
ندای سبز آزادی - مرتضی کاظمیان، تحلیل گر مسائل سیاسی و اجتماعی در ایران، طی یاداشتی که در سایت روزآنلاین منتشر شده است به تشریح اهمیت حضور مردم ایران در راهپیمایی روز 25 بهمن پرداخته است.
به گزارش ندای سبز آزادی این روزنامه نگار در یاداشت خود می نویسد: در بررسی روند تحول جنبش سبز و تحلیل سیر وقایع جنبش اعتراضی امروز مردم ایران، «25 بهمن» روزی یگانه و کاملا منحصربهفرد محسوب میشود. همین ویژه و متمایز بودن این روز، ضرورت مواجههی کاملا متفاوت و خاص سبزها را نیز بازمینمایاند و توضیح میدهد.
کاظمیان در ادامه برخی از دلایلی که موجب میشود "25 بهمن" بهمثابهی "روزی یگانه" توصیف شود، را چنین تشریح می کند:
1. از عاشورای 88 تاکنون، بیش از 13 ماه است که سبزها - به علل و دلایل گوناگون که نیازی به فهرست کردن آنها در این مختصر نیست- بروز و ظهور گستردهی خیابانی نداشتهاند. 25 بهمن به برکت خیزش اعتراضی آزادیخواهان تونس و مصر، و نیز به پشتوانهی ابتکار و جسارت و تیزبینی راهبران نمادین جنبش سبز، به فرصتی ویژه برای خودنمایی خیابانی و رونمایی مجدد دموکراسیخواهان ایران تبدیل شده است. سبزها امکانی جدید برای آشکار ساختن خود - به شکل مستقیم با حضور در خیابان، یا به شکل غیرمستقیم با حضور گستردهی نیروهای سرکوب- یافتهاند.
2. تمامیتخواهان در ایران حدود دو هفته است که با استفاده از بازوهای تبلیغاتی و رسانهای خود - و بهویژه صدا و سیما- دیکتاتور مصر را مورد شماتت و تقبیح قرار دادهاند که چرا صدای معترضان و مخالفان را نمیشنود و خودکامگی را وانمینهد. آیا خودکامگان وطنی حاضر خواهند شد که همچون گذشته سیاست "یک بام و دو هوا" را پیگیرند و با بیپروایی، سرکوب عریان حامیان و همدلان جنبش اعتراضی مصر و تونس را در خیابانهای تهران کلید بزنند؟ آشکار است که اتخاذ چنین مواجههای کار چندان آسانی نیست، و تقدیسگران خشونت در ایران را نزد افکار عمومی داخل و خارج، رسواتر و منزویتر خواهد ساخت. همین حیرانی و تعلیق در اتخاذ یک رویکرد قطعی، مجال و بستری مناسب برای سبزهاست که راهپیمایی قانونی خود را با اعتماد به نفس، و در عین آرامش و خونسردی و عقلانیت، محقق کنند.
3. تمامی شواهد و شنیدهها دلالت بر آن دارد که موسوی و کروبی، گام در راهی گذاشتهاند که برگشتناپذیر تعریفاش کردهاند. آنان راهپیمایی را با وجود تمامی تهدیدها و موانع، متحقق خواهند کرد؛ مگر آنکه حاکمیت اقتدارگرا آنان را در حصر خانگی، ممنوعالخروج سازد. اما حتی در اینصورت هم راهپیمایی انجام خواهد شد؛ این را امیرارجمند، مشاور ارشد و سخنگوی موسوی در خارج از کشور، در مصاحبهی اخیرش به تصریح مورد تاکید قرار داده است: "تصمیم برای برگزاری راهپیمایی ۲۵ بهمن،جدی است و هیچ برنامهای برای لغو آن وجود ندارد." وی حکومت را موظف میداند که "مسئولیت خود را برای حفظ امنیت راهپیمایان معترض بپذیرد."
پس فرصت و مجالی بس خاص برای حامیان و همراهان موسوی و کروبی، و بهتر و دقیقتر بگوییم، برای آزادیخواهان و دموکراسیطلبان ایران، فراهم آمده است.
پیامدهای داخلی و خارجی بازداشت موسوی و کروبی نیز چنان مهم و معنادار است که بسیار بعید به نظر میرسد در این مقطع زمانی، خودکامگان به آن تمسک جویند. دیکتاتور مصر، البرادعی را بازداشت نکرد؛ آیا خودکامگان وطنی حامیان البرادعی و آزادیخواهان مصری را در ایران بازداشت خواهند کرد؟ این پرسش مهم، تقدیسگران خشونت را وامیدارد که با ملاحظهی بیشتری به مواجهه به رهبران نمادین جنبش اعتراضی مردم ایران بپردازند.
4. نهضت مشروطه بیش از یکصد سال پیش، نخستین جنبش دموکراسیخواهی و مدرن در این منطقه از جهان بود؛ نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، الگویی برای ملتهای دیگر (و بهطور مشخص مصریان و عبدالناصر شد)؛ انقلاب اسلامی مردم ایران در بهمن 57 نیز نهضتی ویژه در نیمهی دوم قرن بیستم محسوب میشود؛ و اینک، جنبش سبز مردم ایران، با بازتابهای گستردهی جهانیاش، بیشک مدل تحسینبرانگیزی از کنش اعتراضی برای مردمان تحت سیطرهی استبداد در ممالک توسعهنیافته یا کشورهای در حال گذار به دموکراسی شده است. آیا سبزهای آزادیخواه و دموکراسیطلب - که شجاعت و عقلانیت و خلاقیت را درهمآمیختهاند- کمرنگتر و کمصداتر از مردم مصر و تونس، حقوق اساسی و مدنی خود را پی خواهند گرفت؟ 25بهمن از همین زاویه، مجال منحصر بهفردی ارزیابی میشود که ایرانیان بلوغ سیاسی و پیشگامی خود را در جنبشهای رهاییبخش و کنشهای مدنی مدرن، ابراز کنند.
این ملاحظه، هرگز بهمعنای نادیده انگاشتن تفاوتهای رفتاری حاکمان مصر و صاحبان قدرت در ایران در برخورد با معترضان نیست. نگارنده در مطلبی با عنوان سبزها و تحولات منطقه این تفاوتها را مورد تبیین قرار داده است.
5. در اوج اعتراضهای خیابانی سبزها، جنبش سبز ایران به تنهایی در رأس اخبار رسانههای جهان بود. اینک، همزمان در تونس، مصر و دیگر کشورهای منطقه تحولات اجتماعی- سیاسی پرشتابی بروز و ظهور یافته است. آیا این وضع بهسود جنبش دموکراسیخواهی در ایران است یا به زیان آن؟ بهنظر میرسد که موج جدید خیزشهای اعتراضی و جنبشهای اجتماعی معطوف به دموکراسی، در مجموع بهسود آزادیخواهان ایران است؛ چرا که جباران وطنی را خواسته یا ناخواسته، در کنار هممسلکان خارجیشان مینشاند و چگونگی مواجههی ایشان را با خواستهای مدنی و انسانی شهروندانشان، پیش چشم افکار عمومی داخل و خارج، به داوری میگذارد. دشمنان دموکراسی در ایران ناگزیرند که در این روزهای تاریخی، با ملاحظات بیشتر و تأمل فزونتر، سبزها را تحمل/ پراکنده/ سرکوب کنند. همین، وجه و مولفهای دیگر است که 25 بهمن را روزی کاملا متفاوت و متمایز برای سبزها میسازد، و امکانی منحصر بهفرد را دراختیارشان میگذارد.
6. درخواست موسوی و کروبی از وزارت کشور برای صدور مجوز راهپیمایی، برای نخستین بار مطرح نمیشود؛ اما صرفنظر از روزهای پس از انتخابات، آنان معمولا با موج اعتراضی شهروندان و بروز خیابانی جنبش اجتماعی ایرانیان، همراهی کرده یا کنش سیاسی خود را تنظیم کردهاند؛ و یا آنکه حداکثر در مناسبتهایی چون روز قدس، که مجالی عام و رسمی بوده، اعلام حضور موازی و متفاوت کردهاند. اینجا و در این مورد خاص، یعنی 25 بهمن، موسوی و کروبی در اقدامی خلاقانه و زیرکانه، و صدالبته جسورانه و شجاعانه، از فضای موجود در منطقه و موج انگیزش در جامعه، حسن استفاده کرده و، تاریخی مشخص را برای کنشی معین، اعلام نمودهاند. اینگونه، 25بهمن وجه و شمایی منحصربهفرد یافته است.
از همین منظر، اینک، توپ در زمین حامیان و هواداران جنبش سبز و نیروهای آزادیخواه و دموکراسیطلب است که نشان دهند به چه میزان از این فرصت کاملا متمایز برای تثبیت و تعمیق و گسترش جنبش اعتراضی خود - چه در وجه اطلاعرسانی و تبلیغ، چه از زاویهی آگاهیبخشی، چه برای بروز و ظهور و تبلور خیابانی، و چه از منظر شکستن اقتدار متکی به خشونت و سلاح تمامیتخواهان و به عقب راندن خودکامگی- سود خواهند جست.
تفاوتی نمیکند که سبزها در تهران هستند یا در شهرستانها، و حتی در ایران یا خارج از میهن؛ مهم، سهیم شدن امیدوارانه، و توام با خردورزی و خلاقیت و همدلی، در این اقدام ملی و مقطع تاریخی است؛ مشارکتی توأم با مدارا و همگامی و پرهیز از دمیدن در تنور تفرقه، و همزمان، کنشی متکی بر جسارت و شجاعتی عقلانی.
خوشیختانه قریب به اتفاق نیروهای سیاسی، حتی آنهایی که عمدتا رویکردی انتقادی به جنبش سبز و کنش راهبران آن داشتهاند، به تعاملی مثبت و نیز واقعبینانه با رخداد پیشرو و مجال فراهم آمده، دست یازیدهاند و تفاوت 25بهمن را با دیگر مقاطع، بهدرستی فهم کردهاند.
اعلام 25 بهمن بهعنوان روزی برای راهپیمایی سبزها در حمایت از جنبشهای دموکراسیخواه منطقه، درهرحال بازی "برد- برد" را برای سبزها، و "باخت- باخت" را برای خودکامگان کلید زنده است. این سخن اما بهمعنای "نشستن" و نظارهگری صرف و اکتفا به حضور در فضای مجازی نیست؛ چنانکه به مفهوم کنش دونکیشوتوار نیز نیست. چگونگی عبور سبزها از این کریدور ویژه و منحصربهفرد، و کیفیت و کمیت کنش حامیان و همراهان جنبش سبز در 25بهمن، تأثیر معناداری بر تحولات سیاسی- اجتماعی ایران خواهد داشت.
"25بهمن" روزی یگانه در تاریخ حیات جنبش سبز است؛ و سبزها نشان خواهند داد که چگونه و چون، به پاسداشت خون "ندا" و "سهراب" و دیگر شهدای جاوید سبز، و نیز به دفاع از حقوق آزادگان دربند و انبوه آسیبدیدگان و مظلومان این جنبش، برمیخیزند؛ سبزها همچنین نشان خواهند داد که چگونه و چون، پیجوی متحقق ساختن حقوق انسانی و شهروندی خود، و سامانبخشی ایرانی آزاد و آباد در خور ایرانیان، خواهند بود.
ندای سبز آزادی- آیتالله دستغیب با دفاع قاطع از میرحسین موسوی، به سخنان مرحوم آیتالله نجابت – از اساتید بزرگ عرفان و اخلاق – درباره مظلومیت موسوی اشاره کرد و گفت: این بنده خدا نه پولی جمع کرده، نه دنبال ریاست است و نه میخواهد که عقدهگشایی کند و نه حقارتی او را به جبّاریت واداشته است. خوب، دائم میگوید که هر کسی سر کار است به این قانون عمل کند. میگوید تهمت نزنید و دروغ نگویید.
به گزارش ندای سبز آزادی به نقل از سایت " حدیث سرو " مرجع تقلید مقیم شیراز، در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان کشور، با اشاره به روش پیامبر و امامان در برخورد با مخالفان و حتی دشمنان، بر لزوم صداقت حاکمان تاکید کرد و نسبت به غلبه فضای سرکوب و دروغ در جامعه هشدار داد و نارضایتی مراجع تقلید از وضعیت کشور را ناشی از این دانست که نه به قرآن و سنت عمل میشود و نه به قانون اساسی.
وی با تاکید بر اینکه خبرگان باید ناظر بر رهبر باشند و انحرافات را به گوش او برسانند، از اینکه فضایی ایجاد شده که مراجع محاصره شدهاند و نمیتوانند حرف بزنند و در صورت انتقاد نیز مورد حمله و تهمت قرار میگیرند، انتقاد کرد و گفت: مرجع باید بتواند حرفش را بزند. او که نمیخواهد بدی به کسی بگوید؛ نمیخواهد که دنبال براندازی باشد؛ یا بخواهد خودش را جلو بیاندازد. احتیاجی ندارند که خودشان را جلو بیاندازند، مردم با جان و قلبشان متوجه آنها هستند. اینها میخواهند حرفشان زده شود؛ نه اینکه دور برشان محاصره شود.
این عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین افزود: اگر بنا هست که حرف حق گفته شود، باید ایشان را در جایی بیاورند آزادانه بتواند صحبت کند. البته بعد مصیبت برایش پیش نیاورند که بگویند تو این حرفها را زدی، پس ضد امنیت هستی و او را به زندان ببرند!
در جمع معلمان عضو انجمن اسلامی کشور که در این دیدار حاضر بودهاند، بعضا از یاران نزدیک شهیدان رجائی و باهنر و مسئولان زمان ریاست جمهوری حجت الاسلام سید محمد خاتمی حضور داشتهاند که نظرات خود را راجع به وقایع پس از انتخابات بیان داشتهاند.
از جمله مسائلی که از سوی این معلمان مورد تاکید قرار گرفته، لزوم آزادی بیان برای همه اقشار و گروهها، اظهار نگرانی از به فراموشی سپرده شدن میراث های گرانقدر امام راحل، تاسف بر افول فرهنگی جامعه خصوصا در مدارس و دانشگاهها، به انحراف کشیده شدن نسل جوان در سایه غفلت و قدرت طلبی سیاستمداران و ترویج فرهنگ دروغ و ریا و تظاهر، گسترش رویه هتک حرمت افراد و رواج دروغ و غیبت و تهمت و ابتذال فرهنگی و…، انحطاط اقتصاد کشور و وابستگی کشور تا آنجا که کشور ما از عقبافتادهترین کشورها شمرده میشود و نیز کنار گذاشتن افراد مومن و متعهد و دارای استقلال رای بوده است.
همچنین در ادامه این دیدار و پیش از سخنان آیتالله دستغیب، یکی از شاگردان ایشان گزارشی از احضار حدود چهل نفر از طلاب این مرجع تقلید و محکومیت سه نفر از آنان در دادگاه بدوی به زندان، شلاق، تبعید و محرومیت از تعلیم و تعلّم در مدارس آیت الله دستغیب به مدت ده سال ارائه داد و تاکید کرد که جرم این افراد، دفاع از مسجد و بیت ایشان در برابر حمله اشرار و نیروهای به اصطلاح خودسر بوده است.
همچنین اعضای انجمن اسلامی معلمان کشور، سلام و اظهار ارادت خانم عاتقه صدیقی، همسر شهید رجائی را که به علت کسالت موفق به همراهی این گروه نشده بود، را نیز به محضر آیتالله دستغیب ابلاغ کردند.
مشروح سخنان آیتالله دستغیب در این دیدار را به نقل از سایت حدیث سرو در ادامه میخوانید:
و هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم. و بشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون أحسنه
این آقایانی که صحبت فرمودند، یک واقعیاتی را فرمودند که در حقیقت همان است که اکثریت جامعه ایرانی اهل فضل و کسانی که متوجه هستند و فطرتشان را به هوا و هوس آلوده نکردهاند تصدیق میکنند. و در واقع اجتماع و افراد و مملکت اسلامی را گفتید و همانطور در خلال بحثهای شما بلکه محور آنها این بود که خدای تعالی پیامبر اکرم ص را مبعوث کرده همان طور که خودش در چهار جای قرآن فرموده برای تعلیم و برای تزکیه و همچنین آموختن حکمت.
از ابتدایی که پیامبر اسلام ص، مبعوث شدند سرلوحه برنامه ایشان هدایت مردم به سوی خدای تعالی بود. نه تنها پیامبر اسلام بلکه تمام پیامبران این رسالت را داشتند که مردم را به فطرتشان که همان یگانگی پروردگار است آشنا کنند. که مؤثر تنها خدای تعالی است، مدبّرشان خدای تعالی است، مدیرشان خدای تعالی است. رازقشان خدای تعالی است، مُحیی و مُمیتشان خدای تعالی است و خلاصه لحظه به لحظه در حضور پروردگار هستند.
آن پروردگاری که همانطور که اشاره کردید از هر مهربانی نسبت به انسان مهربانتر است. محبت مادر نسبت به فرزندانش خیلی زیاد است که حتی حاضر است خودش را فدا کند برای سلامتی آنها که حکایتها و اشعاری در این زمینه حتماً شنیدهاید. اما در روایت است که محبت همه مادرها یک صدم از محبتی است که خدای تعالی به مخلوقاتش دارد. و این محبت و رحمت خود را خدای تعالی عنایت کرده به پیامبر اکرمص، البته بدون آنکه از محبت خودش کم شود و در طول محبت اوست.
همانطور که اشاره فرمودید خدای تعالی میفرماید: «و ما أرسلناک الّا رحمة للعالمین» ایشان رحمت برای همه عالمین هستند نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه بشر رحمت است. یعنی حتّی دشمنان اگر با پیامبر اکرمص، معارض نمیبودند و مانع این نمیشدند که مردم فکر بکنند و تعقل بکنند که بیایند به سوی دین اسلام، پیامبر اسلام کاری با آنها نداشت منتها اینها معارض بودند و نمیگذاشتند.
مشرکین مانع تبلیغ پیامبر ص، میشدند، مانع تعلیم و تربیت خدائی ایشان میشدند لذا آیاتی که درباره جهاد بود به این جهت بود؛ یعنی پیامبر اکرم ص ،میخواستند مانع را از سر راه مستضعفین بردارند. در حقیقت این مستکبرین بودند که مانع فهم مردم میشدند و نمیگذاشتند که آنها به به وسیله پیامبر اکرم ص، که خدای تعالی فرستاده بود به فطرتشان مراجعه کنند و لذا تا آخر عمر شریفشان حضرت ختمی مرتبت،این رحمت را به نهایت رساندند در عین حال که همه نوع از اذیّتهای زبانی، عملی و امثال آن که در قرآن بعضی از آنها آمده به پیامبر اکرمص، روا داشتند معذلک رسول خدا ص، در برابر آنها همانطور که قرآن فرموده: «اُدع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة» اینطور برخورد میکرد مگر اینکه آنها در صدد نابودی اسلام برآیند یعنی مسلح میشدند و گروهها را با هم منسجم میکردند با اسلحه مقابل حضرت میایستادند و رسماً اعلان جنگ میکردند، آن وقت پیامبر اکرمص، مجبور بودند که دفاع کنند؛ یعنی در حقیقت جنگها حالت دفاعی داشتند نه حالت تهاجمی، آنچه که در تاریخ و تفسیر آیات قرآن رسیده این چنین است.
و این رحمت که حضرت داشت نسبت به همه مردم بخصوص امّتش که: «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین» و همین باعث شد که اشرف مخلوقات شود. همین باعث شد که خدای تعالی بفرماید که دین تو را در تمام دنیا گسترش میدهم، «و لو کره الکافرون و لو کره المشرکون» و لو که مشرکان راضی نشدند و اکراه داشتند. بالاخره این رحمت واسعه پیامبرص، بود که ظهور رحمت خدای تعالی است.
همانطور که میدانید خدای تعالی که موجودات را خلق کرده بخاطر ظهور رحمت خودش است؛ یعنی در حقیقت آن رحمت واسعه خودش را اظهار کرده. هر کس بیشتر این رحمت را داشته باشد نزد خدای تعالی محبوبتر است. لذا پیامبر اکرم از همه پیامبران رحمت بیشتری داشتند. پس حبیب خدا شدند، خدای تعالی هم، هم از جهت رحمت و محبت ایشان و هم از جهت کمال دینش، قول داده که در همه دنیا این دین فراگیر شود.
وعده خدای تعالی حق است: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الأرض یرثها عبادی الصّالحون» حتماً خواهد بود. در سه جای دیگر قرآن هم خدای تعالی این مطلب را به نحوههای مختلف بیان فرموده. و یقیناً این صفت را (محبت و رحمت) همه ائمه اطهارعلیهم السلام نیز داشتند. فاطمه زهراعلیها السلام و علی مرتضی ع، و…. تا برسد به امام زمانع، همه این صفت را داشتند. و اینها هیچوقت راضی نیستند که مردم بوسیله کارهایی که احیاناً دیگران انجام میدهند، گمراه شوند. و سعی میکردند که مردم را با خدای تعالی آشنا کنند و به صورت ظاهر حتی با دشمنانشان هم سختگیر نبودند.
وقتی حضرت موسی بن جعفر ع، در زندان هارون الرشید بود، زندانبان نامه مینویسد به هارون الرشید که ای خلیفه از وقتی که موسی بن جعفر را به زندان آوردهاید یکبار هم ندیدهایم که بر علیه تو و سپاه تو نفرین کند. یک همچین امام رئوف و مهربانی. همه امامها همینطور بودند.
حضرت رضا ع، وقتی که ولایت عهدی مأمون را با اجبار پذیرفتند فشار بر ایشان بسیار زیاد بود. تقریباً سه سال در چه زحماتی بودند. در آخر نهایتاً باز به مأمون نفرین نکردند و گفتند خدایا اگر نجات من در این است که از دنیا بروم، وفات مرا برسان. ببینید اینطور بوده وضع ائمه اطهار. وضع علیعلیه السلام را میدانید و خواندهاید تاریخ را، که حضرت علی نسبت به دشمنانشان هیچ وقت از مسیر عدالت خارج نشدند متعرّض، با سختی نشدند هر چه بود بیان، بیان هدایت بود و اصلاً نمیترسیدند که حالا این دشمنانی که خیلی هم بودند، بیایند و آقا را خلع بکنند.
از این نمیترسیدند چون برای خدا هدایت میکردند احتیاجی نداشتند که مردم اطرافشان باشند. بله تکلیفشان بود به اینکه مردم را هدایت کنند و همان که خودشان فرمودند در نهج البلاغه «لولا حضور الحاضر….» بله این درست است یعنی همانطور که خودشان فرمودند به جناب ابن عباس: این دو لنگه کفش چقدر ارزش دارد؟ گفت: آقا ارزشی ندارد. فرمود حکومت شما برای من ارزشش از این دو لنگه کفش کمتر است، الّا اینکه میخواهم حقی را به حق دار برسانم. ببینید، نچسبیدهاند به حکومت، اینجور نبود که بگویند عاشق این حکومت هستیم، به هر نحوی هست باید حفظش کنیم و لو که مظلومها از بین بروند، و لو که همه چیز به هم بخورد، اینجور نبوده.
آنچه که به آن مأمور بودند این بود که مردم را با خدا آشنا کنند. به زور نمیشود کسی را با خدا آشنا کرد قلب باید حرکت کند که با خدا آشنا شود. آن چیزهایی که بر روی فطرت هست باید برداشته شود. آنچه بر روی فطرت هست، محبت دنیاست; «زیّن للناس حبّ الشهوات من النساء و…» این هست که روی فطرت را میگیرد، آن کسی میتواند اینها را بردارد و تزکیه کند که خودش مزکّی شده باشد. آن کسی که خودش مزکّی نیست و چسبیده به دنیا و چسبیده به ریاست و چسبیده به مسائل مادی، که نمیتواند مردم را آشنا کند با فطرتشان.
باید خودش مهذب شده باشد. یعنی به این معنا که واقعاً درون خودش که نگاه میکند، میبیند البته به تصدیق کسانی که اهل باشند، خودش تنها هم نمیتواند قاضی باشد. آنهایی که عمرشان را در تهذیب گذرانده باشند، اساتید مهذّب باشند، اساتید معرفت خدای تعالی باشند، یک عمر با نفسش مجاهده کرده و با هوایش مبارزه کرده، او میتواند این چیزهایی را که بر روی فطرت هست از بین ببرد و مردم را آشنا با فطرت کند .
خدا رحمت کند جضرت امام خمینی را در وقتی که قیام کرد، بالاخره ایشان کسی بود که همهاش اسم خدا را میبرد و از اولی که انقلاب را شروع کرد مدام میگفت: خدا! خدا! خدا این کار را کرد، خدا این انقلاب را پیروز کرد.
ببینید مردم ایران یک آدمهای صادقی هستند! اینطور نیست که اینها آدمهای حیلهگری باشند، اکثریت اینها آدمهای صادقی هستند. ائمه اطهار مدحشان کردهاند. اکثریت اینها اگر صدق را از کسی ببینند میآیند اطرافش.
خوب مردم ، صدق دیدند از امام، دروغ از امام نشنیدند. یعنی هر جا هم که اشتباه میکرد، میفرمود که من اشتباه کردم. هر جا که تعریفش میکردند خودش را متوجه خدا میکرد و میفرمود تعریف من نکنید. یعنی او با سرنیزه و با فشارها و تهدیدها (حتی تهدید به مراجع) که مردم را آشنا به خدا نکرد. با پول و اموال بیت المال را تقسیم کردن، که نبود. مردم خودشان با اختیار خودشان رجوع به فطرتشان کردند البته همه اینها دست خدای تعالی بود منتها ایشان وسیله بود، خوب هر کاری وسیله میخواهد، وسیله خوبی هم بود.
یک شخص مهذب شدهای که خدای تعالی لطف کرد در یک برههای از زمان، بالاخره در این برهه احتیاج داشت بعد از سالها، تا یک مقدار کمی از حکومت اسلامی را که در زمان پیغمبر بود اوائل انقلاب دیدند. خوب این خیلی خوب بود. که چطور مردم به هم محبت میکردند، چطور همه قربان هم میرفتند. وقتی آدم فکر میکند که در این جبههها، یکی افتاده زخمی شده، میرود جلوی این تیرهایی که از اطراف میآید دوستش را نجات میدهد بر همدیگر سبقت میگرفتند. باعث این کار چه کسی بود؟ چطور شد یک دفعه متحول شدند؟ به قول امام خدا متحولشان کرد. مرتب ایشان میگفت. چون یک آدم تزکیه شده در رأس کار بود. کسی بود که سالها سعی کرده بود که، مزکی شده باشد لذا این امیدی را که شما الان گفتید همه داشتند، نسبت به اینکه روزی بیاید که اخلاق ائمه اطهار در همه مردم ایران ظاهر شود. روزی بیاید که همانطور که در حکومت امام زمان ع هست از جهت ظاهر و باطن مردم غنی شوند.
در روایت است که در زمان امام زمان ع، مردم زکات را روی سرهایشان میگیرند و در اطراف دنبال فقیر میگرندند،امّا فقیر پیدا نمیشود. این از جهت درون هم هست چون دیگر احتیاج ندارد، خدا را دارد، و چه بسا ظاهراً هم همینطور باشد که در روایت است که زمین گنجهایش را ظاهر میکند برای حضرت مهدی. این دو معنا دارد هم ظاهر است و هم باطن است. یعنی گنجهای مردم که درونشان است ظاهر میشود بوسیله حضرت مهدی: «الناس معادن کمعادن الذّهب و الفضّة» چنین امیدی همه مردم داشتند.
عرض کردم با سرنیزه و تهدید و اینها هیچ فایدهای ندارد. باید متخلّق به اخلاق اسلامی شوند. چه کسانی تهذیب شوند؟ آنهایی که حاکمیّت دارند. این یک واقعیتی است که اگر حاکمیّت بیاید روی همان روال ائمه اطهارعلیهم السلام که قرآن میفرماید:«کونوا مع الصادقین» «با صادقین باشید» رویه ائمه اطهار این بود. با صادقین باشید با آنهایی که صدق و صفا دارند. اگر مسئولین به این راه بروند مردم دیگر صحبتی با آنها ندارند. یعنی دنبال صدق و صفا هستند نه دنبال کذب.
ما از کوچکی یادمان هست که میگفتند: «دروغگو دشمن خداست» . اگر محور یک حاکمیّتی دروغ شد، خوب دیگر چه کسی اطمینان به دیگری دارد؟ دو نفر برادر به هم اطمینان پیدا نمیکنند. راستگویی را همه دوست دارند و این کاری به دین و دیانت ندارد. این فطرت بشر است. فطرت بشر به صدق است، به امانتداری است، به عدالت است به اینکه ظلم به کسی نکنیم. اینها چیزهایی است که در حکمت است و جزء اصول حکمت است که عموم این چیزها را انسان به عقلش ملتفت است یعنی فطرتش ملتفت است و اینها را میبیند. هر که بیشتر اینها را داشته باشد، انسان او را بیشتر دوست دارد و یقیناً به راه راست هم نزدیکتر است و خدا هم حتماً او را هدایتش میکند حتّی اگر دین دیگری داشته باشد.
یعنی این فطرت است و خدا آن را قرار داده. صدق را قرار داده در فطرت، امانتداری را قرار داده، عدالت را قرار داده (یعنی ظلم نکردن بی جهت به افراد).
بارها عرض کردهام، کدام فقیه است که بگوید کسی که احیاناً متهم باشد، قبل از اینکه جرمش ثابت نشده ببرندو زندانش کنند؟ آن هم چه زندانهایی که آنطور…. بعد هم پناه بر خدا! این چیزها را که یکی دو تا نگفتهاند صحبت از یک نفر و دو نفر و ده نفر وبیست نفر نیست. دیگر رسیده است یه یک تواتری آن زندانهایی که غالباً شکنجهها در آن هست. اگر یکی گفته بود، دو تا گفته بود و… دیگر همه چیز عادی شده! در کجای قرآن و سنت داریم همچنین چیزی را که مثلاً شخصی را که هنوز اتهامش معلوم نشده، این را ببرند در زندان اولاً بعد هم شکنجهاش کنند و بعد هم وا دارند او را به آنچه خودشان میخواهند اقرار کند.
خوب همهی اینها خلاف است این چیزهایی است که به گوش مراجع میرسد و مراجع وقتی ناراضیاند، از این جهت است. و این قرآن و سنت نیست. حالا هر چقدر ما بگوییم هست! خوب به لفظ که نمیشود، باید عمل کرد. یعنی قرآن و سنتی که همه دم از آن میزنند. و همان طور که اشاره کردید این قرآن و سنتی که نجات بشر در آن است. خوب کجاست؟این که گفته میشود ما به قرآن و سنت عمل میکنیم.
بارها عرض کردهام که این قانون اساسی چکیدهای از قرآن و سنت است، بالاخره فقها و متخصّصین از همهی جهات دور هم جمع شدند و این قانون اساسی را تشکیل دادند. و بعد هم مردم رأی دادند. خوب باید به آن عمل شود؛ به صرف گفتن نمیشود. این همه اصلهای قانون که تذکر میدهند روی زمین مانده و به آن عمل نشده است. اگر به قرآن و سنت و به این قانون اساسی عمل شود، ما بهترین حکومتها را خواهیم داشت این که الان شما اشاره کردید عقب ماندهایم بخاطر همین عمل نشدن به قانون است.
صرف خواندن قرآن که فایدهای ندارد. صرف اینکه «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» که فایدهای ندارد بلکه به همهی آن باید عمل شود؛ البته این را یقین داشته باشید که هر کسی که گفتهی ما را میشنود و میبیند، متوجه باشند و یقینشان باشد که ما به هیچ وجه دنبال این نیستیم که بخواهیم جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم. اصلاً کدام عاقل است که یک عمر خودش دنبال برقراری بوده، برای عدّهی زیادی جوان تبلیغ کرده که به جبههها بروند و جانشان را بدهند؛ آنوقت برای سرنگونی کار کند؟! اینقدر اینها عقلشان کم شده و از فکر خودشان پایین آمدهاند که این گونه سخن میگویند خوب این دروغها و تهمتها رواج پیدا کند برای خودشان بد است. این کار منافقان است. خوب منافقین قبل از انقلاب چه کار میکردند؟ وقتی کسی را میخواستند از بین ببرند شخصیت او را میکوبیدند باتهمت زدن و دروغ گفتن و ترور شخصیت. از جمله بهانههای آنها این بود صحبتهای شما قبلاً در بین دشمنان اسلام و فلان و بهمان رادیو گفته شده، عجیب است! حرف حق را هر کسی بزند کار خوبی کرده است. حال به صرف اینکه فلانی و فلانی که احیاناً دشمنان اسلام هستند و یا احیاناً برای براندازی هستند، اینها این حرف را میزنند و تشویق میکنند، یعنی آن گوینده هم همینطور است؟ آیا این حرف منطقی است؟ پس علی ع هم که این همه، دوست و دشمن از او تعریف میکنند «الفضل ما شهدت به الاعداء» حتی معاویه هم از حضرت تعریف میکرد، پس…. این حرف هیچ درست نیست.
آیا کسی که حرفی میزند و انتقاد صحیحی میکند باید اینطور در جامعه خرد شود؟ آیا واقعاً این رویهی اسلام است، همه باید سرکوب شوند و هیچ صدائی از کسی شنیده نشود؟ یک آقایی پیش یکی از مراجع رفته بود تا ظلمهایی را که به طلبههای ما شده گزارش دهد، این بنده خدا وحشت کرده بود که حالا من جزء این چیزها نیستم؟! خوب چرا این وحشت کرده است زیرا خیلی اذیت کردهاند و از بس تهمت زدهاند و سنگباران کردهاند دفتر مراجع را که اینها یک جمله و دو جمله حرف حق زدهاند. اینطور مسجد را سنگباران میکنند و تهمتهای ناجور میزنند.
البته شکر خدا اینها برای کسانی که تکلیفی گردنشان است چیز مهمی نیست؛ ولی بین خودمان و خدای تعالی، نه بنده، نه شما و نه امثال شما، هیچ کدام در صدد براندازی نظام جمهوری اسلامی نیستیم، زیرا ما و شما خودمان زحمت کشیدیم.
شما فرمودید از یاران شهید رجایی، هستید رحمت خدا به شهید رجائی و شهید باهنر، اللَّه اکبر از این همه پاکی و صفا! این بزرگوارانی که فقط صدق و اخلاص از درونشان ظاهر بود. حال شما که همکاران این دو بزرگوار بودهاید میخواهید براندازی نظام بکنید و نظام اسلامی را به سوی چیزی غیر اسلامی بکشید؟!
شما عزیزان میگویید این قرآن و سنت است، این هم قانون اساسی، به آن عمل کنید، مثل اول انقلاب، که بهترین الگوها قرآن و سنّت و قانون اساسی بود وقتی عمل نشده طبیعتاً میگویند انقلاب شکست خورده است.
پس، نارضایتی مراجع به خاطرعمل نکردن به این قرآن وسنت است .که قرآن هم درسورهی صف میفرمایدکه: «آیاچیزی رامی گویید که عمل نمیکنید!» که در سوره بقره هم است. مطلب دیگری هم که در ضمن گفتارهای شما هم بود آیه قرآن: «فبشّر عبادی الذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنة» خوب یک طرفه حرف زدن که فایده ندارد. بالاخره اشخاصی هم که حرفهایی دارند باید حرف بزنند. کجا حرف بزنند؟ امثال شما محترمین حاضر خیلی هستند در این مملکت که میخواهند حرف بزنند، انتقادهایی دارند؛ خوب اگر واقعاً بنا به حرف زدن باشد؛ باید بگذارند که اینها هم حرف بزنند. ولی چطور حرف بزنند؟ یعنی اگر حرف بزنند فوری آنها را نمیگیرند و در زندان بکنند؟ اگر آزادی باشد، باید حرفهایشان را بزنند و با احترام (با آنها برخورد شود).
مرحوم آیتاللَّه نجابت که از اساتید ما هستند و مجتهد، فقیه، عارف باللَّه و از شاگردان آیتاللَّه قاضی و انصاری هستند، بارها درباره آقای میرحسین موسوی که خدا طول عمرش دهد؛ میگفتند که این آقای موسوی مظلوم است بدون اینکه کسی از ایشان بپرسد. و در آن زمان این همه به او بدگویی میکردند. دیگر خودتان یادتان است و واقعاً میشود گفت رجایی دوم بود در آن زمان و الان هم است. مع ذلک با اعتقادی که به فقاهت و مهذب بودن امام داشت، در راه امام فداکاری میکرد.
شخصی از قول ایشان نقل میکرد این همه تهمتهایی که در آن زمان به من میزدند و ناراحتیهایی که عدّهای برایم فراهم میکردند همین که پیش امام میرفتم لبخندی به من میزدند، تمام ناراحتیها رفع میشد. و الان هم این موسوی همان است، عوض نشده، کارنامهاش پیداست.
بنده خدا نه پولی جمع کرده، نه دنبال ریاست است و نه میخواهد که عقده گشایی کند و نه حقارتی او را به جبّاریت واداشته است.
خوب، دائم میگوید که هر کسی سر کار است به این قانون عمل کند. میگوید تهمت نزنید و دروغ نگویید. اگر ما اینطور و آنطور هستیم، خوب بگذارید حرفمان را بزنیم ببنید آیا واقعاً چیزهایی که به ما میگویند درست است؟
اگر بنا هست که حرف حق گفته شود باید ایشان را در جایی بیاورند آزادانه بتواند صحبت کند البته بعد مصیبت برایش پیش نیاورند که بگویند تو این حرفها را زدی، پس ضد امنیت هستی و او را به زندان ببرند. همیشه گفتهایم که از خبرگان توقع زیادی است، مردم آنها را انتخاب کردهاند تا حرف دلشان را بزنند یعنی ناظر بر اعمال رهبری و حاکمیّت باشند.
مجتهد عادل معنایش این است. نه اینکه وقتی رهبر را انتخاب کرد این مجتهد خودش باید تبعیت کند و تسلیم بدون قید و شرط باشد. این درست نیست و تسلیم محض فقط برای امام معصوم است. عضو خبرگان باید انتقاد کند، انحرافات را به گوش رهبر برساند. اگر خبرگان تصمیمی در آینده بخواهند داشته باشند، باید مراجع حتماً خبر داشته باشند و رضایت بدهند. خوب مراجع هم حرفهایی دارند، این طور نیست که استغفراللَّه مراجع دین دار نباشند. اما چه کنند وقتی میبینند مرجع بزرگواری مثل آیتاللَّه العظمی صانعی را تهمت میزنند، دفترشان سنگ باران میشود (و عکس) او را کنار اوباما میاندازند یا با بنی صدر و… خوب کدامیک (از مراجع) دیگر جرأت میکنند که حرف بزنند؟
مرجع باید بتواند حرفش را بزند. او که نمیخواهد بدی به کسی بگوید؛ نمیخواهد که دنبال براندازی باشد؛ یا بخواهد خودش را جلو بیاندازد. احتیاجی ندارند که خودشان را جلو بیاندازند، مردم با جان و قلبشان متوجه آنها هستند. اینها میخواهند حرفشان زده شود؛ نه اینکه دور برشان محاصره شود. تکرار میکنم که صحبتها و شعار امثال ما؛ و هر کسی که در این مملکت دلسوز است و از آموزش و پرورش و دانشگاهیان و علماء، طلّاب بین خودمان و خدای تعالی ما در صدد براندازی جمهوری اسلامی نیستیم، بلکه میخواهیم به آن چه که خدای تعالی راضی است عمل شود. و ما و شما هیچکدام کاری به آمریکا و اروپا و… نداریم، حتّی میگوییم شما هم کاری نداشته باشید. شما هم مستقل باشید شما هم تکیه به ملّتتان داشته باشید حرف ما این است، این همه تهمت به ما میزنید، خدا هدایتتان کند!
امیدواریم که به حق محمّد و آل محمّد خدا به شما عزیزان حاضر کمک کند، و حرفهای شما که همه خیر است به واقع خودش برساند. و از شما میخواهیم که هر جا میروید، و در هر مجلسی که صحبت میکنید از صفات خدای تعالی بگویید. از رحمت خدا از قدرت خدا، از کرم خدا و… از این صفات حُسنای پروردگار که مردم را امیدوار به رحمت خدای تعالی کنید. این برای شما فرهنگیان لازم است و تأثیر هم دارد. انشاء الله که موفق باشید به برکت صلوات بر محمّد و آل طاهرینش.
ندای سبز آزادی- نشریه آمریکایی بوستون گلوب، طی یاداشتی از آمادگی هوادارن جنبش سبز برای برپایی یک راهپیمایی باشکوه دیگر نظیر آنچه که در 25 خرداد سال گذشته در میدان آزادی رخ داد، خبر می دهد.
به گزارش ندای سبز آزادی،این یاداشت که روز سه شنبه در این نشریه منتشر شده است با اشاره به اوج گیری اختلافات احمدی نژاد و هوادارانش در رده های عالی حاکمیت می نویسد: " همزمان با اوج گیری شکافها میان احمدی نژاد و حامیانش در حکومت جکهوری اسلامی، هوادران جنبش سبز خودشان را برای برپایی یک راهپیمایی باشکوه به بهانه حمایت از قیام مردم مصر آماده می کنند. "
" توماس اردبرینک " نویسنده این یاداشت در ادامه با اشاره به حمایت رهبران حکومت ایران از آنچه که در مصر و تونس رخ می دهد می نویسد: " به زعم رهبران جمهوری اسلامی قیام مردم مصر و تونس، نشانه ای روشن از اوج گیری احساسات ضد آمریکایی و غربی در منطقه است. "
در ادامه این یاداشت نویسنده با اشاره به مرتبط دانستن قیام مردم مصر و تونس با انقلاب اسلامی در سال 57 توسط آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی می نویسد " آیت الله خامنه ای در حالی قیام مردم مصر را با انقلاب سال 1357 مرتبط می داند که در سال 2009 مردم جهان شاهد سرکوب شدید معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط عمال وی به بهانه اینکه آنان اغتشاش گر و دست نشانده دولتهای غربی هستند، در خیابانهای بودند. "
این نویسنده در ادامه یاداشت خود درخواست مجوز از سوی رهبران جنبش سبز را نشانه ای از زنده بودن این جنبش به رغم دستگیری ها و سرکوب شدید مخالفان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی می داند و می نویسد: " اینک قیام مردم مصر جان دوباره در کالبد جنبش سبز ایران دمیده است و رهبران این جنبش امیدوارند تا به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس بار دیگر شاهد قدرت نمایی هوادارن خود در میدان آزادی تهران باشند. "
ندای سبز آزادی: حجت الاسلام دکتر مصطفی میراحمدیزاده، استاد حقوق عمومی دانشگاه مفید قم، عضو بنیاد باران و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری در قم دستگیر شد.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی؛ حجت الاسلام دکتر مصطفی میراحمدیزاده، استاد حقوق عمومی دانشگاه مفید قم، عضو بنیاد باران و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری و از مشاورین شیخ مهدی کروبی بعد از ظهر امروز توسط نیروهای امنیتی در شهر قم بازداشت و روانه بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان گردید.
وی پیش از این نیز در ۷ اسفند ماه ۸۸، با حکم دادگاه ویژه روحانیت، در منزلش بازداشت و پس ۱۸ روز حبس از زندان آزاد شده بود.
گفتنی است ،حکم حجت الاسلام میراحمدی در روز پنج شنبه دوم اردیبهشت به وی ابلاغ شد که بر اساس آن به خلع لباس از روحانیت و تبعید به خارج از شهر قم به مدت ده سال محکوم شده بود.
شایان ذکر است سایت های منتسب به دولت علت دستگیری وی را هدایت جریانات عاشورای سال گذشته، امضای نامه ۳۸۰ نفره در حمایت از آیت الله منتظری، نامه علیه رئیس جمهور و جلسات متعدد با سران جنبش سبز مطرح نموده بود.
در حالی که بنا به گزارش خبری، علت دستگیری وی مباحثه ای در سرکلاس درس با یکی از دانشجویان دانشگاه مفید قم بوده که به آیت الله العظمی منتظری اهانت کرده و انتقادهایی را به شرایط حاکم وارد کرده بود.
حجت الاسلام میر احمدی روز بعد از این جریان دستگیر شد.
سرپرست جديد موسسه مطالعات و پژوهش هاي بازرگاني، "نهضت كاهش قيمت تمام شده" را جنبشي ملي، فراگير و هم راستا با افق چشم انداز 20 ساله كشور دانست .
' مهدي فتح اله ' هفته گذشته در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي ايرنا، اظهارداشت : نهضت كاهش قيمت تمام شده محصولات، با پشتيباني و مشاركت همه اركان جامعه، زمينه بهبود بهره وري و افزايش قدرت رقابت پذيري كالاها و خدمات را فراهم مي سازد.
نهضت "کاهش قیمت تمام شده"، چندی است به عنوان سر فصلی جدید در طرح های اقتصادی دولت کودتا دنبال می شود، و به عنوان شعاری در جهت برنامه های عوامفریبانه اقتصادی آن مطرح شده است. اما از آنجا که بهطور کلی طرحهای اقتصادی احمدینژاد هرگز نتوانسته موفقیتآمیز باشد یا لااقل بخشی از وعدههای او را عملی سازد این نهضت و جنبش هم با وجود اخبار و حواشی جنجال برانگیز برای تبلیغ آن، تاکنون مردم را با چیزی جز افزایش تورم و بالارفتن قیمت مایحتاج اولیه زندگی روبرو نکرده است.
هرچند فتحاللهزاده در این گفتوگو بر دستيابي شهروندان به فضاي كسب و كار تاکید کرده و گفتهاست:" این فضا زمينه تحقق جريان ارزش پايدار و عاري از منابع اتلاف و غير بهره ور را در سطوح خرد و كلان و نيز كليه فرايند هاي تامين توليد و توزيع امكان پذير ساخته و با كاهش مستمر هزينه ها و افزايش كيفيت محصولات و خدمات، ارتقا سطح رفاه و عدالت اقتصادي و اجتماعي را درجامعه به ارمغان مي آورد." اما واقعیت برطبق آمار از موضوع دیگری و کاملن برخلاف این حکایت می کند.
اظهارات اخیر مسئولان دولتی مبنی بر آغاز دور جدید کاهش قیمتها از فروردین ماه سال آینده در حالی صورت گرفته است که بیش از 200 واحد تولیدی در سراسر کشور درخواست افزایش قیمت کالاهای تولیدی خود را ارائه دادهاند.
اکنون افزایش قیمتها در بیشتر کالاهای اساسی به چشم میخورد.
جالب اینست که مسوولان دولتی افزایش قیمتها را نه ناشی از حذف یارانهها بلکه بهدلیل بالارفتن قیمت برخی از کالاهای اساسی در سطح جهانی عنوان میکنند.
بانک مرکزی نیز در پایان هفته گذشته نرخ تغییر قیمتها را اعلام کرد. در آمار ارائه شده از سوی این بانک بعد از حذف یارانههای انرژی، قیمت ها در همه چیز، از میوه و سبزیجات تا بنزین افزایش یافته است. از سویی بسیاری از کالاهای اساسی پیش از اجرای طرح حذف یارانهها افزایش قیمت پیدا کردند.
هفته گذشته معاون وزیر بازرگانی با تأیید افزایش قیمتها، بالارفتن قيمت روغن را ناشي از قيمتهاي جهاني و منطقي دانست و افزايش قيمت برنج را تنها مربوط به برنجهاي وارداتي ناشي از حوادثي مانند سيل پاكستان عنوان كرد. او همچنين افزايش قيمت روغن را بيارتباط با قانون هدفمند كردن يارانهها ذكر و تصريح كرد: هرچند ذخايري وجود دارد؛ اما نيازي نيست كه براي اين موضوع به بازار ورود كنيم.
هرچند به ادعای دولت کودتا، قطع یارانه ها، بخشی از بسته اصلاحات اقتصادی است اما به نظر میرسد آنچه اکنون نصیب مردم شده است گرانی بسیار زیاد و کاهش قدرت خرید اقتصادیست و از نهضت کاهش قیمت نیز تنها چیزی که نصیب مردم میشود کار بیشتر، درآمد و رفاه کمتر و در نهایت نارضایتی از دولتیست که تاکنون یکی از وعدههایش هم به درستی عملی نشده است.
نجف دریابندری، مترجم بلندآوازه ایرانی، در مقدمهی «کتاب مستطاب آشپزی»، آشپزی را از مقولهی فرهنگ میداند و از دریچهی فرهنگ به آشپزخانه و سفره نگاه میکند. از همین روست که میاندیشد شناخت آشپزی دیگر ملل، لازمهی شناخت فرهنگ آنهاست.
و به درستی آشپزی فقط یک امر تفننی و یا از سر نیاز نیست، بلکه آشپزی تلفیقی از تمام عناصر فرهنگی یک ملت است. و در دنیای جدید، آشپزی به یکی از عناصر همهجانبهی شخصیت افراد در آمده است و بیش از آنکه ریشههای اجتماعی و خانوادگی آنها را بازگو کند، راوی فردیت انسان است.
شیوهی غذا خوردن یا درست کردن هر کس و هر ملت، نمایانگر نسبت او با سیاست، اجتماع و فرهنگ است. سواد، هوش، پشتکار، اعتماد به نفس، شغل، سطح درآمد، و هزاران چیز دیگر را میتوان در آشپزی یک انسان فهمید.
اما به نظر میرسد این روزها در ایران آشپزی، معنای دیگری دارد و تصور از «آشپز» هم همان «کدبانو»یی است که روزها و شبها را فقط در آشپزخانه میگذراند.
صدا و سیما در حالی آموزش آشپزي غذاهاي غيرايراني را در تلويزيون ممنوع کرده است، که مرز میان غذاهایی ایرانی و غیرایرانی از بین رفته است. مگر میتوان سالاد، سس، پیتزا، ساندویچ، نوشابه، و ... را از ایرانیها گرفت؟ و اساسن مگر میتوان در دنیای جدید چنین مرزبندی را ایجاد کرد؟
دارابي معاون سيماي سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي گماردن تيم قوي براي برنامه خانواده شبكه را يك ضرورت اعلام كرد و گفت از این به بعد آموزش آشپزي غذاهاي غيرايراني ممنوع است.
او ادامه داده است: ايرانيان در هر كجاي جهان بايد احساس غرور كنند و اين وظيفه شبكه جهاني جام جم است كه دستاوردهاي مهم و بزرگ انقلاب اسلامي را در قاب تصوير به مهماني چشمهاي مخاطبان مقيم خارج از كشور و فارسيزبانان سراسر دنيا ببرد.
اما مگر غذاهای ایرانی جزو دستاوردهای انقلاب است؟ به نظر میرسد اینگونه برخورد با فرهنگ ایرانی نه تنها به گسترش آن کمک نمیکند بلکه بیانگر کوتهنگری مسئولان فرهنگی است.
در دوران اصلاحات سعی میشد که فضا گفتوگو میان تمدنها و فرهنگها فراهم شود؛ اما در دوره جدید نه تنها این فضا وجود ندارد، بلکه با چنین دستوراتی سعی میشود راه برای آشنایی دیگر فرهنگها هم بسته شود.
ندای سبز آزادی: تقی رحمانی از فعالین سیاسی ایران بعد از ظهر امروز بازداشت شد.
بنا به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی تقی رحمانی روزنامهنگار، نویسنده و فعال سیاسی عضو شورای فعالان ملی مذهبی بعد از ظهر امروز توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر و به محل نامعلومی منتقل شد.
تقی رحمانی در حالی بازداشت شد که تنها چند روز از فراخوان راهپیمایی میرحسین موسوی ومهدی کروبی برای 25 بهمن نگذشته است. گفتنی است با توجه به حمایت وی از مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری و فعالیت به عنوان مشاور شیخ مهدی کروبی گمانه رنی ها براین است که بازداشت ایشان به جهت صدور فراخوان 25 بهمن میباشد.
شایان ذکر است تاکنون هیچ خبری از محل نگهداری ایشان در دست نمیباشد.
ندای سبز آزادی: مهدي معتمدي مهر عضو توامان دفتر سياسي نهضت آزادي ايران و كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه با راي قاضي مقيسه، رييس شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامي تهران به 5 سال حبس تعزيري محكوم شد.
جلسه دوم دادگاه مهدي معتمدي مهر عضو نهضت آزادي ايران روز 19/11/89 برگزار شد و بلافاصله در كمتر از يك ساعت، حكم صادر و به متهم و وكيل وي ( خانم فريده غيرت ) ابلاغ شد. امري كه اگرچه منع قانوني ندارد، ليكن تا كنون در پروندههاي فعالان سياسي سابقه نداشته است.
اتهامات رييس كميته آموزش و پژوهش نهضت آزادي ايران، عضويت در حزب ياد شده، فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و اجتماع و تباني به منظور اقدام عليه امنيت ملي بيان شده است. معتمدي مهر تمامي اين اتهامات را رد كرده و ضمن تاكيد بر قانوني بودن نهضت آزادي ايران، كليه فعاليتهاي خود و همانديشانش را در حزب ياد شده در راستاي امنيت ملي و باور به آزادي و حاكميت قانون به عنوان آرمانهاي اصلي انقلاب اسلامي بر ميشمارد.
فعاليتهاي حقوق بشري، كمك فكري در تهيه و تنظيم بيانيههاي نهضت آزادي و طرح پيشنهاد نظارت بينالمللي در انتخابات دهم رياست جمهوري از جمله اقداماتي است كه معتمدي مهر به اتهام مبادرت به آنها مشمول چنين حكم سنگيني دانسته شده است.
يادآوري ميكند كه هماكنون عماد بهاور با همين اتهامات به 10 سال حبس قطعي محكوم شده و نزديك به يك سال است كه بدون برخورداري از مرخصي در زندان اوين به سر ميبرد. ابراهيم يزدي دبيركل نهضت آزادي ايران نيز به عنوان سالخوردهترين زنداني سياسي جهان و ايران در حدود 5 ماه است كه در بازداشت موقت به سر برده و گزارشها حكايت از انتقال وي به خانهاي تحت نظارت وزارت اطلاعات دارد. فريد طاهري و مهدي قليزاده از ديگر اعضاي نهضت آزادي ايران هستند كه به ترتيب به سه سال و شش سال حبس محكوم شدهاند.
ندای سبز آزادی- همزمان با فراگیر شدن خواست عمومی مردم ایران، مبنی بر شرکت در راهپیمایی روز 25 بهمن، فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، می گوید: سپاه پاسداران با هر گونه تجمعی از سوی مخالفان به شدت برخورد می کند.
به گزارش ندای سبز آزادی، حسين همداني در گفت وگو خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، ايرنا، با اشاره به اين که «هر سال در آستانه پيروزی انقلاب اسلامی شاهد تحرکات دشمنان برای کاهش حضور مردم در راهپيمايی ۲۲ بهمن هستيم» گفته است: «فتنه گران جنازه ای بيش نيستند و با هرگونه تحرک آن ها به شدت برخورد می کنيم.»
این اظهارات در حالی از سوی حسین همدانی مطرح می شود که کارشناسان امور سیاسی در ایران پیش بینی می کنند، تهران بار دیگر در روز 25 بهمن ماه شاهد حضور گسترده مردم در حمایت از رهبران جنبش سبز خواهد بود.
ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران مخالفان در ايران، هفته جاری در نامهای مشترک به وزارت کشور، خواستار صدور مجوز برای برگزاری راهپيمايی در حمايت از جنبشهای اعتراضی در مصر و تونس عليه حکومتهای استبدادی اين کشورها شدهاند.
آنها در اين نامه، با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، زمان و محل برگزاری اين راهپيمايی را ساعت سه بعدازظهر روز ۲۵ بهمن و از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی تهران اعلام کردهاند.
فرمانده سپاه تهران بزرگ با تهديد مخالفان می گويد: فتنه گران بايد بدانند، ديگر آن ها را فريب خوردگانی نمی دانيم که به نتيجه انتخابات معترض باشند، قطعاً آن ها را ضد انقلاب و جاسوس می دانيم و به شدت با آن ها برخورد خواهيم کرد.
این نخستین باری نیست که فرماندهان سپاه پاسداران مردم ایران را تهدید به برخورد شدید می کنند. سال گذشته و در شرایطی که مخالفان نتایج انتخابات دهمنی دوره ریاست جمهوری خود را برای حضور در راهپیمایی روز قدس آماده می کردند، سپاه پاسداران آنها را تهدید به برخورد شدید کرده بود. امری که البته اتفاق نیافتاد.
اظهارات فرمانده سپاه محمد رسول الله در شرایطی عنوان می شود که آیت الله خامنه ای در نماز جمعه هفته گذشته از قیام مردم مصر و تونس حمایت کرده بود.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بمناسبت پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم
با آرمان های انقلاب اسلامی بهمن 57 تجدید عهد می کنیم
در آستانه سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن1357 یاد همه شهیدان سربلند ایران در طول یک قرن جنبش آزادی خواهی، عدالت جویی و استقلال طلبی علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی، از انقلاب مشروطیت تا جنبش سبز را گرامی می داریم.
انقلابی که در سی و دو سال پیش به نام خدا و با همت ملتی به پاخاسته به رهبری امام خمینی(ره) در ایران به پیروزی رسید وعدۀ استقرار نظام و تولد جامعه ای را می داد که در آن آزادی جایگزین استبداد، جمهوریت جایگزین حکومت مطلقه فردی، استقلال جایگزین وابستگی، عدالت جایگزین ستم، شهروند جایگزین رعیت، حاکمیت قانون جایگزین حاکمیت زور، مردم سالاری جایگزین مردم فریبی، پیشرفت جایگزین عقب ماندگی، رفاه جایگزین فقر، حکمرانی اخلاقی جایگزین حکمراندن برپایه زور و تزویر، معنویت تعالی بخش جایگزین مادیت بیگانه ساز و در یک کلمه تحقق بخش همه آرمان های ملی، دینی بلندی شود که ملت ایران در طول یک قرن از طریق نهضت ها، جنبش ها و انقلاب های گوناگون اما نافرجام خود برای آن ها رزمیده و خون بهترین فرزندان خود را نثارشان کرده بود.
ملت ایران تا پیش از انقلاب بهمن 57 دونهضت نافرجام را تجربه کرده بود، دو تجربه رهایی بخش آزادی خواهانه و استقلال طلبانۀ ملی که متأسفانه با دو کودتای استبدادی/استعماری متوقف گردید و در فرایندی قهقرایی به دو دیکتاتوری نظامی و پلیسی امنیتی مبتنی بر اختناق و سرکوب منجر شد. کودتای سوم اسفند 1299 سرآغاز استحاله انقلاب مشروطه گردید و کودتای 28 مرداد 1332 دولت ملی مصدق را سرنگون و آرمان آزادی و استقلال نهضت را قربانی استبداد داخلی و استعمار خارجی کرد. هر چند در تمام هفتاد و پنج سال پس از انقلاب مشروطه، ایران در ظاهر دارای رژیمی مشروطه و مبتنی بر قانون اساسی بود، اما همه اصول قانون اساسی و مشروطیت به مذبح یک اصل یعنی اصل سلطنت برده شد، آن هم با تفسیری انحرافی و متجاوز به حقوق ملت. پادشاه نمادین و غیر مسئول مشروطه به سلطانی مطلقه با اختیارات فراقانونی و نامشروط و در عین حال غیر مسئول تبدیل شد و تنها یک شخص یعنی شاه دائر مدار همه اصول، قوا، نهادها و دستگاه های کشوری و لشکری، تقنینی، اجرایی و قضایی و همه امور اعم از خارجی و داخلی ،نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گردید. اراده اعلیحضرت تعیین کننده سرنوشت ملت شد و سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه(به ویژه دو قوه نخست) استقلال خود را از دست داده و مجری منویات شاه گشتند. انتصابات وکلای شاه با نام انتخابات مجلس برگزار می شد. نمایندگان مجالس فرمایشی تصویب کنندگان خواسته ها و اشارات شاه بودند. نخست وزیر و هیأت دولت خود را نه در برابر ملت و نمایندگان آن، بلکه در مقابل شاه مسئول می دانستند و به غلام خانه زاد و چاکرجان نثار و مطیع محض منویات اعلیحضرت بودن افتخار می کردند.از آزادی سیاسی ، مطبوعات واحزاب منتقد و مستقل خبری نبود. مخالفان، منتقدان و دگراندیشان سیاسی به بهانه حفظ امنیت کشور توسط ساواک دستگیر، شکنجه و سرکوب می شدند و یا در بهترین حالت در دادگاه های فرمایشی نظامی محکوم به زندان می گشتند. روند حکومت فردی مطلقه در دهه پنجاه به جایی رسید که نام بردن از شاه به عنوان شخص اول مملکت توهین به وی محسوب می شد، چرا که این عنوان بدان معنا بود که گویی پس از او اشخاص دیگری نیز به عنوان شخص دوم و یا سوم وجود دارند. بدین ترتیب شاه نه شخص اول بلکه «خدایگان آریامهر» نامیده شد. به رغم این همه و درحالی که شاه در اوج قدرت مطلقه بر کشور حکم می راند و در شرایطی که همه مخالفان و منتقدان، سازمان ها و احزاب، روشنفکران، روحانیان، دانشجویان و... با تکیه بر نیروی پلیسی، امنیتی و نظامی سرکوب شده بودند، جنبشی سریع و غافلگیرانه در کمتر از یک سال طومار رژیم استبدادی را درهم پیچید. انقلاب مردم ایران پیروز شد.
اینک در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ایران بار دیگر در یکی از نقاط عطف تاریخی خود قرار گرفته است. در یک سو حاکمیتی قرار دارد که پس از یک کودتای انتخاباتی در 22 خرداد 88 با اتکاء به نیروی سرکوبگر پلیسی، امنیتی، نظامی و شبه نظامی، می رود با تحریف و استحالۀ آرمان های انقلاب اسلامی، روند تبدیل جمهوریت به سلطنت مطلقه زیر لوای دین را تکمیل وجمهوری اسلامی را به سلطنت اسلامی مبدل سازد و همه اصول قانون اساسی و آرمان ها و حقوق بنیادی فردی، اجتماعی و ملی مردم ایران را به قربانگاه اصل "ولایت مطلقه امر" ببرد و سومین تجربۀ نافرجام تاریخی را بر ملت ایران تحمیل کند و در سوی دیگر جنبش سبز قرار دارد، جنبش مردمی که می کوشد از حقوق اساسی، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و آزادی و عدالت و کرامت انسانی دفاع کند و بدین منظور از زبان رهبران جنبش سبز بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی پای فشرده می شود. آن ها خواهان تحقق وعده هایی هستند که انقلاب اسلامی و رهبری آن سال 57 به همگان داده بود: وعده آزادی، استقلال، عدالت، امنیت، کرامت، رفاه و پیشرفت، وعدۀ حکومتی دموکراتیک و مبتنی بر اراده و انتخابات آزاد جمهور مردم، وعده تحقق اخلاق، معنویت و ارزش های اسلامی، وعدۀ زندگی عاری از ترس ، فقر و گرسنگی، بی خانمانی و بیکاری و نابرابری و تبعیض، بازداشت های خودسرانه، زندان و شکنجه ، جامعه ای برخوردار از آزادی بیان و انتقاد، مطبوعات و احزاب مستقل و آزاد، جامعه ای بهره مند از حق اعتراض و برگزاری امن اجتماعات ...
اکنون پس از گذشت بیست ماه اعمال خشونت و سرکوب گسترده و بسیج همه امکانات امنیتی- پلیسی، سیاسی، تبلیغاتی، مالی و تدارکاتی برای شکستن اراده ملت و ناگزیر ساختن مردم به سکوت و تمکین در برابر قدرت مطلقه، جنبش سبز ملت ایران همچنان زنده است و با تسخیر روزافزون دل ها و ذهن ها، در شبکه های اجتماعی خرد اما بیشمار و گسترده جریان دارد. بهترین گواه بر زنده بودن این جنبش و بطلان ادعاهای استبداد حاکم مبنی بر پایان «فتنه سبز» این است که حکومت امنیتی- نظامی همچنان از موافقت با درخواست ساده و قانونی رهبران جنبش برای برگزاری راهپیمایی آرام، مدنی و مسالمت آمیز مردم وحشت دارد و از صدور مجوز برای آن ابا دارد.
جنبش سبز ملت ایران اینک پژواک حرکت ضد استبدادی اما مدنی و خشونت پرهیز خود را در جنبش مردم مصر و دیگر جنبش های آزادی خواهانه از تونس تا یمن، می شنود. جنبش های مردمی کنونی در منطقه خاورمیانه علیه رژیم های استبدادی به دنبال جنبش سبز مردم ایران در سال گذشته، بیش از هرچیز نشان دهنده آن است که عصر دیکتاتوری های فردی اعم از سکولار و مذهبی به سر آمده و موج دموکراسی خواهی در خاورمیانه همه حکومت های یکه سالار را در برابر دو گزینه محتوم قرار خواهد داد، یا تن دادن به اصلاحات دموکراتیک و یا سقوط و سرنگونی.
ما اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در خارج از کشور یک بار دیگر با آرمان های تاریخی و بلند انقلاب اسلامی بهمن 57 تجدید عهد می کنیم و ضمن محکوم کردن نقض آرمان های انقلاب و اصول قانون اساسی و پایمال کردن حقوق و آزادی های اساسی ملت توسط حاکمیت پیمان شکن کنونی، اعلام می داریم:
از آن جا که کودتاچیان حاکم با انحلال احزاب و سازمان های اصلاح طلب و ایجاد فضای اختناق امنیتی و پلیسی، امکان هرگونه فعالیت سیاسی و حزبی مستقل و مؤثر را در داخل کشور از همگان سلب کرده و برادران ما، کادرها و اعضای سازمان را یا به بند کشیده و یا با اعمال تضییقات و تهدیدهای امنیتی از فعالیت امن و آزاد آنان جلوگیری کرده اند، تصمیم گرفته ایم شاخه برون مرزی سازمان را فعال کرده و ضمن وفاداری به اهداف و مبانی مرامی و سیاسی سازمان، تا رفع محدودیت ها و موانع تحمیلی در داخل کشور به وظایف ملی، سیاسی و تشکیلاتی خود در خارج کشور ادامه دهیم.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
شاخه خارج از کشور
20 بهمن1389
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای صادر کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است: تنها پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلابمان با کمال تأسف شاهد عدول از اصول مترقی قانونی که ثمره خون شهدای جان برکف انقلاب است هستیم! امروز ما شاهد آنیم که قانون توسط مدعیان انقلاب و حقوق مسلم شهروندان توسط زورمداران به سخره گرفته می شود.
به گزارش نوروز متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم رب الشهداء والمظلومین
سی و سه سال پیش در چنین ایامی ملت رشید ایران یک صدا و یک زبان به ظلم و ستمی که چون چتر برفراز سر مردمان سایه گستر شده بود، «نه» گفتند و چند روزی پس از ورود رهبر تبعیدی انقلاب به خاک وطن، این نهضت مردمی به پیروزی رسید.
یادمان هست که روح الله الخمینی در عصر پهلوی اهتمام بسیار به نصیحة الملوک داشتند و اگر به این نصایح مشفقانه مبنی بر توجه به احکام مبین اسلام و اقبال به مردم و خواست و اراده آنان توسط حکومت وقت توجه می شد، چه بسا انقلابی صورت نمی گرفت. انقلاب اسلامی به اعتراف پژوهشگران اجتماعی و ناظران سیاسی از مردمی ترین انقلاب های جهان است و این ویژگی در کنار رهبری مدبرانه و مبتنی بر آراء اکثریت مردم قانون اساسی را ثمر داد که در نوع خود از مترقی ترین قانون اساسی کشورهاست. در اصول متعدد قانون اساسی بر آزادی بیان، مطبوعات، تجمعات و گروه ها و تشکل ها و احزاب، تأکید شده است. و اینک تنها پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلابمان با کمال تأسف شاهد عدول از اصول مترقی قانونی که ثمره خون شهدای جان برکف انقلاب است هستیم! امروز ما شاهد آنیم که قانون توسط مدعیان انقلاب و حقوق مسلم شهروندان توسط زورمداران به سخره گرفته می شود. اگر تا دیروز شاهد تحدید آزادی اندیشه و بیان و تجمعات و احزاب و مطبوعات توسط اقتدارگراها بودیم، امروز شاهد نادیده گرفتن کامل حقوق مصرح در قانون اساسی توسط کودتاگران هستیم و با دخالت نظامیان درامر انتخابات در کمال ناباوری مهمترین ثمره انقلابمان را که انتخابات آزاد است، به یغما رفته می بینیم. دخالتی که علیرغم وصایای مؤکد امام راحل و منع کامل آن صورت گرفت و خشم مردم آگاه و اعتراضات گسترده آنان را برانگیخت. نتیجه این اعتراضات آرام برخوردهای خشنی بود که در کوچه و خیابان با مردم که امام راحل هرگز رأیشان را زینتی نمی خواست، صورت گرفت و این گونه برخوردهای خشن و از سر جهالت یا تعمدی مخرب به ریخته شدن خون های پاک و پر شدن زندان ها از بی گناهانی منجر شد که گاهی تنها شائبه مخالفتشان با سیاست های دولت و یا نقدهای مصلحانه و مشفقانه شان کینه توزان خشونت گرا را به بازداشتشان واداشته بود. از فردای کودتا دستگیری گسترده فعالان سیاسی و اجتماعی و اصحاب رسانه و مخالفان شناخته شده سیاست های شکست خورده دولت آغاز شد و شیوه های غیرقانونی اتخاذ شده در دستگیری ها و اقدامات غیرقانونی برای گرفتن اعتراف و اقرار علیه خود و دیگران و شکنجه های روحی و بعضا فیزیکی، تشکیل دادگاه های نمایشی غیرقانونی و صدور احکام فله ای نمایشی همگی موجب تیره تر شدن فضای شبهه ناک پس از انتخابات بود. و متأسفانه این روند ظالمانه که توسط نیروهای امنیتی سپاه و اطلاعات اعمال می شد، در مقاطعی و در مناسبت هایی اوج می گرفت و گروه های گسترده تری را در سطح اجتماع درگیر می کرد و به همین نسبت خانواده های زیادی در معرض ظلم و ستم قرار گرفتند که با ارعاب به سکوت واداشته شدند و شکایتشان را به محضر خدا بردند. اینک پس از سپری شدن یک سال و هشت ماه از انتخابات شبهه ناک ۸۸ هنوز داغ آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات تازه است. هنوز عزیزان ما براساس احکام فله ای دادگاه های فرمایشی که به فرموده صادر و اجرا شده دربند ستم اسیرند و تعدادی از آنان حتی برای یک روز به مرخصی نیامده اند تا خانواده هایشان حضور گرمشان را احساس کنند و پس از این همه درد هجران و فراق دمی بیاسایند. هنوز مسئولان خیره سرانه و لجوجانه از اطلاق عنوان زندانی سیاسی بر عزیزان ما که جرمشان صرفا نقد است و داشتن نظر مخالف، استنکاف می ورزند و برای داشتن مجوز سخت گیری های بیشتر بر این مظلومان عنوان مجرم امنیتی را بر آنان بار می کنند تا دستشان برای هرگونه عمل خلاف و غیرقانونی علیه آنان و خانواده هایشان باز باشد. این اقدام نابخردانه در حالی صورت می گیرد که براثر آن، بیش از زندانی سیاسی و خانواده اش، اعتبار نظام لطمه می بیند و مسئولین امنیتی و قضائی زیرسوال می روند.
ما خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی نهایت تأسف خود را از فاصله های متأثر کننده از اصل انقلاب و آرمان های آن که با نادیده گرفتن قانون و نقض حقوق بشر ایجاد شده و می شود، اعلام می داریم. و تأکید می کنیم که جشن پیروزی ما زمانی است که شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد را در تاریخ انقلابمان بخوانیم نه این که این شعار مختص دیروز و امروزمان باشد و تضییع حقوق عزیزانمان و هتک حرمت و نادیده گرفتن کرامت انسانی و اعمال فشارهای سخت بر ما خانواده ها به پایان برسد نه این که برای نو به نو شدن عملیات ایذایی ستاد بحران تشکیل شده و از خزانه تهی بیت المال برای آن هزینه شود.
ما خانواده های زندانیان سیاسی امروز در آستانه سالروز پیروزی شکوهمندترین انقلاب مردمی جهان از مسئولین قضائی می خواهیم عزیزان ما را گروگان سیاسی فرض نکنند و با آزادی بدون قید و شرط آنان هزینه های مادی و معنوی گزافی که بر نظام تحمیل می شود، کاهش دهند. ما در این ایام مبارک چشم انتظار رهایی عزیزانمان هستیم و خانه دل را به امید وصلشان آذین می بندیم و کودکانمان کاغذهای رنگی را از صندوق خانه ها در آورده اند تا سر در خانه هایمان را با آن زینت دهند. عزیزانمان را که طی این ماه ها تحت سخت ترین شرایط بوده اند به ما که طی این ماه ها تلخ ترین ایام زندگیمان را گذرانده ایم بازگردانید.
والسلام
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
۸۹/۱۱/۲۰
ندای سبز آزادی: در مورد چرایی و امکان حضور مردم در راه پیمایی اعتراضی 25 خرداد که به درخواست آقایان موسوی و کروبی صورت گرفته است با مسیح علی نژاد، روزنامه نگار در آکسفورد انگلستان تماس گرفتیم.
پاسخ های خانم علی نژاد به ندای سبز آزادی را در ادامه با هم می خوانیم:
تحلیل شما از نحوه حضور مردم در راه پیمایی 25 خرداد چیست؟
پیش از ورود به این بحث که آیا مردم در این راهپیمایی شرکت خواهند کرد یا نه به عنوان یک روزنامه نگار ترجیح می دهم روی دیگر این پرسش را نگاه کنم، آیا حاکمیت نگران است مردم در این راهپیمایی شرکت کنند؟ حاکمیتی که با در اختیار داشتن تریبون های متعدد به کرات اعلام کرده است جنبش سبز مرده است، حاکمیتی که «فتنه»، کلید واژه ی تقریبا تمام مقامات ارشد از رهبری ، رییس جمهوری، وزرا، نمایندگان مجلس، مسئولین دستگاه قضایی گرفته تا امامان جمعه، سخنرانان هیات های مذهبی و حتی مجریان صدا و سیما بود. حاکمیتی که بارها و بارها ازبرخورد قانونی با معترضان و حتی محاکمه ی سران سخن گفتند. به طورِ طبیعی این همه سخن گفتن از مرگ و فتنه، آن هم در مورد جنبشی که بدون رسانه و تبلیغات آزادانه توانست حماسه های عظیم خیابانی را خلق کند، در منظر افکار عمومی دو گونه تلقی را ایجاد می کند؛ یا حاکمیت واقعا موفق به سرکوب و ساکت کردنِ معترضان شده است و این همه تکرار در مورد مرگ جنبش نیز به معنی شعف و پیروزی این جریان است، یا آنکه اتفاقا از هراس اینکه این جنبش زنده است و به صورت ریشه ای و تشکیلاتی تر در بدنه جامعه جریان دارد، مدام از مرگ می گویند با این تحلیل که دروغ را اگر زیاد تکرار کنند کم کم به باور عمومی و ایجاد یاس و سرخوردگی در جریانِ معترض تبدیل می شود. اما بعد از انتشار نامه آقایان موسوی و کروبی و درخواست رسمی برای اعلام حضور خیابانی، جایگاه اصلی جریان حاکم در ایران کاملا آشکار شد. یعنی اولین جایی که آتش گرفت، همین محفل کودتا بود که خاموش شدن آتشِ جنبش سبز را در بوق و کرنا کرده بودند.
با این توضیح می خواهم بگویم برای من خیلی آسان نیست که پیش بینی کنم چه تعداد از مردم می توانند در خیابان های تهران و شهرستان ها حضور پیدا کنند. اما می دانم که بدنه اعتراضی جامعه ایران آتش زیر خاکستر است، آنچه اهمیت دارد این است که هنوز راهپیمایی صورت نگرفته حاکمیت خودش را در برابر فراخوان موسوی و کروبی باخته است و در رسانه هایی که تحت نظارت دولت و مقامات ارشد حکومت اند، به تب و تاب افتاده اند و حتی تیتر زده اند که اموات نیاز به مجوز ندارند. در شرایطی که دنیا چشم اش را به خاورمیانه دوخته است، ژست های دموکراتیک گرفتن جمهوری اسلامی علیه دیکتاتوری در مصر چندان برای جامعه ی بین المللی مبارک نیست، آنها می خواهند ببینند حاکمان جمهوری اسلامی که تا این اندازه خود را مشعوف از سرنگونی مبارک نشان می دهند چقدر طاقت می آورند که مردم خودشان به خیابان بیایند و علیه استبداد در خاورمیانه، شعار مرگ بر دیکتاتور سر دهند.
همانگونه که آقای ارجمند مشاور میرحسین موسوی گفته است این یک بازی باخت باخت برای حاکمیت است اما من می خواهم بگویم، این یک بازی برد- برد برای ملت ایران هم هست که بار دیگر دیدند موسوی و کروبی هوشیارنه از دروغ های برخی مقامات جمهوری اسلامی علیه خودشان استفاده کرده اند. مردم ایران فارغ از اینکه در راهپیمایی شرکت کنند یا نه برنده ی انتخاباتی که دزدیده شد هستند، چون منتخبان شان بار دیگر با زبان خود حاکمیت در برابر کودتا قد علم کرده اند.
ماهیت درخواست میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای صدور مجوز را چگونه ارزیابی می کنید؟
ابتدا وقتی در نامه موسوی و کروبی درخواست مجوز از یک دولت نامشروع مطرح می شود ممکن است نسل ما را که اساسا صریح تر و پیشرو تر است دچار نوعی تردید کند، یعنی این تناقض را نمی پذیرند که اولا چرا باید از دولتی که نامشروع و کودتایی است و رییس این دولت هم بزرگ ترین ناقض همین قانون اساسی است، درخواست اجازه کرد برای حقی که همین قانون اساسی فعلی به ملت برای اعتراض در خیابان داده است. تناقض دوم هم این است که چرا زمانی که شمار اعدام ها کشته شده ها و زندانی و شکنجه در خود ایران رکورددار جهان است ما باید برای مصر و تونس در خواست راهپیمایی کنیم؟
این دو تناقض همان حلقه وصل نسلی است که با موسوی و کروبی تفاوت دارد اما پیروزی خود را در گرو پیگیری مطالبات خود از طریق اعتماد به روش اعتراضی این دو بنیانگذار انقلاب می بیند.
چون این نسل شاید ادبیات خود را گاهی متفاوت با ادبیات حتی موسوی و کروبی می بیند اما همراهی این دو نامزد انتخاباتی را از شب کودتا تا امروز یکی از دلایل اصلی زیر سوال بردن یک حکومت در کل جهان می داند.
به نوعی می شود گفت مواضع اخیر حکومت در مورد تحولاتی که در کشورهای عربی رخ داد را هیچ کسی به اندازه موسوی و کروبی نمی توانست زیر سوال ببرد و به دنیا نشان دهد که چه مزدورانه و ریاکارانه، در خطبه های نماز جمعه و برنامه های صدا و سیما خودشان را همراه ملت مصر و علیه دیکتاتوری نشان می دهند. ممکن است بدنه جنبش در شبکه های مجازی اعتراضاتی کرده باشد اما صدای رسا تری برای افشای این دروغ در دنیا لازم بود. به عنوان مثل خودم دو هفته ی گذشته و پیش از درخواست مجوز راهپیمایی از سوی موسوی و کروبی برای راهپیمایی مطلبی در وبلاگم نوشتم تحت عنوان پیشنهادی به حکومت جمهوری اسلامی که اگر از سقوط دیکتاتوری در مصر مشعوف است به ملت هم مجوز بدهد که بیایند در خیابان شادی کنند. ممکن است خیلی های دیگر هم این پیشنهاد را در شبکه های اینترنتی نوشته باشند اما در فضای سیاسی وقتی موسوی و کروبی به عنوان رهبران نمادین یک جنبش اعتراضی چنین پیشنهادی را مطرح کنند برای دنیا معنای آشکار تری دارد. پیشنهاد اخیر موسوی و کروبی و نوع واکنش حکومت درخواست مجوز آنها زیر ذره بین جهانی و منطقه ای قرار گرفته است و اگر مجوز ندهند رسوای ریا کاری های گذشته خود خواهند شد، اگر مجوز بدهند باید شمشیر ها را غلاف کنند و نمی توانند به جای شتر با موتور به جان مردم خود بیافتند و کماکان در تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر شوند و علیه خشونت در مصر موضع بگیرند.
از طرفی بدنه جنبش آقای کروبی و آقای موسوی را به عنوان دو همراه بزرگ در کنار خود می بیند تا در دل استبداد به وجود آمده در کشور روزنه ای برای پیروزی بیابد. برای همین است که انتخاب تاریخ راهپیمایی، روز و مکان و موضوع راهپیمایی را به گونه ای هوشیارانه و حاوی پیام برای خود تلقی می کند و گمان می برد در این جنبش متکثر هر کس وظیفه و ایده ای دارد و متناسب با آن وظیفه و نظرش، ادبیاتی متفاوت را برای اعتراض بر می گزیند. لذا اگر موسوی و کروبی با ادبیات احترام به قانون نیم بند اما فعلی کشور درخواست مجوز کرده و هدف را نیز اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس و حمایت از مبارزه آنان علیه دیکتاتوری در خاورمیانه برگزیده اند، بدنه ی جنبش نیز همراهی خود را اعلام کرده است.
به هر حال برای خیلی ها، تعیین روز دوشنبه معروف ، همان دوشنبه معروف ۲۵ خرداد ۸۸ است که مردم بدون مجوز به خیابان آمده بودند و حماسه ای را آفریده بودند که دنیا از آن به عنوان بزرگترین حضور خیابانی مردم ایران بعد از انقلاب اسلامی نام برد. اینبار نیز موضوع اعتراض اگر چه حمایت از ملت مسلمان منطقه علیه استبداد است، اما هم افکار عمومی داخلی و هم دنیا می داند که ملت ایران نیز اسیر همین استبداد است که تنها در یک سال و نیم گذشته شمار کسانی که در ایران اعدام و کشته شده اند قابل مقایسه با شمار کشته شدگان تونس و مصر نیست.
دوست دارید فردای 25 بهمن چه تیتری را در رسانه ها بخوانید؟
باید منطبق با واقعیت ها نظر داد و خیلی نباید با ایجاد امید کاذب مردم را دچار یاس و سرخوردگی کرد بنابراین ترجیح می دهم منتظر بمانم و ببینم خود مردم چه تصمیمی می گیرند سپس منطبق با رفتار و عملکر آنان تیتری را برای بیست و پنج بهمن انتخاب کنم.
ممنون از وقتی که در اختیار ندای سبز آزادی گذاشتید

ندای سبز آزادی: برای اینکه اخبارِ جنبشِ مون رو به گوش دیگران برسونیم (همون کسایی که به اخبار دسترسی ندارن، همون کسایی که صداوسیمای غیرِ ملی اونها رو هدف قرار داده) به کسایی نیاز داریم که خبرها و پیامها رو به دیگران برسونن.
شمایی که داری این چند خط رو می خونی، شما همون کسی هستی که باید این کار رو بکنی. شما «پیامبرِ سبز» هستی. تنها رسانۀ سبز، خودِ خودِ شمایی.
برای شروع این کارها رو می تونی انجام بدی:
پیشنهادهایی برای «پیامبران» - شمارۀ یک
1- هر چند فردی و تنها هم می توان کار کرد ولی در صورتی که جمعی قابل اعتماد دارید یا شرایط محیطی بهتان اجازه می دهد یک گروه سه نفره تا حداکثر هفت نفره تشکیل بدهیم. که باهم برای راههایی که می توانید با توجه به شرایطتان برای برنامه اطلاع رسانی کنید هم فکر کنید.
2- تراکتهایی که دیگران زحمتِ طراحی آنها را کشیده اند را می توانید پرینت بگیرید و تکثیر کنید
3- دیوار نویسی عالی است که اگر می توانید با همکار دوست یا اعضای گروه تان روی دیوار بنویست حتی اگر یک جا بسیار موثر است.
4- با ماژیک روی کیوسک تلفن پل عابر پیاده و…. هم می توانید بنویسید
5- از ابتکارهای خود غافل نشوید. شما بهتر از هر کسی می دانید که باید چه کار بکنید. چون رسانه خود شمایید.
پیامبر شمایید
سیدحسن خمینی با اشاره به اینکه بزرگترین مشکل فرعون در روزگار خود، رابطه خداگونه با مردم بود، تصریح کرد: این ویژگی مختص فرعون نیست و همه ما میتوانیم در جایگاهی که قرار داریم چنین رابطهای را با مردم داشته باشیم، اما به یاد بیاوریم که روزی این مسوولیت را از دست خواهیم داد و در جایگاه مقابل قرار خواهیم گرفت.
به گزارش ایسنا، سیدحسن خمینی که در مراسم تجدید میثاق کارکنان شهرداری تهران با آرمانهای امام، در حضور شهردار و کارکنان شهرداری تهران در حرم مطهر امام خمینی سخن میگفت، از حسنی مبارک به عنوان فرعون جدید مصر یاد کرد و افزود: من برای مبارزان مسلمان و کسانی که در برابر استبداد، استعمار و ظلم میایستند آرزوی توفیق میکنم.
وی ادامه داد: تقدیر روزگار ما اینگونه بود که در زیر سایه مردی بزرگ، جمهوری اسلامی را به عنوان یک ودیعه الهی بدست آوریم، اما نعمت نظام جمهوری اسلامی شکر لازم دارد؛ چرا که شکر نعمت آن را افزون میکند و در مقابل کفران آن نه تنها باعث میشود خدا این نعمت را از ما بگیرد، بلکه عذاب الهی را در پی دارد.
سیدحسن خمینی همچنین خطاب به کارکنان شهرداری تهران، گفت: شما در مجموعهای مشغول به کار هستید که اولین مواجهه با مردم در شهر تهران به همت شما صورت میگیرد و لذا شکر نعمت انقلاب اسلامی در مسوولیت شما خدمت بیشتر به مردم است.
وی تاکید کرد: بزرگترین مشکلی که فرعون در روزگار خود داشت این بود که ادعای خدایی میکرد و رابطه خود را با مردم خداگونه تعریف کرده بود. این ویژگی مختص فرعون نیست و همه ما میتوانیم در جایگاهی که قرار داریم چنین رابطهای را با مردم داشته باشیم، اما به یاد بیاوریم که روزی این مسوولیت را از دست خواهیم داد و در جایگاه مقابل قرار خواهیم گرفت.
فرزند یادگار امام یادآور شد: خدمت به مردم امری خدایی و شکری عملی برای نعمت جمهوری اسلامی است، لذا همه ما در هر کجا که هستیم باید سعی کنیم خدمت بیشتری به مردم ارایه کنیم.
رئیس كمیسیون اصل ٩۰ مجلس با ادعای اینكه "فتنه گران قصد دارند كه جریان فتنه را احیا كنند"، مدعی شد "ملت به آنها اجازه چنین كاری نداده و به مقابله با جریانهای انحرافی انقلاب خواهد پرداخت."
به گزارش فارس، ابراهیم نكونام طی گفتگویی با این خبرگزاری، حامیان حکومت در راهپیمایی ٢٢ بهمن امسال را مردم خواند و حضور آنها را "با شکوه" پیش بینی کرد و گفت: مسلما ملت ایران در راهپیمایی امسال نیز با اعجاز حضور خود در صحنه، استكبار جهانی و مزدوران داخلی آنها را مأیوس خواهند كرد.
وی افزود: ملت ایران همواره علیرغم همه مخالفتها، فشارها و تحریمها با حضور خود در صحنه متعدد حمایت از نظام، سد شكن صدور فرهنگ انقلاب اسلامی در اقصی نقاط جهان بوده است.
نکونام مدعی شد: امروز حركاتی انحرافی برای به انحراف كشاندن انقلاب و مردم از سوی كسانی انجام میشود كه خود زندانی افكار عمومی هستند؛ امروز مزدوری جریان فتنه برای ملت ایران عیان شده است.
وی بدون اشاره به سرکوب و کشتار و فشارهای وارده بر مردم و معترضین و فعالان، ادعا کرد "فتنهگران از سعه صدر نظام سوء استفاده كردهاند و سران فتنه برای احیای خود و البته ابراز وجود برای سران خارج نشین فتنه به تكاپو افتادهاند، اما آنها باید بدانند كه اثر گذاری انقلاب در دهه فجر و به نام روز ٢٢ بهمن است. "
رئیس كمیسیون اصل ٩۰ مجلس در واکنش به تقاضای مجوز راهبران جنبش برای برگزاری تظاهرات حمایتی از مردم منطقه، مدعی شد "قطعا مردم با جریان فتنه كه خود را تحت عناوین جعلی همدل و همراه انقلابهای منطقه میدانند، برخورد خواهند كرد و كسانی كه خود ابزار دست استكبار و آمریكا هستند حق ندارند كه خود را قیام كننده علیه استكبار معرفی كنند. "
نكونام با "فتنه گر" خواندن فعالان جنبش، و ضمن تهدید راهبران جنبش سبز گفت "آنها قصد دارند كه جریان فتنه را احیا كنند، اما ملت به آنها اجازه چنین كاری نخواهد داد و قبل از اینكه مسئولان وارد شوند، ملتی كه صحنههای حماسی زیادی را در ٣٢ سال گذشته رقم زده، خودشان به مقابله با جریانهای انحرافی انقلاب خواهد پرداخت."
در شرایطی که دولت کودتا با اعمال فیلترینگ شدید اینترنت، توقیف فله ای مطبوعات مستقل، ارسال پارازیت بر روی شبکه های ماهواره ای و بازداشت هزاران تن از فعالان جنبش سبز در سرتاسر کشور سعی در انسداد کوچکترین منافذ آزاد اطلاع رسانی دارد ، ابتکارات مردمی در ایجاد کانال های جدید ارتباطی تا حدی توانسته است فضای بایکوت رسانه ای را بشکند.
بدون شک یکی از این روش های ابتکاری طرح ” اسکناس نویسی ” بود که در دو مقطع به طور گسترده باعث آشفتگی خاطر مسئولان امنیتی و فشار آنها بر سیستم بانکی برای جمع آوری اسکناس های شعار نویسی شده گردید ، اما ناتوانی بانکها در از رده خارج کردن اسکناس های سبز کارآمدی این نوع مبارزه مدنی را به همگان اثبات کرد .
جنبش سبز بطور هماهنگ و گسترده در طرح ” روز ملی اسکناس نویسی – ۱۷دی ” و همچنین طرح “ اسکناس نویسی نوروزی ” ظرفیت بالای خود را در این زمینه نشان داد. از مزیت های این طرح آنست که تمام اقشار جامعه می توانند از آن آگاه شوند، حتی افرادی که جز آنتن های معمولی تلویزیون، به هیچ وسیله ارتباطی دیگری دسترسی ندارند.
اکنون جنبش سبز ملت ایران در آستانه یک موقعیت حساس و تاریخی دیگر قرارگرفته است: راهپیمایی بزرگ 25 بهمن
اطلاع رسانی در رابطه با فراخوان رهبران جنبش سبز را باید بطور گسترده در سطح جامعه انجام داد. در کنار دیوار نویسی ، پخش شبنامه و اعلامیه و تراکت، اسکناس نویسی نیز می تواند نقش بسزایی داشته باشد .
رعایت نکات زیر در اسکناس نویسی میتواند باعث اثر گذاری بیشتر تلاش سبز شما شود:
-
مطلب را بصورت تیتر وار و کوتاه بیان کنید
-
از بیان مطالب ریز رسانه ای خودداری کنید ( مطالب عام که همه مردم در جریانش باشند)
-
از نوشتن شعار های تند خودداری کنید
-
به هیچ وجه در شعار نویسی ها مسائلی که با اعتقادات جامعه منافات دارد را حتی اگر مخالف نظر شخصی شماست ، ذکر نکنید
-
به هیچ وجه روی اسکناس ها طرح های خشونت آمیز ننویسید
-
سعی کنید مفاهیمی که سرشار از امید و شور آفرینی است را برای اسکناس نویسی انتخاب کنید به نحوی که اسکناس سبز شما ، سفیر امید در جامعه باشد
ندای سبز آزادی- بنا بر گزارشهای ارسالی از ایران در روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹ در زندان وکيلآباد مشهد ۱۰ نفر اعدام شدهاند که پنج نفر از آنها افغانی بودهاند.
به گزارش ندای سبز آزادی در همین رابطه کمپين بينالمللی حقوق بشر میگويد اتهام اعدامشدگان، «حمل و نگهداری مواد مخدر» بوده است.
بر اساس خبری که در وب سایت کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران درج شده «منابع موثق» به این کمپین خبر داده اند که در ماههای گذشته دهها زندانی متهم به «جرايم مواد مخدر» در زندان وکيلآباد مشهد، بيرجند و تايباد بهطور «مخفيانه و دستهجمعی» اعدام شدهاند.
اين گزارش افزوده اعدامهای ۱۸ بهمن «بدون اطلاع وکلا و خانواده اعدامشدگان و بدون اطلاع قبلی محکومين» اجرا شده است.
کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران میگوید در جريان اجرای اعدامهای مخفيانه در مشهد، «پزشکی قانونی مشهد روز قبل از اجرای حکم اعدام، گواهی وفات زندانیها را صادر میکند.»
این در حالیست که در ۲۹ آذر ۸۹ در زندان وکيلآباد مشهد ۱۰ نفر ديگر به طور «مخفيانه و دستهجمعی» اعدام شده بودند.
کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران همچنین نسبت به وجود «اعدامهای مخفيانه» در ديگر زندانهای ايران ابراز نگرانی کرده و افزوده آمارهای اعلام شده از سوی ايران «تنها بخشی از اعدامهايی است که اجرا میشود و آمارهای واقعی اعدامها در اين کشور به رسانهها اعلام نمیگردد.»
تابستان ۸۹ نيز احمد قابل، پژوهشگر دينی در ايران، تأييد کرد که در ١٧٠روزی که در زندان وکيلآباد مشهد حبس بوده، از طريق سربازان زندان متوجه شده که ۵۰ نفر در اين زندان به طور «دستهجمعی و مخفيانه» اعدام شدهاند.
طی چند ماه گذشته شمار اعدامها در ايران افزايش يافته است. بطوریکه آمارهای منتشر شده توسط منابع خبری بی طرف نشان می دهد که از تاريخ ۲۹ آذر ۸۹ تا ۱۱ بهمن ۸۹ در ايران دستکم ۱۲۱ نفر اعدام شدهاند.
در همین حال روز گذشته نیز جابر بانشی، دادستان شیراز خبر داد که بهزودی حکم اعدام سه محکوم پرونده قتل سرهنگ رسول قربانی، رئیس دایره جنایی پلیس آگاهی استان فارس، اجرا میشود. این مقام نیروی انتظامی، اسفند ١٣٨٨ در یک درگیری مسلحانه در شیراز کشته شد.
بنا به گزارشهای سازمانهای مدافع حقوق بشری بينالمللی، ايران با جمعيت ٧٠ ميليون از نظر تعداد اعدامها پس از کشور چين با جمعيت يک ميليارد و ٣٠٠ ميليون نفر قرار دارد اما با مبنا قرار دادن جمعيت در رتبه «نخست» قرار میگيرد.
ندای سبز آزادی: مهدی کروبی یکی از رهبران جنبش سبز ایران در گفتگوی اینترنتی خود با روزنامه نیویورک تایمز راهپیمایی روز 25 بهمن را آزمون بزرگی هم برای مخالفین دولت و هم برای حکومت ایران دانست.
به گفته مهدی کروبی راهپیمایی دوشنبه هفته آینده میزان واقعی حمایت مردم ایران از قیام مردم مصر و تونس را نشان خواهد داد. ضمن اینکه نحوه رفتار حکومت با برپا کنندگان تظاهرات روز 25 بهمن، هم راستی آزمایی ادعاهای حکومت ایران در حمایتش از قیام مردم مصر و تونس خواهد بود.
در ادامه این گفتگو مهدی کروبی قیام مردم مصر و تونس علیه حکومتهای خودکامه این کشورها را آیینه ای تمام نما از اعتراضات مسالمت آمیز مخالفین نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران دانست و گفت: " جنبش مردم مصر و تونس، جان دوباره ای به کالبد جنبش سبز ایران دمیده است که سال گذشته به شدیدترین نحو ممکن توسط حکومت سرکوب شد."
رئیس سابق مجلس شورای اسلامی در ادامه این گفتگو ضمن تاکید بر این نکته که هر نوع رویدادی که به پیروزی مردم مسلمان خاورمیانه علیه حکومتهای خودکامه آنان منجر شود به نفع جنبش سبز ایران است اظهار داشت: " چنانچه دولت با برگزاری راهپیمایی هواداران جنبش سبز برای حمایت از مردم مصر و تونس موافقت کند، مردم ایران در روز دوشنبه به جهانیان نشان خواهند داد که جنبش سبز نه تنها زنده است بلکه همچنان پویا و استوار به سوی آرمانهای رهایی بخش خود گام بر می دارد. در صورت همراهی حکومت ما شاهد قدرت واقعی جنبش سبز در روز دوشنبه 25 بهمن خواهیم بود. "
یکی از دو رهبر برجسته جنبش سبز ایران با تاکید بر این نکته که این روزها تمام رسانه های دولتی تلاش می کنند تا جنبش مردم مصر و تونس را قیام اسلامی بدانند گفت: " رسانه های حکومتی در ایران سعی دارند تا ریشه های این اعتراضات را در مقابله دولتهای غربی با گروههای اسلامی جستجو کنند و مشخصن به تقابل دولتهای غربی با گروه سیاسی اخوان المسلمین اشاره می کنند و همین رویکرد آنها باعث می شود تا حکومت بهانه ای برای مخالفت با این راهپیمایی نداشته باشد. "
امری که به گفته مهدی کروبی موجب تامین امنیت کسانی که قصد دارند در روز دوشنبه 25 بهمن در میدان آزادی تجمع مسالمت آمیزی داشته باشند، توسط نیروهای نظامی و امنیتی، خواهد شد.
او در ادامه این گفتگو به خبرنگار نیویورک تایمز گفت: " اگر حکومت اجازه برپایی این تظاهرات را به هواداران جنبش سبز ندهد، معنایش این خواهد بود که آنها بر خلاف شعارها و ادعاهای خود مبنی بر حمایت از مردم مصر و تونس، عمل می کنند و مواضع آنها در مواجه با رخدادهای اخیر کشورهای مصر و تونس و دیگر کشورهای مسلمان منطقه، صادقانه نیست. "
مهدی کروبی در این گفتگو در مواجه با این سئوال که آیا جنبش سبز ایران به نوعی دچار سرخوردگی شده است گفت: " هواداران جنبش سبز در ایران مطالبات اصلی خود که شامل آزادی بیان، آزادی اجتماعات و برگزاری یک انتخابات آزاد می شود را همچنان از طرق مختلف دنبال می کنند و به این ترتیب اطلاق سرخوردگی به این جنبش بی معناست. "
دبیر کل حزب اعتماد ملی در ادامه با اشاره به محدودیتهای سنگینی که ماموران حکومتی برای او و میرحسین موسوی یکی دیگر از رهبران جنبش سبز وضع کرده اند، از ملاقات دو باره خود با آخرین نخست وزیر ایران طی یک هفته گذشته خبر داده است و بر این نکته تاکید کرده است که هر دوی آنها خواستار برپایی یک راهپیمایی آرام و همراه با سکوت در روز دوشنبه ، 25 بهمن در میدان آزادی شده اند.
کروبی در این گفتگو پیروزی مردم مصر را دستاوردی بزرگ برای جنبش سبز ایران دانسته و معتقد است که در صورت پیروزی مردم مصر ، فشار سنگینی متوجه حکومت ایران خواهد شد. چرا که علاوه بر ترکیه مردم جهان شاهد پای گیری یک حکومت اسلامی دیگر که به دموکراسی احترام می گذارد، در منطقه خواهند بود.
کروبی گفت: " پیروزی مردم مصر نشان خواهد داد که حکومت ایران، نسبت به آرمانهای اصلی انقلاب 57 که اساس آن برگزاری انتخابات آزاد و احترام به حق تعیین سرنوشت توسط خود مردم با استفاده از مکانیزم انتخابات است، پسرفت داشته است نه پیشرفت. "
با این همه به عقیده رئیس سابق مجلس شورای اسلامی که معتقد به تقلب در نتایج انتخابات ریاست جمهوری در دو دوره گذشته است، شکست مردم مصر تاثیر چندانی بر روند حرکت جنبش سبز در ایران نخواهد گذاشت .
او می گوید: " البته شکست مردم مصر می تواند بر جنبش سبز ایران هم تاثیر بدی بگذارد اما این تاثیر آنقدر قوی نیست که حرکت آزادی خواهانه ما را متوقف کند. چرا که آزادی و آزادی خواهی از اصلی ترین خواسته های مردم ایران است و آزادی یکی از اصلی ترین وعده های انقلاب 57 ایران بود که هنوز محقق نشده است. "
ندای سبز آزادی: دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه آزاد و مهرگان شهرستان محلات در حمایت از راهپیمایی در روز 25 بهمن ماه علیه استبداد ودیکتاتوری بیانیه را صادر کردند.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی، جمعی از دانشجویان و فعالین سیاسی اصلاح طلب شهرستان محلات با صدور بیانیه ای ضمن حمایت از بر گزاری این راهپیمایی در روز 25 بهمن ماه ، نسبت به حضور پرشور خود در مسیر اعلام شده در تهران نیز تاکید داشته اند.
متن این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل میباشد:
ِبسمِ الله قاسِم الجَبارين
حال که یک بار دگر نسیم آزادی و بیداری در بین آحاد مردم آزادیخواه منطقه وزیدن گرفته و موجب خروش ملت های زیر سلطه حاکمان دیکتاتور خود گشته وانقلابی عظیم را در منطقه نوید می دهد ، ما جمعی از دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه آزاد و مهرگان شهرستان محلات به همراه جمع کثیری از فعالین سیاسی و اصلاح طلب این شهرستان ضمن استقبال از برگزاری این راهپیمایی پرشکوه در روز 25 بهمن ماه یک بار دیگربا حضور پرشور خود فریاد سبز آزادیخواهی و انزجار خود از حکومت های دیکتاتور را سر خواهیم داد.
و همگام با دیگر مردم تهران وبا حضوری سبز در مسیر میدان امام حسین به سمت میدان آزادی وبا شعار مرگ بر دیکتاتورهمگام با دیگر آزادیخواهان منطقه خواسته خود را که همان برقراری آزادی ، عدالت و برابری و نابودی حکومت های دیکتاتورهست را به گوش جهانیان و مدافعین حقوق بشر رسانده ، واعلام میداریم که ملت ایران نیز هیچگاه سلطه حکومت های غیر مردمی را بر خود نیز نمی پسندد وتا نابودی نظام سلطه دیکتاتور مئاب حاکم، آرام نخواهد نشت.
و همچنین تمام تلاش خود را نیز برای اطلاع رسانی گسترده و دعوت همه جانبه در این حرکت خودجوش و فراگیر انجام خواهیم داد.
جمعی از فعالین سیاسی و دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه آزاد و مهرگان شهرستان محلات
ندای سبز آزادی: یکی از خصوصیات ادبیات وبلاگها این است که یک نکتۀ مهم را می توانند در چند خط به خواننده تحویل بدهند. به این یادداشت از وبلاگ رتوریک توجه کنید:
امضای سند دیکتاتوری
ملتهای منطقه از شباهتهایشان انرژی کسب کرده و سعی میکنند از هم یادبگیرند اما دیکتاتورها از سوی دیگر تلاش در کتمان این شباهتها دارند یا حداقل سعی میکنند نقش متفاوت بودن را بازی کنند. شاید برای همین باشد که از تریبونهای رسمی در مذمت استبداد صحبت شد، از انتخابی بودن تمام ارکان نظام و حق منتخبین مردم برای عزل و نصب همه مقامات سخن رفت. چیزی که پیش از این حتی در سخن هم خارج از صلاحیت مردم اعلام میشد.
فارغ از قضاوت افکار عمومی کشور و جهان در مورد این مشابهتها، به نظرم میرسد مخالفت با درخواست رهبران جنش سبز ایران برای اعلام همبستگی با جنبش مردم خاورمیانه علیه استبداد، به هر شکل و بهانهای و یا برخورد با آن نشان از این است که صاحبان قدرت، سندِ عضویتِ رسمیشان در باشگاه دیکتاتورهای منطقه را خودشان امضا کردهاند.
ندای سبز آزادی: زهرا رهنورد در دیدار با خانواده ابوالفضل قدیانی، از زندانی های حوادث پس از انتخابات، ضمن تجلیل از مبارزات این زندانی سیاسی، مقاومت و مبارزه همسر وی را که او نیز از زندانیان رژیم ستمشاهی بوده، ستود و گفت: «آقای قدیانی، مبارزی است که کلامش، حضورش، قلمش و قدمش موجب اعتلا و سرفرازی جنبش سبز است و همسر ایشان خانم فاطمه رحیمی که سه سال در زندان های شاه زندانی بوده، از نمادهای مقاومت و استواری زنان این سرزمین است.»
به گزارش خبرنگار کلمه، رهنورد در این دیدار همچنین ابراز امیدواری کرد: در آستانه ۲۲ بهمن، بخشی از حاکمیت که پیوسته مشغول سرکوب و اعدام و زندانی کردن انسان ها به بهانه های مختلف است، دست از رفتار خشن خود بردارد و از سرنوشت دیکتاتورهای منطقه درس بگیرد.
وی افزود: اقتدارگرایان بهتر است هم زمان نیز اقداماتی برای تالیف قلوب انجام دهند. رهنورد مهم ترین اقداماتی را که می تواند موجب توجه قلوب مردم به حاکمیت شود، عفو عمومی برای ایرانیان داخل و خارج کشور و آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز و ایجاد امنیت با قطع بازجویی ها و پرونده سازی ها برای همه مردم ایران، آنها که در داخل و یا خارج از کشور به سر می برند، عنوان کرد.
ابوالفضل قدیانی که عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است، با حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری و صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
وی در دادگاه خود با تاکید بر وقوع کودتای انتخاباتی، به قاضی مقیسه گفته بود که احمدی نژاد را رئیس جمهور نمیداند و او را دروغگو و ریاکار می داند.

ندای سبز آزادی: فرج الله سلحشور سخنان مسعود کیمیایی در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر درباره جعفر پناهی را «دفاع از یک خائن» دانست و گفت که «۹۰ درصد فیلم های مسعود کیمیایی در سطح آبگوشتی است.»
مسعود کیمیایی، کارگردان سرشناس ایرانی در مراسم افتتاحیه بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر خواستار تجدید نظر قوه قضائیه در حکم جعفر پناهی، کارگردان سینمای ایران شد. او گفت: «من با کمال فروتنی و تواضع با این ۷۰ سال سن ام از قوه قضائیه میخواهم تجدید نظری در حکم جعفر پناهی کند.»
آقای سلحشور، کارگردان سریال یوسف پیامبر، روز دوشنبه با حمله به مسعود کیمیایی گفت: «کیمیایی با دفاع از جعفر پناهی ثابت کرد که سنگ دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به سینه میزند.»
وی افزود «جعفر پناهی خانه خود را در اختیار دشمنان انقلاب گذاشته بود و هیچ یک از آثارش در دفاع از این مرز و بوم نبود و بیشتر برای جلب جشنوارههای خارجی فیلم میساخت.»
سلحشور همچنین با اعتراض به برگزاری مراسم تقدیر از مسعود کیمیایی در مراسم افتتاحیه جشنواره فجر گفت: «کیمیایی جنازه قیصر را ۴۰ سال است که به دوش گرفته و آیا درست است که در جشنواره فیلم فجر از او تقدیر و برایش بزرگداشت برگزار کنند؟»
او ادامه داد «بعضیها میگویند که مسعود کیمیایی پدر سینمای بومی ایران است که این الحاقها اشتباه است، چرا که مسعود کیمیایی فیلم آبگوشتی ساخته و بیش از ۹۰ درصد از کارهای سینمایی او در همین سطح هستند. اگر فرهنگ و تاریخ مردم ایران چاقو کشی، قمه زنی و لات بازی باشد بله درست است آقای کیمیایی پدر همین سینما هستند ولی کشور ایران سابقه تاریخی و فرهنگی فراوانی دارد و نمیتواند مسعود کیمیایی پدر سینمای بومی ایران باشد.»
سلحشور در پایان گفت: «اگر بیاییم آثار کیمیایی را بررسی کنیم هیچ خبری از اخلاق، تفکر و فرهنگ اسلامی و ایرانی را در کارهای کیمیایی نمییابیم و بیشتر آثارش ترویجگر لات و لاتبازی و چاقو کشی است.»
فرج الله سلحشور که از فیلمسازان نزدیک به دولت ایران است، در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران از محمود احمدی نژاد حمایت کرد و درباره فیلم های تبلیغاتی دو نامزد ریاست جمهوری گفت: «احمدی نژاد در فیلمش صادقانه حرف زد، و موسوی عوامفریبانه.»
وی روز یکشنبه ۱۵ فروردین محکوم شد به اینکه فیلمنامه سریال یوسف پیامبر را از اثر شهابالدین طاهری، نویسنده کتاب و فیلمنامه دو جلدی یوسف صدیق کپیبرداری کرده است.
ندای سبز آزادی: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جهل و ناآگاهی را یکی از مهمترین عوامل عقبماندگی و نیز ظلم و ستم دانست و تصریح کرد: ملت ایران پیشگام مبارزه در جهت احقاق حقوق خود بوده است و با گسترش آگاهی مردم نسبت به حقوق و مطالبات خود، آیندهای بهتر از امروز را برای ملل محروم و تحت ستم نوید میدهد.
به گزارش ایسنا، آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از اعضای کانون بازنشستگان حزب اسلامی کار، متشکل از بازنشستگان فرهنگی و سایر اقشار بازنشسته کشور با گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، تصریح کرد: به نظر میرسد که گسترش آگاهی در میان ملتهای منطقه نسبت به حقوق خود، حرکت مبارکی را در سراسر خاورمیانه رقم زده است که امیدواریم با هوشیاری مردم و جریانهای دخیل آن و نیز عقلانیت به خرج دادن رژیمهای حاکم، شاهد گسترش عدالت و آزادی و استقلال ملتهای مسلمان باشیم.
رییس مجلس خبرگان رهبری، جهل و ناآگاهی را یکی از مهمترین عوامل عقبماندگی و نیز ظلم و ستم دانست و با اشاره به اینکه ملت ایران پیشگام مبارزه در جهت احقاق حقوق خود بوده است، تاکید کرد: با گسترش آگاهی مردم نسبت به حقوق و مطالبات خود، آیندهای بهتر از امروز را برای ملل محروم و تحت ستم نوید میدهد.
هاشمی رفسنجانی با اشاره به انقلاب اسلامی و پیشرفتهای حاصل شده بعد از انقلاب، نقش فرهنگیان را برای جهلزدایی و گسترش علم و دانش در کشور مهم دانست و تاکید کرد: شما بازنشستگان فرهنگی، دین بزرگی به مردم و مسوولان کشور دارید و شایسته است که سهم بیشتری از زندگی بهتر را نیز داشته باشید.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به گسترش درآمدهای کشور در سالهای گذشته، تاکید کرد: به نظر نمیرسد با توجه به منابع خدادادی مادی، معنوی و انسانی موجود در کشور، تامین حداقل زندگی سالم و سعادتمند برای مردم از سوی مدیران کشور کار دشواری باشد.
وی همچنین از تلاش حزب اسلامی کار نیز در جهت اعتلای سیاسی و فرهنگی نیروهای کار قدردانی کرد.
در ابتدای این دیدار، خانم جعفری مسوول کانون بازنشستگان حزب اسلامی کار، گزارشی از نحوه شکلگیری و فعالیتهای این تشکل در جهت استفاده از تجربه و نظرات بازنشستگان کشور در جهت بهبود زندگی آسان ارائه کرد.
در ادامه گروه سرود این تشکل به اجرای برنامه در مدح مولای متقیان علی (ع) و عظمت ایران پرداختند.
همچنین آقایان دکتر وحید حیدری و مهدی بیانی به مناسبت ایام مبارک دهه فجر، اشعاری در رثای شهدا و ایثارگران کشور ارائه کردند.
ندای سبز آزادی: سخنگوی قوه قضائیه ایران در ارتباط با درخواست رهبران مخالفان دولت از وزارت کشور برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از قیام مردم مصر و تونس درخواست آنها را «نوعی ایجاد تفرقه» دانست.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، غلامحسین محسنی اژهای که روز چهارشنبه در حاشیه سفر استانی رئیس قوه قضائیه به استان هرمزگان سخن میگفت افزود: «این اقدام صرفاً یک اقدام سیاسی است و مردم ما هشیار هستند و هرجا که ضرورت داشته باشد با اقداماتی که از مراجع قانونی انجام میشود به دشمنان پاسخ میگویند.»
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در نامهای مشترک به وزارت کشور، خواستار صدور مجوز برای برگزاری راهپیمایی در حمایت از جنبشهای اعتراضی در مصر و تونس علیه حکومتهای استبدادی این کشورها شدهاند.
آنها در این نامه، با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، زمان و محل برگزاری این راهپیمایی را ساعت سه بعدازظهر روز ۲۵ بهمن و از میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران اعلام کردهاند.
محسنی اژهای در واکنش به این اقدام رهبران مخالفان دولت اظهار داشت: «اگر فردی واقعا انگیزه حمایت از مردم غیور مصر را داشته باشد، همراه با همه افراد جامعه در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهد یافت.»
دادستان کل کشور در ادامه گفت: «درخواست این مجوز برای راهپیمایی جداگانه، جداکردن راه این افراد از مردم است.»
وی خطاب به میرحسین موسوی و مهدی کروبی افزود: «اگر شما میخواهید واقعا در جهت حمایت از مردم تونس و مصر کاری انجام دهید، همراه با ملت انجام دهید چراکه این درخواست، نوعی ایجاد تفرقه است و این که با چه انگیزهای انجام میگیرد معلوم است.»
درخواست مجوز راهپیمایی ۲۵ بهمن با استقبال جبهه مشارکت، از احزاب اصلاحطلب، روبهرو شده و وبسایتهای نزدیک به اصلاحطلبان تاکنون با استفاده از شبکههای اجتماعی، اقدام به انتشار اخبار مرتبط با این راهپیمایی و گشایش صفحات فیسبوک و توئیتر کرده و تاکنون هزاران نفر در این صفحات ثبت نام کردهاند.
در همین زمینه اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی، در گفتوگو با وبسایت «جرس»، با ابراز امیدواری نسبت به صدور مجوز راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن، گفت که «عدم موافقت با این درخواست، نشانه این خواهد بود که حکومتداران ایران تا چه حد از ابراز عقیده مردم ایران میترسند و نگران هستند که میزان حمایت ایرانیان از جنبش سبز آشکار شود.»
از سوی دیگر، روزنامه کیهان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی میرحسین موسوی و مهدی کروبی را «دستاندرکاران فتنه»، «سرمایه اسرائیل» و «مزدور» نامیده و نوشت: «آنها میدانند امکان احیای فتنه و آشوب را ندارند و صرفاً با صدور نامه و بیانیه میخواهند به جریان فشار پیام دهند که تحرک مورد نظر آنها را به اجرا گذاشتهاند تا اندکی از بار تحقیرها مبنی بر این که موسوی و کروبی بیعرضه و بیخاصیت هستند کاسته شود.»
دولت جمهوری اسلامی ایران در نزدیک به ۲۰ ماهی که از برگزاری انتخابات مناقشهبرانگیز ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ میگذرد، به مخالفان اجازه برگزاری راهپیمایی نداده است. آخرین راهپیمایی جنبش سبز روز ۲۲ بهمن سال گذشته برگزار شد.
منابع خبری ندای سبز آزادی از اختلاف شدید نهادهای اطلاعاتی برای سخنرانی محمود احمدی نژاد در مراسم ساگرد ۲۲ بهمن خبر می دهند.
سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با بیان این نکته که سخنرانی احمدی نژاد در روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸ در میدان ولی عصر باعث تحریک مردم بر علیه وی شده بود اعتقاد دارد که سخنرانی رئیس دولت در مراسم سالگرد ۲۲ بهمن به دلیل ادبیات خاص آقای احمدی نژاد به تحریک مردم و حضور بیشتر در راه پیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن منجر خواهد شد.
در میان بدنه وزارت اطلاعات هم در این مورد دو دستگی وجود دارد. گروهی مطابق دیدگاه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه به مقامات مسئول توصیه کرده اند که بهتر است احمدی نژاد در روز ۲۲ بهمن در تهران نباشد و به سفر استانی برود. اما گروه دیگری که دیدگاه نزدیک به دفتر رئیس دولت دارند ترجیح می دهند که احمدی نژاد سخنران مراسم ۲۲ بهمن امسال باشد.
دیدگاه مصلحی وزیر اطلاعات فعلی به دیدگاه گروه دوم نزدیک است. او معتقد است هرگونه کوتاه آمدن در مقابل خواست مخالفان موجب تضعیف بیشتر خواهد شد و تلقی اینگونه خواهد بود که دولت توان جمع کردن بحران را ندارد.
سخنرانی ۲۴ خرداد احمدی نژاد همان سخنرانی معروفی است که مخالفان را در جمع ۳۰ هزار طرفدار خود به "خس و خاشاک" تعبیر کرده بود. در فردای آن روز یعنی در ۲۵ خرداد ۸۸، شهروندان تهرانی مسیر میدان امام حسین تا میدان آزادی را با پرچم های سبز طی کردند. محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، در جمع نمایندگان مجلس تعداد تظاهرکنندگان ۲۵ خرداد را مطابق برآوردهای شهرداری، ۳ میلیون نفر برآورد کرده بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر