-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 02/13/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



گروه اخوان المسلین اعلام کرد به دنبال به دست گرفتن قدرت در مصر نیست بلکه از مسیر عاقلانه‌ای که ارتش مصر برای انتقال قدرت به دولتی غیرنظامی به صورت مسمالت آمیز در پیش گرفته، حمایت می‌کند.
به گزارش رادیو فردا اخوان المسلین اعلام کرد در انتخابات ریاست جمهوری آینده نامزدی معرفی نخواهد کرد و هم چنین به دنبال به دست گرفتن اکثریت کرسی‌های مجلس مصر نیست.
این سخنان اخوان المسلین روز شنبه در پی آن ابراز شد که مقامات نظامی مصر متعهد شده‌اند که قدرت را به غیرنظامی‌ها واگذار کرده و حکومتی دموکراتیک پدید آورند.


 


ندای سبز آزادی: بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در باره راهپیمایی روز 25 بهمن در حمایت از جنبش مردمی تونس و مصر، ساعاتی پیش صادر شد.

متن این بیانیه که برای انتشار در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:

بسمه تعالی

با تبریک سقوط دیکتاتوری فرعونی مبارک به مردم آزادیخواه و عدالتجوی مصر و ایران و اعتراض شدید نسبت به بازداشت های غیرقانونی گسترده اخیر و نیز افزایش  شدید محدودیت های غیر قانونی بر آقایان موسوی و کروبی، که تایید کننده ضعف و ترس فزاینده اقتدارگرایان حاکم از هرگونه حرکت مدنی و سیاسی مردم حتی در مسالمت آمیز ترین وجه آن است، و ابراز تاسف از تشدید روند قانون شکنی های مسئولین اجرای قانون  اعلام می گردد:

   1. لازم است وزارت کشور در اجرای وظائف قانونی خود و در جهت حق قانونی مردم، تضمین شده در اصل 27 قانون اساسی،  با اعلام صدور مجوز برای راهپیمایی 25 بهمن در حمایت از جنبش های مردمی تونس و مصر پاسخگوی درخواست راهپیمایی اقایان موسوی و کروبی باشد. همچنین همگان را از تدابیر متخذه برای حفظ امنیت شهروندان و برگزاری مسالمت آمیز راهپیمایی در اسرع وقت مطلع نماید. عدم پاسخگویی به این درخواست ونبود  تمهیدات لازم جهت برگزاری مسالمت آمیز آن موجبات سرافکندگی بیشتر دولت ایران در سطح ملی و بین المللی خواهد بود و عملا مواضع رسمی آنرا در حمایت از جنبش های مردمی تونس و مصر زیر سئوال خواهد برد.
   2. مردم شریف ایران و رهروان جنبش سبز با عزم راسخ و حفظ آرامش در این راهپیمایی مسالمت آمیزشرکت نمایند و به عوامل نفوذی حشنونت طلبان در هرحالتی اجازه تغییر روند راهپیمایی و اعمال خشنونت را ندهند.

وعده ما دوشنبه 25 بهمن 1389 در تهران ساعت 3 بعد از ظهر از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی

شورای هماهنگی راه سبز امید


 


یک روز پس از کناره‌گیری حسنی مبارک از قدرت، حکام نظامی جدید مصر روز شنبه در بیانیه‌ای اعلام کردند که این کشور معاهده‌ها و پیمان‌های بین‌المللی خود با دیگر کشورها را محترم می‌شمارد.
به گزارش رادیو فردا حکام نظامی مصر در بیانیه تازه خود همچنین اعلام کرده‌اند دولت کنونی این کشور تا زمان شکل‌گیری دولت و هیئت وزیرانی تازه به کار خود ادامه خواهد داد.
در این بیانیه آمده است: «جمهوری عربی مصر به تمام مسئولیت‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خود متعهد باقی می‌ماند.»

فرماندهان ارشد در ارتش مصر همچنین در بیانیه خود وعده داده‌اند که «انتقال صلح‌آمیز قدرت در چارچوب نظامی دموکراتیک را تضمین» کنند.

مصر نخستین کشور عربی منطقه خاورمیانه بود که در سال ۱۹۷۹ و در زمان حکومت انور سادات با متحد آمریکا یعنی اسرائیل پیمان صلح امضا کرد و از آن زمان تاکنون به این معاهده وفادار مانده است.
حسنی مبارک روز جمعه، ۲۲ بهمن‌ماه، پس از ۳۰ سال حکومت مقتدرانه بر مصر و ۱۸ روز مقاومت در برابر خواسته‌های مردم مصر که خواهان رفتن او بودند از طریق معاون خود، عمر سلیمان، به مردم پیغام داد که از قدرت کناره‌گیری می‌کند.
گفته می‌شود که او هم‌اکنون به همراه خانواده‌اش در شهر ساحلی شرم‌الشیخ در مصر به سر می‌برد.

 


 


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) با انتشار بیانیه ای ضمن اعلام حمایت از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن اعلام کرد که "چون همیشه در کنار ملت آزادی خواه ایران، پشتیبان و همراه فریاد آزادی خواهی است."

به گزارش دانشجونیوز انجمن دانشگاه امیرکبیر در بیانیه خود از دانشجویان دعوت کرده است تا در روز دوشنبه همدلی خود با شهیدان و اسیران را به رخ دیکتاتوری حاکم بکشند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

هوایی که در٢٢ بهمن ۵۷ دلپذیر گشته بود و گلی که از خاک بردمید، دوامی نداشت. حاصل خونها و مجاهدت ها و رشادت های مردان و زنان پاکدل، از همان روزهای آغازین انقلاب شکوهمند ایران، رنگ تاراج دید و استبداد از هر آنچه در توان داشت بهره ها گرفت. بسیاری خانه نشین شدند، گروهی به بند افتادند و طناب دار بر گردن برادران و خواهران رشیدی بوسه زد.

ماشین سرکوب گام به گام در لگد کوب آرمان هایمان پیش آمد تا بدانجا که چکمه های لجن آلود توحش را بر گلوی خود احساس کردیم. نظامیان در لباس دولت مرد، عزت و آبروی ملی را بردند و در خانه ی ما به ما فرمان دادند. سایه وحشت و گرد مرگ از هر سو پراکندند و ویرانی را تا هر جا که توانستند گستردند. غافل از آنکه ملتی که بارها هجوم دشمنان را از سر گذرانده، قهرمان ایستادگی است. مردم ایران دست به هم دادند و با نمایش روح مسالمت جوی خویش، باردیگر به میدان انتخاباتی آمدند که گرچه کاستی های بسیار داشت، امید به رویاندن نهال سبزی از دل آن بسته بودند. دستگاه ولایت جور و فساد، پناه در سنگر کودتا گرفت و دروغگوی ناشی را حاصل آن همه رای سبز و سپید خواند. لیک نهال آزادی از دل گنداب انتخابات سربرکشید و بالید. زن و مرد و کودک، دست های سبز را پیوند دل های سرخ کردند و جنبش حقوق مدنی مردم ایران تبدیل به رودی خروشان شد که در خیابان های ایران جاری گشت. نیروهای سرکوب حکومت جور، وحشیانه به میدان آمدند و بهترین فرزندان این سرزمین را در خون کشیدند و دست به خون هموطن آغشتند. حقیقت گویان آزاده را به بند کردند و حق اشک و گریه را حتی از مادران سیاه پوش ربودند. جوخه های اعدام بر پا شد و داس مرگ در هوا چرخید. حتی زندان دیگری ساختند که در آن کمترین حق اولیه معنا نداشت. خود میدانستند که بیهوده می کوشند و باد در قفس می انبارند و جوانه های زندگی زیر خاکستر مرگ چشم انداز رویشی دیگر بودند.

چشمان ندا، چشم دنیا را گرفته بود و خیابان های تهران به تمام کوچه های دنیا راه می زد. شوق آزادی از سینه تمام عاشقان تنوره می کشید و هیمنه استبداد را در هم می شکست. با مشاهده آنچه بر تونس و مصر گذشت امروز تمام رژیم های دیکتاتوری منطقه پایه حکومت های خود بر آب میبینند و دشنه سرکوب را در مواجه با موج فراگیر بیداری منطقه ای ناتوان می یابند.

آنچه طی روزهای گذشته رخ نمود و نسیم آزادی که در خیابان های قاهره و تونس پیچید، برگ درخشان دیگری در تاریخ مبارزات مدنی جهان است. و تلنگری است به همه ما تا به یاد آوریم در ایمان راسخ به آرمان ها و پا فشاری بر مطالبات بر حق است که پیروزی نهایی قابل حصول می نماید.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) اعلام میدارد که چون همیشه در کنار ملت آزادی خواه ایران، پشتیبان و همراه فریاد آزادی خواهی است و از عموم مردم و دانشجویان دعوت میکند که در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن ماه برای حمایت از جنبش های آزادی خواه منطقه و بیان مجدد خواسته های مسالمت آمیز خود حضور به هم رسانند و بار دیگر جلوه با شکوه همدلی و همدردی خود با شهیدان و اسیران راه سبز آزادی را به رخ دیکتاتورهای حاکم بکشند.

زمزمه یکدلی ها و همت و استواری تک تک ماست که تا لحظه پیروزی راهگشا خواهد بود. ورد زبان ما چون همیشه سرود زندگی است.

ما دلیرانه با تاریکی شب تاخته ایم
طرح نابودی شب تا سحر انداخته ایم
جان به کف، پای به ره، شعله کشان، دوش به دوش
مشت افشان علم عشق بر افراخته ایم
خوش بود مژده ی شادی به شهیدان وطن
آتش عاشقی از شعله نیانداخته ایم.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)
۲۳ بهمن ۱۳۸۹


 


untitled-1.jpg

ye2.jpg

ye3.jpg

ye4.jpg


 


جمعی از فعالین سیاسی شهرستان بابل در استان مازندران، از اعلام آمادگی خود برای حضور در راهپیمایی ٢۵ بهمن ماه خبر دادند.

به گزارش جرس، فعالین سبز این شهر شمالی ایران، در بیانیه خود آورده‌اند:

با تقدیم احترام به مردم آزادیخواه مصر
ما جمعی از فعالین سیاسی و سبز شهرستان بابل ،اعلام می كنیم:
كه با وجود همه سركوب ها و زندانها و شكنجه ها و محرومیت از حقوق اساسی شهروندی، عظمی استوار برای حمایت از حركت های آزادیخواهانه همدردهایمان در مصر و هرجای دیگر دنیا داریم.
مردمانی كه مانند ما از نعمت دولت عادل و دادگر و آزاد محرومند. كسانی كه مانند ما سركوب می شوند، كشته می شوند، حركت های آزادیخواهانه شان به بیگانگان متصل می گردد.عزیزانی كه مانند ما به زندان می روند، شكنجه می شوند و یا مورد تجاوز قرار می گیرند حمایت می كنیم. از مردم مصر و هم سرنوشتهایمان در جای جای دنیای پهناور، مردمی كه با حكومت ریا و تزویر و دروغگویی مبارزه می كنند. مردمی كه مانند ما دگراندیشانشان در زندان هستند و روزنامه هاشان یا باید تملق حاكم گویند و یا تعطیل شوند.
و چه طنز تلخی است وقتی میبینیم حاكمانی كه در دیكتاتوری و سركوب سرمشق عالم می شوند و كهریزك سند ننگشان در تاریخ است امروز آزادمنش شده اند و مبارك را نامبارك می خوانند و خواهان شنیدن حرف مردم مصراند... ما نیز ٢۵ بهمن به میعادگاه مان می آییم تا در میدان آزادی فریاد ظلم ستیزی مان را سر دهیم...و مطمئن باشید كه مازندران سبز قسمتی از اقیانوس سبز مردم در ٢۵ بهمن خواهد بود.

جمعی از فعالین سیاسی شهرستان بابل


 


ندای سبز آزادی- رادیو فرانسه در خبری از آمادگی مردم ایران برای برگزاری راهپیمایی 25 بهمن ماه خبر داد. 

به گزارش ندای سبز آزادی، وب سایت رادیو فرانسه در یاداشتی به قلم  لیدا پرچمی در این باره می نویسد: " در حالیکه مسئولین حکومتی در ایران با درخواست رهبران جنبش اعتراضی مردم برای برگزاری تظاهرات موافقت نکرده و به آن مجوز نداده اند، معترضین خود را برای یک راهپیمایی بزرگ آماده می کنند. "

نویسنده در ادامه این یاداشت می نویسد: " معترضین به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب و اختناق در ایران، وعده داده اند که روز دوشنبه 25 بهمن ماه در ساعت 3 بعداز ظهر، در تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی تظاهرات مسالمت آمیزی برای همبستگی با مردم مصر و تونس برگزار کنند. "

هر چه به روز برگزاری تظاهرات نزدیک تر می شویم، اعلام حمایت و آمادگی برای شرکت در این تظاهرات بیشتر می شود و به نظر می رسد که پیروزی مردم مصر بر مبارک نفس تازه ای به این حرکت داده است.

در ادامه این یاداشت نویسنده در گفتگویی که با محمد جواد اکبرین روزنامه نگار مقیم پاریس، داشته است به نقل از وی  یادآوری می کند که دوهفته پیش معلوم نبود که دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی تا چه حد مورد پذیرش مردم قرار بگیرد.
جواد اکبرین در ادامه این یاداشت به نویسنده از حمایت افراد و تشکل های سیاسی و نقش رسانه ها و سایت ها و نیز فیس بوک و تویتر در ارتباط با این راهپیمایی می گوید و تأکید می کند که بسیجی که امروز برای این حرکت وجود دارد دو هفته پیش وجود نداشت.
این روزنامه نگار از حمایت افراد و تشکل های سیاسی و نقش رسانه ها و سایت ها و نیز فیس بوک و تویتر در ارتباط با این راهپیمایی می گوید و تأکید می کند که بسیجی که امروز برای این حرکت وجود دارد دو هفته پیش وجود نداشت.
نویسنده در ادامه می نویسد: " جواد اکبرین، معتقد است که دو عامل باعث شده است که استقبال از تظاهرات افزایش یابد، اول اتفاقات خاور میانه و دوم رفتار وحشت زده حکومت در روزهای اخیر مثل اختلال شبکه ماهواره یا اینترنت و بازداشت ها که نشاندهنده نگرانی حکومت است."
این روزنامه نگار و کارشناس مسایل سیاسی ایران،  در ادامه این یاداشت به نوسینده می گوید: " در مقایسه تظاهرات مردم مصر با تظاهرات اعتراضی ایرانیان، جمهوری اسلامی  بر اساس تجربه تونس و مصر از حرکت های مردمی نگران است و اجازه نمی دهد که صدای مردم ایران، مانند مصر منعکس شود و تصاویرشان در رسانه های جهانی دیده شود و در نتیجه اول جلوی مردم را و سپس جلوی رسانه ها را می گیرد. وی یادآوری می کند که در حالیکه ده ها شبکه عربی حوادث مصر را پوشش می دادند، فقط دو شبکه فارسی زبان خبری وجود دارد و بحران رسانه ای، رساندن صدای مردم را مشکل می سازد."


 


ایرانیان مقیم ترکیه به همراه تعداد زیادی از پناهجویان در حمایت از حضور مردم در ۲۵ بهمن تجمع اعتراضی مقابل سفارت ایران در آنکارا برگزار کردند.

به گزارش رهسا نیوز، آغاز این تجمع از مقابل پارک نزدیک سفارت آغاز و با سر دادن شعارهای به حمایت از رهبران جنبش سبز و زندانیان در بند طی یک ساعت با داشتن نماد های سبز و عکس زندانیان سیاسی از جمله دکتر ابراهیم یزدی ، امیر خسرو دلیرثانی، مجید توکلی، ضیا نبوی، حسین رونقی ملکی و مصطفی تاجزاده، مهدی خدایی، حبیب الله گلپری پور، حبیب الله لطیفی‌پور، رضا شریفی بوکانی و … پلاکاردهای از چهرهای اعدامیان اخیر مانند: حسین خضری، زهرا بهرامی، جعفر کاظمی، محمد حاج آقایی، علی صارمی، سید حبیب حسین دوست و … و با دادن شعارهای همانند: ایران شده بازداشتگاه؛ اوین شده دانشگاه، سید علی بن علی پیوندتان مبارک، سید علی مبارک، پیوند نامبارک، ۲۵ بهمنه وقت خیزش منه؛ ۲۵ بهمنه وقت مرگ رهبره، جنبش سبز آگاه بیست و پنج بهمن ماه، کروبی بت‌شکن ، بت بزرگ رو بشکن، موسوی زنده باد کروبی پاینده باد این تجمع را آغاز و ادامه دادند.

در پایان تجمع کننده گان با قرائت بیانیه‌ای ضمن محکومیت حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی ایران در قبال مردم ایران از اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا و دولت ترکیه خواستار قطع سریع روابط دیپلماتیک و تشدید فشار بر رژیم ایران شده و نسبت به عدم امنیت رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی و بازداشتهای گسترده اخیر هشدار دادند.

شایان ذکر است این تجمع با همراهی و حضور گروه های مختلف سیاسی و مردمی و حتا حمایت عده ای از مردم ترکیه همراه بوده است.

لازم به ذکر است این تجمع گسترده مردم، مورد توجه رسانه‌های ترکیه و رسانه های غربی قرار گرفته است.


 


کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه‌ای صادر و از راهپیمایی 25 بهمن حمایت کرد.

متن این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به این شرح است:

به نام خدایی که انسان را آفرید و او را کرامت بخشید و اشرف مخلوقات قرار داد.

امسال جشن سی و دومین سالگرد  پیروزی انقلاب اسلامی در حالی برگزار شد که بسیاری از یاران و فرزندان امام به دلیل انحرافات چشمگیر مسئولان از مسیر و راه امام و آرمان های انقلاب دلخون بودند. امسال جشن پیروزی با آزادی اسرای بی گناه اعم از زن و مرد به شیرین کامی خانواده های زندانیان سیاسی منجر نشد. امسال مسئولین حکومتی آن چنان غرق در حوادث و رویدادهای منطقه و کشورهای عربی و آفریقایی مسلمان بودند که مسائل کشورشان را فراموش کردند و مرگ را برای همسایه نکو دانستند و خود را روئین تن و جاودانه فرض کردند و از همین رو نسبت به خواست مردم که رهایی زندانیان مظلوم بود بی اعتنایی پیشه کردند.

فریاد «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» که برآیند خواست عمومی مردم در سال 57 بود،  اینک پس از گذشت سی و دو سال هنوز فریاد غالب است. هنوز مخالفینی که درچارچوب قانون اعتراض و مخالفتشان را ابراز داشته اند با بی قانونی درحبسند و عنوان زندانی سیاسی به دلیل تعریف نشدن جرم سیاسی و به رسمیت نشناختن زندانی سیاسی توسط حکومت تنها معنایی عرفی دارد و هنوز مردم با مظلومان هم دلی می کنند و برای آزادی زندانیان سیاسی «امّن یجیب» می خوانند.

انتظار می رفت در آستانه بیست و دوم بهمن همه زندانیان سیاسی و بویژه زنان دربند رها شوند اما نه تنها چنین نشد بلکه موج گسترده ای از دستگیری های جدید که هنوز علت آن ها توسط دادستان اعلام نشده است، امید به رهایی آزادگان دربند را با ناامیدی روبرو کرد. نمی دانیم درخواست مجوز راهپیمایی برای روز 25 بهمن برای اعلام هم بستگی با مردم ظلم ستیز کشورهای منطقه توسط رهبران جنبش سبز چه ربطی می تواند داشته باشد به  ممانعت از آزادی زندانیان سیاسی؟ اما بی شک آغاز هفته وحدت و ایام ولادت با سعادت پیامبر رحمت که سیره عملی اش درسی بزرگ برای همه ما پیروان اوست به ما یادآور می شود که مخالف حرمت دارد، احترام دارد ولی  تنبیه و زندان ندارد. ما در آستانه میلاد نبی اکرم (ص) انتظار داریم همه زندانیان بیگناه و خصوصا زنان زندانی از بند رها شوند و به خانه و کاشانه خود بازگردند و خانواده های آنان بیش از این صدمات و لطمات روحی و جسمی را متحمل نشوند. از بانوی قرآن پژوه هاله سحابی که اخیرا به زندان فراخوانده شده تا بهاره و مهدیه و هنگامه و سایر زنان سیاسی دربند تا فریبا ابتهاج و نزهت امیرآبادیان و همه دانشجویان و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی ومدنی دیگر که اوین به تازگی اقامتگاه آنان شده است. عید واقعی برای همه ما در این ماه فرخنده ربیع وایام مبارک آن،  رهایی همه آزادگانمان از بند است و امیدواریم مدعیان مسلمانی و دستگاه قضا به این خواسته عمومی تن دردهند و بیش از این مردم را به مقابله با بی عدالتی های موجود و ظلم مستمر نسبت به زندانیان و خانواده هایشان تحریک و ترغیب نکنند.

والله بصیر بالعباد

کمیسیون و شاخه زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی

23/11/1389


 


الله و اکبر


 


ندای سبز آزادی: به عکس زیر دقت کنید که اتوبوس های حامل تظاهرات کنندگان و وسعت جمعیت خالی راه پیمایی 50 میلیون نفره (!) روز 22 بهمن را نشان می دهد. این عکس ابتدا در خبرگزاری فارس وابسته به سپاه منتشر و پس از آنکه نامناسب تشخیص داده شد از روی سایت حذف گردید.

axi_ke_hazf_shod_1.jpg


 


ندای سبز آزادی- یکی از فرماندهان تکاوران لشگر 55 هوابرد شیراز در وبلاگ خود ضمن دعوت از جوانان برای حضور در راهپیمایی 25 بهمن، توصیه های جالبی را برای موفقیت " خط شکنان " در این روز بزرگ در وبلاگ خود مطرح کرده است. 

به گزارش ندای سبز آزادی این فرمانده که تلاش دارد تا نام خود را پنهان سازد در وبلاگ خود می نویسد: " یادش بخیر ، زمانی که در جبهه بودیم،همیشه شب قبل از عملیات، حال بخصوصی حاکم بود. یگان ما، خط شکن بود.تکاوران لشگر 55 هوابرد شیراز، در زمان حمله و یا ضد حمله، بدترین شرایط را شاهد بودیم.وقتی که دیگر هیچ راهی نیست، وقتی که از دست هیچ کس دیگری کاری بر نمیاید،تو هستی و 450 نفر دیگر،که اولین خط را تشکیل میدهید،بار مسولیت سنگینی بر دوشت داری، و اگر شکست بخوری، تمام خط ریزش پیدا میکند. "

او سپس توصیه می کند: " پس تمام استعداد خودت را در این یک حمله زخیره کن، نترس، چون دشمنت بوی ترس را میشناسد.محکم بزن، با تمام قوا بزن،ترس را به دل دشمن ببر، بدان که او از تو بیشتر میترسد، و اگر در داخل ایران هستی، از هیچ چیزی نترس، چون در هر صورت داری دفاع میکنی، حتی اگر حمله ور شوی.
احساس میکنم که تظاهرات 25 بهمن برای بسیاری از جوانان ما، دختران و پسران شیر دل ایرانی، دقیقا نماد همان احساسی بود که ما زمان جنگ داشتیم. و تاریخ یکبار دیگر تکرار میشود. و اینبار دشمن عراقی نیست، اینبار دشمن خود ضحاک است."

او در ادامه می نویسد: " نمیخواهم قهرمان سرایی کنم. نمیخواهم بگویم تو به عنوان یک ایرانی باید مسولیت به دوش بگیری،چون این وظیفه تو در مقابل تاریخ کشورت و جهان است که به دنیا نشان بدهی که هنوز زنده ایی، و هنوز به عنوان یک ایرانی زنده خواهی بود و مایه افتخار خودت و خانواده ات خواهی بود.نه اینکار را نمیکنم. من تو خواهر و بردارم ، و یا پسر یا دخترم  که داری این نوشته را میخوانی را همسنگر خود میدانم، اصلا هم برایم مهم نیست چند سالت هست، کجا هستی، و چه میکنی.مهم این است که قلبت سبز باشد، مهم این است که ایرانی باشی.
مهم این است که این کلمات را درک میکنی و میدانی که در مقابل ضحاک قرار گرفتن یعنی چه.بدان که تو برای من، و تمام همقطاران زمان جنگ، یک همسنگر قهرمان خواهی بود.مطمعن باش که معلولان و جانبازان زمان جبهه ، انانی که دست و پا ندارند، انانی که ریه هایشان شیمیایی است، از هم اکنون به تو و نحوه حمله تو در روز 25 بهمن مینگرند.تو دیگر یک نفر نیستی، تو یک واحد عملیاتی کامل هستی ، و چشمان امید ما به تو است .چشمان مادران و خواهران هم وطنت ،که امشب هم سر گرسنه بر زمین میگذارند به تو است.چشمان برادرانت که اعتیاد فرمایشی رژیم زندگیشان را تباه کرد به تو است.چشمان کارگران بی مزد و گرسنه،چشمان زندانیان سیاسی اوین ،چشمان همه بینوایان ایران که زیر دست و پای بسیج و سپاه در حال له شدن هستند به تو است. نسرین ستوده را مجسم کن، او هم یک خط شکن قهرمان است. "

میدانم که مسولیت سنگینی را بر دوشت داری ، و میدانم که هم اکنون تنها تو هستی که باید تصمیم بگیری، اما دوست دارم اولین خط شکن باشی ، و اگر اینطور بودی ، برای همیشه در کنار قهرمانان مدافع ایرانی در تاریخ قرار خواهی گرفت.
انتخاب با توست. روزی خواهد آمد که فرزندت از تو سوال خواهد کرد پدر؟ مادر ؟روز 25 بهمن چه روزی بود؟
دوست دارم در ان روز لبخندی بزنی و بگویی، آن روز ، روز ما بود، و من، اولین خط شکن....


 


جاوید فخریان، فعال دانشجویی و از مدیران ستاد ملی هشتاد و هشت مجازی بازداشت شد.

به گزارش ندای سبز آزادی جاوید فخریان، فعال دانشجویی و از مدیران ستاد ملی هشتاد و هشت مجازی پس از دو جلسه احضار به وزارت اطلاعات و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، امروز پس از حضور در دفتر پیگیری اطلاعات و ساعت‌ها بازجویی بازداشت و به محل نا معلومی منتقل شد.

وی آبان ماه سال گذشته نیز در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده بود.

گفتنی است در آستانه راهپیمایی 25 بهمن، بازداشت فعالان دانشجویی و اصلاح‌طلبان گسترش پیدا کرده و طی چند روز گذشته تا امروز چند ده نفر دستگیر شده‌اند.


 


دیکتاتور های مادام العمر چشم افق بین ندارند، چشم افق بین همان بصیرت است.

گمان نمی کنم در تاریخ معاصر  میدانی به اعتبار و شهرت و سربلندی میدان تحریر قاهره یافت شود. از طریق شبکه های تلویزیونی، به ویژه الجزیره عربی و انگلیسی که در انقلاب مصر نقش شایسته ای را ایفا کرد، چشمان جهان به میدان تحریر دوخته شده بود. نه یک ساعت و نه ده ساعت و نه یک روز و  دو روز. هیجده شبانه روز قلب جهان با نبض ضربان میدان تحریر می تپید و زندگی می کرد. سینماگران ببینند که چگونه یک لوکیشن می تواند برای بیش از  ۴۰۰ ساعت نگاه ها را میخ کوب کند و نفس ها را در سینه حبس نماید.

  آن صحنه های آکنده از درد که شترسواران و اسب سواران  آمدند و سنگ پرانی آغاز شد...آن ماشین سفیدی که در سیاهی شب و برق فلاش دوربین ها ده ها نفر را زیر گرفت...

ملتی مقاومت کردند و از سختی راه و هیبت رژیم نترسیدند و گام اول را بسیار پر قدرت و سرشار از عزت بر داشتند. امام جمعه اسکندریه در نماز جمعه میلیونی اسکندریه می گفت: اگر همه دنیا را هم علیه ما جمع کنند ما از راهمان باز نمی گردیم.

ملت مصر، جوانان مصر استقامت کردند از ارعاب رژیم مبارک نترسیدند. و به تعبیر قرآن مجید:

و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا ، به سرچشمه گوارای آب رسیدند و شادمانه لب تر کردند. ملتی که نزدیک به شصت سال حکومت سه دیکتاتور نظامی را -البته با تفاوت هایی که داشتند تجربه کرده بود- آزادی را در میدان تحریر جشن گرفت. خندید و از شوق گریست

امروز صبح شنبه، برنامه صبح به خیر مصر! را از شبکه ی تلویزیونی نیل مصر می دیدم. گفتگویی داشت بسیار پر نکته و عبرت آموز با دکتر ممدوح عطیه از امیران سابق ارتش مصر، می گفت: این ۱۸ روز مصر که به تغییر نظام انجامید می تواند به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه قرار گیرد. او که در دهه هفتاد عمر خود به نظر می رسید گفت: امروز همان روزی است که در تمام عمر منتظرش بوده است. روزی سرشار از افتخار به مصری بودن. داشتن چنین جوانانی و چنین ارتشی که به عنوان پشتوانه امنیت مردم در صحنه حاضر شد. اکنون نیز ارتش در بیانیه اش اعلام کرده است که: ارتش جایگزین مشروعیت نیست. مشروعیت از آن ملت است.ارتش پشتوانه امنیت مصر است

به گمانم از مردم مصر، از جوانان ، از نیروهای مسلح مصر، از مبارک، از همان لباس شخصی های شتر سوار می توان درس های بسیاری آموخت:

میدان التحریر

مصری ها می گویند: مصر پیشانی دنیا و پایتخت تاریخ است.( ناصیة الدنيا و عاصمة التاريخ)
طبیعی است مردمی که دست کم پانزده هزار سال سابقه تمدنی و فرهنگی دارند، چنین ارزیابی از خود داشته باشند. جنان که در شاهنامه فردوسی هم جهان با ایران و تاریخ انسان با کیومرث آغاز می شود.

میدان تحریر نشانه ای است که می توان در آینه این میدان به خویش و سرنوشت خود و مردم و منطقه نگریست. سال های طولانی- حدود بیست سال نام این میدان، میدان محمد انور السادات بود. مثل میدان شهیاد! اکنون میدان آزادی است. تاپیش از استقلال مصر، تا انقلاب ۱۹۱۹ نام این میدان، میدان اسماعیلیه بود. به اعتبار نام خدیو اسماعیل. پس از استقلال نامش میدان آزادی شد. در انقلاب ۱۹۵۲ علیه نظام سلطنتی همین نام باقی ماند. سادات نام میدان را تغییر داد و رسما شد میدان انور سادات...

اکنون این میدان از اهرام مصر هم بزرگتر ست. تماشایی ترین نقطه قاهره و مصر است. بزرگترین میدان قاهره و البته مصر... چشمم به برنامه صبح به خیر مصر است! مرد میان سالی با کف دست دارد کناره جدول میدان تحریر را تمیز می کند. گزارشگر می گوید: مردم دارند میدان را تمیز می کنند. از میدان تحریر می توان درس آموخت. وقتی مردم به هم می پیوندند و در میدان بزرگی امواج صدا ها و دست ها و قلب ها در هم گره می خورد، هر محالی ممکن می شود

 شعار روشن

مردم مصر شعار روشن و سرنوشت سازی انتخاب کردند: مبارک باید برود. فریاد  ارحل مصر را تکان داد....طنین ارحل ارحل در میدان تحریر، حتما به گوش مبارک می رسید.

انرژی بی پایانی که شاهد تبلور آن در میدان تحریر و سراسر مصر بودیم. رنج ها و درد و اندوه یک ملت بود که  در طی سالیان انباشته شده بود.  مبارک با موج های درد و اندوه مردم به خواب می رفت. آن موج ها بر هم برآمدند و انبوه شدند و توفانی شکل گرفت که مبارک و خاندان او را از صحنه سیاست و حکومت مصر زدود.

هیچکاک یک وقتی گفته بود: هنرپیشه خوب همانی است که می داند زمان ترک صحنه چه هنگامی است.

مهاتیر محمد که البته جنس او چیز دیگری است، درست در  زمانی که در قله احترام و اعتبار بود قدرت را ترک کرد و مثل مشاوری در خدمت دولت های پس از خود قرار گرفت... نخست وزیرانی که همه تربیت شدگان او بودند.

در منطقه خاورمیانه،دیکتاتور ها همین سرنوشت را دارند. یا مرگ و یا انقلاب...

روزی با اخضر ابراهیمی در دفتر مهاتیر محمد در طبقه هشتاد و چندم برج پتروناس بودیم. دیوار پشت سر مهاتیر یک سره شیشه بود. شیشه ای با انحنای آرام و افقی روشن آسمانی آبی به اخضر ابراهیمی گفتم: این دفتر کسی است که همیشه به افق نگاه می کند.

اخضر ابراهیمی گفت: یک مثل الجزایری ـ امالیقی می گوید: خداوند به انسان دوچشم داده است. با چشمی پیش پایش را بنگرد و با چشمی دیگر افق دور دست را . ببیند با کجا و چگونه می رود.

دیکتاتور های مادام العمر چشم افق بین ندارند. چشم افق بین همان بصیرت است. اگر مبارک و صدام و محمد رضا شاه و بن علی بصیرت داشتند به چنان سرنوشتی دچار نمی شدند.

درسی که چینی ها و مهاتیر محمد به خوبی آموخته‌اند.


 


محضر مبارک ملت رشید ایران:

بسم الله الرحمن الرحیم

این اطلاعیه را در زمانی می نویسم که روزی از سی و سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است. انقلابی که به پایش خون ها ریخته شد و مجاهدت ها صورت گرفت تا در سرزمین قهرمانان اسطوره ای و نام آوران مردمی دیگر اثری از ستم و بی عدالتی  نباشد و مردم در حکومتی از آن خود و با حکمرانانی که آزادانه انتخاب می کنند در امنیت و آسایش زندگی کنند. امروز اما فرزندان و خدمتگزاران این انقلاب در کنار جوانان و دانشجویان و دیگر فعالان سیاسی و مدنی و نیز معترضان غیرسیاسی که جرمشان فقط  «مخالفت» است و «اعتراض به کج رفتاری ها و انحرافات» در زندان هایی به سر می برند که در آستانه پیروزی انقلابی مردمی از زندانی سیاسی خالی شد. افسوس که برخی طعم زندان کشیدگان رژیم ستم شاهی اینک زندان ها را را پر از مخالف می پسندند و انگار اینک که مست قدرتند، فراموش کرده اند که قرار بود به جای کینه و نفرت در جمهوری اسلامی بذر عشق و محبت کاشته شود. افسوس که هر روز که می گذرد ما فرزندان انقلاب و فرزندان ما و نسل های بعدی که قرار بود با انقلابمان برایشان عدالت و امنیت را ارمغان آوریم، شاهد فاصله ای ژرف تر و با ارزش ها و آرمان های انقلاب هستیم و و از آن فاجعه بارتر فاصله های عمیق با احکام اسلامی.

اینجانب همسر سید مصطفی تاجزاده شاکی ده ساله از آقای جنتی و نیز شاکی از کودتاگران انتخاباتی در آغاز هفتمین ماه بازداشت مجدد او و نگه داری غیرقانونی اش در شرایط قرنطینه علاوه بر این اقدامات غیرقانونی به رفتار غیرانسانی و غیرشرعی و غیرقانونی دیگری توسط دستگاه قضائی معترضم که همانا محرومیت من و فرزندم از ملاقات با عزیزترین گوهر زندگی ماست. من یک ماه پیش موفق به ملاقات حضوری همسرم شدم و دخترم شش ماه است که از نوازش های پدرانه و دیدن چشمان مهربان او و آغوش گرمش محروم مانده است. می دانم که شرایط مشابه ما را طی این سال ها افراد زیادی داشته اند و از همین جهت تأکید دارم که این مصائبی را که بر ما روا می دارند با شما ملت همراه و قدرشناس درمیان بگذارم همان گونه که طی این مدت با بسیاری از مراجع عالیقدر، شخصیت های سیاسی و فرهنگی و بزرگواران و دلسوزانی که بعضا چون ما نمی اندیشند اما دغدغه ایران امن و آزاد را دارند، در میان گذاشته ام.

از آن جا که عزیزان مکرر در مورد وضعیت همسرم مرا مورد پرسش قرار می هند من صرفا دانسته هایم را خدمتشان عرضه می دارم. تاجزاده علیرغم داشتن بیماری هایی که بخشی از آن تحت کنترل و بعضا نیز نیازمند کنترل است به نشانه اعتراض به نگهداری غیرقانونی خود در شرایط قرنطینه در محلی اداری در زندان اوین همراه با فردی که بی شک با اهداف تعیین شده در کنار ایشان قرار داده شده است و نیز ممنوعیت ملاقات و بی انضباطی در انجام آن، هر روز روزه دار است. من بارها به مسئولان زندان گفته و به بازجویان ایشان پیغام داده ام که سلامت همسرم را با این بی توجهی به خواسته اش به مخاطره انداخته اند و گفته ام که هر گونه ایجاد مشکل برای او را باید به مردم پاسخ گو باشند به هواداران خدمت و صداقت و درستی.  مسئولین زندان دائم به ما اطمینان می دهند که وضعیت ایشان خوب است اما نگرانی های ما تا نتیجه اقدامات تشخیصی در مورد بیماری هایشان را مشاهده نکنیم باقی است.

مردم عزیز ایران!

مصطفی تاجزاده را در حالی از دیدار فرزندش محروم کرده اند که دو هفته پیش حدود نه شب با ورود نیروهای امنیتی به منزل ما در غیاب اینجانب او و دوستانش را با حکم معاون دادستان به اتهام واهی شرکت در پارتی به منکرات برده و در شرایطی دون شأن همه خانواده های بزرگواری که از دوستان قدیم ما هستند یک شبانه روز نگاه داشته اند تا نازشستی نشان ما دهند و به زعم خویش اعتبار و آبروی تاجزاده و خانواده اش را برده اند. غافل از آن که مکر خدا بالاتر از مکر آنان است و حکم برائت این جوانان معصوم مانع از هرگونه پرونده سازی برای آنان است. اینک پس از گذشت دو هفته درصدد اقدامات ایذایی برای برخی دوستان خانوادگی ما که فرزندشان را پیش از این روحا آسیب رسانده اند، برآمده و مشکلات جدی برایشان بوجود آورده اند که در صورت صلاحدید اطلاع رسانی خواهد شد. بدخواهان کینه توز تاجزاده آزاده که تنها جرمش نقد قدرت است و اعتراض به تمامیت خواهی و خشونت و عدول از قانون، پس از آن که سعی کردند برای همه حلقه های پیرامونی او که فعال سیاسی و مدنی و حتی گاهی فعال در عرصه فرهنگ بودند، پرونده سازی کنند، اینک به سراغ حلقه دوستان خانوادگی او آمده اند تا با استفاده از شیوه های ناکارآمد خود و با ایجاد رعب و وحشت هم فشار مضاعفی به همسر دربند من بیاورند و هم با خالی کردن اطراف خانواده او از دوستان وفادار قدیمی به خیال خام خود به تضعیف روحیه آنان بپردازند. غافل از آن که عهدی که ما فرزندان امام و انقلاب با خدایمان بسته ایم برای افشای ظلم محکم تر از آن است که با این ترفندهای سست بنیاد گسسته شود.

در پایان مراتب سپاس خود را از همه عزیزانی که در کلیه مصائب وارده بر خانواده تاجزاده و ظلم مستمر با او به طرق مختلف اعلام همراهی و هم بستگی و ابراز محبت کرده اند، فروتنانه از طرف خودم و همسرمظلوم دربندم سپاسگزاری می کنم. و برای تک تک این عزیزان سلامت و سعادت آرزومندم و در عین حال از آنان طلب دعا برای بردباری بیشتر در این دوران سخت ستم دارم.

وتوکلت علی الحی الذی لایموت

فخرالسادات محتشمی پور

23/11/1389


 


شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت از درخواست راهپیمایی روز 25 بهمن بیانیه‌ای صادر کرد.

به گزارش نوروز متن این بیانیه به شرح زیر است:

یا محول الحول والاحوال
22 بهمن سی ودومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در حالی سپری شد که آرمان ها و آرزوهای پدران و مادرانمان اینک با پوستینی وارونه بر تن، بذر بی اعتمادی و ناامیدی از نظام برآمده از انقلاب را روز به روز بیشتر و بیشتر در نهاد پاک جوانان و نوجوانان ایرانی می کارد و آبیاری می کند و آبروی جمهوری ای که قرار بود به اسلام مزین شود تا لطیف تر و شریف تر و انسانی‌تر شود، در همه جای دنیا و در بین ادیان الهی بیشتر و بیشتر می برد. جمهوری اسلامی ای که اینک اسلام و جمهوریتش تنها به پوسته ای خالی از محتوا در دستان فرصت طلب شیفتگان قدرت و مدهوشانِ ثروت تبدیل شده است.
اینک در آغازسی وسومین سال از انقلاب به یغما برده شده مردم ایران، شاهد تحولات ضد دیکتاتوری در تونس و مصر هستیم و می بینیم که کودتاگران در ایران اینک داعیه دار حمایت از مردم مصر و تونس شده اند و خشونت و ارعاب علیه مردم آزادی خواه مصر را محکوم می کنند. در حالی که خشونت و وحشی گریشان با مردم ایران در یک سال و 8 ماه گذشته دنیا را تکان داده است و همچنان نیز شاهد بازداشت‌های مکرر و شکنجه‌ها و بی حرمتی‌های بی حد و مرزشان هستیم. بازداشت هایی که همه نشان از پویایی و توانمندی جنبش سبز ملت ایران و نیز نشان از وحشت کودتاگران از شکست محتومی است که تاریخ، رسیدن آن را در گوش دیکتاتورهای تمامی عصرها فریاد می‌زند و اینان تا زمان مواجهه با آن از باور رخ دادنش هراسناک سر بر هر در و دیواری می کوبند.
درخواست دو یاور سرافراز جنبش سبز ایران برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از مردم آزادی خواه مصر و تونس و نیز استقبال لایه های مختلف جنبش سبز برای شرکت در این راهپیمایی، نشان از تفکر آزادی خواهی و ظلم ستیزی جنبش سبز ایران برای همه‌ی مردم جهان؛ در هر خاک و سرزمینی دارد. ما فرزندان جنبش سبز ایران در جبهه‌ مشارکت ایران اسلامی بر این باوریم که ایجاد هرگونه مانع برای برگزاری این راهپیمایی و هرگونه برخورد خشونت آمیز کودتاگران با مردم در روز 25 بهمن نشان از عدم صداقت آنان در همراهی با مردم مصرو تونس دارد و بار دیگر دروغ پردازی اثبات شده آنان را به نمایش خواهد گذاشت و بی شک رسوایی هر چه بیشتر آنان را در جهان، بویژه برای مردم آزادی خواه مصر و تونس را در پی خواهد داشت.
ما جوانان اصلاح طلب شاخه جوانان جبهه مشارکت که به لطف خدا همواره با غرور در تمام روزهای سخت و سرشار از بیم و امید قبل و بعد از انتخابات در میان مردم بوده ایم اینک نیز در 25 بهمن 1389 برای حمایت از آزادی خواهی و عدالت طلبی در هر گوشه این خاک و سرزمین فریاد همبستگی سرخواهیم داد و بر این باوریم که اتحاد برای گسترش آزادی و عدالت در هر نقطه از جهان، قلب های آزادی خواهان را به هم نزدیک تر می‌کند و امید و باور و ایمان و صبر و استقامتشان را در مسیر سبز پیروزی بیشتر و عمیق تر می نماید.
از خداوند بزرگ می خواهیم که مردم آزادی خواه ایران را در این روز که به یاری او بزرگ خواهد شد، تنها نگذارد. با امید به سرآمدن زمستان ظلم و ستم و فرا رسیدن بهار آزادی برای همه بندگان خذل.
حول حالنا الی احسن الحال.
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی
22/11/1389


 


ندای سبز آزادی: هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی بر نقش مردم در شکل‌گیری و پیروزی انقلاب تاکید کرد و خواست مردم را مقدم بر هر مقامی دانست. وی تاکید کرد من به این قشر ناراضی توصیه‌ام این است که بیائید در صحنه. انقلاب مال آنها هم هست.

به گزارش پارلمان‌نیوز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این مصاحبه گفت: «انقلاب اسلامی ایران با تکیه به مردم به پیروزی رسید. حفاظتش هم با تکیه به مردم بود. دفاع مقدس هم با مردم بود. ما اگر بسیج و نیروهای داوطلب را نداشتیم نمی‌توانستیم در دفاع مقدس به پیروزی برسیم. تا حالا هم همیشه مردم در صحنه بوده‌اند. نقش مردم برای همه ما روشن است این هم چیز من‌درآوردی نیست. اسلام راه را نشان داده است. اسلام حکومت را می‌گوید باید با خواست مردم باشد. حتی زمانی که معصوم هم امام هست به شرطی حکومت معصوم تحقق می‌تواند پیدا کند که مردم بپذیرند. خیلی هم روشن است. اگر در عالم حقیقت معصوم امام و رهبر است ولی در عمل تحقق‌اش مشروط به خواست مردم است. همکاری مردم است. مردم قطعا نقطه اصلی کار ما بودند. قطعا در آینده نقش شان بیشتر می‌شود به دلیل اینکه آگاهی‌شان بیشتر می‌شود.»

وی در پاسخ به سوالی در خصوص وضعیت احترام به حقوق انسان‌ها و آزاداندیشی در شرایط فعلی گفت: «من البته در شرایط فعلی تمایلی ندارم که خیلی صریح و وسیع وارد بشوم. اما کلیت قضیه این است که ما آن موقعی که توانستیم انقلاب را به پیروزی برسانیم با اکثریت قاطع مردم بود. مردم راه‌حل را اسلام می‌دانستند. اگر در عمل بتوانیم حقیقت اسلام را پیاده کنیم، باید با عمل مردم را جذب کنیم، با اسم اسلام و شعار اسلام نمی‌توانیم مردم را جذب کنیم. یکی از اصول اسلامی خود مردم است. بالاخره همین مردم جوهر کار ما هستند. اگر بتوانیم اسلام را به یک معنای وسیع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌اش عملا در جامعه بشناسانیم مردم با انقلاب می‌مانند. با اسلامی که حقیقت اسلام باشد. اگر بنا باشد دروغ گفتن، آمار دروغ دادن، وعده دروغ دادن، خلف وعده کردن، تهمت زدن، ضایع کردن حقوق مردم، عدم احترام به آزادی مردم و امثال اینها باشد اینها همه ضداسلامی است از نظر کارشناسان اسلامی. اخلاق اسلامی باید قطعا مراعات شود. اگر خدای ناکرده مردم احساس کنند آن راهی که می‌خواستند نمی‌رسند، نمی‌شود روی وفاداریشان به انقلاب نمی‌توانیم حساب باز کنیم»

وی در پایان در خصوص معترضین به شرایط فعلی کشور گفت: «من به این قشر ناراضی توصیه‌ام این است که بیائید در صحنه. انقلاب مال آنها هم هست. همه بیایند. حتی آنهایی هم که در انقلاب نبودند، سهمی هم نداشتند بیایند. این کشور مال آنها هم هست. ما می‌خواهیم همه بیایند. ما الان آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم. همین را باید حفظ بکنیم. با اصلاحات. با ترمیم‌هایی که لازم است انجام بدهیم.»


 


ندای سبز آزادی: روزنامه لوموند فرانسه گفتگویی را با احمد قابل انجام داده است که متن فارسی این گفتگو در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است. در بخشی از این گفتگو آمده است « اگر روند تغییرات در ایران مبتنی بر «رفرم و اصلاح طلبی» باشد، استبداد، امکان بقا و یا بازگشت دوباره ی پس از اصلاح را نخواهد داشت ولی اگر با استفاده از ابزار خشونت و روش های اصطلاحا انقلابی، تغییری در ایران حاصل شود، امکان تحقق استبداد جدید با نامی نو را نمی توان نادیده گرفت، چرا که ابزار رسیدن به هدف، معمولا تقدیس می شود و اگر خشونت ورزی، مقدس و نیکو شمرده شود، مسیر گذشته در قالبی دیگر بازسازی خواهد شد.»

متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:

محکومیت شما در چه وضعیتی قرار دارد؟ و شما بیشتر در چه مواردی مورد بازجویی قرار می گرفتید؟
پاسخم را با یاد خدا آغاز می کنم و امیدوارم که هیچگاه او را از یاد نبرم. از او می خواهم که همیشه در دفاع از حقیقت و عقلانیت و حقوق بشر ، من و هم میهنان و همفکران و همراهانم در سراسر دنیا را یاری کند.
حکم اولیه، مرا به 3 سال زندان که یک سال آن به اتهام تبلیغ علیه نظام و دو سال آن به اتهام اهانت به رهبری است محکوم کرده و سپس 16 ماه از دو سال را به 40 میلیون ریال جریمه ی نقدی و 3 سال عدم خروج از محل اقامتگاه دائمی خود(شهرستان فریمان) و 3 سال محرومیت از مصاحبه و سخنرانی و انتشار آن در جمع بیش از سه نفر و مصادره ی لپ تاپ ، و بخاطر داشتن وسایل دریافت از ماهواره (رسیور و آنتن بشقابی) به یک میلیون ریال جزای نقدی، محکوم کرده اند. البته وکلای من به حکم اعتراض کرده اند که پرونده به دادگاه تجدید نظر فرستاده شده ولی ظاهرا تغییر چندانی را نمی توان انتظار داشت.
اکنون بیش از 5 سال است که ممنوع الخروج از کشور هستم و بیست و اندی سال است که از تدریس در مراکز رسمی حوزه و دانشگاه، محرومم و حدود شش سال است که مجوز چاپ و انتشار کتاب هایم را نمی دهند.
بازجویی ها در مورد سخنرانی ها، نوشته ها و مصاحبه هایم با رسانه های خارجی بود. نگرانی اصلی آن ها از انتقادهای آشکاری بود که در نوشتار و گفتار به رهبری کشور داشتم. آن ها از اینکه فردی از جایگاه دفاع از دین، آنان را متهم به نقض اصول و مبانی عقلانی دین و متهم به نقض قانون اساسی و سایر قوانین کشور در برخورد با مخالفان مسالمت جو و ملتزم به قانون می کند و حاکمیت را بخاطر بکارگیری سیاست های ضدبشری، محکوم می کند، شدیدا ناراحت بودند.
بطور خاص از متهم کردن رهبری و مجرم دانستن او در رفتارهای خلاف دین و قانون حاکمیت، بسیار ناراحت بودند و پیشنهاد می دادند که من همه ی انتقادهایم را در هرزمان که لازم دانستم و در نوبت های مختلف، بنویسم و بدهم به مسئولان استانی وزارت اطلاعات (در استان خراسان) تا آن ها به رهبری برسانند و برایم رسید بگیرند، ولی از انتشار گفتاری و نوشتاری آن انتقادات پرهیز کنم!! که من با استناد به دلایل دینی و قانونی آن را رد کردم و انتقاد آشکار از رهبری را حق قانونی و شرعی و بلکه وظیفه ی قانونی و شرعی خود دانستم.
یکی دو مورد هم نسبت به اعتقادات و نظریات دینی ام (مثل؛ حجاب، عزاداری ها و برخی مسائل دیگر) پرسیدند که پاسخ ندادم و گفتم: تفتیش عقاید برخلاف قانون اساسی و جرم است و دستگاه حکومتی حق ندارد در این مسائل وارد شود. آیا شما کارشناس مسائل دینی هستید که این مسائل را از من می پرسید؟ یا اگر من توضیح علمی بدهم شما آن را می توانید بفهمید؟ من بر اساس تأیید استادم و برخی مجتهدان بزرگ دیگر، در مسائل دینی صاحب نظر و دارای رتبه ی اجتهاد هستم و حق اظهار نظر تخصصی در مسائل دینی را دارم. بعد هم گفتم: مثلا من حضرت مریم را پیامبر خدا می دانم، پیامبری از جنس زن، و مستندم تأکید قرآن بر این امر است و این به دستگاه قضائی ربطی ندارد. اگر کسی مدعی است باید در حوزه ی علمیه ی قم یا نجف باشد و در همان جا هم به این ادعا و صحت یا عدم صحت آن بپردازد و یا پاسخ خود را با استدلال ارائه کرده و منتشر کند.
اگر می خواهید محکمه ی تفتیش عقاید را برپا کنید، اقدام کنید ولی بدانید که اکنون دورانی نیست که من مثل گالیله از حرفم برگردم،بلکه مطمئن باشید که عقایدم را آشکارا در بیدادگاه و خارج آن می گویم.

در مورد شرایط و مکان زندانی  که در آن قرار داشتند توضیحاتی بدهند ، در چه زندانی و چه نوع سلولی بودید؟

74 روز اول بازداشتم را در یکی از اتاق های عمومی بازداشتگاه اداره ی اطلاعات و امنیت مشهد گذراندم که دوره ی بازجویی در همین مکان و همین زمان سپری شد. سپس مرا به زندان وکیل آباد مشهد منتقل کردند. 11 روز را در بند قرنطینه بودم و پس از آن به بند 6/1 (ششِ یک) اتاق عمومی 4 منتقل شدم . جمعا بیش از 6 ماه از بازداشتم را در این مکان آخری گذرانده ام.
این بند مستقیما زیر نظر «حفاظت زندان» اداره می شود و ظاهرا ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با زیر مجموعه ی وزارت اطلاعات دارد و مجری نظریات آن ها نیز هست.
محدودیت هایی نسبت به سایر بندهای زندان دارد و اساسا یکی از تهدیدها برای سایر زندانیان این است که؛«اگر تخلفی کنند به بند 6/1 فرستاده می شوند». گروه های مختلفی در اتاق ها و سلول های این بند نگهداری می شوند. از افرادی که با جرایم و اتهامات مختلف زندانی شده اند و در سایر بند ها اقدام به درگیری، سرقت، فرار، توزیع مواد مخدر و سایر جرایم می کنند تا معتادان و زندانیان بهایی و زندانیان سیاسی در این بند نگهداری می شوند. کسانی که هنگامه ی اجرای حکم اعدامشان فرا رسیده را نیز چند ساعت قبل از اعدام، از تمامی بند ها به سلول های این بند منتقل کرده و ساعتی پس از غروب، برای اجرای حکم آنان را می برند. در زمان اجرای حکم اعدام، تلفن و خدمات عمومی بند، کاملا تعطیل می شود.
اساسا سهمیه ی میوه زندانیان در زندان مرکزی مشهد (وکیل آباد) حذف شده و جز سه چهار نوبت در سال، چیزی به زندانی داده نمی شود. فروشگاه این بند هم گاه با فاصله ی بیش از دو ماه یکبار و در سریعترین نوبت، با فاصله ی یک ماهه، اقدام به عرضه ی محدود میوه برای خرید زندانیان می کند که بخاطر نبودن یخچال و نبود جای مناسب برای نگهداری میوه، حداکثر می توان میوه ها را برای یک هفته خرید و ذخیره کرد.
در این مدت، چند نوبت با پابند و دستبند به محکمه برده شدم که بر خلاف قوانین کشور است. از همه تنفرآمیز تر، بازرسی های بدنی پس از مراجعه از دادگاه، ملاقات حضوری با خانواده و یا وکیل است که زندانی را برهنه می کنند و فقط با یک شورت او را بازرسی بدنی می کنند و سرباز را موظف کرده اند که علاوه بر لمس تمامی اعضای بدن از روی شورت، درون آن را هم ببیند!! این در حالی است که نه دین و نه قانون، این کار را مجاز نمی دانند و بلکه نگاه کردن به عورت دیگران را حرام می شمارد. به گمان من این رفتار زشت و شنیع، هیچ حایی برای سخن گفتن حاکمیت از کرامت انسان در ایران باقی نمی گذارد.
چقدر بی حیا هستند آنانی که با مخالفان سیاسی و عقیدتی خود چنین رفتاری می کنند و باز هم ادعای دفاع از کرامت انسان را دارند. مگر آنانی که حقیقتا مجرمند و دست به سرقت و جنایت زده اند را می توان از حقوق انسانی محروم کرد و کرامت انسانی شان را نادیده گرفت که اینان پارا فراتر نهاده و با افرادی که شرافتمندانه از حقوق ملت خود و حقوق بشر و حق آزادی او دفاع می کنند و از ظلم و ستم انتقاد می کنند تا به رفتارهای نیک تبدیل شود، اینگونه غیر انسانی رفتار می کنند!!  
در روزهای آخر، محدودیت ها افزایش یافت و من از تلفن و ملاقات محروم شدم. ضمنا پس از آزادی با وثیقه، شنیدم که نوبت تلفن دوستان و هم اتاقی هایم به سه روز در هفته تقلیل یافته، حق استفاده از هواخوری بند، شدیدا محدود شده و به حدود یکساعت در روز تقلیل یافته و حق استفاده از آشپزخانه هم منتفی شده است. در تمام مدت روز در را به روی هم اتاقی هایم قفل می کنند و جز برای تلفن زدن و یا خرید محدود از فروشگاه، از بیرون آمدن آنان از اتاق ممانعت می کنند.

آیا شما از حق داشتن یک محاکمه عادلانه برخوردار بوده اید؟ چه فشارهایی در زندان بر شما وارد آورده اند؟  بایستی در قبال آزادی موقت وثیقه سنگینی پرداخت می کرديد؟

من و تمامی مخالفان سیاسی حاکمیت کنونی در سی سال اخیر ایران، برخلاف عهد و میثاق ملی که در اصل 168 قانون اساسی آمده است، در محاکمی بدون حضور هیأت منصفه (که افکار عمومی را نمایندگی کند) و عمدتا غیر علنی، محاکمه شده ایم. این در حالی است که قانون اساسی کشور بر علنی بود و حضور هیأت منصفه تأکید کرده است!!
از نظر دینی، نقض عهد و پیمان از گناهان بزرگ بشمار می آید و جالب است که حاکمیت ایران مدعی عمل به آموزه های دینی است. نام حکومت را «جمهوری اسلامی» نگذاشته اند تا به نام اسلام، بر خلاف آن رفتار کنند. یکی از جرم های من از نظر حاکمیت، نشان دادن همین تفاوت ها در ادعا و عمل حاکمیت بوده است.
این محاکمات در جایی اتفاق می افتد که شاکی متهمان (دادستان)، منصوب از طرف قوه ی قضائیه است و رؤسای این قوه منصوب رهبری بوده و علنا در گفتارشان تصریح کرده اند که دیدگاه های رهبری کشور را «فوق قانون» می دانند و عکس او را در محاکم، بالای سر قضاتی که منصوب ریاست قوه اند بر دیوار نصب کرده اند. اساسا محاکمه در چنین جایگاهی بدون حضور هیأت منصفه ی مردمی، نمی تواند عادلانه باشد، چرا که شاکی و قاضی اعضای یک تیم اند و معلوم است که آن تیم، با هم هماهنگ بوده و گویا پیشاپیش همه ی اتهامات را به عنوان جرایم ارتکابی رقیب خود، قبول کرده است.
در این گونه محاکم، حضور هیأت منصفه ضرورتی بیش از دیگر محاکم دارد، چرا که داور بین حاکمیت (که شامل قوه ی قضائیه هم هست) و مخالفان سیاسیت های حاکمیت، باید مردمی باشند که نقش فرد سوم و داور بازی بین تیم حاکمیت و تیم منتقدان حاکمیت را دارند. نمی شود که تیم شاکی خود به قضاوت در مورد شکایت و ادعاهایش بپردازد!!
رفتار عمومی کارمندان زندان با من و امثال من خیلی نا مناسب نبود بلکه بسیاری از آن ها با ما همدردی کرده و اعلام همفکری می کردند. ولی رفتار برخی افراد در تیم حفاظت، در هنگامه ی بردن و آوردن به محاکم، بازرسی های بدنی و بازرسی اتاق و احضار روزهای آخر به حفاظت زندان، همراه با تحقیر و توهین های مکرر بود. ممانعت از حق تلفن و حق ملاقات هم در روزهای آخر اتفاق افتاد.
وثیقه ی درخواستی برای آزادی موقت من در مشهد، خیلی سنگین نبود(500 میلیون ریال) ولی آپارتمان شخصی ام در تهران بر خلاف همه ی قوانین کشور، مدت 8 سال و اندی است که به مبلغ 300 میلیون ریال در بازداشت است. بهانه ی آن هم طلب وثیقه برای آزادی من از بازداشت سال 1380 و 1381 بود که پس از 125 روز بازداشت به صورت انفرادی در زندان اوین با این قرار آزاد شدم. در این مدت 9 ماهه ی سال 88 و 89، هم من بازداشت بودم و هم وثیقه ام. در صورتی که پرونده ی تهران هم به مشهد آمد و بخاطر اشتراک شان در عناوین اتهامی، همه ی پرونده ها باهم رسیدگی شد و حکم بدوی آن هم صادر شده و پس از صدور حکم، تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه به مبلغ 500 میلیون ریال هم انجام گرفته است ، ولی هنوز هم وثیقه ی تهران آزاد نشده و به این تخلف آشکار از قانون پایان نداده اند.

براساس این حقیقت که شما یک اندیشمند و محقق دینی شناخته شده هستید ایا این موضوع موجب شد که با شما جدی تر ( شدیدتر و خشن تر) برخورد کنند؟ چرا و به چه دلیل؟

البته مأموران اطلاعات و امنیت، تا حدودی مراعات ادب را می کردند و ظاهرا احترام می گذاشتند ولی شرایط عمومی مثل چشم بند زدن و محروم کردن از برخورداری های عمومی و عادی(که می گفتند مقررات بازداشتگاه است) اعمال می شد.
شاید سوابق من و شناختی که از نحوه ی رفتارم در سه بازداشت قبلی داشتند(که در تهران سال 80-81 با انواع اهانت ها و فحاشی ها شروع شد و به عذر خواهی های بعدی و پایانی منتهی شد) و احتمالا توصیه های خاص مسئولان بالاتر، مانع از برخورد شدید در دوران بازجویی شده بود. قاضی محکمه هم مراعات ادب را می کرد و در مجموع رفتار نامناسبی نداشت.
بازجوها و قاضی پرونده، به این نکته بارها اقرار می کردند که من یک محقق دینی هستم و طبیعتا خود را درگیر بحث های علمی با من نمی کردند. سابقه ی بیش از 40 سال تحصیل و تدریس و تحقیق در حوزه ی معارف اسلامی، چیزی نیست که بشود انکار کرد. حتی اگر فردی کند ذهن می بودم، این مقدار زمان فعالیت علمی، به ناچار دانشی در اختیارم قرار می داد.
البته بازجوها مدعی بودند که نظریات دینی من موجب «تزلزل ایمان مردم» شده و می شود و مدعی بودند که من عقاید مردم را زیر سئوال برده ام. انتساب من و برخی دوستان همراه و همفکرم از نظر علمی به آیة الله منتظری(رض) که اعلم فقهای شیعه در زمان خود بود، نگرانی خاصی برای حاکمیت ایجاد کرده است.
حاکمان کنونی کشور(از رهبری تا سایر مسئولان) هیچکدام دانش دینی آیة الله منتظری را نمی توانستند انکار کنند و حتی رهبری فعلی، در پیام تسلیتش به مناسبت درگذشت مرحوم استاد، به این نکته اقرار کرده است. وقتی فردی عالم و فرهیخته چون علامه منتظری(ره) رفتار حکومت را ضد اسلامی معرفی می کند، نقطه ی اتکای حاکمیت مدعی اسلام، فرو می ریزد.
من هم جزو معدود شاگردان بزرگمردی چون آیة الله منتظری بوده ام که ایشان حکم اجتهادش را امضاء کرده  است. این رتبه را ایشان از سال 1372 به بعد شفاها و در مجامع گوناگون تأیید می کرد تا در سال 1377 کتبا آن را به من و دیگران ابلاغ کرد. علاوه بر اینکه جزو معدود شاگردانی بودم که رابطه ای صمیمانه و مشاوره ای با ایشان داشتم. ایشان حتی در برخی اظهارات علمی خود با برخی دوستان و شاگردان همفکرش مشورت می کرد، همانگونه که با برخی مخالفانش نیز مشورت می کرد!!
ایشان در سال 1381 سه نفر را به نیابت خود برای پاسخگویی به مسائل اسلامی و پرسش های کاربران اینترنت معرفی کردند که من هم یکی از آنان بودم. این مطلبی بود که بازجوی اطلاعاتی هم به آن پرداخت و از من درباره ی این مطلب پرسید. معلوم بود که نسبت به این قضیه پس از رحلت مرحوم استاد، نگران بودند.
اساسا علت اولیه ی بازداشت من، ممانعت از حضورم در تشییع و مجالس بزرگداشت آن فقیه نامدار اسلام بود و این را بازجوی اول، رسما اعلام کرد.
بازداشت دومم نیز علاوه بر ناراحتی دستگاه های قضائی و اطلاعاتی از اطلاع رسانی من در مورد اعدام های زندان مشهد، انگیزه ی دیگری برای ممانعت از حضورم در مجالس سالگرد استاد(ره) داشت. به همین دلیل، چند روز پس از سپری شدن سالروز درگذشت استاد، موقتا از زندان آزاد شده ام.
با توجه به این که تنها سنگر باقی مانده برای حاکمیت «ادعای پایبندی به اسلام و دفاع از اسلام»است و اعلام بطلان ادعاهای او از سوی امثال من (که عمری را در راه تحصیل و تحقیق و تدریس معارف اسلامی گذرانده ایم) ممکن است مورد قبول مردم علاقه مند به اسلام قرار گیرد، حساسیت خاصی به مخالفت مذهبی ها نسبت به دیگر مخالفان سیاسی دارند و به همین خاطر بیشتر مورد هجوم و تحریم حاکمیت قرار داشته ایم.
البته در راه دفاع از حقیقت و حقوق ملت، دشواری ها را باید پذیرفت و استقامت ورزید. جرا که خداوند از انسان های وظیفه شناس و مدافع حقوق ستمدیدگان راضی است و کسب رضایت خداوندی، بزرگترین پیروزی است و شیرینی ممانعت از ظلم ظالمان بر مظلومان و جلوگیری از تجاوز به حقوق ستمدیدگان، از هر شهدی گواراتر است. 

در ميان روحانيون در ایران آیا بحث و اختلافي در مورد تحول حکومت بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم وجود دارد؟ بر طبق اخبار رسیده، آقای خامنه ای در یک ماه چهار بار به قم سفر داشته اند.آیا ایشان  به دنبال کسب حمایت روحانیون و مراجع  منتقد خود هستند؟

هر حاکمیتی در پی کسب حمایت افراد و گروه های جامعه ی خود، برآمده و تلاش می کند. تردیدی نیست که حاکمیت کنونی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
حاکمیت ایران چون مدعی اسلامی بودن است، شخصیت های تأثیرگذار و صاحب نظر اسلامی را باید در اردوگاه خود جمع کند و رضایت آنان را کسب کند تا صدای مخالفی به عنوان اسلام بر نخیزد. وجود صداهای مخالف به نام اسلام، جبهه ی حاکمیت را در اصلی ترین سنگرش تضعیف می کند.
این حاکمیت نسبت به افکار عمومی مردم ایران، هیچ پروایی از متهم شدن به رفتارهای ضد حقوق بشری ندارد. به همین دلیل تلاش کرده است تا «اعلامیه ی جهانی حقوق بشر» را ضد اسلامی معرفی کند و تمامی مجامع حقوق بشری را بی اعتبار سازد و دفاع از حقوق بشر را مرادف با «دفاع از همجنس بازی» یا «دفاع از اهانت به پیامبر خدا» و امثال آن دانسته یا صرفا به دفاع از این گروه ها فرو کاهد. حتی این خط فکری را در اطلاع رسانی خود به مردم و اخبار سراسری شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون دنبال می کند. به همین خاطر به مخالفت با حقوق بشر افتخار می کند.
این حاکمیت از متهم شدن به «مخالفت با دموکراسی» نگران نمی شود چرا که با افتخار می گوید:«دموکراسی غربی را قبول نداریم» و سخن از عنوانی نامفهوم به عنوان «مردمسالاری دینی» می کند که نه خود مشخصات مردمسالارانه ی آن را می شناسد و نه دیگران از آن تصویری در ذهن دارند.
این حاکمیت فقط یک ادعا دارد که از متهم شدن به ضدیت با آن می ترسد و آن «دینی بودن و اسلامیت» است. اینجا نمی تواند بگوید من افتخار می کنم که اسلامی نیستم. اگر کسی بتواند نشان دهد که رفتار حاکمیت، اسلامی نیست، آشنایان با اسلام اند که طبیعتا مردم ایران و جهان، آن را در رویکرد عالمان دینی و فقهاء اسلامی متجلی می بینند.
حال اگر عده ای از آنان مخالف حاکمیت و رفتارهای او باشند و او را به رقتار خلاف اسلام متهم کنند، تنها توجیه مشروعیت و مقبولیت حاکمیت از بین می رود و به زائده ای مضر برای جامعه تغییر چهره می دهد!!
پس از انتخابات سال 1388 جمع بزرگی از عالمان بزرگ و مراجع شیعه با رفتارهای سرکوبگرانه و خونریزی های حاکمیت مخالفت کردند و حداقل این است که از تأیید رویکرد حاکمیت امتناع کردند. برخی علنا اعلام مخالفت کردند و برخی در خفا به رهبری کشور تذکر و هشدار دادند.
در مسائل پس از انتخابات، حامیان دولت و رهبری از سکوت علما شدیدا ناخشنود بودند تا چه رسد به عالمانی که مخالفت کردند و تذکر دادند. حضرات آیات؛ موسوی اردبیلی، صانعی، جوادی آملی، دستغیب شیرازی، محقق داماد، طاهری اصفهانی، بیات زنجانی، موسوی تبریزی، موسوی خوئینی ها، موسوی بجنوردی، و فقهای مجمع محققین و مدرسین حوزه ی علمیه ی قم و بسیاری از مجتهدان جوان تر حوزه های علمیه و روحانیان سرشناس دیگری چون؛ هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، عبدالله نوری، مهدی کروبی، مجمع روحانیون مبارز، هادی خامنه ای، حسن خمینی، ناطق نوری و حسن روحانی و بسیاری دیگر که از جمع حاکمیت فاصله گرفته بودند، در این باره شدیدا حاکمیت را نگران کردند و به همین دلیل، صدمه ی بزرگی به حیثیت رهبری کشور وارد شد.
برای جبران این خسارت بزرگ، ده ها سفر آقای خامنه ای به قم هم کافی نخواهد بود و همانطور که آقای خامنه ای گفت:«آبروی ایشان و حاکمیت ایشان رفت».

خانواده شما در پی حوادث سال گذشته تحت  فشار و مراقبت ویژه ای هستند؟

اساسا خانواده ی ما برای رهبری فعلی کشور و بسیاری از مسئولان گذشته و حال جمهوری اسلامی، خانواده ای شناخته شده است. آقای خامنه ای با خصوصیات این خانواده به خوبی آشنا است. با مرحوم پدرم که روحانی بود دوستی مختصری از قبل انقلاب 57 داشت و من و برادرم هادی قابل را بطور خاص و پس از رسیدنش به مقام رهبری، می شناسد. پیش از این توصیه ی خاصی هم در مورد چگونگی برخورد با من و معدودی از دوستانم به دادگاه ویژه ی روحانیت داشته است که مربوط به قبل از انتخابات بود.
برخوردهای انجام گرفته با برادرم گرچه بیشتر سیاسی و بخاطر عضویت ایشان در حزب مشارکت بوده است و برخورد با من بیشتر بخاطر دیدگاه ها و شیوه ی انتقادی است که انجام می دهم، ولی من، برادر، شوهر خواهر، خواهران و برخی فرزندان خواهران و برادرانم(که بیش از سه نفرشان پس از انتخابات، بازداشت شده و یا چند ترم از تحصیل دانشگاه محروم شده و به حبس تعلیقی محکوم شده و پس از مدتی آزاد گردیده اند) اساسا از منظر دین و شریعت اسلامی منتقد حاکمیت بوده ایم.
من متأسفانه عضو هیچ تشکیلات سیاسی نبوده ام و اساسا علاقه ای به جنبه های اجرائی سیاست ندارم. کار من بیشتر تحلیل مسائل است و عمده ی درگیری من با حاکمیت، بخاطر نسبت دادن اینهمه ظلم و فساد به اسلام است. البته با اصل ظلم و ستم از جانب هرکسی و به هرکسی و با هر عنوانی که باشد مخالفم ولی چون در آن مرحله فعالان زیادی در صحنه ی سیاسی حضور دارند، من بیشتر وقتم را در سیاست، به نسبت سنجی بین دین و شریعت با رفتارهای مدعیان سیاست دینی اختصاص می دهم.
من و خانواده ام نیز کم و بیش اسلام را می شناسیم و در برابر انتساب ستم های حاکمیت به اسلام، سکوت را جایز نمی دانیم و به همین جهت مورد خشم حاکمیت قرار گرفته ایم.
هنوز 15 روز از آزادی برادرم از زندان 22 ماهه نگذشته بود که در 29 آذر 1388 بازداشت شدم. در زمان آزادی(که بیش از 8 سال آن به قید وثیقه بوده) همه گونه محرومیت را تجربه کرده ام. چند نوبت سخنرانیم را در حسینیه ی ارشاد تهران و چند نوبت در دانشگاه های مختلف کشور را لغو کرده اند. چند بار در نجف آباد هیأت امنای حسینیه ی اعظم را تحت فشار گذاشته اند تا از دعوت من برای سخنرانی منصرف شوند. برخی دوستانم در فریمان را تهدید به برکناری از کار و یا حذف برخی امکانات درآمدی شان کرده اند.
شنود تلفن ها، به تلفن های مادر و همسر و فرزندم نیز سرایت کرده است. خواهران و برادران و برخی دیگر از بستگانم نیز مشمول این عنایت حاکمیت هستند. برخی فشارهای روانی و تهدید به بازداشت برای همسر وفادار و فداکارم هم در دوران بازجویی من و نیز در زمان مراجعات وی به محکمه و بحث با برخی مسئولان پرونده (بخاطر مصاحبه هایش) پدید آورده بودند. تعقیب و مراقبت در برخی رفت و آمد ها و جلسات و فرستادن مخبر به جمع های دوستانه و تهدید برخی افراد به صورت تلفنی و یا حضوری نسبت به برقراری ارتباط آنان با من و خانواده ام و احضار مادر و خواهرم و برخی دوستان به اطلاعات و پرس و جوهای مکرر در مورد من و فعالیت هایم، اموری بوده و هستند که برایم تکراری و طبیعی شده است و مدت ها است که من و همفکرانم با این روند آشناییم و با آن کنار آمده و زندگی می کنیم.

آیا شما در زندان با افرادی برخورد داشته اید که در تابستان 88 بازداشت شده باشند ولی هنوزجلسه دادگاه برای بررسی جرمشان تشکیل نشده باشد و همچنان از ملاقات با خانواده شان محروم باشند؟

آری، دو برادر تهرانی بودند که خانواده ام در سالن ملاقات مادر آن دو را در انتظار گرفتن مجوز ملاقات دیده که ظاهرا با ملاقات ایشان موافقت نمی کردند. من در اردیبهشت ماه 1389 یکی از آن دو برادر را در هواخوری برای چند دقیقه دیدم و به یک پرسش او در مورد چگونگی رسیدگی به پروندها در محاکم، پاسخ دادم. این دو نفر بیش از یکسال است که بازداشت شده اند و هنوز محاکمه نشده و تکلیفشان تعیین نشده است.

آیا شما فکر می کنید که دولت " جنبش سبز " را مرده قلمداد می کند  یا برعکس از آن بسیار نگران است و به همین دلیل زندانیان را آزاد نمی کند؟

جنبش سبز در بیانات آقای خامنه ای هنوز زنده است. تقریبا هیچ دیدار و سخنرانی ای نیست که رهبری به آنچه «فتنه ی سال 88» می خواند، تذکر و توجه ندهد. سایر مسئولان کشور هم نمی توانند عواقب و آثار فراوان آن جنبش عظیم را نادیده بگیرند، هرچند در گفتار مدعی پایان یافتن آن می شوند.
از آن جنبش هنوز بیانیه ها و مصاحبه های سران و فاصله گرفتن دهها چهره ی ارزشمند حاکمیت، از رهبری کشور و اختلاف نازدودنی تعدادی از بزرگان حوزه و مراجع با حاکمیت، باقی است.
هنوز  زندانیان سرافراز جنبش و خانواده های صبور و مهربان و تلاشگرشان که با بیانیه ها و خبرهای امیدوار کننده شان نشان می دهند که این جنبش نفس می کشد و اعصاب و روان حاکمیت را آرام نمی گذارد، باقی هستند و تا این شاهدان سرافراز باشند، جنبش نمی میرد.
هنوز خون های به ناحق ریخته شده ی شهدای جنبش می جوشد و رسوایی ستمگران را رقم می زند. و هنوز لطف و محبت مردمی که با اشاره و حضور و سخنی کوتاه، دل مبارزان مسالمت جوی جنبش سبز را گرم می کنند و پشتوانه ی خانواده های ارجمند اسیران جنبش می شوند، پایان نیافته است و هنوز امید اصلاح به یأس نیانجامیده است و هرگز نخواهد انجامید. تا امید هست، جنبش سبز هست. سبز و سرزنده و شاداب.

آینده سیاسی ایران را چگونه می بینید؟

آینده را اگر فقط همین فردای امروز بدانیم، فردای ایران را نمی توان پیش بینی کرد. ولی اگر آینده ی کمی دورتر از فردا را بنگریم، آینده از آن هر تفکری است که آگاهی و توسعه و شادی را برای ایران می خواهد. تفکری که از خون ریزی متنفر باشد و به صلح و صفای آدمیان در سراسر کره ی خاکی بیندیشد و ایران را به عنوان بخش ارزشمندی از این کلیت، آزاد و رها از هرنوع کینه ورزی و انتقامجویی و استبداد بخواهد که هیچ حاکمی جرأت تعرض به آزادی بیان و حقوق انسان را نداشته باشد و اگر جسارت کرد، ساختار قدرت به گونه ای باشد که با مسالمت بتوان ابزار قدرت را از او گرفت و به وفاداران به حقوق بشر سپرد.
این نه تنها آینده ی ایران که آینده ی دور و نزدیک همه ی آدمیان است. ایران جزو دورترین ملت ها به این ارزش های انسانی، نیست و شاید جزو نزدیکترین ها باشد.
آگاهی روز افزون ملت و رشد تکنولوژی اطلاع رسانی و ناممکن شدن بیش از پیش سانسور و آشکارتر شدن ناتوانی حاکمیت در اداره ی سیاسی کشور و مجبور شدنش به بهره گیری از نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی برای کنترل اوضاع سیاسی، آشکارشدن پیامدهای ناگوار سیاست های نادرست و غیر علمی در مسائل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، مطمئنا پرده های غفلت را یکی پس از دیگری کنار می زند. هرگاه آگاهی و خواست مبتنی بر انصاف در جامعه ی ایران شکل گیرد، تحول ناگزیر خواهد بود. تحول در سیاست ها، که اساس خواسته ی ملت است و نه فقط جابجایی در اشخاص و سیاستمداران.
اگر روند تغییرات در ایران مبتنی بر «رفرم و اصلاح طلبی» باشد، استبداد، امکان بقا و یا بازگشت دوباره ی پس از اصلاح را نخواهد داشت ولی اگر با استفاده از ابزار خشونت و روش های اصطلاحا انقلابی، تغییری در ایران حاصل شود، امکان تحقق استبداد جدید با نامی نو را نمی توان نادیده گرفت، چرا که ابزار رسیدن به هدف، معمولا تقدیس می شود و اگر خشونت ورزی، مقدس و نیکو شمرده شود، مسیر گذشته در قالبی دیگر بازسازی خواهد شد.


 


ندای سبز آزادی: خبر وخامت حال دکتر ابراهیم یزدی در زندان تکذیب شد.

بر اساس آخرین خبر رسیده به ندای سبز آزادی، شایعات پخش شده در خصوص سلامت دکتر ابراهیم یزدی صحت نداشته و از سوی نزدیکان خانواده ایشان تکذیب شده است.

همچنین به گزارش تحول سبز، ماموران اطلاعات از هراس پیامدهای شایعه  فوت دکتر یزدی، به دبیرکل نهضت آزادی اجازه دادند تا در تماسی با همسرش خبر سلامتی‌اش را بدهد.

کهنسال‌ترین زندانی سیاسی ایران از مرداد ماه امسال برای سومین بار بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری در بازداشت به سر می‌برد.

حکومت اینبار او را به اتهام شرکت در نماز جمعه زندانی کرده است و تا کنون بارها زمان دادگاه این فعال سیاسی به تعویق افتاده است.

از چندی پیش دکتر ابراهیم یزدی به خانه امن اطلاعات منتقل شده است ، جایی که بنا بر گفته های عزت الله سحابی به مراتب بدتر از زندان است و دکتر بزدی هیچگونه ارتباطی با جهان خارج ندارد.

به نظر می رسد ماموران وزارت اطلاعات در آستانه راهپیمایی ۲۵ بهمن فشارهای امنیتی را بر اعضای نهضت آزادی سنگین کردند و میتوان این شایعات را جنگ روانی دستگاه امنیتی نظام با مردم دانست.


 


جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه‌های تبریز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند که در روز 25 بهمن همزمان با مردم تهران در تبریز راهپیمایی خواهند کرد.

متن این بیانه که برای انتشار در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است.

ملت شریف ایران
در حالی که سی و دومین سالگرد انقلاب بزرگ مردمی سال 57 ملت ایران را پشت سر می گذاریم موجی از بیداری و برائت از استبدادهای حاکمه کشور های منطقه را در می نوردد و روز به روز شاهد توفیق ملت ها در مقابل جریان های مطلق گرا و دیکتاتور حاکم هستیم.بدون شک این موج بیداری مردم منطقه تاثیرپذیری و ارتباط مستقیم با جنبش سبز ملت ایران دارد.جنبشی که در اعتراض به انحرافات مشهود حاکمیت از آرمان های والا و اصیل انقلاب از دو سال پیش شکل گرفته و روز به روز در حال تکامل و تکوین است.انحرافاتی بسیار عمیق و ریشه دار که حتی بخش گسترده ای از نیروهای اصلی انقلاب را نیز وادار به واکنش و اعتراض و همراهی با مردم نموده است.چگونه می توان پذیرفت در کشوری که انقلاب بزرگ مردمی آن بر پایه آزادی رقم خورده است جواب کوچکترین اعتراض و هرگونه فعالیت مدنی محاکمه و گوشه زندان باشد...چگونه می توان پذیرفت حذف عملی و عدم التزام حاکمیت در مورد اصولی از قانون اساسی , که تامین کننده ی حقوق مردم می باشد همانند اصل 15 و 23 و 25 و 26 و 27 و 32 و 34 و 38 و 39 ...چگونه می توان پذیرفت نبود حتی یک رسانه تصویری و صدایی مستقل و منتقد در مقابل هجمه ی تبلیغاتی حاکمیت را....چگونه می توان پذیرفت تلاش بی وقفه و خطرناک جریان حاکم را بمنظور یکسان سازی و جهت دهی فضای فرهنگی و علمی کشور همانند دانشگاه ها و مراکز علمی....چگونه می توان پذیرفت وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی مردم را با وجود در آمدهای بالای نفتی...اینها تنها بخشی از انحرافات عمیق جریان حاکمیت می باشد که زمینه ساز جنبش سبز مردم ایران گردیده و به سرعت در میان مردم منطقه ریشه دوانده است.
آری فصل مشترک حرکت ها و جنبش های مردمی منطقه طی 50 سال اخیر بدون شک ایستادگی و عدم پذیرش حاکمیت های تک بعدی و دیکتاتوری می باشد.حرکت های آزادی خواهانه مردم ایران , مصر , تونس , اردن و الجزایر نوید بخش روزهای آزاد , با حق مسلم انتخاب سرنوشت برای مردم منطقه می باشد.و اینک در حمایت از جنبش های سبز ملت های منطقه و با توجه به دعوت رهبران جنبش سبز مردم ایران میر حسین موسوی و مهدی کروبی در روز 25 بهمن ماه فصلی نو را رقم خواهیم زد.روزی نه از برای حاکمیت و تائید و تمجیدش که برای خواست مردم و در حمایت از همه آزادیخواهان منطقه

فعالین سیاسی دانشگاه‌های

سراسری تبریز

علوم پزشکی تبریز

آزاد تبریز

صنعتی سهند تبریز


 


مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی، عضو دربند سازمان مجاهدین امقلاب اسلامی، در دل نوشته ای برای روح بلند امام خمینی از آرمان های پایمال شده در زمان انقلاب می گوید و رفتارها و بازداشت هایی مانند آنچه بر سر خانواده ی تقی رحمانی آمد.

وی در بخشی از این یادداشت می گوید: فرموده بودی خون دلی که از دستۀ متحجران خورده ای هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده ای و امروز نیستی تا خواب و خوراکت، کابوس و خون دل باشد از نادیده گرفتن اهداف و آرمانهایی که داشتی و داشتیم .

به گزارش کلمه متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

یک بار مناجات تو در وصل شنیدم

بار دگــر امیـــد منـــاجـات تو دارم

امام عزیز، دلم برایت تنگ است و دیگر بهمن ماه نیز دلتنگیم را پاسخگو نیست. با شنیدن آهنگ های انقلابی آن روزهای شیرین که هر ساله در این ایام از همه جا به گوش می رسد، خاطرات بهمن ۵۷ هر لحظه برایم پررنگ تر شده و غم هجرانت در دلم عمیق تر می شود.

ایران، ایران، ایران، خون و مرگ و عصیان

بنگر که همه فریاد، بنگر گه همه طوفان

چه آرمان هایی داشتی و داشتیم آنگاه که در برابر اختناق، دستگیری ها و شکنجه های نظام سلطه جو و ستمشاهی، به فرمان تو به پا خاستیم تا مدینه ای سازیم فاضله که هر اندیشه ای با احترام به افکار و عقاید دیگران، تنها برای اصلاح و سازندگی بکوشد.

فـردا که بهـــــار آیـد، آزاد و رهـا هستیــم

نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم

به تو اقتدا کردیم تا خواسته ات و خواسته همۀ ما که برقراری عدالت بود تحقق یافته و آرزو می کردیم که همۀ دنیا با خدا و دینی که سرچشمۀ همۀ لطف ها و مهربانی هاست آشنا شود و گمان نمی بردیم روزی فرا رسد که خدا و کلامش نیز اینچنین مظلومانه، مهجور واقع شده و بسیاری از خشونت ها و سرسختی ها به اسلام پر از رحمت ، منتسب شود.

پدر پیر ما!

فرموده بودی خون دلی که از دستۀ متحجران خورده ای هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده ای و امروز نیستی تا خواب و خوراکت، کابوس و خون دل باشد از نادیده گرفتن اهداف و آرمانهایی که داشتی و داشتیم .

اکنون یاران صدیقت نیز خون دل ها می خورند از آنهائی که بر پرچم مخالفتشان با اسلام و انقلاب، لایه ای دروغین از اسلام و انقلاب کشیده و با تمام قوا می تازند تا جوان ۳۲ سالۀ انقلاب اسلامی را که برای شکوفائیش زحمت ها کشیدی و کشیدیم، به خاک و خون کشند.

امروز اگر بودی تاب نمی آوردی که همفکران و پیروان راستینت با افتراءها و اتهاماتی بی اساس و دور از تقوی، در حبس و حصر و فشار بسر برند .

امام عزیز!

چه دعایی خواندی که نباشی و نبینی خشن ترین شیوه ها را در دستگیری ها و بازجوئی های مردم سرزمین و یاران در گهواره ات با یورش های غیر انسانی و مخالف اسلام به منازل؟

و امروز اگر بودی خون می گریستی از بی حرمتی های برخی مأموران معذور به مردان و زنان و کودکان، آنگاه که بی محابا حریم خصوصی زنی بیمار و کودکانی هراسان را در هم می شکنند تا بدون ارائۀ حکمی قانونی و بی توجه به شیون های اطفال وحشت زده، مرد خانواده را با خود به ناکجاآباد برند وهمسر جوانی را که از شدت بیماری و شوک ناگهانی ابن فاجعه و آسیب های فراوان گذشته، زمینگیر شده است رهسپار بیمارستان سازند.

هنوز از همه جا نوای خوش آن سرودها به گوش می رسد :

ایران، ایران، ایران، خون و مرگ و عصیان

بنگر که همه فریاد، بنگر گه همه طوفان

و هنوز می خوانند :

فـردا که بهـــــار آیـد، آزاد و رهـا هستیــم

نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم


 


ندای سبز آزادی: در پی اعلام روز ۲۵ بهمن به عنوان روز راهپیمایی اعتراضی مردم ایران در همبستگی با مردم کشورهای مصر و تونس جمعی از اعضای ستادهای میرحسین موسوی و مهدی کروبی در شهرستان ها مسیرهای پیشنهادی خود را برای راه پیمایی اعتراضی روز ۲۵ بهمن به شرح زیر اعلام کردند.

به گزارش ندای سبز آزادی مسیرهای مشخص شده در ۳۶ شهر کشور به قرار زیر است:

رشت: خیابان مطهری

تبریز:  فلکه دانشگاه - چهارراه آبرسان

ارومیه: خیابان ارومیه، از شهرجایی تا میدان انقلاب

اردبیل: چهارراه امام تا میدان شریعتی

اصفهان: میدان انقلاب

ایلام: خیابان بیست و چهار متری ولی عرص و خیابان اشرفی اصفهانی

بوشهر: خیابان لیان تا میدان ششم بهمن یا انقلاب

ورامین: میدان راه آهن تا میدان اصلی ورامین

پیشوا: خیابان شریعتی

قرچک: خیابان محمد آباد

اسلام شهر: خیابان باغ فیض، بلوار امام حسین از ابتدای جاده ساوه تا میدان اصلی باغ فیض

کرج: میدان شاه عباسی تا میدان حصارک

شهرکرد: حدفاصل 4 راه دامپزشکی تا میدان انقلاب

بیرجند: خیابان مدرس

مشهد: از 3 راه  راهنمايي- به سمت ميدان شريعتي

بجنورد: میدان 17 شهریور

اهواز: فلکه ساعت تا چهارراه آبادان

زنجان: خیابان سعدی، خیابان امام

گرمسار: میدان شهدا تا میدان امام

سمنان: از میدان سعدی به سمت میدان کوثر

شاهرود: خیابان 22 بهمن

شیراز: ساعت ۱۵،میدان نمازی به سمت دانشکده مهندسی در خیابان ملاصدرا

سنندج: خیابان پاسداران

کرمان: میدان مرکزی (میدان آزادی)

کرمانشاه: میدان فردوسی

یاسوج: پارک ساحلی میدان استانداری

گرگان: میدان ولی عصر تا زرتشت

بروجرد: خیابان شهدا

خرم آباد: خیابان شهدای شرقی

بابل: خیابان شریعتی، مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

ساری: خیابان فرهنگ، خیابان قارن، خیابان انقلاب

آمل: میدان 17 شهریور

اراک: خیابان عباس آباد، خیابان ملک، خیابان امام خمینی

همدان: میدان دانشگاه، آرامگاه بوعلی

بندرعباس: از چهارراره رسالت تا نخل ناخنا

یزد: خیابان دهم فروردین، خیابان آیت الله کاشانی از میدان مجاهدین تا میدان ابوذر


 


سایت خبری رجانیوز، ارگان جنگ روانی دولت کودتا با دستپاچه گی سبزها را برای حضور در راه پیمایی 25 بهمن بی انگیزه خواند و دلیل آن را هم پیروزی قیام مردم بر حسنی مبارک در مصر اعلام کرد. رجانیوز در عین حال در بیان طرفداران و مخالفان مبارک گفت که طرفداران مبارک 10% و مخالفان او 90% بودند، درحالیکه در ایران رئیس جمهور فعلی با رای قاطع خود در انتخابات سال گذشته پیروز شده است.
البته به نظر می رسد تعداد طرفداران مبارک در مصر با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دهم ربطی ندارد اما قثط برای یادآوری بد نیست بگوییم که اسم مبارک هم به عنوان رئیس جمهور از صندوق های رای با 88% آرا بیرون آمد. همانگونه که آقای احمدی نژاد در ظاهر پیروز صندوق های رای گیری بودند. اتفاقاً مشکل مردم مصر با مبارک هم همین بود که هر انتخاباتی برگزار می شد مبارک و طرفدارانش پیروز می شدند اما در کوچه و خیابان مردم چیز دیگری می گفتند.
درعین حال رجانیوز این نکته را هم نگفت که اگر واقعاً سبزها برای حضور در راه پیمایی 25 بهمن به دلیل قیام مردم بی انگیزه هستند چرا دولت به آنها مجوز حضور در راه پیمایی نمی دهد تا برای همیشه رسوا شوند و رئیس قوه قضائیه مدعی نشود که اگر سران فتنه را  دستگیر کنیم آنها امامزاده خواهند شد.
دستگاه تبلیغاتی دولت کودتا پس از راه پیمایی 22 بهمن و استقبال ناامیدکننده مردم با سردرگمی مواجه و از ارائه اخبار تبلیغاتی و جنگ روانی خودش هم عاجز شده است. در عین حال کودتاگران سعی دارند مردم را برای حضور در راه پیمایی 25 خرداد بی انگیزه نشان دهند تا از لحاظ روانی روی مردمی که قصد حضور دارند تاثیر بگذارند.


 


روز رسوایی کیهان زودتر از تصور رهبرش فرا می‌رسد
تیتر روزنامه کیهان در شماره امروز خود (شنبه 23 بهمن 89) این است:

"حضور 50 ملیونی مردم در خیابان‌های ایران؛ ملت سنگ تمام گذاشت"
این همان روزنامه‌ایست که با گذشت بیش از ششصد روز از آغاز جنبش سبز، روزی نیست که این جنبش را "مرده، کم‌شمار و نابود" توصیف نکند اما هر روز علیه این "مرده‌ی نابود" ناسزایی ننویسد.
همان روزنامه‌ای که رهبرش، راهپیمایی 9 دی را حماسه تاریخی نامید و تعداد شرکت‌کنندگان در آن را "چند ده میلیون نفر" شمرد و گفت:
"قوي‌ترين حكومتهای دنيا... اگر همه تلاش‌شان را هم بكنند، نمی‌توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توی خيابانهای شهرشان يا كشورشان. اینکه چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند اگر به دستور حكومت هم آمده باشند، اين خيلی حكومت مقتدری است"
کیهان 20/10/88

پس از راهپیمایی بیست و دوی بهمن سال گذشته نیز کیهان پیام رهبرش را منتشر کرد که می‌پرسید: "آيا حضور ده‌ها ميليون انسان بصير و پر انگيزه در جشن سی و يك سالگی انقلاب كافي نيست كه معاندان و فريب خوردگان داخلی را كه گاه رياكارانه دم از “مردم” می‌زنند،به خود آورد؟"
این اصلا عجیب نیست که همه احزاب منتقد را بسته‌اند و نمادهای سیاسی و مطبوعاتی را به زندان افکنده‌اند و راهپیمایان 25 خرداد 88 را خس و خاشاک خوانده‌اند اما هر تعداد که در راهپیمایی‌های حکومتی شرکت می‌کنند را نه تنها چند ده ملیون نفر بلکه رسما 50 میلیون نفر بشمارند و همه شان را بصیر و مخالفان‌شان را میکروب سیاسی بخوانند.
عجیب نیست! زیرا تجربه مصر هم نشان داده است که دیکتاتورها و رسانه‌های‌شان هر دو یک منطق دارند؛ مروری بر روزنامه "الاهرام" (کیهان مصر) گواهی بر درستی این مدعاست:
تیتر روزنامه حکومتی الاهرام مصر، روز سوم فوریه این بود:

الملایین یخرجون تأییدا لمبارک
ملیونها نفر از مردم برای حمایت از مبارک به خیابانها می آیند.
و در پایین همان صفحه آن روز را روز اعلام وفا داری به مبارک در همه استان های مصر اعلام می کند:
یوم الوفاء لمبارک فی کل محافظات مصر
این روزنامه، همان روزی منتشر شده است که ملیونها نفر از مردم مصر یک‌صدا نخواستن مبارک را فریاد می‌زدند: ارحل یا مبارک
اما تیتر و سرمقاله روزنامه دیروز الأهرام خواندنی‌تر است: 11 فوریه؛ همان روز که به غروب نرسیده، دیکتاتوری مبارک غروب کرد و این شماره الأهرام هنوز در کیوسک های مطبوعاتی بود؛
تیتر روزنامه به بهانه آخرین سخنرانی مبارک (که در آن اختیاراتش را واگذار کرد اما گفت که نخواهد رفت) این است "دوران جدید مصر" و در سرمقاله این تیتر را توضیح داده است که "دوران جدید مصر با شجاعت جوانان معترض و شجاعت حسنی مبارک در پذیرش تغییرات آغاز می‌شود". سرمقاله‌نویس اما گمان نمی‌کرد شاید که برای "اصلاح مصر با حضور مبارک" بسیار دیر شده است و نمی‌شود هم مردم را ستود و هم هوای دیکتاتور را داشت.
حیف از قدمت و اصالت الاهرام که از 1876 تا کنون زنده است اما مردم را به قدرت فروخت و بی‌آبرو شد و حیف از کیهان که پا به پای مردم تا "شاه رفت" آمد اما آن همه اعتبار و اصالت و خاطره را در آستانه هفتاد سالگی به استبداد دینی می‌بازد.
عبرت نمی‌گیرند دیکتاتورها و رسانه‌های شان
باز هم "سعید الصحاف‌"ها یک روز قبل از سقوط صدام اعلام می‌کنند که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...
باز هم "الاهرام‌"ها همان روز سقوط هم از جاودانگی قدرت می‌نویسند...
روز رسوایی کیهان هم زودتر از تصور رهبرش فرا می‌رسد.

منبع: جرس


 


ندای سبز آزادی: اینها عکسهایی است که یکی از شهروندان تهرانی که در تظاهرات ۲۵ خرداد شرکت کرده بود برای ما ارسال کرده است. او می گوید می خواهد دوباره دوشنبه ای با آن عظمت را ببیند و با ارسال این عکسها می خواهد به مردم آن روز بزرگ یادآوری کند تا در کنار هم در ۲۵ بهمن ماه تهران را سبز کنند.

snv84934_1.jpg

snv84954.jpg

snv84964.jpg

snv84971.jpg

snv84994.jpg

snv84995_1.jpg

snv85003.jpg

snv85021.jpg

snv85050.jpg

snv85051.jpg

snv85134.jpg

snv85148.jpg

snv85158.jpg

snv85189.jpg

snv85194.jpg


 


ندای سبز آزادی: ساعاتی پس از کناره گیری حسنی مبارک از مقام ریاست جمهوری مصر ، وزارت خارجه سوئیس اعلام کرد که دستور مسدود ساختن دارائیهای حسنی مبارک و نزدیکانش در آن کشور را صادر کرده است.
به گزارش رادیو فردا و به گفته سخنگوی وزارت خارجه سوئیس دارائیهای احتمالی آقای مبارک و نزدیکانش بمدت سه سال مسدود شده است.
بر اساس این تصمیم ِ دولت سوئیس، حسنی مبارک و نزدیکانش نمیتوانند از دارائیهای خود در بانکهای سوئیس استفاده کنند و حق ندارند دست به فروش زمین و خانه در آن کشور بزنند.
دولت سوئیس دارائیهای زین العابدین بن علی ،رئیس جمهور پیشین تونس و لورن باگبو ، رئیس جمهور سابق ساحل عاج را هم مسدود کرده است.


 


ندای سبز آزادی: در ادامه روند بازداشت دانشجویان در آستانه 25 بهمن، زهرا شریف فعال دانشجویی دانشگاه تهران بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی، زهرا  شریف فعال دانشجویی دانشگاه تهران و از فعالین سیاسی و از اعضای ستاد میرحسین موسوی در زمان انتخابات بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافت.
گفتنیست پس از فراخوان 25 بهمن  فشار بر روی دانشجویان بیشتر از گذشته شده است و طی این مدت این دومین بازداشت از دانشجویی دختر دانشگاه تهران بوده است.


 


عبدالناصر مهیمنی رییس خانه مطبوعات استان گلستان در پایان وقت اداری امروز 23 بهمن سال 89 بازدداشت و روانه ی زندان شد. وی فرزند سوم خانواده مهیمنی، از خانواده‌های تاثیرگذار فرهنگی و اجتماعی استان است.

بازداشت وی پس از احضار و بازجویی در شعبه ی اول دادیاری شهر گرگان و در پی عدم توجه به اعتراض وی به قرار صادره صورت گرفته است.

وی در حالی بازداشت شده است که شب گذشته نیز برادر زاده‌ی وی، محمد حسین مهیمنی فرزند محمد هاشم، استاندار اسبق گلستان، توسط چند مامور امنیتی لباس شخصی بازداشت شده است.

عبدالناصر مهیمنی پیش از این از فعالان فرهنگی سفارت ایران در انگلستان، قائم مقام صدا و سیمای مرکز گلستان، معاون دانشگاه آزاد اسلامی، عضو علی البدل شورای شهر گرگان بوده است.

گفتنی است این دومین عضو خانواده مهیمنی است که بازداشت شده است و پیش از وی محمدحسین مهیمنی برادرزاده وی نیز بازداشت شده بود.


 


ندای سبز آزادی: در ادامه روند بازداشتها قبل از 25 بهمن، زهرا افتخاری دانشجویی دانشگاه تهران نیز بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی زهرا افتخاری دانشجویی دانشگاه تهران و از فعالین سیاسی و از اعضای ستاد میرحسن موسوی در زمان انتخابات بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافت
گفتنیست پس از فراخوان 25 بهمن مامورین امنیتی ایران اقدام به بازداشت تعدادکثیری از فعالین سیاسی نموده اند


 


ندای سبز آزادی: جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند: بی شک دوران کنونی جزء تاریک‌ترین دوران تاریخ ایران زمین می‌باشد. دورانی که چوب حراج بر جان و مال و ناموس و دین و شرف این ملت زده‌اند و این دوران بس عجیب زمانیست، دورانی که ولی اش مدعی ولایت بر میلیونها انسان است دریغ که برنفس کوچک خویش نیز ولایت ندارد. ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی به نمایندگی دانشجویان تهران اعلام می‌داریم که بر طبق اعلام قبلی سران جنبش سبز در راهپیمایی دوشنبه بهمن ماه شرکت خواهیم نمود و به یاری خداوند متعال دوشنبه 25 خرداد ماه 1388 را دوباره تکرار خواهیم کرد. لذا از کلیه دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران می خواهیم تا ساعت  3 عصر روز دوشنبه با تجمع در پردیس مرکزی دانشگاه تهران یکی از هسته های اولیه تجمع 25 بهمن ماه را شکل داده و به سمت میدان انقلاب و سپس آزادی حرکت نمایند.

متن این بیانیه به شرح زیر است:
   
بسم رب الراجین (به نام پروردگار امیدواران)

... وَ انتَصَرُواْ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
... و بعد از آنیکه مظلوم واقع شدند (از خداوند) طلب نصرت نمودند و بزودی ستمگران خواهند دانست که به کدامین دگرگون گاه ، دگرگون خواهند شد.

این روزها در حالی انقلاب ما سي و دو ساله شد که از آن همه شکوه و عظمت و آرمانهای والا جز خاطراتی شیرین  و نامی تهی برای ملت چیزی باقی نمانده است. انقلاب بزرگی که در آن روزگار حیرت جهانیان را برانگیخت و تمام معادلات قدرتمندان و زورگویان جهان آنروز را بر هم زد و بر طبق خواست مردم و رفراندوم عمومی ماحصل آن انقلاب منجر به برقراری حکومتی در قالب نظام جمهوری اسلامی گردید، جمهوری اسلامی که امروز به یمن دولت کودتا دیگر نه از جمهوریت اش چیزی باقی مانده است و نه از اسلامیت آن. انقلابی که قرار بود پیام آور آزادی و برابری و برادری باشد امروز به دست این دولت شوم برای ملت جز اسارت ، نابرابری ، کینه و عداوت چیزی باقی نگذاشته است.
دور زمانی نگذشت که انقلاب به دست نامحرمان افتاد. نامحرمانی که در پس نقاب دین، چهره های شیطانی خود را پنهان نموده و بر بیشتر مسندهای حاکمیت تکیه زدند و با فریب و نیرنگ و نام دین و انقلاب ، منتقدین و معترضین به این انحراف بزرگ را یا به بند اسارت کشیده و یا به چوبه های دار سپردند. بی شک دوران کنونی جزء تاریک ترین دوران تاریخ ایران زمین می باشد. دورانی که چوب حراج بر جان و مال و ناموس و دین و شرف این ملت زده اند و این دوران بس عجیب زمانیست ، دورانی که فرعون آن ، دم از خداپرستی می زند ، دجال زمانش مدام از مهدی می گوید و یزیدیان پیرو دجال، فریاد یالثارات الحسین سر می دهند. دورانی که ولی اش مدعی ولایت بر میلیونها انسان است دریغ که برنفس کوچک خویش نیز ولایت ندارد. دورانی که فریبکاران و دروغگویان حاکم با توسل به مال و ثروت این ملت مظلوم و با در دست داشتن مالکیت انحصاری انواع رسانه های جمعی حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهند و برخی از توده های نا آگاه را با خود همراه می نمایند. بی شک در این دوران تاریخی عنصر آگاهی بسیار تعیین کننده و راهگشا می باشد و این مطلب خود نقش مهم و تعیین کننده فرهیختگان و دانشجویان را در این مقطع زمانی بسیار حساس نشان می دهد.
از سوی دیگر در عرصه بین المللی ، قیام مردم تونس و مصر و اعتراضات و راهپیمایی های دیگر کشورهای منطقه که بی شک نطفه شروع این قیام ها و اعتراضات را می توان اعتراضات آزادی خواهانه و مسالمت آمیز ملت ایران در سال 88 دانست تاکنون منجر به سرنگونی دو دیکتاتور در منطقه گشته است و به نظر می آید با بسط فرآیند آزادیخواهی در منطقه سقوط دیگر دیکتاتوران بسیار نزدیک باشد. پیروزی قیام آزادیخواهان در مصر و تونس امروز می تواند راه گشای مساله ایران باشد ، پایداری، فداکاری و عدم نا امیدی و نثار صدها شهید و هزاران زخمی هزینه آزادی این دو کشور گشت هزینه ای که بی شک ملت عزیز ایران نیز برای دست یابی به آزادی و رهایی از اختناق و دیکتاتوری پرداخت نماید.
ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی به نمایندگی دانشجویان تهران اعلام می داریم که بر طبق اعلام قبلی سران جنبش سبز در راهپیمایی دوشنبه بهمن ماه شرکت خواهیم نمود و به یاری خداوند متعال دوشنبه 25 خرداد ماه 1388 را دوباره تکرار خواهیم کرد. لذا از کلیه دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران می خواهیم تا ساعت  3 عصر روز دوشنبه با تجمع در پردیس مرکزی دانشگاه تهران یکی از هسته های اولیه تجمع 25 بهمن ماه را شکل داده و به سمت میدان انقلاب و سپس آزادی حرکت نمایند. بی شک وقایع و جنایات دولت کودتا در روز عاشورا حجت را بر اکثر معترضین تمام نمود که کودتاگران به هیچ اصل اخلاقی و دینی پایبند نمی باشند و برای حفظ وضعیت موجود حاضر به اجرای هر سناریوی کذبی و دست زدن به هر جنایتی می باشند . لذا از آحاد مردم و بالاخص دانشجویان و قشر فرهیخته می خواهیم تا با دقت حرکات دولت کودتا را تحت نظر داشته و در این راه پر خطر نا امید و خسته نشوند که به لطف پروردگار پیروزی مان نزدیک خواهد بود.
و در پایان خطاب سخن مان با سران حاکمیت و بالاخص سران دولت کودتا می باشد ، بی شک مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی خط قرمز های جنبش اعتراضی می باشند و کودتاگران باید بدانند که در صورت اجرای پروژه دستگیری این دو عزیز، دانشجویان این دانشگاه آرام ننشسته و دست به خشونت های انقلابی وسیعی خواهند زد که بسا گسترده تر از آنچه در ذهن کودتاگران نقش بسته است باشد.
بی شک آنچه وعده الهی است به زودی تحقق خواهد یافت و ظالمین و فاسدین در دادگاههای انقلابی محکوم گشته و به سزای اعمال جنایتکارانه خود خواهند رسید. انشاء الله

جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
23 بهمن ماه 1389


 


ندای سبز آزادی: جمعی از زندانیان آزاد شده از زندان اوین با صدور بیانیه ای از اعلام راهپیمایی روز ۲۵ بهمن ماه که توسط رهبران جنبش سبز به منظور حمایت از قیام های مردمی در مصر و تونس اعلام شده، حمایت کرده اند .این راهپیمایی ظهر روز دوشنبه ساعت ۳ بعد از ظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی برگزار می شود .

به گزارش کلمه، این زندانیان سیاسی که بیشترشان از شهروندان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بوده و به خاطر شرکت در تجمع های اعتراضی بازداشت شده بودند و روزهای پس از انتخابات سال گذشته را در زندان اوین گذرانده اند، در این بیانیه تاکید کرده اند که فرصت به وجود آمده باعث بروز شور و شوق بین مردم شده و می تواند فرصتی تاریخی را نیز برای مبارزات مردمی علیه دیکتاتوری و نیل به دمکراسی برای مردم ایران فراهم آورد.

این گروه از زندانیان که در ماههای اخیر از زندان آزاد شده اند، در بخش دیگری از بیانیه خود نوشته اند: ما نیز همانند دیگر مردم معترض در این تظاهرات مسالمت آمیز شرکت کرده و به حرکتهای اصلاحی و تدریجی دل می بندیم .در این موقعیت زمانی که انجام یک انتخابات آزاد به دور از ذهن است می توان با حضور در تجمع های مسالمت آمیز قدرت جنبش سبز را به همه دنیا نشان داد .ما امیدواریم که رهبران جنبش سبز تحت هیچ شرایطی اقدام به لغو این راهپیمایی اعتراضی نکنند.

آنها معتقدند :جنبش سبز پیشتاز دفاع از حقوق شهروندی و درخواست انتخابات آزاد در منطقه و در حرکتهای مردمی منطقه، بوده است و به همین دلیل اقایان موسوی و کروبی «به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادی خواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت استبدادی در کشور اعلام راهپیمائی کرده اند.

آنها در پایان بار دیگر تاکید کرده اند که مردم بزرگ ایران به همراهی رهبران جنبش سبز هرگز نباید این فرصت تاریخی را فراموش کنند و همه با یکدیگر برای رسیدن به دمکراسی گام بردارند .


 


ندای سبز آزادی: ارتش مصر را ببین سردار، تانک هایشان در میدان تحریر و آدم ها روی چرخ های تانک می خوابند سردار. ارتش آنها ولایی نیست. پز علوی هم نمی دهد. جای مهر روی سر فرماندهانشان ندوخته است. بحث بهشت و جهنم هم ندارد. آن وقت در روزی که صدها هزار نفر می آيند تا رفتن رئیس جمهور که فرمانده کل ارتش هم هست مطالبه کنند کسی به رویشان آتش نمی گشاید. این را مقایسه کن با خواسته مردم کشورت و حرفهای پر از نفرت و کینه ات سردار. تو مثلاً فرمانده سپاه تهرانی. فرمانده سپاه !، چه عنوان پر طمطراقی.  جای باکری نشسته ای و جای همت. جای خرازی. شرم نمی کنی می گویی که سپاه با هرگونه تجمعی از سوی مخالفات "با شدت" برخورد می کند. "با شدت" یعنی چه؟ می زنی؟ می کشی؟ کهریزکی می کنی؟ چه کار می کنی؟ تکلیف این "شدت" را معلوم کن.
آخر می دانی سردار. این همه مدت که از 22 خرداد گذشت و فته گران هر روز بیشتر از پیش رسوا شدند و به قول تو به جنازه تبدیل شدند و فریب خوردند و پول موساد و سیا را گرفتند، در تمام این مدت اسم آنها که می آمد اما چرا کهیر می زدی؟ مگر نمی گویی این ها جنازه اند و مرده اند. بعد چرا ادامه می دهی "با هرگونه تحرکشان برخورد می کنیم." جنازه مگر راه می رود. مگر متحرک است؟
سردار همدانی، تو فرمانده سپاه پایتخت هستی. خارجی به تو حمله نکرده. آمریکایی ها پشت دروازه تهران نیستند. اسرائیلی ها موشک نینداخته اند. مردم پایتخت اما می خواهند اعتراض کنند. سئوال دارند و این سئوال ذهن آنها را 18 ماه است که مشغول کرده است. هیچ کس به این سئوال جواب نداد. یک روز "خس و خاشاک" شدند. فردایش "بزغاله و گوساله" و روزی دیگر هم "میکروب سیاسی". این پاسخ سئوال آنها بود. اینها اما یک بار دیگر می خواهند بیایند و دوباره سئوالشان را تکرار کنند. بازهم به شماها اعتماد کردند تا درخواستشان را در میان بگذارند. به اعتماد آنها خیانت نکن. این فرصت ها را همیشه به دست نمی آوری تا با مردم آشتی کنی. این آخرین درخواست آشتی آنها را رد نکن که دیگر بار فرصتی در اختیار نخواهند گذاشت. اگر مردم بیایند و اگر بخواهند، نه تو و نه خیلی ها بزرگ تر از امثال تو جرات و جسارت برخورد با آنها را نخواهید داشت. روسیاهی ات اما می ماند به زغال و شرمندگی ات مثقال مثقال. خجالت بکش سردار    


 


ندای سبز آزادی: روزنامه کیهان درحالی تعداد افراد شرکت کننده در راه پیمایی 22 بهمن را 50 میلیون نفر اعلام کرد که لااقل در تهران عکس ها چیز دیگری می گویند.
بر اساس دستگاه نفرشمار روزنامه کیهان اگر راه پیمایان مراسم 22 بهمن در کل کشور 50 میلیون نفر باشند، در اینصورت طرفداران جنبش سبز که در مراسم های مختلف قبل از 22 خرداد 88 به استقبال رهبران خود می رفتند و در راه پیمایی 25 خرداد میدان آزادی تا انقلاب را سبز کردند سرجمع باید تا حد 150 میلیون نفر هم برآورد شوند.
  روزنامه کیهان که تیراژ 30 هزار در روز خود را گاهی اوقات تا 80 هزار نفر هم اعلام می کند باید هم برای تحت تاثیرقرار دادن تظاهرات معترضان در روز 25 بهمن از شرکت کنندگان 50 میلیونی بگوید و همه را هم با خود نسبت دهد. درحالی که لااقل در طول تاریخ انقلاب، 22 بهمن تنها مراسمی بوده است که همه اقشار و گروه ها همیشه در آن شرکت می کرده اند. با اینحال  فقط معلوم نیست اگر واقعاً اینگونه است و تمام این 50 میلیون نفر هم معترضان به سران فتنه و مردم با بصیرت هستند چرا پس از اعلام راه پیمایی اعتراضی 25 بهمن توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی، خواب کودتاگران آشفته شده و با تعابیر تند از برخوردهای خشن می گویند.
در زیر دو عکس از این راه پیمایی 50 میلیونی که توسط خبرگزاری ایسنا منتشر شده است ارائه می شود:

180489_176364115741832_100001047355326_377733_1433026_n.jpg

2547.jpg


 


ندای سبز آزادی: در آستانه 25 بهمن ماه گفتگویی را پیرامون حضور مردم در این راهپیمایی با فرزاد فرهنگیان دیپلمات مستعفی ساکن نروژ ترتیب داده ایم. از آقای فرهنگیان در باره ماهیت این فراخوان و عکس العمل حاکمیت نسبت به خواست مردم ایران پرسیدیم.
متن کامل گفتگوی ندای سبز آزادی با فرزاد فرهنگیان را در ادامه میخوانید:

آقای فرهنگیان به نظر شما استقبال مردم با توجه به شرایط موجود منطقه و ایران از راهپیمایی 25 بهمن چگونه خواهد بود؟

من فکر میکنم با توجه به تمامی فشارهایی که از سال گذشته پس از انتخابات مهندسی شده بر مردم رفته است و اینکه در واقع می توان گفت که جنبش سبز مردم ایران باعث جرقه انقلاب های تونس و مصر سبب شده است ، امیدوارم که نسیم همان دموکراسی از خاورمیانه به آسمان ایران  باز گردد. به نظر من مردم به ندای رهبران خود پاسخ خواهند گفت و در این روز شرکت فعال و پویایی از خود نشان خواهند داد.
با توجه به موضع گیری حاکمیت نسبت به اتفاقات مصر و به طور مثال صحبت های آیت الله خامنه ای در نماز جمعه اخیر تهران ، به نظر شما آیا میتوان امیدوار به تغییر در ادبیات و در نتیجه رفتار حاکمیت بود؟
متاسفانه حاکمیت در ایران آنچنان شیفته قدرت است که هنوز پیام مردم ایران را نشنیده است و چنان خود را سوار بر اسب قدرت می پندارد که من بعید میدانم صدای مردم ایران را بشنود و متوجه باشد که آن چه امروز در خاورمیانه رخ داده در حقیقت خواست مردم برای آزادی ست. متاسفانه شاید این در ذات قدرت است که قدرتمندان فراموش میکنند که روزی همین مردم این قدرت را در اختیارشان گذاشتند . من فکر نمیکنم چنین اتفاقی میسر بشود.

آقای فرهنگیان دوست دارید روز 25 بهمن چه اتفاقی در تهران بی افتاد؟

من دوست دارم خواست و اراده مردم مظلوم و بی پناه ایران در واقع محقق بشود، اراده مردم برای استقلال و آزادی ست که سی و دو سال پیش نیز مردم فریاد کردند. دوست دارم ایران را آزاد ببینم. امیدوارم درهای کشور بر روی ایرانیانی که امروز هر یک در سر تا سر دنیا پراکنده شده اند باز شود و مردم خودشان کشور را اداره کنند.

با سپاس از فرضتی که در اختیار ندای سبز آزادی قرار دادید.
 


 


تو بند 350 که بودم دوستان تعریف می کردند پارسال روز عاشورا که تلفن های بند 350 وصل بود بچه ها تو بند هر لحظه از طریق دوستان و خانواده هاشون خبرهای امیدوار کننده می گرفتند . ساعت حدود یازده دوازده ظهر روز عاشورا رییس بند و افسر نگهبانها وقتی دیدند اوضاع خیابون ها خیلی خرابه از ترس از زندان خارج شده بودند . بچه ها تو بند به شوخی و گاهی هم جدی می گفتن آماده باشید تا شب بیشتر اینجا نیستیم . الان هم که قطعا دوستان تو زندان از تجمع 25 بهمن و خبرهای این روزها به نحوی مطلع شدن مطمئنم بحث داغ بند 350 همین موضوعه .

واقعا نمیدونم چرا تجمعات و راهپیماییهای سال گذشته با ساعت کار ادارات شروع و تموم می شد؟

بازجوم می گفت روز عاشورا اگه فقط دو سه ساعت دیگه ادامه داشت تو خیابون موندن مردم تقریبا کار تموم بود !! می گفت از فردای انتخابات تا روز عاشورا یه لنگمون رو هوا بود اما از 9 دی تقریبا کنترل اوضاع اومد دستمون .

اما این روزها بنظر می رسه باز هم یک پای نظام رو زمینه و یک پا در هوا . این دفعه به قول خودشون اگه اوضاع از دستشون خارج بشه دیگه سخته کنترل کردنش و احتمال جفت پا رو هوا رفتن هم زیاده !

25 بهمن وقتی اومدیم تو خیابون یه لحظه به اسرای جنبش فکر کنیم . اینکه اون روز دل تو دل اسرا نیست و چشم انتظار که درهای بند باز بشه و همه دسته جمعی بیان بیرون . پارسال عاشورا بچه ها از صبح که تلفنی خبرها رو می گرفتن خیلی امیدوار بودن و امسال که تلفن و همه راههای ارتباطی قطعه همه اسرا چشمشون به درهای بند 350 دوخته میشه . امید اسرایمان را نا امید نکنیم


 


۱۲ تشکل دانشجویی برون مرزی در بیانیه‌ای مشترک از راهپیمایی ۲۵ بهمن حمایت کردند.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بهمن یادآور مبارزه با استبداد است. اینبار برادران و خواهرانمان در تونس و مصر انقلاب ۲۵ها را بنیان نهادند تا ریشه خودکامگی و استبداد که گاه در لباس سکولاریسم و گاه در پوستین دین، خون جوانان وطن را می ریزد، از ریشه برکنند. از دیگر سو این ایام یادآور انقلاب ۵۷ است. انقلابی که در دستیابی به اهداف خود ناکام ماند و آرمانهای آن قربانی قدرتطلبی عده ای شد که با چپاول ثروت ملی، پایه های دیکتاتوری خود را تحکیم کرده اند.

امروز با تاسی از جنبشهای فراگیر آزادی خواه در منطقه، بار دیگر در مقابل دیکتاتوری سی ساله می ایستیم و دعوت رهبران جنبش سبز را پاسخ می گوییم تا در ۲۵ بهمن ماه، آرمانهای برزمین مانده بهمن ۵۷ را مطالبه کنیم. آرمانهایی نظیر تحقق حاکمیت ملی و رعایت حقوق بشر. در ۲۵ بهمن فریاد برآریم که با هر شکلی از دیکتاتوری، چه شاهنشاهی و چه دینی، مبارزه می کنیم و راه شهیدان آزادی از بند استبداد در بهمن ۵۷ را ادامه می دهیم.

تشکلهای حامی این فراخوان از دانشجویان و دانشگاهیان و تمامی ایرانیان دعوت می کنند که با غریو الله اکبر و ننگ بر دیکتاتورشان در شب ۲۴ بهمن و حضور گسترده و فعال خود در تظاهرات ۲۵ بهمن، کاخ استبداد را به لرزه درآورند تا آزادی برای ایران و ایرانی به ارمغان آید.

خواهران و برادران، نجات وطن بدست ماست، از اين محبس نجاتش ده ...

تشکلهای حامی:

- پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی (پرسا)

- دانشجویان حامی جنبش سبز ایران (سیگما)، دانشگاه ویکتوریا، کانادا

- راه سبز اتاوا

- جمعی از دانشجویان سبز تورنتو

- Austin For Iran - Student Chapter

- نسل آزادیخواه ایران - اتریش

- جنبش سبر دانشجويي ونكوور

- Sabzhouston

- Democratic student association in George Washington University

- Solidarity with Iran's Democratic Movement, Edmonton

- دانشجویان سبزدانشگاه تگزاس اِی اَند اِم

- شبکه همیاری با جنبش سبز مردم ایران در شیکاگو


 


حسین زمان از فعالان عرصه هنر و سیاست در یادداشتی که در وبلاگ خود منتشر کرده است به مقایسه ۲۲ بهمن ۵۷ و ۲۲ بهمن ۸۹ پرداخته است:

تفاوت های ۲۲ بهمن ۵۷ و ۲۲ بهمن ۸۹

از وبلاگ حسین زمان

اختلاف بین ۲۲ بهمن و ۲۵ بهمن تنها سه روز نیست این اختلاف بیش از سی سال است . سی و دو سال است که از انقلاب سال ۵۷ میگذرد . انقلابی که در سایه یکدلی و یکپارچگی و یکصدایی شکل گرفت و پس از سالها مبارزه اقشار مختلف مردم از هر صنف و گروهی در بهمن ۵۷ به ثمر رسید .

انقلابی که هم کارگران و کشاورزان در آن نقش داشتند و هم معلمان و دانش آموزان و دانشجویان و پزشکان و پرستاران و کارمندان و نویسندگان و ادبا و روحانیون و … . انقلابی که هم حاصل تلاش و مبارزه مسلمانان بود و هم حاصل پیکار و رنج و مشقت غیر مسلمانان . هم راست ها در آن سهیم بودند و هم چپ ها . زنان و مردان در کنار یکدیگر و شانه به شانه هم در صف اول مبارزه یکدیگر را همراهی و یاری میکردند .

با وجود اختلاف نظر های ایدئولوژیک برای رسیدن به هدف مشترک یکدیگر را تحمل میکردند و به عقاید هم احترام میگذاشتند . به آزادی عقیده و آزادی بیان پایبند بودند چرا که فریاد همگی شان از بی عدالتی و خفقان و عدم آزادی بیان به آسمان بلند بود . هدف مشترکشان که همان سرنگونی نظام سلطه و دیکتاتوری بود تمامی انقلابیون را بر آن میداشت که برای چشیدن طعم شیرین آزادی و استقلال به وحدت و هم دلی بیاندیشند و از تفرقه و چند دسته گی بپرهیزند .

این بود تصویر زیبای ماه های نزدیک به بهمن ۵۷ و چند صباحی بعد از پیروزی انقلاب . درست همان چیزی که امروز در میدان التحریر قاهره شاهد آن هستیم . مسلمان و مسیحی و لائیک ، پیر و جوان ، چپ و راست همه و همه هم خشمند و همراه .

بعد از مدت کوتاهی از پیروزی انقلاب کم کم سهم خواهی ها آغاز شد و هر گروهی سهم بیشتری از قدرت را مطالبه میکرد . تحمل مخالف روز به روز کاهش یافت و به سرعت بحث ها و چالش های ناشی از اختلاف عقاید و نظر ها جای خود را به خشونت و حذف طرف مقابل داد . در این مقطع بخشی از انقلابیون از پیکره نظام جدا شدند و خصومت و دشمنی بین این گروه و دیگران بالا گرفت . هشت سال جنگ با وجود همه زشتی هایش فرصتی شد برای همدل شدن و یکصدایی در مقابل دشمن مداخله گر . باز هم اختلاف نظر ها در بسیاری از موارد کنار گذاشته شد و تلاش ها در جهت بیرون راندن دشمن غارتگر شکل گرفت و همسو شد . البته بماند که این همدلی و هم سویی و صداقت مردم مبارز درست هدایت و مدیریت نشد .

این همدلی و امید به آینده و یکصدایی را تنها یک بار دیگر شاهد بودیم و آن هم ۲۲ بهمن ۷۶ بود . خاطره آن روز برفی و جمعیت همراه و همدل چند میلیونی در تاریخ پر تلاطم این مرز و بوم ثبت شد .

بعد از جنگ دوباره زخم ها سر باز کرد و موضع گیری ها آغاز شد . سهم خواهی ها دوباره با شدت بیشتر مطرح شد . هر روز که جلوتر آمدیم از آن روزهای زیبای یکی بودن دور شدیم . به تدریج تهمت ها آغاز شد ، تخریب یکدیگر در دستور کار قرار گرفت و قدرت طلبی و فرصت طلبی جای همه آرمان گرایی ها و خداجویی ها را اشغال کردند و وحدت و یکپارچگی جای خود را به تفرقه داد . ساز خودی و غیر خودی کوک شد و جناح بندی ها به سرعت آغاز گردید . همانها که در اوایل انقلاب برای آزادی سینه سپر میکردند کم کم برای آن ،هر روز یک تبصره قائل شدند و برای آزادی و استقلال و مردم سالاری تعاریف ویژه ارائه کردند . کسانی که هیچ تأثیری در پیروزی انقلاب نداشتند به تدریج نقش عوض کردند و لباس انقلابی به تن کردند و حتی در جایگاه مدعی العموم قرار گرفتند .

ملاک مرزبندی ها دیگر ارزش ها و آرمانهای انقلاب نبود بلکه صلاح جناح و گروه و افراد بود که مرز ها را مشخص میکرد . در دست داشتن عکس دکتر شریعتی  که در راهپیمایی های سال ۵۷ یک ارزش و یک افتخار بود  در ۲۲ بهمن سال ۸۸ جرم محسوب میشد .

بزرگترین و خطرناک ترین خطا و گناهی که طی سالهای پس از پیروزی انقلاب صورت گرفته قدیس تراشی بوده  و بهره گیری از دین و معنویت برای ساکت کردن نظرات مخالف . هر نگاه منتقد و هر عقیده معترض  رو در روی دین و خدا قرار داده شد و مهر الحاد بر آن خورد تا دیگر هیچ مخالفی بر خود حقی متصور نشود . این مرز بندی ها بود که به تدریج بین  ۲۲ بهمن ۵۷ و ۲۲ بهمن ۸۹ فاصله ای عمیق انداخت .

امروز دیگر  تعدادی از شعارها و پاره ای از آرمانهای سال ۵۷ قابل بیان نیست . امروز شاید تنها شباهتی که بتوان پیدا کرد با سی و دو سال پیش این است که باز هم برای بیان عقیده آن هم به شکل مسالمت آمیز  مجوز لازم است .

کسانی که برای ۲۵ بهمن درخواست راهپیمایی داده اند خود را از جنس ۲۲ بهمن ۸۹ نمیدانند خود را از جنس راهپیمایی های دولتی و از پیش برنامه ریزی شده نمیدانند  بلکه بیشتر از جنس بهمن ۵۷ هستند و از همین رو روز دیگری را انتخاب کرده اند. قطعا انتخاب ۲۵ بهمن برای حمایت از مردم مصر تنها بهانه ای است برای اینکه گفته شود ما به تنفس در هوای آزاد می اندیشیم و از کلمه مقدس آزادی حمایت میکنیم . حمایت ما از مردم مصر بهانه ای است برای حمایت از مردم سالاری ، آزادی بیان ، استقلال و عزت و شرافت انسانی .


 


جبهه مشارکت ایران اسلامی در همبستگی با جنبش های ازادیخواهانه منطقه و پیروزی جنبش های مردمی تونس و مصر بیانیه تحلیلی زیررا صادر کرد: بسم الله الرحمن الرحیم مبارزه آزاديخواهانه پیروزمند مردم تونس عليه ديكتاتوري كه از يك واكنش خودجوش و توده‌اي در دفاع از يك مظلوم آغاز شده بود، اكنون در ادامه منطقي خود به يك جنبش گسترده دموكراسي‌خواهي در سطح جهان عرب (اسلام) فرا روييده كه سقوط دیکتاتور و برگزاري انتخابات آزاد و منصفانه فارغ از مداخله نيروهاي نظامي و امنيتي در رأس مطالبات آن قرار دارد. از فرداي استقلال تونس و بويژه ظرف 23 سال حکومت زين‌العابدين بن علي هرگز يك فضاي انتخاباتي آزادانه و به دور از مداخله نيروهاي نظامي در این کشور شکل نگرفت و در عوض سایه دیکتاتوری روز بروز سنگین تر و نقض حقوق بشر فراگیرتر شد. تبعيد متفكرين و سركوب دگرانديشان،‌ بازداشت‌هاي دلبخواه و به دور از محاكمه عادلانه، شكنجه زندانیان، سلب حق سازمان‌يابي اقشار اجتماعی و تشكل‌يابي شهروندان، سركوب مدافعين حقوق بشر و فشار و محدودیت نويسندگان و روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نويسان و فعالان عرصه اينترنت و فضاي مجازي و اعمال سانسور بر رسانه ها سکه رایج حاکمیت دیکتاتوری بود. تجربه تونس نشان داد كه فقر و فساد و تبعیض با ديكتاتوري همزاد و در غیاب جامعه مدنی همپای يكديگر هستند و در سوی دیگر مطالبات عدالتخواهانه و مردمسالارانه نیز هرگز جداي از يكديگر نيستند. قیام پیروزمند مردم تونس همچنين بيانگر آن است كه ديكتاتورها و مستبدين هر قدر هم كه بتوانند در پس وعده‌هاي فريبنده «پيشرفت» و نيز نقش آفرینی نظاميان در پس صحنه های انتخابات چند صباحي بر اسب مراد بتازند، فرجامي جز سرنگوني نخواهند داشت و ثبات، آرامش و امنيت پايدار جز در سايه تامین آزادیهای مدنی و انتخابات آزاد و منصفانه ممكن نيست. مبارزه آزاديخواهانه مردم تونس پيوندي تازه ميان «خيابان» و «صندوق انتخابات» برقرار كرده و مطالبات مربوط به اصلاح قوانين انتخاباتي زنگ خطر را براي همه مستبدين و ديكتاتورها به صدا درآورده است. اكنون ديگر ديكتاتورها و نظاميان مداخله‌گر در سياست، نمي‌توانند بي‌اعتنا به مطالبات بيان شده در كف خيابان ها، فرد مورد نظر خود را از صندوق انتخابات بيرون بياورند. پيوندي كه ملت عرب به ويژه جوانان و نسل جديد بين خيابان و انتخابات برقرار كرده‌اند، به نحو بارزتري در حركت انقلابي ملت مصر مشاهده ‌شد. تا آن‌جا كه اين جنبش را نمي‌توان بدون نقش و تأثيري كه سرخوردگي ملت و بخصوص جوانان از نحوه برگزاري انتخابات ریاست جمهوری ٢٠٠۵ و انتخابات اخير مجلس ملي مصر که رئیس جمهور و حزب حاکم پیروز قاطع آنها معرفی شدند باز شناخت و آن را تحليل و بررسي كرد و درس‌هاي لازم را از آن بدست آورد. البته برگزاري انتخابات فرمايشي در طول دهه‌هاي حاکمیت نظاميان و ديكتاتورهاي مادام‌العمر چيز جديدي نيست، آنچه كه جديد است ظهور يك نسل تحول‌خواه و مأنوس با اينترنت و سایت های اجتماعی نظیر فيس بوك و توييتر و جهان نگراست که می توانند شبکه های اجتماعی گسترده و سریع العمل را شکل دهند. مسأله اين است كه ديكتاتوري ها نمي‌توانند همچون سابق انتخابات را در جايي كاملاً دور از حوزه نظارت مردمي و بويژه نظارت چشمان مسلح به اينترنت برگزار كنند. تا آنجا كه تقلب‌هاي گسترده انتخابات مجلس مصر در پاييز گذشته افشاگري گسترده در فضاي مجازي اينترنت را به همراه داشت و شوق مشاركت‌جويي در تعيين سرنوشت از آن‌جا كه پاسخ لازمه را در صندوق انتخابات و نمايندگان نيافت، تبديل به مشاركت‌جويي ملي در شبكه‌هاي اجتماعي و شبكه‌هاي فضاي مجازي و پس از آن در خیابانها شد. تصادفي نيست كه اين جنبش از سوي ناظرين و تحليل‌گران بيروني به عنوان يك «جنبش بدون رهبر» معرفي شده، زيرا آن گستردگي و تكثر بي‌كران این شبكه‌هاي اجتماعي و نیز شبكه‌هاي مساجد، قهوه‌خانه‌هاي عرب، سازمان‌هاي جامعه مدني، جنبش‌هاي دانشجويي، جنبش زنان و ... را هرگز نمي‌توان به انحصار يك رهبري واحد در آورد. مبارزه مردم تونس و مصر اعتباري تازه و جهاني به آنچه كه «خيابان‌هاي جهان عرب» ناميده مي‌شود بخشيده كه تداعي كننده اعتبار نام ايران و ايراني از پس انقلاب اسلامی و جنبش انتخاباتي سبز اخیر است. دقيقاً در همين نقطه است كه مي‌توان تشابه‌ها و برخی تفاوتهاي انكار ناپذير اوضاع در مصر و تونس و خاورميانه را با وضعيت ايران پس از انتخابات سال گذشته دريافت. شعار «الشعب يريد اسقاط النظام» كه محوريتي بي‌چون و چرا در مصر يافت موضوع اجماعی جنبش سبز نيست. زيرا مصري‌ها سی سال دیکتاتوری و سيطره امنيتي‌ها و نظاميان بر عرصه سياست تجربه و بدنبال تغییر آن بودند ، در حالي كه در كشور ما مردم در سی و دوسال پیش درست در همین روزی که مبارک سقوط کرد انقلاب کرده و رژیم استبدادی و سلطنت موروثی را سرنگون کردند و حال سبزها بدنبال میراث این انقلاب یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسي به عنوان مطالبه و محور وفاق ملي است و اعتراض ها متوجه حاکمان تمامیت خواه و هسته‌‌هاي مداخله‌گر نظامي و امنيتي در عرصه سياست و انتخابات است كه قانون اساسي را به گروگان گرفته و تحت مخاطره و حتي اسقاط قرار داده‌اند. اگر بخواهيم اوضاع دو كشور را مقايسه كنيم،در ایران بر خلاف مصر رخنه و نفوذ تباهي‌آور و انحطاط‌بخش امنيتي‌ها و هسته‌هاي سياسي- نظامي در عرصه انتخابات و سياست فعلاً‌ در نقطه‌هاي آغازين خود قرار دارد و از همين جا مي‌توان به روشني دريافت كه عزم ملت ما در آري گفتن به انتخابات و نه گفتن به مداخله نظامي‌ها، يك عزم اصلاح‌طلبانه براي مصون سازي نظام از سقوط و انحطاط است که باید امید وار بود این پیام توسط حاکمیت شنیده شود . از اين تفاوت عمده و اساسي كه بگذريم شباهت شگفت‌آوري بين مواضع، ادبيات و عملكرد هواداران رژيم مبارك و اقتدار گرایان ایران از يك سو و مطالبات آزاديخواهانه و تحول‌جويانه جوانان دو كشور در كف خيابان‌ها از ديگر سو مشاهده می شود. يعني هم ادبيات روزنامه«الاهرام» و رسانه‌هاي رسمي مصر در متهم كردن تحول‌خواهان به «فتنه‌جويي»، بر هم زدن «نظم» و «ثبات» و امنيت و تماميت ارضي كشور با ادبيات تريبون‌هاي رسمي مشابه در ايران نظیر کیهان و صدا و سیما و رسانه های همسو انطباق تام و تمام دارد و هم روياها و آرمان‌هاي جوانان عرب براي «مصر فردا» با آنچه كه جوانان ايران براي ايران امروز و ايران فردا مي‌طلبند توازي دل‌انگيزي نشان مي‌دهد. «الاهرام» در حالي تحول‌خواهان عرب را متهم به فتنه و تحريك‌پذيري از «خارج» کرد كه تندترين جناح‌هاي صهيونيستي در اسرائيل نیز بيش از هر كشور ديگر از گسترش و دامنه تحولات مصر اظهار نگراني كردند و اين نشان مي‌دهد كه اسرائيل از حاکمیت دموكراسي در کشورهای اسلامی هراس دارد و نه ديكتاتوري‌ها اعم از سکولار و دینی ، و گسترش دموكراسي و حقوق بشر و جامعه مدني و آزادي بيان را منافي فلسفه وجودي خود مي‌داند. جبهه مشارکت ایران اسلامی با تبریک به جوانان و مردم تونس و مصر و درود به آزادیخواهان سایر کشورهای منطقه حمایت همه جانبه خود را از آنها برای کسب آزادی و استقرار دموکراسی اعلام می دارد و خود را در پیوند با آنها در این مسیر می یابد و می داند. جبهه مشارکت ایران اسلامی 23/11/89


 


بنا به گزارش منابع خبری، طی روزهای اخیر ماموران امنیتی به موسسه صراط، دفتر چاپ و نشر آثار دکتر عبدالکریم سروش و همچنین موسسه معرفت و پژوهش حمله کرده، ضمن ضبط و انتقال اسناد و مدارک آن، دانشجویان حاضر در آن محل را ساعت ها مورد بازداشت و فشار و بازجویی قرار دادند.

به گزارش منابع خبری جرس، این اقدام در در راستای فشارهای امنیتی و همه جانبه به خانواده دکتر عبدالکریم سروش، صورت گرفت که طی ماههای اخیر داماد وی توسط نیروهای امنیتی تحت فشار های روحی و جسمی قرار گرفت و از او خواسته بودند علیه همسرش (دختر سروش) و شخص سروش سخنانی بگوید و آنان را "فاسد و فاسق" بخواند تا از صدا و سیما پخش شود.

این منبع همچنین گزارش داد که همزمان با احضارهای مکرر و تهدید جانی سروش (فرزند عبدالکریم سروش)، چهارشنبه شب گذشته نیروهای وزارت اطلاعات به دو موسسۀ صراط و معرفت و پژوهش یورش برده، مدارک دو موسسه را ضبط کرده، دانشجویان بی گناه و بی خبر موسسه معرفت و پژوهش را برای ساعاتی چند بازداشت کرده، به کارمندان دو موسسه توهین کرده، آنان را چندین ساعت بازجویی کرده و کل مدارک موسسه را با خود برده اند.

گفتنی است به جهت فشارهای وارده بر خانواده عبدالکریم سروش طی ماههای اخیر، فرزندان او مجبور به ترک کشور شده و دیگر خویشاوندان در هراس از تعقیب به سر می برند. تحلیل گران بر این باورند که علت اصلی اعمال فشارهای بی سابقه بر خانواده آین روشنفکر دینی، انتشار نامه های انتقادی و سرگشاده وی به آقای خامنه ای پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ٨٨ بوده است.

در یکی از این نامه های سروش آمده بود که ما نسل کامکاری هستیم و زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت.

گفتنی است موسسه فرهنگی صراط در سال ۶۵ شمسی به همت عبدالکریم سروش و جمعی از یارانش بنیان گذاشته شد و با اخذ مجوز به طور رسمی در تهران شروع به کار کرد. طی ٢۴ سال گذشته فعالیت های موسسه متمرکز بر انتشار کتب و اثار صوتی روشنفکران دینی و اهل فلسفه و محققان و مترجمان این دیار در حوزه های دین پژوهشی، عرفان اسلامی، فلسفه معاصر و کلام جدید با محوریت نشر آراء عبدالکریم سروش (روشنفکر مشهور معاصر) بوده است. داریوش آشوری، مراد فرهادپور، آرش نراقی، سروش دباغ و ابوالقاسم فنایی از دیگر نویسندگان و روشنفکرانی هستند که آثارشان بوسیله انتشارات صراط طی سالیان اخیر به چاپ رسیده است. موسسه فرهنگی صراط به همراه موسسه معرفت و پژوهش که برگزارکننده کلاسهای آموزشی و جلسات سخنرانی و نقد و بررسی کتاب در حوزه روشنفکری و فلسفه معاصر است و زیر نظر سروش دباغ اداره می شود، طی 12 سال گذشته حضوری پررنگ و تاثیرگذار در عرصه اندیشه و فرهنگ این مرز و بوم داشته اند. این دو موسسه یک بار درسال ٨٢ به دستور قاضی سعید مرتضوی به مدت شش ماه تعطیل شدند.


 


در ادامه بازداشت های چند روز گذشته، مجتبی شایسته روز گذشته در منزل خود بازداشت شد.

به گزارش کلمه شایسته از جوانان اصلاح طلب و از اعضای جوان جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. از محل بازداشت و ضابط قضایی بازداشت کننده وی خبری تاکنون در دست نیست.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته