-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 02/13/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سید محمد حسینی، ۲۵ بهمن
 


۱ ،۲ ،۳ آزمایش می شود!



در مصر که دیدید بیش از ۳۰۰ کشته دادند تا شاید بتوانند چنین حاکمیتی را در کشور استبداد زده‌شان برقرار کنند.

حسرت جمهوری اسلامی چنان مهیج و بر انگیزاننده است که بیداری اسلامی در تمام جهان عرب به مسیر برقراری شبه جمهوری اسلامی ایران میل می‌کند.

انقلاب اسلامی نهالی بود که امروز پس از ۳۲ سال به چنان درخت تنومندی مبدل شده که کم کم سایه خود را به تمام خاورمیانه و بلکه دنیا می‌گستراند.

در جمهوری اسلامی ایران رافت اسلامی موج می‌زند و فراوانی نعمت ایرانیان ولایت‌مدار را بسوی معنویات سوق می‌دهد.

پیشرفت علم در این مملکت زیر سایه حاکمیت ولایی چشم تمام مراکز علمی عالم را خیره کرده و دانشگاه‌های ایران اسلامی جهت توسعه یافتگی علمی را مشخص می‌کنند. میزان رشد دانش و فناوری در جهان غرب اینک در پژوهشکده‌های جمهوری اسلامی به محک قیاس گذاشته شده و همه شواهد دال بر فتح قله‌های علم در سایه اندیشه مترقی این حاکمیت می‌باشد.

باید پذیرفت که در تمامی گیتی دانشوران بسیاری می‌زیند اما تنها در این ولایت است که به مدد درایت ولی فقیه حاصل تحصیل علم محصولات ارزشمندی چون فن‌آوری‌های نوین می‌دهد.

فقر و نابرابری امروز جایش را به حرکت بسوی برقراری عدالت اجتماعی داده و علی رغم توطئه‌ها و تبلیغات مسموم رسانه‌های وابسته به صهیونیسم الگوی توسعه ایران اسلامی بیشترین مقبولیت را میان ملت های جهان یافته است.

سرانه تولید و مصرف مواد غذایی در ایران امروز بالاتر از هر مملکت دیگری است و این همه جز به درایت مسئولین متعهد حاصل نمی‌آمد.

دل‌خوش به این مختصر نیز نباشید. در این مملکت زندان ها کارخانه انسان سازی‌است و آمار جرم و جنایت متاثر از برقراری احکام شریعت در کنار رافت ولایی بسیار اندک و ناچیز می‌باشد.

حسادت استکبار جهانی از بالندگی الگوی جمهوری اسلامی هر چند سبب سنگ اندازی‌ها و مزاحمت هایی نیز شده اما درایت مدیران از این تهدیدات فرصت ساخت و امروز با افتخار می‌توان به استناد میزان محبوبیت حاکمان میان ایرانیان به تجلی برجسته این الگوی انسان ساز بالید.

رسانه‌هایی که مزدوران اداره می‌کنند اگر چه گه‌گاهی آلوده به دروغ و غرض‌ورزی می‌شوند اما به لطف حق دشمنان ایران اسلامی نادانند و بسیار در راستای اعداف عالیه نظام قدم بر داشته و پیوسته آب به آسیاب بالنده نظام می‌ریزند.

شاهد آن همین رسانه پیش روست که مطالب منتشره در آن خود گزارش‌های مفید و پر مغزی است که همواره لیاقت انتشار در پر تیراژترین روزنامه جهان اسلام یعنی کیهان را کسب می‌نماید.

چه نیکواست که علی‌رغم تقلای بد خواهان نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌توان صادقانه ترین گزارش‌های از جشن ملی مذهبی ۲۲ بهمن را در همین رسانه‌های به ظاهر ضد انقلاب یافت و بخش اعظمی از رسانه های متعهد نیز به بازتاب مطالب منتشره از رسانه‌های فریب خوردگان اختصاص می‌یابد.

این شاهد واضحی بر بالندگی و عظمت آرمان‌های بلند نظام می‌باشد که هر مسیری لاجرم به اقیانوس آن می‌ریزد.

در سایه آزادی بی حد ابراز اندیشه گاهی حتی بی هیچ دخل و تصرف مطالب منتشره در رسانه هایی که علمدار آشوب می‌باشند در مطبوعات ایران اسلامی انعکاس می‌یابند.

فتنه گران ناکام و نادم و قلم بدستان نیز اگر چه سخت جانی می‌کنند اما تحت تاثیر فطرت حق جوی‌شان الزاما به بازتاب واقعیاتی مبادرت می‌ورزند که بر حقانیت طریق ملک ولایی صحه می‌گذارند.

ان شا الله تا باد چنین بادا!

والسلام علی من التبع الهدی

(پیش از اینها نیز بارها مطالب منتشره در رسانه‌های آزاد با دخل و تصرفی بی‌انصافانه که حتی گاهی منظور نویسنده نیز جعل می‌شد در رسانه‌های رژیم مخصوصا کیهان منتشر می‌شد. قابل کتمان نیست که مطالب خود من نیز بعضا خوراک انتشار در روزنامه های حکومتی شده‌اند . پیش از این جناب کوثر بدرستی فرمودند که می‌بایست بی‌اعتنا به ایشان مسیر خود را ادامه داد. قانع کننده و درست توضیح دادند. من نیز به این نظر متمایل شده بودم تا اینکه در شماره جدید کیهان انعکاسی صادقانه از مطالب خودنویس در ستون اخبار ویژه کیهان نظرم را جلب کرد. با اشاره به اینکه مطالب با کمترین تغییر امکان انتشار در کیهان و به تبع آن رسانه‌های زنجیره‌ای رژیم می‌یابند شاید لازم است که صدای زنگ خطر را شنید. فکر می‌کنم ضرورتی فوری باشد که حول این موضوع بیشتر بحث کنیم. شاید هم لازم نباشد! نمی‌دانم! من که البته اینبار مفتخرم که از انعکاس چند جمله خاص از مطلبم در کیهان می‌شد اینگونه استنباط کرد که روزنامه دولتی رژیم خود بی پرده و صریح به «مصادره انقلاب توسط حاکمان کنونی» اعتراف می‌کند. اما به هر حال به نظر می‌رسد که هم نویسندگان و بیشتر از آن سردبیران باید به این جنگ رسانه‌ای توجه داشته باشند. مثلا مطلبی که در بال نوشته‌ام نهایت تلاشم برای تبلیغات بسود رژیم بوده و اکنون که می‌بینید یعنی اینکه حتی این نیز ارزش انتشار دارد. شاید هم بحثی لازم نباشد ، نمی‌دانم!!! حداقل از مجادله در آستانه ۲۵ بهمن گریزانم)


 


جناب جبهه مشارکت اسلامی، می‌شه لطفا ...؟

در این فکر خوب و تعریف این ماجرا به یک دوست خوب بودم که صفحه بی بی سی را باز کردم و دیدم که بیانیه جبهه مشارکت را انتشار داده است

 

برایم سوالی مطرح است که تا چه اندازه باید ما از دست دشمنان مردم عذاب بکشیم و چقدر باید از دست این سوپاپ‌های اطمینان رژیم ضربه بخوریم؟

 

هر موقع که بوی الرحمن رژیم می‌آید اول جنتی و خامنه ای تهدید می‌کنند و بعدش دارو دسته خاتمی و مهاجرانی و رفسنجانی با دست پس می‌زنند و پا پیش می‌کشند!!

 

اینکه اگر جمهوری اسلامی سرنگون بشه خاتمی و دارو دسته وی باید برن همون کشوری پناهنده شدن که خامنه‌ای پناهنده شده است شکی نیست و باید از برقراری رژیم  و فقط تغییر قدرت  حمایت کند

 

البته شما جناب خاتمی (برادر رئیس جمهور قبلی  وسو پاپ اطمینان رژیم برای ۸ سال ) باید از رژیم دفاع کنید که با نوه بنیان‌گذارش ازدواج کرده‌اید که بزرگترین دیکتاتور اسلامی ۱۰۰ سال اخیر بوده است و همان‌طور که اسم حزب تان معلوم است مشارکت دارید در ایران اسلامی!

 

ولی همان‌طور که اینها حق دارند که هر چه خواستند بگویند من هم چون وقتمان تا ۲۵ بهمن کم است خیلی مختصر میگم که جناب محمد رضا خاتمی و بقیه اعضای احزاب در پیتی مثل جبهه مشارکت ، لطفا به جای مردم تصمیم نگیرید و از جانب جنبش سبز بیانیه صادر نکنید: ( جبهه مشارکت: جنبش سبز به دنبال سقوط نظام نیست )  و لطفا در این ایام که فقط مربوط به مردم ایران است و چاپلوسانی مثل شما که مدام برای کسب قدرت از دل صاف مردم ایران سو استفاده کرده‌اید و در محترمانه شکل فقط باید بگم لطفا شما هم مثل خامنه‌ای [...] شید فعلا .

 

ممنون


 


نمایی از قاهره پس از کناره‌گیری حسنی مبارک
 


سرجوخه‌های ولایت مدار! درس شرافت، انسانیت و وطن‌پرستی را از ژنرال‌های مبارک بیاموزید

 

گفتند که اسلام کارخانه انسان سازی است.  حال با گذشت سه دهه آنچه امروز مدیر، مدیران و دست‌اندرکارن این کارخانه رسما و علنا آمار می‌دهند که ده‌ها میلیون منافق، محارب، جاسوس، فتنه‌گر و .... تولید و روانه بازار نموده هر چند اینان با ریا کاری تلاش به انحراف افکار عمومی در درون و برون را داشته و دارند و طبق روش همیشگی ولایت و ولایت مداران حقیقت را دائما به مسلخ هدایت نموده با کمی صداقت که هرگز در این قشون یافت نشده مشاهده می‌کنیم که این کارخانه از زمان راه اندازی تا حال محصولاتی چون نفرت، خشونت، خون و جنون، آشوب و بلوا، تروریست و ... تولید و با تلاش و کوشش بی دریغ یاران ولایت بدون وقفه در ابعاد کمی و کیفی آن به تمام جوامع بشری صادر و بسیار هم معروف و زبان زد عام و خاص است امروز خشبختانه حتی در اردوگاه مسلمین این محصولات با مارک اسلام ناب خامنه‌ای، ملا عمر و بن لادن که بر آن حک گردیده آشکارا مورد تحریم قرار گرفته است.

 

 بسیار دردناک است وقتی یک روحانی که بخشی از این زندگی خود را در مبارزه علیه استبداد سپری از زندان تبعید تا ستم‌هایی که بر خود و خانواده اش روا گردیده حال این چنین در چنبره قدرتی که نه شاه و نه شیخ و نه سلطان می‌شناسد بلکه هرکسی وارد این دایره گردیده سرانجام هلاک شده است.

 

 در آخرین نماز جمعه که ولی امر مسلمین حضور یافت در سوز سرمای کشنده غربت پای سخنان وی نشستم. همچون گذشته شرم سار از کوله بار صداقتی که از میلیون‌ها انسان ربوده‌اند. اینان با ما عهد و پیمان بستند که می‌آییم که هر دو جهان شما را بسازیم در حالیه که خرد حکم می‌کند که مصالح مورد نیاز جهت ساختن گذشت، برابری، برادری، آزادی و ... مورد احتیاج است نه ستیز، لجاجت، ماجراجویی و نه توپ، تانک، بمب و موشک آنچه همان لحظه اول در چهره آقا دیدم وحشت و اضطرابی بود که اعماق وجودش را هم فرا گرفته و در کلامش آشکار می‌گردید.

 

آنچه مشاورانش به وی دیکته نموده وبا این عجله وی را روانه گردنه جهت سرقت انقلاب جوانان به جان آمده مصر از ستم مبارک نموده‌اند یه خیال واهی است. اگر فرصت می‌کرد نظری کوتاه در آینه زمان می‌انداخت علامت سارق بزرگ را بر پیشانی خود حک شده که همانا سرقت انقلاب ملت خود را می‌دید. شاید برای حفظ آبروی خود به چنین رفتاری فضاحت بار دست نمی‌زد آنچه در ارتباط با خیزش ملت های منطقه فرمود فرسنگ‌ها با حقایقی که نه ملت خود بلکه ملل جهان شاهد و ناظر آن هستند فاصله دارد این موج بیداری ملت‌های منطقه اهدافی چون آسایش، رفاه، آرامش، امنیت و آزادی را دنبال نموده. فریاد ملت‌های منطقه علیه مستبدانی است که آنان را به سوی فقر، ذلت، بیکاری، فساد و بی‌عدالتی سوق داده همچون شما. فریاد الله اکبر آنان همانند میلیون‌ها هم وطنی است که وحشت‌زده از چکمه پوشان حضرتعالی شبانه در پشت بام ها در اعتراض به بیداد گری حضرتعالی در سراسر ایران طنین انداز است.

 

 همانند فریادی است که از گلوی ندا، سهراب، ترانه، محسن برخواست اما شما با سرب راه تنفس‌شان را مسدود نمودید. همان فریادی است که از گلوی هزاران اسیر قل و زنجیر شده در عبادتگاه شما کهریزک، اوین ودیگر دخمه‌ها، بتن‌ها را فرو ریخت و رفتار و کردار وحشیانه قرون وسطایی سربازان ولایت را در معرض دیدگاه جهانیان قرار داد.

 

سالها در خانه، کوچه، خیابان و در دخمه‌های حضرتعالی زیر گوشم زمزمه که تو می‌بایست هم اکنون یکی از سردارانی باشی که در کنار رهبری ایستاده. تو و امثالهم که در برابر مدافعان ولایت عددی نا چیزید و به دلیل نداشتن ایمان به انحراف کشانده شده‌اید حال خوشحالم که اکثریت قاطع ستون‌های فقرات حکومت در جمع دهها میلیون انسان از همان قشونی که آنان را منحرفین می‌نمامیدید قد علم کرده و پرچم حق و حقیقت را به دوش می‌کشند هر چند در تمامی این سه دهه اعتقادم بر این بوده و هست و همیشه بر این طبل کوبیده که اکثریت قریب به اتفاق تیرک‌هایی که این خیمه را بر افراشته بر باطل بودن آن واقف‌اند و آنان صادقانه با تمام توان تلاش نمودند جهت جلوگیری از خسارت ویرانگر آن که شاید بتوانند با اصلاح جلوی فروریزی آنرا بگیرند.

 

 همانگونه که ملت تونس و مصر به سلاطین خود اثبات نمودند حال به شما ولی امر مسلمین خواهند فهماند که قادر نخواهی بود که جنبش بیداری همگانی ملت را مهار و در خیال باطل خود آنان را مجددا به قربانگاه هدایت فرمایی نه شما و نه هیچ مستبد دیگری قادر نیست فکر ,اندیشه ,ایده و عقیده یک جامعه ی زنده و پویا را آن هم در زمان کنونی یعنی عصر ارتباطات در زیر خاکستر دفن نمایید . خود بهتر از هرکس دیگر مطلع اید اما غوطه در شهوت قدرت و ثروت تلاش می‌نمایی که شاید قادر به نگهداری سر نیزه بر گلوی مردم ستم دیده به حکومت باطله خود چند صباح دیگر ادامه دهی.

 

آقای خامنه‌ای سال‌هاست که مشروعیت خود و اصل ولایت فقیه را از بیخ و بن ازدست داده‌اید و حال تلاش دارید با فرافکنی منطقه را به سوی نا‌امنی و بی‌ثباتی سوق که شاید چند صباحی پشت این امواج عظیم در خاورمیانه خود را پنهان کنید سخنان فضاحت بار شما طی بیست ماه اخیر و سپس یورش بی‌وقفه یاران نالایق حضرتعالی سرجوخه هایی همچون حسین همدانی، محمد رضا نقدی، عزیز جعفری و... که آنان دائما آن را نشخوار می‌کنند.

 

ای کاش اینان درس شرف، غیرت، انسانیت و وطن پرستی را از ژنرال‌های مصری می‌آموختند همان کسانی که ادعا می‌کنید در مکتب غرب دروس خود را آموخته‌اند. باور کنید بن‌علی و مبارک هر دو دیکتاتور اما آنچه امروز روشن گردید افرادی متمدن و دارای حداقل عواطف انسانی چون تلاش ننمودند بر مواضع باطل خود پای فشرده و در برابر ملت‌های بیدار خود ایستادگی و ماندگاری بر قدرت را به هر قیمتی ادامه دهند.

 

آقای خامنه‌ای این گود و این میدان بیا ثابت کن که مظهر دروغ، نفاق و ریا نیستی به درخواست بر حق ملت و رهبران آن جهت حمایت از همان مردمی که خود ادعای دفاع از آنان را داری مجوز راهپیمایی را صادر کن. بیا در عمل ثابت کن که از بن علی و مبارک حداقل فاصله را داری شما تلاش کردید انتقام سی ساله دهن کجی مبارک را از روی غرور، خودخواهی و خود پسندی که وجودتان را در خود غرق نموده بگیرید ولی فراموش نکن که این تیغ دو سر دارد. هر چند همیشه به دلیل خود فریبی تلاش بر نادیده گرفتن سر دیگر تیغ را داشته چون نه دیدن آن بلکه فکرش هم مغز استخوانت را به لرزه می‌اندازد و آن، در دست گرفتن ابتکار عمل توسط توده ملت تحت اسارت است. دوران پدر سالاری در کل خاورمیانه به پایان رسیده ملت ها با توسل به خرد جمعی قادرند بر هر نوع استبداد غلبه کنند.  

 


 


موج بازداشت‌ها در آستانه راهپیمایی ۲۵ بهمن

آن‌گونه که سایت‌های خبری گزارش کرده‌اند، در ۴۸ ساعت گذشته دست‌کم ۱۸ تن از فعالان سیاسی و دانشجویی و روزنامه‌نگاران بازداشت شده‌اند.

تقی رحمانی فعال ملی – مذهبی و مشاور مهدی کروبی در انتخابات، محمدحسین شریف‌زادگان وزیر رفاه دولت خاتمی و مسوول کمیته اقشار ستاد موسوی و همچنین همسر خواهر وی، صالح نقره‌کار دبیر کمیته حقوقی ستاد میرحسین موسوی و خواهرزاده زهرا رهنورد، صدرالدین بهشتی، فرزند علی‌رضا بهشتی مشاور موسوی، کوروش زعیم از اعضای جبهه ملی ایران، میثم محمدی و امید محدث از کارکنان سایت «بنیاد شهید بهشتی»، مجتبی شایسته از اعضای حبهه مشارکت، پیمان عارف از اعضای جبهه ملی ایران، مازیار خسروی، دبیر سرویس بین‌الملل روزنامه شرق، فریبا ابتهاج، منشی و مسئول دفتر معصومه ابتکار، عضو شورای شهر تهران و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست در دوره ریاست جمهوری خاتمی، یدالله اسلامی دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، محمدحسین مهیمنی، فرزند محمدهاشم مهیمنی، استاندار گلستان در دوره اصلاحات و مدیرکل وزارت کشور در دوران وزارت عبدالله نوری و از شهرداران زندانی در جریان پرونده شهرداران تهران، مصطفی میراحمدی‌زاده استاد حقوق عمومی دانشگاه مفید قم ، غلامحسین محمودی میمندی، مسئول حوزه شرق حزب مشارکت، نزهت امیرابادیان، غلامحسین محمودی و عباس شجاعی از دیگر بازداشت‌شدگان ۴۸ ساعت گذشته هستند.


سایت خبری دانشجونیوز نیز اعلام کرده است که شامگاه ۲۱ بهمن، عده‌ای از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد قوچان بازداشت شده‌اند. این در حالی است که تاکنون از تعداد این افراد اطلاع دقیقی در دست نیست.


از سوی دیگر  وب‌سایت سحام نیوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، گزارش کرد که ماموران امنیتی مانع از ورود بازدیدکنندگان به محل اقامت مهدی کروبی می‌شوند و تنها به همسر وی اجازه ورود و خروج می‌دهند. این سایت همچنین خبر از آن داد که تمامی تلفن‌های مهدی کروبی و همسر و فرزندانش قطع شده و امکان هیچ‌گونه تماسی با مهدی کروبی وجود ندارد.


روز گذشته برخی سایت‌های خبری نیز اعلام کردند که دچار حملات اینترنتی شده‌اند. سایت‌هایی چون کلمه، جرس، ندای سبز آزادی، سحام‌نیوز، تغییر، تحول سبز و ادوارنیوز از جمله سایت‌هایی هستند که در روز با حملات اینترنتی مواجه شدند و برای چند ساعت از دسترس خارج شدند. مدیران فنی این سایت‌ها اعلام کرده‌اند که این حملات همچنان ادامه دارد.


برخی گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که شبکه اینترنت نیز در بسیاری از نقاط ایران دچار اختلال شده و دسترسی به سایت‌های مختلف امکان‌پذیر نیست. 


 


گزارش‌گران بدون مرز: بازداشت تقی رحمانی را محکوم می‌کنیم

این سازمان در بیانیه خود در این باره آورده است:« گزارش گران بدون مرز دستگیری تقی رحمانی روزنامه نگار مستقل و  چهره برجسته مدافع آزادی بیان را محکوم می‌کند. در آستانه فراخوان مخالفان ایران به راهپیمایی در روز ٢٥ بهمن ماه  و در حمایت از مردم تونس و مصر، تعداد بسیاری از روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران در سراسر ایران از سوی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات احضار و یا تهدید شده‌اند.»


 ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارش‌گران بدون مرز در این باره اعلام کرد: «ما عناد کینه‌ورزانه مقامات ایران را علیه روزنامه‌نگاران محکوم می‌کنیم. جمهوری اسلامی ایران یکی از سرکوب‌گرترین کشورهای جهان در عرصه آزادی مطبوعات است. به دستور مستقیم آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، دولت  احمدی نژاد نهادهای قضایی را به ابزاری برای بازداشت خودسرانه‌ی روزنامه‌نگاران تبدیل کرده است. تقی رحمانی بدون حکم و هیچ اتهامی بازداشت شده است ما خواهان آزادی بدون قید و شرط او و همه روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی هستیم.»


 این بیانیه همچنین افزوده است:«تقی رحمانی در روز ٢٠ بهمن ماه از سوی ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته است. بازداشت این روزنامه نگار در حالی است که نرگس محمدی همسرش، روزنامه‌نگار و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در پی آزادی از زندان در تاریخ ١٠ تیرماه شدیدا بیمار و بستری است. وی در شامگاه ٢٠ خرداد در منزلش از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده بود.»


بیانیه این سازمان حامی حقوق روزنامه‌نگاران با اشاره به سوابق تقی رحمانی اضافه کرده است:«تقی رحمانی از ١٣٦٠ تا امروز برای فعاليت‌های سياسی و مطبوعاتي‌اش بارها دستگير و به زندان محکوم شده است. این روزنامه‌نگار برای همکاری با نشریات زیر زمینی پيشتاز و موحد و یا همکاری با نشریات دارای مجوز ایران فردا و امید قزوین، در کل بیش از ١٦ سال از عمر ٤٨ ساله‌اش را در زندان گذرانده است.»

گزارش‌گران بدون مرز در پایان این بیانیه یاد آور می‌شود که ایران با ٣٠ روزنامه‌نگار زندانی بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان است.


 


برای شیخ عزالدین حسینی



شیخ عزالدین حسینی از دوران تحصیل و تدریس فقه، در کردستان به شخصیتی دگراندیش و مخالف شهره بود ودر آغاز انقلاب، نامی آشنا و دخیل در سیاست تاریخ معاصر کردستان و از رهبران روحاني‌ اهل سنت، که خواستار به‌ رسميت‌ شناختن‌ مليت، هویت قومی‌ بر اساس قانون‌ اساسي‌ ايران‌ بود كه‌ حقوق‌ فرهنگي‌،اقتصادي‌ و سياسي‌ و اجتماعي‌ همه‌ گروههاي‌ قومي‌ - نه در شعار بلکه در عمل - رسماً و قانوناً شناخته‌ شود و حتی خواهان ترسيم‌ مجدد مرزهاي‌ استاني‌ بود.‌


در قبل از انقلاب، بیشتر چهره‌ای مذهبی و فعال در عرصه امور دینی اهل سنت بود و شاید در میان ملایان و چهره‌های مذهبی منطقه کردستان، مدافع حق رای زنان و سناتور و نماینده شدن آنان بود که تکفیر دوستان و هم سلکی‌های عشیره‌ای و سنتی او را در پی داشت، او زن را در کنج مطبخ نمی‌دید و شاید جزو مدافعان حق تحصیل زنان کرد به شمار می‌رفت و این یادگار مثبت اوست در میان کردها. در ایام قبل از انقلاب، با چهره‌های روحانی اهل تشیع که بنا به برخورد ساواک به کردستان تبعید شده بودند، ناصر مکارم شیرازی، حسینعلی منتظری، کرمانی و طالقانی و ...،  آشنایی یافت  و در ایام پس از انقلاب، قبای سیاست به تن کرد و از آشنایی‌اش با سران مذهبی کشور، عبایی ندوخت.


کردها در آغاز پیروزی انقلاب، خواهان به رسمیت شناختن هویت قومی خود بودند و ناگهان با برافروخته‌ شدن‌ لهيب‌ آتش‌ در ‌ منطقه‌ و ‌ درگيري‌ها، اعمال سیاست جنگ افروزی و تفرقه افکنی، مانع حضور کردها و مشارکت آنان در ساختار سیاسی ایران شد و هم دولت‌ را وادار به‌ اعزام‌ نيرو جهت‌ سركوب‌ و رفع‌ بحران‌كردستان‌ نمودند. گروه‌هاي‌ خودمختاري‌ طلب‌ در آغاز انقلاب‌، به‌فعاليت‌ در جهت‌ برقراري‌ حكومت‌ خودمختار محلی کردستان‌ پرداختند، اما ناآرامي‌ و اغتشاش‌ مانع‌شد تا دولت‌ نظر مساعدي‌ دربارة‌ خواسته‌ ساده و قانونی آنان‌ داشته‌ باشد. هيئت‌هاي‌ اعزامي‌ ومأمور حکومت مرکزی براي‌ ايجاد سروسامان‌ كردها به‌ آن‌ ديار آمدند و خواسته‌ خودمختاري‌كردها ـ كه‌ بيشتر توسط‌ عبدالرحمن‌ قاسملو و شيخ‌ عزالدين‌ حسيني‌ اعلام‌مي‌شد ـ در آن‌ فضا قابل‌ پذيرش‌ نبود. و در میان آن فضای ناآرام، تو گویی نه احزاب کرد توانستند خواسته‌ خود را به‌ دولت‌ ايران‌ اعلام‌ دارند، و نه ححومت مرکزی هم می‌خواست که بشنود و البته بعدها مقام‌های طراز اول امینتی و سیاست ایران، اظهار داشتند که عدم شناخت از کرد و کردستان، موجب آن شدت اعمال شد که غیر ضروری بودنشان، بعدها آشکار شد، اما  با وجود  توافقي‌صوري‌ و ظاهري‌ بين‌ دولت‌ و كردها، صدها گروه‌ و دسته‌ نابود و هزاران‌ نفر تلف و یا بی خانمان‌ شدند.


فروهر، طالقاني‌، بهشتي‌،رفسنجاني‌ و بني‌صدرو... وارد سنندج‌ شدند و با سران‌ كُرد به‌ مذاكره‌ پرداختند ونخستين‌ افرادي‌ كه‌ در اين‌ مذاكره‌‌ها حضور داشتند‌ شيخ‌ عزالدين‌، بلوريان‌ و صادق‌وزيري‌ بود. شيخ‌عزالدين به‌ عنوان‌ رهبر مذهبي‌ و چهره‌ شهير، مورد احترام احزاب سیاسی کرد به ویژه کومله قرار گرفت اما بعدها منتقدان سیاست اعلام داشتند که بیشتر شیخ عزالدین دستخوش احساسات و هیجان بود و استراتژی روشنی نداشت و فرصت‌ها را سوزانید و این روحانی کرد زبان، خود گفته منتقدانش را نمی‌پذیرفت و بیان می‌کرد که حکومت تازه به قدرت رسیده، نمی‌خواهد که صدای ما را بشنود.


اولین بار در سال ۱۳۸۳ با او صحبت کردم، به سختی سخن می‌گفت و در بستر بیماری بود، اما امیدوار به آینده و دارای ذهنی جویا و فعال . موضوع روز،ساختار حکومت جدید عراق  بود. مبنای بحث مان شد و با وجود کهولت سن نمی‌خواست پرسشی را بدون پاسخ بگذارد و این خلاصه ای است از نخستین گفتگوی مان در آن ایام.

«امروز بسیار دل شادم که در عراق، مردم جامعه از زیر یوغ استبداد و قدرت و سلطه و انحصار رها شدند و کم کم تمرین آزادی و مدارا و رهایی را دارند، عرب‌ها و کردها و شیعیان و قومیت‌ها عراق در کنار هم نشسته‌اند تا آینده خود را رقم بزنند و به سوی مردم‌سالاری و دمکراسی بشری گام بردارند و بدون شک هم در کردستان ما و منطقه ایران هم نفوذی غیر قابل انکار خواهد کرد ... من هیچ دغدغه‌ای از حضور مذهبیون ندارم، چون می‌دانم که نه کردها، خواهان نفوذ دین و مذهب در قدرت خواهند بود و نه عرب‌ها و سنی‌ها چنین خواهند کرد، چون باید دین از حکومت جدا باشد وگرنه هر دو فاسد می‌شوند، چون در همه جای جهان دوران دین سالاری به سر آمده و دمکراسی و آزادی و دانش سخن اول را می‌زند ... در دنیای امروز بشری، دین و مذهب وسیله ای است در دست انسان برای سعادت او، وگرنه اگر قرار باشد که مایه سلب رشد او شود، به پشیزی هم نمی‌ارزد و باید مانند لنگه کفشی به دور انداخت. در دنیای امروز، باید یاد گرفت که در جامعه دین محور و مذهب سالار، نه سیاست و علم آزادی حرکت دارند و نه دین وسیله ترویج انسانیت است، بلکه چماقی می‌شود در اختیار زورمداران تا به نام دین هر جرم و جنایتی را انجام دهند و سرپوشی مشروع هم به نام دین بیابند، و در این نوع از خودکامگی، دین آفت جامعه می‌شود. چون بیان رسمی از دین، عین قدرت است و باید توجه داشت که بازی‌چه قرار دادن دین دیر یا زود جامعه را سرخورده و فاسد خواهد کرد و در دینی که من می‌شناسم، نه آنچه که روحانیت قدرت مدار می‌گوید، آزادی و سعادت و آزادی بشر در اولویت است و کمترین محدودیتی برای آزادی انسان و خواسته‌های دمکراتیک ان وجود ندارد و هیچ گاه دین در برابر چیزی قرار نمی‌گیرد که قابل مقایسه باشد، مانند اقایان که حقوق بشری را در برابر دین قیاس می‌کنند. و اصولا با هر آنچه که بر ضد موقعیت قدرت فاسد شده آنان باشد، مخالفند و این سخن روحانیت خشک مغزی است که مخالف ترویج دمکراسی و حقوق بشر در جامعه بشری است.


مردم عراق، الگوهای حکومت دینی را در پیش رو دارند که برخی آز آنها، خیلی خواهان نفوذ در حکومت آینده عراق است، اما هرگز جامعه‌ای به سوی پس رفت و عقب ماندگی نخواهد رفت، بلکه به کمک روشنفکران و مبارزان آزادی‌خواهش، از جوامع پیشرفته و آزاد الگو می‌گیرد. خوشحالم که کردها امروز در منطقه به عنوان قدرتی قابل تامل نگریسته می‌شوند و بدون حضور آنها حکومت‌ها نمی‌توانند قدرت آرایی کنند، اما باید گفت که در تاریخ ما چنین فرصتی منطقی و علنی برای کردها به وجود نیامده تادر کنار هم در صحنه جهانی شعور و خرد و دانش اموختگی خود را از صلح و حقوق بشری را به نمایش بگدارند و معتقدم کردها با رعایت روحیه دمکرات و دمکراسی خواهی خود می‌توانند هم خواسته‌های مدنی و اجتماعی خود را به دست آورند و هم مایه پیشرفت منطقه باشند. امروز جامعه بسیار تغییر کرده است و باید توجه کرد که دیگر نباید هیچگاه نه فریب دین سالاری را خورد و نه مذهب محوری حکومت، چون استبداد در این لباس ظاهر خواهد شد و آنگاه قدرت رشد افکار و ترقی اندیشه را از جامعه می‌ستاند. من در کردستان در آغاز انقلاب خواهان این روش دمکراتیک بودم؛ اما آقای خمینی مخالف این آزادی بود و اصولا نمی‌خواست نظری خلاف خود را ببیند و بشنود و خاصه آنکه ما خواهان دمکراسی و رهایی جامعه بودیم و فدراتیو شدن؛ خواسته‌ای که امروز مردم عراق آن را با صدا ی بلند فریاد می‌زنند. بارها تجربه کردیم که در قالب دین افرادی ظاهر شدند و آنگاه به نام دین، انسان خلیفه الله را به زنجیر و دام کشانیدند، اما این در کدام دین و مذهب به زیر یوغ گرفتن انسان مجاز است، من روحانی از آن بی خبرم».


«من یک روحانی کرد زبان هستم که سال‌هاست در غربتم و تبعید، اما حاظر به گفتگو با حکومت ایران نشدم و هیچگاه هم زیر بار چنین خفتی نخواهم رفت، یک عمر برای آزادی کوشیده‌ام و حال به چنین گفتاری تن نخواهم داد و هنوز بر آن عقیده روز اول مانده‌ام، اما من در این سال‌ها تغییر کرده‌ام و در ابعاد گسترده جامعه‌ام را می‌نگرم، علم و آگاهی و آزادی راه نجالت میهن را هموار می‌کند، نه دین ولایت‌مداری، کسی که خود را جانشین و نماینده امام زمان می‌داند و امام زمان را نماینده خدا، من با چنین جاعلانی  بر سر میز گفت و گو نخواهم نشست و باور ندارم دینی که آنان، تظاهرش را دارند! در همان اوایل انقلاب در کنار من چند شخصیت مذهبی دیگرهم بودند، احمد مفتی‌زاده و شیخ عثمان، اما شیخ در دربار شاه محبوب بود و کاری به حکومت نداشت و در دوران حکومت ایران هم بی ضرر بود؛ مرحوم مفتی‌زاده را هم من دوست داشتم، اما دو خطا داشت، به جمهوری اسلامی باور داشت و حاضر به رنجاندن ما به نفع حکومت بود، چون از ساده دلی  باور می‌کرد سخنان پرفریب حکومت را».


اما به هر حال تجربه‌های من در باره رابطه دین و حکومت زیاد است و اما نسل جوان ما باید هشیارانه بیاموزد و هیچ‌گاه در مسیر غلط نیافتد، این شناخت دیرکرد و تا خیر دارد، اما سرانجامش بر کرسی خواهد نشست. و من بسیار به رشد و ترقی و آنیند خوش‌بینم  چون ذهنیت‌ها بازتر شده است، کم کم  عوامل‌ تحريك‌ كننده‌ ‌ فقر و‌ عقب‌ ماندگی اقتصادی و عدم‌ بهره‌وری و عدم‌ سازگاري ‌فرهنگی و ايدئولوژيكی کم رنگ خواهند شد ‌و زیر بنای باز سازی تمدن آزاد و اصیل را فراهم خواهند کرد و پیروز میدان خواهند شد، بساط مذهبیون خشک اندیش در منطقه بر چیده خواهد شد و این سخن بر اندیشه مردم حک می‌شود که انسان و سعادت و آزادی و رهایی او در اولویت است.


 


بن علی رفت. مبارک رفت. پس نوبت سید علی چه موقع فرا می‌رسد؟

 

مبارک هم به دنبال بن علی از قدرت کنار رفت. مانند همه دیکتاتورها رفتنش از قدرت با شادی و شعف همراه بود. دیکتاتورها تازمانی که برسرکارند همه ازآنها حساب می‌برند ولی وقتی خلع شدند از آن بالا به ناگهان می‌افتند پایین! وصدای پایین افتادن‌شان را هم همه می‌شنوند. ولی سیدعلی هنوز برسرکار است. لابد الان نشسته و می‌اندیشد که چقدر خوب شد که جوان‌هارا درزندان‌ها کشت و بهشان دستور داد تجاوز کنند و مردم را درخیابان‌ها به گلوله بست که اگر نمی‌کرد لابد الان وی هم رفته بود.

این شهوت قدرت چیست که آدمی را وسوسه می‌کند برای روی کار ماندن همه کار بکند و هم‌نوع خود را از میان ببرد تا چند روزی بیشتر برسرقدرت باقی بماند؟ به‌راستی چه سرنوشتی درانتظار سید علی است؟ آیا او هم مانند خمینی آنقدر برسرکار باقی خواهد ماند تا بمیرد یا بالاخره خیزش مصر وتونس به ایران هم خواهد رسید و بساط وی را جارو خواهد کرد؟ نقش ملت دراین میان چیست؟ آیا این که ملت ایران بنشیند و دست روی دست بگذارد و دراینترنت لانه کند و درمهمانی‌ها سراغ از تصمیم آمریکایی‌ها برای برداشتن رژیم بگیرد کاری درست خواهد شد؟ شاید وقایع مصر و تونس ملت ایران را هم به خودش بیاورد و از این خواب کسالت بار که از ورطه ناامیدی و ناخودباوری به آن گرفتار آمده بیدار کند. شاید این وقایع تلنگری به ملت بزند که مردم! جمهوری اسلامی که این قدر از آن بد می‌گویید ۳۲ ساله شد.


آیا هنوز زمانش نرسیده است؟ به‌راستی نوبت سید علی و رژیمش برای رفتن چه موقع فرا می‌رسد؟

 

 


 


شادی مصری‌های واشینگتن در مقابل سفارت‌خانه کشورشان

امشب بیش از گروهی از مصری‌های ساکن واشینگتن مقابل سفارت‌خانه مصر جمع شده‌اند و شعار می‌دهند. شعارهایی در حمایت از معترضانی که باعث «اخراج» حسنی مبارک شده‌اند.

 

به این گروه، عده‌ای از ایرانی‌ها و اهالی شرق آسیا نیز اضافه شده‌اند.

در میان شعارها می‌توان متوجه تشکر مصری‌ها از شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک هم شد که نقش عمده‌ای در برقراری ارتباط میان مبارزان مصری داشته است.

 

یک جوان آمریکایی حاضر در مقابل سفارت مصر می‌گوید: «این انقلاب باید در همه‌ی دنیا، از اردن تا ایران برود.»

همه می‌پرسند: «بعدی کیست»؟


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته