یادمان نرود: استفاده از نمادهای سبز و سیاه برای نشان دادن عزاداری؛ استفاده از شمع در تاریکی شب؛ پخش صدای قرآن در اماکن عمومی، در خودروها و یا از تلفن همراه؛ ساخت، توزیع و تکثیر اعلامیههای نمادین عزاداری شهدای سبز و …
یک منبع مطلع در پاوه به کلمه خبر داد که خانوادهی شهید صانع ژاله به شدت تحت فشار هستند تا مصاحبهی قانع ژاله، برادر این شهید سبز، را تکذیب کنند.
به گفتهی این منبع، ماموران امنیتی با وجود مصاحبهی پیمان، برادر بزرگتر این شهید، به این مقدار راضی نشدهاند و بر قانع ژاله نیز فشار میآورند تا مصاحبهاش با VOA را از اساس تکذیب کند.
قانع ژاله در مصاحبهی مذکور فاش کرده بود که شهید صانع ژاله، به هیچ عنوان بسیجی نبوده و پسرخالهی آنها که به نهادهای امنیتی پاوه نزدیک است، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع ژاله مطلع شوند، عکس او را از آنها گرفته است تا برای این شهید، کارت بسیج صادر شود!
به گزارش کلمه، این منبع همچنین خبر داد که مادر شهید ژاله، بعد از مراسم خاکسپاری، به همهی حاضران اعلام کرده است که: “پسر من فقط دانشجو بوده و بسیجی نبوده.”

در حماسه ۲۵ بهمن همه با هم به خیابان ها آمدیم، تا حماسه ۲۵ خرداد را به یادها بیاوریم. تا به غاصبان رای مردم نشان دهیم که جنبش سبز، برای احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی، در آستانه دو سالگی خود، و در پیوند با خیرش دیکتاتورستیزانه مردم منطقه، همچنان روز اول، زنده و بالنده است؛ و آن که می میرد دروغ و حبس و شکنجه و سرکوب است و نـداها و سهراب های جنبش سبز هیچ گاه خاموش و فراموش نخواهند شد.
اقتدارگرایان اما این زندگی و حضور را بر نتافتند؛ سنگینی اعتراف به حیات جنبشی که هر روز مرگش را بر تریبون ها و منابر خود فریاد می کنند، آنچنان بر آنها گران آمد، که باز خیل سرکوبگران خود را به سوی مردم بی سلاح و مسالمت جو روانه کنند. اما این بار در لباس مردم، تا وانمود کنند که این خود مردم اند که با «فتنه گران» برخورد میکنند. کدام مردم؟ مردمی که بر هموطنان خود آتش می گشایند؟
اقتدارگرایان اما برای انکار ترس و تنهایی خود و برای بازسازی مشروعیت و مقبولیت از دست رفتهی خود تنها به این حربه و فریب بسنده نکردند. در سناریویی که از یک هفته قبل در روزنامه ها و بولتن های خود آن را تبلیغ می کردند، خشونت ها آفریدند تا شهادت جوانان سبز را رقم بزنند و به خیال خود آن را به همراهان جنبش نسبت دهند، و پروژه شهیدسازی را برای ترمیم وجهه ی بی آبروی خود اجرا کنند. غافل از آن که دروغشان در اجرای این پروژه نخ نما و در دزدیدن جسم و نام شهدای سبز، دامنشان را بیش از پیش خواهد گرفت و در میان مردم ایران و جهان رسواتر از قبل شان خواهد کرد.
وقاحت و قانون شکنی اقتدارگریان، اما؛ با دزدیدن پیکر ژاله و مختاری و حمله به دانشگاه و دریغ کردن برگزاری مراسم عزاداری از دوستان و آشنایان و تهدید خانواده پایان نپذیرفت. مزدوران خود را خبر کردند، تا فریاد مرگ بر همراهان جنبش سر دهند. در خیابان ها جولان دهند و رکیک ترین الفاظ را به کار برند، و به اطراف خانه های ایشان بریزند، تا با این نمایش دولتی، زمینه حبس و حصر خانگی آنها را فراهم کنند. ارتباطات شان را به تمامی قطع کردند و اینک در کار کشیدن دیوار آهنی به دور عزیزانی هستند که ماه ها است در قلب پیر و جوان و مرد و زن جنبش سبز خانه کرده اند.
به این خیال که هم از پرداخت هزینه زندانی کردن آنها پرهیز کنند، هم خطر همراهانی را که سلاحی جز کلام و بیانیه نداشتند از بین ببرند. همراهانی که معلوم نیست اگر در دل مردم جای ندارند و اگر عامل دست بیگانه اند و اگر مطرود ملت اند، چرا چنان قدرتی در چند خط بیانیه شان است که تمام نیروهای نظامی و امنیتی و رسانه های میلیاردی شان توان مهار آن و پاسخ گویی به آن را ندارد، و چه طور حکومت را واداشته اند چنان از کلمه های شان بترسند که آخرین روزنه های ارتباطی آنان را هم مسدود کنند؟
اینک، و در آستانه یکم اسفند و مراسم هفتم شهدای جنبش سبز در ۲۵ بهمن، باز این جنبش سبز است که هستی خود را نشان خواهد داد. ما سوگوار رذالت اقتدارگرایان، در کشتن فرزندان این مرز و بوم و دزدیدن پیکر و مصادرهی نامشان هستیم. می آییم تا نشان دهیم که سوگواران حقیقی این سرزمین ماییم، سوگوارانی که به رغم گشوده بودن دهان های وقاحت، دیگر خاموش نیستیم. سوگوارانی که عزاداریمان نشان سکوت و تسلیم و رضا نیست. ما از پیشوایان و امامانمان آموخته ایم که از مراسم عزا مراسم حضور و مقاومت بسازیم. می آییم که نشان دهیم اگر اجازهی برگزاری مراسم عزا در مساجد و حسینیه ها و دانشگاه ها و خانه ها به ما نمی دهند، اگر بهشت زهرا را پادگان می کنند تا بر سر مزار شهدایمان نرویم، ما تمام ایران را مجلس عزای قاتلان و محل افشاگری متقلبان و دزدان آراء و شهدایمان می کنیم. می آییم تا نشان دهیم جنبش سبزی که در ایام انتخابات باز پس گرفتن «پرچم ایران» اش را از مصادره کنندگان کشور میخواست، و پس از تقلب انتخاباتی با شعار بازپسگیری «رای» اش به میدان آمد، در آستانه دوسالگی راه سبز امید، زنده تر و سبزتر از پیش، پس گرفتن «شهیدان» اش را مطالبه میکند. اگر در چهلم شهدا و در تجمع میدان توپخانه در سال ۸۸ شعار مردم این بود که «برادر شهیدم، رایتو پس میگیرم »، اینک شعار سیاه پوشان سبز این است که «برادر شهیدم، نامت را، راهت را، هویتت را، و هدفت را پس خواهیم گرفت.»
حضور ما در یک اسفند اما تنها برای بازپس گیری شهدایمان نیست. یک اسفند، در مراسم بزرگداشت شهدای جنبش سبز، مراسمی که به وسعت ایران و به گستردگی تمام مکان های عمومی کشور است، ما از بازپس گرفتن همراهان جنبش سبز هم سخن خواهیم گفت. حاکمانی که بر خلاف تمام قواعد و اصول قانونی، شرعی، اخلاقی، انسانی و سیاسی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بدون محاکمه و بی هیچ جرمی به حبس و حصر خانگی برده اند، و پنداشته اند با این کارشان هزینهی محاکمه و زندانی کردن آنان را نخواهند داد، باید بدانند که جنبش سبز در برابر توهین و تعرض به ساحت این عزیزان خاموش نخواهد نشست.
یک اسفند، روز همراهی و همدلی نمادین و گسترده مردم ایران برای باز پس گیری نام شهیدان سبز است. روزی برای همراهی با پایداری ها و پایمردی های میرحسین موسوی و مهدی کروبی است و آغاز روزی است که تا پایان هرچه سریعتر حبس و حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی است، شب نخواهند شد.
برای حضور هرچه موثرتر و در عین حال کمخطرتر در این مراسم، برای این که فریاد عزا و اعتراضمان را در این مراسم سوگواری نمادین ملی بلندتر فریاد کنیم و برای اینکه نگذاریم چماق سرکوب و خشونت، شکوه خلاقیت و مدنیت سبزها را پنهان کند، پیشنهادهای مختلفی مطرح شده است:
- یادآوری تجربه عزاداری شهدا در روزهای آغازین، و استفاده از نمادهای عزاداری:
- استفاده از نمادهای سبز و سیاه (پوشیدن لباس سیاه، دست بند و روبان سبز،…) برای نشان دادن این عزاداری؛
- استفاده از شمع در ساعت تاریک شب؛
- پخش صدای قرآن در اماکن عمومی، در خودروها، در دانشگاه ها و ادارات، از تلفن همراه در محیط های عمومی؛…
- ساخت، توزیع و تکثیر اعلامیه های نمادین عزاداری شهدای سبز،
- توزیع عکس ها، نوشته ها، پوسترها و تراکت ها، ویدئوها و کلیپ های منتشر شده، برای آگاهی همگانی از هویت شهدای سبز ۲۵ بهمن و افشای ماهیت شهیددزدان و دروغگویان،
- پخش عکس ها و اخبار مربوطه، برای آگاهی عمومی از حصر و حبس همراهان جنبش، و انداز حاکمیت از ادامه حصر میرحسین و کروبی،
- و طرحها و پیشنهادهای بی شمار دیگری که همراهان جنبش سبز با خلاقیت و نوآوری خود، متناسب با چنین مراسم و شرایطی، برای پخش پیام جنبش خواهند اندیشید.
در پایان، فراموش نمی کنیم که ضامن بقا و حیات و سرزندگی جنبش تا کنون حفظ آهستگی و پیوستگی حرکت و پرهیز از توسل به خشونت و اقدامات کور واکنشی بوده است، که این همان چیزی است که اقتدارگرایان سرکوبگر از همان ابتدای جنبش میخواسته اند، تا بهانه ای برای سرکوب گستردهی جنبش به دست آورند. چنان که سبزها خود در تظاهرات سکوت و در بردباری ۲۰ ماهه ی خود و در شعارهای خود نشان داده اند این آب آرام است که به اعماق نفوذ میکند و جریان گام به گام و پیوسته آن است که هر سدی را خواهد شکست و هر مانعی را از پیش خواهد برداشت. توجه ویژه به سناریوهای امنیتی ای که سعی در متشنج کردن فضا و ماهی گرفتن از آب گل آلود دارند و مراقبت از کسانی که در قالب افراد تندرو سعی در نفوذ در اجتماعات و به هم زدن نظم تجمعات و تند کردن فضا و شعارها دارند، ضروری است.
چهار روز پس از محاکمه عظیم آقاجانی، متهم اصلی پرونده ارسال سلاح به نیجریه، سفیر نیجریه در تهران از پرداخت وام یک میلیارد دلاری ایران به نیجریه خبر داد. این در حالی است که مبادلات تجاری ایران و نیجریه هم اکنون در حدود ۵۰ میلیون دلار است.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه اینترنتی کامتکس، چیکا ابوبکر در جمع خبرنگاران در شهر ابوجا، بدون اشاره به زمان بازپرداخت این وام، از مذاکره با بانکهای ایران برای پرداخت هر چه سریعتر این وام به نیجریه خبر داد و تصریح کرد: این وام موجب تقویت و گسترش همکاری های اقتصادی و تجاری ایران و نیجریه خواهد شد.
بر اساس این گزارش، ایران پیش از این پیشنهاد اعطای وام ۱۵۰ میلیون دلاری را به نیجریه داده بود که با توجه به جمعیت زیاد نیجریه این مبلغ کم بوده است! نیجریه می گوید که برای تامین مصالح ساختمانی، توسعه صنعت نفت و گاز، نیروگاههای برق و صنایع به منابع مالی و تسهیلات ارزی نیاز دارد. ایران ایران همچنین برای حل مشکلات تولید برق نیجریه اعلام آمادگی کرده است.
عظیم آقاجانی شهروند ایرانی که ادعا می شود عضو سپاه پاسداران ایران است چهارشنبه گذشته به اتهام ارسال اسلحه از ایران که در نیجریه ضبط شد تحت محاکمه قرار گرفت
خبر این محاکمه در خبرگزاری های داخلی بازتابی نیافت، اما بی بی سی نوشت: عظیم آقاجانی و علی عباس جگا، متهم نیجریه ای پرونده، در روز چهارشنبه در دادگاهی در لاگوس حاضر بودند. آنها در سه مورد اتهام، به خاطر وارد کردن ۱۳ کانتینر اسلحه و ثبت آنها در بارنامه تحت عنوان مصالح ساختمانی اعلام بی گناهی کرده اند. در اسناد دادگاه از آقاجانی به عنوان تاجر و عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نام برده شده است.
به نوشته بی بی سی، کریس اوچه وکیل عظیم آقاجانی گفت که محموله سلاح کشف شده یک “مبادله تجاری عادی” میان ایران و گامبیا بوده است. ایران گامبیا را مقصد نهایی محموله اعلام کرده است. آقای اوچه همچنین گفت که محموله سلاح فقط از نیجریه عبور می کرد و مقصد نهایی آن نیجریه نبود.
گامبیا این مساله که مقصد نهایی محموله سلاح بوده را رد و روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرده است. سنگال نیز سفیر خود از ایران را فراخواند و ابراز نگرانی کرد که این سلاح ها به دست شورشیان جدایی طلب جنوب این کشور که در گامبیا پایگاه دارند بیافتد. سفیر ایران در نیجریه گفته است که مقصد نهایی این محموله گامبیا بوده است و اینکه طی معامله ای با ایران ارسال می شده است.
پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی در بزرگداشت شهدای ۲۵ بهمن بیانیه ای صادر کرد.
به گزارش امروز، در این بیانیه، دانشجویان ایرانی خارج از کشور هشدار داده اند که: “در صورت ادامه تعرض و اقدامهای نابخردانه حاکمیت از تمامی ظرفیتهای بین المللی و اعتراضی در دفاع از موسوی و کروبی استفاده خواهیم کرد و صدای رسای هموطنان مبارز و شجاع خود در عرصه جهانی خواهیم بود.”
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
مردم ایران بیست و پنجم بهمن ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه را در تاریخ جاودانه ساختند. ماهها سرکوب خونین، بازداشت و زندان، شکنجه و تجاوز، ترور و اعدام، هیچ یک خللی در اراده معطوف به آزادی ملت ایران وارد نساخت. شهرهای این مرز و بوم حماسههای بزرگی همچون حضور میلیونی بیست و پنج خرداد هشتاد و هشت را در خاطر دارند. اما عظمت بیست و پنج بهمن در حضور سهمگین مردم علیرغم آگاهی از سبعیت کمنظیر گوشبهفرمانان «فرماندهکلقوا» بود. احسنت بر ملتی که جوانانی همچون صانع ژاله و محمد مختاری دارد. جوانانی که کرامت و آزادی را قدر مینهند، ذلت نمیپذیرند و در روز عشاق با عشق به زندگی، ایستاده میمیرند.
سرکوب خونین اعتراض مسالمتآمیز مردم با «خسوخاشاک» خواندن ایشان توسط رئیسجمهور خودخوانده دولت برآمده از کودتا آغاز شد، تا به گمان رهبری که مردم را «میکروب» خطاب میکند، نظام را «واکسینه» کند. اعدام بیگناهان توسط ویرانه قضای منصوب رهبری چنان شدت یافت که ایران رکوردار جهانی بیشترین تعداد اعدامها در ماههای اخیر گشت. امروز نقش مستقیم رهبری در ماجراجوییهای بینالمللی، مداخلات ارگانهای نظامی و امنیتی در امور اقتصادی و تخطیات مداوم دولت از قانون در اداره امور جاری کشور با پشتگرمی به «حکم حکومتی» برای ایرانیان بیش از پیش عیان گشته است. از این روست که روشنترین خواسته مردم معترض، که در پاسخ به فراخوان همراهان استوار جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و در همراهی با حرکت مردم تونس و مصر در اعتراض به فرعونهای خودخداخوانده به خیابانها آمده بودند، چیزی نبود جز پایان بیستودو سال حکومت فردی که هر روز بر تفرعنش میافزاید. پیام غیرقابل انکار بیستوپنجم بهمن که ارکان استبداد فردی را به لرزه درآورد، پایان حکومت سیدعلی خامنهای است.
سرآسیمگی عمله ظلم از این پیام روشن، وقاحت واکنششان را به سفاهت آلود. پروژه شهیددزدی کلید خورد. ابتدا برای هموطن کردی که به گواهی تمام دوستانش در اکثر اعتراضات مردمی سال هشتاد و هشت شرکت داشته و برای رساندن صدای اعتراض مردم فعالیت هنری میکرده است، کارت عضویت در «بسیج» صادر میشود. آنگاه که عکسهای دیدار این دانشجوی شهید با مرحوم منتظری در اختیار مردم قرار میگیرد، «نماینده ولیفقیه» در روزنامه کیهان تهمت خبرچینی به این شهید مظلوم میزند. وقتی برادر این شهید مظلوم کذب ادعای دروغگویان را برملا میسازد، وی دستگیر شده و مصاحبه ساختگیاش از صداوسیمای دروغ پخش میشود. سفاهت عمله استبداد در اینجاست که گمان میکنند صدای صدها همدانشگاهی صانع ژاله که اعتراضشان به این وقاحت با سرکوب وحشیانه روبرو گشت، به جهانیان نخواهد رسید، و تصویر پدر داغدار محمد مختاری که حتی جنازه فرزند شهیدش را نیز از او دزدیدهاند از ذهن ایرانیان پاک خواهد شد.
مستبدان بدانند که ملت چشم به راه آزادی بیقیدوشرط و سریع هزاران هموطنی است که در روز بیستوپنجم بهمن و اعتراضات پیشین مردمی زندانی گشتهاند. دوران تجاوز و کهریزک به سر آمده و هرگونه بدرفتاری با این عزیزان اینبار با واکنش متفاوتی روبرو خواهد گشت. حبس خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، و ایجاد محدودیت برای مهدی کروبی و سایر همراهان جنبش سبز تنها بر سرگیجههای امنیتی دستگاه استبداد خواهد افزود و تاثیری بر آگاهی مردم ایران نسبت به اراده جمعیاش برای احقاق حق حاکمیت ملی و خلاصی از استبداد فردی نخواهد داشت. نیروهای امنیتی و نظامی نیز بدانند، که بار مسئولیت جنایات مرتکبشده بر عهده «فرماندهکلقوا»ست و بهتر است پیش از آنکه فرصت بازگشت به مردم را از دست دهند، ننگ آلوده شدن به خون بیگناهان را برای خود نخرند. پاسداری از منافع ملی ایران مهمترین وظیفه این نیروهاست و کرامت و مقبولیت ملی ایشان نباید برای دفاع از مستبدان جنایتپیشه هدر برود.
جنبش سبز مردم ایران زنده است و برای دستیابی به زندگی باکرامت، که جز با رعایت حقوق بنیادین و احترام به تکثر اعتقادی و تنوع سبکهایزندگی تمامی ایرانیان میسر نمیشود، با استبداد فردی مبارزه میکند. مردم ایران به گرامیداشت هفتم شهدای بیست و پنجم بهمن، در شامگاه اول اسفند غریو اللهاکبر و ننگ بر دیکتاتور سر خواهند داد و در روز اول اسفند بار دیگر حضورشان را ثابت خواهند کرد. عمله ظلم بدانند که حتی اگر با سرکوب پیشگیرانه در این روز فرصت حضور را از مردم بربایند، تغییری در پیام روشن بیست و پنج بهمن برای پایان یافتن حکومت فردی بیست و دو ساله فرعون ایران نخواهد داشت.
ما به عنوان جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان خارج از کشور اعلام می داریم همچنانکه موسوی و کروبی در هنگامه سخت ترین فشارها و سرکوب ها بر پیمان خود در دفاع از حقوق مردم در کنار مردم ایستادند، در صورت ادامه تعرض و اقدامهای نابخردانه حاکمیت از تمامی ظرفیتهای بین المللی و اعتراضی در دفاع از موسوی و کروبی استفاده خواهیم کرد و صدای رسای هموطنان مبارز و شجاع خود در عرصه جهانی خواهیم بود . روز و فرصت دیگری در پیش خواهد بود و آنان که اراده مردم را «فتنه» مینامند دیگر روی آسایش نخواهند دید. چرا که در این جنگ ارادهها اراده جمعی مردم نهایتا بر اراده مستبدان پیروز خواهد گشت. افسوس که همان گونه که میرحسین موسوی گوشزد کرد ”فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می شنوند که بسیار دیر شده است.”
سید محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم ، در نامه ای سرگشاده به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، با اشاره به موضع گیری وی علیه سران جنبش سبز، تاکید کرد که او و قوه ی تحت مدیریتش به دلیل اظهارنظر و صدور حکم درباره پرونده ای که هنوز مفتوح است، دیگر صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارند.
دبیرکل سابق جبهه مشارکت همچنین حمله به مردم بی گناه و حق طلب در ٢۵ بهمن ماه را فاجعه ای سازمان یافته، از پیش طراحی شده، حمایت شده و سابقه دار توصیف و از آن ابراز انزجار کرد.
خاتمی همچنین تاکید کرد که تشکیل دادگاه علنی و عادلانه و مستقل برای “سران محترم و محبوب جنبش سبز” موجب رضای خداوند، عزت جمهوری اسلامی و آگاهی دقیق مردم از واقعیتها و رسوایی فتنه گران واقعی خواهد شد.
به گزارش نوروز، متن نامه به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آیة الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام
ابتدا فرصت را غنیمت شمرده و با ابراز انزجار از فاجعه سازمان یافته، از پیش طراحی شده، حمایت شده و سابقه دار حمله به مردم بی گناه و حق طلب در ٢۵ بهمن ماه، برای دو شهید گرانقدر که مورد ستم مضاعف قرار گرفتند علو درجات و همنشینی با شهدای صدر اسلام آرزو مندم. متاسفانه در حال حاضر مجالی برای شکافتن این حوادث نیست که اگر امان داده شود، هزاران هزار انسان حاضر هستند بر واقعیتها شهادت دهند.
اما بعد،
علت این نامه نگاری به جنابعالی، مواضع سابق و لاحق شما در مورد سران جنیش سبز است. اجازه بدهید از شما بپرسم؛ جنابعالی بر اساس کدام قانون یا آیین نامه ای در موضوع پرونده ای که علی الظاهر در محاکم دادگستری مفتوح است، ورود ماهوی می کنید و حکم صادر می فرمایید؟ تا آنجا که این حقیر می داند، شما با این کار، مطابق مقررات، عملا خود را از صلاحیت رسیدگی به این پرونده و هرگونه ورود به آن منعزل نموده اید و طبعا قوه قضائیه تحت مدیریت جنابعالی، با سابقه ای که از آن می دانیم، دیگر صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد.
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ
فارغ از این موضوع حقوقی، تا آنجا که همه می دانیم، سران محترم و محبوب جنبش سبز بارها از برگزاری دادگاه علنی و عادلانه و مستقل استقبال کرده و همواره آمادگی خود را برای حضور در این دادگاه و پاسخگویی اعلام کرده اند. لذا بهتر آن است برای جلوگیری از این همه هیاهو و هتاکی و فحاشی از سوی اقلیتی که چیزی جز رگهای گردن قوی ندارند، چنین دادگاهی تشکیل شود که موجب رضای خداوند، عزت جمهوری اسلامی و آگاهی دقیق مردم از واقعیتها و رسوایی فتنه گران واقعی خواهد شد.
با احترام مجدد
سید محمد رضا خاتمی
۳۰/۱۱/۱۳۸۹
حمید رسایی وعده داد که موسوی و کروبی دستگیر میشوند و گفت که هواداران آنها هم هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. سایتی که این نماینده حامی دولت با آن مصاحبه کرده هم خواستار خونریزی و کشتار معترضان در ایران شد.
این نماینده وابسته به جناح احمدی نژاد در مجلس هشتم که با صراط نیوز گفتوگو میکرد، در واکنش به حضور گستردهی مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، به هتاکی به این دو رهبر سبز پرداخت و گفت: “من معتقدم که امریکا و اسرائیل در ایران سفارتخانه ندارند که منافع آنها را تامین کنند اما سفیر دارند.”
وی افزود: “سفیر امریکا و اسرائیل در کشور ما، موسوی و کروبی به صورت علنی و خاتمی به صورت غیر علنی هستند و تمام اقدامات آنها در راستای حفظ منافع امریکا و اسرائیل است.”
رسایی در ادامه بدون اینکه سندی برای چنین ادعای گزافی مطرح کند، صرفا گفت: “مستندات بسیار زیاد است و آن مصلحتی که قبلا بود، الان دیگر وجود ندارد.”
او همچنین در پاسخ به این سوال صراط نیوز که “آیا امکان دارد پس از دستگیری موسوی و کروبی و خاتمی دوباره اغتشاش ایجاد شود”، گفت: “به هیچ وجه! هواداران آنها هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.”
وی در عین حال اظهارات برخی دوستان خود مبنی بر اینکه معترضان هیچ پشتوانه مردمی ندارند را زیر سؤال برد و گفت: “آنها در طول ۳۲ سال گذشته در حال آشوب و اغتشاش بودهاند، ولی پشتوانه داخلی نداشتند، باید پشتوانه داخلی را از آنها گرفت که بهانه نداشته باشند.”
پیش از این هم اظهارات برخی حامیان دولت از سوی برخی دیگر از آنها تکذیب شده بود، از جمله ادعای مرگ جنبش سبز، که پس از ۲۵ بهمن تقریبا به طور کامل فراموش شده و دیگر صحبتی از آن نمیشود.
صراط نیوز که این مصاحبه تحریککننده را با نماینده وابسته به دولت انجام داده، همچنین تیترهایی همچون “باید که شست با خون، اشرار فتنهگر را” و “ایران؛ تشنه انتقام از جنایتکاران فتنهگر بود” را برای مطالب خود علیه جنبش سبز انتخاب کرده است.
این سایت و بسیاری رسانههای دیگر جناح اقتدارگرا که همگی مورد حمایت آشکار دولت قرار دارند، در حالی به طور آشکار و با پشتوانه حکومتی به فعالیت در مسیر قانونشکنی و خشونتپراکنی میپردازند که در سمت دیگر، معتدلترین بخشهای اصلاح طلبان هم از داشتن رسانه مستقل و آزاد محروماند.
جالب و البته تأسفبار این است که این رسانههای مورد حمایت دولت احمدی نژاد، از سوی به طور علنی ترویج خونریزی و کشت و کشتار میکنند و از سوی دیگر، دسترنج و نتیجه عملی اقدامات خود – یعنی قتل شهیدان سبز – را به گردن تظاهرکنندگان میاندازند و برای مقتولان، کارت بسیج هم صادر و تشییعشان نیز میکنند.
برخی سایتهای اقتدارگرا، در بین رقابتها و افشاگریهای درونی خود، فاش کردهاند که سایت مبلغ کشت و کشتار (صراط نیوز) به حسین شریعتمداری و نزدیکان او تعلق دارد. حسین شریعتمداری چند روز قبل، در اظهاراتی سخیف، یکی از قربانیان خشونتپراکنیهای امثال این سایت را جاسوس خود معرفی کرده بود!
سخنگوی دولت انتقالی تونس از مصوبه عفو عمومی زندانیان سیاسی در جلسه دولت خبر داد.
به گزارش انتخاب، “طیب بکوش” با اشاره به اعلام فرمان قانونی این مصوبه در روزهای آینده و آزادی همه زندانیان سیاسی در پی آن، یادآور شد نخستین دولت انتقالی تونس در بیستم ژانویه شش روز پس از سقوط دولت زین العابدین بن علی پیش نویس قانون عفو عمومی را تصویب کرده بود.
مجمع ملی و سنا (مجلس مشاوران) هفته گذشته نیز قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، به فؤاد مبزع رئیس جمهور موقت تونس اجازه می دهد به صورت قانونی وظایف ریاست جمهوری را به عهده بگیرد. الازهر القروی الشابی وزیر دادگستری تونس هم از آزادی سه هزار نفر خبر داد.
در پی فراخوان “شورای هماهنگی راه سبز امید” مبنی بر برگزاری مراسم هفتم شهدا دانشجو “صانع ژاله” و” محمد مختاری” و برگزاری تجمعات اعتراضی، امشب نیز در برخی از محلات تهران فریادهای “الله اکبر” بر بام ها طنین انداز شد.
به گزارش خبرنگاران ندای سبز آزادی و دانشجو نیوز ، بسیاری از شهروندان تهرانی برای اعلام همبستگی با خانواده شهیدان ۲۵ بهمن و در حمایت از موسوی و کروبی که در حصر کامل خانگی قرار گرفته اند ، امشب در بعضی از محله های تهران از جمله شهرک اکباتان، کوی فراز، سعادت آباد، پونک، توانیر، یوسف آباد و نیاوران، فریاد “الله اکبر” سردادند.
در طول یک سال و نیم گذشته، سر دادن شعارهای شبانه، یکی از راههای مخالفان دولت ایران برای بیان اعتراض هایشان بوده است.
معاون کمیسیون اروپا در حوزه دستور کار دیجیتال، با ارسال نامهای برای ۲۱ عضو اتحادیه از آنها خواست تا قوانین لازم برای تسهیل دسترسی به خدمات اینترنت ماهوارهای را فراهم کنند.
به گزارش تک وب، وی همچنین خواستار همکاری کشورهای عضو برای ارتقای استفاده از ظرفیت های موجود برای ارائه این خدمات شد، امری که موجب کاهش شکاف رو به گسترش دیجیتال در اروپا خواهد شد.
نیلی کروس از پارلمان اروپا خواست تا به دو شرکت ماهواره ای اینمارست و سولاریس موبایل اجازه دهد تا دامنه ارائه خدمات اینترنت ماهوارهای خود را حداکثر تا می سال ۲۰۱۱ گسترش دهند، امری که فعلاً جز اولویت های این دو شرکت نیست.
کروس از دولت های عضو اتحادیه اروپا هم خواست تا اهمیت فناوری اینترنت ماهواره ای را جدی بگیرند و بدانند که باید اقدامات لازم را برای معرفی این خدمات در داخل کشورهای خود انجام دهند تا به خصوص در نقاط روستایی و دورافتاده از آن استفاده شود.
با استفاده از ماهواره ارائه خدمات اینترنت با سرعت بیش از ۱۰ مگابیت در ثانیه به راحتی ممکن است.
حسین سالمکار دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر ۲۶ بهمن ماه یک روز پس از برگزاری تجمع ۲۵ بهمن در هنگام خروج از دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خانواده ی این دانشجو از مرجع بازداشت کننده ی و محل نگهداری وی اطلاعی ندارند.
به گزارش خبرنگار کلمه، حسین سالمکار دانشجوی ورودی سال ۸۳ دانشگاه خواجه نصیر در رشته ی مهندسی مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد ورودی سال ۸۹ دانشگاه صنعتی شریف در رشته هوافضا می باشد. این دانشجو دو دوره پیاپی با رای بالای دانشجویان به عضویت شورای عمومی انجمن اسلامی درآمد .
همچنین وی مدیر مسئول نشریه دانشجویی «نفس» در دانشگاه خواجه نصیر بود. با توجه به و ضعیت برخی از بازداشت شدگان بیست و پنجم بهمن ماه ، به نظر می رسد که این دانشجو در شرایط بسیار نامناسبی نگهداری می شود.
با گذشت چندین ماه از بازداشت دو خبرنگار آلمانی که برای تهیه گزارش پیرامون سکینه محمدی به ایران آمده و دستگیر شده بودند، دادگاه انقلاب اسلامی روز شنبه ٣٠ بهمن ماه ضمن اعلام پایان یافتن رسیدگی به پرونده این دو خبرنگار آلمانی اعلام کرد که حکم حبس تعزیری این دو نفر به موجب رأفت اسلامی به جزای نقدی تبدیل شده است.
به گزارش ایسنا، بر اساس رأی صادر شده از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تبریز، این دو خبرنگار آلمانی که پیشتر به ۲۰ ماه زندان محکوم شده بودند، به دلیل وضعیت خاص این دو متهم و محرز شدن سوء استفاده از آنان برای دستیابی به اهداف مربوط به ارتکاب جرم علیه امنیت ملی، مستحق تخفیف در مجازات و برخورداری از رأفت اسلامی شدند و حکمشان به ۵۰۰ میلیون ریال جزای نقدی کاهش یافت.
مارکوس آلفرد رودلف هلویگ و ینس آندرئاس کخ، دو خبرنگار نشریه آلمانی «بیلد آم زونتاگ»، روز ۱۸ مهرماه امسال در حال مصاحبه با پسر سکینه محمدی آشتیانی، زن محکوم به سنگسار، به اتهام فعالیت روزنامهنگاری بدون مجوز در تبریز بازداشت و به “جاسوسی” متهم شدند؛ اتهامی که از سوی «بیلد آم زونتاگ» و اتحادیه خبرنگاران آلمان رد شد.
بعدها، در برنامه تلویزیونی که در مورد این دو نفر از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، اعلام شد که این دو خبرنگار اعتراف کردهاند که “به تحریک مینا احدی، مسئول کمپین بینالمللی علیه سنگسار و اعدام” به ایران سفر کردهاند.
مقامات قضایی جمهوری اسلامی این دو نفر را طی جلسات متعدد دادگاه، به اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بودند.
در مدت زمانی که این دو نفر در ایران و در بازداشت بودند، مقامات آلمان بارها خواستار آزادی آنها شده بودند.
همچنین در آستانه کریسمس و سال نوی میلادی وزیر امور خارجه آلمان چندین بار از جمهوری اسلامی خواسته بود تا امکانات دیدار این دو نفر با خانوادههایشان را فراهم کند که به دنبال این درخواستها، این دو خبرنگار در دیماه موفق به دیدار با خانوادههایشان در ایران شدند.
در حال حاضر اگرچه دادگاه تبریز حکم این افراد را از حبس به جزای نقدی کاهش داده، هنوز مشخص نیست که دو خبرنگار آلمانی چه زمانی به کشور خود بازخواهند گشت.
وزارت خارجه آلمان اعلام کرده است که در حال فراهم کردن زمینه بازگشت این دو نفر به برلین است، اما از اینکه چگونه و چه کسی جزای نقدیِ مبدل را پرداخت خواهد کرد، گزارشی منتشر نشده است.
سعید غلامحسینپور، هنرمند خوزستانی، نقاش و نوازنده تار، از بازداشت شدگان روز ٢۵ بهمن ماه تهران است که نامش در هیچ کدام از لیستهای مطرح شده توسط دفتر دادستانی ذکر نشده است.
به گزارش خبرگزاری حقوق بشر ایران این هنرمند ایرانی، عصر روز دوشنبه ٢۵ بهمن ماه در خیابان انقلاب پس از ضرب و شتم، بازداشت شده و بنا به گزارش شاهدان، نیروهای ضد شورش هنگام مواجهه با وی، با قنداق تفنگ سر او را شکسته و سپس ساز همراه وی را نیز خرد کردند.
هنوز محل نگهداری، وضعیت جسمی و روحی وی و همچنین سرنوشت وی نامشخص است.
سعید غلامحسینپور تاکنون سابقه برگزاری ٢۶ نمایشگاه نقاشی و کنسرتهای متعددی در ایران و خارج از ایران را در کارنامه خود دارد.
در چارچوب سفرهای استانی دولت، قرار بود این هفته احمدی نژاد به استان کرمانشاه سفر کند. اما امروز اعلام شد این سفر لغو و در زمان دیگری انجام خواهد شد.
روز ۲۵ بهمن ماه در پی برپایی تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف ایران، در تهران دو دانشجو به نام های صانع ژاله و محمد مختاری به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شدند. در پی این قضیه نیروهای طرفدار حاکمیت اعلام کردند صانع ژاله، دانشجوی کرد و اهل تسنن دانشگاه هنر تهران، از بسیجیان حاضر در درگیری های این روز بوده و توسط معترضان کشته شده است. ادعایی که بعدا توسط مخالفان و خانواده این دانشجو به شدت تکذیب شد.
خبرگزاری مهر علت لغو ناگهانی سفر استانی دولت را در روز چهارشنبه، آن چه “حجم بالای کارهای قوه مجریه و ارائه لایحه بودجه سال ۱۳۹۰” عنوان کرده، دانسته است.
به گزارش دانشجونیوز، در پی به شهادت رسیدن صانع ژاله اوضاع مناطق کردنشین ایران ناآرام گزارش می شود. گروه های مختلف در کردستان ضمن اعلام محکومیت به شهادت رسیدن وی از یک سو و اعلام انزجار از بسیجی خواندن وی توسط حاکمیت، روز یکشنبه اول اسفند را روز اعتصاب عمومی اعلام کرده اند. به نظر میرسد لغو این سفر استانی بی ارتباط با ناآرامی ها در مناطق کردنشین ایران در این خصوص نباشد.
صانع ژاله اهل شهرستان پاوه از استان کرمانشاه بود.
یکی از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات که اکنون در بند ۳۵۰زندان اوین نگهداری می شود، شعری سروده و آن را به رهبران و دوستداران جنبش سبز ایران تقدیم کرده است. وی در این شعر کوشیده است به گوشه ای از شباهتهای جنبش سبز ایران و قیام های بزرگ حق طلبانه تاریخ نیز اشاره کند .
این شعر برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است.
ای حسین ای جلوه ی پروردگار / می سراییم از فراقت صد هزار
نغمه هامان از سر دلدادگی ست / نوحه هامان نوحه ی آزادگی ست
مکتب تو مکتب آزادگی ست / ضد استبداد و ظلم و بردگی ست
تو به ما درس وفا آموختی / تو به ما جان دادی و خود سوختی
ما به زندانیم و رنجی بی حساب/ کس ندیده است مهرورزی جز سراب
جرم ما و حکم ما از” میر “توست / موسوی امروز چون شمشیر توست
روزها و ماهها و سالهاست / بند و زنجیر اوین از آن ماست
بند و زنجیر لاجرم بگسستنی است / روزگار تلخ ما بگذشتنی است
بیرق سبز حسین در دست ماست/ با تو بودن عامل پیوند ماست
هان که عشق تو اساس جنبش است/ ریشه ها و ساقه ها در رویش است
عشق یعنی با تو بودن هر زمان / عشق یعنی داشتن از تو نشان
عشق یعنی از تو درس آموختن / عشق یعنی از فراقت سوختن
وه غبار آلود هوای میهن است / پر زنیرنگ و دروغ و دشمن است
گرچه ما را سرزنش ها کرده اند / بی بصیرت ، فتنه گر نامیده اند
خرقه تزویر صدچاک می شود / گرد و خاک و تیرگی پاک می شود
مرغ آزادی نمی خواند مگر / جملگی پیکار جویی سر به سر
گر بجنبد قهر ملت یک دمی / نیست توپ و تانک و لشگر مرهمی
فصل سردی و خموشی رفته است/ پس بپاخیزید، دشمن خسته است
یکی از زندانیان جنبش سبز ایران
زندان اوین – زمستان ۸۹
اول اسفند، روز سوگواری و اعتراض ما: به یاد دو شهید ۲۵ بهمن و دیگر شهدای ایران عزیز، سوگوارانه فریاد اعتراض سر میدهیم، لباس سیاه بر تن میکنیم و با تلاوت قرآن، روشن کردن شمع و قرائت فاتحه، یاد آنان را گرامی میداریم.
مشاور رئیس دانشگاه شهید بهشتی در مصاحبه ای از مشکلات مالی این دانشگاه پس از هدفمند شدن یارانهها خبر داد.
بهروز دری که با خبرگزاری مهر مصاحبه می کرد، با اشاره به اینکه هنوز بخشی از بودجه های عمرانی و جاری سال ۸۹ دانشگاه از سوی دولت پرداخت نشده است، گفت: “رقم های پرداخت نشده این دو بودجه تقریباً مساوی است و هنوز ۲۵ درصد دیگر باید به دانشگاه در قبال بودجه های سال جاری پرداخت شود.”
وی گفته است که هزینه های جاری دانشگاه در سال آینده به علت “هدفمندی یارانه ها” با مشکلات اساسی رو به رو می شود.
به گزارش دانشجونیوز، مشکلات مالی و کسری بودجه در دانشگاه ها پس از طرح موسوم به “هدفمندی یارانه ها” تنها معطوف به دانشگاه شهید بهشتی نبوده است. معاون اداری و مالی دانشگاه تهران هم چند روز پیش در مصاحبه ای گفته بود: “در حال حاضر برای امور روزمره جاری دانشگاه تهران در مضیقه هستیم و در شرایط فعلی در زمینه بودجه سالیانهمان نیز به مشکل برخوردهایم.”
وی که از عدم پرداخت حقالتدریس ۴ نیمسال اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران به دلیل مشکلات مالی خبر داده بود و درباره توسعه این دانشگاه نیز گفته بود: “مشکلات مالی دیگر دانشگاه تهران آن قدر در اولویت قرار دارد که در حال حاضر به طرح توسعه دانشگاه فکر نمیکنیم.”
حسن عابدی جعفری *
ناامـنی، فـقـر، تـبـعـیض، فــسـاد، تـخریب محیط زیـست و استفاده نـاصحیـح از مـنابع (اعم از انسانی و طبیعی) دغدغه هایی است که همواره جوامع انسانی را تهدید کرده است. در فائق آمدن بر این بلایا و تهدیدها، در طول تاریخ، برخی از کشورها موفّق تر از بقیّه عمل کرده اند. از این حیث، آن ها، پیش رفته تر یا توسعه یافته تر از دیگر کشورها قلمداد شده اند. از این دیدگاه، چگونگی چیرگی بر این موانع حیات کیفی انسان، هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، حوزه جدیدی از مطالعات و تدابیر کشورها تحت عنوان «توسعه» را پدید آورده است. از این رو، از یک سو، توسعه یا پیش رفت، امروزه دغدغه همه کشورها به ویژه آن هایی شده است که کمتر توسعه یافته اند؛ و از سوی دیگر، راه های برون رفت از این کاستی ها – برنامه های توسعه- در این چند دهه اخیر، سخت مورد توجّه کشورها قرار گرفته است.
این برنامه ها خود سیری تکاملی را پیموده اند؛ از نسخه های تک بُعدی، برون زا و موقّت گرفته، تا تجویزهای چند بُعدی، درون زا، پایدار و متوازن را در بر می گیرند. تکیه و تأکید بر بازیگران و کارگزاران اجرای این برنامه ها نیز نظام ها و بلوک های متمایزی را به دنبال آورده است. تکیه زیاد بر عنصر دولت، در یک قطب، نظام های مارکیسستی؛ و تأکید بیش تر بر بازار و بخش خصوصی، در قطب دیگر، نظام های سرمایه داری را به ارمغان آورده است.
تجربه این هر دو رویکرد، هم زمان با دستاوردهای مثبت، کاستی را نیز به دنبال داشته است.
این کاستی ها و افراط و تفریط ها در نقش دولت یا بخش خصوصی به عنوان محور توسعه در کشورها، منجر به ظهور نیروی سومی در جامعه شده است. در این آخرین دستاورد و تجویز بشر برای چیرگی بر تهدیدهای یاد شده، حضور نیروی سوّمی با عنوان “جامعه مدنی” در کنار و مُشرف بر دو نیروی فعّال اجتماعی دیگر توصیه شده است. آن چنان که شکل زیر نشان می دهد، در این رویکرد، افزون بر حضور و نقش آفرینی دولت و بخش خصوصی و جامعه مدنی، تکیه اصلی بر کیفیت «رابطه» و تعامل میان این سه رکن گذاشته شده است.

این رویکرد جدید، همانست که امروزه با عنوان «حکمرانی خوب» یا به زمامداری (Good Governance) از آن یاد می شود. در این تحلیل از جامعه:
- ۱٫ دولت یا حاکمیت که شامل قوای سه گانه و دستگاه های ارائه کننده خدمات می شود.وظیفه هدایت و راهبری و نیز برقراری حاکمیت قانون را بر عهده دارد.
- ۲٫ بخش خصوصی که شامل بنگاه ها (اعم از کوچک، متوسط، و بزرگ)، تشکّل های تجاری و سرمایه گزاری در سطوح خُرد، متوسط، وکلان (اتحادیه ها، انجمن ها و اتاق ها) می شود، مأموریت ایجاد اشتغال، درآمد، تولید و تجارت، و به طور کلی، وظیفه کسب و کار را بر عهده دارد.
- ۳٫ و جامعه مدنی که شامل سازمان های مردم نهاد، نهادهای دانشگاهی و پژوهشی، رسانه های جمعی، انجمن های خیّریه و تشکل های دینی مردمی می شود، فراهم آورنده فرصت برای ابراز وجود مردم و شهروندان می باشد.
دامنه این ساختار متعامل سه وجهی، افزون بر سطح ملّی، در سطوح محلّی نیز ادامه می یابد و در آن سطح، رسالت سازماندهی و اِعمال فرهنگ های بومی را بر عهده دارد.
با این فرض که مردم، صاحبان اصلی قدرت در کشورها هستند، در این رویکرد، به جای تقویت صرف هر یک از این اجزاء سه گانه، به نوع رابطه مردم و حکومت پرداخته می شود زیرا دلایل عدم توسعه کشورها را در “رابطه نادرست شهروندان و حاکمان” جستجو می کند.
از این رو، حکمرانی خوب، در پاسخ به تهدیدها و دغدغه های جوامع، مدّعی پی گیری تحقق اهداف زیر می باشد:
۱- تأمین رشد اقتصادی بالا و نرخ اشتغال مطلوب
۲- کاهش فقر
۳- تأمین آزادی های مردمی
۴- تقویت تشکل های مردم نهاد برای مقابله با فساد
۵- مداخله هدفمند در آموزش، بهداشت و خدمات عمومی
در گامی فراتر، حکمرانی خوب، می کوشد تا شاخص هایی را برای تشخیص درجه خوبی حکمرانی یک جامعه نیز تعیین نموده و این شاخص ها را از طریق نشانگرها یا معیارهایی چند قابل سنجش نماید. این شاخص ها و نشان گرهای مرتبط در جدول زیر نشان داده شده اند.
| ردیف | شاخص ها | نشان گرها |
| ۱ | حقّ اظهارنظر مردم و پاسخگو بودن دولت | ۱٫ تغییر منظم دولت ها ۲٫ نظام حقوقی شفّاف و عادلانه ۳٫ توزیع برابر فرصت ها ۴٫میزان اطلاعات صاحبان کسب و کار |
| ۲ | ثبات سیاسی | ۱٫ درگیری های اجتماعی و اعتصاب ها ۲٫ قطبی شدن طیف های سیاسی ۳٫ تنش های قومی ۴٫ کودتا و براندازی |
| ۳ | اثربخشی دولت | ۱٫ کارآیی نهادهای دولتی ۲٫ توانایی دولت در اجرای برنامه ها ۳٫ کیفیت خدمات عمومی ۴٫ سیاست گزاری به نفع کسب و کار |
| ۴ | کیفیّت مقرّرات | ۱٫ مداخله دولت در اقتصاد ۲٫ کنترل قیمت ها و دستمزدها ۳٫ موانع تعرفه ای و غیرتعرفه ای ۴٫ محدودیت های دولتی برای تأسیس بنگاه ها |
| ۵ | حاکمیّت قانون | ۱٫ اعتماد به نظام قضایی ۲٫ استقلال نظام قضایی ۳٫ کارآیی نیروهای امنیتی برای ایجاد امنیت ۴٫ هزینه های تخلّف، جرم و فساد در نظام بانکی |
| ۶ | مبارزه با فساد | ۱٫ فساد مقامات دولتی ۲٫ فساد مدیران ارشد ۳٫ فساد در خدمات عمومی ۴٫ پرداخت رشوه |
از سال ۱۹۹۶، همه ساله این شاخص ها برای کشورهای گوناگون اندازه گیری شده و نمرات دریافت شده در سایت های مربوط منعکس گردیده است.
کشورهای دنیا بر اساس این نمرات، از حیث میزان خوب بودن حکمرانی آن ها، با هم قابل مقایسه می شوند. در یکی از این طبقه بندی ها، کشورها بر حسب نمره، به کشورهای با حکمرانی خوب، حکمرانی متوسط، و حکمرانی بد، دسته بندی شده اند.
بدیهی است که این نسخه، توصیه هایی را نیز برای بهبود وضعیت حکمرانی های بد و متوسط به سمت حکمرانی خوب داشته باشد. برخی از این توصیه ها را در عبارات زیر می توان ملاحظه کرد:
۱)دولت: از آن جا که در حکمرانی خوب، دولت نقش تسهیل گر داشته، و باید پاسخگو باشد، اصلاحات زیر در حوزه های فعالیت آن توصیه می شود:
الف) اصلاحات اداری:
- ۱٫ تمرکز زدایی از ساختارهای تصمیم سازی و تصمیم گیری
- ۲٫ بهسازی فرایندهای استخدام نیروی انسانی در راستای شایسته سالاری
- ۳٫ ارزیابی مستمر خدمات دولتی از طریق نظرسنجی
ب) اصلاحات اقتصادی:
پاسخگو شدن دولت، از یک جهت در گرو شّفاف سازی فعالیت های اقتصادی است. از این رو اصلاحات اقتصادی زیر توصیه می شود:
- ۱٫ مقرّرات زدایی
- ۲٫ تأمین شرایط رقابت
- ۳٫ ساده سازی قوانین اقتصادی
- ۴٫ ثبات اقتصادی
ج) اصلاحات پولی و مالی:
اصلاح زیرنظام های پولی و مالی منجر به ایجاد شفافیت و تقویت رقابت اقتصادی می شود.
از این رو، اصلاح در زیرنظام های زیر توصیه می شود:
- ۱٫ مناقصات دولتی
- ۲٫ نظام بودجه ریزی
- ۳٫ نظام بانکی
- ۴٫ نظام ارزی
- ۵٫ حکمرانی شرکتی
•۱) سازمان های مردم نهاد:
سیاست های پیشنهادی برای تقویت این سازمان ها که به پاسخجویی بیشتر از دولت منجر می شود، عبارتند از:
- ۱٫ تأمین آزادی انتشار مطبوعات و رسانه های عمومی
- ۲٫ گسترش سازمان های غیردولتی و مشارکت دادن آن ها در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها
- ۳٫ تأمین بیش تر نظارت این سازمان ها بر عملکرد خدمات عمومی
•۲) بخش خصوصی:
بر توصیه های زیر برای بهبود بخش خصوصی تأکید می شود:
- ۱٫ عدم تأکید بر منافع آنی، محدود و زودرس
- ۲٫ اعتماد به دولت و سازمان های مردم نهاد
- ۳٫ نوآوری، ارتقاء بهره وری، و استفاده از مزیّت ها
نسخه ها و ویرایش های جدیدی از حکمرانی خوب در میان صاحبنظران تولید و مورد مدّاقه قرار گرفته است که تشریح آن ها در این مختصر نمی گنجد. به علاوه، میزان دخالت فرهنگ بومی در برابر الگوهای جهان شمول حکمرانی خوب، از چالش های جدّی پیش روی این نظریه است.
فهرست منابع:
- ۱٫ قلی پور، رحمت الله (۱۳۸۵)، تحلیل امکان سنجی حکمرانی خوب در ایران.تهران. پایان نامه دکتری، دانشگاه علامه طباطبایی.
- ۲٫ میدری، احمد (۱۳۸۳)، حکمرانی خوب بنیان توسعه. تهران. مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی.
- ۳٫ ناظمی اردکانی، محمّد (۱۳۸۸). طراحی مدل حکمرانی خوب با رویکرد اسلامی. تهران. پایان نامه دکتری، دانشگاه امام حسین (ع).
* استادیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
منبع: خبرآنلاین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر