوق همه افراد وگروه های سیاسی وقومیت ها وپیروان آئین ها وادیان گوناگون راه را برای مشارکت همه جانبه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی وبه فعلیت در آوردن اراده ملی هموار کرد . نادیده گرفتن این توصیه ها وپیشنهادهای خیر خواهانه برای کشور ومنافع ملی زیان بار است .

13-مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی انتخابات آزاد وبدون نظارت استصوابی با نظارت نهادهای مردمی ورسانه های آزاد را یکی ازمهمترین وکم هزینه ترین روشها برای پاسخ به درخواست های مردم می داند . زمینه ساز انتخابات آزاد , آزادی زندانیان سیاسی , آزادی رسانه ها وروزنامه ها, ازمیان برداشتن سانسور وفیلتر وپارازیت , آزادی احزاب وگروه های سیاسی وآزادی حق برگزاری اجتماعات وراهپیمایی ها, به رسمیت شناختن حقوق مردم وحق انتخاب کردن وانتخاب شدن می باشد , شورای نگهبان که به جای داوری در جایگاه یک حزب سیاسی با پشتوانه نظامی –امنیتی قرار گرفته است خود صلاحیت خودرا به چالش کشیده است , اجرای درست اصول قانون اساسی وپذیرش همه اصول آن ازجمله حق نظارت بررهبری از سوی خبرگان , اجرای تمام وکمال فصل سوم قانون اساسی وبه رسمیت شناختن حقوق شهروندی ؛تشکیل مجلس خبرگان براساس قانون اساسی که همه صاحب نظران وفعالان سیاسی دارای تخصص درحوزه های مربوط به وظایف رهبری بتوانند به عنوان نامزد در آن شرکت داشته وتنها به فقیهان مورد پذیرش شورای نگهبان بسنده نشود از خواست های مهم دیگری است که با بی اعتنایی مواجه شده است وبه ناگزیر باید به آن پاسخ مناسب داده شود .
از آنجا که مبنای حرکت آزادیخواهانه وعدالت طلبانه مردم ایران وجنبش سبز قانون وقانون گرایی است علاوه براجرای اصول معطل مانده قانون اساسی اصلاح روش اصلاح قانون اساسی نیز از مقولاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد تا امکان تفاهم ملی وهمبستگی برای رفع مشکلات وگذر از بحران فراهم شود .

14- تشکیل یک گروه حقیقت یاب مرکب از کارشناسان حقوقی بی طرف برای بررسی روند برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری وحوادث پس از آن از جمله تیراندازی درمیدان آزادی در روز 25 خرداد 1388, حمله به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد 1388 ؛ حوادث خونبار 30 خرداد , وقایع روز عاشورا وکشتار عزاداران , ماجرای کهریزک , دادگاه های پس از انتخابات , اعترافات تلویزیونی , شکایت زندانیان سیاسی از آنچه در ماجرای باز جویی ها گذشته است وشکایت زندانیان سیاسی از سردار مشفق وسایر موارد پرداخته وگزارش روشن وکاملی از آنچه در کشور گذشته است دراختیار مردم گذاشته شود .این گزارش نه برای دامن زدن به انتقام گیری بلکه باهدف روشنگری وشناخت ریشه مشکلات از اهمیت ویژه ای برخورداراست .مشکل وبحران سیاسی کشور راه حل سیاسی دارد ونمی توان با شیوه های نظامی وامنیتی براین مشکل غلبه کرد .آنچه پس از 22 خرداد 88 گذشت به تنهایی گویای نا درستی روش های به کار گرفته شده می باشد .اینکه کشور در شرایط نظامی – امنیتی نگه داشته شود بیش از آنکه ناشی ازتدبیر وغلبه بربحران باشد نشانه ای از پایداری بحران وحل نشدن مشکلات جاری کشور است .

15-عدالت وآزادی دو ارزش بنیادین جامعه بشری می باشند این دومقوله به هم پیوسته ولازم وملزوم هم می باشند , نه عدالت را به بهانه آزادی می توان قربانی نمود ونه می توان آزادی را می توان به بهانه عدالت به کنار گذاشت ؛شواهد تاریخی وبه ویژه تاریخ معاصر ایران به درستی گواه پافشاری وخواست مردمان این مرز وبوم بر تحقق دو اصل آزادی وعدالت است .عدالت به مفهوم اعم اقتصادی, سیاسی ؛فرهنگی واجتماعی وهم چنین آزادی به مفهوم اعم اقتصادی , سیاسی وفرهنگی واجتماعی در قالب قوانین سنجیده ودرست از نیازهایی است که بایست به آن پرداخته شود .
وضعیت معیشتی واقتصادی مردم همواره از ضرورت ها ونیازهای اولیه مردم بوده است , توده مردم به رغم برخورداری کشور از منابع وامکانات فراوان با دشواری های معیشتی دست وپنجه نرم می کنند, روند شاخص های اقتصادی وشاخص رضایتمندی مردم درسالهای اخیرحکایت از چشم اندازی نگران کننده وناروشن درعرصه های تولید , صنعت , کشاورزی و......دارد .
بالا بودن نرخ بیکاری , تورم , رکود وبه عبارتی کندی روند توسعه اقتصادی...نگران کننده است وآمارهای نادرست چیزی از کاستی ها موجود کم نمی کند .استفاده از توان کارشناسی کشور وبرنامه های دقیق ومبتنی برمطالعات همه جانبه وتوجه به اصول آزادی وعدالت از پیش نیازهای اصلاح این روند نا مناسب ونادرست می باشد .

16- برگزاری راهپیمایی ها وگردهمایی ازحقوق به رسمیت شناخته شده وقانونی شهروندان است , این حق قانونی آشکارا نادیده گرفته شده ومردم با تهدیدات وبرخوردهای غیر قانونی از این حق محروم شده اند , استفاده ابزاری از حضور مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی ومصادره به مطلوب شرکت مردم از شگردهایی است که مخالفان مردم سالاری به کار بسته ومی بندند.اگر گروه بزرگی از مردم با تاکید بر دستاوردهای انقلاب ومخالف با روش های جاری بخواهند برای یاد آوری درخواست های مردم در مقطع پیروزی وبا برداشت متفاوت با برگزار کنندگان رسمی راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی بدارند نهادی که که مسؤلیت امنیت مردم را برعهده گیرد وجود ندارد درحالی که براساس قانون این وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت مردم وهر گونه راهپیمایی را باید تضمین کرده وبرعهده بگیرد , امری که تا به حال به گونه ای دیگر رقم خورده است .

17-بار دیگر برخواست های قانونی واهمیت توجه به حقوق شهروندی وآزادی انتخابات تاکید کرده وپشتیبانی همه جانبه خودرا از سران جنبش سبز مردم ایران اعلام می داریم ؛ این بزرگواران یعنی آقایان موسوی وکروبی وخاتمی شایسته تکریم واحترام روزافزون هستند وادبیات نامناسب در مورد آنان توهین به شعور وآگاهی مردم ایران یعنی صاحبان اصلی کشور است؛ دفاع از آزادی های قانونی مردم , دفاع از حقوق شهروندی؛ تاکید بر رعایت قانون در دادرسی ها ومحاکم , محکومیت کشتار وزندانی کردن آزادیخواهان , محکوم کردن اعدام زندانیان واجرای احکام بدون طی مراحل قانونی , نادرست شمردن رفتارهای نامناسب با زندانیان فتنه وفتنه گری نیست بلکه آزادمنشی وآزادیخواهی نام دارد .مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از آزادی وآزادیخواهی پشتیبانی کرده وهمبستگی وهمراهی همه ایرانیان باهر نگرش وفکر وعقیده درهرجای جهان را برای دست یابی به آزادی از نیازهای این مرحله تاریخی دانسته وبرآن تاکید می کند .

زنده باد ایران , زنده باد آزادی وعدالت , زنده باد جنبش سبز
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
تهران بهمن ماه 1389 .
 


 


دو شنبه ١٨ بهمن

سلام عزیزتر از جان!

امروز برایم روز جالبی بود. پس از ماه ها رخوت در عرصه فعالیت های مدنی و اجتماعی بالاخره یک ناپرهیزی از یکی از کارگروه های پژوهشی مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدیم و با ذوق زدگی بسیار در جلسه ای که برای بررسی نقش سازمان های غیردولتی در توسعه تشکیل شده بود، شرکت کردیم. دیدن چهره های آشنای دوستان و همکاران قدیم برایمان مسرت بخش بود و گفتگو پیرامون موضوعی که فی نفسه موجب انبساط خاطر ماست که به توسعه کشور و حل مشکلات و برون رفت از چالش ها اهتمام می ورزیم. من هم از دغدغه هایم گفتم از مصائبی که بر جامعه ما می رود و آن را سخت درگیر فقر و فساد و تبعیضی کرده که مبارزه با آن شعار انتخاباتی دولت فعلی بود و از آسیب های اجتماعی که دیگر زیرپوست شهر نیست و فقط یک نظر به دور و اطراف فاجعه را عریان در معرض دید قرار می دهد. گفتم: خدا کند تشخیص مصلحت نظام آن باشد که از سرمایه های اجتماعی به نفع حل معضلات اجتماعی که با بی تدبیری دولتیان روز به روز بیشتر می شود،‌استفاده شود. خدا کند این نگاه توأم با سوء ظن به ان جی او ها جای خود را به اعتماد بدهد و اگر حمایتی نمی شود از فعالیت های خیرخواهانه آنان،‌سنگ اندازی و مانع تراشی هم نشود.

مهربانم!

چند روزی بود به والدین گرامی سر نزده بودم و چون تا قرار ساعت سه ساعتی باقی بود، به منزل عزیزانِ جان شتافتم. مادرجان خیلی ناله دارد از سرِ درد این روزها و ما مانده ایم چه کنیم با این مهربان مادر که اسیر دردهای لاعلاجش غصه ما را هم می خورد. این پرسش های مکررش از تو مرا رنجه می دارد چون دوست دارم پاسخ خرسند کننده باشد ولی نیست. چه کنم؟؟؟ می پرسد این نماز موسی بن جعفر را می خوانی؟ مبادا تنبلی کنی دختر؟ می خوانم مادر می خوانم. هر چه شما بگویید چشم.

به موقع به قرار می رسم. کاملا موفقیت آمیز. کاملا تسکین دهنده. خدایا سپاس که بندگانت را مهربان آفریدی و یا این که مهر را به آنان موهبت کردی در مسیر تربیتشان و یا این که مهر را با شیر مادر به آنان نوشاندی و در گذاشتی در دلشان جوانه بزند.

با عجله خودم را رساندم به مراسم ختم. دوست داشتم زودتر برسم و یکی از نمایندگان محترم تهران را که نسبت فامیلی دارد با این فامیل سوگوارمان ببینم که دیر رسیدم و متاسفانه مقدور نشد اما قرار شد که بعدا با او تماس بگیریم و قراری بگذارم برای بازگوی گفتنی هایمان. هاتف انگار خبر خوشی دارد برایمان. خبر مسرت انگیز شنیدن صدای جان بخش یار و دیدارش چه بسا؟ شکرانه واجب آمد!

این روزها ما سخت منتظریم یار روزه دار دربندم! منتظر پیک شادی. پیک خوش الحان شادی که نوید آزادی همه اسرای دربند را بدهد همه شان را از زن و مرد و اوینی و رجایی شهری. معنی ندارد یکی بیاید و آن دیگری بماند. کدام کام شیرین می شود از این ثمره های خردگرایی اگر تجمیع نشود و چون چتری گسترده بر فراز بام همه خانه های خالی از عزیز گسترده نشود! ما منتظریم تا زندانی سیاسی آزاد گردد. همه شان باید آزاد شوند. خیلی خوب است که همزمان با سالروز پیروزی انقلاب باشد و در آستانه هفته وحدت که همه دل ها تمایل به آشتی دارد و به دور ریختن کینه ها و دردها و غصه ها. چه خوب می شود اگر خدا اراده کند تا همه بندیان بند گسسته به یار و دیار برسند.

نازنین!

این روزهای ما به این خیالات خوش می گذرد و دل پرتلاطممان با دیدن جوانک های هجران یار دیده سخت می گیرد. باید عاشق بود تا درد هجران را شناخت. من خوب می شناسم و پا به پای این دخترکان نازک دل بی تابی می کنم. برای آنان و برای خودم، خودمان. می دانم که سحر نزدیک است اما من هم مانند مادر نازنین غصه نیامدن او را می خورم و پابه پای مهدیه و مهسا و ژیلا و سمیرا و عاطفه و فاطمه و بقیه همسران جوان اندوه بی خبری و جدایی و جفا را دارم. این روزها و شب ها دلم می خواهد در رویاهایم همه آزادگانمان را رها از بند ببینم و در حال چیدن سیب سرخ محبت از درخت دوستی. دلم می خواهد شعرهای سهراب و شعرواره های خودم را بخوانم و تکرار کنم: زندگی خالی نیست. سیب هست ایمان هست...آری آری تا شقایق هست،‌زندگی باید کرد. و حالا من احساس می کنم سیب، این میوه بهشتی را بیش از گذشته دوست دارم. سیب را ایمان را زندگی را و دوست داشتن را همه این ها را دوست دارم و به این دوستی افتخار می کنم!

دلتنگت فخری
 


 



میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با صدور بیانیه مشترکی، ضمن توصیف انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ به عنوان «جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان»، به بررسی گفتمان حاکم بر ساختار قبل از انقلاب و مقایسه آن با گفتمان نو انقلاب اسلامی پرداخته و سپس این مقایسه را به گفتمان جنبش سبز پیوند داده اند.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه ی خود ویژگی های گفتمان رژیم پهلوی را «بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان، در بند کردن آزادی خوهان، اعمال سانسور بر مطبوعات، مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان» ذکر کرده اند.

موسوی و کروبی در این بیانیه از گفتمان نوینی سخن به میان آورده اند که از فردای کودتای ۲۸ مرداد متولد شد و بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. مناسباتی که به گفته ی این دو همراه جنبش سبز دوباره بازتولید شده است، اما این بار به نام دین رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.

آنها انتخابات ۸۸ را جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی و ظهور گفتمان تازه ای در مقابل این خطرات دانسته و گفته اند که هیچ چیز نمی تواند مانع رشد این گفتمان شود، گفتمانی که فساد را تحمل نمی کند، خودی را ناخودی نمی کند، خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. عزت کارگر و کار آفرین را می خواهد نه ذلت آنها را، اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد.

موسوی و کروبی همچنین در تشریح تحولات دوسال گذشته، از آن دسته از افراد ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی یاد کرده اند که نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند و اطمینان داده اند که «در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.»

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه مشترک به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

* و العصر * ان الانسان لفی خسر * الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.

آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.

اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد از همان فردای سال ۴۱ متولد شد ،. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.

درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.

گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل‌انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود.یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابانها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».

درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمی‌ترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا می‌گوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»

این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.

آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.

آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.

دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک،حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.

در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه ویا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند به تدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.

وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.

در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟!) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد واز رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخودنمی راند.

آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.

گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت مردم می داند.

گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.

امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین می‌رود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی می‌کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایه‌های همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایه‌های فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول واقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.

و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کرده‌اند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.

در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود می فرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان ودشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم

مهدی کروبی میر حسین موسوی


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به norooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به norooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته