

ایران روز پنجشنبه برای عبور دو ناو خود از آبراه سوئز با مقامهای مصری رایزنی کرده و مصر اعلام کرده است که درخواست رسمی ایران را برای عبور این دو ناو ایرانی از آبراه سوئز، برای ورود به دریای مدیترانه، دریافت کرده و آن را بررسی میکند.
حسام ذکی، سخنگوی وزارت خارجه مصر، میگوید که این درخواست رسمی ایران، از سوی وزارت دفاع مصر در حال بررسی است.
نهاد مصری ناظر بر آبراه سوئز پیشتر اعلام کرده بود که وزارت کشور و وزارت خارجه مصر نیز در امر بررسی درخواست رسمی ایران دخالت دارند.
«پرس تی وی»، شبکه تلویزیونی انگلیسیزبان دولتی ایران، عصر پنجشنبه اعلام کرد که مقامهای رسمی ایران در طول روز پنجشنبه با «همتایان مصری خود» تماس گرفته و با آنها درباره درخواست ایران، برای عبور دو ناو ایران از آبراه سوئز گفتوگو کردهاند.
پرس تیوی تأکید کرد که مقامات ایرانی در این مکالمات تلفنی از مصریها خواستند که امنیت ناوهای ایرانی را به هنگام عبور از این آبراه تأمین کنند.
این رسانه دولتی ایران افزود که مقامات مصری گفتهاند هیچ امر منفی در مورد درخواست ایران وجود ندارد و همه چیز درمورد حرکت ناوها از این آبراه درست است.
این درحالی است که تا ظهر پنجشنبه، مقامهای مصری گفته بودند که درخواستی از سوی ایران برای عبور ناوهای ایرانی از آبراه سوئز دریافت نشده است.
رسانههای عربی مانند الجزیره و العربیه، و نیز برخی از رسانهها در اسرائیل گفته بودند که ایران با درک این امر که مصر به ناوهای ایرانی اجازه عبور نخواهد داد، از قصد خود برای حرکت ناوها از این آبراه عدول کرده است.
در برخی از گزارشهای رسانههای عربی این ادعا نیز مطرح شده بود که مصر به ایران پاسخ رد داده است.
اسرائیل به عبور ناوهای ایرانی از سوئز حساسیت زیادی نشان داده است زیرا در ۳۲ سال عمر جمهوری اسلامی ایران، حرکت شناورهای ایرانی از این آبراه سابقه نداشته است.
آویگدور لیبرمن، وزیرخارجه اسرائیل، چهارشنبه گفته بود که دو ناو ایرانی به زودی از آبراه سوئز عبور میکنند، و گفته بود که «جهان اراده لازم را برای مقابله با گستاخیهای ایران ندارد».
آقای لیبرمن گفته است که این اقدام ایران «تحریکآمیز است» و «ایران با این کارها، از خود اعتماد به نفس زیادی نشان میدهد و باید جلوی این حکومت را گرفت».
اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل شامگاه چهارشنبه گفته بود که کشورش این تحرک نظامی ایران را به عنوان اقدامی که ممکن است «خصومتآمیز» باشد، از نزدیک دنبال میکند.
ژنرال ذخیره اسرائیلی، بنیامین بنالیعزر، که از وزیران دولتهای این کشور بوده، پنجشنبه به رادیو اسرائیل گفته بود که موافقت مصر با حرکت این ناوها از آبراه سوئز، میتواند توازن قوای جاری در منطقه را مختل کند.
رسانههای اسرائیل میگویند که نیروی دریایی این کشور وضع آبهای منطقه را رصد میکند و آمادگی لازم را برای رخدادهای احتمالی دارد.
به گفته تحلیلگران در اسرائیل، نگرانی این کشور این است که ایران بخواهد از این به بعد از طریق کشتیهایش از آبراه سوئز، برای سازمانها و کشورهای همپیمان خود سلاح بفرستد.
ایران با سوریه، حزبالله و حماس همپیمان است که با اسرائیل در حالت جنگی هستند.
ایران تا کنون برای حرکت کشتیهایش به سواحل سوریه و لبنان، مسیر بسیار طولانیتری را طی میکرد. عبور شناورهای ایران از آبراه سوئز، راه رسیدن به دریای مدیترانه را سریعتر خواهد کرد.
آبراه سوئز تا آبهای اسرائیل فاصلهای اندک دارد.
ایران میگوید که دو ناوش با نامهای الوند و خارگ میخواهند مدتی در بندری در سوریه لنگر بیندازند. این دو ناو ایرانی از مدتی پیش در بندر جده عربستان بودهاند.
آمریکا نیز اعلام کرده است که حرکت ناوهای ایرانی در منطقه را پیگیری میکند و باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، در جریان امور است.
به گزارش آسوشیتدپرس، ناو هواپیمابر «یو.اس.اس.اینترپرایز»، که در حال مأموریتی برای کمک به نیروهای آمریکایی در افغانستان بود، تغییر مسیر داده و به سوی آبهای منطقه روان شده است.
این تغییر مسیر ناو غول پیکر آمریکایی با اقدام ایران ارتباط داده شده است.
ایران از آغاز روی کارآمدن جمهوری اسلامی وجود اسرائیل را «غده سرطانی» در منطقه دانسته و خواهان نابودی آن بوده است اما تا کنون تنش مستقیم نظامی بین این دو حکومت خصم رخ نداده است.
مصر نگفته است که چه زمانی به درخواست ایران پاسخ آری یا خیر خواهد داد.
وزیران خارجه و دفاع مصر در صدور مجوز برای عبور هر شناور دریایی از آبراه استراتژیک سوئز دخیل هستند. خودداری آنها از دادن مجوز عبور، امری کاملاً نادر است.
مصر در سه دهه ریاست جمهوری حسنی مبارک به ایران امکان نزدیک شدن به آبهای منطقه و عبور از آبراه سوئز را نمیداد. آقای مبارک جمعه گذشته ناچار به کنارهگیری از ریاست جمهوری مصر شد.
ایران و مصر در ۳۲ سال اخیر همواره مناسبات پرتنشی داشته اند. ایران از سقوط حسنی مبارک خشنود شده و امیدواراست که بتواند فصل نوینی در مناسبات با مصر داشته باشد.
در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای چندمین بار، شامگاه چهارشنبه نسبت به «رخنه ایران در مصر» ابراز نگرانی کرده بود.
منبع:رادیو فردا
حصر خانگی مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد که از روز ۲۵ بهمن آغاز شده است و با قطع آخرین ارتباطات محدود آنها، هیچ اطلاعی از وضعیت و سلامتشان در دست نیست. اکنون محافظان موسوی از محافظت وی عزل شده و نیروهای امنیتی جای آنها را گرفتهاند.
گزارش کلمه حاکی است محل محافظان موسوی که در کنار منزل مسکونی ایشان قرار دارد، اکنون توسط نیروهای جدید امنیتی که مشخص نیست وابسته به کدام نهاد هستند، اشغال شده است. تمامی محافظان موسوی از محافظت عزل شدهاند و معلوم نیست کجا هستند. کیوسک نگهبانی که از سالها قبل در ابتدای کوچه قرار دارد و معمولا یک نگهبان در آن بود، در حال حاضر خالی است و نگهبانی که به طور معمول سر کوچه بود، دیگر در آنجا حضور ندارد.
همچنین چنان که در اخبار نیز آمده است، ابتدای کوچهی بنبست اختر در خیابان پاستور که منزل میرحسین موسوی در آن واقع است، همچنان با یک اتومبیل ون مسدود است، به طوری که دو طرف ون با دیوار و کیوسک نگهبانی در تماس است و هیچکس نمیتواند از کنار آن رد شود.
شاهدان عینی به کلمه گفتهاند که این اتومبیل ون، سرنشینانی دارد که صورت خود را با ماسکهای مخصوص آلودگی هوا پوشاندهاند و اگر کسی به سر کوچهی اختر مراجعه کند، به سرعت چند نفر از آن پیاده میشوند و فرد را مورد بازجویی قرار میدهند. شیشههای این ون کاملا سیاه است و درون آن اصلا دیده نمیشود.
دختران موسوی و رهنورد که تا پیش از این هر روز با آنها دیدار حضوری و یا حداقل تماس تلفنی داشتهاند، اکنون علیرغم همهی تلاشهایی که به عمل میآورند، قادر به کسب هیچگونه خبری از وضعیت پدر و مادر خود نیستند و ماموران مستقر در اطراف خانه، اجازهی نزدیک شدن به محل سکونت والدینشان را به آنها نمیدهند. ماموران امنیتی به دختران موسوی گفتهاند که از طرف دادستان، مامور حصر آقای موسوی هستند، اما از ارائهی هرگونه کارت، نامه و حکم در این باره خودداری میکنند.
منابع کلمه، شمار نیروهای امنیتی را که اکنون در اطراف کوچه و خیابان محل سکونت موسوی و رهنورد مستقر هستند، نمیتوانند برآورد کنند، اما میگویند که نیروهای امنیتی به تعداد زیاد در خیابان پراکنده هستند؛ به طوری که حتی رفتگرهای خیابان پاستور نیز با سرنشینان اتومبیل ون مستقر مقابل خانه صحبت میکنند و به شکل پنهانی از مراجعهکنندگان به کوچه عکسبرداری میکنند.
منابع مطلع، اوضاع محل سکونت موسوی و رهنورد را مبهم و به شدت نگرانکننده توصیف میکنند. مسالهی خوراک آنها مبهم است و از چند روز گذشته مواد غذایی آنها توسط نیروهای امنیتی تامین میشود و این بر نگرانیها دربارهی ایشان میافزاید.
به گزارش منابع متعدد خبری، در روزهای گذشته گروههای ناشناخته چندین بار به اطراف منزل موسوی هجوم بردهاند. حملههای گروههای فشار به کوچهی باریک و خانه در حالی اتفاق میافتد که پاستور یک منطقهی ممنوع امنیتی است و افراد بدون مجوز و هماهنگی حق ورود به آن را ندارند. بنابراین این سوال مطرح میشود که این گروههای خودسر چگونه در منطقهای که ادارات بسیار خاص دولتی و سپاه در آن قرار دارند، امکان حضور پیدا میکنند و آیا افرادی که چنین جوازی را برای گروههای خودسر صادر کردهاند، ممکن است جواز کارهای نامعقول و خطرناک دیگر را نیز به زودی صادر کنند؟
اینکه چه کسی دستور داده که محافظان موسوی عزل و از محل خود بیرون رانده شوند و یا نگهبان سر کوچه برداشته شود و چرا؛ و اینکه آیا ممکن نیست که برنامهی ناشناخته و خطرناکی در نبود محافظین برای آنها طراحی شده باشد، از دیگر سوالهایی است که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد.
این در حالی است که در همهی شش – هفت ماه گذشته، ارتباط میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با جامعه بسیار دشوار شده بود، به ویژه میرحسین موسوی در ماههای اخیر جز برای دیدار پدر پیرش یا چند دیدار محدود دیگر، امکان خروج از خانه را نمییافت.
همچنین در ماههای اخیر اغلب کسانی که به دیدار ایشان میرفتند، بازداشت و بازجویی میشدند. محدودیتها برای زهرا رهنورد نیز در ماههای اخیر شدت پیدا کرده بود، اما وی گاه با سماجت و ابتکارهای شخصی خود، با بسیاری از موانع مقابله میکرد و با خانوادههای آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات به ویژه خانوادههای زندانیان سیاسی و خانوادهی شهدای جنبش سبز دیدار و از آنها دلجویی میکرد.

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران، با اشاره به این که "عده زیادی درخواست میکنند که سران فتنه دستگیر شوند"، تاکید کرد که قوه قضائیه باید در این مورد "مصلحت اندیشی" کند و پیشنهاد داد که "سران فتنه در خانه خود زندانی شوند و تلفن و اینترنت آنها قطع شود."
آقای جنتی در خطبههای این هفته نماز جمعه تهران گفت: "کاری که قوه قضائیه میتواند انجام دهد و من فکر میکنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند."
در پی ناآرامیهای روز ۲۵ بهمن در ایران، واکنشهای مقامهای ایرانی در محکومیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از سران مخالفان که به "سران فتنه" معروف شدهاند، تشدید شده است و برخی از طرفداران تندرو حکومت ایران، خواهان دستگیری و حتی اعدام آنها شده اند.
به گزارش خبرآنلاین، آقای جنتی در واکنش به فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی مردم در حمایت از معترضان مصری و تونسی در روز ۲۵ بهمن گفت: "چطور شد که شما به این فکر افتادید که چهار تا آدم شاخ شکسته را به خیابانها بیاورید و چند نفر را بکشید و مجروح کنید؟ آیا نمیدانید که این کارها چه نتیجهای دارد؟ نمیفهمید که این مردم به شما نظر خوبی ندارند و شما را نفرین میکنند؟"
احمد جنتی به کسانی که خواهان اعدام میرحسین موسوی و مهدی کروبی شده اند، گفت: "بايد اعلام كنم كه اينها معدوم شدهاند و در جامعه سقوط كرده و آبرويشان رفته است."
او گفت: "اينكه برخی دوستان محاكمه سران فتنه را تقاضا میكنند جزء مصلحتانديشی قوه قضائيه است."
صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه نیز روز پنجشنبه 28 بهمن از مردم خواست که صبر کنند و گفت که "جلوی اطلاعیه پراکنی آقایان موسوی و کروبی گرفته خواهد شد."
او پیشتر نیز گفته بود که اگر آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی دستگیر و زندانی نشده اند، تنها به خاطر "مصالح نظام" و به دستور شخص آیت الله خامنه ای بوده است.
به گفته آقای لاریجانی "اگر با سران فتنه برخورد میشد آنها امامزاده شده بودند."
"اگر رهبر فرمان دهد"
در همین حال، محمدرضا یزدی، معاون حقوقی و پارلمانی سپاه ایران، گفت: "اگر رهبر انقلاب فرمان دهد، چیزی از فتنه گران باقی نخواهد ماند."
محمدرضا یزدی روز پنجشنبه، ۲۸ بهمن، در گفتوگو با خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) گفت: "امیدوارم آن روز نرسد که رهبر معظم انقلاب بخواهد علیه آنها فرمان بدهد، اما اگر آن روز فرا برسد حتما چیزی از سران فتنه باقی نخواهد ماند."
محمدرضا یزدی گفت: "در دوران فتنه سال گذشته ۸ شهید بسیجی داشتیم و ۱۰۰ نفر از نیروهای بسیجی و پاسدار به دست عوامل فتنه مجروح شدند."
اعلام پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در سال ۲۰۰۹ سرآغاز چند ماه اعتراضات گسترده خیابانی در ایران و واکنش شدید حکومت به آن بود.
بخش عمده ای از اقدامات خشونت آمیز ماموران علیه تظاهرکنندگان به نیروهای بسیج وابسته به سپاه پاسداران نسبت داده شده است.
آقای یزدی با اشاره به ناآرامی های خیابانی پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری گفت: "فتنه گران به رای و دستور عده ای وارد خیابان شدند."
او کسانی را که به خیابان ها آمده بودند، "مباشر" خواند و گفت: "کسانی که فرمان به خیابان آمدن را صادر کرده بودند، مسبب هستند و جرم بیشتری دارند."
او گفت: "مردم منتظرند كه پرونده عوامل فتنه افشا شود و كسانی كه حمايت های مادی و معنوی از جريان فتنه داشتند به مردم معرفی شوند. فتنه گران كه خود از حمايت خارجی ها مطلع هستند بدانند صبر و مدارای نظام با آنها حدی دارد."
محمدرضا یزدی به کسانی که او "سران فتنه" خواند، اطمینان داد که "اگر كاسه صبر نظام و مردم لبريز شود، حتماً مجازات خواهند شد."
او با بیان اینکه "مردم، خانواده شهدا، جانبازان و رزمندگان از فتنه خون دل های زیادی خورده اند"، گفت: "بايد به نظرات رهبر معظم انقلاب نگاه كرد و قطعاً هر برخوردی كه با آنان انجام شود، جمعبندی نظام است."
این در حالی است که روز جمعه، هشتم بهمن، رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران ایران گفته بود که مواضع رسمی سپاه را تنها فرمانده کل، نماینده ولی فقیه و روابط عمومی سپاه اعلام میکنند و اظهارنظر سایر فرماندهان و مسئولان سپاه، موضع رسمی این نهاد به شمار نمی آید.
رهبر ایران تاکنون درباره دستگیری آقایان موسوی و کروبی و ناآرامیهایی که در روز ۲۵ بهمن در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران روی داد اظهار نظر نکرده است.
منبع:بی بی سی
رسانه های جنبش سبز با صدور فراخوانی مشترک از مردم ایران دعوت کردند تا با شرکت در مراسم گرامیداشت شهدای ۲۵ بهمن شرکت کنند.
این رسانه ها در بخشی از این فراخوان آورده اند: جمعیت میلیونی در خیابان های تهران در روز ۲۵ بهمن ترس و دلهره ای بر جان تهی از شفقت اقتدارگریان انداخت که باز عنان از کف داد و آتش بر جوانان سبز سرزمین مان گشود. شهادت صانع ژاله و محمد مختاری داغ دیگری شد بر دل های سوخته ای مادران و پدرانی که به آرمان های انقلاب اسلامی امید بسته بودند. ، صانع ژاله و محمد مختاری ، خون بیدارگری بود که بر زمین ریخت و نشان داد که مردم در این زمانه ظلم و میان سه قوه زر و زور و تزویر همچنان ایستاده اند تا درخت آزادی را آبیاری کنند
متن کامل این فراخوان به شرح زیر میباشد:
خبر بزرگ حضور مردم ایران در راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه آنچنان سبز بود که در زمستان بهار آورد و دستهای استبداد دینی را به رعشه انداخت. مردم آمدند بااینکه می دانستند ، درفش و گلوله همچنان پا برجاست و دل سنگین حاکمان به ناله مظلومان هنوز بی رحم مانده است شورای سایت های سبز حضور گسترده و پرشور مردم ایران در لبیک به فراخوان رهبران جنبش سبز را گرامی می دارد و ضمن تکریم پایداری و رشادت هم میهنان سبزمان در راه آزادی و دموکراسی ، سرکوب مردم و حامیان جنبش سبز در راهپیمایی ۲۵ بهمن توسط ماموران حکومتی را محکوم میکنند.
جمعیت میلیونی در خیابان های تهران در روز ۲۵ بهمن ترس و دلهره ای بر جان تهی از شفقت اقتدارگریان انداخت که باز عنان از کف داد و آتش بر جوانان سبز سرزمین مان گشود. شهادت صانع ژاله و محمد مختاری داغ دیگری شد بر دل های سوخته ای مادران و پدرانی که به آرمان های انقلاب اسلامی امید بسته بودند. ، صانع ژاله و محمد مختاری ، خون بیدارگری بود که بر زمین ریخت و نشان داد که مردم در این زمانه ظلم و میان سه قوه زر و زور و تزویر همچنان ایستاده اند تا درخت آزادی را آبیاری کنند
آنان که نتوانستند روح سبز امید را از ملت ایران بگیرند، کفتار صفت آمدند و پیکر پاک هنرمندان شهادت را به تاراج بردند. مکر خدواند کارشان را ساخت و دست خداوند از دست علیل شان بالاتر بود.
پیکر شهیدانمان را بر دستان گناهکارانشان بالا کشیدند تا شاید سیاهی جامه شان سرخی خون آن را پنهان کند در این لحظه ها که شب شکسته است از زمستان چیزی نمانده ، چندتن از رجاله هایی که به صندلی های قدرت چسبیده اند در مجلسی که خانه اشغال شده مردم است، در نبود مردم رجز خواندند و توشه تباهی اندوختند.
جنبش سبز ایران تا بهار راهی ندارد و اول اسفند میعاد دوباره ماست برای ماندن در کنار شهدا و رهبران سبز که این روزها در بند و حصر حاکمیت تا با حملات شبانه و عربده های روزانه همچنان مظهر مقاومت و سربلندی جنبش مانده اند.
اول اسفند در هفتمین روز پر کشیدن یاران سبزمان و در حمایت از دو یاور همیشگی جنبش سبز در خیابانها و میادین اصلی گرد هم می آییم تا بار دیگر عظمت حضورمان را در مقابل چشمان کور ظالمان فریاد زنیم
ادوار
امروز
تغییر
جرس
سحام نیوز
رسا (شبکه تلویزیونی)
میزان خبر
ندای سبز آزادی
نوروز
تحول سبز
دانشجو نیوز

گسترش ناآرامیها در خاورمیانه بهای نفت را بالا برده است.
روز پنجشنبه، بهای یک بشکه نفت خام برنت، یکی از اصلی ترین ملاک های بینالمللی برای تعیین بهای نفت در بازارهای جهان، از مرز صد و چهار دلار گذشت.
برخی از مهمترین صادرکنندگان نفت، مخصوصا لیبی و ایران، تحت تاثیر ناآرامی های سیاسی قرار دارند که در روزهای گذشته در این دو کشور در جریان بوده است.
نگرانی معامله کنندگان نفت، خطری است که تولید و انتقال نفت از این کشورها ممکن است با آن مواجه شود.
احتمال این موضوع باعث شده که بهای نفت برنت از مرز بالاترین بهای آن در دو سال و نیم گذشته، عبور کند.
وقتی مصر در محور توجهات قرار داشت، بهای نفت به این دلیل افزایش یافت که احتمال داشت نقل و انتقال تانکرهای نفتکش از راه کانال سوئز مختل شود.
اما با گسترش تنش به تولیدکنندگان مهم بین المللی، بازار نفت اکنون با بعد جدیدی، مواجه شده است.
تاریخ خاورمیانه نشان داده که بروز تحولات سیاسی در این منطقه همواره باعث می شود بهای نفت جهان به شدت افزایش یابد.
شاید قابل توجه ترین نمونه تاریخی برای اثبات این موضوع وقوع انقلاب اسلامی در ایران در اواخر دهه 1970 میلادی باشد که بحران سیاسی داخل در این کشور باعث شد تا مدتی تولید نفت آن به شدت مختل شود.
به دنبال آن بهای نفت به شدت افزایش یافت و جهان به رکود اقتصادی کشیده شد.
تا بدین جا، معاملات نفت تا رسیدن به چنین نقطه ای فاصله زیادی دارد. اما بیش از یک سوم از تولید نفت جهانی و بیش از شصت درصد از ذخائر کشف شده نفتی در خاورمیانه و شمال آفریقاست.
این موضوع باعث می شود که بازار بینالمللی نفت نسبت به وضعیت سیاسی در این منطقه حساسیت نشان دهد.
منبع:بی بی سی

در پی ناآرامیهای روز ۲۵ بهمن در ایران، واکنشهای مقامهای ایرانی در محکومیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از سران مخالفان که به «سران فتنه» معروف شدهاند، تشدید شده است.
تشدید این واکنشها از آن جهت بااهمیت است که طی روزهای اخیر، بسیاری از شخصیتهای حکومتی خواستهاند که شخصیتهای سیاسی، به خصوص کسانی که از آنها به عنوان «خواص» یاد میکنند مواضع خود را نسبت به جریان «منسوب به فتنه» و آقایان موسوی و کروبی به صراحت مشخص کنند و به عبارتی بگویند که با آنها هستند یا بر آنها.
غلامعلی حداد عادل نماینده مردم تهران در مجلس ایران، امروز ۲۸ بهمن تأکید کرد که «هر کسی باید بداند و محاسبه کند که با سکوت خود به فتنه کمک میکند یا نه؟»
آقای حداد عادل شعار نمایندگان مجلس در صحن علنی را تایید کرد. نمایندگان مجلس ایران در روز ۲۶ بهمن شعار داده بودند: «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن».
علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران در امور بین الملل نیز گفته است: «کسانی که در مقابل فتنه سکوت کردند یا با سکوت خود رضایت خود را نشان دادند و یا بعد از بروز آشکار فتنه باز هم سکوت کنند، اینها حیثیت و اعتبار خود را در نزد مردم از دست میدهند.»
طی سه روز گذشته، برخی از شخصیتها که در ماههای اخیر سکوت اختیار کرده بودند، مشخصا درباره موسوی و کروبی سخن گفتهاند. در عین حال، کسانی هم هستند که علیه آقای موسوی و کروبی به صراحت حرف نزدهاند و همچنان مواضع خود را به صورت کلی بیان کردهاند.
اکبر هاشمی رفسنجانی
هاشمی رفسنجانی: اقدامات خلاف قانون و هتاکی مذموم است
تلویزیون ایران روز چهارشنبه، ۲۷ بهمن، گفتگوی کوتاهی را با اکبر هاشمی رفسنجانی پخش کرد که در پاسخ به سئوالی در مورد تظاهرات ۲۵ بهمن، فقط بر ضرورت احترام به قانون تاکید کرد و گفت: «باید همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد ضربهزننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل (ره) حرام است.»
با این حال او نامی از آقایان موسوی و کروبی و اطلاعیههای آنان نبرد و در عین حال گفت که «موضع مجلس خبرگان رهبری» در مورد وقایع ۲۵ بهمن تهران در جلسه هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری به صراحت اعلام شده است.
مجلس خبرگان؛ "هویت ننگین ضد اسلامی فتنه گران"
در بیانیه مجلس خبرگان که روز چهارشنبه ۲۷ بهمن منتشر شد، فتنه گران به "اعلام دروغین حمایت از مردم تونس و مصر" متهم شده اند. در این بیانیه اغتشاشات و آفرینندگان آن یعنی سران فتنه محکوم شده اند. "این عده قلیل با اهانت به مقدسات، هویت ننگین ضداسلامی خود را نشان دادند."
در این بیانیه آمده است: "مجلس خبرگان رهبری ضمن محکوم کردن این اغتشاشات و آفرینندگان آن یعنی سران فتنه که بهترین خدمات را به آمریکا و رژیم صهیونیستی نمودند، امت بزرگوارمان را همچنان دعوت به پاسداری از نظام مقدس اسلامی، هوشیاری، وحدت و تبعیت از مقام معظم رهبری مینماید."
اکبر ناطق نوری: "کمترین هوش سیاسی و غیرت ندارند"
علی اکبر ناطق نوری پس از مدتها سخن گفت
اکبر ناطق نوری، رییس دفتر بازرسی رهبر ایران، پس از مدتها سکوت، در گفتوگو با شبکه خبر تلویزیون ایران با «غیرقانونی و غیرشرعی» خواندن ناآرامیهای روز ۲۵ بهمن، با اشاره به سران معترضان گفت: "کسانی که روزگاری در کنار خدمتگزاران جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند و به نظام و انقلاب خدمت میکردند و امروز در مقابل ملت و نظام قرار گرفتهاند، اگر کمترین هوش سیاسی و غیرت داشتند باید خود و اندک هوادارانشان را در روز ملی ۲۲ بهمن فرا میخواندند تا ضمن دفاع از آرمانهای امام و انقلاب و رهبری از مردم مصر و قیام ملت مصر هم حمایت میکردند."
آقای ناطق نوری گفت: "قوه قضائیه باید بر اساس قانون و عدالت اسلامی با مسببین این حادثه شرم آور برخورد قاطع نماید."
علی اکبر ولایتی: "با بیگانگان در ارتباطند"
علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران در امور بین الملل، روز ۲۵ بهمن در گفتوگو با خبرگزاری مهر گفت: «درخصوص ارتباط این دو نفر با بیگانه و تلاش آنها در جهت خدمت به بیگانه به لحاظ سیاسی تردیدی نیست.»
علی اکبر ولایتی گفت که "آنها باید جواب خون های ریخته شده را بدهند"
آقای ولایتی گفت: "آنها دیگر حالا باید جواب خونهای ریخته شده را بدهند."
او گفت: " نظرشخصی من این است این افراد که در مقابل نظام ایستادهاند چه آقای موسوی و چه آقای کروبی نوع کارهایی که میکنند در هیچ چارچوب و قالب پذیرفته شده حتی در کشورهای مدعی لیبرالیسم وجود ندارد. یعنی آنجا هم اگر کسی بخواهد تظاهراتی انجام بدهد حتما باید با کسب اجازه از مقامات امنیتی و پلیس باشد و اگر اجازه ندادند حق تظاهرات ندارند تا جایی که بنده اطلاع دارم تظاهرات ۲۵ بهمن چنین اجازهای نداشت. اگر کسی در درجه اول عقل و ایمان داشته باشد و به اسلام و ایران علاقه داشته باشد نمیآید دشمنان ایران و اسلام را شاد کند و در جهتی حرکت کند که خطش را آنان ترسیم کردهاند. به نظر میرسد اینها با کارهایی که کردند خود را از لطف خدا محروم کردند."
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت: "کنار مریم رجوی قرار گرفته اند"
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، که روز ۲۷ بهمن در تشییع جنازه صانع ژاله حاضر شده بود، با اشاره به اینکه نیروهای انقلاب باید خط خود را از جریانات فتنهگر مشخص سازند، گفت: «برای کسانی که یک زمانی شناسنامهای در انقلاب داشتند و امروز کنار مریم رجوی قرار گرفته و آمریکا آنها را عمله خود کرده متاسف هستم.»
او گفت: «باید با فتنهگران روز ۲۵ بهمن برخورد قاطع و قانونی صورت گیرد.»
احمد خاتمی: موسوی و کروبی محارباند
احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان و امام جمعه موقت تهران در گفتوگویی آقایان موسوی و کروبی را "شریک در خون صانع ژاله" دانست و گفت:"مجدداً تاکید میکنم «سران فتنه مصداق بارز یاغی و محارب هستند و حکم آن در فقه اسلامی روشن است."
قوه قضاییه
صادق لاریجانی: "سران فتنه خوارج اند"
صادق لاریجانی پیش از این، رهبران مخالف دولت را گناهکار اما مجازات آنان را خلاف مصلحت دانسته بود
صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه نیز در سخنانی در روز پنجشنبه، که خبرگزاری فارس آن را نقل کرده، گفته است که "خیانت سران فتنه به انقلاب و ملت بر کسی پوشیده نیست" و افزوده است که "این گروه از خوارج بدانند نظام اسلامی، در عین رافت، هیچگاه ضربه به انقلاب و آرمان های آن را تحمل نخواهد کرد."
به گفته او "سران فتنه با اطلاعیه پراکنیهای شوم خود نمیتوانند در میان ملت جایی داشته باشند."
آقای لاریجانی، در اشاره به شعارهای روزهای اخیر طرفداران دولت برای محاکمه و اعدام رهبران مخالفان، گفته است: "ضمن تشکر از شما جهت محکوم کردن این حرکات، از شما می خواهم اجازه دهید قوه قضاییه در چارچوب قانون و مد نظر قرار دادن مصالح نظام، به این مسایل رسیدگی کند و اطمینان می دهم کوتاهی نمی کند"
عباس جعفری دولت آبادی: حرکت مجرمان در پازل دشمن
عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران در مورد تظاهرات 25 بهمن گفته "چهره مجرمان 25 بهمن که دنباله آن حمایت خارجی و حرکت در پازل دشمن بود، بیش از گذشته افشا شده" و افزوده است: "دستگاه قضایی با مجرمان، محرکان و کسانی که در حوادث اخیر شرکت داشتند، قاطعانه برخورد می کند."
علی رازینی؛ "مسجد ضرار و دشمنان اسلام"
علی رازینی، معاون حقوقی و توسعه قضایی رئیس قوه قضائیه، در گفتوگو با فارس، با اشاره به اقدامات اخیر جریان فتنه که به بهانه حمایت از مردم مصر انجام شد، اظهار داشت: "اینگونه فتنهها در جهان اسلام کم رؤیت نشده است."
وی با اشاره به ساخت مسجد ضرار در زمان پیامبر اسلام توسط عده ای از مخالفان گفت: "عدهای در صدر اسلام تصور میکردند که پیامبر به خاطر مسجد ضرار در برابر دشمنان اسلام سکوت خواهد کرد اما پیامبر مکرم اسلام به دستور خداوند فرمودند که مسجد ضرار باید خراب شود."
آقای رازینی در ادامه گفت: "قوه قضائیه قطعاً به وظیفه خود برای محاکمه موسوی و کروبی عمل خواهد کرد."
مجلس ایران
علی لاریجانی: در دام آمریکا افتادند
علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران که به استان فارس سفر کرده است، در گفتگویی با رادیو و تلویزیون دولتی، از اقدام نمایندگان مجلس در برگزاری تظاهرات در جلسه علنی روز سه شنبه و شعارهای حاوی تقاضای اعدام رهبران منتقد دولت حمایت کرد و گفت: "کار نمایندگان در محکومیت اقدامات وقیحانه آشوب طلبان فتنه گر به خاطر منافع کشور بود."
آقای لاریجانی گفته است: «راهپیمایی در ۲۵ بهمن به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس بود، این حرکت در حالی بود که تمام ملت ایران در ۲۲ بهمن در دفاع از انقلاب مصر به صحنه آمدند، اما برای این جریان انحرافی عدهای ورشکسته سیاسی خارج نشین و شاهزاده نگون بخت و مقامات و رسانههای اسرائیل و آمریکا در حمایت از آن چیزی کم نگذاشتند.
علی لاریجانی گفت: "آقایانی که در ایران اطلاعیه صادر کردند و در دام و تله طراحی شده آمریکا افتادند چگونه قدری تامل ننمودند که چه نفعی از این اقدام برای ملل منطقه حاصل میشود؟"
او گفت: "با چه تحلیلی دست به این کار زدند؟ آیا نباید از حمایت و وجد و سرور آمریکا و اسرائیل و منافقین و سلطنت طلبها تنبه حاصل میکردند؟ آیا نام این اقدام چیزی جز گمراهی و فتنه است؟"
علی مطهری: "مدعیان تقلب در انتخابات باید محاکمه شوند"
اما علی مطهری، نماینده مجلس ایران، همچنان بر این تاکید می کند که اگر تخلفات در مناظرات انتخاباتی بررسی میشد، "حوادثی مانند ۲۵ بهمن اتفاق نمیافتاد."
او در عین حال روز پنجشنبه ۲۸ بهمن، با حضور در نهمین کنگره حزب مردمسالاری گفت: "برخی ادعای تقلب در انتخابات کردند و مردم را به حضور در خیابانها و آشوب دعوت کردند که باید این افراد مجازات شوند، همچنین عدهای دیگر در مناظرات خود باعث بروز فتنه شدند."
او گفت:"بنده از همان ماههای اول گفتم که همه افراد باید با هم محاکمه شوند، اگر چه جرم عدهای بیشتر و جرم عدهای کمتر بود و اگر این اتفاق بیفتد جامعه اسلامی آرام میشود. "
مصطفی کواکبیان: آقای موسوی و کروبی، شما اشتباه کردید!
انجمن اسلامی دانشجويان سمنان از آقای كواكبيان خواسته بود صریحا موضعگیری کند
مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردمسالاری نیز در همین کنگره گفت: «آقای موسوی و کروبی شما اشتباه کردید که فراخوان دادید، ما با هر اقدام خلاف قانون مخالفیم.»
آقای کواکبیان گفت: «من به عمد نام آقای موسوی و کروبی را میآورم، چرا که میخواهم بگویم که ما به عنوان نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس و یا خط امام، با اقدامات غیر قانونی مخالفیم.»
محمدرضا باهنر: "موسوی و کروبی مسئول خون های ریخته شده اند"
محمدرضا باهنر، نماینده مجلس ایران، در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفت:موسوي و كروبي مسئول خونهاي ريخته شده هستند، آنها با سوءاستفاده از مداراي نظام، آشوبگران را مجددا دعوت به تجمع و اغتشاش كردند.
آقای باهنر گفت: "با توجه به حمايت قاطبه نمايندگان مجلس از محاكمه سران فتنه اين انتظار از قوه قضائيه ميرود تا اشد مجازات را براي عوامل اغتشاشات 25 بهمن و قبل از آن در نظر گيرد."
احمد توکلی: "نفاق موسوی و کروبی آشکار شد"
احمد توکلی در گفتگو با مهر، در خصوص حوادث روز 25 بهمن ماه گفت: "بعد از قضایای انتخابات و آن اتهام بی اساس تقلب بزرگ، حوادث تلخی در کشور به وجود آمد که مسبب اصلی آن آقای کروبی و موسوی بودند. ولی نظام در برابر این دو نفر مدارا کرد."
احمد توکلی گفت: "وقت محاکمه موسوی و کروبی فرا رسیده و این خواست عمومی است."
او گفت: "اینها به کوری خود افزودند و رسیدند به جایی که امروز می بینیم. چرا می گویم کور سیاسی؛ چون در 25 بهمن اوج نفاق این دو نفر آشکار می شود."
مسئولان نظامی و اجرایی
حسن فیروزآبادی: جرم سران فتنه بیشتر شد
حسن فیروزآبادی: به نظر می رسد ملت ایران این بار تحمل صبوری ندارند
حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفت: "راهپیمایی غیرقانونی 25 بهمن جرم جدیدی است که بر جرائم قبلی سران فتنه افزوده شد."
اینها یک دور جرایمی مرتکب شده و اقداماتی کرده بودند که خود آنها قابل رسیدگی بود منتها به دلایلی که رئیس قوه قضائیه هم اعلام کرده بود، ملت ایران صبوری کرد به خاطر اینکه اینها شاید به سمت انقلاب و مردم برگردند، اما این بار به نظر میرسد مردم تحمل صبوری را ندارند.
محمدباقر قالیباف: سران فتنه نه بلوغ سیاسی دارند نه دین نه عقل
محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در سرمقاله ای در روزنامه تهران امروز با عنوان «نامحرمان انقلاب در سنگر مقابله با نظام» با اشاره به ناآرامی های روز 25 بهمن نوشت: "مسببان این اتفاقات و علی الخصوص سران فتنه نه بلوغ سیاسی دارند نه دین دارند و نه عقل؛ و از منظر ملت شریف ایران، گناه عملکرد آنان مشابه و مترادف کسانی است که هم اکنون ما آنها را به نام منافقین میشناسیم."
محمدباقر قالیباف فتنه گران را نامحرمان انقلاب نامید
آقای قالیباف نوشت: "فتنهگران که دیری است نان انقلاب را خورده و فربه شدهاند، اکنون بسان نامحرمان انقلاب، در برابر اسلام و خونهای شهدا و رهبری معظم در دو جبهه تحجر و انفعال صفآرایی کردند؛ باید بدانند که مجاهدان عرصه دفاع مقدس و سربازان ولایت فقیه آموختهاند که عرصه کنونی انقلاب، عرصه تحقق گفتمان کل یوم عاشورا است."
محمدرضا رحيمی: از آمریکا و اسرائیل دستور گرفتند
محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری ایران، در نشست اعضای اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استان بوشهر گفت: "كسانی كه دوشنبه هفته جاری در تهران با هماهنگی دشمنان قسم خورده ملت ايران، نظم اجتماعی و امنيت و آرامش مردم را به مخاطره انداختند نشان دادند كه از آمريكا و رژيم صهيونيستی دستور میگيرند."
سایر چهره ها
حسین شریعتمداری: آمریکایی ها موسوی و کروبی را تبدیل به یک مسعود رجوی دیگر کردند
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر ایران در کیهان، در مصاحبه با تلویزیون دولتی ایران، ناآرامیهای ۲۵ بهمن را تحولی مهم با ابعادی بین المللی دانسته و گفته است: "راهپیمایی ۲۵ بهمن به سران فتنه ارتباطی ندارد زیرا قد و قواره آنان بسیار کوتاهتر از این حرفهاست."
او همچنین در سرمقاله امروز ۲۸ بهمن در روزنامه کیهان با عنوان «رژه مورچهها» نوشت: "آمریکاییها با واسطه MI6 موسوی و کروبی را به انتشار بیانیه تجمع ترغیب کردند."
حسین شریعتمداری نوشت: "آمریکاییها ظاهرا حواسشان نیست که با کشاندن موسوی و کروبی به ورطه اقدام تروریستی تنها کاری که کردهاند تبدیل کردن آنها به یک مسعود رجوی دیگر بوده که این بار نه در مخفی گاههای پاریس و لندن، بلکه وسط تهران و در دسترس مردمند و طبعا در زمانی کوتاه هم توجیه و هم اراده کافی و فراگیر برای برخورد با آنها بوجود خواهد آمد."
آیت الله نوری همدانی: "فتنه گران جنایت کردند"
آیت الله حسین نوری همدانی، از مراجع تقلید نزدیک به دولت
آیت الله حسین نوری همدانی، از مراجع تقلید نزدیک به دولت، در مورد تظاهرات ۲۵ بهمن گفته است: «راهپیمایی ۲۵ بهمن یک دروغ بود و منافقان و فتنه گران با ایجاد این فتنه، جنایت و خیانت بزرگی به کشور کردند و به دشمنان چراغ سبز نشان دادند.»
وی در مقابل، راهپیمایی ۲۲ بهمن را پیش از آن برگزار شده بود، "نمونهای از بصیرت ملت ایران" دانست و گفت که مردم با شرکت در این راهپیمایی "فتنه گران را منکوب و منفور کردند."
سکوت محمد خاتمی
اکنون شاید سرشناسترین چهره سیاست ایران که هنوز موضع روشن خود را در قبال موسوی و کروبی اعلام نکرده، محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران باشد.
احمد توکلی، نماینده مجلس ایران گفته که آقای خاتمی "تنها یکی دو روز فرصت دارد که موضع خود را در قبال شخصیتهای سران فتنه مشخص کند."
با این حال برخی از طرفداران تندرو حکومت ایران، محمد خاتمی را هم یکی از "سران فتنه" می دانند.
منبع:بی بی سی

محمد رهبر: دو روزی مانده به بیست و پنجم بهمن ماه و راهپیمایی بزرگ هواداران جنبش سبز، شایعه درگذشت "دکتر ابراهیم یزدی" در خانه امنِ وزارت اطلاعات بالا گرفت. خبراز این قرار بود که "ابراهیم یزدی" دبیر کل نهضت آزادی ایران را با حال وخیم به یکی از بیمارستانهای تهران برده اند و پزشک معالج با قطع امید از زندگی یزدی اعلام کرده ، از زندگی زندانی چیزی باقی نیست، با این حال وزارت اطلاعات باز هم آزادی یزدی را به صلاح ندانسته و دوباره به همان خانه امن بردنش که نشانی اش را کسی نمی داند. خبردرگذشت یزدی با گفته های بازجویش که بارها و صراحتا گفته است که نخواهد گذاشت "یزدی" زنده از زندان بیرون بیاید، کاملا هماهنگ بود و یک هفته بی خبری از دبیر کل نهضت آزادی همه چیز را به نفع شایعه می کرد. اما بعد از ساعتها یک زنگ کوتاه یزدی به همسرش، نشانه ای از زندگی شد.
جرم شاهد بودن
"عزت الله سحابی" دوستِ قدیمی ابراهیم یزدی به سایت جرس گفته است که یزدی مثل همان مردی است که زیاد می دانست، او شاهد انقلاب است و شاهد چگونگی انحراف انقلابِ پنجاه و هفت. بسیاری چیزها می داند و همین دانستن است که بازجویان می خواهند او را از بین ببرند. "سحابی" که خود نیز چند وقتی در همین خانه های امن بوده ، گفته که آنجا جایی است مثل قبر ، نه کسی را می توان دید و نه حتی می توان به رفت و آمد زندانیان دل خوش کرد. ممکن است که تلویزیون باشد، اما کتابی نیست، روزنامه ای نیست یا اگر باشد همین "کیهان" است. خانه امن از نظر سحابی، نوعی مرگ است که حالا یزدی "پیرانه سر" می گذراند، اما مگر"یزدی" چه می داند.
خاطره های دور
نمی دانیم آیا "یزدی" هشتاد ساله در "خانه امن" به خاطرات دور گذشته فکر می کند یا نه ، به سالهای خردسالی که از قزوین به تهران آمد و به سالهای ابتدایی دوران رضاخان که در مدرسه ای مولوی درس می خواند و یا سال 1332 که از دانشکده داروسازی فارغ التحصیل شد. "ابراهیم یزدی" در همان دورانِ مصدق هم کار سیاسی می کرد ، قبل از اینکه هنوز جبهه مقاومت ملی شکل بگیرد و بعدتر نهضت آزادی ایران.
نماینده دانشجویان در" سازمان صنفی دانشجویان ایران" بود و در نشریه "دانشجویان ایران" قلم می زد. بعد از کودتا در" کمیته انتشارات نهضت ملی" و "روزنامه راه مصدق" به همکاری عزت الله سحابی با دولت کودتا مبارزه می کرد . سال 1339 قرار بود تا برای یک دوره کوتاه آموزشی به آمریکا رود ، اما در آمریکا آن چنان کار سیاسی اش بالا گرفت که ساواک سپرده بود تا ماموران مرزی به محض ورود او را دستگیر کنند و از دولت ترکیه و عربستان هم خواسته بود تا یزدی را در صورت مشاهده تحویل دهند.
از پایه گذاران انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و بعدها به همراه دوست صمیمی اش "مهدی چمران" از موسسان "جنبش امل" در لبنان شد. یزدی از معدود افرادی است که در تمام جریاناتی که به انقلاب ایران رسید حضور داشت، سابقه آشنایی یزدی با آیت الله خمینی نیز آنقدر کوتاه و در پاریس و هواپیما، آنچنان که وقایع نویسان رسمی نظام نوشته اند نبود. یزدی با آیت الله خمینی از سال 44 و در تبعید آشنا بود ، آن گونه که از سوی "امام"ِ سالهای بعد دست خطی گرفت و در دهه پنجاه اجازه داشت تا وجوهات شرعی را به نام آیت الله در اروپا و آمریکا جمع آوری و هزینه کند. همین آشنایی دور و دراز با آیت الله خمینی بود که در پاریس ، مَحرم رهبر انقلاب شد و مورد اعتماد آیت الله که به این سادگی ها به کسی عنایت نمی کرد. "آیت الله منتظری" در خاطراتش می نویسد ، خواستم صحبتی خصوصی کنم و یزدی هم آنجا بود و امام گفتند" بگو ایشان از خودمان است".
یزدی ترجمه می کرد ، مشاوره می داد ، وقت مصاحبه ها را تنظیم می کرد و آنچه در ایران می گذشت را به آیت الله می رساند. همسر یزدی هم کسی بود که شخصا برای رهبر انقلاب، غذایی می پخت تا مبادا دشمنان زهری به طعام بریزند. بسیاری ازعکس های آیت الله در سپیدهِ پیروزی انقلاب، بدون حضور یزدی نیست. این ها خاطرات دوری است که شاید پیرمرد در چهار دیوار تنهاییِ خانه امن به یاد بیاورد. اما مگر یزدی چه می داند.
قدرت و منتقد
ابراهیم یزدی هنوز هیچ خاطره ای از سالهای طولانی عمر منتشر نکرده ، شاید این کتاب اگر نوشته شده باشد، قبل از انتشار از کتبِ ممنوعه است. بااین حال یزدی برای دوستان واعضای نهضت آزادی و بسیاری از کسانی که او را دیده اند بسیار از خاطرات و دیده هایش گفته است. دولت مستعجلِ مهدی بازرگان و حضور موقت اعضای نهضت آزادی در مجلس شورای اسلامی اول، آخرین حضور رسمی یزدی در قدرت و جمهوری اسلامی بود. اما آیت الله خمینی آنچنان به یزدی علاقمند بود که در نوشته ای از او خواست تا این" قَلندر"_ وصفی که آیت االله از یزدی کرده _ در نظام باقی بماند و بازرگان رادر رفتن همراهی نکند. میان "قدرتمند بودن" و "منتقد بودن"، دکتر ابراهیم یزدی ، نهضت آزادی را انتخاب کرد. با این حال در همان دوران دولت موقت تا وزارت خارجه پیش رفت و اولین کسی بود که در مجمع عمومی سازمان ملل صدایِ تازه انقلابِ ایران و حکومت بر آمده اش شد. یزدی شاهد چگونگی ارتقا "آیت الله" به "امام" و تبدیل سخنرانی های پاریس به خطابه های سالهای شصت بود.
ماندن در نهضت
سن نهضت آزادی از یزدی کمتر است ، اما دکتر ابراهیم یزدی عمری را بر سرِ حزبی نهاد که در هر دو رژیم سلطنت و جهوری اسلامی فعالیتش ممنوع است . از همان سال 73 و درگذشت مهندس مهدی بازرگان ، ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی شد. اگرچه دوستان یزدی مانند "ماهاتیر محمد" در مالزی و "رجب طیب اردوغان" در ترکیه نخست وزیر شدند و سالها حزب شان در مبارزات انتخاباتی پیروز ، اما یزدی واعضای نهضت آزادی صلاحیتشان در تمامی انتخابات از سوی شورای نگهبان رد شد. هر چه زمان پیش رفت، حلقه محاصره تنگ تر شد و عاقبت جلسه قرآن هفتگی در منزل یزدی هم از سوی وزارت اطلاعات خطر امنیتی تلقی و موقوف شد. اگرچه آیت الله خمینی دستور داده بود که بازرگان و یزدی و سحابی را بازداشت نکنند اما با رهبر جدید همه چیز تغییر کرد. اولین بار یزدی در آستانه کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران بازداشتی ده روزه را از سر گذراند. ماجرا از این قرار بود که "آیت الله آذری قمی" از رهبر فعلی جمهوری اسلامی انتقادی تند کرده بود و یزدی در محفلی خصوصی گفته بود که باید به آذری قمی گفت که این گوساله ای است که خود بر بام بردید و حالا گاوی شده که نمی توانید پایین اش بیاورید، خانه شنود بود و ماموران سریعا یزدی را بازداشت کردند. اما دوستانش به عنوان سران کشورهای اسلامی در راه بودند، آزادش کردند تا میزبان برخی از سران در خانه اش باشد.
یزدی از این خاطرات بسیار گفته ، روزی به هاشمی رفسنجانی گفته بود این گروه فشار که به جان دیگران می اندازید روزی گریبان خودتان را می گیرد و هاشمی به خنده پاسخ داده بود که افسارشان به دست است. بعد از انتخابات سال 84 و ریاست جمهوری احمدی نژاد هم نهضت و دکتر یزدی بیکار نبودند و بیانیه ای صادر کردند که از رییس جمهور تازه رسیده ابراز نگرانی می کرد و چند پیش بینی، که نظامیان حاکم خواهند شد و آزادی بیان خواهد رفت و در دنیا منزوی خواهیم بود ، تاریخ بیانیه هفته اول مرداد و همان روزهای ابتدایی صدارت احمدی نژاد است. در انتخابات سال 88 همه پیش بینی ها درست از آب در آمده بود در انتخاباتی که هم موسوی و هم کروبی حضور داشتند، دکتر یزدی و نهضت آزادی از هر دو نامزد اصلاح طلب حمایت کردند. بعد از حکومت دوباره احمدی نژاد در دوسال گذشته دکتر یزدی سه بار بازداشت شد که اینبار به جرم اقامه نماز جماعت در اصفهان به همراهی "علی اصغر غروی" از دیگر اعضای نهضت آزادی بود. همه بازداشت شدگان آزاد شدند و یزدی همچنان در بند ماند. از یک ماه گذشته دکتریزدی را با همه بیماری و کهولت سن به خانه امن برده اند. شاید هم این روزها "دکتر ابراهیم یزدی" به مرغ عشق هایِ خانه اش که از همان پاسیو همیشه و در همه بحث ها و جلسه ها آوازشان می آمد، فکر می کند. با آن سکوت دلگیری که در خانه امن است.
منبع:روزآنلاین
دو پاره ابر بي صدا و خاموش
دو تكه روح بي قرار و مجنون
به هم رسيدن و دوباره گريه
به هم رسيدن و دوباره بارون
به من رسيدي وبه تو رسيدم
دوباره اين ترانه خوندني شد
پرنده پر زد از كنار ديوار
شكوفه روي شاخه موندني شد
چه اتفاق ساده و قشنگي
ميون اين همه سكوت و ديوار
به من رسيدي و به تو رسيدم
به رغم دل شكستناي بسيار
شب جدايي من و تو خنديد
به عطر عاشقانه ي تو ومن
به اين همه گلايه هاي خاموش
به اين همه ترانه هاي الكن
دوپاره ابر بي صدا و خاموش
كنار پنجره به هم رسيدن
تموم كوچه هاي شهرُ با هم
دويدن و دويدن و دويدن
عبدالجبار کاکایی
مرتضی کاظمیان:نیکولو ماکیاولی، اندیشمند برجسته، در اظهارنظری خواندنی میگوید: «هرچه آدمها قدرت بیشتری مییابند به همان میزان استفاده بدتری از آن میکنند و مغرورتر و گستاختر میشوند.» بهعقیدهی او: «جای هیچ تعجبی ندارد که در دوران دیوانهخو، دیوانگان به عرش اعلا برسند.» ماکیاولی توضیح میدهد که «آدمهای ضعیف - برخلاف مردان بزرگ - از خوشبختی که هیچوقت از آن بهره نداشتهاند، مغرور و سرمست میشوند.» این صاحبنظر مشهور در علوم سیاسی، تاکید میکند که غرور و شهرتطلبی و سرمستی از قدرت، فرجام و پیامدهای خوشی دربر ندارد؛ «کارهایی که هنگام طرحریزیشان بارقهای از شهرت در خود دارند، هنگام به پایان رساندنشان تقریباً همیشه به فسادی حتمی منجر میشوند.»
رویدادهای این روزهای ایران، صرفنظر از وجوه افتخارآمیزی که برای ایرانیان آزادیخواه و سبزهای پیگیر دموکراسی دربر دارد، واجد نشانههای غریبی از رفتارهای بیشرمانه و بدون اعتنا به هیچ اصل اخلاقی است؛ اقدامات و وقایعی که مهر تأییدی است بر دیدگاهها و ارزیابیهای دقیق ماکیاولی. مرور این رویدادها مثنوی هزار من خواهد شد؛ اما برای رسیدن به نتیجهگیری نهایی، گریزی از مروری بسیار مختصر بر برخی از سرفصلهای رفتارهای غیرانسانی و برخاسته از ماهیت تمامیتخواهانهی تشنگان قدرت در ایران نیست.
پیرمردی 80 ساله با وجود بیماری سخت و سوابق درخشان علمی و سیاسی و اجتماعی، همچنان محبوس استبداد و در حصر است؛ دکتر ابراهیم یزدی عمق سرکوبگری –والبته هراس جباران_ را عریان کرده است.
نسرین ستوده ششمین ماه بازداشت خود را طی میکند؛ ماههاست دو فرزند خردسال این وکیل پیگیر حقوق بشر، دور از آغوش مادرند.
دستگاه ارعاب و سرکوب، هیچ ملاحظهای را در هنگام بازداشت تقی رحمانی، درنطر نمیگیرد؛ نه حال و وضع جسمی همسر بیمارش را و نه چشمان نگران و اشکآلود دو فرزند چهار سالهاش را.
تمامیتخواهان با حمله به موسسه صراط، دفتر چاپ و نشر آثار دکتر عبدالکریم سروش و همچنین موسسه معرفت و پژوهش، خاطرهی ستیز مغول با فرهنگ و دانش و اندیشهی ایرانزمین را در نیشابور، زنده میسازند.
خودکامگان بیمناک از شکلگیری هرگونه تجمع مخالف، و هراسان از بروز و ظهور هر اجتماعی که بنیانهای مشروعیت ایشان را زیر سئوال برد، به سرکوب و قلع و قمع شهروندان و بازداشت گستردهی جوانان، زنان و مردان این سرزمین در 25بهمنماه دست مییازند.
رسانهی ملی با اتخاذ رویکرد گوبلزی، دستگاه تبلیغاتی جباریت و تحریفگر حقیقت میشود، و همسو، رسانهها و نشریات و خبرگزاریهای جریان تمامیتخواه، با وارونهگری بیپروای وقایع و انتشار بیشرمانهی دروغ و تهمت علیه سبزها و راهبران نمادینشان، میکوشند مانع از تزلزل ارکان اقتدار پوشالی و متکی بر زر و زور و تزویر نظام استبدادی شوند.
تشنگان قدرت و برخورداران از رانتهای ثروت و قدرت و منزلت،که در یک دستهبندی کلی در طیف محافظهکاران میانه ارزیابی میشدند و میشوند (کسانی چون محسن رضایی و علی لاریجانی)، نشان دادند که تا کجا و به چه میزان، بقاء زندگی رانتی و تداوم جایگاه خویش را در پیوند با حیات تمامیتخواهی در ایران تعریف کرده و پیوند زدهاند. اینان با موضعگیری علیه خواستهای انسانی و قانونی و مشروع شمار قابل توجهی از مردم این سرزمین _که خود را در شمایل سبزها جلوهگر ساختهاند_ و با هدف قرار دادن راهبران نمادین جنبش سبز و خوشرقصی برای رأس هرم قدرت در ایران، نشان دادند که این دستهبندی کلی نیروهای سیاسی در ایران همچنان ساری و قابل اتکاء در تحلیلهاست: پیگیران دموکراسی و دشمنان دموکراسی.
اشغالگران کرسیهای مجلس، نهاد پارلمان را به ریشخند میگیرند و با فروبستن چشمهای آکنده از رانت خویش بر حقایق، فریاد اعدام و مرگخواهی در مجلس سرمیدهند. نمایندگان و دستنشاندگان حاکمیت در مجلس، بهجای آنکه حامی حقوق شهروندان ایران باشند، به طنازان دیکتاتوری تقلیل جایگاه میدهند.
اما در رخدادی غریب، که شاهد برجستهای برای عمق کنش بیشرمانهی نظام استبدادی و صاحبان قدرت در ایرانامروز است، جوان برومند و آزادهای (شهید صانع ژاله) قربانی تقدیسگران خشونت و دشمنان آزادی میشود، و آنگاه «خون» پاک او مصادره شده و برای بقای نظام متکی بر نیرنگ و سرکوب مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
از پیامآور اسلام نقل شده است که « یکی از سخنان پیامبران پیشین که به مردم رسیده، این است: وقتی شرم و حیا نکردی، هر کاری که میخواهی بکن.»
خودکامگان صاحب قدرت سختافزاری در ایران، اینک بیهیچ پروا و شرم و حیا، مصداق واقعی این سخن و منش شدهاند. شهروندان خود را به مسلخ میبرند و خود سوگوار و مویهکن ایشان میشوند. جوانان وطن، نه یکیک و دهده، که صدصد، بازداشت و روانهی بازداشتگاههای عاری از انسانیت و عاطفه و قانون میگردند، و همزمان، صاحبان لبخند کریه، داعیهدار مهرورزی میشوند.
«صانع ژاله» نهایت و عمق خودکامگی و استبداد و تمامیتخواهی بیشرمانه را عریان ساخته است. آیا حیاتی پربرکتتر و زندگیای جاویدتر از این هست؟
اینک، به عنوان اصلی و مقدمهی یادداشت بازگردیم. آنچه تلاش شد به اجمال و بسیار مختصر بررسی شود و در جملات و سرفصلهایی مرور شد، برای نیل به نتیجهگیری و تحلیل نهایی بود. با کمال تأسف باید اذعان و اعتراف کرد که روند تحولات سیاسی در ایران با بیتوجهی روزافزون حاکمیت به واقعیتهای اجتماعی و سیاسی، و تداوم تلاش مبتنی بر ارعاب و سرکوب و تحریف حقایق، چشمانداز پرهزینهای را برای منافع ملی ترسیم میکند. تمامیتخواهان در روزهای پیش و پس از 25بهمن و نیز در همین روز نشان دادند که تکیهی ایشان بر درآمدهای نجومی نفت و نیز ابزارهای نیرنگ و تزویر و تحریف حقایق، چنان ایشان را از خود بیخود و سرمست و مغرور ساخته است که هیچ نیاز و ضرورتی برای اصلاح و تغییر حتی ناچیز رفتارها و شیوههای مدیریتی خود، نمیبینند. چنان که ماکیاولی ارزیابی کرده و گفته است: «هرچه آدمها قدرت بیشتری مییابند به همان میزان استفاده بدتری از آن میکنند و مغرورتر و گستاختر میشوند.»
گستاخی و سرمستی استبداد امروز ایران هر روز خشنتر و منقبضتر میشود؛ فریاد کردن خواست اعدام برای موسوی و کروبی در جایی که مجلس نامیده میشود، وسردادن شعار مرگخواهی علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی در نهاد تقنینی نظام و تجمعات حکومتی و پخش آن از رسانهی رسمی حکومت، اتفاقهای کوچکی نیست.
جنبش سبز ناگزیر است که با این جلوهگریهای جدید تمامیتخواهان، هوشمندانهتر از همیشه و با خردمندی فزونتر از قبل، کنش اجتماعی خود را طراحی و تنظیم کند و به مقاومت آگاهانه و استقامتورزی توأم با نوآوری در برابر بسط اختناق در کشور همت گمارد.
صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی تلاش دارند که ثابت کنند ملاحظات ماکیاولی در «شهریار» را خوب خوانده و بهکار گرفتهاند؛ «پس برای فرمانروا، داشتن صفات خوب چندان مهم نیست. مهم این است كه او فن تظاهر بهداشتن این صفات را خوب بلد باشد. حتی از این هم فراتر میروم و میگویم كه اگر او حقیقتاً دارای صفات نیك باشد و به آنها عمل كند به ضررش تمام خواهد شد درحالیكه تظاهر به داشتن اینگونه صفات نیك برایش سودآور است. مثلاً خیلی خوب است كه انسان دلسوز، وفادار، با عاطفه، معتقد به مذهب و درستكار جلوه كند و باطناً هم چنین باشد. اما فكر انسان همیشه باید طوری معقول و مخیر بماند كه اگر روزی بكار بردن عكس این صفات لازم شد بهراحتی بتواند از خوی انسانی به خوی حیوانی برگردد و بیرحم و بیعاطفه و بیوفا و بیعقیده و نادرست باشد... پس شهریار باید خیلی مواظب باشد كه حرفی مغایر با آن پنج صفتی كه در بالا شمردیم بر زبانش نگذرد به طوری كه انسان وقتی او را ببیند، یا گفتارش را بشنود كوچكترین تردید برایش باقی نماند كه این شهریار مظهر دلسوزی و وفا و درستی و اعتقاد به مذهب است و مخصوصاً تظاهر به داشتن صفت اخیر، یعنی مذهبی جلوه كردن از هر ظاهرسازی دیگر برایش مهمتر است.»
فرجام استبداد بیشرم در ایران، چیزی جز فرجام دیگر نظامهای خودکامه در طول تاریخ، و حکایت اخیر رژیم مصر نیست. اما آنچه روند کنونی را نگرانکننده جلوهگر میکند، دستیازیدن خودکامگان به هر وسیله و شیوه (ازجمله مصادرهی خون شهیدی که خود به مسلخاش بردهاند) برای تداوم اقتدار نامشروع خویش، و بیاعتنایی آنها به اعتراض واقعی و شکاف ملت_دولت در ایران، و همچنین در پیش گرفتن سیاست «النصر بالرعب» است. این روند و مسیر، هزینههای سنگینتری را در آینده متوجه فرزندان ایران و منابع ملی خواهد ساخت.
جنبش سبز و دموکراسیخواهی در ایران، با ارعاب و خشونت و بازداشت و گلوله، پایان نمیپذیرد؛ چنانکه این نکته را 25بهمن آشکار ساخت. اما مولفهای که مسیر پیشرو را پرآسیب و خطرخیز میسازد، تداوم بیتوجهی خودکامگان به واقعیت، و سرمستی قدرتی است که از نفت ارتزاق میکند و با تزویر و دروغ و سلاح و سرکوب، میکوشد شهروندان مخالف و منتقد خویش را که از خشونت دوری میجویند به مدار معیوب و خطرخیز خشونتورزی و چالشهای خشن سوق دهد. این همان وجه تأملبرانگیزی است که سبزها را وامیدارد هوشیارانهتر از قبل مطالبات انسانی و دموکراتیک خویش را پیگیرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر