-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 02/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



با توجه به اعتراض های خیابانی در ایران، کاملا مشخص و معلوم است که راه مناسب برای آمریکا این است که جنبش سبز را مورد حمایت قرار داده و آن را تقویت کند.

روحانیون الیگارشی (سلطنت قومی قبیله ای) خیلی تلاش کرده اند تا حرکت دموکراسی خواهی را در ایران متوقف کنند و یا از سرایت آن جلوگیری کنند. به رغم این که تلاش کردند حرکت اعتراضی مردم مصر را به انقلاب اسلامی ایران و شروع آن بیش از سی سال پیش ربط دهند، و هرچقدر تهدید کردند که با خشونت وارد عمل خواهند شد، ولی باز هم ملاها و روحانیون حاکم بر ایران نتوانستند جلوی شهروندان ایران را بگیرند.

سخت بتوان گفت که موج اعتراضی در خاورمیانه از ایران شروع شده، ولی واقع گرایانه است اگر بگوییم در این موجی که به راه افتاده، ایران عقب نمی ماند و یورش به سوی آزادی را دنبال می کند.

خاورمیانه از زمان کسب استقلال از امپراتوری های حاکم، شاهد بزرگ ترین تغییر درون خود است. هرقدر ترس از حاکمیت اسلامگرایان شماری از سیاستگذاران و یا تحلیلگران سیاسی عقب نشانده، ولی دیگر منطقه از هرچه حرص و ولع ایدئولوژیک است، سیر شده است. آن چه ما در خیابان های کشورهای عربی شاهد آن هستیم، نه درخواست و حرکت به سمت پان عربیسم و عرب گرایی است که به دنبال جهان عربی مدرن باشد و نه در پی اسلامگرایی و مخالفت با حکومت های ایدئولوژیک منطقه است. جوانان و طبقه متوسط منطقه دیگر گول حرف ها و ظواهر گول زننده ای که فقط فساد دستگاه حاکم را مخفی می کند، نمی خورند. در همین راستا، جنبش سبز ایران که پس از انتخابات ریاست جمهوری پرمناقشه شکل گرفت، آغازگر این حرکت نبود اما جلودار شکل دهی به این موج (در منطقه) بود.

هرقدر قدم های اولیه این موج فراز و نشیب های زیادی دارد اما به هر حال منطق متعارف در مورد فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی را تنگ تر و محدودتر می کند. قدرت های بزرگ چون روسیه و چین که به دنبال نوعی ثبات هستند، با تحریم های بیشتر ایران مخالفت خواهند کرد. دولت های عربی هم که درگیر حفظ مقام و یا از دست دادن آن هستند، در انزوای جمهوری اسلامی حضور فعالی نخواهند داشت. اقدام نظامی هم که پیشتر خیلی مورد استقبال نبود، به حاشیه رانده خواهد شد چرا که حضور نیروهای نظامی علیه تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی به رادیکالیزه و تندرو شدن دولت های عربی در حالی منتهی می شود که این کشورهای در حال حرکت به سوی مدرنیزاسیون و دموکراسی هستند.

البته همه چیز هم از دست رفته نیست. همیشه و از زمان شروع، کلید حل معمای اتمی جمهوری اسلامی، حرکت رو به جلوی جنبش سبز بوده است. دستگاه رهبری وصله پینه شده ایران و بی توجهی به مجازات های اقتصادی در نتیجه لجبازی های اتمی و حتی حضور در مذاکرات سازنده به جایی نرسیده اما از زمان انتخابات پرمناقشه ریاست جمهوری در ایران و شکل گیری جنبش سبز و هرقدر که واشینگتن این جنبش را مرده پنداشته، اما همین حرکت اعتراضی با همه پستی و بلندی ها، نامشروعیت نظام حاکم بر ایران را رقم زده و تمامی محاسبات روحانیون حاکم را برهم زده است. حرکت نارضایتی مردم، آینه وفاداران به نظام اسلامی شده که یادشان رفته اولویت های انقلابشان چه بوده است. حرکت به سمت ایدئولوژی افراطی در ایران، هماهنگی و گسترش سیستم های امنیتی و اطلاعاتی را هم برهم می زند و به رغم متوسل شدن به همه حربه ها، شاید آیت الله علی خامنه ای نتواند از راه حاکمیت ترس و وحشت هم قدرت خود را حفظ کند و یا آن را ادامه دهد.

چالش اصلی برای آمریکا، پیدا کردن راه هایی است که بتواند با جنبش سبز ارتباط برقرار کند. هرقدر که ماهیت شبکه های اجتماعی، پیوند گسترده عنوان شده، اما حتی همین راه هم محدودیت های خاص خودش را دارد. روش اروپای شرقی می تواند مدل سازنده و خوبی باشد.

غرب در آن زمان از راه های مخفی و با کمک گرفتن از موسسات و سازمان های زیاد و گسترده ای از جمله کلیسای کاتولیک و اتحادیه های کارگری و دیگر موارد استفاده کرد تا با ناراضیان در تماس باشد. بخش هایی از جامعه مدنی ایران مانند سندیکاهای کارگری سازمان های جوانان و روحانیون ناراضی و دگراندیش و معترضان لیبرال و آزادی خواه در دانشگاه ها به شکل گسترده ای آشوبگرانه و فعال عمل می کنند که مستحق دریافت کمک و مشاوره آمریکا هستند. غرب، یا به دلایل امنیتی و یا به دلایل ایده آل گرایی و یا به هر دلیل دیگر، باید این مسئله را تشخیص دهد که تنها راه حل میان ملاهای حاکم و دستیابی آن ها به بمب اتمی، جنبش سبز است.

مرگ نظام جمهوری اسلامی، امری محتوم است. اگر خاورمیانه به سمت احترام به خواسته های شهروندان پیش رود و نظام پلورالیسم (تکثرگرایی) و پاسخگویی را در پیش گیرد، سخت است بتوان انتظار داشت که یک نظام دیکتاتوری مخوف دینی بتواند در این منطقه دوام بیاورد. در جریان گذار به سمت دموکراسی هنوز هم مقابله با خواسته های مهلک و زیان آور ملاهای حاکم بر ایران یک چالش اساسی خواهد بود و عطش ملاهای حاکم بر ایران به تروریسم گستری، مسئله ای اساسی است که هنوز باید به طور جدی در دستور کار قرار داشته باشد. خیال های واهی راه حل های دیپلماتیک نباید چشم جامعه جهانی در مورد آسیب پذیری های نظام جمهوری اسلامی را کور کند. در پایان، بهترین و موثرترین راه حل برای خلع سلاح جمهوری اسلامی و پایان دادن به حاکمیت ترور و وحشت و سرکوب، سرمایه گذاری روی جنبش رام نشدنی سبز است.

* از: ری تکی (Ray Takeyh) / در: واشینگتن پست


 


علیرغم حضور پررنگ نیروهای پلیس، دستگیری‌های دقیقه نود و تهدیدات حکومت، ده‌ها هزار ایرانی روز دوشنبه ۱۴ فوریه به خیابان آمدند. این اتفاق در بیشتر شهرهای بزرگ کشور روی داد : تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، رشت، تبریز و کرمانشاه. اپوزیسیون که تا اینجا سرکوب شده بود، نشان داد که هم‌چنان وجود دارد.

به صورت رسمی هدف اصلی اعلام همبستگی با «مبارزه مردم مصر و تونس علیه دیکتاتوری» و به دعوت رهبران جنبش سبز بود. مقامات که این تجمع را ممنوع اعلام کردند و رهبران «سبز»، میرحسین موسوی، نخست‌وزیر سابق و مهدی کروبی، رئیس سابق مجلس، دو کاندیدای شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ را در خانه‌هایشان حبس کردند، تفاضای مجوز را «عملی سیاسی و گستاخانه» خواندند.

برای اپوزیسیون این اولین تلاش برای ابراز وجود گسترده از روز عاشورا در ماه دسامبر ۲۰۰۹ بود که نقطه پایان تجمعات بزرگ شد. سبزها برای این اعتراضات، بهایی سنگین پرداخته‌اند (۱۰۰ کشته، ۴۰۰۰ بازداشت، شکنجه و دادگاه‌های غیرقانونی) و تنها چیزی که نصیبشان شد، سرکوبی فزاینده بود.

و اما این بار؟ سبزها، مصمم‌تر از پیش به دلیل ماه‌ها سرخوردگی و با خاطره مصر در سر، به خیابان‌ها آمدند. در تهران تا دیر وقت گروه‌های مردم که با حملات پلیس متفرق می‌شدند، سعی کردند به میدان آزادی برسند. و چندین تصویری که منتشر شد عجیب یادآور صحنه‌های سال ۲۰۰۹ است: پلیس‌های ضد شورش که راه مترو را بسته‌اند، لباس شخصی‌هایی که به درون جمعیت نفوذ می کنند و موتورسواران بسیجی که تجمعات را با ضربه‌های باتوم پراکنده می‌کنند.

گاز اشک‌آور و پینت بال

چه اتفاقی افتاد؟ روزنامه‌نگاران خارجی حق نداشتند به خیابان‌ها بروند، در اینترنت اطلاعات غلط و دست‌کاری های بسیاری دست به دست می‌شد. بر اساس گزارش لیگ حقوق بشر در ایران دو معترض، یکی در تهران و دیگری در اصفهان کشته شدند، ده‌ها نفر زخمی و بسیاری نیز دستگیر شدند. در تهران، خیابان ولی عصر، نزدیک میدان آزادی و دانشگاه شریف یا در خیابان انقلاب، درگیری‌های خشنی اتفاق افتاد. نیروهای پلیس تیر هوایی شلیک کردند، اما از گاز اشک‌آور و «پینت بال» هم برای شناسایی بعدتر معترضان استفاده کردند.

شرکت‌کنندگان در تظاهرات با سکوت شروع به راه رفتن کردند اما بعد فریاد کشیدند: «مبارک، بن علی، نوبت سید علی»، بعضی‌ها هم سنگ پرتاب کردند. روی یوتیوب، مردی را می‌بینیم که بالای یک جرثقیل رفته و رهگذران را دعوت به راهپیمایی می‌کند. او کمی بعدتر دستگیر شد.

زهرا و همسرش، محمود، دو یار همیشگی اعتراضات سال ۲۰۰۹، که ترجیح می‌دهند بی نام بمانند، تلفنی به ما می‌گویند: «قلب تهران با گاز اشک‌آور و فریادهایی که از همه سو برمی خاست و سطل‌های زباله‌ای آتش زده، محشر کبری بود! ما هرگز این قدر پلیس در میدان آزادی ندیده بودیم ،اما با این حال مردم بسیار بودند، آنها نمی‌توانستند به هم بپیوندند، ولی عقب هم نمی‌نشستند.» هر دوی آنها از طبقه متوسط با مدارک بالای دانشگاهی هستند که کار پیدا نمی‌ کنند و مجبور هستند «کارهای موردی و کوتاه مدت» انجام دهند.

زهرا می‌گوید: «مهم، بودن آنجا بود. ما نگاه می‌کردیم تا ببینیم که چه قدر آدم آمده و غافلگیر شدیم که چه قدر همه شجاعت به خرج داده اند. تعداد زیادی جوان و مخصوصا زن آنجا بود. برای ما، بعد از این همه سکوت و سرکوب، لحظه رهایی بود: مردم ایران تسلیم نشده اند، ما فکرکرده بودیم که از ایران برویم، اما الان باز به ماندن فکر می‌کنیم.» محمود اضافه می‌کند: «حتی همین غلبه بر ترس، پیروزی بزرگی بود، ما همین‌جا متوقف نمی شویم.»

عبدالله گل، رئیس‌جمهور ترکیه که برای دیداری رسمی در تهران بود، بدون اشاره به ایران همان روز صبح، پیش‌بینی کرده بود: «زمانی که روسای کشورها به خواسته‌های ملتشان توجه نمی‌کنند، خود ملت ها دست به کار می شوند.»

* از: مری- کلود دکام /

در: لوموند


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته