-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 02/15/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



گزارش های متفاوت در سایت های رسانه های اجتماعی و سایت های اخبار غیر دولتی ایران از برخورد شدید پلیس امنیت با تظاهرات کنندگان در تهران، پایتخت ایران حکایت دارد.

هزاران تظاهر کننده در روز دوشنبه به خیابان های انقلاب و آزادی آمدند. این مسیر خطی سرتاسری است که از مرکز شهر می گذرد. و بنابراین گزارش ها، مردم در خیابان انقلاب و میدان ولی عصر حضور گسترده ای از خود نشان داده اند.

چندین مورد برخورد شدید در روز دوشنبه در سایت خرده- وبلاگِ «تویتر» به اشتراک گذاشته شده است که بعضی از تظاهرات کنندگان در آن ادعا کرده اند که هدف گاز اشک آور قرار گرفته اند و یا با باتوم کتک خورده اند و شماری نیز دستگیر شده اند.

خبرنگار الجزیره، درسا جباری، این گزارش ها را تایید می کند و می گوید که نیروهای امنیتی از گاز اشک آور و اسپری فلفل در برابر تظاهرات کنندگان استفاده کرده اند.

وی گفت که نزدیک ۱۰ هزار نفر نیروی امنیتی برای جلوگیری از تجمع تظاهرات کنندگان در میدان آزادی به کار گرفته شده بودند. میدان آزادی که بخش های مختلف تهران را به هم می پیوندد، نقطه اصلی قرار تظاهرات کنندگان بود.

این تصاویر ویدیویی در یوتیوب از آن حکایت دارند که معترضان تصاویر رهبر فقید انقلاب اسلامی، یعنی آیت الله خمینی و رهبر کنونی، آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای را به آتش کشیده اند. آن ها شعار می دهند: «مبارک، بن علی، نوبت سید علی.»

به گزارش خبرگزاری فرانس پرس، پلیس به تظاهرات کنندگان گلوله های پینت بال (گلوله های رنگی) شلیک کرده است. در ویدیویی دیگر که در سایت یوتیوب بارگذاری شده (و مدعی است که مربوط به تظاهرات روز دوشنبه است) مردم شعار می دهند: «زندانی سیاسی آزاد باید گردد.» که در این هنگام زنی فریاد می زند: «اشک آور زدند» تا به جمعیت برای فرار زودتر هشدار دهد.

در صفحه سازماندهی راه پیمایی روز دوشنبه در فیس بوک، از شلیک گلوله نیز در اطراف میدان انقلاب خبر داده اند و همین طور از تظاهرات در شهرهای مشهد، شیراز و کرمانشاه.

برخورد میان پلیس و تظاهرات کنندگان

در اصفهان، سومین شهر بزرگ کشور، تظاهرات به دستگیری ده ها تن از معترضان انجامید. همچنین در تویتر و فیسبوک گزارش شده که میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد به تظاهرات پیوسته اند.

دیگر رهبر برجسته مخالف، مهدی کروبی ، هنوز در بازداشت خانگی به سر می برد.

الجزیره شواهدی برای تایید خبر پیوستن میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در دست ندارد و دست کم، سایت کلمه، نزدیک به اصلاح طلبان می گوید که نیروهای امنیتی از پیوستن این زوج به تظاهرات و (حتا) بیرون آمدن آنان از خانه خود جلوگیری کرده اند.

سخت گیری های امنیتی امروز، یادآور موج اعتراضات و برخوردهای شدیدی است که پس از انتخاب دوباره احمدی نژاد در انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ۲۰۰۹ به وقوع پیوست.

هواداران اپوزسیون با فریاد «الله و اکبر- خدا بزرگ است» و «مرگ بر دیکتاتور» بر فراز پشت بام ها و ایوان ها، ترفند سال ۲۰۰۹ را زنده کردند. آنان از شب پیش تا نزدیک بامداد روز دوشنبه به فریادهای خود در مخالفت با رهبر جمهوری اسلامی ادامه دادند.

در تلاش دولت برای ترساندن مخالفان و تضعیف آنان برای حل وفصل و پایان دهی به قرار تظاهرات، چندین کنشگر مخالف نظام و چندین تن از یاران موسوی و کروبی در روزهای اخیر دستگیر شده اند.

در هیچ یک از ایستگاه های تلویزیون دولتی و یا وب سایت های وابسته به حکومت، نامی از تظاهرات و راهپیمایی روز دوشنبه برده نشد. به جای آن یک ایستگاه تلویزیونی به پخش دوباره مصاحبه های روز جمعه با کسانی که در راهپیمایی سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شرکت کرده بودند پرداخت.

در: الجزیره

عکس از: EPA


 


حکومت ایران در اقدامی بداهه آمیز تر از همیشه، روز ولنتاین را غیر قانونی اعلام کرد. ماه پیش رسانه های دولتی اعلام کردند که «فروش و یا ترویج هرگونه نماد عشق از جمله نمادهای قلب شکل، نیم-قلب، گل رز قرمز و همچنین تبلیغ یا فعالیت های گسترش دهنده این روز ممنوع است و مقامات با کسانی که این ممنوعیت را نادیده می گیرند برخورد قانونی خواهند کرد.»

در حالی که نزدیک ۷۰ درصد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال دارند، جا افتادن روز ولنتاین در کشوری که نسل جوانش در جستجوی آیین های غیر دولتی باشند که به آن احساس تعلق کنند طبیعی به نظر می رسد. اما دولت به سهم خود به هر گونه حرکتی، پاسخ دندان شکنی می دهد تا مردم فلسفه آن را به رویای خود راه ندهند.

حکومت های دین سالار همواره از چنین ماجرایی رنج می برند؛ همچنان که جهان تکامل می یابد، این گونه حکومت ها یا باید در اصول کهنه خود بازنگری کنند و یا نهایت تلاش خود را به کار گیرند که جهان را از پویش بازدارند. ملایان حاکم بر ایران پیوسته راه دوم را بر می گزینند. و با پیوند استوار مسجد (نهاد مذهب) و دولت، کوچکترین انحرافی از شیوه های معمول روزمره چنان موذیانه نفی می شود که حتا کتاب های آسمانی هم از کنترل این شیوه ها بازمی مانند.

شرکت در فضاهای مختلط جنسیتی بی مجوز قانونی، موسیقی رپ، موسیقی راک، موسیقی غربی، نوازندگی زنان در گروه های موسیقی، لاک ناخن درخشان، خنده در راهروهای بیمارستان، انجام آیین های بهار (نوروز) به شیوه باستانی و حتا دستور پخت خوراک خارجی در رسانه های دولتی، از مواردی هستند که به وسیله دولت ایران ممنوع شده اند. هرچند این مورد آخر شاید نپذیرفتنی و خنده دار باشد ولی یک وب سایت رسمی دولتی در ششم فوریه (۱۷ بهمن) این مورد را رسما اعلام کرد. پس اکنون ماهیت واقعی ماکارونی چون ابزار غرب برای براندازی آشکار شده است.

موضع حکومت به گونه ای است که کوچکترین رفتارهای عادی را به تهدیدی برای براندازی نظام تبدیل می کند. این گونه است که لغزش یک کارت ساده ولنتاین به دست دخترکی، چون نشانه ای بارز از ادبیات ممنوع قلمداد می شود و هر ترقه و فشفشه کوچکی که برای نوروز روشن می شود خدشه ای به جایگاه ملکوتی پلیس وارد می آورد. (منظور نویسنده احتمالا جشن چهارشنبه سوری است که به گونه ای به آیین بهار مربوط می شود-م). ملایان خود را دشمنان خوشی معرفی کرده اند؛ پس هر کجا که نشانی از خوشی به چشم می خورد یعنی یک جریان سیاسی به مخالفت برخاسته است.

تام استاپرد، در نمایشنامه خود «راک اند رول» می گوید که موسیقی راک بیش از هر چیز دیگری- بیش از مسابقه تسلیحاتی، دگراندیشی روشنفکران ناراضی و پوسیدگی نظام اقتصادی- موجب فروپاشی سیستم کمونیستی شد، زیرا از منبعی غیرمنتظره سرچشمه می گرفت که نظریه پردازان سیاست کمونیسم برایش پاسخی نداشتند. مجریان این نظریه ها می توانستند هرگونه مقاومت روشنی را سد کنند ولی هرگز برای یورش بی امانِ شادی آماده نبودند. هیچ مقام مسئولی نمی دانست این عدم همکاری (مقاومت مدنی) از جنس هذیان موسیقیایی را چگونه باید خنثا کند. در این نمایش، فروریختن سازه بزرگ کمونیسم در چهره جوانکی نمود می یابد که به شیوه ای غیر سیاسی، تحریکات آزادی خواهانه به راه انداخته. جوانکی که اصلا سیاسی نیست و به سادگی تمام، «تنها موسیقی برایش اهمیت دارد، نه چیزی دیگر.»

دین سالاران ایران در تلاشند که به گونه ای برنامه ریزی شده، راه هر گونه تفریح و خوشی غیرآیینی را بر مردم ببندد. این چنین رهبرانی باید بتوانند درجاتی باورپذیر از «شیطانیت» را برای تک تک این جرقه های خشم دست و پا کنند-یا این که دست در خزانه مبارک غیب کنند و چنین دلایلی در بیاورند. گستاخی، بی حیایی، مستهجن بودن، رفتار غیر اسلامی، آداب و رسوم خارجی (و به ویژه) غربی، توهین به خدا، توهین به رهبر عالی مقام، همه و همه جرم به شمار می روند. این جهان بینی از جنسی ساخته شده که پا را از محدوده های طبیعی خود فراتر می گذارد.

در برابر موسیقی راک گسترده زیرزمینی در حومه تهران و جاهای دیگر، ملایان نمی توانند اصول عقاید خاصی را عرضه کنند. بیشتر، به جرم کفرگویی و بی احترامیِ ذاتی اجراهای زیرزمینی - و پارکینگی- به مقدسات و همین طور به دلایلی چون همنشینی بدون مجوز زنان و مردان، گردانندگان و شرکت کنندگان این گونه اجتماعات را دستگیر می کنند. البته سردمداران ایران برگ برنده ای دارند که همتایان کمونیست خود در اختیار نداشتند: آنان می توانند چنین ممنوعیت هایی را بر پایه دین توجیه کنند.

ولی جرم دانستن «پخت و مصرف غذاهای خارجی» را می خواهند بر پایه چه منطقی می خواهند توجیه کنند؟ شنیده ایم که بر پایه «ملی گرایی». هنوز رژیم توان هنگفتی برای شگفت زده کردن مردم هزینه می کند؛ سرکوب آدابی چون نوروز و دیگر پایه های فرهنگ پیش از اسلام ایران، و نسبت دادن این گونه رسوم به دوران «جاهلیت» در شمار این رفتارها جای دارند.

در پایان، قوانین ایران، با محالات دست به گریبان است. افسانه پیدایش جامعه ای بر پایه گردآوری قوانینی مقدس، دیگر نه گرد هم باقی مانده و نه رنگ و رویی از تقدس دارد. نه پاسخگوی اجتماع است و نه با مذهب سازگار. به جای آن، به نظر می رسد که نظام، همه چیز و همه کس را فدای «خاموشی» شادی می کند؛ سرخوشی که شاید بر حسب اتفاق در جمعی پارانویی برای جلوگیری از یک بلای طبیعی بروز کرده، شادی ناشی از تغییر، فصل، موسیقی، عشق و یا خنده. بهتر است ایرانیان نفس راحتی تازه کنند: تاکنون هیچ حکومتی در روی زمین از چنین میدانی سربلند بیرون نیامده است.

از: مِلِک کی لان / در: وال استریت جورنال

تصویر: تظاهرات ۱۴ فوریه ایرانیان لندن


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته