وزير تجارت خارجی ترکيه، روز سه شنبه گفت کشورش در نظر ندارد عليه شرکت های مورد تحريم آمريکا که متهم به صادرات غير قانونی به ايران هستند، اقدامی کند. ظفر چاغلايان گفت: «ترکيه قوانين خودش را دارد و کسی نمی تواند خارج از چارچوب قوانين ترکيه از ما بخواهد اين شرکت ها را تحريم يا فعاليت هايشان را ممنوع کنيم.» وزارت خزانه داری آمريکا هفته گذشته، ميلاد جعفری را به نقض قوانين تجارت آمريکا و صادرات مواد قابل استفاده در صنايع موشکی و هسته ای ايران از طريق ترکيه متهم کرد. وزارت خزانه داری آمريکا خانواده جعفری و همکارانشان را شبکه تامين کننده مواد لازم از جمله « آلومينيم و فولاد برای سازمان صنايع هوافضای ايران» معرفی کرده است.
سفارت آمریکا در مصر روز سه شنبه اعلام داشت، وانتی که در قاهره با چند نفر برخورد کرد، بسرقت رفته بود. سفارت آمریکا هرگونه دخالت در این حرکت را تکذیب کرده است. در نواری ویدیویی که بر روی سایت "یوتیوب" منتشر شده، وانت سفید رنگی دیده می شود که در خیابانی پرجمعیت در قاهره بسرعت حرکت می کند و عده ای از عابران را زیر میگیرد و میگریزد. سفارت آمریکا میگوید چند خودروی این سفارت در حدود دو هفته پیش بسرقت برده شده و در عملیات بزهکارانه استفاده شده است.
صادق لاريجانی، رييس قوه قضاييه ايران روز سه شنبه در واکنش به نامه اخير محمود احمدی نژاد در خصوص «نقش قوای مقننه و قضاييه در مخدوش کردن حوزه وظايف قوه مجريه»، گفت که اين نامه «بسيار ناروا» بود ولی «مصلحت» کشور ايجاب می کند که به وی پاسخ ندهد.صادق لاريجانی، رييس قوه قضاييه ايران روز سه شنبه در واکنش به نامه اخير محمود احمدی نژاد در خصوص «نقش قوای مقننه و قضاييه در مخدوش کردن حوزه وظايف قوه مجريه»، گفت که اين نامه «بسيار ناروا» بود. بیشتر بخوانید: نمایندگان مجلس به احمدی نژاد: تصویری که از نظام ارائه کردید، توهمی زیان بار است پاسخ مجمع به احمدینژاد: اگر معترضید به فکر تغییر قانون اساسی باشید به گزارش خبرگزاری مهر، صادق آملی لاريجانی که در ديدار با کارکنان و قضات دستگاه قضایی استان هرمزگان صحبت می کرد، درخصوص نامه محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران گفت: «نامه اخير رئيس جمهور سوای اشکالات حقوقی و فنی آن بسيار ناروا بود اگر مصلحت کشور ايجاب می کرد تک تک جملات را نقد فنی می کردم ولی نمی خواهم به آن دامن بزنم.» محمود احمدینژاد در حدود سه هفته پيش در نامهای به نمايندگان مجلس شورای اسلامی، به بهانه بحثهای صورت گرفته در مجمع تشخيص مصلحت در مورد چگونگی عزل و نصب رئيسکل بانک مرکزی، مقامهای ارشد مجمع تشخيص مصلحت، مجلس شورای اسلامی و قوه قضائيه را متهم کرده بود که در پی در پی مخدوش کردن وظايف قوه مجريه در اين زمينه هستند. صادق لاريجانی همچنين گفته است:« برخی از مسئولان هم بی ملاحظه به دستگاه قضايی اتهاماتی را می بندند ولی رسانه ای کردن اين اظهارات به صلاح کشور نيست زيرا قصد آنها اختلاف انداختن بين قوا و دامن زدن به چالش هاست به همين دليل دستگاه قضايی هم جواب نمی دهد تا اين اختلافات بيشتر نشود.» در حالی صادق لاريجانی تاکيد کرده است که «مصلحت» نمی داند که به نامه محمود احمدی نژاد پاسخ بدهد که برادرش علی لاريجانی، رييس مجلس، در ۱۲ بهمن گفته بود که آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، صحبت کردن روسای قوای مقننه، مجريه و قضائيه را عليه همديگر «خلاف شرع» دانسته است. هرچند روسای قوای مقننه و قضاييه از پاسخ به محمود احمدی نژاد خودداری کرده اند، اما مجمع تشخيص مصلحت و چهارتن از نمايندگان اصولگرای مجلس به وی پاسخ دادند. مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخی تفصيلی به انتقادهای محمود احمدینژاد از عملکرد خود، به رئيسجمهور پيشنهاد کرده بود که در صورت اعتراض به حوزه اختيارات و مسئوليتهای ديگر نهادهای برآمده از قانون اساسی، راه اصلاح قانون اساسی را در پيش گيرد. مجمع تشخيص مصلحت نظام نامه و مواضع محمود احمدینژاد را «مظلومنمايی» و «اقدامی بیسابقه» برای حمله به يکی از نهادهای برآمده از قانون اساسی خوانده و تأکيد کرده است که برای دفاع از جايگاه قانونی خود، پاسخی «صرفاً حقوقی» را در اختيار مردم میگذارد. در پاسخ مجمع به اظهارات محمود احمدینژاد نوشته شده بود که تاکنون «سابقه نداشته مسئولی که خود برای پاسداری از قانون اساسی سوگند خورده، به يکی از نهادهای مصرح در قانون اساسی بتازند و اعضای آن را که منتخبين مقام معظم رهبری هستند، متهم به تلاش برای کارشکنی در امور دولت نمايند.» پس از آنکه شورای نگهبان مصوبه مجلس درباره ماده ۸۰ قانون برنامه پنجم توسعه را که به ترکيب مجمع عمومی بانک مرکزی و نحوه انتخاب رييس کل آن مربوط میشود، مغاير با قانون اساسی دانست، مجلس با اصرار بر تصميم خود اين مصوبه را برای نهايی شدن به مجمع تشخيص مصلحت فرستاد. بر اساس اين مصوبه رئيسکل بانک مرکزی با پيشنهاد رئيسجمهور و رأی اکثريت نمايندگان مجلس به اين مقام منصوب میشود. انتقاد محمود احمدینژاد، بيشتر متوجه طرحی بود که گفته میشود در مجمع تشخیص مصلحت تصویب خواهد شد، که بر اساس آن عزل و نصب رييس کل بانک مرکزی منوط به نظر روسای سه قوه خواهد بود.
جبهه مشارکت در بيانيه ای، با استقبال از درخواست مجوز راهپيمايی توسط مير حسين موسوی و مهدی کروبی در روز ۲۵ بهمن، خواستار حمایت يکپارچه از حرکت مردم تونس و مصر شد. دو رهبر مخالف دولت، با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی، زمان و محل برگزاری اين راهپيمايی را ساعت سه بعدازظهر و از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی اعلام کرده اند. جبهه مشارکت در بیانیه اش افزوده، صدور مجوز می تواند به منزله حاکميت عقلانيت و بازگشت به نقطه آغازی برای روند قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفت و گو به نفع مردم حل و فصل شود. به گفته جبهه مشارکت، ناديده گرفتن حق مردم در برگزاری راهپيمايی، به معنای ابطال همه ادعاها در حمايت از قيام مردم مصر و تونس خواهد بود.
در حالی که دولت مصر اعلام کرده برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت برنامه ای آماده کرده است، دهها هزار نفر از معترضان یک بار دیگر در میدان تحریر قاهره خواستار کنارهگیری حسنی مبارک شدهاند. به گزارش خبرگزاری رویترز، عمر سلیمان، معاون رئیس جمهوری مصر، روز سهشنبه اعلام کرد، دولت برنامهای را برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت آماده کرده است. وی همچنین قول داد دولت مصر کسانی را که در تظاهرات شرکت کردهاند، تحت تعقیب قرار نخواهد داد. این در حالی است که معترضان با نادیده گرفتن وعدههای دولت، روز سهشنبه نیز به تظاهرات خود ادامه دادند. در این روز دهها هزار نفر در میدان تحریر قاهره گرد آمدند و خواستار کنارهگیری حسنی مبارک شدند. مخالفان حکومت مصر اعلام کردهاند، روز جمعه نیز یک تظاهرات «میلیونی» علیه دولت برگزار خواهند کرد.
همزمان با ادامه تظاهرات دهها هزار نفر در قاهره علیه دولت حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر، جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا در گفت و گو با عمر سلیمان، همتای مصری خود، خواستار انجام گفت و گوی فراگیر با مخالفان و انتقال فوری قدرت در مصر شده است.همزمان با ادامه تظاهرات دهها هزار نفر در قاهره علیه دولت حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر، جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا در گفت و گو با عمر سلیمان، همتای مصری خود، خواستار انجام گفت و گوی فراگیر با مخالفان و انتقال فوری قدرت در مصر شده است. بیشتر بخوانید: دهها هزار تظاهر کننده در میدان تحریر؛ دولت برنامه انتقال قدرت ارائه کرد فراخوان تازه معترضان مصری برای «راهپیمایی میلیونی» در قاهره به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا، روز سهشنبه در یک گفت و گوی تلفنی با عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور مصر خواستار انتقال سریع قدرت در این کشور شده است. پیشتر نیز عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور مصر، اعلام کرده بود، دولت این کشور برنامهای را برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت در این کشور آماده کرده است. با این حال معترضان بدون توجه به وعدههای دولت روز سهشنبه نیز به تظاهرات خود ادامه دادند و بر اساس برخی گزارشهای در این روز صدها هزار نفر در میدان تحریر و سایر نقاط قاهره دست به تظاهرات زده و خواستار کنارهگیری حسنی مبارک شدند. مخالفان حکومت مصر همچنین اعلام کردهاند، روز جمعه نیز یک تظاهرات «میلیونی» علیه دولت برگزار خواهند کرد. در این میان کاخ سفید با انتشار بیانیهای اعلام کرده است، جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا، در یک گفت و گوی تلفنی با عمر سلیمان یک بار دیگر بر موضع واشنگتن در قبال تحولات مصر تاکید کرده و گفته است، انتقال قدرت در این کشور باید «فوری، مسالمتآمیز و مشروع» باشد. بر اساس این گزارش جو بایدن همچنین به همتای مصری خود گفته است که انتقال قدرت در مصر باید پاسخگوی خواستههای مردم این کشور باشد و ابراز عقیده کرده است که «گفت و گوهای پرمحتوا» با گروههای مخالف دولت مصر میتواند، به برآورده شدن خواستههای مخالفان منجر شود. عمدهترین خواسته گروههای مخالف و معترضان مصری کنارهگیری حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر است و تاکنون دولت آمریکا صریحاً خواستار کنارهگیری وی نشده است. گزارش دیگری نیز حاکی از آن است که معاون رئیس جمهور آمریکا در گفت و گوی تلفنی خود با عمر سلیمان همچنین خواستار «فراگیر شدن گفت و گوها به منظور دربر گرفتن شمار بیشتری از گروههای مخالف» در مصر شده است. نخستین دور گفت و گوها میان گروههای مخالف و دولت روز یکشنبه برگزار شده بود و پس از پایان این گفت و گوها دولت مصر با انتشار بیانیهای از توافق دو طرف برای تشکیل شورایی با هدف اصلاح قانون اساسی خبر داده بود. با این حال مخالفان دولت وعدههای اعلام شده از سوی دولت را برای انجام اصلاحات در این کشور «ناکافی» دانسته و مهمترین خواسته خود را کنارهگیری حسنی مبارک یا واگذاری اختیارات وی به عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور، اعلام کرده بودند. گروه اسلامگرای اخوانالمسلمین نیز که یکی از عمدهترین گروههای مخالف دولت مصر به شمار میآید، روز دوشنبه اعلام کرده بود، قصد دارد، درخصوص ادامه گفتوگوها با دولت حسنی مبارک بازنگری کند.
مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران می گوید «کسی تریبون نماز جمعه را از آقاي هاشمي نگرفته» و«به ايشان اعلام شده است که می تواند حضور پیدا کند و خطبه ها را ایراد نماید و منعی در این جهت نیست.»مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران می گوید «کسی تریبون نماز جمعه را از آقاي هاشمي نگرفته» و«به ايشان اعلام شده است که می تواند حضور پیدا کند و خطبه ها را ایراد نماید و منعی در این جهت نیست.» آقای ذوالنور گفته است: «بعضی ها در جریان فتنه در جایگاه رهبری ایستادند و به نحو کدخدامنشی عمل کردند به گونه ای که نه این طرف برنجد و نه آن طرف، جای سرباز و فرمانده در جریان فتنه عوض شد، حداقل توقع از شخصیت های نظام این است که عقب تر از رهبری نباشند.» اکبر هاشمی رفسنجانی، در نماز جمعه روز ۲۶ تیرماه سال ۱۳۸۸ برای آخرین بار امام جمعه تهران بود. نماز جمعهای که در بحبوحه رویدادهای پس از انتخابات برگزار شد. در آخرین نماز جمعه اکبر هاشمی رفسنجانی، سه تن از رقیبان انتخاباتی آن دوره، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی و هزاران نفر از هواداران «جنبش سبز» شرکت کردند. در این نماز جمعه بود که اکبر هاشمی رفسنجانی، از جمله به انتقاد از دستگاه قضایی، شورای نگهبان، نیروهای امنیتی و صدا و سیما پرداخت و خواستار آن شد که اعتماد مردم نسبت به نظام ترمیم شود. بیشتر بخوانید: هاشمی رفسنجانی: به مواضع آخرین نماز جمعهام همچنان معتقدم هاشمی رفسنجانی: مردم نخواهند باید برویم نامه رفسنجانی به خامنهای: مانع شعلهورتر شدن اين آتش شوید پایبندی همه به قانون، دلجویی از آسیبدیدگان، فضای بحث برای جلب اعتماد، آزادی زندانیان و آزادی رسانهها و مطبوعات پنج راهکار اکبر هاشمی رفسنجانی در آخرین نماز جمعه وی بود که وی تاکنون بر آن تاکید ورزیده است. مجتبی ذوالنور گفت:«اخیرا آقای هاشمی یک حرکت جدیدی را آغاز کرده و در جرگه پیام دهندگان قرار گرفته است. آقای هاشمی تریبون های متعددی از جمله مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماز جمعه را در اختیار دارد و می تواند از این طریق اعلام نظر کند.» این روحانی حامی دولت گفته است:« بیانیه دادن آقای هاشمی اگرچه نوعی اعتراض است به این که من تریبون ندارم، اما واقعیت این است که ایشان تریبون دارد و می تواند سخنان خود را بیان کند.» وی همچنین گفته ممکن است دلیل بیانیه های آقای هاشمی به دلیل نزدیک شدن اجلاس خبرگان رهبری باشد و این که رییس مجلس «دارای رای متزلزل باشد» و به نوعی دارد پیش از موعد، موضع می گیرد. اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در روزهای اخیر بیانیه هایی صادر کرده و هم بر مواضع خود در آخرین نماز جمعه خود تاکید کرده و هم نسبت به جریان های مردمی در مصر و تونس موضع گرفته و گفته است «دیکتاتوری» در مقابل خواست مردم دوام نخواهد آورد. آقای ذوالنور، هاشمی رفسنجانی را «در جناح مخالفان ولایت فقیه» خوانده و گفته است: «در فتنه سال گذشته فتنه گران اساس نظام، مقدسات و ولایت فقیه را هدف قرار دادند و متاسفانه آقای هاشمی هم به ستون طرفداران این خیمه تبدیل شده است.» از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد در تابستان سال ۸۴، اکبر هاشمی رفسنجانی، و خانوادهاش همواره آماج حملات رییس دولت و حامیان وی بودهاند. این حملات در جریان انتخابات سال ۸۸ شدت بیشتری گرفت و شماری از نزدیکان این مقام ارشد جمهوری اسلامی، به دلیل حمایت از نامزدهای رقیب محمود احمدینژاد، مورد حمله حامیان دولت قرار گرفتند. همچنین دستگاه قضایی چندین تن از نزدیکان هاشمی رفسنجانی از جمله دخترش فائزه، نوه او حسن لاهوتی، و دیگر عضو نزدیک خانودهاش، حسین مرعشی را در نوبتهای مختلف بازداشت کرد. در ماههای اخیر نیز حملات علیه مهدی هاشمی دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی شدت یافته و مسئولان قضایی از محاکمه وی در صورت بازگشت به کشور خبر دادهاند. اما این قبیل حملات تنها متوجه خانواده و نزدیکان هاشمی رفسنجانی نبود و حمله به خود او پس از اعلام مواضعش در قبال اعتراضها در آخرین نماز جمعه وی، دامنه بیشتری یافت. پس از آن سخنرانی بود که آیتالله خامنهای چندین بار خطاب به «نخبگان» و «خواص» هشدار داد که مبادا با موضعگیری خود به «فتنه» کمک کنند. رهبر جمهوری اسلامی از جمله در مهرماه سال گذشته گفت: «نخبگان و خواص باید در فتنه، با بصیرت به روشنگری جامعه بپردازند و بسیار مراقب باشند زیرا برخی اوقات سکوت و کنار کشیدن آنان، کمک به فتنه است.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در بحبوحه مناظرههای انتخاباتی و تنها چند روز به انتخابات مانده، طی نامهای سرگشاده، با اشاره به جمعیت هوادار کاندیداها در خیابانها از آیتالله خامنهای خواسته بود که سلامت انتخابات را تضمین کند؛ نامهای که به یکی از محورهای حمله افراد جناح حاکم به وی تبدیل شد. وی در نامه خود به آیتالله خامنهای تصریح کرد: «از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.» به تازگی، غلامحسین الهام، سخنگوی سابق دولت احمدینژاد و عضو سابق شورای نگهبان، این نامه را مسبب رویدادهای پس از انتخابات دانسته و گفته است: «اگر ايشان تصريح نمیکردند که آتش زيرخاکستر بروز خواهد کرد و خيابانها اشغال خواهد شد، اين حوادث به وجود نمیآمد.» این اواخر آیتالله علمالهدی، عضو مجلس خبرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی را متهم کرد که در رویدادهای پس از انتخابات به وظیفه خود در مجلس خبرگان عمل نکرده و از آیتالله خامنهای دفاع نکرده است.
رهبراسلامگرایان چچن "دکو عمراُف" روز سه شنبه مسوولیت انفجار انتحاری فرودگاه مسکو را برعهده گرفت. روز 24 ژانویه (دوهفته پیش) در بمب گذاری انتحاری فرودگاه مسکو 36 نفر کشته و دهها تن زخمی شدند. دکو عمراُف در یک نوار ویدیویی اعلام کرد که بمب گذاری مسکو بدستور او انجام گرفته و افزود اینگونه عملیات در آینده نیز انجام خواهد گرفت. وی این حمله را پاسخی به "جنایات روسیه در قفقاز" خواند. رهبر اسلامگرایان چچن خواهان استقلال این منطقه و ایجاد کشوری اسلامی بر اساس شریعت است. هواداران او تاکنون چندبار حملات مرگباری علیه روسیه انجام داده اند. دولت مسکو اعلام کرد دمیتری مدودیف رییس جمهوری روسیه روز سه شنبه چندتن از مقامهای امنیتی را به علت سهل انگاری در پیشگیری از حمله به فرودگاه مسکو از کار برکنار کرده است.
یک عضو کمیسیون عمران مجلس میگوید که محمود احمدی نژاد قصد دارد وزارت مسکن و شهرسازی را با وزارت راه ادغام کند. امین شعبانی نماینده سنندج در این زمینه اعلام کرد که در برنامه پنجم توسعه تصویب شده که تعداد وزارت خانه ها از 21 به 17 وزارت خانه کاهش پیدا کند. به گزارش خبرگزاری ایلنا، این نماینده مجلس گفته است، برخی از وزیران با این کار مخالفند و علت را، از دست رفتن موقعیتشان دانسته است. محمود احمدی نژاد هفته گذشته علی نیکزاد، وزیر مسکن و شهرسازی را با حفظ سمت به سرپرستی وزارت راه و ترابری و جایگزین حمید بهبهانی منصوب کرد. عضو کمیسیون عمران مجلس تاکید کرد که برای ادغام وزارت خانه ها، رییس جمهوری باید پیشنهاد خود را به مجلس ارایه دهد تا در باره آن کارشناسی صورت بگیرد.
دولت مصر روز سه شنبه اعلام داشت که 34 تن از زندانیان سیاسی را آزاد کرده است. به گزارش خبرگزاری دولتی مصر"مِنا"، این نخستین گروه از زندانیان سیاسی اند که در پی اعتراضات سه هفته گذشته، آزاد شده اند. در جریان ناآرامی های مصر، در چند زندان این کشور زندانیان شورش کردند و خود را به بیرون رساندند. بر پایه این گزارش، برخی از زندانیان خود را به پاسگاههای پلیس معرفی کرده اند. گروههای حقوق بشری میگویند که شمار زندانیان سیاسی در مصر، روشن نیست و دولت نیز در این زمینه اطلاعاتی منتشر نکرده است.
بیست و هشتمین دوره کتاب سال و هجدهمین دوره جایزه جهانی کتاب سال ایران، شامگاه سه شنبه در تالار وحدت تهران برگزار شد. به گزارش خبرگزاری ايرنا، به هر يك از منتخبان كتاب سال، لوح تقدير و 50 سكه بهار آزادي اهدا شد. خبرگزاریهای جمهوری اسلامی فهرست کتابها و نویسندگان برنده را اعلام نکرده اند. طی پنج سال اخیر بسیاری از نویسندگان اجازه انتشار کتابهایشان را بدست نیاورده اند و برخی از کتابها که در سالهای گذشته منتشر شده اند، نیز مجوز اتشارشان لغو شده است.
مراسم چهلمين سالگرد عمليات سياهکل عصر شنبه پنجم فوريه در سالن «تورن هيل سنتر» تورونتو با اجرای موسيقی لری، کردی و آذربايجانی، نمايش فيلم و همچنين سخنرانی «اشرف دهقانی» برگزار شد.مراسم چهلمين سالگرد عمليات سياهکل عصر شنبه پنجم فوريه در سالن «تورن هيل سنتر» تورونتو با اجرای موسيقی لری، کردی و آذربايجانی، نمايش فيلم و همچنين سخنرانی «اشرف دهقانی» برگزار شد. به رغم بارش برف، حضور و سخنرانی اشرف دهقانی از اعضای سرشناس و اوليه سازمان چريک های فدايی خلق سبب شده بود تا اين مراسم با استقبال نزديک به ۷۰۰ نفر از ايرانيان مقيم تورونتو و نيز ايرانيانی که از اروپا و امريکا برای شرکت در اين مراسم به تورنتو سفر کرده بودند ، مواجه شود. ديوارهای سالن بزرگ تورن هيل سنتر طی اين مراسم با عکس اعضای اوليه چريک های فدايی خلق تزیين شده بود. اعضايی که در جريان عمليات سياهکل کشته يا پس از بازداشت در اسفند سال ۴۹ اعدام شدند و البته تصاوير ديگر اعضای کشته شده اين سازمان در فاصله سال های ۵۰ تا ۵۷ نيز بر ديوارهای سالن نصب شده بود. اشرف دهقانی يکی از اعضای اوليه سازمان چريکهای فدايی خلق و نويسنده کتاب«حماسه مقاومت» است که شرحی بر شکنجه هايی که در سال ۱۳۵۰ در زندان های ساواک و فرار موفقيت آميزش به عنوان «زن چريک» از زندان قصر است. ابراز احساسات چندين باره حاضران طی مراسم چهلمين سالگرد عمليات سياهکل برای اشرف دهقانی اما همراه بود با يادآوری او که گفت «اين ابراز احساسات برای يک فرد نيست بلکه ابراز احساسات به مقاومت انقلابی، چريک های فدايی خلق و همه مبارزانی است که با خون خودشان نهال انقلاب ايران را آبياری کردند.» وی سپس با مرور بر چگونگی وقوع عمليات سياهکل در ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹ و شکل گيری سازمان چريک های فدايی خلق گفت که «مبارزه رزمندگان سياهکل آن قدرعظيم و ارزشمند بود که تاريخ جامعه ما را قدمی جلو برد و ما تاثيرات سترگ اين مبارزه را بعدها در جريان قيام بهمن ۵۷ نيز شاهد بوديم و ديديم که چريک های فدايی خلق چطور با استقبال وسيع مردم سراسر ايران موجه شدند و اين خودش قدرتی به کمونيست ها داد که خمينی در ابتدا نتوانست کمونيست ها را سرکوب کند.» اشرف دهقانی با تاکيد براين که «ما نمی خواهيم در گذشته بمانيم و بايد ببينيم که از آفتابکاران جنگل چه درس هايی می شود برای تغيير شرايط ظالمانه کنونی آموخت»، گفت که «دليل بررسی تاريخ همين است که می خواهيم از آن درسی برای شرايط حال و آينده گرفته شود» و «به همين خاطر هم هست که تاريخ را تحريف می کنند چون نمی خواهند نسل جوان به درس های نهفته در مبارزات گذشته دست پيدا کند.» او تاکيد کرد که عمليات سياهکل «در پاسخ به ضرورت های جامعه و نيازهای مبارزاتی جامعه» آن زمان ايران به وجود آمد و گفت: «ما اگر می بينيم که از سياهکل يک جنبش انقلابی پا گرفت که يکی از درخشان ترين دوره های تاريخی را در جامعه ما به وجود آورد، در درجه اول به خاطر موفقيت اعضای اوليه سازمان در تدوين يک تئوری انقلابی بود که با شرايط خود جامعه ايران انطباق داشت.» اشرف دهقانی همچنين به مواردی از تحريف های تاريخی درباره عمليات سياهکل و تاريخ تشکيل سازمان چريک های فدايی خلق اشاره کرد و گفت «ما بايد تاريخ مان را درست بشناسيم تا فريبکاران نتوانند با خلط مسايل ، گمراهی ايجاد کنند.» و از جمله درباره «کتابی که وزارت اطلاعات طی سال های اخير عليه چريک های فدايی خلق منتشر کرده»، گفت که در اين کتاب نظراتی را که بيژن جزنی چند سال بعد از تشکيل چريک های فدايی خلق در زندان نوشته، به گروه جنگل نسبت داده و بعد با مقايسه آن با نظرات احمد زاده به خيال خودش کشفی کرده و گفته که اين دوگانگی نهفته در سازمان بود.درحالی که نظراتی که بيژن جزنی در زندان نوشته بود ، چند سال بعد از سياهکل و تشکيل سازمان چريک های فدايی خلق بود» و حتی پيشتر «اين نظرات در گروه خود وی نيز مطرح نبود.» اشرف دهقانی گروه مسعود احمد زاده را طراح اصلی تئوری انقلابی چريک های فدايی خلق معرفی کرد و گفت «اين گروه طی ۴ سال کارهای عظيمی در زمينه تئوريک انجام دادند و بعد در يک پروسه کار نظری و عملی يعنی رفتن ميان کارگران و دهقانان است و کوشش در شناخت شرايط علمی جامعه پرداختند.» و البته افزود که «مطالعه شرايط عينی جامعه، کاری بود که تنها اين گروه به آن دست زد و تا جايی که من می دانم بدعت گزاران اين روش کار هم در دهه ۴۰ ايران، بهروز دهقانی و صمد بهرنگی بودند.» او همچنين گفت که «اگر ديروز به نادرست بيژن جزنی را تئوريسين اين سازمان خواندند، امروز کار تحريف تاريخ چريک های فدايی خلق به جايی رسيده که برای ايجاد اغتشاش فکری در بين جوانان کنونی به شهيد مصطفی شعائيان هم نسبت نظريه پرداز نسل دهه پنجاه را می دهند، درحالی که جوانان دهه پنجاه از نظرات شعائيان اطلاعی نداشتند.» دهقانی حضور سازماندهی شده زنان با هويت زنانه خويش در سازمان های سياسی را يکی از دستاوردهای عمليات سياهکل و تشکيل چريک های فدايی خلق توصيف کرد و گفت که دستاورد ديگر آن حل مشکل «سازمان يابی انقلابيون حرفه ای» بود. وی در همين حال تعمد در رياضت کشی را رد کرد و با اشاره به اينکه مبارزان در نيمه اول دهه پنجاه « کی از طاقت فرساترين شرايط زندگی را داشتند» از «بی خوابی های ممتد، فقر غذايی، کارهای عملی زياد» به عنوان برخی از مختصات زندگی مخفی مبارزان ان دوره نامبرد و گفت «عده ای از همه جا بی خبر نسبت «رياضت کشی» را هم به ما می دهند انگار که نعمت ها همين جوری ريخته بود زير دست و پای ما، و ما می گفتيم نمی خواهيم از آن استفاده کنيم که اين طور نبود.» اشرف دهقانی با مروری بر ضربه های وارد شده به چريک های فدايی خلق در سياهکل و پس از آن در سال ۵۰ و ۵۵ از سوی پليس سياسی و ساواک شاه، همچنين از دو کجروی اين سازمان ياد کرد و اولی را «عدم کار تئوريک و نظريه پردازی پس از تغيير شرايط در سال های ابتدايی دهه ۵۰» عنوان کرد و دومی را «عدم گسترش مبارزه چريکی به روستاها و در ميان دهقانان» نامید. او همچنين گفت: « به درستی از رستاخيز سياهکل به عنوان يک نقطه عطف نامبرده اند در تاريخ مبارزاتی مردم ايران.به اين دليل که درست بعد از سياهکل است که جو و شرايط سياسی در ايران به کلی تغيير می کند.» درباره شرايط فعلی و جنبش اعتراضی در ايران هم اشرف دهقانی گفت:«رسانه ها تبلغ می کردند جوان های الان مثل جوان های دهه ۵۰ و ۶۰ نيستند و انقلاب نمی خواهند در حالی که واقعا اين جنبش نشان داد که اولين حرف پير و جوان و نوجوان در ايران انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی است و به وجود آوردن دنيای نوينی است.» او همچنين گفت :«می دانيم چهل سال گذشته» و «هم مردم تغيير کرده اند و هم دشمنان مردم» و حتی «روحيات و فرهنگ و آگاهی مردم خيلی فرق کرده» اما «وجود سيستم سرمايه داری وابسته نه تنها فرق نکرده که گسترده تر شده است.» اشرف دهقانی با تاکيد براين که «بحث اصلا تکرار سياهکل نيست. منظورم اين نيست که ۴ نفر بروند و حمله کنند به پاسگاه سياهکل» و بخواهند نتيجه مشابه آن بگيرند، که«بايد راز ماندگاری آفتابکاران جنگل را آموخت و با استفاده از تجارب گران بهای آن نسل، بايد ديد در شرايط کنونی چه موانعی پيشاروی جنبش مردم قرار دارد.» او گفت :«بحث بر سر يادگيری از درس های نهفته تاريخ است» و «من تاکيد می کنم که در شرايط کنونی مشکل اساسی مردم ما برای رهايی فقدان رهبری است.» از ديگر بخش های چهلمين سالگرد آغاز جنبش سياهکل در تورونتو نمايش يک ويديو کليپ و همچنين شعری از رحيمه توخی شاعر افغان به نام «اعدام» و همچنين دکلمه ای در وصف سياهکل بود. در پايان سخنرانی و همچنين در وقت استراحت ميان برنامه نيز شماری از حاضران به ديدار و سئوال با اشرف دهقانی که کمتر در سخنرانی های عمومی حاضر می شود، پرداختند. در بيرون سالن برگزاری مراسم نيز قريب به اتفاق کتاب های منتشر شده اشرف دهقانی و همچنين چريک های فدايی خلق که برگزار کننده و ميزبان مراسم چهلمين سالگرد عمليات سياهکل بود، عرضه می شد و شماری از حاضران پس از خريد اين کتاب ها برای امضاء به اشرف دهقانی مراجعه و کتاب ها را برايشان امضاء می کرد.
کارلوس کرش، سرمربی پيشين تيم ملی فوتبال پرتغال و گزينه اصلی هدايت تيم ملی فوتبال ايران سه شنبه پس از بازديد از امکانات ورزشی گفته است که تصميم نهايی خود را پس از بازی ايران و روسيه اعلام خواهد کرد.کارلوس کرش، سرمربی پيشين تيم ملی فوتبال پرتغال و گزينه اصلی هدايت تيم ملی فوتبال ايران روز سه شنبه گفته است که تصميم نهايی خود را پس از بازی ايران و روسيه اعلام خواهد کرد. کارلوس کرش که پس از بازديد از امکانات ورزشی ایران با خبرنگاران در تهران صحبت می کرد، گفت:« از تهران و شرايط کمپ و امکانات خوشم آمده و دوست دارم که بازی ايران و روسيه را ببينم و بعد تصميم نهايی را بگيرم. » کارلوس کرش با اشاره به اهميت مذاکره با فدراسيون فوتبال ایران، گفته است:« قرار است تصميم بزرگی گرفته شود و به همين دليل بايد با چشم باز تصميم بگيريم. بايد ببينيم انگيزه فدراسيون و مربی از اين مذاکره چيست. فدراسيون فوتبال ايران کار حرفه ای و جالبی انجام داده، البته ما فعلا در شروع مذاکرات هستيم و تنها چيزی که می توانم بگويم اين است که از ايران و شرايط آن خوشم آمد. » شش ميليون دلار برای سرمربيگری تيم ايران برای سرمربيگری تيم ملی فوتبال ايران کارلوس کوئيروز (کرش)، مربی پيشين تيمهای ملی پرتغال و رئال مادريد و دستيار آلکس فرگوسن در تيم منچستريونايتد، دوشنبه شب وارد تهران شد تا در صورت توافق قراردادی سه ساله را امضا کند. علی کفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال، به هنگام ورود کوئيروز به تهران به خبرنگاران گفته بود که اين اين مربی پرتغالی در نشست صبح سه شنبه با مسوولان فدراسيون فوتبال علاوه بر رقم قرارداد، برای مدت آن هم به مذاکره نهايی خواهد پرداخت. اما روز بعد عباس ترابيان، رييس روابط بين الملل فدراسيون فوتبال به خبرگزاری فارس گفت:« به دليل تبليغات منفی که در مورد ايران کرده بودند او به ايران آمده تا خودش شرايط را ببيند. به هر حال اين مربی می خواهد وضعيت را ببيند و خانواده خود را به ايران بياورد.» بنابر گزارش ها عباس ترابيان بحث های اوليه را با کوئيروز در امارات انجام داده و رقم قرارداد شش ميليون دلاری برای سه سال اعلام شده است. نزديک بودن سرمربی تيم ملی پرتغال به صندلی داغی که تا مسابقه با کره جنوبی در جام ملتهای اسيا به افشين قطبی تعلق داشت، از يک هفته پيش در رسانه های داخلی مطرح شده بود، اما رييس روابط بين الملل در آن هنگام با تاکيد بر اين که نه اين خبر را تاييد می کند و نه تکذيب، به صورت تلويحی بر آن صحه گذاشته بود. خبرگزاری ايلنا گزارش داده است که کوئيروز تمايل دارد قراردادش با فدراسيون فوتبال ايران حتی در صورت ناکامی تيم ملی در راهيابی به جام جهانی هم تا پايان سال ۲۰۱۴ معتبر باشد. کار افشين قطبی در حالی با پايان کار تيم ملی در جام ۲۰۱۱ ملتهای آسيا خاتمه يافت که با علنی شدن جست و جو برای يافتن يک مربی خارجی برای تيم ملی از سوی مسوولان فوتبال – و حتی از سوی علی سعيدلو، رييس سازمان تربيت بدنی – قطبی پيش از شروع جام با يک تيم باشگاهی ژاپنی (شيميزو) قرارداد بست و از قطر مستقيما به ژاپن رفت. با خروج تيم ملی از تهران به ابوظبی برای بازی دوستانه با روسيه، سرمربی تيم ملی پرتغال در حالی به ايران آمد که پس از جام جهانی ۲۰۱۰ به دليل توهين به ماموران ضد دوپينگ کشورش ابتدا شش ماه محروم و سپس از سوی فدراسيون فوتبال پرتغال برکنار شد. اين توهين باعث شد که پرونده اين بازيکن در دادگاه داوری ورزش در زوريخ هنوز باز باشد و حتی به گزارش رسانه های داخلی مانعی بر سر عقد قرارداد ايجاد کند. خبرگزاری فارس از قول عباس ترابيان در پاسخ به اين موضوع می نويسد:« او هيچ مشکلی ندارد. فدراسيون فوتبال برای قرارداد بستن با اين مربی فقط نياز به آرامش دارد. من به سوالات حاشيه ای جواب نمی دهم.» او در مورد ملاقات امروز مربی پرتغالی با رييس سازمان تربيت بدنی هم گفته بود:« فعلا قراری نيست. ما سعی می کنيم اول مذاکراتمان با اين مربی به نتيجه برسد و اگر اين طور شد به ديدار سعيدلو می رويم. اکنون لزومی به اين کار نمی بينيم.» اين در حالی است که علی سعيدلو در گفت و گو با همين خبرگزاری گفت:« امروز (سه شنبه) قرار است وی به همراه مسئولان فدراسيون به سازمان تربيت بدنی بيايد. بعدازظهر امروز او را می بينم و گپ و گفتی با اين مربی خواهم داشت و با او احوالپرسی می کنم. «کرش» هنوز سرمربی تيم ملی نشده و اميدوارم بعد از اين جلسه خبرهای جديدتری داشته باشيم. بحث هايی وجود دارد که بايد با او اين موارد را بررسی کنيم.» دوران مربيگری کوئيروز کوئيروز مربيگری را با تيم ملی جوانان پرتغال آغاز کرد که حاصل آن ظهور ستارگانی چون فيگو، روی کاستا و فرناندو کوتو بود. در سال ۱۹۹۱ سرمربی تيم ملی پرتغال شد و پس از دو سال حضور در نيمکت پرتغال اين تيم را به مقصد اسپورتينگ ليسبن ترک کرد. پس از يک دوره مربيگری در تيم ردبولز (گاوهای وحشی) آمريکا، در سال ۱۹۹۶ کوئيروز سرمربی تيم تيم ناگويای ژاپن شد. در سال ۱۹۹۸ سرمربی تيم ملی امارات شد و سپس بعد از رساندن تيم ملی آفريقای جنوبی به جام جهانی ۲۰۰۲، بر روی نيمکت منچستر يونايتد در کنار فرگوسن نشست. از دستياری فرگوسن به سرمربيگری تيم رئال مادريد رسيد ولی بعد از يک سال دو باره به منچستريونايتد بازگشت. سرمربيگری دوباره تيم ملی پرتغال پس از يورو ۲۰۰۸ به راهيابی کشورش به جام جهانی ۲۰۱۰ آفريقای جنوبی منجر شد. کوئيروز که در پرتغالی کارلوس کي روز تلفظ می شود (و در ايران کارلوس کرش)، تا يکشنبه هفتم فوريه فرصت داشت تا با باشگاه واسکودوگامای برزيل کار قرارداد را تمام کند. اما به نظر می آيد با اين تيم باشگاهی توافقی به عمل نيامده است.
ظفر چاغلايان، وزير تجارت خارجی ترکيه روز سه شنبه گفته است، کشورش در نظر ندارد اقدامی عليه شرکت های مورد تحريم آمريکا در استانبول که متهم به صادرات غير قانونی به ايران هستند، انجام دهد.ظفر چاغلايان، وزير تجارت خارجی ترکيه، روز سه شنبه گفته است کشورش در نظر ندارد اقدامی عليه شرکت های مورد تحريم آمريکا در استانبول که متهم به صادرات غير قانونی به ايران هستند، انجام دهد. وزير تجارت خارجی ترکيه که با خبرنگاران صحبت می کرد، گفت: «اين شرکتها در فهرست سياه آمريکا قرار دارند، نه در فهرست ما. در خصوص (تحريم ها عليه ايران) ما براساس قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل متحد عمل می کنيم.» ظفر چاغلايان همچنين گفت: «ترکيه قوانين خودش را دارد. کسی نمی تواند خارج از چارچوب قوانين ترکيه از ما بخواهد اين شرکت ها را تحريم يا فعاليت هايشان را ممنوع کنيم.» آقای چاغلايان همچنين بر اجرای «جدی» تحريم های سازمان ملل توسط کشورش تاکيد کرد و گفت: ترکيه سازوکار های خود را برای کنترل تجارت کالا و مواد با کاربرد دوگانه (کالاهای نظامی و غیرنظامی) دارد. وزارت خزانه داری آمريکا سه شنبه هفته گذشته، ميلاد جعفری را به نقض قوانين تجارت آمريکا و صادرات موادی قابل استفاده در صنايع موشکی و هسته ای ايران از طريق ترکيه متهم کرد. وزارت خزانه داری آمريکا اعلام کرده بود، تمام اموال ميلاد جعفری، پدرش محمد جواد جعفری، مادرش مهين فلسفی، و برادرش مانی جعفری را در خاک آمريکا توقيف و مسدود کرده است. وزارت خزانه داری آمريکا از خانواده جعفری و همکارانشان به عنوان «يک شبکه تهيه و تدارک مستقيم مواد موردنياز برنامه موشکی ايران» ياد کرده است که تامين کننده مواد لازم و از جمله « آلومينيم و فولاد برای سازمان صنايع هوافضای ايران» بوده اند. در بيانيه وزارت خزانه داری آمريکا سه شرکت ثبت شده در استانبول به اتهام همدستی با ميلاد جعفری در فهرست تحريم های آمريکا قرار گرفته اند. ظفر چاغلايان نیز در این باره می گويد سه شرکت مورد نظر در فهرست تحريم آمريکا در استانبول دارای سهامداران ايرانی و ترک است. ظفر چاغلايان همچنين تصريح کرد که ترکيه درصدد توسعه مناسبات تجاری با ايران است. وزير تجارت ترکيه گفته است: «حجم مبادلات تجاری با ايران هم اکنون به ۱۰ ميليادر دلار رسيده است و هدف ما اين است که تا سال ۲۰۱۵ سقف مبادلات تجاری به ۳۰ ميليارد دلار برسد.» ترکيه به عنوان يک عضو غير دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد به چهارمين قطعنامه تحريمی اين شورا عليه رای منفی داد. ترکيه همچنين کوشيده است تا برای حل مناقشه هسته ای ايران ميانجيگری کند. ترکيه و برزيل در آستانه تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران کوشيدند با امضا بيانيه ای در تهران راه حلی برای تامين سوخت راکتور تحقيقاتی تهران فراهم کنند که اين پيشنهاد را کشورهای غربی نپذيرفتند.
در حالی دولت مصر اعلام کرده است، برنامهای برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت آماده کرده است، دهها هزار نفر از معترضان یک بار دیگر در میدان التحریر قاهره گرد هم آمده و خواستار کنارهگیری حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر شدهاند.در حالی دولت مصر اعلام کرده است، برنامهای برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت آماده کرده است، دهها هزار نفر از معترضان یک بار دیگر در میدان التحریر قاهره گرد هم آمده و خواستار کنارهگیری حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر شدهاند. به گزارش خبرگزاری رویترز، عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور مصر، روز سهشنبه اعلام کرد، دولت این کشور برنامهای را برای انتقال «مسالمتآمیز» قدرت در این کشور آماده کرده است. بیشتر بخوانید: فراخوان تازه معترضان مصری برای «راهپیمایی میلیونی» در قاهره اوباما: مصر به گذشته باز نمیگردد وی همچنین قول داده است، دولت مصر کسانی را که در تظاهرات ضد دولتی در دو هفته گذشته در این کشور شرکت کردهاند، تحت تعقیب قرار نخواهد داد. این در حالی است که معترضان با نادیده گرفتن وعدههای دولت، روز سهشنبه نیز به تظاهرات خود ادامه دادند و در این روز دهها هزار نفر در میدان التحریر (آزادی) قاهره گرد هم آمده و خواستار کنارهگیری حسنی مبارک شدهاند. شبکه انگلیسی زبان الجزیره شمار تظاهرکنندگان روز سهشنبه در قاهره را صدها هزار نفر اعلام کرده و افزوده است، بسیاری از تظاهرکنندگان برای نخستین بار به جمع معترضان پیوستهاند. مخالفان حکومت مصر همچنین اعلام کردهاند، روز جمعه نیز یک تظاهرات «میلیونی» علیه دولت برگزار خواهند کرد. ادامه اعتراضها در مصر در حالی است که روز دوشنبه دولت مصر از افزایش ۱۵ درصدی دستمزدها در این کشور خبر داده و برخی گزارشها از عادی شدن اوضاع در مصر حکایت داشت. با این همه گروه اسلامگرای اخوانالمسلمین، که یکی از عمدهترین گروههای مخالف دولت مصر به شمار میآید، روز دوشنبه اعلام کرده بود، قصد دارد، درخصوص ادامه گفتوگوها با دولت حسنی مبارک بازنگری کند. نخستین دور گفت و گوها میان گروههای مخالف و دولت روز یکشنبه برگزار شده بود و پس از پایان این گفت و گوها دولت مصر با انتشار بیانیهای از توافق دو طرف برای تشکیل شورایی با هدف اصلاح قانون اساسی خبر داده بود. با این حال مخالفان دولت وعدههای اعلام شده از سوی دولت را برای انجام اصلاحات در این کشور «ناکافی» دانسته و مهمترین خواسته خود را کنارهگیری حسنی مبارک یا واگذاری اختیارات وی به عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور، اعلام کرده بودند. در همین حال روز سهشنبه و به دنبال انتشار گزارشهایی درباره آزادی وائل غُنیم، از مدیران ارشد اجرایی شرکت گوگل در خاورمیانه، که نقش عمدهای در سازماندهی تظاهرات ضد دولتی در مصر از طریق فییسبوک ایفا کرده بود، فعالان سیاسی، وبلاگ نویسها و معترضان خواستار ادامه راهپیماییهای گسترده در سراسر مصر شدهاند.
در حالی که دهها هزار معترض مصری برای پانزدهمین روز پیاپی در میدان تحریر قاهره گرد آمدهاند، بنا بر گزارشها، بسیاری از این معترضان در انتظار حضور یافتن وائل غُنیم، از سازماندهندگان تازه آزاد شده راهپیماییهای مصر در این میدان هستند.در حالی که دهها هزار معترض مصری برای پانزدهمین روز پیاپی در میدان تحریر قاهره گرد آمدهاند، بنا بر گزارشها، بسیاری از این معترضان در انتظار حضور یافتن وائل غُنیم، از سازماندهندگان تازه آزاد شده راهپیماییهای مصر در این میدان هستند. وائل غنیم، که از سازماندهندگان اصلی راهپیماییهای اولیه معترضان مصری بود، ۱۲ روز پیش از این ناپدید شد و آزادی او از زندان، روز دوشنبه، شادی و حمایت گسترده فعالان سیاسی و بلاگرهای این کشور را بهدنبال داشت. خبرگزاری آسوشیتدپرس مینویسد که «بسیاری از معترضان، اعتقادی به گروههای سنتی اپوزیسیون که در حال گفتوگو با دولت حسنی مبارک هستند ندارند» و وائل غنیم را به عنوان سخنگوی خود پذیرفتهاند. به گزارش این خبرگزاری، تا روز سهشنبه در حدود ۹۰ هزار نفر با عضویت در یک گروه فیسبوکی، وائل غنیم را به عنوان سخنگوی خود نامزد کردهاند. وائل غنیم ۳۰ ساله، مدیر ارشد بازاریابی شرکت گوگل در خاورمیانه، فردی است که با ایجاد صفحهای در شبکه اجتماعی فیسبوک، موفق شد معترضان را برای آغاز راهپیماییها در مصر بسیج کند. وی روز ۲۸ ژانویه توسط مأموران دولتی دستگیر شد و روز دوشنبه از زندان آزاد شد. بسیاری از معترضان، اعتقادی به گروههای سنتی اپوزیسیون که در حال گفتوگو با دولت حسنی مبارک هستند، ندارند وائل غنیم را به عنوان سخنگوی خود پذیرفتهاند. گزارشها حاکی است آزاد شدن وائل غنیم، «موج تازهای از امید» را در میان معترضان برانگیخته و این معترضان خواستار ادامه راهپیماییهای گسترده در خیابانهای سراسر مصر شدهاند. شبکه خبری الجزیره، آزادی او از زندان را «دارای اهمیت بسیار زیاد» نامیده که میتواند باعث «وارد شدن شمار بسیاری از افراد تازه در راهپیماییها» شود. الجزیره میافزاید «در حالی که وائل غنیم، خود گفته که نمیخواهد به او به چشم یک قهرمان نگاه کنند» اما معترضان که مدتی است به دنبال یک رهبر میگردند میگویند که «غنیم به نحوی برای آنان حکم رهبر را دارد.» خبرگزاری فرانسه نیز در خبری از وائل غنیم به عنوان «قهرمان تازه اعتراضات» نام برده و مینویسد که بازداشت او باعث شدهاست تا وی در مرکز توجهات معترضان قرار بگیرد. وائل غنیم پس از آزاد شدن، در مصاحبه با یکی از کانالهای تلویزیونی مصری، به یاد کشتهشدگان اعتراضات دو هفته اخیر در مصر، اشک ریخت و گفت که ۱۲ روز زندان را با چشمان بسته و در بیخبری بهسر بردهاست. وی در این مصاحبه افزود: «من قهرمان نیستم، من ۱۲ روز در خواب بودم، قهرمان آنهایی هستند که در خیابانها بودند، کسانی که در راهپیماییها شرکت کردند، جان خود را فدا کردند، کتک خوردند، دستگیر شدند و جانشان به خطر افتاد.» وائل غنیم روز سهشنبه در یک پیام توئیتری به پیروانش خبر داد که به سوی میدان تحریر در حال حرکت است اما خبری مبنی بر حضور او در این میدان بهدست نرسیدهاست. ادامه اعتراضات در مصر پس از دو هفته راهپیمایی در حالی است که حسنی مبارک ضمن خودداری از کنارهگیری زودهنگام از سمت ریاست جمهوری، اعلام کردهاست که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خود را نامزد نخواهد کرد. سازمان دیدهبان حقوق بشر روز دوشنبه اعلام کرد که در جریان اعتراضهای ضد دولتی در مصر تاکنون دستکم ۲۹۷ نفر جان خود را از دست دادهاند.
همزمان با ادامه تظاهرات مردم در مصر و احتمال سقوط دولت حسنی مبارک گمانهزنیها بر سر حکومت آینده مصر فکر بسیاری را به خود مشغول کرده است، به ویژه در کشورهای غربی نگرانی بزرگی از احتمال به قدرت رسیدن اسلامگراهای افراطی و از جمله اخوانالمسلمین وجود دارد که گفته میشود مهمترین گروه اپوزیسیون در مصر است.همزمان با ادامه تظاهرات مردم در مصر و احتمال سقوط دولت حسنی مبارک گمانهزنیها بر سر حکومت آینده مصر فکر بسیاری را به خود مشغول کرده است، به ویژه در کشورهای غربی نگرانی بزرگی از احتمال به قدرت رسیدن اسلامگراهای افراطی و از جمله اخوانالمسلمین وجود دارد که گفته میشود مهمترین گروه اپوزیسیون در مصر است. اما آیا اخوانالمسلمین میتواند آینده مصر را رقم بزند یا این گروه امروز همان سازمان با همان دیدگاهی است که دههها پیش پایهگذاری شد. رادیوفردا این پرسشها را با ماشاءالله شمسالواعظین، روزنامهنگار در تهران، در میان گذارده است. رادیوفردا: آقای شمسالواعظین، با توجه به رویدادهای مصر، اکنون طبیعی است که صحبت بر این است یا نگرانیها و گمانهزنیهایی هست بر سر این که حکومت و دولت آینده مصر چه ترکیبی خواهد داشت؟ از جمله در غرب بسیار نگران هستند که ممکن است گروه اخوانالمسلمین بتواند با کسب قدرت یا بخشی از قدرت باعث دردسر شود. اصولاً با توجه به سابقه تاریخی گروه اخوانالمسلمین چه میتوانیم درباره این نگرانی بگوییم؟ آیا این نگرانی قابل توجیه است یا این که اخوانالمسلمین امروز با اخوانالمسلمینی که ۶۰ سال پیش تاسیس شد کاملاً فرق دارد؟ ماشالله شمسالواعظین: نکته اول، بیش از هر کس دیگر حکومت حسنی مبارک است که هم غرب را به وحشت انداخته و هم نیروها و کشورهای منطقهای را به این که اگر آرامش و ثبات سیاسی مصر به هم بخورد، تنها برنده این ماجرا جنبش اخوانالمسلمین خواهد بود. نکته دوم، جنبش اخوانالمسلمین با توجه به سابقه حدود ۶۰ سالهاش یعنی از دهه ۵۰ میلادی قرن پیش که به رهبری حسن البنا شکل گرفته جنبشی کاملاً ریشهدار در مصر است و میتوانیم بگوییم بخش زیادی از تحولات مصر را طی ۶۰ سال اخیر یا شش دهه اخیر بخشی از نیروهایی تشکیل میداده که در اعتراض به وضع موجود وارد صحنه سیاسی مصر شدند. دقیق این را باید توجه کرد: «بخشی» از نیروهای معترض یا نقشآفرین صحنه سیاسی مصر. شاید به همین دلیل باشد که جنبش اخیر که طی ده روز اخیر مصر را فرا گرفته نیروی اخوانالمسلمین میتوانم بگویم که یک دهم نیروهای سیاسی مصر را تشکیل میدهند که هم اکنون در میدان آزادی مصر تجمع میکنند، در سراسر کشور دست به اعتراضات وسیعی زدهاند. یعنی به نظر شما از نظر نیروی سیاسی و وزن سیاسی که این جمعیت در مصر دارد، چندان تعیینکننده در سرنوشت آینده سیاسی مصر نخواهد بود؟ نه این به این معنا نیست که تعیینکننده نخواهد بود یا نقشآفرینی نخواهد کرد. ولی یک نکته مهم را باید توجه کرد. اخوانالمسلمین در جنبش اخیر خودشان مانند دیگر نیروهای سیاسی ریشهدار یا کلاسیک مصر غافلگیر شدند. نه آمادگی چنین تحولی را داشتند و نه آمادگی مدیریت چنین تحولی را داشتند. حتی به نظر میرسد که نخواهند داشت. به دلیل این که این تحول و این اعتراضها امواجش به شدت وسیع است. دو این که متکی به نیروی جوانی است که متوسط عمرشان پائین است، بیست و پنج سال است. نسل کاملاً سایبری است. اینترنت و فیسبوک و توییتر و کاملاً نسل مدرنی است و متکی به طبقه متوسط است. بنابراین جنبش اخوانالمسلمین کاملاً از این طبقه فاصله دارد، اگرچه جنبش اخوانالمسلمین در نکته سومی که میخواستم بگویم طی شش دهه اخیر دستخوش تحولات بسیار زیادی شده. چه به لحاظ تنظیم و تدوین گفتمانهای سیاسیاش و چه در ارتباط با مسائل ایدئولوژیک و نظریهپردازیهای سیاسی مربوط به چگونگی اداره دولت توسط اسلامگرایان و مربوط به چگونگی جدایی دین از سیاست یا چگونگی آمیختگی دین با سیاست در صحنه جامعه کنونی خاورمیانه، دستخوش تحولات فراوانی شده. اخوانالمسلمین، اخوانالمسلمین دهه سید قطب حسن البنا نیستند. در روزهای گذشته رهبران اخوانالمسلمین در مصاحبه با رسانههای بینالمللی همهشان تقریباً بر روی حق آزادی بیان، حق آزادی اجتماعات و ارزشهایی که دیگر نیروهای غیرمذهبی تاکید دارند، تاکید میکنند. آیا میشود به این وعدهها اتکا کرد؟ به نکته مهمی اشاره کردید. این تایید میکند آن چیزی را که من به آن اشاره میکردم. این نشان میدهد که اخوانالمسلمین خودش را یک بخشی، یک رنگی از رنگآمیزی موزائیک جامعه مصر میداند. بنابراین دیگر لیدر یا هژمونی [تسلط] کاملی روی جنبش اعتراضی مردم نخواهند داشت. یادمان باشد که جنبش اخوانالمسلمین اعلام کرده که به نمایندگی محمد البرادعی در گفتوگو با عمر سلیمان معاون رئیس جمهور مصر رای مثبت میدهد. این یک تحول بسیار مهمی است. یا در ائتلاف دهگانهای که شکل گرفته در مصر برای گفتوگو با حکومت مبارک جهت تسهیل رفتن مبارک و ایجاد نیروهای جایگزین و انتقال مسالمتآمیز قدرت پیوسته به یک نیروی دهگانه. بنابراین آنجا که اشاره کردم که یک دهم نیروهای تشکیل دهنده امواج اعتراضی مردم را تشکیل میدهد، تقریباً حرف درستی است این. به همین دلیل آنجا که تجلی پیدا کرده امواج اعتراض یا جریانهای سیاسی که شده ائتلاف دهگانه. جنبش اخوان یک عنصر از ائتلاف دهگانه است. یعنی یک دهم ثقلش تبدیل شده به یک دهم ثقل موجود در مصر. اگرچه باید به یک نکته دیگر در کنار این اشاره کنم، متشکلترین، سازمانیافتهترین نیروی سیاسی مصر هم اکنون اخوانالمسلمیناند. در این شکی نیست. شاید بسیاری از نیروهای مصر در آینده نزدیک و در پروسه انتقال قدرت متوسل شوند به آنها به عنوان سازمان دارای تشکیلات، تشکیلات امدادی، تشکیلات سیاسی، پرشکی، مهندسی و بسیاری دیگر که اخوانالمسلمین طی انتخاباتی در درون نظام پزشکی کشور مصر برگزار شده، پیروز شدهاند. در نظام مهندسی و حتی انجمنهای دانشجویی، این سازمان میتواند به دیگر قوا و نیروهای سیاسی برآمده از جنبش کنونی امکان بدهد یا فرض کنید تدارک یک سری از حرکتها و سازمانها و تشکیلاتی را بدهد که انتقال قدرت از مبارک به نیروی جدید که در شکل مجلس موسسان، در شکل دولت انتقالی کمک بکند و تسهیل کند این وضعیت را. اما اگر سوال این باشد که آیا جنبش اخوانالمسلمین رهبری این جنبش را به دست خواهد گرفت در آینده، من بسیار دوردست میبینم چنین چیزی را در افق، به دلیل این که مصر تقریباً این مرحله یعنی مرحله گذار از اسلامگرایی سلفی یا اسلامگرایی رادیکال را پشت سر نهاده و هم اکنون رسیده به نوعی میانهروی دینی و پلورالیزم دینی یا پذیرش تنوع و رنگآمیزی گرایشهای دینی در صحنه سیاسی و مذهبی مصر. لذا میشود گفت اخوانالمسلمین بخشی از نیروهایی است که هم اکنون امواج اعتراضی را رهبری میکنند و در نتیجه به نظر من دستاوردهایی که از این جنبش به دست خواهد آمد، علیالقاعده اخوانالمسلمین هم بخشی از این دستاوردها تلقی خواهد شد. جنبشی که در مصر الان راه افتاده چه پیروز شود چه در نیمه راه بماند، تاثیرهایی بر روی منطقه چه کشورهای عربی و چه غیرعربی خواهد داشت. تحلیل شما چیست؟ چه تاثیراتی ممکن است قابل تصور باشد؟ مصر سنگ ترازوی تحولات و ویژگیهای منطقه است در خاورمیانه و شمال آفریقا. یک سنگ ترازوی دیگر هم داریم به نام ایران. یعنی در منطقه خاورمیانه تا شمال آفریقا، یعنی از خلیج فارس تا دریای سرخ دو نیروی عمده وجود دارند، به لحاظ تمدن دارای اشتراکهای مشابه هستند. به لحاظ جمعیت، تاریخ تمدنشان، پیشینههایشان، به لحاظ سطح سواد، آموزش و فرهنگ و سابقه سیاسی دولتسازی. بنابراین به نظر میرسد که هر تحولی که در کشور ایران اتفاق میافتد، مثل انقلاب اسلامی ایران در سه دهه اخیر، ممکن است تاثیر بگذارد روی منطقه. چنان چه گذاشته. هر اتفاقی در مصر نیز بیافتد در محیط پیرامونی خودش در حلقههای اول تاثیراتش را هم خواهد گذاشت و شاید دیگر گزافه نگفته باشیم اگر بگوییم تحولاتی که هم اکنون در یمن، اردن و الجزایر اتفاق میافتد، دیگر محصول مستقیم تحولاتی است که هم اکنون در مصر جاری است. بنابراین ما در آستانه یک نظام منطقهای جدید هستیم. سیستم جدید منطقهای هستیم. این واکنشهای بینالمللی که میبینید به تحولات مصر که همهاش سرشار از نگرانی و وحشت از چگونگی ظهور آلترناتیوهای نوین در خاورمیانه و تغییر جغرافیای سیاسی ناشی از این نگرانی یا این ابهام است که چه نیرویی در منطقه شکل خواهد گرفت و این نیرو مناسبات و مسافتش با نیروهای فعال منطقهای و به ویژه موضوع امنیت اسرائیل که در ایالات متحده و منظومه غرب به عنوان یک خط قرمز محسوب میشود، چه خواهد بود. شاید به همین دلیل بگویم که این که میبینید تحولات مصر این همه توجه خانواده بینالمللی را به خود جلب کرده، ناشی از این فهم و این معادله است که مصر اهمیت فوقالعادهای دارد و در نتیجه اعتراضها یا تحولاتی که در کشور اتفاق میافتد نیز در آینده چشماندازهای منطقه را هم روشن خواهد کرد و به نظر میرسد ما به سمت ظهور معادلات جدیدی در منطقه خاورمیانه حرکت میکنیم.
سازمان دیده بان حقوق بشر می گوید، دستکم ۲۹۷ تن در جریان اعتراضات هفته های اخیر در مصر کشته شده اند. این سازمان مستقر در آمریکا، امروز (سه شنبه) اعلام کرد، ۲۳۲ تن از این افراد در قاهره، ۵۲ تن در اسکندریه و ۱۳ تن در سوئز جان باخته اند. در گزارش دیده بان حقوق بشر در عین حال آمده، شمار واقعی کشته شدگان در مصر بسیار بیشتر از این تعداد است.
حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، امروز (سه شنبه) با عبدالله بن زائد آل نهیان، وزیرخارجه امارات متحده عربی، دیدار کرد. این دومین دیدار یک مقام عرب با رئیس جمهوری مصر از زمان آغاز اعتراضات در این کشور است. وزیرخارجه امارات در این دیدار نامه ای درباره رویدادهای اخیر مصر از طرف رئیس جمهوری کشورش به حسنی مبارک تسلیم کرد. گزارشی درباره محتوای این نامه منتشر نشده است. امارات پیشتر "دخالت های خارجی" در امور داخلی مصر را محکوم کرده بود.
جابر بانِشی، دادستان شیراز، از صدور حکم زندان برای چند نفر به خاطر ارتباط با بنیاد اسرائیلی "رون آراد" خبر داد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای بانشی امروز (سه شنبه) گفت، شماری از افرادی که با این بنیاد همکاری کرده اند به ۹ ماه تا ۶ سال زندان محکوم شده اند. دادستان شیراز افزود، "بنیاد رون آراد" برای جذب جاسوس برای اسرائیل تلاش می کند. اشاره دادستان شیراز به بنیادی با نام "برای آزادی به دنیا آمده" است که می گوید در قبال اطلاعات موثق درباره وضعیت رون آراد و چند سرباز ِ دیگر مفقود شده اسرائیلی ، ۱۰ میلیون دلار جایزه می دهد.
دادستان شیراز روز سه شنبه ضمن هشدار در مورد همکاری با بنیاد اسرائیلی «تولد برای آزادی» یا به گفته برخی از مقامات جمهوری اسلامی «رون آراد»، اعلام کرد تعدادی از افرادی که با این بنیاد همکاری کردهاند به ۹ ماه تا ۶ سال حبس محکوم شدهاند.دادستان شیراز روز سه شنبه ضمن هشدار در مورد همکاری با بنیاد اسرائیلی «تولد برای آزادی» یا به گفته برخی از مقامات جمهوری اسلامی «رون آراد»، اعلام کرد تعدادی از افرادی که با این بنیاد همکاری کردهاند به ۹ ماه تا ۶ سال حبس محکوم شدهاند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، جابر بانشی، داستان عمومی و انقلاب اسلامی شیراز همچنین از شناسایی «تعدادی از شهروندان» که به گفته وی با این بنیاد همکاری می کنند خبر داده است ولی خواستار آن شده که خود آنها با معرفی شان به مراجع قضایی، از «رافت اسلامی» برخوردار شوند. مقامات جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده اند که بنیاد «تولد برای آزادی» با هدف استخدام «جاسوس» در ایران تاسیس شده است. پیشتر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران نیز از افرادی که با این بنیاد ارتباط برقرار کردهاند خواسته بود تا خود را به وزارت اطلاعات معرفی کنند. به نوشته وبسایت رسمی بنیاد «تولد برای آزادی» (Born to Freedom)، این بنیاد در جستجوی سربازان مفقود شده اسرائیلی از جمله رون آراد است که در ازای دریافت اطلاعات در مورد هر کدام از سربازان مورد نظر، مبلغ ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده است. این بنیاد نوشته است: رون آراد، کمک خلبان اسرائیلی است که در سال ۱۹۸۶ در لبنان مفقود شده و «تولد برای آزادی» معتقد است که وی در ایران یا لبنان و در اختیار نیروهای تحت حمایت ایران است. دادستان شیراز روز سه شنبه هدف این بنیاد را «جذب افراد مستعد و توانمند برای جاسوسی» به نفع اسرائیل دانست. وی همچنین ضمن هشدار نسبت به برقراری هرگونه تماس با شماره تلفنهای اعلام شده از سوی این بنیاد گفت: در حال حاضر «تعدادی از شهروندان با هدف مسائل مالی و جذب جایزه با این بنیاد تماس گرفتهاند و در همین زمینه تعدادی پرونده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق جاسوسی» برای اسرائیل در دادگاههای انقلاب اسلامی تشکیل شده است. این مقام قضایی شیراز اشاره ای به جزئیات هویت این افراد نکرده و اطلاعات بیشتری درباره دستگیری ها نداده است.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از سران مخالفان دولت ایران، شرایط سیاسی ایران را با یک حکومت شاهنشاهی مقایسه کردند. این دو، در بیانیه ای به مناسبت سالگرد انقلاب بهمن 57 نوشتند: "در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود، زیرپا گذاشته شده است... تآ انجا که امروز شرایط سیاسی كشور ازخطر بازتولید ِ مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حكومت، چیزی كم ندارد." موسوی و کروبی با انتقاد شدید از سرکوب مخالفان دولت در یک سال و نیم گذشته و همچنین اجرای گسترده حکم اعدام در ایران پرسیده اند: "به راستی شما که هر روز و ساعت، سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند."
شهادت آن دسته از زندانیان کهریزک که از این قتلگاه جان سالم به دربردهاند آخرین روزهای زندگی قربانیان این زندان را به خوبی به تصویر میکشد. حکومت دینی فقط با پخش دعای فرج یا ندبه از رسانههای دولتی، مسجدسازی، واردات پارچه چادری زنان یا درس اخلاق زمامداران در عالم خارج تعین نیافته است، بلکه از آغاز با شکنجه و تحقیر و اعدام قدرت سیاسی را در یک حلقه کوچک نگاه داشته است.شهادت آن دسته از زندانیان کهریزک که از این قتلگاه جان سالم به دربردهاند آخرین روزهای زندگی قربانیان این زندان را به خوبی به تصویر میکشد. این گواهیها بخش پنهان جمهوری اسلامی را که ظاهرا در بستهبندی معنویت و نورانیت و تقدس پیچیده شده و به باورمندان عرضه شده آشکار میسازند. حکومت دینی فقط با پخش دعای فرج یا ندبه از رسانههای دولتی، مسجدسازی، واردات پارچه چادری زنان یا درس اخلاق زمامداران در عالم خارج تعین نیافته است، بلکه از آغاز با شکنجه و تحقیر و اعدام قدرت سیاسی را در یک حلقه کوچک نگاه داشته است. به دنبال اعتراضات گسترده در ماههای خرداد و تیر ۱۳۸۸ بعد از انتخابات پر از تقلب ریاست جمهوری، حکومت دینی بازداشتگاههایی را برای زندانی کردن هزاران معترض بازداشت شده در نظر گرفت. اوین، زندان مخوف واقع در شمال تهران، گنجایش این همه زندانی تازه (تا حد ده هزار نفر: سردار علی فضلی، ایرنا، ۱۵ شهریور ۱۳۸۹) را در مدتی کوتاه نداشت. بازداشتگاههای تازه شامل بودند بر خانههای مصادره شده، انبارها، اردوگاههای موقت و کارگاهها. بازداشتگاه کهریزک اردوگاهی در ناحیه جنوب غربی تهران است. این اردوگاه موقت برای حبس جوانان غیرمنطبق بر معیارهای ایدئولوژیک، لاتهای محلات، و معتادان به مواد مخدر ساخته شده بود تا به آنها پیش از فرستاده شدن به اردوگاههای دائمی و زندانها درسی فراموشناشدنی داده شود. ساخت این اردوگاه بخشی از طرحی به نام «امنیت اجتماعی» بود که تنبیه جوانان برای رفتارهای غیراسلامی را هدف خود قرار داده بود. این جوانان در کنار لاتها و معتادان قرار داده میشدند. این آمیختن نوعی تنبیه مضاعف برای جوانان معترض به ایدئولوژی اسلامی و شرایط پلیسی جامعه تلقی میشد. اعزام جوانان معترض به کهریزک تحت نظر دادستان تهران که مستقیما از سوی بیت رهبری حمایت میشد انجام گرفت. از این جهت آمر اصلی جنایات کهریزک شخص خامنهای است که با دستور سرکوب در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ دستور قلع و قمع معترضان را صادر کرد. بدین لحاظ محاکمه ماموران انتظامی و صدور حکم برای ماموران سطح پایین در حد استوار (سازمان قضایی نیروهای مسلح، ۹ تیر ۱۳۸۹) و سپس تعلیق قضایی سه نفر از مسئولین ارشد دادستانی تهران توسط شعبه یک دادگاه انتظامی قضات تحت فشار خانوادهها (الف، ۳۱ مرداد ۱۳۸۹) تنها جهت دلخوش کردن افراد نزدیک به حکومت مثل عبدالحسین روحالامینی صورت میگیرد. بنا به گزارشها و شهادتهای اولیه در رسانههای مجازی، افراد بازداشت شده در این محل هیچ گونه دسترسی به آب آشامیدنی، دستشویی، کمکهای اولیه و غذا نداشتند. بازداشتشدگان باید در برابر زندانیان دیگر خود را تخلیه میکردند و هیچ راهی برای خلاصی از مدفوع خود نداشتند. زندانیان سیاسی در این بازداشتگاه توسط اراذل و اوباش زندانی و به دستور مقامات بازداشتگاه تا حد مرگ کتک زده میشدند. گزارشهای عرضه شده توسط زندانیان این بازداشتگاه به مسئولان قضایی عینا گزارشهای اولیه را تایید میکنند. کهریزک به بخشی جداییناپذیر از حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. کهریزک آینه تمامنمای همکاری میان قوه قضاییه، نیروی انتظامی و لباس شخصیها در تحقیر مردم ایران است. این بازداشتگاه تعین بخش رفتار قوای قهریه در ایران و نگاه آنها به شهروند ایرانی است. کاری که از این پس میتوان کرد روایت شکنجه و قتل قربانیان از متن شهادتهای ذکر شده (قرار نهایی سازمان قضایی نیروهای مسلح، جرس، ۸ دی ۱۳۸۹) - که ذیلا گزیدهای از آنها میآید- و درک ساختارها و بنیادها و ایدئولوژیای است که کهریزک و کهریزکها را محتمل و ممکن میسازد. متون زیر مربوط به سه قربانی رسمی این بازداشتگاه است که از درون شهادتهای دهها زندانی بیرون کشیده شده و پس از حذف مطالب تکراری در کنار هم قرار داده شدهاند. همچنین به دلیل آن که متن عرضه شده توسط دادستانی زبان گفتاری داشت ویرایشی حداقلی در حد نقطهگذاری و برخی اضافات حداقلی در آن صورت گرفته است. امیر جوادیفر «دو نفر زندانی سابقهدار مسئول بودند که ما را لخت کنند و ما باید جلو همه لخت مادرزاد میشدیم و لباس زیر و جورابمان را داخل سطل آشغال انداختند و پیراهن و شلوارمان را برعکس کردیم و بعد ما را به سمت زیرزمینی که گوشه محوطه قرار داشت و دو سالن کنار هم بود که سمت راست پر بود... داخل سالن سمت چپ که بعد فهمیدیم قرنطینه شماره ۱ است فرستادند. وقتی داخل شدیم از شدت گرما و رطوبت و بوی بد همگی ایستادیم و شوکه شدیم که فضای بسیار کوچکی برای حدود ۱٢٠ نفر بود که نه هواکشی و نه کولر وجود نداشت و از نظر بهداشتی هم پر از شپش بود... توالت بسیار کثیف و یک شیر آب و محیط کثیف و ما حتی نمیتوانستیم کنار هم بنشینیم و اکثرا تا صبح نخوابیدند. نزدیک ظهر بچهها را بیرون آوردند برای آمار که بعد از آمار یک آقایی که از زندانیان همان جا بود به همراه استوار، بنده و سه نفر دیگر [را] که سن بیشتر داشتیم به بیرون صف منتقل کردند و بعد شروع کردند به تنبیه بچهها. اول با دویدن پای برهنه در آن گرما و بعد از یک شب بیخوابی و عدم اکسیژن و بدون خوردن تکه نانی تا آن لحظه... در این حین بچهها را به شدت با باتوم و لگد و مشت میزدند و بعد از حدود ده دقیقه دویدن به بچهها گفتند حالا باید کلاغپر بروید که هر کسی امتناع میکرد البته در اثر ناتوانی نه نافرمانی به شدت تنبیه میشد که بنده در اثر دیدن چنین صحنههایی حالم بد شد و به شدت میگریستم... بچهها را حدود ۱۵ دقیقه کلاغپر بردند که بچهها نمیتوانستند و به زمین میافتادند و آنها هم با مشت، لگد و باتوم شدیدا به سر و رویشان میزدند که بعضی از بچهها از جمله مرحوم امیر جوادیفر که از قبل هم توسط افرادی که دستگیرش کرده بودند مضروب شده بود و صدمه دیده بود حالشان بد شد که آنها هیچ توجهی نمیکردند و این بچهها را میزدند. بعد از آن به آنها گفتند چهار دست و پا روی زمین مانند حیوانات راه بروید که در آن گرما و بر روی آسفالت زانوها و دستهای بچهها و کف پاهای آنها همه مجروح شده بود و تاول زده بود و همه از درد به خود میپیچیدند و ناله میکردند. بعد از حدود ۴۵ دقیقه تنبیه ما را دوباره به قرنطینه برگرداندند که بعد از ۵ دقیقه بچهها میگفتند خدا کند دوباره ما را به بیرون از اینجا ببرند و تنبیه کنند تا بتوانند نفسی بکشند. یعنی آن قدر کمبود اکسیژن بود و بوی گازوئیل هم که به داخل میآمد بچهها ترجیح میدادند برای تنبیه بیرون بروند تا در آن فضای نمور و کثیف نمانند. ... در موقع بازداشت از ناحیه فک و صورت آسیب دیده بود... حین دستگیری بر اثر ضرب و شتم دچار شکستگی دنده و آسیبدیدگی فک و پارگی قرنیه چشم شده بود... چشم امیر پاره شده بود و چرک کرده بود و واقعاً حالش بد بود... بر اثر نابینایی چشم راست و شکستگی بینی و قفسه سینه در حال درد کشیدن بود... در اثر لوله آب که میزدند دندههایش شکسته بود... روز آخر افسر نگهبان خمیسآبادی جوادیفر را مورد ضرب با باتوم در حیاط قرار دادند و داشت فوت میکرد ولی میرفت با دو پا روی شکم او میگفت هفتهای سه الی چهار نفر در کهریزک بمیرند معمولی است و چشم سمت راست او کور و فک و بینی او شکست... دستبندهای پلاستیکی را به دستهایمان زدند و سوار اتوبوس کردند و ساعتی هم در آن گرما در اتوبوس با پنجرههای بسته نگه داشتند که حاضر به دادن کمی آب هم نبودند... امیر رو به آسمان روی زمین افتاده بود و توان حرکت نداشت ولی باز هم مامورین اجازه کمک به او نمیدادند در طول راه امیر در اتوبوس دیگری حالش بد شد و خون بالا آورد... حالش رو به وخامت رفت و بچهها به راننده گفته بودند که ترتیب اثر نداده بود... ما به استوار رهسپار گفتیم این حالش خوب نیست داره میره، گفت به.... که مرد... در اتوبوس در راه اوین فوت کرد.» محمد کامرانی «حدود دو ساعت بعد برای بچهها ناهار آوردند که نصف لواش بود که بعد از خوردن فهمیدیم به اندازه یک بند انگشت سیبزمینی هم روی آن بود و بعد از آن از قرنطینه بغلی حدود ۴۰ نفر هم به ما اضافه کردند که همه آدمهای سابقهدار و معتاد و قاچاقچی بودند که فضا را غیر قابل تحمل هم از نظر اکسیژن هم از نظر روانی و بهداشتی هم از نظر رفتاری [میکرد] جوری که اغلب لخت مادرزاد بودند... بعد از حدود دو ساعت بچهها کمکم حالشان بد شد و گوشه چشم بچهها شروع کرد به چرک کردن و بعضیها به حالت غش و سکته افتادند که ما آنها را به نزدیک در خروجی بردیم و در اثر فریاد ما یک آقایی که از زندانیان بود و تهریشی داشت و به او حاجی میگفتند آمد که من به ایشان گفتم بچهها دارند میمیرند که ایشان گفت شما را آوردند که اینجا بمیرید که در اثر اعتراض ما که حال بچهها بسیار بد بود، بچهها را به بالا منتقل کردند و داخل حیاط بردند که ما شروع کردیم به کمپرس و تنفس دادن به بچهها که در همین حین زندانیهای قرنطیه ۲ را هم بالا آوردند که ما تعجب کردیم چون آنها خیلی نحیف و لاغر بودند و بدنشان پر از زخم و عفونت و اغلب لخت مادرزاد که من تصمیم گرفتم با مسئول آنجا صحبت کنم. با دو نفر مسن به طرف ایشان رفتم و گفتم شرایط اینجا خوب نیست اکسیژن ندارد بچهها از بین میروند. ایشان گفتند ما هیچ امکاناتی نداریم و جا هم نداریم و ایشان گفتند من هیچکارهام و بعد مرا که سن زیادی داشتم به سلولهای بالا منتقل نموده و از بچهها جدا شدم و همان شب وقتی که برای آمار ما را بیرون آوردند شاهد صحنه وحشتناکی بودم که سه نفر از بچهها را از پا آویزان کرده بودند و به طرز وحشتناکی کتک میزدند و میگفتند باید بگویید غلط کردیم و بعد از ۱۵ دقیقه آنها را پایین آوردند و به قرنطینه بردند... آب و محل بازداشتگاه کثیف بود و کرم داشت و دود گازوئیل نیز بود... محمد کامرانی که داخل اوین حالت غش و تشنج به او دست داد و رنگش پریده بود و میگفت پاهایم شل شده که فکر کردم قند خونش پایین آمده که بعد از چند روز فوت کرد.» محسن روحالامینی «ابتدا ما را لخت و عریان کردند و وکیل بند و کمکهایش شورت و جورابهای ما را در آوردند و بعد لباسهایمان را پشت و رو پوشاندند و بعد ما را با لوله کتک زدند. روز دوم روی آسفالت داغ میغلتاندند و با پای برهنه کلاغپر و پامرغی میبردند و هر کس تعلل میکرد افسر نگهبان با لوله میزد. کف دستها و پاها و زانوها زخم شده و تاول زده بود. وضعیت بهداشت بد بود هوا خیلی گرم بود و آب کم بود و غذا نصف نان و ۴/۱ سیب زمینی دو وعده در روز بود... میگفتند اینجا آخر دنیاست و صدایتان به هیچ کجا نمیرسد... آقای روحالامینی تقاضای عینک کردند و گفتند جایی را نمیبینم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. بنده چون خودم عینکی هستم به طور واضح نمیدیدم که به کدام قسمت ایشان ضربه میزدند و صدای جیغ زدنها از سلول بیرون میآمد... از دست خمیسآبادی چند ضربه کمربند دریافت کرد که منجر به خونریزی سطحی در پشت ایشان شد... روحالامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود... پشتش پر از جوش بود که چرک کرده بود و چند بار توی کهریزک به حالت بیهوش افتاد که ما آب به صورتش میزدیم و او را به هوش میآوردیم... خمیسآبادی به کمر روحالامینی ضربه زد. به شدت عفونت کرد و در روز آخر کمیجانی با لگد به پهلوی جوادیفر که از حال رفته بود میزد. میگفت بلند شو فیلم بازی نکن. در روز آخر من و چند نفر دیگر آخرین نفراتی بودیم که داخل ون سوار کردند و به ما گفتند که سرهایتان را روی صندلی بگذارید و بیرون را نگاه نکنید... روحالامینی روی صندلی ردیف جلو نشسته بود و من از میان صندلی دیدم که دستانش قفل شده و من انگشت را در دهانش کردم که لای دندانهایش گیر کرد... در بین راه فک ایشان قفل شد... حالش بد شد و تشنج کرد... و بعد یکی از بچهها یک بطری آب معدنی را لای دندانهایش کرد تا دهانش را باز نگه دارد بعد وی کف بالا آورد و ما او را خواباندیم کف ماشین، بدنش داغ بود. نبضش تند و قلبش آرام میزد وقتی رسیدیم جلو اوین تقریباً نیمهجان بود و بعد او را توی حیاط زیر درخت گذاشتند و دیگر او را ندیدم.» ------------------------------------------------------- نظرات مطرح در این مقاله الزاما بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
جبهه مشارکت در بیانیه ای با استقبال از درخواست مجوز راهپيمايی توسط مير حسين موسوی و مهدی کروبی در روز ۲۵ بهمن، از همه مردم خواسته کرده است در صورت صدور مجوز، با شرکت در این راهپيمايی حمايت خود را از مردم تونس و مصر ابراز کنند.جبهه مشارکت، از احزاب اصلاح طلب، در بيانيه ای، با استقبال از درخواست مجوز راهپيمايی توسط مير حسين موسوی و مهدی کروبی در روز ۲۵ بهمن، از همه مردم خواست در صورت صدور مجوز راهپيمايی، يکپارچه و متحد ،حمايت خود را از مردم تونس و مصر ابراز دارند. آقايان موسوی و کروبی درنامه ای مشترک به وزارت کشور، خواستار صدور مجوز برای برگزاری اين راهپيمايی به منظور اعلام حمايت از قيام مردم مصر و تونس عليه حکومت های استبدادی اين کشورها شده اند. آنها در اين نامه، با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، زمان و محل برگزاری اين راهپيمايی را ساعت سه بعدازظهر روز ۲۵ بهمن و از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی اعلام کرده اند. جبهه مشارکت با اشاره به اينکه مسئولان کشور در آزمونی تعيين کننده قرار گرفته اند، افزود: صدور مجوز می تواند به منزله حاکميت عقلانيت و بازگشت به نقطه آغازی باشد که اميد می رود از آن پس، مناقشات سياسی ايران در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفت و گو به نفع مردم حل و فصل شود. به گفته جبهه مشارکت، ناديده گرفتن حق مردم در برگزاری راهپيمايی، به معنای ابطال همه ادعاها در حمايت از قيام مردم مصر و تونس خواهد بود. درخواست مجوز برای راهپيمايی در روز ۲۵ بهمن از سوی مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، رهبران مخالفان دولت، واکنش هايی را به دنبال داشته است. در اين ميان، روزنامه کيهان، اين دو رهبر مخالف دولت را «دست اندرکاران فتنه»، «سرمايه اسراييل» و مزدور ناميد و نوشت: «آنها می دانند امکان احيای فتنه و آشوب را ندارند و صرفا با صدور نامه و بيانيه می خواهند به جريان فشار پيام دهند که تحرک مورد نظر آنها را به اجرا گذاشته اند تا اندکی از بار تحقيرها مبنی بر اينکه موسوی و کروبی بی عرضه و بی خاصيت هستند، کاسته شود.» در طرف مقابل، اردشير امير ارجمند، مشاور ارشد ميرحسين موسوی، در گفت و گو با وب سايت «جرس»، با ابراز اميدواری نسبت به صدور مجوز راهپيمايی در روز ۲۵ بهمن، گفت: عدم موافقت با اين درخواست، نشانه اين خواهد بود که حکومتداران ايران تا چه حد از ابراز عقيده مردم ايران میترسند و نگران هستند که ميزان حمايت ايرانيان از جنبش سبز آشکار شود. مشاور ارشد آقای موسوی اشاره کرد: کسی که به مردم خودش اجازه ابراز عقيده نمیدهد، حق اظهار نظر درباره مردم کشورهای ديگر را ندارد. در اين حال، حنيف مزروعی، فعال سياسی و روزنامه نگار در اروپا، در گفت و گو با راديو فردا با اشاره به اينکه روز ۲۲ بهمن سال گذشته، آخرين راهپيمايی جنبش سبز بود، می افزايد: «در يک سال گذشته، جنبش و خود بدنه جنبش، به واقعيت هايی دست يافته اند و راه هايی پيموده اند که می توان گفت، کار آزموده تر و پخته تر شده اند.» وی با اشاره به اينکه مردم تونس و مصر از جنبش سبز الگو و الهام گرفته اند، می افزايد:« شايد مجموع اين موضوع باعث شد که رهبران جنبش سبز بخواهند بار ديگر، حرکت خيابانی را بيازمايند.» مجوز برای برگزاری راهپيمايی، در شرايطی درخواست شده است که دولت جمهوری اسلامی ايران در نزديک به ۲۰ ماهی که از برگزاری انتخابات مناقشه برانگيز رياست جمهوری در خرداد ۸۸ گذشته می گذرد، به مخالفان اجازه برگزاری راهپيمايی نداده است. محمد علی توفيقی، روزنامه نگار و تحليلگر سياسی در پاريس، که ديدی انتقادی نسبت به موضوع درخواست صدور مجوز راهپيمايی دارد، به راديو فردا می گويد:« قبل از اينکه بخواهيم مردم را به خيابان ها بياوريم، بايد اين نکته را برای آنان مشخص کرد که در خيابان چه درخواستی داشته باشند و از چه زاويه ای اعتراض خود را به گوش حاکميت برسانند، و اگر اين نکته برای مردم مشخص شود، نيازی به مجوز نيست.» آرش غفوری، فعال سياسی و روزنامه نگار در آمريکا، در گفت و گو با راديو فردا، از زاويه ديگری به اين موضوع نگاه می کند و می گويد:«راهپيمايی ۲۵ خرداد، معياری است برای اينکه کرامت و آزادی انسان و حقانيت او يا يک شيوه يا جمعيت که هميشه در اين يک سال در رسانه های دولتی تحقير شده است، حفظ شود.» او بر اين باور است که اگر مجوز راهپيمايی صادر شود، در آن هنگام عيار مردم مشخص می شود و اگر مجوز صادر نشود، معلوم می شود که تمامی چيزهايی که در مورد مرگ جنبش سبز گفته شده است، دروغ است.» در اين حال، پس از انتشار خبر درخواست مجوز برای راهپيمايی در روز ۲۵ بهمن، وب سايت های نزديک به اصلاح طلبان با استفاده از شبکه های اجتماعی، اقدام به انتشار خبر راهپيمايی ۲۵ بهمن، اقدام به گشايش صفحات فيس بوک و توئيتر کردند و هزاران نفر در اين صفحات ثبت نام کرده اند.
هزاران تن از مخالفان حکومت مصر امروز (سه شنبه) نیز در مرکز شهر قاهره گرد آمدند و خواهان کناره گیری حسنی مبارک از ریاست جمهوری کشورشان شدند. مخالفان برای افزایش فشار بر آقای مبارک، از مردم خواسته اند تا امروز و روز جمعه در تظاهرات ضدحکومتی شرکت کنند. رئیس جمهوری مصر، در واکنش به اعتراضات گفته است پس از پایان دوره ریاست جمهوریش در ماه سپتامبر (یعنی ۷ ماه دیگر) از قدرت کناره گیری می کند.
مقامهای هوانوردی ایالات متحده آمریکا به «نخستین خودروی پرنده جهان» اجازه ساخت دادند. این وسیله که ترافوجا ترنزیشن (Terrafugia Transition) نامیده شده، گونهای هواپیمای سبک است که میتواند در جاده تبدیل به یک خودرو معمولی شود.مقامهای هوانوردی ایالات متحده آمریکا به «نخستین خودروی پرنده جهان» اجازه ساخت دادند. این وسیله که ترافوجا ترنزیشن (Terrafugia Transition) نامیده شده، گونهای هواپیمای سبک است که میتواند در جاده تبدیل به یک خودرو معمولی شود. تولید این وسیله قرار است پس از اعمال ملاحظات و استثناهایی درباره وزن آن از سوی اداره هوانوردی فدرال آمریکا، به زودی توسط شرکت آمریکایی ترافوجا آغاز شود. «ترافوجا ترنزیشن» قرار است تا پایان سال جاری میلادی به بازار بیاید و خریداران میتوانند با سر زدن به وبسایت شرکت ترافوجا، با پرداخت ۱۰ هزار دلار پیشپرداخت، یک فروند از این خودروهای پرنده را رزرو کنند. قیمت این ماشینهای پرنده ۱۹۴ هزار دلار، سوخت آن همان بنزین بدون سرب معمولی است و سرعت آن به شکل خودرو بر روی زمین به ۱۰۵ کیلومتر (۶۵ مایل) در ساعت میرسد. بالهای تاشوی «ترافوجا ترنزیشن» نیز برای باز و بسته شدن از همان باتری خودرو استفاده میکند. این وسیله به صورت یک هواپیمای سبکوزن تفریحی، کوچکترین در نوع خود، ساخته شده و از نظر طبقهبندی اداره هوانوردی فدرال، هواپیمای خصوصی به شمار میرود که میتواند حداکثر تا ۶۰۰ کیلوگرم وزن را حمل کند. برای اشاره به این وسیله نیز، هم از عبارت «خودروی پرنده» و هم «هواپیمای جادهرو» استفاده میشود. ترافوجا ترنزیشن اما در جریان ساخت، تولیدکنندگان با توجه به محدودیت وزنی این وسیله در جا دادن امکاناتی مانند کیسههای ایمنی هوایی، ضربهگیرها و دیگر ابزار ایمنی که در خودروهای مجاز به رفت و آمد در جادهها ضروری است، دچار مشکل شدند. با این همه اداره هوانوردی فدرال به صورت استثنایی و خارج از عرف، اجازه ویژهای به تولیدکنندگان این وسیله دادهاست و آن را بهرغم این که نزدیک به ۶۰ کیلوگرم از وزن مجاز سنگینتر است، در رده هواپیماهای تفریحی کموزن به شمار آوردهاست. برای دریافت اجازه پرواز با این نوع هواپیماها تنها بیست ساعت تمرین بسنده است که این، در مقایسه با دیگر هواپیماهای خصوصی مدتزمان کمتری است. این هواپیمای دو نفره، میتواند سیستم دیفرانسیل جلو خود را برای راندن در بزرگراههایی با سرعت معمولی و به صورت بالبسته، با مصرفی نزدیک به ۴ لیتر برای هر ۵۰ کیلومتر بهکار بگیرد. زمانی که به منطقه مناسب برای پرواز میرسد مانند فرودگاه یا یک ملک خصوصی صاف، میتواند بالهایش را باز کند و ملخ نصب شده در پشت خود را به کار انداخته و از روی زمین بلند شود. سرعت پرواز این هواپیمای جادهرو، ۱۸۵ کیلومتر در ساعت است و حداکثر سرعت آن ۷۴۰ کیلومتر است که میتواند تا ۲۰۰ کیلوگرم وزن را حمل کند. «ترافوجا ترنزیشن» را میتوان در یک گاراژ معمولی خانه نیز پارک کرد اما برای برخاست، به مسافتی نزدیک به ۵۰۰ متر نیاز دارد. سازندگان «ماشین پرنده» میگویند یکی از برتریهای اصلی آن نسبت به هواپیماهای سبک معمولی، تواناییهای آن در شرایط جوی نامناسب است. این وسیله میتواند به جای زمینگیر شدن یا پرواز در هوای نامساعد، مانند یک خودروی معمولی عمل کند. شرکت سازنده میگوید تاکنون ۷۰ نفر از این خودروها سفارش دادهاند و هر یک، ۱۰ هزار دلار برای آن پیشپرداخت کردهاند. این پیشپرداختها با این شرط بوده که در صورت ورشکست شدن شرکت پیش از تحویل خودروها، تمام پول به صاحبان آن برگردانده شود.
بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران با نمایش فیلم «فرزند صبح» درباره زندگی آیتالله خمینی، در سومین روز خود، روزی پرحاشیه را پشت سر گذاشت. بهروز افخمی با اعلام اینکه کارگردان این فیلم نیست از درج نام خود در این فیلم شکایت کرده است.بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران با نمایش فیلم «فرزند صبح» درباره زندگی آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سومین روز خود، روزی پرحاشیه را پشت سر گذاشت. گزارش های رسیده حاکی است که اکران این فیلم با استقبال تماشاگران روبهرو نشده و بهروز افخمی، کارگردان و نویسنده سینما، با اعلام اینکه کارگردان این فیلم نبوده و تنها نویسنده آن است به حاضران گفت: «من دو نامه در رسانهها منتشر کردم و از درج نامم بر روی فیلم شکایت کردم.» بنا بر گزارش خبرگزاری ایسنا، فیلم « فرزند صبح »، سرانجام پس از پنج سال، دوشنبه شب در سالن برج میلاد به نمایش درآمد و پس از گذشت نیمی از اکران فیلم، «تماشاگران شروع به ترک سالن کردند و آنهایی هم که ماندند با خندیدن و دستزدن اعتراض خود را نشان دادند.» این گزارش، «طولانی بودن و عدم انسجام» فیلم را دلیل این امر عنوان کرده است. بر پایه گزارش یاد شده، در ارتباط با اکران این فیلم، اعتراض خبرنگاران نیز به بهروز افخمی تا اندازهای بوده که وی به درخواست جعفر گودرزی، مدیر روابط عمومی جشنواره، با کمک نیروهای حراست از سالن خارج شد. از سوی دیگر مهدی مسعودشاهی، دبیر جشنواره فجر، در گفتوگویی با خبرگزاری ایسنا، در پاسخ به این پرسش که چرا مسئولان جشنواره «اجازه نمایش چنین فیلمی» درباره روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، را دادهاند گفت: «به احترام امام و سرمایهگذار این فیلم که یک نهاد مدعی حفظ آثار امام است، ما این فیلم را به نمایش گذاشتیم تا خود مردم و مخاطبان به قضاوت درباره این فیلم بپردازند، چراکه خود امام هم گفتند که میزان رای مردم است.» بهروز افخمی در سالن میلاد، پس از اکران «فرزند صبح» در جشنواره فیلم فجر سرمایهگذار اصلی این فیلم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار آیتالله خمینی است که تحت نظر حسن خمینی و دیگر اعضای بیت خمینی اداره میشود. بهروز افخمی، هزینه ساخت این فیلم را یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان اعلام کرد که به گفته او «در مقابلش بیش از دو میلیارد اموال در اختیار تهیهکننده قرار گرفتهاست.» «فرزند صبح» پروژهای درباره زندگی آیتالله خمینی از زمان تولد تا هفت سالگی است که نیمی از آن در مهر ماه سال ۸۳ فیلمبرداری شد. در بخشی از این فیلم نیز آیت الله خمینی در سن ۶۳ سالگی و در هنگام دستگیری بعد از ۱۵ خرداد نشان داده می شود. پس از فیلمبرداری نیمی از فیلم، گروه سازنده تصمیم گرفت تا از همان بازیگری که نقش کودکی آیتالله خمینی را بازی کرده بود برای نقش دوران نوجوانی نیز استفاده کند، به همین دلیل پروژه ساخت فیلم از سال ۸۳ متوقف شد و عوامل سازنده فیلم در انتظار بزرگ شدن بازیگر مربوطه بودند. این فیلم که تبدیل به یکی از بحثبرانگیز ترین فیلمهای سینمای ایران شدهاست، از همان ابتدا مورد توجه افراد و گروههای مختلف قرار گرفت. از جمله بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش میکنند میتوان به هدیه تهرانی، عبدالرضا اکبری، آتیلا پسیانی، محمدرضا شریفینیا و کودک خردسال آرمان ایرانپور اشاره کرد که بیشتر انتقادها متوجه نقشآفرینی هدیه تهرانی در نقش مادر آیتالله خمینی بودهاست. بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رویداد فرهنگی و هنری ایران، چندین روز پیش از آغاز خود با اعتراض فیلمسازان ایرانی به نحوه انتخاب فیلمها روبهرو شد به گونهای که شماری از این فیلمسازان از بیرون کشیدن فیلمهای خود از جشنواره صحبت کردند . حضور حسن عباسی از اعضای سپاه پاسداران در هیئت داوران این جشنواره از جمله حواشی و مناقشات دیگر این جشنواره است. از سوی دیگر، دو روز مانده به آغاز کار جشنواره، منابع خبری از انصراف پیدرپی چندین تن از سینماگران مطرح ایران از داوری این دوره از جشنواره فیلم فجر خبر دادند. ناصر صفاریان، اسدالله نیکنژاد، انسیه شاهحسینی و شهریار بحرانی از جمله سینماگرانی هستند که از داوری جشنواره فیلم فجر انصراف دادهاند.
دولتهای ترکیه و ایران روز یکشنبه قرارداد تجاری بزرگی امضا کردند که به گفته مقامات ایرانی در یک دوره پنجساله حجم آن میتواند به ۳۰ میلیارد دلار نیز برسد و نشاندهنده گسترش روابط نزدیک بین دو کشور است.دولتهای ترکیه و ایران روز یکشنبه قرارداد تجاری بزرگی امضا کردند که به گفته مقامات ایرانی در یک دوره پنجساله حجم آن میتواند به ۳۰ میلیارد دلار نیز برسد و نشاندهنده گسترش روابط نزدیک بین دو کشور است. شبکه خبری سیانان به نقل از رسانههای دولتی در ایران و ترکیه گزارش میدهد که رهبران دو کشور امضا این قرارداد را گامی مهم در راستای منافع دو کشور توصیف کرده و مقامات ایرانی آن را شاهدی از یک دوران جدید در همکاریهای دو کشور دانستهاند. خبرگزاری رسمی ترکیه از قول علیاکبر صالحی، وزیر خارجه ایران، نوشت: «ایران و ترکیه دو کشوری هستند که یکدیگر را تکمیل میکنند.» این قرارداد جدید در جریان بیست و دومین اجلاس اقتصادی سالیانه بین دو کشور به امضا رسید که خود نشان میدهد مناسبات تجاری و اقتصادی ایران و ترکیه سابقه بسیار طولانی دارد. با این همه باید در نظر داشت که گسترش روابط اقتصادی ایران با ترکیه درست در زمانی صورت میگیرد که آمریکا و غرب به خاطر برنامههای هستهای ایران قصد دارند آن کشور را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دهند. خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، از قول علیاکبر صالحی گزارش داد که امضای این قرارداد و اقدامات اخیر دیگر نشان میدهد که ترکیه در گسترش مناسبات خود با کشورهای خاورمیانه بسیار مصمم است. آقای صالحی افزود: «دولت ترکیه در حال گسترش روابط خود با کشورهای منطقه و به خصوص دولت جمهوری اسلامی ایران است.» به گزارش شکبه تلویزیونی انگلیسیزبان ایران، پرس تیوی، علیاکبر صالحی حتی اشاره کرد که برای پیشبرد منافع هر دو کشور ایران و ترکیه مناسبات و همکاریهای دو طرف باید بیشتر از این گسترش یابد. به گزارش شبکه خبری سیانان، وزیر امور کابینه در دولت ترکیه نیز گفت که حجم مناسبات اقتصادی ایران و ترکیه طی ده سال گذشته تقریبا ده برابر شده و از رقم یک میلیارد دلار به ده میلیارد و هفتصد میلیون دلار رسیده است. با توجه به امضای قرارداد جدید از روز یکشنبه وی افزود که این مناسبات تجاری و اقتصادی میتواند بیشتر از این افزایش یابد. در رویدادی دیگر روز یکشنبه رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، با رهبر سوریه یکی دیگر از دولتهای خصم آمریکا در منطقه دیدار کرد. در بیانیهای که در وبسایت خبرگزاری دولتی سوریه در مورد این دیدار منتشر شده گزارش میشود که بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، گفته است که رهبران دو کشور «بر ضرورت ادامه و گسترش گفتوگو و همکاری بین دو کشور در سطوح عالی و از طریق مذاکرات شفاف» تاکید کردهاند. رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در جریان سخنرانی خود به مناسبت آغاز ساختمان «سد دوستی» در جوار مرزهای مشترک دو کشور گفت که ترکیه خواهان صلح، ثبات و رونق اقتصادی است.
از لایحه بودجه ۱۳۹۰ هنوز خبری نیست و با وجود آن که تا پایان سال جاری خورشیدی تنها چهل و یک روز باقی مانده، تاریخ پیشنهاد مهمترین سند مالی کشور از سوی دولت به دستگاه مقننه هنوز اعلام نشده است.از لایحه بودجه ۱۳۹۰ هنوز خبری نیست و با وجود آن که تا پایان سال جاری خورشیدی تنها چهل و یک روز باقی مانده، تاریخ پیشنهاد مهمترین سند مالی کشور از سوی دولت به دستگاه مقننه هنوز اعلام نشده است. بودجه «چند دوازدهم» بر پایه آییننامه داخلی مجلس، دولت موظف است حداکثر تا پانزدهم آذرماه هر سال خورشیدی، لایحه بودجه سال بعد را به مجلس پیشنهاد کند. با توجه به این که شصت و چهار روز از این مهلت قانونی گذشته، فرصت این که لایحه تقدیمی دولت بتواند هفت خوان دستگاه مقننه را پشت سر بگذارد و به عنوان قانون بودجه از اول فروردینماه ۱۳۹۰ به اجرا گذاشته شود، عملا از دست رفته است. در واقع لایحه پیشنهادی دولت باید از کمیسیونهای تخصصی مجلس بگذرد. بعد از آن نوبت به کمیسیون معروف به تلفیق میرسد که با تکیه بر گزارشهای کمیسیونهای تخصصی، گزارش نهایی خود را تنظیم میکند و آن را به صحن علنی مجلس میبرد. این ماراتن با بررسی و تصویب لایحه در صحن علنی مجلس ادامه مییابد و رفت و برگشت میان مجلس و شورای نگهبان را نیز باید بر آن افزود. لایحه بودجه ۱۳۹۰ خورشیدی به احتمال فراوان اواخر بهمنماه یا اوایل اسفندماه آینده به مجلس تقدیم خواهد شد و امکان آن که بتواند طی مدتی چنین کوتاه تمام مراحل قانونی را پشت سر بگذارد منتفی به نظر میرسد، مگر آن که دستگاه مقننه بخواهد به دلایل سیاسی حتی ظواهر را قربانی کند و با چند قیام و قعود، کار بودجه سال آینده را فیصله دهد. در شرایط کنونی، و در صورتی که مجلس بخواهد تمام مراحل قانونی پیشبینی شده را رعایت کند، بررسی و تصویب لایحه بودجه ۱۳۹۰ تا پایان سال جاری به پایان نخواهد رسید و ایران برای نخستین بار در سه دهه گذشته سال مالی آینده را بدون قانون بودجه آغاز خواهد کرد. در صورت نبود متن مصوب مجلس برای تمشیت امور مالی، اداره دخل و خرج کشور بر پایه بودجههای معروف به «چند دوازدهم» انجام خواهد گرفت. در این صورت مجلس باید بر پایه عملکرد سال مالی ۱۳۸۹، در سال آینده بودجه «یک دوازدهم» را برای فروردینماه یا بودجه «دو دوازدهم» را برای فروردین و اردیبهشت تصویب کند. این روشی است که در سال ۱۳۵۹ در پی آغاز جنگ با عراق به کار گرفته شد و در سال ۱۳۹۰ به احتمال فراوان تکرار خواهد شد. شماری از چهرههای اقتصادی مجلس شورای اسلامی، از جمله احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، تصویب بودجه «چند دوازدهم» را برای سال آینده حتمی میدانند، هر چند میپذیرند که این ابتکار عواقبی منفی را هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ اقتصادی در پی خواهد داشت. دولت محمود احمدینژاد تاخیر پدید آمده در ارائه لایحه بودجه ۱۳۹۰ را به لجبازیهای مجلس در جریان تصویب برنامه پنجساله پنجم نسبت میدهد و میگوید چون قانون برنامه دیر به دستگاه اجرایی ابلاغ شد، انطباق تکالیف آتی بر لایحه بودجه سال آینده کار را به درازا کشاند. احمد توکلی این بهانه را رد میکند و میگوید: «اگر دولت میخواست میتوانست لایحه بودجه سال آینده را تنظیم و تدوین نماید، چرا که مدت زمان زیادی است که تکلیف قسمت اعظم برنامه پنجم روشن شده است.» نفت در بودجه تاخیر بیسابقه در ارائه لایحه بودجه به مجلس، نشانه دیگری از آشفتگی در دستگاه برنامهریزی اقتصادی کشور است که بخش اصلی آن در پی انحلال «سازمان مدیریت و برنامهریزی» به نهاد ریاست جمهوری منتقل شده است. برنامه پنجساله پنجم با یک تاخیر دهماهه به تصویب رسید و بودجهریزی نیز با وضعیت کنونی روبهرو است. یکی دیگر از عوامل این آشفتگی، شدت گرفتن کشمکشها در درون اردوی معروف به «اصولگراها» از جمله بر سر مسائل اقتصادی است. به رغم آماده نبودن لایحه بودجه ۱۳۹۰، شمسالدین حسینی، وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی، از دو نکته اصلی آن پرده برداشت: بهای نفت و قیمت ارز. به گفته او، لایحه بودجه بر پایه نفت بشکهای هشتاد دلار و نیز دلار هزار و پنجاه تومانی تنظیم شده است. در سال گذشته میلادی، نفت خام سنگین ایران به طور متوسط نزدیک به بشکهای هفتاد و هفت دلار به فروش رفت. این که دولت محمود احمدینژاد بهای نفت را در بودجه سال آینده بشکهای هشتاد دلار محاسبه کرده، نشانه خوشبینی فراوان او به بازار جهانی طلای سیاه است. البته بازار نفت روزهای خوشی را از سر میگذراند و با توجه به از سر گرفته شدن رونق در بسیاری از اقتصادهای جهان، چشمانداز آن در مجموع مثبت به نظر میرسد. با این همه تکیه کردن بر این بازار و تنظیم بودجه کشور بر پایه نفت بشکهای هشتاد دلار نهایت بیاحتیاطی است. حتی دولت عراق که عملا جز نفت درآمد دیگری ندارد بودجه خود را بر پایه نفت بشکهای ۷۳ دلار تنظیم کرده است. این که دولت محمود احمدینژاد لایحه بودجه خود را بر پایه نفت بشکهای هشتاد دلار تنظیم میکند، آشکارترین نشانه شدت گرفتن وابستگی اقتصاد ایران به رانت نفتی است. یادآوری میکنیم که بودجه سال ۱۳۸۸ بر پایه نفت بشکهای ۳۷.۵ دلار و بودجه سال ۱۳۸۹ بر پایه نفت بشکهای ۶۵ دلار تنظیم شده بود. البته طی دو سال گذشته نیز دولت در عمل قانون بودجه را زیر پا گذاشت و کل درآمدهای حاصله از نفت را هزینه کرد.
مقامات ارشد دولت روسیه روز سه شنبه و یک روز پس از آنکه رهبر شورشیان اسلامگرای چچن، مسئولیت بمبگذاری انتحاری ماه گذشته در فرودگاه مسکو را بر عهده گرفت، از تشکیل جلسهای برای بررسی این بمبگذاری خبر دادند.مقامات ارشد دولت روسیه روز سه شنبه و یک روز پس از آنکه رهبر شورشیان اسلامگرای چچن، مسئولیت بمبگذاری انتحاری ماه گذشته در فرودگاه مسکو را بر عهده گرفت، از تشکیل جلسهای برای بررسی این بمبگذاری خبر دادند. در ساعات پایانی روز دوشنبه، ۱۸ بهمن، دوکو عمروف، رهبر شورشیان چچن، در یک پیام ویدئویی که در وبسایتهای مرتبط با شورشیان منطقه قفقاز منتشر شده است، اعلام کرد که حمله انتحاری فرودگاه مسکو، به فرمان وی صورت گرفته است. در جریان انفجار بمب در فرودگاه بینالمللی «دامادیدووا» مسکو، در تاریخ چهارم بهمنماه، ۲۶ نفر کشته و حدود ۱۸۰ نفر زخمی شدند. چند روز پس از این انفجار، کمیته تحقیق ملی روسیه اعلام کرد که این حمله انتحاری از سوی یک جوان بیستساله قفقازی صورت گرفته است. آقای عمروف، روز دوشنبه در پیام ویدئویی خود ضمن بر عهده گرفتن مسئولیت این بمبگذاری از به وقوع پیوستن عملیات انتحاری بیشتری در آینده خبر داد. وی گفت: در میان جدایی طلبان چچن، «صدها برادر وجود دارد» که آمادهاند خود را برای حملات بعدی فدا کنند و افزود که او و همپیمانانش میتوانند در هر زمان و هر مکانی، عملیات انتحاری به راه بیاندازند. دوکو عمروف که از سال ۲۰۰۶ رهبر شورشیان چچن است همچنین تأکید کرد شورشیان تا زمان «آزادسازی» قفقاز از زیر حکمرانی روسیه به نبرد خود ادامه خواهند داد. در هفته گذشته نیز آقای عمروف در یک پیام ویدئویی تهدید آمیز دیگر اعلام کرده بود که سال ۲۰۱۱ برای روسیه «سال خون و اشک» خواهد بود و افزوده بود که در صورت نیاز وی میتواند ۵۰ تا ۶۰ بمبگذار انتحاری را برای انجام عملیات گردآوری کند. در پی انفجار انتحاری مسکو، دمیتری مدودیف، رئیس جمهور روسیه، مدیر اداره حمل و نقل وزارت کشور مسکو را به همراه رئیس پلیس امنیت فرودگاه و دو تن از معاونانش، از کار برکنار کرد و اطمینان داد که عوامل انفجار فرودگاه مسکو شناسایی و محاکمه خواهند شد. عملیات شورشی صورت گرفته از سوی استقلال طلبان چچن در چند وقت اخیر شورشیان چچن، که سالها سابقه استقلال طلبی و مبارزه با دولت مرکزی روسیه را در پرونده خود دارند، پیشتر نیز مسئولیت انفجار متروی مسکو را بر عهده گرفته بودند. در اوایل فروردین ماه ۸۹، دو زن با منفجر کردن خود در متروی مسکو ، ۳۹ نفر را کشته و بیش از ۶۰ نفر را زخمی کردند. شورشیان چچن بعدها مسئولیت این حمله را بر عهده گرفتند. در مهرماه سال جاری، شورشیان مسلح چچن به پارلمان محلی جمهوری چچن در گروزنی، پایتخت این کشور، حمله کردند که در پی این حمله دستکم چهار نفر کشته و عدهای نیز زخمی شدند. همچنین در آذرماه ۸۹ نیز مقامات روسیه اعلام کردند که انفجار یک بمب در مسیر حرکت قطار سریعالسیر خط مسکو به سن پترزبورگ موجل خارج شدن قطار از ریل شده و دستکم ۲۶ تن در این سانحه جان خود را از دست دادهاند. چندی پس از این واقعه، شورشیان چچن اعلام کردند که این انفجار توسط آنها صورت گرفته است. چچن بخشی کوهستانی از منطقه قفقاز شمالی واقع در جنوب غرب روسیه به شمار میرود که اکثر ساکنان آن مسلمان هستند و علیرغم حکومت و نظارت شدید رمضان قدیروف، رئیس جمهور چچن، که مورد حمایت روسیه است، این منطقه سالهاست که شاهد جدال و نبرد شورشیان اسلامگراست. چچن سالها سابقه استقلالطلبی و مبارزه با دولت مرکزی روسیه را دارد. نیروهای روسی به طور رسمی دو بار در دهه ۹۰ با جداییطلبان چچن وارد جنگ شدند تا این که در نهایت در سال ۲۰۰۰ دولت روسیه با تشکیل دولت وفادار به روسیه در جمهوری چچن موافقت کرد. از آن زمان تاکنون، بیشتر شورشیان اسلامگرای این منطقه به داغستان، در شرق چچن، و اینگوشتیا، در غرب جمهوری چچن، نقل مکان کردهاند و در سالهای اخیر اغلب حملاتی را به گروزنی و همچنین سایر شهرهای روسیه، به ویژه مسکو، ترتیب میدهند.
بیش از ۱۵ تن از اعضای گروه "مادران عزادار" از دیروز (دوشنبه) به وزارت اطلاعات ایران احضار شده اند.این خبر را وبلاگ مادران عزادار منتشر کرده و توسط اعضای این گروه نیز تایید شده است. تا کنون بیش از صد تن از اعضای این گروه بازداشت شده و برای آنها در قوه قضائیه پرونده ای درست شده است. در پی کشته شدن شماری از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، گروه "مادران عزادار" با هدف برگزاری مراسم یادبود برای قربانیان تشکیل شد.
سازمان عفو بین الملل می گوید، نیروهای امنیتی عراق برای گرفتن اعتراف، زندانیان را شکنجه می کنند. این نهاد مدافع حقوق بشر که در لندن مستقر است در گزارش جدید خود می نویسد، از سال ۲۰۰۴ میلادی (یعنی ۷ سال پیش تا کنون) دهها زندانی در عراق بر اثر شکنجه جان باخته اند. در گزارش مذکور همچنین آمده است: دادگاه های عراق متهمان را بر اساس اعتراف هائی که در زیر شکنجه بدست آمده است محکوم می کنند.
مير حسين موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، در بيانيه مشترکی به مناسبت سی و دومين سالگرد انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ايران تاکيد کردند که بعد از گذشت بيش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با بازتوليد همان مناسبات پادشاهی و اين بار به نام دين است.مير حسين موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت، در بيانيه مشترکی به مناسبت سی و دومين سالگرد انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ايران تاکيد کردند که بعد از گذشت بيش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با بازتوليد همان مناسبات پادشاهی و اين بار به نام دين است. در اين بيانيه، رهبران مخالفان دولت گفته اند «در شرايطی هستيم که هر چيزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان های انقلاب زير پا گذاشته شده» و افزوده اند: «فصل سوم قانون اساسی، يعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق آميز و چند برابر به اجرا در آمده و تبعيت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته» است. آقايان موسوی و کروبی با اشاره به «فضيلت شدن» عدم سوال از قدرت و «شبيه سازی مضحک» هر صدای منتقد و متعارض به خارجی بودن و همدستی با بيگانگان، اظهار عقيده کرده اند که «امروز شرايط سياسی کشور از خطر بازتوليد مناسبات شاهنشاهی، جر موروثی بودن حکومت چيزی کم ندارد.» بيانيه اخير اين دو رهبر مخالفان تنها چند روز پس از ارائه درخواست آنها به وزارت کشور دولت محمود احمدی نژاد برای دريافت مجوز راهپيمايی در حمايت از اعتراض های مردم مصر عليه حسنی مبارک، رييس جمهور اين کشور، منتشر می شود. اين درخواست با استقبال گسترده ای در فضای فارسی زبان اينترنت روبرو شده و فراخوان های زيادی برای حضور ايرانی ها در راهپيمايی روز ۲۵ بهمن منتشر شده است. مير حسين موسوی در واکنش اوليه خود، تظاهرات مصری ها را الهام گرفته از حرکت مردم ايران در اعتراض به «تقلب در انتخابات رياست جمهوری» در سال ۱۳۸ ارزيابی کرده است. ظهور «گفتمانی نو» در ايران مير حسين موسوی و مهدی کروبی در بخش ديگری از بيانيه خود، به «دستگيری معترضان»، «ضرب و شتم آنها در خيابان ها»، «کشته شدن عده زيادی از جوانان و زنان و مردان در خيابان ها»، «فجايع کوی دانشگاه و کهريزک»،« حمله به بيوت و دفاتر مراجع تقليد» و «برخورد غير اخلاقی با خانواده های شهدا و زندانيان» در جريان رويدادهای پس از انتخابات اشاره کرده و گفته اند که هيچ يک از اين کارها «نتوانسته است اقتدارگرايان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد.» از نگاه رهبران مخالفان دولت، طی سال های اخير و «بويژه در دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده» است که به گفته آنها، «خشونت را طرد می کند و راه تغيير را از طرق مسالمت آميز جستجو می کند. گفتمانی که می داند حفظ نظام يعنی حفظ ارزش هايی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت.» اين گفتمان به تعبير آنها، «پاسخ دروغ و تهمت و ناسزا را با راستی و حقيقت و ادب می دهد، چشم اميدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد، راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند و خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد.» مير حسين موسوی و مهدی کروبی، حاکميت جمهوری اسلامی ايران را متهم کرده اند «در ورای ايجاد اين نگرانی که اگر او نباشد دين از بين می رود سنگر گرفته است و مرتبا با اين اعلام خطر سعی می کند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسيج و منسجم کند.» اين دو رهبر مخالفان با رد اين استدلال نظام جمهوری اسلامي تاکيد کرده اند «در واقعيت، آن چيزی که بيشترين لطمه را به فضای دينی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضد دينی خود حاکميت است.» صدور بيانيه توسط رهبران مخالفان در حالی ادامه دارد که پيشتر، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه آنها را تهديد کرده بود که به شدت با صدور بيانيه توسط آنها برخورد خواهد شد. مقام های جمهوری اسلامی ايران از اعتراض های مردمی در ايران به عنوان «فتنه» ياده کرده و رهبران مخالفان را نيز «سران فتنه» معرفی می کنند.
اعتراضات ضد دولتی در مصر وارد پانزدهمین روز خود شده و معترضان که روز سهشنبه نیز در میدان تحریر قاهره گرد آمدهاند فراخوانی برای یک «راهپیمایی میلیونی» صادر کردهاند. معترضان همچنین خواستار تظاهرات در روزهای پنجشنبه و جمعه شده اند.اعتراضات ضد دولتی در مصر وارد پانزدهمین روز خود شده و معترضان در این کشور که روز سهشنبه نیز در میدان تحریر قاهره گرد آمدهاند فراخوانی برای یک «راهپیمایی میلیونی» دیگر صادر کردهاند. این فراخوان در حالی صورت می گیرد که حسنی مبارک، رئیس جمهور این کشور در تلاشهای تازهای برای آرام کردن معترضان، روز سهشنبه کمیتهای را برای بحث پیرامون انجام اصلاحات در قانون اساسی مصر برپا کرده و همچنین پیشنهاد افزایش دستمزد کارگران را داد. اعتراضکنندگان مصری از فراخوان برای ادامه تظاهرات در روزهای آینده و به ویژه روزهای پنجشنبه و جمعه نیز خبر دادهاند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، بامداد سهشنبه هزاران معترض با ورود به میدان تحریر در این میدان چادر زده و یا در اطراف تانکهای دولتی بست نشستهاند. بنا بر گزارشها، آزاد شدن وائل غُنیم، مدیر اجرایی شرکت گوگل، از زندان در مصر، «موج تازهای از امید» را در میان معترضان برانگیخته و این معترضان خواستار راهپیماییهای گسترده در خیابانهای سراسر مصر شدهاند. اعتراضکنندگان مصری از فراخوان برای ادامه تظاهرات در روزهای آینده و به ویژه روزهای پنجشنبه و جمعه نیز خبر دادهاند. وائل غنیم، که از سازماندهندگان اصلی راهپیماییهای اولیه معترضان مصری بود، ماه گذشته ناپدید شد و آزادی او از زندان، روز دوشنبه، شادی و حمایت گسترده فعالان سیاسی و بلاگرهای این کشور را بهدنبال داشت. حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر، روز دوشنبه اعلام کرد که آماده است تا دستمزدهای کارگران را به میزان ۱۵ درصد افزایش دهد، اما اعتراضکنندگانی که در میدان تحریر گرد آمدهاند این پیشنهاد را کافی ندانسته و همچنان بر خواسته خود که برکناری حسنی مبارک از قدرت است، تأکید کردند. در همین حال، گروه اسلامگرای اخوانالمسلمین نیز روز دوشنبه اعلام کرد که ممکن است درخصوص ادامه گفتوگوها با دولت حسنی مبارک بازنگری کند. عِصـّام العِریان، از مقامهای ارشد اخوانالمسلمین در این باره به خبرگزاری رویترز گفت: «ما در حال ارزیابی وضعیت هستیم و قصد داریم مسئله گفتوگو را در کلیتاش بازنگری کنیم.» میدان تحریر، بامداد ۸ فوریه ۲۰۱۱ عصام العریان در مورد آینده گفتوگوهای گروه خود با دولت حسنی مبارک افزود: «ما به تناسب نتایجی که حاصل شود تجدید نظر خواهیم کرد. برخی از درخواستهای ما پذیرفته شده اما به درخواست اساسی ما یعنی رفتن مبارک، پاسخی داده نشدهاست.» اپوزیسیون مصر در کنار درخواست برای برکناری حسنی مبارک، خواستار بازنویسی قانون اساسی بهصورتی شده که دوره ریاستجمهوری در آن دارای محدودیت باشد. از دیگر درخواستهای اپوزیسیون، انحلال پارلمان، آزادی زندانیان سیاسی و برچیده شدن حکومت نظامی است. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، حسنی مبارک، روز سهشنبه کمیتهای را برای بحث پیرامون انجام اصلاحات در قانون اساسی مصر برپا کردهاست. در جریان مذاکرات روز یکشنبه میان معاون رئیسجمهور مصر با احزاب مخالف دولت، طرفین به توافق رسیدند که تا حداکثر یک ماه دیگر، با تشکیل کمیتهای، اصلاحاتی در مورد شرایط ریاستجمهوری در قانون اساسی این کشور ایجاد کنند. باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه با اشاره به تحولات مصر بر اهمیت ادامه مذاکرات میان دولت و مخالفان تاکید کرده و اظهار داشته است ، مصریها برای یافتن راهحلی برای بحران سیاسی در کشورشان «پیشرفتهایی داشتهاند.» معترضان مصری بیش از دو هفته است دست به اعتراضات گسترده خیابانی علیه دولت حسنی مبارک زدهاند و خواستار برکناری فوری وی از قدرت هستند. این در حالی است که آقای مبارک ضمن خودداری از کنارهگیری زودهنگام از سمت ریاست جمهوری، اعلام کرده است که در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده خود را نامزد نخواهد کرد. سازمان دیدهبان حقوق بشر روز دوشنبه اعلام کرد که در جریان اعتراضهای ضد دولتی در مصر تاکنون دستکم ۲۹۷ نفر جان خود را از دست دادهاند.
وزارت خارجه ایران از هلند به خاطر موضعگیری در قبال اعدام زهرا بهرامی، تبعه ایرانی-هلندی، انتقاد کرد. رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز سه شنبه در یک کنفرانس خبری گفت، کشورهای غربی از جمله هلند همیشه از افرادی در ایران حمایت می کنند که به خاطر "جنایت، خیانت و یا قاچاق مواد مخدر" محکوم شده اند. سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت اجرای ایده های حقوق بشری غربی به افزایش تبهکاری در این کشورها منجر خواهد شد. زهرا بهرامی که سال گذشته به خاطر شرکت در اعتراضات انتخاباتی بازداشت شده بود ،هفته پیش به اتهام قاچاق مواد مخدر اعدام شد. دولت هلند در اعتراض به این اعدام، روابط خود را با ایران محدود و روز دوشنبه سفیر خود را "برای مشورت" به این کشور فرا خواند.
روزنامههای سهشنبه ایران از اظهارات متناقض دو مقام دولتی درباره موجودی صندوق توسعه ملی و همچنین «اختلاف حساب ۱۲ میلیارد دلاری درآمدهای نفتی سال ۸۹» خبر دادهاند. «تلاش یک مقام دولتی برای توزیع پول در میان امامان جمعه شهرهای مختلف» و گروگان گرفتن «۴۰۰ ایرانی توسط دزدان دریایی» از دیگر اخبار منتشر شده در روزنامههاست.روزنامههای سهشنبه ایران از اظهارات متناقض دو مقام دولتی درباره موجودی صندوق توسعه ملی و همچنین «اختلاف حساب ۱۲ میلیارد دلاری درآمدهای نفتی سال ۸۹» خبر دادهاند. «تلاش یک مقام دولتی برای توزیع پول در میان امامان جمعه شهرهای مختلف» و گروگان گرفتن «۴۰۰ ایرانی توسط دزدان دریایی» از دیگر اخبار منتشر شده در روزنامههاست. تدوام اعتراضات در مصر نیز در اغلب روزنامههای ۱۹ بهمنماه بازتاب داشته و در حالی که روزنامههای وابسته به جناح حاکم برای اثبات رابطه «اخوانالمسلمین و مقامات ارشد جمهوری اسلامی» تلاش کردهاند، برخی از روزنامههای منتقد دولت «نقش جوانان مصری» را مهمتر ارزیابی کردهاند. روزنامهها همچنین «اطلاعیه دفتر ریاست جمهوری» را درباره «تکذیب ملاقات یک سال پیش همسر احمدینژاد با همسر مبارک» متنتشر کردهاند. روایت دو مقام دولتی از اختلاف حساب ۱۲ میلیارد دلاری درآمدهای نفتی سال ۸۹ روزنامههای جهان صنعت و آرمان گزارشهایی از «اظهارات متناقض دو مقام دولتی» درباره درآمدهای نفتی و موجودی صندوق توسعه ملی منتشر کرده و از «تفاوت ۱۲ میلیارد دلاری درآمدهای نفتی امسال» خبر دادهاند. روزنامه جهان صنعت در تیتر نخست شماره سهشنبه خود نوشته است که «محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدینژاد، درباره موجودی صندوق توسعه ملی گفته که این صندوق «هم اکنون ۲۲ هزار میلیارد تومان (نزدیک به ۲۲ میلیارد دلار) موجودی دارد»، اما یک هفته پیشتر شمسالدین حسینی، وزیر امور اقتصادی و دارایی، از رسیدن «موجودی صندوق توسعه ملی به رقم ۱۰ میلیارد دلار خبر داده بود». این روزنامه با اشاره به ارائه دو آمار متناقض طی یک هفته از سوی دو مقام ارشد دولتی نوشته است که «با این دو اظهارنظر متفاوت در واقع تفاوتی ۱۲ میلیارد دلاری در موجودی این صندوق وجود دارد». روزنامه دنیای اقتصاد با اشاره به آشفتگی آمارهای دولتی و ابهام در میزان درآمدهای نفتی دولت نوشته است که هفته گذشته نیز عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس کل دیوان محاسبات کشور، درباره این که مجموع درآمدهای کشور چه قدر است، گفت که «هیچکس از این مقدار خبر ندارد». این روزنامه با اشاره به این که پس از سال ۱۳۸۶ موجودی واقعی حساب ذخیره ارزی از سوی دولت اعلام نشده، نوشته است که «مسئولان اقتصادی دولت همواره در پاسخ به این پرسش که موجودی این حساب چه قدر است، تنها به این جمله که وضعیت خوبی دارد اکتفا میکردند، اما وزیر اقتصاد چندی پیش در مجلس برای پاسخ به سوال نماینده مردم تهران، علت عدم واریز بودجه ۲ میلیارد دلاری مترو تهران و کلانشهرها را نبود بودجه کافی در حساب ذخیره ارزی عنوان کرد». روزنامه آرمان ضمن انتشار گزارشی از اختلاف ۱۲ میلیارد دلاری موجودی صندوق توسعه ملی به استناد اظهارات متفاوت محمدرضا رحیمی و شمسالدین حسینی از قول شهردار تهران نوشته است که مقامات دولت آمارهای مختلفی از موجودی صندوق توسعه ملی یا حساب ذخیره ارزی ارائه میکنند، اما «به مترو که میرسد میگویند صندوق ذخیره ارزی خالی است». به نوشته این روزنامه، محمدباقر قالیباف روز دوشنبه در مراسم افتتاح ایستگاههای «توحید» و «آزادی» در خط چهار متروی تهران با انتقاد از عدم پرداخت بودجه مترو که در قانون مصوب مجلس شورای اسلامی تعیین شده به خبرنگاران گفت که محمود احمدینژاد و همکارانش در دولت «در زمان ارائه گزارش از حساب ذخیره ارزی میگویند این میزان پول وجود دارد و مشکلی نیست، اما در زمان گزارش برای پرداخت به شهرداریها میگویند حساب خالی است!» شهردار تهران همچنین گفته است که «اگر خودمان به خودمان رحم نکنیم و برای پیشبرد امور اختلافها را کنار نگذاریم، خدا هم به ما رحم نخواهد کرد». «توزیع پول» از سوی یک مقام دولتی در میان امامان جمعه شهرها روزنامه مردمسالاری از اقدام یک مقام دولتی نزدیک به محمود احمدینژاد برای «توزیع پول در میان امامان جمعه» شهرهای مختلف کشور خبر داده است. به گزارش این روزنامه، «در یک اقدام کمسابقه، از سوی یکی از مقامات دولتی نزدیک به احمدینژاد مبالغ قابل توجهی به طور مستقیم به حساب گروهی از ائمه جمعه شهرهای مهم واریز شده است». روزنامه مردمسالاری «مبلغ واریز شده به حساب هر یک از ائمه جمعه را ۵۰ میلیون تومان» اعلام کرده و نوشته است که «چندی پیش از طرف یکی از مقامات دولتی با این توجیه که مراجعات به دفاتر ائمه جمعه بسیار زیاد است و این مراجعات نیازمند این است که ائمه جمعه هزینههایی را برای رفع نیاز مراجعین بپردازند برای تعدادی از ائمه جمعه شهرهای مهم کشور مبلغ ۵۰ میلیون تومان به حسابهای آنان واریز شده است». این روزنامه البته نوشته است که ائمه جمعه برخی از شهرها حاضر به استفاده از این پول نشده و آن را برای مقام دولتی نزدیک به محمود احمدینژاد پس فرستادهاند، اما شماری دیگر از ائمه جمعه ۵۰ میلیون تومان ارسالی دولت را دریافت کردهاند. روزنامه مردمسالاری از انتشار اسم «مقام نزدیک به احمدینژاد» و توزیعکننده پول در میان ائمه جمعه خوداری کرده، اما نوشته است که «گویا دفتر ائمه جمعه تهران هم به این اقدام ایرادات زیادی وارد کرده و حجتالاسلام رضا تقوی، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، نیز در این مورد عکسالعمل نشان داده است». شمار امامان جمعه در ایران بیش از ۶۱۰ نفر است، چرا که بنا بر اعلام شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در حال حاضر در ۶۱۰ شهر و بخش ایران نماز جمعه برگزار میشود و این ستاد در همه این شهرها روحانیانی را به عنوان امام جمعه یا امام جمعه موقت منصوب کرده است. رابطه «اخوانالمسلمین و ایران» و نقش «جوانان مصر» در تحولات آینده تداوم اعتراضات در مصر روز سهشنبه در اغلب روزنامهها از جمله تهران امروز، کیهان و آرمان بازتاب داشته و روزنامههای نزدیک به دولت تلاش کردهاند تا با انتشار گزارشها و یادداشتهایی «ارتباط اخوانالمسلمین با رهبران جمهوری اسلامی» را «ثابت کنند». روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده منصوب آیتالله خامنهای فعالیت میکند در تیتر نخست از قول اخوانالمسلمین نوشته است که «آرزوی ما تشکیل حکومتی مانند ایران است»، و در سرمقاله خود با عنوان «اخوانالمسلمین و ایران» هم نوشته است که «در طول دوران ۳۲ سال اخیر اخوانیها در هر کجا که بودهاند از انقلاب اسلامی» و «آیتالله خمینی و آیتالله خامنهای با صراحت تبلیغ کردهاند». سرمقالهنویس کیهان ضمن اشاره به این که اخوانالمسلمین در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و ۵۰ سال قبل از انقلاب ایران و تشکیل جمهوری اسلامی فعالیت خود را آغاز کرده، این گروه را «نزدیکترین گروه سنی به مقامات جمهوری اسلامی» توصیف کرده و در عین حال نوشته است که اخوانالمسلمین «در سطح بینالمللی تاثیرگذارترین جریان سیاسی سنی است که در ۱۷ کشور عربی و ۱۰ کشور غیرعرب شعبه دارد و سه دولت اسلامی را در میان کشورهای با جمعیت اکثریت سنی به وجود آورده است که هم اکنون در ترکیه، فلسطین و سودان در قدرت هستند». کیهان به صراحت اشاره نکرده است که اخوانالمسلمین اظهارات روز جمعه آیتالله خامنهای درباره اعتراضات مصر و اسلامگرایان مصر را رد کرده، اما نوشته است که پیرامون این جریان اسلامگرا «اما و اگر»هایی مطرح شد و به همین دلیل این روزها در مجامع سیاسی ایران نیز در خصوص اهداف، کارکرد، دیدگاهها و چشمانداز فعالیت آنان سوالاتی پدید آمده است». روزنامه آرمان اما در سرمقالهای با تیتر «آینده مصر» نوشته است که «جامعه جوان مصر جامعه بسیار گستردهاى است و البته ممکن است با جامعه جوانان کشورهاى دیگر تفاوتها و شباهتهایى هم داشته باشند، و نقش و حضور این جوانان در تحولات اخیر تعیینکننده است». حسین صباح زنگنه به عنوان «کارشناس مسائل خاورمیانه» با اشاره به این که «تعدادى از این جوانان مصری ممکن است در غرب و آمریکا تحصیل کرده یا دورههایى دیده باشند» نوشته است که «حضور جامعه مدنى و تشکلهاى مدنى هم در مصر در این تحولات قابل لمس و قابل توجه است و این مجموعه از علل و عوامل این تحولات را رقم زده و به نظر مىرسد به این زودىها هم آرام نخواهد گرفت». سرمقالهنویس روزنامه آرمان با تاکید بر این که «هر کشورى براى خود شرایط خاص خود و تحولات خاص خود را دارد، ضمنا این ارتباط فکرى و اجتماعى و ارتباطات جدیدى که در عصر اینترنت و ماهوارهها پدید آمده است این تاثیر و تاثرها را بسیار سریع و گستردهتر ساخته» نوشته است که «بنابراین نمىشود یک حد فاصل روشن و مشخصى ایجاد کرد و گفت همه اقدامات جامعه مصر متعلق به خودش است یا صد در صد متعلق به پیروى از الگوى دیگران است» و «اگر بگوییم مصر تنها مقلد دیگران است، ریشههاى فکرى و اجتماعى خود مصر را انکار کردیم». حسین صباح زنگه تاکید کرده است که در تحولات فعلی مصر «ماحصل این تحولات و گرایشها مهم است» که «از مصر، مصر دیگرى خواهد ساخت». وی در عین حال نوشته است که مصر پس از حسنی مبارک «مصرى نخواهد بود که تحت سلطه حزب معینى به پیش حرکت کند، مصرى نخواهد بود که صد در صد تسلیم آمریکا باشد، مصرى نخواهد بود که آزادى در آن معدوم باشد، مصرى نخواهد بود که نسبت به اسرائیل بىتفاوت باشد یا امکانات خود را در اختیار اسرائیل قرار دهد، مصرى نخواهد بود که به غزه کمک نکند» و تاکید کرده که در حال حاضر تنها میتوان با «این شاخصها از مصر بعد از این سخن گفت» و «طبعاً وزنه گرایشهاى مردمى، انسانى، آزادىخواهانه، عدالتخواهانه و اسلامگرایانه جایگاه بهترى در مصر خواهند داشت و آینده این کشور را شکل خواهند داد». انکار ملاقات یک سال پیش همسر احمدینژاد با همسر مبارک روزنامه تهران امروز خبر داده است که دفتر محمود احمدینژاد ملاقات یک سال پیش همسر وی با همسر حسنی مبارک را انکار کرده است. تهران امروز نوشته است که «متعاقب اظهارات یکی از مهمانان برنامه زنده تلویزیونی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی» در خصوص ملاقات یک سال پیش اشرفالسادات فرهی، همسر محمود احمدینژاد، با سوزان مبارک، همسر حسنی مبارک، دفتر احمدینژاد ادعا کرده است که «همسر محترمه رئیسجمهور هیچگونه ملاقاتی با همسر رئیسجمهور مصر نداشته و مطالب یاد شده کذب محض است». تکذیب ملاقات همسر احمدینژاد با همسر حسنی مبارک در حالی از سوی دفتر محمود احمدینژاد صورت گرفته که علاوه بر انتشار رسمی خبر آن در یک سال پیش، حمید بقایی نیز در مهرماه سال جاری به عنوان «نماینده ویژه محمود احمدینژاد» به مصر سفر کرده بود. «۴۰۰ ایرانی تاکنون توسط دزدان دریایی گروگان گرفته شدهاند» روزنامه دنیای اقتصاد از قول رئیس کمیته کشتیرانی انجمن مهندسی دریایی خبر داده است که «۴۰۰ ایرانی تاکنون توسط دزدان دریایی گروگان گرفته شدهاند». به نوشته این روزنامه، مالک علیمحمدی، رئیس کمیته کشتیرانی و دریانوردی انجمن مهندسی دریایی ایران، با ابراز نگرانی از ناامنیهای به وجود آمده برای صیادان ایرانی از ربوده شدن بیش از ۲۰ شناور صیادی ایران در آبهای آزاد خبر داده و گفته است که «این وضعیت، امنیت دریانوردی را برای ماهیگیران ایرانی از بین برده است». رئیس کمیته کشتیرانی و دریانوردی انجمن مهندسی دریایی شمار ایرانیان گروگان گرفته شده در جریان ربایش کشتیهای صیادی را «۴۰۰ نفر» اعلام کرده و گفته است که «حدود ۴۰۰ تن از خدمه شناورهای صیادی ایران تاکنون توسط دزدان دریایی به گروگان گرفته شدهاند و باید پرسید که آیا وزارت امور خارجه نباید در دفاع از این افراد، اقدامی انجام دهد؟» مالک علیمحمدی با تاکید بر این که «ناوگان صیادی ایران در آبهای آزاد شمال اقیانوس هند که چند صد شناور کوچک و متوسط را در برمیگیرد با وضعیتی بحرانی درگیر است» گفته است که به رغم آن که نیروی دریایی ارتش و سپاه در تامین امنیت ناوگان تجاری و نفتکش جمهوری اسلامی نقش دارند اما «ناوگان صیادی کشور مورد بیتوجهی قرار گرفته و اقدام مشهودی در تامین امنیت آنان انجام نشده است». به نوشته دنیای اقتصاد، کمیته کشتیرانی و دریانوردی انجمن مهندسی دریایی در عین حال پیشنهاد کرده است که «بسیج دریایی با هدف تامین امنیت ناوگان صیادی ایران راهاندازی شود و نیروهای مسلح بسیجی از میان خود ماهیگیران، این کار را عهدهدار شوند».
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز سه شنبه با انتقاد از اعتراض هلند به اعدام زهرا بهرامی که اخیرا به اتهام «قاچاق مواد مخدر» در ایران اعدام شد، گفت که اینگونه رفتار، کشور هلند را به مامن قاچاقچیان و تروریستها تبدیل خواهد کرد.سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز سه شنبه با انتقاد از اعتراض هلند به اعدام زهرا بهرامی که اخیرا به اتهام «قاچاق مواد مخدر» در ایران اعدام شد، گفت که اینگونه رفتار، کشور هلند را به مامن قاچاقچیان و تروریستها تبدیل خواهد کرد. رامین مهمانپرست در این زمینه، اظهارات مقامات هلند را «غیر مسئولانه» خواند و گفت: «مسیر کشورهای غربی مسیر بن بستی است و اگر ایدههای این کشورها در منطقه خودشان محقق شود، کشوری مثل هلند در آینده به کشوری مملو از قاچاقچیان، جنایتکاران و خیانتکاران تبدیل میشود.» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران ضمن انتقاد از اعتراضهای هلند نسبت به اعدام خانم بهرامی این کشور را به حمایت از «گروهک تروریستی منافقین» متهم کرد و گفت: «نمونه دیگری در حمایت این کشور از گروه تروریستی مشاهده میکنیم، کسانی که پرونده ۱۲ هزار ترور در سابقهشان است. رفتار این کشورها آنها را به مأمن قاچاقچیان و تروریست ها تبدیل خواهد کرد.» زهرا بهرامی به دنبال اعتراضهای روز عاشورای سال ۱۳۸۸ به اتهام های امنیتی در ایران بازداشت و نهم بهمن ماه امسال به جرم «نگهداری و فروش مواد مخدر» اعدام شد . به دنبال اعدام خانم بهرامی،که تبعه هلند بود، این کشور در اعتراض به این اقدام، تمامی تماسهای رسمی خود با جمهوری اسلامی ایران را به حالت تعلیق درآورد . آقای مهمانپرست در واکنش به اعتراضهای هلند گفت: جای تأسف دارد که کشورهای «مدعی دفاع از حقوق بشر» از پروندههایی حمایت میکنند که «موضوع آن یا جنایت است،یا خیانت یا قاچاق مواد مخدر». وی همچنین پرسید آیا کشوری که «با مواد مخدر مبارزه میکند متمدن است یا کشوری که از پرونده غیرقابل دفاع مواد مخدر، آن هم از سوی فردی که پیش از بازداشت در ایران در کشور هلند نیز به همین اتهام دستگیر شده است، پرونده حقوق بشری ایجاد کرده است؟» بر اساس گزارشی که به تازگی از تلویزیون هلند پخش شد، خانم بهرامی در سال ۲۰۰۳ در این کشور پروندهای در زمینه قاچاق مواد مخدر داشته است. با این حال به گفته دخترش وی در جلسه رسیدگی به اتهاماتش در تهران موضوع نگهداری و فروش مواد مخدر را رد کرده است. مقام های ایرانی در حالی از اتهام «قاچاق مواد مخدر» برای خانم بهرامی سخن گفته اند که با وی مانند اعدام شدگان سیاسی رفتار کرده و جسد وی را تحویل خانواده اش نداده اند. واکنش ایران به انتقاد دولت مصر از اظهارات آیتالله خامنهای سخنگوی وزارت امور خارجه ایران همچنین در واکنش به انتقاد وزارت خارجه مصر از اظهارات آیت الله خامنهای در مورد مرتبط بودن ناآرامیهای مصر با انقلاب اسلامی، گفت «کسی که نزد مردم مصر اعتباری ندارد، حرفش برای ایران نیز معتبر نیست.» وی گفت: «حرکت بزرگی در مصر اتفاق میافتد که این حرکت اولین اقدامش زیر سوال بردن اعتبار و صلاحیت افرادی است که تصدی حکومت را به دست داشتند ...بنابراین کسی که از نظر مردم مصر اعتباری ندارد حتما حرفش برای ملت ما هم اعتبار نخواهد داشت.» این اظهارات در واکنش به سخنان احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر بیان شده است. آقای ابوالغیط در تاریخ ۱۶ بهمن اظهارات آیتالله علی خامنهای در مورد «ریشههای» اسلامی حوادث اخیر مصر را «خصمانه و نفرتانگیز» خواند . یک روز پیش از آن، رهبر جمهوری اسلامی اعتراضهای اخیر در مصر و دیگر کشورهای عربی را «بازتاب پیام انقلاب اسلامی در ایران» و نیز «حدوث بیداری اسلامی» ارزیابی کرد . رامین مهمانپرست در حالی انتقادهای دولت مصر به این اظهارات را بیاعتبار خوانده است که پیشتر، اخوان المسلمین نیز در واکنش به اظهارات آقای خامنهای، گفته بود که انقلاب مصر، انقلاب اسلامی نیست و متعلق به همه مردم مصر است. گروه اخوان المسلمین همچنین روز ۱۸ بهمنماه، یک روز پیش از واکنش آقای مهمانپرست، بار دیگر تأکید کرد که حرکت مردم مصر، حرکت انقلاب اسلامی نیست. کمال الهلباوی، یک عضو ارشد اخوان و سخنگوی پیشین این گروه در گفتوگو با تلویزیون بیبیسی فارسی در این زمینه گفت: «این یک انقلاب اسلامی نیست چون اخوان المسلمین رهبری این تظاهرات را برعهده ندارد و شعار این انقلاب، اسلامی نیست.» آقای مهمانپرست و سایر مقامات جمهوری اسلامی تا کنون به اظهارات اخوانالمسلمین واکنش نشان ندادهاند. «عدم مذاکره در مورد فعالیتهای هستهای» سخنگوی وزارت خارجه ایران همچنین تأکید کرد «فعالیتهای صلحآمیز هستهای» جزو حقوق ملت ایران است و جمهوری اسلامی با هیچ کشوری در این زمینه وارد مذاکره نخواهد شد. وی در ادامه افزود که ایران آمادگی دارد تا در مورد «بحثهای کلی فعالیتهای هستهای در جهان» با ۵+۱ مذاکره کند. آقای مهمانپرست همچنین گفت جمهوری اسلامی همچنان آماده است در چهارچوب بیانیه تهران به مبادله سوخت بپردازد و افزود که ایران همچنان فعالیتهای خود را ادامه میدهد و برای تأمین نیازهایش زمان را از دست نخواهد داد. جمهوری اسلامی در اردیبهشت ماه سال جاری توافقنامهای را با ترکیه و برزیل به امضاء رساند که به «بیانیه تهران» مشهور است. ایران بر اساس این بیانیه به گروه وین پیشنهاد داده بود که حدود ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم با غلظت پایین خود را در مقابل دریافت سوخت لازم برای رآکتور هستهای تهران به ترکیه منتقل کند. این بیانیه مورد قبول گروه وین واقع نشد و پس از آن شورای امنیت چهارمین قطعنامه تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران را به اجراء در آورد. «در رابطه با سودان، موضع ما حمایت از حفظ تمامیت ارضی است» سخنگوی وزارت خارجه همچنین در واکنش به استقلال سودان جنوبی گفت: «موضع اصولی کشور ما در رابطه با سودان حمایت از وحدت ملی در سایر کشورها و حفظ یکپارچگی تمامی ارضی کشورهاست.» شرکت کنندگان در رفراندوم سراسری در سودان جنوبی روز دوشنبه با رای قاطع به جدايی از سودان رای دادند که این تصمیم مورد قبول عمرالبشير، رئیس جمهور سودان نیز واقع شده است. با اینحال آقای مهمانپرست تأکید کرد: «اینکه کشوری به دو کشور تقسیم شود جزو سیاستهای کشور ما نیست و ما تلاش میکنیم یکپارچگی کشورها مورد حمایت قرار بگیرد.»
۴۰ سال پيش، در شامگاه ۱۹ بهمن، ۱۳ مرد مسلح به تفنگ، مسلسل و نارنجک به پاسگاه ژاندارمی سياهکل در شمال ایران حمله و آن را تصرف کردند، حملهای که از سوی نيروهای ژاندارمری، ارتش و نيروهای امنيتی با رديابی و محاصره اين مردان و جنگ و گريز با آنان تا چند روز بعد ادامه يافت. ۴۰ سال پيش، در شامگاه ۱۹ بهمن، ۱۳ مرد مسلح به تفنگ، مسلسل و نارنجک به پاسگاه ژاندارمی سياهکل در شمال ایران حمله و آن را تصرف کردند، حملهای که از سوی نيروهای ژاندارمری، ارتش و نيروهای امنيتی با رديابی و محاصره اين مردان و جنگ و گريز با آنان تا چند روز بعد ادامه يافت. در اين روز، چند بازمانده اين حمله بازداشت و در روزهای پايانی اسفندماه همان سال اعدام شدند. اين حمله آغازگر دوره فعاليت مسلحانه گروهی شد که بعدها خود را سازمان چريکهای فدايی خلق ايران ناميد. اين سازمان از ادغام دو گروه معتقد به مبارزه مسلحانه، معروف به گروه جزنی و گروه احمدزاده در اواخر فروردين سال ۱۳۵۰ تشکيل شد. اين دو گروه از چند سال پيش از عمليات سياهکل فعاليت خود را آغاز کرده بودند. فرخ نگهدار، از اعضای گروه جزنی، که پس از انقلاب بهمن ۵۷، برای چند سال رهبری سازمان چريکهای فدايی خلق ايران و سپس سازمان فداييان خلق ايران - اکثريت را بر عهده داشت، درباره مهمترين دليل ايجاد این سازمان به راديوفردا میگويد: «موسسان سازمان چريکهای فدايی خلق میگفتند به دلیل آن که حکومت تمام راههای مبارزه مسالمتآميز را به روی مردم بسته است، چارهای جز اعمال قهر وجود ندارد.» وی میافزايد: «اين استدلال گروه جزنی بود و گروه احمدزاده استدلال میکرد که اساسا هر گونه تحول بنيادينی که بخواهد در جامعه صورت بگيرد، يک نوع قهر با آن در آميخته است. آنها به قول انگلس اشاره میکردند که میگفت قهر مامای تاريخ است.» آقای نگهدار میافزايد: «برای گروه احمدزاده، يک جنبه ايدئولوژيک قوی وجود داشت که گذر به زندگی بهتر همراه با درد است و نمیتوان از اين درد اجتناب کرد.» مسعود فتحی، از کميته مرکزی سازمان اتحاد فداييان خلق، نيز در گفتوگو با راديوفردا، ضمن اشاره به دلايل داخلی، به دليل خارجی در شکلگيری سازمان چریکهای فدایی خلق ايران اشاره میکند و میافزايد: «انقلاب کوبا که در آن، يک گروه کوچک موفق به برپايی انقلاب شده بود، توجه موسسان سازمان را جلب کرد.» او جنگ ويتنام و پيدايش گروههای چريکی در کشورهای ديگر جهان، به خصوص آمريکای لاتين را از ديگر دلايل ايجاد سازمان چريکهای فدايی خق ايران ذکر میکند. علی کشتگر که در ابتدای انقلاب سخنگوی سازمان چريکهای فدايی خلق ايران بود، در گفتوگو با راديوفردا به نکته ديگری در اين مورد اشاره میکند: «يکی از دلايل به وجود آمدن جنبش فدايی، اين بود که چپ مستقلی در ايران به وجود آيد که از شوروی و چين استقلال داشته باشد.» سازمان چريکهای فدايی خلق تا زمان انقلاب بهمن ۵۷، دهها تن از رهبران و کادرهای خود را در درگيریهای مسلحانه، زير شکنجه يا اعدام پس از محاکمه از دست داد. در عين حال، شماری از اعضای اين سازمان چريکی چپگرا با سيانور خودکشی کردند تا به دست ماموران ساواک يا شهربانی نيفتند و گروه ديگری از آنان، از جمله بيژن جزنی، در فروردين ۱۳۵۴ در تپههای اطراف زندان اوين توسط ماموران ساواک و تحت عنوان جلوگيری از فرار اين گروه کشته شدند. دهها عضو و هوادار سازمان چريکهای فدايی خلق ايران نيز بازداشت و زندانی شدند. در همين حال، اين سازمان در حالی که کادرهای خود را از دست میداد، اعضای جديدی را جذب میکرد يا گروههای مسلح کوچک به آن میپيوستند. سازمان چريکهای فدايی خلق به جز سياهکل، عمليات ديگری را تا زمان پيروزی انقلاب بهمن ۵۷ انجام داد که از جمله میتوان به حمله بهکلانتری قُلهک، ترور رئيس اداره دادرسی ارتش و بمبگذاری در دفاتر شرکتهای نفتی آمريکايی اشاره کرد. عمليات اين سازمان، بر فعاليت گروهها و سازمانهايی با گرايش مارکسيست-لنينيستی يا اسلامی شد، که معروفترين آنها سازمان مجاهدين خلق ايران بود. در عين حال، جنبش فدايی در دهه ۵۰ خورشيدی تاثيراتی بر جامعه گذاشت. فرشين کاظمینيا، تحليلگر در پاريس، در اين خصوص به راديوفردا میگويد: «در دهه ۵۰ و حتی پس از آن، چريکهای فدايی خلق الهامبخش بسياری از هنرمندان، نويسندگان و شاعران، موسيقيدانان و خوانندگان و هنرمندان تئاتر شدند.» وی بر اين باور است که اين موضوع بايد در ساختارشناسی جامعه ايران مورد توجه و بررسی قرار بگيرد. سازمان چريکهای فدايی خلق ايران خود را سازمان پيشاهنگ طبقه کارگر میدانست که بايد به جای حزب توده ايران که اين سازمان با نگاهی انتقادی، آن را انقلابی و حزب طراز نوين طبقه کارگر ايران نمیدانست فعاليت میکرد. اما آيا اين سازمان که مشی مسلحانه را برگزيده بود و در عين حال، تحت فشار شديد دستگاه امنيتی شاه قرار داشت، توانست به ميان طبقه کارگر برود و از آن طبقه عضوگيری کند؟ فرشين کاظمینيا پاسخ میدهد: «در همان زمان، عدهای از کارگران به هستههای چريکی اين سازمان پيوستند و عدهای از آنان بازداشت و تعدادی نيز کشته و اعدام شدند، اما اين که شمار چشمگيری به اين سازمان نپيوستند، دلايل متعددی دارد.» وی يکی از اين دلايل را بالا نبودن سطح آگاهی عمومی اجتماعی میداند و میگويد: «افرادی که در هرم اوليه اجتماعی قرار دارند، دغدغه معيشت گاهی اوقات آنها را از انديشيدن به مسائل ديگر باز میدارد.» آقای کاظمینيا همچنين سرکوب شديد پليسی در آن دوران را عامل ديگر در اين خصوص میداند. در همين ارتباط، مسعود فتحی اشاره میکند که سازمان چريکهای فدايی خلق ايران، بيشتر در ميان روشنفکران، دانشجويان، جوانان و بخشهای مدرن جامعه نفوذ داشت و در همين چارچوب تاثير گذاشت. صفوف درونی سازمان چريکهای فدايی خلق ايران پس از چند سال، به تدريج شاهد بحثها و ترديدهايی در مورد جنگ مسلحانه شد، يعنی همان که در ابتدا از سوی امير پرويز پويان، «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» و توسط مسعود احمدزاده «مبارزه مسلحانه، هم استراتژی و هم تاکتيک» نام گرفته بود. اين بحثها و ترديدها، به ويژه پس از کشته شدن حميد اشرف در سال ۱۳۵۴، افزايش يافت و سرانجام با انشعاب گروهی به رهبری تورج حيدری بيگوند در سال ۱۳۵۵ به اوج خود رسيد. اين گروه که رهبر خود را به دليل درگيری خيابانی با ماموران ساواک، در همان سال از دست داد به حزب توده ايران پيوست. فرخ نگهدار در مورد اين گروه و نيز کسانی که با تئوری مبارزه مسلحانه مخالفت کردند میگويد: «آنها از زاويه مسائل نظری و با مطالعه تئوریهای انقلابی که توسط لنين و احزاب کمونيست و کارگری تا آن زمان عرضه شده بود، به اين نتيجه رسيده بودند که تئوری مبارزه مسلحانه، آن چيزی نيست که پيشگامان نهضت کمونيستی و کارگری عرضه کرده بودند.» با فرا رسيدن انقلاب بهمن ۵۷، سازمان چريکهای فدايی خلق ايران نيز همانند ساير سازمانها و گروههای مخالف شاه به حمايت از آن پرداختند. پس از انقلاب، سازمان چريکهای فدايی خلق ايران، مشی مسلحانه را کنار گذاشت. علی کشتگر در اين خصوص میگويد: «پس از انقلاب، اين مسئله مطرح شد که حکومتی در ايران به وجود آمده است که ديگر مانند زمان شاه نمیتوانيم بگوييم که وابسته است، مردم راهشان را از آن جدا خواهند کرد و میتوان مبارزه مسلحانه را ادامه داد.» وی میافزايد: «به عبارت ديگر، بر اساس تحليل سياسی از شرايط آن زمان گفته میشد که يک حاکميت ملی به جای حکومت بورژوازی کمپرادور روی کار آمده است که به خارج وابسته نيست و در اين شرايط، ما بايد ميان توده مردم برويم و کار سياسی را بدون سلاح انجام دهيم.» سازمان چريکهای فدايی خلق ايران پس از انقلاب به خاطر تشديد بحثها و اختلافات درونی چند بار دچار انشعاب شد. نخستين انشعاب، از سوی گروه اشرف دهقانی، معروف به چريکهای فدايی خلق، در اوايل سال ۵۸ بود که همچنان به ادامه خط مشی مسلحانه و شعار «تنها ره رهايی جنگ مسلحانه، اعتقاد داشتند. پس از آن، تقسيم سازمان چريکهای فدايی خلق ايران به دو بخش اکثريت و اقليت پيش آمد و سپس جدايیها و انشعابها رو آمد. ضمن آن که سازمان چريکهای فدايی خلق ايران – اکثريت نام خود را به سازمان فداييان خلق ايران – اکثريت تغيير داد. در دهه ۶۰ خورشيدی و همزمان با محدود شدن بيش از پيش آزادیهای سياسی در ايران، تمامی سازمانهايی که خود را ادامهدهنده جنبش فدايی میدانند، تحت فشار دستگاههای امنيتی جمهوری اسلامی ايران قرار گرفتند و شماری از اعضای آن بازداشت و اعدام و گروهی نيز مجبور به ترک ايران شدند. امروزه نيز چند سازمان، خود را ادامهدهنده جنبش فدايی میدانند و با نامهای مختلف فعاليت میکنند. با اين همه، آقايان نگهدار، کشتگر و فتحی با اشاره به ماندگاری جنبش فدايی در اين ۴۰ سال معتقدند که اين جنبش باز هم شکوفا خواهد شد.
در پی سنگسار سه تن از اعضای یکی از اقلیت های مسلمان اندونزی به دست مسلمانان تندرو، یکی از سازمانهای نظارتی دولت آمریکا از دولت اندونزی خواست تا با عاملین این کشتار برخورد کند. روز یکشنبه ویدئویی از حمله تندروهای مذهبی به خانه چند تن از پیروان جماعت احمدیه – از اقلیتهای اسلامی – در جاوه غربی، در اینترنت منتشر شد. آنگونه که در این ویدئو دیده می شود، سه نفر از پیروان این مذهب، در زیر بارانی از سنگ و ضربات کشنده چماق، کشته می شوند. کمیسیون بین المللی آزادی مذهب در آمریکا در واکنش به این ویدِئو همچنین خواستار تجدید نظر اندونزی در قانون مجازات «کفرگویی» شد که در سال ۱۹۶۵ در آن کشور به تصویب رسیده است. بر پایه این قانون هرگونه انحراف از یکی از شش دین الهی رسمی اندونزی ممنوع اعلام شده است.
چند تن از مسئولان عالی رتبه سازمان ملل روز دوشنبه خواستار پایان یافتن عمل ختنه زنان در جهان شدند. آنتونی لیک، مدیر یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل) و باباتونده اوساتی مهین ،مدیر صندوق جمعیت سازمان ملل، این عمل را «نقض حقوق اولیه انسانی و همچنین خطری برای سلامتی زنان» توصیف کردند. سالانه سه میلیون زن در سراسر جهان، ختنه می شوند. بر اساس آمارهای رسمی، به دنبال کارزار سه ساله سازمان ملل علیه ختنه زنان، بیش از ۶۰۰۰ گروه از اقلیت های ساکن کشورهای مصر، اتیوپی، کنیا و سنگال انجام این عمل را متوقف کرده اند.
آن سان سوچی، رهبر مخالفان دولت نظامی میانمار (برمه)، روز سه شنبه خواستار انجام گفتگو با کشورهای غربی بر سر کاهش احتمالی تحریم ها علیه کشورش شد. خانم سوچی در بیانیه ای که روز سه شنبه منتشر کرد از جامعه جهانی خواست تا در راستای به گفته او «منافع دموکراسی، حقوق بشر و اقتصاد سالم» برای میانمار، در این مذاکرات شرکت کنند. به گفته او این مذاکرات درباره این موضوع خواهد بود که تحت چه شرایطی و در چه زمانی، تحریمها علیه میانمار کاهش خواهند یافت. رهبر «حزب اتحاد ملی برای دموکراسی» در این بیانیه همچنین، آزادی تمامی زندانیان سیاسی در میانمار را «پیش شرطی اساسی» برای پایان دادن به اقدامات تنبیهی خوانده است.
دو کشور کره شمالی و جنوبی روز سه شنبه اولین دور گفتگوهای خود را از زمان حمله ماه نوامبر کره شمالی به جزیره مرزی کره جنوبی آغاز کردند. به گزارش خبرگزاری یون هاپ کره جنوبی، مذاکرات نظامی بین دو طرف درمنطقه مرزی دو کشور شروع شده است. این گفتگوها به منظور زمینه چینی برای برگزاری مذاکرات نظامی در سطوح عالی دو کره انجام می شود. روابط دو کشور کره پس از آن که سئول، کره شمالی را به شلیک اژدر به کشتی جنگی کره جنوبی متهم کرد، به وخامت گرائید. در پی غرق شدن کشتی جنگی کره جنوبی در ماه مارس (حدود یک سال قبل) تمامی۴۶ سرنشین آن کشته شدند.
دوکو عمروف، رهبر شورشیان اسلام گرای چچن، روز دوشنبه در اظهاراتی ضمن بر عهده گرفتن مسئولیت بمب گذاری انتحاری ماه گذشته در مسکو، تهدید کرد که حملاتی مشابهی از این گروه علیه روسیه در راه است. در این بمب گذاری انتحاری که در فرودگاه دوموددوو - یکی از پر رفت و آمد ترین فرودگاه های مسکو - رخ داد، ۳۶ نفر کشته شدند. وی در این پیام که در وب سایتی اسلامگرا منتشر شده، هدف از انجام چنین حملاتی را تشکیل کشوری مستقل و مسلمان در منطقه قفقاز روسیه و حکمفرما بودن قانون شریعت در آن ذکر کرده است. منطقه قفقاز روسیه از جمله شامل چچن و داغستان است.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز دوشنبه در نطقی در پارلمان این کشور، گفت که احتمال دارد، حکومت مصر با الگوبرداری از ایران، معترضین را با شدت سرکوب کند. وی حضور ۴۰۰ نفر از نمايندگان اروپايی از ۳۰ کشور جهان گفت که در ایران و در پی اعتراض ها به نتیجه انتخابات، جمهوری اسلامی به شکلی به گفته او «وحشیانه» معترضان را سرکوب کرد. آقای نتانیاهو در سخنان خود بر ادامه «حفظ ثبات منطقه همانند سه دهه گذشته » تاکید کرد و آن را به نفع اسرائیل خواند. به گفته آقای نتانیاهو، «اصلاحات دموکراتیک» و «سوء استفاده اسلامگرایان و قبضه قدرت» دو گزینه دیگری است که ممکن است در مصر رخ بدهد.
محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، در دیداری با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، خواستار برگزاری انتخابات آزاد و «باز شدن فضای امنیتی» در ایران شد. او در ادامه این اظهارات که روز دوشنبه در وبسایت رسمی وی منتشر شده از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است، به احزاب سیاسی در این کشور اجازه از سرگیری فعالیتهایشان را بدهند. دو حزب اصلاح طلب سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران، در جریان رویدادهای پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری از سوی وزارت کشور و قوه قضائیه منحل اعلام شدند. وی همچنین با اشاره به اعتراض مردم مصر به سی سال ریاست جمهوری مصر، ابراز امیدواری کرد که این اعتراضها به نتیجه برسد و معترضین به خواسته هایشان دست پیدا کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر