
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفته است که تشدید تحریم های ایران به معنای "خفه کردن" اقتصاد این کشور است و روسیه با این کار موافق نیست.
به گزارش بیبیسی لاوروف روز شنبه ۱۶ بهمن (۵ فوریه) در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که نتیجه مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در استانبول یک "شکست کامل" نبوده و در این مذاکرات پیشرفت های "بسیار محدود و شکننده ای" به دست آمده است.
او تأکید کرد که روسیه با دستیابی ایران به سلاح اتمی مخالف است، اما عقیده دارد که راه دیگری جز ادامه گفت و گو با ایران وجود ندارد.
ایران در جریان مذاکرات استانبول اعلام کرده بود که آماده است بر سر تبادل ذخیره اورانیوم غنی شده خود با سوخت قابل استفاده در رآکتور تحقیقاتی تهران مذاکره کند، اما به شرطی که قدرت های جهانی حق غنی سازی اورانیوم را برای ایران به رسمیت بشناسند و تحریم های بین المللی علیه این کشور را لغو کنند.
کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد که گروه ۱+۵، شامل پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان، نمی توانند شرایط ایران را بپذیرند.
کشورهای غربی تشدید تحریم ها علیه ایران را راهی برای وادار کردن این کشور به تعلیق غنی سازی اورانیوم و فعالیت های مرتبط با آن می دانند. اما لاوروف امروز گفت: "معتقدیم که تحریم های شدیدتر و تهدید، یا حتی استفاده از زور نمی تواند به عنوان ابزار موثر مورد نظر باشد".
او گفت که تحریم های بیشتر ایران، عملا به معنای "خفه کردن" اقتصاد این کشور است و این چیزی نیست که قدرت های جهانی در مورد آن توافق کرده باشند.
از سوی دیگر الن تاوشر، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحات، گفت که درها برای مذاکره باز می ماند، اما افزود: "ایالات متحده به دیپلماسی بیهوده و مذاکراتی که هدفش وقت کشی و فرار از مسئولیت است، تن نخواهد داد".
اعتراض شوراي دفاع از حق تحصيل به حكم سنگين حبس براي نويد خانجاني:
به آپارتايد آموزشي و آزار بهاييان پايان دهيد
روند نامبارك صدور احكام غيرقانوني و طولاني مدت حبس براي دانشجويان محروم از تحصيل همچنان ادامه دارد.
در روزهاي گذشته براي نويد خانجاني دانشجوي محروم از تحصيل و عضو كميته گزارشگران حقوق بشر و جمعيت مبارزه با تبعيض تحصيلي حكم سنگين 12 سال حبس تعزيري از سوي دادگاه انقلاب تهران صادر شد.
آقاي خانجاني در حالي با اين حكم سنگين روبرو شده است كه پيش از اين در سالهاي 84، 86 و 87 به علت اعتقاد به آيين بهايي به طرز كاملا غيرقانوني از ثبت نام در دانشگاه در دوره كارشناسي و حق تحصيل محروم شده است.
دست كم چهار عضو كميته گزارشگران حقوق بشر به نامهاي نويد خانجاني، سعيد جلالي فر، كوهيار گودرزي و شيوا نظرآهاري به دليل فعاليت هاي مسالمت آميز و قانوني در دفاع از حقوق بشر با محروميت از تحصيل و احكام سنگين حبس و حبس در تبعيد مواجه شده اند.
محروم کردن دانشجویان از حق تحصیل به دلايل عقيدتي و سياسي نقض آشكار اصول مختلف قانون اساسی جمهوري اسلامي ايران نظیر: بندهای 3، 9، 14، اصل سوم و اصول 19، 20، 22،30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتاً می گوید: «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»
محروم كردن دانشجویان بهايي و ديگر دانشجويان به دلايل عقيدتي و سياسي از حق اوليه تحصيل توسط نهادهاي دولتي و با استناد به يك "مصوبه غيرقانوني نهاد فراقانوني و غيرقانوني شوراي عالي انقلاب فرهنگي" در شرایطی صورت می گیرد که علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی ام قانون اساسی که دولت را به تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسائل تحصيلات عالي رايگان برای عموم ملت موظف کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار نماید.
اصول 19 و 20 قانون اساسی در این خصوص مقرر می دارد: «مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ،نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.»
واژه "ملت" یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل می شود. بر همين اساس شهروندان بهايي و همه اقليت هاي مذهبي نيز مانند ديگر آحاد جامعه بايد از حقوق مصرح در قانون اساسي از جمله حق اوليه تحصيل برخوردار باشند.
مضاف بر این دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1363 به "کنوانسیون بينالمللي منع و مجازات جنايت آپارتايد" پیوسته و به پیروی از مفادقانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون مزبور که مصوب 4/11/63 مجلس شورای اسلامی است، ملزم می باشد. مستفاد از بند ج ماده 2 قانون یاد شده «هر گونه اقدامات قانوني و يا اقدامات ديگر كه منظور از آنها بازداشتن گروه و يا گروههايي از مشاركت در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي كشور ، ايجاد تعمدي شرايطي جهت جلوگيري از توسعه يك چنين گروه يا گروههايي بخصوص با محروم كردن اعضاي يك گروه و يا گروههاينژادي از حقوق بشر و آزاديها شامل: حق كار، حق تشكيل اتحاديههاي كارگري مجاز، حق تحصيل، حق ترك و بازگشت به وطن، حق داشتن مليت، حقآزاد بودن در رفت و آمد يا اقامت، حق آزادي عقيده و بيان، حق آزادي تشكيل مجمع و يا انجمن مسالمتآميز » باشد، مصداق "جنایت آپارتاید" به شمار می رود.
در ماده 5 قانون مذکور آمده است که «افراد متهم به ارتكاب اعمالي كه در ماده 2 اين كنوانسيون بيان گرديده است، ممكن است توسط دادگاه ذيصلاح هر كشور طرف اين كنوانسيون كه در مورد مشخص متهم داراي صلاحيت قضايي دولت، محاكمه و يا توسط ديوان كيفري بينالمللي از سوي آن كشورهاي طرف كه صلاحيت آنرا پذيرفتهاند محاكمه شوند.»
شورای دفاع از حق تحصیل بر مبنای موازین شناخته شده حقوق بشری و حقوق بین الملل و به ویژه ماده 17 میثاق جهانی حقوق اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی که به سبب عضویت دولت ایران در آن، بخشی جدایی ناپذیر و لازم الاتباع از حقوق داخلی ایران نیز محسوب می گردد، حق تحصیل را حق بدیهی هر انسان میداند و قویا پیگرد و زندانی ساختن فعالان حق تحصیل در ایران و به ویژه فعالان حق تحصیل اقلیتهای مذهبی را محکوم می نماید.
همچنين شورا خواهان لغو احكام همه دانشجويان زنداني و محروم از تحصيل و خصوصاً حكم سنگين 12 سال حبس تعزيري نوید خانجانی و ديگر اعضاي كميته گزارشگران حقوق بشر مي باشد.
شوراي دفاع از حق تحصيل اعمال تبعيض تحصيلي عليه دانشجويان بهايي توسط مقامات دولتي را به شدت محكوم كرده و خواهان محاكمه وزير علوم و رئيس سازمان سنجش كشور به جرم "جنايت آپارتايد" و "نقض قوانين اساسي و موضوعه كشور" مي باشد.
شورا خواهان پايان دادن آپارتايد اموزشي اعمال شده از سوي وزارت علوم و سازمان سنجش كشور مي باشد و جريان حاكم را به رعايت قوانين داخلي جمهوري اسلامي و تعهدات بين المللي ايران مبني بر رعايت حقوق اقليت هاي مذهبي و رفع تمامي اشكال تبعيض، خصوصا تبعيض آموزشي دعوت مي نمايد.
شورای دفاع از حق تحصیل
1389 بهمن
عکسی منسوب به محمود احمدی نژاد وجود دارد که او را به همراه اسفندیار رحیم مشائی در حال خواندن قرآن نشان می دهد. میان این دو نفر یک جای خالی وجود دارد. گفته می شود این جای خالی امام زمان است که البته در جلوی آن هم یک جلد از قرآن مجید به چشم می خورد. پیشترها در زمانی که احمدی نژاد شهردار تهران بود هم برنامه ای در دست اجرا داشت که مسیر ورود امام زمان را مشخص می کرد. این برنامه البته با تشر مهدی کروبی، رئیس وقت مجلس هیچ وقت اجرایی نشد اما وقتی ریاست جمهوری ایران به احمدی نژاد رسید امام زمان تا پشت خیابان پاستور هم ورود کرده بود.

رابطه با امام زمان اما مختص احمدی نژاد نیست. هرچند تا پیش از احمدی نژاد هیچ گاه نقش امام زمان در مدیریت کشور تا این حد برجسته نشده بود اما منسوبان و طرفداران رهبری فعلی، آیت الله خامنه ای که در رابطه با امام زمان خود را از احمدی نژاد عقب می دید نیز به خصوص در سال های اخیر وارد میدان شده اند. تا آن حد که از دیدارهای مرتب امام زمان با آیت الله خامنه ای در جمکران می گویند و حتی بعد از وفات آیت الله بهجت از قول این مرجع تقلید مدعی می شدند که امام زمان خامنه ای را تایید می کرده است. آیت الله بهجت البته مرجع تقلیدی بود که سه سال پیش و در اوج اختلاف اعلام زمان عید فطر میان علما و آیت الله خامنه ای، یک روز زودتر از زمانی که رهبری ایران اعلام عید کرده بود، نماز عید فطر را در قم به پا داشت و در دورانی که زنده بود هیچ سخنی در تایید آیت الله خامنه ای نگفته و در سال های آخر عمرش هم از پذیرفتن احمدی نژاد در بیتش خودداری کرده بود.
انتساب حاکمان در ایران البته تنها به امام زمان خلاصه نمی شود. به خصوص در این روزها که سنگ را بسته اند و سگ ها را ول کرده اند صحبت هایی گفته می شود که در نوع خودش ضد تمام قانون اساسی جمهوری اسلامی است. نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران مدعی می شود که مشروعیت حکومت به رای مردم نیست و حکم ولی فقیه حکم پیامبر و خداست. نتیجه منطقی این حرف هم این است که چون دسترسی به خدا امکان پذیر نیست پس باید منطقاً ولی فقیه همان خدا باشد و هرچه می گویند مورد پذیرش قرار گیرد. دقت کنید این حرف را یک روحانی عادی و حتی مصباح یزدی در مقام یک تئوریسین دینی نمی زند، بلکه این حرف یک روحانی عملگرای منصوب رهبری در مهمترین نهاد نظامی کشور است. یعنی به صورت منطقی این ادعا مورد پذیرش رهبر هم هست و کسی که در زمان تعیین جانشینی امام در مجلس خبرگان خود را برای این مسئولیت مناسب نمی دید و از این رهبری استنکاف می کرد یا لااقل اینگونه نشان می داد که تمایلی برای رهبری نظام اسلامی ندارد امروز دیگر تنها رهبر مسلمین جهان یا رابط مسلمین با امام زمان نیست. بلکه فرمانبری است که ضدیت با او و حرف او، ضدیت با خدا و قانون خداست. در یک استدلال منطقی هیچ نتیجه ای غیر از این نمی توان گرفت که این شخص لااقل در مناسبات دنیوی کسی غیر از خدای دنیا نیست.
هفته پیش خبری منتشر شد که فردی در خوزستان به علت آنکه ادعای خدایی کرده بود اعدام شده است. در مورد کیفیت این ادعا و درستی یا نادرستی آن حرف و صحبتی نداریم، اما این فرد مگر چه چیزی می گفت غیر از آنکه امروز آیت الله خامنه ای، رهبری فعلی ایران و منسوبان ایشان می گویند. این ها هم ادعای خدایی می کنند و اگر قرار باشد ادعای خدایی مستوجب اعدام باشد به طریق اولی برای افرادی که امروز رهبری را در جایگاه خدایی نشانده اند نیز ساری و جاری است. البته تنها تفاوت خدا با خامنه ای این است که به نص صریح قرآن، خدا "لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ" نه زاییده و نه زاییده شده است. درحالی که آیت الله خامنه ای، آقا مجتبی را دارد که البته قرار است جانشین ایشان هم باشد.
زمانی به خصوص پس از رحلت امام که رهبری فعلی نه جایگاه دینی و مذهبی و نه جایگاه قدرت سیاسی و کاریزمای شخصی ایشان را نداشت، برای ترویج ولایت فقیه آیت الله خامنه ای تبلیغات صوری زیادی صورت گرفت و برای اثبات نقش جهان شمول ایشان، نمایندگان ولی فقیه حتی با پول ملت ایران در بورکینافاسو و گینه بیسائو هم دفتر و دستک تشکیل داده بودند. در همان زمان ها مثلی در بین ایرانیان دهان به دهان می گشت که در مورد نمیاینده ولی فقیه در عربستان سعودی می گفتند پیامبر اسلام نماینده ولی فقیه در عربستان بود. حال دیگر حساب کار از عربستان و مکه و مدینه هم خارج شده است. نه تنها محمد (ص) نماینده ولی فقیه در عربستان و علی (ع) نماینده ولی فقیه در کوفه و عراق است بلکه امروز خدا هم نماینده ولی فقیه در آسمان هاست.
سازمان عفو بينالملل در بيانيهای خواستار آزادی فوری و بیقيد و شرط چهار فعال کارگر زندانی در ايران شد.
اين چهار فعال کارگری، منصور اسانلو، ابراهيم مددی، رضا شهابی و غلامرضا غلامحسينی، از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هستند.
به گزارش رادیو فردا سازمان عفو بينالملل اعلام کرد اين چهار فعال کارگری به دليل فعاليتهای مسالمت آميز سنديکايی خود بازداشت و زندانی شدهاند.
آقايان اسانلو و مددی، رئيس و نايب رئيس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در سال ۱۳۸۶ به اتهامهای امنيتی بازداشت و زندانی شدند. آقايان شهابی و غلامحسينی نيز در تابستان سال جاری بازداشت شده و تاکنون نيز محاکمه نشدهاند.
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که فعاليت آن پس از پيروزی انقلاب ۵۷ توسط مقامهای جمهوری اسلامی متوقف شد، حدود هفت سال پيش، فعاليت خود را از سر گرفت.
برخورد با اين سنديکا و تشکل های ديگر مستقل کارگری در ايران در شرايطی صورت میگيرد که ايران بر اساس کنوانسيون های ۸۷ و ۹۸ سازمان بينالمللی کار، موظف است که حق کارگران برای ايجاد تشکل های کارگری را محترم بشمارد.
در اين ارتباط، سازمان عفو بينالملل نوشت که اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه که فعاليت آن نيز از سوی جمهوری اسلامی به رسميت شناخته نشده است، تحت فشار قرار دارد و در اين خصوص، به اجرای حکم شش ماه زندان برای رضا رخشان، رئيس هيئت مديره اين تشکل کارگری، در زمستان سال جاری اشاره کرد.
به علاوه، سه تن ديگر از اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، بهروز نيکوفرد، عليرضا سعيدی و بهروز ملازاده به اتهام توهين به رهبر، به شش ماه زندان محکوم شدند.
* به گزارش رادیو فردا تلویزیون مصر اعلام کرد شماری از اعضای کادر رهبری حزب حاکم مصر و از جمله جمال مبارک از سمت خود استعفا دادهاند؛ در حالی که در خبرهای اولیه به استعفای حسنی مبارک از ریاست حزب حاکم اشاره شده بود، اما خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونی در صحت استعفای مبارک ابراز تردید کردهاند.
برپایه گزارشهای منتشر شده، شش نفر از جمله جمال مبارک، فرزند رئیس جمهور مصر و صفوت الشریف، دبیرکل، از کمیته مرکزی حزب دموکراتیک ملی استعفا داده بودند. این درحالی است که اعتراضها برای کنارهگیری حسنی مبارک از ریاست جمهوری برای دوازدهمین روز پیاپی ادامه دارد.
با استعفای دبیرکل حزب حاکم، یک از اعضای به حاشیه رانده شده این حزب به نام حسام بدراوی به عنوان دبیرکل جدید حزب دموکراتیک ملی انتخاب شده است؛ وی در سالهای اخیر انتقادهای تندی به سیاستهای حزب حاکم داشته است. حسام بدراوی همچنین به ریاست اداره سیاسی حزب دموکراتیک ملی انتخاب شده است؛ پیشتر این سمت در اختیار جمال مبارک بود.
در دوازهمین روز اعتراضها، مخالفان مبارک همچنان در میدان التحریر (آزادی) قاهره حضور دارند و بر کنارهگیری مبارک پافشاری میکنند. برپایه گزارشهای منتشر شده، نزدیک به پنج هزار نفر از مخالفان مبارک نیز در مسجد قائد ابراهیم اسکندریه تجمع کردهاند. در شهر ساحلی سوئز نیز معترضان همچنان حضور خود در خیابان را حفظ کردهاند. (23:16 به وقت تهران)
* یکی از معترضان مصری به خبرنگار بیبیسی گفت که ارتش بعضی از تانکهای خود را در مقابل موانع حاشیه میدان التحریر جا به جا کرده است. او به بیبیسی گفت: "دارند سعی میکنند ما را بترسانند تا به خانه برویم". اما او گفت که معترضان تا وقتی مبارک از قدرت کنار نرود، جایی نخواهند رفت، متقاعد کردن این مردم به ترک میدان بدون کنار رفتن مبارک کار آسانی نخواهد بود. (16:49 به وقت تهران)
* مقام های دولت آمریکا میگویند در این باره با هم گفتگو کردهاند که به آقای مبارک پیشنهاد کنند به خانهاش در تفرجگاه ساحلی شرم الشیخ برود یا برای انجام معاینات بیشتر پزشکی عازم آلمان شود. نیویورک تایمز مینویسد که چنین اقداماتی باعث میشود که حسنی مبارک خروج آبرومندانهای داشته باشد. (16:32 به وقت تهران)
* ممکن است دولت مصر امیدوار باشد که اوضاع به حال عادی برگردد و اعتراضات گسترده، فروکش کند اما جان لاین، خبرنگار بیبیسی میگوید مقامهای مصری باید این موضوع را درک کنند که تا چه حد کنترل اوضاع کشور را از دست دادهاند. معترضانی که در میدان تحریر جمع شده اند، فعلا تصمیم ندارند جایی بروند. (14:17 به وقت تهران)
* اخوان المسلمین که فعالیت آن در مصر ممنوع است، گفته است آمادگی دارد در مذاکرات با دولت شرکت کند اما به شرط آنکه رژیم، خواستههای مردم را اجابت کند. این تغییر موضع اخوان المسلمین ممکن است به خاتمه دادن به بنبست موجود کمک کند.
اخوان المسلمین، گروه اصلی مخالف در مصر، با انتشار بیانیهای گفته است حاضر به مذاکره با دولت است به شرط آنکه در یک چارچوب زمانی مورد توافق، یک موافقت نامه کتبی در زمینه اصلاحات سیاسی امضا شود. (13:23 به وقت تهران)
شنبه، 16 بهمن 1389، 5 فوریه 2011
* باراک اوباما در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست وزیر کانادا گفت: انتقال قدرت در مصر از همین حالا باید شروع شود. تعیین آینده مصر با مردم این کشور است و ما آینده مصر را تعیین نمی کنیم. حقیقت این است که مشکلات مصر با خشونت و سرکوب حل نمیشود و آقای مبارک باید به مردم مصر گوش کند. وی همچنین از خشونت علیه روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و تظاهرکنندگان انتقاد کرد و حکومت مصر را مسوول حفاظت از مردم این کشور دانست.
در این نشست خبری استفن هارپر، نخست وزیر کانادا گفت: مردم مصر خود باید درباره آینده این کشور تصمیم بگیرند. امیدواریم در این کشور دموکراسی مبتنی بر ارزشهای جهانی مانند حقوق بشر و حقوق اقلیتها ایجاد شود. (23:48 به وقت تهران)
* رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید در واکنش به سخنان علی خامنهای در حمایت از اعتراضهای مردم مصر، با اشاره به برخورد خشونتآمیز با معترضان ایرانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، گفت باید دید آیا حرف و عمل رهبران این کشور یکی است یا خیر؟ (23:19 به وقت تهران)
* بر اساس آخرین گزارشات در میدان التحریر قاهره، جمعیت به حدود دو سوم تعدادی رسیده است که قبلا بود. هرچند همچنان هزاران نفر در این میدان حضور دارند. آنها در حال گوش دادن به سخنرانیها علیه دولت مصر هستند و هر از گاه، شعارهایی علیه حسنی مبارک سر میدهند. به نظر میرسد بسیاری از این افراد، بعد از چند روز خشونت، از این که تجمع امروزشان در آرامش برگزار شد، راضی هستند. (20:48 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی سخنان امروز علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به یکی از استدلالهای اصلی هواداران حسنی مبارک در قاهره تبدیل شده است که به دیگران هشدار میدهند سرنوشت مصر میتواند همانند سرنوشت ایران باشد. (19:42 به وقت تهران)
* یکی از اعضای ارشد اخوان المسلمین به بیبیسی گفته است که این گروه، نامزدی برای ریاست جمهوری مصر ندارد و ترجیح میدهد که با گروههای مخالف دولت کنونی بر سر معرفی یک نامزد، به اجماع برسد. (17:49 به وقت تهران)
* بر اساس تصاویر پخش شده از تلویزیون بیبیسی، از بخشی از شهر دود زیادی بلند میشود. همزمان با ادامه تجمع مخالفان دولت مصر در میدان التحریر قاهره، حدود دو هزار نفر از طرفداران دولت هم در میدان مصطفی محمود قاهره جمع شدهاند. (17:44 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی محمد الطنطاوی، سخنگوی دانشگاه الأزهر با اعلام حمایتش از معترضان، استعفا داده است. او گفت که نمیخواهد به عنوان نماینده الأزهر شناخته شود. (17:24 به وقت تهران)
* به گزارش شبکه خبری عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب، به تجمعکنندگان در میدان تحریر مصر پیوسته است. آقای موسی پیش از این، برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری مصر اعلام آمادگی کرده بود. (16:11 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی اخوان المسلمین در واکنش به اظهارات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در سایت اینترنتی این گروه، اعلام کرد که از نظر این گروه، آنچه که در مصر رخ میدهد، "انقلاب مردم مصر" و نه "انقلاب اسلامی" است. (15:27 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی در میدان التحریر قاهره، تجمع مخالفان دولت مصر ادامه دارد و گروهی از تجمعکنندگان، وظیفه برقراری نظم در امور را به عهده گرفتهاند. در عین حال، در خیابانهای اطراف میدان تحریر، طرفدارن دولت مصر حضور دارند. (13:55 به وقت تهران)
* در یازدهمین روز از تظاهرات اعتراضی علیه رئیس جمهوری مصر، معترضان برای شرکت در گردهمایی "روز خروج" در قاهره و شهرهای بزرگ دیگر آماده میشوند و مخالفان دولت انتظار دارند صدها هزار تن در این تظاهرات شرکت کنند و به این ترتیب، حسنی مبارک وادار به کناره گیری از قدرت و خروج از کشور شود. تلویزیون مصر همچنان با پخش اطلاعیههایی از مردم میخواهد تا این میدان و سایر نقاط عمومی شهر را ترک کنند. (12:46 به وقت تهران)
* به گزارش خبرگزاری فرانسه هفت نفر از فعالان جوان پس از ملاقات با محمد البرادعی، از رهبران مخالفان حکومت بازداشت شدند. بر اساس گزارش العربیه تعداد بازداشتشدگان یازده نفر است. (01:08 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی سنای آمریکا در حال تهیه متن یک قطعنامه است که در آن از حسنی مبارک خواسته میشود هر چه زودتر قدرت را به یک دولت انتقالی واگذار کند. طراحان این قطعنامه سناتور جان مککین و سناتور جان کری هستند. (00:36 به وقت تهران)
جمعه، 15 بهمن 1389، 4 فوریه 2011
* حسنی مبارک در مصاحبه با کریستین امانپور، خبرنگار ایبیسی گفت اگر استعفا دهد در کشور هرج و مرج حکمفرما خواهد شد. او گفت پس از سخنرانی دوشنبه شب که از شرکت نکردن در انتخابات آتی خبر داد، احساس راحتی کرده است. آقای مبارک گفت ۶۲ سال به کشورش خدمت کرده است و حال احساس میکند برای او بس است و میخواهد از قدرت کنار برود. (23:10 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی از قاهره صدای شلیک گلوله از میدان عبدالمنعم، واقع در مرکز شهر قاهره، به گوش میرسد. یک نفر بر اثر درگیریها کشته شده است و بسیاری نیز زخمی شدهاند که حال سه نفر از زخمیها وخیم است. (19:22 به وقت تهران)
* دادستانی مصر چند تن از وزیران سابق و مقامهای دیگر را ممنوع الخروج و حسابهای آنها را تا انجام تحقیقات مسدود کرد. وزیران سابق کشور، جهانگردی و مسکن و «احمد عز» از سرمایهداران بزرگ و عضو ارشد حزب حاکم در این فهرست قرار دارند. (18:24 به وقت تهران)
* به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس صدای تیراندازیهای هوایی در میدان التحریر شنیده میشود و همزمان مخالفان مبارک موفق شدهاند که هواداران او را عقب برانند. به گزارش خبرگزاری رویترز یک تانک ارتش در میدان التحریر قاهره به سمت گروهی از طرفداران مبارک که به سوی مخالفان مبارک سنگ پرتاب میکردند حرکت کرده و این کار با تشویق مخالفان همراه شده است. (16:47 به وقت تهران)
* گزارشهای متعدد از قاهره، حکایت از تلاش ارتش برای عقب راندن هواداران آقای مبارک و جلوگیری از حمله آنها به معترضان مستقر در میدان التحریر دارد. یک شاهد عینی به خبرگزاری رویترز گفته است که با چشمان خود، شاهد تلاش یک تانک ارتشی برای مقابله با موافقان آقای مبارک بوده است.
به گزارش بیبیسی از قاهره از نحوه آرایش نیروهای ارتشی، چنین بر میآید که هواداران آقای مبارک دیگر قادر نخواهند بود به مخالفان دولت مستقر در میدان التحریر حمله گستردهای بکنند. (15:18 به وقت تهران)
* گزارشگران از قاهره میگویند که صدای شلیک گلولهها بیشتر شده و برخورد میان مخالفان و موافقان دولت آقای مبارک نیز نسبت به ساعات اول صبح امروز، افزایش یافته است. حامیان دولت مبارک از حضور خبرنگاران ممانعت به عمل میآورند. (13:18 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی سخنگوی دولت مصر اتهام دست داشتن دولت در سازماندهی و تجهیز گروههای حامی رئیس جمهوری و اعزام آنها به میدان تحریر برای مقابله با معترضان را به شدت رد کرد و گفت که اقدامات این گروهها، تلاش دولت برای بازگرداندن آرامش و استقرار نظم در کشور را تضعیف میکند. او گفت که دولت تحقیقاتی را برای شناسایی سازمان دهندگان این گروهها به جریان خواهد انداخت. (12:44 به وقت تهران)
* خبرگزاری رویترز در جدید ترین گزارش از میدان تحریر قاهره گفته است که با وجود خشونت های اخیر، این میدان هنوز در اختیار مخالفان حسنی مبارک است که به تعدادی هر چند کمتر از روزهای گذشته، همچنان در این محل حاضر شدهاند. بعضی از آنان برای مقابله با حمله طرفداران رئیس جمهوری، سنگرهایی را در اطراف این میدان ایجاد کرده و پشت آنها، به نگهبانی پرداختهاند. (11:38 به وقت تهران)
* به گزارش سیانان بعضی از کارکنان دولت مصر به این شبکه گفتهاند که به آنها دستور داده شده به نفع حسنی مبارک تظاهرات کنند. به گزارش بیبیسی تظاهرکنندگان تا این ساعت (حدود 2 بامداد به وقت قاهره) همچنان به حضور در میدان تحریر و زد و خوردهای پراکنده ادامه میدهند. (03:20 به وقت تهران)
* شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در واکنش به تحولات مصر گفته است که تکنولوژی ارتباطاتی پیشرفته خواب را از سر "دیکتاتورها" ربوده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، خانم عبادی نارضایتیها در ایران را آتش زیر خاکستر دانسته است. (00:07 به وقت تهران)
14 بهمن 1389 - 3 فوریه 2011
* به گزارش شبکه سیانان حامیان و مخالفان حسنی مبارک در شهر اسکندریه هم دست به تظاهرات زدند اما با هم درگیر نشدهاند. ( 23:29 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی بخش عمدهای از درگیری به خارج از میدان التحریر کشیده شده است. دو طرف به سوی هم کوکتل مولوتف و سنگ پرتاب میکنند.
به گزارش خبرنگار العربیه یکی از همکارانش توسط هواداران مبارک در میدان التحریر ربوده شده است و هم اینک امکان تماس با او وجود ندارد. (21:17 به وقت تهران)
* دو بمب بنزینی به سوی محوطه موزه ملی قاهره پرتاب شده است. به گزارش سیانان در کوچهای که موزه ملی قاهره قرار دارد، آتش سوزی دیده شده اما این آتش وارد محوطه موزه نشده است.
از سویی به گزارش خبرگزاری فرانسه به سوی جمعیت مخالفان حسنی مبارک در میدان التحریر، گاز اشکآور شلیک شده است. (19:35 به وقت تهران)
* وزارت خارجه مصر درخواست آمریکا و اتحادیه اروپا برای شروع انتقال «فوری» قدرت را رد کرده و آن را دخالت در مسایل داخلی مصر خوانده است. گزارشگر نیویورک تایمز در قاهره گفته است: «اوباش طرفدار مبارک، نسبت به روزنامهنگاران خصومت نشان میدهند.»
از سوی دیگر بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل از خشونتهای امروز مصر ابراز نگرانی کرده و خواهان خویشتن داری طرفین شده است. (18:23 به وقت تهران)
* در مرکز قاهره میان طرفداران حسنی مبارک و تظاهر کنندگانی که خواهان برکناری او هستند، درگیریهای شدیدی رخ داده است. هزاران نفر در این درگیری های پراکنده شرکت دارند، به سوی هم سنگ پرتاب میکنند و همدیگر را با مشت و چوب میزنند. برخی از آنها کارد همراه دارند.
هواداران مبارک در اسکندریه، تحت تاثیر حضور هواداران رئیس جمهور مصر در قاهره، به خیابانها رفتهاند. اوضاع این شهر نیز متشنج شده است. (17:53 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی تعداد بیشتری از هواداران حسنی مبارک به میدان التحریر وارد شدهاند. محمد البرادعی از درگیریهای میدان التحریر به شدت ابراز نگرانی کرده است. او دولت را متهم کرده که می خواهد مردم را بترساند. ارتش در حال نظارۀ اوضاع است. (17:01 به وقت تهران)
* تازهترین تصاویر میدان التحریر حاکی از فروکش کردن درگیریها با بیرون رانده شدن حامیان مبارک است. اتحادیه اروپا از مردم مصر حمایت کرد. (16:38 به وقت تهران)
* درگیریها در میدان التحریر شدت گرفته است. در درگیریها از چوب و سنگ استفاده میشود و تا کنون چندین نفر زخمی شدهاند. دو طرف در حال سنگپرانی به سوی یکدیگر هستند. بر اساس تصاویر پخش شده، حامیان مبارک با شتر و اسب وارد خیابانها شدهاند و در حال به هم ریختن صفوف معترضان هستند.
شبکه العربیه به بیبیسی گزارش داده است که هواداران حسنی مبارک به یک تیم خبری این شبکه حمله کرده و تجهیزات آنها را از بین بردهاند. (16:14 به وقت تهران)
* به گزارش آسوشیتدپرس درگیریهایی میان معترضان و هواداران حسنی مبارک در میدان تحریر روی داده است. در درگیری ها در میدان تحریر، گروهی زخمی شدهاند. دو گروه با چوب به همدیگر حمله کردهاند. اوضاع در میدان تحریر متشنج است. (15:21 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی ارتش مصر از معترضان درخواست کرد که خیابانها را ترک کنند و به خانههای خود باگردند (14:07 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی اینترنت که در مصر قطع شده بود، بار دیگر راه افتاده است. (13:14 به وقت تهران)
* به گزارش بیبیسی ارتش مصر خواهان از سرگیری زندگی عادی در قاهره شده است.
به گزارش رویترز ارتش مصر به زودی بیانهای صادر خواهد کرد. (12:55 به وقت تهران)
* اردوغان، نخست وزیر ترکیه در واکنش به وعده حسنی مبارک برای کناره گیری از قدرت در انتخابات آینده، گفته است که رئیس جمهوری مصر باید به اقدام متفاوتی دست بزند. مخالفان حسنی مبارک همچنان خواستار کناره گیری فوری او هستند. (12:32 به وقت تهران)
* کاخ سفید می گوید باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای نیم ساعت با حسنی مبارک تلفنی صحبت کرد. معلوم نیست که این مکالمه پیش یا بعد از اعلامیه حسنی مبارک انجام شده است.
به گزارش بیبیسی باراک اوباما پس از گفت و گوی تلفنی با مبارک درباره اوضاع مصر سخنرانی کوتاهی انجام داد. وی گفت «آقای مبارک تشخیص میدهد که وضعیت کنونی قابل دوام نیست، و اینکه تغییر باید روی دهد. همچنین هرگونه گذار منظم باید معنیدار و صلح آمیز باشد و اکنون شروع شود.»
اوباما در پایان سخنانش گفت: «در چند روز گذشته، شور و وقاری که تظاهرکنندگان مصری به نمایش گذاشتهاند، منبع الهامی برای مردم سراسر جهان بوده است.» (03:28 به وقت تهران)
* به گزارش سیانان محمد البرادعی گفت به اعتقاد او آقای مبارک برای پاسخ گفتن به درخواستهای تظاهرکنندگان به اندازه کافی پا پیش نگذاشته است، و اعلامیه او را "حیله ای" برای باقی ماندن در قدرت اعلام کرد. این برنده جایزه صلح نوبل همچنین گفت که خواهان کناره گیری فوری آقای مبارک و انتقال قدرت به یک دولت کفیل تا زمان برگزاری انتخابات است. ( 02:04 به وقت تهران)
* درگیریهایی در نزدیکی میدان مهاتیت مصر در شهر اسکندریه گزارش میشود. شاهدان عینی می گویند که بعد از پایان سخنرانی مبارک، تظاهرکنندگان شروع به سردادن این شعار کردند: "برو بیرون". همزمان گروهی از هواداران مبارک درحالی که شعار میدادند "اصلاحات، اصلاحات، مبارک با تو هستیم" نزدیک شدند.
تلویزیون الجزیره گزارش داد که افرادی با لباس شخصی که به سلاحهای تیغهدار مسلح بودند، پس از عقب نشینی ارتش از خیابانهای "پورت سعید" ، به تظاهرکنندگان حمله کردهاند. (01:38 به وقت تهران)
* دهها هزار نفری که در میدان تحریر حضور داشتند در واکنش به اعلامیه حسنی مبارک یکصدا فریاد «برو بیرون» سر کشیدند. (00:55 به وقت تهران)
* حسنی مبارک اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر شرکت نخواهد کرد.
مبارک گفت: «اولین اولویت من بازگرداندن صلح و ثبات در کشورمان، برای اطمینان از انتقال صلح آمیز قدرت رهبری، و اطمینان از این است که مسئولیت به کسی منتقل شود که مردم در انتخابات بعدی برخواهند گزید. من قصد ندارم دوباره در انتخابات شرکت کنم.» او گفت: «ما با هم روزهای خیلی دردناکی را سپری کرده ایم. رویدادهای چند روز گذشته همه ما - مردم و رهبران - را ملزم می کند میان هرج و مرج و ثبات یکی را انتخاب کنیم.»
مبارک از پارلمان این کشور خواست ماده 67 قانون اساسی را اصلاح کنند تا اعمال محدودیت دوره بر جانشینان او ممکن شود. وی نطق خود را با این سخن به پایان برد که قصد دارد در کشورش بماند و همانجا بمیرد. (00:40 به وقت تهران)
13 بهمن 1389 - 2 فوریه 2011
* بنا بر گزارشات رسیده از قاهره، پخش سخنان علیاکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و دیگر مقامهای ایران درباره اعتراضهای مردم مصر، باعث شکاف عمیق میان احزاب اپوزیسون مصر شده است. این سخنان بدبینی دیگر احزاب را به اخوان الملسلمین افزایش داده است.
بر اساس این گزارش گروهی از اعضای اخوان الملسلمین که سعی داشتند شعارهای حزبی خود را در میدان التحریر سر دهند توسط دیگر معترضان به سکوت وادار شدند. (21:16 به وقت تهران)
* مخالفان دولت مصر با وجود آغاز ساعات منع رفت و آمد، حاضر به ترک تجمع نیستند. (19:38 به وقت تهران)
* بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تاکید کرده که جامعه جهانی باید درخواست کند که دولت آینده مصر به معاهده صلح اسرائیل و مصر که سی سال پیش به امضا رسیده، احترام بگذارد. (18:48 به وقت تهران)
* در مورد جمعیت حاضر در میدان تحریر، خبرگزاری ها و شبکه های خبری، آمارهای متفاوتی را منتشر کرده اند. بیبیسی تعداد تظاهرکنندگان را چند صد هزار نفر خوانده، در حالی که الجزیره تعداد معترضان را بیش از یک میلیون نفر اعلام کرده. رویترز هم جمعیت معترض را حداقل یک میلیون نفر دانسته ولی آسوشیتدپرس این تعداد را بیش از دویست و پنجاه هزار نفر خوانده.
* جان کری، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز از حسنی مبارک خواست این واقعیت را بپذیرد که زمان ترک قدرت فرا رسیده است. (18:11 به وقت تهران)
* دیوید آندرسن، پروفسور سیاست آفریقا در دانشگاه آکسفورد گفت حسنی مبارک قطعا از سمت خود کناره گیری می کند. او می گوید شاید چند روز و یا چند هفته، اما این امر چندان طول نخواهد کشید. به گفته او، اطلاعیه ارتش مبنی بر این که به معترضان شلیک نخواهد کرد، نشانه روشن و آشکاری برای حسنی مبارک بود. (17:22 به وقت تهران)
* عصام الریان، سخنگوی اخوان المسلمین گفت: هنوز زود است که درباره کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تصمیمی گرفته شود. او تاکید کرده که ما خواهان انتخاباتی آزاد و عادلانه پس از ترک قدرت از سوی حسنی مبارک هستیم. (17:10 به وقت تهران)
* عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب در مصاحبه با شبکه العربیه، گفت و گو و تغییر در مصر شده است. (16:35 به وقت تهران)
* قاهره به کل تعطیل است. امنیت بندر اسکندریه را ارتش به عهده گرفته و اختلالی در عملکرد این بندر ایجاد نشده است. (16:22 به وقت تهران)
* گروهی از بانکداران و مدیران عامل شرکت های بازرگانی گفته اند هنوز آنقدر شجاع نشده اند که در تظاهرات شرکت کنند اما خواهان تغییر در کشورشان هستند. (16:05 به وقت تهران)
* در اسکندریه، دومین شهر بزرگ مصر، تظاهرات بزرگ مخالفان آغاز شده است. او می گوید هزاران مسلمان و مسیحی در این تجمع حضور دارند و این افراد از هواداران گروه ها و احزاب مختلف هستند و خواسته مشترک آنها، کناره گیری حسنی مبارک است. (16:01 به وقت تهران)
* عبدالجلیل مصطفی، از مخالفان دولت مصر و از نزدیکان محمد البرادعی گفت: مخالفان هنوز جزئیات پیشنهاد مذاکره با دولت را دریافت نکرده اند اما این پیشنهاد تا زمانی که حسنی مبارک استعفا نداده، پذیرفته نخواهد شد. (15:55 به وقت تهران)
* اوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل گفت: طبق گزارشهای تایید نشده حدود ۳۰۰ نفر در اعتراضات مصر کشته شده اند.
* محمد البرادعی، از مخالفان دولت مصر گفته است برای آغاز هر نوع گفت و گویی با دولت، حسنی مبارک باید مصر را ترک کند.
* الجزیره می گوید اخوان المسلمین اعلام کرده که با حسنی مبارک و دولت او وارد مذاکره نمی شود.
* حضور پلیس در شهر چندان چشمگیر نیست و ناظران انتظار دارند که جمعیت هر لحظه بیشتر شود.
* امروز (سه شنبه) هزاران مصری برای برگزاری تظاهراتی میلیونی در مرکز قاهره گرد آمده اند. گروه های مخالف دولت از مردم خواسته اند علاوه بر دست زدن به اعتصاب عمومی، امروز تظاهرات بزرگی در اعتراض به ادامه حکومت حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، برگزار کنند. قرار است در شهر اسکندریه نیز تظاهراتی میلیونی برگزار شود. ارتش مصر دیشب در بیانیه ای اعلام کرد: حق مردم برای اعتراض را به رسمیت می شناسد و از اعمال خشونت علیه آنها پرهیز خواهد کرد.
هنگامی که رسانه های تصویری، شترسواران حامی مبارک را در مسیر میدان التحریر قاهره نشان دادند که به سوی مردم معترض هجوم می بردند، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، آنها را حاملان "دموکراسی شتری" نامید و تاکید کرد که دموکراسی واقعی با خشونت بدست نمی آید. علی لاریجانی درادامه دولت مصر را به دلیل قطع اینترنت و شبکه های اطلاع رسانی در جریان
شورش مردم علیه دولت حسنی مبارک مورد انتقاد قرار داد و گفت که با این کارها دردی دوا نمی شود. با تمام اینها آقای رئیس مجلس فراموش کرد به خاطر آورد بخش عظیمی از آنچه پس از حوادث خرداد 88، "بصیرت" و میراث آن نامیده می شود حاصل همین نوع رفتار و خشونت در خیابان های تهران اما از نوع حمله موتور سواران نیروی انتظامی و لباس شخصی بوده است که احتمالاً در ادبیات فاخر ایشان باید "دموکراسی موتوری" نامیده شود. همینگونه است قطع جریان های ارتباطی، اس ام اس، اینترنت و فیلترینگ شبکه های اجتماعی و سایت های خبری که اتفاقاً با اعتراض مردم تهران در خیابان ها آغاز نشد بلکه از صبح روز انتخابات سال 88 کلید خورد و شاه بیت آن حمله مسلحانه به یکی از اصلی ترین ستادهای میرحسین موسوی در خیابان قیطریه تهران در عصرآن روز بود. به همین مناسبت حالا که اعتراضاتی همانند جنبش سبز ایران در دیگر کشورهای منطقه و در قبال دیکتاتوری های چندین ساله تکرار می شودنگاهی به شباهتها و تفاوت های این اعتراضات در مصر و ایران خالی از لطف نخواهد بود. دو ماه پیش و در آذرماه، حزب حسنی مبارک پیروز مطلق انتخابات پارلمانی مصر با 95% آرا بود. از مخالفان فقط حزب الوفد، 2 درصد آراء بدست آورد و اخوان المسلمین هم که یک پنجم کرسی های پارلمان را در دورر قبل داشتند دردور اول هیچ کرسی مجلس را بدست نیاوردند تا از زبان طرفداران دولت با لقب "انگورهای ترشیده" مورد خطاب قرار بگیرند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 هم حسنی مبارک 88.6% آرا را بدست آورده بود. اما وقتی موسم امتحان در وسط میدان مردمی فرا رسید نه از 95% حامی حزب حاکم خبری بود و نه از88% رای دهندگان به حسنی مبارک. چیزی شبیه به همان 63 درصدی که رسماً اعلام شد به محمود احمدی نژاد رای دادند اما در راه پیمایی بطرف میدان آزادی در روز 25 خرداد غایب بودند. همانطور که در تمام راه پیمایی ها و مراسم دیگر حتی 9 دی و 22 بهمن سال گذشته هم کسانی به نام احمدی نژاد بیرون نیامدند . تجمع فرمایشی 9 دی هم با عکس های امام و رهبری و شعارهایی در حمایت از ایشان بود. به نظر می رسید نظام خودش هم به این نتیجه رسیده بود که برای رقابت با سبزها، دامنه بحث باید از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی محمود احمدی نژاد فراتر رود، چون احمدی نژاد ظرفیت همان راه پیمایی نمایشی را هم نخواهد داشت. راهپیمایی 22 بهمن هم که تکلیفش روشن است .
هم در مصر و هم در ایران حاکمان در ابتدا غافلگیر شدند. به همین دلیل در روزهای اول از اجرای هرگونه برنامه ریزی تبلیغاتی و عملیاتی عاجز بودند . مدت زمانی طول کشید تا به نام مبارزه با هرج و مرج و بی قانونی و ضرر به کسب و کار مردم ، در مصر عده ای شتر سوار و در ایران موتورسواران لباس شخصی والبته با کلت و اسلحه کمری و باطوم ودیگر سلاح های سرد به میدان بیایند وبه نام عکس العمل طبیعی افراد طرفدار حاکمیت در تبلیغات رسمی بارها و بارها در بوق و کرنا شوند. اما همانطور که در ایران عکس های این افراد لباس شخصی در شکل و شمایل نظامی و حتی در گروه های شبه نظامی خارجی برملا شد، در مصر هم کارت های شناسایی افراد پلیس و نیروهای امنیتی در جیب آنها بود که نشان می داد این ها خیلی هم خودجوش نیستند؛ یا لااقل در تعریف عمل خودجوش با معترضان انگیزه یکسان ندارند. همین طور است نشان دادن تصاویر طرفداران اندک حاکمیت در دفاع از حسنی مبارک و رئیس دولت ایران از دستگاه های رسانه ای و البته نشان ندادن تصاویر جمعیت میلیونی معترضان . درحالیکه تظاهرات 3 میلیون نفری روز 25 خرداد معترضان از میدان امام حسین تا میدان آزادی غیرقانونی، ضد امنیت ملی و اخلال در ترافیک پایتخت نامیده شد و جایی در صدا و سیما پیدا نکرد تجمع 30 هزار نفری حامیان احمدی نژاد درروز یکشنبه 24 خرداد در میدان ولی عصر روز جشن و پیروزی نامیده شد و بطور مستقیم از صدا و سیما پخش شد و البته در همین جا بود که معترضان از سوی احمدی نژاد "خس و خاشاک" نام گرفتند. در توهین به مخالفان البته طرف مصری و همتای ایرانی به یک شکل عمل نکردند. حسنی مبارک صدای اعتراض مردم مصررا شنید یا لااقل وانمود کرد که شنیده است. از همین رو به مخالفان ومعترضان امتیاز داد. اما دولت و حاکمیت در ایران مخالفان را "خس و خاشاک"، "میکروب سیاسی"، "بزغاله و گوساله" و مواردی شبیه این نامید و درانتها هم با دو قطبی کردن "افراد با بصیرت" و "افراد بی بصیرت" جامعه را "خودی" و "غیرخودی" کرد و جالب آنکه در بین این غیر خودی ها تمام روسای دولت و مجلس در تاریخ جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند.
مردم مصر و مردم ایران هر دو به دلایل مختلف اما متقن به این نتیجه رسیده اند که سیستم انتخاباتی در کشورشان مشکل دارد و دیگر نمی تواند به عنوان یک نهاد حل منازعه بین نیروهای سیاسی و برکشیدن نمایندگان واقعی مردم به قوای حاکم عمل کند و باید از اساس ترمیم شود. در کشورهای عربی البته انتخابات فرمایشی و نمایشی با نتایج از پیش تعیین شده مسبوق به سابقه است. زین العابدین به علی انتخابات تونس را در سال 2009 با 89.6 درصد آرا پیروز شد. حسنی مبارک در سال 2005 رای 88.6 درصدی به دست آورد. میزان آرای صدام حسین در آخرین انتخابات عراق قبل از حمله آمریکا به این کشورنزدیک به 100 درصد بود. آرای بشار اسد هم در سوریه در سال 2007 همانند سال 2000 تقریباً 97% بود. به قول یکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب، به نظر می رسد آرای 63 درصدی محمود احمدی نژاد از رای این رهبران عرب به مراتب کمتر است ! به همین دلیل هم وقتی رای دهندگان ایرانی آرای خودشان را مخدوش شده دیدند به خیابان ها آمدند تا رای خودشان را پس بگیرند. وقتی سیستم انتخاباتی درست عمل نمی کند و ناظر انتخابات همراه مجری انتخابات رسماً برای یکی از کاندیداهای انتخابات تبلیغ و کار می کنند، مردم رای دهنده هم به نتیجه انتخابات شک خواهند کرد. این بود که در ایران فردای انتخابات مردم به خیابان ریختند و چون پاسخی جز سرکوب و ارعاب ندیدند تا اطلاع ثانوی به خانه رفتند ولی در مصر مردم با تاخیر اما با شعار اسقاط نظام و روئیس جمهور مادائم العمر به میدان آمدند و در میدان ماندند!
از جمله شباهت ها و تفاوت های توام دیگر ایران و مصر نحوه برخورد حاکمان با اعتراض معترضان و نحوه مدیریت آن بود که البته با واکنش آنها هم همراه می شد. ایران تمام خبرنگاران خارجی را در اندک زمانی پس از آغاز اعتراضات از کشور اخراج کرد. کاری که دولت مصر یا هوشمندی امنیتی انجام آن را نداشت و یا توان سیاسی این کار را در خود نمی دید و انجام برخورد با خبرنگاران را بطور دیر هنگام به عهده حامیان شترسوار و لباس شخصی های مامور گذاشت . هرچند در ظاهر قضیه تفاوت چندانی نکرد. همان فیلم هایی که بی بی سی و سی ان ان و الجزیره و...مستقیما از مصرپخش می کنند درحوادث پس ازانتخابات ایران توسط موبایل های "شهروند خبرنگاران" ضبط و ارسال می شد. در عین حال ارتباط خارجی مصر با کشورهای غربی و وابستگی مالی و نظامی ارتش این کشور به کمک دولت آمریکا، تاثیرگذاری موضع دولت های غربی برتحولات این کشور را تردید ناپذیر می نمود و نقش گروه های حقوق بشری را برای حاکمیت مصر نسبت به ایران افزایش می داد. یعنی اگرچه اپوزسیون مصر بر حمایت غرب از جنبش مردم و دست کشیدن از حمایت از مبارک حساب می کرد، اما معترضان ایران مستقل از غرب عمل می کردند . هرچند نقش دوگانه دولت آمریکا هم در این میان قابل تامل است که اتفاقاً در مورد مصر و ایران در روزهای اول به یک شیوه عمل کرد. دولت اوباما تنها زمانی اعتراضات مصری ها را پذیرفت و از تغییر حسنی مبارک سخن گفت که مطمئن شد مبارک دیگر ماندنی نیست. درحالیکه حتی یک روز قبل از آغاز این اعتراضات هم حرفی از رفتن مبارک به میان نمی آمد. در مدل ایران هم گفته می شد سکوت دولت آمریکا در ابتدا به دلیل امید به توافق با دولت احمدی نژاد بر سر مسائل هسته ای بود. این امر به اطلاع رهبری عالی نظام نیز رسیده بود که آمریکایی ها قصد دخالت در امور داخلی ایران را ندارند. تنها زمانی که بعد از کشته و مجروح شدن شهروندان ایرانی و بازتاب گسترده صحنه مرگ ندا آقا سلطان، افکار عمومی جهانی جریحه دار شد، و انتقادها از دولت آمریکا افزایش پیدا کرد که چرا موضع درستی در قبال حوادث ایران ندارد اوباما ناچار از اعلام موضع شد . جنبش سبز در داخل ایران از همان ابتدا نقش دوگانه دولت آمریکا را نمی پسندید و ترجیح می داد با تکیه بر توان خود مسائل را در داخل کشور حل کند و به همین دلیل به آمریکایی ها اعتماد نداشت و به اعلام موضع آنها اهمیت نمی داد. به همین دلیل نحوه خشونت دولتی در مصر در مواجه با معترضان به مراتب و بخصوص در روزهای اول کمتراز ایران بود و نیز دریچه های اطلاع رسانی بازتر بود. اما هرچه که سیر حوادث پیش رفت و مبارک خطر را پشت کاخ ریاست جمهوری حس کرد اعمال خشونت هم بیشترشد. اتفاقی که در ایران از همان روزهای اول با شهادت حداقل 7نفر در راه پیمایی آرام روز 25 خرداد همراه بود و البته حمله به کوی دانشگاه تهران و مجتمع سبحان و بعد فجایع زندان کهریزک را هم به دنبال داشت. چنین مواردی لااقل تا امروز در مصر به این وسعت گزارش نشده است.
نکته مهم دیگر در بیان شباهت ها و تفاوت های جنبش سبز مردم ایران و جنبشی اعتراضی مردم مصر، در نقش سپاه پاسداران در ایران و ارتش در مصر است. سپاه پاسداران و بسیج که در انقلاب و جنگ به عنوان بازوی نظامی مردمی جمهوری اسلامی عمل می کردند پس از جنگ و به خصوص در سال های اخیر با حضور در همه عرصه های سیاسی و فعالیت های اقتصادی و سود ده به یک طرف منازعه تبدیل شده اند. از این رو سپاه تمام آبروی خود را در این انتخابات به حراج گذاشت تا از دولتی حمایت کند که خودش هم می دانست رای مردم را ندارد. هم اکنون جهت گیری های سیاسی در سپاه بسیار متشتت و دیدگاه های عقیدتی فرماندهان سپاه در برخورد با معترضات بسیار متنافر است. امری که فرمانده سپاه، سردار جعفری و نماینده ولی فقیه در سپاه، هر یک به طریقی اما در لفافه به آن اذعان کرده اند. آخرین آن هم در بیان این نکته بود که مواضع سپاه منحصراً از طریق فرمانده سپاه، نماینده ولی فقیه یا روابط عمومی اعلام می شود و دیدگاه های دیگر مطرح شده مواضع سپاه نیست. بخشی از سپاه در روابط درون سیستم در ایران وارد کارهای اقتصادی شده و حتی در مواردی چون دست یافتن به کل سیستم مخابراتی ایران در همکاری با دولت و مناقصه ای صوری، به دلیل منافع مشترک با دولت احمدی نژاد، همواره از وی حمایت کرده و در انتخابات هم به صورت مستقیم وارد میدان شده است. با اینحال بدنه سپاه و بسیاری از فرماندهان زمان جنگ از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات بودند و تا امروز هم از این حمایت دست نکشیده اند. به طریق عکس این بخش از سپاه ، ارتش در مصر ایفا نقش کرده و در ظاهر و بسیارهوشمندانه سعی کرد تا خود را بیطرف و از منازعات جدا نشان دهد و حیثیت خود را فدای مبارک نکند تا درآینده بتواند همچون گذشته نقش تاثیرگذار خود را به عنوان لنگرگاه ثبات کشور و دارای پشتوانه مردمی حفظ نماید و قطعا با این موضع نقشی تعیین کننده در انتقال قدرت و اینده کشورخواهد داشت .
گفته می شود وضعیت نابسامان اقتصادی یکی از بهانه های مخالفان در مصربرای اعتراضات بود. از آنجا که قسمت عمده درآمد مردم مصر از صنعت توریسم است و از اینرو ثبات و آرامش برای این کشور بسیار حیاتی است بنابراین اگر قرار باشد کشور همچنان در آشوب و بحران باشد هیچ دولتی حتی دولت 30 ساله حسنی مبارک هم توان ادامه کار نخواهد داشت. و به همین دلیل مجبور می شود تن به اصلاحات سیاسی و اقتصادی بدهد و خواسته های مخالفان را بشنود. گروه های فشار هم وقتی با این وضعیت مواجه شوند حاضر خواهند بود هر امری حتی ریاست دولت را فدای ثبات اقتصادی نمایند تا منافع خودشان تامین شود. امری که در ایران به دلیل عدم وابستگی دولت به مالیات دهندگان و به لطف پول نفت به صورت رابطه معکوس عمل می کند. دولت در ایران از لحاظ اقتصادی محتاج مردم و رای دهندگان نیست و حتی ترجیح می دهد تقسیم کننده پول نفت و توزیع کننده ولخرج درآمدهایی باشد که در یک اقتصاد سالم توان انجام آن هرگز وجود ندارد . از لحاظ اقتصادی این مهمترین تفاوت ایران و مصر و نحوه تاثیرگذاری مردم و خواسته های دو ملت در عرصه سیاست است و این است که صدای معترضان مصریزودتر شنیده می شود .
شباهت های رفتاری معترضان در ایران و مصر و مقابله حاکمان با این اعتراضات در اینروزها البته اقتدارگرایان ایرانی و رسانه های وابسته شان را سخت به تکاپو انداخته است تا محملی ایدئولوژیک و قیاسی ولو مع الفارق برای توجیه رفتارهای سرکوبگرانه حاکمیت ایران در مقابله با معترضان بتراشند و این در حالیست که انجام همین رفتارها را از سوی حاکمیت مصر با معترضان محکوم می نمایند ! اینها در یک مغالطه ایدئولوژیکی استدلال می کنند که امام علی(ع) جنگ می کرد و معاویه هم جنگ می کرد پس شکل یک واقعه (رفتار اعتراضی درایران و مصر) می تواند یکسان باشد اما این مهم نیست بلکه انگیزه و نیت است که تعیین می کند کدام طرف منازعه برحق است . درایران معترضان باید سرکوب می شدند چون انگیزه و خواسته شان ناحق بود اما در مصر چون انگیزه و خواسته شان حق است برخورد با آنها محکوم است .اگرچه برای جریان حاکم در ایران اینگونه استدلال ایدئولوژیک آنهم به شیوه ماکیاولی می تواند مفری باشد اما قطعا تمسک به اینگونه استدلالها در تناقض کامل با شیوه حکومتداری امام اول شیعیان است چرا که امام علی که خود را حق می دانست هرگز در برابر منتقدان و معترضان حاکمیت ، حتی از گونه خوارج ، تا زمانیکه دست به شمشیر نبردند متوسل به شمشیر و سرکوب نشد و حتی پس از جنگ با آنها، سهم آنانی را که زنده مانده بودند از بیت المال قطع نکرد بنابراین اینها که در یک شبیه سازی تاریخی می خواهند رفتار حاکمیت ایران با معترضان را برگرفته از رفتار امام علی و برحق جلوه دهند باید بدانند اینگونه شبیه سازی از بن باطل است و نوعی قیاس است که بقول ملای رومی : "از قیاسش خنده آمد خلق را" ، چون اولا رفتار اعتراضی مردم ایران مسالمت آمیز بود و هیچ شباهتی با رفتار مخالفان امام علی که شمشیر بدست گرفتند وجنگیدند ،نداشت . ثانیا مولا علی مشروعیت و میزان برحق بودن یک حکومت را به رای و نظر مردم می داند و آیا معترضان ایرانی جز با شعار « رای من کو؟» به میدان آمده بودند؟ و آیا معترضان مصری جز حاکمیت بر سرنوشت خویش از طریق انتخابات آزاد و سالم را می خواهند ؟ رفتار معترضان ایرانی و مصری نه تنها به لحاظ شکلی بلکه به لحاظ انگیزه و نیت و برحق بودن نیزیکی است و از اینروست که شاهد برخورد سرکویگرانه یکسانی با آنها از سوی حاکمان مستبد و بریده از رای مردم هستیم.
حقیقت آن است که رخداد وقایع زنجیره ای مشابه جنبش سبز ایران در کشورهای منطقه ، که در تونس ببار نشست ، و در مصر در حال ببار نشستن است ، و در یمن، اردن، الجزایر و حتی سوریه درحال پیشروی است حاکمان ایران را سخت به تنگنا انداخته است و به رغم تبلیغات پرشدت رسمی که برای وانمود کردن الگو گیری این حرکت ها از انقلاب اسلامی ایران می شود ، غالب شهروندان ایرانی براین باورند که دولت فعلی ربطی به آن انقلاب شکوهمند نداشته و فاقد مشروعیت و رای مردم است و از اینروست که حاکمان ایران برخلاف صراحت قانون اساسی به هیچوجه اجازه تظاهرات و تجمع به معترضان را نمی دهد و حاضر به برگزاری همه پرسی و انجام انتخابات آزاد هم در این باره نیستند چرا که اگر حاکمیت به حمایت و رای اکثریت مردم مطمئن بود از انجام اینها ابایی نداشت و استنکاف نمی کرد، همان مشکلی که حاکمیت استبدادی مصر هم با آن روبروست .
سخن آخر اینکه طوفانی که از ایران براه افتاد حالا دارد کشورهای منطقه را زیر و رو می کند و نهایتا به ایران باز خواهد گشت و اگر حاکمان ایران بخواهند همچنان چشم ها و گوش های خود را بر روی خواسته های برحق مردم ایران ببندند و از فرصت برای اصلاحات استفاده نکنند، قطعا تمسک به برخی شیوه ها و شبیه سازی ها رافع بحرانی که دامنگیر کشور پس از کودتای انتخاباتی سال گذشته شده است ، نخواهد بود .
مأمورین امنیتی سفارت ایران در رم با حمله به یکی از فعالین ایرانی به تهدید جانی وی پرداختند: "میدم سرت را ببرند"!
نمایشگاه هنر خوشنویسی ایرانی در تاریخ ۵ فوریه در شهر رم با برنامه ریزی سفارت جمهوری اسلامی و وزارت فرهنگ ایتالیا برگزار شد. حمید رسایی نماینده مجلس هشتم و محمد علی حسینی سفیر جمهوری اسلامی در ایتالیا از مهمانان این برنامه بودند که با برپایی چنین نمایشگاهی، سعی در سؤ استفاده از فرهنگ و هنر ایرانی برای تحکیم روابط دولت کودتا با جامعه بینالملل داشتند.
سفیر جمهوری اسلامی و حمید رسایی پس از آنکه با پرسشهای فعالین از نقض حقوق بشر به ویژه سرکوب هنرمندانی چون جعفر پناهی در حضور مردم مواجه شدند، سراسیمه تالار کنفرانس را ترک کردند. همچنین مأمورین امنیتی سفارت ایران در رم با حمله به یکی از فعالین ایرانی به تهدید جانی وی پرداختند: "میدم سرت را ببرند"!
گفتنی است در خلال این برنامه عدهای از فعالین حقوق بشری ایرانی و ایتالیایی با نشان دادن تصاویری از نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی (اعدام، سرکوب، شکنجه، زندانیان سیاسی، بازداشت هنرمندان) در کنار هنر خوشنویسی مردم ایران، تفاوتهای فرهنگی و اخلاقی میان دولت و مردم ایران را به نمایش گذاشتند.
شتاب تحولات منطقه و كشورهاي عربي، اعجاب و حيرت غالب نيروها و افراد را برانگيخته است. در حالي كه نگاه غالب در خصوص كشورهاي عربي اين بوده كه اين كشورها ظرفيت مبارزات سياسي پيگير براي احقاق حقوق خود در مقابل حكومتهاي خودكامهشان را ندارند (به هر دليل؛ خواه به سبب رفاه نسبي و خواه به سبب بيانگيزگي و خو گرفتن به زيست سنتي و مالوف و خواه به سبب عدم تشكليابي و ريشه گرفتن ساختارهاي لازم براي مبارزهي مدني) تحولات اخير، سبب شده كه با ترديد و انكار نسبت به فرضيات گذشته بنگريم. خيزشهاي دنبالهدار مردمي در كشورهاي تونس، اردن، الجزاير، يمن، و مهمتر از همه، مصر را چگونه ميتوان تحليل كرد؟ آيا تنها خودسوزي يك جوان و معضلاتي نظير بيكاري يا گراني و تورم و ديگر مشكلات اقتصادي، محرك اين خيزشها بوده است؟ يا سركوب سياسي و ديكتاتوري و فساد ريشهداونده در نظامهاي سياسي موجود آنها نيز مزيد بر علت است؟ اينها سوالات مهمي هستند كه بايستي پيرامون آنها تامل ورزيد. اما اين يادداشت، درصدد طرح مساله ديگري است كه اين روزها در ذهن بسياري از سبزها جوانه زده و البته هر يك نيز به فراخور پاسخي براي آن دارند؛ اما گمان راقم اين سطور آن است كه اين سوال و پاسخ آن براي وضعيت اكنون ما ضرورتي اساسي دارد و عدم تامل پيرامون آن، ممكن است فرصت حاصل آمده از خيزش كشورهاي منطقه را به چالشي براي جنبش سبز بدل سازد كه پيامدي جز دلسردي و سرخوردگي و احساس ناكامي در پي ندارد. سوال به شكل ساده و عاميانه اين است كه چگونه مردم تونس ظرف يك هفته اعتراض موفق به فراري دادن رئيس جمهور ديكتاتور خود شدند؛ چگونه ملت مصر با دو هفته اعتراض مستمر، حكومت كشور را گام به گام به عقب رانده و هر روز به دستيابي به خواستهي نهايي كه تغيير حكومت مبارك است، نزديكتر ميشوند، اما جنبش سبز به رغم ماهها پيگيري و پايگاه قابل توجه مردمي و همينطور تاريخ معاصر ايران كه سرشار از مبارزهي مدني براي احقاق حقوق است، موفق به تحقق حداقلي از خواستههاي خود كه ابطال انتخابات و برگزاري دوبارهي انتخابات بود، نگرديد؟ مبارزات مدني ما چه عناصر و مولفههايي كمتر از مبارزهي مردم تونس و مصر داشت كه حداقل در كوتاهمدت به پيروزي مشخصي منجر نگرديد؟(1)
اهميت اين سوال از اين جهت است كه عدم تبيين درست آن براي سبزها سبب ميشود تصور نماييم ما قادر به رقم زدن تحول نيستيم و ساختار موجود به قدري متصلب و مستحكم است كه با توان و ظرفيت موجود سبزها، نميتوان اصلاح و تغييري در آن حاصل كرد. پيامد چنين تصوري نيز مشخص است: سرخوردگي از پيگيري خواستهها و بروز انفعال و بيانگيزگي. با نظر به اين ضرورت، اين يادداشت كوتاه، تنها به برخي تفاوتهاي موجود كه سبب ميشود جنبش سبز در مقايسه با جنبشهاي مردمي كشورهاي منطقه با موانع و دشواريهاي دوچنداني مواجه گردد، اشاره ميشود؛ با اين اميد كه ديگران نيز به تامل پيرامون اين مساله پرداخته، يافتههاي خود را با ديگر سبزها به اشتراك بگذارند.
1. اتكاي حاكميت به منابع مشروعيت ديني
نخستين تفاوت بارز نظام سياسي ايران با كشورهايي نظير مصر، اردن و تونس اين است كه حاكميت اين كشورها از منابع مشروعيت ديني تغذيه نميكنند؛ در حالي كه نظام فعلي ايران از هيچگونه استفادهي ابزاري از دين براي مشروع جلوه دادن اقدامات خود ابايي ندارد. اين امر سبب ميگردد كه توان توجيهگري و آگاهيبخشي كاذب نظام سياسي ايران در مقايسه با حاكمان عربي، به شدت افزايش يابد. نقش نظام فكري توجيهگر و آگاهي كاذب به عنوان يكي از مولفههاي حفظ سلطه نيز امري است كه مورد تاييد غالب انديشمندان عرصهي دانش سياسي ميباشد. به ميزاني كه جنبش سبز در فروريختن مشروعيت كاذب ديني حاكمان(2) توفيق يابد، اين ابزار كارآيي خود را بيشتر از دست ميدهد و در واقع ظرف يك سال گذشته نيز اين امر تا حد زيادي كامياب بوده است؛ اين ميزان تحرك حاكمان به شهر قم و تلاش براي بازسازي و ترميم مشروعيت ديني آسيبديده، روشنترين نشانهي توفيق بروز اختلال در نظام فكري توجيهگر حاكميت است. توجه به اين مساله در فهم تداوم حمايت اقشاري از مردم از حاكمان فعلي كليدي ميباشد. نميتوان انكار كرد كه هنوز بخشهايي از مردم به سبب آنكه حاكمان فعلي را حافظ حريم دين اسلام ميدانند، در مقابل مظالم آنها سكوت كرده يا دست به توجيه ميزنند. همين امر سبب ميگردد، جنبش سبز نيازمند فعاليت در دو جبهه باشد؛ نخست در مواجهه با حاكمان و نظام سياسي براي مشروط كردن قدرت آنها و بازگرداندن آنها به مسير قانون؛ دوم، رويارويي، گفتگو و آگاهيبخشي در پايگاه مردمي حاكميت كه بر اساس آگاهي كاذب تصور ميكنند حاكمان فعلي حافظ حريم دين آنها هستند يا جريان دولتي حاضر را مدافع منافع اقتصادي خود تلقي ميكنند.
نشاني از اين مولفه در كشورهايي نظير مصر و تونس و اردن نميتوان يافت. حكومت هيچ يك از اين كشورها نظير حاكمان كنوني ايران، دين را ابزار مشورعيتبخشي و توجيه عملكرد خود قرار ندادهاند و به همين دليل توان توجيهگري آنها در سركوب اعتراضهاي مردمي، محدود است.
2. اتكاي دولت به نفت؛ ورود نظاميان به اقتصاد و سياست
دومين تفاوت ميان كشورهايي نظير ايران با مصر و تونس را بايد در درآمدهاي هنگفت نفتي مشاهده كرد. اقتصاد مبتني بر نفت در كشوري نظير ايران سبب ميشود بسياري از اشكال بحران ناكارآمدي و سوءمديريت اقتصادي پنهان بماند و در كوتاهمدت بروزي نيابد. درآمد قابلتوجه حاصل از معاملات نفتي افزون بر اينكه امكان پوشاندن بحران ناكارآمدي را براي حاكمان فراهم ميآورد، سبب شكلگيري تدريجي گروههاي منفعت ميگردد كه از هيچگونه اقدامي براي حفظ منافع خود گريزان نيستند. اين گروههاي منفعت آنهنگام كه در ميان نظاميان كشور نيز نفوذ يابند، مقابله با آنها به شدت دشوارتر ميگردد. چرا كه حفظ منافع اقتصادي و درآمدهاي سرشار نفتي، اكنون ابزار نظامي را نيز در اختيار خود ميگيرد و نيروهاي نظامي به جاي استقلال از عرصهي اقتصادي و سياسي، خود به كارگزاران فعال آن بدل ميگردند. اعلام بيطرفي ارتش مصر و حتي مشروع تلقي كردن خواستههاي معترضان محصول استقلال نسبي نظاميان اين كشور از ساحت اقتصادي و سياسي حاكم است. اما در ايران متاسفانه سپاه به عنوان يك نيروي نظامي، مامني براي شكلگيري فعاليتهاي اقتصادي و كسب منفعت گرديده و روشن است كه در مواقع بروز اختلال و بحران در نظام سياسي، از توان سركوبگري خود براي فرونشاندن اعتراضها بهره ميجويد. بنابراين دشواري ديگر جنبش سبز، حل معادلهي نفتي و مواجهه با گروههاي منفعت شكلگرفته در حول آن است.
***
بنا به آنچه گفته شد، كاميابي مردم مصر و تونس در دستيابي به اهداف فوري و كوتاهمدت، در مقايسه با عدم توفيق جنبش سبز در تحقق مطالبات بلافصل را بايد در سه ضلعي «نظام فكري توجيهگر ديني»، «اتكاي به درآمدهاي نفتي» و «ورود نظاميان به عرصهي سياست و اقتصاد» جستجو كرد. با اين حال نبايد بر يك مسالهي اساسي چشم بست. هماكنون كشور تونس به گفتهي ناظران، با نوعي خلاء قدرت مواجه شده است. اين خلاء قدرت ممكن است زمينهساز به حاشيه رفتن خواستههاي مردم تونس شده و از دل چنين وضعيتي، ديكتاتوري ديگري سربرآورد. علت اين امر اين است كه در تونس نيروهاي مخالف و معترض دست به ايجاد ساختار جايگزين نزده و اكنون در نوعي سردرگمي به سر ميبرند (مشابه وضعيت ايران پس از انقلاب). چنين وضعيتي شكننده و داراي مخاطرات ويژهي خود ميباشد. در مصر نيز گرچه نه به اندازهي تونس، اما به نوعي ميتوان ردپاي خلاء قدرت را مشاهده كرد. به ويژه اينكه اين كشور نيز به لحاظ جايگاه ژئوپولتيكي و استراتژيكي موقعيت خطيري داشته و در معرض مداخلات قدرتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي نظير آمريكا و همپيمانان آن نظير اسرائيل قراردارد و همين امر بر پيچيدگي شرايط در اين كشور ميافزايد. جنبش سبز ميتواند از اين شرايط نيز درس گرفته و از هماكنون در تدارك ساختار جايگزين در نقطهعطف پيروزي مطالبات بوده و دمغنيمتشماري را پيشه نسازد؛ از اين حيث به نظر ميرسد جنبش مردم ايران واجد آگاهي، تجربه و سازماندهي بيشتري است و همين امر مزيتي براي جنبش سبز در مقايسه با خيزشهاي مردمي كشورهاي منطقه ميباشد.
پي نوشتها:
1) بايد به اين مساله توجه داشت كه جنبش سبز دستاوردهاي زيادي داشته كه گسترش آگاهيها؛ فروريختن بخش مهمي از مشروعيت ظاهري ديني حاكميت؛ كمرنگ شدن برخي مرزبنديهاي پررنگ سالهاي پيشين ميان نيروهاي سياسي و افول منطق خودي ـ غيرخودي ميان نيروها؛ ارائه الگويي رحماني از دين اسلام كه مانع آسيب مطلق دينداري در اثر اقدامات حاكميت ميشود؛ تدارك ديدن جايگزيني ساختاري براي حاكميت فعلي كه سبب ميشود در صورت پيروزي جنبش، خلاء قدرت ايجاد نگردد و شمار ديگري از دستاوردها كه برشمردن آنها خارج از فرصت فعلي است. اما مساله اين است كه جنبش سبز در دستيابي به اهداف كوتاهمدت خود نظير مقابله با كودتاي انتخاباتي توفيقي نيافت.
2) كاذب بودن مشروعيت ديني حاكميت فعلي از اين جهت است كه هيچ قرائتي از دين، نميتواند مويد و توجيهكننده اقدامات آن باشد؛ از سنتيترين گرايشهاي فقهي تا رويكردهاي ديني نوين، جملگي بر نامشروع بودن اين اقدامات از منظر ديني تاكيد دارند. در واقع حاكمان فعلي مبدع قرائت نويني از دين هستند كه هرگونه استفاده ابزاري از دين را براي حفظ قدرت مجاز ميشمارد و با تمسك به تعبير نادرست «حفظ نظام، اوجب واجبات است» هر اقدامي را براي حفظ قدرت خود مشروع تلقي ميكند.
نیروهای امنیتی پس از شکست در انتصاب امام جمعه حکومتی برای تایباد، مسجد جامع این شهر سنی نشین را پلمپ کرند.
به گزارش میزان در هفتههای گذشته با برکناری مولوی محمد فاضلی موحد از امامت جمعه تایباد و انتصاب یک امام جمعه، این شهر شاهد اعتراضات مردمی بود و نیروهای امنیتی به بازداشتهای گسترده معترضین و شخصیتهای این شهر اقدام کرد.
طبق آخرین گزارشها برخی از بازداشت شدگان در بازداشتگاههای امنیتی شهر مشهد در حال بازجویی میباشند و بیم این میرود که به پروندهسازی برای آنها و صدور احکام سنگین منتهی شود.
هم اکنون نماز جمعه به صورت متمرکز در شهر تایباد اقامه نمیشود و تنها در برخی از مساجد کوچک نماز جمعه به امامت روحانیهای مساجد اقامه میشود مولوی فاضلی موحد که در این شهر میباشد، از اقامه هرگونه نماز جمعه تا اطلاع ثانوی منع شده است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخی تفصیلی به انتقادهای محمود احمدینژاد از عملکرد خود، به احمدینژاد پیشنهاد کرده است که در صورت اعتراض به حوزه اختیارات و مسئولیتهای دیگر نهادهای برآمده از قانون اساسی، راه اصلاح قانون اساسی را در پیش گیرد.
احمدینژاد دو هفته پیش در نامهای به نمایندگان مجلس، به بهانه بحثهای صورت گرفته در مجمع تشخیص مصلحت در مورد چگونگی عزل و نصب رئیسکل بانک مرکزی، مقامهای ارشد مجمع تشخیص مصلحت، مجلس و قوه قضائیه را متهم کرده بود که در پی وظایف قوه مجریه هستند.
موضوع چگونگی انتصاب رئیسکل بانک مرکزی به تازگی به عنوان معضلی از سوی علی خامنهای به مجمع ارائه شده است. همچنین رئیس دولت کودتا، تصمیمگیری مجمع در این زمینه را مخدوش کردن روند مدیریت کشور خوانده و تأکید کرده بود که مجمع تشخیص مصلحت اجازه تغییر قانون اساسی را ندارد.
مجمع تشخیص مصلحت نظام نامه و مواضع محمود احمدینژاد را «مظلومنمایی» و «اقدامی بیسابقه» برای حمله به یکی از نهادهای برآمده قانون اساسی خوانده و تأکید کرده است که برای دفاع از جایگاه قانونی خود، پاسخی « صرفاً حقوقی» را در اختیار مردم میگذارد.
در پاسخ مجمع به اظهارات محمود احمدینژاد تصریح شده است که تا کنون «سابقه نداشته مسئولی که خود برای پاسداری از قانون اساسی سوگند خورده، به یكی از نهادهای مصرح در قانون اساسی بتازند و اعضای آن را كه منتخبین مقام معظم رهبری هستند، متهم به تلاش برای كارشكنی در امور دولت نمایند.»
این نامه پس از آن، به مرور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت در زمان آیتالله خمینی، قرار گرفتن آن در قانون اساسی در زمان بازنگری سال ۶۸ و فعالیتهای آن در دوره رهبری علی خامنهای پرداخته و با یادآوری اصول قانون اساسی در مورد مجمع، «تشخیص مصلحت موارد اختلافی میان مجلس و شورای نگهبان» و «مشاوره به رهبری در حل معضلات نظام» را دو وظیفه این مجمع برشمرده است.
مجمع تشخیص مصلحت همچنین تأکید کرده است که بر اساس تصویب شورای نگهبان «هیچیک از مراجع قانونگذاری حق رد، ابطال، نقض و فسخ مصوبه مجمع را ندارند» و به احمدینژاد پیشنهاد کرده است که «چنانچه به روند قانونی امور در حوزه اختیارات مجلس، شورای نگهبان، قوه قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام که برآمده از قانون اساسی هستند اعتراض دارد، باید ضمن احترام به مصوبات و اجرای آنها، درصدد اصلاح قانون اساسی آن هم از مجاری معین شده در قانون برآید».
علی رغم صدور نامه آزادی مسئولین قضایی، با افزایش قرار وثیقه نازنین خسروانی از آزادی وی ممانعت به عمل آوردند.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، در حالیکه مسئولین قضایی ایران در روز دوشنبه ۱۱بهمن ماه قرار بازداشت موقت نازنین خسروانی را لغو و تبدیل به قرار وثیقه نموده بودند طی اقدامی جدید از سویی مسئولین قضایی مبلغ وثیقه وی به ۶۰۰ میلیون تومان افزایش و صادر گردید و آزادی او منوط به تامین وثیقهای سنگینتر شد.
این در حالی بود که خانواده وی نیز جهت آزادی او با تامین قرار وثیقه مقدمات آزادی اورا فراهم نمودند، و در حالی که نامه آزادی او را دریافت و تسلیم مسئولین زندان کرده بودند. اما در تلاش مجدد خانواده خسروانی و با تامین وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی نامه آزادی این زندانی برای روز بعد ۱۲ بهمن صادر شد که این بار نیز وزارت اطلاعات از آزادی وی جلوگیری کردند و به خانواده این زندانی اعلام شده است تا زمان برگزاری دادگاه وی در زندان نگهداری خواهد شد.
نازنین خسروانی یازدهم آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد و قاضی پیرعباسی رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب گفته است که دادگاه این روزنامه نگار به زودی برگزار خواهد شد.
گفتنی است نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که با روزنامههای نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشت.
چندی پیش عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، طی مصاحبه با رسانههای دولتی، اتهام نازنین را "امنیتی" اعلام کرده بود.
مهران فرجی، روزنامه نگاری که از روز هجدهم آذرماه دستگیر شده بود، عصر دیروز با قرار وثیقه آزاد شد.
به گزارش جرس از سحام نیوز، فرجی که تمام مدت بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده بود، با گذشت نزدیک به دو ماه آزاد شد.
فرجی، سابقه همکاری با روزنامههای همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و همچنین خبرگزاری ایلنا را دارد و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ستاد مهدی کروبی، نامزد اصلاحطلب فعالیت میکرد.
این روزها به هرکجا می نگری، خوشه خشمی را می بینی که شعله ور شده است و می رود که تخت و سیطره اربابان و صاحبان قدرت و چپاولگران را به کام خود بکشد، این روزها چشم های نگران مادری راه خانه را می پاید، یا هراسان و سرگردان خیابان های قیام را می کاود تا فرزند خویش را در آغوش گرفته و چه نیکوست شادمانی پیروزی ، وقتی پابه پای فرزندش بر سنگفرش کوچه و خیابان پایکوبی کند. ولی سخت دردناک است اگر چنین نباشد و آن چشم های سرگردان، چون ما "مادران عزادار ایران" در جست و جویی بی پایان ،سو از دست داده باشد، یا جنازه فرزندی دیده باشد و یا گریان و مبهوت، با بغضی که راه گلو را تا انتهای جهان خواهد بست، بر راه مانده باشد.
ماداران گرامی تونس!
مراتب همدردی و اندوه عمیق و عشق بی پایان ما را پذیرا باشید و بدانید وقتی "محمد بوعزیزی" از رنج جهان خود را به کام آتش کشید، درد و اندوه تمامی جهانیان بر ما گسیل شد، زیرا می دانستیم شعله های سوزنده وی نه شعله های روشن شده با دست خویش، بل شعله هایی بود که از بیست و چند سال پیش به دنبال پیروی از سیاست های جهانی" خود ارباب خواندگان" افروخته شده بود و محمد با به آتش کشیدن خودش، دنیایی را روشن کرد.
محمد به دنبال کار و نان بود و تنها نان آور خانه، همچنان که در ایران نیز، نان آوران خانه هر روز به آتش ظلم وجور کشیده و کشته می شوند و چشم های مادران و کودکان به ره خیره می ماند. اکنون شادکامی پیروزی، اگرچه کامتان را شیرین کرد، اما نیک می دانیم که تلخی از دست دادن فرزند، چه سخت و توان فرساست. محمد و دیگر عزیزان از دست رفته بازگشتی ندارند، ولی چه زیبا رفتنی ست وقتی که رهایی دیگران را چون مژده ای شیرین با خود همراه دارد. مژده شیرینی که نباید به تجربه تلخ کامی دیگری انجامد.
مادران گرامی در مصر و تونس!
فرایتان می خوانیم تا در یک همبستگی مادرانه عمیق و جهانی، دردهای مشترک را فریاد زده و دامان مهرمادری را برای ساختن جهانی دیگرگون بگسترانیم که تنها مادری و مهر اوست که می تواند نگهبان دوستی و مهر در جهان باشد. بیایید مادران تمام فرزندان جهان باشیم و صلح و آرامش و آزادی را نوید دهیم.
ما مادران عزادار ایران (مادران پارک لاله) امید داریم، روزی فرا رسد که در کشور ما نیز شادکامی پیروزی، درد جانکاه از دست دادن فرزند را دمی فرو کاهد و فضایی فراهم گردد تا با آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و لغو شکنجه و اعدام و سنگسار و محاکمه کلیه آمران و عاملان جنایت های سی و دو سال گذشته در دادگاه های مردمی، اسرار مگو از رمزخانه های پنهان، به در آید تا ما نیز بتوانیم به آسودگی در کنار دیگر فرزندانمان، پاک و سالم وبی خطر، آزادانه زندگی کنیم به امید آزادی و عدالت برای تمامی ستمدیدگان جهان
دهم بهمن 1389
مادران عزادار ايران(مادران پارک لاله)
حامیان مادران پارک لاله ایران -ایتالیا
حامیان مادران پارک لاله ایران-دورتموند
حامیان مادران پارک لاله ایران-فرانکفورت
حامیان مادران پارک لاله ایران-کلن
حامیان مادران پارک لاله ایران-لندن
حامیان مادران پارک لاله-لوس آنجلس - ولی
حامیان مادران پارک لاله-وین
حامیان مادران پارک لاله ایران-هامبورگ
یادداشت وبلاگی امروز، از وبلاگ ملکوت است که یادداشتهای «داریوش میم» را منتشر می کند. داریوش در یادداشتش به مشاهده های همکاران غیرایرانی اش دربارۀ تاثیر جنبش سبز می پردازد و دیدگاه خود در اینباره را نیز بیان می کند
دربارهی جنبش سبز و قيام مصريان
ظاهراً ميان علما اختلاف است دربارهی نسبتی که ميان جنبش سبز و رخدادهای مصر وجود دارد. کوشش کردهام تا اينجا به صراحت به ماجرا نپردازم اما مشاهداتم را مرتب نوشتهام. عدهای معترض شدهاند که اينکه موسوی ريشهی اتفاقات مصر را در جنبش سبز میداند درک درستی نيست. و البته در دفاع از اين ادعا، تفاوتهای خيزش مصریها را با جنبش سبز برجسته میکنند. من به خوبی هم از تفاوتها آگاهام و هم شباهتها را میبینم. جمعبندی مشاهدات من تا امروز اين است:
۱. کسانی که با تمام احساس و عاطفه و عقلانيت و انتخابهای سياسیشان درگير ماجراهای جنبش سبز بودهاند، ناگزیر شباهتهای غریبی ميان نوع رفتار حکومت مصر با معترضان و نوع رفتار حکومت ايران با معترضان میبينند ولو درجات خشونت طبعاً متفاوت است و ميزان خشونت عريانی که در ايران به کار بسته شده، هرگز با خشونت مهارشدهی دولت مبارک برابری نمیکند. خشونتهای حکومتی و صادر شده از سوی قدرت مسلط سیاسی در ايران به مراتب مهيبتر از چيزی بود که امروز در مصر میبينيم. جمعیت معترضان مصری هم به نحو چشمگیری کمتر از جمعيت معترضان ايرانی بوده و هست. ترکیب جمعیتی مصر هم با ترکيب جمعيتی ايران تفاوت دارد. اما به هر حال شباهتها به نحو غريبی يادآور اتفاقهای ايران است و همهی کسانی که در اعتراضها شرکت داشتهاند گويی به عیان احوال آن روزهای خود را در ايران میبینند. لذا با انباشتی از احساسات و عواطف برانگيختهای روبرو هستيم که باعث شده شمار زيادی از ايرانیها چهارچشمی مشغول تماشای تلویزیون الجزيره باشند چه در داخل ايران و چه در خارج و همگی به طنز و تعريض جايی بالاخره چيزی میگويند که با روايتهای رسمی حکومتی تفاوت داشته باشد.
۲. نگاه غیر ايرانیها به ماجرای مصر برای من جالب است. تا همين الان دستکم پنج شش نفر از همکاران غير ايرانی ما که مليتها و پيشينههای دينی کاملاً مختلفی با هم دارند هر وقت مرا ديدهاند به صراحت به من گفتهاند که ما شباهت عجیبی ميان این اتفاقهای مصر و اعتراضهای جنبش سبز در ایران میبينيم. يعنی هر چقدر که ممکن است بعضی از ما ایرانیها بر ظرافتها و تفاوتهای جزيی دو روايت ايران و مصر انگشت بگذاريم، آنها به روايت کلان ماجرا بيشتر توجه دارند. امروز یکی از دوستان پاکستانی من – که آکادميسینی مبرز و درجه يک است – میگفت که اتفاقی که افتاده است اين است که این آگاهی و بیداری به لايههای مختلف جامعهی عربی رسيده است و آگاهی را نمیتوان به ناآگاهی تبدیل کرد. به نظرم این خط مشترک تمام اين اتفاقهای جهان عرب و جنبش سبز است. کلید جنبش سبز انتشار و رخنه کردن آگاهی در لایههای مختلف جامعه بود. جنبش سبز مهمترین توفیقاش این بود که نقاب را از چهرهی یک نظام سياسی عميقاً مستبد و به شدت ضد-اخلاق که مدام نمایش دینداری و آزادگی میدهد برداشت. یعنی ماجراهای کوی دانشگاه اول، قتلهای زنجيرهای و تمام اتفاقات ريز و درشت ديگری که پيشتر رخ داده بود و بالقوه میتوانست عمق اين تباهی و رسوايی را نشان بدهد، هرگز نتوانست به اندازهی جنبش سبز اين نقاب را بردارد. نتيجه اين شده است که حتی اگر تا امروز جنبش سبز موفق به تغيیر ساختار سخت قدرت یا دگرگون کردن رفتار متصديان مناصب فعلی قدرت نشده است، دستکم کاری کرده است که صاحبان قدرت خودشان آگاه شدهاند که از اين پس پيوسته باید در بیم و هراس از این زندگی کنند که مردم آگاهیشان را از راز پنهان – و اکنون آشکارشدهی حکومتيان – به رخشان بکشند و باز در برابرشان بايستند و به انحای مختلف به آنها پاسخ منفی بگويند – کمااينکه از هنرمند، نويسنده، سينماگر، استاد دانشگاه و طبقات مختلف جامعه گرفته تا گروههای مختلف سرکوبشدهی سياسی و حتی در متن قدرت هماکنون به طور مستمر اين کار را میکنند. لذا، به جرأت میتوان گفت که اين شباهت را نه تنها ايرانیها که غير-ايرانیهای خارج از ایران هم به دقت رصد میکنند و رشتهی مشترکی میان اينها میبینند.
۳. اتفاقهای مصر و تونس چهرهی متفاوتی از جهان عرب و مسلمانها به دنیای غرب ارايه داد. پيش از اين عربها و مسلمانان ملتی بودند که باید هميشه از غرب و از خارج برایشان توسعه، عدالت، آزادی، حقوق بشر و دموکراسی به ارمغان آورده میشد. امروز تونسیها و مصریها به آنچه که هستند میبالند. افتخار میکنند که تونسی و مصری هستند و توانستهاند در برابر قدرت سياسی وطنیشان پاسخ منفی بگويند و قد علم کنند و آزادوار از تسلیم در برابر استخفاف تن بزنند. دقیقاً همین ماجرا در ايران هم رخ داد. دوم خرداد ۷۶ يک بار جهان را شگفتزده کرد و تصويری ديگر از ايران به غرب ارايه داد. آن تصوير آرامآرام به بوتهی فراموشی سپرده شد تا جنبش سبز يک بار ديگر رشادت، پختگی و بلوغ سياسی ايرانیها را به رخ جهان و خصوصاً اروپاييان و آمريکايیان کشيد. اين عدالتخواهی و آزادیجويی خانهپرورد ایرانیها هنوز اسباب شگفتی و حيرت غرب است. اتفاق مشابهی در جهان عرب افتاده است. و اين شباهت را باید دید و برجسته کرد و به صدای بلند باید گفت. عربها و کشورهايی مثل ایران برای بلوغ سياسی و تعيین سرنوشت خودشان به دست خودشان و رهايی از حاکمان مستبد و بيدادگر دينی يا سکولار هيچ نيازی به مداخلهی غرب ندارند.
۴. ماجرای مصر به هر سرانجامی که برسد، يک چيز گريزناپذير است: در جامعهی مصری اين آگاهی و اعتماد به نفس که ملت مصر میتوانند خودشان برای خودشان تصميم بگيرند، بازگشتناپذير است. میتوان تمام مؤلفههای سياسی، اقتصادی و اجتماعی را جمع زد و بر مبنای برآيند آنها داوری کرد. اين البته شيوهی مناسب و درستی برای تحليل پيامدهای کوتاهمدت و درازمدت سياسی است. اما نباید فراموش کرد که هر چند ممکن است تجلی عمل سياسی مصريان با ايرانیها تفاوت داشته باشد و هر چند نظام سياسیشان با هم تفاوتهای بنيادين دارد - به جز البته شباهت اتوکراتيک بودنشان - همگی يک خواستهی مشترک دارند: نمیخواهند از اين پس کس ديگری، حاکمشان، به جایشان تصميم بگيرد. مصریها هم مانند ايرانیها اميد میخواهند. میخواهند به آيندهشان اميد داشته باشند و فرزندانشان فقط در حسرت زندگی بهتر و آزادی و عدالت زندگی نکنند. وضع ما هم همين است. زبان حال ما هم چيزی جز اين نيست.
اطلاعیه شماره دو
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر رسول خدا. سلام بر حبیب خدا . سلام بر بهترین خلق خدا. سلام بر خاتم انبیاء محمد مصطفی(ص)
دومین اطلاعیه را خدمت شما مردم شریف و فهیم کشورم در حالی می نویسم که شجاعت و مردانگی همسرم سید مصطفی تاجزاده و پایداری و ایستادگی او در افشای حقیقت و مقابله با دروغ و فریب و تقلب، بدخواهانش را به خشم آورده است.
پرونده سازی برای او و خانواده اش داستان جدیدی نیست که امروز پس از یک سال و هفت ماه در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و برای تحت الشعاع قرار دادن بحران های اقتصادی و اجتماعی ناشی از بی کفایتی و سوء مدیریت دولتی آغاز شده باشد. داستان هجوم مجدد به منزل تاجزاده در غیاب اینجانب و تفتیش منزل و سرک کشیدن به خصوصی ترین زوایای حرم امن ما و تصویربرداری از آن توسط مردان نامحرم و اجنبی و به همراه بردن اموال بدون صورتجلسه کردن در شب سی امین سالگرد عقد مبارکمان که صیغه اش توسط رهبر انقلاب و در جوار حسینیه جماران جاری شد، در این ایام کج رفتاری و سیاه کاری، چندان غریب نیست. برخوردهای زشت و نامأنوسی که با فرزند محروم از آغوش مهر پدر طی این یک سال و هشت ماه شد و با دوستان قدیم و عزیزش که همه مدت رنجوری و درد را صمیمانه و وفادارانه با او همراهی کردند، مرا بر آن داشته است تا یکی از پیام های همسرم را در ملاقات های پیشین به محضر مبارک شما عزیزان ابلاغ دارم:
«اینجانب به عنوان عضو چند ساله شورای امنیت ملی کشور گفتنی هایی دارم که تاکنون بنا به مصلحت امانت نگاه داشته ام و اگر خدای ناکرده روزی اصحاب کودتا قصد ورود به حریم خصوصی من و شکستن حرمت خانواده ام، و بی احترامی به همسر و فرزندانم را داشته باشند، علیرغم میل باطنی پرده از آن برخواهم داشت.«
از آن جا که من نیز چون همسر آزاده دربندم و هم فکران اصلاح طلبمان، دانستن را حق مردم می دانم و از آن جا که گاهی پیام هایی مبنی بر پیگیری قضائی اقدامات حق جویانه و عدالت طلبانه ما به عنوان خانواده زندانی سیاسی ارسال می گردد تا زبان حق گویمان را ببندد، بدین وسیله اعلام می کنم هر آن چه که به نظر می رسید تاجزاده را از مسیر حق جویی و آزادی خواهی بازدارد توسط ستاد کودتا اعمال شده و ما به فضل و کرم الهی تاکنون در مقابل همه مظالمی که بر ما رفته صبورانه و زینب وار ایستاده ایم و اینک در آستانه سالروز مولود مبارک ربیع و مبشّر رحمت و نیز در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انتظار داریم گره هایی که با بی خردی کودتاگران ایجاد شده به دست خردمندان باز شود نه به دندان و تیر خشونت طلبان طالبانی.
من، همسرعزیزتر از جان و فرزندانم را به خدای ذوالجلال سپرده ام و باکی از سیاه کاری های افزون بدخواهان انقلاب و فرزندان صدیق آن ندارم اما شایسته نیست بیش از این دامن دستگاه قضا آلوده به پلشتی هایی شود که عاملین آن هرگز دلسوز این ملک و میهن و دلسوز اسلام و انقلاب نبوده و نیستند.
ولله عاقبة الامور
فخرالسادات محتشمیپور
همسر آزاده دربند و شاکی از آقای جنتی و کودتاگران انتخاباتی
16/11/1389
بدنبال عدم شرکت احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، عسگراولادی نقل کرد که احمدی نژاد گفته است چون در مجمع به نظراتم عمل نمی شود، در جلسات شرکت نمی کنم.
به گزارش آریا، علی عسگری، مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد علت عدم حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع، تصریح کرد: راجع به این مسلئه عسگراولادی نقل کرد که در دیدار با احمدی نژاد، به وی گفته چرا در جلسات مجمع شرکت نمی کنی؟ احمدی نژاد جواب داد: چون در مجمع به نظرات من عمل نمی شود. عسگراولادی پاسخ می دهد که در مواردی به نظرات رئیس مجمع هم عمل نمی شود.
وی اضافه کرد: مجمع تشخیص مصلحت نظام مجلس شیخوخیت است چون تمام اعضای اثرگذار نظام از قبیل رئیس مجلس، رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، اعضای شورای نگهبان و ... در جلسه حاضرند لذا نظرات مختلف طرح می شود و بعد هم راجع به موضوع بحث رأی گیری صورت می گیرد چه بسا نتیجه نهایی، رأیی خلاف نظر رئیس مجمع باشد.
عسگری در پایان خاطرنشان کرد: آیا این دلیل می شود که عضوی در جلسه ای که اساس آن رجوع به نظر اکثریت است شرکت نکند چون به نظرش عمل نمی شود؟ به نظر می آید که این یک نوع بهانه است. رئیس جمهور از طرف رهبری عضو یک مجمعی هست که قانونا می بایست در آن حضور فعال داشته باشد و عدم شرکت وی توجیه قانونی ندارد.
محمود احمدی نژاد، رييس دولت کودتا، امروز شنبه تهديد کرد که به زودی درباره «عملکرد مجلس شورای اسلامی» صحبت خواهد کرد و با «غيرقانونی» خواندن استيضاح وزير بهبهانی از انحلال وزارت راه و ترابری و ادغام آن در سایر وزارتخانهها خبر داده است.
مجلس روز دوازدهم بهمن ماه حميد بهبهانی، وزير راه و ترابری دولت کودتا را به دليل عملکرد ضعيف آن استيضاح کرد و به وی رای عدم اعتماد داد. بهبهانی و احمدینژاد حاضر نشدند در جلسه استيضاح مجلس شرکت کنند.
احمدینژاد امروز شنبه به خبرنگاران گفته است که «استيضاح وزير راه غير قانونی است و اگر اين مطالبی که در مورد استيضاح مطرح شد به عنوان ايراد به وزير باشد صد برابر آن به استيضاح کنندگان وارد است.»
وی همچنین تهديد کرده است که «در آينده درباره مجلس، نقش و عملکرد آن با مردم» صحبت خواهد کرد.
احمدینژاد میگويد که معمولا در دهه فجر، همه حتی منتقدان دولت «انتقادات را کنار گذاشته و يک تشکری از خدمتگذاران میکنند، ولی به ما روز اول دهه فجر يک هديه دادند و بهترين وزير دولت را گرفتند.»
حميد بهبهانی که از ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ به عنوان وزير راه و ترابری مشغول به کار بود استاد راهنمای محمود احمدی نژاد در دانشگاه و معاون امور حمل و نقل و ترافيک وی در سمت شهرداری او بوده است.
اظهارات برخی از نمايندگان مجلس و گزارش سايتها حاکی است که دولت محمود احمدی نژاد برای لغو جلسه استيضاح وزير راه، رايزنی های سنگينی انجام داده بود و عزيز اکبريان، نماینده کرج، در روز استيضاح نيز گفت: «مسئولان دولتی اظهار می کنند اگر نماينده ای به استيضاح رای دهد مردم حوزه نمايندگی وی از امکانات و بودجه محروم خواهند شد.»
احمد توکلی نيز در اين جلسه اعلام کرد که احمدی نژاد به وزير راه دستور داده در مجلس حاضر نشود. علی لاريجانی، رييس مجلس، اين رفتار را «تخلف از قانون» دانست.
محمود احمدی نژاد در پاسخ به عدم حضور خود در جلسه استيضاح گفته است: «قصد داشتم اين استيضاح را به صورت جدی پيگيری کنم اما چون در قانون برنامه پنجم گفتهاند که دولت بايد تعداد وزارتخانهها را کم و به ۱۷ وزارتخانه برساند بنابر اين بايد تعدادی از وزارتخانه ها ادغام شود.»
وی می گويد از آنجايی که به اين نتيجه رسيديم تا «وزارت راه و ترابری را با وزارتخانه های زير بنايی ادغام کنيم از پيگيری استيضاح منصرف شديم و گرنه قابل پيگيری بود.»
احمدی نژاد همچنين با رد معرفی وزير جديد برای تصدی وزارت راه و ترابری گفته است: «اگر سرپرستی هم معرفی شود موقتی است.»
رسانه های اصولگرا و منتقد دولت محمود احمدی نژاد در روزهای اخير اعلام کرده اند که قرار است حميد بهبهانی به عنوان سرپرست همچنان در راس اين وزارتخانه باشد.
سمت سرپرستی وزير استيضاح شده در حالی است که بر اساس اصل ۸۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، «وزرای مورد استيضاح نمیتوانند در هيئت وزيرانی که بلافاصله بعد از آن تشکيل میشود عضويت پيدا کنند.»
در حالی که اختلافات میان مسئولان جمهوری اسلامی بالا گرفته است، علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، حاضر نشد در خطبه های نمازجمعه روز ۱۵ بهمن تهران اشارهای به این موضوع داشته باشد و بخش عمده سخنان خود را به حوادث مصر و تونس اختصاص داد
وزیر اقتصاد دولت کودتا، ارزش صادرات و واردات کشور در سال جاری را تا پایان دی ۱۰۵ میلیارد دلار اعلام کرد و گفت: این میزان در مقایسه با مدت مشابه پارسال ۲۶٫۵ درصد رشد نشان میدهد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، سید شمس الدین حسینی در همایش روز جهانی گمرک با عنوان “دانش – کلید تعالی گمرک“ افزود: وزن واردات به دلیل تغییر در ترکیب آن حدود دو و نیم درصد کاهش داشته است. وی گفت: مهمترین قلم واردات در یک سال گذشته ، فلزات گرانبها بوده است.
حسینی به رشد ۴۷ درصدی ترانزیت در ده ماه اخیر در مقایسه با دوره مشابه پارسال اشاره کرد و گفت: ترانزیت از خاک ایران در این مدت به ۸ و نیم میلیون تن به ارزش ۲۶ میلیارد دلار رسید.
وی افزود: ارزش واردات در پنج سال گذشته ۵۳ درصد افزایش داشته و درآمد گمرکی از ۳۳۰۰ به ۶۷۰۰ میلیارد تومان رسیده است.
رییس دفتر احمدی نژاد اعلام کرد که دلیل شرکت نکردن احمدی نژاد و بهبهانی در جلسه استیضاح را غیر قانونی بودن استیضاح میداند.
به گزارش ایسنا، اسفندیار رحیممشایی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا احمدینژاد و بهبهانی در جلسه استیضاح بهبهانی حضور پیدا نکردند، گفت: از آنجایی که براساس قانون وقتی که استیضاح اعلام میشود دولت ۱۰ روز فرصت دارد پاسخگو باشد و اگر طی ۱۰ روز کسانی که تقاضای استیضاح کرده بودند امضای خود را پس بگیرند استیضاح عملا منتفی میشود و نظر به اینکه تعداد قابل ملاحظهای از کسانی که تقاضای استیضاح کرده بودند امضای خود را پس گرفته بودند این استیضاح عملا از نظر دولت منتفی بود و به همین دلیل آقای رییسجمهور و وزیر در این جلسه حضور پیدا نکردند و آن را منتفی شده میدانستند.
وی در ادامه گفت: ولی گویی بعدا افراد جدیدی اضافه شدند و چندین لیست به نحوی واصل شد که نشان میداد که اصرار خاصی بر استیضاح وجود دارد و شائبه سیاسیکاری را نشان میداد و دولت این استیضاح را قانونی نمیدانست و شرکت نکرد.
گفتنی است بعد از این استیضاح و رای مجلس به برکناری بهبهانی، احمدینژاد رئیس دولت کودتا، بهبهانی را به عنوان سرپرست وزارت راه منصوب کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر